مجله شماره پنجاه وسوم      

 سه شنبه 17 فروردین 1389                                                                            

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

ره آورد

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ 71 وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ 72 وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ 73 يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ 74 وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ 75 بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ 76 إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ 77

ترجمه فارسي مکارم

اى اهل كتاب! چرا حق را با باطل (مى ‏زميزيد و) مشتبه مى ‏كنيد (تا ديگران نفهمند و گمراه شوند)، و حقيقت را پوشيده مى ‏داريد در حالى كه مى ‏دانيد؟! 71 و جمعى از اهل كتاب (از يهود) گفتند: (برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد; و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند! (زيرا شما را، اهل كتاب و آگاه از بشارات آسمانى پيشين مى ‏دانند; و اين توطئه كافى است كه آنها را متزلزل سازد) 72 و جز به كسى كه از آيين شما پيروى مى ‏كند، (واقعا) ايمان نياوريد! بگو: هدايت، هدايت الهى است! (و اين توطئه شما، در برابر آن بى اثر است)! (سپس اضافه كردند: تصور نكنيد) به كسى همانند شما (كتاب آسمانى) داده مى ‏شود، يا اينكه مى‏ توانند در پيشگاه پروردگارتان، با شما بحث و گفتگو كنند، (بلكه نبوت و منطق، هر دو نزد شماست!) بگو: فضل (و موهبت نبوت و عقل و منطق، در انحصار كسى نيست; بلكه) به دست خداست; و به هر كس بخواهد (و شايسته بداند،) مى‏ دهد; و خداوند، واسع ( داراى مواهب گسترده) و آگاه (از موارد شايسته آن) است 73 هر كس را بخواهد، ويژه رحمت خود مى ‏كند; و خداوند، داراى مواهب عظيم است 74 و در ميان اهل كتاب، كسانى هستند كه اگر ثروت زيادى به رسم امانت به آنها بسپارى، به تو باز مى‏ گردانند; و كسانى هستند كه اگر يك دينار هم به آنان بسپارى، به تو باز نمى ‏گردانند; مگر تا زمانى كه بالاى سر آنها ايستاده (و بر آنها مسلط) باشى! اين بخاطر آن است كه مى ‏گويند: ما در برابر اميين ( غير يهود)، مسؤول نيستيم و بر خدا دروغ مى ‏بندند; در حالى كه مى ‏دانند (اين سخن دروغ است) 75 آرى، كسى كه به پيمان خود وفا كند و پرهيزگارى پيشه نمايد، (خدا او را دوست مى ‏دارد; زيرا) خداوند پرهيزگاران را دوست دارد 76 كسانى كه پيمان الهى و سوگندهاى خود (به نام مقدس او) را به بهاى ناچيزى مى‏ فروشند، آنها بهره‏اى در آخرت نخواهند داشت; و خداوند با آنها سخن نمى‏ گويد و به آنان در قيامت نمى ‏نگرد و آنها را (از گناه) پاك نمى ‏سازد; و عذاب دردناكى براى آنهاست 77

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

باسمه تعالی

 

 

همت مضاعف ، كار مضاعف

 

به نام خدا ، خدای پاكي ها و تابناكي ها ، خدای نور و خدای سرور.

همه پاكي ها آفريده خداست و آفرينش آفريدگار همه پاك و باصفاست. همه هستي نور است و سپيدي ، نه ناپاكي و پليدی ؛ پاكي ها آفريده خداست و پليدي ها پديده ای غير خدايي است.

دل سرخ غنچه ها عطرآگين است و قلب سبز جوانه ها ، زمردين.

چشمه زرد آفتاب زرين است و آبشار سپيد مهتاب ، سيمين.

سيماي سيمابگون برف سپيد است و دل درياي ژرف به رنگ اميد.

گلبرگ ها گل لطيف است و  گل نغمه هاي بلبل ، ظريف.

نسيم عدالت و داد ، روحنواز است و سموم ستم و بيداد با روح بشر ، ناساز.

... پس در اين نخستين روزهاي سال نو و نوروز باستاني و جشن بيداري طبيعت ، سجده كنيم بر سجاده سپيد سحر ، خدای سپيدی و سپيده را

سپاس گوييم در محراب آفتاب ، خدای نور و سرور را...

و تبریک می گوییم فرا رسیدن سال نو و نوروز باستانی را به همه اندیشمندان فرازمند .

سال نو را با شعار بنيادين  و گفتار نمادين همت مضاعف  ، کار مضاعف آغاز می کنیم ؛ با اين اميد و آرمان كه در اين سال نو با عزمي نوين همه تلاش و كوشش خود را در راه نهادينه كردن فرهنگ کار مضاعف مصروف داریم.

از كوچك ترين ذره موجود- اتم و سلّول- تا عظيم ترين كهكشان وجود، از كرات كبير تا سلول های صغير، همه گرد مي گردند، و راه خود در مي نوردند. همه جا يك نظم حاكم است، و ناشي از اراده يك ناظم است. در اتم الكترون به دور هسته، در منظومه شمسي قمر به دور زمين، زمين با ديگر سيّارات به دور خورشيد مي گردند، و خورشيد با همه خانواده سيارگانش همه وهمه به فرمان دادار، و امر پروردگار با يك نظم طواف مي كنند، و در يك نظام مصاف مي دهند. 

آن نظم  و نظام بر پایه انجام کار   می چرخد. کار سرچشمه همه تحولات در نظام آفرینش است.

از رويش گلبرگ تا ريزش تگرگ، از سرخي شفق تا سپيدی فلق، از ترنّم زلال چشمه مل تا تبسّم پر ناز و كرشمه گل، از شكفتن گل آفتاب تا خفتن او در دل دريای آب، از نگاه تابناك ستارگان تا پگاه پاك شب زنده داران، از فروغ چراغ ژاله تا داغ دل لاله، از صميميّت سيّال باران تا گلرقص زلال آبشاران، از سخاوت سرخ خورشيد تا طراوت سبز جوانة اميد، از گريه ابر گهربار تا خنده سبز سبزه زار همه و همه از حاكميت نظام  کار است .

 

همه اين زيبايي ها و فريبايي ها، همه اين گياهان و رياحين، و گل های عطر آگين و ميوه های ترش و شيرين همه از خاك مي رويند، و راه افلاك مي پويند.

اين رشد و رويش در پرتو كار و كوشش كارگر است، و اين حيات و حركت از بركت تلاش برزگر.

قصّه نگار آفرينش جان، و پروردگار پيدايش جهان، چون سرنوشت بشر را رقم زد، شهد شيرين نعمت ها را در نهانگاه مهد زمين آفريد. رمز دستيابي و راز كاميابي بشر را در كار قرار داد.

كار، مفتاح هر در است و رياح روح پرور.

كار، كليد بهره وری از منابع طبيعت آفريدگار، و خزانه های رحمت پروردگار است.

خداوند زمين را براي همه مردم نهاده، در آن ميوه و درختان خرمای جوانه دار، و دانه ها و گياهان خوشبو وجود دارد.(الرّحمن،12-9)

وَالْاَرْضَ وَضَعَها لِلْاَنامِ. فيها فاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذاتُ الاَكْمامِ. وَالْحَبُّ ذو الْعَصْفِ وَالرَّيحانِ

و خداوند بشر را به وسيله كار به آباداني زمين گماشت:

هُوَ اَنْشَأكُم مِنَ الْاَرْضِ وَ استَعْمَرَكُم فيها ..(هود،61)

او شما را از زمين پديد آورده و به آباداني آن گمارده است

 

كساني كه بدون انجام كار به وسيله استثمار سربار جامعه مي شوند، و از دسترنج ديگران زالو وار بهره مند مي گردند، دور از رحمت خدا هستند:

 

رسول خدا (ص) : مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقي كَلَّهُ عَلَي النّاس

هر كس در زندگي خويش بار دوش مردم شود از رحمت خدا محروم است.

(وسائل، ج 12 ، ص18)

عصاره بحث فوق را اين آيه قرآن بيان مي فرمايد:

وَ انْ لَيْسَ للانسانِ اِلاّ ما سعي (نجم،ي41)

و براي انسان سود و نفعي نيست مگر آنچه را كه در پرتو كار و كوشش به دست آورد.

در بخشي از آية 70 سوره هود مي فرمايد:

وَ وُفِيَّتْ كُلّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَهُوَ اَعْلَمُ بِما يَفْعَلُونَ

و هركس برابر كاری كه انجام داده است مزد تمام و كمال دريافت مي دارد و خداوند داناتر است به آنچه مي كنيد.

سوره شوري، آيه 15 مي گويد: لَنا اَعْمالُنا وَلَكُمْ اَعْمالُكُم

برای ماست كارهای ما و براي شماست كارهاي شما، هركس پاداش كار خود را دريافت مي كند.

امید که در رهگذر این سال پرتلاش بتوانیم  برداشتن گامی  هرچند کوچک و انجام اقدامی ولو اندک  را در راه نهادینه کردن فرهنگ کار  تحقق بخشیم.

 

روز جهانی بهداشت  ، روز سلامت

چهارشنبه هجدهم فروردين ماه برابر با هفتم آوريل ميلادي روز جهاني بهداشت است . اين روز جهاني در ايران به نام روز سلامت پاس داشته مي شود.

همه ساله روز 18 فروردین(7 آوریل) به عنوان روز جهانی بهداشت در کشور های مختلف جهان گرامی داشته می شود . در چنین روزی در سال 1948 میلادی در نیویورک   ، نخستین اساسنامه  کنفرانس بین المللی بهداشت از سوی سازمان بهداشت جهانی تدوین گردید . همچنین در ژوئن همان سال نخستین مجمع عمومی سازمان بهداشت جهانی در ژنو با حضور نمایندگان بیش از ۶۱ کشور جهان تشکیل شد . از آن سال به بعد همه ساله چنین روزی به عنوان روز جهانی بهداشت در  کشورهای مختلف گرامی داشته می شود .

در جمهوری اسلامی ایران  امر بهداشت همواره  به عنوان یکی از مباحث مبنایی در مباحث توسعه مندی کشور مد نظر بوده است . فصل بیست و پنجم  قانون" برنامه  سوم توسعه  اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور " به  بهداشت و درمان  اختصاص داده شده است :
 

ماده  192

الف ـ به ‌منظور افزایش کارایی و توسعه  خدمات بهداشتی درمانی در کشور و ایجاد تسهیلات جهت دسترسی آحاد مردم به این خدمات و تعیین حدود تصدی بخش دولتی و غیر دولتی اقدامات زیر انجام خواهد شد:

1- کلیه  خدمات بهداشتی اعم از شهری و روستایی به صورت رایگان توسط دولت ارائه می ‌گردد.

2-  خدمات درمان سرپایی روستاییان در واحدهای موجود توسط دولت ارائه می ‌شود. توسعه  مراکز درمان روستایی در مناطقی که امکان سرمایه ‌گذاری بخش خصوصی و تعاونی وجود ندارد ، توسط دولت انجام می‌ شود.

3- درمان سرپایی شهری در مراکز بهداشت و درمان شهری موجود به عهده  دولت است ؛لکن توسعه  آن با مشارکت بخش خصوصی و تعاونی خواهد بود. توسعه  فعالیت های بخش دولتی منحصر به مناطقی خواهد بود که جاذبه ‌ای برای بخش خصوصی وجود ندارد.

4-  ضمن استمرار تصدی دولت در درمان بستری برای مناطق توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته و شهرهای کوچک (کمتر از یک صد هزار نفر جمعیت) و تأمین تخت های آموزشی متناسب با تعداد دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی، توسعه  مراکز درمان بستری در شهرهای بزرگ (بیشتر از یک صد هزار نفر جمعیت) بر عهده  بخش غیر دولتی خواهد بود.

همچنین در شهرهای بزرگ جهت واگذاری امکانات درمان بستری موجود و ایجاد مراکز درمان بستری جدید برای بخش غیر دولتی با اولویت تعاونی‌های گروه پزشکی تسهیلات لازم ایجاد خواهد شد.

5-  سازمان بهزیستی کشورمکلف است در جهت سامان دهی و توانبخشی بیماران روانی مزمن و سالمندان، در سال اول برنامه  سوم نسبت به تهیه، تدوین و اجرای طرح سامان دهی بیماران یاد شده اقدام نماید. آیین‌نامه  اجرایی بند فوق با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان برنامه و بودجه تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.

