مجله شماره شصت و هشتم  

شنبه 2 مرداد 1389 12 شعبان 1431 24 جولای 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِينَ 149 بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ 150 سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ 151 وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ 152 إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ 153

ترجمه فارسي مکارم

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! اگر از كسانى كه كافر شده ‏اند اطاعت كنيد، شما را به گذشته‏ هايتان بازمى ‏گردانند; و سرانجام، زيانكار خواهيد شد 149 (آنها تكيه‏ گاه شما نيستند،) بلكه ولى و سرپرست شما، خداست; و او بهترين ياوران است 150 بزودى در دلهاى كافران، بخاطر اينكه بدون دليل، چيزهايى را براى خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس مى‏ افكنيم; و جايگاه آنها، آتش است; و چه بد جايگاهى است جايگاه ستمكاران! 151 خداوند، وعده خود را به شما، (در باره پيروزى بر دشمن در احد،) تحقق بخشيد; در آن هنگام (كه در آغاز جنگ،) دشمنان را به فرمان او، به قتل مى ‏رسانديد; (و اين پيروزى ادامه داشت) تا اينكه سست شديد; و (بر سر رهاكردن سنگرها،) در كار خود به نزاع پرداختيد; و بعد از آن كه آنچه را دوست مى ‏داشتيد (از غلبه بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانى كرديد بعضى از شما، خواهان دنيا بودند; و بعضى خواهان آخرت سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت; (و پيروزى شما به شكست انجاميد;) تا شما را آزمايش كند و او شما را بخشيد; و خداوند نسبت به مؤمنان، فضل و بخشش دارد 152 (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه از كوه بالا مي رفتيد; و جمعى در وسط بيابان پراكنده شدند; و از شدت وحشت،) به عقب ماندگان نگاه نمى ‏كرديد، و پيامبر از پشت سر، شما را صدا مى ‏زد سپس اندوه‏ ها را يكى پس از ديگرى به شما جزا داد; اين بخاطر آن بود كه ديگر براى از دست رفتن (غنايم جنگى) غمگين نشويد، و نه بخاطر مصيبت‏ هايى كه بر شما وارد مى ‏گردد و خداوند از آنچه انجام مى ‏دهيد، آگاه است 153

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

به مناسبت میلاد حضرت مهدی(عج) پرچمدار عدالت  

و روز جهانی مستضعفان

 

 

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین    

(قرآن کریم)

 

پیامبر اکرم (ص) : اگر از دنیا نماند جز یک روز, همانا خداوند تعالی آن روز را طولانی می‌کند, تا این که مردی از خاندان من [از پس پرده غیبت] بیرون بیاید. اسم او، اسم من و کنیه او، کنیه من است. زمین را پر از داد و عدل می‌کند. آن حضرت خروج خواهد کرد و بساط عدل خواهد گسترانید و داد مظلوم از ظالم خواهد گرفت.

 

ای عصاره عطر همه گل های محمدی ! 

مشام جان ها - بیزار از همه گنداب های مکاتب - در انتظار قدوم عطرآگین توست .

ای خاستگاه صدها خورشید و ای زادگاه عشق و امید ! ای سرچشمه نور و ای آبشار سرور !

دنیای تاریک ما چشم انتظار طلوع حیات آفرین توست .

شیرینی همه شهدها در کلامت و شفای همه دردها در پیامت.

فروغ حیات در نگاه تو و بشریت ، چشم به راه توست.

ای مايه فيض رب و اي سرمايه مكتب !

بيش از هزار سال است كه از فراق مي سوزيم و با زهر هجر مي سازيم و با جور و جمود و جهل مي ستيزيم .

ای عدالت جاويد و اي مظهر اميد !

صدها سال است كه اميد وصال سيماي بي مثال تو ، تفنگ ستيزمان را قدرت مي بخشد و جنگ صلح آميزمان را نصرت .

ای محرم حرم و اي كوبنده ستم !

چه سيلي هاي سرخي كه در اين سال هاي سياه ستم بر گونه هايمان نواختند و چه آتش هايي كه سرانمان افروختند و چه ستون هایی که از سران مان افراختند !

چه گوهرهای اشکی که بر گونه های یتیمانمان غریبانه غلتید و چه ستاره های سرشکی که از دیدگان مادرانمان بر زمین چکید !

چه بلورهای بغضی که در حنجره جوانانمان شکست و چه سروهای راست قامتی که در خون نشست !

چه سورهایی که سوگ شد و چه سروهایی که به گور رفت !

ای معزالاولیاء و ای مذل الاعداء !

مگر نمی شنوی صفیر سرخ گلوله های سرکوبگران سرمست را که گل های نو شکفته را پرپر می کنند؟!

مگر نمی بینی سموم مرگ آفرین طاغوت های زمان را که در سراسر زمین ، ساقه هاي ترد نهال نوپاي حق طلبان را درهم مي شكنند ؟!

مگر آوارگان فلسطيني و ... جز درگاه تو پناهي و جز سايه پرچم عدالت تو جايگاهي دارند ؟!

هنوز از زخم فلسطين خون در دل جام و زهر هلاهل در كام داريم كه اندوه ديگر ستم ديگان قلبمان را به خون مي كشد و جانمان را به جنون !

اما.... اي طراوت همه سبزه ها و اي صلابت همه صخره ها !

به داغ دل لاله ها و اشك زلال ژاله ها سوگند !

تا مطلع الفجر ظهورت و استشمام عطر حضورت ، نه تسليم ياس مي شويم ، كه شكفتن ياس وجودت را ايقان داريم و نه فريب دشمن را مي خوريم ، كه ظهور قريب تو را ايمان داريم .

زمزمه زلال زمزم انتظار را به دمدمه ضلال دم به دم نمي فروشيم و طراوت كار و حلاوت پيكار در راه طهارت انتظار را به جان مي خريم .

  

شناسنامه حضرت قائم(عج) در یک نگاه

نام: محمّد

نام پدر: امام حسن عسكرى(ع)

نام مادر: نرجس ( نرگس )

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر

زادگاه: شهر سامراء

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال ۳۲۹ آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت: مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، خلاصه آنچه خوبان همه دارند ،او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) 

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند، كسى را با آن ها كارى نباشد.

 در سال ۲۵۵ (ه . ق ) ، در سپیده دم روز جمعه ، پانزدهم ماه شعبان در شهر سامراپایتخت عباسیان ، دوازدهمین اختر آسمان  امامت وولایت حضرت حجة بن الحسن المهدی (عج ) در خانه امام حسن عسگری دیده به جهان گشود . نامش ، نام پیامبر - کنیه اش ، کنیه پیامبر - ابوالقاسم - مادرش نرجس ونام پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) است . آن یادگار الهی حجت ، قائم ، خلف صالح ، صاحب الزمان و بقیة الله لقب گرفته است و مشهورترین لقبش حضرت مهدی است .

و لادت با سعادتش از دشمنان پنهان مانده ونام ونشانش از بدخواهان در نهان ، زیرا حکومت خون آشام وقت و دستگاه ستمگر خلافت ، سخت در پی او و مشتاق یافتن و نابود ساختنش بود . تمام نیروی خود را در اطراف خانه امام حسن عسگری ( ع) متمرکز کرده و ده ها جاسوس به کار گرفته بود ، بر هر جاسوسی ، جاسوسی دیگر گمارده بود تا از ولادت ولی خدا حضرت بقیة الله (عج) آگاه شده ، نو رخدا را خاموش کند، ولی مشیت خداوند برآن تعلق گرفته بود که حجت خو را از گزند دشکنان حفظ کند . 

نیمه شعبان، این روز فرخنده، را روز جهانی مستضعفان نام گذاری نموده اند؛ زیرا در حکومتی که خورشید دوازدهم، حضرت ولی عصر(عج)، آن را بنیان گذاری می کند، زمام امور در دست طبقات محروم و مستضعف جامعه می باشد. در این نظام مقدس و الهی، طبقه اشراف و مستکبران که همیشه بر اثر خصلت برتری جویی و سلطه طلبی در برابر قیام های الهی پیامبران و اولیای دین ایستاده و از پذیریش عدل در جامعه خودداری کرده اند، هیچ گونه جایگاهی نخواهند داشت. خداوند در قرآن می فرماید:

 ما اراده کرده ایم که بر مستضعفان منّت نهاده، آن ها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم. 

این آیه شریفه به صراحت از امامت و حکمرانی مستضعفان و پابرهنگان در عصر ظهور امام آخرین و پیشوای مستضعفان سخن می گوید و پایان دوره ستم و سلطه استکبار را به همگان نوید می دهد.

 

احادیثی از انتظارفرج :

برترین اعمال امت من انتظار فرج است . پیامبر اکرم (ص)

در انتظار فرج باشید واز رحمت خدا نومید نشوید . امام علی (ع)

آن که منتظر فرج ما است ، همچون کسی است که در راه خدا در خون خود تپیده  باشد .  

امام علی (ع)

منتظران ظهور امام مهدی (عج ) برترین اهل هر زمان اند . امام سجاد (ع)

در شب و روزت منتظر فرج مولایت باش . امام صادق (ع)

آن که به ما ایمان آورد وسخن ما را تصدیق کند ، منتظر امر [ فرج ]  ما باشد ، همچون کسی است که زیر پرچم قائم به شهادت برسد .  امام صادق (ع)

منتظر ظهور امام دوازدهم مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا شمشیر کشیده است واز ایشان دفاع می کند .

  امام صادق (ع)

 

طلوع فر فروزان فقافت و شمس درخشان ولايت ، پرچمدار عدالت و الگوي قداست ، مكمل رسالت و متمم امامت ، مهدي قائم آل عصمت و طهارت ، و روز جهاني مستضعفان بر منتظران حكومت قسط و عدالت مبارك باد ! 

 

 

 

 

 

روز کارآفرینی و آموزش های فنی و حرفه ای

 

همه زيبايی ها و فريبايي ها، همة گياهان و رياحين، و گل هاي عطر آگين. و ميوه هاي ترش و شيرين همه از خاك مي رويند، و راه افلاك مي پويند.

 اين رشد و رويش در پرتو كار و كوشش كارگر است، و اين حيات و حركت از بركت تلاش برزگر.

 قصّه نگار آفرينش جان، و پروردگار پيدايش جهان، چون سرنوشت بشر را رقم زد، شهد شيرين نعمت ها را در نهانگاه مهد زمين آفريد. رمز دستيابي و راز كاميابي بشر را در كار قرار داد.

 كار، مفتاح هر در است و رياح روح پرور.

 كار، كليد بهره وري از منابع طبيعت آفريدگار، و خزانه هاي رحمت پروردگار است.

 خداوند زمين را براي همة مردم نهاده، در آن ميوه و درختان خرماي جوانه دار، و دانه ها و گياهان خوشبو وجود دارد.(الرّحمن،12-9)

 وَالْاَرْضَ وَضَعَها لِلْاَنامِ. فيها فاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذاتُ الاَكْمامِ. وَالْحَبُّ ذو الْعَصْفِ وَالرَّيحانِ

 و خداوند بشر را به وسيله كار به آباداني زمين گماشت:

 هُوَ اَنْشَأكُم مِنَ الْاَرْضِ وَ استَعْمَرَكُم فيها ..(هود،ي61)

  او شما را از زمين پديد آورده و به آباداني آن گمارده است

 خداوند دوست ندارد عده اي بدون كار و كوشش مالك نعمت هاي الهي شوند:

 كَيْلا يَكُونَ دوُلَةً بَيْنَ الاَغْنياءِ منْكُم (حشر،ي7)

  تا فقط ميان ثروتمندان شما دست بر دست نگردد

 كساني كه بدون انجام كار به وسيله استثمار سربار جامعه مي شوند، و از دسترنج ديگران زالو وار بهره مند مي گردند، دور از رحمت خدا هستند:

 رسول خدا (ص) مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقي كَلَّهُ عَلَي النّاس

 هر كس در زندگي خويش بار دوش مردم شود از رحمت خدا محروم است.(وسائل، ج 12 ، ص18)

 دستيابي بر ثروت و منابع و نعمت ها جز از طريق كار با راه صحيح شرعي ممنوع و نامشروع است:

  وَلاتَاكُلُو اَموالَكُم بَيْنَكُم بِالباطِلِ(بقره،ي188)

 اموال خويش را ميان خود از راه باطل مصرف نكنيد.

 در اسلام ارزش كار تا بدان پايه بلند است كه اين سخن پيامبر اكرم (ص) يك اصل اقتصادي شمرده شده:

 مَنْ اَحْيي اَرْضاً فَهِيَ لَهُ؛ هر كس زمين بايري را آباد كند، آن زمين از آن اوست.

 و بيكاري به قدري مذموم و نكوهيده است كه هر نوع آن محكوم است:

 پيامبر اكرم(ص):لارُهبانيةَ فِي الْاسلامِ در اسلام رهبانيت و تارك دنيا شدن وجود ندارد.

 امام موسي بن جعفر عليه السلام مي فرمايند:

 اِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوام الفارغ وسائل، ج12، ص36

 همانا خداي مقتدر و شكوهمند بندة پر خواب و بيكار را دشمن دارد.

 برعكس زحمتكشان از نظر اسلام مجاهدان راه خدايند:

 امام صادق (ع) : اَلْكاذُ عَلي عيالِهِ كَالْمُجاهِدُ فِي سَبيل الله(وسائل،ج7 ،ص43)

 اسلام كار كاذب با كسب درآمد بدون انجام كار مفيد را نامشروع مي داند:

 امام صادق(ع):

 من هيچ خوش ندارم آسيابي را اجاره كنم و همان آسياب را با قيمتي بيشتر به ديگري اجاره دهم، بي آن كه در اين ميان لااقل ضمانتي بر عهده گرفته يا در آن آسياب كار تازه اي انجام داده و آن را مجهزّتر كرده باشم.(وسائل، ج13، ص259).

 برادر امام موسي كاظم(ع) از آن حضرت مي پرسد: شخصي يك ماده غذايي را مي خرد، آيا مي تواند پيش از آن كه كالا را تحويل بگيرد، آن را به ديگري بفروشد؟

 امام (ع) مي فرمايند:

 اگر با سود بفروشد نمي تواند پيش از تحويل گرفتن آن را به ديگري بفروشد؛ ولي اگر مايه كاري بفروشد، يعني به همان قيمت خريد، بدون سود بفروشد، اشكالي ندارد.

 تحريم شديد ربا خود ناشي از كسب درآمد بدون انجام كار مفيد است.

 عصاره بحث فوق را اين آيه قرآن بيان مي فرمايد:

 وَ انْ لَيْسَ للانسانِ اِلاّ ما سعي (نجم،ي41)

 و براي انسان سود و نفعي نيست مگر آنچه را كه در پرتو كار و كوشش به دست آورد.

 در بخشي از آية 70 سورة هود مي فرمايد:

وَ وُفِيَّتْ كُلّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَهُوَ اَعْلَمُ بِما يَفْعَلُونَ

 و هركس برابر كاري كه انجام داده است مزد تمام و كمال دريافت مي دارد و خداوند داناتر است به آنچه مي كنيد.

 سوره شوري، آيه 15 مي گويد: لَنا اَعْمالُنا وَلَكُمْ اَعْمالُكُم

  براي ماست كارهاي ما و براي شماست كارهاي شما، هركس پاداش كار خود را دريافت مي كند.

 خداوند در سورة زلزال مي فرمايد :

(در روز قيامت) پس هر كس به اندازه ذره اي كار نيك انجام دهد ،پاداش آن را مي بيند و هر كه به اندازة ذرّه اي كار بد انجام دهد، پاداش آن را مي بيند.

 براساس بخشي از نامة علي (ع) به مالك اشتر: 

   تقاضا و مطلوبيّت در تعيين قيمت كالا نقشي ندارد و قيمت يك كالا از كاري كه براي توليد آن انجام گرفته، ناشي مي گردد و بايد قيمت، عادلانه بوده به گونه اي كه به هيچ يك از طرفين معامله اجحاف نشود.

 اين بخش از مقال را با شاهدي از تحريرالوسيله حضرت امام خميني (ره) پی می گیریم:

 اگر كسي تور وقايق ماهيگيري را به چند كارگر بدهد تا به صيد ماهي بپردازند؛ آنچه ماهي صيد مي شود از آن كارگران است و به صاحب قايق و تور بايد اجرت المثل پرداخت.

 در تأييد اين امر كه درآمد بايد در ازاي كار باشد، در متون اسلامي آن قدر روايت ديده مي شود كه هر پژوهشگري را متقاعد مي كند كه دراسلام اعم از قرآن، كلام پيامبر (ص) و گفتار معصومين (ع) آنچه ارزش آفرين است نيروي كار انسان است؛ لذا قيمت يك كالا يعني پرداخت پول ارزش كالا بايد برابر با مقدار كاري باشد كه در توليد يك كالا انجام شده است.

 اينك كه ارزش كار در اسلام شناخته شده بدنيست براي تكميل بحث نظريّات چند تن از انديشمندان غرب را بياوريم.

