مجله شماره شصت      

 سه شنبه 4 خرداد 1389                                                                            

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ 84 وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ 85 كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ 86 أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ 87 خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ 88 إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ 89 إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ 90 إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ 91

ترجمه فارسي مکارم

بگو: به خدا ايمان آورديم; و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده; و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است; ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى‏گذاريم; و در برابر (فرمان) او تسليم هستيم 84 و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زيانكاران است 85 چگونه خداوند جمعيتى را هدايت مى‏كند كه بعد از ايمان و گواهى به حقانيت رسول و آمدن نشانه‏هاى روشن براى آنها، كافر شدند؟! و خدا، جمعيت ستمكاران را هدايت نخواهد كرد! 86 كيفر آنها، اين است كه لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگى بر آنهاست 87 همواره در اين لعن (و طرد و نفرين) مى‏مانند; مجازاتشان تخفيف نمى‏يابد; و به آنها مهلت داده نمى‏شود 88 مگر كسانى كه پس از آن، توبه كنند و اصلاح نمايند; (و در مقام جبران گناهان گذشته برآيند، كه توبه آنها پذيرفته خواهد شد;) زيرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است 89 كسانى كه پس از ايمان كافر شدند و سپس بر كفر (خود) افزودند، (و در اين راه اصرار ورزيدند،) هيچ‏گاه توبه آنان، (كه از روى ناچارى يا در آستانه مرگ صورت مى‏گيرد،) قبول نمى‏شود; و آنها گمراهان (واقعى)اند (چرا كه هم راه خدا را گم كرده‏اند، و هم راه توبه را!) 90 كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند، اگر چه روى زمين پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فديه (و كفاره اعمال بد خويش) بپردازند، هرگز از هيچ‏يك آنها قبول نخواهد شد; و براى آنان، مجازات دردناك است; و ياورانى ن 91

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

روز بهره وری و بهینه سازی مصرف

 

یک مدیریت موفق ، آنگاه پايدار و پيروز مي پايد كه مسير بهره وری روزافزون را پيوسته بپويد.

بهره وری خونی است كه اگر در رگ هاي مديريت جريان يابد ، هستی سازمان را حيات و طراوت مي بخشد.

بهره وري عبارت است از نسبت برون داد بر درون داد با حفظ كيفيت در زمان معين. اين امر با نصيحت ، سخنراني و بخشنامه تحقق نمي يابد ؛ بل كه مديران جامعه بايد با استقرار مكانيسم هاي اندازه گيری ، شرايط وصول به اهداف عالي بهره وری را تسهيل نمايند.

در تعريفي ديگر نسبت وظيفه ( عملكرد ) را بر هزينه ، بهره وری عام مي دانند. بهره وری نه پديده اي جديد و نه مقوله ای غربي و وارداتي است ؛ بل كه اين امر در متن آموزه های ديني ما جلوه گر است . اين ارزش اقتصادی ، اسلامي نيز چون بسياری از ارزش هاي عالي اسلامي در نهانگاه تاريك ذهن ما به فراموشي سپرده شده است. ناگزير وقتي مفاهيم آن را به صورت اصول مدون از ديگران دريافت مي كنيم ، آن را پديده اي نو مي پنداريم.

زندگي و مديريت موفق رسول گرامي اسلام (ص) خود بهترين نمونه ای عالي از كاربست اصول بهره وری در اداره جامعه بشري است . درباره روش زندگي ايشان گفته اند: 

خفیف المونه و کثیر المعونه بود ِ یعنی او برای جامعه بشری کمترین هزینه و مصرف را داشت ؛ اما در بخش تولید و کمک به بشریت بیشترین و بهترین نقش را ایفا می کرد.

تعهد و تخصص چونان دو بال ، مرغ مدیریت را از بام برنامه ها به اوج قلل رفیع تحقق اهداف می رساند. بعضی براین پندارند که اگر تعهد باشد ، تخصص هم به دنبال آن مي آيد ؛ در حالي كه آگاهي از نادانی ها خود رمز دانایی است و متاسفانه اغلب موارد  جای این مقوله  خالی است.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : اذا وسد الامر الی غیر اهله فانتظر الساعه ِ

هرگاه کار به دست نا اهلان ( غیر متعهد و غیر متخصص ) سپرده شود ، منتظر رستاخيز باش.

آن حضرت درباره خطر تصدی افراد نالايق و بي كفايت مي فرمايد:

من ولی شیئا من امور المسلمین فضیعهم ضیعه الله تعالی

کسی که امری از امور جامعه مسلمان را متولی و مسئول گردد ، سپس از عهده انجام آن برنيايد و ضايع كند ، خداوند متعال نيز او را از رحمت خود محروم مي گرداند.

امام صادق (ع) خطر عدم تخصص را تا بدان پایه مهم می شمارند که می فرمایند :

   تفاوت نمی کند که کار را به خائن بسپارم  ، يا ناشي!

ما برای رهایی از رکود اقتصادی و بحران های اجتماعی و فرهنگی چاره ای جز ارتقای سطح تخصص و افزایش میزان بهره وری در حوزه مدیریت کلان کشور نداریم. 

اسلام، با دعوت به ایجاد تغییر و تحول در وضعیت موجود، بازداشتن از بى کارى و تنبلى، تشویق به پویایى و حرکت، توجه به نیازهاى اساسى زندگى انسان و پاسخ گو بودن در برابر عملکردهایش، عدم تساوى دو روز انسان با یکدیگر و مدیریت بهینه زمان به انسان عزت و کرامت مى بخشد. در تمامى این فرمان ها، کسب رضایت و قرب الهى و رسیدن به توسعه دنیوى و اخروى مدنظر است.

از این رو، اسلام براى کرامت بخشى به انسان، افزون بر ظاهر اعمال، به اراده، انگیزه و انتخاب افراد نیز توجه مى کند. این نگرش مى تواند در کمیت و کیفیت اعمال افراد، تحول به وجود آورد و به آن جهت الهى یا مادى ببخشد و بر کارآیى آن بیفزاید.

 

نباشد چو تدبیر و عقل معاش       به جایى نخواهد رسیدن تلاش

توانگر نخواهى شدن هیچ گاه          به عزّ و قناعت نیابى چو راه

 

آیا مى دانید در ایران، سالانه 45 هزار تن زباله تولید مى شود که هزینه حمل هر کیلوگرم زباله از منزل تا محل دفن، معادل 175 ریال است که در تهران، سالانه بیش از سیصد میلیارد ریال مى شود و به علت رعایت نشدن ساعت تحویل زباله، به این مقدار باید صد میلیارد نیز اضافه کرد؟

آیا مى دانید میانگین مصرف سرانه آب در جهان در بخش هاى صنعت، کشاورزى و شهرى و روستایى، حدود 580 متر مکعب براى هر نفر در سال است ، ولى این رقم در ایران که کشورى کم آب است، حدود 1300 متر مکعب است؟

آیا مى دانید براساس یک برآورد، عمر متوسط اسکناس در ایران حدود سه سال است؛ در حالى که این رقم در کشورهاى پیشرفته، هفت تا هشت سال است؟ سالانه در ایران، حدود شش میلیارد تومان بر اثر پارگى اسکناس به سرمایه ملى کشور خسارت وارد مى شود.

آشنا کردن تدریجى مردم با مفهوم بهره ورى؛ یکى از بهترین روش هاى خودجوش براى رسیدن به استاندارد بهره ورى در جامعه اسلامى است. تمامى نهادهاى فرهنگى و اجتماعى جامعه باید در این مسیر گام جدى بردارند و به سازمان دهى، آموزش و ارتقاى سطح بهره ورى، به اطلاع رسانى بپردازند و در این میان، تعامل و همکارى صمیمانه دستگاه هاى فرهنگى کشور؛ به ویژه صدا و سیما، آموزش و پرورش، دانشگاه ها ، مطبوعات و... اهمیت فراوان دارد تا عزم ملى براى رسیدن به جامعه اى بهره ور جزم شود.

روز شنبه اول خرداد ماه  امسال را به عنوان روز بهره وری  و بهینه سازی مصرف   گرامی می داریم . امید که با فرهنگ سازی در این بخش بتوانیم کاستی ها را بکاویم و کمبودها را بیابیم . دردها را درمان و آشفتگی ها را سامان بخشیم . امیدوارانه روی به فردا آوریم  ؛ فردا يی كه  فرد ها آن را می سازند.

    مذهب زنده دلان خواب و فراموشی نیست

    در همین خاک جهان دگری ساختن است

 

 

 

 ملا صدرا حكيم آزاده

 

      ای گل تو دوش داغ صبوحی چشیده ای       

      ما آن شقایقیم که با  داغ زاده ایم

ملاصدرا جوانه ای بود از تبار عارفان عاشق و شکوفه ای از دشت شقایق.

او از عشیره عاشورا بود و نوایی از نای نینوا.

بر دل داغی از لاله داشت ؛ اما بر دل ها باغي از آلاله مي كاشت. صد زخم از دشنه دشمن بر جان داشت  ، اما صد شكوفه از رياحين رحمت بر زبان.

لب ،تشنه داشت و دل بر لبه دشنه ، اما از لبش صد جويبار حكمت مي خروشيد و در دلش هزار چشمه معرفت مي جوشيد.

تشنه زلال معارف بود . ساغر جانش لبريز از باده آفتاب بود و سرشار از عطر ناب . شب هاي آوارگي را با  اشك هاي ريزان ستاره باران مي كرد .

نيلوفر نوانديش نياز بود . از بستر خاك روييد و به ساقه افلاك پيچيد . در فصل سبز جوانمردي گل داد و در موسم سرخ ايثار به برگ و بار نشست . از هر شاخسارش صد سبد شكوفه آگاهي بر زمين فروريخت و صحن و سراي بلاد اسلامي را به عطر آزادي آميخت.

محمد بن ابراهيم قوامي شيرازي ملقب به صدر المتالهين يا ملاصدرا در ظهر روز نهم جمادي الاولي سال 980 قمري ديده به جهان گشود. پدر او خواجه ابراهيم قوامي مردي پرهيزگار ديندار و دوستدار و حامي دانش و معرفت بود. در زمان حيات ملاصدرا, شيراز داراي حكومت مستقلي بود و حكمراني آن به برادر شاه واگذار گرديد كه ،‌ پدر ملاصدرا به عنوان معاون او و دومين شخصيت مهم آن منطقه به شمار مي رفت . به نظر مي رسيد تنها موهبتي كه خداوند به او ارزاني نداشته است ، داشتن فرزند باشد. اما بالاخره خداوند درخواست ها و دعاهاي اين مرد پاك و زاهد را بي جواب نگذاشت و بهترين پسران را به او ارزاني كرد كه او را محمد ملقب به صدرالدين نام نهاد ، به آن اميد كه عالي ترين شخصيت مذهبي گردد. در دوران جواني, صدرالمتالهين جوان با شيخ بهايي آشنا گرديد كه سنگ بناي شخصيت علمي و اخلاقي ملاصدرا توسط اين دانشمند جهانديده كم نظير بنا نهاده شد و تكميل اين بناي معنوي را استاد ديگرش دانشمند سترگ و استاد علوم ديني و الهي و معارف حقيقي و اصول يقيني سيدامير محمد باقر بن شمس الدين مشهور به ميرداماد عهده دار گشت. از شاگردان او مي توان به حاج ملاهادي سبزواري و ملامحسن فيض كاشاني اشاره كرد.

شرايط اجتماعی:

صدرالمتالهين حكيم خانه به دوشي بود كه به جرم آزادگي روح و فكر مجبور شد تا از پايتخت و پايتخت نشينان روي گرداند. وي در مقدمه كتاب اسفار دلايل بيزاري خود را از جاهلان فرزانه نماي زمان خود و عزلت و تصوف خويش را در كهك (روستايي دورافتاده در سي كيلومتري شهر مقدس قم) بيان داشته است. پس از بازگشت به شيراز شهرت صدراي شيرازي عالمگير شده بود و طالبان حكمت از نواحي و اطراف براي درك فيض به حضورش مي شتافتند. او خود در مقدمه اسفار مي گويد: 

..... بتدريج آنچه در خود اندوخته بودم ،همچون آبشاري خروشان فرود آمد و چون دريايي پر موج در منظر جويندگان و پويندگان قرار گرفت.

شخصيت فلسفی:

در زمان حيات ملاصدرا يعني در اواخر قرن دهم و شروع قرن يازدهم هجري كلام و فلسفه از علوم رايج و محبوب آن زمان به شمار مي رفتند. دليل عمده گسترش اين علم نسبت به ساير علوم آن زمان مانند فقه، ‌ادبيات عرب، ‌رياضي، ‌نجوم و طب و ديگر علوم و همچنين هنرهاي رايج آن زمان مانند خط، معماري و كتيبه را مي توان در شرايط اجتماعي آن دوران كه خود زاييده شرايط سياسي حاكم بر كشور بود ،جست وجو نمود. عدم وابستگي و استقرار ومركزيت حكومت وقت امنيت و آزادي خاصي را حكمفرما ساخته بود كه شكوفا شدن استعداد ها و گسترش هنر و علم را در پي داشت.

