مجله شماره سی وسوم      

 سه شنبه 12 آبان 1388                                                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاريخچه دانشگاه آزاد اسلامی

 

 

 

 

روز 31 ارديبهشت ماه سال 1361 آيت ا... هاشمی رفسنجانی در خطبه نماز جمعه تهران براي اولين بار ازطرحي به نام دانشگاه آزاد اسلامي سخن گفت . در حقيقت سخنان ايشان ، نتايج رايزني هايي بود كه او و دكتر عبدا... جاسبی برای راه اندازی دانشگاه ازاد اسلامي انجام داداه بودند .

دكتر جاسبي مي گويد : جناب آقاي هاشمي رفسنجاني ، اساسنامه اين دانشگاه و طرح آن را خدمت حضرت امام رضوان ا... تعالي عرض كردند و حضرت امام در حقيقت با تأئيد و كمك 10 ميليون ريالي خود ، پايه اوليه و اصلي اين دانشگاه را پي ريزی كردند ... بزرگترين حمايتی را كه همواره اين دانشگاه داشته ، اين است كه شروع كارش چه از نظر مادي و چه از نظر معنوی با دست مبارك امام (ره) بوده است .

 

 

 

 

                   

 

 

 

 

در آذر ماه همان سال اساسنامه دانشگاه نوشته شد كه بر اساس آن دانشگاه مؤسسه عام المنفعه ای معرفي گريد كه همه هزينه های آن صرف امور مربوط به دانشگاه مي شود . 3 ماه بعد روز چهارم اسفند ماه سال 1361 در گوشه اي از روزنامه رسمي ايران آگهي به چشم مي خورد كه موجوديت دانشگاه آزاد اسلامي را اعلام مي داشت.

طبق اين آگهي مؤسسان دانشگاه آزاد اسلامي را آقايان سيد علي خامنه اي ، علي اكبر هاشمي رفسنجاني ، مير حسين موسوي ، سيد احمد خميني و عبد ا... جاسبي تشكيل مي دادند .

دانشگاهي كه در چهارم اسفند ماه 1361 با 10 ميليون ريال اهدايي امام خميني (ره) در ساختمان 300 متري واقع در خيابان اسكندري شروع به كار نمود هم اكنون با 2 میلیون دانش آموخته ، يك ميليون و 300 هزار دانشجو ، 357 واحد و مركز آموزشي در داخل و خارج از كشور ، 27 هزار عضو هيأت علمي ، 31 هزار نفر پرسنل ، حدود 13 ميليون متر مربع فضای آموزشي و رفاهي و 600 مدرسه سماء به عنوان منبع جوشان علم و دانش و بزرگترين دانشگاه حضوري جهان ،  افتخاری درخشان براي نظام جمهوري اسلامي ايران آفريده است.

بهره مندي از جايگاه شايسته در عرصه جنبش نرم افزاري و توليد علم ، ايجاد كرسي هاي نظريه پردازي ، توسعه رشته های كاربردي نظير نانو تكنولوژي ، بيوتكنولوژي ،IT و پيشقدم شدن درزمينه دستيابي به تكنولوژي جوش هسته اي و توليد آب شيرين از فعاليت هاي نوين دانشگاه آزاد اسلامي است .

بيش از 1200 تشكل سياسي و اجتماعي و صدها انجمن علمي و فرهنگي با فراغ خاطر در دانشگاه آزاد اسلامي آزادانه به فعاليت مي پردازند و از لحاظ كمي و كيفي و تعالي جويي هرروز ارتقاء مي يابند . كسب رتبه برتر در زمينه اقامه نماز در سال جاري توسط دانشگاه آزاد اسلامي در بين تمام دستگاهها و سازمانها و همچنين برپايي مسابقات و محافل قرآن و عترت طی سالهاي گذشته همواره دررتبه نخست قرار داشته است .

توفيقات مداوم دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي در عرصه هاي ورزشي كه كوله باري از افتخارات را براي كشور به ارمغان آورده اند و رشد چشمگير مقالات  ISIاستادان و دانشجويان در نشريات معتبر بين المللي و حضور آن ها در مجامع آكادميك و درخشش در مسابقات بين المللي اختراعات و اكتشافات و رقابت هاي ربوكاپ ، احداث بزرگترين كتابخانه دانشگاهي كشور ، افتخارات درخشاني براي ميهن     اسلامي مان رقم زده است ، در حاليكه اگر تنها 10 درصد دانش آموختگان اين دانشگاه كه داراي تمكن مالي بودند براي ادامه تحصيل به خارج از كشور مي رفتند ، بيش از 60 ميليارد دلار ارز از مملكت خارج مي شد.

در عرصه بين المللي ، عضويت دانشگاه آزاد اسلامي در انجمن بين المللي دانشگاه ها IAU  ، عضويت در اتحاديه دانشگاه هاي جهان اسلام ISESCO ، و رياست شوراي اجرايي اين اتحاديه ، عضويت رسمي در انجمن بين المللي رؤساي دانشگاه ها  IAUP ، و ... مؤيد موفقيت هاي دانشگاه آزاد اسلامي در عرصه هاي فراملي است .

شايان ذكر است شجره طيبه دانشگاه آزاد اسلامي بدون كمترين بودجه دولتي ، درحالي به اين جايگاه رفيع رسيده است كه برابر آمارهاي مستند در سال 84 ميزان بودجه دريافتي دانشگاههاي دولتي ازخزانه مملكت 1350 ميليارد تومان و تعداد دانشجوياني كه شهريه نپرداخته اند فقط300 هزار نفر بوده است ، در حاليكه در سال 84 تعداد دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي يك ميليون و 200 هزار نفرو كل شهريه دريافتي 700 ميليارد تومان بوده است ، يعني ميانگين بودجه ای كه دانشگاههای دولتی برای هر دانشجو از خزانه مملكت به صورت مستقيم دريافت كرده اند بيش از 7 برابر شهريه دريافتی هر دانشجو در دانشگاه آزاد اسلامي است .

 

 

 

 

 

 

تاریخچه تأسیس دانشگاه آزاد واحد رودهن

 

 

 

 

 

 

 

پس از تأسيس و راه اندازی واحدهای اوليه دانشگاه آزاد اسلامی در شهرهايی از جمله تهران، با فاصله زمانی تقريباً يكسال يعنی در 14 آبان 1362 ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن شروع به كار كرد. از سال 1362 با شروع كار دانشگاه آزاد اسلامي، باب جديدی در توسعه شهر رودهن باز می شود . از سال 1365 تاكنون ، در اثر گسترش سريع دانشگاه آزاد اسلامي ، روند مهاجرت ، افزايش جمعيت ، تغييرات اقتصادی اجتماعی و نيز ساخت و ساز در اين شهر افزايش فوق العاده داشته است و اين افزايش همچنان سير صعودی را طی می كند. يكی از بانيان اصلی راه اندازی اين مركز آموزش عالی مرحوم آيت الله سيد احمد ميرخانی بود. ايشان از معدود افرادی بودند كه در كنار امور مذهبی ، تأليف و خلق آثار مذهبی ، به فعاليتها و امور فرهنگی و اجتماعی اشتياق و شور فراوانی داشت. از جمله فعاليتهای فرهنگی و اجتماعی برجسته ايشان واگذاری اولين ساختمان و كسب موافقت سازمان مركزی برای تأسيس دانشگاه در رودهن بوده است. امروزه ، به لطف اين سخاوت و كوشش پر ارزش ايشان ، هزاران جوان جويای علم و دانش از سراسر كشور با حضور در اين دانشگاه از خرمن علم بهره مي جويند و در كنار آن مردم رودهن از نعمت اين مركز علمی فرهنگی شاهد رشد و شكوفايی شهر خود هستند. پس از موافقت با تاسيس اين واحد آقای سيد كاظم شريعت پناهی با حفظ سمت كارشناس دفتر آزمون دانشگاه به رياست اين واحد منصوب شد و سرانجام، در روز 14 آبان ماه 1362 مراسم افتتاحيه با حضور مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی، مسئولان شهرستان و عده ای از معتمدان شهر در ساختمان جنب بانك ملی برگزار شد و اين واحد فعاليت رسمی خود را آغاز كرد و از نيمسال دوم 63-62 دانشجو پذيرفته شد.
پس از چندی، آقای شريعت پناهی به دليل داشتن مسئوليت در دفتر آزمون در سازمان مركزی و فاصله بين آنجا و واحد رودهن و به دليل آن كه اين واحد نو پا نياز به فعاليت  بيشتر و مسئول تمام وقت داشت از سمت خود در واحد رودهن استعفا نمود و آقای سيد مهدی حسينی به سمت رياست واحد دانشگاهی نوپا در شهريور 1365 منصوب گرديد.  

تصدی پست ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن از بدو تاسیس  تاکنون بدین ترتیب می باشند:

از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵ یعنی چهار سال اول تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، ریاست این واحد بر عهدهٔ آقای محمد کاظم شریعت‌پناهی و معاون وی آقای علی اکبر قناد بوده‌است. پس از ایشان، از سال ۱۳۶۵، آقای دکتر سیدمهدی حسینی به ریاست این واحد منصوب شدند. از 8 آبان ۱۳۸۶ نیز آقای دکتر غلامحسین حیدری در این سمت انجام وظیفه می‌کنند.

 

 

 

متن پیام آقای دکتر حیدری رئیس واحد رودهن 

به مناسبت 14 آبان ماه سالروز تأسیس واحد رودهن

 

 

 

 

 

باسمه تعالی

 

   نقش دانشگاه در هر کشوری ساختن انسان است . بنابراین دانشگاه بزرگ ترین موسسه موثر در کشور بوده، بزرگ ترین  مسئولیت ها را هم دانشگاه دارد.    امام خمینی ( ره )   

                

 با اهدای سلام و ادای احترام

هر جویبار روان و هر چشمه سار جوشان را اگر آزاد و رها گذارند و راه را به رویش نبندند و چاه را بر سر راهش نگشایند، سر بر سنگ ها مي كوبد و با صخره ها مي ستيزد ، كوره راه هايي مي جويد و دشت و دمن را مي پويد ، صخره سنگ هاي سخت را از پيش پاي بر مي دارد ، يا نرم نرم از كنارش راهي مي گشايد ، تا به آغوش مام دريا بپيوندد . هر قطره در بستر آزاد ، راه كمال مي پويد و كمال قطره ها وصال درياست.

هر سبزه گياه كه از زمين مي رويد ، نور مي جويد و راهي به سوي روشني مي پويد ، اگر آزاد رهايش گذارند ،تا سر از خاك برآورد ، ره افلاك مي پيمايد، رشد و رويش آن به سوی نور و حرارت است و روی به رفعت دارد . كمال نهال ، والايی است و آمال او وصال روشنايی .

استعدادهاي خفته و نيروهاي نهفته در نهانگاه فطرت انسان ها نيز چونان جويباران روان و سبزه گياهان ، نوري درخشان و آسماني بي كران مي طلبند، تا در آن بستر مستعد ، استعداد هاي نهفته را شكفته ، گستره گيتي را شكوفه باران و فضاي هستي را عطرافشان كنند .

به استناد آيات قرآن و روايات متعدد اسلامي و نيز بنا به تعريف انسان در اکثر مذاهب و مکاتب ، انسان موجودي مختار ، آزاد و انتخابگر است و در يك محيط آزاد است كه مي تواند اقدام به انتخاب كند .

تربيت نيزعبارت است از زمينه سازي براي رشد و شكوفايي نيروهاي نهفته و استعداد هاي خفته ، تا انسان در پرتو تربيت صحيح بتواند استعداد هاي بالقوه خود را بالفعل درآورد. معلم ، مربي و استاد ، نوجوان و جوان را رشد نمي دهند ، بلكه زمينه و بستر رشد و شكوفايي را مي سازند .

در ۲۶ سال پيش انديشوراني دلسوز و دانشگراني شب افروز در شهرستان رودهن شمعي نورافشان و چراغي درخشان برافروختند كه امروز پرتو تنوير و فروغ فراگير آن ، بخش عظيمی از صحن و سراي ميهن ما را روشني بخشيده است .

امروز دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن با داشتن  بیش از 500  نفر پرسنل  ،  1000  نفر عضو هیات علمی رسمی ومدعو و  25000  نفر دانشجو در دوره های كاردانی ، كارشناسی ، كارشناسی ارشد و دكترا  هم چون مهری درخشان بر سپهر بی كران ايران بزرگ مي درخشد و همه پويندگان عرصه پژوهش و جويندگان دين و دانش را نور مي بخشد .

اكنون در فرخنده زاد روز تاسیس  اين دانشگاه و در آغاز بيست و هفتمين سال حيات پربركت اين نهال بشكوه و سرو سرفراز نستوه از اين كه با بذل محبت و عنايت با ارسال پيام تبريك ، ما را نواخته ايد، بنده نوازی شما را صميمانه پاس می داريم و عنايات شما را سپاس مي گزاريم.

از درگاه خداوند منان برای جناب عالی و همه همكاران ارجمند شما سلامت و موفقيت روزافزون مسئلت دارم .

 

 

 

                                                                               در كسب رضای حق موفق باشيد

                                                                               دكتر غلام حسين حيدری 

                                                                               رئيس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

تاريخچه دانشگاه آزاد اسلامی

تاریخچه تأسیس دانشگاه آزاد واحد رودهن

پیام آقای دکتر حیدری به مناسبت سالروز تأسیس واحد رودهن

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

● مديريت زمان

● به سوی نسل سوم توسعه مديريت

 ●کلید هدایت

مطالب خواندنی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

 

 

يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَادِ 30 قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 31 قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ 32 إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ 33 ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 34 إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ 35 فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وِإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ 36 فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ 37

ترجمه فارسي مکارم

روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر مى‏بيند; و آرزو مى‏كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانى زيادى باشد خداوند شما را از (نافرمانى) خودش، برحذر مى‏دارد; و (در عين حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است 30 بگو: اگر خدا را دوست مى‏داريد، از من پيروى كنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد; و گناهانتان را ببخشد; و خدا آمرزنده مهربان است 31 بگو: از خدا و فرستاده (او)، اطاعت كنيد! و اگر سرپيچى كنيد، خداوند كافران را دوست نمى‏دارد 32 خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد 33 آنها فرزندان و (دودمانى) بودند كه (از نظر پاكى و تقوا و فضيلت،) بعضى از بعض ديگر گرفته شده بودند; و خداوند، شنوا و داناست (و از كوششهاى آنها در مسير رسالت خود، آگاه مى‏باشد) 34 (به ياد آوريد) هنگامى را كه همسر عمران‏ گفت: خداوندا! آنچه را در رحم دارم، براى تو نذر كردم، كه محرر (و آزاد، براى خدمت خانه تو) باشد از من بپذير، كه تو شنوا و دانايى! 35 ولى هنگامى كه او را به دنيا آورد، (و او را دختر يافت،) گفت: خداوندا! من او را دختر آوردم -ولى خدا از آنچه او به دنيا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نيست (دختر نمى‏تواند وظيفه خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد) من او را مريم نام گذاردم; و او و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم 36 خداوند، او ( مريم) را به طرز نيكويى پذيرفت; و به طرز شايسته‏اى، (نهال وجود) او را رويانيد (و پرورش داد); و كفالت او را به زكريا سپرد هر زمان زكريا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى‏ديد از او پرسيد: اى مريم! اين را از كجا آورده‏اى؟! گفت:اين از سوى خداست خداوند به هر كس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد 37

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

مديريت    
علوی    

 

 

اهداف ، كاربردها و موارد استفاده ارزشيابى
قسمت دوم


 

 

 