 آدام اسميت- پدر علم اقتصاد مدرن- كار را تنها عامل ارزش دهنده به كالا مي داند؛ بنابراين در تئوري ارزش نيز تنها كار را عامل ارزش مبادله مي شناسد.

 اسميت در مرحله اول نظرية خود اذعان مي كند كه ارزش مبادله كالا به وسيلة نيروي كار متبلور در توليد آن كالا تعيين مي شود. اين بدان معناست كه مقدار كار مصرفي جهت توليد يك كالا تنها تعيين كننده قيمت آن كالا است. اسميت در مرحلة دوم نظرية خود را اين گونه تكميل مي كند، كه ارزش كالا به وسيله كار حاكم در بازار در موقع فروش تعيين مي شود.

 پس از اسميت ريكاردو(1822-  1772 ميلادی) كه از تئوري كار اسميت خوشنود نبود، مي خواست ثابت كند كه حتي در زندگي مدرن سرمايه داري نيز كار تنها عامل توليد مي باشد.

 ريكاردو در اواخر عمر دربارة تئوري ارزش به جاي يك عامل توليد دو عامل را معرفي مي كند:كار و سرمايه.

 كارل ماركس(1882-1818) مي گويد:

 ارزش مبادلة كالاها بايد قابليت بيان در چيزی باشد كه در كليّه آن ها مشترك بوده، بيانگر مقدار كم يا زياد آن شود. ارزش مصرف با چيز مفيد تنها از آن جهت ارزش دارد كه كار مجرّد انسان در آن تبلور يافته يا مجسم شده است. حال چگونه مقدار اين ارزش را بايد اندازه گيري كرد؟ بديهي است كه به وسيله مقدار ارزشي كه جوهر آن را آفريده و كاري كه در آن شيئي وجود دارد. در هر حال مقدار كار به وسيله مدت يا زمان كار كه خود را در استاندارد هفته ها، روزها و ساعات نشان مي دهد، اندازه گيري مي شود(كتاب سرمايه ماركس، ج2،ص28).

 وی در جای ديگر مي نويسد:

 نيروی كار كل جامعه، كه متبلور در ارزش كل كالاهاي توليد شده توسط جامعه مي باشد، علي رغم اين كه از واحدهاي بي شمار افراد به وجود مي آيد، در اينجا به عنوان توده همگن نيروي كار انسان تلقّي مي شود. هريك از واحدهاي مذكور تا آنجا كه از مشخصة ميانگين نيروي كار جامعه برخوردار است، چيزي شبيه ديگري است  كار اجتماعي لازم كاري است كه در شرايط توليد معمولي، و با درجة متوسط مهارت و شدّت كاررايج در عصر مورد نظر، براي توليد كالا لازم مي باشد .

(كتاب سرمايه كارل ماركس ،ج1،ص54 )

 در يك جامعة اسلامي، وجدان كار و انضباط اجتماعي ايجاب مي كند كه:

 1- شغل ها در چهارچوب ايدئولوژي مفيد بوده، به درستي انجام گيرد.

 2- چون هر دسته از صاحبان مشاغل در يك طرح واحد اسلامي كار مي كنند، لذا هريك به عنوان عضوي از يك بدن به حساب آمده، هر يك براي قوام ديگري كه الزاماً قوام خود نيز خواهد بود، با جان و دل مي كوشند.

 3- هر دسته و هر يك از صاحبان در كار خود بايد تخصص داشته باشند. به گونه اي كه ديگري كار وي را نتواند انجام دهد. آن گونه اي كه گوش در اندام هاي بدن انسان نمي تواند كار چشم را نجام دهد و دست كار دهان را.

 4- در تخصص يافتن و تقسيم كار بين گروه هاي مختلف جامعه، دست نامرئي طبيعت- آن گونه كه كلاسيك ها يا انديشمندان سيستم سرمايه داري آزاد معتقد هستند- بايد دخالت داشته باشد. يعني مشاغل خود به خود توزيع نگردد، بلكه دولت اسلامي با توجّه به مصالح جامعه به وسيله برنامه ريزي هاي مدبّرانه، نقش ارشادي را در تقسيم كار جامعه ايفا كند.

 علي (ع) درعهدنامة مالك اشتر مي فرمايد:

 و هريك از آن دسته ها را بر حكمران حقي است به اندازه ای كه كار ايشان را به صلاح آورد

 5-آثار انضباط اجتماعي اين گونه جلوه گر مي شود: 

 در صورتي تقسيم كار در يك جامعه فرد پذير انجام مي پذيرد، كه بر اساس اين شرايط باشد:

 الف: برنامه ريزي در مورد تقسيم كار توسط دولت انجام گيرد.

 ب-حق و عدالت در تقسيم كار نقش اساسي ايفا كند.

 برنامه ريزی دولت در مورد تقسيم كار بايد به گونه اي باشد كه تعاليم قرآن و اسلام و عدالت آن را تصويب كرده باشد، كليه كارها و مشاغل غير ضروری اسراف آميز، غير انساني و مشاغلي كه استقلال و امنيت و اخلاق جامعة اسلامي را به خطر مي اندازد، ممنوع اعلام گردد.

 مثلاً مشاغلي چون: مشروب فروشي، قمار خانه، دلّالي و واسطه گری، فال گيری، رمّالي و دعا نويسي، روسپي گري، رقّاصي، بورس بازي، زمين بازي و  بايد ممنوع شده به تدريج در جامعه برافتد.

 در باب تقسيم كار توسط دولت ، لازم به تذكر است كه در حكومت تقسيم كار اجتماعي نيست؛ بلكه با توجه به اين امر كه فرصت هاي برابردر اختيار كليه افراد مي باشد و انجام كارهاي غير ضروري جامعه در چهارچوب مسائل مربوط به واجب كفايي برعهدة كلية افراد است. دولت در برنامه ريزي نيروي انساني تعداد افراد ماهر و متخصص را در زمينه هاي مختلف معين مي سازد، و با حفظ آزادي انتخاب، شغل افراد را با توجّه به صلاحيّت و لياقتي كه دارند، در گزينش شغل ارشاد مي نمايد.

 البتّه انجام امر فوق نبايد به مهره شدن افراد و اُرگانيفيكاسيون والينه سيون بينجامد. ارلگانيفيكاسيون عبارت است از تبديل يك فرد كه قابليّت انجام تمام اعمال و كارها را دارد، به فردي كه فقط يك عمل را مي تواند انجام دهد.

 يكي از انديشمندان خودی مي گويد: 

 غربي ها هيچ ندارند جز نظم و انضباط، و ما همه چيز داريم جز نظم و انضباط، و سبب همه برتري هاي غرب برما فقط همين نظم و انضباط است. 

 گرچه سخن فوق اغراق آميز به نظر مي رسد، اهميت عنصر نظم را به خوبي بيان مي كند.

 پذيرش نظم و انضباظ نه تنها از آن جهت كه موجب پيشرفت غربي ها شده، بلكه چون از ضروريات جامعة اسلامي و از متن اسلام است،- رمز پيروزي و موفقيت ما مي باشد. حال اگر بناست اين عنصر را پس از آزمايش بپذيريم، غرب بهترين آزمايشگاه است.

 مثلاً يكي از عوامل موفقيت جامعة ژاپن را انضباط اجتماعي و تعهد عموم در برابر وجدان كار مي دانند. در ژاپن همه به طور ارگانيك يكديگر را قبول دارند. شركت ها همه ماليات خود را محاسبه و داوطلبانه مي پردازند. همه به همديگر كمك مي كنند، لذا بدون كمك غرب پيش رفتند.

 آن گاه ما مي توانيم خود را جامعه اي منضبط و داراي وجدان كاربدانيم كه با همان روحيه اي كه خمس و زكات خود را مي پردازيم با همان روحيه عوارض گوناگون و ماليات خود را محاسبه و واريز كنيم. تخلف از قوانين و مقررات، از جمله راهنمايي و رانندگي را چون ساير منكرات مذهبي حرام و منكر بشماريم.

 

کارآفرینی چیست؟

كارآفريني فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصت هاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركت هاي  نو، سازمان هاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت  مي‌ورزد . اين امر توام با پذيرش خطرات است ؛ ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه  مي‌شود. بنابراين كارآفرينان عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفت هاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند.

 انگيزه‌هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثرند كه از جمله آن ها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهم تر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي‌توان نام برد.

 افراد از ويژگي هاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردار مي‌باشند .طبيعي است كه برخي از ويژگي هاي كارآفرينان متمايز و برجسته از ساير افراد است . به طور مثال داشتن خلاقيت و نوآوري، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس، آينده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. 

شيوه هاي پرورش اين ويژگي ها متفاوت است.مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع كارآفريني در كشورهاي مختلف بيانگر آن است كه دانشگاه ها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيش قدم بوده اند؛ ولي فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بكارگيري آموخته ها و قدرت ابتكار خود در راستاي شروع كار و ارائه محصول و خدمت در بازار كار، چندان موفق نبوده اند.

برای ترويج روحيه كارآفريني از طريق ايجاد و حمايت از خلاقيت ها توسط استادان محترم، چند راهكار مي تواند مفيد واقع گردد:

 طرح سوالات و گاهي ايجاد محيط معما گونه در تدريس.

 آموزش نحوه تفكر علمي و چگونگي آزمون فرضيه ها.

 تشويق دانشجويان به مشاركت و ذهن انگيزي در تدريس.

 محترم شمردن سوالات اصيل.

 اجازه دادن براي برقراري ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربي كه كسب كرده اند.

 تشويق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس، و

 تشويق دانشجويان مقاطع تحصيلات تكميلي به اخذ پايان نامه هاي مرتبط با مفاهيم كارآفريني.

 با توجه به اين كه يكي از پيامدهاي مثبت كارآفريني اشتغال مولد است طرح كاراد با هدف ترويج و بهره‌مندي از پيامدهاي مثبت خود در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان ارائه شده و به مورد اجرا گذاشته شده است.

 

تعريف كارآفريني

در مورد تعريف كارآفريني ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد و درك كامل مفهوم و موضوع " كارآفريني " نيازمند اطلاع از ديدگاه هاي بين رشته اي مي باشد. كارآفريني برحسب ماهيت خود و توجه محققان رشته هاي مختلف از نظر روان شناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، صنعت و حتي تاريخي تعريف شده است.

 واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي "Entrepreneurs" به معناي "متعهد شدن" نشات گرفته است . كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامي مكاتب اقتصادي از قرن 16 ميلادي تا كنون به نحوي كارآفريني را در نظريه هاي اقتصادي خويش تشريح نموده اند.

 كارآفريني از مباحثي است كه در تمامي ابعاد توسعه اقتصادي و اجتماعي از حدود 20 سال به اين طرف عملاً در دنياي تجارت و كسب و كار مطرح شده است. از جمله تعاريف كارآفريني مي توان به موارد زير اشاره نمود:

ژوزف شومپيتر( 1934) فرآيند كارآفريني را " تخريب خلاق" مي نامد . به ديگر سخن ويژگي تعيين كننده در كارآفريني همانا انجام كارهاي جديد و يا ابداع روش هاي نوين در امور جاری است. روش نوين همان "تخريب خلاق" مي باشد. از نظر وی نوآوری در هر يك از زمينه هاي ذيل كار آفريني محسوس مي شود :

 1 ارائه كالای جديد.

 2 ارائه روش جديد در فرآيند توليد.

 3 گشايش بازاری جديد.

 4 يافتن منابع جديد.

 5 ايجاد هر گونه تشكيلات جديد در صنعت.

 كارآفريني كيفيتي است كه افراد را قادر مي سازد يك فعاليت جديد را شروع كنند يا با قدرت و به طور ناباورانه فعاليت موجود را توسعه دهند.

 كارآفريني موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگيري اين پديده مي تواند به تحول و دگرگوني اساسي در اقتصاد ملي منجر شود. كارافريني فرآيندي است كه طي ان فرد كارآفرين با ارائه ايده و فكر جديد ايجاد كسب و كار با قبول مخاطره و تحمل ريسك، محصول و خدمت جديد را ارائه مي كند.

 

ارزش آموزش های فنی و حرفه ای

در تمام کشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه سهم آموزش هاي فني و حرفه اي در توسعه اقتصادي و امنيت اجتماعي و ملي بسيار پر رنگ ديده شده است و براي ايفاي اين نقش خود تحت يک نظام واحد آموزشي قرار گرفته اند.

ما نيز براي رسيدن به اهداف سند چشم انداز 20 ساله کشور در افق 1404 که سهم برتر منابع انساني را در توليد تعريف نموده است ، بايد به آموزش هاي فني و حرفه اي با يک نگاه توسعه محور پايدار بپردازيم.

بايد شرايطي ايجاد شود افرادي که داراي يک مهارت هستند تعيين صلاحيت حرفه اي شوند و پس از مشخص شدن سطح مهارتي، مدرک صلاحيت حرفه اي متناسب با آن سطح را دريافت نمايند.

باتوجه به اين که آموزش هاي فني و حرفه اي آموزش هاي مهارت بنياد بوده و از سوي ديگر فلسفه وجودي اين آموزش ها توانمند نمودن نيروي انساني است ،نقش مؤثري را در پايداري بنگاه هاي اقتصادي دارند ، چرا که با توانمند نمودن نيروي کار شاغل در اين واحدها مي توانند به ارتقاي کيفيت محصولات و همچنين رقابت پذيري آن ها کمک کنند.

 زماني مي توانيم بگوييم در اشتغال پايدار کشور مؤثر عمل نموده ايم که افراد جوياي کار را از طريق آموزش هاي فني و حرفه اي توانمند کنيم و پس از تعيين صلاحيت حرفه اي در پايان آموزش ها، به سمت جذب در بنگاه هاي اقتصادی و يا خوداشتغالي هدايت نماييم.

روز كارآفرينی و آموزش های فنی و حرفه ای را گرامی می داريم و برای همه تلاشگران عرصه كار و كارآفرينی از درگاه خداوند بزرگ سلامت و موفقيت روزافزون آرزو داريم.

 

 

 

 

 

ابوالفضل بيهقی آيينه دار تاريخ 

 

قد خلَت من قبلكم سننُ فسیروا فی الارض فانظروا كیف كان عاقبه المكذّبین هذا بیان للنّاس و هدیً و موعظهً للمتّقین.   (قرآن كريم)

ویل دورانت: تاریخ را باید فیلسوفان بنویسند و فلسفه را مورخان.

علم تاريخ علم شناخت و تفسير گذشته انسانها در پرتو حال است که براساس روشها، گزينشها و تفسيرهاي مورخان بدست ميآيد.

تاريخ ، آيينه ای است كه در برابر گذشته نهاده اند و قلم تيزبين  نگارشگراني چون بيهقي به ترسيم سيماي زشت و زيبای آن نشسته اند.

 

زندگی نامه بيهقی

بیهقی درسال ۳۸۵  ه. ق در ده حارث آباد بیهق(سبزوار قدیم) به دنیا آمد .نامش را ابوالفضل محمد نهادند. پدرش اورا در سال های اول زندگی در بیهق و سپس، در شهر نیشابور به کسب دانش گماشت. ابوالفضل که از هوش ویژه‏ای برخوردار بود و به کار نویسندگی عشق می‏ورزید، در جوانی از نیشابور به غزنین رفته (حدود ۴۱۲ هـ.ق)، جذب کار دیوانی گردید و با شایستگی و استعدادی که داشت به زودی به دستیاری خواجه ابونصر مشکان بر گزیده شد (صاحب دیوان رسالت محمود غزنوی ). این استاد تا هنگام مرگ لحظه‏ای بیهقی را از خود جدا نساخت و چنان گرامی اش می‏داشت که حتی اسرار دستگاه غزنویان را نیز با او در میان می گذاشت و این کاربعدها سرمایه گرانبهایی برای بیهقی گردید، چنان که رویدادهایی را که خود شاهد و ناظر نبوده از قول استادش نقل کرده است.

پس از محمود، بیهقی در پادشاهی کوتاه مدت امیر محمد (پسر محمود) دبیر دیوان رسالت بود و هنگامی که که مسعود به پادشاهی رسید، ‏شاهد لحظه به لحظه زندگانی او بود، و به همین دلیل است که تاریخ خود را مثل روزشمار زندگی او نوشته است. پس از در گذشت بونصر مشکان (۴۳۱ هـ.ق) سلطان مسعود، بیهقی را برای جانشینی استاد از هر جهت شایسته ولی جوان دانسته ــ هر چند که وی در این هنگام چهل و شش ساله بوده است ـــبه این جهت بو سهل زوزنی را جایگزین او کرد و بیهقی را بر شغل قبلی نگه داشت.

ناخشنودی بیهقی از همکاری با او در کتابش منعکس شده است، تا آنجا که تصمیم به استعفا گرفت، ولی سلطان مسعود او را به پشتیبانی خود دلگرم و به ادامه کار واداشته است.

