مجله شماره شصت و یکم      

 سه شنبه 11 خرداد 1389                                                                            

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ 92 كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِـلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ 93 فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ 94 قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ 95 إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ 96 فِيهِ آيَاتٌ بَيِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ 97 قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَاللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ 98 قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاء وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ 99 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ 100

ترجمه فارسي مکارم

هرگز به (حقيقت) نيكوكارى نمى ‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى ‏داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد; و آنچه انفاق مى ‏كنيد، خداوند از آن آگاه است 92 همه غذاها(ى پاك) بر بنى اسرائيل حلال بود، جز آنچه اسرائيل (يعقوب)، پيش از نزول تورات، بر خود تحريم كرده بود; (مانند گوشت شتر كه براى او ضرر داشت) بگو: اگر راست مى ‏گوييد تورات را بياوريد و بخوانيد! (اين نسبت هايى كه به پيامبران پيشين مى ‏دهيد، حتى در تورات تحريف شده شما نيست!) 93 بنا بر اين، آنها كه بعد از اين به خدا دروغ مى ‏بندند، ستمگرند! (زيرا از روى علم و عمد چنين مى‏ كنند) 94 بگو: خدا راست گفته (و اينها در آيين پاك ابراهيم نبوده) است بنا بر اين، از آيين ابراهيم پيروى كنيد، كه به حق گرايش داشت، و از مشركان نبود! 95 نخستين خانه‏ اى كه براى مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد، همان است كه در سرزمين مكه است، كه پر بركت، و مايه هدايت جهانيان است 96 در آن، نشانه ‏هاى روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است; و هر كس داخل آن ( خانه خدا) شود; در امان خواهد بود، و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى ‏نياز است 97 بگو: اى اهل كتاب! چرا به آيات خدا كفر مى ‏ورزيد؟! و خدا گواه است بر اعمالى كه انجام مى‏ دهيد! 98 بگو: اى اهل كتاب! چرا افرادى را كه ايمان آورده ‏اند، از راه خدا بازمى ‏داريد، و مى‏ خواهيد اين راه را كج سازيد؟! در حالى كه شما (به درستى اين راه) گواه هستيد; و خداوند از آنچه انجام مى ‏دهيد، غافل نيست! 99 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! اگر از گروهى از اهل كتاب، (كه كارشان نفاق‏ افكنى و شعله‏ ور ساختن آتش كينه و عداوت است) اطاعت كنيد، شما را پس از ايمان، به كفر بازمى ‏گردانند 100

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

 

   امروز از جبین هر ذره صدها خورشید می دمد و از نگین هر قطره صدها چشمه نور امید می تابد.

   امروز در رویای هر ریشه صدها خرمن خورشید می شکفد و از هر گلبرگ رایحه صدها بهار می تراود.

   امروز از کوله بار هر واژه نور صدها کتاب می درخشد و از زبان هر حرف صدها شهاب می جهد.

   امروز هر جامی جهان نماست و  هر گامی گیتی پیماست.

   امروز خورشید نه بهانه ای دارد برای طلوع و نه نواله ای دارد برای سد جوع.

   امروز هر فانوس کور ، اقيانوس نور است و هر ستاره دور ، ونوس بلور است.

   امروز هر ذره خاك و هر تكه خاشاك ، ذوق پرواز به افلاك دارد و شوق نياز به ادراك.

   امروز هر قطره بر موج مي لغزد و هر ذره بر اوج مي رقصد. هر قطره  ، خواب دريا  را مي بيند و هر ذره ، سراب صحرا  را.

   امروز نه هيچ فواره اي عزم فرود دارد و نه هيچ سياره اي قصد قعود.

   امروز عصاره عصمت و سلاله عفت پاي بر عرصه وجود مي نهد و سرير نجابت و تصوير صداقت را فضيلت مي بخشد.

   امروز چشمه كوثر از ديار سحر مي جوشد و در عصر خطر بر قصر ستمگر مي خروشد.

   امروز در خانه محمد(ص) و خديجه (س) دختری ديده به جهان مي گشايد كه فخر زنان عالم است و شعر رهايي زن را مي سرايد.

ولادت او ميلاد كرامت زن است و ميعاد مرگ اهريمن.

اكنون در خجسته زادروز حضرت فاطمه زهرا (س) در حالي كه قلوب مومنان لبريز از شادي و شعف است ، خوشحالم كه از ژرفای جان و از اعماق عشق و ايمان اين روز بزرگ كرامت و شخصيت زن را به همه دلدادگان فكر و فضيلت و همه بانوان با شخصيت تبريك و تهنيت بگويم.

توفيق همگان را در طي طريق ايمان از درگاه خداوند منان مسئلت دارم. 

 

 

    

 

میلاد امام خمینی (ره)

                   

در بيش از ۱۱۰ سال پيش در يكي از خانه هاي معمولي ، در لحظه اي به بلنداي قامت تاريخ ، نوزادی با گريه لطيف خود ، گلخندی شيرين بر لب های كساني نشانيد كه در انتظار تولدش بودند. در آن زمان كسي نمي دانست كه نبض تاريخ در سينه  كوچك اين طفل  مي تپد. 

صد و ده سال پيش كسي گمان نمي كرد كه روزي اين جوانه سبز ، درخت تناوری خواهد شد كه مستضعفان جهان در پرتو رهبری هايش راه رهايي را خواهند پيمود و در سايه سار ازادگي اش خواهند غنود.

اكنون  از فراسوی  بيش از يك قرن بر بلندای اين قله رفيع كه عظمت آن ، چشم ها خيره مي سازد ، مي نگريم . آيا تا كنون انديشيده ايم كه مردم صد سال بعد ، درباره نوزاداني كه امروز ديده به دنيا مي گشايند ، چه خواهند گفت و شنيد و چه خواهند انديشيد !

... و ما اكنون در قبال  باروری نهال آنان چه رسالتي داريم؟!

شکوه و عظمت انسان های بزرگ در آیینه اندیشه و سیره آنان تجلی می یابد. انسان های بزرگ ، مسير تاريخ را رقم مي زنند و راه را براي رهروان هموار مي سازند. آنان نه تنها مسيرساز تاريخ اند ، بل كه خود در مقابل مسير از پيش تعيين شده تاريخ چون كوه مي ايستند و امواج سهمگين و خروشان آن را درهم مي شكنند.

امروزه انديشه امام خميني (ره) براي ما - مستضعفان جهان - يك راه و یک " خط مشي " است. تجليل از ايشان ، بزرگداشت ارزش هاي نهفته در تفكر و انديشه ايشان است. اين تبلور انديشه و سيره امام بود كه تاريخ شكن و تاريخ ساز عصر ماشد. امام با رهبری ملتی بپاخاسته در برابر بيست و پنج قرن خودكامگي ايستاد و پيامبرانه با دميدن روح خدايي بر روح هاي خفته و دل هاي افسرده مستضعفان ، سدی پولادين در برابر استكبار جهاني به پای داشت. پيام حيات بخش او ، آرام آرام قلب ها را تسليم و روح ها تسخير كرد. مومنان عاشقانه مريد او شدند و ستم ديدگان عالم مشتاقانه به او دل بستند. 

آيا به رمز و راز اين پيروزي بزرگ انديشيده ايد؟ امام با تكيه بر كدام قدرت در برابر همه ابرقدرت ها ايستاد ؟ او جز خدا نينديشيد و جز از او نهراسيد.

ما اكنون در سالگرد ميلاد اين مجدد قرن ، بايد روح رسالت اسلامي - انساني ايشان را از خلال افكار و انديشه هاي ايشان بيابيم و با  تمام توان به سوي تحقق آن بشتابيم. در اين فرايند ، ما با دو عنصر روبه رو هستيم :

   الف - انديشه هاي بلند امام كه در حجم عظيم آثار گرانبهاي گفتاري و نوشتاري ايشان متبلور است ؛

   ب - ويژگي های جامعه شناختي و نيازهاي امروز ملت ايران ، ملتي كه براي تجديد عظمت و عزت و اقتدار آنان بپاخاست.

در اين تكاپوي دو وجهي ، بايد فراز و نشيب هاي هر دو محور را بپوييم و فرازهاي راهگشا را بجوييم . در يك چشم انداز گذرا ، اما با نگاهي پويا درمي يابيم كه امام تا چه پايه به دو عنصر " قانون مداری " و " مشاركت هاي مردمي " بها مي داد و ارج مي نهاد .

حضرت امام (ره ) ضمن تاكيد بر حضور فعال و مشاركت همه جانبه مردم در همه امور حكومت و جامعه ، قاطعانه زنگارهاي خودكامگي و خودمحوري را از سيماي تصميم سازان مي سترد و در هر زمينه و زمانه ، بر اجراي قانون پاي مي فشرد.

اكنون  در قرني كه با " بود " ها و " رهنمود" هاي آن بزرگوار زيسته ايم و بر " نبود" هايش دردمندانه گريسته ايم ، با روح بلندش پيمان مي بنديم كه همان گونه كه او خود به ما آموخت ، با قامتي به بلنداي ابديت در برابر ظلم و زور بايستيم و در پرتو  رهنمودهاي گران سنگ او ، خط روشن او را قاطعانه پي گيريم.

 

 

 

رحلت امام خمينی (ره)

 

             از غم دوست در این میکده فریاد کشم

             دادرس نیست که در هجر و غمش داد کشم

             سال ها می گذرد حادثه ها می آید 

             انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

 

۲۱ سال پيش  قلبي از تپش  و چشمي از نگرش باز ايستاد كه آن قلب ، قلب انقلاب و  آن چشم ، چشمه آفتاب بود. طومار حيات ظاهريش درهم پيچيده و مرگش فرا رسيده بود. مرگ هميشه نماد نيستي و نشانه نابودي است ؛ اما در اينجا مرگ بود كه مرد! و گل نيستي بود كه فسرد ! او مرگ را درهم شكست و به ابديت پيوست.

خاك ، پيكر بزرگ مردي را در آغوش كشيد كه هز هر رگ او هزار چشمه حيات جوشيد و هزار جويبار زندگي خروشيد.

اگر خاك  ، سرو قامت  ما را در دل خود نهفت ، از هر شاخسارش هزار گل قيام شكفت و اگر صرصر اجل ، ساقه صنوبر ما را خميد، از هر ريشه اش هزار جوانه سبز انديشه روييد. 

    چه زيبا نوشت يكي از نشريات عربي پس از ارتحال امام كه :

    " شايد غيبت (امام ) خمينی ، آغاز ظهور او باشد." 

    آری :

   سعديا مرد نكونام نميرد هرگز          مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند

 

چگونه او را مرده پنداريم  در حالي كه هنوز فرياد تندرآساي او بر بلندترين چكاد فطرت ، بنياد استكبار را مي لرزاند و خنجر تسليم را بر حنجر خصم مي نشاند؟!

چگونه پژمردگي گل روي او را باور كنيم در حالي كه عطر حضور او ، صحن و سراي شهر و ديار ما را آكنده و به  همه جا رايحه روح بخش ايمان پراكنده است؟!

چگونه غروب خورشيد او را تصور كنيم در حالي كه فروغ رهنمودهايش رهنمون انقلابيون جهان است؟!

چگونه سكوت او را بپذيريم در حالي كه خروش هر تندر ، يادآور فرياد بيدارگرانه اوست ؟! هر بامداد ،حرير سپيده را استمرار  ردای سپيد او مي بينيم و پگاه را برق نگاه او؟!

امام خميني (ره) معمار بزرگ و بنيانگذار سترگ نظام جمهوري اسلامي ايران است. همه انديشمنداني كه دل در گروي ارادت آن متفكر فرزانه دارند، گوش جان به انديشه جاودانه او مي سپارند.

نسل امروز ما بيش از آن كه نيازمند تعريف و تمجيد از امام (ره) باشد، نيازمند كشف و تبيين جوهر انديشه و ديدگاه اوست كه نه تنها جامعه اي را متحول كرد، بلكه راهگشاي تأسيس نظامي مردم گرا بر پاية پاسخگويي به نياز هاي زمانه شد.

او از ميان رفتارهاي مدرن سياست و حكومت در جهان امروز ، قالبي براي حضور فعال دين در عرصة اجتماع برگزيد و جمهوری اسلامي را به عنوان ميراثي نو كه بايد در برگيرنده اصالت هاي ديني و تجربه هاي بشري ما شود، به يادگار نهاد. اعتقاد او توانمندی دين در پاسخگويي به نياز هاي متغير انساني و اجتماعي دوره هاي مختلف بود؛ اما از آنجا كه آزادي و آزادگي جانماية انديشه های او بود و در سلوك عملي و بيان نظر همواره به طرز وسواس آميزی نگاهبان اين مرزها بوده و نيز از آنجا كه اخلاق و موازين توجيه ناپذير اخلاقي همواره بر رفتار سياسي او غلبه داشت، هرگز نگذاشت تصلّب در انديشه، تقديس در قدرت و انجماد در مديريت به اين اعتقاد استوار راه يابد. 

او به جهاني بزرگ مي انديشيد و انديشه اش قابليّتي داشت كه نه تنها غير شيعه كه غير مسلمان را نيز در بر مي گرفت. امام خميني (ره) ميان شريعت و رأي مردم پلي استوار زد و به موجب آن پايگاه اجتماعي حكومت ديني را براي هميشه تعريف كرد. تجلّي اين مهم، وضع نظامي بود كه بايد اساس آن خرد گرايي ديني و مديريت عقلاني جامعه باشد و مردمي كه در آن بايد داراي حق و حرمت و آزادی باشند.

