مجله شماره شصت و ششم      

 شنبه 19 تیر 1389                                                                            

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ 133 الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ 134 وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ 135 أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ 136 قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِينَ 137 هَـذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ 138 وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 139 إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ 140

ترجمه فارسي مکارم

و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان; و بهشتى كه وسعت آن، آسمانها و زمين است; و براى پرهيزگاران آماده شده است 133 همانها كه در توانگرى و تنگدستى، انفاق‏ مى‏كنند; و خشم خود را فرو مى‏ برند; و از خطاى مردم درمى ‏گذرند; و خدا نيكوكاران را دوست دارد 134 و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند، يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى ‏افتند; و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى ‏كنند -و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟- و بر گناه، اصرار نمى ‏ورزند، با اينكه مى ‏دانند 135 آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشت هايى است كه از زير درختانش، نهرها جارى است; جاودانه در آن مي مانند; چه نيكو است پاداش اهل عمل! 136 پيش از شما، سنت‏ هايى وجود داشت; (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشت هايى داشتند; كه شما نيز، همانند آن را داريد) پس در روى زمين، گردش كنيد و ببينيد سرانجام تكذيب‏ كنندگان (آيات خدا) چگونه بود؟! 137 اين، بيانى است براى عموم مردم; و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران! 138 و سست نشويد! و غمگين نگرديد! و شما برتريد اگر ايمان داشته باشيد! 139 اگر (در ميدان احد،) به شما جراحتى رسيد (و ضرب ه‏اى وارد شد)، به آن جمعيت نيز (در ميدان بدر)، جراحتى همانند آن وارد گرديد و ما اين روزها(ى پيروزى و شكست) را در ميان مردم مى ‏گردانيم; (-و اين‏ خاصيت زندگى دنياست-) تا خدا، افرادى را كه ايمان آورده‏ اند، بداند (و شناخته شوند); و خداوند از ميان شما، شاهدانى بگيرد و خدا ظالمان را دوست نمى‏ دارد 140

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

بخوان ای محمد(ص)

به بهانه مبعث پیامبر اکرم (ص)

 

 

اقرا باسم ربک الذی خلق...

بخوان !

چه بخوانم؟!

بخوان به نام پروردگارت که آفرید...

بخوان ! ای محمد(ص) ! که دنیا در انتظار توست .

بخوان ! که نسیم بهار زندگی چشم انتظار وزیدن است و سبزه های سعادت چشم به راه دمیدن .

بخوان ! که شکوفه های حیات آهنگ شکفتن دارند و آرزوی رازگفتن .

بخوان ! تا دگر زاغ و زغن های جاهلیت بر شاخساران خشکیده و خزان زده بشریت نخوانند و بوم های شوم توحش و بربریت بر بام خرابه های تمدن و انسانیت نوحه مرگ سر ندهند .

بخوان ! تا با نغمه های ملکوتی تو عمر دیو دنائت به سرآید و بلبل کرامت نغمه بسراید .

بخوان ! تا چشمه های زلال معارف از دامنه های حرا بجوشد و بر دشت و دمن دنیا سبزه های صفا بپوشد .

بخوان ! که دیگر فرزندان آدم سیر از سراب اند و تشنه آب اند .

بخوان ! تا از انفاس نفیس تو رایحه روح بخش ریاحین رحمت در کوچه باغ های تاریخ بپراکند و شمیم شفابخش کلام تو مشام جان ها را بیاگند .

بخوان ! که شرافت اشرف مخلوقات در شرار اشرافیت می سوزد و دژخیم شر بر اندام بشر ، جوشن جور و جفا و جبه جهل و جهالت مي دوزد .

                      

....و محمد (ص) خواند . پيامبر خدا و روشنگر راه هدي از فراز حرا بر فرود دنيا ندا سر داد :

                   قولوا لا اله الا الله تفلحوا 

هزاران خورشيد در غار حرا منفجر شد ، كهكشان ها ستاره بر سر و روي عالم فرو ريخت ، دامن دامن دانه هاي در از دامنه های حرا افروخت و خرمن خرمن خوشه های خدعه و خيانت را سوخت .

گلي در حرا شكفت كه عطر دلاويز و گلبرگ رنگ آميز آن تا ظهور قائم امامت و قيام قيامت ، تاريخ زمان را عطرآگين مي كند و جغرافيای زمين را، رنگين .

چشمه ای از فراز حرا جوشيد كه زلال آن بر بستر تاريخ خروشيد .

بوستان های مكرمت را كرامت بخشيد و گلستان های سعادت را طراوت .

ای مهد محمد ! اي گهواره گوهرين احمد !

ای حرا !

ای كوه بشكوه!  اي رازدار پر اندوه ! و اي فرودگاه غم هاي انبوه !

ای مهبط وحي و نبوت ! و اي مامن رسالت !

ای كوه گران ! دنياي تشنه ما به سوی تو نگران است و بيزار از دگران .

 

مقال را با سخناني كوتاه و نغز و پرمغز از پيامبر اكرم(ص) درباره مديريت حسن ختام مي بخشيم: 

من ولی علی عشره کان له عقل اربعین و من ولی اربعین کان له عقل اربع ماه  ( نهج الفصاحه ، ص ۵۷۳) 

كسي كه متولي و مدير ده نفر شود، بايد عقل و انديشه چهل نفر را داشته باشد و كسي كه مسئوليت اداره چهل نفر را بر عهده مي گيرد ، بايد خرد چهارصد نفر را دارا باشد. 

اذا تغير السلطان تغير الزمان ( بحار ، ج۷۷ ، ص۱۶۵) 

هنگامي كه حاكم و مدير يك جامعه در اخلاق و رفتارش دگرگوني حاصل شود، زمانه دگرگون مي شود. 

لكل شيءآفه تفسده و آفه هذاالدين ولاه السوء ( نهج الفصاحه ، ص ۴۷۸) 

برای هر چيز آفتي است كه مايه فساد آن مي شود و آفت اين دين ، زمامداران و مديران بد هستند. 

انا لانولي علي هذا العمل احدا ساله و لا احدا حرص عليه 

( حضرت پيامبر در پاسخ دو نفر از خويشاوندانش كه درخواست واگذاري بعضي از مقام هاي مديريتي را داشتند ، فرمودند: ) 

به خدا سوگند، مقام مديريت را به كسي كه حريصانه با زبان و عمل در پي به دست آوردنش باشد، واگذار نمي كنم. 

من تقدم علي المسلمين و هو يري ان فيهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله والمسلمين ( الغدير ، ج۸ ، ص ۲۹۱) 

هر كس كه بر ديگر مسلمانان در كارهاي مديريتي پيشي گيرد ، در حالي كه مي داند در ميان آن جامعه از او برتر و شايسته تر وجود دارد ، به خدا و رسول خدا و مسلمانان خيانت كرده است

خير الولاه من جمع المختلف و شر الولاه من فرق الموتلف 

( الي سبيل انهاض المسلمين ، ص ۴۱۰) 

بهترين مديران و زمامداران كسانی هستند كه استعدادها و سليقه های گوناگون را در زير چتر مديريت خود گرد آورند و بدترين مديران كساني هستند كه مجموعه همسو و هماهنگ را متفرق سازند. 

                 

 

بعثت پيامبر نور و طلوع خورشيد رحمت و سرور ، مبشر بشر و منذر به شر ، پايان دهنده يلدای تيره روزی و آغازگر پگاه پرنور پيروزی بر پويندگاه صراط المستقيم و جويندگان طريق جنه النعيم 

                                                                                               مبارك باد ! 

 

 

 

 

 روز عفاف و حجاب

 

 

یا ایهاالناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم (حجرات ، ۱۳)

ای مردم ! ما شما را از مردي و زني آفريديم و شما را به صورت ملت ها و گروه هاي گوناگون قرار داديم تا از يكديگر باز شناخته شويد . همانا گرامي ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.

مرد از دامن زن به معراج می رود.

ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضرند و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.

مردان بر ملت ها حق دارند و زن ها بیشتر حق دارند. زن ها ، مردان شجاع را در دامن خود بزرگ مي كنند . قرآن كريم انسان ساز است و زن ها نيز انسان ساز. وظيفه زن ها انسان سازي است. اگر زن هاي انسان ساز از ملت ها گرفته بشود ، ملت ها به شكست و انحطاط مبتلا خواهند شد، شكست خواهند خورد ، منحط خواهند شد. زن ها هستند كه ملت ها را تقويت مي كنند و شجاع مي كنند.  

                                           امام خمینی (ره)

 

    هر کس به طریقی دل ما می شکند        بیگانه جدا دوست جدا می شکند

    بیگانه اگر می شکند باکی نیست             از دوست بپرسید چرا می شکند

از پگاه پیدایش پرتو پاینده آدم و از طلوع طلیعه فلق و آغاز سپیده دم نبرد بی امان حق با ناحق و پیکار پی گیر پاکی و پارسایی با پلیدی ، پلشتي و پستي و از سجود سرخ هابيل بر سجاده سپيد سحر و پيروزي ستم و سالوس و سياهي ، شايد اگر ما را مظلوم ترين و معصوم ترين عنصر تاريخ بنامند، سخني به گزاف نباشد ؛ مظلوميتي به وسعت تاريخ و معصوميتي به عصمت سپيده .

چه دشمناني كه در جنگ هاي خونين تاريخ ، قتل عاممان كردند ، به زنجير اسارتمان كشيدند و به كنيزيمان بردند و....

 و چه دوستاني كه از شدت غيرت و حميت جاهلانه و بي جا زنده به گورمان كردند و يا در اندروني ها محبوسمان نمودند!

چه سلاطين و فرمانروايان ستمگری كه جابرانه گوهر عفافمان را به زنجير هوس هايشان كشيدند و زينت حرم سراهايشان گردانيدند.

در حرمسری شاهان عثماني صدها زن و دختر بدبخت به عنوان كنيز و برده محبوس و طعمه هوس راني سلاطين عثماني بودند. مراد سوم از زنان حرمسرا ۱۰۳ نفر فرزند به جاي گذاشت. محمد سوم جانشین او ۱۹ تن از برادرانش را خفه كرد تا به آسودگي به سلطنت بپردازد . ابراهيم بر اثر سوء ظن به يكي از زنان حرمسرا ۲۸۰ تن  زنان حرم را در كيسه هايي نهاد كه در ته آن سنگ گذاشته بودند و آن ها را وسط تنگي بسفر در دريا غرق كردند.  

( فرمانروايان شاخ زرين، نوئل باربر، عبدالرضا هوشنگ انصاري ، نشر  گفتار، تهران ، ۱۳۶۸)

چه فرومايگاني كه جاهلانه عطر عاطفه و عشق آسمانيمان را در گنداب تعفن اوهام خود به بيگاري كشيدند.

تحجر به نوعي به استثمارمان كوشيد و تجدد به گونه اي به ابتذالمان كشيد.

شرق به شكلي خوارمان كرد و غرب به صورتي بي بند و بارمان نمود.

غرب متحجر قرون وسطي قرن ها مطالعه و بررسي كرد، همايش ها برگزار نمود و پژوهش ها و تحقيقات بسيار انجام داد تا پذيرفت كه ما انسانیم !! و می توانیم مالک دارایی خود باشیم!!

و شرق متقدم ( منهای اسلام ) ما را وسیله سرگرمی ها و هوس رانی های شاهان و امپراتوران قرار داد.

در تحجر غرب ، انسان بودن ما رسمیت نداشت و زمانی که تازه داشتیم هویت انسانی خود را می یافتیم که در بینش تجدد و تمدن جدید غربی ُ خود را کالا و مهره ای یافتیم که :

   - در فروشگاه ها و سوپرمارکت ها وسیله ای در دست سرمایه داران برای آب کردن اجناس بنجل و مصرفی بارآوردن مردم شدیم !

   - جاذبه جنسی ما عامل فروش و رونق فیلم های مبتذل و بی محتوا شد.

   -  زیبایی ما وسیله پرشدن جیب  ابرسرمایه داران جهانی شد.

   - عروسکی شدیم که مایه سرگرمی و وسیله ارضای شهوات و امیال انسان های متمدن و متجدد قرن بیست و یکم باشیم .

   - مانکنی شدیم تا انواع مدهای لباس و کفش و آرایش گیسو و .... را برای هرچه بیشتر مصرفی کردن و مقلد بار آوردن مردم

   جهان سوم به نمایش درآوریم.

غرب متجدد ماشینی شده که انبوه تولیدات تجملی و صنعتی نساجی و پارچه های رنگارنگ در دستش بی مصرف مانده بود ، به  منظور آزمودن و مصرف كالاهاي پر زرق و برق و پوشاندن لباس هاي رنگين و جلف خود بر پيكر معصوم ما ، چادر و حجاب را مانع تحقق مقاصد پليد خود مي ديد ، ناگهان منادي آزادي زن و مبتكر مبارزه با چادر شد و بار ديگر با طرح شعار ازاد زنان دوش به دوش آزاد مردان! از ما عروسکی بزک کرده ساختند تا بر رونق بازار سکس و تجارت و مصرف کاذب بیفزایند.

بدین گونه ما شدیم عروسک خیمه شب بازی سیرک جهانی سرمایه داری که هر لحظه ناخودآگاه به سازی می رقصیدیم و بوقلمون وار به رنگی درمی آمدیم.

در این بی پناهی و درماندگی در بخشی از مشرق زمین در ایران اسلامی نسیمی وزیدن گرفت و عطری در فضا پراکنده شد که رایحه ارزش های اصیل فطری و انسانی از آن استشمام می شد.

در ایران به رهبری امام خمینی (ره) انقلابی شکفت که بر اساس وحی الهی و مکتب قرآنی و ارزش های اسلامی - انسانی ُ، نه زن و  نه مرد هيچ يك  ديگري را در خدمت خويش نمي دانست ؛ بل كه زن را جامه عفاف و آبروي مرد و مرد را عفت و آبروي زن مي دانست.

