مجله شماره چهل وچهارم      

 سه شنبه 29 دی 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مطالب خواندنی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

«براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد»

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدينه

وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ 265 أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ 266 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُواْ الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِيهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ 267 الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ 268 يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ 269

ترجمه فارسي مکارم

و (كار) كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبيت (ملكات انسانى در) روح خود، انفاق مى ‏كنند، همچون باغى است كه در نقطه بلندى باشد، و بارانهاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد كافى بهره گيرد،) و ميوه خود را دو چندان دهد (كه هميشه شاداب و با طراوت است) و خداوند به آنچه انجام مى ‏دهيد، بيناست «265» آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زير درختان آن، نهرها بگذرد، و براى او در آن (باغ)، از هر گونه ميوه‏ اى وجود داشته باشد، در حالى كه به سن پيرى رسيده و فرزندانى (كوچك و) ضعيف دارد; (در اين هنگام،) گردبادى (كوبنده)، كه در آن آتش (سوزانى) است، به آن برخورد كند و شعله ‏ور گردد و بسوزد؟! (همين‏طور است حال كسانى كه انفاق هاى خود را، با ريا و منت و آزار، باطل مى ‏كنند) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى ‏سازد; شايد بينديشيد (و با انديشه، راه حق را بيابيد)! «266» اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! از قسمت هاى پاكيزه اموالى كه (از طريق تجارت) به دست آورده ‏ايد، و از آنچه از زمين براى شما خارج ساخته ‏ايم (از منابع و معادن و درختان و گياهان)، انفاق كنيد! و براى انفاق، به سراغ قسمت هاى ناپاك نرويد در حالى كه خود شما، (به هنگام پذيرش اموال،) حاضر نيستيد آنها را بپذيريد; مگر از روى اغماض و كراهت! و بدانيد خداوند، بى ‏نياز و شايسته ستايش است «267» شيطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهی دستى مى ‏دهد; و به فحشا (و زشتيها) امر مى ‏كند; ولى خداوند وعده «آمرزش‏» و «فزونى‏» به شما مى ‏دهد; و خداوند، قدرتش وسيع، و (به هر چيز) داناست (به همين دليل، به وعده ‏هاى خود، وفا مى‏ كند) «268» (خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى ‏دهد; و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است و جز خردمندان، (اين حقايق را درك نمى ‏كنند، و) متذكر نمى ‏گردند «269»

آيات امروز را مي توانيد از طريق ين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

مديريت    
علوی     

 

مدیریت علوی

 

 

مقدمه

از دیدگاه اسلام به طور عام، و در نگاه امام على (علیه السلام) به طور خاص، مدیریت و مسئولیت در حکم امانتى است که به مدیر سپرده مى شود تا براى مدتى معین به عنوان مجرى یا امانتدارى در آن جایگاه انجام وظیفه کند.

مدیریت و مسئولیت، امانت گران‌سنگى است که باید به اهلش سپرده شود، زیرا آنچه موجب گردش درست امور و سلامت و صلابت کارها مى‌شود، آن است که مشاغل مدیریتى از یک سو امانت تلقى شود، و از سویى دیگر به افراد شایسته و توانمند واگذار گردد. این نوع نگاه به مسئولیت باعث مى‌شود که در انتخاب افراد براى مدیریت و یا هر شغل دیگر، شایسته‌سالارى مراعات گردد، و افرادى شایسته براى به دست گرفتن آنها انتخاب شوند. امام على (علیه السلام) در نامه‌اى به یکى از کارگزاران خویش، امانت بودن مسئولیت و مدیریت را متذکر شده و مى فرماید:

و ان عملک لیس لک بطعمة و لکنه فى عنقک امانه1 : (کارى که در دست توست ، طعمه نیست ، بلکه امانتى است بر گردن تو.) کسانى که بدون توجه به اصل امانت بودن مدیریت، و بدون برخوردارى از شایستگى‌ها و توانایى‌هاى لازم، مدیریت و مسئولیتى را مى پذیرند، و نیز کسانى که چنین افرادى را انتخاب مى‌کنند، مرتکب خیانت شده‌اند اما علی (علیه السلام) به رفاعه، یکى دیگر از کارگزاران خویش مى‌فرماید:

و اعلم یا رفاعه ان هذه الامارة امانة فمن خانه فعلیه لعنة الله الى یوم القیامه2 (اى رفاعه! بدان که این امارت و مدیریت، امانتى است که هر کس به آن خیانت کند، لعنت خدا تا روز قیامت بر او باشد.

 

برنامه‌ریزى

برنامه‌ریزى از ارکان مدیریت و از جمله وظایف اصلى مدیران است، و نقشى اساسى در موفقیت و پیشرفت سازمان‌ها دارد. ضرورت برنامه‌ریزى قبل از هر گونه اقدام و اهمیت ویژه آن مسئله‌اى عقلى است، و تبیین و استدلال چندانى نیاز ندارد. روشن است که اقدام به هر کاری، بدون بررسى جوانب مختلف آن و قبل از برنامه‌ریزى لازم، بیانگر نقصان عقل و یا عدم بهره‌گیرى مناسب از این نعمت بزرگ الهى است و پیروزى و موفقیت در کار را ارزانى انسان نخواهد کرد.

حضرت على (علیه السلام) عقلى بودن مسئله برنامه‌ریزى را مورد تاکید قرار داده و مى فرماید: ادل شى ء على غزاره العقل حسن التدبیر3 (بهترین دلیل بر کمال عقل ، خوب برنامه ریزى کردن است.)

در برخى روایات نقل شده از امام على (علیه السلام) به بعضى از آثار مثبت برنامه‌ریزى اشاره شده است، مانند جلوگیرى از اشتباه، افزایش بهره‌ورى، مقابله با تهدیدات، کمک به تصمیم‌گیرى اثر بخش، ایجاد آرامش درونى، کمک به حل مشکلات سازمان و مصونیت از پشیمانى.

البته باید توجه داشت که صرف برنامه‌ریزى، موجب موفقیت سازمان نمى شود، بلکه برنامه‌اى مى‌تواند مقدمات موفقیت و پیشرفت سازمان را فراهم کند که اصولى، منطقى و متناسب با امکانات و شرایط سازمان طراحى شده باشد. برنامه‌ریزى غیر اصولى و نامتناسب، نه تنها کمکى به پیشرفت سازمان نمى‌کند، چه بسا باعث شکست، ناکامى و حتى فروپاشى سازمان شود.

امیر مؤمنان على (علیه السلام) مى فرماید:

سوء التدبیر، سبب التدمیر4 (بدی برنامه ریزى کردن، موجب هلاک و فرو پاشى است.)

 

تصمیم گیرى

تصمیم‌گیرى از اهمیت بسیار و جایگاهى ویژه در مدیریت برخوردار است، تا جایى که برخى پژوهشگران و صاحب نظران، تصمیم‌گیرى و مدیریت را هم‌معنا و مترادف دانسته و معتقدند که مدیریت چیزى جز تصمیم‌گیرى نیست. تصمیم‌گیرى کانون اصلى مدیریت را تشکیل مى‌دهد.