ب ـ به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اجازه داده می‌ شود در جهت ارتقای کارایی و مشارکت کارکنان و مردم در مورد امکانات بهداشتی و درمانی و دارویی و توان بخشی خود با رعایت موارد مذکور در بند (الف) این ماده اقداماتي را بايد انجام دهد.

 

ماده  194

کلیه  مراکز تولید و توزیع موارد خوراکی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی و همچنین مراکزی که در زمینه‌های فوق خدماتی را ارائه می ‌کنند ،موظفند ضمن رعایت ضوابط بهداشتی که از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دستگاه های ذی ربط اعلام می ‌گردد ، نسبت به اخذ تأییدیه  ادواری از افراد حقیقی و یا حقوقی (دولتی و یا غیر دولتی) که صلاحیت آن ها حسب مورد از طرف دستگاه های سابق‌الذکر برای مدت معین تأیید شده است ، اقدام کنند.

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دستگاه های ذی ربط موظفند حسب مورد بر خدمات افراد حقیقی و یا حقوقی تأیید صلاحیت شده به صورت مستمر نظارت و در صورت مشاهده  تخلف ضمن رد صلاحیت آن ها موضوع را به مراجع قانونی ارجاع نمایند.
 

ماده  197

به ‌منظور نهادینه کردن امنیت غذا (دسترسی همه  افراد جامعه به غذای کافی و سالم و بهبود تغذیه  مردم و کاهش بیماری های حاصل از سوء تغذیه و ارتقای سلامت جامعه، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی موظف است حداکثر طی مدت یک سال نسبت به تعیین سبد غذایی مطلوب اقدام کند و برای تحقق آن دستگاه های ذی ربط باید اقدامات ذیل را به‌عمل آورند.

الف ـ وزارت خانه‌های فرهنگی و آموزشی و همچنین سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظفند نسبت به ارتقای فرهنگ و آگاهی های تغذیه ‌ای و ارائه  آمـوزش های لازم به منظور ترویج سبد مطلوب غذایی به عموم مردم اقدام کنند.

ب - شورای اقتصاد در توزیع منابع اعتباری یارانه‌ها در مورد مواد غذایی پس از کسب نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی زمینه  اجرای سبد مطلوب غذایی را فراهم خواهد کرد.

ج - به ‌منظور رفع سوء تغذیه  خانوارهای کم ‌درآمد، یارانه  کالاهای اساسی اعطایی به نیازمندان، روستاییان و ساکنان مناطق کمتر توسعه یافته نسبت به سایرین افزایش می ‌یابد.

د ـ به ‌منظور ارتقای سطح سلامتی مردم، مؤسسه  استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران موظف است حداکثر تا پایان برنامه  سوم استانداردهای ایمنی مواد غذایی را تکمیل و جهت اعمال نظارت بر کیفیت تولید و عرضه ی مواد غذایی به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سایر ذیربط اعلام کند.

هـ ـ ساختار و تشکیلات مناسب امنیت غذا و تغذیه در سطوح ملی و استانی طی مدت شش ماه از تصویب این قانون توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تهیه و پس از تأیید سازمان های امور اداری و استخدامی و برنامه و بودجه به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید. 

روز سلامت فرصتي است مغتنم براي ما و همه نهادهای آموزشي ، فرهنگي و اجرايي  و نيز همه مردم - كه صاحبان اصلي ملك و میهن اند - تا  مراحل اجرايي اقدامات ضروري و قانوني را به بررسي بنشينیم ؛ راه های رفته را باز نگریم و رفتارهای آينده را پيش بيني كنیم . راه بلند و شكوهمند سلامت جامعه بزرگ خود را تا کجا پیموده ایم و گام های بعدی را در چه مسیرها و با چه تدبیرهایی باید برداریم .

ضمن گرامی داشت این روز مهم برای همه پویندگان راه سلامت و جویندگان طرق سعادت جامعه آرزوی سلامت و سعادت روزافزون داریم.

 

روز ملی فناوری هسته ای 

هدف از برگزاری روز ملی فناوری هسته ای، تاکید جمهوری اسلامی ایران بر حق برخورداری از فناوری هسته ای به خصوص در زمینه چرخه سوخت اتمی است. در مراسم بزرگداشت روز ملی فناوری هسته ای رئیس جمهور اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران توانسته است با تلاش و همت گسترده جوانان دانشمند ایرانی به فناوری سوخت هسته ای دستیابی یابد ودر بیستم فروردین سال 1386 یعنی در سالروز آن به مرحله تولید صنعتی برسد.
ایران بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای خود و غنی سازی اورانیوم تنها در غلظت صنعتی تاکید داشته؛ اما برخی کشورهای غربی جمهوری اسلامی را به تلاش برای تولید اسلحه اتمی در پوشش برنامه های صلح آمیز هسته ای متهم کرده اند.

 تاریخچه آن 

20 فروردین ماه سال 1385 خبر دستیابی ایران به فن آوری غنی سازی اورانیوم و راه اندازی یک زنجیره کامل غنی سازی در نطنز اعلام شد. در پی این خبر با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، به پاس قدردانی از تلاش های افتخار آمیز دانشمندان جوان ایران اسلامی، بیستم فروردین ماه، مقارن با تکمیل چرخه سوخت هسته ای در تقویم رسمی ایرانیان روز ملی فن آوری هسته ای نام گرفت.

این فن آوری در برگیرنده بسیاری از علوم مهندسی و پایه است و در حال حاضر منحصراً در اختیار تعداد کمی از کشورهای جهان است. اهمیت کسب این فن آوری موجب جهش علمی و در همه زمینه های علمی و صنعتی در کشورمان شده است.

جمهوری اسلامی ایران در یک سال گذشته و پس از رفع تعلیق دو سال و نیمه فعالیت های هسته ای مرتبط با چرخه سوخت تا کنون دو زنجیره 164 تایی از دستگاه های سانتریفیوژ را نصب و راه اندازی نموده و در حال تکمیل زنجیره 3000 تایی سانتریفیوژ برای رسیدن بر تولید نیمه صنعتی سوخت هسته این نیروگاه در سایت نطنز است.

 

نگاهی به گذشته

از سال های پایانی دهه1950میلادی موج نگرانی از کاهش و پایان ذخایر سوخت‌های فسیلی برای تامین انرژی در جهان، سبب شد کشورهای زیادی به کاروان پرشتاب جویندگان فناوری اتمی بپیوندند.

کشو ر ما نیز که در آن زمان، یعنی حکومت پهلوی ، در جمع کشورهایی قرار داشت که ذخیره منابع نفتی رو به پایان داشتند.

بنابراین برای دستیابی به این سوخت جدید تلاش کرد . کشورهای غربی، ایران را به ‌عنوان نخستین اولویت برخورداری از انرژی اتمی در منطقه خاورمیانه اعلام کردند و در کوتاه ترین مدت، نخستین پروژه عملیاتی فناوری هسته‌ای در بوشهر توسط کارشناسان آلمانی با پشتیبانی آمریکا کلید خورد.

نخستین کشوری که ایران را به دستیابی به فناوری هسته‌ای ترغیب و این تکنولوژی را به ایران منتقل کرد ، ایالات متحده آمریکا بود، همان كشوري كه نخستین مخالف امروزی ایران در تحقق فعالیت های هسته‌ای است.

همان حمایت‌های آشکاری که ایران در سال 1958، به عضویت آژانس بین‌ المللی انرژی اتمی (I.A.E.A) درآمد و ایران در سال 1968، پیمان عدم تکثیر سلاح‌های هسته‌ای (N.P.T) را پذیرفت و در سال 1970، آن را در مجلس شورای ملی به تصویب رساند.

بعد از آن در سال 1974 میلادی، شرکت زیمنس آلمان، بر اساس قراردادی با دولت وقت ایران، ساخت دو راکتور هسته ای 1200 مگاواتی آب سبک را در بوشهر، بندری در جنوب ایران آغاز کرد و کارشناس آلمانی به همراه کارشناسان ایرانی در احداث این نیروگاه که در آن زمان یکی از بزرگ ترین نیروگاه های اتمی جهان به شمار می رفت، شرکت داشتند.

ایران یک قرارداد چرخه سوخت هسته‌ای 10 ساله قابل تمدید با آمریکا در سال 1974، آلمان غربی در سال 1976 و فرانسه 1977در سال منعقد نمود و کشورهای غربی در این دوره برای ارائه چرخه سوخت هسته‌ای از جمله غنی سازی به ایران با یکدیگر رقابت می‌کردند همان کشورهای که امروزه مخالف دستیابی به برنامه های هسته ای هستند.

اكنون هدف ما از برگزاري آيين هاي روز ملی فناوری هسته ای پای فشردن بر حقوق خود و  حقوق همه ملت های آزاد جهان بر بهره گیری صلح آمیز از انرژی خدادای هسته است.

پیروزی و بهروزی ملت بزرگ ایران را در این قلمرو و همه عرصه های علمی و فناوری از درگاه ایزد منان مسئلت داریم. 

 

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

ره آورد      

 

 

ره آورد

 

 ارتقاء امتیاز دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

بنام خدا

 

با لطف خداوند متعال و تلاش همه همکاران عزیز در حوزه های مختلف دانشگاه، امتیاز واحد رودهن از 1401 به 2322 افزایش یافت و زمینه برای تغییر درجه واحد، از " بسیار بزرگ " به " واحد جامع "  فراهم گردیده است.

 امید است با فعالیت مضاعف همکاران و پی گیری های مستمرمسئولین این امر به زودی محقق گردد; انشاء الله  

 در ذیل نسخه ابلاغ شده به واحد  از طرف سازمان مرکزی دانشگاه آزاد، از نظر شما می گذرد :

 

برای مشاهده تصویر با وضوح بالاتر لطفاً کلیک کنید

 

مديريت    
علوی     

 

پيش فرض هاى معرفت شناسى در مديريت اسلامى

ادامه از قسمت قبل

 

 