هن لباس لکم و انتم لباس لهن ... ( بقره ، ۱۸۶)

قرآن كتاب آسماني ، زن را به اندازه اي لايق عزت و ارزش دانسته كه سوره اي به نام او نامگذاري كرده است ، سوره نسا . مردان و زنان با ايمان را صاحب و مالك اموال خود مي دانست و اختيار و تملك هر يك را نسبت به نتيجه كار و كوشش خود به رسميت مي شناخت. 

للرجال نصیب مما الکتسبوا و للنساء نصیب ممااکتسبن... ( نساء ، ۳۱)

در اين بينش ، آفرينش زن از جنس مرد ، از آيات لطف الهي شمرده شده تا مايه آرامش و آسايش يكديگر بوده ، ميانشان مودت و مهرباني برقرار شود.

و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ( روم ، ۲۱ )

به زن و مرد هر دو حقوق انساني ، عزت و آزادگي مي بخشيد و افراد صالح و شايسته را - اعم از زن و مرد - داراي احترام و لياقت بهره مندي از بهشت مي دانست.

و من یعمل من الصالحات من ذکر و انثی و هو مومن فاولئک یدخلون الجنه و لایظلمون نقیرا ( نساء  ، ۱۲۳)

اسلام ،جاذبه جنسي زن را وسيله گرمي كانون خانواده و استحكام و استواري بنيان زندگي اجتماعي قرار داد .

اين آيين ، عفاف ،حجاب  و چادر را عاملي براي مصونيت حريم زن از تهاجم ديدگان ناپاك و هوس ران و نه وسيله محدوديت از رشد و ترقي ناميد ؛ و ثابت كرد  احترام حقيقي يك مرد به يك زن تنها هنگامي امكان پذير است كه آن مرد به ديده  آلوده در او ننگرد.

و در يك كلام در بينش اسلامي ، زن نه وسيله است و نه كالا و نه عروسك خيمه شب بازي ؛ بل كه زن انساني است آزاده و با عزت كه گوهر عفت ، زينت او ، مرجان حجب و حيا ، پوشش او و مرواريد عزت و استغنا ، حاصل كار و كوشش اوست.

مقال را با سخني از فراتس فانون جامعه شناس  شهیر  به پایان می برم:

سیاستمداران استعمار به این نتیجه رسیده بودند که اگر بخواهیم به تار و پود بافته جامعه الجزایر هجوم ببریم و استعداد مقاومت آن ها را از بین ببریم ، بايد ابتدا زن ها را تحت تسلط خود درآوريم ؛ بنابراين  هر چادري كه دور انداخته شود ، افق جديدي را كه بر استعمار ممنوع بوده ، در برابر او مي گشايد و پس از ديدن هر چهره بي حجابي اميدهاي حمله ور شدن استعمار ده برابر مي شود.  

 

دوشنبه بيست و يكم تيرماه روز عفاف و حجاب را گرامي مي داريم و اين مناسبت ميمون و مبارك را به همه خواهران و بانوان فرزانه و فرهيخته تبريك و تهنيت مي گوييم.

 

 

 

 

زادروز فرخنده امام حسین (ع) و روز پاسدار

 

"الا ترون ان الحق لا یعمل به*و ان الباطل لا یتناهی عنه*فلیرقب المومن فی لقاء ربه حقا حقا*فانی لا اری الموت الا السعاده* و لا الحیاه مع الظالمین الا برما*

 

آیا نمی بینید که به سخن حق عمل نمی شود؟ واز انجام باطل جلوگیری نمی گردد؟ پس دز چنین وضعی حقیقتا روح مومن مشتاق پرواز به سوی پروردگارش است. بنابر این من اینک در مرگ جز سعادت و نیکبختی نمی بینم . و زندگی با ستمگران را جز نکبت و شوربختی نمی دانم ! 

 

     حسین(ع) ای سردار سپاه سپیده ! و ای سالار به خون تپیده !

     ای طلایه دار سرخ شفق و طلیعه سپید فلق !

     زنگار انحراف اموی را با فواره خون جوانانت زدودی و شعر بلند شهادت را با گلواژه های ایثار سرودی .

     تو با خون یارانت فراخنای افلاک را ستاره باران کردی و پهنای خاک را گلباران .

     دریا را در وسعت تحقیر کردی و آسمان را در رفعت .

     سپیده را در عصمت به پیکار خواندی و سپیدار را در حشمت .

     سرو را در قامت خجل کردی و کوه را در استقامت .

     چشمه سار را ایثار آموختی و ایثار را با ثار آمیختی .

     حجم وسیع کلمات را در ستایش خود به تنگنا کشاندی و واژه ها را به ژرفنا .

     تراوش نوش سخنانت شهد را شرمنده کرد و سخنوران را بنده .

     جهاد آزادی بخش تو ستمدیدگان را عزت بخشید و ستمگران را زهرذلت چشانید .

     شیفتگان شراب وصل را شهد شهادت نوشانیدی و فریفتگان سراب جهل را شرنگ مرگ .

     با نبرد شکوهمند خود مستکبران را ذلیل کردی و مستضعفان را جلیل .

     زندگی با ذلت را مرگ دانستی و مرگ با عزت را، زندگی .

     حیات جاودانه را در آینه مرگ شرافتمندانه یافتی و مشتاقانه به سویش شتافتی .

     زندگی را پیکار در راه اندیشه نامیدی  اندیشه ای که ریشه در کوثر رسالت داشته زلال وحی می نوشد و کلام رب می نیوشد .

     قائدین را الهام می بخشی و قاعدین را قیام

     بر شهیدان سروری و بر سروران رهبر .

     ای اسوه پاسداران و ای الگوی سرداران !

     روز ولادت تو روز پاسدار است و شهادت تو جلوه گاه ایثار .  

   

امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد. وی مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: حسين مني و انا من حسين.... و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود .در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود. علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ جمل، �صفين و نهروان شركت داشت. پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد ، همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود. پس از انعقاد پيمان صلح امام حسن (ع) با معاويه با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري  بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضان سرسخت نسبت به سياست هاي معاويه و دستگيري ها و قتل هاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي از نفوذ شخصيت او بيم داشت . با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد؛ اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاري هاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه ، آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذی حجه سال 60 هجری از مكه به سوی عراق حركت كرد.

پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين كربلا در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدان هاي خفته گرديد.

 خون او تفسيراين اسرار كرد         ملت خوابيده را بيدار كرد

 ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند ،جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخي در مكه در طول راه به وی پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،‌كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...)

ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم)

 

پيام حضرت امام خمينى( ره ) به مناسبت روز پاسدار

حضرت امام خمینى ره نیز در سوم شعبان سال 1358  به مناسبت ولادت امام حسین( ع ) در پیامی  سوم شعبان را روز پاسدار نامیدند.

بسم الله الرحمن الرحيم
روز مبارك سوم شعبان المعظم را كه روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مكتب مترقى اسلام است ،به عموم هم ميهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامى تبريك عرض و بحق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم . روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن كريم و اسلام عزيز است، پاسدارى كه هرچه داشت، در راه هدف اهدا كرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف رژيم طاغوت بنى اميه نجات داد... اگر فداكارى پاسداران عظيم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مى شد و زحمات نبى اكرم (ص) و اصحاب فداكارش به هدر مى رفت...همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد. در اينجا پاسداری اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد و پاسداری از عدالت باشد.پاسداری از عدالت اين است که پاسدار خودش موصوف به عدالت باشد تا بتواند پاسداری از عدالت کند...

   سخناني نغز از امام حسين(ع) مقال را حسن ختام مي بخشد:

  همنشيني با فاسقان انسان را در معرض اتهام قرار مي دهد.

 مجالسة أهل الفسق ريبة.

   (بحار الانوار، ج 78، ص 122 )

   عقل كامل نمي شود مگر با پيروي از حق .

 لا يكمل العقل إلا باتباع الحق .

   (بحار الانوار، ج 78، ص 127 )

   بترس از ستم كردن بر كسي كه به جز خدا ياوري ندارد.

إياك و ظلم من لا يجد عليك ناصرا إلا الله جل وعز. 

  (بحار الانوار، ج 78، ص 118 )

  كسي كه براي جلب رضايت و خوشنودي مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا مي گذارد.

 من طلب رضي الناس بسخط الله وكله الله إلي الناس . 

  (بحار الانوار، ج 78، ص 126)

  ای مردم ، عبرت بگيريد از آن نكوهش هايي كه خداوند به منظور پند و اندرز دوستانش از علماي يهود كرده است ، آن جا كه مي فرمايد: "چرا روحانيون و علماي آن ها (يهود) را از سخنان گناه آلود جلوگيري نكردند؟" و فرموده : "آن گروه از بني اسرائيل كه كافر شدند، (به زبان داوود و عيسي بن مريم ) لعنت شدند"، تا آن جا كه مي فرمايد: "چه كارهاي ناپسندي كه انجام مي دادند". بدين جهت خدا بر آنان عيب گرفت كه از ستمگراني كه در برابرشان بودند، فساد و اعمال ناروا مي ديدند و آنان را منع نمي كردند، چون به آنچه از ستمگران به آنان داده مي شد، چشم طمع داشتند و از عواقب اعتراض ها بيم داشتند، با اين كه خداوند فرموده : "از مردم نترسيد، از من بترسيد"، و نيز فرموده : "مردان و زنان مؤمن دوست يكديگرند، به نيكي امر و از بدي نهي مي كنند".

   إعتبروا أيها الناس بما وعظ الله به أولياءه من سوء ثنائه علي الأحبار، إذ يقول : لولا ينهيهم الربانيون و الأحبار عن قولهم الإثم ، و قال : لعن الذين كفروا من بني إسرائيل - إلي قوله - لبئس ما كانوا يفعلون ، و إنما عاب الله ذلك عليهم لأنهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين أظهرهم المنكر و الفساد فلا ينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم ، و رهبة مما حذرون ، و الله يقول : "فلا تخشوا الناس و اخشون " و قال : "ألمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر".

   (تحف العقول ، ص 237 )

   آگاه باشيد كه يكي از نعمت هاي الهي بر شما حاجات و نيازهاي مردم به شما است ، پس از اين نعمت ها بيزار نشويد كه برمي گردند و به جاي ديگر مي روند.

   واعلموا أن حوائج الناس إليكم من نعم الله عليكم فلا تملوا النعم فتحور نقما.

   (بحار الانوار، ج 78، ص 121)

  عده اي از روي طمع عبادت خدا مي كنند، اين عبادت سوداگران است ، و جمعي از ترس بندگي خدا مي كنند، اين عبادت بردگان است ، و برخي به انگيزه شكر خدا را عبادت مي كنند، اين عبادت آزادمردان و بهترين عبادت هاست .

   إن قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار، و إن قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد، و إن قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الأحرار و هي أفضل العبادة.

   (بحار الانوار، ج 78، ص 117)

  به درستي كه من بيهوده ، گردنكش ، ستمگر و ظالم حركت نكردم ، بلكه براي اصلاح در امت جدم محمد (ص ) حركت كردم و مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به روش جدم محمد (ص ) و پدرم علي بن ابي طالب (ع ) رفتار كنم .

   و أني لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و إنما خرجت لطلب الإصلاح في أمة جدی صلي الله عليه و آله ، أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنكر و أسير بسيرة جدی و أبي علي بن أبي طالب عليه السلام .

   (بحار الانوار، ج 44، ص 329)

  هر كس كه رضايت الهي را با غضب مردم بخرد، خداوند او را از مردم بي نياز سازد، و هر كس رضايت مردم را با غضب الهي بخرد، خداوند او را نيازمند مردم سازد، والسلام .

   إن من طلب رضي الله بسخط الناس كفاه الله أمور الناس ، و من طلب رضي الناس بسخط الله وكله الله إلي الناس ، والسلام .

   (بحار الانوار، ج 78، ص 126)

   كسي كه بخشش كند، آقا و بزرگوار مي شود و كسي كه بخل بورزد، خوار و پست مي شود.

   من جاد ساد، و من بخل رذل .

   (بحار الانوار، ج 78، ص 121)

  عجله كردن ، كم خردي است .

   ألعجلة سفه .

   (بحار الانوار، ج 78، ص 122)

  از كاری كه بايد از آن پوزش خواست حذر كن كه مؤمن بدي نمي كند و عذر نمي خواهد و منافق هر روز بدي مي كند و معذرت مي خواهد.

   ياك و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا يسيء و لا يعتذر، و المنافق كل يوم يسيء و يعتذر.

   (تحف العقول ، ص 248)

  گريه از روي ترس از خدا، موجب رهايي از آتش است .

   ألبكاء من خشية الله نجاة من النار.

   (مستدرك الوسايل ، ج 11، ص 245)

 

زاد روز امام حسین علیه السلام خجسته باد !

 

 

 

 

 

فرخنده زادروز حضرت ابوالفضل (ع) و روز جانباز

 

 

             آب،شرمنده ایثار علمدار تو شد
         که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت
        بود لب تشنه لب های تو صد رود فرات
        رود بی تاب،کنار تو عطشناک گذشت
        بر تو بستند اگر آب،سواران سراب
        دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت

                                       نصرالله مردانی

 

چهارم شعبان سالروز ولادت پرچمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام ماه بني هاشم ، دنياي فضايل و كمالات سردار لشكر اباعبدالله الحسين بر عاشقان صديق آن حضرت مبارك باد !

در سال 26 هجری قمری، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود.

 پس از شهادت حضرت فاطمه (س) اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع  براي او خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت.

اميرالمومنين (ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نام هاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.

عباس (ع) ازبرادران ديگرش بزرگ تر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند.

حضرت ابوالفضل (ع) در روز عاشورا مكرر به خدمت حسين بن علي (ع) شرفياب گرديده و اجازه ميدان مي خواست، ولي به مناسبت شهادت و شجاعت و به علت اين كه پرچم پر افتخار سپاه حق در دست وي در اهتزاز بود ،امام (ع) به وي اجازۀ ميدان نمي داد و هر باراو را از تصميمش منصرف مي كرد و مي فرمود:

أنت صاحب لوايي ؛ تو پرچمدار من هستي و شهادت تو دليل هزيمت و شكست جندالله و علامت پيروزي جند شيطان است . سرانجام چون تمامي ياران آن حضرت به شهادت رسيدند و براي چندمين بار كه حضرت ابوالفضل اجازه خواست، امام (ع) با درخواست وي موافقت فرمود.  

