مجله شماره هفتاد  

شنبه 16 مرداد 1389 26 شعبان 1431 7 آگوست 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ 154 إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ 155 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ 156 وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ 157

ترجمه فارسي مکارم

سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد اين آرامش، بصورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهى از شما را فرا گرفت; اماگروه ديگرى در فكر جان خويش بودند; (و خواب به چشمانشان نرفت) آنها گمان هاى نادرستى -همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند; و مى ‏گفتند: آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مى ‏شود؟! بگو: س‏خ‏للّههمه كارها (و پيروزيها) به دست خداست! آنها در دل خود، چيزى را پنهان مى ‏دارند كه براى تو آشكار نمى ‏سازند; مى‏ گويند: اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم، در اين جا كشته نمى ‏شديم! بگو: اگر هم در خانه ‏هاى خود بوديد، آنهايى كه كشته‏ شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعا به سوى آرامگاه ‏هاى خود، بيرون مى ‏آمدند (و آنها را به قتل مى ‏رساندند) و اينها براى اين است كه خداوند، آنچه در سينه‏ هايتان پنهان داريد، بيازمايد; و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند; و خداوند از آنچه در درون سينه‏ هاست، با خبر است 154 كسانى كه در روز روبرو شدن دو جمعيت با يكديگر (در جنگ احد)، فرار كردند، شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهانى كه مرتكب شده بودند، به لغزش انداخت; و خداوند آنها را بخشيد خداوند، آمرزنده و بردبار است 155 اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! همانند كافران نباشيد كه چون برادرانشان به مسافرتى مى‏ روند، يا در جنگ شركت مى ‏كنند (و از دنيا مى ‏روند و يا كشته مى ‏شوند)، مى‏ گويند: اگر آنها نزد ما بودند، نمى‏ مردند و كشته نمى ‏شدند! (شما از اين گونه سخنان نگوييد،) تا خدا اين حسرت را بر دل آنها ( كافران) بگذارد خداوند، زنده مى ‏كند و مى ‏ميراند; (و زندگى و مرگ، به دست اوست;) و خدا به آنچه انجام مى‏ دهيد، بيناست 156 اگر هم در راه خدا كشته شويد يا بميريد، (زيان نكرده ‏ايد; زيرا) آمرزش و رحمت خدا، از تمام آنچه آنها (در طول عمر خود،) جمع آورى ميكنند، بهتر است! 157

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

 

تشكيل جهاد دانشگاهی به فرمان امام خمينی (ره) (1359 ش)

16-5-1389

 

 

انقلاب فرهنگی

در فاصله سال های 1357 تا 1359، یعنی پس از پیروزی انقلاب تا وقوع انقلاب فرهنگی، فضای دانشگاه ها هنوز آن طورکه باید با شرایط دوران بعد از انقلاب هماهنگ و هم سو نگشته بود. از این رو، امام خمینی رحمهم الله فرمان انقلاب فرهنگی را صادر کردند. در پی صدور این فرمان، برای تحقق بخشیدن به اهداف انقلاب فرهنگی و ضرورت ایجاد تحول در دانشگاه ها، ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد.

 

این ستاد برای ایجاد بازوی اجرایی قوی برای سازمان دهی و نظارت بر وضعیت مدیریت دانشگاه ها، شورای عالی جهاد دانشگاهی را تشکیل داد. این شورا نیز در شانزدهم مرداد ماه سال 1359، جهاد دانشگاهی را تأسیس کرد و از آن روز، جهاد دانشگاهی زیرنظر ستاد انقلاب فرهنگی، و بعدها شورای عالی انقلاب فرهنگی فعّال است.

 

پُل بین دانشگاه و جامعه

براساس تعریفی که در اساس نامه جهاد دانشگاهی آمده، این نهادْ پُلی میان دانشگاه و جامعه است. عمده ترین هدف جهاد دانشگاهی در حال حاضر، عینیتْ بخشیدن به آرمان های انقلاب اسلامی در سطح دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، تحقق اهداف انقلاب فرهنگی، گسترش گرایش دینی و مذهبی در بین دانشجویان، توسعه فنّاوری با بهره گیری از نیروهای متخصص داخلی برای حذف وابستگی های علمی ـ فرهنگی، و استقرار نظام آموزش عالی مبتنی بر ارزش های اسلامی در سطح دانشگاه هاست.

 

وظایف جهاد دانشگاهی

طبق مصوّبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و اساس نامه جهاد دانشگاهی، این سازمانْ نهادی است عمومی، غیردولتی و زیر نظرشورای عالی انقلاب فرهنگی که از لحاظ اداری دارای شخصیتی مستقل است. در این اساس نامه، به وظایف جهاد دانشگاهی اشاره شده است که گسترش تحقیقات و شکوفایی استعدادها، توسعه امور فرهنگی، تبلیغ و ترویج فرهنگ و هنر اسلامی در برنامه ریزی برای قشر جوان، ایجاد امکانات نشر و تألیف، انجام تحقیقات کاربردی و توسعه ای، حمایت از دانشجویان و پژوهش گران جوان، و توجه به اشتغال فارغ التحصیلانْ به عنوان مجموعه ای از وظایف جهاد دانشگاهی به چشم می خورد. جهاد دانشگاهی در سه حوزه آموزشی، فرهنگی و پرورشی به صورت عمده فعالیت دارد که هر کدام از این حوزه ها، شاخه های متعددی دارند.

 

کتاب و کتاب خوانی

توجه به کتاب و کتاب خوانی، یکی از سرفصل های مهم فعالیت های فرهنگی جهاد دانشگاهی است. به این منظور، این نهاد از سال 1362، تولید و انتشار کتاب را با هدف های کمک به دانشجویان برای دست یابی به منابع علمی، و ایجاد ارتباط با استادانی که آثار خود را از طریق امکانات جهاد دانشگاهی در اختیار جامعه دانشگاهی کشور قرار دهند، آغاز کرد. این نهاد به منظور پر کردن خلأ موجود در زمینه تولید کتاب، به تشکیل گروه های آموزشی پرداخت و با توجه به نیازهای دانشجویان و پیشنهادهای استادان و محققانْ به تألیف و ترجمه کتاب های درسی دانشگاهی پرداخت.

 

نقد کتاب

نقد کتاب، یکی از برنامه های جهاد دانشگاهی در دانشگاه هاست و واحدهای جهاد در دانشگاه ها، نقد و بررسی کتاب را به طور مرتّب در دستور کار خود قرار داده اند. این واحدها، با برپایی جلسه هایی با استادانِ نویسنده و دعوت از نویسندگان کتاب ها و تشکیل میزگرد، به نقد و بررسی کتاب ها می پردازند. علت این کار هم این است که آن ها معتقدند که دانشگاه محل بحث و پژوهش ونقد و نظر است و در غیر این صورت، تفاوتی میان دانشگاه و مقطع دبیرستان نخواهد بود.

 

جهاد دانشگاهی در کلام امام رحمهم الله

جهاد دانشگاهی، محصول مستقیم انقلاب اسلامی ماست و هدف آن، پیش رفت مراکز علمی و گسترش کمّی و کیفی تحقیقات در دانشگاه هاست. این نهاد با اعتقاد به این که تحقیقات، پشتوانه و اساس توسعه و رشد فنّاوری ملی است، گسترش تحقیقات و شکوفایی استعدادها را در سطح جامعه، در سرلوحه برنامه های خود قرار داده است. حضرت امام خمینی رحمهم الله دراین باره می فرماید: مهم ترین عامل در کسب خودکفایی و بازسازی، توسعه مراکز علمی و تحقیقاتی، و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصص است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به شرق و غرب درآمده و نشان داده اند که می توانند کشور را روی پای خود نگه دارند.

 

جهاد دانشگاهی در کلام رهبر

مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، در مورد جهاد دانشگاهی فرموده اند: مجموعه شما [جهاد دانشگاهی] یک حرفی زد که بحمداللّه این حرف، امروز تقریبا در کشور ثابت شده است. جهاد دانشگاهی از اول خواست بگوید که نیروهای مؤمن، حزب اللهی، انقلابی و کمر بستگان انقلاب آن چنان که دشمن می خواهد وانمود کند، عبارت نیستند از یک عده مردمی که از دانش، معرفت، تخصص و تجربه تهی هستند.

 

هم چنین ایشان در جای دیگری فرموده اند: تاکنون، کارنامه درخشان جهاد دانشگاهی نیز بیانگر آن است که این نهاد، تجلی گاه تعهد و فرهنگ ناب در محیط های علمی بوده است و نام جهاد، همواره با تبلور فرهنگ، معنویت وحفظ اصول وارزش های متعالی، عجین بوده است.

 

پدیدآورنده: محمود سوری

 

 

 

 

روز خبرنگار

17-5-1389

 

 

 

روز خبرنگار

 اشاره

در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان روز خبرنگار نامگذاری کرد. این روز ارزشمند اجتماعی، بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نویسندگان گرامی باد.

 

ابزار اطلاع رسانی

در روزگاری که از آن به عصر اطلاعات و فن آوری نام می برند، قطعا نقش خبرنگار به عنوان ابزار اطلاع رسانی، نقشی حیاتی و انکار نشدنی دارد. در دنیای کنونی با وجود فن آوری های ارتباطیِ پیشرفته و متعدد در امر دست یابی سریع به اطلاعات و منابع مختلف و با وجود درگیری هایی که به طور آشکار در بیشتر نقاط این کره خاکی فراگیر شده، کسب اطلاعات صحیح و قابل اطمینان، تنها از راه خبرنگارانی درست کار شدنی است. خبرنگاران که از مهره های اساسی این مهم به شمار می آیند، باید با قبول خطرهای فراوان،به واقعیت مسأله پی ببرند و آن را به مردمان برسانند.

 

ویژگی های خبر

حرفه خبرنگاری، باخبر سر و کار دارد و آن را به شیوه های گوناگون به مخاطبان خود می رساند. این خبر، باید ویژگی هایی داشته باشد تا مورد توجه بینندگان، شنوندگان و خوانندگان قرار گیرد. خبر خوب، خبری است که درست، روشن و جامع باشد. اگر خبر درست نباشد، مردم اندک اندک به خبررسان شک می کنند و منبع خبری خود را تغییر می دهند. در قرآن کریم هم می خوانیم: اگر فاسقی برایتان خبری آورد، بدون تحقیق حرفش را نپذیرید. نیز خبر باید با صراحت و روشنی، و به دور از ابهام و کنایه به دست مخاطب برسد. هم چنین خبری کامل است که به پرسش هایی که برای مخاطبانِ خبر به وجود می آید، پاسخ بدهد.

 

خبرنگار؛ واسطه مردم و مسئولان

در دنیای کنونی که همگان سرگرم کار خویش اند و چندان به عملکرد حاکمان و نقد و بررسی آن ها توجه ندارند، این خبرنگاران رسانه ها هستند که با تیزهوشی ودقت، نقش واسطه بین مردم و مسئولان را ایفا می کنند. آن ها، از یک طرف درد دل مردم را می شنوند و به مقامات بالا انتقال می دهند، و از سوی دیگر، پاسخ های مسئولان را به آگاهی مردم می رسانند. نقد عملکرد خوب یا بد حاکمان در رسانه ها، از دیگر وظایف خبرنگاران است که به بالندگی نظام و نیز پاسخگو بودن مسئولان یاری می رساند.

 

خبرنگاران دفاع مقدس

به راستی چه کسی می داند در زمان دفاع و جنگ تحمیلی، آن هنگام که رزمندگان در جبهه ها زیر بمباران اطلاعاتیِ رسانه های غربی و عربی بودند، چه کسانی خطر را به جان می خریدند و از بین گلوله ها، خمپاره ها و میدان های مین، گزارش و خبر تهیه می کردند؟ به بنیاد شهید انقلاب اسلامی که مراجعه کنی، نام 244شهید، 50 جانباز و 12 آزاده خبرنگار را ثبت شده می بینی. این عزیزان و همه خبرنگاران راست کردار دفاع مقدس، با از جان گذشتگی وارد معرکه نبرد حق علیه باطل می شدند و قلم و دوربین به دست، به ثبت وقایع می پرداختند تا آیندگان بدانند که جهانخواران و زورگویان چه بر سر ملت مظلوم و انقلابی ایران آورده بودند. یادشان هماره گرامی باد.

 

ویژگی های خبرنگار

به طور کلی خبرنگار در محل وقوع رویدادها، چشم و گوش رسانه و چشم و گوش مردم است. او باید با استفاده از ویژگی های خدادادی و نیز خصوصیاتی که در دوره های آموزشی دیده، به کشف حقیقت ها بپردازد و آن را در کمترین زمان به مخاطبان خود برساند. گاه خبرنگاران تیزهوشی پیدا می شوند که با توجه به حوادث پیش آمده و نیز تجربه های گذشته، به پیش بینی حوادث آینده می پردازند و به مردم، در مورد منافع ملی، اعتقادات و نیز فرهنگ حاکم هشدارهایی می دهند. خبرنگار خوب، خبرنگاری است که از خطر کردن نهراسد و همواره به دنبال کشف حقیقت باشد.

 

ذوق و استعداد

یکی از مهم ترین ویژگی های خبرنگار، داشتن عشق و علاقه و قریحه خبرنگاری است. بر این اساس، کسی باید وارد عرصه جذّاب و در عین حال پر مخاطره خبرنگاری شود که ضمن داشتن این استعداد ذاتی، از هنر واژه گزینی، شمّ خبری، حوصله زیاد و نگاه موشکافانه و دقیق نیز برخوردار باشد و با پرهیز از احساسات، بکوشد رویدادها را همان طور که اتفاق افتاده منتشر کند، نه آن طور که خود می خواسته اتفاق بیفتد.

 

سرعت

سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است. حساسیت کار اطلاع رسانی، نیاز مخاطبان به دانستن سریع و به موقع خبرها برای اتخاذ تصمیم درست و نیز افزایش رسانه ها و رقابت میان آن ها، بر ضرورت سرعت در کار خبررسانی افزوده است. کمترین تعلل در انعکاس سریع رویدادها، به کاهش اعتبار رسانه و در ادامه، مرگ رسانه و بی خاصیت شدن آن می انجامد. البته باید توجه داشت که هیچ گاه نباید سرعت انتشار را جانشین صحت و درستی خبر کرد؛ زیرا دروغ پراکنی، در نهایت به ضرر کمپانی خبری خواهد بود و اعتماد مخاطبان را به رسانه کاهش خواهد داد.

 

حق طلبی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی فرموده است: حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس. ویژگی حق محوری، حق طلبی و حق گویی، از مهم ترین ویژگی های یک خبرنگار موفق و خداترس است. در مقابل، سخن چینی، بدگویی و به جان هم انداختن مردمان، از ویژگی های نکوهیده ای است که هر انسان عاقلی از آن ها بیزاری می جوید. پس چه نیکوست که صاحبان بنگاه های خبری و نیز خود خبرنگاران، همواره به دنبال واقعیت باشند و از جنجال آفرینی و بد کردن مردم با هم بپرهیزند.

 

زندگی شهید محمود صارمی

شهید محمود صارمی، در سال 1348 در یکی از روستاهای اطراف بروجرد به نام چهار بره به دنیا آمد. شهید صارمی در کنکور سراسری، در رشته جغرافیای انسانی در دانشگاه تهران قبول شد و به همین علت تهران را برای زندگی برگزید. او پس از گذراندن چند ترم، از طریق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و مدت هفده ماه در آن جا ماند و سپس به دانشگاه بازگشت و به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1370 مشغول به همکاری با خبرگزاری جمهوری اسلامی گردید و سال 1371، در حالی که به تحصیلات خود در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید بهشتی ادامه می داد، ازدواج نمود.. او پس از چهار سال، به سمت دبیر سرویس فارسی ایرنا برگزیده شد. شهید صارمی در 26 دی ماه سال 1375 به عنوان مسئول دفتر خبرگزاری ایرنا در افغانستان، راهی مزار شریف شد و حدود دو سال بعد، در هفدهم مردادماه 1377، در نهایت مظلومیت به دست گروه طالبان به شهادت رسید. یادش گرامی باد.

 

دوست خوب

شهید محمود صارمی، مردم مظلوم افغانستان را هم چون خانواده خود دوست داشت. او با آن ها بر سر یک سفره می نشست و از درد و مشکلات ایشان رنج می برد. محمود به قدری با آن مردم مأنوس شده بود که درد آن ها را درد خود می دانست و در سرمای زمستان، لباس های گرم خود را به ایشان می بخشید. همسر شهید صارمی در مورد او می گوید: بهترین واژه ای که در مورد ایشان می توانم بگویم این است که شهید صارمی، یک دوست خوب برای من بود. او واقعا یک مدیر بود و در تمام مراحل زندگی، با برنامه ریزی عمل می کرد. پدر شهید صارمی هم در مورد او می گوید: شهید صارمی در دوران کوتاه عمر پربار خود، سختی های فراوانی کشید. خانواده صارمی از او تنها به عنوان یک دوست یاد نمی کند، بلکه او را انسانی قوی معرفی می کند که در همه زمینه ها استعداد داشت و یکی از افتخارات مردم بروجرد بود.

 

پدیدآورنده: سمیه سوری گلبرگ :: مرداد 1384، شماره 65

 

  

 

 

 

فرارسیدن ماه مبارک رمضان، هلال رهایی / حلول ماه مبارک رمضان

21-5-1389 

 

 

طلیعه رمضان

بار دیگر رمضان، ماه اُنس دوستان خدا از راه رسید و غریو شادی و همهمه عاشقان به آسمان برخاست و مژده اسارت شیطان و هوای نفسْ در همه جا پیچید. آری، آمد آن ماهی که به انتظارش بودیم؛ ماهی که جان را طراوتی دوباره می بخشد و روان آدمی را زنگار از چهره می شوید. طلیعه این ماه مبارک را بر ره پویان کوی حقیقت تبریک می گوییم.

 

 

رمضان، آغاز سال سالکان

آیت اللّه جوادی آملی، به نقل از سید بن طاووس، دانشمند بزرگ اسلامی، درباره بزرگ داشت ماه مبارک رمضان فرموده اند: عده ای اول سالشان فروردین است که تلاش می کنند لباس نو در بر کنند، مثل درخت ها که اول سالشان فروردین است و لباس های نو و تازه به تن می کنند. اول سال یک کشاورز، اول پاییز است که درآمد مزرعه را حساب می کند. تاجری که کارگاه تولیدی دارد، اول سال را در فرصت دیگری تعیین می کند، ولی آن ها که اهل سیرو سلوک اند، اول سالشان ماه مبارک رمضان است. آن ها به حساب رسی خود می پردازند که ماه رمضان گذشته، چه درجه ای از معنویت داشته و امسال چه درجه ای دارند؟ ماه مبارک رمضان، برای سالکان کوی دوست، ماه محاسبه است.

 

هم نوا با امام سجاد علیه السلام

پیشوای عارفان، حضرت امام سجاد علیه السلام در فرازهایی از دعای ماه مبارک رمضان چنین می فرمایند: خداوندا، ماه رمضان را از کارهای برگزیده و واجبات ویژه، قرار دادی؛ ماهی که آن را از میان دیگر ماه ها برگزیدی و از میان تمام زمان ها و روزگاران، آن را انتخاب نمودی و بر جمیع اوقات سال برتری بخشیدی و انتخاب آنْ به دلیل قرآن و نوری است که در آن ماه فروفرستادی و ایمان را در آن دو برابر ساختی و روزه اش را واجب و شب زنده داران را برای عبادت در آن ترغیب فرمودی و شب قدر را که از هزار شب برتر است، در آن عظمت بخشیدی. پس به فرمان تو، روزش را روزه می داریم و به یاری تو، شبش را به عبادت می پردازیم.

 

رمضان در بیان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله

پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله درباره فضیلت ماه رمضان فرموده اند: ماه رمضان، ماه خدای عزوجلّ است که در آنْ پاداش کارهای نیک دو برابر می شود و گناهان زدوده می شوند، ماه رمضانْ ماه برکت و افزایش، ماه بازگشت و انابه، ماه توبه و آمرزش گناهان، و ماه آزادی و رهایی از جهنم و دست یابی به بهشت است. پس ای مردم، در ماه رمضان از هر کار بد و حرامی دوری کنید و در آن بسیار قرآن بخوانید و تمام اوقاتش را به یاد و ذکر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماه ها باشد؛ چرا که بر دیگر ماه ها برتری دارد.

