مجله شماره سی ام      

 سه شنبه 21 مهر 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

دانستنی های مدیریت

نکات مدیریتی

 ●مدیریت ژاپنی

 ●کلید هدایت

 ●مدیریت بر مبنای هدف

 ●زن غربی و مسلمان

 ●مطالب جالب درباره مطالعه ( بخش دوم )

تست خودشناسی

چگونگی اداره دانشگاه های معتبر دنیا

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ 197 لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ 198 ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 199 فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ 200 وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ 201 أُولَـئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ 202

ترجمه فارسي مکارم

حج، در ماه‏هاى معينى است! و كسانى كه (با بستن احرام، و شروع به مناسك حج،) حج را بر خود فرض كرده‏اند، (بايد بدانند كه) در حج، آميزش جنسى با زنان، و گناه و جدال نيست! و آنچه از كارهاى نيك انجام دهيد، خدا آن را مى‏داند و زاد و توشه تهيه كنيد، كه بهترين زاد و توشه، پرهيزكارى است! و از من بپرهيزيد اى خردمندان! 197 گناهى بر شما نيست كه از فضل پروردگارتان (و از منافع اقتصادى در ايام حج) طلب كنيد (كه يكى از منافع حج، پى ريزى يك اقتصاد صحيح است) و هنگامى كه از عرفات‏ كوچ كرديد، خدا را نزد مشعر الحرام‏ ياد كنيد! او را ياد كنيد همان‏طور كه شما را هدايت نمود و قطعا شما پيش از اين، از گمراهان بوديد 198 سپس از همان‏جا كه مردم كوچ مى‏كنند، (به سوى سرزمين منى) كوچ كنيد! و از خداوند، آمرزش بطلبيد، كه خدا آمرزنده مهربان است! 199 و هنگامى كه مناسك (حج) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانند يادآورى از پدرانتان (آن‏گونه كه رسم آن زمان بود) بلكه از آن هم بيشتر! (در اين مراسم ، مردم دو گروهند:) بعضى از مردم مى‏گويند: خداوندا! به ما در دنيا، (نيكى) عطا كن! ولى در آخرت، بهره‏اى ندارند 200 و بعضى مى‏گويند: پروردگارا! به ما در دنيا (نيكى) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاه دار! 201 آنها از كار (و دعاى) خود، نصيب و بهره‏اى دارند; و خداوند، سريع الحساب است 202

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت     
علوی      

 

 

فصل ششم :

 ارزشيابى شايستگى كاركنان

 

 

 

 

 

مقدمه
با يك نگرش جامع و سيستمى به سازمان و مديريت ، به اين نكته مى رسيم كه اثر بخشى و موفقيت سازمان زمانى محقق خواهد شد كه همه منابع و امكانات سازمان اعم از سرمايه ، مواد اوليه ، تجهيزات و ابزار و نيز منابع انسانى ، به صورت صحيح و مناسب تركيب و تلفيق شوند. در ميان همه منابع و امكانات سازمان ، منابع انسانى جايگاهى ويژه و نقشى منحصر به فرد دارد.
دليل اهميت ويژه عامل انسانى در سازمان اين است كه انسان مهم ترين و مؤ ثرترين عامل در جهت دستيابى به اهداف سازمانى به شمار مى رود؛ زيرا نيروى انسانى به عنوان طراح و مجرى سيستم ها و فرايندهاى سازمانى عمل مى كند، و مديران منابع انسانى سعى در ارائه برنامه هايى جهت هماهنگى بين اهداف سازمان و هدف هاى نيروى انسانى داشته و براى تاءمين اهداف سازمانى تلاش مى كنند.
مديريت منابع انسانى ، يكى از ظريف ترين ، دقيق ترين و پيچيده ترين نوع مديريت ها است ، و از جايگاه و اهميت خاصى در سازمان برخوردار مى باشد. همين اهميت باعث شده كه امروزه مديريت منابع انسانى به عنوان يكى از شريان هاى مهم و حياتى سازمان محسوب شود.
هدف اصلى مديريت منابع انسانى در هر سازمان ، كمك به عملكرد بهتر سازمان به منظور دستيابى به اهداف سازمانى است ؛ و اگر چه وظيفه اصلى مديريت منابع انسانى ، رسيدگى به امور مربوط به كاركنان است ؛ ليكن تصميم گيرى ها و عملكرد مديران منابع انسانى به طور مستقيم در ميزان اثر بخشى سازمان و دسترسى آن به اهداف پيش بينى شده تاءثير مى گذارد.
مديران منابع انسانى و مسئولان امور پرسنلى ، وظايف و مسئوليت هاى متعددى دارند كه در ميان آن ها، ارزشيابى شايستگى كاركنان سازمان ، يكى از مهم ترين و حساس ترين آن ها است ؛ چرا كه ميزان موفقيت سازمان در رسيدن به هدف ها ارتباط مستقيم و تنگاتنگ با نحوه عملكرد نيروهاى انسانى دارد. بنابراين ، بررسى عملكرد كاركنان و ارزشيابى شايستگى آنان از جايگاهى ويژه در مديريت منابع انسانى برخوردار است .
ارزشيابى شايستگى كاركنان عبارت است از: فرايند تعيين ميزان لياقت و توانايى كاركنان ، از لحاظ انجام دادن وظايف و قبول مسئوليت هاى مختلف در سازمان . اين فرايند يكى از مسائل بسيار مهم و حساسى است كه سازمان و مسئولان ، با آن رو به رو هستند. فرايند ارزشيابى و اخذ اطلاعات در مورد نحوه انجام دادن كار افراد، به منظور كمك به توسعه و پيشرفت آن ها، فرايندى است كه از زمان كودكى آغاز مى شود و افراد از همان آغاز زندگى همواره به صورت هاى مختلف و از جانب افراد گوناگون مورد ارزيابى قرار مى گيرند.
هر كس نخستين بار از سوى والدين خود مورد ارزيابى قرار مى گيرد. والدين با ارزشيابى فرزندان خود، و اتخاذ شيوه هاى مبتنى بر تشويق و تنبيه ، در تربيت مطلوب آنان سعى مى كنند. بنابراين ، كودك از همان آغاز مى آموزد كه اگر كارهاى درست انجام دهد و رفتارهاى مطلوب داشته باشد مورد تشويق قرار مى گيرد، و اگر كارهاى خلاف انجام دهد و رفتار نامطلوب پيشه كند توبيخ و تنبيه مى شود.
كودك در مرحله بعد، يعنى هنگامى ورود به مدرسه و همزمان با تحصيل ، به گونه اى ديگر در معرض سيستم هاى رسمى ارزشيابى قرار مى گيرد. بعد از آن نيز، به صورت هايى ديگر مورد ارزيابى و سنجش واقع مى شود.
با وجود اين مديران و مسئولان سازمان و يا متخصصان و كارشناسان مسائل نيروى انسانى ، همواره سعى مى كنند تا سيستم هاى بهتر و مؤ ثرترى براى ارزشيابى صحيح و اصولى كاركنان طراحى و اجرا كنند، هنوز هم مديران و كسانى كه وظيفه ارزشيابى كاركنان را بر عهده دارند، از روش ها و سيستم هاى ارزيابى ، اصولا به خاطر نامطلوب و نامناسب بودن چگونگى و پيامدهاى آن هاست ؛ و اين عدم مطلوبيت دلايل متعددى دارد. شايد اصلى ترين دليل آن ، پيچيدگى و حساسيت فرايند ارزشيابى است كه باعث شده تا كارشناسان و متخصصان طراحى و اجراى سيستمى جامع و دقيق براى ارزشيابى كاركنان ناتوان باشند. از ديگر مشكلاتى كه اثر بخشى نظام هاى ارزشيابى را با مشكل مواجه مى كند، وجود انواع مسائل و مشكلات ساختارى است كه منصفانه و عادلانه بودن ارزيابى ها را با شك و ترديد مواجه مى سازد.
اين مشكلات باعث شده است كه برخى از صاحب نظران نه تنها بيش تر سيستم هاى ارزشيابى را فاقد ايجاد انگيزه در كاركنان دانسته و آن ها را متضمن آموزش و پيشرفت در كاركنان ندانند؛ بلكه معتقدند كه اين سيستم ها باعث بروز تضاد در سازمان شده و عواقب ناخوشايندى براى سازمان در پى خواهد داشت .
مساءله ديگرى كه در ارزشيابى شايستگى كاركنان مشكلاتى را به دنبال دارد، شاخص هايى مثل فرهنگ ، عوامل فرهنگى ، به ويژه تفاوت هاى فرهنگى است . همان طور كه عناصر مختلف فرهنگى مثل اعتقادات ، باورها، آداب و رسوم و ارزش هاى افراد، نقش مهمى در شئون مختلف زندگى آن ها دارد؛ در سازمان نيز نبايد نقش مؤ ثر و سرنوشت ساز آن ها را ناديده گرفت ؛ به ويژه در كارهايى مثل ارزشيابى كه با انسان و شخصيت او مرتبط بوده و نقش مسائل فرهنگى در آن ، غير قابل انكار است .
تحقيق در مورد ارزشيابى شايستگى كاركنان به منظور يافتن روش هاى مطلوب و نيز تعيين معيارهاى متناسب با فرهنگ غنى اسلامى ، براى ارزشيابى كاركنان در سازمان هاى مختلف جامعه اسلامى يك ضرورت است .

 

 

جمله      
 مديريتی    

 

 

يك روز هم كار نخواهی كرد اگر...

 

 

 

كاری را برگزين كه دوست داری، تو هرگز يك روز هم در زندگی كار نخواهی كرد.


شرح : كاری را بايد انتخاب كنيم كه عشق، علاقه و تفريح ما باشد. كار اگر صرفاً برای انجام وظيفه باشد و درآمد پول، خسته كننده می شود. كم و زياد شدن درآمد روی نحوه كاركردن تاثير خواهد گذاشت. اگر كار از روی علاقه و عشق باشد درآمد هم به دنبال خواهد داشت.
 

كنفوسيوس

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:


آیة المنافق ثلاث : اذا حدث كذب واذا وعد اخلف واذا اؤتمن خان .

 

نشان منافق سه چیز است : 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خیانت نماید .



(صحیح مسلم،كتاب الایمان،ح 89)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

 

به يك نفر با قوه تخيل قوی نيازمنديم

 

 

بعد از چند هفته از استخدام يك مرد جوان، مدير منابع انسانی شركت او را به دفتر خود فرا خواند.
مدير پرسيد: اين يعنی چه؟ هنگام استخدام تو گفتی كه 5 سال سابقه كار داری. اما حالا فهميديم كه اين اولين كار توست و اصلاً سابقه كار نداری.
مرد جوان پاسخ داد: خب در آگهی استخدام گفته بوديد كه يك نفر با قوه تخيل قوی مي خواهيد.

 

 

حکايت     
مديريتی    

 

 

بهترين تفريح انجام كار مورد علاقه است

 

 

مارك البيون (mark albion) در كتاب خود تحت عنوان ساختن زندگي و امرار معاش، درباره يك مطالعه آشكاركننده از سوداگراني مي نويسد كه دو مسير كاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصيل دانشگاهي طي كرده اند. وي چنين مي گويد:
يك بررسي از فارغ التحصيلان دانشكده بازرگاني، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصيلان به دو گروه تقسيم شدند.
گروه الف: كساني بودند كه گفته بودند مي خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر كار خواستند بكنند. يعني اول مشكلات مالي خود را حل و فصل كنند، بعداً به امور ديگر زندگي بپردازند.
گروه ب : شامل كساني بود كه ابتدا به دنبال علاقه واقعي خود بودند و اطمينان داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن مي آيد.
چه درصدي در هر گروه وجود داشت؟
از 1500 فارغ التحصيل در مطالعه مورد نظر، كساني كه در گروه الف اول پول بودند 83 درصدكل يا 1245 نفر را تشكيل مي دادند. گروه ب اول علاقه واقعي يعني خطرپذيرها جمعاً 17 درصد يا 255 نفر بودند. پس از بيست سال 101 نفر ميليونر در كل اين دو گروه به وجود امده بود كه يك نفر از گروه الف و 100 نفر از گروه ب بودند.

 

 

دانستيهای   
 مديريت     

 

 

امروز روزی است که باید کاری ‌بزرگ را آغاز کنیم

 

 

یکی از این روزها، هیچ‌یک از این روزها نیست. امروز روزی است که باید کاری ‌بزرگ را آغاز کنیم. چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید. مدیریت یعنی تحقق اهداف با دیگران و از طریق دیگران. ما باید کاری کنیم که افراد، خودشان کار انجام ‌دهند، اما کاری که براساس خواسته‌های ما باشد.
سقف‌های موجود وضعیت کنونی خود را بشکنید‌: بهره‌وری یعنی همه جا فضای رشد است و محدودیتی وجود ندارد. آیا واقعا این‌طور است؟ باید قبول کنید واقعیت ‌همین است. با توجه به شرایط موجود همیشه محدودیت وجود دارد. اما در عالم این قابلیت وجود دارد که اگر ‌بخواهیم رشد کنیم، محدودیتی برای ما نباشد تا جلوی رشدمان را بگیرد. بهره‌وری افراد تابع آگاهی است. پس ‌بیایید سقف‌هایی را که ایجاد شده بشکنید، از آن‌ها فراتر بروید و به طور صحیح اقدام کنید تا بتوانید وضعیت ‌مطلوبی به‌وجود آورید. ‌وقتی آگاهی لازم را در مورد مدیریت زمان به‌دست آوردید، می‌توانید از زمان دیگران نیز برای پیشبرد اهداف ‌خودتان استفاده کنید.‌
شخصیت زمانی شما کدام است؟ ‌هر یک از ما یک شخصیت زمانی خاص داریم که در ابتدا باید شخصیت زمانی خود را بشناسیم. بعضی‌ها دقیقه نودی هستند؛ یعنی زندگی در بحران. بعضی‌ها بسیار صبورند و گذر زمان را اصلا شناسایی نمی‌کنند. بعضی‌ها ‌برعکس عجول هستند و عده‌ای دوست دارند عمیق شده و در موقعیت‌های مختلف تجربه کسب کنند و... عده‌ای ‌بیشتر در زمان گذشته زندگی می‌کنند و عده‌ای درست برعکس در آینده زندگی می‌کنند. عده‌ای نیز بیشتر در زمان ‌حال هستند. پس ابتدا خود را بشناسید و بدانید که چه شخصیت زمانی دارید، چرا که برنامه‌ریزی برای هر یک ‌از آن‌ها متفاوت است.‌
زمان پدیده‌ای سه بعدی است: اکثر ما زمان را یک بعدی می‌دانیم. اما زمان سه بعدی است؛ بعد اول حرکت است. زمان به طرف جلو است و ‌اصلا در اختیار ما نیست و نمی‌توانیم جلویش را بگیریم. بعدی از زمان که در اختیار ما نیست، طول زمان نامیده ‌می‌شود؛ اما ما عرض زمان را هم داریم، عرض زمان یعنی اینکه من می‌توانم کاری نیز انجام دهم؛ مثلا از نقطه A به نقطه B بروم و با خود یک کتاب می‌برم، بعضی‌ها ۱۰ کتاب می‌برند، بعضی‌ها به همراه کتاب یک محصول ‌هم می‌برند. پس افراد می‌توانند عرض زمان خود را گسترش دهند.
بعد سوم این است که ما به دنبال چه نتیجه‌ای ‌هستیم که به نقطه وحدت برسیم. پس یک محصول تابع طول زمان، ‌عرض زمان و عمق زمان در راستای یک هدف است و اینجاست که عرض زمان و عمق زمان ارزش پیدا ‌می‌کنند، چون در اختیار ماست. این عرض زمان است که ارزش می‌آفریند. بیاییم از این پس روی عرض زمان ‌کار کنیم، ولی هدفمند و دائم.عرض زمان تابع آگاهی و توانمندی افراد است و همه ما که این را می‌دانیم می‌توانیم به عمق زمان‌مان تسلط داشته ‌باشیم.‌
آیا زمان به طور یکسان در اختیار همه است؟ ‌پاسخ این است اگر تک بعدی ببینیم بله، ولی اگر زمان را سه بعدی ببینیم خیر. مهم‌ترین تفاوت آدم‌ها که عرض و ‌عمق زمان‌شان تغییر می‌کند، در آگاهی آن‌هاست. میزان، آگاهی افراد است که باعث می‌شود پکیج‌های زمانی ‌یکسانی نداشته باشند.‌

 

 

نکات       
مديريتی    

 

 

انواع رئيس!

 

 

 

در اين مطلب به معرفی بيست و يك نوع رئيس و ويژگيهای آن پرداخته شده است.


1- رئيس فداكار (Martyr Boss)
رئيس فداكار هر آنچه را به نفع شركت باشد انجام داده، مي دهد و خواهد داد. او روزهاي كريسمس، در روزهاي برفي پر از كولاك و روزهايي كه بيمار بوده، كار كرده است. او بعد از تصادف خودرو اش به مدت 5 هفته با دو پاي شكسته پياده به شركت رفت و آمد كرد. او هر شب بدون دريافت هيچ گونه مبلغ اضافي تا ساعت هشت بعد از ظهر در محل كارش مي ماند. شما چگونه با اين فرد رفتار مي كنيد؟ شما كاري جز گوش دادن انجام نمي دهيد. او احتمالا بعد از بازنشستگي هم اينجا خواهد بود. پس بهتر است از همان ابتدا نحوه كنار آمدن با اين فرد را ياد بگيريد.


2- رئيس داد و فريادكن (Screamer Boss)
رئيسي كه داد و فرياد مي كند فكر مي كند اگر صدايش را تا حد نامعقولي بلند كند به خواسته هايش مي رسد. صداي بلندتر، تعهد بالاتر. آخر و عاقبت اين رئيس چه خواهد بود؟ بسياري از مديران استخدام سردرگم داد زدن را با مهارتهاي مديريتي يكسان مي گيرند. فراتر از همه چيز داد و فرياد كن ها فقط مي خواهند بدانند كه مورد توجه قرار مي گيرند. آنها مي خواهند مورد تاييد قرار گيرند. اگر شما بتوانيد با اين رئيس كنار بياييد و احترام و اعتماد وي را جلب كنيد شايد بتوانید صداي او را پايين بياوريد.


3- رئيس دلهره آور (Fearmonger Boss)
كاركنان هر آنچه را كه رئيس دلهره آور مي گويد انجام مي دهند چرا كه از وي مي ترسند. او هميشه از تهديد براي ساكت نگهداشتن كاركنان استفاده مي كند. اين رئيس نرخ جابجايي كاركنان بالايي دارد و در نتيجه براي حفظ عامل ترس كاركنان را اخراج مي كند. كاركنان خوب او را ترك مي كنند و از كاركردن براي چنين آدم وحشتناكي امتناع مي كنند. رئيس دلهره آور دوام نمي آورد. نهايتا او كاركنانش را دچار تحليل رفتگي مي كند و سازمان نمي تواند با هزينه هايي كه او ايجاد مي كند سودآوري داشته باشد. سرنوشت، يقه او را خواهد گرفت.


4- رئيس استثمار كننده (Manipulator Boss)
معمولا به عنوان رئيس ماكياولي شناخته مي شود. اين نوع رئيس خيلي با هوش و خطرناك مي باشد. اين رئيس بسيار متمركز و با انگيزه بوده و همواره يك برنامه سري دارد. او به افراد به عنوان ابزاري براي رسيدن به هدف مي نگرد. دنيا هرم بزرگي است كه راس آن متعلق به اوست. او در راه رسيدن به قدرت افراد را له كرده و كنار مي زند. اگر شما براي چنين فردي كار مي كنيد مراقب پشت سر خود باشيد. بهترين راه اين است كه با او راحت و صادق باشيد. اطلاعات را بصورت داوطلبانه ارائه كنيد. رئيس شما مدتهاست فراموش كرده است كه دوستي چيست لذا تحت تاثير قرار خواهد گرفت.


5- رئيس سرهم كننده (Bumbler Boss)
رئيس سر هم كننده كودن ترين روساست. بهترين راه رفتار با اين رئيس اين است كه به او كمك كنيد ارتقا يابد. هنگامي كه آنها ارتقا يافتند براي ارتقا افراد تحت امرشان مديون هستند. دير يا زود مديران حماقت رئيس شما را خواهند ديد و او كله پا خواهد شد. البته پيروي از توصيه هاي او شما را يك استثمار كننده خواهد كرد. اما اگر نمي توانيد از زير سلطه او خارج شويد چرا هر دو رشد نكنيد؟ شما مسئوليتي در قبال آنچه كه در بالا اتفاق مي افتد نداريد.