 امام (ع) فرمود: حال كه تصميم به جنگ گرفته اي ،مقداري آب تهيه كن . عباس حركت نمود و پس از در هم ريختن صفوف دشمن وارد فرات گرديد و چون مشك را پر كرد ،خواست خود نيز آب بُنوشد ،مشت پر از آب را به نزديك لب هاي خشك شده اش رسانيد ؛ ولي بلافاصله آب را به فرات ريخت وخود را اين چنين مورد خطاب قرار داد:

يا نَفسُ مِن بَعدِ الحُسينِ هُوني وَ بَعدَهُ لا كُنتِ اَن تَكوُني هذَا الحُسينُ وارِد المَنُونِ وَ تَشرَبينَ بارَدَ المَعينِ تاللهِ ما هذا فِعالُ ديني

ای نفس پس از حسين ذلت و خواري بر تو باد ، و پس از وي زنده نباشي گر چه زندگي را خواهاني.

اينك حسين وارد ميدان جنگ شده است و تو آب سرد و گوارا مي نوشي. به خدا سوگند آيين من چنين اجازه را نمي دهد. 

و چون با مشك پر ، بسوي خيمه ها بر مي گشت وخود را در مقابل سيلي خروشان از دشمن ديد، اين شعر حماسي را خواند:

لا اَرهَبُ المَوتَ اِذِا المَوتُ زَقا حَتّي اوُاري فيِ الَمصاليتِ َلقي نَفسي لِسِبط المُصطَفي الطُّهرِ وَقي اِنّي اَنَا العَبّاسُ اَغدوُ بِالسَّقا وَلا اَخافُ الشَرَّ يَومَ اَلمُلتَقي

من از مرگ ترسي ندارم . آنگاه كه صداي مرگ به گوشم برسد، تا آنجا كه بدنم در ميدان جنگ و در ميان شمشيرها پنهان شود. جان من فداي فرزند پاك مصطفي باد، منم عباس كه اين مشك را به سوي خيمه ها مي برم .

او كه با عشق فراوان و علاقه شديد به رسانيدن آب به سوي خيمه ها روان بود، مردي از دشمن به نام زيد بن رقاد از پشت درخت خرمايي كمين كرد و توانست با يك روش ناجوانمرانه بر وي حمله نموده و دست راستش را قطع كند. فرزند حيدر كرار(ع) چون از دست راست مأيوس گرديد ،باز هم برنامه و هدف خود را در قالب دو بيت حماسي چنين بيان نمود:

وَلله اِن قَطَعتُم يَميني اِنّي اُحامي اَبَداً عَن ديني

وَعَن اِمامِ صادِقِ اليَقينِ نَجلِ النَّبيِّ الطّاهِرِ الامينِ

به خدا سوگند، گر چه دست راست مرا قطع كرديد ،ولي من تا آنجا كه زنده هستم از آيين خود دفاع و از امام و پيشوايم كه در ايمان خود صادق است و فرزند پيامبر پاك و منزه و امين، دفاع خواهم نمود. 

آری ، او به قطع شدن دستش اعتنا نكرده به مسير خود ادامه مي داد كه شخص ديگري به نام حكيم بن طفيل با همان روش غير انساني  از كمين برجست و دست چپ آن حضرت را قطع كرد. در اين هنگام تيرها مانند قطرات باران از طرف دشمن به سوي آن حضرت سرازير شد كه تيري به مشك و تير ديگر به سينه اش اصابت نموده و از حركت بازماند. در اينجا بود كه يكي از افراد دشمن توانست از نزديك بر وي حمله كند و جمجه آن حضرت را با عمودي بشكافد . 

   آنگاه كه در روی زمين قرار گرفت عرضه داشت : 

   عَلَيكَ مِنيِ السّلامُ يا اَبا عَبدِالله. 

امام (ع) با شنيدن صدای برادر، خود را به بالين وي رسانيده و در رثاي او خطاب به مردم كوفه اين چهار بيت را انشاء نمود:

تَعَدَّيتم يا شَرَّقومٍ بِبَغيكُم وَخالَفتُموُا فينَا الَّنبِيَّ مُحَمدَّاً

اَما كانَ خَيرُ الخَلقِ اَوصيكُم بِنا اَما كانَ جَدّي خِيَرَهُ اللهِ اَحمَدا

اَما كانَتِ الزَّهرا اُمّي وَ والدِي عَلِيُ اَخا خَير الَانامِ مُسَدُّدا

لُعِنتُم وَ اُخزيتُم بِما قَد جَنَيتُم سَتُصتَونَ ناراً حَرُّها قَد تَوَقَّدا

شما ای بدترين مردم، از راه دشمني و ستم تجاوز كرديد و درباره ما خاندان با فرمان پيامبر مخالفت نموديد. آيا پيامبران آن بهترين موجودات ، ما را به شما توصيه ننموده بود؟ آيا جد من احمد منتخب شده و رسول خدا نبود؟ آيا فاطمه زهرا مادر من نبود و علي آن برادر نيكوترين مردم و برادر پيامبر خدا پدر من نبود؟

شما مردم در اثر جنايتي كه مرتكب شديد مورد لعنت و ذلت قرار گرفتيد و به زودي به سوي آتشي كه حرارتش شديد است كشانده خواهيد شد.

از حسين بن علي(ع) به هنگام شهادت حضرت ابوالفضل(ع) جملات و كلمات زيادي و از ابوالفضل(ع) نيز اشعار فراواني در بعضي از كتب مقاتل مانند مقتل طريحي نقل شده است ولي ما چون در مدارك مورد اعتماد اين نوع جملات و اشعار را بدست نياورديم ،از بيان آن ها خودداری كرديم.

 

فرخنده زادروز الگوی جوانمردان پرچمدار جانبازان حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز جانباز بر همه وفاداران به آیین جوانمردی در سراسر گیتی به ویژه بر جانبازان سر افراز مبارک باد .

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

مديريت علوی نياز عصر جديد

( قسمت دوم و پایانی )

 

عليرضا زکى ‌زاده

 

مديريت مولاى متقيان علی (ع)

مولاى بزرگ عالم بشريت علي(ع) ضمن انتصاب مالک اشتر به ولايت مصر، فرمانى به ايشان عطا نمودند که طى آن وظايف يک مدير را براى ايجاد محيطى سالم کاملا مشخص فرمودند که رعايت اصول آن مى‌تواند در تمامى زمان‌ها ايجاد بهداشت روانى يا بهره‌وري‌ مفيد را در پى داشته باشد.
در اينجا به جملاتى از اين بزرگوار اشاره مى‌شود؛
 

1-ارزشيابى موقعيت حال و گذشته

در ابتدا ايشان توجه مديران را به ارزشيابى موقعيت و وضعيت حال و گذشته محلى که مسئوليت رهبرى آن به عهده‌شان گذاشته مى‌شود جلب مى‌نمايد؛
اى مالک بدان من تو را به شهرهايى مى‌فرستم که دست خوش دگرگونى‌ها شده است گاهى بر مردم عدل و داد جارى شده و گاهى ظلم.
 

2- توجه به نظرات افراد تحت نظارت

توجه ايشان به نظريات و ديدگاه‌هاى افراد تحت نظارت از ديگر امور مربوط به مديريت است؛
و مردم در کارهاى تو نگاه مى‌کنند همان‌طور که تو در کارهاى مسئولان قبل از خود مى‌نگري.
 

3- توجه به قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت

ايشان به نقش واهميت قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت تا حدى که رضاى خداوند بستگى زيادى به رضايت خلق او دارد توجه دارند؛
و مردم درباره تو آن مى‌گويند که تو درباره آنان مى‌گويى و به درستى که صالحين و نيکوکاران به آنچه خداوند بر زبان بندگانش جارى مى‌نمايد شناخته مى‌شوند.
 

4- خودسازى و جهاد اکبر

اشاره بعدى ايشان به اهميت دادن يک مدير سازنده و موفق به جهاد اکبر، خودسازى عمل صالح و در اختيار گرفتن هواهاى نفسانى است؛
پس بهترين ذخيره خود را عمل صالح بدان، هواى نفس خويش را در اختيار گير و بر نفس خود بخيل باش در آنچه براى تو حلال نيست زمام آن را کنترل کن.
 

5-عشق و محبت و رافت بر افراد تحت نظارت

يک مدير بايد قلبش مملو از محبت و عشق ورافت به افراد تحت نظارت خود باشد؛
قلب خود را از مهربانى و محبت بر زيردستان و دوستى ورزيدن با آنان و لطف و مهربانى کردن با همگان سرشار ساز.
 

6- عدم ترور شخصيت و انتقام ‌جويى از افراد تحت نظارت

هدف يک مدير در هيچ شرايطى نبايد انتقام‌جويي، ترور شخصيت و سرکوبى افراد تحت نظر باشد؛
مانند جانور درنده‌خو نباش که خوردن(نابودن کردن) ايشان را چون شکارى غنيمت شمارى زيرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌اى برادر دينى تو هستند و دسته ديگر در آفرينش با تو همسان‌اند.
 

7-داشتن گذشت واغماض و تعامل

گذشت داشتن و روحيه اغماض و عفو بايد يکى از صفات بارز مديريت باشد؛
اگر گناهى از آنان سرزد يا علت‌هايى بر آنان عارض شود و به نحو عمد يا سهو خطايى از دست آنان سرزند از خطا و گناهش درگذر، همان‌طور که تو دوست دارى خدا تو را ببخشد و گناهت و خطايت را عفو کند، چون تو مافوق آنانى و آن که بر تو ولايت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولايت داد نيز بالاتر است.
 

8- توجه به حق تعالى در کليه لحظات

يک مدير بايد هر لحظه خود را در محضر خدا بداند تا ضمن استفاده مفيد از تمامى لحظات خود صبر و استقامت در کار را پيشه سازد؛
خداوند انجام امورآنان را از تو خواسته و آنان را وسيله آزمايش تو قرارداده.
 

9- عطوفت با افراد تحت نظارت

ايشان کم صبرى و عدم گذشت با افراد تحت نظارت را تا حد محاربه با خداوند سبحان جرم و گناه دانسته و بر عطوفت بر مردم تاکيد فرموده‌اند؛
و خود را آماده جنگ با خدا مکن چون از کيفر او در امان‌ نخواهى بود و در عفو و بخشش از او بى‌نياز نخواهى بود.
 

10- تصميم ‌گيرى با تعمق

تاکيد بر تصميم‌گيرى با تعمق و عدم شتاب‌زدگى بخصوص در هنگام خشم که از آفات بزرگ موفقيت در امر مديريت است؛
به بخشش پشيمان مشو و بر کيفر و عقوبت مردم شادى مکن. به خشمى که مى‌توانى خود را از آن برهانى شتاب مکن.
 

11- نفى شيوه ديکتاتوری

مديريت مبتنى برزور و فشار ومديريت فرعون‌گونه از ديدگاه امير مومنان(ع) به کلى نفى شده و مديريتى مقبول است که مبتنى بر تسلط بر قلب‌ها باشد. روشى که کرامت انسان رادرراس قرار مى‌دهد و معتقد است اصل انسان است و سود و بهره‌ورى فرع اوست. روشى که پيامبر اعظم (ص) و معصومين پيرو آن بودند نه مديريت با روش فرعونى که از روش تحقير و ارعاب استفاده مى‌کرد و موفق هم بود چرا که مردم او را اطاعت مى‌کردند. ولى کسانى که به اين روش تن در مى‌دهند از کرامت انسانى خود خارج مى‌شوند و کسى که از محتواى انسانى خود خارج شود فاسق است. اگر ما در مديريت، کرامت انسان‌ها را بشکنيم ممکن است به هر گناهى تن در دهند و اين بدترين روش اعمال قدرت است؛
و مگو به من امر شده و من نيز امر مى‌نمايم و اطاعت بى‌چون وچرا مى‌کنم و بايد اطاعت امرم بشود چون اين کار باعث مى‌شود اولا دل خودت سياه شود، ثانيا دين را تباه کني، ثالثا اوضاع دگرگون شده باعث نزديکى بلا و آفت شود.
 

12- انتقادپذيرى و عدم خودبزرگ‌ بينی

مبارزه با غرور و خودبزرگ بينى نيز از مسائل مهم در امر اداره امور است چرا که اين امر سبب مى‌شود مدير نتواند به نواقص کار خود پى ببرد؛
وهرگاه از قدرتى که دارى کبر و نخوتى در تو پديد آيد که خود را بزرگ بشماري، بزرگى حکومت خد راا که برتر از توست نگاه کن.
و نگاه کن بر قدرتى که او بر تو دارد و تو آن قدرت را ندارى واين چنين نگريستن سرکشى وغرور تو را مى‌خواباند.
 

13- عدل و داد و ميانه‌روى در امور

رعايت در برقرارى عدل و داد وانجام امور مطابق دستورات الهى با ميانه‌روى و در نظر داشتن رضايت مردم نيز از ديگر وظايف مديريت است؛
و بايد از کارها آن را بيشتر دوست داشته باشى که ميانه‌روى در حق باشد (نه افراط و تفريط) و فراگيرتر در عدل وباعث رضايت مردم و رعيت باشد.
چون نارضايتى عموم مردم خشنودى افراد خاص را بى‌اثر مى‌کند و خشم افراد خاص به خشنودى عامه مردم زيانى نمى‌رساند.
از بيانات آن امام بزرگوار مى‌توان چنين استفاده کرد که آنچه از نظر ايشان در درجه اول اهميت قراردارد حفظ بهداشت روانى جامعه است و اين امر امکان پذير نيست مگر اينکه مديرانى آگاه، ثمربخش و موفق امور را در دست گرفته جامعه را در راستاى اين اهداف متعالى سوق دهند.
 