3. ارائه باز خور براى كاركنان
از ديگر اهداف ارزيابى عملكرد و كاربردهاى آن دادن باز خور به كاركنان است . ارزيابى عملكرد، به كاركنان در عملكرد شغلى آن ها باز خور مى دهد؛ (1) يعنى اطلاعات به دست آمده از ارزيابى عملكرد مى تواند مبناى مناسبى براى دادن باز خور به كاركنان باشد. بنابراين ، ارزشيابى عملكرد، براى كاركنان باز خور تهيه كرده و بدين وسيله به عنوان ابزارى براى پيشرفت شخصى و شغلى آنان عمل مى كند. (2)
همچنين ارزيابى عملكرد به منظور تهيه باز خور براى عملكرد گذشته كاركنان طراحى شده اند تا به رشد و گسترش برنامه هاى آتى كمك كرده و براى تصميم هاى پرسنلى مستندات پشتيبانى تهيه كنند. (3)
4. تعيين مبنا براى حقوق و مزايا
ارزيابى عملكرد، ميزان تلاش و كوشش و نيز توانايى ها و استعدادهاى هر يك از كاركنان در جهت رسيدن به اهداف سازمان را مشخص مى كند. اطلاعاتى كه از اين طريق به دست مى آيد مى تواند مبنا و معيارى مناسب براى پرداخت حقوق و مزايا باشد.
ارزيابى عملكرد، به تصميم گيران كمك مى كند تا مشخص كنند كه چه كسانى بايد افزايش حقوق و دستمزد دريافت كنند. (4)
5. شناخت استعدادها و توانايى هاى كاركنان
وقتى كه عملكرد كاركنان مورد سنجش قرار مى گيرد، ميزان دانش ، مهارت ، ابتكار و خلاقيت آنان روشن مى شود، و اين معيار مناسبى براى ارزيابى توانايى ها و استعدادهاى كاركنان است . (5) همچنين بنا به اين گفته كه گذشته ، چراغ راه آينده است ، در مواردى هم زمان با ارزيابى عملكرد كاركنان كارمند، استعدادها و توانايى هاى بالقوه او نيز سنجيده مى شود، و بر اين اساس ، مشاغلى كه احتمال مى رود فرد در انجامش ‍ موفق تر باشد به عهده او گذارده مى شود؛ ولى بايد تذكر داد كه عملكرد گذشته فرد، هميشه معيار خوبى براى پيش بينى عملكرد او در آينده نخواهد بود، و موفقيت در انجام (دادن ) مؤ ثر كارى ، به خصوص ، به اين معنا نيست كه فرد به همان اندازه ، در كار ديگرى موفق باشد. (6)
6. تعيين روايى آزمون هاى استخدامى
كاركنان اغلب سازمان ها، به ويژه سازمان هاى بزرگ ، از طريق آزمون هاى استخدامى برگزيده و انتخاب مى شوند. يكى از راه هاى تعيين اعتبار و روايى آزمون هاى استخدامى عملكرد كاركنانى است كه از طريق اين آزمون ها به استخدام سازمان در آمده اند. اگر عملكرد اين كاركنان مطلوب و رضايتبخش باشد، اين امر بيانگر اعتبار و روايى آزمون هاى استخدامى خواهد بود؛ و اگر عملكرد افراد مطلوب نباشد، روشن خواهد شد كه آزمون ها داراى اعتبار لازم نيستند.
بنابراين ، عملكرد خوب يا بد، نقاط قوت و ضعف در روش هاى كارمند يابى واحد پرسنلى را نشان مى دهد؛ (7) و ارزيابى عملكرد اطلاعات مناسبى را در اختيار مى گذارد كه براى اعتبار بخشيدن به روش هاى گزينش ، به منظور ارزيابى اين كه آيا آن روش ها، كاركنان خوبى را براى سازمان جذب خواهند كرد، مورد نياز است . (8)
7. كارمند يابى و انتخاب
نتايج حاصل از ارزيابى عملكرد كاركنان فعلى سازمان مى تواند در پيش ‍ بينى عملكرد آينده كسانى كه مى خواهيم انتخاب و استخدام كنيم مفيد واقع شود. براى مثال ، ممكن است ارزيابى كاركنان نشان دهد عملكرد كسانى كه داراى درجه تحصيلى خاص ، يا ويژگى و خصوصيت شخصيتى مخصوصى هستند بهتر از ساير كاركنان است . چنين اطلاعاتى قطعا فرايند جذب نيرو و گزينش را تحت تاءثير قرار خواهد داد؛ زيرا اگر اطلاعاتى از اين قبيل در دست باشد مسئولان سازمان را براى كسانى كه داراى اين ويژگى ها باشند ارزش بيش ترى قائل شده و تلاش مى كنند كاركنان خود را از ميان كسانى انتخاب كنند كه آن ويژگى ها را دارا باشند. (9)
8. بهبود عملكرد جارى
وقتى عملكرد كاركنان مورد سنجش و ارزشيابى قرار مى گيرد، بسيارى از زواياى عملكرد آنان روشن شده و نقاط قوت و ضعف آن ها مشخص ‍ مى گردد. هرگاه پس از اين شناسايى ، نقاط ضعف و قوت آنان به اطلاعشان برسد؛ آن ها تمام تلاش خود را جهت تقويت نقاط قوت و از بين بردن نقاط ضعف عملكرد خود به كار مى گيرند؛ در نتيجه عملكردشان بهبود مى يابد. (10)
9. انگيزش كاركنان
يكى ديگر از كاربردهاى ارزشيابى عملكرد كاركنان ، انگيزش آن ها مى باشد؛ يعنى اگر عملكرد كاركنان به درستى مورد سنجش و ارزيابى قرار گيرد، انگيزه آنان براى كار و تلاش و بالا بردن كيفيت و كميت كار ارتقا خواهد يافت ؛ زيرا احساس خواهند كرد كه به عملكرد آنان اهميت داده مى شود، و در صورتى كه عملكرد آن ها مطلوب باشد مورد توجه قرار خواهند گرفت .
بنابراين ، ارزيابى عملكرد و پيامدهاى آن ، نقش مهم و حياتى در الگوى انگيزش ايفا مى كنند. (11)
اگر اهدافى كه كاركنان جداگانه درصدد دستيابى به آن هستند روشن نباشند، اگر معيارها براى اندازه گيرى و سنجش ميزان دستيابى به اهداف مبهم باشد و اگر كاركنان اطمينان نداشته باشند كه كار و تلاش هاى آنان به يك ارزيابى رضايت بخش از عملكرد آنان منجر مى شود، يا احساس كنند كه وقتى اهداف عملكرد آنان به دست مى آيد، نتيجه غير مطلوبى نسبت به سازمان وجود خواهد داشت ، مى توانيم پيش بينى كنيم كه افراد، خيلى كم تر از توانايى شان كار مى كنند. (12)
10. تشخيص مشكلات سازمانى
از ديگر كاربردهاى ارزيابى عملكرد كاركنان ، مى توان به تشخيص ‍ مشكلات سازمانى اشاره كرد. ارزيابى عملكرد، وسيله خوبى براى تشخيص محدوديت ها و موانع موجود در راه موفقيت سازمان و عملكرد مطلوب كاركنان مى باشد. بنابراين ، ارزشيابى عملكرد كاركنان راه سازمان مى تواند در تشخيص برخى از مشكلات سازمانى مفيد و مؤ ثر باشد. (13)


1) .188:P ؛Management Resource Human of Handbook THe ؛Brian ,Towers
2) 268:P ؛Resources Human Managing ؛Wayne ,Cascio
3) .321:P ؛management Resource Human ؛Stephen ,Robbins ,David ,Decenzo
4) ؛Management Personnel ,Resource Human ؛Keith ,Davis ,William ,Wether .339:P
5) .189:P ؛Management Resource Human of Handbook THe ؛Brian ,Towers
6) مديريت منابع انسانى ، ص 217.
7) ؛Management Personnel ,Resource Human ؛Keith ,Davis ,William ,Wether .339:P
8) .188:P ؛Management Resource Human of Handbook THe ؛Brian ,Towers
9) ؛Management Personnel ,Resource Human ؛Keith ,Davis ,William ,Wether .339:P
10) ؛Management Personnel ,Resource Human ؛Keith ,Davis ,William ,Wether .339:P
11) .322:P ؛management Resource Human ؛Stephen ,Robbins ,David ,Decenzo
12) Ibid
13) .286:P ؛Resources Human Managing ,Wayne ,Cascio

 

 

جمله      
 مديريتی    

 

 

روزگار مهربان

 

 



روزگار نسبت به كسی كه بداند وقت خود را چگونه مصرف كند فوق العاده مهربان است.

لرد آويبوری

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

بهترین کارها

 

 

بهترین کارها سه چیز است: تواضع به هنگام دولت، عفو به هنگام قدرت، بخشش بدون منت.

پیامبر اعظم (ص)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

 

شوخی اداری

 

 

 

در این متن ترجمه شده واقعیتی تلخ در قالب بیان یک شوخی اداری به تصویر کشیده شده است که در ان مدیریت منابع انسانی کارمند را از درخواست خود منصرف می کند !!!
یک مرد پس از ۲ سال خدمت پی برد که ترفیع نمی گیرد،انتقال نمی یابد ، حقوقش افزایش نمی یابد،تشویق نمی شود. بنابراین او تصمیم گرفت که پیش مدیریت منابع انسانی برود.
مدیر با لبخند او را دعوت به نشستن و شنیدن یک نصیحت کرد :
" از تو به خاطر ۱ یا ۲ روز کاری که تو واقعاً انجام می دهی، تقدیر نمی شود "
مرد از شنیدن آن جمله شگفت زده شد اما مدیر شروع به توضیح نمود.
مدیر : یک سال چند روز دارد ؟
مرد: ۳۶۵ روز ، بعضی مواقع ۳۶۶
مدیر : یک روز چند ساعت است؟
مرد:۲۴ ساعت
مدیر: تو چند ساعت در روز کار می کنی؟
مرد:از ۱۰صبح تا ۶ بعدازظهر .۸ ساعت در روز
مدیر: بنابراین تو چند ساعت از روز را کار می کنی؟
مرد:او که کمی حسابگر بود . گفت . ۳/۱
مدیر: خوبت باشه !! ۳/۱ از ۳۶۶ چند روز می شود؟
مرد: ۱۲۲ روز ( ۳/۱ ۳۶۶ = ۱۲۲ )
مدیر: آیا تو تعطیلات آخر هفته را کار می کنی؟
مرد: نه آقا
مدیر:در یک سال چند روز تعطیلات آخر هفته وجود دارد؟
۵۲ روز شنبه و ۵۲ روز یکشنبه ، برابر با ۱۰۴ روز
مدیر : متشکرم. اگر تو ۱۰۴ روز را از ۱۲۲ روز کم کنی ، چند روز باقی می ماند؟
مرد:۱۸ روز
مدیر: من به تو اجازه می دهم که در تا ۲ هفته در سال از مرخصی استعلاجی استفاده کنی .حال اگر ۱۴ روز از ۱۸ روز کم کنی ، چند روز باقی می ماند؟
مرد: ۴ روز
مدیر:آیا تو در روز جمهوری( یکی از تعطیلات رسمی می باشد) کار می کنی ؟
مرد : نه آقا
مدیر : آیا تو در روز استقلال (یکی دیگر از تعطیلات رسمی می باشد) کار می کنی ؟
مرد : نه آقا
مدیر : بنابراین چند روز باقی می ماند؟
مرد: ۲ روز آقا
مدیر: آیا تو در روز اول سال به سر کار می روی؟
مرد:نه آقا
مدیر :بنابراین چند روز باقی می ماند؟
مرد: ۱روز آقا
مدیر : آیا تو در روز کریسمس کار می کنی؟
مرد:نه آقا
مدیر :بنابراین چند روز باقی می ماند؟
مرد:هیچی آقا
مدیر : پس تو چه ادعایی داری ؟
مرد: !!!

نتیجه اخلاقی : هرگز از مدیریت منابع انسانی کمک نخواهید.

 

 

حکايت     
مديريتی    

 

 

من يك شاه هستم

 

 

روزی فردريك كبير امپراطور روس، در اطراف برلين قدم مي زد كه با مرد بسيار پيري كه مثل شاخ شمشاد از جهت مخالف مي آمد روبه رو شد.
فردريك از تبعه خود پرسيد: تو كيستي؟
پيرمرد پاسخ داد: من يك شاه هستم.
فردريك خنديد و گفت: يك شاه، قلمرو سلطنت تو كجاست؟
پيرمرد مغرور پاسخ داد: خودم، هر يك از ما سلطان و شاه زندگي خود هستيم.

 

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

 

راز موفّقیت از زبان سقراط !

 

 

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..
سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.
ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.
همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا."
سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد."

 

 

نکات       
مديريتی    

 

 

چگونه جلساتی اثر بخش داشته باشيم؟

 

 

 جلسات بي حاصل احتمالاً بزرگترين عامل اتلاف وقت در موسسات دولتي و بازرگاني است. جلسات بخش ناگزيري از محيط هاي كاري مدرن است ولي برگزاريهاي آنها بايد ضروري تشخيص داده شده و مفيد باشد در غير اين صورت به هيچ وجه نبايد جلسه تشكيل شود. از توصيه هاي زير براي اثر بخشي جلساتتان استفاده كنيد:

1- اهداف جلسه را مشخص كنيد
در طول مدت جلسه چه كار انجام خواهيد داد. هدفتان چيست؟

2- دستور جلسه تنظيم كنيد
تقريباً دليل شكست همه تلاشها ناشي از عدم برنامه ريزي آگاهانه است و جلسات نيز از اين قاعده مستثني نيستند.قبل از اينكه هر كس موضوعي را به جلسه تحميل كند. يك دستور كلي براي جلسه تهيه كنيد.

3- شركت كنندگان در جلسه را محدود سازيد
معمولاً وقتي تعداد شركت كننده افزايش مي بابد ، جلسه كم بازده مي شود. بنابراين، موقع تصميم گيري در مورد تعداد افراد شركت كننده در جلسه، سخت گير باشيد.

4- بر موضوعهاي دستور جلسه تمركز كنيد
معمولاً جلسات موقعي مفيد و اثر بخش مي شود كه توجه افراد به موضوعهاي دستور جلسه تمركز شود.

5- وقت شناس باشيد
اگر قرار است جلسه اي در ساعت 8 شروع شود، آن را درست سر ساعت 8 شروع كنيد.

6- زمان اتمام جلسه را تعيين كنيد
جلسات نه تنها بايد به موقع شروع شود بلكه بايد به موقغ نيز تمام شود.

7- بهترین زمان را برای جلسات تعيين كنيد
بهترين زمان براي برگزاري جلسات ساعت 1۰ صبح و 4 بعد از ظهر است.

8- جلسه را بدون وقفه اجرا كنيد
هرگز اجازه ندهيد در جلسه وقفه اي ايجاد شود مگر اينكه وضع اضطراري به وجود آيد.

9- در صورت امکان ايستاده صحبت كنيد
اگر شما نيازمند يك جلسه كوتاه هستيد كه بيش از 10 دقيقه به طول نمي انجامد سعي كنيد ايستاده جلسه را اجرا كنيد.

10- مكان مناسبي براي جلسه انتخاب كنيد
محل جلسه بر روي چگونگي كاركرد جلسه تاثير دارد. محل مناسب جلسه ، جلسه خوبي را تضمين نمي كند ، اما اتاق جلسه نا مناسب به بد شدن جلسه كمك مي كند.

11- تهیه صورتجلسه فراموش نشود
سعی کنید کسی که در نوشتن صورتجلسه مهارت دارد به عنوان منشی ثابت جلسات انتخاب نمایید و از او بخواهید موارد لازم را حتما پیگیری نماید.

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

مدیریت زمان 

.:  نرگس کیایی  :.

 


نکته ها:

1- زمان؛ با ارزش ترین منبع است که با بررسی مستمرِ چگونگی استفاده از آن، می توانیم اثربخش ترین روش به‌کارگیریِ آن را پیدا کنیم.

2- فرهنگ هر سازمان تاثیر بسیاری بر چگونگی استفاده کارکنان از زمان خواهد داشت.

3- صرف ساعت های زیاد اغلب باعث افت کارایی و اثربخشی وظایف می شود.

4- انجام دادن چند کار در آن واحد، مسئله ای ست که همواره ما را از نظر زمانی دچار مضیقه می کند.

5- یکی از رموز موفقیت در مدیریت، مهارت در استفاده بهینه از زمان است. تا زمانی که ندانید برای فردا چه اقدامی انجام خواهید داد، برای امروز نیز نمی توانید تصمیم گیری کنید.

6- برای استفاده بهتر از زمان، برنامه ای موفق خواهد بود که در آن اهداف آینده مشخص شده باشد.

7- دیگر دوران این طرز فکر که یک شغل برای تمام عمر کافی است به سر آمده و برای این که بتوانید شغل خود را حفظ کنید لازم است خود را همواره از جهت اطلاعات و مهارت به روز نگه دارید.

8- هر روز زمانی را به بررسی و اولویت بندی کارها اختصاص بدهید.

9- برای انجامِ یک کارِ دشوار، بخش کوچکی از آن را انتخاب کنید و بلافاصله انجام دهید.

10- انجام کارهای سخت و پیچیده باید به زمانی که در اوج توان فکری و بدنی هستید موکول شوند.

11- سازمان دهیِ محل کار عملکرد شما را به طرز محسوسی ارتقا می دهد.

12- کارهایی را به دیگران محول کنید که کارایی شما را در استفاده از زمان کاهش می دهند.

13- هنگام رفتن به محل کار، درباره ی روزی که در پیش خواهید داشت فکر کنید.

14- برای افزایش بهره وری در کار، از مراجعات اتفاقی همکاران جلوگیری کنید.

15- یکی از جنبه های مهم مدیریت زمان سهولت در برگزاری جلسات و تحقق اهداف آنها است.

