مجله شماره پنجاه وششم      

 سه شنبه 7 اردیبهشت 1389                                                                            

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ 53 وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ 54 إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ 55 فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ 56 وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ 57 ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ 58 إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ 59 الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُن مِّن الْمُمْتَرِينَ 60 فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ 61  

ترجمه فارسي مکارم

پروردگارا! به آنچه نازل كرده ‏اى، ايمان آورديم و از فرستاده (تو) پيروى نموديم; ما را در زمره گواهان بنويس! 53 و (يهود و دشمنان مسيح، براى نابودى او و آيينش،) نقشه كشيدند; و خداوند (بر حفظ او و آيينش،) چاره ‏جويى كرد; و خداوند، بهترين چاره‏ جويان است 54 (به ياد آوريد) هنگامى را كه خدا به عيسى فرمود: من تو را برمى ‏گيرم و به سوى خود، بالا مى ‏برم و تو را از كسانى كه كافر شدند، پاك مى ‏سازم; و كسانى را كه از تو پيروى كردند، تا روز رستاخيز، برتر از كسانى كه كافر شدند، قرارمى ‏دهم; سپس بازگشت شما به سوى من است و در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داورى مى‏ كنم 55 اما آنها كه كافر شدند، (و پس از شناختن حق، آن را انكار كردند،) در دنيا و آخرت، آنان را مجازات دردناكى خواهم كرد; و براى آنها، ياورانى نيست 56 اما آنها كه ايمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور كامل خواهد داد; و خداوند، ستمكاران را دوست نمى‏ دارد 57 اينها را كه بر تو مى ‏خوانيم، از نشانه ‏ها(ى حقانيت تو) است، و يادآورى حكيمانه است 58 مثل عيسى در نزد خدا، همچون آدم است; كه او را از خاك آفريد، و سپس به او د: موجود باش! او هم فورا موجود شد (بنابر اين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيت او نيست) 59 اينها حقيقتى است از جانب پروردگار تو; بنابر اين، از ترديد كنندگان مباش! 60 هرگاه بعد از علم و دانشى كه (درباره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله كنيم; و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم 61

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

 

فاطمه زهرا (س) برای همه بانوان اسوه و الگویی است مه همچون ماه نورانی بر آسمان هستی می درخشد. 

   (علامه شیخ صادی شعلان)

 ابر می گریست ! یعنی که می بارد و تندر می نالید ؛ يعني كه مي غرد.

در پگاه خزان ، اشك آسمان بر گونه گل جلوه گر بود ؛ اما چنين مي نمود كه شبنم است ، نه قطره غم ! لاله داغ بر دل داشت و اياغ بر جان ؛ اما چهره مي افروخت و ناز مي فروخت ، كه يعني شاد است و از قيد غم ، آزاد .

دل شقايق خون بود و چهره اش گلگون ؛ اما مي نمود كه روی شاداب دارد و بوی گلاب !

جام ارغوان لبالب از خوناب بود و دل از ماتم ، کباب ؛ اما مي نمود كه پيمانه شراب است و عقيق ناب .

دريا - بي قرار و بي شكيب - از درد به خود مي پيچيد و از دل آه سرد بر مي كشيد؛ يعني كه هوا طوفاني است و اين رقص شادماني است از خشم بر لب كف سرد داشت و در دل صدف درد ؛ اما چنين مي نمود كه اين سرخي غروب است و همه چيز مطلوب است.

جز علي (ع) چه كسي مي دانست كه اين دردی است كه در دل كائنات چنگ انداخته و اندوهي اين گونه بر اركان هستي تاخته ؟!

جز علي (ع) چه كسي مي دانست كه زير پلك شب در خانه گلين علي چه مي گذرد؟

        يك جهان جان مي رود  او سوی جانان مي رود

        پشت بر هر دو جهان رو سوی يزدان مي رود

خدايا ! چه سخت است بي فاطمه زيستن و در سوگ او تنها گريستن؟ بقيع رازدار - آن حجم وسيع سوگوار  - چگونه تحمل كرد اين نامه دردمندانه علي (ع) را در دفن فاطمه (س) :

ای رسول خدا (ص) ! به خاطر از دست دادن دختر تو صبرم تمام شد ! گرفتار ضعف و ناتواني شدم ؛ اما در اين جدايي و مصيبت جانكاه پيروی از تو مايه تسكين خاطر و تسلي دل من است . آری صبر و شكيبايي مي كنم ، چون همه ما مملوك خداييم و به سوي ذات مقدس حق بازمي گرديم . من هم امانت را به تو بازگرداندم و گروگان را تحويل دادم ؛ اما اندوه من پاياني ندارد و در شب های تار من ستاره ای نمي درخشد.... ( بحارالانوار، ج ۴۳ ، ص۲۱۱)

فاطمه جان ! همه علي را تنها گذاشتند ! اما تو ديگر چرا؟!! تو كه لحظه های تنهايي علي را معطر مي كردی ؛ تو كه بهتر از هر كسي مي دانستي بی علی بودن برای تو و همه بشریت چقدر سخت و دردآور است ُ چرا رنج بی فاطمه بودن را برای علی پسندیدی؟!!

خدایا ! چقدر عظمت و فضیلت می تواند در وجود یک انسان  - یک زن - متبلور شود؟

فاطمه جان ! ای صدف گوهر امامت و ای سرچشمه ولایت !

ای روح آیینه و ای قلب مدینه ! در کدام خاک آرمیده ای ؟ و به کجای افلاک پر کشیده ای ؟

شبنم سرشکم را به پای کدامین نهال بریزم و گلاب دیده ام را با کدام خاک بیامیزم؟

ای کوثر زلال عصمت و ای زمزم بی مثال عفت! کویر تفتیده بشریت و کام تشنه انسانیت به تو سخت محتاج است! ما را تنها مگذار!

بنا به روایتی سیزدهم جمادی الاول  سالروز شهادت بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا است .

این سوگ عظیم و مصیبت الیم را به همه رهروان صادق و پیروان عاشق  آن اسوه عصمت و الگوی عفت تسلیت می گویم . توفیق اهل تحقیق را در استمرار طی طریق  از درگاه خداوند متعال مسئلت دارد.

عطر کلامی نغز و پیامی پرمغز از آن حضرت را نثار  شامه مشتاق  شما می کنم:

- هر کس خالصانه ترین عبادت خویش را به پیشگاه پروردگار عالم روانه گرداند  ، خداوند متعال هم برترين خير و صلاح خويش را براي او فرو می فرستد. ( بحارالانوار ، ج ۶۷ ، ص ۲۵۰)

- بهترين شما كسي است كه دارای اخلاق نرم و نيك بوده و با زنان هم با خوش اخلاقی و روش بزرگوارانه رفتار نمايد. ( فاطمه الزهرا ، محجه المصطفي، ص ۲۷۳)

- پدرم فرمود : شرورترين افراد امت من اشخاصي هستند كه شب را غرق در نعمت هاي الهي به صبح مي آورند ، انواع خوراكي ها را مي خورند ، لباس های رنگارنگ مي پوشند، اما سخنان پوچ و بي مايه و حرف های رياكارانه و لفاظی ها و پشت سر هم اندازی های مذموم و فريبنده به زبان جاری مي گردانند. ( محجه البيضا ، ج ۵ ، ص ۲۱۶)

    فاطمه آن کوثر جوشان عشق

    سوخته در شعله سوزان عشق

    من چه تسلی دهمت او که بود

    قلب جهان نقطه پایان عشق  

   

 

روز شوراها

 

امام حسن مجتبی (ع) :

ماتشاور قوم الا هدوا الی رشدهم . (تحف العقول- ص ۱۶۸)

هرگز مردمی مشورت نکردند مگر این که به پیروزی خویش راه یافتند .

  

        قطره دریاست اگر با دریاست         ور نه او قطره و دریا دریاست

از گردآمدن قطره ها ، سيلاب و از مشاركت موی ها ، طناب پديد مي آيد. نه دريا از جوي ها بي نياز است و نه طناب از موی ها.

در جامعه بشري هر فردي جايگاه ارزشي خود را دارد . نه هويت فرد بايد در هيئت جمع استحاله شود و نه قدرت فرد بايد هويت جامعه را مستحيل سازد.

تا جوی ها به هم و موی ها با هم نپيوندند ، نه سيلاب تحقق مي يابد و نه طناب شكل مي گيرد. دريای خروشان خلق متشكل از قطره های با هويت انسان هايي است كه در بستر زمين و گستره زمان هر فرد، هويت مستقل خود را دارد. در عين حال جامعه بشري زماني همگام و هماهنگ در مسير تكامل خود گام برمي دارد كه همه افراد هدف هاي گروهي و اجتماعي را در دايره هدف های فردی بگنجانند . كمال مطلوب فرد نيز جدا از تكامل جمع معني ندارد. تا زماني كه هر فرد تصوير اهداف فردی و شخصي خود را در آيينه تحقق اهداف اجتماعي نبيند، هيچ جامعه ای روی سعادت نمي بيند.

خط مشي و جهت گيری هر حكومتي بايد مبتني بر  برآيند اراده های متشكل فرد فرد ملت خود باشد. تبلور اراده فرد فرد انسان ها در جهت گيری حكومت ، زماني تحقق پيدا مي كند كه مردم در قالب شوراها جمع شوند.

   شورا از قطره ها دریا می آفریند و از من و تو  ، ما .

   شورا از حلقه های پراکنده ، زنجیر می سازد و از براده های آهن  ،شمشیر.

   شورا دل های پراکنده را از مهر آگنده می کند ؛ از سيماي زيباي دل پيرايه نفاق را مي زدايد و به آرايه وفاق مي آرايد.

   شورا جلوه گاه هم آوايي و جايگاه هم نوايي است . هر نوايي از نايي برمي خيزد و در شورا با هم مي آميزد.

   شورا ، تن ها را از قفس تنهایی می رهاند و به قلل رفیع رهایی می رساند.

   شورا همه دست ها را یک دست می کند و دسته ها را یک دست می سازد.

   شورا تجلی بخش تضارب آرا و تبادل افکار است . خردها را کثیر می کند و خردها را  ،تکثیر.

   شورا ریشه ها را پویا و اندیشه ها را شکوفا می سازد ؛ با نور مشاركت ، سينه ظلمت را مي شكافد و گل کار را بر

 شاخسار ابتکار می شکوفاند.

   شورا نمود وحدت و نماد مشارکت است . وحدت  ،مشارکت را پویایی می بخشد و مشارکت ُ، وحدت را پایایی.

   شورا تبلور عینی و جهت دار اراده مردم است. ِ مردمی که گرد آمده اند و دست در دست یکدیگر نهاده اند تا بر سر پیمانه

 وحدت  ، پیمان مشارکت بندند و کاروان جامعه بشری را به سرمنزل " مدینه النبی " برسانند.

  ...  و شورا ، مهري است كه بر سينه اين سپهر مي درخشد و گمشدگان را نور مي بخشد.

 نقش شورا در جامعه

مشورت، یکی از ارکان مهم سلامت تصمیم گیری هاست. جامعه ای که سنت مشورت در آن حاکم نیست، در تب و تاب خودمحوری می سوزد، ولی در جامعه ای که در آن هم فکری و نظرخواهی، اصلی یقینی است و از اجزای ضروری حیات آن به شمار می آید، بهترین راه و کامل ترین مسیر در برابر افراد گشوده خواهد شد.

پیامبر اكرم(ص) نیز می فرماید: هیچ قومی مشورت نکردند جز آن که به بهترین امور هدایت یافتند.

آنان که گرفتار خودرأیی و استبدادند، در اشتباه به سر می برند و تنش های اجتماعی و سیاسی می آفرینند. نبود سنت مشورت در جامعه، رشد افکار را متوقف می سازد و چنین مردمی، شایستگی زندگی حقیقی را از دست می دهند.

شورا یکی از مسائل مهمی است که خداوند در قرآن کریم، بارها ضرورت و نیازمندی به آن را با شیوه های گوناگون و واژه های مختلف بیان و عمل به آن را سفارش کرده است. بر اساس آیات قرآنی، مسئله شورا، به اسلام اختصاص ندارد. در برخی آیات، از افرادی سخن به میان آمده است که در امور گوناگون با اطرافیان خود مشاوره می کردند. از جمله این آیات، به واکنش بلقیس، ملکه سبأ در برابر نامه حضرت سلیمان علیه السلام می توان اشاره داشت که با بزرگان قوم خود مشورت کرد و از آنان نظر خواست.

موضوع مشاوره در اسلام اهمیت خاصی دارد تا آنجا که حتی در قرآن کریم، سوره ای به نام شورا نام گذاری شده است. در دیدگاه اسلام، مشورت کردن افزون بر هدایت انسان، او را از تنگناها می رهاند. در انجام امور، نیرومند می سازد، مایه برکت و فهم بصیرت انسان می گردد، او را به رضای خالق نزدیک می کند و به رأی خالص می رساند. آیه وَ أَمْرَهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ در مکه و آیه وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأَْمْرَ در مدینه نازل شده است؛ یعنی دین اسلام هم در شرایط خفقان مکه و هم در دوران تشکیل حکومت در مدینه، به مشورت سفارش می کند.

هدف از حکومت اسلامی، اجرای احکام اسلام و اداره امور مسلمانان بر اساس قوانین عادلانه اسلام است؛ زیرا اسلام، تمام نیازهای فردی، خانوادگی و اجتماعی بشر و سعادت وی را در دنیا و آخرت پیش بینی کرده است. هدف قرآن از تأکید بر مشورت این است که اساس شورا و مشورت در شریعت اسلام، همواره پابرجا و جاویدان بماند؛ زیرا مشورت، موجب تبادل نظر، یک پارچگی افکار، روشن شدن امور و اطمینان خاطر در برطرف ساختن خطا می گردد و ترک آن ستمی بزرگ بر جامعه و امت اسلام است. در حکومت اسلامی ضرورت دارد دولت مردان برای حل بسیاری از مسائل اجتماعی و تأمین مصلحت های عمومی، با افراد باصلاحیت به مشاوره بنشینند و بر پایه آن تصمیم گیری کنند.