منبع : نور پرتال

 

جمله      
 مديريتی
    

 

داشته ها و نداشته ها

 

 

 ما به ندرت در باره آنچه كه داريم فكر می كنيم در حاليكه پيوسته در انديشه چيزهايی هستيم كه نداريم.

 

 شوپنهاور

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

 حضرت علی (ع) می فرمایند:
 

آلة الرياسة سعة الصدر
 

آلت رياست گشادگى سينه است . بدانكه رئيس محتاج است به چند امر: يكى جود، ديگرى شجاعت و سيم كه اهم امور است سعه صدر است و آن فضيلتى است مندرج در تحت شجاعت كه آن قوه تجلد و متوحش نشدن نزد ورود احداث مهمه و شدايد عظيمه باشد.

 

 

طنز       
مديريتی    

 

ابتکار رئیس

 

 

کلمات روی برگه نمونه ( پرینت ) گرفته شده به دلیل کم رنگی به زحمت خوانده مي‌شدند.از این رو آقای اسمیت به مرکز خدمات دستگاه تلفن زد ومشکل را جویا شد. متصدی خدمات  با لحنی دوستانه به او گفت: دستگاه نیاز به تمیز کردن دارد . چون هزینه این کار 50 دلار مي‌شود ، به خود شما توصیه می کنم که با خواندن دفترچه راهنما به این کار اقدام کنید.

آقای اسمیت که تا حدی تعجب کرده بود ، ناگهان پرسید: آیا رئیس شما خبر دارد که کارمندش این طور مشتری‌ها را مي‌پراند ؟

متصدی پس از خنده کوتاهی گفت: این کار در واقع ابتکار خود ایشان است.به این ترتیب بابت تعمیرات و خسارت هایی که که به دستگاه وارد خواهد شد ، پول بیشتری به شرکت می ‌رسد.

 

حکايت     
مديريتی    

 

الاغ و بار نمک

 

 

مردی کارش فروش نمک بود.او بار سنگینی از نمک بر روی الاغ می بست و به شهر می برد و می فروخت. یک روز هنگام عبور از رودخانه سر راه، پای الاغ سر خورد و افتاد. وقتی الاغ با کمک مرد بر روی پاهای خود ایستاد بیشتر بار نمک در آب حل شده بود. الاغ که فهمیده بود چقدر بارش سبک تر شده است باقی راه را تا شهر با خوشحالی طی کرد.

روز بعد مرد و الاغ دوباره با بار نمک عازم شهر شدند. الاغ با به خاطر داشتن اتفاق دیروز، هنگام عبور از رودخانه، خود را به درون آب انداخت و بار خود را سبک کرد. مرد با خود فکر کرد این طوری خیلی ضرر خواهد کرد و تصمیم گرفت به جای نمک چیز دیگری بفروشد.

بنابراین الاغ را برگرداند و دو بسته بزرگ پشم گوسفند بر روی الاغ بست. در گذر از رودخانه الاغ دوباره خود را در آب اندخت اما وقتی بلند شد مجبور شد باری ده برابر سنگین تر از قبل را تا شهر حمل کند.

شرح:

هر سازمانی ماموریتی دارد و انتظار می رود که هر یک از کارکنان سازمان ، همراه سازمان بوده و به آن در پیشبرد ماموریت کمک کنند. آنچه را سازمان از کارکنان خواسته است، به طور معمول انجام می دهند اما انگیزه اولیه انجام امور خواسته شده، دلیل دیگری دارد. کارکنان کار می کنند برای اینکه مخارج زندگی خود را تامین کنند. اگرچه کارکنان متعهد به کار هستند اما همراستایی (لازم و موثر) بین ماموریت کارکنان و ماموریت سازمان وجود ندارد. در صورت نبود این همراستایی، انگیزه لازم وجود نخواهد داشت تا کارکنان بیش از آنچه که باید، برای سازمان کار کنند یا به سازمان کمک کنند که به اهداف بزرگتری دست یابد.

یکی از نقش های اصلی مدیر این است که به کارکنان کمک کند تا به هدف بالاتری در کارشان فکر کنند. البته دستیابی به چنین شرایطی مستلزم فراهم کردن نیازهای اولیه و سطح پایین در سلسله مراتب نیازها (چه در محیط زندگی و چه در محیط کار) است تا کارکنان انگیزه لازم برای پذیرش اهداف عالی تر را داشته باشند.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

تاثیر فناوری اطلاعات بر سازمان، جامعه و فرد

 

 

چكیده
 
در چند دهه اخیر تكنولوژی مدرن اطلاعات بر موقعیت و عملكرد بسیاری از جوامع، سازمانها و افراد اثرات قابل ملاحظه‌ای گذاشته و به موازات پیشرفتهای شگرفی كه در این زمینه بوجود آمده است، سرنوشت جوامع، سازمانها و افراد هر روز بیش از گذشته به این فناوری مدرن گره می خورد. بدیهی است كه در چنین موقعیتی، شناخت تاثیرات فناوری اطلاعات اهمیت فزاینده ای یافته است.
 
با توجه به این واقعیات باید گفت كه فناوری اطلاعات یكی از عوامل مهم محیطی به شمار می آید كه بر موقعیت، عملكرد و سرنوشت جوامع، سازمانها و افراد اثرات جدی می گذارد.
 
 
مقدمه
 
بحث در مورد تاثیر فناوری اطلاعات بر افراد، سازمانها و جامعه موضوع تازه‌ای نیست و از ابتدای پیدایش و گسترش فناوری اطلاعات این موضوع مورد بحث قرار گرفته است.
 
هنوز هم افرادی وجود دارند كه معتقدند بشر به وسیلة تكامل تكنولوژی تهدید شده است. ما در یك ارتباط حیاتی با تكنولوژی قرار داریم. با وجود این، باید در مورد اثرات آن بر خود به عنوان افراد و به عنوان اعضای سازمانها و جامعه آگاه باشیم.
 
بدین جهت در ادامه این نوشتار تاثیر فناوری اطلاعات بر سازمانها، افراد و جامعه بحث خواهد شد.
 
 
سازمانها و فناوری اطلاعات
 
استفاده از رایانه و فناوری اطلاعات برخی از تغییرات را در سازمانها ایجاد كرده است. این تغییرات در حوزه هایی مثل ساختار، اقتدار، قدرت، محتوای شغل، سلسله مراتب شغلی كاركنان، نظارت و شغل مدیران دیده می شود. خلاصه ای از این مباحث در ادامه توضیح داده می شود.
 
 
سلسله مراتب سازمانی
 
فناوری اطلاعات برای افزایش بهره‌وری و كارایی ، حیــــطه كنترل گسترده‌تر و كـــاهش تعداد متخصصان را مجاز می‌داند. فناوری اطلاعات به سازمانها اجازه می دهد تــا دانش متخصصان را تحت كنترل درآورد و نیاز به تخصصــهای فنی را در سازمان كاهش می دهد. این منطقی است كــه پس از اینكه سطــــوح مــدیریتی در سازمانها كمتر شد، در آن ســـازمانها به مدیران صفی و ســـتادی كمتری نیاز خواهد بود. این روند بیشتر به وسیله پدیدة كاهش یا كوچك شدن اندازة مدیریت میانی نمایان می‌شود.
 
 
نسبت كاركنان یقه آبی به كاركنان یقه سفید
 
با جایگزین شدن رایانه‌ها به جای شغلهای دفتری، از آنجایی كه نیاز به متخصصان سیستم‌های اطلاعاتی بیشتر می‌شود، نسبت كاركنان یقه سفید به یقه آبی در چنین سازمانهایی بیشتر می‌شود.
 
 
واحدهای ویژه
 
تغییر دیگر در ساختار سازمانی، امكان ایجاد یك مركز تكنولوژی، یك مركز تجارت الكترونیك، یك بخش سیستم‌های پشتیبانی تصمیم و یا یك بخش سیستم‌های هوشمند است. بدین ترتیب واحدهای ویژه ای جهت مدیریت اطلاعات و فناوری اطلاعات در سازمان ایجاد می‌شود.
 
 
 
تمركز قدرت یا اختیار
 
اینكه آیا استفاده گسترده فناوری اطلاعات منجر به تمركز یا نبود تمركز در عملیات كسب و كار و مدیریت خواهد شد یا نه ممكن است به فلسفه مدیریت عالی بستگی داشته باشد. هر چه میزان كنترل و تاثیر كاركنان رده پایین سازمان بر فرایند تصمیم گیری در سازمان بیشتر باشد، می‌توان نتیجه گرفت كه تمركز در سازمان كمتر شده است و اگر با بكارگیری فناوری اطلاعات در سازمان ،میزان كنترل و تاثیر مدیران بر فرایند تصمیم بیشتر شود،تمركز بیشتر خواهد بود.بنابر این نمی‌توان در این مورد یك الگوی مشخص و واضح ارائه داد‌.
 
 
قدرت و موقعیت
 
با توجه به اینكه اطلاعات یك منبع قدرت است، با ورود سیستم های اطلاعاتی در سازمان میزان اطلاعات تحت كنترل افراد تغییر خواهد كرد و بدین ترتیب قدرت افراد (قدرت ناشی از اطلاعات) تغییر خواهد كرد.
 
 
محتوای شغل
 
یكی از اثرات فناوری اطلاعات بر محتوای برخی مشاغل هم در سازمانهای دولتی و هم در سازمانهای خصوصی است. تغییرات در محتوای شغل هنگامی رخ می‌دهد كه كار طراحی مجدد شود و از آنجایی كه با ورود و توسعه فناوری اطلاعات ،ماهیت برخی از فعالیتهای سازمان تغییر می‌كند، طراحی مشاغل تغییر كرده و به تبع آن محتوای شغل نیز تغییر خواهد كرد.
 
 
تغییرات در شرایط احراز شغل و آموزش
 
با توجه به اینكه فعالیت با فناوری اطلاعات،فنون جدید كاری را می‌طلبد، شرایط احراز شغل و آموزش كاركنان نیز بدبن دلیل تغییر خواهد كرد.زیرا مهارتهای سابق كاركنان پاسخگوی این نیازها نخواهد بود.
 
 
تغییرات در نظارت
 
این حقیقت كه كار كاركنان به صورت خطی (online) انجام و به صورت الكترونیك ذخیره می شود، احتمال و امكان نظارت بیشتر را فراهم می كند. فناوریهای اطلاعات در واقع وسیله ای برای تسهیل كنترل و نظارت هستند.
 
 
تاثیر بر جابه‌جایی شغلی
 
یك مبحث جالب توجه تحرك شغلی یا جابه‌جایی شغلی است. امروزه شما می توانید در یك وب سایت مقدار پولی را كه به یك شغل در هر مكانی پرداخت می شود را پیدا كنید. استفاده از ویدئو كنفرانس برای مصاحبه ها و عاملان یا نمایندگان هوشمند برای یافتن شغلها و كاركنان جدید، احتمالا ترك خدمت كاركنان را افزایش می دهد.
 
 
تاثیرات دیگر فناوری اطلاعات بر سازمان
 
فناوری اطلاعات احتمالا تاثیرات زیر را نیز بر سازمان خواهد داشت.
 _
اتوماسیون تصمیمات عادی.
 _
نیاز كمتر به تخصص برای برخی تصمیمات.
 _
اتكای كمتر به متخصصان برای حمایت از مدیران عالی.
 _
قدرت و اختیار دادن به سطوح میانی و پایین مدیریت به خاطر پایگاههای دانش .
 _
تصمیم گیری به وسیله كاركنان غیر مدیریتی.
 _
توزیع مجدد قدرت میان مدیران و انتقال قدرت به پایین سازمان.
 _
پشتیبانی الكترونیك از تصمیمات پیچیده ( وب سایت، عاملان هوشمند، سیستم‌های پشتیبانی تصمیم).
 
برخی مدیران گزارش می دهند كه كامپیوتر به آنها زمان بیشتری می دهد تا به بیرون از دفتر كارشان بروند و بیشتر در جریان امور قرار بگیرند. آنها همچنین دریافتند كه آنها می توانند زمان بیشتری برای فعالیتهای برنامه ریزی صرف كنند. جنبه دیگر چالش مدیریت در توانایی فناوری اطلاعات در حمایت از فرایند تصمیم گیری قرار دارد. فناوری اطلاعات می تواند فرایند تصمیم گیری و حتی سبكهای تصمیم گیری را تغییر دهد. برای مثال جمع آوری اطلاعات برای تصمیم گیری خیلی سریعتر صورت خواهد گرفت. عاملان یا نمایندگان هوشمند وب محور می توانند محیط را بررسی و اطلاعات را تفسیر كنند. روندهای فناوری اطلاعات زمان مورد نیاز برای كامل كردن هر گام در فرایند تصمیم گیری را كاهش می دهد.
 
تاثیر احتمالی دیگر بر روی شغل مدیران می تواند تغییر در الزامات رهبری باشد. چیزی كه به طور عمومی ویژگیهای خوب رهبری محسوب می شود، ممكن است با استفاده از فناوری اطلاعات به طور قابل ملاحظه ای تغییر داده شود. برای مثال هنگامی كه ارتباطات رودر رو یا چهره به چهره به وسیله پست الكترونیك و كنفرانس كامپیوتری جایگزین می‌شود، ویژگیهای رهبری كه به ظاهر و لباس نسبت داده می‌شود، حداقل می شود.
 
 
كار و فناوری اطلاعات
 
سیستمهای اطلاعاتی به راههای مختلف بر افراد تاثیر می گذارند. چیزی كه برای یك فرد مزیت است، برای دیگری ممكن است این چنین نباشد. برخی شیوه هایی كه فناوری اطلاعات ممكن است افراد، ادراكات و رفتارشان را تحت تاثیر قرار دهند، در این بخش از نوشتار بررسی خواهند شد.
 
 
تاثیر بر رضایت شغلی
 
اگر چه برخی شغلها ممكن است به وسیله فناوری اطلاعات به طور اساسی خیلی غنی شوند، شغلهای دیگر ممكن است خیلی تكراری و كمتر رضایت بخش بشوند.
 