16- اداره ی موفقیت آمیز زمان فقط شامل برنامه ریزی اوقات کاری نیست. اگر بین کار، زمانی را برای تجدید قوا درنظر نگیرید، کار برایتان خسته کننده خواهد شد. سعی کنید اوقاتی را به تفریح اختصاص دهید.

17- ساعات کاری روزانه را به بخش های 30 دقیقه ای تقسیم کنید.

18- زمان انجام هر کار را محاسبه کنید و ببینید که دقت شما چقدر بوده  است.

19- برای ارزیابی کارایی خود، فهرست زمان بندی شده را مرور کنید.

20- در برنامه ای که تهیه می کنید فرصتی را برای فکر کردن اختصاص دهید.

21- یکی از رموز مدیریت اثربخش، تفویض صحیح کارها به دیگران است. یاد بگیرید تا چگونه پاره  ای از وظایف خود را به دیگران تفویض کنید تا برای موفقیت در انجام کارهای مهم تر، فرصت یابید.

22- برای این که از وقت خود بیشترین استفاده را ببرید باید بیاموزید که مدیر خود را اداره کنید. این کار را آشکارا انجام ندهید تا افراد مافوق و مدیران تصور نکنند که موقعیت آنها زیر سوال رفته است.

23- اهداف بلندمدت را به برنامه های اجرایی هفتگی و روزانه تقسیم کنید.

24- روند نمایی از آینده ی شغلی خود تهیه و برای برداشتن قدم بعدی برنامه ریزی کنید.

25- در تعیین الولویت ها، موارد اختلاف را با مافوق خود حل کنید.

26- اگر نمی توانید کارهایتان را اولویت بندی کنید، با دیگران مشورت کنید.

27- ببینید آیا اولویت های سایر همکاران با اولویت های شما تناقض دارد یا خیر؟

28- مشغله های کاری خود را برحسب اهمیت در سررسید یادداشت و طبقه بندی کنید.

29- اگر وظایف الف در برنامه ی کاری شما زیاد است، آنها را واگذار و یا دوباره تعریف کنید.

30- هم زمان با تغییرات یا دریافت اطلاعات جدید، اولویت ها را تغییر دهید.

31- هر روز فرصتی را در آرامش برای فکر کردن اختصاص دهید.

32- دقایقی را به خود اختصاص بدهید، بدون آن که نگران پاسخ دادن به تلفن باشید.

33- برای این که گفت و گوهای خود را کوتاه کنید از طرح سوال های کلی پرهیز کنید.

34- توان فکری و بدنی خود را اندازه بگیرید و مدت دوام آن را برآورد کنید.

35- اطلاعات را فقط برای کسانی تکثیر کنید که به آن نیاز دارند.

36- اشتراک خود را با نشریاتی که دیگر مورد نیاز نیستند، قطع کنید.

37- برای کاهش زمان جلسه، بیشتر شنونده باشید تا گوینده.

38- افراد را تشویق کنید که نظرات خود را بیان کنند حتی اگر با نظر شما مخالف باشد.

39- از افراد بخواهید که فقط در بخش هایی از جلسه شرکت کنند که به آنها مربوط است.

40- سعی کنید هر روز یک تجربه جدید کسب کنید.

41- از جلسات غیر رسمیِ طوفان مغزی برای خلق ایده های تازه با بیرون کشیدنِ سریع نظرات در جهت حل مشکلات کاری استفاده کنید.

42- کامپیوتر و تکنولوژی ارتباطات با چنان سرعتی در حال پیشرفت است که دیگر نیازی به تشکیل جلسات رو در رو نیست.

43- برای متقاعد کردن دیگران از واقعیات استفاده کنید نه از احساسات.

44- بهترین جلسات آن هایی هستند که فقط با حضور افراد مرتبط با موضوع تشکیل می شوند.

45- اگر بدون تشکیل جلسه می توان موضوعی را حل و فصل کرد، حتماً همین کار را بکنید.

46- هدف از تشکیل جلسه باید از همان ابتدای کار روشن باشد.

47- توجه داشته  باشید که برخی مواقع حضور مدیران ارشد در جلسات می تواند مانع از گفت و گوی آزادِ شرکت‌کنندگان شود.

48- قبل از تشکیل جلسه با شرکت کنندگان تماس تلفنی بگیرید تا آنها فرصت فکر کردن در مورد موضوع نشست را داشته باشند.

49- برای اجتناب از بروز آشفتگی و انحراف از موضوع اصلی، سعی کنید تعداد شرکت کنندگان را در حداقل ممکن نگه دارید.

50- اگر شرکت کنندگان از موضوع اصلی جلسه منحرف شدند، بلافاصله به آنها تذکر بدهید.

51- اگر افراد اصلی قادر به شرکت در جلسه نیستند، زمان آن را تغییر دهید.

52- در مورد نحوه مشارکت گروهیِ افراد با یکدیگر به دقت فکر کنید.

53- از تشکیل جلسه در اوقاتی از روز که انرژی افراد در سطح پایینی قرار دارد اجتناب کنید.

54- قبل از جلسه مطالب خود را دسته بندی و آماده کنید.

55- افرادی که در نشست های منظم و ادواری شرکت دارند را تشویق کنید که به نوبت ریاست جلسه را عهده دار شوند.

56- برگزاری موفقیت آمیز جلسه را به عنوان مسئولیت فردی خود در نظر بگیرید.

57- به عنوان رئیس جلسه باید شرایطی فراهم کنید که همه شرکت کنندگان فرصت اظهارنظر پیدا کنند.

58- قبل از تشکیل جلسه در مورد رهبران اصلیِ گروه های فکریِ مختلف به طور کامل تحقیق کنید.

59- در جلسات پر سر و صدا و بی نظم برای نمایش قدرت و اقتدار خود از جا بلند شوید و ایستاده صحبت کنید.

60- هنگام مواجهه با اعتراضات، خونسردی خود را حفظ کنید. گاهی اوقات نیروهای متخاصم تاثیر یکدیگر را خنثی می کنند.


--------------------------------
منابع:
1- مدیریت زمان؛ با مقدمه دکتر غلامرضا خاکی
2- مدیریت جلسات؛ با مقدمه دکتر مسعود حیدری

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

به سوی نسل سوم توسعه مديريت!

 عليرضا دهقانی


 

 

 

در حوزه بالنده سازي منابع انساني توجه به اين نكته حائز اهميت است كه ميان آموزش منابع انساني با توسعه منابع انساني تفاوت هاي اساسي وجود دارد. در حالي كه واژه توسعه ، به يادگيري فرصت‌هاي طراحي شده براي كمك به رشد منابع انساني اشاره دارد و بر يك دوره طولاني مدت جهت كمك به آنان در راستاي آماده شدن براي رفع نيازهاي شغلي آينده متمركز است ؛ آموزش كاركنان اغلب بر دوره‌ها بلاواسطه جهت كمك به تنظيم و رفع هر نوع كمبود شغلي در زمينه دانش، توانمندي و مهارت‌هاي فعلی كاركنان تاکید دارد. بيشتر سازمان‌هاي اثربخش آموزش و توسعه منابع انساني را به عنوان یک بخش كامل از برنامه بالنده سازي منابع انساني خود در نظر مي‌گيرند كه دقيقا با استراتژي هاي كسب و كار سازماني هم تراز مي‌شوند.
امروزه سخن از توسعه مديريت در مباحث نظري حوزه بالنده سازي منابع انساني رواج و گسترش چشمگيري يافته است. اين موضوع با توجه به تفاوت موجود در دو اصطلاح توسعه و آموزش در اين حوزه قابل توجه است ؛ چرا كه توسعه مديريت در پي فراهم آوردن فرصتهاي يادگيري به منظور رشد توانمندي هاي مختلف مديران، جهت مواجهه با پديده هايي است كه در آينده، سازمان متبوع آنان را با چالش مواجهه خواهد نمود.
در اين زمينه انديشمنداني همچون ميتنزبرگ ضمن برشمردن مسيري كه توسعه مديريت پيموده بر ضرورت توجه به نسل سوم توسعه مديريت تاكيد كرده است . بر اين اساس توسعه مديريت مدت زيادي به صورت سخنراني و بحث درباره مسائل موردي و يادگيري از طريق تجربه ديگران صورت مي پذيرفت. از اين نوع توسعه به عنوان نسل اول توسعه مديريت ياد مي شود. دراين حالت افراد به عنوان ظرفهايي در نظر گرفته مي شوند كه بايستي دانش به عنوان مظروف در آنان ريخته شود. اما درنسل دوم توسعه مديريت افراد بايد به طور فعال در فرايند ياددهي - يادگيري درگير شوند. به عبارت ديگر يادگيري هاي آنها بايد با تجارب شخصي آنها در هم آميزد. دراين فرايند مديران به كلاسهاي درس فرستاده مي شوند تا پس از آموزش لازم ، به محل كارشنان يا موقعيت هاي ديگر فرستاده شده تا درگير طرحهايي جهت اصلاح امور مورد نظر شوند. بديهي است در بسياري از موارد بين آنچه مديران در فرايند يادگيري فرا مي گرفتند با آنچه در عمل با آن روبرو بودند تفاوت هاي چشمگيري وجود داشت. نسل دوم توسعه مديريت داراي دو مشكل است: نخست اينكه بسياري از برنامه هاي آموزشي اموري غير از امر يادگيري را نيز در بر مي گرفت؛ به عبارت ديگر برنامه هاي آموزشي در زمينه توسعه سازمان بودند هر چند كه توسعه مديريت ناميده مي شدند. و ديگر آنكه با توجه به محدوديت موجود در وقت مـديران، برنامه هاي مـورد نـظر اغـلب باعث افزايش كار مديران مي شد. بدين ترتيب در حالي كه اين مديران درگير تجارب واقعي بودند تمركز بيشتري بر تجارب مصنوعي آنها مي شد. در نسل سوم توسعه مديريت بر يادگيري از تجربيات واقعي خود آنها و در ميان گذانشتن تجارب آنها با ديگران تاكيد مي گردد. واقعي بودن اين تجربيات سبب مي شود كه مديران به طور كامل درگير مباحث ديگر شوند و از اين طريق يادگيري در عمق جان آنها جاي گيرد. در نتيجه اين نوع توسعه افزايش اثر بخشي براي مديران و سازمانهاي آنها را در پي خواهد داشت.
بدين ترتيب سئوالاتي كه هر مجموعه آموزشي در حوزه مديريتی سازمانها بايستي قبل از هر چيز پاسخ گوی آن باشد آن است كه :
1 آيا محور اصلي فرايند ياد دهي يادگيري، با توجه مباني آموزش مديريت استمرار دارد يا بر پايه توسعه مديريت استوار است؟
2 در صورتي كه اين محور ر پايه توسعه مديريت بنا نهاده شده آنگاه بايستی پرسيد كه: اصول حاكم بر كدامين نسل توسعه مديريت بر فرايند ياد دهي يادگيري مديريتي سازمان سايه افكنده است؟
3 و در نهايت اينكه :آيا چنين رويكردی با استراتژی های سازمان پيوند و انسجام لازم را برقرار نموده است؟ 

 

 

کلید      
هدایت     

 

 

ارزش مرد به اندازه همّت اوست!

 

 

 

 

دورترین مقصدها نیز دست یافتنی است و طولانی ترین مسیرها نیز با برداشتن همین گام های کوتاه ، سرانجام طی خواهند شد ؛ مهم این است که گام نخست را برداریم و برای رسیدن به هدف واقعاً مصمم باشیم. آن کس که سست اراده و کوتاه همت است ، نه از دست یابی به اهداف عالی ، که از پیمودن راه کوتاه مقاصدِ ابتدایی هم ناتوان است. آیا راهی به ظاهر دشوار تر و طولانی تر از گذشتن از خود ( جهاد نفس) و رسیدن به دا ( لقاء رب ) سراغ دارید؟

امام کاظم (ع) ، در نجوایی عاشقانه به آفریدگار ، مقصد و مقصود خود عرضه می دارد: یقین دارم بهترین توشه برای مسافری که به سوی تو حرکت کرده است ، همانا ارادة جدی او برای انتخاب و رسیدن به توست.

همت بلند را باید از پیامبر بزرگ اسلام (ص) آموخت که یک تنه و تنها برای اصلاح جهان به پاخاست ؛ جهانی که جز تاریکی و جهل و جنایت از آن نمی بارید. او چنان مردانه در این کار ، که با همة معیارهای بشری ناشدنی می نمود ، پایداری کرد که امروز هیچ کجای زمین پهناور ، خالی از نام و یاد او نیست. با این حال ، چگونه می شود که ما ، مدعیان پیروی از او ، این گونه در هدایت حتی یک نفر ، احساس عجز و ابراز ناتوانی می کنیم؟! عزم ، جوهرة انسانیت و میزان امتیاز انسان است و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم اوست.

 

همت بلند دار که مردان روزگار                     از همت بلند به جایی رسیده اند

 

وقتی عزم آدمی جزم و همت او بلند گردد ، در مواجهه با مشکلات ، طاقت از کف نمی نهد و از راه نمی نشیند ، بردبار است و با درنگ و تأمل راه برون رفت را پیدا  می کند و از این روست که مظهر ارادة الهی فرمود : بردباری و درنگ از یک شکم افتادند و هر دو از همت بلند زادند.

کوته نظری اولین و بزرگ ترین دلیل شکست و ناتوانی است. باید ، در همة زمینه های مادی و معنوی ، بلندنظر بود و مصمم به پیش رفت ؛ حتی اگر به مقصود نرسیم . میزان ارزش آدمیان ، رسیدن یا نرسیدن به هدف بلندشان نیست ؛ این علی (ع) است که تاکید می کند : ارزش مرد به اندازه همّت اوست.

 


 

مطالب     
خواندنی    

 

 

مجموعه مباحث فرهنگی ( بخش اول )

 

 

 

 

 آیا شهید سید مرتضی آوینی در آثارش مطلبی درباره اصلاح الگوی مصرف آورده است؟ 

    

  

سید شهیدان اهل قلم، شهید سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".

البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌های آوينی اين است که همه در راستاي تبيين مبانی انقلاب اسلامي در حوزه‌های مختلف است، (البته تا جايي که مجال پيدا کرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين پاسخ برگزيده شد،که به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.

آويني کتابش را در سال‌هايي مي‌نويسد، که تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود که احساس خطر مي‌کرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در مي‌آورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نمي‌آيد،اما شايد تلنگري باشد.

قسمت‌هاي کوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير" کتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه مي‌آيد:

آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.

نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.

مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.

چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.

در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است.

راهش پر رهرو باد .

   

   

 

جايگاه‌ زن‌ در سينمای‌ بعد از انقلاب‌ چیست؟ 

    

  

موضوع‌ مشاركت‌ زنان‌ در عرصه‌هاي‌ مختلف‌ اجتماعي‌ و پذيرفتن‌ مسئوليتها از مباحث‌ مهم‌ در جوامع‌ صنعتي‌ تلقي‌ مي‌شود. از جمله‌ چگونگي‌ حضور زن‌ در سينما نيز از اين‌ قبيل‌ مباحث‌ مهم‌ است‌. آنچه‌ كه‌ سينماي‌ ايران‌ از گذشته‌ به‌ همراه‌ داشت‌، ميراث ‌عبرت‌انگيز از تأثير وابستگي‌ و اختناق‌ در قلمرو فرهنگ‌ و هنر بود; نطفه‌هاي‌ يك‌ تجربه ‌آوانگارد حاشيه‌اي‌ در سينماي‌ متفكر قبل‌ از انقلاب‌ بر بستر شرايط مساعد پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ و علل‌ زمينه‌ساز متعدد در سينماي‌ ما، مبدل‌ به‌ گرايش‌ سبكي‌ نو و جمعي‌ شد. سينماي‌ ما سينمايي‌ است‌ كه‌ بيش‌ از هر هنر ديگر در ايران‌ و هر سينمايي‌ در جهان‌، به‌ هرمنوتيك‌ نو رويكرد داشته‌ و شديداً متمايل‌ به‌ تأويل‌ گرايي‌ است‌. تأويل‌ در اين ‌سينما، سيمايي‌ برجسته‌ و فرامدرن‌ و كاملا اخلاقي‌ دارد. آثار سينمايي‌ بيست‌ ساله‌ ايران ‌به‌ نحو پيچيده‌اي‌ اخلاق‌ گرا هستند و حتي‌ گاهي‌ در پشت‌ عقلانيت‌ مدرن‌ با جلوه‌هاي ‌اخلاقي‌ عارفانه‌ غني‌ مي‌شوند. اولين‌ فيلم‌ ناطق‌ ايراني‌ در سال‌ 1212 هـ . ش‌ در هند فيلمبرداري‌ شد و با همين‌ فيلم ‌بود كه‌ تصوير اولين‌ زن‌ بازيگر روي‌ پرده‌ رفت‌. وي‌ كه‌ روح‌انگيز سامي‌ نژاد نام‌ داشت‌ در نقش‌ گلنار در فيلم‌ دختر لر بازي‌ كرد كه‌ به‌ گفته‌ سامي‌نژاد با تحمل‌ سختي‌هاي ‌زيادي‌ بكار بازيگري‌ اش‌ ادامه‌ داد. حتي‌ افراد خانواده‌ و فاميل‌ وي‌ هم‌ به‌ خاطر مطرودبودن‌ حرفه‌ بازيگري‌ مورد آزار و شماتت‌ مردم‌ قرار گرفتند. بالاخره‌ پس‌ از اوج‌ و فرودهاي‌ بسيار، ساخت‌ فيلم‌ در ايران‌ رواج‌ پيدا كرد و با گذشت‌ زمان‌، زنان‌ بيشتري‌ پا به‌عرصه‌ بازيگري‌ گذاشتند.