مدیران، تصمیمات متعددى را در موضوعات مختلفى که براى سازمان پیش مى‌آید، اتخاذ مى کنند. برخى از این موضوعات بسیار مهم و حیاتى‌اند، و اگر تصمیمات خوب و به موقع گرفته نشود، ممکن است خسارت‌ها و شکست‌هاى بزرگ و غیرقابل جبرانى به وجود آورد. در چنین مواردى ضرورت اتخاذ تصمیمات عاقلانه و منطقى بیش‌تر نمایان مى‌شود. تنها این گونه تصمیم‌گیرى‌هاست که سازمان را از مشکلات نجات مى‌دهد و موجب پیمودن راه تکامل مى شود؛ همان گونه که امام على علیه السلام فرمود:

راى العاقل ینجى5 تصمیم‌گیرى منطقى و تصمیم‌هاى صحیح و خردمنداند، تأثیر عمیق بر امور مختلف سازمان دارد، و مى‌تواند سازمان را در دستیابى به اهداف سازمانى یارى دهد. تصمیم‌گیرى آن‌گاه که با دقت، دوراندیشى و ژرف‌نگرى همراه باشد، دستیابى به اهداف سازمانى و موفقیت و اثر بخشى سازمان را تا حد زیادى تضمین مى‌کند.

حضرت على علیه السلام فرمود:

اذا اقترب العزم بالحزم کملت السعادة 6 (هنگامى که تصمیم با دور اندیشى همراه شود، سعادت کامل گردد.)7

پی ‌نوشت‌ها

1. نهج البلاغه، نامه 5

2. نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج5، ص 36

3. غررالحکم ودرر الکلم، حدیث 3151

4. همان، ح 5571

5. همان، ح 5424

6. همان، ح 4067

7. اقتباس از کتاب مدیریت علوى،نوشته آقایان ابوطالب خدمتى، علی آقاپیروزی و عباس شفیعى.

منبع : http://www.hawzah.net

 

جمله      
 مديريتی
    

 

خواستن

 

 

اگر شما چيزی را بخواهيد، آن چيز ديگر رويا نيست
If you will it, it is no dream

هرزل، تئودور (Theodor Herzl)
 

 

حدیث      
مديريتی    

 

قال الصادق(ع): لا يطمعنّ القليل التّجربة المعجب برأيه في رياسة

امام صادق(ع) فرمود: شخص بی تجربه گرچه نسبت به توانائی خود مغرور باشد هرگز نبايد هوس مديريت كند.

مراد از «رياسة» در اين حديث مديريت است زيرا رياست طلبی و طمع كردن در رياست، با هر معني (با تجربه يابي تجربه) از ديدگاه اسلام نكوهيده است.

بحار ج 75، ص
98

 

 

طنز       
مديريتی    

 

 

رنگ آميزی جدول های خيابان

 

 

شركتي در مناقصه پروژه رنگ زدن جدول های خيابان هاي شهر برنده شد. مديريت شركت تصميم گرفت چند نفر را كه بالاترين توانايي را داشته باشند استخدام كند. بنابراين از داوطلبان آزموني به عمل آورد. در اين آزمون به هر داوطلب يك سطل رنگ و يك قلم مو داده شد و از آنها خواسته شد در زمان مشخصي هر تعداد جدول را كه مي توانند رنگ كنند. در بين داوطلبان كسي بود كه توانست 5 برابر ديگران جدول ها را رنگ بزند. مدير شركت با خوشحالي او را به همراه چند نفر ديگر استخدام كرد. روز اول همه چيز خوب پيش رفت. روز دوم متوجه شدند كارگر برتر نسبت به روز اول افت كاري داشته است. روز سوم تعداد جدول هايي كه كارگر برتر رنگ زد كمتر از كارگران معمولي بود.
در پايان روز، رئيس شركت با ناراحتي به كارگر برتر گفت: «تو آنگونه كه در آزمون وانمود كردي كار نمي كني، حتي از كارگران ديكر نيز كمتر كار مي كني.»
كارگر با قيافه حق به جانب گفت: «روز اول سطل رنگ كنارم بود، اما حالا من كجا و سطل رنگ كجا!»
 

 

حکايت     
مديريتی    

 

فورد



 

از فورد میلیاردر معروف آمریکائی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده ی انواع اتوموبیل در آمریکا پرسیدند:
اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت خود را از دست داده اید و دیگر چیزی در بساط ندارید، چه می کنید؟
فورد پاسخ دهید:
« دوباره یکی از نیاز های اصلی مردم را شناسائی می کنم و با کار وکوشش، آن خدمت را با کیفیت و ارزان به مردم ارائه می دهم و مطمئن باشید بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.»

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

 

زمان؛ کمیاب‌ ترین منبعی که افراد در اختیار دارند
 

 

 

در جامعه ما، الگوی صرف وقت صحیح به میزان قابل ملا‌حظه‌ای کمیاب است. با وجود آنکه همه به یک میزان زمان دراختیار داریم، ولی بر طبق آمارها وبررسی‌ها جوامع و افرادی موفق‌تر هستند که از وقت خود بهتر استفاده می‌کنند و این امر نیز بیشتر تعدادی الگوهای رفتاری می‌باشد که باید با آموزش وپرورش صحیح در افراد ایجاد نمود.
یکی از مهمترین الگوهای رفتاری که باید در کسب آن تلا‌ش نمود نحوه استفاده مؤثر از زمان و گذر عمر می‌باشد. چرا که تنها منبعی را که نمی‌توان ذخیره کرد زمان است و تنها کاری که در این مورد می‌توان انجام داد، آن است که باید نهایت استفاده از زمان را برد. بنابراین زمان کمیاب‌ترین منبعی است که افراد در اختیار دارند وهرگز نباید هدر رود.
و از آنجا که مهمترین و گرانبهاترین دارایی یک جامعه‌ منابع انسانی آن جامعه هستند و گران‌بهاترین دارایی این انسان‌ها نیز زمان بسیار کوتاهی است که در طول زندگی در اختیار دارند، بنابراین زمان جزء نادرترین منابعی است که چنانچه به درستی مورد استفاده قرار گیرد، تغییرات و تحولا‌ت به موقع را در تمام ابعاد زندگی افراد و به تبع آن در جامعه به وجود می‌آورد.
مدیریت زمان مجزا از مدیریت عمومی نیست و در واقع زیرمجموعه آن به حساب می‌آید ولی تاکنون به عنوان یک رشته درسی دانشگاهی درنیامده است.
اندیشمندان صاحب نام مدیریت در کشور ما عمدتاً به مدیریت زمان نپرداخته‌اند.
به نظر می‌رسد مدیریت زمان بیشتر در زمینه مدیریت امور اداری و دفتری کاربرد دارد و مدیریت زمان در کشور ما فاقد ساختار علمی مناسب است.

 

نکات       
مديريتی    

 

نکات مدیریتی

 

 

۱- هنگامی که می دانید کسی یا چیزی بر حق است آن را نادیده نگیرید
۲- نقطه آغاز تصمیم های بهتر نقطه پایان تصمیم های بدتر است
۳- اراده کنید که استاد تحول باشید نه قربانی آن
۴- با تمرکز مداوم بر روی عملکرد خود و نتایج حاصل از آن بر سرعت کار خود بیافزایید
۵- خوب بودن بندرت برای موفقیت کافی است عالی بودن را معیار خود قرار دهید و از متوسط بودن بپرهیزید

 

مقاله      
مديريتی    

 

مدیریت آهسته: فرصت نیست، شتاب مکن

.: دانش پژوهان  :.