برای مثال در ابتدای سال 1970، محققان پیش بینی كردند كه سیستم‌های اطلاعاتی مبتنی بر كامپیوتر نظر یا رای مدیریتی را در تصمیم گیری كاهش می دهند و بنابراین مدیران ناراضی ایجاد می كنند.
 
 
فاقد صفات انسانی كردن
 
یك انتقاد غالب در مورد سیستم‌های پردازش داده های سنتی، اثر منفی بالقوه آنها بر شخصیت ( فردیت) افراد است. آنها فعالیتهایی را كه كامپیوتری می شوند را فاقد صفات انسانی و فاقد شخصیت می‌كنند. برخی از افراد احساس می‌كنند كه به خاطر كامپیوتری شدن فاقد هویت و صفات انسانی هستند. از طرف دیگر برخی افراد آن‌قدر به وب معتاد می شوند كه فعالیتهای روزمره و منظمشان را در محل كار یا خانه از قلم می اندازند و مشكلات سازمانی و اجتماعی جدیدی ایجاد می كنند.
 
 
اثرات روانی
 
اگر افراد تشویق شوند تا از محل زندگی‌شان خرید كنند و در همانجا كار كنند، اثرات روانی بدی مثل افسردگی و تنهایی به‌وجود می آید. در بعضی از كشورها، این طبیعی است كه بچه ها در خانه از طریق فناوری اطلاعات به مدرسه بروند، اما فقدان تماس و ارتباط اجتماعی می تواند توسعه‌های اخلاقی، شناختی و اجتماعی شان را آسیب بزند.
 
 
تشویش اطلاعاتی
 
یكی از تاثیرات منفی عصر اطلاعات اضطراب یا تشویش اطلاعاتی است.
 
دیگر اشكال تشویش اطلاعاتی عبارتند از:
 1 -
تشویش در مورد ناتواناییهایمان در نگهداری حجم داده ها.
 2 -
تشویش در مورد كیفیت اطلاعات در دسترس بر روی وب. این اطلاعات اغلب به روز نیستند و ناقص هستند.
 3 -
منابع برخط زیاد.
 4 -
تشویش در مورد اینكه خیلی خوب آگاهی داده نمی شود یا خیلی دیر آگاهی داده می شود.
 
بین 60 تا 80 در صد افرادی كه اطلاعات خاصی را بر روی وب جستجو می كنند، نمی توانند آنچه را كه می خواهند پیدا كنند. این مسئله همچنین بر تشویش اطلاعات می افزاید. زیرا هنگامی كه داده ها خیلی زیاد باشند، تفاوت بین داده و اطلاعات و حقیقت و دانش، مبهم می شود. برای برخی كاربران اینترنت، تشویش از حجم بیش از اندازه اطلاعات ناشی می شود كه ممكن است بی خوابی، خواب كم یا ناكافی را موجب شود.
 
 
تاثیر بر ایمنی و سلامتی
 
رایانه‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی بخشی از محیط شغل هستند كه ممكن است به‌طور معكوسی بر ایمنی و سلامتی افراد اثر بگذارند. در ادامه این اثرات را مطرح می كنیم:
 
الف - استرس شغلی
 
افزایش در حجم كار و یا مسئولیتها می تواند استرس شغلی را افزایش دهد.اگرچه رایانه ای كردن به سازمانها به وسیله افزایش بهره وری سود می رساند، همچنین موجب افزایش حجم كاری نیز می شود. برخی كاركنان احساس می كنند كه در حجم بیشتری از كار غوطه ور شده اند و احساس تشویش در مورد شغل و عملكردشان می‌كنند. این احساسات تشویش می تواند به طور معكوسی بر بهره وری كاركنان تاثیر بگذارد. مدیران می توانند به وسیله توزیع مجدد حجم كار میان تعداد بیشتری از كاركنان استرس شغلی ناشی از این مسئله را كاهش دهند.
 
ب - نمایش تصویری
 
ظهور ترمینال‌های نمایش تصویری می‌تواند بر بینایی افراد تاثیر منفی بگذارد.
 
ج - آسیبهای ناشی از فشار كارهای تكراری
 
یكی ازدیگر خطرات بالقوه ایمنی و سلامت، آسیبهای ناشی از فشار كارهای تكراری مثل كمر درد، كشش ماهیچه در مچ دست و انگشتهاست كه این نوع از آسیبها مربوط به استفاده بلند مدت از صفحه كلید است.
 
 
اجتماع و فناوری اطلاعات
 
تاثیرات اجتماعی فناوری اطلاعات می‌تواند خیلی گسترده و وسیع باشد. این بخش چندین تاثیر نمایان را بررسی می‌كند:
 
 
فرصتهایی برای افراد معلول
 
انسجام تكنولوژی‌های هوش مصنوعی مثل تشخیص بصری وگفتاری در درون كامپیوترها و بویژه در درون سیستمهای اطلاعاتی وب محور، می تواند فرصتهای استخدام جدیدی را برای افراد معلول ایجاد كند.برای مثال آنهایی كه نمی‌توانند تایپ كنند قادر هستند تا از كیبورد صـــــدایی ( Voice-Operated) استفاده كنند و آنهایی كه نمی توانند مسافرت كنند، می توانند در خانه كار كنند.
 
 
پیشرفتهایی در حفظ سلامتی
 
فناوری اطلاعات پیشرفتهای مهمی در حفظ سلامتی در دامنه ای از تشخیص بهتر و سریعتر تا تحقیق و توسعه داروهای جدید، برای مراقبت دقیقتر بیماران بد حال داشته است.
 
 
مبارزه با جرائم دیگر و كاربردها
 
كاربردهای كامپیوتر می تواند به راههای مختلف به جوامع سود برساند. در اینجا به برخی از این كاربردها اشاره می شود. برای مثال:
 _
هشداردهنده‌های الكترونیك و كامپیوترها از حجم ترافیك در برخی شهرها می‌كاهند.
 _
تصویر پردازی الكترونیك توان جستجو برای بچه های گم شده را ارتقا می دهد.
 
 
نتیجه گیری
 
با توجه به موضوعات مطرح شده درنوشتار حاضر ،می‌توان اینگونه نتیجه گرفت كه فناوری اطلاعات بر تمامی ابعاد و جوانب سازمانها تاثیرات شگرفی می‌گذارد و مدیران سازمانها جهت اداره كارا و اثربخش سازمان ملزم به توجه به مسائل مرتبط با فناوری اطلاعات هستند. چه در غیر اینصورت محكوم به فنایند. در مورد تاثیر فناوری اطلاعات بر جامعه نیز ‌باید اذعان داشت كه فناوری اطلاعات با خود فرصتها و تهدیدات بی‌شماری را به همراه آورده است. نهایتا اینكه افراد جامعه نیز به عنوان عنصری از جوامع و سازمانها به شدت تحت تاثیر فناوری اطلاعات قرار دارند.

 

 

نکات       
مديريتی    

 

نكات مديريتی


1-  با قدرداني به موقع از کارمندان، انرژی کاری آنان را افزايش دهيد و حُسن خلاقيت را در آنان تقويت کنيد.
2-  موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنيد و هميشه متبسم باشيد.
3-  هرگز براي پيشبرد اهداف کاری خود، ديگران را با وعده های بي اساس فريب ندهيد.
4- سعي کنيد اسامي کارمندان را به خاطر بسپاريد و در حين صحبت کردن با آنان، نامشان را به زبان بياوريد.
5- همواره به خاطر داشته باشيد به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي کاهد.
6-  اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نکنيد.
7- امين و رازدار افراد باشيد.
8-  روي اشتباهات خود پافشاري نکنيد و بي تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.
9- با عبارات کنايه آميز و نيش دار به ديگران درس عبرت ندهيد.
10- با آرامش و خونسردی به حرف های ديگران گوش کنيد و برای صرفه جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نکنيد.
11- روش محاسبات مالي را تا حدی ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليل گزارشات مالي سازمان باشيد.
12- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نکنيد.
13-  به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنيد.
14- تا صحت و سقم مسئله ای روشن نشده، کسي را مؤاخذه نکنيد.
15- معاشرين چاپلوس خود را جدی نگيريد.

 

مقاله      
مديريتی    

 

چگونه تغيير سازمانی را رهبری و مديريت كنيم؟

نويسنده : گاتو، ركس پی

مترجم : اميدوار، مجيد

 

 

چكيده اين مقاله به موضوع رهبری و مديريت تغيير مي ‌پردازد و روش‌ها و استراتژي‌های برخورد با تغيير را شرح مي‌دهد. رهبری تغيير، استراتژی‌های رهبری تغيير شامل رهبری تغيير از طريق قدرت، رهبری تغيير از طريق استدلال و رهبری تغيير از طريق بازآموزی، فرايند تغيير، نقش‌های درگير در فرايند تغيير، معيارهای اجرای تغيير و روش برخورد با مقاومت در برابر تغيير مباحث اين مقاله را تشكيل می ‌دهند.

 

كليد واژه تغيير؛ مديريت تغيير؛ رهبری تغيير؛ مقاومت در برابر تغيير

وضعيت [تمام متن]

 

چكيده

 

اين مقاله به موضوع رهبري و مديريت تغيير مي‌پردازد و روش‌ها و استراتژي‌هاي برخورد با تغيير را شرح مي‌دهد. رهبري تغيير، استراتژي‌هاي رهبري تغيير شامل رهبري تغيير از طريق قدرت، رهبري تغيير از طريق استدلال و رهبري تغيير از طريق بازآموزي، فرايند تغيير، نقش‌هاي درگير در فرايند تغيير، معيارهاي اجراي تغيير و روش برخورد با مقاومت در برابر تغيير مباحث اين مقاله را تشكيل مي‌دهند.

 

1- رهبری تغيير چيست؟

رهبري تغيير مدلي است كه با استفاده از تركيبي از سبك‌هاي رهبري سعي در آماده نگاه داشتن كاركنان و سازمان براي يادگيري و رشد مستمر دارد. اين سبك تا حد زيادي متفاوت از مدل رهبري سنتي است كه معطوف به كنترل كاركنان از طريق مديران است. رهبران تغيير كساني هستند كه به آينده فكر مي‌كنند، مقصد را مي‌شناسند، اعتماد به نفس براي ايجاد تغيير در خودشان دارند و هم‌چنين براي كمك يا هدايت ديگران در ايجاد تغيير صبر و بردباري به خرج مي‌دهند. ما نمي‌توانيم تغييرات را كنترل كنيم اما مي‌توانيم خود را براي آن آماده كنيم.

 

يك مدير كارآمد در شرايط متفاوت از سبك‌ها و مهارتهاي متفاوتي استفاده مي‌كند. وقتي سرعت تغيير افزايش مي‌يابد و بيشتر بر سازمان تأثير مي‌گذارد، مهارتهاي مورد نياز براي هدايت سازمان در جريان تغيير به صورت فزاينده‌اي مهم مي‌شوند. رهبران تغيير نيازمند شناسايي نقاط مناسب و موارد اشتباه سازمان خود و ديگر سازمانها هستند.

 

مديران با كسب دانش مانند آگاهي از نظريه‌هاي حوزه كسب و كار خود، يادگيري استفاده از فناوري‌هاي نو، توانمند‌سازي خود در تطبيق و اقتباس مهارتها و استراتژي‌ها و پذيرا بودن تفكر خلاق مي‌توانند به رهبران تغيير تبديل شوند. رهبران تغيير از توانايي‌هاي خود و افراد پيرامون خود به خوبي استفاده مي‌كنند. آنها بايد درباره كارگران فني (آنهايي كه دانش مشخصي دارند) و كارگران دانش (آنهايي كه دانش عمومي دارند) اطلاعات مناسبي داشته باشند.

 

رهبران تغيير وقتي هنوز در سطح سنتي موفقيت‌هاي سازماني قرار دارند براي تغيير آماده مي‌شوند. آنها ثبات سازماني و حس تداوم را ايجاد مي‌كنند (بجاي ايجاد تغيير به خاطر خود تغيير)، اما در عين حال آماده هستند كه از طريق دانش مورد نياز، تغيير و نوآوري ضروري را ايجاد كنند. رهبران تغيير درمي‌‌‌‌يابند كه كاركنان بايد از موارد زير اطلاع داشته باشند:

 

مقصد آنها كجاست

كسب و كار آنها چيست

با چه كساني كار خواهند كرد

چه چيزی در راه است

از آنها چه انتظاري مي‌رود

ارزشها كدامند

تغيير در رويه‌ها و فرايندها چه مواردی خواهد بود

چگونه اين تغييرات اندازه‌گيري خواهد شد

عملكرد آنها چگونه اندازه‌ گيری خواهد شد

چگونه رهبران، تغيير را مدل كرده و مي‌پذيرند

دو اصل اساسي براي ايجاد تغيير سازماني وجود دارد: پيوستگي و تغيير. اگر چه اين دو متضاد به نظر مي‌رسند اما در واقعيت مي‌توانند مكمل يكديگر باشند. كليد برقراري تعادل بين پيوستگي و تغيير جريان ارتباط فوق‌العاده است. يكي از اقدامات در تأمين اين ضرورت، جلسات ده تا پانزده دقيقه‌اي براي تبادل اطلاعات است. صرفنظر از اينكه جلسات رسمي يا غيررسمي باشند حداقل هفته‌اي يكبار بايد برگزار شوند تا مديران به اطلاعات لازم دست يابند، از سوي رهبر به اطمينان لازم دست يابند و حمايت شوند. اطلاعات بايد بين مديران گروه تغيير تبادل شود تا فضاي اعتماد را بيشتر نشان دهد و افراد را در يك حلقه ارتباطي نگاه دارد.

