مجله شماره پنجاه ویکم      

 سه شنبه 18 اسفند 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

ره آورد

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ 16 الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ 17 شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 18 إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ 19 فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ 20 إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ 21 أُولَـئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ 22

ترجمه فارسي مکارم

همان كسانى كه مى ‏گويند: پروردگارا! ما ايمان آورده‏ ايم; پس گناهان ما را بيامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار! 16 آنها كه (در برابر مشكلات، و در مسير اطاعت و ترك گناه،) استقامت مى ‏ورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق مى ‏كنند، و در سحرگاهان، استغفار مى ‏نمايند 17 خداوند، (با ايجاد نظام واحد جهان هستى،) گواهى مى ‏دهد كه معبودى جز او نيست; و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونه‏اى بر اين مطلب،) گواهى مى‏ دهند; در حالى كه (خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد; معبودى جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است 18 دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود; و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مى ‏رسد; زيرا) خداوند، سريع الحساب است 19 اگر با تو، به گفتگو و ستيز برخيزند، (با آنها مجادله نكن! و) بگو: من و پيروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسليم شده ايم و به آنها كه اهل كتاب هستند ( يهود و نصارى) و بى ‏سوادان ( مشركان) بگو: آيا شما هم تسليم شده ‏ايد؟ اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسليم شوند، هدايت مى‏ يابند; و اگر سرپيچى كنند، (نگران مباش! زيرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است; و خدا نسبت به (اعمال و عقايد) بندگان، بيناست 20 كسانى كه نسبت به آيات خدا كفر مى ‏ورزند و پيامبران را بناحق مى ‏كشند، و (نيز) مردمى را كه امر به عدالت مى ‏كنند به قتل مى ‏رسانند، و به كيفر دردناك (الهى) بشارت ده! 21 آنها كسانى هستند كه اعمال (نيكشان، به خاطر اين گناهان بزرگ،) در دنيا و آخرت تباه شده، و ياور و مددكار (و شفاعت كننده‏اى) ندارند 22

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

باسمه تعالی

 

 

زمان در چنبره مدیریت

 

واپسین روزهای اسپندماه دارد نرم نرمک دامن سپید خود را برمی چیند تا موکب شکوهمند نوروز، سراپرده سبز بهار را بر صحن و سرای گیتی بگسترد. 

انسان اندیشمند می کوشد با هر دمی ، دامی را بشناسد و با هر بازدمی ، گامی به سوی  شدن بردارد. او هماره مي كوشد تا از قفس آنچه هست برهد و به فراخنای آنچه باید باشد گام نهد . او با  رکود می ستیزد و از بود می گریزد . شدن مطلوب اوست و گشتن محبوب او .

او مشتاقانه دفتر ایام را ورق می زند، سينه ابهام را مي كاود و از شاخسار نگاهش شكوفه هاي طراوت مي تراود . با سنگ واقعیت قصر حقیقت می سازد و ریشه هر ناساز را می سوزد .  بر دنیای کهن برمی آشوبد و کهنه ها را درهم می کوبد ، تا بر ويرانه هاي  كوخ ملال ، كاخ آمال را بنيان نهد . او براي يافتن كمال به هر سو مي شتابد. 

 در اين لحظات پايان سال آنچه بيش از هر چيز ذهن را مي انبارد، گردش زمين و گذشت زمان است .  گذشت بي وقفه زمان ، انسان را برمي انگيزد تا از لحظه لحظه آن كام گيرد . لحظه ها نه لختي درنگ دارند و نه دمي آرامش. اين ما نيستيم كه زمان را تلف مي كنيم ، بلكه اين زمان است كه ما پير و زمينگير مي كند . 

در اينجا گفتماني به نام مدیریت زمان رخ می نمایاند و ضرورت خود را بر ذهن ها تحمیل می کند.

اگر وقت و زمان، گرانبهاست، به خاطر ارزشمند بودن انسان است و الا چگونه مي تواند به خودي خود ارزشمند باشد؟ در این صورت باید گفت:

ای انسان! وقت طلا نيست؛ تو گرانبها ترينی ...

در اينجا مي خواهيم با مفهوم صحيح "مديريت زمان" آشنا شويم كه مقصود از آن مديريت بر زمان نيست؛ بلكه مقصود مديريت بهينه برنامه ها و فعاليت هايي است كه در بستر زمان صورت مي پذيرد.

بر اين اساس با فراگيری آموزه های "مديريت زمان" به مديريت شخصي ( Self Management ) در ارتباط با زندگي فردی و سازمان دست مي يابيم.

بنابراين رويكرد، "زمان" عاملي است با قابليت انعطاف نامحدود برای دسته بندی بهينه فعاليت ها كه مي تواند در خدمت افزايش توانمندی انسان قرار گيرد.

مديريت زمان موضوعي است كه همه ما چه در زندگي شخصي و چه در زندگي حرفه اي برای كسب موفقيت به آن نياز داريم. مفهوم مديريت زمان، مديريت بر زمان نيست ؛بلكه مديريت بهينه برنامه ها و فعاليت هايي است كه در بستر زمان صورت مي پذيرد.

حتي با مديريت زمان هم پي خواهيم برد كه نمي توان هر كاری را سر وقت انجام داد، اما برخي از كارها وجود دارند كه بايد سر وقت انجام شوند و كارهايي هستند كه مي توان به تاخير انداخت ، بنا براين زماني مي توانيم يك مديريت زمان ايجاد كنيم كه واقعاً بدانيم چه انتظاری از زندگي خود داريم.

به يك تعبير مديريت زمان در واقع همان مديريت بر خويشتن است و جالب است بدانيد مهارت هايي كه ما براي اداره كردن ديگران نيازمنديم ، همان مهارت هايي است كه برای اداره كردن خود نيازمنديم ؛ مانند توانايي و مهارت در برنامه ريزی، تفويض اختيار، سازمان دهي، رهبری و كنترل .

" موفقيت در مديريت زمان وابسته به تشخيص كارهای مهم است "

...در اين باره در آينده بيشتر سخن خواهيم گفت. 

 

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

ره آورد      

 

 

ره آورد

 

شماره دوم فصلنامه تحقیقات مدیریت آموزشی

 توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن منتشر شد

 

 

دومین شماره فصلنامه تحقیقات مدیریت آموزشی  توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن به چاپ رسید.

در ذیل، متن نامه ارسالی که به همراه یک نسخه از فصلنامه به کلیه واحد های دانشگاه آزاد اسلامی سراسر کشور

ارسال گردیده است از نظرتان می گذرد.

 

 

باسمه تعالی

 

خواهر گرامی سركار خانم ..................

برادر ارجمند جناب آقای ..................

 

با اهدای سلام و ادای احترام

 

با تاییدات ایزد منان  دومین شماره فصل نامه " تحقیقات مدیریت آموزشی" با تلاش و کوشش صمیمانه تعدادی از فرهیختگان فرزانه پای در عرصه وجود نهاد . 

ما بر آنیم تا با انتشاراین فصلنامه دریچه ای به روی همه اندیشمندان پژوهشگربگشاییم تا همدلی مان را به زیور همزبانی بیارایند و همراهی مان را با هماهنگی نیز مزین و مجهز نمایند. 

فصلنامه تحقیقات مدیریت آموزشی می تواند دریچه ای باشد به روی باغ دل ها تا گل حرف دل یکدیگر را ببوییم و نغمه دلنشین مرغ جان همدیگر را بشنویم . باشد تا درد دل ها را بازگوییم و درمان ها را بیندیشیم و گره ها را بگشاییم. منفی ها را نفی و مثبت ها را تثبيت كنيم.

اين نشريه مي شايد و مي بايد تريبوني آزاد براي همه پژوهندگاني باشد كه حرفي برای گفتن دارند و شكوفه ای برای شكفتن ؛ تا رازهای راهگشا را بازگويند و راه های نارفته را بپويند.

اين مناره نور و منبر هور مي تواند مكتبي باشد براي بيان تجارب موفق مديريتي و آموزشي پيشكسوتان عرصه مديريت و پيشاهنگان حوزه كياست ، تا گره های بسته را بگشايند و گمانه ها را بيازمايند . 