حضرت امام به سياست و حكومت به عنوان يك مسئوليت مذهبي مي نگريست. آيا امام در اين ميان به دنبال حاكميت تحجّر و فرو كاستن جايگاه عقل در رفتارهاي سياسي خود به نام حاكميت دين بودند؟ يا آن كه از فرايند رابطه اي تلازمي ميان عقل و شرع، براي عقل به عنوان عنصری فعال و سازنده در استنباط احكام و دريافت كتاب و سنت، اصالت قائل بودند و در تحليل و تطبيق قواعد فقهي بر مصاديق آن، شرايط زمان و مكان را مبناي بسياري از ره يافت هاي امروزين براي ايجاد توسعه سياسي و يا يك رويكرد اصلاحي از ميان سنت ها و انديشه اسلامي قرار مي دادند و از اين رهگذر پيوندي متين و همه جانبه ميان سنت اسلامي ما و مسايل دوران مدرن بر قرار كردند كه متأسفانه تا كنون هرگز به طور جدي مورد توجه و تحقيق عالمان و كارشناسان حوزه و دانشگاه قرار نگرفته است. 

امام (ره) راه رشد و شكوفايي اجتهاد را در آزادي نظريات مختلف فقهي مي دانست:

   "در حكومت اسلامي هميشه بايد باب اجتهاد باز باشد و طبيعت انقلاب و نظام همواره اقتضا مي كند كه نظرات اجتهادي- فقهي در زمينه هاي مختلف و لو مخالف با يكديگر آزادانه عرضه شود و كسي توان و حق جلوگيري از آن را ندارد  " 

 (صحيفه نور، ج21، ص47)

ايشان نفي آزادي را موجب سقوط بشر مي دانند:

انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادي او و تسليم در برابر ساير انسان هاست. 

(كلمات قصار امام خميني (ره)، چاپ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، 1327، ص112)

در نظام جمهوري اسلامي هر انديشمند مي تواند آزادانه انديشة خود را بيان دارد و دولت اسلامي جز با زبان منطق بر خورد نمي كند. امام (ره) برای بستن راه تنگ نظران و افراد كم ظرفيت فرمود: 

دولت اسلامي يك دولت دموكراتيك به معناي واقعي است   و هركس مي تواند اظهار عقيدة خودش را بكند و اسلام جواب همه عقايد را به عهده دارد و دولت اسلامي تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد.(صحيفه نور، ج1،ص410)

حضرت امام (ره) احترام زيادی برای انسان ها قائل بود. هم در حوزه هنگام تدريس براي طلبه ها و هم براي شخصيت های بزرگ علمي. ايشان اجازه مي داد تا افراد نظریات خود را بيان كنند و سپس با آن ها بحث مي كرد و اجازه مي داد تا استعداد آن ها شكفته شود. شاگردان حضرت امام (ره) هيچ وقت سطحي نگر نبودند و در تئوري های علمي آن قدر به عمق مي رفت كه به راحتي مي توان گفت بهترين روش هاي تحقيق را مي توان در حضرت امام (ره) يافت. لهذا شاگردان او امتياز خاصي بر سايرين دارند.  ايشان در نفي سانسور مطبوعات مي فرمايند:

بايد وكلای پارلمان مبعوث از ملت باشند، بايد دولت ها ملي باشند. بايد اختناق از مطبوعات برداشته شود و سازمان نظارت در آن ها نكنند و آزادی را از ملت مسلمان سلب ننمايند. (صحيفه نور، ج1،ص410)

او مردم را توده اي نا بالغ كه نيازمند قيّم هستند، نمي انگاشت. آن ها را انسان هايي برتر و فداكار تر از مسلمانان صدر اسلام و زمان ائمه مي دانست. او با انگشت گذاشتن بر زمينه استعداد هاي فطری نهفته در مردم، به توان افزايي آن ها همت گماشت تا آن ها خود با اراده، خود باوری و اختيار راه درست را برگزينند و در مسير معنويت، عدالت و آزادی پيش روند. ما درس مردم سالاری را در پای مكتب عملي او فراگرفته ايم.

راه پرهيز از اشتباه مسئولان، آزادي انتقاد و بيان است. امام (ره) در اين باره رهنمودی جالب دارند:

اشتباهات را هميشه بايد گفت. اشتباهات را كسي نمي تواند (ناديده بگيرد)  همه آزادند در گفتن، بنويسند، بگويند، در روزنامه ها بنويسند. 

(صحيفه نور، ج6،ص152)

از نظر امام (ره) ، مردم رشيد، بالغ و صاحب نظرند و خودشان بايد سرنوشت خود را رقم بزنند. بديهي است مردم مي توانند و بايد نظريات و افكار خود را آزادانه بيان كنند:

اختيار مردم دست خود مردم است. وكلايشان را خودشان تعيين مي كنند. وكلاهم خودشان تعيين مي كنند دولت را  تحميل در كار نيست. 

( صحيفه نور ، ج6، ص152)

از نظر امام ميزان رأي ملت بود، تأكيد مي كردند كه كسي حق ندارد به اين عنوان كه مردم اشتباه مي كنند خلاف تصميم مردم و خلاف رأي مردم عمل بكند. مردم اگر اشتباه هم مي كنند، بايد گذاشت اشتباه بكنند. آن جمله كه ميزان رأي ملت است جمله معروف ايشان است؛ يعني در هر مسئله و موضوعي ميزان رأي ملت است و هر چيزي و هر نظري در مقابل رأي ملت قرار گرفت نبايد به آن عمل كرد.

امام (ره) معتقد بود آزادی مردم تا بدان پايه ارزشمند و قابل احترام است كه مردم هر عصر و دوره اي مي توانند حكومتي را كه پدران آنان و نسل پيشين برگزيده اند، در صورت تمايل دگرگون سازند. 

  ايشان در 12 بهمن 57 در بهشت زهرا در نطق تاريخي خود فرمودند:

ما فرض مي كنيم كه يك ملّتي تمامشان رأي دادند به يك نفري سلطان باشد. بسيار خوب، اين ها از باب اين كه مسلط بر سر نوشت خودشان هستند، رأی آن ها براي آن ها قابل عمل است؛ لكن اگر يك ملتي رأي داد، ولو تمامشان به اين كه پسر اين سلطان هم سلطان باشد. به چه حق است؟ ملت بيست سال پيش از اين، سرنوشت ملت بعد را معين مي كند؟ سرنوشت هر ملّتي به دست خودش است.(همان )

امام در پاسخ او ريانافالاچيخبر نگار ايتاليايي در تعريف و تبيين آزادي مي فرمايد:

آزادی يك مسئله اي نيست كه تعريف داشته باشد. مردم عقيده شان آزاد است. كسي الزامشان نمي كند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد. كسي الزام به شما نمي كند، كه حتماً بايد اين راه را برويد. كسي الزام به شما نمي كند كه بايد اين را انتخاب كني  آزادی يك چيز واضحي است.(صحيفه نور، ج9، ص88)

امام آزادی را موهبتي الهي مي دانند نه اجازه ای حكومتي:

حق اوليه بشر است كه من مي خواهم آزاد باشم. من مي خواهم حرفم آزاد باشد. من مي خواهم مستقل باشم. من مي خواهم خودم باشم. 

(همان منبع، ج3،ص207)

و در جای ديگر همين موضوع را بيشتر توضيح مي دهند:

مگر آزادی اعطا شدني است؟ خود اين كلمه جرم است. كلمه اين كه اعطا كرديم آزادي را اين جرم است. آزادي مال مردم است. قانون آزادي داده، خدا آزادی داده به مردم، اسلام آزادي داده، قانون اساسي آزادي داده به مردم، اعطا كرديم چه غلطي است؟ به توچه كه اعطا كني، تو چه كاره هستي (همان منبع، ج2، ص67)

 

سالروز ارتحال جانسوز امام مستضعفان و رهبر پابرهنگان حضرت امام خميني(ره) را به همه آزادانديشان جهان تسليت مي گوييم و بر پيروي از رهنمودهاي رهايي بخش او پای مي فشريم.

 

 

 

انتخاب آيت الله خامنه ای به رهبری

 

نكته مهمي كه در ايام رحلت جانگداز امام خميني (ره ) در خور نگرش عميق تری است ، مسئله جانشيني امام است. روزهای آخر عمر امام راحل ، رسانه های غربي و تحليل گران سياسي ، رحلت امام را آغاز جنگ داخلي و درگيری های خونين بين رقباي مذهبي و سياسي و مدعيان جانشيني رهبري مي دانستند ؛ ولي هنوز پيكر پاك امام بر زمين بود كه قلب زمان از تپش باز ايستاد . مجلس خبرگان با اكثريت آراء حضرت آيت الله خامنه اي را به رهبری برگزيد.

يكي از نشريات بزرگ غرب نوشت : انتخاب رهبر جديد ، ناظران سياسي را شوكه كرد! ( ديلي نيوز، ۱۶/۳/۶۸)

در ادامه مقال بحث جالب " آزادی انديشه " را در بيان و نگاه آيت الله خامنه اي به بررسي مي نشينيم:

 

آزادی انديشه دراندیشه آیت الله خامنه ای

آيت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب ، آزادي انديشه را از اهداف اصيل انقلاب مي دانند:

آزادی تفكّر، قلم و بيان، نه يك شعار تبليغاتي، بلكه از اهداف اصلي و اصيل انقلاب اسلامي است. 

ايشان توليد فكر و انديشه را يك ارزش عمومي مي شمارند و اعاده هويت و عزّت جهان اسلام را وابسته به آن مي دانند:

بايد توليد نظريه و فكر تبديل به يك ارزش عمومي در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاي گوناگون عقل نظري و عملي، از نظريه سازان، تقدير به عمل آيد و به نو آوران جايزه داده شود و سخنانشان شنيده شود، تا ديگران نيز به خلاقيّت و اجتهاد تشويق شوند. بايد ايده ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامي با يكديگر رقابت كنند و مصاف دهند تا جهان اسلام اعاده هويت و عزّت كند و ملّت ايران به رتبه اي جهاني كه استحقاق آن را دارد، بار ديگر دست يابد. 

رهبر معظم انقلاب تأكيد مي كنند كه همه جوانان بايد تحليل گر مسايل سياسي باشند:

بنده دلم مي خواهد شما جوانان، چه دختر و چه پسر و حتي دانش آموزان مدارس روي ريزترين پديده سياسي دنيا فكر كنيد و تحليل بدهيد. گيرم كه تحليلي بدهيد كه خلاف واقعاً باشد، خوب اشكالي ندارد. خدا لعنت كند دست هايي را كه تلاش كردند و مي كنند كه قشر جوان ما را غير سياسي كنند. مگر يك كشوري كه جوان هايش سياسي نيستند، مسايل سياسي را نمي فهمند و تحليل درست ندارند، مي توانند با تكيه بر ملت، حكومت و حركت و مبارزه و جهاد كنند؟ نفع حكومت هاي ديكتاتور در دنيا به اين است كه مردم سياسي نباشند. مردم درك سياسي، تحليل و شعور سياسي نداشته باشند. اما يك حكومتي كه مي خواهد به دست مردم كاري بزرگ انجام دهد، نظام را مي خواهد با تكيه بر مردم و قدرت بي پايان آن ها به سر منزل مقصود برساند، مردم را همه چيز نظام مي داند، مگر مي شود به ويژه جوان ها در چنين نظامي غير سياسي باشند؟ مگر چنين چيزي شدني است؟

ايشان به علما و روحانيون تأكيد مي كنند:

علما و روحانيون ان شاءالله به همه ابعاد و جوانب مسئوليت خود آشنا هستند؛ ولي از باب تذكر و تأكيد عرض مي كنم. امروز كه بسياری از جوانان و انديشمندان در فضاي آزاد كشور اسلاميمان احساس مي كنند كه مي توانند انديشه هاي خود را در موضوعات و مسايل مختلف اسلامي بيان دارند، با روي گشاده و آغوش باز حرف هاي آنان را بشنوند، و اگر بي راهه مي روند با بياني آكنده از محبت و دوستي راه درست اسلامي را نشان آن ها دهيد  

 سالروز انتخاب حضرت آيت الله خامنه ای را توسط مجلس خبرگان رهبری به ملت ايران تبريك و تهنيت مي گويم.

 

 

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

( قسمت چهارم )

  فائزه عظیم زاده اردبیلی

 

 

سازماندهی

1- سازمان و سازماندهی

یکی دیگر از ارکان مدیریت، سازماندهی است . سازمان مجموعه مرکبی است از واحدهای جزئی که هریک به سود بقیه، عهده دار انجام کار معینی هستند . (65)

سازماندهی نیز تجویز چرخه روابط رسمی بین افراد یک سازمان و منابع آن، به منظور دست یابی به اهداف آن است . (66)

2- مبانی سازماندهی و عملیات آن (67)

برای سازماندهی، مبانی مختلفی چون هدف، وظیفه، نوع تولید، عملیات، منطقه عملیات، ارباب رجوع یا مشتری وجود دارد .

از مهمترین مسائل در سازماندهی و تجدید سازمان، گزینش و بکارگیری افراد درستکار و شایسته در سازمان است . حضرت علی در نامه ای خطاب به مالک اشتر ملاکهای گزینش کارگزاران را بیان می فرماید; از جمله اصالت مذهبی و خانوادگی، تقوا، شرم، حیا و حزم; (68) نکته مهمی که امام در این گزینش به آن اشاره می کنند والقدم فی الاسلام المتقدمة است یعنی کسانی را برگزین که در اسلام پیشگام تر بوده اند . در جای دیگر حضرت در سازماندهی نیروهای یک مدیر می فرماید: لا تتکل فی امورک علی کسلان; بر انسانهای کسل در کارهایت تکیه نکن (69)

تقسیم کار

در تئوری حضرت امیر علیه السلام تقسیم کار یکی از مبانی و اصول مدیریت است; زیرا مدیر بوسیله تقسیم کار می تواند به اصل کنترل و نظارت مبادرت کند و بدون تقسیم کار این امر باطل است .

