مجله شماره سی وپنجم      

 سه شنبه 26 آبان 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

● دانستنی های مدیریت

اطلاعات و ارتباطات جهانی

توسعه‌ نيافتگی اداری

سه وجهی کردن مدیریت عملکرد اثر بخش

 ●کلید هدایت

● روش ها و اصول ایجاد انگیزه در کارکنان

فلسفه وسایل ارتباطات جمعی چیست؟

پی ریختن روی ماسه روان

● مجموعه مباحث فرهنگی ( بخش سوم )

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

پيامک ( اس ام اس ) شهادت امام جواد (ع)

لينکهای هفته

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

«براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد»

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

لاَّ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِيَ أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ 225 لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَآؤُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 226 وَإِنْ عَزَمُواْ الطَّلاَقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 227 وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكُيمٌ 228 الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلاَّ أَن يَخَافَا أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ 229 فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ 230

ترجمه فارسي مکارم

خداوند شما را به خاطر سوگندهايى كه بدون توجه ياد مى‏ كنيد، مؤاخذه نخواهد كرد، اما به آنچه دلهاى شما كسب كرده، (و سوگندهايى كه از روى اراده و اختيار، ياد مى ‏كنيد،) مؤاخذه مى ‏كند و خداوند، آمرزنده و بردبار است «225» كسانى كه زنان خود را «ايلاء» مى‏ نمايند ( سوگند ياد مى ‏كنند كه با آنها ، آميزش‏ جنسى ننمايند،) حق دارند چهار ماه انتظار بكشند (و در ضمن اين چهار ماه، وضع خود را با همسر خويش، از نظر ادامه زندگى يا طلاق، روشن سازند) اگر (در اين فرصت،) بازگشت كنند، (چيزى بر آنها نيست; زيرا) خداوند،آمرزنده و مهربان است «226» و اگر تصميم به جدايى گرفتند، (آن هم با شرايطش مانعى ندارد;) خداوند شنوا و داناست «227» زنان مطلقه، بايد به مدت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند! ( عده نگه دارند) و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند، براى آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگى زناشويى) در اين مدت، (از ديگران) سزاوارترند; در صورتى كه (براستى) خواهان اصلاح باشند و براى آنان، همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست، حقوق شايسته‏ اى قرار داده شده; و مردان بر آنان برترى دارند; و خداوند توانا و حكيم است «228» طلاق، (طلاقى كه رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است; (و در هر مرتبه،) بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند (و آشتى نمايد)، يا با نيكى او را رها سازد (و از او جدا شود) و براى شما حلال نيست كه چيزى از آنچه به آنها داده‏ ايد، پس بگيريد; مگر اينكه دو همسر، بترسند كه حدود الهى را برپا ندارند اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنند، مانعى براى آنها نيست كه زن، فديه و عوضى بپردازد (و طلاق بگيرد) اينها حدود و مرزهاى الهى است; از آن، تجاوز نكنيد! و هر كس از آن تجاوز كند، ستمگر است «229» اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار ديگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود; مگر اينكه همسر ديگرى انتخاب كند (و با او، آميزش ‏جنسى نمايد در اين صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهى ندارد كه بازگشت كنند; (و با همسر اول، دوباره ازدواج نمايد;) در صورتى كه اميد داشته باشند كه حدود الهى را محترم مي شمرند اينها حدود الهى است كه (خدا) آن را براى گروهى كه آگاهند، بيان مى ‏نمايد «230»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت    
علوی     

 

 

ويژگى هاى نظام ارزشيابى مطلوب

 

 

 

همان گونه كه در بحث از ضرورت ارزشيابى اشاره شد، فقدان يك نظام ارزشيابى ، سازمان را با مشكل جدى مواجه مى كند. در اين صورت كاركنان انگيزه اى براى تلاش و كوشش پيدا نمى كنند، و انگيزه هاى موجود كاركنان از بين مى رود؛ و در نتيجه ميزان كارايى و اثر بخشى سازمان كاهش مى يابد.
از سوى ديگر، هر نظام ارزشيابى نيز نمى تواند براى سازمان ، مفيد و براى حل مشكلات سازمان مؤ ثر باشد؛ بلكه عدم مطلوبيت سيستم ارزشيابى نيز مشكلاتى براى سازمان به وجود خواهد آورد كه چه بسا مشكلات آن از مشكلات نبودن نظام ارزشيابى كم تر نيست . بنابراين ، ضرورى است كه نظام ارزيابى و سنجش كاركنان داراى ويژگى هايى باشد. البته بديهى است كه نمى توان نظام ارزشيابى واحدى با ويژگى هايى مشخص ، براى تمامى سازمان ها با شرايط و ويژگى هاى متفاوت طراحى و پيشنهاد كرد، و بايد هر سازمان با توجه به شرايط مختلف خود، ويژگى هاى نيروى انسانى موجود، و عوامل ديگر، سيستمى مناسب و مطلوب براى خود طراحى كند و بر اساس آن نيروهاى سازمان را مورد ارزشيابى قرار دهد؛ البته رعايت برخى شرايط عام و شرايط كلى در تمام نظام هاى ارزيابى ضرورى است . در اين جا به برخى از اين خصوصيات و شرايط عام - كه بر گرفته از منابع و متون غنى دينى اند - مى پردازيم :
1. بهبود عملكرد كاركنان
اولين ويژگى يك نظام مناسب و مطلوب براى ارزشيابى كاركنان اين است كه هدف اصلى آن بهبود عملكرد كاركنان و رشد و پيشرفت آنان باشد. فرايند ارزشيابى بايد به عنوان وسيله اى مطمئن براى شناخت نقاط قوت و ضعف كاركنان و تقويت نقاط قوت و از بين بردن نقاط ضعف ، و در نتيجه بهبود عملكرد، ارتقاى رشد و شكوفايى افراد به حساب آيد. اگر چه هدف متوسط ارزشيابى كاركنان ، دستيابى به اهدافى مثل تعيين ملاك و معيار براى پرداخت حقوق و پاداش و مواردى از اين نمونه است ؛ ليكن هدف نهايى ، از ارزيابى آن است كه اطلاعات ضرورى در مورد كاركنان و عملكرد آنان جمع آورى شده ، و در دسترس مديران و مسئولان سازمان قرار گيرد، تا آنان بتوانند تصميمات درست و مناسب در جهت بالا بردن كميت و كيفيت عملكرد كاركنان اتخاذ نمايند.
2. دقيق و عادلانه بودن ارزشيابى
عدالت از شيواترين واژه هاست و چيزى گوارا تر و شيرين تر از برقرارى عدالت نيست .
همان گونه كه امام جعفر صادق (ع ) مى فرمايد:
العدل اءحلى من الشهد؛ (1) عدالت از عسل شيرين تر است .
پيامبران الهى ، مناديان راستين عدالت هستند، و مردم را براى به پا داشتن آن دعوت و ترغيب مى كنند؛ چنان كه خداوند متعال در قرآن مجيد مى فرمايد:
لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و اءنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس ‍ بالقسط ؛ (2) تحقيقا ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آن ها كتاب (آسمانى ) و ميزان (شناسايى حق از باطل و قوانينى عادلانه ) نازل كرديم تا مردم به عدالت و دادگرى قيام كنند.
پيامبر گرامى اسلام (ص ) به عنوان آخرين و برترين پيامبران الهى از سوى خداوند متعال ماءمور شد كه عدالت را در جامعه بر پا دارد. خداوند متعال در مورد اين ماءموريت مى فرمايد:
قل آمنت بما اءنزل الله من كتاب و اءمرت لاءعدل بينكم ؛ (3) (اى پيامبر) بگو: به هر كتابى كه خدا نازل كرده است ايمان آورده ام ، و ماءمور هستم كه در ميان شما به عدالت رفتار كنم .
آن گاه خداوند سبحان دستور مى دهد كه همه دينداران و مؤ منان بايد عدالت را، هر چند به زيان خود و بستگانشان باشد، بر پاى دارند. چنان كه مى فرمايد:
يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله و لو على اءنفسكم اءو الوالدين و الاءقربين ؛ (4) اى كسانى كه ايمان آورده ايد! بر پاى دارنده عدالت باشيد، و براى خدا شهادت دهيد، اگر چه به زيان شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما باشد.
خداوند متعال عدالت را از همه چيز به تقوا، قانون تكامل انسان هاست ، نزديك تر دانسته و مردم را از اين برحذر مى دارد كه به خاطر خشم ها و خشنودى هاى شخصى از آن دست بردارند، و چنين مى فرمايد:
و لا يجرمنكم شنئان قوم على الا تعدلوا اعدلوا هو اءقرب للتقوى ؛(5) و دشمنى با عده اى ، شما را به ترك عدالت بكشاند. عدالت كنيد، كه به تقوا نزديك تر است .
از ديدگاه قرآن ، عدالت پيشگان و دادگران محبوب خدا هستند، و خداوند آن ها را دوست دارد و كسى كه دوست حق باشد، آبشار عنايات حق بر جانش سرازير شده و صفات خدايى در وجودش تجلى مى كند؛ و انسان عادل نمودار صفت عدل خدايى است .
بنابراين ، محبوب خداوند متعال است كه خود فرمود:
اءقسطوا ان الله يحب المقسطين ؛ (6) عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشگان را دوست مى دارد.
امام على (ع )، قرآن زنده و ناطق ، و عدالتى ممثل و محقق بود. عدالت از وجود على (ع ) مى جوشيد؛ از انديشه ، سخن و عمل و حكومت على (ع ) گرفته تا قضاوت ، مردمدارى و پيوندهاى خانوادگى و اجتماعى آن حضرت . عدالت على (ع ) كه از عمق وجودش بر مى خاست ، آن قدر دقيق و عميق بود كه مى فرمايد:
والله لو اءعطيت الاقاليم السبعة بما تحت اءفلاكها، على اءن اءعصى الله فى نملة اءسلبها جلب شعيرة ما فعلته ؛ (7) به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه زيرا آسمان ها وجود دارد به من دهند، تا خدا را نافرمانى كرده و يك پوست جو را از مورچه اى به ناروا بگيرم ، چنين نخواهم كرد.
يكى از شاخه ها و مصاديق اجراى عدالت در فرهنگ علوى در ارزشيابى كاركنان است . از آن جا كه ارزيابى كاركنان ، به حقوق مادى و معنوى آنان مرتبط مى شود، اجراى عدالت اهميت و ضرورت بيش ترى پيدا مى كند.
امام على (ع ) در يكى از فرازهاى عهدنامه مالك اشتر، دقت و عدالت در ارزشيابى را به مالك متذكر شده و مى فرمايد:
ثم اعرف لكل امرى منهم ما ابلى ، و لا تضمن بلاء امرى ء الى غيره ، ولا تقصرون به دون غاية بلائه ؛ (8) سپس بايد زحمات و تلاش هر كدام از آن ها را به دقت بدانى ، و هرگز زحمت و تلاش يكى از آنان را به ديگرى نسبت ندهى ، و ارزش خدمت او را كم تر از آنچه هست ، به حساب نياورى .
امام (ع ) در اين سخن ، توجه مالك را به اين نكته جلب مى كند كه هنگام ارزيابى كارگزاران بايد ضمن رعايت دقت كافى و لازم ، عدالت در ارزشيابى آنان مراعات گردد، نه اين كه هنگام ارزيابى ، زحمت و تلاش آنان كم تر از آن چه هست به حساب آيد، يا اين كه با بى دقتى و بى توجهى ، تلاش و زحمت يكى از آنان به ديگرى نسبت داده شود.
علاوه بر اين دو مورد، عوامل و ملاحظات ديگرى ممكن است مانع اجراى عدالت در ارزشيابى كاركنان شود، مانند بزرگى و شرافت افراد كه ممكن است كار اندك و كوچك آنان بسيار بزرگ و پرارزش تر به حساب آورده شود؛ و در مقابل ، حقارت و كوچكى فرد ديگرى باعث شود تا كار بزرگ و پرارزش او كوچك و كم ارزش تلقى گردد.
مولاى متقيان على (ع ) اين نكته را نيز به مالك اشتر تذكر داده و از او مى خواهد از اين دام خطرناك اجتناب نمايد. آن حضرت مى فرمايد:
ولا يدعونك شرف امرى ء الى ان تعظم من بلائه ما كان صغيرا، و لا صغة امرى الى ان تستصغر من بلائه ما كان عظيما ؛ (9) و شرافت و بزرگى كسى موجب اين نشود كه كار كوچك او را بزرگ شمارى ؛ و همچنين حقارت و كوچكى كسى باعث نشود كه خدمت پر ارج او را كوچك به حساب آورى .
1) بحار الانوار، ج 75، ص 39.
2) حديد، آيه 25.
3) شورا، آيه 15.
4) نساء، آيه 135.
5) مائده ، آيه 8.
6) حجرات ، آيه 9.
7) نهج البلاغه ، خطبه 224.
8) همان ، نامه 53.
9) همان

 

جمله      
 مديريتی    

 

 

عقل ديگران

 

 

با دانش ديگران مي توانيم صاحب دانش شويم ولي با عقل ديگران نمي توانيم صاحب عقل شويم.

دمونتان، ميشل

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

عدالت

 

عدل ساعة خير من عبادة سبعين سنة قيام ليلها وصيام نهارها؛


ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب هايش به نماز و روزهايش به روزه بگذرد.
 

پیامبر اعظم (ص) مشكاة الانوار ص 544

 

 

طنز       
مديريتی    

 

 

درخواست افزایش حقوق

 

 

چگونه از رئیس خود درخواست افزایش حقوق کنید...


HOW TO ASK YOUR BOSS FOR A SALARY INCREASE..?

یک روز کارمندی نامه ای به رئیس خود برای در خواست افزایش حقوق با رسم الخط زیر فرستاد:

One day an employee sends a letter to his boss asking for an increase in his salary!!!
Dear Bo$$
In thi$ life, we all need $ome thing mo$t de$perately. I think you $hould be under$tanding of the need$ of u$ worker$ who have given $o much $upport including $weat and $ervice to your company. I am $ure you will gue$$ what I mean and re$pond $oon.

Your$ $incerely,
Norman $oh

The next day, the employee received this letter of reply:

Dear NOrman,

I kNOw you have been working very hard. NOwadays, NOthing much has changed. You must have NOticed that our company is NOt doing NOticeably well as yet. NOw the newspaper are saying the world`s leading ecoNOmists are NOt sure if the United States may go into aNOther recession. After the NOvember presidential elections things may turn bad. I have NOthing more to add NOw. You kNOw what I mean.

Yours truly,
Manager

 

شرح : در بسياري از موارد پيش مي آيد كه مديران سازمان ها بي دليل در پاسخ به خواسته هر يك از كاركنان خود خونسردي خود را از دست داده و براي خود و ديگران استرس ايجاد مي نمايند در حاليكه براحتي و با كمي باهوشي مي توانند هم به خواسته كارمند خود پاسخ دهند و هم اينكه سازمان را در كمال لياقت اداره نمايند.
اين موضوع نه تنها براي مديران و كاركنان بلكه براي بسياري از مشاغل ديگر نيز مصداق دارد. پليسي را در نظر بگيريد كه با عصبانيت بخاطر تخلف يك راننده هم از ابزار قانوني خود استفاده كرده و وي را جريمه مي كند و هم اينكه بي دليل خود و راننده را عصباني مي كند. در حالي كه مي تواند با روي خوش و لبخند و پاره اي توضيحات تنها به جريمه فرد متخلف پرداخته و در انتها براي وی سلامتي و رانندگي بدون تخلف را آرزو نمايد.

 

حکايت     
مديريتی    

 

 

چتر نجات شما را چه كسی می بندد؟



 

چارلز پلوم، يكي از خلبانان نيروي دريايي بود. پس از 75 مأموريت جنگي، هواپيماي او مورد اصابت يك موشك زمين به هوا قرار گرفت. پلوم بيرون پريد و به اسارت دشمن درآمد. او دستگير شد و شش سال در يكي از زندان هاي دشمن حبس شد. او از اين مهلكه جان سالم به در برد و اكنون آنچه را كه از آن تجربه كسب كرده است تدريس مي كند.
روزي چارلز و همسرش در رستوراني نشسته بودند. مردي به آنها نزديك شد و گفت: «تو پلوم هستي! در يكي از نبردهاي هوايي، جنگنده هاي دشمن را تعقيب كردي و سپس تو را زدند و سقوط كردي!»پلوم پرسيد: «تو از كجا اين مطلب را مي داني؟»
مرد پاسخ داد: «من چتر نجات تو را بستم.»
پلوم تعجب كرده بود و نفس در سينه اش حبس شده بود. مرد كه با غرور مشتش را در هوا تكان مي داد گفت: «مطمئن بودم كه كار مي كند.»
پلوم حرف او را تأييد كرد و گفت: «مطمئناً كار كرده است چون اگر كار نمي كرد من الآن اينجا نبودم.»
آن شب پلوم از فكر آن مرد نتوانست بخوابد. او مي گويد: «خيلي مايلم بدانم او در لباس فرم نيروي دريايي چه شكلي بوده است؛ يك كلاه سفيد، يك دستمال در پشت و بندهاي آويز منگوله دار. نمي دانم چند بار او را ديده ام و حتي به او يك سلام صبح بخير يا چيزي مثل آن نگفته ام، فقط به خاطر اينكه من خلبان جنگنده بودم و او ملوان.
پلوم به ساعاتي فكر كرد كه آن ملوان پشت يك ميز چوبي طويل در سالن هاي زير كشتي، با دقت چترها را ترميم مي كرده، آنها را تا مي زده و با نگراني سرنوشت كسي را كه نمي شناخته رقم مي زده است.
اكنون پلوم از مخاطبين خود مي پرسد: «چه كسي چتر نجات شما را مي بندد؟»

--------------------------------------------------------------
 

شرح حكايت


گاهي در كشاش زندگي، فراموش مي كنيم كه چه چيزي واقعاً مهم است.
شايد گاهي در گفتن سلام، لطفاً، متشكرم، تبريك گفتن به كسي كه اتفاق مهمي برايش رخ داده است، تعريف كردن از كسي يا حتي انجام يك كار خوب بي دليل كوتاهي مي كنيم.
«من به تو افتخار مي كنم» پنج كلمه ارزشمندي است كه هميشه مي توانيد براي ايجاد حس خوشايند و احساس اهميت در ديگران به كار ببريد.
در رفتار با ديگران تصور كنيد آنان چنانند كه بايد باشند و كمك كنيد تا آن طور بشوند كه توانايي اش را دارند.
قدر تمام ارزش هاي هر كسي را - هر چه هست و هر چه مي كند - بدانيد. كار هر كسي هر چه باشد، ضروري و مهم است.
در طي روز به همه افراد تمركز و توجه كنيد. سعي كنيد با افراد، بيشتر ملاقات و برخورد داشته باشيد. شايد مهمترين موقعيت زندگي كسي به كلام شما بستگي داشته باشد. بگذاريد خداوند در اين حال شما را واسطه قرار دهد.
در اين هفته، اين ماه يا اين سال، آنهايي را كه چتر نجات شما را مي بندند بشناسيد.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

 

دردم از کار است و درمان نيز هم!

 

 

اعتیاد به کار، اعتیادی است که برای اشخاص گوناگون لذت‌بخش یا خسته‌کننده و مشکل‌ساز است. عده‌ای این حالت را نوعی بیماری می‌دانند.

مشکل این است که این افراد اعتقاد دارند که اگر کار نکنند، دنیا بر سرشان خراب خواهد شد. آنها لزوما عاشق کار خود نیستند یا کوششی برای رسیدن به مدارج بالا از خود نشان نمی‌دهند.

اگر شخصی تصور کند که خودش تنها کسی است که می‌تواند این کار به خصوص را انجام دهد، به احتمال زیاد یک معتاد به کار به شمار می‌آید. هرچند که بیشتر موارد اعتیاد به کار در رابطه با یک شغل دارای درآمد است اما این حالت می‌تواند در کسانی که به طرز افراط‌آمیزی به ورزش، موسیقی، هنر و مانند آن می‌پردازند هم صدق کند. این اصطلاح در بسیاری از موارد به اشتباه درباره افراد پرانرژی به کار برده می‌شود که علاوه بر داشتن رابطه خوب با همکاران، لذت بردن از فعالیت‌های فاقد سود مالی، استراحت کافی و حضور مناسب در خانواده و جامعه، زمان زیادی را هم برای کار در نظر می‌گیرند. این افراد، اشخاصی طبیعی هستند که تنها تفاوت‌شان با دیگران، برنامه‌ریزی صحیح در امور زندگی شخصی و شغلی است. اعتیاد به کار حالتی است که طی آن فرد مبتلا به شکلی رفتار می‌کند که برای خانواده و زندگی اجتماعی او در محیط کار و خارج از آن زیان‌آور است. این حالت به خستگی، نداشتن رابطه خوب با همکاران غیر معتاد یا کم بودن زمان و انرژی برای زندگی خانوادگی، دوستان، سرگرمی‌ها و فعالیت‌های دیگر منجر می‌شود.

فرهنگ ژاپن، اغلب به شکل یک فرهنگ معتاد به کار تصویر می‌شود. سالانه عده‌ای از ژاپنی‌ها به دلیل کار بیش از حد می‌میرند و حتی برای مرگ در اثر کار زیاد، لغتی دارند: کاروشی.

در مواردی که بتوان ثابت کرد علت مرگ کار بیش از حد بوده است، خانواده این شخص می‌تواند به دلیل مداخله نکردن کارفرما در رفتار خودتخریب‌گرانه کارمندش، از او تقاضای غرامت کند.

به عبارت دیگر، اعتیاد به کار را می‌توان در کنار موارد دیگر استفاده افراطی از چیزی، عنوان کرد. اما برای تشخیص پرکار بودن ناشی از برنامه‌ریزی صحیح و داشتن انرژی کافی و اعتیاد به کار، به موارد اختلاف این دو توجه کنید:

 

۱) افراد کوشا، کار را به عنوان چیزی واجب انجام می‌دهند و در زمان‌هایی آن را وظیفه‌‌ای ارضاکننده می‌دانند. معتادان به کار، کار خود را به عنوان جایی امن و فارغ از امور پیش‌بینی نشده زندگی در نظر می‌آورند که می‌توانند با کمک آن از احساسات و تعهدات ناخواسته دور شوند.

 

۲) افراد کوشا می‌دانند چگونه و در چه زمانی محدوده‌ای برای کار خود قایل شوند تا بتوانند به طور کامل در کنار خانواده و دوستان حاضر باشند و در برنامه‌های آنها شرکت کنند. معتادان به کار اجازه می‌دهند کارشان در فهرست امور زندگی، بیشترین درجه اهمیت را پیدا کند. آنها اغلب به خانواده، دوستان و فرزندان خود تعهداتی می‌دهند که بعد به دلیل ضرورت‌های کار این قول و قرار را می‌شکنند.

 

۳) معتادان به کار در مواجهه با ضرورت‌ها و موقعیت‌های سخت شغلی، ترشح اعتیادآور آدرنالین را تجربه می‌کنند اما افراد کوشا چنین حالتی ندارند.

 

۴) افراد کوشا می‌توانند اشتیاق خود به کار را از بین ببرند اما معتادان به کار نمی‌توانند کار نکنند. آنها حتی اگر در حال بازی گلف هم باشند یا به دیدن نمایش مدرسه فرزند خود رفته باشند، باز هم فکرشان مشغول کار است. ذهن این افراد مدام به سمت مسایل و مشکلات کاری پر می‌کشد.

 

 

● و اما اگر از کار خسته هستید...

اگر کارتان بسیار خسته‌کننده است، به جای غر زدن سعی کنید با کمی‌ تفکر کاری کنید تا میزان خستگی‌تان از کار کاهش یابد و اگر به آرامش رسیدن پس از یک روز سخت کاری برایتان قدری مشکل است به این موارد توجه کنید:

 

۱) کار برای اداره است. پس هیچ‌گاه کارهای اداره را پس از ساعت کاری به منزل نیاورید و اگر مجبور هستید که این کار را انجام دهید، آن را به دو روز در هفته محدود کنید.

 

۲) پس از اتمام کارهای هر روزتان در اداره سعی کنید برای فردا یک برنامه کاری تهیه کنید و همه کارهایی را که برای فردا باید انجام دهید را بررسی کنید. این کار موجب می‌شود که نگرانی‌ها و تشویش‌های شما کمتر شود.

 

۳) یک سبد یا قفسه جلوی در ورودی خانه نصب کنید تا وقتی که وارد خانه می‌شوید فورا کیف دستی و کاغذ‌های مربوطه به اداره را در آن قرار دهید و آنها را تا صبح فردا از آنجا برندارید.

 

۴) پیش از شام، سه تا پنج دقیقه چشم‌هایتان را روی هم بگذارید و سعی کنید به هیچ چیز فکر نکنید. سپس چند نفس عمیق بکشید. این مساله به شما کمک می‌کند که ذهن‌تان را از نکات منفی و آزاردهنده خالی کنید.

 

۵) اگر در محل کار اتفاقی افتاده است که باعث شده اعصاب شما به هم بریزد، سعی کنید درباره آن بنویسید، به این شکل که درباره آن حادثه چند دقیقه و به شکلی که خودکار را از روی کاغذ جدا نکنید، بنویسید. مهم نیست که درباره آن حاثه چه می‌نویسید. فقط باید بنویسید و سپس کاغذ را پاره کنید و آن را دور بیندازید.

 

۶) با نزدیکان خود درباره اتفاقات روزمره صحبت کنید و به حرف‌های آنها گوش دهید.

 

۷) سعی کنید محل زندگی خود را تمیز و مرتب کنید زیرا وارد شدن به یک خانه درهم و بی‌نظم موجب می‌شود خستگی شما نه تنها کاهش نیابد بلکه تشدید شود.

 

۸) موسیقی نقش مهمی ‌در آرامش روان شما دارد. سعی کنید هر شب پیش از خواب به موسیقی ملایم و آرام‌بخشی گوش دهید و هر روز پیش از خروج از منزل هنگام صرف صبحانه به موسیقی گوش دهید.

 

۹) سعی کنید کارهایتان روی هم انباشته نشود. به مرور کارهایتان را انجام دهید زیرا انبوه کارهای انجام نشده موجب به هم ریختن اعصاب شما می‌شود.

 

۱۰) از منزل تا محل کار سعی کنید یک فعالیت مفید انجام دهید تا مسیر شما را خسته نکند. برای مثال، اگر سوار اتوبوس می‌شوید، در این وسایل از کتاب یا روزنامه برای سرگرم‌کردن خود استفاده کنید. اگر هم در ماشین شخصی خود هستید از موسیقی یا رادیو استفاده کنید. چون موجب می‌شود خستگی راه روی شما اثر نگذارد.

 

نکات       
مديريتی    

 

 

نكاتی درباره حضور در جلسات و انجام مذاكرات جمعی

 

 

 با توجه به افزايش روز افزون حجم فعاليتهاي صنعتي در دهه هاي اخير در كشورمان و همچنين نياز پرسنل فني و مهندسي شركتهاي صنعتي جهت آگاهي از نحوه حضور در جلسات و مذاكرات جمعي بمنظور عقد قرار دادها و يا اخذ تصميمات مهم فني و اجرايي مربوطه، ضروري دانستم با استفاده از چكيده مطالعات و برداشتهاي شخصي و راهنمايي اساتيد محترم مديريت و مهندسين مجرب كه عموما تجربه هاي فراواني در حضور و شركت در انواع جلسات مختلف داشته اند مطالب ذيل را بطور اختصار كه از نظر اينجانب مهم و كاربردي مي باشند در اختيار خوانندگان عزيز و گرامي گذاشته تا در صورت لزوم مورداستفاده قرار گيرد:
1. قبل از شروع هر جلسه و مذاكره از طرف مقابل درخصوص امكانات، محيط و موضوع جلسه اطلاعات عمومي و فني و كارشناسي بدست اورده تا با دست پر با طرف مقابل مذاكره نماييم .
2. در مذاكرات با هرشخص طبق خصوصيات اخلاقي و رواني وي روبرو شده تا بتوانيم بهتر در وي تاثير گذار باشيم.
3. از ديدگاه كارشناسي در مذاكرات استفاده نموده و نظرات و اطلاعات كارشناسي موضوع بحث رادنبال نماييم.
4. سوال و جواب نموده و شنونده خوبي باشيم تا بتوانيم با طرف مقابل به توافق برسيم.
5. مجادله و محاكمه در مذاكره جايي نداشته و احساساتي و عصباني نشويم.
6. در مذاكره تهديد جايي ندارد حتي اگر توانايي انجام آنرا داشته باشيم.
7. در اولين مذاكره سعي كنيم بحث را شروع تا جريان كار و كارگردان بحث ما باشيم.
8. شروع كردن با موضوعات آسان و قابل هضم توافق را زود تر و آسان تر ميسر مي نمايد.
9.حاشيه نرويم مگر در مواقعي كه بحث گره خورده و يا در حال انحراف از موضوع اصلي باشد.
10. نارضايتي و گله مندي طرف مذاكره را شنيده تا ابهام و دلخوري در مذاكره بوجود نيايد.
11. منفي گويي و سرزنش طرف مذاكره شونده را انجام نداده و ايجاد تفاهم و توافق را گوشزد نماييم.
12. با مسئله روبروشويم نه با افراد.
13. نبايد يك طرف مذاكره ببازد و ببرد بايستي منافع هر دو طرف تامين شود (برد-برد).
14. سعي كنيم در مذاكره همه را همراه و هم راي خود نموده تا اكثريت ارا و جو حاكم را به سود خود تغيير دهيم.
15. هميشه در مذاكره فكر كنيد يك راه ديگر نيز وجود دارد.
16. صحبتهاي طرف مذاكره كننده را تكرار نموده تا نشان دهنده خوب فهميدن موضوع و اطمينان خاطر وي باشد.
17. خود را جاي طرف مذاكره كننده قرار داده تا وي را درك نموده تا بتوانيم قضيه را هم از طرف وي بررسي نماييم.
18. هيچوقت مواضع طرف مقابل را با قاطعيت مردود قلمداد ننماييم.
19. اگر طرف مذاكره به شما حمله كرد دفاع نكنيد بحث كنيد.
20. در مواقع ترديد به طرف مقابل بگوييد اگر من اشتباه مي كنم شما من را راهنمايي نماييد (اين جمله فرصت سازي مي نمايد).
21. در حين بحث بگوييد اگر شما بجاي من بوديد چه مي كرديد (تا كمي حق به جانب باشيد).
22. صحبتهاي طرف مذاكره شونده را با برگرداندن محتويات اصلي به نفع خود دوباره تكرار كنيد.
23. در حين مذاكره توسط منشي جلسه يادداشت برداري نموده تا در خصوص توافقات بعمل امده مدرك در اختيار داشته باشيد.
24. حتي الامكان روبروي هم و يا پايين تر از يكديگر ننشسته بلكه در كنار هم و در شرايط مساوي باشيد.
25. به صراحت بيشتر بخواهيد و كمتر امتياز بدهيد تا جاي تخفيف در پايان كار باشد.
26. به فكر منافع خود يا شركت خود باشيد نه مواضع شخصي.
27. در مواقع حساس اگر جواب سوالي را مي دانيد به سرعت جواب نداده تا نتيجه با احساسات و استرس همراه نباشد.
28. محفوظ نمودن شان و منزلت كار خود در طي زمان جلسه با استفاده از خدمات ديگران مانند منشي، آبدارچي، تلفنچي و ... توصيه مي شود.
29. درخواست مهلت جهت تفكر در خصوص مو ضوعاتي كه تصميم گيري در مورد آنها خيلي مهم مي باشد تو صيه مي شود.
30. هميشه بدنبال كسب علم دانش بوده و در تمامي علوم مطالعه داشته باشيد تا در مواقع لزوم از انها استفاده نماييد.
البته در پايان بايستي به اين نكته توجه داشــته باشيم كه كليه موارد ذكر شده فوق الذكر بستگي به مقتضيات زماني ، مكان و اشخاص دارد و متناسب با هر موضوع و موردي دستخوش تغيير بوده و يا تابع سياست خاصي مي باشد كه اين خود منوط به هنر نمايي و درايت شما در اداره جلسات يا مذاكرات مختلف مي باشد

 

دانستيهای   
 مديريت     

 

نظريه ها و مدل های جديد تعهد سازماني

قسمت دوم

دکتر علی اکبر فرهنگی
علی حسین زاده
ماهنامه تدبیر

 

بکر و بیلینگس در مطالعه یک سازمان عرضه کننده لوازم نظامی بزرگ، دریافتند که نگرشهای کارکنان، مرتبط با رفتارهایشان بود. برای مثال افراد بی تعهد (برپایه پاسخهایشان به سوالهای مختلف) علاقه بیشتری به ترک شغل و علاقه کمتری برای کمک به دیگران داشتند. درعوض، افرادی که در طبقه متعهد قرار گرفتند، این چنین نبودند. آنهایی که به طورکلی (جهانی) و به طور جزیی (محلی) متعهد بودند، بین این دو گروه نهایی قرارگرفتند. درنتیجه اگرچه این روش تمایز بین کانونهای مختلف تعهد هنوز جدید است، ولی جای امیدواری است که بتوان از آن به عنوان ابزاری برای درک کلید ابعاد تعهد سازمانی استفاده کرد (گرینبرگ و بارون، ۱۹۹۷، ص ۱۹۱ - ۱۹۰). (شکل ۱)


تعهد سازمانی مفهوم یک بعدی یا چندبعدی؟
پورتر (PORTER) تعهد را براساس نیروی کلی همانندسازی (تعیین هویت) و مشارکت یک فرد در سازمان تعریف می کند. در این دیدگاه تعهد ناشی از سه عامل می شود. ۱ - قبول اهداف و ارزشهای سازمان ۲ - تمایل به همکاری با سازمان برای کسب اهدافش ۳ - میل به باقی ماندن در سازمان (استیزر، ۱۹۸۹، ص ۵۷۷ - ۵۷۶). در این دیدگاه، تعهد به عنوان یک مفهوم تک بعدی نگریسته شده است، که تنها متمرکز بر تعهد عاطفی است. سالها، اندیشمندان درک ما را از تعهد سازمانی با نگــــریستن به آن به شکل چندبعدی تغییر داده اند. این محققان علاقه مند به یک مجموعه وسیعتر از پیوندها بین کارکنان و سازمانها نسبت به آنچه که پورتر مطرح کرد، بوده اند. درحالی که پورتر متمرکز بر یک پیوند توصیف شده با قبول اهداف سازمان بوده است، تحقیقات محققان بعدی بر انواع تعهد متمرکز شده است که می تواند برای توجیه رفتار فرد و استمرار آن در محیط کار درنظر گرفته شود.(مودی، ۱۹۹۸، ص ۳۹۰ - ۳۸۹)


الگوهای چندبعدی
۱ - مدل اریلی و چتمن: اریلی و چتمن(OREILLY & CHATMAN)،(۱۹۸۶) الگوی چندبعدی خود را مبتنی بر این فرض بنا نهادند که تعهد، نگرشی را نسبت به سازمان ارائه کرده و مکانیسم هایی دارد که ازطریق آنها می تواند نگرش شکل بگیرد. بنابراین، مبتنی بر کار کلمن (KELMAN) در نگرش و تغییر رفتار (۱۹۵۸) اریلی و چتمن معتقدند که پیوند بین فرد و سازمان می تواند، سه شکل متابعت، همانندسازی و درونی کردن را به خود بگیرد.

