مجله شماره هفتاد و یکم  

شنبه 23 مرداد 1389 3 رمضان 1431 14 آگوست 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

ره آورد

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ 166 وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ 167 الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ 168 وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ 169 فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ 170 يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ 171الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ 172 الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ 173

ترجمه فارسي مکارم

و آنچه (در روز احد،) در روزى كه دو دسته ( مؤمنان و كافران) با هم نبرد كردند به شما رسيد، به فرمان خدا (و طبق سنت الهى) بود; و براى اين بود كه مؤمنان را مشخص كند 166 و نيز براى اين بود كه منافقان شناخته شوند; آنهايى كه به ايشان گفته شد: بياييد در راه خدا نبرد كنيد! يا (حداقل) از حريم خود، دفاع نماييد! گفتند: اگر مى‏ دانستيم جنگى روى خواهد داد، از شما پيروى مى‏ كرديم (اما مى  ‏دانيم جنگى نمى‏ شود) آنها در آن هنگام، به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان; به زبان خود چيزى مى ‏گويند كه در دل هايشان نيست! و خداوند از آنچه كتمان مى ‏كنند، آگاه تر است 167 (منافقان) آنها هستند كه به برادران خود -در حالى كه از حمايت آنها دست كشيده بودند- گفتند: اگر آنها از ما پيروى مى ‏كردند، كشته نمى‏ شدند! بگو: (مگر شما مى ‏توانيد مرگ افراد را پيش‏ بينى كنيد؟!) پس مرگ را از خودتان دور سازيد اگر راست مى ‏گوييد! 168 (اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده ‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏ شوند 169 آنها بخاطر نعمت هاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند; و بخاطر كسانى كه هنوز به آنها ملحق نشده اند ( مجاهدان و شهيدان آينده )، خوشوقتند; (زيرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى‏ بينند; و مى ‏دانند) كه نه ترسى بر آنهاست، و نه غمى خواهند داشت 170 و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نيز) مسرورند; و (مى ‏بينند كه) خداوند، پاداش مؤمنان را ضايع نمى ‏كند; (نه پاداش شهيدان، و نه پاداش مجاهدانى كه شهيد نشدند) 171 آنها كه دعوت خدا و پيامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتى كه به ايشان رسيد، اجابت كردند; (و هنوز زخم هاى ميدان احد التيام نيافته بود، به سوى ميدان حمرار الاسد حركت نمودند;) براى كسانى از آنها، كه نيكى كردند و تقوا پيش گرفتند، پاداش بزرگى است 172 اينها كسانى بودند كه (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: مردم (لشكر دشمن) براى (حمله به) شما اجتماع كرده ‏اند; از آنها بترسيد! اما اين سخن، بر ايمانشان افزود; و گفتند: خدا ما را كافى است; و او بهترين حامى ماست 173

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

سالروز بازگشت آزادگان

 

رایحه آزادی

خورشید آرام آرام، از پس کوه ها بیرون آمد و بر سقف آسمان پدیدار شد و پرتوهای طلایی اش را بر زمین پراکند. رادیو بغداد در صبح روز 24 مرداد ماه، خبر ارسال نامه ای را از سوی صدام و خطاب به رهبر و ریاست جمهوری، اعلام کرد. وی در خلال نامه به تمام خواست های مشروع ایران جواب مثبت داد. پس از شنیدن این خبر موج شادی در به پا خاست. همگان دست به سوی آسمان بردند و جبین بر خاک ساییدند و سجده شکر به جای آوردند.

 

در انتظار مسافران کربلا

 

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور              کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

 

آخرین روز اسارت فرا رسید و اسرا یکدیگر را در آغوش می کشیدند. از یکدیگر حلالیت می طلبیدند و قرآن را بر سر همدیگر می گرفتند و یکدیگر را به آیه های ملکوتی می سپردند. در مرز خسروی بانگِ به کنعان رسیدگان طنین انداز بود. اتوبوس های آن سوی مرز عراق بمنزله فرشتگان نجات در انتظار مسافران کربلا بود. همگان خاک پاک وطن را توتیای چشم کردند. با مشاهده هر ایرانی رگ حیات در اندام تکیده هر آزاده ای جان می گرفت.

 

مزار امام، پذیرای آزادمردان

به یاد آن روز که به قصد جبهه های نبرد، به جماران رفتیم، تا دعای پر مهر پیر جماران را بدرقه راه خود کنیم و موعظه های عرفانی اش را در جای جای قلبمان بگنجانیم. دریغا! دریغا! که هنگام رجعت مرکب آهنی ما را نه به سوی جماران، بلکه به سوی بهشت زهرا هدایت کرد. پس سینه زنان و گریه کنان خود را بر مزار او ـ که در پشت انبوهی خاک خفته بود ـ رساندیم و اندوه تنهایی را با اشک سرودیم.

 

آزاده  شهید

به یاد آنان که در ایام اسارت بر اثر شکنجه های دژخیمان شراب عشق نوشیدند. پروردگارا، تو خود می دانی که شرم دارم از دیدار مادر آزاده شهیدی که به دیدارم بیاید، در حالی که قاب عکس فرزندش را با دستان لرزان در برابر دیدگانم نگه دارد و با چشمانی منتظر مژه بر هم نزند و در نگاهم چشم بدوزد. شرم دارم از دیدار همسر آزاده شهیدی که به دیدارم می آید در حالی که فرزندش گوشه چادر مادر را در دستان کوچکش جمع می کند و آهسته و بی صدا می گرید...

 

گناه بی گناهی

پرندگان را به جرم خوشخوانی است که در قفس می اندازند. گل ها را به بهانه عطر و زیبایی است که از شاخه می چینند و یوسف را به گناه بی گناهی است که زندانی می کنند. اما چه باک؟ مرغان باغ ملکوت که نمی توانند نخوانند. گل های محمدی که نمی شود عطر نپراکنند و یوسف ها که روا نیست از بیم زندان تن به گناه بیالایند. پس این سرنوشت محتوم همه پرندگان باغ محمدی است که یوسف وار پاس عصمت خویش بدارند و حتی به قیمت شکنجه و زندان دست از دوست نشویند، و چنین کردند یاوران دلاور خمینی در زندان های دشمن بعثی.

 

اسوه های مقاومت و پایداری

اسیران، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهای جسمی و روحی دشمنان ایستادند و روابط اجتماعی جامعه کوچک اردوگاهی خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند و همیشه یار انقلاب و اسلام بودند؛ تا جایی که یکی از فرماندهان عراقی در مقابل اسرای ایرانی اعتراف کرد که شما در این جا یک حکومت اسلامی کوچک تشکیل داده اید.

 

به خانه ات خوش آمدی

در 26 مرداد سال 69، پس از رنج های فراوانی که از هجر یاران بر دل عشاق سنگینی می کرد، سرانجام طلایه داران سپاه عشق پای به خاک میهن اسلامی گذاشتند. به راستی که قلب ملت خانه آنهاست و آنان قدم بر قلب ملت نهادند و آمدند و خوش آمدند.

 

کجاست بیرق گلرنگ آسمانی عشق                    که بر بلندای فریادها بر افرازیم 

 

خمینی روحت شاد

خمینی عزیز، این روزها و این سال ها چقدر جای تو خالی است! فرزندان آزاده ات وقتی قدم بر خاک میهن می گذارند قبل از هر چیز سراغ تو را می گیرند: بابای ما کو؟ رنج اسارت نه، غم محرومیت دیدار تو پشت آنها را خم کرده است و این غبار اندوه، از هجر توست که روی همه شادی های آنها نشسته است و پس سال ها هنوز رنگ رخشان پریده و کمرشان خمیده است. خمینی، روحت شاد.

 

سخنی با شهید

آری برادر شهیدم، من نیز چون تو رجعت کردم؛ اما به حال تو غبطه می خورم؛ زیرا دوست داشتم رجعتم چون تو با این پیام خدا استقبال شود که یا ایتها النفس المطمئنه... دوست داشتم هنگام رجعت، ملائک به استقبالم بیایند؛ دوست داشتم اولیای خدا به من خوشآمد بگویند؛ دوست داشتم چون تو قطرات خونم زایل کننده گناهانم باشد؛ تو به محبوب رسیدی و من اینک در راهم تا شاید با ادامه راه تو به او برسم. ان شاء اللّه.

 

سنگ صبور اهل دل

آزادگان، صبورتر از سنگ صبور و راضی ترین کسان به قضای الهی بودند. سینه هایی فراخ تر از اقیانوس داشتند و جمعی مخلص، مقاوم، اهل ایثار و فداکاری و صاحب دل هایی خسته بودند که از همه جا و همه کس بریده و به خدا پیوسته بودند. آزاده نامیده شدند چون از قید نفس و نفسانیات رهایی پیدا کرده بودند.

 

کلام قدسی

امام صابران فرمود: اگر روزی اسرا برگشتند و من در میان شما نبودم، سلام مرا به آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود. آری ای از سفر برگشتگان، آن پیر فرزانه و اسطوره مبارزه با دژخیمان، پیوسته غم هجران فرزندانش را بر دوش می کشید و چشم به راه شما بود تا سلامی عاشقانه نثارتان کند.

 

آموزگاران پایداری

ای آزادگان، تاریخ هیچ گاه شما را ـ که درس مقاومت و ایستادگی و آزادگی به جهان داده اید ـ فراموش نخواهد کرد. شما از جان مایه گذاشتید و امروز ما تنها می توانیم قطره ای باشیم در برابر دریای صفا و صلابت و استواری شما. شما که بهتر از همه شاگردی مکتب اهل بیت کردید و زینب وار مروج اسلام و انقلاب بودید و هم اکنون که به خانه آمده اید نیز باید لباس جدیدی از رزم پوشید و در مقابل دشمن جدید قد برافرازید. آفرین بر همت شما غیور مردان تاریخ ایران زمین.

 

ای صبح باوران

هلا، ای صبح باورا ، شب تیره اسارت با دمیدن خورشید آزادی به سر آمد و همه دیدند که با پای مردیهای خود ثابت کردید که درختان تنومند بیابانید، نه گل برگ های سستی که با هر نسیم کمر خم کنید. آری صبح روشن آزادی دمید؛ اما بدانید که ابرهای تاریکی هر زمان به گونه ای تیرگی می پراکنند و اکنون، در این صبح روشن، زمان مبارزه با تیرگی هایی است که ریشه جوانان و امیدهای این مرز و بوم را هدف گرفته اند. آگاه و هوشیار باشید.

 

خوش آمدی ای پرچمدار استقامت

پس از سال ها از آمدنت باز می گویم: خوش آمدی ای پرچمدار عزت و استقامت. می دانم از دیار صبر آمدی ای چشم و چراغ دل امت. می دانم که از ستم دشمنان سخت خسته و رنجوری. اما مجالی برای درنگ نیست. اسبت را زین کن که مجاهدتی عظیم در پیش است.

 

مناجات

خدایا، سال های اسارت و درد و رنج به لطف تو تمام شد. قدم بر این پهنه گلگون نهادیم. عاشقانه ما را در آغوش کشیدند. و پذیرای ما شدند. گمان کردند که ما از مدینه فاضله رسولت آمده ایم. اما خدایا تو خود می دانی که چنین نیست. ما از اسارت رها شدیم، اما نه از اسارت گناه. خدایا ما بنده ایم و گناهکار. تو را به اشک های یتیمان وادی عشق قسم می دهیم که ما را از اسارت گناهان نجات ده، تا شرمنده روی مادران و فرزندان شهدا و مفقودان نباشیم.

 

شاهدان شهادت

ای راست قامتان پیروز که استواری شرمنده شماست و صبر درس استقامت را از شما آموخت، ای کسانی که عطرهای بهشتی در پیراهن دارید و عشق در ضمیر خود می پرورید و ای کسانی که شهادت را به چشم تجربه کردید و شهیدی زنده از مجموعه شهدای همیشه جاوید انقلابید. آری شما اسیر دشمن نبودید، بلکه دشمن اسیر آزادگی شما بود، سالروز آزادی تان از بند دژخیم بعثی مبارک باد.

 

تجلی گران صبر

ای برادر آزاده، تو با استقامتت تجلی گر واژه صبر بودی. بسیار واژه نگاران واژه صبر را برایم معنی کردند، اما فقط در غالب الفاظ؛ و تنها تو بودی که وجودت، زندگیت، و همه هستی ات را در غالب صبر به ما نمایاندی. تو صبرِ عَنْدَ المُصیبَة را به خوبی برایم تفسیر کردی و مصداق صَبْر حَسنَ شدی؛ اما اکنون منتظرم صَبْرِ اَحْسَن را برایم بازگویی، و این بار نیز ایمان دارم که از این امتحان سربلند بیرون خواهی آمد.

 

وارثان شادی

امروز، روز فخر و مباهات است. امروز روزی است که اسوه های مقاومت و پایمردی ثابت کردند که تاب ماندن و به زانو در آوردن طاغوت را دارند. امروز روزی است که این پرندگان عاشق ثابت کردند که طاقت سال ها صبر در مقابل مصیبت را دارند و امروز روز شادی آنها و روز مباهات ماست.

 

شیران روز

آری این غیور مردان آزاده، آسمان آبی را و هم بوی خوش آزادی را از شما دریغ داشتند. تا زمانی که سلاح در دست داشتید کسی جرأت رویارویی با شما را نداشت، ولی آن گاه که چون شیر قوی پنجه ای از قضا در دام گرفتار آمدید، هر روباهی قصد تعرضان کرد، غافل از آنکه سرباز مکتب عاشورا در زندان اسارت هم هیبت خداگونه و روحی حیدری دارد.

 

پدیدآورنده: زهره نایینی، اکبر مقدسی

گلبرگ :: مرداد 1380، شماره 18 

 

 

  

 

 

کودتای امریکایی 28 مرداد 1332

 

اشاره

کودتای 28 مرداد سال 1332، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است. کودتا، سبب سقوط حکومت ملی ایران و استمرار رژیم استبداد سلطنتی شد. با این حال، هنوز به صورت گسترده و در سطح عموم به این نکته مهم پرداخته نشده است و بیشتر مردم از آن ناآگاهند. از آنجا که این کودتا با دخالت دو دولت خارجی امریکا و انگلستان صورت گرفت، آنها باید به طور رسمی از ملت ایران عذرخواهی کنند و به دلیل آسیب هایی که به ملت ایران وارد ساخته اند، غرامت بپردازند.