ديدگاه پست مدرنيسم در مديريت

ديدگاه هاى پست مدرن درسازمان نيز به دنبال دست يابى برکنترل فرايندهاى سازمانى هستند تا با رهايى از هرگونه قيد و بندى، راه را براى تجديد ساختار سازمانى فراهم سازند. پست مدرن، با پذيرش عقايد متنوع، ديدگاهى متضاد با مدرنيته است که افکار متکثر را نمى پذيرفت و معتقد به تبيين هاى علمى و جهان شمول بود. اين ديدگاه، به جاى پذيرش معيارهاى عام براى داورى در مورد صدق و کذب گزاره ها، معتقد است که حق و باطل يا خوب و بد بودن گزاره ها، ناشى از بازتاب ها و تجربه هاى فردى است که در چارچوب ساختار اجتماعى مشخص رشد يافته است. اين نظريه، بر نقش محورىِ قدرت در شکل بخشيدن به نمادهاى اجتماعى تأکيد مى کرد و ادعاهاى خردگرايى طراحان سازمان را، به عنوان ارزش پايه نمى پذيرفت، ولى در عوض، اهميت فوق العاده اى به باورهاى فرهنگى مى داد. در اين ديدگاه، اين فرض که چيزى در بيرون وجود دارد که مى توان به بررسى عينى آن پرداخت، و نيز، احتمال کشف قوانين جهان شمول يا نظم زيربنا براى تمام اعمال يا ويژگى هاى عاملان اجتماعى رد شد و به جاى تبيين، تفسير نشانده شد.
همان گونه که از اين مطالب به دست مى آيد، بينشى که بر نظريه هاى مديريت حاکم شد، بهويژه از طرح نظريه سيستمى به بعد، به طور کلى در سه دسته قابل تقسيم است: مدرن; نمادى ـ تفسيرى و پست مدرن، اين سه دسته، تفاوت هاى معرفت شناسانه اى دارند که به برخى از آنها در اينجا اشاره مى شود.
3. تفاوت هاى معرفت شناسى سه ديدگاه: مدرن، تفسيرى و پست مدرن
براى مقايسه اين سه ديدگاه، نياز به بيان نگرش اين سه ديدگاه به چگونگى معرفت عالم خارج است. معرفت شناسى، شاخه اى از فلسفه است که توجهش را به وارسى کيفيت شناخت جهان معطوف مى کند. اين نوع وارسى، محقق را به نهايى ترين لايه هاى متفاوت معرفتى اين سه ديدگاه رهنمون مى سازد که بخشى از آن، درباره نحوه حصول شناخت از جهان است.
بحث از اينکه آيا شناخت جهان، از عينيت برخوردار است، چنانکه پوزيتيويسم و تجربه گرايان باور دارند، و يا از ذهنيت ، آن گونه که ايده اليست ها به آن ملتزم اند، از اساسى ترين مباحث معرفت شناسى است. بنابراين دو ديدگاه معرفتىِ عينى گرا و ذهنى گرا، منعکس کننده دو تلقى متفاوت از کيفيت فهم عالم خارج شده اند. معرفت شناس عينيت گرا معتقد است که هر شخصى، توان فهم اشيا را از راه مشاهده مستقل و بىواسطه دارد. توجه به اين نکته ضرورى است که انتخاب اين ديدگاه معرفت شناسانه، به معناى باور اين مطلب است که موجودات خارجى، وجودى غيروابسته از معرفت ما به آنان دارند. اما ذهنى گراها معتقدند که شناخت ما از موجودات جهانى، با عبور از فيلتر ذهن شخص داننده صورت مى گيرد و درنتيجه، معرفت ما به عالم خارج، به طور جدّى تحت تأثير نيروهاى شناختى يا فرهنگى و اجتماعى است; بنابراين معرفت تنها براى شخص داننده و کسانى که با او و از موضع او، به طور مستقيم با موضوعِ مورد مشاهده درگير هستند، حاصل مى شود. درنتيجه اين ديدگاه، دوگانگى بين عينيت و ذهنيت، معرفت شناسى و هستى شناسى را کاملا متغير و بى ثبات مى پندارد و آنان را محصول مجموعه اى از فرآيندهاى فرهنگى و اجتماعى مى داند که در مکان و زمان ويژه اى جريان دارند. اين برداشت از معرفت به جهان، ريشه تمامى تفاوت ها را در معنايابى مى داند و بر اين امر اصرار مىورزد که زبان، ابزارى براى پاسخ گويى به اين پرسش هاست: چگونه مى دانيم؟ (معرفت شناسى) و چه چيز مى دانيم؟ (هستى شناسى).
ريشه ها و نشانه هاى ديدگاه مدرنيسم، در ذهن معرفت شناس عينى گرا قابل جستوجوست; در حالى که ديدگاه نمادى ـ تفسيرى، ريشه در معرفت شناسى ذهنى گرا دارد. تئوريسين هاى مدرن باور دارند که پديده هاى مورد مطالعه آنان، در خارج، وجودِ عينى دارند و مى توان براى اثبات و انطباقشان با واقع، وارد آزمون شد. اين نوع معرفت شناسى، الگوى مطالعه پديده هاى فيزيکى و انسانى شده است. به اعتقاد برخى صاحب نظران، روش مطالعه در پديده هاى فيزيکى، بايد در مطالعه پديده هاى انسانى و اجتماعى براى رسيدن به قوانين عام جهان شمول مدّنظر قرار گيرد. اما با ورود اهداف، معنايابى و تفسير در تبيين مقوله هاى انسانى، توسط ديدگاه هايى چون نمادى ـ تفسيرى، که نشان دهنده رگه هايى از معرفت ذهنى واقع در عقبه معرفتى اين ديدگاه بود، چرخشى اساسى در روش مطالعه پديده هاى فيزيکى و انسانى به وجود آمد. در معرفت شناسى ذهن گرا، اين مهم نيست که آيا هستى هايى واقعاً مستقل از شخص مشاهده گر وجود دارند يا نه، بلکه مهم، بحث از شناخت اين موجودات است که ذهنى گرايان مدعى اند اين شناخت بدون درگير شدن در تجارب ذهنى افراد ـ که تحت تأثير نفوذهاى فرهنگى و اجتماعى قرار دارند ـ امکان پذير نيست.
پست مدرنيست ها که معتقدند ذهنيت افراد در زمينه هاى فرهنگى و اجتماعى شان شکل گرفته است، اين ديدگاه را بسط داده اند. به باور آنها، مفهوم فرد يا خود محصول ساخت نيروهاى فرهنگى و اجتماعى است که در حوزه کاربرد زبان، در قالب فعاليت هاى لفظى مطرح مى شود; در حالى که ديدگاه هاى قبل از مدرنيته، بيش ترين تحقيقاتشان در مورد دو موضوع بود: يکى بررسى تأثيرهاى نظام صنعتى بر اجتماع (نگرش جامعه شناسانه) و ديگرى چگونگى هدايت سازمان ها به کارآيى و اثربخشى بيش تر (نگرش مديريتى). ديدگاه مدرنيته موضوع مورد مطالعه را از مديريت و جامعه به خود سازمان تغيير داد و هدف تحقيقاتش را يافتن تبيين هاى مناسب براى شکل هاى متنوع سازمان ها و نتايجى که آنها از اين تنوع شکلى به دست مى آورند (عملکرد، سودآورى و کنترل) قرار داد. ديدگاه مدرنيسم، با التزام به معرفت عينىِ عالم خارج، موضوع مورد مطالعه خود را سازمان، به عنوان يک واقعيت عينى، قرار داد که مى توان به صورت دقيق، ابعاد و اندازه هاى آن را سنجيد، همان طور که مى توان ارتفاع يک ميز را سنجيد.
ديدگاه نمادى ـ تفسيرى هم مطالعه اش را بر سازمان متمرکز کرد، اما با اين پيش فرض که شناخت ما از عالم، بيشتر از آنچه بايد عينى باشد، ذهنى است. اين ديدگاه، به جاى تلقى از سازمان به عنوان يک پديده عينىِ قابل اندازه گيرى و تجزيه و تحليل، بيش تر تمايل دارد سازمان را يک پديده ذهنىِ معنادار تلقى کند که بايد فهميده و درک شود. ديدگاه پست مدرنيسم دوباره موضوع را از سازمان به تئورى و تئوريزه کردن سازمان کشيد و کانون توجه خود را به نظريه پردازانى معطوف کرد که درصددند سازمان را به همان صورتى که هست شناسايى کنند. سرانجام، ديدگاههاى مدرن، روش تحقيق را بر توصيف هاى آمارى و تجزيه و تحليل جنبه هاى عينىِ سازمان مبتنى کردند تا زمينه را براى مطالعات تطبيقى بين سازمان ها فراهم آورند.
روش تحقيق ديدگاه نمادى ـ تفسيرى، مبتنى بر تکنيک هاى قوم نگارى ، مانند مشاهده همدلانه و مشارکتى و گفتوگوى قوم نگارى است و نتيجه آن در توصيف هاى نقلى و تجزيه و تحليل هاى موردى بروز مى کند. نگرش پست مدرن، روش هايى مانند ساختارزدايى و ديگر اشکال انتقادى توسعه يافته در نظريه ادبيات را، همراه با نگرش انتقادى و تاريخى مارکسيست و نئومارکسيست و نظريه فيمينيسم در تبيين پديده هاى سازمانى به کار مى گيرد. نتيجه مهم تحقيقات پست مدرن، افزودن نظريه خودبازتابى است. تفاوت بين اين خودبازتابى با آنچه مديريت کلاسيک به عنوان بازتاب فردى مطرح مى کرد، در انجام تحقيقات است. در نظر مديريت کلاسيک، بازتاب فردى عبارت بود از بازگو کردن تجربه هاى مديرانى مانند تيلور، فايول و ديگران که در سايه به کارگيرى فرد به عنوان تنها معيار عقلانيت، به دست آمده بود. اما خودبازتابى در ديدگاه جديد، عبارت از خود آشکار ساختن نظريه پردازان سازمان است. در دوره کلاسيک، فرض اين بود که صاحبان قدرت، مانند مالکان و مديران سازمان، حق صحبت کردن و نفوذ در ديگران را دارند، اما پست مدرنيست ها معتقدند که صاحبان قدرت، مانند نويسندگان نظريه هاى سازمان و مديران، مسؤوليت دارند که تفکرات و انگيزه هاى درونى خود را آشکار سازند، ولى اين مسؤوليت براى تأثيرگذارى و نفوذ آنها در ديگران نيست. مدرنيست ها بيشتر به دنبال تمرکز قدرت در دست مديران بودند، در حالى که پست مدرنيست ها، سعى بر توزيع قدرت به وسيله افزايش تعداد سودبران دارند که صداى آنها در تصميم گيرى سازمان شنيده مى شود. در مواردى که مدرنيته سعى بر افزايش قدرت و کنترل از سوى مديريت دارد، توجه پست مدرنيسم بيشتر به امور اخلاقى معطوف است. به اعتقاد پست مدرنيست ها، تفکيک بين عين و ذهن، کارى مشکل است و تفکيکى که از سوى مدرنيست ها تحميل شده، دل خواه و فاقد پشتوانه و دليل محکم است. (هاتچ، 1997، ص47ـ51)
همان گونه که گذشت، دانش مديريت اسلامى، برآمده از آبشخورهاى فکرى اى است که بدون درک و فهم صحيح آنها نمى توان معناى محصّلى از مديريت اسلامى ارائه داد; چرا که اگر اين مديريت اسلامى را بديل ديگر مکتب هاى مديريتى ـ که تحت نام علم مديريت جمع اند ـ قرار دهيم، به شدت از جهت منبع و ابزار معرفت و ديدگاه در مورد هستى و تلقى از انسان، با يکديگر در تعارض اند; بنابراين، بدون شناخت جهات گفته شده نمى توان آن را به عنوان بديلى در راستاى ديگر مدل هاى مديريتى مطرح کرد. براى کسانى نيز که به دليل نقص در ديگر بديل ها، در پى يافتن بديل يا بديل هاى مناسب اند، به علت همين عدم معرفت از مبانى نظرى، چنين دانشى بى معنا جلوه خواهد کرد. بنابراين، ضرورى است به عنوان پيش فرض به ديدگاه معرفت شناسى ـ که مديريت اسلامى بر آن مبتنى است ـ پرداخته شود.
 

ادامه دارد...

 

جمله      
 مديريتی
    

 

حل مشکل

 

مشکلی که خوب تشریح و حلاجی شده باشد نصفش حل شده است.

چارلز کیترنیک
 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:

اِذا أرادَت أَمراً فَعَلَیك بــِالتَؤُدَة حَتّی یریكَ اللهُ مِنهُ المَخرج.

 
وقتی خواستی كاری را انجام دهی، تأمل كن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد.

(كنز العمال ، ج 3 ، ص 99 ، ح 5677)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

چند روز در سال کار می کنی؟

يک کارمند پس از 2 سال خدمت پي برد که ترفيع نمي گيرد، ارتقاء نمي يابد، حقوقش افزايش نمي يابد، تشويق نمي شود. بنابراين او تصميم گرفت که پيش مدير منابع انساني برود.

مدير با لبخند او را دعوت به نشستن و شنيدن يک نصيحت کرد: از تو به خاطر 1 يا 2 روز کاريی که تو واقعاً انجام مي دهي، تقدير نمي شود.

مرد از شنيدن آن جمله شگفت زده شد اما مدير شروع به توضيح نمود. 

مدير : يک سال چند روز دارد؟

مرد: 365 روز، بعضي مواقع 366.

مدير: يک روز چند ساعت است؟

مرد: 24 ساعت

مدير: تو چند ساعت در روز کار مي کني؟

مرد: از 10صبح تا 6 بعدازظهر؛ 8 ساعت در روز.

مدير: بنابراين تو چه کسري از روز را کار مي کني؟

مرد: 3/1  

مدير: خوب باشه!! 3/1 از 366 چند روز مي شود؟

مرد: 122 روز.

مدير: آيا تو تعطيلات آخر هفته را کار مي کني؟

مرد: نه آقا.

مدير: در يک سال چند روز تعطيلات آخر هفته وجود دارد؟

مرد: 52 روز شنبه و 52 روز يکشنبه، برابر با 104 روز.

مدير: متشکرم. اگر تو 104 روز را از 122 روز کم کني، چند روز باقي مي ماند؟

مرد:18 روز.

مدير: من به تو اجازه مي دهم که  2 هفته در سال از مرخصي استعلاجي استفاده کني .حال اگر 14 روز از 18 روز کم کني ، چند روز باقي مي ماند؟

مرد: 4 روز.

مدير: آيا تو در روز جمهوري (يکي از تعطيلات رسمي مي باشد) کار مي کني؟

مرد: نه آقا.

مدير: آيا تو در روز استقلال (يکي ديگر از تعطيلات رسمي مي باشد) کار مي کني؟

مرد: نه آقا.

 مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟

مرد: 2 روز آقا.

مدير: آيا تو در روز اول سال به سر کار مي روي؟

مرد: نه آقا.

مدير :بنابراين چند روز باقي مي ماند؟

مرد: 1روز آقا.

 مدير: آيا تو در روز کريسمس کار مي کني؟

 مرد: نه آقا.

مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟

مرد: هيچي آقا.

 مدير: پس تو چه ادعايي داري؟

 مرد: !!!

 

 نتيجه اخلاقي: هرگز از مديريت منابع انساني کمک نخواهيد.

 مديريت منابع انساني = HR يعني High Risk = ريسک بالا

 

حکايت     
مديريتی    

 

تست مدیریت حرفه ای!



 

کوئيز زير از چهار سؤال تشکيل شده که به شما خواهد گفت آيا براي اين که يک مدير حرفه اي باشيد، شايستگي لازم را داريد يا نه. سؤال ها مشکل نيستند. در مورد هر سؤال اول سعي کنيد خودتان پاسخ بدهيد و بعد با هايلايت کردن قسمت بعد از آن سؤال، پاسخ را بخوانيد تا ببينيد درست جواب داده ايد يا خير. (پاسخ ها به رنگ زمينه هستند و بعد از انتخاب متن به وسيله ماوس، قابل مشاهده خواهند بود)

1- از شما خواسته شده يک زرافه را در يخچال قرار دهيد. چطور اين کار را انجام مي دهيد؟
 

پاسخ:

درب يخچال را باز مي کنيم. زرافه را داخل يخچال مي گذاريم و سپس درب آن را مي بنديم. هدف از اين سؤال اين است که مشخص شود آيا شما از آن دسته افرادي هستيد که تمايل دارند مسائل ساده را خيلي پيچيده ببينند يا خير!

2- حال از شما خواسته شده يک فيل را در يخچال قرار دهيد. چه مي کنيد؟
 

پاسخ:

 آيا پاسخ شما اين است که درب يخچال را باز مي کنيم و فيل را در يخچال مي گذاريم و درب آن را مي بنديم؟
نه! اين درست نيست!
پاسخ صحيح اين است که درب يخچال را باز مي کنيم. زرافه را از يخچال خارج مي کنيم. فيل را در يخچال مي گذاريم و درب آن را مي بنديم. اين سؤال براي اين است که مشخص شود آيا شما به نتايج کار هاي قبلي خود و تأثير آن بر تصميم گيري هاي بعدی تان فکر مي کنيد يا خير.


3- شيرشاه يک کنفرانس براي حيوانات جنگل ترتيب داده است که به جز يک حيوان، همگي حيوانات در آن حضور دارند. آن يک حيوان غايب کيست؟


پاسخ:

اگر پاسخ داده ايد که اسکار برادر کوچک شيرشاه حيوان غايب است باز هم اشتباه کرده ايد. يادتان رفته که فيل الان در يخچال است؟ پس حيوان غايب اين جلسه بايد فيل باشد! هدف از اين سؤال اين است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجيده شود.
اگر تا اين جا به سؤالات پاسخ درست نداده ايد نگران نباشيد. هنوز يک سؤال ديگر مانده است.


4- بايد از يک رودخانه عبور کنيد که محل سکونت کروکوديل هاست. شما قايق نداريد. چه مي کنيد؟
 

پاسخ:

 خيلي ساده است! به داخل رودخانه پريده و با شنا کردن از آن عبور مي کنيد. کروکوديل ها؟ آن ها الان در جلسه ای هستند که شيرشاه ترتيب داده! هدف از اين سؤال اين است که مشخص شود آيا از اشتباه های قبلي خود درس مي گيريد که دوباره آن ها را تکرار نکنيد يا خير!
 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

مدیر؛ هدایتگر از "وضع موجود" به "وضع مطلوب"

 

 

سازمان‌ها از شالوده‌های اصلی اجتماع امروزی هستند و مدیریت، مهم‌ترین عامل در حیات، رشد و بالندگی یا نابودی سازمان‌هاست. مدیر، روند حرکت از "وضع موجود" به سوی "وضعیت مطلوب" را هدایت می‌کند و در هر لحظه، برای ایجاد آینده‌ای بهتر در تکاپوست.
گذشته با تمام اهمیت و آموختنی‌هایش و با تمام تاثیری که می‌تواند بر آینده داشته باشد، اتفاق افتاده است و هیچ نیروی بشری، قادر نیست آن را دگر بار و به گونه‌ای متفاوت بیافریند، ولی آینده در پیش است و قسمت مهمی ‌از آن به آنچه "امروز" می‌گذرد ربط پیدا می‌کند.
مدیران در سازمان‌ها، نقش‌های متفاوتی را ایفا می‌کنند که بر حسب شرایط زمانی، مکانی و نوع کار، این نقش‌ها متفاوت و متغیر است و شناسایی این نقش‌ها در بهبود عملکرد تاثیر بسزایی دارد.
بیان نقش‌ها و ماموریت‌ها در کل سازمان شامل تعیین کلی نوع عملیاتی است که سازمان مسوول اجرای آن است. این عملیات در زمینه‌هایی چون خدمات سازمان، ارباب رجوع، روش‌های سازمانی و فلسفه وعملیات اجرا می‌شود.
"نقش" عبارت است از رفتار و وظیفه‌ای که فرد در یک گروه کاری برعهده دارد.
نقش‌ها مجموعه‌ای از رفتارهایی هستند که اشخاص در زمینه مشاغل و وظایف خود از پست‌ها و موقعیت‌هایشان انتظار دارند. نظریه نقش تلاش می‌کند، توضیح دهد که چگونه این انتظارات اجتماعی بر رفتار کارکنان تاثیر می‌گذارد.
پرده نقش عبارت از تصویر لحظه‌ای از تعامل مداوم میان دو نفر است. در هر پرده‌ای از داستان، یک فرد نقش فرستنده و دیگری نقش پذیرنده را دارند که سعی می‌کنند نقش خود را به خوبی ایفا کنند.
مطابق با هر نقش، رفتارهای عملی و نگرش‌های خاصی وجود دارند که پدید آورنده "هویت نقش" است. اگر شرایط لازم برای نقش‌ها، خوب تبیین نشوند، هویت‌ها را‌ هاله‌ای از ابهام فرا می‌گیرد و افراد به الگوهای رفتاری قدیم باز می‌گردند.
تفریط نقش هنگامی ‌پیش می‌آید که افراد کار کمی ‌برای انجام دادن داشته باشند یا کار آن‌ها تکراری و یکنواخت باشد.
نظر شخص در مورد نحوه عمل در موقعیتی خاص، "درک نقش" نام دارد. در حقیقت افراد بر پایه تعبیری که از نحوه اعتقاد خود نسبت به چگونگی رفتارشان دارند، به رفتارهایی معین دست می‌زنند.
نظر دیگران در مورد نحوه عمل خود در موقعیتی خاص، "انتظارات نقش" نام دارد. تعیین چگونگی رفتار ما تا حدود زیادی به تعریف نقش در زمینه‌ای که در آن عمل می‌کنیم مربوط می‌شود.
اضافه باری نقش موقعیتی است که در آن فرد احساس می‌کند توقعات کار بیش از توانایی وی یا بیش از مدت زمان لازم برای انجام کار است.
موقعی که افراد نقشی را می‌پذیرند، یک سلسله امیدها و آرزوهایی برای خود، در آن مجسم می‌کنند. وقتی این انتظارات محقق نمی‌شود (برای نمونه کارشان ایجاد چالش نکرده یا پاداش‌های دریافتی نامکفی به نظر می‌رسد) در این افراد نارضایتی از نقش به وجود می‌آید و محرومیت‌ها یا ناکامی‌های خود را در جهات متعدد به نمایش می‌گذارند، مثلا برخی از افراد ترجیح می‌دهند که به ستیزه‌جویی روی آورند و باعث تعارض در سازمان می‌شوند.
ابهام در نقش از اطلاعات ناکافی، یا عدم اطلاع درخصوص چگونگی انجام یک شغل ناشی می‌شود. این ابهام ممکن است معلول آموزش ناکافی، ارتباطات ضعیف، گوشه‌گیری تعمدی یا تحریف اطلاعات توسط یک همکار یا سرپرست باشد.

 

نکات       
مديريتی    

 

اقدامات عملی برای نهادینه شدن نوآوری در سازمان

 

 

1 - هراس را در سازمان خود از بين ببريد. نوآوري به معناي انجام چيزي جديد است، برخي كارها ممكن است به نتيجه نرسند. اگر افراد از شركت هراس داشته باشند، به افرادي خلاق مبدل نخواهند شد.

2 - نوآوري را به عنوان جزئي از سيستم ارزيابي عملكرد براي هر شخص مطرح كنيد. سازمانها بايد از كاركنان خود در پايان دوره ارزيابي سوال كنند كه چه نوآوري ای انجام دادند و تاثير آن بر كار چه بوده است.

3 - فرآيند و سيستم نوآوري را مستندسازي كنيد به نحوي كه هر فرد آن را درك كند و نقش خود را نيز در اين فرايند به روشني دريابد.

4 - آزادي عمل كافي به كاركنان خود اعطا كنيد تا آنها قادر باشند ايده ها و فرصتهاي جديد را مطرح و با عوامل درون سازماني و برون سازماني همكاري كنند.

5 - اطمينان حاصل كنيد تمامي اعضاي سازمان استراتژي كلي شركت را درك كرده اند و همچنين كليه تلاشهاي نوآوري در راستاي استراتژي كلي شركت است، البته سيستم بايد به صورتي باشد كه ايده هاي خارج از چارچوب را نيز كه مفيد به نظر مي رسند مديريت كند.

6 - به افراد آموزش دهيد كه محيط را براي روندهاي جديد، فناوريهاي نوين و تغييرات چارچوبهاي فكري مشتريان مورد بررسي و آزمايش قرار دهند.

7 - به افراد، اهميت تنوع در سبكهاي تفكر، تجربيات، ديدگاهها و تخصصها را آموزش دهيد. همچنين انتظار تنوع و تفاوت را در كليه فعاليتهای نوآورانه داشته باشيد.

8 - معيارهای مطلوب بر ايده آل ها استوار است. باوجود اين، معيارهـاي محدودتر نيـز مي توانند ما را به حالت ايده آل نزديكترسازند و آنها به نوبه خود براساس تجارب، مفروضات و چارچوبهاي ذهني قبلي ما متصل مي گردند.

9 - تيم های نوآوري از تيم هاي پروژه هاي معمول متفاوتند. آنها نيازمند ابزارها و چارچوبهاي فكري متفاوتي هستند. كاركنان را به اندازه كافي در اين زمينه ها آموزش داده و هدايت كنيد تا هنگام كار در تيم هاي نوآوري موفق باشند.

10 - سيستم مديريت ايده ها را ايجاد يا تهيه كنيد تا افراد تشويق شوند فرصتها و قابليتهاي جديد را شناسايي، ايجاد يا ارزيابي و ايده های خود را ارائه كنند. از ایده های مطلوب به نحو مقتضی و مناسب قدردانی نمایید
.

 

منبع: وبلاگ مدیرستان

 

مقاله      
مديريتی    

 

قاطعيت در مديريت

علی نصر اصفهانی

 

 

چكيده

هدف از طرح موضوع قاطعيت اين است كه به افراد كمك شود در روابط خود با ديگران بيشتر به اصل مساوات و شرط انصاف برسند. مديران در موقعيتهاي مختلف به روشهايي احتياج دارند تا بي آنكه به شأن و منزلت كسي خدشه وارد شود، مشكل خود را با ديگران درميان گذارند. در اين وضعيت برخي احساسات خود را پنهــان مي كنند و ناراحت باقي مي مانند و گروهي ديگر به شخصي كه آنان را ناراحت كرده حملــه ور مي شوند. اين بحث به مساوات اعتقاد دارد نه توصيه مي كند سرتان را پايين بيندازيد و راه خود را برويد و نه به طرف مقابل حمله ور شويد. مجبور نيستيد براي آنكه مرعوب ديگران نشويد آنها را مرعوب كنيد. مجبور نيستيد كه به هر ساز ديگران برقصيد. مدير قاطع مي تواند به طور مستقيم و صادقانه با اين نگرانيها روبرو شود و تا حد امكان به همگان و ساير مديران در سازمان به چشم برابر نگاه كند، قاطعيت، روابط مثبت ميان اشخاص و احترام آنها به يكديگر را تشويق مي كند. موانع چندي بر سر راه مطرح شدن موضوع قاطعيت وجود دارد. به اين ترتيب كه برخي حق قاطع بودن را از خود دريغ مي كنند و برخي از افراد از قاطعيت داشتن هراسان مي شوند.