 

ماه رمضان، میدان مسابقه

خداوند متعال از انسان ها خواسته تا در مسابقه ای به نام مسابقه خیرات و خوبی ها شرکت جسته و در این گونه کارها، گوی سبقت را از یکدیگر بربایند. برخی از زمان ها، فرصت مناسبی برای تحقق این مسابقه معنوی است که ماه مبارک رمضان از آن جمله است. کریم آل محمد علیه السلام ، مجتبای شهر مدینه، در بیانی زیبا فرمودند: خداوند ماه رمضان را میدانی برای آفریدگان خود قرار داده تا بندگان، با طاعات خود و پیروی از خداوند، برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند.

 

شناخت ماه؛ قدم اول

به دست آوردن نگاه صحیح درباره رمضان، نخستین کاری است که درباره این ماه مبارک شایسته انجام است. در پرتوِ شناسایی جایگاه این ماه، انسان مؤمن هنگام حلول و تشریف فرمایی آن، می تواند از آن استقبال شایسته ای کند. در واقع با این شناخت، راه چگونگی برخورد با این ماه و نوع رفتار با آن هموار می گردد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز به اصحاب خود این مسأله مهم را گوش زد می فرمودند و هنگام حلول ماه مبارک رمضانْ با بیان جمله سبحان اللّه ! بنگرید که به استقبال چه چیزی می روید و چه به شما روی آورده است و تکرار آن، اهمیت شناخت این ماه را متذکر می شدند.

 

ماه پربرکت

یکی از اوصافی که برای ماه رمضان ذکر شده، واژه مبارک به معنای پربرکت است. در روایتی از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله آمده است که همانا ماه رمضان به سوی شما آمده است؛ ماهِ مبارک، ماهی که خداوند در آن روزه را بر شما واجب گردانید. کلمه برکت در لغت به معنای فزونی و رشدِ ثابت و دائمی است و ماه رمضان نیز فرصتی برای رشد کمالات در انسان پدید می آورد. با نگاهی از این دریچه به ماه عزیز رمضان و تأمّلی در نیازهای حقیقی انسان و رابطه او با خدا، به درستی می یابیم که ماه رمضانْ نه تنها موجب محرومیت و محدودیت نیست، بلکه عامل توسعه و پیشرفت وجود و تکامل انسانی نیز خواهد بود.

 

ماه خدا

ممکن است این سؤال در ذهن برخی ایجاد شود که چرا فقط ماه مبارک رمضان را به خدا اختصاص داده و از آن به ماه خدا یا شهراللّه تعبیر می کنند؟ در جواب این سؤال باید گفت که در عالم وجود، چیزی را نمی توان تصور کرد که از آنِ خدا و آفریده او نباشد و به پروردگار نسبت داده نشود، ولی گاهی به خاطر اهمیت و عظمت چیزی، آن را به خدا نسبت می دهند، مانند خانه خدا، کتاب خدا و ماه خدا؛ زیرا ویژگی هایی در آن ها یافت می شود که اختصاص به آن ها دارد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند: خداوند از میان آفریده هایش برگزیده هایی دارد... و ماه های برگزیده اش عبارتند از رجب، شعبان و رمضان.

 

لحظه های مُغتنم

زندگی انسان پُر از فراز و فرود است و حالات انسان، به تناسب شرایطْ دست خوش تغییر می گردد. در این میان، گاهی نسیم های خوش معنوی از کوی دوست به مشام می رسد و نوازش عطر دوستی، جان را رمقی دوباره می بخشد. حبیب درگاه الهی، حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، ما را خطاب کرده و فرمودند: پروردگار شما در دوران زندگی تان، لحظه های سودمندی پدید می آورد، پس آگاه و هوشیار باشید و خودتان را در معرض آن لحظه ها قرار دهید. شمیم دل نواز رمضان، یکی ازآن لحظه هاست که عاقل و عاشق را به استفاده کامل و سودمند از آن فرامی خواند.

 

رمضان و فرصت ها

در ماه مبارک رمضان، با تغییر شرایط زندگیِ عادی، فرصت های گوناگونی جهت رشد در بُعد معنوی برای انسان فراهم می گردد. فرصت توفیق، تلاش، برنامه ریزی و تنظیم اوقات، کسب معارف، توجه به قرآن، دعا و نیایش، کسب تقوا، آشتی با خدا، تقویت حسّ نوع دوستی، رفع کدورت ها، درمان بیماری های روح و جان، اصلاح شرایط، ایجاد انقلاب و سایر فرصت های طلایی، همه و همه از میوه های شیرین این درخت پُربار است.

 

 

سیره معصومان در ماه رمضان

 

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله

در روایات متعددی، از حالات ویژه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در ماه رمضان سخن به میان آمده است. در روایتی از ابن عباس می خوانیم که حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، نسبت به مردم بخشش و نیکی فراوان داشت و این ویژگی حضرت، در ماه رمضان فزونی می یافت. هم چنین از کارهای دیگر پیامبر در این ماه، عفو عمومی بوده، تا جایی که ابن عباس نقل می کند: زمانی که ماه رمضان می رسید، پیامبر خاتم اسیران را آزاد می کرد و گدایان را بهره مند می ساخت.

 

امام سجاد علیه السلام

زینت عابدان و عاشقان، امام سجاد علیه السلام ، در ماه رمضان حالاتی بس معنوی، و نمایان تر از سایر ماه ها می یافت. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: زمانی که ماه رمضان فرا می رسید، علی بن الحسین علیه السلام ، جُز با دعا، تسبیح، استغفار و تکبیر خداوند سخن نمی گفت و بدین ترتیب، تمام لذت و سخن هایش را با یاد معبود یگانه سپری می کرد.

 

امام صادق علیه السلام

دانای خاندان نبی، صادق آل محمد صلی الله علیه و آله نیز در ماه مبارک رمضان به تغییر برنامه عادی عبادت می پرداخت و تلاش خود را بر استفاده بیش تر از بهره های این ماه می گمارد. آن حضرت در سخنی شیوا می فرمایند: هنگامی که ماه رمضان از راه می رسید، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به نمازهای خود اضافه می کردند [و نماز مستحبی بیش تری می خواندند] و من نیز به نمازهایم می افزایم؛ پس شما [پیروان ما] نیز چنین کنید.

 

تلاوت آیات وحی

قرآن، راهنمای جامع انسان ها برای همیشه زمان است و شرط استفاده از آن، اُنس با این کتاب بزرگ و تدبّر در معانی آیات آن و سپس به کارگیری و انجام دستورات زندگی آفرینش می باشد؛ ازاین رو، بزرگان دین تأکید فراوانی بر تلاوت قرآن داشته اند که مقدمه ای برای سایر مراحل آشنایی با آن است. ماه مبارک رمضان، ماه بهار قرآن است و از نظر روحی، زمینه مساعدی برای انس بیش تر با قرآن وجود دارد؛ بر این اساس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله تصریح می فرمایند که: در ماه رمضان، زیاد قرآن بخوانید و برای تشویق به این امر، خداوند پاداش ویژه ای نیز برای تلاوت کنندگان قرآن در نظر گرفته که عبارت است از اعطای ثواب یک ختم قرآن، در برابر تلاوت حتی یک آیه.

 

آمرزش خواهی و دع

دوری از پروردگار، یعنی افتادن در ورطه نیستی و هلاکت و شقاوت ابدی. از این رو، برای قرار گرفتن مجدّد در بزرگ راه سعادت، ضروری است تا انسان های منحرف شده از این جاده، بازگشتی دوباره به آن داشته باشند و با آمرزش خواهی و پوزش طلبی، خود را به قافله سعادت مندان بازگردانند و چه بهانه ای نکوتر از یک مهمانی برای کسب رضایت میزبان حضرت علی علیه السلام فرمودند: در ماه رمضان، بسیار استغفار و دعا کنید؛ زیرا دعا باعث دفع بلا از شما می گردد و استغفار، گناهانتان را از بین می برد.

 

نمازهای مستحبی در ماه رمضان

ماه رمضان حرمت و احترامی دارد که هیچ شباهتی با سایر ماه ها در او نیست. تا می توانی در شب ها و روزهای این ماه، نماز مستحبی بخوان. امام صادق علیه السلام با این سفارش به یکی از بهترین یاران خود، ابوبصیر، او را به منبع فیض و کمال و معدن آرامش فراخواندند؛ چه این که نماز وسیله ای است برای یک ارتباط رسمی با خالق متعال و این ارتباط در ماه مهمانی خدا، حال و هوای دیگری دارد؛ چرا که بنده خود را بر سفره آقا و مولایش می بیند و شب و روز شاهد کرامت و لطف اوست و چنین بنده ای را نَسزد که راهِ خانه اغیار در پیش گیرد.

 

سفارش عارفان

عارف کامل و استاد بزرگ اخلاق، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، درباره تلاوت قرآن و دعا و ذکر در ماه رمضانْ در توصیه ای می فرمایند: از کارهای مهم در این ماه، قرائت قرآن و دعا و ذکر است که باید از هر کدام مقدار معیّن انتخاب و در هر روز انجام شود. در این انتخاب، اولویت با مواردی است که باعث افزایش نشاط انسان برای عبادت گردیده و در قلب او، فکر و نوری به وجود می آورد.

 

سحر بهترین وقت مناجات

از نظر قرآن کریم، بهترین زمان برای مناجات و استغفار، سحر است؛ از این رو خداوند در اوصاف مؤمنان در قرآن کریم می فرماید: [مؤمنان کسانی هستند که] در سحرکاهان به استغفار می پردازند. این سخن در شعر حافظ شیرازی چنین درخشیده است که

 

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ               از یُمن دعای شب و وِرد سحری بود 

 

و نزدیک به چنین معنایی را در تقاضای خود از خداوند میزبان، در روز هیجدهم ماه رمضان، مترنم می شویم: خدایا، مرا در این ماه نسبت به برکت های سحرهایش بیدارگردان و دلم را به روشنیِ فروغ سحرگاهانش روشن ساز....

 

پارسایی، برترین عمل

زمانی که حضرت علی علیه السلام به سخنان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله درباره فضایل بی کران ماه مبارک رمضان گوش قرار می دادند، برترین عمل این ماه را از حضرت رسول جویا شدند. پیامبر پارسایی و ایمان در پاسخ فرمودند: بهترین کار در این ماه، پرهیز از محرّمات خداست. انسان به آن چه خداوند حرام و ممنوع فرموده نزدیک نشود و نسبت به آن ها وارسته باشد.

 

سیره امام خمینی رحمه الله در ماه رمضان

سالکان و عارفان مقام الهی، هیچ گاه فرصتی چون ماه رمضان را به آسانی از دست نمی دهند، بلکه از آن نیز در راه نیل به اهداف مقدس خود بهره می برند. مقام معظم رهبری درباره سیره حضرت امام خمینی رحمه الله در ماه مبارک رمضان می فرمایند: امام رحمه الله برای ماه رمضان هیچ ملاقاتی نداشتند و بیش تر به خودشان می پرداختند؛ لذا بعد از ماه رمضان که انسان با ایشان ملاقات می کرد، محسوس بود که ایشان نورانی تر و معنوی تر شده اند و یقینا بسیاری از موفقیت های این انقلاب و این ملّت، ناشی از همان کانون جوشان منوّر بود.

 

روزه، همان صبر است

خداوند متعال در آیه 45 سوره بقره، مردمان را به مددجویی از دو چیز سفارش می کند؛ صبر و نماز.

 

امام صادق علیه السلام ، در تفسیر این آیه فرمودند که مراد از صبر، روزه است و هرگاه گرفتاری شدیدی به انسان رو آورد، روزه بگیرد؛ چرا که خداوند متعال امر به استمداد از نماز و روزه کرده است.

 

علامه طباطبایی، مفسر بزرگ قرآن در این باره می فرمایند: استعانت، یعنی مدد جستن و آن در جایی است که انسان به تنهایی نتواند از عهده مشکلات برآید و چون در عالم وجود، مددکاری جز خدا نیست، بنابراین کمک در برابر مشکلات عبارت است از اتصال و توجه و بازگشت به ذات مقدس پروردگار و این همان روزه و نماز است و در حقیقت این دو، بهترین وسیله برای این موضوع هستند.

 

روزه و آرامش روانی

یکی از فواید ذکر شده در روایات برای روزه و روزه دار، دسترسی به آرامش است. امام باقر علیه السلام در این باره می فرمایند که: روزه، آرامش بخش دل هاست. با قدری تأمل در این بیان نورانی، می یابیم که اگر روزه دارْ ضمن تحمل گرسنگی، به رفع نواقص اخلاقی خود بیندیشد و در جهت برطرف ساختن کدورت ها و رذایل اخلاقی بکوشد، ثمره ای بس گران بها از آنِ خود خواهد کرد که همان آرامش دل یا رسیدن به آرامش روانی است.

 

سلام بر رمضان

سلام بر تو ای رمضان که فانوس اعمال ما را به فروغ ابدی روشنی دادی.

 

سلام بر تو که دست ما را فشردی و از کوچه های پرپیچ و خم گناه عبور دادی و به سمت باغ های ناپیدا کران بردی. سلام بر تو که به همه پنجره ها یاد دادی سحرخیز باشند.

 

سلام بر تو که وقتی به خانه ما آمدی شادمان شدیم و روزی که روز جشن شده بود؛ پرندگان شادی از لب بام دل ما پریدند.

 

سلام بر تو ای انیس گرانمایه که در کنار نگاه بهاری تو غنچه های قلب ما گل های مهربانی شدند و خارهای گناه سرافکنده. سلام بر تو که آیینه دل ما را با زلالی سحر زدودی و بر سراشیبی لغزش ها دستاویزی مطمئن بودی.

 

روزه و رمضان در آیینه شعر فارسی

مبارک باد آمد ماه روزه  رَهَت خوش باد ای همراه روزه 

شدم بر بام تا مَه را ببینم  که بودم من به جان دلخواه روزه 

به جز این ماه، ماهی هست پنهان  نهان چون ترک در خرگاه روزه 

بدان مَه ره برد آن کس که آید  درین مَه خوش به خرمن گاه روزه 

رُخ چون اطلسش گر زرد گردد  بپوشد خلعت از دیباه روزه 

دعاها اندرین مه مستجاب است  فلک ها را بدرّد آه روزه 

چو یوسف ملک مصر عشق گیرد  کسی کو صبر کرد در چاه روزه 

سحوری کم زن ای نطق و خمش آن  ز روزه خود شوند آگاه روزه 

 

هلال صیام

الا که مژده رحمت دهد هلال صیام  هلا که ماه عبادت رسید و وقت قیام 

رسید آن مَه اعظم که لیلةُ القدرش  به از هزار مه و خوش تر از هزاران عام 

 

معرفی چند کتاب

1 ـ محمد حسین فیض کاشانی، برنامه ارتباط با خدا در ماه مبارک رمضان، تهران؛ انتشارات محمدی، 244 ص.

 2 ـ سید عبدالحسین دستغیب، ماه خدا، شیراز: مسجد جامع عقیق شیراز، 316 ص.

 3 ـ سید صالح رکنی، هدیه رمضان، تهران: نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 45 ص.

 4 ـ سید هاشم رسولی محلاتی، سخنی درباره روزه، نشر شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، 95 ص.

 5 ـ ـــــــــ، ضیافت اللّه ، نشر شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، 95 ص.

 6 ـ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، المراقبات، مترجم: ابراهیم محدّث بندرریگی، قم: انتشارات اخلاق، 552 ص.

 7 ـ سید احمد وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، تهران: سروش، 268 ص.

 8 ـ سید حسین موسوی رادلاهیجی، روزه، درمان بیماری های روح و جسم، قم: اسلامی، 278 ص.

 9 ـ جواد محدثی، سینای نیاز، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، 248 ص.

 10 ـ احمد صبور اردوباری، اهمیت روزه از نظر علم روز، دارالتبلیغ اسلامی، 264 ص.

11 ـ لطف اللّه صافی، عالی ترین مکتب تربیت و اخلاق یا ماه مبارک رمضان، تهران: صدر، 184 ص.

 12 ـ محمد حسن توکل، رمضان ماه قیام یا خودسازی برای عاشورا، قم: حُر، 47 ص.

 

 پدیدآورنده: ابراهیم اخوی گلبرگ :: آبان 1382، شماره 44

 

 

 

 

 

فضیلت ماه مبارک رمضان (روز اول ماه مبارک رمضان)

 

 

آب زنید راه را هین که نگار مى ‏رسد

مژده دهید باغ را بوى بهار مى ‏رسد

مولوى

 

 

آب حیات هستى

یاران و همراهان! سخن از محبوب‏ترین اوقات نزد پروردگار متعال است که ماهى نه زمینى و خاکى، که ملکوتى و آسمانى است و توصیف آن، عقل‏ها را حیران و جان‏ها را سرگردان و دل‏ها را شیفته و بى‏قرار مى‏سازد؛ حقا که در بیان نگنجد و در وصف ناید. به راستى، گزافه نخواهد بود اگر گفته شود رمضان، لطیفه غیبیه الهى در کالبد خاموش زمان است و آب حیاتى است در ظلمتکده فتنه ‏خیز خودخواهى که کام تشنه مشتاقان راستین را سیراب مى‏ کند و جگر تفتیده عاشقان هجران کش را به شهد مهنّاى وصال خنکى مى ‏بخشد.

ماهى که سید کاینات و سرور اولیا، محمد مصطفى صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله در وصف آن فرمود:

با برکت و مغفرت سوى دل‏ها مى‏خرامد و شکوهمندانه، چند صباحى در دل‏هاى مشتاقان مؤمن مى‏نشیند. آن‏گاه عزیمت مى‏کند و با وداعى، دل از آنان مى‏برد و تا سالى به فراقشان مبتلا مى ‏سازد.

 

دیر آمدى اى نگار سرمست

زودت ندهیم دامن از دست

معشوقه که دیر دیر بیند

آخر کم از آنکه سیر بیند

سعدى

 

ضیافت نور

به راستى چه توان گفت در وصف ماهى که سر آمد ماه‏ها و ایام است و روزها و شب‏هایش، برترینِ روزها و شب‏هاست. ماه ضیافت عشق که سفره نور و برکت آن، از عرش تا به فرش گسترده است و عاصى و مطیع را بر سر آن بار عام مى‏دهند.

ماهى که معشوق به پذیرایى عاشقان بى‏قرار آمده و خاکساران سر کوى خویش را به نوازش و ملاطفت مى‏خواند. بندگان به میهمانى پروردگار عزیز و قادر خویش مى‏آیند و جرعه جرعه نور و ضیا و بهجت و صفا به کام جان مى‏ریزند. خوشا احوال مشتاقان در این ماه.

 

سحرم دولت بیدار به بالین آمد

گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

قدحى در کش و سرخوش به خرابات خرام

تا ببینى که نگارت به چه آیین آمد

حافظ

 

 

وصف رمضان

محبوبا! ما را معذور بدار در کوتاهى و حیرانى توصیف مهمانى خویش. چه زیباست توصیف ماه خدا ز خدا شنیدن؛ ماهى که خود فرموده‏اى هیچ عمل کوچک و بزرگى در آن ضایع و تباه نمى‏گردد؛ خواب روزه‏داران در آن، عبادت؛ نَفَسشان، تسبیح؛ دعایشان، مستجاب و اعمالشان، مقبول درگاهت خواهد بود.