 

پیدایش فاصله میان مصدق و آیت اللّه کاشانی

دکتر مصدق و آیت الله کاشانی، دو عنصر غیروابسته به بیگانه با طرز تفکرهای متفاوت بودند. کاشانی معتقد به مبارزه بر اساس اندیشه اسلامی بود، ولی مصدق با همه مسائل، بدون توجه به معیارهای اسلامی، برخوردی سیاسی داشت. مصدق که با حمایت و همراهی آیت الله کاشانی به نخست وزیری ایران رسیده بود، تا پیش از واقعه سی تیر سال 1331، به توصیه ها و دیدگاه های ایشان توجه ویژه داشت. مصدق پس از این قیام خونین که با رهبری حکیمانه آیت الله کاشانی و فداکاری های ملت ایران دوباره به زمامداری رسید، روش دیگری در پیش گرفت. با آنکه دولت وی می توانست با تشکیل دادگاه، عوامل جنایت کشتار مردم را به کیفر برساند، چنین نکرد. حتی مصدق، سرلشکر وثوق، یکی از سران این توطئه را به سمت معاونت خود برگزید و این، سرمنشأ اختلاف های اساسی میان مصدق و آیت الله کاشانی شد. مصدق همچنین با طرح شعار جدایی دین از سیاست، به صراحت از مداخله علما در امور سیاسی اظهار نارضایتی می کرد. بدین ترتیب، در دولت وی، محدودیت های آیت الله کاشانی بیش از پیش شد تا جایی که مطبوعات بی شرمانه به او توهین کردند و گروه هایی از اراذل و اوباش، به خانه اش هجوم بردند.

 

نقش سیا در کودتای 28 مرداد

کودتای 28 مرداد 1332، با طراحی گسترده و امکانات مالی و نظارت سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و بهره گیری از کمک شبکه های جاسوسی انگلیس عملی شد. کرمیت روزولت، از سرشناسان سیا و طراحان این کودتا چنین می نویسد: سیا پس از تبادل نظر با انگلیسی ها، تصمیم به سرنگون کردن دولت مصدق گرفت؛ زیرا مصدق با ملی کردن یک میلیارد دلار دارایی شرکت نفت ایران و انگلیس، خشم و غضب قدرت های غرب را برانگیخته بود. سازمان سیا کوشید موقعیت مصدق را تضعیف کند. آنها با تبلیغ برکناری مصدق و انتخاب ژنرال زاهدی از سوی شاه، گروه های آشوب گر را برای ایجاد فضای هرج و مرج آمیز در تهران سازمان دهی کردند تا شهر تهران از هر نظر آماده اجرای نقشه کودتای 28 مرداد باشد.

 

تأثیر اوباش

حدود ساعت هشت صبح روز 28 مرداد، جمعیتی در حدود سه هزار نفر مسلح به چماق و چوب دستی، از جنوب شهر تهران، تظاهراتی را بر ضد مصدق و به سود محمدرضا شاه آغاز کردند. آنها در خیابان ها حرکت می کردند و فریاد می زدند: جاوید شاه، مرگ بر مصدق خائن.

بیشتر این افراد برای این کار پول گرفته بودند. در میان آنان، عده زیادی افراد بی کار و چاقوکشان سرشناس وجود داشتند. بخشی از این جمعیت وارد بازار شدند و تهدید کردند که مغازه ها را غارت خواهند کرد. در نتیجه، بازار خیلی زود بسته شد. در این هنگام، شمار زیادی کامیون و اتوبوس که از صبح زود اجاره شده بود، وارد صحنه شدند و به حمل و نقل تظاهرکنندگان پرداختند. ماشین ها در شهر به راه افتادند و افرادی که در آن بودند، با فریاد شعار می دادند و جنگ روانی را آغاز کردند که به سود شاه شد. هنگام ظهر تردیدی باقی نماند که دولت مصدق سقوط کرده است.

 

مصدق و کودتا

به جرئت می توان گفت دکتر مصدق، کوچک ترین اقدامی در راه خنثی کردن کودتای 28 مرداد 1332 نکرد. البته درست است که مصدق نیروی کافی برای مقابله نداشت، ولی وی از امکانات محدود خود نیز استفاده نکرد. در فاصله روزهای 25 تا 28 مرداد، همه می دانستند که کودتای خونینی در راه است. مصدق هم کاملاً از این مسئله آگاه بود، ولی حتی آماده باش معمولی هم به نیروهای طرفدار خود نداد و ستاد ارتش او نیز کوچک ترین مقاومتی در برابر کودتاچیان نشان نداد.

وی با آنکه می توانست با به راه انداختن تظاهرات مردمی، قدرت خود را به مخالفان نشان دهد، چنین نکرد و هرگونه تظاهراتی را ممنوع اعلام کرد. وی همچنین از مستقر ساختن نیروهای امنیتی برای متوقف ساختن آشوبگران که به ایجاد هرج و مرج در تهران دست زده بودند، خودداری کرد. بدون شک، این مسئله از نکته های سؤال برانگیز تاریخ معاصر ایران شمرده می شود که تحلیل های بسیاری را به همراه داشته است.

 

هشدار آیت اللّه کاشانی

آیت الله کاشانی در روز 27 مرداد، نامه ای به دکتر محمد مصدق نوشت و در آن، با لحن تلخ و شکوه آمیز، حتمی بودن وقوع کودتا را به دست ژنرال زاهدی مطرح ساخت و با پیشنهاد مذاکره برای مبارزه مشترک، دو تن از یارانش را نزد مصدق فرستاد. در کمال شگفتی، دکتر مصدق پیشنهاد آیت الله کاشانی را رد کرد و در پاسخ چنین نوشت: اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. مصدق می توانست با صدور اعلامیه ای مشترک، همان روز، مردم را به مبارزه با کودتا فراخواند و به همه مسئولان نظامی هشدار دهد. بی شک، پخش پیام مشترک رادیویی از سوی دو رهبر مذهبی و سیاسی، حتی در صبح روز کودتا کافی بود تا آن نقشه شوم اجرا نشود.

 

خفقان پس از کودت

غروب روز 28 مرداد سال 1332، غروب آزادی در ایران بود. کودتاچیان مسلط شدند و همه نهادها و مراکز تجمع آزادی خواهان به دست اوباش و اشرار به آتش کشیده شد. شاهِ فراری بازگشت و به جای حکومت جمهوری، رژیم استبداد سلطنتی به مدت طولانیِ ربع قرن برقرار گردید. روز 29 مرداد، رژیم استبداد با اعمال وحشت و ترور در سراسر کشور و سرکوب نهضت و دستگیری آزادی خواهان، نفس ها را در سینه حبس کرد. پست های مهم مملکتی به دست عوامل کودتا سپرده شد و عوامل اصلی کودتا در ارتش ترفیع درجه گرفتند. مطبوعات زیر سانسور دولت رفت و سازمان پلیس مخفی با عنوان ساواک ایجاد شد. استعمار نیز به وسیله شاه دست نشانده، سلطه خود را در ایران استوار و در 25 سال پس از کودتا، نفت ملی شده ایران را به بهای ارزانی غارت کرد.

 

پدیدآورنده: حکیمه مهدیان

گلبرگ :: مرداد 1386، شماره 89 

                                                    

ره آورد      

 

 

ره آورد

 

شماره سوم فصلنامه تحقیقات مدیریت آموزشی

 توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن منتشر شد

 

 

سومین شماره فصلنامه تحقیقات مدیریت آموزشی  توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن به چاپ رسید.

در ذیل، متن نامه ارسالی که به همراه یک نسخه از فصلنامه به واحد های دانشگاه آزاد اسلامی سراسر کشور

ارسال گردیده است از نظرتان می گذرد.

 

 

باسمه تعالی

 

خواهر گرامی سركار خانم ..................

برادر ارجمند جناب آقای ..................

 

با اهدای سلام و ادای احترام

 

باز فصل تازه ای از راه رسيد و بار ديگر فصل نامه تحقيقات مديريت آموزشي، پنجره ديدار را به روي ما گشود تا سر بر شانه های صداقت گذاريم و ترانه سپيد صميميت را زمزمه كنيم. گويند دل هاي بي كينه چون آيينه پاك و سپيد و شفاف اند؛ ولي آنان كه دل در تولاي حق بستند، از همه رنگ ها وارستند. هر كالا، آراسته اش خوب است جز دل كه شكسته اش جايگاه محبوب است.

 

هرچند كه از آينه بی رنگ تـر است                      از خاطـــر غنچــه ها دلــم تنگ تــر است

بشكن  دل بينوا ی ما را ا ی عشق                        اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است

 

گوينده خام چون لب گشايد، اسرار نهانش عيان و رازهای پنهانش بيان مي شود.

 

تا مرد سخن نگفته باشد              عيب و هنرش نهفته باشد

 

ما كه هر فصل  اين پنجره را مي گشاييم و ديده به ديدار دوست باز مي كنيم، چگونه مي‌توانيم دل از ديدار بركنيم و لب از گفتار بربنديم؟ 

آفتاب چگونه مي تواند غروب را معني كند و سخن چسان مي يارد تا سكوت را تحقق بخشد؟ بنابراين از همه عزيزان پژوهشگر و فرزانگان دانشور استدعا داريم اين نشريه را با ديده نقادي بنگرند و ارزيابي ها را برايمان بنگارند. تعدادي از مخاطبان انديشمند فرخوان ما را لبيك گفتــه و با نقدهاي سازنــده ما را ره نموده و نويسندگان نشريــه را رهيـن منت خود قرار داده‌انــد. ضمن عرض سپاس بي كران از اين عزيزان مجدداً از همه انديشمندان و صاحب نظران خواهشمنديم با نگاه نقاد و ذهن وقاد خود ما را راهنمايي فرمايند.

اينك ضمن ارسال يك نسخه از سومين شماره فصل نامه تحقيقات مديريت آموزشي، از حضرت‌عالي و همه اهالي قلم و انديشه تقاضامنديم با مطالعه موشكافانه و ارزيابي كنجكاوانه ما را در جهت غنای بيشتر و پويش راه روشن تر ياری فرماييد.

برگ هاي سبز اين نشريه چشم هاي كنجكاو شما را به ميهماني سرخ واژه ها فرا مي‌خواند. اين دفتر نه برترين آرمان ما، كه بالاترين حاصل توان ماست.

 

چشم انتظار رهنمودهای رهگشا و نقدهای پربهای شما هستيم.

 

 

                                                دكتر غلامحسین حیدری

                                                مدير مسئول فصل نامه تحقيقات آموزشی

                                               دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

 

مديريت علوی نياز عصر جديد

 عليرضا زکى ‌زاده

  

 

مديريت در جهان از عظيم‌ترين و باارزش‌ترين سرمايه‌ها و ارکان هر جامعه محسوب مى‌شود. بنابراين پرورش و آموزش مديرانى کارآمد، فعال و خلاق در تمام سطوح جامعه يکى از وظايف جوامع بشرى است. زمانى مى‌تواند يک جامعه به سوى تکامل پيش رود که مديران لايق و کاردان در آن به فعاليت مشغول باشند. هرگز نمى‌توان بدون وجود سياستمداران، برنامه ‌ريزان و مديران آگاه و توانمند به توسعه مطلوب دست يافت. امروزه مديران بايد به حکم ضرورت از آخرين يافته‌هاى علمى اطلاعات کافى داشته باشند. اگر مديران افرادى ناآگاه يا بى‌اطلاع و غيرخلاق باشند جامعه را به سوى تباهى سوق خواهند داد. به گفته مولاى متقيان در نهج‌البلاغه اينان محور مرکزي، نگه‌دارنده سنگ آسيا و عمود برپا دارنده خيمه زندگى اجتماعى‌اند.

تعريف مديريت

مديريت همانند عشق و زيبايى مقوله‌اى است که هرکس وجود آن را درک مى‌کند اما نمى‌تواند آن را تعريف کند. تعريف مدير دشوار است اما وقتى آن را ببينيد، مى‌شناسيد. مديريت مقوله‌اى است در علم جامعه‌شناسى که بيشترين مطالعات روى آن انجام شده و کمترين درک از آن وجود دارد. در اين زمينه مى‌توان چهار راهبرد يا چهار شاخص يا چهار نوع مهارت انسانى مشترک در مديران را تعريف کرد؛
1- مديريت متمرکز بر هدف و داراى چشم‌انداز راهگشا
2- مديريت معنابخشى و جهت‌دهى به چشم‌انداز
3- مديريت اعتماد و اعتمادسازي
4- مديريت خويشتن و جستجو براى آگاهى و عزت‌نفس

مديران چگونه در راه تحقق روياهاى خود معنا مى‌آفرينند؟

هدف مدير تنها توضيح يا آشکارسازى نيست، بلکه خلق معناست. يکى از عوامل ضرورى در مديريت ظرفيت تاثيرگذارى و ايجاد معنا براى اعضاى سازمان است. انسان‌ها نيازمند هدف‌هاى بامعنا هستند. هدف نهايى نبايد چندان کهنه و قديمى باشد که از برانگيختن و به‌شوق درآوردن کارکنان باز بماند، بلکه بايد بامعنا و پرطنين باشد. کار مديران اين است که جهت حرکت را مشخص کنند و به‌ کار معنا بدهند. اگر هدف و معناى کار را به کارکنان گوشزد کنيم، کارايى و بهره‌ورى آنها تقويت مى‌شود. انسانها نه تنها دنبال هدف هستند، بلکه مى‌خواهند در محيط کار نيز حکمت و معناى کار براى آنها معلوم باشد. محيط کار بسيارى از کارکنان را سرگرم مى‌کند، اما دل و جان آنها را درگير نمى‌کند. رضايت شغلى و بامعنا بودن محيط کار با هم خيلى فرق دارند. از نظر بيشتر افراد رضايت يعنى پيروى از معيارها. مى‌توانيم آنچه را از ما مى‌خواهند و توقع دارند، انجام دهيم اما معنادار بودن اين نيست. در محيط هدفمند و بامعنا، کمتر پاى بايدها و توقعات در ميان است و بيشتر به رسالت و خشنودى‌ها پرداخته مى‌شود. انسان‌ها دوست دارند کار خوب انجام دهند. مى‌خواهند حاصل چند ساعتى که در محيط کار مى‌گذرانند بيش از آن چيزى باشد که توليد مى‌کنند. با چرب‌زبانى و شيرين سخنى نمى‌توان افراد را از کار عادى به جهاد واداشت.