 

 

حدود ۲۲ سال پیش (۱۹۸۶) در ایتالیا، در اعتراض به تجاوز فست فودها یا غذاهای سریع به سبک زندگی سنتی نواحی مدیترانه، جنبش غذای آهسته به‌وسیله یک رستوران‌دار به نام کارلو پترینی پایه‌گذاری شد (کوندو،۲۰۰۷). جنبش غذای آهسته در بیانیه‌ای در سال ۱۹۸۹ وضعیت را این‌گونه بیان کرد: «ما برده سرعت شده‌ایم و خود را در برابر ویروس خطرناکی که زندگی سریع نامیده می‌شود باخته‌ایم، این ویروس عادتهایمان را از بین برده، حریم خصوصی خانه‌های‌مان را مختل کرده و ما را مجبور ساخته که از غذاهای سریع استفاده کنیم» (پیترس،۲۰۰۷). اصول جنبش پترینی انتخاب محصولات تازه محلی، آماده‌سازی آن براساس شیوه‌های سنتی، و صرف غذا به همراه دوستان و خانواده بود؛ و شعار جنبش: مردم خواستار کاهش صرف زمان در آشپزخانه‌هایشان هستند، اما دوست ندارند این کار به بهای از دست دادن طعم مناسب غذا و تغذیه درست تمام شود (کوندو، ۲۰۰۷).
کیفیت غذاهای سریع مورد پرسش بسیار است و علاوه بر آن، استفاده از آنها نوعی اعتیاد به سریع‌تر و بیشتر خواستن را به‌وجود می‌آورد (بائتز،۲۰۰۷).
غذاهای سریع، نیایشهای سریع، خواندن سریع، جاده‌های سریع، پیاده‌رویهای سریع، رشد سریع و همه چیز سریع_ شمایی از زندگی در عصر مدرن است. بسیاری از واژگان و خطوط، صداها و نشانه‌ها و بسیاری از نیازها و خواسته‌ها در طول مسیر مسابقه به سوی موفقیت و به دست آوردن نتایج، نادیده گرفته می‌شود. آهنگ تند زندگی جایی برای تفریح، استراحت، تعمق، روابط معنی‌دار و بالاتر از همه، جایی برای ارتباط با خالق یکتا بر جا نمی‌گذارد. در واقع زمانی که از راه زندگی سریع ذخیره می‌شود، پیش از آن هدر رفته است، چراکه در بسیاری مواقع اصلاح اشتباههایی که براثر عجله زیاد حاصل شده، وقت بیشتری طلب می‌کند؛ و در پایان یک روز پرشتاب، افراد چنان خسته‌اند که نمی‌توانند از لحظه‌های باقی‌مانده روز لذت ببرند.
پترینی می‌گوید: در جهان مدرن، گاهی سرعت آن چنان بالا می‌رود که افراد نمی‌توانند هم‌پای تغییرات پیش روند. با این وجود، پرسش این نیست که چطور باید سریع‌تر حرکت کرد تا کار بیشتری انجام شود، پرسش این است که چگونه می‌توان برای زندگی بهتر، از وقت، هوشمندانه‌تر استفاده کرد(ویسچر،۲۰۰۷). در واقع، نباید تصور کرد که مدرنیته و آهستگی مخالف یکدیگرند؛ آهستگی، یک استراتژی برای هدایت و معنی دادن به مدرنیته است و می‌خواهد توازنی بین سنت و مدرنیته ایجاد کند (ویسچر، ۲۰۰۴).
برپایه این انتقادها، جنبش غذای آهسته، پایه جنبش بزرگتری شد که توسط مجله بیزنس ویک طرح شــده و اروپای آهستــه نامیده شده است. این جنبــش اساسا حس شتاب و سرگشتگی ناشی از حرکت جهانی شدن را - که کمیت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگی کرده است � مورد پرسش قرار می‌دهد (http://www.Vanwoodman.com) و بر یادگیری دوباره هنر انجام دادن کارها به بهترین وجه ممکن، و نه به سریعترین وجه ممکن، تاکید دارد (بلاجت،۲۰۰۷).
یک گروه میلانی به نام: هنر آهسته زندگی کردن ۱۹ فوریه را به عنوان روز جهانی آهستگی نامگذاری کرده است. این کار برای نخستین بار در ۲۰۰۷ با این امید آغاز شد که این روز، روزی برای لذت بردن، تعمق، حرکت در راستای آهستگی و کمک به انسانها برای یافتن راهی برای آرامش در محل کار، خانه و یا هر جای دیگر، باشد. در عین حال، یک روز بین المللی آهستگی نیز توسط گروهی در مونترال کانادا و چند کشور دیگر در ۲۱ ژوئن اعلام شده است (Eruppakkatt,۲۰۰۸).
خبرنگاری آهسته به امید فراهم آوردن جایگزینی برای سیستم پرشتاب دنیای اخبار سریع رویکرد جدیدی را برای گزارش اخبار در پیش گرفته است که در آن داستان‌ها با کالبدشکافی دقیق حقایق پدید می‌آیند www.deq.state.ne.us)) و شهرهای آهسته شبکه ای جهانی از شهرهای کوچک و بزرگ‌اند که مدیران آن‌ها ترجیح می‌دهند ساختمانهای قدیمی را ترمیم کنند و به جای توسعه تفریح‌‌گاهها در مکان‌های ویژه، پیاده‌روهای طبیعی بیشتری ایجاد کنند و کیفیت زندگی شهروندان خود را بالا ببرند (www.cittaslow.net).
از سر گرفتن توجه به کیفیت، ماهیت و اصالت، با در نظر گرفتن ارزش‌ها و هنجارهای مسئولیت اجتماعی، از راه درگیر کردن افراد از پایین به بالا، به جای از بالا به پایین، مفهوم اصلی همه این جنبشها است.


● مدیریت آهسته
به نظر می‌رسد این فلسفه می‌تواند به خوبی راهگشای مشکلات کنونی مدیریت سازمانها باشد. در دنیای مدیریتی فشار زیادی برای دستیابی سریع به نتایج و به تبع آن تصمیم‌گیری‌های سریع، وجود دارد. مدیران درگیر یک سیر دائمی از تصمیمهای طوفانی هستند که فقط تا بحران بعدی کارساز است. در واقع سازمانها به سرعت از بحرانی به بحران دیگر می‌روند. مدیریت آهسته تلاش می‌کند مشکلات و چالشهای جاری درون سازمان‌های مختلف را مورد توجه قرار دهد و به دنبال درنگ کردن و مقایسه از طریق طرح پرسش و تشویق به مناظره است. پرسش‌هایی نظیر: آیا تمام کار مدیریت دست یافتن به سود کوتاه مدت است، یا باید به دنبال هدفهای پیوسته بود؟ آیا سهام‌داران ما تنها مشتریان‌مان هستند، یا دیگر گروه‌های ذی‌نفع مشروع را نیز باید در نظر گرفت؟ در مدیریت آهسته مطرح می‌شود. غذای آهسته نگاه‌ها را متوجه کیفیت محصولات، آماده‌سازی و مصرف غذای روزانه می‌کند، و مدیریت آهسته می‌کوشد این ایده را بر اقتصاد و جامعه منطبق سازد تا به اثر و نتیجه مطلوب برسد. مطرح‌کنندگان مدیریت آهسته قصد دارند آن را در فعالیت‌های روزمره به صورت مفید، اساسی و سازنده منعکس کنند.
شرایط اقتصادی امروزی برخی چالش‌های منحصربه فرد را برای کسب و کارها به وجود آورده است؛ و وقتی اقتصاد در حال رشد است بسیاری از کسب و کارهای کوچک نمی‌توانند با تقاضاهای رو به رشد برای محصولات و خدماتشان همگام شوند؛ پس تمرکز اولیه آنها روی پاسخ‌گویی به سفارشها خواهد بود؛ و بنابراین صاحبان این کسب و کارها زمان کمی صرف یک نگرش استراتژیک همه جانبه برای کسب و کار می کنند (Greenbaum,۲۰۰۲). امروزه، سازمانها در همه بخشها � چه خصوصی و چه نیمه دولتی- با مسائل بسیار پیچیده‌ای روبه‌رو هستند که پاسخ‌گویی به آنها مستلزم تدوین و متوازن ساختن دقیق استراتژی‌هاست.

