مجله شماره چهل وششم      

 سه شنبه 13 بهمن 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

ره آورد

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مطالب خواندنی

تست خودشناسی

پیامک های دهه فجر

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

«براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد»

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدينه

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ 275 يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ 276 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ 277 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 278 فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ 279 وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ 280 وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ 281

ترجمه فارسي مکارم

كسانى كه ربا مى ‏خورند، (در قيامت) برنمى ‏خيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماس شيطان، ديوانه شده (و نمى‏ تواند تعادل خود را حفظ كند; گاهى زمين مى ‏خورد، گاهى بپا مى‏ خيزد) اين، به خاطر آن است كه گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتى ميان آن دو نيست)» در حالى كه خدا بيع را حلال كرده، و ربا را حرام! (زيرا فرق ميان اين دو، بسيار است) و اگر كسى اندرز الهى به او رسد، و (از رباخوارى) خوددارى كند، سودهايى كه در سابق ( قبل از نزول حكم تحريم) به دست آورده، مال اوست; (و اين حكم، گذشته را شامل نمى ‏گردد;) و كار او به خدا واگذار مى ‏شود; (و گذشته او را خواهد بخشيد) اما كسانى كه بازگردند (و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند)، اهل آتشند; و هميشه در آن مى ‏مانند «275» خداوند، ربا را نابود مى‏ كند; و صدقات را افزايش مى ‏دهد! و خداوند، هيچ انسان ناسپاس گنه كارى را دوست نمى ‏دارد «276» كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است; و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين مى ‏شوند «277» اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و آنچه از (مطالبات) ربا باقى مانده، رها كنيد; اگر ايمان داريد! «278» اگر (چنين) نمى‏ كنيد، بدانيد خدا و رسولش، با شما پيكار خواهند كرد! و اگر توبه كنيد، سرمايه ‏هاى شما، از آن شماست ( اصل سرمايه، بدون سود); نه ستم مى ‏كنيد، و نه بر شما ستم وارد مى ‏شود «279» و اگر (بدهكار،) قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانايى، مهلت دهيد! (و در صورتى كه براستى قدرت پرداخت را ندارد،) براى خدا به او ببخشيد بهتر است; اگر (منافع اين كار را) بدانيد! «280» و از روزى بپرهيزيد (و بترسيد) كه در آن روز، شما را به سوى خدا بازمى ‏گردانند; سپس به هر كس، آنچه انجام داده، به طور كامل باز پس داده مى‏ شود، و به آنها ستم نخواهد شد (چون هر چه مى ‏بينند، نتايج اعمال خودشان است) «281»

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

  باسمه تعالی

 

پگاه نو با نگاه نو

 

 

 

 

        ز برگ عشـق و گلبرگ شقايق                  ببايد ساخت يك گلگونه قايق

 

         ز شهر هيچ و پوچ ملك هستی                  توانــی رفت تا شهــر حقايق

 

 

در هر پگاه هر چيز نو مي شود، جز نگاه. پس بايدمان هر پگاه را با نگاه نو بياغازيم.

بكوشيم تا طراوت را در نگاه ببينيم، نه در پگاه، هر پگاه دستان نرم نسيم بهار، بر گ هاي سبز سپيدار را ورق مي زند. سرود هر برگ ستيز با مرگ است. بعضي چشم زيبا دارند و برخي نگاه زيبا.

 

من بر اين باورم كه اگر ريشه هاي نهال انديشه از زلال ژرفنای چشمه ساران مكتب اسلام بنوشد، شاخساران سرسبز اين نهال مي تواند بشريت را در سايه سار حيات آفرين خود پناه دهد و با ميوه هاي شيرين و عطرآگين ارتزاق نمايد. اين تصوري نيست كه به تصوير كشيده ام، بل صورت سعادتي است كه بر لوح اين مكتب ديده ام. اين باور نه رؤياي سراب، كه رؤيت آب است. آنان كه از آفتاب حقيقت روي بر مي تابند، ناگزير جز سايه خويش را نمي يابند. پس بياييد با آفتاب بتابيم و بيش از اين سايه نشيني آفتاب را برنتابيم.

 

انساني كه بر اساس آموزه هاي حيات آفرين اسلام نشو و نما يابد، همه استعدادهاي كمال بخش او شكوفا گردد و كوره راه حيات را با بينش پويا بپويد و با حياتي پايا دير بپايد؛ راه حيات و حركت را برگزيند و براي خود و بشريت خير و بركت آفريند.

جامعه اي نيز كه بر پايه تعاليم تعالي بخش اسلام تشكّل پذيرد، در همين نشئة نازله، مدينه فاضله مي سازد.

 

مذهب زنده دلان خواب و فراموشي نيست                   درهمين خاك جهان دگری ساختن است

 

سه دهه پيش، ما به عنوان ملتي با پيشينه اي افتخارآميز و آميزه ای اميد انگيز، بپاخاستيم تا جامعه ای بر اساس آموزه های اميدآفرين اسلام بسازيم. ما اکنون در آستانه دهه مبارک فجر و آغاز سی و یکمین سال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی هستیم.

 

بر پايه اصل اصيل «الاسلام يعلوا و لايعلی عليه»، ما بر اين باور بوديم و هستيم كه انسان مسلمان و جامعه اسلامي برای طول تاريخ الگويند و براي عرض جغرافيا، اسوه. جامعه آرماني ما جامعه اي بود كه در آن هر انسان تا بدان پايه از آزادی و امكانات برخوردار باشد كه بتواند همه استعدادهای بالقوه خود را بالفعل درآورد.

 

ضمن عرض تبریک آغاز دهه مبارک فجر پگاه نو را با این نگاه نو و امید روشن آغاز می‌کنیم که این خیزش خیرآفرین آغازگر پویش راهی نوین برای کشف و باروری استعدادهای نهفته و طرح حرف های نگفته باشد. تا در پرتو تابش آن فروغ یزدانی از یوغ شیطانی رهایی یابیم و به سوی کمال خدایی بشتابیم.

 

 

                                                                   در کسب رضای حق موفق باشید

                                                                  دکتر غلام حسین حیدری

                                                                  رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

ره آورد      

 

 

ره آورد

 

به نام خدا

متن سخنرانی آقای دکتر حیدری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

در مراسم سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی - مورخ 13/11/88

 

فرا رسیدن دهه مبارک فجر را به فجرآفرینان عرصه توحید تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 در چند دقیقه وقتی که دارم به چهار سوال جواب می دهم.

 

اول- عوامل پیروزی انقلاب کدامند؟

1- ایمان و اتکال به خداوند متعال

2- وحدت مردم

3- رهبری امام (ره)

اکنون نیز همین سه عامل از عوامل تداوم انقلاب است و بس.

 

دوم- بعضی از ویژگی های انقلاب اسلامی کدامند؟

1- انقلاب اسلامی، انقلاب همه قومیت ها و فرقه ها و برخاسته از دل مردم است.

2- خودباوری و اعتماد به نفس ملت ایران، دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی ایران

3- انقلاب اسلامی و هویت یابی مردم

4- استقلال و رهایی از غرب زدگی، دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی

  

سوم- جمهوری بودن نظام از طرف دشمنان چگونه مورد هجمه قرار گرفته است؟

- آسیب رسانی به رکن جمهوریت نظام     

        1- اختلاف افکنی

        2- هجوم فرهنگی به باورها و ارزش های دینی

        3- ایجاد ناامیدی و بدبینی نسبت به آینده نظام

        4- گسست فرهنگی نسل ها

 

چهارم- اسلامی بودن نظام

دشمنان برای آسیب رسانی به رکن اسلامیت نظام از چه شیوه هایی استفاده می کنند؟

برخی فعالیت های شوم دشمنان علیه اسلام و انقلاب اسلامی، عبارتند از:

1- تعمیم عملکرد نامطلوب و غیر قابل دفاع برخی مدیران و مسئولان لغزیده در دام دنیاطلبی به کلیت انقلاب و مسئولان نظام.