صدرالدين محمد در علوم متعارف زمان و بويژه در فلسفه اشراق و مكتب مشاء‌ و كلام و عرفان و تفسير قرآن مهارت يافت. او آثار فلسفي متفكراني چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ‌ارسطو و شاگردانش و همچنين دانشمنداني چون ابن سينا و خواجه نصیرالدين توسي را دقيقا بررسي نمود و موارد ضعف آن ها را باز شناخت و مسايل مبهم مكاتب را بخوبي دانست. او اگر چه از مكتب اشراق بهره ها برد ،ولي هرگز تسليم عقايد آنان نشد و گرچه شاگرد مكتب مشا گرديد ، ليكن هرگز مقيد به اين روش نشد. 

ملا صدرا پايه گذار حكمت متعاليه مي باشد كه حاوي ژرف ترين پاسخ ها به مسائل فلسفي است. ملاصدرا علاوه بر سالك و رهرو در عرفان به عنوان موفق ترين سالكان در فلسفه است كه با طي كردن مراحل مختلف گنجينه با ارزشي را براي ساخت قلعه اي از دانش كشف كرد كه با نور جاوداني حقيقت مي درخشد.

شخصيت عرفانی:

من وقتي ديدم زمانه با من سر دشمني دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله هاي آتش جهالت و گمراهي برافروخته تر و بدحالي و نامردي فراگيرتر مي شود، ناچار روي از فرزندان دنيا برتافتم و دامن از معركه بيرون كشيدم و از دنياي خمودي و جمود و ناسپاسي به گوشه اي پناه بردم و در انزواي گمنامي وشكسته حالي پنهان شدم. دل از آرزوها بريدم و همراه شكسته دلان بر اداي واجبات كمر بستم. با گمنامي و شكسته حالي به گوشه اي خزيدم. دل از آرزوها بريدم و با خاطري شكسته به اداي واجبات كمر بستم و كوتاهي هاي گذشته را در برابر خداي بزرگ به تلافي برخاستم. نه درسي گفتم و نه كتابي تاليف نمودم. زيرا اظهار نظر و تصرف در علوم و فنون و القاي درس و رفع اشكالات و شبهات و .... نيازمند تصفيه روح و انديشه و تهذيب خيال از نابساماني و اختلال، پايداري اوضاع و احوال و آسايش خاطر از كدورت و ملال است و با اين همه رنج و ملالي كه گوش مي شنود و چشم مي بيند چگونه چنين فراغتي ممكن است... ناچار از آميزش و همراهي با مردم دل كندم و از انس با آنان مايوس گشتم ، تا آنجا كه دشمني روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انكار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بي اعتنا شدم. آنگاه روي فطرت به سوي سبب ساز حقيقي نموده، با تمام وجودم دربارگاه قدسش به تضرع و زاري برخاستم و مدتي طولاني بر اين حال گذراندم. 

سرانجام در اثر طول مجاهدت و كثرت رياضت نورالهي در درون جانم تابيدن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت. انوار ملكوتي بر آن افاضه شد و اسرار نهاني جبروت بر رويم گشود و در پي آن به اسراري دست يافتم كه در گذشته نمي دانستم و رمزهايي برايم كشف شد كه به آن گونه از طريق برهان به آن دست نيافته بودم و هر چه از اسرارالهي و حقايق ربوبي و وديعه هاي عرشي و رمز و راز صمدي را با كمك عقل و برهان مي دانستم ،با شهود و عيان روشن تر يافتم. در اينجا بود كه عقلم آرام گرفت و استراحت يافت و نسيم انوار حق صبح و عصر و شب و روز بر آن وزيد و آنچنان به حق نزديك شد كه همواره با او به مناجات نشست.

آثار ملاصدرا:

الحكمه العرشيه

الحكمه المتعاليه في الاسفار العظيمه الاربعه

المعه المشرقيه في الفنون المنطقيه

المبدا و المعاد

المشاعر

المظاهر الالهيه في الاسفار علوم الكامليه

الشواهد الربوبيه في مناهج السلوكيه

التصور و التصديق

الوريده القلبيه في معارفه الربوبيه

اسرار الايات و الانوار البينات

ديوان اشعار

حدوث العالم

اكسير العارفين في المعارفه طريق الحق و اليقين

اعجاز النعمين

كسرالاصنام الجاهليه في ذم المتصوفين

مفاتيح الغيب

متشابهات القرآن

رساله سه اصل

و ...

وفات ملاصدرا :

حكيم وارسته در طول عمر 71 ساله اش هفت بار با پاي پياده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف كعبه دل صفا بخشيد و در آخر نيز سر بر اين راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم يا در بازگشت از آن سفر به سال 1050 ه .ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت، و در همان جا به خاك سپرده شد . اگر چه امروز اثري ازقبر او نيست  ؛ اما عطر دلنشين حكمت متعاليه از مركب نوشته هايش همواره مشام جان را مي نوازد.

( در نگارش بخشی از مقاله از اين منبع  سود جستم:www.irib.ir و ملاصدرا)

 

نخستين روز از خردادماه را روز بزرگداشت اين عارف واصل و روشنگر كامل ناميده اند.  نام و ياد او را گرامی مي داريم و اين دو بيت شعر دكتر شفيعی كدكنی را بدرقه نام بلند و ياد شكوهمند او مي كنيم.

گه ملحد و گه دهری و كافر باشد         

گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

با يد  بچشد  عذاب  تنها يي  را            

هر  كس كه  ز عصر  فرا تر باشد

 

  

خرمشهر نماد پایداری و پیروزی

 

تمام  مزرعه بر محو داس  برخیزد

اگر اشاره به سوی خطر کند خورشید

به صد جرقه قناعت نمی کند دل من

خدا کند که مرا شعله ور کند خورشید

کوه ، مظهر مقاومت است و اسوه استقامت ؛ اما آن گاه كه رزمندگان فرازمند اراده خود را به تصوير مي كشند، مهر و ماه را به زير مي كشند.

دل آبی دریاها ژرف است و قلل بلند کوه ها ،پربرف ِ اما آنگاه که پیکارگران پاکدل پیشه پویایی را کمر می بندند و اندیشه پایایی را در سر می پرورند ، دریاها حقیر می شوند و کوه ها  ، تحقیر.

 درهم شکستن صفوف پولادین دشمن دشوار است و گسستن زنجیرهای سنگین دور از انتظار ؛ اما آنجا که دلیرمردان دریادل ، دل به دریا می زنند ُ ، حصار انحصار را درهم می شکنند و دشخوار را خوار می کنند.

گاهی یک رویداد آن قدر سترگ و خبر آن بزرگ است که حجم وسیع کلمات را یارای بیان آن نیست . واژه ها نه می توانند که آن معنی را در آغوش گیرند و نه می یارند که آن مفهوم را بر دوش کشند.

چشم ها چشمه های نور را بر نمی تابند ، تنها کرشمه های کور را درمی یابند. وقتی که فواره های نور فوران می کند ، چشم ها را حیران می سازد.

گاه یک پیش آمد آن قدر شورآفرین است و گزارش آن شیرین که حجم عظیم آن در صحن صمیم هیچ باور نمی گنجد و هیچ خاطری رفعت خاطره آن را بر نمی تابد.

آزادی خرمشهر  ،تنها چهل روز پس از پیروزی عملیات فتح المبین به دست رزمجویان گرمپوی ایرانی پدیده ای بود که باور زمان آن را نمی سنجید و در خاطر زمین نمی گنجید.

فتح خرمشهر  ،جوشش چشمه نوری بود که چشم دوستان را خیره کرد و روزگار دشمن را تیره ساخت.

امام واقع بین ما که با رهبری خود این پیروزی را آفرید ، دست توانای خدا را در آن دید:   خرمشهر را خدا آزاد کرد.

ضحاک بغداد ، آزادی خرمشهر را كليد از دست رفتن بصره مي دانست. خبرگزاری ها از آن به عنوان بزرگ ترين پيروزی ايران در جنگ بيست ماهه با عراق ياد كردند. (خبرگزاری آلمان ، ۴/۳/۶۱)

يك ديپلمات آمريكايي گفت  : پیروزی مصممانه ایران دست های تهران را برای ایجاد عدم ثبات در کشورهای میانه رو خلیج فارس باز خواهد گذارد. 

(خبرگزاری فرانسه از واشنگتن ، ۴/۲/۶۱)

آزادی خرمشهر رویدادی بود که آن را نه آیینه بیان توانست بنمایاند ، نه سینه انسان.

در سوم خرداد ماه ۱۳۶۱ خرمشهر پس از ۲۰ ماه اسارت در چنگال دشمن بعثی ، آزاد شد. دشمن با ایجاد استحکامات قوی و مجهز، راه هرگونه نفوذ به داخل شهر را تقریبا غیر ممکن ساخته بود. اما جان برکفان ایرانی با محاصره کامل شهر و حمله برق آسا ُ دشمن را غافلگیر کرده ، طی عملیات بیت المقدس ُ شهر را آزاد کردند. در این عملیات ده ها هزار نفر از نیروهای دشمن کشته  ، مجروح و اسير شدند.

رزمندگان  ستم ستيز و  جورگريز ما با خطي از خون و خمپاره ، پيكر سياه شب را شكافتند و بر شاخساران ترد سپيده ، سرخ سرخ شكفتند.

اين سينه سرخان مهاجر در زلال سيمابگون سپيده ، بال و پر شستند و چونان جوانه هاي معطر بر شاخه های سحر ، سبز سبز رستند.

آنان نهری از نور را در رگ هاي سياه شب ريختند و چلچراغ حقيقت را بر سقف آسمان ضلالت آويختند. كتاب سرخ پيروزی را با خون واژه شهادت نوشتند و بذر آزادي را در دشت دل ها كشتند. دشمن توانست پايشان را بشكند ، اما پايداريشان را هرگز !  و توانست دستشان را قلم كند ، اما قلم را نتوانست به اسارت برد.

پيكارگران دشت سحر در تعبد روزانه و تهجد شبانه ، سقف شب را با شبنم سرشك ستاره باران كردند و صدای شكستن بلور بغض شان ،دل نازك آيينه  را شكست. سرداران سپاه سپيده ، پشت شب آوران را شكستند و رشته حياتشان را از هم گسستند . زيرا اينان مردان رزم اند و آنان نامردان  آزمند.

روز سوم خرداد ماه را روز فتح خرمشهر و روز مقاومت و پيروزی مي نامند . در اين  روز بزرگ نام و ياد آن شهيدان  سرخ بال و رزمندان زلال را گرامي مي داريم و بر سر پيمانه صفا ، پيمان  وفا مي بنديم كه تا پای جان و تا آستان بوسي جانان از ميراث گرانسنگ آنان پاسداری كنيم.

 

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

( قسمت سوم )

  فائزه عظیم زاده اردبیلی

 

فصل سوم:

معرفی اجمالی مکاتب و تئوریهای مختلف در مدیریت

الف) مکتبهای مدیریت

دانش مدیریت مبتنی بر سیر تحولی است که بنا به گفته دانشمندان اروپایی ریشه در اندیشه ها، تجربه ها و نوشته های پشتیبانی دارد که بویژه در سده بیستم به این مهم همت گماشتند . ولیکن ما امروز برآنیم که از مظلومیت ابرمرد تاریخ تشیع، امیرالمؤمنین علیه السلام سخن برانیم که بحق بنیانگذار علم مدیریت و شیوه های صحیح حکومتداری بوده اند; هموکه اصول و مبانی مدیریتش بر پایه اعتقادات الهی، احیای ارزشها، نظم، برنامه ریزی عدالت و مساوات و . . . بود . در این مجال کوتاه به بررسی اجمالی مکاتب مدیریت می پردازیم ; سپس تئوری مدیریت امام علی علیه السلام را تبیین می کنیم .

بررسیهای تاریخی نشان می دهد که اداره اماکن و سازمانها از دوره های پیشین در نزد مصریان، چینیان، ایرانیان، رومیان و سایران دارای بینشی خاص بوده است .

1- نظریه های مکتب کلاسیک:

این مکتب شامل سه نظریه است:

1- نظریه مدیریت علمی

2- نظریه اصول گرایان

3- نظریه بوروکراسی

1- 1- نظریه مدیریت علمی (29):

صاحب این نظریه فریدریک وینسلو (30) تیلور می باشد . مدیریت تیلور (31) مبتنی بر چهار اصل است:

1- برای یافتن بهترین راه حل می توان مشاغل را مشاهده و تجزیه و تحلیل کرد .

2- برای هر شغل می توان بهترین کارکن را به گونه ای علمی برگزید و آموزش داد .

3- با پرداخت مزد تشویقی - بر پایه میزان تولید می توان بالاترین مقدار تولید ممکن را بدست آورد .

4- مدیر، مسؤول برنامه ریزی، آماده سازی کار و کنترل است و کارکنان باید تنها دستورات را انجام دهند . این مدیریت جنبه مکانیکی معینی دارد .