وظایف داخل یک سازمان یا اداره به دو بخش عمده تقسیم می شود:

1- وظایف خاص مدیریت

2- وظایف مربوط به اجرای عملیات . (70)

1- اهمیت تقسیم کار:

هانری فایول می گوید: تقسیم کار یکی از قوانین طبیعی است که منظور از آن بدست آوردن نتیجه بهتر و زیادتر است . هرچه عملیات سازمان توسعه یابد، اهمیت تخصص و تقسیم کار بیشتر می شود . در تقسیم کار باید از تمایلات طبیعی افراد استفاده کرد; زیرا افراد کاری را که از عهده انجام آن بخوبی برمی آیند ; با میل بیشتری قبول می کنند و این عمل به کارآیی آنها می افزاید . این تقسیم کار باید در اموری باشد که عرفا نیاز به آن هست; در اموری که فقط به خدمات یک نفر نیاز هست تقسیم کار مفهومی ندارد . (71)

در مکتب امیرالمؤمنین علیه السلام تقسیم کار بر اساس شایستگیها انجام می پذیرد . مدیر امور را بر مبنای لیاقت و شایستگی افراد توزیع می کند . اگر مجاری امور، مشخص و معین نباشد و به اصل تقسیم کار توجه نشود، امور مختل می گردد و حتی در برخی موارد اصطکاک ایجاد می شود . وظیفه مدیر و حاکم اسلامی تبیین وظایف است . رعایت اصل لیاقت از احراز مشاغل بر مبنای جایگزینی روابط بر ضوابط جلوگیری می کند .

و فی الله لکل سعة و لکل علی الوالی حق بقدر ما یصلحه و لیس یخرج الوالی من حقیقة ما الزمة الله من ذلک الا بالاهتمام و الاستعانة بالله و توطین نفسه علی لزوم الحق و الصبر علیه فیما خف علیه او ثقل; برای تمامی این گروهها نزد خداوند گشایشی است و هریک به مقدار اصلاح کارشان بر حاکم حق دارند، والی نسبت به انجام وظایفی که خداوند برعهده او گذاشته است توفیق پیدا نمی کند; مگر به کوشش و کمک خواستن از خداوند و مهیا ساختن خود بر ملازمت حق و شکیبایی و استقامت در برابر آن; خواه بر او سبک باشد، خواه سنگین . (72)

کار انجام شدنی باید به یک فرد و یا واحد اداری مناسب اختصاص یابد . مدیران نباید خود کارهای عملی فراوانی را عهده دار شوند و یا در گسترش سرپرستی مستقیم بکوشند .

پس از دسته بندی کارها باید برای هر قسمت مسؤولی را انتخاب و حدود اختیارات او را مشخص کرد . حضرت علی علیه السلام در ادامه نامه خود به مالک اشتر می فرماید: واجعل لراس کل امر من امورک راسا منهم لا یقهره کبیرها و لا یتشتت علیه کثیرها; ای مالک! باید برای هر کدام از کارهایت یک رئیس انتخاب کنی، رئیسی که کارهای مهم او را مغلوب نسازد و کثرت کارها او را پریشان و خسته نکند . (73)

امام علیه السلام همچنین در وصیت به امام مجتبی علیه السلام می فرماید: واجعل لکل انسان من خدمتک عملا تاخذه به فانه احری ان لا یتواکلوا فی خدمتک ; فرزندم! برای هریک از زیردستانت کاری تعیین کن تا اگر آن را انجام نداد او را مؤاخذه و بازپرسی کنی; زیرا این روش سزاوارتر است تا یکدیگر را وانگذارند . (74)

هماهنگی

مدیر تشکیلات با یک سلسله حرکتها و برنامه های منظم، واحدهای مختلف سازمان را به یکدیگر ارتباط می دهد و عامل اصلی برای ایجاد پیوند بین افراد و واحدهای سازمان می باشد . هماهنگی و هم سویی در یک سازمان از چنان اهمیتی برخوردار است که هرگاه در مجموعه ای وجود نداشته باشد آن مجموعه دیگر مجموعه نخواهد بود و مدیری که قادر به ایجاد این هماهنگی در سطح سازمان خود نباشد، مدیر نیست . مسائلی که در هماهنگی باید در نظر گرفته شود، عبارتند از:

1- تقویت انسجام سازمان

2- توزیع تلاشها بین همه افراد و واحدها

3- جلوگیری از اصطکاک و خنثی سازی

4- بازدهی بیشتر و بهتر در مقابل زحمت کمتر

5- سرعت بخشیدن به کارها

6- تقویت روابط انسانی و افزایش محبت

در مدیریت اسلامی، وحدت و هماهنگی از اصول بنیادی محسوب می شود; زیرا امامت سازمان امت را از طریق آموزشهای گوناگون فکری و عملی با پیوندهای مختلف به یکدیگر مرتبط می سازد . (75)

در واقع تقسیم کار و طبقه بندی وظایف و نیز هماهنگ کردن عملیات واحدها در یک سازمان در تشکیل سازمان اهمیت بسزایی دارد: یکی از طرق مؤثر، هماهنگ کردن عملیات، تقویت ریاست سازمان است . هر واحد در یک سازمان مانند چشم و گوش رئیس سازمان است . یکی از اصول هماهنگی، تقابل در هماهنگی است ; به عنوان مثال، اگر یک سازمان از چهار واحد (الف)، (ب)، (ج) و (د) تشکیل شده باشد، کافی نیست که فقط واحد (الف) با سه واحد (ب و ج و د) هماهنگ باشد، بلکه واحد (ب) با سه واحد دیگر و همینطور سایر واحدها با واحدهای دیگر می توانند تضمین کننده یک هماهنگی کلان در یک سازمان باشد . (76)

تصمیم گیری

یکی از بزرگترین و مهمترین ارکان مدیریت که می تواند رمز شکست و یا موفقیت مدیر باشد، تصمیم گیری است . امیرالمؤمنین علیه السلام رای افراد عاقل را موجب نجات آنان می داند: رای العاقل ینجی (77) و نیز می فرماید: رای الرجل میزان عقله (78); میزان عقل مرد، اندیشه اوست .

تصمیمهای صحیح و عاقلانه، امور مختلف سازمان را نظام می دهد و حرکت و ارتقا به سوی اهداف را رقم می زند; چه بسا تصمیم گیری دقیق که موجب کمال سعادت انسان شمرده شود . حضرت می فرمایند: اذا اقترن العزم بالحزم کملت سعادة (79); هنگامی که تصمیم با دقت همراه شود، سعادت کامل می شود .

1- جریان تصمیم گیری و تئوری سیستم

نقش مدیر از دید تئوری سیستم حاوی دو جنبه عمده (80) و قابل بحث می باشد: جنبه اول: آنکه می تواند فعالیت و وظیفه اصلی مدیر در هر سازمان را به تصمیم گیری در مورد مسائلی از قبیل سیاستهای اجرایی، مقررات، روشها، نیروی انسانی . . . بیان نمود و جنبه دوم آنکه جریان تصمیم گیری از طریق یک سیستم فعال بین داده ها و ستاده ها (81) شکل می گیرد . در یک سیستم درست، مدیران بر اساس نتایج حاصل از تصمیم گیریهایشان ارزیابی می شوند; معمولا مدیران بنا بر ضرورت حرفه ای تصمیم گیرنده اند ولی بیشتر آنان از اینکه چگونه از تحلیل به تصمیم برسند، ناتوانند . تصمیم گیری فرایندی است که در شرایط مختلف مدیران تصمیمات مختلف می گیرند که ارتباط مستقیم با مساله یابی دارد تا یک مدیر مساله یابی نکند و مسائل را نشناسد، نمی تواند آن را حل کند; لذا در تعریف تصمیم گیری باید بگوییم:

تصمیم گیری فرایندی را تشریح می کند که از طریق آن راه حل مساله معینی انتخاب می گردد . (82)

2- مراحل تصمیم گیری

با توجه به مسائل ذکر شده در صفحات قبل، تصمیم گیری نیاز به شش مرحله دارد:

1- 2- تشخیص و تعیین مشکل اساسی در سیستم

2- 2- یافتن راه حل ممکن برای مشکل شناسایی شده

3- 2- انتخاب معیار و ملاک جهت سنجش و ارزیابی راه حلها

4- 2- مقایسه راه حلها با هم و بررسی نتایج هر راه حل

5- 2- سنجش راه حلها با توجه به معیاری که در بند (3- 2) تعیین گردید و نتایج بدست آمده در (4- 2)

6- 2- انتخاب یک راه حل مناسب از بین همه راه حلها (83)

به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام برای هر مشکلی راه حلی هست ولیکن یافتن آن نیاز به تدبیر دارد: لکل ضیق مخرج (84); برای هر تنگنایی راه خروجی هست .

کسی که آرا و راه حلهای مختلف را بیازماید، می تواند لغزشگاهها را با دید وسیع بشناسد .

حضرت علی علیه السلام می فرماید: من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء (85); کسی که از آرای گوناگون استقبال کند، لغزشگاهها را خواهد شناخت . و نیز می فرمایند: اضربوا بعض الرای ببعض یتولد منه الصواب (86); افکار مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید; راه صحیح از آن به دست خواهد آمد .

3- عوامل مؤثر (لوازم) در تصمیم گیری

در چرخه تصمیم گیری عوامل زیادی دخیل هستند . تصمیم گیریها در خلا صورت نمی گیرد و عوامل محیطی، درونی، فرصت زمانی، همه و همه در تصمیم گیری مؤثرند . تصمیمات معمولا دو بخش هستند: 1- تصمیمهای متعارف (عادی) 2- تصمیهای غیر متعارف (غیرعادی .) معمولا تصمیماتی که بر اساس خط مشی روشهای اجرایی، قوانین و عادات گرفته می شوند، از نوع متعارف هستند و وقت زیادی از مدیر می گیرند، ولی آنچه مهم است و عوامل شکست مدیران را معمولا ایجاد می کند تصمیمات غیر متعارف هستند; تصمیماتی که در رابطه با مشکلات و وضعیتهای غیر معمول اخذ می شوند . (87)

از جمله عوامل مؤثر در تصمیم گیری عبارتند از:

الف - عاقبت اندیشی و دوراندیشی:

هنگام تصمیم گیری باید به عواقب و جوانب امر بیندیشیم و نتایج آینده آن را لحاظ کنیم . امیرالمؤمنین علیه السلام در این خصوص می فرماید: و ناظر قلب اللبیب به یبصر امده و یعرف غوره و نجده (88); چشم دل انسان خردمند پایان کارش را می بیند و نشیب و فراز خویش را می شناسد .

مولوی در کتاب مثنوی موضوع عاقبت اندیشی را چنین می بیند:

حبذا دو چشم پایان بین راد

که نگه دارند دین را از فساد

آنکه پایان دید احمد بود که

دید دوزخ را همینجا توبتو

دید عرش و کرسی و جنات را

بردریده پرده غفلات را

گر همی خواهی سلامت از ضرر

چشم ز اول بند و پایان را نگر (89)

عاقبت نگری در کارها که در واقع نگرشی عمیق به آینده است از اصل آینده نگری سرچشمه می گیرد و این اصل از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است . المؤمنون هم الذین عرفوا ما امامهم . (90); مؤمنان کسانی هستند که آینده خویش را می شناسند .

ب - ابهام زدایی: یکی از وظایف مدیر جهت ایجاد هماهنگی این است که از هرگونه حرکتی که به این هماهنگی ضربه می زند، قاطعانه بپرهیزد . اسلام دین صفا، صمیمیت و محبت است . یکی از حرکات شیطانی که می تواند ساختار یک سازمان را بر هم ریزد اصل نجوی است . در گوشی صحبت کردن یکی از اعمال شیطانی جهت فتنه انگیزی است: انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا (91); در گوشی سخن گفتن از اعمال شیطان است و منافقان با چنین عملی می خواهند مؤمنان را دلتنگ و اندوهناک کنند .

مدیر موفق کسی است که از هرگونه حرکت و اعمال ابهام آور و شبهه انگیز در محیط کار ممانعت و پیشگیری کند و اجازه ندهد رفتار و گفتار مشکوک و چند پهلو سازمان موفق او را به انحطاط بکشد و ذهن کارکنان را مغشوش سازد . ابهامات و شبهات ایجاد شده می تواند در تصمیمات مدیر مؤثر واقع شود .

ج - مشورت: مشورت از ماده شور به معنای استخراج رای و نظر صحیح است . مشورت، عامل بازدارنده از استبداد رای و شخصیت دهنده زیردستان، مشوق و محرک افراد برای همکاری، باعث ایجاد هماهنگی صمیمانه و مشارکت در عقل دیگران و به دست آوردن رای صحیح است . در این خصوص حضرت امیر علیه السلام فرموده اند:

من استبد بدایه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها (92); هرکس مشورت نکرد، تباه گشت و هر که با خردمندان با تجربه شور کند با آنها در خردهایشان شریک می شود .

در اسلام مشاور و مشورت گیرنده حقوق متقابلی دارند . محفوظ بودن حق تصمیم برای سرپرستان و شیوه مشورت از جمله اموری است که بایستی بدانها توجه شود . (93) مشاور باید عاقل، دلسوز و با تجربه باشد . انسانهای بخیل و حریص و ترسو نباید طرف مشورت قرار گیرند . چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: اطع العاقل تغنم (94); از انسان دانا اطاعت کن تا بهره مند شوی .

