مجله شماره چهل وسوم      

 سه شنبه 22 دی 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مطالب خواندنی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدينه

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِـي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَـكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ 260 مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ 261 الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ 262 قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَآ أَذًى وَاللّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ 263 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ 264

ترجمه فارسي مکارم

و (به خاطر بياور) هنگامى را كه ابراهيم گفت: خدايا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مى ‏كنى؟ فرمود: مگر ايمان نياورده‏اى؟! عرض كرد: آرى، ولى مى ‏خواهم قلبم آرامش يابد فرمود: در اين صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب كن! و آنها را (پس از ذبح كردن،) قطعه قطعه كن (و در هم بياميز)! سپس بر هر كوهى، قسمتى از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوى تو مى ‏آيند! و بدان خداوند قادر و حكيم است; (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانايى بر جمع آنها دارد) 260 كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى ‏كنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند; كه در هر خوشه، يكصد دانه باشد; و خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد)، دو يا چند برابر مى ‏كند; و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسيع، و (به همه چيز) داناست 261 كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى ‏كنند، سپس به دنبال انفاقى كه كرده ‏اند، منت نمى‏ گذارند و آزارى نمى ‏رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است; و نه ترسى دارند، و نه غمگين مى ‏شوند 262 گفتار پسنديده (در برابر نيازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونتهاى آنها)، از بخششى كه آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است; و خداوند، بى ‏نياز و بردبار است 263 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏ كند; و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى ‏آورد; (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد; (و بذرهايى در آن افشانده شود;) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشويد،) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند آنها از كارى كه انجام داده‏ اند، چيزى به دست نمى ‏آورند; و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نمى ‏كند 264

آيات امروز را مي توانيد از طريق ين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

مديريت    
علوی     

 

مدیریت زمان و مدیریت علوی

 

 

لحظه‌های گرانبهای زندگی كه مجموعاً عمر آدمی را تشكیل می‌دهند ، دارای ارزشهای فراوانی می‌باشند كه توجه و آگاهی و بهره‌برداری صحیح و مناسب از آنها ، موجبات رشد و تعالی را فراهم می‌سازد و غفلت از آنها ، خسرانی عظیم دربردارد و بنابر فرمایش مولای متقیان علی(ع) ، از دست دادن فرصتها ، مایه غم و اندوه است[1] .
و چه زیبا سروده است شاعره بزرگ ایرانی ، پروین اعتصامی كه :
گوهر وقت بدین خیرگی از دست مده
 آخر این عمر گرانمایه ، بهایی دارد[2]
هیچ انسانی از وقت و زمان ، بی‌نیاز نیست و چه بسیارند انسانهایی كه از كمبود وقت می‌نالند و دلیل بی‌توجهی به بخشی از امورات زندگی را كمبود وقت می‌دانند. هر چه سطح مسئولیت فرد وسیعتر باشد به همان نسبت نیاز او به وقت بیشتر است زیرا مدت شبانه‌روز برای همه یكسان است و طبیعی است یك مدیر كه با اقسام گوناگون كارها و انواع سلیقه‌ها و توقعات روبروست ، برای پاسخگویی در حیطه مسئولیتش ، بیشترین نیاز را به وقت و زمان دارد لذا آشنایی با فنون مدیریت زمان كه در واقع روشهای بهره‌گیری و استفاده از زمان به بهترین وجه را تعلیم می‌دهد ، برای كلیه مدیران لازم و ضروریست . اساس مدیریت زمان ، استفاده مؤثر و بهینه از وقت است و این امر مبتنی بر فرآیند برنامه ریزی می‌باشد كه شامل مراحل زیر است[3]:
1- تعیین دقیق كارهایی كه باید در مدت زمانی مشخص (مثلاً یك روز) انجام شود .
2- اولویت بندی كارها به ترتیب اهمیت لزوم و انجام زودتر آنها .
3- مشخص نمودن اقدامات لازم برای انجام هر كار و تعیین زمانی كه صرف انجام آن كار می‌شود .
4- زمان بندی وقت خویش برای انجام هر كار با توجه به اولویت تعیین شده .
5- انجام هر كار در موعد مشخص خویش به ترتیب اولویت .
با انجام مراحل مذكور، می‌توانیم از زمان خویش بیشترین استفاده را بنماییم و آنگاه باور می‌كنیم كه برای انجام تمام كارها وقت داریم.
در مدیریت اسلامی به ویژه در مدیریت علوی ، تأكیدات فراوانی درباره استفاده بهینه از فرصتها و وقتها شده است كه احادیث و بیانات زیر تنها مشتی از خروار است :
ـ فرصتها زود از دست می‌روند و دیر بازمی‌گردند امام علی (ع)[4] .
ـ فرصتها همچون ابر می‌گذرند پس هنگامی كه فرصت نیكویی یافتید ، از آن استفاده كنید امام علی (ع)[5].
ـ لحظه‌ها ، عمر را درمی‌نوردند امام علی (ع)[6].
ـ شب و روز از تو چیزی می‌گیرند (عمر) پس تو نیز از آنها بهره ببر امام علی (ع)[7].
ـ كسی كه فرصتها را غنیمت شمارد ، از غصه‌ها ایمن گردد امام علی (ع)[8].
ـ از دست دادن فرصتها در وقت امكان ، حماقت است امام علی (ع)[9].
ـ فرصتها ربودنی است ، باید آنها را غنیمت شمرد امام علی (ع)[10].
مطالعه در سیره رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار سلام ا علیهم اجمعین نیز به خوبی بیانگر این حقیقت است كه آن بزرگواران در تمامی امور خویش منظم بوده و هر كار را دقیقاً به وقت خودش انجام می‌داده‌اند و از واگذاری امور به فردا به شدت پرهیز می‌كرده‌اند. چنانچه امام علی (ع) در عهدنامه خود به مالك می‌فرمایند : كار هر روز را در همان روز به انجام برسان كه هر روز را كاری است . بهترین وقت هر روز و بزرگترین بخش آن را مخصوص آن كن كه به خدا بپردازی ، هر چند كه اگر در اوقات دیگر نیز نیت پاك كنی و توده مردم از آن نیت پاك در آرامش و آسایش باشند ، همه آن اوقات در راه خدا به كار رفته است[11].
چنانچه ملاحظه می‌گردد در این بیان ارزشمند ضمن اینكه به انجام هر كار در وقت خویش توصیه شده ، عبادت خداوند در درجه‌بندی فعالیتها از دیدگاه امام ، در اولویت قرار دارد و امام توصیه می‌كند كه بهترین و بیشترین وقت را بدان اختصاص ده . سپس با توضیحی كه در مورد نیت انجام كار می‌فرماید ، خاطر نشان می‌كند كه كار روزانه نیز می‌تواند نوعی طاعت و عبادت باشد ،‌اگر با نیت پاك و در جهت رضای الهی باشد .
امام همچنین در مورد انجام هر كار به وقت خود ،به مالك می‌فرماید : مبادا هرگز در كاری كه وقت آن نرسیده ، شتاب كنی، یا در كاری كه وقت آن رسیده ، سستی ورزی تلاش كن تا هر كاری را در جای خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهی[12].
چنانچه گفته شد یكی از عناصرمهم مدیریت زمان كه نقش بسیار مهمی در بهره‌وری از زمان دارد برنامه ریزی است . بنابه تعریف ،
برنامه ریزی عبارتست از اتنخاب راه و روش مناسب برای بهتر رسیدن به هدف و یا تدوین و تعیین فعالیتهایی كه باید در محدوده راهها و در چارچوب روشهای مشخص شده انجام پذیرد تا نیل به هدف را میسور سازد[13].
از آنجا كه اسلام ، دینی جامع و كامل است و سعادت انسان را در دنیا و آخرت مدّنظر دارد ، به شدّت به برنامه ریزی معتقد است و اگر بگوییم دین اسلام جز برنامه‌ای برای تكامل و رستگاری نیست ، سخن گزافی نگفته‌ایم . لذا می‌بینیم كه در اسلام برای تمام امورات زندگی (از گهواره تا گور) دستور و برنامه تدوین شده است و در هیچ امری، مسلمانان را حیران و سردرگم نگذاشته است .
امام علی(ع) ، خود در آغاز حكومت خویش ، طی خطبه‌ای قرّاء[14] ، برنامه حكومت خویش را به مردم اعلام نمود و آنگاه كه مالك اشتر را به عنوان والی سرزمین مصر ، انتخاب نمود نیز برنامه‌های مهم حكومتی او را چنین بیان می‌دارد : جمع‌آوری خراج و مالیات ، نبرد با دشمنان ،‌ اصلاح امور مردم و آبادانی شهرها و روستاها[15].
لذا می‌بینیم كه در مدیریت علوی نیز برنامه ریزی نقش بسیار مهم و اساسی دارد وپایه و مبنای مدیریت زمان و تخصیص وقت ، منابع و امكانات می‌باشد .
امام ، حتی به تمامی مؤمنان توصیه می‌نماید كه برنامه روزانه برای خود داشته باشند و آن را چنین پیشنهاد می‌نماید : مؤمن بایدشبانه‌روز خود را به سه قسم تقسیم نماید :
زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، زمانی برای تأمین هزینه زندگی و زمانی برای واداشتن نفس به لذتهایی كه حلال و مایه زیبایی است[16].
لازم به ذكـر است زمانـی یك فرد می‌تـواند به چنیـن برنامه متعـادل و متكاملی عمل نماید كه به مدیریت وقت خویش بپردازد و در
پرداختن به امور ،‌ افراط و تفریط نكند و همچنین پرداختن به امور جزیی وبی‌اهمیت، او را از امور اصلی و مهم بازندارد . امام علی (ع) در این مورد می‌فرماید : كسی كه به امور زاید بپردازد ، امور مهم و مورد آرزوی خود را از دست می‌دهد[17].
در جای دیگر فرموده‌اند : آنچه كه به تو مربوط نیست، رها كن و به امور مهمی كه مایه نجات توست بپرداز[18].
لذا رعایت قاعده اهّم و مهم و پرداختن به امور اهّم پیش از امور مهم از تكنیكها و روشهای مدیریت زمان می‌باشد و در بهره‌وری از وقت بسیار مؤثر و كارساز است . همچنین یكی دیگر از تكنیكهای مدیریت زمان، حسابرسی از وقت می‌باشد . هر شخصی مكلّف است كه در پایان هر روز بیندیشد كه امروز ، وقتش را چگونه و در چه امری صرف كرده است ؟ و آیا به برنامه‌ای كه از پیش طراحی نموده بود عمل كرده است یا خیر ؟ چنین رویكردی سبب كشف علل اتلاف وقت و تصمیم ‌گیری برای مدیریت بهتر بر وقت و زمان می ‌گردد و سرانجام به بهینه ‌سازی اوقات برای انجام امور مهم و ضروری منجر خواهد شد .
------------------------------------------------------------------
۱) غرر الحكم ج 1 ص 272 .
۲) دیوان اشعار پروین اعتصامی .
۳) نگرشی بر مدیریت اسلامی ص 80 .
۴) غرر الحكم ج 2 - ص 113 .
۵)همان منبع ج 2 ص 573 .
۶) همان منبع ج 1 ص 94 .
۷) غرر الحكم ج 2 ص 667 .
۸) همان منبع ج 2 ص 275 .
۹) همان منبع ج 2 ص 276 .
۱۰) همان منبع ج 2 - ص 273 .
۱۱) نهج البلاغه نامه 53 ترجمه محمد دشتی .
۱۲)نهج البلاغه نامه 53 ترجمه محمد دشتی .
۱۳) نگرشی بر مدیریت اسلامی ص 80 .
۱۴) نهج البلاغه خطبه 16 .
۱۵) نهج البلاغه نامه 53 .
۱۶)نهج البلاغه حكمت 390 .
۱۷) غرر الحكم ج 2 ص 336 .
۱۸) غرر الحكم ج 4 ص 18