پس از کشته شدن مسعود (۴۳۲  هـ.ق) بیهقی همچون میراثی گرانبها، به خدمت دستگاه پادشاهی فرزند او (مودود) مشغول شد و پس از آن که نوبت فرمانروایی به عبدالرشید ـ پسر دیگر محمود غزنوی ـ رسید، بیهقی چنان تجربه کسب کرده بود که شایسته  شغل صاحب دیوانی شد. اما مدتی نگذشت که در اثر مخالفت و سخن چینی‏های غلامی فرومایه ، از کار بر کنار گردید، و سلطان دست این غلام را در بازداشت بیهقی و غارت خانه او باز گذاشت.

بیهقی سر گذشت دردناک این دوره از زندگیش را در تاریخ خود آورده بوده است که این بخش از نوشته‏های وی جزو قسمت های از دست رفته کتاب است، ولی خوشبختانه  عوفي در فصل نوزدهم از باب سوم جوامع الحکایات این داستان را نقل {به معنا} کرده است:

هنگامی که سلطان عبدالرشید غزنوی، به دست غلامی از غلامان شورشی (طغرل کافر نعمت) کشته شد (444 هـ.ق)، با دگرگون شدن اوضاع، بیهقی از زندان رهایی یافت، ولی با آن که زمان چیرگی غلام به حکومت رسیده، پنجاه روزی بیش نپاییده و به قول صاحب تاریخ بیهق بار دیگر ملک با محمودیان افتاد، بیهقی دیگر به پذیرفتن شغل و مقام درباری گردن ننهاد و کنج عافیت گزید و گوشه‏گیری اختیار کرد.

بیهقی که دیگر به روزگار پیری و فرسودگی رسیده و در زندگی خود فراز و نشیب های بسیار دیده بود، زمان را برای گردآوری و تنظیم یادداشت های خود مناسب یافته و از سال ۴۴۸  هـ .ق به تألیف تاریخ پردازش خود پرداخت و در سال ۴۵۱  این کار را به انجام رساند.

بیهقی هشتاد و پنج سال زیسته و به گفته ابوالحسن بیهقی درتاریخ بیهق به سال ۴۷۰  هـ.ق در گذشته است و به این ترتیب نوزده سال پس از اتمام کتابش زنده بوده و هرگاه به اطلاعات تازه‏ای در زمینه کار خود دسترسی می‏یافته، آن را به متن کتاب می‏افزوده است.

 

تاریخ بیهقی

مشهورترین اثر بیهقی "تاریخ" اوست که از مهم ترین کتب تاریخ و ادب فارسی است در شرح سلطنت "آل سبکتکین" در سی مجلد که در آن از تشکیل دولت "غزنوی" تا اوایل سلطنت" ابراهیم بن مسعود" سخن گفته است، اما اکنون فقط قسمتی از وقایع سلطنت "مسعود بن محمود غزنوی" و "تاریخ خوارزم" از زوال دولت "آل مأمون" و افتادن آن به دست سلطان محمود و حکومت "آلتون تاش حاجب"، در تا غلبه  "سلاجقه"، موجود است.

درباره  سبک و شیوه نگارش این کتاب و مؤلف آن سخن بسیار گفته و نوشته‌‌‌‌اند و از میان همه نوشته‌‌ها به قول استاد فیاض

"بیهقی شناس"  بسنده مى کنیم که : بیهقی گزارشگر حقیقت بود.

علاوه بر این کتاب "ابن فندق" کتابی دیگر به نام "زینةالکتاب" در آداب کتاب به بیهقی نسبت داده است.

 

ویژگی سخن بيهقی

اهمیت تاریخ بیهقی از دو جهت است یکی از جهت تاریخ نگاری و دیگر از لحاظ هنر نویسندگی.

1- نثر بیهقی نوعی نثر داستانی است که در خدمت محتوای تاریخی قرار گرفته است.

2- در مواردی که نویسنده مناسب دانسته، از اطناب استفاده شده، اما در مجموع ایجاز در کلام کاملاً بارز است و این، یکی از جلوه های بارز بلاغت طبیعی در سخن بیهقی است.

3- تمثیلات و تعبیرات به کار رفته، بلیغ و زیباست.

4- استشهاد به تاریخ و قصه.

5- آفرینش واژه ها و ترکیبات بدیع.

6-استفاده طبیعی و غیر متکلفانه از لغات و جمع مکسر و گاهی هم عبارات عربی.

7-حذف افعال و حتی گاهی قسمتی از یک عبارات به قرینه، بنا به اقتضای بلاغت کلام.

8- زیبایی و خوش آهنگی کلام.

9- توصیف دقیق و جذاب وضعیت ظاهری و باطنی افراد.

10-تجسم و تصویر هنرمندانه صحنه ها و اشیا.

11- ایجاز و اطناب به جا و طبیعی

 

روز بزرگداشت استادسخن و نگارشگر واقعيت ها  ابوالفضل بيهقي را گرامي مي داريم و ترويح روح بلند آن  نخبه نام آور را از درگاه خداوند متعال آرزو داريم.

 

 

 

 

شهابی از شرق

 

من آن بازم که صیادان عالم             همه وقتی به من محتاج باشند 

شکار من، سیه چشم، آهوانند      که حکمت چون سرشک از دیده پاشند 

به پیش ما از این الفاظ دورند          به نزد ما از این معنا تراشند 

 چه کوتاه بود عمر پرندگی ات، در آسمان مه گرفته روزگار!

چه زود آغاز اشراقی ات به سرانجام رسید!

پرنده ها، ارتفاع اندیشه ات را تاب پرواز ندارند.

قدم بر چشمه های آسمان نهاده ای و بلند ایستاده ای.

ناتوانی چشمان حسود، عظمت پروازت را چه حقیرانه به انکار نشستند.

سوزنده و پرشتاب، گذشتی از خاطره آسمان دنیا، شهاب وار ! و دریدی پرده خواب عمیق خاکیان فرو خفته در جهالت را.

ناگهان، آمدنت را آهسته قدم زدی در حوالی خاک و نسیم وار گذشتی از لحظه های وهم آلود و پرده برداشتی از تندیس حقیقت.

جهان، ته نشین شده در زلالی یک دست باورها و اندیشه های اشراقی توست.

بی نشانه آمده ای از جاده های بالادست، تا فانوس هایی روشن را بکاری در تمام گذرگاه ها که نشانه ای باشد برای درماندگی خرد، رو به سمت شهودی آسمانی.

با تو، راه آسمان ها، کوتاه کوتاه است.

عطر باغ های فراست می دهد کلماتت. زلالی ابرهای باران زاست در هوای نگاهت که فرو می نشاند عطش دشت های فلسفه را.

ستاره های دور دست، سوسو زنان، ریاضت نشین نگاه آسمانی ات هستند.

صدایت طعم نفس فرشته ها را دارد. ذره ذره عقل و عشق، در هوای ملکوتی شوریدگی ات شناورند.

ذرات، به سماع آمده اند وجد عارفانه خود را در هوای صوفیانه نگاهت.

سرشاری کوله بارت، سنگین تر از تحمل شانه های زمین است. تو را خوانده اند از دریچه های بالادست؛ تو را که بزرگ تر از فهم و شعور خاک هستی.

می روی و هنوز صدای آواز جبرئیلیات، در گستره قرن ها طنین انداز است و عقل های سرخ، تمام ذرات را به شوریدگی و شهود فرا می خواند.

تو رفته ای و هنوز، لهجه دل نشین فلسفی ات پرده برمی دارد از جهل و باورهای وهم آلود و دریچه ای می گشاید به چشم اندازهای اشراقی.

تو آن حقیقت زنده ای هستی که هماره از گلوی دنیا تکرار می شوی.

انگار در ذهن گلبرگ ها معرفت خورشید شعله ور شده است! انگار از شرقی ترین نقطه جهان، آفتابی به رنگ خداست! انگار شهابی از آسمان طلوع کرده است؛ آمده تا از فلسفه تولد نور بگوید؛ از عاشق شدن عقل، از کوچه گردی ملای مکتب فلسفه در پی لیلای عارفان مشرق زمین.

انگار شهاب الدین سهروردی، هر روز بعد از نماز صبح، با طلوع آفتاب متولد می شود تا از تولد ابدیت بگوید!

از بازی قاصدک ها، آواز پر جبرئیل می شنوم.

مردی جوان، اما پیر که سنش هنوز به چهل سال نرسیده، شراب اربعین وصال را به کف گرفته و شادمان از فتح قله های رفیع اندیشه، به سمت آخرین شهر عشق، گام برمی دارد.

عقل سرخ، خبر از شکستن پای استدلالیان می دهد.

کسی در کشف و شهود شاعرانه اش، رد پای خدا را در رگ های گردنش می یابد. کودکی، نام حلاج را بر زبان می آورد و در حیرت می ماند. جهان، رنگ نور گرفته است.

شهاب الدین، خبر از حضور نور در کوچه فلسفه آورده است؛ می خواهد بگوید عقل صرف، چون پای شکسته ای در کوهستان است و تشنه بسته ای در بیابان.

فلسفه بی حضور، سرابی برای سرگردانی است؛ آن گاه که راه اندیشه از دل می گذرد.                                          

 

هشتم مرداد در کشور ما روز سهروردی نام گرفته است. به همین بهانه سیمای زیبای زندگی این حکیم  فرزانه ایرانی و آرای فلسفی او را در آیینه تاریخ به تماشا می نشینیم.

 شیخ شهاب الدین سهروردی چهره‌ برجسته ا‌ی در حکمت ، فلسفه و عرفان در فرهنگ ایران است. او در سال ۵۴۹  هجری قمری در قریه‌ سهرورد زنجان دیده به جهان گشود. اولین آموخته های او در شهر مراغه نزد مجدالدین جیلی بود . سهروردی نزد جیلی ، فقیه مشهور آن زمان ، فقه را آموخت و در همان جا و نزد همین استاد با فخر رازی ، منتقد بزرگ فلسفه مشاء ، همدرس بود . با آن که این دو از نظر علمی تفاوت های آشکاری با یکدیگر داشتند، اما دوستی و قرابتی عجیبی میان این دو بر قرار بود.

سهروردی پس از تکمیل تحصیلات به اصفهان رفت تا نزد ظهیرالدین فارسی، علم منطق را بیاموزد. او در همین شهر بود که برای نخستین بار با افکار ابن سینا  آشنا شد و پس از مدتی تسلط خاصی بر آن پیدا کرد.

سهروردی پس از اتمام تحصیلات رو به عرفان و سلوک معنوی آورد. شیخ در جریان سفرهایش مدتی با جماعت صوفیه هم کلام شد و به مجاهدت نفس و ریاضت مشغول شد .

هنگامی که سفرهای سهروردی گسترده تر شده بود ،به آناتولی رسید واز آنجا به حلب سوریه رسید. درهمان شهر با ملک ظاهر، پسر صلاح الدین ایوبی ، دیدار کرد. ملک ظاهر شیفته شیخ شده و مقدمش را گرامی داشت و از او خواست که در آن جا بماند. سهروردی پذیرفت و درس و بحث خود را در مدرسه حلاویه آغاز کرد. در همین مدرسه بود که شاگرد و پیرو وفادارش شمس الدین شهروزی به او پیوست .

شیخ همیشه در بیان مسائل ، به خصوص احکام و مسائل مربوط به دین بی باک بود  . همین صراحت بیان او بود که سرانجام فقهای قشری عامه علیه او شوریدند ، او را مرتد خوانده و سخنانش را خلاف اصول دین دانستند. این کینه و عناد تا جایی رسید که ملک ظاهر را تشویق به قتل او کردند. اما ملک ظاهر نمی پذیرفت و به خواست آنان توجهی نمی کرد. اما فقها با ارسال شکوائیه به صلاح الدین ایوبی او را مجاب کردند که فرمان قتل شیخ را صادر کند. سرانجام صلاح الدین ایوبی در نامه ای از پسرش خواست به دلیل برخی ملاحظات سیاسی شیخ را به قتل برساند .

بدین ترتیب شیخ را زندانی کرده و در سن 36 یا 38 سالگی به شهادت رسید. مشهور است که او را به دار آویختند یا خفه کردند. جنازه‌ شیخ را در روز جمعه آخر ذی الحجه سال ۵۸۷  هـ.ق از زندان بیرون آوردند. جرم او معاندت با شرایع دینی بود. بدین ترتیب سهروردی نیز سرانجامی همچون سقراط یافت .

از سهروردی در طول عمر کوتاه خود حدود پنجاه کتاب و رساله به یادگار مانده است . آثار او نه تنها حاوی مهم ترین آثار وی است ،بلکه به طرز شگفتی از نظر فصاحت و بلاغت تحسین شده و دارای نثری پخته و قوی است .

 

آثار سهروردی را می توان به چهار بخش تقسیم کرد :

1- کتاب های صرفا فلسفی وی که به زبان عربی است . تلویحات ، المقاومات و مطارحات و معروف ترین کتاب فلسفی وی ، حکمت الاشراق ، از این جمله اند .

2- رساله های عرفانی وی که به زبان پارسی و برخی به عربی است. از این جمله عقل سرخ ، آواز پر جبرئیل ، صفیر سیمرغ و لغت موران به پارسی و هیاکل النور و کلمة التصوف به عربی است .

3- ترجمه ها و شروحی که او بر کتب پیشینیان ، قرآن و احادیث نوشته است. مانند ترجمه‌ فارسی رسالة الطیر ابن سینا و شرحی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا و تفاسیری بر چند سوره قرآن کریم .

4- دعاها و مناجات نامه هایی که به زبان عربی است و آن ها را الواردات و التقدیسات نامیده است . برخی بر این باورند که روش اشراقی را ابن سینا بنیان نهاده و معتقدند ابن سینا در کتاب منطق المشرقین و سه فصل آخر کتاب اشارات و تنبیهات به آن اشاره کرده است. اما با تمام این احوال همه دوستداران فلسفه معتقدند اگر ابن سینا بینانگذار فلسفه اشراق باشد یا نباشد ، این سهروردی است که حکمت اشراق را به حد اعلا و تکامل رسانده است. سهروردی در این کتاب به نوعی از بحث وجود رسیده که تنها به نیروی عقل و قیاس برهانی اکتفا نمی کند ، بلکه شیوه استدلالی محض را با سیر و سلوک قلبی همراه می سازد. سهروردی برای تدوین فلسفه خویش منابع متعددی داشت که با گردآوری آن ها و تنظیم شگفت انگیز ایشان در کنار هم فلسفه ی نوین خود را پایه گذاری کرد. این منابع به سه دسته کل تقسیم شده اند :

5. حکمت الهی یونان ، سهروردی بر خلاف فیلسوفان پیشین که تنها به ارسطو توجه ویژه ای داشتند ، شیفته فیثاغورث و امپدکلوس  و به ویژه افلاطون بود ، تا حدی که افلاطون را پیشوای حکمای اشراق می داند.

6. حکمت مشاء، بدون شک این حکمت مشائی بود که مقدمه‌ اشراق شده است. سهروردی با گردآوری آثار مشائین به خصوص ابن سینا توانست این گونه از آراي مشاء را در حکمت اشراق استفاده کند.

7. حکمت ایران باستان ، از نکات برجسته و جالب توجه سهروردی علاقه‌ خاص او به حکمت پارسی باستان است به خصوص شخص زردشت است. این توجه ویژه به حدی است که برخی اصطلاحات حکمت اشراق را از اوستا و منابع پهلوی گرفته است . او در کتاب حکمت الاشراق ، زردشت را حکیم فاضل نامیده و حتی خودش را زنده کننده حکمت ایران باستان دانسته است. جالب آن که شیخ ، مانی و مزدک را مصلحان زردشتی گری نمی داند،  بلکه آن دو را نکوهش کرده و بدعت گذار نامیده است.

سهروردی حقیقت را امری واحد می دانست و آن را منسوب به خداوندی واحد دانسته و اصطلاح الحق من ربک را از قرآن وام گرفته است. سهروردی می گوید : حقیقت ، خورشید واحدی است که به جهت کثرت مظاهرش تکثر نمی یابد. شهر واحدی است که باب های کثیری دارد و راه های فراوان به آن منتهی است .

سهروردی عقیده داشت در ایران باستان امتی می زیست که مردم را به حق رهبری می کرد و آنان را پرستنده حق واحد می دانست. سهروردی افراد این امت را پهلوانان و جوان مردانی یگانه پرست می دانست و ایشان را با این کلام معرفی می کند : 

  خداوند ولی کسانی است که ایمان آورند و ایشان را از ظلمت به سوی نور هدایت می کند .

 او حکمای ایرانیان باستان را کسانی می داند که با شیوه‌ اشراقی به مقام عرفانی والایی رسیده اند.

سهروردی پهلوانان فرزانه ‌ای چون کیومرث و تهمورث و حکیمانی چون زردشت و جاماسپ را برای اولین بار در فلسفه معرفی می کند. وی  واقعیت اشیاء را به نور تمثیل می کند و آنچه را که تفاوت میان آن هاست در شدت و ضعف نورانیت آن ها می داند. او معتقد است که نوری واحد عامل آشکار شدن اشیاء است و هستی مطلق و نور محض را نورالانوار خداوند می داند .