متابعت، زمانی اتفاق می افتد که نگرشها و رفتارهای همسو با آنها به منظور کسب پاداشهای خاص اتخاذ می شوند. همانندسازی، زمانی اتفاق می افتد که فرد نفوذ را به خاطر ایجاد یـــا حفظ رابطه ارضاکننده می پذیرد (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۵). سرانجام درونی کردن، رفتاری که از ارزشها و یا اهداف نشأت گرفته را منعکس می کند که با ارزشها یا اهداف سازمان منطبق است (مودی، ۱۹۹۸، ص ۳۹۰).
بررسی جدیدتر از یک نمونه بزرگتر دو نوع تعهد را به جای سه نوع تعهد مشخص کرد که تعهد ابزاری (متابعت) و تعهد هنجاری (همانندسازی و درونی کردن) نامیده شدند. (کرمر، ۱۹۹۶، ص ۳۹۰ - ۳۸۹). در تحقیقات بعدی این دو محقق و همکارانشان نتوانستند تمایزی را بین همانندسازی و درونی کردن قایل شوند. از این رو، آنها در تحقیقات جدیدتر موارد همانندسازی و درونی کردن را ادغام کردند و آن را تعهد هنجاری نامیدند. متابعت، نیز در کار اخیرشان تعهد ابزاری نامیده شده است که متمایز از همانندسازی و درونی کردن است. برای مثال، اریلی و چتمن متوجه شدند که متابعت به طور مثبت تا منفی با ترک شغل ارتباط دارد. با درنظرگرفتن اینکه تعهد سازمانی عموماً به عنوان متغیری درنظرگرفته می شود که احتمال ترک شغل را کاهش دهد، این یافته بعضی سوالها را درباره اینکه آیا متابعت می تواند، به عنوان یک شکل از تعهد سازمانی درنظرگرفته شود را به وجود آورده است (مـــی یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۶).


۲ - مدل می یر و آلن:
می یر و آلن (MEYER&ALLEN) مدل سه بعدیشان را مبتنی بر مشاهده شباهتها و تفاوتهایی که در مفاهیم تک بعدی تعهد سازمانی وجود داشت، ایجاد کردند. بحث کلی آنها این بود که تعهد، فرد را با سازمان پیوند می دهد و بنابراین، این پیوند احتمال ترک شغل را کاهش خواهد داد (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۵). آنها بین سه نوع تعهد، تمایز قائل می شوند. تعهد عاطفی اشاره به وابستگی احساسی فرد به سازمان دارد.

تعهد مستمر مربوط به تمایل به باقی ماندن در سازمان به خاطر هزینه های ترک سازمان یا پاداشهای ناشی از ماندن در سازمان می شود. سرانجام تعهد هنجاری احساس تکلیف به باقی ماندن به عنوان یک عضو سازمان را منعکس می کند. آشکارا یک همپوشی بین روشی که پورتر تعهد را مفهوم سازی کرده و کارهای بعدی اریلی و چتمن و می یر و آلن وجود دارد. روش پورتر به تعهد خیلی مشابه با بعد درونی کردن اریلی و چتمن و مفهوم تعهد عاطفی می یر و آلن است. در حقیقت به نظر می یر و آلن پرسشنامه تعهد سازمانی پورتر می تواند به عنوان تعهد عاطفی تفسیر شود (مودی، ۱۹۹۸، ص ۳۹۰). بررسیهای جدیدتر توسط می یر و آلن فرضیاتشان را درارتباط با ایجاد این مفهوم حمایت می کند، ولی با این حال، بعضی اختلاف نظرها همچنان وجود دارد، بر سر اینکه آیا واقعاً تعهد عاطفی و هنجاری شکلهای متمایزی هستند و یا اینکه آیا تعهد مستمر یک مفهـــوم تک بعدی است اتفاق نظر وجود ندارد. با وجود این تجزیه و تحلیلها سازگاری بهتر را زمانی نشان می دهند که این دو مفهوم (تعهد عاطفی و هنجاری) فاکتورهای مجزایی تعریف شوند.
نتایج مربوط به ابعاد تعهد مستمر، پیچیده است. بعضی مطالعات، تک بعدی بودن این تعهد را گزارش کرده و مطالعات دیگر شواهدی بر دو عاملی بودن این تعهد یافته اند که یکی از آنها از خودگذشتگی مربوط به ترک سازمان و دیگری درک فقدان فرصتهای استخدام جایگزین را منعکس می کنند (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۵).


ادامه دارد
...

 

خلاصه      
کتاب       

 

خلاصه و بررسی کتاب:

اطلاعات و ارتباطات جهانی

 

 

کتاب "اطلاعات و ارتباطات جهانی، مرزهای نو در روابط بین الملل" تالیف "پروفسور حمید مولانا"است، که آن را نشر کتابدار به چاپ رسانده است. این انتشاراتی کتابهای "جریان بین المللی اطلاعات" و "گذر از نوگرایی" را نیز به چاپ رسانده بود. دیدگاهی که این کتاب سعی در تبیین آن دارد، آن است، که به طور کلی جامعه جهانی و به خصوص روابط بین المللی تنها می تواند از راه بررسی پیام ها و تسهیلات ارتباطی وابسته به آن،درک و دریافت شود. دیدگاه دیگر آن است، که روابط بین الملل، در میان اجزاء سازنده خویش، پدیده ای بیش از روابط سیاسی و مناسبات اقتصادی به شمار می رود. فرهنگ و ارتباط، جنبه های بنیانی این فرآیند است و باید در کانون مطالعات ارتباطات بین الملل قرار گیرد. این کتاب در ۱۲ فصل تنظیم شده است، که عبارتند از:
1 . سیاست جهانی در حال گذار: مرزهای نو در روابط بین الملل
2. جریان بین المللی اطلاعات: چارچوب بازکاوی
3. اخبار و آرا: طراحی محیط نمادین جهان
4. سخن پراکنی جهانی: تصویرهای ملی و بین المللی
5. صنعت فرهنگی: از کتاب تا رایانه
6. اقتصاد سیاسی اطلاعات: جریان های فراملی اطلاعات
7. معاملات بین المللی: سیاحت و جهانگردی
8. حرکت انسانی بین مرزهای بین المللی: ارتباطات میان فرهنگی
9. فن آوری اطلاعات: توسعه سایت ها و نظام های ارتباطی
10. ارتباطات و توسعه: نظام های نو
11. پژوهش در ارتباطات بین المللی: از عملگرایی تا پسانوگرایی
12. انقلاب ناتمام: بحران های عصر ما

عنوان اصلی کتاب عبارت است از:
" Global Information and World Communication; New Frontiers in International Relations"
نویسنده: پروفسور حمید مولانا
مترجمان: اسد ا... آزاد، محمد حسن زاده و مریم اخوتی
ناشر: نشر کتابدار
نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۴
تعداد صفحات: ۳۳۴
قیمت: ۳۵۰۰۰ ریال
خلاصه فصل های این کتاب در اینجا ذکر شده است.


فصل اول: سیاست جهانی در حال گذار: مرزهای نو در روابط بین المللی
برای "ابن خلدون" برقراری جامعه جهانی تنها زمانی می توانست برقرار شود، که "عدالت" به صورت عاملی با تأثیرگذاری سلبی، مانع بلعیدن عناصر توسط یکدیگر می شد.از نظر "ابن‌خلدون" انسان در مرکز جهان قرار داشت و تمام سعی او تلاشی ناتمام برای درک و دریافت جامعه انسانی بود.
بر این اساس شکل گیری دانش جدیدی به نام مطالعه "روابط بین الملل" در سیر تاریخ تکامل خود و با توجه به پیچیده تر شدن جامعه جهانی، مقوله ای قابل تأمل است. این دانش در ابتدا صرفاً شرح تاریخ سیاسی میان دولت ها بود. اما امروزه به اقتضای تغییرات حادث شده در بطن جوامع، به نمونه های مبتنی بر نظام ها و بازی‌ها، معامله و مذاکره، راهکارها و تصمیم گیری ها و .. و در نهایت به صورت رشته ای تحلیلی و همه جانبه درآمده است. اصطلاحات جدیدی مانند "جامعه بین الملل" و "نظام بین الملل"، بازخورد نگاهی متفاوت به این رشته است.
در سیر تاریخی که به تکوین این رشته منجر شده است، می توان سنت های فکری زیر را مشاهده کرد:

1- مرحله "آرمان گرا" ی مطالعات روابط بین الملل: این مرحله در غرب و در سنت آزادیخواهانه ی آنگلوساکسون و در دوره زمانی بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و به مدت یک دهه به عنوان پارادایم غالب مطالعات روابط بین الملل حاکم بود، که رهیافتی تاریخی و قانونی نسبت به مطالعه موارد مورد بررسی اتخاذ کرده بود.
2- رهیافت منتج از نظریات "کارل مارکس" و "لنین". این سنت فکری به تبیین قدرت سیاسی، علل جنگ و مناقشه و کل روابط بین الملل بر مبنای نیروهای اقتصادی و تحت عنوان کلی "عنصر زیربنایی" متکی بود.
3-سنت "واقع گرا ". این سنت تا حد زیادی محصول مستقیم جنگ جهانی دوم بود، که با نقد نگاه مبتنی بر آرمان گرایی، تلاش خود را معطوف به مرز کشی میان "واقعیت" و "آرزوها" می کرد و مبتنی بر دیدی "رئالیستی" براساس ساز و کارهای قدرت در کنش و واکنش میان کشورهای مختلف بود. تلاش آن در راستای تبیین "هست‌ها" در مقابل "بایدها" بود.

این سنت های فکری و نحله های فکری منتج از آنها، دارای چندین وجه مشترک هستند. این ها عبارتند از:
1. آن ها مبتنی بر دیدی سیاسی یا اقتصادی و یا ترکیبی از این دو در روابط بین الملل هستند.
2. آن ها حکومت ملی را به مثابه حکومت سیاسی می دانند.
3. آن ها عناصر ارتباطی و فرهنگی را تابعی از ساختارهای کلان سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیک می دانند.
4. آن ها به رده بندی "روابط بین الملل" با علوم طبیعی و زیست شناختی گرایش دارند.
5. دیدگاه آنها مبتنی بر دید "سمعی" ، "عینی" و "سنجش پذیر" بر عناصر است.

در حالت کلی نمی توان از رهیافت یکه و جهان شمولی در مطالعات روابط بین الملل صحبت کرد. چنین دیدگاهی هنوز در مطالعات این رشته شکل نگرفته است. اما نکته مهم "بین رشته ای بودن" این مطالعات است،که طیف وسیعی از رشته های مطالعاتی را در بر می گیرد. امروزه به ویژه با گسترش فن آوری های نوین و به خصوص در حوزه ارتباطات با انواع پارادایم های فکری روبرو هستیم، که یکی از مهمترین اشکال آن بستری به نام "ارتباط میان فرهنگی" است، که به منزله حوزه ای پژوهشی و مطالعاتی، با رشد چشمگیری در دهه اخیر روبرو بوده است.
بنابرتحلیل و گستردگی مباحث موجود در ارتباطات بین الملل، چهار رهیافت عمده در این رشته قابل تشخیص است.

1-رهیافت آرمانی- انسانی: که در آن ارتباطات بین المللی به منزله وسیله ای جهت نزدیکی ملت ها و مردم در جامعه جهانی است.
2-رهیافت نو آیینی-سیاسی: ارتباطات بین الملل را به منزله شکلی پروپاگاندایی و ایدئولوژیکی که مبتنی بر ارتباط یک سویه است می داند.
3-رهیافتی که اطلاعات موجود در نظام بین الملل را به مثابه "قدرت اقتصادی" می‌داند.
4-آخرین دیدگاه، اطلاعات را به مثابه "نیروی سیاسی" در ارتباطات بین‌الملل می‌داند.

نکته مهم این است، که هر چهار سنت فکری فوق با یکدیگر با همدیگر کنش و واکنش دارند و دراغلب موارد با ترکیبی از این چهار نحله فکری روبرو هستیم. در عین حال نقدهای بسیار جدی ای بر هر کدام از این دیدگاه ها وارد شده است. مثلاً در نقد دیدگاه آرمانی- انسانی گفته می‌شود، که این دیدگاه، فاقد ابزار لازم جهت دستیابی به اطلاعات عینی است و در آن عینیت فرد به شکل نامتغیر، بی دوام و ذهنی است. ضمناً در مورد صلح جهانی ای که مد نظر این دیدگاه است، می توان از وجود تفسیرها و تعبیرهای متفاوتی نسبت به این مقوله مهم صحبت کرد،که مبتنی بر وجود انسانهای مختلفی است،با تأویل ها و تفسیرهای متفاوت، که منافع گوناگونی را دنبال می کنند.
در مورد دیدگاه های دیگر نیز به همین ترتیب می توان نقدهای جدی و چالش برانگیزی را ارائه داد. اما در طول تاریخ مطالعات ارتباطات بین الملل نقش "ارتباطات سیاسی" و "نگاه سیاسی به ارتباطات بین الملل" سنتی ترین و غالب ترین دیدگاه بوده است،که تحت تأثیر عناصری چون اهمیت آرای عمومی، تأثیر پروپاگاندا در دوره بعد از جنگ جهانی دوم و آثار عمیق و جدی به جای مانده از پروپاگاندا بوده است.
امروزه نوعی چرخش مطالعاتی به سمت داده ها و فکت های مبتنی بر ارتباطات، رسانه‌های جمعی، آرای عمومی و تغییر نگرش ها در این رشته مطالعاتی دیده می شود. در حالت کلی، سه گونه نظریه ارتباطی به عنوان زیربنای پژوهش در روابط بین الملل حاکم بود‌ه است.

1. نظریه های ریاضی: که در امریکا نظریه ای رو به رشد است که پایه گذاران آن "شانن" و "ویور" هستند.
2. سنت مبتنی بر دیدگاه اجتماعی- روانی: که تأثیر بسزایی بر سیاست و پژوهش‌های رسانه های جمعی داشته است.
3. سنت زبان شناختی: به پیدایش زمینه های مهمی مانند تحلیل نهادها و تحلیل محتوا منجر شده است.

در سیر تکاملی اقتصاد سیاسی بین الملل، جریان اطلاعات جزء تفکیک ناپذیر و اساسی تحولات بوده است. اما بُعد استراتژیک آن، مورد توجه جدی در پژوهش ها نبوده است. اما آنچه به وضوح دیده می شد،تبدیل این فن آوری ها به نظام های امنیتی پس از عصر جنگ سرد بوده است. از سوی دیگر اطلاعات و فن آوری های مبتنی بر آن به عنوان عنصر محوری در اقتصاد جهانی و بخش مهمی از تجارت فرا مرزی بوده است. رقم ها و آمارهای موجود از حجم بسیار بالای اهمیت آن حکایت دارد، که همواره روندی صعودی و رو به رشد در تجارت جهانی داشته است.
اموره تلاش ملت های کوچک به هماورد خواهی با ساختارهای کلان اقتصادی و سیاسی، به ویژگی مهم جوامع تبدیل شده است، که نمونه های برجسته آن تجربه "ایران" و "ویتنام" در راستای تضاد سیاسی و ایدئولوژیک میان ابرقدرتها و کشورهای کوچک بوده است. اما قدرتهای بزرگ در راستای حفظ وضعیت موجود، علاقه ای به تغییرات انقلابی و بنیادینی در ساختار ارتباطی بین المللی ندارند. در این راستا جریان اطلاعات به شکل افقی میان ساختار نخبگان، در سه سطح رخ می دهد:
1. ارتباط نخبگان داخلی، اجماعی شدن و مجادلات سیاسی
2. سیاستمداری نخبگان قدرتهای بزرگ، تنش زدایی
3. نخبگان فرا مرزی، اجتماعی شدن و فعالیت ها.

در حالت کلی،گرایش حفظ نظام محافظه کارانه رو به رشد در این سه سطح، به سوی ایجاد خط عمودی جریان پیامهای مشابه گرایش دارد، که البته استثناهایی از آن در روابط بین‌الملل دیده شده است ولی در کل، شکل معطوف به "حفظ وضع موجود" بر همه نظریات غلبه دارد.


فصل دوم: جریان بین المللی اطلاعات: چارچوب باز کاوی
در دو دهه گذشته، پژوهش و نوشته ها در زمینه جریان بین المللی اطلاعات،رشد خارق‌العاده‌ای داشته است. عوامل مؤثر بر این رشد عبارتند از:
1. توسعه فن آوری های نوین اطلاعات و ارتباطات
2. آگاهی رو به رشد دولت- ملتها، نهادها، گروه ها و افراد از اهمیت جریان اطلاعات
3. افزایش بازیگران بین المللی و فراملی در تمام عرصه ها و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی آن
4. توجه روز افزون به مطالعات میان فرهنگی ی تطبیقی، همراه با بهبود روش های پژوهشی و ابزارهای به کار گرفته شده.
5. مباحث مربوط به نظم نوین اطلاعاتی و اقتصادی بین المللی منتج از همایش ها و کنفرانس های دهه 70 ،مانند فعالیت های یونسکو و ... .

حاصل این پژوهش ها نگاه متفاوت به اطلاعات و دسترسی برابر به آن، به منزله وسیله کاهش وابستگی های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بود. از نظر تاریخی، بررسی جریان بین المللی به منظور وارسی جنبه های سیاسی و اخبار بین‌المللی صورت گرفت،و در سه دهه گذشته ابعاد فن آورانه، فرهنگی و اقتصادی مختلفی را در بر داشته است. این مباحث نیازبه کنکاشی جدی درباره "اطلاعات"،و واکاوی جنبه‌های مختلف آن را آشکار ساخت.
در بررسی واژه شناختی "اطلاعات" و ابعاد گوناگون آن با تعاریف متفاوتی که مشتمل بر ابعاد گوناگون است، روبرو می‌شویم. در این میان، توجه ما به ابعاد فن آورانه و انسانی "اطلاعات" معطوف خواهد شد. جریان بین المللی به منزله حرکت پیامها، از یک سوی مرزهای ملی به سوی دیگر آن، میان دو یا چندنظام ملی و فرهنگی تعریف می شود. این تعریف ابعاد ملی و بین المللی را در بر می گیرد. بررسی جریان بین المللی اطلاعات، باید محتوا، حجم و جهت اطلاعات را افزون بر عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قانونی و فن‌آورانه مؤثر در تولید و انتشار اطلاعات را، در بر گیرد. اما موانع عمده موجود بر سر تلاشهای پژوهشی در جریان اطلاعات عبارتند از:
1. بخش هایی که از بررسی و مطالعات جریان اطلاعات پشتیبانی می‌کند، بسیار متنوع است.
2. این مطالعات بر موضوع های گسترده متفاوتی، مانند جریان اخبار رادیو،تلویزیون، ساختار خبرگزاری‌ها، پخش مواد آموزشی، داده های فرا مرزی و جهانی و نیز در حوزه های خاصی مانند گردشگری، حقوق بین الملل و آموزش بین الملل بوده است.
3. علیرغم گستردگی مؤلفه ها و متغیرهای بررسی شده، مطالعات انجام شده،به صورت پژوهش های انجام شده -با در نظر گرفتن تمام متغیرها- نبوده است و بنابراین بررسی یک متغیر سبب از قلم افتادن سایر متغیرها شده است.
4. قطبی بودن جریان اطلاعات بر اساس دو قطب انسان- فن‌آوری، تا حدودی از هماهنگی پژوهش میان دو قطب جلوگیری کرده است و توجه به بُعد انسانی، سبب غفلت از بعد فن آوری شده است.
5. عدم وجود تعریف روشن، دقیق و فراگیر از پدیده جریان اطلاعات دشواری مهمی ایجاد کرده است.

در حالت کلی، چشم اندازهای مطالعه ی جریان اطلاعات، در 5 محور مورد بررسی قرار می‌گیرد، که عبارتند از:
دیدگاه روابط بین الملل و نظام ها، دیدگاه ارتباط و توسعه، دیدگاه نهادی و تجاری، دیدگاه سیاسی و ساختاری و دیدگاه فنی و قانونی.
در بررسی این مطالعات با دشواری ها و غفلت هایی عمده روبرو هستیم. این مطالعات در اکثر موارد صرفاً به سنجش رویدادهای تکراری ای پرداخته است، که به صورت کمی و آماری بوده اند.اما اگر به ارتباط میان کشورها و ملت ها توجه شود،لزوم انجام تحقیقات تلفیقی کمی و کیفی برجسته می شود. از سوی دیگر اکثر مطالعات به بررسی مجرا و محتوا پرداخته است و توجهی به دو سویه منبع- مقصد در این فرایند ندارد.
در این راستا "الگوی همگرا" که توسط دکترمولانا ارائه شده است، به لزوم همگرایی مطالعات در دو حوزه منبع و مقصد تأکید می کند و لزوم توجه به ابعاد سخت افزارانه و نرم افزارانه در مطالعات را پیشنهاد می کند. این الگو پیشنهاد می کند،که باید تغییر، از توجه صرف به منبع و محتوای پیامها، به تحلیل فرایند توزیع پیام و کنترل فرایند توزیع را مد نظر قرار دهد. چرا که قدرت در نظام ارتباطی توزیع می شود و این نظام می‌تواند جامعه جهانی، کشور، یا واحد سیاسی جزء بوده باشد. همانگونه که شکل دهی پیامها به خودی خود هیچ تضمینی برای توزیع پیامها ایجاد نمی کند، کنترل سخت افزار ارتباطی نیز، به تنهایی برای اطمینان خاطر از توزیع پیامها ، کافی نمی باشد.
این الگوی تحلیلی، عوامل موجود در جریان اطلاعات را در دو زمینه بحث شده به شکل زیر ارائه می‌دهد، که بررسی این متغیرها می تواند به بازکاوی شرایط موجود جهانی کمک ‌های شایان توجهی ارائه دهد. این متغیرها عبارتند از:
1. مالکیت: در مراحل مختلف تولید، توزیع و اطلاع‌رسانی و در سه حوزه گسترده عمومی، خصوصی و ترکیبی از عمومی و خصوصی، مالکیت باید مورد بررسی قرار گیرد.
2. کنترل: در مراحل سه گا نه (تولید، توزیع و اطلاع رسانی) یکی از متغیرهای اساسی "کنترل" است، که می تواند کنترل بیرونی یا درونی باشد. اما در حالت کلی، متغیر کنترل را می توان به چهار مقوله متمایز تقسیم کرد:
الف) کنترل های واقعی درونی: مانند قوانین و مقررات های خاص. مانند سلسله مراتب، آموزش و ... .
ب) کنترل ادراکی درونی: که عبارت است از تمامی قوانین و ترکیباتی که شیوه رفتار اعضای نظام را در مرزهای نهادی ادراکی واحدی، که در آن کار می کنند، تنظیم می‌کند.
ج) کنترل واقعی بیرونی: مانند سانسورهای مستقیم، صدور گواهینامه و یا هر عامل خارجی قانونی، حرفه ای، دولتی و یا نهادی.
د) کنترل ادراکی بیرونی: مانند نظام های ساختار حاکم، از نظر فرهنگی، شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی و نخبگان سیاسی که در هر اجتماعی وجود دارد.
3. منابع اقتصادی: که نقش مهمی در رسانه های جمعی و بر اساس مقوله‌های حیاتی ای، مانند آگهی، فروش، یارانه ها و ... دارد.
4. جابجایی درآمد: همان شیوه خرج و سرمایه گذاری درآمد و سرمایه است، که در تولید و توزیع پیام تأثیر مهمی دارد.
5. دیوان سالاری (بوروکراسی) و مجاورت: عبارت است از سلسله مراتب مقامات، که تابع مقام اجرایی است و در نظام های دولتی به شکل شاخصی برجسته می‌شود.
6. هدف در نظر گرفته شده: که مرزهای عمل نهادی را مشخص می کند.
7. واحدهای رسانه ای و فن آوری: منظور نوع فن آوری و تعداد رسانه ها در نظام تحلیلی است.
8. انواع محتوا:‌ که گسترده ترین مقوله در مطالعات جریان اطلاعات و درعین حال مشهورترین روش تعیین فرایند جریان است.
در عین حال، چارچوپ پیشنهادی نیازمند تحلیل داده های مختلفی است، که در حالت کلی در 4 دسته طبقه بندی می‌شوند.
الف- داده های سرجمعی، که همان داده های آماری مربوط به مالکیت، تعداد رسانه ها، بودجه و اقتصاد تولید و توزیع است.
ب- داده های پژوهشی پیمایشی، که شواهدی از جنبه های کنترل و عواملی چون تحلیل مخاطبان را در اختیار پژوهشگر می گذارد.
ج- تحلیل محتوا، که به شرح پیامهای ارسالی می پردازد.
د- داده های فرهنگی و انسان شناختی، که می تواند شکاف موجود در تحقیقات پیمایشی و تحلیل محتوا (تحقیقات کمی) را پوشش دهد.


فصل سوم: اخبار و آرا: طراحی محیط نمادین جهانی
بررسی و پژوهش های اولیه درباره ی جریان خبرها، به یک نظام ارتباطی یا یک کشور می‌پرداخت. اما گرایش های اخیر به سوی بررسی های تطبیقی جغرافیایی، منطقه‌ای و نظام های بین المللی می پردازد.خیل عظیم پژوهش های انجام شده از سالهای 1973 تا 1993 در توزیع منطقه ای نشان می دهد، که کانون توجه پژوهش ها و تحلیل ها، اغلب آسیا، آمریکای لاتین و امریکای شمالی بوده است. این امر ناشی از تمرکز مؤسسات پژوهشی در این مناطق است. البته بخش بیشتری از این مطالعات در دوره های اولیه، متمرکز به افراد یا مؤسسه های امریکای شمالی و اروپا بوده است ولی در حال حاضر، حجم انبوهی از پژوهش ها توسط دانشمندان امریکای لاتین، آسیا و خاورمیانه انجام می گیرد.
اکثر پژوهش های انجام شده درباره جریان بین المللی اخبار، بر اساس روش تحلیل محتوای برنامه ها و پیمایش های نمونه ای صورت گرفته است. تا این اواخر، داده هایی از این دست، فقط در دسترس چند کشور صنعتی بود. اما در دهه های اخیر این وضع کاملاً دگرگون شده است و تعداد بسیار زیادی از مطالعات پیمایشی، گزارش ها و تعادلات در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه منتشر شده است. این مطالعات در حالت کلی دارای یک سری مشکلات بوده است، که عبارتند از:
الف)تعاریف به کار رفته از خبر در مطالعات، نواقص بسیاری دارد و هنوز تعریفی فراگیر و پذیرفته از آن در سطح جهانی ارائه نشده است.
ب) اندازه گیری و سنجش مفهوم خبر حتی به شرط تعریف تام و تمام آن، در عمل دارای دشواری است.
پ) مشکل کیفیت و تحلیل های کیفی در مقابل نگاه کمی پابرجاست.

با شروع دهه 1980 پژوهش درباره جریان بین المللی اخبار به اوج شدت خود رسید و خطوط پژوهشی جدیدی شکل گرفت.پژوهش ها در دو دسته بندی اساسی و کلی قرار می گیرند.
الف) مطالعاتی که به جریان واقعی اخبار و محتوای آنها می‌پردازد. این حوزه پژوهشی در چند مقوله اصلی انجام می پذیرد. نخستین خط پژوهشی، جریانی را که از یک کشور به کشور دیگر مربوط می شود، دنبال می کند. دومین خط پژوهشی، به مطالعات مربوط به "مرکز- پیرامون" و "سلطه- وابستگی" مربوط می شود. سومین خط پژوهشی به مقوله معنا و سرشت کیفی اخبار می پردازد و آخرین خط پژوهشی به تفسیر کنش- واکنش میان ملتها و بازیگران مربوط می‌شود.
ب) مطالعاتی که به عوامل تعیین کننده جریان خبر مربوط می شود. این حوزه نیز در دو خط پژوهشی دنبال می شد، که عبارتند از: بررسی های مربوط به عوامل رسانه‌ای مؤثر بر جریان اخبار و بررسی عوامل خارجی از رسانه ها، که تعیین کننده محتوا و جریان اخبار است.
بر این اساس حوزه های مطالعاتی با رشد چشمگیری روبرو شده اند. نمونه های بررسی‌های زیادی در راستای بررسی نقش بازیگران دخیل در مرزهای فرا مرزی جریان اخبار، محل استقرار خبرگزاری های خارجی در تمام جهان و عوامل فرهنگی، ایدئولوژیک، حقوقی و فنی ای که در جریان اخبار و محتوای آن نقش داشته اند، انجام گرفته است.
در این میان، مطالعه جهت جریان اخبار جزء مسائل اصلی و مهم بوده است. "گالتونگ" نظریه "مرکز- پیرامون" را مطرح کرده است، که در 4 فرض اساسی خود را نشان می دهد.این چهار فرض عبارتند از: وزن بیشتر رویدادهای خبری گزارش شده در مطبوعات جهان اول، اختلاف فاحش میان تبادل اخبار میان ملتهای مرکز و پیرامون آن در قیاس با خود ملت های مرکزی، سهم بسیار بالای اخبار مربوط به ملتهای مرکزی در رسانه های کشورهای پیرامون و نهایتاً کم بودن یا اصلاً نبودن اخبار در میان ملتهای پیرامون.
در کنار ایده "مرکز- پیرامون" که توسط "گالتونگ" ارائه شد، فرضیه مهم دیگردر جریان خبر، ‌جریان عمودی اخبار از سوی کشورهای پیشرفته (شمال) به سوی کشورهای در حال توسعه (جنوب) است،که همراه با فرضیه مکملی مطرح می شود،که مدعی است جریان‌های افقی در شمال و جنوب وجود دارد، اما این جریان در بین کشورهای جنوب حجم بسیار پایینی دارد. در کنار این دو فرضیه از فرضیه ی سومی نیز یاد می شود، که مشهور به "جریان مثلثی" است و در آن شمال به دو بخش شرق و غرب تقسیم می شود و سپس هر یک به جنوب متصل می شوند. تحقیق معروف "گربنر" و "مروانگی" بر اساس این مدل، نشان می دهد،که شرق و غرب در خبرهای خارجی خود، ابتدا مناطق ژئوپولتیک و روابط شرق و غرب را پوشش می دهند. در حالیکه رسانه های جهان سوم، به طور کلی بیشترین سهم خبرهای خارجی را، به شمال اختصاص می دهند.

در حالت کلی، پنج نقطه ضعف اساسی در خبرهای جهانی وجود دارد.
1. غرب محور (western- centric) بودن خبرهای جهانی
2. تکیه بر پوشش مبتنی بر خبرهای منفی، مصیبت ها، خشونت و فساد گونه بودن خبرهای جهان سوم
3. گرایش به سطحی بودن خبرهای جهانی و ساده کردن بیش از حد مطالب
4. خبرهای جهانی به پوشش نخبگان می پردازد، نه توده مردم
5. تکیه خبرهای جهانی بر رویدادها و نه عوامل (علت و معلولها) زیربنایی

مطالعات گسترده نشان می دهد که رسانه های خبری به تقویت و حفظ وضع موجود گرایش دارند، که مبتنی بر تقسیم بندی جهانی بین ملت های فرا دست و فرو دست است. با وجود این، کند و کاوهایی وجود دارد، که علت و معلول آن نشان دهنده این مسئله است، که رسانه‌های خبری جهانی توان گردآوری و تنظیم دقیق و کامل واقعیت عینی را، در تمامی گوشه های جهان ندارد.

 

فصل چهارم: سخن پراکنی جهانی: تصویرهای ملی و بین المللی
تلویزیون، پخش بین المللی رادیویی و اینترنت، سه حوزه تحقیقی عمده ای هستند، که در پخش جریان بین المللی اطلاعات مورد نظر قرار می گیرند. این سه حوزه در این فصل به شکل مبسوطی مورد بررسی قرار می گیرند. چرا که در عمل، جریان بین المللی اطلاعات، به وسیله این سه ابزار ارتباطی صورت می گیرد.

الف) چشم اندازهای جریان اطلاعات از طریق تلویزیون:
تلویزیون مهمترین حوزه تحقیقی در جریان بین المللی اطلاعات است. چرا که این رسانه به واسطه رشد فن آوری بیشترین محبوبیت را دارا می‌باشد. مطالعات اولیه درباره تلویزیون در سال 1974 توسط یونسکو به شیوه تجربی صورت گرفت، که نتیجه این پژوهش عبارت بود از، جریان یک طرفه از سوی صادرکنندگان بزرگ به سایر کشورها و تسلط بارز برنامه‌های سرگرمی در محتوای تلویزیونی. رویکرد متأخر پژوهشی در جریان تلویزیون، سنجش رشد تلویزیون در تولید و توزیع اخبار مربوط به یک ملت بود، که نشان دهنده این موضوع بود، که پوشش خبری اخبار مربوط به جهان سوم ضعیف بوده است و طبق مطالعه "پیتر دالگرن" اخبار مربوط به جهان سوم با سه محرک، اختلالات اجتماعی، توسعه نامتعادل و بدویت، همراه بوده است. او سعی می کرد تصویری که از جهان سوم ارائه می‌داد، بیانگر بی نظمی و اختلال، خشونت آشکار و اغلب غیر معقول در جهان سوم باشد. در مقابل، غرب به صورت مظهری از عقلانیت، هدفمند و در راستای حقوق بشر نشان داده می‌شد.
بخش عمده اطلاعات درباره تلویزیون و جریان اطلاعات در رسانه تلویزیون، در ایالات متحده و اروپای غربی در داخل و خارج آن مناطق به دست آمده است. با اینکه تعداد پژوهش های انجام شده در مورد جریان تلویزیون در امریکای لاتین افزایش یافته است ولی هنوز کمبودهای عمده ای در بخش اروپای شرقی، خاورمیانه، افریقا و آسیا وجود دارد.
تحقیقات تلویزیونی "گربنر" در مورد خشونت در تلویزیون، نشان می دهد که خشونت بخش مهمی از نظام بازاریابی جهانی را فرا گرفته است. دولت و مؤسسات ملی در تولید، پخش و مبادله برنامه های بین المللی تلویزیون دخیل بودند. تحقیقات انجام شده در این زمینه، معطوف به سه نظریه عمده است . گروهی معتقدند که تأثیر تلویزیون زیاد و فراگیر است و نیازمند سیاستگذاری ملی است. گروه دوم به کمبود داده های تجربی که مانع تعیین میزان و ماهیت تأثیر تلویزیون می شود،تأکید می کنند و بنابراین لزوم فراهم آوردن اطلاعات و داده های صحیح جهت سیاستگذاری را لازم می دانند. گروه سوم نیز معتقدند، که سیاستهای ملی ارتباطات، سبب ایجاد محدودیت های مضر برای جریان آزاد می شود.
از سوی دیگر، مجموعه ای از مشکلات و موانع فرهنگی در راستای جریان اطلاعات وجود دارد. اولین مسئله به شکل امریکایی برنامه سازی تجاری اشاره می کند، که سبب یکسان‌سازی فرهنگی می شود و تهدیدی برای شاخص های فرهنگی، زبان و ... بر جای می‌گذارد. مسئله دیگر فرهنگی عبارت است از، استفاده از عقاید قالبی که به عنوان مثال در تصویر جهانی زنان در رسانه های جمعی شکل گرفته است. همه این موارد عرصه های تحقیقی گوناگونی ایجاد می کنند، که به همراه مؤلفه های سیاسی مانند نقش دولت ها و همچنین مؤلفه های اقتصادی مانند ثبات اقتصاد جهانی و مؤلفه های سخت افزاری لازم جهت گسترش زیر ساختها، سبب ایجاد منشوری از متغیرهای مؤثر در جریان اطلاعات از طریق تلویزیون می شود، که نیازمند پژوهش های جدی است. در این میان مجموعه فرضیه هایی، درباره تلویزیون و جریان اطلاعات بین المللی به شرح زیر مطرح هستند، که می تواند چارچوبهای تحقیقی را شکل دهند.
1. تلویزیون قوی ترین رسانه است.
2. تأثیر جریان تلویزیون به ویژه بر کودکان و زنان کشورهای توسعه نیافته قوی‌تر است.
3. جریان نامطلوب اطلاعات، مفهوم شمرده می شود ولی باید سیاستهای ارتباطی ملی نیز اصلاح شود.
4. جریان نامطلوب، موقتی است و به تعادل خواهد رسید.
5. جریان آزاد مطلوب تر از اعمال سیاست ها و مقررات ملی است.
6. نظام جهانی کنونی حاکم بر تلویزیون، در احاطه تولید کنندگان غربی و به ویژه امریکایی است.