 

ادامه دارد ...

 

جمله      
 مديريتی
    

 

امید

 

 

وقتی در شادی بسته می شود، در ديگری باز مي شود. ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خيره می مانيم كه دری كه برايمان باز شده را نمی بينيم.

 

When the door of happiness closes, another opens;
But often times we look so long at the
Closed door that we don't see the one,
Which has been opened for us

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ الْبَرْقِيّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْقَمّاطِ عَنِ الْحَلَبِيّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنّطِ النّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللّهِ وَ لَمْ يُرَخّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اللّهِ وَ لَمْ يَتْرُكِ الْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ أَلَا لَا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهّمٌ أَلَا لَا خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبّرٌ أَلَا لَا خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَكّرٌ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَلَا لَا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهّمٌ أَلَا لَا خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبّرٌ أَلَا لَا خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَا فِقْهَ فِيهَا أَلَا لَا خَيْرَ فِي نُسُكٍ لَا وَرَعَ فِيهِ
 

  اصول كافى جلد 1 ص :44 روايه: 43
 
 اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: آيا از آنكه به حقيقت فقيه است به شما خبر ندهم؟ او كسى است كه مردم را از رحمت خدا نااميد نكند و از عذاب خدا ايمن نسازد و به آنها رخصت گناه ندهد و قرآن را ترك نكند از روى اعراض و به چيز ديگر متوجه شود. همانا در علمى كه فهم نباشد خيرى نباشد همانا در خواندنى كه تدبر نباشد خيرى نباشد همانا در عبادتى كه تفكر نباشد خيرى نباشد. و در روايت ديگريست: همانا در علميكه فهم نباشد خيرى نيست همانا در خواندنيكه تدبر نباشد خيرى نيست همانا در خداپرستى كه فقه نباشد خيرى نيست همانا در عبادتيكه در آن پرهيزكارى نباشد خيرى نيست.

 

 

طنز       
مديريتی    

 

بهترین پست!

 

 

 

مرد بیکاری جهت پست خالی " آبدارچی" درشرکت  مایکروسافت تقاضا داده بود. رئیس هیئت مدیره از وی مصاحبه‌ به عمل آورد .  پس از اتمام مراحل مصاحبه  رئیس هیئت مدیره گفت: شما استخدام شدید، آدرس ایمیل‌ تان را بدهید تا فرم‌های مربوطه رابرای شما  بفرستم تا پر کنید و همین‌طور تاریخی که باید کار راشروع کنید..
مرد جواب داد: اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!
رئیس هیئت مدیره گفت: متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارید. و کسی که وجود خارجی ندارد، شغل هم نمی‌تواند داشته باشد.
مرد در کمال نومیدی آنجا راترک کرد. نمی‌دانست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کند. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی برود و یک صندوق 10 کیلویی گوجه ‌فرنگی بخرد. یعد خانه به خانه گشت و گوجه‌فرنگی‌ها رافروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه ا‌ش را دو برابر کند. این عمل را سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خانه برگشت. مرد فهمید می‌تواند به این طریق زندگی ا‌ش را بگذراند، و شروع کرد به این که هر روز زودتر برودو دیرتر برگردد خانه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر می‌شد. به زودی یک گاری خرید، بعد یک کامیون، و به زودی ناوگان خودش را در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت.
5 سال بعد، مرد تبدیل به یکی از بزرگترین خرده ‌فروشان امریکاشده بود . شروع کرد تا برای آینده‌ی خانواده‌ش برنامه‌ربزی کند، و تصمیم گرفت بیمه‌ی عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی را انتخاب کرد. وقتی صحبت‌شان به نتیجه رسید، نماینده‌ی بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: من ایمیل ندارم.
نماینده‌ی بیمه با کنجکاوی پرسید: شما ایمیل ندارید، ولی با این حال توانستید یک امپراتوری در شغل خودتان به وجود بیاورید. می‌توانید فکر کنید به کجاها می‌ رسیدید اگر یک ایمیل هم داشتید؟ مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: آره! احتمالاً می‌شدم یک آبدارچی در شرکت مایکروسافت.

   

حکايت     
مديريتی    

 

خود ارزيابی

 

 

پسر كوچكي وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟
زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.
پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد.
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت. مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندی بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.
پسر جوان جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

مدیریت تحول

گردآوری: ناوه کار

 

 

براساس نتــــایج پژوهشهای انجام شده، به طور مشخص عامل موفقیت اساسی برای ایجاد تحولات عمده در سازمان، پشتیبانی اجرایی مشهود و فعال از این فرایند است.
متاسفانه برخی مجریان تحول از نتایج این مطالعات تجربی آگاه نیستند و حتی آنهایی كه از اهمیت نقش خود آگاهند نیز اغلب متوجه نیستند كـــه چنین پشتیبانی موثری چه مشخصه هایی دارد.
در یك مطالعه تجربی، از شركت كنندگان خواسته شد تا نقش پشتیبانان اجرایی تحول را تبیین كرده و فهرستی از اشتباهات احتمالی را نیز برای اجتناب از این موارد ارائه دهند. این مطالعه، مبتنی بر بهترین تجربیات حاصله از تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت تحول است و سومین تحقیق موسسه پروسی واقع در ایالت كلرادو (ایالات متحده) طی شش سال گذشته است كه بهترین تجربیات را در مدیریت تحول موردبررسی قرار می دهد.
۲۸۸ سازمان از ۵۱ كشور جهان دراین تحقیق شركت كرده اند. اطلاعات مربوط به این گزارش در سایت
www.change-management.com دردسترس است.

● پنج نقش اساسی
شركت كنندگان در این مطالعه تجربی، پنج نقش اساسی را برای مدیران ارشد بانی تحول در سازمان توصیه كردند:
۱ - در مقرر كردن یك بودجه و تعیین منابع مناسب برای پروژه، هماهنگی های لازم را ایجاد كنید:
▪بین كار پروژه تحول و كار روزمره خود، اولویت بندی كنید‍‍؛
▪از حامیان تخصیص بهترین منابع برای تیم پروژه تحول، باشید؛
▪سرمایه لازم را فراهم كرده و به پروژه تحول تخصیص دهید‍؛
▪برای پشتیبانی از این پروژه، یك مدیر باتجربه در مدیریت تحول را منصوب كنید.
۲ - در طول این پروژه، با تیم پروژه فعالانه همكاری كنید:
▪در تعریف برنامه و طرح نهایی پروژه یاری رسانید‍؛
▪در جلسات كلیدی مشاركت داشته باشید؛
▪ضرب الاجلها و انتظارات مشخصی را مقرر كنید؛
▪بر موارد قابل تحویل، نظارت داشته باشید؛
▪خود را دردسترس اعضای تیم قرار دهید؛
▪منتظر نتایج باشید و مسئولیت پذیری را در اعضای تیم تقویت كنید.
۳ - سایر مدیران ارشد سازمان را متعهد و پشتیبان فرایند تحول سازید:
▪ابعاد پروژه را برای هم ردیفهای خود تبیین كنید؛
▪سهامداران ذی نفوذ و كلیدی سازمان را در جریان تحولات قرار دهید؛
▪ضرورت تحول را به گفتگو بگذارید و به تبیین این فراینـــــــد برای سایر رهبران كسب و كارتان بپردازید؛
▪مدیران میانی را نسبت به فرایند تحول مسئول سازید؛
▪شورای راهبری تحول، متشكل از سهامداران ذی نفوذ و كلیدی را تشكیل داده و آن را هدایت كنید؛
▪در برابر مقاومت سایر مدیران ارشد بایستید.
۴ - برای تحول، یك سخنگوی فعال وحاضر در صحنه باشید:
▪ضرورت تحول را برای كاركنان درمیان بگذارید؛
▪دیگران را در ریسك عدم تحول و نیز تبعات مالی آن شریك سازید؛
▪چشم انداز و اهداف كلان تحول را به تفصیل بیان كنید؛
▪در طول اجرای برنامه تحول، حضوری فعال و مشهود داشته باشید؛
▪برنامه تحول را به استراتژی كسب و كار سازمان پیوند بزنید.
۵ - در تحت كنترل درآوردن نقاط مقاومت كلیدی، كمك كنید:
▪كمك كنید تا تیم پروژه، دورنمای سیاسی تحول و نقاط حساس آن را درك كند؛
▪درصورت نیاز، از نفوذ و اختیارات خود استفاده كنید؛
▪انتظارات مشخصی را برای كاركنان و مدیران میانی مقرر دارید.


● معمول ترین اشتباهات
شركت كنندگان در این تحقیق، نكات ذیل را نیز به عنوان اشتباهات عمومی مدیران ارشد بانی تحول در سازمان، ذكر كرده اند تا مدیران ارشد سایر سازمانها، از این موارد اجتناب كنند:
۱ - قطع ارتباط از فرایند تغییر، پس از مدتی كه تحول رخ می دهد؛ ۲ - كناره گیری از مسئولیت تحول و یا واگذار كردن آن به مدیر پروژه تحول، پس از استقرار فرایند تحول؛
۳ - قطع تبادل نظر و استدلال كردن برای كاركنان و مدیران پیرامون نیاز به تغییر و وضعیت آینده (چشم انداز) در زمانهای مختلف و از راههای گوناگون؛
۴ - قصور در ایجــاد اتحادی میان رهبران كسب و كار و سهامداران ذی نفوذ تا پروژه را پشتیبانی كنند؛
۵ - راه اندازی پروژه تحول جدید، بلافاصله پس از شروع پروژه جاری (تحت الشعاع قرارگرفتن پروژه اول)؛
۶ - دست كم گرفتن مقاومت دربرابر تغییر و ناچیز پنداشتن نیاز به تحت كنترل گرفتن افرادی كه در حاشیه فرایند تغییر قرار دارند؛
۷ - قصور در برآوردن آن دسته از انتظارات مدیران میانی و سرپرستان كه مرتبط با تغییر و فرایند تغییر است؛
۸ - صرف زمانی بسیار اندك برای پیشرفت پروژه و كمك به تیم پروژه جهت غلبه آنها بر مشكلات.
 

نکات       
مديريتی    

 

اگر می خواهيد مدير موفقی باشيد ...

 

1- در مصاحبه استخدامي افراد به سوابق کاری آنان توجه کنيد و به خاطر داشته باشيد کارمند موفق کارنامه ای پربار به همراه دارد.
2- انعطاف پذير باشيد.
3- بدون توهين به عقايد ديگران، با آنها مخالفت کنيد.
4- سر قول خود بمانيد.
5- در موقعيت های بحراني برخود مسلط باشيد و نگذاريد زيردستان از اضطراب شما آگاه شوند.
6- براي حرف زدن، زيباترين و خوش آهنگ ترين الفاظ را انتخاب کنيد.
7- خطر پذير باشيد.
8- نحوه استفاده از نرم افزارهاي مرتبط با کار خود را بياموزيد.
9- براي ثبت ايده هاي درخشاني که ناگهان به ذهن مي رسند، هميشه يک قلم و کاغذ به همراه داشته باشيد.
10- کتابخانه اداره يا سازمان خود را به روز کنيد و اسامي کتاب هايي را که اضافه مي شود به صورت فهرست چاپي شده در اختيار کارمندان قرار دهيد.
11- مطمئن شويد ابراز رضايت شغلي افراد به سبب ترس از توبيخ مسئولين و سرپرستان نيست.
12- به واسطه مدير بودن خود، از ديگران توقع بيجا نداشته باشيد.
13- در اولين فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و کدورت هايي که بين کارمندان پيش مي آيد، حکميت کنيد و برقرار کننده صلح و آشتي باشيد.
14- نکات جالب و پندآموز کتاب هايي را که مي خوانيد، در دفتری يادداشت کنيد و در موارد مناسب آنها را به کار ببنديد.
15- از انحصاری کردن خدمات رفاهي سازمان پرهيز کنيد و اجازه دهيد همه سطوح از اين خدمات بهره مند شوند.
 