جايگاه مديريت خويشتن و خودشناسى کجاست؟

مديريت خويشتن عبارت از شناخت مهارت‌هاى خود و به‌اجرا گذاشتن موثر آنهاست. مديريت خويشتن مقوله‌اى بسيار حساس است و بدون آن رهبران و مديران بيشتر صدمه خواهند زد تا اينکه کار خوب انجام دهند. يک مدير ناوارد، درست مثل يک پزشک ناوارد، زندگى را تلخ مى‌کند. پايه و اساس مديريت، خودشناسى است.

خودشناسى از کجا آغاز مى‌شود؟

ما همگى براى کشف توانايى‌هاى ذاتى خود، شناخت خود و بازگشت به خويشتن، در طول زندگى با چالش‌هاى زيادى مواجه هستيم. اولين قدم در راه خودشناسي، فهم نقاط قوت و ضعف خويش است. هيچ‌کس جز خود فرد نمى‌تواند به او ياد دهد که خودش باشد و خودش را تشريح کند. يکى از مهمترين درس‌هاى مديريت، گوش دادن به نداى درون است، اما در عين حال درس‌هاى ديگرى نيز براى خودشناسى وجود دارند مانند توجه به اين نکات که هرکس بهترين معلم خود است، بايد مسئوليت‌‌پذير بود و از هيچ‌کس گله نکرد. شما مى‌توانيد هرچه را که مى‌خواهيد ياد بگيريد. درک حقيقي، انعکاس تجربه‌هاى شماست.
مديران افرادى هستند که قادرند خود را کاملا توصيف کنند، يعنى مى‌دانند که هستند، نقاط قوت و ضعفشان چيست و چگونه نقاط قوت خود را بروز دهند و نقاط ضعف خود را جبران کنند. آنها مى‌دانند که چه مى‌خواهند، چرا مى‌خواهند و چگونه بايد ارتباط برقرار کنند و به هدف‌هايشان دست يابند. افرادى که نمى‌توانند خود را بيابند يا بازگشت به خويشتن داشته باشند مجبورند ايده‌هاى دست دوم داشته باشند و نقشى را که ديگران براى آنها نوشته‌اند، بازى کنند.

شخصيت يا منش مدير

يکى از مهمترين عنصر مديريت، شخصيت و منش است. منش، لباس عاريتى نيست بلکه هويت انسان است. منش اسلوب و روشى سطحى و ظاهرى نيست. مديران بايد نسبت به زيردستان خود صداقت و همدلى داشته باشند و به تعهدات و وعده‌هاى خود پايبند بمانند و گفتار و کردار آنها بر هم منطبق باشد. در مديران راستين بين حرف و عمل فاصله‌اى نيست. منش، صداقت در گفتار و کردار است. مديران راستين کسانى‌اند که شخصيتى نيرومند دارند و در اصول خود ثابت‌قدم هستند. کسب منش و آموختن قضاوت درست از هر کار ديگرى مشکل‌تر است.

آيا مديران مدير به دنيا مى‌آيند يا ساخته مى‌شوند؟

اين گفته را که مديران، مدير به دنيا مى‌آيند نه اينکه ساخته مى‌شوند و اينکه بعضى‌ها مى‌گويند مديران با نيرو و نبوغى خارق‌العاده که در آينده به کار مديريت آنها مى‌آيند، پا به جهان مى‌گذارند باور نکنيد. حقيقت آن است که ظرفيت‌هاى مديريتى را مى‌توان فرا گرفت. البته ياد گرفتن آسان نيست، فرمول ساده‌اى وجود ندارد که مثل کتاب آشپزى راه را نشان دهد، بلکه مدير شدن طى فرآيندى عميق، انسانى و پر از سعى و خطا و پيروزى و شکست حاصل مى‌شود. يادگيرى مدير شدن تا حدى شبيه ياد گرفتن پدر شدن يا عاشق شدن است. بنابراين مديريت قابليتى اکتسابى است نه فطري. در بدن انسان هيچ‌ ژنى وجود ندارد که خاصيت مديريتى داشته باشد. هنر مديريتى اصولا حين کارآموخته مى‌شود. هيچ‌کس هنر مديريتى خود را در اثر گذراندن چند واحد درسى دانشگاهى يا در اثر گرفتن مدرک کارشناسى ارشد يا دکتراى مديريت به دست نياورده است. مديران اين هنر را عمدتا از روساى در سازمان چه خوب و چه بد ياد مى‌گيرند.

مديران امروزی

در اين زمانه نوع مديريت عوض شده است. کسانى که گمان مى‌کنند يک تنه مى‌توانند همه کارها را روبه‌راه کنند، به خطا مى‌روند. پيدايش گروه، تيم، انجمن و مطرح شدن عناوينى نظير شرکت و مشارکت، همکارى و همياري، نشانه پايان يافتن عصر مردان بزرگ‌ است. گوهر اين زمانه مشارکت و همکارى دسته‌جمعى است. بايد اين فکر را کنار گذاشت که اعتبار همه دستاوردهاى بزرگ، حاصل کارهاى شخص اول سازمان است.
گاه تصور مى‌شود که مهارتهاى مدير مقوله‌اى فطرى و ذاتى است و با تولد آدمى همراه است، يعنى مديران مدير به دنيا مى‌آيند، نه اينکه ساخته مى‌شوند. اين نظريه مرد قهرمان‌بود وقتى اين نظريه در توضيح مديريت شکست خورد، نظريه ديگرى جايگزين آن شد که معتقد بود حوادث بزرگ مديران را مى‌سازد.

مهرورزى

مهرورزيدن و دوست داشتن ديگران يکى از بزرگترين راز کاميابى هر مدير است.
قدرت عشق و قانون محبت و نيک خواهي، گره‌گشاى هر مشکل و گرفتارى است.
چند نکته پيرامون شيوه مهرورزيدن و رسيدن به آرامش در مديريت؛
-در همه کارهايتان تعادل داشته باشيد. در هيچ کارى نه افراط خوب است و نه تفريط.
-اولين و مهمترين خصوصيت شخصى که به لحاظ عاطفى پخته است، داشتن تصويرى خوب از خويشتن در ذهن است. وقتى شخص خود را پذيرفت، مى‌تواند ديگران را نيز بپذيرد و به کار و حال و وضع آنان توجه کند (جوينپر 1376.)
يک انسان بالغ و يک مدير کاردان، آماده پذيرش راههاى جديد است. او سازمان يافته است، اما اسير روش‌هاى خود نيست و آمادگى دارد که بگويد: نمى‌دانم يا اشتباه کردم.
موفقيت، ثروت وقدرت گاهى به انسان کمک مى‌کنند نه هميشه.
-وقتى يک مدير هوشيار و دانا بداند که هرچه بينديشد، مى‌تواند خلق کند، پس هر چه را جستجو کند، مى‌يابد. مدير عزيز! بلند شو و از خود شروع کن. بگو اول خودم را تغيير مى‌دهم، در خودم سازندگى روحى و اخلاقى ايجاد مى‌کنم و منيت‌هايم را از بين مى‌برم، سپس به دنبال چگونه بهتر زيستن مى‌گردم.
-يکى از راههاى کاميابى و رسيدن به آرامش، استفاده از واژه نعمت‌آفرين چگونه به جاى واژه اعتراض‌آميز چراست. مثلا به‌جاى اين که بگويى چرا اين کار را نکرديد؟ چگونگى انجام آن کار را به ديگران بنمايانيد.
همان‌گونه که مى‌انديشيد عمل کنيد. وقتى در انديشه خود نسبت به ديگران منفى‌نگرى و پيشداورى داريد، چگونه مى‌توانيد محيطى آرامش‌بخش داشته باشيد. (کاکيا 1383)
-پژوهش‌ها نشان مى‌دهند که فرسوگى از کار، در بسيارى از مديران مدرسه‌ها با انديشه‌هاى منفى آغاز مى‌شود و پيامدهاى نامطلوبى به‌دنبال دارد.
-براى اينکه بتوانيم به خوشبختى و آرامش که هدف همه مديران سازمان‌ها و در کل هدف همه انسان‌هاست برسيم بايد با توکل به نيروى لايزال الهى و تکيه بر معبود ياس را به اميد و کينه را به محبت تبديل کنيم. خداى رحمان‌نجات بخش ما انسانها و بهترين يارى‌دهنده است.
-دانا و آگاه بودن در زمينه‌اى که بر آن مديريت مى‌کنيم، از اصلى‌ترين شرط‌هاى برنده شدن در فعاليت مديريتى است. بالا بردن دانايي، وظيفه اصلى هر مديرى است. مطمئن باشيم که اگر از موضوعى درک درستى نداشته باشيم، نخواهيم توانست در مديريت آن موفق شويم. براساس اين اصل بايد بخشى از فعاليت‌هاى روزانه ما به گسترش دامنه آگاهى‌هايمان اختصاص يابد.
-مديران موفق که دائم به برنده شدن فکر مى‌کنند، از لحاظ فکرى سختگيرترين انسان‌ها هستند و اين سختگيرى را ابتدا از خود شروع مى‌کنند. آنها همواره خود را در برابر سوالات سخت قرار مى‌دهند و ده‌ها راه با پاسخ براى پرسش‌هاى خود رديف مى‌کنند. اگر به دنبال رسيدن به هدف و نيز خودشناسى هستيد و مى‌خواهيد در راه برنده شدن گام برداريد، مطمئن باشيد که با طرح سوالات سخت و دشوار و صرف وقت براى پاسخ به آنها موفق خواهيد شد.
هرچند ممکن است از لحاظ فکرى بر خود و ديگران سخت بگيريد، ولى در رفتار با همکاران خود انعطاف را فراموش نکنيد. شما مدير هستيد در جاهايى که لازم است خود را به همکارانتان نزديک کنيد و در جايى ديگر در حد نياز از آنها دورى جوييد. در واقع انعطاف مدير تشابه فراوانى باگرماى آتش دارد. اگر بيش از حد لازم به همکاران خود نزديک شويد، گرماى شما آنها را اذيت خواهد کرد واگر بيش از حد از آنها دور شويد، سرما بر دلها حاکم خواهد شد.

مديريت مولاى متقيان علي(ع)

مولاى بزرگ عالم بشريت علي(ع) ضمن انتصاب مالک اشتر به ولايت مصر، فرمانى به ايشان عطا نمودند که طى آن وظايف يک مدير را براى ايجاد محيطى سالم کاملا مشخص فرمودند که رعايت اصول آن مى‌تواند در تمامى زمان‌ها ايجاد بهداشت روانى يا بهره‌وري‌ مفيد را در پى داشته باشد.
در اينجا به جملاتى از اين بزرگوار اشاره مى‌شود؛

1- ارزشيابى موقعيت حال و گذشته

در ابتدا ايشان توجه مديران را به ارزشيابى موقعيت و وضعيت حال و گذشته محلى که مسئوليت رهبرى آن به عهده‌شان گذاشته مى‌شود جلب مى‌نمايد؛
اى مالک بدان من تو را به شهرهايى مى‌فرستم که دست خوش دگرگونى‌ها شده است گاهى بر مردم عدل و داد جارى شده و گاهى ظلم.

2- توجه به نظرات افراد تحت نظارت

توجه ايشان به نظريات و ديدگاه‌هاى افراد تحت نظارت از ديگر امور مربوط به مديريت است؛
و مردم در کارهاى تو نگاه مى‌کنند همان‌طور که تو در کارهاى مسئولان قبل از خود مى‌نگري.

3- توجه به قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت

ايشان به نقش واهميت قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت تا حدى که رضاى خداوند بستگى زيادى به رضايت خلق او دارد توجه دارند؛
و مردم درباره تو آن مى‌گويند که تو درباره آنان مى‌گويى و به درستى که صالحين و نيکوکاران به آنچه خداوند بر زبان بندگانش جارى مى‌نمايد شناخته مى‌شوند.

4- خودسازى و جهاد اکبر

اشاره بعدى ايشان به اهميت دادن يک مدير سازنده و موفق به جهاد اکبر، خودسازى عمل صالح و در اختيار گرفتن هواهاى نفسانى است؛
پس بهترين ذخيره خود را عمل صالح بدان، هواى نفس خويش را در اختيار گير و بر نفس خود بخيل باش در آنچه براى تو حلال نيست زمام آن را کنترل کن.

5-عشق و محبت و رافت بر افراد تحت نظارت

يک مدير بايد قلبش مملو از محبت و عشق ورافت به افراد تحت نظارت خود باشد؛
قلب خود را از مهربانى و محبت بر زيردستان و دوستى ورزيدن با آنان و لطف و مهربانى کردن با همگان سرشار ساز.

6- عدم ترور شخصيت و انتقام‌جويى از افراد تحت نظارت

هدف يک مدير در هيچ شرايطى نبايد انتقام‌جويي، ترور شخصيت و سرکوبى افراد تحت نظر باشد؛
مانند جانور درنده‌خو نباش که خوردن(نابودن کردن) ايشان را چون شکارى غنيمت شمارى زيرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌اى برادر دينى تو هستند و دسته ديگر در آفرينش با تو همسان‌اند.

7-داشتن گذشت واغماض و تعامل

گذشت داشتن و روحيه اغماض و عفو بايد يکى از صفات بارز مديريت باشد؛
اگر گناهى از آنان سرزد يا علت‌هايى بر آنان عارض شود و به نحو عمد يا سهو خطايى از دست آنان سرزند از خطا و گناهش درگذر، همان‌طور که تو دوست دارى خدا تو را ببخشد و گناهت و خطايت را عفو کند، چون تو مافوق آنانى و آن که بر تو ولايت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولايت داد نيز بالاتر است.

8- توجه به حق تعالى در کليه لحظات

يک مدير بايد هر لحظه خود را در محضر خدا بداند تا ضمن استفاده مفيد از تمامى لحظات خود صبر و استقامت در کار را پيشه سازد؛
خداوند انجام امورآنان را از تو خواسته و آنان را وسيله آزمايش تو قرارداده.

9- عطوفت با افراد تحت نظارت

ايشان کم صبرى و عدم گذشت با افراد تحت نظارت را تا حد محاربه با خداوند سبحان جرم و گناه دانسته و بر عطوفت بر مردم تاکيد فرموده‌اند؛
و خود را آماده جنگ با خدا مکن چون از کيفر او در امان‌ نخواهى بود و در عفو و بخشش از او بى‌نياز نخواهى بود.