 

رفتارهاي‌ جلف‌ و زننده‌ زنان‌ اينگونه‌ فيلمها ارزش‌ واقعي‌ يك‌ زن‌ بازيگر را پايين‌ آورد، زنان‌ اين‌ فيلمها، هميشه‌ در نقش‌ زنهاي‌ فريب‌ خورده‌، خواننده‌، رقاص‌، روسپي‌، معشوقه‌، دزد، آدمكش‌ و ... ظاهر مي‌شدند. در واقع‌ اصل‌ اين‌ فيلمها براساس‌ انحراف‌ يك‌ زن‌ پايه‌ ريزي‌ شده‌ بود. با وقوع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ وضعيت‌ زنان‌ در فيلمها تغيير پيدا كرد، در ابتدا يك‌ عقب‌نشيني‌ كامل‌ مشاهده‌ شد، كمتر فيلمي‌ يافت‌ مي‌شد كه‌ زني‌ در آن‌ نقش‌ داشته‌ باشد. پس‌ از به ‌وجودآمدن‌ قوانيني‌ براي‌ ساخت‌ فيلم‌، بار ديگر زنان‌ بر پرده‌هاي‌ سينما ظاهرشدند. با رشد فرهنگ‌ و افكار اسلامي‌ در ميان‌ مردم‌; زنان‌ بيشتري‌ روي‌ كار آمدند و زن موضوع‌ اصلي‌ بسياري‌ از فيلمها شد، البته‌ در بعضي‌ از فيلمها نيز زن‌ به‌ عنوان‌شخصيتي‌ حاشيه‌اي‌ نمود پيدا كرد. او حتي‌ اگر نقش‌ اول‌ هم‌ بود، كار اول‌ را انجام‌ نمي‌داد و اين‌ مردها بودند كه‌ عقل‌ كار محسوب‌ مي‌شدند و هميشه‌ از پس‌ مشكلات‌ برمي‌آمدند. در فيلمهايي‌ كه‌ از عقايد اجتماعي‌ مردم‌ برگرفته‌ شده‌ زن‌ بايد يك‌ سري‌ از محدوديتها را داشته‌ باشد كه‌ اين‌ محدوديتها بيشتر توسط خود زنان‌ بوجود مي‌آمد. در واقع‌ يك‌ سري‌ پيش‌داوريها در مورد زنان‌ وجود دارد كه‌ به‌ عنوان‌ كليشه‌اي‌ منفي‌ نام‌ برده ‌مي‌شود، اينكه‌ زنان‌ نمي‌توانند درست‌ تصميم‌ بگيرند و مدام‌ نظر خود را تغيير مي‌دهند، ايرادگير هستند و براي‌ كار گروهي‌ مناسب‌ نيستند، يا اينكه‌ زنها فقط بايد غذا بپزند، لباس‌ بشويند و يا اينكه‌ در نقش‌ دختري‌ دم‌ بخت‌ و منتظر جهاز باشند و... از جمله‌ باورهاي‌ غلط در مورد زنان‌ است‌.

 

 دوران‌ مختلف‌ حضور زن‌ در سينمای‌ ايران‌

مي‌توان‌ حضور زنان‌ درسينماي‌ بعد از انقلاب‌ را به‌ سه‌ دوره‌ مشخص‌تقسيم‌بندی ‌كرد:

 

دوره‌ اول‌ سالهاي‌ اوليه‌ بعد از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و هنگامي‌ است‌ كه‌ سينما توانست‌ پس‌ از مدتي‌ توقف‌ نسبي‌، فعاليت‌ مجدد خود را آغاز كند. فيلمهاي‌ توليد شده‌ در اين‌ دوره‌، حال‌ و هواي‌ ديگري‌ پيدا كرد.

 

اكثر آثار ساخته‌ شده‌ در اين‌ سالها برگرفته‌ از وقايع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و يا جنگ‌ تحميلي‌ بودند و اين‌ جريان‌ دستمايه‌ توليد فيلمهاي‌ سينمايي‌ شد، ولي‌ از حضور زنان‌ در اين‌ فيلمها خبري‌ نبود و يا اگر بود اين‌ حضور بسيار كمرنگ‌ و بي‌جلوه‌ بنظر مي‌آمد. به‌ معناي‌ ديگر فيلمها در طي‌ اين‌ دوران‌ بسيار مردانه ‌ساخته‌ مي‌شد. تجربه‌ تلخ‌ حضور نامطلوب‌ زنان‌ در سينماي‌ قبل‌ از انقلاب‌ يكي‌ از دلايل‌ عمده‌حذف‌ عنصر زن‌ از سينماي‌ ايران‌ در سالهاي‌ اوليه‌ پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ محسوب‌مي‌شود. با ساخت‌ فيلم‌هاي‌ ملودرام‌ مانند فيلم‌ گلهاي‌ داودي‌ (رسول‌ صدر عاملي‌)، كم‌ كم‌شاهد حضور زن‌ در آثار سينمايي‌ هستيم‌، از اين‌ به‌ بعد را مي‌توان‌ دوره‌ دوم‌ نام‌ گذاشت‌،چرا كه‌ در واقع‌ فيلم‌ ملودرام‌ بدون‌ نقش‌ زن‌ معنايي‌ پيدا نمي‌كند. هر چند كه‌ اين‌ حضوربسيار كمرنگ‌ بود و زنان‌ اغلب‌ به‌ ايفاي‌ نقش‌هاي‌ حاشيه‌اي‌ مي‌پرداختند. فاطمه‌ گودرزي‌ (بازيگر سينما و تلويزيون‌) در اين‌ رابطه‌ مي‌گويد: به‌ علت‌ عدم‌ وجود نگاه‌ درست‌ نمي‌توان‌ از مؤلفان‌ سينما انتظاري‌ بيش‌ از اين‌ داشت‌ كه‌ در فيلمنامه‌ها تمام‌ زنان‌ سربلند و غيرتمند را رها كرده‌ و آنان‌ را در دم‌ كردن‌ چاي‌ و سوهان‌ روح‌ مردان‌بودن‌ و اشك‌ ريختن‌هاي‌ توخالي‌، شهره‌ آفاق‌ نكنند. آزيتا حاجيان‌ نيز اظهار مي‌دارد: از آن‌ روزي‌ كه‌ عطوفت‌ جزو اصول‌ موضوعه‌ اثبات ‌هويت‌ زن‌ در سينماي‌ ايران‌ قرار گرفت‌، رفته‌ رفته‌، اين‌ ويژگي‌ قفس‌ خوش‌ رنگي‌ شد كه ‌ابعاد غير قابل‌ باور آن‌ هر پرواز و هر رشد انساني‌ او را به‌ ميله‌ها، به‌ احساس‌ و عاطفه ‌محدود كرده‌، در كادرهاي‌ پرنور فيلمهاي‌ سينمايي‌، چيزي‌ به‌ جز صبر و حجب‌ و قناعت ‌از زنان‌ نديديم‌. به‌ گفته‌ ژاله‌ علو: متأسفانه‌ امروز تصويري‌ كه‌ از زن‌ عرضه‌ مي‌شود، تصويري ‌مشخص‌ نيست‌، يعني‌ شما نمي‌توانيد ما به‌ ازاي‌ صحيحي‌ از آن‌ در جامعه‌ بيابيد. اين‌شخصيت‌ نه‌ متعلق‌ به‌ ديروز است‌ و نه‌ امروز. يعني‌ نه‌ جلوه‌ گر مادرهاي‌ ماست‌ و نه‌ خود ما. زنهاي‌ ايراني‌ داراي‌ اصالتي‌ خاص‌ هستند كه‌ اين‌ اصالت‌ امروز اثر اندكي‌ در هنرهاي ‌نمايشي‌ ما بجاي‌ گذارده‌ است‌. شخصيتي‌ كه‌ از زن‌ ارائه‌ مي‌شود، بايد مطابق‌ با زنان ‌باشد.‌ زماني‌ كه‌ ما در آن‌ قرار داريم‌ طبيعتاً خواستار نمايش‌ زني‌ است‌ كه‌ داراي‌ فرهنگ ‌و تفكر امروز باشد. از ديگر سو مقاومت‌ خاصي‌ را كه‌ زن‌ در طول‌ تاريخ‌ ايران‌ از خود به‌ نمايش‌ گذاشته‌، بايد عرضه‌ شود. زن‌ امروز بايد قدرت‌ اين‌ را داشته‌ باشد كه‌ به‌ قدرت‌ خود تكيه‌ كند. البته‌ هر فيلمي‌ كه‌ راجع‌ به‌ زن‌ ساخته‌ مي‌شود، زنانه‌ نيست‌; در برخي ‌مواقع‌ ضد زن‌ كامل‌ است‌. در تمام‌ فيلمهايي‌ كه‌ بعد از انقلاب‌ ساخته‌ شده‌، زن‌ در يك‌ محيط (محيط خانه‌) قرار داشته‌ كه‌ به‌ كارهاي‌ رفت‌ و روب‌، نگهداري‌ بچه‌ و ... مي‌پردازد و اين‌ زن‌، خوب‌ گريه‌ مي‌كند. در حالي‌ كه‌ راديو و تلويزيون‌ بايد آيينه‌ جامعه‌ باشد و تمام ‌مسائل‌ زنان‌ جامعه‌ را حل‌ نمايد. راديو و تلويزيون‌ بايد زنان‌ را با حق‌ و حقوقي‌ كه‌ دارند، آشنا سازند.

 

منابع‌

1- مجله‌ گزارش‌ فيلم‌، شماره‌ 133، پانزدهم‌ شهريور 1375.

2- ماهنامه‌ سينما و فيلم‌، شماره‌ 240، بيستم‌ شهريور 1378.

3- مجله‌ گزارش‌ فيلم‌، شماره‌ 12، سال‌ نهم‌.

4- ماهنامه‌ تدبير، شماره‌هاي‌ 85 و 56 (در زمينه‌ مديريت).

5- شريفي‌، نوروزعلي‌، نقد و بررسي‌ فيلمهاي‌ مهرجويي‌، پايان‌نامه‌ كارشناسي‌، دانشگاه‌ فردوسي‌ مشهد.

منبع: مليكا سپاسي،كتاب نماي آبگينه (2)- مجموعه مقالات همايش زن و سينما

 

 

 

 فرهنگ به چه معنا است؟ 

  

فرهنگ در زبان فارسي، به معناي ادب،تربيت علم و دانش، ومجموعه آداب و رسوم آمده است. محمد معين، فرهنگ فارسي، تهران، انتشارات اميرکبير، 1376، ص 2538 فرهنگ در لغت عرب با کلمه الثقافه بيان مي‏شود که به معناي پيروزي، تيز هوشي و مهارت بوده، سپس به معناي استعداد فراگيري علوم و صنايع و ادبيات به کار رفته است فريد وجدي، دايره المعارف، ذيل ماده ثقف؛ به نقل از: محمد علي جعفري، فرهنگ پيرو و فرهنگ پيشرو، انتشارات علمي و فرهنگي، 1373، ص 15 اصطلاح فرهنگ culture، در علوم انساني و اجتماعي ـ به خصوص جامعه‏شناسي و مردم‏شناسي ـ استعمال فراواني دارد. با اين حال، مفهوم واحد و مشخصي ندارد؛ به گونه‏اي كه تاكنون بيش از 250 تعريف مختلف، از آن ارائه شده است. ادوارد تايلر در 1871 نخستين تعريف فرهنگ را چنين ارائه كرده است: فرهنگ يا تمدنّ، كلّيت درهم بافته‏اي است شامل دانش، دين، هنر، قانون، اخلاقيات، آداب و رسوم، و هرگونه توانايي و عادتي كه آدمي همچون عضوي از جامعه به دست مي‏آورد. يدالله هنري لطيف پور، فرهنگ سياسي شيعه و انقلاب اسلامي، ص 21 تعريف ديگرِ فرهنگ، از پالمرو مونتي است: ارزش‏ها معنوي، هنجارها و نظام اعتقادات يك جامعه؛ مشتمل بر سنت‏ها، آداب و رسوم، مذاهب و ايدئولوژي‏ها، تشريفات مذهبي، ميراث، زبان و كليه عادت‏ها، ديدگاه‏هاي مشترك. پالمرو مونتي، نگرش جديد بر علم سياست، ترجمه منوچهر شجاعي، ص 99 در يک جمع بندي مي‏توان در تعريف فرهنگ چنين گفت: فرهنگ مجموعه و کليت به هم تافته و پيچيده اي از ايده ها، باورها، آرمان ها، ارزش ها، هنجارها، نهادها، نمادها و ساير آموخته‏ها و عاداتي است که حاصل و دستاورد نسل‏هاي مختلف مردم جهان و منطقه يا يک امت و يا دولت ـ کشور مي‏باشد و مباني، اصول، چگونگي و چرايي اين طرز تفکر، نحوه زندگي و نحوه و چگونگي ونوع اعمال و رفتار فردي، جمعي و اجتماعي آنان را توجيه، تعقيل، تبيين يا تعيين مي‏نمايد و روند حال و آتي آن را معلوم و مشخص مي‏کندر.ک: عليرضا علي احمدي، شناخت فرهنگ، فرهنگ سازماني و مديريت بر آن، (تهران: توليد دانش، 1383)، ص 47 

 

 

 

فرهنگ غرب از چه ويژگيها و ماهيتی برخوردار است و چرا يك شهروند ايرانی و مسلمان نمی تواند فرهنگ غرب را الگو و راهنمای عمل خود قرار دهد؟ 

  

 

به نحو اجمالي فرهنگ مغرب زمين در طول حيات خود، روند پرفرازو نشيب و سير تحولي فراواني را پشت سر گذاشته است. در يك زمانبدي كلي از قرن چهارم تا قرن چهاردهم يعني هزار سال فرهنگ مسيحيت به طور رسمي در كشورهاي اروپايي و غربي حاكم بود. در اين دوره سرنوشت و تاروپود حكومتهاي آنها براساس دين و آيين مسيحيت رقم مي خورد. از قرن چهاردهم تا قرن هجدهم دوران رسانس يا تجديدنظر طلبي در دين مسيحيت بوجود آمد كه در پرتو اين تحول جديد دين با تمامي مظاهر آن از صحنه اجتماعي و سياسي به حاشيه رانده شد و جنبه فردي پيدا كرد. از قرن هجدهم كه اوج انقلاب صنعتي كشورهاي غربي بود حكومتهاي غربي با صبغه لائيك و سكولار به حيات خود ادامه دادند و هم اكنون بزرگترين چالش فراروي خود را حكومتهاي ديني به ويژه نظام جمهوري اسلامي ايران مي دانند. نكته اساسي د راين مرحله اخير غلبه و سيطره فرهنگ صهيونيستي بر فرهنگ غرب مي باشد كه در صحنه هاي مختلف و عرصه هاي گوناگون تحولات كشورهاي غربي خود را نمايان ساخته است. به تعبير شهيد مطهري(ره) فرهنگ ماركسيست لنينيستي از دل فرهنگ غرب بيرون آمد، آن هم با هدايت صهيونيستها و هر دو (فرهنگ ليبرال- دمكراسي و ماركسيست-لنينيستي) به منزله دولبه قيچي هستند كه براي بريدن يك رشته و آن هم اسلام به حركت در مي آيند. براي تفصيل اين مطلب بار ديگر از سخنان گوهر بار مقام معظم رهبري الهام مي گيريم كه به شايستگي ماهيت فرهنگ غرب را توصيف نموده اند. معظم له در اين باره مي فرمايند:

برنامه ريزي براي فساد انسان

فرهنگ غرب، فرهنگ برنامه ريزي براي فساد انسان است، فرهنگ دشمني و بغض با ارزشها و درخشندگيها و فضيلتهاي انساني است، فرهنگي است كه همچون ابزار در اختيار خداوندان زور و زر و امپراتوران قدرت است. با اين فرهنگ، درصددند نسل بني آدم را از همه فضايل انساني تهي دست كنند و انسانها را به موجودات فاسد و مطيع و تسليم و غافل از ياد خدا و معنويت تبديل كنند. منافع آنها، جز از طريق گسترش اين فرهنگ تأمين نمي شود. اين فرهنگ، برهنگي و اختلاط و امتزاج بي قيد و شرط زن و مرد با هم است كه يكي از پايه هاي اصلي فرهنگ غربي مي باشد و از روز اول، براي فساد انسانها و خروج انسانيت از دايره فضايل انساني بنيانگذاري شد. آنها كه دلشان براي انسانيت نسوخته است.