2- بالا بردن سطح توقع مردم و ناراضی کردن آنان از وضعیت موجود و سیاه جلوه دادن نظام اسلامی.

3- تحلیل های منحرف کننده و مغالطه آمیز از حوادث و رویدادهای گوناگون انقلاب.

4- مقایسه های سطحی و غلط میان ایران اسلامی و برخی کشورهای به ظاهر پیشرفته بدون در نظر گرفتن فرهنگی دینی و سنت های ملی.

 

                                                                                                والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

مديريت    
علوی     

 

جامعه علوى، مديران علوى
 

 


 

 

جامعه‏ اى كه داعيه هدايت انسان‏ها را دارد و مديران حكومت دينى كه خود را منتسب به حكومت علوى مى ‏دانند، به راستى بايد رفتارى زيبنده جامعه علوى و مديريت و رفتارى علوى داشته باشد. سالى كه در پيش‏روى داريم، مزين به سال مولى و تحقق رفتار علوى است. به همين مناسبت، اين مقال‏ گونه نيم نگاهى به اوصاف مديران در يك جامعه علوى دارد. باشد تا با الگوگيرى از جامعه و حكومت علوى، در سال مولى، مديران شايسته‏اى براى جامعه اسلامى انتخاب كنيم. مديران نيز پيش از پيش در جامعه اسلامى خود را به اوصاف مديران علوى نزديك كنند.
حضرت على عليه السلام در راستاى تشكيل حكومت دينى، ابتدا به مساله نيروى دفاعى و ارتش قدرتمند اسلام پرداخته و سپس به كاركنان و كارگزاران حكومت، قضات، امور تجارى، صنعتى و اقتصادى، عطف توجه نموده و سرانجام به مسائل مربوط به نيازمندان و محرومان جامعه مى ‏پردازند در فرمانى به مالك ‏اشتر به مشاوران و كارگزاران حكومتى و اجرايى دستور مى ‏دهد كه وزراى خود را از ميان افراد خوش‏سابقه، آگاه، صريح ‏اللهجه، اهل صداقت و به دور از هرگونه تملق و چاپلوسى برگزيند و در همه حال، در تشخيص مصالح كشور با علماء و خردمندان مشورت نمايند. (1)
 اوصاف و ويژگى ‏هاى يك مدير علوى و لايق از منظر حضرت على عليه السلام بدين قرار است:
1. علم و آگاهى در بالاترين سطح
2. سعه‏ صدر و گشادگى فكر و آمادگى پذيرش حوادث مختلف. اله ‏الرياسه سعه الصدر، ابزار رياست و مديريت‏ سعه صدر و گشادگى روح و فكر و تحمل فراوان است.
3. آگاهى به مسايل زمان
4. رعايت عدالت و عدم تبعيض در ميان مردم؛ سه چيز است اگر آن را به خوبى حفظ كنيد و عملى نمايى تو را از امور ديگر بى ‏نياز مى‏كند و اگر آنها را ترك نمايى چيزى نيز از آن تو را سود نمى ‏دهد.
الف اجراى حدود الهى نسبت به افراد دور و نزديك؛
ب - حكم بر طبق كتاب خدا در خشنودى و غضب؛
ج - تقسيم عدالت در ميان سياه و سفيد؛
5. توجه به پاداش نيكوكاران و گذشت و اغماض نسبت‏ به گنه كارانى كه اميد به بازگشت و توبه دارند؛
6. منافع مردم و خويش را يكسان ديدن.
از جمله توصيه هايى كه على عليه السلام به محمدبن ابى ‏بكر داد، هنگامى بود كه او را به زمامدارى مصر برگزيد. وى مى ‏فرمايد: براى عمومى مردم چيزى را دوست‏بدار كه براى خود و خانواده خود دوست مى‏دارى و براى آنها چيزى را خوش دار كه براى خود و خانواده خود ناخوش دارى. چرا كه اين كار منطق تو را قوى ‏تر مى ‏كند و مردم را به صلاح و اصلاح نزديكتر مى ‏سازد.
7. پيوند عاطفى با مردم؛
در بعضى از روايات اسلامى سلطان عادل به منزله پدر شمرده مى‏شود و به مردم توصيه شده كه همانند پدر او را گرامى دارند. مفهوم سخن اين است كه او هم بايد با چشم فرزندى نگاه كند و به اين ترتيب يك رابطه عاطفى نيرومند آن‏گونه كه ميان پدر و فرزندان حاكم است، ميان او و مردم برقرار باشد.
8. دورى از بخل، جهل و نادانى، جفا و ستم؛
شما مى ‏دانيد كه كسى كه بر نواميس، خون‏ها، غنائم، احكام مسلمين حكومت مى ‏كند نبايد بخيل باشد. مبادا در جمع ‏آورى اموال آنان براى خويش حرص ورزد و نبايد جاهل و نادان باشد كه با جهلش آنها را گمراه مى‏سازد و نه جنايتكار باشد كه پيوندهاى آنها را بگسلد و نه ستمكار كه گروهى را بى ‏دليل بر گروهى ديگر مقدم دارد و نه رشوه‏خوار در قضاوت كه حقوق آنها را پايمال كند و در رساندن حق به صاحبش كوتاهى ورزد و نه تعطيل ‏كننده سنت پيامبر صلى الله عليه و آله كه امت را به هلاكت ‏بيفكند: (هيچ يك از اينها شايسته حكومت و وزارت نيستند.)
9. دورى از سازشكارى و هماهنگى با اهل باطل؛
فرمان خدا را تنها كسى مى‏تواند برپا دارد كه سازشكار نباشد و با روش اهل باطل عمل نكند و پيرو فرمان طمع نگردد.
10. به مقام و منصب خويش به چشم امانت ‏بنگرد.
اين نكته قابل توجه است كه در روايات پست‏ها و مناصب و مقام‏ها در حكومت اسلامى به عنوان امامت الهى معرفى شده است نه به عنوان يك وسيله برترى‏جويى و استفاده شخصى. حتى در بعضى از آيات قرآن نيز به آن اشاره شده است.
خداوند به شما دستور مى ‏دهد كه امانت‏ها را به اهلش بسپارند و هنگامى كه ميان مردم داورى مى‏ كنيد از روى عدالت داورى كنيد، خداوند پند و اندرزهاى خوبى به شما مى ‏دهد. خداوند شنوا و بيناست. (2)

پى ‏نوشت‏ها:

1- ر. ك. به: نهج ‏البلاغه، فرمان امام به مالك اشتر

2- سوره نساء /58

 

جمله      
 مديريتی
    

 

سايه درخت

 

 

شخصی كه امروز زير سايه ای آرميده، مديون كسی است كه مدت ها قبل درختی كاشته.
بوفه، وارن

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

 

 

تفکر

 

 

 

 

ساعتی تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت بی تفکر است.

 

رسول اکرم(ص)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

 

! بيچاره من

 

 

اگر آرايشگر اشتباه كند،
يك مدل جديد به كار برده است.
*
*
اگر خياط اشتباه كند،
مد جديد دوخته است.
*
*
اگر راننده اشتباه كند،
تصادف است پيش مي‌آيد.
*
*
اگر پزشك اشتباه كند،
همه عمل ها موفق نيستند.
*
*
اگر مهندس اشتباه كند،
يك اقدام و ابتكار جديد به كار بسته است.
*
*
اگر دانشمند اشتباه كند،
يك اختراع جديد است.
*
*
اگر معلم اشتباه كند،
يك نظريه جديد را توضيح داده است.
*
*
اگر رئيسم اشتباه كند،
من اشتباه كرده‌ام!
*
*
اگر من اشتباه كنم،
«اشتباه» كرده‌ام!!