خوشا به حال روزه‏دارانى که با دهانِ از طعام بسته و کامى تشنه، لب به قرآن گشوده، با آیه آیه آن مدارج قرب و کمال را مى‏پیمایند؛ آنان‏که در پیروى از محبوبِ درگاه ازلى نبى اکرم اسلام صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله، با تشنگى و گرسنگى در این ماه شریف، تشنگى و گرسنگى هولناک محشر را به یاد مى‏آورند و با تذکر حال بینوایان و مستمندان، به یارى ایشان مى‏شتابند. پیران را اکرام و کودکان را ترحم مى‏کنند. پیوندهاى خویشاوندى را مستحکم مى‏سازند و در گفتار خویش دقت دو چندان مبذول مى‏دارند. بر سر سفره محبوب، حق نمک نگاه مى‏دارند و از معاصى و موجبات سخط و نارضایتى او مى‏پرهیزند و از یتیمان و بى‏پناهان دستگیرى مى‏کنند؛ که پیامبر اسلام صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله فرمود: آن‏که بر حال یتیمان مردمان رحم آورد، بر یتیمانش رحم مى ‏شود.1

 

نسرشته‏ام در گلم الاّ هواى دوست

سر تا به پاى من همه هست از براى دوست

دل از براى آنکه ببینم جمال او

لب از براى آنکه بگویم ثناى دوست

دست از براى آنکه به دامان او زنم

پا از براى آنکه روم در رضاى دوست

گوش از براى حلقه و گردن براى طوق

یعنى اسیر و بنده‏ام و مبتلاى دوست

فیض کاشانى

 

1 . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، مترجم: مهدى الهى قمشه‏اى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، خطبه

رسول اکرم، ص 313.

 

تمناى نیاز

یاران و همدلان! ماه مبارک رمضان، برترین اوقات و ایام سال و برترین اوقات این ماه، گاهِ نماز و قیام و قعود است در محضر یار که با نظر رحمت به بندگانش مى‏نگرد و مناجاتشان را مى‏شنود و نداى نیاز و زارى ایشان را لبیک مى‏گوید و حاجاتشان را روا مى‏دارد.

چه خوش است خلوت نماز و نیاز با محبوب کریم و داننده راز، مگر نه آنکه نبى مکرم محمد مصطفى صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله آنجا که حلول این ماه پر فیض را نوید مى‏داد، خطاب به جماعت مسلمانان فرمود:

بدانید و هوشیار باشید که روح و جان شما در بند زشتى‏هاى کردارتان است. پس جان‏هاى خویش را با استغفار و عذرخواهى از درگاه پروردگار، از قید و بند شیطان رها سازید و با سجده‏هاى طولانى، روى بر خاک عجز و نیاز نهید و بدین‏سان، بار گناهان از دوش خسته خویش برگیرید؛ زیرا خداى متعال به عزت خویش سوگند فرموده است که نمازگزاران و ساجدان درگاه خویش را عذاب نکند و به آتش غضب خویش نسوزاند.1

 

اى جوان سروقد گویى بزن

پیش از آن کز قامتت چوگان کنند

حافظ

 

1 . همان.

 

رمضان نزد اهل دل

ارزش و ارجمندى این ماه بزرگ تا بدان‏جاست که در احوال برخى بزرگان اهل معرفت آورده‏اند ابتداى این ماه عزیز را ابتداى سال خودسازى خویش به شمار مى‏آورده‏اند تا با شروع آن، عهد بندگى و عبودیت خویش را با خالق متعال تجدید و کوتاهى‏ها و فیض‏هاى از کف رفته را جبران کنند و با پرداخت خمس، به پاکیزگى و پاک‏سازى مالى خویش دست زنند تا بهترین بهره را از این ماه شریف برند و صفا و بهایى به کف آرند.

آرى به راستى گفته‏اند که: قدر زر، زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهرى.

 

عفو و آمرزش

وجود مبارک امام صادق علیه‏السلام در آخر شعبان و اول ماه رمضان، چنین به درگاه خالق متعال زمزمه و ناله مى‏برد:

الهى! موعظه‏ام فرمودى، ولى پند نگرفتم. از گناهانم بازداشتى، ولى دست برنداشتم. اکنون این منم که هیچ عذر و بهانه‏اى در پیشگاه ربوبى‏ات ندارم. پس از گناهانم در گذر اى کریم بخشایشگر. فَاعفُ عنى یا کریم.

الهى! بندگان را به علم بى‏کران تو آگاهى نیست و بر شناخت قدر و منزلت تو توانایى نه. حال آنکه همه نیازمند رحمت بى پایان توییم، پس روى خویش از ما بر متاب.1

 

من بنده عاصى‏ ام، رضاى تو کجاست؟

تاریک دلم، نور و ضیاى تو کجاست؟

ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشى؟

آن بیع بود، لطف و عطاى تو کجاست؟

خواجه عبد اللّه‏ انصارى

 

آن ‌گاه آن حضرت در ادامه راز و نیاز عاشقانه با محبوب، به موانع سیر معنوى انسان در مسیر کمال و معرفت اشاره مى‏فرماید که هر کدام به نوعى آدمى را از فیض و برکات معنوى محروم مى‏کنند؛ رذیلت‏هایى همچون شک و تردید، شبهه، مقاومت در برابر حق و حقیقت، ناامیدى از درگاه خدا، بیکارى، فخر فروشى، ریا، نفاق و کبر و گناه.2

 

اى واقف اسرار ضمیر همه کس

در حالت عجز، دستگیر همه کس

از هر گنهم، توبه ده و عذر پذیر

اى توبه‏ده و عذرپذیر همه کس

خواجه عبدالله انصارى

 

1 . سید بن طاووس، اقبال الاعمال، دار الکتاب الاسلامیه، 1349، ص 9.

2 . همان.

 

حسرت نابخشودگى

از بشارت‏هاى مهم در این ماه مبارک، لذت عفو و آمرزش الهى است. پس اى عزیز! تأمل کن که چگونه خواهى بود در شب و روز خود و چگونه اعضا و جوارح خویش را از معصیت‏هاى پروردگار باز مى‏دارى. مبادا که شب‏ها را به خواب بگذرانى و روزها را به غفلت از یاد خداى؛ که پیامبر مکرم الهى فرمود:

خداى متعال، آن کس را که ماه رمضان بر او بگذرد و مورد عفو و آمرزش الهى قرار نگیرد، نیامرزد.1

به‏راستى، چه حسرتى بیشتر ازآنکه آدمى مشمول فیض بخشایش کریمانه الهى واقع نگردد، حال آنکه نبى مکرم اسلام صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله فرمود:

در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان، هنگام افطار، حق تعالى هزار هزار کس را از آتش دوزخ آزاد مى ‏فرماید و چون شب جمعه و روز جمعه شود، در هر ساعتى، هزار هزار کس را از آن مى‏رهاند که هر یک مستوجب عذاب شده باشند و در شب و روز آخر ماه، به عدد آنچه در تمام ماه آزاد کرده است، آزاد مى ‏کند.2

 

اى کریمى که از خزانه غیب

گبر و ترسا وظیفه خور دارى

دوستان را کجا کنى محروم

تو که با دشمنان نظر دارى

سعدى

 

اى عزیز! مبادا که ماه رمضان بیرون رود و گناهان تو باقى مانده باشد و هنگامى که روزه‏داران مزدهاى خود را بگیرند، تو از شمار محرومان و زیان‏کاران باشى. بایسته است تقرب بجویى به سوى خداوند تبارک و تعالى، به تلاوت قرآن مجید در شب‏ها و روزهاى این ماه و نیز به نماز و جدّ و جهد کردن در عبادت و به جاى آوردن نمازها در اوقات فضیلت و کثرت دعا و استغفار؛ که: گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحب خانه چیست.

1 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 96، ص 350.

2 . مفاتیح الجنان، ص 313.

 

کلام آخر

الهى! اى خالق بى مدد و اى واحد بى‏عدد، اى ظاهر بى‏صورت و اى باطن بى‏سیرت، اى حىّ بى ذلت و اى بخشنده بى‏منت، اى داننده رازها، اى شنونده آوازها، اى بیننده نمازها، اى پذیرنده نیازها، اى شناسنده نام‏ها، اى رساننده گام‏ها، اى آگاه بر حقایق و اى مهربان بر خلایق، عذرهاى ما را بپذیر؛ که تو غنى‏اى و ما فقیر و بر عیب‏هاى ما خرده مگیر؛ که تو قوى اى و ما حقیر. از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

 

یا رب، دل پاک و جان آگاهم ده

آه شب و گریه سحرگاهم ده

در راه خود، اول ز خودم بى ‏خود کن

بى ‏خود چو شدم، ز خود به خود راهم ده

خواجه عبداللّه‏ انصارى

 

زیرنویس

1. اِنمَّا سُمِّىَ الرَّمَضانُ لِاَنَّهُ یَرْمَضُ الذُّنُوُبَ؛ رمضان به این سبب رمضان نامیده شده است که گناهان را مى‏سوزاند.1

پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

2. اِنَّ اَبْوابَ السَّماءِ تُفْتَحُ فى اَوَّلِ لَیلَةٍ مِنْ شَهرِ رَمَضانِ وَلا تُغْلَقُ الى آخِرِ لَیْلَة مِنْهُ؛ به راستى که درهاى آسمان در شب اول رمضان باز شده است و تا شب آخر ماه بسته نمى‏شود.2

پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

3. لَوْ یَعْلَمُ الْعَبْدُ ما فى رَمَضانِ لَوَدَّ اَنْ یَکُونَ رَمَضانُ السَّنَةَ؛ گر بندگان از برکت‏ها و حقایق ماه رمضان آگاهى مى‏یافتند، آرزو مى‏ کردند که رمضان یک سال باشد.3

پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

4. هنگامى که هلال ماه رمضان آشکار شود، درهاى دوزخ بسته گردد و درهاى بهشت گشوده شود و شیطان‏ها در زنجیر مى ‏شوند.4

پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

5. در ابتداى ماه رمضان، خداوند عزوجل به جبرئیل فرمان مى‏دهد که به زمین برو و شیاطین را در زنجیر کن تا روزه بندگانم را فاسد نکنند.5

پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

6. اِنَّ الشَقىَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرانَ اللَّهِ فى هذا الشَّهْرِ العَظیمِ؛ بدبخت کسى است که در این ماه بزرگ، از بخشش و مغفرت خداوند محروم گردد.6

پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

1 . محمد محمدى رى شهرى، میزان الحکمة، دفتر تبلیغات، چ 4، ج 4، ص 176.

2 . همان.

3 . همان.

4 . همان، ص 179.

5 . همان.

6 . همان، ص 180.

 

 

 

 

آثار و برکات روزه (روز دوم ماه مبارک رمضان)

 

 

گل‏عذارى ز گلستان جهان ما را بس

زین چمن، سایه آن سرو چمان، ما را بس

یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان، ما را بس

از در خویش، خدایا به بهشتم مفرست

که سر کوى تو از کون و مکان، ما را بس

حافظ

 

شیدایى در عبادت

بر اهل معنا پوشیده نیست که وجود آدمى را گوهرى تابناک در میان است که جان عالم، آن را فطرت نام نهاده است که وجود انسانى را هماره به اصل اصیل خویش متوجه مى‏سازد و یکى از جلوه‏گاه‏هاى پر فروغ آن، همانا لطیفه عبادت و بندگى است. هستى فرزندان آدم هماره با این لطیفه نهانى پیوند خورده است و هیچ‏گاه پهن دشت این کره خاکى، از عبودیت و بندگى خالى نبوده است؛ هم‏چنان‏که نخواهد بود. خالق متعال آن دم که انسان را آفرید، با دمیدن نغمه جان‏بخش الهى، رشته محبت خویش بر گردن او انداخت و بدین سان، شیفتگى و شیدایى آدم به خالق خویش آغاز شد و عبادت واقعى، همان شیدایى و شیفتگى است.

 

دلم جز مهر مهرویان طریقى بر نمى ‏گیرد

ز هر در مى ‏دهم پندش ولیکن در نمى ‏گیرد

چه خوش صید دلم کردى، بنازم چشم مستت را

که کس آهوى وحشى را از این خوش‏تر نمى ‏گیرد

حافظ

 

روزه؛ عبادت خاضعان

آدمى زاده آنجا که راه حقیقت در پیش دیدگانش به تیرگى فرو رفت و در ژرفاى مسیر خلقت و هدف اصیل آن به حیرانى و انحراف دچار گردید، اشکال مختلفى در عبادت‏ها ابداع کرد، ولى به واسطه آنکه از نهاد جان و از پس فطرت پاک او نشئت مى‏گرفت، از حقیقت خالى نمى‏بود. در میان این عبادت‏هاى اصیل و فطرى انسانى، روزه با تابناکى خاصى جلوه گر است. روزه از دیر باز در میان قوم‏ها و ملت‏هاى مختلف جهان رایج بوده و هر قومى بر سیاق فرهنگ و آداب و رسوم فطرى و مذهبى خویش، به نوعى به این جلوه‏گاه طاعت و خضوع پاى‏بند بوده است.

 

تاریخچه روزه

رومانى ‏ها و هندوها زیاد روزه مى ‏گرفتند و در پى ایشان، یونانى ‏ها و مصرى ‏ها. برهماییان، اول و چهارم هر ماه و نیز اول هر یک از فصل‏ها و روزهاى کسوف را به روزه اختصاص مى ‏دادند و بوداییان، اول، نهم، پانزدهم و بیست و دوم هر ماه را.

در کیش یهود، نهم آوریل و دهم و بیست و دوم ژوئیه، روزهاى وجوب روزه است و ایام وجوب روزه در غیر این موارد نیز به مناسبت اعیاد و رویدادهاى تاریخى و مذهبى، به بیست و پنج روز در سال مى‏رسد که در تورات، فصلى به عنوان روزه واجب مطرح است. همچنین در اقوام مختلف مسیحى، روزه با عنوان‏هاى گوناگون وجود دارد.1

برخى فیلسوفان یونانى چون فیثاغورث و افلاطون را چنین باور بود که بر اثر روزه، حالت‏هاى معنوى در روح ایجاد مى‏گردد که مقدمه الهام ‏هاى روحانى است. قبایل فراوانى از بومیان امریکا را اعتقاد بر آن بود که روزه براى کسب هدایت از روح بزرگ، ثمر بخش بوده و موجب تهذیب روح است. برخى قبایل نیز براى کسب موفقیت ‏هاى دنیایى، تقویت جسم به وسیله دعا و روزه را، ضرورى مى ‏دانستند.2

نقل است که عارفى گفته است: چندین سال خویشتن را در سیرى و گرسنگى بیازمودم. در ابتدا ضعف من از گرسنگى بود و قوّتم از سیرى، ولى پس از چندى، قوت من از گرسنگى بود و ضعفم از سیرى.3

1 . اتوبوخنگر، نقش روزه در درمان بیمارى ‏ها، مترجم: مهدى‏پور، انتشارات کعبه، مقدمه.

2 . مجله نگاه، ویژه‏نامه رمضان 80، ص 85.

3 . فریدالدین عطار نیشابورى، تذکرة الاولیاء، انتشارات بهزاد، 1376، چ 6 ، ص 305.

 

گرسنگى، محبوب‏ترین اعمال

آنچه در احادیث و اخبار و نیز سخنان اهل معرفت در فواید کم‏خورى و روزه‏دارى آمده، بسیار خیره کننده و شگفت ‏انگیز است. چنان‏که گویى آدمى را براى رسیدن به قله ‏هاى عبودیت و کمال، جز از مسیر گرسنگى کشیدن و تحمل کم‏خورى و پرداختن به فریضه روزه دارى، شاهراهى نباشد و هر چه از عبادات و راه‏هاى پرستش به جاى آورده مى‏شوند، همه و همه در پرتو نور این فضیلت روحانى، سودمند خواهد بود. رسول خدا، حضرت محمد مصطفى صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله در این‏باره فرمود:

با نفس خویش به وسیله گرسنگى و تشنگى مبارزه کنید؛ زیرا پاداش آن، مانند پاداش مجاهدان راه خداست و عملى نزد خداوند محبوب‏تر از تحمل گرسنگى و تشنگى نیست.1

نیز از آن حضرت منقول است که فرمود:

[دل] کسى که شکم خویش را پر کرده است، به ملکوت آسمان راه نیابد و برترین درجه نزد خداوند از آن کسى است که گرسنگى و تفکرش از همه بیشتر باشد و مبغوض‏ترین شما نزد خداوند، شخص پر خور و خواب است.2

عارفى ‏گوید: هیچ ‏روزى [افزونى] طعام‏وشراب بر نفس خویش‏ نبستم که درى به‏روى دل من از فایده علم و حکمت نگشودند و به قدر غذاى نفسانى، غذاى روحانى یافتم.

مردى به ابن سیرین گفت: مرا عبادت بیاموز. گفت: خوراکت چگونه است؟ گفت آن قدر مى ‏خورم تا سیر شوم. ابن سیرین گفت: این عادت چارپایان است؛ بر تو واجب است که روش خوردن بیاموزى، سپس آداب عبادت.3

1 . ملا محسن فیض کاشانى، محجة البیضاء، ج 5، ص 146.

2 . همان.

3 . عبدالصمد همدانى، بحر المعارف، حکمت، 1370، ص 112.

 

آثار و برکات روحى روزه

با توجه به گستره عظیم و زوایاى فراوان آشکار و پنهان روزه، سخن از آثار و برکات آن امرى بس مشکل مى‏نماید و مجالى وسیع مى ‏طلبد، ولى ذکر مهم‏ترین آثار روح‏بخش آن، ضرورى و غیر قابل چشم پوشى است و آن نیست مگر فایده‏ ها و برکت ‏هاى روحى که به واسطه این عبادت خاضعانه در روح و جان آدمى حاصل مى ‏گردد.

نفس گرسنگى واندرون از طعام خالى داشتن، در تکمیل نفس سالکان الى‏اللّه و حصول معرفت ایشان به پروردگار، آثارى شگرف و توصیف ‏ناپذیر دارد؛ چنان‏که در روایتى از سرور اولیا و انبیاى الهى، محمد مصطفى صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله آمده است:

با گرسنگى و تشنگى، به مجاهده نفوس خود برخیزید؛ زیرا این عمل را پاداشى است همچون پاداش مجاهده در راه خدا و هیچ عملى نزد پروردگار محبوب‏تر از گرسنگى و تشنگى نیست.1

نیز از آن حضرت است که:

ارزشمندترین شما در قیامت نزد خداى تعالى، آنانند که گرسنگى افزون‏تر کشیده و فراوان درباره پروردگار تفکر کرده‏اند.

باز هم از اوست که به یکى از یاران خویش فرمود:

چنان‏که بتوانى، هنگام مرگ، شکمت، گرسنه و جگرت، تشنه باشد؛ زیرا با چنین حالى مى‏توانى به درجاتى بسیار عالى نایل گردى و جایگاه تو در جوار پیامبران الهى خواهد بود؛ ملایکه از ملاقات روح تو مسرور مى‏گردند و خداى جبار بر تو درود مى‏فرستد.2

 

اندرون از طعام خالى دار

تا در او نور معرفت بینى

سعدى

 

1 . میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، المراقبات، دار المثقف المسلم، 1363، ص 95.

2 . همان.

 

آثار روزه در کلام الهى

در شب معراج و نزدیک‏ترین حالت‏هاى روحى پیامبر اسلام صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله به محبوب، پروردگار متعال در مقام بیان آثار و نتایج روزه به رسول مکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله خویش فرمود:

اى احمد! نتیجه و حاصل روزه، کم خوردن و کم گفتن و ثمره کم گویى، حکمت است؛ چرا که حکمت، معرفت را در پى خواهد داشت و معرفت یقین را و چون بنده به مقام یقین رسید، نزد او مهم نیست که چگونه شب را به صبح رسانیده، در سختى یا در آسایش و این همانا مقام رضاست.

آن کس که در تحصیل رضایت من کوشد، سه خصلت مهمش ارزانى کنم: اول شکرى که با هیچ جهلى آمیخته نباشد؛ دوم ذکرى که فراموشى در آن راه نیابد و سوم محبتى که هرگز علاقه غیر من را بر محبت من برنگزیند. نیز چون بنده‏ام مرا دوست داشت، من نیز او را دوست مى ‏دارم؛ در میان بندگانم مجبوبش مى ‏کنم؛ دیده قلبش را به جلالت و عظمتم مى ‏گشایم؛ در ظلمت شب و روشناى روز با او مناجات مى ‏کنم و سختى مرگ و حرارت جان کندن را بر او آسان مى ‏سازم تا آنکه به بهشت درآید... .1

1 . وافى، ج 3، ص 38.

 

روزه، پر پرواز تا ملکوت

اى یاران! بیایید چشم دل باز کنیم و بنگریم که تمامى این نعمت‏ها، الطاف و نعمت‏هایى است که مولاى کریم به خاصان اولیاى خویش مرحمت مى‏فرماید. چه نیکوست که در این ضیافت کریمانه الهى، کام جان را به زلال جان بخش الطاف و بخشش‏هاى پروردگار متعال تازگى بخشیم و از برکت و فیض این سفره گشاده بهره‏مند گردیم.