اكنون ضمن ارسال يك نسخه از دومين شماره فصل نامه " تحقيقات مديريت آموزشي " از جناب عالي و همه انديشمندان فهيم و فرزانه تقاضا داريم ضمن مطالعه دقيق ، قلم پژوهش را به كف نهاده ، و واكاوي دانش مديريت را هدف قرار داده ، صفحات اين صحيفه را در سايه سار شكوفايي قلم خود با جوانه های سبز دانش و شكوفه هاي سرخ پژوهش بياراييد . باشد تا اين برگ های سبز بهانه ای شود كه در هر فصل دريچه دل ها را بگشاييم و غبار فراق را از سيمای جان بزداييم . 

نقدهای سازنده و رهنمودهای ارزنده شما را چشم در راهيم.

 

 

 

                                                       در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

ويژگی‌های مديريت علوی در مقايسه با نظريه‌های مديريتی عصر حاضر

 

 

 يكي ديگر از نظريه هاي مديريتي موفق كه مربوط به عصر حاضر مي باشد و تحولات شگرفي را در مديريت ايجاد نموده است نظريه مديريت ژاپني است. آمار رسمي نشان مي دهد كه رشد بهره وري صنايع ژاپن از سال 1960 تا سال 1978 بر مبناي مديريت ژاپني چهاربرابر شده است در حاليكه در همين مدت، آمريكا، انگليس و آلمان كمتر از نصف اين مقدار رشد بهره وري داشته اند و اين نشان دهنده تفوق و برتري مديريت ژاپني بر مديريت غربي بوده است. (1)

در بررسي اصول و مباني مديريت ژاپني به چهار ويژگي و خصوصيات ممتاز در اين مديريت برمي خوريم كه عيناً اين چهار ويژگي در مديريت علوي نيز وجود دارند. آن ويژگيها عبارتند از:

الف- اعطای امنيت شغلي به كاركنان با استخدام مادام العمر و قدرداني از تلاشهاي آنان.

ب- وجود نظام ارشديت كه بر مبناي آن ملاك ارتقاء كاركنان تجربه و ابتكار افراد است.

ج- مديريت از پايين به بالا، درمقابل مديريت از بالا به پايين.

د- وجود كارگروهها و شوراهاي كاري و اخذ تصميمات سازماني در اين شوراها (2)

بطور كلي مي توان محورهاي اصلي موسسات و سازمانهاي ژاپني را بدين صورت بيان كردازكاركنان بوسيله كاركنان و برای كاركنان.

در مديريت علوي، در انتخاب افراد برای پذيرش مسئوليت نهايت دقت و حسياست صورت مي گيرد و پس از انتخاب فرد از امنيت شغلي برخوردار است اما بيان امنيت شغلي تا زماني است كه فرد در حيطه مسئوليت خويش خطا نكند و از آن چه خدا و فرستگانش فرموده اند تخطي ننمايند كه در اين صورت از مسئوليت ساقط مي شود اما اگر در راستاي فرمان الهي حركت كند نه تنها از امنيت شغلي برخوردار است بلكه از بهترين تشويقها و پاداشها نيز بهره مند است.

چنانچه امام علي عليه‌السلام وقتي كه توصيه هاي لازم را در انتخاب قاضي به مالك اشتر مي نمايد، مي فرمايد: پس از انتخاب قاضي هرچه بيشتر در قضاوتهاي او بينديش و آن قدر به او ببخش كه نيازهايش برطرف گردد و به مردم نيازمند نباشد و از نظر مقام و منزلت، آن قدر او را گرامي دارد كه نزديكان تو، به نفوذ در او طمع نكنند. (3)

چنان چه ملاحظه مي گردد امام علاوه بر تشويق و پاداش مالي به پاداشهاي روحي و معنوي نيز توجه دارد. امام همچنين در انتخاب افراد براي پستهاي بالاتر نظام ارشديت عامل تجربه و سابقه را بسيار مهم مي داند تا انجا كه مي فرمايد: تجربه پيران از آمادگي رزمي جوانان بدتر است.

در جای ديگر فرموده اند: حفظ و به كارگيري تجربه، رمز پيروزي است. (5)

و در جاهاي ديگر زيان استفاده نكردن از تجربيات ديگران را چنين بيان مي كنند: آن كس كه از آزمايشها و تجربيات ديگران سودي نبرد، از هيچ پند و اندرزی سود نخواهد برد و كوته فكری دامنگير او خواهد شد تا آنجا كه بد را خوب و خوب را بد مي نگرد. (6)

لذا در مديريت علوي نيز عامل تجربه نقش كليدي در گزينش و انتصاب افراد (نظام ارشديت) دارد.
ويژگي ديگري كه در مديريت علوی وجود داشته و امروزه به عنوان يكي از رموز موفقيت مديريت ژاپني نيز محسوب مي شود، مديريت از پايين به بالا مي باشد.

در مديريت علوي مردم نسبت به حاكم بي تفاوت نيستند و حاكم، مستبد و خودراي نيست لذا حضرت علي عليه‌السلام به مالك توصيه مي نمايد: نبايد بگويي من مامورم و معذور، دستور مي دهم پس بايد اطاعت كنيد، اين شيوه مغرورانه دل را فاسد، دين را بي حرمت و نعمت را زايل مي سازد. (7)

از سوي ديگر حاكم (مدير) وظيفه دارد كه در كليه امور با اهل خرد و مردم دانا به گفتگو و مشورت بنشيند و بهترين راي و نظر رابرگزيند امام در سخن زيبايي مي فرمايد: هيچ پشتيباني همچون مشورت نيست (8)

و در جاي ديگر فرموده اند: هركس خودراي شد به هلاكت رسيد و هركس با ديگران مشورت كرد، در عقلهاي آنان شريك شد. (9)

لذا عاليترين شكل مديريت مشاركتي را مي توان در مديريت علوي يافت و شوراهاي كاري و كميته هاي كاری در مديريت ژاپني، امروزه با بهر گيري از اين اصل به توفيقات شگرفي نايل آمده اند.

از مقايسه تطبيقي نظريه هاي مذكور با مديريت علوي به خوبي استنباط مي شود آن چه پايه و مايه موفقيت و كاميابي مديريت امروز محسوب مي شود، به كاملترين شكل در سيزده قرن پيش در مديريت اسلامي و علوي آمده است و حال اينكه چرا با وجود داشتن چنين گوهرهاي گرانبهايي جامعه اسلامي ما از رشد و پيشرفت و ترقي آن چنان كه شايسته آن است، محروم مانده سوالي است كه بايد پاسخ آن را در وجود خود بيابيم، چرا كه؛

اسلام به ذات خود ندارد عيبی هر عيب كه هست از مسلمانی ماست

پي نوشت:
1- مديريت ژاپني ، نوشته درداري، تهران
2- مديريت ژاپني ، نوشته درداري، تهران
3- نهج البلاغه، نامه 53
4- نهج البلاغه، حكمت 86
5- نهج البلاغه،حكمت 211
6- نهج البلاغه، خطبه 176
7- نهج البلاغه، نامه 53
8- نهج البلاغه، حكمت 54

 

جمله      
 مديريتی
    

 

مهم ترين رئيس شما

 

 

مشتری تنها رئيسی است كه بايد او را راضی نگه داريد چرا كه هر لحظه بخواهد شما را اخراج می كند و هر گاه از شما و فعاليت هايتان ناراضی باشد شما را كنار می گذارد.

نايتينگل ( از مديران ارشد شركت فورد )

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

بدترین مردم

 

 

 

بدترین مردم کسی است که خود را بهترین آنها بداند.

 

امام علی)ع)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

شكار آماری

 

 

سه آمارگر به شكار رفته و در كمين گوزني قرار گرفتند. اولي به گوزن شليك و گلوله يك متر به راست انحراف داشت. دومي شليك كرد و گلوله يك متر به چپ انحراف داشت. نفر سوم در همين لحظه خوشحال شد و گفت: عالي شد ما بطور ميانگين به هدف زديم!

