مجله شماره شصت و دوم      

 سه شنبه 18 خرداد 1389                                                                            

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ 101 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ 102 وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ 103 وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 104 وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ 105 يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكْفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ 106 وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ 107 تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ 108

ترجمه فارسي مکارم

و چگونه ممكن است شما كافر شويد، با اينكه (در دامان وحى قرار گرفته ‏ايد، و) آيات خدا بر شما خوانده مى‏ شود، و پيامبر او در ميان شماست؟! (بنابر اين، به خدا تمسك جوييد!) و هر كس به خدا تمسك جويد، به راهى راست، هدايت شده است 101 اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! آن گونه كه حق تقوا و پرهيزكارى است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينكه مسلمان باشيد! (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر، حفظ كنيد!) 102 و همگى به ريسمان خدا ( قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت)، چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شديد! و شما بر لب حفره‏ اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد; اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى ‏سازد; شايد پذيراى هدايت شويد 103 بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند 104 و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند; (آن هم) پس از آنكه نشانه‏ هاى روشن (پروردگار) به آنان رسيد! و آنها عذاب عظيمى دارند 105 (آن عذاب عظيم) روزى خواهد بود كه چهره‏ هائى سفيد، و چهره ‏هائى سياه مى ‏گردد، اما آنها كه صورت هايشان سياه شده، (به آنها گفته مى ‏شود:) آيا بعد از ايمان، و (اخوت و برادرى در سايه آن،) كافر شديد؟! پس بچشيد عذاب را، به سبب آنچه كفر مى ‏ورزيديد! 106 و اما آنها كه چهره‏ هايشان سفيد شده، در رحمت خداوند خواهند بود; و جاودانه در آن مى ‏مانند 107 اينها آيات خداست; كه بحق بر تو مى ‏خوانيم و خداوند (هيچ گاه) ستمى براى (احدى از) جهانيان نمى ‏خواهد 108

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

قيام خونين ۱۵ خرداد

 

روز پانزده خرداد، در عين حال که چون عاشورا، روز عزای عمومی ملٌت مظلوم است، روز حماسه آفرين پانزده خرداد، بزرگداشت ارزش های انسانی در طول تاريخ است.  امام خمینی (ره ) 

 روزی كه امام - اين ناخدای كشتي انقلاب و غواص باخدای گهرهای ناب - را به تبعيد بردند ، مردم خداجوی و حق پوی ايران بپا خاستند و قيام سرخ ۱۵ خرداد را تحقق بخشيدند. آنان با خون خود در رهگذار امام لاله كاشتند و ژاله را در خون نشندند . با تراوش عطر ياس از ياسين كلامش و مرواريد پيامش ، سر در چنبره فرمانش آورده ، سرمست از عنبر عرفانش ، آمالش را لباس عمل پوشاندند.

 امام قامت قيامت گونه " الف " ي بودند كه مردم - يعني درياي بي كران دردانه هاي " صفر" گونه را قيمت دادند . صفرهاي افسرده را هستي و لاله هاي دل مرده را سرمستي بخشيدند.

اين گونه شد كه تداوم مشت هاي گره شده ، تهاجم تانك ها را درهم شكست.  حنجر حق گويان ، خنجر حق ستيزان را شرمگين كرد و رگ هاي خون حلقومشان ، شعر سرخ رهايي را سرود . اگرچه هزاران جوان نوشكفته به خون خفت ، گل انقلاب اسلامي در ميان خون شكفت.

 در سال 1342 ه.ش عمال رژیم پهلوی با حمله به مدرسه فیضیه قم فجایع اسفناکی را در این مدرسه رقم زدند . پس از تصویب  لوایح ششگانه شاه  در جهت حمله به اسلام ، و بر پایی رفراندوم قلابی بسیاری از علما و مراجع عید آن سال را تحریم کردند و حضرت امام خمینى(ره) نیز به عنوان رهبر نهضت  عید نوروز سال 1342ه.ش را عزای عمومی اعلام فرمودندو نخستین اعلامیه خود را محرمانه براى بعضى از علماى شهرها فرستادند:

خدمت ذی شرافت‏ حضرات علمای اعلام و حجج اسلام دامت‏برکاتهم. عظم الله - تعالى - اجورکم. چنانچه اطلاع دارید دستگاه حاکمه مى‏خواهد با تمام کوشش به هدم احکام ضروریه اسلام قیام و به دنبال آن مطالبى است که اسلام را به خطر مى‏اندازد ؛ لذا این‏جانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت‏ به امام عصر - عجل الله فرجه‏ الشریف - جلوس مى‏کنم و به مردم اعلام خطر مى‏نمایم، مقتضى است‏ حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند تا ملت مسلمان از مصیبت‏هاى وارده بر اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند.

والسلام علیکم و رحمة‏الله وبرکاته‏  روح‏ الله الموسوى الخمینى

 16 شوال‏1383ه . ق

روز دوم نوروز سال 1342 مصادف بود با  25شوال‏1383ه.ق،و شهادت امام‏ جعفر صادق(ع) . به همین مناسبت مراسم سوگوارى شهادت امام ‏صادق(ع) با حضور ده‏ها هزار نفر مردم از سراسر کشوربر گزار شد . از سوى دیگر سران رژیم پهلوی  براى جلوگیرى ازشورش مردمی علیه رژیم ،جمع بسیارى از نیروهاى گارد را با لباس مبدل به قم فرستادند تا در لباس دهقانان بر عزاداران هجوم‏ برند . کامیون های سربازان مسلح در میدان آستانه مقابل مدرسه فیضیه متوقف شده و ماموران امنیتی محل را در محاصره خویش گرفتند . عصر آن روز مجلس سوگوارى امام صادق(ع) برگزارشد و هزاران نفر از اقشار مختلف مردم همراه طلاب، استادان و مراجع به سوگ نشستند . هنگامى که یکی از فضلای حوزه علمیه قم مشغول بیان فضایل امام صادق (ع) بود،  ناگاه صلوات بلند شد و واعظ امکان ادامه سخنرانی را نیافت . در همین حال یکی از ماموران رژیم بلند شد میکروفون را در اختیار گرفت .در همین هنگام ماموران که لباس مبدل پوشیده بودند ،یک صدا شعار جاوید شاه سر دادند . این افراد  به طلاب جوان حمله کردند و طلاب نیز به دفاع از خود مشغول شدند . بلافاصله نیروهای شهربانی وارد شدند و رگبار گلوله به سوی طلاب جوان شروع شد . ماموران به طبقه دوم رفته  و طلاب جوان را از طبقه دوم به پایین پرت کردند و لباس وکتاب های آنان را به آتش كشدند . عمال رژیم پهلوی در این روز وحشی گری های بسیاری مرتکب شدند .  بدین‏ ترتیب فیضیه قتلگاه عزاداران امام صادق(ع) شد و صدها نفر مجروح و شهید شدند. امام خمینی (ره ) در همان روز  در برابر مردم عزادار فرمودند:

دستگاه حاکمه با این جنایت‏ خود را رسوا و مفتضح ‏ساخت و ماهیت چنگیزى خود را به خوبى نشان‏ داد. دستگاه جبار با دست‏ زدن به این فاجعه شکست و نابودى خود را حتمى ساخت. ما پیروزشدیم .ما از خدا مى‏خواستیم که این دستگاه ماهیت‏ خود را بروزدهد و خود را رسواکند ... امروز وظیفه ماست که در برابر خطراتى که متوجه اسلام و مسلمین مى‏باشد ،براى تحمل هرگونه ناملایمات آماده ‏باشیم تا بتوانیم دست‏ خائنین به اسلام را قطع ‏نمايیم و جلوی اغراض و مطامع آن ها را بگیریم

 عمال رژیم ستم شاهی بعد از آن سخنرانی کوبنده امام که از جنايات شاه و اربابان آمريکايی و اسرائيلی او پرده برداشته بود، در سحرگاه پانزدهم خرداد سال 1342،   به خانه امام خمينی  (ره) يورش بردند و ایشان را دستگيرکرده و دور از چشم مردم، به زندانی در تهران منتقل کردند. هنوز چند ساعتی از اين حادثه نگذشته بود که بسیاری از مردم قم، به منزل ايشان رفتند و به اتفاق فرزندشان، حاج آقا مصطفی ، حدود ساعت شش بامداد، به  طرف حرم مطهر حضرت معصومه (س) حرکت کردند. پس از مدتی، صحن مطهر و خيابان های اطراف، مملو از مردان وزنانی شد که در اعتراض به رژيم شاه و حمايت از رهبرشان فرياد برآورده بودند که "يامرگ يا خمينی". 

در همان زمان، علما و مراجع وقت هم با صدور بيانيه هايی، خواستار آزادی فوری حضرت امام (ره )شدند. در حدود ساعت ده صبح، با ورود نيروهای مسلّح برای تقويت نيروهای شهربانی قم، تيراندازی و رگبار مسلسل ها شروع شد و تعداد زيادی از مردم زخمی شده يا به شهادت رسيدند. شدّت تيراندازی به حدّی بود که امکان انتقال زخمی ها و اجساد شهيدان  نبود و اين کشتار، تا ساعت پنج عصر ادامه يافت.

 عوامل رژيم حاکم، به روش های گوناگون کوشيدند با استفاده از همه امکانات و ازجمله رسانه های گروهی، جنبه اسلامی و مردمی قیام پانزده خرداد را از آن بگيرند و جهت خارجی به آن داده، افکار عمومی را فريب دهند. بنابراين رژيم مدعی شد که عده ای از مردم،برای به دست آوردن پول، به تهاجم بر ضد دولت دست زده اند و گفتند که اين پول ها را رئيس جمهور مصر ،"جمال عبدالناصر" فرستاده تا در ايران، توطئه هايی صورت گيرد. البته با همه اين تلاش ها و ادعاهای پوچ و بی اساس، شعله قيام پانزدهم خرداد 1342، روز به روز روشن تر می گرديد.

پس از واقعه پانزدهم خرداد 1342، حوزه های علميه نجف، کربلا و کاظمين، به حمايت از امام خمينی (ره)، تلگراف هايی به سران کشورهای اسلامی و سازمان های بين المللی مخابره و کشتار پانزدهم خرداد رژيم را به شدت محکوم کردند. تمام اين جريان ها در حالی صورت می پذيرفت که در مطبوعات کشور هيچ خبری ازحقايق و وقايع منعکس نمی شد.

پس از فرو نشستن قیام، اسدا‌ اعلم نخست‌وزیر، در مصاحبه‌ای با روزنامه هرالد تریبون در روز 17 خرداد 42 تهدید کرد که امام و برخی دیگر از علما، محاکمه نظامی خواهند شد و ممکن است حکم اعدام آن ها صادر شود. شاه نیز دو روز بعد طی سخنرانی بیانات امام و تظاهرات مردم را به تحریک و پول بیگانگان- جمال‌عبدالناصر- دانست ؛ زیرا جمال‌عبدالناصر در آن زمان به دلیل همکاری شاه و اسرائیل روابط خصمانه‌ای با شاه داشت. در این راستا رسانه‌های رژیم ادعا کردند که شخصی به نام عبدالقیس از بیروت با هواپیما وارد فرودگاه مهرآباد شده و در گمرک مهرآباد حدود یک میلیون تومان پول از او به دست آمده و اعتراف کرده است که ناصر این پول ها را برای افراد معینی در ایران فرستاده است. این ادعا مورد انتقاد بسیاری در داخل و خارج از جمله خیلی از نشریات خارجی واقع شد و رژیم هیچ دلیل و سندی در این خصوص ارائه نکرد. 

چند روز پس از دستگیری امام ده ها نفر از مراجع و علمای ایران به عنوان اعتراض به دستگیری امام و اعلام پشتیبانی از وی، به تهران مهاجرت کردند. بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومی سرانجام امام پس از دو ماه بازداشت در پادگان نظامی به منزلی در شمال شهرتهران منتقل گشت و تحت نظر قرار گرفت. از نخستین ساعات روز بعد مغازه داران تهران و شهرستان ها به مناسبت آزادی نسبی امام بر سر در مغازه‌های خود پرچم نصب کرده و چراغانی نمودند و به مردم شیرینی و شکلات دادند.

یک روز پس از انتقال امام (12 مرداد) روزنامه‌های کثیر‌الانتشار کشور چیزی رابه دستور ساواک منتشر کردند. تا در نظر مردم چنین وانمود کنند که انتقال امام از زندان به محل جدید به دلیل تفاهمی بوده که میان ایشان و مقامات انتظامی بوجود آمده است. این خبر که شایعه‌ای بیش نبود و امام بعداً پس از آزادی کامل و بازگشت به قم در اولین فرصت طی یک سخنرانی آن را به شدت تکذیب کرد.

شاه که تصور می‌کرد با سرکوب قیام 15 خرداد، دستگیری امام، کوتاه آمدن برخی از علما و از همه مهم تر شایعة تفاهم امام را منزوی ساخته است ،به تدریج در جهت عادی نشان دادن اوضاع حرکت کرد. از این رو اسدا علم را در 17 اسفند 42 برکنار ساخت و وانمود کرد او مسبب حوادث اخیر بوده و عزل وی به دنبال تفاهم با امام تحقق یافته است.

بعد از اعلم، حسنعلی منصور به نخست‌وزیری رسید. او طی نطقی با تمجید از اسلام، از آن به عنوان یکی از مترقی‌ترین و برجسته‌ترین ادیان جهان یاد کرد و بر مراحم و عطوفت خاص شاه: مقامات روحانی تأکید نمود. دو روز پس از سخنان منصور، امام بدون اطلاع قبلی در شب 18 فروردین 43 وارد قم شد و به تدریج مورد استقبال علما و مردم قرار گرفت. در همان روز، روزنامه اطلاعات در مقاله‌ای تحت عنوان "انقلاب سفید شاه و امریکا " نوشت :

 چقدر جای خوشوقتی است که جامعه روحانیت نیز در واکنش اکنون باهمه مردم، همگام در اجرای برنامه‌های انقلاب شاه و مردم شده است. 

 امام خمینی در واکنش به این اتهام در 21 فروردین طی سخنانی مطالب روزنامه اطلاعات را به شدت تکذیب نمود و اظهار داشت:

خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح به دست بگیرم. من پاپ نیستم که فقط روزهای یک شنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات خود سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست .باید این مملکت را از این گرفتاری ها نجات داد.

