مجله شماره پنجاه وپنجم      

 سه شنبه 31 فروردین 1389                                                                            

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

پیامک

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ 46 قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ 47 وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ 48 وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِىءُ الأكْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِـي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 49 وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَطِيعُونِ 50 إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَـذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ 51 فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ 52  

ترجمه فارسي مکارم

و با مردم، در گاهواره و در حالت كهولت (و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت; و از شايستگان است 46 (مريم) گفت: پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است؟! فرمود: خداوند، اين‏گونه هر چه را بخواهد مى ‏آفريند! هنگامى كه چيزى را مقرر دارد (و فرمان هستى آن را صادر كند)، فقط به آن مى‏ گويد: موجود باش! آن نيز فورا موجود مى‏ شود 47 و به او، كتاب و دانش و تورات و انجيل، مى ‏آموزد 48 و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏ گويد:) من نشانه ‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده ‏ام; من از گل، چيزى به شكل پرنده مى ‏سازم; سپس در آن مى ‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏ اى مى‏ گردد و به اذن خدا، كور مادر زاد و مبتلايان به برص ( پيسى) را بهبودى مى ‏بخشم; و مردگان را به اذن خدا زنده مى ‏كنم; و از آنچه مى ‏خوريد، و در خانه ‏هاى خود ذخيره مى ‏كنيد، به شما خبر مى ‏دهم; مسلما در اينها، نشانه‏ اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد! 49 و آنچه را پيش از من از تورات بوده، تصديق مى‏ كنم; و (آمده‏ ام) تا پاره ‏اى از چيزهايى را كه (بر اثر ظلم و گناه،) بر شما حرام شده، (مانند گوشت بعضى از چهارپايان و ماهي ها،) حلال كنم; و نشانه ‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده ‏ام; پس از خدا بترسيد، و مرا اطاعت كنيد! 50 خداوند، پروردگار من و شماست; او را بپرستيد (نه من، و نه چيز ديگر را)! اين است راه راست!; 51 هنگامى كه عيسى از آنان احساس كفر (و مخالفت) كرد، گفت: كيست كه ياور من به سوى خدا (براى تبليغ آيين او) گردد؟ حواريان ( شاگردان مخصوص او) گفتند: ما ياوران خداييم; به خدا ايمان آورديم; و تو (نيز) گواه باش كه ما اسلام آورده ‏ايم 52

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

ميلاد فرشته ايثار و روز پرستار

شهادت امام حسين (ع) گل سرخي بود كه در دامن كربلا شكفت و زينب (س) پيامبري بود كه عطر شهادت را در كوچه باغ هاي  تاريخ پراكند .

شهادت حسين (ع) زلال زمزم حيات بخشي بود كه از قلل رفيع عاشورا سرچشمه گرفت و رسالت زينب (س) سيراب كردن كام های عطشناك بود و كويرهای آتشناك از اين آب حيات و كوثر نجات .

شهادت حسين (ع) فديه عزت انسان بود و اسارت زينب(س) هديه حريت آدميان .

ناموس نهضت دو فصل دارد و قاموس عزت دو اصل : شهادت امام و ابلاغ پيام.

گل رسالت حسين (ع)  بدون اسارت زينب(س) در پيچ و خم هاي تاريخ مي پژمرد و شمع شهادتش در يورش طوفان های سكوت آفرين توطئه ها مي افسرد!

خطابه ها و سخنراني های شورانگيز زينب(س) طوفان قهرآميزی بود كه بر قصرهای قساوت يورش آورد ، بر كاخ های شقاوت شورش كرد ، بساط ظلم و نشاط ظلمت را بر هم ريخت و سورشان را به سوگ آميخت.

ميلاد زينب (س) ميعاد رب است با تشنگان زلال مكتب .

زينب ،  عقیله خاندان بود و از قبیله  قرآن . قامت مقاومت بود و اسطوره استقامت. بوی عطر علی (ع ) از بیانش و رایحه نفس فاطمه (س) از دهانش می تراوید.

زینب (س) از مکتب شهادت پاسداری و از وارثان شهیدان پرستاری کرد. او فخر پاسداران بود و افتخار پرستاران.

در پنجم جمادی الاول سال پنجم هجری در بیت امام امیرالمومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) کودکی پای به عرصه هستی نهاد که او را زینب نامیدند.  ایشان در رویداد قیام کربلا همراه و همدوش برادر بزرگوارشان امام حسین (ع) برای حریت انسان ها اسارت خویش را پذیرفتند و با سایر اسیران به شام رفتند.

حضرت زینب کبری(س) که اسطوره ایمان و پرهیزگاری و اسوه صبر و بردباری بودند ، در بين راه و در مجلس اين زياد و بارگاه يزيد با سخنان فصيح خود اعمال قبيح ستمگران را افشا و دستگاه اموی را رسوا كردند.

روز ميلاد اين بانوي بزرگ و پيكارجوي سترگ را روز پرستار نامیدند تا توده ناس و مردم حق شناس میهن ما در این روز و همه روزها بر دستان نوازشگر پرستاران بوسه زنند و زحمات دلسوزانه شان را پاس دارند .

ما نیز هماهنگ با ملت مسلمان ایران ضمن عرض تبریک زادروز خجسته بزرگ پرستار کربلا و الگوی بانوان دنیا و گرامی داشت  روز پرستار از خداوند بزرگ برای همه پرستاران ، بهياران و بهورزان محترم و همه كساني كه دلسوزانه مرهمي بر آلام دردمندان مي نهند و از ادوهشان مي كاهند ، آرزوي سلامت و موفقيت روزافزون دارم.

ميلاد فرشته ايثار و روز پرستار مبارك باد!

 

 

سعدی معلم عشق و عرفان

 

    به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست                   

   عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

چهاشنبه اول اردیبهشت  ماه روز بزرگداشت شاعر سخنور و عارف هنرور  سعدی شیرازی است.

برای گرامی نام و یاد او سبویی از تشنگی برمی داریم و برای خوشه چینی از خرمن  روح افزای سخن او راهی دیار شاعرپرور و شعورآور شیراز می شویم .  بر سر تربت سعدی ندای او را می شنویم که : 

الا ای که بر خاک ما بگذری                             به خاک عزیزان که یاد آوری

که گه خاک شد سعدی او را چه غم               که در زندگی خاک بوده است هم

به بیچارگی تن فرا خاک داد                             و گر گرد عالم بر آمد چو باد

بسی بر نیامد که خاکش بخورد                            دگر باره بادش به عالم ببرد

بزرگی که خود را به خردی شمرد                           به دنیا و عقبی بزرگی ببرد

تو آن گه شوی پیش مردم عزیز                             که مر خویش را نگیری به چیز

از این خاکدان بنده پاک شد                               که در پای کمتر کسی خاک شد

نگر تا گلستان معنی شگفت                           در او هیچ بلبل چنین خوش نگفت

عجب گر بمیرد چنین بلبلی                         که بر استخوانش نروید گلی 

   از او می خواهیم سر بردارد و ما را جرعه ای از شراب وصل بچشاند . پاسخ می دهد:

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی       

 که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی 

 

تو نه مثل آفتابی، که حضور و غیبت افتد         

دگران روند و آیند و، تو هم‌چنان که هستی

شیخ مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی در شیراز دیده به جهان گشود. خانواده‌اش از دین‌آموختگان بودند . 

همه قبیله من عالمان دین بودند                 مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی که هنوز نوجوان بود، به توصیه اتابک برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد و در مدرسه مشهور نظامیه و دیگر حوزه‌های علمی آن شهر به دانش‌آموزی پرداخت. تا ۶۲۳ (هجری قمری) (۱۲۲۶ (میلادی)) سعدی به عنوان طالب علم در بغداد ماند و از محضر استادانی چون شیخ ابوالفرج جوزی و شیخ شهاب‌الدین سهروردی بهره برد. پس از دانش‌آموختگی تصمیم به ترک بغداد گرفت ؛ ولی چون ایالت فارس ناامن و محل تاخت و تاز مغولان بود، به شیراز بازنگشت و برای حج گزاردن و جهانگردی یک رشته سفرهای طولانی را در پیش گرفت. سعدی دریچه بزرگی از انسانیت را به روی جهان گشود . پند ها و آموزه های او را برای همه انسان های  جویای حكمت  و معرفت كيمياي حيات و راه نجات است . 

امروزه نیز بر سردرب سازمان ملل این سخن ابدی سعدی بزرگوار نقش بسته است که مایه مباهات ایران و ایرانی در جهان شده است :

بنی آدم اعضای یکدیگرند               که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار             دگر عضوها را نماند قرار

در این که سعدی از چه سرزمین‌هایی دیدن کرده میان پژوهندگان اختلاف نظر است و به حکایات خود سعدی هم نمی‌توان چندان اعتماد کرد، زیرا بسیاری از آن ها پایه نمادین و اخلاقی دارند، نه واقعی. مسلم است که شاعر به عراق، شام و حجاز سفر کرده است و شاید از هندوستان، ترکستان، آسیای صغیر، غزنه، آذربایجان، فلسطین، یمن و افریقای شمالی هم دیدار کرده باشد. او در این سفرهای سخت ماجراهای بسیار از سر گذراند که اسارتش به دست فرانک‌ها و بردگی در کار ساختمان برج و باروی شهر طرابلس از آن جمله است.

پس از حدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت می‌کرد. سال‌های باقی مانده عمر سعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربه‌ها و آموخته‌هایش کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و گلستان را در سال ۶۵۶ (هجری قمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.

 سخنان سعدی شیرازی گنج بزرگی از آزادگی ، انسانیت و منش نیک است که برای آیندگان ایران و حتی نسل بشریت باقی مانده است . همچنان که پیش از سعدی ، فردوسی بزرگ نیز این پندها و آموزه ها را برای جهان باقی گذاشت .

گنج آزادگی و کنج قناعت ملکی است                    که به شمشیر میسر نشود سلطان را

عبادت به جز خدمت به خلق نیست                  به تسبیح و سجاده و دلق نیست

بنی آدم سرشت از خاک دارد                اگر خاکی نباشد آدمی نیست

چه خوش گفت جمشید با تاج و گنج          یک جو نمی ارزد سرای سپنج

چو بیداد کردی توقع مدار                        که نامت به نیکی رود در دیار

بد و نیک مردم چو می بگذرند                     همان به که نامت به نیکی برند

 

گلستان سعدی
گلستان سعدی نام کتابی ارزشمند است که سعدی در میانه‌های عمر و یک سال پس از نوشتن بوستان (کتاب نخستش) آن را به نثر روان فارسی نوشت. از نثرهای روان، و بی‌مانند گلستان است که آن را استاد سخن می‌دانند. سعدی در همان ابتدا و در دیباچه‌ گلستان، کتاب خود را با نثری آغاز می‌کند که به واقع نشان دهنده چیرگی او در سخنوری و دانش او در واژه گزینی فارسی است. رفتار شاهان، منش درویشان، مزایای سکوت، جوانی و پیری از جمله موضوعاتی است که سعدی در هشت باب گلستان از آن ها سخن می‌راند. پایان یافتن گلستان به دست سعدی برابر است با زمانی که مغولان به وسیله هلاکوخان موفق به فتح بغداد شدند.

جناب سعدی بزرگوار برای لحظه مرگ خود خطاب به حضرت حق چنین می فرماید :

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم                       بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم                  به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم

به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم                            نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم                           ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم

حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم                          جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم

می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان                     مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم

هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن                        و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم

 

 

سالروز اعلام انقلاب فرهنگي

پنج شنبه اين هفته دوم ارديبهشت ماه سالروز اعلام انقلاب فرهنگي در سال ۱۳۵۹است.

