مجله شماره چهلم      

 سه شنبه 1 دی 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

● دانستنی های مدیریت

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مطالب خواندنی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

«براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد»

 

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ 249 وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ 250 فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَـكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ 251 تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ 252

ترجمه فارسي مکارم

و هنگامى كه طالوت (به فرماندهى لشكر بنى اسرائيل منصوب شد، و) سپاهيان را با خود بيرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسيله يك نهر آب، آزمايش مى ‏كند; آنها (كه به هنگام تشنگى،) از آن بنوشند، از من نيستند; و آنها كه جز يك پيمانه با دست خود، بيشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده كمى، همگى از آن آب نوشيدند سپس هنگامى كه او، و افرادى كه با او ايمان آورده بودند، (و از بوته آزمايش، سالم به‏در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از كمى نفرات خود، ناراحت شدند; و عده‏اى) گفتند: «امروز، ما توانايى مقابله با (×جالوت×) و سپاهيان او را نداريم» اما آنها كه مى ‏دانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخيز، ايمان داشتند) گفتند: «چه بسيار گروه ‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏ كنندگان) است «249» و هنگامى كه در برابر (×جالوت×) و سپاهيان او قرارگرفتند گفتند: «پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز بگردان! «250» ج سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزيمت واداشتند و «داوود» (نوجوان نيرومند و شجاعى كه در لشكر «طالوت‏» بود)، «جالوت‏» را كشت; و خداوند، حكومت و دانش را به او بخشيد; و از آنچه مى‏ خواست به او تعليم داد و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمى‏ كرد، زمين را فساد فرامى ‏گرفت، ولى خداوند نسبت به جهانيان، لطف و احسان دارد «251» اينها، آيات خداست كه به حق، بر تو مى ‏خوانيم; و تو از رسولان (ما) هستى «252»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت    
علوی     

 

 

خود ارزیابی

 قسمت دوم

 

 

 امام على (ع ) مى فرمايد:
عباد الله زنوا انفسكم من قبل ان توزنوا، و حاسبوا من قبل ان تحاسبوا... و اعلموا انه من لم يعن على نفسه حتى يكون له منها واعظ و زاجر، لم يكن له من غيرها لا زاجر و لا واعظ ؛ (1) اى بندگان خدا! قبل از اين كه مورد سنجش قرار گيريد خود را بسنجيد؛ و قبل از آن كه شما را به پاى حساب ببرند حساب خود را برسيد... و آگاه باشيد آن كس كه به خويشتن كمك نكند و واعظ و مانعى از درون جانش براى او نباشد، از ديگران واعظ و مانعى براى او نخواهد بود.
همچنين علما و دانشمندان اسلامى در جهت راهنمايى انسان ها به سوى تكامل و ترسيم جاده كمال ، مساءله ارزشيابى و محاسبه از خويش را مطرح كرده اند.
علما و آموزگاران علم اخلاق ، براى كنترل و تسلط بر نفس ، مراحل چهار گانه اى مطرح مى كنند كه ارزشيابى و محاسبه نفس ، يكى از اين مراحل ، و از جايگاه ويژه اى در اين فرايند برخوردار است . مراحل كنترل نفس ، و سير و سلوك الى الله باختصار عبارتند از:
مرحله اول : مشارطه :
اين مرحله كه مرحله تعهد و ميثاق مى باشد، چنين است كه فرد با خود شرط كند و پيمان ببندد كه مثلا امروز بر خلاف فرمان خداوند متعال رفتار نكند. در سازمان نيز اين نكته مى تواند رعايت شود؛ به طورى كه هر فرد، در هر روز با خود پيمان ببندد كه كارها و وظايف خود را به درستى انجام دهد، و كارى بر خلاف قوانين و مقررات سازمان ، و يا برخلاف وظايف و مسئوليت هاى خويش و در راءس همه اين شاخص ها، كارى بر خلاف رضاى خداوند متعال انجام ندهد.
مرحله دوم ؛ مراقبه :
 اين مرحله كه مرحله نظارت و مراقبت بر تعهد مى باشد، به آن معنا است كه انسان در تمام آن مدت روز متوجه اعمال و رفتار خود باشد، و خويشتن را ملزم به رعايت شرط و پيمان خود نمايد؛ تا برخلاف اوامر الهى كارى انجام ندهد. در سازمان نيز فرد بايد در آغاز روز، اعمال و رفتار خويش را در نظر داشته و مواظب باشد كه وظايف و مسئوليت هاى خود را به بهترين شكل انجام دهد و بر خلاف قوانين و مقررات سازمان عمل ننمايد.
مرحله سوم ؛ محاسبه :
اين مرحله كه همان مرحله ارزشيابى و حسابگرى مى باشد، به معناى آن است كه فرد، اعمال و رفتار گذشته خود را دقيقا مورد محاسبه و ارزيابى قرار دهد، تا مشخص شود كه آيا مطابق پيمان و شرط خود عمل كرده است يا نه . در سازمان نيز اين مرحله همان ارزشيابى از عملكرد گذشته خويش است ؛ يعنى فرد تلاش مى كند تا بر اساس ضوابط و معيارهاى مشخص شده ، نقاط قوت و نقاط ضعف عملكرد خويش را شناسايى كرده و ارزيابى درستى از عملكرد خويش ‍ داشته باشد.
مرحله چهارم ؛ معاتبه و معاقبه :
اين مرحله كه همان ملامت نفس و يا عقاب و عتاب آن است ، به اين معنا است كه اگر نتيجه ارزشيابى منفى بود و بعد از ارزشيابى ، مشخص شد كه انسان بر طبق شرط و پيمان عمل نكرده است ، نفس خود را ملامت و سرزنش ، و به نويسندگان كتاب هاى اخلاق و سير و سلوك ، مرحله ديگرى به نام مرحله مجاهده نيز، به اين مراحل چهارگانه اضافه نموده اند. هدف از اين مرحله تاءديب نفس و تلاش به منظور ترغيب نفس به ترك محرمات و جبران خطاهاى گذشته است . بنابراين ، هدف اصلى از طى نمودن اين مراحل ، اصلاح خطاهاى گذشته و بهبود عملكرد آينده است .
در سازمان نيز هر يك از كاركنان بايد به دقت عملكرد خود را ارزشيابى نمايد و در صورتى كه مشاهده كرد عمى را بر خلاف قوانين و مقررات انجام داده است ، خود را موظف به اصلاح آن عمل نمايد، و براى بهبود عملكرد خود تصميم جدى بگيرد. البته شايد گفته شود كه مراحل سير و سلوك ، ربطى به سازمان و مسائل سازمانى ندارد، و تنها در قلمرو مسائل فردى ، و موضوعات ارزشى و اخلاقى مصداق مى يابد و نمى توان اين فرايند اخلاقى و عرفانى را به سازمان و روابط سازمانى تعميم داد!
بدون شك نبايست دامنه شمول اين مرحله را به قلمرو مسائل فردى و اخلاقى محدود كرد و از آن در سازمان و مسائل سازمانى استفاده نكرد؛ بلكه مى توان آن را تعميم و گسترش داد و در سازمان و مسائل و موضوعات مربوط به آن نيز به نحو مطلوبى آن را به كار گرفت .
1) نهج البلاغه ، خطبه 90.

 

ادامه دارد

 

 

جمله      
 مديريتی
    

 

 

« ناتوان از تغيير خود »

 

 

من از بعضی آدم ها تعجب مي كنم! می خواهند دنيا را تغيير دهند ولی از تغيير خود عاجزند.

تولستوی

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

مشورت

 

 

خير من شاورت ذوواالنهى والعلم واولوا التجارب والحزم

 

بهترين كسى كه با او مشورت كنى كسى است كه صاحب عقل و علم و تجربه ها و دورانديشى باشد.

 

امام على (عليه السلام) - غررالحكم 3/428/4990
 

 

 

طنز       
مديريتی    

 

 

مدیریت چاله!