مقاله      
مديريتی    

 

مدیریت زمان شخصی برای مدیران گرفتار  ( مدیریت زمان )

 

اسماعیل عمران زاده - محمدرضا نوروزی

 

 

فرزند زمان خویشتن باش حضرت علی (ع) به یاد گذشته خویش باشیم حال را به خوبی بگذرانیم و در باره ی آینده از مال اندیشی خودداری نکنیم. سنکا روزگار نسبت به کسی که بداند وقت خود را چگونه مصرف کند فوق العاده مهربان است. لرد آویبوری زمان به سرعت می گذرد.
این مقاله به توضیح اصول زمان شخصی مدیریت که چگونه یک مدیر می تواند، کنترل منابع اصلی و پایه ای را بدست بگیرد می پردازد. لغات
EFF سه کلمه EFFعبارتند از :
▪ موثر؛ کارامد داشتن تعریف یا تاثیرمطلوب
▪ لایق؛ یا کیفیت تولید با حداقل تلفات (هدررفتگی) و حداقل تلاش.
▪ سعی و تلاش تنظیم زمان شخصی مدیریت؛درباره به کار بردن لغات
EFF است.با این وجود که عملی ساختن آنها بدون سعی و تلاش امکان پذیر نیست. زمان شخصی مدیریت چیست؟ زمان شخصی مدیریت درباره کنترل استفاده از منابع با ارزش است . دو سوال را بررسی می کنیم:
۱) اگر شما پولهای شرکت را با محافظه کاری زمانی صرف کنید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
۲) آخرین باری که تخصیص و تقسیم بندی زمان را در برنامه خود بررسی وتجدید نظرکردید؛چه موقعی بود؟ نبودن زمان تخصیص مدیریت، توصیفی است؛ برای آخرین دقیقه ای که شما با عجله جهت رسیدن به موعد مقرر یا جلسه ای که دو باره آن را رزرو کرده اید صرف می کنید.
تفکیک محیط منجر به افزایش استرس و کاهش موفقیت در عملکرد می شود،درنتیجه باید متوقف شود.مدیریت ضعیف و نامرغوب اغلب نشانه نقص یا معضلی از اعتماد به نفس است. تکنیک هایی را که استفاده می کنید برای کار در پرو‍ژه های کوچک وظرفیت کاری خود به سادگی قابل استفاده در پرو‍ژه های بزرگ هستند.
اما تاثیری که با اهمیت بود در پرو‍ژه های کوچک،قابل تعمیم به پروژه های بزرگ نمی باشد.شما نمی توانید موتور سیکلت را مانند دوچرخه برانید،یا یک فروشگاه زنجیره ای را مانند بازار مدیریت کنید. تقاضا ها ،مشکلات و کم توجهی نسبت به افزایش تاثیر، مسئولیت رشد را برای شما گسترش می دهند .
شما باید تکنیکهای مناسب یا بهتر و مفید را بوسیله کسانی که این کاررا انجام می دهند بیاموزید. تمرین ناقص و ناکافی ،ممکن است دلیلی برای تنظیم زمان مدیریت باشد که به ندرت تحت تاثیر سنجش، ارزیابی وعملکرد مجدد قرار می گیرد.پیش بینی شما، چه مقدار نقطه ضعف (شکست )داشت ،چگونه و به چه جنبه هایی از کاری که شما انجام داده اید بستگی داشت؟
تنظیم زمان شخصی مدیریت رخدادهای زیادی دارد .بسیاری از مردم (مدیران ) تعدادی از آنها را می پذیرند ولی تعداد پذیرفته شده ،شامل تمامی رخدادها نمی شود. مفهوم ساده ای از همراهی انظباط روزانه و ایده ارتباطی از برنامه ی فعالیت وجود دارد ولی از طرفی ،اینها یک ابزار برای نظم و انظباط سیستماتیک برای تآثیر گزاری شما روی حوادث است ، مهارتهای مربوط به مدیریت مانند برنامه ریزی پرو‍‍ژه ها همچنان موثر و کارآمد هستند.
تنظیم زمان شخصی مدیریت مجموعه ای از ابزار هستند که به شما اجازه میدهند:
▪ تفریط را حذف کنید.
▪ برای جلسات حاضر شوید .
▪ حجم بالای کا ر را نپذیرید .
▪ بر پیشرفت پروژه ها نظارت کنید .
▪ تشخیص زمان را برای کارهای مهم انجام دهید.
▪ از پروژه های طولانی مدت اطمینان حاصل کنید و آنها را نادیده نگیرید .
▪ یک روز موثر را طراحی و برنا مه ریزی کنید.
▪ یک هفته کار امد را برنامه ریزی کنید .
▪ و کارهارا به سادگی وبا کمی نظم و انظباط شخصی انجام دهید.
از انجایی که زمان شخصی مدیریت یک فرایند مدیریتی، مانند سایر فرایند هاست باید بر نامه ریزی ، طراحی و پیش بینی شود و به طور منظم مورد رسیدگی وبررسی قرار گیرد.
▪ در پیروی از این بخش ما باید روشهای اصلی و وظیفه هایتان را از زمان شخصی مدیریت ، امتحان کنیم. از آنجایی که درک درست و صحیح بستگی به تجربه بالا دارد؛ شما تعیین خوا هیدکرد که چه مقدار زمان برای یک قسمت با توجه به جنبه های کاری خودتان نیاز دارید.
حالا اگر وقتی برای این کار ندارید از خودتان بپرسید؛ چرا ؟ تمرین رایج ((متداول )) چیزی که این نویسنده ازآن حمایت می کند این است که برخی یقین های آن این است که به شما،کنترل بیشتری برای استفاده و بهره مندی از منابع اصلی می دهد(زمان).
قبل از اینکه از آینده شروع کنیم، زمان حال ارزش بررسی دارد. این کار شامل کارهای ساده برای ارائه توجه، به چگونگی صرف زمان شما برای دوره های طولانی مناسب از زمان است. یک مثال ساده این است که یک جدول تهیه کنید واز آن ۶تا کپی بگیرید وبا خودتان هر جا که می روید، به همراه داشته باشید وهر تغییری در برنامه تان را در آن ثبت کنید.
بعد از یک هفته زمانی، جدول را مرور و بررسی کنید و اگر مناسب بود ادامه دهید. جلوگیری از هدر رفتن در اینجا ما به ایجاد طبقه جدیدی از کارها برای افزایش اثر بخشی توجه نداریم، اما به سادگی این روش کارساز است. شرکت
IEE با این روش به مهندسان خود ، حدود۲۷۰۰۰ پوند در سال می پردازد (حدود۵۰/۱۲ پوند در هر ساعت). به عبارت آنها هر یک پوند در هر دقیقه.
برای هر ۵ دقیقه کار چه مقداری به شما پرداخت می شود؟ اولین قدم برای ارزشیابی انتقادی چگونگی صرف زمان شما و سوال کردن درباره تعدادی از عادتهای شما در برنامه زمانی شما است زمانی که ممکن بود بهترین استفاده را داشته باشد. منا بع هدر رفتنی متفاوت هستند، متداول ترین آنها جامعه است، مکالمات تلفنی،مکالمات حول ماشین قهوه(حرفهای چرت و پرت که زمان را از بین می برند) البته احمقانه خواهد بود که همه کارهای مرتبط با این فعالیتها حذف شود زیراهمه نیاز به تفریح داریم. برنامه زمانی شما نشان خواهد داد که آیا این یک وسیله است، وشما ممکن است تمایل داشته باشید که کارهایی را در این مورد قبل از اینکه رییس شما کاری انجام بدهدرا انجام بدهید.
در برنامه زمانی شما، هر فعالیت چقدر ارزش زمانی دارد و مقایسه کنید که چه مقدار زمان واقعی صرف آن می کنید ؟ بعد از ظهر را صرف پاک سازی و جدا سازی نامه های داخلی می کنید ، یک ساعت را جهت گفتگو با همکارتان هدر می دهید ، یک دقیقه را صرف مرتب کردن نامه ها می کنید .این نوع از فعالیت به طور طبیعی کنترل و اداره کردن زمان شما را پایین خواهد آورد ، چون که شما هیچ زمانی را برای کارهای جزئی و کم اهمیت تخصیص نداده بودید.
مخصوصا" اگر شما کاری را برای انجام دادن داشته باشید ، قبلا" تصمیم بگیرید که چقدر از وقت شما را خواهد گرفت و برای موعد مقرر کار کنید سپس به سوی کار بعدی حرکت کنید.
یکی از منابع رایج اتلاف وقت به تاخیر انداختن کار است که نامطلوب است ، به جهت پیدا کردن تحریف و نادرستی که کمتر مهم جلوه می نماید. برنامه زمانی خود را برای مطمئن شدن از اینکه شما هیچ کاری را به تاخیر نینداخته اید چک کنید چون تاخیر ها کساد آور و مسئله ساز هستند.زمان اغلب بین تعویض فعالیتها از بین میرود.به همین سبب این برای گروههای کاری مشابه هم که به صورت اجتناب پذیر با تاخیر کاررا شروع می کنند مفید خواهد بود.
برنامه زمانی شما ، نشان خواهد داد که شما کجا می توانید ذخیره ها را به کار ببرید. شما ممکن است بعد از وارد شدن به یک کار روزانه ، با عوامل ثابت ولی به طور منظم در حال تغییر سروکار داشته باشید . انجام دادن کارهای دیگران تاثیر و برخورد مهم کار شما می تواند تمایلی برای کمک به دیگران توسط کار دیگران باشد .حالا در این فضای آزاد و هماهنگ محیط کار ، مطلوبیتی که شما باید مشتاق باشید برای کمک به بیرون راندن آن ،آشکار و بدیهی به نظر می رسد ، اما برنامه زمانی کار خودرا چک کنید و تصمیم بگیرید که چه مقدار زمان صرف کارهای دیگران می کنید .
برای نمونه اگر شما یک روز صبح را صرف چک کردن گرامر و دستور املائی در ارتباط با مواد آموزشی هر پروژه کنید ، شما آن وقت را هدر داده اید. عموما" شما باید نمونه خوانی انجام بدهید که آنها این کار را بهتر از شما انجام می دهند،شما باید تکنیکهای سطحی را حذف کنید .مسئله بعدی ،مدیر شما است .بررسی کنید که چه دوره هائی در برنامه شما مفید بوده ؟
کارهائی که مدیر شما هم تکرار کرده یا آنها را چشم پوشی کرده یا دوباره آن کارها را انجام داده است ؟ اگر یک کار به صورت ناقص و بد تعریف شده باشد در باره روشنی و وضوح آن کاوش کنید.اگر مدیر بودن سخت است ،سعی کنید ویژگی های کوچکی از آن را برای هر کار قبل از شروع آن و موافق بودن در مورد آن بنویسید.در حالی که شما نمی توانید با ظرافت و کاردانی قرارداد را برای مدیرتان اجرا کنید آیا او می تواند تغییر ذهنی داشته باشد .
آن در آخر سر موجب خواهد شد که او موضوع را قبل از آنکه شما زمان خودتان را مفید هدر دهید به زودی بررسی کند. انتصابات خارجی گام بعدی برای تنظیم زمان شخصی مدیریت، شروع کردن کنترل زمان شماست . اولین مسئله انتصاب و جایگزینی است.
شروع با یک انتصاب ساده ی برنامه روزانه است .شما باید لیست کاملی از انتصاب های معلوم را برای آینده داشته باشید ، تعدادی از واحد های منظم کاری خود را -آنها را که هم اکنون،انتصابات شما را شکل می دهند ممکن است شما زمان ناهار داشته باشید که می توانست زمان بهتر و مفیدی در یک کنفرانس باشد گام بعدی افزودن لیست یادداشت روزانه ی کارهاست، فعالیت های شخصی جهت استفاده از زمان موجود و دردسترس به شما کمک خواهد کرد .
بررسی کنید! چه فعالیت مهمی به یادداشت روزانه شما اضافه شده است ؟ نه (اگر پاسخ منفی باشد) خواندن را برای لحظه ای متو قف کنید و واقعا"بررسی و رسیدگی کنید . تنها نوع مهمی از فعالیت که در زمان شما صرفه جویی خواهد کرد اختصاص دادن زمانی برای صرفه جویی وقت است که زمان های کوتاه چندین روز را ذخیره و صرفه جویی خوا هد کرد . و مهمتر از همه فعالیتها، این است که همیشه وقتی برای تنظیم زمان مدیریت اختصاص دهید .
حتی اگر شده ۵ دقیقه ودر هر روز برای باقی ماندن هر قرار در یاداشت روزانه بررسی کنید که چه کارهایی از فعالیت شما اعتماد واطمینان را از شما می گیرد (و به عبا رتی از انجام دادن آنها مطمئن نیستید) تا هیچ زمانی را از دست ندهید . طرحی را در دست تهیه داشته باشید تا از کار زیاد اجتناب کنید.
بدین صورت اگر شما جلسه ای داشته با شید ، زمانی را برای خواندن آن گزارشها اختصاص بدهید تا از به تعویق افتادن جلسه اجتناب کنید و شانس تصمیم گیری درست را در همان بار اول افزایش دهید . بررسی کنید که چه کارهایی از قبل نیاز به انجام شدن دارد و چه کارهایی باید در ادامه وبعد از آن انجام شوند حتی اگر قبل از رخ دادن ، نامشخص باشد شما باید باز هم زمانی را برای تجدید نظر وبررسی دوباره محصول و طرح نتیجه عمل اختصاص دهید .
در برنامه زمانی شما زمان ضروری برای انجام دادن کارها وجود ندارد (زمان ضروری در برنامه منظور نمی شود ) برنامه پروژه ها ایده اصلی این است که موعد شخصی مدیریت شما بایدبه طور دقیق کسب شود، مثل تکنیک هایی که در پروژه های بلند مدت می خواهید استفاده کنید.
▪ چک کردن و بررسی ویژه ها آیا شما مطمئنا" با آن چیزی که تحویل داده خواهد شد موافق هستید.
▪ شکستن وتفکیک کارها به بخش ها وقسمت های کوچک، به طوریکه نیازهای زمانی هر یک را بتوانید برآورده کنید و بر پیشرفت آن نظارت کنید .
▪ برنامه تجدید نظر وبررسی پیشرفت شما ، بطوریکه شما به راحتی به مشکلات بتوانید جواب بدهید (از عهده مشکلات برآیید) مانند اغلب ایده های مدیریت،این یک مفهوم رایج و متداول است. اگر یک پروژه ساده برنامه ریزی وتنظیم زمان مدیریت نشان دهد که کار نمی تواند انجام بگیرد،پس آن انجام نخواهد شد اما با شناخت ، شروع کردن، شانس شما را افزایش خواهد داد که چیزهایی را بتوانید در مورد آن انجام دهید در یک قرار غیر ممکن انفعالات و تاثیرات، به تنهایی شما را موفق نمی کنند اما به وسیله دیگران می توانید. منظور تولید برنامه ای برای آزادی و رهایی بیشتر در آینده است. شما میتوانید از این نوع از مسائل به وسیله تمرین کردن برای تنظیم زمان و مدیریت اجتناب کنید شما همیشه درک روشنی از چگونگی صرف زمانتان و زمانی که ان را اختصاص نداده اید خواهید داشت.
اگر یک کار جدید به شما واگذار شود شما می توانید تخمین بزنید که آیا این عملی و شدنی است؟پروژه طراحی شده به شما می گوید که چه مقدار زمان نیاز دارید و تنظیم زمان مدیریت به شما می گوید که چه مقدار زمان در اختیار دارید.
چهار راه برای سرو کار داشتن با موعدهای غیر ممکن و امکان ناپذیر وجود دارد :
▪ گرفتن یک مهلت طولانی (مدت دار )
▪ درخواست منابع بیشتر
▪ گرفتن درخواست مجدد قابل تحویل برای چیزها و کارهای عملی
▪ بیان کردن موقعیت به روشنی به طوریکه رئیس شما قضاوت منصفانه ای داشته باشد . اگر این دیدگاه ساده، غیر واقع بینانه به نظر برسد، جانشین دیگری را بررسی کنید . اگر شما یک فرمی را دارید که غیر قابل حصول می باشد وشما آن را می پذیرید ،پس حاصل اطمینان شما از شکست است .البته پنجمین گزینه وجود دارد ، حرکت شرکت به وسیله برنامه واقع بینانه .
تاکتیک دفاعی دیگری که وجود دارد، پس ندادن اطلاعات پایه ای و اساسی از زمان پاسخگویی شما و زمان واقعی است. این کار به سرعت به صورت منبع باارزش اطلاعات ،صحت و درستی برنامه شما را گسترش خواهد داد. هیچ دلیلی وجود ندارد چرا که شما باید به تنهایی به موعدهای نا فرجام خارجی پاسخگو باشید .
گرفتن یک سطح بالاتر ، همان بررسی کما بیشی است که احتمال دارد برای تولید هر سطحی از توسعه آن به کار بسته شود به طوریکه زمان کار مجدد را هشدار و کاهش می دهد . بدین صورت به وسیله اختصاص دادن زمان برای بررسی با کیفییت،شما زمان را برای کارهای مجدد ذخیره خواهید کرد و این تمام قسمتهای یک پروژه برنامه ریزی شده حمایت شده و کنترل شده به وسیله زمان مدیریت شمااست. سرانجام برای هر فعالیتی باید برآورد کنید مقدار زمانی که ارزش دارد صرف شود، همان زمان را اختصاص دهید این ارزشیابی انتقاد آمیز ممکن است پیشنهاد نگرشهای متفاوتی را به وجود آورد یا متدهایی را ارائه دهندکه زمان برای کارهای مهم مطابقت داشته باشد .
نظارت کردن برای کارکنان همچنین تنظیم برای مدیریت روی مردم دیگر تاثیر میگذارد ،مخصوصا"بر روی کارکنان شما. طراحی پروژه ها تنها به معنی اختصاص دادن زمان شما نیست ولی کارهای شما را توزیع می کند ، وباید در همان برنامه ریزی، نظارت و بررسی روشی که برنامه شما وجود دارد انجام شود. هدف های طولانی مدت هدفهای طولانی مدت زیادی که مدیران خوب باید کسب کنند وجود دارند ، مخصوصا" با تلقی کردن توسعه وگسترش و حمایت از گروههای کار .
هدف های طولانی مدت مشکلات مهمی دارند ولی چنان ضروری و فوق العاده نیستند آنها مهلت معینی ندارند ، آنها دور دست وبعید هستند برای این منظور ،. به طور واضح باید تعادل برقرار شود . بهترین تنظیم زمان مدیریت این است که بین تصمیم های عینی و هدف های نامشخص شخصی خودتان دربرنامه روزانه بتوانید تعادل و توازن را برقرار کنید.
صرفا" یک مدیر احتمال دارد یک ساعت در هفته را برای رسیدن به موضوعات پرسنل تعیین کند. البته اگر کارخانه دچار آتش سوزی شود یا جنگ جهانی سوم اعلام وشروع شود ، مدیر احتمال دارد یک هفته ی مخصوص اختصاص دهد . ولی با پایان یافتن این دوره ها،این زمان ها باید جبران شوند وهمیشه برای رسیدن به هدف به کار گرفته شوند .
مشابه این زمان باید برای توسعه و آموزش کارکنان اختصاص داده شود. زمان واقعی صرف مدیریت میشود . کم وبیش بودن هدف طولانی مدت مسئله جزئی است . اما بدون برنامه سنجیده و حساب شده ، به دست نخواهد آمد . به محض اینکه بخواهید تنظیم زمان مدیریت را به انجام برسانید ، آن استفاده با ارزشی از کنترل گسترده برای خودتان خواهد بود .
در روزهای تعطیلی وساکت و خلوت شما باید برای هدفهای بلند مدت خودتان طرحی بکشید و مسیری برای رسیدن به آن هدفها برنامه ریزی کنید . شما ممکن است هیچ هدف بلندمدتی نداشته باشید ، در این صورت زمان را برای کارهای فرعی و ضروری اختصاص بدهید و بر پیشرفت آنها نظارت کنید. اگر شما برنامه ای برای رفتن به جایی نداشته باشید ،بعید است که شما به آنجا بروید .

