مجله شماره شصت و چهارم      

 سه شنبه 1 تیر 1389                                                                            

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ 116 مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هِـذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلَـكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ 117 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الآيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ 118 هَاأَنتُمْ أُوْلاء تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ عَضُّواْ عَلَيْكُمُ الأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُواْ بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ 119 إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ 120 وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّىءُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 121

ترجمه فارسي مکارم

كسانى كه كافر شدند، هرگز نمى‏توانند در پناه اموال و فرزندانشان، از مجازات خدا در امان بمانند! آنها اصحاب دوزخند; و جاودانه در آن خواهند ماند 116 آنچه آنها در اين زندگى پست دنيوى انفاق مى‏كنند، همانند باد سوزانى است كه به زراعت قومى كه بر خود ستم كرده (و در غير محل و وقت مناسب، كشت نموده‏اند)، بوزد; و آن را نابود سازد خدا به آنها ستم نكرده; بلكه آنها، خودشان به خويشتن ستم مى‏ كنند 117 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! آنها از هرگونه شر و فسادى در باره شما، كوتاهى نمى‏كنند آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد (نشانه ‏هاى) دشمنى از دهان (و كلام)شان آشكار شده; و آنچه در دلهايشان پنهان مى‏ دارند، از آن مهمتر است ما آيات (و راه‏هاى پيشگيرى از شر آنها) را براى شما بيان كرديم اگر انديشه كنيد! 118 شما كسانى هستيد كه آنها را دوست مى‏ داريد; اما آنها شما را دوست ندارند! در حالى كه شما به همه كتابهاى آسمانى ايمان داريد (و آنها به كتاب آسمانى شما ايمان ندارند) هنگامى كه شما را ملاقات مى ‏كنند، (به دروغ) مى‏ گويند: ايمان آورده ‏ايم! اما هنگامى كه تنها مى‏ شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان مى ‏گزند! بگو: با همين خشمى كه داريد بميريد! خدا از (اسرار) درون سينه‏ ها آگاه است 119 اگر نيكى به شما برسد، آنها را ناراحت مى ‏كند; و اگر حادثه ناگوارى براى شما رخ دهد، خوشحال مى ‏شوند (اما) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهيزگارى پيشه كنيد، نقشه‏ هاى (خائنانه) آنان، به شما زيانى نمى‏ رساند; خداوند به آنچه انجام مى‏ دهند، احاطه دارد 120 و (به ياد آور) زمانى را كه صبحگاهان، از ميان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بيرون رفتى! و خداوند، شنوا و داناست (گفتگوهاى مختلفى را كه درباره طرح جنگ گفته مى ‏شد، مى ‏شنيد; و انديشه‏ هايى را كه بعضى در سر مى ‏پروراندند، مى ‏دانست) 121

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

ولادت حضرت امام علی (ع)

 

 

 صدف کعبه لب گشود و.... 

 

                          دردانه کعبه چون به امکان آمد

                          کار همه شیعیان به سامان آمد  

                          خورشید ولایت از افق طالع شد 

                          بر پیکر بی جان جهان جان آمد

 

 صدف کعبه لب گشود و اسوه یگانه ، دردانه جاودانه و حقیقت ولایت را به جهان هستی تقدیم کرد .

ای رهرو راستین !

اگر می خواهی سرو حقیقت را در بالنده ترین قامت تماشا کنی ،

اگر دوست داری که خورشید فروزان ولایت را در درخشان ترین فروزش به نظاره بنشینی ،

اگر می خواهی که آسمان فضیلت را در زیباترین تجلی بنگری ،

اگر مشتاقی که کوه استقامت ر ا در استوارترین سیمایش تماشاگر باشی ،

اگر آرزو داری جرعه ای از زلال ناب ترین چشمه ساران عرفان " کوثر " بنوشی ،

اگر طالب تماشای تندیس قدسی و والاترین عروج انسی در رساترین صورت هستی ،

اگر می خواهی به حقیقت یاور غمدیدگان و مددکار ستمدیدگان باشی ،

...و اگرمی خواهی معنی عدالت ، مفهوم حریت ، تبلور فتوت ، تجسم مروت ، عصاره فضیلت و مقام والای خلیفه اللهی را یکجا و همه و همه را در بلندای قامت یک انسان بنگری :

علی بنگر !!

 

در سیزدهم رجب ...

بزرگمردی پای بر گستره زمین نهاد که غنچه دهان ها را شکفتن و جوانه ها را گفتن آموخت ،

 قامت رسای بشریت با قیامت خروشش از اسارت رست و سبزه های عدالت با سرود سبز باران کلامش رست ، 

چه بسیار دشمنانی که شناختندش و بر او تاختند و چه نسا دوستانی که نشناختندش و او را ارزان باختند ،

 

بلاغت ، از زبانش حلاوت یافت و فصاحت از بيانش ملاحت گرفت ،

 

چه دردنامه هايي كه تنها در سينه سياه شب هاي كوفه نگاشته شد و چه نهال هاي ناله هايي كه فقط در دل زلال چاه های كوفه

كاشته شد.

 

در سيزدهم رجب...

رادمردي از ملكوت اعلي پاي بر عرصه برهوت دنيا نهاد ، تا تنهايي خداي گونگان را در گستره تاريخ ، دردمندانه فرياد كند ، با ستم بستيزد و رويش بذر آفتاب را در دل يلداي جهالت بشارت دهد.

چه نوايي جز زمزمه دل انگيز فرشتگان ، ناله هايش را در خلوت شب هاي نخلستان همنوايي كردند؟! و چه چشماني جز برق ديده اختران سپهر ، ستارگان اشكش را به نظاره نشستند؟!

بيست و سه سال مكتب را از حلقوم شمشير فرياد كرد و بيست و پنج سال براي  حفظ وحدت در جهان اسلام سكوت كرد و پنج سال برای استقرار عدالت در جامعه اسلامي پنجه در پنجه قاسطين ، مارقين و ناكثين روزگار درافكند.

 

ولی افسوس كه ....

گل عدالت با ولادتش شكفت و با شهادتش به خون خفت!!

 

ميلاد با سعادت مولای متقيان امير مومنان علي عليه السلام و روز بزرگداشت پدر را به همه رهروان صديق و پيروان شفيق آن پيشوا تبريك و تهنيت مي گويم.

 

 

 

 

ولادت حضرت امام محمد تقی جوادالائمه (ع)

 

 

میلاد اسوه شکیبایی، تندیس تقوا و پارسایی، مشعل حق و حقیقت، جلوه جمال الهی و جلال کبریایی، الهام بخش اخلاص و معرفت حضرت جوادالائمه امام محمدِتقی، علیه السلام ، بر عاشقان شجره طیبه ولایت و امامت و رهپویان راه حقیقت مبارک باد.

حضرت امام محمدتقی علیه السلام  در دهم رجب 195 ق در مدینه منوّره زاده شد و بر شاخسار امامت شکوفا گشت.

 پدر بزرگوارش حضرت امام رضا علیه السلام و مادرش بانوی گرامی و بافضیلتی به نام سبیکه است که امام رضا علیه السلام او را خیزران نامید. حضرت همواره از ایشان به نیکی یاد کرده او را با تعابیری چون بانویی پاک دامن و بانوی بافضیلت نام می بردند.

از ماه رمضان سال 202 یا آخر ماه صفر 203 ه ، که امام رضا علیه السلام در توس به شهادت رسید، فرزند آن حضرت، امام محمدتقی علیه السلام به مقام امامت و پیشوایی امت مسلمان رسید.

صفوان بن یحیی، از یاران مخلص امام رضا علیه السلام ، می گوید در مدینه به حضور آن حضرت شرف یاب شدم و عرض کردم: پیشی از آن که خداوند ابوجعفر (جواد) را به شما عنایت فرماید، درباره امام بعد از شما پرس وجو می کردیم و شما می فرمودید خداوند به من پسری عنایت خواهد فرمود. اکنون خداوند پسری به شما عنایت کرد و چشم ما به وجود وی روشن گردیده است. تکلیف ما پس از شما چیست و امام ما چه کسی خواهد بود؟

امام رضا در پاسخ به امام جواد که در مقابلش ایستاده بود اشاره نمود. من در جواب گفتم فدایت شوم او که بیش از سه سال ندارد؟! امام رضا علیه السلام فرمود: کمی سن ایرادی ندارد؛ چون حضرت عیسی در حالی که کم تر از سه سال سن داشت به پیامبری رسید.

 

خلفای عصر امام

امام جواد علیه السلام در سال 195 ه در مدینه چشم به جهان گشود. سه سال داشت که محمد امین فرزند هارون الرشید به دست برادرش در سال 198 ه به قتل رسید و حاکمیت مأمون آغاز گشت. مأمون در سال 218 ه درگذشت و معتصم عباسی در ماه شعبان 218 ه به خلافت رسید. از این رو باید گفت امام جواد علیه السلام در زندگی کوتاه و پربار خویش با سه خلیفه عباسی هم عصر بوده است.

 

مشعل تابان

امامت هدیه ای الهی برای همه آحاد امّت است تا به مدد آن در صراط مستقیم قرار گیرند. امام ضامن اجرای احکام قرآن، مشعل هدایت در شب های تیره و فروغ یقین افروز در پیچ و خم های شک و اضطراب است. امام جواد علیه السلام در دوران سیاه حکومت خلفای بنی عباس، به رغم عمر کوتاه خود توانست کشتی امت را به خوبی هدایت کند و برای مؤمنان مشعلی تابان در شب سیاه انحراف و کج اندیشی باشد. آن حضرت با بیان مسایل بنیادی دین، از پرچم هماره برافراشته اسلام پاسداری کرد.

 

دریای فضایل

دریای فضایل امام جواد علیه السلام بی کرانه است. او برگزیده خداوند، قرآن ناطق، حقیقت مجسّم و هدایتگر توحید است. امام جواد علیه السلام ، در دوران کوتاه امامت خود، با کردار و گفتار خود معارف ناب را بر جان تشنه مؤمنان جاری می ساخت.

سفارش امام جواد علیه السلام درباره پرهیزکاری

گاه در زندگی، تمام درها به روی انسان بسته می شود، به گونه ای که هرطرف که روی می کند با مشکل یا مشکلاتی روبه رو می شود. این قبیل مواقع فرصت های خوبی برای بیدارشدن و بازگشت به سوی خداست. در این هنگام اگر انسان از روی اخلاص از ذات مقدس حضرت حقّ کمک بگیرد، امدادهای الهی به کمک او می آید و نسیم های رحمت پروردگار او را در بَر می گیرد و از راه هایی که هرگز باور نداشت، درهای بسته به رویش گشوده می شود. امام جواد علیه السلام در این باره می فرمایند: 

اگر درهای آسمان و زمین به روی کسی بسته شود و او پرهیزکاری پیشه کند، خداوند در کار او گشایش می دهد.

امام علی علیه السلام از نظر امام جواد علیه السلام

روزی فردی در محضر امام جواد عرض کرد من حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت علی علیه السلام را آن قدر دوست دارم که اگر بدنم را قطعه قطعه کنند دست از محبّت آنان برنمی دارم.

امام جواد فرمودند: در این صورت حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت علی علیه السلام نیز با تو همان گونه رفتار خواهند کرد؛ آن ها نیز در روز قیامت برای تو چیزی را طلب می کنند که محبت تو در مقابل آن بسیار ناچیز خواهد بود؛ یعنی نتیجه و ثمره آن نجات در روز قیامت است.

 

سخنان پربار امام جواد علیه السلام

کسی که با اتّکاء به خدا روی نیاز از مردم بگرداند، مردم به او نیازمند می شوند و هرکس پرهیزکاری پیشه سازد محبوب مردمان می گردد.

کمال آدمی در خردمندی است.

سرآغاز نامه  عمل مسلمان، در قیامت، نیک خلقی اوست.

آن که کار زشتی را نیکو شمارد، در [کیفر] آن کار شریک است.

ستم کار و یاری کننده ستم کار و کسی که به کرده او خشنود باشد، همه در گناه او شریک اند.

کمال مروّت آن است که انسان با هیچ کس چنان رفتار نکند که برخود نمی پسندد.

به کاری که وقتش نرسیده اقدام نکنید که پشیمان می شوید و آرزوهای دورودراز نداشته باشید که موجب قساوت قلب می شود، و به ناتوانان خود رحم کنید و با نوازش آنان، رحمت خدای را بجویید.

کسی که برادرمؤمن خود را پنهانی پند دهد، او را آراسته و کسی که آشکارا و در حضور دیگران او را نصیحت کند، چهره [اجتماعی] او را زشت ساخته است.

روز دادخواهی برای ستمگر به مراتب سخت تر است از روز ستم برای ستم دیده.

هرکس به خدا اعتماد داشته باشد و بر او توکّل کند، خداوند او را از هر بدی نجات می بخشد و از هر دشمنی حفظ می کند.

خود را از کارهایی که موجب ننگ دنیا و عذاب آخرت است نگاه دار.

مبادا آشکارا دوست خدا باشی و در پنهان دشمن او.

در خائن بودن انسان همین بس که امین خیانت کاران باشد.

هرکس روش نیکویی را پایه گذاری کند و دیگران از آن پیروی کنند ، همان پاداش آنان به او عطا می شود بدون آن که از پاداش عمل کنندگان کم شود و هرکه سنّت ناپسند و ظالمانه ای را پایه گذارد که دیگران از آن تبعیت کنند، برابر کیفر اعمال آنان بر دوش او نیز خواهد بود بدون آن که از کیفر آنان چیزی کاسته شود.

میلاد سجاده نشین عالم معرفت و توحید، آیینه پرشکوه جمال و جلال خداوندی، مونس ملایک مقرب الهی، اسوه عرفان ربوبی، تبسّم رحمت معبود بر خلایق، مظهر مهر و عطوفت خداوند، حضرت جوادالائمه بر شما عاشقان ولایت و رهپویان خط امامت خجسته باد.

 

 

 

 

 

شهادت دکترمصطفی چمران

 

 

شهيد چمران  مردی از تبار پاكبازان زمان و پويشگران زمين بود.

سيمای گلگون اين عاشق در رخسار آتشين هر شقايق جلوه گر است.

زبان شيرين او در كام عطرآگين غنچه ها  تا ابدگوياست. 

حيات پويای او در پايايی روح سبز جنگل جاری است.

جاری زلال خون او در رگ های زمان و رگه های زمين جوشان است.

نفس شيدايي و دم مسيحايي او در نسيم روح بخش بهار و شميم حيات بخش مشكبار هنوز مي تپد.

زمزمه گهربار او هنوز از زمزم  هر چشمه سار  شنيده مي شود.

در كدامين پگاه ، حرير سيمگون سپيده بي حضور او سياه دشت شب را درنورديد و سراپرده سيه چرده ستم را برچيد؟ و در

كدامين شبانگاه خورشيد از خون راه شفق نگذشت و در چشم خون پالای افق نيارميد؟

در كدامين بهار بدون نفس او سبزه دميد و غنچه خنديد؟

تصوير زيبای شهيد چمران در قاب بلند ابديت ، در سبزترين جوانه محبت ، در خاطر سرخ ترين شكوفه شهادت و در اوج آبي ترين آسمان كرامت ، جاودانگي را فرياد مي زند.

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، ‌از شیر بیشه نبرد و عارف شب‏ های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است.
سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی(ع)، این مالک ‏اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی‏توان یکی از ابعاد وجودی او را آن گونه که هست، توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم كنيم، که مردان و رهروان راه علی(ع) و حسین(ع) را با این کلمات مادی و معیارهای خاکی نمی‏شود توصیف نمود و سنجید.
این مروری است گذرا و سریع، بر حیات کوتاه ،اما پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و فداکاری شهید دکتر مصطفی چمران.

تولد:
دکتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.

تحصیلات:
وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، آغاز کرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الکترومکانیک فارغ ‏التحصیل شد و یک‏سال به تدریس در دانشکده‌ فنی پرداخت.
وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریکا اعزام شد و پس از تحقیقات‏ علمی در جمع معروف‏ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه امریکا - برکلی، با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.