 

1-1- يك چارچوب فكري نو ايجاد كنيد

با تمركز بر آينده از طريق موضوعاتي مانند بازارهاي در حال تغيير، نيازهاي مشتري، يا بازطراحي ساختار سازماني، راه ساختن يك سازمان موفق را به ديگران نشان خواهيد داد. در اينجا چند نكته براي توسعه يك روش جديد تفكر ارائه مي‌شود:

 

درباره تغيير، رقابت و نيازهاي مشتريان فرهيخته فكر كنيد.

چارچوب فكري خود را به چالش بكشيد. تفكر خود را توسعه دهيد.

شرايط فعلي را بررسي كنيد و راه‌هاي جايگزين براي آن توسعه دهيد. چه چيزي مي‌خواهيد؟ چه موانعي را بايد از سر راه برداريد؟

با دقت به موضوعات، مسائل و ايده‌هايي كه ديگران ارائه مي‌دهند گوش كنيد.

به آينده به عنوان يك آغاز نگاه كنيد نه به عنوان تكرار وقايع گذشته.

جايي را كه قرار داريد بپذيريد و براي آينده برنامه‌ريزی كنيد. انرژي خود را صرف فكر بر روی موارد من بايد اين كار را مي‌كردم ... نكنيد.

هنگام برنامه‌ريزي از نقاط قوت خود كمك بگيريد و برنامه خود را بر اساس آنها تنظيم كنيد.

تغييری را كه شامل ريسك‌پذيری يا انعطاف‌پذيری است تشخيص دهيد.

برای كارهايي كه نمي‌توانيد انجام دهيد توجيه فراهم نكنيد.

مقاومت را درك كنيد: گوش دهيد، شرح دهيد و بحث كنيد.

براي هر فردي كه بايد تغيير را دنبال كند يك دورنما و مسير روشن‌ ترسيم كنيد.

1-2- سه استراتژی رهبری تغيير

در ادامه سه استراتژي رهبري متفاوت براي كار با تغيير ارائه مي‌شود. هر يك از اين استراتژي‌ها مي‌توانند به صورت منفرد يا تركيبي بكار گرفته شوند.

 

1-2-1- رهبري تغيير از طريق قدرت

در اين سبك، مدير:

 

پاداش‌ها، ترفيع‌ها و ارتقاءها را كنترل مي‌كند.

تمام تصميم‌ها را با مشاركت حداقل كاركنان اتخاذ مي‌كند.

يك رهبر مستبد و هدايتگر است.

اين سبك رهبري هنگام يك بحران كه تصميم‌ها بايد به سرعت اتخاذ شوند مي‌تواند اثربخش باشد.

 

1-2-2- رهبري تغيير از طريق استدلال

در اين سبك، مدير:

 

پيش از تغيير، اطلاعات لازم را اشاعه مي‌دهد.

با كاركنان مانند بزرگسالان رفتار مي‌كند و چرايي تغيير را به آنها توضيح مي‌دهد.

انگيزه‌ها، نيازها، سنت‌ها و استانداردهاي كاركنان و سازمان را تشخيص مي‌دهد.

اين استراتژی رهبری وقتي به كار مي‌رود كه تغيير اجتناب‌ناپذير بوده و زمان عامل تعيين كننده‌ای نيست.

 

1-2-3- رهبري تغيير از طريق بازآموزي

در اين سبك، مدير:

 

تشخيص مي‌دهد كه نه قدرت و نه استدلال، به تنهايي موجبات تغيير موفق را فراهم نمي‌آورند.

به آموزش و توسعه ارزش مي‌دهد.

به كاركنان اجازه مي‌دهد و آنها را تشويق مي‌كند كه براي چالش‌هاي جديد مهارتهاي جديد را فرا گيرند.

كاركنان را به انجام بيش از آنچه كه نياز است تشويق مي‌كند،   آنها را به ماوراء سطح اعتمادشان حركت مي‌دهد و به آنها كمك مي‌كند كه به نفع سازمان فراسوي توانايي خود تلاش كنند.

اين استراتژي براي رهبري تغيير هنگام رشد، تغيير سريع و رقابت شديد اثربخش است.

2- فرآيند تغيير چيست و چه كسي بايد در اين فرآيند دخالت داده شود؟

توانايي تغيير بخش مهمي از محيط كسب و كار است. مردم هر روز مجبور مي‌شوند با شرايط خارج از كنترل خود تطبيق يابند تا بتوانند بهره‌ور و موفق شوند. برخي به خاطر مهارتهاي سازماني و ميان‌فردي خود اين كار را بهتر انجام مي‌دهند. شرايط خارج از كنترل مي‌تواند از چيز ساده‌اي مانند بازماندن از انجام كار به خاطر پاسخگويي به تلفن تا موارد مهمي مانند مسئوليت‌هاي كاري جديد را شامل شود.

 

2-1- جاده تغيير

سازمانهايي كه مي‌خواهند به تغييرات موفقيت‌آميز دست يابند بايد بر فرصت‌ها متمركز شوند. براي آغاز حركت در جاده تغيير، بايد چند پرسش زير را از خود بپرسيد:

 

چه چيزي بايد بهبود داده شود؟

چگونه بايد بهبود داده شود؟

چه نتايجي به واسطه بهبود مدنظر است؟

فرآيند بهبود چگونه بايد اجرا شود؟

پيامدهاي بهبود چه مواردي هستند؟

2-2- فرآيند تغيير

مدل زير (شكل 1) مي‌تواند براي توضيح فرآيند تغيير استفاده شود كه در ادامه، اين مدل شرح داده مي‌شود.

 

 

2-2-1- زمان حاضر

شرايط فعلي را تحليل كنيد. در حال حاضر چه كاري انجام مي‌شود؟ در صورتي كه تغييري رخ ندهد نتايج شرايط فعلي چه خواهد بود؟ استانداردها و سنت‌هاي سازماني چه مواردي هستند؟

 

2-2-2- نتايج آينده

نيازها، خواست‌ها و آرزوهايي كه ديگران را براي ايجاد تغيير تشويق مي‌كند مشخص كنيد. مقصد و آرمان تغيير را شناسايي كنيد. از طريق ادراك، شهود و درك روندها، دورنما را ترسيم كنيد.

 

2-2-3- استراتژي

به جايي كه مي‌خواهيد باشيد، چگونه مي‌رسيد؟ چيستي و چگونگي مورد نياز رسيدن به مقصد را بشناسيد. آيا در يك مسير ثابت حركت مي‌كنيد يا در ميانه راه مسير را تغيير مي‌دهيد. بدون درك روشن از نتايج آينده، استراتژي نمي‌تواند اجرا شود.

 

2-2-4- اقدام تغييردهنده

براي اطمينان از اينكه هر قدم يا مرحله از استراتژي اجرا مي‌شود، اقدامات مورد نظر را شناسايي كنيد. اين اقدامات، اقدامات روزانه اجراي برنامه اصلي هستند. با اين اقدامات است كه استراتژي موجوديت مي‌يابد و معيار پاسخگويي افراد مشخص مي‌شوند.

 

2-2-5- بازنگري

  وقتي به مقصد رسيديد آيا مي‌دانيد كجا هستيد؟ آيا به نتايج مورد نظر دست يافته‌ايد؟ آنچه را كه استراتژي و تغيير براي سازمان به ارمغان آورده‌اند اندازه‌گيري كنيد.

 

اين مدل براي تعيين مراحل فرايند تغيير توسط مديران مفيد است و به آنها كمك مي‌كند آنچه را كه در پي خواهد آمد ببينند.

 

2-3- نقش‌هاي درگير در فرآيند تغيير

افراد مختلفي ممكن است در فرآيند تغيير درگير شوند شامل موارد زير:

 

طرفدار تغيير (مي‌تواند مديريت عالي باشد): گروه يا فردي كه نيازهاي تغيير را تعيين كرده‌اند، دلايل و استراتژي‌هايي براي تغيير دارند اما براي مشروعيت بخشيدن به تغيير اختيار لازم را ندارد.

متعهد به تغيير: تصميم‌گيري كه اختيار مشروعيت بخشيدن به تغيير را داراست.

نماينده تغيير: فرد يا گروهي كه دخالت و تعهد متعهدان را طلب مي‌كنند و مسئول برنامه‌ريزي و اجراي تغيير هستند.

هدف تغيير: گروه، دپارتمان، بخش يا فردي كه بايد خود را تطبيق داده و مفاهيم ايجاد شده در فرآيند تغيير را استفاده كند. تغيير متعلق به يك گروه مي‌تواند منجر به تغييري براي گروه ديگري شود.

2-4- معيارهاي اجراي تغيير

بيش از آغاز فرآيند تغيير، چهار معيار بايد برآورده شوند:

 

مسير يا نتيجه بايد تعيين شود.

افراد بايد بدانند كه ماندن در شرايط فعلي خيلي سخت‌تر از رسيدن به نتايج تغيير است.

يك سيستم يا استراتژي اجرا و اندازه‌گيري بايد بكار گرفته شود تا فاصله بين شرايط فعلي و آينده مطلوب به خوبي پر شود.

مهارتها و منابع مورد نياز براي دستيابي به نتايج بايد واقعي و دست‌يافتني باشند.

حروف اختصاري زير مي‌توانند كمك كنند كه برخي از موضوعات مربوط به تغيير را به ياد آوريد:

 

C تشويق (Courage): ريسك‌پذيري، پرسش، چالش و تأمين نيازهاي آينده را تشويق كنيد.

H شناخت داشتن (Have): از خود و ديگران درك و شناخت مناسبي داشته باشيد.

A تحليل (Analyze): واژه‌هاي عمومي و تخصصي را تحليل كنيد.

N نياز (Need): نياز به دانستن، پژوهش و توسعه.

G حركت (Go): با بزرگترين نقاط قوت خود حركت كنيد.

E مورد انتظار (Expected): نتايج مورد انتظار بايد تعيين شوند.

3- چگونه با مقاومت در برابر تغيير برخورد كنيم؟

وقتي افراد به تغيير فكر مي‌كنند، به صورت خودكار به اين فكر مي‌كنند تغيير چه اثري بر شخص آنها خواهد داشت. در محل كار، كاركنان مقاومت زيادي به تغييرات نشان مي‌دهند. براي تأثير اثربخش بر كاركنان، بايد بر اين مقاومت‌ها غلبه كنيد. هنگامي كه مي‌خواهيد ايده تغيير خود را مطرح كنيد بايد پيش‌داوري‌ها و جبهه‌گيري‌ها، مسائل رفاهي و روش‌هاي سنتي را مورد نظر قرار دهيد. مقاومت كاركنان مي‌تواند به يكي از دلايل زير باشد:

 

موفقيت‌هاي گذشته؛ اگر افراد در گذشته موفق بوده‌اند ممكن است تمايلي به تغيير به آينده ناشناخته نداشته باشند.

احساس آشنايي با روش‌ها و چيزهاي موجود.

حس ايمني و امنيت.

سطحي از اطمينان كه به واسطه سنن، استانداردها و رقبا ايجاد شده است.

وقتي مي‌خواهيد ديگران را براي تغيير آماده كنيد به ياد داشته باشيد كه:

 

همه مفاهيم نو ناگزير كهنه خواهند شد بنابراين براي موفق شدن، بايد راه‌هاي جايگزين، تطبيق‌ها و نوآوري‌هايي ايجاد كنيد.

خلاقيت و حل مسئله كمك خواهد كرد نيازهاي آينده را برآورده سازيد. از آنجايي كه آينده غيرقابل كنترل است بايد خود را براي تطبيق با وقايع غيرمترقبه آماده سازيد.

   قربانيان و بازندگان تغيير اگر قدرت بخواهند ممكن است مقاومت كنند. اگر مقاومت‌كنندگان موفق باشند، پيروز مي‌شوند و به قدرت مي‌رسند. بنابراين مقاومت‌كنندگان با دستيابي به حس قدرت، مي‌توانند بر ديگر كاركنان تأثير گذاشته و يك سد واقعي در برابر تغيير ايجاد كنند.

 

نكات اصلي برخورد با مقاومت و حذف سد تغيير شامل موارد زير است:

 

به ديدگاههاي مختلف احترام بگذاريد.

موارد توافق را پيدا كنيد.

در مقابل ايده‌هاي جديد پذيرا و انعطاف‌پذير باشيد.

موارد مختلف و مسئله ‌ساز را تعيين كنيد.

 با احترام به ديدگاههاي ديگران، يافتن موارد توافق و استقبال از ايده‌ها، شما مي‌توانيد كاركنان مقاومت‌كننده را در فرآيند تصميم‌گيري مشاركت داده و قدرت مقاومت را به قدرت مشاركت تبديل كنيد.

 

درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري

مطالب مرتبط :

 1. رهبری (Leading)

 2. مديريت تغيير (Change Management)

 3. مدير در نقش رهبر (Manager as Leader)

شرح : مسئول ايجاد انگيزش در زيردستان و فعال‌سازي آنها. مسئول بكارگماري، آموزش و وظايف مرتبط. مسئول هر گونه فعاليت مديريتي كه به زيردستان مربوط باشد.

 

منبع :

Gatto, R.P. 2000. The smart manager's F.A.Q. guide: a survival handbook for today's workplace. San Francisco: Jossey-Bass.

 

منبع:  http://www.mgtsolution.com

 

کلید      
هدایت     

 

انسان امانتدار بزرگ الهی

 

 

اِنّا عَرضَنا الامانَة عَلَی السَّمواتِ وَالاَرضِ وَالجِبالِ فَاَبَينَ اَن يَحمِلنَا وَ اَشفَقنَ مِنها وَ حَمَلَهَاالاِنسان اِنَّهُ کانَ ظَلوماً جَهوُلاً                                                    

سوره احزاب ، آیه72

 

ما این امانت را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم . ازتحمل آن سرباز زدند و ترسیدند. و انسان آن را بر دوش گرفت که او ستمکار و نادان بود.