مقدمه

بسياری از والدين هر وقت فرزندان آنها خواسته اند براي احراز حق خود قاطعيت نشان دهند با آنها مخالفت كرده اند. معلمان به شاگردان مطيع پاداش مي دهند و با آنهايي مخالفت مي كنند كه مخالف روشهاي آموزشي ايشانند. در گذشته خيلي از كاركنان آموخته اند كه اگر بخواهند حرفشان را بزنند از ترقي و اضافه حقوق خبري نخواهدبود و ممكن است كار خود را نيز از دست بدهند. اما روز به روز پيشرفتهايي براي ايجاد جامعه اي مبتني بر ارزشهاي قاطعيت، حاصل شده است. افراد نسبت به گذشتــــه راحتتر نظر خود را بيان مي كنند. روابط ميان افراد به برابري طرفين توجه دارد هرچند رفتار بعضي از مديران به گــونه اي است كه اگر در عصر قبلي زندگي مي كردند، خوشحالتر بودند. اما به دلايل متعدد، محل كار تا حد زيادي انساني تر شده است و كاركنان ابراز عقيده مي كنند و به رغم مخالفت رئيس، ديـــدگاههاي خود را بازگو مي كنند. قاطعيت براي همـه افراد در سازمان مي تواند سودمند باشد و نتايج سودمندي فراهم كند به نحوي كه مدير قاطع رابطه بهتري با زيردستان و برخورد موثرتري با مافوق خود دارد. رفتار قاطع اغلب با رفتار پرخاشگرانه اشتباه مي شود. ازجمله تمايزات اساسي ميان مديران قاطع و مديران پرخاشگر اين واقعيت است كه مدير قاطع مورداحترام ديگران است، همان گونه كه براي خود ارزش و احترام قايل مي شود، به ديگران نيز احترام مي گذارد. چنين مديري به جاي آنكه ديگران را مجبور به تبعيت از خواسته هاي خود كند با آنهــــا مشورت مي كند. درحالي كه مديران پرخاشگر به تابعيت محض زيردستان عادت كرده اند نه مشاركتشان. در اين مقاله تلاش شده است براي چيره شدن بر اين موانع به افراد كمك شود. هدف آموزش قاطعيت، ياد دادن هنر ارتباط عميق با ديگران، برخورد جدي با كار و زندگي و تسلط بر خويش است.


تعريف قاطعيت

قاطعيت يكي از جنبه هاي قابل اصلاح ارتباط ميان افراد است. اين مهارت مي تواند افراد را در برخورد با همكاران مافوق و زيردست بسيار ياري دهد. به اعتقاد لازاروس قاطعيت داراي چهار مؤلفه است. اول، رد تقاضا دوم، جلب محبت ديگران و مطرح كردن درخواستهاي خود، سوم، ابراز احساسات مثبت و منفي و درنهايت، شروع، ادامه و خاتمه گفتگوها (هارجي و ديگران، 1377، ص 296). به اعتقاد كيت ديويس قاطعيت فرايند بيان احساسات، درخواست تغييرات، دادن و دريافت كردن بازخـــور صادقانه است(DAVIS AND ET.AL 2002, P.269) . لنج و جاكوبسكي معتقدند قاطعيت عبارت است از گرفتن حق خود و ابراز افكار، احساسات و اعتقادات خويش به نحوي مناسب، مستقيم و صادقانه به صورتي كه حقوق ديگران زيرپا گذاشته نشود (هارجي و ديگران، 1377، ص 297). قاطعيت با درك و پذيرش اينكه هر فردي حق انتخاب و كنترل زندگي خود را دارد آغاز مي شود. قاطعيت به معناي بهره كشي از ديگران نيست، بلكه به معناي محافظت از خود و منابع خود است (بركو، 1378، ص 213). هر تعريفي كه از قاطعيت موردقبول قرار گيرد بايد در آن بر رعايت و احترام به حقوق خود و ديگران تاكيد و بين گرفتن حقوق خود و پايمال كردن حقوق ديگران تمايز قايل شد.


مراحل

برای نشان دادن قاطعيت در يك وضعيت خاص لازم است پنج مرحله طي شود. هنگام مواجه شدن با يك وضعيت غيرقابل تحمل، افراد قاطع آن وضعيت را به طـــور عيني توصيف مي كنند، واكنش عـــــاطفي نشان مي دهند، با وضعيت ديگران همدلي مي كنند، سپس آنها بديلهايي براي حل مسئلـــه ارائه مي كنند و پيامدهاي (مثبت و منفي) كه ايجاد خواهدشد را بازگــو مي كنند. (DAVIS, 2002, P.269) (جدول شماره يك)
البته طي كردن اين پنج مرحله ممكن است در تمام شرايط لازم نباشد. از اين پنج مرحله گاهـي فقط توصيف وضعيت موجود و ارايه راه حل ضرورت دارد. بكارگيري ديگر مراحل اين فرايند به اهميت مشكل و روابط بين افراد بستگي دارد.


كاركردها

مهارت قاطعيت به فراخور موقعيت چند هدف را برآورده مي سازد. به طور كلي استفاده ماهرانه از قاطعيت به فرد كمك مي كند كه:
- جلو پايمال شدن حقوق خود را بگيرد؛
- تقاضاهاي نامعقول ديگران را رد كند؛
- بتواند از ديگران درخواستهاي معقولي داشته باشد؛
- با مخالفتهاي نامعقول ديگران، برخورد درست و موثري بكند.
- حقوق ديگران را به رسميت بشناسد؛
- رفتار ديگران در برابر خود را تغيير دهد؛
- از رفتارهاي پرخاشگرانه غيرضروري خودداري كند؛
- در هر موردي موضع خود را با اعتماد به نفس و آزادانه مطرح سازد.


زمينه فرهنگي قاطعيت

زمينه فرهنگي بر قاطعيت تاثير مي گذارد. به طور مثال، فرهنگهايي كه اعتقادات مذهبي شديدي دارند، گاهي قاطعيت را به عنوان يك روش معتبر رد مي كنند، و فروتني، تقديرگرايي، عدم صراحت، رعايت شعائر و... را رواج مي دهند. آموزش قاطعيت براي اين افراد، بي معنا و مشكل آفرين است. همچنين در برخي از فرهنگها احترام و اطاعت از بزرگسالان واجب است و هرگونه قاطعيت كوچكتـــــرها را در برابر بزرگسالان تقبيح مي كنند. برخي از فرهنگها قاطعيت را رفتاري مردانه دانسته و از زنان انتظار تسليم و خدمتگذاري دارند.


طبقه بندی رفتار افراد

به طور كلي مي توان افراد (رفتار افراد) را به سه دسته كلي تقسيم كرد. برخي از افراد به تحقير ديگران مي پردازند، حقوق ديگران را ناديده مي گيرند، ديگران را مي رنجانند و فقط به اهداف خود توجه دارند، اين افراد را افراد پرخاشگر مي نامند. پرخاشگري ممكن است هدفهاي فرد را برآورده سازد، اما اسباب مرارت ديگران را فراهم مي كند. دسته دوم افراد كمرو هستند كه فاقد قاطعيت هستند، نمي توانند احساسات خود را نشان دهند، احساس رنجش دارنــــــد و حق انتخاب خود را به ديگران مي دهند. افراد كمرو بندرت به هدفهاي خود مي رسند. و درنهايت افراد قاطع، افرادي هستند كه با صداقت احساسات خود را بيان مي كنند، اغلب به هدف مي رسند، حتي اگر به هدف نرسند احساس خوبي دارند زيرا رفتار مناسبي داشته اند. به جهت اهميت اين سه دسته رفتار هريك در زيــــر مفصل تر موردبررسي قرار مي گيرد.
افراد پرخاشگر: پرخاشگري يعني تهديد ديگران و ناديده گرفتن حقوق آنها (WEISS, 1996, P.120) . مردم افراد پرخاشگر را افرادي ناسازگار، زورگو، سلطه گر و غيرخويشتندار مي دانند. (GORDON, 1993, P.295) . اگرچه اين افراد با نهيب زدن و ترساندن ديگران مي توانند حرف خود را بـــه كرسي بنشانند، اما باعث مي شوند تا ديگران از آنها بيزار و گريزان شوند. افراد پرخاشگر همواره به دنبال برنده شدن هستند، حتي اگر اين برنده شدن به بهاي ضرر رساندن به ديگران باشد. اين افراد معتقدند كه هميشه حق با آنان است و ديگران هيچ حقي ندارنـــد و آنچه خود مي گويند، نسبت به گفته هاي ديگران از اهميت بيشتري برخوردار است، و نقش و كمكشان در مقايسه با نقش و كمكي كه ديگران ارائه مي دهند، با ارزش تر است. اين افراد تلاش مي كنند با بلند حرف زدن، قطع كردن صحبت ديگران، قلدري، استفاده ازكنايه، و يا با استفاده از گفته هاي تهديدآميز و نگاههاي خصمانه بر ديگران غلبه كنند. افزون بر اين، اطمينان اغراق آميزي نسبت به خود دارند. كلمه من را با تـــاكيد به كار مي برند، ديگران را در گفته هاي خود ناديده مي گيرند، بسيار زود برافروخته مي شوند و به شدت از ديگران انتقاد مي كنند و دراغلب اوقات موضعي صريح دارند، هميشه پيشنهادات و خواسته هايشان را طوري مطرح مي كنند كه گويا درحال دستور دادن هستند. اين افراد، پس از فرونشستن عصبانيتشان ديگران را مسئول برانگيخته شدن خشم خود مي دانند. نسبت به افرادي كه با آنان بدرفتاري كرده اند. ديدي تحقيرآميز دارند، چنانچه ديگران مطابق خواست آنان عمل كنند، مشكلي بروز نخواهدكرد(GILLEN, 1994, P.10) . هدف افراد پرخاشگر، برنده شدن بدون رعايت حقوق ديگران است. به طوركلي مي توان علائم رفتاري افراد پرخاشگر را بدين صورت بيان كرد:
- فرياد كشيدن؛ - درها را به هم كوفتــــــن؛ - ناسزاگفتن؛ - اخم كردن؛ - تمسخر كــردن؛ - چشم غره رفتن؛ - انگشت خود را سوي ديگران نشانه رفتن؛ - پوزخند زدن؛ - تكان دادن مشتها؛ - صحبت ديگران را قطع كـــردن؛ - تحقير ديگران در حضور جمع؛ - همه تقصيرات را به گردن ديگران انداختن.
البته قصد بيان آن را نداريم كه رفتار پرخاشگري همواره رفتاري نامطلوب است. بلكه براساس نگاه اقتضايي به موضوع مي توان رفتارهاي پرخاشگرانه را گاهي مطلوب دانست. به اين منظــــور، رفتار پرخاشگرانه مي تواند داراي جنبه هاي مثبت و منفي باشد (جيمز، 1377، ص 222).
مديريت افراد پرخاشگر: اين افراد خود را مصمم نشان مي دهند اما درواقع اين راهي است براي مخفي ساختن فقدان اعتماد به نفس شان. منطق اين افــــــــراد آن است كه بايد براي آنچه مي خواهند بجنگند و به هر قيمتي شده از خود دفاع كنند. وظيفه مديريت در مواجهه با اين افراد آن است كه به آنان تفهيم كند ضرورتي ندارد همواره وضع تدافعي اتخاذ كنند، زيرا همه مترصد اين نيستند كه آنان را زمين بزنند. و اينكه مي توانند بدون سرزنش ديگران هم به خواسته هاي خود برسند. مديران براي كمك به اين افراد لازم است:
- به آنان گوش سپارند و در هنگام بحث نگاهشان كنند؛
- روي مواردي تاكيد كنند كه با آنان توافق دارند؛
- به طور تلويحي نشان دهند كه مي شود در پايان همه پيروز باشند؛
- به خاطر مشاركتشان از آنان تشكر كنند.
افراد كم رو: افراد كم رو (SUBMISSIVE PEOPLE) نقطه مقابل افراد پرخاشگر هستند. تمايل عمده آنان پرهيزاز برخورد، حتي به بهاي تضييع حق ‌شان است(WEISS, 1996, P.120) . اگرچه پرهيز از برخورد، در اغلب اوقات مطلوب است، اما همواره نمي توان از آن اجتناب ورزيد. افراد كم رو نه تنها در دفاع از حق خود طفره مي روند، بلكه از قراردادن خود در موقعيتهايي كه بايد باشند نيز پرهيز مي كنند. اين افراد معتقدند ديگران حق دارند اما خودشان محق نيستند.
سخن خود را بسيار آهسته شروع مي كنند. به ديگران اجازه مي دهند تا سخنانشان را قطع كنند و در مقابل انتقاد، مضطرب مي شوند و با اندك تهديدي برخلاق ميل خود عمل مي كنند. (GILLEN, 1994, P.11) كمرويي يعني درنظر نگرفتن خود و اتخاذ سبك انفعالي به نحوي كه ديگران افكار، احساسات و حقوق ما را به راحتي ناديده بگيرند. افرادي مرددند كه اين سبك خاضعانه را دارند. در ظاهر آرام و درواقع بيقرارند و مي خواهند از مسايل فرار كنند. بدون توجه به احساسات خود، با ديگران موافقت مي ورزند. اين افراد برعكس افراد پرخاشگر كه تلاش مي كنند خود را بزرگتر از آنچه هستند نشان دهند، سعي دركوچكتر نشان دادن خود دارند. با پذيرفتن نظر اكثريت، تمايلات خود را مخفي مي كنند. هدف فرد كمرو آن است كه به هر قيمتي كه شده ديگران را خشنود سازد و از بروز هرگونه تعارض جلوگيري كند. علايم رفتارهاي افراد كم رو را مي توان به اين صورت فهرست كرد:
- عدم تمايل به ابراز عقيده؛
- خود را دست كم گرفتن؛
- موافقت با انجام كارهايي كه تمايلي به انجام آن ندارند؛
- با خود زيرلب حرف زدن؛
- پرحرفي كردن؛
- گريه كردن؛
- پشت سر ديگران گله و شكايت كردن؛
- برقرار نكردن تماس چشمي؛
- با خود و اشياي دوروبر بازي كردن (جيمز، 1377 ص 229).