▪ یک مثال:
نتایج یک مطالعه که به وسیله موسسه رهبری و مدیریت صورت گرفت، حاکی از آن بود که نزدیک به ۴۰۰ هزار کارگر بریتانیایی در سن ۱۸-۲۴ معتقدند: مدیرانشان مانع پیشرفت آنها هستند. از نظر آنها شیوه قدیمی مدیریت دیکتاتوری، اصلی‌ترین مشکل مدیریتی به حساب می‌آید که در نتیجه آن مدیران در جستجوی فرد دیگری هستند که اشتباه‌شان را به گردن او بیندازند و از کارکنان انتظار دارند هرچه را که به آنها گفته شده بی چون و چرا انجام دهند. بنابراین آنها به زیردستان‌شان اجازه دخیل بودن در تصمیمها و تاثیرگذاری را نمی‌دهند و مانعی برای پیشرفت آنها محسوب می‌شوند.
«مدیریت دیکتاتوری به شیوه قدیمی_»، «افرادی که تقصیرها را به گردن دیگران می‌اندازند_»، «مدیرانی که مباحثه را سرکوب می‌کنند و انتظار اطاعت کورکورانه دارند_» اینها همه به نظر آشنا می‌آیند ولی به هیچ وجه نمی‌توان آنها را معلول شیوه مدیریت قدیمی دانست. در واقع اینها به وضعیت امروزی سازمانها بسیار شبیه‌تر است � سازمان‌هایی که با شیوه مدیریتی اداره می‌شوند که ما آن را مدیریت همبرگری می‌نامیم: «فرایند انجام هر کاری با بیشترین سرعت و کمترین هزینه ممکن». وقتی همه کارها باید دیروز انجام می‌شد، یعنی همه کارها عقب است، دیگر زمانی برای بحث یا پرسیدن درمورد مسئله‌ای وجود ندارد. اطاعتی کورکورانه نیاز است، چرا که تنها با این روش می‌توان پاسخ‌گوی نیاز پیوسته به سریع‌تر بودن و کمتر مصرف کردن منابع بود.
اما همانند هر کالای ارزان و بنجل دیگر، مدیریت همبرگری نیز به خوبی کار نمی‌کند، در حالی که کسانی که از آن استفاده می‌کنند همیشه توجیهی برای ندیدن این حقیقت، که ناکارایی آنها به خاطر روش‌هایی است که به‌کار می‌برند، پیدا می‌کنند (۲۰۰۶, Coyote October). محصول این سیستم، مدیرانی هستند که در دام تقاضاهای انباشته‌شده گیر کرده‌اند، زندانی روزمر‌گی شده‌اند، و زمانی برای دیدن فرصت‌ها ندارند؛ در حالی که در بیشتر موارد تقاضاهای انباشته‌شده از شرایط کاری واقعی مدیران، ناشی نمی‌شود و بر اثر چگونگی برخورد آنها با این موقعیت‌ها است. آنها می‌دانند که برخی از جنبه‌های کاریشان مهم‌تر هستند ولی وقتی برای پرداختن به آنها پیدا نمی‌کنند و همواره خود را زیرفشار زمانی احساس می‌کنند.
بیشترین خطر، زمانی است که کسی فکر کند این مسائل گریزناپذیرند. کسانی که این‌گونه می‌اندیشند معمولا خیلی پرکارند اما در پاسخ‌گویی درست و موثر به تقاضاها کوتاهی می‌کنند. این مدیران تقاضاها را به خاطر امتیازشان می‌پذیرند و سعی در پاسخ‌گویی به آنها دارند و به ندرت از خود می‌پرسند که «آیا واقعا این کار معنی می‌دهد؟» و یا «می‌توان آن را به شیوه‌ای دیگر انجام داد؟». به خاطر احساس همیشگی زیر تیغ بودن، این مدیران هرگز وقت کافی برای پرسیدن اینکه «آیا من دارم کار درستی انجام می دهم؟» را پیدا نمی‌کنند. بیشتر مدیران نمی‌توانند بپذیرند که یک روز پر از مشغولیات گوناگون غیرمرتبط، به‌واقع کم‌کارترین روز است، روزی که دست کم نظم فکری و بیشترین صرف انرژی عصبی را به دنبال دارد.
نظرسنجی دیگری که نتایج آن در پی می‌آید، حاکی از آن است که تمام وقت و هزینه‌ای که صرف آموزش مدیران برای چگونه برانگیختن افراد می‌شود، به دلیل زیربنای سیستم سازمانها که به ایجاد اثری مخالف پاداش می‌دهد، بیهوده است.