پيروزی انقلاب اسلامي تحولاتي شگرف و بنيادين در عرصه‌های سياسي، اجتماعي و فرهنگي در پي داشت . انقلاب فرهنگي در حوزه آموزش و دانشگاه از جمله اين تحولات است كه به دليل ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي امري اجتناب ناپذير بود. اوضاع نابسامان دانشگاه‌ها و گرفتار شدن آنان در منازعات سياسي احزاب و گروه‌ها و دور افتادن از وظيفه اصلي خود كه همان آموزش بود، به دغدغه‌‌اي براي مسئولان نظام تبديل شد. از اين رو براي حل اساسي موضوع با حكم امام خميني انقلاب فرهنگي آغاز و ستادی به نام ستاد انقلاب فرهنگي تشكيل شد.
 انقلاب اسلامي ايران بيش از هر چيز مرهون فرهنگ اسلامي و تعاليم حيات بخش اسلام و تداوم و گسترش چنين انقلابي درگروی بقا و رشد فرهنگ اسلامي در نسل هاي موجود و آينده است. اين وظيفه بيش از همه بر عهده نهادهاي آموزشي و پرورشي، به ويژه دانشگاه هاست؛ اما بافت دانشگاهي ايران در سال هاي پيش از انقلاب اسلامي و همچنين نظام آموزشي و محتواي دروس و كتاب ها به ويژه در علوم انساني آن دوره، متناسب با اين وظيفه نبود و چه بسا دانشگاه هاي ما به وسيله خارجيان هدايت مي شد و شكل و محتواي آن ها تابع اراده بيگانگان و خط مشي آن ها در جهت حفظ و تقويت سلطه سياسي اقتصادي امريكا و ساير دول استعمارگر بوده است .

به همين علت پس از پيروزي انقلاب، دانشجويان و استادان متعهد دانشگاه ها تصميم گرفتند انقلابي فرهنگي به وجود بياورند تا در سايه آن بتوانند ضمانتي براي بقا و تداوم انقلاب اسلامي و همچنين عامل نيرومندي براي صدور و گسترش فرهنگ انقلاب ايجاد كنند. اين كار مستلزم اموري بود كه كم و بيش اجرا شده و يا در دست اجراست.
1ـ تصفيه دانشگاه ها از عناصر وابسته به استعمارگران و ابرقدرت ها و به طور كلي از عناصر ضد انقلاب.
2ـ تجديد نظر در نظام آموزشي و ساختاري دانشگاه ها و متحول ساختن آن ها به گونه اي كه متناسب با نيازهاي كشور و تأمين استقلال سياسي ـ اقتصادي جمهوري اسلامي ايران باشد و كشور را از وابستگي فرهنگي و ديگر وابستگي ها نجات دهد.
3ـ گنجاندن دروس خاصي در برنامه هاي دانشكده ها كه آشنايي لازم دانشجويان را با اهداف انقلاب و معارف و ديدگاه هاي اسلام تامين كند.
اين ها كارهايي است كه لازم است در همه دانشگاه ها انجام شود و ستاد انقلاب فرهنگي مسئول اجراي آن هاست.

 

ضرورت انقلاب فرهنگي:
هدف پيامبران الهي دگرگون ساختن فرهنگ جامعه به سوي يك فرهنگ توحيدي و خدا پسندانه است. يعني پيامبران در حقيقت بنيانگذاران راستين فرهنگ اصيل الهي و انساني بوده اند. به طور مثال پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد (ص) با آغاز رسالت خويش بعثت فرهنگي جديدي ايجاد كرد؛ به طوري كه از يك ملت نيمه وحشي و از اعراب متعصب جاهلي جامعه نويني با تمدن شكوفا و فرهنگي غني و پربار، آفريد. اين چنين تحولي جبر با تغيير زير ساخت فرهنگي جامعه امكان پذير نبود؛ و جامعه ايران اسلامي نيز بايد از انقلاب فرهنگي پيامبر گرانقدر خود الهام مي گرفت، زيرا تا فرهنگ جامعه اي دگرگون نشود دگرگوني در بقيه جهات ميسر نيست و يگانه رمز تداوم و توفيق رهبر انقلاب آن است كه فرهنگ آن انقلاب جايگزين و استوار گردد و گرنه بناي نهادهاي ديگر انقلاب بر فرهنگ پوسيده و ارتجاعي و ظالمانه پيشين، متزلزل و بي ثبات خواهد بود و هر آن انتظار فرو ريختن تمامي آن ها خواهد رفت. تا انقلابي در روح ها و انديشه ها رخ ندهد، در ابعاد ديگر زندگي انساني انقلابي رخ نخواهد داد. اگر چه انقلابي با ترقي فكري و روحي مردم آن جامعه البته به طور نسبي آغاز خواهد شد اما آن جرقه ها و حركت ها به تنهايي كافي نيست.

پس از پيروز شدن و به ثمر رسيدن انقلاب، جامعه ايران نيز نياز به يك تحول بنيادين داشته و دارد؛ تحولي كه انسان ساز و هدايتگر باشد و جامعه را دگرگون كند و خلاصه جهت دهنده و راهبر باشد.
در انقلاب اسلامي ايران نيز انقلاب با درخواست مردم براي تغيير سرنوشتشان آغاز شد كه اين مسئله سرآغاز يك انقلاب فرهنگي عظيم بود، اما پس از پيروزي انقلاب كافي نبود كه به همان ميزان رشد و آگاهي مردم اكتفا بشود، زيرا تغييرات و تحولات مقطعي و زودگذر نمي توانست استمرار دايمي داشته باشد؛ بلكه بايد از ريشه و بنيان، نظام فرهنگي شاهنشاهي و زورمداري در هم مي ريخت و به جاي آن فرهنگ اصيل اسلامي جايگزين مي شد.

حضرت امام خميني (ره) به سرعت بر اين مسئله انگشت نهادند و ضرورت انقلاب در افكار و انديشه هاي مردم به ويژه نسل جوان را در مراكز علمي و فكري همچون دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي و مدارس تاكيد و تصريح نمودند. گرچه انقلاب فرهنگي در يك جامعه منحصر به طبقه دانش آموز و دانشجو نيست و اصولاً فرهنگ كشور تنها در نظام آموزشي آن خلاصه نمي شود و شامل ويژگي هاي از قبيل: آداب و رسوم، دين و اخلاقيات، سنن اجتماعي، دانستني ها و علوم و غيره است، اما ضرورت انقلاب فرهنگي در مدارس و دانشگاه ها از مهم ترين امور محسوب مي شود.
 

 

روز زمين پاك  

پنج شنبه دوم ارديبهشت ماه را روز زمين پام نامده اند.

روز جهاني زمين پاك روزي است كه در آن بسياري از مردم جهان به پاكسازی محيط زيست مي‌پردازند و به حفظ آن كمك مي‌كنند.
طبل‌نوازان سراسر جهان طي دعوتي اينترنتي و هماهنگ در اين روز به اجراي نواهايي مي‌پردازند. در پايتخت ايران كه به ازای هر شهروند چهار موش در جوي خيابان‌ها جست و خيز مي‌كنند. در روز زمين پاك بايد همه مسؤولان محيط زيست و مسؤولان شهري از زمين پاك سخن بگويند و  بروشورهاي آموزشي در زمينه بازيافت و تفكيك زباله بين شهروندان توزيع شود، جدي‌ترين چالش پيش روي جامعه ما  نگراني درباره آلودگي روزافزون محيط زيست است. عدم فرهنگ‌سازي و فقدان آموزش در اين زمينه يكي از بحران هاي خاموش جامعه ماست.
آلودگي آب ها، دفع غيربهداشتي زباله، استفاده بي‌رويه از سموم كشاورزي و عدم جايگزيني طرح مبارزه بيولوژيك به جاي مبارزه شيميايي از جمله عمده‌ترين معضلات زيست محيطي كشور هستند.
شهروندان ايراني اكنون مسؤول فاجعه‌اي هستند كه چيزي درباره آن نمي‌دانند. چگونه بايد زمين را پاك نگه داريم؟
در تمام شهرهاي دنيا، روز زمين پاك را طبل‌نوازان جهان جشن مي گيرند و با شعار جنگ را تمام كنيد به اجراي موسيقي مي‌پردازند.
موسيقي دانان كوبه‌اي جهان، در روز زمين پاك كه در سراسر جهان روز 22 آوريل (ارديبهشت ماه) است، با اجراي موسيقي اين روز را جشن مي‌گيرند و در قالب گروه‌هاي مختلف موسيقي در شهرها و كشورهاي خود قطعاتي را به افتخار اين روز به صحنه مي‌برند. حتي دسته‌اي از اين هنرمندان اعلام كرده‌اند كه سازهايشان را در خيابان‌ها و كوچه‌هاي شهرها كوك مي‌كنند و از تمامي مردم دعوت مي‌كنند تا در اين روز عهد كنند كه برای هميشه زمين را پاك نگاه دارند.
 

 روز بزرگداشت شیخ بهایی

محمد بن حسين بن عبد الصمد حارثى، معروف به شيخ بهايى در سال 953 هجرى در شهر بعلبك لبنان به دنيا آمد. نسب شيخ به حارث همدانى، صحابى جليل القدر امير المؤمنين (ع) مى‏رسد.

شيخ بهايى در دوران كودكى همراه پدر به ايران سفر کرد، پدر بزرگوارش چون از حاميان دولت صفويه -که به تازگي شکل مي گرفت- بود، با شهادت شهيد ثاني احساس خطر نموده، از منطقه خود کوچ کرد.

وی بخشى از تحصيلات خود را در وطن فرا گرفت. در زمان شاه طهماسب اول به اصفهان وارد شد و در آنجا نيز با تحصيل علوم مختلف ظرف مدت كوتاهى به مقبوليتي عام دست يافت و از سوى شاه عباس صفوى  مورداحترام  قرار گرفت.

شيخ بهايى پس از شيخ على منشار پدر همسرش، منصب شيخ الاسلامى دولت صفويه را عهده‏دار شد و از امكانات اين دولت شيعى نهايت استفاده را براى ترويج تشيع کرد.

وى پس از مدتى سفری طولانى را آغاز کرد. يكى از عواملى كه باعث اين سفر شد، علاقه شيخ به سياحت و ديدن و تجربه اندوزى بود. عامل ديگر كه سهم مهمى در اين سفرها داشت، حسادت اطرافيان بود كه نمى‏توانستند موقعيت و احترام شيخ را در دربار صفوى تحمل كنند.

وي مشربی عرفاني داشت و از برجستهترين عرفاي زمان خود بود. بنابراین با ميرداماد و مير فندرسکي مناسباتي داشت. ديوان اشعار مثنوي وی به سبک مولاناست و غزلیاتش شباهت بسياري با غزلیات حافظ دارد.

شیخ بهايى حدود 30 سال از عمر خود را در سفر گذراند و به شهرها و كشورهاى گوناگون از جمله عراق ، حجاز ،خراسان،مصر ، روم ، شام و بيت المقدس سفر کرد.  كتاب معروف خود، كشكول را در سفر مصر تأليف كرد.

در پايان عمر خويش به اصفهان برگشت و ساليانى چند در آن ديار ساكن شد.

متأسفانه جز چند يادداشت مختصر توسط بعضى اطرافيان و همراهان شيخ، سفرنامه‏اى از اين سفرهای 30 ساله به دست ما نرسيده است،

 جامعيت:

جامعيت در علوم و فنون يكى از خصايص شيخ بهايى است. او در زمينه‏هاى گوناگون نظير: تفسير، حديث، فقه، اصول، رجال ،فلسفه، دعا، لغت، رياضي، نجوم، شعر و ادب فارسي و چندین دانش دیگر بيش از 80 تأليف دارد. تا آنجا که شاگردش (پدر علامه مجلسي) در مورد او مي گويد :

من به مانند او در کثرت علوم و وفور فضل و علو مرتبه نديدهام.