 

 

 

در نقطه ای از شهر بدلیل عدم زیرسازی مناسب، چاله‌ای بزرگ پدیدار میشد و عده‌ای در غفلت مرتبا مجروح می شدند . مدیران مربوطه نشستند تا چاره اندیشی کنند.

مدیر مستقیم: بهتر است آمبولانسی را در کنار چاله مامور کنیم تا مجروحان را به بیمارستان برساند .

مدیر رده بالا : نه اینکار وقت تلف میکند، بهتراست درمانگاه اورژانسی با تجهیزات و پرسنل مجرب در کنار چاله مستقر کنیم.

مدیر رده بالاتر : نه این کار زمان بر و هزینه بر است بهتراست جاده و چاله را در کنار بیمارستان احداث کنیم.

 

 

حکايت     
مديريتی    

 

 

تله موش

 

 

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته‌اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لب‌هايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه مي‌رسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آورد‌ه‌اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط مي‌توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب مي‌داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديده‌ام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خنده‌اي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟
در نيمه‌هاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد مي‌كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها مي‌گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته‌اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!


---------------------------------------------------------------------

شرح حكايت:

به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، مي‌تواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي برای حل آنها بيابند.

 

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

 

مهارت حل مساله

 

 

 

هر انسانی در دوران زندگی اجتماعی خود با مسائل و مشکلاتی روبه‌رو می‌شود. این مسائل ممکن است مربوط به دوران کودکی، نوجوانی، جوانی، انتخاب شغل، انتخاب رشته، انتخاب همسر و انتخاب دوست باشد.
برای شناخت و حل مسائل مهم زندگی و تصمیم ‌گیری مناسب، راه‌های مختلفی وجود دارد. یکی از این راه‌ها، استفاده از تجربه‌ی شخصی یا تجربه دیگران است. وقتی ما دچار مشکل می‌شویم، ممکن است از تجربه‌های شخصی خودمان استفاده کنیم یا از تجربه‌های دیگران که در این باره تجربه دارند و صاحب نظر هستند‌بهره بگیریم. به طور مثال، اگر برای انتخاب رشته تحصیلی فرزندمان دچار مشکل شدیم از تجربه دیگران که انتخاب رشته کرده‌اند استفاده می‌کنیم. زیرا آنان اطلاعات کافی در این باره دارند. بنابراین از افراد دانشگاهی برای انتخاب رشته فرزندمان کمک می‌گیریم و با آنان مشورت می‌کنیم.
در زمان‌های قدیم که دیوار خانه کعبه را می‌ساختند. سران قبایل مکه می‌خواستند سنگ حجرالاسود را در دیوار آن قرار دهند. در میان سران قبایل اختلاف افتاد و هر کسی می‌خواست افتخار نصب آن سنگ حجرالاسود از آن وی باشد. نزدیک بود میان سران قبایل عرب، درگیری به وجود آید. یکی از حاضران پیشنهاد کرد، برای حل مشکل، هر کسی وارد کعبه شد نظر او را بپذیریم. در همین زمان پیامبر(ص) وارد کعبه شد آن حضرت در آن زمان به محمد امین معروف بود و هنوز به پیامبری نرسیده بود. سران قبیله مشکل را بیان کردند. حضرت محمد(ص) فرمود: پارچه محکم و بلندی بیاورند. رسول خدا(ص) آن سنگ را در میان پارچه گذاشت و به سران قبایل گفت، هر کدام از شما گوشه‌ای از پارچه را بگیرید و آن را بلند کنید. سپس با دستان مبارکش حجرالاسود را در داخل دیوار کعبه جای داد. پیامبر(ص) مشکل را با خلاقیت و ابتکار خود حل کردند و از جنگ و درگیری جلوگیری کردند.

 

 

نکات       
مديريتی    

 

 

پله هايی به سوی حرفه ای شدن
 

 

مي گويند هر كاري كه انجام مي دهي، سعي كن در آن بهترين باشي، همه جوانب كار دستت بيايد و به قولي در آن حرفه اي شوي. گفتن اين جملات خيلي آسان است اما وقتي زمان عمل مي رسد يا فراموش مي كنيم چه هدفي داشته ايم يا تصميم مي گيريم راه آسان تر يعني سطحي كار كردن را انتخاب كنيم. تسلط و احاطه همه جانبه بر شغل، هر چند ناشي از دغدغه مندي، تجربه فراوان و كسب دانش و خردمندي لازم است اما هيچ ربطي به درخواست كارفرما ندارد. حرفه اي شدن، فراتر از مسئوليت خواسته شده است و در حقيقت، به نوعي، در مشت گرفتن كار به شمار مي رود. شايد برايتان جالب باشد كه با برخي از اصول حرفه اي بودن آشنا شويد.

*داشتن دغدغه: قبل از هر چيز، بايد كارتان به نوعي برايتان دغدغه باشد؛ يعني به هر دليلي از جمله نياز مالي، علاقه و... شروع به كار كرده باشيد و بخواهيد واقعا كارتان را همه جوره به دست بگيريد، به طوري كه بتوانيد پاسخگوي هر سوالي در زمينه شغل تان باشد.

*جديت: دومين رمز حرفه اي شدن، جديت است؛ يعني نبايد از سر تفريح و وقت گذراني آغاز به كار كرده باشيد بلكه مصمم و جدي و با نظم و وقت گذاشتن كافي، به شغل تان توجه كنيد.

*دانش و خردمندي: به حوزه كاري خود اشراف فكري داشته باشيد؛ يعني بدانيد كه در كارتان چه چيز مهم است، چه چيز مهم نيست، كجا و كي اهميت بيشتر يا كمتري وجود دارد و در يك كلام، خلاقانه و آينده نگرانه به ارتقاي وضعيت انديشيده و راهكارهاي آن را ابداع كنيد.

*تجربه فراوان:
سعي كنيد تجربه هايتان را - چه تلخ و چه شيرين - به خاطر بسپاريد چرا كه در راه حرفه اي شدن، به آنها نياز داريد تا تمامي راه و چاه موضوع را بشناسيد. به اين ترتيب قادر خواهيد بود كه خودتان را با هر محيط كاري وفق دهيد و فرهنگ سازماني آنجا را درك كرده و در صورت امكان، ارتقا دهيد.

*لذت بردن: شايد لذت بردن از كار، براي خيلي ها حسي غريبه باشد و صرفا كارمان را از سر رفع حاجت و گذران امور با بي ميلي و به صورت انفعالي انجام بدهيم اما چاره اي نيست و براي حرفه اي شدن، بايد از كار لذت برد و آن را با شوق وذوق وافر دنبال كرد.

*رعايت احترام : احترام گذاشتن، موارد متعددي را شامل مي شود؛ از جمله احترام به همكاران، مشتريان، كارفرمايان، سازماني كه در آن كار مي كنيم، شئونات محيط كار، رعايت اصول اخلاقي و غيره. مطمئن باشيد كه تكيه بر اين اصل معجزه وار، رشد حرفه اي شما را تضمين مي كند.

*يادگيري مستمر: يعني اينكه نگوييم اي بابا! كار ما همين است و بيشتر از اين به دردمان نمي خورد بلكه دائما بياموزيم و به هيچ قيمتي يادگيري مان را در حوزه فعاليت مان متوقف نكنيم.

*پشتكار: اين كلمه را هم كه همه مان زياد شنيده ايم اما براي داشتنش بايد سعي كنيم نااميدي بر ما مستولي نشود و به راحتي از ميدان بيرون نرويم. به اين ترتيب، به راحتي مي توانيد با بحران هاي سازماني تان كنار بياييد و با دلگرمي به كار خود ادامه داده و از شكست نترسيد.