منبع : مدیرستان

 

جمله      
 مديريتی
    

 

نقطه قوت كجاست؟

 

 

جايی كه هيچ تلاش و زحمتی وجود ندارد، هيچ نقطه قوتی هم وجود نخواهد داشت.

Where there is no struggle, there is no strength.

اُپرا  وينفری
(Oprah Winfrey)

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:

لا يـَنـْبـَغـى اَنْ يـَكـُونَ الْوالى ... الْخـائِفُ لِلدُّوَلِ فـَيَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْمٍ وَ لاَ الْمُرْتَشى فِى الْحـُكـْمِ فـَيـَذْهـَبَ بـِالْحـُقـُوقِ وَ يـَقـِفَ بـِهـا دُونَ الْمـَقـاطـِعِ وَ لاَ الْمـُعـَطِّلُ لِلسُّنَّةِ فـَيـُهـْلِكـَ الاُْمَّةَ.

نـبـايـد ولايـت مـسـلمـيـن بـه كـسى سپرده شود كه در اداى حقوق مالى بعضى را بر بعض ديگر تـرجـيـح بـدهـد. و نـبـايد زمامدارى مسلمين را در اختيار كسى گذاشت كه در حكم ، رشوه بگيرد و حـقـوق مردم را ضايع كند و آن را چنان كه بايد ادا نكند. همچنين نبايد والى مسلمين سنّت را متوقف بسازد و امت اسلامى را از اين راه به هلاكت بيندازد.

کتاب 1001 حديث از امام علی (ع)

 

طنز       
مديريتی    

 

داوطلب

 

 

مدير و 10 نفر از كاركنانش از طناب بالگردی كه در صدد نجات آنها بود، آويزان بودند. طناب آنقدر محكم نبود كه بتواند وزن هر يازده نفر را تحمل كند. كمك خلبان با بلندگوي دستي از آنها خواست كه يك نفرشان داوطلب شود و طناب را رها كند. البته، داوطلب شدن همانا و سقوط به ته دره همان و به ظاهر كسي حاضر نبود داوطلب شود. دراين هنگام، مدير گفت كه حاضر است طناب را رها كند ولي دلش مي خواهد براي آخرين بار براي كاركنان سخنراني كند.

او گفت: چون كاركنان حاضرند براي سازمان دست به هر كاري بزنند و چون كاركنان خانواده خود را دوست دارند و درمورد هزينه هاي افراد خانواده هيچ گله و شكايتي ندارند و بدون هيچ گونه چشمداشتي پس از خاتمه ساعت كار در اداره مي مانند من براي نجات جان آنان طناب را رها خواهم كرد!

به محض تمام شدن سخنان مشوقانه و تحسين برانگيز مدير، كاركنان كه به وجد آمده بودند شروع كردند به دست زدن و ابراز سپاسگزاري از مدير!!

منبع : مدیریار

 

حکايت     
مديريتی    

 

داستانی از ادیسون

 

 

ادیسون در سنین پیری پس از اختراع چراغ برق یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد. این آزمایشگاه بزرگترین عشق پیرمرد بود.
هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.
در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط جلو گیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است.
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.
پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن پیرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب دید که پیر مرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند. پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر میبرد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی! می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟ حیرت آور است! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت. نظر تو چیه پسرم؟
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟ چطـور می توانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟
پدر گفت : پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد!
در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نو سازی آن فردا فکــر می کنیم. الان موقع این کار نیست. به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت.
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود.
آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع نمود .

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

نقش مدیر در خلاقیت


 

در آغاز قرن ۲۱ تغییرات سریع و همه جانبه جهانی آن چنان محیط فعالیت سازمان ها را دگرگون کرده است که سازمان ها و مدیران آنها برای سازگاری با تغییرات و تحولا ت جهانی مجبورند راه هایی نوین برای اقدامات خود بیابند تا بتوانند در صحنه رقابت داخلی و خارجی باقی بمانند. خلا قیت، فرایندی دارد که در آن راه حل های خلا ق برای مسایل شکل می گیرد. صاحب نظران مختلف فرایندهای گوناگونی برای خلا قیت ارائه داده اند. مراحل مختلف فرایند خلا قیت عبارتند از:
۱) آمادگی
۲) نهفتگی
۳) اشراق
۴) اثبات
اعتقاد بر این است که برای پرورش خلا قیت سه عامل باید تحقق یابد:
۱) مهارت مربوط به خلا قیت
۲) مهارت های مربوط به موضوع
۳) انگیزه درونی
مدیران در پرورش خلا قیت و نوآوری و ایجاد زمینه برای گسترش این ویژگی ها نقش حساس و مهمی دارند.
آنان برای دست یافتن به خلا قیت باید توانایی ترکیب ایده های نو را با روشی مناسب و با حفظ پیوستگی بین ایده ها برای آفرینش و تحقق اهداف و خواسته های سازمان داشته باشند.
موانع خلا قیت: از جمله موانع خلا قیت دو دسته اند:
۱) موانع فرد
۲) موانع اجتماعی
موانع فردی عبارتند از:
۱) ترس از شکست
۲) روگردانی از ابهامات
۳) عادت
۴) نداشتن اعتماد به نفس
۵) عدم انعطاف پذیری
۶) ترس از انتقاد
۷) تمایل به هماهنگی و هم رنگی با جماعت و فقدان تمرکز ذهنی.
و از جمله موانع اجتماعی:
۱) قوانین
۲) نوع شغل
۳) آداب و رسوم
۴) ترس از عدم استقبال اجتماعی
۵) مطابقت.
مدیرانی که کارکنان راکنترل و محدود می کنند، عملکرد خلا ق آنان را کاهش می دهند; برعکس آنان که از کارکنان پشتیبانی می کنند عملکرد آنان را تقویت می کنند، زیرا به احساسات و نیازهای آن ها توجه می کنند، آنان را تشویق می کنند تا خواسته های خود را بیان کنند. به ویژه بازخوردهای اطلا عاتی مثبت وامکان پرورش مهارت ها را برای آنان فراهم می کنند. این نوع عملکرد به طور معمول انگیزش درونی را افزایش می دهد و میزان تسلط برخود وابتکار عمل شخصی کارکنان را بالا می برد، اما وقتی مدیران از نزدیک بر کارکنان خود نظارت می کنند و بدون مشارکت آنان تصمیم می گیرند، انگیزش آنها را کاهش و عملکرد خلا ق آنان را تنزل می دهند.