▪ یک مثال:
مطالعه‌ای که توسط گروه مشاوران مدیریت"های"(Hay Group) صورت گرفته مشخص می‌کند که تنها ۱۵ درصد کارگران بریتانیایی خودشان را بسیار با انگیزه توصیف می‌کنند و یک چهارم بیان کرده‌اند که مشکلی با شغل‌شان ندارند. ۱۰ درصد گفته‌اند که کاملا بی‌انگیزه‌اند. کمتر از نصف آنها اظهار کرده‌اند که شغل‌شان را دوست دارند و تنها ۱۷ درصد عنوان کرده‌اند که در شغل رویایی خود هستند(Coyote, October ۲۰۰۶).
بنابراین به نظر می‌رسد مدیران کارنامه ضعیفی در مورد انگیزش کارکنان خود ارائه داده‌اند. اما نباید تنها مدیران را گناهکار دانست. این مشکل به ماهیت محیط کاری امروزی باز می‌گردد. در رویارویی با سررسیدهایی که به سرعت از راه می‌رسند، فشار مستمر برای از گوشه و کنار هرچیز زدن، تعیین هدفهای کوتاه مدت بی‌معنی و فراهم نیاوردن زمان و فضای لازم برای درست انجام دادن کارها، ایجاد انگیزه قوی در افراد، یک معجزه است. هنگامی که سیستم، وقت لازم برای انجام کار خوب را به افراد نمی‌دهد، منابع مورد احتیاج‌شان در اختیارشان قرار نمی‌گیرد و هماهنگی مناسبی بین زندگی کاری و خانوادگی وجود ندارد تا فعالیت‌هایشان را پشتیبانی کند؛ نمی‌توان به گونه ای مصنوعی افراد را برانگیخت.
در مورد خود مدیران چطور؟ آنها نیز موقعیت خوبی ندارند. ترکیب کاغذبازیها، فشارهایی که هر روز بیشتر می‌شود و نبود پشتیبانی مناسب از جانب روسا، بوروکراسی کور، منابع ضعیف و نبود اصول راهنمای لازم برای کمک، از جمله مشکلات آنهاست.
کمتر از نصف آنها اعتقاد دارند که از تمام مهارت‌هایشان در شغل‌شان استفاده می‌کنند و تنها ۳نفر از۱۰نفر بیان می‌کنند که: «تمام توان‌شان را به کار می‌گیرند» . بیش از یک سوم مدیران در مروری به دوره‌های کاری‌شان، وقتی به عقب باز می‌گردند آرزو می‌کنند که مهارتهای بیشتری کسب کرده بودند و بیشتر از دو سوم آنها فکر می‌کنند که احتیاج به تبادل نظر بیشتری با همتایان و همکاران خود دارند (همان).
بنابراین، اینکه سازمانها را تنها شامل مدیران بدانیم، بدین معنا که مدیریت تنها جزء سازمان است که همه احساس نارضایتی‌ها و مشکلات به آن باز می‌گردد و یا مدیران را دوای هر دردی بدانیم، در حالی‌که بسیاری از مسائل پیش آمده در سطح عملیاتی به آنها مربوط نمی‌شود، اشتباه است.
مدیریت آهسته در جستجوی دیدگاه‌های دیگری است که روی توسعه مفاهیم اقتصادی - اجتماعی سازمانها و سازماندهی تمرکز دارند. مدیریت آهسته هم به مدیران اجرایی و هم به کارگران توجه دارد و با هدف حمایت از مدیر و کارگر در به‌دست آوردن کیفیت حقیقی، مدیران را به عنوان متخصصانی که کارهای روزمره را سازماندهی می‌کنند در نظر می‌گیرد.
مدیریت آهسته این پرسش را مطرح می‌کند که: در شرایطی که فلسفه مدیریت و تجارت، خلق ارزش است و این موضوعی نیست که به سرعت اتفاق بیفتد، آیا مدیران حق دارند به هر بهایی سریع باشند؟ در حال حاضر واژه ارزش اهمیت واقعی خود را از دست داده است. چشایر(Cheshire) تعریف نوآوری را در مقاله نوآوری آهسته از ارزش این‌گونه یاد می‌کند: نوآوری، ترکیبی از خلاقیت و دانش است که خلق ارزش را جستجو می‌کند. آنچه که ما در دهه گذشته با آن روبه‌رو بودیم، حرکت سریع کسب و کار بود؛ و این یعنی پایان خلق ارزش. مدیریت دیگر به این موضوع توجهی نداشته و در عوض به خلق پول می‌پردازد و عددها و رقمها را اداره می‌کند. برای آنکه خلق ارزش دوباره هدف اصلی کسب و کار شود، باید آهسته‌تر حرکت کرد. اما پارادایم و الگویی که مدیران را به این خواسته برساند و ابزاری که مدیریت را آهسته‌تر کند وتوجه به مسئولیتهای اجتماعی شرکتها و اخلاقیات و توسعه پایدار را پیوسته موردنظر آن‌ها قراردهد، در دست نیست و این چالشی واقعی برای کسب و کار امروزی است. ما باید توجه‌ مان را معطوف به خلق ارزش کنیم. خلق ارزش برای همه و نه خلق پول برای عده‌ای معدود. چشایر براین باور است که: «در جهان آهسته، هدررفتن و زیان کمتری وجود دارد و زمان، قدرت ابتکار بیشتری را برای استفاده از منابع در اختیار قرار می‌دهد» (Buets,۲۰۰۷).


● نتیجه گیری
همان‌گونه که پیشتر اشاره شد، نباید تصور کرد که تعلق داشتن به جنبش آهستگی به معنی همیشه آهسته بودن است (Honore,۲۰۰۴) و کار کمتر؛ نقطه شروعی که بسیاری از افراد برای رسیدن به زندگی متعادل در جستجویش هستند، باعث بهره‌وری اقتصادی کمتر نمی‌شود (http://www.timeday.org). در محلهای کار، فشار بالا و ساعتهای طولانی کاری، اغلب با کارایی اشتباه گرفته می‌شود، اما زمان زیادی در اداره‌ها بیهوده هدر می‌رود. نویسندگان کتاب‌های مدیریت بر این نکته توافق دارند که بهترین روش حل مسائل این است که به صندلی‌تان تکیه دهید و پاهای‌تان را روی میز بگذارید_ (کاری که آلبرت اینشتین می‌کرد) و این کاربه ایجاد درون‌بینی و خلاقیت‌های جدید کمک می‌کند. اکنون بسیاری از شرکتهای امریکایی از کارکنان خود می‌خواهند که ۱۵ درصد زمان کاری خود را به تجدید قوا و استراحت اختصاص دهند؛ سیاستی که به نظر می‌رسد موفق بوده است و شمار خلاقیت در تولید را افزایش داده است (Visscher,۲۰۰۴). مثالی در این باره می‌تواند جالب باشد.
۲سال پیش، نیویورک تایمز در گزارش خود در مورد شرکت پرایس واترهاوس کوپرز که به حسابرسی خوب مشهور است، آورده بود: مالکان این شرکت تصمیم گرفته‌اند شعبه‌هایشان را در سرتاسر امریکا دو بار در سال برای اطمینان به استراحت دادن به کارکنان خود، تعطیل کنند. ۱۰روز در کریسمس و ۵ روز از ۴ جولای. و این در حالی است که شرکت در طول سال نیز به کارکنانی که از فرصت‌های مرخصی‌شان استفاده نکرده‌اند، پیام‌های الکترونیکی برای یادآوری می‌فرستد. یک عضو ارشد این سازمان می‌گوید: «ما می‌خواهیم محیطی ایجاد کنیم که افراد بتوانند بدون نگرانی از قرار ملاقات‌ها، کنفرانس‌ها و یا جواب دادن به ایمیل با آسودگی استراحت کنند». تعجبی ندارد که بهره ‌وری شرکت از زمان اجرای این ایده نوآورانه، بالاتر رفته باشد (Eruppakkatt,۲۰۰۸).

 

 

کلید      
هدایت     

 

 

گفتن و نوشتن بر اساس گمانه ها!

 

 

یکی از سرچشمه های کدورت ها ، درگیری ها و انحراف ها ، چه در زندگی فردی و چه در حیات اجتماعی ، گفته ها و نوشته های نادرست ماست.
اظهار نظرهای قاطعانه بر اساس پندارها و تحلیل های جاهلانه درد جانکاهی است که متأسفانه هم روابط فردی ما را تیره ساخته و هم نظام اطلاع رسانی ما را بیمار و مشکل ساز کرده است.  
اگر دیگران حق داشته باشند که بر اساس گمانه زنی ها و پنداشته های خود هر چه می خواهند بگویند و بنویسند ، قطعاً ما چنین اجازه ای نداریم.
راستی آیا تقارن میان زبان و قلمِ خداباوری که واقعاً به قیامت و محاسبه الهی یقین دارد با زبان و قلم انسان های محروم از اخلاق و دین وجود ندارد؟
آیا در عمل این باور را نشان داده ایم که « نباید به دنبال چیزی افتاد که اطمینان بخش و یقینی نیست » ؛ چه ، از گوش و چشم و دل در پیشگاه خداوند سؤال خواهد شد؟
بالاتر اینکه راهنمای پرهیزکاران فرموده است : « نه تنها آنچه را علم نداری بازگو مکن ، بلکه هر چه می دانی هم گفتنی نیست. خداوند برای همه اعضای بدن تو واجباتی تعیین کرده است که در روز واپسین بر سر آنها با تو احتجاج خواهد کرد.

