مجله شماره چهل ودوم      

 سه شنبه 15 دی 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مطالب خواندنی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

«براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد»

 

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَـكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ 253 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ 254 اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ 255 لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 256

ترجمه فارسي مکارم

بعضى از آن رسولان را بر بعضى ديگر برترى داديم; برخى از آنها، خدا با او سخن مى‏ گفت; و بعضى را درجاتى برتر داد; و به عيسى بن مريم، نشانه ‏هاى روشن داديم; و او را با «روح القدس تاييد نموديم; (ولى فضيلت و مقام آن پيامبران، مانع اختلاف امتها نشد) و اگر خدا مى‏خواست، كسانى كه بعد از آنها بودند، پس از آن همه نشانه‏هاى روشن كه براى آنها آمد، جنگ و ستيز نمى ‏كردند; (اما خدا مردم را مجبور نساخته; و آنها را در پيمودن راه سعادت، آزاد گذارده است;) ولى اين امتها بودند كه با هم اختلاف كردند; بعضى ايمان آوردند و بعضى كافر شدند; (و جنگ و خونريزى بروز كرد و باز) اگر خدا مى ‏خواست، با هم پيكار نمى‏كردند; ولى خداوند، آنچه را مى ‏خواهد، (از روى حكمت) انجام مى‏ دهد (و هيچ‏كس را به قبول چيزى مجبور نمى‏ كند) «253» اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! از آنچه به شما روزى داده ‏ايم، انفاق كنيد! پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن، نه خريد و فروش است (تا بتوانيد سعادت و نجات از كيفر را براى خود خريدارى كنيد)، و نه دوستى (و رفاقت هاى مادى سودى دارد)، و نه شفاعت; (زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود) و كافران، خود ستم گرند; (هم به خودشان ستم مى ‏كنند، هم به ديگران) «254» هيچ معبودى نيست جز خداوند يگانه زنده، كه قائم به ذات خويش است، و موجودات ديگر، قائم به اوهستند; هيچگاه خواب سبك و سنگينى او را فرانمى ‏گيرد; (و لحظه‏اى از تدبير جهان هستى، غافل نمى ‏ماند;) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن اوست; كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟! (بنابراين، شفاعت شفاعت‏ كنندگان، براى آنها كه شايسته شفاعتند، از مالكيت مطلقه او نمى‏ كاهد) آنچه را در پيش روى آنها ( بندگان) و پشت سرشان است مى‏ داند; (و گذشته و آينده، در پيشگاه علم او، يكسان است) و كسى از علم او آگاه نمى ‏گردد; جز به مقدارى كه او بخواهد (اوست كه به همه چيز آگاه است; و علم و دانش محدود ديگران، پرتوى از علم بى ‏پايان و نامحدود اوست) تخت (حكومت) او، آسمانها و زمين را دربرگرفته; و نگاهدارى آن دو ( آسمان و زمين )، او را خسته نمي كند بلندى مقام و عظمت، مخصوص اوست «255» در قبول دين، اكراهى نيست (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است بنابر اين، كسى كه به طاغوت ( بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست و خداوند، شنوا و داناست «256»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت    
علوی     

 

 

وجدان و خود ارزيابى

 

 

وجدان يكى از مفاهيم بسيار نزديك به خود ارزيابى است . براى روشن شدن برخى از زواياى بحث خود ارزيابى ، بهتر است وجدان به صورت مختصر توضيح داده شده و ارتباط آن با خود ارزيابى مشخص ‍ شود. در مورد وجدان ، تعاريف و برداشت هاى مختلفى وجود دارد كه براى رعايت اختصار، تنها به برخى از آن ها اشاره مى شود:
وجدان ، در فرهنگ معين اين گونه معنا كرده اند: زمينه مناسب (قوه باطنى ) در انسان كه خوب و بد اعمال ، به منظور برخوردارى از يك كيفيت بالاى مسئوليت پذيرى ، و توجه خاص به نيك خواهى و عدالت ، به وسيله آن ادراك مى شود. (1)
از ديدگاه برخى دانشمندان علوم اجتماعى و روان شناسى ، احساس طبيعى انسان نسبت به وجود خويشتن ، و نيز به استعدادها و اعمال خود، وجدان ناميده مى شود. در اين معنا، وجدان عبارت است از: آگاهى مستقيم انسان درباره خويشتن . به عبارت ديگر، وجدان به معناى يك احساس درونى است كه هر كس از طريق آن ، جهات اخلاقى كردار و اعمال خود را مورد داورى قرار مى دهد. (2)
بنابراين ، وجدان را مى توان نوعى شخصيت و خود آگاهى نسبت به فعاليت هاى درونى دانست ؛ آگاهى از وجود من كه در عين حال مى تواند داورى امين نيز باشد. (3)
به عبارت ديگر، وجدان نيروى تشخيص باطنى و فطرى در درون انسان است كه بايدها و نبايدها را در مى يابد، و خوبى را از بدى تشخيص مى دهد؛ و آن چنان بر ماهيت اعمال و نيات آدمى آگاهى دارد كه درباره جنبه هاى ارزشى كارهاى او به قضاوت مى نشيند، و ضمن اظهار نظر صريح ، قاطع ، بجا و بى طرفانه ، در مواقع ضرورى ، عكس العمل لازم را نيز نشان داده و موجب تاءثر، پشيمانى و حتى عذاب درونى در برابر كارهاى ناپسند، و آرامش و خشنودى در برابر اعمال شايسته مى شود.
روسو معتقد است كه انسان طبيعتا خوب آفريده شده است ، و اگر مسير طبيعى خودش را پيدا كند و عوامل اجتماعى ، او را از مسير خويش ‍ باز ندارد؛ هر انسانى ، اخلاقى و داراى ارزش ها و فضايل اخلاقى خواهد بود. در هر انسان نيروى وجدان قرار داده شده كه هم او را به سوى راه صحيح تكامل رهبرى كده و هم اگر تخلفى از او سر بزند، او را توبيخ مى كند. (4)
خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد:
لا اقسم بيوم القيامة و لا اءقسم بالنفس اللوامة ؛ (5) سوگند به روز قيامت ، و سوگند به نفس ملامت گر.
برخى از علما و انديشمندان بزرگ اسلامى ، منظور از نفس لوامه در اين آيه شريفه را وجدان انسان دانسته و چنين فرموده اند كه : قرآن از وجدان به نفس لوامه تعبير آورده است . نفس لوامه يعنى نفس ملامت گر كه صاحب خود را ملامت مى كند. هنگامى كه انسان كار ناپسندى را انجام داد، اين نفس در درون با او سخن گفته ، وى را ملامت مى كند كه چرا چنين كارى را مرتكب گشتى ؟. (6)
در يك جمع بندى كلى بايد گفت كه وجدان نيرو و كششى درونى است كه اعمال و رفتار انسان را ارزيابى كرده ، و خوب و بد آن ها را تشخيص ‍ مى دهد، و آن گاه كه عمل بد و نامطلوبى از انسان مشاهده كرد، او را ملامت و سرزنش مى كند، تا فرد عمل خويش را اصلاح نمايد. بنابراين ، مى توان گفت كه وجدان ، ابزار و زمينه مناسبى براى ارزيابى كارهاى افراد است .
وجدان كارى همان كاربرد وجدان در محيط كار است ، و مى توان آن را محاكمه درونى انسان نسبت به عملكرد فرد در محيط كار دانست . بر اين اساس ، وجدان كارى يكى از عوامل و ابزارهاى مناسب و اصلى براى ارزشيابى عملكرد كاركنان از سوى خود آنان (خود ارزيابى ) مى باشد؛ و مديران و مسئولان سازمان ها بايستى تلاش كنند تا با برنامه ريزى و اجرا برنامه هاى مناسب فرهنگى و مذهبى ، وجدان كارى را در افراد و كاركنان سازمان تقويت نمايند، تا آنان بتوانند كارهايى را كه در سازمان انجام مى دهند، خودشان ارزيابى كرده و در صورت مشاهده نقاط ضعف ، براى اصلاح آن ها و بهبود عملكرد خويش تلاش كنند.
1) افجه اى ، على اكبر، بررسى راه هاى عملى تقويت وجدان كارى ، اقتصاد و مديريت ، شماره 26 - 27.
2) آلن پيرو، فرهنگ علوم اجتماعى ، ترجمه باقر ساروخانى ، ص 51.
3) جعفرى ، محمد تقى ، وجدان ، ص 10.
4) مصباح يزدى ، محمد تقى ، فلسفه اخلاق ، ص 83.
5) مطهرى ، مرتضى ، اسلام و مقتضيات زمان ، ج 1، ص 394.
6) قيامت ، آيه 21.

پايان

 

جمله      
 مديريتی
    

 

 

« بهانه های ناكامی ها »

 

 

ناكامی های ما همواره از بهانه هايی كه برای توجيه كردن آنها می آوريم بخشش پذيرترند.
 

لاروشفوكو

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

سازماندهی

 

در لزوم نظارت و مراقبت بر نحوه تعامل مديران سطوح مياني با کارکنان و مراجعان تاکيد بر نحوه برخورد شايسته فيمابين آنها

 

" و تفقد امور من لا يصل اليک منهم ممن تقتحمه العيون و تحقره الرجال ففرغ لاولئک ثقتک من اهل الخشيه و التواضع"

 

" در امور آنان که به تو دسترسي ندارند و مردم به ديده ي تحقير به آن ها مي نگرند ، بررسي کن و براي ان کار فرد مورد اطميناني که خدا ترس و متواضع باشد برگزين"

 

(نهج البلاغه/نامه 53)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

« حسادت »

 

 

مدير منابع انساني به متقاضي استخدام: چرا مدير قبلي تان شما را اخراج كرد‌؟

متقاضي استخدام: خب شما ميدونيد كه يك مدير كسي است كه كنار مي ايسته و نگاه ميكنه بقيه چطور كار مي كنند. درسته؟

مدير: دقيقا، پس شما چرا اخراج شديد؟‌

متقاضي استخدام: آخه اون به من حسوديش مي شد برای اينكه همه فكر ميكردند من مديرم!
 