 برخي از کتب اين بزرگوار نظير مفتاح الفلاح تا مدت ها مورد مراجعه و کتاب مرجع به شمار مي آمده که علماي زيادي بر آن شرح و حاشيه نگاشتهاند. در فنون مختلف نظير مهندسي ، رمل و اسطرلاب  نيز مهارت وي‍ژهاي داشت. از كارهاى عمرانى فراوان وي ميتوان به اقدامات وی در مرقد امير المؤمنين (ع)، مسجد امام اصفهان و منار جنبان، حمام گرم اصفهان و بسياري بناهاي به ياد ماندني ديگر را نام برد، که هر يک از جمله عجائب آن دوران است.

او آنچنان بزرگوار بود كه اهل تسنن او را سنى شمرده و صوفيه او را از بزرگان تصوف مى‏پنداشتند.

 استاذان او منحصر به استادان شهر خودش نبود و در هر منطقهاي از استادان مبرز آن ديار استفاده مي كرد؛ پدرش حسين بن عبدالصمد، شيخ عبدالمالک کرکي پسر محقق کرکي(م 993)، شيخ عبدالله يزدي، ملا علي مذهب مدرس (در علوم عقلي و رياضي)، شيخ احمد کجائي معروف به پير احمد که در قزوين از او بهره برد، عماد الدين محمود نطاسي (در طب)، محمد بن ابي الحسن بکري (استاد او در الازهر مصر)نمونهای از این بزرگواران هستند که شیخ از دانش اینها استفاده کرده است.

شاگردان شيخ به ده‏ها نفر مى‏رسند كه در بين آنان علمايى والا مقام ديده مى‏شود؛ ملا محسن فيض كاشانى، ملا محمد صالح مازندرانى، مرحوم محمد تقى مجلسى (مجلسى اول)، سلطان العلماء، سيد حسن بن سيد حيدر كركى، ملا صدراي شيرازي وچندین و چند دانشمند دیگر که از خرمن فیوضات ایشان استفاده نمودند، از جمله این افراد هستند.

 تأليفات:

با وجود سفرهاى طولانى و منصب‏هاى اجرايى كه شيخ با استفاده از آن ها به ترويج مكتب تشيع مبادرت مى‏ورزيد، هيچ گاه از امر مهم تأليف و تصنيف غافل نمانده به طورى كه در علوم مختلف تأليفاتى دارد. تعدادی از این آثار عبارتند از:

  مفتاح الفلاح في عمل اليوم و الليله؛

  العروه الوثقى در تفسير سوره حمد؛

  مشرق الشمسين در تفسير آيات الأحكام؛

  حدائق المقربين در شرح صحيفه سجاديه؛

  جامع عباسى، كتابى فقهى تا پايان بحث حج؛

  الاثني عشريات الخمس، كتابى فقهى از بحث‏ طهارت تا حج؛

 الفوائد الصمديه در نحو، بحر الحساب كتابى مفصل در علم حساب؛

  خلاصه الحساب که تلخيص بحر الحساب و بهترين تأليف در علم حساب قديم است، و بارها بر آن حاشيه نوشته‏اند و علاوه بر فارسى به زبان‏هاى ديگرى مانند آلمانى نيز ترجمه شده است؛

 كشكول، اولين كتاب با نام كشكول از شيخ بهایی بوده و پس از او اين نام براى كتب بسيارى انتخاب شد؛

 شرح چهل حديث، كه به اعتقاد صاحب نظران از نظر علمى بهترين كتابى است كه تا كنون با عنوان چهل حديث تأليف شده است؛

 ديوان اشعار عربى و فارسى

 وفات:

ايشان در سال 1030 هجري قمري ديده از جهان فرو بست و بدن مطهر او را از اصفهان به مشهد مقدس انتقال داده و در جوار امام رضا (ع) به خاك سپردند. نماز او را شاگرد بزرگوارش مجلسى اول اقامه كرد که در آن نزديك به 50 هزار نفر شركت داشتند. 

 

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

مدیریت علوی

 

 

مقدمه

از دیدگاه اسلام به طور عام، و در نگاه امام على (علیه السلام) به طور خاص، مدیریت و مسئولیت در حکم امانتى است که به مدیر سپرده مى شود تا براى مدتى معین به عنوان مجرى یا امانتدارى در آن جایگاه انجام وظیفه کند.

مدیریت و مسئولیت، امانت گران‌سنگى است که باید به اهلش سپرده شود، زیرا آنچه موجب گردش درست امور و سلامت و صلابت کارها مى‌شود، آن است که مشاغل مدیریتى از یک سو امانت تلقى شود، و از سویى دیگر به افراد شایسته و توانمند واگذار گردد. این نوع نگاه به مسئولیت باعث مى‌شود که در انتخاب افراد براى مدیریت و یا هر شغل دیگر، شایسته‌سالارى مراعات گردد، و افرادى شایسته براى به دست گرفتن آنها انتخاب شوند. امام على (علیه السلام) در نامه‌اى به یکى از کارگزاران خویش، امانت بودن مسئولیت و مدیریت را متذکر شده و مى فرماید:

و ان عملک لیس لک بطعمة و لکنه فى عنقک امانه1 : (کارى که در دست توست ، طعمه نیست ، بلکه امانتى است بر گردن تو.) کسانى که بدون توجه به اصل امانت بودن مدیریت، و بدون برخوردارى از شایستگى‌ها و توانایى‌هاى لازم، مدیریت و مسئولیتى را مى پذیرند، و نیز کسانى که چنین افرادى را انتخاب مى‌کنند، مرتکب خیانت شده‌اند اما علی (علیه السلام) به رفاعه، یکى دیگر از کارگزاران خویش مى‌فرماید:

و اعلم یا رفاعه ان هذه الامارة امانة فمن خانه فعلیه لعنة الله الى یوم القیامه2 (اى رفاعه! بدان که این امارت و مدیریت، امانتى است که هر کس به آن خیانت کند، لعنت خدا تا روز قیامت بر او باشد.

 

برنامه ‌ریزى

برنامه‌ریزى از ارکان مدیریت و از جمله وظایف اصلى مدیران است، و نقشى اساسى در موفقیت و پیشرفت سازمان‌ها دارد. ضرورت برنامه‌ریزى قبل از هر گونه اقدام و اهمیت ویژه آن مسئله‌اى عقلى است، و تبیین و استدلال چندانى نیاز ندارد. روشن است که اقدام به هر کاری، بدون بررسى جوانب مختلف آن و قبل از برنامه‌ریزى لازم، بیانگر نقصان عقل و یا عدم بهره‌گیرى مناسب از این نعمت بزرگ الهى است و پیروزى و موفقیت در کار را ارزانى انسان نخواهد کرد.

حضرت على (علیه السلام) عقلى بودن مسئله برنامه‌ریزى را مورد تاکید قرار داده و مى فرماید: ادل شى ء على غزاره العقل حسن التدبیر3 (بهترین دلیل بر کمال عقل ، خوب برنامه ریزى کردن است.)

در برخى روایات نقل شده از امام على (علیه السلام) به بعضى از آثار مثبت برنامه‌ریزى اشاره شده است، مانند جلوگیرى از اشتباه، افزایش بهره ‌ورى، مقابله با تهدیدات، کمک به تصمیم‌ گیرى اثر بخش، ایجاد آرامش درونى، کمک به حل مشکلات سازمان و مصونیت از پشیمانى.

البته باید توجه داشت که صرف برنامه‌ریزى، موجب موفقیت سازمان نمى شود، بلکه برنامه‌اى مى‌تواند مقدمات موفقیت و پیشرفت سازمان را فراهم کند که اصولى، منطقى و متناسب با امکانات و شرایط سازمان طراحى شده باشد. برنامه‌ریزى غیر اصولى و نامتناسب، نه تنها کمکى به پیشرفت سازمان نمى‌کند، چه بسا باعث شکست، ناکامى و حتى فروپاشى سازمان شود.

امیر مؤمنان على (علیه السلام) مى فرماید:

سوء التدبیر، سبب التدمیر4 (بدی برنامه ریزى کردن، موجب هلاک و فرو پاشى است.)

 

تصمیم گیرى

تصمیم‌گیرى از اهمیت بسیار و جایگاهى ویژه در مدیریت برخوردار است، تا جایى که برخى پژوهشگران و صاحب نظران، تصمیم‌گیرى و مدیریت را هم‌معنا و مترادف دانسته و معتقدند که مدیریت چیزى جز تصمیم‌گیرى نیست. تصمیم‌گیرى کانون اصلى مدیریت را تشکیل مى‌دهد.

مدیران، تصمیمات متعددى را در موضوعات مختلفى که براى سازمان پیش مى‌آید، اتخاذ مى کنند. برخى از این موضوعات بسیار مهم و حیاتى‌اند، و اگر تصمیمات خوب و به موقع گرفته نشود، ممکن است خسارت‌ها و شکست‌هاى بزرگ و غیرقابل جبرانى به وجود آورد. در چنین مواردى ضرورت اتخاذ تصمیمات عاقلانه و منطقى بیش‌تر نمایان مى‌شود. تنها این گونه تصمیم‌گیرى‌هاست که سازمان را از مشکلات نجات مى‌دهد و موجب پیمودن راه تکامل مى شود؛ همان گونه که امام على علیه السلام فرمود:

راى العاقل ینجى5 تصمیم‌گیرى منطقى و تصمیم‌هاى صحیح و خردمنداند، تأثیر عمیق بر امور مختلف سازمان دارد، و مى‌تواند سازمان را در دستیابى به اهداف سازمانى یارى دهد. تصمیم‌گیرى آن‌گاه که با دقت، دوراندیشى و ژرف‌نگرى همراه باشد، دستیابى به اهداف سازمانى و موفقیت و اثر بخشى سازمان را تا حد زیادى تضمین مى‌کند.

حضرت على علیه السلام فرمود:

اذا اقترب العزم بالحزم کملت السعادة 6 (هنگامى که تصمیم با دور اندیشى همراه شود، سعادت کامل گردد.)7

 

پی‌نوشت‌ها

1. نهج البلاغه، نامه 5

2. نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج5، ص 36

3. غررالحکم ودرر الکلم، حدیث 3151

4. همان، ح 5571

5. همان، ح 5424

6. همان، ح 4067

7. اقتباس از کتاب مدیریت علوى،نوشته آقایان ابوطالب خدمتى، علی آقاپیروزی و عباس شفیعى.

 منبع : حوزه

 

جمله      
 مديريتی
    

 

ارزشمندترين منبع هر سازمان

 


كمياب ترين و ارزشمندترين منابع در هر سازمان انسان های كارآمد هستند.

دراكر، پيتر

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

 

توکل

 

 

 

 

مَنْ أرادَ أن یكُنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلْیتَوكَّلْ عَلی اللهِ

امام موسی كاظم علیه السلام فرمودند:


هر كه می خواهد كه قویترین مردم باشد بر خدا توكل نماید.
(بحار الانوار،7 ، ص143)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

اتوماسیون اداری

 

 

سازمان دستخوش تحول اداری شده بود اما بالاترین مقام آن همچنان دیدگاه سنتی داشت. تصمیم گرفته شد با راه‌اندازی اتوماسیون اداری مصرف كاغذ به طور كل از مجموعه حذف شود. در پی این تصمیم، مقرر شد بخش اعظمی از اسناد غیرضرور مربوط به سال‌های گذشته امحا شود. در این رابطه، مكاتبات عدیده‌ای از سوی كارشناسان امر و رؤسای واحدها انجام گرفت و در آخر، لازم بود كه بالاترین مقام سازمان مجوز امحا را صادر كند. او نوشت: "امحا اسناد پس از تهیه و نگهداری 2 نسخه از هر كدام بلا مانع است."