در راستاى مشارکت توده مردم مسلمان ایران در تعیین سرنوشت خویش، امام خمینى (ره) در نهم اردیبهشت ماه ۱۳۵۸، فرمان تاریخى خویش را مبنى بر تثبیت حاکمیت ملت ایران بر سرنوشت خویش و تشکیل شوراهاى اسلامى به شوراى انقلاب، اعلام کرد:

در جهت استقرار حکومت مردمى در ایران و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش که از ضرورت هاى نظام جمهورى اسلامى است. لازم مى دانم بى درنگ به تهیه آیین نامه اجرایى شورا، براى اداره امور محل شهر و روستا در سراسر ایران اقدام و پس از تصویب به دولت ابلاغ نمایید تا دولت بلافاصله به مرحله اجرا درآورد.

(بخشى از پیام امام خمینى رحمه الله عليه در تاریخ ۹/۲/۵۸)

روز بزرگداشت شوراها را گرامي مي داريم . اميدمنديم بر اثر هرچه سهيم شدن همه مردم در تصميم سازی ها شاهد تبلور روز افزون اراده ملت دراداره همه امور جامعه از طريق تشكل در شوراها باشيم.

                                    

 

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

 

برنامه ریزی و آینده نگری در نگاه امیرالمومنین (ع)

 

 

قال علی (ع) : امارات الدول انشاء الحیل (18)

(بقای مناصب و دولت ها مربوط به برنامه ریزی و چاره اندیشی در امور می باشد.)

با عنایت به این حدیث به این نتیجه می رسیم که برنامه ریزی و چاره اندیشی اساس بقاء و دوام سازمان است و چون از جمله ارکان مهم یک سازمان بلکه مهمترین رکن سازمان، نیروی انسانی است، برنامه ریزی نیروی انسانی از مهمترین وظایف مدیران است.

قال امام علی (ع) : المؤمنون هم الذین عرفوا ما امامهم (19)

(مؤمنان کسانی هستند که آینده را می شناسند (آینده نگری دارند.)

برنامه ریزی چون ناظر به آینده است پس شناخت اهداف و برنامه های آتی و نیازهای سازمان به نیروی انسانی در آینده و چگونگی تامین و یا کاهش آن، برنامه ریزی محسوب می گردد.

در حدیث دیگری پیامبر اسلام (ع) ضرورت و اهمیت برنامه ریزی را به ابن مسعود گوشزد می کند و او را از انجام فعالیت بدون برنامه ریزی شده بر حذر می دارد.

عن رسول الله (ص) :

یابن مسعود اذا عملت عملا فاعمل بعلم و عقل و ایاک ان تعمل عملا بغیر تدبیر و علم (20)

(پیامبر به ابن مسعود می فرمایند: هرگاه کاری را انجام دادی، از روی علم و عقل انجام بده و بر حذر باش از اینکه کاری را بدون برنامه ریزی و آگاهی انجام دهی.)

فواید برنامه ریزی

برنامه ریزی دارای فواید زیادی است که ما در اینجا با توجه به بضاعت علمی اندک خویش و رعایت اختصار در این مقال، به چند نمونه از آن اشاره می کنیم.

الف. پیشگیری از پشیمانی:

قال امیرالمؤمنین (ع) : التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم (21)

(برنامه ریزی و آینده نگری قبل از شروع کار تو را از پشیمانی ایمن می سازد.)

قبل از شروع عملیات مدیران فرصت دارند تا همه جوانب کار را بررسی نمایند و حوادث احتمالی را پیش بینی نمایند. این پیش بین هاست که فرد را از ندامت و پشیمانی مصون نگه می دارد.

ب. استفاده بهینه از امکانات:

قال امام علی (ع) : التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة (22)

(ظرافت و دقت در برنامه ریزی بهتر از امکانات است.)

کسانی که دارای توان برنامه ریزی هستند، در موارد بسیاری قادرند با امکانات ناچیز کارهای بزرگی را به انجام رسانند در حالی که مدیران بی برنامه، با امکانات بسیار وسیع تر به چنین موفقیتی نائل نمی شوند.

ج. برنامه ریزی حلال مشکلات:

عن علی (ع) : من قعد عن حیلته اقامته الشدائد (23)

(کسی که چاره اندیشی را رها کند، با شدائد و  مشکلات درگیر خواهد شد.)

کسانی که بدون برنامه ریزی کاری را شروع می کنند، چون اشکالات احتمالی را از قبل پیش بینی نکرده اند و برای آن راه حل مناسبی نیاندیشیده اند، هر روز حادثه ای فرا رویشان رخ می نماید اینان همیشه در دنیایی از  مشکلات غوطه ور و از گرفتاری و مشغله زیاد شکایت دارند.

لوازم برنامه ریزی

الف. اعتقاد به امکان حل مشکل:

قال رسول الله (ص) : لکل شی ء حیلة (24) (برای هر چیزی چاره ای وجود دارد.)

در برنامه ریزی باید ناامیدی و یاس را از فکر دور داشت و معتقد بود که هر مشکلی راه حلی دارد.

ب. استفاده از روند گذشته:

قال علی (ع) : من قلت تجربته خدع، من کثرت تجربته قلت غرته (25)

(کسی که تجربه اش کم باشد، فریب خواهد خورد و کسی که تجربه اش زیاد باشد لغزشهایش کم است.)

ج. تفکر و اندیشیدن:

قال علی (ع) : الحیلة فایده الفکر (26) (چاره اندیشی فایده فکر می باشد.)

تلاش انسان وقتی مثمر ثمر خواهد بود که مبتنی بر مبانی نظری و فکری باشد. فعالیت ها و برنامه های بدون تفکر، نتیجه ای جز شکست و حرمان در انتظارش نیست.

 

منبع : hos.blogfa.com

 

جمله      
 مديريتی
    

 

قدرت دانش

 


 

دانش قدرت است بويژه زمانيكه آن را با ديگران قسمت كنيم.
 

خانم عاليه صبور جوانترين استاد دانشگاه، در جهان (دانشگاه كونكوك)

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

انما یداق الله العباد فی الحساب یوم القیامة علی قدر ما اتاهم من العقول فی الدنیا

امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند

(اصول کافی ج 1 /ص 12)

 

 

 

طنز       
مديريتی    

 

هشت تکنیک برای شیره مالی سر رییس!!!

 

 

1) سعی کنید هنگام تردد در راهروهای اداره همیشه پرونده زیر بغل داشته باشید:
این ترتیب به نظر کارمند سخت کوشی می رسید که قرار است در جلسه مهمی شرکت کند. کسانی که دستخالی این طرف و آن طرف می روند عاطل و باطل به نظر می رسند و تصور عموم از کسانی که "روزنامه" زیر بغل دارند این است که زیر کار در می روند و به جای آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش می کنند.

2) برای این که به نظر برسد سرتان شلوغ است از کامپیوتر استفاده کنید:

 استفاده از از کامپیوتر درنگاه خیلی از کسانی که چشم شان به شما می افتد مترادف "کار" است در حالی که شما می توانید فرصت را مغتنم شمرده و ایمیل های شخصی و دریافت و ارسال نمایید، چت کنید در مورد موضوعات مورد علاقه خود search کنید، وبلاگ ها و سایت های مورد علاقه خود را نگاه کنید و بدون اینکه ذره ای کار انجام داده باشید حسابی خوش بگذرانید و اگر زمانی توسط رییستان گیر افتادید (که حتما گیر می افتید) بهترین دفاع این است که ادعا کنید در حال یادگیری نرم افزار جدیدی هستید که به نوعی به کارتان مرتبط است.

3) میز کارتان را به هم بریزید!:
اطراف خودتان را حسابی با اسناد و جزوات و اوراق پرکنید. در نگاه افراد حجم کاری که دیده می شود مهم است. اگر می دانید قرار است کسی در دفتر کارتان در مورد کارش با شما دیدار داشته باشد اسناد و مدارک مربوط به او را در میان اوراق خود گم و گور کنید و بعد در حضور او دنبالشان بگردید.

4) از منشی تلفنی استفاده کنید و حتی المقدرود به تماس ها پاسخ ندهید: 

افراد برای این که چیزی به شما بدهند با شما تماس نمی گیرند، آن ها تماس می گیرند تا شما برای آنها کاری انجام دهید و فقط بلدند برای شما دردسر بسازند و این منصفانه نیست!!!!

5) ظاهری آشفته و پریشان داشته باشید!: 

 ظاهر پریشان شما رییس تان را متقاعد می کند که سر شما حسابی شلوغ است

6) کاری کنید که به نظر برسد تا دیروقت کار می کنید!:  

همیشه دیر دفتر را ترک کنید به خصوص زمانی که رییس تان در اداره است. می توانید از این فرصت برای خواندن مجلات، کتاب ها و سرگرمی های این چنینی که همیشه قصدانجامشان را داشتید ولی فرصت نکرده اید استفاده کنید.

7) آه بکشید:
زمانی که افراد زیادی اطرافتان هستند وانمود کنید دارید به سختی کار می کنید و بعد با صدای بلند طوری که همه بشنوند آه بکشید. تصور حجم بالای کاری که دارید انجام می دهید آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

8) از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده کنید:  

اگر چنین واژه هایی بلد نیستید معادل انگلیسی کلمات مرتبط با حوزه کاریتان را پیدا کنید و بخصوص هنگام صحبت کردن با مافوق خود به جای کلمات فارسی از آن ها در جملاتتان استفاده کنید. مهم نیست که او متوجه آن چه می گویید می شود یا خیر، مهم این است که شما تاثیرگذار به نظر می رسید.

 

 منبع : http://www.ie-pnu.blogfa.com   

 

حکايت     
مديريتی    

 

زیرکی ملا نصرالدین
 

 


 
ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.


اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.

پائولو كوئیلو

******

در این داستان می‌بینیم ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی تركیبی بازاریابی، قیمت كم‌ تر و ترویج، كسب و كار گدایی خود را رونق می‌بخشد. او از یك طرف هزینه كمتری به مردم تحمیل می‌كند واز طرف دیگر مردم را تشویق می‌كند كه به او پول بدهند.

 

منبع : وب سایت راهكار مدیریت

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

نيازهای مديريت در عصر جديد

فاطمه ميرصانع

 

 

در تاريخ حيات و حركت سازمانها و شركتهاي مختلف دنيا شاهد حضور و تاثير مديران و رهبران موفقي هستيم كه از هيچ همه چيز ساخته اند و موقعيت سازمانهاي خود را به سطحي ارتقا داده اند كه نقشي جهاني يافته اند. بررسي شيوه تفكر و مديريت اين گونه رهبران مبين اين واقعيت است كه آنان با وجود تفاوتهايي طبيعي كه در اين زمينه داشته اند همگي انسان‌شناساني بزرگ بوده اند كه با هوش و درايت، منبع غني ذخاير خود را شناخته و با مهارت و تدبير گوهرهاي ناب نهفته در آن را كشف و در جهت تحقق اهداف بكار گرفته اند. البته لازم به ذكر است برخي سازمانها و رهبران از اهميت فرايند جذب و بكارگيري افراد مناسب غافلند. علاوه بر اين امروزه چالشهايي كه ويژگيهاي عصر جديد هستند وجود دارد . در اين بحث سعي مي شود بيشتر به مشكلات مديران با توجه به مسائل روز صحبت شود.
مي توان دردسر هاي مديريت در دهه جاري را به دو بخش تقسيم كرد:
نخست : آن دسته از مشكلاتي كه بي ثباتيها و سرعت تحولات تحميل مي كنند.
دوم : آن دسته از مشكلاتي كه چارچوبهاي فكري و دستگاههاي ارزشي را متزلزل مي سازند.
در كشور ما ايران نيز چند سالي است كه سازمانها با دو رويكرد كلي به سمت مديريت ديجيتالي كشيده شده اند. نخست، براي رهايي از حجم بالاي پردازشهاي سازماني و دوم، براي تظاهر به نوگرايي و مدرن بودن .
اين در حالي است كه سازمانهاي قديمي تر با ساختار كلاسيك بتازگي با رقيب تازه اي روبرو شده اند : سازمانهاي مجازي و ديجيتال. از سوي ديگر مرزها در نورديده شده اند و تجارت و بازاريابي جهاني، همه كسب و كارهاي محلي را در برابر رقباي جهاني قرار داده است.
عمده ترين چالشهاي مديريت ديجيتال عبارتند از :


1- سواد ديجيتال
مديران در عصر كنوني نياز به دو نوع سواد تازه دارند. يعني علاوه بر تخصصهاي اساسي به دو دانش زير نيز نياز مندند :
1 -سواد كار با اطلاعات
2- سواد كار با رايانه
سواد كار با اطلاعات همانا دانش بهره گيري و تجزيه و تحليل اطلاعات است. زندگي امروز بيش از هر زمان ديگري به اطلاعات وابسته است. گاه با شنيدن يك عدد شاد و گاه غمگين مي‌شويم. يك عدد مي‌تواند يك مدير را موفق و يا از كار بركنار سازد. اما بدليل هجوم انبوهي از اطلاعات، نياز به ابزار پردازش اطلاعات احساس مي شود. اين ابزار نيز رايانه ها هستند. منظور ما از رايانه تنها يك سخت افزار تزييني نيست ، بلكه منظور يك سيستم اطلاعاتي دقيق و منسجم متشكل از سخت افزار و نرم افزار مناسب است. كار با رايانه و بهره گيري از سيستم هاي اطلاعاتي براي اهداف پردازشي و تجزيه و تحليل نيز خود نيازمند كسب تجربه و دانش تخصصي مربوط به خود دارد.
ضعف مديران در اين دو نوع سواد اطلاعاتي ( نوع اول و نوع دوم) يكي از چالشهاي پيش روي مديران و دليل مقاومت آنها در برابر رايانه اي شدن امور است. حال هر نوع سازماني كه باشد خواه دولتي و خواه خصوصي ، خواه تجاري و خواه فرهنگي.