مديريت افراد كمرو

مديريت در برخورد با افراد كمرو لازم است در وهله اول به آنان تفهيم نمايد كه واجد ارزشهاي چندي هستند. چنين افرادي هميشه از بحث و گفتگو طفره مي روند و از پذيرش مسئوليت شانه خالي مي كنند، درنتيجه همواره ديدگاه ديگران نسبت به آنان نامطلوب است و همين موضوع به تثبيت و تداوم رفتار انفعالي و غيرقاطعانه آنان كمك مي كند. مديران براي تغيير دادن اين افراد بايد:
- هنگامي كه صحبت مي كنند هشيارانه به آنان گوش بسپارند و نگاهشان كنند؛
- از آنها بخواهند كه در بحث و گفتگو وارد شوند؛
- مشاركت آنان در بحث ولواندك را ارج نهند؛
- مسئوليت انجام كاري را به آنان واگذار كنند؛
- آنان را تشويق كنند كه به هنگام نياز كمك بخواهند.


افراد قاطع

آنان نسبت به احقاق حق خود توانايي و تمــــايل بيشتري دارند، اما به گونه اي عمل مي كنند كه ديگران نيز به حق خود برسند. اين افـراد برخلاف افراد كم رو، از تعارض فرار نمي كنند. اما با افراد پرخاشگر نيز شباهتي ندارند(ANDERSON, EL.AL, 1994, P.154). برخورد اين افراد نسبت به تعارض منصفانه است. اعتقاد دارند كه نقش و كمك آنان، به اندازه نقش و كمك ديگران ارزشمند است. اطمينان دروني اين افرادموجب مي شود تا آنچه مي خواهنـد يا آنچه احساس مي كنند را به طور آشكار بيان كرده و ازطريق ايجاد توافق متقابل و قابل قبول، تعارض را حل كنند(GORDON, 1993, P.293) . حالات و حركات غيركلامي (BODY LNGUAGE) آنان درحين سخن گفتن، ناشي از اعتماد به نفس و توأم با آرامش است. مديران قاطع صريح اند و بي آنكه از موضوع موردنظر شانه خالي كنند، با صـداقت بر روي آن توافق كرده و يا آن را رد مي كنند. ارتباط چشمي آنان با افراد، بسيار خوب است. و آهنگ صدايشان بيش از آنكه سبب تضعيف گفته هايشان شود، موجب تقويت آنهاست(GILLEN, 1994, P.12) . افراد قاطع به دنبال ملاحظه حقوق ديگران و درعين حال گرفتن حق خود هستند. هدف افراد قاطع رعايت عدالت براي تمامي طرفهاي درگير است. علايم رفتارهاي افراد قاطع به شرح زير است:
- واكنش نشان دادن به لحني دوستانه، اما قاطع؛
- برقراري تماس چشمي حاكي از اطمينان خاطر بدون خيره شدن؛
- ابراز احساسات و عقايد خود؛
- بهادادن به خود و نرنجاندن ديگران؛
- داشتن ژستهاي مثبت و راحت؛
- توانايي و قاطعيت تصميم گيري؛
- آنچه را كه فكر مي كنند در زمان مناسب به ديگران مي گويند؛
- به احساسات ساير افراد توجه مي كنند و به ديدگاههاي آنان گوش فرا مي دهند؛
- به شيوه اي رسا و شمرده حرف مي زنند؛
- احساس برابري با ديگران مي كنند. (جدول شماره دو)


حقوق انساني در بحث قاطعيت

در بحث قاطعيت اعتقاد بر آن است كه هر فردي داراي حقوق انساني است كه بايد مورداحترام باشد. در زير برخي از اين حقوق ارائه مي شود.
1 - حق بيان انديشه ها و ديدگاهها، اگرچه با عقايد ديگران مغاير باشد؛
2 - حق ابراز احساسات و پذيرش مسئوليت ابراز آنها؛
3 - حق تغيير عقيده و عدم عذرخواهي در اين خصوص؛
4 - حق اشتباه كردن و داشتن مسئوليت در قبال آن؛
5 - حق نه گفتن؛
6 - حق دادن پاسخ مثبت به ديگران؛
7 - حق گفتن نمي دانيد؛
8 - حق گفتن متوجه نمي شوند؛
9 - حق تقاضا كردن آنچه مي خواهيد؛
10 - حق مورداحترام بودن و به ديگران احترام گذاشتن؛
11 - حق استدلال كردن؛
12 - حق شنيده شدن سخنانتان و جدي تلقي كردن آن توسط ديگران.


زمان قاطعيت

عدم قاطعيت لااقل در سه موقعيت بهتر از قاطعيت است. اول: وقتي احساس كنيد طرف مقابل در مخمصه افتاده است. مثلاً وقتي در رستوران شلوغي هستيد و مي دانيد كه پيشخدمت اين رستـــــوران تازه كار است، مي توانيد بعضي از ضعفهاي او را ناديده بگيريد (او به كسي كه بعد از شما آمده زودتر رسيدگي مي كند). در اين حالت نبايد قاطعيت نشان داد، زيرا او قصد پايمال كردن حق شما را نداشته است. نشان دادن قـــــاطعيت، استرس او را بي جهت مي افزايد. در اين حالت ممكن است به مشكلاتي كه ميان شما و او وجود دارد موقتاً بي اعتنايي كنيد.
دوم: هنگام تعامل با شخص بسيار حساس. هرگاه احساس مي كنيد قاطعيت شما موجب گريه كردن يا حمله شخص به شما مي شود، بهتر است قاطعيت نشان ندهيد، بخصوص اگر اين اولين و آخرين برخورد شما با وي باشد.
ســـوم: هنگامي كه متوجه اشتباه خود شده ايد. براي مثال پس از ارتكاب به تخلفات رانندگي، بهتر است در برابر مامور پليس قاطعيت نشــان ندهيد. در اين وضعيت معذرت خواهي بهترين راه حل است. به جاي اينكه درصدد اصلاح يا توجيه عمل خود برآييد، با كمال خونسردي به اشتباه خود اعتراف كنيد. بايد در نظر داشت كه هميشه عدم قاطعيت مناسب نيست. معمولاً عدم قاطعيت مستمر، ناگهان به پرخاشگري مبدل مي شود و فرد احساس مي كند ديگر طاقت ندارد مورد سوءاستفاده قرار گيرد و ديگران او را ناديده بگيرند. بنابراين، بهتر است از همان ابتداي تعامل اجتماعي قاطعيت نشان دهيد.
چهارم: هنگامي كه با افراد سلطه جو و اصلاح نشدني مواجه هستيد. گاهي با افرادي مواجه هستيد كه كنار آمدن با آنها دشوار است. كمترين مقدار قاطعيت در برابر اين اشخاص در هر زمان و مكان، واكنشهاي منفي آنان را درپي دارد. برخي از افراد به قدري رفتارشان ناخوشايند است كه ارزش برخورد كردن با آنها وجود ندارد و گاه سودي كه عايد مي شود در مقـــــايسه با ارزش ناراحتي كه از آن ناشي مي شود، بسيار كمتر است.


نتيجه گير
ی

قاطعيت موهبتي مرموز و عجيب نيست، كه برخي از آن برخوردار و برخي فاقد آن باشند، بلكه مجموعه اي از مهارتهاست كه هركسي از راه تمرين مي تواند به آن دست يابد. مهيج ترين جنبه قاطعيت آن است كه پس از كسب اين مهــارت، ناگهان متوجه مي شويد مي توانيد بدون هرگونه احساس گناهي نه بگوييد، خواسته هاي خود را به طور مستقيم مطرح كنيد، و راحتتر با ديگران ارتباط برقرار سازيد. از همــه مهمتر آنكه اعتماد به نفس را به شدت بالا مي برد.
قاطعيت با افزايش برابري در روابط بين افراد، اين امكان را براي فرد فراهم مي كند با رعايت منافع خود روي پاي خويش بايستيد و بدون اضطراب و تشويش بي مورد به راحتي احساسات صادقانه خود را ابراز كند و حق و حقوق شخصي خود را بدون انكار حق ديگران مطالبه كند. پرخاشگري و قاطعيت مفاهيمي هستند كه اغلب با هم اشتباه گرفته مي شوند. اما قاطعيت نه تنها به معناي پايمال كردن حقوق ديگران نيست بلكه حقوق همه افراد محترم شناخته مي شود. قاطعيت وسيله اي ارزشمند براي رسيدن به اعتماد به نفس و كنترل خويش است.

--------------------------------
منابع

- بركو، ري ام، مديريت ارتباطات، محمد اعرابي و داود ايزدي، چاپ اول، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، تهران، 1378.
- تاواند، آني، پرورش توانايي اظهار وجود، پرويز نظيري و آرش مولا، چاپ اول، آستان قدس رضوي، تهران، 1378.
- جيمز، جودي، كلام جسم، آرين ابوك، چاپ اول، نسل نوانديش، تهران، 1377.
- هارجي، اون و ديگران، مهارتهاي اجتماعي در ارتباطات ميان فردي، خشايار بيگي و مهرداد فيروزبخت، چاپ اول، رشد، تهران، 1377.
- ANDERSON, A, ET.AL, EFFECTIVE ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 1994, FIRST EDITION, BLACKWELL PUBLISHERS.
- DAVIS, K, AND J, NEW STROM, ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 2002, 11TH EDITION, MCGRAW-HILL COMPANIES.
- GILLEN, T, ASSERTIVENESS FOR MANAGERS, 1994, FIRST EDITION GOWER PUBLISHING.
- GORDON, J, ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 1993, FOURTH EDITION, ALLYN AND BACON.
- HERSEY, P, AND, K, BLANCHARD, MANAGEMENT OF ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 1988, FIFTH EDITION, PRENTICE-HALL.
- MOORHEAD, G, AND, R, CRIFFIN, ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 2001, SIXTH EDITION, HOUGHTON MIFFLIN COMPANY.
- WEISS, J, ORGANIZATIONAL BEHAVIOR AND CHANGE, 1996, FIRST EDITION, WEST PUBLISHING COMPANY.
- علي نصر اصفهاني: عضو هيئت علمي دانشكده علوم اداري و اقتصادي دانشگاه اصفهان

 

کلید      
هدایت     

 

اول خودت بعد دیگران ، مراقب خود باشید

 

 

معلوم نیست چرا ما آن قدر به فکر دیگرانیم که از خود غافلیم! چرا چنان در اندیشة تعلیم و تأدیب غیر خود هستیم که خود را فراموش کرده ایم؟!