10- تصميم‌گيرى با تعمق

تاکيد بر تصميم‌گيرى با تعمق و عدم شتاب‌زدگى بخصوص در هنگام خشم که از آفات بزرگ موفقيت در امر مديريت است؛
به بخشش پشيمان مشو و بر کيفر و عقوبت مردم شادى مکن. به خشمى که مى‌توانى خود را از آن برهانى شتاب مکن.

11- نفى شيوه ديکتاتوري

مديريت مبتنى برزور و فشار ومديريت فرعون‌گونه از ديدگاه امير مومنان(ع) به کلى نفى شده و مديريتى مقبول است که مبتنى بر تسلط بر قلب‌ها باشد. روشى که کرامت انسان رادرراس قرار مى‌دهد و معتقد است اصل انسان است و سود و بهره‌ورى فرع اوست. روشى که پيامبر اعظم (ص) و معصومين پيرو آن بودند نه مديريت با روش فرعونى که از روش تحقير و ارعاب استفاده مى‌کرد و موفق هم بود چرا که مردم او را اطاعت مى‌کردند. ولى کسانى که به اين روش تن در مى‌دهند از کرامت انسانى خود خارج مى‌شوند و کسى که از محتواى انسانى خود خارج شود فاسق است. اگر ما در مديريت، کرامت انسان‌ها را بشکنيم ممکن است به هر گناهى تن در دهند و اين بدترين روش اعمال قدرت است؛
و مگو به من امر شده و من نيز امر مى‌نمايم و اطاعت بى‌چون وچرا مى‌کنم و بايد اطاعت امرم بشود چون اين کار باعث مى‌شود اولا دل خودت سياه شود، ثانيا دين را تباه کني، ثالثا اوضاع دگرگون شده باعث نزديکى بلا و آفت شود.

12-انتقادپذيرى و عدم خودبزرگ‌بيني

مبارزه با غرور و خودبزرگ بينى نيز از مسائل مهم در امر اداره امور است چرا که اين امر سبب مى‌شود مدير نتواند به نواقص کار خود پى ببرد؛
وهرگاه از قدرتى که دارى کبر و نخوتى در تو پديد آيد که خود را بزرگ بشماري، بزرگى حکومت خد راا که برتر از توست نگاه کن.
و نگاه کن بر قدرتى که او بر تو دارد و تو آن قدرت را ندارى واين چنين نگريستن سرکشى وغرور تو را مى‌خواباند.

13- عدل و داد و ميانه‌روى در امور

رعايت در برقرارى عدل و داد وانجام امور مطابق دستورات الهى با ميانه‌روى و در نظر داشتن رضايت مردم نيز از ديگر وظايف مديريت است؛
و بايد از کارها آن را بيشتر دوست داشته باشى که ميانه‌روى در حق باشد (نه افراط و تفريط) و فراگيرتر در عدل وباعث رضايت مردم و رعيت باشد.
چون نارضايتى عموم مردم خشنودى افراد خاص را بى‌اثر مى‌کند و خشم افراد خاص به خشنودى عامه مردم زيانى نمى‌رساند.
از بيانات آن امام بزرگوار مى‌توان چنين استفاده کرد که آنچه از نظر ايشان در درجه اول اهميت قراردارد حفظ بهداشت روانى جامعه است و اين امر امکان پذير نيست مگر اينکه مديرانى آگاه، ثمربخش و موفق امور را در دست گرفته جامعه را در راستاى اين اهداف متعالى سوق دهند.

 

منبع : نورپرتال

 

جمله      
 مديريتی
    

 
 

شکست

 

 

شكست، عدم موفقيت نيست؛ شكست يعنی تأخير در پيروزی.

 امام علی عليه‌السلام

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

امام موسی كاظم علیه السلام فرمودند:

مَنْ أرادَ أن یكُنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلْیتَوكَّلْ عَلی اللهِ
هر كه می خواهد كه قویترین مردم باشد بر خدا توكل نماید.

(بحار الانوار،7 ، ص143)

 

طنز       
مديريتی    

 

نامه انتقالی

 

 

 

رئيس يكی ازبخشهای اداره كل، طبق معمول، يكروز صبح همكاران و كاركنان تحت مسئوليتش را جمع كرد و برای آنها لطيفه ای تعريف كرد و طبق معمول، همه همكاران از خنده ريسه رفتند ، اما يكی از كارمندان به لطيفه رئيس نخنديد .

 رئيس با تعجب و ناراحتي پرسيد ، مگر لطيفه ام خنده نداشت ؟

 كارمند پاسخ داد : موضوع اين نيست قربان . نامه انتقالی من امروز می آيد و از فردا ديگر كارمند قسمت شما نخواهم بود .
 

شرح:

 چاپلوسی برای حفظ موقعيت شغلی و اداری يكی از بيماری هايی است كه گاه تا آن اندازه ایی پيش می رود كه فرد را وادار می كند نسبت به هر كنش و واكنش روسا و مسئولين رفتاری تابع و كرنشگر و تاييد كننده داشته باشد .

  

حکايت     
مديريتی    

 

آرمان

 

فضا نوردان آپولو تقريبا تمام عمر خود را وقف سفر به کره ماه کرده بودند؛اما پس از آن که به زمين برگشتند ،بعضي از آنها دچار افسردگي شديد شدند.آيا هدفي بالاتر از سفر به کره ماه و کشف فضای خارج از زمين وجود داشت که آن ها انتظارش را بکشند و به آن دست نيافته باشند؟!
بزرگ ترين هدفي را که شما مي خواهيد به آن دست يابيد چيست؟ آيا آن هدف به اندازه اي بزرگ و ارزشمند است تا پس از رسيدن به آن احساس تاسف و يا اندوه به شما دست ندهد؟ آيا بهتر نيست در سفر زندگي ، آرماني براي خود انتخاب کنيد که اساس اهداف خرد و کلان تان باشد و به زندگي فردی و شغلي شما تا ابد معنا ببخشد؟
شايد تصور کنيد اين مطلب جنبه ي رويايي داشته و يا ارتباطي با مباحث مديريتي ندارد؛اما زندگي افراد موفق و مشهور جهان ، خارج از اين قاعده نبوده است. آن ها به انجام رسالت ويژه ای متعهد بوده و علاوه بر اين ، قادر بودند در قلب کارکنان شان نيز رويايي مشترک ايجاد کنند، رويايي که آن ها را تشويق کند تا در کنار يکديگر بر آرماني  مشترک بکوشند و عنايت الهي ، هديه ای است که آن ها به واسطه اين اراده و تلاش مجاهده آسا از آن بهره مند  مي شوند.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

توانمند سازی کارکنان؛ تبدیل قدرت به دانایی

 

برای درک گذشته، می‌توانیم یادداشت‌ها و مجلات قدیمی‌ را مطالعه کنیم. برای درک زمان حال نیاز داریم صادقانه به آینه نگاه کنیم و برای درک آینده باید رویاهایمان را در عمل محک بزنیم.
 
تحلیل رویا دو بخش دارد. یک بخش متمرکز است بر رویاهای روزمره ما که آرزوهای ما را شکل می‌دهند و مشخص می‌کنند که به کجا باید برویم. برای رهبران سازمانی این تمرکز یعنی داشتن چشم‌انداز و مأموریتی که جهت‌گیری سازمان را ترسیم می‌کند و با تجربیات دست‌کم یک دهه گذشته، ادبیات آن امروزه برای ما کاملا آشنا است. بخش دوم اجزای ناخودآگاه رویای شبانه را تحلیل می‌کند.
 
رویاها با دشواری‌های پنهانی مواجهند که ما با آنها سروکار داریم و راهی را پیش پای ما می‌گذارند تا درک کنیم با چه چالش‌هایی مواجهیم و چگونه باید در طول رویا با آنها مواجه شویم. لذا با تحلیل رویای شبانه می‌توانیم شروع کنیم به عملی کردن رویا در طول روز! همین منطق می‌تواند برای متولیان منابع انسانی به کار رود.
 
ما می‌توانیم گذشته خود را در مجلات و کتاب‌ها جست‌وجو کنیم، می‌توانیم حال حاضر را با نگاه کردن در آینه آنچه اکنون انجام می‌دهیم درک کنیم و با آزمودن رویاهایمان آینده خود را رقم بزنیم. این رویاها در چالش‌های امروز سازمان‌ها و چگونگی واکنش متولیان منابع انسانی ریشه دارند. آن‌ها آرزوهای متولیان منابع انسانی را آشکار می‌کنند. پس برای پرداختن به آینده، باید بستر و زمینه کسب و کار سازمان‌ها را درک کرد، چشم‌اندازی برای آینده ترسیم کرد، به چالش‌های مهم توجه کرد و دست‌آخر سازمان منابع انسانی متناسب و متولیان منابع انسانی شایسته پرورش داد.

 

 

نکات       
مديريتی    

 

10 گام اساسی برای آن كه يك مدير الكترونيكی  (E-Manager)  شويم

 

شهروز تاروردی زاده
 


هر كسي كه Manager خوبي باشد مي تواند E-Manager خوبي هم بشود، فقط بايد در نظر داشت كه بعضي از توانمندی ها در شرايط جديد بايد وزن بيشتری پيدا كند.
ده گام كه بايد يك مدير الكترونيكي بايد رعايت كند عبارتند از: سرعت، انسان خوب، باز بودن، تمرين همكاری گروهي، انضباط، ارتباطات خوب، توانمندی مديريت محتوي، توجه به مشتري، مديريت دانش و مدير مثالي براي ديگران.
اكنون به شرح هر يك از اين موارد مي
پردازيم:


1- سرعت
سريع بودن اهميت و ارزش بيشتري از بزرگ بودن دارد. شركتهاي بزرگ نمي توانند بعلت بزرگي سريع باشند. شركت هايي كه با اينترنت ارتباط تنگاتنگ دارند سريعتر از شركت هاي سنتي كه معمولا هر تصميم آنها 4 ماه طول مي كشد عمل مي كنند. تصميمات سلسله مراتبي يك روش افزايش سرعت است كه با كمك فناوري اينترنت و با استفاده از تجربيات ديگران مقدور مي شود. تصميمات سعي و خطا ديگر جوابگو نيست!
رئيس شركت اوراكل مي گويد اگرچه نرم افزار مي تواند باعث سرعت شود ولي اگر مدير الكترونيكي وجود نداشته باشد و سيستم كند و لخت باشد نرم افزار به تنهايي چاره كار نيست.


2- انسان خوب بودن
انسان بودن مهمترين عامل همكاري است. شركت ها نيز به تعداد نيروي انساني كمتر اما انسان تر و متخصص تر دارند. نيروي انساني متخصص و توانمند محيط شركت را خانه خود مي داند. مشاغل جديد را بهتر است با نيروي انساني جديد شروع كرد. نيروي انساني كه آموزشهاي لازم براي كار را ديده باشد و آموزش در طول عمر را پذيرفته باشد. مدير الكترونيكي بايد روشهاي جديد ارزيابي را آموخته و بكار گيرد.


3- باز بودن
طبيعت باز اينترنت باعث اين همه پيشرفت و موفقيت شده است. اقتصاد باز از طريق شبكه هاي مختلف زمينه پيشرفت فراوان را فراهم كرده و در سطح جهاني اقتصاد شبكه يك استاندارد شده است. اثرات اقتصادي و اجتماعي تجارت الكترونيك فضاي باز تجارت براي همه را فراهم كرده است. به همين دليل تجارت الكترونيك بعلت باز بودن به يك استراتژي بدل شده است.
بسياري از بنگاههاي اقتصادي به همكاران، مشتريان و تامين كنندگان درجه اي از دسترسي به بانك اطلاعاتي خود را مي دهند. آنها فكر مي كنند باز يودن اطلاعات به نفع خودشان است. (شايد زكات علم نشر آن است همين رويه فكري باشد). اجازه دادن دسترسي ديگران به بانك اطلاعاتي صداقت را نويد مي دهد و باعث ارتباط بيشتر بنگاههاي اقتصادي مي شود.


4- تمرين همكاري گروهي
اينترنت فرصتهاي زيادي براي همكاري گروهي بوجود آورده است. مدير الكترونيكي بايد راه هاي همكاري و كار گروهي كاركنانش را با سايرين چه درسطح مشتري، تامين كنندگان و يا شركتهاي همكار فراهم كند.
تيمهاي مختلفي از شركتها حتي وقتي از هم فاصله زيادي دارند مي توانند امروزه با استفاده از ابزار فناوري اطلاعات با هم همكاری زيادی داشته باشند. مدير الكترونيكي بايد به منابع بيرون شركت توجه ويژه داشته باشد تا با هزينه كمتر و در زمان كوتاهتر منافع بيشتري بدست آورد.


5- انضباط
همكاري و باز بودن نياز به انضباط دارد. همچنان كه اينترنت با داشتن پروتكل و استاندارد مورد قبول همه كار مي كند، شركتها نيز بايد زمينه همكاري خود را بر اساس نظم و انضباط قابل قبول تعريف نمايند. بايد سعي كنيم كه در همه كارها مخصوصاً كارهايي كه قرار است به شيوه
اي الكترونيكي انجام شوند، انضباط داشته باشيم.


6- ارتباطات خوب
ارتباطات اجتماعي و كاري تعريف شده و خوب زمينه بسياري از همكاريهاي بين شركتها و با مشتريان و تامين كنندگان خود است. ارتباطات اجتماعي داخل و بيرون كارخانه بايد به گونه اي برقرار شود كه همه چيز شفاف و قابل قبول باشد.
بايد ارتباطات آنقدر قوي باشد كه همواره همه اطلاعات حتي از طريق اينترنت در اختيار طرفين شركتهاي همكار باشد.


7- توانمندی مديريت محتوا
محتواي ديجيتالي و مديريت وب سايت مي تواند توانمندي مديران را بشدت تقويت كند.
مدير شركت
IBM مي گويد ما 80% اطلاعات خود را از وب سايت پوياي شركت با هزينه اي بسيار كمتر از روش سنتي بدست مي آوريم. كليه ارتباطات مدير با محتواي ديجيتال توانمندي او را بشدت افزايش مي دهد.


8- توجه به مشتری
توجه به مشتري در يك مديريت الكترونيكي بشدت افزايش يافته است، مدير الكترونيكي يكي از دغدغه هاي اصلي اش توجه لحظه اي به مشتري است.
ابزار الكترونيكي باعث عميق تر شدن رابطه مشتري با شركتها شده است. با توسعه مديريت الكترونيكي يك مدير الكترونيكي بجاي فكر كردن به مشتريهاي بزرگ به مشترهاي كوچك توجه بيشري دارد.
مديران الكترونيكي كه رابطه نزديكتري با مشتري دارند بر حسب سلايق مشتري اقدام به توسعه توليد و تنوع محصولشان را مي كنند.