 

 

حکايت     
مديريتی    

 

سنگ جاده



 

در روزگار قديم، پادشاهي سنگ بزرگي را كه در يك جاده اصلي قرار داد. سپس در گوشه‌ای قايم شد تا ببيند چه كسي آن را از جلوی مسير بر مي‌دارد. برخي از بازرگانان ثروتمند با كالسكه‌های خود به كنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسياري از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند كه چرا دستور نداده جاده را باز كنند. امّا هيچيك از آنان كاری به سنگ نداشتند.

سپس يك مرد روستايي با بار سبزيجات به نزديك سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعي كرد كه سنگ را به كنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاي زياد بالاخره موفق شد. هنگامي كه سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد كيسه‌ای زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. كيسه را باز كرد پر از سكه‌هاي طلا بود و يادداشتي از جانب شاه كه اين سكه‌ها مال كسي است كه سنگ را از جاده كنار بزند. آن مرد روستايي چيزی را مي‌دانست كه بسياري از ما نمي‌دانيم!

«هر مانعي، فرصتي است تا وضعيت‌مان را بهبود بخشيم.»

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

 

راه موفقیت در تمام مراحل کاری

 

 

هرچه در کارتان باتجربه تر و متخصص تر می شوید برای رسیدن به موفقیت به علم، مهارت و استعداد نیاز دارید.

 

مرحله اول (خود)

وقتی اولین کارتان را به دست می آورید، اولین چیزی که از شما انتظار می رود مهارت های تکنیکی، درک خوب از تئوری و اصول حیطه کارتان است. از شما انتظار می رود دستورالعمل ها را به درستی و با اطمینان اجرا کنید.

خیلی زود در کارتان تکنیکی می شوید و علم زیادی در حیطه کارتان پیدا میکنید. متخصصی می شوید که فارغ التحصیلان جدید می توانند به خوبی از شما راهنمایی بگیرند و برای همکارانتان هم مشاور خوبی خواهید بود.

 

مرحله دوم (ابزارها)

بعد از چند سال کم کم راه های بهتری برای انجام فعالیت هایتان پیدا می کنید. هدفتان انجام کار بیشتر، در مدت زمان کمتر و با تلاش کمتر خواهد بود. شما جوان، پرانرژی، و بسیار مشتاق به کار هستید. دیگر از کارهای تکراری و یکنواخت خسته خواهید شد.

از اینرو یا ابزارهای لازم برای آنرا خودتان می سازی و یا از ابزارهای موجود در بازار استفاده می کنید. درنتیجه دانش ابزارآلات موجود، طریقه استفاده و ماهر شدن در آنها بخش بسیار مهمی از لیست مهارت های شما خواهد شد.

 

مرحله سوم (مردم)

وقتی مهارت های تکنیکی در حیطه کارتان به دست آوردید و در استفاده از ابزارآلات هم ماهر شدید، عملکردتان بسیار بهتر از همکارانتان خواهد شد. از اینرو شرکتی که برای آن کار می کنید، تصمیم می گیرد که شما را به کادر مدیریت ارتقاء درجه دهد. شما دیگر یک مدیر پروژه خواهید بود.

در برخی شرکت ها دو خط پیشرفت کاری وجود دارد، یکی نردبان مهارت تکنیکی است و دیگری نردبان مدیریت. ممکن است مسئولیت مدیریت پروژه را قبول نکنید و دوست داشته باشید که سِمَت متخصص فنی یا مشاور فنی را به دست آورید.

انتخابتان هرچه که باشد در این مرحله کارتان خواهید دید که همکارانتان که مهارت های مدیریتی بالاتری دارند، پاداش بیشتر، ترفیع سریعتر و حقوق بیشتری عایدشان می شود. درنتیجه در مرحله سوم شما چه مستقیماً مسئول بازده کاری یک تیم هستید یا مشاور و راهنمای پروژه های مختلفید، نیاز به مهارت های مدیریتی دارید.

پرورش روابط میان فردی، مذاکره، انگیزه، مربی گری و راهنمایی افراد تازه کار مستقیماً بعنوان یک مدیر پروژه یا ضمنی بعنوان متخصص فنی مهمترین نیاز این زمان شماست. با موفقیت در این جوانب بسیار موثرتر و کارامد تر خواهید شد و با سرعت و تلاش بیشتری به سمت موفقیت حرکت می کنید.

 

مرحله چهارم (مشتری)

یکی از مهمترین روابط و انتظارات که با آن روبه رو خواهید بود درمورد مشتری هایتان است.

مشتری دیگری که انتظارات و روابط او باید در ذهنتان باشد، مدیر کل تان، همکاران و سوپروایزرهای او هستند. این مشتری های مهم چه فکری درمورد شما می کنند؟ آیا منبع با ارزشی برای آنها به حساب می آیید؟

متوجه خواهید شد که در زندگی فردی که مشتریانش را خوشحال و راضی نگه می دارد شناخت بیشتری پیدا می کند و سریعتر در کارش ترفیع می گیرد.

 

مرحله پنجم (ابزارها و تکنیک های PM، اصول و روش پردازش)

این روزها با تاکید بر کیفیت تحویلات هر کمپانی از تعداد زیادی ابزار و تکنیک های مدیریت پروژه استفاده می کند تا به بازده بیشتر و پایدارتری برسد. شما باید بتوانید در این ابزارها و تکنیک ها استاد شوید تا اطلاعاتی که مدیر کل تان نیاز دارد را فراهم کنید.

علاوه بر این باید درصدد راه هایی برای ارتقاء فرایند و بالا بردن بازده باشید. باید مطمئن شوید که همه کارکنان از اهمیت ارتقاء فرایندها آگاهند. همکار روبه رویی شماست که دقیقاً می داند چطور می تواند کاری را بهتر انجام دهد.

 

مرحله ششم (تیم های کارکردی، پروژه های پیچیده بزرگ)

وقتی تیم های کارکردی را مدیریت می کنید به چیزی بیش از مهارت های مردمی، پروژه و ابزار نیاز دارید. شما به حمایت بسیار زیادی از طرف فرهنگ و طریقه کار شرکت نیاز دارید. فرهنگ تعاونی شرط لازم برای موفقیت چنین تیم هایی است. سیاست قرض گرفتن منابع خطراتی برای موفقیت پروژه ها خواهد بود.

در کار کردن با پروژه های پیچیده بزرگ نیاز به مهارت های مذاکره ای و انگیزشی، ارتباطی و تشویقی به میزان بالاتری دارید. باید مراقب خطرات احتمالی و مهارت های گزارشی باشید و اطمینان یابید که عملکردهای لازم انجام گیرد. برای پروژه های بزرگ، مسئله سوددهی باید دقیق تر بررسی شود. آیا سازمان ابزارهای لازم برای انجام آن را دارد؟ درغیر اینصورت باید بتوانید مقیاس ها و نقطه های بازرسی را تعریف کنید تا پروژه های بزرگ و پیچیده از نظر مالی سوددهی داشته باشند.

 

مرحله هفتم ( مدیریت واحد تجارت)

درست مثل مورد پروژه های بزرگ و پیچیده، شما بعنوان مدیر واحد تجرتی شرکت باید مراقب حاشیه سود باشید. شرکت دستاوردهای بلند و کوتاه مدن و اهداف واحد تجارتی را به یاد داشته باشید. باید بدانید که چطور آنها را خودتان با در نظر گرفتن وضعیت بازار، مشتری های کنونی و احتمالی، قدرت و ضعف تیمتان تعریف کنید.