بزرگترين ايستگاههاي تلويزيوني و راديويي، از آن صاحبان بزرگترين كارخانه ها و معادن و منابع و عظيمترين ثروتهاست. تشكيلات صهيونيستي، براي فساد نسل بشر، از حدود صد و پنجاه سال پيش، شروع به برنامه ريزي و اشاعه فساد و فحشا كرده اند. آنها زنها را از عفت بشري خارج ساختند؛ به طوري كه حتي زنهاي اروپا و آمريكا هم، به شدت پنجاه سال اخير دچار فحشا و فساد و دوري از فضايل انساني نبوده اند! زنان كشورهاي اسلامي و ديگر كشورهاي دوردست كه جاي خود دارد. همچنين مردها را به فساد و راحت طلبي و تنبلي و عشرت جويي و مصرف گرايي كشاندند و به قبول وضع زندگي حيواني واداشتند. براي اين كه از طرف مردها و زنهايي كه در كشورهاي مختلف عالم، زير فشار استبداد و استعمار اين قدرتها قرار مي گيرند، تهديد نشوند، مغزها را فاسد كردند.

امروز، وضع فساد اخلاقي مردم كشورهاي استعمارزده دنيا در آفريقا و آمريكاي لاتين، در نهايت درجه است. آنها به خودي خود، اين گونه فاسد نشدند؛ بلكه استعمار و استكبار براي افساد اينها برنامه ريزي كردند تا از شر و تعرض و مقابله به مثل و بيداري آنها جلوگيري كنند و امپراتوري قدرت شيطاني و اهريمني دستگاههاي استعماري و استكباري خود را حفظ نمايند.

در بخش نخست پاسخ به اين سؤال در ابتدا به روند تحولات تاريخي مغرب زمين اشاره شد و به نحو اجمال مشخص گرديد آيين مسيحيت هزار سال حداقل در فرهنگ غرب حرف اول را مي زد. اما بعد از رنسانس آيين مسيحيت از صحنه سياسي و اجتماعي به حاشيه رانده شد و جنبه فردي پيدا كرد.

سپس در اين مرحله به سيطره و نفوذ فرهنگ صهيونيستي در فرهنگ غرب اشاره گذرايي داشتيم كه با چنين رويكردي به سراغ بيانات و ديدگاههاي مقام معظم رهبري رفتيم و از نگاه و تبيين معظم له الهام گرفتيم. اولين ويژگي فرهنگ غرب را رهبر فرزانه انقلاب برنامه ريزي براي فساد انسان برشمردند كه در ادامه اين مبحث بخش پاياني را پي مي گيريم:ترويج فرهنگ غربي در ايران

با ملت ما هم قبل از سلطنت خاندان منفور پهلوي اين كار را شروع كرده بودند؛ ولي در جريان سلطنت آن رژيم منحوس، اين روند را شدت بخشيدند. استعمار و استكبار در دوران سلطنت اين خانواده مزدور و دست نشانده، در اشاعه فرهنگ غربي در جامعه زياد كوشيدند و متأسفانه موفق هم شدند. امروز، اگر تمايلات برخي خانواده هاي ايراني داخل كشور را به انجام آن آداب و اطوار و لباس و معاشرت مي بينيد، نتيجه تعمليات همان معلمان رذل و خائن غربي است كه در طول دهها سال در اين كشور نفوذ و رشد يافته است. با اين كه انقلاب آمد و تحول عظيمي در فرهنگ و ذهنيت مردم به وجود آورد، با اين حال، بسياري از افرادي كه هنوز دلشان در هواي كيفيت زندگي غربي است، متأسفانه از مفاسد زندگي غربي كه لجن آلود و فاسد است و در آن، هيچ يك از بنيانهاي اصيل بشري- همچون خانواده و شخصيت انساني زن و مرد- سالم نمي ماند، اطلاعي ندارند.

رسمي شدن همجنس بازي

امروز، ببينيد كه در آمريكا و انگليس، همجنس بازي رسمي و قانوني شده است و خجالت هم نمي كشند! كاري را انجام دادند كه ما از نقل و حكايت آن شرم داريم و حيا مي كنيم. مردم ما بدانند، آيا وقتي در كشوري ازدواج دو همجنس با هم قانوني مي شود، بنيان خانواده در اين جامعه باقي خواهد ماند؟!

سست بودن بنيان خانواده

امروز، توده معمولي مردم آمريكا و اروپا- نه قدرتمندها و تبليغاتچي هايشان- از سست بودن بنيان خانواده رنج مي برند. زنها و مردها، در يك حد از متلاشي شدن خانواده ها رنج مي برند و ناراحتند و اين، روزبه روز تشديد مي شود و البته آخرين ضربه است. خانواده، محل آسايش انسان است. هيچ انساني، بدون داشتن يك خانواده آسوده و آرام و راحت، مزه زندگي و طعم واقعي حيات انساني را نخواهد چشيد. اينها، اين بنيان اصيل را متلاشي و منهدم مي كنند و از بين مي برند. اين، فرهنگ غربي است. نتيجه اين آزادي و بي بندوباري و فرهنگ برهنگي و اختلاط زن و مرد همين مسائل است. 

 

 

 

هدف غايی ناتوی فرهنگی كه تهاجم فرهنگی نيز در بطن آن می باشد چيست؟ و شاخص های تفصيلی آن كدام است؟ 

 

 

تعبير ناتوي فرهنگي كه اولين بار توسط مقام معظم رهبري مطرح شد، حكايت از يك ميثاق و پيماني دارد كه توسط چند كشور كه دشمن مشترك دارند تنظيم گرديد و براساس آن اقدامات مشتركي را در بعد فرهنگي عليه آن دشمن مشترك انجام مي دهند. هدف غايي در اين پروژه مشترك تسخير سرزمين كشور هدف نيست بلكه غلبه بر افكار و روح و روان افراد جامعه به ويژه جوانان است كه با استفاده از روش ها و تاكتيك هاي جنگ رواني اين مهم عملي مي گردد.

رهبر فرزانه انقلاب در تبيين اين بحث و شاخص هاي تفصيلي آن چنين بيان مي فرمايند:

اولويت تهاجم فرهنگي دشمن

امروز دشمن، بيشترين همت خود را روي تهاجم فرهنگي گذاشته است. من به عنوان يك آدم فرهنگي، اين را عرض مي كنم، نه به عنوان يك آدمي سياسي.

وقتي به صحنه نبرد نگاه مي كنم، صحنه اي را مي بينم كه يك طرف آن، شما ملت ايران كه طرفدار اسلام و نجات مستعضفان و دشمن نظام استكباري دنيا هستيد، قرار داريد و طرف ديگر آن، دشمنان شما، يعني سردمداران جبهه استكبار و ضداسلام، دنباله روهايشان و اراذلي كه در اين بين، به خاطر منافع شخصي و هواهاي نفساني، دنبال بوق استكبار و خر دجال او راه افتاده اند، قرار دارند. الان، كارزاري برپاست؛ شوخي نيست. جنگ نظامي، تمام شد. تازه اگر دشمن -يعني استكبار جهاني- بتواند، حرفي ندارد كه باز هم جنگ نظامي را راه بيندازد؛ منتها برايش آسان نيست.

الان، يك كارزار فكري و فرهنگي و سياسي در جريان است. هركس بتواند بر اين صحنه كارزار و نبرد تسلط پيدا كند، خبرها را بفهمد، احاطه ذهني داشته باشد و يك نگاه به صحنه بيندازد، برايش مسلم خواهد شد كه الان دشمن از طرق فرهنگي، بيشترين فشار خود را وارد مي آورد. كم هم نيستند قلم به مزدها و فرهنگيهاي دين و دل و وجدان باخته و نشسته پاي بساط فساد استكبار -چه غالبا و اكثرا در خارج كشور و چه تك و توكي در داخل كشور- كه براي مقاصد استكباري، قلم هم بردارند، شعر هم بگويند، كار هم بكنند و دارند مي كنند.(1)

اين كه ما مكرر گفته ايم و مي گوييم كه توطئه فرهنگي در جريان است و من آن را به عيان در مقابل خودم مشاهده مي كنم، متكي به استدلال است؛ شعار نمي دهم؛ من اين را مشاهده مي كنم. امروز دشمن با شيوه بسيار زيركانه اي در داخل، در حال يك جنگ و مبارزه تمام عيار فرهنگي عليه ماست...

بدحجابي جلوه كوچك تهاجم فرهنگي

مطلب اين است كه حالا ما براي اين جنگ فرهنگي چه كار بايد كنيم؟ عادت بر اين جاري است كه اگر يك مشكل فرهنگي در كشور ديده يا شنيده بشود -كه چنين مشكلي هم وجود دارد- همه روها را به طرف دولت برگردانيم و بگوييم كه دولت! شما چرا تلاش و فعاليت نمي كني؟! مثال واضحش هم بدحجابي، يا در بعضي از شهرها و نقاط دور افتاده، رواج اين سازو دهلهاي قديمي و اين چيزهايي است كه گاهي آقايان براي ما مي نويسند، يا گزارش مي آيد و ما مطلع مي شويم كه بعضي آقايان گله مند و ناراحتند.

البته اينها ظواهر بدي است -شكي نيست- اما مسأله توطئه فرهنگي اينها نيست؛ اينها ظاهره كوچكي است و نسبت به آن توطئه، مسأله خيلي كم اهميتي است.

تباه شدن تدريجي نسل جوان

خلاصه مطلب اين كه آقايان! نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيله دشمن است، ما بايد نگذاريم. ما بايد نسل جواني را حفظ كنيم كه اگر جنگ بود، دفاع كند، اگر حادثه اي در داخل بود، حضور پيدا كند، آن جا كه نوبت علم و تربيت علمي و تحقيقي است، درس بخواند و خودسازي كند، آن جايي كه صحبت آينده است، خود را آماده كند. روي اين نسل جوان كه مايه تكيه و اميد است، دارد به تدريج با شكلها و شيوه هاي گوناگون، كار و تلاش مي شود، اين تلاش هم عمدتا فرهنگي است. البته محافلي براي اين كه جوانان را ببرند و آلوده به فساد بكنند، وجود دارد كه جنبه غيرفرهنگي و جنبه عملي دارد، لكن آنچه كه بيش از همه خطرناك است، ذهن و فكر و روحيه جوان است، اين را بايد دريافت.(2)

 

پي نوشت ها

1-حديث ولايت، ج4، ص .161

2-همان، ج 8، ص .22

 

 

تست      
 خودشناسی 

 

 

تست خودشناسی

 

 

 

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

1. از يادگيري‌ چيزهاي‌ جديد لذت‌ مي‌برم‌.

 1- گاهي‌ اوقات

2-  اكثر اوقات‌

3- تقريبا هرگز

2. من‌ از بابت‌ تمام‌ كارهايم‌ راضي‌ هستم‌ واحساس‌ خوبي‌ از خودم‌ دارم‌ (مثل‌ امر تحصيل‌،اشتغال‌، پدر يا مادر خوبي‌ هستيد و...)

1- تقريبا هرگز

2- اكثر اوقات‌

3- گاهي‌ اوقات

3. در طول‌ روز شخصي‌ فعال‌ و پر جنب‌ وجوش‌ هستم‌ (مثلا براي‌ بالا رفتن‌ و رسيدن‌ به‌طبقات‌ بالا به‌ جاي‌ استفاده‌ از آسانسور از پله‌هابالا مي‌روم‌.)

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

4. به‌ محض‌ آن‌ كه‌ به‌ رختخواب‌ مي‌روم‌، به‌راحتي‌ و خيلي‌ زود به‌ خوابي‌ عميق‌ و راحت‌ فرومي‌روم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

5. براي‌ تحقق‌ بخشيدن‌ به‌ برنامه‌ها واهدافم‌ انگيزه‌ دارم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

6. اگر مبتلا به‌ درد يا بيماري‌ شوم‌، براي‌تسكين‌، درمان‌هاي‌ طبيعي‌ را به‌ داروهاي‌شيميايي‌ ترجيح‌ مي‌دهم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

7. به‌ خطرات‌ و عوارض‌ جانبي‌ احتمالي‌داروهايي‌ كه‌ مصرف‌ مي‌كنم‌، كاملا آگاهي‌ دارم‌ وقبل‌ از مصرف‌ هر دارويي‌ به‌ دقت‌ بروشور آن‌ رامطالعه‌ مي‌كنم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

8. در تمام‌ ارتباطاتم‌ (مثل‌ دوستي‌، عشق‌،كاري‌،...) شخصي‌ موفق‌ هستم‌ و از خودم‌ رضايت‌كامل‌ دارم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

9. در صورت‌ تأهل‌ از زندگي‌ زناشويي‌ام‌ (ودر صورت‌ تجرد) از خانواده‌ام‌ كاملا راضي‌ هستم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

10. به‌ خوبي‌ مي‌دانم‌ كه‌ چگونه‌ حداكثراستفاده‌ و لذت‌ را از اوقات‌ فراغتم‌ ببرم‌ و از آن‌بابت‌ راضيم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

11. من‌ طبق‌ رهنمودهاي‌ اداره‌ بهداشت‌ ومطابق‌ موازين‌ بهداشتي‌ و سالم‌، از يك‌ برنامه‌غذايي‌ متعادل‌ و سالم‌ برخوردارم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

12. از افراط و زياده‌روي‌ در مصرف‌ نمك‌،شكر و چربي‌ اشباع‌ شده‌ به‌ شدت‌ اجتناب‌مي‌ورزم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

13. هميشه‌ اطمينان‌ حاصل‌ مي‌كنم‌ كه‌ به‌مقدار كافي‌ از مواد غذايي‌ حاوي‌ فيبر و ويتامين‌بهره‌مند مي‌شوم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

14. در طول‌ هفته‌ كمتر از سه‌ مرتبه‌ از گوشت‌قرمز استفاده‌ مي‌كنم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

15. هيچ‌ گاه‌ افزايش‌ يا كاهش‌ ناگهاني‌ وزن‌ندارم‌ و از وزني‌ مطلوب‌ و طبيعي‌ برخوردارم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

16. در طول‌ روز كمتر از سه‌ مرتبه‌ قهوه‌ ياچاي‌ مي‌خورم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

17. در طول‌ هفته‌ كمتر از سه‌ مرتبه‌ ازنوشابه‌هاي‌ گازدار استفاده‌ مي‌كنم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

18. تا به‌ حال‌ از هيچگونه‌ مواد مخدراستفاده‌ نكرده‌ام‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

19. در طول‌ هفته‌ كمتر از 1 پاكت‌ سيگار (ياكمتر از 3 عدد سيگار در روز) مي‌كشم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

20. در طول‌ روز هميشه‌ فرصتي‌ براي‌ تمدداعصاب‌ و استراحت‌ به‌ خودم‌ مي‌دهم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

21. دست‌ كم‌ هفته‌اي‌ يك‌ مرتبه‌ ورزش‌مي‌كنم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

22. همواره‌ يك‌ دوست‌ صميمي‌ و ثابت‌ براي‌خودم‌ دارم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

23. من‌ به‌ خطرات‌ و اتفاقات‌ احتمالي‌ درمحيط كارم‌ (مثل‌ استرس‌، تنش‌ عصبي‌،خستگي‌) كاملا واقفم‌ و همواره‌ اقدامات‌ پيش‌گيرانه‌ و احتياطي‌ را به‌ كار مي‌بندم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

24. مي‌توانم‌ دخل‌ و خرجم‌ را در حالت‌تعادل‌ حفظ كنم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

25. دست‌ كم‌ هر سه‌ سال‌ يكبار براي‌معاينه‌ دقيق‌ پزشكي‌ به‌ متخصص‌ مراجعه‌مي‌كنم‌.