2- 1- نظریه اصول گرایان

در بحبوحه جنگ جهانی اول، افرادی نظیر هنری فایول (32) فرانسوی تجربیات خود را در کار مدیریت بصورت اصول چهارده گانه ارائه دادند:

1- تقسیم کار; 2- اختیارات ; 3- انضباط ; 4- وحدت فرماندهی; 5- وحدت مدیریت ; 6- وابستگی منافع فردی به هدف کلی ; 7- جبران خدمات کارکنان ; 8- تمرکز ; 9- سلسله مراتب ; 10- نظم ; 11- عدالت ; 12- ثبات ; 13- ابتکار عمل ; 14- احساس یگانگی .

POSDCORB(35) که مخفف برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت، هماهنگی، گزارش دهی و بودجه بندی است، جمع بندی کردند .

3- 1- نظریه بوروکراسی:

آنگاه که توجه عمده تیلور و فایول در سیستم مدیریت به کسب مؤثر اهداف متمرکز بود، توجه ماکس وبر (36) (1920- 1864) به این مساله معطوف شد که چگونه می توان ساختار مناسبی به یک سازمان داد؟ نظریه وبر نظریه دیوان سالاری (37) است . این جامعه شناس آلمانی در آغاز سده بیستم نظریه خود را مبتنی بر پنج محور تنظیم کرد (38):

1- تقسیم کار و تخصص

(Division of labor and spicializaition)

2- جهت گیری غیر شخصی

(Impersonality)

3- سلسله مراتب اداری

(Hierachy of Authoty)

4- قواعد و مقررات

(Rules and Regulations)

5- جهت گیری شغلی

(careerorientation)

2- مکتب روابط انسانی (39)

نهضت رفتارگرایی یا اصول روابط انسانی در امریکا تحت رهبری التون مایو (40) شروع شد . نهضت روابط انسانی با بررسیهای وسیع در کارخانه هارتون (41) وابسته به شرکت وسترن الکتریک (42) در اواخر دهه 1930- 1920 تا اوایل دهه 1940 در شیکاگو پدید آمد . این آزمایشها به منظور تعیین ارتباط شرایط فیزیکی کار با مقدار تولید آغاز شد و نتایج زیر را در پی داشت: (43)

1- تاثیر هنجارهای اجتماعی و انگیزه های روانی بر تولید، بیشتر از مشوقهای اقتصادی است .

2- کارگران برای رویارویی با تصمیمهای یکجانبه مدیریت از سازمان غیر رسمی بهره می گیرند .

3- تخصص بتنهایی کارایی را افزایش نمی دهد .

4- افراد، انسانهای فعال هستند و همچون ماشین بیجان عمل نمی کنند .

5- ارتباط بین اعضا و گروهها بسیار مهم است و رهبران غیر رسمی از توانایی خوبی برخوردارند .

6- مؤثرترین روش رهبری برپایه مشارکت و رعایت انصاف و توجه به زیردستان استوار است .

3- نظریه های نوین مدیریت:

الف) نگرش نظام گرا (44)

مدیریت نظام گرا در بردارنده کاربرد نظریه سیستمی در اداره نظامهای بزرگ و کوچک است که با استفاده از کارهای انجام شده، در ازای کارهای داده شده ماموریت کل سازمان را بر حسب مدل سیستمی داده، پردازش و بازده از دیدگاه بهبود بخشیدن به عملیاتشان تحلیل می کند . (45)

ب) مدیریت اقتضایی (46)

کاربرد نگرش اقتضایی نیازمند آن است که مدیران بتوانند موقعیتهای گوناگون را بدرستی تشخیص داده وضعیت کنونی سازمان را با آن هماهنگ کنند; بعبارت دیگر، هرآنچه مدیر در عمل انجام می دهد به مجموعه شرایط موجود وابسته است . (47)

ج) نظریه نقشهای مدیری:

این نظریه مینتز برگ (48) است، و با مطالعه منظم فعالیتهای پنج مدیر اجرایی به این نتیجه رسید که برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل، جزء وظایف مدیر نیست; بلکه مدیر به فعالیتهای دیگری می پردازد که عبارتند از:

(1- ج) نقشهای متقابل شخصی: مانند رئیس تشریفات و رابط

(2- ج) نقشهای اطلاعاتی: گیرنده، نشردهنده، سخنگو

(3- ج) نقشهای تصمیم گیری: سوداگری، آشوب زدایی، تخصیص منابع، مذاکره

 

ب - وجه تمایز مدیریت اسلامی با سایر مکاتب مدیریت:

مدیریت اسلامی پیش از آنکه علم باشد، یک مکتب است; از این رو وظیفه مکتب، ارائه راه حلهایی است که با مفهوم عدالت خواهی سازگار باشد . اگر علم نیز خواهان خدمت به مکتب یا تعالی انسانها باشد، باید با سیر مطالعاتی مکتبی که در یک سیر اکتشافی است بدین نتیجه رسید که جهان بینی حاکم بر کاربرد این علم در حیطه تولید ، یک جهان بینی الهی و نشات گرفته از وحی است .

لذا سیر مطالعاتی مکتبی پیرامون مدیریت اسلامی یک سیر اکتشافی است . و باید از روبنا به طرف زیربنا باشد که با روش مطالعه علمی که یک سیر تکوینی و از زیربنا به روبنا است، متفاوت است .

وجه تمایز مدیریت اسلامی با اشکال دیگر مدیریت در این است که در جوامع سرمایه داری (بورژوازی) و یا سوسیالیستی، اداره امور مردم در دست عده ای از سردمداران حکومت است ; در حالی که در نظامهای الهی بویژه اسلامی وجه تمایز در اسلامی بودن نظام مدیریتی و متکی و مبتنی بودن این نظام بر پایه اصول لا یتغیر وحی می باشد .

این مکتب اکتشافی است نه تکوینی ; بدین معنا که هر لحظه باید مطلب تازه ای از متن مکتب و از دریای زلال و عمیق معانی قرآن برداشت شود; لذا بدنبال نزول قرآن، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام تبیین کننده این مفاهیم بوده اند; پس هرگونه سیر تکوینی بر افکار الهی ممنوع است و مدیران باید تابع و حافظ ارزشهای تبیین شده توسط رهبران حکومت اسلامی باشند; حکومتی که سیاست و دیانت آن جدای از هم نیست و سیاست آن متکی و مبتنی بر فرامین الهی است .

وجه تمایز دیگر مدیریت اسلامی این است که مدیریت اسلامی همانگونه که قبلا متذکر شدیم مبتنی بر دو اصل تعالی و تولید است تعالی انسان و تولید کالا . این کالا زمانی ارزشمند است که در خدمت تعالی انسان باشد، ولی در مکاتب شرق و غرب اصول مدیریت مبتنی بر محور تولید است; نه افزایش مکارم اخلاقی و اعتقادات .

پس نتیجه می گیریم که مدیریت اسلامی مبتنی بر حضور یک مکتب الهی یا اسلامی است و قبل از آنکه سازمان تشکیل داده شود، مکتب پایه گذاری می شود . (49)

تشویق، محبت و احترام متقابل از ارکان این مدیریت به شمار می رود .

بخش دوم:

تئوری و مبانی مدیریت از دیدگاه امام علی علیه السلام

فصل اول:

اهداف و مبانی اصلی در مدیریت:

از آنجا که اهداف مدیریت در اسلام، جدا از اهداف حکومت اسلامی - که مدیریتها جزئی از پیکره آن است - نیست، باید اهداف حکومت اسلامی اهداف اصلی یک مدیر در چهار چوب مدیریتش باشد; البته اهداف خرد و کلان هر سازمان و اداره ای خاص آن سازمان است، ولی باید در راستای اهداف جامع نظام اسلامی باشد .

در یک بررسی، چهار هدف عمده بیش از همه موارد جلب توجه می کند (50) که حکومت اسلامی و مدیریتهایی که از آن نشات می گیرد در مسیر این اهداف گام برمی دارند:

1- آگاهی بخشیدن به انسانها

2- تربیت معنوی و احیای ارزشهای اخلاقی

3- اقامه قسط و عدل بصورت حرکتی مردمی برخاسته از متن جامعه

4- آزادی انسانها در حریم قانون و شریعت

مبانی مدیریت اسلامی:

مبانی مدیریت اسلامی دارای ویژگیهای زیر است:

1- قائل بودن به نظام حمد و تشکر (51)

حمد - تفکر + تشکر

2- تقوا و نظم: تقوا و نظم عواملی هستند که باعث فراگیر شدن نظام مدیریت الهی می گردند . بنابراین نظام حمد در یک جامعه اسلامی اینچنین تعبیر می شود:

نظام فراگیر (حمد) نظام تفکر (باتقوا) + نظام تشکر (باتقوا)

امام علی علیه السلام می فرماید: العجب یفسد العقل; خودپسندی و خودبینی عقل را فاسد می کند . (52)

ای برادر تو همه اندیشه ای

مابقی خود استخوان و ریشه ای

گربود اندیشه ات، گل، گلشنی

وربود خاری، تو هیمه گلخنی

اصلیترین هدف نظام مدیریت الهی، قرآنی و اسلامی (نظام مشارکت) کرامت بخشیدن به متقیان، مؤمنان و تمامی انسانهای وارسته عالم است که آن را با ایجاد نظام حمد و تشکر فراگیر انجام می دهد . در این نظام باید از پیشنهادهای خوب و مفید مردم به شایستگی تقدیر و تشکر کرد; این کار موجب رشد فکرها، اندیشه ها و انسانها می گردد .

3- اصل مشارکت: در نظام مدیریتی اسلامی، مدیر، کارکنان، دولت و ملت همگی از مشارکت سود می برند تنها کسانی که ضرر می بینند، سودجویان و ظالمان هستند . (53)

تقوا و نظم مغز نوآوری، خلاقیت - تذکر ویادآوری

4- عبادات و اصول اخلاقی:

صلاة و امر به نماز (نظام رحمت و نعمت و برکات فراگیر)

تسبیح (نظام پاک و منزه سازی فراگیر)

ایمان (نظام ایمن سازی فراگیر)

ناس (نظام مردم گرایی فراگیر)

حسنات (نظام بهترین سازی فراگیر)

رسالت (نظام ارتباطات با کیفیت فراگیر)

اسلام (نظام سلامت طلبی فراگیر)

این ویژگیها ضامن اجرای قوانین در جامعه است .

فصل دوم:

ارکان مدیریت:

برنامه ریزی

1- تعریف برنامه ریزی: (54)

برنامه ریزی عبارت است از: تفکر در کلیات و جزئیات برنامه یا تعیین و اتخاذ شیوه ها و روشهایی که ما را به بهترین نتیجه مطلوب برساند . (55)

به عبارت دیگر برنامه، هدف و خط مشی، شرح عملیات و روش اجرای عملیات در هر سازمان است . (56)

در هر برنامه ریزی مدیریتی صنعتی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و . . . باید به شش سؤال پاسخ داد: (57)

1- چه ; 2- چگونه; 3- کی ; 4- کجا; 5- چرا ; 6- بوسیله چه کسی

2- اهمیت برنامه ریزی:

از آیات و روایات برمی آید که برنامه ریزی در اسلام از اهمیت بسزایی برخوردار است . امیرالمؤمنین علیه السلام در زمینه برنامه ریزی می فرماید: امارات الدول انشاء الحیل; بقای مناصب و دولتها، برنامه ریزی و چاره اندیشی در امور است . (58)

یقینا فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش به برنامه ریزی نیاز دارند . (59) نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشات می گیرد که همه نهادها و سازمانها در محیطی متحول فعالیت می کنند .

3- هدفهای برنامه ریزی

این اهداف عبارتند از:

1- 3) افزایش احتمال رسیدن به هدف از طریق تنظیم فعالیتها

2- 3) افزایش جنبه اقتصادی

3- 3) تمرکز بر مقاصد و اهداف

4- 3) تهیه ابزاری برای کنترل

4- فواید برنامه ریزی:

1- 4) برنامه ریزی مانع ندامت است و به انسان تدبیر می دهد . علی علیه السلام می فرماید: التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم; آینده نگری قبل از شروع کار تو را از پشیمانی ایمن می سازد . (60)

2- 4) برنامه ریزی حلال مشکلات است .

امام علی علیه السلام در این خصوص می فرماید: من قعد عن حیلته اقامتة الشدائد; کسی که چاره اندیشی را رها کند، با شداید درگیر خواهد شد . (61)

3- 4) برنامه ریزی راه استفاده صحیح از امکانات را میسر می سازد .

امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة; ظرافت و دقت در برنامه ریزی، بهتر از امکانات است . (62)

امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة; ظرافت و دقت در برنامه ریزی، بهتر از امکانات است . (63)

5- انواع برنامه ریزی و اولویتهای آن

برنامه ریزیها یا دراز مدت (جامع یا استراتژیک) و یا کوتاه مدت (عملیاتی) هستند . در برنامه ریزی دراز مدت و جامع، خطوط کلی و آینده سازمان تبیین می گردد . این برنامه ریزی کلان و جامع، به برنامه های مقطعی و کوتاه مدت جهت می دهد . و از پراکندگی و گاهی تعارض و تضادها در برنامه جلوگیری می کند . در برنامه ریزی عملیاتی خطوط کلی برنامه جامع در اجزای مناسب خرد شده و هر جزء بصورت هدف در برنامه های عملیاتی تعیین می گردد . پس می توان برنامه ریزی عملیاتی را اینگونه تعریف نمود: برنامه ریزی عملیاتی را می توان پیش بینی عملیات برای نیل به هدفهای معین با توجه به امکانات و محدودیتها و خطوط کلی ترسیم شده در برنامه جامع تعریف کرد . (64)

باید گفت برنامه ریزی در راس وظایف مدیر قرار دارد و شالوده مدیریت است .

پس برای رسیدن به هدف مورد نظر، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد .

 

ادامه دارد ...

 

جمله      
 مديريتی
    

 

هر راهی راه شماست اگر...


 

 


اگر ندانيد كه داريد به كجا می رويد، هر راهی شما را با خود خواهد برد.

 

 كارلايل، توماس (فيلسوف انگليسی)

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَمّادِ بْنِ عِيسَى
 عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِي عَيّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيّ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع يُحَدّثُ عَنِ النّبِيّ ص أَنّهُ قَالَ فِي كَلَامٍ لَهُ الْعُلَمَاءُ رَجُلَانِ رَجُلٌ عَالِمٌ آخِذٌ بِعِلْمِهِ فَهَذَا نَاجٍ وَ عَالِمٌ تَارِكٌ لِعِلْمِهِ فَهَذَا هَالِكٌ وَ إِنّ أَهْلَ النّارِ لَيَتَأَذّوْنَ مِنْ رِيحِ الْعَالِمِ التّارِكِ لِعِلْمِهِ وَ إِنّ أَشَدّ أَهْلِ النّارِ نَدَامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعَا عَبْداً إِلَى اللّهِ فَاسْتَجَابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ فَأَطَاعَ اللّهَ فَأَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنّةَ وَ أَدْخَلَ الدّاعِيَ النّارَ بِتَرْكِهِ عِلْمَهُ وَ اتّبَاعِهِ الْهَوَى وَ طُولِ الْأَمَلِ أَمّا اتّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدّ عَنِ الْحَقّ وَ طُولُ الْأَمَلِ يُنْسِي الْ‏آخِرَةَ


اصول كافى جلد 1 ص :55 رواية: 1


  سليم گويد شنيدم اميرالمؤمنين را كه از رسول خدا (ص) خبر مى ‏داد كه آن حضرت در سخنش مى ‏فرمود مردم دانشمند دو قسمند: دانشمندى كه علم خود را به كار بسته و اين رستگار است و دانشمندى كه علمش را كنار گذاشته و اين هلاك شده است. همانا دوزخيان از بوى گند عالم بى ‏عمل در اذيتند و ميان دوزخيان ندامت و حسرت آنكس سخت‏تر است كه در دنيا بنده‏اى را به سوى خدا خوانده و او پذيرفته و اطاعت خدا كرده و خدا به بهشتش در آورده است و خود دعوت كننده را به سبب عمل نكردن و پيروى هوس و در ازاى آرزويش به دوزخ درآورده است، پيروى هوس از حق جلو گيرد و درازى آرزو آخرت را از ياد برد.

 

طنز       
مديريتی    

 

گربه و كاسه

 

 

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید كاسه ای نفیس و قدیمی دارد كه در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند می خری؟ گفت: یك درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست  عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنه اش شود بهتر است  كاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام.

كاسه فروشی نیست !

 

حکايت     
مديريتی    

 

کار برای زندگی یا زندگی برای کار؟!

 

 

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی‌گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

از ماهی‌گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

ماهی‌گیر: مدت خیلی کمی.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهی‌گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می‌کنی؟

ماهی‌گیر: تا دیر وقت می‌خوابم, یه کم ماهی‌گیری می‌کنم, با بچه‌ها بازی می‌کنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع می‌کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می‌‌تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی‌گیری کنی. اون وقت می‌تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می‌کنی. اون وقت یه عالمه قایق برای ماهی‌گیری داری!

ماهی‌ گیر: خوب، بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی‌ها رو به واسطه بفروشی، اونا رو مستقیــما به مشتری‌ها میدی و برای خودت کسب و کار درست می‌کنی... بعدش کارخونه راه می‌اندازی و به تولیداتش نظارت می‌کنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می‌کنی و می‌ری مکــــزیکوسیتی! بعد از اون هم لس‌آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم‌تری می زنی...

ماهی‌گیر:این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال!

ماهی‌گیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد، میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی! این کار میلیون‌ها دلار برات عایدی داره.

ماهی‌گیر: میلیون‌ها دلار! خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت بازنشسته می‌شی! می‌ری یه دهکــده‌ی ساحلی کوچیک! جایی که می‌تونی تا دیر وقت بخوابی! یه کم ماهیگیری کنی، با بچه‌هات بازی کنی! بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

پنج استراتژی جهت هوشمندانه کار کردن بجای سختکوشی


ترجمه : تيم مترجمين پيک مديران

 

 

بیشتر افراد این توصیه را شنیده اند که باید هوشمندانه تر کار کنند و نه سختکوش تر ، اما هنوز تعداد کمی واقعاً از این توصیه پیروی می کنند. این روزها اکثریت صاحبان تجارت و مدیران برای دستیابی به اهدافشان ساعتهای طولانی مشغول کار هستند. اگر شما مجبورید برای تکمیل کارتان ساعتها بیشتر از یک روز عادی کاری کارکنید. این امر نشان می دهد شما کار را به گونه ای اشتباه انجام می دهید. در اینجا ۵ استراتژی برای کمک به شما در هوشمندانه کار کردن بجای سختکوشی را بیان می کنیم.


● استراتژی اول: تمرکز
فکر می کنید در یک ساعت کاری نمونه چند دقیقه تمرکز کامل دارید؟ ممکن است درک این مطلب که این زمان چقدر اندک می باشد شما را متعجب کند.محققان نشان داده اند که اکثریت افراد میتوانند بین ۵ تا ۱۰ دقیقه در هر ساعت کاری بیشتر موثر باشند. اگر فکر می کنید که این گفته اغراق آمیز است میتوانید این آزمایش ساده را انجام دهید.یک دفترچه یادداشت و یک خودکار در کنار خود نگه دارید و شروع کنید به آگاه شدن از سطح تمرکزتان. هر وقت که تشخیص دادید که روی کار در تمرکز کامل نیستید مدت زمانی را که حواستان پرت بوده است یادداشت کنید. اگر این تمرین را بخوبی انجام دهید خودتان را کاملاً شوکه خواهید کرد. اگر شما بتوانید مهارت خودتان را در ایجاد تمرکز کامل در طول ساعتهای کاری گسترش دهیدشما از میزان تولیدتان متعجب خواهید شد.


● استرتژی دوم:تسلط
تسلط هنر استفاده از ابزارها جهت افزایش کیفیت در کار و محصول شما می باشد. ابزار می تواند تکنولوژی نظیر نرم افزار های کامپیوتری باشد یا میتواند استراتژی های سازمانی نظیر سیستم های بهتر باشد .شما درحال حاضر از چه میزان قدرت تسلطی جهت به حداکثر رساندن نتایج کار برخوردار هستید .برای مثال فروشنده ای که از طریق سمینارها و سمینارهای تلویزیونی دست به فروش میزند محتمل است که نسبت به کسی که فرد به فرد می فروشد میزان فروش بیشتری کسب کند. چه کاری می توانید انجام دهید تا بر زمان ، دانش، یا مهارت مسلط شوید؟


● استراتژی سوم: نماینده ( وکیل)
یک طبقه خاص از نفوذ وکالت می باشد.نمایندگی یعنی بکارگرفتن افراد دیگر جهت انجام قسمتهایی از کار شما. بنابراین به همان اندازه وقتتان برای فعالیتهای سود آور آزاد می شود .بیائید دوباره به مثال فروشنده نظر بیاندازیم. اگر فروشنده بخصوصی در فروش نهایی( closing) خیلی مهارت دارد این امر ممکن است این احساس را ایجادکند که این فرد میتواند وظایف مدیریتی وابسته با فروش را بعنوان یک نماینده انجام دهد بنابراین فروشنده می تواند زمان بیشتری را برای فروش نهایی صرف کند. اگر سود حاصل از فروش نسبت به هزینه نمایندگی بیشتر باشد میتوان گفت شما سیستم خوبی دارید.اغلب شنیدن این نکته در بین شکایتهای صاحبان تجارت که فروشندگان آنها از آینده نگری و انتظار تنفر دارند و واقعاً در مورد آن احساس بدی دارند مرا مبهوت میکند. در کسب کار خودم من همیشه افراد آینده نگر حرفه ای که در این زمینه خوب بودند بکارگرفته ام که با اینکار وقت را برای تیم فروشندگی آزاد نمودند تا آنها کاری را که بخوبی عمل میکنند انجام دهند.: و این کار فقط فروشندگی بود! و البته این استراتژی در عین حال که همه خوشحال هستند سود آور است .


● استراتژی چهارم: مدیریت زمان
من اغلب این مطلب را می شنوم که تجار می گویند که میزان کارمند یک بخش بخصوص خیلی زیاد است زیرا آنها ساعتهای زیادی تلف میکنند تا کار را تکمیل نمایند. نظر من عکس این مطلب است. اگر شما نمی توانید در یک روز عادی کاری،کارتان را تکمیل نماید پس احتمالاً دچار کمبود تمرکز، تسلط، و مهارت های وکالت هستید یا یک مدیر وقت نشناس می باشید.مدیریت زمان هنر سازماندهی خودتان است بنابراین شما کار خود را در یک روز تجاری استاندارد خاتمه خواهید داد. اگر شما آنرا با دیگر مهارتهایتان ترکیب کنید(رئوس مطالب بالا) سپس شما می توانید یک مقدار عظیم از تولید در یک روز کاری را بدست آورید و نیاز به ساعات اضافی ندارید.سازماندهی یک روز از پایان روز قبلی شروع می شود.اگر شما اینکار را انجام دهید پس از آن مغزتان به شما کمک خواهد کرد که بیشتر موثر باشید.برآورد شده است که ۵۰% زمان استراحت شما به سازماندهی مغز و ساختار دادن دانش و تجربیات کسب شده در طول روز اختصاص دارد. اگر شما کارهای روز آینده را برنامه ریزی کنید شما در می یابید که فرایند های روحی طبیعی در زمان استراحت کار می کنند با شما تا شما را در بدست آوردن برنامه زمانی کمک کنند .اساس مدیریت زمان را یاد بگیرید و هر روز از آنها استفاده کنید.


● استراتژی پنجم: تفاوت قائل بودن بین فعالیتها
مطمئن هستم که می دانید قاعده۸۰/۲۰ را ; ۸۰% از نتایج کار شما از ۲۰% تلاشهایتان بدست می آید. دلیل اینکه این مطلب در مورد افراد زیادی صدق می کند اینست که آنها نمی دانند که کدام تلاش آنها بهترین نتایج را ببار می آورد. اگر شما رکوردها را خوب نگه دارید سپس می توانید قاعده ۸۰/۲۰ را تغییر دهید تا بطور موثر تر برای شما عمل کند.اگر شما می دانستید که کدام ۲۰% از فعالیت شما بهترین نتایج را تولید می کند سپس شما می توانستید خودتان را سازماندهی کنید تا وقت بیشتری صرف اینگونه کارها بکنید. و بنابراین سود شما را در هر ساعت افزایش می داد. اگر شما می دانستید خصوصیات ۲۰% از مشتریانتان را که ۸۰% کسب تان را می دهند شما می توانستید آن گروه از مشتریان را هدف قرار دهید. فرانک بتگر با استفاده از قانون ۸۰/۲۰ در جهت مزیتش از یک نماینده بیمه شکست خورده به پردرآمدترین نماینده بیمه در آمریکا تبدیل شد. کتاب او هنوز در دسترس است و ارزش خوبی برای مطالعه دارد.
استراتژی شما : فقط اینکه این ۵ استراتژی را تا در تجارتتان اجرا کنید تا نتایج آن بروز نماید.
شما الان ۵ استراتژی را دارید و همه کاری که شما باید انجام دهید اینست که نظر بیاندازید به راههایی که می توانید به این استراتژی ها برای خودتان و تجارتتان بیافزائید.