بازار مدام در تغییر است. وجود تغییر تنها چیزی است که تغییر نمی کند. مشتری ها می آیند و می روند و پروژه های آنها نیازمند تغییر است. تکنولوژی تغییر می کند و این نیز روی پروژه های شما تاثیر می گذارد. تحقق نیازهای تیم باید از قبل برنامه ریزی شود تا پروژه های خوب را فقط به خاطر نبود مهارت انسانی از دست ندهید.

بنابراین به عنوان مدیر واحد بازرگانی شرکت شما شروع به بررسی مسیر حرکت شرکت می کنید.

اینها 7 مرحله اصلی دانش و مهارت هستند که باید در آنها خبره شوید. بااستفاده از راهکارهایی که در این مقاله ذکر شد و استفاده از توانایی ها و مهارت های خود می توانید همیشه در کارتان اول باشید.

منبع : سایت مردمان

 

نکات       
مديريتی    

 

 

نکات مدیریتی در نامه 53 نهج البلاغه

 

 

از میان آثار حکمت و بلاغت امام علی ( علیه السلام ) نامه 53 را به حق باید جامع ترین دستور و آیین نامه برای جهانداری، سیاست، مدیریت و ترسیم اصول اساسی حاکمیت اسلامی دانست.
در این نامه مطالب زیادی آمده است که اختصار آنها بدینسان است :
الف ) امام علی ( علیه السلام ) در ابتدا خود را عبد الله نامیده اند قبل از آنکه امیر مومنان بخوانند.
ب ) حاکم و زمامدار یک کشور چند وظیفه مهم دارد :
1- تامین بودجه های مورد نیاز از طریق مالیاتها
2- جهاد و دفع فتنه دشمنان خود و خلق
3- سازمان دادن به نیروهای مردمی و سامان دادن به زندگی آنان
4- عمران و آباد سازی کشور در جهت رفاه حال مردم
5- تقوی و خود سازی
6- تعهد حکومت
7- اطاعت خدا
8- خدمت خلق
9- جهاد با نفس
10- رابطه عطوفت
11- رابطه ایمانی و انسانی
12- عفو واغماض
13- تبلور حکومت الهی
14- حاکمیت اخلاق
15- آفت حکومت
16- تربیت و ریاضت
17- عبودیت و حکومت
18- انصاف با خدا
19- انصاف با مردم

 

منبع: تالارهای پژوهش و گفتگوی دانشجویان(دانشکده مجازی علوم حدیث)


 

مقاله      
مديريتی    

 

 

شباهتها و تفاوت‌های مدیریت دانش و مدیریت کیفیت جامع

 

نسترن سیمار اصل

 

 

در مقاله حاضر به بررسی شباهت ها و تفاوت های مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش اشاره شده است. مدیریت کیفیت جامع (TQM) و مدیریت دانش هر دو از مباحث با اهمیت در دنیای کسب و کار هستند و حتی برخی صاحبنظران بر این باورند که مدیریت دانش ، جایگزین مدیریت کیفیت جامع به‌عنوان نسل پس از آن است. دراین مقاله، پس ازمقدمه، شرح مختصری از مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش عنوان شده است. پس از آن به شرح شباهت ها و تفاوت های آنها پرداخته شده است. شباهت های بسیاری می توان میان مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش یافت که در این مقاله به این موارد اشاره شده است. نتیجه محور بودن، مدیریت مبتنی بر افراد، کار تیمی، رهبری، خشنود کردن مشتریان و توجه به فرهنگ سازمانی. از سوی دیگر این تفاوت ها نیز میان این دو مقوله مشاهده می شود: بهبود مستمر، مدیریت بر مبنای حقیقت، چرخه حیات و ابزارها که در مقاله به طور مبسوط شرح داده شده است. در پایان نیز نتیجه گیری مقاله آورده شده است.
چالش ناشی از رقابت جهانی باعث افزایش فشار بر سازمانها برای بهبود مهارتها و قابلیتها و کیفیت محصولات و خدمات شده است. اصول TQM، به صورت گسترده در سطح جهان به عنوان ابزار بهبود عملکرد سازمانی، بهبود ماهیت سازمانها و چگونگی رویارویی با چالشهای ویژه بازارها مورد پذیرش قرار گرفته است. در طی دهه ۱۹۹۰، سازمانها به‌منظور انعطاف پذیری بیشتر و رقابتی ماندن در بازارهای رقابتی جهانی به سمت مهندسی مجدد فرایندها و کوچک سازی سازمانی روی آوردند . به هر ترتیب‌، مهندسی مجدد و کوچک سازی به جای آنکه به عنوان چالشی در برابر رویکرد TQM مطرح شوند ، پیامدی جز از دست رفتن دانش و تخصص سازمانها در بر نداشتند .
بر اساس دیدگاه های نوین صاحبنظران‌، مدیریت دانش یک موضوع سازمانی است که در تلاش برای تحت کنترل در آوردن ظرفیتهای معنوی و نامشهود و تجارب و مهارت های کارکنان است .
امروزه برخی از صاحبنظران بر این باورند که رویکرد مدیریت دانش در حال جایگزینی با TQM به عنوان یک ابزار اندازه گیری و سنجش در رویکرد کیفیت است . (Adamson,۲۰۰۵,p.۹۸۷)


● مدیریت کیفیت جامع

فلسفه مدیریت کیفیت جامع ،بهبود مستمر است . در واقع ، TQM بر مبنای مفهوم کایزن که در برگیرنده تحلیل مستمر فرایندهای سازمانی برای حصول اطمینان از بهبود مستمر عملکرد و کیفیت است بنا شده است و می توان آن را به صورت یک فلسفه جامع سازمانی که بهبود مستمر در کل سازمان را ترویج و توسعه می دهد‌، تعریف کرد . ویژگیهای اساسی رویکرد TQM به شرح زیر هستند:
- پیشگیری از خطا و اشتباه پیش از وقوع آنها.
- اهمیت کیفیت جامع در طراحی محصولات‌، خدمات و سیستم ها.
- تشخیص و شناسایی اهمیت مشتریان برای سازمان.
- مشارکت همگانی در بهبود کیفیت .
- در نظر گرفتن هر فعالیت کسب و کار به صــــورت فرایندی که قابلیت بهبود دارد . ( Perry,۲۰۰۴,p.۲۲۷)


● مدیریت دانش

باگذر از اقتصاد سنتی مبتنی بر منابع به اقتصاد مبتنی بر دانش ، دانش به یکی از داراییهای اساسی سازمانها تبدیل شده است و مدیریت آن امری ضروری به نظر می رسد‌. ( Roelof,۱۹۹۹,p.۹۰)
در مجموع تعریف واحدی از مدیریت دانش بین صاحبنظران وجود ندارد . در زیر به یکی از این تعاریف اشاره می شود .
- مدیریت دانش ، فرایند خلق و تسهیم ، انتقال و حفظ دانش به گونه ای است که بتوان آن را به شیوه ای اثربخش در سازمان به کار برد . ۱۷۸) Hoffman , Hoelscher , Sherif ,۲۰۰۵,p.)
امروزه کامیابی سازمانها در عرصه اقتصادی ، از قابلیت آنها در کسب ، رمزگذاری و انتقال دانش به شیوه ای کاراتر از رقبا سرچشمه می گیرد .
مدیریت دانش در برگیرنده رفتارهای انسانی ، نگرشها و قابلیتهای انسانی ، فلسفه های کسب و کار ، الگوها ، عملیات‌، رویه ها و فناوریهای پیچیده است . (Wiig,۲۰۰۲,p.۲)
از آنجا که روندهای مدیریتی ( مانند مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار، یادگیری سازمان و مدیریت کیفیت جامع ) به طور مستمر در حال تغییر هستند ، مدیران غالبا برای اتخاذ این رویه ها در سازمان با مشکلاتی مواجه می شوند .در این مقاله به منظورکمک به درک بیشتر موضوع و منسجم نمودن این دو مفهوم ، شباهتها و تفاوتهای مدیریت دانش و مدیریت کیفیت جامع شرح داده شده است. علت انتخاب این دو موضوع برای مقایسه با یکدیگر آن است که شباهتهای بسیاری میان مدیریت دانش و مدیریت کیفیت جامع وجود دارد‌. به برخی از این شباهتها و تفاوتها اشاره می‌شود .