ب) پخش بین المللی رادیو
پخش رادیویی از سال شروع به کار خود در سالهای دهه 1920 تا کنون، به سرعت به بخش عمده‌ای از جریان اطلاعات تبدیل شده است. علیرغم پخش فرا مرزی رادیو، تحقیقات معطوف به مخاطبان به شدت نادر است. انواع متفاوتی از پخش بین المللی در رادیو وجود داشته است. یک نوع از این انواع، عبارت است از فرستنده های بین المللی، که بخش های خدمات خارجی برای پشتیبانی از برنامه های داخلی استفاده می کنند. نوع دیگر مربوط به خدماتی است، که سعی می کند تا اطلاعات را جمع آوری و پخش نماید. این نوع مرتبط با اهداف سیاست خارجی و سیاست گذاری است. اما در هر دو نوع فوق الذکر، دو نوع الگوی پخش وجود دارد. ‌الگوی عمودی که به جریان یکسویه شباهت دارد و الگوی دایره ای که در آن علائم ارسالی متوقف شده و به مقاصد جایگزین هدایت می شود.
اما مهمترین مسئله در الگوی جریانها عبارتنداز: توزیع جغرافیایی دستگاه‌های فرستنده و گیرنده پخش، که در راستای جریان بین المللی با توسل به سه عامل نقش اصلی را ایفا می‌کند. این سه فاکتور عبارتند از: عاملان و نمایندگی‌های دولتی، مؤسسات بین المللی و نهایتاً سازمانهای خصوصی.
علاوه بر این عوامل، می توان از عوامل مکملی صحبت کرد، که در پخش بین المللی اطلاعات مؤثرند. مانند: ظرفیت فنی، قابلیت چند زبانه‌ای، توان مالی گیرندگان و فرستندگان، عوامل جغرافیایی، مقررات در روابط دولتی وقایع جهانی و بحرانها و همچنین زمان.
این عوامل و متغیرها باید در حوزه های پژوهشی مختلفی مورد بررسی قرار گیرند. این حوزه‌ها عبارتند از: ‌حوزه تأثیر پخش بین المللی رادیویی بر گیرندگان، پخش مذهبی، تحلیل مخاطب و در نهایت در برنامه سازی و جریان آن در بین کشورها که حوزه‌های اصلی پژوهش می باشند.

ج) پخش مستقیم از طریق ماهواره
امروزه بحث فن آوری های نوین ارتباطی، در عرصه پخش مستقیم، به موضوع بحث های اصلی ارتباطات بین الملل تبدیل شده است، که از طریق این فناوری‌ها،برنامه ها به طور مستقیم و بدون ایستگاه های زمینی برای مخاطبین ارسال می‌شود. مسئله مهم تهدید ی است،که در نتیجه پخش مستقیم ماهواره ای برنامه ها به وجود می آید و اساس "امنیت ملی" را به مخاطره می اندازد. از سوی دیگر انعطاف پذیری و ارزانی این وسیله ارتباطی، امکان دسترسی به مناطق دور دست را ایجاد کرده است. کنفرانس ها و اجلاس بسیار زیادی در راستای قانونگذاری و ایجاد مقررات حقوقی برای نظام پخش فرا مرزی مستقیم صورت گرفته است و برای برخی ابعاد حقوقی مسئله راه حل هایی پیدا کرده است. اما در حالت کلی به تصمیمی همه جانبه و کامل نرسیده است.
مشکلاتی مانند گران بودن ماهواره‌ها، انحصاری بودن تکنولوژی ماهواره‌ای،و مشکلات فنی ای در راه گسترش این فن آوری در جهان وجود دارد و در عین حال از مزیت های اصلی پخش ماهواره‌ای نیز صحبت می‌شود، که می‌توان هزینه‌ پایین آن برای گیرنده ها، دسترسی به مناطق دور دست و ایجاد تبادلات فرهنگی را برشمرد. با وجود این و با شیوع برخی مسائل حاد فنی، حقوقی، نهادی و سیاسی این فن آوری نوین به گسترش خود ادامه می دهد و نیازمند پژوهش های جدی در عرصه رسانه ای است.


فصل پنجم: صنعت فرهنگی: از کتاب تا رایانه
در دهه های اخیر جریان بین المللی کتاب و مجله های علمی و متون آموزشی به شکل بی سابقه‌ای افزایش یافته است و تبدیل به صنعت عظیمی شده است. اگرچه آمار دقیقی از میزان تولید سالانه کتاب در جهان وجود ندارد، اما آمار یونسکو در سال 1983 رقمی حدود 10 میلیارد جلد را نشان می دهد. اگرچه آمار مربوط به تعداد کل نسخه های تولیدی در دسترس نیست، لیکن پراکندگی آشکاری در کل تولیدات وجود دارد. چرا که تعداد نسخه‌های هر عنوان در اکثر کشورهای جهان سوم، در مقایسه نسبت به کشورهای اصلی تولیدکننده کتاب در غرب، در سطح پایین تری قرار دارد. اگرچه در سالهای اخیر تولید کتاب (چه بر اساس عنوان و چه بر اساس تعداد) در کشورهای جهان سوم افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته است، لیکن تولید نامتناسب و سطح پایین جهان سوم نسبت به کشورهای توسعه یافته پا بر جا مانده است. علت اصلی این امر، افزایش وسیع تولید کتاب در دنیای صنعتی است.
جریان بین المللی کتاب دارای حالتی نامتعادل است. چرا که جریان کتاب درکشورهای در حال توسعه به نسبت کشورهای توسعه یافته تر بسیار ناچیز است و ماهیت تجارت کتاب بین این دو منطقه از جهان، به صورت جریان یکطرفه می باشد و در این میان بیشترین جریان فرا مرزی کتاب در دنیا به ایالات متحده و کانادا تعلق دارد. پیشرفتهای تکنولوژیک سبب کاهش هزینه تولید کتاب شده است. اما ادغام شرکتها، مؤسسات انتشاراتی صنعت کتاب را، به شکل انحصاری و متمرکز، در دست چند شرکت چند ملیتی مطرح کرده است.
تولید و توزیع کتاب یکی از ابزارهای مهم در راستای توسعه ملی است و بنابر اصل اساسی توسعه، دولتها انرژی زیادی در راستای تولید، نشر و توزیع کتاب صرف می‌کنند. امروزه نوعی چرخش به سمت تولید کتابهای الکترونیک در مقیاس وسیعی دیده می‌شود.
مبادله بین المللی از طریق شرکتهای متمرکز و یا غیر متمرکز در راستای افزایش همکاری و مشارکت طرفین مبادله صورت می گیرد. نظام توزیع معمولاً کم هزینه‌ترین روش مبادله، یعنی نیازهای خاص کتابخانه‌ای است و در مورد مناسب ترین نمونه‌ها، برای مبادله، کیفیت و حجم کالاها و موضوعات مورد مبادله تصمیم گیری می‌کند. در طرف دیگر با نظام غیر متمرکز توزیع روبرو هستیم، که گزینش منطقی منبع موضوع خارجی یا بین الملل را در مجموعه های کتابخانه ای فراهم می کند.
در راه جریان جهانی مجله های علمی و متون آموزشی، دو مشکل اساسی وجود دارد، که عبارتند از: عوامل داخلی و خارجی. عوامل اقتصادی عبارت است، از مالیات اضافی و سایر مالیاتها، کمبود مبادله خارجی و پست و گمرک، حمل و نقل و غیره. از سوی دیگر، عوامل سیاسی مؤثر بر جریان بین الملی که متشکل از سیاست های موجود یا پیشنهادات دولتی تا عقاید ناشی از اخلاق و هویت ملی در کشور وارد کننده است، جزءعوامل فرهنگی است. سطح سواد، زبان، رسانه های به کار گرفته شده ، موانع ترجمه و متغیرهایی از این دست نیز، مجموعه موانع و عوامل فرهنگی رسانه‌های مکتوب است.
عوامل و موانع فنی در این راه عبارتند از: شکاف توسعه تکنولوژیکی، فقدان داده های آماری درست و عدم هماهنگی و همکاری میان ساختارهای مبادله متمرکز و غیر متمرکز می‌باشند. عوامل سازمانی و نهادی مانند ممیزی، قوانین حق مؤلف، ترجمه و ... نیز در جریان بین المللی مواد چاپی نقش دارند.
در راه تسهیل و تسریع جریان بین المللی چند توصیه اساسی در سطح جهانی باید اعمال شود، که عبارتند از:
1. تأسیس یک نظام رده بندی جهانی جهت تسریع جریان و جمع آوری و انباشت داده های لازم جهت کنترل و نظارت و ارتقاء سیستم
2. بررسی های محتوایی بر اساس محتواهای علمی نظام مند، صحیح و مؤثر در انتخاب و مبادله
3. اعمال سیاست های خاص دولتی به منظور فراهم کردن شرایط مطلوب تر نشر بومی و فروش و مبادله روز افزون بین ملت ها

در کنار تولید و توزیع کتاب و در کل رسانه های چاپی، فیلم و نوارهای صوتی نیز یکی از حوزه‌های اصلی جریان جهانی اطلاعات است. اگرچه بیشترین حجم تولید فیلمهای تصویری در هند و چین دیده می شود، اما تحقیقات نشان می دهد، که شرکت های امریکایی تنها شبکه جهانی یکپارچه را برای توزیع فیلمهای نمایشی دارا هستند.
در حوزه تبلیغات و پروپاگاندا نیز علیرغم پیشرفت کشورهایی مانند ژاپن، آلمان و بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده سردمدار توسعه جهانی و پروپاگاندای محصولات مصرفی بوده است. عوامل اقتصادی ساختار اصلی پروپاگاندا، نهادی فرا ملی را تشکیل می‌دهد. در حوزه تبلیغات و پروپاگاندا، سه نتیجه گیری عمده به دست آمده است:
1. امریکا نمونه شاخصی از پروپاگاندا در جهان است.
2. منبع غالب در پروپاگاندا و تبلیغات جهانی، شرکتهای چند ملیتی و بین المللی است.
3. جریان تبلیغات، اکثراً عمودی و از کشورهای توسعه یافته صنعتی به سمت جهان سوم است.

اهمیت جریان بین المللی در سایر حوزه های جدید مانند ویدئو، رایانه و اینترنت در حوزه‌های سخت افزاری، نرم افزاری و مضامین اجتماعی در کنار مباحث حقوقی، به شکل‌گیری دامنه ای گسترده از مطالعات در حوزه جریان بین المللی می انجامد، که برجسته شدن مبحث کنترل داده ها و اطلاعات در بستر جهانی، با گسترش فن‌آوری‌های الکترونیکی مبتنی بر وب ها و جهان اینترنت به شکل گیری نظام دوگانه انجامیده است، که از یک سو می تواند مفیدباشد و از سوی دیگرنیز دارای مضرات مختلفی است. این مباحث نیاز به انجام پژوهش های کمی و کیفی در جهت شناخت حوزه های مطرح شده را آشکار می سازد، که با در نظر گرفتن همزمان این متغیرها، باید به تحلیل های هم بسته و چند متغیره روی آوریم.


فصل6 : اقتصاد سیاسی اطلاعات: ‌جریان های فرا ملی اطلاعات
امروزه اقتصاد بین المللی مبتنی بر تبادل داده ها، در حوزه هایی مانند شرکت های چند ملیتی، خطوط هوایی و خبرگزاری ها نیازمند دسترسی سریع و فوری در سطح جهانی است. بنابراین نیاز به خطوط تبادل داده های قابل اطمینان بین سازمانها و زیر مجموعه‌ها، نیاز فوری تبادل بین المللی اطلاعات است. دولت ها نیز در حوزه های مختلف نیاز مبرمی بر ارتباط داده ها به واسطه ماهواره و ... دارند. این نوع از ارتباطات بین المللی که به جریان فرا مرزی داده ها مشهور است، به واسطه یاری گرفتن از ارتباطات رایانه ای و رشد شتابان سخت افزارهای رایانه ای به شکل جدیدی درآمده است. پیش شرط ضروری این نظام ارتباطی، ارتباطات دور برد است. امروزه هیچ آمار دقیقی مبنی بر مقدار کل مبادلات در سطح جهانی وجود ندارد. با این حال ایالات متحده سرآمد و مسئول اغلب مبادلات جهانی و پردازش داده ها است.
دو گرایش عمده فکری در این ارتباط وجود دارد. از سویی گفته می شود، شبکه‌های رایانه‌ای سبب دسترسی ارزان کشورهای کمتر توسعه یافته به دانش علمی و فنی کشورهای پیشرفته می شود و از سوی دیگر ادعا می شود، که این ارتباط سبب ایجاد وابستگی کشورهای کمتر توسعه یافته به منابع و شرایط عمومی کشورهای پیشرفته می‌شود.
با توجه به ویژگی های فنی این جریان که شامل انتقال، ذخیره و پردازش اطلاعات است، جریان داده های فرا مرزی دارای ماهیتی انحصاری است. در عرصه بین المللی شرکت‌های دولتی و چند ملیتی،داده‌ها ،مهمترین بازیگران جریان بین المللی می‌باشند. در رده‌های پایین تر جریان فرا مرزی داده ها، به بنگاه‌های خصوصی، دوایر خدمات داده پردازی و سازمان های اطلاعات گرا مانند بانکها و خطوط هوایی و نهایتاً به انجمن های "فرا ملی" مانند خیریه های ملی علوم اشاره می‌شود.
داده های فرامرزی از لحاظ محتوا دارای چهار شکل اساسی هستند: داده‌های کاربردی- داده‌های مالی- اطلاعات فردی و اطلاعات علمی و فنی که بر اساس چهار الگوی اساسی و عمومی در بین کشورها، انتقال داده می شوند. این الگوها عبارتند از:
1. جریان جمع آوری و ثبت
2. جریان توزیع
3. جریان شبکه فرا ملی
4. جریان شبکه چند ملیتی

چرخه جریان بین المللی داده ها در سیر تکاملی خود، امروزه به چرخه های تجاری متصل شده است. بر اساس این چرخه، کشورهای کمتر توسعه یافته به صادرات مواد خام (جهت پردازش) به کشورهای صنعتی می پردازند و سپس محصولات نهایی را با قیمتی گرانتر می خرند.
مشکلات عدیده ای در جریان فرا مرزی داده ها وجود دارد. مشکل اول مربوط به حق مالکیت در جریان اطلاعات است. اکثر کشورها از اصول حفظ مالکیت در قانون و استفاده منصفانه اطلاعات پیروی می کنند. بر اساس این اصول، اطلاعات، باز و قابل دسترسی توسط دیگران و حتی قابل اعمال تصحیح از سوی افراد مختلف است.این داده ها توسط سازمانها و اشخاص قابل مدیریت می باشند،و بسیار قابل اطمینان هستند. در نهایت توسط سازمانها و اشخاص مالک داده ها،محدودیت هایی نیز اعمال می شود.
اساسی ترین مشکل در این زمینه متفاوت بودن حقوق مالکیت از کشوری به کشور دیگر است. معضل دوم به اصل حاکمیت ملی کشورها برمی گردد. مهمترین تأثیر تکنولوژی ارتباطات رایانه ای در حاکمیت ملی، تبدیل مفهوم قدرت از مرجع جغرافیایی به اقتدار اطلاعاتی است،که در حادترین شکل خود توسط شرکت های چند ملیتی مورد تهدید جدی قرار می گیرد. سومین مسئله مربوط به اقتصادی بودن اطلاعات و بحث پرداخت تعرفه‌های ناشی از انتقال اطلاعات از مرزها است، که هنوز به راه حل نهایی و قطعی دست پیدا نکرده است.
امروزه با توجه به این مسائل، جریان فرا مرزی اطلاعات از حفظ مالکیت به سوی اقتدار ملی و مباحث تجاری شیفت پیدا کرده است و مطالعات زیادی بر پایه تأثیرات و نگرش‌های سیاسی در این حوزه انجام شده است، که به دنبال ارائه راه حل های جدید و مناسب در برنامه ریزی ملی، در راستای رشد اقتصادی و اجتماعی عمل می کند. حوزه های تحقیقاتی جدیدی در این رابطه ایجاد شده است، که عبارتند از:
1. ضابطه مند ساختن زیر ساخت های حقوق بین الملل، در جریان بین المللی داده ها
2. بررسی های تجربی محتوای جریان فرا مرزی داده ها و تأثیرات آن

بحث مهم دیگر در اقتصاد سیاسی اطلاعات، مربوط به مقوله سنجش از راه دور (GIS) است،که به نظام روشهای استفاده از ابزارهای مشاهده از سکوهای هوایی یا فضایی مربوط می شود. استفاده از سنجش از راه دور در حوزه های گوناگونی مانند تشخیص آب و هوا، حفاظت محیط زیست، مدیریت منابع طبیعی، پیش بینی محصولات و حوزه های فن‌آوری پخش ماهواره ای و ... سبب گستردگی و افزایش اهمیت این مبحث شده است. دو دیدگاه عمده در این زمینه عبارتند از: لزوم اخذ اجازه از کشور ثالث برای کاوش فضایی و دیدگاه بدیل که به آزاد بودن کامل سنجش از راه دور در کشورها معتقد است. آمریکایی‌ها بزرگترین حامی طرح آزاد سنجش از راه دور بوده اند. مذاکرات گسترده در این زمینه به چندتوافق جهانی منجر شده است، اما به نتیجه گیری قطعی و قابل قبول توسط تمامی کشورها نرسیده است.
موانع مختلف بر سر گسترش سنجش از راه دور در حوزه های مختلفی مانند اقتصاد، عوامل قانونی و سیاسی و مسائل حقوقی، سبب ایجاد تنش های جهانی در این حوزه شده است، که پیچیدگی های فراوانی را دراین مبحث به وجود آورده است. نظر امریکاکه مبنی بر توزیع آزاد است، به هیچ وجه متضمن دسترسی مساوی و برابر به اطلاعات نیست. چرا که عوامل مختلفی مانع از تحقق جریان متعادل اطلاعات می شود. مثلاً "عوامل فنی" یکی از حوزه های مهم تصمیم ساز در گرد آوری و توزیع داده های جهانی است. این بحث با تغییر و تحولات روزانه عرصه سخت افزاری و عرصه نرم افزاری ارتباطات به شکل فزاینده ای پیچیده‌تر می‌شود. در کنار مباحث سیاسی و مزیت های اقتصادی موجود در سنجش از راه دور و گرایش های دولتی مبنی بر واگذاری تصدی گری بخش های مختلف ارتباطی به بخش خصوصی، سنجش از راه دور به مسئله ای پیچیده تبدیل شده است، که نیازمند کنکاش و تحقیقاتی جدی است. در این میان توافق های بین المللی بیشتر و لزوم همکاری منصفانه کشورهای توسعه یافته، از پایه ای ترین عناصر برای دسترسی به نظام مناسب جهانی جریان فرا مرزی داده هااست.

 

فصل 7 : تعاملات بین المللی: سیاحت و جهانگردی
رشد فن آوری های ارتباطی و حمل و نقل، سبب افزایش تماس بین افراد، ملت‌ها و فرهنگ‌ها شده است و مرزهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را گسترش داده است ویژگی اساسی این نوع ارتباط، عدم نیاز به حضور فیزیکی است و دنیای جدید بر اساس کمترین تحرک فیزیکی بنا نهاده شده است. این ارتباط، دیدگاه یک سویه ای از دنیای امروزی را نشان می‌دهد، که نمونه بارز آن استفاده از خدمات بانکی در محل زندگی انسانها و عدم حرکت فیزیکی است. بعد دیگری که امروزه مهم و اساسی جلوه می‌کند،و در لایه دوم جریان ارتباطی قرار دارد، همراه با تحرک بشری است. سفر بازرگانان برای تجارت، مسافرتهای علمی برای کسب دانش و شرکت در کنفرانس ها، مهاجرت و سفرهای تفریحی مجموعه ای هستند، که در اشاعه حجم بالایی از اطلاعات فرهنگی نقش دارند. لیکن در هر دو گروه ذکر شده، عدم توزیع یکسان جریان بین المللی اطلاعات پابرجا مانده است.
در لایه ارتباطی منتج از سفرهای افراد، علاوه بر پیام، ماشین آلات و سیستم ارتباطی انسان نیز جابجا می‌شود و همراه با آن، تجربیات، ایده‌ها، نگرش ها، اعتقادات، انگیزه ها و اهداف نیز منتقل می شوند. این انتقال بر فرض اساسی توسعه شکل گرفته است. اما همواره با موفقیت های معطوف به توسعه، به شکل همه جانبه در بین کشورها روبرو نبوده است.
در یک نگاه کلی می‌توان به 9 مجرای گسترده تحرک و جابجایی انسانی اشاره کرد، که عبارتند از: پناهندگی و مهاجرت، جابجایی نیروهای حرفه‌ای و کار، جهانگردی، اقدامات ریسک دار اعتقادی، سیاسی و اقتصادی، کنفرانس‌ها، سفرهای تجاری، تبادلات هنری ورزش‌ها و نهایتاً سازمانهای خیریه.
دیدگاه های رایج قدیمی به جهانگردی ،دیدگاهی اقتصادی بود، اما امروزه بحث اساسی بر تغییرات فرهنگی و روابط بین الملل استوار است. صنعت جهانگردی بر اساس سه اصل اساسی دچار پیشرفتهای چشمگیری شده است، که شامل پیشرفت حمل و نقل، پیشرفتهای ناشی از فن آوری اطلاعات و نهایتاً تولیدات اقتصادی و صنعتی و بازاریابی که در کنار چهار عامل شکل دهنده به صنعت جهانگردی یعنی جهانگرد، میزبان، سازمانهای جهانگردی و دولت ها به شکل گیری نظم جدیدی از جهانگردی منتهی شده است. طبق نظریه "آبراهام مازلو"، نیازها-در سطح بالا- به سوی جستجوی خواسته های زیبایی شناختی و شخصیت ساز حرکت می کند. سفرهای جهانگردی در کشورهای پیشرفته بر این اساس شکل می‌گیرند و مسائل رفاهی، تفریحی، مناظر زیبا و امکانات کشورهای میزبان سبب جذب جهانگردان به آن کشورها می‌شوند. امروزه جهانگردی جمعی، در مقیاس وسیعی به گسترش خود ادامه می‌دهد و هرچه میزان زمان و عامل مکان به همراه سایر متغیرهای ارتباطی گسترده تر باشد، سبب می‌شود مبادلات فرهنگی بیشتری صورت بگیرد. امروزه جهانگردی به صورت یک صنعت یکپارچه علاقمند و با استفاده از مؤلفه های اقتصادی، سیاسی و ارتباطی سبب شکل گیری صنعتی به غایت عظیم شده است.
مهمترین مسئله در روابط بین الملل که در حوزه ارتباطات مطرح شده است،"ارتباطات راه دور" است. چرا که این عنصر به صورت عامل پایه‌ای و اساسی در جهانگردی بین المللی نقش ایفا می‌کند. جهانی شدن مبتنی بر ارتباط از راه دور، سبب پیدایش اتحادیه ‌ها و ائتلاف های چند بخشی در سطح جهانی شده است،و شرکت های فرا ملی متولی امر جهانگردی بین المللی شده‌اند. این عامل (تشکیل ائتلاف و اتحادیه) بیانگر تفکر جمعی بی سابقه و حرکت به سمت نوعی جدید از مشارکت سیاسی در سطح اجرایی صنعت جهانگردی است.
در اقتصاد جهانی امروز عناصری چون ارتباطات، مهارتهای تبلیغاتی و نهادی و تسلط بر بازارهای مسافرتی، جزء منابع مهم قدرت محسوب می‌شوند و کشورهای صنعتی با در اختیار داشتن این مؤلفه‌ها بخش اعظمی از مزایای ارتباط بین المللی را از آن خود ساخته‌اند. عوامل اصلی در تعاملات بین المللی مرتبط با صنعت جهانگردی، از فن آوری های ارتباطی و سرمایه‌گذاری داخلی و بین المللی تشکیل شده است و درگیری و بی ثباتی بین المللی سبب کاهش چشمگیر بازدهی این صنعت می‌شود. بنابراین کشورهای در حال توسعه به میزانی که دچار تشنج بوده باشند، از کارایی جهانی صنعت جهانگردی عقب می مانند. این مناطق که به "حاشیه لذت" معروف هستند،در جریان ارتباطی جهانگردی از میزان بهره کمتری برخوردار می شوند.
الگوهای حاکم در صنعت جهانگردی به شکل زیر است:
1) الگوی اول شمال- جنوب است، که از کشورهای صنعتی تر تا کشورهای کمتر توسعه یافته تشکیل شده است، که شکلی اکثراً یک طرفه دارد.
2) الگوی دوم، مرکز- پیرامونی است، که جریان جهانگردی را بر اساس امپریالیسم فرهنگی توضیح می‌دهد. در این الگو مرکز به شکل سلطه جو بر حاشیه های توسعه نیافته تأثیر می گذاشت،و باعث ایجاد تغییرات سریع و سازمان نیافته فرهنگی و اجتماعی می‌شد.
در حالت کلی تحلیل مبنی بر اثر مثبت یا منفی جهانگردی بستگی به قضاوتهای ارزشی، اهداف ملی، اهداف و سیاستهای ارتباطی ملی و بالاخره تعاریف توسعه دارد. این تأثیرات در حالت کلی در سه سطح جهانی، اجتماعی و فردی اعمال می شود. در این میان تصاویر ذهنی جهانگردان (اسکیما) در راستای تحریف تصویر واقعی مردم و جوامع، یکی از مباحث محوری در نظام ارتباطات جهانگردی است و برای خلق یک بهشت جهانگردی و جدا نمودن آن از جامعه واقعی، میزبان سعی دارد، رؤیا و توهمی را که توسط کشورهای صنعتی ایجاد شده است مورد بررسی قرار دهد. تصویرهای توهین آمیز از جهان سوم سبب ایجاد موانعی در توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی واقعی می‌شود.


فصل 8 : حرکت انسانی بین مرزهای ملی: ارتباطات میان فرهنگی
در جریان بین المللی و جهانی اطلاعات، روابط افراد به صورت دولت-ملت در کنار روابط عام آموزشی، هنری و علمی، ابعاد مهم شکل دهنده این چارچوب هستند. ایجاد دهکده جهانی در ظرفیت بالای ارتباطات جهانی، در نتیجه پیشرفت فن‌آوری ارتباطات، به سویه اساسی جریان اطلاعات و آموزشی و فرهنگی رنگ و لعابی دیگر بخشیده است و این عرصه (به علت توجه به کیفیت به جای سویه های کمی) جایگزین مناسبی برای ارتباطات سیاسی و اقتصادی بین المللی می‌تواند باشد. تبادلات آموزشی و فرهنگی می‌تواند به رشد و گسترش زمینه یکسان برای منافع یکسان و مشترک بین ملت ها کمک کند. تبادل دانشجو، دانشمند، هنرمند و ورزشکار از قدیمی ترین تجربه های بین المللی است. اما امروزه جنبه های آموزشی و فرهنگی مهمتر از قبل شده است و تغییرات بنیادین شاخص‌های تبادلات فرهنگی بین المللی به وقوع پیوسته است. این شاخص ها عبارتند از: تغییر در ماهیت و منبع تکنولوژی، تغییر در فنون ارتباطی از راه دور، تغییر در تعداد مخاطبان پیام ها، چرخش به آموزش و پژوهش مهارت محور، تغییر در حوزه معرفت شناختی، تفکر مبتنی بر جریان آموزشی و فرهنگی به مثابه جنبه ای ملی، گسترش تجارت «فراسوی مرزهای ملی و افزایش تعداد سازمانهای بین المللی دولتی و غیر دولتی».
در این میان جریان اطلاعات از طریق حرکت انسانها، از اهمیت شایان توجهی برخوردار است.
در حالت کلی ارتباطات فرهنگی و آموزشی در دو محور اساسی برقرار می‌شود، که در هر دو حوزه، نقش افراد بارز است:
1. کنفرانس های بین المللی
2. مبادلات آموزشی بین المللی

در بحث کنفرانس های بین المللی با آمار رو به رشدی روبرو هستیم، که در حوزه های دولتی و غیر دولتی برگزار می‌شود. بحث اساسی در کل این مباحث بر این اساس دنبال می‌شود، که آیا آموزش، توانایی تغییر تصویر یک کشور نسبت به کشور دیگر را دارد یا نه؟
این مبحث در میان مباحث انجام شده در کنفرانس های بین المللی، به همراه حواشی خود محل مناسبی برای تبادلات فرهنگی است. برای کشورهای در حال توسعه می توان از کنفرانس‌ها به مثابه محیطی باز و زنده جهت مبادلات فرهنگی یاد کرد. در این میان عوامل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، اجتماعی، قانونی و تکنولوژیک در کنار یکدیگر عوامل مهمی‌اند، که ساختار جهانی ارتباطات بین المللی را شکل می‌دهند. مثلاً عامل سیاسی در جریان بین المللی اطلاعات تأثیر می گذارد. بحث عامل های فرهنگی مانند زبان بسیار مهم است.مثلاً زبان انگلیسی عرصه ای گسترده برای خود یافته است. عوامل تاریخی مانند استعمار در تبادلات فرهنگی مؤثر است. تغییرات تکنولوژیک مانند کنفرانس‌های رایانه‌ای، کنفرانس های راه دور و کنفرانس های دیداری، عرصه جدیدی برای تبادلات آموزشی و فرهنگی ایجاد کرده است.
مبادلات دانشجویان، استادان، معلمان، پژوهشگران، نمایندگان فرهنگی نیز گسترش یافته است. اعتقاد غالب جهانی بر این اساس است، که این مبادلات می‌تواند بستر سازی جهت درک و تفاهم بین المللی را، در راستای صلح جهانی تقویت کند. در کنار رشد کمی، تعداد مبادلات فرهنگی مبتنی بر افراد در محورهای بحث افزایش می یابد. ایالات متحده مرکز عمده دانشجویان خارجی است. در کشورهای در حال توسعه دانشجویان تمایل بالایی جهت مسافرت به کشورهایی دارند، که نزدیکی فرهنگی با آنها دارند. کمک های مالی در انتخاب یک کشور به عنوان کشور مقصد به همراه عوامل دیگری مانند کیفیت دانشگاه‌ها، موقعیتی جهانی کشور مقصد، نزدیکی زبانی، فرهنگی و تاریخی به انتخاب کشور مقصد منجر می‌شود.
در این میان بحث ایجاد تصویر یا نگرش نسبت به کشور میزبان بحث محوری مباحث مربوط به ارتباطات بین المللی فرهنگی است. عوامل مؤثر بر ایجاد نگرش مثبت از کشور می‌تواند ناشی از تشابه بیشتر بین کشورها، نگرش های مثبت نسبت به کشور دانشجو و تعامل و دوستی بیشتر با کشورهای میزبان باشد. اما تعداد دانشجویانی که از کشورهای توسعه یافته در کشورهای کمتر توسعه یافته تحصیل می‌کنند، بسیار اندک است و بالعکس دانشجویان کشورهای کمتر توسعه یافته حجم بالایی از مهاجرت را نشان می‌دهند و اغلب نماینده قشر نخبه آن کشورها هستند.
در ایجاد تصویر از کشورهای مختلف سه عامل اساسی در تعامل با یکدیگر عمل می‌کنند: ملیت، ساختار فرهنگی و عوامل سیاسی- اقتصادی. در این میان نقش حرکت انسانی در مرزهای ملی و میان فرهنگ ها به بحث وابستگی یا سلطه و تأثیر احتمالی آن بر رشد و توسعه کشورها منجر می شود، که به نتیجه ای قاطع از تحقیقات منجر نشده است. در کنار این مسئله باید به جریان ناخواسته اطلاعات در جوامع جهانی اشاره کرد، که در جریان یک طرفه توزیع اطلاعات، سبب ایجاد تهدید علیه کشورها می‌شود. چرا که اساس آموزش کسب شده توسط دانشجویان کشورهای در حال توسعه، بر اساس آموزشهای کشورهای توسعه یافته شکل می گیرد و بیشتر دانشجویانی که از کشورهای خارجی برمی‌گردند، از لحاظ فکری و اخلاقی با فرهنگ اصلی خود فاصله می گیرند و تأثیری منفی بر رشد و توسعه کشور خود بر جای می‌گذارند.
نمونه بارز این فرایند، در ارتباط علمی بین امریکا و ایران در زمان شاه سابق در فاصله 1953 تا 1978 اتفاق افتاده است، که تلاشهایی در جهت جایگزینی ارزش های فرهنگی، آموزشی و علمی آمریکا در کشور ایران صورت گرفت. این فرایند به علت نگاه یک طرفه سیاستگذاران به فرهنگ بومی ایرانی از دریچه غرب و ادعای ایجاد توسعه ایران بر اساس مدرنیزاسیون ضد دینی با شکست روبرو شد.
در نهایت باید گفت که بخش اعظم جریان بین المللی اطلاعات از طریق مجراهای انسانی تا حدی ساختار نیافته و غیر رسمی است. در این میان به علت دخالت عنصر انسانی در جریان بین المللی ارتباطات لزوم انجام تحقیقات گسترده‌تری احساس می‌شود. مواردی که باید در این تحلیل ها مورد مداقه قرار گیرند، عبارتند از:
1. چگونگی تغییر افراد در طول اجتماعی شدن در محیط خارجی
2. چگونگی برقراری ارتباط و کسب اطلاعات
3. چگونگی تغییر درک افراد نسبت به محیط خارجی در فرایند ارتباطات
4. چگونگی تأثیر افراد در کشور میزبان و افراد در محیط خارجی
5. تحلیل محتوای جریان اطلاعات بین اشخاص و محیط
6. توجه به نقش انسانی افراد در ارتباطات بین المللی