 

حکايت     
مديريتی    

 

« قانون باورها »

 

 

دانشمندان براي بررسي تعيين ميزان قدرت باورها بر كيفيت زندگي انسانها آزمايشي را در دانشگاه هاروارد انجام دادند. 80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب كردند. يك شهرك را به دور از هياهو برابر با 40 سال پيش ساختند. غذاهاي 40 سال پيش در اين شهرك پخته مي شد. خط روي شيشه هاي مغازه ها، فرم مبلمان، آهنگ ها، فيلم هاي قديمي، اخباري كه از راديو و تلويزيون پخش مي شد را مطابق با 40 سال قبل ساختند. بعد اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش كردند؛ تعداد موي سر، رنگ موي سر، نوع استخوان، خميدگي بدن، لرزش دستها، لرزش صدا، ميزان فشار خون و غيره. بعد اين 160 نفر را به داخل اين شهرك بردند. بعد از گذشت 5 الي 6ماه كم كم پشتشان صاف شد، راست مي ايستادند، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بين رفت، لرزش صدا خوب شد، ضربان قلب مثل افراد جوان، رنگ موهاي سر شروع به مشكي شدن كرد و چين و چروكهاي دست و صورت از بين رفت.
علت چه بود؟ خيلي ساده است. آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگي كردند، باور كرده بودند 40 سال جوان تر شده اند.

--------------------------------
شرح حكايت:
انسان ها همان گونه كه باور داشته باشند مي توانند بينديشند. باورهاي آدمي است كه در هر لحظه به او القا مي كند كه چگونه بينديشد. اصولا فرق بين انسان ها، فرق ميان باورهاي آنان است. انسانهاي موفق با باورهاي عالي، موفقيت را براي خود خلق مي كنند. انسان هاي ثروتمند، باورهاي عالي و ثروت آفرين دارند كه با اعتماد به نفس عالي خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت مي روند و به لحاظ باورهاي مثبتشان به ثروت مطلوب خود مي رسند.

قانون زندگي قانون باورهاست. باورهاي عالي سرچشمه همه موفقيتهاي بزرگ است. توانمندي يك انسان را باورهاي او تعيين مي كند. انسان ها هر آنچه را كه باور دارند خلق مي كنند. باورهاي شما دستاوردهاي شما را در زندگي مي سازند زيرا باورها تعيين كننده كيفيت انديشه ها، انديشه ها عامل اوليه اقدام ها و اقدام ها عامل اصلي دستاوردها هستند.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

آفت‌های کار تیمی

 

 

 

هرچند درست کردن یک تیم متحد و یک دست مشکل است اما پیچیده نیست و اصل مسئله این است که سادگی آن حفظ شود. خواه در مقام مدیریت یک شرکت چندملیتی باشیم، خواه مسئول یک قسمت کوچک در دل یک سازمان بزرگ و خواه عضو تیمی که قرار است بهتر شود با این همه هنوز کار تیمی اصیل و واقعی در بیشتر سازمان‌ها همچنان گریزپا و دست‌نیافتنی است.
اما سازمان‌ها به این خاطر در کار تیمی شکست می‌خورند که ناآگاهانه در پنج دام طبیعی اما خطرناک می‌غلتند، دام‌هایی که پنج آفت یا آسیب کار تیمی خوانده می‌شوند، این آفت‌ها به یکدیگر چسبیده‌اند و نمی‌توان آنها را از یکدیگر جدا کرد.
نگاهی به هر یک از این آفت‌ها و مدلی که از ترکیب آنها پدید می‌آید می‌تواند موضوع را روشن‌تر کند.
۱) آفت نخست بی‌اعتمادی اعضای تیم به یکدیگر است. ریشه این‌ آفت بی‌میلی اعضای تیم به آسیب‌پذیر شدن در میان جمع است. آن دسته از اعضای تیم که صادق نیستند و ضعف‌ها و خطاهای خود را پنهان می‌کنند، زمینه بروز اعتماد را نابود می‌کنند.
۲) «قصور در ایجاد اعتماد» زیانبار است زیرا زمینه‌ساز آفت دیگری است که آن را ترس از برخورد می‌نامیم.
۳) نبود برخوردهای سالم زمینه‌ساز مشکل دیگری می‌شود که «نبود تعهد» نام دارد. اگر افراد نتوانند در جریان‌ بحث‌های باز و پرشور، نظرهای خود را بگویند، هیچگاه و یا دست کم به ندرت خود را به تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود پایبند می‌دانند، هر چند در نشست‌ها و در حضور دیگران تظاهر به پذیرش آن تصمیم‌ها کنند.
۴) به سبب نبود تعهد و مشارکت واقعی، اعضای تیم استعداد «پرهیز از مسئولیت‌پذیری و جوابگو شدن» را در خود تقویت می‌کنند که همان آفت چهارم است. در نبود تعهد به برنامه‌های مشخص، حتی متمرکزترین و باانگیزه‌ترین افراد غالباً از همکارانی که کردار و رفتار آنها برای هدف تیم زیانبار است مسئولیت نمی‌خواهند.
۵) کوتاهی در مسئولیت خواستن از یکدیگر، زمینه‌ساز آفت پنجم می‌شود. بی‌توجهی به هدف و نتیجه کار هنگامی پدید می‌آید که اعضای تیم نیازهای فردی (مثل مقام و منیت، پیشرفت شغلی، یا نیاز به تأیید و ستایش) یا حتی نیازهای قسمت‌هایشان را بر هدف‌ها و نصاب‌های تیمی، برتر بدانند، بنابراین درست مثل وقتی که حلقه‌ای از یک رشته زنجیر بریده می‌شود، اگر بگذاریم حتی یک نقص در کار تیمی پیدا شود، تمام کار تیمی آسیب می‌بیند.

 

نکات       
مديريتی    

 

10 نكته ايميل نوشتن و پاسخ به آن در كسب و كار
 

 

 

با توجه به اینکه دریافت و فرستادن ایمیل یکی از کارهای روزمره شده و استفاده از این تکنولوژی بنوعی نمایش دهنده شخصیت ماست، توجه به نکات زیر لازم است تا در مکاتبات کاری خود دقت بیشتری نموده و احتمال موفقیت در کارهای خود را افزایش دهید:

ایمیل باید کوتاه، مختصر و واضح باشد. از حاشیه پردازی و داستانسرایی پرهیز شود و جملات با گذاشتن نقطه از هم جدا شده و هر پاراگراف حداکثر 10 سطر باشد.
عنوان نامه (Subject)، بخصوص با زیاد شدن هرزنامه ها که به همگان ارسال می شود، بسیار مهم است به گوته ای که می تواند باعث خواندن و یا نخوانده پاک کردن آن توسط گیرنده شود. عنوان نامه باید بقدری گویا باشد که گیرنده هرگاه آنرا دید، به محتوای نامه پی ببرد. توجه داشته باشید که ایمیل بدون عنوان (None) بدترین نوع ایمیل است که اکثرا توسط سیستم بصورت اتوماتیک و یا گیرنده حذف می شوند.
چنانچه به خط و زبان لاتین ایمیل می نویسید، از نوشتن تمام کلمات بصورت حروف بزرگ (Capital) خودداری کنید. این کار در نگارش مانند فریاد زدن در گفتار است که نوعی بی ادبی تلقی می شود. ایمیل باید محترمانه و با حروف عادی نوشته شود.
هر چند که در ایمیلهای دوستانه شکلکها (Smiley) حالتی خودمانی و مهربان ایجاد می کنند ولی از بکار بردن شکلک در ایمیلهای اداری جدا بپرهیزید زیرا باعث برداشتی اشتباه از شخصیت شما در نزد گیرنده می شود.
هنگامی که برای گروهی از دوستان یک ایمیل ارسال می کنید، دیدن آدرس دیگران در متن آن چندان جالب و مودبانه نیست. برای پیشگیری از این حالت، به راهنمای بخش Bcc در نرم افزار مدیریت ایمیل خود مراجعه کنید.
در نامه های اداری و شغلی، نوشتن آدرس و شماره تلفن (Contact information) شما بسیار الزامی است تا در صورت نیاز، گیرنده بتواند براحتی با شما تماس بگیرد. بطور کلی نمایش و ارائه اطلاعات بیشتر برای دسترسی به شما باعث افزایش اعتبار شماست ولی دقت کنید که این توضیحات هرگز نباید طولانی تر از متن نامه باشد.
نگارش و دستور صحیح زبان را رعایت کنید که در غیر اینصورت گیرنده این کار شما را نوعی بی توجهی و بی احترامی نسبت به خود ارزیابی می کند.
به تمامی ایمیلهایی که دریافت می کنید حداکثر تا 24 ساعت باید پاسخ بدهید. در صورتی که برای مدتی در تعطیلات هستید و یا دسترسی به اینترنت ندارید، قسمت پاسخ خودکار را در سیستم ایمیل خود فعال کنید تا فرستندگان از دریافت ایمیل خود توسط شما اطمینان حاصل کنند.
چنانچه در نرم افزارهای مدیریت ایمیل به نامه ای که می فرسید علامت حق تقدم اضافه کنید، گیرنده شکلکی در کنار ایمیل خود دریافت می کند که او را از اولویت این نامه خبردار می کند. این کار باعث ایجاد بی نظمی و جو عدم اعتماد نسبت به شما می شود. تو جه کنید که تمامی ایمیلهایی که دریافت می شوند به یک اندازه اهمیت دارند.
با توجه به اینکه ویروسها از طریق پیوست (Attachement) کامپیوتر ها را آلوده می کنند، فرستادن پیوست بدون هماهنگی با گیرنده ممکن است از سوی گیرنده گستاخی تلقی شود. پس بهتر است نخست از او پرسید که آیا مایل بدریافت پیوست هست یا خیر؟ و سپس برایش نامه با پیوستی که حداکثر یک مگابایت است فرستاده شود. بسیاری از وب سایتها امکان دریافت نامه های پر حجم تر را ندارند.
 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

منابع انسانی در صحنه

 لیندا گراتن

 


خانم لیندا گراتن، یکی از صاحب‌نظران و متفکران حوزه استراتژی منابع انسانی، در عصر حاضر است. او از مدرسه کسب و کار لندن، دکترای مدیریت دارد و سالهاست در همانجا مشغول تدریس و تحقیق است. گراتن، صاحب هفت کتاب و دهها مقاله است. برخی مقاله‌های او جوایزی را از آن خود کرده‌اند؛ ازجمله جایزه سال ۲۰۰۲ بهترین مقاله از سوی دانشگاه MIT. کتاب استراتژی زنده او، به بیش از ۱۵ زبان ترجمه شده و توسط مدیران آمریکایی به عنوان یکی از مهمترین کتابهای سال شناخته شده است. لیندا گراتن در دهه اخیر مشاوره‌ها و پژوهشهای بسیاری درشرکتهای بزرگی، مانند: نوکیا، اچ پی، شل، رویال بانک اسکاتلند و سیتی بانک انجام داده است. او در سال ۲۰۰۷ رتبه ۱۹ از پنجاه متفکر برگزیده روزنامه تایمز را به دست آورد و جزء ۵۰ متفکر تراز اول حوزه مدیریت، شناخته شد.