● شباهت ها

۱) جهت گیری نتایج کارها
در TQM ، تعالی برابر با دستیابی به نتایجی است که ذی‌نفعان سازمان شامل کارکنان ، مشتریان ، تامین کنندگان ، اجتماع را خشنود کند .
تاکید مدیریت دانش ، بر آن است که چگونه دانش سازمانی از راهبرد یا استراتژی کسب و کار حمایت و پشتیبانی کند ( مانند حمایت از راهبرد خشنود کردن ذی‌نفعان) و تنها، توجه خود را به چگونگی خشنود کردن ذی‌نفعان متمرکز نمی کند.

۲) مدیریت مبتنی بر افراد
TQM ، شامل دانستن آنچه که باید انجام گیرد ، چگونگی انجام آن و گرفتن بازخورد از عملکرد است تا افراد برای برعهده گرفتن مسئولیت کیفیت کارهای خود ، انگیزه لازم را داشته باشند. تعالی کسب و کار از طریق همکاری و مشارکت کارکنان تحقق می‌پذیرد و بیشینه می شود . بنابراین نقش افراد در TQM ، اساسی است .
در مدیریت دانش ، بخشی از دانش در ذهن افراد نهفته است و سازمانها نمی‌توانند افراد را وادار به تسهیم این دانش با سایرین کنند . بلکه سازمانها تنها قادر به ایجاد محیطی حمایت کننده برای تسهیم و خلق دانش هستند تا افراد داوطلبانه و به دور از هر گونه اجبار دانش خود را در اختیار سایرین گذارند و از دانش دیگران هم بهره‌مند شوند‌. پس در مدیریت دانش هم ، نقش افراد ضروری است .

۳) کار تیمی
در TQM، کار گروهی فرصتی را برای افراد فراهم می کند تا از طریق کار کردن با یکدیگر، به کیفیت جامع دست یابند . افرادی که دارای تمایل به انجام کارهای فردی هستند ، بندرت از کارهای انجام شده توسط دیگران مطلع می شوند . تحت این شرایط ، کارکنان تک رو ( Solo-workers)، نسبت به کیفیت نازلی که خود هم مسبب آن بوده‌اند ، آگاه نمی شوند .حال آنکه در صورتی که افراد در قالب دست‌یابی به هدفهای مشترک در کنار هم جمع شوند ، ایجاد بهبود در کیفیت در ورای دیوارهای بلندی که واحدهای گوناگون سازمان را از هم جدا می کند ، آسانتر خواهد بود .
در مدیریت دانش ، تاکید بیش از حد بر عملکرد فردی ، منجر به کاهش تمایل کارکنان به تسهیم دانش با دیگران می شود‌. در این حالت ، فعالیتهای مبتنی بر تسهیم دانش در سازمان متوقف می شود، زیرا افراد به دلیل ترس از دست دادن قدرت و جایگاهی که در سازمان به واسطه دانش خود به دست آورده اند، در تسهیم دانش خود با دیگران بی میلی از خود نشان می دهند و احتمالا از اینکه در موارد بسیار دانش خود را در اختیار دیگران قرار داده اند، ولی پاداشی به آنها تعلق نگرفته است ، احساس ناخشنودی می کنند .علاوه بر اینها ممکن است، آنها تمایلی از خود برای صرف زمان و منابع ضروری برای انتقال دانش نشان ندهند. بنابراین می‌توان به صراحت بیان کرد که تاکید بسیار بر کار تیمی به جای عملکرد فردی برای موفقیت طرحهای مدیریت دانش‌، لازم و ضروری است.

۴) رهبری
در TQM ، رهبران با ایجاد اتحاد و انگیزش در افراداز طریق تعیین ماموریت سازمان و تخصیص منابع ، سمت و سوی شفاف و مشخصی را برای سازمان تعیین می‌کنند و آن را به کارکنان انتقال می‌دهند.
در مدیریت دانش هم ، رهبران از طریق گشودن باب مذاکره در سازمان پیرامون اهمیت خلق دانش ،تسهیم و کاربرد عمومی آن، مشروعیت لازم را به مدیریت دانش می‌بخشند . افزون بر اینها ، بازگشت سرمایه طرحهای مدیریت دانش آنی نیست و معمولا مستلزم صرف زمان بسیارو جلب حمایت و تعهد مدیر ارشد است . در واقع ، رهبری به معنای ایجاد شرایط برای افراد است تا بتوانند به خلق دانش بپردازند و ایجاد این شرایط مستلزم تشویق پذیرش مسئولیت در افراد است .

۵) خشنود کردن مشتریان
در TQM، مقصود از مشتریان، مشتریان درونی و بیرونی است . بسیاری از صاحبنظران ، بر زنجیره مشتری - تامین کننده و نیاز به ایجاد روابط درونی برای ایجاد ارزش افزوده برای مشتریان و خشنود کردن مشتریان بیرونی تاکید کرده‌اند . خشنود کردن مشتریان به معنای بهترین بودن در آن چیزهایی است که برای مشتریان دارای بیشترین اهمیت است و ترجیحات مشتریان در طی زمان تغییر می‌کند . آگاهی داشتن از این تغییرات و تلاش مستمر برای خشنود کردن مشتریان در حال و آینده از عناصر اساسی مدیریت کیفیت جامع است . تعریف کیفیت ( شامل برآورده کردن خواسته های مشتریان ) مربوط به مشتریان درونی و در عین حال بیرونی است .
۶) فرهنگ سازمان
در بحث TQM حرکت به سمت مدیریت کیفیت جامع در بلند مدت، مستلزم، ایجاد، تغییرات فرهنگی در سازمان است، بدین ترتیب که بهبود مستمر، از طریق مفروضات و باورهای بنیادین که در بین اعضای سازمان مشترک هستند ، باید در ذهن افراد نهادینه شود . در غیر این صورت شاهد آثار گذرا و کوتاه مدت آن خواهیم بود .
در مدیریت دانش هم ایجاد فرهنگ مبتنی بر دانش از اهمیت اساسی برخوردار است . بدین ترتیب که داشتن نگرش مثبت نسبت به دانش و نداشتن هراس از تسهیم آن با دیگران به علت ترس از دست دادن قدرت ، باید در مجموعه ارزشها ، باورها، ادراکات و شیوه اندیشیدن افراد گنجانده حک شود .