اهميت وعمق فلسفه سهروردي كه مهم ترين فعاليت آموزشي شيخ شهاب الدين سهروردي بود ،درهمين است كه دو اصل به ظاهر دوراز هم تفكر شرق و غرب را به يكديگر نزديك ساخته است . 

شيخ شهاب الدين يحيي بن حبشي بن اميرك سهروردي ، بي شك يكي از بزرگان حكمت و فلسفه و عرفان ايران زمين است .و اين حكيم فرزانه درمدت عمر كوتاه ولي پربار خويش ،آثار ارزنده و ماندگاري به جامعه بشري تقديم كرده است كه از زواياي گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلي او در پرداختن به مسايل فلسفي ، احياي تفكر فلسفي ايران باستان بود و با حكيم ابوالقاسم فردوسي دريك مسير قرار گرفت .

شهاب الدين بسيار كم مي خورد و اغلب به يك هفته روزه مي گشود . به امور دنيا و ظاهر حال ، خوراك ،پوشاك ، جاه و مقام ، ضياع، عقار ، تعينات مادي و تشخصات اجتماعي بي اعتنا بود و حتي گاهي برخلاف عرف و عادت و  به منظور درهم شكستن قيود و حدود ،جامه و كلاهي دراز و سرخ مي پوشيد و يا خرقه اي ديگر بر سر مي افكند . اغلب روزها روزه دار و بيشتر شب ها در مناجاب و بيدار بود . به آواز و ترانه خوش و نغمات موسيقي و سماع دلكش عشق مي ورزيد و در سخن گفتن دلير و بي با ك بود . شيخ اشراق درطرح وبيان تجربيات عرفاني خويش ، از تجربيات پيشينيان خود بويژه متون حماسي بهره برده است و نه تنها ادامه دهنده راه بزرگاني چون فردوسي دراحياي فرهنگي ايران باستان است ، بلكه درشيوه بيان اين مطالب نيز بيش از پيش تحت تاثير متون حماسي از جمله شاهنامه است .

شهرزوری نوشته‌است که شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی بر سبیل تفنن به فارسی نیز شعر می‌گفته‌است .

 

هشتم امردادماه روز بزرگداشت شيخ شهاب الدين سهروردی ، شيخ اشراق را گرامی می داريم  و با يك رباعی از ايشان ، كلام را حسن ختام می بخشيم:

 

هان تا سر رشته خرد گم نکنی          خود را ز برای نیک و بد گم نکنی

رهرو تويی و راه تويی منزل تو            هشدار که راه خود به خود گم نکنی

 

                                    

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

مدیریت علوی

 

نویسندگان: 

ابوطالب خدمتی

علی آقا پیروز

عباس شفیعی

 

 در جهان معاصر، سازمان‌ها رکنف اصلی جوامع بوده و سازمان‌های گوناگون، تقریبا" در تمامی شئون زندگی انسان امروزی، از هنگام تولد تا مر‌‌گ، تأثیرگذار‌ هستند و مدیریت، مهم‌ترین عامل در تداوم حیات و استمرار موفقیت و رشد و پیشرفت سازمان می‌باشد. از سوی دیگر، موفقیت مدیران و اثربخشی مدیریت، در گرو عوامل مختلفی است که یکی از مهم‌ترین آنها فرهنگ می‌باشد. عوامل مختلف فرهنگی، تأثیر عمیق و انکارناپذیری در مدیریت و ساخت‌های گوناگون آن دارند، و در پی‌ریزی نظام مدیریت مناسب در جوامع مختلف با فرهنگ‌های متفاوت، توجه به عامل فرهنگ و تفاوت‌های فرهنگی، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.
تأثیر شگرف فرهنگ در مدیریت، باعث شده که فرایند مدیریت، در میان ملت‌ها و فرهنگ‌های مختلف جهان متفاوت باشد. مدیریت ژاپنی، مدیریت آمریکایی و مدیریت کره‌ای، نمونه‌ای هستند که متناسب با فرهنگ جوامع خود، به وجود آمده‌اند.
اگر در جامعه اسلامی به این مقوله مهم توجه نگردد، و ویژگی‌های فرهنگی جامعه، مورد عنایت خاص قرار نگیرد، و نیز اگر قالب‌های مدیریتی که بر مبنای فرهنگ مغرب زمین ساخته شده‌اند، شکسته و یا تعدیل نشود و از نو و بر مبنای اصول و مبانی فرهنگ غنی اسلامی، نظام مناسبی برای مدیریت کشور اسلامی و سازمان‌های مختلف آن پی‌ریزی نگردد؛ نظام مدیریت، به نظامی تبدیل خواهدشد که کارکرد مطلوب و مناسب نخواهد داشت.
نیم‌نگاهی به چشم‌انداز وسیع دین و منابع غنی و سرشار آن، بویژه سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه هدی(ع) روشنگر این نکته است که این چشم‌انداز گسترده و منحصر به فرد، زمینه بکری است که به منظور بنیان نهادن نظام مدیریتی مستحکم و کارآمد، بایستی از آن سود جست.
با توجه به این که امام علی(ع) حدود پنج سال حاکمیت و مدیریت جامعه‌اسلامی را بر‌عهده داشته و در منابع اسلامی، بیشترین مطلب در مورد مدیریت از آن حضرت نقل شده است، و نیز به مناسبت نام ‌گذاری سال (١٣٨٠ ه.ش) به نام سال رفتار علوی، تلاش شد که سیره عملی و سخنان و دیدگاه‌های آن حضرت در مورد موضوعات و مسائل مدیریتی، تبیین شده و عرضه گردد؛ البته به علت محدودیت زمانی، تنها برخی از مباحث مدیریت از نگاه امام علی(ع) مورد بررسی قرار گرفته و ارائه گردید.
کتاب مدیریت علوی در شش بخش تنظیم شده است که به اختصار به توضیح آنها می‌پردازیم.
  
بخش اول: دورنمای مدیریت از نگاه امام علی(ع)
در این بخش، دورنمایی کلی از مدیریت در نگاه امام علی(ع) ارائه شده است. یکی از مطالب اصلی این بخش، مساله امانت‌بودن مدیریت است. از نگاه امام علی(ع)، مدیریت و مسؤولیت، در حکم امانتی است که به مدیر سپرده می‌شود تا برای مدت معینی، به عنوان مجری یا امانت‌دار در آن جایگاه انجام وظیفه کند.
مدیریت و مسؤولیت، امانت گران‌سنگی است که باید به اهلش سپرده شود؛ زیرا آنچه موجب گردش درست امور می‌شود، آن است که مشاغل مدیریتی، به عنوان امانت تلقی شده و به فراد شایسته و توان‌مند واگذار گردد.
در این بخش، مطالب مختصری در مورد مسائل ذیل نیز مطرح شده است: گزینش و انتخاب کارکنان سازمانی؛ مشورت و نظرخواهی؛ استفاده از تجربه؛ توکل به خدا؛ آینده‌داری؛ قاطعیت؛ شرح صدر؛ رفق و مدارا؛ عدالت؛ اعتدال؛ و میانه‌روی.
  
بخش ‌دوم: برنامه‌ریزی
برنامه‌ریزی، به عنوان اصلی از اصول اساسی مدیریت، یکی از وظایف مهم و حیاتی مدیران بوده، و نقش بسیار مهمی در موفقیت و پیشرفت سازمان‌ها، و کارآیی و اثربخشی مدیران دارد. مدیران همواره تلاش می‌کنند تا کارآیی و اثربخشی خود را افزایش دهند؛ لیکن تلاش آنها بدون توجه به مساله بازبینی، به نتیجه ‌مطلوب نخواهد رسید.
برنامه‌ریزی، فواید و آثار مثبت فراوانی دارد و امام علی(ع)، به موارد متعددی از آثار و برکات آن اشاره کرده است که برخی از آنها عبارتند از: جلوگیری از اشتباه و لغزش؛ افزایش بهره‌وری و استفاده بهینه از منابع و امکانات سازمان؛ مقابله با تهدیدات و واکنش مناسب در برابر آنها؛ کمک به تصمیم‌گیری اثربخش و موفقیت‌آمیز؛ ایجاد اطمینان و آرامش قلبی، و جلوگیری از بسیاری از ناهنجاری‌های رفتاری و آشفتگی‌ها و اضطراب‌های روحی؛ کمک به حل مشکلات و مسائل پیش‌آمده برای سازمان؛ و مصون و محفوظ نگه‌داشتن فرد و سازمان از ندامت و پشیمانی.
  
بخش ‌سوم : تصمیم ‌گیری
تصمیم‌گیری از اهمیت زیاد و جایگاه ویژه‌ای در مدیریت برخوردار است، تا جایی که برخی از صاحب‌نظران برجسته، مدیریت وتصمیم‌گیری را مترادف دانسته ومعتقدند که مدیریت، چیزی جز تصمیم‌گیری نیست.
تصمیم‌گیری، پایه واساس وظایف مدیر را تشکیل می‌دهد؛ چرا که لازمه وظایف مدیران مثل تعیین اهدف، سیاست‌گذاری، تعیین استراتژی، تعیین قوانین و مقررات، راه وروش کار، انتخاب و استخدام نیروی انسانی، تعیین وظایف ومسؤولیت‌های کارکنان، تصمیم‌گیری است. بنابراین می‌توان گفت که تصمیم‌گیری، پایه واساس تمام وظایفی است که مدیر در سازمان انجام می‌دهد.
در این بخش، به عناصر کلیدی تصمیم‌گیری از دیدگاه امام‌علی(ع) پرداخته شده است. عناصر اصلی ومباحث مهم در تصمیم‌گیری عبارتند از: جمع‌آوری اطلاعات دقیق و به‌روز: مشورت ونظرخواهی از دیگران؛ استفاده از تجربه؛ قاطعیت در تصمیم‌گیری؛ آینده‌نگری وعاقبت‌اندیشی؛ پرهیز از شتاب‌زدگی وعجله؛ وتوکل بر خداوند متعال. در نهایت توضیح مختصری در مورد انواع تصمیم‌گیری داده شده وآن‌گاه، سازوکار مناسب برای تصمیم‌گیری از منظر امام علی (ع) مطرح گردیده است.
  
بخش ‌چهارم: نظارت وکنترل
نظارت وکنترل، یکی از ارکان وعناصر حیاتی مدیریت در همه سیستم‌هاست. امام‌علی(ع) در دوران کوتاه، اما پربرکت حکومت ومدیریت الهی خویش بر جامعه اسلامی، در زمینه نظارت ومراقبت بر اعمال ورفتار کارگزاران وکارکنانی که تحت مدیریت ایشان بودند، بسیار دقیق وهشیارانه عمل می‌کردند و بر نظارت بر عملکرد آنان، اهتمام ویژه داشتند. آن حضرت، از سویی به کارگزاران عالی‌رتبه خود دستور می‌داد که بر اعمال زیردستان خود نظارت داشته باشند واز سوی دیگر، خود نیز اعمال و رفتار کارگزاران خویش را به دقت کنترل می‌کرد.
از نظر امام‌علی(ع)، نظارت بر کارکنان، موجب می‌شود که آنان در خصوص امانت‌داری و مداراکردن با مردم، تشویق و ترغیب شوند. نظارت، در سیره و سخن امام‌علی(ع)، به دو نوع عمده تقسیم می‌شود: نظارت علنی ونظارت مخفی. نظارت علنی، یعنی این که کارکنان سازمان، از فرایند نظارت آگاه بوده، ومی‌دانند که مدیر یا کسانی که مامور این کار هستند، بر عملکرد آنان نظارت می‌کنند.
در نظارت مخفی، کارکنان سازمان از فرایند نظارت اطلاع ندارند ومعمولا" عده‌ای که کارکنان آنها را نمی‌شناسند و از کارشان مطلع نیستند به صورت مخفی بر عملکرد آنها نظارت می‌کنند.
کسی که می‌خواهد وظیفه کنترل ونظارت بر عملکرد کارکنان را بر‌عهده بگیرد. باید دارای ویژگی‌هایی باشد که برخی از آنها در نگاه امام علی (ع) عبارتند از: خشیت وخداترسی؛ صداقت و راست‌گویی؛ دین‌داری وپای‌بندی به قوانین ومقرات دینی؛ وفاداری؛ امانت‌داری؛ و حق‌گویی.
  
بخش پنجم: خودکنترلی
خودکنترلی، نوعی مراقبت و کنترل درونی است که باعث می‌شود تا فردی وظایف خود را به درستی انجام داده، واز رفتارهای غیر قانونی و نابهنجار دوری کند، بدون آن‌که نظارت یا کنترل خارجی در میان بوده باشد؛ به عبارت دیگر، آن‌گاه که کسی بدون توجه به نظارت دیگران، وظیفه خود را با تلاش وجدیت انجام داده ومرتکب خلفی مثل کم‌کاری وسهل‌انگاری نگردد، از خود کنترلی بهره‌مند است.
خودکنترلی در مقایسه با کنترل بیرونی، بهترین شیوه کنترل عملکرد است واگر این شیوه کنترلی ایجاد و تقویت گردد، کارکردی به مراتب کارآمدتر از نظارت‌های بیرونی دارد.
خودکنترلی تقریبا" همان تقوای الهی است که یکی از ارزش‌های اصیل اسلامی بوده و در انجام وظایف کاری متجلی می‌‌گردد. البته تقوا عام‌تر از خودکنترلی بوده و دارای مصادیق وشاخه‌های گوناگونی است؛ مثل: تقوای مالی واقتصادی، تقوای اجتماعی، تقوای سیاسی و.... وآنچه در این‌جا بیشتر مورد نظر است، تقوای کاری است که عبارت است از نظارت وکنترل بر خویشتن، به هنگام انجام کار وپرهیز از خیانت وکم‌کاری.
از نگاه امام‌علی(ع)، علل وعوامل متعددی می‌تواند باعث ایجاد و یا تقویت خودکنترلی شود که برخی از آنها عبارتند از: تقویت ایمان وترویج ارزش‌های اسلامی؛ اصلاح سیستم گزینش وانتخاب نیروهای انسانی سازمان؛ وتأمین وتوسعه رفاه کارکنان، بویژه تأمین نیازهای مادی آنان.
  
بخش ‌ششم: ارزش‌یابی شایستگی کارکنان
مدیران، به‌ویژه مدیران منابع انسانی ومسؤولان امور پرسنلی، وظایف ومسؤولیت‌های متعددی دارند که ارزش‌یابی شایستگی کارکنان، یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین آنهاست؛ چرا که میزان موفقیت سازمان در رسیدن به اهدف خود، ارتباط مستقیم و تنگاتنگ با نحوه عملکرد نیروهای انسانی دارد. بنابراین، بررسی عملکرد آنان وارزش‌یابی شایستگی‌ها وتوانایی‌های آنها، از جایگاهی ویژه در مدیریت برخوردار است.
ارزش‌یابی شایستگی کارکنان وبررسی عملکرد آنان، فرایندی رسمی در سازمان است که از طریق آن، هر یک از کارکنان ومسؤولان بخش‌های مختلف، مورد سنجش وارزیابی دقیق قرار می‌گیرند، تا چگونگی عملکرد آنان و نیز توانمندی‌ها؛ استعدادها و زمینه‌های رشد وتکامل آنها، مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شود.
امام‌علی(ع) در موارد متعددی، ضرورت ارزش‌یابی کارکنان وارزیابی عملکرد آنان را مطرح کرده، و اهمیت آن را متذکر شده است. از نگاه امام‌علی(ع) یک نظام مطلوب و مناسب برای ارزش‌یابی، باید ویژگی‌هایی داشته باشد که برخی از آنها عبارتند از: دقیق وعادلانه بودن نظام ارزش‌یابی، همه‌جانبه و فراگیر بودن ارزش‌یابی، وکامل بودن نظام ارزش‌یابی.
ممکن است یک نظام ارزش‌یابی، با محدودیت‌ها وموانعی روبه‌رو شود که برخی از آنها در نظر امام‌علی(ع) عبارت است از: تأثیر شخصیت فرد بر ارزیابی از او، ظاهرسازی فراد، بی‌دقتی ارزیاب، در ارزیابی‌ها وخوش‌باوری ارزیاب‌ها.
در پایان کتاب، منابع ومآخذ، در دو قسمت منابع عربی وفارسی ومنابع انگلیسی ونیز نمایه آیات ونمایه روایات، نمایه نام‌ها وقبایل، ونمایه مکان‌ها تنظیم وارائه شده است.

 

منابع و ماخذ:

قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه,١٣٨١.
٢١٢ ص‌. (پژوهشکده حوزه و دانشگاه‌; ٦٢ : گروه مدیریت‌; ١.)
ISBN: ٩٦٤-٩٣٩٠٦-٤-٢
 

منبع : www.islamicmanagement.org

 

جمله      
 مديريتی
    

 

انتخاب کارمند

 

در كارهای كارمند بنگر و چون آنان را آزمايش كردی به كار گير،

 نه از راه بخشش و خودكامگی؛ بطور دلخواه اينان را از ميان اهل تجربه تعيين نما،

 زيرا آنها در سنجش عواقب كارها بيناترند.