 

 

 

آیه فوق نشان می دهد که انسان دارای موقعیت بسیار ممتازی است که می تواند حامل امانتی باشد که آسمان با عظمتش و زمین با وسعتش و کوه با صلابتش از تحمل آن سرباز زدند ولیکن انسان آن را بر دوش کشید این چه امانتی است که فقط انسان توانست حامل آن باشد و چگونه؟

این امانت در حقیقت همان ولایت الهیه است که انسان با برخورداری از قوه اختیار و اراده و عقل توانست آنرا پذیرا شود و در جاده عبودیت و کمال به سوی معبود لایزال این مسیر را با پای خود و با استمداد از پروردگارش طی کند. البته پذیرش انسان یک پذیرش قراردادی و تشریفاتی نبوده بلکه یک پذیرشی است تکوینی بر حسب عالم استعداد. ولی از آنجا که بیشتر مردم به خاطر فراموش کاری و ظلم کردن بر خود و عدم آگاهی از قدر و منزلت خود حق این امانت الهی را ادا نکرده و نمی کنند. در حق این امانت، بسیار ستمگر و ناآگاه از آن معرفی شده اند و از این روست که انسان به جایگاه اسفل السافلین سقوط می کند.

 

آسمان باز امانت نتوانست کشید                 قرعه فال به نام من دیوانه زدند

 

حضرت رسول اکرم (ص)

لا ايمانَ لِمَن لا اَمانَه لهُ وَ لادينَ لِمَن لا عَهدَلَهُ

نهج الفصاحه

 

هر کس که امانت ندارد ایمان ندارد و هر که پیمان نگه ندارد دین ندارد.

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

موسيقی و گروه های شيطانی

نويسنده : يلدا نورشاهی

 

 

در طي سالهاي اخير فرقه های بسياری ايده و مکتب انتخابي خود را جهت انحراف نسل جوان، تبليغ مي کنند. گروه شيطان پرست هم در اين ميان بيکار ننشسته اند و به تبليغ هر چه بيشتر عقيده ي خود مي پردازند. آنها راههاي متعددي را جهت جذب افراد به کار مي گيرند و اغلب از راه علايق عمومي وارد مي شوند. هدف اين گونه گروهها بيشتر رده هاي سني جواني و نوجواني است. طبق آمار موجود آنها بيشتر راغب هستند با افراد 18 - 13 ساله ارتباط برقرار کنند و راه اين ارتباط را همان علاقه ي عمومي خاص اين دوره سني يافته اند يعني موسيقي . زيرا موسيقي همواره مورد توجه جوانان بوده است و آنها در اين سن وقت زيادي را صرف گوش دادن به موسيقي مي کنند.
شايد اينجا يک سؤال مطرح شود که آيا موسيقي واقعا تا اين حد مي تواند بر انسانها اثر بگذارد؟ در جواب بايد بگويم بله، طبق دستاوردهاي جديد علم امواج صوتي مي توانند نيرويي قدرتمند براي خير يا شر باشند و اين ثابت شده است که امواج صوتي بنا بر طول موج خود بر يکي از اعضاي بدن تأثير مي گذارند، به عنوان مثال گيتارهاي برقي و دستگاههاي قدرتمند تقويت و پخش اصوات که نواهاي موسيقيايي را تشديد مي کنند آثار قدرتمندي بر نخاع، مغز و اعصاب داخل تنه مي گذارند و اين به اثبات رسيده است که ريتم موسيقي بر ضربان قلبي، ريتم نفس و امواج مغز به طور کاملا واضحي اثر مي گذارد و آن را تغيير مي دهد.
حال برگرديم به اصل مطلب يعني رابطه ي موسيقي و گروه هاي شيطاني، جادوي سياه در اواخر دهه ي 1960 در بين موسيقيدانان و طرفداران موسيقي راک همراه با استعمال مواد مخدر رواج يافت و سير قهقرايي خود را آغاز کرد و اين سبک موسيقي براي آنکه جذابيت خود را براي جوانان حفظ کند سعي کرد در هر دوره چيزي متفاوت و جديد را ارائه کند تا طرفداران خود را حفظ نمايد. با توجه به آنکه هدف، جذب گروههاي سني نوجوانان و جوان بود. پس به اقتضاي حال و هواي اين رده هاي سني که بسيار پرشور و پرانرژي در عين حال دنبال هيجان هستند، موسيقي راک حرکتهاي جديد خود را آغاز کرد. حرکاتي بعضا وحشت انگيز نظير اعمال تجاوزکارانه هوي متالها، شورش هاي آشکار، ترويج بي بندوباري جنسي، کم کم کار به آنجا کشيد که علنا شيطان پرستي را مطرح کرده و از آن حمايت کرد. از بين مسائلي که در اينگونه موسيقي نمايانگر است مي توان به موارد زير اشاره کرد:
 

بی بندوباری

يکي از مواردي که مورد توجه نوجوانان و جوانان است کشش آنها به مسائل جنسي است که آن هم به اقتضاي سن آنهاست. پس اين گروه ها سعي کرده اند تا با استفاده از الفاظ تحريک کننده و به تصوير کشيدن ارتباطات خشن در اين زمينه ذهن آنها را به سمت هدف خود بکشانند. همين امر باعث شده است که وقتي يک جوان يا نوجوان به مرور زمان، بارها و بارها به اينگونه موسيقي گوش کند، تحت تأثير ساختار موسيقي و کلمات و ترانه هاي آن موسيقي قرار گيرد و کم کم قبح بسياري چيزها در نظرش از بين برود و خود را همپايه ي خواننده اين ترانه ها بداند و يک شيفتگي کاذب را براي خود به وجود آورد.
 

طغيان

گروه هاي شيطان پرستي دوران سرکشي طبيعي نوجوانان را مغتنم شمرده و سعي مي کنند با تأثيرات مخرب اينگونه موسيقي را از راه غيرمستقيم و استفاده از جملات تحريک کننده و شعارهاي خود از راه مستقيم به سرکشي هاي طبيعي در نوجوانان دامن بزنند و سعي دارند به آنها بياموزند که هر کاري دلتان مي خواهد با زندگيتان بکنيد، اصلا به حرف پدر و مادر خود گوش ندهيد، با آنها بجنگيد، شورش راه بيندازيد و هميشه معترض باشيد.
 

هتک حرمت و تجاوز

راک هوی متال پر سروصداترين، فرسايشي ترين و متجاوزترين شکل موسيقي راک است. يکي از قصدهای اين گروه ها آن است که از طريق ترانه های محرک، ارتباطي ناسالم با درون جوانان برقرار کنند و اين ارتباط را به گونه ای هدايت مي کنند که عقل و درک در فرع قرار گيرد و وقتي عقل در کار نباشد، نتيجه کاملا قابل پيش بيني است و آنجا مي توانند از طريق نفوذ کلام نوجوانان را ترغيب به هتک حرمت افراد، جامعه، مذهب و تجاوز به حقوق ديگران نمايند.
 

جنجالهای موجود بر سر موسيقي و گروه شيطانی

چندی پيش در نشريات لبنان ذکر شد که 9 جوان دست به خودکشي زدند و پس از تحقيقات انجام شده از طرف نيروی پليس و مقامات، دليل خودکشي اين 9 جوان تأثيرات منفي موسيقي هوی متال و متال سياه شناسايي شد که ارتباط مستقيم با گروههای شيطان پرستي داشت و دولت لبنان خطری بسيار جدی را از طرف اين گروه و پخش و اين نوع موسيقي حس کرد و به طور مستقيم بر ضد اين گروهها وارد عمل شد.
از طرف ديگر در قاهره مواردی اتفاق مي افتاد که ارتباط مستقيم با فعاليت اين گروههای شيطان پرستي داشت. گزارشاتي که از گوشه و کنار مي رسيد، مبني بر مهماني های شبانه جوانان قاهره که در آن مهماني ها موسيقي هوی متال و متال سياه همراه با مواد مخدر باعث بوجود آمدن فجايعي شد. بعضا اين مهماني ها در گورستان برپا مي شد.
در طي بررسيهای انجام شده در اطراف بعضي از گورستانها وجود اجساد حيوانات از جمله موش و گربه (که خونشان توسط افراد گروه های شيطاني آشاميده شده بود) و اجساد مردگاني که از قبر درآورده شده بودند گزارش شده بود و همين امر باعث يک وحشت عمومي گرديد و در نتيجه پليس امنيتي مستقيما دست به کار شده و سريعا دهها جوان را دستگير کرد که همه ی آنها اعتراف کردند که موسيقي هوی متال برايشان در حکم آيين شيطان پرستي است!
در اينجا لازم است به آن اشاره کنيم که شيطان با ترفندهاي جديد در پي شکار روح انسانها است و بيشتر خطر متوجه جوانان و نوجوانان است. پس خانواده ها لازم است از خطرات آگاه باشند و علاج واقعه را قبل از وقوع بنمايند. اين روند پيش رونده مي تواند عواقب بسيار خطرناکي را براي جامعه به دنبال داشته باشد. شيطان اين بار لابلاي نت هاي موسيقي سهمي در تخريب جوانان دارد. بايد بسيار هوشيار بود و راه نفوذ را به روي اين فاجعه بست. به خصوص اين روزها که بازار
CD و کاست و ... داغ است خطر بيشتری برای جوانان وجود دارد تا نا آگاهانه خود را در دام افتاده بيابند. تنها يک چيز به ذهنم مي رسيد: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.


منبع: راسخون

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

آیا شما انسان صادقی هستید؟

رای پی بردن به میزان صداقتتان لطفا به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد .


1. آيا گاه‌ و بيگاه‌ دروغ‌ مصلحتي‌ مي‌گوييد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

2. آيا تا به‌ حال‌ چيزي‌ كش‌ رفته‌ايد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

3. آيا تا به‌ حال‌ خودتان‌ را به‌ تمارض‌ زده‌ ومرخصي‌ استعلاجي‌ گرفته‌ايد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

4. آيا تا به‌ حال‌ براي‌ بالا بردن‌ فروش‌ توليدات ‌محل‌ كارتان‌، به‌ دروغگويي‌ متوسل‌ شده‌ايد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

5. آيا طوري‌ رفتار مي‌كنيد كه‌ ديگران‌ شما راثروتمندتر از آنچه‌ هستيد، در نظر بگيرند؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

6. اگر بدانيد كه‌ يكي‌ از دوستانتان‌ دروغ‌مي‌گويد، آيا به‌ حمايت‌ از او مي‌پردازيد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

7. آيا حاضريد دوستتان‌ بابت‌ كارخلافي‌ كه‌ شما مرتكب‌ شده‌ايد، مورد تنبيه‌و مجازات‌ قرار گيرد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

8. اگر در پاركينگ‌ عمومي‌، به‌ طور اتفاقي‌ به‌ماشيني‌ خسارت‌ وارد آوريد، آيا بدون تاوان دادن محل را ترک می کنید؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

9. اگر در خيابان‌ يا اماكن‌ عمومي‌، كيفي‌ پر از پول‌پيدا كنيد، آيااز تحويل آن ‌ كلانتري‌ و يا مأموران‌ پليس‌ خودداری می کنید (کیف را برای خودتان بر می دارید)؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

10. اگر در بانك‌، چكي‌ دريافت‌ كنيد كه‌ متعلق‌ به‌ شما نباشد، آيا آن نگه می دارید و پس‌ نمي‌دهيد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

11. آيا تاكنون‌ از زير هر گونه‌ مالياتي‌ در رفته‌ايد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

12. اگر در محل‌ كارتان‌، متوجه‌ شويد كه‌ يكي‌ ازهمكاران‌ به‌ نوعي‌ اختلاس‌ مي‌كند، آيا از در جريان‌ گذاشتن ‌مافوق‌ تان‌ خودداری مي‌كنيد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

13. اگر مغازه‌داري‌، در هنگام‌ پس‌ دادن‌ پول‌ تان‌،زيادي‌ برگرداند، آيا مبلغ اضافی را برای خودتان بر می دارید؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

14. اگر شيشه‌اي‌ را بشكنيد، آيا  از پرداخت خسارت‌ آن‌  ‌خودداری مي‌كنيد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم

15. آيا از كنار تابلوها و علايم‌ هشدار دهنده‌ دراماكن‌ عمومي‌، مثل‌ وارد محوطه‌ چمن‌ نشويد بي‌اعتنا عبور مي‌كنيد؟
1- بلي
2- خير
3- نمي دانم


برای هر خير امتياز 2، هر نميدانم امتياز 1 و هر بلي امتياز 0 منظور کنيد و اعداد به دست آمده را باهم جمع کرده و معنی امتیاز بدست آمده را در زیر مشاهده فرمائید.

 

*****

 

امتياز بين‌ 26 تا 30:
نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ فردي‌ به‌ شدت‌ و به‌ حد افراط درستكار، صادق‌، شريف‌، رو راست‌ و راستگو هستيد.

امتياز بين‌ 22 تا 25:
نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ فردي‌ كاملا درستكار، صادق‌،شريف‌، رو راست‌ و راستگو هستيد.

امتياز بين‌ 18 تا 21:
نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ فردي‌ بالاي‌ متوسط هستيد.

امتياز بين‌ 13 تا 17:
نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ فردي‌ ميانه‌ حال‌ و متوسط هستيد.

امتياز بين‌ 9 تا 12:
نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ فردي‌ هستيد تا حدي‌ حقه‌ بازمتقلب‌ و فريب‌ كار.

امتياز بين‌ 5 تا 8:
نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ فردي‌ حقه‌ باز، متقلب‌ و فريب‌كار هستيد.