*دلسوزي و تعهد:
كارهاي خود را با دلسوزي و متعهدانه انجام دهيد؛ طوري كه نشان دهيد واقعا به سازمان تان تعلق خاطر داريد و كار را از آن خود مي دانيد، جوش كارتان را مي زنيد و به هيچ وجه بي تفاوت يا كم توجه نيستيد.

*بهره وري: و اين نتيجه اي است كه بعد از رعايت همه موارد گفته شده به دست مي آيد. به اين ترتيب، بازده كار شما بالا مي رود، اثربخشي و كارايي تان زياد مي شود، از سرعت و دقت كافي برخوردار خواهيد بود، در كارهايتان خلاقيت و نوآوري به خرج مي دهيد و در نهايت با هزينه كمتر، ارزش افزوده بيشتری برای خود و سازمان تان ايجاد مي كنيد و صد البته از درآمد مناسب و شايسته اي نيز برخوردار خواهيد شد.

از همين امروز بكوشيم تا در زندگي خود حرفه اي باشيم و با مسائل كاري خود حرفه اي برخورد كنيم تا براي خود و جامعه مان ثمربخش تر بوده و نقش جدی تر و اثرگذارتری ايفا كنيم. زندگي و كار در يك محيط حرفه ای، واقعا لذت بخش است.

 

 

دانستنيهای   
 مديريت     

 

 

عمل راهبردی مهم ‌تر از برنامه راهبردی است


 

عقل و تجربه نشان داده که تیمی ‌موفق است که علاوه بر داشتن برنامه‌های از پیش کار شده، در وقت عمل نیز "دست به کار" شود، یعنی "پا به توپ" شود و آن برنامه‌ها را عمل کند.
توپ، کسب و کار فوتبال است. اگر توپی نباشد که به دنبال آن دوید، فوتبال پدید نمی‌آید. بنابر این اصل واضح، اگر تیمی‌ پدید بیاید و مربی نیز داشته باشد و همه هماهنگ هم باشند، اما توپی موجود نباشد، معنا و ارزشی وجود نخواهد داشت. حتی اگر توپی نیز وجود داشته باشد، اما به‌کار گرفته نشود، پاس داده نشود، به حرکت درنیاید و فقط زیر آن زده شود، بازهم حقیقتا تیم، تیم نخواهد بود و نتیجه نخواهد گرفت. آیا صرف برنامه داشتن، اما به دنبال توپ نرفتن می‌تواند معجزه کند؟
سازمان‌ها نیز کسب و کار خاص خود را دارند. توپ یک سازمان که باید به دنبال آن بدود، یا تولید خودرو است یا لاستیک یا نفت یا شیشه یا فولاد یا لوازم خانگی یا بیمه یا بانکداری یا هتل‌داری یا هرگونه خدمت‌رسانی دیگر.
اگر سازمانی رهبر و کارکنانی دانا داشته باشد که چشم‌انداز خوبی برای حرکت تصویر کرده‌اند و برنامه‌های راهبردی بسیار عالی در اختیار دارند، اما در میدان رقابت، عمل نمی‌کنند، چیزی از خود نشان نمی‌دهند، مصمم و درگیر نیستند، هر کس در برج عاج خود نشسته و دیگران را نصیحت یا سرزنش می‌کند، همه می‌گویند فلان کار باید انجام شود و فعل خواستن و حرکت و عمل و اقدام صرف نمی‌شود، چه توقعی می‌توان داشت؟ فراموش نکنیم عمل راهبردی مهمتر از داشتن برنامه راهبردی است.

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

اخلاق مدیریتی از نظرگاه حضرت امام خمینی (ره) - 4

 

 


 

 

موضع اسلام
صحيفه امام ج‏4 ص1
ـ به عقيده ما اساساً اسلام يك مذهب ترقي خواه است، ولى ما دشمن رژيم هايى هستيم كه تحت عنوان تجدد خواهى، روش ديكتاتورى و ظلم را در پيش مى‏ گيرند.

مسائل اسلام
صحيفه امام ج‏4 ص 10
ـ مسائل اسلام بالاتر از اين معانى است و ابعادْ زياد دارد؛ و بايد كسى كه مى ‏خواهد بشناسد اسلام را، درست نگاه كند به قرآن كه مبدأ اصلى است و همه ابعادى كه در قرآن هست، همه را ملاحظه كند.

اغفال روشنفکرهای ناآگاه
صحيفه امام ج‏4 ص 18
ـ ما نبايد هر حرفى كه بشنويم يا منتشر باشد بين اقشارى، نبايد بى ‏دليل مطلب را قبول كنيم. انسان اگر بى ‏دليل يك مطلبى را قبول كند، اين مريض است؛ انسان سالم نمى‏شود يك مطلبى به او بگويند و بى ‏دليل، همين طورى وقتى گفتند، قبول كند.

کار خیر
ـ نگذاريد كه براى آخر عمر كار خوب بكنيد. اين خيالى است كه انسان اين خيال را ممكن است بكند؛ ولى از آن خيال هاى شيطانى است كه مى‏ خواهد آدم را نگذارد كه كار خير بكند.

احكام همه جانبه اسلام
صحيفه امام ج‏4 ص 31
ـ قدم به قدم، اسلام قانون دارد، تا آن وقتى كه مى خواهد بميرد، قوانين هست؛ براى بعد از موت قوانين هست.
ـ اينجا كه هستيم، براى بعد از موتمان هم قوانين تهيه آنجا را هم همين جا قوانين اسلام، ديده است؛ مثل قوانين اينجا و بشر نيست كه نتواند جز همين پرده مادى را ببيند. آنها پرده معنوى را هم ديدند، و قوانين از براى آن هست؛ و همه پيغمبرها كه تشريف آوردند، براى تربيت اين بشر به همه ابعادش، غير انبيا نمى ‏توانند به همه ابعاد تربيت بكنند.

تربيت انسانی
صحيفه امام ج‏4 ص 31 و32
اگر چنانچه تربيت مرد صالحى هم باشد، يك اشخاص صالحى هم باشند، آن قدرى كه مى ‏توانند تربيت كنند، تربيت براى همين زندگى‏ دنياست.

عمر، امانتى الهى
صحيفه امام ج‏4 ص 32
ـ اين قدرتى كه الآن شما داريد، اين قدرت را كه خدا به شما داده است، صرف خدا بكنيد. امانتى است خدا داده؛ براى او صرف بكنيد.

اجتماع احكام اخلاقى و اجتماعى در اسلام
صحيفه امام ج‏4 ص 33
ـ اينهايى كه مى‏ خواهند بشريت را به فساد بكشانند، اينهايى كه ريختند به جان مردم؛ شمشير را بكشيد، اينها را قطعشان كنيد يا آدمشان كنيد. اين، اگر بشود آدمشان بكنيد، اگر نه قطعشان كنيد.

ـ يك چيز فاسد، يكوقت مى ‏بينيد كه يك جامعه را فاسد مى ‏كند.
صحيفه امام ج‏4 ص34
ـ اينى كه اسلام جلويش را مى ‏گيرد و با او مخالف است، آن عبارت است از كشيدن مردم به شهوات.

دشمن شناسی
صحيفه امام ج‏4 ص 56
ـ اما ما مسئول هستيم از طرف اسلام، ما پيش ملت مسئوليم؛ بايد مسائل را به مردم برسانيم، بگوييم كه اينها دارند به سر اين ملت چه مى ‏آورند.

منطق نظام اسلامی
صحيفه امام ج‏4 ص65
ـ منطق ما اين است كه ما يك حكومتى مى ‏خواهيم كه آن به حال ملت ما دلسوز باشد.

صحيفه امام ج‏4 ص 91
ـ ما منطقمان، منطق اسلام، اين است كه سلطه نبايد از غير بر شما باشد.[1] نبايد شما تحت سلطه غير برويد. ما هم مى ‏خواهيم نرويم زير سلطه.
ـ ما اصل گفتنمان اين است كه امريكا نبايد باشد. نه امريكا تنها، شوروى هم نبايد باشد؛ اجنبى نبايد باشد. منطق ما اين است و فرياد ما هم همين است‏.