 

حکايت     
مديريتی    

 

شما را چگونه می شناسند؟

 

 

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود كه اين شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهي وفاتش را بخواند!
زماني كه برادرش لودويگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فكر كردند كه نوبل معروف (مخترع ديناميت) مرده است. آلفرد وقتي صبح روزنامه ها را مي‌خواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخكوب شد: آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آورترين سلاح بشری مرد!
آلفرد، خيلي ناراحت شد. با خود فكر كرد: آيا خوب است كه من را پس از مرگ اين گونه بشناسند؟
سريع وصيت نامه‌اش را آورد. جمله‌هاي بسياری را خط زد و اصلاح كرد. پيشنهاد كرد ثروتش صرف جايزه‌اي برای صلح و پيشرفت‌هاي صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلكه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايزه‌هاي فيزيك و شيمي نوبل و ... مي‌شناسيم. او امروز، هويت ديگری دارد.

يك تصميم، براي تغيير يك سرنوشت كافي است!

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

 

تكنيكهای مديريت

 

 

 

 

 

 

يكي از عواملي كه در موفقيت مديران و رهبران سازماني تأثير بسزائي دارد عبارتست از نحوه صحيح برداشت از تكنيكهای مديريت در عمليات اجرائي سازماني مي باشد . تكنيكهاي مديريت عبارت است از بكار بردن راه حلهاي منطقي و حساب شده متناسب با زمان ، مكان و موقعيت سازماني ، بطريق دقيق و مستدل در راستاي كسب موفقيت در تمام شئون سازماني . در حقيقت اين نوع برداشتها را برداشتهاي مهندسي نامند و اين گونه مهندسي را در اداره امور سازمانهاي اجتماعي مهندسي نيروي انساني نامند .

به زبان گويا مديران اجرائي كه كليه امور اجرائي سازماني را بدست گرفته اند موظفند كه از ارائه طريق ، خط مشي ، سياست ، آئين نامه و مقررات ابلاغي بآنها بدون چون و چرا اطاعت محض نمايند . از اينرو آنها بايستي كليه امور مربوطه را طبق راه حلهاي اساسي و حساب شده انجام دهند تا بتوانند در كارشان موفق باشند .

چنين مديراني بايستي مراحلي را كه بر اساس استراتژي و نقشه سازماني پي ريزي شده كاملاً شناخته و آنها را مو به مو بمورد اجرار قرار دهند . در صورتيكه آئين نامه ، مقررات و قوانين سازماني را نقشه بناميم در دريانوردي ميتوان براي نيل به مقصدي از روی نقشه راه هاي مطلوبي را استفاده نمود. بنابراين چنين مديراني بايد از نقشه ها و ابزارهاي ، جهتيابي برخوردار بوده تا بتوانند به مقصود ، صحيح و سالم برسند. در اين صورت مديريت را چنين تعريف نموده : مديريت عبارتست از تمرين و ممارست عملياتي كه تضمين موفقيت آن با داشتن هدف و راه هاي روشن از موفقيت كامل برخوردار بوده و كليه مراحل اداره امور يك سازمان تحت ضوابط و معيارهاي صحيحي انجام گيرد . اگر مديران سازماني اين سئوالات را كه هدف چيست ؟ راههاي رسيدن به هدف كدامند ؟ وسائل و تجهيزاتي كه براي نيل به اين اهداف لازم دارند كدامند ؟ و از چه نقطه اي فعاليتهاي سازماني شروع ميگردند و به چه نقطه اي ختم ميشوند ؟ را در مقابل خود قرار دهند ميتوانند با ديدي وسيع و گسترده تمام راه حل هاي لازم را شناخت و مو به مو به مرحله اجرا در آورند .

راه حل مشكلات و معضلاتي كه در اداره امور يك گروه انساني وجود دارد متضمن آنست كه مديران بدانند از چه شيوه و يا تكنيك صحيحي بايستي استفاده نمايند تا در كار مديريت موفقيت حاصل كنند . اگر مدير تكنيكها ، تاكتيك ها و شيوه هاي فني مديريت را كاملاً بشناسد و بداند كه در مراحل مختلف بنا به مقتضيات سازماني ، مكاني و موقعيت سوق الجيشي از كدام يك استفاده كند و آنها را بكار بندد ، ميتواند مديري موفق باشد .

بايرن هزن فورد خاطر نشان مي سازد ، تجويزي را كه يك مدير بر پايه تاكتيكهاي مختلف براي چگونگي جلب رضايت همكاران و افراد مادون خود به كار مي برد ممكن است بصورت زير باشند :

    1.مدير بايستي هميشه داراي قوه ادراك و تخيلي قوي بوده كه بتواند كليه مشكلات و نارسائيهاي سازماني خويش را درك نمايد.

    2.مدير بايستي اشتياق كامل خويش را نسبت به همدردي افراد سازماني ابراز داشته و هميشه در مشكلات ديگران سهيم و شريك باشد .

3. وی هميشه بايد همدردي خود را از روي وظيفه شناسي به ديگران ابراز دارد .

4. خوش خلقي مدير در جلب رضايت ، اعتماد و ايمان افراد مادون نقش مؤثري را بعهده دارد.

5.مديران سازماني بايستي با افراد مادون خود رفيق و دوست باشند.

6.مدير بايستي مشكل گشا باشد نه مشكل ساز .

از نظريات فوق چنين نتيجه حاصل ميگردد كه بهبود وضع مديريت در اداره امور يك گروه انساني عبارت است از كشف روابط مؤثر بين تكنيك ها و راه حلهاي ثمربخش. مديران موفق آندسته از مديراني هستند كه هميشه سير تفكرات خويش را بر مبناي بكار بستن تكنيك ها و روشهاي تجربي حل مشكلات را ارائه طريق نمايند و از پيشنهادات مناسب ديگران در حل مشكلات سازماني استفاده نمايند .

 

 

نکات       
مديريتی    

 

نكته هایی برای موفقيت در كسب و كار

 

 

افراد ثروتمند و ميليونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نيستند. اما آنها از يك سري اسرار ويژه براي ثروتمند شدن بهره گرفته اند كه شما نيز ميتوانيد با پيروي از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشيد.
1- روياهاي بزرگي در سر داشته باشيد. افكار بزرگ زندگي شما را متحول خواهد ساخت.
2- يك تصوير خاص از مقصد مسير خود در ذهن تان ترسيم كنيد. هر اندازه اين تصوير مشخص تر و خاص تر باشد امكان دستيابي شما به آن بيشتر خواهد بود.
3- به گونه اي رفتار كنيد كه گويي شما مالك كسب و كارتان ميباشيد. ولو آنكه براي شخص و شركت ديگري كار ميكنيد. اين نگرش شما بذرهاي موفقيت و استقلال شغلي را در سرنوشت شما خواهد كاشت.
4- شغل خود را دوست داشته باشيد. چنانچه به آن علاقه مند نميباشيد آن را رها كنيد. با "نه" گفتن به شغلي كه تنها براي پول انجامش ميدهيد شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهيد كرد.
5- يك گروه خوش فكر تشكيل دهيد. با افرادي كه متعهد به ايجاد يك شغل بزرگ هستند جلسه تشكيل دهيد. انديشه ها و ايده هاي خود را با يكديگر در ميان بگذاريد و از يكديگر پشتيباني كنيد.
6-همواره ضوابط اخلاق كاري را رعايت كنيد.
7- پيشرفت و بهبودي دائم و بي وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهيد. هميشه به علم خود بيفزاييد.
8- به شغل خود بعنوان يك خدمت رساني بنگريد. ياري رساندن به ديگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشيد.
9- از تمام جزئيات و ريزه كاريهاي شغل خود آگاهي يابيد. اين پيشه شماست.
10- مترصد فرصتها باشيد. هر لحضه ممكن است بر در شما بكوبد. آيا شما آماده هستيد؟
11- تناسب اندام خود را حفظ كنيد. ذهن توانمند جسم نيرومندي پديد مي آورد. بدن ضعيف معلول ذهن ضعيف ميباشد. سلامت جسماني و رواني شما اساس موفقيت شما در زندگي ميباشد.
12- زندگي خود را اولويت بندي كنيد. ابتدا كارهاي مهم تر را به انجام رسانيد.
13- پيش از آنچه مشتري انتظار دارد به وي خدمت ارائه دهيد. اين عمل اعتماد سازي كرده و مشتريان شما را افزايش ميدهد.
14- فرد منضبطي باشيد. زندگي خود را از فعاليتها و افرادي كه موجبات پيشرفت و بالندگي شما را فراهم مي آورند، پر كنيد. فعاليتهايي كه بر زندگي شما اثر منفي مي گذارند را از خود دور سازيد.
15- نخست به خودتان پرداخت كنيد. اين نخستين قانون متمولان است. پس انداز را هيچگاه فراموش نكنيد.
16- هر از چند گاهي تنهايي را تجربه كنيد. در زمان تنهايي به نداي درون و انديشه هاي ذهن خود گوش فرا دهيد و برنامه ريزيهاي خلاقانه كنيد.
17- بسوي برتري گام برداريد. بهترين را ارج دهيد و به كمتر از آن قانع نباشيد.
18- صداقت و درستكاری بهترين سياست است. خود و خواسته هاي خود را بشناسيد و آنها را هميشه صادقانه بيان داريد.
19-در روند تصميم گيري سريع عمل كرده و در تغيير آنها كند و آهسته باشيد.
20- شكست گزينه شما نخواهد بود. تمام افكار شما بايد بر موفقيت متمركز باشد. شما بايد موفق گرديد.
21- در دستيابي به اهدافتان مصمم باشيد. پافشاري سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقويت كرده و شما را به پيروزي نهايي نزديك ميكند.
22-بر خلاف جريان آب شنا كنيد.هيچگاه از ايده ها،عقايد و رويكردهاي نو نهراسيد.
23-بروی فرصتها تمركز كنيد و نه بروي موانع.
24- سه عنصر ترس، پشت گوش اندازي و تنبلي را از زندگي خود بيرون اندازيد.
25-به خاطر داشته باشيد اغلب افرادي كه در كنار شما زندگي ميكنند از پيشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممكن است در اين مسير مرتبا شما را از دستيابي به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بينديشيد و آنها را ناديده بگيريد.
26-حال اگر فرد بد شانسي نباشيد حتما پولدار ميشويد!
 