 

حکايت     
مديريتی    

 

نهی از منكر به روش غيرمستقيم



 

يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدی در نزديكي يك دبيرستان خريد. يكي دو هفته اول همه چيز به خوبي و در آرامش پيش مي رفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلي كلاسها سه تا پسر بچه در خيابان راه افتادند و در حالي كه بلند، بلند با هم حرف مي زدند، هر چيزی را كه در خيابان افتاده بود شوت ميكردند و سر و صدای عجيبي راه انداختند. اين كار هر روز تكرار مي شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاري بكند.
 
روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: بچه ها شما خيلي بامزه هستيد و من از اين كه ميبينم شما اينقدر نشاط جواني داريد خيلي خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همين كار را ميكردم. حالا مي خواهم لطفي در حق من بكنيد. من روزي 1000 تومن به هر كدام از شما مي دهم كه بياييد اينجا، و همين كارها را بكنيد.
 
بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگي من اشتباه شده و من نميتونم روزي 100 تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالي نداره؟
 
بچه ها گفتند: 100 تومن؟ اگه فكر ميكني ما به خاطر روزي فقط 100 تومن حاضريم اينهمه بطري نوشابه و چيزهاي ديگه رو شوت كنيم، كور خوندي. ما نيستيم.
 
و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگي ادامه داد.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

مدیریت استراتژیک

 

 

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید كه چرا بعضی از شركت‌های بزرگ و موفق در مدت زمان كوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تأسف بار تنزل یافته‌اند و چرا برخی از شركت‌های كوچك و گمنام به یكباره به جایگاه‌های ممتازی در صحنه رقابت بین الملل رسیده‌اند؟ آیا در این مورد فكر كرده‌اید كه چرا برخی از مؤسسات، نوسان‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را به راحتی تحمل نموده و بر آنها غلبه می‌كنند و در مقابل برخی از سازمان‌ها طعم تلخ شكست را چشیده و از ادامه راه باز می‌مانند؟ به عقیده بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سئوالات را باید در مفاهیمی به نام استراتژی و مدیریت استراتژیك جستجو كرد. در این مقاله سعی شده است نگاهی گذرا بر مدیریت استراتژیك و ضرورت و موانع بكارگیری آن در سازمان‌ها داشته باشیم.
۲- تعریف استراتژی و مدیریت استراتژیك
تاكنون تعاریف مختلف و گاه ناسازگاری از استراتژی و مدیریت استراتژیك ارائه شده است. به تعبیر یكی از متخصصان مدیریت این عبارات مانند هنر است كه وقتی آنها را می‌بینیم تشخیص دادن آنها آسان است اما وقتی در پی تعریف كردن و توضیح دادن آنیم خیلی مشكل به نظر می‌رسد. با این حال در اینجا سعی شده است تا تعاریفی كه جوهره كلیه مفاهیم را دارا باشد ارائه دهیم.
۲-۱- استراتژی
الگویی بنیادی از اهداف فعلی و برنامه‌ریزی شده، بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یك سازمان با بازارها، رقبا و دیگر عوامل محیطی است. طبق این تعریف یك استراتژی باید سه چیز را مشخص كند:
چه اهدافی باید محقق گردد
روی كدام صنایع، بازارها و محصول‌ها باید تمركز كرد
چگونه برای بهره‌برداری از فرصت‌های محیطی و مواجهه با تهدیدهای محیطی به منظور كسب یك مزیت رقابتی منابع تخصیص یابد و چه فعالیت‌هایی انجام گیرد.
۲-۲- مدیریت استراتژیك
تصمیمات و فعالیت‌های یكپارچه در جهت توسعه استراتژی‌های مؤثر، اجرا و كنترل نتایج آنهاست.
بنابراین مدیریت استراتژیك فعالیت‌های مربوط به بررسی، ارزشیابی و انتخاب استراتژی‌ها، اتخاذ هر گونه تدابیر درون و بیرون سازمانی برای اجرای این استراتژی‌ها و در نهایت كنترل فعالیت‌های انجام شده را در برمی‌گیرد.
۳- ضرورت استفاده از مدیریت استراتژیك
با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیك می‌توان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه به تغییرات محیطی كه در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بكارگیری برنامه‌ای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیشتر از گذشته ملموس می‌شود. این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیك نیست. مدیریت استراتژیك با تكیه بر ذهنیتی پویا، آینده‌نگر، جامع‌نگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است. پایه های مدیریت استراتژیك بر اساس میزان دركی است كه مدیران از شركت‌های رقیب، بازارها، قیمت‌ها، عرضه‌كنندگان مواد اولیه، توزیع‌كنندگان، دولت‌ها، بستانكاران، سهامداران و مشتریانی كه در سراسر دنیا وجود دارند قرار دارد و این عوامل تعیین‌كنندگان موفقیت تجاری در دنیای امروز است. پس یكی از مهمترین ابزارهایی كه سازمان‌ها برای حصول موفقیت در آینده می‌توانند از آن بهره گیرند مدیریت استراتژیك خواهد بود.
۴- مزایای مدیریت استراتژیك
مدیریت استراتژیك به سازمان این امكان را می‌دهد كه به شیوه‌ای خلاق و نوآور عمل كند و برای شكل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نكند. این شیوه مدیریت باعث می‌شود كه سازمان دارای ابتكار عمل باشد و فعالیت‌هایش به گونه‌ای درآید كه اعمال نفوذ نماید (نه اینكه تنها در برابر كنش‌ها، واكنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت كنترل درآورد.
از نظر تاریخی، منفعت اصلی مدیریت استراتژیك این بوده است كه به سازمان كمك می‌كند از مجرای استفاده نمودن از روش منظم تر، معقول‌تر و منطقی‌تر راه‌ها یا گزینه‌های استراتژیك را انتخاب نماید و بدین گونه استراتژی‌های بهتری را تدوین نماید. تردیدی نیست كه این یكی از منافع اصلی مدیریت استراتژیك است ولی نتیجه تحقیقات كنونی نشان می‌دهد كه این فرایند می‌تواند در مدیریت استراتژیك نقش مهم‌تری ایفا كنند. مدیران و كاركنان از طریق درگیرشدن در این فرایند خود را متعهد به حمایت از سازمان می‌نمایند. یكی دیگر از مهمترین منافع مدیریت استراتژیك این است كه موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و كاركنان می‌شود. یكی از منافع بزرگ مدیریت استراتژیك این است كه موجب فرصتی می‌شود تا به كاركنان تفویض اختیار شود. تفویض اختیار عملی است كه به وسیله آن كاركنان تشویق و ترغیب می‌شوند در فرایندهای تصمیم‌گیری مشاركت كنند، خلاقیت، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثر بخشی آنها افزایش خواهد یافت.
۵- فرآیند مدیریت استراتژیك
فرآیند مدیریت استراتژیك را می‌توان به چهار مرحله تقسیم كرد:
تحلیل وضعیت
تدوین استراتژی
اجرای استراتژی
ارزیابی استراتژی
كه این مراحل را به اختصار توضیح می‌دهیم:
۵-۱- تحلیل وضعیت
اهداف بلندمدت، مأموریت سازمان (علت وجودی و اینكه چه هستیم)، چشم انداز سازمان (چه می‌خواهیم باشیم)
تجزیه و تحلیل محیط داخلی و قابلیت‌های سازمان
تجزیه و تحلیل محیط خارجی
۵-۲- تدوین استراتژی
در تدوین استراتژی باید ابتدا مجموعه استراتژی‌های قابل استفاده را لیست كرده و سپس با استفاده از مدل‌های مختلفی كه در بحث‌های مدیریت استراتژیك آمده است و با توجه به نتایج بدست آمده در تحلیل وضعیت كه در مرحله اول آمده است استراتژی برتر را انتخاب می‌كنیم. در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده پائین سازمان را نیز مشاركت داد تا در آنها ایجاد انگیزش كند.
۵-۳- اجرای استراتژی
برای اجرای استراتژی‌ها باید از ابزار زیر بهره گرفت:


● متناسب با استراتژی‌ها
هماهنگ‌سازی مهارت‌ها، منابع و توانمندی‌های سازمان در سطح اجرایی
ایجاد فرهنگ سازمانی متناسب با استراتژی جدید سازمان
اجرای موفقیت آمیز استراتژی به همكاری مدیران همه بخش‌ها و واحدهای وظیفه‌ای سازمان نیاز دارد.
۵-۴- ارزیابی استراتژی
برای تعیین حدود دستیابی به هدف‌ها، استراتژی اجرا شده، باید مورد كنترل و نظارت قرار گیرد. ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اصلی می‌شود:


● بررسی مبانی اصلی استراتژی‌های شركت
مقایسه نتیجه‌های مورد انتظار با نتیجه‌های واقعی
انجام دادن اقدامات اصلاحی به منظور اطمینان یافتن از این كه عملكردها با برنامه‌های پیش بینی شده مطابقت دارند.
اطلاعاتی كه از فرایند ارزیابی استراتژی به دست می‌آید باید به گونه‌ای باشد كه عملیات و اقدامات را تسهیل نماید و باید كسانی یا واحدهایی را معرفی نماید كه نیاز به اصلاح دارند.
۶- موانع و مشكلات طراحی برنامه‌های استراتژیك
در این زمینه اولین مشكلات عبارتست از موانع ایجاد و توسعه روند مدیریت استراتژیك در سازمان‌ها كه این فرآیند را از بنیان و پای بست با مشكل مواجه می‌سازند. دلایل گوناگونی وجود دارند كه برخی از سازمان‌ها تمایل چندانی به ایجاد و توسعه روندهای مدیریت استراتژیك از خود نشان ندهند كه مهمترین آنها عبارتند از:
عدم آگاهی مدیریت سطح بالا نسبت به وضعیت واقعی سازمان
خودفریبی مدیران سطح بالا به طور جمعی درباره موقعیت سازمان
توجه مدیران به حفظ وضع موجود
درهم آمیختگی دشواری‌های مشترك مدیریت سطح بالا و دشواری‌های عملكرد روزانه
كامیابی‌های گذشته سازمان
اشتباه تلقی كردن هر گونه تغییر در رابطه با هر چه در گذشته در سازمان انجام گرفته است
نارسایی در كاربرد وظایف فوری
۷- بررسی موانع اجرای برنامه‌های استراتژیك
یكی از پژوهشگران مدیریت استراتژیك، در مقاله‌ای تحت عنوانهفت خطای مرگبار استراتژیك به بیان خطاها و مشكلات رایج در زمینه اجرای استراتژی می‌پردازد:
۱- استراتژی ارزش اجرا ندارد
استراتژیی ارزش اجرا كردن را دارد كه قدرت الهام‌دهی داشته باشد و به كاركنان كمك كند تا دریابند وظایفشان چگونه با استراتژی مرتبط می‌شود، به عنوان راهنمائی برای اولویت بندی تصمیمات بكار رود و در كاركنان برای تسهیل ارتباطات ایجاد بصیرت نماید.
خطای مرگبار شماره ۲- كاركنان در مورد اینكه استراتژی چگونه اجرا خواهد شد روشن نیستند
در این مورد تعدادی موضوع مهم هستند كه باید در ابتدا مشخص شوند. این موضوعات عبارتند از:


● اولویت‌ها: اولویت‌های شما چیست؟
جدول زمانی: اجرای استراتژی با چه سرعتی باید پیش برود.
تأثیرات: استراتژی، چه تأثیری بر فعالیت‌های شما می‌گذارد.
مشاركت: چه كسانی بایستی مشاركت داشته باشند و در چه زمانی.
مخاطرات: مخاطراتی كه مانع اجرای استراتژی هستند را شناسایی و آنها را كاهش دهید.
۳- مشتریان و كاركنان، استراتژی‌ها را به طور كامل در نیافته‌اند
برنامه اجرای استراتژی باید شامل یك برنامه ارتباطات باشد كه مشخص كند به چه افرادی و تا چه اندازه باید در مورد استراتژی توضیح داده شود.
۴ - مسئولیت اشخاص در زمینه اجرای تغییرات نامشخص است
كاركنان باید به منظور اجرای استراتژی كاملاً تفهیم شده و مسئولیت‌های خاص هر یك به آنان واگذار شود. هر چه تعداد افرادی كه بطور مستقیم در فرایند اجرا مشاركت داده می‌شوند بیشتر باشد بهتر است.
۵- مدیر عامل و مدیران ارشد به هنگام شروع اجرا، از صحنه خارج می‌شوند
غالباً، سطح علاقه مدیران ارشد پس از تدوین استراتژی و توافق بر آن كاهش می‌یابد. اگر كاركنان احساس كنند كه مدیریت ارشد كاملاً نسبت به استراتژی متعهد نیستند علاقه آنان نیز كاهش می‌یابد.
۶- عدم تشخیص موانع
برنامه‌ها هیچگاه دقیقاً اجرا نمی‌شوند. سازمان‌ها در یك محیط پویا و متغیر فعالیت می‌كنند لذا حوادث پیش بینی نشده ممكن است در طول اجرا سر بر آورند. باید این موانع، تشخیص داده شوند و زمانی كه این بحران‌ها و عدم اطمینان‌ها به وقوع می‌پیوندند، كاركنان باید برای ایجاد راه‌حل‌هایی خلاقانه در جهت غلبه بر این موانع تشویق شوند.
۷- فراموش كردن كسب و كار
یك مخاطره دیگر عبارت است از این كه تدوین و اجرای استراتژی تمام توجه مدیران ارشد را به خود جلب نماید و آنان فراموش كنند كه كسب و كاری دارند كه باید به اداره آن بپردازند.

 

نکات       
مديريتی    

 

10 ويژگی مديران كارآفرين
 


بر اساس تحقيقات انجام شده توسط سازمان ملل در چند كشور صنعتي و در حال توسعه، مديران كارآفرين ده ويژگي مشترك دارند. اين ده ويژگي چنين است:
1- در انجام فعاليت‌های فراتر از وظايف شغلي خود ابتكار عمل دارند.
2- قدرت تصميم‌ گيری و پيگيري فردی توسط آنها عالي است.
3- فرصت‌ها را درست تشخيص مي‌دهند و در به دام انداختن آنها، به موقع اقدام مي‌ كنند.
4- با ريسك‌هاي حساب شده و سنجيده حركت مي‌كنند و از خطركردن به هر قيمتي خودداري مي‌كنند.
5- در مورد جزئيات تمام كارها دقت دارند و به موقع و به‌جا در مورد كيفيت انجام كارها (نه فقط كميت و تعدد كارهاي انجام يافته) نگراني به خرج مي‌دهند.
6- نسبت به مفاد قراردادها و توافق‌هاي صورت گرفته تعهد و نگراني دارند.
7- توانايي دارند ديگران را با نفوذ كلام و داشتن شجاعت و جسارت در بيان عقايد و نظريات متقاعد كنند.
8- نسبت به بازدهي، بهره‌وري، اثربخشي و كارآيي امور حساسيت دارند.
9- در به كارگيري استراتژي‌هاي نافذ و تأثيرگذار از انعطاف لازم برخوردارند.
10- اتكای به نفس و اعتماد به توانمندی‌های دروني در آنها بسيار بالاست.

 

مقاله      
مديريتی    

 

رهبران و خلق فضای سازمانی متعالی

 مولف: دکتر محمد علی بابايی زکليکی، نونا مؤمنی

 

چکيده:
بيش از چند دهه از اولين تعريف جو سازماني مي‌گذرد. در اين مدت، تعاريف متعددی مطرح شده است. امروزه مي‌توان جو سازماني را به بيان ساده اين چنين تعريف کرد: جو سازماني درک کارکنان از محيطي است که در آن مشغول به کار هستند. در واقع، درک کارکنان برداشتي ذهني و احساسي است که از ارتباطات انساني شکل مي گيرد؛ ارتباطات انساني که کارکنان با مدير و با همکاران خود دارند. زماني که با کارکنان به صورت عادلانه و مثبت رفتار شود آنها براي نشان دادن نگرش مثبت تشويق مي شوند و اين امر باعث اعتماد آنها به رهبري و سازمان مي شود. در واقع، کارکنان در محيطي که به منابع، اطلاعات و حمايت دسترسي داشته باشند، فرصت يادگيري پيدا مي کنند و اين امر توانمندي آنها را افزايش مي‌دهد. اين احساس متعالي، جو سازماني متعالي خلق مي کند و جو سازماني متعالي نيز اثربخشي و بهره وري سازمان را افزايش مي‌دهد. پژوهشها نشان مي دهند که اين احساس متعالي به ميزان چشم گيري متأثر از توانمندي رهبري مدير است. هنر رهبري و شيوه ارتباطات مدير تأثير بسزايي در خلق جو سازماني متعالي دارد. به عبارت ديگر تأثيري که رهبر در خلق جو سازماني دارد منحصر به فرد است و در واقع، مي‌توان جو سازماني را نتيجه توانايي رهبري مدير دانست. اين تفاوت در مقايسه جو سازماني شرکتهاي برتر و معمولي بخوبي آشکار است. از اين رو، مي توان ادعا کرد رهبر و رفتار او مهمترين عامل تأثير گذار بر درک و نگرش کارکنان از جو سازماني است.


مقدمه:
پژوهشها نشان مي دهند که سياستها، برنامه هاي سازمان، وضعيت مالي يا ارزش سهام شرکت هيچکدام سازمان را به محيطي مناسب براي کارکردن تبديل نمي کند، بلکه آنچه از سازمان يک محيط کار ايده آل و مطلوب مي سازد، احساس کارکنان نسبت به محيط کار است. شرايط محيط کار براي ايجاد و رشد احساس کارکنان در سه عامل خلاصه مي شود: مديريت، شغل و همکاران.
در اين پژوهش نخست جو سازماني تعريف و ارتباط آن با اين سه عامل بيان مي شود. سپس با استفاده از نتايج پژوهشهاي صورت گرفته اهميت رهبري در ايجاد و رشد احساس مثبت کارکنان نسبت به محيط کاري و به عبارت جامعتر در شکل‌گيري جو سازماني متعالي استدلال مي شود.


جو سازماني:
بيش از چند دهه از اولين تعريف جو سازماني مي گذرد. در اين مدت تعاريف متعددي مطرح شده که جوهره همه آنها دو عنصر را در برداشته است:
1. سيستم شناختي (عنصر ذهني)، که بيانگر سيستم هاي ارزشي سازمان است.
2. برداشتهاي جمعي (عنصر احساسي) از سياستها، عملکرد و روشهاي سازمان نشئت مي گيرد.
مورد اول بيشتر به فرهنگ سازمان مرتبط است و مورد دوم واقعاً بيانگر جوي است که رهبري با آن مرتبط و مورد توجه اين مقاله است. به اين ترتيب جو سازماني نمايي از ويژگيهاي ظاهري فرهنگ است که از ادراکات و نگرشهاي کارکنان ناشي مي شود. در واقع جو، نماي قابل ديد و فرهنگ بخش غير قابل رويت سازمان است، مثل يک کوه يخ شناور در آب.
اگر چه انديشمندان راجع به تعريف جوسازماني اتفاق نظر ندارند، ولي اکثر آنان در خصوص ويژگيهاي آن ديدگاههاي يکساني ابراز داشته اند. ويژگيهاي زير را براي جو سازماني برشمرده اند:
- يک برداشت جمعي کارکنان دربارة ويژگيهاي خاص سازمان مثل اقتدار، اعتماد، انسجام، حمايت، تقدير، نوآوري و عدالت؛
- برآيند تعامل اعضاي يک سازمان؛
- پايه اي براي تفسير شرايط؛
- تداعي کننده هنجارها و ارزشها و نگرشها راجع به فرهنگ سازمان؛
- منبع تأثيرگذار بر رفتار.
بر اين اساس، "جو سازماني مجموعه ويژگيهايي است که يک سازمان را توصيف مي کند و آن را از ديگر سازمانها متمايز مي سازد، تقريبا در طول زمان پايدار است و رفتار افراد در سازمان را تحت تاثير قرار مي دهد. مي توان جو سازماني را به بياني ساده تر بيان کرد: جو سازماني درک کارکنان از محيطي است که در آن مشغول به کار هستند. با اين ديد مي توان جو سازماني را نتيجه رهبري مدير دانست. به طور مثال، تحقيقات نشان مي دهد جو سازماني رابطه مستقيم با توانايي مدير در برانگيختن کارکنان با برآورده ساختن نيازهاي رواني آنها همچون توفيق طلبي، قدرت و.. دارد.
از طرف ديگر، تحقيقات چهل ساله هي گروپ نشان مي دهد جو سازماني تأثير بسزايي بر رفتار کارکنان و عملکرد سازماني دارد. اين بررسيها بيانگرآن است جو متعالي سازمان از يک طرف هزينه‌هاي جابه جايي کارکنان و مقاومت آنان در برابر تغيير را کاهش مي دهد و از سوي ديگر موجب بهبود کيفيت کالا، نو آوري و ريسک پذيري مي شود که نتيجه نهايي اين تأثيرات افزايش سود آوري و وفاداري مشتريان است.
بنا به تحقيقات گولمن و همکاران (2001) مقدار تأثير جو سازماني متعالي بر سودآوري سازمان به ميزان يک سوم است و دو سوم ديگر مربوط به موقعيتهاي اقتصادي و پوياييهاي رقابتي است.
شکل شماره 1 تأثير جو سازماني بر بازده يک صد شرکت برتر را با شرکتهاي معمولي مقايسه مي کند. اين شکل نشان مي دهد که رشد عملکرد و بازده شرکتهاي متعالي در سال 2000 پنج برابر شرکتهاي معمولي است.
ساير مطالعات تأثير جو سازماني در اثربخشي سازماني را به نحو ديگري توضيح داده اند. به عنوان مثال، روردس و ديگران (2001) اظهار مي کنند، زماني که با کارکنان به صورت عادلانه و مثبت رفتار شود آنها براي نشان دادن نگرش مثبت تشويق مي شوند و اعتماد آنها به رهبري و سازمان افزايش مي يابد. در واقع در محيطي که کارکنان به منابع و اطلاعات و حمايت دسترسي داشته باشند، فرصت فراگيري پيدا مي کنند و اين باعث توانمندي آنها مي شود.