فعالیت‏ های اجتماعی:
از 15سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت ‏الله طالقانی، در مسجد هدایت، و درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از استادان دیگر شرکت می‏کرد و از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت ‏نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت ‏ملی ایران در کشمکش ‏های مرگ و حیات این دوره بود. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد و سقوط حکومت دکتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت ‏ترین مبارزه‏ها و مسئولیت ‏های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک ‏ترین مأموریت‏ ها را در سخت‏‏ ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.
در امریکا، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین‏ بار انجمن اسلامی دانشجویان امریکا را پایه ‏ریزی کرد و از مؤسسان انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالان انجمن دانشجویان ایرانی در امریکا به شمار می‏رفت که به دلیل این فعالیت‏ ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می‏شود. پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام ‏خمینی(ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ‏ساز می‏زند و همه پل‏ها را پشت‏ سر خود خراب می‏کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم‏فکر، رهسپار مصر می‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سخت ‏ترین دوره ‏های چریکی و جنگ‏های پارتیزانی را می‏آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‏شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می‏شود.
به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی‏گرایی ورای اسلام گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است که نمی‏توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می‏کند که ما هنوز نمی‏دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می‏دهد که در مصر نظريات خود را بیان کنند.

در لبنان:
بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می‏کند و لذا دکتر چمران رهسپار لبنان می‏شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند.
او به کمک امام موسی‏صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومان و سپس جناح نظامی آن، سازمان امل را براساس اصول و مبانی اسلامی پی‏ ریزی نموده که در میان توطئه‏ ها و دشمنی ‏های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده می‏کند و علی‏ گونه در معرکه‏ های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می‏رود و در طوفان‏ های سهمناک سرنوشت، حسین‏وار به استقبال شهادت می‏تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستم‏گران روزگار، صهیونیزم اشغال‏گر و هم‏دستان خونخوار آن ها، راست‏گرایان فالانژ، به اهتزاز درمی ‏آورد و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله‏ های بلند کوه‏ های جبل‏ عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانی ‏ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومان و مستضعفان شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک شهدای لبنان، بر کف خیابان‏ های داغ و بر دامنه کوه ‏های مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران:
دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می‏گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‏پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏های پاسداران انقلاب در سعدآباد می‏کند. سپس در شغل معاونت نخست ‏وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏ اندازد تا سریع‏تر و قاطعانه‏تر مسئله کردستان را فیصله دهد؛ تا این که بالاخره در قضیه فراموش ناشدنی پاوه قدرت ایمان و اراده آهینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می‏گردد.

در کردستان:
در آن شب مخوف پاوه، همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل ‏شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل‏ عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی‏ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزدیک‏تر می‏شد. باران گلوله می‏بارید و می‏رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت و شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی‏مانده را نجات دهد و شهر مصیبت ‏زده را از سقوط حتمی برهاند.
آنگاه فرمان انقلابی امام ‏خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دکتر چمران واگذار شد.
رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه تجارب انقلابی، ایمان، فداکاری، شجاعت،‌قدرت رهبری و برنامه‏ریزی دکتر چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی‏ترین مظاهر انقلابی و شکوهمندترین قهرمانی‏ها به وقوع پیوست و در عرض 15 روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب اسلامی درآمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

وزارت دفاع:
دکتر چمران بعد از این پیروزی بی‏نظیر به تهران احضار شد و از طرف رهبر عالیقدر انقلاب، امام‏خمینی(ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید.
در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی، به یک سلسله برنامه‏های وسیع بنیادی دست زد که پاک‏سازی ارتش و پیاده کردن برنامه‏های اصلاحی از این قبیل است تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت، ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

مجلس:
دکتر مصطفی چمران در اولین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بويژه در ارتش،‌ حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته ‌ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود. در یکی از نیایش‏های خود بعد از انتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شکر می‏گوید: خدایا، مردم آنقدر به من محبت کرده‏ اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار کرده‏اند که به راستی خجلم و آنقدر خود را کوچک می‏بینم که نمی‏توانم از عهده آن به درآیم. خدایا، تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برآیم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.
وی سپس به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.

در خوزستان:
گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازمان دهی آنان، ستاد جنگ‏های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه کم‏کم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. تنها کسانی که از نزدیک شاهد ماجراهای تلخ و شیرین،‌ پیروزی‏ها و شکست‏ها، شهامت‏ها و شهادت‏ها و ایثارگری‏های آنان بودند، به گوشه‏ای از این خدمات که دکترچمران شخصاً مایل به تبلیغ و بازگویی آن ها نبود، آگاهی دارند.
ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ‏های نامنظم یکی از این برنامه‏ها بود که به کمک آن، جاده‏های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک‏ماه، آب کارون را به طرف تانک‏های دشمن روانه ساخت، به طوری که آن ها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.
یکی از کارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود، تاکتیک تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی که ابرقدرت‏ها قبلاً فکر آن را نکرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر بوجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد؛ ولی چندین‏بار نیروهایی بین دویست تا یک‏هزار نفر را سازمان دهی کرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت‏ها مقاومت کنند.

محرم ماه شهادت و پیروزی سوسنگرد:
پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین‏بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک‏ های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند.
دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، ‌با فشار و تلاش فراوان خود و آیت‏ الله خامنه‏ ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین‏بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه‏‏ آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازمان دهی کرد و با نظمی نو و شیوه‏ای جدید از جانب جاده اهواز- سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می‏شتافت که در محاصره تانک‏های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقه‌ محاصره دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بیشتر بود و او همیشه به دامان خطر فرو می‏رفت. در این هنگام بود که نبرد سختی درگرفت؛ نیروهای کماندوی دشمن از پشت تانک‏ها به او حمله کردند و او همچون شیری در میدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه‏ای به نقطه‏ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می‏رفت. کماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانک‏ها به سوی او تیراندازی می‏کردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آن ها سریع، چابک، برافروخته و شادان از شوق شهادت در رکاب حسین(ع) و در راه حسین(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آن ها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می‏داد. در همین اثناء، هم‏رزم باوفایش به شهادت رسید و او یک‏تنه به نبرد حسین‏ گونه خود ادامه می‏داد و به سوی دشمن حمله می‏برد. هرچه تنور جنگ گرم‏تر می‏شد و آتش حمله بیشتر زبانه می‏کشید، چهره ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون ‏تر وشوق به شهادتش افزون‏تر می‏شد ؛ تا آن که در حین رقص چنین میانه میدان از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید و هنوز هم گرمی قطرات خون او گرمی‏بخش رزمندگان باوفای اسلام و سرخی خونش الهام‏بخش پیروزی نهایی و بزرگ آنان است.
با پای زخمی بر یک کامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود، به داخل کامیون نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی می‏داد.
خبر زخمی شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزدیکی دروازه سوسنگرد، شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افکند که بی‏محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند. دکتر چمران با همان کامیونی که خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد، اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏ های نامنظم و دوباره با پای زخمی و دردمند به ارشاد یاران وفادار خود پرداخت. جالب اینجا بود که در همان شبی که در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهید فلاحی، فرمانده لشگر 92، شهید کلاهدوز، مسئولان سپاه و سرهنگ محمد سلیمی که رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) در کنار تخت او در بیمارستان تشکیل شد و درهمان حال و همان شب، پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله‏ اکبر را مطرح کرد.

آغاز حرکت مجدد:
به رغم اصرار و پیشنهاد مسئولان و دوستانش، حاضر به ترک اهواز و ستاد جنگ‏های نامنظم و حرکت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالی که در کنار بسترش و در مقابلش نقشه‏های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حرکت نیروهای خودی نصب شده بود و او که قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آن ها می‏نگریست و مرتب طرح‏های جالب و پیشنهادهاي سازنده در زمینه‏های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می‏داد. کم‏کم زخم‏های پای او التیام می‏یافت و او دیگر نمی‏توانست سکون را تحمل کند و با چوب زیربغل به پا خاست و بازهم آماده رفتن به جبهه شد.
به دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دی ‏ماه 59) که منجر به شکست قسمتی از نیروهای ماشد و فاجعه هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد، تعدادی از رزمندگان شجاع و جان بر کف را از جبهه فرسیه انتخاب کرد و با چند هلی کوپتر که خود فرماندهی آن ها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی‏سابقه و انتحاری زد. او در حالی که از درد جنگ به خود می‏پیچید و از ناراحتی می‏خروشید، آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکاتی دشمن در جاده جفیر به طلایه شد که به خاطر آتش شدید دشمن، هلی کوپترها نتوانستند از سد آتش آن ها از منطقه هویزه بگذرند و حمله هوایی دشمن هلی کوپترها را مجبور به بازگشت ساخت که وی از این بازگشت سخت ناراحت و عصبانی بود.

دیدار امام امت:
بالاخره در اسفند ماه 59 چوب زیربغل را نیز کنار گذاشت و با کمی ناراحتی راه می‏رفت و همراه با هم‏رزمانش از یکایک جبهه‏ های نبرد در اهواز دیدن کرد.
پس از زخمی شدن، ‌اولین‏ بار، برای دیدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را که اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادهای خود را ارائه داد. امام امت(ره) پدرانه و با ملاطفت خاصی به سخنانش گوش می‏داد، او و همه رزمندگان را دعا می‏کرد و رهنمودهای لازم را ارائه می ‏داد.
دکتر چمران از سکون و عدم تحرکی که در جبهه ‏ها وجود داشت ،دائماً رنج می‏برد و تلاش می‏کرد که با ارائه پیشنهادها و برنامه‏ های ابتکاری حرکتی بوجود آورد و اغلب این حرکت‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏برکف ستاد نیز عملی می‏ساخت. او اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه ‏های الله‏اکبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه که نزدیکی مرز است، رسانده تا ارتباط شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. 

  بالاخره در سی‏ویکم اردیبهشت ماه سال شصت، با یک حمله‌ هماهنگ و برق‏آسا، ارتفاعات الله‏ اکبر فتح شد که پس از پیروزی سوسنگرد بزرگ ترین پیروزی تا آن زمان بود. شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین کسانی بود که پای به ارتفاعات الله‏ اکبر گذاشت؛ درحالی که دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت می‏کرد ، او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادی از جان برکفان و یاران خود توانستند با فداکاری و قدرت تمام تپه ‏های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف درآورند، درحالی که دیگران در هاله‏ای از ناباوری به این اقدام جسورانه می‏نگریستند.
پس از پیروزی ارتفاعات الله ‏اکبر، اصرار داشت نیروهای ما هرچه زودتر، قبل از این که دشمن بتواند استحکاماتی برای خود ایجاد کند، به سوی بستان سرازیر شوند که این کار عملی نشد و شهیدچمران خود طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداکاری جان بر کف ستاد جنگ‏های نامنظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.
فتح دهلاویه، در نوع خود عملی جسورانه و خطرناک و غرورآفرین بود. نیروهای مؤمن ستاد پلی بر روی رودخانه کرخه زدند، پلی ابتکاری و چریکی که خود ساخته بودند. از رودخانه عبور کردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاویه را به یاری خدای برگ فتح کردند. این اولین پیروزی پس از عزل بنی‏صدر از فرماندهی کل قوا بود که به عنوان طلیعه پیروزی‏های دیگر به حساب آمد.
در سی‏ام خردادماه سال شصت، یعنی یک‏ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله‏اکبر، در جلسه فوق‏ العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت ‏الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک و سکون نیروها انتقاد کرد و پیشنهادهای نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد.
این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود که شهیدچمران در آن شرکت داشت و فردای آن روز، روز غم‏انگیز و بسیار سخت و هولناکی بود.

به سوی قربانگاه:
در سحرگاه سی‏ویکم خردادماه شصت، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دکترچمران به شدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بويژه رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. دسته‏ای از دوستان صمیمی او می‏گریستند و گروهی دیگر مبهوت فقط به هم می‏نگریستند. از در و دیوار، ‌از جبهه و شهر، بوی مرگ و نسیم شهادت می‏وزید و گویی همه در سکوتی مرگبار منتظر حادثه‏ای بزرگ و زلزله‏ای وحشتناک بودند. شهیدچمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند و در لحظه حرکت وی، یکی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: 

همانند روز عاشورا که یکایک یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسید و اینک خود او همانند ظهر عاشورای حسین(ع) آماده حرکت به جبهه است.
همه اطرافیانش هنگام خروج از ستاد با او وداع می‏کردند و با نگاه‏های اندوه‏بار تا آنجا که چشم می‏دید و گوش می‎‏شنید، او و همراهانش را دنبال می‏کردند و غمی مرموز و تلخ بر دلشان سنگینی می‏کرد.
دکتر چمران، شب قبل در آخرین جلسه مشورتی ستاد، یارانش را با وصایای بی‏ سابقه ‏ای نصیحت کرده بود و خدا می‏داند که در پس چهره ساکت و آرام ملکوتی او چه غوغا و چه شور و هیجانی از شوق رهایی، رستن از غم و رنج‏ها، شنیدن دروغ و تهمت ‏ها و دم‏ برنیاوردن‏ ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسیار یاران باوفای او به شهادت رسیده بودند و اینک او خود به قربانگاه می‏رفت. سال‏ها یاران و تربیت ‏شدگان عزیزش در مقابل چشمانش و در کنارش شهید شدند و او آن ها را بر دوش گرفت و خود در اشتیاق شهادت سوخت، ولی خدای بزرگ او را در این آزمایش‏ های سخت محک می‏زد و می‏آزمود، او را هر چه بیشتر می‏ گداخت و روحش را صیقل می‏داد تا قربانی عالی تری از خاکیان را به ملائک معرفی نماید و بگوید: انی اعلم مالاتعلمون. من چیزهایی می‏دانم که شما نمی‏دانید.
به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت ‏الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آخرین ‏بار یکدیگر را بوسیدند و بازهم به حرکت ادامه داد تا به قربانگاه رسید. همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده‏ شان، ایرج رستمی را به آن ها تبریک و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پرنور و چهره‏ای نورانی و دلی والامال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار، گفت:

خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می‏برد.
خداوند ثابت کرد که او را دوست می‏دارد و چه زود او را به سوی خود فراخواند.

شهادت:
سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده ‏بوسی کرد، به همه سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیک‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر کسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏شد و مطمئناً دشمن هم آن ها را دیده بود. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏ های دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دکتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند و هر یک در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه‏ ای جانکاه بودند که خمپاره‏ ها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یکی از خمپاره‏ های صدامیان، یکی از نمونه ‏های کامل انسانی که مایه‌ مباهات خداوند است، یکی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسین(ع)، یکی از عارفان سالک راه حق و حقیقت و یکی از ارزشمندترین انسان‏های علی‏گونه و یکی از یاران باوفای امام ‏خمینی(ره) از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلی پیوست.
ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اصابت کرد و ترکش ‏های دیگر صورت و سینه دو یارش را که در کنارش ایستاده بودند، شکافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاری بود و چهره ملکوتی و متبسم و در عین‏ حال متین و محکم و موقر آغشته به خاک و خونش، با آن که عمیقاً سخن ‏ها داشت، ولی ظاهراً دیگر با کسی سخن نگفت و به کسی نگاه نکرد. شاید در آن اوقات، همان طوری که خود آرزو کرده بود، حسین(ع) بر بالینش بود و او از عشق دیدار حسین(ع) و رستن از این دنیای پر از درد و پیوستن به روح، به زیبایی، به ملکوت اعلی و به دیار مصفای شهیدان، فرصت نگاهی و سخنی با ما خاکیان را نداشت.
در بیمارستان سوسنگرد که بعداً به نام شهید دکترچمران نامیده شد، کمک‏های اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس که فقط جسم بی‏جانش به اهواز رسید و روح او سبکبال و با کفنی خونین که لباس رزم او بود، به دیار ملکوتیان و به نزد خدای خویش پرواز کرد و ندای پروردگار را لبیک گفت که: ارجعی الی ربک راضیه مرضیه
از شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، این فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حرکت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلکه امت مسلمان ایران و شیعیان محروم لبنان به پا خاستند و حتی ملل مستضعف و زاده دنیا غرق در حسرت و ماتم گردیدند.
امواج خروشان مردم حق‏ شناس ما، خشمگین از این جنایت صدام و اندوهبار و اشک ‏آلود،‌ پیکر پاک او را در اهواز و تهران تشییع کردند که انالله و انّاالیه راجعون.
بلی، این‏چنین زندگی سراسر تلاش و مبارزه خالصانه و عارفانه در راه خدای او آغاز گشت و این‏چنین در کربلای خوزستان در جهاد و نبرد رویاروی علیه باطل، حسین‏گونه به خاک شهادت افتاد و به ملکوت اعلی عروج کرد و به آرزوی دیرین خود که قربانی شدن عاشقانه در راه خدا بود، نایل گشت. خدایش رحمت کند و او را با حسین(ع) و شهدای کربلا محشور گرداند.