● تفاوت ها

۱) بهبود مستمر
در TQM، کیفیت جامع را نمی توان به عنوان یک هدف کوتاه مدت، برنامه یا پروژه در نظر گرفت که با رسیدن به هدف خاتمه می یابد بلکه یک نگرش مدیریتی و فرایندی است مبنی براینکه هر قدر یک سازمان، بهبود یابد، رقبای آن نیز در دستیابی به بهبودی پیشروی می کنند وا نتظارات مشتریان هم روز به روز در حال تغییر است .
حال آنکه مدیریت دانش، بیش از اینکه بر بهبود مستمر تاکید کند، بر نوآوری متمرکز می شود. هر چند در مدیریت دانش‌، ابزارها و فرصتهایی برای پشتیبانی از انجام دوباره فرایندها ( reworking) ارائه می شود، بیشترین منافع عاید شده از مدیریت دانش ، ناشی از نوآوری و خلاقیت است . لازم به ذکر است که بدون ایجاد تغییرات رفتاری ، فرهنگی و سازمانی ، مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش ، به ثمر نمی نشینند.
هر چند در مدیریت دانش ، تاکید بر نوآوری و خلاقیت است ، نمی توان اذعان کرد که در مدیریت دانش، بهبود، اهمیتی ندارد. در واقع، نوآوری و بهبود مستمر ، فرایندهای مکمل یکدیگر هستند .
۲) مدیریت بر مبنای حقیقت
در TQM، آگاهی داشتن از سطح عملکرد فعلی محصولات و خدماتی که در دسترس مشتریان و کسب آگاهی از سطح عملکرد کارکنان سازمان ، نخستین گام در جهت حرکت به سمت بهبود است. اگر بدانیم که از کجا می خواهیم آغاز کنیم ، قادر به ارزیابی میزان پیشرفت و بهبودی حاصل شده در فرایندها، محصولات و خدمات خود خواهیم بود . ارائه اطلاعات صحیح به افراد به منظور اتخاذ تصمیمات مبتنی بر حقیقت نسبت به تصمیم گیری بر مبنای احساسات ، از اقدامات ضروری در بهبود مستمر است .
هر چند ارزیابی دستاوردهای مدیریت دانش برای حصول اطمینان از دست‌یابی به اهداف آن و جلب حمایت مدیران ارشد در رابطه با طرحهای مدیریت دانش‌، ضروری است ، مدیریت دانش چندان بر ارزیابی بر مبنای حقایق تاکید نمی کند . (Hsu,Shen,۲۰۰۵, p.۳۵۸&۳۵۹)

۳) چرخه حیات
در TQM تاکید بر کیفیت یعنی آنچه که مطابق با نیازهای مشتریان باشد ، است . در بحث بهبود کیفیت ، سازمان در یک مسیر مستمر حرکت می کند که آغاز و انجامی ندارد . خواسته های مشتریان روز به روز و لحظه به لحظه در حال تغییر است و سازمان چاره ای مگر بهبود و تغییر کیفیت محصولات و خدمات خود ندارد، گویا کیفیت مسیری بدون پایان است که سازمان در آن به حرکت مستمر خود ادامه می دهد . حال آنکه در مدیریت دانش ، تاکید بر دانشی است که دارای چرخه حیات است . دانش سازمانی روزی خلق می شود ، در برهه ای به تکامل می رسد و پس از چندی به مرحله اضمحلال و نابودی می رسد و چه بسا سازمان در مرحله اضمحلال و فرسودگی آن ناچار باشد ، آنچه را که تا چندی پیش به عنوان اصلی مسلم پذیرفته و در پایگاه داده و ذخایر دانشی خود سازماندهی کرده است، امروز منهدم و از رده خارج و دانش نوینی را جایگزین آن کند . (Siemieniuch,Sinclair,۲۰۰۴,p.۸۱)
 
۴) ابزارها
از میان مجموعه ابزارهایی که در مدیریت کیفیت جامع مورد استفاده قرار می گیرند ، می توان به حلقه های کیفیت‌، استانداردها و ایزوها و روشهای کنترل آماری اشاره کرد. حال آنکه ابزارهای مدیریت دانش شامل اجتماعات دانشی ، نقشه دانشی و داراییهای دانشی است .
حلقه های کیفیت ، گروههای کوچکی متشکل از کارکنان است که به منظور شناسایی مسائل کیفیتی و تلاش برای صورت بندی راهکارهای بهبود کیفیت تشکیل می شوند‌.
اجتماعات دانش هم ، گروههای غیر رسمی از افرادی هستند که به‌منظور انتقال و تسهیم دانش با یکدیگر تشکیل می‌شوند‌.
ایجاد نقشه دانش ، به معنی یافتن جایگاهها و محلهای دانش مهم در سازمان و انتشار نوعی فهرست یا تصویری است که آنها را نشان دهد. نقشه دانش، ضمن اشاره به دفاتر و مدارک حاوی دانش، دانشگران و صاحبان دانش را هم معرفی می کند . (داونپورت ، پروساک،۱۳۷۹،ص ۱۱۷)
داراییهای دانشی مستقل از افرادی هستند که آنها را خلق کرده اند و می توان در سطح وسیعی از آنها برای حل مسائل و ارتقای عملکرد بهره برداری کرد. اینها شامل شایستگیهای کارکنان ، تخصصهای موجود در سازمان ، نام و نشان تجاری، پروانه های اختراع ، روابط سازمان با ذی‌نفعان، منابع انسانی و … هستند . (Sharma,۲۰۰۴,p.۱۲۶)


● نتیجه گیری

از آنجا که در دنیای امروز، مفاهیم مدیریتی در حال تغییر و تکامل مستمر هستند، به نظر می رسد، در مواردی انجام مقایسه پیرامون این مفاهیم متفاوت به منظور روشن ساختن هر چه بیشتر ذهن مدیران، خالی از فایده نباشد. در این مقاله به شباهتها و تفاوتهای مدیریت دانش و مدیریت کیفیت جامع که هر دو ازموضوعات مطرح در دنیای کسب و کار هستند، پرداخته شده است و به ویژه به شباهتهای بسیاری میان آنها اشاره شده است‌. آشکار است که اگر چه مفاهیم مدیریتی در ظاهر تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند ، در بسیاری موارد در پایه و اساس و مفاهیم پایه و زیر بنایی آنها ، مشابهت‌هایی وجود دارد که عامل پیوند آنها به ‌شمار می رود.

--------------------------------

منابع :

۱- Adamson, Ivana(۲۰۰۵), “ Knowledge Management – The Next Generation of TQM? “ Total Quality Management, Vol.۱۶, No. ۸-۹,pp.۹۸۷-۱۰۰۰.
۲- Hoffman James, Hoelscher Mark L., Sherif Karma (۲۰۰۵).
” Social Capital, Knowledge Management and Sustained Superior Performance”. Journal of Knowledge Management .Vol.۹, No.۳, p.۱۷۰-۱۸۲.
۳- Hsu Sheng-Hsun, Shen Huang-Pin (۲۰۰۵), “Knowledge Management and its Relationship with TQM”, Total Quality Management, Vol.۱۶, No. ۳, pp.۳۵۱-۳۶۱.
۴- Perry, Bob (۲۰۰۵), Organization Management and Information Systems, India: CIMA Publication.
۵- Roelof P. Uit Beijerse(۱۹۹۹), “Questions in Knowledge Management: Defining and Conceptualizing a Phenomenon” , Journal of Knowledge Management,Vol.۳, No.۲,pp.۸۹-۱۰۰.
۶- Sharma Pankaj(۲۰۰۴), Knowledge Management, India: APH Publishing Corporation.
۷- Siemieniuch, C.E., Sinclair M.A.(۲۰۰۴), “A framework for organizational readiness for knowledge management “, International Journal of Operations and Productiom Management, Vol.۲۴, No. ۱, pp. ۷۹-۹۸.
۸- Wiig Karl M. (۲۰۰۲), “ New generation knowledge Management: What May we Expect?” , Knowledge Research Institute Inc. pp.۱-۹.
۹- داونپورت، تامس اچ، پروساک لارنس (۱۳۷۹)، مدیریت دانش، ترجمه حسین رحمان سرشت، تهران: نشر ساپکو

 

کلید      
هدایت     

 

 

توکل ، اعتماد به نفس و ایستادگی

 

 

 

« اِنّی تَوَکَّلتُ عَلَی اللهِ رَبّی وَ رَبِّکُم »

من بر خدا که پروردگار من و شماست توکل کرده ام.