2- بی ثباتی
مشكل ديگری كه مديريت ديجيتال را محدود و مشكل مي كند، بي ثباتي حاصل از شكل گيري فضاي ديجيتال است. بدين معني كه با ديجيتال و جهاني شدن رقبا ، شرايط بنحو محسوسي ناپايدار و غير قابل پيش بيني مي شود.
مناقصه ها و مزايده ها ، آگهيهاي خريد و فروش و انجام معاملات با چنان سرعتي انجام مي شوند كه گاه سازمانهاي كند و كم اطلاع از محيط ، بسياري از رخداد هاي مهم و حياتي محيط خود را هرگز متوجه نمي شوند.
در چنين شرايطي مديران گاه به جاي آنكه تلاش خود را مضاعف كنند و سعي كنند تا خود و سازمان متبوعشان در فضاي اطلاعاتي مناسب تنفس كنند‍، كناره گيري را پيشه مي‌كنــــند و با پشت كردن به واقعيات خود را در يك فضاي بسته اطلاعاتي قرار مي دهند.


3 - روابط انساني
توسعه شبكه جهاني و فناوري اطلاعات جهان را در يك تور نامرئي فرو برده است. امروزه سازمانهاي زيادي را مي‌توان يافت كه از نظر جغرافيايي در سرتاسر گيتي پراكنده اند، در حالي كه تحت پوشش مديريت واحدي قرار دارند.
در اين ميان تهديد روابط انساني موجود در سازمان ، بسياري از مديران را به بازنگري وا مي دارد. كم نيستند سازمانهايي كه روابط انساني و كاري مناسب خود را يك سرمايه با ارزش تلقي مي كنند و حاضر نيستند با هجوم رايانه ها آن را به خطر افكنند. اين نگراني اگرچه بجا و منطقي است اما دليل قانع كننده اي نيست.
بازآفريني روابط انساني و كاري يكي از وظايف مهم يك مدير خوب در عصر حاضر است.


4- سرعت تحولات
مديران امروز در هر سازماني كه باشند يك مشكل مشترك دارند و آن سرعت تحولات است. دهه جاري نسبت به دهه گــذشته در زمينه سرعت وقوع تحولات ، سرعت انتقال اخبار و رويداد‌ها و زمــان دگرگونيها تفاوت زيادي دارد.
اين دگرگوني هاي تند و سريع باعث مي‌شوند تا زمان منسوخ شدن اطلاعات يا به عبارتي تاريخ مصرف آنها زود فرا رسد. همين مسئله هزينه هاي اطلاعاتي و عملياتي همه سازمانها را افزايش داده است. برخورد مديران با مقوله سرعت تحولات بستگي تام با نوع حرفه آنها دارد. ولي عموما سازمانهايي كه نتوانند يك سيستم اطلاعاتي مـــناسب طراحي و پياده سازي كنند ، دچار مشكلات عديده عملياتي خواهند شد.


5 - تغيير تعاريف
روزي روزگاري ثروت مجموعه گنجها و ذخيره هاي طلا و گوهر و در راس آن تاج و تخت بود و توليد به كشاورزي و صنايع دستي مربوط به آن محدود بود. اما در پي انقلاب صنعتي و حذف محدوديتهاي پيشين بر سر راه توليد، ثروت مفهومي تازه يافت و در توليد و ارزش افزوده معنا شد.
بالاخره عصر صنعت جاي خود را به عصر جديدي داد كه آن را با نامهايي چون عصر انفورماتيك ، رايانه يا ارتباطات بيان مي‌كنند.
امروزه كمپاني بزرگ مايكروسافت نه زمين دارد و نه ماشين آلات . تنها دارايي آن يك ساختمان است و چند صد دستگاه رايانه. پس ثروت واقعي مايكروسافت و يا صدها و هزاران شركت مشابه آن جايي در جمجمه پرسنل آن قرار دارد.
ما بايد به اين باور برسيم كه امروزه مديران نيازهاي اطلاعاتي انبوه و متنوعي دارند و بدون طراحي يك سيستم اطلاعاتي ، اين نياز برآورده نخواهد شد ، بنا بر اين ديجيتال شدن حداقل بخشي از امور اجتناب ناپذير است .
بسياري از رهبران هوش بالايي دارند، ولي همگي آنان ضرورتا حس كنجكاوي ندارند. مديراني كه در سطح جهاني فعاليت مي كنند كنجكاوي را پيشرانه خود براي درك هرچه بيشتر از جهان مي دانند. شخصيت فردي مديران مــوفق در عــــصر اطلاعات ويژگيهاي خاصي همچون كنجكاوي را در خود دارد.

 

نکات       
مديريتی    

 

مدير يا رئيس؟

 


معمولا در سازمانها و در محاورات روزمره واژه های مدير و رئيس را اكثراً مترادف به كار مي بريـــم و كساني كه در علم مديريت مطالعه اي ندارند، اصولا تفاوتي بين مديران و رؤسا قائل نيستند و مدير يا رئيس را كسي مي دانند كه دستور مي دهد و دستور او لازم الاجرا است.

در فرهنگ لغت معين، مدير، اداره كننده كاري و در فرهنگ لغت المنجد، رئيس، سرور و سالار و بزرگ و پيشوا تعريف شده است.

در كتابهای مختلفي كه در زمينه مديريت نگاشته شده است معمولا دو ويژگي و شرط را براي مدير عنوان مي كنند:

1- ساخت شخصيتي. كه ويژگيهاي شخصيتي خاصي را براي مديران لازم مي دانند از جمله: بـــرون گرايي، اعتماد به نفس، شجاعت، سخنوري، رهبري، پويايي، فعال بودن، آراستگي ظاهر، علاقه، و... كه در مجموع اشاره به سلامت رواني مدير دارد و درواقع به بحث آشنایهنر بودن مديريت مي پردازد.

2- ساخت تخصصي. اينكه مدير بايد در رشته مديريت، دانش و آگاهي لازم و تحصيلات مناسب دانشگاهي و سواد مديريت داشته و در كارش متخصص باشد كه در مجموع اشاره به بحث آشناي علم بودن مديريت دارد.

از اين منظر مديران بايد هم از نظر رواني و ويژگيهاي شخصيتي و هم از نظر علمي صلاحيت احراز پست مديريت را داشته باشند نبود هر يك از ويژگيهاي مورد اشاره لطمه به هويت و كاركرد مدير خواهد زد.

فرنچ (FRENCH) و ريون (RAVEN) منابع قدرت مديران را چنين عنوان كرده اند:

1. قدرت مرجعيت يا شخصيتي. همان چيزی كه به عنوان هنر در مديريت شناخته مي شود يعني مدير بايد ويژگيهاي شخصيتي مناسب و سلامت روان براي تصدي اين شغل داشته باشد. چرا كه قرار است تعدادي از انسانهاي ديگر را هدايت كرده و به هدف برساند. قدرت مرجعيت به مدير اين اجازه را مي دهد كه به عنوان الگو در بين كاركنان خود مطرح باشد و كاركنان آرزو كنند كه از لحاظ شخصيتي روزي مثل مدير مافوق خود شوند و به همين دليل دستورات اداري او را با رضايت خاطر پذيرفته و براي او احترام قائل هستند.

2. قدرت تخصصي. همان چيزي كه به عنوان علم در مديريت شناخته مي شود. يعني مدير بايد در يكي از گرايشهاي مختلف علم مديريت تخصصي و مدرك دانشگاهي معتبر داشته و نسبت به مسائل كاري خود كاملا آگاهي داشته باشد. اين قدرت به مدير اجازه مي دهد طبق دانش خود امور اداري را پيش ببرد و كاركنان تابع وي، چون او را انساني متخصص مي دانند با اطمينان، دستورات وي را اجرا مي كنند.

3. قدرت پاداش. مدير در سازمان مي تواند به وسيله اين قدرت در كاركنان ايجاد انگيزش كند و از طريق پاداشهاي دروني و بيروني كه به كاركنان مي دهد دستورات خود را اجرايي كند.

4. قدرت تنبيه. مدير مي تواند با استفاده از اين قدرت، كاركنان خاطي را تنبيه كرده تا دستورات او در سازمان اجرا شوند. البته مديران شايسته از اين قدرت كمتر استفاده كرده و ترجيح مي دهند ازجنبه مثبت قدرت خود يعني قدرت پاداش استفاده كنند و در موارد اندك و استثنايي از تنبيه به عنوان آخرين راه حل ممكن استفاده مي كنند.

5. قدرت قانوني. يعني قدرتي كه به وسيله يك حكم و توسط سازمان به مدير داده مي شود و وي طبق قانون مي تواند دستور دهد و انتظار اطاعت نيز داشته باشد. قدرت قانوني در احكام اداري تجلي مي يابد و معمولا مدت آن نيز تعيين مي شود كه مثلاً مدير براي مدت N سال به اين پست منصوب مي شود.

حال ببينيم مديران و رؤسا از اين قدرتها چگونه استفاده مي كنند: مديري كه متشخص و متخصص باشد بيشتر از قدرتهاي مرجعيت و تخصص و پاداش استفاده مي كند، چرا كه به راحتي مي تواند از نظر شخصيتي و علمي روي زيردستان خود اثر گذارد و زيردستان نيز چون وي را انساني شايسته مي دانند با رغبت دستورات اداري را اجرا مي كنند و به موقع نيز از پاداشهاي مناسب بهره مند مي گردند.

مديران شايسته بندرت از قدرت قانوني خود استفاده مي كنند و اطاعت بي چون و چرا را از كــاركنان خود نمي خواهند و هيچگاه نمي گويند چون از لحاظ قانوني من مدير هستم پس همه دستوراتم چه درست و چه غلط بدون هيچگونه بحثي لازم الاجراست. مديران راه بحث و گفتگو، چون و چرا و مشاركت را در سازمان سد نمي كنند و انتظار بله قربان گفتن مطلق را از زيردستان خود ندارند.

اما رؤسا كساني هستند كه چون تنها بنابر حكم قــانوني و ابلاغ به اين سمت منصوب شده اند و از لحاظ شخصيتي يا تخصصي يا هر دوي آنها صلاحيت لازم را براي احراز از اين پست ندارند دائما از قدرت قانوني خود استفاده مي كنند و با استفاده از الگوي مديريت آمرانه و دستوري توقع اطاعت مطلق را از كاركنان خود دارند و هرگونه بحث و اما واگري را با استفاده از قدرت تنبيه به سرعت پاسخ مي دهند و سيستمي بسته و نظامي را در سازمان حكمفرما مي كنند.

نتيجـــه مي گيريم كه همه آدمها بالفعل مي توانند با دردست داشتن يك ابلاغ رسمي رئيس شوند و از اين منظر همه ما رئيس هستيم، اما تعداد كمي از انسانها كه داراي ويژگيهاي شخصيتي و علمي مديريت هستند مي توانند مدير شوند.

 

مقاله      
مديريتی    

 

 

۷ گام برای پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان شما

مترجم: جلیل موسوی

 

 

● مقدمه
کسب و کارهای پیشرو با ایجاد مدیریت دانش سعی در کنترل دارایی های عقلایی و ایجاد ارزش دارند. پیتر ربورتسون مدیر ارشد اجرایی در شرکت تولیدی chevron usa اخیرا مزایای مدیریت دانش را به این شرح برشمرده است:
"واقعیت خوب برای کسب و کار مدیریت دانش و تسهیم بهترین تجارب است.هرچه ما سریعتر و بهتر و اثربخش تر ایده های خود را تسهیم کنیم ، ما محصولات بهتری می توانیم تولید کنیم ،به مشتری بهتر خدمت ارایه بدهیم و در کارکنانمان تعهد ایجاد کنیم".
کنترل سرمایه های عقلایی چطور می تواند سودآور باشد؟این مقاله سعی در توصیف گامهایی دارد که سازمان باید برای اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش طی کند .چالشهای مدیریت دانش در سازمانها در ارتباط با محتوا ، افراد و مسایل اقتصادی است.به هر حال ، این تکنولوژی در نهایت سازمان را قادر به مدیریت تجارب و دارایی های عقلایی خود می کند.
هر چند در آغاز ، چالشهای مدیریت دانش به نظر پر ریسک می آمد .تام داونپورت مدیر برنامه مدیریت اطلاعات در دانشگاه تگزاس معتقد است که "مدیریت دانش پرهزینه ، سیاسی و بدون توقف است اما فرآیندی است که سازمان نمی تواند از آن اجتناب کند." اوسپس این سئوال را مطرح می کند که "چقدر برای یک سازمان هزینه آن قابل اغماض تر از دانش کارکنانش است ؟"
در این مقاله نگرشی عملی به مدیریت دانش خواهیم داشت تا مزایای واقعی مدیریت دانش برای سازمان به ارمغان اورده شود.