روح تمامی عزیزانی که در این وقایع به شهادت رسیدند شاد وراهشان پر رهرو باد ان شاءالله.

 

 

 

روز جهانی محيط زيست

 

به گل فكر كن؛

                                    به پهنای يك آسمان گل

                                  به دريای بي كران گل؛

 

                     رها كن تن خسته ات را

                                 در آن باغ تا بي نهايت بهار؛

                               شنا كن سبكبال؛

                                               پروانه وار.

 

پنجم ژوئن - 15خرداد ماه - روز جهانی محیط زیست است و بر همین اساس 15 تا 21خرداد در ایران به عنوان هفته محیط زیست نامگذاری شده است.

مشکلات زیست محیطی که به طور فزاینده ای طیف وسیعی از آلودگی ها، خطرات و تخریب زیست بوم را در بر گرفته اند، ابعاد محلی، منطقه ای و جهانی یافته اند. قسمت اعظم مشکلات زیست محیطی ناشی از تولید انرژی، تبدیل و استفاده نهایی از آن می باشد که این عوامل یا در بروز مشکلات زیست محیطی دخیل بوده و یا به طور مستقیم مشکل آفرین می باشند. 

 در ذیل به 11 مورد معضل زیست محیطی اشاره می شود که انرژی در ایجاد آن ها نقش مهمی را برعهده دارد.

 

 - اتفاقات عمده زیست محیطی

 - آلودگی آب

 - آلودگی دریا

 - کاربری اراضی و اثر استقرار

 - تشعشع و رادیو اکتیویته

 - دفع زائدات جامد

 - آلاینده های خطرناک هوا

 - کیفیت محدود هوا

 - رسوب اسید

 - کاهش ازن استراتوسفری

 - تغییرات جهانی آب و هوا

 کنش بین انرژی و محیط زیست پیچیده بوده و به طور ثابتی رو به رشد است. افزایش آگاهی در مورد تاثیر مشکلات زیست محیطی بر فعالیت های اقتصادی (به طور کلی) و انرژی (به طور اخص) به معنای آن است که بسیاری از ملاحظات زیست محیطی کاملاً جدید می باشند. در نتیجه، آگاهی و دانش در خصوص مکانیزم های واقعی اثرات چنین فعالیت هایی کامل و مکفی نبوده و حتی در پاره ای از موارد تعمق برانگیز است. 

 

اتفاقات عمده زیست محیطی

منازعه عمومی وسیعی در مورد خطرات زیست محیطی ناشی از فعالیت های صنایع به انجام رسیده است. این منازعات عموماً  بر اتفاقات عمده زیست محیطی تمرکز یافته اند. افزایش آگاهی عمومی با اصل توسعه ساختارهای صنعتی که خود باعث افزایش تولید و افزایش مبادله مواد خطرناک می گردد، بیشتر در ارتباط است. شهرنشینی و افزایش جمعیت نیز نقش عمده ای در وخیم نمودن اتفاقات عمده زیست محیطی (به صورت مرگ انسان ها و همچنین زخمی یا معلول شدن آن ها) دارد. در نهایت، گرچه اتفاقات عمده صنعتی همیشه باعث صدمات بزرگ زیست محیطی نمی شوند، اما آگاهی از به خطر افتادن منابع اکولوژیکی به میزان زیادی افزایش یافته است.

در تعیین اتفاقات عمده زیست محیطی، تهیه فهرستی جامع از فعالیت های مرتبط با انرژی بدون معنا است. زیرا تمایز اتفاقات واقعی و ادراکی بسیار متغیر بوده، علاوه بر آن تعیین میزان صدمات جوی ناشی از یک واقعه نیز میسر نمی باشد. پاره ای از مهم ترین خطرات ناشی از فعالیت های مرتبط با انرژی (واقعی و ادراکی) بدین قرار است:

  - انفجار و حریق در ساحل و در دریا به علت تولید، پالایش ، حمل و نقل و استفاده از نفت و گاز (مانند ایجاد حریق در پالایشگاه ها، مخازن ذخیره گاز، انفجار خطوط انتقال و غیره...).

 - آلودگی دریا در اثر تصادم نفتکش ها و همچنین آلودگی آب و خاک در اثر نشت مواد هنگام حمل و نقل به وسیله خط آهن.

  - آزاد شدن مواد رادیو اکتیو در اثر حوادث اتمی در طی فرآیند تولید انرژی اتمی، حمل و نقل، پالایش و یا ذخیره کردن مواد رادیو اکتیو (سوخت یا زائدات).

  - سیل و رانش زمین در اثر خرابی سدهای برق آبی.

  - نشست و رانش زمین در اثر فعالیت های بهره برداری از معادن و همچنین انفجار در معادن

 انواع فعاليت‌های اقتصادی، توليد انواع كاغذ، ‌پلاستيك، قوطي‌هاي فلزي با ميلياردها دلار هزينه در سال، انتقال پساب‌هاي صنعتي به رودخانه‌ها، درياها، توليد آلايندگي ناشي از حركت خودروها، دفع نادرست ضايعات مصرفي خانگي و... سرمنشأ آلودگي‌های زيست‌محيطي به دست انسان است.

اين درحالي است كه با سرمايه‌گذاري مناسب درجهت بازيافت اين زباله‌ها نه تنها مي‌توان از خسارت‌هاي بيشتر به محيط‌زيست و آلوده‌سازی‌ آن جلوگيري كرد، بلكه مي توان ميزان نياز انسان به مواد اوليه چوب و الوار جنگل، منابع طبيعي و معدني را كاهش داد.

 بازيافت يعني بازگشتن مجدد بخش مهمي از ثروت‌هاي دورريخته شده به چرخه توليد و مصرف آن به‌ طوري كه نه‌ تنها از هدررفتن منابع و ثروت‌هاي ملي جلوگيري شود بلكه از حجم زباله‌هاي شهري با جداسازي زباله‌هاي قابل بازيافت به مقدار قابل‌ملاحظه‌ای كاسته شود.

 

 به ‌طوركلی می‌توان بازيافت مواد را به 3 دسته تقسيم كرد:

دسته اول: بازيافت موادی است كه فقط با شست وشو، ضد‌عفوني و رعايت مسائل بهداشتي قابل استفاده مجدد هستند ؛ مانند بطری‌ها و شيشه‌هاي سالم؛

دسته دوم: بازيافت موادي كه پس از طي فرايندهايي به مواد جديدي تبديل مي‌شوند؛ مانند شيشه خرده، فلزات، مواد پلاستيكي و كاغذ؛

دسته سوم: بازيافت موادي مثل تبديل مواد زائد فسادپذير به كود كمپوست يا بازيافت انرژي و توليد گاز متان پس از تجزيه بي‌هوازی‌ها كه از مواد زائد فسادپذير است.

 از آنجا كه تجمع و تلنبار زائدات خشك روی هم ضمن اشغال فضاها، منظره ناخوشايندي را ايجاد مي‌كند، موجبات تجمع حشرات، تخم‌ريزی سوسك‌ها و ساير ناقلان بيماری ‌زاست، علاوه براين بوي مشمئزكننده زباله‌ها نيز بر ضرورت دفع مناسب زباله‌ها مي‌افزايد؛ دفعي كه از جنبه‌هاي ‌اقتصادي، بهداشتي، تامين سلامت جامعه و اشتغال ‌زايي نيز قابل ‌قبول و دفاع باشد.

 لازم به ذكر است از آنجا كه برخي مواد مانند پلاستيك، لاستيك و... قابليت تجزيه و برگشت به چرخه طبيعت را ندارند ،ضروري به ‌نظر مي‌رسد كه به‌گونه‌اي ديگر دفع شوند كه گزينه مناسب براي اين كار بازيافت و استفاده مجدد و توليد مواد جديد است، اما نگاه زيست‌محيطي به مسئله بازيافت اين نكته را خاطرنشان مي‌كند كه با بازيافت،به حفظ محيط‌زيست وهمچنين حفظ ظاهر زيبا و طبيعي اطرافمان كمك كرده‌ايم و فضاي‌هاي مناسب و مفيد شهري را صرف تلنبار، تجمع و دفن زائدات نمي‌كنيم.

اگر حس خلاقيت كودكان و افراد جامعه را در استفاده مجدد مواد فعال پوياكنيم ، مي‌توانيم با كاهش قطع درختان كه صرف توليد كاغذ مي‌شوند، به مساحت فضاي سبز و افزايش هواي پاك شهرمان كمك كنيم.

 كشورهاي پيشرفته صنعتي با سرمايه‌گذاري مناسب براي بازيافت انواع زباله، ‌آموزش همگاني براي جداسازي زباله‌ها از مبدا و منازل، ادارات، مدارس، توليدي‌ها، مراكز صنعتي، خدماتي و... قادر شده‌اند كه از زباله‌هاي جمع‌آوري شده براي توليدات جديد استفاده كنند و ضمن جلوگيري از برداشت بي‌رويه از منابع طبيعي و دفن زباله‌ها درواقع اقدام به سرمايه‌گذاري‌هاي داراي بازده اقتصادي كوتاه و بلندمدت نمايند.

 تشويق و ترغيب مردم به جداسازي انواع پسماند‌ها مثل شيشه، كاغذ، مواد پلاستيكي و فلزي از ساير زباله‌ها در دستور كار مديريت شهري كلانشهرهاي دنيا ازجمله تهران قرارگرفته است.

در اين ميان مديران كلانشهرها با آگاهي از تاثيرات آموزش، به‌دنبال افزايش سطح اطلاعات و آگاهي افراد درباره بازيافت هستند و همكاری مردم را در طرح تفكيك از مبدأ طلب مي ‌كنند.

 

  

 

شهادت آیت الله سید محمدرضا سعیدی

 

او قطره  شبنمي بود كه از زلال چشمه سار كربلا چكيد و بر گلبرگ های صحيفه روزگار ما نشست.

روح بلند و بزرگ او كه بلنداي آسمان و گستره پهندشت زمين برايش  كوتاه و تنگ بود ، به سوي ديار آيينه ها پر كشيد و در آغوش خورشيد آرميد.

آبي بلند انديشه او ان قدر پاك و باصفا بود كه لكه اي ابر سياه ستم را بر نمي تابيد.

مرواريد غلتان نيت، جاري در جويبار قلب پاك او به اندازه اي صاف و ناب بود كه قطره اي ظلم و زور را نمي پذيرفت.

اسلام محمدی(ص) او آن سان ناب و خالص بود كه تقديس هيچ تنديسي را نيارستي و جز براي اعلاي كلمه توحيد كمر نبست . سر بر آستان هيچ سركشي نسود و آني از مجاهده نياسود.

مجاهد شهید آیت الله سید محمدرضا سعیدی در دوم اردیبهشت 1308، چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حجت الاسلام سید احمد سعیدی، است. در دوران طفولیت، مادرش را از دست داد و تحت نظر پدر مشغول تحصیل شد. ادبیات عرب را در مشهد آموخت و از دروس فقه و اصول، معارف استادان بزرگی، چون حاج شیخ كاظم دامغانی، حاج شیخ هاشم قزوینی و حاج شیخ مجتبی قزوینی استفاده كرد. به خاطر استعداد سرشاری كه داشت و زحمات فراوانی كه تحمل كرد، مدارج  و مراحل علمی را با سرعت پیمود. پس از ازدواج، عازم حوزه  علیمه قم شد و در آن شهر در محضر آیت الله العظمی بروجردی قدس سره و امام خمینی قدس سره حاضر شد و سرانجام با زحمات طاقت فرسا و تلاش های پیگیر به مرحله  استنباط و اجتهاد رسید.

آیت الله سعیدی ضمن ادامه  تحصیل و تدریس طلاب، به مسافرت های تبلیغی نیز می رفت و در آبادان به خاطر سخنرانی افشاگرانه و ضد رژیم به زندان افتاد. اما در اثر تلاش آیت الله العظمی برجرودی قدس سره از زندان آزاد شد.

پس از آن ماجرا، گروهی از ایرانیان مقیم كویت برای تبلیغ اسلام، خواستار عالم صالح و مبلغ توانایی شدند. این مأموریت و رسالت به آیت الله سعیدی واگذار شد.  

 با فرارسیدن سال 1341 و شكل گیری نهضت روحانیت، ایشان به همراه بسیاری دیگر از روحانیان، به گرد شمع وجود حضرت امام قدس سره پروانه وار به گردش در آمدند و در راه نیل به اهداف متعالی آن پیشوای بزرگ، از هیچ كوششی دریغ نورزیدند.

 پس از آن كه، حركت روحانیت رشد یافت و در رأس همه، سخنان و اعلامیه های امام خمینیقدس سره در همه جا شور و هیجان و قیام و انقلاب به وجود آورد، رژیم شاه امام را دستگیر نمود و در پادگان عشرت آباد، زندانی كرد. شاگردان امام، حوزه های درسی را تعطیل. و در منزل مراجع تقلید تحصّن نمودند. این تحصّن با سخنرانی آیت الله سعیدی، پس از اقامه نماز جماعت همراه بود. آن سخنرانی و مشورت ها منجر به اتخاذ تصمیمی از جانب علما و فضلا و مراجع تقلید قم و سایر شهرستان ها، مبنی بر هجرت به سوی تهران و اعتراض همه جانبه، علیه دستگیری امام قدس سره شد و رژیم شاه به هراس افتاد و پس از مدتی امام را آزاد ساخت.

 نهضت امام خمینی قدس سره راه پر مخاطره ای در پیش داشت و امام مصمم بود كه، تا پای جان از اسلام عزیز دفاع كند و از هیچ مانعی ترس و بیم به خود راه ندهد. آیت الله سعیدی از تصمیم و اراده  راسخ امام قدس سره و قدرت عجیب و عظمت ایشان و توكل آن بزرگوار، نیرویی تازه گرفت و راه سراسر رنج ومبارزه و خطر را با میل و اشتیاق پیمود.

وی درباره  دمیده شدن این روح امید و مبارزه در خود، ملاقاتی را كه با امام قدس سره داشته است ، مؤثر دانسته و عامل اصلی معرفی می كند. و چنین می گوید:

هنگام نماز مغرب و عشا به منزل امام رفتم، می خواستم با ایشان مذاكره كنم، امام آماده نماز بودند، وقتی منظورم را فهمید، اندكی نماز را به تأخیر انداخت. به عرض رساندم: آقا! طبق برداشتی كه من كرده ام، از این به بعد شما در مبارزات خود، یاوران كمتری خواهید داشت.       