9- مديريت دانش
مديريت دانش بايد براي يك مدير الكترونيكي كاملاً شناخته شده باشد.
فناوري اطلاعات و ارتباطات شرايطي را فراهم كرده است كه دانش كاركنان بتواند بسرعت ارتقاء يافته و هر روز بر حرفه آنها افزوده شود. با ايجاد پايگاه دانش در شركت مي توان نه تنها دانش كل شركت را در اختيار داشت بلكه مي توان از تجربيات شركتهاي رقيب هم استفاده كرد.
بايد دانش را به شركت گذاشت و رقابت را به سطح بازريابي آورد تا هر روز بر دانش شركت افزوده گردد.


10- مدير مثالی برای ديگران
بسياری از رؤساي شركتها در اروپا و آسيا نمي دانند چطور از اينترنت استفاده كنند و يا حتي نمي توانند يك پست الكترونيكي بفرستند. اينگونه مديرها حتي حوصله ديدن چند صفحه وب شركتهاي رقيب را هم ندارند.
بنابراين بايد مديران الكترونيكي در شركت مثالي براي ديگران باشند تا بقيه كاركنان هم به سمت استفاده از فناوري در شركت باشند.
متاسفانه در بيشتر شركتها كاركنان از علاقه مديران نسبت به اينترنت و استفاده از آن آگاهي دارند و اگر بدانند مدير به استفاده از اين فناوري علاقه نشان نمي دهد آنها نيز خود را ارتقاء نمي دهند! در بعضي از شركها هم اختلاف بين مديران بي اطلاع، و كاركنان آگاه در اين زمينه وجود دارد.

 

منبع : پیک مدیران

 

مقاله      
مديريتی    

 

توصیه هایی برای مدیران

نویسنده: سيد علی احمديان

 

 

مديريت اسلامي علم اداره سازمان و جامعه براساس دستورات قرآن مجيد و روايات ائمه اطهار (ع) و نيز هنجارهاي پذيرفته شده و ارزشهای انساني است.
 
مديران موفق كساني هستند كه موفق شده اند راز و رمزهاي مديريت را بخوبي درك كنند و با سعه صدر و همه جانبه نگري مجموعه تحت نظر خويش را به بهترين شكل ممكن اداره نمايند.
 
در مقاله حاضر، نويسنده كوشيده است به توصيه هايي كه مورد نياز مديران است نگاهي مفصل داشته باشد. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
 
 
اهميت مديريت
 
از مرحوم آيت اله العظمي حاج سيد محمد حسن شيرازي (ره) منقول است كه فرموده اند: رياست (منظور مرجعيت ديني و رهبري بوده) نيازمند به يكصد جزء است كه يك جزء آن علم و جزء ديگرش عدالت و نود و هشت جزء ديگر آن مديريت است.
 
بنابراين لازم است از بالاترين مقامات نظام تا وزير و مدير مدرسه و رئيس ثبت و پيش نماز، مدير مجله، واعظ، نامه رسان و آشپز و ... همه و همه طريقه ساماندهي و مديريت خوب كار خود را بدانند وگرنه درجا زدن و انحطاط، نتيجه قهري كارشان خواهد بود.
 
 
آيا مديريت ذاتي است يا اكتسابي؟
 
صفات روحي همانند اعضاء بدن مواد خامي هستند كه قابل رشد مي باشند همانگونه كه دست كودك كم كم رشد مي كند تا بميزان معين خود در طول، عرض، كيفيت و ساير مزايا برسد، بهمين ترتيب علم كودك هم قابل رشد است تا جايي كه به درجه يكي از دانشمندان بزرگ برسد همچنين نسبت به صفات و غرايز ديگر.
 
 
صفت نيز در دو جهت مانند عضو است:
 
الف- رشد عضو بستگي به غذا دارد، همانگونه كه به دست انسان اگر غذا نرسد، رشدش متوقف مي گردد، انسان هم اگر در تحصيل علم نكوشد، رشد دانش او متوقف مي گردد.
 
ب- هر يك از اعضاء بدن انسان ميزان معيني رشد مي كند و نهايتي دارد كه هر وقت رشد به آنجا رسيد باز خواهد ايستاد، رشد علم و دانش نيز نمي تواند بيش از استعداد بشري كه در افراد متفاوت است، برسد. البته تفاوتي بين صفات روحي و اعضاء بدن وجود دارد و اينكه ممكن است يك صفت در يك حالت معيني متوقف شود بدون آنكه از بين برود يعني اگر تحصيل ادامه پيدا نكرد معلومات محدودي براي شخص مي ماند. ولي اعضاء بدن در صورت بي غذا ماندن از بين مي روند. لذا مهارت در مديريت يكي از صفات روحي است و تا حدودي ذاتي است. صفت مديريت از همان مراحل ابتدايي تا مراحل رشد مكاني آن اكتسابي است، اكتساب اين صفت احتياج به جديت و كوشش فراوان و يادگيري و ممارست بسيار دارد تا در مراحل ابتدايي رشد آن متوقف نشود. مثلاً حفظ مطالب در ابتدا كاري دشوار است،اما اگر انسان هميشه در خواندن و تكرار مطالب مصر باشد حفظ شده و براي او ملكه خواهد شد بطوري كه هر وقت بخواهد مي تواند آن محفوظات را بدون زحمت و بصورت طبيعي از حفظ بخواند و حتي بجايي مي رسد كه همزمان با انجام كاري ديگر هم مي تواند محفوظات را قرائت كند. ممارست و تمرين نكات مديريت نيز چنين نتيجه اي دارد.
 
 
عادت به صبر در ناملايمات:
 
كسي كه اداره اموري را بعهده دارد قهراً براي او ناملايماتي چه از ناحيه رؤسا و مافوق و چه از ناحيه دوستان و همكاران و چه از ناحيه مرئوسين و زيردستان و يا از ناحيه كارهاي مربوطه پيش خواهد آمد. بنابراين بدون صبر و بردباري انسان نمي تواند به خوبي از عهده اداره امور مربوطه برآيد.
 
اكثراوقات رؤسا و افراد مافوق مدير از او توقعاتي دارند كه تأمين آنها براي او مقدور نيست، اگر صبور باشد و اظهار عجز و خستگي از توقعات آنان ننمايد، بتدريج خواسته هاي رؤسا تعديل مي شود و اين صبر و بردباري محبوبيت خاصي براي مدير مي آفريند.
 
به همين ترتيب همكاران و هم قطاران اكثراً درباره انسان حسادت مي ورزند و بيشتر به بزرگنمائي اشتباهات مدير مي پردازند بازهم چاره كار صبوري است و موجب مي شود تخريب ها با مرور زمان متوقف و سربلندي را ارمغان آورد. مرئوسين و زيردستان مدير نيز هميشه از اوامر و نواهي او اطاعت نمي كنند و موجب ناقص ماندن يا تعطيلي برخي از امور مي شوند.
 
اينجا نيز چاره كار صبر و تحمل است و با پشتكار و سماجت براي انجام كار مورد نظر بايستي تلاش نمود تا نتيجه و هدف پيش بيني شده تحقق يابد.
 
 
كم حرفي و پركاربودن مدير
 
نتيجه گيري مطلوب در پي كار و كوشش حاصل مي شود نه با پرحرفي و گفتار بيجا، بلكه بيشتر اوقات پرحرفي و سخن بيمورد موجب شكست مدير خواهد شد. لذا حداقل از موارد زيربايستي خودداري نمود:
 
الف- خرده گيري و انتقاد شديد در مورد كسانيكه در كار مدير مشاركت دارند ولو بحق هم باشد، موجب تحريك طرف مقابل و سستي در كار و مقاومت منفي و حتي قيام بر ضد انتقادكننده خواهد شد.
 
ب- گريز از بيهوده گوئي كه معمولاً افراد كار بدست به آن دچارند. شعار يكي از احزاب بزرگ اندونزي (كم حرفي و پركاري است) و اين ضرب المثل كار كردن با سكوت و آرامش نشانه پيروزي است در عمل كارائي خود را نشان داده است.
 
 
شناسائي راه ورود و خروج در هر كار
 
انسان مسافر زماني مسافرت موفقي را خواهد داشت كه قبل از انجام بداند به كجا مي رود؟ چه زماني مي رود؟ با چه وسيله اي مي رود؟ و اگر در اثناي مسافرت مشكلي براي وسيله او پيش آمد چه جايگزيني را براي ادامه مسير دارد؟
 
طرق شروع و خاتمه دادن موفق به هر كاري نيز تبعيت از همين مثال دارد و از نكات حساس مديريتي است كه به مدد دانش، تجربه، استعداد و مشورت مي توان بهترين خط مشي را برگزيد.
 
در راه رسيدن به يك هدف خاصي ممكن است راه حلهاي گوناگوني موجود باشد و طبيعتاً مديري موفق تر است كه بهترين و آسانترين گزينه ها را انتخاب كند.
 
 
بررسي زندگينامه مديران بزرگ
 
مطالعات پيگير در حالات اداره كنندگان بزرگ، مانند نورافكني قوي راههاي مديريت را به انسان مي آموزد و همانگونه كه تجربيات گذشته هر مدير براي آينده او كارگشاست، به همين ترتيب تجربيات مديران موفق نيز مي تواند كارساز باشد. مديريت مانند نهر آبي است كه قطره قطره جمع مي شود و قطرات مديريت نيز از هزاران قطره حكمت و صدها قطره تجربه جمع آوري مي گردد.
 
مطالعات بايد پيگير باشد، زيرا دست كشيدن از مطالعه همانند بريدن آب از يك درخت سبز و خرم است و موجب جمود فكري مي شود.
 
 
ترجيح اهم بر مهم در مديريت
 
مواقعي در تصميم گيريها مصالح امور با هم در تعارضند و يا مفاسد معارض يكديگرند. در اين قبيل موارد مدير بايد مصلحت بيشتر و مفسده كمتر را در نظر بگيرد وگرنه مصلحت را از دست داده در مفسده بزرگ خواهد افتاد و هر دو بمعناي ضعف مديريت است.
 
 
گذشت در پاره اي موارد
 
غير از معصوم(ع) انسان هر اندازه رتبه اش بيشتر و بالاتر باشد امكان لغزش و اشتباه بزرگتر براي او قابل تصور است، بنابراين گذشت از خطاي ديگران در برخي موارد از خصلتهاي يك مدير موفق است.
 
اگر مدير از خطاي ديگران گذشت نكند در مديريت خود شكست مي خورد. همچنانكه خداوند به پيامبر خود در سوره 7 آيه 991 فرمان عفو و گذشت مي دهد و مولي علي(ع) مي فرمايد با احسان خاطي را سرزنش كنيد.
 
بديهي است گذشت نامحدود و اغماض از هر جرم و خيانتي، مورد نظر نيست بلكه در حدود امكانات و مواردي است كه چندان ضروري به كار نمي زند.
 
 
تفويض اختيار
 
مدير خود بايد عهده دار امور مهم تر شده و امور جزئي و روزمره را به مرئوسين خود تفويض اختيار كند.
 
اگر مديري اصرار داشته باشد كه خود شخصاً همه كارها را از كوچك و بزرگ انجام دهد نوعي اهانت به تدبير و نظر مرئوسين كرده و موجب دلسردي و بي تفاوتي آنان مي شود و اگر امور مهم را به آنان واگذار كند موجب از هم گسيختگي و شكست مدير مي شود، لذا واگذاري امور فقط بايد در امور جزئي و روزمره محدود بماند.
 
 
برنامه ريزی و سازماندهي
 
تنظيم و تقسيم امور از شرايط مهم مديريت است تا جائيكه حضرت علي(ع) مي فرمايد شما را به خدا سوگند در تنظيم كار خود كوشا باشيد لذا براي جدي بودن مرئوسين در انجام وظيفه سياست تشويق و تنبيه كارساز و تعيين كننده است حال اگر نظارت بصورت مستمر بر عملكرد باشد بالطبع نقطه ضعفي براي مدير نخواهد ماند.
 
مديران فاقد نظم و برنامه، سررشته امور را از دست داده و از دسترسي به اهداف تعيين شده باز مي مانند و با ايجاد ركود و موانع دركارها، بدترين و رسواترين نوع شكستها در انتظار آنهاست.
 
 
پوپايي
 
مدير بايد هميشه در حال تفكر و يافتن گزينه هاي جديد و طرق ابتكاري دسترسي به اهداف تعيين شده باشد و به نتايج تصميماتي كه مي گيرد قبل از اجرا بينديشد. مولا علي(ع) مي فرمايد: تفكر در هر كاري همانند آئينه مضاعف است.
 
مدير در اثر تفكر مدام، بطريقه و راه صحيح تفكر دست يافته و تفكر براي او ملكه مي گردد و بدين ترتيب داراي نظريات درست و قاطعي خواهد شد.
 
براي هر مديري در مواقع نامشخص مشكلات پيش بيني نشده اي بروز مي كند و راه حلهاي گوناگوني به ذهنش متبادر مي شود و فقط مديراني قادر به تشخيص بهترين ر اه حلها خواهند بود كه سابقه تفكر و پويائي داشته باشند.
 
 
خلاقيت و طراحي
 
همانگونه كه يك مهندس براي ساخت هر بنايي قبل از هرچيز به تهيه طرح و نقشه مي پردازد و در كارگاه صنعتي محل نصب دستگاه ها و موتورآلات را تعيين مي كند، مدير هر بخش نيز قبل از شروع كار بايستي نقشه و برنامه داشته باشد تا با مشكل عمده اي مواجه نشده و بازدهي مطلوب داشته باشد.
 
 
حسن سلوك و اخلاق نيكو
 
اخلاق نيكو عبارت از بردباري و تحمل در مقابل ناملايمات است تا بتوان بالاترين كارائي را از همكاران انتظار داشت، زيرا انسان از گوشت، خون، قلب و روح تركيب يافته و تمام اجزاء وجودي انسان تنها به اخلاق نيك و سازش و عاطفه و تبسم و مسالمت و... بيشتر همخواني نشان مي دهد و موجب افزايش انگيزه و كارائي مي شود بهمين دليل است كه بعضاً مشاهده شده با تغيير مديري يك پروژه موفق به ركود دچار شده يا در يك تحول مديريتي پروژه راكد فعال شده و به بازدهي مي رسد.
 