● گام ۱:شناسایی مسایل کسب و کار
مفهوم کلیدی: به کارگیری موفق مدیریت دانش نیازمند شناسایی همه مسایل کسب و کار برای رفع آنها و هماهنگی پروژه مدیریت دانش با اهداف کلی کسب و کار
کارکنان سازمانها اغلب از اجرای سیستم مدیریت دانش دچار هراس هستند.چرا که باید تنوع و حجم اطلاعات در پایگاه داده سازمان ، اطلاعات در دسترس اینترنت ، دانش ذخیره شده در ذهن افراد را در نظر بگیریم.اطلاعات باید همواره با ارزش باشند به عبارتی اطلاعات باید در هر زمانی در هر جایی برای هر کسی قابل دسترس باشد.
مدیریت دانش مجموعه ای از تجارب کسب و کار و به کارگیری تکنولوژی است که در هر زمانی به شرکت برای سازماندهی و مدیریت بهتر دارایی های عقلایی شان کمک می کند.ایجاد بلوک هایی برای مدیریت دانش سازمان قبلا شبیه برنامه های دسترسی به اطلاعات بود.این برنامه ها مجموعه ای از اطلاعات را به خوبی تعریف می کردند. مانند صفحات گسترده یا مستندات فنی و یک انبار سازماندهی شده ایجاد می کردند که کاربران را قادر به دسترسی و جستجوی محتواهای خاص می کرد.
شرکتهایی که می خواهند متنوع تر عمل کنند و دانش دینامیک را در اختیار داشته باشند باید هزینه های آنرا نیز بپردازند..سازمانها نیاز دارند که فقط به مسئله کسب و کار برای شروع متدولوژیهای مدیریت دانش در فعالیتهای مستقیم شان و ارزش سازمان ، توجه کنند.برای مثال ، شرکت echo.inc یک شرکت سازنده تجهیزات صحرایی در زوریخ است .مسله ای که داشت کمبود کارمندان بود که باعث برانگیختن توسعه مدیریت دانش شد.مدارس فنی اکثر دروس فنی را حذف کرده بودند که مورد نیاز این شرکت بود ، لذا این شرکت تصمیم گرفت که از تکنیکهای حل مساله در دفتر مرکزی استفاده کند. و به سمت توسعه سیستم مدیریت دانش برای افزایش یادگیری سازمانی و توسعه سریعتر و کارآتر تجارب قبلی حرکت کرد.
اهداف کسب و کار ، مدیریت دانش را شکل می دهند. لازم است که سازماتنها پروژه های مدیریت دانش را با اهداف کسب و کار هماهنگ کنند.dave ledet مدیر یادگیری مشترک در شرکت Amoco corp، دریافت که اگر اهداف کسب و کار به طور واضح بیان نشوند ، تلاشهای مدیریت دانش نتیجه نخواهد د اشت. او عنوان می کند که :" روندها فقط فعالیتهایی تحمیلی بر افراد به دلایل آشکار نیست".او بخشهایی که باید بر روی آنها تمرکز کرد را لیست می کند که شامل: اهداف مالی، کیفیت ، رضایت مشتری و نوآوری می شد.
دلیل دیگر برای تمرکز بر تلاشهای مدیریت دانش تنظیمک اهداف روشن است که موفق ترین پروژه های مدیریت دانش به این تریتی شروع شده اند.روش ایده آل اینست که فرآیندها و تغییرات فرهنگی نه صرفا نرم افزاری- در مقیاس کوچک تست شده و سپس تصفیه شوند و از تکنیکها برای مسایل کسب و کار در عرض سازمان استفاده کنند.


● گام ۲:آماده سازی برای تغییر
مفهوم کلیدی:مدیریت دانش بیشتر از یک تکنولوژی نرم افزاری است.به عبارتی شامل تغییرات فرهنگی در روش درک دانش توسعه یافته است.اجرای موفق مدیریت دانش نیازمند ایجاد فرهنگ مناسب تسهیم دانش در سازمان مسئله عمومی برای انجام پروژه های مدیریت دانش قرار دادن تکنولوژی در راس توانایی های افراد برای استفاده مناسب است.تام داونپورت معتقد است که: " دو سوم تلاشهای مدیریت دانش نیازمند تمرکز بر مسایل غیر فنی است:
"اگر شما بیشتر از یک سوم وقتتان را بر روی تکنولوژیهای مدیریت دانش صرف کنید ، شما محتوا ، فرهنگ سازمانی و نگرشهای انگیزشی که سیستم مدیریت دانش را مفید می سازند ، نفی کرده اید".
اخبار خوب برای بیشتر کارگران دانش اینست که اگر نیازمند زمان هستید ، شروع به کسب ، مدیریت و تسهیم دانش بکنید.کارلا دل از موسسه مرکز کیفیت و بهرهو وری آمریکا(APQC) به ماهیت انسانی اعتبار بیشتری می دهد:
"ما معتقدیم که بیشتر افراد تمایل طبیعی به یادگیری ، تسهیم و ایجاد چیزهای بهتر دارند.این ماهیت طبیعی به وسیله مسایل فرهنگی ، ساختاری، و لجستیکی مطرح می شود.
تغییر به فرهنگ تسهیم دانش
یکی از موانع فرهنگی معمول در تسهیم دانش برای شرکتها و سازمانها در پاداش عملکردی افراد است. Anne stuart در مجله CIOمی نویسد:"مدیریت دانش اثربخش نیازمند ایجاد فرهنگ همکاری و حمایتی و حذف رقابت سنتی است.برای برخی از کارمندان ، یادگیری بسیاری از دانشها دردآور است.برخی نیز از آن به عنوان حقیقت آشکار قدیمی یاد می کنند که "دانش قدرت است".که به معنی "قوی ماندن" است.
ایجاد فرهنگ همکاری ممکن است نیازمند طراحی مجدد ارزشهای سازمانی و مشوقهای تشویق مشارکت برای رسیدن به اهداف سازمانی باشد.مدیران نیاز دارند تا عملکرد را بر مبنای تلاشهای کارکنان شرکت رتبه بندی کنند.تغییرات فرهنگی نیاز به زمان طولانی دارند.سازمانها انتظار دارند که در پروژه مدیریت دانش مشارکت کنند و سیستم مدیریت دانش را حفظ کرده و در یادگیری سازمانی و در نهایی کردن کارآیی آن تلاش و سرمایه گذاری کنند. از طرفی کارکنانی که در پروژه مدیریت دانش وقت می گذارند نیاز به هدایت و کمک دارند.
حمایت مدیران عالی عامل کلیدی است.
تغییرات در فرهنگ سارمان ، رفتار و فرآیندها معمولا به وسیله مدیریت دانش به وجود می آیبد. رهبران سازمان متعهد به تلاش هستند.داونپورت می نویسد : "که پروژه مدیریت دانش بدون حمایت مدیریت عالی شکست خواهد خورد".


● گام ۳:ایجاد تیم
مفهوم کلیدی: همه اعضای تیم با رهبر تیم شناخته شده اند و مهارتهای میان بخشی برای اجرا موفق مدیریت دانش دارند.
بعد از آنکه مشکل مشخص شد و هدف کسب و کار در اجرای مدیریت دانش روشن شد، سازمانها می توانند انواع دانش کارمندان به منظور حل مسئله را تعیین کنند.سئوالاتی مانند:"چه کسی در شرکت دارای دانش خاصی است؟"،"چطور آنها کار می کنند؟"،"چه کس دیگری به آن دانش نیاز دارد؟،"چطور ممکن است افرادی که به آن نیاز دارند ، طبقه بندی شوند؟، مطرح می شود که باید به آنها پاسخ داده شود.علاوه بر این ، متخصصانی در سازمان وجود دارند که قبلا در جستجو و پاسخ به این سئوالات مهارت داشتند.
ایجاد و شروع یک سیستم مدیریت دانش نیازمند رنج وسیعی از مهارتها در یک تیم متمرکز است.همه اعضای تیم مدیریت دانش به وسیله اهداف مشخص شده پروژه و اهداف شرکت منسجم می شوند اما مهارتهای اعضای آن متنوع است.
همانطور که قبلا بیان شد،حمایت مدیریت عالی یکی از عوامل اساسی موفقیت در اجرای پروژه مدیریت دانش است.عامل کلیدی دیگر رهبری قوی تیم پروژه است.پروژه های مدیریت دانش دربرگیرنده رنج وسیعی از مرزهای سازمانی است.بنابراین رهبر تیم مدیریت دانش نیازی به مهارتهای مدیریت پروژه نخواهد داشت بلکه نیازمند دانش وسیعی از سازمان و مهارتهای افراد خبره است.همچنین Dan holsthouse مدیر استراتژی کسب و کار شرکت زیراکس بر ارتباط بین مدیریت دانش و کارگران دانش تاکید می کند.:"دانش به طور گسترده ای درباره افراد و کارشان است.(مدیریت دانش)تکنولوژی باید در شروع برای حمایت از کار همراه با دانش طراحی شود."
حضور اعضای IS همچنین برای عضویت در تیم مدیریت دانش الزامی است.آنها سیستمهای موجود را درک می کنند و زیرساختارهای فنی سیستم مدیریت دانش را سفارشی می کنند.


● گام۴:انجام ممیزی دانش
مفهوم کلیدی: ممیزی دانش منابع مورد نیاز دانش را برای حل مسائل کسب و کار شناسایی می کند.از اینرو سازماندهی دانش به وسیله توسعه طبقاتی شروع می شود که منعکس کننده چگونگی کارکرد سازمان است.
▪ ممیزی
ممیزی دانش با کارکردن با کارکنان برای مشخص کردن دانش مورد نیاز برای حل مسئله کسب و کار شروع می شود.که در گام ۱ شناسایی شده اند.در اینجا ، برخی متخصصان دانش فرآیندی را پیشنهاد می کنند که طولانی است.تجربه ما نشان می دهد که ضرورتی برای طی مسیر طولانی وجود ندارد. در واقع ، ممیزی دانش بهره ور ، نیازمند تمرکز بر پاسخگویی به سئوالات زیر است:"به منظور حل مسائل به چه دانشی نیاز داریم؟چه کسی دانش را از دست می دهد چه کسی در اختیار دارد و چه کسب از ان استفاده می کند؟"
ممیزی با شکستن اطلاعات به دو طبقه شروع می شود:در حال حاضر چه دانشی وجود دارد و چه دانشی از دست رفته است.مکان یا منبع اطلاعات از دست رفته شناسایی می شود و به اطلاعات مرتبط ساختار دهی می شود.در نتیجه ممیزی دانش ، تیم مدیریت دانش اطلاعات ضروری برای طراحی سیستم مدیریت دانش را به دست می آورند.
▪ شناسایی دانش از دست رفته
یکی از اشتباهاتی که ممیزی دانش را محدود می کند، فهرست کردن داراییهای اطلاعاتی واضح موجود و یا اطلاعاتی است که مستند بوده و قابل انتقال هستند(مانند گزارشات تحقیقاتی، و پروپوزال فروش).یقینا، تیمهای مدیریت دانش نیاز دارند تا منابع صریح موجود را مشخص کنند و آنها را به طور اثربخش تر طبقه بندی کنند. ، اما باید منابع اعضایی که ممکن است از دست بروند ، را شناسایی کنند همانند :اخبار خاص صنعت که برای تحلیل رقابتی مورد نیاز است.
علاوه بر کسب دارایی های اطلاعاتی صریح ، سییستمهای مدیریت دانش باید به کسب دانش ضمن ساختار بدهند.دانش ضمنی مهارتهای افراد و تجارب آنها هستند و اغلب کلیدی ترین راه حل اثربخش برای بسیاری از مسایل حیاتی کسب و کار هستند.مثالهایی از دانش ضمنی شامل اطلاعات باارزش درباره یک گزارش که نویسنده می داند ولی مستند نشده است.دانش ضمنی معمولا در جواب سئوالاتی مانند زیر پیدا می شود:"چرا گزارش نوشته شده است؟""کجا نتایج استفاده می شود؟"،"پیامدهای گزارش چیست؟" و "چه کسی محتوای گزارش را درک می کند؟".
دو روش برای افزایش انتقال دانش ضمنی وجود دارد. یکی از این راهها ایجاد دانش ضمنی قابل دستیابی به وسیله کسب متاداده داده درباره دارایی دانش ضمنی- است.از خبرگان پرسیده می شود که اغلب با چه سئوالاتی در حین انجام وظایفشان از سوی دیگران روبرو می شوند ، می تواند روشی برای شناسایی دانش ضمنی باشد.
روش دیگر برای افزایش انتقال دانش ضمنی ایجاد روشهای ارتباطی آسانتر با خبرگان و شناسایی آنها است.روشهای شناسایی خبرگان به وسیله تکنیکهای مدیریت دانش شامل ایجاد پایگاه داده مهارتها، جوامع تمرینی مجازی و شبکه های دانش و انبارهای قابل جستجوی رزومه افراد یا پروفایل مهارتهای آنها امکان پذیر است.
▪ سازماندهی دانش
نقشه های دانش به کاربران تصویری بزرگ از سرمایه های عقلایی یک سازمان می دهند.آنها به افراد اجزائ ارتباط با منابع وسیع که میتواند اطلاعات مورد نیاز انها را تامین کند ، می دهند.روشهای بسیاری برای سازماندهی دانش وجود دارد که برخی از بقیه اثربخش تر هستند
رایج ترین و در عین حال اثربخش ترین روش برای نقشه کشی دانش در محیط سازمان سازماندهی دانش بر مبنای سیستمهای فیزیکی است جایی که اطلاعات قرار می گیرند.این ورای فضای فایل و فهرستی است که در سطح بالاتر در پایگاه داده ، مدیریت فایل ، سیستمهای مدیریت اسناد ، سیستمهای گروههای الکترونیکی و دیگران نشان داده می شود .این طبقه بندی به کارگران دانش در یافتن دانش کمک می کند برای اینکه آنها مکان دانش مورد نیاز خود را می یابند.
برای کسانیکه با معماری IT ناآشنا هستند یا معماری IT در سازمان را یاد نگرفته اند، سازمان کیفی دارایی های دانش مفید تر از سازمان فهرست فایلی است.سازمان کیفی به کارگران دانش در جستجوی سریعتر اطلاعاتی که در جستجوی آْن هستند ،کمک می کند.روشهای کیفی مناسب برای سازماندهی دارایی های دانش سازمان می تواند به روش فرآیندگرا یا کارکردگرا یا مفهومی طبقه بندی شود.طبقه بندی فرایندها در مدل عمومی برای درک مشتریان و بازارها برای مدیریت افراد و منابع استفاده می شود.
مدلهای کارکردی که بر مبنای ساختار سازمانی هستند ، معمولا در شرکتها وجود دارند اما باید به سمت کار بهتر به عنوان "بایگانی اطلاعات"حرکت کنند.آنها معمولا برای تسهیم اطلاعات در عرض کارکردها اثربخش نیستند.
مدل های مفهومی اغلب مفیدترین روش برای طبقه بندی هستند اما برای ساخت دهی و نگهداری دچار مشکل هستند.مدلهای مفهومی اطلاعات را بر مبنای موضوع همچون پروپوزالها ، مشتریان یا کارمندان سازماندهی می کنند.این بخشهای عمومی حاوی اطلاعات تولید شده به وسیله بخشهای متفاوت و در عرض کارکردهایی هستند که به انتقال دارایی های دانش در عرض سازمان کمک می کند.
در عمل ، بهترین سیستم برای کمک به کاربر نهایی سیستمی است که به سرعت بر اساس ترجیحات کاربر جستجو کند و اطلاعات مورد نیاز را به دست آورد.برای مثال ، هر کاربری ممکن است در جستجوی اطلاعات جدید باشد و سپس آنها را در سرور جدید ذخیره کند.در این مورد ، سیستم طبقه بندی به کاربر در یافتن اطلاعات مطلوب کمک می کند.
به هر حال ، اگر شخصی در جستجوی اطلاعاتی درباره مشتری خاصی باشد ، سیستم طبقه بندی فیزیکی ارزش کمتری را پیشنهاد خواهد کرد برای اینکه دانش درباره مشتری در سیستمهای اطلاعاتی فیزیکی توزیع شده است.در این مورد ، بهترین سیستم طبقه بندی نقشه دانش مفهومی است که شامل طبقات مشتری است.
بدون در نظر گرفتن اینکه سازمان چطور دانش را برای سازماندهی انتخاب می کند ، نقشه های دانش به کاربران در تسهیم دانش کمک می کنند و جستجوی سیستم درباره دانش را تسهیل می کنند.