6- رئيس سردرگم (Clueless Boss)
رئيس سردرگم احمق نيست، او بي سواد است. شايد كارش را در شركت تازه شروع كرده است و با فنآوري آشنا نيست و يا موقتا به دليل مسائل شخصي اطلاعات و دانش وي به روز نيست. رئيس سردرگم مي تواند رئيس خوبي باشد اما در حال حاضر از مسير خارج است (تو باغ نيست). بهترين راه براي كنار آمدن با اين رئيس اين است كه به او ياد بدهيم و سرعت او را افزايش دهيم. شما از اين كه او با چه سرعتي وارد جريان مي شود تعجب خواهيد كرد.


7- رئيس سنت گرا (محافظه كار) (Old Schooler Boss)
او درباره روزهاي خوب گذشته و درباره روشهايي كه كارها قبلا انجام مي شد زياده گويي مي كند. با اين حال اگر او در گذشته سنگر گرفته باشد قادر نخواهد بود كه در زمان حال كار كند. اين رئيس عليرغم مقاومتش جهت حركت به جلو داراي اطلاعات ذيقيمتي است كه مي تواند به نفع سازمان باشد. تا زماني كه او قادر است تغييرات اندك را در طول زمان و همراه با راهنمايي بپذيرد، صبور باشيد و به خاطر داشته باشيد كه جديد بودن الزاما به معناي بهتر بودن نيست بلكه متفاوت بودن است. ببينيد آيا شما مي توانيد او را به اين نتيجه برسانيد.


8- رئيس مطلق (God Boss)
رئيس مطلق ديوانه قدرت است. شما متوجه خواهيد شد كه يك پلاك طلاكوبي شده روي دفتر كار، ميز و صندلي درجه (رتبه) وي را جار مي زند. او ممكن است از آزاديهاي ظالمانه اي چون داشتن يك خدمتكار براي تميز كردن ماشين بر خوردار باشد. هنگامي چيزي از او مي پرسيد او به پلاك طلايي اشاره مي كند. ديگران اطمينان دارند كه اين رداي قدرت ناتوانيهاي وي را مي پوشاند. چگونه با اين رئيس كنار بياييم؟ او را بخندانيد. دستوراتش را اجرا كنيد و اين تصور كاذب را ايجاد كنيد كه كارها را به روش دلخواه او انجام مي دهيد. به خاطر داشته باشيد كه او هرگز ذهن شما را كنترل نمي كند.


9- رئيس نچسب (تفلون) (Teflon Boss)
اين رئيس تفلون به امور عمومي حساس است. هيچ گونه سرزنشي به او وارد نمي شود. او جواب سرراست به سئوالات نمي دهد. اگر چيزي غلط از آب دربيايد براي اينكه نشان دهد در آن وقت او جاي ديگري بوده است شواهد و مستندات بي نظيري را رو مي كند. اين رئيس بيشتر مايه مزاحمت است تا عامل خطر. در هنگام گفتگو با وي بهتر است تمام جزئيات را مدنظر داشته و گفتگوهاي خود را ثبت كنيد.


10- رئيس چي (What Boss)
اين رئيس همواره در عمل گم است. او بي ضرر است چون هيچگاه در دفتر كارش نيست. هنگامي كه او در دفتر كارش حضور دارد از وجودش بهره بگيريد. شما از فقدان عدالت احساس رنج خواهيد كرد. شما در يك اطاقك به مدت هشت ساعت در روز و پنج روز در هفته براي نصف حقوق او برده وار كار مي كنيد. بياد داشته باشيد هنگامي كه در زمين گلف است وضعيت بدتر است
.
 

 

ادامه دارد...

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

مديريت ژاپنی

 

 

 

كاركنان ژاپنی اغلب زياد مايل نيستند كه طرح و برنامه هاي سطوح بالاي رهبري را به خاطر ترس از ايجاد تعارض رد كنند و لذا به شدت متقاعد مي شوند كه با گروه تصميم گير همخوانی كنند.

در شركتهاي ژاپني غالب تصميمها در راس سازمان اتخاذ مي شود و سپس به ساير قسمتها تحميل مي گردد.

براي يك كارمند ژاپني بسيار اندوه بار خواهد بود كه چيزي برخلاف آنچه مدير ارشد وي در جايگاه بالاتري مي داند، اظهار كند.

يك كارمند ساده ژاپني در مقابل مدير خود نمي ايستد و با او رودررو مخالفت نمي كند.

يكي از چشم اندازهاي منفي مديريت ژاپني نظام استخدامي آن است.

ارتقاي مبتني بر ارشديت در سازمانهاي ژاپني قبل از هرچيز به رشد نسل جديد كاركنان كم تعهد منجر شده است.

ژاپني هاي جواني كه اجدادشان مشتاقانه 12 ساعت در روز كار می كردند امروز به دنبال مشاغلی هستند كه ساعات كار كوتاهتر داشته باشند.

مديريت ژاپنی اكنون مي رود كه به طور موشكافانه مورد انتقاد قرار گيرد.

 

چكيده :
تاكنون در مورد سبكهاي رهبري و مديريت ژاپني به عنوان بخشي از فنون نوآوري در دنيا زياد بحث شده است. مع هذا، جنبه هاي ديگري نيز از اين فرآيند رهبري ژاپني وجود دارد. در اين مقاله با بررسي و بازنگري ادبيات تحقيق، جنبه هاي متفاوت از رفتار رهبري ژاپني كه كمتر مورد تاكيد قرار گرفته به تصوير كشيده شده است:
تجسم گرايي يا ذهنيت گرايي (tatemae) در برابر واقع گرايي (honne) و فشار براي ايجاد هماهنگي و توازن و كاربرد يا كوزا (مافياي ژاپني= yakuza ) حلقه هاي كنترل كيفيت تصميم گيري، ارتقاء مبتني بر ارشديت، تحرك و جابجايي محدود درون سازماني، بازنشستگي اجباري، استفاده از كاركنان موقت و پاره وقت و تبعيض قائل شدن عليه زنان، نمونه هايي از اين رفتارها هستند.


مقدمه :
امروزه در بسياري از مطبوعات و جرايد مشهور به سبك رهبري ژاپني به عنوان سبك برتر نسبت به سبك رهبري غربي نگريسته شده است. در دهه 1950، علامت ساخت ژاپن براي هر بيننده چيزي جز خنده و تمسخر برجاي نمي گذاشت. بازارهاي آمريكا مملو از كالاهاي نامرغوب ژاپني بود. اما امروزه كالاهاي ژاپني به ويژه در بخش اتومبيل و الكترونيك توجه واحترام همگان را به خود جلب كرده است. موفقيت سبك رهبري ژاپني به كسري درآمد تجاري بين ايالات متحده و ژاپن منجر شده است (كاتزنشتاين 1991). بسياري آشكارا معتقدند اگر شركتهاي آمريكايي بخواهند از روشهاي ژاپني اقتباس و تبعيت كنند، بايد براي تمام مسائل خود راه علاج بيابند، كاري كه در گذشته اي نه چندان دور شركتهاي آمريكايي مجبور شدند بدان دست يازند. اين ديگر يك باور عمومي شده است كه ماحصل تبعيت شركتهاي آمريكايي از اصول رهبري ژاپني ، آمريكائيها را قادر خواهد ساخت كه بهره وري را تدريجاً افزايش دهند و كيفيت و روحيه را ميان كاركنان بهبود بخشند. ولف (1983) با بررسي مشاهدات، متوجه خلاء و نقص در اين باور عمومي كه منعكس كننده برتري فلسفه رهبري ژاپني نسبت به فلسفه رهبري غربي است، گرديد. وي ادعا كرد كه اين فلسفه نگاهي تحريف آميز به موقعيت واقعي است و اين افسانه (فلسفه غالب) توسط صاحبان شركتهاي ژاپني عنوان شده است. ژاپني ها ايــن افسانه را براي متقاعدكردن غيرژاپني ها مــــي سرايند كه فنون رهبري آنها برتر است در صورتي كه به واقع اين فريبي بيش نيست. اگرچه بخشهايي از فلسفه رهبري ژاپني مي تواند در برخي شركتهاي آمريكايي كاربرد داشته باشد اما تلاش براي تبعيت از كل فلسفه آنان اشتباه است (ز‏مك 1981).
اينك رسانه ها دست به توصيف روي ديگر رهبري ژاپني زده اند و مي نويسند ژاپن نه يك مدينه فاضله و نه يك جهنم كار است. ژاپن مثل هر جامعه ديگر، نقاط قوت و ضعفهايي دارد. داستانهاي روزنامه ها بيان كننده اين مسئله هستند كه چطور بچه هاي يازده ساله ژاپني دست به خودكشي مي زنند (مرگ ناشي از كار زياد) و چگونه خانواده ژاپني به دليل شرايط كاري ، فشار، انتقــالات شغلي و سيستم هاي غيرمنعطف آموزشي آشكارا از هم مي پاشد.
در اين مقاله به منظور بررسي و كاوش مشكلات و نقاط ضعف فنون رهبري ژاپني، مسائلــي چون: فرآيندهاي تصميم گيري، حلقه هاي كنترل كيفيت، ارتقاء مبتني بر ارشديت، جابجايي و انتقال محدود درون سازماني، بازنشستگي اجباري، استفاده از كاركنان موقت و پاره وقت، تبعيض عليه زنان و مفاهيم روانشناختي چنين رفتار رهبري كه كمتر مورد تاكيد واقع شده، مورد بازنگري قرار مي گيرد. نويسندگان در تحقيق و نوشتن اين مقاله يك انگيزه داشته اند، آنهم بررسي جنبه هايي از رفتار رهبري ژاپني كه معمولاً در هيچ يك از سوابق و ادبيات حرفه اي و عمومي ارائه نشده است.

فرايند تصميم گيری
امروزه فرايند تصميم گيري ژاپني توسط بسياري از صاحبنظران به عنوان بهترين نوع تصميم گيري در دنيا اعلام شده است. هيروواكا (1981) عنوان مي كند كه تحقيقاً سازمانهاي ژاپنــي از روش مديريت پايين به بالا استفاده مي كنند كه به موجب آن بسياري از تصميمات در سطوح پايين و مياني سازمان اتخاذ مي شود و سپس در جهت كسب توافق عمومي به سطوح بالاتر رهبري ارجاع مي گردد. اين فرايند وفاق عمومي در تصميم گيري بسيار زمان برتر از فرايندي است كه در شركتهاي آمريكايي استفاده مي شود كه تصميم در راس سازمان اتخاذ شده و به اعضا ارائه مي گردد. كاتن و كي شي موتو (1986) ادعا مي كنند كه برخلاف تصورات پرسروصدايي كه پيرامون تصميم گيري عمومي در سازمانهاي ژاپني وجود دارد بايد گفت كه قدرت در سازمانهاي بزرگ ژاپني به طور گسترده اي در راس سازمان متمركز است. كاركنان اغلب زياد مايل نيستند كه طرح و برنامه هاي سطوح بالاي رهبري يا گروه ارشد را به واسطه ترس از ايجاد تعارض و كشمكش رد كنند و لذا بشدت متقاعد مي شوند كه با رهبر يا گروه رهبري يا گروه تصميم گيري همسويي و همخواني كنند. تاناكارا (1983) پي برد كه فقط تعداد كمي از كاركنان جرئت دارند در كارخانه هاي ژاپني نظريه خود را اعلام كنند. چنين به نظر مي رسد كه تصميم گيري عمومي به عنوان يك فرايند، زماني به كار گرفته مي شود كه تصميماتي كه بايد اتخاذ شوند تبعات كمتري دارند و يا اينكه رهبري عالي سازمان خواستار اجراي تصميم بخصوصي است. در شركتهاي ژاپني همانند آنچه كه در كمپانيهاي آمريكايي رخ مي دهد، غالب تصميمات درراس سازمان اتخاذ مي شود و سپس بــه سـاير قسمتهاي سازمان تحميل مي گردد. ما واژه تحميل را به كار مي بريم زيرا در فرهنگ ژاپني، شايع است كه نگرش بسيار قوي و باورنكردني در مورد احترام به رهبري و گروه تصميم گيري وجود دارد. كاملاً غيرمتداول است كه اختلاف عقيده را به فردي از گروه رهبري يا رهبري سازمان اعلام كرد. براي يك كارمند ژاپني بسيار اندوه بار خواهد بود كه چيزي برخلاف آنچه مدير ارشد وي در جايگاه بالاتري مي داند، اظهار كند (فيفر 1992). اين نكته بسيار اندوه بار را در تجاربي كه از جنگ جهانــي دوم تعـريف شده است مي توان ديد: در آن زمان، مواردي نقل شده است كه سربازان زخمي ژاپني ترجيح مي دادند كه دست به خودكشي بزنند تا در مقابل مقامات ارشد يا خانواده خويش آبروي خويش را ازدست دهند نمود اين تصميم گيري به اصطلاح عمومي كه درياسالار يا ماموتو را در سال 1942 حين جنگ جهاني دوم و قبل از نبرد جزيره ميدوي اغفال كرد، مي توان ديد. وي مجبور شد تصميم خطرناك و مصيبت باري اتخاذ كند و در نتيجه ژاپن در اقيانوس آرام موقعيت تهاجمي خود را از دست داد و تا پايان جنگ موقعيت دفاعي به خود گرفت.
قضيه از اين قرار بود كه درياسالار ياماموتو تصميم گرفت ناوگان ژاپن را پيش از نبرد ميدوي تقسيم كند. لذا نيمي از ناوگان را به جزاير الوتيان و نيم ديگر را به جزيره ميدوي اعزام كرد. ستاد وي با اين تصميم موافق نبودند اما به دليل ترس از نااميدكردن درياسالار ياماموتو تصميم گرفتند كه با وي مخالفت نكنند و بااين عمل خويش به رهبر خود اجازه دادند كه تصميم خطرناكي بگيرد و براساس تشخيص فردي قبل از موعد پيش بيني شده در طرح نبرد، ناوگان را تقسيم كند (چافنينر 1995). اين نوع تفكر حرف شنوي و تبعيت از قدرت و ترس از ناراحت كردن و ايجاد تعارض با قدرت مافوق امروزه هنوز هم بسيار در ژاپن ديده مي شود و مشهود است. يك مادون ژاپني در مقابل مدير خود نمي ايستد و با او رودررو مخالفت نمي كند. وي ممكن است پشت سر مدير خود با او مخالف باشد اما هرگز رو درروي او مخالفت نمي كند. ناگازه (1995) به صراحت مي گويد: بايد در مورد تابعيت و فرمانبرداري در فرهنگ ژاپني تجديد نظر كرد.


تندباد تصميم گيری
تصميم گيري ژاپني ها غالباً خالي از اشكال نيست. بايهام (1993) خاطرنشان مي كند كه به مديران ژاپنــي آن قدر اختيارات كم تفويض مي شود كه اصلاً فرصت ندارند با زيردستان و همكاران خود در مورد روند توافق برسر انجام كار مذاكره كنند. وي عنوان مي كند كه مديران سطوح پايين ژاپني پذيرفته اند كه اتخاذ تصميم به تنهايي براي مديران بسيار خطرناك و همراه با ريسك است. اين فرايند به پذيرفتن مسئوليت مشترك براي اخذ تصميمي منجر مي شود كه ممكن است به شكست بينجامد و از آبروريزي و تقبل مسئوليت فردي بابت تصميمي جلوگيري كند كه به قصور منجر شده است.
اين يك افسانه است كه شركتهاي ژاپني بهتــر از شـركتهاي آمريكايي تصميم گيري مي كنند. فرايند تصميم گيري ژاپني ها اغلب كند و غيرموثر است. فرصتهاي دادوستد غالباً در حين فرآيند دستيــابـي به توافق از دست مي روند. اطلاعات قابل سنجش قابل دسترسي هم وجود ندارد كه براساس آن بتوان عنوان كرد كه فرايند تصميم گيري در سازمانهاي ژاپني برتر از فرايند تصميم گيري در سازمانهاي آمريكايي است. جانسون (1977) براساس مطالعاتي كه در شركتهاي ژاپني مستقر در آمريكا انجام داده است به اين نكته اشاره مي كند كه اين شركتها آن چنان بيشتر از شركتهاي آمريكايي، ارتباطات پايين به بالا ندارند.


حلقه های كنترل كيفيت
حلقـه هاي كنترل كيفيت كه يكي از برجسته ترين روشهاي رهبري ژاپني است عملاً توسط ادواردز دمينگ كه يك آمريكايي مشاور مديريت در حل مسائل رهبري بود، ابداع گرديد (تاناكا 1983). اگرچه بسياري معتقدند كه حلقه هاي كنترل كيفيت در ارتقا كيفيت و افزايش بهره وري موثرند اما برخي محققان شواهدي ديگر در اين زمينه يافته اند. اوچي (1981) حلقه هاي كنترل كيفيت را با حضور 2 تا 10 كارمند كه موقتاً به اين حلقه ها منتسب شده بودند مورد بررسي قرار داد. تمام كاركنان موقت و دائم، ترغيب شده بودند كه در اين حلقه ها شركت كنند. كول در اين رابطه چنين بيان مي كند: در شركتهاي ژاپني، حلقه هاي كنترل كيفيت همواره همان طور كه روي كاغذ تحقق مي يابند، عملاً انجام نمي گيرند. ما به دليل پيشرفت اقتصادي قابل ملاحظه ژاپن، تمايل داريم ژاپني ها را به مثابه انسانهاي شگفتي سازي ببينيم كه هرگز مرتكب اشتباه نمي شوند. برخي مشكلات متداول آنها از اين قرار است:
علي رغم اهميتي كه براي داوطلبانه و ارادي بودن فعاليتهاي حلقه هاي كنترل كيفيت قائلند، ليكن در اغلب شركتها كنترل و نظارت بيشتري از بالا به پايين اعمال مي شود. تعداد مشخصي از كاركنان اين حلقه ها را تجــربه مي كنند - تجربه اي كه بار سنگيني است و اصولاً از جانب مديريت بر آنها تحميل مي شود تا اينكه به ميل و اراده آنان باشد. در نتيجه اين حلقه ها به نحوي جنبه اجباري پيداكرده كه محرك و مشوق مطلوبي براي انگيزش كاركنان در جهت توليد يا ايجاد رفتار خلاقانه نيستند.
موفقيت حلقه هاي كيفيت در ايالات متحده آمريكا و خارج از ژاپن بسيار محدود بوده و نتايج سازماني اعلام شده از سوي مشاوران هيجان زده، آن نتايجي نيستند كه عملاً به بار آمده است. آلستون (1986) چنين دريافت كه يك سوم حلقه هاي كنترل كيفيت سهم بسيار اندك يا هيچ در اصلاح و بهسازي شركت داشته و يا به واقع تعدادي از اين حلقه ها فقط تا اندازه اي اثربخش هستند. براين اساس مي توانيم چنين استنبــاط كنيم كـه حلقه هاي كنترل كيفيت آن چيزي نيستند كه مديران و قدرتمندان انتظار داشتند بايد باشند.
در شركتهاي امروزي، كيفيت جامع بايد بالقوه داراي ويژگيهايي باشد كه مورد تاييد همگان قرار گيرد. ميلر و كانجمي (1993) به اين نكته اشاره كردند كه حلقه هاي كيفيت و مديريت كيفيت جامع اغلب در سازمانها موثر نيستند زيرا مديران، خود، نماينده كيفيت نيستند. هريك از كاركنان بايد در سازمان، نگرشي مثبت نسبت به كيفيت داشته باشند. كيفيت نمي تواند مسئوليت يك يا چندبخش و حلقه باشد كه پيوسته در تلاش براي توليد كيفيت براي كل سازمان هستند. غيراز اين، اگر نگرشي ميان مديران شايع شود، آنان را از تقبل مسئوليت در قبال ارتقــاي كيفيت دورنگــه مي دارد. ميلر و كانجمي در ادامه بحث چنين مي نويسند:
بسياري از مديران به سادگي در شناخت اين مسئله كه كيفيت واقعاً همانند كارهاي روزانه بايد اساس تعييــــن استراتژي و برنامـه ريزي استراتژيك سازمان آنها باشد، ناموفقند.
بيشترين تجارب اين حلقه هاي كيفيت در ايالات متحده سطحي بوده است. تعداد اندكي از شركتهاي ژاپني اين سيستم را به صورت عملياتي براي فقط چندسال در اختيار داشته اند كه مسئله تعيين رقابت و مقايسه حلقه هاي كنترل كيفيت آنها را با شركتهاي آمريكايي غيرممكن مي سازد. حلقه هاي كنترل كيفيت چنانچه خود را با شرايط آمريكايي وفق ندهند، موفق نخواهند بود. آنان مجبورند خود را با نيازهاي منحصربفرد مديران و كاركنان آمريكايي تطبيق دهند تا شانس اين را داشته باشند كه در مجموعه شركتهاي آمريكايي ادامه حيات بدهند.