مؤلفه های جو سازماني:
جونز و جيمز (1979) با مرور مطالعات قبلي 35 مفهوم را با جو سازماني مرتبط دانسته اند. از نظر آنها جو سازماني متأثر از ابعاد زير است:
- تعارض و ابهام؛
- چالش ها، اهميت و تنوع شغلي؛
- تسهيل و حمايت رهبر؛
- همکاري، دوستي و صميميت بين اعضا؛
- روحيه حرفه اي و سازماني؛
- استانداردهاي شغلي.
گولمن و همکاران او بر روي نمونه‌اي از مديران به تعداد 3871 نفر مطالعه و بيان کردند که جو سازماني که مديران در واحد هاي خود ايجاد مي کنند، به 6 عامل بستگي دارد:
- انعطاف پذيري: ميزان آزادي کارکنان براي نو آوري و ميزان محدوديت و دست و پا گيري ضوابط و مقررات.
- مسئوليت پذيري: ميزان ادراک کارکنان از مسئوليت سازماني.
- استانداردها: گرايش کارکنان به استانداردهاي عملکرد بالا و ميزان تحمل فشارهاي دائمي براي بهبود عملکرد.
- پاداش: عادلانه و منصفانه بودن پاداشها براساس کيفيت کارها و ميزان کوشش و تشويق کارکنان به کارهاي سخت.
- وضوح و شفافيت: وضوح و روشني رسالت و مأموريت سازمان براي کارکنان.
- تعهد: گرايش کارکنان به پذيرش مسئوليت بيشتر و دستيابي به اهداف مشترک سازمان.
نتايج پژوهشي که خانم ليمن (2003، ص 19 الي27 ) بر روي يکصد شرکت برتر با مصاحبه با هزاران کارمند انجام داد نشان مي دهد، عوامل ايجاد کننده جو سازماني متعالي در پنج متغير اعتبار، احترام، عدالت، افتخار و صميميت قرار دارد. سه متغير اول بر روي هم بيانگر مفهوم اعتماد است. در واقع اعتماد قوي کارکنان به سازمان و مديريت، عامل اصلي محيط متعالي براي کار تلقي مي شود.
از نظر وي محيط متعالي براي کار جايي است که 1 - کارکنان به مديريت سازمان اعتماد دارند. 2 - به کاري که انجام مي دهند افتخار مي کنند و 3 - از رابطه با همکاران خود لذت مي برند. در واقع احساس کارکنان نسبت به محيط کار را مي توان به اين سه جنبه مورد توجه قرار داد. (همين ابعاد، اساس تمايز بين محيط کار معمولي و خوب، و محيط کار متعالي يا ايده آل را تشکيل مي دهد.)
هر يک از 5 متغير عنوان شده خود به چند شاخص تقسيم مي شوند:

1ـ اعتبار: اين عامل بيانگر نگرش کارکنان درباره مديريت است و سه بعد اساسي زير را در بر مي گيرد.
- ارتباطات دو جانبه: ارتباطات غير رسمي و دو جانبه؛ به اين مفهوم که هم مديران با کارکنان و هم کارکنان با مديران به طور غير رسمي ارتباط دارند.
- قابليت: توانايي مديريت در هماهنگي منابع، احساس مسئوليت، خلق و ارائه چشم اندازي روشن از فعاليتهاي سازمان و تنظيم مسير دستيابي به آن و عملکرد مديريت به نوعي که کارکنان به صلاحيت و شايستگي او اعتماد داشته باشند.
- صداقت: قابل اعتماد بودن، درستي و رفتار اخلاقي، مديريت در طول زمان در کنار ارتباطات دو جانبه و قابليت مديريتي، با رفتار صادقانه و پايبندي به اصول اخلاقي، کارکنان را به خود جلب مي کند.

2ـ احترام: اين متغير بيانگر ميزان احترام مدير به نيازهاي روحي و شخصي کارکنان است. عوامل تعيين کننده اين متغير عبارتند از:
- حمايت: قدرداني مدير از کارکنان خود و ايجاد فرصتها و تمهيداتي براي رشد و پرورش آنان.
- تشريک مساعي: جويا شدن از نظرات و ديدگاههاي کارکنان و درگير کردن آنان در فعاليتهاي سازمان.
- توجه: محترم شمردن علائق تک تک افراد، صرفنظر از نيازهاي کاري و شغلي آنها.

3ـ عدالت: عامل عدالت نيز با سه عامل زير تعريف مي شود که جملگي به نحوه برخورد عادلانه سازمان با اقشار مختلف و پرهيز از تبعيض دلالت دارند:
- برابري: پرداخت حقوق و مزاياي مناسب و عادلانه و نيز نگاه يکسان به عموم کارکنان به عنوان عضوي از سازمان.
- بي طرفي: بي طرفي در تصميمهاي مربوط به گزينش و ارتقاي کارکنان.
- عدم تبعيض: اجتناب از هر گونه تبعيض و اعطاي حق استيناف به کارکنان، يعني حق تجديد نظر خواهي در تصميمها.

-4 افتخار: عامل افتخار به مفهوم احساس غرور يا مباهات کارکنان به شغل و دستاوردهاي گروهي و سازماني آنان مربوط است و به وسيله عوامل زير تعريف مي شود:
- شغل فردي: شغل معني خاصي براي شاغل داشته باشد و شاغل بتواند در انجام وظيفه، خود را مطرح و شايستگيهاي خود را آشکار کند.
- دستاوردهاي تيمي: کارکنان از موقعيتهاي گروهي و دستاوردهاي کاري افراد در ساير واحدها احساس غرور کنند و به خود ببالند.
- انگاره سازمان (تصوير ذهني کارکنان از سازمان): کارکنان با مباهات شرکت را به ديگران معرفي و به جايگاه شرکت در جامعه افتخار کنند.

5 ـ صميميت: اين عامل بيانگر احساس پذيرش و علاقه متقابل و نيز احساس عضويت در يک خانواده مشترک در وجود کارکنان است و مي توان آن را با استفاده از سه عامل تبيين کرد:
- رفاقت: توانايي دوست بودن يا دوست شدن با يکديگر، احساس محرم بودن با ديگران.
- مراقبت و حمايت از ديگران: جو اجتماعي دوستانه و خوشايند در سازمان.
- تعلق: احساس تعلق و وابستگي به سازمان، مانند احساس پيوند و يگانگي با اعضاي خانواده يا تيم.
يافته هاي خانم امي ليمن نشان مي‌دهد از سه بخش ايجاد کننده جو سازماني (‌ارتباط کارکنان با مديران، شغل کارمندان و ارتباط کارکنان با يکديگر) ارتباط مدير با کارکنان خود مهمترين عامل تعيين کننده جو سازماني است و اين امر تأييدي است بر ادعاي ساير پژوهشگران همچون استرينگر، ليتوين، ليکرت وگولمن که بيان مي کنند "رهبر مهمترين عامل تعيين کننده جوسازماني است".
جو سازماني و رهبري
نتايج پژوهش خانم ليمن (2003) نشان مي دهد که سياستها، برنامه هاي سازمان، وضعيت مالي يا ارزش سهام شرکت هيچکدام سازمان را به محيطي مناسب براي کارکردن تبديل نمي کند، بلکه آنچه از سازمان يک محيط کار ايده‌آل و مطلوب مي سازد، احساس کارکنان نسبت به ابعاد محيط کار (مديريت، شغل و همکاران) است.
از سه بخش ايجادکننده جو سازماني يعني ارتباط مديران با کارکنان، شغل کارمندان و ارتباط کارکنان با يکديگر، ارتباط مدير با کارکنان خود، مهمترين عامل تعيين کننده جو سازماني است.
تحقيقات متعدد نشان مي دهد که سبک رهبري و رفتار مدير مهمترين عامل تاثيرگذار بر نگرش کارکنان از جو سازماني است. بنابراين مي توان گفت که احساساتي که کارکنان در محيط تجربه مي کنند،بيش از هر چيز متأثر از اعتماد و احساسي است که آنان نسبت به مديران خود دارند. در واقع، از بين سه ويژگي عنوان شده ( مدير، همکاران و شغل)، مديران را مي توان عامل اصليِ ايجاد و تقويت اين احساس در کارکنان و در نهايت ايجاد جو سازماني متعالي دانست.
خانم امي ليمن (2003) با پژوهش در يکصد شرکت برتر دنيا دريافت که مديران اين شرکتها، به منظور ايجاد و تقويت اين احساس در سازمان به طور جدي عوامل زير را پيگيري مي کنند:
- مديران ارتباطي دو جانبه با کارکنان برقرار مي کنند و از اين طريق اطلاعات لازم را در اختيار آنان قرار مي دهند و صلاحيت خود را به کارکنان اثبات مي کنند و با رفتارهاي اخلاقي و صادقانه اعتبار خود در افکار عمومي را افزايش مي دهند.
- مديران از طريق حق شناسي و قدرداني، فراهم آوردن شرايط و فرصتهاي لازم براي رشد کارکنان، مداخله آنها در امور، استقبال از ايده ها و همچنين حساسيت نسبت به علائق شخصي آنان، توجه و احترام به کارکنان را نشان مي دهند.
- مديران از طريق رعايت عدالت در پرداختها، رفتار با کارکنان به عنوان اعضاي دائمي خانواده سازمان، عدالت در استخدام و ارتقا، عدم تبعيض و قائل شدن حق تجديد نظر خواهي براي کارکناني که متهم، متخلف يا ناکارآمد شناخته شده‌اند، انصاف و بي طرفي خود را آشکار مي‌کنند.
- مديران کار کارکنان را معني دار و ارزش آفرين مي کنند. کارها و تلاشهاي گروهي را تشويق و تسهيل کرده و شرايطي فراهم مي کنند که کارکنان از کار و عضويت در سازمان احساس افتخار کنند و بالاخره از طريق صميميت و همدلي و ايجاد فضايي دوستانه، در کارکنان احساس همراهي و وفاداري ايجاد مي کنند.

نتيجه گيري
جو سازماني را مي توان نتيجه رهبري مدير دانست. مدير مؤثر مهارت بسزايي در برانگيختن کارکنان با برآورده ساختن نيازهاي رواني کارکنان همچون توفيق‌طلبي، قدرت و.. دارد. تمامي اين عوامل موجب بهره وري و اثربخشي کارکنان و در نهايت افزايش بهره وري و اثربخشي سازمان مي‌شود.

----------------------------
منابع
1 - ليمن، ا مي، " خلق محيطي متعالي براي کارکردن: درسهايي از يکصد شرکت برتر"، گزيده مقالات سي و پنجمين همايش بين المللي منابع انساني مرکز مديريت اروپا ونيز- ايتاليا، ترجمه؛ محمدعلي بابايي زکليکي و بهزاد ابوالعلائي، آوريل 2003.
2 - گولمن، دانيل، 1379، رفتارهاي اثربخش رهبري (پيوند سبک هاي رهبري با جو سازي و هوش عاطفي)، فرداي برق، شماره 12.
3 - Gardner, W. L & et al. 2005, Can you see the real me? A self-based model of authentic leader and follower development, The Leadership Quarterly, Authentic Leadership Development, Volume 16, Issue 3 , PP 343-372.
4 - Goleman, D. & et al. 2001, Primal leadership: The Hidden Driver of Great Performance, Harvard Business Review, Volume 19, PP 43-53.
Hay group institute, available at http://www.haygroup.com/ &www.EQPerformance.com, Retrieved 2004.
5 - Rhoades, L.& et al, 2001, Affective commitment to the organization: The contribution of perceived organizational support, Journal of Applied Psychology, Volume 86, pp. 825836.

 

کلید      
هدایت     

 

خودت وصیّ خودت باش!