 سوره هود ، آیه 56

 

 

لقمان حکیم:

فرزندم ! بر خدا توکل کن ، سپس از مردم بپرس آیا کسی هست که توکل به خدا کرده باشد و خداوند او را بی نیاز و مشکل او را حل نکرده باشد؟!   ( میزان الحکمه ، جلد 4 ، حدیث 22661)

در بسیاری از آیات قرآن مجید و روایات اسلامی و سرگذشت انبیاء و اولیاء و صالحان و در کتب علمای اخلاق و ارباب سیر و سلوک ، بر مسئلة توکل در مقام یک فضیلت مهم اخلاقی که بدون آن نمی توان به مقام قرب الهی رسید ، تاکید شده است.

منظور از توکل سپردن کارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست ، زیرا « توکل» از مادة  « وکالت» به معنی انتخاب کردن وکیل و اعتماد بر دیگری است. بدیهی است هر قدر توانایی وکیل بیشتر و آگاهی او فزون تر باشد شخص موکل احساس آرامش بیشتری می کند و از آنجا که علم خدا بی پایان و تواناییش نامحدود است هنگامی که انسان توکل بر او می کند آرامش فوق العاده ای می یابد ، در برابر مشکلات و حوادث مقاوم می شود ، از دشمنان نیرومند و خطرناک نمی هراسد ، در سختی ها خود را در بن بست نمی بیند و پیوسته راه خود را به سوی هدف ادامه می دهد.

توکل ، مانند سایر فضایل اخلاقی ، اسباب و سرچشمه های متعددی دارد ؛ ولی می توان گفت ، عمده ترین اسباب توکل ، ایمان و یقین به ذات پاک خدا و صفات جمال و جلال اوست.

بعضی از بزرگان علم اخلاق برای توکل سه درجه بیان کرده اند :

نخست اینکه اعتماد و اطمینان انسان به خداوند مانند کسی باشد که وکیل لایق و دلسوزی دارد و کار خود را به او وا می گذارد ( بی آنکه اصالت و استقلال خود را فراموش کرده باشد ) ؛ این ضعیف ترین درجات توکل است !

دوم اینکه ، حال او در وابستگی به لطف پروردگار مانند حال کودک به مادر باشد. او در ابتدای طفولیت کسی جز مادر را نمی شناسد و به غیر او اعتماد ندارد و چون او را می بیند به دامن وی می آویزد و اگر مادر حضور نداشته باشد هر حادثه ای برای او پیش آید ، فوراً مادر را صدا می کند و با گریه او را می طلبد. بی تردید، این حالت درجه ای بالاتر از توکل است ، زیرا در این حالت انسان غرق عنایات حق است و جز او کسی را نمی بیند و در مشکلات غیر او را صدا نمی زند.

مرحلة سوم ، که از این هم بالاتر است، این است که در برابر خدا هیچ گونه اراده ای از خود نداشته باشد ، هر چه او بخواهد همان مطلوب اوست و هر چه او نخواهد مورد بی اعتنایی اوست.

کوتاه سخن اینکه ، توکل مفهوم بسیار ظریف و دقیقی دارد که در عین توجه به عالم اسباب انسان را از غرق شدن در آن و دل بستن به غیر خدا و آلودگی به شرک باز می دارد.

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

 

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

(( ديگرحال وحوصله خواندن اين كتاب را ندارم )) يا(( آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست)) ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم )) ويا ((10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم )) به راستي مشكل چيست ؟ آيا برای يادگيری درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟ وآيا بايد دهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزی ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزی راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. برای اينكه ميزان يادگيری افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه ای فعال و پويا داشت .

 

 

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

 

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

 

برای داشتن مطالعه ای فعال وپويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروری است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروی يادداشتهاي خود مطالب رامرور كرد .

يادداشت برداری ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودی زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيری را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداری يك علت مهم فراموشي است.

 

 

 

شش روش مطالعه :

 

 

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداری خلاقيت و طرح شبكه ای مغز

 

1- خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندی فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود برای درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

 

2- خط كشيدن زير نكات مهم : اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

 

3- حاشيه نويسي : اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

 

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

 

5- كليد برداری : كليد برداری روشي بسيار مناسب برای خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحت ترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه ای است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

 

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه برای يادگيری خصوصا" فراگيری مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را مي خوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدی يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدی را بروی طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد) تا در دفعات بعد به جای دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه ای مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدی نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش مي دهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش مي دهد.

 

 

 

 

شرايط مطالعه :

 

 

((بكارگيری شرايط مطالعه يعني بهره وری بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيری و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه ای مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردی را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتری درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه ای فعالتر داشته باشيد :

 

1- آغاز درست : برای موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4- حفظ آرامش : آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت : بنيامين فرانكلين:(( آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9- ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10- خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11- درك مطلب: آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

 

 

چند توصيه مهم كه بايد فراگيران علم ازآن مطلع باشند.

 

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروی موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذای سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته مي شود . از مصرف الكل و دارو هم خودداری فرمائيد همچنين غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه های گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاری مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداری ننمائيد .

 

منبع: وب سايت دانشگاه علوم پزشكی تبريز

 

تست      
 خودشناسی 

 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست خودشناسی قوه تصور و خیال


 

اگر تا کنون قوه تخیل خود را آزما یش نکرده اید ویا اگر کرده اید وباز هم می خواهید این کار را انجام دهید پرسشنامه زیر را تکمیل کنید .این پرسشنامه براساس چندین آزمون درباره تصور تهیه شده است ؛که یکی از آنها آزمون دانشگاه یل است.
 



 

 

1- بد ون اینکه سرخ شوم می توانم دروغی مصلحت آمیز بگویم.


الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

2- گاهی در سینما گریه میکنم
 

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

3- میتوانم در ابرها؛کوه ها وکاغذهای دیواری طرح ها و نگاره هایی پیدا کنم.


الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

4- طرح های خوبی دارم که فکر میکنم بتوان از آنها فیلم تهیه کرد.
 

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

5- وقتی داستانی را بازگو میکنم ؛ در آن تغییراتی میدهم که جالب تر به نظر برسد.
 

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

6- میتوانم موقعیت های زندگی را به طور زنده در ذهنم تصور کنم.مثلآ خودم را در جزیره ای متروک ببینم یا ببینم در قرعه کشی بلیت های بخت آزمایی برنده شده ام.
 

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
ج :اغلب
 

7- وقتی کسی که معمولآ سر وقت میاید دیر میکند ؛ من نگران احتمال تصادف کردنش می شوم.
 

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

8- از هنرهای انتزاعی لذت می برم.
 

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

9- دوست دارم درباره ماوراء الطبیعه کتاب بخوانم یا فیلم ببینم.
 

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

10- وقتی از خوابی که میبینم بیدار می شوم چند ثانیه ای طول میکشد تا خودم را در دنیای واقعی احساس کنم.
 

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
 

*****


محاسبه امتیازات:


جواب های الف:1امتیاز


 


جواب های ب :2امتیاز
 


 

جواب های پ :3امتیاز

 

 

امتیاز 10-15:

 

شما با توجه به واقعیت ها فکر میکنید.درحالی که غیر ممکن نیست که به موقعیت های تخیلی توجه داشته باشید؛بیشتر برخورد عملی ومنطقی با زندگی را می پسندید.اگر بتوانید قوه تصور و تخیل خود را تقویت کنید؛به نفع خود کار کرده اید.
 

 

امتیاز16-23:

 

در زمینه تصور و تخیل در سطح متوسط هستید.تعادل میان عملی بودن و خلاقیت داشتن؛به شما امکان می دهد کهنقطه نظرهایتان را عینیت ببخشیدو به خیالات و تصورات خود هم اعتبار بدهید.
 