استخدام مادام العمر
ديگر چشم انداز منفي مديريت ژاپني، نظام استخدام آن است كه به ننكو (nenko) معروف است و تاريخ و سابقه آن به جنگ جهاني دوم برمي گردد. بسياري از سازمانها به ويژه سازمانهاي معتبر و قدرتمند ژاپن كاركنان خود را از ميان فارغ التحصيلان دبيرستانها و كالج ها به استخدام درمي آورند كه به آنان فقط دستمزدهاي ورودي را پرداخت كنند. اينان براساس سن و ارشديت ارتقا مي يابند تا براساس عملكرد. كاركنان اين شركتها اميـــدوارند وانتظار دارند كه تا آخر مسير حرفه اي و شغلي خويش در اين سازمانها بمانند. اينان نه تنها به خاطر درآمد بلكه به دليل تهيه مسكن و خانه و ارائه تفريحات به اين شركتها وابسته اند. اين نظام ارشديت، رقابت عمودي و حس وظيفه شناسي و صداقت را ميان كاركنان كاهش مي دهد. در اين راستا، نظام ننكو توسط في جيدا (1962) چنين خلاصه شده است:
به كاركنان تحت نظام ارشديت طي نيمه اول زندگي شغلي خويش در قبال انجام كار محوله، كمتر از مزد استاندارد پرداخت مي شود و آنان به منظور كسب و تامين دستمزد مشروع و واقعي خويش بايد تا زمان بازنشستگي كار كنند كه در اين مدت اضافه پرداخت براي كار محوله، دوره پرداخت زير استاندارد را جبران مي كند.
مع هذا نظام ننكو تنها در آن شركتهاي بزرگ ژاپني كارساز است كه تقريباً كمتر از 30 درصد كاركنان ژاپني را به خدمت مي گيرند.
ارتقاي مبتني بر ارشديت قبل از هرچيز به رشد نسل جديد كاركنان كم تعهد منجر شده است. لوسيه و همكارانش (1992) معتقدند؛ ارشديت پيش بينـــي و برآورد خوبي براي بهره وري نيست. كاركنان حس مي كنند كه در روند رشد و ترقي اتوماتيك وار خويش در سلسله مراتب سازمان، كنترل فردي آن چناني ندارند. امروزه كارگران جوان ژاپني بيشتر خودمحورند و كمتر به كار اهميت مي دهند و نمايانگر وجود شكاف روزافزون (در مقايسه با نسل قديم) در كارهاي سخت و صنعتي هستند و به كارهاي غيرفني روي آورده اند (بالي 1993). براساس نظريات كاتكين و كروگمن (1990)، يكي از مهمترين دلايل ارزشي كاملاً روشن اين انحطاط، تعبير و تفسير افراطي منشور اخلاقي كار در رسم، آيين و سنت ژاپني است. نظام مبتني بر ارشديت تاثير منفي روزافزوني بر كاركنان گذاشته است. لور (1991) اعلام مي دارد: ژاپني هاي جواني كه پدر و پدربزرگشان مشتاقانه 12 ساعت در روز و هفت روز در هفتــه بــا رنج و مشقت كار مي كردند امروزه به دنبال مشاغلي هستند كه ساعات كار كوتاهتر و دو روز تعطيل پايان هفته را داشته باشند و آزادي عمل بيشتري براي خلاقيت فردي آنان ايجاد كند. امروزه انگيزش و بهره وري اهميــت كمتري يافته است و از اين رو كاركنان با علم به اينكه بدون توجه به بهره وري، ارتقاء و ارشديت مي يابند، غيرمولد بار مي آيند (لوسيه و همكاران 1992).


تبعيض عليه زنان ژاپنی
كارفرمايان ژاپني در طول تاريخ عليه زنان تبعيض روا داشته اند. ردي و همكارانش (1987) عنوان مي كنند كه سازمانهاي آمريكايي آنگونه كه سازمانهاي ژاپني از زنان بهره برداري مي كنند، ايــن كــار را انجـام نمي دهند. سازمانهاي ژاپني كاركنان خود را از طريق اعمال كار زياد و پرداخت مزد كمتر اداره مي كنند.
در سال 1992 ، 69/9 درصد كل كاركنان موقت در ژاپن از زنان بودند (برتون 1995) كه با فرصتهاي محدود كار تمام وقت مواجه بودند. زنان ژاپني بندرت براي پستها و موقعيتهاي مديريتي پيشنهاد و ارتقا مي يابند. زنان غالباً در جهت كاهش هزينه هاي توليد مورد سوء استفاده قرار مي گيرند. هلم و همكارانش (1985) بيان مي كنند كه قبل از دهه گذشته، تحسين كنندگان غربي پيشرفتهاي مديريت، ساخت و توليد و روابط كاركنان را در ژاپن كه باعث شد ژاپن به يك كشور نيرومند در دنياي رقابت تبديل شود، ستودند. اما اينان يك عامل مهم را مورد چشم پوشي قرار دادند، آن هم بهره كشي از زنان بود.
هارپر (1988) معتقد است كه نظام مديريت ژاپني به دليل برخورد منفي با زنان داراي اشكالاتي است. طبق گفته جانسون (1988) برخي نشانه ها در رفتارهاي رهبري ژاپني وجود دارد كه بدون بعضي تغييرات و يا اصلاحات قابل ملاحظه، قابل انتقال به آمريكا نيست. اخيراً 6 مورد يـا بيشتــر دادخواست ضد تبعيض عليه زنان عليه چندين شركت از جمله شركتهاي بزرگ ژاپني اقامه شده است كه در كاليفرنيا دادوستد مي كنند. هريك از اين دادخواستها سوالاتي را مطرح مي كند كه هنوز لاينحل مانده است از جمله در مورد شركت سوميتومو در سال 1981 كه به موجب آن دادگاه عالي تصميم گرفت تا زماني كه شركت بازرگاني سوميتومو در ايالات متحده داراي شخصيت حقوقي است و تجارت مي كند، مجاز به استفاده يا حفظ واژه دوستي ژاپن - آمريكا و معاهده كالا و سيستم ناوبري ژاپن و آمريكا نخواهد بود. بخشي از اين عهدنامه به شركتهاي ژاپني كه تحت حوق قانوني و رسمي ايالات متحده عمل مي كردند اين اجازه را مي داد كه در عمليات استخدامي خود تبعيض روا دارند يعني همان چيزي كه دلخواه نظام پرسنلي ژاپني بود.


بهره كشي (كار) بدون استراحت
بسياري از شركتهاي ژاپني به كاركنان خود اجازه نمي دهند دو روز در هفته استراحت كنند و بسياري از اين شركتها حتي اجازه نمي دهند در دوره توليد از تعطيلات هم استفاده كنند. ولف (1983) عنوان مي كند كه كاركنان ژاپني اغـلب بــراي دريافت مزد نازلتر سخت كار مي كنند ولي كمتر از همتايان غربي خود استراحت مي كنند.
كمتر از 10 درصد سازمانهاي ژاپني اجازه مي دهند كه كاركنانشان دو روز پايان هفته را استراحت كنند. در اوضاع و احوال فشار براي توليد بيشتر، تعطيلات ملي نيز ناديده انگاشته مي شود.
مديري فهميده و زيرك بانام مستعار در گفتگو با ذينفوذان اظهار مي داشت:
مديران ژاپني تغيير را دوست ندارند و اهميتي هم ندارد چگونه اين مسئله را به طور آشكار خلاف واقع انتشار دهند، كاركنان ژاپني هم مطيع و تابع مديران خود هستند. آنان ترس فوق العاده اي نسبت به مديران خــود نشــان مي دهند به ويژه در رفتارهاي غيركلامي خود. مديران ژاپني از كاركنان خود به خاطر انجام يك كار خوب، تعريف نمي كنند. سازمانها و شركتهاي ژاپني از ارتقا زنان به سطوح عالي مديريتي ممانعت به عمل مي آورند، حتي در شركتهاي ژاپني مستقر در ايالات متحده فقط 20 درصد از شركتهاي ژاپني در آمريكا از تكنيك كايزن كه تاكيد بر فنون بهبود مستمر دارد استفاده مي كنند. آن شركتهايي كه روشهاي بهبود مستمر را به كار نمي بندند ضرورتاً در توكيو مستقرند.


نتيجه گيری
مطالعات و مشاهدات مهمي از اثربخشي رفتار رهبري و مديريت ژاپني در شرف پديدارشدن است. كاربردهاي مديريت ژاپني كه بدون هيچ مسئله و استفهامي براي نسل ژاپني به عنوان نسل برتر پذيرفته مي شد، اينك مي رود كه به طور موشكافانه مورد مداقه و انتقاد قرار گيرد. گرچه بسياري از مفاهيم رهبري ژاپني در گذشته بسيار مطلوب ، محقق شده بود اينك به نظر مي رسد كه اين مفاهيم ضرورتاً در آينده بدون تغيير نخواهند بود. انتقال كاربردهاي مديريت ژاپني به آمريكا نيز سراب و باتلاق ديگري است. يكي ديگر از منابع موثق كه جايگاه و موقعيت عالي در سازمانهاي ژاپني - آمريكايي دارد به يكي از ذينفوذان چنين مي گفت: براي يك شركت ژاپني حداقل هفت سال طول مي كشد كه ملازم باارزشهاي فرهنگي خود با يك شركت آمريكايي با ارزشهاي خاص خود، ائتلاف كرده و يكپارچه شوند. اين كاري نشدني است.
به نظـــر مي رسيد سبك مديريت ژاپنـي به گونه اي ظالمانه اقتصاد را تسخير كرده و درحال سبقت گرفتن از اين محدوده است. اين استراتژي ممكن بود در اقتصاد سالهاي اوايل پس از جنگ كارآيي داشته باشد، يعني زماني كه كشورها تلاش داشتند خود را توسعه دهند و به دوره جامعه اطلاعات وارد شوند محتملاً استراتژي طراحی شده براي اقتصادهای در حال توسعه به اندازه اقتصاد رشديافته جهاني و بين المللی، اثربخشي ندارد. در يك اقتصاد كساد و كم رونق است كه ويژگي تحمل و بردباري ژاپني ها براساس سنت گذشته ايفاي نقش مي كند و مي توان ساير توافقات را در حقوق آنها از رئيس تا كارگر خط توليد متبلور ديد.
از آنجايي كه مطالب بسيار خوب و مطلوبي مي توان در مورد نظام مديريت ژاپني ها گفت ولي حداقل يك نقطه منعطف مهلك در اين زمينه وجود دارد آن اينكه ژاپن سبك مديريتي خلاق و متهورانه اي رايج نكرده است. همانگونه كه اگورا (1995) بيان مي كند: وقتـی اوضــاع متـلاطـم و طــوفاني از راه مي رسد، سازمان دريچه ها و روزنــه هـا را مي بندد، جيره ها را نصف مي كند تا شرايط بحراني برطرف شود در صورتي كه برخي معتقدند در اين حالت به واقع بايد يك كشتي نو ساخت.
هدف اين مقاله بدنام و بي اعتباركردن ژاپن، ژاپني ها، فرهنگ يا روش مديريتی آنان نبوده است. بلكه هدف تاكيد بر روشنگری برخي ابعاد روشهاي مديريتی و رفتار سازماني ژاپني ها بوده و مطالبي در مورد كم توجهي، فقر دانش مديريتي و وجوه پيچيده گوشزد مي كند. نويسندگان مقاله دقيقاً بيشترين توجه خود را معطوف روشهاي مديريتي و رفتار سازماني ژاپني ها كرده اند كه تا نشان دهند ژاپني ها بر مسائل پيچيده كمتر توجه مي كنند و كمتر شناخت دارند. نويسندگان دقيقاً بيشترين توجه خود را به ژاپنی ها برای نظام ارزشی و اقتصاد موفقيت آميزشان ابراز داشته اند.

 

منبع: Od journal
 

 

کلید      
هدایت     

 

 

پیامبر (ص) این گونه بود ، آیا عمل می کنیم؟

 

 

 

 

- پس از بت پرستی ، آنچه به من نهی کرده اند ، در افتادن با مردم است.

- از دیگران چیزی نخواهید اگر چه یک چوب مسواک باشد.

- خداوند دوست ندارد که بنده ای را بین یارانش با امتیاز مخصوص ببیند.

- مومن خنده رو و شوخ است و منافق عبوس و خشمناک.

- دست یکدیگر را به دوستی بفشارید که کینه را از دل می برد.

- مبادا که ترس از مردم ، شما را از گفتن حقیقت باز دارد.

- خردمندترین مردم کسی است که با دیگران بهتر بسازد.

- در یک سطح زندگی کنید تا دل های شما در یک سطح قرار بگیرد.

- با یکدیگر در تماس باشید تا به هم مهربان باشید.

- بهشت زیر پای مادران است.

- شما را به سکوت توصیه می کنم که با سکوت ، وسوسه های شیطانی بی اثر و امر دین آسان می شود.

- شما را به نماز شب سفارش می کنم که عادت صالحین قبل از شما بوده است. نماز شب قرب خدا ، دوری از شیطان و کفارة گناهان است و بیماری جسم شما را از بین می برد.

- هر کس کار خوبی از شخصی شنید آن را منتشر ساخت مثل این است که خود این کار را کرده است.

- هر کس چیز ناروایی شنیده و آن را منتشر نماید مثل این است که خود این کار را کرده است.

- آنگاه که فاسق ستایش شود عرش الهی به لرزه درآید و خداوند به خشم آید.

- جلسات یک نوع امانت هستند ، هیچ کس حق ندارد گفت و گوهای مطرح شده را برای دیگران نقل کند مگر با اجازة هم جلسه ای های خود ، به استثنای اینکه مسئلة فقهی یا ذکر خیر باشد.

-  بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهترین فرد باشد و من بهترین شما نسبت به خانواده ام هستم.

- کسی که مهمان را احترام کند مانند آن است که هفتاد پیامبر را احترام کرده باشد.

- برای هر گناهی توبه است مگر بداخلاقی ، زیرا شخص بد اخلاق به محض اینکه از گناهی خارج شد داخل گناهی دیگر می شود.

- داخل بهشت نمی شود شخصی که به اندازة یک دانة خردل کِبر در دل او باشد.

- کسی که پوزش کسی را که در مقام عذرخواهی برآمده است ، چه راست گوید و چه دروغ ، نپذیرد ، به شفاعت نخواهد رسید.

- مومن کینه توز نیست.

- سزاوار نیست که مؤمن بخیل و ترسو باشد.

- بهترین کار خیر ، اصلاح بین مردم است.

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

مدیریت بر مبنای هدف

 

.:   دکتر دانشور   :.

 

 

 

از مشکلات امروزی نظام مديريتی کشور در بعد برنامه ريزی، مي توان عدم وجود ارتباط ارگانيک و هدفمند بين اهداف استراتژيک و اهداف عملياتی سازمانها را مطرح نمود.
فقدان اين ارتباط سبب گرديده که ارتباطی بين اقداماتی که در سطوح پائين سازمان که در واقع نزديک به قاعده هرم سازماني است با اهداف رأس هرم سازماني وجود نداشته باشد و يا اگر ارتباطي محسوس باشد اين ارتباط کمرنگ باشد. با توجه به اين موضوع،
قطعاً کارشناسان سازمان نيز از نقش خويش در تحقق اهداف سازماني غافل مانده و جايگاه خود را در دستيابي به اهداف نمي دانند. مضاف بر اين موارد عدم معيارهاي مشخص و قابل اندازه گيري براي ارزيابي ميزان تحقق اهداف سازماني و پيچيدگي اهداف استراتژيک ، معضلات ديگري را براي مديريت برنامه ها و اهداف کلان ايجاد کرده است. به منظور ارزيابي ميزان تحقق اهداف سازماني و رفع موانع مذکور نياز به سيستم و يا روشي هست که بتوان اهداف را کمي نمود و در اين راستا مي توان با بهره گيري از سيستم مديريت پروژه PMS)) و مديريت استراتژيک، مديريت را کارامد نمود.


1-1-مديريت بر مبناي هدف
مديريت بر مبناي هدف نخستين بار در سال 1954 توسط "پيتر دراكر" موضوعيت يافت. ايشان در كتاب خود مي‌نويسند: در اين زمان آنچه سازمانها بدان نياز دارند، سيستمي از مديريت است كه كوششهاي گروهي را شكل بخشد و تلفيقي بين هدفهاي فردي و سازماني بوجود آورد و آنها را بايكديگر هماهنگ سازد. مديريت بر مبناي هدف تنها سيستمي است كه برآورد اين نياز را امكان‌پذير مي‌سازد. اصولاً مديريت بر مبناي هدف يك كوشش برنامه‌ريزي است و توجه آن به نتايج عمليات مي باشد به همين علت مديريت بر مبناي هدف و نتيجه عموميت يافته است. تجربه نشان داده است در بسياري از سازمانها برنامه‌ها در طول سال يك يا دو بار تدوين شده و بين مديران توزيع مي گردد و مديران پس از مدتي اين برنامه‌ها را رها نموده و كار هميشگي خود را دنبال مي‌كنند. چرا كه برنامه‌ها به طرحها، پروژه‌ها و گامهاي مشخص و عملياتي تبديل نشده‌اند، در چنين حالتي برنامه‌ريزي هيچگونه تأثيري نخواهد داشت. از اينرو، با برنامه‌ريزي و تعيين گامهاي عملياتي در حين اجرا، مجريان موانع اجرائي را در مي‌يابند و با كنترل و بررسي پيشرفت فعاليتها در رسيدن به هدف، در مواقعي كه مشكلي درتحقق برنامه و هدف پيش آيد با آگاه نمودن مدير و مسئول مربوطه، تدابير و اقدامات اصلاحي به موقع صورت خواهد گرفت. با اين تفاسير مي‌توان نتيجه‌گرفت كه مديريت برمبناي هدف، علاوه بر مشاركت كاركنان در تحقق اهداف و خود ارزيابي توسط خويش، كنترل به منظور حصول اطمينان از نيل به اهداف را ميسر مي‌سازد.
در حقيقت مديريت بر مبناي هدف فرايندي است كه بوسيله آن مديران سطوح بالا و پائين مشتركاً هدفهاي عمومي را تشخيص مي دهند ، موارد مهم مسئوليت هر فرد را برحسب نتايجي كه از آنها انتظار مي رود معلوم مي كنند و اين اقدامات را بعنوان راهنمايي براي به كار انداختن واحد و ارزيابي سهم هر عضو به كار مي برند . به عبارت ديگر روشي است كه از طريق آن مديران و پرسنل به اهداف سازمان ، آگاه و بدان معني بخشيده و از آن در جهت مانيتورينگ و كنترل عملكرد آتي استفاده مي كنند .هدف از MBO ايجاد استخوان بندي براي اتمام طرح و كنترل در يك تيم كاري است و در اين راه مديران و پرسنلشان بطور مشترك اهدافي را براي سازمان تعيين كرده ، بطور دوره اي فعاليتها را ارزيابي نموده و براساس نتايج حاصله سيستم ، تشويق مناسبي را ايجاد مي‌کنند. لذا لازم است به طور مداوم بين آنچه كه بايد به آن رسيد با آنچه كه به آن رسيده شده مقايسه صورت گيرد ، تعديل و تنظيم لازم انجام شود و اهداف غير مناسب فراموش گردند و سرانجام پس از پايان مدت مقرر ، يك مرور دوجانبه در مورد اهداف و كار انجام شده صورت گيرد ، تا اگر بين اين دو اختلاف باشد ، به اقداماتي دست زد كه معلوم كند چه مراحلي را بايد پيمود تا بر اين مشكلات چيره شد . سازمانها ، مجموعه اي از عوامل انساني ، تكنولوژي ، فني ، ساختاري ، فرهنگي و ديگر عناصر محيطي هستند كه در راستاي تحقق مجموعه هدفهاي از پيش تعيين شده و مشترك در تعاملند. بدون شك باتوجه به اينكه اين هدفها و منافع افراد الزاماً برهم انطباق نداشته ، شيوه مواجهه مديران در ايجاد تعادل، كاهش تعارض و استفاده بهينه از توانائيهاي بالقوه افراد و عناصر حائز اهميت است. در اين راستا كاركنان هر سازمان مهمترين جزء سازمان محسوب مي شوند كه بي توجهي به خواست و تامين نيازهاي مورد نظر آنها غيرقابل اجتناب است .