 

حضرت علی (ع)

 

منبع : www.soheil-abedi.blogfa.com

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

 

امام مهدی (عجّل ‌‌الله ‌تعالی ‌‌فرجه) فرمودند:

 

إنّ اللهَ مَعَنا، فَلا فَاقَةَ بِنا إلیَ غَيْرِهِ وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَن ‌يوُحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.

 

 

خدا با ما است پس نيازمند ديگری نيستيم و حق با ماست پس باکی نداریم اگر کسی به یاری ما برنخیزد.


 

Allah is with us, so we have no need to other than Him; we are right, so we won't be distressed

 by those who refrain from helping us.



 
غيبت، شیخ طوسی (ره)، ص 285

 

 

طنز       
مديريتی    

 

تشویق و تنبیه

 

قرار بود آقای رئیس فردا با هواپیما به مسافرت برود. نگهبان شرکت در خواب می بیند که هواپیما دچار سانحه شده است . او از خواب می پرد و به منزل رئیس تلفن می زند و خوابش را تعریف می کند.

رئیس با اکراه توصیة او را می پذیرد و مسافرت با آن هواپیما را لغو می کند.

فردای آن روز ، خواب نگهبان تعبیر می شود و خبر سقوط آن هواپیما منتشر می شود. رئیس که زندگیش را مدیون نگهبان می بیند ، او را احضار می کند و پاداشی به وی می‌دهد و سپس بلافاصله دستور اخراجش را صادر می کند.

نگهبان ، ناباورانه ، دلیل اخراج خود را جویا می شود.

رئیس می گوید : تو هنگام انجام وظیفه خوابیده بودی !!!

 

 

حکايت     
مديريتی    

 

نجات غریق

 

مردی در كنار رودخانه‌ای ايستاده بود. ناگهان صدای فريادی را می ‌شنود و متوجه می ‌شود كه كسي در حال غرق شدن است. فوراً به آب می ‌پرد و او را نجات می ‌دهد. اما پيش از آن كه نفسی تازه كند فريادهای ديگری را می ‌شنود و باز به آب می ‌پرد و دو نفر ديگر را نجات می ‌دهد. اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صدای چهار نفر ديگر را كه كمك مي‌ خواهند مي ‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادی مي‌ كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از اين كه چند قدمی بالاتر ديوانه ‌ای مردم را يكي يكي به رودخانه مي‌انداخت.

شرح :

برخي مديران و سازمان ها اين گونه عمل مي ‌كنند. در اين سازمان ها به جای درمان ريشه، به كندن برگ های زرد رغبت بيشتري نشان داده مي‌شود. به عبارت ديگر به جاي علت يابي و رفع مشكلات، صرفاً به اصلاح آنها مي‌پردازند. آيا بهتر نيست ضمن چاره‌جويي برای عوارض و مسائل پيش‌آمده، بر روی علل هم تأثير گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمايه ها و منابع با ارزش جلوگيری شود؟

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

فرايند ارزيابى عملكرد

 

 

 
با توجه به حساسيت مساله ارزشيابى كاركنان ، طراحى سيستمى مناسب و كار آمد براى ارزيابى عملكرد آنان از اهميت ويژه اى برخوردار است . براى اين منظور پيمودن كامل و دقيق مراحل ذيل  ضرورى مى نمايد.


1. تعيين هدف از ارزيابى عملكرد
در مرحله اول بايد هدف و منظور از ارزيابى عملكرد كاركنان معين شود. تعيين اين اهداف امرى ضرورى است ؛ زيرا بندرت مى توان سيستم واحدى براى ارزيابى كاركنان طراحى نمود كه تمام جوانب را در نظر بگيرد. براى مثال ممكن است در يك سازمان ، هدف اوليه از ارزيابى عملكرد، تعيين نيازهاى آموزشى كاركنان باشد، و در سازمانى ديگر سنجش ‍ شايستگى افراد براى اتخاذ تصميماتى درباره افزايش پرداخت يا ترفيع مقام .
بنابراين ، بايد اهداف ويژه اى كه سيستم ارزيابى عملكرد، براى نيل به آن طراحى و اجرا مى گردد، مشخص شود؛ زيرا موارد بسيارى را مى توان يافت كه به دليل نامعلوم بودن اهداف ، سيستم ارزيابى ، درست طراحى نشده و يا درست اجرا نگرديده است . با توجه به اين مسائل ، غالبا سازمان به بيش از يك نوع سيستم ارزيابى نياز دارد. (1)


2. تعيين نتايج مورد انتظار و استانداردها
يكى از مراحل اساسى در طراحى و اجراى يك سيستم كارآمد براى ارزشيابى شايستگى كاركنان ، اين است كه بايدها و نتايج مورد انتظار به خوبى روشن و مشخص گردند. بايد كاركنان از اين آگاهى بهره مند باشند كه در وظايف محول شده به آنان مشخصا چه انتظارى از آن ها وجود دارد. اگر اين كار به درستى انجام نگيرد، ارزيابى صحيح عملكرد كاركنان امكان پذير نخواهد بود؛ چرا كه ارزيابى همان مقايسه ميان عملكرد واقعى افراد، با اهداف و نتايج مورد انتظار است .
تجزيه و تحليل شغل و اطلاعات به دست آمده از آن ، مى تواند نقش قابل توجهى در كمك به مديران و ارزيابى كنندگان ايفا نمايد. به كمك اطلاعاتى كه از تجزيه و تحليل شغل به دست آمده و در شرح شغل منعكس شده است ، مى توان وظايف و فعاليت هاى اصلى شغل را با فرد در ميان نهاد و براى او توضيح داد كه عملكرد، به اطلاع فرد رسانده مى شود. روشن است كه ارزيابى عملكرد نيازمند استانداردهايى است كه مبناى ارزيابى قرار گيرند. اين استانداردها در صورتى ثمر بخش خواهند بود كه با نتايج مطلوب هر شغل مرتبط باشند. ترديدى نيست كه استانداردها را نمى توان به طور دلخواه يا تصادفى تعيين كرد؛ بلكه بايد آن ها را از طريق تجزيه و تحليل شغل به دست آورد. (2)


3. اندازه گيرى عملكرد واقعى فرد
بعد از آن كه نتايج مورد انتظار، و استانداردها تعيين شدند، بايد عملكرد واقعى فرد اندازه گيرى شود. بدين منظور بايد اطلاعات جامع و كاملى در مورد عملكرد واقعى فرد، جمع آورى شود، تا ارزشيابى بر اساس آن صورت گيرد.


4. مقايسه عملكرد واقعى با استانداردهاى عملكرد
از مراحل اصلى ، و در واقع اصلى ترين مرحله ارزيابى عملكرد، مقايسه ميان عملكرد واقعى و استانداردهاى عملكرد است . در اين مرحله به كمك استانداردها و معيارهاى مشخص شده ، اطلاعاتى كه در مورد عملكرد واقعى فرد جمع آورى شده است ، مورد ارزيابى قرار مى گيرد. به عبارت ديگر، آنچه در قالب استانداردها پيش بينى شده با آنچه در عمل انجام گرفته است ، مقايسه مى شود.


5. انتقال نتايج ارزيابى به فرد
سرانجام در مرحله پنجم ، نتايج حاصل از اين مقايسه ، با فرد در ميان گذاشته مى شود و تصميمات لازم اتخاذ مى گردد؛ و نيز در صورت لزوم ، اقدامات اصلاحى به عمل مى آيد.
در واقع اطلاع فرد از نتيجه عملكرد خود از ديگر مراحل اين فرايند است .

 

منابع :
1) مديريت منابع انسانى ، ص 219.
2) ؛
Management Personnel ,Rrsources Human ؛Keith ,Davis ,William ,Wether .342:P

 

نکات       
مديريتی    

 

كارمندان بدانند


 

 1-  برای هر يك از مكالمات تلفني خود از قبل برنامه ريزی كنيد و دستور كار داشته باشيد.
 
2-  مرتب از مدير خود گلايه و شكايت نكنيد.
 
3-  اين كه بتوانيد در انجام امور پيچيده با ديگران همكاري كنيد مهارتي اساسي براي پيشرفت در كار است.
 
4-  قبل از شروع يك كار پيچيده، همه كارها ، وظايف و فعاليت هايي را كه بايد انجام شوند ليست كنيد.
 
5-  براي فعاليت هاي خود اولويت و ممنوعيت تعيين كنيد: چه فعاليت هايي را بايد رها كنيد تا بتوانيد براي كارهايي كه حقيقتاً مهم هستند جاي بيشتری باز كنيد؟
 
6-  براي اولويت بندی كارها بايد نتايج هر كدام از آنها را در درازمدت در نظر گرفت.
 
7-  دقت و تمركز ، رموز عملكرد عالي هستند.
 
8-  پاداش هايي كه در زندگي مي گيريد بستگي به اين دارد كه چه كاری مي كنيد ، چقدر خوب آن را انجام مي دهيد  و چقدر مشكل است كه بتوان كسي را جايگزين شما كرد.
 
9-  آينده متعلق به افراد با قابليت است.
 
10-  كليد آينده ، رشد مداوم شخصي و حرفه اي شماست.
 
11-  تمام آموزش های ممكن را ببينيد . يك ايده خوب كافي است تا شما را از انجام سال ها كار سخت معاف كند.
 
12-  حداقل يك ساعت در روز در حوزه كاری خود مطالعه كنيد. اين عادت به مرور ، شما را به يكي از آگاه ترين افراد در حرفه تان بدل مي كند.
 
13-  برای برنامه ريزی كارهايتان، ليستي از فعاليت هايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد . هر كاری را قبل از اين كه انجام دهيد بنويسيد.
 
14-  برای اين كه به حداكثر بهره وري دست پيدا كنيد، با تكرار پي در پي اين جمله به خودتان نظم و ترتيب بدهيد: "خوب ، بر گرديم سر كار."
 
15-  طرز نشستني را كه مخصوص افرادي است كه عملكرد عالي دارند تمرين كنيد : شتتان را صاف كنيد و در همان حالت روی كارتان به طرف جلو متمايل شويد.
 
16-  از تلفن به عنوان يك وسيله كاري استفاده كنيد. زود برويد سر اصل مطلب و از تعارفات كم كنيد.
 
17-  مدام در پي يافتن راه هايي باشيد كه عملكرد شما را كاملاً متحول كند، به صورتي كه فعاليت هايتان با اهداف بلند مدت شما هماهنگي بيشتري پيدا كند.
 
18-  برای اين كه كار بيشتری انجام دهيد كمي زودتر، كار را شروع كنيد ، كمي سخت تر كار كنيد و كمي ديرتر دست از كار بكشيد.
 
19-  با سريع تر كار كردن راندمان كارتان را بالا ببريد. احساس اضطرار و ضرورت انجام كار را در خود  پرورش دهيد  و با آن پيش برويد.
20-  كارهايتان را دسته بندي كنيد و تمام كارهاي مشابه را همزمان انجام دهيد.
 
21-  سعي كنيد اشتباهات كمتری داشته باشيد و از همان بار اول كار را درست انجام دهيد.

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

 مدیریت تکنولوژیک، بسوی دیدگاهی فراگیرتر

 

تالیف: CHANARON JOLLY

ترجمه و تلخیص: گروه مدیریت فناوری سازمان مدیریت صنعتی

 

 

این مقاله به دنبال آن است كه نشان دهد مدیریت تحقیق و توسعه (R&D) مدیریت فناوری(MANAGEMENT OF TECHNOLOGY) و مدیریت تكنولوژیكی (TECHNOLOGICAL (MANAGEMENT) با یكدیگر تفاوتهایی دارند. به همین منظور ابتدا جریان اصلی به وجودآمدن مدیریت فناوری مورد بررسی قرار می گیرد و سپس از لحاظ فلسفه وجودی ذینفعان و حوزه عملكرد تفاوتهای بین مدیریت تحقیق و توسعه مدیریت فناوری و مدیریت تكنولوژیكی تشریح می شود.

مدیریت فناوری در اواسط دهه ۱۹۸۰ توسعه یافت. بعد از طرح پیشنهادی شورای تحقیق ملی آمریكا (
NRC) مدیریت فناوری را می توان به صورت فصل مشترك علوم مدیریتی و فنی (كه قبلاً فاقد ارتباط با یكدیگر بودند) مشاهده كرد. در این دوره اعتقاد بر این بود كه شیوه های مدیریت فعلی وارد مقوله مدیریت دارائیهای فناوری شود. شورای ویژه مدیریت فناوری. مدیریت فناوری را به صورت علمی كه علوم مهندسی پایه و رشته های مدیریتی را برای برنامه ریزی توسعه و به كارگیری توانائیهای تكنولوژیكی جهت شكل دهی و به نتیجه رساندن اهداف یك سازمان به یكدیگر متصل می كند تعریف كرد.

بایراكترا (
BAYRAKATRA) در دومین كنفرانس مدیریت فناوری در سال ۱۹۹۰ تعریف گسترده زیر را از مدیریت فناوری ارائه كرد: مدیریت فناوری دیدگاه سیستماتیك و عقلایی پاسخگویی به فرصتها و نوآوریهای تكنولوژیكی و نتایج مرتبط با آنهاست. او برای تبیین اینكه چرا مدیریت فناوری به كانون توجهات جهانی (نظیر كنفرانسها كارگاههای علمی سمپوزیوم ها دوره های آموزشی خاص و...) تبدیل شده است. به ســـــرعت بی سابقه نوآوریهای تكنولوژیكی افزایش میزان منابع انسانی و مالی اختصاص داده شده به تحقیق و توسعه اشاره می كند. تعریف او حیطه عمل مدیریت فناوری را به تصمیم گیری در خصوص مشكلات تكنولوژیكی مرتبط با خلق و بهره برداری از دارائیها و توانمندیهای تكنولوژیكی در تمامی سطوح سازمان> كاهش داد. این تعریف در برگیرنده موارد زیر است:

▪خلق تكنوفناوریهای جدید و كاربرد موثر و كارآمد فناوریهای موجود؛

▪پاسخگویی و مواجهه با تاثیرات و تغییرات فناوری بر اشخاص سازمانها جامعه و طبیعت؛

▪توسعه روشها و تكنیك هایی جهت رسیدگی به مشكلات تكنولوژیكی.

▪بعدها وی مدیریت فناوری را كلیه فعالیتهای مدیریتی مرتبط با تدارك فناوری شامل تحقیق و توسعه تطبیق و اصلاح فناوریهای یك شركت و بهره برداری از این فناوریها برای تولید كالا و خدمات تعریف كرد. او از واژه های مدیریت فناوری و مدیریت تغییرات تكنولوژیكی به عنوان اصطلاحات مشابه استفاده می كند.

● به سوی دیدگاهی فراگیر

برای تعریف آنچه كه آن را دیدگاه فراگیر می نامیم باید تمایز واضحی بین سه حوزه یا زیر رشته مدیریت تحقیق و توسعه مدیریت فناوری و مدیریت تكنولوژیكی قائل شد. درواقع این رشته ها مكمل یكدیگر هستند و ارتباط نزدیكی با هم دارند.

● تكامل تدریجی

حركت از مدیریت تحقیق و توسعه به سوی مدیریت فناوری می تواند با تغییراتی كه در زیر بیان می شود مرتبط باشد:

۱ - تغییر در درك منابع و فرصتهای تكنولوژیكی: در دهه ۶۰ تا ۷۰ میلادی تحقیق و توسعه داخلی منبع اصلی مدیریت نوآوری در نظر گرفته می شد. از اواسط دهه ۱۹۸۰ باتوجه به هزاران مقاله و كتابی كه در ارتباط با اقتصاد نوآوری و تغییرات تكنولوژیكی نوشته شد بسیاری از منابع برای نوآوری نظیر حالتهای مختلف پیمانها و سرمایه گذاری مشترك در تحقیق و توسعه كنسرسیوم ها رد و بدل كردن حق امتیازها انجام تحقیق و توسعه فرعی و اكتساب فناوری شناسایی شد و در ادبیات مدیریتی مفهوم پورتفولیوی فناوری(
TECHNOLOGY PORTFOLIO) به وجود آمد.

۲ - تغییر از وضعیت عملیاتی به سمت وضعیت استراتژیك: در دوره مدیریت تحقیق و توسعه& مدیران عالی انتخابهای فنی را به بخشهای تحقیق و توسعه تفویض كردند و وظیفه مدیران عالی تنها تعیین هدف فعالیتهای تحقیق و توسعه به عنوان درصدی از سرمایه در گردش بود و مسئولیت مدیران تحقیق و توسعه حداكثر ساختن تخصیص این منابع بود. اما زمانی مدیریت فناوری مفهوم استراتژیكی پیدا كرد كه اهمیت فزاینده اتخاذ تصمیمهای فنی از سوی مدیریت عالی سازمان درك شد.

ادامه حركت به سمت مدیریت تكنولوژیكـی به دلایل زیر صورت گرفت:

- این نكته كه فناوری تنها به مهندسان و محققان درگیر در امر خلق و توسعه آن محدود نمی شود و كلیدی است كه بر هر فعالیتی در سازمان تاثیر می گذارد.