 

1- سورة اسراء ، آیه 36.

2- نهج البلاغه ، حکمت 382.

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

مجموعه مباحث فرهنگی ( بخش دوازدهم )

 

 

 

منظور از فرهنگ مادی والهی چيست ؟ چه تفاوتی با هم دارد؟ 

 

 

به طور كلى فرهنگ‏ها را مى ‏توان در دو نوع مادى و الهى تقسيم كرد:

يک : فرهنگ مادى

اين فرهنگ بر پوچ انگارى ارزش‏هاى الهى و انسانى بنا نهاده شده است. در اين فرهنگ، جنبه انسانى به فراموشى سپرده شده و آدمى تنها به عنوان موجود مادى ارزيابى مى‏ شود. چنين فرهنگى، پيروان خويش را براى به دست آوردن رفاه بيشتر، آزادى و بهره ورى افزون تر از غريزه‏ها و سودپرستى، به حركت در مى ‏آورد. در فرهنگ مادى، هدف، وسيله را توجيه مى ‏كند. بنابراين، پيروان آن براى رسيدن به هدف‏هاى مادى و بهره مندى هر چه بيشتر از مزاياى زندگى، به هر وسيله دست مى ‏يازند و از هر شيوه اى سود مى ‏جويند. در چنين فرهنگى، بنيادهاى اخلاقى جامعه فرو مى ‏ريزد، ارزش‏هاى انسانى كم رنگ مى‏شود و آمار بزه كارى ‏ها فزونى مى ‏يابد. افزون بر آن، بشر در گرداب بى پناهى و تنهايى گرفتار مى‏ آيد و نگرانى و تشويق بر سراسر زندگى وى حاكم مى‏شود. چنين فرهنگى نه تنها سعادت و خوشبختى بشرى را تباه مى ‏سازد بلكه راه تكامل معنوى و سعادت اخروى او را نيز مسدود مى ‏كند.

دو: فرهنگ الهى

فرهنگ الهى، انسان را آميزه اى از جسم و روح مى ‏داند. «اسلام» نشان دهنده كامل اين فرهنگ است و هدف خود را، دست يابى به كمالى مى‏داند كه در پرتو وحى به دست مى ‏آيد. معيار برترى افراد را نيز پاى بندى به اصول ثابت اخلاقى مى ‏داند. قرآن مجيد در اين باره مى ‏فرمايد: « ان اكرمكم عندالله اتقيكم «به يقين، گرامى ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست».

فرهنگ اسلامى، مستقل بوده و همواره به حيات خود ادامه داده است. از ديدگاه استاد مطهرى فرهنگ اسلامى مانند يك سلول زنده رشد كرد و فرهنگ هايى را از يونانى، هندى، ايرانى و غيره در خود جذب كرد و به صورت موجود جديد، با چهره و سيماى مخصوص به خود، ظهور كرد. به اعتراف محققان تاريخ فرهنگ و تمدن، تمدن اسلامى در رديف بزرگ ترين فرهنگ‏ها و تمدن‏ هاى بشرى است.

تفاوت‏هاى فرهنگ مادى و الهى

زيربناى فرهنگ مادى، اقتصاد و بهره مندى از لذت‏ هاى دنيايى است. قدرت و بهره ‏جويى حيوانى را كمال انسانى مى‏ داند و او را در اين مسير به پيش مى ‏راند. دنياى امروز، دنياى تبليغات فريبنده و ميدان نمايش و عرضه كالاهاى گوناگون مصرفى است و اخلاق، معنويت و ارزش‏هاى انسانى در اين فرهنگ، جايى ندارد.

فرهنگ الهى، بر پايه اخلاق و ارزش‏هاى الهى انسانى بنا نهاده شده و در آن وضع به گونه اى ديگر است. اقتصاد و بهره جويى از امور مادى، وسيله است، نه هدف يعنى، در اين فرهنگ، اخلاق اصل و رفاه و مادى گرايى فرع است و آدمى به اعتدال ميان اين دو رهنمون مى ‏شود. در فرهنگ الهى با طبيعت آدمى، نيازها و رشد و تكامل او سازگار است. هم جنبه اجتماعى حيات را در نظر مى ‏گيرد و هم به نيازهاى اجتماعى و عقلانى انسان توجه دارد. هم احساسات و عواطف را تحريك مى ‏كند و هم ميل به كنجكاوى و حقيقت جويى انسان را برآورده مى‏ سازد.

فرهنگ مادى با ناديده گرفتن امور معنوى و باور به زندگى موقتى، توجهى به جنبه هاى عقلانى انسان و نيز آرمان‏ هاى اخلاقى و معنوى او در برقرارى رابطه با ديگران و آفريدگار جهان ندارد. موقتى دانستن زندگى انسان، انگيزه كار و تلاش را در افراد كاهش مى ‏دهد، زندگى را براى انسان به صورتى بى معنا در مى‏ آورد و او را به پوچى، بى هدفى و احساس ناامنى و تزلزل دچار مى ‏سازد. در مقابل، فرهنگ الهى، راه را براى رشد و تكامل هميشگى و نامحدود هموار مى ‏سازد و از اين جهت، انسانى را كه از نظر فطرى، كمال جو است، راضى مى ‏كند.

 

 

 

 

آيا عوامل اجتماعی در تحولات فرهنگی نقش دارند؟ 

 

تعامل فرهنگ با نهادهاى اجتماعى

نهاد فرهنگ با ساير نهادهاى اجتماعى، تعاملى همه‏جانبه دارد. پارسونز جامعه شناس آمريكايى، مدل ساختارى خود را در تحليل عوامل مؤثر بر فرهنگ، ارائه كرده است. بر اساس نظريه وى در جامعه همواره چهار موضوع عمده وجود دارد كه تأثير آنها بر يكديگر، حركت جامعه را شكل مى ‏دهد. وى اين چهار موضوع را در مدلى به صورت زير ارائه كرده است:

اهداف مطلوب جامعه:

1. قدرت انطباق با محيط A = Acomodation

2. حفظ اهداف موجود G = Goal

3. حفظ يكپارچگى I = Integration

4. حفظ و بقاى الگو L = Latency

بر اساس اين مدل، براى حركت درست و همه جانبه جامعه به سوى اهداف خود، همواره چهار موضوع مورد توجه جدى قرار مى‏ گيرد.

انطباق با محيط و سازگارى جامعه با شرايط فيزيكى، بر عهده «نهاد اقتصاد» است. حفظ اهداف كلان جامعه و وظيفه انطباق حركت جامعه با اهداف، بر عهده «نهاد سياست» است. يكپارچگى جامعه، به ساختار امنيتى و مشروعيت نظام باز مى‏ گردد و «نهاد امنيت»، ملزم به حفظ آن است. «نهاد فرهنگ» نيز حفظ الگوهاى كيفى را بر عهده دارد. بنابراين چهار نهاد اقتصاد، سياست، امنيت و فرهنگ در تعامل با يكديگر، موجب حركت جامعه به سوى اهداف متعالى آن هستند.