برنامه
فرايند مديريت بر مبناي هدف بسيار ساده بوده و شبيه به يک الگوي سلسله مراتبي و يا قيف گونه مي باشد، بدين ترتيب که ابتدا يک زمينه وسيع و غير قابل کنترل و اداره، به تدريج محدودتر شده تا به حدي که قابل کنترل گردد. شکل زير نشان دهنده فرايند مديريت بر مبناي هدف مي باشد. در اين الگوي مديريتي ضمن تعيين برنامه ها، طرح ها و اهداف عملياتي سازمان نقش و جايگاه هر فرد در تحقق برنامه هاي سازمان مشخص مي گردد
طرح
پروژه
فعالیت

مديريت بر مبناي هدف با يک برنامه وسيع و کلي مثل نقش ها و مأموريت ها شروع مي شود و مرحله به مرحله محدودتر مي گردد. سپس به مرحله اي مي رسد که قابل کنترل بوده و با اين شيوه مي توان نيروي درک، تفاهم و احساس مشارکت و تعهد در نيروي انساني را افزايش داد.
بطور کلي مي توان مراحل اجراي اين فرايند را در گامهاي زير خلاصه نمود:
1. تعيين برنامه ها
2. تعيين طرح ها
3. تعيين پروژه ها
4. تعيين فعاليت ها
5. نظارت و کنترل

قدمهاي 1 تا 3 در واقع مرحله تعيين اهداف، ايجاد و پرورش برنامه عملکرد و قدم 4 به تعبيري جمع آوري و سازماندهي حقايق مرتبط، شناسايي مشکل و راه حل هاي آن و قدم 5 مربوط به مرور، پردازش و پرورش راه حل و فعاليت ها مي باشد.


2-1-چرا بايد هدف مشخص شود؟
در آغاز كردن هر وظيفه بايد اهداف روشني تعيين شود . چرا كه :
۱- اهداف حدود كار را تعيين کرده و ذهن و فعاليت شخص را براي انجام دادن آن متمركز ميسازد .
۲- بدون اهداف روشن ، ممكن است كار كاملاً به طريقي غير از آنچه منظور بوده است ، تمام شود .
۳- اگر افراد مطلع نباشند كه از آنها چه انتظار مي رود ، نمي توانند براي انجام دادن يك طرح ، انگيزش پيدا كنند ، آنان بايد بدانند كه چرا كاري را انجام مي دهند و در صورت موفق شدن در كار ، چگونه با آنها رفتار خواهد شد.
تعيين اهداف تنها شامل پاسخ دادن به چند سئوال صريح يا گاهي غيرصريح است . كه با پاسخ به آنها مي تواند هدف صحيح را انتخاب كرد .
۱- چرا ما چنين كاري را مي كنيم ، به سخن ديگر مقصود چيست ؟
۲- انجام چنين كارهايي چه سودي دارد ؟
۳- كار پايان يافته چگونه به نظر مي رسد ؟
۴- چگونه بدانيم كه چه وقت موفق بوده ايم ؟
در انجام هر فعاليتي با پاسخ به اين سئوالات است که مي‌توان فهميد که آيا فعاليت انجام شده در راستاي هدف مي‌باشد يا اينکه باعث ايجاد انحراف از آن خواهد شد.


3-1- هدف چيست؟
هدف يكي از قديمي‏ترين و مهمترين مفاهيم در مديريت امروز است ،‌كه علي رغم اهميتش كمتر مورد توجه قرار گرفته است . توجه به اهداف و اثراتي كه اين مهم مي‏تواند بر عملكرد سرپرستان بر جاي بگذارد ، بسيار حائز اهميت مي باشد . اهداف به تلاشهاي فردي جهت مي‌دهند و مي توان آنها را چنين تعريف کرد : مقاصدي که افراد در جستجوي رسيدن به آنها در طي دوره هاي مختلف زماني مي باشند . بنابراين يکي از وظايف اساسي مديريت قاعده‌سازي ( فرمولبندي ) ، روشنگري ، تقويت و ارتباط هدفهاست . نمي‌توان تصميمات سازماني را اتخاذ کرد مگر اينکه تعيين شود که سازمان به کجا مي‌رود و قرار است چه کاري را به انجام رساند . اهداف ، مبناي برنامه ريزي و نيز هسته مرکزي تمام وظايف ديگر مديريت را فراهم مي‌نمايند . در اين راه عوامل محيطي بايد همواره در توسعه هدفها مورد شناسايي قرار گيرند زيرا بر اساس عملکرد و نتايج فعاليتها تاثير مي‌گذارند . نظامهاي ارزشي شخصي ، هدفهاي فردي ، و توانائيهاي فني مديران در يک سازمان نيز از تاثير معادلي برخوردارند . هدفها در چارچوب محيطهاي اجتماعي ، اقتصادي ، فني و سياسي گسترش يافته و به اجرا در مي‌آيند . در عين حال ، هدفها بوسيله نگرشها و نظامهاي ارزش شخصي مديران پي‌ريزي و داراي شرايط لازم مي‌شوند . همچنين هدفها، بر ملاحظات اخلاقي مديران تاثير مي‌گذارند و بر محيطي هم که در آن عمل مي‌کنند ، اثر دارند . بعبارت ديگر ، تاثير يک قضيه دوطرفه است . هدفها تحت تاثير محيط قرار مي‌گيرند ، ولي خود نيروئي را تشکيل مي‌دهند که بر محيط اثر ميگذارند .
بايد توجه داشت كه افزايش آگاهي از اهداف موجب بهبود عملكرد مي‏شود و هر اندازه آگاهي از اهداف بيشتر و قابل درک و ملموس باشد ، ‌عملكرد افراد بهتر خواهد شد و مقاومت در برابر تغييرات احتمالي و در راستاي اجراي فرايند نيل به هدف، کاهش مي‏يابد. هدف گذاري اولين گام در تصميم گيري دقيق و حل سيستماتيک مشکل مي باشد. اهداف عباراتي هستند که برون داد و محصول ما را تشريح مي کند آنها بايد قبل از اينکه ورودي هاي ما منتشر شود تعريف و توسط مديريت به کار برده شود.


4-1- ويژگيهاي هدف :
بطور کلي اهداف يک سازمان و موسسه را مي توان به سه دسته بهبود دهنده ، ارتقاء دهنده و حفظ يا نگهدارنده تقسيم بندي کرد که اين اهداف بايد داراي ويژگي‌هايي ذيل باشند :
۱- مشخص (Specific ) : عمومي و مبهم نبوده و هدف بايد روشن باشد .
۲- قابل اندازه گيري ( Measurable ) : مشخص و کمي باشد .
۳- قابل وصول ( Achievable ) : نه زياد خوشبينانه و نه زياد بدبينانه ، مشکل ولي دستيافتني باشد .
۴- واقع بينانه ( Realistic ) : ماوراءالطبيعه و نامتعادل نباشد .
۵- محدوده زماني مشخص ( ‍Time bounded ) : پريودي در جهت رسيدن به هدف مشخص باشد .
۶- شفاف (Clear )
۷- مكتوب ( Written )
۸- ايجاد رقابت كند ( Challenging )
۹- مورد پذيرش و مقبول باشد ( Agreed )
۱۰- سازگار باشد ( Consistent )
۱۱- با ارزش باشد ( Worth While )
۱۲-مشاركتي باشد ( Participate Active )



5-1- مراحل 5 گانه مديريت بر مبناي هدف:

5-1-1-تعيين برنامه ها
در اين الگو، برنامه ها بيان کننده نقش ها و مأموريتهاي هر معاونت مي باشد. نقش ها و مأموريتها دلايل واقعي براي ايجاد و ادامه حيات سازمان ها يا واحدها بشمار مي آيند.

5-2-1-تعيين طرح ها
در اين مرحله اهداف و انتظارات براي گروههاي کاري مشخص مي شود و طرح و برنامه ريزي لازم تهيه مي شود. طرحها براي تحقق برنامه ها تدوين مي گردد و در اين قدم اولويتها مشخص مي شوند و درصد اهميت هر يک از طرحها مشخص مي شود.بدين معني که مديران يا در بعضي موارد گروهي از متخصصان تعيين مي کنند وقت، انرژي و استعداد خود را در چه زمينه هائي بيشتر صرف کنند تا برنامه ها تحقق يابد. ماهيت و وسعت کاري طرح کمتر از برنامه و بيشتر از پروژه مي باشد.

5-3-1-تعيين پروژه ها
در اين مرحله اهداف اجرائي براي تحقق طرحها توسط گروههاي کاري و فردي تدوين مي گردد و زمان شروع و خاتمه پروژه، همکاران و درصد اهميت هر يک از پروژه ها مشخص مي شود. درصد اهميت پروژه ها نشان دهنده ميزان اهميت آنها در تحقق طرحهاي مربوطه مي باشد.

5-4-1-تعيين فعاليت ها
فعاليتها عبارتند از يک سلسله مراحل عملياتي که بايد به منظور نيل به هدف (پروژه) انجام گيرند. اين فعاليتها در بين مسئول و همکاران پروژه تقسيم مي شود و داراي تاريخ شروع و خاتمه مي باشند. هر فعاليت داراي درصد اهميتي است که نشان دهنده ميزان اهميت آن فعاليت در تحقق آن هدف مي باشد. هر فعاليت داراي درصد تحققي است که توسط مسئول پروژه تعيين و توسط مدير طرح تأئيد و يا رد مي گردد.

5-5-1-نظارت و کنترل
کنترل وسيله اي است که به منظور بررسي پيشرفت فعاليتها در رسيدن به هدف طرح گرديده است. وظيفه اصلي کنترل عبارت است از آگاه نمودن مدير در مواقعي که مشکلي در تحقق برنامه ها و تحقق هدف پيش آيد و البته اين اعلام خطر بايد زماني صورت پذيرد که فرصت براي انجام اقدامات اصلاحي وجود داشته باشد.


بطور خلاصه قابليتهاي سيستم شامل موارد زير است:
1-محاسبه درصد تحقق برنامه، طرح و پروژه ها
2-محاسبه و گزارش گيري از ميزان مشارکت همکاران در هر برنامه
3-محاسبه و گزارش گيري از ميزان مشارکت همکاران در هر طرح
4-محاسبه و گزارش گيري از ميزان مشارکت همکاران در هر پروژه
5-محاسبه و گزارش گيري از ميزان مشارکت مسئولين طرحها در سطح برنامه
6-گزارش گيري از تعداد برنامه، طرح و پروژه ها
7-کنترل کامل بر روي پروژه ها و زمانبندي آنها هر چند هفته يکبار و ارائه گزارش از روند کار

 

 

مقاله      

 

 

زن غربی و مسلمان

توصیف زنان غربی و زن مسلمان از نگاه استاد آمریکایی

 

 

    دکتر "هنری ماکوو" استاد دانشگاه، مخترع بازی معروف Scruples، نویسنده و پژوهشگر در مسایل زنان و جنبش های آزادی بخش در مقاله ای با عنوان "حجاب یا بکینی؟ گناه زن آمریکایی!!" با مقایسه زنان مسلمان و زنان آمریکایی می نویسد: 

 روی دیوار دفترم دو عکس چسبانده ام: عکس اول تصویر زنی مسلمان و با حجاب است و در کنارش، تصویر زنی آمریکایی قرار دارد که در مسابقۀ ملکۀ زیبایی شرکت کرده و چیزی جز یک بکینی بر تن ندارد. زن نخست کاملا پوشیده است و دیگری کاملا عریان! جمله های از مقدمه این مقاله و درآمدی بود برای نمایش دو نمونۀ متفاوت در گرایش و رفتار.

در زمینۀ مسایل زنان جایگزین کردن حجاب با بکینی، کنایه ای است از عریانی و فساد اخلاقی. نویسنده می گوید: نقش زن در عمق هر فرهنگ نهفته است، جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با بکینی است!!

 دکتر هنری ارزش های اخلاقی حجاب و پوشش زن مسلمان را می ستاید و می گوید: 

من کارشناس مسایل زنان مسلمان نیستم. من زیبایی زنان را دوست دارم، به همین دلیل اینجا، انگیزه ای برای دفاع از حجاب ندارم ، ولی از برخی ارزش هایی که حجاب گویای آن است دفاع می کنم. او اضافه می کند: 

حجاب از نظر من به این معناست که زن خود را برای همسر و خانواده اش متمرکز کند. تنها کسانی هستند که زن مسلمان را بدون حجاب می بینند، خانوادۀ او هستند و این مساله تأکیدی بر ویژه بودن زن مسلمان است

 

اما زن آمریکایی...

بعد از شرح تصویر نخست دیوار دفترش یعنی عکس زن مسلمان، دکتر هنری عکس دوم را تفسیر می کند و می نویسد:

 در نقطۀ مقابل ملکۀ زیبایی آمریکایی است. بکینی به تن کرده و شبه عریان، در برابر میلیون ها نفر در صفحات تلویزیون، عشوه گری می کند. او ملکه ای عمومی است! بدنش را در مزایده همگانی به بالاترین قیمت عرضه کرده و هر روز در مزایدۀ علنی خود فروشی می کند! او اضافه می کند:

 در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست. بر اساس این معیارها، ارزش زن به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار می گیرد.

 

دکتر هنری از انحراف دختران نوجوان آمریکایی در دوران بلوغ، عریانی و روابط نامشروع آنان انتقاد می کند و می نویسد: 

الگوی دختران نوجوان آمریکایی، پریتنی اسپیرز است. او آوازه خوانی شبه عریان است. پرینتی به تو می آموزد که تنها وقتی محبوب هستی که روابط نامشروع داشته باشی! و این گونه است که وابستگی به عواطف پوچ را جایگزین روابط خانوادگی، محبت حقیقی و صبر می کنند.

 سپس نویسنده به توضیح پیامدهای زندگی دیوانه وار دختران جوان آمریکایی منتقل می شود و می گوید:

 پیش از ازدواج ده ها پسر با او مرتبط هستند. پاکی خود را که بخشی از جذابیتش است، از دست داده. تبدیل به انسانی جامد و حیله گر می شود که توان محبّت ورزیدن نخواهد داشت. او اشاره می کند: زن در جامعۀ آمریکا، خود را مجبور به پیروی از زندگی مردان می بیند. همین مساله باعث شد زنان آمریکایی، پرخاشگر و مضطرب باشند، شایستۀ همسر و مادر شدن نباشند. تنها به ابزاری برای کامیابی جنسی تبدیل شوند نه انسانی که عشق و مادر شدن را پیشه کرده است.

 

دروغی به نام آزاد سازی زن!

دکتر هنری دروغ بودن، شعار آزادی سازی زن را افشا می کند. هنری این واژه را فریبی سنگدلانه توصیف کرده، می گوید: 

آزادسازی زن، فریبی از فریب های نظم نوین جهانی است. فریبی سنگدلانه که زنان آمریکایی را اغوا نموده و تمدن غرب را ویران کرده است. نویسنده تأکید می کند: آزاد سازی زن تهدیدی برای مسلمانان به شمار می رود و می گوید: این مساله میلیون ها نفر را تباه کرده و تهدید بزرگی برای مسلمانان است.

 در پایان دکتر هنری می نویسد: من از حجاب دفاع نمی کنم ، ولی تا اندازه ای طرفدار ارزش هایی هستم که حجاب گویای آن است. به شکل ویژه وقتی زن خود را وقف همسر و خانواده اش می کند، وقتی زن با وقار و تواضع رفتار می کند، باید چنین موضعی نسبت به او داشته باشم.

 

  منبع : سایت صدای شیعه

 

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

مطالب جالب درباره مطالعه ( بخش دوم و پایانی )

 

 

 

 

10 نکته در روش مطالعه

  

1 . به قول آدریل جانسون، خوب کتاب خواندن را نمی‏توان از خواص مادرزادی دانست . برای قرائت، بدون شک پرورش خاصی لازم است .

2 . بهترین روش کتابخوانی در مجموع روشی است که خواننده در این کار بتواند زیبایی‏های چیزی را که می‏خواند دریابد و به هنگام لزوم معایب آن‏ها را بفهمد و این البته از راه پرورش و ممارست‏حاصل می‏گردد .

3 . در معانی کلماتی که برای نخستین بار به آن‏ها بر می‏خورید دقت کنید . بیهوده تصور نکنید که سیاق مطلب آن معانی را برای ما کشف می‏کند . همان زمان بهترین وقت‏برای رفتن به سراغ فرهنگ لغت است .  

4 . امیل فاگه، نویسنده فرانسوی، عقیده دارد که باید در خواندن کتاب استقامت داشته باشیم . استقامت لجاجت نیست‏بلکه نوعی بردباری است که ذوق ما را می‏پرورد و درک ما را عمیق می‏کند .

5 . مون تنی، دانشمند شهیر فرانسوی، در باره انتخاب کتاب و روش کتابخوانی نظرهایی بسیار بدیع و زیبا دارد . یکی از این عقاید آن است که برای وصول به عمق معنای یک کتاب خوب باید آن را دوبار بخوانیم و با آن تماس دائمی داشته باشیم . یک اثر پربها ما را مدت‏ها سعادتمند می‏سازد . نمی‏توانیم با یک بار خواندن به این درجه از خوشبختی برسیم; هر چند در این یک‏بار دقت فوق العاده به کار بریم .

6 . همچنین وی معتقد است، اگر بخواهیم از کتابی که خوانده‏ایم نظر صائبی پیدا کنیم باید راجع به آن گفت و گو کنیم . کتب خوب باب گفت‏وگوهای پرثمر را به روی ما می‏گشایند . این همان چیزی است که ما آن را مباحثه می‏نامیم .

7 . در کتاب 500 نکته درباره مطالعه‏ آمده است که یکی از روش‏های خوب مطالعه استفاده از یادداشت‏برداری است . فقط توجه کنید که به جای یادداشت، رونویسی نکنید! طرح‏های گوناگون بریزید . نکات مهم یادداشت را برجسته‏تر بنویسید . اگر مطلبی را درک نمی‏کنید، به صورت سؤال یادداشت‏بردارید .

8 . در کتاب روش‏های تسریع در خواندن و درک‏ پیشنهاد شده است هنگام مطالعه ابتدا خلاصه مطلب را که اغلب در ابتدای مقاله یا کتاب آمده است، بخوانید . سپس عنوان‏ها و فهرست اجمالی کتاب را مطالعه کنید سپس چند سطر از ابتدای هر عنوان را مطالعه کنید; زیرا مهم‏ترین مطالب معمولا در همین خطوط اولیه هستند . در نهایت‏سایر توضیحات و تفاسیر کتاب را بر اطلاعات خود بیفزایید .

9 . از همان زمان مطالعه، برای به کار بستن آنچه می‏آموزید برنامه‏ریزی کنید . به قول تولد: مطالعه و عمل نکردن مانند شخم زدن و بذر نپاشیدن است‏ .

10 . بیکن جمله زیبایی در این باره دارد: برخی کتب را باید چشید، بعضی دیگر را باید بلعید و قلیلی را هم باید جوید و هضم کرد!

 

 

 

8 نکته در تمرکز مطالعه

 

 دکتر خادمی در کتاب مطالعه روشمند به نکاتی چند را برای ایجاد تمرکز حواس لازم می‏داند:

1 . علاقه به موضوع مورد مطالعه یکی از علل مهم ایجاد تمرکز و دقت در حین مطالعه است .

2 . هماهنگی اراده و تخیل نیز در این رابطه کارساز است; به عبارت دیگر، چشمان فرد بر صفحه کتاب و افکار ش در حال پرواز به دور دست‏ها نباشد!

3 . برخی مسائل جسمی و روحی نیز می‏تواند تمرکز فرد را بر هم زند; مانند گرسنگی، تشنگی، سردرد یا سایر دردها، نگرانی و اضطراب .

4 . برخی مسائل محیطی نیز از عوامل برهم زننده تمرکزند: سروصدای زیاد، نور زیاد یا کم، لباس نامناسب و . . . .