وه که چه زیبا و دل آراست مقام یقینى که آدمى، خوش و ناخوش دنیا را به یک‏باره پشت سر اندازد و بند بود و نبود این ملک فانى را از پاى دل بگسلاند. و نکوتر از آن، حصول مقام رضاست که انسان همواره خویش را در محضر یار انگارد و آینه دل را با یاد و ذکر او صیقل دهد و به برکت فیض روحى روزه، چون پرنده اى سبک‏بال، رخت ازاین جهان بربندد و به دیدار دوست نایل گردد؛ که حضرت دوست خود فرموده است:

اى روح آرامش یافته! به سوى پروردگارت باز گرد، در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است. پس در سلک بندگانم در آى و به بهشتم وارد شو. (فجر: 27 ـ 30)

 

خوش آن ساعت که دیدار تو بینم

کمند عنبرین تار تو بین

نبیند خرّمى هرگز دل مو

مگر آن دم که رخسار تو بینم

بابا طاهر عریان

 

صفاى دل

دیگر از فایده‏هاى روزه، صفاى قلب و نورانى شدن دل است. قلب مصفا به صفاى روزه، آمادگى فراوان براى تفکر مى‏یابد و همین تفکر طولانى، انسان را به معرفت خداى تعالى خواهد رساند؛ چنان‏که نبى مکرم اسلام صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله فرمود:

آن کس که شکمش را گرسنه نگه دارد، قدرت تفکرش افزایش یابد و به نتایج معرفت دست پیدا کند.1

1 . همان.

 

کنترل قواى نفسانى

تعدیل شهوات و کنترل قواى عصیانگر و گناه برانگیز وجود آدمى از فایده‏هاى شگفت‏ آور روزه و گرسنگى است. آنان که از ناتوانى در برابر هواهاى نفسانى و شهوت ‏هاى باطنى در رنج و اضطرابند، مى ‏توانند بهترین بهره را از این روزها و شب‏هاى پر فیض و برکت ببرند و از روزه براى کنترل غریزه‏ها و قواى خویش بهره جویند؛ چنان‏که حضرت رضا علیه ‏السلام، روزه را موجب در هم شکستن تمایلات و شهوت انسان قلمداد فرمود.1

 

اگر لذت ترک لذت بدانى

دگر لذت نفس، لذت نخوانى

هزاران در از خلق بر خود ببندى

گرت باز باشد درى آسمانى

سعدى

 

تعدیل مقدار خواب، از آثار و برکات دیگر روزه و گرسنگى است؛ چرا که خواب فراوان، موجب تضییع تنها سرمایه عظیم انسانى براى کسب کمال آخرتى و تحصیل معرفت اللّه‏ است و در مقابل، بیدارى آخر شب، موجب مهیا شدن براى نماز شب و رسیدن به مقام رضایت الهى است.

 

غافل مباش ار عاقلى، دریاب اگر صاحب‏دلى

باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را

سعدى

 

1 . میزان الحکمة، ج 5، ص 466.

روزه، نعمت الهى

پس اى عزیز! با آنچه در فواید و برکات روزه رفت، سرّ آنکه محبوب، ضیافت خاص خود را در این ماه براى بندگان خویش عنایت فرموده است، آشکار مى‏شود؛ چرا که کدام نعمت والاتر و گران‏مایه‏تر از شناخت و ملاقات پروردگار تواند بود و همانا گرسنگى، بسترى است مناسب براى نیل به این مقامات. بر اهل‏معنا روشن است که روزه، تکلیف شاق و خشک عبادى نیست؛ که شرافتى است که صاحب کرم به میهمانان نیازمندش عنایت فرموده و انجام آن، توفیقى بس عظیم و مستوجب شکر و امتنان در درگاه آن کریم مطلق است.

 پس این عبادت روح افزا را مشقت و سختى تلقى نکنیم و آن را چون نعمتى جان‏بخش در آغوش کشیم و آنچه در روز به واسطه تحمل گرسنگى و تشنگى از فضایل و مکارم به کف آوردیم، با پر خورى و افراط در افطار و سحر از کف ندهیم و با یاد فقیران و نیازمندان، هم‏درد آنان باشیم. باشد تا از گرسنگى و تشنگى محشر در امان مانیم.

 

کمال روزه

این عبادت پر معنا را شرطى است براى رسیدن به حقیقت و آن اینکه افزون بر تحمل گرسنگى و تشنگى، بایستى تمامى اعضا و جوارح ظاهرى و باطنى را به زلال این چشمه آب حیات، مصفا کرد؛ چنان‏که چشم را از نگاه نامحرم، گوش را از شنیدن صداى حرام و بدن را از تماس معصیت آلوده، پرهیز لازم است. به همین دلیل، در روایت‏ها، غیبت، دروغ، نگاه به نامحرم، فحش، ظلم و گناهان دیگر، باطل کننده روزه واقعى معرفى شده است.1 هر چند ارتکاب این امور موجب قضاى روزه نیست، مانع رسیدن به فیض معنوى روزه خواهد بود. پس باید هر عضوى از اعضاى انسان، بهره وافر و کامل از این ضیافت نورانى ببرد تا فروغ آن، در تمام اعضا و جوارح تا بنده گردد.

 

هان صیام آمد دلا از آن صفا باید گرفت

روزه در این ماه از امر خدا باید گرفت

باب رحمت باز شد، اکنون به آب دیدگان

گرد عصیان را ز رخ چون کهربا باید گرفت

معنى روزه نباشد اجتناب از اکل و شرب

روزه با چشم و زبان و دست و پا باید گرفت

 

در خبر است که نبى مکرم اسلام صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله در برابر زنى که به ظاهر روزه بود، ولى همسایه خود را دشنام مى ‏داد، غذایى حاضر ساخت و فرمود: از این طعام بخور. زن گفت: اى رسول خدا! من روزه دارم. حضرت فرمود: چگونه ادعاى روزه دارى مى‏ کنى؛ حال آنکه به همسایه ‏ات دشنام مى ‏دهى؟! بدان که روزه فقط خوددارى از خوردن و آشامیدن نیست؛ که پروردگار متعال آن را مانعى براى زشتى ‏هاى گفتار و رفتار مقرر فرموده است. چه اندکند روزه‏داران و چه فراوانند گرسنگان!2

 

روزه عام از شراب و نان بود

روزه خاص از همه عصیان بود

روزه‏هاى او بود از غیر دوست

هر چه مى ‏خواهد همه از بهر اوست

 

1 . محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشیعه، اسلامیه، چ 6، ج 7، ص 119، روایت 13.

2 . میزان الحکمه، ج 5، ص 472.

 

 

حال مشتاقان

خوشا حال آنان‏که خاضعانه به میهمانى محبوب مى‏شتابند و بر سر سفره یار، حق نمک نگاه مى‏دارند و دل در گرو مهر و محبت او سپرده، از موجبات غضب و نارضایتى او پرهیز مى‏کنند. خوشا عاشقى که وقتى فرصت روزه به پایان آید، چون کودکى که به تازگى متولد مى‏گردد؛ از میان گناهان خارج مى‏شود و با سعى جدید در محضر پروردگار به تلاش ایستد و این گونه حرمت ضیافت شکوهمند او را نگاه دارد.

 

تمناى حضور

الهى! در سرْ، خمار تو؛ در دلْ، اسرار تو و بر زبانْ، استغفار تو داریم. اگر جوییم، رضاى تو جوییم و اگر گوییم، ثناى تو گوییم.

الهى! فرمودى در دنیا بدان چشم که در توانگران مى‏نگرید، به درویشان و مسکینان نگرید.

الهى! تو کریمى و سزاوارترى که در آخرت بدان چشم که در مطیعان مى‏نگرى، در عاصیان بنگرى. الهى! ما را از فضل و کرم خود آن ده که آن به.

الهى! نه جز از شناخت تو شادى است، نه جز از یافت تو زندگانى؛ زنده بى تو چون مرده زندانى است. زندگانى بى تو مردگى است و زنده به تو، زنده جاودانى است.

الهى! در دل‏هاى ما جز تخم محبت مکار و بر جان‏هاى ما جز باران رحمت مبار.

این جهان و آن جهان و هر چه هست

عاشقان را کوى معشوق است و بس

گر نباشد قبله عالم مرا

قبله من روى معشوق است و بس

 

زیرنویس

1. لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ اِفْطارِهِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقاءِ رَبِّهِ؛ براى انسان روزه دار دو شادمانى وجود دارد: یکى هنگام افطار و دیگرى وقت ملاقات پروردگار خویش.1

حضرت امام صادق علیه‏السلام

2. اَلصَّائِمُ فى عِبادِةِ اللّهِ و اِنْ کانَ نائِماً عَلى فِراشهِ مالَمْ یَغْتَبْ مُسْلِماً؛ روزه دار همواره در حال عبادت و بندگى خداست، حتى هنگام خواب؛ (البته) مادام که غیبت مسلمانى را نکند. 2

پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

3. صُومُوا تَصِحّوُا؛ روزه بگیرید تا سلامت باشید.3

پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

4. اَلصِّیامُ اِجْتِنابُ المَحارِمِ کَما یَمْتَنِعُ الرَّجُلُ مِن الطَّعامِ و الشَّرابِ؛ روزه، خودنگه‏دارى از حرام‏هاى الهى است، همان گونه که انسان از غذا و نوشیدنى پرهیز مى‏کند.4

حضرت على علیه‏السلام

5. صَومُ القَلبِ خَیْرٌ (مِن) صِیامِ اللّسانِ و صِیامُ اللِّسانِ خَیْرٌ مِنْ صِیامِ البَطْنِ؛ روزه قلب بهتر از روزه زبان و روزه زبان نیز از روزه شکم برتر است.5

حضرت على علیه‏السلام

6. صَومُ النَّفسِ عَنْ لذّاتِ الدُّنیا اَنْفَعُ الصِّیامِ؛ روزه نفس از لذت‏هاى دنیا، سودمندترین روزه‏هاست.6

حضرت على علیه‏السلام

7. الصِّیامُ وَ الحجُّ تَسْکینُ القُلوبِ؛ روزه و حج، موجب آرامش دل هاست.7

حضرت باقر علیه‏السلام

8. اَلصَّومُ لى وَ اَنا اُجزى بِهِ؛ خداوند تبارک و تعالى مى‏فرماید: روزه از من است و من خود پاداش آن هستم.8

حضرت رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله

1 . میزان الحکمة، ج 5، ص 464.

2 . همان.

3 . همان.

4 . همان.

5 . همان.

6 . همان.

7 . همان.

8 . همان.

منبع:

شهد بندگی

شناسنامه

حسين‏زاده، احمدرضا، 1351 ـ

شهد بندگى / احمدرضا حسين‏زاده؛ [براى] مركز پژوهش‏هاى اسلامى صدا و سيما. ـ قم: صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران، مركز پژوهش‏هاى اسلامى صدا و سيما، 1384.

 

 

 

مديريت    
علوی     

 

تصمیم گیری و مدیریت علوی 

    امیر هوشنگ آذردشتی

 

 

امروزه بخش مهمی از وقت و کار مدیران صرف حل مشکل و تصمیم گیری می شود به طوریکه می توان گفت وظایف اساسی برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل نیز مستلزم تصمیم گیری است . 

تصمیم گیری ، فراگردی است که طی آن ، شیوه عمل خاصی برای حل مسأله یا مشکل ویژه ای ، برگزیده می شود[۱].

( استونر ، ۱۹۸۲)

امروزه بخش مهمی از وقت و کار مدیران صرف حل مشکل و تصمیم گیری می شود به طوریکه می توان گفت وظایف اساسی برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل نیز مستلزم تصمیم گیری است . بر اثر تصمیم ، خط مشیها ، جریان امور و اقدامات آتی مشخص شده ، دستورات لازم صادر می گردند بنابراین تصمیم گیری چهارچوبی برای عملکرد کارکنان سازمان فراهم می سازد و از این رو ، نقش بسیار مهمی در مدیریت ایفا می کند . این اهمیت تا بدانجاست که سایمون ، تصمیم گیری را مترادف مدیریت می داند و معتقد است که فعالیت و رفتار سازمانی ، شبکه پیچیده ای از فراگردهای تصمیم گیری است[۲]. همچنین یکی دیگر از صاحبنظران مدیریت به نام گریفیث ، تصمیم گیری را قلب سازمان و مدیریت تلقی می کند و معتقد است که تمام کارکردهای مدیریت و ابعاد سازمان را می توان بر حسب فراگرد تصمیم گیری توضیح داد.او معتقد است تخصیص منابع، شبکه ارتباطی ، روابط رسمی و غیر رسمی و تحقق اهداف سازمان به وسیله مکانیسمهای تصمیم گیری کنترل می شوند . از این رو ، تصمیم گیری به منزله کلید فهم پیچیدگیهای سازمان و عملکردهای مدیریت است[۳].

در مدیریت اسلامی نیز توجه بسیاری به امر تصمیم گیری شده است تا آنجا که امام علی (ع) تصمیم فرد را برابر با میزان عقل و اندیشه او می داند [۴]  ودر جای دیگر ، تصمیمی را که بر مبنای عقل و خرد اتخاذ شده باشد ، نجات بخش معرفی می نماید[۵

در قران ، سه مرحله برای تصمیم گیری بیان شده است : ۱) مشورت ۲) اتخاذ تصمیم ۳) توکل بر خداوند [۶].

مطالعه زندگی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام ، نشان می دهد که حتی با داشتن علم سرشار الهی و ارتباط با سرچشمه جوشان وحی ، هرگز در امور مهم بدون مشورت تصمیم گیری نمی کردند . خود پیامبر (ص) به این مطلب تصریح فرموده اند که : خدا و رسول او از مشورت بی نیازند اما خداوند آن را وسیله رحمت برای امت من قرار داد ، زیرا کسی که به مشورت بنشیند ، به پیشرفت و سعادت می رسد و هر کس آن را ترک نماید ، گمراه و سرگردان می شود [۷] .

امام علی (ع) در لزوم مشورت قبل از تصمیم گیری می فرماید : کسی که استبداد رأی داشته باشد ، هلاک می شود وهرکس با مردان بزرگ مشورت کند ، در عقل و دانش آنها شریک شده است [۸].

از آنجا که یکی از مهمترین مراحل فرایند تصمیم گیری ، گردآوری اطلاعات جامع و موثق برای اخذ تصمیم می باشد ، مشورت و نظرخواهی از دیگران به خصوص صاحبنظران و افراد مجرب می تواند کمک بزرگی در گردآوری اطلاعات باشد و شخصی که این گونه رفتار ننماید ، قطعاً دچار سرگردانی و پشیمانی خواهد شد . چنانچه امام علی (ع) می فرماید : مخالفت با نظر و مشورت دانشمندان با تجربه ، موجب سرگردانی و حیرت بوده و سبب پشیمانی خواهد شد [۹].

در مدیریت اسلامی ، تصمیم گیری تنها با اتخاذ تصمیم پایان نمی پذیرد بلکه پس از اتخاذ تصمیم باید به خدا توکل کرد و از درگاه لایزال الهی مدد خواست و امور خویش را بدو واگذار نمود البته پرواضح است که این واگذاری امور ( توکل ) پس از بررسی کامل اسباب و عوامل عرفی و عقلایی و تلاش فکری و عملی خود و دیگران (تصمیم گیری) خواهد بود .

گاهی در تصمیم گیری ممکن است فرد یا گروه تصمیم گیرنده به سبب مخاطرات ناشی از تصمیم ، ترس و وحشت داشته باشند و یا در نتیجه مردد باشند . توکل بر نیروی بیکران الهی ، ترس و وحشت و تردید را از بین می برد و دل انسان را آرام می سازد و این از ویژگیهایی منحصر به فرد تصمیم گیری در مدیریت اسلامی است .

به طور کلی علل و عواملی که سبب ضعف در تصمیم گیری می گردند عبارتند از : تردید و دودلی ، ترس و وحشت از نتایج تصمیمات ، تسویف (کار امروز را به فردا انداختن ) ، عدم اعتماد به نفس ، پیروی از وسواس و هوای نفس و احتیاط بیش از حد[[۱۰] که تمامی موارد مذکور را می توان با توکل بر نیروی بی کران الهی برطرف نمود . بنابراین اگر خالق حکیم می فرماید :

هر گاه به تصمیم رسیدید به خداوند توکل کنید ، به این علت است که از عوامل ضعف تصمیم گیری و نگرانی ها و ناآرامی های ناشی از آن در امان باشیم و بتوانیم تصمیماتی قاطع و استوار بگیریم .

قاطعیت در تصمیم گیری ، یکی از خصوصیات لازم برای مدیران می باشد و مدیر با این خصوصیت ، با برداشتن مشکلات از سر راه ، کاروان سازمان را هر چه سریعتر به سر منزل مقصود می رساند . البته نباید شلوغ کاریها ، بی گدار به آب زدنها ، استبدادها ، خشونتها و از موضع دیکتاتورها برخورد کردن را قاطعیت به حساب آورد . اینها تفاسیر غلطی است که از قاطعیت شده است و در مدیریت اسلامی جایگاهی ندارد .

می توان گفت آن گاه که مطالعات لازم برای انجام کاری صورت گیرد و پیشنهادها و نظرات دیگران جمع آوری شود و زمینه اجرای عمل از هر جهت فراهم شود ، تصمیم برخاسته از همه این تلاش های آگاهانه را با جدیت و جرأت ، در چارچوب قانون اجرا کردن ، قاطعیت نام دارد .

امام علی (ع) می فرماید : قاطعیت در تصمیم گیری ، نتیجه دوراندیشی است [۱۱]

تحقیق و بررسی در سیره حکومتی امام علی (ع) به خوبی مشخص می سازد که او حاکمی دلیر و مدیری قاطع بود و در اخذ تصمیم ذره ای هراس و تردید به دل راه نمی داد و در انتخاب والیان و حاکمان ولایات و سرزمین های اسلامی نیز ، چنین کسانی را برمی گزید لذا آن روز که مالک اشتر را به عنوان فرمانروای سرزمین مصر انتخاب می نماید ، او را چنین معرفی می کند :

همانا مالک ، در برندگی و قاطعیت ، چون شمشیری از شمشیرهای خداوند است که تیزی آن کند نمی شود و به هر جا که فرود آید ، ضربت آن بی اثر نیست [۱۲].

 

 .................................................................

 ۱) مدیریت عمومی ص ۲۳ .

۲) مقدمات مدیریت آموزشی ص ۳۳ .

۳) همان منبع ص ۳۴ .

۴) اصول و مبانی مدیریت اسلامی ص ۵۵ .

۵) غرر الحکم و درر الکلم آمدی ص ۵۵ .

۶) سوره آل عمران آیه ۱۵۹ .

۷) تفسیر درّالمنشور ج ۲ ص ۹۰ .

۸) نهج البلاغه حکمت ۱۶۱ .

۹) نهج البلاغه عبده ج ۱ ص ۹۳ .

۱۰) اصول و مبانی مدیریت اسلامی ص ۸۹ .

۱۱) غرر الحکم و درر الکلم آمدی ص ۱۲۱ .

۱۲) نهج البلاغه نامه ۳۸ 

 

 منبع :  مدیرستان 

 

 

جمله      
 مديريتی
    

 

گذشته گران

 

 

هيچ انسانی آنقدر ثروتمند نيست كه بتواند گذشته اش را بازخريد كند.

 

No man is rich enough to buy back his past.

 

 اسكار وايلد

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

طهارت و اصالت

در اهميت طهارت و اصالت دينی خانوادگی مديران:

 

 

فانهم اکرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقل في المطامع اشراقا و ابلغ في عواقب الامور نظرا

زيرا اخلاق آن ها بهتر و خانواده آن ها پاکترند و همچنين کم طمع تر و در سنجش عواقب کارها بينا ترند.