فصل 9: فن آوری اطلاعات: توسعه سایت ها و نظامهای ارتباطی
بر خلاف گذشته که سیاست های ارتباطی را یک متغیره و تک بعدی بررسی می‌کردند، امروزه سیاست‌های ارتباطی نیازمند تحلیل‌های چند متغیره و چند مرحله‌ای است. چرا که عوامل گوناگونی در آن دخیل اند. در بسیاری از کشورها، تکنولوژی ارتباطی منبع قدرت است و به سازماندهی و تخصیص سایر منابع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حقوقی منجر می شود. سیاستگذاری در این حوزه با شناسایی مشکلات شروع می شود، که نیازمند شناخت نمونه‌های مختلف طرح های توسعه ای و عملکردی منسجم در همه زمینه‌هاست.
در تبادل انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی دو دیدگاه متناقض وجود دارد.
اولین دیدگاه، جریان بین المللی اطلاعات و گسترش فن آوری نوین ارتباطی را امری عادی و تکاملی می‌داند و آن را به عنوان موتور محرکه توسعه و عاملی برای کاهش فقر، کشمکش و تفرقه می‌داند.
دیدگاه دوم، بحران های جهانی را ناشی از تسلط کامل کشورهای صنعتی بر جهان کمتر توسعه یافته می‌داند. دو اصل این دو دیدگاه ناقص و ناکافی هستند. چرا که هنوز دانش ما در قبال پیچیدگی های جامعه و نظام بین المللی و چگونگی امکان وفق یافتن با مسائل بسیار ناچیز است و تنها حوزه ای که آگاهی نسبت به آن داریم این است، که تحول چشمگیری در سخت افزار و نرم افزار ارتباطی به وقوع پیوسته است. اما محصول تولیدی پتانسیل بالایی جهت گسترش در حوزه های عمومی زندگی روزمره دارد، که بسیار پیچیده و مبهم است.به عنوان مثال، مفهوم رسانه‌های گروهی به واسطه شکل گیری در غرب، به عنوان محصول تفکر غربی و حامل تفکر غربی مطرح می شود، که صنعتی شدن و تولید انبوه و مصرف انبوه را با خود انتقال می دهد. ساختار بین المللی جهانی امروزه به شکل تعاملی و در میان سه حوزه مرتبط به هم شکل گرفته است، که بر اساس تئوری 3-M توضیح داده می شود، که عبارتند از: جامعه جمعی، رسانه جمعی و فرهنگ جمعی. در این تئوری که به شکل مثلثی مابین این سه عنصر ترسیم می‌شود، اجزاء در شکل ساختاری یکدیگر اثر می‌گذارند و به شکل تعاملی سبب تأثیرگذاری بر حوزه ارتباطات بین المللی می‌شوند.
اگرچه ارتباطات سنتی (تفاهمی) در بسیاری از نمونه های سیاسی موجود در جهان بسیار مؤثر بوده است، اما لزوم گسترش ارتباطات راه دور بیش از پیش احساس می‌شود. آنچه به عنوان «انفورماتیک» مطرح می شود، شامل طراحی، ساخت، ارزیابی، استفاده و پشتیبانی از نظامهای پردازش اطلاعات در همه حوزه هاست. کنفرانس های جهانی بر لزوم دسترسی جهانی و تحقیق عدالت انفورماتیکی تأکید کرده اند. اگرچه تحقق این اصل، هنوز ایده ای آرمانی به نظر می رسد.
در مبحث تأثیر فن آوری اطلاعات بر توسعه ملی به نظریه ای واحد و یکتا نمی‌توان رسید. انقلاب اطلاعاتی به عنوان سومین انقلاب مهم تاریخ بشر بعد از انقلاب کشاورزی و انقلاب صنعتی، باید به شکل مجموعه ای از عناصری در نظر گرفته شود، که به همراه سایر مؤلفه‌ها به تحقق توسعه همه جانبه منجر شود. اندیشه و اطلاعات در تمام طول تاریخ بشر وجود داشته است. بنابراین توجه به یک جامعه به عنوان محصول نهایی و مطلق توسعه خطی در یک دوره تاریخی از تمدن بشر یا نوآوری فن آورانه (بدون توجه به سنت) غیر عقلانی است. بلکه باید به ترکیبی از سنت ها جهت رسیدن به هدف توجه کرد. به عنوان مثال در حوزه سنتی، رویکردهای سازماندهی و تکنولوژیک، بر سیاست ارتباطی و برنامه ریزی غالب بوده اند و اغلب سازمان محور و یا فن آوری مدار بوده‌اند.ولی امروزه باید به هر دو رویکرد در توسعه توجه کرد. ارزیابی منابع و دسترسی به منابع، جزء مهم و اساسی فرایند برنامه ریزی است و در هر دو منظر سازمانی و تکنولوژیک به سه دسته اصلی تقسیم می‌شود:
1. ارتباطات سنتی و تعاملات بین شخصی
2. ارتباطات از راه دور و رسانه های سنتی
3. فن آوری پیشرفته و کاربردهای فضایی

از آنجایی که فرهنگ علمی و فنی در دنیای جدید به شکل جهانی مطرح شده است، هر کشوری که خود را از این نظام جهانی کنار بکشد، به انزوا رانده می‌شود. از سوی دیگر تحقیق و برنامه ریزی برای ارتباطات و توسعه کاری پیچیده است،که نیازمند نگاهی وسیع و تحلیلی بر نظام توسعه است. بنابراین استفاده و برنامه ریزی در حوزه های مختلف مانند دسترسی به منابع، مستلزم دیدی جدید است، که در گام نخست، مرتبط سازی توسعه ارتباطات با توسعه همه جانبه از طریق اعمال سیاست های ارتباطی ملی است، که مبتنی بر متغیرهای جمعیت شناختی است.
در گام دوم توجه به این امر، حیاتی وضروری است. توسعه و گسترش فرایندی درونی است که همزمان باید عوامل بیرونی را نیز مدنظر داشته باشد. توسعه در دو سطح کلی فردی و ملی باید مد نظر قرار گیرد.در این راستا باید تلاشی جهت ترمیم شکاف میان کشورها و درون کشورها انجام شود، که نهایتاً به توسعه ای یکپارچه در سطوح افقی و عمودی منجر شود. به طور کلی بین اقتباس نظام فن آوری اطلاعات و استفاده شخصی از آن باید نوعی هماهنگی و توازن وجود داشته باشد. نمونه بارزی از عدم توجه به توسعه یکپارچه در کشورهای نفت خیر خلیج فارس دیده می شود، که علیرغم گسترش چشمگیر زیر ساخت‌های ارتباطی، هنوز افراد به دانش و علاقه لازم و متناسب جهت توسعه ای همه‌گیر دست نیافته اند.
بنا بر آنچه گفته شد، برای ایجاد شرایط مطلوب در سیاستگذاری ارتباط، ارائه تعریفی دقیق از مفاهیمی چون انفورماتیک و ... لازم است. عدم وجود اجماع در این مفاهیم سبب ایجاد سر در گمی و اختلال در برنامه ریزی می‌شود. هر کشور یا جامعه‌ای باید در سطح ملی و در سطح فردی ویژگی های سنتی و مدرن خویش را بشناسد،و آنها را با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی، فرهنگی و تکنولوژیک ادغام کند،و به تحلیلی جامع و همه جانبه از وضع موجود و وضع مطلوب برسد.


فصل 10: ارتباطات و توسعه
توسعه به عنوان یک مفهوم گسترده، به فرایندهای مختلفی اشاره می‌کند، که در حوزه های مختلفی مانند سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شدند و اهداف ویژه ای از پیشرفت را مد نظر قرار دادند. ارتباطات توسعه ای به حوزه ای اشاره می‌کند، که به نقش وسایل ارتباطی و ارتباطات در جنبه های مختلف در این فرایند رو به جلو مربوط می شود. فرض های اولیه در این زمینه به ارتباط مستقیم و تأثیرگذار وسایل ارتباطی در توسعه قائل بود، که شاخصه بارز آن در نقش چاپ به عنوان عاملی اساسی در تسریع پروپاگاندا، ایجاد مردم سالاری و تغییرات فرهنگی جوامع،متجلی شده است. درسیر تاریخی تکامل، مفهوم توسعه، با رشد، نوگرایی، دموکراسی، صنعتی شدن و سایر تحولات غربی مترادف شد. سر کرده این تفکر "امریکا" و اندیشمندان امریکایی بودند. چرا که امریکا پس از جنگ جهانی دوم و در نتیجه استفاده از طرح "مارشال" و "ترومن" تأسیس سازمان ملل متحد و علایق استعماری جدید، به ترویج تفکر مبتنی بر توسعه غرب محور در جهان پرداختند. بنابراین پس از جنگ جهانی دوم توسعه در دو حوزه مدرنیزاسیون و توسعه اقتصادی- سیاسی تمرکز بیشتری داشت.
نظریات متفاوتی در رابطه با توسعه، از نظر ارتباطات مطرح شده است."لوسیان پای"، "دوسولاپل"، "فریی" و "فاگن" از ارتباطات به عنوان عامل اصلی توسعه در همه نظام ها یاد می‌کنند. صاحب نظران اقتصاد کلاسیک مانند: "اسمیت"، "مالتوس"، "ریکادو" و "میل" به توسعه با ابزار اقتصادی معتقدند. "دوستو" نظریه معروفی را که مبتنی بر 5 مرحله است، در توسعه اقتصادی مطرح کرده است. اما علی رغم تمام این تلاش ها، رویکردی همه جانبه و مکفی در این زمینه ارائه نشده است. رویکرد غالب و البته ناقص در چند دهه گذشته، مدل لیبرال- سرمایه‌داری بوده است، که از چهار عنصر اصلی تشکیل شده است:
1. رشد اقتصادی از طریق صنعتی شدن و شهرنشینی
2. تکنولوژی های سرمایه بر
3. برنامه ریزی متمرکز
4. ثبات داخلی کشور

اما آمار نشان می دهد،که حتی در خود امریکا نیز میانگین رشد مولد صنایع اطلاعاتی در دهه های 70 و 80 و 90 رو به کاهش بوده است،و فشار زیادی در نتیجه رکود همه جانبه به نیروهای تولیدی وارد شده است. مدل سوسیالیستی به مراتب فاجعه بارتر بوده است و در نهایت این مدل ها، از تخت ایده آل بودن به زیر کشیده شدند.
در یک نگاه کلی، سه رویکرد اساسی از ابتدای نظریه پردازی در حوزه ارتباطات توسعه حاکم بوده است، که اغلب مطالعات توسعه محور بر اساس این سه روش انجام شده است.این سه رویکرد عبارتند از:
1. رویکرد علت و معلولی بر ارتباطات و توسعه
2. تحلیل های سودگرایانه (اقتصاد محور)
3. تحلیل های زیر ساختی

در این رویکردها اقتصاد سیاسی،‌ شاخص های فرهنگی و نظام ارزشی از طریق بررسی ساختار نظامهای اقتصادی، ارتباطات، سیاست و مسائل فرهنگی در تمام سطوح ملی و بین‌المللی با ارتباطات و توسعه مرتبط می شوند. تحلیل "لرنر" مراتبی از توسعه را که به شکل‌گیری خود کفایی و مدرنیزاسیون منتهی می شود،تحت تأثیر عناصری چون شهرنشینی، سواد آموزی، ترویج رسانه های گروهی و مشارکت سیاسی مطرح می‌کند. طبق مدل "لرنر"، تغییر از جوامع سنتی به جوامع انتقالی و سپس به جوامع نوین با تغییر ارتباطات از نظام ارتباطی شفاهی به نظام ارتباطات گروهی همراه است، که در آن رسانه‌های گروهی عامل انسجام چندگانگی هستند. "لرنر" دستیابی به رسانه های گروهی را پیش شرطی برای مشارکت سیاسی در جوامع مدرن می دانست، که تأثیر مستقیمی بر جوامع می‌گذارند.
تحقیقات متأخر به تایید مدل "لرنر" و فرضیه همبستگی متعامل عناصر شهرنشینی، سواد، مشارکت رسانه ای و مشارکت سیاسی در یک ارتباط مستقیم پرداخت . اما برخی تحقیقات نیز به رد نظریات "لرنر" منتهی شد. تحقیقات انجام شده در این حوزه را می توان در طبقات زیر دسته بندی کرد:
مدل پراکنشی، نظریه های انسجام، نظامهای ارتباطات توسعه، نظریه های ارزیابی، رویکردها و تحلیل های نظام عمومی. تحقیقاتی نیز در بررسی انتقادی "شیلر"، سرمایه داری و وابستگی، تحقیق "ماتلارد"، تحقیقات "مولانا" و ... وجود داشتند،که شاخص‌های مختلفی را مورد بررسی قرار دادند. بررسی این مطالعات نشان می دهد، که ارتباطات به عنوان مسئله ای همگانی مطرح شده است و چالش های اساسی در این تحقیقات عبارتند از:
1. مرکزیت های متفاوت دیدگاه ها
2. از بین رفتن نگرش عمومی و افکار قالبی کشورهای در حال توسعه، از دیدگاه صرفاً اقتصادی
3. تأکید بر نظام های ارزشی و اعتقادی مختلف
4. شیوه های مطالعاتی تطبیقی و در سطوح افقی
5. دیدگاه های مخالف با نظریات سکولار مکاتب فکری غربی
6. دیدگاه های متکی بر اهداف خاص در مقابل اهداف کلی

بحث اساسی این است، که آیا ارتباطات و رسانه ها تسهیل کننده ی توسعه هستند،یا تنها منجر به این مهم می شوند، که به عنوان یکی از اساسی ترین ابزارهای کشورهای توسعه یافته در "مصرفی شدن" کشورهای کمتر توسعه یافته عمل کنند .واقعیت این است،که رسانه ها عامل اصلی و اساسی توسعه سیاسی هستند، اما در کنار آن ابزار اساسی بوده اند،که کشورهای کمتر توسعه یافته را ازنظراقتصادی وابسته ومصرف زده کرده اند.در بعد توسعه اجتماعی نیز در کشورهای کمتر توسعه یافته ، ازخود بیگانگی واز خود باختگی رادرپی داشته اند و درابعاد فرهنگی، به اشاعه و سلطه فرهنگ کشورهای توسعه یافته (غربی) در کشورهای ذکر شده پرداخته اند.به نظر مخالفان نظریات خوش بینانه ، جریان یکسویه و عمودی پیام از سوی وسایل ارتباط جمعی، با انعکاس گسترده اخبار یکسویه به سلطه امپریالیسم خبری انجامیده است. این امپریالیسم با گسترش ابعاد دیگر پیام، به سلطه ارتباطی یاسلطه ارتباطات در جهان انجامیده است و سلطه ارتباطات به همراه تولید وتوزیع انبوه کالاها و مصنوعات فرهنگی دیگر، سلطه فرهنگی را در پی داشت .از اصحاب مکتب "فرانکفورت" ، "هربرت شیلر" و "هاملینگ"را می توان بعنوان کسانی نام برد، که با این جریان همسو هستند. معتقدان به ارتباطات توسعه بخش (خوش بینانه(،اکثر صاحب نظران و اندیشمندان در دهه های 50 و 60 هستند، که بر این باور بودند، که با توسعه رسانه ها و بهره وری از آن ، توسعه و بخصوص توسعه اقتصادی رونق و سرعت خواهد گرفت. با این تصور کلی که گسترش وسایل ارتباط جمعی به توسعه اجتماعی و توسعه اجتماعی به توسعه اقتصادی منجر می شود. "دانیل لرنر" ، "ویلبر شرام" و "اورت راجرز" از جمله سردمداران نظریات خوش بینانه هستند، که وسایل ارتباط جمعی را بعنوان محرک اصلی توسعه اجتماعی(آگاهی ) و در نهایت توسعه اقتصادی می دانند. از الگوی آنان به‌عنوان الگوی علت - معلولی ، خطی و یا الگوی حاکم یاد می شود.

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

توسعه‌ نيافتگی اداری

گفتاری در دلایل ناکارآمدی نظام اداری و پیامدهای آن ( بخش دوم )

.:  سعيد عطار  :.

 

 

4-1- نظام سیاسی
نوع نظام سياسي و ساخت دولت نيز بر كاركرد نظام اداري تاثير مي‌گذارد. به عبارت ديگر، بسته به اينكه نظام سياسي داراي ساختي بسته يا باز (به معناي نسبي كلمه) باشد، كاركرد نظام اداري متفاوت مي‌شود. در ادبيات مربوط به نظريه‌هاي دولت گفته مي‌شود كه از ويژگي‌هاي اساسي نظام‌هاي سياسي مطلقه (مخصوصاً در کشورهای عربی خاورميانه)، وابسته بودن نظام‌ اداري به شخص حاكم است. دولت‌هاي مطلقه در جهت انباشت بيشتر قدرت (و نه انباشت ثروت در جامعه)، نظام اداري را دربست در اختيار مي‌گيرند و مانع از استقلال آن مي‌گردند. بر اين مبنا، با وابستگي و انفعال بيشتر نظام اداري، غير رسمي شدن فرايندهاي اداري، تبعيت مديران از دستورات تصميم‌گيران مستقر در رأس هرم سياسي و مواردي از اين دست، فرايند انباشت و تمركز فساد‌آور قدرت فراهم مي‌آيد. در اينجا، نظام اداري نخواهد توانست كارويژه‌ يك نهاد فني (نهادي كه ابزاري مناسب براي توسعة كشور محسوب مي‌شود) را به انجام برساند.
عوامل سياسي نامطلوب، نظام اداري را از مهم‌ترين ويژگي‌هاي عقلاني- فني خود تهي كرده و كارايي آنرا كاهش مي‌دهند. تسلط سياست بر نظام اداري منجر به پديده‌اي مي‌شود كه از آن به‌عنوان «سياست‌زدگي بوروكراسي» ياد مي‌شود. در اينجا، تصميمات و سياست‌هاي نظام اداري، به جاي اتكا به شاخص‌هاي فني، متكي به مفروضات سياسي و ملاحظات گروه‌ها و باندهاي سياسي مي‌شود. از اينرو، نظام اداري در ميان‌مدت و بلند‌مدت، كارايي خود را از دست داده و به آلت دست گروه‌هاي مختلف سياسي تبديل مي‌شود.
به‌عبارت دیگر، نظام سیاسی (به‌خصوص قوة مجریه) از آنجا که در انتخاب و جابجایی مدیران نظام اداری نقش اصلی را بر عهده دارند، می‌تواند باعث کارایی یا ناکارایی نظام اداری شود. وجود مدیرانی از جناح‌های خاص سیاسی و ارادة این مدیران برای سوء استفاده‌ از امکانات دولتی و عمومی در جهت منافع فردی- جناحی (فساد سیاسی) می‌تواند نظام اداری را از اهداف ملی دور سازد. در این فضا، اهمیت تخصص و برنامه‌ریزی راهبردی در جهت توسع، ملی در پای منافع کوتاه‌مدت فردی- جناحی فدا می‌شود.
از سوی دیگر، وجود مدیران ناپخته و چند شغله با گرایش‌های غیرتوسعه‌ای (یا ضد توسعه‌ای) که در چنین فضایی رشد می‌کنند، خسارات جبران‌ناپذیری را بر منابع مالی و انسانی نظام اداری وارد کرده و فرصت‌های مناسب برای اجرایی کردن سیاست‌های توسعة ملی و دستیابی به اهداف کلان ملی را از دست می‌دهند. در زیر به برخی از آثار نظام سیاسی بر نظام اداری اشاره می کنیم:
1- انتصاب مدیران؛
2- جابجایی مدیران؛
3- گسترش حجم نیروی انسانی؛
4- تحمیل جناح بندی های سیاسی؛
5- ایجاد هدف های فرعی و ثانویه (با توجه به منافع کوتاه مدت سیاستمداران) و اولویت دادن آنها بر اهداف اصلی- کلان کشور؛
6- ایجاد دستگاه های موازی؛
7- تحمیل تصمیمات غیرکارشناسی بر بدنه نظام اداری؛
8- و...


4-2- نظام اقتصادی
نوع نظام اقتصادی و کارویژه‌هایی که قادر است در پهنه ملی- منطقه‌ای- محلی به انجام برساند نیز بر کارکرد نظام اداری تأثیر می‌گذارد. در شرایطی که زمینه‌های اشتغال در بخش‌های تولیدی جامعه کاهش یابد، سیل نیروهای جویای کار و خواستار اطمینان از آیندة شغلی خود، به ‌سمت نظام اداری سرازی می‌شوند. این ویژگی به ‌خصوص در کشورهای متکی به نفت که دارای اقتصاد تک ‌محصولی هستند، اثرات ناگوار مضاعفی بر جای می‌گذارد.
به ‌عبارت دیگر، در شرایطی که دولت خود را واجد کارویژه‌های گستردة عمومی می‌داند و اقتصاد تولیدی نیز از ظرفیت‌های لازم برای جذب نیروی کار برخوردار نباشد (به ‌دلیل سرمایه ‌بر بودن صنایع تولیدی یا به علل دیگر)، این تنها نظام اداری جامعه است که بار استخدام نیروهای جویای کار را بر عهده می‌گیرد. منافع کوتاه‌ مدت و حزبی جناح‌های سیاسی نیر در گسترش این روند بسیار مؤثر است.
در این فضا، نظام اداری نه تنها از چابکی و کوچک بودن (که از ویژگی‌های یک نظام اداری کارآمد است) فاصله می‌گیرد بلکه در میان ‌مدت و بلند مدت، تبدیل به هیولای گسترده‌ای از افراد و نهادهای موازی و بی‌فایده می‌شود که هدف اصلی خود در روند توسعة ملی را نیز نه تنها فراموش می‌کند بلکه به‌ گونه‌ای، سد توسعة ملی می‌شود. نظام پرداخت‌های غیرمنصفانه و ناعادلانه در درون نظام اداری نیز باعث کاهش انگیزش و بهره‌وری نیروی انسانی و بروز فساد در ارکان مختلف آن خواهد شد؛ نظام پرداختی که کاملاً وابسته به الگوهای خاص نظام اقتصادی و ویژگی‌های حقوقی این نظام (قانون کار و ...) است.


4-3- نظام فرهنگي- اجتماعی
نظام فرهنگي هر جامعه، از آن حيث كه معنا بخش نوع ارتباطي است كه ميان افراد برقرار مي‌شود و هويت‌بخش به جهاني است كه انسان‌ها در آن زندگي مي‌كنند، و نظام اجتماعی، از آن روی که محیط کنش افراد را مشخص می‌کند تأثير فراواني به كاركرد نظام اداري دارد. از آنجا كه در نظام اداري، روابط ميان افراد (مدير- كارمند، كارمند- كارمند، مدير- مدير، کارمند- مشتري و مدير- مشتري) ساختارهاي درون سازماني را تشكيل مي‌دهد و این ساختار درون سازمانی در بطن محیط خاص اجتماعی به تولد و استمرار می‌یابد، نظام فرهنگي- اجتماعی نيز از طريق اين مكانيزم، قالب خاصي به ساختارهاي اداري مي‌دهد. مثلاً غلبة فرهنگ فرد محوري منفي در ايران در کنار شکاف‌های گسترده و فعال اجتماعی باعث شده است تا نظام اداري نتواند به‌ گونه‌اي مدرن، نظام ضوابط را جايگزين منطق روابط سنتي كند.
از اينرو، فساد اداري، باند بازي و هر آنچه كه از كنار گذاشتن ضوابط اداري حاصل مي‌شود، امكان وقوع پيدا مي‌كند. تجربه نشان داده است كه در جوامعي كه نظام اداري در هاله‌اي از فرهنگ فردمحوري منفي احاطه شده است، تقابل شهروندان، مردم، ارباب‌رجوع و يا مشتري با نهادهاي مختلف نظام اداري افزايش يافته و در نهايت، نظام اداري به‌عنوان پديده‌اي بريده از فلسفة وجودي خود (نظم و دستيابي به اهداف) به يكي از مشكلات اساسي آن جامعه در مسير حركت به سوي توسعه تبديل خواهد شد.
پژوهش‌های متعدد نشان مي‌دهند که عوامل فرهنگی- اجتماعی، هم بر نظام اداری تأثیر می‌گذارند و هم در بلند ‌مدت به گونه‌ای از آن متأثر می‌شوند. از این روی، چنانچه در جامعه‌ای، نظام اداری به ‌عنوان عامل اخذ مالیات‌های غیرمنصفانه و زورگویی به مردم شناخته شود، آن نظام اداری در ورقة ناکارآمدی نهادی فرو می‌غلتد.
به‌عبارت دیگر، نامطلوب پنداشتن نظام اداری به دلایل فرهنگی- اجتماعی، خود مانع از کارآمدی آن می‌شود. شاید این واقعیت، جواب مناسبی برای این سئوال باشد که چرا در جوامعی که نظام اداری به ‌عنوان پدیده‌ای منفی شناخته می‌شود، اجرای طرح‌های اصلاح نظام اداری و تشکیلات کشوری سخت‌تر از جوامعی است که نظام اداری آن علیرغم ناکارا بودن، عنصری به شدت نامطلوب پنداشته نمی‌شود.
حال که دلایل ناکارآمدی نظام اداری را مورد بررسی قرار دادیم به این بحث خواهیم پرداخت که در صورتی که نظام اداری واجد صفت ناکارآمدی باشد، چه پیامدها و تبعاتی را بر جای می‌گذارد؟


5- پيامدهاي عدم كارايي نظام اداری
در وضعيتي كه نظام اداري گرفتار ناكارآمدي است، تبعات منفي ای را براي شئون مختلف جامعه به بار مي‌آورد. در این بخش به پیامدهای ناكارآمدي نظام اداری در حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگي- اجتماعی می پردازیم.


5-1- پيامدهاي سياسي
به نظر ماكس وبر، مهم‌ترين نظريه‌پردازد كلاسيك نظام اداري، در صورت ناكارآمدي نظام اداري (كه به نظر او، انسان‌ها را در قفس‌آهنين محبوس مي‌كند)، مسير توسعة سياسي مسدود مي‌شود. در اين وضعيت، گردش نخبگان كاهش يافته و نهادهاي مدني و مشاركتي رو به اضمحلال مي‌گذارند. ناكارايي نظام اداري، از درجة مشروعيت و اثربخشي دولت‌ها مي‌كاهد تا آن اندازه كه مي‌تواند دولت‌ها و نظام‌هاي سياسي را با بحران مشروعيت و مقبوليت مواجه سازد. ناكارآمدي نظام اداري، از آن رو كه در انجام وظايف و كارويژه‌هاي دولت اخلال ايجاد مي‌كند، ثبات و امنيت جوامع را به خطر انداخته و تهديدي جدي عليه امنيت ملي محسوب مي‌شود.
دكتر حسين عظيمي معتقد است كه چنانچه ناكارآمدي نظام اداري مستمر و نهادينه شود، فضا براي ايجاد ديكتاتوري فراهم مي‌آيد: در شرايط فروپاشي نظام اداري، به ‌دليل ناكارايي نهادهاي اقتصادي، فقر تشديد مي‌شود. فقر منجر به ناامني و بي‌ثباتي مي‌شود و در شرايط تشديد فقر و ناامني، زمينه‌هاي لازم براي ظهور ديكتاتوري فراهم مي‌آيد.
به نظر مي‌رسد كه «نهادينه شدن» نفوذ غير قانوني گروه‌هاي سياسي و فساد منتج از آن نيز از پيامدهاي ناكارايي نظام اداري باشد. به عبارت دیگر، نفوذ غیرقانونی و فسادآور گروه‌های سیاسی باعث ناکارآمدی نظام اداری می‌شود. این ناکارآمدی چنانچه استمرار یابد خود باعث نهادینه شدن این نفوذ غیرقانونی و بروز پدیدة فساد سازمان‌یافته می‌شود. بر این مبنا، تنها در يك نظام اداري عليل و ناكارامد است كه گروه‌هاي فشار، مسيرهاي غير قانوني نهادنيه شده را بهترين راه براي دست‌يابي به اهداف خود تلقي مي‌كنند.


5-2- پيامدهای اقتصادي
در صورت ناكارايي نظام اداري، زمان به انجام رسيدن طرح‌هاي اقتصادي افزايش يافته و از آن رو، هزينة توليد افزايش مي‌يابد. بخشي از ناكارايي نظام اداري، همچنانكه در بخش قبل اشاره شد، ناشي از قوانين و مقرراتي است كه تعدد آنها، به سرعت تغيير مي‌كنند. تغيير بي‌وقفه و مداوم در ضوابط و مقررات و دستور‌العمل‌ها، يكي از عوامل عمدة تضعيف «امنيت اقتصادي» است كه در صورت همراه بودن با تصميم‌هاي مغاير و ناهماهنگ و قانون‌گريزي و رعايت نكردن قوانين و مقررات، نوعي بي‌اطميناني و بي‌اعتمادي مفرط را در سرمايه‌گذاران ايجاد مي‌كند. در اين صورت، هزينة زندگي براي شهروندان افزايش مي‌يابد و فقر گسترده، به ‌گونه‌اي گسترده در ميان مردم توزيع مي‌شود.
ناكارايي نظام اداري، از طريق ايجاد سازوكارهاي معيوب، مسير فساد را هموار كرده و باعث افزايش پديدة درآمدهاي نامشروع و بروز فساد سازمان‌يافتة اقتصادي مي‌شود. در اين وضعيت، توسعة اقتصادي به روندي عقيم شده تبديل مي‌شود و شرايط براي رقابت سالم اقتصادي و تقويت بازار آزاد كالا و خدمات از بين مي‌رود. از اینرو، ناكارايي نظام اداري از طريق كاهش سطح و كيفيت خدمات عمومي، باعث افزايش نابرابري‌هاي اقتصادي- اجتماعي و بروز اخلال در وضعيت اقتصاد جامعه مي‌شود.
از سوی دیگر، برای ترویج توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار، اصلاح نظام اداری با هدف تقویت ظرفیت‌های اجرایی در اجرای کارکردهای اصلی دولت و افزایش کیفیت خدمات به مردم ضروری است. اصلاح نظام اداری و کارآمد کردن آن، می‌تواند از طریق احیای ثبات بودجه، تقویت مجموعه درآمدها، مدیریت کارآمد کمک‌های خارجی و بهبود عملکرد توسعه‌ای از طریق اجرای شایسته و مناسب چارچوب‌های کارآمد و بهینة سرمایه‌گذاری و مدیریت دقیق طرح‌ها و برنامه‌های دولتی، در باثبات‌سازی اقتصاد کلان سهیم شود.
به‌همین ترتیب، اصلاحات دستگاه اداری می‌تواند در طراحی و اجرای برنامه‌های توسعة اجتماعی نیز سهیم گردد. بهبود ظرفیت‌های کارمندان دستگاه اداری و تقویت روحیة آنها (بخش مهمی از کارآمدی نظام اداری) می‌تواند به تدوین و طراحی بهتر سیاست‌ها و برنامه‌ها و نیز نظم بیشتر و ارائه کار مؤثر خدمات به وسیله ایشا منتهی شود. از این روی، در صورت کارآمدی نظام اداری، فرآیند توسعه اجتماعی- اقتصادی با موفقیت بیشتری همراه خواهد بود.


5-3- پيامدهاي فرهنگي- اجتماعی
ناكارايي نظام اداري از طريق كاهش احساس مسئوليت‌ در نيروهاي انساني درون‌سازمان، افزايش اعمال سليقه و برداشت‌هاي شخصي از ضوابط توسط مديران و مواردي از اين دست، باعث كاهش اعتماد شهروندان به نهادهاي عمومي و در صورت استمرار، باعث نهاينه شدن بي‌اعتمادي ميان سازمان‌ها و شهروندان مي‌شود. در اين فضا، نظام اداري از طريق تضعيف احساس مسئوليت افراد و گسترش بي‌كفايتي در انجام امور، اعتقادات و ارزش‌هاي اخلاقي- فرهنگي افراد جامعه را تضعيف مي‌كند.
تجربیات و پژوهش‌های مختلف مؤید این حقیقت است که فساد و ناکارایی نظام اداری یک جامعه، تضعیف‌کنندة بنیان‌های اخلاقی آن جامعه و ایجادگر انواع فساد اخلاقی- اجتماعی در جامعه محسوب می‌شود. در آن هستی اجتماعی که انجام امور اداری بدون تقلب، رشوه، دروغ و پارتی‌بازی ناممکن باشد، افراد برای تسهیل در انجام امور خود و جلوگیری از هزینه‌های بیشتر، به پیروی از قواعد فسادآور موجود روی مي‌آورند.
از آنجا که نظام اداری، گسترده‌ترین نظام موجود در جامعه محسوب می‌شود، تداوم پیروی افراد از قواعد این نظام همه جا موجود، به تدریج نهادینگی این قواعد در سطوح کلی جامعه را در پی دارد. بخشی از گستردگی و عمق پدیده‌هایی چون دروغ، ریا، خودمحوری منفی و ... در جامعة ما نتیجة فساد و ناکارایی نظام اداری است که این اخلاق را بر مردم تحمیل کرده است. طبیعی است که بروز این اخلاقیات در جامعه (به دلایل دیگر نیز) می‌تواند ناکارآیی نظام اداری را تشدید کند.


6- نتیجه گیری
در مجموع، تمام پیامدهای ناکاریی نظام اداری به یک نقطه ختم می‌شوند: توسعه‌نیافتگی. این گزاره به گونه ای وسیع توسط اغلب صاحب نظران، کارشناسان و اساتید حوزه مسائل توسعه پذیرفته شده است که به دلیل شرایط خاص کشورهای در حال توسعه، نقش کارگزاری توسعه به عهدة دولت است. بر این مبنا، شرایط و وضعیت دولت مؤید زمینة مساعد یا نامساعد برای حرکت به سوی توسعه است. به نظر می‌رسد که تمام پیامدهای ناکارآمدی نظام اداری به‌ گونه‌ای مستقیم و غیرمستقیم باعث ناکارآمدی دولت می‌شوند.
به نظر پیتر ایوانز، سازمان عقلانی کار در قالب نظام اداری خود به عنوان ساختار درونی دولت، در حالی که می‌بایست محرک کارایی دولت و توسعة جامعه باشد، به دلیل ضعف‌های ساختاری و نهادی در کشورهای در حال توسعه، نه تنها عامل توسعه نشده است بلکه یکی از موانع توسعه قلمداد می‌شود. بر این مبنا، آمسون و وید، با ذکر مثال‌های متعددی از کشورهای تایوان، کره جنوبی، سنگاپور و ..، نقش نظام اداری کارآمد بر کارآمدی دولت و از آن رو، به تحولات صنعتی و توسعة آنها، مهمترین عامل می‌دانند.
دلایلی که نوشتار برای ناکارآمدی نظام اداری برشمرد و پیامدهایی که این ناکارآمدی در حوزه های مختلف به بار می آورد همه و همه نشان از اهمیت خرده سیستمی است که این نوشتار آنرا ابزار دولت برای حرکت به سوی توسعه می خواند.

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

سه وجهی کردن مدیریت عملکرد اثر بخش

کارشناسان کارگروه مدیریت عملکرد
گروه منابع انسانی سازمان مدیریت صنعتی



 

 

● چکیده
مدیریت عملکرد، به عنوان یکی از نظام‌های مدیریت منابع انسانی نقش مهمی را در بهبود عملکرد کارکنان و همسویی عملکرد آنان با اهداف کلان سازمانها و در نتیجه بهبود عملکرد سازمانها ایفا می‌نماید. اما طراحی، استقرار و اجرای این نظام، بدون جلب حمایت مدیریت ارشد هر مجموعه، نه تنها ضمانت اجرایی نظام طراحی شده را زیر سوال خواهد برد، اثربخشی آن را نیز کاهش می‌دهد.
در این مقاله، سعی شده با استفاده از نتایج کسب شده از مطالعات و تحقیقات انجام شده در تعدادی از شرکتهای مجهز به نظام مدیریت عملکرد، نقش حمایتهای مدیریتی، طراحی برنامه و اجرای مناسب در اثربخشی و بهبود عملکرد سازمانی تشریح گردد.
بیشتر مدیران به اهمیت مدیریت عملکرد، در بهبود عملکرد کارکنان و همسویی عملکرد آنان با هدفهای شرکت و افزایش اثربخشی نظام مدیریت منابع‌انسانی، (شامل: جبران خدمت، توسعه و جانشین‌پروری) پی برده‌اند.
با این وجود تحقق نظام مدیریت عملکرد در سازمان‌ها، هنوز یکی از چالشهای دایمی مدیریت سازمانها محسوب می‌شود.
در راستای کمک به حل این چالش موسسه مشاوره‌ای سیبسون وموسسه world work at در سال ۲۰۰۷ میلادی مطالعه ای در باره مدیریت عملکرد را تهیه و منتشر کرده است. بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان - که به طورعمده از میان مدیران ارشد با تخصص مدیریت منابع‌انسانی بوده‌اند � پیاده‌سازی نظام مدیریت عملکرد در سازمان خود را اثربخش توصیف کردند. انتشار این نتایج، برای آن دسته از افرادی که به شکل مستمر با مشکلات سیستم مدیریت عملکرد در سازمان خود روبه‌رو بودند، گیج‌کننده بود، اما تحلیل انجام‌شده بر روی نتایج، به درک ابعادی از چگونگی ایجاد و نگه‌داری اثر بخش نظام مدیریت عملکرد کمک کرد. علاوه بر این، با مطالعاتی که سیبسون در یک دوره زمانی سه ساله (۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵) بر روی بازگشت سرمایه سهامداران شرکت‌هایی که در این مطالعه مشارکت کرده‌اند انجام داده، دریافت که آن دسته از شرکتهایی که بر روی نظام مدیریت عملکرد بهتر کارکرده اند، نسبت به سایر شرکتهایی که روی این نظام کمتر کارکرده‌اند، عملکرد بهتری دارند.
به‌گونه مشخص، ۶۴ درصد شرکتهایی که از عملکرد بالایی برخوردارند، از سیستم مدیریت عملکرد بهره می‌برند که در مقایسه با ۳۸ درصدی که عملکرد پایینی دارند، بیان کننده مؤثر بودن سیستم مدیریت عملکرد است.
مطالعه مدیریت عملکرد و نتایج کسب شده از آزمایش سیبسون، این‌گونه است که: پیاده‌سازی موفق و اثربخش مدیریت عملکرد از راه تمرکز متوازن بر سه گونه: حمایت رهبران، طراحی برنامه و اجرا توسط مدیران (نمودار شماره ۱) امکان‌پذیر خواهد بود.
در هر گونه، گامهایی وجود دارند که می‌توانند به طور مشخص به بهبود اثربخشی نظام مدیریت عملکرد منجر شوند.