● دورنمای فکری
دغدغه اصلی ذهن لیندا گراتن در تحقیق استراتژیهای منابع انسانی سازمانها، آن است که چگونه می توان از راه همکاری تیمی بین افراد، انرژی و اشتیاق آفرید و محیط کاری را برای رسیدن به هدفهای سازمان سرشار از انرژی ساخت. او برای بیان دیدگاه خود از استعاره محیط سرشار از انرژی (Hot Spots) کمک می‌گیرد. این محیط ممکن است دریک تیم، واحد، بخشی از شرکت و یا تمامی شرکت شکل گیرد. او می گوید شما وقتی در یک محیط سرشار از انرژی هستید، همواره آن را درک می کنید.
در حقیقت شما احساس می کنید انرژی دریافت کرده اید و زنده هستید. در ذهن شما امید فوران می کند و افراد اطراف شما در هیجان و اشتیاق شما شریک می شوند. این انرژی، درخشنده، نورانی و مشهود است. در این حال شما و دیگران می فهمید که گرم شده اید و می توانید ارزش افزوده بیافرینید. در این محیط، دیدگاهها و ایده‌های دیگران به دیدگاههای شما گره می خورد و از این چشمه، ایده‌ها و نوآوریهای جدید می جوشد.
زمانی که با دیگران کار می کنیم و قلباً احساس هیجان و ثمربخشی داریم، در چنین محیط سرشار از انرژی قرار گرفته ایم. این محیط بین سازمانها نیز پدید می‌آید و آن هنگامی است که آنها با به کارگیری و استفاده از دانش خود، ناشناخته‌ها را می‌کاوند و انرژی می گیرند. چنین محیط‌هایی برای سازمان ارزش خلق می کنند. البته در بیشتر شرکتها و در بیشتر زمانها، ایجاد چنین محیط‌هایی با ناکامی روبه‌رو می شود. ۸۰ درصد ارزشهای پیش بینی شده ناشی از ادغامها و تصاحبها به منصه ظهور نمی‌رسند. سه چهارم همکاریهای مشترک، پس از سرآمدن مرحله ماه عسل به جدایی می انجامند_ محیط کاری خشک سراسر رقابتی که در آن گل دوستی نمی‌روید، یکی از منابع اصلی تنش کاری و از دلایل جداشدن کارکنان مستعد از سازمانهاست. محور موفقیت ادغامها و همکاریهای مشترک و ارائه محصولات جهانی و تولید محصولات جدید، همین محیط‌های سرشار از انرژی است و این زمانی است که ما می‌خواهیم و می‌توانیم در سازمان براساس مهارت‌هایمان، همکاری کنیم؛ زمانی که انرژی و هیجان ما در پرتو شعله یک چشم‌انداز روشن شعله‌ ور می شود، زمانی که روابط مثبت با همکاران، منبع رضایت عمیق می شود و این همه دلایل محکمی می شوند بر ماندگاری ما در سازمان و ترک نگفتن سازمان.
گراتن بر این باور است که محیط‌های سرشار از انرژی پدیده‌ای پیچیده است و فهم آن مستلزم دانستن مؤلفه‌های گوناگون روانشناختی تا اقتصادی است. او فرمول خاصی برای این محیط‌ها پیشنهاد می‌دهد:
هریک از سه عامل نخست برهم تاثیرمتقابل دارند و نبود یکی از این سه مؤلفه، به شدت انرژی پتانسیل محیط را کاهش می دهد. ظرفیت این انرژی پتانسیل به ظرفیت بهره‌دهی افراد در محیط سرشار از انرژی بستگی دارد.
گراتن در توضیح ذهنیت مشارکت‌جویانه می گوید: ظرفیت نوآوری از هوش، دیدگاه و خود افرادی ناشی می‌شود که با همدیگر کار می کنند. انرژی موجود در یک محیط سرشار از انرژی اساسا ترکیبی است از انرژی فردی به اضافه انرژی‌ که از روابط افراد تولید می‌شود. محیط‌های سرشار از انرژی پدید می آیند، چون افراد مایلند و می‌توانند با هم همکاری کنند. در این روابط مشارکت‌جویانه مهیج است که سوخت تبادل دانش و دیدگاهها فراهم شده، آتش محیط شعله‌ور و نوآوری خلق می شود. محیط سرشار از انرژی، جمع همه سرمایه فکری افراد درون آن است، اما انرژی متصاعد شده از آن، به دلیل سرمایه هیجانی است. این دیدگاه هیجانی است که نقش حیاتی در خودآگاهی دارد. بنابراین انرژی یک محیط سرشار از انرژی، جمع ساده سرمایه فکری و هیجانی همه افراد شرکت کننده در آن نیست. تاثیر در اینجا ترکیبی است و نه عددی. تاثیر، ترکیبی ناشی از روابط بین افراد است که می توان آن را سرمایه اجتماعی محیط نامید. این سرمایه نشان دهنده عمق و حد روابط در یک محیط سرشار از انرژی است.
هنگامی که اشتراک دانش صورت می‌گیرد و افراد چیزی از دیگران یاد می‌گیرند، سرشار از انرژی و هیجان می‌شوند؛ اگر این محیط شکست بخورد، این سه جنبه پتانسیل انسانی به سرعت ضعیف می‌شوند. افراد علاقه خود را از دست می‌دهند و باور نخواهند کرد که می‌توانند یاد بگیرند و پیشرفت کنند.
لیندا گراتن در اینجا استعاره دیگری را به کار می گیرد و می گوید: اگر این انرژی فروکش کند و آن انرژی و حرارت محیط سرد شود، محیطی مرده (Freeze) شکل می گیرد. چه بسا دربخشی از یک سازمان فعالیتهای روزانه به گونه‌ای مشارکت‌جویانه، چالشی و مهیج انجام شود و انرژی درون یا بین افراد شعله‌ور شود و محیطهای سرشار از انرژی پدید آیند و در بخش دیگری از سازمان وضع به روال معمول باشد (Business As Usual) و در بخشی دیگر محیط‌هایی مرده تشکیل شود.
به نظر گراتن، فروریختن مرزها برای خلق ارزش از راه نوآوری، امری حیاتی است. حد فروریختن مرزها در روابط درون محیط‌های سرشار از انرژی، بستگی به قوت و استحکام آن دارد. برخی روابط درون گروه است و برخی روابط با افراد بیرون گروه، در واحدهای دیگر یا حتی در شرکتهای دیگر است. در این حالت، استحکام مرزها بیشتر است. ارزشهای خلق شده از راه نوآوری زمانی در محیط‌های سرشار از انرژی بیشتر می شود که افراد بتوانند دانش و مهارت و دیدگاهها و ایده‌های خود را هر چه بیشتر با افراد درون گروه یا بیرون گروه، به مشارکت بگذارند. نوآوری در یک محیط سرشار از انرژی وقتی رخ می نماید که ایده‌های جدید از افراد، گروهها و نهادهای مختلف با هم جمع شوند؛ آن هم افرادی در مسافتهای دور و متفاوت با هم.
ذهنیت مشارکت‌جویانه و فروریختن مرزها، انرژی نهان در سازمان را فراهم می آورد. برای آزاد شدن این انرژی نهان یک نقطه احتراق وجود دارد. وجود یک چشم‌انداز یا هدف هیجان‌انگیز، می تواند این نقطه را مشتعل سازد.
این سه مؤلفه با هم می توانند انرژی و هیجان خلق کنند. برای اینکه این انرژی به سمت خروجی‌های موثر هدایت شود، به مؤلفه چهارم، یعنی ظرفیت بهره‌دهی نیاز است. این ظرفیت، حدی است که اعضا در محیط سرشار از انرژی قادرند با هم به یک شیوه موثر کار کنند. این امر مستلزم کسب مهارتهایی در گفت‌وگو، حل تعارض و ایجاد تعهد به همراه ظرفیت اعضای محیط، برای خلق یکپارچه یک صداست.
خلاصه سخن گراتن آن است که وقتی انرژی فوق‌العاده پدید می آید، محیط سرشار از انرژی شکل می گیرد و آن زمانی است که افراد از درون و بیرون سازمان بتوانند با یکدیگر مشارکت کنند. وقتی این انرژی و هیجان ناشی از آن شعله‌ور و آزاد می شود قدرتی می آفریند که تیمها را به سمت هدف می راند. انرژی موجود در یک محیط سرشار از انرژی، می تواند سوخت نوآوری باشد که به سرعت باعث توفیق سازمان می شود و اطمینان می‌آوردکه بهترین ایده‌ها و عملها در بهبودهای موثر به مشارکت گذاشته می شود و بنابراین سازمان از این راه همواره رقابتی باقی می ماند.