 

(نهج البلاغه/نامه 35)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

چگونه جای مناسب برای كارمند جديد را تشخيص دهيم؟

 

 

برای جايابی كاركنان جديد، مراحل زير را اجرا كنيد:
1. 400 آجر را در اتاقي بسته بگذار.
2. كارمندان جديد را در اتاق بگذار و در را ببند.
3- آنها را ترك كن و بعد از 6 ساعت برگرد.
4- سپس موقعيت ها را تجزيه تحليل كن:
الف: اگر آنها در حال شمردن آجرها هستند، آنها را در بخش حسابداري بگذار.
ب: اگر آنها برای دومين بار در حال شمردن آجرها هستند، آنها را در بخش مميزی بگذار.
پ: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته كرده اند،(به هم ریخته اند) آنها را در بخش مهندسی بگذار.
ت: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب كرده اند آنها را در بخش برنامه ريزی بگذار.
ث: اگر آنها آجرها را به سمت يكديگر پرتاب مي كنند آنها را در بخش اداری بگذار.
ج: اگر خواب هستند، آنها را در بخش حراست بگذار.
چ: اگر آنها آجرها را تكه تكه كرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار.
ح: اگر آنها بي كار نشسته اند، آنها را در قسمت نيروی انساني بگذار.
خ: اگر آنها سعي مي كنند با آجرها تركيب های مختلفي ايجاد كنند و مدام جستجوی بيشتری مي كنند ولي هنوز يك آجر را هم تكان نداده اند، آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.
د: اگر آنها اتاق را ترك كرده اند آنها را در قسمت بازاريابي بگذار.
ذ: اگر آنها به بيرون پنجره خيره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ريزی استراتژيك بگذار.
ر: اگر آنها با يكديگر در حال حرف زدن هستند، بدون هيچ نشانه ای از تكان خوردن آجرها، به آنها تبريك بگو و آنها را در قسمت مديريت ارشد قرار بده!



شرح: مديريت خوب بايد آگاهي كامل از توانايي های اعضاي تيم و موقعيت هاي سازمان داشته باشد. مشكلاتي كه در قسمت هاي مختلف يك سازمان وجود دارد ممكن است ناشي ازقرار نگرفتن افراد لايق در پست هاي مشخص شده سازمان باشد. مشكلات وكاستي هايي كه در پست هاي مختلف وجود دارد كه ناشناخته مانده اند به طوري كه ممكن است براي عموم نيز عادي جلوه كند. گاهي اوقات همين مشكلات عادي موجب اتلاف وقت ارباب رجوع ميشود به طوري كه در بسياري ازموارد موجب بر هم خوردن نظم سازمان مي شود. افراد عهده دار پست ها و نحوه كاركرد آنها بايد مورد بازبيني قرار گيرند. خلأ ناشي از مهندسي مجدد در بسياري از سازمان هاي كشور حس ميشود كه خود ناشي از نبود مديريت كيفيت در نحوه عملكرد عوامل اجرايي سازمان است. اگر سازمان خود اين وظيفه را بر عهده گيرد در كاركنان سازمان اين تفكر بوجود مي آيد كه كوچكترين عمل مثبت ومنفي آنها از چشم مديريت دور نيست و خود اين طرز تفكر موجب پيشرفت سازمان مي شود به طوري كه بحث مشتري مداري نيز خود به خود حل مي شود.

  

حکايت     
مديريتی    

 

ارزش واقعی !

 

 

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند،  اسکناسی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

الفبای مدیریت زمان

 

 

یکی از عوامل مهم استرس در زندگی امروزی، محدودیت زمان است. برای اینکه بتوانیم زمان را برای خود تنظیم کنیم لازم است اصولی را رعایت کنیم:
۱) ابتدا اهداف خود را مشخص کنیم. بهتر است کلی‌گویی نکنیم و اهدافی انتخاب کنیم که قابلیت اجرایی داشته باشند؛ بلندپروازانه یا کمال ‌طلبانه نباشند. هدف‌ها را ساده کنیم و سخت نگیریم و اهدافی انتخاب کنیم که نه زیاد بزرگ باشند و نه زیاد کوچک. برای مثال شما برای منزل قصد خرید یک یخچال را دارید میزان کل دریافتی شما ماهیانه چهارصد هزار تومان است طبق بررسی خودتان میزان هزینه‌ ماهانه شما حدود ۳۰۰ هزار تومان است و با کنار گذاشتن پس‌انداز می‌توانید در مجموع در عرض ۶ ماه فقط ۶۰۰ هزار تومان برای خرید کنار بگذارید پس زمان خود را صرف دیدن یخچال‌های با قیمت‌های بالاتر از آن نکنید چون فقط موجب اتلاف وقت، حرص خوردن که چرا من پول بیشتری ندارم و کم جلوه کردن یخچالی که توانایی خرید آن را دارید خواهد شد از خرید خود رضایت نخواهید داشت، در حالی که با توجه به بودجه و توانایی خود بهترین خرید را داشته‌اید.
۲) پس از تعیین هدف دنبال راه‌های رسیدن به آن بروید.
۳) زمانی را برای همان هدف مشخص کنید؛ برای این کار:
▪ توانایی‌ها و شرایط خود را بسنجید.
▪ برای کارهای خود فهرست تهیه کنید؛ اولویت‌بندی کنید و فوری بودن یا میزان اهمیت کار را در نظر بگیرید. باید توجه داشته باشید همیشه فوری فوری مساوی اهمیت نیست و ممکن است اهمیت کمتری داشته باشد و کار دیگری باشد که باید سریع‌تر انجام شود به‌طور مثال برای خرید اتومبیل در حال پس‌انداز پول هستید و قبض برق با مهلت پرداخت مشخصی آمده است با آنکه اهمیت با پس‌انداز برای خرید است ولی چون قبض برق مهلت پرداخت دارد فوری تلقی می‌شود.
▪ زمان را درست برنامه‌ریزی کنید و واقع‌بینانه عمل کنید. فکر کنید دانش‌آموزی قصد شرکت در کنکور سراسری دارد و مدت ۹ ماه در مجموع زمان دارد پس هدف قبولی در کنکور است. در ابتدا از مجموع ۹ ماه برنامه‌ریزی می‌کنید به‌طور مثال ۵ ماه را برای مطالعه دروس، ۲ ماه برای دوره کردن، یک ماه برای یادگیری مهارت تست زدن و یک ماه زمان آزاد برای حوادث غیرقابل پیش‌بینی، به‌طور مثال بیماری، مسافرت و غیره در نظر می‌گیرد. سپس برای ۵ ماه مجددا لازم است برنامه‌ریزی کنید و دروس مورد مطالعه را اهمیت‌بندی کرده و برحسب تعداد صفحات، میزان نمره و اهمیت آن نمره در نتیجه کل امتحان، حفظی بودن یا فهمی بودن دروس برنامه‌ریزی کنید. تقویم را بردارید و بدون اینکه بخواهد کمال‌طلبی و بلندپروازی کنید طبق تقویم و تقسیم‌ زمان ۵ ماه را تقسیم کنید. در مورد مدیریت زمان بعضی عوامل می‌تواند موجب اخلال در کار شود که از جمله مهم‌ترین آنها؛ به تعویق انداختن کار و به قول معروف کار امروز رابه فردا موکول کردن، ناتوانی در نه گفتن، ترس از شکست، عدم قدرت تصمیم‌گیری، مشاوره نکردن با دیگران و اینکه فرد می‌خواهد یک تنه همه مشکلات را به دوش بکشد و حل کند، عدم تمرکز، اضطراب، عدم اعتماد به نفس و خجالت کشیدن است.

 

نکات       
مديريتی    

 

ويژگی ‌های هدف

گام اول در موفقيت هر سازمان هدف گذاری صحيح است، بدين معنی كه بايد با تعيين اهداف، مقصد را برای انتخاب برنامه مسير و همچنين كنترل آن تعيين كرد. از اين رو تعريف اهداف نقشي حياتي در شروع يك فعاليت يا پروژه ايفاء ميكند و ميتواند از دوباره كاری ها جلوگيری بعمل آورد. عوامل مختلفي در كامل بودن يك هدف موثر ميباشند كه مهم‌ترين آنها را مي‌توان به شرح ذيل اشاره نمود:

1- قابل سنجش و اندازه گيری باشد.
2- سازنده و مثبت باشد.
3- واقع گرايانه باشد نه تخيلي.
4- مبتني بر مصلحت (جمعي) باشد نه خوشايند (فردی).
5- به راحتي و در چند گام قابل دستيابي نباشد، اما قابل تقسيم به اهداف كوتاه مدت و دست يافتني باشد.
6- زمان دستيابي به آن تعيين شده باشد.
7- مكتوب و در معرض ديد همگان باشد تا در ذهن يكايك افراد نقش ببندد.
8- تا حد امكان مستقل باشد نه متكي به عوامل خارجي، مگر تحت شرايط خاص آنهم نه در مورد عوامل اصلي و حياتي.
9- قابليت انعطاف، اصلاح و تغيير را داشته باشد.
10- عامل انگيزش سازمان باشد.
11- آينده نگرانه باشد.
12- با توجه به وضعيت روز منطقه، جامعه و جهان انتخاب شده باشد

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

مدیریت برمبنای فرایند

 

متدولوژی مدیریت برمبنای فرایند، روشی است كه با محور قراردادن فرایندهای یك سازمان، كسب و كار را دگرگون كرده و كــاستی های سازمانهای امروزی را از میان برمی دارد. فعالیت هایی كه ارزش آفرین نیستند در گوشه و كنار مرزهای عمودی و افقی سازمان پنهانند و فرایند محوری با در نور دیدن این مرزها، فعالیتهای وقت گیر را نابود می كند. در آن صورت، انرژی سازمان روی كارهای واقعی و ارزش آفرین متمركز می شود و همه افراد بایستی درحد بالای توانایی، بهینه و در سطح هدف مشترك كار كنند. كاركنان سازمانهای فرایند محور را می توان افراد خودكاری به حساب آورد كه دارای تركیبی از دانش حرفه ای و كارآفرینی هستند. صاحبان حرفه به سمت سازمانی و مقام اداری توجه ندارند، رویكرد آنها به افزایش دانش، توانمندی و نفوذ است.
فرایند محوری نگرش به واژه مدیریت سنتی را تغییر داده و دیدگاهی نوین را در عرصه رهبری و مدیریت به ارمغان می آورد.
فرایند در ادبیات كسب و كار به معنای مجموعه گامها و فعالیتهایی است كه ارزش مشتری پسند را می آفرینند. انقلاب صنعتی، به مفهوم فرایند پشت كرده و آن را به وظیفه های تخصصی بخش كرد و همه همتها بر بهسازی این گونه وظیفه های جداگانه قرار گرفت. ولی دشواریهای پیچیده و پایدار دهه های پایانی این سده به گونه ای بودند كه بهسازی در انجام وظیفه ها دیگر چاره آنها نبود. دشواری از ناهماهنگی فرایندها ناشی می شد و راه چاره آن رویكرد به فرایندها بود. مهندسی مجدد با فرایندگرایی، جهت حركت سازمانها را نود درجه تغییر داد، و مدیران را واداشت تا به جای دید عمودی، به صورت افقی بدانها بنگرند. برای اداره سازمانهای فرایند محور بایستی در همه زمینه ها بازاندیشی كرد: آنچه كاركنان انجام می دهند، شغل افراد، مهارتهای موردنیاز آنها، روش ارزیابی و پاداش دهی، مسیر پیشرفت كاركنان، ساختار سازمانی، نقش مدیران و استراتژی های اصلی سازمان.
تفاوت میان وظیفه و فرایند همانند تفاوت میان جزء و كل است. وظیفه واحدی از كار است، فعــالیتی كه معمولاً یك نفر انجام می دهد. در برابر، فرایندگروهی از وظیفه های به هم پیوسته است كه با همدیگر، نتیجه ای باارزش از دید مشتری را به بار می آورند. برای مثال، انجام یك سفارش یك فرایند است، فعالیتهـــــــایی كه كالا را به دست مشتری می رسانند. این فرایند از وظیفه های گوناگونی درست می شود، دریافت درخواست از مشتری، واردكردن آن به رایانه، بررسی اعتبار مشتری، بررسی موجودی كالا و یا تولید، گزینش و بسته بندی سفارش، برنامه ریزی حمل و روش ارسال كالا (زمینی، دریایی، هوایی) و در پایان بارگیری و ارسال كالا به سوی مشتری. هیچ كدام از این وظیفه ها به تنهایی ارزشی برای مشتری نمی آفرینند. حمل بدون بارگیری و یا بسته بندی بدون انتخاب كالاها از انبار، شدنی نیست. بررسی اعتبار مشتری به خودی خود یك تجزیه و تحلیل مالی است. تنها هنگامی كه این فعالیتهای مستقل و جداگانه با همدیگر جمع شوند ارزشی به وجود می آید.
مشكل كندی سازمانهای نوین، ریشه فرایندی دارد. دسترسی دیرهنگام به نتیجه های دلخواه، ناشی از كندی انجام وظیفه ها نیست. بیش از ۵۰ سال است كه روشهای زمان سنجی، حركت سنجی و خودكارسازی به بهسازی وظیفه ها می پردازد. علت كندی كار این است كه پاره ای از افراد وظیفه هایی غیرضروری انجام می دهند و در فاصله میان انجام این دو وظیفه نیز وقت زیادی تلف می شود. وجود اشتباه درنتیجه نهایی كار، به دلیل بدكار كردن افراد نیست، بلكه می تواند علتهای بسیاری داشته باشد.
انعطاف ناپذیری سازمان به این دلیل نیست كه كاركنان در انجام وظیفه های خود روش ثابت و یكنواختی دارند، بلكه بدان علت است كه كسی نمی داند كه وظیفه های جداگانه چگونه بایستی تركیب شوند تا نتیجه دلخواه به دست آید. هزینه سنگین سازمانها گویای این مطلب نیست كه انجام وظیفه های مستقل پرهزینه اند، زیرا علت واقعی آن است كه ما افراد گوناگونی را به كار می گیریم تا از تركیب مناسب وظیفه های جداگانه ای كه نتیجه نهایی را به بار خواهندآورد، مطمئن شوند. كوتاه سخن اینكه مشكل نه در انجام وظیفه ها و فعالیتهای مستقل، كه در چگونگی پیوند دادن آنها و ایجاد یك كل، نهفته است. سالهاست كـــه شركتها در زمینه بهسازی وظیفه های سازمــانی كوششهای چشمگیری می كنند ولی كمترین توجهی به فرایند كارها ندارند.
جای شگفتی نیست كه چرا مدیران این چنیـــن دیر به منبع مشكلات خود آگاهی یافته اند، فرایندها هیچ گاه بر صفحه رادار كسب و كار نمودی نداشته اند. دلیل بی توجهی به فرایندها كه قلب فعالیتهای سازمانی هستند این است كه ساختار همه سازمانها در دویست سال گذشته برپایه وظیفه شكل می گرفته است. بنیان همه شركتها بر اداره وظیفه گرا، یعنی گروهی از كاركنان كه فعالیتهای همگونی را عهده دارند، بوده است. مدیران به سرپرستی یك اداره و یـــا دسته ای از اداره ها برگزیده می شدند و در این میان فرایندها، بی سرپرست در بخشهای جداگانه سازمان سرگردان بودند.
از سوی دیگر، باید پذیرفت كه كامیابی فرایند محوری به معنای نابودی ساختار سنتی سازمانهاست. بنابه دیدگاه آدام اسمیت، بنیان سازماندهی بر تخصصی كردن كارها و بخش كردن فرایندها به وظیفه های ساده است.
حال سوالهایی مطرح می شود، پایش (كنترل) فرایندهای تازه شناخته شده به عهده كیست؟ گردآوردن وظیفه های گوناگون به زیر چتر فرایند، مرزهای حفاظت شده اداری را درنوردیده و با منافع و اختیارات مدیران برخورد می كند. كارهای فرایندی به تشكیل تیم های مناسب نیازمند است، جای این تیم ها در ساختار سنتی كجاست؟ در نظام فرایند محور، كاركنان خط مقدم باید دارای اطلاعات و اختیار تصمیم گیری گسترده باشند و این دیدگاه در ساختار سنتی كه نیاز به سرپرستی مستقیم را قانون طبیعت می داند، گناهی نابخشودنی است. كوتاه سخن اینكه به زودی آشكار شد كه ساختار سنتی، كاركنانش، روش مدیریتی، فرهنگ سازمانی و روشهای ارزیابی و پاداش دهی آن، توان اجرای راهكارهای سودمند نوین را ندارند.


● فعالیتهای موردنیاز جهت فرایندگرایی
در تعریف فرایندگرایی (اصطلاح فرایندگرایی و فرایند محوری یكسان به كار برده شده است) چنین گفته می شود كه روشی است كه با محور قراردادن فرایندهای كسب و كار و حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده، برای سازمان مزیت رقابتی به ارمغان می آورد. برای اینكه یك سازمان در راه فرایندگرایی گام بردارد می بایست تمامی تلاش خود را جهت پیاده سازی موارد ذیل به كار گیرد:
الف - تشخیص فرایندها: ابتدا باید فرایندها را شناسایی كرده و برای آنها نام و عنوان برگزید. شناسایی و نامگذاری فرایندها گامی بسیار حساس و بنیادین است.
پاره ای از سازمانها خود را گول زده و فعالیتهای وظیفه ای كنونی را فرایند به حساب می آورند. فرایندها از مرزهای سازمانهای موجود گذر می كنند و یك راهنمایی سرانگشتی این است كه اگر برگزیدن فرایندی دست كم سه نفر را خشمگین نكند، نباید آن را فرایند دانست. در شناسایی فرایندها باید كارهای سازمان را به صورت افقی بررسی كرده و از نگرش بالا به پایین یا عمودی خودداری كرد.
ب - شناسانــــدن اهمیت فرایندها به همه دست اندركاران: گام دوم شناساندن فرایندها و اهمیت آنها به همه مدیران، كاركنان و نمایندگان دور و نزدیك است به نحوی كه باید فرایندها، نام آنها، ورودیها و خروجیها و ارتباطات آنها برای همه افراد ملموس باشد. روی آوردن به فــرایند محوری وظیفه افراد را بی درنگ تغییر نمی دهد، ولی دید آنها را گسترده تر كرده و به كل كار توجه می دهد و روحیه كار تیمی را تقویت می سازد. با این بینش واژه كـــــارگر با دیدگاه محدود و وظیفه گرای آن، جای خود را به فـــرایندگر، می دهد. فرایندگر كسی است كه می داند با كار خود بــه نتیجه بخش شدن یك فرایند یاری می رساند.
ج - انتخاب معیار ارزیابی: برای اطمینان از كاركرد درست فرایندها، باید بتوان پیشرفت آنها را اندازه گرفت و در آن صورت به معیارهایی نیازمندیم. این معیارها می توانند بــرحسب ضرورت برپایه خواسته مشتری یا بر پایه نیازهای خود سازمان مانند هزینه فرایند و به كارگیری درست منابع واقع شوند. معیارهای همگون در كاركرد فرایندی، افراد را به صورت یك تیم منسجم درخواهد آورد.
د - به كارگیری مدیریت فرایندگرا: سازمان فرایند محور بایستی همواره در بهسازی فرایندهای خود بكوشد زیرا این رویكرد كاری پیوسته و مداوم است. بنابراین، عمده فعالیت مدیریتی این گونه سازمانها اداره و پیشبرد درست فـــــرایندها در بالاترین توان آنها، بهره گیری از فرصتها در بهسازی فرایندها، و پیگیری در كاربرد فرصتها است. فرایند محوری یك طرح موقتی نبوده، بلكه راه و روشی دائمی و فراگیر است.