 امام فرمودند:

 سعیدی! چه می گویی؟! به خدا قسم، اگر تمام جن و انس پشت به پشت هم بدهند و در مقابل من بایستند، من چون این راه را حق یافته ام، از پای نخواهم نشست.

مرحوم سعیدی پس از این دیدار و استماع سخنان جانبخش امام قدس سره می گوید:

 با شنیدن سخنان امام، چنان دلگرم شدم، كه روح تازه ای در وجودم دمیده شد و ایمان بیشتری به قیام و حركت امام پیدا كردم.

 علاقه بين امام خميني و شهيد سعيدي بتدريج چنان محکم شد که امام در نامه اي خطاب آيت الله سعيدي نوشت:

من از افرادي مثل شما آنقدر خوشم مي آيد که شايد نتوانم عواطف دروني را آن طور که هست ابراز کنم. من قادر نيستم عواطف امثال شما را جواب بدهم، لکن خداوند متعال قادر است.

پس از مراجعت از نجف با صلاحدید امام( ره) به امامت جماعت مسجد موسی بن جعفر علیه السلام در تهران برگزیده شد و این مسجد بود كه، به صورت سنگری برای مبارزه آن شهید سعید در آمد. جوانان به گرد او جمع شدند و در سایه فعالیت های علمی وی، از چشمه های معارف اسلامی، جرعه ها برگرفتند. تلاش های وی در این پایگاه هدایت و مبارزه، عبارت بود از: تفسیر قرآن كریم، سخنرانی های متعدد، كه بیشتر آن توسط خود او صورت می گرفت، ایجاد كتابخانه، دعوت سخنران از قم و ...

افزون بر فعالیت هایی كه در مسجد داشت، برای گروهی از بانوان در منزل خویش، جلساتی تشكیل داد و به تدریس جامع المقدمات، سیوطی، مغنی و نیز، عروة الوثقی پرداخت كه این تلاش ها سبب شد، شاگردان او پس از مدتی با طی دوره های معارف اسلامی، به عنوان مبلّغه اسلامی، جلسات زنانه تشكیل دهند و به معرفی اسلام همّت گمارند.

از فعالیت های چشمگیر مرحوم سعیدی، ترجمه رساله امر به معروف و نهی از منكر امام قدس سره از كتاب تحریر الوسیله و چاپ و نشر آن در میان جوانان بود.

همچنین نوارهای امام قدس سره را با زحمت فراوان تهیه و تكثیر می كرد و هم او بود كه جزوه های درسی امام را در نجف، تحت عنوان ولایت فقیه چاپ و تكثیر كرد.

ساواك، او را ممنوع المنبر نمود، اما آیت الله سعیدی دست از فعالیت نكشید و دور از چشم ساواك به محل های دوردست و روستاهای اطراف تهران می رفت و به كار خویش ادامه می داد.

شهید در سال 1345، درباره  جنایات اسراییل سخنرانی مهمی كرد و همین سخنرانی موجب دستگیری و زندانی شدن 61 روزه وی شد.

در اردیبهشت 1349، رژیم از سرمایه گذاران امریكایی دعوت به عمل آورد تا به اصطلاح در ایران سرمایه گذاری كنند و در واقع در یك حركت استعماری اقتصاد ایران را كاملاً در اختیار امریكایی ها قرار دهد. به دنبال این اقدام، علمای حوزه علمیه قم، در 11 اردیبهشت همان سال، با انتشار اطلاعیه ای، مردم را از این خطر بزرگ آگاه ساختند.

 در این میان آیت الله سعیدی دست به فعالیت های شدید زد و با انتشار اعلامیه ای به زبان عربی، خطاب به علمای كشورهای اسلامی، آن ها را دعوت به اعتراض و مخالفت نمود.

مجدداً او را دستگیر و در قزل قلعه زندانی، و تحت شدیدترین شكنجه ها، در روز چهارشنبه 20 خرداد 1349، آن عالم مجاهد را به شهادت رساندند.

پیكر آن مرد بزرگ، فردای شهادتش تحویل فرزند ارشدش شد و به طور مخفیانه در وادی السلام قم به خاك سپرده شد.

 

پیام شهید در باره  حضرت امام خمینی ( قدس سره )

آیت الله سعیدی علاقه و ارادت خاصی نسبت به حضرت امام خمینی قدس سره داشت و در باره  امام گفته بود:

 به خدا سوگند، اگر مرا بكشید و خونم را بر زمین بریزید، در هر قطره  خونم، نام مقدس خمینی را خواهید یافت.

 حضرت امام شبیه ترین عالمان نسبت به ولی الله، امام زمان (عج) و آباء طاهرینش می باشد.

 مرا بگیرید و به بند و حبس كشید، تا آن وقت از من سلب مسؤولیت شود، چه اگر آزاد باشم، فریاد می زنم، حقایق را می گویم و افشاگری می كنم. من این لباس را پوشیده ام و از بیت المال امرار معاش می كنم، كه پاسدار اسلام و وفادار به رهبرم، امام خمینی باشم... . بنابراین باید فریاد بزنم و جز این چاره ای ندارم. 

امام خميني (ره) هم پس از شنيدن خبر شهادت آيت الله سعيدي، پيامي فرستادند و در بخشي از پيام خود فرمودند:

من شهادت فجيع اين سيد بزرگوار و فداکار را که براي حفظ مصالح مسلمين و خدمت به اسلام، جان خود را از دست داد، به ملت اسلام عموماً و خصوصاً به ملت ايران تعزيت مي دهم و از خداوند متعال رفع يد دستگاه جبار و عمال کثيف استعمار را مسألت مي نمايم.

 امروز تنها هديه اي كه روح بلند شهيد سعيدي و ارواح همه شهيدان را شاد مي كند ، ابلاغ پيام آنان و گسترش مكتب و مرام آنان است. پس به داغ دل لاله ها و اشك داغ ژاله ها ، به برگ برگ گلبرگ هاي پرپر او و به قطره قطره خون معطر آنان سوگند مي خوريم كه تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خون خود مبلغ پيام و مجري مرام آنان باشيم.

روحش شاد وراهش پر رهرو باد !

 

 

 

روز جهانی صنایع دستی

 

زیبایی در اوج حریر خیال

کشف آثار باستانیِ به جای مانده از نیاکان بشر، از وجود صنایع دستی در زمان های بسیار دور، حتی دوران انسان های اولیه خبر می دهد. زمانی که به این آثار نظر می افکنی، با دنیایی کهن رو به رو می شوی که غبار تاریخ بر چهره تک تک آنان جای گرفته است. بخشی از آثار به جای مانده از انسان های اولیه، شامل سفالینه هایی است که از گِل پخته شده و تصاویر حیوانات به شکلی تخیلی بر روی آن ها نقش بسته است. به راستی آیا هنرمند نقش آفرین، آن روز می دانست با دستانش چه گنجینه ای را نقش می زند. آیا می دانست روزی هنرش، تجسمی از روزگارش برای آیندگان خواهد شد. 

 بیستم خرداد ماه، سالروز جهانی صنایع دستی، بر هنرمندان و زحمت کشان عرصه هنر و صنعت مبارک باد.

 

روایتی پرشکوه از فرهنگ کشور

صنایع دستی، روایتگر صنعت و هنر نیاکان و بیانگر هنر و ذوق مردم هر کشور است و در روزگاران کهن، به عنوان صنعت تمام عیار عهد خویش حضور داشته است. صنایع دستی، سفیران فرهنگی یک قوم و قبیله اند که هیچ گاه از گزارش پیام خود دست نمی کشند. صنایع دستی، تجلی گاه بخش قابل ملاحظه ای از هنر وخلاقیت اقوامی است که با این صنایع سر و کار دارند. صنایع دستی، در گذشته، بیش و کم، روایتگر زیبایی و حقیقتی بوده که آدمی همواره در جست و جوی آن است. توجه به این صنعت در حال حاضر، نه تنها ما را با گذشته مردمان در هر منطقه پیوند می دهد، بلکه در حد مقدور می تواند ما را در همان جوّ و محیطی قرار دهد که انسانِ ماشین زده امروز از آن جدا مانده است.

 

صنایع دستی، تجلی ذوق ایرانی

هنرمند ایرانی، همواره با کار هنری اش، مقصودی را بیان داشته و رمز و رازی را آشکار ساخته است. او با پشتوانه فرهنگ غنی و سیراب از سرچشمه عرفان، با دست یافتن به مواد گوناگون، مهارت استادانه و احساس زیبایی و نبوغ خود را در بسیاری از دست ساخته ها، به ویژه ظرف های فلزی، سفالین، شیشه ای و دست بافت ها نشان داده است. در صنایع دستی ایران، ذوق هنری و بردباری و وسواس هنرمندان ایرانی، در ریزه کاری فنون هنری دیده می شود . آن ها همیشه در این هنر پیشتاز بوده اند. به نحوی اسرارآمیز، در صنایع دستی ایران، تصویر یک زندگی نهفته است.

 

صنایع دستی، پیوند هنر و معنویت

ضربه های پی در پی چکش بر بدن بی روح آهن و نقش های حکاکی شده بر روی آن، یا حرکات سریع دستان گلی سفالگر و خلق کوزه های مسی به نام اللّه ، پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام ، گوشه هایی از پیوند مبارک هنر و معنویت است. معنویت، همواره در قبای دین، مذهب، عبادت، نیایش و...، تعالی بخش روح های جست و جوگر بشر بوده و هنر در مسیری متفاوت، ولی هم جهت با معنویت، سیراب کننده اندیشه و خیالات تشنه انسان است. در این نوع هنر، هنرمند می کوشد با الگوگیری از مضامین معنوی، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، ادامه دهنده راهی باشد که خداوند از سوی پیامبران یا در کتاب های رهایی بخش، برای سعادت و خوشبختی انسان، پیش روی او قرار داده است.

 

الگوگیری از قرآن

قرآن کریم به عنوان مهم ترین و آخرین کتاب سعادت بخش، از هنگام نزول و سپس کتابت آن به دست کاتبان، از مهم ترین دست مایه ها برای الگوگیری هنرمندان صنایع دستی در راه تعالی و نهادینه کردن هنر متعهد برای رستگاری نوع بشر بوده است. هنرمندان با این کار، سرسپردگی و کرنش انسان را در مقابل خالق یکتا در آثارشان به نمایش گذاشته اند و کلمات الهی، برای نخستین بار به وسیله هنر در قلب انسان ها نفوذ می کند.

 

صنایع دستی در قرآن

صنعت زره بافی

صنایع دستی، از دیرباز به عنوان هنری سرگرم کننده و درآمدزا، جایگاه خاصی داشته است. به مرور زمان و با فکر و خلاقیت صنعت گران و هنرمندان، این حرفه پیشرفت های زیادی را پشت سرگذاشت تا به این جایگاه والا رسید. این هنر،در بین بسیاری از پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام نیز رونق خاصی داشته است و می توان گفت نخستین کسانی که به این هنر پرداختند، پیامبران بوده اند. به این هنر در قرآن نیز اشاره های زیادی شده است؛ چنان که خداوند در چند سوره، به فن زره سازی از سوی حضرت داوود علیه السلام اشاره کرده است.

حضرت داوود علیه السلام ، یکی از پیامبرانی است که به فرمان الهی و به صورت اعجاز، می توانست با نرم کردن و پیچ و تاب دادن آهن با نیروی دست، زره ببافد. خداوند در سوره سبأ، به این موضوع اشاره می کند و می فرماید: و ما به او گفتیم زره های کامل بساز و حلقه های آن ها را به اندازه و متناسب کن. 

در واقع خداوند با این آیه، به داوود دستور می دهد سرمشقی از محکم کاری و دقت برای همه صنعت گران و کارگران با ایمان جهان باشد.

 

صنعت بافندگی در قرآن

صنعت بافندگی، از جمله صنعت هایی است که در زمان پیامبران معمول بوده است و خداوند در قرآن، از آن برای تشبیه و رساندن پیام آسمانی خود استفاده کرده است. بافندگی و بافتن به عنوان یک هنر، شغل و سرگرمی مناسب برای بانوان است؛ زیرا با روحیه آرامش طلب و آرام آنان تناسب دارد. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) در این باره می فرماید: 

  کار مردان نیک، خیاطی، و کار زنان نیک، ریسندگی است.

 

هنر اسلامی

هنر اسلامی، جایگاه والایی در جهان هنر دارد و گروه بسیاری از علاقه مندان رابه سوی خود کشیده است. در تمامی هنرهای اسلامی، به نحوی روح عرفانی و جنبه های مذهبی متجلی است که همین امر باعث شگفتی صدچندان می شود. صنعتگران اروپایی، از دیرباز به هنر و صنعت اسلامی علاقه مند بوده اند، ولی به تازگی برای الهام گرفتن از هنرهای اسلامی و یادگیری روش های مورد استفاده آن، تلاش بسیاری انجام داده اند. همین شیفتگی و کنجکاوی در مورد هنرهای اسلامی، سبب شده است که بگویند:   

صنایع دستی ایران، تبلوری است از اعتقادات، باورهای دینی، سنت ها و آداب و رسوم، که مشابه و هم سنگ آن در هیچ کجای این کره خاکی وجود ندارد.

 

انواع صنایع دستی

انواع صنایع دستی عبارتند از: فرش بافی، منجوق دوزی، منبّت کاری، خاتم کاری، فلزکاری، سوزن دوزی، شماره دوزی، گلدوزی، لحاف دوزی، چهل تکه دوزی، قلّاب بافی، حاشیه دوزی، سرامیک و سفال سازی، خیاطی، ریسندگی، عروسک سازی، شیشه کاری رنگی، نجاری، کوزه گری، گلیم بافی و جاجیم بافی.

 

صنایع دستی در آینه زمان

گزافه نیست اگر گفته شود صنایع دستی، عمری به قدمت عمر بشر دارد. سابقه صنایع دستی، به عصر حجر باز می گردد. در این دوره، ساخت ظروف و همچنین بعضی ابزار مصرفی در زندگی روزمره مانند نیزه و خنجر از سنگ برای صید و شکار حیوانات معمول شد. رفته رفته به علت پیشرفت فکری، دیگر مواد موجود در طبیعت مانند خاک رس، چوب، سنگ آهن، مس و سرانجام پشم و کرک حیوانات و الیاف گیاهی نیز مورد استفاده قرار گرفت؛ به طوری که پیشینه ساخت اشیای سفالی و مسی، به بیش از چهار هزار سال پیش می رسد. دوره رنسانس در اروپا، در تکامل هنری صنایع دستی تأثیر انکارناپذیری به جا گذاشت و در نتیجه، افزون بر حفظ جنبه های مصرفی بسیاری از تولیدات دستی، موجب افزایش ارزش هنری و تزئینی آن ها شد. ایران زمین نیز از هفت هزار سال پیش، بیرق هنر نیاکان خویش را به عنوان سند هویت ملی به رخ جهانیان کشیده است.