● گام ۵:تعریف ویژگیهای کلیدی
مفهوم کلیدی: ایجاد چک لیستی از ویژگیهای کلیدی که اطمینان بدهد تکنولوژی مدیریت دانش که کسب می شود ، به حل مسائل کسب و کار با ارتقا زیرساختارها کمک می کند
اگر چه سیستمهای مدیریت دانش انفرادی به اندازه هر سازمانی متفاوت هستند اما ویژگیهای اساسی مشترکی دارند.که می تواند شامل موارد زیر باشد: باز بودن سیستم، قابل سنجش بودن، قابل سفارشی بودن، امنیت.
▪ باز و توزریعی
سیستم های باز به کاربران اطمینان می دهند که اطلاعاتی که آنها نیاز دارند در هر زمانی در هر مکانی در دسترس هستند.با توجه به استانداردهای صنعت ، رنجی از HTML و TCP.IP تا ODBC، به سازمان اطمینان می دهند که تکنولوژیهای جدید به سرعت اجرایی می شوند و برای آینده قابل سفارشی شدن هستند.
بیشتر پروژه های مدیریت دانش نیاز به اجزای توزیعی سیستمهایشان دارند.این اجزا ممکن است در عرض سرورها در یک سایت برای افزایش سرعت سیستم باشند و یا اجزا می توانند از لحاظ جغرافیایی در سازمانهای جهانی توزیع شده باشند.توانایی سیستم مدیریت دانش برای اداره چنین توزیعهایی به اندازه شرکت و رشد سیستم مهم است.
▪ قابل سنجش بودن
بیشترین شاخص محسوس سیستم های مدیریت دانش در مشارکت و یا دسترسی به دانش است.این شاخص رهنمودی را برای ارزش سنجی محتوای اطلاعات و مناسب بودن برای سازمان پیشنهاد می کند.آنها برای راهنمایی مدیریت برای سنجش اثربخشی سیستم طراحی شده اند.و ممکن است برای سیاستهای طراحی شده برای تشویق تسهیم دانش در این سیستم مفید باشند.دیگر شاخص محسوس در سیستم مدیریت دانش گلوگاههای سیستم توزیعی است.گلوگاه در نتیجه نرم افزار و سخت افزار ناکافی به وجود می آیند. این شاخص ها به IS در رفع این گلوگاهها کمک می کنند.زمانیکه راهکارهای بالقوه را برای مدیریت دانش بررسی می کنیم، ممکن است که راه حل انتخابی ابزار و قابلیتهای آن برای گزارشگیری و سنجش عملکرد کارکنان باشد.
▪ قابل سفارشی بودن
سیستم مدیریت دانش باید منعکس کننده فرآیندها ، افراد و محصولات منحصر بفرد سازمان باشد.این نیازمند قابل سفارشی بودن بسیاری از جنبه های سیستم ، از نقشه های دانش تا متاداده است.جنبه دیگر قابل سفارشی بودن واسط کاربر است . که بهتر است ترکیبی از واسطهای کاربر سیستم های فعلی همانند اینترانت سازمان باشد.
▪ امنیت
مسایل امنیتی در سیستم های مدیریت دانش بیشتر روند فرهنگی دارند تا فنی..سازمانها اغلب سئوال درباره مفروضاتی درباره اینکه "چرا اطلاعات باید قابل دستیابی باشد" دارند.
در سطح فنی ، سیستم مدیریت دانش باید مدلهای امنیتی برنامه های فعلی سازمان را داشته باشد جایی که از تکرار اطلاعات جلوگیری می شود.


● گام۶:ایجاد بلوک هایی از مدیریت دانش
مفهوم کلیدی: مدیریت دانش با استفاده از مفهوم مرحله ای پیاده می شود. هر مرحله یا فازی بیان کننده بخش خاصی از راه حل مدیریت دانش است که بنیانی برای مرحله بعدی خواهد بود.
سیستم مدیریت دانش یک سازمان مجموعه ای از فناوریهای اطلاعات است که برای تسهیل جمع آوری ، سازماندهی ، و توزیع دانش بین کارکنان استفاده می شود.پروژه های مدیریت دانش موفق از "ایجاد بلوکهای فنی" استفاده می کنند.
▪ جستجوی در فراسطح-جستجو در عرض انبارهای موجود
انسجام منابع قابل جستجوی اطلاعات موجود شامل سیستمهای مدیریت اسناد، پایگاههای داده و حتی اینترنت ،گام بزرگی در یکسان سازی دسترسی به دانش است و می تواند به آسانی با استفاده از جستجوکننده فرا سطح پیاده شود.یک جستجوگر ، پرس و جوها را به مجموعه وسیعی از منابع قابل جستجو توزیع می کند و مجموعه ای از نتایج منسجم را برای کاربر نهایی بر می گرداند.
به وسیله انبارهای رابط مشخص شده در مکانهای جغرافیایی یا منطقی ، جستجوگر می تواند بهره وری کاربر را به وسیله کاهش مقدار زمان مورد نیاز برای یافتن اطلاعات مرتبط بهبود دهد.
▪ کاوش دانش
برخی کاربران از کلمات کلیدی ساده برای جستوجو و دسترسی به اطلاعات استفاده می کنند در حالیکه دیگران منابع هدف را می خواهند.به همان اندازه که منابع دانش افزایش می یابد، کاربر نهایی ممکن است با حجم وسیعی از نتایج نهایی روبرو شود.بسیاری از کاربران قبلا تجارب مشابهی در هنگام جستجو ی اینترنتی داشتند.آنها اغلب با هزاران یا دهها هزار نتیجه روبرو می شدند.
بهترین راه برای حل این مسایل طبقه بندی دارایی های دانش برای قادر سازی خوشه بندی نتایج جستجو به وسیله طبقات نقشه های دانش است.
▪ انبار دانش
هدف انبار دانش ایجاد انباری قابل اطمینان و قابل اتکا است که متاداده ، محتواها و متن ها می توانند در آن ذخیره شوند.به واسطه فراهم آوردن انبار متا داده و ایمن ، انبار دانش ورای ظرفیت یک فایل ایندکس ساده است.یک انبار دانش زیرساختاری را برای کاربران برای دسترسی سهل تر به دانش ذخیره شده سازمان در شکل مستندات موجود یا داده فعلی فراهم می کند. و مکانی مرکزی برای دهها هزار فرم دانش بالقوه در سازمان است.از طریق این فرمها کاربران متاداده را عرضه می کنند و به طور اختیاری می توانند مستندات را به آن بچسبانند.
▪ کسب دانش ضمنی
کسب و مدیریت دانش ضمنی نیازمند بیشتر از یک انبار قابل اتکا است.سیستم مدیریت دانش با توانایی ایجاد متاداده سفارشی درباره دارایی های ضمنی منبعی مهم در این زمینه محسوب می شود.علاوه بر این باید سیستم به کاربران اجازه دانش بارزش خود را حتی زمانیکه آنها مشارکت زیادی ندارند ، بدهد .
▪ نقشه کشی دانش
با افزایش سرعت و صحت بازیابی اطلاعات ، سیستم مدیریت دانش با دارایی های دانش و با طبقات آن مرتبط می شود. این طبقات به وسیله مدیر اجرایی ، کاربر نهایی و یا ویرایشگر محتوا انجام می شوند.سیستم مدیریت دانش باید در طبقه بنید آن مشارکت کند و انعطاف پذیری کافی در محیط منحصربفرد سازمان داشته باشد.


● گام۷:برقرای ارتباط بین افراد و دانش
مفهوم کلیدی: حتی اگر سیستم مدیریت دانش به خوبی پیاده شود زمانی اثربخش خواهد بود که بتواند بین پایگاه داده ، خبرگان و جویندگان دانش و کارگران دانش ارتباطات راحت بهتر و کارآتر برقرار کند.
▪ دایرکتوری دانش
پیداکردن اینکه"چه کسی چه چیزی می داند"در یک سازمان همیشه فرآیندی وقت گیر بوده است.نیاز به خبرگان یک موضوع و مبحث چیز جدیدی نیست هر چند بسیاری از سازمانها از "پایگاه داده مهارتها" برای حل این مساله کمک می گیرند.پایگاه داده مهارتها وابسته به کاربر نهایی است که پروفایل خود را به روز می کند که شامل تغییر کفایت ها و کارکردهای شغلی است.مدیر پایگاه داده باید به طور مستمر آن را به روز کند که شامل کارکنان جدید و کارکنان فعلی می باشد.
دایرکتوری دانش کارکنان را قادر به مشخص کردن مکان خبرگان برای تسهیم دانش ضمنی می کند. این دایرکتوری شبیه پایگاه داده مهارتها نیست در اینجا بعد از اینکه کاربر مشخص شد مهارتهای او جستجو می شود و دایرکتوری لیستی از خبرگان مرتبط با موضوع و اطلاعات تماس شان را برای مشارکت در تسهیم دانش صریح بر می گرداند در حالیکه یک دایرکتوری دانش باید به صورت دستی به روز شود ولی باید روشی برای اصلاح نتایج به دست آمده ارایه بدهد. بنابراین جنبه کلیدی دایرکتوری دانش توانایی برای قوانین تعریف شده توسط کاریر است (مثلا :"همیشه باب اسمیت بالاترین خبره در مدیریت شبکه است").
▪ مدیریت محتوا
مدیریت محتوا اطمینان می دهد که اطلاعات صحیح ، مفید ، و طبقه بندی شده هستند و برای جستجو و پیدا کردن کاربر راحت و آسان هستند.حفظط و نگهداری محتوا ، اغلب آزاردهنده است ولی برای موفقیت حیاتی است.ویرایش محتوا ضرورتا شغلی تمام وقت نیست .بسیاری از تلاشها در مدیریت دانش شکست می خورند برای اینکه ویرایشگران محتوا زمان کافی برای ویرایش محتواها ندارند.
تکنولوژی از مدیران محتوا حامیت می کند و زمان مورد نیاز برای مدیریت محتوا را کاهش می دهد.ویژگی مهم برای مدیریت محتوا توانایی اضافه کردن و اصلاح متاداده ، و تغییر اطلاعات سازمان است.
جنبه دیگر مدیریت محتوا شامل اداره کردن موارد خاص ن همچون کارکنانی که شرکت را ترک می کنند ، است.مدیران محتوا نیاز دارند تا قادر باشند به پرسنل برای برقرای تماس مستقیم با خبرگان اطمینان خاطر دهند.


● نتیجه گیری
اجرای سیستم مدیریت دانش ترس کمی ندارد ولی به هر حال ریسک آن را می تواند با پیاده سازی مرحله ای کاهش داد.تعهد مدیران عالی سازمان نسبت به آن الزامی است و آنان باید نقش مهمی در تعیین اهداف سازمانی و شناسایی مسائل کسب و کار که باید به وسیله مدیریت دانش حل شوند ، داشته باشند.هر سازمانی باید اهداف خود را تعریف کرده و و در مرد افراد و زمان انجام آن تعهد داشته باشد تا مدیریت دانش بتواند اجرایی شود.
در حالیکه ممیزی دانش فرآیندی کلیدی برای طراحی سیستمهای پیچیده است ، همچنین می تواند دامی باشد که قبل از نهایی شدن راه حل وجود داشه باشد.پروژه های مدیریت دانش اغلب در تلاش هستند تا در بیشتر از یک گام اجرایی شوند.به واسطخ استفاده از راهکارهای ساده ، همچون جستجوگرها و انبارهای اطلاعاتی متمرکز برخی از مسایل اساسی به سرعت در طی ممیزی دانش مشخص می شود و مدیریت دانش می تواند به سرعت موفقیتها را با اعتماد به مشارکت کنندگان به دست آورد.
تکنولوژی نقش مهمی را در تواناسازی فرآیندها و متدولوژیهای مدیریت دانش ایفا می کند.برنامه های بسته ای (پکیج) می توانند سیستم سفارشی شده ای را بدون نیاز به برنامه نویسی سفارشی برای تواناسازی وظایف اساسی همچون خبرگان یک موضوع ، در اختیار سازمان قرار دهد.در نهایت سیستمهای مدیریت دانش باید باز ، ایمن و قابل سنجش باشند.