آقای حقجو در کتاب روش‏های تسریع در خواندن و درک‏ چند نکته مهم دیگر را نیز بر این لیست می‏افزاید:

5 . یکی از مهم‏ترین عوامل بر هم خوردن تمرکز عجله و شتاب است . این حالت‏سطح مطالعه را نازل می‏کند و تمرکز را بر هم می‏زند .

6 . یکی از مسائل قابل توجه دیگر سنگینی معده و سیری بیش از حد است . به قول حضرت رسول اکرم (ص) پری معده و سیری زیاد به وجود آورنده حماقت است! این همان خواندن و نفهمیدن و به عبارتی عدم تمرکز و ارتباط با مفهوم کتاب است .

7 . انتخاب زمان مناسب از عوامل ایجاد تمرکز است; مثلا پس از استراحت‏خصوصا در صبحگاهان بهترین تمرکز و در ساعات خستگی و کسالت نامناسب‏ترین تمرکز وجود دارد . البته در صبحگاهان لازم است قدری ورزش کرد تابدن آمادگی لازم را به دست آورد .

8 . نظم و انضباط در نوع مطالعه و ساعت مطالعه و مکان مطالعه همگی از عوامل ایجاد کننده تمرکز مطلوب‏ترند .

 

 

 

مراحل صحیح مطالعه

 

مطالعه مهمترین فرآیند دوران تحصیل است که در دوره پیش دانشگاهی به دلیل تفاوت ها و حساسیت های موجود نقش پررنگ تری خواهد داشت.

رعایت مراحل صحیح مطالعه سبب می شود تا ضمن افزایش بازدهی ، مطالعه عمیق تر و سریع تر صورت گیرد.

مطالعه صحیح را در ۲ مرحله در پیش از مطالعه و هنگام مطالعه مورد بررسی قرار می دهیم.

 

الف ) پیش از مطالعه:

  

مراحل پیش از مطالعه بسیار کوتاه ، اما بسیار موثر است.

۱) پیش خوانی: در این مرحله باید فصل یا بخش مورد نظر را به صورت اجمالی بررسی کنید.

سرتیتر، سرفصل ، عناوین کلی و.... هدف اصلی از این مرحله آشنایی کلی با بخش است.

۲)سوال گذاری: پس از بررسی اجمالی فصل مورد نظر، باید چند پرسش طرح کنید.این کار باعث می شود هنگام مطالعه یا آموزش مطلب تمرکز بسیار زیادی داشته باشید. شما می توانید این سوال ها را با استفاده از اطلاعات قسمت اول طرح کنید یا چند تست بزنید. یادتان باشد مهم نیست که پاسخ این سوالات در متن باشد یا نه. مهم تمرکزی است که با طرح این پرسش ها در هنگام مطالعه ایجاد خواهد شد.

 

ب) هنگام مطالعه:

  

۱) خواندن جزوه درسی: اولین و مهمترین مرحله مطالعه ، بررسی دقیق و خطبه خط جزوه درسی ای است که در کلاس به شما تدریس شده است. مطالعه عمیق مفاهیم و حل مجدد تمریناتی که در کلاس حل شده نقش موثری در میزان یادگیری شما دارد.

۲) بررسی کتاب درسی: پس از خواندن جزوه درسی ، مرور سریع کتاب درسی ، سبب آشنایی با واژگان و ادبیات کتاب درسی که اصلی ترین منبع درسی است ، خواهد شد. اهمیت این مرحله از این نظر که طراحان سوال (چه در کنکور، چه در امتحانات ترم) کتاب درسی را منبع طراحی خود قرار می دهند، بسیار زیاد است.

۳) تست تحلیلی (تمرین): بسیاری از داوطلبان و دانش آموزان با وجود این که مطالب را بخوبی یاد می گیرند؛ اما نمی توانند در جلسات امتحان به آن پاسخ دهند؛ چرا که تسلط آنها روی مطالب کم است. مهمترین راه افزایش میزان تسلط مطالب تمرین مکرر و مداوم است.

این تمرین در مقطع کنکور همان تست تحلیلی است. در این نوع تست داوطلب باید پس از پاسخگویی به هر تست ، پاسخ تشریحی را مطالعه و نکات را یادداشت کند و کنار تست هایی که نیاز به تکرار دارد علامت x بگذارد. در اصل هدف از انجام این تست افزایش میزان تسلط است.

بهتر است در دروس عمومی ۳۰ درصد زمان کل مطالعه و در دروس اختصاصی ۷۰ درصد زمان کل مطالعه به تست تحلیلی (تمرین) برای افزایش تسلط اختصاص یابد.

 

 

 

روشهای صحيح مطالعه

  

 بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويی می گويد :

(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم )) يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم ))ويا (( ده بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم ))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال وپويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

 

شش روش مطالعه

 

 خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي وخلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

 

شرايط مطالعه

  

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيری و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهی بيشتری درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمی در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلی موجب ضعف حافظه می شود .

9 ورزش : ورزش كليد عمر طولانی است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم ازآن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمی با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاری مطالب مي كند و نيز همزمان نمی توانيد هم مطلبی را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداری ننمائيد .

 

 

بهترين زمان برای مطالعه

 نويسنده: بيژن عليپور

 

زمان مناسب برای مطالعه از جمله موضوعاتی است كه نظريه های گوناگوني درباره آن ارائه شده و بحثهای زيادی ضرورت گرفته است.

هر كس بنا بر تجربه يا تحقيق خود زمان يا زمانهاي خاصي را براي مطالعه پيشنهاد مي كند. به راستي بهترين زمان برای مطالعه چه موقعی است؟ چه زمانی حافظه توانايی بيشتري برای به خاطر سپاری مطالب دارد؟ در چه هنگامی از شبانه روز، مغز كارايی بالاتری دارد؟ و خلاصه اينكه در چه زمانی بايد درس خواند تا بتوان حد اكثر استفاده را از درس و يادگيری برد؟

پاسخ به اين پرسشها متفاوت است. عده ای معتقدند شب و خصوصا آخر شب، زماني مناسب برای مطالعه و يادگيری است و برعكس، عده ای ديگر عقيده دارند كه مناسب ترين زمان برای يادگيری اوايل صبح است.

گروهی كه معتقدند مطالعه آخر شب مناسب تر است، ميگويند چون خواننده بعد از مطالعه مي خوابد ذهن فرصت كافي براي پردازش اطلاعات دارد و مطالب خوانده شده بهتر در حافظه تثبيت مي گردد. لذا مطالب براي مدت طولاني تري در حافظه باقي مي ماند. در واقع اين گروه معتقدند از آنجا كه در هنگام خواب مطلب يا اطلاعات جديد ديگري وارد حافظه نمي شود لذا فرصت كافي براي پردازش اطلاعات وارده است.

آنان معتقدند با اين روش مطالب خوانده شده بهتر به خاطر سپرده مي شوند و كمتر فراموش مي گردند، زيرا خواب فرصتي بسيار مناسب براي ماندگاري آنها در حافظه است.

گروهي كه مطالعه در صبح زود را پيشنهاد مي كنند عقيده دارند كه يادگيري نياز به مغز آماده وسر حال و بدون خستگي دارد . اين عده معتقدند با مغز خسته نمي توان چيزي را به درستي آموخت. در واقع اصل را بر آمادگي مغز مي دانند. اينان بر اين عقيده هستند كه چون در شب مغز استراحت كرده و شخص خستگي ذهني ندارد لذا هنگام صبح آمادگي بيشتري براي يادگيري دارد و آنچه در صبح خوانده شود بهتر در حافظه باقي مي ماند، به همين دليل مطالعه در اوايل صبح را پيشنهاد مي كنند.

 

 

تفاوت صبح زود با آخر شب

  

اخيرا عده ای از محققين نظره اي داده اند مبني بر اين كه ساعات بين 30/8 تا 30/6 بعد از ظهر بهترين زمان براي مطالعه است.

اين پژوهشگران مي گويند: علم جديد علم گاه زيست شناسي مي گويد در هر ساعت از شبانه روز انسان استعداد و توانايي خاصي دارد. طبق عقايد قبلي پزشكان انسان طي ساعات مختلف شبانه روز در يك حالت تعادل پايدار به سر مي برد.

اما يافته هاي اخير علم گاه زيست شناسي( كرونوييو لوژي) نشان مي دهد، بدن انسان در طي شبانه روز متحمل تغييرات زيادي در اين زمينه مي شود و در هر ساعت از روز توانايي خاصي دارد.

اين محققين معتقدند حافظه كوتاه مدت و سرعت انتقال فكري در بيشتر افراد در ساخت آخر صبح تا اوايل بعد از ظهر به بيشترين حد فعاليت مي رسد. بهترين زمان براي فعال شدن حافظه دراز مدت از ساعت30/6تا30/8 بعد از ظهر است بنابراين اين اوقات زماني بسيار مناسب براي مطالعه به شمار مي رود. در ساعت آخر شب و اوايل صبح ميزان حافظه دراز مدت، درك مطلب و فراگيري دروس در كمترينم حد ممكن است .

از همين نكته بايد استفاده كرد و به دانش آموزان توصيه كرد و زماني كه حافظه دراز مدت فعاليت چنداني ندارد كم تر مطالعه كند. همچنين مي گويند: ميزان احساسات فرد نسبت به درد به طور كلي در طي روز افزايش مي يابد و در هنگام شب به حد اكثر مي رسد. طبق بررسي هاي انجام شده در زنان باردار نيز بيشترين شروع ساعات درد زايمان 12 نيمه شب تا 4 صبح است.

 

 

زمان دقيق مطالعه

 

 واقعيت اين است كه هيچ زماني به طور دقيق و انحصاري براي مطالعه وجود ندارد ؛ يعني دقيقا نمي توان مشخص كرد كه در چه هنگامي بايد مطالعه و در چه موقعي از آن پرهيز كرد بلكه هر وقت احساس كرديد كه مي توانيد مطالعه كنيد درس خواندن را شروع كنيد.

زمان مطالعه بستگي به خود شما دارد كه چه موقعي از نظر جسمي و رواني آمادگي لازم را داريد. اگر نسبت به زمانهاي خاص براي مطالعه شرطي شده ايد آن اوقات بهترين زمان مطالعه است .

فرضا اگر هميشه عادت داريد صبح ها در مكان مشخص مطالعه كنيد آن زمان و آن مكان براي شما بسيار مناسب است زيرا نسبت به زمان و مكان مطالعه شرطي شده ايد تا آمادگي بيشتري براي تمركز و يادگيري داريد.

به ياد داشته باشيد كه بلافاصله پس از غذا خوردن( خصوصا ناهار يا شام) مطالعه نكنيد؛ زيرا با پر بودن معده خون به طرف آن هجوم آورده تا غذا هر چه سريعتر هضم گردد و در نتيجه خون كمتري به مغز مي رسد و احساس خواب آلودگي به فرد دست داده و سطح هوشياري مغز كاهش مي يابد . بنابراين پس از صرف غذا كمي استراحت كرده و بعد مطالعه را شروع كنيد.

  

 

شگفتی های زمان در حيات انسان

  

اكثر انسانها از نيمه شب تا شش صبح به دنيا مي آيند و بين 4 تا 10 صبح بدرود حيات مي گويند.

و اما توصيه ای براي كسانی كه شديدا غير فعال هستند.برنامه روزانه خود را تجديد سازمان كنيد كارهاي مشكل و فعاليت هاي خلاقه را صبح هنگامي كه كاملا هوشيار هستيد انجام دهيد و برنامه خود را طوري ترتيب دهيد كه فعاليت هاي تحريك كننده و همكشی در طول ساعت اوليه بعدازظهر صورت بپذيرد در زير روشهايي را عنوان مي كنيم كه طي آنها مي توانيد با ساعت دروني تان سازگار تر و موافق تر زندگي كنيد.

9 صبح: حافظه كوتاه مدت انسان در نيمه های شب در اوج قدرت خود قرار دارد زيرا دمای بدن به پايين ترين مقدار خود می رسد و مغز در اين حالت به نحو كار آيندي قادر به ذخيره اطلاعات می باشد . اما خوشبختانه حافظه كوتاه مدت شما در ساعت 9 صبح نيز هنوز خوب كار مي كند. احتمالا اين درست همان زماني است كه شما شروع به كار مي كنيد و اگر چنين است زمان مناسبی است برای ملاقات های كوتاه ولی نه ديدار های طولانی؛ زيرا زمان حافظه كوتاه مدت است.

11 صبح: حل مسائل بين اواسط صبح و اواخر آن از هر زمان ديگري سهل تر انجام مي پذيرد پس از آن به علت افزايش خستگي اين توانايي سير نزولي خود را طي مي كند . بهترين وقت براي تصميم گيري دشوار، حول و حوش قبل از نهار است.

2تا 5 بعد ازظهر: حساسيت نسبت به درد در واپسين ساعات بعد از ظهر به حداقل خود رسيده و بالعكس در نيمه هاي شب به اوج خود مي رسد، بنابراين بهتر است از دندانپزشك خود خود براي بعد از ظهر وقت بگيريد و از جلسات معالجاتي در ابتدای صبح پرهيز كنيد. با آغاز عصر، حساسيت نسبت به درد افزايش مي يابد، بنابراين اگر بايستي با دوچرخه خود به زمين بيفتيد يا تزريقي داشته باشيد آن را حدود ساعت 8 شب انجام دهيد.

3 بعد از ظهر: حافظه بلند مدت آن نوع حافظه اي است كه در موقع به خاطر آوردن وقايع ديروز يا ماه هاي گذشته از آن استفاده مي كنيم و در حدود 3 بعد از ظهر بيش از هر زماني با كارآيی عمل می كند. اگر بايستی مطلب مهمی را به خاطر بسپاريد اين ساعت وقت آن است.

4تا 8 بعد از ظهر: سرعت واكنش در ابتدای روز، نسبت به هر وقت ديگری كمتر است. ليكن تدريجا بهبود يافته و بين واپسين ساعات بعد از ظهر و اواسط عصر به بالاترين مقدار خود مي رسد . اين بهترين موقع براي تايپ كردن يا بازي تنيس است.

7 بعد ازظهر: متابوليسم در اوايل عصر بالاترين حد خود را دارا است و در ساعت اوليه صبح پايين ترين حد را . اين حقيقت كه سرعت متابوليسم در نيمه هاي شب كاهش مي يابد، به مبتلايان سرطان اميد تازه ای مي بخشد . سلول ها در حالت كند خود در مقابل داروهاي خاصي كمتر آسيب پذيرند و با زمان بندي صحيح وعده هاي مصرف مواد ضد سرطان مي توان كارايي آنها را افزايش داد. داروهاي ضد آسم و مسكن ها نيز در ساعات آخر عصر مؤثر ترند و اثرات جانبي كمتري را بر جاي مي گذارند. اما مخاطب اصلي ما دانش آموزان ، داوطلبان كنكور و دانشجويان هستند كه بايد در ساعت هاي مختلف با توجه به آمادگي جسماني و ذهني مطالعه كنند و لزوما نبايستي در يك زمان بسيار كوتاه كه شايد حافظه بلند مدت با كوتاه مدت قدري بيشتر فعال هستند، مطالعه كنند.

بنابراين با يك بر نامه سنجيده و دقيق سعي مي كنيد در ساعت هاي مختلف درس بخوانيد . اما نكات اشاره شده در اين قسمت را نيز رعايت كنيد كه به طور خلاصه عبارتند از:

1- صبح ها بيشتر سعي در يادگيري مطالب داشته باشيد.

2 -درس هايي را كه نياز به مرور دارند ؛ ترجيحا به شب موكول كنيد.

3 - بلافاصله پس از غذا خوردن با شكم پر مطالعه نكنيد.

4 - قبل و بعد از مطالعه، حتما استراحت كنيد.

5 - از روش شرطی سازی نسبت به زمان مطالعه سود جوييد.

 

 

منابع:

 روزنامه جام‌جم

www.topiran.com

www. persianbook.net

 

 

تست      
 خودشناسی 

 

 

تست خودشناسی

 

 

 

آيا كمال‌ گرايی‌ بيش‌ از اندازه‌، سد راه‌ خوشبختی‌ و سعادت‌ شما می ‌شود؟!

  

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

 

 

1. وقتي‌ كودك‌ خردسالي‌ بيش‌ نبوديد و در رابطه‌ با بزرگ‌ شدن‌ و رشد، به‌ خيالبافي‌ مي‌پرداختيد،اميدوار بوديد كه‌ زندگي‌تان‌:

1- در اكثر مواقع‌، آن‌ چنان‌ از كنترل‌ خارج‌ شده‌ و از اختيار به‌ در رفته‌ باشد كه‌ نتوانيد حتي‌ به‌ يادبياوريد كه‌ در ابتدا چه‌ فكري‌ در سر داشتيد.      0 امتیاز

2- در بردارنده‌ چالش‌هاي‌ دشوار و آميزه‌اي‌ از سخت‌ كوشي‌ و پرتلاشي‌ باشد، آن‌ چنان‌ كه‌ بتوانيدظرف‌ چهار ساعت‌ خوابتان‌ در شبانه‌ روز، از عهده‌ پرداختن‌ و رسيدگي‌ به‌ موقعيت‌هاي‌ به‌ شدت‌ پرتنش‌و استرس‌زا برآييد، در غير اين‌ صورت‌ احساس‌ كاهلي‌ و تنبلي‌ به‌ شما دست‌ مي‌دهد.    1 امتیاز

3- آميزه‌ متناسبي‌ از مشكلاتي‌ باشد كه‌ از طريق‌ آن‌ بتوانيد قدرت‌، توان‌، طاقت‌، پشتكار، ثبات‌،استقامت‌ و پايداري‌تان‌ را به‌ ثبوت‌ برسانيد.    2 امتیاز

2. دوستانتان‌ را افرادي‌ در نظر مي‌گيريد، كه‌:

1- به‌ سختي‌ اسامي‌ آنها را به‌ ياد مي‌آوريد و اميدواريد كه‌ به‌ زودي‌ زود، تجديد ديداري‌ با آنهاداشته‌ باشيد.    0 امتیاز

2- آن‌ چنان‌ غرق‌ در زندگي‌ و مسايل‌ مربوط به‌ آن‌ هستند كه‌ نگران‌ حفظ ارتباط با آنها هستيد.    1 امتیاز

3- مايليد هر روز از آنها خبر داشته‌ باشيد و در مورد معناي‌ حقيقي‌ زندگي‌ با آنها تبادل‌ نظر كنيد.    2 امتیاز

3. در حال‌ حاضر، ارتباطتان‌ با همسرتان‌:

1- بيشتر اوقات‌ آرام‌، باثبات‌ و متعادل‌ است‌، به‌ غير از مواقعي‌ كه‌ با هم‌ دعوا و اختلاف‌ نظر داريد.    0 امتیاز

2- به‌ يك‌ رابطه‌ داغ‌ و پرشور شباهت‌ دارد. هر زمان‌ كه‌ از يكديگر دور هستيد، در آتش‌ ديدار مجددهم‌ مي‌سوزيد و وقتي‌ در كنار هم‌ هستيد، اين‌ آتش‌ شعله‌ورتر و سوزان‌تر مي‌شود.    1 امتیاز

3- به‌ يك‌ پيوند ناگسستني‌ عاطفي‌ شباهت‌ دارد و كاملا بر اين‌ باوريد كه‌ در كنار همسرتان‌، همه‌نيازها و خواسته‌هاي‌ عاطفي‌ و احساسي‌تان‌ برآورده‌ مي‌شوند.    2 امتیاز

4. زماني‌ كه‌ مروري‌ روي‌ روياها و خيالپردازي‌هاي‌ دوران‌ خردسالي‌تان‌ داريد، به‌ اين‌ فكر مي‌افتيدكه‌:

1- حتما در آن‌ زمان‌ در سرزمين‌ خيالي‌ روياها زندگي‌ مي‌كرديد و پاهايتان‌ در هوا بودند.    0 امتیاز

2- به‌ حيرت‌ مي‌افتيد كه‌ چگونه‌ تك‌ تك‌ روياها و آرزوهاي‌ دوران‌ خردسالي‌تان‌ دقيقا به‌ همان‌شكلي‌ كه‌ اميدوار بوديد و مي‌پنداشتيد، رنگ‌ واقعيت‌ به‌ خود گرفته‌اند.    2 امتیاز

3- از اين‌ تعجب‌ مي‌كنيد و شگفت‌ زده‌ مي‌شويد كه‌ در آن‌ سن‌ و سال‌ كم‌، دامنه‌ فكري‌ و ذهني‌تان‌، تاچه‌ حد، گسترده‌ و وسيع‌ بود.    1 امتیاز