مقاله      
مديريتی    

 

اصول مدیریت دولتی

 

 

مقدمه
ظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است .
وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود .بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است . یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل.

تعریف مدیریت
مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.
واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .

نظریه نقشهای مدیریتی
جدیدترین نظریه مدیریت نظریه نقشهای مدیری است اساس این نظریه این است که آنچه را مدیر انجام میدهد باید ملاحظه نمود و بر پایه چنین ملاحظاتی فعالیتها یا نقشهای مدیری را معین کرد . آدیزس (adizes ) با مطالعه مدیریت برای اداره موثرهر سازمان چهارنقش مدیر تولید ـ اجرای ـ ابداعی و ترکیبی را لازم میداند هر یک از این نقشهای مدیری با یکی از خرده سیستم و یک سیستم اجتماعی ارتباط دارد . زیرا هر نوع سازمانی خواه بازرگانی،صنعتی یا اداری یک سیستم اجتماعی است و بیشتر خرده سیستم های اجتماعی مرکب از خرده سیستم های به هم پیوسته زیادی هستند . که شامل خرده سیستم های انسانی ، اجتماعی ، اداری ، ساختاری ، اطلاعاتی ، تصمیم گیری و تکنولوژی اقتصادی است . ادریزس این چنین استدلال می کند که به طور کامل هر چهار نقش را ایفا کنند و هیچ گونه سبک مدیری غلط نداشته باشند اندکند زیرا چنین مدیری باید تکنسینی عالی ، رئیس ،مبتکر و نیز ترکیب کننده باشد. هر مدیری با توجه به نوع کار سطح سازمان و شرایط محیطی به درجاتی از مهارتها ی مدیری نیاز دارد . مدیریت به شکل یک هرم است که در پایین ان عالی ،در وسط میانی ، در بالا عملیاتی ؛مدیران عملیاتی ،این مدیران سرشان بسیارشلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود . و اغلب مجبورند برای نظارت در رفت وامد باشند و برای پرسنل خود ماموریتهای کاری خاص تعیین کنند وبا برنامه عملیاتی تفصیلی کوتاه مدت طرح ریزی کنند.
مدیران میانی؛ انها به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش میدهند کارشان مدیریت بر سرپرستا ن است و نقش حلقه واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند بیشتر وقتها به تحلیل دادهها ،اماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری تبدیل تصمیمهای مدیریت عالی به پروژههای معیین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی است . مدیریت عالی ؛ مدیری که در نقشهای عملیاتی و میانی موفق بوده و عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند و درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطح پایین به تبادل نظر می نشینند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا افراد خارج از سازمان واندک زمانی را با افراد زیردست می گذرانند .
هرمدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانایهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید تداوم حیات سازمانها به باسازی انها بستگی دارد؛ باسازی سازمانها از طریق هماهنگ کردن اهداف یاـ وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول این اهداف انجام می شود .
ماکسیم گورکی می گوید :اگر کار تفریح باشد زندگی لذتبخش است و اگر وظیفه باشد زندگی بردگی است .

خلاقیت مدیران
هر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانای های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید . تداوم حیات سازمان ها به باسازی آنها بستگی دارد باسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های حصول این اهداف انجام می شود .
چه کسی خلاقیت و نوآوری می کند ؟
هر انسان مدیر یا غیرمدیری از استعداد خلاقیت برخوردار است بنابرین نباید خلاقیت فقط در انحصار مدیران خاصی باشد زیراآنچه که محکمتر از وجود استعداد خلاقیت است جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت آزاد سازی ذهن از پیش فرض ها و الگو های زنجیرهای ذهنی در مدت کوتاهی توان خلاقیت و به کارگیری فکر های نو در عمل را می توان دو برابر افزایش داد.

مدیریت موفق و مؤثر
مدیریت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازمانی یا چیزی بیش از آن . ویلیام جمیز با تحقیقی که درباره انگیزش انجام داد ، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی ، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانای خود، کارمی کنند . مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ، کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد .

چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟
برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز به توانای های فنی ، انسانی ادراکی ، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ، نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش های سازمانی (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر دارد . یکی دیگر از موفقیت ، رویدادهای پیش بینی نشده وامدادهای غیبی است ؛ زیرا همیشه توانای های افراد نیست که برای ایشان موفقیت می اورد . بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد .

برنامه ریزی
هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه ریزی در زندگی خویش پی برد، آن را در نظام های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری ، مورد توجه قرار داد و امروز می بینیم که ساختار وجودی سازمان ها پیچیده گشته اند ، که بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود تداوم بخشند.

تعریف برنامه ریزی
برای دست یافتن به هدف مورد نظر ، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد. برنامه ریزی شالودۀ مدیریت را تشکیل می دهد .

فلسفۀ و ضرورت برنامه ریزی
فلسفۀبرنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد ، بخش انفلاک ناپذیر مدیریت است؛ فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش نیاز به برنامه ریزی دارند ، بنابراین ضرورت برنامه ریزی ، برای رسیدن به جز ئیترین اهداف یک واقعیت انکار ناپذیر است . نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشأت گرفته است . همۀ نهادها در محیطی متحول فعالیت می کنند.

سازماندهی
انسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به جستجو در دنیای اطرافش پرذاخته تلاش می کند تا مشاهداتش را در قالب های منسجم نظم بخشد . انسان امروزی نه تنها نیمی از روزش را به همکاری در تلاش های گروهی می گذراند بلکه نیم دیگر را به تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری می کنند که همگی حاصل تلاش گروهی انسانها در واحدهای سازمانی است . نظریه پردازان سازمان از حوزه های گوناگون نظیر : مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، مهندسی ، مدیریت بیمارستانی و ... پدید آمده اند و هر یک چیزی براین موضوع افزوده اند .

تعریف سازماندهی
سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .

انواع مختلف سازماندهی
روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی
سازمان رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .

تعریف سازمان رسمی
در سازمان رسمی ، مدیر روابط سازمانی را به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت هر چه بیشتر برای کارکنان تشریح می کند . تغیرات بعدی در صورت لزوم می تواند به طور رسمی یا غیر رسمی انجام شود.