 

نکات       
مديريتی    

 

15 نکته مدیریتی

1-  با قدرداني به موقع از کارمندان، انرژي کاري آنان را افزايش دهيد و حُسن خلاقيت را در آنان تقويت کنيد.
2-  موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنيد و هميشه متبسم باشيد.
3-  هرگز براي پيشبرد اهداف کاري خود، ديگران را با وعده هاي بي اساس فريب ندهيد.
4- سعي کنيد اسامي کارمندان را به خاطر بسپاريد و در حين صحبت کردن با آنان، نامشان را به زبان بياوريد.
5- همواره به خاطر داشته باشيد به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي کاهد.
6-  اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نکنيد.
7- امين و رازدار افراد باشيد.
8-  روی اشتباهات خود پافشاري نکنيد و بي تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.
9- با عبارات کنايه آميز و نيش دار به ديگران درس عبرت ندهيد.
10- با آرامش و خونسردي به حرف هاي ديگران گوش کنيد و براي صرفه جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نکنيد.
11- روش محاسبات مالي را تا حدي ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليل گزارشات مالي سازمان باشيد.
12- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نکنيد.
13-  به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنيد.
14- تا صحت و سقم مسئله اي روشن نشده، کسي را مؤاخذه نکنيد.
15- معاشرين چاپلوس خود را جدی نگيريد.

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

مهارت های کوانتومی مدیریت

.: تيم مترجمين پيک مديران  :.

 


● نظریه ای جدید در مدیریت تعارض
شروع قرن ۲۱ را می توان از نظر فناوری عصر کوانتوم نامید. رایانه ها، اینترنت، بارکد خوانها و جراحی های لیزری تنها چند نمونه از پیامدهای جدید و نوآوریهای نظریه فیزیک قرن بیستم هستند که مکانیک کوانتومی (QUANTUM MECHANICS) نامیده می شوند (شلتون و دارلینگ، ۲۰۰۱).
اگرچه تیلور مدیریت علمی را در آمریکا انتشار داد، نوشته های فایول در اروپا مجموعه ای از مهارتهای مدیریتی که هماهنگ با جهان مکانیکی تیلور بود، ایجاد کرد. فایول این مهارتها را به عنوان برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل نامید و اگرچه مینتزبرگ، اعتبار این مهارتهای مدیریتی را ۳۰ سال بعد به چالش کشید، کتابهای مدیریتی و کسب و کار قرن ۲۱ به توصیف و شرح آنها و مدیران به اتکا به آنها ادامه دادند. امروزه در جهان پیچیده و پر از تغییرات مستمر، این مهارتها به سرعت غیر قابل استفاده شده اند. آنها برای حیات در زمانهای ابتدایی که سازمانها به عنوان موجوداتی ثابت نگریسته می شدند و در شکل و رفتار قابل پیش بینی، منطقی و خطی عمل می‌کردند، ساخته شده بودند. امروزه تغییرات سریع و مستمر، جهان را به طور پیچیده ای از حالت ثبات و قابلیت پیش بینی خارج کرده است. در چنین جهانی توانایی مدیران برای برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل به طور فزاینده ای به مخاطره افتاده است.
علوم جدید مبتنی بر فیزیک کوانتوم و نظریه آشوب، پایه ای مفهومی برای مجموعه مهارتهای مدیریتی جدید- مجموعه مهارتهایی که مدیران را قادر می سازد که نه تنها تعارض را از دیدگاه جدید بنگرند، بلکه به شیوه ای جدید به تعارض پاسخ دهند- فراهم آورده است. این مهارتها، مهارتهای کوانتومی نامیده شده اند. نه فقط به این دلیل که منتج از اصول اصلی علوم جدید هستند، بلکه مهم تر به این دلیل که نیازمند یک حلقه کوانتومی در پارادایم مدیریت جدید هستند. آنها قصد جایگزینی مهارتهای مدیریت سنتی را ندارند، بلکه آنها را کامل می کنند. آنها مدیران را با دیدگاهی کاملاً متفکر و عقلی برای اداره افراد و تعارض روبرو می کنند. مهارتهای کوانتومی به شرح زیر تعریف شده اند:
۱) دیدن کوانتومی: توانایی برای دیدن هدفمند؛
۲) تفکر کوانتومی: توانایی فکر کردن به شیوه متناقض؛
۳) احساس کوانتومی: توانایی احساس زنده و حیاتبخش؛
۴) شناخت کوانتومی: توانایی دانستن به شیوه خلاقانه و شهودی؛
۵) عمل کوانتومی: توانایی عمل به شیوه مسئولانه؛
۶) اعتماد کوانتومی: توانایی اعتماد به فرایند زندگی؛
۷) وجود کوانتومی: توانایی برای برقراری ارتباط مستمر (شلتون و دارلینگ، ۲۰۰۱)


● دیدن کوانتومی
توانایی برای دیدن هدفمند، مبتنی براین منطق است که واقعیت ذاتاً ذهنی است،که براساس انتظارات و باورهای(عقاید) مشاهده کننده ظهور می کند. تحقیق در مکانیک های کوانتوم، ادراک انسان و ساختاردهی اجتماعی، همه این منطق را، که عمده آنچه ما در جهان خارج می بینیم، یک عملکرد از پیش فرضها و باورهای درونی ما است، حمایت می کند. (دارلینگ، ۲۰۰۱)
چیکزنتمیها لایی (CISKSZENTMIHALYI) (۰۹۹۱) معتقد است که قصد و نیت فرایند روانشناسی است که در آن واقعیتها ساخته می‌شود. نیات موجب می شوند مدیران به محرکهای خاصی توجه کنند، درحالی که انبوهی از موارد محتمل را به کلی نادیده می گیرند. مهارت دیدن کوانتومی، مدیران را قادر می سازد تا آگاهانه مقاصد و نیات خود را انتخاب کنند. برای مثال، زمانی که تعارض اتفاق می افتد، پاسخ کوانتومی، باید تلاش برای کشف پیش فرضها و عقاید آنهایی که در تعارض درگیرند، باشد، و مقاصد و نیات تحت آن، که موجب ایجاد تعارض هستند، را جستجو کند. هر طرف، نه تنها باید ارتباط بین فرآیند شناخت درونی و ادراکات بیرونی را به طور کامل تشخیص دهد، بلکه هرکدام باید برای موقعیت، دسته ای از مقاصد روشن را به وجود آورد.
مدیری که در مهارت دیدن کوانتومی، تواناست، توانایی خود را برای تعریف و آزمون پیش فرضها و باورها مدل سازی می کند (شلتون، ۲۰۰۴).


● تفکر کوانتومی
توانایی فکر کردن به شیوه متناقض و متضاد، که از تحقیقات فیزیک کوانتوم ناشی شده است، بیان می کند که جهان غالباً به شیوه غیرمنطقی و پارادوکس عمل می کند. آشکارترین پارادوکس کوانتوم آن است که، جهان سه بعدی مرئی منحصراً از انرژیهای نامرئی تشکیل شده است. - نیرویی که دو جنبه متفاوت دارد- موج و ذره. (دارلینگ، ۲۰۰۱)
حل تعارض همچنین یک فرآیند پارادوکس است. اغلب یک طرف یک راه حل را مطلوب می داند، در حالی که طرف دیگر کاملاً برعکس آن می اندیشد. این مطلوبیتهای متضاد راه حلهای برد - برد را مشکل ساخته است. به دلیل موقعیتهای پارادوکس و مطلوبیتها و نیازهای به ظاهر متضاد، راه حلهای برد - برد مکرراً جستجو می گردند اما به ندرت قابل دسترسی هستند. نتایج دیگر بیشتر متداول هستند ( مانند برد - باخت یا باخت - باخت) شاید به دلیل آن است که راه حلهای برد - برد برای تعارض، دربرگیرنده موقعیتهایی هستند که به طور مستقیم متضادند، و به ندرت از طریق فرایند خطی حل مشکل، - رویکرد سنتی به مدیریت تعارض - قابل حل شدن هستند.


● احساس کوانتومی
توانایی احساس زنده و حیاتبخش، که مبتنی بر منطقی است که انسانها همانند سایر جهانیان با کوانتوم‌های یکسانی مواجه هستند و بنابراین موضوعی برای قوانین جهانی تحریک انرژی هستند. (دارلینگ، ۲۰۰۱ )تحقیق مؤسسه (هرت مث )IHM آنچه را که بیشتر مدیران به طور شهودی می دانند، تایید می کند. یعنی احساسات منفی انرژی بر و احساسات مثبت انرژی زا هستند. علم به دانستن این شهود، بنظر نمی رسد مقدار استرس و تعارض که در جهان کسب و کار جاری است، را کاهش دهد. برنامه های سریع، انرژی را از بین می برند. شغلهای پر استرس، انرژی را تحلیل می دهند. مدیران سلامتی و سرزندگی را مطلوب می دانند، اما آنها معمولاً سختی را به شکل تعارض تجربه می کنند.
توانایی احساس کوانتومی، مدیران را قادر می سازد که احساس درونی خوبی داشته باشند، بدون توجه به آنچه که در بیرون اتفاق می‌افتد. وقتی آنها از این مهارت استفاده می کنند، یاد می گیرند که چگونه ظاهر بدنشان را به وسیله تغییر در احساس قلبی خود تغییر دهند. آنها به طور مضاعفی از نقطه انتخاب ادراکی بین هر محرک بیرونی و پاسخ درونی منتج شده، آگاه می شوند. آنها شروع به تشخیص این نکته می کنند که انرژی هرگز به وسیله دیگر افراد تهی نمی گردد، مگر به وسیله انتخابهای ادراکی (شلتون، ۲۰۰۴).
تحقیق IHM بیان می کند که مدیران می توانند سطوح بالایی از انرژی را به سادگی به وسیله انتخاب تمرکز بر جنبه های مثبت هر واقعه‌ای، حفظ کنند. دیدن وقایع منفی از یک رویکرد مثبت، نیازمند مهارتهای احساس پارادوکس است (شلتون، ۲۰۰۴).