 

صنایع دستی و اشتغال

سفره رنگین صنایع دستی ایران، هم اکنون دو میلیون و ۶۰۰ هزار نفر را به طور مستقیم، و حدود ۱۲ میلیون نفر دیگر را غیرمستقیم گرد خود آورده است. جالب این که بیش از ۷۰ درصد از فعّالان صنایع دستی ایران را زنان تشکیل می دهند. از این رو، می توان گفت زنان هنرمند ایرانی، بالاترین سهم را در تولید آثار صنایع دستی کشور بر عهده دارند.

 

جایگاه صنایع دستی در جامعه

صنایع دستی، از دیرباز عامل ایجاد اشتغال جنبی و درآمد بیشتر در مناطق روستایی و عشایری، و همچنین برای بعضی شهرنشینان بوده است. امروزه نیز به رغم گسترش محصولات صنعتی در همه کشورها، صنایع دستی نه تنها ارزش خود را از دست نداده است، بلکه هر روز بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. در کشور ما نیز صنایع دستی با اتکا به پشتوانه غنی فرهنگ ایران اسلامی، در سه دهه اخیر، به نحو چشم گیری گسترش یافته است؛ به گونه ای که در زمینه سیاست گذاری و هدایت صنایع دستی، از ایران به عنوان یکی از کشورهای بسیار موفق در مجامع بین المللی یاد می شود.

 

صنایع دستی و اشتغال

بدون تردید یکی از دلایل مهم در توجیه جنبه های مثبت صنایع دستی، به اثرات آن در مبارزه با انواع بی کاری مربوط می شود. بی کاری، یکی از مسائل پیچیده کشورهای رو به رشد است که از افزایش سریع جمعیت سرچشمه می گیرد. در بین انواع بی کاری، شایع ترین آن در کشورهای در حال توسعه، بی کاری پنهان است. به ویژه در آن دسته از کشورها که هنوز ساختار جامعه کشاورزی و روستایی به صورت سنتی و کهن باقی مانده است، بی کاری پنهان بیشتر به چشم می خورد. صنایع دستی با قابلیت ها و خصوصیات ویژه خود، می تواند نقش مهمی در حل معضل بی کاری و ایجاد اشتغال برای بی کاران ایفا کند.

 

نقش صنایع دستی در بهداشت روان

اشتغال به هنرهای دستی، در بسیاری از بیماران روحی، سبب شده که آنان از یک نواختی، روزمرگی و فکر و خیال های پوچی که بیشتر به بیماری شان دامن می زند، دست بکشند و با سرگرم شدن، روحیه ای شاداب و سرزنده به دست آورند. در واقع لطافت بخشیِ این هنرها، موجب این کار می شود. لطافت، از معقولات درک کردنی است، نه وصف کردنی، و هیچ هنری همچون هنر صنایع دستی، نمی تواند عشق به خدا، وطن دوستی، حفظ ارزش های اخلاقی، شور و شوق زندگی، و وارستگی و کمال انسان را انتقال دهد و تداوم بخشد. در حقیقت صنایع دستی، دمیدن روح زیبایی و طراوت به زندگی انسان هاست.

 

صنایع دستی ایران از نگاه آبرام پوپ

آبراهام پوپ، تاریخ نگار آمریکایی بر این باور است که: 

 صنایع دستی ایران، هنرمندانه خلق شده است و هر یک، پیام آور عقیده ها، سلیقه ها، روش های زندگی و شخصیت نیاکان مردم این کشور است. صنایع دستی، زبان گویا و روشن تاریخ، تمدن، هویت و هنر ایرانیان است. 

 

تعريف صنايع دستی

 لوازم و ابزاری که به صورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف صنعتی ساخته می‌شوند ،صنایع دستی محسوب نمی شوند ، صنایع دستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته و پرداخته می‌شود وبه طورمعمول این کلمه به روش های سنتی ساختن کالاها اطلاق می‌شود. استادکاری مخصوص درهر یک از این موارد، مهم‌ ترین ملاک است و چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند.

تشويق، كمك و راهنمايي صنعتگران دستي، ايجاد همبستگي ميان آن ها در سراسر جهان و حفظ و تقويت این صنعت مهم و جهانی ، سازمانی جهانی را هم می طلبید تا این که ، صنايع دستي و سنتي از سال 1964 ميلادي با تأسيس "شوراي جهاني صنايع دستي"، در قالب يكي از ارگان هاي وابسته به يونسكو، به صورت بخشي از حيات فرهنگي - اقتصادي ملل مورد توجه قرار گرفت. 

 در بدو امر، شوراي جهاني صنايع دستي با شمار محدودي از اعضا كار خود را آغاز كرد و در حال حاضر، 90 كشور جهان را تحت پوشش دارد. دبيرخانه آن در شهر آمستردام  كشور هلند قرار دارد و مهم ترين هدف هايي كه اين شورا، به عنوان يك ارگان غير انتفاعي غيردولتي قائل شده می توان به "تشويق، كمك و راهنمايي صنعتگران دستي و همچنين بالا بردن سطح اطلاعات تخصصي و حرفه اي آن ها با توجه به زمينه هاي متفاوت فرهنگي موجود در هر يك از كشورهاي عضو" ، " حفظ و تقويت صنايع دستي و تجلي آن به صورت ركن عمده اي از حيات فرهنگي ملت ها" و " ايجاد همبستگي ميان صنعتگران دستي سراسر جهان" اشاره کرد.

از هر كشور تنها يك سازمان مي تواند به عنوان نماينده صنعتگران آن كشور، به عضويت شورا درآيد و سازمان صنايع دستي ايران از سال 1347 به عنوان ارگان مسئول متولي صنايع دستي كشور به عضويت شوراي جهاني صنايع دستي درآمده است.

 مع الاسف امروزه صنایع دستی ما با نوعی غربت و بی اهمیتی همراه بوده و مسوولان ذی ربط از سامان دهی و فرهنگ سازی در این بخش کوتاهی کرده اند و به نوعی این صنعت لطیف به فراموشی سپرده شده؛ بنابراین مسوولان باید در جهت ارتقاي جايگاه صنايع دستي، كاربردي کردن محصولات صنايع دستي به منظور استفاده در سبد خريد خانواده‌ها، ادارات و ... ، افزايش خدمات ارائه شده به صنعتگران، تلاش براي معرفي و ترويج هرچه بهتر و بيشتر صنايع دستي در داخل و خارج از كشور و بازاريابي و افزايش صادرات صنايع دستي تلاش کنند.

 همچنین دست اندرکاران این صنعت باید با ارائه خدمات مناسب به صنعتگران وتوليد خدمات مناسب، توليد كار با ارزش افزوده‌ بالا یعنی اشتغال مولد ، توليد كالاهاي صنايع دستي با كيفيت و كميت بالا و استاندارد ، سوق دادن توليد به سمت خواسته‌های بازار ، ایجاد بازارهای جديد از طريق مشتري‌مداري  و ایجاد نمايشگاه سراسري صنايع دستي با انگيزه‌ معرفي توانمندي صنعت‌گران و ظرفيت غني و پربار اين صنعت در جهت تولید شغل با مشاركت صاحب نظران علمي‌و دانشگاهي به رونق و ماندگی این بخش کمک کنند.

 تلاش برای رفاه نسبي كاركنان صنايع دستي از جمله تشكيل تعاوني مسكن كاركنان و صنعتگران صنايع دستی در سطح کشور،ایجاد  رفاه مناسب از طريق ارائه‌ خدمات و جذب تسهيلات مناسب و كم‌بهره براي صنعتگران صنايع دستي در کشور، پيگيري بيمه‌ صنعتگران صنايع دستي  از موارد دیگری است که مسوولان این بخش باید برای ساماندهی و سازماندهی  و رونق این بخش انجام دهند.

 

صنایع دستی در آینه شعر

چون نمد، در زندگی، پا خورده ام  با تحمل، زخم دنیا خورده ام 

گبّه ام، بی رنگ، تا رنگم کنند  ماهرانه رنگ زیبا خورده ام 

خرسکم، فرش درشتی، زیرپا  وعده امروز و فردا خورده ام 

چرخه ریسندگی را، سر بزن  من از این نقش عجب جا خورده ام 

دست و ارزش در هنر زاینده شد  لقمه نان، از خط خوانا خورده ام 

بیستم خرداد و شعر مصطفی  روی دست از پیر و برنا خورده ام 

  سید مصطفی کشفی

 

ای هنری مرد هنر آفرین

 سایه خیر هنرت بر زمین

 در مثل استی که به حسن نظر

ریزد از انگشت تو چندین هنر

 چوب به دست تو زبان باز کرد

 رویش زیباتری آغاز کرد

 اره مویی گرت افتد به دست

 کار تو بر تخته، منبّت شده است

 مرد قلمزن که هنر کار او

 شهر پر از گرمی بازار او

هوش ربا، پر ثمره و دل پذیر

کاشی و انگشتری و بادگیر

در هنر و صنعت، هم داستان

شهر تو و مشهد و یزد، اصفهان

خاک هنرپرور ایران زمین

 بر تو و بر صنعت تو آفرین

محمد جواد محبت

 

این رنج و هنر، دو عنصر خاموشند                با صبر و صفا، کنار هم می جوشند 

در کوره روزگار، چون پخت شدند                        آن گاه لباس عافیت می پوشند

  

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

( قسمت پنجم )

  فائزه عظیم زاده اردبیلی

 

 

مشورت، فواید زیادی برای مدیر دارد که از آن جمله به موارد ذیل می توان اشاره نمود: (95)

1- باعث رشد استعداد زیردستان می شود .

2- مشورت از خطاهای انسان می کاهد .

3- اگر نتیجه شکست باشد، ملامت کمتری برای مدیر بدنبال دارد .

4- بر اعتماد، دوستی و علاقه افراد به مدیر می افزاید .

د - قاطعیت: قاطعیت به معنی فیصله دادن به امور و حل مشکلات است . این امر با لجبازی و یکدندگی تفاوت دارد . برخی قاطعیت را پافشاری بیش از حد و عدم انعطاف پذیری و برخی دیگر آن را سختگیری می دانند . امیرالمؤمنین علیه السلام در این خصوص می فرماید: العسر لؤم (96); فشار و سختگیری پستی است . قاطعیت دارای دو نمود مهم است: یکی یافتن تصمیمی کارساز و کامل، دیگری ابراز تصمیم قاطع و بدور از شک و تردید .

یقینا تردید، دودلی، ترس، هوسهای زودگذر و انتظار نزدیکان فرد، استهزا و حرف مردم همه از موانع قاطعیت هستند . امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره می فرماید:

- رو تحزم فاذا استوضحت فاجزم (97); در کارها فکر کن، به محکم کاری دست خواهی یافت . پس هنگامی که امور برایت روشن شد، تصمیم بگیر . و نیز می فرماید: قدر ثم اقطع و فکر ثم انطق و تبین ثم اعمل; اندازه بگیر سپس قطع کن، فکر کن و سپس سخن بگو، واضح کن و سپس عمل کن . (98)

علل ترس و واهمه مدیران در تصمیم گیری و قاطعیت معمولا عبارت است از:

1- مسؤولان مافوق

کنترل

اقدامات اصلاحی

اهداف

برنامه ریزی سازماندهی

هدایت و سرپرستی

نمودار و فرایند مدیریت کنترل برنامه ریزی

نمودار شماره 4

2- برکناری از ریاست

3- اخراج

4- بی آبرویی

5- افراد توانای موجود در مجموعه

6- قدرتهای مافوق خارج از مجموعه

و یقینا انسانی که خدا ترس باشد از هیچ یک از این عوامل نمی ترسد و برای خدا کار می کند . ترسهای بی مورد زاییده ایمان ضعیف است; الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (99); آگاه باشید اولیای خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند .

کنترل

کنترل عبارت از توجه به نتایج کار و پیگیری آن برای مقایسه فعالیتهای انجام شده و اعمال اصلاحات مقتضی بر مبنای اهداف تبیین شده است . کنترل دارای ارکانی است; مانند نظارت، ارزیابی و پیگیری .

1- نظارت و ارزیابی

نظارت و ارزیابی در برخی موارد آشکار و بیرونی است . با بکارگیری ماموران تجسس و پیگیری می توان امور را کنترل و ارزیابی نمود . گاهی با یک نظارت درونی می توان افراد را معتقد به وظایف خود نمود که با نفس لوامه خود امور خود را به بررسی و ارزیابی بکشند . ناظران بیرونی گاهی آشکارا و گاهی پنهانی کار خود را انجام می دهند .

طبق فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام خدمتگزاران توده مردم هستند و بر کنترل دائمی همه کسانی که به هر نحوی به کاری گماشته شده اند، سفارش مؤکد شده است . بویژه امام توصیه فرموده است که علاوه بر آنکه مدیر خود باید ناظر اعمال آنان باشد، کار آنها را کنترل و مواظبت کند تا با سوء استفاده از قدرتی که وی به آنها داده است به رعیت ستم نکنند گروهی را نیز بایستی برای بازرسی همیشگی آنها بگمارد تا همواره او را در جریان شیوه عملکرد آنها قرار دهند . امام در قسمتی از سخنان گهربار خود خصوصیات لازم را جهت انتخاب این بازرسان، برای مالک اشتر می فرماید: و ابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم; برآنها بازرسان و کنترل کنندگانی بگمار که به تو وفادار و راستگو باشند (100). کلمه عیون به معنی بازرسان و چشمهای ناظر بر اعمال می باشد . جهت یک ارزیابی و کنترل صحیح باید به موارد ذیل توجه کرد:

- تعیین نتایج مورد انتظار

- تعیین استاندارد مطلوب

- تعیین شاخصها برای سنجش نتایج مورد انتظار

- تعیین نحوه و روش جمع آوری اطلاعات و آمار مورد نظر (طراحی شبکه اطلاعاتی)

- تعیین مقایسه اطلاعات جمع آوری شده و نتیجه گیری

 

2- پیگیری

رکن دوم کنترل، پیگیری امور ارزیابی شده، است . یقینا اگر پیگیری نباشد نقاط قوت و ضعف بررسی نمی گردد . پس از ارزیابی و رعایت شاخصهای آن بایستی افراد شایسته مورد شناسایی و تشویق قرار بگیرند; زیرا عدم تشویق، میل و انگیزه کار را از نیروهای فعال و شایسته می گیرد . تشویق باعث تنبیه خاطیان است; همانطور که امام علی علیه السلام تشویق نکردن نیکوکاران را به منزله تشویق خطاکاران می شمارند و این امر را لازم می دانند .