در جوامع مذهبى مانند ايران، هر چهار نهاد بايد بر اساس معارف دينى شكل گيرند از اين رو دين در متن اجتماع حضور و نقش ويژه‏اى دارد. از سوى ديگر در جهت ‏گيرى كلى نظام فرهنگى، سه عامل اقتصاد، سياست و امنيت تأثير گذار بوده و ضعف هر يك، موجب انحراف فرهنگى خواهد شد..(1)

پى ‏نوشت‏

(1) ر. ك: دكتر على عسگرى، درآمدى بر كارنامه فرهنگى انقلاب اسلامى، تهران: مؤسسة فرهنگى دانش و انديشه معاصر.

 

پرسمان

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

 

تست شناسایی شخصیت

 

 

1ـ چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟


الف ) صبح          ب )عصر و غروب                    ج ) شب


۲ـ معمولاً چگونه راه مى رويد؟


الف) نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،        ب ) نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،    ج ) آهسته تر، با سرى صاف روبرو،  د )   آهسته و سربه زير،   هـ ) خيلى آهسته


 ۳ ـ وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛


الف )مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد، ب) دستها را در هم قلاب مى كنيد، ج ) يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،  د ) دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد، و هـ ) با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مى كنيد.


۴ـ وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟


الف ) زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم، ب) چهارزانو،

ج ) پاى صاف و دراز به بيرون،   د ) يك پا زير ديگرى خم


۵ ـ وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟


الف ) خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده، ب ) خنده، اما نه بلند،

  ج ) باپوزخند كوچك،           د ) لبخند بزرگ،          هـ) لبخند كوچك


۶ ـ وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛


الف ) با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد

ب ) با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد

ج ) در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد


۷ ـ سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛

الف) از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد

ب ) به سختى ناراحت مى شويد

ج ) حالتى بينابين اين دو حالت ايجاد مى شود


۸ ـ كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟


الف) قرمز يا نارنجى          ب) سياه        ج)  زرد يا آبى كمرنگ  د) سبز      

هـ) آبى تيره يا ارغوانى        و) سفيد        ز) قهوه اى، خاكسترى، بنفش


۹ ـ وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟


الف) به پشت        ب) روى شكم (دمر)               ج) به پهلو و كمى خم و دايره اى

د) سر بر روى يك دست         هـ )سر زير پتو يا ملافه...


۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:


الف) از جايى مى افتيد.      ب) مشغول جنگ و دعوا هستيد.  

 ج) به دنبال كسى يا چيزى هستيد.       د) پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.   

 هـ) اصلاً خواب نمى بينيد.         و) معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امتیازات

سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)

سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)

سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱امتياز)

سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز)


ـ پس از جمع زدن امتيازهايتان عدد به دست آمده را با جدول نتيجه‌گيری مقايسه كنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

 

 

نتيجه گيرى


* اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است: ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى كنند و به ظاهر مي‌گويند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.


* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: بدانيد دوستان شما را تحريك پذير مى دانند، بدون فكر عمل مى كنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از كار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. كسى كه همه چيز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذّت مى برند.


* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند. شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادرهستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد.


* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى كنيد. اما اگربا كسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنيد.


* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : در نظر سايرين فردى زحمت كش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى نهايت ملاحظه كار به نظر مى رسيد. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى كشيد و بدون فكر و براساس تحريك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب كارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى گيريد.


* و اگر كمتر از ۲۱ امتياز داشتيد: ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه هميشه سايرين به عوض او فكر مى كنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمايل به درگيرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر را ندارد!

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

نماز و خود شکوفایی

 

نويسنده : دکتر مجید ملک محمدی
 





 