● درونمایه فکری
▪ تعادل بین ارزش مداری و واقع بینی
لیندا گراتن بر این باور است که یک رهبر منابع انسانی، می‌تواند نقش و تاثیر مهم و پایداری بر سلامت یک سازمان داشته باشد. برای این کار اما، آنها باید یک تنش بنیانی را مدیریت کنند. او می‌گوید: رهبران بزرگ منابع انسانی که من دیده‌ام، پیوسته در کار، عمل و اقدام و مدیریت دو مولفه کاملا مختلف هستند و می‌توانند تنش بین این دو مولفه را مدیریت کنند. نخستین مولفه که اساسا فردی است، به باورها و رفتارها برمی‌گردد؛ یعنی به ارزشها و مسیری که آنها زندگی روزانه خود را براساس آن می‌گذرانند. او این مولفه را ارزش‌مداری نام می‌نهد. بر خلاف مولفه نخست که مبتنی بر ارزش است، مولفه دوم مبتنی بر واقعیت است و او آن را واقع‌بینی می‌نامد. این مولفه به تعیین چشم‌انداز و دیدگاه درباره جهت شرکت و تنظیم عملکرد برمی‌گردد.
او می‌پرسد، شما چگونه می‌توانید همزمان هم مولفه «نرم» ارزشها و احترام را نشان دهید و هم مولفه «سخت» هدفها، عملکرد و استراتژی را؟ پرداختن صرف به یکی از این مولفه‌ها، شکست را در پی دارد. امروزه بیش از هر زمان دیگر، مدیریت کردن تنش بین ارزشها و واقعیتها برای رهبران منابع انسانی مهم شده است. یک دهه پیش، رهبران واقع‌بین منابع انسانی می‌توانستند به نتایج برسند، هدف تعیین کنند، عمل کنند، دستورکار بنویسند، پایش کنند و گزارش دهند، اما این به تنهایی کافی نیست. امروزه در مدت محدودی این فعالیتها و رویه‌ها در سازمانها دگرگون می‌شوند. سرعت و چابکی کلید موفقیت سازمانهاست.
لیندا گراتن ضمن برشمردن اهمیت رهبری واقع‌بینانه بر این باور است که عامل روانکاری که حرکت چرخ سازمان را در جهت افزایش سرعت تغییر و خلق نوآوری از راه دانش تسهیل می‌کند اعداد نیست، بلکه ارزشهاست. زمانی که افراد به یکدیگر اعتماد دارند، نیاز نیست دست و پای آنها با رویه‌های مختلف بسته شود. وقتی افراد به یکدیگر احترام می‌گذارند و در ارتباطات و گفت‌وگوها شرکت می‌کنند، نشانه آن است که در قلب شرکت روابط بس کیفی وجود دارد و در قلب روابط کیفی، اعتماد و احترام.
او همواره بر این نکته تاکید می‌کند که فرایندها و رویه‌ها اعتماد و احترام را می‌شکنند و این رهبران هستند که اعتماد و احترام می‌آفرینند. رفتار احترام‌آمیز رهبران منابع انسانی، انرژی مثبت در سازمان می‌پراکند. آنها سیاسی کار نیستند و بخشی را بر علیه بخشی دیگر نمی‌شورانند. روش فردی آنها اعتمادآفرینی و براساس باورها و ارزشها، روشن است.
▪ همکاری، مهمترین قابلیت سازمانی
گراتن باور دارد که سازمانها زمانی در رقابت موفق هستند که افراد هر چه ماهرانه‌تر با هم تشریک مساعی داشته باشند. امروزه موفقیت شرکتها کمتر به رقابت فردی بستگی دارد و بیشتر به تشریک مساعی هدفمند وابسته است:
۱) در گروههای کاری رسمی: به گونه‌ای که سازمان مطمئن شود افراد درگیر هستند و بهترین ایده‌های خود را روی هم می‌گذارند.
۲) در تیمهای پروژه‌ای فرابخشی و گروههای کاری: به گونه‌ای که سازمان مطمئن شود ایده‌های جدید به سرعت و منطقی اجرا می‌شوند.
۳) در تشکل‌ها و شبکه‌ها: که ماهرترین کارکنان با همتایان خود در سراسر جهان مرتبط هستند.
۴) در ادغامها و همکاریهای مشترک (J.V.): که روح تعاون و همکاری به شرکا این امکان را می‌دهد که ارزش بیشتری بیافرینند.
او در مقاله‌ای، هشت راه ساختن تیمهای مشارکت جو (Collaborative) در سازمان را این گونه برمی‌شمرد:
۱) سرمایه گذاری در تحکیم عملیات مشارکت جویانه؛
۲) الگو‌سازی رفتار مشارکت جویانه؛
۳) خلق «فرهنگ مربیگری»؛
۴) اطمینان از داشتن مهارتهای لازم؛
۵) پشتیبانی احساس قوی جمعی؛
۶) به کارگماری رهبران تیم که روابط محور و هدف محور هستند؛
۷) ساختن روابط صمیمانه؛
۸) درک شفافیت نقش و ناهمخوانی هدف.


● شرکتهای دموکراتیک
به گمان گراتن، یک شرکت دموکراتیک، شرکتی است که ضمن کسب موفقیتهای تجاری، خواسته‌های کارکنان خود را نیز پاسخ می‌گوید. استقلال فردی، تنوع سازمانی و وجود هدف مشترک، بنیانهای این سازمانها را تشکیل می‌دهند. این گونه سازمانها، انعطاف‌پذیرتر و چابک‌تر هستند. محیط کار در این سازمانها، مشارکت جویانه‌تر و عدالت سازمانی بیشتر است. آنها راه‌حل‌های برنده - برنده را پدید می‌آورند و به کار می‌گیرند و یکپارچگی درونی و بیرونی بیشتری دارند. اصول این سازمانها به باور لیندا گراتن عبارت است از:
- رابطه فرد � فرد به جای رابطه پدر � فرزند، بین افراد و سازمانها.
- عمل کردن افراد به عنوان سرمایه‌گذار در سرمایه انسانی خود.
- توانایی افراد در بیان و توسعه کیفیت‌های متمایز و متنوع خود.
- توانایی افراد در مشارکت برای تعیین شرایط همکاری خود با شرکت.
- پذیرفتن پاسخگویی و تعهدها نسبت به خود، سازمان و همکاران از سوی افراد.
گراتن در پاسخ به این پرسش که چگونه یک شرکت می‌تواند انعطاف پذیر و چابک باشد؟ می‌گوید: مطمئنا ساختار سازمان و طراحی فرایندهای آن امری حیاتی است، اما ساختارها و فرایندها تنها پشتیبانی معمارانه را فراهم می‌آورند. برای دستیابی به انعطاف‌پذیری و چابکی حقیقی، به تفکر انعطاف پذیر نیاز است. در این تفکر و ذهنیت، هر یک از کارکنان باور دارد که در عمل آزاد است. این امر زمانی میسر است که رابطه بین شرکت و کارکنان رابطه دو انسان خردمند باشد، نه رابطه پدر و کودک. در آن رابطه، مسئولیت توسط هر دو مشترکا پذیرفته و اعمال شده، نیازهای هر دو در نظرگرفته می‌شود و هر دو امکان اقدام و عمل دارند. با داشتن ذهنیت انعطاف‌پذیر، کارکنان ماهرتر خواهند بود و قادر خواهند بود تصمیم‌های لحظه‌ای بگیرند. دو قابلیت سازمانی می‌توانند این ذهنیت انتخابگر و انعطاف پذیر را هدایت کنند: نخست قابلیت درک تک تک کارکنان و دوم پدید آوردن تنوع کافی برای انتخابهای فردی؛ از جمله شغل، پروژه، محتوای شغل، فعالیت یادگیری، مربیگری، تشویق و پاداش، زمان و مکان.


● تغییر پارادایم از پاداشهای پولی به غیرپولی
لیندا گراتن، با برشمردن فعالیتهای واحد منابع انسانی و مدت زمانی که متولیان این واحد بر روی آن فعالیتها صرف می‌کنند، می‌گوید: بیشتر وقت آنها به تعیین چگونگی تشویق افراد و تیمها و زیر شاخه‌های آن می‌گذرد؛ مثل تعیین آنچه مهم است از راه شرح شغلها و نمایه شایستگی‌ها، اندازه‌گیری ارزیابی عملکرد، یافتن فرمول پاداشها و در نهایت اعطای این پاداشها به افراد. این در حالی است که صرف این مقدار وقت، تناسبی با ذهنیت و برداشت مدیریت ارشد سازمان، نسبت به اثربخشی این واحد ندارد. ذهنیت مدیریت ارشد به وقت گذاشتن نسبت به موضوعهای توسعه سازمان، مانند: مدیریت تغییر، برنامه‌ریزی منابع انسانی و نظیر آن تمرکز دارد.
در بیشتر شرکتها، زمان و تلاش اندکی در زمینه توجه به منابع غیرپولی در بحث انگیزه افراد، صرف می‌شود. او به استناد پژوهشهای انجام شده در این زمینه، نشان می‌دهد که:
۱) در پاداشهای پولی و غیرپولی، آنچه مهم است مقدار نیست، چگونگی توزیع است.
۲) در فرایند مقایسه، برداشت عادلانه و منصفانه ما، نقش مهمی ایفا می‌کند. شواهد نشان داده است که اغلب افراد ترجیح می‌دهند پاداشها، توزیع یکنواخت داشته باشد.
۳) شواهد اندکی وجود دارد که تشویق پولی بیشتر، در عملکرد بعدی موثر بوده است.
۴) در نظر کسی که پاداش را دریافت می‌کند، نقش فرایند مشارکت، بیش از آنچه در آن مشارکت داشته، مهم است.
به باور گراتن، متولیان منابع انسانی نقش مهمی به عنوان نگهبانان انگیزه ایفا می‌کنند. نقش پاداش، چیزی جز انگیختن افراد نیست، بنابراین باید بگذاریم این کارکرد، به صورت طبیعی راه خود را طی کند. منظور آن است که در پاداشهای پولی باید تاکید بر خلق فرایندی باشد که مشارکت و عدالت و انصاف را در پی دارد. باید تمرکز را از پاداشهای مالی به غیرمالی تغییر داد. پیش از پرداختن به تعیین و پرداخت پاداشها، باید اطمینان پیدا کرد که منابع انسانی قادرند از راه دستیابی به موقعیتهای شغلی چالشی و مهیج و امکان عضو تیم پروژه شدن، رشد کنند. شغلها، به گونه‌ای طراحی شود که استقلال و آزادی عمل افراد لحاظ شود تا آنها مهارتهای خود را کسب کنند و در نهایت، افراد با چیزی تشویق شوند که در حقیقت آن را ارزش می‌شمرند: فرصت مشارکت فعال در تصمیم گیری راجع به این که کجا و چه زمانی کار کنند؟


----------------------------
کتاب‌ها:
۱. L.Gratton, «Glow: How you can radiate energy innovation and success», ۲۰۰۹.
۲. L.Gratton, «Hot Spots: Why Some Teams, Workplaces, and organizations Buzz with energy and others don�t», ۲۰۰۷.
۳. L.Gratton, T.Erickson, «Eight ways to Build Collaborative Teams»,۲۰۰۹.
۴. L.Gratton, et.al, «The Exceptional Manager Marking the difference»,۲۰۰۷.
۵. L.Gratton, et.al., «Strategic HRM: Corporate Rhetoric and Human reality,۱۹۹۹.
۶. L.Gratton, «Living Strategy: Putting People at the Heart of Corporate Purpose», ۲۰۰۰.
۷. L.Gratton, «The Democratic Enterprise», ۲۰۰۴.