۱) حمایت رهبری
مدیریت عملکرد، در صورتی که در سایه حمایت رهبری سازمان به اجرا درآید، می‌تواند در تحقق نتایج سازمانی مفید واقع شود.
حتی یک سیستم معمولی، اگر با حمایت مدیریت اجرا شود، می‌تواند به‌خوبی عمل کند.
اغلب سازمانهایی که دارای سیستم مدیریت عملکرد اثر بخش هستند، در برابر سازمانهایی که اثربخشی سیستم مدیریت عملکرد در آنها پایین‌تر ارزیابی شده است، این‌گونه نظر داده اند که: به خوبی از حمایت مدیریت ارشد و یک مدافع بهره‌مندشده‌‌اند.
۱-۱) عملکرد رهبران در شرکتهایی با عملکرد بالا:
▪ انتظارات خود را از نظام مدیریت عملکرد مشخص کرده، بین عملکرد خوب وبد، تفاوت قائل می شوند.
▪ ممیزی‌های لازم را برای اطمینان‌یابی از اینکه نظام مدیریت عملکرد به عملکرد کلی شرکت گره خورده است، انجام می‌دهند.
▪ به‌عنوان یک الگو برای مدیریت عملکرد اثر بخش، عمل می‌کنند.
▪ مدیریت عملکرد را به هدفهای کسب و کار و تصمیم‌ گیری درباره افراد مرتبط می‌سازند.
کاراترین سازمانها آنهایی هستند که مدافعانی (CHAMPION) در سطح رهبری صف دارند . هنگامی که رهبران صف از سیستم پشتیبانی می کنند، درصد بسیار بالایی از مدیران، ارزیابی خود را در زمان مقرر انجام داده و بازخوردهای عملکردی را ارایه می‌دهند و این خود سیستمی را ایجاد می‌کند که برای کارکنان ارزش بیشتری دارد.
علاوه بر آن، ارتباط میان مدیریت عملکرد و دستیابی به هدفهای استراتژیک به‌روشنی قابل تشخیص است.
مدافعانی که در سطح رهبری صف هستند، به‌طور مشخص هم‌سویی میان هدفها را در تمام سطوح سازمانی به‌شکل جامع‌تری نسبت به مدیران ستادی ایجاد می‌کنند (نمودار شماره ۱).

و علاوه بر این، اغلب پاسخ‌دهندگان وجود این رهبران پشتیبان را در ایجاد اعتماد به فرایند در میان کارکنان بسیار موثر دانسته‌اند.
برخی از رهبران این مطلب را درک کرده، به طورموثرمدافع مدیریت عملکرد هستند و برخی دیگر نیاز به کمک دارند‌. سازمانها می توانند با طی کردن این مراحل‌، به رهبران خود در این زمینه آموزش‌ دهند.
▪ روشن ساختن این مطلب که چگونه مدیریت عملکرد در فرآیندهای کلان مدیریت کسب و کار و به ویژه تعیین هدفهای بودجه‌بندی و پاسخگویی در برابر آنها جای می گیرد.
▪ کمک به مدیران در تعیین انتظارات از مدیریت عملکرد، همسوسازی هدفها، تفاوت قائل‌شدن بین عملکرد خوب وبد و انجام حمایتهای لازم برای توسعه کارکنان.
▪ کمک به رهبران برای مدیریت کردن عملکردگزارشهای مستقیم خود، با این روش، سایر مدیران در سازمان نیز این کار را انجام خواهند داد.
 


۲) طراحی برنامه

اگرچه بسیاری از شرکتها بیش از اینکه بر روی رهبری و اجرای مدیریت عملکرد زمان بگذارند، سعی در طراحی رویکرد سیستم مدیریت عملکرد خود دارند، اما ابعادی در این طراحی وجود دارد که از اهمیت بسیاری برخوردار است.
 


 

سازمانهایی که دارای سیستم مدیریت عملکرد اثر بخشی هستند این‌گونه اظهار داشته‌اند که: سیستم مدیریت عملکرد آنان ارتباط روشنی با نظام‌های جبران خدمت و پاداش دارد و ایجاد این ارتباط باعث جدی گرفتن سیستم توسط کارکنان شده است.
پاسخ‌دهندگان از شرکتهایی با مدیریت عملکرد اثربخش، نسبت به سایر شرکتها به وجود ارتباط قوی‌تری میان هدفهای عملکردی واحدها و سازمان اشاره کرده‌اند.
برای اینکه سیستم اثربخش باشد، لازم است که ساده و قابل دستیابی طراحی شود. ‌علاوه بر این کارکنان نیاز دارند که مدیریت عملکرد را به‌عنوان یک فرآیند که به‌شکل دوره‌ های سالانه اجرا می‌شود بشناسند.
اگر چه به نظر نمی‌رسد که برخی استانداردهای ثابت برنامه‌های مدیریت عملکرد، مانند: تغییر تعداد رتبه‌ها، یا اصلاح فرم‌های ارزیابی، تغییر مهمی ایجاد کنند، گامهای زیر در این راستا اثربخش هستند:
▪ تعیین هدفهای کمی (عینی) با مسئولیت‌های تعریف‌شده، شایستگی‌های رفتاری مشخص، سنجه‌های قابل کمی شدن، به منظورتمرکز پرسنل بر روی آنچه باید.
▪ ایجاد ابزارهای مناسب که به‌سادگی قابل دستیابی و استفاده باشند.
▪ به‌کار بردن یک مقیاس رتبه‌بندی و دسته‌بندی به کمک آن.


● نتیجه گیری: تمرکز بر روی عوامل ایجاد کننده تمایز
به‌طور خلاصه، یک سازمان، نیاز به اطمینان از طراحی بی‌عیب و نقص سیستم مدیریت عملکرد خود دارد. بنابراین لازم است که برنامه اجرا را با دقت انجام داده، هدفهای فردی و سازمانی را همراستا کرده، رتبه بندی را نیز ممیزی کند.
سازمانها باید رهبران خود را به‌عنوان حامیان این فرایند، به مشارکت طلبیده و آنها را در ایجاد فرهنگ باز در راستای دادن بازخورد وارزیابی های توام با فکر وملاحظه تشویق کنند.
و درنهایت اینکه، سازمانها باید اطمینان حاصل کنند که مدیران از شهامت وآموزشهای لازم برای به اجرا در آوردن مدیریت عملکرد برخوردارند.
مدیریت عملکرد، باید به‌عنــوان روش اصلی ســـازمانها برای مدیـریت عملکرد افراد شناخته شـــود، نه فقط به‌عنوان ابزاری که نیروی انسانی به آن نیاز دارد.


 

کلید      
هدایت     

 

 

آزمایش الهی

 

 

 

« أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ »

 سوره عنکبوت ، 2و 3 

آیا مردم پنداشتند تا گفتند ایمان آورده ایم رها می شوند و آزموده نمی شوند . و به تحقیق ما آنان را که قبل از ایشان بودند آزمودیم تا بشناسد خدا آنان را که راست گفتند و آنان را که دروغ گفتند.

 

 

 

آیات فوق پس از اشاره به یکی از مهم ترین مسائل زندگی بشر که مسأله شداید و فشارها و آزمون های الهی است ، به ذکر این حقیقت می پردازد که امتحان الهی یک سنت همیشگی و جاودانی خدا است که فقط مخصوص مسلمانان نیست ، بلکه سنتی است که در تمام امت های پیشین نیز جاری بوده است ، از این رو آمده است :

آنها را نیز در کوره های سخت امتحان افکندیم ؛ آنها نیز همچون شما در فشار دشمنان بی رحم و جاهل و بی خبر و متعصب و لجوج قرار داشتند . تا بدینوسیله خداوند بداند چه کسانی راست می گویند و چه کسانی دروغ گویند؛

چرا که در مقام ادعا هر کسی می تواند خود را برترین مؤمن ، بالاترین مجاهد و فداکارترین انسان معرفی کند ، لیکن در مقام آزمون است که صحت سُقم این ادعا باید روشن شود و علم خداوند درباره مردم عملاً در خارج پیاده شود و تحقق عینی یابد و هر کس آنچه را که در درون دارد بیرون ریزد ، تا ثواب و جزا و کیفر مفهوم داشته باشد.

امتحان الهی نه به معنای به کار بردن میزان و مقیاس برای کشف مجهولی است؛ که در مورد خداوند صحیح نمی باشد ، بلکه به معنای از قوه به فعل در آوردن و تکمیل می باشد. یعنی خداوند به وسیله بلایا و شداید امتحان می کند تا هر کس به کمالی که لایق آن است برسد ، خداوند امتحان نمی کند که وزن واقعی و حدود درجه معنوی و اندازه شخصیت کسی معلوم شود ، امتحان می کند ؛ یعنی ، در معرض بلایاو شداید قرار می دهد که بر وزن ودرجه معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود. امتحان نمی کند که بهشتی واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود ، امتحان می کند و مشکلات و شداید به وجود می آورد که آنکه می خواهد به بهشت برود در خلال همین شداید خود را شایسته و لایق بهشت کند و آنکه لایق نیست سر جای خود بماند.

لذا از این منظر شداید و سختی ها تحفه ای الهی است که خداوند آن را متوجه کسانی می کند که مورد لطف و رحمت خاصه اش هستند ؛ چرا که به حکم قانون و ناموس خلقت ، بسیاری از کمالات است که جز در مواجهه با سختی ها و شداید ، جز در نتیجه تصادم ها و اصطکاک های سخت ، جز در میدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث ، جز در روبرو شدن با بلایا و مصائب حاصل نمی شود.

در اخبار و روایات اسلامی ، همانند قرآن کریم ، فتنه بیشتر در مفهوم آزمایش و آشوب به کار رفته است ، از دیدگاه اسلامی و امامان معصوم (ع) برای هر موجودی در عالم وجود ، آزمونی است و برای انسان که برترین مخلوقات است آزمونی دشوار تر ؛ هنگامی که فتنه به سوی مردم رو می آورد ، خالص ها را از ناخالصی ها جدا می کند و تمایز میان صف ها و دل هاست ، و آن گاه که در شمایل آشوب و غوغا نمایان می شود ، آثاری بس منفی بر جای می گذارد و دگرگون سازنده خوی ها و عقاید است که برای حیات اجتماعی انسان به ویژه جامعه دین داران ، خطرناک است . لذا با توصیه به حفظ حضور اجتماعی و روحیه خودباوری ، مومنان را از افتادن به گرداب فتنه ها و رویارویی بدون اندیشه با آن برحذر می دارند.

 

حضرت علی (ع) می فرماید :

هرگز مبادا کسی از شما در مقام دعا بگوید : خدایا از فتنه به تو پناه می برم ؛ زیرا کسی نیست که در فتنه ای نباشد ، لکن آن که می خواهد به خدا پناه برد ، از آزمایش های گمراه کننده پناه ببرد ، همانا خدای سبحان می فرماید : « بدانید که اموال و فرزندان شما فتنه شمایند» . معنی این آیه این است که خدا انسان ها را با اموال و فرزندانشان می آزماید ، تا آن کسی که از روزی خود ناخشنود ، و آن کسی که خرسند است ، شناخته شوند ، گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه تر است ، تا کرداری را که استحقاق پاداش و کیفر دارد آشکار نماید.

نهج البلاغه ، حکمت 93

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

روش ها و اصول ایجاد انگیزه در کارکنان

.: میلاد احمدی :.

 

 

عقیده ۱) "من می توانم به بقیه انگیزه بدهم!"
واقعاً اینطور نیست! �آنها اول باید بـخودشان انگیزه بدهند.شــما نمی توانید به بقیه انگیزه بدهید، اما می توانید این موقعیت را بــرای آنـــها ایـــجاد کنید که انگیزش هایشان را تقویت کنند. نکته ی اساسی این است که بدانید چطور می توانید این موقعیت را برای هر کدام از کارمندانتان مهیا کنید.

عقیده ۲) "پول مشوق و انگیزه دهنده خوبی است!"
واقعاً اینطور نیست! چیزهایی مثل پول، یک دفترکار زیبا، و امنیت شغلی می تواند از کمتر شدن انگیزه فرد جلوگیری گند، اما قادر نیست انگیزه او را بیشتر کند. نکته اساسی این است که پی به انگیزش های هرکدام از کارمندانتان ببرید.

عقیده ۳)ترس محرک بسیار خوبی به شمار می رود."
درست است ترس می تواند محرک خوبی باشد، اما فقط برای یک مدت بسیار کوتاه. به همین خاطر است که داد و فریادهای رئیس هیچگاه هیچ تاثیر طولانی مدتی در کارمندان ندارد.

عقیده ۴) "من می دانم چه چیز به من انگیزه می دهد، پس می دانم که به بقیه کارمندان هم چه چیزی انگیزه می دهد."
واقعاً اینطور نیست. افراد مختلف با عوامل مختلفی تحریک و تشویق می شوند. ممکن است داشتن تعطیلی بیشتر برای گذراندن در کنار خانواده برای من انگیزه خوبی باشد، اما فرد دیگر ممکن است وقتی ببیند کاری به نحو احسن انجام گرفته انگیزه پیدا کند. همانطور که در قبل هم گفتیم کلید این کار این است که ببینید هر یک از کارمندانتان به چه چیز تشویق و تحریک می شوند.

عقیده ۵) "رضایت بیشتر از کار به معنای انجام بیشتر آن کار است."
تحقیقات نشان می دهد که این مسئله به هیچوجه واقعیت ندارد. رضایت و خوشنودی از کار باعث انجام بیشتر آن کار نمی شود. اگر اهداف سازمان یا شرکت با اهداف کارمند یکسان نبوده و تطابق نداشته باشد، کارمندان با همه وجود در راستای اهداف شرکت کار نخواهند کرد.

عقیده ۶) "من قادر به درک انگیزه دادن و تشویق کارمندان نیستم�این خودش یک نوع علم است!"
نه درست نیست! قدم های اصلی را در این زمینه به راحتی می توانید بردارید که میتواند در عملکرد کارمندانتان نقش بسزا داشته و به آنها کمک کند به خود انگیزه بدهند. قصد ما در این مقاله آموزش این اصول به شماست!


●اصو ل قواعد کلی
۱) انگیزه دادن به کارمندان با انگیزه دادن به خودتان آغاز می شود.
وقتی از کارتان متنفر باشید، گمان می کنید که بقیه افراد هم همینطور هستند. اگر استرس کاریتان خیلی زیاد باشد، به نظرتان می آید که بقیه هم مثل شما هستند. اشتیاق و علاقه مسری است. اگر شما نسبت به کارتان انگیزه و اشتیاق داشته باشید، دیگران هم مثل شما خواهند شد. همچنین اگر خیلی خوب مراقب خودتان و کارتان باشید، دیدگاه بهتری نسبت به طریقه کار کردن دیگران پیدا خواهید کرد.
یک راه بسیار عالی برای یاد گرفتن در مورد انگیزش و تشویق، این است که انگیزه های خود را بفهمید. کلید اصلی در انگیزه دادن به کارمندان، شناخت انگیزش های آنان است. پس، چه چیز به خود شما انگیزه می دهد؟ پیش خودتان همه موارد را در نظر بگیرید، گذراندن وقت بیشتر کنار خانواده، شناخت، کار خوب، آموزش، خدمات، و ... ببینید شغل شما برای برآوردن انگیزش هایتان چگونه عمل می کند. و برای بیشتر انگیزه دادن به خودتان چه کارهایی می توانید انجام دهید؟

۲) سعی کنید اهداف شرکت را در راستای اهداف کارمندان قرار دهید.
همانطور که در بالا ذکر شد، کارمندان ممکن است چنان در کارشان علاقه مند و باانگیزه شوند، که سخت کار کنند. اما، اگر نتایج کار آنها در راستای اهداف شرکت نباشد، برای شرکت فرقی نخواهد کرد که کارمند به آن سختی کار کند یا اصلاً هیچ کاری نکرده و صبح تا شب روی صندلی خود بنشیند. از اینرو ضروری است که مدیران بدانند واقعاً چه کاری از کارمندانشان می خواهند. این اولویت ها به منزله اهداف شرکت است. مشخص کردن اهداف شرکت معمولاً از طریق برنامه ریزی استراتژیک انجام می گیرد. هر قدمی که برای انگیزه دادن وتشویق کارمندان بردارید، اطمینان یابید که کارمندان نیز اهداف خود را تعیین می کنند و این اهداف مطابق با اهداف شرکت است.

۳) نکته اصلی در انگیزه دادن به کارمندان این است که بفهمید انگیزش هر کدام چیست.
افراد مختلف با چیزهای مختلفی انگیزه پیدا می کنند. هر قدمی که برای انگیزه دادن به کارمندانتان بردارید، ابتدا باید ببینید انگیزش هرکدام از آنها چیست. برای این منظور می توانید از خود آنها سوال کنید، به حرفهایشان گوش کنید و به کارها و عملکردهایشان دقت کنید.

۴) حمایت از انگیزش های کارمندان یک روند است نه یک تکلیف.
شرکت ها نیز مثل انسانها به مرور زمان تغییر می کنند. به همین خاطر است که حفظ موقعیت مناسب برای انگیزه پیدا کردن هر کارمند یک روند ناتمام است. اگر به این مسئله از این دیدگاه نگاه کنید، خودتان نیز انگیزه بیشتری پیدا می کنید.

۵) برای انگیزه دادن به کارمندان از سیستم های سازمانی استفاده کنید (مثلاً سیاست ها و عملکردهای مختلف)�فقط بر حسن نیت خود تکیه نکنید.
برای انگیزه دادن به کارمندان، نباید تکیه تان فقط بر ایجاد روابط قوی میان فردی با آنها باشد. ذات این روابط ممکن است به میزان زیادی تغییر کند، مثلاً در موقعیت های استرس زا. به جای اینکار، می توانید از تکنیک ها و سیستم های قابل اطمینان و جامع در شرکت استفاده کنید. مثلاً می توانید از تکنیک های پاداش، سیستم های عملکردی کارمندان، سیاست های سازمانی، و ...در این زمینه استفاده کنید.


● اقدامات
مواردی که در این قسمت به آنها اشاره می کنیم، قدم هایی است که می توانید برای فراهم کردن محیط و موقعیت مناسب برای کارمندان برای انگیزه دادن به خودشان بردارید.

۱) فقط خواندن این مقاله کافی نیست، باید آن را به مرحله عمل هم درآورید.
این مسئله در خواندن سایر مقاله ها و اطلاعات مربوط به مدیریت نیز صدق می کند.

۲) به طور خلاصه فاکتورهای انگیزه دهنده برای خودتان را یادداشت کنید و ببینید شما برای حفظ این فاکتورها چه می توانید بکنید.
تاحدودی به این کار برنامه ریزی انگیزه می گویند که به شما برای حمایت از انگیزش های کارمندانتان کمک می کند.

۳) لیستی از ۳ تا ۵ عامل تقویت انگیزه برای هریک از کارمندانتان تهیه کنید.
ابتدا این لیست را خودتان برای هرکدام از کارمندانتان پر کنید و بعد از آنها بخواهید چنین لیستی برای خود پر کنند. پاسخ های خودتان را با آنها مقایسه کنید. تفاوت بین آنچه شما برای آنها مهم می دانید و آنچه آنها برای خودشان را درک کنید. بعد با هر یک از کارمندانتان در این زمینه صحبت کنید و از آنها بپرسید که فکر می کنند مهمترین عوامل انگیزه دهنده به آنها چه چیزهایی است. بعد از این کار وقت بگذارید و راه ها و اقدامات مربوط به هر کارمند را جداگانه بررسی کنید و ببینید که برای برآوردن انگیزش های هرکدام از کارمندانتان جه می خواهید بکنید.

۴) اطمینان حاصل کنید که انگیزش های تک تک کارمندانتان در سیستم پاداش شرکت براورده می شود.
مثلاً کار آنها به نحوی تغییر کرده نیازمند تلاش و عملکردهای بیشتر است. می توانید سیاست هایی را در شرکت ایجاد کنید که به کارمندان مثلاً با دادن تعطیلی پاداش می دهد.

۵) با کارمندانتان تک تک دیدار کنید.
کارمندان شما بیش از توجه نشان دادن شما با مراقبت ها و حمایت های شما انگیزه می گیرند. برای شناختن کارمندانتان، خانواده های هرکدام، غذای مورد علاقه آنها، اسامی فرزندانشان و... وقت بگذارید. و اینکار جر با گذراندن وقت به صورت انفرادی با هر کدام از آنها عملی نمی شود.

۶) از مهارت های کارمندانتان استفاده کنید.
می توانید از مهارت های کارمندانتان برای انجام کارهای بخصوص در شرکت استفاده کنید. طریقه انجام کار را به خود آنها واگذار کنید. اینکار میزان زیادی از وقت شما را آزادتر خواهد کرد و همچنین باعث می شود کارمندان هم انگیزه بیشتری پیدا کنند و عملکردهایشان ارتقا یابد.

۷) وقتی کار نیکی می بینید، پاداش دهید.
یک درس خیلی مهم برای مدیران و ناظران این است که روی رفتارهای و عملکردهای کارمندان خود دقیق شوند، نه روی شخصیت آنها. عملکرد در شرکت باید براساس رفتار افراد در راستای اهداف باشد، نه بر اساس محبوبیت کارمندان. اگر بخواهید فقط بر مبنای احساس خود به یک کارمند در برابر او رفتار کنید، دچار دردسر خواهید شد.

۸) پاداش را به محض دیدن کار نیک اهداء کنید.
این کار این احساس را ایجاد خواهد کرد که شما از رفتارها و عملکردهای کارمنداتان رضایت دارید. و هرچه زمان بین عملکرد کارمندتان تا پاداش شما کمتر باشد، به کارمندان بیشتر ثابت می شود که شما چنین رفتارهایی را می پسندید
.
۹) حداقل اصول اولیه مدیریت عملکرد را اجرا کنید.
مدیریت عملکرد صحیح شامل شناخت اهداف، مقیاساتی برای اطمینان از به مرحله عمل در آمدن اهداف، توجه و فیدبک مداوم دربرابر این مقیاسات، و اقدامات اصلاحی برای هدایت فعالیت ها برای رسیدن به اهداف. مدیریت عملکرد را می توان در سازمان ها، شرکت ها، گروه ها و فرایندهای مختلف در شرکت و کارمندان اجرا کرد.

۱۰) اهداف هوشمندانه تری ایجاد کنید.
منظور از اهداف هوشمندانه تر، اهداف خاص، سنجش پذیر، قابل قبول، واقع گرایانه و بجا است که مهارت ها را افزایش داده و پاداشهایی نیز برای افراد مربوط در نظر می گیرد.

۱۱) ببینید چطور نتایج به دست آمده از کارمندان به کمک نتایج و اهداف شرکت می رسد.
کارمندان معمولاً وقتی احساس می کنند که واقعاً کار مفیدی انجام داده اند که بدانند کارشان تفاوتی در روند شرکت ایجاد کرده است. این مسئله نیازمند گفتگو درمورد اهداف شرکت، پیشرفت کارمندان به سمت اهداف خود و تقدیر و قدردانی از به مرحله عمل درآمدن اهداف است.

۱۲) دستاوردهایتان را جشن بگیرید.
متاسفانه این قدم مهم و اساسی همیشه به دست فراموشی سپرده می شود. مدیران و ناظران تازه کار معمولاً توجهشان بر انجام بیشتر کار است. این یعنی شناخت و حل مشکلات. اما مدیران کارکشته و باتجربه می دانند که جشن گرفتن و تقدیر از راه حل ها به همان اندازه مهم است. بدون تقدیر از موفقیت ها، کارمندان خسته و نسبت به تلاش های خود در شرکت بدگمان می شوند.

۱۳) اجازه دهید کارمندان حرف های مشتریان شرکت (داخلی یا خارجی) را بشنوند.
اجازه دهید کارمندان اظهارات مشتریان را درمورد فواید تلاش هایشان بشنوند. مثلاً اگر وظیفه یکی از کارمندان تامین سیستم کامپیوترهای داخلی شرکت است (مشتری داخلی)، بگذارید کارمندان دیگر قدردانی خود را نسبت به آن کارمند نشان دهند. و اگر کارمندانی وظیفه شان سرویس به مشتریان خارج شرکت یا همان مشتریان واقعی است، می توانید یکی از مشتریان را به شرکت بیاورید تا از کارها و تلاشهای آنها قدردانی کند.

۱۴) اگر از کارمندی خوشتان نمی آید، آن را بپذیرید.
مدیران هم انسان هستند. برای آنها هم پیش می آید که بدون دلیل از فردی بدشان بیاید. مثلاً چون آن فرد شبیه به یکی از عموهایتان است که از او بدتان می آید، از او هم خوشتان نمی آید. در چنین مواردی، به خودتان بقبولانید که از آن فرد خوشتان نمی آید، بعد با فرد مناسب دیگری درمورد عدم علاقه خود به فرد مزبور صحبت کنید، مثلاً با دوستتان، همسرتان یا رئیستان. به آن دوست بگویید که می خواهید بدانید به چه دلیل از آن فرد خوشتان نمی آید و چطور باید با او روابط کاری مثبتی برقرار کنید. حرف زدن درمورد این مسئله خود کمک بسیار خوبی است و می توانید از افکار و عقاید دیگران هم استفاده کنید. همانطور که در بالا ذکر کردیم، اگر بخواهید برحسب احساستان به کارمندان با آنها رفتار کنید کاری از پیش نخواهید برد. درعوض با تمرکز بر آنچه می بینید و رفتارهای آنها می توانید اطمینان یابید که برخوردی عادلانه و مثبت با همه ی آنها داشته اید .

 

مقاله      

 

 

فلسفه وسایل ارتباطات جمعی چیست؟

نویسنده: میکه زاند بوته
مترجم: شهرام تقی زاده انصاری

 

مولف در این مقاله تاکید دارد که فلسفه وسایل ارتباطات جمعی جزء اصلی صنعت فرهنگ امروز است. او ضمن تبیین فلسفه وسایل ارتباطات جمعی سعی دارد آن را در فضای آلمانی مورد بررسی قرار داده و با نظرات آرای دانشمندان ارتباطات و فیلسوفان معاصر تطبیق دهد. نویسنده در این مقاله می کوشد به این پرسش ها پاسخ دهد: فلسفه رسانه چیست؟ این واژه امروز چگونه به کار برده می شود؟ چه پیشنهادهایی وجود دارند که پدیده رسانه را از منظرفلسفه رسانه به شکلی آکادمیک عرضه می دارد؟ نویسنده در پاسخ به پرسش نخست، نظریه خود را در نقد و بررسی شش موضع گیری مختلف که از سوی اندیشمندان این عرصه ارائه شده اند، تبیین می نماید.