● دانستن کوانتومی
توانایی برای دانستن به شیوه خلاقانه و شهودی، که از حوزه تئوری کوانتوم مشتق شده است. علی‌رغم وسوسه جوامع غربی با پارادایم مثبت گرایی، تحقیق مدیریتی اخیر بیان می کند که عمده مدیران ارشد، به یک اعتماد قوی به شهود اعتراف کرده اند. - اگرچه تعداد کمی از آنها تواناییهای شهودی خود را عمومی می سازند و حتی کمتر تلاش می کنند تا دانستن شهودی را در عملیات روزانه سازمان، انتشار دهند و ترکیب کنند. اگرچه همانگونه که ما به قرن ۲۱ می نگریم، مقدار اطلاعات در دسترس، شیوه‌های جدید دانستن را تحت حمایت قرار می دهد. زیرا در قرن ۲۱، زمان کافی برای حل مشکل و حل تعارض با استفاده از مدل‌های خطی سنتی ۱۰۰۲)
لانگر(Langer) نظریه تصمیم گیری حضوری (Mindful Decision Making) را ارائه داد. او بیان می کند که جمع آوری اطلاعات لزوماً تصمیمات بهتر را ایجاد نمی کند. در واقع لانگر معتقد است که سازمانها بر اهداف غیرممکن - کاهش عدم اطمینان از طریق جمع آوری اطلاعات - تمرکز می کنند. این بیهوده است، زیرا حتی مقدار اطلاعاتی که می تواند جمع آوری شود، در مورد ساده ترین تصمیمات همانند ایجاد یک محصول جدید یا انتخاب یک عرضه کننده، می تواند شامل تحقیقات محدودی گردد. علی رغم تمرکز بر جمع آوری اطلاعات، تئوری لانگر بر آگاه ماندن تاکید دارد(آگاهی). او نشان داد که مطمئن بودن، به طور واقعی یک عیب بزرگ است. اطمینان انسان را به سوی کم آگاهی و بی خبری هدایت می کند. زمانی که ما مطمئن هستیم ، از دقت کردن دست برمی داریم. به عبارت دیگر، عدم اطمینان، ما را در جهان بیرون و شهود درونی، هوشیار نگه می دارد.(شلتون، ۲۰۰۴)
البته مواقعی وجود دارد که فرآیند جمع آوری اطلاعات سنتی نه تنها مفید، بلکه واجب و لازم است. برای مثال اگر تعارض مدیر و یک کارمند، بالا بگیرد ( شدت بیابد) در نقطه نهایی داوری، برای کارکنان منابع انسانی یا توسعه سازمانی قابل توجیه است که اطلاعات را جمع آوری کنند. بدون یک فرایند متفکرانه تحقیقی، هر دو خطای قانونی و اخلاقی ممکن است اتفاق بیفتد. (دی پائولو و هوی، ۲۰۰۳)
مهارت دانستن و شناخت کوانتومی، ابزاری برای میانبر زدن در فرایند سختکوشی و تلاش نیست، بلکه کاهش فرایندهای تکراری است، که یک سازمان نیاز به انجام آن دارد. مدیرانی که مهارت دانستن کوانتومی را مطلوب می دانند نه فقط با افراد به شیوه ای احترام آمیز و با بینش شهودی عمیق رفتار، بلکه آنها خلاقانه یک جو آگاهی و تفکر را ایجاد می کنند. مدیران متخصص در این مهارت همچنین ممکن است از استعاره های راهنما برای کمک به آنهایی که در تعارض هستند، در جهت دستیابی به سطوح بالایی از دانستن شهودی استفاده کنند. بنابراین، برای چالشهای بسیار مشکل خود، راه حلهای بسیار خلاق ، کشف می کنند.


● عمل کوانتومی
توانایی برای عمل به شیوه مسئولانه، که مبتنی بر مفهوم کوانتومی پیوند و نتیجه فرعی دلایل غیر محلی(دور از هم) است.(دارلینگ، ۲۰۰۱)هر چیزی در این جهان بخشی از یک همبستگی در کل پیچیده است، که هر بخش بر دیگری اثر می گذارد و از دیگری تاثیر می گیرد. این اصل کوانتومی جداناپذیری، یک تحول جدید در تعارض ایجاد کرد. اثر هر چیزی در جهان به طور پیچیده ای به هم وابسته است. تفکر مدیران بر کل سیستم اثر می گذارد ( برای مثال تیم، بخش، سازمان و جهان). بنابراین، اگر مدیر همکاری کارکنان را برای ایجاد روشی جدید برای دیدن و پاسخ دادن به تعارض می خواهد، مدیر باید با مدل سازی این دیدگاه جدید را آغاز کند. هر انتخاب ادراکی جدید نه تنها عکس العملهای آینده مدیران را تحت تاثیر قرار خواهد داد، بلکه به دلیل ارتباط کوانتومی، هر فرد دیگری را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین، مدیران زندگی و محیط کار خود را یکبار و یک زمان طراحی می کنند. هر فرد خودش یک همبستگی غیر محلی با دیگران است و هر تفکر و عمل مدیریت، کل سیستم را تحت تاثیر قرار می دهد (دیسترا و دیگران، ۲۰۰۵) .


● اعتماد کوانتومی
توانایی اعتماد به فرایند زندگی، که از نظریه آشوب مشتق شده است. نظریه آشوب شیوه جدیدی برای نگریستن به تغییر وآشوبی که همراه آن است را فراهم می کند. این نظریه نشان می دهد که آشوب در فرایند تکامل ذاتی است. و تسریع کننده ای است که بی تعادلی مورد نیاز برای تکامل سیستم را ایجاد می کند. آشوب پیش زمینه ای برای پیشرفت است. بدون آشوب تغییر، زندگی راکد می شود و آنتروپی اتفاق می افتد (دارلینگ، ۲۰۰۱).
توانایی سیستم برای خود سازماندهی درونی مرزهای خود، یک مفهوم اساسی در مطالعه آشوب است. آشوب ساختارمند، یک پارادوکس برجسته است، که بیان می کند جهان منظم و آشوب دار است. جهانی که ساختارمند است بدون اینکه از قانون ساعت واره ها پیروی کند _ پتانسیل عدم پیش بینی.
استفاده از مهارت اعتماد کردن کوانتومی، مخصوصاً در محیطهای کاری سنتی ، جائی که ثبات و قابلیت پیش بینی ارزش محسوب می‌گردد، چالش ایجاد می کند. این مهارت نیاز دارد که مدیران با روح قدرت و کنترل خود مقابله کنند. مدیران اگر بخواهند خود سازماندهی موثق اتفاق افتد، باید مایل باشند تا بطور موقت در ورطه آشوب قدم بگذارند. اگرچه این مهارت بدین معنا نیست که مدیران تعارض را نادیده بگیرند، به سادگی بیان می کند که در مقابل اینکه دیگران را در برابر تعارض محافظت و یا تعارض دیگران را حل کنند از آنها در فرآیند تعارض حمایت و آنها را به استفاده از خرد درونی برای کشف راه حلهای برد - برد ابتکاری تشویق کنند. استفاده کردن از اصطلاحات نظریه آشوب، مدیران به عنوان یک منبع بازخورد، شریک در مشاهده رفتار دیگران و سپس نشست با آنهایی که بازخورد در آگاهی آنها از تعارض کمک می کند، عمل می کند و اگر بازخورد غیر قضاوتی و واقعی فراهم شد بسیار محتمل است که کارکنان درتعارض بطور اتفاقی به یک نقطه انشعاب برسند و این تعارض سبب ایجاد تحول گردد (شلتون، ۲۰۰۴).