 

امتیاز24-30:

شما از قوه تخیل و تصور فراوان بهره دارید . این نیرویی قدرتمند در درون شماست؛اما مراقب باشید تبدیل به موجودی با باورهای غیر عملی نشوید.سعی کنید اگر لازم میدانید ذهن خلاق خود را تا حدودی مهار کنیدتا در کار تصمیم گیری به ملاحظه کاری بیشتر برسید.

 

متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

نماز عامل ثبات شخصیت


 



 

 

"ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا"
پروردگارا! صبر و شکیبایی را بر ما فرو ریز و قدم های مان را(در زندگی) ثابت و پایدار بنما.
(سوره مبارکه بقره ـ آیه شریفه ۲۵۰)


"شخصیت" در تعریف روان شناسی و روان پزشکی، معرف مجموعه ای از صفات، رفتارها، افکار و تمایلات عاطفی و هیجانی هر فرد می باشد که او را از دیگران متمایز می کند.
دانش امروز، عوامل شکل دهنده شخصیت انسان را در دو گروه درونی و بیرونی طبقه بندی می نماید. صرف نظر از عوامل درونی و جسمی تاثیرگذار بر روی شخصیت(از جمله مسائل ژنتیکی، وضعیت فیزیکی و ظاهری بدن، مسائل هورمونی و شیمیایی و ...)، عوامل بیرونی(محیطی) نقش عمده ای را در شکل دادن به شخصیت انسان ایفا می کنند.
این عوامل بیرونی شامل موارد زیر است:

 
۱- تاثیر والدین و خانواده
۲- عوامل فرهنگی ـ اجتماعی
۳- تجارب زندگی(۱)

 
تاثیر هر کدام از این عوامل بر شخصیت انسان توسط مطالعات متعدد پژوهشی به اثبات رسیده است.(۲)
با توجه به نقش این عوامل بر روی شکل گیری شخصیت، می توان رسیدن به ثبات شخصیت و برخورداری از آرامش و پایداری شخصیتی را یکی از ایده آل ترین، خواسته های بشری دانست، چرا که وجود ناهنجاری در هر کدام از عوامل شکل دهنده ی شخصیت می تواند اثرات فاجعه آمیزی مثلا به صورت اختلالات پیچیده و متعدد شخصیتی بار آورد که از جمله این اختلالات به سه نمونه(پارانوئید،اسکیزوئید و نارسیستیک) در نکات پیشین این مجموعه مقالات و تاثیر نماز در رفع آن ها، اشاره شده است.
اما "بی ثباتی شخصیت" یا "پسیکوپاتی" که گاهی در ممالک غربی، از اصطلاح آن برای برچسب زدن به مخالفان سیاسی و مذهبی نیز استفاده می شود(۳)، دلالت بر یک نوع شایع از اختلال شخصیت دارد که مبتلایان به آن از تغییرات دائمی حالات و رفتارها و افکار رنج می برند، به نحوی که هر لحظه به رنگی در می آیند و نغمه جدیدی ساز می کنند!
این بیماران بدون آن که با عنوان بیمار شناخته شوند، به وفور در جامعه حضور دارند و کسانی هستند که از کمترین درجه سازگاری و انطباق در خانه، مدرسه، محل کار یا حتی در امر ازدواج برخوردارند؛ به عنوان مثال به تغییر مکرر شغل می پردازند یا گروه و جناح سیاسی خود را پیوسته تغییر می دهند.
مبتلایان به این اختلال که در جامعه ایرانی ما با عناوینی چون بوقلمون صفت، عضو حزب باد، دم دمی مزاج و ... معرفی می شوند، در واقع از بیماری "بی ثباتی عمومی شخصیت" رنج می برند .
با این که موارد درمانی متعددی در کتب روان پزشکی برای درمان این بیماران گفته می شود(از جمله اینکه در دارو درمانی گروهی از این افراد که دچار اختلال ریتم مغزی هستند، از داروهای محرک دستگاه عصبی استفاده می گردد) اما از دیدگاه ما، "نماز" باز هم می تواند ایفاگر نقش بسیار مهمی در پیش گیری و درمان این اختلال عمیق شخصیت باشد.
پذیرفتن مطلق و تسلیم در مقابل "یک دین" و پیروی از "یک مذهب" و پیمودن "یک راه" که همانا صراط مستقیم است، ویژگی مهم و برجسته نمازگزاران است. نمازگزار ضمن تکرار مکرر "یک مجموعه" از الفاظ و اذکار واحد در طی نمازهای روزانه خود، پیوسته "یک عقیده واحد" و "یک خط مشی مشخص" را در زندگی خود دنبال می کند و بدین ترتیب گویی "یک شخصیت ثابت" و "یک روش و منش معین" و "یک ایدئولوژی همیشگی" را برای خود انتخاب می نماید و در حین تکرار جزء به جزء اصول اساسی ایدئولوژی خود در نماز(که همگی آن اصول در مضامین نماز متجلی است)، پیوسته به تثبیت شخصیت واحد و ثابت خود می پردازد. بدین ترتیب برای آن گروه که نماز را تکرار مکررات می دانند، شاید توجه به همین یک نکته کافی باشد که در ورای همین تکرار همیشگی، موهبت بزرگ ثبات شخصیت و تعادل کامل روانی نهفته است که می توان آن را به نوعی سر منشا تمام موفقیت های بشری در عالم ماده و معنا دانست.
 

پی نوشتها:
(۱) روان پزشکی لینفورد ـ ریس مقاله شخصیت ترجمه: دکتر حسن مرندی صفحه ۶۳
(۲) از جمله مطالعات "راث بندیکت و مارگارت مید" درباره تاثیر اجتماع و فرهنگ بر شخصیت انسان
(۳) روان پزشکی "لینفورد ـ ریس"،مقاله اختلالات پسیکوپاتیک ترجمه: دکتر احمد محیط، صفحه ۳۰۴

 

منبع : http://www.sibtayn.com 

 

پیامک      

 

 

پیامک های دهه فجر

 

 

 

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش ‏آمدی. خوش آمدی که با آمدنت غل‏ های سنگین ازگردنمان

 فروریخت،زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهای خمیده‏مان راست ‏شد،برلب‏های پژمرده‏ مان شکوفه‏ های تبسم نشست، در

 قلب‏های سوخته ‏مان‏ گلبوته ‏های عشق و امید روئید و برگونه‏ های زردمان گلخنده ‏های سرخ ‏نمودار شد.

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

انديشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏ های همّت جوشيده خون غيرت

بانگ سرود و وحدت آيد زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهن دشت باور، خالي است جای ياران

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است

روز آمده، تاج لاله بر سر زده است

با آمدن امام در کشور ما

 خورشید حقیقت زافق سر زده است

 

برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز

بیگانه صفت، خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد

از لطف خدا نقش بر آب است امروز

چه مژده‏ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟!

چه بشارتی شیرین‏تر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟!

چه پیامی نیک‏تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟!

چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟!

قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری‏ ترین روز هستی، بر صحیفه‏ شب تار و طولانی، مُهر پایان خواهد زد.

خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای ‏میهن اسلامی‏مان پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان

 سینه ‏ها رهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏ گریخت، برف های بهمن با حرارت ایمان و

اخلاص، آب حیات شد.

فجرآزادی! در شهر پيامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند، به زادگاه خويش هم سفری کن.

دهه فجر، خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان ‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.

 

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش ‏آمدی.

 دهه فجرمبارک

 

 

لينکهای    
 هفته      

 

 

ويژه دهه فجر88

 

مقالات دهه فجر

 

گپ و گفت انقلاب

 

گالری تصاویر دهه فجر

 

مرجع الکترونیکی علوم مدیریت ایران

 

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
 
خانواده - معارف اسلامی - علمی و فرهنگی - مهدویت - تاریخ و سیاست و ...