معمولا در حوزه های دانشگاهی مطلوب تر است که سئوال کنیم، فلان مسئله چیست؟ تا آنکه بپرسیم فلان مد برای چیست؟ اما در مسائل مربوط به "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی"(Medienphilosophie) مسئله طور دیگری مطرح می شود. چون این مسئله هنوز به عنوان اصول علمی یا پارادایم تحقیقی به رسمیت شناخته نشده است.
به ذهن اکثر دانشمندان متخصص این رشته سریعتر سئوال "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی برای چیست؟" می رسد تا سئوال "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی چیست؟" که من آن را مطرح کرده و روی آن تحقیقاتی انجام داده ایم. فلاسفه ای که میل ندارند فلسفه دیگری را در دایره بخش تخصصی خود وارد کنند، اکثرا نسبت به عنوان "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی" این واکنش را نشان می دهند که مقصود "برای چیست؟" است و به این ترتیب دیگر دانشمندان وسایل ارتباطات جمعی و علوم ارتباطات با این مسئله سروکار ندارند. آنها به اندازه کافی با خود و همکاران جامعه شناسی و فرهنگ شناسی در مسئله هویت رشته شان مناقشه دارند.
این مسئله که من با تمام وجود موضوع "برای چیست" را انتخاب نکردم بلکه "چیست" را برگزیدم، شاید بیشتر تعجب برانگیز باشد چون من به عنوان یک پراگماتیست متخصص، می بایست مسائل مفید و ثمرده را جانشین مسائل اساسی بکنم. یقینا اشخاصی که این کار را می کنند، از نظر دانشمندان علوم انسانی و دانشمندان فرهنگ شناسی کار صحیح را انجام نداده اند.
"آدورنو" هم این مسئله را احساس کرد. با اینکه هیچ کس شکی ندارد او یک پراگماتیست نیست، ولی او با جوابی که در سال ۱۹۶۲ به سئوال "فلسفه برای چیست؟" مجله "مرکور" (Merkur) ارائه داد، برای خود دوستان بسیاری جذب کرد، بخصوص که تاکید نمود او هیچ جوابی برای این سئوال ندارد.۱
روش آدورنو بر این است که در برابر موسسه های علمی، دانشکده ها، رشته ها و بخش ها شک انتقادی داشته باشد. او در دیباچه کتاب "دیاللتیک روشنگری" از خود و هورکهایمر این سئوال را مطرح می کند، که آیا علم و موسسات علمی در سطح واکنش فرضی خود تبدیل به یک بخش از صنعت فرهنگی نشده ست.
اگر من امروز، هدف این همایش را درست فهمیده باشم، ما در اینجا به دور هم جمع شده ایم تا نه تنها زیرمجموعه صنعت فرهنگی موسسات آموزشی را در جهان تجارت های کلان تعیین کنیم، بلکه می خواهیم آن را مطابق وجدان پاک تفسیر کنیم. شاید می بایست در مورد تفسیر جنجالی عنوانی که برای جلسه امروز روی پلاکارت نوشته شده به بحث پرداخت.
به هر حال جمله تحریک کننده آدورنو "برای آنکه من آن را دوست دارم" توضیح می دهد که به خاطر افتخاری که نصیب یک دانشمند وسایل ارتباطات جمعی پراگماتیست شده است، این جلسه را با سخنرانی تحت عنوان "فلسفه ارتباطات جمعی چیست؟" افتتاح می کنم.
"فلسفه وسایل ارتباطات جمعی" اصطلاحی است که آن را اکثر کسانی که با مسائل ارتباط جمعی سروکار دارند به کار می برند، ولی دانشمندان متخصص این رشته از به کار بردن آن پرهیز می کنند. هر فروشنده تلویزیونی یا رادیویی، هر مدیر یا بهتر بگوییم هر مجری برنامه و هر سخنگویی برای خود فلسفه وسایل ارتباطات جمعی دارد. بخش های مهم تبلیغاتی و کارمندان رسمی شرکت های بزرگ هم برای خود دارای فلسفه ای در مورد وسایل ارتباطات جمعی هستند، همچنین کارگردانان سینما و فیلمسازان نیز از آن بهره مندند ولی در مورد سیاستمداران باید سکوت کرد. در کشور آلمان می توان گفت که "پتر اسلوتر دیجک و نوربرت بولز" از جمله فلاسفه وسایل ارتباطات جمعی هستند، حتی شاید "اولریش ویکرت" و "هارالد شمیت" نیز از جمله آنها باشند. اما به هر حال "کریستف شلینگی زیف"، "فریدریش کوپرز بوش" و "الکساندر کلوگه" از فیلسوفان ارتباطات جمعی هستند.
اگر بخواهیم فلاسفه بین المللی رشته وسایل ارتباطات جمعی را معرفی کنیم ، باید اشخاص ذیل را نیز به آنها اضافه کنیم. "میخائیل مور"، "استور اشپیلبرگ"، "پتر گریناوی" و برادران "واخووسکی".
بدون هیچ صحبتی باید گفت که اصطلاح "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی" جزء اصلی صنعت فرهنگ امروزی به شمار می رود. حداقل تا آنجایی که بستگی به احتیاج زبانی ما تا حالا داشته است. اما می دانیم که استفاده های زبانی می توانند تغییر کنند؛ و استفاده زبانی اصطلاح "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی" در حال حاضر در چنین پروسه ای از تغییرات قرار دارد.
من قصد دارم که در این مطلب این پرسشها را بررسی کنم که "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی چیست" چگونه این اصطلاح امروزه به کار برده می شود؟ چه پیشنهادهایی می تواند از نظر آکادمیک در پدیده وسایل ارتباطات جمعی، فلسفه آن را بدست دهد و آن را متناسب این پدیده سازد؟ چه طرح هایی و چه پروژه های علمی وجود دارند؟ نتیجه آنها برای تحقق ارتباط تحقیقات آکادمیک و اقتصاد مورد توجه در ارتباطات جمعی چیست؟
پس ابتدا درباره جایگاه واقعی بحث، بررسی نظری اجمالی ارائه می دهم تا موضوع بهتر فهمیده شود. در سال ۲۰۰۱ تک نگاری ای تحت عنوان "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی پراگماتیستی" منتشر کردم، که در آن درباره پایه گذاری اصول جدید در عصر "اینترنت" بررسی شده است. بجز آن دو تک نگاری دیگر مکمل آن نیز به چاپ رسیده است. اولی، کتاب "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی، یک بازسازی - تاریخی در تاریخ فلسفه با نظر به زاویه دید نظری وسایل ارتباطات جمعی" نوشته "فرانک بادشمن" که یک سال پیش به چاپ رسیده است. و دیگری طرح سیستماتیک "ماتیاس فوگل" است که در همان سالی منتشر شد که کتاب من با عنوان "وسایل ارتباطات جمعی عقل" به چاپ رسید. در این کتاب تئوری ذهن و عقلانیت بر اساس نظریه ارتباطات جمعی مورد بررسی قرار گرفته است.
با نظر به این سه کتاب، بحثی فرا حوزه ای ایراد می شود که در کتاب مرجع من به چشم می خورد. کتاب جدید این جانب در ماه ژانویه سال ۲۰۰۳ میلادی تحت عنوان "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی" به بازار آمد که در آن مقاله های مختلفی در مورد توضیح این اصطلاح دیده می شود. در این کتاب دوازده مولف در مقالات تخصصی خود به سئوال "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی؟" پاسخ می گویند. در این مقاله سعی کرده ایم پاسخ خود به سئوال فوق را با در نظر گرفتن شش دیدگاه که از میان مقالات فوق انتخاب کرده ام، ارائه دهم. دیدگاه های دانشمندانی را که در نظر گرفته ام به ترتیب حروف الفباء عبارتند از:
۱) لورنس اِنگل، فیلسوف وسایل ارتباطات جمعی
۲) اِلنا اسپوزیتو، جامعه شناس وسایل ارتباطات جمعی استاد دانشگاه بولونیا
۳) فرانک هارتمن، متخصص وسایل ارتباطات جمعی
۴) راینهارد مارگریتر، فیلسوف وسایل ارتباطات جمعی از اینسبروک
۵) مارتین زِل، فیلسوف از گیسین
۶) اشتفان وبر، متخصص علوم ارتباطات از زلسبورگ
دیدگاههای این شش دانشمند یا فیلسوف را می توان به چهار گروه تقسیم کرد: گروه ۱ و ۲ و ۳ مشترکا عقیده دارند که فلسفه وسایل ارتباطات جمعی اصولا یک فعالیت علمی است، یعنی باید آن را به عنوان یک برنامه درسی و تحقیقاتی در دانشگاه مطرح کرد. ولی اختلاف آنها در این است که این رشته تحصیلی به کدام رشته دانشگاهی مربوط می شود: گروه اولیه مارگریتر و زِل عقیده دارند که این رشته مربوط به رشته فلسفه است. گروه دوم "وبر"، عقیده دارند که این رشته مربوط به رشته وسایل ارتباطات جمعی است.
گروه سوم، اسپوزیتو عقیده دارد که این رشته مربوط به جامعه شناسی و روانشناسی است. گروه چهارم اِنگل و پارتمن عقیده دارند که این رشته، یک فعالیت علمی نیست که بتوان آن را در دانشگاه تدریس و تحقیق کرد، بلکه رشته ای با کاربرد عملی در رابطه با وسایل ارتباطات جمعی است که باید در هیات تحریریه یا فرستنده های رادیو و تلویزیون و یا نرم افزارسازی آموخته شود.
شروع سخنم با گروه اول است که عقیده دارند، فلسفه وسایل ارتباطات جمعی جزء رشته فلسفه محسوب می شود. منتقد اصلی این طرز تفکر النا اسپوزیتو است. او در مقاله خود اظهار می کند که فلسفه سنتی بنابر اصل فاصله باطنی اش توانایی بوجود آوردن فلسفه تخصصی وسایل ارتباطات جمعی را ندارد.۲ در حقیقت فلسفه می تواند وسایل ارتباطات جمعی را به عنوان "موضوع" اش نگاه کند.۳ نتیجتا طبق نظر او صحیح تر و متواضعانه تر است که بگوییم "فلسفه برای وسایل ارتباطات جمعی" و نه فلسفه وسایل ارتباطات جمعی.
او دیگر به جزئیات فلسفه برای وسایل ارتباطات جمعی نمی پردازد. در اینجا مارگریتر به کمک او می رسد. او تحت عنون "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی، فلسفه فرعی" ۴ مسئله ای را طرح می کند که به تصور اسپوزیتو به فلسفه برای وسایل ارتباطات جمعی متواضعانه عینی۵ نزدیکتر است. مارگریتر می نویسد: "همان طور که فلسفه برای مثال به مسائل هنری، اخلاقی یا تاریخی می تواند بپردازد و به عنوان فلسفه هنر، فلسفه اخلاق یا فلسفه تاریخ ظاهر می شود، پس همچنین می تواند به وسایل ارتباطات جمعی و تئوری های آن نیز به عنوان یک حوزه فرعی محدود نگاه کرده و به مسائل آن بپردازد. اولین سئوال های مطرح شده، مسائل مربوط به تشکیل مفاهیم و تئوری و همچنین اصول نظری و روش هایی می باشد که باید در علوم وسایل ارتباط جمعی به کار برده شود .۶ یکی از اختلافات عقاید مارگریتر با اسپوزیتو این است که او عقیده دارد، فلسفه وسایل ارتباط جمعی نه تنها به عنوان فلسفه فرعی فراحوزه ای قابل طرح است، بلکه به عنوان تشکل روح یک فلسفه عالی نیز قابل طرح است. از جمله مشخصات آن این است که نه کاری با مفهوم رایج وسایل ارتباط جمعی دارد و نه با مفهوم رایج فلسفی آن. فلسفه وسایل ارتباط جمعی به عنوان فلسفه فرعی بنا به گفته مارگریتر همه لغات تخصصی فلسفی موجود را می پذیرد تا با کمک آنها بتواند در مورد اساس قابل درک علوم ارتباطات و علوم وسایل ارتباط جمعی به تفکر بپردازد. اما فلسفه وسایل ارتباطات جمعی به عنوان فلسفه عالی در مقابل آن به لغات تخصصی فلسفی رجوع می کند و در حقیقت هدفش این است که تئوری های وسایل ارتباطات جمعی را منتقل سازد.
مارتین زل در سخنرانی خود با عبارت دیگری در مورد وظایف باطنی در معنی دادن به فلسفه وسایل ارتباطات جمعی به عنوان یک رشته تخصصی فلسفی به بحث می نشیند. فلسفه وسایل ارتباطات جمعی میان اصول دیگر، اصل جدیدی نیست، بلکه اقدام به بازسازی است که اگر به وظایفش خوب عمل کند، مدتی نخواهد گذشت که مورد استفاده قرار گیرد.۷ در حالی که سخنان مارگریتر در مورد فلسفه عالی ممتاز و جاودانه به نظر می رسد، اقدام بازسازی زل ماموریت محدود فلسفه وسایل ارتباطات جمعی را معین می سازد.
در حقیقت مسئله سکه دو طرفه است. مارگریتر تاکید روی نتیجه پروسه بازسازی می کند و فلسفه بازسازی شده را از نظر تئوری وسایل ارتباطات جمعی، فلسفه وسایل ارتباطات جمعی می داند. زل پروسه نوسازی را می پذیرد و در عین حال پیشنهاد می کند که مفهوم فلسفه وسایل ارتباطات جمعی را فقط برای دوره بازسازی یعنی برای یک مسئله موقتی بکار ببرند.
وقتی که ما استراتژی مفاهیم سیاسی مارگریتر، اسپوزیتو و زل را با یکدیگر مقایسه کنیم، به این نتیجه می رسیم که مارگریتر مدافع آزادی خواهی است و دو نفر دیگر متحدانه طرفدارمحدودیت هستند. مخصوصا که مارگریتر محدود کردن فلسفه را نمی پذیرد، یعنی باید رابطه موضوعی مطرح شده در علوم وسایل ارتباطات جمعی را به خاطر وضوح بیشتر در معنا از فلسفه وسایل ارتباطات جمعی حذف کرد. به همین دلیل به نظر اسپوزیتو فلسفه فرعی مارگریتر به عنوان فلسفه وسایل ارتباطات جمعی مطرح نیست، بلکه فلسفه برای وسایل ارتباط جمعی است. و بدین ترتیب او با کمک زل، یک قدم دیگر جلو می رود.
آنها هر دو می خواهند از به رسمیت شناختن فلسفه عالی مارگریتر در فلسفه وسایل ارتباطات جمعی امتناع ورزند. زل با پیشنهاد خود مبنی بر اینکه فقط پروسه انتقالی از دوره قدیم به فلسفه جدید را فلسفه وسایل ارتباطات جمعی بدانیم، و اسپوزیتو نیز امکان تحقق فلسفه تخصصی وسایل ارتباط جمعی۸ را زیر سئوال ببرد.
این بود بحث های مهم جنجال برانگیز روز که توسط اعضاء گروه اول که از یک طرف میان خودشان و از طرف دیگر با منتقدین سرسختشان ایراد شد. موضوع اصلی فلسفه تخصصی، جایگاه تفکر فلسفی وسایل ارتباطات جمعی است. نمایندگان گروه دوم درباره مرکز ثقل جایگاه فلسفه وسایل ارتباط جمعی در درون علوم وسایل ارتباطات جمعی و علوم ارتباطات به گفتگو می نشیند.
"اشتفان وبر" در آغاز سخنرانی خود می گوید: به نظر من فلسفه وسایل ارتباطات جمعی، حرکت روشنفکری متقابلی است که به عنوان رنسانس لوکس تفکر در ارتباط با علم وسایل ارتباط جمعی مطرح است که محکوم به ظلم کاربرد عملی است.۹ او برای جلوگیری از سوءتفاهم ها اضافه می کند که: اساس علوم وسایل ارتباطات جمعی و علوم ارتباطات در حرکت دوری سیبرینتیکی تئوری، تجربه، روش (یا روش شناسی) و کاربرد عمل قرار دارد. به هیچ وجه نباید با هزینه تمرینات عملی وسایل ارتباطات جمعی، فلسفه وسایل ارتباط جمعی را فهمید (اما اگر چنین اتفاقی افتاد؟) حداقل به همان اندازه در افزایش تجربه بی فرضیه یا حتی تجربه به فرضیه سهل انگاری شده است (و این مسئله را بسیار می توان مشاهده کرد). فرضیه وبر ما را به یاد فلسفه فرعی بر مبنای توانایی می اندازد. وبر می نویسد: فلسفه وسایل ارتباطات جمعی به این معنی پرداختن به کلیات فلسفی و تشکیل تئوری مبنایی علمی وسایل ارتباطات جمعی و ارتباطی است.۱۰ او در ادامه و در شرح آن می گوید: به این ترتیب فلسفه وسایل ارتباط جمعی می تواند به عنوان کوششی فهمیده شود که سعی می کند ساختار واردات تئوریکی و تکیه به جریان های فلسفی را بازسازی کند.۱۱
او در پایان فهرستی اما نه به صورت کامل از این جریانات فلسفی را ارائه می دهد:
۱) پست مدرن و پساساختارگرایی Postmoderne und Poststrukturalismus،
۲) فلسفه تکنیک(Technikphilosophie)،
۳) مارکسیسم جدید و تئوری انتقادی Neo-Marxismus und Kritische Theorie،
۴) ساختارگرایی و نشانه شناسی Strukturalismus und Semiologie،
۵) فلسفه فمینیستی Feministische Philosophie،
۶) فلسفه سمبول ها(Symbolphilosophie)،
۷) مکتب پراگماتیسم(Pragmatismus)،
۸) فرهنگ گرایی و فلسفه فرهنگ Kulturalismus und Kulturphilosophie،
۹) فلسفه اجتماعی Sozialphilosophie،
۱۰) هرمنوتیک Hermeneutik،
۱۱) تئوری سیستم و احیاء گرایی Konstruktivismus und Systemtheorie.
فهرست جریان های فلسفی که وبر طرح کرده است، نشانه تحقق عینی دادن فلسفه فرعی مارگریتر با نظر به علوم ارتباطات است. در طرح او نه صحبت از انتقال فلسفه است و نه تغییرات ژرف کاربرد عملی تحقیقاتی در علوم وسایل ارتباطات جمعی.
به جای این موضوع، وبر به خوبی وظایف فلسفه وسایل ارتباطات جمعی را می داند که فعالیت های تاثیر و تاثری در زمینه تئوری های علمی را طرح می کنند. انسان باید این سئوال مطرح کند که آیا یک چنین مدل ساده ای، قدرت انجام خواسته هایی را که می توان از تحقیقات وسایل ارتباط جمعی روح زمان داشت، دارد یا نه؟
اسپوزیتو مطمئنا در این مورد شکاک است. او عقیده دارد که هم وسایل ارتباطات جمعی سنتی عمومی و هم شبکه های جدید دیجیتال دارای مشخصات اصلی دینامیک درونی مستقل است. این مسئله باعث می شود که سیستم وسایل ارتباطات جمعی همیشه بیشتر تحت تاثیر هر دو غیر قابل کنترل بودن و غیر قابل پیش بینی بودن باشد.۱۲
روزنامه نگار در سیستم وسایل ارتباطات جمعی امروزی دیگر جایگاه خنثی یک مشاهده گر خارجی را ندارد که فیلسوف کلاسیک هنوز هم برای خود تبلیغ می کند. همین مسئله در مورد استفاده کنندگان کامپیوتر یا اینترنت نیز صدق می کند. آنها همه را در بر می گیرند و به خود جذب می کنند و به این ترتیب می پذیرند که "خود شرط مشاهده" در برداشتن اساسی مشاهده گر در عمل سیستم مورد مشاهده نهفته است.۱۳
به این دلیل اسپوزیتو وظیفه تحقیقات وسایل ارتباطات جمعی روح زمان را در این می بیند که باید یک تئوری وسایل ارتباطات جمعی ارائه داد که به شکل دوری از طریق دوری بودن وسایل ارتباطات جمعی منعکس شود. چنین طرح تحقیقاتی می تواند به دلایل اصولی از فلسفه تخصصی مبتنی بر فاصله باطن گرایی تحقق پیدا کند. این مسئله در مورد فلسفه وسایل ارتباطات جمعی طراحی شده به عنوان فلسفه فرعی نیز صدق می کند.۱۴ چون به محض اینکه این تئوری که با اعمال واقعی یک سیستم رابطه متقابل دارد مجبور شود خودش را به جامعه شناسی یا روانشناسی تبدیل کند، علوم وسایل ارتباطات جمعی و ارتباطات در راه هستند. راه حل هایی که پیشنهاد شده اند تا حال فقط به شکل عملی بوده اند. یعنی "نتیجه یک تنظیم سه گانه و سه محوری تجربی بوده و به عنوان یک تئوری تلقی نمی شود .۱۵
اما نمایندگان گروه چهارم که شامل فلاسفه وسایل ارتباطات جمعی می باشند، یعنی لورنتس اِنگل، فرانک هارتمن در نزاع های اسپوزیتو دخالت می کنند. آنها می خواهند نسبت به افکار او عکس العمل نشان دهند ولی بدون آنکه بخواهند علم وسایل ارتباطات جمعی و فلسفه را به جامعه شناسی و روانشناسی تبدیل کنند. محدودیت فرسایشی کاربرد وسایل ارتباطات جمعی خارج از دانشگاه و تحقیقات وسایل ارتباطات جمعی علمی که در جلوی چشم آنها قرار دارد، مسلما تغییراتی در مسلمات علم وسایل ارتباطات جمعی و فلسفه تخصصی می بیند که ماوراء تحقیقات فراحوزه ای مدل واردات - صادرات پیشنهادی مارگریتر و وبر می باشد. فکر اصلی لورنتس اِنگل این است که فلسفه وسایل ارتباطات جمعی یک حادثه یا احتمالا یک کاربرد عملی است، در حقیقت یکی از کابردهای عملی وسایل ارتباطات جمعی است. او منتظر آن نیست که فلاسفه جواب این سئوال را بدهند. فلسفه وسایل ارتباطات جمعی همیشه وظیفه خود را انجام می دهد.۱۶ این نقل قول روشن می سازد که اِنگل اصطلاح فلسفه ارتباطات جمعی را به طور هدفمند با نظر به کاربرد عملی وسایل ارتباطات جمعی به کار می برد. او آن را در درجه اول یا فلسفه تخصصی یا علم وسایل ارتباطات جمعی و علم ارتباطات مربوط نمی سازد، بلکه به این ترتیب فلسفه وسایل ارتباطات جمعی را فعالیتی در درون کاربرد عملی وسایل ارتباطات جمعی معرفی می کند. در این تعبیر وجه هدایت کننده و سازنده فرضیه اِنگل نهفته است. مسئله ای که در مقابل آن مشکل ساز است این است که او می خواهد فعالیت فلسفی وسایل ارتباطات جمعی را که در کاربردهای عملی وسایل ارتباطات جمعی انجام می گیرد، جایگزین عوامل انسانی کند و آن را به عنوان فعالیت درونی سیستم وسایل ارتباطات جمعی معرفی کند.
این کوشش در تجزیه و تحلیل اِنگل در مورد فلسفه وسایل ارتباط جمعی سمعی و بصری که سیستم وسایل ارتباطات جمعی تلویزیون را به شکل یک برنامه انعکاسی در طی تاریخش آموزش داد، به طور واضح دیده می شود. اِنگل برنامه های زنده ای را که از فضا و کره ماه در سال های ۱۹۶۸ و ۱۹۶۹ پخش شد، به برنامه های انعکاسی تعبیر کرد و به این معنی از نظر فلسفه وسایل ارتباطات جمعی یک سرعت تصویری پدید آمد. او می نویسد: جهانی که محصول برنامه های تلویزیونی است، به عنوان جهانی همگام به خود نیز نگاه کرده و فلسفه وسایل ارتباطات جمعی خود را تجربه می کند.۱۷ این پارادایم فلسفی وسایل ارتباط جمعی که بر اساس تجربه به دست آمده است، به عقیده اِنگل در مدل همزمانی با پخش برنامه برای تلویزیون کلاسیک قرار دارد. اِنگل می گوید: ماشین انتخاب کننده ایجاد می شود. دستگاه انتخاب از دور به کمک یک دستگاه تلویزیون قابلیت بازتابندگی پیدا می کند و به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی می تواند انتخاب کند. تلویزیون خودش به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی در انتخاب فکر و طرح می کند، پس انتخاب از راه دور به روش خود یک نوع فلسفه تلویزیون می باشد.۱۸
این دو مثال روشن می کنند که: در فرضیه اِنگل، تلویزیون به عنوان یک سیستم بسته از نظر فلسفه ارتباط جمعی به عامل بازتاب تبدیل می شود. این انسان ها، یعنی مشاوران وسایل ارتباطات جمعی، تولید کنندگان برنامه های تلویزیونی، مدیران، کارگردانان یا عکاسان و فیلمبرداران نیستند که برای وسایل ارتباطات جمعی فضای سازندگی را باز می کنند. بلکه بنابر نظر لومن به جای آن وسایل ارتباط جمعی خودش کار خودش را انجام می دهد. اشکال تولید شده آن در فضای غیر زبانی یعنی تصاویر و دستگاه ها به عنوان فلسفه تلویزیون عنوان می شوند. با این دلیل آنها به عنوان نتیجه آگاهانه کار فلاسفه وسایل ارتباطات جمعی ظاهر نمی شوند، بلکه کم و بیش به عنوان نتیجه درونی غیر قابل کنترل سیستم وسایل ارتباطات جمعی و تاریخ برنامه هایش محسوب می شود. این مسئله ممکن است در مواردی که اِنگل مورد تحقیق قرار داده است، صدق کند. اما این به هیچ وجه به این معنی نیست که لزوما یا حتی با توجه به تاثیرش این طور باشد.
هارتمن در اینجا کمک بیشتری می کند. او وضعیتی را که فلسفه در عصر وسایل ارتباطات جمعی دیجیتال با آن مواجه است به این صورت تشریح می کند: فرهنگ جدید وسایل ارتباطات جمعی همه حوزه ها را تصفیه می کند و فلسفه در اینجا استثناء نیست. شرایط ارتباطات شبکه ای در اینجا تغییری در نگاه آن بوجود می آورد. فرهنگ وسایل ارتباطات جمعی به عنوان شکل مجرد حافظه دسته جمعی توسط آرشیو وسایل ارتباطات جمعی به مبارزه طلبیده می شود. روح مطلق آن توسط سخت سری فضای وسایل ارتباطات جمعی به رقابت می پرداخت، البته در کنار حوزه کاری سنتی کار روی مفاهیم فرسایشی غیر عادی در وسایل سمعی و بصری نیز به وجود می آورد.۱۹ چیزی که از نظر اِنگل و اسپوزیتو به عنوان "یا این یا آن" مطرح است (اسپوزیتو: یا کار فلسفی روی مفاهیم یا فرسایش وسایل ارتباطات جمعی ! اِنگل: یا فلسفه مکتوب فلاسفه یا فلسفه غیر زبانی وسایل ارتباطات جمعی) از نظر هارتمن به عنوان امکان "هم این هم آن" مطرح است: "می بایست سعی شود فلسفه وسایل ارتباطات جمعی ای که شامل کاربرد عملی مداخله گر و تئوری باشد، بنیان نهاد .۲۰ اختلاف اساسی عقاید اِنگل و هارتمن این است که پیشنهاد اِنگل از نظر تئوری سیستم پیکر بندی شده است، در حالی که هارتمن بیشترعمل گرایانه فکر می کند.
به عقیده اِنگل فلسفه وسایل ارتباطات جمعی تاثیر یک سیستم وسایل ارتباطات جمعی می باشد. سیستم وسایل ارتباطات جمعی نوشتار باعث ایجاد فلسفه نوشتاری کلاسیک می شود. سیستم وسایل ارتباطات جمعی تلویزیون چیزی شبیه به فلسفه تلویزیون است که توسط تلویزیون تولید شده است. مسئله اخیر در حقیقت با وسایل فلسفه نوشتاری عکس العمل نشان داده و توصیف می شود، اما در درون تلویزیون نمی توان از فاصله به آن نگریست و به طور هدفمند آن را ساخت، بلکه فقط به طور فرسایشی باید به تولید پرداخت. اما به این ترتیب خصوصا فاصله فلسفی انتقادی و همچنین رابطه حقیقت تفکر که باید از نظر صوری معنی شود از بین می رود.
برای جلوگیری از پیدایش این مسئله، هارتمن نوعی از فلسفه وسایل ارتباطات جمعی انسان را در نظر می گیرد که هم بر پایه نوشتار قرار دارد و همچنین غیرزبانی است و ضمنا دارای اهداف خصوصی و عمومی است. فلسفه وسایل ارتباطات جمعی توسط او از نظر تئوری سیستم به عنوان شکل مشاهده خود در سیستم وسایل ارتباطات جمعی مطرح نشده است، بلکه بیان یک درک علمی است.۲۱ به این ترتیب سخن از فهم عمل گرایانه کاربرد عملی، علمی به میان آمد که "قدم از استدلال به تجربه و از بازسازی به پیش بینی کردن" را تحقق می بخشد.۲۲
استدلال و بازسازی، مرکز ثقل درک علمی کلاسیک به شمار می رود. علم به معنی کلاسیک آن استدلال هایی را می پذیرد که با کمک آنها و بازسازی تاریخی گذشته می توان مسائل فعلی را تجزیه و تحلیل کرد. از اینجا اختلاف علمی عمل گرایانه روشن می شود. تجزیه و تحلیل مسائل فعلی با رجوع به گذشته برای شخص عملگرا هدف اصلی تحقیقات علمی نیست. به جای آن برای او آینده سازی با تغییر هدفمند مسائل فعلی مطرح است. حداکثر می توان گفت که: دانشمند کلاسیک در جستجوی حقیقت در گذشته است؛ اما شخص عملگرا می داند که حقیقت همیشه خارج از دسترسی است، یعنی خود را در آینده نشان خواهد داد. به این دلیل تجربه و پیش بینی برای او مهمتر از استدلال و بازسازی است.
وقتی که اختلاف میان درک علمی کلاسیک و درک علمی عمل گرایانه روشن شد، آن وقت می فهمیم که چرا اولین وظایف فلسفه وسایل ارتباطات جمعی با تفسیر هارتمن، از میان بردن اختلاف موجود میان متخصصین فنی و تئوری پردازان، تحلیل گرایان وسایل ارتباطات جمعی، عوامل وسایل ارتباطات جمعی، تهیه کنندگان می باشد.۲۳ متخصصین فنی، عوامل وسایل ارتباطات جمعی و تهیه کنندگان با تجربه و پیش بینی سر و کار دارند. آنها سعی می کنند در زمان حال تغییراتی بوجود آورند تا آینده را بسازند. تئوری پردازان، تحلیلگران وسایل ارتباطات جمعی و برنامه ریزان در مقابل آنها با زمان حال کنار می آیند و سعی می کنند آن را با وسایل استدلالی با رجوع به گذشته یعنی به تاریخ بفهمند. اگر خواستیم علم را صورت عملی بدهیم، باید تفکر مبتنی بر آینده متخصصین فنی را با تفکر مبتنی بر گذشته تئوری پردازان جمع کنیم.
به عقیده هارتمن روش نائل شدن به این هدف به عهده فلسفه وسایل ارتباطات جمعی است. در حالی اِنگل فلسفه تلویزیون متخصصین را از فلسفه نوشتاری تئوری پردازان با ظرافت جدا می کند و آن را در منطق خاص سیستم های مختلف وسایل ارتباطات جمعی جای می دهد، هارتمن اصلا دخالت در طرز تفکر سرسختانه او با نظر به تئوری سیستم نمی کند: "فلسفه ارتباطات جمعی علاوه بر تقسیم بندی های تئوری و عمل، متن یا غیر متن باید مسائل دیگری را نیز در بگیرد و به همه این مسائل مختلف با یک چشم نگاه کند.۲۴
در تعریفی که هارتمن از فلسفه وسایل ارتباطات جمعی می کند، وسایل ارتباطات جمعی مثل نظر اِنگل مجرد نبوده و به عنوان یک ارتباط جدا میان دو عنصر دلخواه مطرح نیست. به جای آن فلسفه وسایل ارتباطات جمعی به عنوان "عمل کننده هائی در پروسه انسان شدن" طرح می شود .۲۵ پس نتیجه می شود که برای فلسفه وسایل ارتباطات جمعی، وظایفی برای انتقال عمل وسایل ارتباطات جمعی وجود دارد که از محدوده تنهای منطق خاص هر سیستم وسایل ارتباطات جمعی خارج می شود. (رنز و اِنگل). هارتمن نام این وظایف را "انتقاد به وسایل ارتباطات جمعی" گذاشته است.۲۶ و با توجه عقاید "ویلم فلوسر"، "میشل زرس" و "گیلز دلوزه" ۲۷ و همچنین در رابطه با طرح مشروح "هورکهایمر" بنام "تئوری انتقادی" آن را به طور مشروح توضیح داد .۲۸
اگر ما عقاید هارتن و اِنگل را که از فلسفه وسایل ارتباطات جمعی هستند و به گروه چهارم، در نظر بگیریم و در کنار آن اصلی را که من اکثرا از آن صحبت کرده ام یعنی اصل "هم این هم آن" را هم در نظر داشته باشیم، می توانیم بگوییم که عقاید انگل و هارتمن در مسئله تعریف و وظایف فلسفه وسایل مکمل یکدیگرند. هر دو آنها وظایف فلسفه وسایل ارتباطات جمعی را فقط در چارچوب فلسفه تخصصی نمی بینند، بلکه به رابطه کاربرد عملی در وسایل ارتباطات جمعی نیز توجه دارند. در یک مورد مسئله وظایف تئوری مطرح است و در موارد دیگر وظایف عملی، وظیفه فلاسفه وسایل ارتباطات جمعی است که به آنها در چارچوب کاربرد عملی وسایل ارتباطات جمعی رسیدگی کند.
در تعریف و وظایف فلسفه وسایل ارتباطات جمعی انگل، یقینا نمی توان از فلاسفه وسایل ارتباطات جمعی به عنوان تولید کننده فلسفه وسایل ارتباطات جمعی صحبت کرد. در مقابل آن طبق نظر هارتمن باید هدف اصلی در فلسفه وسایل ارتباطات جمعی در نظر گرفتن عوامل انسانی مثل نیات، آرزوها، امیدها و همچنین اهداف شخصی و عمومی باشد. مسئله او بازسازی تئوریک منطق خاص یک وسیله نیست که از خودش اشکالی بسازد. بلکه او بیشتر مسائل عملی و اخلاقی ای را مطرح می سازد که دارای هدف هستند و باید برای انسان های واقعی و جوامع معین توسط یک وسیله ارتباط جمعی معین شوند.
به این ترتیب او به راه باریکی می رود که من در مقاله "فلسفه وسایل ارتباطات جمعی عمل گرایانه"ام اشاره کرده ام. او به روش بسیار محطاطانه و متواضعانه به این مسئله پرداخته است. او در حقیقت وسایل ارتباطات جمعی را به عنوان دستگاه هائی فرض می کند که ما می بایست آن را همان طور که آموختن آلات موسیقی را یاد می گیریم، یاد بگیریم.۲۹ او در مورد این سئوال که استفاده از ابزار وسایل ارتباطات جمعی بالاخره چه خدمتی می تواند بکنند، تقریبا جواب صحیح و واضحی نمی دهد. او در جمله پایانی سخنرانی اش به شکل سئوالی جواب می دهد: "برای یک صدای جدید؟"
هارتمن با نرمی گفت که دیگر این جرأت را ندارد که "انتقاد به وسیله ارتباطات جمعی" پیشنهاد خود را به معنی عملی و سیاسی کلمه معنی کند. به عوض آن، هدفش را متوجه سیاست داخلی کثرت گرایانه در عملیات وسایل ارتباطات جمعی کرد.
با این طرح جالب، فلسفه وسایل ارتباطات جمعی توجه به اسامی سمبولیت ها را رقم می زند.۳۰ او از وسایل ارتباطات جمعی ای دفاع می کند که توسط جامعه غفلت شده است. به نظر هارتمن تا این حد فلسفه وسایل ارتباطات جمعی طرفدار دموکراسی وسایل ارتباطات جمعی در حوزه داخلی سیستم های وسایل ارتباطات جمعی مختلف می باشد. او ایده آل های تساوی حقوق دموکراتیک را در جهان وسایل ارتباطات جمعی به کار می برد، به این صورت که از تساوی حقوق انواع وسایل ارتباطات جمعی دفاع می کند. این مسئله مهم و شایسته است. اما در مرحله آخر ارزش مجردی در فلسفه عمل گرایانه هارتمن باقی می ماند که او در عین حال از آن خارج می شود. به نظر ارسطو یک مسئله وقتی عملی می شود که انسان تساوی حقوق انواع وسایل ارتباطات جمعی را به عنوان ابزاری بفهمد که می توان بوسیله آن آموخت که چگونه می توان بازتر و دموکراتیک تر با یکدیگر برخورد کرد و همچنین چطور می توان با رعایت مسائل محیط زیست با طبیعت رفتار کرد. وقتی که انسان این قدم را برداشت، آن وقت مرحله انتقالی شروع شده و نظرات هارتمن را که هنوز واقعا تحقق نیافته، پشت سر گذاشته است که از یک تفکر نظری وسایل ارتباطات جمعی به یک کاربرد عملی سیاسی برای زندگی می انجامد.
یقینا همین مسئله است که توسط "هورکهایمر" و "آدورنو" در"دیالکتیک روشنگری" از نظر انتقادی ایدئولوژیکی مورد شک قرار گرفته است.

 

مقاله      

 

پی ریختن روی ماسه روان
درباره دانش‎نامه ویکی‌پدیا

.: ساسان گلفر :.

 

 

شاید شما هم تا به حال عبارت «دانش‎نامه ویکی‌پدیا» را در میان منابع علمی مقالاتی در روزنامه‎ها، نشریات تخصصی و آکادمیک و حتی پایان نامه‎های دانشگاهی دیده باشید. نام «ویکی‌پدیا» خیلی دهان پرکن به نظر می‎رسد، مخصوصا که عنوان «دانش‎نامه» یا «دایره المعارف اینترنتی» را در پیشوند خود دارد، اما واقعیت این است که به عنوان یک منبع اطلاعات برای مقاله‎ای تخصصی یا آکادمیک به هیچ وجه نمی‎توان به اطلاعات این دانش‎نامه اتکا یا اکتفا کرد؛ چنین کاری مثل ساختن بنایی است که پی آن روی ماسه روان بیابان ریخته شده باشد.


● ویکی‌پدیا چیست؟
ویکی‌پدیا یک دانش‎نامه آنلاین رایگان است که هرکسی می‎تواند به مطالب آن اضافه و یا آن را تصحیح کند، مداخلی در آن به وجود بیاورد یا مطالب یک مدخل را تغییر دهد. نام «ویکی‌پدیا» واژه و مفهومی است که مرکب از دو واژه «ویکی» (نوعی وب سایت مشارکتی) و «انسایکلوپدیا» (به معنی دایره المعارف یا دانش‎نامه) است. این سایت اینترنتی در اوایل سال ۲۰۰۱ میلادی بنیان‎گذاری شده و از آن زمان میلیون‎ها مقاله و مدخل در چندین زبان به آن افزوده شده است. طبق آمار اعلام شده در ابتدای بهار ۲۰۰۹ ، بیش از دو میلیون و ۸۲۰ هزار مقاله انگلیسی، ۸۷۵ هزار مقاله به زبان آلمانی، ۷۷۴ هزار مقاله فرانسوی، ۵۶۸ هزار مقاله چینی و ۵۸۵ هزار مقاله لهستانی در ویکی‎پدیا می‎توان یافت (گاردین، ۵ آوریل ۲۰۰۹). در مجموع، بیش از ۷۵ هزار نفر به صورت فعال و مداوم در به وجود آوردن حدود ده میلیون مقاله به بیش از ۲۶۰ زبان سهیم هستند. علی‎رغم مشکلات و نگرانی‎هایی که به خاطر امکان اصلاح مطالب ویکی‎پدیا توسط همه افراد، درباره کیفیت اطلاعات آن وجود دارد، این سیاست باز هم یکی از پرطرف‎دارترین منابع آنلاین اطلاعات است. طبق آمار ۲۰۰۸، ویکی‌پدیا بعد از سایت‎هایی مانند یاهو، گوگل، مای اسپیس و ایبی، با هفتصد میلیون بازدید در سال، هشتمین پایگاه اطلاعاتی از نظر تعداد مراجعین در جهان است.
ویکی‌پدیا مرز میان تولید و مصرف دانش را از بین می‎برد و به افراد اجازه می‎دهد که علاوه بر استفاده از علم، تولید علم کنند و خودشان را عضوی از جمعیت علاقه‎مند به یک موضوع بدانند. مداخل و سرفصل‎های ویکی‎پدیا ممکن است عمومی یا کاملا تخصصی باشند. این سایت به کاربران امکان می‎دهد که اطلاعات را به شیوه‎های مختلف سازماندهی و در داخل هر مقاله سرفصل‎های گوناگونی را منظور کنند. شما در هر مقاله ممکن است ارجاع‎های متعددی به مقالات دیگر در خود ویکی‌پدیا یا خارج از آن بیابید. همچنین می‎توانید فهرستی از منابع داشته باشید که تعدادی از آن‎ها به صورت آنلاین در دسترستان‎ باشند.