عن علی علیه السلام: و لا یکونن المحسن و المسی عندک بمنزلة سواء فان فی ذلک ترهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل الاسائة علی الاسائة و الزم کلا منهم ما الزم نفسه; (101) هرگز نباید افراد نیکوکار و بدکار در نظرت مساوی باشند ; زیرا این کار سبب می شود که افراد نیکوکار در کارهایشان بی رغبت شوند و بدکاران در عمل بدشان تشویق گردند و هرکدام از اینها را مطابق کارش پاداش بده .

و در جای دیگر می فرمایند: ازجر المسی ء بثواب المحسن ; (102) خطا کار را به وسیله پاداش دادن به نیکوکار تنبیه کن .

شایسته سالاری و صفات مدیران موفق

یکی از اصول اساسی در گزینش شایسته سالاری است . برخورداری از خصال و فضایل برجسته فردی بتنهایی محور گزینش یست بلکه باید توان کاری هم در کنار آن باشد . تعهد و تخصص همراه با عشق و علاقه معیار اصلی گزینش است .

امام علی علیه السلام که تربیت یافته مکتب قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، به شایسته سالاری در نظام مدیریتی اعتقاد دارد: ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامرالله فیه ; ای مردم همانا سزاوارترین مردم به امر خلافت و رهبری امت تواناترین بر اداره آن و دانا به فرمان خداوند در فهم مسائل است . (103) و نیز می فرماید: من احسن الکفایة استحق الولایة ; آن کس که از عهده امور بدرستی برآید، شایستگی ولایت و رهبری را دارد . (104)

مدیر لایق و موفق کیست؟

1- وقار و هیبت مدیر:

انبیا و پیامبران الهی و همه امامان معصوم علیهم السلام بویژه امیرمؤمنان که اسوه یک مدیر موفق است، از هیبت و وقار خاصی برخوردار بوده اند; زیرا خداوند در قرآن می فرماید: لله العزة و لرسوله و للمؤمنین ; عزت و شوکت از آن خدا و رسولش و مؤمنان است . (105)

بدیهی است انسانها هیچگاه بدون ملاک خاصی در برابر افراد به خضوع درنمی آیند . کلیه کمالات معنوی و روحی انسانها آنها را بر دیگران سلطه و تفوق می دهد . بدیهی است مدیریت الهی توام با هیبت، قدرت و وقار بوده و زیربنای آن تقوا و خلوص مدیر است . تا آدمی به زیور تقوا و ایمان راستین آراسته نباشد، به چنین وقار و هیبتی دست نمی یابد; بنابراین مدیری که مهر و محبتش بر دلهای همگان سایه افکنده باشد، باید با تمام وجود در خدمت فرمانهای الهی باشد; زیرا به میزان اجرای این فرمانها هیبت او افزایش می یابد .

2- مشارکت:

یکی از ویژگیهای مدیر موفق آمیختن قوانین خشک و غیر قابل انعطاف با مهر و عطوفت است . موفقیت در این کار نشانگر هنروری مدیر است . رعایت قانون، مسؤولیت مدیر و برخورد عاطفی او انسانیتش را تثبیت می کند . امیرالمؤمنین در نامه ای به فرماندارش - عثمان بن حنیف - بخاطر شرکت در میهمانی شامی که فقرا از آن مجلس رانده شده بودند، می فرماید: ا اقنع من نفسی بان یقال امیرالمؤمنین و لا اشارکهم فی مکاره الدهر؟ (106); آیا قناعت کنم به این که مردم مرا امیرالمؤمنین بگویند در حالیکه در سختیهای روزگار و تلخیهای آنان با آنان شریک نباشم؟

در خطبه ای دیگر نیز بیان فرموده اند که مدیران و حکام باید با جلوگیری از اسراف و تجمل پرستی، مشارکت و همدلی خود را با فقرا و نیازمندان سازمان تحت اداره خود اعلام کنند . (107)

3- تواضع:

انسانهای متواضع هرچه درخت وجودشان پربارتر گردد، متواضعتر می شوند . مدیر اسلامی شخصیت خودساخته خویش را در کنار خصلتهای انسانی پرورش داده و هرگز احساس ضعف و بی ثمری نمی کند . او برای مقام و منصب اصالت قائل نیست; بلکه اصل اساسی را رضایت الهی می داند . خداوند در تبیین این صفت مدیریتی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین . (108); ای پیامبر! در مسند مدیریت و رهبری بالت را برای مؤمنان و پیروانت فرود آور .

امیر مؤمنان نیز در خصوص رعایت این اصل اخلاقی که ضامن اجرای ضوابط در مسند مدیریت است، می فرماید:

- التواضع زینة الحسب (109); زینت بزرگواری، تواضع و فروتنی است .

- علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة (110); بر تو باد فروتنی! پس همانا فروتنی از بزرگترین عبادتهاست .

. . . - و مشیهم التواضع (111); راه رفتنشان فروتنانه است .

4- وفای به عهد:

وفای به عهد از اوصاف فطری انسانها و پیمان شکنی از ویژگیهای بارز منافقان است .

مولی الموحدین علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر وفای به عهد را از مهمترین فرایض خدایی می داند .

و ان عقدت بینک و بین عدولک عقدة او البسة منک ذمة فحط عهدک بالوفاء و ارع ذمتک بالامانة و اجعل نفسک جنة دون ما اعطیت فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتت ارائهم من تعظیم الوفاء بالعهود; اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفا دار باش و بر آنچه به عهده گرفتی امانت دار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان! زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست . همه مردم جهان با تمام اختلاف آرائی که دارند، حتی در زمان جاهلیت به عهد خود وفادار بودند . (112) شایستگی، مهربانی، کاردانی و رحمت از جمله اوصاف این مدیر لایق جهان تشیع است که رمز موفقیت ایشان در فتوحات اسلامی بخصوص فتح کشور یمن، بدون جنگ و خونریزی به شمار می آید .(113)

 

ادامه دارد ...

 

جمله      
 مديريتی
    

 

اصل سه م در مديريت

 


 
اصل سه م در مديريت اين است: محبت، ملاحظه و متانت. با همه مودب باشيد.


 برايان تريسی

 

منبع كتاب رموز مديريت موفق

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

 مُحَمّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيّ بْنِ عَبْدِ اللّهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ الْكَمَالُ كُلّ الْكَمَالِ التّفَقّهُ فِي الدّينِ وَ الصّبْرُ عَلَى النّائِبَةِ وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ
 
 
 
اصول كافى جلد 1 ص :39 رواية: 4
 
 
 امام باقر عليه السلام فرمود: كمال انسان و نهايت كمالش دانشمند شدن در دين و صبر در بلا و اقتصاد در زندگى است.

 

 

طنز       
مديريتی    

 

کارکردهای مدیریت

 

از  آنجا که امر خطیر مدیریت تا اطلاع ثانوی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و هست و احتمالا خواهد بود؛ بدینوسیله کارکردهای مدیریت جهت استحضار تقدیم می گردد:

۱-سازماندهی : انتخاب نیروهای موافق از  دوستان و آشنایان همفکر و مطیع و پیشنهاد پستها و سمتهای مختلف به آنان جهت انتخاب و افتخار همکاری.

۲ -برنامه ریزی : تدوین برنامه های ۱۰ ساله: ۲۰ ساله: ۳۰ ساله و .....؛نوشتن آنها با خط خوش در کاغذ های گلاسه و جلد زر کوب و ارسال آن برای تمامی دفاتر مربوطه و غیر مربوطه  که به علت کسری بودجه و مشکلات جوی دیگر به بایگانی سپرده خواهد شد . البته گاهی هم برای پز دادن و تهیه آمار عملکرد به آن رجوع می گردد.

۳ - تصمیم گیری : برگزاری دهها ساعت جلسات فشرده بحث و تبادل نظر با افراد کارشناس و غیر کارشناس و کشف بهترین راه حلها و سپس عمل بر طبق رای و نظر خودمان چون دیگران  به جوانب کار احاطه ندارند ومنافع جمع را در نظر نمی گیرند و کلا بی ذوق و بد سلیقه اند.

۴- فرماندهی: در این بخش دستوراتی را که با موبایل به ما ابلاغ شده: با تلفن داخلی به اطلاع کارکنان می رسانیم (البته با تحکم بیشتر و ژست ویژه مدیریتی)

۵ - کنترل و نظارت : از هر یک از کارکنان می خواهیم که بر کار دیگری نظارت کنند و نتیجه را گزارش دهند و علاوه بر آن چندین مرکز نظارتی نیز ایجاد می کنیم تا بر کل مجموعه نظارت نمایند ؛ سپس گزارش تخلفات کارکنان متخلف را با پست پیشتاز برایشان ارسال می نماییم تا بخوانند و از شیرینکاریهای خود لذت ببرند و به مدیر ما فوقمان گزارش می دهیم که با تخلفات به شدیدترین وجه ممکن برخورد نمودیم!

منبع : مدیرستان

 

حکايت     
مديريتی    

 

سکه پيروزی

 


 

در خلال يک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نيروی عظيمي از دشمن را داشت.

فرمانده به پيروزی نيروهايش اطمينان داشت ولي سربازان دو دل بودند. 

فرمانده سربازان را جمع کرد، سکه اي از جيب خود بيرون آورد، رو به آنها کرد و گفت: سکه را بالا مي‏اندازم، اگر رو بيايد پيروز مي‏شويم و اگر پشت بيايد شکست مي‏خوريم.

بعد سکه را به بالا پرتاب کرد. 

سربازان همه به دقّت به سکه نگاه کردند تا به زمين رسيد. 

سکه به سمت رو افتاده بود.

سربازان نيروي فوق‏العاده‏ اي گرفتند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پيروز شدند.

 پس از پايان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت: قربان، شما واقعاً مي‏خواستيد سرنوشت جنگ را به يک سکه واگذار کنيد؟

فرمانده با خونسردی گفت: بله و سکه را به او نشان داد.

هر دو طرف سکه رو بود!

 

منبع :  راهکار مديريت

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

مدیریت بر دانش مساوی است با مدیریت بر خود

 

 

در چند سال آینده وقتی که تاریخ زمان ما نگاشته شود، اینگونه به نظر می رسد که مهمترین رویدادهایی که مورخان خواهند دید فناوری، اینترنت یا تجارت الکترونیک نخواهد بود. بلکه آنها یک تغییر و تحول بی سابقه در شرایط زندگی بشری را مورد توجه قرار خواهند داد. برای اولین بار رشد محسوس و فزاینده تعداد انسانها مورد توجه قرار می گیرد. در نخستین گام آنها می بایست خود را مدیریت کنند که جامعه آمادگی لازم برای انجام این امر را ندارد.
در طول تاریخ هیچ کس عملاً حق انتخاب نداشته است. تا حدود سال ۱۹۰۰ حتی در کشورهای توسعه یافته اکثر غالب افراد جامعه حرفه پدر خود را اگر خوش شانس بودند دنبال می کردند. اگر پدر شما یک کشاورز روستایی بود شما نیز یک کشاورز روستایی بودید و اگر او یک صنعتگــــر بود شما نیز یک صنعتگر می شدید و این حرکت فقط به صورت نزولی بود و هیچ حرکت صعودی وجود نداشت.
امروزه بسیاری از مردم حق انتخاب دارند. علاوه براین، آنها می توانند بیش از یک شغل داشته باشند، به این دلیل که محدوده زندگی کاری افراد نزدیک به ۶۰ سال است. سه برابر چیزی که در سال ۱۹۰۰ وجود داشت. افرادی که در برنامه مدیریت اجرایی بنده بودند (آنهایی که حدود ۴۵ سال سن داشته و بسیار موفق بودند) گفته اند: هنگامی که مشغول کار هستند منتظر به پایان رساندن شغل خود نیستند.
دانش، حق انتخاب می دهد، همچنین دانش شرح می دهد که خانمها نیز می توانند مشاغلی مانند آقایان داشته باشند. از نظر تاریخی زن و مرد به نسبت مساوی در نیروی کار سهیم بوده و مشارکت داشته اند، فکر یک زن خانه دار بیکار در قرن ۱۹ یک خیال پوچ و بی اساس است. مردها و زنها به سادگی کارهای مختلفی انجام می دهند هیچ تمدنی نیست که در آن هر دو جنس زن و مرد کارهای مشابه انجام دهند. اما کـــار دانش جنسیت نمی شناسد و زنها و مردها کارهای مشابه انجام می دهند و البته این موضوع تغییر و تحول بزرگی در شرایط زندگی بشری پدید آورد.
برای کسب موفقیت در این دنیای جدید، ما باید در ابتدا یاد بگیریم که چه کسی هستیم تعداد کمی حتی از افراد موفق می توانند پاسخگوی این سوالها باشند.
آیا می دانید در چه چیزهایی موفق و خوب هستید؟ آیا می دانید برای رسیدن به حداکثر استفاده از نقاط قوت خود به یادگرفتن چه چیزهایی نیازمندید؟ افراد کمی هستند که تاکنون این سوالها را از خود پرسیده اند. برعکس، آنها خیلی هم از نادانی و جهل خود مغرورند. افرادی وجـــود دارند که از اینکه نمی توانند یک ترازنامه را بخوانند به خود افتخار می کنند. امروزه اگر شما می خواهید موثر باشید باید بتوانید آن را بخوانید و درک کنید. از طرف دیگر، حسابدارانی هستند که از اینکه نمی توانند با دیگران همراه باشند و ارتباط برقرار کنند افتخار می کنند و احساس غرور دارند. البته اینها چیزهایی نیستند که قابل افتخار یا غرور باشند چون هر کسی می تواند یاد بگیرد که با دیگران با ملایمت و نرمی کار کند. به طور کلی، یادگرفتن شیوه های رفتاری کار سختی نیست و منشها و شیوه های رفتاری است که به انسان اجازه می دهد تا به پیش رود.