منابع
۱.www.Lyndagratton.com
۲. www. SHRM.com
۳. L.Gratton,�Hot Spots�,۲۰۰۷.

 

کلید      
هدایت     

 

 

حضرت محمد(ص) ؛ رهبری مردمی ، مهربان و پرتلاش

 

 

 

« لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ »

                                                                   سوره توبه ، 128

 

حقا که شما را فرستاده ای از خودتان آمده (نه از فرشتگان و نه از اجنه ) که رنج و ضرر شما بر او گران است (او) بر ( ایمان و کمال) شما حریص و با مومنان رئوف و مهربان است.

 

 

 

آنچه را خداوند در این آیه فرموده است بار دیگر مرور می کنیم :

اولاً ، رهبر شما از خودتان و مردمی است و آشنا با شما و نیازها و ضعف ها و استعدادهای شماست ؛ ثانیاً ، رهبری است دلسوز و دل رحم که نمی تواند رنج و سختی شما را ببیند و تحمل گرفتاری های شما بر او دشوار است ؛ ثالثاً ؛ طمع دارد شما و دین شما و خانوادة شما و فرزندان شما و جامعة شما و خود شما بهترین باشید ؛ رابعاً ، بسیار دلسوز مومنان و با آنان مهربان است.

انس می گوید : « اخلاق رسول خدا (ص) چنین بود که هر گاه یکی از برادران دینی خود را سه روز نمی دید ، جویای حالش می شد. اگر به مسافرت رفته بود ، برایش دعا می کرد؛ و اگر در شهر بود ، به دیدنش می رفت ؛ اگر بیمار بود از او عیادت می کرد .»

 

1- مکارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 55.

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

مجموعه مباحث فرهنگی ( بخش دهم )

 

 

 

متولّيان فرهنگی، با چه تفكر و ابزاری بايد مسئوليت خود را نسبت به جامعه ايفا كنند؟ 

 

 

متولّيان امر فرهنگ در جامعه دينى، مسئول تبليغ و رساندن پيام الهى هستند. تبليغ يعنى رساندن پيام از كسى به كس ديگر، و مرحله شناساندن وخوب رساندن را نيز شامل مى ‏شود برخلاف امر به معروف و نهى از منكر كه مربوط به مرحله اجرا و عمل است. البته تبليغ و امر به معروف و نهى از منكر، از وظايف عمومى و واجب كفايى است. متوليان فرهنگ، در واقع كسانى اند كه با پذيرش مسئوليت تبليغ، پاى در جاى پاى پيامبران نهاده‏ اند. آنان با سعى در انجام دادن موفقيت ‏آميز اين وظيفه، به خوبى مى ‏توانند وظيفه خود را در مقابل خدا و مردم عمل كنند.

شرايط تبليغ

شرايط موفقيت پيام، چهار چيز است كه اگر در يك جا جمع شوند، موفقيت آن پيام، قطعى است:

1. پيام، با عقل، فكر و نيازهاى بشر منطبق باشد. به عبارت ديگر، پيام در صورتى قرين موفقيت خواهد بود كه ابعاد مختلف وجودى انسان (عقلى، طبيعى، عاطفى و) را مد نظر قرار دهد. به اعتقاد ما مسلمانان، اسلام پيامى دارد كه از اين محتواى غنى برخوردار است.(1) رسول خدا (ع) فرمود: «الاسلام يعلو و لا يُعلى عليه» «اسلام غلبه پيدا مى كند و چيزى بر اسلام پيروز نمى ‏شود».(2) شايد يكى از معانى اين حديث، اين باشد كه قانون اسلام، چون با نيازهاى بشرمنطبق ‏تر است، راه خودش را عملًا بهتر باز مى‏ كند و از اين جهت، بر ساير پيام‏ها برترى دارد. البته اين شرط، مربوط به پيام‏رسان (متولّيان امر فرهنگ) نيست بلكه مربوط به خود پيام است پيام رسان بايد به اين غنا و قدرت معنوى پيام اسلام آگاه باشد و با چنين تفكر و انديشه‏اى، به امر تبليغ بپردازد.

2. پيام‏رسان بايد از تمامى ابزارهاى مباح و مشروع با توجه به موقعيت‏ها و شرايط استفاده كند و در اين امر از افراط و از تفريط بپرهيزد. استفاده از امكانات و ابزارهاى ارتباطى نوين، به كارگيرى مقوله زيبايى و هنر چون شعر، موسيقى، فيلم، تئاتر و مى‏ تواند در موفقيت پيام‏رسانى، نقش به سزايى ايفا كند.

3. از شرايط موفقيت در كار فرهنگى و تبليغ، انتخاب روش و اسلوب صحيح است يعنى:

1- 3. روش تبليغ بايد واضح و روشن باشد و اين همان « البلاغ المبين»(3) است كه قرآن بر آن تكيه مى‏كند. پيام رسان بايد پيام دين را ساده، بى ‏پيرايه، صريح و خالى از پيچيدگى، به مردم برساند.(4)

2- 3. از به كار بردن الفاظ و لغات نامأنوس بپرهيزد و به دانستن مطلبى كه هنوز براى خود، توجيه نكرده است، تظاهر نكند.(5)

3- 3. پيام‏رسان، در رساندن پيام خود از خشونت، تحقير و زخم زبان بپرهيزد. خداوند به موسى و هارون آن گاه كه به سوى فرعون مى ‏روند اين گونه خطاب مى ‏كند: «فقولا له قولًا ليّنا لعلّه يتذّكر أو يخشى با اين مرد متكبر، به نرمى سخن بگوييد باشد كه متذكر شود و از خدايش بترسد».(6) و در توصيف روش پيامبر (ص) مى ‏فرمايد: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» «تو به موجب رحمت و عنايت الهى، با مردم نرم هستى و اگر آدم درشت‏خو و سنگين ‏دل بودى، از اطراف تو پراكنده مى ‏شدند».(7)

4- 3. پيام‏رسان در تبليغ دين، بايد از سبك و روشى استفاده كند كه در آن، ميان غنى و فقير فرقى نباشد و به تمامى افراد با اختلافاتى كه ممكن است داشته باشند نگاهى برابر بيندازد.(8)

 

پى ‏نوشت‏

(1) مرتضى مطهرى، حماسه حسينى، ج 1،) تهران: صدرا، 1374)، ص 791

(2) بحارالانوار، ج 39،) بيروت: 1403 ق (، ص 74

(3) نحل، آية 82 و 53

(4) مرتضى مطهرى، حماسه حسينى، ص 142

(5) همان، ص 244 و 542

(6) سوره طه، آيه 44

(7) آل عمران (2)، آية 951

(8) مرتضى مطهرى، حماسه حسينى، ص 252 452

 

 

 

 

روش‏های فرهنگی در عصر حاضر، چه ويژگی ‏هايی بايد داشته باشند؟ 

 

شرايط موفقيت روش‏هاى فرهنگى

پيام‏رسان و مبلغ موفق (نيروى فرهنگى)، بايد داراى شرايطى باشد كه مهم ترين آنها عبارت است از:

1. بايد مكتب و ماهيت پيامى را كه مى ‏خواهد به ديگران برساند، بشناسد. به عبارت ديگر، اسلام را به عنوان نظام و مجموعه‏ اى هماهنگ و مرتبط با يكديگر بشناسد به گونه‏ اى كه بتواند اجزاى اهم و مهم آن را تشخيص دهد.

2. وسايل و ابزار تبليغ را بشناسد و بداند كه چه ابزارى را مورد استفاده قرار دهد و چه چيز را مورد استفاده قرار ندهد، و در به كار بردن آن وسايل، مهارت داشته باشد.(1)

3. اهل فصيحت باشد يعنى، خلوص كامل داشته و در گفتار خود، هيچ هدفى جز رساندن پيام كه خير آن طرف است نداشته باشد.(2)

4. از تواضع و فروتنى برخوردار باشد. كسى كه مى ‏خواهد پيام خدا را به مردم برساند، بايد در مقابل مردم، در نهايت تواضع و فروتنى باشد. خود را تافته‏ اى جدا بافته از اجتماع نبيند و مردم را به ديده تحقير ننگرد.(3)

5. مبلّغ پيام الهى بايد شجاع و با شهامت باشد. قرآن در اين باره مى ‏فرمايد: « الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللّه؛ آنان كه پيام‏ هاى الهى را به مردم مى ‏رسانند و از خداى خودشان مى ‏ترسند و از احدى غير خدا بيم ندارند»(4)

6. پيام رسان بايد صبور و با استقامت باشد. قرآن در آيات بسيارى(5) پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) را به صبر و استقامت فرا مى‏ خواند. از جمله مى ‏فرمايد: « فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ؛ در برابر حكم الهى صابرباش و مانند همراه ماهى [يونس (علیه السلام) كه صبر از كف داد] مباش»(6)

امير مؤمنان على (علیه السلام) مى ‏فرمايند: «آدم صبور و پرحوصله، پيروزى را از دست نخواهد داد، هر چند مدت درازى براى رسيدن به آن طول بكشد».(7)

7. پيام ‏رسان بايد خود قبل از ديگران به دستورات الهى عمل كند. امام على (علیه السلام) مى ‏فرمايند: «من نصب نفسه للناس إماما فليبدأ بتعليم نفسِه قبلَ تعليم غيره؛ هر كس كه خود را پيشواى مردم سازد، بايد پيش از ديگران، خود را تعليم دهد».(8) فرق اساسى ميان مكتب انبيا با ساير مكاتب، در اين است كه آنان قبل از كه از ديگران تقاضاى عمل بكنند، خودشان عمل مى ‏كردند و لذا پيام ايشان تا اعماق روح بشر نفوذ مى ‏كرد. قلب و احساسات بشر را در تصرّف خويش در مى‏ آورد.(9)

 

پى ‏نوشت‏

(1) علامه شهید مرتضى مطهرى(رحمت الله علیه)، حماسه حسينى، ج 1،( تهران: صدرا، 1374)، صص 348 53

(2) همان، ص 242.