● تاریخچه ویکی‌پدیا
گسترش شبکه جهانی اینترنت در دهه ۱۹۹۰ میلادی عده‎ای را به صرافت ایجاد دانش‎نامه‎های اینترنتی انداخت؛ از جمله «رابرت مک هنر» بودکه در در سال ۱۹۹۳ تلاش کرد دانش‎نامه‎ای به نام «اینترپدیا» پدید آورد، اما در نهایت این کوشش‎ها به ایجاد یک دانش‎نامه بزرگ و فراگیر جهانی منجر نشد. در سال ۱۹۹۹ «ریچارد استالمن» در مقاله‎ای با عنوان «دانش‎نامه جهانی و منابع آموزشی آزاد» به مواهب چنین منبعی اشاره کرد و ضمن آن اصولی را برشمرد که دو سال بعد به پیدایش ویکی‎پدیا انجامید. در سال ۲۰۰۰ پروژه ساختن دانش‎نامه‎ای اینترنتی در دستور کار قرار گرفت که در آن زمان Nupedia نام داشت. بنیان‎گذار این پروژه «جیمی ویلز» بود که «لری سنگر» دانش آموخته رشته فلسفه، را به عنوان سردبیر تمام وقت دانش‎نامه به کار گماشت. کار روی این پروژه به کندی پیش می‎رفت. لری سنگر و همکاران وی در سال اول فقط توانستند ۱۲ مدخل به وجود بیاورند. ویلز و سینگر به این نتیجه رسیدند که باید روش بهتری برای تسریع در ایجاد این دانش‎نامه پیدا کنند و بالاخره در مشورت با یک برنامه نویس به نام «بن کوویتز» به ایده استفاده از نرم افزار «ویکی» رسیدند که روشی مشارکتی برای ساختن یک دانش‎نامه را با استفاده از کاربران سراسر جهان امکان‎پذیر می‎ساخت. سرانجام ویلز در تاریخ دهم ژانویه ۲۰۰۱ مقاله‎ای را با عنوان «بیایید یک ویکی بسازیم» روی سایت خود قرار داد و مزایا و روش ایجاد دانش‎نامه اینترنتی را در آن شرح داد.
سایت wikipedia.com در تاریخ پانزدهم ژانویه ۲۰۰۱ رسما پا به عرصه گذاشت. این سایت که Server آن در «سن دیه گو» کالیفرنیا قرار داشت، با همکاری و سرمایه گذاری شرکت Bomis راه اندازی شد که کارکنان آن از جمله «تیم شل»، «جرمی رزنفلد» و «جیسن ریچی» نقش مهمی در پیش‎برد دانش‎نامه داشتند. ابتدا چند آگهی اینترنتی توانست توجه بسیاری را به خود جلب کند. سپس بنیان‎گذاران به فکر استفاده از رسانه‎های دیگر افتادند و اولین آگهی رسانه‎ای غیر اینترنتی خود را در بیستم سپتامبر ۲۰۰۱ در نیویورک تایمز چاپ کردند. تعداد مقالات نوشته شده تا دوازدهم فوریه ۲۰۰۱ به یک هزار مقاله رسید. در هفتم سپتامبر آن سال از مرز ده هزار گذشت و در پایان آن سال بیش از بیست هزار مدخل در دانش‎نامه اینترنتی ویکی‎پدیا گرد آمد. در سال بعد این سایت به رقم حدود هزار و پانصد مقاله در ماه رسید و تعداد مقالاتش در سی‎ام آگوست ۲۰۰۲ از چهل هزار فراتر رفت. این نرخ رشد به طور مستمر افزایش یافت. بیش از یک‎صدهزار مدخل در آغاز سال ۲۰۰۳، به حدود پانصد هزار مدخل در پایان این سال افزایش یافت و بیش از یک میلیون مقاله به بیش از یکصد زبان در پایان سال ۲۰۰۴ رسید. اکنون در هشتمین سال پیدایش ویکی‎پدیا تعداد مقالات موجود در این دانش‎نامه به ده میلیون مقاله رسیده و تعداد زبان‎های موجود در این سایت از۲۶۰ زبان تجاوز کرده است که زبان‎های فارسی، فارسی تاجیکی، کردی، پشتو، گیلکی و مازندرانی نیز در میان این زبان‎ها دیده می‎شوند.در حال حاضر مقر اصلی این سایت در «تامپای فلوریدا» است و در «آمستردام» هلند و «سئول» کره جنوبی نیز دو پایگاه پشتیبان برای آن وجود دارد. پروژه ویکی‌پدیا را بنیاد غیر انتفاعی ویکی‌مدیا اداره و هدایت می‎کند. آن‎طور که در صفحه اصلی ویکی‌پدیای فارسی ذکر شده، بنیاد ویکی‌مدیا پروژه ‎های چند زبانه دیگری را با محتویات آزاد نیز در دست اقدام دارد که عبارتند از: ویکی‌واژه (فرهنگ واژه‌ها و اصطلاح‌نامه)، ویکی‌نَسک (متون و کتابچه راهنماهای آزاد)، ویکی‌گفتاورد (مجموعه‌ای از نقل قول‌ها)، ویکی‌نبشته (متون پایه و مرجع آزاد)، ویکی‌گونه (راهنمای گونه‌های زیستی)، ویکی‌گزارش (مرجع خبری با محتوای آزاد)، ویکی‌انبار (انبار پرونده‌های چند رسانه‎ای عمومی) و فراویکی (هماهنگ‌کننده پروژه‌های ویکی‌پدیا).


● چه کسانی از ویکی‎پدیا استفاده می‎کنند؟
استفاده‎کنندگان از ویکی‎پدیا بسیار زیاد و طیف آنان بسیار وسیع و متنوع است. دانشگاهیان و محققان آکادمیک از جمله افرادی هستند که از این سایت بهره می‎برند و دانش‎آموزان و صاحبان حرفه‎های گوناگون و افراد عادی نیز از آن استفاده می‎کنند. ویکی‎پدیا یک ابزار جست‎وجوی اولیه در اینترنت برای اکثر محققین است. البته محققان آکادمیک می‎دانند که مطالب موجود در ویکی‎پدیا فقط جنبه اطلاعات اولیه دارد که ممکن است موثق یا ناموثق باشد. بنابراین با دیدی انتقادی به یافته‎های خود در ویکی‎پدیا نگاه می‎کنند. در تعدادی از مراکز تحقیقاتی نیز محدودیت‎هایی برای استفاده از این سایت قائل شده‎اند چرا که ناردست بودن برخی مطالب این سایت برای‎شان ثابت شده است. مثلا در دپارتمان تاریخ کالج «میدلبری» ایالات متحده، هرگونه کاربرد واژه ویکی‎پدیا در منابع مقالات یا امتحانات ممنوع است. با این حال تعدادی از آکادمیسین‎ها این سایت را همچنان ابزار تحقیقاتی و تحصیلی مناسبی به شمار می‎آورند.


● ویکی‎پدیا چگونه کار می‎کند؟
کاربران می‎توانند با استفاده از کلیدواژه‎های جست‎وجو، مقالات و اطلاعات و عکس‎های مربوطه را در سایت ویکی‎پدیا بیابند و لینک‎های موجود در آن مدخل خاص را دنبال کنند. در بعضی از صفحات ویکی‎پدیا علامتی درج شده است که نشان می‎دهد مثلا این مقاله بیش از حد قدیمی است و احتمالا اطلاعات آن به روز نشده یا هیچ منبع اطلاعاتی برای آن ذکر نکرده‎اند و ممکن است چندان موثق نباشد. همچنین این سایت همگان را به مشارکت در تبادل اطلاعات ترغیب می‎کند. با آنکه ویکی‌پدیا نویسندگان مقالات را به ثبت نام تشویق می‎کند، این کار را الزامی نکرده است. به هرحال، هرکس که مطلبی در ویکی‎پدیا می‎نویسد، باید بداند که کاربران دیگر ممکن است آن را تغییر بدهند. تعدادی از مقالات که حساسیت‎های خاصی در موردشان وجود دارد استثنائا مشمول قید «حفاظت شده» یا «نیمه حفاظت شده» هستند تا افرادی که اجازه رسمی ندارند نتوانند آن‎ها را تغییر بدهند.


● مزایا
دانش‎نامه ویکی‎پدیا این اختیار را ‎که یک مطلب تا چه اندازه درک شود و عمق آن چقدر باشد، به خود مراجعان می‎دهد. بسیاری از اصطلاحات نوظهور و مفاهیم گنگ و پیچیده را که در دانش‎نامه‎های معمولی وجود ندارد، در ویکی‎پدیا می‎توان یافت. مقدار مطالب مربوط به یک سرفصل و طول و تفصیل آن در ویکی‎پدیا نشان دهنده میزان علاقه مردم به آن موضوع خاص است. این دانش‎نامه به دانشجویان امکان می‎دهد که کاربردهای تحقیق خود را ارتقا دهند و دانسته‎های خود را در مقابل سایر منابع اطلاعات ارزیابی کنند تا به این ترتیب در جامعه جهانی تولید علم حضور داشته باشند. ویکی‎پدیا خود می‎تواند معیاری باشد برای سنجش وضوح اطلاعات و دست‎رسی آزاد به آن‎ در سطح بین‎المللی.


● معایب
برخلاف دانش‎نامه‎های سنتی که به صورت منظم و طبق ضوابط و مقررات سفت و سخت مورد بازبینی قرار می‎گیرند، در ویکی‎پدیا این ضوابط وجود ندارد و جای آن را سرعت ارایه اطلاعات و امکان مشارکت همگان در فراهم آوردن دانش گرفته است. در نتیجه، ارزش و درصد اطمینان به هر یک از اطلاعات ارایه شده در این دانش‎نامه به افرادی برمی‎گردد که آن را پدید آورده‎اند و اطلاعات موجود در آن همگن نیست. در این‎جا انتخاب موضوع و نحوه ارایه اطلاعات مربوط به آن کاملا به افراد علاقه‎مند به موضوع بستگی دارد و ارزش آکادمیک ملاک نیست. در ویکی‎پدیا ممکن است یک ترانه عامه پسند یا اپیزودی از یک کمدی تلویزیونی، مدخلی جداگانه به خود اختصاص دهد که بسیار بیشتر از مباحث مهم آکادمیک به آن پرداخته شده است. مقاله‎ای درباره «سرزمین میانی» زاده خیال «جی. آر آر. تالکین» نویسنده «ارباب حلقه‎ها» در ویکی‎پدیا آن‎قدر طول و تفصیل دارد که بعید است مدخل مربوط به یک کشور واقعی بتواند به پای آن برسد. مشکل دیگر، موقتی بودن مطالب این دانش‎نامه است. حتی اگر در زمانی خاص ثابت شود که مقاله‎ای در ویکی‎پدیا موثق و معتبر است، لحظه‎ای بعد ممکن است همین مقاله تغییر کند. بنابراین اشاره به ویکی‎پدیا به عنوان یک منبع، خالی از اشکال نیست.
انتشار مطالب غیرموثق در ویکی‎پدیا خصوصا زندگی‎نامه افراد مشهور، یا ساختن شخصیت‎های تخیلی تاکنون بارها جنجال آفریده است.


● ویکی‌پدیا و زبان فارسی
تفاوت ساختاری خط و زبان فارسی با خط و زبان‎های لاتین باعث بروز مشکلاتی در نحوه استفاده از ویکی‌پدیا در ایران و در میان سایر فارسی زبانان شده است. هنوز یک خط و زبان استاندارد فارسی برای استفاده در کامپیوترهای شخصی و اینترنت تعیین نشده است. این نکته گاهی برای کاربرانی که می‎خواهند از ویکی پدیای فارسی استفاده کنند، مسئله آفرین می‎شود. همین مسئله تا اندازه‎ای ضریب نفوذ کاربران فارسی زبان به اینترنت را پایین می‎آورد و باعث می‎شود بسیاری از فارسی زبانان به اینترنت به طور اعم و به دانش‎نامه ویکی‌پدیا به طور اخص، دست‎رسی نداشته باشند. پایین بودن سرعت اینترنت به طور کلی در ایران مشکل دیگری است که بسیاری از کاربران فارسی زبان با آن درگیرند. مشکل کپی رایت در ایران و عدم دست‎رسی به بسیاری از پایگاه‎های اینترنتی برای دستیابی به اطلاعات مکتوب و همچنین به عکس‎های لازم برای سازماندهی یک مقاله نیز مسئله دیگری است که موجب ایجاد محدودیت در تولید مقالات به زبان فارسی می‎شود و ویکی‌پدیای فارسی را کم‎حجم می‎سازد. در حال حاضر تعداد نوشتارهای به زبان فارسی در ویکی‌پدیا حدود ۵۸ هزار مقاله است.


● آینده ویکی‌پدیا
ویکی‌پدیا به علت ویژگی‎هایش ثابت کرده که دانش‎نامه مفیدی است و از این رو پروژه‎هایی مشابه با آن نیز در حوزه‎های مختلف تخصصی اینترنت به جریان افتاده است که تشخیص مصرف کننده از تولیدکننده اطلاعات در آن‎ها امکان‎پذیر نیست. با این حال تردیدهایی که درباره صحت مطالب حاضر در ویکی‎پدیا به وجود آمده، گردانندگان را به این فکر انداخته که سایت دیگر و مشابهی با اعتبار و صحت بیشتر به وجود بیاورند. این دانش‎نامه «سیتیزندیوم» نام دارد. لری سنگر، یکی از بنیان‎گذاران ویکی‎پدیا، هدف از ایجاد سیتیزندیوم بر مبنای ویکی‌پدیا را «بهسازی مدل ویکی‎پدیا با افزودن نظارتی ملایم از سوی متخصصین و الزامی کردن استفاده از نام‎های واقعی برای شرکت‎کنندگان» اعلام کرده است.

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

مجموعه مباحث فرهنگی ( بخش سوم )

 

 

 

همان طوری كه مي‏دانيد خلاف شرع‏ های زيادی در صدا و سيما وجود دارد كه به هيچ وجه جای انكار ندارد (موسيقي ‏های لهوی، اختلاط زن و مرد نامحرم در فيلم‏ها و سريال‏ها و ده‏ها چيز ديگر). مسئول صدا و سيما را رهبری تعيين مي‏كند و رياست سازمان هم مي‏تواند تاثير زيادی در جلوگيري از مفاسد در آن داشته باشد. اما چرا اين معضلات اصلاح نمي‏شود؟

 

   

كاركرد صدا و سيما هم مانند ساير دستگاه‏ها خالى از عيب و نقص نيست اما با توجه به اهميت اين رسانه و نقش مهم و تأثيرگذار آن بر افكار عمومى، عقايد و نگرش‏هاى جامعه و وظايف سنگينى كه اين رسانه ملى بر عهده دارد، رفع مشكلات و معضلات اين رسانه و بهبود كيفى و كمى برنامه‏هاى آن از اولويت به سزايى برخوردار است. به رغم وجود برخى مشكلات و معضلاتى كه به هيچ وجه زيبنده رسانه ملى نظام اسلامى ايران نيست، صدا و سيما دستاوردها و برنامه‏هاى مفيد و سازندة فراوانى داشته است و اين چنين نيست كه كاركرد آن، فقط وجود برخى خلاف شرع ها، اختلاط زن و مرد و باشد گذشته از برخى مظاهر نامتناسب با ارزش‏هاى اسلامى، بيشتر برنامه‏هاى صدا و سيما، آموزنده و در راستاى تأمين نيازهاى متنوع اقشار مختلف جامعه است.

صدا و سيما چون در قلمروى بسيار گسترده فعاليت مى‏كند، بالطبع در معرض آفت‏هاى زيادترى نيز مى‏باشد. در مورد انتقاداتى كه نام برديد بايد گفت: بخشى از اينها مربوط به مجموعه نظام، صدا و سيما و اصلاح كاركردهاى آن مى‏باشد و بخشى هم مربوط به افراد بيننده و مخاطبان آن است

هم در زمان امام راحل (ره) و هم در زمان حال كه نصب و عزل رئيس آن با مقام معظم رهبرى است و شورايى مركب از نمايندگان سه قوه بر سازمان نظارت دارند، خود اين بزرگواران انتقادهاى زيادى به برخى از برنامه‏هاى اين رسانه داشته، تذكرات متعددى در جهت بهبودبخشى آن داده اند. مقام معظم رهبرى فرمود: «من به صدا و سيما هفته اى يك بار يا كمتر، اعتراض مى‏كنم و پيغام تند مى ‏دهم؛ اما صدا و سيما كارهاى زيادى به عنوان اسلام انجام داده و برنامه‏ هاى اسلامى درست كرده است. برنامه‏هاى هنرى، اسلامى، گزارش و علمى، اگر خطا دارد تلاش هم دارد». بنابراين چنين نيست كه مقام معظم رهبرى هيچ گونه نظارت و كنترل بر اين رسانه ندارد بلكه برعكس با توجه به جايگاه و وظايف آن نسبت به اين رسانه، حسّاس بوده و اهتمام جدى دارند. مقام معظم رهبرى بر همه قواى حاكم و دستگاه‏هاى حكومتى نظارت دارند ليكن به دليل گستردگى تمامى اركان حكومت و شعاع كارها و فعاليت‏هاى آنان، مقام معظم رهبرى به طور طبيعى نمى ‏توانند در تمام جزئيات آن فعاليت‏ها نظارت كنند. پس عمدة نظارت‏ها، در بخش سياست‏گذارى‏ها است كه دستگاه‏هاى حكومتى در مسير صحيح حركت كنند. علاوه بر آن مشى رهبرى، با توجه به ضرورت قانونمند شدن فعاليت‏هاى جامعه و نهادينه شدن مسئوليت و پاسخ‏گويى قواى حاكم در برابر سازوكارهاى قانونى، اين است كه حتى الامكان بر امور مختلف كشور نظارت كنند نه دخالت مگر آنكه مسئله بسيار حاد باشد كه ناچار به مداخله گردند (مانند طرح قانون مطبوعات در مجلس ششم).

مقام معظم رهبرى در موارد بسيارى به مسئولان تذكر مى‏ دهند ولى لازم نيست اين تذكرات علنى بوده و باعث تضعيف آنان گردد.

نكته اى كه بايد توجه شود اين است كه نظارت و كنترل مقام معظم رهبرى، به تنهايى نمى‏تواند علت تامه براى حل مشكلات و معضلات جامعه و سازمان‏ها و نهادها باشد بلكه حل اساسى آنها، نيازمند ريشه يابى دقيق مشكلات و انجام اقدامات اصولى و صحيح براى برطرف كردن آن مشكلات است از قبيل:

1. نظارت دقيق بر گزينش افراد و برنامه‏ها در صدا و سيما و استفاده از هنرمندان متعهد و انقلابى

2. كنارگذاشتن افراد منحرف و غيرقابل اصلاح از راديو و تلويزيون و جلوگيرى از نفوذ افراد وابسته به درون صدا و سيما

3. نظارت همه جانبه بر پخش راديو و تلويزيون با استفاده از متخصصان و كارشناسان متعهد و نظارت دقيق بر فيلم سازان و محتواى فيلم ها

4. برخورد با مسئولان پخش مطالب توهين آميز يا منافى ارزش‏هاى اسلامى.

5. پرهيز از تقليد برنامه ‏هاى خارجى بدون مطابقت با آيين اسلام و بسط فرهنگ تجمل گرايى و.

مردم وصداوسيما

حال با توجه به مشكلاتى كه در صدا و سيما و برخى برنامه‏هاى آن وجود دارد و به هر دليلى شايد اين مسائل در كوتاه‏مدت قابل حل نباشد بينندگان و مخاطبان نيز بايد نكاتى را رعايت كنند:

1. هر چند نمى توان براى برخى از فيلم‏ها يا سريال‏هاى خارجى از نظر شرعى مشكل ذاتى نام برد ولى اگر براى برخى بينندگان مفسده اى به دنبال داشته باشد، بايد آن فرد به آن نگاه نكند و صرف پخش آن برنامه از صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران به هيچ وجه دليل بر مشروعيت آن

نيست.

2. وجود اين قبيل مشكلات و نقايص، وظيفه نيروهاى انقلابى و متعهد را در كسب تخصص‏ ها و مهارت‏هاى گوناگون، دوچندان مى ‏كند زيرا پاره اى از عوامل اين نارسائى ‏ها به كمبود نيروى انسانى و متخصصان مؤمن باز مى‏گردد.

3. با توجه به تهاجم فرهنگى از طريق ارتباطات و فن آورى پيشرفته مطمئن‏ترين راه براى دورماندن از انحراف و آلوده شدن به گناه، تقويت ايمان و تقواى الهى (كنترل درونى) است. البته اين موضوع به هيچ وجه توجيه كننده مشكلات برخى برنامه ‏هاى صدا و سيما نيست.

 

 

 

چه آسيب‏های فرهنگي و اجتماعي انقلاب اسلامي را تهديد مي‏كند؟ 

   

مهم‏ترين آسيب‏هاى فرهنگى اجتماعى انقلاب اسلامى عبارت است از:

1. نفوذ انديشه‏هاى بيگانه؛ انديشه‏هاى بيگانه ممكن است از طريق دشمنان يا دوستانى كه مجذوب آراى ديگران شده اند، نفوذ كنند. نمونه اين گرايش‏ها در جريانات قرون اوليه اسلامى ديده مى‏شود. براى مثال مجذوب شدگان به فلسفه يونانى و آداب و رسوم ايرانى و تصوف هندى، نظريات وانديشه ‏هايى را به عنوان خدمت و نه به قصد خيانت وارد انديشه ‏هاى اسلامى كردند.(1)

بنابراين در مسئله ورود و نفوذ انديشه ‏هاى بيگانه، بايد به زمينه‏ هاى داخلى آن نيز توجه كرد. يكى از علل رواج مانوى گرى و مزدك گرايى، عدم اجراى عدالت از جانب حكومت‏ها بود.

2. تغيير جهت دادن انديشه‏ها؛ نهضت خدايى بايد براى خدا آغاز شود و براى او ادامه يابد و هيچ خاطره و انديشه اى غيرخدايى در آن راه نيابد تا عنايت و نصرت الهى شامل حالش گردد.(2) امام راحل (ره) در وصيت نامه خود، فراموش كردن اهداف فرهنگ قيام ملت و مكتب الهى اسلام، به انزوا كشاندن روحانيت، غرب زدگى و شرق زدگى و سلطه بيگانگان بر مقدرات مراكز تعليم و تربيت را از آفات فرهنگى انقلاب معرفى كرده است.

3. تجددگرايى افراطى؛ در مقابل تمسّك به اسلام ناب، تجددگرايى افراطى ياالتقاط و زهدگرايى منفى قرار دارد. تجددگرايى افراطى، تلفيق اسلام با انديشه‏ هاى غيراسلامى براى زيبا جلوه دادن آن است.(3)

4. جدايى حوزه و دانشگاه؛ يكى از كليدى ترين مسائل اجتماعى و فرهنگى در جامعه اسلامى ما، حفظ و تقويت وحدت اين دو نهاد است كه جدايى آنها آفتى بزرگ به شمار مى ‏آيد.

5. بوروكراسى مفرط و فساد ادارى و اجتماعى؛ امام على (ع) مى ‏فرمايد: «همانا فلسفه نابودى رژيم‏هاى پيشين اين بود كه حق مردم را ندادند تا آن را به رشوت خريدند و راه باطلشان بردند و آنان پيرو آن گشتند».(4)

6. دنياطلبى و اشتغال به زينت ‏هاى دنيوى؛ اگر زندگى تجملى و روحيه تكاثرطلبى در ميان عناصر انقلابى فزونى گيرد و نيروهاى انقلابى روحيه خود را از دست دهند، داعيه دفاع از انقلاب و ارزش‏ها تضعيف مى‏شود. امام صادق (ع) ضرر دو گرگ درنده را كه به گله چوپانى حمله مى ‏كنند به مراتب كمتر از زيان حبّ مال و جاه طلبى مى ‏داند كه متوجه دين مسلمانان مى‏شود.(5)

ابن خلدون نيز در بحث فراز و فرود تمدن‏ها به دوران‏هاى زير اشاره مى‏كند: دوران ظفر، قدرت، تجمل و فراغت، خرسندى و بالأخره دوران اسراف و تبذير و انحطاط. در دوران آخر، عصبيت (همبستگى اجتماعى) از بين مى‏رود و تن‏آسايى، تجمل و حاكميت روابط فزونى مى‏گيرد.

7. حاكم شدن روحيه ريا و تملق به جاى اخلاص و ايثار و دگرگونى مجدد ارزش‏هاى جامعه و فرآيند تبديل ثروت به ارزش و نابرابرى اجتماعى

8. اشاعه فحشا و فساد و ارتشا

9. تأثيرپذيرى از جنگ روانى و تهاجم فرهنگى و تبليغاتى دشمن و رجعت تدريجى به ارزش‏هاى فرهنگى رژيم پيشين

10. بحران هويت اجتماعى بالأخص بين نوجوانان و جوانان نسل دوم و سوم انقلاب و گرايش به الگوهاى غربى

11. فرار مغزها؛ نداشتن برنامه اى همه جانبه براى جلوگيرى از مهاجرت تحصيل‏ كردگان و متخصصان و مشخص نبودن مرزهاى «تعهد» و «تخصص» باعث ظهور پديده فرار مغزها به كشورهاى ديگر جهان مى‏شود.

پى‏نوشت‏

(1) رك: مرتضى مطهرى، بررسى اجمالى نهضت‏هاى اسلامى در صد ساله اخير، صص 87 87

(2) همان، صص 89- 99

(3) همان، صص 09- 39

(4) ما بعد فانما هلك من كان قبلكم انهم منعوا الناس الحق فاشتروه و اخذوهم بالباطل فاقتدوه نهج البلاغه، نامه 97

(5) اصول كافى، ج 2، كتاب الايمان و الكفر، باب حب الدنيا و الحرص عليها، ح 2

 

 

 

برخی اساتيد دانشگاه معتقدند توسعه علمی در ايران تنها با پذيرش كامل غرب و فرهنگ آن است؛ آيا چنين ديدگاهی صحيح است؟ 

 

توسعه علمى، علم هم افق با تكنولوژى را نيز در برمى‏گيرد يعنى، اگر مجموعة معرفت سامان يافتة علمى، موقعيت‏هاى مختلف اجتماعى و زيستى را از طريق نظريات متناسب با خود شناسايى نكند و مسائل و پاسخ‏هايى مربوط به آن را ندهد، نظام علمى گرفتار كاستى و نقص بوده و توسعه نايافته است. تكنولوژى و علم هم افق با آن، براى پاسخ به نيازهاى كاربردى و اجرايى زندگى است و اين بخشى از آگاهى، بايد در چهارچوب آرمان‏ها و اهداف كلان فرهنگى جامعه شكل بگيرد و در پرداخت نظريات محورى خود، از بنيادن‏ها و مبادى معرفتى متناسب با نظام معرفتى و علمى جامعه خود بهره ببرد. بنابراين علم توسعه يافته، در برابر فناورى و دانش‏هاى هم افق با آن، نه تنها موضعى منفى ندارد بلكه ناگزير از داشتن آن است. اما نكته مهم آن است كه اين مجموعه در كاربرد و جهت‏گيرى‏ هاى خود، قالب فرهنگى متناسب با ديگر لايه ‏هاى معرفتى جامعه را داشته و نظريه ‏هاى مربوط به خود را براساس همان لايه ‏ها سازماندهى كرده باشد.

تكنولوژى و دانش‏هاى مربوط به آن در نظام معرفتى غرب، اين دو ويژگى را به مقدار زيادى دارا است و جامعه اسلامى ايران هنگامى از علم توسعه يافته بهره‏مند مى‏شود كه به اين سطح از معرفت و فناورى راه يافته باشد. جامعه ما هنگامى به‏گونه‏اى توسعه يافته از اين مجموعه بهره‏مند مى‏شود كه توليد آن را با دو ويژگى ياد شده، بومى كند بومى كردن فناورى و دانش‏هاى مربوط، غير از انكار و نفى آن است. فناورى و دانشهاى مربوط به آن كه مى‏توان از آن به عنوان علوم ابزارى ياد كرد حلقه‏اى از معرفت و رفتار نيست كه بدون ارتباط ساختارى و سازمان يافته با ديگر ابعاد معرفتى باشد. به همين دليل علم و تكنولوژى غربى، هم در شيوه كاربرد و هم در سطح تئوريك و نظريه‏پردازى، از معرفت‏هاى بنيادين فرهنگ و تمدن غرب بهره مى‏برد.

بنابراين علوم ابزارى اگر مستقيم و بدون تصرف خلّاقانه دانشمندان و عالمان مسلمان و ايرانى به حوزه آگاهى و رفتار ما وارد شوند شكل نقالانه داشته و به توسعه علمى منجر نمى‏شود بلكه نظام معرفتى جامعه را گرفتار چند پارگى فرهنگى مى‏گرداند. تكنولوژى غربى، هنگامى كه بدون خودآگاهى علمى به عرصه زندگى ما وارد شود به دليل اينكه شناسنامه فرهنگى خود را به همراه نمى‏آورد حضورش در جامعه ما فاقد هويت بوده و هويت فرهنگى و تمدنى ما را گرفتار تنش و بحران مى‏گرداند. اين مجموعه معرفتى اگر بخواهد دقيقاً به همان صورت كه در غرب هست، در ايران به كار برده شود، بايد به همراه خود همان ويژگى فرهنگى را نيز وارد كند و اين امر ممكن نيست و اگر ممكن باشد، با حذف هويت فرهنگى، تمدنى، اسلامى ايرانى ما همراه خواهد بود.

نفى انتقال خام فناورى و دانش غربى، به معناى نفى انتقال آگاهانه آن نيست. در انتقال آگاهانه دانش و فناورى، روند تحوّل و بازخوانى براساس بنيان‏هاى معرفتى و علمى، دنياى اسلام صورت مى ‏گيرد.

توسعه علمى، در هيچ جامعه و فرهنگى، بدون لحاظ نگرش آن جامعه و فرهنگ به هستى و انسان رخ نمى ‏دهد و دنياى اسلام از اين قاعده مستثنا نيست. آنچه كه اينك رخ مى ‏دهد، انتقال نام فن ‏آورى و دانش غربى است و در اين نوع از انتقال، دانش مدرن بدون شناسنامه فرهنگى خود وارد مى‏شود. اساتيد و دانش پژوهان ما بايد از تنگ‏نظرى‏هاى بينش پوزيتيويستى رهايى يابند و بتوانند بنيان‏هاى معرفتى، فلسفى و فرهنگى دانش خود را شناسايى كنند.

نيمه ديگر راه، آشنايى با مبانى هستى شناختى و انسان‏شناختى جامعه اسلامى است. اگر نظريه ‏پردازان، از اين دانش و معرفت محروم باشند، توان بازسازى نظريه ‏ها را به صورت بومى پيدا نخواهند كرد. روند فوق، مسيرى سخت، ناهموار و دشوار دارد و بدون يك پروژه عالمانه و آگاهانه، نمى ‏توان آن را طى كرد. نظام آموزشى ما بايد براساس اين هدف سازماندهى شود و دانش‏ آموزان و دانشجويان قبل از همه با تعاريف و هويت اسلامى علم آشنا شوند: در شرايط فعلى علم بومى و دينى در يك نهاد علمى به اسم حوزه و در بخش‏هايى محدود آموزش داده مى‏شود و علم مدرن چهره غالب آموزش‏هاى رسمى را پوشش مى‏دهد. با نظام فعلى آموزش، هرگز فرآيند ياد شده طى نمى‏شود و اين سيستم مجراى انتقال دانش و فناورى غربى را با همه مفاسدش هموار مى ‏كند.(1)

 

پى ‏نوشت‏

(1) ر. ك: راه گشايش بن‏بست علوم انسانى در ايران گفت‏وگو با حميد پارسانيا، كنفرانس توسعه دانش و فناورى در ايران، دانشگاه صنعتى شريف‏

 

 

برای جذب افراد به امور ديني در دانشگاه، چه فعاليت‏هايي را بايد انجام دهيم؟ 

 

«دين»، كانون جوشش معرفت و شناخت است شناخت نسبت به اين جهان، انسان، مسئوليت، مسير و راه و هدف. مجموعة اين معرفت‏ها، اساس دين را تشكيل مى‏دهد.

به طور كلّى «دين»، انسان را محور جهان مى ‏داند و جهان را مجموعه و مظهرى از قدرت و رحمت الهى و در بناى جهان و مهندسى عظيم عالم وجود، دست قدرت خدا را مؤثر و همه كاره مى‏داند.

طبيعت دين (اسلام)، بسان يك ميدان مغناطيسى طبيعتى پر جاذبه است و دل‏هاى آلوده به غرض‏ورزى و كينه‏توزى نباشد، به سمت خود جلب مى ‏كند. البته محيط دانشگاه، محيط علمى و آموزشى بوده و محل برخورد افكار، انديشه‏ها و ديدگاه‏هاى متنوع و گاهى متضاد است و نمى‏توان در چنين فضايى به صورت خيلى خوش‏بينانه به جاذبه طبيعى دين تكيه نمود و جوانان و دانشجويان انتخابگر و در حال تغيير را به حال خويش رها كرد چرا كه ايمان در دل يك جوان جوياى علم، بسان يك نهال نورسى است كه از بدو تولد، بايد در دو عرصه

درگير باشد: هم براى تحكيم و تعميق ريشه‏هايش در خاك و كسب غذاهاى مورد نياز خويش فعاليت كند و هم با موانع و آفات كمرشكن بجنگد. يك دانشجو بايد نيازهاى مادى و معنوى و غذاهاى متناسب علمى و دينى را فراهم كرده، هم بايد با راهزنان عرصة انديشه و تفكر بستيزد.

راه‏كارهاى كلى و جزئى براى جذب دانشجويان به سمت فعاليت ‏هاى دينى عبارت است است از:

يك. راه‏كارهاى كلى:

كسانى كه در صدد جذب جوانان و دانشجويان به سمت دين هستند بايد داراى اين ويژگى‏هاى كلى باشند:

11. شناخت پيام (دين): افرادى كه در صدد جذب دانشجويان به سمت امور دينى هستند، بايد خودشان عارف و عالم به دين و احكام نورانى آن باشند (گر چه شناخت اجمالى داشته باشند).

21. جاذبة پيام ‏دهندگان: آنان كه در صدد جذب ديگران به سمت و سوى دين هستند، بايد خودشان مجذوب دين بوده و به احكام نورانى دين در عمل عشق بورزند.

اعمال و رفتار آنان آميخته با ارزش‏هاى دينى بوده و با اخلاق اسلامى، درهاى بستة دل‏هاى جوانان را تسخير كنند چرا كه ايمان امر قلبى است و قلب، تسليم ميل و خواست ديگران نمى‏شود مگر اينكه خودش بخواهد. البته با نيروى محبت و عشق دينى، مى‏توان دل‏هاى زيادى را شكار و با حوزة دين آشنا كرد.

31. شناخت پيام‏گيرندگان: پيام‏دهندگان، به موفقيت مطلوب نمى‏رسند مگر اينكه مخاطب ‏شناس باشند، ويژگى‏هاى پيام‏گيرندگان و سليقه‏هاى گوناگون آنان را به خوبى بشناسند چرا كه برخى از افراد و دانشجويان، با اسلحة محبت و بعضى نيز، علم و هنر و گروهى ديگر با شيوه‏هاى ديگر، به پيام‏هاى دينى تمكين كرده و بدان متمايل مى‏شوند. پس شناخت مخاطب و پيام گيرنده، علاوه بر اهميت اصل پيام و نيز پيام‏دهندگان، نقش بسيار مهمى در ترويج و تبليغ از دين دارد.

دو. راه‏كارهاى جزئى:

براى جذب جوانان و دانشجويان نسبت به امور دينى راه‏كارهاى زير مفيد است:

1. تقويت آرمان‏گرايى دينى در بين دانشجويان

2. تبيين رابطة دين و دنيا، علم و دين و دين و سياست

3. تبيين جايگاه و نقش دين و تاريخ اديان به منظور پيشگيرى و مصونيت‏سازى در مقابل تهاجم انديشه‏هاى گمراه‏كننده

4. برانگيختن حس مذهبى دانشجويان در جهت تعميق باورهاى دينى ايشان

5. شبهه‏شناسى و پاسخ‏گويى به شبهات دينى، فرهنگى و اجتماعى دانشجويان

6. الگوسازى از زندگى فردى و اجتماعى شخصيت‏هاى برجسته دينى، در قالب فيلم و سريال

7. تشكيل گروه‏هاى مطالعاتى و متنوع از دانشجويان و ايجاد رقابت سازنده بين آنان در امر شناخت دين و فرايند علمى آن

8. تقويت تعامل علمى و دينى بين دانشجويان در رشته‏هاى مختلف علمى و ايجاد همكارى بيشتر بين آنان در مسائل علمى و پژوهشى

9. استفاده از اساتيد قوى از رشته‏هاى مختلف علمى در زمينه‏هاى علمى، دينى و اخلاقى براى رفع مشكلات دانشجويان در مسايل ياد شده

10. بهره‏گيرى از عالمان و سخنوران مورد علاقة جوانان و دانشجويان در امور دينى

11. تشكيل انجمن‏هاى فرهنگى و تفريحى جهت انجام سفرهاى فرهنگى و تفريحى با رعايت موازين شرع و عرف

12. تشويق دانشجويان ممتاز و متعهد و رسيدگى به مشكلات مادى و معنوى آنان

13. شناسايى، جذب و تشويق اساتيد فرهيخته، با اخلاق و داراى روحيه و نشاط بالا جهت دروس معارف

14. شناسايى و تشويق مديران و كارمندان علاقه‏مند به مسائل دينى و همكارى با آنان در ايجاد فضاى معنوى در دانشگاه‏ها و مبارزه معقول و بدون تنش با كارگزاران غير مسئول و بى‏انگيزه در دانشگاه‏ها.