- درك این نكته كه كارایی مدیریت و بخصوص موفقیت تجاری سازمان در ارتباط مستقیم با از بین بردن موانع برقراری ارتباط بین رشته ها و عملكردهای مدیریتی است.

این روند در نهایت منتهی به دیدگاهی فراگیر و یكپارچه به نام مدیریت تكنولوژیكی گردید. چنین دیدگاه فراگیری از مدیریت تكنولوژیكی دیدگاه خاصی است كه توجه همزمان به فناوری و دیگر موارد مدیریتی را پیشنهاد می كند.

ارتباط بین مدیریت تحقیق و توسعه مدیریت فناوری و مدیریت تكنولوژیكی

● تفاوتهای سه نوع مدیریت

در شكل مورد نظر مدیریت تحقیق و توسعه مدیریت فناوری و مدیریت تكنولوژیكی فلسفه های وجودی ذینفعان و حوزه های عملكرد متفاوتی با یكدیگر دارند كه در ذیل به تشریح آن پرداخته می شود:

فلسفه وجودی: اینك دیگر مشخص شده است كه فعالیتها برنامه ها و پروژه های تحقیق و توسعه باید به طور مناسب مدیریت شوند زیرا نمی توان روی شانس یا فرصت به عنوان منبعی برای نوآوری حساب كرد. از آنجا كه
R&D به عاملی حیاتی برای خلق فناوریهای جدید تبدیل شده است به یك مدیریت ساختار یافته با رویه های عملیاتی و روشهای مشخص برای حداكثر ساختن بودجه تحقیق و توسعه مورد نیاز است. تخصیص منابع مالی انسانی و سازمانی به بخش تحقیق و توسعه یك مسئله مدیریتی بسیار مهم قلمداد می شود. با چنین دیدگاهی لازم نیست كه ارتباط بین مدیریت تحقیق و توسعه و استراتژی شركت الزاماً آشكار باشد.

از زمانی كه این واقعیت كه فناوری به عنوان بخشی از پورتفولیوی فناوری شركت كه بایستی به وسیله فعالیتهای گوناگون بین واحدهای تجاری - لااقل واحدهای تحقیق و توسعه سیستم های تولیدی و اطلاعاتی - مدیریت شود از سوی شركتها پذیرفته شد و از هنگامی كه مهندسان و مدیران دریافتند كه باید با یكدیگر كار كنند مدیریت فناوری متولد شد. همین امر بعدها موجب استحكام بخشیدن پایه تكنولوژیكی شركتها گردید. هدف از مدیریت فناوری حداكثر ساختن نرخ بازگشت سرمایـــه گذاریهای صورت گرفته روی سبد فناوری شركت در تمامی سطوح سازمان و كلیه مراحل فرایند نوآوری تكنولوژیكی از خلق تا كاربرد آن است.

فلسفه وجودی مدیریت تكنولوژیكی استفاده از فناوری برای بالابردن اثربخشی تمامی فعالیتهای درون سازمان است. در این دیدگاه فناوری به عنوان متغیری تاثیرگذار و منبع اصلی انجام همه وظایف مدیریتی در نظر گرفته می شود. به عبارت دیگر در این دیدگاه فرض می شود كه برای انجام هر وظیفه مدیریتی باید فناوری را هم به عنوان منبع ورودی جهت داشتن دیدگاهی استراتژیك و هم منبعی جهت شكل دهی روشها و رویه های عملیاتی در نظر گرفت.

● ذینفعان:

مدیریت تحقیق و توسعه مدیریت فناوری و مدیریت تكنولوژیكی همچنین از لحاظ نــــــوع شركت افراد درگیر در تصمیم گیریها و نحوه انجام فعالیتهای روزانه این افراد نیز با هم تفاوت دارند.
كاركنان و مدیران تحقیق و توسعه اساساً فعال در امر مدیریت تحقیق و توسعه هستند& اما اغلب كارها باید توسط افراد محقق& بخصوص حداكثر بهره برداری از بودجه تحقیق و توسعه كه قبلاً توضیح داده شد& انجام پذیرد.

تمامی شركتهای با سطح فناوری متوسط یا بالا خودشان فعالیتهای تحقیقـــــاتی خود را هدف گذاری می كنند در حالی كه شركتهای فاقد واحد تحقیق و توسعه توجهی به مدیریت تحقیق و توسعه نشان نمی دهند.

مدیریت پورتفولیوی استراتژی های فناوری یك شركت به وضوح نیازمند داشتن یك دیدگاه خاص برای تصمیم گیری است زیرا مسئولیت انجام فعالیتهای متفاوتی را با شركای داخلی و خارجی تجاری برعهده دارد. مدیریت فناوری در برگیرنده مدیریت بر مهندسان تكنسین ها& محققان واحدهای تحقیق و توسعه و فعالیتهای تولید است و بیشتر مرتبط با شركتهای با فناوری سطح بالا و متوسط است.

براساس تعریفی كه از مدیریت تكنولوژیكی ارائه شد& مدیریت تكنولوژیكی مرتبط با هرنوع استفاده به كارگیری یا خلق فناوری در درون سازمان است و مدیران عالی در كلیه سطوح كه در واقع تصمیم گیران اصلی در هر سازمانی هستند را در برمی گیرد. مدیریت تكنولوژیكی حتی در سازمانهای بدون واحد تحقیق و توسعه نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

▪ حوزه عملكرد: و سرانجام مدیریت تحقیق و توسعه مدیریت فناوری و مدیریت تكنولوژیكی مبنای تجزیه و تحلیل دیدگاه و موارد مدیریتی یكسانی نیز ندارند.

حوزه عمل مدیریت تحقیق و توسعه نسبتاً محـــدود است. سنجش میزان برنامه ها و پروژه های تحقیق و توسعه مبنای تجزیه و تحلیل مدیریت تحقیق و توسعه است. موارد اصلی حوزه عملكرد مدیریت تحقیق و توسعه شامل تعریف ارزیابی و طبقه بندی پروژه های تحقیـق و توسعه و سازماندهی بررسـی و پیش بینی آن است.مدیریت فناوری به پورتفولیوی فناوریهای یك سازمان رسیدگی می كند تا تمامی دارائیها و توانمندیهای فناوری در داخل سازمان انتشار یابد. بنابراین حوزه عملكرد مدیریت تكنولوژیكی فراتر از مدیریت تحقیق و توسعه بوده و به موارد بیشتری نظیر پیش بینی فناوری بررسی خلق و توسعه خریــــــــداری بهره برداری انتشار تجاری سازی انتقال به كارگیری و از رده خارج كردن فناوریهای یك سازمان می پردازد. مدیریت تكنولوژیكی در ارتباط با كلیه فعالیتهای مدیریتی نظیر فعالیتهای مالی بازاریابی منابع انسانی و تولید قرار دارد و در واقع در این دیدگاه فناوری منبع ورودی به كلیه فرایندهای مدیریتی سازمان است.

● گونه شناسی مدیریت تكنولوژیكی

به منظور نوع شناسی مدیریت تكنولوژیكی ابتدا ساختار سنتی رشته های مدیریت را بررسی و سپس از این چارچوب برای مواردی كه توسط مدیریت تكنولوژیكی پوشش داده می شوند استفاده می گردد.

رشته های مدیریتی اصلی و سنتی معمولاً در هفت دسته حسابداری و كنترل مدیریت مالی مدیریت عملیات و تولید بازاریابی مدیریت منابع انسانـی رفتار سازمانی و سیستـم هــای اطلاعات مدیریت طبقه بندی می شوند. این موارد در حوزه هایی گسترش یافته است. مثالهایی در این مورد شامل سیستم ها استراتژی ها مدیریت عمومی و كارآفرینی است. مدیریت نوآوری نیز در این تقسیم بندی جای می گیرد.

● موارد كلیدی

دیدگاه جامع به مدیریت تكنولوژیكی مستلزم رویكرد خاصی به فناوری و دیگر موضوعهای مدیریتی است. عمده ترین كاربردهای مدیریت تكنولوژیكی می تواند در حوزه های امور مالی و حسابداری تولید منابـع انسانی چگونگی ساختار سازمانی و سیستم های اطلاعاتی و بالاخره بخش بازاریابی و توزیع باشد. این یعنی همان نگرش جامع و حوزه جامع كاربردی مدیریت تكنولوژیكی. البته هدف این مقاله این نیست كه لیست كاملی از موارد كلیدی را ارائه دهد بلكه تنها می خواهد این دید را با چند مثال توصیف كند.

● حسابداری و ممیزی

در هنگام تولید یا به كارگیری فناوریهای سطح بالا واحد تجاری سعی می كند تا برخی از مزایای رقابتی را از طریق دارائیها و دانش فنی كلیدی خود به دست آورد. مدیریت تكنولوژیكی باید به طور متدولوژیك به ارزیابی عملی و گزارش دهی موضوعها بپردازد. در رابطه با فنون و روشهای حسابداری
TQM ممكن است در تعاریف اصول حسابداری كه باید برای مواردی نظیر سرمایـــه های فكری دارائیها و منابع غیرمادی و دانش فنی اندازه گیری ارزش داخلی و خارجی این موارد جمع آوری و تحلیل داده های مرتبط خصوصاً در زمینه صنایع با فناوری برتر به كار رود دخالت داشته باشد.

●امور مالی

مدیریت تكنولوژیكی باید مواد مرتبط با انتخابهای مالی ارزش گذاری مالی تامین منابع مالی توزیع منافع حاصل از سهام و نظیر آن را در نظر بگیرد. دو حوزه اصلی برای انجام تحقیقات در زمینه بررسی نتیجه تاثیر مطالعات برروی ارزش سهام شركت (آیا افشا و انتشار اطلاعات مرتبط با فناوری تاثیری روی ارزش بازار یك شركت به صورت مثبت یا منفی دارد) و سیاستهای مالی (سیاستهای مالی شركتهای با سطح فناوریهای بالا باید با شركتهای دارای سطح پایینی از فناوری متفاوت باشد) وجود دارد.

●منابع انسانی و ساختار سازمانی

موارد كلیدی كه در بخش مهارتهای فردی و آموزشی باید به آن توجه كرد عبارت از چگونگی استخدام توسعه افزایش توانائیهای ذهنی افراد در یك محیط متغیر پیش بینی توانائیهای جدید مورد نیاز برای فناوریهای جدید و هزینه های آموزشی بلندمدت و در مورد عملكردهای فردی سوالهای مهم در این زمینه پیرامون مسائلی چون افزایش كارایی گروهی افزایش انگیزه افراد چگونگی استقرار افراد در یك سازمان با سطح فناوری بالا و انعطاف پذیری شغلی است و در خصوص رفتار گروهی حوزه های مهم آن مدل سازی درك و تصور افراد از مدیریت فناوری داخلی فرهنگ سازمانی و فناوری است.

تاثیرات دیگر فناوری بر روی سازمان كه شناخته شده است و در هرجایی به عنوان یك عامل نجات بخش از آن صحبت به میان می آید عبارت از فناوری و خلاقیت طراحی و انتخاب اطلاعات و روشهای انتشار آن راههای دستیابی و استفاده از اطلاعات فناوری و یادگیری سازمانی است.
مدیریت عملیات تولید و مدیریت سیستم های اطلاعاتی: در این رابطه برخی از مواردی كه تحقیقات بیشتری در مورد آنها نیاز است عبارتند از:

تاثیر فناوری اطلاعات بر انعطاف پذیری سیستم های تولیدی؛

تاثیر فناوری اطلاعات بر توسعه تولید نظیر نمونه سازی سریع یا استفاده از
CAD/CAM

تاثیر فناوری اطلاعات بر پشتیبانی و تدارك تولید.

● بازاریابی

معرفی ملاحظات تكنولوژیكی در رشته بازاریابی تغییری اساسی در شیوه تفكر در این زمینه به وجود می آورد. در حالی كه بازاریابی غالباً با مسئله كشش بازار مرتبط است فناوری بیشتر با فشار نوآوری تكنولوژیكی مرتبط است. اصولاً بازاریابی فرایندی روبه پایین (مثلاً در خصوص تقاضا) است و هدف از آن نیز داشتن درك بهتری نسبت به نیازهای مشتری است. نقش نهایی بازاریابی كمك به ایجاد تمایز بین كالاهای نهایی تولید شده و یافتن جایگاهی ویژه برای كالاها از طریق انجام تبلیغات و فعالیتهای ارتقاء محصول است. در مقابل فناوری بیشتر مرتبط با میزان عرضه است تا میزان تقاضا و معمولاً به عنوان ابزاری جهت افزایش عرضه به كار می رود. با وجود این ایجاد متغیرهای تكنولوژیكی نه تنها از اهمیت بازاریابی نمی كاهد بلكه در مواردی بر اهمیت آن نیز می افزایــد. حداقل چهار حوزه به وسیله بازاریابی پوشش داده می شود:

- استفاده از فناوری به منظور كمك به فروش و تولید یا ارائه خدمات متفاوت؛

- بازاریابی برای فناوریهای سطح بالا (در زمینه قیمت تبلیغات خاص و توزیع)؛

- تاثیر فناوری اطلاعات بر شیوه تحقیقات بازار؛

- تاثیر فناوری اطلاعات بر شیوه تولید خدمات پس از فروش و نحوه توزیع.

●● نتیجه گیری

مدیریت تكنولوژیكی نیازمند طیف وسیعی از توانائیها در محیطهای عملیاتی از تحقیق و توسعه گرفته تا بازاریابی امور مالی و هر فعالیت سنتی دیگر مدیریتی است. مدیریت تكنولوژیك نیازمند داشتـن دیدگاهی میان رشته ای است و در نتیجه به پشتوانه ای از رشتـه های مختلف نیاز دارد. در حالی كه رسالت رشته های سنتی مدیریتی چگونگی تخصیص منابع است مدیریت تكنولوژیكی مجبور به تخصیص منابع نیست و در واقع هدف آن بیشتر دستیابی و تسلط بر شكل گیری تاثیرات متغیرهای تكنولوژیكی برروی كسب و كار است.

فناوری تنها به زمینه فعالیتهای تكنولوژیكی در سازمان محدود نمی شود و مدیریت تكنولوژیكی هدف جامع تری را نشانه می رود و حتی با ذینفعانی كه تاكنون از آن استفاده نكرده اند و حتی از تنوع تكنولوژیكی بیمناك هستند (نظیر حسابداران و خبرگان امور مالی) نیز سروكار دارد.

الزاماً نیازی نیست تا یك شركت دارای واحد تحقیـق و توسعـه باشد تا به مدیریت جنبه های تكنولوژیكی بپردازد. بنابراین مدیریت تكنولوژیكی نه تنها مختص شركتهای با فناوری سطح بالا نیست بلكه به شركتهای دارای فناوری سطح پایین نیز مربوط می شود.

در هنگام تطبیق چنین دیدگاه فراگیری به مدیریت تكنولوژیكی مدیران باید به اندازه افراد خبره (فناوری در مدیریت) آموزش ببینند تا توانایی شناسایی تجزیه و تحلیل درك و ارزیابی همزمان مسایل مدیریتی و تكنولوژیكی را داشته باشند. همچنین مدیران باید كاملاً قادر باشند كه در فرآیند تصمیم گیری در زمینه تغییرات تكنولوژیكی در دو سطح استراتژیك و عملیاتی یكپارچه و منسجم عمل كنند.

منبع : ماهنامه تدبیر

 

کلید      
هدایت     

 

خداوند مراقب تک تک الفاظی است که بیان می کنید

 

 

مايَلفِظُ مِن قَولٍ اِلاّ لَدَيهِ رَقيبٌ عَتيدٌ

                                                                   سوره ق ، 18

هیچ سخنی بر زبان نمی آورد ، جز آن که در نزد او فرشته مراقبی حاضر (برای نوشتن) است.

 

 

 

رقیب به معنای مراقب و عتید به معنای کسی است که مهیای کار است. غالب مفسران معتقدند که رقیب فرشتة سمت راست و عتید فرشتة سمت چپ ماست که همه چیز را می نویسند ، حتی ناله دردمند را به هنگام درد.

امام علی (ع) می فرمایند : ای بندگان خدا ، بدانید که از شما نگاهبانی بر شما گماشته و دیدبان هایی از پیکرتان برگزیده اند و حافظان راستگویی که اعمال شما را حفظ می کنند و نفس های شما را می شمرند ، نه تاریکی شب شما را از آنان می پوشاند و نه دری محکم شما را از آنها پنهان می سازد.

در جای دیگر فرموده اند : از خود مراقب و نگهبانی بر خود بگمار و از دنیای خویش برای آخرتت بهره ای برگیر.

 مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ، استاد اخلاق امام خمینی (ره) ، در مقدمه مراقبات خطاب به نفس خویش می گوید : ای بندة پستِ زبونِ بیهوده کار ، بدان که این روزان و شبان و اوقاتی که بر تو می گذرد ، از ساعتی که به این جهان پا نهاده ای تا هنگامی که از آن پا در کشی به منزله منزلگاه های تو به سوی وطن اصلی توست که برای اقامت و مجاورت و زندگانی جاوید در آن دیار آفریده شده ای و همانا پروردگار و مالک و صاحبِ اختیارات ، تو را به این خاطر به این سفر رهسپار فرموده تا فوائد بسیار و کمالات بی شماری به دست آوری...