 

 

حتماً شما هم خام فکر هایی را دیده اید که تصمیم دارند کارهای خوب را فقط پس از مرگ انجام دهند! آنان روز و شب چنان مشغول گرفتاری های مادی و به دنبال جمع آوری بیشتر مال و ثروت هستند که گویی تنها راه خوشبختی و جاودانگی همین است و بس . قرآن حکیم به کسانی که دائم در حال زر اندوزی و شمارش و محاسبه دارایی خود هستند ، هشدار داده است که به ناگاه در چنگال مرگ اسیر شده و در حُطَمَه ( جهنم سوزان) جای خواهند گرفت و ما چه می دانیم حُطَمَه چیست! آتش است که خدا افروخته و بر دل ها خواهد نشست. ( 1 )

به راستی مال دنیا برای آسایش تن است یا عمر گرانمایه در خدمت ثروت دنیا؟!

مطمئناً خدای مهربان برای فرزندان ما هم خدایی خواهد کرد و نیازی به ناخدایی کردن ما نیست . کمی هم به خود برسیم ، به عبادت های عاشقانه ، به خدمت های بی ریا به بندگان خوب خدا ، به دستگیری از درماندگان ، کمک به تهیدستان ، شاد کردن اندوهناک ها ... و در یک کلام به پرواز روح تا قلة بلند وارستگی.

مبادا به وصیت های مبهم و بی ارزش دلخوش کنیم و در این خیال باطل باشیم که فرزندان ما با اجرای وصیت ها نام نیک و عمل صالحی برای ما به ارمغان خواهند فرستاد. هر چه ما برای پدران و مادرانمان کردیم ، فرزندان هم برای ما خواهند کرد !! و تازه اگر بکنند خوشا به حال خودشان. گویند فرزندان کسی خرمنی از خرمای پدر را بین نیازمندان تقسیم کردند. پیامبر اکرم (ص) که از آنجا می گذشت ، نیم مانده ای از خرما را که بر زمین افتاده بود برداشت و فرمود : اگر همین را با دست خود داده بود ، بهتر از خرمنی است که توسط بازماندگانش داد.

از این روست که باب علم نبی فرمود : ای انسان! خودت وصیّ خودت باش و آنچه را که می خواهی دیگران از ثروت تو انجام دهند ، با دست خود انجام ده. ( 2 )

 -------------------------------

1- سورة هُمَزَه ، آیات 1 تا 7 .

2- نهج البلاغه ، حکمت 254.

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

 

نکته هایی برای نهادینه شدن فرهنگ کار مضاعف

 

 ایرج نیازآذری




 

شعار سالانه و پیام نوروزی مقام معظم رهبری موجب انگیزش بخشی و شوق آفرینی در سطح جامعه می شود.
شعار سال 1389 که همت مضاعف و کار مضاعف نام گرفت از ضروری ترین نیازهای کشورمان محسوب می شود؛ چون که توسعه و تعالی هر کشوری به میزان کار و تلاش مفید آن جامعه وابسته است .
از این رو هر اقدامی که موجب افزایش فرهنگ کار، افزایش کار آمدی جامعه بشود امری مبارک و قابل تحسین است.
برای نهادینه شدن فرهنگ کار وتلاش همه ی قوا کشور رسالت خطیری بر عهده دارن،.به ویژه رسانه های گروهی که باید با نگاهی آسیب شناسانه ونقادانه موانع و عوامل کم کاری در جامعه را شناسایی نموده و راهکار های اجرایی وعملیاتی ارایه نمایند.
همه می دانیم که سطح بهره وری در کشور ما بسیار پایین است. برای اینکه در جامعه کار مضاعف صورت گیرد باید نیروی کار در سطوح مختلف مورد احترام قرار گیرد.
این قلم در ادامه موانع و راهکار های انجام کار مضاعف را بر می شمارد:
 

1- عامل مدیریتی :
 

همت مضاعف و کار مضاعف بدون اتکا به مدیریت کار آمد و عالمانه میسر نمی شود ودر پشت هر سازمان متعالی و کشور توسعه یافته مدیریتی علمی و کارآمد نهفته است واین مدیران فرهمند و رهبران تحول گراهستند که موجب اثرگذاری در مجموعه ی خود می گردند.
نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه به مدیران کارآمدی نیاز دارد که توان انگیزش و تحرک بخش را در در بدنه سازمان و محیط خود راداشته باشند.امروزه بخش اعظم ناکارآمدی و کم کاری در جامعه به نحوه مدیریت و تدبیر مدیران و مسئولان سازمان ها برمی گردد.
 

2- تقویت انگیزه های دینی و انقلابی :
 

یکی از عوامل بسیار مهمی که می تواند به توسعه ی کار و افزایش کارآمدی در جامعه کمک نماید توجه به آموزه های دینی و ارزش های معنوی کار است.
قرآن کریم و سیره ائمه اطهارهمواره به انسان ساعی احترام گذاشته بر تلاش آحاد مختلف هر جامعه تاکید نموده است.لذا ضروری است خطبا و واعظیین در منابر و تریبون ها به تبیین نقش کار از منظر قرآن و احادیث پرداخته وجامعه را به تحرک درآورند.تقویت انگیزه های دینی برای کارآفرینی و اهتمام به کار و تلاش در کنار تبیین مسایل اخروی موجب نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه می شود.
 

3- عامل فرهنگی :
 

میزان کار و پشتکار یک ملت امری فرهنگی بوده و ریشه در پیشینه تاریخی آن ملت دارد.وقتی تولید و خلق ثروت در جامعه ای ارزش تلقی شود، بدنبالش فرهنگ کار نهادینه می شود.در جامعه ای که نگاه منفی و نادرست به سرمایه دار و ثروتمند وجود دارد،در آن جامعه روح کار و تلاش و جهد و جدیت می میرد و تن پروری و کم کاری فرهنگ غالب می شود.
متاسفانه برخی سیاست های غلط امدادی و کمک های مستقیم مالی موجب شده است برخی افراد بجای کار بدنبال دریافت کمک های سازمان های امدادی باشند.در صورتی که می بایست به جای ماهی دادن به افراد گرسنه کنار دریا تور بافتن را یادشان بدهیم تا بستر کار مولد را فراهم کرده باشیم.
 

4- تعهد ملی :
 

در کشوری که منافع ملی ارزش تلقی شود احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور در فرد فرد آحاد آن جامعه امری درونی و با ارزش می گردد.
مردمان آن کشور برای توسعه و تعالی میهن خود متعهدانه می کوشند و منافع ملی را بر منافع شخصی ، گروهی و سازمانی ترجیح می دهند. ضروری است مسئولان فرهنگی ، رسانه های گروهی و مراکز آموزشی در تقویت مسئولیت پذیری و تعهد ملی در جامعه تلاش نمایند، چرا که بین تعهد ملی و کار مظاعف رابطه ی معنا داری وجود دارد.
 

5- عامل انگیزش :
 

برای آنکه کار مضاعف در جامعه انجام شود می بایست انگیزه های خدمتی نیروی کار حفظ و تقویت شود.این انگیزه ها می تواند مادی یا معنوی ، فردی یا سازمانی، شخصی یا گروهی باشد.
 

6- توانمند سازی :
 

نیروی کار همواره به آموزش حین کار نیاز دارد.آموزش،مهارتهای شغلی نیروی کار را افزایش داده موجب افزایش بهره وری وکارآفرینی می شود.
 

7- ارزشیابی :
 

ارزشابی عادلانه ومستمرو تشویق نیروهای فعال درسازمانهای دولتی و خصوصی می تواند منجربه تقویت فرهنگ کار وتلاش شود .در جامعه ای که به نیروی انسانی اصالت داده شود وانسان کارآمد محور توسعه گردد آن جامعه رستگار و پویا خواهد بود.
 

8- تعطیلات :
 

تعطیلات فراوان مناسبتی وتقویمی یکی از عوامل مهم منفی پیشرفت در کشور ماست.کاهش تعطیلات عامل مهمی برای توسعه فرهنگ کارو افزایش بهره وری خواهد بود.
 

9- حسن تدبیر :
 

همت مضاعف در کشور ما از طریق تدبیر درست و کارشناسانه امور انجام می شود و یکی از راه های هدایت درست منابع، تصمیم گیری صحیح می باشد. تصمیم های نادرست وغیر اصولی باعث هدر دادن نیروی کار است .
 

10- عامل قوانین و مقررات :
 

قوانین و مقررات باید به نحوی تدوین شوند که موجب کارآمدی و تقویت نیروی کار شوند و فضای کسب و کار و تغییر و تحول را فراهم سازند.
 

11- روش ها :
 

روش های سازمانی و جریان کار عامل بسیار مهمی در نیروی کارو کارآمدی سازمان ها هستند.اصلاح روش ها می تواند موجب چابکی و چالاکی سازمانی گردیده، عامل پویایی و افزایش بهره وری شود.لذا مهندسی مجدد روش انجام کار موجب تحرک بخشی و استفاده بهینه از منابع و فرصت ها می شود.

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

به سوالات زیر با دقت و صادقانه  پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید

سوال ها:

۱. دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود

۲. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث

۳.  فرض کنید در راهرویی راه می‌روید. دو در را می‌بینید. یکی در 5 قدمی سمت چپ‌تان و دیگری در انتهای راهرو. هر دو در باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می‌دارید؟

۴. رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید.   قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

۵. دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟

۶. در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه‌ای، سیاه یا سفید

۷. توفانی در راه است. کدامیک را انتخاب می‌کنید: یک اسب یا یک خانه؟

 

 

*****

 

 پاسخ ها:

1. آبی تیره: شخصیت پیچیده
   سبز: آسان گیر و بی‌خیال
   شفاف: به سادگی قابل درک
   گل‌آلود: آشفته و سردرگم

2. دایره: سعی می‌کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.
   مربع: خودرأی و خودمحور
   مثلث: یک دنده و لجباز
  (اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد. )

3. بله: شما آدم فرصت‌طلبی هستید.
    نه: آدم فرصت‌طلبی نیستید.

4. این سوال، اولویتهای شما در زندگی را مشخص می‌کند.
    آبی: دوستان/ روابط
    سبز: شغل و حرفه
    قرمز: شهوت و دلبستگی
    سیاه: مرگ
    سفید: ازدواج

5. میزان ارتفاعی که انتخاب می‌کنید رابطه مستقیم با میزان جاه‌طلبی شما دارد.

6. قهوه‌ای: فروتن و خاکی
    سیاه: غیرقابل پیش‌بینی، سرکش، هیجان‌انگیز
    سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار

7. این سوال، اولویتهای شما به هنگام مشکلات را تعیین می‌کند.
   اسب: همسر
   خانه: فرزندان

 

  متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

نماز و پیشگیری از خودکشی


 

نويسنده : دکتر مجید ملک محمدی

 

(واستعینوا بالصبر و الصلوه ...) سوره مبارکه بقره/ آیات شریف ۴۴۵ و ۱۵۳
 
قدمت "خودکشی" به اندازه قدمت خود انسان است. در سراسر تاریخ مکتوب بشر، به اقدام انسان برای از میان بردن خود اشاره شده است که از آن جمله می توان به داستان خودکشی "آژاکس" در ایلیاد هومر اشاره کرد. (۱)
 
تقریباً هیچ جامعه ای را نمی توان یافت که اقدام به خودکشی در آن به وقوع نپیوندد. توجه کنید که "اقدام به خودکشی" با "خودکشی موفق" تا حدودی متفاوت است، به عنوان مثال ثابت شده است که خودکشی های جدی و مصمم که معمولاً از روش های جدی و خشونت آمیز(مثل پرت کردن خود از ساختمان های مرتفع، حلق آویز کردن، بریدن رگ یا استفاده از گلوله و ...) صورت می گیرد، عمدتاً در مردها و در سنین بالا و با موفقیت به وقوع می پییوندد.
 