1- گاهی اوقات

2- اکثر اوقات

3- تقريبا هرگز

 

شما با جمع بندي امتياز، مي توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

گزينه ي گاهی اوقات 2 امتياز

گزينه ي اکثر اوقات 0 امتياز

گزينه ي تقريبا هرگز 1 امتياز

 

 

نتیجه :

 

*مجموع‌ نمرات‌ تا 25:

احساس‌ شما از خودتان‌ و زندگي‌ رضايت‌بخش‌ نيست‌ و هدف‌ و برنامه‌اي‌ در زندگي‌نداريد، اصلا به‌ فكر سلامتي‌تان‌ نيستيد و با پناه‌آوردن‌ به‌ سيگار و يا ساير مواد مخدر سعي‌ درفراموش‌ كردن‌ خود و مشكلاتتان‌ داريد. شماجزو آن‌ دسته‌ از افرادي‌ هستيد كه‌ هر وقت‌جايي‌ از بدنشان‌ درد مي‌گيرد سر خود و بدون‌تجويز پزشك‌ هر دارويي‌ كه‌ دم‌ دستشان‌ باشدمصرف‌ مي‌كنند. با اين‌ نحو زندگي‌ حتي‌ خواب‌هم‌ از شما فرار مي‌كند چه‌ رسد به‌ اين‌ كه‌ دوستي‌در كنارتان‌ بماند. اگر متأهليد شما كه‌ اينقدربي‌انگيزه‌ بوديد چرا زندگي‌ مشترك‌ را آغازكرديد؟ سبك‌ زندگي‌ تان‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ رضايت‌بخش‌ نيست‌ و شما قطعا مي‌بايست‌ اين‌ سبك‌ راتغيير دهيد. چه‌ در غير اين‌ صورت‌ يكي‌ ازبازندگان‌ زندگي‌ خواهيد بود.

*مجموع‌ نمرات‌ تا 75:

در صورت‌ تأهل‌ از زندگي‌ زناشويي‌ خود زيادراضي‌ نيستيد و آن‌ طور كه‌ بايد از اوقات‌ فراغت‌بهره‌ نمي‌بريد، اغلب‌ مواقع‌ در نيمه‌ ماه‌ پول‌ كم‌مي‌آوريد و ناچار مي‌شويد از ديگران‌ قرض‌بگيريد.

تنبلي‌ نكنيد و سعي‌ كنيد هميشه‌ مراقب‌نحوه‌ غذا خوردن‌ و سلامتي‌ خودتان‌ باشيداهداف‌ شما در همه‌ زمينه‌هاي‌ زندگي‌ شفاف‌ ومشخص‌ نيست‌ بهتر است‌ آنها را تعيين‌ نموده‌ وبا انگيزه‌ بيشتري‌ كار و تلاش‌ كنيد.

*مجموع‌ نمرات‌ از 75 به‌ بالا:

هر چه‌ نمره‌ شما به‌ 125 نزديكتر باشد سبك‌زندگي‌ شما بهتر مي‌شود. تا جايي‌ كه‌ همه‌ به‌ شماغبطه‌ مي‌خورند. شما حتي‌ از نظر فيزيكي‌ داراي‌تناسب‌ اندام‌ هستيد چرا كه‌ هم‌ ورزش‌ و هم‌خوردن‌ غذاهاي‌ چرب‌ و پر نمك‌ پرهيز كرده‌ وهمواره‌ ميوه‌ و سبزي‌ را جزو ليست‌ غذايي‌روزانه‌تان‌ منظور مي‌داريد. تنها يك‌ ايراد بر شماوارد است‌ و آن‌ اين‌ كه‌ براي‌ ژست‌ هم‌ شده‌ گاهي‌سيگار مي‌كشيد. توصيه‌ ما به‌ شما اين‌ است‌:هرگز سيگار نكشيد موج‌ مثبتي‌ كه‌ شما ازخودتان‌ ساطع‌ مي‌كنيد مربوط به‌ سبك‌ زندگي‌شماست‌ اين‌ را دوستانتان‌ هم‌ مي‌دانند و سعي‌مي‌كنند شما را الگو قرار دهند.

 

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

نماز و آثار آن

 


 


 

مقدمه
 

براي بيان و فهم اهميت و اسرار نماز و محسوس و ملموس نمودن معارف اين معراج انساني مي توان با ارائه ي تمثيل هاي مناسب ، معارف صعب و دشوار آن در قالبي نوين و جذاب همچون آبي گوارا نموده و در كام تشنگان وادي معرفت ريخت . با دقت در آثار بزرگان دين و دانش در مي يابيم آنجا كه از نماز سخن گفته اند به نحو آشكار يا پنهان از محسوسات بهره برده و از تشبيه و تمثيل استفاده نموده اند .
نمونه اي از تمثيلات و تشبيهات ( با توجه به روايات )
مثل نماز ، مثل نهر آب است .
نماز سفره ي گسترده ي خداست .
همچون حصني محكم در برابر يورش هاي شيطاني است .
مانند ميزان است .
مرزبين ايمان و كفر است .
گناهان را همچون برگ درختان مي ريزد .
به سان چهره اي نوراني است .
همانند امام است و امرش مطاع .
خانه ي اخلاص است .
فضيلت اقامه ي آن در اول وقت همانند برتري آخرت بر دنياست .
مثل نمازگزار ، مثل كسي است كه در خانه ي فرمانروا را مي كوبد .
هميچ چيز همانند آن بيني شيطان را خاك نمي مالد .
نور چشم پيامبر است .
و ...
 

تعهد با امام زمان (علیه السّلام)
 

اول وقت نماز بود ، صداي اذان از راديوي ماشين به گوش مي رسيد جواني كه پهلوي من نشسته بود بلند شد و به طرف راننده رفت و به او گفت : آقاي راننده نگهدار ! مي خواهم نماز بخوانم !
راننده با بي تفاوتي و بي خيالي گفت : بر بابا ، حالا كي نماز مي خواند ، بعدش هم توجهي به اين مطلب نكرد ، ولي جوان با عصبانيت و ناراحتي گفت : بهت مي گم نگهدار !
راننده فهميد كه او بسيار جدي است ، گفت اينجا كه جاي نماز خواندن نيست ، وسط بيابان بگذار به يك قهوه خانه اي يا شهري برسيم بعد نگه مي دارم !
خلاصه بحث بالا گرفت و بگو مگو بين آن جوان و راننده منجر به سر وصدا شد ، راننده چاره اي نداشت جز اينكه ماشين را كنار جاده نگه داشت و جوان پياده شد و ايستاد نمازش را با آرامش و طمانينه خواند ! من هم به طفيل او نماز را خواندم .
پس از اينكه كنارم نشست و ماشين حركت كرد از او پرسيدم چه چيزي باعث شده كه نمازتان را اول وقت خوانديد !
چون آن روزها دوران طاغوت و حكومت ستمشاهي خاندان پهلوي بود و اكثر جوانان در بيراهه ها و انحرافات و فساد و فحشاء غوطه ور بودند و براي من شگفت انگيز و تعجب آور بود كه چنين جواني اول وقت نمازش را بخواند و اينقدر به مسئله ي دين اهمت بدهد گفت : من با امام زمانم حضرت ولي عضر عجل الله تعالي فرجه الشريف عهد بسته ام نمازم را اول وقت بخوانم !
تعجب من بيشتر شد گفتم : چگونه و بخاطر چه چيز تعهد داديد ؟ ( و از همه مهمتر ملاقات با امام زمان كه آرزوي همه شيفتگان و دلدادگان اوست براي او چگونه ميسر شده است ؟ ! )
گفت : من قضيه و داستاني دارم كه برايتان بازگو مي رامش كنم .
من در يكي از كشورهاي اروپايي براي ادامه ي تحصيلاتم درس مي خواندم چند سالي بود كه آنجا بودم ، محل سكونتم در يك بخش كوچك بود تا شهري كه دانشگاه در آن فاصله ي زيادي بود كه اكثر اوقات من با ماشين اين مسير را طي مي كردم . ضمناً در اين بخش يك اتوبوس بيشتر نبود كه مسافران را به شهر مي برد و بر مي گشت .
براي فازغ التحصيل شدنم بايد آخرين امتحانم را مي دادم . پس از سال ها رنج و سختي و تحمل غربت خلاصه روز موعود فرا رسيد . درس هايم را خوب خوانده بودم و آماده بودم براي آخرين امتحان ، كه امتحان سرنوشت ساز و مهمي بود .
و سوار ماشين اتوبوس شدم و پس از چند دقيقه اتوبوس پر از مسافراني بود كه به شهر مي رفتند . من هم كتابم جلويم باز بود و مي خواندم . نيمي از راه را آمده بوديم كه يكباره اتوبوس خاموش شد راننده پايين رفت كاپوت ماشين را بالا زد ماشين روشن نشد ، دوباره چند بار همين كار را كرد فايده اي نداشت . طولاني شد . مسافران آمده بودند كنار جاده نشسته و بچه هايشان بازي مي كردند و من هم دلم براي وقت امتحانم جوش مي زد و ناراحت و چيزي به وقت امتحان نمانده بود . وسيله ي نقليه ي ديگري هم از جاده عبور نمي كرد كه با آن بروم . نمي دانستم چه كار كنم ، در اضطراب و نگراني و نااميدي به سر مي بردم تا شهر هم راه زيادي بود كه نمي شد پياده بروم با خودم فكر مي كردم همه تلاش هاي چند ساله ام از بين مي رود و خيلي نگران و ناراحت بودم يكباره جرقه اي در مغزم زد كه وقتي ما در ايران بوديم در دعاي ندبه متوسل به امام زمان مي شديم و وقتي كارها به بن بست مي رسيد از او كمك و ياري مي خواستيم اين بود كه دلم شكست و اشكم جاري شد . گفتم يا بقيه الله اگر امروز كمكم كني و كارم را درست نمايي و من به امتحانم برسم قول مي دهم و تعهد مي نمايم كه تا آخر عمرم نمازم را هميشه اول وقت بخوانم .
پس از چند دقيه اي يك آقايي از آن دورها آمد و به راننده رو كرد و گفت چه كار شده ؟ ( با زبان خود آنها حرف ميزد ) راننده گفت نمي دانم هر كار مي كنم روشن نمي شود : آن آقا جلو رفت و قدري ماشين را دستكاري كرد و گفت استارت بزن راننده چند تا استارت زد ماشين روشن شد و من برق اميد در دلم زد و اميدوار شدم مسافرين سوار شدند همين كه اتوبوس مي خواست راه بيفتد ، ديدم همان آقا بالا آمد و مرا به اسم صدا زد و گفت تعهدي كه به ما دادي يادت نرود ! نماز اول وقت !!
فهميدم كه حضرت بقيه الله امام عصر (عج) عمايت فرموده و من اشك حسرتي ريختم كه چقدر در غفلت بودم اين بود سر گذشت نماز اول وقت من . [1]
 

نام هاي نماز در قرآن
 

1- صلات
 

اِنَّمَا المُومَنونَ .... اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلوةَ و ...
مومنان ، فقط كساني هستند كه نماز را به پا مي دارند و ...
 

2- ايمان
 

و مَا جَعَلنَا القِبلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيهَا اَلّا لِنَعلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسولَ .... و مَا كَان اللهُ لِيُضِيعَ اِيمَانَكُم
آن قبله را كه بر آن بوي ( بيت المقدس ) ، براي آن مقرر كردم تا كساني را كه از فرستاده ي ما پيروي مي كنند از آنان كه بر هر دو پاشنه بر مي گردند و از دين روي مي تابند جدا سازيم ... و خدا كسي نيست كه نماز شما را بدون پاداش بگذارد .
 

3- تسبيح :
 

فَسُبحَانَ اللهِ حِينَ تُمسُونَ و حينَ تُصبِحُونَ ... و عَشِيّاً و حين تُظهِروُنَ
هنگامي كه شام مي كنيد و وقتي كه وارد صبح مي شويد ... و شبانگاه و آنگاه كه به نيمروز ، در مي آييد ، تسبيح معبود يگانه را به جاي آوريد ، يعني نماز بگذاريد .
 

4- قرآن
 

اَقِمِ الصَّلوةَ لِدُلوك الشَّمسَ اِلَي غَسَقِ الَّيلِ وَ قُرآنَ الفَجرِ
پس از زوال آفتاب تا هنگام هجوم تاريكي شب ، نماز را بپاي دار و همچنين نماز صبح را بجاي آور ...
 

5- حسنه
 

وَ اَقِمِ الصَّلوةَ... اِنَّ الحَسَنَاتِ يُذهِبنَ السَّيِّئاتِ ...
و نماز را بر پا كن ... همانا كه نمازها ، بديها را دور مي سازد .
 

6- ركوع
 

وَ اَقِیمُو الصَّلوةَ... وَ اركَعُوا مَعَ الرَّاكَعِينَ
و نماز را به پا داريد ... و با نماز كنندگان نماز بگذاريد .
 

7- قنوت
 

يَا مَريَمُ اقنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسجُدِي وَ اركَعِي مَعَ الرّاكِعِينَ
اي مريم ! براي پروردگار خود ، به نماز بايست ، براي او به خاك بيفت و با نماز كنندگان نماز به جاي آور .
 

8 و 9 قيام و سجده
 

لَيَسُوا سَوَاءً مَن اَهلِ الكِتَابِ اُمَّةً قَائِمَةٌ ، يَتلُونَ آيَاتِ الله انَاءَ الَّيلِ وَ هُم يَسجُدوُن
همه يكسان نيستند . بخشي از اهل كتاب ، گروهي هستند كه نماز گزارند . و در حال نماز آيات كلام الله را در اوقات شب مي خوانند .
 

10- امانت
 

اِنّا عَرضنَا الاَمَانَةَ عَلَي السَّموَاتِ وَ الاَرضِ وَ الجِبَالِ فَاَبَينَ اَن يَحمِلنَهَا وَ اَشفَقّنَ مِنهَا وَ حَمَلَهَا الاِنسَانُ ...
ما امانت خود را بر آسمان ها و زمين و كوهها عرضه كردیم ، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن ترسيدند و انسان ، ان را برداشت ...
برخي از مفسران ، بار امانت را عبارت از نماز مي دانند .
 

11- ... وَ اللهُ بَصِيرٌ بِالعِبَادِ الَّذِينَ .... وَ المُستَغفِرِينَ بِالاسحَارِ
 

... و خدا به بندگان خود بيناست . همان بندگاني كه ... و به آن بندگان كه در اواخر شب ها نماز مي خوانند .
 

12- ذكر
 

حَافِظُوا عَلَي الصَّلََوَاتِ ... فَاِن خِفتُم ، فَرِجَالاً وَ رُكبَاناً ، فَاِذَا اَمَنتُم فَاذكُرُو اللهَ
به اجراي همه ي نمازهاي واجب ، پايبند ... و چنانچه از دشمن و مانند آن بر جان خويش مي ترسيدند ، در همان حال كه بر پاهاي خود يا سوار بر مركب روان هتسيد ، نماز بگزاريد و آنگاه كه ايمن شديد ، خدا را ياد كنيد ؛ يعني با آرامش و آداب آن را به جاي آوريد . [2]
 

محبت نماز
 

پيامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نماز را همچون طعام و آب معرفي مي نمايد . با اين تفاوت كه گرسنه با غذا و تشنه با آب سير مي گردد ، اما شخصيتي همچون پيامبر (صلّی الله علیه و آله) به قدري دوستدار نماز است كه هرگز از آن سير نمي گردد : همان گونه كه خداوند طعام را براي گرسنه و آب را براي تشنه دوست داشتني ساخت ، نماز را هم براي من دوست داشتني نمود با اين تفاوت كه گرسنه با خوردن سير و تشنه با نوشيدن آب سيراب مي گردد اما من هرگز از نماز سير نمي شوم !
 

نماز نردبان ترقي
 

غالبا انسان هر كاري كه انجام مي دهد براي هدفي است . گاهي كاري را انجام مي دهد ، براي كاري ديگر مثلا به كسي كمك مي كند تا روز درماندگي به او كمك شود ، غذا مي خورد تا قوت بگيرد ... اما نماز هر دو حالت را دارد ، يعني خود نماز در عين اينكه تقرب و وصول است وسيله ي تقرب و وصول نيز هست ؛ نماز هم عروج است ؛ هم وصل است و هم وسيله ي وصل ( البته اين مراتب دارد )
نماز نه تنها زمينه و مقدمه اي است براي رسيدن به ساير كمالات ، بلكه مستجمع جميع كمالات است . لهذا اگر كسي نماز را زنده كرده خود زنده مي شود و هر كسي كه نماز را اقامه كرد ، خود اقامه شد ، و انگاه با نماز زنده شود هرگز نمي ميرد ، و آنكه با نماز به پا خيزد هرگز سقوط نمي كند . خلاصه اينكه نه قيام با نماز قعود دارد و نه حركت با نماز ايستايي ...
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريده ي عالم دوام ما
 

نماز الگوي تلاش فرهنگي
 

نماز از آغاز تا انجام بهترين الگو براي تلاش هاي فرهنگي است . به عنوان مثال يكي از ويژگيهاي حركت فرهنگي تدريجي بودن آن است . با دقت در نماز و مقدمات آن به اين اصول پي مي بريم و از ديگر ويژگي هاي تلاش فرهنگي و تكرار است كه اين امر هم در نماز وجود دارد .
 