امام صادق(علیه السلام) فرموده اند:
" نمازی که از ترس جهنم خوانده شود، نماز بردگان است. نمازی که به شوق بهشت خوانده شود، نماز تاجران است. اما نماز اولیاء الهی نمازی است که با عشق به خدا اقامه می شود."
"خود شکوفایی" (self–actualization) در مفهوم عمده و کلاسیک خود، نخستین بار توسط "کورت گلداشتاین"(روانپزشک آلمانی ۱۹۶۵ـ ۱۸۷۸) مورد بحث و بررسی قرار گرفت. او خود شکوفایی را به صورت توانایی ذاتی نیرومند موجود در هر فرد تعریف نمود که موجب شکوفا شدن استعدادهای مثبت او می گردد.(۱)(شکوفا کردن فطرت نیک درونی)
گلداشتاین معتقد بود، برای آن که انسان به موفقیت های بزرگ دست یابد، باید با محیط اطراف و زندگی خود به بهترین نحو ممکن، کنار بیاید و چنان چه محیط و زندگی، هر روز ضربه سنگین تری بر پیکره انسان وارد کنند(مثلا موجب بیماری انسان شوند)، انسان باید در بهبود روش مقابله خود با این قبیل مشکلات سعی بنماید تا بدین ترتیب به مرزهای"خودشکوفایی" (درک و فعال نمودن همه استعدادهای خود) نزدیک شود.
در این مورد، روانشناس دیگری به نام " کارل راجرز" ( ۱۹۸۷ ـ ۱۹۰۲) نشان داده است انسان هایی که توانایی فرمان دادن به خود(self–direction) را پیدا کنند و در حقیقت بتوانند به طور کامل افکار و اعمال خود را کنترل نمایند، به خود شکوفایی، که والاترین درجه انسانیت است، نائل خواهند شد.
از دیگر معتقدان به نظریه خود شکوفایی که آن را با مفاهیم عالی عجین کرد و به اوج قدرت رسانید، "آبراهام مزلو" ( روانشناس آمریکایی ۱۹۷۰ ـ ۱۹۰۸ ) است. تحقیقات گسترده و مطالعات عمیق" مزلو" پیرامون این قبیل مقولات، سبب تکوین شاخه ای قدرتمند و پویا در روانشناسی امروز، موسوم به "روانشناسی انسان گرا" گردید.
"مزلو" خود شکوفایی را بالاترین و برترین نیاز انسان می دانست، که پس از ارضای نیازهای پایین تر انسان از جمله نیازهای جسمی(مثل غذا و مسکن)، نیازهای ایمنی، تعلق و محبت، نیاز به احترام، نیاز به دانستن و فهمیدن( که بعدا اضافه کرد)، قرار دارد. او خود شکوفایی (نیاز به تحقق خود) را در مورد ۴۹ نفر از اشخاص سرشناس جهان (زنده و مرده) از جمله انیشتن، آبراهام لینکلن، باروخ ایپسنوزا، بندیکت(۲) و ... مورد بررسی قرار داد.
"مزلو" بیان نمود : افراد معمولی در پی جبران کمبودهای جسمانی و روانی خود هستند، یعنی آنها در صدد ارضای نیازهای پایین ترند، ولی افراد عالی (خود شکوفاها) خواستار محقق ساختن استعدادهای درونی و بالقوه خود و شناخت و فهم دنیای پیرامونشان هستند.(۳)
او نیازهای عالی افراد خود شکوفا را فهرست می کند و آن ها را "فرا نیاز" نام می نهد، از جمله این فرا نیازها می توان به حقیقت، قاطعیت، یگانگی و تمامیت، فرار از دوگانگی، سر زندگی و شادابی، یکتایی، کمال، نظم، عدالت، سادگی، استغنا، جامعیت و ... اشاره نمود.
حال اگر با این دیدگاه که "نماز کامل ترین پاسخ برای عالی ترین نیازهاست" به سراغ نظریات روانشناسان انسان گرا برویم، متوجه خواهیم شد که چگونه مفاهیم متعالی نماز در برگیرنده ی تمامی موضوعات مطرح شده در این نوع روانشناسی است.
به عنوان مثال اگر به یاد آوریم که نماز چگونه به انسان احساس امنیت روان می دهد و توانایی مقابله در برابر استرس ها را فزونی می بخشد، متوجه می شویم که نماز در برگیرنده ی آن قسمت از نظریات گلداشتاین است که "بهبود روش های مقابله با مشکلات را شرط لازم برای نزدیک شدن به مفهوم خود شکوفایی می دانست"، و یا اگر نظریه کارل راجرز پیرامون self – direction (توانایی فرمان دادن به خود) را با توانایی که شخص نمازگزار، به مدد نماز در کنترل نفسانیات خود، پیدا می کند مقایسه نماییم، تصدیق خواهیم کرد که همه تعالیم نظریه روانشناسی انسان گرا، را می توان در نماز پیدا کرد.
یا اگر بخواهیم در مقابل لیست ۴۹ نفره آبراهام مزلو، فهرست افرادی را قرار دهیم که صفات آنها، نه تنها در برگیرنده تمام ویژگی هایی باشد که مزلو درباره خود شکوفاها، بیان می کند، بلکه از جهت ارتباط با غیب و معنویت، دارای ویژگی های برجسته تر و مزید برآن ها هم باشد، کافی است به جمع نورانی "نمازگزاران اسوه" اشاره نماییم، چرا که همه این مؤمنین با بهره گرفتن از کامل ترین پاسخ، یعنی نماز، به تمامی فرا نیازهای خود رسیده اند.
حقیقت، قاطعیت، نیکی، یگانگی و تمامیت و فرا نیازهای دیگر، همگی در آموزش های نماز، حضور زنده و محسوس دارند و اگر هر کس برای وصول به هر یک از آن ها به نماز نزدیک شود، به فراخور حال خود، پاسخی عالی تر از حد تصور دریافت می کند. نماز تکرار شکوهمند درس خود شکوفایی در پیشگاه مبداء آفرینش است.
اما مفهوم دیگر در مورد خود شکوفایی که آبراهام مزلو به آن اشاره می کند، مفهوم تجربه اوج(peak experience) است که در خود شکوفاها، فراوان پیش می آید. تجربه اوج، اتفاقی دوره ای و زود گذراست که در آن شخص ناگهان به یک احساس آگاهی و هوشیاری بسیار بالا، سرخوشی و جذبه عمیق، در آمیخته شدن و همسو شدن پر انسجام با همه عالم و دگرگونی در احساس زمان و مکان دست می یابد. این تجربه قوی غالبا در افرادی که از نظر روانی کاملا سالم هستند، رخ می دهد و قرار گرفتن در برابر این تجربه، آثار مفید و دیر پایی برجا می گذارد.(۴)
اگر بخواهیم برای "تجربه اوج"، مفهومی جامع تر و همه شمول تر را پیدا کنیم، کافی است که باز هم به نماز روی نماییم و به آن بُعد نماز توجه کنیم که غرق در مضامین عارفانه است.
شاید کمتر کسی به این نکته فکر کرده باشد که منظور از کلمه "شما" در سومین سلام نماز (السلام علیکم و رحمه الله و برکاته) که تنها سلام واجب نماز است، کیست و این "سلام بر شما" به چه کسانی اطلاق می شود؟
عارفان نماز، این سلام نماز را "سلام عارفانه" آن دانسته اند، که خطاب به همه هستی و آفرینش و خطاب به همه موجودات حاضر در آن، از ذرات کوچک اتمی گرفته تا کهکشان های بی انتها سر داده می شود.
چرا که همه این اجزای آفرینش، بدون استثناء مشغول حمد و ثنای الهی اند و پیوسته و مداوم، توحید را اقرار می کنند و شاید به واسطه این حمد و تسبیح دایمی، مورد خطاب تنها سلام واجب نماز قرار می گیرند.
بدین ترتیب نمازگزار، پس از فرستادن سلام بر نبی گرامی اسلام(ص) (السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته) و سلام بر همه بندگان صالح خدا از جمله خودش (السلام علینا و علی عباد الله الصالحین)، سرانجام بر تمام اجزای آفرینش سلام می فرستند و این جلوه ای شکوهمند از در آمیخته شدن و همسو شدن پر انسجام با همه عالم را که در تجربه اوج از آن بحث می شود، در خود دارد.
علاوه بر این، نمازگزار حقیقی، یعنی آنان که به تعبیر امام صادق(ع)، "نماز عاشقانه" به جای می آورند در راز و نیاز با معبود خویش، به چنان جذبه و خلسه ای وارد می شوند و چنان از حیطه زمان و مکان خارج می گردند که حتی اگر تیر دردناک و سهمگین از پای مبارک شان بیرون بکشند(منظور حضرت علی است)، هرگز از آن سرخوشی و جذبه عمیق خارج نمی شوند. چه عاشقانه بود نماز علی(ع) و چه زیباست تعبیر جاودانه علی(ع) از عشق .. آری! او که در قبله نماز به دنیا آمد و در محراب نماز رستگار شد و این گونه عشق را برای آفرینش، عظمت و معنا بخشید و جاودانه کرد.
و چه ملکوتی است، نماز فرزند علی(ع) و حضرت امام زمان(عج)، که جهان در انتظار عدالتش خون می گرید.
و چه عطشی است بی پایان، عاشقانش را برای اقامه نمازی با امامت او… .
 

پي نوشت :
۱ـ ترجمه فارسی روانپزشکی کاپلان ـ سادوک جلد اول صفحه ۵۴۵
۲-"راث بندیکت" جزو استادان مزلو، در دانشگاه ویسکانن است. او همان کسی است که تحقیقات وسیعی در مورد تاثیر اجتماع و فرهنگ بر شخصیت انسان انجام داده است( رجوع کنید به تاثیر نماز بر ثبات شخصیت)
۳-"روانشناسی شخصیت سالم" اثر : آبراهام مزلو، ضمنا برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به مقاله اندیشمندانه آقای مسعود آذربایجانی تحت عنوان "انسان کامل" در شماره نهم فصلنامه وزین : حوزه و دانشگاه
۴- رجوع کنید به نکته بیست و یکم از این سلسله مقالات (تاثیر نماز بر احساس امنیت روانی)

 

منبع:http://www.sibtayn.com

 

لينکهای    
 هفته      

 

 

ویژه نامه ولادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام ( ع )

 

مجله کامپیوتر جوان

 

مدیران ایران

 

گروه ارتباطات دانشگاه تهران

 

نیک صالحی
پایگاه اطلاع رسانی علمی، آموزشی ، فرهنگی ، هنری و تفریحی و ...

 

دفتر مطالعات سياسی بين الملل