پس اگر به رضا و خشنودی آفریدگارت عمل کردی و به نور هدایت او حرکت نمودی و به سفارش ها و اوامر او مراقب شدی ، از منافع این سفر تو را سودهای عظیم و فضای جسیمی عاید خواهد شد که تمامی حساب دانان بر شماره انواع و تعدد آن توانایی نخواهند داشت و هیچ یک از مهندسین جهان قدر عظمت آنها را اندازه نتوانند گرفت.

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

 فرهنگ، مهندسی فرهنگ و ابعاد آن

 

نويسنده: ابوالفضل ميرزاپور

 


 

 

واژه فرهنگ دو كاربرد اساسي دارد. در كاربرد اول برای ارجاع و اشاره به توليدات و فرآورده هاي عالي تمدن همانند، ادبيات، هنر و فلسفه به كار مي رود و لذا پويندگان آن را افرادي با تحصيلات عالي توصيف مي كنند، (يك انسان با فرهنگ) ، در كاربرد دوم، مردم شناسان و ساير جويندگان علوم انساني، خصوصيات هستي و تاريخ بشري را توصيف مي كنند همانند آفرينش و خلق ديدني ها، آداب و رسوم و نمودهاي مادي.
در تعريف اول با استفاده از وجود يا عدم وجود فرهنگ مي توان بين انسان و ساير انواع و از جمله حيوانات تمايز قائل شد. با توجه به كاربرد دوم يعني كاربرد علمي از فرهنگ مي توان 3 حوزه معنايي اصولي براي فرهنگ قائل شد.
الف. فرهنگ به عنوان يك مفهوم تكاملي
ب. فرهنگ به عنوان يك مفهوم توصيفي
ج. فرهنگ به عنوان يك شيوه زندگي يا رفتار انساني
الف. فرهنگ به عنوان يك پديده تكامل يابنده و تكامل دهنده:
در اين مفهوم، تغيير و توسعه فرهنگ با تغيير و توسعه جسم انسان مرتبط است و از زماني كه انسان شروع به ابزارسازي و استفاده از آن نموده است مي توان گفت كه به سمت تمدن حركت كرده است. مطالعه فرهنگ در اين حوزه با تحقيقات داروين بر روي تكامل جسماني انسان شروع مي شود.
ب. فرهنگ به عنوان يك مفهوم توصيفي:
مطالعات توصيفي فرهنگ تقريباً در آغاز قرن پنج و با رشد رشته علمي قوم شناسي (
Ethnology) شروع مي شود. در اين مفهوم يكي از مهم ترين مسائل مردم شناسان، توصيف فرهنگ هاست. آنها با فرهنگ گروه هاي نسبتا كوچك سروكار دارند همانند بوشمن ها، اسكيموها، قوم آزتك يا مايا. آنها همينطور ممكن است با خصوصيات فرهنگي حوزه هاي وسيع تر هم سروكار داشته باشند، مانند حوزه آفريقا و مطالعه مردم آفريقا. به طور كلي مي توان گفت كه در اين مفهوم مطالعه انواع متفاوت فرهنگ و در نهايت مطالعه اشكال و تغييرات رفتار انساني در زمينه فرهنگ، هدف قرار مي گيرد.
ج. فرهنگ به عنوان يك شيوه زندگي:
فرهنگ در اين مفهوم، دليل و شاهدي براي موقعيت بي مانند انسان در ميان حيوانات تلقي مي شود. چرا كه شامل توانايي هايي است كه مختص انسان است همانند توانايي فكر كردن، بكارگيري زبان، طراحي، توليد و خلق اشياي جديد و ايده هاي جديد.
يادگيري و كسب تجربيات پيچيده در خلال زمان به پيدايش ايده ها و انديشه هايي مي انجامد كه تغيير آنها مي تواند مشكل باشد. تغييرات فرهنگي بسته به اينكه چگونه انسان عادات و انديشه هاي نياموخته را مي آموزد مي تواند متغير و به درجات مختلفي موجود باشد و نبايد فراموش كرد كه جذب فرهنگ به طور خودكار انجام نمي شود و به خاطر ماهيت نمادي و تعاملي رفتار انسان، آنها مي توانند عناصر فرهنگي ارائه شده را بپذيرند، رد كنند و يا به ميل خود تغيير دهند.
د. فرهنگ در نظريات جامعه شناسي:
اين نكته در ابتدا قابل تاكيد است كه مفهوم سازي فرهنگ به عنوان يك مفهوم كليدي در جامعه شناسي بسيار ضعيف بوده است. به همين دليل نيز در نظريه هاي مختلف جامعه شناسي، فرهنگ از يك محرك اوليه تا يك عنصر ثانويه و پس مانده در نوسان است
استوات هال به نقل از (
Bellingtone) فرهنگ را به عنوان فعاليت هايي كه يك جامعه، طبقه و گروه خاص را در يك دوره تاريخي خاص مشخص مي كند، تعريف مي نمايد كه شامل ايدئولوژي هاي عملي است كه يك جامعه، گروه يا طبقه را قادر مي سازد كه به تجربه، تعريف و تفسير بپردازد و مفهومي از "شرايط وجود" را فراهم آورد.
(
Bella) فرهنگ را به عنوان "الگوهاي معنايي كه هر گروه يا جامعه براي تفسير و ارزيابي خود و محيطش به كار مي برد" تعريف و تبيين مي كند
 

 

 

مهندسي فرهنگی:
 

شناسايي اجزاء، نهادها، عناصر، مراكز، سازمان ها و دستگاه هاي كشور و تعريف روابط افقي، عمودي، مورب، رسمي و غيررسمي بين آنها،به طوري كه ايجاد نظم منطقي، موزون و پايدار بين اجزاي مختلف و كاركرد نهايي دستگاه هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي كشور هماهنگ با اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي بوده و داراي حداكثر كارايي و اثربخشي باشد را مهندس فرهنگي مي ناميم.
در تعريف كلي تر مي توان مهندسي فرهنگي را ساماندهي دستگاه هاي مختلف حول مولفه هاي اصلي فرهنگ و ايجاد تقسيم كار ملي در سه حوزه راهبردي (سياستگذاري ها و...) پشتيباني (قانونمند سازي و...) و اجرايي (پياده سازي و...) تعريف كرد.

 


 

مهندسی فرهنگی و حوزه های عمل:
 

1. مهندسي فرهنگي به معني تبيين ساختار فرهنگي موجود جامعه. به اين معني كه همين فرهنگي را كه در جامعه وجود دارد مهندسي كنيم و ساختارهاي آن را مشخص نمائيم تا در جهت كمال يا اصلاح و يا تقويت آن فرهنگ قدم برداريم.
2. مهندسي فرهنگي به عنوان طراحي ساختار فرهنگي جديد در جامعه. به اين معني كه قصد ما تبيين ساختار جديد فرهنگي، بدون در نظر گرفتن فرهنگ موجود در جامعه مي باشد. يعني طراحي و ساخت فرهنگي جديد.
"مهندسي فرهنگي" در حيطه وظيفه عهده دار آن مجموعه از تصميمات، اهداف، روش ها و راه هايي است كه در جهت تحقق خارجي احكام كلي تر فرهنگي مي باشد، يعني تلاش در مهندسي فرهنگي اين است كه تا طراحي و اجراي نقشه هاي دقيق و محدود در جهت بهبود جامعه فردا و جلوگيري از مشكلات فرهنگي آينده تلاش كند.


 

مهندسی فرهنگ:
 

چگونگي طراحي، تدوين و توسعه ابزارهاي مديريتي و نظام هاي خاص توسعه فرهنگي، در اين حوزه تبيين مي شود. مهندسي فرهنگي را مي توان معطوف به شيوه طراحي و عملياتي كردن نظام هاي ارزشي يك جامعه معرفي نمود. به طوري كه در اين روش تعميق، ترويج و توسعه باورها و ارزش هاي طيف گسترده مردم مطرح مي باشد.


 

 

"مهندسي فرهنگي" و تمايز آن با "مهندسي فرهنگ":
 

"مهندسي فرهنگي" با كمي تمايز از بحث "مهندسي فرهنگ" قابل تمايز است. اما اين نكته قابل تاكيد است كه "مهندسي فرهنگ" مقدم بر مهندسي فرهنگي است.
"مهندسي فرهنگ" شامل طراحي، نوسازي و بازسازي سيستم فرهنگ است" در حالي كه "مهندسي فرهنگي" به معني مشخص كردن كاركردها و متناسب سازي ساختار با آنها مي باشد. يعني مهندسي فرهنگي كشور به مفهوم مهندسي كلان كشور، نظام ها، سازمان ها، سياست ها، قوانين و سازوكارها بر مبناي اهداف فرهنگي است.
اما "مهندسي فرهنگي" يعني مهندسي كردن، مديريت كردن، سامان دادن و جهت دادن از نوع فرهنگي با معيارهاي فرهنگي و زاويه فرهنگي.
در تعاريف ذكر شده تاكيد بر اين است كه اجزاي فرهنگ با يك نظم خاص و در ارتباطي متقابل به دنبال يافتن اهداف مورد نظر باشند. يعني بايد به دنبال سر و سامان دادن و مطلوب تر نمودن فرهنگ جامعه باشيم و يا فراهم نمودن الگوهاي مناسب، فرهنگ مناسب را ارائه دهيم تا از نفوذ فرهنگ هاي ديگر جلوگيري كنيم.
در تعريف جامع تر "مهندسي فرهنگ" بخش سخت افزاري و "مهندسي فرهنگي" بخش نرم افزاري موضوع فرهنگ را تشكيل مي دهند.
به عبارت ديگر مهندسي فرهنگي يعني مهندسي كردن، مديريت كردن، سامان بخشيدن، جهت دادن و اندازه كردن از نوع فرهنگي با معيارهاي فرهنگي و در قالب فرهنگي از زاويه فرهنگ ديني.

 
منبع: خبرگزاری فارس

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست خود  شناسی

 

1) بعد از تماشای يك فيلم وحشت انگيز ، چه واكنشی از خود نشان مي دهيد ؟
الف: موضوع فيلم را جدی نمي گيريد و فقط از نظر تفريح و سرگرمي به آن مي نگريد .
ب: سعي مي كنيد از صحنه هاي وحشت انگيز فيلم سوژه اي براي تمسخر بدست آوريد.
ج: صحنه هاي وحشتناك فيلم فراموشتان نمي شود و تا مدتها از ياد آوري آنها به وحشت مي افتيد .

 

2) فرض كنيم با دوستي تازه آشنا شده ايد كه مورد توجهتان است .چه رفتاري با او در پيش ميگيريد ؟
الف: سعي مي كنيد خودتان باشيد و آگاهانه و واقع بينانه خصوصيات اخلاقي و روحي او را بشناسيد و خودتان را آنچنانكه واقعاً هستيد به او بشناسانيد.
ب: با پرس و جو از او مي كوشيد به عقيده ها و سليقه هايش پي ببريد تا بر خلاف آنها كاري نكنيد و چيزي نگوئيد .
ج: هر چه او مي گويد مي پذيريد ، چون نمي خواهيد بر خلاف ميلش كاري انجام دهيد.

 

3) صبح كه از خواب بيدار مي شويد ميبينيد هوا خيلي بد است .عكس العمل شما چيست ؟
الف: اهميتي نمي دهيد ومثل هر روز از بستر بيرون مي آييد و آماده فعاليتهاي روزانه مي شويد.
ب: احساس كسالت و ناراحتي مي كنيد و چشمهايتان را دوباره بر هم مي گذاريد و نيم ساعتي بيش از هر روز مي خوابيد.
ج: بهانه اي مي تراشيد كه آن روز از كار و فعاليت طفره برويد.
 

4) كتاب هيجان انگيز و جالبي را خوانده ايد ، بعد از اتمام آن چه ميكنيد ؟
الف: به تحقيق درباره نويسنده اش مي پردازيد تا اگر كتاب ديگري هم از او منتشر شده است ، تهيه كنيد و بخوانيد.
ب: چند جمله جالب از كتاب را حفظ مي كنيد تا هنگام بحث و گفتگو با دوستان از آنها استفاده كنيد.
ج: تحت تاثير روحيات قهرمان كتاب قرار ميگيريد و تا مدتي رفتارها و عادتهاي او را تقليد مي كنيد.

5) از راديو خبر حادثه اسفناكي را مي شنويد ، عكس العملي كه نشان مي دهيد چگونه است ؟

الف: سعي ميكنيد اطلاعات بيشتر و دقيق تري درباره آن حادثه بدست آوريد.
ب: مضطرب و ناراحت مي شويد ، بدون اينكه كنجكاوي بيشتري از خود نشان دهيد.
ج: با ناراحتي ، به اظهار نظر ديگران و شايعاتي كه درباره آن حادثه ها سر زبانها مي افتد ، توجه مي كنيد.

6) فرم و آرايش موهايتان را عوض كرده ايد و اولين كساني كه قيافه تازه شما را مي بينند از آرايش جديدتان انتقاد ميكنند ، عكس العمل شما چيست ؟

الف: اهميتي به اين انتقادها نمي دهيد چون خودتان از اين آرايش جديد راضي هستيد.
ب: بعد از شنيدن انتقادهاي پي در پي ،جلوي آيينه ميرويد و با ترديد آرايش جديدتان را نگاه مي كنيد.
ج: فوري نزد آرايشگر مي رويد و از او مي خواهيد فرم موهايتان را عوض كند.

7) در حالي كه امشب قرار است با يكي از دوستان به سينما برويد ، دوست ديگرتان شما را به مهماني منزلش دعوت ميكند و در قبولاندن اين دعوت اصرار مي ورزد. شما چه ميكنيد ؟
الف: تسليم نمي شويد ،چون قولي را كه قبلاً داده ايد محترم ميشماريد.
ب: به دوست اولي خبر مي دهيد كه به سينما نمي رويد و دعوت دومي را مي پذيريد.
ج: بدون اطلاع به اولي ، تسليم اصرارهاي دومي مي شويد.
 

*****


جواب تست:
 برای اينكه از نتيجه اين آزمايش آگاه شويد ، ابتدا بايد ببينيد جوابهای شما اغلب از گروه * الف * يا * ب * يا * ج * است. اگر چهار جواب يا بيشتر در هر يك از 3 گروه داشته باشيد ، جزء آن گروه محسوب مي شويد. پس بگوييد جزء كدام گروه هستيد تا از نتيجه تست خود آگاه شويد !

گروه الف :
شما دارای شخصيت قوی و استواری هستيد و خيلي كمتر از آنچه در ديگران تاثير مي گذاريد ، تحت نفوذ آنها قرار ميگيريد.
شما ميدانيد چه مي خواهيد ، چه ميكنيد و به همين جهت شهامت و صداقت و اراده تصميم گيری قاطع را داريد.البته عده ای شما را مورد ملامت قرار مي دهند كه خيلي صريح و يكدنده هستيد ، اما اگر شما واقعاً به عقايد خود ايمان داشته باشيد ، انتقاد آنها بي اساس است.
با وجود اين سعي كنيد در عقايد خود دچار تعصب و لجاجت نشويد و روحيه كنجكاوی و سنجش خويشتن را از دست ندهيد.



 

گروه ب :
شما فردي خجالتي و درونگرا هستيد و غالباً براي ديگران بيش از خود ارزش قائل مي شويد . به همين جهت نيز چوب اين روش را مي خوريد.
خودتان باشيد و با شهامت از شخصيت و عقايد و خواسته هاي خود دفاع كنيد.اين همه به خاطر ناراحت شدن ديگران ، تن به رنج و سختي و ناراحتي و ناكامي ندهيد ، چرا كه همه دوستان و اطرافيان شما ارزش فداكاری را ندارند.



گروه ج :
شما غالباً ماسكي به چهره خود داريد و غير از آن هستيد كه نشان مي دهيد.شخصيت ضعيف و اراده سست و ناتوان بزرگترين مشكل شماست ، چون به شدت تحت نفوذ ديگران قرار ميگيريد و به هر شكلي در مي آييد.
بايد هر چه زودتر تصميم بگيريد و شخصيتي تازه برای خود بسازيد.

 

 متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

آفات عبادت

 

 

 

در مقابل عواملي که مايه کمال عبادت محسوب مي شوند، عواملي را نيز مي توان نام برد که آن را باطل و يا کم ارزش مي کنند.

 بعضي از اين عوامل عبارت اند از:
 

الف) ريا

ريا، مهم ترين باطل کننده ی عمل است. ريا، عبارت است از تظاهر و خودنمايي و اظهار عمل به انگيزه ي جلب توجه و ستايش مردم.(1) برخي ريا را فقط در عبادت مي دانند و برخي در همه ي کارهاي نيک.
ريا اقسامي دارد:
1-ريا در عقيده: به اين معناست که انسان در باطنش، معتقد به خدا و روز جزا نبوده و براي احکام الهي، ارزشي قائل نباشد، اما برای جلب قلوب مردم و يا دفع ضرر از خود، با زبانش اظهار دين داري مي کند. اين قسم از ريا، نفاق است و بدترين نوع ريا شمرده مي شود.
2- ريا در عمل: ريا در عمل ممکن است در اعمال و عبادات واجب يا مستحب يا در گفتار و معاشرت و يا در شکل و قيافه و ... باشد.
 