(3) همان، ص 642.

(4) احزاب ، آيه 93

(5) احقاف، آيه 35 هود، آيه 211

(6) قلم، آية 84

(7) نهج‏ البلاغه، كلمات قصار، شماره 351

(8) همان، ص 37

(9) علامه شهید مرتضى مطهرى(رحمت الله علیه)، حكمت‏ها و اندرزها،( تهران: صدرا، 1374)، ص 422

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

آيا فردی خيّر و نيکوکار هستيد؟

 

 

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

1. آيا سيگار را نوعي‌ ماده‌ مخدر تلقي‌ مي‌كنيد؟

1- بلي

2- خير

3- شايد

2. آيا به‌ پيروزي‌ نهايي‌ خوب‌ بر بد معتقديد؟

1- بله‌

2- در اين‌ دوره‌ و زمانه‌، خير

3- گاهي‌ اوقات‌

3. عقيده‌تان‌ در مورد اين‌ مثل‌ قديمي‌ چيست‌:كار خوب‌ از خانه‌ شروع‌ مي‌شود؟

1- موافق‌ نيستم‌

2- موافقم‌

3- بله‌، شايد اين‌ طور باشد

4. آيا تا به‌ حال‌ به‌ فكر دروغ‌ گفتن‌ به‌ همسرتان‌افتاده‌ايد، يا هميشه‌ نسبت‌ به‌ او صادق‌ و وفادارهستيد؟

1- هميشه‌ با همسرم‌ صادق‌ و يك‌ دل‌ هستم‌

2- گاهي‌ اوقات‌ دروغ‌ مصلحت‌آميز بهتر از راست‌فتنه‌انگيز است‌

3- درست‌ نمي‌دانم‌

5. براي‌ خوردن‌ زندگي‌ مي‌كنيد، يا مي‌خوريد تازنده‌ بمانيد؟

1- به‌ قصد زنده‌ ماندن‌، مي‌خورم‌

2- زندگي‌ را براي‌ خوردن‌ دوست‌ دارم‌

3- تلفيقي‌ از هر دو

6. آيا تا به‌ حال‌ از صف‌ خارج‌ شده‌ايد و بدون‌نوبت‌ جلو رفته‌ايد؟

1- خير

2- بله‌، به‌ دفعات‌

3- بله‌، ولي‌ فقط يكي‌ دو مرتبه‌

7. يكي‌ از همكارانتان‌ سي‌ ميليون‌ تومان‌ دربخت‌ آزمايي‌ برنده‌ مي‌شود. واكنش‌ شما چيست‌؟

1- از صميم‌ قلب‌ براي‌ همكارتان‌ خوشحال‌مي‌شويد

2- در دل‌ مي‌گوييد: چه‌ افراد خوش‌شانسي‌ پيدا مي‌شوند! چرا من‌ به‌ جاي‌ اوبرنده‌ اين‌ همه‌ پول‌ نشدم‌؟

3- از شادي‌ او خوشحال‌ مي‌شويد، ولي‌ به‌ اين‌فكر مي‌افتيد كه‌ ايكاش‌ چنين‌ شانسي‌ در خانه‌ شما راهم‌ به‌ صدا در آورده‌ بود

8. غذا خوردن‌ را چگونه‌ عملي‌ در نظر مي‌گيريد:خوردن‌ به‌ قدر سير شدن‌ يا خوردن‌ تا خرخره‌ وشكمي‌ از عزا در آوردن‌؟

1- هميشه‌ به‌ قدري‌ غذا مي‌خورم‌ كه‌ سير شوم‌

2- هميشه‌ آنقدر غذا مي‌خورم‌ كه‌ دلم‌ درد مي‌گيردو شكمي‌ از عزا در مي‌آورم‌

3- هميشه‌ به‌ قصد سير شدن‌ غذا مي‌خورم‌، ولي‌به‌ هر حال‌ باقي‌ گذاشتن‌ غذا در بشقاب‌ هم‌ كار بي‌ادبانه‌اي‌ است‌!

9. اگر دائما حملات‌ شديد خشم‌ وغضب‌ به‌ شما دست‌ دهد و قادر به‌ كنترل‌خودتان‌ نباشيد، آيا به‌ فكر درمان‌خودتان‌ مي‌افتيد؟

1- بله‌

2- خير

3- خير، سعي‌ مي‌كنم‌ خودم‌ مشكلم‌را حل‌ كنم‌. هر زمان‌ كه‌ متوجه‌ مشكلي‌در خودم‌ بشوم‌، مطمئنا مي‌توانم‌ اقداماتي‌ براي‌ دفع‌آن‌ صورت‌ دهم‌.

10. آيا تا به‌ حال‌ آرزو كرده‌ايد كه‌ ايكاش‌ جاي‌شخص‌ ديگري‌ بوديد كه‌ بسيار موفق‌ و ثروتمند است‌؟

1- بله‌، چه‌ كسي‌ از ثروتمند و موفق‌ بودن‌، بدش‌مي‌آيد؟

2- خير، هرگز چنين‌ فكري‌ به‌ ذهنم‌ خطور نكرده‌است‌

3- گاهي‌ اوقات‌

11. مجرد هستيد و صميمي‌ترين‌ دوستتان‌ باشخصي‌ آشنا شده‌ كه‌ احساس‌ مي‌كنيد شما هم‌ به‌ اوعلاقمند هستيد. چه‌ واكنشي‌ از خود نشان‌ مي‌دهيد؟

1- تا زماني‌ كه‌ دوستم‌ با آن‌ شخص‌ رابطه‌ دارد،خودم‌ را كنترل‌ مي‌كنم‌ و احساساتم‌ را بروز نمي‌دهم‌

2- جريان‌ را با دوستم‌ در ميان‌ مي‌گذارم‌ و از اونظرخواهي‌ مي‌كنم‌

3- بدون‌ اين‌ كه‌ حرفي‌ از احساسات‌ قلبيم‌ به‌ زبان‌آورم‌، با كمي‌ زيركي‌ آن‌ شخص‌ را محك‌ مي‌زنم‌ تاببينم‌ كه‌ آيا او هم‌ به‌ من‌ علاقه‌اي‌ دارد يا نه‌

12. در مورد افرادي‌ كه‌ در رابطه‌ با دستاوردها،پيشرفت‌ها و موفقيت‌ هايشان‌ فخر مي‌فروشند، چه‌نظري‌ داريد؟

1- به‌ نظر من‌ اين‌ گونه‌ افراد، احساس‌ امنيت‌نمي‌كنند و در نتيجه‌ براي‌ اين‌ كه‌ در نزد مردم‌ افرادي‌لايق‌ و با كفايت‌ جلوه‌ كنند، به‌ فخر فروشي‌ و پز دادن‌متوسل‌ مي‌شوند

2- يك‌ لحظه‌ هم‌ تحمل‌ هم‌ نشيني‌ با چنين‌اشخاصي‌ را ندارم‌ و اعصابم‌ خرد مي‌شود

3- اهميتي‌ به‌ آن‌ نمي‌دهم‌

13. آيا خودتان‌ را باطنا شخصي‌ خوش‌ بين‌ تلقي‌مي‌كنيد؟

1- بلي

2- خير، خودم‌ مي‌دانم‌ كه‌ فردي‌ بدبين‌ هستم‌

3- باطنا نه‌، ولي‌ تا حد زيادي‌ سعي‌ دارم‌ فردخوش‌ بيني‌ باشم‌

14. براي‌ انجام‌ كارهاي‌ مادي‌، تا چه‌ حد نيازمندوجود انگيزه‌ هستيد؟

1- تاحدي‌، ولي‌ اگر كاري‌ بايد انجام‌ شود، خوب‌به‌ هر صورت‌ انجامش‌ مي‌دهم‌

2- نيازمند انگيزه‌ هستم‌ و اگر بتوانم‌ از انجام‌ آن‌كارها اجتناب‌ ورزم‌ يا آنها را به‌ تأخير بيندازم‌، قطعادرنگ‌ نمي‌كنم‌

3- به‌ شدت‌

15. آيا به‌ چشم‌ و هم‌ چشمي‌ اهميتي‌ مي‌دهيد؟

1- خير، ولي‌ گاهي‌ اوقات‌ چشم‌ و هم‌ چشمي‌كردن‌ لازم‌ مي‌شود

2- بله‌، بيشتر اوقات‌

3- خير، و اصلا علاقه‌اي‌ به‌ اين‌ عمل‌ ناپسند ندارم‌

16. هر چند وقت‌ يك‌ مرتبه‌ به‌ انجمن‌هاي‌خيريه‌، كمك‌ مي‌كنيد؟

1- بيشتر اوقات‌ و هر زمان‌ كه‌ پول‌ زيادي‌ داشته‌باشم‌

2- هرگز

3- گاهي‌ اوقات‌

17. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير، اعتقاد شما رانسبت‌ به‌ زندگي‌، نمايان‌ مي‌كنند؟

1- عمر دست‌ خداوند است‌ و بايد تسليم‌ رضاي‌او بود

2- زندگي‌ پوچ‌ است‌ و بايد به‌ سختي‌ آن‌ را طي‌ كرد

3- به‌ دنيا آمده‌ام‌ تا از زندگي‌ نهايت‌ لذت‌ را ببرم‌

18. آيا به‌ بازگشت‌ مجرمان‌ و خلافكاران‌ خطرناك‌اصلاح‌ شده‌ در زندان‌ به‌ جامعه‌، معتقديد؟