استقلال
صحيفه امام ج‏4 ص 104
ـ ما همه چيزمان نبايد بند ديگران و انگل باشد. ما بايد مستقل، خودمان اداره كنيم مملكت خودمان را.

خودسازى
صحيفه امام ج‏4 ص 107
ـ همه‏تان براى ايران، براى اسلام، يك افراد شايسته بشويد جديت كنيد كه خدمتگزار بشويد
ـ غالباً ماها وقتى كه چيزى دستمان نيست؛ بله، خوب و چيز است! وقتى دستمان آمد ديگر اين طورها نيست! نه، جديت بايد بكنيد؛ خودتان مهذب كنيد و تمسك به اسلام بكنيد و اعمالتان را تطبيق بكنيد با احكام اسلام؛ افراد شايسته‏اى بشويد

قیام لله
صحيفه امام ج‏4 ص 108
قُلْ انَّما اعِظُكم بِواحدةٍ انْ تَقُومُوا للَّه مَثْنى و فُرادى‏؛ [2] خداوند تعالى تكليف ما را معين فرموده ‏اند: به رسول اكرم مى ‏فرمايند كه بگو به مردم كه فقط من يك موعظه دارم- واعظ، خداى تبارك و تعالى، واسطه تبليغ پيغمبر اكرم- موعظه، يك موعظه فقط انَّما، موعظه اين است كه براى خدا قيام كنيد.
ـ آن يك موعظه اين است كه به امت امر مى ‏فرمايد به وسيله رسول اكرم، كه انْ تقوموا للَّه: براى خدا قيام كنيد؛ نهضت كنيد؛ دو تا دو تا؛ اقل اجتماع؛ اقل جمعْ؛ دو تا دو تا؛ تنهايى هم وسيله است؛ اجتماعى حتى تا دو نفر دو نفر، و «فُرادى‏» تنهايى.

رسالت فردى و اجتماعى
صحيفه امام ج‏4 ص 109
ـ وقتى قيام براى خدا شد، للَّه شد، [تكليف روشن است‏] مهم اين است كه قيام براى خدا باشد.
ـ اين چيزى است كه خداى تبارك و تعالى مى ‏خواهد كه اهتمام انسان داشته باشد به امر مسلمين: مَنْ اصْبَحَ و لَمْ يَهْتَمَّ بامورِ المسلمينَ فَلَيسَ بمُسْلم [3]؛ كسى كه صبح كند و مُهْتَم نباشد، اهتمام به امر مسلمين نداشته باشد، مُسْلم نيست‏.

اسلام و استبداد
صحيفه امام ج‏4 ص147
رژيم اسلامى با استبداد جمع نمى ‏شود.

سير نهضت انبیا
صحيفه امام ج‏4 ص 150
ـ اين سيره انبيا بوده است كه اين كارها را مى ‏كرده ‏اند. انبيا، اوليا، در مقابل ظَلَمه، در مقابل اشخاصى كه ظلم به مردم مى‏ كردند، قيام مى ‏كردند و كشته مى ‏شدند و كشتار مى ‏كردند و جوان هايشان را مى ‏دادند و اصحابشان را مى ‏دادند.

مخالفت ما با فحشا، فقر، چپاولگرى
صحيفه امام ج‏4 ص 201
ـ ما مى ‏گوييم يك مملكتى كه در آن مراكز فساد بيشتر از كتابخانه است، اين مملكت نمى ‏تواند مملكت باشد براى ما.
ـ علماى اسلام اينها را مى‏گويند. مى ‏گويند بايد اسلام، بايد عدل باشد، بايد عدالت اسلامى باشد، بايد تعديل بشود اين سرمايه ‏ها؛ بايد به احكام اسلام عمل بشود. تعديل كنيم اين سرمايه‏ ها را؛ اين چپاول ها بكلى از بين بايد برود.
ـ حكومت مال همه است، براى همه بايد كار بكنند. براى ضعفا بايد بيشتر كار بكنند تا اينها را برسانند به آن حدها.
ـ يك چيز ديگرى كه من اينجا بايد به آقايان عرض بكنم اين است كه آقايان به اعمالشان، به اعمالى كه از طرف اسلام به آنها هدايت شده، عمل بكنيد.

لزوم توجه به احكام عبادى
صحيفه امام ج‏4 ص 202
ـ اگر چنانچه شما مستحكم كنيد رابطه خودتان را با خدا، خداوند تأييدتان مى ‏كند و تمام شرها را از شما رفع مى‏ كند و شما را مستقل و آزاد مى‏ كند.
ـ اين احكامى كه اسلام آورده است براى اين است كه روح شما را تربيت بكند.
ـ همين طور به اين اعمالى كه از طرف خدا سفارش شده است، عمل بكنيد و كم نگيريد. نماز را كوچك حساب نكنيد.

خیانت به اسلام
صحيفه امام ج‏4 ص 237 و 238
ـ اين خيانت بر اسلام است كه ما اختلافات بيندازيم بين خودمان و با هم اختلاف كنيم‏.

معيارهاى اسلامى
صحيفه امام ج‏4 ص249
ـ هر كس بر اساس اين معيارهاى اسلامى با مردم حركت كند، مورد قبول و محبوبيت مردم خواهد بود.
ـ در اسلام معيار، رضايت خداست و نه شخصيتها.
ـ ما شخصيتها را با حق مى‏ سنجيم، و نه حق را با شخصيتها.
ـ معيار، حق و حقيقت است.
ـ بر خلاف اسلام، كمونيست ها شخصيت را بت و قدرت را در او متمركز مى ‏سازند.
ـ حكومت اسلامى ما متكى به آراى عمومى خواهد بود. و همه احزابى كه براى مصالح ملت ما كار كنند، آزاد خواهند بود.

معيارهاى جمهورى اسلامى
صحيفه امام ج‏4 ص 266
ـ در جمهورى اسلامى، زمامداران مردم نمى‏ توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت‏ اندوزى كنند و يا در زندگى روزانه امتيازى براى خود قائل شوند.
ـ بايد ضوابط اسلامى را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعايت كنند و حتى پاسدار آن باشند.
ـ دقيقاً بايد به آراى عمومى در همه جا، احترام بگذارند.
ـ هيچ گونه تسلط و يا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم، نبايد بپذيرند. مطبوعات در نشر همه حقايق و واقعيات آزادند.
ـ هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتى كه مصالح مردم را به خطر نيندازند آزادند و اسلام در تمامى اين شئون حد و مرز آن را تعيين كرده است.

اتحاد
صحيفه امام ج‏4 305
ـ آقايان، همه با هم بايد باشيد؛ اين اختلافات بيرون را، اين اختلافات داخل را دور بريزيد؛ شعارهاى غير اسلامى را كنار بگذاريد

اهتمام به امر مسلمين
صحيفه امام ج‏4 ص 43
ـ لازم است در خلال اعمال شريفه حج به يكى از بزرگترين فلسفه اين اجتماع عظيم توجه داشته و به وضع اجتماعى و سياسى كشورهاى اسلام رسيدگى كرده و از گرفتاری هاى برادران ايمانى خود مطلع گشته و در رفع آن حسب وظيفه اسلامى و وجدانى كوشش كنند. اهتمام به امر مسلمين، از فرايض مهمه اسلام است


-------------------------------------------
1ـ سوره نساء،آیه141:«ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا».
2ـ بخشی از آیه 46سوره سبأ.
3ـاصول کافی،ج2،ص163.

 

کلید      
هدایت     

 

 

پیامبر اکرم (ص) در کلام امام حسین (ع)

 

 

 

کانَ رسُولُ الله (ص) اَحسَنَ مَن خَلَقَ اللهُ خَلقاً

بهترین (و کامل ترین ) آفریدة خداوند تبارک و تعالی ، رسول خدا (ص) است.