 

 

 

 

روز تبليغ و اطلاع رسانی دينی

 و سالروز صدور فرمان امام خمينی (ره) مبنی بر تاسيس سازمان تبليغات اسلامی (در سال ۱۳۶۰)

 

پیراهنی از جنس رسالت بر قامتت، ذرات را به تکاپو فرامی خواند. قدم در جاده های روشن نور گذاشته ای و شیفتگی ات را جار می زنی. در حنجره ات صدای خداست که تکثیر می شود.

تو پیامبر شده ای تا مشام شهر از عطر گام های تو سرشار شود.

تو پیامبر شده ای تا کلماتی از جنس نور از دهانت پر بکشد و آینه در آینه تکثیر شود.

می توانی دست بالا ببری؛ از دامن ابرها باران بیاوری و به کوه ها حکم خیزش دهی و به درختان راه رفتن بیاموزی و البته به انسان، انسان بودن را.

اینک، دست های توست که باید خورشید را بر آسمان این وسعت بتاباند و راه روشن زندگی را بیاموزد.

مانایی و گسترش دین خدا در گرو تبلیغ است. اگر امروزه عطر خوش وحی در قالب مذهب و آموزه های اخلاقی در میان آدمیان پراکنده شده، بدان سبب است که پیامبران، اولیای الهی و سپس مبلّغان بزرگ دینی، به خوبی از عهده امر تبلیغ دین برآمدند و در کار تبلیغ، هرگز کوتاهی نورزیدند.

قرآن کریم وظیفه اصلی پیامبران را تبلیغ آیین الهی دانسته است و می فرماید: فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ اِلَّا الْبَلاغُ الْمُبین؛ آیا بر (عهده) پیامبران، چیزی جز تبلیغ آشکار است. 

اهمیت تبلیغ تا آن جاست که خداوند در قرآن کریم به پیامبر خود می فرماید:

اگر آنچه را برتو نازل کردیم تبلیغ نکنی، (در واقع) رسالت خود را انجام نداده ای. اساسا در پرتو تبلیغ، راه سعادت و هدایت بر روی انسان ها گشوده و مبانی اصلی فرهنگ اسلامی تبیین و درونی می شود. به دلیل اهمیت تبلیغ، این گفتار را به این موضوع اختصاص داده ایم.

 

تبلیغ، نشانه مهرورزی خداوند به بندگان

خداوند، بندگانش را دوست دارد. یکی از نشانه های این دوستی آن است که آنان را به حال خود رها نکرده است، بلکه به برکت تبلیغ و تلاش پیامبران، درِ بهروزی، نیک بختی و کمال روحی را بر آنان گشوده است. 

در خطبه اول نهج البلاغه، از زبان حضرت علی علیه السلام می خوانیم: 

خداوند از پیامبران پیمان وحی گرفت تا امانت رسالت را به مردم تبلیغ کنند و برسانند... تا (در اثر این کار) توان مندی های پنهان شده عقل آنان را آشکار سازند. باز از آن حضرت است که: پیامبر، مردم را به جایگاه کرامت انسانی آن ها سوق داد و راه رستگاری را شناساند. این مهرورزی خداوند به بندگان خویش، بعد از پیامبران الهی و اهل بیت علیهم السلام ، در وجود مبلّغان راستین ادامه پیدا کرد؛ ره نمایانی که قدم در جای پای آن بزرگواران نهادند و همانند آنان، به حال انسان ها دل سوز بوده و هستند.

 

تبلیغ، عامل آشتی بندگان با خداوند

بسیاری از انسان ها به واسطه آن که شناخت درستی از پروردگارشان ندارند، در اثر گناه کردن، خود را از قرب الهی بی بهره می سازند. در این میان، این مبلّغان دینی هستند که می توانند با تبلیغ درست، بندگان گریزپا را با پروردگارشان آشتی دهند. آورده اند که واعظی در بین سخنانش گفت: بار خدایا! سنگ دل ترین و پرگناه ترین افراد را بیامرز. پس مردی از جا بلند شد و گفت: دعایی را که گفتی دوباره تکرار کن! واعظ تکرار کرد. آن مرد گفت: به نظرم من همان مردی هستم که گفتی و آن گاه به درگاه الهی توبه کرد. همان واعظ در خواب ندایی شنید که: 

مرا خوشحال کردی؛ زیرا با سخنت، باعث صلح و آشتی بین من و بنده ام شدی.

نیز نقل است که روزی داوود علیه السلام به صحرا رفته بود. خداوند متعالی بدو وحی فرستاد که: ای داوود! چون است که تو را تنها می بینم؟ گفت: بار خدایا! شوق تو اندر دلم اثر کرده است و مرا از صحبت خلق باز داشته است. فرمود: برو باز نزدیک ایشان شو. اگر تو بنده گریخته ای را [در اثر تبلیغ] به درگاه من باز آری، نام تو را در لوح محفوظ خود، از جمله بزرگان ثبت می کنم.

 

جایگاه والای مبلّغ

ارزشمندی امر تبلیغ موجب شده است که مبلّغ جایگاهی والا بیابد و برتری ویژه ای برای خود رقم زند. معاویة بن عمار می گوید:به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردی است که از شما روایت بسیار نقل می کند و میان مردم انتشار می دهد و آن را در دل ایشان استوار می سازد. از آن سو، عابدی از شیعیان شما را می بینم که همانند او نیست. کدام یک از این دو بهترند؟ فرمود: 

آن که احادیث ما را روایت کند و دل های شیعیان ما را استوار سازد، از هزار عابد بهتر است.

رمز برتری عالِم مبلّغ بر عابد خانه نشین

سعدی شیرازی در حکایتی کوتاه، عالم دینی را که دل در هوای دیگران دارد و می کوشد با تبلیغ درست خویش، دست غریق را بگیرد، بر عابد خانه نشین که سر در سودای خویش دارد و تنها در آن اندیشه است که گلیم خویش از موج به در برد، برتری می دهد:

صاحب دلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عابد و عالِم چه فرق بود

تا اختیار نمودی از آن، این فریق را

گفت آن گلیم خویش به در می بَرَد ز موج

وین جهد می کند که بگیرد غریق را

 

خیرخواهی مبلّغ در مورد همگان

خیرخواهی در مورد انسان ها، ویژگی برجسته همه پیامبران، اولیای الهی و مبلّغان بزرگ دینی بوده است. جالب آن که گستره این نیک طلبی، مردمان ناسپاس و دشمنان را نیز فرا می گیرد. به تعبیر زیبای صائب تبریزی:

 

فيض روشن دل به نيك وبدبرابرمي رسد                   پرتو مَه می فتد یکسان به آباد و خراب 

 

شمس تبریزی نیز در این باره می گوید: انسان کامل می خواهد هشیاری دهد و ناپختگان را از خامی به بلوغ و کمال رهنمود شود. ازاین رو انسان کامل، خودسازِ دیگرپرور است. او حتی در برابر ناسپاسی و حق ناشناسی مردمان و نیز در برابر آزار آنان، همچنان و بلکه بیش از هر هنگام، غم خوار و خیرخواه ایشان است.

 

مدارا در تبلیغ

یکی از شرط های موفقیت در تبلیغ، مدارا با مردم است. انسان اهل مدارا، محبوب خداست؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

اِنَّ اللّه َ رَفِیقٌ یُحِبُّ الرِّفْقَ؛ به درستی که خداوند اهل مداراست و مدارا را [نیز] دوست دارد. 

همچنین از ایشان نقل است که فرمود: 

هر که اهل مدارا با مردم باشد، به آنچه از آنان توقع دارد، می رسد. نیز فرمود: 

همان گونه که مأموریت تبلیغ دارم، مأموریت دارم با مردم مدارا کنم. مدارا با مردم از سوی مبلّغ دینی، چهره دین را زیبا جلوه می دهد، دل های مردم را جذب می کند، از دشمنی ها می کاهد و در زدودن کینه ها و فروکش کردن درگیری ها تأثیر بسزایی دارد.

 

مبلّغ و تکریم انسان ها

تبلیغ، باید به همراه تکریم انسان ها باشد؛ چرا که خداوند وجود آدمی را ارج نهاد و فرمود: وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَم؛ به تحقیق ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم. 

در قرآن کریم، نمونه ای از تبلیغ کریمانه را از سوی حضرت موسی علیه السلام و برادرش هارون علیه السلام مشاهده می کنیم. آن گاه که خداوند آن ها را به منظور هدایت فرعون به سویش می فرستد، سفارش می کند: به نرمی و ملایمت با او سخن بگویید؛ شاید متذکر شود یا [از خدا [بترسد. آرامش و وقار همراه با گفتاری لطیف و مؤدبانه، نمونه ای از رفتار کریمانه است که خداوند آن را از موسی و هارون و همه مبلّغان الهی خواسته است.

 

طمأنینه و خودباوری در پرتو توکل به خدا

قرآن کریم به پیروانش درس شهامت و خودباوری می دهد و می فرماید: 

سست نشوید و غمگین نگردید. شما برترید، اگر ایمان داشته باشید. آن که پیرو راستین قرآن کریم و مبلّغ دین است، به درستی کار خویش اطمینان دارد و در راهی که می رود، راسخ و استوار است؛ چرا که در مسیر حق گام برمی دارد و حق نیز همیشه پیروز است. بایسته است مبلّغان دین، در خودباوری به رسول خاتم صلی الله علیه و آله اقتدا کنند؛ جواهر لعل نهرو در این باره مي گويد:

حضرت محمد صلی الله علیه و آله از شهر مدینه، پیامی برای حکمرانان و پادشاهان جهان فرستاد و آن ها را به قبول وجود خدای یگانه و رسولش دعوت کرد. لابد این پادشاهان و حکمرانان حیرت کردند که این مرد گم نام کیست که جرئت کرده است برای آن ها دستور صادر کند. از فرستادن همین پیام ها می توان تصور کرد که حضرت محمد صلی الله علیه و آله چه اعتماد و اطمینان فوق العاده ای به خود و رسالتش داشته است و توانسته همین اعتماد و ایمان را در مردم کشورش به وجود آورد و به آن ها الهام ببخشد، به طوری که آن مردان توانستند بر نیمی از جهان معلوم آن زمان مسلط گردند. ایمان و خودباوری، مسئله بزرگی است و این ثمرات عالی را به وجود می آورد.

 

مردم شناسی مبلّغ

یکی از شرایط موفقیت در امر تبلیغ، مردم شناسی مبلّغ است. شناخت فرهنگ و آداب و رسوم ملی، در نظر گرفتن نیازها، کمبودها و مشکلات ویژه مردم هر منطقه و نیز توجه به میزان تحصیلات و سطح آگاهی های مردم و مسائلی دیگر از این گونه، از شرایط اساسی کارآمدی امر تبلیغ به شمار می آید. در حقیقت بدون شناخت زمینه تبلیغ و روحیه مردم، هیچ گونه تضمینی برای نفوذ کلام و پیام وجود ندارد.

رهبر معظم انقلاب از نبود روان شناسی تبلیغی با عنوان یکی از کاستی های تبلیغ دین یاد می کند و می فرماید: یا مثلاً می رود تبلغ کند، ولی روان شناسی تبلیغی ندارد و با مردم حرفی را می زند که حرف آن ها نیست. حرفی را که باید در دانشگاه زد، در روستا می زند و حرفی که باید در روستا زده شود، در کارخانه می زند. بنابراین، تعلیم و روش یابی علمی و فراهم کردن مقدمات علمی برای تبلیغ، مثل روان شناسی اجتماعی، در حوزه نیست.

 

تبلیغ، به انگیزه انجام وظیفه

پافشاری در رسیدن به نتیجه یا شتاب زدگی در رسیدن به مقصود مورد نظر، از آسیب های تبلیغ است. در واقع مهم در امر تبلیغ، ادای تکلیف و رساندن پیام است و اثرگذار بودن تبلیغ را می توان فرع بر اصل تبلیغ دانست. خداوند نیز در قرآن کریم، وظیفه پیامبران الهی را تنها تبلیغ و رساندن پیام می داند و می فرماید: فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ؛ آیا بر عهده رسولان، جز تبلیغی آشکار هست. به تعبیر شیوای سعدی شیرازی:

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

سعدی در جای دیگر می گوید:

ما نصیحت به جای خود کردیم

روزگاری در این به سر بردیم

گر نیاید به گوش رغبت کس

بر رسولان پیام باشد و بس

باز در قرآن کریم می خوانیم: اگر شما تکذیب کنید، مردمانی که پیش از شما بودند نیز تکذیب کردند و بر عهده پیامبر، جز تبلیغی روشن گر هیچ نیست.

 

سوء تبلیغ

بعضی وقت ها اگر از چیزی ارزشمند به درستی تبلیغ نشود و آن چیز گران بها به خوبی عرضه نگردد، موجب بی رغبتی و بی اعتنایی مردم به آن می شود. عرضه ضعیف دین، دفاع بد از آن و رعایت نکردن ظرافت های تبلیغی، در حقیقت سوء تبلیغ از دین است که از زیبایی و آراستگی چهره آن در نگاه مردمان می کاهد. سعدی شیرازی نیز در حکایتی جالب، نمونه ای از سوء تبلیغ از دین را این گونه به نثر و نظم می کشد: 

  ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند. صاحب دلی بر او بگذشت. گفت: تو را مشاهره (یعنی حقوق ماهانه) چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس چرا زحمت خود همی دهی؟ گفت: از بهر خدا می خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

گر تو قرآن بدین نَمَط خوانی

ببری رونق مسلمانی

 

هم بشارت و هم انذار

مبلّغ راستین کسی است که هم مردم را به رحمت خداوند امیدوار می سازد و هم عذاب پروردگار را به آنان گوشزد می کند. وی نه یک سره مردمان را امیدوار می سازد، به گونه ای که ناخواسته زمینه لغزش را برای آنان فراهم آورد و نه آن ها را ناامید می کند، تا آنجا که انگیزه انجام کارهای شایسته را از آنان باز ستاند. در این باره خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید: وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلّا مُبَشِّرا وَ نَذِیرا؛ 

تو را نفرستادیم مگر آن که هم بشارت دهی و هم بترسانی. امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام نیز در این زمینه می فرماید: فقیه تمام عیار کسی است که مردم را از رحمت خدا نومید نکند و آنان را از فیض درگاهش نا امید نگرداند و همچنین از عذاب خدا ایمنشان نسازد. 