● وجود کوانتومی
توانایی برای برقراری ارتباط مستمر، که طبیعت ارتباطی جهان را شناسایی می کند. این مهارت مدیران را قادر می سازد مالک احساسات خویش باشند تا آنها را به دیگران نسبت دهند. در سطح زیر اتمی، ماده، وجود خود را از طریق ارتباطات به دست می آورد. ذرات زیر اتمی مجردات هستند. خواص آنها فقط از طریق تعاملات آنها با دیگر ذرات قابل تعریف و مشاهده است. ذرات وابسته به ارتباطات هستند.
یک ارتباط کوانتومی - یعنی توانایی برای مرتبط شدن از نظر مفهومی به طریقی با دیگران، که هرکس بتواند جهان را از طریق چشمان دیگری ببیند - پیش نیازی برای حل تعارض برد _ برد است. از طریق چنین ارتباطی است که بر ترسهای درونی و دفاعهای آتی غلبه می‌گردد. زمانی که مدیران تمامی ارتباطاتشان را با معیار صحت و آسیب پذیری می نگرند، آنها شیوه جدیدی برای ارتباط با اطراف خودشان مدل سازی می کنند. این رودرویی های کوانتومی، مقوله های حل شده را تحریک می کند و زخمهای روانشناسی قبلی را تازه می کنند، بنابراین، به هر طرف، فرصتی برای یادگیری و بهبود یا انکار و پروژه سازی می دهد. افراد همانگونه که تحولات ادراکی را که در ارتباطات کوانتومی ذاتی هستند، تجربه می کنند، شروع به درک این نکته می کنند که واقعیتهای بیرونی آنها، یک فرافکنی از عقاید درونی آنها هستند. بنابراین، ارتباطات کوانتومی، آئینه های روانشناسی هستند، که افراد می توانند در آنها انعکاس خود را ببینند. زمانی که آنها در دیگری خطایی می بینند، مشاهدات آنها به سادگی توجه آنها را به خودشان انعکاس می دهد و بازخوردی را در مورد نواحی تکمیل نشده روح آنها برایشان فراهم می آورد. (شلتون و دارلینگ، ۲۰۰۴)


● خلاصه و نتیجه گیری
امروزه مدیران بر این نکته واقفند که تنها عنصر ثابت معادلات عصر حاضر تغییر است. بسیاری از رهبران دانسته اند که ثبات در سازمانها، عقیده ای قدیمی و منسوخ است و کنترل و پیش بینی چیزی بیهوده و عبث است. هنوز هم تاحدود زیادی، شیوه های مدیریت، از این فرضیات متغیر در مورد واقعیت، مصون نمانده است. این مقاله هفت مهارت کوانتومی را تعریف کرده است - مهارتهایی که ریشه در دیدگاه علمی جدید دارند، که جهان را به عنوان یک سیستم پیچیده، زنده و با ارتباطات بالا، به جای سیستمی ماشینی و ساعت واره معرفی کرده است -.این مهارتها رهبران قرن بیست ویکم را با مجموعه مهارتهای مغزی برای اداره افراد و تعارض روبرو می کند.
متخصصان حل تعارض در سازمان و مخصوصاً متخصصان امر توسعه سازمان (DO) نیازمند تبدیل شدن به رهبران تفکر کوانتومی هستند، آنها نیازمند کشف مدل های ذهنی خود هستند و سپس آنها را با مهارتهای کوانتومی آزمون کنند. پیشروان تغییر کوانتومی، تا زمانی که خود را تغییر نداده اند، نمی توانند سازمانها را تغییر دهند. تجدید نظر در برنامه های توسعه رهبری، به شیوه ای که مشارکت کنندگان را تشویق می کند که فراتر از پارادایم های سنتی خود بیندیشند و مفاهیم علمی جدید را تحقیق کنند، عمل با ارزش دیگری است. مجریان توسعه سازمان همچنین می توانند رویکردهای علمی جدید و ابتکاری به حل تعارض را معرفی و ایجاد کنند. تیم سازی همیشه فعالیت صحیح نیست. صلح و آرامش همیشه مطلوب نیست. ایجاد اندکی عدم تعادل، مشخصه و لازمه توسعه سازمانقرن ۲۱ است. همانگونه که مجریان توسعه سازمان و مدیران عملیاتی، این مهارتها را فرا می گیرند، محیط کار ایستا و ثابت خود را به سازمانهای کوانتومی، پویا و انعطاف پذیر تبدیل می کنند. سازمانهایی که در عصر آشوب قرار دارند، خلاقانه، برای استفاده قدرت تحولگرای تعارض آماده می شوند.


-------------------------------------------------
منابع و ماخذ

۱-Shelton. Charlotte K (۲۰۰۱) the quantum skills modelin Darling. John R, Management a new paradigm to enhance effective leadership, Leadership & Organization Development Journal, Vol۲۲, No۶. PP ۲۶۴-۲۷۳
۲-Dijkstra Maria T.M, Dierendonck Dirk Van, Evers Arne and De DreuCarsten K.W (۲۰۰۵) conflict and well- being at work: the moderating role ofpersonality, Journal of Managerial psychology, Vol۲۰, No۲, pp۸۷-۱۰۴
۳-DipaolaMichael F, Hoy. Wayane K(۲۰۰۳) Formalization, Conflict and Change: Constructiveand Destructive Consequences in Schools, the International Journal ofEducational Management, Vol ۱۵, No۵, pp ۲۳۸-۲۴۴
۴-Robbins, Stephen p(۲۰۰۳) Organizational Behavior, ۱۰ Edition, Prentice � Hall India, p۳۹۶
۵-Shelton. Charlotte D & Darling John R (۲۰۰۴) "From Chaos to order: Exploring newfrontiers conflict management, Organization Development Journal. Vol ۲۲, No ۳, pp ۲۲-۴۱
۶-Darling.John R (۲۰۰۱) Effective Conflict Management: Use of & Walker w.Earl the Behavioral style model, leadership and OrganizationalDevelopment Journal, Vol ۲۲ , NO۵, PP ۲۳۰- ۲۴۲
- ماندنی تونکه نژاد: دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طبا

 

کلید      
هدایت     

 

 

حتی کارهای مهم را باید اولویت بندی کرد

 

 

در زندگی دشوار و پرپیچ و خم مردم در دنیای امروز ، یکی از مهم ترین دغدغه های بهره وری است . گرچه در خصوص مفهوم و تعریف بهره وری و راه های رسیدن به آن اختلاف نظر فراوان است و گفته ها و نوشته های بسیاری در این باره ارائه شده است ، امّا پرداختن به مجادله های نظری نباید ما را از ضرورت های عملی و اصل مسئله غافل کند. خلاصه موضوع این است که برای رسیدن به نتیجه های بهتر با شتاب بیشتر و در زمان و هزینة کمتر ، چه باید کرد ؟

این پرسش مهمی است که در زندگی فردی و حیات اجتماعی همنوعان ما در جهان معاصر رخ نمایانده است و مصرانه پاسخ می طلبد . البته ، نه این پرسش و نه اهمیت آن برای ما ، آشنایان به آموزه های دینی و معنوی ، چیز نوپیدایش نیست ؛ اما در عمل چه کردیم ؟ قصة غصه دار همیشگی است. مومن باید بداند که به عمل کار برآید و دیگر هیچ . با این حال آنچه تا آستانة قبول درگاه الهی پرواز می کند ، تنها عمل صالح است آن هم از متقین ؛ یعنی انسان های پاک و پرهیزگار.

چون فرصت و امکانات محدود و مقصد ما دور دست است ، برای بهره وری بیشتر ، به توصیة قافله سالار پرهیزکاران حتی کارهای مهم و پسندیده را باید اولویت بندی کرد و با برنامه ریزی دقیق ، زمان مناسب را برای انجام دادن هر کار تشخیص داد و مراعات کرد.  به این منظور از مشورت و رایزنی خردمندان باید بهره جست و فریب ستایش و تمجید دیگران را نخورد و سپس با مداومت و پشتکار تنبلی را کنار گذاشت و باور کرد که جوینده یابنده است.

خلاصه این که از دست دادن فرصت ها همان و اندازه و افسوس همان.


منابع :

1- سورة نجم ، آیه 39.

2- سورة فاطر ، آیه 10.

3- سورة مائده ، آیه 27.

4- نهج البلاغه ، حکمت 39.

5- نهج البلاغه ، حکمت 363.

6- نهج البلاغه ، حکمت 161.

7- نهج البلاغه ، حکمت 462.

8- نهج البلاغه ، حکمت 386.

9- نهج البلاغه ، حکمت 118.

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

مجموعه مباحث فرهنگی ( بخش یازدهم )

 

 

 

برای رشد فرهنگ جامعه ( رعايت نظم، بهداشت و حق تقدّم و... ) چه راه‏كارهايی پيشنهاد مي‏كنيد؟ 

 

  

رشد و تعالى فرهنگ يك جامعه، به مسائل فرهنگى و تربيت فردى و اجتماعى بر مى‏گردد و مهم‏ترين سرمايه هر كشور، مردم مستعد و با فرهنگ آن است. به عبارت ديگر، كليدى‏ترين عنصر در توسعه هر جامعه، مردم آن جامعه هستند كه بايد از فرهنگ و آگاهى و مهارت‏هاى گوناگون برخوردار باشند.

راه‏هاى تقويت فرهنگ اجتماعى

الف. آموزش

يكى از مؤثرترين راه‏ها، عنصر آموزش است و اصولًا فرهنگ تا حد بسيارى، برآيند آموزش است زيرا آموزش، مهم‏ترين ركن برنامه‏ريزى جامعه است و در پرتو هويت ملى همراه با عناصر فرهنگى شكل مى‏گيرد. البته اين فرآيند آموزشى، يك نظام آموزشى قوى را نيز مى‏طلبد نظامى كه پويا و محرك و پيام‏آور خلاقيت، نوآورى و صلح و دوستى باشد. بديهى است كه در پرتو نظام آموزشى پويا، مى‏توان نهال مسئوليت‏پذيرى، نظم، بهداشت، حق تقدم، حسن برخورد و را در جامعه كاشت و از طريق نهادهاى مرتبط، آنها را بارور كرد. به اين ترتيب، مى‏توان از راه آموزش و تعليم و تربيت اجتماعى، به اهداف اجتماعى زير دست يافت:

1. آشنايى با فرهنگ و سنن جامعه اسلامى و شكوفا ساختن ذوق هنرى و حس زيبايى‏شناسى

2. تربيت روحيه دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر به عنوان وظيفه‏اى همگانى و متقابل

3. احترام به قانون و ايجاد عادت مطلوب براى رعايت آن و حمايت از برخوردارى عموم از حقوق قانونى خويش

4. آگاه ساختن عموم مردم، نسبت به رعايت اصول بهداشت و حفاظت از محيط زيست به عنوان وظيفه‏اى عمومى

5. آموزش منطق و شيوه‏هاى كار جمعى به عموم مردم، از طريق دستگاه‏هاى فرهنگى.