 

 

 

آیین الهی اسلام به همت رسول خدا (ص) در جهان پا گرفت و با حماسة بزرگ امام حسین (ع) بقا و دوام پیدا کرد.

حماسة عاشورای حسین (ع) در شرایطی که دشمنان اسلام کمر به نابودی حق و حقیقت بسته بودند ، حیات و بقای دوباره آیین الهی را تضمین کرد.

از امام حسین (ع) دربارة آیة « سوگند به شاهد ( گواه و حاضر و ناظر) و به مشهود ( دیده شده و از یاد نرفتنی)» پرسیدند ، فرمود : منظور از شاهد ، جدّم رسول خدا (ص) است و مراد از مشهود ، روز قیامت است.

امام حسین (ع) در تفسیر آیة « سوگند به آفتاب و تابشش در هنگام برآمدنش» . فرمودند: منظور از آفتاب ، محمد (ص) پیامبر خداست...»

امام حسین (ع) می فرماید : از پدرم دربارة زندگی شخصی و اخلاق و رفتار پیامبر خدا(ص) پرسیدم ، ایشان فرمودند : « ... چونه وارد منزل خود می شدند ، وقت خود را به سه قسمت تقسیم می کردند : بخشی را برای خدا و عبادت او ، بخشی را برای خانواده اش و بخشی را نیز به خود اختصاص می دادند. سپس آن وقت مخصوص به خود را ، میان انجام دادن کارهای شخصی و رسیدگی به امور خود و مردم تقسیم می کردند.»

زبان رسول خدا (ص) ، جز به سخنان سودمند گشوده نمی شد ، مردم را با هم صمیمی و متحد می کرد و آنان را از خود و همدیگر گریزان نمی ساخت تا دچار تشتّت و پراکندگی نشوند.

نشست و برخاست او جز با یاد و ذکر خدا نبود . برای خود در مجاس ، جای ویژه ای (که نشانة تشخّص و برتری باشد ) قرار نمی داد و دیگران را نیز از این کار نهی می کرد.

رسول خدا (ص) در برخورد ( با مردم) ، همواره گشاده رو ، خندان ، آسان گیر ، بی تکلّف و نرم خو بود. نه بدخو و نه خشن و نه پرخاش گر و ناسزاگو و نه عیب جو و خرده گیر و نه چاپلوس و ثناگو.

رسول اکرم (ص) ، خود را از سه چیز نجات داده بود : جدال ( بگو و مگو) ، پرگویی و سخنان بیهوده ، همچنین ایشان مردم را از سه چیز باز داشته بود : از هیچ کس بدگویی نمی کرد و کسی را سرزنش نمی کرد ؛ در پی لغزش ها و رازهای مردم نبود و جز وقتی که امید به پاداش خداوند داشت ، سخن نمی گفت .

سکوت او بر چهار ویژگی استوار بود : بردباری ، هوشیاری ، اندازه نگه داشتن و اندیشیدن.


 

1- البروج ، 3

2- الضحی ، 1

 

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

مجموعه مباحث فرهنگی ( بخش هشتم )

 

 

 

ابزار و روش‏های تهاجم فرهنگی چيست؟ 

 

هر جريان فرهنگى، به ابزارها و روش‏هايى نياز دارد تا بتواند در طرف مقابل رسوخ و نفوذ كند. امپرياليسم غرب به ويژه آمريكا در تهاجم به بنيان‏هاى فرهنگى كشور ما از روش‏ها و ابزارهاى مختلفى استفاده كرده است از جمله:

1. ابزارها و روش‏هاى فرهنگى

اين گزينه شامل استفاده از هنر سينما و تئاتر، انواع فيلم‏ها و سريال‏هاى تلويزيونى، اشعار و مقالات و رمان‏هاى مختلف جهت ترويج پوچ‏گرايى و بى هويت كردن مردم يك كشور و ايجاد ترديد در مبانى تئوريك نظام سياسى جمهورى اسلامى ايران، نفوذ در مدارس و دانشگاه‏ها و ترويج مكاتبى چون انسان‏مدارى (اومانيسم)، سكولاريسم و تكثرّگرايى (پلوراليزم) دينى براى تضعيف مبانى معرفتى حكومت دينى و...

2. ابزارها و روش‏هاى اقتصادى

صندوق بين المللى پول و بانك جهانى در تلاشى هدفمند، براى دادن وام به دولت‏ها شرايطى را مى ‏گذارند كه در تحميل فرهنگ سرمايه ‏دارى غرب مؤثر است. به عنوان مثال براى دادن وام به ايران، شرايطى مبتنى بر تسريع خصوصى سازى، تعديل اقتصادى و هماهنگى با بازار آزاد جهان قرار داده شد كه به ايجاد مناطق آزاد تجارى و ديگر تحولات انجاميد. اين مناطق زمينه بسيار مناسبى براى ترويج فرهنگ غربى، تغيير الگوى مصرف، تجمّل گرايى و مدهاى غربى فراهم كرده است. از طرف ديگر، براى صدور تكنولوژى ‏هاى غرب، شرط همكارى و انتقال تكنولوژى را به گونه ‏اى ترسيم مى‏كنند كه فرهنگ بيگانه را نيز وارد آن كشور سازد.

3. ابزارها و روش‏هاى اجتماعى

شامل گستردن فساد جنسى در جامعه با فيلم ‏هاى ويديويى و برنامه‏ هاى تلويزيونى و ماهواره‏اى، مجلات و تصاوير مبتذل، كاتالوگ كالاهاى لوكس و تبليغاتى و. همه اينها در ترويج فسادهاى اجتماعى، بى ‏هويت كردن نسل جوان، گسترش فساد و خشونت، نا امنى، بى ‏كارى و مشكلاتى از اين دست نقش دارند. آنها مى ‏خواهند افراد جامعه، به خصوص نسل جوان را از اهداف معنوى و فرهنگ انقلاب اسلامى منحرف كنند. ايجاد روحيه مدگرايى و اخلاق خاص ترويج كنندگان اين مدها، در قالب گروه ‏هايى مانند رپ و هوى متال ديده مى ‏شود كه ترويج كننده رفتارهاى ضد اخلاقى است همجنس بازى و برقرارى روابط آزاد جنسى از رهاوردهاى اين پديده است از طرف ديگر، صنعت گردشگرى بدون كنترل و نظارت‏هاى لازم و گسترش مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلى نيز از ديگر ابزارهاى اجتماعى تهاجم فرهنگى به شمار مى ‏آيند.

4. تهاجم فرهنگى در محيط دانشگاهى

مانند ايجاد دگرگونى در نظام فكرى و اعتقادى، از طريق استفاده‏هاى نادرست فلسفى و نظرى از رهاوردهاى علمى و القاى ناكارآمدى حكومت دينى، القاى نگرش‏هاى معرفت شناختى، جامعه شناختى، روان‏شناختى و تفكرات سياسى و اجتماعى غربى و تبليغ خالى بودن دين از چنين محتوياتى، كم‏رنگ ‏سازى ارزش‏ هاى اصيل و پايدار دينى و تبليغ نسبيت و تاريخ مندى اصول ارزش‏ها و تبعيت آن از ذوق و سليقه‏ هاى قومى و نژادى تلاش براى نفوذ در جريانات اثرگذار و كشاندن آنها به سوى حركت‏ هاى معارضه آميز و سياسى كارى، به جاى تلاش‏هاى انقلابى و اسلامى.(1)

پى ‏نوشت‏

(1) ر. ك: على ذوعلم، جرعه جارى( سى مقاله پژوهشى پيرامون انقلاب اسلامى )، عليرضا كريميان، ماهيت انقلاب اسلامى و تهاجم فرهنگى، ص 469

 

 

 

منظور از تهاجم فرهنگی چيست؟ 

 

تهاجم فرهنگى cultural Invasion » :

مترادف اصطلاح امپرياليسم فرهنگى خبرى يعنى، اعمال قدرت به منظور اشاعه ارزش‏هاى فرهنگى امپرياليسم در ميان ملل جهان سوم و تباه كردن فرهنگ اين ملت ها است. براى ارائه تفسيرى دقيق و كامل از تهاجم فرهنگى، لازم است علاوه بر بررسى معنا و مفهوم آن، علل و ريشه‏ ها و ابعاد و شيوه‏ها و ابزارهاى آن نيز شناخته شود.