● خودشناسی
در سراسر تاریخ بشری تنها موفقترین افراد بوده اند که می دانستند چه موقع نه بگویند. آنها همیشه می دانستند که در جستجوی چه باشند، آنها همیشه می دانستند که کجا خود را جای بدهند و حالا همه ما باید از آنها یاد بگیریم، خیلی سخت نیست. تنها کلید آن کار (کاری که لئوناردو داوینچی و موزارت انجام داده اند) ثبت نتایج حاصل از تصمیمات آنهاست.
هرگاه شما کار مهمی را انجام می دهید آن چیزی را که انتظار دارید اتفاق بیفتد را بنویسید. مهمترین تصمیمات در سازمانها تصمیمات افراد است. اخیراً تنها در بخش نظامی این سوالها پرسیده می شود که اگر ما یک فرمانده را برای رهبری یک پایگاه انتخاب کنیم از او انتظار انجام چه کاری را داریم؟ سه سال بعد آنها به گذشته و به آن چیزی که نوشته بودند توجه کردند و اکنون به این نکته دست یافته اند که حدود ۴۰ درصد تصمیمات آنها نتیجه داده است.


● ساختن نقاط قوت

درک نقاط قوت ما به وسیله دنبال کردن نتایج کارهایی ساده است که ما انجام می دهیم. هنوز بسیاری از ما نقاط قوت خود را دست کم می گیریم و از آنها فقط به عنوان هدیه استفاده می کنیم. ما اموری را که در آنها خوب هستیم و توانایی داریم به نظرمان ساده می آیند. ما به این عقیده اعتقاد داریم مگر اینکه در آنها با مشکل مواجه شویم که در آن صورت این مسئله خیلی خوب نخواهد بود، در نتیجه ما از نقاط قوت خود بی اطلاع می مانیم و ما نمی دانیم که چگونه آنها را بسازیم.
ما در بعضی مواقع می دانیم که چه هدایایی به ما اعطا شده است. ما باید یاد بگیریم که به کجا تعلق داریم و باید یاد بگیریم تا بتوانیم به طور کامل از نقاط قوت خود بهره مند شویم، یاد بگیریم و بفهمیم که ضعفهایمان در چیست و ارزشهایمان کدامست. و ما نیز باید ذات و طبیعت خود را بشناسیم: آیا با انسانها خوب ارتباط برقرار می کنم؟ یا من یک گوشه گیر هستم؟ من مرتکب چه چیزی شدم؟ و چه چیزی به کمک من می آید؟ متاسفانه هیچ کس این چیزها را به ما یاد نداده است. در ۳۰ سال آینده بیشتر انسانهای تحصیلکرده باید این را یاد بگیرند که خود را در کار یا شغل و زندگی جای بدهند.


● بهبود بهره وری
فهمیدن قدرت خود، به حساب آوردن ارزشهای خود و دانستن اینکه به کجا تعلق داریم، اینها چیزهایی هستند که برای رویارویی با یک تغییر بزرگ در سازمانها ضروری هستند. بهبود بهره وری در کارکنان دانشگر وجود دارد. سازمانهای موثر برای بهبود بهره وری افراد را در کارها و شغلهای خود قرار می هند که بتوانند بهترین کارها را انجام دهند و بیشترین سود را به دست آورند.
آنها افراد را در موقعیتهای مختلف قــرار می دهند و به افراد این اجازه را می دهند تا براساس شناخت توانشان خود را در موقعیتهای مختلف قرار دهند. دیدگاه تاریخی به تلاشهای سازمانها براساس مدیریت بر خود چهارراه برای بهبود رشد و برانگیختن کارکنان دانشی عنوان کرده است:
۱) دانستن نقاط قوت افراد؛
۲) آنها را در موقعیت یا جایی قرار دهند تا بتوانند بیشترین بازدهی را داشته باشند؛
۳) به عنوان شریک رفتار کنید؛
۴) چالشی بودن را به آنها تحمیل کنید.
کارکنان دانشی این باور را ندارند که برای کارکردن از ساعت ۹-۵ حقوق می گیرند. آنها باور دارند که آنها برای اینکه موثر باشند حقوق می گیرند. سازمانهایی که متوجه این مطلب هستند مـــوانع را از سرراه کارکنان دانشی بر می دارند، قادر به جذب و نگهداری و برانگیختن آنها برای بهترین عملکرد خواهند بود و این مسئله بزرگترین عامل مزیت رقابتی در ۲۵ سال آینده خواهد بود.


● نقش بخش اجتماعی
بیشترین و درست ترین پیشرفتی که در افراد سازمانها دیده ام، بخصوص در بزرگترین شرکتها، حاصل از مشارکت داوطلبانه افراد در سازمانهای غیرانتفـاعی بوده است. جایی که آنها مسئولیت داشتـه اند و نتایج را مشاهـده مـی کردند و خیلی سریع می فهمند که ارزش آنها چقدر است راه بهتر دیگر وجود ندارد تا ما بتوانیم قدرت خود را درک کنیم و بفهمیم که به کجا تعلق داریم و این مسلماً بهترین موفقیت برای دایره اجتماعی و مخصوصاً ارتباط آن با کسب و کار است.
امروزه ما درباره مسئولیتهای اجتماعی شغلها یا کسب و کار صحبت می کنیم. ما امیدواریم که به زودی درباره سازمانهای غیرانتفاعی به عنوان بزرگترین فرصت (موقعیت) اجتماعی برای کسب و کار صحبت کنیم. این موقعیتی است برای شرکتها تا بتوانند مدیران را خیلی بیشتر از هر شرکتی یا دانشگاهی موثرتر کنند. این یک نفع و مزیت منحصر به فرد است که دایره اجتماعی می تواند ارائه کند.

 

نکات       
مديريتی    

 

چند نکته مديريتی

 

 

1- با قدرداني به موقع از کارمندان، انرژی کاری آنان را افزايش دهيد و حُسن خلاقيت را در آنان تقويت کنيد.
 2-
موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنيد و هميشه متبسم باشيد.
 3-
هرگز براي پيشبرد اهداف کاري خود، ديگران را با وعده هاي بي اساس فريب ندهيد.
 4-
سعي کنيد اسامي کارمندان را به خاطر بسپاريد و در حين صحبت کردن با آنان، نامشان را به زبان بياوريد.
 5-
همواره به خاطر داشته باشيد به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي کاهد.
 6-
اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نکنيد.
 7-
امين و رازدار افراد باشيد.
 8-
روي اشتباهات خود پافشاري نکنيد و بي تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.
 9-
با عبارات کنايه آميز و نيش دار به ديگران درس عبرت ندهيد.
 10-
با آرامش و خونسردي به حرف هاي ديگران گوش کنيد و براي صرفه جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نکنيد.
 11-
روش محاسبات مالي را تا حدي ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليل گزارشات مالي سازمان باشيد.
 12-
در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نکنيد.
 13-
به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنيد.
 14-
تا صحت و سقم مسئله اي روشن نشده، کسي را مؤاخذه نکنيد.
 15-
معاشرين چاپلوس خود را جدی نگيريد.


 

مقاله      
مديريتی    

 

توسعه مدیریت؛ رویکرد سوم

( قسمت اول )

 

نویسنده : علیرضا دهقان
 

چكيده :

توسعه مديريت برای سازمانهای امروزی به عنوان يك مزيت رقابتي استراتژیک مطرح است . از اين رو در اين مقاله ضمن بررسي جايگاه توسعه مديريت در مطالعات سازماني و مديريتي، مفهوم توسعه مورد كنكاش قرار گرفته و ضمن ارائه برخي از تعاريف ارائه شده دراين خصوص، مفهوم توسعه مدیریت به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. توسعه مديريت با توجه به چالشهاي و پارادايمهاي که در دنياي كنوني در حوزه های سازماني و مديريتي در حال پیدایش است، توجه به اين موضوع با اهميت را برای سازمانهاي امروزی اجتناب ناپذیر نموده است. اهميت توسعه مديريت در دنياي امروزي سبب شده، صاحبنظران نسبت به ارائه رويكردهای جديدی در اين خصوص اهتمام ننمایند که در همین راستااین مقاله به تشريح مفاهيم نسل سوم توسعه مديريت و توسعه مديريت استراتژيك نیز پرداخته است .

مقدمه :
ردپاي فعاليتهاي مديريتي را در بعد عملي آن ، از زماني كه انسان اولين نظام اجتماعي را در زندگي خود ايجاد نمود و آن را گسترش داد، می توان مشاهده كرد. با اين حال تئوريهاي مديريت به صورت سازمان داده شده در قرن گذشته به دليل تاثير بسيار زياد در توسعه و پيشرفت تمدن كنوني كه انسان امروزي سكان دار آن است، به صورت بسيار جدي مورد توجه قرار گرفته و از اين رو در زماني كمتر از يك قرن از رشد بسيار سريعي برخوردار شد. آنچه در اين عرصه واجد اهميت است، توجه به موضوع توسعه مديريت به عنوان عنصري اثرگذار در تحولات سازماني است . در اين ميان لازم است جايگاه اين موضوع در مباحث تئوريك سازماني و مديريتي مشخص شود. از سوي ديگر بايد مشخص شود منظور از توسعه مديريت چيست ؟ و علاوه بر آن اهميت و جايگاه این موضوع در سازمانهاي امروزی آشکار شود. از جمله موارد ديگري كه بررسي آن در اين ميان لازم به نظر مي رسد، توجه به رويـكردهاي جـديدي مي باشد كه در اين زمينه مطرح شده اند. بر اين اساس موضوع توسعه مديريت به عنوان يك موضوع با اهميت و راهبردی در دنياي رقابتي امروزی مطرح شده است. در اين مقاله تلاش خواهد شد به صورت شفافتري به اين موضوع پرداخته شود.

 

جايگاه و اهميت توسعه مديريت در سازمانها:
انسان به عنوان موجودي اجتماعي از اعصار گذشته رفع بسياري از نيارها و بويژه نيازهاي اجتماعي خود را در گرو ايجاد يا پيوستن به گروهاي اجتماعي ديده است؛ علاوه بر آن رشد و بالندگي خود و جامعه اي كه درآن زندگي مي كرده - از خانواده گرفته تا قوم و قبيله - همگي دربستر گرايش انسان به نهادهاي اجتماعي كه خود ناشي از اجتماعي بودن انسان است محقق شده اند. از اين رهگذر گروه و سازمان غير رسمي و در نهايت سازمان رسمي در طول تاريخ مورد توجه قرار گرفته و پا به پاي رشد و تعالي انسان درابعاد مختلف فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي، از سويي زمينه ساز تغييرات در زندگی انسان شده اند و از سوي ديگر تحت تاثیرآن تغییرات واقع شده اند.
از سوي ديگر دانش مديريت به عنوان عاملي اثرگذار و شايان توجه در عرصه فعاليتهاي سازماني در اوايل قرن بيستم مطرح شد و طي سالهای بعد از آن توسط انديشمندان و صاحب نظران علم مديريت، ابعاد و زواياي آن مورد بررسي قرار گرفته و باعث ايجاد تحولي فزاينده در شيوه اداره سازمانها شده است؛ به گونه اي كه به نظر مي رسد از جمله عواملي مهمي كه انسان در بیستم توانست تحولات بزرگ آن را اداره نماید و زمينه ساز گذاز از دوران انقلاب صنعتي به عصر اطلاعات و ارتباطات شود همین موضوع باشد. عباسپور(1383) در همین رابطه بیان میدارد که سازمانها به منزله پديده تكامل يافته قرن حاضر بستر واقعي اين تحولات به حساب مي آيند و مديران، رهبران و متفكران جوامع يا سازمانها را می توان تعديل كنندگان آن دانست.
بديهي است مباحثي كه در عرصه مديريت مطرح شده، از زواياي مختلفي سعي در كارآمدتر كردن و افزايش تاثير اين فرايند در توليد كالا وخدمات درسازمانها نموده اند و دراين راستا عوامل و عناصر مختلفي كه در سازمانها وجود داشته و در بهره وري سازمان و تحقق بهينه اهداف آن نقش كليدي ايفا نموده اند، مورد توجه قرار گرفته اند؛ كه از جمله اين موارد مطالعات و بررسيهاي دقيق و عميق صورت گرفته در حوزه هاي مربوط به مـنابع انساني سازمانها بوده است . مـنابع انساني سازمانها از مـهمترين مؤلفه هاي موفقيت سازمانها، دردست يابي به اهدافشان میباشند به گونه ای که مهمترین مزیت رقابتی پایدار هر سازمان عبارت است از منابع انسانی آن سازمان، بنا بر این مطالعه فرايند هايي از قبيل: جذب و به كارگماري، توسعه و بالنده سازي، انگيزش، ارزيابي و مديريت عملكرد و در نهايت حفظ و نگهداري مـنابع انساني كـه بـه ايـن حـوزه مـرتبط مي شوند، هر يك به نوبه خود واجد اهميت فراواني در زمينه مسائل مربوط به مديريت سازمانها به شيوه اي كارا و اثر بخش هستند.
رشد و بالندگي منابع انساني درسازمانها با توجه به عوامل و زمينه هاي موجود كه هريك متاثر از تحولات ايجاد شده درقرن بيستم بود اهميت شايان توجهي پيدا نموده است. در اين ميان سازمانهايي توان حضور در عرصه هاي رقابتي موجود را داشته و دارند كه از توان مناسب برای روزآمد نمودن خود در زمينه دستيابي به دانش و بينش مورد نياز به گونه اي شايسته برخوردار باشند.
امروزه تصور سازمان توسعه يافته بدون وجود منابع انساني توسعه يافته دور از ذهن است؛ از اين رو سازمانها در برنامه هاي مربوط به رشد و بالندگي خود به رشد و بالندگي منابع انساني توجه ويژه دارند و همواره اولويت خاصي را براي آن قائل هستند. امروزه شايد سازماني را نتوان يافت كه با توجه به وسعت و اهداف خود و تعدد نيروي انساني شاغل درآن به تناسب جهت رشد و بالندگي آنها دست به اقدامات مورد نياز نزده باشد تا جايي كه برخي سازمانها از روشها و الگوهاي مختلف آموزشي در مقاطع زماني كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت و از انواع آموزشهاي رسمي، غيررسمي و مستمر و حتي روشهاي جديد آموزشي از جمله آموزش الكترونيكی، طوفان مغزي و....استفاده ننمايند، تا آنجا كه مي توان در همين رابطه شاهد ايجاد واحدهاي ستادي مختلفي بود كه فراخوراهداف، عملكرد، ابعاد و اندازه سازمان تشكيل شده تا سازمانها را در اين زمينه ياري نمايد.
هر سازمان براساس اهداف و فرايندهاي دستيابي به اهداف و ساير ويژگيهاي مربوطه داراي منابع انساني متفاوت و متنوعي است كه از تخصص ومهارتهاي متفاوت با سطوح متنوع تشكيل شده اند، اما مهمترين و اصلي ترين منبع انساني درهر سازمان عبارت است از مدير يا مجموعه مديران آن سازمان، كه براي سازماني خود سياستگذاري نموده و آن را با برنامه ريزي و تصميم گيري صحيح در مسير تحقق سياستهاي خود به پيش مي برند.
بـديهي است در شرايطي كه رشد و بـالـندگي مـنابع انـساني سازمـان از اهـميت فوق العاده اي برخوردار است توجه به رشد و بالندگي مدير يا مجموعه مديران سازمان از اهميت و ضرورت بيشتري برخوردار خواهد بود. مديران بايد قبل از ساير منابع انساني نسبت به تجهيز خود و كسب معرفت و تقويت مهارتهاي مورد نياز سازمان و حوزه مديريتي خود بكوشند و سازمان نيز بايد در جهت فراهم نمودن زمينه مناسب براي تحقق اين منظور به طور جدي گام بردارد. به طور كلي مي توان گفت سازماني در مسير پيشرفت و توسعه گام برمي دارد كه داراي منابع انساني توسعه يافته باشد و منابع انساني سازمانها، زماني پله هاي ترقي و توسعه را بالا خواهند رفت كه مدير يا مديران پيشرفته و توسعه يافته سكان هدايت آنها را در دست داشته باشند. از همين رو لازمه توسعه هر سازمان، برخورداري ازمنابع انساني توسعه يافته و دررأس آن برخورداري از مديران توسعه يافته به عنوان يك مزيت رقابتي پايدار است .
نيروي انساني سازمانها در واقع عامل اساسي سوق دادن سازمانها به سوي اهداف و استراتژيهايشان به شمار مي روند و اين سازمانها تنها زماني به اهداف و استراتژيهاي خود نائل خواهند شد كه مديراني نوانديش و متعهد، اداره آن را بر عهده داشته باشند؛ كساني كه اين واقعيت را بپذيرند كه نيروي انساني بزرگترين سرمايه هر سازمان است. از اين رو براي تصحيح جهان بيني سازماني نيروي انساني ، ابتدا بايد مديران آن سازمان و عملكرد و نحوه برخورد آنها با رويدادهاي مختلف و افراد تصحيح شود. مديران هنگامي قادرند در راستاي اهداف كلي و استراتژيهاي سازمان هماهنگي لازم را بين بخشهاي مختلف ايجاد كنند كه ضمن توسعه و بهبود توانائيهاي مديريتي خود، سطوح مختلف زندگي خويش راتحت كنترل درآورد و توانايي خودتدبيري را كسب نموده باشد (جعفری قوشچی،1384)