تعریف سازمان غیر رسمی
دراین سازمان ، مدیر روابط سازمانی را به طور شفاهی برای کارکنان توضیح می دهد و این روابط را بر حسب نیاز تغییر می دهد .
برنامه ریزی فرایندی است که به موجب آن شما آینده خود را دائماً می سازید روجرفریتز

 

 

کلید      
هدایت     

 

فرار نعمت ها تردید ناپذیر است

باید شیوه همنشینی با نعمت را آموخت

 

 

فرصت ها و امکاناتی که به خواست خداوند در اختیار هر یک از ما قرار می گیرد، چندان بی شمار است که اگر بخواهیم شمارش کنیم ، ممکن نخواهد بود . اما اعطای این نعمت ها (که فقط مادی هم نیستند) به معنای دوام ابدی آنها نیست ! دادن نعمت ها از سوی خداوند مهربان ممکن است ابتدایی و بدون استحقاق ما باشد ، ولی ماندن آنها بی دلیل نیست . ماندن یا از دست رفتن فرصت ها دقیقاً دست خود ما و بسته به عملکرد ماست.

در فرهنگ دینی ما ، گویی نعمت موجودی جاندار و آگاه است که باید شیوة همنشینی با او را آموخت و حرمت حضورش را پاس داشت. او یک باره نمی آید ، ابتدا خودی نشان می دهد تا ببیند آیا او را می شناسند و چنان معرفت دارند که سپاسگزار آمدنش باشند ؟ اگر معرفت و شکر نبیند ، باز خواهد گشت .

بزرگ ترین عارف و شاکر ، علی (ع) است که مشفقانه هشدار می دهد : هنگامی که نشانی های نعمت های الهی برای شما آشکار شد با کم سپاسی آنها را از خود دور نسازید.

 و کمترین حق خدا بر عهدة شما آن است که از داده های او برای مخالفت با خود او استفاده نکنید.

مال فراوان ، آبروی اجتماعی ، موقعیت ها اداری ، بدن توانا و اندیشة پویا ، از جمله فرصت هایی است که خداوند به ما داده است تا به بندگان خدا خدمت کنیم ، اگر چنین نمی کنیم دست کم به آنان خیانت نکنیم! وگرنه ، فرار نعمت ها تردید ناپذیر است.

آن حضرت می فرماید : از فرار نعمت ها بپرهیزید، زیرا هر گریخته ای باز نمی گردد.

 

 

مباحث     
 فرهنگی 
   

 

 

شاهراه دهکده جهانی

نويسنده : سجاد کريميان مجد

 


 

اشاره :
 

چندين تعريف جهاني شدن وجود دارد ، اما بايد پذيرفت که در عصر کنوني يک ميل و اراده جديد و يا ايدئولوژي که هدف آن جهاني کردن است ، ظهور يافته و تحولات علمي و پيشرفت هاي تکنولوژي از جهاني شدن يک پديده غير قابل اجتناب ساخته است که مقاومت در مقابل آن غير ممکن است . اگر بخواهيم يک تعريف بي طرفانه از جهاني شدن ارائه دهيم . مي توان گفت که جهاني شدن عبارت است از فرايندي متنوع و قدرتمند در جنبه هاي فرهنگي ، اقتصادي ، ورزشي ، نظامي و... مقاله حاضر سعي دارد جهاني شدن را از جنبه فرهنگي مورد بررسي قرار دهد .
اين که دشمن تصميم گرفته فرهنگ خودش را جايگزين فرهنگ ما کند تا به قول تقي زاده از موي سر تا ناخن پا فرنگي شويم موضوع بسيار قديمي است ؛ اما آنچه همواره براي ما به عنوان يک سؤال اساسي مي ماند اين است که اين کار چه فايده اي براي استعمار گران دارد ؟
جهاني سازي از اين رو به کار نظام سرمايه داري مي آيد که هم نيروي انساني و هم کالا ها و هم سرمايه در وراي مرزها معطل نمانند ، زيرا در نخستين گام مرزهاي سياسي را از ميان بر مي دارد و در دومين گام سعي در از ميان برداشتن مرزهاي فکري جوامع مورد سلطه مي کند تا همگي يکسان بينديشند و بدين وسيله تبليغات شان مؤثر واقع شود و در اين راه از صرف انرژي در شناخت فرهنگ آنان دريغ نمي ورزند ؛ زيرا تنها پل ارتباطي با آنان فرهنگ آنان است . اين شيوه ها را از ديرباز و آغاز جهانگيري استعمار پير بر ممالک شرق ، مي شناسيم ؛ تشکيلات فراماسونري در غرب اگر چه براي اين کار بنياد نهاده نشده بود اما به زودي در سيطره انگليس درآمد و در نقش بخش فرهنگي امپرياليسم عمل نمود و عمده مأموريتش مسخ فرهنگي ملل متحد سلطه شد . فراماسونر ها سعي مي کردند تا ايدئولوژي خود را با فرهنگ بومي وفق دهند و از اين طريق به تبليغ فرهنگ سرمايه داري جهاني مي پرداختند .(1)
از طبيعت نظام سرمايه داري نوين استنباط مي شود که پروژه جهاني سازي پيش از آنکه به هدف اصلي خود نائل گردد . ناگزير از هضم فرهنگ هاي ديگر خواهد بود و اين همان چيزي است که مارشال مک لوهان در طرح نظريه دهکده جهاني خود و فکوياما به تعبيري و ساموئل هانتينگتون به تعبيري ديگر آينده نويد مي دادند . يعني شروع يک برخورد يا به تعبير هانتينگتون يک جنگ بين فرهنگ مسلح غرب با ديگر فرهنگ ها ؛ زيرا بي شک منافع ملت ها با منافع غرب برخورد و تنش خواهد داشت . منافع ملت ها در گرو تحقق عدالت اجتماعي است که در فرآيند جهاني شدن تحقق نمي يابد و منافع استکبار جهاني در گرو توسعه است که با اجراي يک پروژه در تسريع جهاني شدن زودرس ، مي تواند تحقق يابد و عدالت اجتماعي براي آن يک آسيب تلقي مي شود . به همين دليل است که مي گوييم جهاني سازي در نخستين قدم ، با مانع بزرگ فرهنگي ملت ها مواجه خواهد بود و به نوعي بايد اين مشکل را حل نمايد . با توجه به اين مهم پيش بيني مي شود جهاني سازي در طلايه برخورد با فرهنگ هاي ديگر ، جدال سختي با فرهنگ عدالت جوي اسلامي خواهد داشت .
 