● مفهوم مسئولیت در سازمانهای فرایند محور
در نظام فرایند محور، كسی نمی تواند به بهانه مسئولیت رئیس شانه از زیر بار مسئولیت خود خالی كند. سرپرستی به معنای سنتی آن، ویژه سازمانهای وظیفه گراست. تنها وظایف ساده و محدود، نیازمند سرپرستی است كه نظارت بر انجام كل كار را برعهده می گیرد. هیچ سرپرست جداگانه و بیرونی نمی تواند فعالیتهای گسترده یك فرد و یا یك تیم را در راه اجرای یك فرایند نظارت كند. در سازمانهای فرایند محور، دست به دست شدنهای سنتی وجود ندارد كه نیازمند به گماشتن سرپرستانی برای پایش و نظارت بر آنها باشد. در اینجا جریان كار پیوسته است و به بخشهای جداگانه تقسیم نمی شود. بنابراین، نقشی برای سرپرستان سنتی وجود ندارد و همراه با این دگرگونی، اختیارات سرپرستان و مدیران خط مقدم نیز به كاركنان عملیاتی منتقل می گردد.
مفهوم مسئولیت و اختیار در نظام فرایند محور، مكمل یكدیگرند. نظامهای سنتی كه كاركنان را تنها به كاركردن و مدیران را به اداره وامی داشت، موجب پیدایش رده های فراوان سرپرستــی و مدیریت می شد كه هیچ كار ارزش افزایی انجام نمی دادند، از سوی دیگر، كاركنان از اختیار و آگاهیهای لازم برای انجام كارهای ارزش افزای خود محروم بودند. چنین سازمانهایی بسیار پرهزینه، هدردهنده، منابع، و آماده برای بروز اشتباهات و برخوردهای كاری هستند. همچنین بسیار خشك و انعطاف ناپذیر می شوند، زیرا اختیارها را از كاركنان واقعی سلب و مانع به كارگیری آفرینندگی و ابتكار عمل آنها می گردند.
در سازمانهای فرایند محور، كاركنان مسئول هر دو جنبه كار یعنی انجام كار و نیز خوب انجام یافتن آن هستند و جدایی چشمگیری میان انجام دادن و مدیریت كردن وجود ندارد و به واقع مدیریت بخشی از كار هر فرد است.


● ویژگیهای كار در محیط فرایندی
از آنجایی كه در فرایند باید هرچه بیشتر از كارهای ارزش نیفزا كاسته شود، كار فرد گسترده تر و پیچیده تر می شود و وظیفه های گوناگونی را دربرمی گیرد. شاغل كارهای فرایندی، باید دید گسترده ای از كار داشته و به هدف سازمان، نیازهای مشتری و ساختار فرایند به خوبی آگاه باشد. همراه با این ویژگیها مسئولیت به نتیجه رسیدن، اختیار تصمیم گیری و استقلال فردی كاركنان نیز به وجود می آید. فرایند محور كردن سازمان را می توان به حرفه ای كردن كارها تعبیر كرد.
از دیـــد كلی، سه واژه ویژگیهای كار حرفه ای را روشن و آشكار می كنند: مشتری، فرایند، و نتیجه. فرد حرفه ای خود را در برابر مشتری مسئول می داند و درپی دستیابی به ارزش موردنیاز اوست. رسالت فرد حرفه ای، حل مشكل مشتری است. بنابراین، بایستی سراسر فرایند كار را اجرا كند و به نتیجه دلخواه مشتری برسد. درحالی كه در روش سنتی برعكس روند فرایند محوری، توجه كارگر به سه واژه رئیس، فعالیت، و وظیفه است. هدف نهایی كارگر، به دست آوردن خشنودی رئیس است زیرا كسب درآمد و آینده او دردست رئیس است. بنابراین، كوشش كارگر، فعالیت هر چه بیشتر در راه انجام وظیفه ای است كه رئیس محول كرده است.


● تحول نقش مدیریت در سازمانهای فرایند محور
در شناخت طبیعت مدیریت، دو پرسش اساسی باید مطرح شود. یكی اینكه مدیران چه چیزی را مدیریت می كنند؟ و دیگری چرا مدیران به امر مدیریت می پردازند؟
دیدگاه سنتی این است كه مدیران كارهایی را انجــــام می دهند كه از عهده كاركنان برنمی آید. در آن دیدگاه، كارگران افرادی ساده، غیرقابل اعتماد از لحاظ انجام درست كار، و به نسبت درخصوص دانش لازم درمـــورد كار كم سواد هستند و باید توسط مدیران رهبری شوند. چنانچه كاركنان را فاقد توانائیهای ذهنی لازم برای انجام كارهای پیچیده بدانیم و وظیفه اصلی ایشان را پرداختن به كارهای مشخص و یكنواخت به حساب آوریم، در آن صورت نقش سـرپرستان و مدیران در سازمان آشكار می شود. آنها تنها افرادی كلیدی هستند كه كارهای شركت را به سامان می آورند و مسئول درست انجام یافتن فعالیتها هستند. بنابراین، بخشی از وظایف مدیر، كنترل، بخشی سـرپرستی و بخشی نیز دایه گری بود. این نسخه ای بود كــــــــه برای مدیران سنتی می پیچیدند و اداره ها، واحدهای تشكیل دهنده سازمان بودند. همه نقشهای مدیریتی برپایه این لایه های اداری پیاده می شد.
ولی در سازمانهای فرایند محور، این دیدگاه جایی ندارد. كارها ی ســــاده كه نیازمند به سر پرستی مستقیم هستند در سازمانهای فرایند محـــــور حالت پیچیده و گسترده ای به خود می گیرند كه تنهاسرپرستی درحدكلی وبنیادین را طلب می كنند. كاركنان واحدهای فرایند محور بایدتوان انجام كارهایی را داشته باشند كه نیازمند به درك، خودمختاری، پذیرش مسئولیت وتصمیم گیری هستند . چنین كاركنانی به سرپرست احتیاج ندارند،بنابراین مفهوم سنتی سرپرست ومدیر از بین می رود.
سازمانهای به گونه ای طراحی شوند كه توجه به مشتری وتامین ارزشهای مورد نظر وی اساس كار باشد، چنین مفهومی باید به هدف اصلی مدیریت تبدیل گردد. بنابراین،مدیران سنتی بایدعهده دارنقش تازه ای شوند كه صاحب كار یاصاحب فرایند عنوان گرفته است. چنین فردی نه مسئول انجام وظایف یك اداره، بلكه در پی اجرای سراسری فعالیتهای سازنده یك فرایند است. توجه داشته باشید كه برخلاف مدیر یك طرح یا پروژه كه به طور موقت زمینه اجرای یك فرایند را آماده می كند، نقش صاحبكار وكار او پیوسته و دا ئمی است. در ضمن با گماشتن صاحبكار نباید پنداشت كه همه مسئولیتها تنها متوجه اوست. درفعالیتهای فرایند محور همه افراد خود را مسئول كل كارو فرایند می دانند و بدان گونه عمل می كنند.
روشن است كه در آغاز روی آوردن سازمان به فرایند محوری، مسئولیت صاحب فرایند بیشتر است. رفته رفته و با جا افتادن افراد در جریان امور، هركدام سهم بیشتری از صاحبكاری یا صاحب فرایندی را به خود اختصاص خواهند داد. توجه داشته باشیدكه مدیریت در مفهوم تازه اش اداره واحدها، بودجه و افراد نیست، عمده كار، مدیریت فرایندها است. به طوركلی می توان مسئولیتهای صاحب فرایند یا مدیر جدید در یك سازمان فرایند محور را به سه حوزه بزرگ تقسیم كرد: طراحی، مربیگری، تامین منابع و همراستایی.
الف - طراحی: فرض كنید كه یك شركت گروهی از افراد را آماده كرده است تا فرایند تولید یك فرآورده را به عهده گیرند. هرچند باید آنها از اختیار كامل برخوردار و به دور از بوروكراسی پیچیده و دست و پاگیر باشند، ولی یك نفر باید به آنها چگونگی آغاز كار، گامهای ضروری و نظم اجرایی را نشان دهد. در روش فرایند محوری وجود اختیار به معنـــــای هرج و مرج نیست و افـــــــــراد نمی توانند كارها را تنها بدان گونه كه خود می اندیشند انجام دهند. بنابراین، وظیفه مدیر یا به عبارت بهتر صاحبكار است كه اعضای تیم را در راه انجام دادن كار راهنمایی كند. او مسئول آماده كردن طرح نخستین، طراحی فرآورده، آماده كردن اسناد و آموزش كاركنان درخصوص اجرای فرایند است. توجه داشته باشید كه برای طراحی مناسب فرایند، فرد باید از زمینه های مهندسی و فنون آن برخوردار بوده و ابزار كار را نیز در اختیار داشته باشد. بدین ترتیب در اشغال سمتهــای مدیریتی، تحصیلات ویژه نقش عمده ای پیدا می كند. ما نمی توانیم از هر فرد عادی انتظار داشته باشیم كه به طراحی یك فرایند بپردازد.
ب - مربیگری: پس از آنكه كاركنان برپایه طرح فرایند آموزش یافتند، صاحبكار یا مدیر همواره برای دادن كمكها و راهنمائیها در موقعیتهای دشوار در كنار آنها است. ممكن است هریك از كاركنان در بخشی از فرایند خبره باشند، ولی صاحبكار بر كل فرایند اشراف و آگاهی دارد. به عبارت دیگر، همه اعضا از فرایند تصویری دارند، ولی بزرگترین تصویر در نزد مدیر یا صاحبكار است.
یكی از وظایف مهم مدیر پیشگیری از شكست كارهای تیمی است. تنها با نامگذاری، گروهـــی از افراد مستقل به یك تیم تبدیل نمی شوند. این كار به آموزش و یادگیری نیاز دارد. هرچند كه اعضای تیم بر اصول و هدفهای تعیین شده فرایند توافق داشته باشند، بازهم بنا به علل مختلف از قبیل تفاوتهای شخصیتی، دیدگاههای گوناگون، درجهت حساسیت و نگرانی افراد و... امكان بروز اختلاف وجود دارد. اینجا وظیفه مدیر یا صاحبكار است كه پاپیش نهاده و اعضای تیم را در راه رفع مشكل یاری برساند.
ج - تامین منابع و همراستایی: كاركنان عامل اجرای فرایند هستند و صاحبكار نماینده آن. وظیفه صاحبكار یا مدیر تامین نیازهای مالی و دیگر منابع ازجمله ابزار وتسهیلات لازم برای عملیات فرایند است.
گرچــه هركدام از صاحبكاران فرایندها می كوشند تا پشتیبانی و نظر دیگران را برای فرایند خود به دست آورند، ولی از سوی دیگر بایستی هدف، كل سازمان باشد. كاركرد خوب یك فرایند كافی نیست، آنها باید با همدیگر كارایی داشته باشند و با اهداف كلی سازمان همراستا باشند.
روشن است كه دست صاحبكاران در طراحی و طراحی دوباره فرایند باز است و مربیگری و ارشاد اعضای تیم به عهده آنها است و نیز ایشانند كه نمایندگی و دفاع از كاركنان را انجام می دهند. ولی صاحبكاران در انجام وظایف خود تنها نیستند و كاركنان باید با ایشان همكاری كنند. صاحبكار از كلیات فرایند آگاه است اما ریزه كاریها را نمی داند. بنابراین، باید همواره در ارتباط تنگاتنگ با كاركنان باشد تا جریان پیشرفت امور اشكالهای احتمالی را بشناسد و در موقع لزوم، دگرگونیهای موردنیاز را ایجاد كند.


● ساختار سازمانی
همان گونه كه ذكر شد كارهای فرایندی به تشكیل تیم های مناسب نیازمند است ولی این سوال مطرح می شود كه جای این تیم ها در ساختار سنتی كجاست؟ در نظام فرایند محور، كاركنان می بایست دارای اطلاعات و اختیار تصمیم گیری گسترده باشند و این دیدگاه در ساختار سنتی كه نیاز به سرپرستی را قانون طبیعت می داند، گناهی نابخشودنی است. بنابراین، ساختار سنتی، كاركنانش، روش مدیریتی، فرهنگ سازمانی و روشهای ارزیابی و پاداش دهی آن، توان اجرای فرایندگرایی را نخواهند داشت مگر اینكه شاهد تغییراتی در آنها باشیم. ساختار سازمانی یكی ازمهمترین قسمتهایی است كه
در آن شاهد تغییرات اساسی خواهیم بود. در ساختار جدید به وظایف مدیران و آنچه انجام می دهند اشاره شد و اینك باید به گروهها و كســـانی كه امر آموزش اصلی و پایه ای را به عهده دارند بپردازیم. توجه دارید كه این گروهها تیم نیستند زیرا تیم گروهی است كه صاحبكار فرایند یا مدیر، رهبری می كنــــد. می توان این بخش را مركز خبرگی نامید. مراد از مركز خبرگی دسته ای از كاركنان سازمان است كه مهارت و حرفه ویژه ای دارند. برای روشن شدن مطلب باید به این نكته اشاره داشت كه فرایند محوری اداره های وظیفه ای پیشین را به دو بخش تقسیم كرده است: تیم فرایندی یعنی جایی كه كار انجام می شود و مركز خبرگی یعنی جایی كه افراد پرورش و مهارت كسب می كنند و بازدهش مهندسانی است كه خود طرحها و نقشه های مهندسی را می آفرینند و در تیم هــای فرایندی به كارهای ابتكاری فراوان می پردازند.
در مركز خبرگی كوشش می شود تا مهارتها در بالاترین و بهترین حد ممكن گسترش یافته و تكمیل شوند. یك یا چند مربی در مركز گماشته می شود تا به گسترش مهارتهای اعضا بپردازند و همواره مطمئن شوند كه آخرین دستاوردهای حوزه كار خود را موردتوجه قرار داده اند. مراكز خبرگی اغلب به صورت سازمانهای مجازی با كمترین نمود ظاهری هستند یعنی حتی ممكن است اتاق و یا محلی برای این مراكز در كار نباشد. مجموعه افراد و مكانیسم پیوند آنها با یكدیگر (مثلاً ارتباط الكترونیكی) همان مركز خبرگی است. با تجسم ساختاری كه شــرح دادیم، به تیمهای فرایندی مستقلی می رسیم كه با راهنمایی مدیر یا صاحبكار وپشتیبانی مربی به كار سرگــــرم هستند.
هنگام پیوستن یك مهندس جدید به سازمـــان نام او در مركز خبرگی مهندسی ثبت می شود. پس از آماده شدن، به فرایند یا فرایندها مامور می شود و به صورت یكی از اعضای تیم درمی آید. توجه دارید كه عضویت فرد در مركز خبرگی تقریباً دائمی و در تیم ها موقتی است. حال سوال اینجاست كه این نمودار چه فرقی با نمودار ماتریسی یا پروژه ای دارد؟ در نمودار پروژه ای ممكن است رؤسا دیدگاهها و برنامه های متناقضی داشته باشند ولــی در نمودار فرایندی همه به دنبال یك نتیجه اند و حصول به نتیجه نهایی و مسئولیت از آن كاركنان حرفه ای است و بقیه پشتیبانان (صاحبكار و مربی) در این راه تنها به ایشان كمك می كند.


● چالشهای فراروی سازمانهای جدید
پایان كار نمودار سازمانی و بدرود گفتن بدان به معنای واردشدن به بهشت موعود نیست. سازمانهای فرایند محور به رغم امتیازهــای فراوان آنها همچون پویایی، انعطاف پذیری، و مشتری گرایی، چالشهای تازه ای را در برابر ما قرار می دهند. نبود شكلی ثابت، نبود خطوط فرماندهی مستقیم و آشكار، و روشن نبــودن مسئولیتهای فردی و جمعی، به كارگیری ســازمانهای نوین را بس دشوار می كند. اولویتها و راههای رسیدن بدانها برای افراد متفاوت است. حتی كسانی كه هدف مشتــركی دارند، راه دستیابی بدان را یكسان نمی دانند و در تیم های كاری امكان برخورد عقاید بسیار است. صاحبكاران فرایندها نیز برای دسترسی به منابع ارزشمند و افراد خبره، ممكن است با هم برخورد منافع پیدا كنند.
میان صاحبكاران فرایندها و مربیان نیز ممكن است بر سر برنامه های آموزشی و توسعه ای افرد، برخورد ایجاد شود. صاحبكاران برای پیروزی فرایندهای خود حاضر نیستند پاره ای از افراد خبره تیم را از دست بدهند. ازسوی دیگر، مربیان باتوجه به برنامه های درازمدت شركت و نیازهای آینده، ممكن است ناچار باشند كه افرادی را برای شش ماه و یا بیشتر به دوره های آموزشی ویژه بفرستند. درچنین برخورد و اختلافی حق با كیست؟ صاحبكار كه درپی منافع كوتاه مدت فرایند خود است و یا مربی كه هدف گسترده تر و درازمدت تری را درنظر دارد؟
چنین ناهماهنگی ها و برخوردهایی در سازمانهای سنتی نیز وجود دارند، ولی سادگی دروغین نمودار سازمانی آنها را پوشانده است. در سازمانهای فرایند محور این برخوردها آشكار می شوند، و این به سود همه است. سازمانها روشهای گوناگونی را برای رویارویی با برخوردها برمی گزینند كه از بحث و گفتگوهای ساده تا پیروی از روش بده و بستان بازار و چانه زنی را دربرمی گیرد. در مثال بالا، صاحبكاران و مربیان می توانند درخصوص منابع و افراد ارزشمند با همدیگر چانه بزنند و به نتیجه برسند. باید درنظر داشت كه سازماندهی برپایه فرایند محوری، ایجاد آرمان شهر صلح و یكدلی نیست، بلكه محیطی است كه در آن برخوردهای سالم و سازنده نشانه پویایی، سرزندگی، و تعهد است.


● جمع بندی
جهت رقابتی شدن و رقابتی ماندن، روی آوردن به فرایندها امری ضروری است. كافی است به جای دیدن سازمان از منظر عمودی و نمودارهای عریض و طویل سازمانی، سازمان را به صورت افقی نگریست. آن وقت است كه فرایندها پدیدار شده و خود را نشان می دهند. برای اینكه به سمت فرایند محوری برویم و مــــــدیریت برمبنای فرایند را در سازمان پیاده سازی كنیم، ابتدا می بایست فرایندها را به طور دقیق و كامل موردشناسایی قرار دهیم.
پس از آن می بایست اهمیت این فرایندها به همه دست اندركاران تفهیم شود و ارتباطات، نام آنها و ورودیها و خروجیهای آنها برای همه افراد ملموس باشد. برای اطمینان از كاركرد درست فرایندها، می بایست پیشرفت آنها توسط معیارهای دقیق اندازه گیری شود و درنهایت اینكه مدیریت فرایندگرا در تمامی سازمان جاری و ساری باشد. مدیریت فرایندگرا تنها مسئولیت انجام وظایف یك اداره نیست بلكه درپی اجرای سراسری فعالیتهای سازنده یك فرایند است كه ارزش را برای مشتری درپی خواهد داشت. در سازمانهای فرایند محور، مدیر با مفهوم منفی اداره كردن افراد و زیر سلطه داشتن آنها، كنار گذاشته شده و رهبری صمیمانه جانشین آن شده است. رهبر به افراد دیدگاه، انگیزه و زمینه پیشرفت می دهد، از آن سو نیز همه افراد پذیرای مسئولیت هستند.

 

 

کلید      
هدایت     

 

 از خطبه شعبانیه

 

 

هنگامی که روز آخر شعبان فرا رسید ، پیامبر (ص) به مناسبت حلول ماه رمضان خطبه ای ایراد فرمود ، شامل : اندرزها و دستورهای اخلاقی که رعایت آنها بر هر مسلمانی واجب است.

بخشی از این خطبه را با هم مرور می کنیم :

 

اهمیت و فضیلت ماه رمضان

-       ای مردم ! ماه رمضان که ماه برکت و رحمت و آمرزش خداست ، به شما روی آورده است.

-   این ماه نزد پروردگار ، بهترین ماه ها و روزهایش ، بهترین روزها و شبهایش ، بهترین شبها و ساعت هایش ، بهترین ساعت هاست.

-       ماهی است که پروردگار ، شما را در آن به مهمانی خویش فرا خوانده است.

-       شما را از اهل کرامت خود قرار داده است.

-       نفس کشیدن شما در این ماه ثواب تسبیح دارد.

-       در مقابل خواب شما در این ماه ، ثواب عبادت در دفتر اعمالتان ثبت خواهد شد.

-       عبادات و اعمال شما در این ماه مقبول درگاه حق است.

-       دعاهایتان در این ماه مستجاب است.

 

وظایف مومنان در ماه رمضان

-       با گرسنگی و تشنگی در این ماه ، از تشنگی و گرسنگی قیامت یاد کنید.

-       به فقیر صدقه دهید.

-       به بزرگ تر ها احترام بگذارید و به کوچک ترها رحم و شفقت کنید.

-       از خویشاوندانتان دل جویی کنید.

-       زبان خود را از سخنان ناروا مانند دروغ ، تهمت ، افترا و غیبت حفظ کنید.

-       چشمان خود را از حرام یا آنچه که نگریستن به آن ممنوع است ، حفظ کنید.