 

 

نکات       
مديريتی    

 

شما تا چـه اندازه برای وقت خود ارزش قائليد؟

 


 

آيا از بـرنامه زمـاني مـشخصي برای به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود پيروی ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه ريـزی صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص برای نيل بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون برای آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهای زير را در زندگي خود بكار بنديد:
1- فعاليتهای روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزی كنيد و روی كاغذ يادداشت كنيد.
2- كارهای خود را اولويتبندی كنيد.
3- كارهايي دشوار را زودتر از بقيه انجام دهيد.
4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد.
5- كارها رابدون وقفه به پايان رسانيد.
6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.
7- مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.
8- خود انگيخته باشيد و مقهور موانع نگرديد.
9- هرگاه تصور كرديد كاري بي فايده ميباشد، دست از آن بكشيد.
10- در صورت لزوم يكسري تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.
11- در زندگي فردي منظم باشيد تا وقت خود را صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.
12- براي وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.
13- استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نيست بلكه بيشتر از افسوس كارهايي است كه ميتوانستيد انجام    دهيد اما انجامشان نداده ايد.
14- به هيچ فردي اجازه ندهيد وقت شما را تلف كند. بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت "نه" بگوييد.
15- سعي كنيد فرد خوشبيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهاي خوشايند در زندگي خود باشيد.
16- هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.
17- "وقت كشها" و يا هدر دهنده هاي وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:
* تلفنهاي طولاني، بي هدف و غير ضروري.
* بازديدكننده ها و ميهمانان ناخوانده.
* پشت گوش اندازيها.
* گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.
* دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
* فقدان اهداف و اولويت بنديها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.
* فقدان برنامه ريزی.
* خستگي و استرس.
* ناتواني در " نه " گفتن.
* بي نظمي و نابسامانيهای فردي.
* تماشای تلويزيون. تماشای بيش از 2 ساعت در روز برنامه های تلويزيوني معقول نميباشد.

 

مقاله      
مديريتی    

 

علل عدم صداقت در سازمان ها و نقش مدیران در ترویج صداقت

 

 

عده ای فکر می کنند صداقت و راستگویی صرفا یک مساله اخلاقی است و از این رو ناخودآگاه می خواهند آن را در بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی به حاشیه برانند، اما باید گفت که صداقت و دروغگویی موضوعی کلیدی در فهم و نقد کلیه حوزه های اجتماعی است نقش آن در اقتصاد و تجارت کمتر از سرمایه، نیروی انسانی و دیگر عوامل نیست. دراین مجال برآنیم تا مفاهیم صداقت و لزوم پایبندی به آن در سازمان، علل عدم وجود صداقت در سازمان ها، آسیب شناسی سازمان در توسعه ارزشها و اصول اخلاقی و درپایان نقش مدیران در افزایش صداقت و درستکاری در سازمان رامورد بررسی قراردهیم. امید که بتوانیم یادآور فطرت پاک انسان باشیم، چرا که معتقدیم انسانها فطرتا پاک و درستکار آفریده می شوند و نیازها وشرایط حاکم باعث می شود ذات خود رافراموش نمایند.

● مفاهیم و تعریف صداقت
دهخدا در لغت نامه خود صداقت و راستگویی را سخن راست، قول حق، فعل و عمل حق می داند و دروغگویی را سخن ناراست، قول ناحق، خلاف حقیقت، مقابل راست و مقابل صدق تعریف می کند.
روانشناسان دروغگویی را به ۸ دسته تقسیم می کنند:
۱) دروغ بازی: با این دروغ فرد می خواهد حوادث تخیلی و یا ذهنی خود را به دیگران بفهماند... اغلب دروغگویی کودکان از این نوع است .
۲) دروغ مبهم: این دروغ از ناتوانی فرد در گزارش دهی دقیق جزئیات و یا مغالطه کردن ناشی می شود.
۳) دروغ پوچ: فرد جهت جلب توجه کردن دیگران و مطرح شدن این دروغ را می گوید.
۴) دروغ انتقام جویانه: این دروع از نفرت فرد به شخص و یا شی ء ناشی می شود.
۵) دروغ محدود: این دروغ در نتیجه ترس از مقررات شدید و یا تنبیه سخت ناشی می شود.
۶) دروغ خودخواهانه: دروغ حساب شده ای است جهت گول زدن دیگران برای بدست آوردن آنچه را که می خواهد.
۷) دروغ عرفی یا وفادارانه: این دروغ به منظور حفظ ومراقبت از دوستان انجام می شود.
۸) دروغ عادتی: این دروغ به دلیل الگوبرداری از والدین و یا محیط پرورشی فرد برایش عادت شده است.
در تمامی ادیان از جمله اسلام بر قبح دروغ تاکیده شده است و قرار گرفتن آن در ذیل عنوان گناهان کبیره معرف این اهمیت است. پیامبر اکرم فرمودند: دروغگو، دروغ نمی گوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود دارد.
جامعه ای را در نظر بگیرید که دروغگویی در آن قاعده واصل باشد و نه استثناء، در این جامعه اعتماد متقابل وجود نخواهد داشت، روابط افراد کاملا غیراخلاقی خواهد شد، فساد و تباهی در همه سطوح رخنه خواهد کرد و نیز چنین جامعه ای کمترین نزدیکی را با یک جامعه دینی و اخلاق مدار خواهد داشت.
اولین گام برای رواج دروغگویی، شکسته شدن قبح دروغ است. در جامعه ای که دروغگویی نوعی زرنگی تلقی شود و مردم با شنیدن سخن دروغ لبخندی حاکی از سرور و شعف بر لبان خود ظاهر سازند طبعا دروغگویی رواج می یابد. در سازمانی که عدم صداقت، ناراستی، نادرستی و ناپاکی در آن رواج دارد:
اعتماد و اطمینان افراد از یکدیگر سلب گردیده و تحمل فضای سازمان بسیار تلخ و طاقت فرسا خواهد بود.
دروغ خلاف فطرت انسان است و او را از درستی، درستکاری به نادرستی و تباهکاری می کشاند و بطور کلی از هریک از افراد سازمان به فرد دیگر سرایت می کند.
دروغ سرچشمه نفاق در سازمان است چرا که صداقت هماهنگی زبان و دل است و عدم آن ناهماهنگی زبان و دل در جو اجتماعی مملو از بی اعتمادی، روابط از دوستی های مشکوک و نافرجام گرفته تا رو دربایستی ها و ملاحظه کاریها، مصلحت جویی ها، پنهان کاری ها، بازیها و در نهایت انواع دشمنی ها پیش می رود و به صورتهای بسیار متنوعی از روابط روانی، اجتماعی از قبیل فتنه، تملق ، مبالغه، عیب پوشی، نیرنگ، فرصت طلبی، تحریک و دهها خصیصه منفی دیگر که جملگی بر پایه دروغ شکل گرفته، تجلی می کند.فرهنگ دروغ به فرهنگ اصیل قومی، محلی و ملی پیوند می خورد و آن را آلوده می سازد.
در جو بی اعتمادی شخصیت پایه دستکاری می شود : آدمها به مالکان طماع، اطبای بی وجدان، کسبه حقه باز، کارگران تنبل، دانش آموزان متقلب، معلمان بی مسئولیت، سربازان خائن، پدران بی فکر، سرایداران سارق، نانواهای رفیق نواز، کارمندان رابطه باز ورؤسای تبعیض کار تبدیل می شوند و ده ها برچسب از این قبیل در کنار مشاغل پرزحمت و آبرومند و ضروری جامعه نقش می بندد و دو گانگی بیان و رفتار در جامعه نهادینه می شود.
صداقت در سازمان به معنای شفافیت است و نه به معنای فرو ریختن و منتشر کردن همه جزئیات شاید به زبانی دیگر ، هر راست نباید گفت.
توسعه منابع انسانی بدون شناخت انسان و ظرافت های روحی و سعه وجودی او ممکن نیست. جک ولش مدیر ارشد جنرال الکتریک خود را مربی می داند و معتقد است موضوع اصلی رهبری و مدیریت انسانها هستند. او می گوید: همه وظیفه و هنر من کار با انسان هاست. دامنه ارزشهای انسانی و سازمانی باید از صدر تا ذیل سازمان را در بر گیرد و فعالیت های کسب و کار منجر به خلق ارزشهای پایدار نه تنها برای کارکنان بلکه برای سهامداران، مشتریان و اجتماع شود. او بیان می کند که ارزشهای ما اصول ما هستند ارزشهایی که تعریف کرده ایم عبارتنداز صداقت، احترام، کار تیمی، تشریک مساعی و درستکاری. هریک از این ارزشها به اندازه هر جز از فن آوری که ما توسعه می دهیم برای موفقیت آینده شرکت ما اهمیت دارد ارزشها و اصول اخلاقی که بر اتاق هیئت مدیره حاکم است نباید با ارزشهایی که در محل کارخانه و یا کارگاه حاکم است تفاوت کند.
هیچ سازمانی را نمی توان بی نیاز از اصول اخلاقی و به ویژه سرآمدترین آنها که همانا صداقت و درستکاری است دانست. سازمان مجموعه ای از افراد است و در هر سازمان نقش افراد انجام دادن کارها و پیشبرد وظایفی است که به آنها محول می شود. برای اجتناب از آسیب دیدن سازمان اگر اخلاق بر سازمان حاکم باشد و اصول اخلاقی از طرف سازمان و کارکنانش مراعات گردد از چند جهت در موفقیت سازمان موثر خواهد بود. اول : اصول اخلاقی به عنوان یک ارزش در سازمان نهادینه خواهد شد. دوم : بین سازمان و کارکنان آن روابط موثر، شفاف و دوستانه برقرار میشود. سوم : سازمان شاهد پویایی و عملکرد مثبت کل سازمان خواهد بود.
ارزشهای اخلاقی خوب و ناهنجاریهای اخلاقی بد در همه سازمانها وجود دارد اما به محیط فرهنگ و شیوه رفتار افراد بستگی دارد. رفتار اخلاقی کارمند به دو عامل ارزشهای شخصی و جو حاکم بر سازمان وابسته است. برای مثال چنانچه سیستم پاداش سازمان به گونه ای باشد که از رفتار نادرست افراد چشم پوشی نماید و حتی آنها را مثبت جلوه دهد افراد شایسته هم ممکن است دست به کارهای نادرست بزنند. هنگامی که سازمان به افراد دروغگو و متقلب و یا کسانی که اعمال خلاف را انجام می دهند ارتقا مقام بدهد و یا آنها را مورد ستایش قرار دهد چنین برداشت می شود که رفتارهای غیراخلاقی بازدهی مناسبی دارند. اینجاست که اصول غیراخلاقی در سازمان ریشه می گیرد.
یک سازمان همواره باید برای بقای خود در مقابل مشکلات موجود، چه در ارتباط با محیط و چه در درون سازمان در حال مبارزه با مشکلات، شناختن مشکل وابعاد مختلف آن باشد. سازمان سالم، سازمانی است که برای ادامه حیات خود قادر است به هدفها و مقاصد انسانی خود دست یابد. موانعی را که در دستیابی به هدفهایش با آن مواجه می شود بشناسد واین موانع را از پیش پای خود بردارد. سازمان سالم سازمانی است که درباره خود و موقعیتی که در آن قرار گرفته است واقع بین بوده، قابلیت انعطاف داشته و قادر باشد برای مقابله با هر مشکلی بهترین منابع خود را به کار گیرد.
 
● علل و انگیزه های عدم صداقت و یا عدم درستکاری در سازمان
اصرار مدیران و یا سرپرستان برای گفتن جزئیات دقیق یک موضوع غالبا فرد را تشویق به دروغگویی می کند.
▪ دروغگویی آموختنی است. جو سازمان و یا رفتار و گفتار سرپرستان میتواند آموزگار خوبی باشد بدین فرض که در گزینش کارکنان دقت لازم انجام شده باشد.
▪ علل دیگر دروغگویی در فرد آن است که دروغ او را از تنبیه شدن و یا تهدید در موقعیت شغلی خود محافظت می کند.
▪ زمانی که فرد مورد مخالفت و استیضاح واقع می گردد به دروغگویی رو می آورد.
▪ ترس از پیامدها و عواقب کارهای فرد عاملی است بسیار موثر در اینکه کارکنان به دروغ متوسل شوند.
▪ جلوگیری از خجالت و شرمنده شدن چه در مقابل سایر همکاران و چه در برابر سرپرست و مافوق
▪ جلب توجه و علاقه به مطرح شدن در جمع همکاران
▪ بی ایمانی و عدم اعتقاد به باورهای دینی و مذهبی
▪ جلوگیری از رسوایی برخی از افراد کار خلاف و نادرست انجام میدهند و برای جلوگیری از کیفر و مجازات رسوایی متوسل به دروغ میشوند و خود را فردی پاک و متعهد جلوه می دهند.
▪ اظهار فضل و کمال، گاهی افراد برای آنکه خود را بیش از آنچه هست بنمایانند اظهار علم و اطلاع کنند در مسائل مختلف علمی، تاریخی و غیره دروغ می گویند.
▪ سودجویی انسان فطرتا مخلوقی است منفعت طلب و از زیان و ضرر گریزان است پیوسته میکوشد درصدد کسب منافع باشد و از چیزهایی که موجب ضرور وزیان اوست پرهیز کند لذا به خاطر علاقه شدید به مال وجاه و مقام و سهولت دیگر زبان به دروغ می گشاید و از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمک می گیرد.
▪ حب و بغضهای افراطی، گاهی تعصبهای شدید سبب می شود که انسان خلاف واقع سخن بگوید.
▪ شخصیت طلبی انگیزه دیگری است برای روراست نبودن
▪ احساس کمبود و حقارت، کسانی که گرفتار چنین عقده ای هستند سعی می کنند با انواع دروغها و لاف و گزافها حقارتهایی را که در خود احساس می نمایند جبران کنند.