 

کلید      
هدایت     

 

مگر نمی دانی که خداوند همه کارهای تو را می بیند؟!

 

 

اَلَم يَعلَم بِاَنَّ الله يَری

 

سوره علق ، 14

 

آیا ندانست که خداوند ( همة اعمالش را ) می بیند؟

 

 

قرآن می فرماید خداوند مراقب شما و هر چیز است :

وَ کَانَ اللهُ علی کُلِّ شَیءٍ رَقيباً ؛ وَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلَيکُم رَقيباً

اساساً توجه به این واقعیت که عالم محضر خداست و هر کار و فکر ما در پیشگاه اوست و هیچ چیز از او پنهان نیست برنامه زندگی ما را اصلاح می کند ، ما را رو به جلو حرکت می دهد ، هر آنِ ما را از آنِ قبل بهتر و ما را در عرصه های تلاش و مبارزه با نفس  موفق تر می کند.

پیامبر اکرم (ص) آن گاه که ابوذر در خلوت از ایشان موعظه می خواهد ، اولین توصیه اش این است : ای ابوذر ، آن گونه بندگی کن که گویا خدا را می بینی ؛ و اگر تو او را نمی بینی ، پس بدان که او تو را می بیند.

این مهم در عبادات به انسان حضور قلب و انس می دهد و موجب می شود که او در رفتار به ترک گناه توفیق یابد ؛ از این رو معلمان اخلاق و خودسازی می گویند؛ برای این که باور کنی که خدا مراقب تو است باید لحظاتی در گوشه ای خلوت بنشینی و به این نکته بیندیشی که خدا تو را می بیند.

حضور و غفلت بر یکدیگر تاثیر مستقیم دارند. به این معنی ؛ هر چه حضور بیشتر غفلت کم تر و در نتیجه خطا کمتر و صحت عمل بیشتر.

در جایی دیگر پیامبر به شاگرد ممتاز خود ، ابوذر ، می فرماید : خدا را به پای تا خدا تو را بپاید ؛ و خدا را در نظر داشته باش تا او را در برابر خود بیابی.

چه زیبا گفت آن رهبر الهی امام خمینی (ره) که :

عالم محضر خداست . در محضرخدا معصیت نکنید.

گیرم که تو از سَر گنه در گذری                     زان شرم که دیدی که چه کردم چه کنم؟

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

نوآوری فرهنگی و فرهنگ نوآوری

 نويسنده : دكتر محمدعلی زلفی گل

 


از جمله راهكارهای عملي براي تحقق نوآوري و شكوفايي در عرصه هاي مختلف اجتماعي، علمي، سياسي و اقتصادی در جامعه نوآوري فرهنگي است. با نوآوري فرهنگي و فرهنگ سازی است كه فرهنگ نوآوري ايجاد شده و باعث شكوفايي جامعه مي شود. هر گونه توسعه اي به فرهنگ خاص خودش نياز دارد كه بايد طراحي و مهندسي شود. در نوآوري فرهنگي، بايد نقش عوام جامعه پررنگ ديده شود.
 

1- نوآوري فرهنگي و فرهنگ توسعه

دانش، ثروت و سلامت از مؤلفه هاي اصلي توسعه پايدار است، توسعه نتيجه كمي يك مقوله كيفي به نام رشد است و از اساسي ترين شرايط رسيدن به توسعه پايدار اين است كه منابع مادي يك كشور براي رفاه فعلي شهروندان به حراج گذاشته نشود، زيرا در اين صورت نسلهاي آينده در برآوردن نيازهاي خويش دچار مشكل خواهند شد. اگرچه ركن دانش و نقش آن در توسعه، وابستگي جدي با نخبگان علمي، فني، هنري و فرهنگي (خواص) دارد و درگير كردن ايشان در اين امر مقدس سرعت رسيدن به توسعه را افزايش داده و زمان دستيابي به آن را كاهش مي دهد و با توجه به اين واقعيت كه علم و دانش و آثار آن كه فناوري ناميده مي شود، به حصار مرزها خواسته و ناخواسته محدود نمي شود، ولي امروزه نقش عامه مردم (عوام) در راه رسيدن به توسعه پايدار را نمي توان ناديده گرفت. زيرا مردم عادي هستند كه با واكنش خويش به سياستها و قوانين اجرايي حاكمان و آراء و نظرات انديشمندان و دانشمندان نوع فرهنگ عمومي جامعه را شكل مي دهند و از طرفي با رأي خويش در نظام مردم سالار حاكمان و قانونگذاران را انتخاب مي كنند و در واقع خود در نوع فرهنگ سازي، قانونگذاري، نيازسنجي و نيازآفريني اي كه توسط حاكمان طراحي و به اجرا در مي آيد، نقش غيرمستقيم دارند. پس فرهنگ هر جامعه شالوده تحولات مثبت و يا منفي است. بنابر اين دوستان و دشمنان يك ملت اين مسير تحول را خوب مي شناسند. دشمنان خوب مي دانند براي دستبرد به فرهنگ يك كشور راههاي زيادي وجود دارد كه به حضور فيزيكي نياز ندارد.
از طرفي دوستان يك ملت هم خوب مي دانند كه پيشرفت از مسير فرهنگ روش مناسبي براي تغيير فكر و انگيزه افراد به جاي جسم آنهاست، به همين دليل در تحولات سياسي در كشورهاي پيشرفته بدنه كارشناسي امور اجرايي تغيير نمي كند و صرفاً فرهنگ تفكر، تصميم سازي و تصميم گيري و روش اجرا تغيير مي كند. به همين دليل هر روز مدهاي جديدي در عرصه لباس، قيافه، رفتار، كردار و گفتار وارد فرهنگ ما مي شود. ما بايد بپذيريم كه فرهنگ مثل ساير امور و متأثر از آنها از جمله علم در حال زايش، رشد و تحول است علم، فن و تكنولوژي جديد فرهنگ نو را ايجاد خواهد كرد و محترمانه فرهنگ پيشين را تحت عنوان فرهنگ قديمي و سنتي در بستر تاريخ بايگاني مي كند. فقه پوياي اسلامي مؤيد اين واقعيت بوده و نيازسنجي و نيازآفريني را كه بر پايه نوآوري باشد را يك ضرورت مي شمارد.
اگر خواص ما يعني حاكمان، دانشمندان و انديشمندان به دنبال نوآوري در عرصه هاي مختلف زندگي مادي و معنوي نباشند و مدهاي جاذبه دار نو براي عوام عرضه و فرهنگ سازي در آن راستا نكنند، ديگران بر اساس اهداف خودشان زحمت اين كار را تقبل نموده و با نوآوري خويش در توليد علم و تكنولوژي، استفاده از علم و تكنولوژي نو را تحت عنوان مد و فرهنگ جديد به ملتهاي نابرخوردار (محروم) مي فروشند و ثروت و عمر آنها را مصادره نموده و آنها را رفاه طلب و تابع از مدهاي خويش مي كنند. ما حق نداريم جوانانمان را سرزنش كنيم به خاطر تبعيت از مدها، ريخت و قيافه هاي ديگران، زيرا آنها هر چيز نو را در خارج از ديار خودمان مي بينند آنها نوانديش و نوجو هستند و خواص جامعه هم براي آنها كم كاري كرده اند.
راستي چرا ما، نفتمان اين ثروت بين نسلي را پس از يك قرن خام مي فروشيم و به فكر افت بهاي سرمايه هاي ملي نيستيم. در صورتي كه اگر فرهنگ نوآوري در جامعه حكمفرما مي بود، حتماً خواص از خود مي پرسيدند ما درصد بالايي بيكاري داريم، چرا ماده خامي كه در اثر تحقيق و پژوهش مي توان اجزاي آن را شناسايي و جداسازي كرد را بايد فروخت؟ راه ديگري براي تبديل آن به ثروت و اشتغال وجود ندارد؟ آيا نمي توان با ايجاد صنايع تبديلي مختلف هم اشتغال ايجاد نمود و هم با فرآوري محصولات نفتي از هر بشكه نفت چندين برابر درآمد ايجاد كرد. هر نظام حكومتي اهدافي را براي خود تعريف و برنامه هايي را براي تحقق آنها طراحي و به اجرا در مي آورد.
در ايران 2500 سال حكومت استبداد شاهنشاهي و حاكميت ارباب رعيتي فرهنگي را ايجاد كرده است كه پالايش و بازسازي آن خود به نوآوري نياز دارد. به همين دليل انقلاب اسلامي يك انقلاب فرهنگي به شمار مي آيد و مهندسي فرهنگي بر اساس نظام حكومتي مردم سالاري ديني و با اجراي قوانيني كه مبتني بر شرع است، مقدم بر ساير امور بوده و هست. پس نوآوري فرهنگي است كه مي تواند فرهنگ خودباوري و نوآوري را در يك جامعه ايجاد نمايد.
 