-       گوش های خود را بر شنیدن سخنان زشت و ناروا ببندید.

-       بر یتیمان مردم رحم کنید تا پس از شما بر یتیمان  شما رحم کنند.

-       از گناهان خویش ، دست توبه و انابه به سوی خدا بگشایید.

-       در نمازهای خود دعا کنید.

 

ضرورت توبه

-   ای مردم! نَفس های شما در گرو اعمالتان است . پس ، با آمرزش خواهی از گناهان ، خود را از گرو اعمال خویش در آورید.

-   پشت های شما از سنگینی گناهان گران بار است . خود را با طول دادن سجده های نماز ، سبک بار سازید.

-   بدانید که پروردگار به عزت و بزرگواری خویش سوگند یاد فرموده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نفرماید و آنها را در روز حساب به آتش دوزخ نیفکند.

 

ثواب افطاری دادن

-   هر کس مومنی را در این ماه افطار دهد ، پروردگار در مقابل ، ثواب آزاد کردن بنده در راه خدا را به او خواهد داد.

-       افطاری دادن به روزه دار مومن سبب آمرزش گناهان گذشته اش خواهد شد.

-   فردی پرسید : بعضی مردم نمی توانند افطاری بدهند ، با اینکه به این کار علاقه دارند . تکلیف ایشان چیست ؟ پیامبر فرمود : آتش خشم الهی را از خود دور سازید ، اگر چه افطار دادن روزه دار به وسیلة یک نصفة خرما یا یک شربت آب باشد..

 

اهمیت خوش خلقی و خدمت به مردم

-   هر کس از شما خلق خویش را در این ماه نیکو کند ، از صراط به آسانی بگذرد، در روزی که قدم ها بلغزد.

-   هر کس که به بندگان و خدمتکاران خویش در انجام وظیفه تخفیف دهد ، پروردگار حساب وی را در قیامت سبک خواهد ساخت.

-   هر کس در این ماه ، مردم از شر او محفوظ بمانند ، آفریدگار در آخرت ، او را از خشم خود حفظ خواهد فرمود.

-       هر کس در این ماه ، یتیمی را گرامی دارد ، خداوند او را در قیامت گرامی خواهد داشت.

-   هر کس در این ماه صلة رحم کند ، پروردگار او را در روز رستاخیز به رحمت خویش می رساند و هر کس پیوندش را با خویشاوندانش ببرد ، پروردگار نیز رحمت خود را در روز حشر از او قطع می کند.

 

ثواب نماز مستحبی و تلاوت قرآن

-   هر کس در این ماه نماز مستحبی بخواند ، خداوند سند دوری وی از آتش دوزخ را خواهد نوشت.

-   هر کس نماز واجبی در این ماه به جا آورد ، چنان است که در ماه های دیگر هفتاد نماز به جا آورده است.

-   هر کس در این ماه بر نماز های خود بیفزاید ، پروردگار در روزی که میزان اعمال نیک مردم سبک بار است ، کفة ترازوی اعمال نیک او را سنگین خواهد ساخت.

-   هر کس در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند ، چنان است که در ماه های دیگر یک قرآن ختم کرده باشد.

 

باز بودن درهای بهشت و بسته بودن درهای دوزخ

-   ای مردم! درهای بهشت در این ماه بر اهل عبادت باز است. پس از خدای خود درخواست کنید که شما را از معصیت باز دارد.

-   درهای دوزخ بر شما بسته است. پس از خدا درخواست کنید ، شما را از معصیت باز دارد تا بر روی شما گشوده نشود.

 

بهترین اعمال

-   حضرت علی (ع) از رسول اکرم (ص) پرسید : یا رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست ؟

-   حضرت همه این سخنان را در یک جمله خلاصه کرد و پاسخ داد :               پرهیزگاری از معاصی پروردگار.

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

 

مسجد در فرهنگ اسلامی

 

 

 

 

 

 

مساجد در ماه مبارک رمضان همواره بیشتر از سایر ماهها مورد توجه و اقبال مسلمین قرار می گیرند. اقشار مختلف همه ساله در این ماه برای آشنایی بیشتر با مفاهیم اسلام و فرهنگ قرآن به طور گسترده تر به مساجد مراجعه می کنند. آنچه در پی می آید به جایگاه و اهمیت مسجد پرداخته است.

سخن از طلوع اسلام و مطلع آن و فجر صادق آیین محمدی(صلی الله علیه و آله) و مرکز اشاعه آن یعنی مسجد است.

   

مسجد:

 1- مهمانخانه خدا در زمین

2- جایگاه نزول برکات و خیرات آسمانی

3- خانه راز و نیاز، عشق و محبت، صفا و صمیمیت، ایثار و رحمت، تجلی بهشت خدا در زمین

4- و محل آرامش موحدان است


آنچه از بررسی نقش مسجد در صدر اسلام بدست می آید، جامعیت مسجد در همه زمینه های عبادی سیاسی، فرهنگی، آموزشی، قضایی و... بوده است؛ و محور همه آنها امامت و پیشوایی در مسجد است که به عنوان مهم ترین مسئله در ساختار و پیکره این مکان مقدس مطرح است و کوچکترین غفلت ولو جزئی، سرانجام به لوث شدن هدف کلی و پایمال گشتن مقصد نهایی خواهد شد. اهمیت این موضوع در ساختار مسجد به اندازه ای است که در زمان حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مدینه، شخص ایشان عهده دار اداره مسجد النبی(صلی الله علیه و آله) بود و در غیاب حضرت(صلی الله علیه و آله) امامت مسجد برعهده کسی بود که توسط آن بزرگوار معین می گردید.

 


1- توجه به مدیریت در مسجد:


یک بحث بسیار مهم در مسجد مدیریت و امامت آن است، این رسالت ویژه و مهم - امامت در نماز - نوعی رهبری و پیشوایی است که لازمه آن این است که امام جماعت در حد خود واجد کمال، خصال، روحیات و عملکردهای پسندیده ای باشد که همان کمالات در سطح بالاتر برای رهبری صالح جامعه اسلامی مطرح می باشد.
با نگرشی اجمالی به تاریخ مساجد درمی یابیم که مساجد تنها برای ادای فرائض دینی نبوده، بلکه علاوه بر پایگاه تجمع طبقات گوناگون اجتماع برای ادای وظایف شرعی و دینی همواره پایگاهی برای استفاده های علمی، فرهنگی، آموزشی و... برای جوانان بوده است و همانگونه که مساجد محل تصمیم گیری های سیاسی و شروع بسیاری از حرکت های اسلامی و نهضت ها بوده است، در مقابل، روزی که ارتباط با دین و مساجد ضعیف یا قطع شده، ضعف و ناتوانی و شکست را برای ملت ها به دنبال داشته است.
در تاریخ انقلاب اسلامی نیز مساجد نقش سازنده و مؤثر خود را در تقویت ایمان به هدف و همچنین گردآوری طبقات گوناگون مردم، به خصوص جوانان ایفا کردند.
با توجه به مطالب فوق جایگاه و نقش مهم امام جماعت به عنوان اولین برنامه ریز، هم در تقویت بنیه دینی و مذهبی و هم به منظور بهره برداری مناسب و مفید از مسائل سیاسی، اجتماعی و ارتقای میزان آگاهی آحاد مردم، آشکار می شود.
به همین جهت است که در صدر اسلام مدیریت و امامت مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله) به عهده شخص پیامبر(صلی الله علیه و آله) و در غیاب ایشان به عهده کسانی بوده است که به تشخیص آن بزرگوار صلاحیت امامت را داشته اند و توسط خود حضرت معرفی می شده اند.
با توجه به نقش مهم مسجد در ابعاد عبادی- سیاسی، اجتماعی، وظیفه امام جماعت را بسیار گسترده تر از یک نماز جماعت دانسته شده است، و لزوم شایستگی و احراز صلاحیت امام جماعت مکرر مورد تأکید قرار می گیرد و بر این مسئله تأکید است که استقامت هر مسجد و اهل مسجد بستگی به امام جماعت آن دارد، چراکه گاه عدم شایستگی او، موجب انحراف و دوری جماعتی از مسلمین از مسیر حق می شود. امام(ره)می فرمودند:
استقامت هر مسجدی و اهل هر مسجد به عهده امام مسجد است. گوینده ها باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند. ائمه جماعات باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند دیگران را. 1
توجه خاص آن بزرگوار بر لزوم دقت و حساسیت در تعیین و نصب امام جماعت مخصوصاً در مساجد خاص و پرجمعیت تا آنجا بود که حتی در مواردی شخصاً امام جماعت برخی از مساجد را انتخاب و معرفی می کردند.
که این انتخاب ها از دو جهت حائز اهمیت و قابل دقت می باشد:
اولاً: تعیین و انتخاب امام جماعت مساجد به قدری مهم و حائز اهمیت است که در بعضی موارد رهبر یک حکومت اسلامی، می بایست خود شخصاً اقدام کند.
ثانیاً: با توجه به تأکیدات مکرر آن بزرگوار بر نقش سیاسی، اجتماعی، علاوه بر نقش عبادی آن، این مطلب به دست می آید که لازم است ائمه جماعات مساجد، افرادی آگاه به زمان و با تایید علماء انتخاب شوند.

 

 
2- نقش و اهمیت اجتماع در مسجد


با توجه به نقش آفرینی عمیق دین در ایجاد تشکل های اجتماعی است که موجب شده تا اسلام در ابتدای نظام دهی سازمان دینی خود تأسیس مرکز تجمع عمومی مسلمانان را با نام مسجد در اولویت قرار داده و اجتماع در آن را به نیکوترین وجه ستوده و شدیدترین تأکیدات را در راستای حفظ این سنگرهای توحیدی ابراز داشته است.
امام(ره) براساس همین شناخت، بارها بر اهمیت اجتماع و حضور فعال در مساجد تأکید داشته و آن را موجب تقویت اسلام و نظام می دانستند. مساجد باید مجتمع بشود از جوانها، اگر ما بفهمیم که این اجتماعات چه فوائدی دارد و اگر بفهمیم که اجتماعاتی که اسلام برای ما دستور داده و فراهم کرده است، چه مسائل سیاسی را حل می کند، چه گرفتاری ها را حل می کند، این طور بی حال نبودیم که مساجدمان مرکز بشود برای چند پیرزن و پیرمرد. 5

و در جاهای مختلفی می فرمود: نماز را در جماعت بخوانید، اجتماع باید باشد. اجتماعاتتان را حفظ کنید. مساجدتان را محکم نگه دارید.

و در سخنی دیگر: مسجد مرکز تبلیغ است، در صدر اسلام از همین مسجدها جیش ها، ارتش ها راه می افتاده، مرکز تبلیغ احکام سیاسی- اسلامی بوده، هر وقت یک گرفتاری را طرح می کردند صدا می کردند: الصلوه مع الجماعه اجتماع می کردند، این گرفتاری را طرح می کردند، صحبت ها را می کردند، مسجد مرکز اجتماع سیاسی است. اجتماعات خود را هرچه بیشتر در مساجد و محافل و فضاهای باز عمومی برپا نمایید. 6

 

3- نقش مسجد در مقابله با دشمنان اسلام


اگر حرم و کعبه و مسجد و محراب، سنگر و پشتیبان سربازان خدا و مدافعان حرم و حرمت انبیاء نیست، پس مأمن و پناهگاه آنان در کجاست؟ 2

 

 
1-3: مسجد خنثی کننده نقشه های دشمن


ازجمله ترفندهای استعمار و دشمنان داخلی و خارجی برای محو اسلام، خاموش کردن چراغ و رونق مساجد بوده است و الان نیز تمام سعی و تلاش دشمنان در خلوت کردن مساجد به عنوان پایگاه ضد استکباری است.
امام با تأکید بر نقش محوری مسجد در خنثی کردن نقشه های دشمنان اسلام می فرماید:
اینها از مسجد می ترسند، من تکلیفم را باید ادا کنم به شما بگویم، شما دانشگاهی، شما دانشجویان، همه تان مساجدتان بروید، پرکنید، سنگر هست اینجا، سنگرها را باید پر کرد. 7
و در جایی دیگر می فرمایند:
مساجد و محافل دینیه را که سنگرهای اسلام در مقابل شیاطین است، هرچه بیشتر گرم و مجهز نگه دارید. 4

 


1-3: مسجد مرکز جنبش و حرکت های اسلامی


در زمان رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) یکی از مهم ترین نقش های مسجد تدارک مقدمات فکری و بسیج عمومی مسلمانان به منظور جهاد با کفار بوده است.

مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکت های اسلامی بوده... از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می شده است، از مسجد حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آنها در بیرق اسلام بوده است. کسانی که از اهالی مسجد و علمای مساجد هستند، باید پیروی از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و اصحاب آن سرور کنند و مساجد را برای تبلیغ اسلام و حرکت اسلامیت و قطع ایادی شرک و کفر و تأیید مستضعفین در مقابل مستکبرین قرار دهند.

   

استفاده بهینه از مسجد:


مسجد از آغاز نه تنها محل نیایش و عبادت، ذکر، وعظ و خطابه و تجمع مؤمنان در ساعات خاص بوده، بلکه محل ابلاغ احکام و دستورها و آموزه های دینی، جایگاه قضاوت و دادرسی، ستاد تبلیغات، و مرکزی برای رفع مشکلات مردم نیز بوده است.
آنچه در شرایط اجتماعی و پر از حساسیت فعلی به عنوان یکی از وظایف مهم امام جماعت هر مسجد مطرح می باشد، اختصاص زمانی مناسب برای برقراری ارتباط صمیمانه با اقشار مختلف مردم جهت حل مشکلات اجتماعی و فرهنگی آنان و نیز رسیدگی به اختلافات خانوادگی و مشابه آن می باشد؛ که از این طریق امام جماعت خواهد توانست ضمن برنامه ریزی دقیق برای ارائه خدمات مختلف فرهنگی و دینی به مراجعین، از فضا و محیط مسجد نیز استفاده بهینه بنماید. بخصوص این برنامه می تواند عاملی برای جذب بیشتر نسل نو به مسجد باشد، چراکه چشمه های امید به آینده موفق و بالنده را در دل و ذهن آنها جاری خواهد ساخت و از خالی شدن این سنگر جهاد و عبادت، جلوگیری خواهد کرد.

 

پاورقی:

1- صحیفه نور ج 9 ص 793

2- صحیفه نور ج 02 ص 211 چ اول (امام خمینی)

3- صحیفه نور ج1 ص091

4- صحیفه نور ج 31 ص 551

5- همان ج 9 ص 631

7- ترمذی دعوات ج 3 ص 8

 

منبع : www.ghadir.ca

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست اضطراب

 

در تست زیر تعیین کنید در همین لحظه چه احساسی دارید!

الف)1 امتیاز       ب) 2 امتیاز        ج) 3 امتیاز       د) 4 امتیاز     ه) 5 امتیاز

 

سوال:

1) به خود مطمئن هستم؟

الف) بسیار زیاد     ب) زیاد     ج) تا حد متوسط     د) کمی     ه) هرگز

 

2) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم؟

الف) بسیار زیاد     ب) زیاد     ج) تا حد متوسط     د) کمی     ه) هرگز

 

3) آرام هستم؟

الف) بسیار آرام     ب)  تا حدود زیادی آرام     ج) تا حد متوسط     د) کمی آرام     ه) هرگز

 

4) عصبی هستم

الف) هرگز     ب) بسیار کم     ج) تا حد متوسط     د) خیلی     ه) همیشه

 

5) ناراحت هستم

الف) هرگز     ب) بسیار کم     ج) تا حد متوسط     د) خیلی     ه) همیشه

 

6) بدنم همواره مرطوب است

الف) هرگز     ب) بسیار کم     ج) تا حد متوسط     د) خیلی     ه) همیشه

 

7) نفسم منظم است

الف) هرگز     ب) بسیار کم     ج) تا حد متوسط     د) خیلی     ه) همیشه

 

8) احساس تنش در معده دارم

الف) هرگز     ب) بسیار کم     ج) تا حد متوسط     د) خیلی     ه) همیشه

 

 

حالا امتیاز ها را با هم جمع کنید.

 

 

 

*****



 

امتیاز بین 32 تا 50


شما به اضطراب شدید مبتلا هستید, به طور حتم باید به روان شناس مراجعه کنید.

امتیاز بین 24 تا 32


اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال, می توانید با

 استفاده از کتابهای اضطراب آن را هم برطرف کنید.


امتیاز کمتر از 24

افراد طبیعی را می رساند که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارند.

 

 متبع : Takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

 

بخوانید او را

توصیه هایی در باب دعا و نیایش و خواندن قرآن از زبان آیت الله خامنه ای

 

 

يك ساعت برای خدا

دعا كنيد. نافله بخوانيد. توجه پيدا كنيد. متذكر باشيد. در شبانه روز يك ساعت را برای خودتان و خدای خودتان قرار بدهيد. ... با خدا و با اوليای خدا و با ولیعصر عجل الله  تعالى فرجه و ارواحنافداه، مأنوس بشويد. با قرآن مأنوس باشيد و در آن تدبر بكنيد. 1

 

مسجد پايگاه

با امام جماعت مسجد، با عبادت كنندگان مسجد و با مؤمنينى كه در مسجدند، برادرانه صميمى باشيد و آن را حفظ و بيشتر كنيد. اول وقت، نماز را به جماعت، پشت سر پيش نماز هر مسجدی كه در آن هستيد، بخوانيد. در مراسم دينى مسجد و تبليغات آن شركت كنيد. در مراسم دعا و قرآن و مراسم مذهبى شركت كنيد. ...برای مسجد،  جاذبه درست كنيد. 2

 

مثل آيينه

عزيزان من! بايد با قرآن اُنس پيدا كنيد. زبان ما، زبان قرآن نيست. مى توانيم به ترجمه قرآن مراجعه كنيم، اما عم قيابى مضامين قرآنى فقط با مراجعه به ترجمه نمى شود... با تدبر به دست مى آيد. با قرآن بايد مثل آينه مواجه شد؛ پاكيزه، براق و بى زنگار،تا قرآن در دل ما منعكس شود. 3

 

از خدا بخواهيد

هم هجور حاجت را مى شود از خدا خواست و بايد خواست؛ حتى حاجت های كوچك. امااين درخواست خود را به اين حاجات كوچك منحصر نكنيد. حاجات بزر گتری هست؛ آنها را از ياد نبريد. بزرگترين آنها مغفرت الهى است. ...حاجت بزرگ ديگر محبت الهى است. ....حاجت بزرگ ديگر اصلاح امور امت اسلامى است. 4

 

بركتهای دعا

دعا انسان را به خدا نزديك مى كند. معارف را در دل انسان ماندگار و مؤثر مى كند.ايمان را قوی مى كند، علاوه بر اين كه مضمون دعا -كه خواستن از خداست- إنشاءالله مستجاب مى شود. 5

 

هر روز و هر روز

هر روز حتما قرآن بخوانيد. هر مقداری مى توانيد. آنهايى كه ترجمه قرآن را مى فهمند، با تدبر به ترجمه نگاه كنند. آنهايى كه ترجمه قرآن را نمى فهمند، يك قرآن مترجم خوب -كه الحمدلله زياد هم داريم- كنار دستشان بگذارند و به ترجمه آن نگاه كنند. ممكن است ده دقيقه صرف وقت كنيد و يك صفحه يا دو صفحه بخوانيد، اما هر روز بخوانيد. 6

 

بگذاريد در ذهنتان حك شود

قرآن يك اقيانوس عظيم است. هر چه بيشتر جلو برويد، تشنه تر مى شويد و علاقه مندتر مى شويد و دل شما روشن تر مى شود. در قرآن بايد تدبر كرد. من باز هم از شما جوانان خواهش مى كنم كه با معانى قرآن انس پيدا كنيد و ترجمه قرآن را بفهميد. ... بگذاريد اين مفاهيم در ذهن جوان شما حك شود. 7

 

هنوز فاصله داريم

قرآن كتاب نور، كتاب معرفت، كتاب نجات، كتاب سلامت، كتاب رشد و تعالى و كتاب قرب به خداست. ما اين خصوصيات را چه وقت از قرآن به دست مى آوريم برادران عزيز؟ همين كه قرآن را در جيبمان بگذاريم، كافى است؟ اين كه در هنگام سفر، از زير قرآن رد شويم، كافى است؟ اينكه ما در جلسه تلاوت قرآن شركت كنيم، كافى است؟ اين  كه حتى قرآن را با صدای خوش تلاوت كنيم يا تلاوت خوش را بشنويم و از آن لذت ببريم، كافى است؟ نه؛ چيز ديگری لازم دارد. آن چيست؟ آن تدبر در قرآن است. 8