5. بيشتر افرادي‌ كه‌ در اطرافتان‌ هستند:

1- اگر شما تا اين‌ حد، غرق‌ در گرفتاري‌ها و نگراني‌هاي‌ زندگي‌تان‌ نبوديد، آنها مي‌توانستند كاري‌كنند تا احساس‌ خيلي‌ خوبي‌ را در شما به‌ وجود آورند.    1 امتیاز

2- آن‌ چنان‌ از يكديگر دوريد و از نظر احساسي‌ و فكري‌ از هم‌ فاصله‌ داريد كه‌ آنها حتي‌ نمي‌توانندنام‌ خانوادگي‌ شما را به‌ ياد بياورند.    0 امتیاز

3- هميشه‌ در كنارتان‌ گام‌ بر مي‌دارند و در هر حالي‌ حامي‌ و پشتيبان‌ شما هستند، آن‌ چنان‌ كه‌اطمينان‌ داريد كه‌ در كنارشان‌ به‌ چشم‌ انداز مشتركتان‌ از زندگي‌، نزديك‌ مي‌شويد.    2 امتیاز

6. حالا روال‌ زندگي‌ روزمره‌تان‌:

1- مملو از روزها و شبهاي‌ شيرين‌ و به‌ ياد ماندني‌ است‌، چرا كه‌ در كنار همسري‌ خوش‌ قيافه‌،ثروتمند و بلندنظر زندگي‌ مي‌كنيد كه‌ تمام‌ سعي‌ و تلاشش‌ بر اين‌ است‌ كه‌ لبخند به‌ چهره‌ شما بنشاند.    1 امتیاز

2- تمام‌ مدت‌، در حال‌ پيشروي‌ و ثمربخشي‌ است‌، چرا كه‌ همه‌ سعي‌ و تلاشهاي‌ بي‌وقفه‌تان‌ به‌ ثمرنشسته‌اند، صاحب‌ خانه‌اي‌ تميز و راحت‌ هستيد و فرزنداني‌ مؤدب‌ و بانشاط داريد كه‌ وقتي‌ پدرشان‌ ازسركار بر مي‌گردد، با رويي‌ خوش‌ به‌ سويش‌ مي‌شتابند و از صميم‌ قلب‌ به‌ او خوش‌ آمد مي‌گويند.    2 امتیاز

3- هيچ‌ شباهتي‌ به‌ آن‌ زندگي‌اي‌ ندارد كه‌ روزگاري‌ در آرزوي‌ آن‌، شبها را به‌ صبح‌ مي‌رسانديد. صرفاروالي‌ يكنواخت‌ و كسل‌ كننده‌ را طي‌ مي‌كند و مملو از ناراحتي‌ها، رنجش‌ها و زحمت‌هايي‌ است‌ كه‌ همه‌افراد آنها را در زندگي‌ مشتركشان‌ تجربه‌ مي‌كنند! در واقع‌، مسيري‌ نزولي‌ و راكد را طي‌ مي‌كند.    0 امتیاز

7. در كل‌، نقطه‌ نظرتان‌ در مورد جنس‌ مخالف‌ چيست‌؟

1- آنها هم‌ درست‌ مثل‌ افرادي‌ از جنس‌ خودتان‌، همتايان‌ احساسي‌، فكري‌ و عاطفي‌ شما هستندو احساس‌ مي‌كنيد كه‌ نقاط مشترك‌ زيادي‌ با آنها داريد.    2 امتیاز

2- فقط لازم‌ است‌ كمي‌ ترغيب‌ و تشويق‌ شوند تا بتوانند دقيقا به‌ احساسات‌، حالات‌ روحي‌،انديشه‌ها و خلق‌ و خوي‌ طرف‌ مقابلشان‌ پي‌ ببرند.    1 امتیاز

3- حضور و وجود آنها در بيشتر اوقات‌، لازم‌ و ضروري‌ است‌.    0 امتیاز

8. بيشتر شبها، وقتي‌ به‌ رختخواب‌ مي‌رويد:

1- اطمينان‌ داريد كه‌ درخلال‌ روز، نهايت‌ سعي‌ و تلاشتان‌ را براي‌ بهبود زندگي‌تان‌ به‌ كار بسته‌ايد،نقاط ضعف‌ و خطاهايي‌ داشته‌ايد و فردا، در جهت‌ مثمرثمر ساختن‌ زندگي‌ تان‌، كوشش‌ بيشتري‌ از خودنشان‌ خواهيد داد، چرا كه‌ آينده‌ از آن‌ شماست‌.    2 امتیاز

2- در حالي‌ كه‌ تلويزيون‌ يا راديو روشن‌ است‌، به‌ سرعت‌ در خواب‌ عميق‌ و سنگيني‌ فرو مي‌رويد.    0 امتیاز

3- از مرور و يادآوري‌ لحظات‌ مثمرثمر، فوق‌ العاده‌ و منحصر به‌ فرد آن‌ روز، غرق‌ در شادماني‌ ولذت‌ مي‌شويد.    1امتیاز

 

****

 شما با جمع بندی امتياز، می توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

 

 اگر امتيازتان‌ بين‌ صفر تا 5 است‌:

 

 متأسفانه‌، شما بيش‌ از حد كمال‌ گرا و ايده‌اليست‌ هستيد، آن‌ چنان‌ كه‌ فرصت‌هاي‌ عالي‌ و استثنايي‌ رادر زندگي‌تان‌ ناديده‌ مي‌گيريد و به‌ دنبال‌ غيرممكن‌ها هستيد! شما، فردي‌ خيالپرداز و رويايي‌ هستيد واكثر مواقع‌ در قصري‌ به‌ سر مي‌بريد كه‌ براي‌ خود در آسمانها بنا كرده‌ايد. شما به‌ جاي‌ جستجو براي‌ يافتن‌نقاط قوت‌ در اطرافيانتان‌، نقاط منفي‌ و ضعف‌ آنها را پيدا مي‌كنيد و با گذاشتن‌ آنها زير ذره‌بين‌، بزرگشان‌مي‌كنيد و از آنها غولي‌ براي‌ خود مي‌سازيد. در حالي‌ كه‌، لازم‌ است‌ بدانيد كه‌ زندگي‌ مملو از نقاط مثبت‌و دلپذير است‌ و اگر كمي‌ سطح‌ خواسته‌ها و توقعات‌ بالايتان‌ را كاهش‌ مي‌دهيد، قادريد از يك‌ زندگي‌آرام‌ و بي‌دغدغه‌ در كنار عزيزانتان‌ لذت‌ ببريد.

 

اگر امتيازتان‌ بين‌ 6 تا 10 است‌:

  

شما آميزه‌اي‌ از فردي‌ كمال‌ گرا و فردي‌ واقع‌ بين‌ هستيد. شما در هر چيزي‌ به‌ دنبال‌ يافتن‌ ملاك‌ها وآرمانهاي‌ خاص‌ خودتان‌ هستيد، ولي‌، درست‌ و به‌ موقع‌ به‌ خود مي‌آييد و قادريد بيشتر مواقع‌ ازفرصت‌هاي‌ بي‌نظير زندگي‌تان‌، استفاده‌ صحيح‌ به‌ عمل‌ آوريد. گاهي‌ اوقات‌، حس‌ تنها ماندن‌ به‌ شدت‌آزارتان‌ مي‌دهد و از اينرو، مايليد با دوستان‌ و خويشاوندان‌ نزديك‌ خود، بيشتر نشست‌ و برخاست‌داشته‌ باشيد و گاهي‌ هم‌ آن‌ چنان‌ در پيله‌ انزوا و گوشه‌ نشيني‌ خود فرو مي‌رويد كه‌ خارج‌ كردنتان‌ از آن‌وضعيت‌، واقعا، دشوار است‌! اگر بتوانيد همواره‌، جانب‌ اعتدال‌ را رعايت‌ كنيد، قطعا، دوستان‌ بيشتري‌پيدا مي‌كنيد و قادر خواهيد بود كه‌ از همه‌ فرصت‌هاي‌ زندگي‌تان‌، نهايت‌ استفاده‌ را به‌ عمل‌ آوريد.

 

اگر امتيازتان‌ بين‌ 11 تا 16 است‌:

  

شما بهترين‌ بهره‌ را از فرصت‌هاي‌ زندگي‌تان‌ به‌ عمل‌ مي‌آوريد! فردي‌ واقع‌ بين‌ و كارآمد هستيد كه‌ بادرهم‌ آميختن‌ پشتكار، اراده‌، ابتكار و ثبات‌ يك‌ زندگي‌ ايده‌آل‌ و متناسب‌ براي‌ خود فراهم‌ آورده‌ايد. شمااز دوران‌ كودكي‌، از زندگي‌ مشترك‌ متعادل‌ و ايده‌ آل‌ زوج‌هاي‌ اطرافتان‌، الگوبرداري‌ كرده‌ايد و حالا آن‌ رادر زندگي‌ مشترك‌ خود با همسر و فرزندانتان‌ اعمال‌ مي‌كنيد و از سازگاري‌ و هماهنگي‌ حاصله‌ از آن‌،نهايت‌ لذت‌ را مي‌بريد. حتي‌ مي‌توان‌ گفت‌ از شكست‌ اطرافيانتان‌، درس‌ عبرت‌ مي‌گيريد و از تجربه‌ناشي‌ از آن‌، زندگي‌ روزمره‌ خود را مثمرثمرتر و بارورتر مي‌سازيد. به‌ شما تبريك‌ مي‌گوييم‌!

 

منبع : www.rahezendegi.com

 

 

مقاله      

 

 

چگونگی اداره دانشگاه های معتبر دنیا

معتبرترین دانشگاه های جهان چگونه اداره می شوند ؟

 

محسن کاظم پور  

کامران معظمی گودرزی

 

بحث دوسویه توسعه آموزش عالی در بخش غیردولتی چند سالی است که داخل دایره مباحث این حوزه شده است. در یک سو دانشگاه آزاد با سابقه ۲۵ساله فعالیت خود در نظام آموزش ایران، با فراز و فرودهای زیادی که داشته است، قرار دارد. دانشگاهی که اگرچه بیرون از دایره گسترده تصدی دولت قرار دارد، اما حضور رسمی و غیررسمی چهره های سرشناس و بانفوذ نظام در راس این دانشگاه شبهاتی را درباره سازوکار غیردولتی آن به خصوص در حوزه تامین منابع مالی ایجاد کرده و می کند؛ شبهاتی که بعد از قدرت گرفتن جریان تندرو جناح راست، در سایه شعارهای عدالت خواهانه از سوی برخی مسوولان دولتی هم با پس زمینه سیاسی به آن دامن زده شد. در سوی دیگر این بحث، مراکزی چون دانشگاه های پیام نور، غیرانتفاعی، علمی- کاربردی و... قرار دارند که ایجاد و گسترش آنها و حتی اداره امورشان، کاملاً در حیطه مسوولیت های دولتی است. این مراکز اگرچه تلاش دارند از زیر سایه هزینه های دولتی بیرون بیایند و شهریه های دانشجویی را جایگزین یارانه های مالی دولتی کنند، اما به لحاظ ساختاری گاهی آن چنان وابسته به دولت هستند که دامنه پارادوکس همیشگی بخش خصوصی- دولتی را به مسائل مالی هم می کشانند. موضوع این گزارش بررسی نظام آموزش عالی در کشور توسعه یافته یی مثل امریکا است و در پایان آن سعی شده مقایسه یی از این نظام با وضعیت حضور بخش غیردولتی در ایران، به نمایندگی دانشگاه آزاد، صورت پذیرد. با این حال جای پرداختن به مراکز نوع دوم غیردولتی خالی است. در گزارش های آینده این صفحه که باز به همین موضوع اختصاص خواهد داشت، به فلسفه و کاربرد مراکز نوع دوم، مثل پیام نور، غیرانتفاعی، علمی- کاربردی و... مفصلاً پرداخته خواهد شد.

 برخلاف آموزش عالی مقدماتی که بیشتر در انحصار دولت بوده و توسعه آن در اغلب کشورهای جهان در قلمرو تکالیف دولت قرار دارد و در بسیاری از کشورهای جهان رایگان و اجباری است، آموزش عالی به ویژه در کشورهای توسعه یافته تا اندازه زیادی برعهده بخش خصوصی گذاشته شده و دولت ها خود را مکلف به ایفای نقشی حمایتی از دانشگاه های غیردولتی می دانند. ایالات متحده برای بررسی حمایت های دولت و نیز افراد جامعه از دانشگاه های غیردولتی مثال بسیار مناسبی است و بررسی این مورد در این سرزمین بسیار ساده است چرا که در ایالات متحده، اداره و تاسیس دانشگاه های پرشمار و متنوع این کشور همچنان در اختیار افراد باقی مانده و دولتی ها اعم از دولت فدرال و دولت های ایالتی، صرفه را در فراهم کردن امکانات برای بالندگی این دانشگاه ها دیده و از ورود مستقیم به این عرصه خودداری کرده اند و همچنین سطح علمی دانشگاه های این کشور که به طور حیرت انگیز و فزاینده یی در قیاس با کشورهای دیگر و بسیار پرسابقه تر در این زمینه پیشرفت کرده اند.

 

● کیفیت در مقایسه با دانشگاه های سایر جهان

برای مثال معروف ترین رتبه بندی آموزشی دانشگاه های جهان که توسط دانشگاه شانگهای جیا تانگ صورت می گیرد و هدف آن رتبه بندی دانشگاه های دنیا به صورت کاملاً مستقل بود و در واقع برای اندازه گیری فاصله دانشگاه های چینی و دانشگاه های روز دنیا است. نتایج آن در مجله اکونومیست به چاپ رسیده است که بر اساس آن از ۲۰ دانشگاه برتر، ۱۷ دانشگاه و از ۲۰۰ دانشگاه برتر، ۹۰ دانشگاه امریکایی هستند.

اشاره به دیگر ارزیابی های معتبر بین المللی در مورد کیفیت دانشگاه ها نیز نتایج مشابهی را در بر دارد؛ از بیست دانشگاه برتر جهان در رتبه بندی جهانی روزنامه تایمز، چاپ لندن، ۱۳ دانشگاه. از بیست دانشگاه برتر جهان در رتبه بندی های جهانی نشریه نیوزویک، ۱۵ دانشگاه. از ۲۰ دانشگاه برتر جهان در رتبه بندی های جهانی موسسه Ecole de Mines فرانسه، ۱۰ دانشگاه. از ۲۰ دانشگاه برتر جهان در رتبه بندی های جهانی موسسه Wuhan چین، ۱۷ دانشگاه و از ۲۰ دانشگاه برتر جهان در رتبه بندی های جهانی وبومتریکس، ۲۰ دانشگاه متعلق به ایالات متحده هستند.

 

 ● کمیت پوشش تحصیلات دانشگاهی

علاوه بر این سطح کیفی، ایالات متحده امریکا با داشتن قریب به پنج هزار و ۸۰۰ دانشگاه یا موسسه آموزش عالی تقریباً امکان تحصیلات در سطوح آموزش عالی را برای تمامی افراد جامعه خود فراهم کرده است. به طوری که در سال ۲۰۰۴ بیش از ۱۷ میلیون دانشجو در دانشگاه های امریکا مشغول به تحصیل بودند. و در منطقه کلمبیا (که شهر واشنگتن پایتخت امریکا در آن قرار دارد) در سال ۲۰۰۶ ، ۴۶ درصد جمعیت بالای ۲۵ سال دارنده مدارج دانشگاهی بودند. در این مورد فقط آمار تعداد دانش آموختگان جدید امریکا در سال ۲۰۰۷ گویای همه چیز است؛ ۵۰هزار و ۲۰۰ دکترا، ۹۱ هزار و ۶۰۰ درجه تخصصی (پزشک، دندانپزشک، وکیل دادگستری و...)، ۶۱۵هزار درجه کارشناسی ارشد، یک میلیون و ۴۷۵هزار درجه کارشناسی.

 

 ● حمایت مالی اقشار مختلف جامعه

یکی از دلایل مهم موفقیت دانشگاه های امریکایی در سالیان متمادی، حمایت روزافزون نهادهای غیردولتی، شرکت ها و افراد خیر از نظام آموزش عالی کشورشان بوده است. برای درک اجمالی وسعت فرهنگ وقف به موسسات فرهنگی که شاید در هیچ جای دیگر دنیا نظیر نداشته باشد، ملاحظه رقم مجموع کمک های مالی ارائه شده تنها در سال ۲۰۰۷ کارگشا است؛ دانشگاه های امریکا مجموعاً در این سال مبلغ ۳۰ میلیارد دلار هدایای نقدی دریافت کرده اند.

جالب تر آن است که بسیاری از این افراد نوع دوست از ایرانیان مقیم امریکا بوده اند. به طور نمونه، در سال ۲۰۰۶ در ایالت تگزاس، گیتی و علی صابریون ساکن شهر هیوستون مبلغ ۱۰ میلیون دلار به مرکز سرطان ام دی اندرسون دانشگاه تگزاس اهدا کردند. دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در لس آنجلس نیز در سال ۲۰۰۷ دریافت کننده هدیه ۱۷ میلیون دلاری یک مهندس ایرانی بود در حالی که دانشگاه کالیفرنیا در شهر ایرواین هدیه یی ۳۰ میلیون دلاری از آقای معراج دریافت کرد. در سانفرانسیسکو، دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو بزرگ ترین هدیه خود را در این سال (۲۰۰۷ میلادی) از یک زوج دیگر ایرانی به نام ندا مشعوف و مانی مشعوف به مبلغ ۱۰ میلیون دلار دریافت کرد و دانشگاه ایالتی پورتلند حتی به پاس هدیه هشت میلیون دلاری دکتر فریبرز مسیح، دانشکده مهندسی خود را به نام او تغییر داد.

 

● چگونگی تامین مخارج دانشجویان

وام های کم بهره تضمین شده از طرف دولت فدرال، کمک هزینه های بلاعوض و انواع بورس های تحصیلی، از راه های تامین شهریه دانشجویان دانشگاه های امریکا محسوب می شوند. در واقع کمتر دانشجویی قادر به پرداخت هزینه های سنگین دوران تحصیل خود به ویژه در دانشگاه های سطح اول این کشور است و دولت فدرال با برنامه منظمی که برای اعطای وام کم بهره به تمام دانشجویان متقاضی تدوین کرده، سعی دارد این نیاز را تامین کرده و باز پس گیری آن را نیز به پس از پایان تحصیلات دانشجو موکول کند. دولت های ایالتی با کمک های بلاعوض و ایجاد انواع تسهیلات رفاهی و مالی برای دانشجویان دانشگاه های در قلمرو آن ایالت و شرکت ها و موسسات مختلف با اعطای بورسیه تحصیلی به بسیاری از دانشجویان، پرداخت شهریه را که در اکثر دانشگاه ها مهم ترین منبع مالی آن دانشگاه است، ممکن می کنند. در مورد سطح این شهریه ها نیز در سال ۲۰۰۷، ارزان ترین شهریه سالیانه را کالج ایالتی دالتون در ایالت جورجیا (با دو هزار و ۴۸ دلار شهریه برای دانشجوی بومی تمام وقت در سال) دریافت می کرد درحالی که گران ترین شهریه متعلق به دانشگاه جرج واشنگتن (با شهریه ۳۷هزار و ۸۲۰ دلار در سال برای دانشجویان مقطع کارشناسی) بود.