درست است که معلمی شغل انبیاست و تربیت و اصلاح مردمان دغدغه همیشگی اولیا ؛ اما آنان پیش و بیش از دیگران به ساختن باطن خود ، که جهان هستی و دنیای آخرت است ، مشغول بوده اند.

ایثارگری بسیار پسندیده است ، اما نه در طی مراحل معنوی ، به هر اندازه که ترجیح دیگران بر خود در امور این دنیای گذرا قابل ستایش باشد ، خود فراموشی در امور مربوط به سرای پایدار شایسته سرزنش است. و چنین است که کتاب هدایت و رحمت اصرار می کند که بیش از همه مراقب خود باشید ؛ که در این صورت گمراهان به شما زیانی نتوانند رساند. (1)

این قرآن است که با شگفتی و افسوس و با لحنی عتاب آلود می پرسد : آیا دیگران را به نیکوکاری فرمان می دهید ، اما خویشتن را فراموش می کنید؟! (2) و تاکید می کند که ابتدا مراقب خود و خانواة خویش باشید (3 ) و سپس دیگران.

اگر آنچه می گوییم خوب است ، چرا خود عمل نکنیم؟ و اگر خود نمی کنیم، چه انتظار است که دیگران بکنند. نخست به خود بیاموزیم ، دیگران از ما خواهند آموخت ؛ بی آنکه نیاز به گفتن باشد.

این کلام جاودانه امیر دل های مومنان است : کسی که خود را پیشوا و راهنمای دیگران قرار می دهد ، باید قبل از آنکه به آموزش دیگران پردازد ، به خود تعلیم دهد و پیش از اینکه با گفتار تربیت کند ، با کردار تأدیب نماید. آن کس که خود را تعلیم می دهد و ادب می کند سزاوارتر به تعظیم است از آن کسی که دیگری را تعلیم می دهد و ادب می آموزد. (4 )

 ................................................

1- سورة مائده ، آیه 105.

2- سورة بقره ، آیه 44.

3- سورة تحریم ، آیه 6.

4- نهج البلاغه ، حکمت 73.

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

ناتوی فرهنگی

نویسنده : نجمه نصر اصفهانی
 

 

مسئله ناتوی فرهنگی پدیده ای قرن بیستمی است که در واقع شکل جدیدی از جهان گشایی غربی است. نظریه پردازان در کشورهای مختلف در حال پیشرفته یا جهان سومی که در معرض این پدیده هستند به بررسی آن پرداخته اند. در مواردی اندیشمندان غربی نیز این مسئله را پذیرفته و از جهاتی آن را تحلیل کرده اند.
 
فرهنگ، کلیت به هم پیوسته ای از ارزشها ، اعتقادات، آداب و سنن، احساسات و گرایشات، افکار و اندیشه ها، بینشها و عناصر سازنده و شکل دهنده شخصیت و اخلاق و اعمال هر قوم و ملتی است. اساس تمدن هر جامعه که هویت دهنده آن نیز هست. فرهنگ مبنایی است که باید جهت دهنده به سایر حوزه ها چون سیاست و اقتصاد باشد.فرهنگ اهمیت و تأثیر بسیاری در شکل دهی مناسبات بین کشورها داشته است.
 
ناتوی فرهنگی که بعد از سقوط مارکسیسم و جنگ سرد مطرح شد در واقع پیمان ناتو را از جنبه نظامی _امنیتی به سمت فرهنگی سوق داد و به ابزار فرهنگی به عنوان سربازانی نگاه می کرد که باید به جهان گشایی بپردازند.در این دوران که انفجار بزرگ اخبار و اطلاعات اتفاق افتاده بود نقش مرزها و دولت ها در تولید فرهنگ رو به کاهش می رفت و تلاش برای ایجاد دهکده واحد جهانی با کدخدایی صهیونیسم بین الملل افزایش می یافت.این تلاش منجر به ایجاد یکسان سازی فرهنگی و هویتی می شد که در جهت هدف بزرگ قوم یهود یعنی سیطره بر کل جهان و تسخیر عالم بود. نظریه پردازان صهیونیسم بین الملل معتقد بودند که باید افکار و دلها را تسخیر کرد تا بتوان با جهت دهی آنها به اهداف و اغراض رسید.در این تسخیر و جهان گشایی بزرگترین مانع و سد راه ،دین مبین اسلام است.بسیاری معتقد به تقابل اسلام با غرب هستند اما در واقع تقابل حقیقی اسلام با پشت پرده ی غرب یعنی تفکر صهیونیستی است. همان تفکری که با زیرکی و پنهان کاری توسط سردمداران آمریکایی و اسرائیلی ،قدرت و ثروت غرب اروپایی را در دست دارد و به راحتی می تواند سران اروپا را بازی دهد و قطعاً به جهان سومی ها رحم نخواهد کرد و با ناتوی فرهنگی تلاش می کند تا از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی مردم در کشورهای جهان سوم ،آنها را چنان در جهت منافع و اهداف غرب هدایت کند که مردم این کشورها در مواقع لزوم به پیاده نظام قدرتهای بیگانه تبدیل شوند و از همین مردم برای ساقط کردن دولتهایشان استفاده می شود مانند اتفاقی که در جریان انقلاب های مخملی در کشورهایی چون اوکراین یا گرجستان افتاد.
 
خانم فرانسیس استیونر ساندرز در 1999 کتاب (جنگ سرد فرهنگی) را منتشر کرد و در آن افشاگری هایی در مورد سرویس اطلاعاتی آمریکا انجام داد که جنجال بسیاری در محافل روشنفکری آمریکا به راه انداخت .در این کتاب تأثیر و نفوذ سازمان سیا بر شبکه های تلویزیونی،رادیویی ،سازمان های گوناگون بین المللی فرهنگی،دانشگاهها،اساتید و دانشجویان مشخص شده بود و البته خانم ساندرز و هیچ پژوهشگر دیگری در امریکا جرأت افشای تفکرات صهیونیستی نومحافظه کاران حاکم بر آمریکا را ندارد اگرچه غلبه و نفوذ صهیونیستها بر کاخ سفید با حاکمیت هر جناحی همچنان پابرجا می ماند و منجر به جنگ های نظامی ،اقتصادی و مهمتر از همه فرهنگی می شود.
 
ناتوی فرهنگی که ریشه در انسان مداری غرب دارد ،تلاش می کند تا با مسئله دهکده واحد جهانی و همسان سازی فرهنگی ،هویت های اصیل مردم هر منطقه را کمرنگ کند و از بین ببرد و هویت جدیدی از انسان مدرن مصرفگراي تابع بيتفاوت را جايگزين نمايد و در راستاي اين هدف از ابزار گوناگوني استفاده ميكنند حتي سازمانهاي بينالمللي هم با عناوين و در قالبهاي متفاوت در همين جهت حركت ميكنند.يكي از مهمترين اين سازمانها يونسكو بازوي فرهنگي سازمان ملل است كه به صورت تبعيض آميزي با فرهنگهاي ملل گوناگون برخورد مي كند. حتي سازمانهاي اقتصادي هم مي توانند در راستاي اهداف فرهنگي، با تغيير خواسته ها و الگوهاي مصرفي مردم، بر ارزشها و باورهاي آنها تاثير گذارند.و در واقع تاثير متقابل اقتصاد - فرهنگ و سياست - فرهنگ كمك شاياني در شكل دهي دهكده واحد جهاني مي كند.
 
رسانه ها از ابزارهاي مهمي هستند كه در ناتوي فرهنگي به كار گرفته مي شود تا هويت واحد انسان مدرن غربي را جايگزين هويت هاي ملي ديني كنند. راديو ، تلويزيون، اينترنت، ماهواره، بازيهاي رايانه اي كه اسطوره ها و الگوهاي جديدي را مطرح مي كنند و از طريق ايجاد خودباختگي فرهنگي و ترويج روحيه بي تفاوتي سبب مي شود كه اسطوره هاي ملت ها تضعيف ، تخريب و نابود شوند و يا آنچنان بر قوميتها تأكيد ميكنند و با ايجاد فرقه هاي جديد و دست ساخته تلاش مي كنند تا درگيري هاي داخلي و خونريزي هاي قومي را مقدمه سستي و اضمحلال فرهنگي ملت ها قرار دهند. به طوري كه ترويج فرهنگ و هنجارهاي غربي از طريق سازوكارهاي تربيتي ، آموزشي و استفاده از ابزار رسانه همچنين ترويج اسلام سكولار و تقويت سلفي گري و گرايش به مذاهب انحرافي از بخشهاي مهم و نرم افزاري طرح خاورميانه بزرگ است. نومحافظه كاران معتقدند با تحقق اين بخش مهمترين مانع در برابر غرب يعني تمدن اسلامي را دچار استحاله كرده و در هنجارهاي غربي هضم كنند در اينجا بارديگر به اين نكته مهم اشاره مي كنيم كه پشت پرده غرب، تفكر صهيونيسم با آرمان سيطره بر جهان قرار گرفته است به طور كلي شاخص ها و اهداف تهاجم فرهنگي مبتني بر تبعيض و نابرابري بين فرهنگ مهاجم و مورد هجوم است. تهاجم فرهنگي خواهان سلطه و ايجاد وابستگي است كه پيروي يك طرف و شكست طرف مقابل را به همراه دارد و استراتژي آن جنگ بي پايان، هميشگي و نابرابر است. تهاجم فرهنگي خواهان تهي شدن فرهنگ مورد هجوم از ماهيت تمدني و اخلاقي خويش و در مواردي به دليل ضعف فرهنگ مورد تهاجم،تحميل فرهنگ مهاجم صورت مي گيرد. آنچه در برابر اين سلطه گري فرهنگي مي تواند مؤثر واقع شود، تاكيد بر هويت هاي ملي و تقويت قوميت ها مبتني بر وابستگي هاي مشترك، احياي اسطوره ها و ارزشها و الگوهاي سنتي و تبيين آنها در جهت ايجاد اعتماد به نفس در ملتهاست. نامگذاري سال86 به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي توسط مقام معظم رهبري ناظر بر همين مسئله بود كه علي رغم اينكه آمريكا در خاورميانه چندان موفق نبوده و از بعد سياسي نظامي به اهداف خود دست نيافته اما خطر حضور و نفوذ فكري،فرهنگي آن خطري جدي است كه جوانان كشورهاي عربي اسلامي را تهديد مي كند. نامگذاري سال 87 به عنوان سال نوآوري و شكوفايي كه موجب تقويت و تحريك هرچه بيشتر نخبگان ايراني در ورود به عرصههاي علمي و صنعتي پيشرفته و دستيابي به فناوري هستهاي ،توليد سلولهاي بنيادي و پيشرفتهاي ديگر كه همه سبب افزايش اعتماد به نفس و ايجاد روحيه افتخار ملي گرديد،موجب تهديد جدي تري عليه منافع و اهداف ناتوي فرهنگي شده است.و سال88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف در شرايطي كه اقتصاد جهاني دچار بحراني عظيم است، ميتواند به عنوان حربهاي براي مقابله با ترويج بيماري مهلك مصرفگرايي باشد كه از طريق فرهنگ غربي به ايران اسلامي سرايت كرده است. در واقع ايران اسلامي با اثبات قابليت هاي اسلام درحوزه هاي گوناگون توانست اين دين مبين را به عنوان تفكر و مدل زندگي برتر كه توانايي اداره جهان را دارد،معرفي كند و غرب صهيونيستي را از توانايي هاي بالقوه اسلام ناب به وحشت اندازد.
 بي شك تاكيد بر تركيبي از هويت اسلامي و ملي ايران است كه مي تواند ما را در ادامه اين كارزار خطير ،قدرتمند و ثابت قدم ياري رساند و همه انديشمندان و روشنفكران دنيای اسلام و ايران عزيز بايد مباني واصول هويتي خود را چراغ راهي قرار دهند كه طولاني و پر فراز و نشيب است و انشاالله اين راه به حكومت جهاني اسلام به رهبری امام عدالت (مهدی موعود)ختم خواهد شد.