گفتنی است هراس از دوزخ، در واقع همان چهره اخم آلود بشارت است؛ چرا که میوه خوف از عذاب خدا، راه یابی به بهشت است. به تعبیر زیبای مولانا:

لاتَخَفْ دان چون که خوفت داد حق

نان فرستد چون فرستادت طَبَق

 

بردباری در امر تبلیغ

جاده تبلیغ، مسیری ناهموار است و بی گمان مبلّغ، در این راه با ناگواری ها و سختی هایی روبه رو خواهد شد. ازاین رو، مبلّغ دینی تنها با بردباری می تواند بر ناگواری ها غلبه کند و پیروز میدان گردد. مولانا می گوید:

تیغ حلم از تیغ شمشیر تیزتر

بَلْ ز صد لشکر ظفَرانگیزتر

از امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره نقل است که: نخستین دستاورد بردبار از بردباری خود، پشتیبانی مردمان از او در برابر نادان است. مبلّغ با بردباری، از خطرهای خشم و پی آمدهای ناگوار آن حفظ می شود و در نتیجه، شخصیت او از آسیب، ایمن می ماند. سعدی می گوید:

در خاک بیلقان برسیدم به عابدی

گفتم مرا به تربیت از جهل پاک کن

گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیه

یا هرچه خوانده ای همه در زیر خاک کن

 

عمل به گفته ها

قرآن کریم می فرماید: آیا مردم را به نیکی فرا می خوانید، ولی خودتان را فراموش می کنید. مبلّغی که به گفته هایش عمل نمی کند، افزون بر آن که تأثیر سخنانش از دست خواهد رفت، در نگاه مردم نیز بی اعتبار می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

ای مردم! به خدا سوگند که من شما را به طاعتی وادار نمی کنم مگر آن که خود پیش از آن بدان عمل کرده ام و از معصیتی باز نمی دارم جز آن که پیش تر آن را ترک گفته ام.

سعدی شیرازی نیز در مورد عالمان بی عمل می گوید:

ترک دنیا به مردم آموزند

خویشتن سیم و غلّه اندوزند

عالمی را که گفت باشد و بس

هرچه گوید نگیرد اندر کس

آغازين روز تيرماه سالروز صدور فرمان تحول آفرين حضرت امام خميني (ره)  در سال ۱۳۶۰ را مبني بر تاسيس سازمان تبليغات اسلامي را گرامی می داريم.

 

 

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

آفات مدیریت در نگاه امام علی علیه السلام

 

 

خطراتی که عرصه های مدیریت را تهدید می کند، فراوان است. برخی از این آفتها که ضررهای جبران ناپذیر به پیکره ی مدیریت وارد می سازند، در این تحقیق به طور خلاصه مطرح شده اند. هدف از طرح این آفتها این است که دیدگاه اسلام را در باره ی مدیریت ازنگاه آفت خیز بودن آن بدانیم. سعی ما در این نوشتار این است که خطرهایی که همواره مدیران را تهدید می کند و علاوه بر تهدیدمدیریت سازمانها، شخصیت انسانی مدیران را نیز تهدید می کند; مطرح نماییم.

 

- غفلت در برنامه ریزی

برنامه ریزی از ارکان اساسی مدیریت است.غفلت دربرنامه ریزی از آفتهای مدیریت است. مدیران هماره به دلیل تراکم کار، درمعرض این خطر هستند. مشکلات ناخواسته نیز سبب می شود تا مدیران به کارهای روزمره اداری مشغول شوند و از برنامه ریزی غفلت نمایند.

برنامه ریزی عبارت است از: تفکر درکلیات و جزئیات برنامه و یا به عبارت دیگر،تعیین و اتخاذ شیوه و روش هایی که ما را به بهترین نتیجه مطلوب برساند. (1)

برنامه ریزی در بردارنده ی هدف های سازمان و نقشه ی انجام کار است. (2)

غفلت از برنامه ریزی موجب انجام کارها ازروی عجله و بدون تدبیر می شود. آیات وروایات فراوانی به مذمت انجام کارها از روی عجله و بدون تدبیر پرداخته اند. حضرت علی علیه السلام در باره ی تفکر برای انجام کارهافرمود:

التدبیر قبل العمل یومنک من الندم (3)

اندیشه پیش از اجرای کار، تو را از پشیمانی در امان نگه می دارد.

غفلت از برنامه ریزی موجب پدید آمدن مشکلات ناخواسته و پیش بینی نشده می شود. حضرت علی علیه السلام در این باره فرمود:

من قعد عن حیلته اقامته الشدائد (4)

کسی که از برنامه ریزی غفلت کند،مشکلات بر او خواهند آمد.

عجله در برنامه ریزی سبب می شود تااستفاده بهینه از کارکنان و امکانات نشود.بسیاری از مدیران به خاطر بهره مندی اداره از امکانات مناسب، از برنامه ریزی مناسب برای استفاده از آن امکانات برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده غفلت می کنند.این دسته از مدیران در برنامه ریزی عجله می کنند و دقت لازم را روا نمی دارند. برنامه ریزی اگر با حوصله و ظرافت خاص انجام شود، کارگرتر از امکانات مناسب برای انجام کارهاست. حضرت علی علیه السلام در این باره فرمود:

التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة (5)

ظرافت دربرنامه ریزی بهتر از امکانات است. غرور باعث می شود تا افراد خود را درمرحله ای ببینند که بی نیاز از مشورت باصاحب نظران، به برنامه ریزی بنشینند.برخی ازمدیران به خاطر دانش فراوان وتجربه ای بسیار در مدیریت چنان دچار عجب می شوند که حتی در جلسات برنامه ریزی به نظر دیگران احترام نمی گذارند. دربرنامه ریزی باید از نظرات همه ی صاحب نظران بهره جست. چه بسا افرادی که از دانش نظری وتجربه ی عملی کمتری برخوردارند، اماپیشنهادها و انتقادهای بسیار سازنده ای ارائه می دهند. یک مدیر موفق به همه ی طرح ها، بادقت گوش می کند و بهترین آن ها را انتخاب می کند. حضرت علی علیه السلام در باره ی این که خود بزرگ بینی باعث کوتاهی در برنامه ریزی می شود، فرمود:

من اعجب بحسن حالته قصرعن حسن حیلته (6)

کسی که به خوبی های خود مغرور شود،دربرنامه ریزی کوتاهی خواهد کرد.

 

- اعتماد به سست عنصرها

مدیریت نیازمند تکیه بر نیروهای قوی ومتعهد است. راحت طلبان هرگز مشاوران خوبی نیستند. حضرت علی علیه السلام فرمود:

لا تتکل فی امورک علی کسلان (7)

درکارهایت به افراد تنبل تکیه نکن.

مدیر هماره باید از اعتماد به نیروهای ضعیف و کند پرهیز نماید. اعتماد به نیروهای سست عنصر موجب کندی روند کارهامی شود. سوگمندانه باید پذیرفت که بسیاری از طرح های عالی که سالیان دراز برای تصویب آن ها وقت صرف شده و صاحب نظران متخصص و متعهد فراوانی در تهیه وتکمیل آن ها زحمت کشیدند، هنگام اجراناکام ماند و تنها دلیل این امرهم اعتمادمسؤولان به عناصرتنبل و ضعیف بود.بسیاری از طرح های کلان به افراد تنبل وبی اراده سپرده شد و موجب ضایع شدن بیت المال شد. مدیر هرگز نباید امور مهم را به افرادی که تنها در عرصه ی شعار جولان می دهند، بسپارد.

 

- نداشتن سعه ی صدر

مدیریت به ابزار مختلفی نیاز دارد که یکی از ابزارهای اصلی آن، داشتن سعه ی صدراست. نداشتن سعه ی صدر آفت مهمی است که مدیریت را تهدید می کند. مدیر باید بتوانددر رویارویی با مشکلات، با حوصله ی فراوان به ارزیابی آن ها پرداخته و بابرنامه ریزی دقیق به حل آن ها بپردازد. مدیر در برخورد باافراد مختلف، باطرز تفکرهای مختلف رو به رو می شود. گاه نظرهایی صد درصد مخالف طرزتفکر او در جلسات طرح می شود که مدیرباید قدرت تحمل آن ها را داشته باشد. مدیرباید سلیقه ی شخصی، گرایش سیاسی وعلاقه ی خود به افراد و طرز تفکرهای مختلف را فدای اهداف سازمان بنماید. حضرت علی علیه السلام درباره ی سعه ی صدر فرمود:

آله الریاسة سعة الصدر (8)

 ابزار ریاست، سعه ی صدر است. تنگ نظری و کم حوصلگی در برخورد بانظرات مخالف و مشکلات پیش بینی نشده، آفت خطرناک مدیریت است. مدیر باید در برابرانتقادها از خودنرمش نشان دهد و به پیشنهادهای رسیده توجه نماید. نداشتن سعه ی صدر موجب می شود که نیروهای متخصص که از لحاظ فکری و سلیقه های شخصی با مدیر اختلاف دارند، با او همکاری نکنند.  

- غفلت در انتصاب ها

حضرت علی علیه السلام فرمود:

لابد للناس من امیر بر او فاجر یعمل فی امرته المؤمن و یستمتع فیها الکافر (9)

مردم به فرمانروا نیازدارند، خواه نیکوکارباشد یا فاسد، تا مؤمنان در سایه ی حکومت اوبه کار خود مشغول و کافران از حکومت اوبهره مند شوند.  

بدون مسؤول گذاشتن واحدهای سازمان،از ضعفها و آفتهای مدیریت است. مدیر نبایدهیچ یک از معاونت ها، اداره ها و واحدها ودیگر بخش های سازمان را بدون مسؤول قراردهد. زمانی که مدیر فردی را لایق ریاست بخشی از سازمان نمی بیند و یا به عللی مانندبروکراسی اداری نمی تواند به سرعت فردی رابه عنوان مسؤل بخشی از سازمان بگمارد،باید یکی از افراد سازمان را به صورت موقت به ریاست آن بخش انتخاب نماید. بلاتکلیفی کارکنان که در صورت نبودن مسؤول مستقیم برای آن ها رخ می دهد، در اندک مدتی به هرج و مرج، بی نظمی، اخلال درکارها و دیگرمشکلات منجر می شود. بدین خاطر است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

وال غشوم ظلوم خیر من فتنة تدوم (10)  

حکمران فاسد و ستمگر بهتر از هرج و مرج همیشگی است.

 

- انتصاب مدیران کم تجربه

مدیریت، علمی است که آمیخته باتجربه است. یادگیری علوم مختلف برای احرازپستها لازم است اما تجربه نیز شرطی مهم دراین مورد است. چه بسا افرادزیادی که ازدانش نظری خوبی نیز برخورداربودند، اما چون تجربه ای در مدیریت نداشتند، درمدیریت ناموفق بودند. حضرت علی علیه السلام فرمود:

من قلت تجربته خدع (11)

کسی که تجربه اش کم باشد، فریب خواهدخورد.

متاسفانه بسیاری از طرحهای ملی و کلان کشور گاه به مدیرانی سپرده می شود که کم تجربه اند. تعهد، تحصیلات عالی و دلسوزی،شروط لازم برای سپردن مسؤولیت به مدیران است اما این شروط به تنهایی کفایت نمی کنند. تجربه باید ملاک اعطای مسؤولیت به افراد باشد. دادن مسؤولیت به افراد کم تجربه، موجب می شود که افراد با تجربه دلسرد شوند و دل در گروکار نبندند. انتصاب افراد کم تجربه برای مسؤولیت های مهم، خطری است که هماره مسؤولان راتهدیدمی کند. چه بسا افرادی که به خاطر ملاحظات سیاسی و به کارگماردن نیروهای حزب اللهی و گاه به خاطر رفاقت، نیروهای کم تجربه را به مسؤولیت های مهم می گمارند و ضربه ای سنگین بر پیکر سیاسی - اقتصادی - فرهنگی جامعه می زنند.

 

- غفلت از مشورت

خداوند به حضرت محمدصلی الله علیه وآله دستورمی دهد که با دیگران مشورت کند. (12)

حضرت علی علیه السلام نیز به مالک اشتر فرمان می دهد که با خردمندان مشورت کند. (13)

مشورت کردن با دیگران، شریک شدن درعقل وتجربه ی آن هاست. غفلت از مشورت موجب پناه بردن به استبداد می شود. مدیرهماره باید خود را نیازمند مشورت بامسؤولان، کارکنان و صاحب نظران ببیند.حضرت علی علیه السلام در باره ی مشورت فرمود:

من استبد برایه هلک و من شاورالرجال شارکها فی عقولها (14)

کسی که به فکر خودش استبداد بورزد،هلاک می شود و کسی که با دیگران مشورت بورزد، با آن ها در اندیشه هایشان شریک خواهد شد.

از آفتهای خطرناک که عرصه ی مدیریت راتهدید می کند، این است که مدیر خود را ازمشورت با دیگران بی نیاز ببیند.

 

- مدیریت از پشت درهای بسته

هرسازمانی از اجزایی تشکیل شده است که نیازمند هماهنگی است. برنامه ریزی کوتاه مدت و درازمدت نیزجزو وظایف مدیریت است. کنترل، سازماندهی، نظارت، هدایت ورهبری در یک سازمان به اطلاع دقیق مدیرسازمان از روند انجام کارها بستگی دارد.غفلت مدیر از روندکارهای روزمره ی سازمان،آفت مهم مدیریت است.

حضرت علی علیه السلام دراین باره فرمود:

فلاتطولن احتجابک عن رعیتک فان احتجاب الولاة عن الرعیة شعبة من الضیق و قلة علم بالامور (15)

پس دوری خود از زیر دستانت را طول مده.به درستی که کناره گیری مسؤولان اززیردستان، نوعی محدودیت و کم اطلاعی ازامور است.

مدیر به خاطر حضور در جلسات اداری وکارهای روزمره مجبور است که زمان زیادی ازوقت خود را در دفتر خویش بگذراند. این امرنباید به جدایی بین مدیر و نیروها منجر شود.زیرا محدود شدن مدیر، به اتاق کار، موجب محدودیت کانال های ارتباطی و اطلاع رسانی وی و عدم اطلاع او از نواقص کار می شود.

 

- تکبر و غرور

تکبر خطری است که همه را تهدیدمی کند; اما مدیران بیش تر از همه در معرض این خطر هستند. تکبر آفت مدیریت است.حضرت محمدصلی الله علیه وآله فرمود:

من احب ان یتمثل له الرجال قیامافلیتبوا مقعده من النار. (16)  

کسی که دوست دارد دیگران رو به روی او(به خاطر احترام به او) بایستند، جایگاهش در آتش است.

غرور موجب تباهی انسان می شود.مدیریت هنگامی ارزش است که سجایای اخلاقی را نابود نسازد. تکبر سبب می شود که مدیر احساس برتری نسبت به دیگران را به اندازه ای برساند که از حرکت کردن پیشاپیش کارکنان، لذت ببرد. حضرت علی علیه السلام فرمود:  

ما اری شیئا اضر بقلوب الرجال من خفق النعال وراء ظهورهم (17)

من ندیدم چیزی را که برای قلب(ایمان)های مردم زیان بارتر از صدای کفش ها پشت سرآن ها باشد.

 

- تندخویی

بسیاری از مردم هنوز براین عقیده اند که بارافت و مهربانی نمی توان مدیریت کرد. برخی براین باورند که مدیر هماره باید گرزی به دست داشته باشد تا بتواند نیروها را به اطاعت از خویش وادار سازد. این افراد هماره در صددند تا تنبیه های اداری را به رخ کارکنان بکشند. متاسفانه برخی، قاطعیت رابا تندخویی و خشونت اشتباه گرفته اند.قاطعیت در مدیریت امری است لازم، اماخشونت امری دیگر است. مدیر باید بکوشد تاعلاوه براجرای دقیق دستوالعمل های اداری، از راه مهربانی به اداره ی امور بپردازد.رعایت اخلاق اسلامی هیچ گاه با اجرای مدیریت درست و کارآمد تنافی نداشته است.پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه وآله الگوی مدیریت اسلامی است. آن حضرت پس از تشکیل حکومت اسلامی، با قاطعیت تمام به اجرای احکام اسلامی پرداخت و مهربانی راسرلوحه ی کارهای خویش قرار داد. امام علی علیه السلام نیز این گونه بود. تندخویی، آفت مدیریت است وموجب هتک حرمت به مدیرمی شود. امام صادق علیه السلام فرمود:

ان شئت ان تکرم فلن و ان شئت ان تهان فاخشن (18)

اگر می خواهی به تو احترام شود، پس نرمش داشته باش و اگر می خواهی به تواهانت شود، خشن باشد.