امتياز بين‌ 0 تا 4:
نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ فردی‌ به‌ شدت‌ حقه‌ باز،متقلب‌ و فريب‌ كار هستيد(خدا از تقصیراتتان بگذرد)

 متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

معناى عرفانى نماز

 

نـمـاز, ابراز پرستش و عبادت مخصوصى است كه بنده در پیشگاه خداانـجـام مى دهد. نماز, جزء جدایى ناپذیر همه شرایع الهى بوده ودر هـر دیـنـى به صورتى خاص وجود داشته است; چنان كه خداوند درقرآن فرموده:

(ان الصلوه كانت على المومنین كتابا موقوتا).1

 

 

معناى واژگانى نماز

نـماز كه در عربى لفظ (صلاه) بر آن اطلاق مى شود, به گفته بسیارى از لـغـت شـناسان به معناى دعا, تبریك و تمجید است و چون اصل وریـشـه این عبادت مخصوص, دعا بوده آن را از باب نام گذارى چیزىبـه اسـم جزءش, صلاه[ نماز] گذاشته اند. و بعضى گفته اند: (صلاه) مـشـتـق از كلمه (صلاء) است كه به معناى آتش برافروخته است و ازایـن جـهـت بـه این عبادت خاص (صلاه) گفته شد, زیرا كسى كه نمازبـخـواند, خود را به وسیله این عبادت و بندگى از آتش برافروختهالهى دور مى سازد.2

 

 

معناى عرفانى نماز

بعضى از بزرگان نیز صلاه را از (تصلیه) مشتق دانسته اند; به اینمـعـنا كه عرب هنگامى كه مى خواست چوب كج را راست كند آن را بهآتـش نـزدیك كرده, در معرض حرارت قرار مى داد و به آن تصلیه مىگـفـتـنـد. با توجه به این معنا گویى نمازگزار وقتى به نماز مىایـسـتد و توجه به مبدا اعلا پیدا مى كند به واسطه حرارتى كه دراثر حركت صعودى و نزدیك شدن به كانون حقیقت معنوى در نفسش حاصلمـى شـود, قـدرت پـیـدا مى كند كج رفتارى هاى نفس را كه بر اثرتـوجـه بـه غـیـر خـدا و مـیـل به باطل پیدا شده, راست و تعدیلنماید.3

 

 

جایگاه نماز در اسلام

نماز در فروع دین جایگاه ویژه و بلندى دارد و پس از مسئله ولایت از هـمـه مهم تر است. نماز, بهترین وسیله براى قرب به پروردگارمتعال مى باشد; چنان كه بعضى روایات گویاى این حقیقت است.* معاویه بن وهب گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم بالاترین و محبوبتـریـن چـیـزى كـه سبب مى شود بندگان به وسیله آن به خدا نزدیك شـونـد چـیـست؟ حضرت فرمود: (ما اعلم شیئا بعد المعرفه افضل منهـذه الـصـلاه; بعد از شناخت خدا, چیزى را از این نماز برتر نمى دانم.)4

* امـام صـادق(ع) فرمود: (احب الاعمال الى الله عزوجل الصلاه وهى آخـر وصایا الانبیاء; محبوب ترین اعمال در پیشگاه الهى نماز استكـه آخـریـن سـفـارش پیامبران است).5 در اهمیت نماز همین بس كه پیامبر اكرم(ص) از آن به عنوان ستون دین تعبیر فرموده است.6

بـا تـوجـه به این كه امسال به تدبیر مقام معظم رهبرى سال امام خـمـیـنـى(ره) نـام گـذارى شـده است, سخنانى از آن احیاگر بزرگ انـدیـشه اسلامى در عصر حاضر درباره اهمیت نماز و نقش سازنده آن نقل مى كنیم.

امـام خـمـینى (قدس سره) فرمود: (این نمازهاى پنج گانه كه عمود دیـن و پـایـه مـحكم ایمان است و در اسلام چیزى بعد از ایمان به اهـمـیـت آن نـیـسـت, بـعد از توجهات نوریه باطنیه و صور غیبیه مـلكوتیه, كه غیر از حق تعالى و خاصان درگاه او كسى نداند, یكىاز جـهـات مـهـمـه كه در آن هست این تكرار تذكر حق ـ با آداب واوضـاع الهى كه در آن منظور گردیده است ـ رابطه انسان را با حقتـعـالـى و عـوالـم غیبیه محكم مى كند, و ملكه خضوع لله در قلبایـجـاد كند, و شجره طیبه توحید و تفرید را در قلب محكم كند بهطورى كه با هیچ چیز از آن زایل نشود.)7

 

 

آثار اجتماعى نماز

مـاز داراى آثار اجتماعى بسیارى است كه امام خمینى(ره) در سخنىبه تاثیر نماز در اصلاح جامعه و جلوگیرى از تخلفات و بزه كارى ومـفـاسد اجتماعى اشاره كرده و آن را به عنوان یك كارخانه انسانسـازى مـعـرفـى كرده است: (در اسلام از نماز هیچ فریضه اى بالاترنـیـسـت... شما پرونده هایى كه در دادگسترى ها, در جاهاى دیگر,دادگـاه هـا هـست, بروید ببینید, از نمازخوان ها ببینید پروندههـسـت آن جا؟ از بى نمازها پرونده هست, هرچه پرونده پیدا كنید,پـرونـده بـى نـمازها است. نماز پشتوانه ملت است. سیدالشهدا درهـمـان ظهر عاشورا كه جنگ بود ـ آن جنگ بزرگ بود و همه در معرضخـطر بودند ـ وقتى یكى از اصحاب گفت ظهر شده است, فرمود كه یادمـن آوردید, یاد آوردید نماز را, خدا تو را از نمازگزاران حسابكـنـد و ایـستاد همان جا نماز خواند. نگفت كه ما مى خواهیم جنگبـكـنـیم, خیر, جنگ را براى نماز كردند... جنگ براى این است كهمـردم آن زبـالـه هایى كه هستند, آن هایى كه مانع از پیاده شدناسـلام هـستند, آن هایى كه مانع از ترقى مسلمین هستند, آن ها رااز بـین راه بردارند; مقصد این است كه اسلام را پیاده كنند و بااسلام انسان درست كنند. نماز یك كارخانه انسان سازى است.

 نـمـاز خـوب, فحـشا و مـنكر را از یـك امـتى بیرون مى كند. اینهـایـى كـه در این مراكز فساد كشیده شدند, این ها هم بى نمازهاهـسـتـنـد. نـمـازخـوان ها تو[ى] مساجدند و مهیایند براى خدمت,مسجدها را خالى نكنید.)8

سـازنـدگـى نماز وقتى آشكار مى شود كه بدانیم انسان با اعمال ورفـتـارش ساخته مى شود و به دیگر بیان روحیات انسان از كردار ورفـتـار ارادى اش شـكل مى گیرد و براى او ملكه حاصل مى شود. پساگـر كـسـى آداب ظـاهرى و باطنى نماز را كه مجموعه شرایط صحت وقـبـولـى نـماز است, رعایت كند و در اقامه این فریضه بزرگ الهىبـكـوشـد, كـم كـم ملكه پاكى و تقوا در روحش پدید آمده و انسانكـامـل مـى گردد, زیرا آداب نماز, انسان را به امورى چون رعایتنـظـافت و پاكى, مراعات حقوق دیگران, انضباط و وقت شناسى, وحدتجـهـت و هم سویى با مسلمانان, خویشتن دارى و تسلط بر نفس, بزرگدیـدن خـداوند و كوچك دیدن غیر او, صلح و هم زیستى مسالمت آمیزبـا مـومنان و زدودن گناهان و پالایش روح از آلودگى هاى اخلاقى وامور دیگرى كه لازمه كمال انسانى است, سوق مى دهد.9

بـا تـوجـه به اهمیت نماز, موضوع پژوهش این شماره را براى مقطعراهـنـمـایـى و دبـیـرستان (آثار تربیتى نماز) انتخاب كردیم تاپـژوهـش گـران جوان با تحقیق و تدوین مقالات مفید, گام دیگرى درنشر فرهنگ انسان ساز اسلام و احیاى نماز بردارند.

 

محورهاى بحث:

1. معنا و مفهوم نماز.

2. اهمیت و فلسفه نماز در قرآن و حدیث.

3. اهتمام معصومان و بزرگان به نماز.

4. آداب نماز و آثار تربیتى آن.

5. معانى بلند و سازنده عبارات و الفاظ نماز.

6. حضور قلب در نماز و راه تحصیل آن.

7. آثار فردى و اجتماعى نماز.

8. آثار و عواقب ترك نماز.

9. فلسفه نماز جماعت.

10. فلسفه نماز از نظر قرآن.

منابع تحقیق:

1. قرآن.

2. نهج البلاغه.

3. كتاب هاى روایى: وسائل الشیعه, بحارالانوار و....

4. كتاب هاى شهید مطهرى.5. كتاب طهارت روح (نماز و عبادت در آثار شهید مطهرى).

6. پـرواز روح, سـیـد احمد فهرى (شرح و تفسیر آداب الصلوه امامخمینى).

7. آداب نماز, امام خمینى(ره).

8. امام در سنگر نماز.

9. پرتوى از اسرار نماز, تالیف محسن قرائتی

منابع:

وسائل الشیعه,جلد =3,صفحه =26

میزان الحكمه,جلد =2,صفحه =1627

چهل حدیث,امام خمینی (ره),صفحه =498

صحیفه نور,جلد =7,صفحه =289

كتاب طهارت روح,شهید مرتضی مطهری

الـراغب الاصفهانى, المفردات,دفتر نشر الكتاب,صفحه =285

پرواز در ملكوت,سید احمد فهری

 

منبع :  www.karajsalat.com

 

پیامک      

 

پیامک مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

 

 

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)
عید مبعث مبارک

سائل درمانده ناامید نگردد
گر که بکوبد در سرای محمد(ص)
ای که ندای اذان رسید به گوشت
هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)
مبعث مبارک

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک

تویی هم مصطفی و هم محمد                 تو را در آسمان نامند احمد
تو کانون صفا، مرد یقینی                   تو عین رحمه للعالمینی
عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است              مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است
خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند                 احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است

نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد

از بعثت او جهان جوان شد

 گیتى چو بهشت جاودان شد

 این عید به اهل دین مبارک

 بر جمله مسلمین مبارک

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد . بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد .

به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد .

امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم

عید مبعث مبارک

تو اکنون شهر علم و اجتهادی

 تو رب النوع شمشیر و جهادی

 تو خورشیدی شدی در گوشه غار

 بر نور تو شد خورشید و مه تار

 بتاب و روشنی بخش جهان باش

 مهین پیغمبر آخر زمان باش

 عید پیامبری رسول خدا مبارک

آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد .

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید .

بعثت رسول اکرم مبارک باد  

روز مبعث، روز بارش برکت، روز سربلندی انسان و روز بلندای بانگ توحید، بر همه گیتی مبارک.

امروز مردمانِ عاشق، با گذر از سنگ های بسیار، خود را به آستان این غار می رسانند تا عبادت گاه عزیزترین بنده خدا را به تماشا بنشینند و در دلِ این تنها شاهد زمینی آن شبِ رازانگیز، زمزمه های وحی الهی را با ضمیر احساس بیابند.

عید مبعث مبارک باد

ساقی بیا که بزم طرب، زیب و فرگرفت

وجد و نشاط در همه خشک وتر گرفت

ساقی بیار باده ز می خانه الست

چون شاه عشق، تاج رسالت به سر گرفت

ساقی بیار باده، بزن مطربا، سرود

کامروز حُسن یار صفایی دگر گرفت

افتاد خالِ ختمِ رسالت به روی یار

با آن که داشت جلوه، تجلّی ز سر گرفت

نازد بسیط خاک به دولتْ بر آسمان

کو را هُمای عزّ و شرف زیر پر گرفت

اندر حَرا که محو رخ یار بود یار

او را به شاهی دو جهان در نظر گرفت

روح القدس بیامد و گفتش که: ای حبیب

حُسنتْ ملاحت از همگان بیش تر گرفت

اقرأ بِاسمِ ربِّک ای عندلیب دوست

باید نوای عشق در این بزم برگرفت

خورشید، پرتوی ز جمال محمّد است

جبرییل، جلوه ای ز جلال محمّد است

شب سایه ای ز گیسوی مشکین شمیم اوست

روز آیتی ز نور جمال محمّد است

عطر بهشت و روشنی دیدگان حور

از مشک موی و روی بلال محمّد است

ماه فلک دو نیمه شود با کرشمه ای

تا ابروان هم چو هلال محمّد است

خلق عظیم را که به قرآن ستوده اند

تجلیلی از خدا، ز خصال محمّد است

وحی خدا، سرود ملک، ذکر مؤمنین

صلوات بر محمّد و آل محمّد است

نافه گشود از نسیم کوی محمّد

دامن گل در چمن به بوی محمّد

خواهی اگر آبروی هر دو جهان را

باش سراپا غبارِ کوی محمّد

بحر خروشانِ رحمتِ ازل آمد

قطره ای از شبنمِ سبوی محمّد

عالم هستی چو ذرّه در پی خورشید

گرم تکاپو به جست و جوی محمّد

جان متجلی اگر شود به حقیقت

دل بود آیینه دار روی محمّد

صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند

این دو نشانی ز خُلق و خوی محمّد

جَست ز خواب قرون زمانه چو برخاست

نغمه تکبیر از گلوی محمّد

بهار بی خزان، روی محمّد

بهشت جاودان، کوی محمّد

منوّر می شود چون ماه از مهر

دلی گر رو کند، سوی محمّد

معطر ساخت گلزار جهان را

شمیم تار گیسوی محمّد

فلک با آن بلندی در نماز است

به پیش سرو دل جوی محمّد

مصفّا دامن گلزار توحید

گل افشان گشت بر بوی محمّد

به توصیفش نیارم لب گشودن

خدا باشد ثناگوی محمّد

نماز آریم صائم تا قیامت

به محراب دو ابروی محمّد

درود بر حبیب خدا، محمّد مصطفی  که جهان را از حلاوت محبّت خداوند پرکرد و زمان و تاریخ را از موج تکبیر آکند.

 

از بعثت او جهان جوان شد
گیتى چو بهشت جاودان شد
این عید به اهل دین مبارك
بر جمله مسلمین مبارک

 

 

لينکهای    
 هفته      

 

ویژه نامه مبعث حضرت محمد ( ص )

فرصت عاشقی - ویژه نامه اعیاد شعبانیه

وب سایت گروه پژوهشی مديريت حرفه ای

پايگاه اطلاع رسانى موسسه جهانی سبطين

مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری

ترجمه آنلاین لغات فارسی به آلمانی و بالعکس

ســـال 1389 -  ســـال کـــار و همت مضــاعف