------------------------------------------
منابع:
۱.Susan elliott,"american productivity &quality center conference discover the value and enablers of a successful km program",knowledge management in practice , issue ۵ ,december۲۰۰۰
۲.Wendi bukowitz, "in the know , "CIO magazine,aprile۲۰۰۶
Tom davenport , "knowln evils , common pitfalls of knowledge management ",CIO magazine , june ۱۵ , ۲۰۰۶
Anne stuart , "۵ uneasy pieces ۲ , knowledge management,"CIO magazine , june۱,۲۰۰۴

 

کلید      
هدایت     

 

محمل ها بربندید

 

 

تَجَهَّزوا رَحِمَکُمُ اللهُ فَقَد نُودِیَ فِيکُم بِالرَّحيلِ ، وَ اَقِلُّوا العُرجَةَ عَلَی الدُّنيَا ، وَانقَلِبُوا بَصَالِحِ مَا بِحَضرَتِکُم مَنَ الزَّادِ ، فَاِنَّ اَمَامَکُم عَقَبَةً کَؤُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً، لَابُدُّ مِنِ الوُروُدِ عَلَيهَا ، وَ الوُقُوفٍ عِندَهَا ، وَ اعلَمُوا اَنَّ مَلَاحِظَ المَنِيَّةِ نَحوَکُم دَانِيَةٌ ، وَ کَاَنَّکُم بِمَخَالِبِهَا وَ قَد نَشِبَت فِيکُم ، وَ قَد دَهَّمَتکُم فِيهَا مُفظِعَاتُ الاُمُورِ ، وَ مُعضِلَاتُ المَحذُورِ ، فَقَطِّعُوا عَلائِقَ الدُّنيَا ، وَاستَظهِرُوا بِزادِ التَّقوی

نهج البلاغه ، خطبة 204

  

 

 

محمل ها بربندید خدایتان بیامرزد که ندای کوچ همواره طنین افکن است.

فرازهای زندگی این جهان را به چیزی مگیرید و با شایسته ترین توشه خویش دگرگونی را پذیرا شوید ، که آنچه فرا روی دارید گردنه هایی است پر پیچ و خم و منزل هایی ترسناک و هراس آور که از ورود و توقف در آنها گریزی نیست و بدانید که مرگ چنان بر شما چشم دوخته است ، که گویی هم اکنون چنگال هایش را در پوست تنتان فرو برده ، بدین سان شما در بندان جریان هایی چندش آور و محذوراتی پیچیده اید ، پس وابستگی های دنیایی را ببرید و به توشه تقوا تکیه کنید.

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

نقش تبليغات صحيح در برابر هجوم رسانه ای بيگانه

 

 

امام خميني(ره): مسأله تبليغات يك امر مهمي است كه مي‌شود گفت كه در دنيا در رأس همه امور قرار گرفته است، و مي‌توان گفت كه دنيا بر دوش تبليغات است... بايد با تبليغات صحيح، اسلام را آن گونه كه هست به دنيا معرفي نماييد... توجه داشته باشيد كه بالاترين چيزي كه مي‌تواند اين انقلاب را در اين جا به ثمر برساند و در خارج صادر كند، تبليغات است، تبليغات صحيح.
در روز نخست تيرماه سال 1360هـ.ش، سازمان تبليغات اسلامي به فرمان امام خميني(ره) تاسيس شد. اين نهاد با هدف اعتلاي فرهنگ نغز و پربار اسلامي و تبلور حيات معنوي و تبيين و ترويج شاخص‌های اعتقادی فعال شد. سياستگذاري، برنامه ‌ريزي، هدايت، ساماندهي، پشتيباني و نظارت بر تبليغات ديني مردمي، زمينه‌سازي براي يافتن نيروهاي مؤمن و تأسيس تشكل‌هاي لازم و برنامه‌ريزي و هماهنگي به منظور تقويت و هدايت مداوم انجمن‌هاي اسلامي، تلاش در جهت احياء و اشاعه معارف، فرهنگ و تاريخ تشيع از همه راههاي ممكن، با تاكيد بر وحدت تمام مذاهب اسلامي و حراست از آن با همكاري مراجع و نهادهای ذيربط، تحقيق و بررسي در خصوص تبليغات سوء و تهاجم فرهنگي دشمنان و شناسايي و تحليل ترفندهاي تبليغي عليه اسلام و انقلاب اسلامي، انجام مطالعات راهبردي و بررسي‌هاي كاربردي در زمينه نيازهاي فرهنگي اقشار مختلف جامعه، بويژه جوانان و طراحي برنامه‌ها و شيوه‌هاي تبليغي نوين و اصلاح و احياي روش‌هاي سنتي در تبليغات اسلامي، تدوين و انتشار كتب و نشريات مناسب و ضروري، به منظور معرفي فرهنگ و تمدن اسلامي و تبيين مواضع انقلاب اسلامي و انجام پژوهش‌هاي لازم، به ويژه در زمينه نظام تربيتي و مباني سياسي اقتصادي و فرهنگي حكومت اسلامي و حمايت از پژوهشگران متعهد و... از جمله فعاليت‌هاي اين سازمان است. اين روز به‌عنوان روز تبليغ و اطلاع‌رساني ديني نامگذاري شده است.
تبليغات، به معناي مجموعه اعمال گفتاري، نوشتاري، رفتاري و تصويري است كه به منظور نفوذ و تاثيرگذاري در شخصيت، افكار، عقايد و احساسات مخاطبان سازماندهي مي‌شود و براي جهت بخشيدن به آنان در راستاي هدف و مقصدي مشخص، هويت پيدا مي‌كند. تبليغات در بينش و فرهنگ اسلامي از جايگاه رفيع و ويژه‌اي برخوردار است.
بد از پيروزي انقلاب اسلامي، نهاد شوراي عالي تبليغات اسلامي در اول تيرماه 1360 به صورت نهادي منسجم، مستقل و وابسته به ولايت فقيه با اراده امام (ره) و به منظور پرداختن به امر تبليغات به وجود آمد. اين نهاد انقلابي در سير تكاملي خود در 14/1/1368 با دست خط مبارك امام خميني(ره) به سازمان تبليغات اسلامي تغيير نام يافت.
 

اطلاع ‌رساني ديني، چالش‌ها و مشكلات

 دنياى رسانه جهانى، امروزه با خلا اطلاع ‏رسانى، افكار عمومى جهانيان را در چارچوب نيل به اهداف خاصى، هدايت مى‏ كند و با بهره‏ گيرى از امكانات تكرار، گسترده‏ و يكسويه‏ نظام اطلاع ‏رسانى نوين را شكل مى ‏دهند.‏
روز اول تيرماه هر سال، به عنوان روز تبليغ و اطلاع‌ رساني ديني نام نهاده شده؛ عنواني كه تا به امروز آنچنان كه بايد توجه لازم و بايسته‌ای نشده است.
بدون ترديد اطلاعات و اطلاع ‏رسانى‏ يكى از عناصر مهم و اساسى تشكيل دهنده قدرت است. اين واقعيت را مردم مغرب زمين دريافته ‏اند، اما كمى قبل از آن، قدرت‏ هاى بزرگ، غول‏هاى رسانه ‏اى‏ را به عنوان وسيله‏اى مناسب براى اقناع افكار عمومى در راستاى اجراى قدرت سياسى، احيا كردند.
توليد انبوه ابزارهاى ارتباطى، ساخت پايگاه ‏هاى عظيم اينترنتى و احداث صدها شبكه تلويزيونى و راديويى در دنيا، تنها با هدف انتقال صحيح و سريع اطلاعات، تجهيز نشده است، وراى فعاليت‏هاى اطلاع ‏رسانى، هدايت‏ خواسته‏ ها و نيات سياسى نهفته است. دنياى رسانه جهانى، امروزه با خلا اطلاع ‏رسانى، افكار عمومى جهانيان را در چارچوب نيل به اهداف خاصى، هدايت مى ‏كند و با بهره ‏گيرى از امكانات تكرار، گسترده‏ و يكسويه‏ نظام اطلاع ‏رسانى نوين را شكل مى ‏دهند.
هماهنگ ‏سازى افكار عمومى مردم با نيات و اهداف نظام سياسى، يكى از دستاوردهاى عظيم و مؤثر اطلاع رسانى امروزى است. در كنار اين اطلاع ‏رسانى در درون يك نظام سياسى، اطلاع ‏رسانى‏ نقش مؤثرى در هماهنگ سازى دولت‏ هاى ديگر دارد. در نظام امروزى جهان و تلاش براى جهانى ‏سازى‏ همه عرصه‏ هاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى، جايگاه اطلاع‏  رسانى، قابل تامل و تفكر است. گرچه بسيارى بر اين نظر هستند كه نقطه شروع جهانى سازى، از جهانى ‏سازى گردش اطلاعات و جهانى ‏سازى اطلاع ‏رسانى است، ولى در عين حال نقش اطلاع ‏رسانى در عرصه جهانى غير قابل انكار است.
اطلاع ‏رسانى در واقع نقش اساسى در فرايند جامعه‏ پذيرى دارد و به انسان‏ها القاء مى‏ كند كه چگونه جهان را ببينند و آن را تفسير كنند. در ميان هزاران خبر و اطلاعات گسترده در شبكه ‏هاى اطلاع‏ رسانى جهان، به خوبى نقش فرهنگ‏ پذيرى‏ نمايان مى ‏شود.
در فرايند اطلاع ‏رسانى مستمر است كه انسان‏ها مى ‏آموزند چه ملاك‏ها و معيارهايى را در زندگى فردى و اجتماعى به كار ببندند و از چه الگوها و روش‏هايى اجتناب نمايند. در مهندسى افكار عمومى به خوبى بر كاركردها و زمينه‏ هاى اطلاع‏رسانى تاكيد مى ‏شود و در سايه گردش اطلاعات هدف‏مند است كه افكار عمومى در مسير خواست قدرت‏ شكل مى‏ گيرد.
قدرت‏ با تشديد يا تخفيف يا حتى طرد داده ‏ها و اطلاعات، زمينه‏ هاى بهره ‏بردارى را از آن در حوزه‏ هاى متفاوت سياسى، اقتصادى و فرهنگى براى خود محفوظ مى ‏دارد. از اين روست كه گزينش و انتخاب‏ در اطلاع ‌رسانى معنا و مفهوم مى ‏يابد.
در ميان هزاران داده اطلاعاتى و گزاره‏ هاى خبرى كه از طريق شبكه‏ هاى مختلف خبرى و اطلاعاتى در دنيا رد و بدل مى‏ شود، جايگاه رسانه ‏هاى كشورهاى اسلامى ناچيز است.
اطلاع ‏رسانى انفعالى و ضعيف رسانه ‏هاى كشورهاى اسلامى، فضا را براى كشورهاى ديگر فراهم ساخته است تا با بهره‏ گيرى از خلا اطلاعات، به ارائه اطلاعات هدف‏مند بپردازند و كشورهاى اسلامى را در مقابل اطلاع‏ رسانى فعال و هدف‏مند، منعطف نمايند. چه بسا هزينه‏ هاى سياسى، اقتصادى و حتى فرهنگى بازتاب اطلاع ‏رسانى هدف‏مند ديگر رسانه‏ ها، بيش از هزينه اطلاع ‏رسانى كشورهاى اسلامى نيز باشد. گردش اطلاعات در ميان كشورهاى اسلامى نيز به سختى و بعضا با سوء گمان همراه است.
عدم اعتماد كشورهاى اسلامى از يك سو و عدم شناخت جايگاه مؤثر و وسيع اطلاع رسانى در دنياى امروز، گردش اطلاعات را ميان آنها ضعيف ساخته است و از اين رو شهروندان كشورهاى اسلامى به رسانه ‏هاى بزرگ و غول‏هاى رسانه‏اى غرب روى مى ‏آورند و در تعامل با آن، با اطلاعات و اخبار هدف‏مند و هدايت ‏شده ای، مواجهه مى ‏شوند كه در بدو نظر شناختن ماهيت هدايت ‏شده و هدف‏مند اين رسانه‏ ها مشكل است. لذا با قبول داده‏ ها و اطلاعات ايشان، خواسته يا ناخواسته، سوژه اعمال قدرت سياسى قدرت‏هاى بزرگ مى ‏شوند.
گرچه در قالب سازمان كنفرانس اسلامى‏ تلاش ‏هايى براى اطلاع رسانى ميان كشورهاى اسلامى صورت گرفته است، اما اين تلاش‏ ها نتوانسته است در برابر غول‏هاى رسانه ‏اى امروز دنيا، تشخصى پيدا كند.
حال نه تنها مردم كشورهاى اسلامي نياز مشترك به داده ‏ها و اطلاعات سريع و صحيح دارند، بلكه مردم ساير نقاط جهان نيز حداقل نسبت ‏به اخبار و اطلاعات جهان اسلام، منتظر واكنش فعال رسانه‏ هاى كشورهاى اسلامى هستند، ولى به لحاظ كمبود امكانات اقتصادى و نبود تكنولوژى مدرن، اطلاع ‏رسانى به سختى صورت مى ‏گيرد و غول‏ هاى رسانه‏ اى با شكل ‏دهى به افكار عمومى، راه ارائه اخبار و اطلاعات رقيب را مسدود يا حداقل با مشكل مواجهه مى ‏كنند.
امروزه كمتر كسى به كار آيى و اثر بخشى اينترنت، رسانه ‏هاى جمعى شنيدارى و تصويرى، ترديدى دارد; اما نبود يك احساس مشترك و درك همگانى از واقعيت‏ هاى اطلاع رسانى در جهان اســلام، بــاعث گرديده است كه سيرهجوم اطلاعــات و داده ‏هاى هدف‏مند و هدايت ‏شده از ســـوى غول ‏هاى رسانه ‏اى دنيا، افزايش يابد و افكار عمومى مردم كشورهاى اسلامى را با انعطاف و ضعف مواجهه سازد.
يكى از مهم‏ترين آثار سوء اطلاع ‏رسانى يكسويه و تهاجمى غول‏هاى رسانه ‏اى جهان، تهى كردن هويت‏ ملى و ديني كشورهاى اسلامى است. رسانه‏ هاى گروهى دنيا با القاى ارزش‏ها و هنجارهاى مورد نظر، تلاش مى ‏كنند ارزش‏هاى بومى و ملى و مذهبى كشورهاى اسلامى را از درون تهى و ارزش‏هاى فرهنگى خود را جايگزين سازند.
در بسيارى از خبرها خصوصا اخبار مربوط به تحولات كشورهاى اسلامى، القاى برداشت‏ خاص و نگرش هدف‏مند به اين مسايل، قابل مشاهده است. برخورد انفعالى با پديده اطلاع ‏رسانى، ضمن ايجاد بحران هويت‏ در كشورهاى اسلامى، زمينه را براى بحران مشروعيت‏ فراهم مى‏ سازد. در بحران مشروعيت، شهروندان، مشروعيت‏ حاكمان سياسى را به چالش مى ‏كشند. مشروعيتى كه مى ‏توانست ريشه در هنجارها، ارزش‏ها و فرهنگ سياسى هر كشور داشته باشد، در اثر ارتباطات يكسويه و اطلاع ‏رسانى هدف‏مند، در دستگاه فرهنگى خاص تعريف مى‏ شود كه سازگارى چندانى با فرهنگ ملى و بومى نمى ‏تواند داشته باشد. در اين شرايط است كه كشورهاى اسلامى براى غلبه بر بحران مشروعيت‏ هزينه ‏هاى سياسى و حتى اقتصادى‏ اى را متحمل مى ‏شوند كه مى ‏توانستند با هزينه كردن بخشى از آن، با افزايش مكانيسم ‏هاى اطلاع ‏رسانى صحيح و سريع، راه نفوذ مخاطرات سياسى را مسدود كنند.
از اين رو بهره‏ گيرى از نظام ارتباطات جهانى در اداره امور سياست داخلى و خارجى، در شكل‏ گيرى افكار عمومى مطابق با اهداف و برنامه ‏هاى كشورهاى اسلامى تاثير بسزايى دارد.
به هر ميزان بتوان بر قدرت رسانه ‏اى جهانى‏ تسلط پيدا كرد، به همان ميزان در مسير تامين منافع ملى و خواست‏ هاى عمومى كشور توفيق حاصل مى ‏شود. بديهى است كه گردش اطلاعات و نظام اطلاع ‏رسانى ميان كشورهاى اسلامى بايد براساس اصول منطقى و گرايش‏ هاى تامين منافع عموم كشورهاى اسلامى مبتنى گردد، تا ضمن حفظ اعتماد و اطمينان به گزاره‏هاى خبرى، سدى محكم در برابر هجوم رسانه ‏هاى جهانى تبديل شود.