 

- مشغول شدن به کارهای جزئی

یکی از آفتهای مهم مدیریت این است که مدیر اهداف اصلی سازمان را رها کند و به امورجزئی اداری بپردازد. مدیر باید بیشتر دقت وتوان خود را برای اجرای اهداف سازمان صرف کند. درکشورهایی که نظام اداری آن هاباتحولات جامعه هماهنگ نیست، مدیران به جای پرداختن به برنامه های اساسی سازمانی، به امور جزئی که وظیفه ی کارکنان عادی سازمان است، می پردازند.

هرسازمانی برای رسیدن به اهداف خویش، برنامه هایی را به عنوان برنامه های محوری تصویب می کند و تمام سازمان را درخدمت آن برنامه ها قرار می دهد. مدیر بایدتمام عوامل را بسیج کند تا محورهای اصلی سازمان را اجر کنند. پرداختن به کارهای معمولی موجب می شود تا مدیر از روند اجرای برنامه های اصلی غافل شود و این برنامه هااجرا نشود. حضرت علی علیه السلام دراین باره فرمود:

یستدل علی ادبار الدول باربع: تضییع الاصول و التمسک بالفروع و تقدیم الاراذل و تاخیرالافاضل (19)

چهار چیز دلیل سقوط دولتها شمرده شده است: ضایع کردن کارهای اصلی، مشغول شدن به کارهای جزئی، برتری دادن افرادپست و کنارگذاشتن افراد با فضیلت.

 

- استفاده نکردن از تشویق و تنبیه

تشویق نیروهای خوب و تنبیه نیروهای ضعیف موجب می شود تا انگیزه های بهبودکار در بین کارکنان قویت شود. بی تفاوت بودن مدیر نسبت به سرانجام کارها و احاله ی آن ها به قوانین خشک اداری، موجب می شودکه روح رقابت در بین کارکنان بمیرد. مدیرمی تواند با تشویق نیروهای کارآمد و تنبیه نیروهای خطاکار و ضعیف موجب شود که روند اجرای کارها بهبود قابل ملاحظه ای بیابد. حضرت علی علیه السلام فرمود:

 لایکونن المحسن و المسی ء عندک بمنزلة سواء فان فی ذلک تزهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل الاسائة علی الاسائة. (20)

افراد نیکوکار و خطاکار در نزد تو نباید برابرباشند. زیرا این کار سبب می شود که نیکوکاران در انجام کارهای نیک، بی رغبت وخطاکاران در انجام بدی ها، جسور شوند.

تشویق هماره با اهدای جوایز مادی ومعنوی همراه است. تنبیه نیز معمولا بامحروم کردن خطاکاران همراه است. گاه بایک تیر می توان دو نشان را هدف زد. یعنی اهدای جایزه به کارکنان پرتلاش به نحوی باشد که موجب تنبیه خطاکاران شود. (21)

 

- غفلت از اندیشه های بزرگ مردان کوچک

مدیر باید هوادار اندیشه های درست باشد،ولو این اندیشه از مغز هر فردی تراوش کرده باشد. پیشنهاد و انتقاد سازنده از سوی هریک از کارکنان که باشد، مفید است. یک مدیرموفق نباید طرح ها را به خاطر طراح آن ها مدنظر داشته باشد. چه بسا افراد دون پایه ی اداری که طرح های بسیار ارزشمند ارائه می دهند. غفلت از اندیشه های دیگران و اکتفابه طرح های مسؤولان از آفات بزرگ وخطرناکی است که هر مدیری را تهدیدمی کند. معمولا کارکنان عادی که مسؤولیت بخشی از اداره را ندارند، به خاطر درگیر بودن دائمی باکارها از مشکلات ریز اداری آگاه هستند. به همین خاطر می توانند راه حل های مناسبی برای آن ها ارائه دهند. بهاندادن به نظرات کارکنان عادی به بهانه ی این که نظرات آن ها کوچک است، آن هم بدین خاطر که آن ها مسؤول واحد، اداره یا بخشی ازسازمان نیستند، از آفات مدیریت است.حضرت علی علیه السلام در این باره فرمود:  

لاتصغرن عندک الرای الخطیر اذا اتاک به الرجل الحقیر. (22)

نظرات ارزشمند افراد معمولی را کوچک نشمارید.

 

پی نوشتها:

 

1 - مدیریت اسلامی، ص 39.

 2 - مدیریت رفتار سازمانی، ص 14

 3 - بحارالانوار، ج 68، ص 338.

4 - میزان الحکمه، ج 2، ص 551.

5 - همان. 

6 - همان، ج 6، ص 46.

7 - همان، ج 8، ص 393.

 8 - نهج البلاغه، حکمت 176.

9 - نهج البلاغه، خطبه 40.

 10 - غررالحکم، ج ؟، ص ؟.

11-  -

12 - آل عمران، آیه 159.

13 - نهج البلاغه، نامه ی 53. 

14 - همان، حکمت 161.

15 - همان، نامه ی 53.  

16 - میزان الحکمه، ج 4، ص 8.  

17 - همان، ج 5، ص 206.

18 - همان، ج 4، ص 161.

19 - همان، ج 3، ص 359.

20 - نهج البلاغه، نامه ی 53.

21 - حضرت علی(ع) در این باره فرمود: خطاکاران را با دادن پاداش به نیکوکار، جریمه و تنبیه کن.(همان، حکمت 177.)

22 - میزان الحکمه، ج 4، ص 40.

 

منبع : حوزه

 

جمله      
 مديريتی
    

 

سه خصلت ضروری هر كاسب


 

 

(كُلُّ ذِي صَناعَةٍ مُضطَرٌّ إلَي ثَلاثِ خِصالٍ يَجْتَلِبُ بِها الْمَكْسَبَ وَهُوَ أنْ يَكونَ حاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤدِّياً لِلأمانَةِ فيِهِ مُستَمْلِياً لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ)

 

 سه خصلت برای هر صنعت‌گری ضروری است تا با آنها كسبش را رونق بخشد: در كارش زبردست باشد، امانت‌دار باشد و نظر كارفرمای خود را تأمين و به خود جلب كند.

 There are three essential characteristics for an artisan to boost his business: being skilful at his Job, being trustworthy, and gaining his customers' satisfaction.

امام صادق (ع)
 

منبع : بحار الأنوار، ج 78، ص 236

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

قال ابو عبدالله علیه السلام :

احمل نفسک فان لم تفعل لم یحملک غیرک

بار مسئولیت خویشتن را خودت باید بر دوش بگیری، و اگر از انجام وظیفه شانه خالی کنی دیگری بار مسئولیت تو را حمل نخواهد کرد.

مجموعه ورام،جلد 1، صفحه 6

 

 

طنز       
مديريتی    

 

کلاه ايمنی !؟

 


 

رييس يک کارخانه بزرگ معاون خود را احضار و به او مي گويد: روز دوشنبه، حدود ساعت 7 غروب، ستاره دنباله دار هالي ديده خواهد شد. نظر به اينکه چنين پديده ای هر 78 سال يکبار تکرار مي شود، به همه کارگران ابلاغ کنيد که قبل از ساعت 7، با به سر داشتن کلاه ايمني، در حياط کارخانه حضور يابند تا توضيحات لازم داده شود. در صورت بارندگي مشاهده هالي با چشم عريان (غير مسلح) ممکن نيست و به همين خاطر کارگران را به سالن نهارخوري هدايت کنيد تا از طريق نمايش فيلم با اين پديده شگفت آشنا شوند.

معاون خطاب به مدير توليد مي گويد: بنا بدستور جناب آقاي رييس، ستاره دنباله دار هالو روز دوشنبه بالاي کارخانه طلوع خواهد کرد. در صورت ريزش باران، کليه کارگران را با کلاه ايمني به سالن نهار خوري ببريد تا فيلم مستندي را درباره اين نمايش عجيب که هر 78 سال يکبار در برابر چشمان عريان اتفاق مي افتد، تماشا کنند.

مدير توليد خطاب به سرپرست: بنا به درخواست آقاي معاون، قرار است يک آدم 78 ساله هالو با کلاه ايمني و بدن عريان در نهارخوری کارخانه فيلم مستندي درباره امنيت در روزهاي باراني نمايش دهد.

سرپرست خطاب به سرکارگر: همه کارگران بايستي روز دوشنبه ساعت 7 لخت و عريان در حياط کارخانه جمع شوند و با کلاه ايمني به آهنگ بارون بارونه با صداي يک خواننده پاپ به نام هالو گوش کنن.

سرکارگر خطاب به کارگران: آقای رييس روز دوشنبه 78 سالش مي شود و قرار است در حياط کارخانه و سالن نهار خوری بزن و بکوب راه بيفته و گروه هالو پشمالو برنامه اجرا کنه. هر کس مايل بود ميتونه برهنه بياد ولي کلاه ايمني لازمه.

 منبع : راهکار مديريت

   

حکايت     
مديريتی    

 

استدلال منطقی



 

همه‌ دانشمندان مي‌ميرند و به بهشت مي‌روند. آنها تصميم مي‌گيرند كه قايم ‌باشك بازی كنند. از بخت بد اينشتين اولين كسي است كه بايد چشم بگذارد. او بايد تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قايم شدن مي‌كنند به جز نيوتن .
نيوتن فقط يك مربع يک متري روي زمين مي ‌كشد و داخل آن روبروی اينشتين مي ‌ايستد. اينشتين مي‌شمرد :
1 2 3 - ............. 97 98 99- 100
او چشمانش را باز مي‌ كند و مي‌بيند كه نيوتن روبروي او ايستاده است.
اينشتين بلا فاصله مي‌گويد: " سوك ‌سوك نيوتن ". نيوتن انكار مي‌كند و مي ‌گويد نيوتن سوك ‌سوك نشده است . او ادعا مي‌كند كه نيوتن نيست . تمام دانشمندان بيرون مي‌آيند تا ببينند چگونه او ثابت مي‌كند كه نيوتن نيست.
نيوتن مي‌گويد: " من در يك مربع يه مساحت يک متر مربع ايستاده‌ام... اين باعث مي‌شود كه من بشوم نيوتن بر متر مربع... چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است ، پس من پاسكال هستم ، پس"سوك ‌سوك پاسكال !!!".

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

نيازهاي مديريت در عصر جديد 

فاطمه ميرصانع

 

 

در تاريخ حيات و حركت سازمانها و شركتهاي مختلف دنيا شاهد حضور و تاثير مديران و رهبران موفقي هستيم كه از هيچ همه چيز ساخته اند و موقعيت سازمانهاي خود را به سطحي ارتقا داده اند كه نقشي جهاني يافته اند. بررسي شيوه تفكر و مديريت اين گونه رهبران مبين اين واقعيت است كه آنان با وجود تفاوتهايي طبيعي كه در اين زمينه داشته اند همگي انسان‌شناساني بزرگ بوده اند كه با هوش و درايت، منبع غني ذخاير خود را شناخته و با مهارت و تدبير گوهرهاي ناب نهفته در آن را كشف و در جهت تحقق اهداف بكار گرفته اند. البته لازم به ذكر است برخي سازمانها و رهبران از اهميت فرايند جذب و بكارگيري افراد مناسب غافلند. علاوه بر اين امروزه چالشهايي كه ويژگيهاي عصر جديد هستند وجود دارد . در اين بحث سعي مي شود بيشتر به مشكلات مديران با توجه به مسائل روز صحبت شود.
مي توان دردسر هاي مديريت در دهه جاري را به دو بخش تقسيم كرد:
نخست : آن دسته از مشكلاتي كه بي ثباتيها و سرعت تحولات تحميل مي كنند.
دوم : آن دسته از مشكلاتي كه چارچوبهای فكری و دستگاههاي ارزشي را متزلزل مي سازند.
در كشور ما ايران نيز چند سالي است كه سازمانها با دو رويكرد كلي به سمت مديريت ديجيتالي كشيده شده اند. نخست، براي رهايي از حجم بالاي پردازشهاي سازماني و دوم، براي تظاهر به نوگرايي و مدرن بودن .
اين در حالي است كه سازمانهاي قديمي تر با ساختار كلاسيك بتازگي با رقيب تازه اي روبرو شده اند : سازمانهاي مجازي و ديجيتال. از سوی ديگر مرزها در نورديده شده اند و تجارت و بازاريابي جهاني، همه كسب و كارهاي محلي را در برابر رقباي جهاني قرار داده است.
عمده ترين چالشهاي مديريت ديجيتال عبارتند از :

1- سواد ديجيتال
مديران در عصر كنوني نياز به دو نوع سواد تازه دارند. يعني علاوه بر تخصصهاي اساسي به دو دانش زير نيز نياز مندند :
1 -سواد كار با اطلاعات
2- سواد كار با رايانه
سواد كار با اطلاعات همانا دانش بهره گيري و تجزيه و تحليل اطلاعات است. زندگي امروز بيش از هر زمان ديگري به اطلاعات وابسته است. گاه با شنيدن يك عدد شاد و گاه غمگين مي‌شويم. يك عدد مي‌تواند يك مدير را موفق و يا از كار بركنار سازد. اما بدليل هجوم انبوهي از اطلاعات ، نياز به ابزار پردازش اطلاعات احساس مي شود. اين ابزار نيز رايانه ها هستند. منظور ما از رايانه تنها يك سخت افزار تزييني نيست ، بلكه منظور يك سيستم اطلاعاتي دقيق و منسجم متشكل از سخت افزار و نرم افزار مناسب است. كار با رايانه و بهره گيري از سيستم هاي اطلاعاتي براي اهداف پردازشي و تجزيه و تحليل نيز خود نيازمند كسب تجربه و دانش تخصصي مربوط به خود دارد.
ضعف مديران در اين دو نوع سواد اطلاعاتي ( نوع اول و نوع دوم) يكي از چالشهاي پيش روي مديران و دليل مقاومت آنها در برابر رايانه اي شدن امور است. حال هر نوع سازماني كه باشد خواه دولتي و خواه خصوصي ، خواه تجاري و خواه فرهنگي.

2- بي ثباتي
مشكل ديگري كه مديريت ديجيتال را محدود و مشكل مي كند، بي ثباتي حاصل از شكل گيري فضاي ديجيتال است. بدين معني كه با ديجيتال و جهاني شدن رقبا ، شرايط بنحو محسوسي ناپايدار و غير قابل پيش بيني مي شود.
مناقصه ها و مزايده ها ، آگهيهاي خريد و فروش و انجام معاملات با چنان سرعتي انجام مي شوند كه گاه سازمانهاي كند و كم اطلاع از محيط ، بسياري از رخداد هاي مهم و حياتي محيط خود را هرگز متوجه نمي شوند.
در چنين شرايطي مديران گاه به جاي آنكه تلاش خود را مضاعف كنند و سعي كنند تا خود و سازمان متبوعشان در فضاي اطلاعاتي مناسب تنفس كنند‍، كناره گيري را پيشه مي‌كنــــند و با پشت كردن به واقعيات خود را در يك فضاي بسته اطلاعاتي قرار مي دهند.

3 - روابط انساني
توسعه شبكه جهاني و فناوري اطلاعات جهان را در يك تور نامرئي فرو برده است. امروزه سازمانهاي زيادي را مي‌توان يافت كه از نظر جغرافيايي در سرتاسر گيتي پراكنده اند، در حالي كه تحت پوشش مديريت واحدي قرار دارند.
در اين ميان تهديد روابط انساني موجود در سازمان ، بسياري از مديران را به بازنگري وا مي دارد. كم نيستند سازمانهايي كه روابط انساني و كاري مناسب خود را يك سرمايه با ارزش تلقي مي كنند و حاضر نيستند با هجوم رايانه ها آن را به خطر افكنند. اين نگراني اگرچه بجا و منطقي است اما دليل قانع كننده اي نيست.
بازآفريني روابط انساني و كاري يكي از وظايف مهم يك مدير خوب در عصر حاضر است.

4- سرعت تحولات
مديران امروز در هر سازماني كه باشند يك مشكل مشترك دارند و آن سرعت تحولات است. دهه جاري نسبت به دهه گــذشته در زمينه سرعت وقوع تحولات ، سرعت انتقال اخبار و رويداد‌ها و زمــان دگرگونيها تفاوت زيادي دارد.
اين دگرگوني هاي تند و سريع باعث مي‌شوند تا زمان منسوخ شدن اطلاعات يا به عبارتي تاريخ مصرف آنها زود فرا رسد. همين مسئله هزينه هاي اطلاعاتي و عملياتي همه سازمانها را افزايش داده است. برخورد مديران با مقوله سرعت تحولات بستگي تام با نوع حرفه آنها دارد. ولي عموما سازمانهايي كه نتوانند يك سيستم اطلاعاتي مـــناسب طراحي و پياده سازي كنند ، دچار مشكلات عديده عملياتي خواهند شد.