 
تفحص در روحيات مرئوسين
 
مدير بايستي براي شناخت حالات روحي و نقاط ضعف و قوت عوامل زيردست حساس بوده و شناخت كافي پيدا كند و حتي در زندگي خصوصي و مسائل و مشكلات شخصي آنها كنجكاوي داشته و مطلع شود و به تناسب آنها عكس العمل نشان دهد. در شاديهاي آنها اظهار خوشحالي و در نگراني هاي آنها همدردي و مساعدت نشان دهد ضمن آنكه از همين شناختها براي تقسيم مسئوليتها و سپردن امور به اهل آن بهره گيري نمايد. البته لازم به ذكر است كه آگاهي از اسرار و زندگي خصوصي افراد منحصراً بايستي براي استفاده از حضور و وجود آنها در سازمان بكار گرفته شود و بهيچوجه دستاويزي براي افشاگري و هتك حرمت آنان قرار نگيرد كه اثرات تخريبي آن بمراتب بيش از آن است كه بتوان پيش بيني نمود.
 
از شيخ مرتضي انصاري(ره) نقل مي كنند كه: اگر هفتاد نفر عادل گواهي دادند كه فلاني اين حرف را زده، اما خودش گفت: نگفته ام، گفتار او را تصديق كن و شهادت آن هفتاد نفر را ناديده بگير و مقصود از اين نقل قول كه مبالغه به نظر مي رسد حفظ حرمت انساني و ايجاد تضمين و تأمين شغلي و در نتيجه ايجاد همبستگي و علاقمندي در خود نسبت به سازمان است.
 
 
نه خود باختگي نه غرور
 
مدير شايسته نه اظهار ضعف مي كند و نه اظهار قدرت، اگر نقاط ضعف خود را برملا سازد زمينه تحقير خويش را فراهم نموده و اظهار قوت نيز ضمن ايجاد توقع در ديگران زمينه حسادت و دشمني رقبا و اطرافيان را به وجود مي آورد و همچنين اظهار شادي، دوستان را به حسادت سوق مي دهد و اظهار اندوه، شادي دشمنان را سبب مي شود. بنابراين خوددار بودن صفتي است كه هر مدير موفق بدان پايبند است.
 
 
روش قطع همكاري
 
اگر مصلحت در جدائي با يكي از همكاران باشد بهتر است با صلح و صفا و به نيكي اين عمل انجام شود. در حديث آمده است: عاجزترين فرد كسي است كه از يافتن دوستان براي خويش عاجز باشد و عاجزتر از آن كسي است كه اگر دوستي براي خود گرفت نتواند او را حفظ كند.
 
لذا در صورت ضرورت بر كناري كسي به دليل خلافكاري و غيره و يا عدم تمايل به ادامه همكاري توسط يكي از همكاران، مدير بايستي دو شرط زير را در مورد آنان رعايت كند:
 
الف- مدير علت بركنار نمودن شخص متخلف را براي او كاملا توضيح دهد، بطوري كه طرف متوجه شود كه موجب بركناري او رفتار خودش بوده است.
 
ب- جدائي به نيكي انجام گرفته با حفظ آرامش و دوستي باشد. زيرا اكثراً مشاهده مي شود افراد پس از جدائي از مؤسسه، به بدگوئي و مخالفت مي پردازند و با دشمنان احتمالي مؤسسه تماس گرفته و به تحريكات و تخريب مي پردازند.
 
لذا مدير مي بايستي با حوصله و حلم با اين قبيل موارد مواجه شده و در مقابل دشمني ها سكوت پيشه كند و ضمناً از افشاء كردن عيوبي كه در كارمند اخراجي بوده بپرهيزد.
 
 
وقار و هيبت
 
مدير بايستي در حفظ حرمت خويش كوشا بوده و خود را سبك و مبتذل نسازد و اصولا اين شغل نياز فراواني به خويشتن داري و هيبت و شخصيت دارد بدون آن كه كبر و خودخواهي توصيه شود.
 
لذا در حديث وارد شده از فضائل مؤمن آن است كه درعين حال كه فروتن است سبك و مبتذل نيست.
 
 
حفظ سطوح مديريت
 
درهر اجتماعي افرادي يافت مي شوند كه بهر دليل از قبيل جواني، كم اطلاعي، مشكل تربيتي و... از رشد كافي برخوردار نيستند ولو آنكه پر عاطفه و اجتماعي و با محبت باشند. اگر مدير با چنين افرادي در تماس باشد، دو خسارت خواهد داد:
 
الف- اگر سخن و توصيه آنان را عمل نكند، دشمني آنان را عليه خود برانگيخته است.
 
ب- مدير از برنامه صحيح خود در اثر مدارا با آنان بازمانده و شكست در مديريت نصيب او خواهد شد.
 
 
نوآوري و توسعه
 
اكتفا بر انجام وظايف محدود مديريت موجب جمود فكري و عملي مي شود و تحمل و پيشرفت بارزي در حوزه مسئوليت مدير قابل پيش بيني نيست. لذا مديران موفق پا را فراتر از وظايف تعريف شده گذارده و دائماً به نوآوري و تعريف فعاليت هاي جديد و يافتن روشهاي ابتكاري دسترسي سريع تر به اهداف مؤسسه مي پردازند.
 
اينگونه افراد و مديران لايق درپيشرفت جهان بشريت سهم بسزائي داشته و پيشرفت جامعه را از سطحي كه پيشينيان به آن رسيده اند بالاتر مي برند.
 
 
اصلاح اشتباهات
 
پس از وقوف به اشتباه، مدير بايستي بلادرنگ در فكر اصلاح آن باشد و بپذيرد كه تنها معصوم(ع) در برابر هر نوع اشتباه و خطائي مصونيت دارد.
 
برخي افراد به غلط تصور مي كنند كه اقرار به اشتباه و در صدد اصلاح آن برآمدن يكنوع شكست و سستي و از دست دادن شخصيت است و در نتيجه به راه اشتباه خويش اصرار مي ورزند كه قطعاً خسران مي بينند.
 
لذا در ميان خردمندان مشهوراست كه اعتراف به خطا براي مدير نوعي فضيلت است، اما منظور از اعتراف به خطا اعتراف لفظي نيست بلكه گاهي اعتراف به اشتباه خلاف مصلحت است. بنابراين عملا بايستي پس از پي بردن به اشتباه به اصلاح و رفع اشتباه اقدام نمايد.
 
 
زمانبندي
 
اوقات گرانبهاست وقت طلاست لذا به همان اندازه كه مدير وقت خويش را بيهوده مصرف كند
 
به همان ميزان در مديريت او نقصان وارد ميشود. ضمن آنكه ميزان اهميت برخي مديريتها به گونه اي است كه اگر تمام دقائق و لحظات مدير نيز صرف پيشرفت كار شود باز هم زمينه براي فعاليت هست.
 
بنابراين بر مدير لازم است وقت هر كاري را قبلا ارزيابي كند و بشناسد و براي هر فعاليتي زمان مناسبي را اختصاص دهد.
 
بعنوان مثال زمان تشكيل جلسات هماهنگي با مديران رده پائين تر از خود را در ساعات آخر اداري تعيين كند كه تراكم كار روزانه آنان و تجمع ارباب رجوع و تداخل امور را موجب نگردد و يا زمان برنامه ريزي و نوشتن دستورالعمل و تنظيم گزارشات و مقالات و... را در اوقات تعطيلي سازمان انجام دهد.
 
 
تشويق و تمجيد زيردستان
 
تشويق و توصيف كارمندان و موظفين از شرايط عمده اي است كه هر مدير موفق بايستي در سرلوحه كار قرار دهد طبيعي است كه بايد تشويق و تعريف به اندازه اي صورت پذيرد كه طرف مقابل استحقاق آنرا داشته باشد.
 
روايت است كه نبي اكرم(ص) ياران خود را احترام فرموده و آنان را با كنيه صدا مي زد .تشويق موجب دلگرمي و نشاط و اميدواري كارمند شده و با اخلاص بيشتري به فعاليت خود مي افزايد و طبعا نتايج بهتري عايد موسسه مي شود و اين معنا حقيقتي است كه مديران پخته و كارآزموده بر آن وقوف كامل دارند. بديهي است زياده روي در تشويق سبب ايجاد توقع بيجا و يا تكبر و غرور افراد ميشود و اگر از حد ظرفيت آنها بگذرد خود را گم كرده و چه بسا دست از كار و فعاليت بردارند.
 
 
سرعت در انجام وظايف
 
مدير بايستي در عين حال كه در امور محكم كاري و حزم و احتياط را مدنظر دارد. براي انجام كار در سرعت معقول نيز تلاش كند.
 
انسانها بر دو دسته هستند؛ دسته اي كه ذاتا در كار سريع و چالاك هستند و دسته ديگر كندكار، اما انسان كند كار هم مي تواند خود را به سرعت در كار عادت دهد. زيرا سرعت حالتي نفساني و قابل رشد و تكامل است، همچنان كه عادت تندنويسي در نويسندگي و سرعت در گفتار، آموزش و تربيت جديدي است كه بسيار پسنديده است.
 
سرعت در كار ضروري است زيرا هر اندازه عمر آدمي طولاني باشد در مقابل كارهائي كه مي تواند انجام دهد، كوتاه و وقتش تنگ است.
 
خداوند تبارك و تعالي در قرآن كريم سوره هاي حديد آيه 12 و بقره آيه 841 بر اين موضوع تاكيد دارد.
 
 
ميانه روي در تفكر
 
يكي از اموري كه جزو شرايط مهم مديريت است ميانه روي در طرز تفكر است، دسته اي از مردم هستند كه داراي روح ترديد و تشكيك ميباشند و هر چيزي در نظر آنان احتمالي است و هر نهضتي و حركتي به نظر آنان از يك جهت درست و از جهت ديگر نادرست است، اينگونه افراد بي اراده كه هميشه در حال ترديد و دودلي هستند به طور كلي صلاحيت مديريت هيچ كاري را نداشته سزاوار جمود و در جا زدن هستند.
 
دسته ديگر برعكس اين دسته با سرعت تمام و بدون آنكه موازين و ادله امر ثابت شود، نسبت به چيزي جزم پيدا مي كنند، اين دسته نيز استحقاق شكست و ضعف در مديريت را دارند.
 
در جنگ جهاني دوم برخي از مردم در بحبوحه كشتارها در اصل وجود جنگ تشكيك مي كردند و سروصداها را نوعي تبليغات با اغراض خاص از طرف كشورهاي بزرگ ميدانستند، در حالي كه دسته ديگر در همان هنگام فكر مي كردند كه به وسيله اين جنگ، زندگي در روي كره زمين از بين خواهد رفت. افراد كم رشد و نارس جامعه اكثرا از اين دو دسته هستند، يا حالت شك و ترديد به همه چيز دارند يا حالت سرعت نظر و خوش باوري كه هر دو حالت مردود است بنابراين رعايت اعتدال و ميانه روي در طرز تفكر يكي از شرايط بسيار مهم براي موفقيت در مديريت است.
 
 
دوري از خودستايي
 
خودستايي عادت نكوهيده اي است كه موجب تنفر مردم و پراكنده شدن آنان از اطراف انسان مي گردد تجربه نشان مي دهد مردم طبعا افرادي را دوست دارند و بيشتر با آنها همكاري مي كنند كه متواضع بوده و هر چند كه پركار و ثمربخش باشند درباره خويش سكوت مي كنند.
 
خودستايي تنها با تصريح زبان و گفتار نيست، بلكه گاهي ممكن است شخصي با نگارش، اشاره يا كنايه و يا انجام عملياتي خودستايي نمايد، مثل آنكه در راه رفتن يا پس از انجام يك عمل موفقيت آميز حالت يا چهره اي مخصوص نشان دهد. گاهي از طريق منفي نيز خودستائي مي تواند رخ دهد و كسي بگويد؛ من سوادي ندارم و يا به احدي خدمت نكرده غم و مقصودش به نمايش گذاردن دانش و سواد و يا انجام خدمت به ديگران باشد كه البته همان خودستايي است و مردود مي باشد.
 
 
دورانديشي
 
مدير بايستي به فكر عاقبت كار باشد زيرا عوامل زيادي در شكل گيري و به نتيجه رسيدن يك فعاليت دخيل و بعضا در ارتباط تنگاتنگ با يكديگرند لذا مسائل بايد از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار گيرد. آن گونه كه در آثار اسلامي وارد شده حضرت امير(ع) بسيار دورانديش بوده اند.
 
چه بسا دوستي با يك فرد يا دشمني با شخصي، سرسلسله پاره اي از موفقيت ها و يا شكستها خواهد شد، زيرا ممكن است آن فرد شاخ و برگ و ريشه هائي داشته باشد كه اگر انسان دورانديش نباشد در دوستي و دشمني با اين گونه افراد ممكن است در اثر بي اطلاعي از شاخ و برگ و ريشه هاي آن فرد، از عاقبت كار بي خبر بوده قهرا با عجله نمودن در دشمني و يا در اثر كندي در جلب رضايت آن شخص با شكستهاي جبران ناپذيري مواجه شود.
 
 
شنونده صبور
 
مدير بايستي حوصله كافي براي شنيدن نظر ديگران داشته باشد با توجه به اين نكته كه اغلب مردم پرگوئي را دوست دارند و مي خواهند راجع به هر موضوعي اظهارنظر كنند. لذا بهترين عكس العمل شنيدن بدون واكنش خواهد بود زيرا ضمن صرفه جوئي از وقتي كه براي رد يا قبول و اظهارنظر درباره مطالب گوينده مي شود، از پيدا شدن منتقدان جديد كه چرا نظر فلان گوينده را مدير رد كرده يا چرا مطالب فاقد محتواي كافي را تاييد كرده جلوگيري مي نمايد.
 
يكي از عادتهاي مرحوم ميرزاي شيرازي اين بود، هنگاميكه پيرامون نظريات تازه اي با او گفت وگو مي شد در مقابل طرف سكوت مي كرد و اگر طرف پاسخي از ايشان مطالبه مي كرد، باز هم پاسخش سكوت بود، زيرا ايشان ناراحتي گوينده را از بي جوابي، برناراحتي او از پاسخي كه در رد گفتارش مي بايست بگويد ترجيح مي داد.
 