  

● مدیریت، تصمیم گیری و اختیارات دانشگاه ها

دانشگاه های امریکا از نظر تصمیم گیری و اختیارات، به شدت غیرمتمرکز عمل می کنند. و این برگرفته از متمم دهم قانون اساسی ایالات متحده امریکا است که اختیاراتی که در قانون اساسی (کوتاه و مختصر) ایالات متحده امریکا برای دولت فدرال تعیین نشده یا از دولت های ایالتی سلب نشده را بر عهده آن ایالت و مردم گذاشته است. با این حال، دولت فدرال با اعطای مبالغ بودجه (همانند federal grants) قابلیت تاثیرگذاری بر روند تصمیم گیری این موسسات را دارد. ارگان های دولتی همانند موسسات ملی بهداشت ایالات متحده امریکا، وزارت دفاع امریکا، وزارت نیرو و بنیاد ملی علوم امریکا نقش بسیار عمده یی را در تامین مخارج پژوهشی دانشگاه ها برعهده می گیرند؛ البته بودجه های دولتی که به طور مستقیم پرداخت می شوند و سهم ناچیزی در منابع مالی دانشگاه دارند. حتی در مورد دانشگاه های معروف به ایالتی، یا دولتی، درصد کمتری از منبع دخل یک دانشگاه را تشکیل می دهد. در عوض کمک های مالی و غیرمالی ارگان های دولتی به طور غیرمستقیم (شهریه دانشجویان، بودجه های پژوهشی، سفارش طرح های تحقیقاتی، در اختیار گذاشتن املاک دولتی، تسهیلات مالی برای طرح های عمرانی برای گسترش دانشگاه ها و...) صورت گرفته و دانشگاه ها نیز مدام در جست وجوی منابع گوناگون برای تامین مخارج خود هستند. به طور مثال دانشگاه هاروارد که دارای سرمایه کل ۲۹ میلیارد دلاری است، یک دانشگاه تماماً خصوصی است که بودجه سالیانه خود را از منابع گوناگون مانند صنعت، پروانه اکتشاف و اختراع، کمک های سرمایه داران و همچنین از دایره فارغ التحصیلان خود تامین می کند. در مقابل دانشگاه تگزاس در آستن با وجود سرمایه خصوصی ۵/۱۳ میلیارد دلاری خود به صرف بودن یک موسسه دولتی از منابع دولت فدرال و ایالت تگزاس نیز به طور مستمر استفاده می کند. دانشگاه کارولینای شمالی هم در چپل هیل بیش از ۴۵۰میلیون دلار در سال تنها از دولت ایالت کارولینای شمالی بودجه دریافت می کند. در واقع یک دانشگاه دولتی است که عضو لیگ آیوی عمومی است. عنوان دانشگاه دولتی یا ایالتی ناظر به دانشگاه هایی است که با کمک دولت تاسیس شده و بودجه معینی را به طور مستقیم از دولت ایالتی دریافت کرده و مقدار آن نیز هر سال با تصویب مجلس قانونگذاری آن ایالت مشخص می شود. اما این دانشگاه ها در سایر امور از جمله مدیریت و برنامه ریزی تحصیلی به طور کامل مستقل بوده و دخالت دولت به نظارت، رهنمودها و هماهنگی های نهاد مسوول در ایالت و همچنین وزارت آموزش ایالات متحده محدود می شود. در واقع دولت ملی کنترلی روی برنامه های تحصیلی یا روش تدریس دانشکده های کشور ندارد. دولت های ایالتی نیز کنترل بسیار کمی روی این مساله اعمال می کنند. ولی در بخش مستقل یا خصوصی آموزش عالی در ایالات متحده، تنوع فلسفه تحصیلی، برنامه های آموزشی و رسوم قدیمی از دانشگاه های دیگر بیشتر است. حدود ۶۰۰ دانشکده و دانشگاه کوچک تر این بخش را تشکیل می دهند که دربرگیرنده بسیاری از موسسات آموزشی بسیار آبرومند ایالات متحده است.

 

● منابع مالی عمومی

منابع طبیعی عمومی یکی دیگر از منابع پشتیبانی و حمایت مالی از برخی از دانشگاه ها در ایالات متحده است. برای مثال در تگزاس که از ذخایر نفتی بزرگی برخوردار است و معادن و پالایشگاه ها در اراضی عمومی احداث شده اند، عمده ترین منابع پشتیبانی مالی مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی در دهه های اخیر، مالیات و کمک های شرکت های نفتی بوده است.

 

● موفقیت دانشگاه های کوچک خصوصی

برنامه های تحصیلی که در این موسسات آموزش عالی استفاده می شود، بسیار موثر است. برای مثال طبق آماری که از تعداد دانشجویان تکمیل کننده دوره لیسانس گرفته شده، درصد فارغ التحصیلان در دانشکده های خصوصی کوچک تر، بیشتر از دانشگاه های ایالتی بزرگ تر است. به علاوه، این تفاوت نه تنها در مورد دانشجویان باهوش تر و بااستعدادتر، بلکه در مورد دانشجویانی که نمرات دیپلم و امتحان SAT پایین تری دارند نیز صدق می کند. درصد بالاتر دانشجویان تکمیل کننده دوره لیسانس در رشته های اجتماعی-اقتصادی نیز قابل مشاهده است، که بعضی وقت ها جزء رشته هایی محسوب می شوند که دانشجویان کمتر در کلاس های درس شرکت می کنند؛ معمولاً فرزندان خانواده هایی که برای اولین نسل به دانشگاه می روند، دانشجویانی که علاوه بر حضور در کلاس درس باید به صورت تمام وقت نیز کار کنند، یا دانشجویانی که متعلق به گروه های اقلیت هستند. موفقیت نسبی دانشکده های خصوصی کوچک تر را شاید بتوان به خاطر روش آموزشی مورد استفاده این موسسات، یعنی فعال کردن دانشجویان در فرآیند تحصیل دانست. جرج کوه موسس سازمان آمارگیری کشوری در رابطه با فعال کردن دانشجویان (که صدها دانشکده و دانشگاه در آن شرکت می کنند)، اشاره می کند؛ موفقیت دانشکده ها رابطه نزدیکی دارد با فرصت آشنایی از نزدیک با استادان، فعال شدن در یک فعالیت فوق برنامه تحصیلی، کار کردن در یک برنامه کارآموزی مربوط به جامعه، و ثبت نام در کلاس هایی که تکنیک های آموزشی فعال اعمال می شوند مانند کلاس هایی که مستلزم تهیه گزارش های شفاهی و گزارش های کتبی مکرر هستند. احتمال یافتن چنین خصوصیت هایی در موسسات آموزشی کوچک تر، بیشتر از دانشگاه های بزرگ تر است.

 

● نظام غیردولتی آموزش عالی در ایران

اصطلاح خصوصی سازی برای توضیح فرآیند انتقال مسوولیت از نظام دولتی به دانشگاه ها و اجازه و استقبال ورود نهادهای غیردولتی به این عرصه، شاید تعبیر چندان مناسبی نباشد، چرا که خصوصی سازی بیشتر در صحنه نظام اقتصادی کشور به کار می رود یعنی فعالیت هایی که هدف اصلی آنها تولید ثروت و کسب منفعت است. در حالی که در نهادهای آموزشی هدف به کلی چیز دیگری است و توجه به مساله منابع درآمد یا درآمدزایی از طریق فعالیت های آموزشی و پژوهشی انجام شده در این مراکز صرفاً برای تامین منابع مالی لازم برای اداره آنها است.

این مساله به این واقعیت مهم اشاره دارد که در صورت عدم حمایت از نهادهای آموزشی که در خارج از حوزه مسوولیت مستقیم دولت (نهادهای آموزشی دولت) قرار دارند، ادامه بقای آنها بسیار دشوار خواهد بود چرا که با توجه به عدم وجود منافع مالی، امکان ورود سرمایه های افراد جامعه به این حوزه با هدف دستیابی به منافع شخصی وجود ندارد. به هیچ وجه نمی توان وظیفه دولت برای فراهم کردن امکانات آموزش عالی را تنها به حوزه موسسات و آموزشگاه هایی که به طور مستقیم توسط دولت راه اندازی و اداره می شوند، خلاصه کرد. توسعه آموزش عالی و ایجاد بستر مناسب برای بهره مندی افراد ملت از مزایای آن از تکالیف دولت شمرده می شود.

اصل سی ام قانون اساسی ایران برای بیان وظیفه دولت در زمینه تامین امکانات آموزشی و گسترش آنها در کشور از تعبیر فراهم ساختن وسایل آموزش و پرورش و گسترش وسایل تحصیلات عالی استفاده کرده است؛ دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد. در واقع دولت برای انجام این امر از روش های مختلفی می تواند بهره جوید؛ اینکه خود به تاسیس دانشگاه مبادرت ورزد و تامین هزینه آنها را برعهده گیرد یا اینکه از ایجاد موسسات آموزشی که از سوی افراد جامعه تشکیل می شوند، حمایت کند چراکه حاصل فعالیت هر موسسه آموزشی با هر روشی اداره می شود به برآوردن نیازهای جامعه می انجامد و برطرف کردن نیازهای آموزشی امری است که در قلمرو وظایف هر حکومتی قرار دارد.

  

● دانشگاه آزاد در ایران

دانشگاه آزاد اولین مرکز تحصیلات عالی در ایران بود که در خارج از چارچوب دانشگاه های تحت نظر وزارت علوم تاسیس شد. راه اندازی این دانشگاه در سال ۱۳۶۱ در شرایطی صورت گرفت که تفکر غالب بر مدیریت کلان کشور دخالت دولت در حوزه های گوناگون مدیریت جامعه بود. تاسیس یک نهاد خصوصی از سوی افراد عالی رتبه حاکمیت کشور نشان می دهد برنامه انتقال مسوولیت در این حوزه از دولت به خارج از دولت در آن زمان هم وجود داشت. در حالی که بنا بود بودجه دانشگاه از کمک های مردم و دولت تامین شود، عملاً تامین مخارج این دانشگاه تنها به شهریه پرداختی دانشجویان خلاصه شده است چرا که در دهه ۱۳۶۰ اولویت اصلی دولت به دست آوردن منابع مالی لازم برای تامین نیازهای ضروری جنگ و مسائل ناشی از آن بود و پس از آن نیز زیرساخت های اقتصادی کشور در اولویت قرار گرفت. در سال ۱۳۸۵ تعداد دانشجویان این دانشگاه به یک میلیون و دویست هزار نفر می رسید و شهریه دریافتی از آنها به ۷۰۰ میلیارد تومان بالغ می شد. سرانه ۶۰۰ هزار تومان برای هر دانشجو رقم ناچیزی به نظر می رسد که پیشرفت این دانشگاه را بسیار دشوار می سازد. به ویژه آنکه سرانه هزینه دانشجویی در دانشگاه های دولتی که از سوی دولت و در واقع از درآمد نفت پرداخت می شود، چند برابر این رقم است. آنچه باید مشخصاً مدنظر باشد این است که تکیه بر درآمد ناشی از دریافت شهریه از دانشجویان با توجه به گستردگی پوشش این دانشگاه که اقشار مختلف جامعه را دربرگرفته هیچ گاه نمی تواند به عنوان تنها منبع مالی مورد اتکا باشد و ادامه حیات و پیشرفت کیفی این نهاد به فراهم شدن منابع مالی دیگر بستگی دارد.

  

● حمایت اقشار جامعه

ویژگی غیرانتفاعی موسسات آموزشی و گستردگی دامنه فعالیت آنها موجب می شود این موسسات امکان بهره بردن از کمک های افراد نوع دوست را داشته باشد. در واقع به جای انگیزه منفعت طلبی مالی که برای ورود به عرصه های سودآور حوزه اقتصاد وجود دارد، در این مورد نیت های انسان دوستانه افراد جامعه می تواند سبب همکاری مالی آنها شود. نهاد وقف در فقه شیعه و حقوق موضوعه ایران یکی از مهم ترین راه هایی است که کمک افراد خیر و نوع دوست را به دانشگاه ها ممکن می کند. البته به جریان انداختن این انگیزه ها برای حمایت از دانشگاه جز با همکاری نهادهای حکومتی میسر نمی شود. همانگونه که همکاری سازمان اداره امور موقوفات با خیرین جامعه برای تاسیس مدارس موجب شد در سال های گذشته بخش مهمی از کمبود مدرسه در کشور از این طریق مرتفع شود، امکان تشویق افراد به کمک به دانشگاه ها و تامین نیازها و پوشش کاستی های نهادهای آموزشی وجود دارد. از آنجا که در تمام مناطق کشور تاسیس و توسعه دانشگاه ها و بالا بودن کیفیت آنها یکی از مصادیق توسعه اجتماعی شمرده می شود، در صورت توضیح اهمیت این امر در جامعه پیش بینی می شود که بسیاری از افراد متمکن در هر منطقه برای کمک به آن مایل باشند. در نهایت این واقعیت باید مد نظر قرار گیرد که دانشگاه های ایران چه دولتی و چه غیردولتی با وجود توسعه کمی خود نتوانسته اند به سطح کیفی درخوری دست یابند. مشکلات مالی یکی از عوامل جلوگیری از رشد دانشگاه ها است و حل این مساله نگاهی متفاوت به مساله بودجه دانشگاه ها را طلب می کند. نگاهی که به جای پرداخت مستقیم بودجه از طرف دولت یا دریافت شهریه از دانشجویان، راه های دیگر تامین بودجه را با توجه به ظرفیت های هر دانشگاه برای جذب منابع مالی مدنظر قرار دهد.

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

بهترین ها

 

فاطمه زهرا علیه‏السلام فرمود: در یکی از شبها که رختخواب خود را گسترده بودم و خود را برای خوابیدن آماده می‏نمودم.

پدرم به نزد من آمد و گفت:

دخترم! پیش از آنکه بخوابی چهار عمل را انجام می‏دهی.

اوّل: قرآن را از ابتدا تا انتها بخوان.

دوم: پیامبران را شفیع خود کن

سوم: مؤمنین را شادنما

چهارم: حج و عمره‏ای هم بجای آور

و آنگاه پدرم به عبادت با معبود یکتا پرداخت و من صبر کردم تا از نماز فارغ شد.

به نزد پدرم عرض کردم من توانایی انجام همه دستورات را ندارم!

فرمود: دخترم!

اگر سه مرتبه قل هو اللّه اَحَد را بخوانی گویا تمام قرآن را خوانده‏ای

اگر برای من و پیامبران صلوات فرستی ما شفیع تو باشیم

اگر برای مؤمنین استغفار کنی از تو خرسند شوند

و اگر یکمرتبه بگوئی سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُللّهِ وَ لا اِله الاّ اللّهُ وَ اللّه اکبَر گویا مکه رفته‏ای1.

1 ـ  ستارگان درخشان، ج 2، ص 50 (باقیات صالحات) اثر: محمدجواد نجفی.

 

 

دسته بندی انسان ها بر اساس نماز

 

نويسنده: محمد وحيدی


 

دسته ی اول : کفار
تکاليف الهي ، افزون بر مسلمانان ، متوجه کفار نيز هست ، ولي اگر انجام بدهند ، صحيح نخواهد بود .(1) و اگر به همان حالت کفر بميرند بدترين عذاب الهي شامل آنها خواهد بود .
الف ) خطر استخفاف و سبک شمردن نماز
1. عنه صلي الله عليه و آله- لابنته فاطمه عليهاالسلام لما قالت له : يا ابتاه ، ما لمن تهاون بصلاته من الرجال و النساء؟ -: يا فاطمه ، من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله : ست منها في دار الدنيا ، و ثلاث عند موته ، و ثلاث في قبره ، و ثلاث في القيامه اذا خرج من قبره .
فاما اللواتي تصيبه في دار الدنيا : فالأولي : يرفع الله البرکه من عمره ، و يرفع الله البرکه من رزقه ، و يمحو الله عزوجل سيماء الصالحين من وجهه ، و کل عمل يعمله لا يؤجر عليه ، و لا يرتفع دعاؤه الي السماء ، و السادسه : ليس له حظ في دعاء الصالحين .
و أما اللواتي تصيبه عند موته فأولهن : انه يموت ذليلا . و الثانيه : يموت جائعا.
و الثالثه : يموت عطشانا ، فلو سقي من أنهار الدنيا لم يرو عطشه .
و أما اللواتي تصيبه في قبره : فأولهن : يوکل الله به ملکا يزعجه في قبره . و الثانيه : يضيق عليه قبره . و الثالثه : تکون الظلمه في قبره .
و أما اللواتي تصيبه يوم القيامه اذا خرج من قبره : فأولهن : أن يوکل الله به ملکا يسحبه علي وجهه و الخلائق ينظرون اليه . و الثانيه : يحاسب حسابا شديدا . و الثالثه : لا ينظر الله اليه و لا يزکيه و له عذاب أليم . (2)
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در پاسخ به دخترش فاطمه عليهاالسلام که سؤال کرد : اي پدر! مردان و زناني که نمازشان را سبک مي شمارند چه ( جزايي ) دارند ؟ فرمود : اي فاطمه ! هرکس - از مردان يا زنان - نمازش را سبک بشمرد ، خداوند او را به پانزده خصلت مبتلا مي کند : شش خصلت در دنيا ، سه خصلت هنگام مرگش ، سه خصلت در گورش و سه خصلت در قيامت هنگامي که از گورش بيرون مي آيد . اما آنچه در دنيا به او مي رسد : خداوند برکت را از عمرش برمي دارد و نيز سيماي صالحان را از چهره اش مي زدايد ، به هر عملي که انجام مي دهد پاداشي داده نمي شود ، دعايش به آسمان نمي رود و ششم اين که براي او در دعاي صالحان نصيبي نيست . اما آنچه هنگام مرگش به او مي رسد : نخستين آنها اين است که خوار مي ميرد ، دوم ، گرسنه مي ميرد و سوم ، تشنه مي ميرد ؛ پس اگر از نهرهاي دنيا به او بنوشانند ، سيراب نمي شود . اما آنچه در قبرش به او مي رسد : نخستين آنها اين است که خداوند فرشته اي مي گمارد تا او را در قبرش آزار داده و آشفته سازد ، دوم ، اين که قبرش را بر او تنگ مي کند و سوم ، اين که قبرش تاريک است . اما آنچه روز قيامت هنگام برون آمدن از قبرش به او مي رسد: نخستين آنها اين است که خداوند فرشته اي مي گمارد تا او را با صورت ( روي زمين ) بکشد در حالي که مردم به او مي نگرند ، دوم ، اين که بازخواست سختي مي شود و سوم ، اين که خداوند به او نمي نگرد و پاکش نمي سازد و عذابي دردناک دارد .
2. حضرت باقر عليه السلام مي فرمايد : لا تتهاون بصلاتک فان النبي صلي الله عليه و آله و سلم قال عند موته : ليس مني من استخف بصلاته ؛ (3)
مبادا نمازت را سبک بشماري ؛ زيرا پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم هنگامي که مي خواستند از اين دنيا رخت بربندند فرمودند : هر کس نمازش را سبک بشمارد ، از من نيست .
3. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد: لا يزال الشيطان ذعرا من المؤمن ما حافظ علي الصلوات الخمس ، فاذا ضيعهن تجرأ عليه ، فأدخله في العظائم ؛ (4)
همواره شيطان از انسان با ايمان ، در هراس است تا هنگامي که بر نمازهاي پنج گانه مواظبت ورزد ؛ پس هرگاه آنها را ضايع کند [ يعني حق آنها را ادا نکرده و وظيفه اش را نسبت به آنها انجا ندهد ] بر او جرأت مي يابد و او را در گناهان بزرگ وارد مي کند .
4. حضرت اميرمؤمنان عليه السلام مي فرمايد : من ضيع الصلاه فهو لغيرها أضيع ؛ (5)
کسي که نمازش را ضايع کند اعمال ديگرش را بيشتر ضايع خواهد کرد .
5. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد : ليس مني من استخف بصلاته ، لا يرد الحوض لا والله ؛ (6)
از [ امت ] من نيست کسی که به نمازش استخفاف ورزيده و آن را سبک بشمار به خدا قسم در قيامت از ملاقات من در نزد حوض [ کوثر ] محروم خواهد بود .
6. ابوبصير مي گويد : بر ام حميده ( همسر امام صادق عليه السلام ) وارد گشتم تا او را به جهت رحلت و شهادت امام صادق عليه السلام تسليت دهم . پس او گريست و من نيز از گريه ي او گريستم . سپس گفت : اي ابومحمد ! (7) اگر ابوعبدالله را هنگام مرگ مي ديدي ، به شگفت مي آمدي ، چشمانش را باز کرد و سپس فرمود : هر کس را ميان من و او پيوند خويشاوندي است گرد آوريد.  ام حميده گفت : هيچ کس را رها نکرديم مگر اين که گرد آورديم پس به آنها نگريست ، سپس فرمود : ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاه ؛ (8) همانا شفاعت ما به سبک شمارنده ي نماز نمي رسد .
7. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد : لا تضيعوا صلاتکم ؛ فان من ضيع صلاته حشر مع قارون و هامان . و کان حقا علي الله أن يدخله النار مع المنافقين ، فالويل لمن لم يحفاظ علي صلاته و أداء سنه نبيه ؛ (9)
نمازتان را ضايع نکنيد که هرکس نمازش را ضايع کند با قارون و هامان (10) حشور مي شود و سزوار است که خداوند او را همراه منافقان وارد آتش کند ؛
پس واي بر کسي که بر نمازش و انجام سنت پيامبرش مواظبت نورزيده است .