 1- بله‌، به‌ شرط آن‌ كه‌ مدت‌ محكوميتشان‌ راكاملا گذرانده‌ باشند، اصلاح‌ شده‌ باشند، برگشت‌ آنهابه‌ داخل‌ جامعه‌ نه‌ تنها ضرري‌ ندارد، بلكه‌ سودمند هم‌است‌

 2- برخي‌ از جرم‌ها و خطاها غيرقابل‌ بخشش‌هستند، در نتيجه‌ هرگز چنين‌ افرادي‌ نبايد به‌ داخل‌جامعه‌ برگردند و به‌ نظر من‌ اين‌ گونه‌ خلافكاران‌ هرگزبه‌ طور كامل‌ اصلاح‌ نمي‌شوند

3- شايد، ولي‌ فقط تحت‌ شرايطي‌ خيلي‌استثنايي‌

19. هر چند وقت‌ يكبار، آن‌ چنان‌ خسته‌ و خواب‌آلود مي‌شويد كه‌ نمي‌توانيد فكرتان‌ را درست‌ روي‌مسأله‌اي‌ خاص‌ متمركز نماييد؟

1- هرگز

2- پنج‌ مرتبه‌ يا بيشتر

3- كمتر از پنج‌ مرتبه‌

20. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير بيشتر از بقيه‌ باب‌ميل‌ تان‌ است‌؟

1- حفظ خويشتن‌ داري‌ و خونسردي‌ در زمان‌پريشان‌ حالي‌ و مواجهه‌ با ناملايمات‌ و بداقبالي‌ها

2- هديه‌ كردن‌ يك‌ دست‌ لباس‌ به‌ بچه‌اي‌ فقير ويتيم‌

3- صورت‌ دادن‌ يك‌ عملكرد شجاعانه‌ و تحسين‌برانگيز

21. به‌ نظر شما، مصرف‌ مواد مخدر سبك‌(داروهاي‌ مخدر كه‌ ظاهرا اعتيادآور هستند) بي‌ضرراست‌؟

1- خير

2- بله‌

3- شايد

22. به‌ طور متوسط در هر روز، چند ساعت‌ به‌تماشاي‌ تلويزيون‌ مشغول‌ مي‌شويد؟

1- كمتر از دو ساعت‌

2- بيشتر از چهار ساعت‌

3- بيشتر از دو ساعت‌، ولي‌ كمتر از چهار ساعت‌

23. در يك‌ سوپر ماركت‌ مشغول‌ خريد كردن‌هستيد. بچه‌ها دائما اسباب‌ بازي‌هاي‌ پر سر و صدا رابه‌ صدا در مي‌آورند، آيا اعصاب‌ تان‌ خرد مي‌شود؟

1- خير

2- بلي

3- گاهي‌ اوقات‌

24. اگر از يك‌ زندگي‌ اشرافي‌ برخوردار باشيد، به‌فكر ميليونها گرسنه‌ در سر تا سر جهان‌ خواهيد بود؟

1- بلي

2- خير

3- خير، ولي‌ به‌ نظرم‌ هرگز نبايد از فكر افرادگرسنه‌ و نيازمند غافل‌ شد

 

 ****

 

شما با جمع بندي امتياز، مي توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

گزينه ي اول 2 امتياز

گزينه ي دوم 0 امتياز

گزينه ي سوم 1 امتياز

 

نتیجه :

  

*بین‌ 40 تا 48 امتياز:

شما، قطعا فردي‌ خير ونيكوكار هستيد كه‌ از حس‌ تشخيص‌ و تميز خوبي‌برخورداريد و باطنا خوش‌ بين‌ و نوع‌ دوست‌ محسوب‌مي‌شويد. اگرچه‌، مشكلي‌ كه‌ در بين‌ هست‌ و خودتان‌هم‌ به‌ خوبي‌ از آن‌ آگاهيد، اين‌ است‌ كه‌ در كسب‌استانداردهاي‌ خيلي‌ بالا، آن‌ چنان‌ فشار و مشكلات‌ رامتحمل‌ مي‌شويد كه‌ گاهي‌ اوقات‌ به‌ دلشوره‌، اضطراب‌و نگراني‌ بيش‌ از حد شما منجر مي‌شوند. مسأله‌ مهم‌اين‌ است‌ كه‌ همواره‌ به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ افراد بايكديگر متفاوت‌ هستند و هر كسي‌ سبك‌ و سياق‌خاص‌ خودش‌ را در زندگي‌ دارد و اگر فردي‌ درست‌مطابق‌ استانداردهاي‌ بالاي‌ شما نباشد، بدين‌ معنانيست‌ كه‌ شخصي‌ نادرست‌ مي‌باشد. تحمل‌، بردباري‌،شكيبايي‌ و صبر جزء عوامل‌ مهم‌ زندگي‌ به‌ حساب‌مي‌آيند!

*بين‌ 25 تا 39 امتياز:

شما فردي‌ ميانه‌ رو هستيد وزندگيتان‌ را چه‌ درست‌ يا نادرست‌ در خط وسطمي‌گذرانيد، در حالي‌ كه‌ گاهي‌ اوقات‌ تبديل‌ به‌ فردي‌ماجراجو و لذت‌ گرا مي‌شويد و گاهي‌ حتي‌ از مشاهده‌موهاي‌ بلند يك‌ پسر حالت‌ نفرت‌ و انزجار در شماايجاد مي‌شود. بهتر است‌ به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ همه‌انسانها، در برخي‌ از ابعاد و جنبه‌هاي‌ زندگي‌ اشتباه‌مي‌كنند و در برخي‌ ابعاد ديگر زندگي‌ درست‌ عمل‌مي‌كنند.

*كمتر از 25 امتياز:

شما قطعا، فردي‌ هستيد كه‌ به‌تمام‌ جنبه‌هاي‌ نادرست‌ وجوديتان‌ معترف‌ و آگاهيد،ولي‌ فرد گناهكار و نادرستي‌ محسوب‌ نمي‌شويد.دست‌ كم‌ آنقدر صادق‌ و روراست‌ هستيد كه‌ به‌ كارهاي‌نادرست‌ خود اعتراف‌ كنيد، وگرنه‌، به‌ سؤالات‌ آزمون‌جور ديگري‌ پاسخ‌ مي‌داديد و امتيازي‌ كسب‌مي‌كرديد كه‌ شما را در ميان‌ رده‌هاي‌ ديگر قرارمي‌داد!

در حالي‌ كه‌، به‌ اعتقاد خودتان‌ نهايت‌ لذت‌ را اززندگيتان‌ مي‌بريد، بهتر است‌ گاهي‌ اوقات‌ بيشترتواضع‌، فروتني‌ و افتادگي‌ از خود نشان‌ دهيد و درك‌كنيد كه‌ افرادي‌ هم‌ وجود دارند كه‌ به‌ اندازه‌ شمااحساس‌ خوشبختي‌ نمي‌كنند و نيازمند كمك‌ها وحمايت‌هاي‌ شما مي‌باشند!

 

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

آثار اخروی نماز

 

نويسنده : رضا سعیدی پور
 



 

نماز، عطیه ای الهی است که به عنوان فلاح مطلق«حی علی الفلاح» و بهترین عمل «حی علی خیر العمل» و ستون خیمه دین«الصلوه عمود الدین»[۱] معرفی شده است. نماز عروج به قبله‎ی رفیع انسانیت «الصلوه معراج المؤمن»[۲] است که تعالی روح و کسب ملکات اخلاقی و نجات از فساد و تباهی از رهگذر آن حاصل می آید «إن الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر»[۳]. دریافت نشان عبودیت از رهگذر این عبادت زیبای الهی،‌ برای انسانی میسّر است که شرایط صحت و قبول و کمال این عبادت عظیم را به نحو احسن بجای آورد. وقتی عبد این عبادت الهی را «که جز بر خاشعان بزرگ می نمایاند»،‌[۴] به طور شایسته به انجام رساند،‌ آثار عظیمی اعم از فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی را بدنبال خواهد داشت که در حقیقت ثمره و نتیجه عمل او محسوب می شود. در این نوشتار مختصر در صدد بیان همه جانبه این آثار نیستیم بلکه به برخی از آثار برزخی و اخروی این عبادت درخشان در آیات و روایات اشاره می کنیم.
 

آثار نماز در آیات الهی(توجه یا بی توجهی به نماز):
 

۱. یاد کردن خدا از بنده‎ خود:
 

خداوند در سوره طه می فرماید:«اقم الصلوه لذکری»[۵] نماز ذکر و یاد خداست. این آیه وقتی در کنار این آیه شریفه«فاذکرونی اذکُرکم .....»[۶] تفسیر شود این نتیجه را افاده می کند که وقتی عبد بیاد حق باشد حق هم به یاد او خواهد بود.[۷] مفسرین در ذیل آیه شریفه«فاذکرونی اذکرکم» در بیان اینکه «مراد از یاد آوری بندگان چیست؟ بیانات متنوعی را ذکر کردند که از جمله آن موارد عبارت است از:
الف: مرا در «دنیا» یاد کنید تا شما را در «جهان دیگر» یاد کنم.
ب: مرا به «دعا» یاد کنید تا شما را به اجابت یاد کنم (این استجابت می تواند هم در دنیا و هم در بزرخ و هم در قیامت نصیب بنده شود)
ج: مرا به هنگام وفور نعمت یاد کنید تا شما را در سختی ها یاد کنم (این سختی هم اعم است)[۸]
 

۲. نائل شدن به مقام شفاعت کبری:
 

خداوند در سوره‎ی اسری خطاب به وجود نازنین رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»
ترجمه: و بعضی از شب را بیدار باش و تهجد کن که این نماز شب، تنها بر تو واجب است، باشد که خدایت به مقامی محمود (شفاعت) مبعوث گرداند. پس ثمره و نتیجه این برنامه‎ی الهی، رسیدن به مقام محمود است و روایات فریقین در ذیل آیه، مقام محمود را به عنوان مقام شفاعت کبری تفسیر کرده است که رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در روز قیامت در آن مقام قرار می گیرد.[۹]
 