 
كنترل اطرافيان
 
مدير علي القاعده مورد اعتماد مردم است و رشد كافي دارد، اما اگر از وضع اطرافيان غفلت كند و محدوديتي براي آنان منظور نكند به دو طريق زير بايستي منتظر تضعيف خويش باشد:
 
الف- اگر اطرافيان در كنترل مدير نباشند ممكن است بر مدير تسلط يافته او را تحت نفوذ خود قرارداده و آلت دست خويش نمايند و به وسيله او هر دستوري كه بخواهند بدهند و دريچه فكري او را ببندند و بجاي مدير، خودشان ثروت و مقام و اداره امور را قبضه كنند و بدين ترتيب خسارتي سنگين به مدير وارد كرده و مديريت و نام نيك وي را زير سؤال ببرند.
 
ب- خسارت دوم تسلط اطرافيان اين است كه با نظريات ناپخته و محدودي كه دارند طبق هوا و هوس و ميل خود امور را مي چرخانند و موجب ناراحتي و شكايت مردم شده و آنان را از اطراف آن مؤسسه و مدير پراكنده مي سازند. بنابراين بر مدير لازم است اطرافيان را محدود و كنترل كند و در صورت لزوم كساني را كه مرز خود را نمي شناسد بدون نگراني از عواقب آن اخراج كند و بدين ترتيب اعتماد مردم را كه بالاترين پشتوانه است همواره براي خويش ذخيره نمايند.
 
 
مدارا با دشمنان
 
اصولا مدير در معاشرت با مردم بايستي اخلاق نيكو داشته باشد زيرا به دليل مقامي كه دارد مورد حسادت دوست و دشمن قرارمي گيرد، گرچه دوستان ممكن است حسادت خود را از انسان مخفي سازند، اما نمي توانند انقلاب دروني خود را خاموش سازند و بناچار روزي بعضي از دوستان هم عقده دروني خود را منفجر مي سازند، در مورد دشمن و كينه و حسادت او كه روشن است و نيازي به توضيح ندارد، لكن معاشرت و اخلاق نيكو از جمله عواملي است كه شعله حسادت را تا حدي سبك ساخته و از شدت آن مي كاهد و به همين نسبت مدير از شر حسادت و دشمنيهاي آنان در امان خواهد ماند و با تدبير عالمانه آسوده خاطر از تخريب حسودان مي تواند در انجام مأمويت خود توفيق داشته باشد، زيرا مدير هرچند هم كه با تدبير باشد در محيط اضطراب و نگراني نمي تواند در كار خود آنطور كه بايد و شايد پيشرفت نمايد.
 
البته مدير بايد بيش از آن اندازه اي كه از دشمن احتياط مي كند از دوست خود بر حذر باشد، زيرا انسان نسبت به دشمن هوشيار است. و اسرار داخلي و نقاط ضعف خود را در اختيار او نمي گذارد و لذا دشمن نمي تواند با سوءاستفاده از ضعفها او را بكوبد، اما دوست با توجه به اعتماد في مابين در تماسها به عيوب و نقاط ضعف مدير پي برده و در صورت دشمن شدن عليه او به كار مي گيرد و خسارات جبران ناپذيري وارد مي كند.
 
 
سد رخنه هاي كوچك
 
هر فسادي كه در كارها پيشامد مي كند اول كوچك و بي اهميت به نظر مي رسد، اما اگر در اثر سهل انگاري همان رخنه كوچك به حدي بزرگ مي شود كه ديگر نمي شود آنرا اصلاح كرد، لذا بر مديراست كه رخنه هاي كوچك را قبل از بزرگ شدن اصلاح كند و مفاسد جزء را از همان ابتداي پيدايش قبل از آنكه به مفسده بزرگي تبديل و اساس سازمان را تهديد كند، مرتفع سازد.
 
 
پرهيز از اعمال نفرت انگيز
 
مدير بايستي از اعماليكه نفرت ديگران را برمي انگيزد، پرهيز نمايد تا دچار شكست در مديريت خويش نشود برخي اعمال كه سبب رنجش خاطر و دوري مردم از مدير مي شود عبارتند از:
 
پيمان شكني، استبداد رأي، چاپلوسي، گوشه گيري از اجتماعات و مردم، عدم شركت در مجالس جشن و سوگواري، خودستايي، غذايي خوردن در معابر، شوخي و خنده خارج از عرف، عدم رعايت بهداشت محيط، جاه طلبي، تبعيض حقوق افراد، ستيزه جويي با مردم، خلاف واقع گويي، انجام اعمال غيرشرعي يا غيرمنطقي، غلو كردن و بيان مطلب باور نكردني.
 
 
جلب اعتماد مردم
 
يك مدير تا زماني قادر به جذب مريد و پيرو مي باشد كه رفتار تنفرانگيزي را مرتكب نشود و اعتماد مردم را جلب كرده باشد.
 
تاجر تا هنگامي قدرت تجارت و داد و ستد دارد كه مردم به او اعتماد داشته باشند. بهمين ترتيب اگر مدير با درست كاري و معاشرت نيكو توانست اعتماد مردم را نسبت به خويشتن جلب كند مي تواند خود و سازمان راحفظ كرده، راه پيشرفت را هموار سازد.
 
 
نظارت و رسيدگي مداوم
 
يك مدير هر چند هم قوي باشد بايستي بيدار بوده و احتياط پيشه كند وگرنه در گوشه و كنار و زواياي فعاليت سازمان مفاسدي راه يافته، كم كم در اساس سازمان نفوذ كرده و موجوديت آنرا به خطر مي اندازد.
 
رئيس يك كشور بايد از احوال ملت خويش در اقصي نقاط با خبر بوده و از ماوقع امور استانها و شهرها و روستاها اطلاع كافي داشته باشد تا بتواند خادم و خائن را شناسائي و به رفع نارسائيها توفيق يابد، همچنانكه يك مرجع تقليد بايد مدام از اعمال نمايندگان و حالات پيروان و مقلدان خويش و اوضاع اعتمادي ديگر ملل جهان با خبر باشد.
 
يك فرمانده نظامي نيز بايد هميشه در كوران مسائل فرماندهان زيردست و احوال لشگريان و تجهيزات آنها بوده و از امكانات دشمنان خود اطلاع دقيق داشته باشد.
 
 
شورا و مشورت
 
مدير هر قدر با تجربه و دانش و مسلط به كار باشد، مشورت با ديگران هر چند هم از نظر مقام و معلومات و تجربيات از او پائين تر باشند براي او مفيد بوده و به اين وسيله مسيرهاي تازه اي را شناسائي مي كند.
 
از خواص بديهي مشورت آن است كه اگر نظر مدير بر ديگر اظهارنظرها رجحان داشت با اعتماد بيشتر و اراده قاطع نظر خويش را اعمال مي كند و اگر بعداً اين نظر اشتباه از كار درآمد بار خطا و اشتباه تنها به دوش مدير نخواهد افتاد و اگر در ميان نظريات مشاورين خود نظر بهتري يافت كه طبق آن عمل مي كند، بهرحال كسي با او مخالفت نخواهد كرد. زيرا افرادي هستند هرچند مدير درست باشد اگر شخصا تصميم گرفته باشد با او مخالفت مي كنند. البته بر مدير لازم است با كسي مشورت كند كه اگر نظرش صحيح نبود و مديرنظر او را رد كرد به مخالفت و دشمني با مدير برنخيزند كه ضرر اين قبيل مشاورين بيشتر از منافع آنهاست. همچنين بايد طرف مشورت را هم از سالخوردگان و هم جوانان انتخاب نمود كه تجربه با تيزهوشي عجين شود.
 
 
پرهيز از خشونت
 
مديران اكثرا داراي شركاء و همكاران مختلف هستند كه هرچند هم در سطح پائين تري از مدير باشند باز داراي نظر و رأي هستند ولي در هر صورت طبق معمول در پايان مشاوره نظر مدير بايد اجراء شود. اما همين كه نظر مدير معلوم شد، قهرا كسي با رأي مدير مخالفت خواهد كرد، گاهي مدير در برابر مخالفين خشونت به خرج مي دهد و مي خواهد با تندي و سختي نظر خود را تحميل كند، اين طريق اشتباه است و موجب عداوت و كدورت و ايجاد تزلزل در سازمان مي شود، ولي اگر نظر خود را با نرمي و آرامش اظهار كند سبب دوستي ها و محبت اطرافيان مدير ميگردد.
 
يكي از شخصيت ها مي گويد: زماني مي خواستم به شخص معيني مسئوليتي بدهم، اما براي جلب نظر اعضاء سازمان بي آنكه نامي از شخص مورد نظر ببرم با آنها مشورت مي كردم، اگر مشاورين همان فرد را پيشنهاد مي دادند كه چه بهتر والا شخص تعيين شده از طرف آنها را بين خودشان به بحث مي گذاشتم بدون آنكه خود مناقشه اي كرده باشم و اين روند ادامه پيدا مي كرد تا بالاخره به فرد مورد نظر مي رسيدند و پيشنهاد مي دادند و بدين ترتيب فرد مورد نظر من به ظاهر از طرف آنان پيشنهاد و تعيين مي شد و مشكلي هم پيش نمي آمد و مورد تكريم و ستايش آنان نيز قرار مي گرفتم زيرا طبق نظر آنها عمل كرده بودم.
 
 
گريز از خودخواهي
 
مدير خودخواه هدفش جز خودش نيست و اصلا به هدفي كه سازمان براي آن تأسيس شده توجهي ندارد بنابراين مؤسساتي كه تحت پوشش چنين مديراني قرار گيرند نه تنها به هدف تعيين شده براي آنها نمي رسند، بلكه رو به اضمحلال پيش مي روند. جالب اينجاست در عين حال كه مردم با تمام قدرت ميخواهند شخص خودخواه را سركوب كنند، او از مردم انتظار دارد كه با تمام امكانات از او قدرداني كنند!
 
 
دقت و مراقبت
 
مدير بايستي علل و عوامل پيشرفت كار را شناسائي كرده و با دقت و مراقبت جدي و عاقبت انديشي به اتخاذ تصميم بپردازد، از لحظات استفاده كند و براي دسترسي به اهداف سازمان گزينه ها و طرق مختلف را بررسي و كوتاهترين مسير را برگزيند.
 
موانع و مشكلات پيشرفت كار را همانند دشمناني فرض نمايد كه بايستي چشم و گوش و حافظه و اعصاب خويش را براي شناسائي و مقابله با آنها به كار گيرد.
 
 
نيروی تبليغات
 
هر سازماني با اهداف مشخص طراحي شده و مديري براي آن تعيين شده است. اين مدير بايستي افكار مردم را به سوي اهداف سازمان و فعاليتهاي سودمندي كه خود در اين مسير انجام داده است، جلب كند تا بتواند زمينه پيشرفت و دسترسي سريع به هدفهاي تعيين شده را ميسر سازد.
 
دين مقدس اسلام نيز براي حفظ اركان خويش تبليغاتي را مقرر داشته است. اذان، تبليغات و دعوت براي نماز و اعلان و تبليغ مسائل اسلام است و به همين ترتيب روزه و حج و... صور مختلف تبليغ اين دين انسان ساز است و مردم به وسيله آنها بسوي اهداف مقدس الهي دعوت مي شوند. اما مدير در تبليغات خود بايد ميان تبليغ و خدعه و نيرنگ فرق بگذارد و خارج از واقعيت چيزي را تبليغ نكند و مراقب باشد كه از صورت معقول خارج نشود و در اين عرصه به تخريب رقبا اقدام نكند.
 
 
ترجيح رضايت الهي
 
مدير بايستي هميشه رضايت الهي را بر هر چيز ترجيح دهد و در هر كاري رضايت خدا را در نظر داشته باشد و با اخلاص از درگاه الهي آرزوي رسيدن به هدف را بنمايد و هميشه به خدا اعتماد كند و توكل بر او نمايد. زيرا اولا رعايت رضايت الهي موجب پيشرفت كار خواهد شد چون هر كاري به دست خداست، هنگامي كه خدا بنده خود را ديد كه از همه كس بريده و به او پيوسته است، او را با نيروي خود تأييد فرموده و به كار او بركت مي دهد به طوري كه هم در واقع و هم در نظر مردم بهترين مدير خواهد شد.
 
ثانياً- اگر كارها را به خاطر جلب رضايت خدا انجام دهيم از پاداش و اجر و حمايت الهي بهره مند مي شويم.
 
ثالثاً- دنيا سراي فاني است انسان هرقدر هم عمر كند روزي به پايان زندگي مي رسد و آنچه كه از او مي ماند اگر با رضايت خدا صورت گرفته باشد جاويدان خواهد بود.
 
 
پاكيزگي اطرافيان
 
انحراف اطرافيان مدير موجب شكست او در دسترسي به اهداف سازمان مي شود و دو خسارت عمده با آلودگي و ناپاكي اطرافيان مدير متوجه وي مي شود.
 
الف- همين افراد وقتي كنترل نشوند كم و بيش در افكار مدير تأثير مي گذارند و هرچند هم مدير هوشيار و زيرك باشد مستقيم و غيرمستقيم تحت تأثير اطرافيان آلوده خود قرار خواهد گرفت.
 
ب- مردم آلودگي اطرافيان را از چشم مدير مي بينند و او را نيز چنين مي پندارند و بدين ترتيب مدير هرچند هم كه خود پاكيزه باشد رفته رفته جز بد نامي براي وي نخواهد ماند و مردم هم حق دارند چنين قضاوت كنند زيرا يا از فساد اطرافيان خود خبر ندارد كه در اين صورت صلاحيت مديريت را ندارد و يا اينكه مدير از فساد اطرافيان با خبر است اما قدرت اصلاح آنها را ندارد باز هم فاقد صلاحيت است و اگر در چنين وضعي به مديريت خود ادامه دهد، بدون شك شريك جرم آنها محسوب مي شود. البته گاهي ممكن است مدير به اطرافياني هرچند فاسد احتياج داشته باشد، در اين صورت بايستي بگويد كه ناچار است با آنها كار كند و اگر اظهار صريح براي حوزه مديريتي او اخلال ايجاد مي كند با كنايه اين معني را برساند و علت اينكه در بين اطرافيان پيامبران و معصومين(ع) افراد فاسدي نيز بودند همين است.
 
 
توقع معقول
 
افراد بشري داراي طبيعتهاي گوناگوني هستند، برخي داراي روح اطاعت و وظيفه شناسي هستند، برخي تنبل، برخي گرم و با حرارت و برخي سرد و بي روح و...
 