تهاجم فرهنگی
 

يک پروژه جهاني ، امر بسيطي نيست و از اجزا و بخش هايي تشکيل مي شود . همچنين داراي مراحل پلکاني اي است که در صورت داشتن برنامه ريزي علمي به صورت خودکار عمل مي کند . بنابراين اجراي طرح جهاني سازي مستلزم تمهيداتي است که به مثابه فيلترهايي بايد اين طرح از آن عبور کند . يکي از مؤثرترين راه هاي جهاني سازي ، مسخ فرهنگ ملت ها است که طي دو مرحله بايد انجام بگيرد که البته دقت روي اين مسئله مي تواند براي ما راهگشا باشد :
الف : تبديل والاي فرهنگ ملي به فرهنگ منحط عوامي
فرهنگ ملي که به آن فرهنگ عاميانه نيز مي گويند ، مجموعه ميراث اجتماعي ، نهادها ، رسوم ، قراردادها ، ارزش ها ، مهارت ها ، هنرها و روال معيشت گروهي از مردم است که خود را اعضاي يک اجتماع نزديک به هم حس مي کنند و با آن پيوند و وفاداري بسيار عميقي دارند و در حالي که فرهنگ عوامي يا توده اي معمولا متضاد فرهنگ والا شمرده مي شود ، اين فرهنگ هيچ ارزش ذاتي ندارد و از آن حمايتي نمي شود ؛ بلکه فقط محصولات بنجلي است که در درجه اول براي سرگرمي توده مردم تهيه مي شود و باب سليقه بازار فروش است .(2) فرهنگ عاميانه چيز بدي نيست . اتفاقاً فرهنگ ملي ما همان است که همه ارزش هاي ريشه اي ما را با خود دارد . اين فرهنگ ، ارزش حفاظت و پاسداري دارد و در فرهنگ ديني ما ريشه دارد و تا حدود زيادي در آن تنيده شده است .
ب: تضعيف فرهنگ ديني
در اين نوشتار آنچه مورد توجه قرار گرفته ، فرهنگ ديني - اسلامي است ، يعني نوعي خاص از فرهنگ که در آن صبغه اسلامي برجسته شده است .
استکبار جهاني در اجراي طرح جهاني سازي ، در کشورهاي اسلامي با مشکل اين نوع فرهنگ روبه رواست و براي تضمين موفقيت خود ناچار به از ميان برداشتن اين مانع است ، اما در بيان اول ، به دليل برخورداري آن از قدسيت ، نمي تواند به آن هدف دست يابد ؛ لذا به شيوه هاي گوناگون سعي در تضعيف آن مي نمايد . گرچه از ساير راه ها هم غفلت نمي ورزد و لبه هاي خونين آن را به صورت تهاجم نظامي به عراق و تهديد عربستان و ايران و... مي بينيم . پروفسور نصير عاروري ( استاد دانشگاه ماساچوست در شهر " دارتموت " آمريکا ) معتقد است که آنچه به صورت جهاني شدن در جهان اسلام مشاهده مي کنيم ، در واقع يک هجوم فرهنگي است تا يک هجوم اقتصادي . وي در مصاحبه با خبرنگار روزنامه رسالت مي گويد :
جهاني سازي را کشورهاي بسيار صنعتي شمال و در رأس آن ها آمريکا ومتحدان آن انجام مي دهند . به نظر من اکنون جهاني سازي درواقع به صورت ابزار قدرتمند ايدئولوژيک براي تسهيل نفوذ در اين کشورها در آمده است ، ولي بر عکس قرون 19 و 20 ، آنها نمي خواهد بر اين کشورها حکومت کنند و فقط مي خواهند منابع رادر اختيار داشته باشند بدون اينکه هزينه حکومت کردن را بپردازند . او همچنين معتقد است که آنان هم اکنون اين تهاجم - عليه جهان اسلام - را آغاز کرده اند.(3)
اگر اندکي به سريال هاي تلويزيوني موسيقي هاي رايج در ميان جوانان ، گرايش هاي ادبي ، نقاش هاي خيال بر انگيز و... دقت کنيد ، متوجه عمق فاجعه خواهيد شد .
 

استحاله  فرهنگی
 

يکي از نمودهاي آشکار جهاني سازي ، به مصادف واداشتن فرهنگ مسلط و مجهز خود ، با فرهنگ هاي ديگر ملتهاست . آنچه در وضعيت هاي عادي و حرکت هاي طبيعي تاريخ ، از حاصل برخورد دو فرهنگ پديد مي آيد .
در دوگانگي فرهنگي ؛ يعني قرار گرفتن مردم در ميان دو نوع فرهنگ که هرکدام به داعي وجودي خود مي خواهد بماند ، يک نوع همزيستي به وجود مي آيد که امر انتخاب را در آغاز، اندکي مشکل مي نمايد ؛ زيرا يکي از آنها الگوي آرماني منطبق با سنت هاي پذيرش شده جامعه است و ديگري به داعي فشار و تواتر ناشي از سلطه قدرت پشتيبان خارجي ، يا حکومت عنصرهاي بالنده عقلاني ، براي خود نقشي ايجاد مي کند . وضعيت موجود کنوني در کشورهاي در حال توسعه نمونه اي از چنين وضيتي است ، زيرا مردم در ميان چالشي از دو نوع فرهنگ به سر مي برند :
يکي ، الگوي فرهنگ سنتي که سرچشمه ارزش هاس و مردم سخت بدان دل بسته اند . ديگري الگوي غربي که اساس قسمت عمده تکنولوژي رشد است و جوامع نفوذ مي کند . الگوي غربي رشد ، علاوه برمدل توليد، رفتار و خواست هاي فرعنگي خاصي را در زمينه هاي مناسبات اجتماعي ، معاشرت ها ، اخلاق در خانواده ، سبک هاي زندگي ، شيوه هاي جنگ و صلح ، حتي ادبيات و هنر و ذوقيات ايجاب مي نمايد که مناسب با ارزش هاي فرهنگ بومي نيست و انتخاب نهايي هر کدام از اين دو فرهنگ ، بستگي به سنگين شدن کفه احساس نياز شديد مردم دارد .
 

پيامدهای استحاله فرهنگی
 

1- جدايي بين فرهنگ ملي و ديني
يکي از زمينه هاي اصلي فعاليت استکبار ، پوچ گردانيدن فرهنگ ها و نابودي و فساد زبان ، فرهنگ ، دين و اعتقاد ملت هاست ؛ زيرا وجود اين ها به عنوان حساسيت ملي ، مانع ورود و رسوخ هرگونه تفکر و فرهنگ و بينش ديگر است . اين درحالي است که يگانگي دو فرهنگ ايراني - اسلامي براي ملت ما همچون يگانگي در دلالت زوج و امثال آنهاست که در عين دوتايي ، به دلالت واحد مي پردازد ، هرچه که چنين دوتايي به معناي هم وزن بودن نيست .
2- محو سنت هاي مذهبي و ملي
سنت هاي مذهبي و ملي پذيرفته شده يک ملت ، بزرگ ترين نمود فرهنگي يک ملت و به منزله پرچمي بر تارک فرهنگ آنان، نشان استقلال و هويت فرهنگي شان مي باشد که ملت ها پايبندي اي در حد تقدس يافتگي نشان مي دهند و از آنها دفاع مي کنند . شايد يکي از اشتباهات اين قدرت ها همين باشد که بر مقدسات ملت هاي مورد تهاجم پا مي گذارند ؛ چه آنکه با تعرض به حريم ارزشهايي از اين دست احساسات ملت ها را بيشتر تحريک و عليه خود بسيج مي نمايند ؛ البته از طريق افراد موجه ملي يا علمي در جهت خالي کردن زير پاي سنت ها به اجراي سناريوهايي مي پردازند تا به تدريج از ارزش بودن بيفتند ؛ چنان که بسياري از ارزش ها تا کنون به اين سرنوشت دچار شده اند .
3- الگو پردازي نامناسب
مي دانيم بناي فرهنگ حاکم غرب بر اومانيسم مبتني بر اصالت لذت مادي استوار است . از اين رو ، در تهاجم فرهنگي غرب ؛ ترويج الگوها و مدل هاي مطلوبيت يافته آنان در جهان سوم يکي از حربه هاست . اين الگو در تمامي زمينه هاي مادي و غير مادي وجوددارد . از جمله آنها مي توان به دو نمونه مغاير يکديگر اشاره کرد :
نوع اول : مصرف گرايي ، تجمل پرستي ، ارتباط نامشروع ، بي بند و باري هاي جنسي ، منحط دانستن و ارتجاعي شمردن مذهب ، رد کردن اخلاق سنتي و مبتني بر فضايل ، مکارم روحي و ...
نوع دوم : عکس اينها ، تعصب ، تنگ نظري ، و خشکي ، سنن جاهلي و ايلي کهن ، امساک و خشک دستي ، تنگ گيري در تربيت و مديريت خانه و...
يکي از نمونه هاي اين گونه باورهاي نا مناسب با روح فرهنگ اسلامي ، مسأله برکناري زن از مسئوليت اجتماعي است که در اصل ، خود يک "شبه فرهنگ " است که با سوء استفاده از حساسيت اسلام نسبت به فساد اخلاقي ( رابطه نامشروع زن و مرد ) آموزه خانه نشيني وآفتابي نشدن زن رادر ميان جوامع اسلامي شايع ساخته و در نتيجه نيمي از افراد جامعه را از تلاش و فعاليت برکنار کرده است . در حالي که با رعايت شرايط عفاف ، بانوان بزرگ اسلام ، کار تعليم ، قافله سالاري ، مديريت ، طبابت ، بازرگاني و رهبري گروه هاي سياسي و معارض را برعهده داشته اند . عمق فاجعه و آنچه حقيقتا براي ما مسئله مي شود ، اين است که فرهنگ سازان استعماري صرفا به ترويج و تبليغ اين مرام ها اکتفا نمي کنند ، بلکه با تمام نيرو مي کوشند اين موارد را در مردم زير سلطه ، تزريق روحي نمايند .
امام خميني (ره ) نيز چه هوشمندانه به اين نکته توجه داشت : ما الآن در همه چيز ، به گمان همه ، يک نوع وابستگي داريم که بالاتر ازهمه ، يک وابستگي افکار است . افکار جوان هاي ما ، پيرمردهاي ما ، تحصيل کرده هاي ما ، روشنفکرهاي ما بسياري از افکار وابسته به غرب است وابسته به آمريکا است و لهذا حتي آنهايي که سوء نيت ندارد و خيال مي کنند مي خواهند خدمت بکنند به مملکت خودشان ، از باب اين راه را درست نمي دانند و باورشان آمده است که ما بايد همه چيز را از غرب بگيريم ، اين وابستگي را دارند . سرمنشأ همه ، اين وابستگي هاست که ما داريم . اگر ما وابستگي فرهنگي را داشته باشيم ، دنبالش وابستگي اقتصادي هم هست ،وابستگي اجتماعي هم هست ، سياسي هم هست. (4)
4- تسخير شؤون مادي فرهنگ ها
ايجاد تغيير در بنياد فرهنگي ملت هاي اسلامي از بنيادگرايي و اصول گرايي به تجدد طلبي و مدرنيسم ، هدف مهمي از سوي استکبار جهاني قلمداد و حتي دکترين زمامداران آنان مي شود . نيکسون ( رئيس جمهور اسبق آمريکا ) در اثري که چاپ کرده است ، به سردمداران کاخ سفيد توصيه مي کند : کليد سياست آمريکا بايد به صورت تدريجي اين باشد که فقط با رژيم هاي تجديد طلب همکاري استراتژيکي داشته باشيم و پيوندهاي خود را با رژيم هاي بنيادگرايي افراطي و راديکال ، به همکاري تاکتيکي محدود کنيم .(5)
روژه گارودي در کتاب آمريکا پيشتاز انحطاط توضيح داده است که چگونه آمريکا براي مقابله با ايران ، صدام حسين را تقويت نمود ؛ اما به محض آنکه کنترل منافع نفتي خليج فارس توسط وي تهديد شد ، به قيمت جان دويست هزار غير نظامي ، عراق را بمباران کرد و با محاصره اقتصادي آن ، بيش از پانصد هزار کودک را به هلاکت رسانيد . وي نتيجه مي گيرد که صحبت از ساختن سرمشقي بود تا به تمامي جهان سوم نشان داده شود که به هيچ قومي ، حتي به قيمت انهدامش ، اجازه داده نخواهد شد که به سطح بالاتري از تکنولوژي برسد يا از ثروت هاي ملي خود بدون کنترل قيمت آنها از طريق قدرت هاي بزرگ استفاده کند .(6)
 