● نقش مدیران در مسیر توسعه صداقت و اعتماد سازی در سازمان
اعتماد در سازمان از بالا به پایین جریان می یابد و اگر مدیران ارشد قابل اعتماد باشند حس اعتماد به سطوح پایین سازمان رخنه می کند. بنابراین به سطوح کارشناسی سازمان اعتماد کنید تا مسیر توسعه صداقت و صمیمت هموار گردد.
به شیوه های مختلف تلاش کنید فضایی دوستانه و صمیمی در سازمان ایجاد کنید و از این طریق گشودگی، صداقت و اعتماد متقابل را تقویت نمائید. به این منظور رویارویی مستقیم و گفتگوی بی واسطه با سطوح مختلف کارکنان را حتی به اندازه چند جمله، فراموش نکنید. همچنین برای تزریق نشاط و شادی در میان کارکنان خود از لطایف و ظرایف مرتبط و قریب به ذهن آنان استفاده کنید.
ایجاد اعتماد در کارکنان بعنوان فرایندی تدریجی محسوب می شود یکی از اهداف شما به عنوان مدیر باید این باشد که اعتماد کارکنان بر پایه موفقیتهایشان ایجاد شود بنابراین وظایفی را به زیردستان خود محول کنید که از عهده آن به خوبی برآیند و مجبور نشوند به دروغ متوسل شوند تا کار خود را خوب جلوه دهند. بویژه در مورد کارکنان جدید، باید به خاطر داشت که وظایفی را به آنها واگذار کنیم که بتوانند آن را به خوبی و درستی انجام دهند و بدین ترتیب عادت موفق شدن در آنها به وجود آوریم.
▪ گاهی اوقات کارکنان وظیفه ای را درست انجام نمی دهند. نحوه برخورد با این نوع وضعیتها می تواند تاثیر بسزایی بر اعمال کارکنان داشته باشد. هرگز درصدد اصلاح آنها نزد سایرین برنیایید. حتی وقتی در خفا با زیر دستی در مورد اشتباهی صحبت می کنید هدف شما باید این باشد که به او آموزش دهید تا ماهیت مشکل را بشناسد و دوباره مرتکب همان خطا نشود. در این گونه موارد هرگز چیزی نگویید که کارمندتان احساس عجز و ناتوانی کند یا چیزی نگویید که او مایوس شود زیرا قصد شما ایجاد اعتماد است نه تخریب اعتماد.
▪ مدیران و سرپرستان باید به زیردستان خود یاد بدهند که درستی و صداقت مهمترین اصل سازمان است. فرد بداند پس از گفتن حقیقت تنبیه نخواهد شد بلکه اگر صادق نباشد تنبیه سختی خواهد شد.
هرگز به کارکنانتان قول و وعده ای ندهید که قادر به انجام آن نیستید چرا که به زودی شما به دروغگویی متهم خواهید شد.
▪ آمادگی شنیدن حقایق تلخ و شیرین را داشته باشید و به کارکنانتان اجازه دهید حرفهای خود را بدون ترس و واهمه ای بیان کنند. عکس العمل شما زمینه فکری را در مورد سودمندبودن یا نبودن راستگویی شکل می دهد
▪ هرگز کارکنانتان را سوال پیچ نکنید و از طرح سوالاتی که جنبه دام و تله دارد و ایشان را وادار به دروغ میکند بپرهیزید.
▪ قوانین و مقررات سختی را در سازمان ایجاد نکنید زیرا کارکنان شما راههای فرار از آن را پیدا خواهند کرد.
برای ارتقا و رشد کارکنانتان فرصتهای مساوی ایجاد کنید، توزیع عادلانه قدرت، اطلاعات و امکانات در محیط کار ضروری است.
▪ اطلاع رسانی نمودی از مدیریت شفاف و صادق است. دسترسی به اطلاعات در حکم سنگ زیر بنای حاکمیت دموکراتیک در سازمان است.
▪ نداشتن امنیت شغلی و اضطراب ناشی از آن دلیل عمده تولید شایعات در سازمان است. در سازمان آن دسته از کارگران و کارمندانی که احساس امنیت شغلی در آنان پایین است گرفتار اضطراب ناشی از بیکاری، تبعید، عزل از موقعیت مطلوب و محرومیت از سایر امتیازات و امکانات می باشند. در این سازمانها دائما تعارضاتی بین کارکنان با یکدیگر و نیز با مدیران وجود دارد که منجر به عدم توافق بین آنها شده و نهایتا حرمت و قداست افراد نسبت به مدیران از بین رفته و در نتیجه عدم اعتماد نسبت به یکدیگر را به دنبال دارد. در اینگونه سازمانها مدیران سعی بر آن دارند تا از میان کارکنان افرادی را به عنوان خبرچین در خدمت خود بگیرند. یکی از راههای مقابله با شایعاتی که در اثر تضادهای روانی بوجود می آید همکاری گروهی، گروههای مختلف ذینفع است .
و سخن آخر اینکه، برای شناختن نیازهایی که افراد سازمان را به ناراستی وا می دارد باید شرایط افراد را بررسی و پس از شناسایی دلایل فردی و سازمانی اقدام به اصلاح نمود.

 --------------------------------------

مراجع
میرشفیعی،سیدعیسی.بهداشت روانی کارکنان وبهره وری
حسن پور،اکبر.مدل عملی برای رهبری خدمتگزار
بینش ،مسعود. توسعه منابع انسانی،تجربه مدیران موفق جهان
جعفری مقدم،سعید.گام های رهبران درمسیرمدیریت دانش سازمانی
جهاندیده،حسین.آسیب شناسی دموکراسی اداری یا نظام مشارکتی
دمشناس،سیدعباس.راستگویی ودرستکاری
سجادی،فضل ا....کارمندان توانمندوسازمانهای امروز
شکربیگی،عالیه.دروغ آفتی درروابط فردوجامعه
ساعتچی،محمود.روانشناسی کاربردی برای مدیران درسازمان
گرو،اندی.تنهابی پروایان پایدارند.ترجمه عبدالرضا رضایی نژاد
کان هی،لی.هرتغییرازمن آغازمیگردد.ترجمه کامبیزبدیع
کانفیلد،جک.شوروشوق درمحیط کار.ترجمه عباس چینی
جعفری مقدم،سعید.گلچینی ازاندیشه های مدیریت
رابینز،استیفن.کلیدهای طلایی مدیریت منابع انسانی.ترجمه غلامحسین خانقای

 

کلید      
هدایت     

 

تقوا ، بال پرواز

 

 

 

اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَالله اَتقيکُم

سوره حجرات ، 13

گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شماست.

 

 

 

امیرالمومنین علی (ع):

ای مردم روزها ، به سرعت می گذرند و هفته ها و ماه ها شما را پشت سر می گذارند. چه شتابنده است سال ها و چه سریع می گذرند عمرها . از این گذشت زمان سرمشق گیرید و از این گذرگاه برای منزلگاه ابدی زاد و توشه بردارید که بهترین ذخیره و پس انداز ، تقوی و ترس از گناه و پرهیزکاری است.

 (نهج البلاغه ، خطبه 230)

پروانه وار بر در میخانه پر زدم                       در بسته بود با دل دیوانه در زدم

تقوی ، دوری از گناه و عصیان در برابر خدای متعال است. مومن پیشانی عزت را در برابر خدای با عظمت در خاک می گذارد و برای رسیدن به وصال بی پایان دوست از هر عمل زشت و پلید دوری می کند.

سراسر زندگی آدمی به سان کوره ای آتشین است که محصول و ثمرة آن طلای ناب تقواست. هر آنچه این طلای گرانبهای معرفت ، صاف تر و صیقلی تر شود ، عیار و ارزش و عظمت آن نیز بالاتر می رود. متقی استوارتر از کوه چنان صلابت دارد که هیچ گاه گرفتار بن بست ها و ناامیدی ها نمی شود. تمام بندهای شیطانی را شکافته و از تنگناهای دنیا و آخرت به آسانی عبور کرده و به سرمنشأ سعادت ، هدایت، رستگاری و نجات واقعی می رسد.

به فرموده خداوند سبحان اولئک هم المفلحون ، قرآن کتاب روشنگر و قانون هدایتگر انسان هاست . اگر کسانی از این قانون ناب الهی تبعیت کنند ، البته باید تنها آنها رستگاران باشند. اما همه انسان ها به یک میزان از دریای مواج رحمت قرآن بهره ندارند، زیرا که تنها پرهیزکاران هستند که تکیه بر تخت های سعادت زده و از میوه های شیرین هدایت آن تناول می کنند.

آنان عاشقان و معشوقان خدایند و فقط از او یاری می طلبند و تنها خدا یاور آنهاست. امام خمینی (ره) در این باره می فرمایند:

به تو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرا         جز تو جان جهان دادرســی نیست مـــرا

مده از جنت و از جور و قصورم خبـــری         جز رخ دوست نظر سوی کسی نیست مرا

رسیدن به تقوا سفارش خدا و رسولش و ائمه اطهار علیهم السلام است ، توشه ای است که صاحبش را به مقصد می رساند.

  

مباحث     
 فرهنگی    


راه هاى مقابله با تهاجم فرهنگى غرب

 

نويسنده : نبى صادقى
 

 


 

 

اگر قبول داريم ملت ما و اسلام در معرض شديد تهاجم فرهنگى غرب‏ قرار دارد; مى ‏دانيم غرب و استكبار جهانى در اين تهاجم از همه ‏امكانات موثر برخور دار است. چنانچه پذيرفته‏ ايم غلبه اين فرهنگ مهاجم غربى همه چيز حتى ‏هويت و شخصيت و كيان ما را مى ‏بلعد و از بين مى ‏برد. اگر باورمان شده انقلاب اسلامى ما هدفش احياى فرهنگ قرآنى وارزشهاى متعالى اسلامى بوده; ارزش هايى كه در زمان طاغوت، دراثر همين تهاجم فرهنگى، در شرف از دست رفتن بود و بهاى سنگينى‏ براى رهاى از آن موقعيت پرداختيم.
اگر اعتقاد داريم فرهنگ ديروزمان مملو از تباهى و بى ايمانى ‏بود و چنانچه انقلاب اسلامى نبود فرصت زيستن در تابش آفتاب اسلام ‏و فرهنگ قرآن نمى ‏يافتيم. اگر مسئووليت اسلامى ما حكم مى ‏كند كه از امروزمان، براى گرفتارنشدن در دام تكرار فجايع گذشته، تا سرحدجان حراست و پاسدارى‏كنيم.
و بالاخره اگر اعتقاد داريم سخنان مقام معظم رهبرى مدظله ‏العالى كه اين تهاجم فرهنگى را يك شبيخون فرهنگى ناميد،حقيقتى غير قابل ترديد است; در اين صورت واجب است كه مقابله ‏نيز جدى و حساب شده و مستمر و فراگير باشد تا بتوانيم فرهنگ ‏قرآن و اسلام را از خطر اين تهاجم حفظ كنيم.در جواب اين پرسش ناچار بايد مقدمه‏ اى را ذكر كرد. جوامع‏ انسانى هميشه در معرض تهاجمات گوناگونى قرار دارند; تهاجم‏ نظامى، تهاجم ميكروبها و ويروسها و... و تهاجم فرهنگى.
اصل و وجود اين تهاجمات از سنتهاى ثابت آفرينش است و بشر رااز آنها گريزى نيست. نمى ‏توان پرسيد: چه كنيم تا تهاجم نظامى ‏نباشد; اما مى‏توان پرسيد: چه كنيم تا از خطر تهاجمات نظامى ‏ديگران در امان باشيم و از پا در نياييم. نمى‏ توان پرسيد: چه كنيم تا زلزله و سيل و ميكرب و ويروس نباشد و به سراغ مانيايد; اما مى ‏توان پرسيد; چه كنيم تا از خطر سيل‏و زلزله و ميكرب و ويروس محفوظ بمانيم؟
جواب اين است كه بايد قدرت دفاعى و مقابله متناسب با هريك ازحوادث و آفات را داشته باشيم تا اين حوادث هولناك به ما زيان ‏نرسانند; به عبارت بهتر، تهاجم هاى ناگوار نمى ‏شود نباشند; امامى ‏شود ممكن است كه در عين بودن زيان نرساند. در ژاپن زلزله ‏همجوم مى ‏آورد و در استانهاى گيلان و زنجان نيز همين زلزله هجوم‏ مى ‏آورد. در ژاپن چون قدرت دفاعى در مقابل زلزله قوى است،منشا خسارت فاحش نمى ‏شود; اما در ايران ويران مى ‏كند.
همه ما هميشه در معرض هجوم ميكربها و ويروسها هستيم. آنها وجود دارند و هجوم مى ‏آورند و نمى‏ شود كه نباشند و هجوم ‏نياورند; اما مى ‏توان با بالابردن قدرت دفاعى بدن و رعايت‏ بهداشت وطب پيشگيرى، خسارت آنها را به كمترين حد و نزديك صفررساند.
بنابراين، تهاجمات ناگوار و زيانبار بنايد موجب نگرانى ‏و دلهره شود. آنچه كه اضطراب آور و نگران كننده است، اين است‏ كه انسان در مقابل اين تهاجمات از قدرت دفاعى كافى برخور دارنباشد.تهاجم فرهنگى هم يكى از اين تهاجمات است و از اين قانون ‏مستثنا نيست. در اين دنياى بى‏ بهره از مكرمت اخلاقى و فضايل ‏انسانى و بهره‏مند از توان بالاى تكنولوژى، نمى ‏توان توقع داشت ‏كه تهاجم فرهنگى شوم نباشد يا از ميان برود.
اما مى ‏توان پرسيد: چه كنيم تا تهاجمات فرهنگى غرب نتواند برفرهنگ ما آسيبى وارد سازد؟ چه كنيم تا نقشه استعمارگران درتهاجم فرهنگى نقش برآب شود؟
در جواب اين پرسش بايد گفت: بايد قدرت دفاعى فرهنگى خود را آن قدر قوى كنيم كه فرهنگ مهاجم غرب‏نتواند در آن نفوذ كند.قرآن بيان شيوايى دارد:
عليكم انفسكم لا يضركم من ضل اذااهتديتم. (1)
مراقب خود باشيد. هنگامى كه شما هدايت ‏يافتيد،(يعنى فرهنگ دينى در شما قوى گرديد) گمراهى كسانى كه گمراه ‏شده‏ اند (فرهنگ گمراه و گمراه كننده غرب) به شما ضررى‏ نمى‏ رساند. براى كسب چنين قدرت دفاعى فرهنگى، از سه راه بايدوارد شد:
 