بديهى است دست‏يابى به اهداف پيش‏گفته، مشروط به همكارى و

مساعدت تصميم‏گيرندگان در سطوح مختلف فرهنگى، تربيتى و آموزشى است و به شدت به همكارى و خواست مديريتى آنان بستگى دارد.

پرسمان

 

 

 مدگرايي به چه انگيزه‏ای ترويج مي‏شود؟ 

   

انگيزه‏هاى ترويج مد گرايى:

ترويج مدگرايى غربى با انگيزه‏هاى مختلف صورت مى ‏گيرد:

1. تحميل فرهنگ خويش به ديگران

2. بازاريابى براى اجناس خود

3. جامعه را از مسير صحيح و پاك، به انحراف و آلودگى كشاندن

4. سنت‏هاى به جا و صحيح را از امتى گرفتن و سنت‏هاى ناپسند و گاه خرافى را جايگزين آن ساختن

5. وارد شدن از طريق سنت‏هاى يك ملت و آن را از درون مسخ كردن.

بد نيست بدانيم كه براى ساختن اين مدها، متخصصان روان‏شناس، جامعه‏شناس و مدت‏ها و ساعات زيادى به مطالعه مى‏پردازند و راجع به تأثيرى كه مد خاصى مى ‏تواند در يك جامعه از خود به جاى گذارد، آينده ‏نگرى و تحليل مى‏كنند و وقتى تصويب شد، با شگردهاى عجيبى به تبليغ آن مى‏پردازند.(1) حتى براى جا زدن چيز مضرى نظير سيگار و مواد مخدر يا نظاير آن، از طريق عكس‏هاى شرطى و به خصوص از قيافه سكس زن‏ها استفاده مى‏كنند. نكته ديگر در اين باره، اين است كه آنها به رنگ و مدل كفش، لباس، كيف و كمربند اكتفا نمى‏كنند بلكه ملتى را در اين گونه مسائل مجذوب خود مى‏ سازند و به تقليد خود درمى‏آورند. سپس به تدريج، سراغ افكار و انديشه و آرمان‏هاى آن ملت مى‏روند و آن را هم به طرف خود جذب مى‏كنند.

چادر به عنوان حجاب اسلامى، سنتى نيكو و پسنديده است. فراموش نمى‏كنيم كه در زمان طاغوت، ناگهان بازار اسلامى پر از چادرهاى بدن‏نما شد. حال ساده انديشى و خامى است اگر ما فكر كنيم كه آنها در به وجود آوردن مد روز به نقطه خاصى اكتفامى‏كنند. طبيعى است كه چنين نخواهد بود.

اگر امتى صرفاً به نام مد و طرح روز به دنبال آنها راه بيفتد، تا نهايت هرزگى و فساد پيش خواهد رفت. امروزه در غرب (اروپا و آمريكا) در زمينه شهوت پرستى و فساد جنسى و طرح لباس‏هاى سكس به نام تمدن و تجدد چه خبر است؟ اين ويژگى و خصيصه انسان است كه در هر وادى‏اى جلو رفت، حد نهايى براى خودش نمى‏شناسد: « بل يريد الانسان ليفجر أمامه». انسان اگر به وادى كمال پا گذاشت، تا بى ‏نهايت پر مى ‏كشد و اگر به وادى فساد و انحطاط قدم نهاد، در آنجا هم تا بى ‏نهايت جلو مى‏رود به گونه‏اى كه نمى ‏توان او را در جايى متوقف كرد.

راه كارهاى مقابله با مد گرايى منفى:

اين امر روشن است كه بشر، تنوع طلب است و از يكسانى خسته مى‏شود. قرآن كريم نيز به اين نكته توجه داشته است كه مى ‏فرمايد: « مختلفا ألوانه» «گياهان و ميوه‏ها را با رنگ‏ها و گونه‏ هاى مختلف براى شما آفريده‏ايم بشر در نژادها و قبايل گوناگون آفريده شده است و». به راستى اگر همه چيز يكسان بود (يك رقم گياه، يك نژاد و يك زبان)، در آن صورت چه لطفى باقى مى‏ماند؟ حال با توجه به تنوع طلبى انسان، مدل لباس و طرح كيف، كفش، ساختمان، ماشين و اگر با موازين شرع و سنت‏هاى نيك ما تضادى نداشته باشد نمى‏توان تا اين حد بر آن ايراد گرفت. حرف ما در اين است كه چرا ما خودمان طراح مد و مدل روز نباشيم؟ چرا افراد مبتكر و خلاق جامعه ما سعى نمى‏كنند تا طرح جديدى ارائه دهند؟ اصولًا اين يكى از ايرادهاى ما است كه نسبت به اين گونه مسائل، آن قدر منتظر مى‏مانيم تا ديگران با طرح جديد، خود بر ما يورش آورند. آن گاه مبتكران ما بعد از فشار زيادى كه از افكار عمومى متوجه آنها مى‏شود تازه دست به كار مى‏شوند تا مثلًا مدل فلان ماشين يا طرح ساختمانى و يا شيوه لباس قشر خاصى را تغيير دهند. در حالى كه اگر ما در اين زمينه ابتكار عمل را به دست گيريم، چه بسا بتوانيم فرهنگ خويش را براى ديگران اسوه و الگو قرار دهيم همچنان كه در برخى از جهات چنين بوده است.

به هر حال، نسبت به مسئله «مدگرايى» بايد خيلى هوشيار باشيم و از اينكه زمام فرهنگ و سنت و فكر خويش را به نام تمدن و تجدد، به دست مدهاى غربى بسپاريم، بايد به شدت بپرهيزيم.

دو نكته مهم در برخورد فعال و به دست گرفتن ابتكار عمل بايد رعايت شود:

1. يك كار فرهنگى قوى صورت گيرد و مدگرايى را از رونق بيندازد، با اين مبنا كه ارزش انسان به لباس و ماشين و تجملات مادى نيست.

2. در طراحى‏ها و ارائه مد از سوى ما، بايد تلاش شود كه اصول و مبانى فكرى اسلامى و ملى رعايت و پيام‏هاى مثبت

دينى و فرهنگى كشورمان در آن گنجانده شود.

 

پى ‏نوشت‏

(1) جهت اطلاع از اين شگردهاى تبليغى، ر. ك: حسن زورق، مبانى تبليغ محمّد تقى رهبر، روش تبليغ‏

 

 

تست      
 خودشناسی 

 

 

تست خودشناسی

 

 

 

آيا برای‌ يكديگر ساخته‌ شده‌ايد؟!

  

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

 

1. هر چند وقت‌ يك‌ مرتبه‌، يكديگر را مي‌بينيد؟

1- روزي‌ چند مرتبه‌.    1 امتیاز

2- هر روز.    2 امتیاز

3- تقريبا هفته‌اي‌ يك‌ مرتبه‌.    0 امتیاز

2. اگر خواسته‌اي‌ از او داشته‌ باشيد:

1- با اين‌ كه‌ خوش‌ قلب‌ و دست‌ و دلباز است‌، ولي‌ آنقدر گرفتار كارهايش‌ است‌ كه‌ براي‌ انجام‌ندادن‌ خواسته‌تان‌، هزار و يك‌ بهانه‌ در آستين‌ دارد.    1 امتیاز

2- ناگهان‌ غيبش‌ مي‌زند و تا مدتها از او بي‌خبر مي‌مانيد.    0 امتیاز

3- فورا براي‌ برآورده‌ كردن‌ خواسته‌تان‌، دست‌ به‌ كار مي‌شود و تا سر و سامان‌ ندادن‌ كامل‌ آن‌،خيالش‌ راحت‌ نمي‌شود.    2 امتیاز

3. آيا تا به‌ حال‌، دوستان‌ او را ديده‌ايد؟

1- بله‌، البته‌ به‌ صورتي‌ كاملا اتفاقي‌ و تصادفي‌.    1 امتیاز

2- خير، اصلا نمي‌دانيد دوستان‌ او چه‌ كساني‌ هستند.    0 امتیاز

3- بله‌، او دوستانش‌ را به‌ شما معرفي‌ كرده‌ تا بدانيد كه‌ با چه‌ تيپ‌ افرادي‌ مراوده‌ دارد.    2 امتیاز

4. اگر او در محل‌ كارش‌، دچار مشكلات‌ خاص‌ و اعصاب‌ خردكني‌ شده‌ باشد:

1- به‌ سرعت‌ شما را در جريان‌ همه‌ جزييات‌ قرار مي‌دهد و با شما صلاح‌ و مشورت‌ مي‌كند.    2 امتیاز

2-  اگر به‌ صورت‌ كاملا اتفاقي‌، صحبت‌هاي‌ او را در اين‌ زمينه‌ با دوستانش‌ نشويد، روحتان‌ هم‌ ازجريان‌ باخبر نمي‌شود.    0 امتیاز

3- از طريق‌ ارتباط ذهني‌ و حس‌ شمم‌ قوي‌تان‌ از جريان‌ باخبر مي‌شويد. كافيست‌ قيافه‌ او را ببينيد تادستش‌ برايتان‌ رو شود.    1 امتیاز

5. آيا در مورد آينده‌ زندگي‌ مشتركتان‌، زياد با يكديگر صحبت‌ و تبادل‌ نظر مي‌كنيد؟

1-  راستش‌، شما چند مرتبه‌ سعي‌ كرده‌ايد كه‌ زمينه‌ صحبت‌ را به‌ آن‌ سمت‌ بكشيد، ولي‌، او اصلاتمايلي‌ به‌ ادامه‌ صحبت‌ ندارد. در حقيقت‌، حتي‌ در مورد برنامه‌هاي‌ هفته‌ آينده‌تان‌ هم‌، به‌ ندرت‌، با هم‌حرف‌ مي‌زنيد، چه‌ برسد به‌ صحبت‌ در مورد آينده‌ زندگي‌ مشتركتان‌.    0 امتیاز

2- بله‌، او هميشه‌ آينده‌ درخشان‌ و شيريني‌ را در اين‌ زمينه‌، پيش‌ رويتان‌ به‌ تصوير مي‌كشد و شما ازشنيدن‌ صحبت‌هايش‌ غرق‌ لذت‌ مي‌شويد.    2 امتیاز

3- خوب‌، گاه‌ و بيگاه‌، صحبت‌هايتان‌ به‌ سمت‌ اين‌ مسئله‌ كشيده‌ مي‌شود، ولي‌، او تمايل‌ چنداني‌ به‌صحبت‌ مفصل‌ در اين‌ زمينه‌، از خود نشان‌ نمي‌دهد و شما هم‌ به‌ ميل‌ او رفتار مي‌كنيد.    1 امتیاز

6. روز تولدتان‌ است‌. انتظار داريد كه‌ چه‌ هديه‌اي‌ از سوي‌ او دريافت‌ كنيد؟

1- يك‌ تكه‌ جواهر.    1 امتیاز

2- يك‌ كتاب‌ يا سي‌ دي‌ سرگرم‌ كننده‌.    2 امتیاز

3- يك‌ كارت‌ تبريك‌ فانتزي‌ و ارزان‌ قيمت.    0 امتیاز

7. آيا اطمينان‌ داريد كه‌ قلب‌ او فقط از آن‌ شماست‌؟

1 متأسفانه‌ خير، در واقع‌، كاملا اطمينان‌ داريد كه‌ قلب‌ او فقط از آن‌ شما نيست‌.    0 امتیاز

2- كاملا، او حتي‌ از نگاه‌ كردن‌ به‌ ديگران‌ هم‌ اجتناب‌ مي‌ورزد.    2 امتیاز

3- تقريبا، يعني‌ گاهي‌ اوقات‌ از صحبت‌ها و نگاههايش‌ احساس‌ مي‌كنيد كه‌ به‌ ديگران‌ هم‌ توجه‌ داردو گاهي‌ هم‌ برعكس.    1 امتیاز

8. آيا از گذشته‌ زندگي‌اش‌، با شما صحبت‌ كرده‌ است‌؟

1- بله‌، و شما از صحبت‌هايش‌ فهميده‌ايد كه‌ فردي‌ مسؤوليت‌پذير و متعهد است‌.    2 امتیاز

2- خير و شما هر وقت‌ صحبت‌ را به‌ گذشته‌ زندگي‌اش‌ كشيده‌ايد، با واكنش‌ تند و نامناسب‌ اومواجه‌ شده‌ايد، درنتيجه‌، ديگر تمايلي‌ به‌ كسب‌ اطلاعات‌ در اين‌ زمينه‌ از خود نشان‌ نمي‌دهيد.    0 امتیاز

3- گاه‌ و بيگاه‌ در ميان‌ صحبت‌هايش‌، چيزي‌ در اين‌ زمينه‌ دستگيرتان‌ شده‌ است‌ و او را فردي‌ مردد ودو دل‌ شناسايي‌ كرده‌ايد.    1 امتیاز

9. هر چه‌ شناخت‌تان‌ از يكديگر بيشتر مي‌شود، به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيد كه‌:

1- به‌ درد هم‌ نمي‌خوريد و نمي‌توانيد آينده‌ درخشاني‌ را در كنار هم‌ تجربه‌ كنيد.    0 امتیاز

2- تفاهم‌ زيادي‌ با هم‌ داريد و روز به‌ روز بر ميزان‌ صميميت‌تان‌ افزوده‌ مي‌شود.    2 امتیاز

3- نقاط ضعف‌ و قوت‌ يكديگر را، كاملا، شناخته‌ايد و قادريد با وجود آنها زندگي‌ مشتركتان‌ را آغازنماييد.    1 امتیاز

10. هر زمان‌ كه‌ به‌ او تلفن‌ مي‌زنيد، او:

1- در دسترس‌ نيست‌ و بعداز چند ساعت‌، پيدايش‌ مي‌شود.    0 امتیاز

 2- با بي‌حوصلگي‌ پاسخ‌ مي‌دهد و مي‌گويد كه‌ كلي‌ كار دارد و نمي‌تواند بيشتر از چند دقيقه‌ با شماصحبت‌ كند.     1 امتیاز

3- فورا گوشي‌ را بر مي‌دارد و از تماس‌ تلفني‌تان‌ كلي‌ تشكر مي‌كند.    2 امتیاز

 

 

****

 

شما با جمع بندي امتياز، مي توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

  

اگر امتيازتان‌ بين‌ صفر تا 9 است‌:

  

او، به‌ ظاهر، علاقه‌مند و شيفته‌ شما به‌ نظر مي‌رسد، ولي‌، اين‌ كه‌ نداي‌ حقيقي‌ قلبي‌اش‌ او را به‌ كدام‌سمت‌ سوق‌ مي‌دهد، مسئله‌اي‌ است‌ كه‌ بايستي‌، خوب‌ پيرامون‌ آن‌ بينديشيد! با وجود آن‌ كه‌، مشتاقانه‌پاسخ‌ تلفن‌هايتان‌ را مي‌دهد، ولي‌، حس‌ مسؤوليت‌ پذيري‌ و تعهد او، هنوز هم‌ زير سؤال‌ است‌. قطعا،درگذشته‌ فراز و نشيب‌هاي‌ احساسي‌ و عاطفي‌ متعددي‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ است‌ و همين‌ باعث‌مي‌شود كه‌ نسبت‌ به‌ جنس‌ مخالف‌ خود، ديد كاملا مثبت‌ و خوبي‌ نداشته‌ باشد. با اين‌ حال‌، اكنون‌ كه‌تصميم‌ جدي‌ خود را براي‌ پذيرفتن‌ تعهد و مسؤوليتي‌ گرفته‌، آيا لازم‌ است‌ كه‌ با ديدي‌ منفي‌ و بدبينانه‌ بااو مواجه‌ گرديد؟ اين‌ سؤالي‌ است‌ كه‌ پاسخ‌ آن‌، آينده‌ زندگي‌ مشتركتان‌ را ترسيم‌ خواهد كرد. پس‌ باسبك‌ و سنگين‌ كردن‌ همه‌ جوانب‌ امر و دقت‌ بر روي‌ پاسخ‌ اين‌ سؤال‌، مي‌توانيد تصميمي‌ صحيح‌ درزمينه‌ ازدواج‌ با او اتخاذ نماييد. فقط، براي‌ اجتناب‌ از هر گونه‌ اشتباه‌، اهميت‌ دادن‌ به‌ ظواهر را فراموش‌كنيد و در عوض‌، پس‌ از مشورت‌ با افراد ذيصلاح‌ و منطقي‌، تصميم‌ نهايي‌ خود را بگيريد. موفق‌ باشيد.

 

اگر امتيازتان‌ بين‌10 تا 20 است‌:

  

شما دو نفر، از صميم‌ قلب‌، به‌ يكديگر علاقه‌مند هستيد و بايد به‌ عشق‌ حقيقي‌ شما تبريك‌ گفت‌! شمادو نفر، به‌ خوبي‌ از نقاط ضعف‌ و قوت‌ يكديگر آگاهيد و با وجود همه‌ چيز، يكديگر را پذيرفته‌ايد.اگرچه‌، ممكن‌ است‌، گاه‌ و بيگاه‌، اختلاف‌ نظرها و سوءتفاهم‌ هايي‌ بينتان‌ به‌ وجود بيايند، ولي‌، به‌ خاطرشناخت‌ كامل‌ يكديگر، به‌ راحتي‌ از همه‌ چيز چشم ‌پوشي‌ مي‌كنيد و به‌ خوبي‌ مي‌دانيد كه‌ اين‌ اختلافهاهم‌ جزيي‌ از ارتباط مشترك‌ دو نفر محسوب‌ مي‌شوند. فقط توصيه‌ ما به‌ شما اين‌ است‌ كه‌ براي‌ هميشه‌،گذشته‌ها را به‌ دست‌ فراموشي‌ بسپاريد. در زمان‌ حال‌ به‌ سر ببريد و براي‌ ساختن‌ آينده‌ای‌ درخشان‌ وزيبا، به‌ اتفاق‌، گام‌ برداريد و مشورت‌ و تبادل‌ نظر را از ياد نبريد!

 

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

تاثیر نماز بر حافظه و تمرکز حواس

 

نويسنده : دکتر مجید ملک محمدی

  امام محمد باقر(علیه السلام) می فرمایند:

در نماز خود توجه و تمرکز کامل داشته باش، زیرا از نماز تو، آن مقدار قبول می شود که با توجه خوانده شود.(۱)

"تمرکز(concentration)" نه تنها شرط لازم، بلکه در بسیاری موارد، شرط کافی برای بسیاری از موفقیت های انسان است.

عرصه کاربرد تمرکز، نه فقط در فعالیت های مادی و محسوس انسان، بلکه گاهی تا حد مسائل ماورائی و مرموز هستی، گسترده است.

به عنوان مثال، حتی در انواع ورزش هایی که خاستگاه آنها در ممالک شرق دور می باشد( از جمله ورزش های رزمی مثل کاراته، جودو، کونگ فو و ...) شرط اصلی برای موفقیت و پیشرفت، برخورداری از "تمرکز" می باشد. از این رو بخش مهمی از تمرینات این ورزش ها به "تمرین تمرکز" اختصاص یافته است.

اما در فعالیت های مادی و عادی روزمره انسان نیز "تمرکز حواس" دارای نقش بسیار کلیدی است.

از سردار افسانه ای فرانسویان، "ناپلئون بناپارت" چنین نقل می کنند که می گفت:

" تنها زمانی موفق به پیروزی های بزرگ در عرصه سیاسی و نظامی شدم که توانایی یافتم مغز خود را کشو بندی کنم!؟ و در مورد انجام هر کار، تنها کشوی مربوط به آن را بگشایم و بر آن تمرکز بدهم و سایر کشوهای مربوط به دیگر کارها را ببندم. بدین معنا که مثلا زمانی که به حل یک مسئله جنگی مشغول بودم ، تنها کشوی مربوط به آن مسئله در ذهنم بیرون بود و تنها بر روی آن کار می کردم و در این زمان همه کشوهای مغزی دیگرم، حتی کشوی مربوط به عشق "ژوزفین" بسته بود!"

به همین ترتیب، چنان چه مثلا یک دانش آموز یا یک دانشجو، بتواند موقع مطالعه دروس خود، تنها بر همان موضوع درسی مورد مطالعه تمرکز کند و از سایر افکار بر حذر باشد، موفق خواهد شد که به پیروزی های چشمگیری در زمینه تحصیلی دست یابد. یا حتی یک کارمند، یک کاسب، یک بنا، یک راننده و ... تنها زمانی در کار خود کاملا موفق خواهد بود که از تمرکز حواس کافی برخوردار باشد و به اصطلاح، حواسش به کارش جمع باشد.

به این ترتیب با این مثال ها می توان به اهمیت زاید الوصف "جمع بودن حواس" یا همان "تمرکز" پی برد و توجه نمود که اگر در امور مختلف و به خصوص در کارهای فکری، با سلاح تمرکز به میدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمرکز حواس، دانسته های جدید را با نظم و ترتیب روی یکدیگر قرار داد، قدم بزرگی در جهت تقویت حافظه نیز برداشته خواهد شد.

مطالعات مختلف علمی و پژوهشی و نظریه پردازی های گوناگونی نیز در دانش امروز، در این مورد صورت پذیرفته است که از آن جمله می توان به مطالعات "گاردنر مورفی" پیرامون canalization(متوجه ساختن اندیشه و فعالیت به موضوعی معین) اشاره کرد.(۳)

اما توصیه های مؤکد و متعددی که در تعالیم اسلامی مبنی بر "حضور قلب" در نماز و برخورداری از اقبال و توجه کامل به نماز به ما رسیده است، همگی دلالت بر آن دارد که نماز ارزشمند در درگاه الهی نمازی است که با تمرکز کامل و توجه دقیق به مضامین آن، به جای آورده شود و نمازی که طوطی وار و بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود، از ارزش بسیار کمی برخوردار است.

حتی در حدیث معصوم (ع) آمده است که: عابدی که بدون فهم و درک(و در نتیجه آن بدون توجه) عبادت می کند، همچون الاغ آسیاب است(کالحمار الطاحونه). (۴)

بدین ترتیب اقامه کننده حقیقی نماز، با برخورداری از حضور قلب در عبادت های یومیه خویش، در واقع "تمرکز حواس" را بارها و بارها در طول یک شبانه روز، تمرین می کند و این صفت حسنه را در وجود خود، ملکه می سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه های زندگی، موفقیت را در همه ابعاد ممکن نصیب خویش سازد.

 

پي نوشت :

  (۱) محجه البیضاء، جلد ۱، صفحه ۳۵۴

(۲) تعلیمات عجیب دون خوان(سرخ پوست عارف مکزیکی) به کارلوس کاستاندا(مردم شناس آمریکایی) درباره یک مکتب غنی و منحصر به فرد عرفانی که سابقه ای هزاران ساله در میان سرخ پوستان آمریکای شمالی دارد که موضوع حدود ده کتاب جنجال برانگیز است که کاستاندا در اواخر قرن حاضر به رشته تحریر درآورده است. مجموعه این کتاب ها توسط مترجمین مختلف به فارسی ترجمه شده است.

(۳) روان پزشکی "کاپلان ـ سادوک" ترجمه: دکتر پور افکاری جلد ۱، صفحه ۵۵۳

(۴) سفینه البحار، ذیل کلمه "عبد": این نماز، همان نمازی است که شاعر در مورد آن سروده است:

غیر از خدا که هرگز در فکر آن نبودی

هر چیز کز تو گم شد وقت نماز پیداست!

 

 

 

 

تأثیر نماز بر وسواس عملی

 

 

در مطلب قبلی از تأثیر نماز بر وسواس فکری سخن گفتیم . در این مطلب به وسواس عملی می پردازیم که نمونه های آشنای زیادی از آن را می توان در جامعه اطراف پیدا کرد.

از جمله این نمونه ها می توان به افرادی اشاره کرد که گرایش به انجام مکرر فعالیت هایی معین مثل شستشو و نظافت دارند و حتی پس از بارها شستشو و آب کشیدن همچنان نسبت به پاک شدن شیء مورد نظافت شک دارند!

یا کسانی که هیچ وقت از موثر بودن استحمام یا صحت غسل هایشان مطمئن نیستند و یا خانم هایی که به شکل مبالغه آمیز آرایش می کنند یا لباسی را بارها می پوشند و در می آورند. اما سرانجام باز هم نسبت به زیبا شدن خود شک دارند! یا افرادی که میل نامعقول و اجباری نسبت به شمارش یا جمع آوری اشیاء یا مرتب و منظم بودن افراطی و غیر متتظره دارند یا کسانی که در مورد این که آیا فلان کار را انجام داده اند(مثلاً کلید برق را خاموش کرده اند؟ یا شیر آب و گاز را بسته اند؟) دائماً دو دل هستند و ... .

با این که نقل سرگذشت های بامزه این قبیل افراد، نمونه های برجسته ای از ادبیات طنز دنیا را به خود اختصاص می دهد و یا حتی عده ای از شخصیت های علمی جهان را مبتلا به این بیماری دانسته اند، اما روشن است که زندگی این قبیل افراد برای خود و اطرافیانشان تا چه حد غیر قابل تحمل و ناراحت کننده می شود. بدین ترتیب لزوم توجه خاص به منظور رفع این عارضه و مقابله با آن از مباحث ویژه روانشناسی و روانپزشکی امروز به شمار می آید.

به خصوص که وسواس(فکری و عملی) در ارتباط نزدیک با بیماری های دیگر روانی نیز می باشد؛ به عنوان مثال معلوم شده که یک پنجم از موارد حالت های وسواسی نشانه های افسردگی و یک هشتم، نشانه های اضطرابی دارند.(۱)

علیرغم این که اسلام، آیین نظم و ترتیب و مسلک پاکیزگی و طهارت است، اما آنجا که کار به افراط و مبالغه می کشد و پدیده ای از "عدل" دور می گردد، اسلام (به خصوص تشیع) آن پدیده را مذموم تلقی می نماید و برای نزدیک نمودن آن به تعادل راه حل عملی پیشنهاد می کند. از جمله این افراط ها "وسواس" است(۲) که گفتیم به عنوان وسوسه ای از سوی شیطان در تعالیم اسلامی نام برده می شود و بخش قابل توجهی از تعالیم اسلامی و به خصوص نمود برجسته آن یعنی "نماز" به زدودن وسواس از زندگی انسان ها اختصاص دارد.

چنانچه مروری بر آداب طهارت در رساله های فقهی علمای شیعه داشته باشیم، متوجه می شویم که بسیاری از دستورات، توجه به شک های وسواس آمیز در مورد طهارت جسم یا لباس را باطل اعلام کرده اند، مثلاً اگر شخصی شک کند که وضویش باطل شده یا نشده است، باید بنا را بر باطل نشدن آن بگذارد، یا آن که اگر شک کند لباسش نجس یا پاک است، ( در صورتی که قبلا لباس پاک بوده است ) بنا را بر پاک بودن لباس می گذارد.

این دستورات در آداب نماز نیز به همین گونه است، به عنوان مثال از جمله شکیاتی که هرگز نباید بدان اعتنا نمود، شک فرد کثیر الشک (کسی که زیاد شک می کند) است، یا این که در بسیاری از سایر شکیات نماز(مثلاً شک بین ۳ و ۴ رکعت) باید برای پرهیز از وسواس، بنا را به طرف اکثر گذاشت و به آن عمل نمود.

بدین ترتیب آموزش های نماز، بسی قدرتمندتر از روش های معمول در علم غرب(مثل روش حساسیت زدایی تدریجی) در زدودن وسواس عمل می کنند، چرا که انسان نمازگزاری که در شبانه روز بارها به تعالیم ضد وسواس توأم با نماز گردن می نهد، در زندگی روزمره خود، قطعاً دور از وسواس خواهد زیست.

 

پي نوشت :

(۱) روانپزشکی لیتفورد ـ رئیس ( ترجمه زیر نظر عظیم وهابزاده ) صفحه ۲۹۷

(۲) در حاشیه شاید جالب باشد به یاد آوریم بسیاری از خوارج ملعون نهروان دچار وسواس های فکری و عملی شدید در مسائل اسلامی بوده اند .

 

 

 

 

تاثیر نماز بر وسواس فکری

 

  

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

شیطان به وسیله وسواس نمی تواند به ضرر بنده خدا کاری کند، مگر آن که بنده از یاد خدا اعراض کرده باشد. (۱)

" وسواس (Obsession)" از قدیمی ترین اختلالات شناخته شده روانی است که بین مردم از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است . (۲). وسواس را امروزه در دو عنوان کلی "وسواس فکری" (مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعی بدن، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناک مثل آتش سوزی و مرگ و ...) و "وسواس عملی"(مانند شست و شوی دست، استحمام، آرایش مفرط، امتحان درها و قفل ها، مرتب و منظم کردن، احتکار و جمع آوری و ...) طبقه بندی می کنند. (۳)

موضوع سخن امروز ما "وسواس فکری" است که می تواند مشکلات متعدد و مسایل آزاردهنده بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد. در این حالت شخص مبتلا ممکن است تصاویری ذهنی به شکل صحنه های وحشتناک و ناراحت کننده بسیاری داشته باشد که هر چه بیمار سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمی تواند از آنها خلاص شود. این وسوسه فکری از موضوعات بسیار کلی مانند سؤال ذهنی درباره اینکه: چه کسی خدا را آفریده؟ هدف از زندگی چیست؟ و ... گرفته تا افکار گناه آلوده جنسی و ترس های مرضی و .. متفاوت است و تقریبا همه این افکار بیمار را در وضعیت وحشتناکی قرار می دهند.

اما درست بر خلاف آنچه که در مورد شخصیت هایی مثل "جان بانی یان" (خطیب و مؤلف انگلیسی در قرن هفدهم) که به شدت از افکار وسواسی در ارتباط با خدا و مذهب رنج می برد، دیده شده، به نظر می رسد مذهب و شکوهمندترین جلوه آن یعنی "نماز" می توانند در زدودن وسواس فکری نقش بسیار مهمی بازی کنند.

گواه این موضوع نیز یادآوری این مساله است که در منابع اسلامی وسواس پدیده شناخته شده ای است و از آن به عنوان "وسوسه ای از سوی شیطان" اشاره می شود؛ به عنوان مثال در کتاب اصول کافی (باب عقل و جهل) آمده است: "در نزد امام صادق (علیه السلام) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است که شیطان را اطاعت می کند؟"

در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (علیهم السلام) روش های متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد کرده اند که از آن جمله بهره از ادعیه و اذکار خاصی از جمله (لا اله الا ا…) و (لا حول و لا قوه الا باا …) می باشد که در حقیقت ما حصل همه آن روش ها را می توان در "ذکر خدا" خلاصه کرد.

در منابع علمی جدید، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمان های دارویی و حتی قبل از آن، از روش های خاصی استفاده می شود که مهم ترین آنها روش "توقیف فکر" نام داد و بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده، فریاد می زند: ایست!؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند. (۴)

با این وصف برخی از اذکار و توجهات حین نماز، نه تنها با این قبیل روش ها قابل مقایسه است، بلکه بسیار موثرتر به نظر می رسد.

استفاده زبان و ذهن از ذکر "غیر المغضوب علیهم و لا الضالین" که جدایی راه مؤمن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد، دست کم ده بار، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مبارکه "ناس" بعد از حمد، بخصوص توجه آیات شریفه "من شر الوسواس الخناس، الذی یوسوس فی صدور الناس" به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افکار وسواسی مطرح هستند.

همان طور که اشاره شد ائمه معصوم (علیهم السلام) که پزشکان حقیقی بشرند، برای دوری از وسواس "ذکر خدا" را پیشنهاد کرده اند و این فرمان الهی است که:

(اقم الصلوه لذکری) "برای ذکر من نماز را به پا دارید".

 

پي نوشت :

 (۱) بحار الانوار. جلد ۶۹، صفحه ۱۲۴، حدیث ۲

(۲) ترجمه سیناپس کاپلان ـ سادوک ـ جلد ۲ـ ص ۵۱۹

(۳) همان منبع ص ۵۲۱

(۴) روانپزشکی لینفوردریس ـ ص ۳۰۲

  

منبع : http://www.sibtayn.com

 

 

 

پیامک      

 

 

پيامک ( اس ام اس ) شهادت امام جواد (ع)


 
تهیه کننده : سیدامیرحسین کامرانی
منبع: راسخون

 

 

 

 

شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، تسليت و تعزيت.
*******
شهادت غريبانه ي امام مسموم، جواد مظلوم(ع) بر شما تسليت باد.
*******
شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، امام جواد(ع) تسليت و تعزيت.
*******
غروب شفق گون نهمین آفتاب ولایت را تسلیت عرض می کنیم.
*******
ای باب الحوائج، یا جواد الائمه! ای بهارِ نُهُم، تو را شهید کردند؛ در حالی که هنوز بیش از 25 گُل در باغِ عمرت شکوفا نشده بود.
*******
ستاره جوان آسمان ولایت، با غروب سرخش، زمین را از داغ فراق پیر خواهد کرد.




 


سلام بر امام جواد(ع) که 25 سال، خورشید فضیلت را رویاند و شکوفاند و خود، فروزان تر از خورشید تابید و درخشید.
*******
سلام بر امام جواد(ع) که «جود» قطره ای بود در پیشانی بلندش و «علم» غنچه ای بود از گلستانِ وجودش و «حلم» گوهری بود از گنجینه فضایلش.
*******
سلام ما به رخ انور امام جواد
درود ما، به تن اطهر امام جواد
غريب بود و غريبانه جان سپرد و نبود
كسى به وادى غم، ياور امام جواد
*******
خورشید سپهر عدل و داد است جواد
سر لوحه دفتر رشاد است جواد
در جود و سخا کسی به پایش نرسد
چون مظهر جود حق جواد است، جواد
*******
اي شيعه بزن ناله و فرياد امشب
از غربت آن غريب کن ياد امشب
مسموم شد از زهر، جواد بن رضا
در حجره ي در بسته ي بغداد امشب




 


ابن الرضا به حجره غريبانه جان سپرد
او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد
مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل
از روي شوق در ره جانانه جان سپرد
*******
گشته عالم غرق ماتم در عزاى جوادالائمه
كرده زهرا ناله بر پا از براى جوادالائمه
يوسف زهرا به سن نوجوانى گشته مسموم
مى‏ دهد جان در ميان حجره ‏ى در بسته مظلوم
*******
یاجواد الائمه! اي خورشيد عشق
اي مولاي جوان من
چه زود غروب کردي!
*******
گشته عالم، غرق ماتم
در عزاي جواد الائمه
کرده زهرا ناله برپا
در عزاي جواد الائمه
شد ز بيداد، شهر بغداد
کربلاي جواد الائمه



امام جواد(ع):
بدان که از ديد خداوند پنهان نيستي
پس بنگر که چگونه هستي!
*******
در ميان حجره يا رب کيست غوغا ميکند
شکوه زير لب ز بي رحمي دنيا ميکند
همسرش از فرط شادي و شعف کف ميزند
زين عمل خود را به عالم خوار و رسوا ميکند



می زنم امروز در کوی توَلاّیت قدم
تا بگیری دست این افتاده را فردا جواد
در گلستان محمد، نخل سرسبز رضا
میوه قلب علی، ریحانه زهرا جواد
*******
مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت
آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت
می خواست که فریاد کند تشنه لبم
از سوز عطش، طاقت فریاد نداشت
 

منابع:
 

ماهنامه اشارات
ماهنامه گلبرگ
http://www.hawzah.net
http://sms4u.parsiblog.com
http://emamjavad.heyatblog.net

 

لينکهای    
 هفته      

 

 

دلداده
 ویژه نامه روز بزرگداشت علامه طباطبایی ( ره )

 

 

پارس قرآن

 

 

فرهنگ واژگان حج

 

 

سیویلیکا
تقویم کنفرانس ها و همایش ها

 

 

سازمان اسناد و كتابخانه ملی ايران