توسعه:
براي درك بهتر مفهوم توسعه مديريت ،ابـتدا به صورت اجـمالي بـه مفهوم تـوسعه پـرداخـته شده، تا از اين طريق بتوان كاربرد اين مفهوم را در مورد مديريت مورد بررسي قرار داد.
در رابطه با توسعه دو نگرش اساسي وجود دارد، مشخصه اساسي نگرش نخست برداشتي اقتصاد گرا از توسعه است به گونه اي كه آن را عبارت از افزايش سريع و پايدار توليد سرانه ناخالص ملي (يا داخلي) كه احتمالا با تلاش براي كاهش نابرابري درآمدهاي ناشي از اين افزايش هموار مي شود، دانسته اند. در نگرش ديگر، توسعه به عنوان فـرايندي براي رشد آزادي فـرد در دنبال كردن هدفهاي ارزشمند، در نظر گرفته مي شود. مشخصه اصلي توسعه در اين نگرش شكوفايي توان انسان است. در اين ديدگاه انسان هم هدف و هم وسيله توسعه است(جهانيان، 1382).
بلك در تعريف توسعه عنوان مي كند كه توسعه به معناي دستيابي به شماري از آرمانهاي نوسازي از جمله افزايش بهره وري، برابر سازي اقتصادي و اجتماعي، معرفت مدرن، بهبود نگرشها و نهادها ي پيشرفته و ايجاد نظام عقلاني و هماهنگ به منظور سياستگذاري تفسير مي شود كه مي تواند برخي از اوضاع نامطلوب را در نظامهاي اجتماعي توسعه نيافته بر طرف سازد (جهانيان، 1382، صص 20و21).
همانگونه كه در تعريف ارائه شده نيز مشاهده مي شود موضوع توسعه اغلب در مباحث علوم اقتصادي و اجتماعي مطرح شده است. از آنجا كه ديدگاههاي اقتصادي و اجتماعي افراد و صاحب نظران از ايدئولوژي و ديـدگاههاي مكتبي و فلسفي آنها تاثير مي پذيرد لذا مفهوم توسعه داراي تعاريف مختلفي است كه هر يك به بعد يا ابعادي اشاره مي كند. اما با اين حال مرور بر تعاريف ذكر شده به نوعي نشان دهنده اين نكته است كه مفهوم توسعه ناظر بر رشدي همه جانبه است ، خواه در ابعاد گروهي و يا در ابعاد فردي؛ به عبارت ديگر در فرايند توسعه به همه ابعاد وعناصر دخيل در موقعيت توجه مي شود و ابعاد و عناصري كه نياز به توجه و رشد بيشتري دارند در الويت قرارگرفته به گونه اي كه زمينه ساز رشد متوازن سيستم مورد نظر شود.
در مباحث توسعه اجتماعي نیز آنگاه كه از اهداف توسعه سخن به ميان مي آيد 6 بعد درارتباط با تـوسعه جامـعه انسان مورد توجه قرار مي گيرد كه اين ابعاد عـبارتند از : 1- اجتماعي 2- اقتصادي 3 - سياسي 4- فرهنگي 5- بعد مرسوم به الگوي زندگي كامل و 6- بعد سلامت و زيست محيطي (جهانيان ،1382).
بر اين اساس آنگاه كه از توسعه مديريت سخن به ميان مي آيد ، رويكرد اقتصادگرايانه آن مدنظر نبوده بلكه توجه به جنبه فرايندي آن براي رشد همه جانبه در جهت دنبال كردن هدفهاي ارزشمند، و دستيابي به آنها اهميت دارد. از سوي ديگر توجه به اين واقعيت كه توسعه مفهوم يك بعدي نيست و ابعاد مختلف موضع خود را در بـر مي گيرد، ما را با اين واقعيت روبرو مي كند كه، در زمينه توسعه مديريت به توسعه همه جانبه در زمينه مديريت از نظر مهارت، دانش، توانايي و قابليت در زمينه فردي، اجتماعي، فني و ساير جنبه های مرتبط توجه نماييم.

 

ادامه دارد ...

 

کلید      
هدایت     

 

مرا برادری بود !

 

 

پیش از این مرا برادری بود ، در راه خدا که خُرد بودن دنیا در نظرش او را در چشم من بزرگ داشته بود. هرگز بندة شکم نبود . چیزی را که نمی یافت ، آرزو نمی کرد و چون می یافت ، بسیار به کار نمی برد.

بیشتر روزگارش در خاموشی می گذشت و اگر سخن می گفت بر دیگر گویندگان غلبه می یافت و عطش پرسندگان را فرو می نشاند.

مردی افتاده بود و همه ناتوانش می انگاشتند. چون زمان کوشش فرا می رسید ، شیر بیشه را می ماند و مار بیابان را . تا نزد قاضی نمی رفت ، حجت نمی آورد.

کسی را که خطاب می کرد و می دانست عذری دارد ، تا عذرش را نمی شنید ، ملامتش نمی کرد.

از درد شکوه نمی نمود ، مگر آنگاه که بهبود یافته بود.

اگر کاری را می کرد، می گفت و اگر نمی کرد ، نمی گفت. اگر در سخن مغلوب می شد ، در خاموشی مغلوب نمی شد.

همواره به شنیدن حریص تر بود تا گفتن.

هر گاه دو کار برای او پیش می آمد می نگریست که کدام یک از آن دو به هوای نفس نزدیک تر است تا خلاف آن کند.

بر شما باد به این خوی ها ، آنها را فرا گیرید و در فرا گرفتنشان با یکدیگر رقابت نمایید.

اگر نتوانستید به همة آنها برسید ، برگرفتن اندک بهتر از ترک کردن همه است.

 امام علی (ع) ، نامه 281

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

فرهنگ ‌پژوهی و فرهنگ‌ سازی

 

 

پيشرفت ابزارهای ارتباطي و اطلاعاتي در چند دهه گذشته توان بيشتری را برای كشورهای غربي در دستيابي به اهداف و مقاصدشان فراهم ساخته است. اين كشورها، هرچند بنا به خاصيت و ويژگي محافظه‌كاري و سرمايه‌داري به دست‌كاري، برنامه‌ريزي و مهندسي فرهنگي اعتقادي ندارند، در انتقال، نفوذ و تهاجم به فرهنگ شرقي در دهه‌هاي اخير به شكل وسيعي وارد ميدان شده‌اند؛ لذا در برابر اين تلاش‌ها است كه صيانت از فرهنگ ملي به شكل‌هاي گوناگون در دهه‌هاي اخير به شكل وسيعي مورد توجه ملل شرقي قرار گرفت.
جمهوري اسلامي ايران از بدو تأسيس به اين امر مهم گرايش داشت. با توجه به ماهيت انقلاب اسلامي در حقيقت تلاش در جهت تقويت مفاهيم اساسي فرهنگ اسلامي و ملي كشور و پاسداشت آن در برابر نفوذ و تأثير فرهنگ مخرب غربي در پرتو چينش مناسب و تعيين جايگاه صحيح تمامي ابعاد و ويژگي‌هاي فرهنگي جامعه و دستيابي به نتيجه در خور اين تلاش‌ها، نيازمند طرح مهندسي فرهنگي است. نكته مهم درخصوص جايگاه فرهنگ در جهان كنوني اين است كه اكنون فرهنگ و محصولات فرهنگي به شكل وسيعي مرزهاي زندگي روزمره را در هم نورديده‌اند و ديگر به مانند گذشته محصولي دسترس‌ناپذير و فقط در انحصار قشر نخبه و فرهيخته جامعه نيستند، بلكه به سان عاملي فعال در ابعادي گسترده به زندگي روزمره مردم وارد شده و به محصولي تبديل شده‌اند كه توده‌ها مي‌توانند از آن‌ها بهره‌مند گردند. بنابراين براي ماندگاري و گسترش آن به مديريت جديد و تبديل آن به محصولي با توليد انبوه نياز مي‌باشد با اهتمام به اينكه فرهنگ متعالي انقلاب اسلامي با محوريت فرهنگ اسلامي ــ ايراني بايد در معرض قضاوت جهانيان قرار گيرد تا در عصري كه خلأ فرهنگ انساني ــ معنوي بيش از هر زمان در جهان احساس مي‌شود، و در عصري كه خلأ فرهنگي در جهان امكان ماندگاري فرهنگ‌هاي معنويت‌گرا را فراهم مي‌نمايد، جمهوري اسلامي ايران موقعيت جهاني خويش را تثبيت نمايد. براي رسيدن به اين مهم، در طراحي نظام مهندسي فرهنگي كشور توجه به نكات ذيل ضروري است:
1ــ طرح مهندسي فرهنگي بايد براساس بينش اسلامي و با الهام از تربيت الهي و غايتمندي زندگي اين جهان تعريف و تبيين گردد.
2ــ از آنجا كه فرهنگ ارتباط محكمي با ديگر حوزه‌هاي جامعه دارد، بايد در چنين رويكردي به عنوان اساس و قرارگاه مديريت كشور محسوب شود. بر همين اساس، هرگونه تلاش براي دستيابي به توسعه اقتصادي، سياسي و اجتماعي بدون توجه به ابعاد و زواياي فرهنگي آن در درازمدت محكوم به شكست خواهد بود. بنابراين در مهندسي فرهنگي كشور، جايگاه فرهنگ بايد به گونه‌اي ترسيم شود كه جهت اصلي و غايت نهايي سياست‌گذاري در كليه حوزه‌هاي نظام اجتماعي را تعيين نمايد.
3ــ بنا به توصيه مقام معظم رهبري يكي از تكاليف مهم ما در حوزه فرهنگ در درجه اول مهندسي فرهنگ است؛ يعني مشخص نماييم كه فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، و حركت عظيم درون‌زا، صيرورت‌بخش و كيفيت‌بخشي كه فرهنگ را شكل مي‌دهد و در درون انسان‌ها و جامعه به وجود مي‌آيد چگونه بايد باشد و نقايصش چيست و چگونه بايد رفع شود.
4ــ فرهنگ موجود كشور براساس شرايط تاريخي، جغرافيايي و بر اثر ارتباط و تعامل سه فرهنگ مهم اسلامي، ملي و جهاني شكل گرفته است. از سوي ديگر برخورداري از سابقه تمدني چندهزار ساله، سهم در خور توجهي از باورها و هنجارهاي اين مرز و بوم را در قالب فرهنگ ملي به خود اختصاص داده است. در اين بين نبايد از تأثير فرهنگ سومي كه در قالب رسانه‌هاي مدرن و ارتباطات فرهنگي و با هدف تهاجم فرهنگي وارد جامعه ما شده است غافل بود؛ لذا تعيين سهم و چگونگي تعامل هر يك از اين فرهنگ‌ها در شكل‌دهي فرهنگ عمومي از جمله رسالت‌هاي مهندسي فرهنگي به شمار مي‌رود.
5ــ رصد فرهنگي يكي از مقدمات مهندسي فرهنگي است كه به منظور شناخت صحيح تمامي ابعاد، ويژگي‌ها، مسائل و مشكلات فرهنگ ملّي و همچنين جزئيات فرهنگي و نحوه تأثير عوامل مختلف بر فرهنگ ملي بايد مدنظر قرار گيرد. در كنار اين شناخت دقيق، ارزيابي جريان‌هاي فرهنگي در سطح ملي، منطقه‌اي و حتي محلي و قومي از الزامات اصلي بحث مهندسي فرهنگي است.
6ــ تبديل مهندسي فرهنگي به يكي از گفتمان‌هاي غالب در جامعه و ايجاد نهضت فكري بين نخبگان و علاقه‌مندان به حوزه فرهنگي سبب مي‌شود زمينه‌هاي لازم براي تهيه طرح دقيق مهندسي فرهنگي فراهم گردد؛ چرا كه مشاركت همگاني و همه‌جانبه سبب خواهد شد به زواياي پنهان طرح مهندسي فرهنگي و اجراي كارآمد آن توجه گردد.
7ــ تبيين جايگاه فردي و گروهي افراد جامعه در مهندسي فرهنگي، به تقسيم مسئوليت‌ها و به وجود آوردن حس تعلق و تلاش براي اجرايي شدن طرح مهندسي فرهنگي كشور خواهد انجاميد ــ همان‌گونه كه در كشورهاي موفق جايگاه افراد و گروه‌ها در برنامه سند توسعه مشخص شده است. لذا براي رسيدن به شاخص‌هاي توسعه ملّي، علاوه بر به‌كارگيري نقشه راه، بايد به جديّت و كوشش‌هاي خودجوش و خودباور نيز توجه شود كه اين امر بر مبناي اجزاي اصلي فرهنگ كه به طور كلي در چهار گروه كلي ارزش‌ها، عقايد، هنجارها و نمادها قرار دارد تبلور پيدا خواهد كرد. اين چهار جز در هر فرد شكل‌دهنده ذهنيت او، از يك‌سو، و رفتارش، از سوي ديگر، است. مجموعه بينش‌ها و اعمال و رفتار افراد جامعه، وجدان جمعي و رفتار‌هاي اجتماعي را شكل خواهد داد كه تأثير و بازخورد آن بر روي آحاد افراد جامعه انعكاس پيدا خواهد نمود؛ لذا تبيين جايگاه فرد و جامعه و تأثير متقابل آن‌ها بر يكديگر از جمله موضوع‌هاي مهم و مورد توجه در مهندسي فرهنگي مي‌باشد.
منبع: خبرگزاری فارس