۳. دریافت اجر الهی و باز یافتن به آرامش کامل:
 

در سوره بقره حقتعالی می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»[۱۰]
در پرتو ایمان و عمل صالح و برپاداشتن نماز و ..... مستحق دو جایزه می شوند:
۱. دریافت پاداش(لهم اجرهم ....) ۲. بهره مندی از آرامش کامل (لا خوف .....) که هیچ اضطراب و غمی به همراه آن وجود ندارد.
اما آثار نماز در برزخ:
 

۴. دفع وحشت های قبر:
 

رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: «ان الصّلاه تأتی الی المَیّتِ فی قبره بصوره شخص انور اللّونِ یونسُهُ فی قبره و یدفَعُ عنه اهول البرزخ»
نماز به صورت انسانی سفید چهره، وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشت های برزخ را از او برطرف می کند.[۱۱]
 

۵. مونس انسان در قبر:
 

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«الصلاهُ انس فی قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنکر و نکیر»
نماز مونس (نمازگزار) در قبر و فراش نیکو در زیر او،‌ و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.[۱۲]
 

۶. دیدار ملائکه از انسان در قبر:
 

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«کسی که به قصد شرکت در نماز جماعت، و به سوی مسجد گام بر می دارد، خداوند متعال در مقابل هر گامی که بر می دارد، هفتاد هزار حسنه به او پاداش می دهد و به همین میزان نیز درجات وی بالا خواهد رفت، و اگر در چنین حالتی بمیرد،‌ خداوند متعال هفتاد هزار فرشته را مأمور می نماید تا در قبر به دیدار او رفته، وی را بشارت دهند و در تنهایی قبر انیس او باشند و تا روز قیامت برای او طلب آمرزش کنند.»[۱۳]
 

۷. نجات از وحشت قبر:
 

امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید:«من اتمَّ رکوعَهُ لم یَدخُلْهُ وحْشَهُ القبْرِ»
«کسی که رکوعش تمام و کامل باشد هرگز دچار وحشت قبر نمی شود.»[۱۴]
اما آثار نماز در قیامت:
 

۸. مقبولیت دیگر اعمال در سایه نماز:
 

مولاعلی ـ علیه السّلام ـ در نهج البلاغه می فرماید:
«کلُّ شی من عملک تبع لصلاتک»[۱۵] هر عملی پیرو نماز است از این رو عروج دیگر اعمال در سایه سار نماز میسر می شود«إن قبلت قبلت ما سواها و إن ردَّت ردت ما سواها»[۱۶] اگر نماز مورد قبول واقع شود دیگر اعمال هم قبول می شود و اگر رد شود دیگر اعمال هم رد خواهد شد.
 

۹. نماز توشه‎ آخرت:
 

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:«الصلاه زادُ للمؤمن من الدنیا الی الاخره»[۱۷]
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت است.
 

۱۰. عامل ورود به بهشت:
 

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:«همانا پروردگار شما مهربان است، عمل کم را تقدیر می کند، هر آینه انسان دو رکعت نماز برای خدا بحا آورد، خداوند به سبب آن نماز او را وارد بهشت می کند.»[۱۸]
 

۱۱. معاف از عذاب و ورود بی حساب به بهشت:
 

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:« قال الله ـ عزّوجل ـ اِنّ لعبدی علیّ عهداً اِن اقام الصلوه لوقتها اَن لا اُعَذِّبَهُ و اَن اُدخلهُ الجَنّه بغیر حساب»[۱۹]
...... من تعهدی نسبت به بنده ام دارم که اگر نماز خود را در وقتش به پا دارد، او را عذاب نکنم و بدون حساب او را به بهشت ببرم.
و از آن وجود نورانی در کلامی دیگر آمده که فرمود:
«کسی که چهل روز نمازهای خود را با جماعت به جا آورد، به طوری که یک تکبیره الاحرام از او فوت نشود، برای او آزادی از آتش جهنم و آزادی از نفاق نوشته می شود.»[۲۰]
 

۱۲. زینت آخرت:
 

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:«انّ الله ـ عزّوجل ـ قال: الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ انّ الثمان رکعات التی یُصلّیها العبد اللیل زینهُ الآخره»[۲۱]
خداوند متعال ثروت و فرزندان را زینت دنیا دانسته، ولی هشت رکعت نمازی که آدمی در آخر شب می خواند زینت آخرت است.
 

۱۳. به سوی آتش رفتن نمازگزار ریا کار:
 

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: چون روز قیامت فرا می رسد، بنده ای را می آورند که اهل نماز بوده و خود نیز چنین ادعا می کند؛ به وی می گویند، تو بدان جهت نماز گزاردی که تو را ستایش کنند، پس به ملائکه دستور می دهند او را به سوی آتش ببرید.[۲۲]
 

۱۴. عدم ملاقات با رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در کنار حوض کوثر:
 

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:«لیس منّی من استخفَّ صلاته لا یردُ علیَّ الحوض لا و الله»[۲۳] کسی که نماز را سبک شمارد از من نیست، به خدا سوگند که بر حوض مرا ملاقات نخواهد کرد.
 

۱۵. سقوط در آتش:
 

مولا علی ـ علیه السّلام ـ در نهج البلاغه در بیان جواب دوزخیان که پرسیده شد چه چیزی شما را بدوزخ کشانده می گویند ما از نماز گزاران نبودیم:«ما سللکم فی سقر قالوا لم نَکُ من المصلین»[۲۴]
 

۱۶. محشور شدن با قارون و فرعون و هامان:
 

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«لا تضیعوا صلاتکم، فانّ من ضیّع صلاتهُ حَشَرَهُ الله قارون و فرعون و هامان ـ لعنهم الله و اخزاهم ـ و کان حقّاً علی الله ان یُدخِلَهُ النار مع المنافقین، فالویلُ لمن لم یحافظ صلاتهُ»[۲۵]
نمازتان را ضایع نکنید، بدرستی که هر کس نماز خویش را ضایع کند، خداوند عزوجل او را با قارون و فرعون و هامان محشور می کند، خداوند به آنان لعنت کند و آنها را رسوا سازد، و بر خدا لازم است آنها را با منافق ها به آتش داخل کند، پس وای بر کسی که مواظب نمازش نباشد. ۱۷. محرومیت از شفاعت:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:
«هر کس عمداً نمازش را ترک کند،‌ بر درب جهنم نامش در زمره دوزخیان نوشته می شود.»[۲۶]
آثار فراوان دیگری هم در روایات درباره‎ نماز و یا کوتاهی کردن در باب نماز اشاره شده که به طور گذرا ذکر می کنیم:
ـ گلستان شدن قبر همانند باغی از باغ های بهشت در سایه خواندن نماز شب.
ـ ملاقات با پروردگار در پی محافظت بر نمازهای پنجگانه.
ـ دور ماندن از امان خدا و رسول او هنگام ترک عمدی صلات.
ـ حرام شدن جسد او بر آتش وقتی که گام بسوی نماز جمعه بر می دارد.
ـ شهادت قطعه ای از زمین که او بر آن سجده کرده و پیشانی بر خاک نهاده است.
ـ نماز جواز عبور از صراط.
اینها گوشه ای از آثار نماز و مواظبت بر آن و دقت در انجام کامل و تام این عبادت الهی است که این همه ثمرات را بدنبال خود دارد.[۲۷]

 

پی نوشت :
 

[۱] . وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۷.
[۲] . اعتقادات، علامه مجلسی، ص ۲۹، به نقل از سر الصلوه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص ۷.
[۳] . عنکبوت، ۴۵.
[۴] . بقره، ۴۵.
[۵] . طه، ۱۴.
[۶] . بقره، ۱۵۲.
[۷] . تفسیر نور، ج ۷، ص ۳۳۰.
[۸] . تفسیر کبیر فخر رازی، ج ۴، ص ۱۴۴، به نقل از تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۵۱۵ (با تصرف و اضافات).
[۹] . المیزان، ج ۱۳، ص ۲۴۲، ذیل آیه، نمونه، ج ۱۲، ذیل آیه.
[۱۰] . بقره، ۲۵۵.
[۱۱] . لئالی الاخبار، ج۴، ص ۱.
[۱۲] . بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۳۲.
[۱۳] . وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۳۷۲.
[۱۴] . بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۴۴.
[۱۵] . نهج البلاغه، نامه ۲۷، به نقل از کتاب رازهای نماز، آیه الله جوادی آملی، ص ۱۸.
[۱۶] . کافی، ج ۳، ص ۲۶۸، به نقل از کتاب«رازهای نماز» آیه الله جوادی آملی،‌ ص ۱۰.
[۱۷] . بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۳۲، (فرازی از حدیث نقل شده است الصلاه .... ناء ....).
[۱۸] . مستدرک سفینه البحار، ج ۳، ص ۱۴۷.
[۱۹] . کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۹۰۳۶.
[۲۰] . محجه البیضاء، ج ۱، ‌ص ۲۴۴، قریب به همین مضمون در کتاب فتح العزیز، ج ۴،‌ص ۲۸۸.
[۲۱] . بحارالانوار، ج۸۴، ص ۱۵۲، ثواب الاعمال، ص ۴۱.
[۲۲] . بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۰۱.
[۲۳] . وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۴، چاپ آل البیت.
[۲۴] . نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹، ترجمه دشتی.
[۲۵] . بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۰۲.
[۲۶] . کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۹۰۹۰.
[۲۷] . اکثر روایات از معجم فقهی استفاده شده و آدرس ها بر اساس این نرم افزار می باشد.

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی سبطین

 

لينکهای    
 هفته      

 

infolibrarian
تكنولوژی كتابخانه، پايگاه های اطلاعاتی، پايگاه های مجلات، منابع اينترنتی، خريد كتاب و...

 

مرکز اطلاع رسانی غدير

 

مدیرستان
وب لاگ مقالات علمی مدیریت

 

شبكه فن‌آوری اطلاعات ايران

 

ويژه نامه محرم 1431