بررسى معنا و مفهوم تهاجم فرهنگى:

تهاجم فرهنگى به اين معنا است كه مجموعه ‏اى سياسى يا اقتصادى، براى اجراى مقاصد خود، به بنيان‏هاى فرهنگى ملّتى هجوم مى ‏برد و باورهاى تازه‏اى را به زور و به قصد جايگزينى با فرهنگ و باورهاى ملى آنها، وارد كشور مى ‏كند. تهاجم فرهنگى، براى بى ‏اعتقاد كردن نسل نو به دين و به اصول انقلابى انجام مى ‏گيرد. در واقع، تهاجم فرهنگى دو ركن اساسى و مهم دارد:

 1. جايگزين كردن فرهنگ بيگانه به جاى فرهنگ بومى. اين، ادامه همان كارى است كه در دوران پهلوى انجام مى‏گرفت.

2. حمله به جمهورى اسلامى و ارزش‏هاى آن و ارزش‏هاى ملت ايران.

تهاجم فوق‏ العاده فرهنگى، اجتماعى و سياسى با ابعاد گسترده‏ اى در سرتاسر جهان به چشم مى ‏خورد ولى ايران به عنوان كانون بيدارى نهضت‏ هاى اسلامى بيش از ديگر كشورها، مورد حمله قرار مى ‏گيرد.

علل و ريشه ‏هاى تهاجم فرهنگى :

دشمنان اسلام به اين نتيجه دست يافتند كه تا زمانى كه فرهنگ ملّى بر جامعه حاكم است، اجراى هر طرح استعمارى قطعاً شكست خواهد خورد زيرا سلطه سياسى بدون پشتوانه‏ هاى فرهنگى، ميسّر نيست. بنابراين، براى تضعيف اسلام و ارزش‏هاى اعتقادى، و همچنين كم‏رنگ ساختن روحيهّ ايثار، جهاد، شهادت، خوداتّكايى و ضديت با ظلم، به تخريب فرهنگ ملى كشور پرداختند تا با جايگزين كردن فرهنگ آمريكايى، به ايجاد بحران هويت بپردازند. بر اين اساس، مهم‏ترين علل و ريشه ‏هاى تهاجم فرهنگى عبارت است از:

1. پيدايش اسلام انقلابى در ايران و جهان وحاكميت دين در عرصه اداره جامعه.

2. پيروزى انقلاب اسلامى ايران، اساس نظام سلطه را به چالش كشاند. چنانچه «دانيل پاتيس» رئيس انستيتوى پژوهش هاى سياست خارجى آمريكا، در سمينارى (در پاييز سال 1368 در شهر استانبول تركيه) گفت: «ما تا ده سال حساسيت خاصى نسبت به اسلام نداشتيم اما امروز اين طور نيست و همه ما نسبت به اين پديده جديد در ايران و برخى از كشورهاى ديگر، بايد با حساسيت بيشترى برخورد كنيم، امروز مسلمانان به ايران نظر دارند و از آن الگو بردارى مى ‏كنند امروز ايران براى مسلمانان به مثابه يك آزمايشگاه است. اگر اين تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان كشورهاى ديگر هم بيشتر خواهد شد».(1)

3. جمهورى اسلامى ايران، ام‏ القرى و كانون حركت جهانى اسلام شناخته شد.

4. دشمنان در شكست دادن جمهورى اسلامى از طريق تهاجم نظامى و محاصره سياسى اقتصادى شكست خوردند.

شيوه ‏ها و ابزارهاى دشمن نيز در تهاجم فرهنگى به انقلاب و اسلام بسيار مهم است. اشاعه فرهنگ فساد و فحشا در ميان جوانان، تضعيف روحانيت با حربه ‏هاى تبليغاتى، تحقير و منزوى كردن جريان ادب و هنر و فرهنگ اسلامى و متهم كردن نظام اسلامى به سلب آزادى ‏هاى مدنى و ضدّيت با حقوق بشر، از شيوه ‏هاى تهاجم فرهنگى است. ترويج و اشاعه دنياطلبى و مادى ‏گرايى افراطى، با تبليغ مظاهر زندگى غربى و تبليغ گسترده سكولاريسم (دين‏زدايى)، لائيسيسم (دين پرهيزى)، اومانيسم (انسان مدارى) و تأكيد بر وجود قرائت ‏هاى مختلف از اسلام و تضاد ميان علم و توسعه با دين و اخلاق، از ديگر روش‏ هاى تهاجم فرهنگى است.

 

پى‏ نوشت‏

(1) ر. ك: مجلة 15 خرداد، دى ماه 69

 

تست      
 خودشناسی 

 

 

تست خودشناسی

 

 

 

آيا فردی‌ مضطرب‌ هستيد؟

 

 

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنید.(فقط یک گزینه انتخاب گردد.)

1. در مورد وضعيت‌ مالي‌ تان‌، نگران‌ هستيد و غصه‌ مي‌خوريد؟

 1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

2. آيا فردي‌ خجالتي‌، كمرو، عصبي‌ و دستپاچه‌ هستيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

3. آيا از تنها روي‌ صحنه‌ رفتن‌، وحشت‌ داريد و ناراحت‌ و نگران‌ مي‌شويد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

4. آيا در مورد امور جزيي‌ و چيزهاي‌ بي‌ارزش‌، نگران‌ هستيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

5. آيا به‌ طور منظم‌ به‌ پزشكتان‌ مراجعه‌ مي‌كنيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

6. در حين‌ رانندگي‌، عصبي‌ و نگران‌ هستيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

7. آيا شبها سخت‌ خوابتان‌ مي‌برد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

8. آيا دوست‌ داريد تعهد و مسؤوليتي‌ را به‌ عهده‌ بگيريد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

9. از چاق‌ شدن‌ وحشت‌ داريد و هميشه‌ نگران‌ آن‌ قضيه‌ هستيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

10. اگر موهايتان‌ در حال‌ ريزش‌ باشد و احساس‌ كنيد كه‌ در شرف‌ تاس‌ شدن‌ هستيد، نگراني‌ به‌ سراغتان‌ مي‌آيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

11. اگر عده‌اي‌ سر به‌ سرتان‌ بگذارند و دستتان‌ بيندازند، ناراحت‌ و رنجيده‌ خاطر مي‌شويد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

12. در هنگام‌ ملاقات‌ با افراد نا آشنا و جديد، دست‌ و پايتان‌ را گم‌ مي‌كنيد و نگران‌ مي‌شويد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

13. آيا به‌ محض‌ دريافت‌ قبوض‌ و صورتحساب‌ها، مبلغ‌ درخواستي‌ را پرداخت‌ مي‌كنيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

14. آيا از شنيدن‌ سر و صداهاي‌ ناگهاني‌ و بلند به‌ وحشت‌ مي‌افتيد و از جايتان‌ مي‌پريد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

15. در حين‌ يك‌ مصاحبه‌ كاري‌، عصبي‌ و نگران‌ هستيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

 

 ****

 

شما با جمع بندی امتياز، می توانید نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

گزینه ی بلی 2 امتیاز

گزینه ی خیر 0 امتیاز

گزینه ی نمی دانم 1 امتیاز

 

نتیجه :

 

*بين‌ 26 تا 15 امتياز:

خيلي‌ مضطرب‌

*بين‌ 22 تا 25 امتياز:

مضطرب‌

*بين‌ 18 تا 21 امتياز:

تا حدي‌ مضطرب‌

*بين‌ 13 تا 17 امتياز:

ميانه‌ حال‌ و معتدل‌

*بين‌ 9 تا 12 امتياز:

گاه‌ و بيگاه‌ مضطرب‌

*بين‌ 5 تا 8 امتياز:

خونسرد، بدون‌ تشويش‌ و احساس‌ نگراني‌

*بين‌ 0 تا 4 امتياز:

به‌ هيچ‌ وجه‌ دلشوره‌ای‌ مضطرب‌ نيستيد

 

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

آثار تربيتى نماز


 






 

معنا و مفهوم نماز
 

نـمـاز در لـغت به معناى پرستش, نياز, سجود, بندگى و اطاعت, خم شـدن بـراى اظـهـار بـندگى و اطاعت و يكى از فرايض دين و عبادت مـخصوصى است كه مسلمانان پنج بار در شبانه روز به جا مى آورند.
نـماز يعنى خدمت و بندگى, فرمان بردارى, سر فرود آوردن و تعظيم كردن به نشانه احترام.
نماز, داروى نسيان و وسيله ذكر خداوند است. نـمـاز, رابـطه معنوى مخلوق با خالق است. نماز يعنى دل كندن از مـاديـات و پـرواز دادن روح; يـعـنى پا را فراتر از ديدنى ها و شنيدنى ها نهادن.
 

 

نماز در قرآن و حديث
 

فـلـسـفـه, فايده و آثار, شرايط و آداب و اوصاف نماز در آيات و روايـات بـسـيارى آمده كه پرداختن به همه آن ها در اين جا ممكن نـيـسـت, لـكـن بـه طور مختصر قطره اى از درياى معارف اسلامى را درباره نماز بازگو مى كنيم.
نماز, بزرگ ترين عبادت و مهم ترين سفارش انبيا است. لقمان حكيم پـسـرش را بـه نـمـاز تـوصـيه مى كند.1 حضرت عيسى(ع) در گهواره فـرمـود: خـدايـم مـرا بـه نـماز و زكات سفارش كرده است.2 حضرت ابـراهـيـم(علیه السلام) هـمـسر و كودك خويش را در بيابان هاى داغ مكه آن هـنـگـام كه هيچ آب و گياهى نداشت, براى به پا داشتن نماز مسكن داد.3 پـيـشـوايـان مـعـصوم ـ عليهم السلام ـ هنگام نماز رنگ مى باختند.
گـرچـه بـعـضـى نـمـاز را به خاطر بهشت يا ترس از عذاب جهنم مى خـوانند, اما حضرت على(علیه السلام) نه براى تجارت و ترس از آتش, بلكه به خاطر شايستگى خدا براى عبادت نماز مى خواند.4
نـمـاز, اهرم استعانت در غم ها و مشكلات است. خداوند مى فرمايد:
از صبر و نماز در مشكلات كمك بگيريد و بر آن ها پيروز شويد. نـمـاز بـه مـنزله پرچم و نشانه مكتب اسلام است. پيامبر اكرم مى فرمايد: (علم الاسلام الصلوه).
نـماز به منزله سر نسبت به تن است. پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مى فرمايد: (موضع الصلوه من الدين كموضع الراس من الجسد).5
نـمـاز بـراى اولـياى خدا شيرين و براى غير آنان دشوار و سنگين است. قرآن مى فرمايد: (وانها لكبيره الا على الخاشعين).6
در اهـمـيـت نـمـاز همين بس كه حضرت على(علیه السلام) در جنگ صفين و امام حـسين(علیه السلام) در ظهر عاشورا دست از جنگ كشيدند و به نماز ايستادند. و آن گـاه كـه بـه عـلى(علیه السلام) ايراد گرفتند كه چه هنگام نماز است؟
ايـشـان فرمود: ما براى همين مى جنگيم تا مردم اهل نماز باشند.
در زيـارت نـامـه وارث مـى خـوانيم: (اشهد انك قد اقمت الصلوه; شهادت مى دهم كه تو نماز را برپا داشتى.)
حضرت على(علیه السلام) درباره نماز بارها سخن به ميان آورده كه در اين جا به چند نمونه اشاره مى كنيم.
الـف) درباره بركات نماز مى فرمايد: فرشتگان, آنان را در بر مى گيرند و آرامش بر آنان نازل مى شود, درهاى آسمان بر آنان گشوده و جايگاه خوبى برايشان آماده مى شود.7
ب) در خـطـبـه 196 نهج البلاغه گوشه هايى از مفاسد اخلاقى هم چون كـبر و سركشى و ظلم را برمى شمارد و آن گاه مى فرمايد: نماز به هـمـه وجـود انـسـان آرامـش مى بخشد, چشم ها را خاضع و خاشع مى گـردانـد, نـفس سركش را رام و دل ها را نرم و تكبر و بزرگ منشى را محو مى كند.
ج) هـم چـنين در نامه اى به محمد بن ابى بكر مى نويسد: نماز را در وقـت مـعين آن به جاى آر و به خاطر آسوده بودن از كار نماز, پيش از وقت معين آن را برپاى مدار و آن را واپس مينداز.8
 

 

آداب نماز و آثار تربيتى آن

شـرايـط و آداب نماز به قدرى زياد است كه تمام نظام ها و روابط انـسـانـى را بـه طور خودكار تنظيم و اصلاح مى كند. توجه به همه آثـار تـربيتى نماز كار مشكلى است ولى ما چند نمونه آن را بيان مى كنيم:
 

1. ادب در بـرابـر سـخـن امـام جماعت;
 

در نماز جماعت وقتى امام مشغول خواندن حمد و سوره است بايد ساكت باشيم.
 

2. مـراعات حقوق ديگران;
 

آب وضو, مكان نمازگزار و لباس او بايد حـلال و از مـال ديگران و غصبى نباشد; حتى اگر از مال خمس نداده لباس تهيه كند, نمازش باطل است.
 

3. تـغـذيـه و بهداشت نمازگزار;
 

اگر نمازگزار از مشروبات الكلى اسـتـفـاده كـرده باشد, تا چهل روز نمازش مورد قبول نيست. لباس نـمـازگـزار نيز بايد پاك باشد و بهتر است به هنگام نماز عطر و مسواك زد و موها را شانه كرد.
 

4. همسردارى;
 

كسى كه به همسر خود نيش بزند, نمازش قبول نيست.
 

5. ولايت;
 

كسى كه اهل نماز است ولى تسليم طاغوت ها است و ولايت و حـكـومـت رهـبـران اسلامى را پذيرا نيست, نمازش قبول نيست; گرچه تمام عمر در كنار كعبه باشد.
 

6. نـظـم و ترتيب;
 

در تمام كلمات و كارهاى نماز نظم و ترتيب به چشم مى خورد.
 

7. انـعطاف و هم آهنگى;
 

امام جماعت بايد با مردم هم آهنگ باشد; بـه ايـن معنا كه مراعات ضعيف ترين افراد را بكند. اگر كسى دير بـه جماعت رسيد, امام بايد كمى ركوع خود را طول بدهد تا او نيز بـه نـمـاز بـرسد. مردم نيز بايد خود را با امام هم آهنگ كنند; مـثـلا كسانى كه يك ركعت از نماز جماعت عقب هستند و در ركعت دوم بـه جـمـاعـت پيوسته اند, مى توانند با نوعى انعطاف و تغيير در نماز جماعت شركت كنند.
 

8. اعـتـماد;
 

اگر هريك از امام يا مردم در انجام قسمتى از نماز شـك كـردنـد, بـايـد بـه يك ديگر اعتماد كنند; يعنى با توجه به رفتار ديگرى تصميم بگيرند.
 

9. ورزش;
 

اگـرچه نماز براى انجام وظيفه الهى است, ولى طراحى آن طـورى اسـت كه در لابه لاى نماز و حركات ركوع و سجود يك نوع حركت ورزشى نيز نهفته است.
 