تو خود حجاب خودي
 

انسان مادامي كه خود و هواي خود را روي هر چيزي بگذارد و بزرگ مي داند ، اما اگر آن را جداي از خود بنگرد آن گاه واقع بين مي شود و اشيا را همان گونه كه هست مي بيند . كوچك را كوچك و بزرگ را بزرگ مي داند ؛ معصيت غير را بزرگ مي داند و معصيت خود را بزرگتر ، چون از نزديكتر مي بيند . لهذا بيشتر احساس نموده ، شهود و ارتباطش هم قوي تر است . ولي عبادت و نماز خود را بزرگ نمي داند چون نفس و خود در معصيت دخيل است و اگر دخيل نباشد معصيت انجام نمي شود ، ولي در عبادت بر عكس ، عبادت خود را كوچك و عبادت ديگري را بزرگ مي داند . [3]
 

نماز در مكتب وحي
 

بحث هاي پيرامون عبادات و شرايط و فلسفه ي آن گذشت . پس از ذكر آن كليات به مصاديق آن مي پردازيم و به بارزترين نوع بندگي كه نماز است وارد مي شويم . ابتدا بايد جايگاه نماز را در متون ديني ( قرآن و حديث ) سپس به جزئيات و اسرار آن برسيم . اينك به گوشه اي از نظرهاي مكتب وحي پرامون نماز توجه كنيد :
نماز ار مهمترين سفارش هاي انبياء بوده و از بارزترين مصاديق عبادت است . حضرت لقمان به فرزندش مي گويد : پسركم ! نماز را به پاي دار : يا بُنَيَّ اَقِمِ الصَّلوةَ
نماز داروي نسيان و وسيله ذكر خداوند است اَقم الصَّلوة لِذِكري
نماز پيمان خداوند است . رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود : الصَّلوةُ عَهدَ الله
نماز ، نور چشم پيامبر عزيز است كه فرمود : قُرَّةَ عَینی فِي الصَّلوةِ
نماز ، اهرم استعانت در غم ها و مشكلات است . خداوند مي فرمايد : از صبر و نماز در مشكلات كمك بگيريد و بر آنها پيروز شويد : وَ استَعينُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلوةِ
نماز ، داروي تكبر است . علي عليه السلام مي فرمايد : خداوند ، نماز را واجب كرد تا انسان را از كبر ، دور كند : و الصلَوة تَنزيهاً عن الكِبر
نماز وسيله ي تشكر از خداوند بر نعمت هاي اوست : فَصَلِّ لِربِّكَ وَ انحَر
نماز ، سيماي مكتب است : الصَّلوةُ وجهُ دينِكُم
نماز به منزله ي پرچم و آرم و نشانه ي مكتب اسلام است .پيامبر فرمودعَلَمُ الاسلامِ الصَّلوةُ
نماز پایه و ستون دین است . وَ هیَ عَمُودُ دینِکم
نماز به منزله ی سر نسبت به بدن می باشد . پیامبر اسلام : مَوضِعِ الصَّلاهِ مِنَ الدین کَموضِعِ الرَاس مِنَ الجَسَدِ
نماز کلید بهشت است اَلصَّلاهُ مَفتاحُ الجَنَّهِ
نماز وسیله ی سنجش مردم است الصَّلاهُ میزانٌ
نماز اساس دین است بُنِیَ الاِسلامَ عَلَی ... الصَّلاه
نماز اولین سوال در قیامت است اَوَّلَ ما یُحاسَبُ بِهِ العَبدُ الصَّلاه
نماز گناهان را از بین می برد . در حدیث نماز به نهری تشبیه شده که انسان روزی پنج بار در آن شستشو می کند و دیگر چرکی باقی نمی ماند .
نماز رابطه ی مخلوق باخالق است ، انسان مادی را معنوی می کند و انسان را علاوه بر آشنا کردن با خدا ، با طبیعت نیز آشنا می سازد با آب ، خاک ، قبله ، طلوع ، غروب ، وقت و ...
نماز ، تنها عبادتی است که حتی در حال غرق شدن و جنگ هم ساقط نمی شود و برترین فریاد آزادگی انسان از سلطه ی قدرتمندان و اعلام بندگی در آستان خداوند است .
نماز زنده نگه داشتن سنت ابراهیم و محمدو حسین و مهدی علیه السلام است .
نماز وسیله ی نزدیک شدن انسان به خداست الصَّلاةُ قُربانُ کُلِّ تقیّ
نماز آخرین سفارش انبیاء ( و هی اخر وصایا الانبیاء ) و آخرین سفارش امام صادق (ع) پیش از وفات است که همه ی خویشاوندان و فرزندان را دور خود جمع کرد و توصیه نمود که هر که نماز را سبک بشمارد مشمول شفاعت ما در قیامت نخواهد شد .
نماز برای اولیاء خدا شیرین و برای منافقان دشوار و بار سنگین است . وَ اِنَّها لَکَبیرَة اِلّا عَلَی الخاشِعینَ نماز کوبنده شیطان است : مُدحِرةً للشَّیطانِ [4]

 

نماز شناسی
 

نماز ستون دین بوده ، آدمی در پرتو آن به معراج می رود . نماز انسان را از زشتیها باز می دارد ، بهتر آن است که نماز ها را در اوقات خود به جای آریم ،زیرا نماز در اول وقت رضایت خدا را جلب می کند . امام صادق علیه السلام فرمود هر که در انجام نماز سستی و کاهلی نماید ، به شفاعت ما نائل نخواهد شد باید توجه داشته باشیم که نماز دارای ظاهر و باطن است . ظاهر آن انجام اعمال نماز است و باطن و روح آن توجه و اعتقاد به خدا و سخن گفتن با اوست . چنین نمازی مورد قبول پروردگار قرار می گیرد . رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمود : خدا را آن چنان عبادت کنید که او را می بینید . بدیهی است چنین درک و بینشی وقتی بدست می اید که آدمی خود را از انجام گناهان باز دارد . چون گناه ارتباط بنده با خدا را سست و لرزان می سازد . باید در حال نماز به چپ و راست توجه نکرده ، از کشیدن آه و بازی کردن با انگشتان خودداری شود . [5]
 

نماز و آرامش
 

تنها مشکلی که دنیای علم و صنعت امروز آن را حل نکرده مشکل آرامش روحیاست.هر روز امار بیماری های روانی و مصرف قرص اعصاب زیاد می شود. هیچ چیز به انسانآرامش نمی دهد جز یاد
خدا و ایمان و انس و عشق و توکل به اوآری نماز یاد خداستو فقط با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
افرادی را می شناسیم که دارای قدرت مال وعلم هستند اما آرامش لازم را ندارند. در مقابل افرادی تهیدست هستند که به خاطرایمان به سرچشمه هستی دارای قلبی آرامند, دید و بینش و اعتقاد خاصی دارند کهحوادث تلخ و شیرین را می پذیرند و برای آنها تحلیل منطقی دارند.
آری با یادخداوند دلها آرام می گیرد و بهترین یاد خدا همان نماز است کمبود امروز بشر علم وتخصص نیست بلکه دل آرام است نه فرعون ها و ابر قدرت ها دل آرام دارند نه قارون ها, و نه ابولهب ها .
رهبر ما حضرت اما خمینی قدس سره که روز 12 بهمن 57 در هواپیمانشست تا به ایران بیاید, خبرنگار از او پرسید چه احساسی دارید؟ فرمود: هیچ.
بااینکه هنوز نظام شاهنشاهی سر پا بود و احتمال سرنگونی هواپیما داده می شد.در وصیتنامه خود نیز نوشت من با قلبی آرام به سوی خدا می روم این دل آرام از زور و پول ومقام نیست, از پیوند با خداست که بهترین نوع آن نماز است.
يكي‌ از بهترين‌ و اساسي‌ترين‌ راه‌ وروش‌ ارتباط با پروردگار بزرگ‌، نمازاست‌. در آن‌ زمان‌ كه‌ انسان‌ خود رانيازمند به‌ يك‌ نيروي‌ فراتر از ماده‌مي‌يابد رو به‌ سوي‌ پروردگار دانا، تواناو مهربان‌ مي‌آورد، با او به‌ راز و نيازمي‌پردازد و او را به‌ ياري‌ مي‌طلبد.نماز موجب‌ ارتباط قلبي‌ انسان‌ باخداست‌ و نقش‌ بسيارسازنده‌اي‌ در تربيت‌ روح‌ واخلاق‌ انسان‌ دارد. نماز روح‌ وروان‌ انسان‌ را در برابر عوامل‌ شرك‌ زاو آلوده‌ كننده‌اي‌ كه‌ در زندگي‌ روزانه‌ باآنها مواجه‌ است‌ پاك‌ و منزه‌ نگاه‌مي‌دارد. همان‌ گونه‌ كه‌ وقتي‌ دست‌،لباس‌، صورت‌، سر و پا و گاهي‌ تمام‌جسم‌ انسان‌ در هنگام‌ كاركردن‌ آلوده‌مي‌شود او به‌ شست‌ شو و پاكيزه‌ كردن‌آنها اقدام‌ مي‌كند،روح‌ و روان‌ انسان‌نيز ممكن‌ است‌ آلوده‌ به‌ هوسهاي‌تحريك‌ شده‌ و افسارگسيخته‌،خودخواهيها ،غرور ،عقده‌ناشي‌ از شكست‌ و ناكامي‌ ،حسد ،كينه‌،انتقام‌ و صدها موارد ديگر شود كه‌انسان‌ رااز راه‌ راست‌ زندگي‌ و پاكي‌، به‌راه‌ فساد مي‌كشاند و از ياد خدا غافل‌مي‌كند. براي‌ رها شدن‌ از اين‌ آلودگي‌ها همانطور كه‌ فرد لباس‌ و تن‌ خود رامي‌شويد دل‌ و جان‌ خود را نيز باخواندن‌ نماز پاكيزه‌ و خود رابه‌ خدانزديك‌ و روح‌ آلوده‌ خود را شست‌ وشو مي‌دهد.
 

آرامش‌ روحي‌ و رواني‌ دراثر خواندن‌ نماز
 

مقتي‌ انسان‌ خاضعانه‌ در برابر خداوندمتعال‌ به‌ نماز مي‌ايستد در او نيرويي‌معنوي‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌ سبب‌آرامش‌ و امنيت‌ روحي‌ ،رواني‌ و قلبي‌او مي‌شود. اگر انسان‌ نماز را به‌ طورصحيح‌ ،شايسته‌ و با توجه‌ به‌ معني‌ ومفهوم‌ آن‌ به‌ جاي‌ آورد،با تمام‌ حواس‌خود ،متوجه‌ خدا مي‌شود و از همه‌مشكلات‌ دنيا و دلمشغوليها روي‌گردان‌ ميشود و به‌ هيچ‌ چيز خدا وآيات‌ قرآن‌ - كه‌ در نماز بر زبان‌ جاري‌ميكند - نمي‌انديشد،همين‌ روي‌گرداني‌ از مشكلات‌ و مسايل‌ و فكرنكردن‌ در مورد آنهادر هنگام‌ خواندن‌نماز باعث‌ آرامش‌ روحي‌ و رواني‌ درانسان‌ و حتي‌ كاهش‌ فشارهاي‌ رواني‌ واضطراب‌ ناشي‌ از مشكلات‌ روزمره‌ وزندگي‌ مي‌گردد. خواندن‌ پنچ‌ بار نمازدر روز ،خود بهترين‌ تمرين‌ براي‌آرامش‌ روح‌ و روان‌ است‌ و انسان‌مي‌تواند از فشارهاي‌ رواني‌ ناشي‌ ازگرفتاريهاي‌ روزمره‌ زندگي‌ رها شود. ويليام‌ جيمز فيلسوف‌ و روان‌شناسي‌معتقد است‌: مؤثرترين‌ داروي‌شفابخش‌ نگرانيهاي‌ انسان‌ همان‌ اعتقادو ايمان‌ مذهبي‌ انسان‌ به‌ خداست‌،نيرويي‌ كه‌ از اين‌ طريق‌ ايجاد مي‌شوداثر سازنده‌اي‌ از خود به‌ جاي‌مي‌گذارد.
سيرل‌ برت‌ يكي‌ از ديگر ازروان‌شناسان‌ گفته‌ است‌: ما به‌ واسطه‌نماز قادر خواهيم‌ بود وارد انبار بزرگي‌از نشاط عقلاني‌ شويم‌ كه‌ در شرايطعادي‌ ياراي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ را نداريم‌.
آلكسيس‌ كارل‌ نيز ثابت‌ كرده‌ است‌كه‌ نماز باعث‌ به‌ وجود آمدن‌ شور ونشاط مشخصي‌ در انسان‌ مي‌شود وهمين‌ حالت‌ است‌ كه‌ احتمالا منجربه‌شفاي‌ سريع‌ بعضي‌ از بيماريها درزيارتگاهها و معابد مي‌شود.
درخواست‌ راهنمايي‌ وهدايت‌ از خداوند هنگام‌ قرائت‌ سوره‌ حمد، فرد نمازگزاراز خداوند مي‌خواهد او را به‌ راه‌ راست‌هدايت‌ و ارشاد كند، اين‌ اساسي‌ترين‌درخواست‌ هر مسلمان‌ در نماز و راز ونياز روزانه‌اش‌ با خداست‌; مي‌توان‌فرض‌ كرد فرد سوار بر قايقي‌ است‌ كه‌در مسير رودخانه‌ به‌ جلو مي‌رود،كناره‌هاي‌ رودخانه‌ باعث‌ مي‌شود قايق‌از مسير خود منحرف‌ نشود و به‌ راه‌راست‌ خود ادامه‌ دهد تا سالم‌ به‌ مقصدبرسد. پس‌ مي‌توان‌ گفت‌ اين‌درخواست‌ راهنمايي‌ از خداوندچارچوب‌ مشخصي‌ را در انسان‌ به‌وجود مي‌آورد كه‌ از راه‌ راست‌ منحرف‌نشود و از خداوند مي‌خواهد كه‌ همواره‌راه‌ راست‌ را در زندگي‌ به‌ او نشان‌ دهدو پيش‌ پاي‌ او بگذارد، راهي‌ كه‌ او رابراي‌ استفاده‌ از نعمتهاي‌ خداداي‌، تواناكند و از محدوديتهاي‌ نا به‌ جايي‌ كه‌ناشي‌ از تنبلي‌ و بيراهه‌ رفتن‌ انسان‌ ونشانه‌اي‌ از خشم‌ خداست‌ نجات‌ دهد.
خداوند در سوره‌ بقره‌ آيات‌ 2 تا 5مي‌فرمايند:
قرآن‌ اين‌ كتاب‌ آسماني‌ بي‌هيچ‌ شك‌و ترديدي‌ راهنماي‌ پرهيزكاران‌ است‌.آن‌ كساني‌ كه‌ به‌ جهان‌ غيب‌ ايمان‌آورند و نماز را به‌ پا دارند و از هر چه‌روزيشان‌ داديم‌ به‌ فقيران‌ انفاق‌مي‌كنند و همچنين‌ آنان‌ كه‌ ايمان‌ آورندبه‌ آنچه‌ خداي‌ به‌ تو و بر پيغمبران‌ توفرستاد و آنها خود به‌ عالم‌ آخرت‌ يقين‌كامل‌ دارند، اينها از جانب‌پروردگارشان‌ از هدايتي‌ برخوردارند واينها به‌ حقيقت‌ رستگاران‌ عالم‌هستند.
 

انس‌ گرفتن‌ با خدا
 

انسان‌ زماني‌ كه‌ از صميم‌ قلب‌ خدا رادرك‌ كرده‌ متوجه‌ مي‌شود كه‌ خداوندنسبت‌ به‌ او رحيم‌ است‌ و با او به‌ طوررحمت‌ و شفقت‌ رفتار مي‌كند چنان‌ بااو انس‌ مي‌گيرد كه‌ مي‌تواند با خداصحبت‌ كند و در اين‌ حالت‌ است‌ كه‌همه‌ چيز را به‌ كلي‌ فراموش‌ مي‌كند،يعني‌ هر اندازه‌ شناخت‌ به‌ رحمت‌پروردگار بيشتر شود در هنگام‌ خواندن‌نماز مكالمه‌ زيادتر و توجه‌ و انس‌ به‌خدا بيشتر مي‌شود و اين‌ انس‌ و الفتي‌كه‌ انسان‌ با پروردگار خويش‌ پيدامي‌كند نتيجه‌ اعتمادي‌ است‌ كه‌ به‌رحيم‌بودن‌ خدا دارد و خداوند نسبت‌به‌ بنده‌اش‌ عطوفت‌ و رحمت‌ دارد، ازاين‌ رو يأس‌ و نااميدي‌ انسان‌ نيزبرطرف‌ و اميد و انس‌ به‌ خدا بيشترمي‌شود و يك‌ قدم‌ جلوتر مي‌گذارد، زيرا با توجه‌ به‌ اين‌ رحمت‌، انسان‌ به‌خدا قرب‌ پيدا مي‌كند.
 