پي نوشتها :


1- نهضت آزادي در انديشه و عمل ، کارگروه سياسي دفتر تبليغات اسلامي قم ، چ اول 1368 ، ص 98 .
2- فرهنگ انديشه نو ، جمعي از مؤلفان ، ترجمه گروهي ، ويراسته ع پاشائي ، انتشارات مازيار 1369 ، صص 875 و 579 .
3- روزنامه رسالت ، ش 4765 ، ( 71/4/18 )، ص 6 .
4- بيانات امام با جمعي از دبيران انجمن اسلامي آذربايجان شرقي ، 1358/8/4.( به نقل از ديدگاه هاي فرهنگي امام خميني ، کبري اسدي مقدم ، چاپ چهارم .
5- فرصت را دريابيم ، ريچارد نيکستون ، ترجمه حسين وفي نژاد ف انتشارات طرح نو 1371 ، ص 642 .
6- روژه گارودي ،آمريکا پيشتاز انحطاط ، ترجمه قاسم صنعوي ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1367 ، ص94 .

 

منبع : ماهنامه پويا شماره 5

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

نقاط مهم انرژی بدنتان را می شناسید ؟

 

تاكنون احساس كرده ايد كه يك روز سرشار از انرژي هستيد و روزي ديگر كسل ، خسته و بي حوصله؟ مطمئناً روزهائي كه احساس كسالت ، ملالت ، خستگي و بي حوصلگي به سراغتان مي آيد ، چاكراهايتان در حالت تعادل قرار ندارند. از اين رو با پاسخگوئي به سؤالات زير و شناسائي مراكز انرژی بدن ، قادر خواهيد بود اين احساسات ناخوشايند را از خودتان دور كرده و سرشار از انرژی شويد.

اگر امتياز شما بين 44 تا 76 است ، نقاط و مراكز انرژی تان در ناحيه پا واقع شده. اگر امتيازتان بين 77 تا 109 است ، نقاط انرژی تان در ناحيه كمر و شكم قرار دارد. اگر امتيازتان بين 110 تا 142 باشد ، نقاط و مراكز انرژی تان در دستها و بازوانتان و اگر امتيازتان بين 143 تا 176 است ، نقاط انرژی شما در ناحيه سر و صورت واقع شده است. از اين رو بايد در حفظ سلامت اين اندامهای حياتي ، مهم و سرشار از انرژی تان دقت بيشتری به عمل آوريد و به رفع اختلال و مشكلات احتمالي اين قسمت بدنتان بپردازيد.

 1) هيچ انسان يا موقعيتي در روز بعد ، درست مثل امروز نخواهد بود :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

2) وقتي قولي ميدهم ، به آن وفادار و پايبند خواهم بود :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                      ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

3) هميشه نگرانم كه روزي زندگي ام در نقطه اي از هم پاشيده شود :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

4) زندگي چيزي بيش از تقلا و تلاش دائمي براي حفظ بقا نيست :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

5) همه انسانها چيزي فراتر از جسم فيزيكي شان هستند :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                      ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

) هميشه از احساس قبلي و پيش آآگاهي هائي برخوردارم كه محقق ميشوند :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

7) گاهي اوقات از دست دادن كمي حيثيت ارزش به دست آوردن كلي پول را دارد :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                     ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

8) بيشتر اوقات خواب پول و چيزهائي را مي بينم كه روزي به دست خواهم آورد :

الف) كاملاً موافقيد 3 امتياز                                     ب) موافقيد 1 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

9) به شدت از شكست بيزارم :

الف) كاملاً موافقيد 3 امتياز                                     ب) موافقيد 1 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

10) هيچ عاملي در دنياي فيزيكي و مادي نميتواند سبب عقب ماندن روحم شود :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

11) اجتماعي كه در آن زندگي ميكنم هيچ حقي در قبال من ندارد :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                     ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

12) احساس ميكنم هيچ مكاني وجود ندارد كه به آن تعلق داشته باشم :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                     ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

13) گاهي اوقات در برخي از موقعيت ها و شرايط ، كه در تغيير دادن آنها احساس ناتواني ميكنم ، از افراد قدرتمند و با نفوذ ياري ميطلبم :

الف) كاملاً موافقيد 3 امتياز                                     ب) موافقيد 4 امتياز

ج) مخالفيد 1 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 2 امتياز

14) اشتباهي اساسي و بنيادين در فرهنگي وجود دارد كه در آن رشد كرده ام :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                     ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

15) هر زمان كه مجبورم از ديگران كمك بخواهم احساس خطر ميكنم :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                     ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

 ) احساس ميكنم شكست خورده ام و نتوانسته ام از زندگي خود بهره ببرم :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

17) به روشهاي گوناگون قادرم ابراز احساسات كنم و خويشتن حقيقي ام را نشان دهم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

18) از وقتي خودم را شناختم ، با اعضاي خانواده رابطه اي دوستانه داشته ام :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

19) هنگاميكه مي بينم ديگران چيزي دارند كه من از آن محروم هستم حسودي ام ميشود :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                     ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

20) من از قدرت دستيابي به اهداف مورد نظرم در زندگي برخوردارم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