در عوض "اقدام به خودکشی" به شیوه تهدید آمیز یا نمایشی و با استفاده از روش های کم خطرتر مثل مصرف دارو، بیشتر در خانم ها و در سنین جوانی شایع است و کمتر به موفقیت می انجامد. هر چند که در موارد تهدید و اقدام نمایشی به خودکشی نیز باید مسئله را کاملاً جدی گرفت، چرا که ۷۰ تا ۸۰ درصد کسانی که خودکشی موفق می کنند، قبلاً نیت خود را با کسی در میان گذاشته اند که البته مورد توجه قرار نگرفته است. (۲)
 
در هر صورت آن چه که برای ما مهم است، دلایل اقدام به خودکشی یا خودکشی موفق است که عمدتاً به سه گروه تقسیم می شوند:
 
۱- زمینه هایی روانی
 
۲- زمینه های اجتماعی
 
۳- بحران های شخصی و اتفاقاتی که ایجاد فشار روانی می کنند. (۳)
 
درباره زمینه روانی، یک بررسی آماری در آمریکا پیرامون خودکشی نشان داده است که: ۷۲ درصد خودکشی های موفق به علت بیماری افسردگی، ۱۳ درصد به علت اعتیاد به مصرف الکل، ۸ درصد به علت سایر بیماری های روانی و ۷ درصد بدون هیچ زمینه قبلی یا بیماری روانی خاص به وقوع پیوسته اند. بررسی های مشابه وجود اختلالات شخصیت توأم با اعتیاد به الکل یا مواد مخدر را در اقدام کنندگان به خودکشی و کسانی که موفق به خودکشی می شوند نشان می دهد.
 
اما از جمله زمینه های اجتماعی مؤثر در خودکشی، انزوای اجتماعی (ناشی از پیری، بازنشستگی، تغییر منزل و گسستن پیوند از خانواده و ...) است؛ به عنوان مثال آسیب پذیرترین گروه، مردان پیری شناخته شده اند که بازنشستگی از کار، تقلیل روابط اجتماعی و کم شدن یا از دست دادن درآمد در آنها باعث ایجاد احساس از دست دادن موقعیت در جامعه و فقدان هدف در زندگی فردی شده است که ممکن است منجر به احساس بی ارزشی و افسردگی گردد و در نهایت به خودکشی منجر شود.
 
در میان بحران های شخصی (سومین گروه) نیز فشارهای روانی ناشی از داغدیدگی، فشار مالی و قانونی و وجود بیماری در خانواده حائز اهمیت بیشتری شناخته شده اند. (۴)
 
با مرور کلی و گذرایی که بر عوامل ایجاد خودکشی انجام دادیم، نقش "نماز" در تخفیف یا از بین بردن کامل هر یک از عوامل قابل بررسی است. درباره تأثیر ایمان و "نماز" بر زمینه های روانی، می توانیم به تأثیر عمده نماز در زدودن افسردگی و ایجاد امید و انگیزه زندگی در افراد اشاره نمود و این غیر از عوامل درونی و ناقل های عصبی شیمیایی ضد افسردگی است که توسط نماز فعال می شود و ما در" تاثیر نماز بر کاهش افسردگی" از این مجموعه مقالات بدان اشاره نموده ایم.
 
به علاوه واضح است که نمازگزار واقعی با "می و افیون" (که عوامل محرک دیگری در تحریک به خودکشی هستند)، میانه ای ندارد. در مورد تاثیر نماز بر رفع اختلالات شخصیت نیز در آینده طی چند نکته سخن خواهیم گفت.
 
در زمینه های اجتماعی از جمله انزوای سالخوردگان نیز تأثیر نماز نمود بارزی دارد، دیدگاه معنوی و آخرت گرای نمازگزار سبب می شود که به دوران پیری خویش، به عنوان فرصتی برای تجدیید میثاق با پروردگار خویش و توبه و رهایی از گناهان بنگرد و درست به همین دلیل است که پای ثابت مسجد های ما را پیران و خردمندان تشکیل می دهند.
 
گو این که جامعه اسلامی و نمازگزار روابط توأم با احترام و ارزش را با این گروه افراد به واسطه سابقه اسلامی شان از ضروریات می داند.
 
اما در بعد بحران های شخصی، مثلا در مورد داغدیدگی، باز هم دیدگاه معادنگر و تکرار "مالک یوم الدین" توسط نمازگزار او را به طور کلی، حتی از فکر خودکشی نیز دور می سازد، چرا که دیدگاه معادنگر نمازگزار، سخن مولای متقیان جهان حضرت علی (ع) را به یاد می آورد که فرمودند: "گمان کنید این شخصی که مرده است، به مسافرتی دور و دراز رفته است و اگر روزی او از سفر باز نگردد، شما برای دیدارش به همان سفر دور و دراز خواهید رفت."
 
به این ترتیب واکنش نشان دادن در مقابل داغدیدگی و سایر بحران های شخصی، آن هم به شکل خودکشی در مورد مسلمان نمازگزار به کلی بعید به نظر می رسد. به خصوص که "صبر و صلوه" قدرتمندترین دستاویزهای انسان در بحران های زندگی به حساب می آیند.
 
به قول رهبر عظیم الشان انقلاب:
 "
انسان در هر شرایطی به نماز محتاج است و در عرصه های خطر محتاج تر".
 

پی نوشتها:
(۱) روانپزشکی لینفوردـ رئیس: مقاله اختلال های خلقی ـ ترجمه دکتر لون داویدیان، ص ۲۵۴
(۲) همان منبع ص ۲۵۷
(۳) همان منبع ص ۲۵۸
(۴) همان منبع ۲۵۸

 

منبع:http://www.sibtayn.com

 

پیامک      

 

پيامک ولادت حضرت زينب (س) و روز پرستار

 

تهیه کننده : سیدامیر حسین کامرانی



 

بيت مرتضي (ع) شاه ولايت اختری سر زد
 
که از نور رخش، ارض و سما را زيب و زيور زد
 
بود ميلاد زينب (س) آن که اندر روز ميلادش
 
در آغوش حسينش خنده بر روی برادر زد

 

 بلبل طبعم غزل خوان در ثنای زينب است
 
مرغ روحم پرزنان اندر هوای زينب است

  
آمد آن‏ بانو كه ‏فخر هر زن ‏است
 
هر دلى با ذكر نامش گلشن‏ است
 
روح تاريك همه سر گشتگان
 
در شعاع نور عشقش روشن‏است

 
 
اى اهل عالم! در ديار شور و شادى
 
زد خيمه روز پنجم ماه جمادى
 
ديوان خلقت را خدا زيب و فرى داد
 
ساقى كوثر را ز كوثر كوثرى داد

 

 ميلاد زينب کبری (س) الگوی حيا و عفت و فداکاری مبارک باد

 
 

ميلاد ميوه دل مولا علی(ع)، حضرت زینب کبری(س) مبارك باد.
 


 

در جهان مهر حقیقت زینب(س) است
 
مشعل صبح هدایت زینب(س) است
 


 

کربلا در کربلا می ماند اگر زينب نبود
 
شيعه می پژمرد اگر زينب نبود
 


زن مگو مرد آفرین روزگار
 
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
 
زن مگو عرش خدا را قائمه
 
یک محمد یک علی یک فاطمه


 

میلادت مبارک، خاتون خانه ولایت، ای پرستار زخم های عاشورایی، زینب علیهاالسلام !
 

 شب میلاد دختر زهراست
 
هر کجا بنگری شعف برپاست
 
خانه مصطفی شده گلشن
 
دیده مرتضی شده روشن
 
مونس و یار مجتبی آمد
 
حامی شاه کربلا آمد
 
میلاد نور مبارک
 

 امروز، روز میلاد زیبایی صبر است؛ روز تولد ستارگان پایداری در آسمان دلِ دختر علی علیه السلام .
 
ولادت حضرت زینب(س) مبارک باد
 

 روز میلاد حضرت زینب (س)، روز آفرینش صبر، روز وقار، روز شکوفایی دست های مهربان پرستاری است.
 
ولادت حضرت زینب(س) مبارک باد
 

 نه تنها زینب از دین یاوری کرد
 
به همت کاروان را رهبری کرد
 
به دوران اسارت با یتیمان
 
نوازشها به مهر مادری کرد
 
میلاد الگوی پرستاران و روز پرستار، مبارک باد
 

 پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: کسی که یک شبانه روز از بیماری پرستاری کند، خداوند او را با ابراهیم خلیل (ع) محشور خواهد کرد و او همانند برق خیره کننده و درخشان از صراط عبور می‏کند. روز پرستار مبارک
 

 درودهای خدا بر تو پرستار
 
که هستی ناجی و دلسوز بیمار
 
ادامه می دهی راه کسی را
 
که هست الگوی صبر و عشق و ایثار
 
ولادت حضرت زینب کبری و روز پرستار بر شما مبارکباد
 

 پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:
 
کسی که برای برآوردن نیاز بیماری تلاش ‏کند، خواه نیاز او برآورده شود یا نه،
 
همانند روزی که از مادر متولد شده است از گناهان ‏پاک می ‏گردد.
 
خوش به حالت و روزت مبارک!
 

 حرفه پرستارى، ترکيب عجيبى است: از يک سو، ترکيبى است از رحمت و عطوفت و مهربانى و مراقبت،
 
و از سوى ديگر، دانش و معرفت و تجربه و مهارت. مقام معظم رهبري
 

 هر حرکت انسانى يک پرستار براى بيمار، يک حسنه است و کمکى است به انسانى محتاج کمک، آن هم در شرايطى حساس. پرستارى، در کنار طبابت و هم‏وزن طبابت است.مقام معظم رهبري
 

 پرستار، فرشته رحمت برای بیمار است. مقام معظم رهبري
 

 اگر خورشید ایمان گرمابخش دل پرستار باشد، اگر عاطفه پرستار از سرچشمه عاطفه زینبی جاری شود، اگر جویبار رحمت و ایثار پرستار به چشمه تقوای الهی متصل باشد، پرستاری، بالی است برای پرواز در آسمان رضایت خدا.
 

 روز پرستار، روز جاری عاطفه ها، روز درخشیدن ایمان در قلب های مهربان، روز افتخار انسان به انسانیّت گرامی باد.
 

 روز میلاد بانوی بزرگ اسلام، پرستار تمام نیکی ها، پرستار تن رنجور ولایت، پرستار ارزش های مقدس عاشورا، زینب کبری(س) بر همه پرستاران و پیروانش مبارک باد.
 

 روز میلاد زینب کبری(س)، پرستار همه عاطفه ها و همه ستاره های درخشان ایمان و عفّت و پرستار همه ارزش های زخم دیده در تاریخ شیعه بر همه پرستاران و منادیان انسانیّت و ایمان مبارک باد.
 

 ای لباس سپید فرشتگان برتن!
 
قلب بر کف به عشق بیماران!
 
روز تو روز یاس سپید
 
روز عشق و ایثار، روز امید و نوید
 

 روز میلاد دُرّ درخشان مهر و عاطفه، پرستار زخم های به خون نشسته صحنه کربلا و روز پرستار مبارک باد.
 

 ای پرستار! تو، پیام آور امیدی که مجاهدت شب زنده دارانِ راه عشق در شفابخشی دستانت تجلّی پیدا می کند.
 

 پرستاری،‌ سایه سفید محبت است در کالبد دلسوزان پاک ‌دل.
 

 زمینیان فرشته ‌گون! سالروز میلاد مادر پرستاری و مهربانی بر شما مبارک باد!

 

 

لينکهای    
 هفته      

 

ویژه نامه ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

 

موسسه آموزش و پژوهش مديريت دولتی

 

خبرگزاری کتاب ايران

 

استاد سخن
ویژه نامه روز بزرگداشت سعدی

 

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

 

سال کار و همت مضاعف