 

بازگشت به خدا

نبايد گناه را كوچك دانست. در روايات باب استحقار الذنوب داريم كه حقير شمردن  گناهان را مذمت كرده اند. علت اين كه خدای متعال  مى فرمايد مى آمرزيم ، اين  است كه بازگشت به خدا، خيلى مهم است؛ نه اين كه گناه، كم و كوچك است. گناه، عمل بسيار خطرناكى است، منتها بازگشت و توجه به خدا و ذكر او، اين قدر اهميت دارد كه اگر كسى اين را صادقانه و درست و حقيقى انجام دهد، آن وقت آن بيماری صع بالعلاج از بين مى رود. 9

 

حضور قرآن در ذهن

شما جوانان و نوجوانانى كه قرآن را فرا مى گيريد، اين را بدانيد كه يك ذخيره مادا مالعمر  برای انديشيدن و فكر كردن را برای خودتان فراهم مى كنيد. ... به موازات بالا رفتنِ سطح معلومات و پي شرفت علمى، از آيات قرآن كه در حافظه و ذهن شما قرار دارد، بيشتر استفاده مى كنيد. حضور قرآن در ذهن انسان، نعمت بسيار بزرگى است. ... اُنس با قرآن در دوران كودكى و نوجوانى، تا دوران جوانى، يك نعمت بسيار بزرگ است. 10

 

همه می توانند

همه مردم و بالخصوص جوانان عزيز، اين ارتباطى را كه به بركت اين روزهای مبارك و شبهای نورانى با خدای متعال پيدا كرده اند، نگذارند قطع شود. اين رابطه با خدا را حفظ كنيد. وسيله حفظ اين رابطه هم در اختيار همه هست. اگر همين نماز پنج گانه، با توجه، با حضور قلب ... خوانده شود، بهترين رابطه است و روز به روز دل شما را نورانى تر خواهد كرد. آن جوا ن هايى كه شبهای قدر در مساجد، حسينيه ها و حرمهای مطهر گرد هم آمدند، گريه كردند، دعا خواندند، قرآن سر گرفتند، احياء گرفتند و دلهايشان را با نور محبت الهى نورانى كردند، اين رابطه را حفظ كنند كه از آن بهر همند خواهند شد. 11

 

اگر اهل دعا باشيم

زمان را قدر بدانيد ... فرصت دعا را مغتنم بشماريد. خدای متعال اين دعاها را مستجاب خواهد كرد و خواسته ها برآورده خواهد شد. جامعه ما اگر جامعه تقوا و دعا و  معنويت باشد، بسياری از  مشكلات مادی او هم قطعا برطرف خواهد شد. 12

 

علامت بد

نمى دانم روايت از معصوم عليهالسلام است يا عبارتى از غير معصوم؛ هرچه هست،  عبارت حكمت آميزی است. مى گويد: أنَا مِنْ أنْ أسْلُبَ الدعاءَ أخْوَفُ مِنْ أنْ أسْلُبَ الإجابَهَ؛ از اينكه دعا از من گرفته شود، بيشتر مى ترسم تا اين كه اجابت از من گرفته  شود. گاهى حال دعا از انسان گرفته مى شود. اين علامتِ بدی است. اگر ديديم در وقت دعا، در وقت تضرع و در وقت توجه و تقرب، هيچ نشاط و حوصله دعا نداريم، علامتِ خوبى نيست. البته درستش هم مى شود كرد. انسان مى تواند با توجه، با التماس و با خواستن، حال دعا را به طور جدی از خدا بگيرد. 13

 

هرچه می خواهد دل تنگت

در روايات دارد وقتى برای حاجاتى دعا مى كنيد، دعا و خواسته خود را زياد ندانيد. يعنى هرچه مايل هستيد و مى خواهيد، از خدا طلب كنيد. نگوييد اين زياد است؛ كمتر بخواهم تا بشود. ... درِ اميد به دعا را به روی خودتان نبنديد ... البته باز در  روايات دارد النهىُ مِنْ الإسْتِعْجالِ فِى الدعاءِ ، يعنى در دعا عجله نكنيد. اگر چيزی را خواستيد و در زمانى كه شما خواستيد برآورده نشد، نگوييد كه خدای متعال دعای مرا مستجاب نكرد، نه. الأمُورُ مَرْهُونَهٌ بِأوْقاتِها . 14

 

همت بلند دار!

در دعا همت بلند داشته باشيد. درخواست های بزرگ بكنيد. سعادت دنيا و آخرت را بخواهيد  ... برای خدای متعال اينها چيزی نيست. عمده اين است كه شما به معنای حقيقى كلمه و با همين شرايط طلب كنيد. خدای متعال اين طلب را اجابت خواهد كرد. گاهى هم انسان نمى داند كاری كه انجام گرفت، اجابت دعای او بوده. خود انسان غافل است. 15

 

نقدترين دستاورد

دعا مخصوص وقت گرفتاری نيست؛ هميشه بايد دعا كرد. بعضى خيال مى كنند وقتى  گرفتاری و مصيبت و بلايى بود، بايد دعا كرد.... به تعبير يكى از روايات، صدای خود را برای  فرشتگان در ملكوت اعلى آشنا كنيد. دعا هميشه لازم است. ... بزر گترين فايده دعا... ايجاد رابطه با خدای متعال و احساس محبت و شوق به تقرب به پروردگار عالم است. 16

 

باز بخواهيد و بخواهيد

يكى از شرايط استجابت دعا اين است كه آن را با توجه مطرح كنيم. گاهى لقلقه زبان، جملاتى چون خدايا ما را بيامرز ، خدايا به ما سعه رزق بده و خدايا قرض ما  را ادا كن است. ده سال انسان اينگونه دعا مى كند، اصلا مستجاب نمى شود. بايد تضرع كنيد و جدی بخواهيد. بايد از خدای متعال با الحاح بخواهيد. باز بخواهيد و باز بخواهيد. در اين صورت البته خدای متعال دعاها را مستجاب خواهد كرد. 17

 

اقبال استجابت

در دعا، طلب كردن و خواستن از خدای متعال و حقيقتا مطالبه كردن لازم است. اين دعا مستجاب مى شود. اگر عمل و تلاش در راه اهداف بزرگ، همراه اين دعا باشد،  اقبال استجابت اين دعا واقعا بيشتر است. آن وقتى كه دعا استمرار پيدا كند، حتما اقبال استجابت در اين دعا بيشتر است. اگر ديده شد كه يك دعا چند بار تكرار گرديد  و مستجاب نشد، نبايد مأيوس شد؛ به خصوص در مسائل بزرگ، به خصوص در مسائل مربوط به سرنوشت انسان و سرنوشت كشور و سرنوشت ملت ها. چون گاهى طبيعت كارهای بزرگ چنين است كه تحققش زمان مى طلبد. 18

 

اين شب را به خاطر بسپار

يكى از مهمترين روزهای سال، روز نيمه شعبان است كه هم مصادف با ولادت ذیجود و مسعود حضرت بقي هاللهَ ارواحنافداه شده است و هم شب و روز نيمه شعبان - با قطع نظر از ولادت اين بزرگوار در اين شب و روز- از ليالى و ايام متبركاند. شب نيمه شعبان، شب بسيار متبركى است؛ تالى تلو ليالى قدر و وقت توجه و تذكر و توسل به ذيل عنايات باری تعالى و طلب و درخواست است. اعمال و  ادعيه های هم دارد كه اگر موفق شده ايد و آنها را انجام داد هايد، إ نشاءالله مشمول قبول پروردگار باشد. 19

 

اميدوار باشيم

مردم ما، جوا های ما، زن و مرد ما با اين شبها حقيقتا قصد پالايش خود را دارند. د لها  نرم مى شود، چشم ها اشكبار مى شود، روحها لطيف مى شود. روزه هم كمك كرده است. ما بايد اميدوار باشيم، دعا كنيم و بكوشيم از اين شب ها برای عروج معنوی خود استفاده كنيم. چون نماز معراج و وسيله عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است. شب قدر هم معراج مؤمن است.

كاری كنيم عروج كنيم و از مزبله مادی كه بسياری از انسانها در سراسر دنيا اسير و دچار آن هستند، هرچه مى توانيم، خود را دور كنيم. 20

 

توكل كن و اميدوار باش

در راههای طولانى گاهى انسان قوه هم دارد، زانو و پاها اصلا خسته نشده، اما آدم از حركت خسته روحى مى شود. اين خستگى روحى انسان را از رسيدن به اهداف باز مى دارد. برای اين كه اين خستگى روحى پيش نيايد -كه از خستگى جسمى گاهى خطرش هم بيشتر است- استمداد از پروردگار، توكل به خدا و اميدواری به كمك الهى لازم است. 21

 

 ..............................................................................................

1.ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام 23 / 5/ 70

2.ديدار فرماندهان بسيج سراسر كشور 27 / 8/ 71

3.ديدار قاريان قرآن كريم 14 / 07 / 1384

4.خطبه های نماز عيد سعيد فطر 2/ 8/ 85

5.خطبه های نماز جمعه تهران 04 / 10 / 1377

6.ديدار اعضای هيأت دولت 8/ 6/ 84

7.مراسم اختتاميه مسابقات حفظ و قرائت قرآن كريم 1379/08/09

8.مراسم اختتاميه مسابقات قرائت قرآن 14 / 10 / 1373

9.خطبه های نماز جمعه تهران 28 / 10 / 75

10 .ديدار جمعى از حافظان و قاريان قرآن نونهال و نوجوان كشور 28 / 06 / 1380

11 .خطبه های نماز عيد سعيد فطر 2/ 8/ 1385

12 .خطبه های نماز جمعه تهران 04 / 10 / 1377

13 .خطبه نماز جمعه 28 / 73/11

14 .خطبه نماز جمعه 7/ 12 / 71

15 .خطبه نماز جمعه 29 / 7/ 84

16 .خطبه نماز جمعه 29 / 7/ 84

17 .خطبه های نماز جمعه تهران 28 / 11 / 73

18 .خطبه های نماز جمعه تهران 04 / 10 / 137719

19 ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت ميلاد حضرت مهدی (عج) 25 / 09 / 1376

20 .خطبه های نماز جمعه تهران 15 / 08 / 1383

21 .بيانات در ديدار اعضای هيأت دولت 17 / 07 / 1384

 

منبع : yawaran.com

 

پیامک      

 

پیامک به مناسبت حلول ماه رمضان

 

  تهیه کننده: مرضیه عاقبت بخیر

 

 

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت

کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نويد رحمت، ای دل ز خواب برخيز

باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت

امام صادق(علیه السلام):

خواب روزه دار عبادت،

خاموشي او تسبيح،

عمل وی پذيرفته شده

و دعای او مستجاب است."

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.

آمد گه آمرزش و شهرُ الله عظمي

توفيق خدايا، تو ز ما سلب مفرما

شد باز در رحمت خالق به روی خلق

چون ماه مبارک ز افق گشت هويدا

مژده که شد ماه مبارک پديد

به عاصيان وعده ی رحمت رسيد

ماهي سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذيرفته شده

برايتان آرزومندم.

آمد رمضان هست دعا را اثری

دارد دل من شور و نوای دگری

ما بنده عاصی و گنهكار توییم

ای داور بخشنده بما كن نظری

استشمام عطر خوشبوی رمضان گوارای وجود پاکتان.

خبر آوردند که پيامبر، همه انسانها را به يک مهماني بزرگ دعوت نموده است تا در پايان آن به مهمانان نمونه جايزه دهد.

شهر رمضان الذی انزل فيه القرآن (ماه مبارک رمضان، ماه دوری از گناهان، ماه بندگي مبارک باد.)

به هنگام رقت قلب، دعا را غنيمت شماريد که رقت مايه رحمت است.

صابران کجاييد که دوباره ايزد امتحانش آغاز شده؟

در سال، يک ماه است که خدا بيشتر از هميشه دنبال دوست مي گردد، آيا تو دوست او نيستي؟

به خدا متوجه شو، تا دلها به تو متوجه شود.

ماه خير و برکت، ماه نزول رحمت، ماه مهماني و ضيافت الهي، بار ديگر ما را به يک فضای معنوی غيرقابل وصفي مي کشاند.

ماه رمضان نزد خدا حرمت و فضيلت والاتری نسبت به ديگر ماهها دارد.

همه عالم محضر خداست، هرچه واقع مي شود در حضور خداست.

نعمت های خدا امتحان است برای بندگان خدا.

****

برای خدا کار کنيد و برای خدا به پيش برويد.

ما و شما و همه هرچه داريم از خداست و هرچه توان داريم برای خدا بايد خرج کنيم.

با ادب خاص خود وارد اين مهماني بي مانند بشويم.

خدا هست؛ غفلت نکنيد از او !خدا حاضر است، همه ما تحت مراقبت او هستيم.

(ماه منصورين مبارک) آن کس که اتکا به خدا دارد منصور است.

(ماه قيام برای رسيدن به خدا مبارک) جديت کنيد که کارهايتان برای خدا باشد، قيامتان لله باشد.

(ماه مقاصد عالي مبارک) مقاصد وقتي که عالي شد، زحمت های در راه آن مقصد بايد در نظر انسان نباشد.

(ماه خدا دوستان مبارک) کسي که خدا با اوست از هيچ قدرتي جز قدرت او هراسي ندارد.

بخشش و عفو داشته باش، مثل دريا.

گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن، مثل رود.

اگر کسي اشتباه کرد آن را بپوشان مثل دريا.

مي گويند هروقت آب مي نوشي بگو يا حسين(ع) ، اين روزها که آب مي بيني و نمي نوشي آرام بگو يااباالفضل (ع).

بدان که پيروزی با صبر ميسر مي شود و گشايش با رنج و سختي و پس از هر سختي آسايشي است.

بدان که قلم تقدير بر همه شدني ها رفته است.

دعای مومن مبتلارا غنيمت بشماريد.

خداوند را بخوانيد و به اجابت دعای خود يقين داشته باشيد و بدانيد که خداوند دعا را از قلب بي خبر نمي پذيرد. پيامبراکرم (ص)

خداوند گويد من ناظر گمان بنده خويشم، اگر گمان خوب به من برد خوبي ببيند و اگر گمان بد برد، بدی ببيند. پيامبراکرم (ص)

کاش در اين رمضان لايق ديدار شوم

سحری با نظر لطف تو بيدار شوم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان

تا که همسفره تو لحظه افطار شوم

ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد

عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد

افطار به مى كرد برم پير خرابات

گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد

با باده، وضو گير كه در مذهب رندان

در حضرت حق اين عملت ‏بارور افتاد

بهر ايام دگر چون افسر است

ماه گشتن ، سير كردن در وجود

با تعبد ، با تهجد ، با سجود

روزه يعني نفس خود پاك كن

قلب ابليس درونت چاك كن

را ه پرواز است سوی آسمان

ماه گرديدن بسان عاشقان

روزه هنگام سوال است و دعا

پر زدن با بال همت تا خدا

شهر يكرنگي و بي آلايشي

ماه تقصير و گنه فرسايشي

عاشقان معشوق خود پيدا كنند

تا سحر در گوش او نجوا كنند

درد خود گويند با درمان خويش

با طبيب و يا انيس جان خويش

فاش راز و گفته های خود كنند

ذكر سر و غصه های خود كنند

روزه رسوا كردن شيطان دون

پاك گشتن چون شهيد غرقه خون

فصل پاكي درون ما بود

نا اميد از دام انسان مي شود

روزه ، تمرين كلاس زندگي

درس ايثار و خلوص و بندگي

روزه ، زنجير هوا گسستن است

ديو و بت های درون بشكستن است

ماه در خودنگری و خودكاوشي

لب فرو بستن ، نگفتن ، خاموشي

درك مسكين از دل و جان كردن است

زندگي همچون فقيران كردن است

قهرمان صحنه تقوا شدن

همچو ماهي زنده دريا شدن

ماه ميهمان وضيافت برخدا

جام بخشش ، ماه سرشار ازعطا

روزه ، پرواز و عروجي ديگر است

مارا به دعا کاش نسازند فراموش

رندان سحرخیز که صاحب نفسانند

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک

حلول ماه مبارك رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه و نيايشهای عارفانه و بندگي خالصانه را به شما تبريك عرض ميكنم خدا سعادت درك اين ماه رو به ما بده تا انشالله بتونيم از بركات اين ماه ذخيره خيری برای آخرت خود كسب كنيم - شما هم منو از دعای خير فراموش نكنيد

ماه رمضان، ماه نزول آيه های سبحاني و ارتباط ملك و ملكوت در نزديكترين افق برای عروج ارواح روحاني است!

ماه رمضان، ماه از منيت و ماديت بريدن و پركشيدن در هوای لاهوت و گردشهای روحاني است.

ماه رمضان، بهار سالكان الي الله و آغاز شكوفايي غنچه های عشق و معرفت در بوستان سينه هاي سودايي است!

ماه رمضان، ماه برچيده شدن، بساط شياطين از عرصه زندگی اولاد آدم و حضور ملموس ملائك در اطراف صائمين مشتاق شيدايی است!

ماه رمضان، ماه كشيده شدن خط گذشت و غفران الهي بر خطاهای گناهكاران در سايه الغوث الغوث های عمق جاني است!

ماه رمضان، ماه چيده شدن مائده های آسمانی بر سفره جانهای رسته از خاك و متصل به انوار اهورايی است.

ماه رمضان، ماه شكستن بت های نفس و سجده عشق بر درگاه عاشق و معشوق آفرين نامتناهي است.

ماه رمضان، ماه مفروش كردن قدوم شب قدر با اشكهای شوق برای درك زيباترين لحظه حيات انساني است

ماه رمضان، ماه يتيم شدن تاريخ در طوفان نفاق و ضربت خوردن اميرالمؤمنين و عروج جان جهاني است!

ماه رمضان، ماه درك دقيق تر حضورامام زمان برای آمادگي بهتر جهت ظهور منجي آخرالزماني است!

ماه رمضان، مائده‌های آسماني را بر سفره دل عارفان حقيقت‌جو مي‌چيند.

ماه رمضان، ميدان جهاد اکبر انسان و عرصه نبرد سرنوشت‌ساز اوست.

ماه رمضان، موسم رويش گل‌های ايثار و فداکاری در بوستان دل مؤمنان است.

ماه رمضان، ماه نزول باران غفران الهي بر کوير دل‌های گناه‌آلود است.

ماه رمضان، ماهي است که انسان‌های زميني مورد اکرام فرشتگان آسماني قرار مي‌گيرند.

ماه رمضان، کوله ‌بار معنويت صائمان را سرشار از يافته‌های عرفاني مي‌کند.

ماه رمضان، عرصه تمرين استقامت در ميدان صبر و شکيبايي است.

ماه رمضان، تارک خويش را به زيور شهادت قافله سالار قبيله تنهايي آراسته است.

ماه رمضان، ماه بيداری در سايه دين‌داری است.

ماه رمضان، ماه انقلاب درون به خاطر پيروزی نور بر ظلمت است.

رمضان آمد و روان بگذشت

بود ماهي به يک زمان بگذشت

شب قدری به عارفان بنمود

اين معاني از آن بيان بگذشت

السلام عليک يا شهر الله الاکبر و يا عيد اوليائه

در ماه پر خير و برکت رمضان برايتان قبولي طاعات و عبادات را آرزومندم.

التماس دعا

 

منابع:

 www.hawzah.net

http://bani-adam.blogspot.com

http://sms4u.parsiblog.com

http://forum.o2download.com

www.askquran.ir

 

منبع: راسخون

 

لينکهای    
 هفته      

 

ضیافت نور

 

اوقات شرعی همه شهرهای ایران
این لینک جهت استفاده در ماه مبارک رمضان بار دیگر قرار داده شده است

 

ویژه نامه روز اول ضیافت الهی

 

ویژه نامه روز دوم ضیافت الهی

 

مركز تعليمات اسلامی واشینگتن

 

مدیریت پروژه ایران

 

همت بلندآر