راه اول

اعتقادات توحيدى و جهان بينى قرآنى از مبدا تا معاد و اخلاق‏ اسلامى را در جامعه تبليغ كنيم و شكوك را برطرف سازيم تا جامعه ‏اسلامى از لحاظ اعتقاد و عمل دينى قوى گرديده، فرهنگ اعتقادى وعملى اسلامى بار ور و در برابر تهاجم فرهنگ غرب تا حد زيادى‏نفوذ ناپذير شود.
 

راه دوم

بايد با همه عواملى كه اساس عقيده و اخلاق و تربيت اسلامى رامتزلزل مى ‏سازد و نمى‏ گذارند كه نهال تبليغ و ارشاد فرهنگى به ‏ثمر برسد و زمينه گرايش به فرهنگ غرب را ولو در دراز مدت ‏مساعد و فراهم مى‏ كنند، مقابله شود.
 

راه سوم

بايد با عوامل مستقيم فساد و ياوران فرهنگ غرب، در صورتى كه ‏استعداد پذيرش حقايق را نداشته باشند و نتوانند از ثمرات راه‏اول بهره‏ گيرند و خود را اصلاح كنند، شديدا بر خورد شود.
 

برنامه مبارزه

بى ترديد مبارزه با اين پديده شوم بايد بر اساس برنامه ‏ريزى‏ هاى حساب شده انجام گيرد. در اين برنامه ريزى بايد موارد توجه دقيق واقع شود.
 

حوزه و دانشگاه

حوزه و دانشگاه مركز پرورش انسان‏ هاى آگاه و تحصيل كرده ‏اندو روحانى و دانشجو مى ‏توانند در بالا بردن قدرت دفاعى فرهنگى ‏جامعه براى مقابله با تهاجم فرهنگى غرب نقشى موثر را ايفا كنند. بايد در اين دو نهاد مقدس و فرهنگى علم زدگى و عشق به ‏درك براى كسب شغل از بين برود و روح و انگيزه علم براى خدمت وكسب ايمان و تقواى بيشتر جايگزين گردد; يعنى هدف مدرك نباشد.اگر اين تحول انجام نگيرد، عالم خود را مى‏ خواهد نه جامعه ورشد فرهنگ سالم جامعه را. در اين صورت نه تنها نمى ‏تواند درتقويت قدرت دفاعى فرهنگ جامعه نقشى داشته باشد، بلكه خود درمعرض خطر متاثر شدن از فرهنگ غرب قرار خواهد گرفت.
وحدت ‏حوزه و دانشگاه همواره از سويى مورد عنايت و تاكيد امام ‏راحل(رحمت الله علیه) و مقام معظم رهبرى مدّظله العالى قرار گرفته ‏است.بدين معناست كه هر دو گروه از علم، ايمان، آگاهى و تعهد اسلامى ‏بر خور دار باشند. حوزه خود را از علوم روز و زبان روز بى‏ نياز احساس نكند و به ‏فرموده امام صادق(علیه السّلام) عالم به زمان باشد تا از تهاجم هواجس ‏مصون بماند و ديگران را هم برهاند.
دانشگاه نيز تنها بر علوم‏پايه و تجربى تكيه نداشته باشد و فرهنگ و معارف دينى و قرآنى‏در دانشگاهها جايگاهى رفيع‏تر از علوم پايه و تجربى بيابد واخلاق و تربيت اسلامى بر محيط دانشگاه و زندگى استادان ودانشجويان حاكم شود تا كارآيى علوم پايه و تجربى جهتى سالم ‏يابد و سنگرى پايدار در مقابل تهاجم فرهنگى غرب گردد. اگر دردانشگاه هاى ما چنين روحيه فرهنگى حاكم نشود، تنها بر علمى وصنعتى در محدوده علوم تجربى بپردازيم و دانشجويان و استادان‏ما خود و برنامه ‏هايشان را از اخلاق اسلامى و معارف قرآنى به ‏صورت جدى بى‏ نياز احساس كنند، هرگز نخواهند توانست قدرت دفاعى ‏فرهنگى جامعه را در مقابل يورش فرهنگ بالا ببرند و احيانا خودنيز مبلغ فرهنگ غرب مى‏ شوند.
بنابراين، بايد براى تحقق اين‏كارآيى الهى و مقدس به طور جدى سرمايه گذارى شود. روحانى بايدبتواند دين و فرهنگ دينى را با آگاهى به زمان و زبان تبليغ ‏كند; به تربيت الگويى و اسوه ‏اى عنايت داشته باشد و از وجود خود و زندگى خود الگويى مقدس براى معرفى فرهنگ اسلام بسازد تادر كنار تبيين حقايق، تاثير عملى نيز داشته باشد. دانشگاه هم ‏بايد، با استفاده از قدرت و وجهه علمى و دانشگاهى، در پرتونيروى ايمان و باورهاى ماورايى سنگر تدريس دانش و معرف فرهنگ‏ غنى اسلام و قرآن باشد و روحيه مقابله با فرهنگ غرب را درتحصيل كرده‏گان افزايش دهد.
همان طورى كه اشاره شد، امروز تهاجم فرهنگى غرب از راه ارائه ‏و طرح مكتبهاى فلسفى انحرافى، مانند پلورالسيم، سكولارسيم،اگزيستاسينالسيم، پوزيتولسيم و... به جنگ دين و حقايق ثابت ‏معنوى آمده است. كالبد شكافى اين مكتب ها و تجزيه و تحليل شفاف و دور از تكلف وتصنع به گونه‏اى كه مردم (نه خواص) در جريان قرار گيرند، ضرورى‏ است.
گويندگان و نويسندگان آگاه، مى‏توانند نقاب از چهره زشت اين‏عجوزه‏هاى افسونگر بردارند و سيماى كريه آنها را بشناسانند وبنمايانند. بايد آگاه ساختن جوانان و تحصيل كردگان از اين دامهاى سست‏بنياد از اهم مسايل و برنامه‏هاى فرهنگى روز به شمار رود وتوسعه فرهنگى در كنار توسعه سياسى و اقتصادى تحقق يابد، زيرااگر توسعه فرهنگى فعال و آگاهى ‏بخش، براى مقابله با اين مكاتب‏ منحرف‏ كننده، تكيه‏ گاه توسعه سياسى نباشد، ترديدى نيست كه‏ حركتهاى سياسى به سمتى كه دشمنان اسلام مى ‏خواهند، منحرف مى‏ شود.
مى ‏گويند فكر سالم يعنى تمام فكر كردن و تمام ديدن. در طرح ‏برنامه ‏هاى توسعه لازم است ‏به زير بنا بودن توسعه فرهنگ اسلامى ‏عنايت‏ شود; همه جوانب ملاحظه گردد و آزادي ها در دايره خدامحورى محدود شوند. نه انسان مدارى. شعارهاى هيجانى غير شفاف وبدون چهار چوب و قابل تفسيرهاى گوناگون، خطرناك است و راه رابراى تهاجم فرهنگى غرب هموار مى ‏سازد.
البته با شعار و اهانت و تكفير نمى‏شود به مقابله با نوشتارهاو گفتارهاى مسموم رفت و نظام فرهنگى جهان امروز اين شيوه رانمى ‏پذيرد. تجربه نيز ثابت كرده است كه استفاده از فشار براى‏مقابله با ارائه نظرها نتيجه معكوس مى ‏دهد و نويسندگان وگويندگان ستمگر و بى تعهد را مظلوم و سر افراز و حمايت‏ مى ‏نماياند.
بايد تا آنجا كه قانون اساسى اجازه مى ‏دهد، ازانتشار نشريات و كتب گمراه كننده جلوگيرى شود و در كنار اين‏ اقدامات قانونى، روشنگرى و برداشتن نقاب از چهره زشت اين ‏فلسفه ‏هاى انحرافى به وسيله محققان انجام گيرد; زيرا اين‏ اقدامات فرهنگى هم مقابله‏ هاى قانونى را به شكلى شايسته توجيه ‏و منطقى مى ‏نمايد و هم زمينه رشد اين وسوسه‏ ها را از فكر وانديشه جامعه به خصوص نسل جوان، از بين مى‏ برد. محققان حوزه و دانشگاه مى ‏توانند پناهگاه دستورات در برابرتهاجمات فرهنگى باشند.
اگر فرض را بر اين بگذاريم كه با وجود فرهنگ غنى اسلام زمينه‏ اى براى تاثير اين مكتب هاى ضاله نيست ‏اين تفكر و تلقى خوشبينانه ما را دچار خسارتهاى غير قابل‏جبران مى‏كند. بايد به واقعيتها توجه نمود. و بر اين گمان‏باشيم كه جامعه به خصوص نسل جوان در مقابل اين وسوسه‏ ها و طرح‏ فلسفه ‏هاى انحرافى آسيب ‏پذير مى ‏باشند و محققين حوزه و دانشگاه ‏با حركت همسو و متناسب با اين تهاجم فكرى و اعتقادى مقابله‏ نمايند. حركت هاى فرهنگى نبايد محدود به تبيين فرهنگ اسلامى ‏بدون پرداختن به كالبد شكافى فرهنگها و مكاتيب انحرافى دنياى‏ امروز باشد با بهره ‏گيرى از قرآن همه صاحب ‏نظران وظيفه دارند كه‏ تبيين (رشد و غى) كنند تنها تبيين رشد راه وصول به سعادت وكمال را براى جامعه هموار نمى ‏كنيد.
نكته ديگرى كه در اين رابطه بايد گفته شود اين است كه سعى ‏كنيم در مقابله ‏هاى فرهنگى آگاهانه و محققانه عمل كنيم. به ‏اصول و محتواى اين فلسفه ‏ها و مكتب هاى انحرافى احاطه كافى‏ داشته باشيم و بدانيم چه مى ‏گويند و چه مى‏ خواهند تا در مقابله ‏تاثيرات مثبت‏  گذاريم نه اين كه هركسى يك مطالعه سطحى از فلان‏ نظريه دارد خود را شايسته قلم فرسائى بداند و در اين سال هاى‏ اخير شاهد تاثير منفى بعضى از نوشته‏ هاى بى مايه در مقابله بانظريه‏ پردازان منحرف بوديم.
 

پي نوشت :
1- مائده، آيه 105.
منبع:
http://www.e-resaneh.com

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست رنگ ها

 

همه ما به نحوی تحت تاثير رنگ ها هستيم برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود   دارد كه ميتواند بر زندگي او تاثير بگذارد رنگ های  هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :

 

قرمز :    1   ش س ج الف

نارنجي:    2   ت ث ك ب

زرد  :    3   ي ل ص ض

سبز :      4   و م د ژ

آبي  :     5   چ ن ط ظ 

نيلي :     6   ح خ ف

بنفش :     7  ع پ غ

صورتي :   8   ز ق ه

طلايي :     9  ر  ذ  گ

برای اينكه با چگونگي قضيه آشنا شويد  يك مثال مي آوريم در اينجا خانم ليلا جلالي را نمونه قرار مي دهيم ابتدا اسم و فاميل او را مي نويسيم:

ل    3

ی     3

ل     3

 ا      1

ج     1 

ل     3

ا      1

ل     3

ی     3

 

سپس اين اعداد را با هم جمع مي كنيم

  

331311333 =21  و  3 = 1 + 2 و باز هم 3= 0 + 3

 

 

عدد 3 مربوط به رنگ زرد است كه رابطه اي مستقيم با شخصيت او دارد به توضيحات مربوط به رنگ زرد مراجعه كنيد:

 

صورتي

دارای قدرت جسمی بالایی هستید . به خاطر اراده بالایی که دارید می توانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیک کنید . با مسئولیت ها به راحتی کنار می آیید و می توانید دیگران را در مشکلاتشان راهنمایی کنید . از نظر عاطفی قوی و عمیق هستید . برای رسیدن به هدف هایتان عشق به هم نوع در شما آنچنان زیاد است که به جز خدمت به بشریت مسئولیت دیگری ندارید . صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت است . در مقام یک رهبر می توانید موفقیت های بزرگی را در زندگی تان بدست بیاورید . برای رسیدن به هدف هایتان حتی سلامتی خودتان را نیز به فراموشی خواهید سپرد .