ب. نهادهاى فرهنگى

در هر جامعه‏اى برخى دستگاه‏ها و نهادها هستند كه در فرايند آموزش، مسئوليت گسترش فرهنگ و نهادينه كردن آن را بر عهده دارند از جمله: 1. آموزش عمومى درهمه مقاطع، 2. آموزش غيررسمى به ويژه در نهاد خانواده، 3. رسانه‏هاى جمعى (مانند: سينما تلويزيون راديو و روزنامه)، 4. آموزش دانشگاهى، 5. متوليان فرهنگ و انتشارات ويژه، 6. دستگاه كارآمد ديوانى كه براى توسعه علمى برنامه‏ريزى مى‏كند.

ج. قانون، قانون‏گرايى

قانون در همه كشورها، چهارچوب كار و روند تصميم‏سازى‏ها و جهت‏گيرى‏ها را تعيين مى‏كند و مبناى مشروعيت امور است. همه مردم حتى صاحبان مناصب سياسى قدرت خود را از قانون دريافت مى‏كنند. بر اين اساس، مى‏توان با تصويب قوانين لازم و اجراى صحيح آنها و با تحريك وجدان اجتماعى، زمينه‏هاى رشد فرهنگ در جامعه را فراهم كرد. در مقابل، نبود قانون عدم اجراى صحيح آن، احترام نگذاشتن به قانون، تفسير خودسرانه از آن، نابرابرى در مقابل آن، وجود فاصله ميان قانون و واقعيات و به طور كلى قانون گريزى و قانون‏ستيزى، عامل بازدارنده براى رشد جامعه و تهديد كنندة فرهنگ اجتماعى و منافع و مصالح ملى است.

د. برخورد با قانون ستيزان

معمولًا در هر جامعه‏اى، عده‏اى اندك نظم و انضباط را بر نمى‏تابند و همواره در صدد زير پا گذاشتن قانون و تضييع حقوق ديگران هستند. ادامه اين روند، ممكن است اعتقاد مردم به كارآمدى قانون را مخدوش كند و ناهنجارى‏هاى عمومى، به تدريج فرهنگ اجتماعى را تحت تأثير خويش قرار دهد. بنابراين، نهادهاى متولى امنيت و فرهنگ بايد از روند رو به رشد هنجار شكنى‏ها جلوگيرى كنند و با هنجار شكنان، برخورد جدى نمايند.

ه. بهره گيرى از صاحبان فكر و دانش

بايد انتخاب مديران، برنامه‏ريزان، مجريان و ناظران، بر اساس رقابت و توانايى لياقت و شناخت صورت بگيرد و در پى آن، محققان، متفكران و كارشناسان، در تصميم‏گيرى‏هاى مربوط به بخش فرهنگ جامعه و در همه بخش‏هاى ديگر جامعه، نقش كليدى داشته باشند.

و. تعميم قداست خانواده به جامعه

نهاد خانواده تاكنون در كشور ما مقدس مانده و داراى كاركردهاى مثبت فراوانى است و امور فرهنگى (مانند: نظم، پاكيزگى، حسن برخورد و) در آن تا حد بسيارى رعايت مى‏شود. بايد به افراد جامعه بباورانيم كه ما به خانواده بزرگ‏ترى به نام اجتماع تعلّق داريم و خود را براى روابط اجتماعى آماده كنيم. پس همان طور كه در مقابل خانواده مسئوليتى داريم و با كنار گذاشتن خودمحورى، در صدد رفع مشكلات اعضاى خانواده برمى‏آييم و نيز نظم و بهداشت و را در حد بالايى رعايت مى‏كنيم، آن را به جامعه نيز تعميم و سرايت بدهيم و از خود محورى‏هاى خويش در جامعه بكاهيم و به حقوق ديگران احترام بگذاريم. به عنوان مثال، در مسئله رعايت حق تقدم، هنگامى كه در روابط فردى، محلى و ادارى، براى ورود به مكانى زمان زيادى به يكديگر تعارف مى‏كنيم و لحظاتى را پشت در، سرگردان

مى‏مانيم در جاهاى ديگر از جمله در پشت چراغ قرمز نيز حق تقدم و حقوق ديگران را رعايت كنيم.

ز. اجراى صحيح هنجارهاى دينى

بخش‏هاى زيادى از دستورهاى دينى، ناظر به امور اجتماعى است: مانند رعايت بهداشت و پاكيزگى (تأكيد بر وضو وغسل، بهداشت مو و دندان و ناخن، بهداشت در خانه و خانواده و اجتماع)، رعايت نظم در امور، حسن برخورد در تعامل و ارتباط با ديگران، تعاون با يكديگر و اگر بتوانيم علاوه بر مباحث تئورى دينى، الگوهاى عملى در سيرة پيشوايان معصوم دين را نيز به جامعه منتقل كنيم، تا حد بسيارى به رشد و ارتقاى فرهنگ اجتماعى كمك كرده‏ايم و با توجه به نقش و كاركرد دين در جامعه، مى ‏توانيم به رشد و ارتقاى فرهنگى و نهادينه شدن فرهنگ در جامعه اميدوار باشيم.

به هر حال، كار فرهنگى كارى آرام و بى‏سر و صدا است و احتياج به زمان دارد گرچه فاصله زيادى تا تثبيت فرهنگ صحيح و كامل در اجتماع هست اما به يقين، شدنى است و دور از دسترس نيست.(1)

پى ‏نوشت‏

(1) ر. ك: الف. على قائمى اميرى، حدود آزادى در تربيت،) تهران: انتشارات سازمان انجمن اوليا و مربيان، زمستان 79) ب. محمد حسن آموزگار، اسلام و تربيت عقلانى و اجتماعى،) تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان، تهران، بهار 1376) پ. على اصغر احمدى، كند و كاو،) تهران: انتشارات سازمان انجمن اوليا و مربيان، پاييز 97)

 

 

 

 

پايداری يا تغيير يك فرهنگ، تابع چه عواملی است؟ 

 

پايدارى فرهنگ ها:

پايدارى‏هر فرهنگ، تابع عوامل مختلفى است از جمله: 1. هماهنگى با فطرت، 2. تأييد از سوى عقل و داشتن پشتوانه‏اى منطقى، 3. غنا و جامع بودن، 4. جذّاب بودن، 5. انطباق پذيرى با شرايط مختلف، 6. داشتن توان بازدارندگى در برابر عوامل مخرّب.

تغيير فرهنگ‏ها:

در مورد اينكه فرهنگ قابل تغيير است و يا خير، سه ديدگاه وجود دارد:

1. عدهاى معتقدند: فرهنگ قابل تغيير نيست زيرا فرهنگ با نهاد و ذات و فطرت جامعه پيوند خورده است و از آن جهت كه ذاتيات را نمى ‏توان تغيير داد، فرهنگ را نيز نمى ‏توان تغيير داد.

2. گروهى قائل به تغيير پذيرى فرهنگ جامعه هستند هر چند در نهان و نهاد تك تك افراد جامعه تاثير گذاشته باشد.

3. از ديدگاه برخى، تغيير آن بخش‏هايى از فرهنگ كه در نهاد جامعه قرار گرفته و جزء آن شده، مشكل است با اين حال بخشى از آنها را مى ‏توان تغيير داد كه هدف بعثت پيامبران الهى نيز همين بوده است. پيامبر اكرم (ص) مى ‏فرمايد: انى بعثت لأتمم مكارم الاخلاق و انى بعثت معلما

جامعه جاهلى عرب، با آن خصوصيات ويژه خود مانند بت پرستى، ستاره پرستى، دختر كشى، فساد، دزدى و غارتگرى و با بعثت حضرت رسول اكرم (ص) متحول شد و فرهنگ غنى اسلامى تاثيرات بسيار درخشانى را بر ساير فرهنگ‏ها و تمدن‏هاى بشرى به دنبال داشت .

 

پرسمان 

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

 آیا سلامت روح و روان دارید یا نه ؟
 


دراین تست با جوابگویی به سوال ها میتوانید به احساسات و عواطف خود بیشتر پی ببرید و بدانید که آیا نگرش سالمی نسبت به آنها دارید یانه ؟

با دادن جواب خیر به سوالات یک تا یازده میتوانید یک امتیاز بخود بدهید.