10. آمـوزش اجبارى;
 

نمازگزار بايد مسائل و احكام مورد نياز خود را فراگيرد.
 

11. آگـاهـى از اخـبـار;
 

مـردم با شركت در نمازجمعه و جماعت با اخبار و مسائل دينى و مشكلات مسلمانان آشنا مى شوند.
 

12. امـر به معروف و نهى از منكر;
 

(حى على الصلوه) در اذان يكى از بزرگ ترين معروف ها است.
 

 

 

معانى بلند عبارات و الفاظ نماز
 

نـمازگزار با گفتن (الله اكبر) ابهت همه ابرقدرت ها را مى شكند و خـطـ بـطلان بر همه قدرت هاى طاغوتى, وسوسه هاى ابليس و جاذبه هاى مادى مى كشد.
بـا گفتن (بسم الله) به كار خود قداست و كرامت مى دهد و در خود تـوكـل و وابستگى به قدرت غيبى را ايجاد مى كند و به دنيا اعلام مـى كـنـد قدرتى كه من به او پناه آورده ام, سرچشمه مهربانى ها است.
بـا (الـحـمـدلله) گفتن خود را از اطاعت كردن و بله قربان گفتن انسان هاى سفله و پست رها مى كند.
بـا (رب العالمين) قدرت لايزال خداوندى را بر تمام جهانيان حاكم مى داند.
با (الرحمن الرحيم) تمام هستى را از آن خدا معرفى مى كند.
بـا ايـن جمله بيان مى كند كه نه تنها نعمت هاى مادى خداوند ما را احـاطه كرده بلكه نعمت هاى معنوى خداوند نيز ما را فراگرفته است.
بـا گـفتن (مالك يوم الدين) مسير و آينده را مشخص مى كند و ياد روز سخت دادرسى را در دل زنده مى كند.
تـا ايـن جـا, نمازگزار زمينه براى اظهار بندگى و ابراز نياز و مـددخـواهـى از خدا را فراهم مى كند و بعد از اين مرحله با درك عـظـمـت خـدا و رحـمـتش و ابراز نياز خويش مى گويد: (اياك نعبد وايـاك نـسـتـعـين) تنها مطيع امر تو هستيم نه غلام حلقه به گوش جباران و تنها از تو يارى مى طلبيم.
با گفتن (اهدنا الصراط المستقيم) از خدا طلب هدايت مى كند, چرا كـه با پيمودن اين راه او به تمام هوس ها و افراط و تفريط ها و وسوسه هاى شيطانى پشت پا مى زند.
با گفتن (صراط الذين انعمت عليهم) الگوها را مشخص مى كند.
بـا (غـيـر الـمغضوب عليهم ولا الضالين) به گروه هاى انحرافى كه انسان هاى پاك را اغفال مى كنند, هشدار مى دهد.
بـا ركوع در برابر عظمت پرورگار, اظهار بندگى و اطاعت مى كند و فـروتنى و تواضع و خضوع خود را در برابر عظمت پروردگار نشان مى دهد.
با سجده, تذلل و اظهار كوچكى و خاكسارى در برابر خدا را نمايان مى سازد.
ذكـر مـقـدس (سبحان الله) كه در تمام عبادت ها به چشم مى خورد, حـقـيـقـتـى را در بر دارد كه ريشه در همه عقايد و تفكرات صحيح اسـلامـى دوانده است و زيربناى ارتباط انسان با خدا و صفات كمال او اسـت; روح تعبد و مغز عبادت, همان تسبيح است. توحيد و عدل و نـبـوت و امـامـت و معاد براساس تسبيح خدا و منزه دانستن او از عـيـوب و كـمبودها است. توحيد خالص جز با منزه دانستن پروردگار از شريك و شبيه و عيب و عجز محقق نمى شود.
 

 

آثار فردى و اجتماعى نماز
 

نـمـاز تاثير بسزايى در زندگى فردى و اجتماعى فرد دارد. در اين جا برخى از آن ها را فهرست وار بيان مى كنيم.
نمازگزار در مقايسه با كسى كه نماز نمى خواند, احساس آرامش بيش ترى دارد.
هـنـگـامى كه از طريق نماز, روح خود را به معراج مى فرستد و با خـدا و نام او پيوند مى دهد, احساس عزت و قدرت مى كند و از هيچ كس و هيچ قدرتى نمى ترسد.
نـمازگزار هيچ گاه چشمش را به چيزهاى حرام آلوده نمى كند و نمى گـذارد هوس هاى زودگذر و وسوسه هاى شيطانى روح و ذهنش را مشغول كـنـد. در مـقـابل, دامن گيرى مفاسد, جاذبه هاى آلوده موجود در اجـتـمـاع, زلـف هـا و بدن هاى عريان, صحنه هاى بدآموز و تحريك كـنـنده, موسيقى و نغمه هاى حرام چنان پرده اى بر دل هاى افراد بـى نـماز مى كشند كه آنان را توان مشاهده و ارتباط با ظرايف و لطايف و معنويت نيست.
در جـهان امروز كه لجام گسيختگى فرهنگى به طور فزاينده اى سلامت و امـنيت جانى بسيارى از جوامع را به مخاطره انداخته است و همه روزه شاهد طغيان و عصيان گروه هاى مختلف مردم به ويژه نوجوانان و جـوانان هستيم, كيست كه فريادرس اين مردم باشد؟! آيا چيزى جز نـماز و توكل و امدادهاى غيبى خداوندى مى تواند ناجى اين افراد از مـنـجـلاب ايـن گـنـاهان عظيم شود و آن ها را از سقوط به دره نيستى و فلاكت باز دارد؟
 

 

آثار و عواقب ترك نماز
 

تـرك نماز در دنيا و آخرت عواقب تلخى دارد. در قيامت, اهل بهشت از دوزخـيـان مى پرسند: چه چيزى شما را روانه جهنم كرد؟ يكى از پـاسـخ هايشان اين است كه ما پاى بند به نماز نبوديم.9 در جايى ديگر به نمازگزارانى كه در نمازشان سهل انگاراند; يعنى گاهى مى خوانند و گاهى نمى خوانند, مى گويد: واى بر آنان.10
رسـول خدا(ص) فرموده است: (من ترك الصلوه متعمدا فقد كفر; هركه عمدا نماز را ترك كند, از اسلام خارج شده و كافر است.)
در جـايـى ديـگر مى فرمايد: (بين العبد وبين الكفر ترك الصلوه; مرز بين بنده خدا و كفر, ترك نماز است.)11
هيچ انسان با وجدان و متفكرى نيست كه از ابعاد و اسرار و ظرايف نـماز آگاه باشد ولى از كنار آن ها بى اعتنا رد شود, مگر كسانى كـه بـه خـاطر غفلت و بى خبرى, توفيق سخن گفتن با خداوند را از خود سلب كرده اند.
 

پی نوشت ها:
 

1 ـ لقمان (31) آيه 17.
2 ـ مريم (19) آيه31.
3 ـ ابراهيم (14) آيه37.
4 ـ نهج البلاغه, حكمت 237.
5 ـ نهج الفصاحه, روايت 3075.
6 ـ طه (20) آيه14.
7 ـ نهج البلاغه فيض الاسلام, خطبه 213.
8 ـ همان, نامه 27.
9 ـ مدثر (74) آيه43.
10 ـ ماعون (107) آيه4.
11 ـ نهج الفصاحه, روايت 1098.

 

 

لينکهای    
 هفته      

 

تربت تشنه
ويژه نامه محرم 1431

 

نکته های جالب مدیریتی

 

سازمان هواشناسی ايران

 

ياسين مديا؛ بزرگترين مرکز دانلود صوت و فيلم
قرآن، سخنراني، مداحي، تواشيح، موسيقي و سرود، نرم افزار و...

 

ساعت کشورهای جهان

 

بادکنک
بزرگترین سایت خانوادگی ایرانی برای زندگی راحت تر