 

قرمز

بسیار جاه طلب هستید . و برای رسیدن به هدف هایتان مهم نیست که بقیه را نیز فدا کنید . قرمز رنگ نیروی حیاتی و جسارت است . همیشه سعی می کنید که روی صحنه به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید . بسیار خونگرم هستید و به سادگی تحریک می شوید . ممکن است در اوج شادی نیز به ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخم هایتان در هم برود . و در لاک خود فرو بروید . باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده تان به نحو و جهت مثبتی استفاده کنید . تا باعث افسردگی تان نشود . گاهی نیز به سرعت صبر و حوصله خودتان را از دست می دهید و به دیگران زور می گویید . یادتان نرود که هر کسی روش بخصوصی برای پیشرفت در زندگی دارد و آنچه را که فکر می کنید برای شما مناسب است ، ممکن است برای دیگران کاملا ً مضر باشد .

 

 

 

زرد

بسیار تیزهوش هستید . شخصیتی بسیار خوش بین و فعال دارید . هرگز در ابراز آنچه که می خواهید بر زبان بیاورید ، حرف کم می آورید . به خاطر زنده دلی ، ابتکار و مستعد بودن در روابط عمومی ، همیشه دور و برتان پر از دوستان متنوع خواهد بود . با وجودی که روحیه بسیار شادی دارید ، هرگز احساس رضایت نخواهید کرد ، مگر اینکه شادی هایتان را با دیگران تقسیم کنید . تنها ایرادی که می توانید داشته باشید ، قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شما را در خود غرق می کند . تا نتوانید مسیر زندگی تان را مشخص کنید . از طرف دیگر اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی استفاده کنید ، در آخر خواهید دید که بیشتر اهدافی را که شروع نموده اید ، نا تمام مانده اند . سعی کنید بر قدرت تمرکزتان بیافزایید و در هر زمان فقط روی یک هدف فعالیت داشته باشید .

 

طلايي

در هر چیزی فقط حد بالای آن می تواند رضایت خاطر شما را بر آورده کند . از طرف دیگر رفتار و کلامتان چنان جذابیتی در خود دارد که به ندرت ممکن است که کسی با شما آشنا شود ، ولی شیفته تان نشود . دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است . به ندرت ممکن است چهره افسرده ای به خود بگیرید . زیرا که به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید . می توانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیات تان را به دیگران هم یاد بدهید . در هر فعالیت گروهی به راحتی مورد توجه قرار می گیرید و مثل یک جادوگر افسانه ای می توانید تمام شرایط منفی را به بهترن موقعیت ها تبدیل کنید .

 

نيلي

زندگی شما بیشتر به زندگی انسان های عارف شباهت دارد و مردمی که با آنها سر و کار دارید ، نزد شما به گناهانشان اعتراف می کنند . با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دانیا دارید ، می توانید توان و شادی فوق العاده ای به افسردگان ببخشید . به جز روحیه و شخصیت نوع دوستی که دارید ، از یک حس ششم بسیار قوی نیز برخوردار هستید که این خود باعث می شود به راحتی از مشکلات مردم با خبر شوید . بسیار سخاوتمند و با قدرت هستید . عاشق زندگی و خانواده هستید و تنها وقتی از خودتان راضی می شوید که بتوانید عشق و علاقه تان را به دیگران ببخشید . بسیار عادل هستید و با کمترین بی عدالتی در مورد دیگران آزرده خاطر می شوید . اغلب افرادی را به خود جذب می کنید که به نوعی گرفتار هستند و برای طلب کمک به شما روی می آورند .

 

سبز

برایتان خیلی مهم است که برای خودتان برنامه روزانه تعیین کنید . نظم و انضباط برایتان اهمیت زیادی دارد . به ندرت ممکن است زندگی تان آشفته و بی هدف باشد . دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدی نزد شما می آیند . حرص زیادی برای کمک به دیگران و حل مشکلاتشان دارید . تکامل شخصیت برایتان ارزش بسیار زیادی دارد . و برای گسترده تر ساختن افق دانش خود ، هرگز از آموختن باز نخواهید ماند . تغییر و تحول برایتان چندان خوشایند نیست و بیشتر ترجیح می دهید که به جای پریدن از شاخه ای به شاخه دیگر ، روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید . برای اینکه کوتاه تر نظر نمایید باید سعی کنید هم زمان با زندگی و زمان حرکت کنید و کهنه ها را دور بریزید . احترام گذاشتن به آداب و رسوم و تشریفات گذشته بسیار با ارزش است . ولی با آنها زندگی کردن رکود ذهنی را نتیجه می دهد .

 

بنفش

عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید . و شاید هم به همین دلیل عشق به علوم غریبه در شما به حد کافی وجود دارد . همین مساله باعث خواهد شد که به رشته هایی چون تفکر روی بیاورید . هیچ اتفاقی را به راحتی قبول نخواهید کرد . مگر آنکه خودتان شخصا ً آن را تجربه کنید . اعتقاد بر این دارید که به هر چه نیازمند هستید در درون شما وجود دارد و در حل مشکلات سعی می کنید راه حل را در روح و درون خود بجویید . در رابطه با شرایط زندگی تان بسیار حساس هستید . و در واقع ذهن شما می تواند مثل یک گیرنده فعالیت کند . عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن با دیگران یکی از مشکلات بزرگ شما به شمار می رود .

 

آبي

به احتمال قوی ، دیگران شما را شخصیتی بدون تعارف و تشریفات می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توچه هستید . آزادی برایتان ارزش بسیاری دارد و هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم می شود و یا زیر نظر قرار دارید . اگر این همه دنبال تنوع هستید ، به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و از اینکه در هر تجربه ای درسی بزرگ نهفته است . به همین دلیل زندگی با تمام سختی ها و مشکلاتش برایتان لذت بخش است . روحیه سرکشتان باعث خواهد شد که کمتر در هر زمانی در یک جا بند شوید . و در زندگی و اجتماع شهرتی برای خود فراهم کنید . در هر محیطی که قدم بگذارید ، با استعداد مادرزادی که دارید خواهید توانست صلح و آرامش را در آنجا بر قرار کنید . گاهی که احساس منفی دارید ، بسیار تنبل می شوید و دلتان نمی خواهد که انرژی فراوانتان را در مسیری به مصرف برسانید . در یک چنین زمانی احتیاج به مکانی خلوت دارید تا تعادل زندگی و روحی را در خانه به وجود بیاورید .

  

نارنجي

شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید ، باعث شده که محبوب اجتماعی شوید . نشاطی را که از خود نشان می دهید ، آرزوی قلبی خیلی هاست . اغلب تجربیات زندگی تان رنگ عاطفی به خود دارد . شخصیتی بسیار جذاب و دوست داشتنی دارید . متاسفانه گاهی اوقات در مورد هر مساله ای بیش از اندازه غلو و زیاده روی می کنید . به حدی که بین عاطفه و منطق سرگردان می مانید . به نفع خودتان خواهد بود که بین عقل و احساس ، تعادل برقرار کنید . برایتان مهم است که خودتان باشید . بنابراین سعی کنید کمتر تحت تاثیر دیگران قرار بگیرید . به هر کاری که دست بزنید ، شاید نتوانید دیگران را راضی و خشنود کنید ، مگر این که دست از تقلید بردارید و آنچه را که از درونتان می جوشد ، ابراز کنید . در چنین صورتی است که بر قلب ها خواهید نشست .

 متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

 

آداب نماز جماعت

 

 

 

 به كوشش: فرهاد نشاط فر، كارشناس آموزش و پژوهش

 

 

 

 

 


 

1- به نماز جماعت اهميت بدهيد ترك نماز جماعت ،اگر از روی بي احترامي باشد،جايز نيست.

2- با خاطر ايرادات جزيي امام جماعت، نماز جماعت را ترك نكنيد.

3- در هر حال نماز جماعت تشكيل دهيد: حتي با دوستان و اهل خانواده

4- هيچ گاه نماز جماعت را به بهانه درس و كار و... ترك نكنيد.

5- هيچ وقتبه اميد با گام اينكه در نماز فردی حال بهتر و حضور قلب بيشتري داريد ،نماز جماعت را ترك نكنيد.

6- بهتر است قبل از اذان برای جماعت آماده شده باشيد

7- (اطرافيان خود را برای شركت در نماز جماعت تشويق كنيد ( با قول و عمل)

8- چنانچه قبل از اقامه ماعت نماز را فرادی خوانديد بهتر است دوباره نماز را با جماعت بخوانيد

9- برای شركت در نماز جماعت بهترين لباسهای خود را بپوشيد، و عطر بزنيد.     

10- پيش از حضور در جماعت، بوی بد لباس و اعضای بدن خود را از بين ببريد.

11- سعي كنيد از ابتدا به جماعت برسيد ؛تا فضيلت و ثواب تمام آنرا درك كنيد.

12- هيچگاه با اصرار از ديگران نخواهيد كه در بين صفوف به شما جا دهند.

13- در صف نماز  جماعت صفها را منظم تشكيل دهيد.

14- هيچگاه نسبت به ايستادن در كنار افراد ضعيف و فقير تكبر نكنيد.

15- مراقب باشيد، به جهت شرور و تكبر، در صف‌هاي جلو نايستيد و برای ريا در صف‌های عقب قرارنگيريد.

16- پای خود را روی جانماز و مهر ديگران نگذاريد.

17- متوجه نماز خود باشيد و از توجه ديگران و اعمالشان خودداری كنيد.

18- در اعمال نماز جماعت زياد از امام جماعت عقب نيفتيد.

19-دراز كار،صدای خود را به دري بلند نكنيد كه مزاحم ديگران بوده و تمركزشان را به بزند.

20- برای رسيدن به ثواب بيشتر، زود تكبير گفته و اقتدا كنيد.

21- هر گاه خواستيد در حال ركوع اقتدا كنيد، براي خبر كردن امام جماعت يكبار تكبير گفتن كافي است آنرا تكرار نكنيد و آيه صبر و ....نخوانيد.

22- در خواندن دعاهای پس از نماز ؛با ديگران هم صدا و هماهنگ باشيد.

23-پس از اتمام نماز،با برادران ديني احوالپرسی كرده و جويای احوال غائبين باشيد.

24-هيچگاه از امام جماعت درخواست نكنيد كه سرعت نماز را به دلخواه شما تنظيم كند.

25- درو وقت ورود و خروج،مراقب باشيد پای خود را روی كفش ديگران نگذاريد.

26- مستحب است بعد از گفتن قد قامت الصلوه امام جماعت ،مأموين برخيزيد.

27- اگر در صف‌های جماعت جا باشد ،مكروه است انسان تنها بايستد.

28-مكروه است مأموم ذكرهای نماز را طوری بگويد كه امام جماعت را بشنود.

29- پيامبر اكرم(ص) فرمودند: يك نماز جماعت بهتر است از چهل سال نماز فرادی در خانه.

30- شركت در نماز جماعت برای هر كس مستحب است به ويژه برای همسايه مسجد.

31-مستحب است كه انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.

32- نماز جماعت، هر چند اول وقت خوانده نشود، از نماز فرادی اول وقت بهتر است.

33- نماز جماعتي كه مختصر خوانده مي‌ شود،از نماز فرادايي كه طول بدهد بهتر است.

34- امام يا مأموم مي ‌توانند نمازی را كه به جماعت خوانده دوباره به جماعت بخوانند،در صورتي كه جماعت دوم و اشخاص آن غير از اول باشند.

35- فاصله امام و مأموم و فاصله صف‌ها زياد نبايد باشد.

36- كسي كه ايستاده نماز مي‌خواند، نمي‌تواند به كسي كه نشسته يا خوابيده نماز اقتدا كند.

37- مستحب است امام در وسط صف بايستد و اهل علم ،كمال و تقوی در صف اول بايستند.

 

 منبع : http://salat.irib.ir

 

لينکهای    
 هفته      

 

ویژه نامه فتح خرمشهر ، روز مقاومت و پیروزی

 

همت مضاعف و کار مضاعف سایبری

 

پايگاه مقالات علمی مديريت تولایی

 

ترافیک تهران رو آنلاین ببینید

 

فراگیری
آموزش آنلاین علوم کامپیوتر

 

ویژه نامه کنکور