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

 

تا چه حد زندگی را به کام خود تلخ می کنید؟

 

در این تست پاسخ مثبت به هر سوال 5 امتياز دارد.

1- هميشه بدون تعمق کافي چيزهايي مي گويم که بعدا باعث کدورت و سوء تفاهم بين من و ديگران مي شوند.
2-هميشه با نگراني به آينده نگاه مي کنم و انتظار پيشامدهاي ناجوري را دارم.
3-اکثرا در گذشته زندگي مي کنم. خاطرات و اتفاقات گذشته را در ذهنم مرور مي کنم و وقتي حالم را با گذشته مقايسه مي کنم به گذشته ام حسرت مي خورم.
4-همواره کارهاي امروز را به فردا موکول مي کنم.
5-اگر کسي به من اهانتي بکند ديگر تمام روزم خراب مي شود.
6-اگر با کسي برخورد کنم که خلق عصبي و تندي دارد بشدن تحت تاثير وي قرار مي گيرم.
7-وقتي درست به زندگيم نگاه مي کنم مي بينم که هميشه تمايل داشته ام که از کاه کوه بسازم.
8-وقتي با کسي روبرو مي شوم که در نگاه اول به دلم نمي چسبد مي دانم که هرگز نمي توانم با وي رابطه اي داشته باشم.
9-براي اينکه جلوی ناراحتي هاي بعدي را بگيرم تنها همه کار را انجام مي دهم و از کسي کمکي نمي خواهم.
10-هميشه در درونم پراز فشار است و برای خودم ساعات آرامش فراهم نمي کنم.
11-اگر در کاري آنطوري که آنرا در دهنم تصور کرده ام موفق نشوم بشدت خودم را به محاکمه مي کشم.
12-اصلا حساب و کتاب پولم را ندارم. و يا: آنقدر حساب و کتاب مي کنم تا هيچ پول بيخودي خرج نکنم که اينکار زياد وقتم را مي گيرد و برايم مشکل بوجود آورده است.
13-وقتي مي بينم کسي به کاري که من انجام مي دهم توجه لازم را نمي کند خلقم از دست وي تنگ مي شود.
14-وقتي کسي از من انتقاد مي کند و يا به جانم نق مي زند با خودم فکر مي کنم که وي به من علاقه ندارد.
15-اگر کاري را که مي خواهم از پيش نرود دنيا پيش رويم تيره و تار مي شود.
16-هميشه آدمها را مقصر مي دانم مگر اينکه خلاف آن ثابت شود.
17-وقتي در کاري موفقيتي بدست مي آورم، موفقيتم آنچنان که بايد و شايد بنظرم نمي آيد.
18-فکر مي کنم نبايد به آدمهاي ديگر اعتماد کرد چرا که همه بد مرا مي خواهند.
19-هيچ وقت احتياج به کمک ديگران نداشته ام و ندارم.
20-کاري را که هر روز انجام مي دهم دوست ندارم و اصلا بيهوده دارم زندگيم را خراب مي کنم

 

 *****

 

امتیاز های بدست آمده را با هم جمع بزنید و معنی امتیاز خود را در زیر مشاهده بفرمائید

کمتر از 40 = به اين معنا است که زيادتر از حد قابل قبول زندگي را به کام خود تلخ نمي کنيد.
بين 40 الي 50 = لازم است تا حدي در رفتار خودتان تجديد نظر کنيد.
بالاتر از50=  بايد واقعا به فکر باشيد و براي تغيير اين افکار کاري بکنيد. به عباراتي که  به آنها پاسخ مثبت داده ايدبا دقت نگاه کنيد و در مورد هر کدام از خود بپرسيد: چطور است که من اين فکر را دارم؟ و سپس براي تغيير آن برنامه ريزی کنيد. 

 متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

معنای اضاعه نماز و خطر آن

 نويسنده : مريم حاج عبدالباقی

 

 

در قرآن کريم، در سوره مريم، پس از آنکه سلسله های انبياء را يکي پس از ديگری معرفي کرده و آنها را ستوده است، ايشان را منعمين از ذريه آدم و نوح خوانده است که در برابر تلاوت آيات الهي بي تفاوت نمانده و با اشک و سائيدن پيشاني خويش به خاک، خشوع و بندگي خود را در برابر حق نشان مي دهند.
 سپس مي فرمايد: فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف يلقون غيا؛ آنگاه پس از آنان، نسلي به جايشان آمدند که نماز را تباه ساختند و از هوس ها پيروی کردند ، پس به زودی، با شر و نکبتي [بزرگ] رو به رو خواهند شد. (سوره  مريم، آيه  59)
 نسل ناخلف پس از سلسله پيامبران را با دو ويژگي معرفي کرده است: ضايع کردن نماز و طبعيت کردن از شهوت ها . اين آيه کريمه نشان مي دهد که اولا، ترک نماز با پيروي از شهوت ها رابطه مستقيمي دارد همان طور که نماز، مؤثر از فحشاء و منکر بازمي دارد و مانع ارتکاب گناهان مي شود، ضايع کردن نماز هم، سبب پيروي از شهوت ها و خواهش هاي نفساني که سرچشمه فحشا و منکر است، مي شود.
 ثانيا، نقطه حساس حفظ سلامت نسل و تداوم پاکي در نسل های بعدی پاي بندي به ارتباط مستمر خداوند است و ضايع کردن اين رابطه، پاکي و طهارت را از سلسله فرزندان بشر مي ربايد.
 آنچه اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد معناي ضايع کردن و انواع آن است.
 در کتابي ضايع کردن هلاک کردن و نابود ساختن معنا کرده اند. (1)
 اما آقای مصطفوی ضايع کرن را: محو صورت و نظم در شيء و مهمل و بي فايده شدن يک چيز به نحوي که اثر وجوديش بر آن مترتب نشود، معنا کرده است. (2)
 به اين ترتيب ضايع کردن يک عمل يعني آن را به نحوي انجام دهي که نتيجه و اثر واقعي آن ظاهر نشود به طوري که بود و نبودش و انجام دادن و ندادنش، مساوي باشد همچنان که وقتي خداوند مي فرمايد: و ما کان الله ليضيع ايمانکم؛ خدا نمي خواهد کاري کند که ايمان شما ضايع و تباه شود.(سوره ي بقره، آيه ي 143) به نحوي که آثار ايمان بر صاحبان ايمان ظاهر نشود و ايمانتان بي فايده شود.
 حال بايد ديد چگونه نماز ضايع مي شود؟ آيا تنها ترک نماز، ضايع ساختن نماز است يا معاني ديگري هم براي آن قابل تصور است؟ يکي از راه هاي شناخت اضاعه يعني ضايع کردن، شناخت معناي ضد آن است چون هميشه در قرآن، نماز با اقامه آمده است - يعني بر پا داشتن نماز که معناي قيام و اقدام و برپايي در آن است - به نظر مي رسد اضاعه، ضد اقامه باشد و اقامه از قيام که ضد نشستن است، يعني اقدام و دست به کار شدن و انجام کار است. علامه طباطبايي در تفسير آيه مي گويد: اضاعه مال يعني تباه کردن مال با سوء تدبير و صرف مال در راهي که شايسته صرف کردن نيست و در نتيجه تباه شدن مال. از اينجا معلوم مي شود که مقصود از اضاعه نماز تباه کردن نماز است، همراه با سستي در امر نماز و خوار شمردن آن و به بازي گرفتن و تغيير ايجاد کردن در آن و ترک نماز بعد از گرفتن و قبول آن. (3)
 حال به بررسي رواياتي که معناي ضايع کردن نماز را روشن تر مي کند مي پردازيم:
 الف) پيامبر اکرم (ص) فرمود: امت من چهار گروهند:
 1) نمازگزاران سهل انگار که از نماز غفلت مي کنند: فويل للمصلين. الذين هم عن صلاتهم ساهون؛ پس واي بر آن نمازگزاراني که نسبت به نماز سهل انگارند! اينها اهل ويل هستند که يکي از دره هاي جهنم است. (سوره ي ماعون، آيات 4 و 5)
 2) نمازگزاراني که گاهي نماز مي خوانند و گاهي نماز نمي خوانند: فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف يلقون غيا. (سوره ي مريم، آيات 59)
 اينان اهل غي هستند که يکي ديگر از درهاي جهنم است.
 3) گروهي که هرگز نماز نخوانند: ما سلکم في سقر قالوا لم نک من المصلين؛ که چه چيز شما را به سقر درآورد؟ مي گويند ما از نمازگزاران نبوديم.(سوره ي مدثر، آيات 42 و 43)
 اينها اهل سقر هستند که دره ديگري از دره هاي جهنم است.
 4) گروهي که هميشه نماز مي خوانند و در نماز خاشعند: الذين هم في صلاتهم خاشعون؛ همانان که در نمازشان خاشع و فروتن اند. (سوره ي مؤمنون، آيه ي 2)
 ب) از رسول خدا نقل است که:
 شيطان پيوسته از مؤمن هراسناک مي ماند، مادامي که بر اوقات نمازهاي پنجگانه مراقبت کند، پس اگر آنها را ضايع نمايد، شيطان بر او گستاخ مي شود و او را در گناهان بزرگ وارد مي سازد. (4)
 ج) رسول خدا (ص) مي فرمايند: کسي که بي سبب نماز واجب خود را ترک کند تا وقت آن بگذرد و حدود آن را حفظ نکند، آن نماز تيره و تار بالا رود و گويد: خدا تو را ضايع کند، چنانکه مرا ضايع ساختي. (5)
 د) بر شما باد به محافظت اوقات نماز! کسي که نماز را ضايع کند از من نيست. (6)
 هـ) پرسيده شد: ضايع کردن نماز چيست؟ معصوم فرمودند: آن را تا آخر وقت تأخير انداختن. (7)
 و) اميرمؤمنان حضرت علي (ع) در عهدنامه مالک اشتر مي فرمايند: با مردم چنان نمازگزار که نه آنان را برماني (واکني) و نه نماز را ضايع گرداني. (8)
از اين روايت معلوم مي شود که بد نماز خواندن و نماز را بدون آرامش و با سرعت به جا آوردن از مصاديق ضايع کردن نماز است.
 ز) در کتب آسماني گذشته آمده است که خداوند فرمود: سه چيز است که هر کس بر آنها محافظت کند، به راستي بنده مؤمن است و هر که آنها را ضايع کند دشمن من است: نماز، روزه و غسل جنابت (9)
 ح) از پيامبر اسلام (ص) نقل است که در تفسير آيه فخلف من بعدهم مي فرمايد: شصت سال بعد از من، افرادي روي کار مي آيند که نماز را ضايع مي کنند و در شهوت ها غوطه ور مي شوند و به زودي نتيجه گمراهي خود را خواهند ديد. اگر مبدأ شصت سال را هجرت پيامبر در نظر بگيريم اين پيش بيني بر زمان بني اميه و حکومت يزيد، منطبق مي شود. (10)
 در پايان، گفتار را با دعای حضرت ابراهيم (ع) در قرآن پايان مي بريم:
 رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي بنا و تقبل دعاء؛ خدايا، مرا و نسل و فرزندان مرا اقامه گر نماز قرار بده. خدايا، دعايم را
بپذير. (سوره ي ابراهيم، آيه  40)

 

پي نوشتها:
1- مهم مقاييس ذيل لغت ضيع.
2- التحقيق مصطفوي: جلد 7، ص 53.
3- الميزان، ج 4، ص 77.
4- موسوي اصفهاني، مکيال المکارم، ج 1، ص 373.
5- صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 518.
6- مستدرک الوسائل، ج 1، ص 184.
7- ميرزا جواد ملکي تبريزي، اسرار الصلوه، ص 104.
8- نهج البلاغه، نامه 53.
9- تفسير ابوالفتوح رازي، ج 1، ص 163.
10- تفسير نمونه، ج 13، ص 103.

 

منبع: نشريه بشارت
 

 

لينکهای    
 هفته      

 

بازیاب
سایت خبری و تحلیلی

 

انجمن مدیریت آمریکا

 

وب سایت ستاد اقامه نماز

 

سازمان اسناد و كتابخانه ملی ايران

 

همت مضاعف - کار مضاعف

 

هفته نامه گل آقا