دعاي‌ پس‌ از نماز
 

انسان‌ پس‌ از خواندن‌ نماز به‌ ذكر دعا وتسبيح‌ مي‌پردازد و اين‌ خود به‌ ادامه‌حالت‌ آرامش‌ رواني‌ براي‌ مدتي‌ پس‌ ازنماز كمك‌ مي‌كند، انسان‌ در دعا باخداي‌ خود به‌ راز و نياز مي‌پردازد و ازمشكلاتي‌ كه‌ در زندگي‌ او را ناراحت‌ ومضطرب‌ كرده‌ است‌ به‌ درگاه‌ او پناه‌مي‌برد و با بازگو كردن‌ رنج‌ و اندوه‌خود از خدا مي‌خواهد كه‌ در حل‌مشكلات‌ و برآوردن‌ حاجت‌ به‌ اوكمك‌ كند و همين‌ بازگو كردن‌مشكلات‌ و مسايل‌ اضطراب‌انگيز درحين‌ حالتي‌ از آرامش‌ رواني‌، منجر به‌رهايي‌ از اضطراب‌ مي‌شود. آشكاركردن‌ مشكلات‌ و مسايل‌ و بيان‌ آنهابراي‌ فرد ديگري‌ سبب‌ آرامش‌ رواني‌انسان‌ مي‌شود، در اين‌ حالت‌ اگر انسان‌مشكلات‌ و ناراحتي‌هاي‌ خود را براي‌خدا بازگو كند و پس‌ از هر نماز به‌ راز ونياز با پروردگار بپردازد و از او ياري‌ وكمك‌ بخواهد به‌ يك‌ نوع‌ پالايش‌ رواني‌و تخليه‌ هيجاني‌ دست‌ پيدا مي‌كند. (به‌ويژه‌ اينكه‌ انسان‌ مي‌داند كه‌ خداوندهيچگاه‌ بر بنده‌اش‌ منت‌ نمگذارد و يا اورا به‌ خاطر رازي‌ كه‌ براي‌ وي‌ گفته‌است‌ سرزنش‌ نمي‌كند) دعا به‌ درگاه‌خداوند از شدت‌ اضطراب‌ مي‌كاهد،چون‌ انسان‌ اميدوار است‌ كه‌ خداونددعايش‌ را مستجاب‌ مي‌كند، مشكلاتش‌را حل‌ و حاجتش‌ را برآورده‌ و اندوه‌ واضطراب‌ او را رفع‌ مي‌كند.
خداوند در سوره‌ مؤمن‌ آيه‌ 60مي‌فرمايد: و خداي‌ شما فرمود كه‌ مرابا (خلوص‌ دل‌) بخوانيد تا دعاي‌ شما رامستجاب‌ كنم‌...
توكل‌ داشتن‌ به‌ خدا و ياري‌ گرفتن‌ از اوزندگي‌ را براي‌ انسان‌ آسوده‌ مي‌كند.خداوند در سوره‌ اسرار آيه‌ 80 مي‌فرمايد:
و اي‌ رسول‌ ما! دايم‌ دعا كن‌ كه‌بارالها مرا (هميشه‌ به‌ هر جا روم‌ به‌مكه‌ يا مدينه‌ يا عالم
قبر و محشر)به‌ قدم‌ صدق‌، داخل‌ و به‌ قدم‌صدق‌، خارج‌ گردان‌ و به‌ من‌ ازجانب‌ خود بصيرت‌ و حجت‌روشني‌ كه‌ دايم‌ يار و مددكار من‌باشد عطا فرما.
 

حضور دايمي‌ خدا در قلب‌
 

خداوند به‌ انسانها امر فرموده‌ است‌ كه‌شب‌ و روز، صبح‌ و شام‌ و همواره‌ به‌ ياداو باشيم‌.
خداوند در سوره‌ احزاب‌ آيات‌ 41 تا43 مي‌فرمايند:
اي‌ كساني‌ كه‌ به‌ خدا ايمان‌ آورده‌ايدذكر حق‌ و ياد خدا (به‌ دل‌ و زبان‌)بسيار كنيد و دايم‌ صبح‌ و شام‌ به‌تسبيح‌ و تنزيه‌ ذات‌ پاكش‌ بپردازيداوست‌ خدايي‌ كه‌ هم‌ او و هم‌فرشتگانش‌ بر شما بندگان‌ رحمت‌مي‌فرستند تا شما را از ظلمتها (جهل‌ وگمراهي‌) بيرون‌ آورد و به‌ عالم‌ (علم‌ وايمان‌ )رساند و او بر اهل‌ ايمان‌ بسياررؤوف‌ و مهربان‌ است‌. ذكر خدا سبب‌حضور دايمي‌ خداوند در دل‌ مي‌شود به‌طوري‌ كه‌ انسان‌ حتي‌ يك‌ لحظه‌ هم‌ ازياد خدا غافل‌ نمي‌ماند.
نماز عامل‌ پيشگيري‌ ازانحرافات‌ خداوند در سوره‌ عنكبوت‌ آيه‌ 45مي‌فرمايند:
آنچه‌ را از كتاب‌ آسماني‌ قرآن‌ بر تووحي‌ شد بر خلق‌ تلاوت‌ كن‌ و نماز را(كه‌ بزرگترين‌ عبادت‌ خداوند است‌) به‌جاي‌ آر كه‌ همانا نماز است‌ كه‌ اهل‌ نمازرا از هر كار زشت‌ و منكر باز مي‌دارد وهمانا ذكر خدا بزرگتر (و برتر از انديشه‌خلق‌ )است‌ و خدا بر هر چه‌ كنيد آگاه‌است‌.
نماز به‌ انسان‌ شناخت‌ و قرب‌ مي‌دهد واين‌ نزديكي‌ سبب‌ مي‌شود تا معرفت‌فرد به‌ زشت‌ بودن‌ گناه‌ شديد شود وانسان‌ را از گناهان‌ باز دارد و به‌ اوجهت‌ دهد تا در صراط مستقيم‌ گام‌بردارد و هرگز از اين‌ راه‌ به‌ گمراهي‌كشيده‌ نشود.
يك‌ فرد معتقد و مذهبي‌ كه‌ نماز را به‌جاي‌ مي‌آورد كمتر در معرض‌فشارهاي‌ رواني‌، افسردگي‌ و اضطراب‌قرار مي‌گيرد و هرگز به‌ بزهكاري‌،اعتياد و ديگر انحرافات‌ اجتماعي‌ روي‌نمي‌آورد. فرد معتقد مي‌داند كه‌ با توكل‌به‌ خداوند از طريق‌ نماز، دعا، نيايش‌ وطلب‌ حاجت‌ از خداوند احساس‌ بهتري‌پيدا خواهد كرد. او احساس‌ مي‌كند درانجام‌ كارها موفقتر ،با نشاطتر اميدوارتر، پرانرژي‌تر و آرام‌ بوده‌ وحركات‌ سنجيده‌ و مطابق‌ با واقعيتهاخواهد داشت‌.
 

نماز، عامل‌ صبر و بردباري‌در برابر مشكلات‌
 

اعتقاد به‌ قدرت‌ لايزال‌ الهي‌ و نيايش‌ وراز و نياز با خدا به‌ انسان‌ در برابرمشكلات‌ قدرت‌ تحمل‌ مي‌دهد.
خداوند در سوره‌ بقره‌ آيه‌ 154مي‌فرمايد: اي‌ اهل‌ ايمان‌ درپيشرفت‌ كار خود صبر و مقاومت‌پيشه‌ كنيد و به‌ ذكر خدا و نمازتوسل‌ جوييد كه‌ خدا ياور صابران‌است‌.
خداوند در سوره‌ بقره‌ آيه‌هاي‌ 17 و 18مي‌فرمايند: آنان‌ كه‌ چون‌ به‌حادثه‌ سخت‌ و ناگواري‌ دچارشوند صبوري‌ پيشه‌ كنند و گويندما به‌ فرمان‌ خدا آمده‌ و به‌ سوي‌ اورجوع‌ خواهيم‌ كرد، آن‌ گروهند كه‌به‌ ايشان‌ درودهاست‌ از جانب‌پروردگار و رحمت‌ خاص‌; و آنهاخود هدايت‌ يافتگانند.
خداوند در سوره‌ بقره‌ آيه‌ 45مي‌فرمايند: از خدا ياري‌ بخواهيد ودر كارها صبر و تحمل‌ كنيد و نمازبجاي‌ آوريد، چرا كه‌ امر نماز در دين‌سخت‌ مهم‌ و بزرگ‌ خواهد بود و كاري‌دشوار مگر بر خدا پرستان‌.
بهتر است‌ در هر كاري‌ از خدا طلب‌ياري‌ كرد و كمك‌ گرفت‌ و از اومددخواست‌. عطار نيشابوري‌ در اين‌باره‌ گفته‌ است‌:
به‌ هر كاري‌ خدا را ياد مي‌دار
خدا را تا تويي‌ از ياد مگذار
به‌ كاري‌ گر مددخواهي‌ از اوخواه
‌ كه‌ به‌ زين‌ درنيابي‌ هيچ‌درگاه‌
 

نماز و انفاق
 

در سوره بقره از جمله صفات پرهيزكاران را اقامه نماز و انفاق بر مي شمارد... و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون"... و نماز به پاي دارند و از هر چه روزي شان كرديم ( به فقيران) انفاق كنند."
 

نماز و زكات
 

در آيات زيادي از قرآن، نماز همراه با زكات مطرح شده است. زيرا نماز رابطه با خالق را محكم مي كند و زكات به استحكام رابطه هاي بين خلق كمك مي كند: " واقيمواالصلوة و اتواالزكوة..."و نماز به پا داريد و زكات بدهيد... ."
 

نماز و روزه
 

" واستعينوا بالصبر و الصلوة..."و از صبر و نماز ياري جوييد... .
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.
 

نماز و حج
 

" واذ جعلناالبيت مثابة للناس و امناً واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي ..."( و به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم ( و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم نمازگاهي براي خود انتخاب كنيد... ."
 

نماز و عدالت
 

" قل امر ربي بالقسط و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد..."بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خويش را در هر مسجد به سوي او كنيد..." خداوند به پيامبر فرمان داده است كه هر چيز را در مورد صحيح خود به كار برده و به جاي خود بنهيد و فقط به سوي او و براي او و خالصانه عبادت كنيد.
 

نماز و جهاد
 

در آيه40 سوره حج، يكي از فلسفه هاي جهاد را جلوگيري از تخريب نمازخانه ها و عبادتگاهها بيان مي كند. " الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربناالله و لولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيراً..." همانا كه به ناحق از خانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اين كه مي گفتند پروردگار ما الله است و اگر خداوند بعضي از آنها را به وسيله بعضي ديگر دفع نكند، ديرها، صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي را كه نام خدا در آن بسيار برده مي شود، ويرانمي گردد... ." به اين ترتيب حتي به قيمت خون دادن، بايد از مكان نماز و عبادات حفاظت و حراست كرد.
 

نماز و امر به معروف و نهي از منكر
 

لقمان ضمن بيان سفارشاتي به پسرش، به او توصيه مي كند كه : " يا بني اقم الصلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر..." اي فرزند عزيزم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن..."
با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.
 

نماز و تلاوت قرآن
 

" ان الذين يتلون كتاب الله و اقامواالصلوة..."؛ آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا مي دارند...
 

نماز و مشورت
 

"والذين استجابوا لربهم و اقامواالصلوة و امرهم شوري بينهم..."و آنان كه امر خدا را اجابت كردند و نماز را به پا داشتند و كارشان را به مشورت يكديگر انجام دهند... . مؤمنان به وسيله نماز ارتباط خود را با خدا محكم تر كرده و با مشورت با يكديگر، موجبات دلگرمي ديگران را فراهم آورده و وحدت بيشتري را در جامعه اسلام سبب مي شوند.
 

نماز و اعطاي وام
 

"... و اقيمواالصلوة و اتواالزكوة و اقرضواالله قرضاً حسناً..."؛ ... و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض نيكو دهيد و براي خدا به محتاجان قرض الحسنه دهيد... . هرگاه انسان نماز را با نيت خالص و با حفظ تمام اركان آن و با مداومت اقامه كرد آنگاه همه چيز را از خدا و به سوي او مي داند و لذا مي تواند زكات مال خود را بپردازد و چون به مالكيت روز جزاي خداوند معتقد است و پاداش آن روز را باور دارد، مال خود را انفاق مي كند و به نيازمندان قرض الحسنه مي دهد. حال چون از همه بدي ها پيراسته شده، در جهت آراسته شدن جامعه به صفات انساني، تلاش و كوشش مي كند و حتي از بذل جان خود نيز دريغ نمي ورزد. نيز هرگاه از او در امري نظر بخواهند، بدون سوء نيت، تمام اطلاعات و دانسته هاي خود را بدون كم و كاست در اختيار آنها قرار مي دهد و به اين ترتيب در برقراري عدالت در تمام شئونات آن كمك مي كند.
 

اقامه نماز مؤلفه چه کساني است؟
 

خداي منان از روي لطف بي پايان بر آدميان منّت نهاده، به آنها اجازه معراج به عالم ملک و ملکوت عطا فرموده و نماز را نردبان ترقي و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است.
انسان خاکي که همواره اسير اميال نفساني و غرايز حيواني است، به هنگام نماز پرده هاي ظلماني جهان ماده را کنار مي زند، جاذبه دست و پاگير کره خاکي را مي شکند، موانع نيرومند عالم شغلي را از جلوي پايش بر مي دارد و به جهان بالا راه مي يابد، با خداي خود بي واسطه سخن مي گويد، و درد دل مي نمايد و خود را از چنگال نفس و شيطان مي رهاند.
نماز اوج معراج انسان، راز و نياز با خداي سبحان، موجب نزول رحمت يزدان، سنگر مبارزه با نفس و شيطان، بازدارنده انسان از خطا و عصيان، وسيله ي تقرب پارسايان و رمز بندگی مخلصان است.
 

 

منابع و مآخذ
 

نماز اول وقت ، محمد حسین رجائی خراسانی ، موسسه انتشارات فدک ، چاپ دوم سال 1380 ، ص 192 .
نماز شناسی ( جلد اول ) ، حسن راشدی ، ستاد اقامه نماز ، چاپ هشتم زمستان 1380 ، ص 312 .
آموزش نماز ، بهزاد یزدانی ، انتشارات امیری ، چاپ سوم پاییز 1371 ، ص 36 .
نماز در آیینه تمثیل ، محمد رضا سوقندی ، انصار ، چاپ دوم سال 1380 ، ص 72 .
پرتوی از اسرار نماز ، محسن قرائتی ، ستاد اقامه نماز ، چاپ پانزدهم زمستان 74 ، ص 252 .
قرآن‌ كريم‌، ترجمه‌ مهدي‌ الهي‌ قمشه‌اي‌،سازمان‌ چاپ‌ و انتشارات‌ جاويدان‌
نماز چيست‌؟ دكتر حسين‌ بهشتي‌،1354، انتشارات‌ دفترنشرفرهنگ‌اسلامي‌
نماز، محي‌ الدين‌ حائري‌ شيرازي‌،1376، دفتر انتشارات‌ وابسته‌ به‌ جامعه‌مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ .
قرآن‌ و روان‌شناسي‌، دكتر محمدعثمان‌ نجاتي‌، ترجمه‌ عباس‌ عرب‌، 1377،انتشارات‌ آستان‌ قدس‌ رضوي‌ .

 

پي نوشت :
 

[5]. آموزش نماز . بهزاد یزدانی . ص 24 .

 

 

لينکهای    
 هفته      

 

 

انقلاب دوم
ویژه نامه 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی

 

انجمن مدیریت ایران
 

 

ایکنا
متن کامل کلام الله مجید

 

شیعه سرچ
جستجوگر پايگاه‌های شيعی

 

سراج
بانک اطلاعات مـقـالات اسـلامـی

 

چونه
بزرگترين بانک اطلاعاتی اينترنتی ايران - درج آگهی رايگان، نيازمندی ها، خريد و فروش، تبليغات مجانی و غيره،...