5 - تغيير تعاريف
روزي روزگاري ثروت مجموعه گنجها و ذخيره هاي طلا و گوهر و در راس آن تاج و تخت بود و توليد به كشاورزي و صنايع دستي مربوط به آن محدود بود. اما در پي انقلاب صنعتي و حذف محدوديتهاي پيشين بر سر راه توليد، ثروت مفهومي تازه يافت و در توليد و ارزش افزوده معنا شد.
بالاخره عصر صنعت جاي خود را به عصر جديدي داد كه آن را با نامهايي چون عصر انفورماتيك ، رايانه يا ارتباطات بيان مي‌كنند.
امروزه كمپاني بزرگ مايكروسافت نه زمين دارد و نه ماشين آلات . تنها دارايي آن يك ساختمان است و چند صد دستگاه رايانه. پس ثروت واقعي مايكروسافت و يا صدها و هزاران شركت مشابه آن جايي در جمجمه پرسنل آن قرار دارد.
ما بايد به اين باور برسيم كه امروزه مديران نيازهاي اطلاعاتي انبوه و متنوعي دارند و بدون طراحي يك سيستم اطلاعاتي ، اين نياز برآورده نخواهد شد ، بنا بر اين ديجيتال شدن حداقل بخشي از امور اجتناب ناپذير است .
بسياري از رهبران هوش بالايي دارند، ولي همگي آنان ضرورتا حس كنجكاوي ندارند. مديراني كه در سطح جهاني فعاليت مي كنند كنجكاوي را پيشرانه خود براي درك هرچه بيشتر از جهان مي دانند. شخصيت فردی مديران مــوفق در عــــصر اطلاعات ويژگيهای خاصي همچون كنجكاوی را در خود دارد.

 

نکات       
مديريتی    

 

كارمندان بدانند

 

 

1. برای هر يك از مكالمات تلفني خود از قبل برنامه ريزی كنيد و دستور كار داشته باشيد.
2. مرتب از مدير خود گلايه و شكايت نكنيد.
3.
اين كه بتوانيد در انجام امور پيچيده با ديگران همكاري كنيد مهارتي اساسي براي پيشرفت در كار است.
4.
قبل از شروع يك كار پيچيده، همه كارها ، وظايف و فعاليت هايي را كه بايد انجام شوند ليست كنيد.
5.
براي فعاليت هاي خود اولويت و ممنوعيت تعيين كنيد: چه فعاليت هايي را بايد رها كنيد تا بتوانيد براي كارهايي كه حقيقتاً مهم هستند جاي بيشتري باز كنيد؟
6.
براي اولويت بندي كارها بايد نتايج هر كدام از آنها را در درازمدت در نظر گرفت.
7.
دقت و تمركز ، رموز عملكرد عالي هستند.
8.
پاداش هايي كه در زندگي مي گيريد بستگي به اين دارد كه چه كاري مي كنيد ، چقدر خوب آن را انجام مي دهيد  و چقدر مشكل است كه بتوان كسي را جايگزين شما كرد.
9.
آينده متعلق به افراد با قابليت است.
10.
كليد آينده ، رشد مداوم شخصي و حرفه اي شماست.
11.
تمام آموزش هاي ممكن را ببينيد . يك ايده خوب كافي است تا شما را از انجام سال ها كار سخت معاف كند.
12.
حداقل يك ساعت در روز در حوزه كاري خود مطالعه كنيد. اين عادت به مرور ، شما را به يكي از آگاه ترين افراد در حرفه تان بدل مي كند.
13.
براي برنامه ريزي كارهايتان، ليستي از فعاليت هايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد . هر كاري را قبل از اين كه انجام دهيد بنويسيد.
14.
براي اين كه به حداكثر بهره وري دست پيدا كنيد، با تكرار پي در پي اين جمله به خودتان نظم و ترتيب بدهيد: "خوب ، بر گرديم سر كار."
15.
طرز نشستني را كه مخصوص افرادی است كه عملكرد عالي دارند تمرين كنيد: پشتتان را صاف كنيد و در همان حالت روي كارتان به طرف جلو متمايل شويد.
16.
از تلفن به عنوان يك وسيله كاری استفاده كنيد. زود برويد سر اصل مطلب و از تعارفات كم كنيد.
17.
مدام در پي يافتن راه هايي باشيد كه عملكرد شما را كاملاً متحول كند، به صورتي كه فعاليت هايتان با اهداف بلند مدت شما هماهنگي بيشتري پيدا كند.
18.
براي اين كه كار بيشتري انجام دهيد كمي زودتر، كار را شروع كنيد ، كمي سخت تر كار كنيد و كمي ديرتر دست از كار بكشيد.
19.
با سريع تر كار كردن راندمان كارتان را بالا ببريد. احساس اضطرار و ضرورت انجام كار را در خود  پرورش دهيد  و با آن پيش برويد
20.
كارهايتان را دسته بندي كنيد و تمام كارهاي مشابه را همزمان انجام دهيد.
21. سعي كنيد اشتباهات كمتری داشته باشيد و از همان بار اول كار را درست انجام دهيد.

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

عوامل اصلی موفقیت در ایجاد سیستم مدیریت دانش

مترجم : زهرا شریعتی




 


چکیده
در فضای کاری امروز، فشارهای ناشی از رقابت بیش از پیش احساس میشود. سازمان ها باید از هر رقابتی جهت به دست آوردن موقعیت و یا حفظ آن استفاده کنند. و در دوره ای که اقتصاد در آن رو به کوچک شدن است همیشه این نیاز احساس میشود که با کمترین امکانات بیشترین کارها را انجام داد.
اخیرا بسیاری از سازمان ها به منظور ایجاد دانش جدید به سمت به کارگیری سیستم های مدیریت دانش نظیر شیرپوینت تمایل پیدا نموده اند. برخی متخصصین بر این باورند که شاید دانش، تنها نتیجه پایدار این رقابت باشد. با کمک دانش تصمیمات بهتری اتخاذ میگردد تیم های کارآمد
تری شکل میگیرند و برای یادگیری الزام بوجود می آید. هرچند که ریسک بالای عدم موفقیت ما را ترقیب میکند تا به جستجوی دلایل آن بپردازیم و سپس عوامل اصلی که در اجرای موفق نقش داشته اند را مشخص کنیم.
کمک به پژوهشگران مشکل است به ویژه هنگامی که در حال جستجو عوامل اصلی موفقیت (‍
CSF) هستیم. همچنین درمطالعه پرو‍ژه های مدیریت دانش ، از میان بیست و چهار شرکت، پژوهشگران دریافتند که پروژه‌های موفق شاخص های مشابهی داشته اند. همچنین این مطالعه نشان داد که پروژه های ناموفق و یا پروژه هایی که هنوز به موفقیت دست نیافته اند، یا تعداد کمی از این شاخص ها را دارند و یا اصلا هیچ کدام را ندارند. این یافته ها ضریب اطمینانی بالا از شاخص هایی که در اینجا گردآوری شده اند نشان میدهد. این شاخص ها بر اساس فراوانی آنها در مقالات، روزنامه ها، مطالعات موردی و تجربی در ارائه راهکارهای شیر پوینتی انتخاب گردیده اند.

فن آوری اطلاعات کافی نیست
زمانی که از بیشتر افراد فنی و یا حرفه ای سوال میشود که فنآوری اطلاعات (
IT) به چه معنی است، احتمالا جوابی که به شما میدهند تنها شامل کلمه فن آوری میشود و به نوعی عنصر اطلاعات نادیده گرفته میشود و یا اینکه مغلوب فن آوری میشود. درست است که فن آوری عنصر مهمی است ولی به طور کلی عامل اصلی موفقیت نیست. در بعضی از اولین تلاش های سیستم‌های مدیریت دانش این مسئله که فن آوری تنها عامل اصلی نیست، به درستی آموزش داده نشد و در حال حاضر در همه جا اینگونه تبلیغات شده که اجرای سیستم مدیریت دانش اجبارا شامل افراد و فرآیندهاست.
سیستم مدیریت دانش تلاشی بین رشته ای است که بستگی به آموزش سازمانی، عادت های مشترک و تغییر در فرهنگ ها دارد. و به عبارت دیگر این فقط
IT نیست. بر طبق گفته های شرکت مشاوره ای مدیریت دانش در شهر نیویورک ،" بزرگترین تصور غلط که رهبران IT در ذهن ها ایجاد میکنند این است که مدیریت دانش در مورد فن آوری است."


فرهنگ
در برخی منابع این چنین بیان شده است که فرهنگ همکاری سالم به عنوان مشوقی جهت اشتراک دانش میتواند مهم ترین عامل موفقیت باشد. متاسفانه تغییر فرهنگ یکی از مشکل ترین اقداماتی است که می توان صورت داد. این روشن میکند که چرا بیشتر تلاش های مدیریت دانش شکست میخورد. البته موانع زیادی وجود دارد برای درک اینکه چرا افراد علاقه ای به اشترک دانش ندارند. این موانع شامل نبود اعتماد، نبود درک یا احتکار دانش میباشد.در کنار این موانع مقاومت هایی در مقابل هر گونه تغییر وجود دارد. به طور کلی شرکت ها به صورت فردی، تیمی و سازمانی باید باور داشته باشند که اشتراک دانش یک روش معمول و سالم جهت معامله است.
داشتن یک فرهنگ سازگار و هماهنگ انتخابی نیست: یا مدیریت دانش با فرهنگ سازمانی شان سازگار است و یا اینکه سازمان باید برای تغییر آماده شود. اگر فرهنگ با مدیریت دانش سازگار نباشد تکنولوژی، دانش و یا مدیریت خوب یک پروژه باعث موفقیت سازمان نمیشود." داشتن فرهنگ صحیح میتواند به شما کمک کند . اگر کارمندان واقعا باورداشته باشند که اشتراک دانش برای سازمان حیاتی است از هر تکنولوژی و شیوه ای برای اشتراک دانش و یادگیری استفاده خواهند کرد.


ایجاد
یک شالوده
 علاوه بر فرهنگ، عناصر مهم دیگری هستند که در بنیان یا شالوده مدیریت دانش نقش دارند. این شالوده شامل ایجاد قوانین و تیم هایی است که به ایجاد یک محیط یادگیری کمک کنند.
مدیریت باید سیاست ها، روش کار و رهنمودهای موثری برای سازمان تعریف کند. اهمیت این ساختار که معمولا نظارت نامیده میشود، قابل درک نیست. بدون نظارت باغ دانش دچار قحطی شده و یا تبدیل به جنگل میشود و یا با علف هرز پوشیده میگردد. حتی بعضی سازمان ها یک نقش اجرایی جدید برای نظارت تعریف کرده اند که یک مامور ارشد دانش در سازمان آن را اجرا کند.


کارکنان با انگیزه
با وجود اینکه مشوقات انگیزشی به تنهایی موفقیت را تضمین نمیکنند، جهت تبدیل شدن به یک سازمان با روحیه یادگیری ضروری هستند. پاداش دادن به کارمندان باعث تقویت رفتارهای مثبت می شود که خود یک اصل در تغییر فرهنگ اشتراک سازمانی هستند. پیشنهاداتی وجود دارد شامل تغییر از سمت پاداش به عملکردهای فردی به سمت پاداش های تیمی و گروهی.
هدف کلی ایجاد یک احساس کار و هدف مشترک است که حس همکاری را بر می انگیزد و کار تیمی را تشویق می کند. این امور باید با کار یا بازبینی عملکرد پروژه و همچنین ارزیابی سالانه همراه باشد. به خاطر داشته باشید که ضرورتی وجود ندارد که تمام پاداش ها به صورت مالی باشد. تشخیص کار افراد ، دادن انگیزه و امید و هم چنین در گیر شدن در کار می توانند به عنوان مشوقات انگیزشی عمل کنند.

آموزش
آموزش نیز یک عامل مهم موفقیت در گسترش سیستم مدیریت دانش است. در حقیقت در یک مطالعه ای که اخیرا انجام شده، نشان داده شده که آموزش کارکنان قوی ترین رابطه را با کاربرد موفق مدیریت دانش دارد. آموزش تضمین میکند که کارکنان یک سیستم نرم افزاری جدید و عملکرد آن را درک میکنند.
اگرچه از سازگاری به تنهایی به عنوان یک عامل اصلی موفقیت در این مقاله نام برده نشده اما این روشن است که سازگاری کاربر در رسیدن به موفقیت ضروری است و آموزش کاربر به منظور سازگاری و جلوگیری از مقاومت راه اصلی هست . این امر تنها رفتن به سر کلاس نیست بلکه اکثر اوقات این فقط دادن ایده به سازمان است. این ایده و نقطه نظر میتواند از طریق یک سمینار، بولتن و یا خبر باشد تا کارمندان و مدیران با مدیریت دانش آشنا شوند.

 
در دسترس بودن منابع
با وجود اینکه که هدف مدیریت دانش داشتن سازمان هایی کارآمدتر و هوشمندتر است ، این امر در عرض یک شب محقق نمیگردد. مدیریت دانش سرمایه گذاری برای آینده سازمان است و نیازمند سرمایه، زمان و تلاش است.
به منظور آموزش، مهندسی مجدد قوانین مدیریت دانش و ایجاد فعالیت های اشتراک دانش، زمان نیاز است. سرمایه جهت خرید سخت افزار، نرم افزار و سرویس های جدید برای سیستم مدیریت دانش جدید ضروری است . تلاش نیز جهت تغییر فرهنگ و متقاعد نمودن کارمندان از ارزش اشتراک دانش لازم است. دسترسی به منابع انسانی یک مشکل معمول با کارمندانی است که احساس میکنند وظایف سنگینی دارند. همچنین از تلاش های مدیریت دانشی که به درون سازمانی وارد شده با اعتقاد به اینکه کارمندان وقتی برای آن ندارند، هیچ نتیجه مثبتی گرفته نمیشود.
در نتیجه برای رسیدن به موفقیت، برنامه ریزی چشم انداز و همچنین از سرگیری تلاش های مدیریت دانش با توجه به ترتیب زمانی وقایع و خروجی های واقع گرایانه، ضروری هستند.

 

حمایت مجری
 
با وجود اینکه همیشه این امید وجود دارد که تلاش های اساسی و ریشه ای مدیریت دانش به تدریج در یک سازمان ریشه بدواند، حمایت مجری همچنان ضروری است.
اگر دانش از چنین اهمیت ویژه ای در سازمان برخوردارباشد حمایت مجری و مدیر تعیین کننده است. بیشتر از یک نقش رهبری، مجریان باید در حرف و در عمل پشتیبانان مدیریت دانش باشند. آنها برای مدیریت دانش یک دیدگاه روشن به وجود میآورند وهمچنین بین استراتژی مدیریت دانش و استراتژی موجود همکاری و هماهنگی بوجود می آورند. آنها اهمیت دانش را بیشتر نموده و روشن میکنند که چه نوع دانش هایی مهم تر هستند.آنها به ایجاد تغییرات در فرهنگ کمک نموده و نیز در ایجاد یک شالوده محکم نقش مهمی ایفا میکنند.
حامیان مجری درجهت دستیابی به هدف مدیریت دانش، منابع مالی و منابع دیگر را تامین میکنند. به صورت خلاصه آنها مشخص می
کنند که آیا سازمان در مسیر مدیریت دانش قرار گرفته و اگر چنین باشد آن را در همان مسیر هدایت میشود.