1-اگر درملاءعام گریه کنیداحساس گناه میکنید؟
2-به نظر شما مردان باید گریستن خود را پنهان کنند؟
3-ایا فکر میکنید گریه نشانه ضعف است ؟
4-اگر درحال تماشای فیلم یاخواندن کتاب گریه کنید خجالت میکشید ؟
5-آیا درمراسم کفن ودفن سعی میکنید جلوی گریه تان را بگیرید؟
6-اگر سیاستمداری درملاء عام گریه کند به او اعتماد نمیکنید؟
7-آیا همیشه سعی میکنید یاس و نا امیدی خودرا پنهان نگهدارید
8-به نظرتان گریه بروزغیر ضروری عواطف است ؟
9-آیا ازدیدن گریه مرد بزرگسالی خجالت میکشید؟
10-اگر درحال گریه کسی شما را به طور غیر منتظره ببیند وانمود میکنید شی خارجی وار چشم تانشده است
11آیا همیشه سعی میکنید خشم خود را پنهان نگهداریدپ
با دادن جواب بله به سوالات 12الی30یک امتیاز بخود بدهید
12-ایا مایلید دلائل خشم تان را پنهان کنید؟
13-آیا کنترل خشم خودرا از دست میدهید؟
14-آیا تابحال خشمتان شمارا دچار مشکلی کرده است ؟
15-آیا براین باور هستید که رهایی ازخشم برایتان مفید است؟
16-اگر درحال گریه باشید به دیگران اجازه میدهید تا شمارا آرام کنند
17-آیا به راحتی عصبانی میشوید؟
18-آیا کسی را که دوستش دارید روزانه حداقل یک بار می بینید؟
19-آیا از ابراز محبت خشنود میشویدپ
20-آیا بادیدن نوزادی بازهم احساس خشم به شما دست میدهد؟
21-آیا دست کسی را که به او اهمیت میدهید با خوشخالی میگیرید؟
22-آیااز اینکه شمارا ماساژبدهند احساس رضایت میکنید؟
23-آیا مرتب احساساتان را نسب به کسی که دوستش دارید بیان میکنید؟
24-آیاتابحال حیوان خانگی داشته اید که به آن علاقه وافری داشته باشید؟
25-اگر کسانی که دوستشان دارید به شما ابراز علاقه کنند خوشحال میشوید؟
26-وقتی مشغول تماشای فیلم کمدی هستید باصدای بلند می خندید؟
27-هنگام شنیدن موسیفی آیا پای خودرا ملایم به زمین می کوبید؟
28-درکنسرت ها و مسابقات ورزشی یاغیره معمولا اخرین کسی هستید که دست میزنیدپ
29-اگر به تماشای مسابقات بروید یا بازیکنان یا قهرمانان را با صدای بلند تشویق میکنید؟
30-آیا میتوانید آخرین باری راکه واقعا خندیده و خوشحال شده اید بیادآورید؟

 

جواب تست

۱7الی30 امتیاز
نگرش شما نسبت به عواطف و احساسات سالم است از اینکه گاهی اوقات احساس خودرا نشان بدهید خجالت نمیکشید
بدون شک سلامتی بهتری نیز خواهید داشت احتمالا شما میتوانید مشاور اجتماعی خوبی باشید

8الی16 امتیاز
شما میدانید احساسات خودرا نشان بدهید اما بازهم بعضی اوقات درمواقعی که باید آنها را بروز بدهید برایتان مشکل است
بایدآمادگی داشته باشید تا گاهی عواطفتان را بیشتر نشان بدهید وقتی غمگین هستید اجازه بدهید تا اشگهایتان سرازیر بشوند
وقتی خشمگین هستیدآنرا بروز بدهید وفتی خوشحالید بگذارید لبخندی بر لبهایتان نقش ببندد با این اعمال با کمال تعجب
خواهید دید که به سلامتی جسمی و روانی تان کمک زیادی کرده اید

7امتیاز یا کمتر
به احتمال زیاد شما فردمضطرب و نگرانی هستید واقعا نیاز دارید که به عواطفتان اجازه جریان یافتن به بیرون را بدهید
درواقع اشکالی ندارد که دیگران بدانند شما چه احساسی دارید هر چه بیشتر سعی کنید جلوی روندطبیعی احساسات را
بگیرید احتمال بیشتری وجود خواهد داشت که به سلامتی شما آسیب وارد بشود به همین دلیل شما مشاور اجتماعی خوبی
نخواهید بود پس از این کار دوری کنید.

 

منبع : www.Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

نماز و تلقین های سازنده روانی

نويسنده: دکتر مجید ملک محمدی
 


 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموده اند: الصلوه قربان کل تقی؛ نماز وسیله نزدیکی با تقوایان به خداست.
 