 

پی نوشت:

1. العروه الوثقي ، ج 1 ، في صلاه القضاء ، ج 2 ، في شرائط وجوب الزکاه ، مسئله 16 ، في شرائط وجوب الحج ، مسئله 74 و في شرائط صحه الصوم .
2. محمدي ري شهري ، الصلاه في الکتب و السنه ، ص 105 ، به نقل از فلاح السائل ، سيد بن طاووس ، ص 22 .
3. الفروع من الکفافي ، ج 3 ، ص 269 .
4. همان .
5. مستدرک الوسائل ، ج 1 ، ص 172 باب 7 ، حديث 7 .
6. من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 206 .
7. کنيه ي ديگر ابوبصير است .
8. سيد بن طاووس ، فلاح السائل ، ص 127 .
9. عيون الاخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 31 ، حديث 46 .
10. قارون و هامان دو تن از وزيران فرعون بودند .

منبع: کتاب دانستنی های لازم از نماز
 

 

 

تأثير نماز در موفقيت ها يا ناکامی ها

 

من در مدرسه دوستي دارم که نماز نمي خواند، با اين حال درس هايش خوب است، ولی من که دعا و نماز می خوانم و از خدا کمک مي خواهم خيلي درس هايم خوب نيست، لطفا مرا راهنمايی کنيد؟

- هر کاری، راه و قواعدي دارد که اگر انسان آن را رعايت کند، به موفقيت خواهد رسيد. موفقيت در درس، نيازمند تلاش و پشتکار و با جديت درس خواندن است. اما اگر رعايت اين قواعد همراه با نماز خواندن و عبادت خدا باشد، درصد موفقيت را بالا مي برد، زيرا نماز علاوه بر بازداري انسان از گناه، تمرکز و دقت را نيز تقويت مي کند. لذا اين گونه نيست که اگر کسي نماز بخواند ولي تلاش و کوشش و قواعد مطالعه را رعايت نکند، بتواند مطلبي را ياد و نمره ي خوب بگيرد.

دوست شما که درس هايش را خوب مي فهمد به طور حتم براي درس ها و مطالعاتش برنامه ريزي کرده است و از فرصت هاي زندگي و جواني اش به خوبي استفاده مي کند و يا از روش هاي يادگيري خوب و اصولي بهره مي برد. هرگز موفقيت او در تحصيل به دليل آن نيست که نماز نمي خواند، بلکه اگر نماز مي خواند موفقيت بيشتري به دست مي آورد و نمره هاي بالاتري مي گرفت.

احساسي که شما نسبت به درس هايتان داريد و فکر مي کنيد از دوستتان ذاتا عقب تر هستيد، درست نيست، چرا که ممکن است علت عقب ماندگي اين باشد که پايه ها را محکم نکرده ايد و يا براي درس و تحصيل و مطالعه و مرور کتاب ها، برنامه ريزي نکرده ايد و يا اصلا آدم تنبل و کسلي هستيد. خوب پرواضح است کسي که کار و کوشش نکند و تن به کار ندهد موفقيتي نصيبش نخواهد شد. از قديم گفته اند: جوينده يابنده است: من جد وجد.

حضرت علي (ع) مي فرمايد: من سبب الحرمان التواني؛(1) يکي از عوامل محروميت، سستي در [در کار] است. و نيز مي فرمايد: التواني اضاعه؛(2) سستي و اهمال در کار، نابود کننده ي [فرصت و عمر]است.

توفيقات علمي، ديني و دنيايي و غير آن، مطابق طرح حکيمانه ي الهي، بدون سبب براي هيچ کس حاصل نمي شود. اگر انسان در زندگي تلاش و تحرک نداشته باشد و بستر سازي نکند، در امور مربوط به دين و دنياي خود به جايي نمي رسد. از قديم گفته اند: از تو حرکت، از خدا برکت.

از اين رو حضرت علي (ع) مي فرمايد: آفه النجح الکسل؛(3) آفت موفقيت، تنبلي است. با اين حساب شما مي توانيد هم امور خود را منظم کنيد و هم با برنامه ريزي جلو برويد. هم چنين با کمک گرفتن از ديگران، روش هاي مناسب يادگيري و خوب فهميدن را به کار ببنديد، نمازتان را به وقت بخوانيد و از خدا کمک بخواهيد. در اين صورت به طور حتم از ديگران جلوتر خواهيد افتاد و موفقيت هاي شما روزافزون خواهد شد.

از طرفي، اگر مشغله هاي زياد باعث عقب ماندن از درس و تحصيل شده باشد، اين نيز قابل حل است. کافي است با تقسيم بندي ساعات شبانه روز و برنامه ريزي دقيق جلو برويد تا روشن شود که چقدر وقت زياد مي آوريد و فرصت به اندازه ي کافي براي درس خواندن باقي مي ماند.

از اين نکته نيز نبايد غفلت کرد که ذوق و سليقه و عشق و علاقه نيز در اشتغال به تحصيل و کسب دانش بسيار مؤثر است. خواجه نصيرالدين طوسي مي گويد:

لذات دنيوي همه هيچ است نزد من

در خاطر از تغيرآن، هيچ ترس نيست

روز تنعم و شب عيش و طرب مرا

غير از شب مطالعه و روز درس نيست

 

پي نوشتها:

1- ميزان الحکمه، با ترجمه فارسي، ج11، ص 5186.

2- همان.

3- همان، ص 5184.

 منبع : مجله ی معارف اسلامی شماره 71

 

 

 معجزه‌ی عددی لا اله الا الله

 

همچنان كه پیامبر می‌فرماید، این عبارت بهترین سخنی است كه پیامبران گفته‌اند و كسی كه آخرین سخنش در دنیا    لا اله الا الله باشد وارد بهشت می‌شود. این عبارت كلمه توحید است كه ایمان بر‌ آن بنا شده است، و آن كلید بهشت است. به همین خاطر خداوند حروف این عبارت را طوری مرتب كرده و نظم بخشیده است تا دلالت بر وحدانیت او تعالی باشد و این‌كه او خالق آسمان‌های هفتگانه می‌باشد.

 

این عبارت از سه حرف ابجد تشكیل شده است: الف، لام، ها

 

از اینجاست كه معجزه لغوی آن آشكار می‌شود! آیا امكان دارد انسان بتواند فقط با سه حرف عبارتی با معنا و مفهومی بس عظیم و گسترده تركیب كند!؟

 

ممكن است كسی با معجزه لغوی قانع نشود. به همین خاطر خداوند در این عبارت اعجاز عددی قرار داده است، تا دلیلی باشد بر صدق این مطلب و یكتایی خداوند.

 

خداوند از میان حروف عربی 3 حرف را برگزیده تا خودش را با آن وصف كند و نام‌گذاری كند (الله) و از حروفی كه اسمش از آن تشكیل شده ( ا، ل، ه ) بزرگ‌ترین، بهترین و بامعناترین عبارت را تركیب كرده است كه همان كلمه طیبه‌ی لا اله الا الله می‌باشد.

 

تنها به این هم اكتفا نكرده بلكه این حروف را طوری ترتیب داده و نظم بخشیده و به طور حیرت‌انگیزی كنار هم قرار داده كه دلیلی بر علم واسع خداوند است.

 

در اینجاست كه می‌پرسیم آیا امكان‌پذیر است برای انسانی كه از حروف اسمش جمله‌ای بسازد كه معرف شخصیت خودش باشد و آن را با ترتیب دقیق و شگفت‌انگیز عددی قرار دهد.

 

واضح است كه جز پروردگار هفت آسمان كسی از عهده‌ی این كار برنمی‌آید. فراموش نكنیم كه اولین كلمه‌ای كه باید به گوش انسان مسلمان بخورد وقتی پا به این دنیا می‌گذارد همان لا اله الا الله می‌باشد و كسی كه آخرین سخنش در دنیا لا اله الا الله باشد وارد بهشت می‌شود همچنان‌كه پیامبر به ما فرموده است‌.

 

به زودی متوجه خواهی شد كه تناسب شگفت‌انگیز عددی در این عبارت وجود دارد و حروف و كلمات به شیوه‌ی خاص كنار هم قرار گرفته‌اند بطوری‌كه تسلسل كلمات رعایت شده است. این تناسب یک دلیل ظاهری و مادی قوی است مبنی بر صدق و اعجاز این كلمه و صدق معانی و مفهوم آن.

 

تناسب عجیب لا اله الا الله با عدد 19:

 

ابتدا این عبارت را می‌نویسیم تا متوجه بنای شگفت‌انگیز عددی حروف این عبارت شویم‌. زیر هر كلمه تعداد حروف آن كلمه را می‌نویسیم.

 

لا          اله              الا              الله

 

2           3               3               4

 

اندیشه‌ی مباحث اعجاز عددی جدید بر این اساس استوار است كه اعداد را همچنان‌كه هست بدون جمع یا تغییر دادن آن بخوانیم، بنابراین عددی كه در مقابل لا اله الا الله می‌توان نوشت 4332 كه این عدد دو بار بر 19 بخش پذیر می‌باشد. (4332 مساوی 19  ضربدر  19  ضربدر  12) و (12 جمع اعداد 4332 می‌باشد)

 

عجیب این است كه این اعداد را از هر طرف بچینیم از مضرب‌های 7 می‌باشد.

 

تناسب عجیب لا اله الا الله با عدد 7:

 

1- عدد (121919) از دو طرف از مضرب‌های 7 می‌باشد و بر آن بخش‌پذیر است.

 

از چپ به راست    (121919 = 7  ضربدر 17417)          17417 = 7  تقسیم بر  121919

 

از راست به چپ    (919121 = 7  ضربدر 13133)           13133 = 7  تقسیم بر 919121

 

2- همچنین عدد 191219 از دو طرف از مضرب‌های 7 می‌باشد.

 

از چپ به راست   (191219 = 7 ضربدر  27317)            27317 = 7  تقسیم بر 191219

 

از راست به چپ   (912191 = 7  ضربدر 13133)             13133 = 7  تقسیم بر 912191

 

3- و بالاخره عدد 191912 بر 7 بخش‌پذیر است از دو جهت‌:

 

از چپ به راست   (191912 = 7  ضربدر  27416)             27416 = 7  تقسیم بر  191912

 

از راست به چپ   (219191 = 7  ضربدر  31313)              31313 = 7  تقسیم بر  219191

 

تناسب عجیب با تعداد ایام سال، ماه و هفته:

 

در عبارت لا اله الا الله، الف 5 مرتبه تكرار شده است، لام 5 مرتبه و ها  2 مرتبه تكرار شده است، یعنی ( الف = 5 ولام = 5 و ها = 2 ) چنان‌كه قبلاً اشاره كردیم كلمه‌ی لا اله الا الله از این 3 حرف تشكیل شده است، همچنان‌كه كلمه‌ی الله از این سه حرف تشكیل شده است. در زیر تعداد تكرار هر حرف را زیر حروف كلمه الله می‌نویسیم:

 

ا     لــلــه

 

5  5  5  2

 

كه عدد 2555 بدست می آید كه بر 7 بخش پذیر است. توجه كنیم:

  

(2555 = 7  ضربدر 365)                                        365 = 7  تقسیم بر 2555

  

در این نتایج عددی متوجه می‌شویم كه عدد 365 به تعداد ایام سال اشاره دارد.

 

اعداد 19 و 12 (كه قبلاً از تعداد حروف لا اله الا الله بدست آوردیم) عدد 19  ارتباط بین سال شمسی و قمری برقرار می‌كند و عدد 12 بیانگر تعداد ماه‌های سال می‌باشد. جالب این‌جاست كه اگر این اعداد سه گانه ( 12 و 19 و 365 ) را كنار هم قرار دهیم یعنی 1219365 می‌بینیم كه 3 بار بر 7 بخش‌پذیر است و از مضرب‌های 7 می‌باشد.

 

( 3555 = 7  تقسیم بر 24885 = 7  تقسیم بر 174195 = 7  تقسیم بر 1219365 )

 

1219365 = 7  ضربدر  7  ضربدر  7  ضربدر  3555

 

عدد 7 اشاره به روزهای هفته دارد. بنابراین لفظ جلاله‌ی الله با كلمه‌ی لا اله الا الله ارتباط پیدا می‌كند. این تناسب در حروف این عبارت با تعداد روزهای هفته كه 7 می‌باشد و با تعداد ماه‌های سال كه 12 می‌باشد و تعداد روزهای سال كه 365 روز می‌باشد قابل مشاهده است. بنابراین لا اله الا الله همیشه و تا ابد شعار توحید خواهد بود.

 

تناسب در اول و آخر كلمه:

 

در ابتدای عبارت لا اله الا الله كلمه‌ی "لا" آمده است كه تعداد حروفش 2 می‌باشد و در آخر عبارت لفظ "الله" آمده است كه تعداد حروفش 4 می‌باشد.

 

لا   اله   الا   الله

 

2                  4

   

اگر این دو عدد كنار هم قرار دهیم می‌شود 42 كه از مضرب‌های عدد 7 می‌باشد.

 

(42 = 7  ضربدر 6)                        (6 = 7  تقسیم بر 42)

 

كه این پیام را می‌رساند كه خداوند آسمان‌های هفتگانه را در 6 روز بیافرید.

 

از این نتیجه به اثبات می‌رسد كه خداوند عبارت لا اله الا الله را به شیوه‌ی حكیمانه‌ای كنار هم قرار داده و نظم بخشیده است و بین اول و آخر تناسب برقرار كرده است و آن را بخش‌پذیر بر 7 قرار داده است تا گواه و شاهدی بر وحدانیت خداوند سبحان باشد.

 

همچنین خداوند تبارك و تعالی تعداد حروف كلمه طیبه‌ی لا اله الا الله را 12 قرار داده است بطوری‌كه تناسب با عدد 7 هم برقرار است ( یعنی اگر شماره حروف كلمات عبارت لا اله الا الله را از چپ به راست كنار هم قرار دهیم بر 7 بخش پذیر است.

 

لـا      ا  لـــه   ا  لــا   ا  لــلــه

 

1  2  3  4  5  6  7  8  9 10  11   12

 

یعنی عدد 121110987654321 بر 7 بخش‌پذیر است.

 

( 17301569664903 = 7  تقسیم بر  121110987654321)

 

121110987654321 = 7   ضربدر  17301569664903

 

اگر حروف لا اله الا الله را به صورت تراكمی (حروف خود كلمه به اضافه حروف ماقبلش) نیز شمارش كنیم متوجه می‌شویم كه باز هم بر 7 بخش پذیر است.

 

لا الـه الـا اللـه

 

2  5   8   12

 

یعنی 12852 از مضرب‌های 7 می‌باشد.

 

12852 = 7  ضربدر  1836                                    (1836 = 7  تقسیم بر 12852)

 

و بدین‌صورت مشخص شد كه حروف لا اله الا الله با همدیگر ارتباط تنگاتنگ و محكمی دارند و هرگز جدا از همدیگر نیستند. همه‌ی این تناسبات و نظم شگفت‌انگیز را در چهار كلمه این عبارت مشاهده كردیم. اگر در دیگر آیات قرآنی نیز دقت كنیم متوجه می‌شویم كه عجایب این قرآن پایانی ندارد و راست گفته آنجا كه پیامبر (ص) درباره قرآن می‌فرماید: "و لا تنقضی عجائبه". عجایب قرآن پایان ناپذیر است. رواه الترمذی .

 

پس آیا در قرآن تدبر كرده‌ایم تا به عظمت احكام آن پی ببریم؟

 

لازم است تأكید كنیم كه اعجاز عددی وسیله‌ای است كه خداوند در قرآن كریم قرار داده است تا دلیلی مادی و عملی باشد مبنی بر این‌كه قرآن از جانب خداوند است و هیچ‌گونه تحریف و تغییر و تبدیلی در آن رخ نداده است‌. مثلاً اگر جای یكی از حروف لا اله الا الله تغییر كرده بود یا حرف دیگری آمده بود ساختار اعجاز عددی مختل می‌شد و دیگر تناسب و نظمی بین حروف وجود نداشت‌. پس پاك و منزه است آن خدایی كه همه‌ی حروف كتابش را حفظ نموده است. خداوند  می‌فرماید: (إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ). حجر 9 " بدرستی‌كه ما قرآن را فرو فرستادیم و ما آن را حفظ خواهیم نمود".

 

منبع : سایت اعجاز علمی قرآن و سنت

 

 

پرسش     
 و پاسخ     

 

 

 

پرسش های مجله الکترونیکی شماره 30

 

 

 

الف - پرسش های تستی :

 

 

1- مهم ترين و مؤ ثرترين عامل در جهت دستيابى به اهداف سازمانى چیست؟

 

الف - برنامه      ب - نیروی انسانی     ج - مدیریت            د - نظارت و کنترل

 

2- با توجه به حکایت مدیریتی کدام جمله درست تر است؟ 

 

الف - کار مورد علاقه، پول آور هم هست.    ب - کار پول آور، مورد علاقه هم هست.

 

ج - كار و پول لازم و ملزوم يكديگرند.            د - كار بايد فقط پول آور باشد.

 

3- كدام يك از ابعاد زمان ارزش مي آفريند؟

 

الف - عمق      ب - طول              ج - عرض                د - محتوا

 

4- كدام نوع از روسا به افراد به عنوان ابزاري براي رسيدن به هدف مي نگرند؟

 

الف - رئيس داد و فرياد كن               ب - رئيس سرد در گم

 

ج - رئيس نچسب                          د - رئيس استثمار كننده

 

5- عبارت با كدام گزينه تكميل مي شود؟

 

"مديريت بر مبناي ....... فرايندي است كه به وسيله آن مديران سطوح ...............مشتركاً هدف هاي عمومي را تشخيص مي دهند.

 

الف - هدف - بالا و پايين                              ب - هدف - بالا

 

ج - برنامه ريزي - پايين                                 د - فعاليت - مياني

 

6- چه وسيله اي است که به منظور بررسي پيشرفت فعاليت ها در رسيدن به هدف طرح شده است؟

 

الف - مديريت      ب - برنامه                 ج - كنترل                 د - بازرسي

 

7- مهم ترين فرايند دوران تحصيل چيست؟

 

الف - تلاش و كوشش        ب - مطالعه        ج - امتحانات                 د - رشد و تكامل

 

8- حداكثر زمانی كه افراد می توانند فكر خود را بروی موضوعی متمركز كنند، چقدر است؟

 

الف - ۹۰دقيقه        ب - ۶۰ دقيقه               ج - ۴۵دقيقه              د - ۳۰ دقيقه

 

9- یکی از دلایل مهم موفقیت دانشگاه های امریکایی در سالیان متمادی چيست؟

 

الف -  حمایت روزافزون نهادهای غیردولتی، شرکت ها و افراد خیر

 

ب - تخصيص اعتبارات زياد توسط دولت مركزي

 

ج - مشاركت مالي دانشجويان در تامين هزينه ها

 

د - تلاش هاي علمي و تحقيقات فراوان استادان و دانشجويان

 

10- از نظر امام علي (ع) آفت موفقيت چيست؟

 

الف - غرور            ب - شكست بعدی        ج - تنبلی               د - تحقير رقيب

 

 

 

 

ب - پرسش های تشریحی :

 

 

1- برای هر يك از رهنمودهای پيامبر اكرم(ص) در بخش" كليد هدايت " يك عنوان ذكر كنيد.

 

2- برای " ده نكته در روش مطالعه " ۱۰ عنوان برگزينيد.

 

 

 

 

 

 

 

پاسخنامه مجله الکترونیکی شماره 30 شامل 10 پرسش تستی + 2 پرسش تشریحی

 

 

 

نام و نام خانوادگی : 

 

 

 

 

 

پاسخ سوال تشریحی اول :

 

 

 

 

پاسخ سوال تشریحی دوم :

 

 

 

 

 

 

لينکهای    
 هفته     

 

 

سایت ویژه امام صادق
به مناسبت شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع)

 

 فیض آنلاین
مجموعه ای زیبا شامل قرآن کریم، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه

 

یاد روز حافظ
ویژه نامه بزرگداشت روز حافظ

 

 ایران شناسی
جاذبه های مختلف گردشگری ، تاریخی ، سیاحتی ، زیارتی و ... استانها

 

بزرگترین مجموعه شعر پارسی
مجموعه بیش از 340000 بیت شعر از 35 شاعر نامی ايران