منبع: روزنامه اطلاعات

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست عشق و دوستی
 

 

یك تست ساده و جذاب كه بايد با صداقت به سوالات ان پاسخ دهيد
 
 
سوال اول:
 
شما به طرف خانه كسي كه دوست داريد مي رويد.
 
دو راه براي رسيدن به انجا وجود دارد:
 
ـ يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است
 
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني تر است ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
 
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟راه كوتاه يا بلند؟
 
 
سوال دوم:
 
در راه دو بوته گل رز مي بينيد .يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد.شما تصميم مي گيريد 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد.
 
چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد (شما مي توانيد يا همه را يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)
 
 
سوال سوم:
 
با لاخره شما به خانه او مي رسيد .
 
يكي از افراد خانواده در را بر روی شما باز مي كند.
 
شما مي توانيد از انها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند.
 
يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.
 
حالا چكار مي كنيد؟
 
 
سوال چهارم:
 
شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي كسي انجا نيست.پس تصميم مي گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
 
ترجيح مي دهيد انها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟
 
 
سوال پنجم:
 
شب مي شود شما و او هر كدام در اتاقهای جداگانه ای مي خوابيد.صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي رويد:به نظر شما وقتي كه انجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟
 
 
سوال آخر: وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
 
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر برويد؟
 

*****


 
جواب ها

 جواب سوال اول:
 
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد. زود و آسان عاشق مي شويد.
 
ولي اگر راه طولاني را انتخاب كرده ايد به اساني عاشق نمي شويد.
 
 
جواب سوال دوم:
 
تعداد رزهای قرمز نشان دهنده ان است كه در يك رابطه چقدر از خودتان مايه مي گذاريد و تعداد رزهای سفيد برعكس نشان مي دهد كه شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت داريد. به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفيد انتخاب كرده ايد به معناست كه شما 90% محبت مي كنيد و 10% انتظار محبت از طرف مقابل داريد.
 
 
جواب سوال سوم:
 
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشكلات در يك رابطه است.اگر شما از اعضای خانواده درخواست كرده ايد كه محبوبتان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات مي ترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات به خودي خود حل شوند.ولي اگر خودتان به اتاق رفته ايد كه او را از حضور خود مطلع كنيد اين نشان مي دهد كه شما با مشكلات روبرو مي شويد و دوست داريد انها را هر چه زودتر حل كنيد.
 
 
جواب سوال چهارم:
 
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتياق شما براي ديدن محبوبتان است. اگر انها را بر روي تخت ميگذاريد نشان مي دهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد.و اگرآنها را لب پنجره قرار مي دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل مي كنيد.
 
 
جواب سوال پنجم:
 
سوال پنجم نشان دهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتور و شخصيت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالي كه خوابيده است در اتاق مي بينيد.اين به اين معني است كه شما او را همانطور كه است دوست داريد.و اگر او را بيدار ديده ايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود.
 
 
جواب سوال اخر:
 
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كرده ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود

 

  متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

نماز و عبادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

 

 

خضوع و خشوع حضرت زهرا (س )

حضرت زهرا براى عبادت و راز و نياز با خدا جايگاه مخصوصى داشت ، لباسى مخصوص ، سجاده اى مخصوص و آداب و سبكى مخصوص . خانه اش را معبد ساخت ، و در آن چنان به عبادت مى پرداخت كه فرشتگان خدا به نظاره مى ايستادند. خضوع داشت و در آن چنان تواضع جسمى كه گويى ايمان در مغز و استخوان او نفوذ كرده بود. و خشوع داشت به گونه اى كه گوئى ترس از خدا در رگ ها و خون او جارى شده و او را به چنان حال مى كشاند.
مهم اين است كه خود خواستار چنين خشوع و خضوع و مصداق خطاب خدا در ارتباط با موسى عليه السلام كه فرمود:
يابن عمران هب لى من قلبك الخشوع و من بدنك الخضوع و من عينيك الدموع فى ظلم الليل ، و ادعنى فانك تجدنى قريبا مجيبا.
علامه طباطبائى قدس سره فرمايد:
خشوع اثر خاصى است كه به افراد مقهور دست مى دهد كه در برابر سلطانى قاهر قرار گرفته به طورى كه همه توجه وى و همه واهمه اش معطوف او گشته و از هر جاى ديگر قطع مى شود. و فاطمه عليهاالسلام اين چنين بود.
او در قيام به عبادت تنها به خدا مى انديشيد و هيچ خاطره و خيالى جز عشق و پرستش معبود در درون او پديد نمى آمد. به تعبير پيامبر صلى الله عليه و آله دلش خالى براى عبادت بود (و تفرغ لها) فقط او بود و خدايش . اما اين كه زندگى چگونه است و چه بايد كرد انديشه اش از آن فارغ بود.

 

سلام هفتاد هزار فرشته بر فاطمه (س ) هنگام عبادت

علامه مجلسى اعلى الله مقامه روايت كند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: فاطمه بانوى زنان جهانيان از پيشينيان و آيندگان است . او در محراب خود مى ايستد و هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام مى دهند و او را به همان گونه كه با مريم سخن مى گفتند، صدا مى زنند و مى گويند: اى فاطمه ! همانا خداوند تو را برگزيد، و پاك ساخت و بر زنان جهانيان برترى داده است .
 

 فاطمه (س ) حاصل رياضت اربعين

دورى پيامبر از مردم ، انس با خدا و عبادت و نماز و روزه چهل روز دليل بر قداست و شخصيت ملكوتى حضرت فاطمه عليهاالسلام است . چنانچه قبل از بعثت نيز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از مردم كناره گرفت و در غار حرا به عبادت و مناجات با خدا پرداخت . همچنين اشتياق حضرت خديجه عليهاالسلام به ديدار پيامبر و قبول هديه حق در دوران رياضت رسول خدا صلى الله عليه و آله و بركاتى كه اربعين دارد، قابل توجه است ، چنانچه فرمود: من اخلص عبد لله - اربعين صباحا الا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه ؛
كسى كه چهل شبانه روز براى خدا اخلاص پيشه كند، چشمه هاى حكمت از قلب وى بر زبانش جارى مى شود

 

با ركوع كنندگان ركوع كن

از عايشه روايت شده كه گويد: هنگامى كه فاطمه از پيش روى مى آمد راه رفتنش بسان راه رفتن رسول خدا بود. او هرگز مانند ديگر زنان خون حيض ‍ نديد، زيرا از سيب بهشتى آفريده شده بود. حسن را بعد از نماز عصر به دنيا آورد و بلافاصله از نفاس پاك شد و غسل كرد و نماز مغرب را به جاى آورد.
اسحاق بن جعفر بن محمد بن عيسى بن زيد بن على گويد: از حضرت صادق شنيدم كه مى فرمود: از آن جهت حضرت فاطمه را محدثه ناميدند كه ملائكه از آسمان فرود آمده همان گونه كه با حضرت مريم عليهاالسلام صحبت مى كردند، با آن حضرت نيز صحبت مى نمودند و مى گفتند: اى فاطمه ! خداوند تو را برگزيده و پاك و طاهر كرده و بر ديگر زنان برگزيده جهان برترى داده است . اى فاطمه ! در پيشگاه پروردگارت خضوع كن ، سجده نما و با ركوع كنندگان ركوع بنما! فاطمه عليهاالسلام با آنان صحبت مى كرد.

 

 
گهواره فرزند و نماز

روايت شده : گهگاهى كه حضرت فاطمه زهرا در حال نماز و عبادت بود و يكى از كودكانش مى گريست ، گهواره كودك خود به خود مى جنبيد، زيرا فرشته اى آن را به حركت در مى آورد.

 

 شوق به عبادت

عبادت هاى فاطمه زهرا فراوان است ، خصوصا در آن عباداتى كه با پرورگار خويش مناجات مى كند كه ما عبادت وى و نيز شوق و رغبتش به نماز و كثرت علاقه قلبى اش به مناجات با خداى تعالى را احساس نمى كنيم و چرا اين گونه نباشد؟ زيرا كه فاطمه زهرا دختر برترين عبادتگر است ؛ يعنى آن پيامبرى كه براى عبادت ساعات طولانى بر سر پا مى ايستد تا اين كه خدايش به وى فرمود: طه ما انزلنا عليك القرآن لتشفى و نيز فاطمه زهرا دقيقا معنى و قدر و قيمت عبادت را به خاطر معرفت عظيمش ‍ نسبت به پروردگار مى دانست ، پس جاى تعجب و شگفت نيست كه اين بزرگوار تا اين حد از عبادت لذت ببرد و خود، را با ايستادن در برابر خداى تعالى به رنج افكند و اظهار تذلل و خشوع نمايد، گويى كه هيچ گاه از قيام و ركوع و سجود ناراحت نمى گردد

 

نماز در شب ازدواج

نماز در شب ازدواج اهميت و فضيلت زيادى دارد، مرد و زن جوان بايد زندگى خود را با نماز شروع كنند، به وسيله نماز به حيات خود آرامش ‍ ببخشند.
فاطمه زهرا در شب ازدواج از على عليه السلام مى خواهد كه با هم به نماز بايستند و در اين شب خدا را عبادت كنند.

 

درخواست زهرا(س ) براى اذان

يكى از اقدامات فاطمه زهرا عليهاالسلام بعد از رحلت پدر بزرگوارش صلى الله عليه و آله زنده نگهداشتن خاطرات دوران پدر بود. او مى خواست با احيا و يادآورى آن دوران دل هاى مرده را بيدار كند و از تاريكى به سوى روشنايى هدايت كند، و توطئه هاى دشمن و افكار پليد آن ها را به وسيله اذان خنثى كند، چون روح اذان گواهى به توحيد و رسالت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ولايت على عليه السلام مى دهد.
به راستى كه زهرا عليه السلام آموزگار بيدارى و ظرافت است .
وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت و وصى او را كنار نهادند، بلال به عنوان اعتراض ديگر اذان نگفت و هر چه به سراغش مى آمدند، امتناع مى كرد و عذر مى آورد. زهرا عليهاالسلام از او خواست كه اذان بگويد، گفت : بسيار مشتاقم كه صداى موذن پدرم را بشنوم .
بلال بر بالاى بام مسجد رفت . آواى گرم بلال در مدينه پيچيد: الله اكبر، همه دست از كار كشيدند. هر كس دست ديگرى را مى كشيد و به شتاب به طرف مسجد مى آورد، همه حتى زنان و كودكان در بيرون مسجد جمع شدند، مدينه به يكباره تعطيل شد.
همه به طنين روح افزاى بلال گوش مى دادند و بر دهان او خيره شده بودند. ناگاه ، به ياد ايام رسول خدا صلى الله عليه و آله افتادند، فرياد هاى هاى گريه ها در مدينه پيچيد، مدينه كمتر اين گونه روزهايى به ياد داشت . همه از يكديگر سوال مى كردند، چرا بلال اذان نمى گفت ؟ چه شده كه به درخواست زهرا عليهاالسلام اذان مى گويد؟ چرا زهرا عليهاالسلام گريه مى كند؟ به يكديگر نگاه مى كردند، سپس سرها را به زير مى انداختند و از خود و بيعتشان با ابوبكر شرمشان مى آمد. زهرا عليهاالسلام هم همراه جماعت به اذان گوش داده بود و به ياد دوران پدر و غدير و...افتاد. و همچون ابر باران اشك مى ريخت .
در فضاى مدينه پيچيد: اشهد ان محمدا رسول الله زهرا عليهاالسلام ديگر طاقت نياورد، فرياد و ناله و آهى زد و از حال رفت . آن چنان كه همه گمان كردند از دنيا رفته .
مردم فرياد برآوردند: بلال بس كن ، دختر رسول الله صلى الله عليه و آله را كشتى !
بلال ، اذان را نيمه رها كرد و ندانست كه چگونه خود را بر بالين زهرا عليهاالسلام رساند.
زهرا عليهاالسلام را به هوش آوردند. درخواست اتمام اذان كرد.
بلال گفت : از اين درگذريد كه بر جان شما نگرانم .
با اصرار بلال ، التماس و گريه هاى مردم ، زهرا عليهاالسلام از خواسته خود درگذشت .