نتیجه
‌گیری
اجرای موثر مدیریت دانش با اصول مشخصی ارزیابی می گردد. درک این اصول مدیریت پیشگیری کننده را ممکن میسازد و امکان ریسک پروژه ها را کاهش میدهد.
به خاطر داشته باشید که سازمانها متفاوتند و اگرچه که این عوامل و فاکتورها تا درجه ای در بیشتر شرکت ها دیده می شوند اما رتبه بندی آنها در هر کدام متفاوت است. مطمئنا در برخی سازمان ها اصول دیگری نیز وجود دارند که نام برده نشدند.
خوشبختانه با آنالیز دقیق این عوامل به ویژه در سازمان شما اجرای موفق مدیریت دانش به سادگی امکان پذیر بوده و بازگشت سرمایه تضمین خواهد شد.

منبع : http://www.3pco.org/article9.htm

 

 

کلید      
هدایت     

 

تجارتی پر سود

 

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ

سوره صف ، 10-13

 ای کسانی که ایمان آورده اید آیا شما را به تجارتی که از عذاب دردناک رهایی تان دهد راهنمایی کنم؟ به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و در راه خدا با مال و جان خویش جهاد کنید. و این برای شما بهتر است ، اگر دانا باشید. گناهان شما را می آمرزد و به بهشت هایی که در درونش نهرها جاری است و نیز به خانه های خوش و پاکیزه در بهشت های جاویدان داخل می کند و این پیروزی بزرگی است .و نعمتی دیگر که دوستش دارید، نصرتی از جانب خداوند و فتحی بزرگ و مومنان را بشارت ده.

 

چنانکه می بینیم قرآن کریم از ایمان به خدا و پیغمبر به عنوان تجارت و سرمایه یاد کرده است. یقیناً چنین است . ایمان مهم ترین و بهترین سرمایه زندگی است. همان طور که امنیت ، ثروت ، علم ، معرفت ، عدالت اجتماعی ، داشتن همسر و فرزندان صالح و دوستان شایسته و صمیمی ، تربیت عالی و سلامت روح و روان از سرمایه های زندگی به شمار می روند و نبود هر کدام از آنها نقصی در سعادت و کمال انسان خواهد بود و نوعی بدبختی می باشد ، ایمان نیز موهبت عظیمی است که انسان در سایه آن به خوشی و رضایت زندگی می کند و سلامتی جسم و جان و طول عمر مدیون همان ایمانی است که در دل دارد و خودش نیز به این مطلب توجه ندارد و نیز بر عکس این ، بسیاری هستند که عمری در رنج و تردید و خود خوری و ترس و دلهره بسر می برند ، سلامت جسم و جان خود را از کف داده اند ، زود پسر و شکسته می شوند و خودشان نمی توانند بفهمند علت اصلی همه این ها این بوده که یک سرمایه بزرگی از سرمایه های زندگی را از کف داده اند ، و یا اصلاً برای کسب آن هیچ تلاشی نکرده اند.

ایمان دارای آثاری در زندگی انسان می باشد ، که اولین اثر آن پشتوانه اخلاقی است ، یعنی اخلاق که خود یک سرمایه بزرگ زندگی است بدون ایمان اساس و پایه درستی ندارد . زیربنای همه اصول اخلاقی و منطق همه آنها بلکه سرسلسله همه معنویات، ایمان مذهبی یعنی ایمان و اعتقاد به خداست . کرامت ، شرافت ، تقوا ، عفت ، امانت ، راستی ، درست کاری ، فداکاری ، احسان ، صلح و سلم بودن با خلق خدا ، طرفداری از عدالت و بالاخره همه اموری که فضیلت بشری نامیده می شود و همه افراد و ملت ها آنها را تقدیس می کنند و آنهایی هم که ندارند تظاهر به داشتن آنها می کنند مبتنی بر اصل ایمان است ؛ زیرا تمام آنها مغایر با اصل منفعت پرستی است و التزام ب هر یک از آنها مستلزم تحمل یک نوع محرومیت مادی است ، که تن دادن به چنین محرومیتی آنگاه میسر است که انسان به ارزش معنویت پی برده و لذت آن را چشیده باشد.

از دیگر آثار ایمان ، سلامت جسم و جان ، انطباق با محیط ، رضا و تسلیم و تسلط بر نفس می باشد که در سایه علم و مهارت انسان می تواند به نحو احسن از آن بهره مند گردد . با حفظ سلامت جسم و روح و ایجاد تعادل و هماهنگی بین خود و  جامعه ، و با انعطاف پذیری و تطبیق دادن مصالح خود با مصالح جامعه ، و با رضا و تسلیم به حق و سهم معینی که برای او مقدر گشته در ساختن خود الهی بکوشد ، که این امر با جهاد در راه خدا با مال ها و جان ها میسر خواهد گشت.

اگر چنین شد حاصل این تجارت پر سود رهایی از عذاب دردناک می باشد. تجارتی که در آن خریدار خداوند متعال و فروشنده انسان های با ایمان و متاع جان ها و اموال آنان و بهای این معامله عظیم آمرزش گناهان و بهشت هایی که نهرها از زیر درختانش جاری است و سکونت گزیدن در مسکن های پاک و طیب در بهشت جاویدان می باشد و نیز بشارت و تبریک به مومنان به خاطر یاری خداوند و فتح و پیروزی قریب ؛ تجارتی پر سود و پر برکت که تمام منافع آن به مومنان تعلق می گیرد.

حضرت علی (ع) می فرمایند :

اَنَّ اَفضَلِ المُومِنين اَفضَلَهُم تَقدمَةً مِن نَفسِهِ وَ اَهلِهِ وَ مالِهِ ، فَاِنَّکَ مَا تَقَدَّمُ مِن خَيرٍِ يبقِ لَکَ ذخرُهُ ، وَ مَا تُؤَخِّرهُ يَکُنَ لغَيرِکَ خَيرَه. (نهج البلاغه)

بهترین مومنان، کسی است که جان و خاندان و مال خودش را در راه خدا پیشاپیش تقدیم کند ، چه آن را که پیش فرستی ، برای تو اندوخته گردد و آنچه را که باقی گذاری سودش به دیگران می رسد.

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

نقش روابط عمومی به عنوان یك نهاد فرهنگ ساز 

  

 بهروز شهسواری

کارشناس روابط عمومی

 

 

روابط عمومی به عنوان یک دستگاه و اهرم ارتباطی فرایند فرهنگ سازی را تسریع می کند اما برای ایفای چنین نقشی نیازمند یک ساختار سیاسی ،اجتماعی آزاد و دموکراتیک است . 

 مهم ترین مسئله برای واحد روابط عمومی كه قدم اول نیز هست كسب اعتبار و جلب اعتماد مخاطبان درون سازمانی و برون سازمانی می باشد چون در غیر این صورت هر راهكاری به بن بست میرسد در فضای بی اعتمادی هیچ فعالیتی به سرانجام نخواهد رسید حال با داشتن پیش فرض وجود روابط عمومی با اعتبار و مورد اعتماد باید قدمهای بعدی را به درستی برداشت روابط عمومی می تواند با نفوذ بر افكار عمومی رسیدن به هدف خود را قریب الوقوع تر نماید آن هم با استفاده از عوامل مؤثر بر افكار عمومی كه مهمترین آن ها رهبران افكار عمومی و رسانه های جمعی می باشند نزدیك شدن به رهبران افكار عمومی از طرق مختلف و توضیح و تبیین مسئله برای آنها یكی از مهمترین راهها برای تنویر افكار عمومی در مورد آزادی اطلاعات و حق دسترسی به آن می باشد چرا كه رهبران افكار عمومی در مرحلهٔ اول به راحتی می توانند از طریق رسانه هایی كه به نوعی بلندگو یا تریبون آنها محسوب می شود نظرات خود را به عامه مردم القاء كرده و بر آنها اعمال نفوذ كنند مخصوصاً اگر از رسانه هایی مثل تلوزیون استفاده شود كه خود به خاطر خاصیت ذاتی اش به افراد اعتبار می بخشد و اعتبار منبع پیام را افزایش می دهد. این روش می تواند هم بر عامه مردم تأثیر گذار باشد و هم بر مدیران و كارگزاران سازمانها تا بتوان قدم هایی را در جهت رسیدن به این حق مسلم شهروندان در یك جامعهٔ دموكراتیك برداشت.

روابط عمومی ها هم چنین می توانند با استفاده از مطبوعات در جهت بالا بردن آگاهی های مردم در زمینه این حق مسلم شان گام بردارند و افراد جامعه را با انتشار و چاپ مقالات مختلف در زمینه حق دسترسی به اطلاعات و شفاف كاری دولت حاكم به سوی هدف خود ترغیب كنند چرا كه همیشه گفته ایم مطبوعات ركن چهارم دموكراسی است و در اینجا می توان با استفاده از راهكارهای درست این ركن را در جهت مطلوب به كار گرفت. متخصصین روابط عمومی (مدیران و كارشناسان) می توانند اطلاع رسانی را در دو بخش درون سازمانی و تشكیل جلسات توجیهی برای نیروهای درون سازمانی البته در دو سطح مدیران و كاركنان برگزار نمایند و برگزاری جلسات اینچنینی را در یك مدت معین بطور مكرر تكرار كنند تا بتوان با توجه به اصل تكرار و هم چنین با استفاده از شیوه های مؤثر بیانی به هدف خود كه همانا آشنایی نیروهای درون سازمانی اعم از مدیران و كارمندان با اصل آزادی اطلاعات و حق دسترسی به آن است برسند.

 مطمئناً بخش مهم وظیفه روابط عمومی در درون سازمان به برگزاری جلسات توجیهی مدیران در راستای هدف مورد نظر است چون اولین افرادی كه با هدف اصلی روابط عمومی مخالفت خواهند كرد مدیران سازمانها هستند كه جایگاه خود را در صورت دسترسی شهروندان به اطلاعات مختلف سازمان در خطر می بینند و به خاطر ترس از تخریب پایگاه اجتماعی و منافعشان ساز مخالف خواهند زد. چون شهروندان و یا مخاطبان برون سازمانی طبیعتاً خواهان دسترسی به اطلاعات در مورد آنچه در محیط اطرافشان می گذرد هستند مخصوصاً اگر به زندگی خصوصی آنها نیز ارتباط پیدا كند اینجاست كه مسئله اعتبار و اعتماد به روابط عمومی رخ می نماید چون اگر روابط عمومی از اعتماد و اعتبار لازم برخوردار باشد و جایگاه مناسبی را در ساختار سازمان به خود اختصاص داده باشد پذیرش سخنشان از طرف مدیران آسانتر خواهد بود روابط عمومی باید یك ارتباط دوسویه بین مدیران و شهروندان كه همان مخاطبان برون سازمانی هستند ایجاد كند و خود به عنوان یك نهاد فر هنگ ساز عمل كند و فرهنگ چگونگی دسترسی به اطلاعات، چگونگی استفاده از اطلاعات مزایای استفاده از چنین حقی و همچنین اصول شفاف كاری را هم به مدیران سازمانها و هم به شهروندان در بالاترین سطح ممكن انتقال دهند. شایان ذكر است یكی از مزایای مهم چنین حقی كاهش فساد در دولت حاكم و هم چنین ایجاد اعتماد متقابل بین مردم و دولت حاكم می باشد.

روابط عمومی به عنوان یک دستگاه و اهرم ارتباطی فرایند فرهنگ سازی را تسریع می کند اما برای ایفای چنین نقشی نیازمند یک ساختار سیاسی ،اجتماعی آزاد و دموکراتیک است و دقیقا در همین جاست که فرهنگ به عنوان یک فرا گفتمان به یاری روابط عمومی می آید روابط عمومی نمی تواند خارج از گفتمان دموکراتیک فرهنگی کارایی داشته باشد جامعه بسته و غیر دموکراتیک به دلیل تمرکز قدرت و تصدی اقتدار گرایانه و انحصاری که به ویژه بر مقوله فرهنگ دارد بستر لازم رابرای فعالیت روابط عمومی فراهم نمی کند تنها در جوامع دموکراتیک است که روابط عمومی می تواند به عنوان نهادی ارتباطی در شکل گیری افکار عمومی و فرهنگ جمعی و تلاش برای برخورداری شهروندان از آزادی بیان و بهره مندی از اطلاعات مورد نیاز آنها از دستگاه های دولتی ،نقش داشته باشدالبته درکشور ما ایران که جامعه در حال گذاری است روابط عمومی می تواند پل ارتباطی مناسبی برای این انتقال باشد و برای ایفای نقش تاریخی در این موقعیت انتقالی بیش از همه محتاج فرهنگ است .

هرجا سخن از پاسخگویی و مسئولیت پذیری می رود نشان از این پیش فرض دارد كه نوعی ارتباط دوسویه مبتنی بر اعتماد، صداقت و منافع مشترك در میان است در اكثر نظریه های مربوط به حكومت مردم سالار نیز این فرض نهفته است حكومت خدمتگذار مردم است و انتخاب شده تا ارادهٔ مردم را عملی سازد همان طور كه اشاره شد یكی از شرایط پاسخگویی نظام سیاسی، آگاهی از شرایط بیرونی و بین المللی است، ما در عصر اطلاعات، ارتباطات و پردازش اطلاعات به سرمیبریم اطلاعات و پردازش آن، خود سرمایه ای عظیم در دست دارندگان آن است ظهور دهكدهٔ الكترونیك جهانی، انقلاب اطلاعاتی، فشردگی زمان و جهان، گسترش آگاهی در سطح جهان و انتقال و پردازش سریع اطلاعات، از ویژگیهای اصلی دوران كنونی است نظام سیاسی یا دولت حاكم برای اینكه بتواند پاسخگو باشد لازم است از شرایط داخلی و جهانی اطلاع و آگاهی كافی داشته باشد از تغییرات درونی و بیرونی آگاه باشد و برای حفظ و تداوم بقای خود با این تغییرات منطبق شود.

یكی از ویژگیهای حكومت های مردمی، كاهش فاصلهٔ میان دولتمردان و اقشار مختلف مردم است لازمهٔ این كار ارتباط مستقیم مبتنی بر اعتماد، احترام و منافع متقابل مشترك كارگزاران حكومت با مردم است پس برای ارتقای سطح ارتباط، همدلی، تفاهم و همكاری، توسعه نهادهای ارتباطی بین دولت و ملت یك ضرورت اساسی است واحدهای روابط عمومی سازمانها و نیز رسانه های همگانی از بهترین نهادهای ارتباط بین دولت و مردمند آنها را می توان حلقهٔ واسط میان مردم و دولت دانست روابط عمومی هنر مردمداری و هنر ایجاد ارتباط اثربخش بین سازمان و مخاطب است یكی از مهم ترین وظایف آن اطلاع رسانی و آگاه ساختن مردم و بازتاباندن اطلاعات و سلیقه های مردم به مسئولان است. برای موفقیت روابط عمومی در گسترش مردم داری و مردم سالاری در یك نظام سیاسی میتوان پیشنهادهای زیر را ارایه كرد:

▪ گسترش اصل گفت و شنود در درون و بیرون سازمان و برقراری ارتباط دوسویه با مخاطبان.

 ▪ گسترش تماس و ارتباط هدفمند با مخاطبان، مدیران و كاركنان.