2- نوآوری و پالايش فرهنگي در عرصه اجتماعي

 در نظام سلطنتي و ارباب رعيتي مردم دسته بندي مي شدند و هر كدام در يك سطح خاصي قرار مي گرفتند، در صورتي كه در نظام مردم سالاري ديني يعني جمهوري اسلامي جايگاه افراد را دانايي و توانايي آنها تعيين مي كند و در چنين شرايطي رقابت سالم زمينه رشد اقشار مختلف جامعه را ايجاد و استعدادها شكوفا شده و رقابت مقبول و حسادت مذموم است. در نظام جمهوري اسلامي حاكمان خود را خدمتگزار و مردم را ولي نعمت خود مي دانند و بايد بدانند. در حالي كه در نظام ارباب رعيتي قانون گريزي يك هنر محسوب مي شده و زر و زور دليل حاكميت بر افراد بوده است. زر و زور بيشتر مقبوليت بيشتري را در پي داشته است. در نظام جمهوري اسلامي ملاك مقبوليت سلامت نفس، تعهد و تخصص بيشتر است و تمام مردم در قبال قانون يكسانند.
طبيعي است كه چنين تحولي نوآوري جدي در بازسازي و مهندسي فرهنگي را مي طلبد. قانون گريزي در نظام جمهوري اسلامي نه تنها جرم بلكه گناه است. در حالي كه قانون حكومت حاكم جائر حكم ديگري دارد. متوليان فرهنگي كشور با توجه به تدبير مقام معظم رهبري در فرهنگ سازي نوين در جامعه كه شاه بيت آنها در نامگذاري سالهاي جديد در هنگام تحويل سال توسط ايشان اعلام مي شود وظيفه بسيار سنگين تر نسبت به خواص ديگر جامعه دارند. ايشان با تكيه به نوآوري در امور فرهنگ بايد در خصوص مواردي از جمله: تحريف و تخريب، تفكر و تحجر، رابطه يا ضابطه، گريز يا گزير، قريبه و غريبه، حقايق و سلايق، هدايت و حمايت، تأمل و تحمل، كميت و كيفيت و... دست به پالايش جدي بزنند و زنگارهاي باقي مانده از فرهنگ استبدادي را با فرهنگ ناب اسلامي جايگزين نمايند.
 

3- فرهنگ نوآوري در عرصه علمي

اگرچه قدرتمندترين ابزار براي تغيير و دگرگون ساختن جامعه و جهان، علم و تكنولوژي بوده و فرهنگ جديد با علم و فن جديد ايجاد مي شود. ولي نمي توان فرهنگ علم دوستي و علم باوري را در رشد علم و تكنولوژي ناديده گرفت. فرهنگ علم باوري حاكم بر يك جامعه است كه انگيزه لازم را براي مردم به ويژه نسل جوان براي كسب، كشف و بكارگيري علم و دانش ايجاد مي كند. انسان بي انگيزه مرده است و فرهنگ بي نشاط و كهنه انسانهاي بي انگيزه تربيت مي كند. پس فرهنگ سازي و مدسازي شروع عالمانه و عاقلانه براي انجام هر كاري است. كارهاي بزرگتر نوآوري فرهنگي انسانهاي بزرگتري را طلب مي كند. نوآوري پيشنياز شكوفايي هر استعدادي است و شكوفايي ثمره نوآوريها در عرصه هاي مختلف از جمله علمي است. به قول بزرگان، عالمان و انسانهاي بزرگ براي حل هر مسأله اي يا راهي خواهند ساخت و يا راهي خواهند يافت.
در دنياي پر رمز و راز كنوني راهي جز دانايي و توانايي براي بقا وجود ندارد. در ميدان رقابت جهاني كسي برنده است كه از طريق پژوهش، تحقيق و تفكر چيزهايي را ببيند كه ديگران نديدند و به چيزهايي بينديشد كه ديگران نيانديشند و آثار چنين بينش و انديشه خويش را در محصول خويش بروز و ظهور دهد چنين اقدامي در اين صورت عين نوآوري و شكوفايي است. نوآوري ملزومات ديگري هم دارد ازجمله بستر مناسب و مجهز آموزشي و پژوهشي، شايسته سالاري، حمايت از مالكيت هاي فكر، توجه ويژه به نخبگان، طراحي معيارهاي كارآمد سنجشي و انگيزشي و محترم شمردن كميت و بها دادن شايسته به كيفيت در عرضه و ارزيابي هر محصولي.
 

4- فرهنگ نوآوري در عرصه اقتصادي

چنانچه كسب ثروت از طريق حلال به يك فرهنگ تبديل شود و ثروتمند بودن حاصل از نخبگي، نبوغ و نوآوري ضد فرهنگ تلقي نشود و اين باور در مردم ايجاد گردد كه امنيت لازم براي ثروت و سرمايه در كشور وجود دارد و ثروتمندان و صنايع خصوصي و دولتي مي توانند با اتكاء و بهره مندي از پتانسيل نخبگان و متخصصان و تمكين به قوانين مالياتي و شرعي، ثروت خويش را افزايش دهند و عوام هم چنين فرهنگي را در نظام جمهوري اسلامي مي پذيرند.
همچنين در صورتي كه تمامي شركتهاي دولتي و خصوصي موظف شوند كه واحدهايي تحت عنوان مركز پژوهشي تخصصي داشته باشند و درصدي از درآمدهاي خويش را بالاجبار در خصوص پژوهش هزينه نمايند. آن وقت مي توان فرهنگ غاصبانه كنوني ارجح دانستن اجناس خارجي را با ارجح دانستن اجناس توليد داخل جايگزين كرد. آن وقت هر ايراني مي داند ريالي كه براي خريد اجناس داخلي هزينه مي كند كمكي به اشتغال يك هموطن خويش است، كه آن هموطن، مي تواند فرزند، برادر، خواهر يا بستگانش هم باشد. در عرصه بين المللي نيز براي رقابت اقتصادي راهي جز نوآوري در محصولات نيست و براي افزايش ارزش پول ملي نيز از تجارب ديگر كشورها بايد استفاده كرد و با نوآوري آن را بومي كرد. يكي از راهها حذف چهار (4) صفر از پول ملي است مشروط بر اينكه راهكارهاي لازم برای جلوگيری از سقوط مجدد آن و اجرايي شدن آن وجود انديشيده شود.

 منابع :
- روزنامه قدس
- http://tooba-ir.org

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست اضطراب

 

 ـ هميشه يك نوع حالت دل نگراني و تشويش دارم

ـ بدون آن كه دليلي برای آن ببينم هميشه يك نوع احساس ترس در وجودم هست.

ـ سريع از كوره درمي روم و دست و پايم را گم مي كنم.

ـ احساس مي كنم كه دارم خرد مي شوم.

ـ هيچ چيز در زندگيم درست نيست و هر لحظه ممكن است بلايي بر سرم بيايد.

ـ خيلي وقتها در دست و پايم احساس لرزش مي كنم.

ـ هميشه سردرد، گردن درد و كمردرد دارم.

ـ احساس مي كنم كه ضعيف هستم و به سرعت خسته مي شوم.

ـ هميشه احساس ناآرامي دارم و نمي توانم يك گوشه آرام و قرار بگيرم.

ـ خيلي وقت ها در قلبم احساس پرش مي كنم.

ـ هميشه يك نوع احساس سرگيجه دارم.

ـ تا به حال چند بار پيش آمده كه حالت غش به من دست داده است و همواره احساس مي كنم اين كار دوباره تكرار مي شود.

ـ خيلي وقتها تنگي نفس مي گيرم.

ـ نوك انگشتانم گزگز مي كند و يك نوع احساس خواب رفتگي در آن ها مي كنم.

ـ بيشتر اوقات يبوست دارم؛ اسهال مي گيرم و معده درد دارم.

ـ بيش از حد معمول بايد به دفعات براي ادرار به توالت بروم.

ـ كف دستانم هميشه عرق كرده است.

ـ خيلي وقتها احساس مي كنم كه صورتم گرم و سرخ شده است.

ـ به سختي به خواب مي روم و درخواب هم خستگي ام درنمي رود.

ـ به سختي مي توانم خودم را كنترل و آرام كنم.

 

*****

 

نمره بين 5 تا 20 نشان دهنده هراس و اضطراب خفيف است.

اگر جمع نمراتتان بين 20 تا 40 قرار دارد، دچار هراس و اضطراب متوسط شده ايد.

اگر نمراتتان از 40 به بالا است دچار هراس و اضطراب شديد شده ايد.

در مورد هراس متوسط و شديد مراجعه به متخصص براي درمان هراس و اضطراب بسيار ضروري است.

هراس و اضطراب اختلافاتي هستند كه در طول زندگي آموخته مي شوند. اضطراب و هراس چيزهاي قابل علاجي هستند و هرچه زودتر برای علاج آن ها اقدام شود نتيجه بهتری مي دهند.

 متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

امام خمینی (ره) و نماز

 

 

خویشاوندان ایشان می‌گفتند: از پانزده سالگی ایشان كه ما در خمین بودیم، آقا یك چراغ موشی كوچك می ‌گرفتند و می ‌رفتند به یك قسمت دیگر كه هیچ كسی بیدار نشود و نماز شب می‌خواندند.

 

 

احیای مساجد

امام در یكی از سفرهایشان كه مصادف با ماه رمضان بود، در مسجدی دور افتاده، متروك و بسیار كوچك- كه بیش از یك اتاق گلی نداشت- به اقامه نماز جماعت می‌پرداختند. این در حالی بود كه عده‌ای از علماء به ایشان پیشنهاد كردند كه در مسجد جامع شهر اقامه جماعت كنند. اما آن بزرگوار قبول نكردند و فرمودند: در مسجد جامع كسی هست كه اقامه جماعت كند، ولی در این مسجد كسی نیست كه اقامه جماعت كند از این رو مسجد را باید احیا كرد.

 امام خمینی رحمة الله علیه همیشه هنگام نماز از عطر و بوی خوش استفاده می‌كردند و شاید بدون بوی خوش به نماز نایستاده باشند، حتی در نجف هم كه نماز شب را در پشت بام منزل می‌خواندند شیشه عطری همراه خود می‌بردند.

 

 

نماز شب در نوجوانی

در خاطرات مربوط به نماز امام خمینی رحمة الله علیه می‌خوانیم: خویشاوندان ایشان می‌گفتند: از پانزده سالگی ایشان كه ما در خمین بودیم، آقا یك چراغ موشی كوچك می‌گرفتند و می‌رفتند به یك قسمت دیگر كه هیچ كسی بیدار نشود و نماز شب می‌خواندند. همسر امام رحمة الله علیه می گویند: تا حالا نشده كه من از نماز شب ایشان بیدار شوم. چون چراغ را مطلقا روشن نمی‌كردند. نه چراغ اتاق را روشن می كردند، نه چراغ راهرو را و نه حتی چراغ دستشویی را و از یك چراغ قوه كوچك كه تنها جلوی پایشان را روشن می‌كرد، استفاده می‌كردند. و برای این كه كسی بیدار نشود، هنگام وضوی نماز شب، یك ابر زیر شیر می‌گذاشتند كه آب چكه نكند و صدای آن كسی را بیدار نكند.

 

 

 معنای سبك شمردن نماز

 داماد حضرت امام خمینی رحمة الله علیه می‌گوید: مساله دیگر، نماز اول وقت بود كه ایشان خیلی به آن اهمیت می‌دادند. روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل می‌كردند كه اگر كسی نمازش را سبك بشمارد، از شفاعتشان محروم می‌شود. من یك بار به ایشان عرض كردم: سبك شمردن نماز شاید به این معنی باشد كه شخص، نمازش را یك وقت بخواند و یك وقت نخواند. گفتند: نه، این كه خلاف شرع است. منظور امام صادق علیه السلام این بوده است كه وقتی ظهر می‌شود و فرد در اول وقت نماز نمی‌خواند، در واقع به چیز دیگری رجحان داده است.

نمازی كه امام در بیابان‌های بین كویت و عراق با چند تن از یاران خود خواند، با نمازی كه در جماران همراه چند رئیس جمهوری و سران كشورهای اسلامی خواند و آخرین نمازهایی كه ایشان در بیمارستان خواند، از لحاظ توجه و اخلاص،‌ یكسان بود.

 

 دو ركعت عشق

 دختر امام خمینی رحمة الله علیه درباره یكی از خاطرات زمان دستگیری ایشان می‌گوید: امام برای من تعریف كردند: توی راه من گفتم كه نماز نخوانده‌ام، یك جایی نگه دارید كه من وضو بگیرم. گفتند:ما اجازه نداریم. گفتم: شما كه مسلح هستید و من كه اسلحه ای ندارم. به علاوه شما همه با هم هستید و من یك نفرم، كاری كه نمی توانم بكنم. گفتند: ما اجازه نداریم . فهمیدم كه فایده‌ای ندارد و اینها نگه نمی‌دارند. گفتم: خوب، اقلا ً نگه دارید تا من تیمم كنم. این را گوش كردند و ماشین را نگه داشتند، اما اجازه پیاده شدن به من ندادند. من همین طور كه توی ماشین نشسته بودم، از توی ماشین خم شدم و دست خود را به زمین زدم و تیمم كردم. نمازی كه خواندم، پشت به قبله بود. چرا كه از قم به تهران می‌رفتیم و قبله در جنوب بود. نماز با تیمم و پشت به قبله و ماشین در حال حركت! این طور نماز صبح خود را خواندم. شاید همین دو ركعت نماز من مورد رضای خدا واقع شود.