 

منابع:
 

1- دهقانينيا،اميررضا،مقاومت فرهنگي در بستر هويت ملي،فصلنامه كتاب نقد ،شماره28،پاييز82.
2-  لاريجاني،محمدجواد،فكراسلامي و چالشهاي معاصر،ويژه نامه تاريخ فردا.
3- نقئي،زهرا،تاملي بر چرايي و پيامدهاي ناسيوناليسم، فصلنامه كتاب نقد ،شماره28،پاييز82.

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

رنگ هاله شما ..!!!

 

رنگ هاله ی شما به حال شما بستگي دارد 

به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد .

1- كدام گزاره را انتخاب مي كنيد ؟
الف : اختصاص كانون توجهات به خود ( امتياز : 0 ) ب: بودن عضوي از يك گروه ( امتياز : 1 )
2- بيشتر :
الف : براي شور و نشاط اهميت قائليد ( امتياز : 0 ) ب: براي خشنودي و رضايت خاطر اهميت قائليد ( امتياز : 1 )
3- خود را فردي :
الف : جذاب و احساساتي در نظر مي گيريد ( امتياز : 0 ) ب : عاقل و منطقي و هوشيار در نظر مي گيريد ( امتياز : 1 )
4- اگر به مدت يك هفته در كلبه وآلونكي پرت و دور افتاده محبوس شويد و نتوانيد با كسي ارتباط بر قرار نماييد شما :
الف : به مرز جنون مي رسيد ( امتياز : 0 ) ب: آرامش خاطرپيدا مي كنيد و از سكوت ، دنجي و خلوت حاكم بر آنجا نهايت استفاده را مي بريد ( امتياز : 1)
5- ترجيح ميدهيد :
الف : دوستان متعدد و زيادي داشته باشيد و شخصيت حقيقي آنها اهميت چنداني برايتان ندارد . ( امتياز : 0 ) ب : دوستان اندك ولي خيلي خوب و قابل اعتمادي داشته باشيد . ( امتياز : 1 )
6- خود را بيشتر :
فردي جاه طلب و بلند پرواز تلقي مي كنيد ( امتياز : 0 ) ب : فردي مهربان و رئوف تلقي مي كنيد ( امتياز : 1 )
7- معمولا :
الف : در بحث و مشاجره ها شركت مي كنيد تا مهارتها و قابليتهايتان را به همه ثابت كنيد و بيشتر اوقات پيروزي را از آن خود مي كنيد ( امتياز : 0 ) ب: تا جاي ممكن از درگير شدن از هر گونه بحث و مشاجره اي پرهيز مي كنيد ( امتياز : 1 )
8- فردي ، رازي را ، مرتبط با يكي از صميمي ترين و عزيزترين دوستانتان در ميان مي گذارد . شما :
الف : آن راز را در دل حفظ كرده و بهيچ وجه بر ملا نمي كنيد . ( امتياز : 0 ) ب : فورا آنرا با دوستان در ميان مي گذاريد ( امتياز :1 )
9- شما بيشتر اوقات :
الف : مي كوشيد تا با مدهاي زود گذر روز سازگار و منطبق باشيد ( امتياز : 0 ) ب: دنبال مدهاي روز نيستيد و مي كوشيد تا از جديدترين اطلاعات علمي روز مطلع شويد . ( امتياز : 1 )
10 برخورداري از مفري خلاقانه و ابتكاري براي شما :
الف : اهميت چنداني ندارد ( امتياز : 0 ) ب : بسيار مهم و حياتي است ( امتياز : 1 )
11- بيشتر خود را با كدام عنصر ، هماهنگ و سازگار ميدانيد .؟
الف : آب ( امتياز : 3) ب : آتش ( امتياز : 1) ج : هوا ( امتياز : 0 ) د : شب ( امتياز : 2)
12 در موقعيتهای زير چه احساسي به شما دست ميدهد ؟
الف : در يك روز سرد ، گرمتان ميشود ( امتياز : 2 ) ب : در يك روز گرم ، سردتان ميشود ( امتياز : 1) ج : معمولا در هيچ موقعيتي احساس خاصي به شما دست نميدهد ( امتياز : 0 )
13 اعضاي نزديك خانواده تان شما را :
الف : مستقل ، آزاده ، خود مختار و سرسخت قلمداد مي كنند ( امتياز : 0 ) ب : خوش برخورد ، خوشرو و اجتماعي قلمداد ميكنند ( امتياز : 1)
14 شما :
الف : گاه و بيگاه هوس فعاليتهاي جسماني وورزشي به دلتان راه پيدا مي كند ( امتياز : 0 ) ب : عاشق پويايي و فعاليت هستيد ( امتياز : 1)
15 فشار هر گونه تعهد و مسئوليت :
الف : باعث آرامش و تمركزتان ميشود ( امتياز : 0 ) ب : باعث اضطراب ، نگراني و بي قراريتان ميشود ( امتياز : 1 )
 

 

*****


نتایج :

امتياز بين صفر تا 3
هاله شما به رنگ نارنجي است . به اين معنا كه فردي خاص ، رود رنج ، تند مزاج ، بيقرار ، مضطرب ، نگران وخودخور هستيد . رنگ مورد علاقتان ارغواني يا بنفش است .
امتياز بين 4 تا 7
هاله شما به رنگ قرمز است . به اين معنا كه فردي گرم ، پرشور ، اجتماعي ، جاه طلب ، خودمحور ، سر سخت ، عجول و احساساتي هستيد رنگ مورد علاقه تان زرد يا قهوه ايست .
امتياز بين 8 تا 11
هاله شما به رنگ زرد است . به اين معنا كه فردي حواس پرت ، دير باور، شكاك ، تا حدي بد بين ، تكرو ، ساده و نكته سنج هستيد . رنگ مورد علاقه تان يشمي يا زيتوني است .
امتياز بين 12 تا 15
هاله شما به رنگ آبي است . به اين معنا كه فردي صلح طلب ، صبور ، خويشتن دار ، خونگرم ، زود جوش ، معاشرتي ، با ايمان و خوش بين هستيد . رنگ مورد علاقه تان خاكستري يا سرمه ايست .
امتياز بين 16 تا ....
هاله شما به رنگ سبز است . به اين معنا كه فردي آسانگير ، شكيبا ، صميمي ، يكرنگ ، صادق ، وفادار ، حامي ، باگذشت ومسامحه كار هستيد . رنگ مورد علاقه تان كرم يا استخواني يا سفيد است .

  متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

تاثیر قرآن و نماز بر اضطراب

 

 

اختلالات اضطرابی رایج ترین بیماری های روانی در جامعه اند که در ۱۵ تا ۲۰ درصد از بیماران کلینیک های درمانی دیده می شود. اضطراب حالتی نامطبوع، همراه با انتظاری نامطمئن از رخداد موضوعی زیان آور است.
اضطراب موقعیتی است که گاهی در زمان امتحان یا اعمال جراحی و ... دیده می شود. اضطراب بر اساس تجربه باعث اختلال در یادگیری و ایجاد خطاهای بیشتر می شود.
از نشانه های ذهنی اضطراب می توان عدم تمرکز فکری، ضعف در ادراک، ناتوانی در تحلیل و ضعف حافظه را نام برد.
 

 تاثیر صوت قرآن بر کاهش اضطراب
 

روش های گوناگونی برای کاهش اضطراب می توان نام برد که از جمله آنها روش های "تن آرامی" و "موسیقی درمانی" را نام برد. بدیهی است که انتخاب یک روش درمانی بدون عارضه، کم هزینه، سالم و ساده نظیر موسیقی درمانی از ارجحیت برخوردار است.
یکی از صداهای دلنشین و جذاب، آوای عرفانی قرآن کریم است. کلام الهی با قدرت نفوذ فراوان خود، آنچنان بر روح و جسم اثر می نماید که گویی بعد از شنیدن آن انسان تازه متولد شده و احساس سبکی، سرزندگی و رهایی از قید و بندهای مادی می نماید. هراس و نگرانی را از دل می زداید و در فرد شنونده ایجاد آرامش می کند.
همانگونه که در قرآن آمده "الا بذکر الله تطمئن القلوب"، ۲۶۰ بار کلمه "ذکر" آورده شده است که منظور یادآوری است.
بهداشت روان انسان بحث سراسر قرآن کریم است. قرآن در حدود ۶۲۳۶ آیه در زمینه پرورش صحیح انسان و حفظ بهداشت روان سخن گفته است.
قرآن آرامش و امنیت را، راه دستیابی به سلامت روان می داند. مطالعات انجام شده با مضمون تاثیر آوای قرآن بر اضطراب و درد بیماران تحت عمل جراحی یا آزمون های تشخیصی، بیانگر تاثیر مثبت آوای قرآن بر بهداشت روان و جسم می باشد. لذا جهت برخورداری از آثار معنوی قرآن، بهره گیری از این کلام الهی به عنوان یک روش تسکین دهنده ی مفید و قابل دسترسی برای کاهش اضطراب پیش از آزمون دانشجویان پیشنهاد می شود. چرا که نظم آهنگ واژگان قرآن، نغمه دلکش و نوایی دلپذیر می آورد، نوایی که احساسات آدمی را برمی انگیزد و دل ها را شیفته خود می کند.
نوای زیبای قرآن برای هر شنونده ای، هرچند غیر عرب، جذاب و روح بخش است.
 

بررسی نقش نماز بر کاهش اضطراب
 

انسان از دو دیدگاه جهان بینی الهی و مادی نگریسته می شود.
در جهان بینی الهی، انسان بر اساس آیات قرآنی "نفخت فیه من روحی" و "انی جاعلک فی الارض خلیفه"، دارای فطرتی خدایی و به عبارتی نیمه ملکوتی است. موجودی مستقل، امانت دار خدا، مسئول خویشتن و جهان، مسلط به طبیعت و زمین و آسمان، ملهم به خیر و شر که وجودش از سستی و ناتوانی به قوت و کمال سیر می کند.
در جهان بینی مادی، در تفسیر انسان و توجیه رفتار او، به یک سری عوامل بیوشیمیایی، ارثی و مسائل زیست شناختی بسنده می شود.
حال این سوال مطرح است که آیا باورها و اعتقادات فرد، در سلامت روحی - روانی او موثر است؟
تحقیقات نشان داده است که بیشتر بیماری های روانی ناشی از ناراحتی های روحی و تلخ کامی های زندگی، در میان افراد غیرمذهبی، بیشتر دیده می شود. از طرفی شیوع اضطراب در میان زنان بیشتر از مردان است.
اضطراب عبارت است از تشویشی فراگیر، ناخوشایند و مبهم که اغلب با علائمی مانند سردرد، تعریق، تپش قلب، درد قفسه سینه، ناراحتی مختصر معده و ... همراه است. به علاوه اضطراب، بر تفکر، ادراک و یادگیری فرد اثر می گذارد.
اضطراب طبیعی، پاسخی مفید به واقعیتی تهدید کننده است. در حالی که اضطراب مرضی به دلیل شدت یا مدتش، پاسخی است نامتناسب به یک محرک فرضی.
دکتر هاسیلوپ می گوید "مهم ترین عامل خواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی با کسب تجربه در مسایل روانی به آن پی بردم، همین نماز است".
همچنین بسیاری از روان شناسان و روان پزشکان دریافته اند که دعا و داشتن یک ایمان محکم به دین، باعث رفع نگرانی، تشویش و یا حس ترس را که موجب بیشتر بیماری هاست می شود. توجه کامل به خداوند با تمام اعضاء و حواس، روی گردانی از مشکلات زندگی و اشتغالات فکری که در حین نماز ایجاد می شود و مدتی پس از نماز هم ادامه دارد، باعث به وجود آمدن حالتی از آرامش روانی می شود. بر اساس تحلیلی از این آیه قرآن هم می توان به نقش آرامش بخش بودن نماز پی برد.
از طرفی آمده در قرآن که "الا بذکر الله تطمئن القلوب" (با یاد خدا دل ها آرام می گیرد) و از طرفی آیه "اقم الصلوه لذکری" (نماز را برای یاد من اقامه کنید)، اشاره به این دارد که نماز باعث آرامش دل هاست.
در مطلب بعدی در مورد " رابطه توکل به خدا با کاهش اضطراب " برای شما صحبت خواهیم کرد.
 

منبع:http://www.sibtayn.com
 

لينکهای    
 هفته      

 

پيک سلامتی
ويژه نامه روز جهانی بهداشت

 

كتابخانه الكترونيكی پيامبر اعظم

 

ویژه نامه همت مضاعف كار مضاعف

 

 دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران

 

مجله مدیریت رسانه و اقتصاد