علل و عوامل ريا

1- عدم شناخت خداوند: اگر کسي واقعا خدا را شناخته باشد و بداند که همه ي عوالم و امور در دست اوست، ديگر به دست ديگران، چشم طمع نمي دوزد.
2- حب جاه و مقام: حب جاه و مقام، انسان را وادار به ريا مي کند تا بدين وسيله در انظار مردم، براي خود کسب آبرويي نموده و به مقامي برسد.(2)
ريا علاوه بر آن که باعث هلاکت انسان و کفر و شقاوت و خلود او در آتش مي شود، موجب نفاق و شرک، حبط اعمال، کوچک شمردن خداي تعالي و ... مي گردد.
 

 

علاج ريا

علمای اخلاق براي علاج ريا، دو راه کار ارائه نموده اند:
1- راه علمي: اگر انسان بداند کاري براي او مضر است، هيچ گاه آن را انجام نمي دهد، لذا اگر بفهمد که ريا باعث کفر و نفاق مي شود و شقاوت ابدي و خلود در جهنم را به دنبال دارد، هرگز چنين کاري نمي کند.
اگر هدف رياکار از کارهاي نيک، جلب قلوب مردم به خود است، بايد بداند که خداوند بر همه ي قلوب احاطه دارد و اگر رضاي خدا را جلب و خود را محبوب خدا کند، آن گاه صاحب قلوب (خداوند)، او را در انظار و قلوب مردم نيز محبوب مي کند.
2-راه عملي: انسان رياکار کوشش کند که کارهاي نيک را در خفا و پنهاني انجام دهد و پس از انجام کارهاي نيک، آن را مخفي نگه دارد و براي مردم آشکار نکند.
 

 

ب) عجب

يکي ديگر از مبطلات عمل و عبادت، عجب و خود بزرگ بيني است.
علامه مجلسي مي نويسد: عجب، بزرگ شمردن عمل خود است، در حالي که از خود و عملش راضي بوده به نحوي که خود را مقصر نداند، بلکه براي ايمان و عمل صالح که دارد، بر خداي بزرگ، منت گذارد. (3)
عجب، باعث مي شود انسان از تجربه و نظر ديگران استفاده نکند از حقيقت هميشه دور بماند و در نتيجه شکست بخورد. هم چنين باعث تسلط شيطان بر وي مي گردد و اعمال و عبادات را فاسد مي کند. امام سجاد (ع) در دعاي مکارم الاخلاق مي فرمايند: و عبدني لک و لا تفسد عبادتي بالعجب؛ خدايا! به من توفيق عبادت بده و عبادتم را با عجب، باطل مگردان.
از امام باقر(ع) روايت شده است که فرمودند: دو نفر داخل مسجد شدند، يکي عابد و ديگري فاسق. چون از مسجد بيرون رفتند، فاسق از جمله ي صديقان بود و عابد از جمله ي فاسقان. سبب اين بود که عابد به عبادت خود مي باليد و فاسق در فکر پريشاني از گناه و استغفار بود.(4)
راه علاج عجب اين است که شخص درباره ي خويش و ابتدا و انتهاي خود بينديشد و ببيند از کجا آمده و سرانجام کارش به کجا منتهي مي گردد. از طرف ديگر، به عظمت و قدرت نامتناهي حضرت حق، نظري افکنده و به عجز خود در همه ي زمينه ها بينديشد. ضمن اين که بايد به دنبال علل و عوامل اين صفت برود و در صدد رفع آن ها برآيد.
اگر انسان از کثرت عبادتش، عجب پيدا کرد، به خود بگويد: تو هر چه عبادت کني، به پاي شيطان نمي رسي، زيرا او شش هزار سال خدا را عبادت کرد ولي به دليل يک تکبر بي جا، همه آن عبادت ها را يک جا باطل نمود و مورد لعن حضرت باري تعالي قرار گرفت.
 

 

ج) عدم استمرار عبادت

موقتي بودن عبادت و بي دوامي آن، يکي ديگر از آفات عبادت و مايه ي کم ارزشي آن است. عبادات و اعمال در صورتي مفيد است که استمرار داشته باشد؛ چنان که در احاديث آمده است: هر عمل نيکي را که شروع مي کنيد، حداقل آن را تا يک سال ادامه دهيد، (5) که تأثير عمل در تداوم آن است.
پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: آفة العبادة الفترة؛ (6) آفت عبادت، سستي در انجام دادن آن است.
در حديث ديگري آمده است: مداومت بر کار خير، آثار خوبي در پي دارد؛ از جمله: ترک گناه و کارهاي زشت، حصول يقين و ...(7)
 

 

د) گناه 

گناه؛ يعني سرپيچي از فرمان خدا؛ يعني افعالي را که انسان به آن امر شده ترک کند و افعالي را که از آن نهي شده، انجام دهد.
بر اساس آيات و روايات، گناه باعث از بين رفتن اعمال و عبادات مي شود. امام صادق(ع) فرمودند: گناه، انسان را از عبادت و تهجد، محروم مي سازد و لذت مناجات با خدا را از او سلب مي کند، و تأثير گناه، از کارد برنده، سريع تر است.(8)
اگر انسان از کثرت عبادتش، عجب پيدا کرد، به خود بگويد: تو هر چه عبادت کني، به پاي شيطان نمي رسي، زيرا او شش هزار سال خدا را عبادت کرد ولي به دليل يک تکبر بي جا، همه آن عبادت ها را يک جا باطل نمود و مورد لعن حضرت باري تعالي قرار گرفت.
در حقيقت کسي که مرتکب گناه مي شود، ساخته ي خود را تخريب مي کند و کشته ي خود را مي سوزاند. رسول خدا (ص) فرمود: کسي که سبحان الله بگويد، خداوند در بهشت درختي براي او مي کارد. مردي برخاست و عرض کرد: پس ما درختان زيادی در بهشت داريم، پيامبر (ص) فرمودند: آري، ولي مبادا که آتشي به سوي آن ها روانه کنيد و همه را بسوزانيد.(9)
 

پي نوشت:

1- محمدرضا مهدوي کني، نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي، ص 435.
2- درس هايي از اخلاق اسلامي، ص 233.
3- بحارالانوار، ج 72، ص 306.
4- خلاصه ي معراج السعاده، ص 58.
5- اصول کافي، ج 2، ص 82.
6- بحارالانوار، ج 77، ص 68.
7- تحف العقول، ص 14.
8- جامع السعادات، ج3، ص 48.
9-آموزه های بنيادين علم اخلاق، ج 1، ص 255.

 

منبع : مجله  معارف اسلامی

 

پیامک      

 

پیامک ميلاد امام زمان (ع)

 تهیه کننده : مرضیه عاقبت بخیر

 

 

 

این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود

مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

 

برخيز! كه حجّت خدا مى ‏آيد

رحمت زحريم كبريا مى ‏آيد

از گلشن عسكرى گذر كن، كامروز

بوى گل نرگس از فضا مى‏ آيد

 

دلها ز هجر روی مهت چون شکسته اند

چشمان به راه آمدنت بس که خسته اند

خیل عظیم منتظــران با تمــام عشـــق

از عمق دل به یـاد ظهــورت نشستـه اند

 

روز ولادت گل خـــلاق سرمـــد است

او از تبار حیـدر و از نـسل احمد است

در آسمـان و زمین می رسـد به گـوش

میـــــلاد قـــــائم آل محــــــــمد است

 

خیزید و گل افشانید

گل در چمن افشانید

طاووس جنان آمد

سلطان زمان آمد

ای منتظران مژده که این منظر آمد

محبوب خدا حجت ثانی عشر آمد

سامــــرا امشب چه نازی می کند

بـــــر زمینهــا یکه تـــــازی می کند

روز میـــــلاد گـــل نــرگس زشـــور

آسمـــــان هم عشقبــازی می کند

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم هایت

این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

پیک صبا دارد به لب از شوق دیدار این سخن

بادا مبارک مقدمت یا سیدی! یابن الحسن

مهدی جان!

سئوالی ساده دارم از حضورت

من آیا زنده ام وقت ظهورت

اگر که آمدی من رفته بودم

اسیر سال و ماه و هفته بودم

دعایم کن دوباره جان بگیرم

بیایم در رکاب تو بمیرم

ای مدنی برقع و مکی نقاب

سایه نشین چند بُوَد آفتاب؟

منتظران را به لب آمد نفس

ای ز تو فریاد، به فریاد رس

مبارک باد میلاد تو، ای معراج خاکیان و ای سراج افلاکیان؛ ای آینه ایمان، یا صاحب الزمان!

 

میلادت مبارک باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو، هماره دعای فرج را زمزمه می کنند!

میلاد مهدی(عج) سفینه نجات و امید حیات، بر عاشقانش مبارک باد! امام حسین(ع) فرمودند: اگر زمان او (مهدی(عج)) را درک کنم، در تمام عمرم به او خدمت خواهم کرد.

 

یا مهدی(عج)! ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق! میلاد تو، قصیده بی انتهایی است که تنها خدا بیت آخرش را می داند؛ بیا و حُسن ختام زمان باش!

میلاد حجت خدا، دوازدهمین ساغر الهی بر منتظران جمالش مبارک باد!

میلاد ستاره سهیل آسمان امامت، تداعی کننده شادی لحظه طلوع طلعت نورانی اوست.

 

مهدی(عج)، بوستانی است از سرو رشید نرگس، از سلاله یاس فاطمه و از ریشه گل های محمدی.

 

خجسته باد بزم قدسیان در صبحی که آفتاب زمین و آسمان به زیر سقف خانه نرگس طلوع می کند.

 

شب میلاد تو، هنگامه گشودن پنجره های امید است به روی بغضِ ستم دیدگان بی پناه تاریخ.

میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار، بر عموم مسلمین جهان مبارک باد!

 

میلاد مهدی(عج)، مشعل هدایت و روشن گری، مبیّن حقیقت، بر اهل طریقت مبارک باد!

 

ای ماه فاطمه! به آن امید که از افق نور بازگشت تو را دریابم، همه شب ستاره می شمارم تا صبح دیدارت فرا رسد.

 

دردِ تو را به تنهایی نمی‏کشم که تمام سنگریزه‏های زمین، منتظر گام‏های تواَند تا کوه شوند و پرچم تو را در اوج عشق خود برافرازند و آن وعده محتوم، چه نزدیک است؛ اگر عاشق باشی

همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده‏ای و ببینم

همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند؟ حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد؟!

 

به امید روزی که متن تمام پیامک‌ها یک جمله باشد و آن: مهدی آمد.

کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟

 

مهدی جان! به روسیاهی‌مان نگاه نکن و به دستهایمان که خالی و گنهکارند، قلبمان را ببین که هر روز، صبح و شام تو را می‌خوانند.

 

تو خواهى آمد و یاس‏ها و نیلوفرهاى سرکش‏ را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل یاس‏هاى کبود خواهد بود.

 

مهدی جان بیا و دنیاى دل را به بوى خوش فطرت پر کن. دل‏هایى که همواره در سرزمین نیمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مکاشفه پرواز مى‏کنند

امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف

امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف

امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف

امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف

زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف

*میلاد نور مبارک*

 

مـژده‌ی آمـدنت  قیمـت جـان می‌ارزد

تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد

السلام عليك يا صاحب الزمان

بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است

 

سلام بر تو ای نور خدا

درود بر تو ای کشتی نجات

سلام بر چشمه  حیات و زندگی

ای امام زمان به فریادم برس

 

درود بر شما ای دعوت کننده‌ی مردم به سوی خدا

سلام بر میثاق الهی

درود بر تو در تمام ساعات شب و سراسر روز

سلام بر تو به هنگام صبح و شام

سلام بر فرزند نورهای درخشان

سلام بر مهدی امت‌ها

سلام بر عدل مشهور جهان

سلام بر ماه تابان

سلام بر خورشید تاریکی‌های پنهان

سلام بر ماه شب چهاردهم

سلام بر بهار مردم و خرمی روزگاران

سلام بر نور دیدگان مردم

خدایا با نور (امام مهدی) همه‌  تاریکی‌ها را روشن کن.

 

به شاد باش میلاد مهدی زهرا سلام‌الله‌علیها ظهورش را صلوات

تک ‌نغمه ‌ شادی ما در جشن میلاد مهدی زهرا سلام‌الله ‌علیها، دعای فرج است.

مهدیا! ما در جشن میلادت به شور دعا می‌خوانیم و به شوق اشک می‌ریزیم تا دیدارت.

 

امید آمدنت، تنها بهانه‌  جشن ماست ، مهدی زهرا.

مهدیا! مرا امید وصال تو زنده می‌دارد.

با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را یا مهدی

خدایا با نور امام مهدی، همه‌  تاریکی‌ها را روشن کن... (میلاد نور مبارک)

اوست که در انتظار تواست تا پرده‌ی غیبت را بدری و چهره‌ی دل‌آرایش را به مشاهده بنشینی، او غائب نیست؛ از هر حاضری حاضرتر است، این تویی که غائبی، تو باید حاضر شوی، او منتظر توست.

ای کاش تمام پنجره‌ها رو به تو باز می‌شدند.

آن‌گاه تمام خانه‌ها آفتابی بودند

ای طلوع چشم‌هایت دیدنی

غنچه‌  لبخندهایت چیدنی

وقتی طلوع می‌کنی، نیلوفران سر از سجده بر می‌دارند

قدم ‌هایت بوسه ‌گاه چشم‌هایمان ای گل نرگس

جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور می‌پیوست

میلاد نرگس پنهان گرامی باد

 

عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس

چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا

خجسته باد میلاد مولود نجات

طلوع نزدیک است اگر بخواهیم

ظهور تو زیباتر از ظهور همه‌ی زیبایی‌هاست

چشم به راه زیباترین بهاریم

خدایا انتظار چقدر دیر می‌گذرد

با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را

بیایید همه منتظر آمدنش شویم

 

قطعه‌ی گمشده‌ای از پر پرواز کم است

یازده بار شمردیم، یکی باز کم است

این همه آب که جاری است نه اقیانوس است

عرق شرم زمین است که سرباز کم است.

(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)

 

هر روزی که می گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم؛ اما به خود امام زمان چطور؟

 

سر راهت در انتظارم

برده هجرت صبر و قرارم

جز ظهورت ای گل زهرا

به خدا حاجتی ندارم

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات

بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا امر فرج شود مهیا بفرست

بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

 

شد نيمه ي شعبان و جهان گشت جوان

از مقدم پاك آن ولي سبحان

آن پرده نشين كاخ وحدت امروز

بنمود رخ از پرده و گرديد عيان

 

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است

پس چرا سلطان خوبان بي سپاه و لشکر است

با خبر باشــيد اي چشم انتظاران ظهــــور

بهترين سلطان عالم از همه تنهاتر است

اللهم عجل لوليک الفرج

برای تعجيل در فرجش در اين لحظات عزيز (شب) صلوات

 

خدايا تا به کي هجران مهدي

به دستم حسرت دامان مهدي

الهي هر بلا از حضرتش دور

الهي، من بلا گردان مهدی

 

آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد

شايد دعای مادرت زهرا بگيرد

آقا بيا تا با ظهور چشم هايت

اين چشم های ما کمي تقوا بگيرد

 

گفته بودم گربیایی مقدمت را گل فشانم

گل چه قابل مهربانم چشمهایم فرش راهت

بخوان دعاي فرج را دعا اثـر دارد

دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد

بخوان دعاي فرج را و عافيت بطلب

که روزگار بسي فتنه زير سر دارد

بخوان دعای فرج را که يوسف زهرا

ز پشت پرده ي غيبت به ما نظـر دارد

بخوان دعای فرج را به ياد خيمه ی سبز

که آخرين گل سرخ از همه خبر دارد

يکي از جمعه ها جان خواهد آمد

به درد عشق، درمان خواهد آمد

غبار از خانه هاي دل بگيريد

که بر اين خانه مهمان خواهد آمد

قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است

يازده بار شمرديم و يکي باز کم است

 

به امید روزی که متن اس ام اس ها این باشه: مهدی آمد، انتظارها هم سرآمد

 

منابع:

http://himeibadam.blogfa.com

http://mihandownload.com

http://www.3erat.com

http://goftomanedini.com

http://mobarezh.blogfa.com

www.sibtayn.com

http://sms4u.parsiblog.com

 

لينکهای    
 هفته      

 

پایگاه اطلاع رسانی حکومت جهانی امام مهدی (عج )

 

ویژه نامه میلاد حضرت مهدی موعود علیه السلام

 

  موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

 

اوقات شرعی همه شهرهای ایران

 

 تلاش و کار مضاعف علوی

 

کتابخانه الکترونیکی

 

فنون مدیریت

 

سروش