تلقین و تعریف آن
 

"تلقین" از گذشته های دور تا عصر حاضر، از پُر رمز و رازترین و شگفت انگیزترین، پدیده های انسانی به شمار می آمده است و از جمله مواردی است که منطق و دانش بشری حتی در عصر"انفجار علوم" هنوز به توجیه کامل علمی آن نرسیده است.(۱)
تلقین به روش های مختلفی انجام می پذیرد، مثلا ممکن است از طرف شخصی به شخص یا اشخاص دیگر و یا حتی گاهی به صورت خود به خود انجام بپذیرد.
در هر صورت، در قاموس تلقین، کلمه "نه" وجود ندارد و به وسیله آن تقریبا هر کار غیر ممکنی، ممکن می نماید. گاه حتی بر اثر تلقین چنان آثار و نتایج شگفت انگیزی پدید می آید که سبب می شود برخی پدیده های مربوط به آن، به امور غیبی نسبت داده شود و این موضوع گه گاه مورد سوء استفاده عده ای سودجو و فرصت طلب قرار گرفته است تا به وسیله آن خود را اشخاصی مقدس و مرتبط با عالم غیب و ماوراء الطبیعه معرفی نمایند.
به عنوان مثال می توان به جلسات عجیب و غریب احضار روح اشاره نمود که با کمال تاسف در سطح کشور اسلامی ما و حتی در بین قشر روشنفکر و مسلمان، طرفداران بسیاری پیدا کرده است. حال آن مسائلی که طرفداران این عملیات مسخره(که به وسیله حرکت یک استکان یا نعلبکی بر حروف درج شده روی یک میز چوبی صورت می گیرد!؟) آن را جزو مسائل عجیب و خارق العاده مربوط به احضار روح! می دانند، از ساده ترین و پیش پا افتاده ترین مسائل قابل توجیه با پدیده تلقین است. هر یک از شرکت کنندگان در جلسه احضار روح به وسیله تلقین به خود و البته به صورت ناخودآگاه، اطلاعاتی را ضمن حرکت استکان بر حروف روشن می سازد که دیگران به کلی از آن بی اطلاع بوده اند، در نتیجه شخص با این که بر اثر تلقین نمودن به خودش، شخصا و ناخودآگاه اطلاعات خصوصی خویش را افشا کرده است، این اثر را به روح نسبت می دهد. در نتیجه این شخص به صحت موضوع احضار ارواح اعتقاد شدید پیدا می کند تا جایی که همه پیشگویی های روح به اصطلاح حاضر شده! را در مورد آینده نیز باور می کند و هیچ بعید نیست که مثلا اگر روح پیشگویی کند که: فردا پای تو خواهد شکست! شخص چنان به خود حتمی بودن وقوع پیشگوئی روح را تلقین نماید که در کمال تعجب اطرافیان، فردای آن روز پایش بشکند!؟ و در اثر این امر، باز هم بازار تبلیغ برای قضیه و تلقین صحت آن گرم تر شود.
علاوه بر این قبیل مثال ها، سودجویی از پدیده تلقین، طیف گسترده ای از فعالیت های بشری، از تلقین یک فرد و عقیده خاص گرفته تا تبلیغات مختلف مثل تبلیغات تجارتی(که در همه اشکال خود فقط بر قدرت تلقین تکیه دارند)(۲) را در بر می گیرد.
در این مورد، سوء استفاده از تلقین به خصوص در مورد مسائلی که ادعا می شود جنبه غیر مادی و ماورائی دارند، به کرات به چشم می خورد و گاهی هم به صورت بازاری برای خالی کردن جیب افراد ساده اندیش در می آید، مثلا یک جنبه مهم دیگر از تلقین، "هیپنوتیزم" است که گه گاه با تسخیر اراده افراد، سبب پرده دری های شوم و افشای رازهای شخصی افراد می شود و درست به همین دلیل است که اموری مثل هیپنوتیزم از سوی بسیاری از فقهای بزرگوار شیعه(جز در مواردی که ضروریات درمانی ایجاب می کند) حرام اعلام شده است.
اما تلقین همان قدر که می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد و سبب ضرر رساندن به مردم به دلیل تحریف اذهان آنها از حقیقت یا کشف اسرار آنها و .. گردد، می تواند در موارد بسیاری به عنوان یک پدیده مفید، مورد استفاده و بهره برداری قرار بگیرد و این امر با قدرت شگفت انگیز تلقین در ممکن نمودن غیر ممکن ها، تحقق می پذیرد.
تلقین هایی که در جهت شیرین کردن زندگی انسان و موفق نمودن او در کارهایش(مثلا در جهت اهدای سلامتی به او) به کار برده می شوند را می توان "تلقین های سازنده روانی" نامید.
به عنوان مثال چنانچه فرد دائما به خود تلقین کند که آدم بیمار یا بدبختی است، دیری نمی پاید که بدبختی و مرض زندگی او را پر می کند(تلقین مخرب روانی)، اما اگر شخصی دائما به خود بگوید که من فرد سالم و نیرومند و خوشبختی هستم، دیری نمی پاید که خود را خوشبخت ترین و سالم ترین فرد روی زمین احساس می کند.(۳) در این مورد گاهی حتی خود غربیان، پا را از دایره معقولات هم فراتر نهاده اند و ادعا کرده اند که آدمی که در هفت آسمان یک ستاره هم ندارد و حتی ته جیبش یک پول سیاه هم پیدا نمی شود! اگر چند روزی دائما به خود تلقین نماید که من پول دارترین و سرمایه ترین آدم روی زمین هستم، دیری نمی پاید که درب گنج های آسمان ها و زمین بر روی این آدم باز می شود و در مدت کوتاهی تبدیل به یک پولدار تمام عیار می شود!؟(۴)
توجیه علمی و پزشکی نیز در این قبیل موارد، بدین صورت بیان می شود که تلقین دائمی و توجه مداوم به سلامت و خوشبختی و یا حتی ثروتمند شدن در یک شخص باعث می شود که به زبان روان شناسی برخی استعدادهای نهفته او(که در ضمیر ناخود آگاهش پنهان هستند) و به زبان پزشکی برخی ناقل های عصبی(۵) خاص، که غیر فعال بوده اند، بر اثر توجه و تلقین(اثر قشر مغز و اراده) پیدا و فعال شوند و آن شخص را به سمت سلامتی و خوشبختی هدایت کنند یا شم اقتصادی او را شکوفا سازند و مسبب موفقیت او در جهت ثروتمند شدن گردند.
با این اوصاف بدیهی است که هر چه شخص از درجه تلقین پذیری بالاتری برخوردار باشد، انواع تلقین از جمله تلقین های سازنده روانی که منجر به موفقیت او می شوند، به نحو موثرتری عمل می کنند.
از طرفی، علم و تجربه ثابت کرده اند که انسان در برخی حالات خود، از درجه تلقین پذیری بالاتری برخوردار می شود، به عنوان مثال در اوج فلسفه هیپنوتیزمی(سومنامبولیزم) انسان در شرایطی قرار می گیرد که حتی اگر به او تلقین کنند که مثلا آتش سیگار دست تو را هرگز نخواهد سوزاند، شخص هرگز متوجه سوختن شدید پوست و عضلات دست خود نخواهد شد(البته باید توجه داشت که این مثال ربطی به تلقین های سازنده روانی ندارد).
اما باید دید که انسان در اوضاع معمولی در چه حالاتی می تواند خود را بیشتر در معرض تلقینات روانی قرار دهد و در چه شرایطی از درجه تلقین پذیری بالاتری برخوردار است. در قسمت بعدی در این باره توضیحاتی خواهیم داد...
با توجه نمودن به شرایط ویژه نمازگزار،مانند نظر تکرار نماز در زمان های خاص، شرایط ویژه جسمانی مثل طهارت جسم، پاک بودن لباس، غصبی نبودن محل ، خواندن الفاظ و اذکار در هر کدام از بخش های نماز، انجام حرکات خاص(مثل سجده)، قرارگرفتن همیشگی نمازگزار در مقابل قبله و در جریان میدان های الکترومغناطیسی زمین و ... و از طرف دیگر شناخت هایی که نمازگزار از خداوند و اصول مذهب و دستورات آن دارد، به خصوص آنچه که نمازگزار در مورد نماز تجربه کرده است(مثلا حاجت های متعددی که بر سر سجاده نماز از خداوند طلب کرده و نتیجه گرفته است) و عوامل متعدد دیگر، همگی سبب می شوند که فرد هنگام نماز در شرایط ویژه ای از تلقین پذیری قرار بگیرد و بر اثر آن به نماز خود توجه می کند و آن چه را که در حین نماز، در رابطه با آن به خود تلقین می نماید، برایش حاصل می شود.
چرا که تلقین ها و توجهات در این شرایط خاص، منجر به فعال شدن ناقل های عصبی می شود که فرد را در جهت گرفتن حاجت خود یاری می نمایند، یا به زبان ساده تر تلقین در این شرایط ویژه سبب می شود که فرد استعدادهای نهفته درونی خود را به کار اندازد و از آن در امور خود یاری بجوید.
به عنوان مثال آمده که هرگاه حکیم ابن سینا، در مسائل علمی خود با مشکلی مواجه می شد، دو رکعت نماز می خواند. توجیه معمولی و درست قضیه(صرف نظر از مسائل پزشکی) این است که ابن سینا برای حل مشکل فکری خود، از درگاه خدا استمداد می نموده است.
اما توجیه علمی آن با توجه به ناقل های عصبی و مسائل مربوط به آن(که تفکر را هم ناشی از برخی تغییرات در ناقل های عصبی می داند) این است که ابن سینا، به خاطر آن که اعتقاد داشته مشکل فکری اش با نماز حل می شود(محتویات مطلوب حافظه) و اراده نموده تا مشکلش را به این طریق حل کند(استفاده از قشر مغز و تلقین)، سرانجام موفق می شده است که ناقل های عصبی که منجر به حل مشکل فکری او می شوند یا همان استعدادهای نهفته ذهنی خویش را، در خود فعال نماید و از آن در حل مشکل فکری اش بهره ببرد.
به همین ترتیب عارفی که اراده می کند در نمازش، عشق الهی را تقویت نماید، ناقل های عصبی مربوط به عشق الهی را در نماز خود تقویت می کند و افزایش می دهد، یا دانش آموزی که اراده می کند، اعتماد به نفس خود را به وسیله نماز افزایش بدهد، به مرور اعتماد به نفس را به خود تلقین می کند و ناقل های عصبی مربوط به آن را فعال می سازد، یا کشاورزی که در نماز خود، طلب روزی حلال از درگاه الهی می کند، در واقع ناقل های عصبی حرکت دهنده در جهت کسب روزی حلال را در خود تقویت می نماید؛ مثلا راه هایی برای برداشت محصول بهتر و بیشتر، که تا آن روز به آن فکر نمی کرده یا متوجه آن نبوده است، به ذهنش می رسند.
اما لازم به توجه است که مسائل پزشکی و روان شناسی، جدای از قضا و قدر الهی است که مثلا کتاب "اغراض ما بعد الطبیعه" را برای حل مشکل فکری ابن سینا در مسیر او قرار می دهد، یا باران رحمت الهی را پس از مدت ها خشکسالی بر محصول آن کشاورز عامی فرو می آورد.
بدین ترتیب واضح است که هرکس با توجه به تصویری که در ذهن خود از خوشبختی ترسیم نموده است، می تواند با امداد از توجهات و تلقینات سازنده ای که در شرایط ویژه تلقین پذیری، در حین نماز انجام می دهد، ناقل های عصبی دستگاه مغز و اعصاب خویش را به سمت مطلوب خویش هدایت کند و اراده و اختیار خود را در آن جهت تقویت نماید و صد البته بالاترین و والاترین حد ممکن، جایی است که انسان هدف خود را رسیدن به آخرین درجه کمال که همانا قرب الهی در سایه تخلق به اخلاق الهی(که همان راه معصومین (ع) است) است، قرار دهد و به وسیله نماز، این امر را که همراه با خوشبختی دنیا و آخرت است، پیوسته تقویت نماید.
اما در مورد تلقینات و توجهات، این نکته هم قابل ذکر است که این مقولات، نه فقط در مواقع نمازهای یومیه، بلکه در تمامی لحظات زندگی یک فرد می توانند با او همراه باشند، اما بی شک در موقع نماز شرایط ویژه ای پدید می آید که موقعیت نمازگزار را ممتاز می کند و سبب می شود که تلقین های توأم با نماز در سایر لحظات زندگی و دیگر جلوه های آن نیز منشاء اثر باشند.
از نقطه نظر پزشکی این شرایط ویژه می تواند متاثر از سایر ویژگی های نماز، مانند زمان نماز، مکان نمازگزار، طهارت، اذکار و الفاظ نماز، وضعیت جسمی و روانی نمازگزار و ... باشند.
 

پي نوشت :
 

۱- روان پزشکی لینفورد ـ ریس، ترجمه زیر نظر مرحوم دکتر عظیم وهاب زاده، صفحه ۳۸۸
۲- همان منبع صفحه ۳۸۹
۳- در این مورد ظاهرا بودا گفته است: "خوشبختی چیزی نیست جز احساس خوشبختی، ضمنا برخی از امثال و حکم از جمله ضرب المثل مشهور ایرانی : "بخند تا دنیا به رویت بخندد" بر همین موضوع دلالت می کنند.
۴- برای مطالعه بیشتر درباره این موضوع رجوع کنید به کتاب های عجیب و بامزه خانم کاترین پاندر(کشیش آمریکایی) به خصوص در سرتاسر کتاب "قانون توانگری" ترجمه خانم گیتی خوشدل
۵- در ادامه این مجموعه مقالات بحث هایی پیرامون ناقل های عصبی و تعادل آنها که به بهترین شکل توسط نماز حاصل می شود، خواهیم داشت، ضمنا پیشنهاد می کنیم که برای فهم بهتر مقاله "تاثیر نماز بر تلقین های سازنده روانی" ، آن را یک بار دیگر پس از مطالعه نکته سی و هشتم از این مجموعه مقالات(تاثیر نماز بر تعادل ناقل های عصبی) مطالعه فرمائید.
 

منبع : http://www.sibtayn.com

 

لينکهای    
 هفته      

 

پایگاه رسمی موزه های جهان
 

فصلنامه پژوهشهای ارتباطی

 

راهكار مديريت

 

مرکز آموزش و تحقيقات صنعتی ايران
آموزش ، پژوهش ، مشاوره ، انتشارات و سمعی بصری و ...

 

ویژه نامه شهادت امام سجاد (علیه السّلام)