 ▪ گسترش مشاركتهای مردمی

 ▪ گسترش جریان آزاد اطلاعات و اندیشه ها

 

علاوه بر موارد پیش گفته، برای ایفای نقش پاسخگویی بهتر توسط روابط عمومی ها، رعایت موارد زیر ضروری به نظرمی رسد:

 ▪ قرارگرفتن روابط عمومی ها در جایگاه سازمانی و تشكیلاتی مناسب

 ▪اعطای اقتدار و جایگاه شایسته به روابط عمومی

 ▪ شركت مدیران روابط عمومی در مجامع تصمیم گیری و سیاستگذاری

▪ آگاهی روابط عمومی ها و مدیریت آنها از شرایط درونی و بیرونی و سازمانی

 ▪ كسب اطلاعات، پردازش و انتقال به موقع اطلاعات و آگاهی از نتیجه و بازخورد اقدامات سازمان

▪ ایجاد بانك اطلاعاتی جامع مرتبط با سازمان

 ▪ پیوند مناسب با رسانه های همگانی و پاسخ به انتقادات و نظرات به قصد روشنگری و نه توجیه

 ▪ اطلاع از وضع مخاطب و مخاطب پژوهی

دكتر فرقانی از استادان ارتباطات و رئیس دانشكدهٔ علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در مورد اهمیت نقش روابط عمومی ها در رابطه با جریان گردش آزاد اطلاعات گفته است: مهمترین كاركرد روابط عمومی ها در جهان امروز كمك به جریان گردش آزاد اطلاعات، تأمین حق دسترسی آزادانه به اطلاعات و شفاف سازی و علنی سازی جریان امور به نفع آزادی و دموكراسی است و نه پنهان كاری، تحریف و جعل واقعیت. ایجاد رابطهٔ مناسب بین روابط عمومی ها و رسانه ها و كمك به ارتقاء درك و تفاهم متقابل بمنظور پاسخگویی هرچه بهتر به مشتریان سازمان، استفاده از ابزارها و فناوریهای نوین ارتباطی بمنظور كمك به تولید و توزیع اطلاعات بویژه اطلاعات متعلق به قلمرو عمومی و دولت می باشد تا سال ۲۰۱۵ تمامی دولت ها باید تدابیری بیاندیشند كه همهٔ سازمانها و حتی روستاها نیز به اینترنت متصل شده باشند و دولت به سوی یك دولت الكترونیك حركت كند كه به مشتریان خود به نحوی كارآمد و بهتر پاسخگو باشد دولت الكترونیك یعنی محقق ساختن شعار پاسخگویی دولت و این سؤال در ذهن تداعی می شود كه آیا محور این پاسخگویی تشكیلاتی بجز روابط عمومی می تواند باشد؟

 

 منبع : آفتاب

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست شناخت روحيه

 

با توجه به روحيات خود پاسخ سوالات زير را در ذهن نگه داريد:

1-پايان دنيا نزديك است. اگر فقط بتوانيد يك نوع از حيوانات را نجات
دهيد، كدام را انتخاب مي كنيد؟
الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
ت : اسب


2- به آفريقا رفتهايد. به هنگام بازديد از يكي از قبيلهها، آنها اصرار
ميكنند كه يكي از حيوانات زير را به عنوان يادگاري با خود ببريد. كدام را انتخاب ميكنيد؟
الف : ميمون
ب : شير
پ : مار
ت : زرافه


3- فرض كنيد خطاي بزرگي انجام دادهايد و خداوند براي مجازات شما تصميم
گرفته است كه به جاي انسان، شما را به صورت يكي از حيوانات زير در آورد. كدام را انتخاب ميكنيد؟
الف : سگ
ب : گربه
پ : اسب
ت : مار


4- اگر قدرت داشتيد كه يك نوع از حيوانات را براي هميشه از روي كره زمين
نابود كنيد، كدام را انتخاب ميكرديد؟
الف : شير
ب : مار
پ : تمساح
ت : كوسه


5- يك روز، با حيواني برخورد ميكنيد كه ميتواند با شما به زبان خودتان
صحبت كند. دلتان ميخواهد كه كداميك از حيوانات زير باشد؟
الف : گوسفند
ب : اسب
پ : خرگوش
ت : پرنده


6- در يك جزيره دور افتاده، تنها يك موجود زنده به عنوان همدم و همراه
شما وجود دارد. كداميك را انتخاب ميكنيد؟
الف : انسان
ب : خوك
پ : گاو
ت : پرنده


7- اگر قدرت داشتيد كه هر نوع حيواني را اهلي و دستآموز كنيد. كداميك ازحيوانات زير را به عنوان حيوان خانگي خودتان انتخاب ميكرديد؟
الف : دايناسور
ب : ببر
پ : خرس قطبي
ت : پلنگ
 


8- اگر قرار بود براي 5 دقيقه به صورت يكي از حيوانات زير در مي
آمديد، كداميك را انتخاب ميكرديد؟
الف : شير
ب : گربه
پ : اسب
ت : كبوتر
 


 
*****



تحليل جواب:

1- در زندگي واقعي، براي چه نوع آدمهايي جذابيت و كشش داريد.
الف: خرگوش- كساني كه داراي شخصيت دوگانه هستند، به سردي يخ در ظاهر اما به گرمي آتش در باطن
ب: گوسفند- مطيع و گرم
پ: گوزن- زيبا و آداب دان
ت: اسب- كساني كه غيرقابل جلوگيري، بيبند و بار و آزاد هستند.
 
2- در فرايند ابراز عشق و درخواست ازدواج، كدام رويكرد برای شما خوشايندتر و موثرتر است.
الف: ميمون- مبتكر و باذوق كه هيچگاه احساس خستگي نكنيد.
ب: شير- سرراست، صاف و پوست كنده به شما بگويد كه دوستتان دارد.
پ: مار- دمدمي مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نكند.
 

3- دلتان ميخواهد معشوقتان چه عقيدهاي درباره شما داشته باشد.
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- شيك و زيبا
پ: اسب- خوش بين
ت: مار- انعطافپذير
 

4- چه اتفاقي باعث ميشود كه شما رابطهتان را قطع كنيد/ از چه خصوصيتي بيش از همه نفرت داريد.
الف: شير- متكبر و خودخواه، امر و نهي كن
ب: مار- هيجاني و دمدمي مزاج، نميدانيد چگونه او را خوشحال كنيد.
پ: تمساح- خونسرد، بيرحم، سنگدل
ت: كوسه- ناامن
 
5- دوست داريد چه نوع رابطهاي با او برقرار سازيد.
الف: گوسفند- سنتي، بدون آن كه چيزي بگوئيد او بفهمد چه ميخواهيد، ارتباط برقرار كردن از طريق قلبها.
ب: اسب- هر دو بتوانيد درباره همه چيز با هم صحبت كنيد، هيچ چيز مخفي در ميان نباشد.
پ: خرگوش- رابطهاي كه هميشه خود را گرم و عاشق او حس كنيد.
ت: پرنده- رابطهاي پايدار و طولاني و بالنده
 
6- آيا به او خيانت مي كنيد.
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقيات احترام ميگذاريد، پس از ازدواج هيچ كار خلافي نميكنيد.
ب: خوك- نميتوانيد در مقابل تمايلاتتان مقاومت كنيد، به احتمال زياد خيانت ميكنيد.
پ: گاو- خيلي سعي ميكنيد كه چنين كاري نكنيد.
ت: پرنده- شما هرگز نميتوانيد استوار و ثابت قدم باشيد، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نيستيد و نميخواهيد تعهدی بپذيريد.

7- درباره ازدواج چه فكر ميكنيد.
الف: دايناسور- شما خيلي بدبين هستيد و فكر ميكنيد اين روزها ديگر ازدواج
سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به صورت يك چيز گرانبها فكر ميكنيد. پس از آن كه
ازدواج كرديد، پيوند زناشويي و همسرتان را بسيار باارزش و گرامي ميداريد.
پ: خرس قطبي- شما از ازدواج ميترسيد، فكر ميكنيد آزاديتان را از شما
خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما هميشه طالب ازدواج بودهايد ولي در واقع، شناخت دقيقي از آن
نداريد

 
8- در اين لحظه، به عشق چگونه فكر ميكنيد.
الف: شير- شما هميشه تشنه عشقيد و ميتوانيد هر كاری برای آن بكنيد اما به
راحتي در دام عشق نميافتيد.
ب: گربه- شما خيلي خودمحور و خودخواهيد. شما فكر ميكنيد عشق چيزي است كه
ميتوانيد به دست آوريد و هرگاه كه خواستيد آن را دور بياندازيد.
پ: اسب- شما نميخواهيد در قيد و بند يك رابطه پايدار قرار بگيريد. به هر چمن كه رسيدي گلي بچين و برو
ت: كبوتر- شما به عشق به صورت يك تعهد دو طرفه فكر ميكنيد.

متبع : Takbarg.ir 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

تاثیر نماز بر شادابی جسم و روح

 نويسنده : دکتر مجید ملک محمدی

  

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

" مؤمن ، شوخ و لبخند بر دهان است و منافق بد خلق و گره بر ابرو."

امروزه ضرب المثل ایرانی "خنده بر هر درد بی درمان دواست " مصداق کاملاً علمی پیدا کرده است.

دانش پزشکی در قرن حاضر به وضوح می داند، اشخاصی که اصطلاحاً یک لب و هزار خنده گفته می شوند، نسبت به آنان که به اصطلاح با خودشان نیز قهرند و نسبت به زندگی بد بین و عبوس هستند، بسیار کمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند.

به این ترتیب هر عاملی که شادابی را به انسان هدیه کند، در واقع به سلامتی جسم و روان او کمک کرده است. اما نکته بسیار مهمی که دانش طب به بشر آموخته است، این مطلب است که شادابی و افسردگی انسان پیش از آنکه تحت کنترل و اراده او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مرکزی انسان است.

از جمله این مواد شیمیایی " دوپامین " را می توان نام برد که افزایش آن در بدن سبب می شود، انسان بدون اراده دچار ناراحتی گردد و کاهش این ماده نیز سبب شادی غیر ارادی انسان خواهد شد.

به عنوان مثال، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی، که حالت شدید آن به عنوان ملانکولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می شود، در اثر تغییرات و کم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد.

از دیگر مواد شیمیایی داخل بدن که به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام کورتیزول " است که میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی به شدت افزایش می یابد و در صورت بیدار بودن انسان در این ساعات، لذت و شعف سرمست کننده ای به او دست می دهد که بی شک بر زندگی او در تمام طول روز تأثیر گذار است.

افزایش کورتیزول در ساعات اول صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی که امروزه از مسلمات پزشکی است، در واقع توجیه قابل توجهی است بر همه مضامینی که در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون "اسرار سحر" معرفی می شوند.

در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز، حضرت حافظ، موارد بسیاری را می توان یافت که نشان می دهد به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تأثیر آن در زندگی انسان توجه شده است.

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

ضرب المثل ایرانی مشهور که منسوب به بزرگمهر می باشد، یعنی: "سحر خیز باش تا کامروا باشی" نیز اشاراتی نغز به تأثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادکامانه و سعادت آمیز دارد.

به این ترتیب واضح است، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان، تقدیم کننده شادابی به جسم و روان او می باشد و یک نتیجه مهم این شادابی، سلامت جسم و روان خواهد بود .

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

 

منبع:http://www.sibtayn.com

 

 

پیامک      

 

پیامک ولادت حضرت علی (ع)  و روز پدر

 

 

  

آن شهنشاهي که بحر لا فتي را گوهر است

شحنه دشت نجف شاه ولايت، حيدر است

ذات پاک مرتضي را با کسي نسبت مکن

زانکه اين آب حيات از چشمه سار ديگر است

معني قول علي بابها آسان مدان

کاين سخن را صدجهان معني به هر باکي در است

سرسبحاني که پنهانست در نادعلي

هم به معني مظهرش او هم به معني مظهر است

 

 

ميلاد مسعود اولين کوکب رخشان سپهر ولايت وامامت بر عاشقان و شيفتگان حضرتش مبارک.

  

 

زد عشق تو خيمه در دل ما

حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علي و آل بسرشت

از روز ازل خدا دل ما

 

 

ولادت مولي الموحدين اميرالمومنين حيدر کرار شير خدا مولود کعبه وفرا رسيدن روز پدر را خدمت شما دوست عزیز تبريک و تهنيت عرض ميکنم.

 

 

در ميـــان کعـبه جـان ، پـرتـو حق جلــوه گر شــد

فاطمه بنت اســد هم ، صــاحب زيبـا پسر شــد

کعبه آن شب ، غـرقـه در نـور دل افـروز خـدا بـود 

آسمان کعبه گويي ، مظــهر صــدها گهـر شــد

 عطــر جـانبخش بهشـتي در فضای کعبه پيچيد

تا کـه ميـــلاد ســعيد مـرتضی فخــر بشــر شــد

مـژده ميـــلاد مـولا ، می کنــــد از غم رهايم

زين بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شـد

  

 

 ناگهان يک صبح زيبا آسمان گل کرده بود

خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب ميلادت، اي غوغاترين!

حضرت حق نيز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بيايي، اي معمايي ترين!

بال هاي خويش را دست توسل کرده بود

 

 

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت

جز نور تو در عرصه ي آفاق نيافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک

ديوار حرم به احترام تو شکافت

 

 

زان سبب ماه رجب ماه خداست

که اندر آن ميلاد شاه لافتي ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:

" چون که صد آمد نود هم پيش ماست"

 

 

 

حجت حق، از حريم حق، به امر حق عيان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت يافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گريزان از ميان شد

 

 

اسوه تقـوی علي و مظــهر ايمــان علي

 عـزت آل پيمـــبر ، عاشــــق جانـان علي

منشــاء جـود و سخاوت ، موج درياي وفا

لعل رخشـــان ولايت ،گوهــر تـابـان علي

منبع مهــر ومحبت ، صــاحب لطف و کرم

افتـــخار شيـعيان و آيت الـرحمــــان علي

ميلاد نور بر شما مبارک

 

 

 ولادت باسعادت مولاي عاشقان، امير مؤمنان، علي عليه السلام، مبارک باد.

 

 

 ذکر من، تسبيح من، ورد زبان من علي است

جان من، جانان من، روح و روان من علي لست

تا علي (ع) دارم ندارم کار با غير علي

شکر لله حاصل عمر گران من علي است

 

 

 هر کس که شود داخل حصن حيدر

ايمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علي و آل چيزي نبود

سرمايه ی طوبا و بهشت و کوثر

 

 

از کعبه حق بانگ جلی می آید

 آوای خوش لم یزلی می آید

بشنو که سروش وحی حق می گوید

آغوش گشایید علی می آید

 

 

 

كعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت

گوهري زينت هستي چونان حيدر داشت

يك پياله ز مي اش مست كند عــــالم را

آنكــه اندر قدحش باده ای از كوثر داشت

 

 

برخیز که قدسیان جوابت بدهند 

وز کوثر معرفت شرابت بدهند

چون ماه رجب باشدو اعیاد علی

 این روز دعای مستجابت بدهند

 

 

قرآن جز از مدح علی آیه ندارد

این صدف جز این دُر گرانمایه ندارد

رفتم زیر سایه لطفش بنشینم

دیدم علی نور بود سایه ندارد

 

 

 دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم

بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست

دامان علی اگر نگیرم چه کنم

 نازد به خودش خدا که حیدر دارد

دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله

صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 

ای تو کعبه را نگين/ يا امير المؤمنين

ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امين

کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران

روز سيزده رجب/ ای امير مؤمنان

 

 

پدر ای چراغ خونه! مرد دريا، مرد بارون

با تو زندگي يه باغه، بي تو سرده مثل زندون

هر چي دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگيری، دستامو مي افتم از پا

 

 

 

می دونی فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟

روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه 

اما روز پدر جوراب فروشی ها ...

می دونی شباهتشون چيه ؟

پول هر دو از جيب بابا می ره !

 

 

 

تبريک به کسي که نمي دانم از بزرگي اش بگويم يا مردانگي، سخاوت، سکوت، مهرباني و... بسيار سخت است

پدرم روزت مبارک

 

 

ای تکيه گاه محکم من، ای پدر جان

ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زيبايت هميشه اعتبارم

خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم

  

روز تولد حضرت علي تنها روز پدر نيست ...

روز بزرگداشت مقام مردانگي و انسانيته ...

و اون گنجي يه که هر کسي نمي تونه داراي اون باشه ...

روز موجودي با محبت به نام پدر ..

پدر عزيزم روزت مبارک

 

 

پدرم

 

به يمن لطف تو بختم بلند خواهد شد

سرم به خاک رهت ارجمند خواهد شد

لبي که زمزمه درد مي کند شب و روز

به يمن روی تو پر نوشخند خواهد شد

 

روزت مبارک

 

 

لينکهای    
 هفته      

 

وب سایت جامع امام علی علیه السلام

 

ویژه نامه ولادت امام جواد علیه السلام

 

خانواده و اجتماع

 

نشریه میثاق مدیران

 

سال همت مضاعف و کار مضاعف

 

ويژه نامه دكتر علی شريعتی

 

 ویژه نامه شهادت دکتر مصطفی چمران

 

ده هزار عنوان کتاب مرجع علوم اسلامی