21) هر زمان كه لازم باشد قادرم تغيير جهت داده و مسير زندگي ام را عوض كنم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

22) به شدت به وجود روح و زندگي پس از مرگ اعتقاد دارم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

23) اعمال و رفتاري وجود دارند كه هرگز قابل گذشت ، بخشايش و فراموش شدن نيستند :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

24) از سخناني كه ممكن است گاهي به زبانم بيايند وحشت دارم :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                     ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

25) با خود با ارزش و احترام رفتار ميكنم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

26) فردي كينه توز و حسود در نظر گرفته ميشوم :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

27) وقتي اوضاع بر وفق مرادم پيش نميرود ، از دست زمين و زمان عصباني ميشوم :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

28) بيشتر اوقات ديگران از نقاط ضعف من سوء استفاده ميكنند :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

29) هميشه احساس ميكنم بايد حقيقت امور را به زبان آورم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                      ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

30) خيلي سريع از كوره در ميروم و عصباني ميشوم :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

31) عده اي در زندگي ام وجود دارند كه هرگز قادر به بخشيدن شان نيستم :

الف) كاملاً موافقيد 3 امتياز                                      ب) موافقيد 4 امتياز

ج) مخالفيد 1 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 2 امتياز

32) هرگز تصور نميكردم از چنين زندگي برخوردار باشم ، ولي آن را به همين شكل هم دوست دارم :

الف) كاملاً موافقيد 3 امتياز                                      ب) موافقيد 4 امتياز

ج) مخالفيد 1 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 2 امتياز

33) هميشه از اين وحشت دارم كه روزي از نظر عاطفي ضربه بخورم :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتياز                                      ب) موافقيد 2 امتياز

ج) مخالفيد 3 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 4 امتياز

34) فعالانه و با جديت در تلاشم تا زخم ها و جراحات به جا مانده از گذشته را در زندگي ام ترميم كنم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

35) امروزه و در اين زمانه به هيچ چيز و هيچكس نميتوان اعتماد كرد :

الف) كاملاً موافقيد 3 امتياز                                    ب) موافقيد 4 امتياز

ج) مخالفيد 1 امتياز                                       د) كاملاً مخالفيد 2 امتياز

 36) برقراي ارتباط كلامي با ديگران ، عملي آسان و امكان پذير است :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                      ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                         د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

37) حتي زماني كه از نظر احساسي و عاطفي تحت تنش شديد قرار دارم ، باز هم قادرم قدمي به عقب بردارم و به طور واقع بينانه اتفاقات را مرور كنم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                     ب) موافقيد 3 امتیاز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                        د) کاملاً مخالفيد 1 امتیاز

38) نينديشيدن به ابعاد و جنبه هاي جسماني انسان ها برايم دشوار است :

الف) كاملاً موافقيد 1 امتیاز                                     ب) موافقيد 2 امتیاز

ج) مخالفيد 3 امتیاز                                        د) كاملاً مخالفيد 4 امتیاز

39) به خوبي قادرم از خود ، در برابر آسيب ها و صدمات احساسي و عاطفي محافظت و مراقبت به عمل آورم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                    ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                       د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

40) هر زمان كه يكي از عقايد و باورهايم به چالش كشيده ميشود و مجبور ميشوم كه طرز نگرشم را عوض كنم ، احساس خوشحالي به من دست ميدهد

الف) كاملاً موافقيد 3 امتياز                                    ب) موافقيد 4 امتياز

ج) مخالفيد 1 امتياز                                       د) كاملاً مخالفيد 2 امتياز

41) هميشه قبل از آنكه طرف مقابلم حرفي بزند ميتوانم سخنانش را حدس بزنم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                    ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                       د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

42) در زندگي ام هميشه با خويشتن برترم ارتباط خوبي داشته ام :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                   ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                      د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

43) در بيشتر موقعيت ها قادرم به سهولت ، نتايج و عواقب نهائي را تصور كنم :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                   ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                      د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

44) هر تجربه اي حتي تجربيات ناخوشايند و ناگوار ، امكان رشد و تعالي فردي را فراهم مي آورد :

الف) كاملاً موافقيد 4 امتياز                                   ب) موافقيد 3 امتياز

ج) مخالفيد 2 امتياز                                      د) كاملاً مخالفيد 1 امتياز

 

 متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

تاثیر نماز بر احساس امنیت روانی

  نويسنده : دکتر مجید ملک محمدی

 

 

 

سوره مبارکه انعام ـ آیه شریفه ۸۲ :

پس کدامیک از دو دسته مردم سزاوار به امنیت اند (بگویید) اگر می دانید! (بگو): کسانی که ایمان آورده اند و ایمان خود را به ستم نیامیخته اند.

هر چند که در پزشکی و زیست شناسی امروزی، واژه استرس به معانی متفاوتی به کار می رود، اما بر اساس تعریف "هانس سلیه" (روانشناس مشهور) استرس در پزشکی و روانپزشکی معمولا اشاره به موقعیت های روانی و اجتماعی متنوعی دارد که قادر به ایجاد بیماری های جسمی و روانی و سایر اختلالات رفتاری است.

مطالعات "هاروی برنر" (محقق برجسته استرس) نشان می دهد که آمار مرگ و میر، بیماری های جسمی، خودکشی و دیگرکشی، پذیرش به بیمارستان های روانی و زندان ها و ... در میان افرادی که در معرض استرس های گوناگون بوده اند، به مراتب بیشتر از افراد عادی است.

 از آنجا که زندگی انسان ها در عصر حاضر، با استرس های بسیار متعدد و گوناگونی همراه شده است و با توجه به این که لازمه زیستن و تداوم زندگی، سازش پذیری و مقاومت در برابر استرس هاست، لزوم برخورداری انسان از وسایلی که درجه مقاومت او را در مقابل استرس ها افزایش بخشند و احساس آرامش و امنیت روانی را در وجود او حکمفرما سازند، به وضوح احساس می شود.

چنانچه با دقت کافی و استناد به شواهد آماری به مکان هایی که استرس های متعدد زندگی، افراد را به آنجا می کشاند (مکان هایی مثل مطب پزشکان، بیمارستان های جسمی و روانی، قبرستان جوانمرگ ها !؟ ، زندان ها و .. ) سری بزنیم متوجه می شویم که تعداد مذهبی ها، در مقایسه با غیر مذهبی های حاضر در این قبیل جاها بسیار متفاوت است.

در کشور خودمان ۹۰ درصد محکومان زندان ها را افراد بی نماز تشکیل می دهند. یا مثلا آمار بیماران بستری در بیمارستان ها که با نماز بیگانه اند، به طرز باورنکردنی، بیش از اشخاص مقید به نماز است.

این موضوع نه فقط در کشورهای مسلمان، بلکه در سرتاسر جهان عمومیت دارد. به عنوان مثال: بررسی جوامع "هوتری‌" در آمریکای شمالی حاکی از آن بود که بروز اختلال روانی در آنها کمتر از سایر افراد جامعه است. جوامع هوتری نسبتا پایدار و منزوی هستند و در شرایط آرام کشاورزی و با عقاید دینی استوار زندگی می کنند.

بدین ترتیب می توان با فیلسوف بزرگ قرن اخیر "لیمان" هم عقیده بود، آنجا که گفته است: "دین و مذهب در زندگی به انسان اطمینان و تکیه گاه روحی می بخشد."

با این اوصاف "نماز" به عنوان برجسته ترین چهره ایمان، نقش بزرگی در ایجاد امنیت روانی و توانایی مقابله با استرس ها در انسان ایفا می کند و اگر به یاد آوریم که بیش از ۶۰ درصد مراجعه کنندگان به بیمارستان های عمومی، در واقع از یک مشکل روانی رنج می برند و بیماری های(روان تنی) در طب نوین روز به روز جایگاه مهم تری پیدا می کند، می توانیم از دریچه تازه ای درباره ی نقش نماز در بیماری های جسمی سخن بگوییم.

 منبع :http://www.sibtayn.com

 

لينکهای    
 هفته      

 

آشنایی با ویروس های کامپیوتری

 

ناگفته های مدیریتی

 

کمیاب ترین

 

پایگاه پرسمان قرآنی
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

 

ویژه نامه شهید محمد ابراهیم همت