 یكی از استادان حوزه علمیه قمی می‌گویند: از مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی (قدس سره) شنیدم كه فرمودند: دیدم آقا امام خمینی رحمة الله علیه در اتاق خود هستند و صدای گریه ایشان بلند است. از مادرم پرسیدم: چه شده كه آقا گریه می‌كنند؟ مادرم فرمودند: ایشان در شبی كه موفق به نماز شب و راز و نیاز به خدا نشود روز آن، چنین حالی را دارد.

  

 

نمازهای معطر

 امام خمینی رحمة الله علیه همیشه هنگام نماز از عطر و بوی خوش استفاده می‌كردند و شاید بدون بوی خوش به نماز نایستاده باشند، حتی در نجف هم كه نماز شب را در پشت بام منزل می‌خواندند شیشه عطری همراه خود می‌بردند.

یكی از پزشكان می‌گوید: در ایامی كه امام خمینی رحمة الله علیه در بیمارستان تحت معالجه و عمل جراحی بودند، لوله تنفس در تراشه ایشان بود وقتی این لوله در مجرای تنفسی قرار می‌گیرد، شخصی نمی‌تواند صحبت كند اما امام با این كه لوله به ایشان وصل بود نماز ظهر و عصر آن روز را به همان وضع ادا نمودند و حتی نماز شب خود را ترك نكردند.

 اهمیت به نماز جماعت امام خمینی رحمة الله علیه حتی در روزی كه فرزند عزیزش آقا مصطفی خمینی رحمة الله علیه به شهادت رسیده بود و منزل ایشان در نجف پر از جمعیتی بود كه برای عرض تسلیت آمده بودند، هنگام ظهر به مسجد رفت و نماز جماعت را ترك نكرد.

 

  

نماز شب

 حجت الاسلام علی انصاری كرمانی می‌گوید: مدت پنجاه سال است كه به هیچ وجه نماز شب امام خمینی رحمة الله علیه ترك نشده است. حضرت امام در بیماری، در صحت، در زندان، در خلاصی، و در تبعید و حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب می‌خواندند.

یك روز در قم، حضرت امام بیمار شدند. به دستور اطباء می‌بایست به تهران منتقل شوند. هوا بسیار سرد بود و برف می‌بارید. یخبندان عجیبی در جاده‌ها وجود داشت. حضرت امام با این كه چندین ساعت در آمبولانس بودند اما به مجرد این كه به بیمارستان قلب منتقل شدند، باز هم نماز شب خواندند.

 

 

 اخلاص در نماز

 یكی از علمای معاصر درباره نمازهای امام خمینی رحمة الله علیه می‌گوید: نمازی كه امام در بیابان‌های بین كویت و عراق با چند تن از یاران خود خواند، با نمازی كه در جماران همراه چند رئیس جمهوری و سران كشورهای اسلامی خواند و آخرین نمازهایی كه ایشان در بیمارستان خواند، از لحاظ توجه و اخلاص،‌ یكسان بود.

 

 

شكستن یخ‌ها

مرحوم آیت الله سید مصطفی خوانساری، از استادان حوزه علمیه قم و یكی از دوستان امام خمینی رحمة الله علیه می گویند: در اینجا صحنه‌ای از عبادت ایشان (امام) را كه مشهود خودم بوده است، نقل می‌كنم: یك سال در قم خیلی برف آمده بود قریب پنج - شش ذرع كه سیل، نصف قم را برد. در همان موقع و در همان وضعیت، ایشان نصف شب از دارالشفاء می‌آمد مدرسه فیضیه و به هر زحمتی بود یخ حوض را می‌شكست و وضو می‌گرفت و می‌رفت زیر مدرس مدرسه و در تاریكی مشغول تهجد می‌شد. حالا چه حالی داشت؟ نمی‌توانم بازگو كنم. با حالت خوشی تا اذان صبح مشغول تهجد می‌شد. هنگام اذان می‌آمد مسجد بالاسر آقای حاج میرزا جواد ملكی به نماز می‌ایستاد و بعد برمی‌گشت و مشغول مباحثاتش می‌شد. می‌توانم بگویم كه ایشان در امر عبادت و تهجد، اگر در بین علما بی نظیر نبود، یقینا كم نظیر بود.

 

 

چرا صدایم نزدی؟

حجت الاسلام علی انصاری می‌گوید: امام خمینی رحمة الله علیه در یكی از روزهای آخر عمرشان می‌خواستند بخوابند به من گفتند: اگر خوابیدم، اول وقت نماز بیدارم كن. گفتم: چَشم. دیدم اول وقت شد و امام خوابیده‌اند و حیفم آمد كه صدایشان بزنم، عمل جراحی، سُرم به دست، گفتم صدایشان نزنم. چند دقیقه‌ای از اذان گذشت و امام چشم‌هایشان را باز كردند و گفتند. وقت نماز شده است؟ گفتم بله امام فرمودند: چرا صدایم نزدی؟ گفتم: ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است فرمودند مگر به شما نگفتم؟ ایشان سپس فرزندشان را صدا زدند كه: احمد بیا و فرمودند: ناراحتم، از اول عمر تا حال، نمازم را اول وقت خواندم چرا الان كه پایم لب گور است ده دقیقه تاخیر افتاد؟

 

 

 تهجد و ناله

یكی از استادان قم نقل می‌كرد: شبی مهمان حاج آقا مصطفی بودم ایشان خانه جداگانه‌ای نداشتند و در منزل امام بودند. نصف شب از خواب بیدار شدم و صدای آه و ناله‌ای شنیدم، نگران شدم كه در خانه چه اتفاقی افتاده است؛ حاج آقا مصطفی را بیدار كردم و گفتم: ببین در خانه تان چه خبر است؟ ایشان نشست و گوش فرا داد و گفت: صدای آقا امام خمینی رحمة الله علیه است كه مشغول تهجد و عبادت است.

 

 

صدای گریه

یكی از استادان حوزه علمیه قمی می‌گویند: از مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی (قدس سره) شنیدم كه فرمودند: دیدم آقا امام خمینی رحمة الله علیه در اتاق خود هستند و صدای گریه ایشان بلند است. از مادرم پرسیدم: چه شده كه آقا گریه می‌كنند؟ مادرم فرمودند: ایشان در شبی كه موفق به نماز شب و راز و نیاز به خدا نشود روز آن، چنین حالی را دارد.

 

منبع : www.tebyan.net

 

پیامک      

 

 پیامک ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن

  تهیه کننده: سیدامیرحسین کامرانی راد
 

 

سرای احمد امشب رشک طور است
زمین و آسمان غرق سرور است
نهد پا در جهان دخت محمد(ص)
به راهش از جهان گلریز حور است

میلاد حضرت بتول و هدیه آسمانی خدا به رسول، بانوی ملکوت و جبروت، حضرت صدیقه طاهره (س) گرامی باد.


امشب، آسمان مکه آذینبند قدوم دختر خورشید است و کعبه و زمزم و صفا، سرود خوان آمدن کوثر جاری رسول خدایند.
ولادت حضرت فاطمه(س) مبارک باد.

میلاد زهره زهرا، طاهره مطهره، کوثر رسول، حضرت زهرای بتول بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (س) مبارک باد.

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان مبارک باد

السلام ای درخت نور بر تنت همیشه رخت نور
ای الهه ی وفا و عشق ای تو خوبی و صفا و عشق
پاکی از وجود پاک توست عشق قلب سینه چاک توست

امام صادق(ع)می فرمایند:
فاطمه را از آنرو فاطمه گفته اند که مردم از شناخت او عاجزند.

زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته
دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته
مریم زمکتب او درس حیا گرفته
جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته

فاطمه يعني شرف،يعني حجاب
فاطمه فخر زنان، روز حساب
فاطمه يعني رضاي کردگار
شاهکار خلقت پروردگار
ولادت حضرت فاطمه(س) مبارک باد

عالم شده معطر از گلشن خدیجه
خندد گل محمد در دامن خدیجه
آنان که دیده بستند از خدمت خدیجه
کی می توان ببینند این عزت خدیجه
میلاد دختر نبوت، همسر ولایت ، مادر امامت ، برشما مبارک باد

شد جهان پرشور و غوغا
صفحه ي گيتي مصفا
بيت احمد طور سينا
پانهد زهرا(س) به دنيا

باز از چمن داور، یک غنچه نمایان شد
از یمن قدوم او عالم همه بستان شد
برخیز نما شادی، ایام سرور آمد
چون باز دری بر خلق از روضه ی رضوان شد
میلاد حضرت زهرا(س) برشما مبارک باد

امام زمان(ع)می فرمایند:
در دختر رسول خدا فاطمه (س) برای من سرمشق و الگویی نیکو است.
پیامک های تبریک روز مادر
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: بهشت زیر پای مادران است .
روزت مبارک مادر جان

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: هیچ کسی به سیمای پدر و مادرش نگاه محبت آمیز نمی کند، مگر اینکه خداوند متعال در مقابل هر نگاه او ثواب یک حج قبول شده به وی عطا می کند.

امام صادق(ع)می فرمایند:
اگر دوست داری خداوند عمرت را زیاد کند پدر و مادرت را خوشحال کن.

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است
زیباترین خطاب مادر جان است
مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق
واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید
روزت مبارک مادر جان

ای مادر عزیز که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
تولد مظهر خلقت مبارک باد

در نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم رخنه
کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می خورم که دوستت دارم.
مادر عزیزم روزت مبارک

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران
مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.
روزت مبارک مادر خوبم

مادر خوبم :
به تو سلام می کنم، تا خانه عروجم با دعای تو بنا شود
و دلم در آسمان آبی مهرت رها شود
روزت خجسته، لبانت پر ز خنده و دلت شاداب و سرزنده باد

آسماني پر از ستاره، دشتي پر از گل،
تقديم به آني که بهشت زير پايش جا دارد
به مادرم...
که مهرش تا ابد در دلم جاي دارد

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است.
مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر

مادرجون این دسته گل تقدیم شمات، به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات

مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی ، تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی ، تو را دوست دارم و می ستایمت .
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت , رحمت و عزت می طلبم

آسودگی از محن ندارد مادر
آسایش جان و تن ندارد مادر
دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش
ورنه غم خویشتن ندارد مادر
مادرعزیزم روزت مبارک

تو بهترین گل، میان شهر گلهایی
تو رنگ آفتابی،
شب که می رسد، مثل ستاره،
گوئیا مهتابی
مادر خوبم، روزت مبارک

مادرم، خواستم خوشبوترین گل دنیا را برایت هدیه بیاورم، اما دیدم تو خوشبوترین گل دنیا هستی.
مادر م،ای عزیز تر از جانم، روزت مبارک

بی محبت مادر
یک قنات بی آبم
مثل راه بی مقصد
مثل عکس بی قابم
بی محبت مادر
از شکوفه ها دورم
یک کبوتر بی بال
یک چراغ بی نورم
بی محبتِ مادر
چون لبان بی لبخند
ساکتم و غمگینم
مثل بلبلی در بند
بی محبت مادر
در دلم صفایی نیست
از بهار در قلبم
هیچ رد پایی نیست
مادر عزیزم روزت مبارک

مادر! وجود تو خونِ حیات در رگ من است. بی تو، گلی بی برگ، شمعی بی شعله، کویری سوزناک، خنده ای بی صدا، زنده ای بی روح و سرانجام، نقطه ای بی نشان در دریای پر تلاطم زندگی ام هستم.
مادر م،ای عزیز تر از جانم، روزت مبارک

 

پیامک های تبریک روز زن

 


امام صادق(ع)می فرمایند:
گمان نمی‌کنم کسی به اوج مقام ایمان رسیده باشد، ولی نسبت به زنان بی‌محبت باشد و آنان را تجلیل و تکریم نکند.

امام صادق(ع)می فرمایند:
خیر و برکت بیشتر بر محور وجود زن‌ها می‌چرخد.

همسرم عزیزم ، روز زن فرصتی برای ابراز عشق من به توست
و من با همه توانم صمیمانه تو را دوستت میدارم

زن, عنصر تابناكي است كه زير بناي فضيلت‌هاي انساني و ارزش‌هاي والاي خليفه‌ا... در جهان است.

بنام آن که شادی وخوشبختی را آفرید به آسمان گفتم قشنگترین جمله را بگو تا برای
عزیزترین کسم بنویسم : گفت بنویس دوست دارم بی نهایت باصداقت تا قیامت تقدیم به همسرعزیزم

همسرم روزت را تبریک گفته و هزاران هزار شاخه ی روز صورتی را به همراه تمام عشق که
موجودیم است تقدیمت می کنم همیشه دوستت داشتم، دارم وخواهم داشت.

زن هستي ساز و نظم ده و مهر گستر است
سرچشمه محبت و الطاف داور است
بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است
بعد از خدا به سجده بوَد زآن که مادر است

همسرم، معنای عشق و دوستی را در تمنای وجود تو یافتم.
روز زن مبارک باد

 

لينکهای    
 هفته      

 

ویژه نامه ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

روح قرن ( ويژه نامه رحلت امام خمينی ره )

 

تبديل تاريخ شمسی به ميلادی و بالعکس

 

پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

 

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

 

همت وكار مضاعف در سال 89

 

Forum 4 Science
انجمن دانش - محیط مجازی علم