 

دائم در ركوع و سجود

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود:
در شب جمعه اى مادرم فاطمه عليهاالسلام را ديدم كه در محراب عبادت ايستاده است و تا سپيده صبح ، دائم در ركوع و سجود بود، و مى شنيدم كه براى مومنين و مومنات دعا مى نمود و نام آن ها را مى برد و براى آن ها بسيار دعا مى كرد، ولى براى خود هيچ دعايى نمى نمود. گفتم : اى مادر! چرا همان طور كه براى ديگران دعا مى كنى ، براى خود دعا نمى كنى ؟
حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: فرزندم ! اول ، همسايه ؛ سپس خانه


نور افشانى هنگام نماز

ابن عمره از پدرش نقل مى كند كه گفت : از امام صادق عليه السلام پرسيدم : چرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زهرا ناميده شد؟
فرمود: براى آن كه وقتى فاطمه زهرا عليهاالسلام در محراب عبادت (به نماز) مى ايستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشيد، همان طورى كه نور ستارگان براى اهل زمين مى درخشد.


سفارش رسول خدا (ص ) به نماز

رسول خدا صلى الله عليه و آله پيوسته هنگام نماز به منزل حضرت فاطمه عليهاالسلام و حضرت على عليه السلام مى رفت ، و مى فرمود: خداوند شما را مورد لطف و رحمت نماز قرار داد، خداوند مى خواهد كه شما را از هر پليدى ، مبرا قرار دهد.
 

خوف در نماز

در حديثى آمده : فاطمه عليهاالسلام در حال نماز از شدت ترس نفسش به شماره مى افتاد.

 


فاطمه ثمره چهل روز عبادت

روزى پيامبر صلى الله عليه و آله با على عليه السلام و عده اى از اصحاب از جمله عمار ياسر، حمزه و عباس در ابطح نشسته بودند. جبرئيل به صورت اصلى خود نازل شد، و گفت :
اى محمد! خداوند به شما سلام رسانده ، مى فرمايد بايد چهل روز از خديجه كناره گيرى كنى .
بدين جهت ، آن حضرت ديگر به خانه نرفت ، روزها روزه بود و شب ها تا صبح به عبادت مى پرداخت . پيامبر صلى الله عليه و آله براى رفع دلتنگى همسر وفادارش ، عمار را به خانه فرستاد و به او فرمود: به خديجه عليه االسلام بگو:
اين كه تو را ترك كردم از روى بى مهرى نيست ، بلكه به دستور پروردگار است ؛ گويا امر مهمى در كار است . نگران مباش كه شما در نيكى برترى دارى و زن شايسته اى هستى ، خداوند تعالى روزى چند بار به تو بر ملائكه افتخار مى كند. هر شب در خانه را ببند و در بستر خود بياساى . من تا پايان مدت تعيين شده ازسوى خداوند حكيم در خانه فاطمه بنت اسد خواهم بود.
حضرت خديجه عليهاالسلام روزها از فراق شوى مهربان خود مى گريست . از اين كه تا مدتى سيماى مباركش را زيارت نمى كرد بسيار اندوهگين بود.
جبرئيل پس از چهل روز بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد و عرض كرد: اى محمد صلى الله عليه و آله خدا به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: امشب خود را براى هديه و كرامت من مهيا ساز.
پس از آن ميكائيل طبقى را كه دستمالى از حرير بهشتى روى آن كشيده شده بود، پيش روى آن حضرت گذاشت و عرض كرد: پروردگارت فرمود: امشب با اين خوراك افطار كن .
حضرت على عليه السلام دراين باره فرمود: پيامبر هر شب هنگام افطار به من فرمود: در را بگشا تا هر كس ميل دارد با پيامبر افطار كند. اما آن شب فرمود: در خانه بنشين و نگذار كسى وارد شود، زيرا اين خوراك بر غير من حرام است .
پيامبر پارچه حرير را از روى طبق غذا برداشت . در آن طبق يك خوشه خرما، يك خوشه انگور و جامى از آب بهشت بود. رسول خدا صلى الله عليه و آله از آن خوراك ميل كرد تا سير شد. سپس آب بهشتى را نوشيد تا سيراب گشت . پس از آن جبرئيل با كوزه بهشتى آب بر دست مبارك آن حضرت ريخت و ميكائيل دست ايشان را شست و اسرافيل دست حضرتش را با دستمال خشك كرد. بعد از آن بقيه طعام دوباره به آسمان برگشت . چون رسول اكرم صلى الله عليه و آله براى نماز آماده شد، جبرئيل عرض كرد. در اين هنگام لازم نيست نماز مستحبى به جاى آرى ، همين الان به خانه خديجه برو و در كنار او باش ، زيرا حق تعالى اراده كرده است در اين شب از نسل تو ذريه پاكيزه اى خلق كند. از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله روانه خانه خديجه شد.
حضرت خديجه عليهاالسلام ماجراى چهل روز هجران ، و وصال دوباره اش ‍ را چنين بازگو كرده است :
من با تنهايى انس گرفته بودم . هنگام شب درها را مى بستم و پرده ها را مى كشيدم و نماز مى گزاردم . سپس چراغ را خاموش كرده ، به بستر مى رفتم . شب چهلم ، در بين خواب و بيدارى متوجه شدم كه كسى در مى زند. سوال كردم : چه كسى در خانه مرا مى زند، در حالى كه جز وجود مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله كسى حق ندارد كوبه در را به صدا درآورد.
ناگاه از پشت در صداى دلنوازى شنيدم كه فرمود: منم محمد صلى الله عليه و آله در را باز كن .
چون آن صداى روح بخش را شنيدم با اشتياق بسيار از جا برخاستم و در را گشودم . پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و اين بار بر خلاف عادت ديرينه اش كه هنگام خواب آب طلبيده و تجديد وضو مى كرد و دو ركعت نماز خوانده ، سپس وارد بستر مى شد، يكراست به بستر آمد. طولى نكشيد كه من نور حضرت فاطمه عليهاالسلام را درون خود يافتم .
 
 

عابدترين افراد

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: در دنيا كسى عابدتر از حضرت فاطمه عليهاالسلام نبود. آن قدر به عبادت مى ايستاد تا پاهايش ورم مى كرد.


استعمال عطر هنگام نماز

از مستحبات نماز آن است كه انسان بوى خوش به بدن و لباسش بزند، و با لباس پاكيزه نماز بخواند و با احترام و وقار براى عبادت خدا مشغول شود.
لحظات آخر عمر حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام بود چند لحظه اى به اذان مغرب باقى مانده بود، نزديك بود كه وقت نماز فرا برسد. فاطمه عليهاالسلام به اسماء بنت عميس فرمود: عطر مرا بياور تا خود را خوشبو سازم ، و آن لباس را كه با آن نماز مى خوانم بياور، سپس وضو گرفت ، و در اين هنگام كه مى خواست نماز بخواند، حالش منقلب شد، سرش را به زمين نهاد، به اسماء گفت : كنار سرم بنشين ، هنگامى كه وقت نماز فرا رسيد، مرا بلند كن تا نمازم را بخوانم ، اگر برخاستم كه چيزى نيست و اگر برنخاستم شخصى را نزد على بفرست ، تا خبر فوت مرا به او بدهد.
اسماء مى گويد: وقت نماز فرا رسيد، گفتم :
الصلاة يا بنت رسول الله ؛ اى دختر رسول خدا! وقت نماز است .
جوابى نشنيدم ، ناگاه متوجه شدم كه حضرت زهرا عليهاالسلام از دنيا رفته است . به راستى بايد از زهراى اطهار عليهاالسلام درس پاكيزگى و مقيد بودن به آداب اسلام را آموخت ، در آن حال لباس نماز را پوشيد و بوى خوش استعمال كرد، تا نماز بخواند و قبل از وقت خود را آماده نماز كند.
 

 

روح عبادت و اخلاص حضرت زهرا (س )

از زيباترين جلوه هاى روحى فاطمه عليهاالسلام جلوه عبادت اوست كه توام با اخلاص است . مصداق آيه انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا است ، خوف الهى سراسر وجودش را فراگرفته رهبة و رغبة به عبادت او مى پردازد. در عبادت عاشقى است بى مانند. با او راز و نياز مى كند، ملتمسانه حرف مى زند، به او متوسل مى شود.
در راه خدا اطعام مى كند، ولى در آن جز رضاى او را نمى جويد. انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء ولا شكورا. سجده هاى طولانى دارد، اشك و آه و ناله دارد، صداى گريه نيمه شبش گاهى حسنين عليهاالسلام را از خواب بيدار مى كند ؛ سرپا مى ايستد تا حدى كه پاهايش ‍ ورم مى كند، خضوع دارد، خشوع دارد و....
در دعايش مى گويد: خداوندا! وجودم را در نظرم خوارگردان كه از بلند پروازى سر درنياورم ، شان خودت را در جانم بزرگ گردان ، راه و رسم طاعت خود را به من بياموز، توفيقم به عملى ده كه تو را راضى سازد، و از همه آن چه كه موجب سخط توست مرا دور دار اللهم ذلل نفسى ، و الهمنى طاعتك ، و العمل بما يرضيك ، و التجنب لما يسخطك يا ارحم الراحمين .

 

مقام حضرت زهرا (س ) در پيشگاه خدا

فاطمه عليهاالسلام درمسير عبادت به درجه اى مى رسد كه حتى خود را فراموش و فانى فى الله مى كند. جان خود را سپر محبت خدا قرارداده و حتى آن را در راه دين مايه مى گذارد و مصداق اين سخن مى شود كه جان خود را سپر دين قرار دهيد فاجعلوا انفسكم دون دينكم .
در سير و سلوك و در معرفت به درجه اى مى رسد كه جز خواست خدا خواستى ندارد و مشيت خود را همگام با مشيت الهى مى سازد.
و ما تشاؤ ون الا ان يشاء الله رب العالمين .
او از كسانى است كه از همه چيز گسسته و به خدا پيوسته است و طبيعى است كه خداى را بر چنين بنده اى نظر باشد تا حدى كه علاوه بر نفوذ دادن امرش در جهان هستى بر او مائده آسمانى نازل گرداند.

 

منبع : كانون گفتمان قرآن

 

پیامک      

 

 پیامک شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

 

تهیه کننده : سیدامیر حسین کامرانی

 

فاطمه اكتفا به نامش نكنيد
نشناخته توصيف مقامش نكنيد
هر كس که در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نكنيد

بر حاشيه‌ ی برگ شقايق بنويسيد
گل ، تاب فشار در و ديوار ندارد

پيمبري كه عمری غم خوار امتش بود
روی كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!

دل از غم فاطمه توان دارد ، نه
و ز تربتِ او كسي نشان دارد ، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد ، نه

حضرت محمد (ص) می فرمایند : فاطمه پاره تن من است . هركه او را بیازارد ، مرا آزرده خاطركرده
و هر كه او را شاد كند ، مرا نیز خوشحال نموده است .

در بین آن دیوار و در ای فدایی حیدر
دادی تو شش ماهه پسر بهر یاری حیدر

یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟

من با که گویم این که بهارم خزان شده
ماهم به خاک تیره غربت نهان شده
بانوی بی نشان که به هرسو نشان ز اوست
رفت از برم به قامت همچون کمان شده

ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم
محتاج عطا و كرم فاطمه ایم

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

خزان زود هنگام و كبود شدن ياس بوستان پيامبر ، تسليت باد .

بر عالمیان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست
کوثر که خدا گفته ، به قرآن زهراست

سر فصل کتاب آفرینش زهراست
روح ادب وکمال و بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مسئول گزینش و پذیرش زهراست

دیدم که ازپس در ، پهلوی من شکسته است
فریاد من در آنجا ، علی علی علی بود
بر روی سینه ی من ، با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون سینه ، بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا ، علی علی علی بود

امام صادق(ع) می فرمایند:
هر کس به شناخت حقیقی فاطمه (س) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .

جز علي و پدرت، قدر تو را كس نشناخت
شب قدري و بُوَد قدر تو پنهان ، زهرا

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :
من نام دخترم را فاطمه (س) گذاشتم ؛ زیرا خداوند ، فاطمه (س) و هر کس که
او را دوست دارد ، از آتش دوزخ دور نگه داشته است.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :
فاطمه (س) پاره تن و نور چشم و میوه دل من است.

الا اي چاه ! يارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
ميون كوچه‌ها با ضرب سيلي
همه دار و ندارم را گرفتند

در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند
ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند
السلام علیک یا فاطمة الزهرا

یا علی خرابم از غمت
سوختم کبابم از غمت
زخم کهنه را نمک زدند
همسر تو را کتک زدند

منم زینب که بی دلدار مانده ست
به قلبم خون به چشمم خار مانده ست
نگاهم خیره می ماند همیشه
به آن خونی که بر دیوار مانده ست.

هر سینه که دوستدار زهراست
آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها
در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس
عالم همه وامدار زهراست

 

 

لينکهای    
 هفته      

 

ویژه نامه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

 

تدبیر -  ماهنامه علمی، آموزشی مدیریت

 

سال همت مضاعف و کار مضاعف

 

اوقات شرعی همه شهرهای ایران

 

موسسه فرهنگى رسول اكرم ( ص )

 

افزودن سايت يا وبلاگتان به 150 موتور جستجو در جهان