اگر مدير از همه افراد خود انتظار كار جدي و صد درصد درست داشته باشد. اولا خود را خسته كرده و به هدف هم نخواهد رسيد.
 
ثانيا براي خود دشمناني در داخل سازمان فراهم مي سازد كه دشمني آنان عاقبت موجب شكست مديريت خواهد شد. بنابراين بايد رعايت اختلاف وضعيت آنان را مدنظر قرارداده و از هركس به اندازه توان او انتظار داشته باشد. البته مقصود ناديده گرفتن عيوب و نارسائيهاي آنان نيست و بهتر است عيب و نقص كار افراد با كنايه و اشاره به آنان تفهيم گردد، تا صفاي قلبي و خلوص و محبت آنان از بين نرود.
 
 
اعتدال در خوش بيني
 
مدير در نظر به حالات مردم بهتر است رعايت اعتدال را بنمايد، به اين معنا كه به همه كس خوش بين نباشد و نيز به همه كس هم سوءظن نداشته باشد، بلكه در حسن ظن در حد وسط باشد. زيرا حسن ظن نسبت به همه كس نوعي ضعف و سستي است كه موجب راه يافتن افراد شرور و ناپاك در مؤسسه خواهد شد، بدگماني هم نوعي سختگيري است كه لزومي ندارد و موجب پراكندگي نيكان از اطراف سازمان مي گردد و منشأ انحراف در هر يك از اين دو صفت جهل و ناداني است.
 
 
استقامت در برابر حوادث
 
هر مؤسسه و سازماني طبعا در معرض حوادث و پيش آمدهاي سختي قرار مي گيرد، ميزان و وسعت اين ناملايمات تابع اهميت و گستردگي آن مؤسسه خواهد بود. بنابراين يك مدير دورانديش لازم است خود را براي مواجه شدن با چنين حوادثي آماده كرده و در صورت بروز، بدون آنكه تعادل روحي خود را از دست بدهد، با صبر و ملايمات و تسلط و اعتماد بنفس و توكل بخدا به چاره جوئي پرداخته و رفع مشكل نمايد و قطعا با مرور زمان اين معضل از ميان مي رود.
 
 
ترفيع زيردستان
 
مدير لايق مديري است كه بتواند مديران زيادي را تربيت نموده و تحويل جامعه دهد. تربيت مديران علاوه بر آنكه خدمتي به آنان است، خدمتي هم به بشريت است و براي مربي هم نشانه قدرت مديريت و اعتماد بنفس و خصايص زيباي انساني است كه همين موجب كسب نام نيك و حسن شهرت خواهد شد. البته ترفيع زيردستان نياز به روحيه تربيت مناسب مربي و تربيت شونده و ابزار مناسب اين كار و سعه صدر و تحمل كافي كه براي بالا بردن معلومات و توسعه مدير زيردست لازم است دارد. بديهي است هر مؤسسه تابع شرايط خويش است و ابزار مناسب خود را مي طلبد ولي در مجموع آموزش، كتب، مجلات، بروشورها و نقشه ها و دستورالعملها را مي توان بعنوان ابزار عمومي نام برد.
 
 
لحاظ كردن تفريحات سالم
 
مدير نبايستي روحيه خود را در اثر كار و كوشش مداوم خسته كند و براي رفع خستگي و تجديد نشاط نيز وقتي تعيين كند هرچه مؤسسه بزرگتر و فعاليت وسيعتر باشد اين ضرورت بيشتر تعيين كننده مي شود بخصوص اگر محدوديتها و مشكلات هم بسيار باشد نياز به استراحت و تجديد قوا با پرداخت به تفريحات سالم افزون مي گردد. البته ميزان علاقمندي و انگيزه مدير براي توفيق در مسئوليتي كه پذيرفته است نيز براي مرزبندي كار مداوم خسته كننده يا نشاط آور، موثر است و بدون در نظر گرفتن آن تعريف دقيقي از موضوع بدست نمي آيد براي روشن شدن مطلب انگيزش را تعريف مي كنيم كه عبارتست از: مجموعه شرايط و اوضاع و احوالي كه باعث مي شود فرد از درون به فعاليت درآيد و داراي سه جزء مهم است. اولين جزء انرژي يا نيروئي است كه در موجود زنده وجود دارد و باعث فعاليت او مي شود. دومين خصوصيت هدايت كردن است كه رفتار فرد در جهت خاص سوق پيدا مي كند، مثلا رفتار شخص گرسنه يا تشنه در جهت غذا يا آب هدايت مي شود. سومين مشخصه مداومت رفتار است كه فرد يا در اينجا مدير با علاقمندي كار بزرگي را كه به او محول شده تا زمان بهره برداري ادامه دهد و حاصل زحمات خويش را ببيند. با توجه به نكات ذكر شده باز هم تأكيد مي شود، اگر مدير بخواهد نيرو و نشاط خود را حفظ كند بايستي از استراحت كافي و به تفريحات سالم مورد علاقه بپردازد، همچنان كه در احاديث وارد شده امام صادق(ع) بمنظور تفريح و گردش از مدينه بيرون مي رفتند.
 
 
مسير پيشرفت و توسعه
 
مدير براي حاشيه امنيت دوري از انحراف، نياز به سيستم خودكنترلي دارد كه براي مديران معتقد و متعهد يادآوري بهشت و دوزخ و اصول اعتقادات و معاد اهرم كنترلي قوي است، بشرطي كه تفاصيل نعيم بهشتي و عذابهاي جهنمي را كه در قرآن و روايات آمده به دقت مطالعه كنند و به قدرت عظيم خداوند و عظمت آفرينش و زيبائي عالم توجه كنند و در عين حال كه با انجام وظايف، خود را به پاداشهاي آن جهان خوشدل مي سازند، متوجه باشند كه در اثر كوتاهي در انجام وظيفه، آن عذابها را نيز در پي خواهد داشت.
 
 
اهميت كارهاي بظاهر كوچك
 
كل از اجزاء تشكيل مي شود و هر كار بزرگي از انواع كارهاي كوچك مجتمع شده و عظمت يافته است و هر كاري اعم از كوچك و بزرگ در زندگي بشر مؤثر است.
 
انسان خود از سلولهاي بسيار كوچكي تركيب يافته، جهان آفرينش با اين عظمت از اتمهاي ريز ذره بيني تشكيل شده است، بنابراين كسي كه به كارهاي كوچك اهميت ندهد، قدرت انجام كارهاي بزرگ از او سلب مي شود.
 
كسي كه در جزء مداقه كند و آنرا خوب بشناسد، اجزاء را خوب خواهد شناخت و ارتباط آنها و بهترين نحوه استفاده از اين ارتباط را پي خواهد برد و از ارتباط اجزاء با يكديگر بهترين سيستم را طراحي و معرفي مي كند. با ذكر يك مثال اهميت ارتباط اجزاء تشريح مي شود:
 
در حدود هفت قرن پيش سقفي در مسجد جامع اصفهان زده شد كه معروف به سقف بي ملات است، مي گويند اين سقف بدون استفاده از مواد چسبنده گچ و گل و يا ساروج ساخته شده است و سازنده آن روابط آجرهاي سقف را آنچنان با يكديگر تنظيم كرده است كه هنوز پابرجاست و شايد قرون متمادي ديگر نيز پابرجا باشد، در برابر اين سقف، سقفي ديگر در فرودگاه مهرآباد را مي توان در نظر گرفت كه مقاوم ترين مصالح از قبيل آهن و آرماتور و بتن آرمه و سيمان استفاده مي شود و در سالهاي اوليه بهره برداري فرو مي ريزد.
 
 
تبديل مواد اوليه به كالا
چگونگي تبديل مواد اوليه به جنس و كالا خود مقوله اي مهم در علم مديريت است كه مي تواند در همان شروع كار به توقف و سقوط سازمان منتهي شود يا اسباب پيشرفت و توسعه روزافزون گردد. مواد اوليه بمعناي اعم مي تواند معدني، خام، شيميائي و... باشد ولي ايجاد ارزش افزوده بيشتر معيار موفقيت مدير خواهد بود حتي اين ماده اوليه مي تواند انساني باشد كه مديريت نيروي انساني قادر است انسان را از ابتدائي ترين مرحله علمي تا بالاترين سطح دانش و تخصص رهنمون گردد. لذا در اين بخش مقصود از مديريت، رشته خاصي نيست و بمعناي وسيع كلمه حتي كار نويسنده اي كه موضوعي را در كنار موضوعي ديگر قرار مي دهد تا بصورت كتاب ارزشمندي درآيد نيز نوعي مديريت است.
 
 
كنترل مشكلات
 
در اداره هر سازمان يا مؤسسه اي و در شرايط و زمان خاصي مشكلاتي پيش مي آيد كه اگر با درايت ويژه اي با آن برخورد نشود زمينه ساز شكست مدير مي شود و هنر مديريت در آن است كه بتواند راه حل مناسب براي حل مشكل بيابد مثلا بعنوان ضرورت احساس مي شود كه كارمند مخربي از مؤسسه اخراج شود، اگر مدير عيب شخص اخراج شده را بگويد، عداوت شخص مطروحه را عليه خود برانگيخته است، همچنانكه پيامبر خدا(ص) برخي از پرسشها را پاسخ نمي دادند تا اين كه قرآن كريم نازل شد اي كسانيكه ايمان آورده ايد از چيزهائي نپرسيد كه اگر برايتان آشكار شد ناراحت شويد (سوره 5 آيه 101)
 
 
خطر بزرگ خودفريبي
 
خودفريبي انواع و اقسام دارد از جمله ميل به استراحت و آسايش كه نبايد تسليم شد زيرا زندگي جز كار جدي و مداوم چيز ديگري نمي طلبد و فريب ديگر، فريب تعريف و ستايش ديگران خوردن است و بيشتر اوقات وقتي انسان مي بيند او را ستايش مي كنند تنبل و تمايل به كسالت يا انحراف پيدا مي كند، فريب بدگوئي اطرافيان عليه ديگران را خوردن، فريب تحريكات و تشجيع افراد را خوردن و انجام اقداماتيكه به خسارت آن وقوف دارند همه و همه سبب سقوط و اضمحلال مدير و مؤسسه خواهد شد قرآن مجيد در سوره 2 آيه 602 مي فرمايد (عزت يافتن او را وادار به گناه نمود) لذا مدير لازم است با مددخواهي از خداوند سبحان در حفاظت و كنترل خود از اين قبيل خودفريبي ها كوشش كند.

 

 

کلید      
هدایت     

 

 ضیافت الله

 

 

يا اَيُّهَا الَّذينَ آمنوُا کُتِبَ عَلَيکُمُ الصِّيامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذينَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُون                                                    

 سوره بقره ، آیه 183

ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما نوشته شد ( واجب شده است) همان گونه که بر کسانی قبل از شما نوشته شده بود ، تا پرهیزگار شوید.

 

به موجب آیه کریمه صیام عبارت است از حصول تقوی و خودداری. تقوی مخصوص اُکل و شرب نیست بلکه حالتی است که انسان نفس خود را در جهت مادی و معنوی از هر گونه آسیب ها و محرمات و صفات رذیله حفظ و نگهداری کند ؛ این معنی در صورتی محقق می شود که همه اعضا و جوارح انسان در ظاهر و باطن تحت نظر و مراقبت کامل قرار بگیرد. بنا به فرمایش رسول اکرم (ص) برترین اعمال در این ماه خودداری از ارتکاب اعمالی است که خداوند با عزت و جلال آنها را حرام نموده است. (1)

روزه از جمله اعمالی است که هم جنبة عبادی دارد و هم جنبة فردی و  اجتماعی ، بنا به فرمایش امام جعفر صادق (ع) تنها دست کشیدن از طعام و آشامیدن نیست و برای آن شرطی است که تنها با رعایت آن ، روزه متحقق می شود و آن نگاهبانی معنوی و درونی است. نگهداری زبان از دروغ و افترا ، فرو بستن دیدگان از ناروا ، ترک نزاع ، حسد ، غیبت و خشم نسبت به یکدیگر ، غفلت نورزیدن از یاد خدا و نماز ، دوری از بدکاران و گمان بد و سخن چینی و نیز چشم براه تحقق وعده های الهی بودن و مراعات آرامش و وقار و خضوع و خشوع ، چونان بنده ای که از کیفر مولایش می هراسد و پیراستن دل از عیب ها و باطن از حیله ها و جسم از پلیدی ها و در راه خدا بیزاری جستن از آنچه غیر اوست و فارغ کردن دل برای او از هر چیز و گماردن دل بر آنچه که خدا فرمان داده است از اعمالی هستندکه اگر به تمام بجای آورده شود و حقیقتاً برای خدا روزه دار خواهی بود و آنچه را که خدایت فرموده بنا ساخته ای اما به همان اندازه که از این اعمال بکاهی از فضل و ثواب روزه ات کاسته خواهد شد. (2)

امیرالمومنین (ع) :

صَومُ القلبِ خَيرٌ مِن صيامِ اللِّسانِ ، وَ صَومُ اللِّسانِ خَيرٌ مِن صِيامَ البَطنِ .

روزه قلب بهتر از روزه زبان و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.

 

1- بحارالانوار ، علامه مجلسی ، ج 96 ، ص 356.

2- وسایل الشیعه ، شیخ هر عاملی ، ج 7 ، ص 119.

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

آداب و رسوم و مناسبت‌های رمضان، در فرهنگ مردم

 

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

 

 

 رمضان، از سال‌های دور تاكنون، در فرهنگ مردم از جایگاهی ممتاز برخوردار بوده و همواره آیین‌های ویژه ای در ارتباط با این ماه، در میان مردم كشورهای اسلامی‌ به اجرا درآمده است.
آداب و رسوم ماه مبارك رمضان یكی از مباحث مهم فرهنگ مردم است كه به واسطه قدمت خود، از قداست ویژه ای برخوردار است. متأسفانه در زندگی شهری و ماشینی، بسیاری از این سنت‌های زیبا به بوته فراموشی سپرده شده اند و بسیاری دیگر نیز كم رنگ تر شده اند و از آنجا كه این رسوم زمینه ساز همبستگی در جامعه به ویژه در میان آحاد ملل مسلمان است، اهمیت فراوانی نیز دارد.
 

به انگیزه حلول ماه مبارك رمضان و آغاز ماه تزكیه روح و جان، مطلبی آماده شده كه به مناسبت‌ها و آداب و رسوم رمضان در فرهنگ مردم می‌پردازد.
از نیمه شعبان جنب و جوش خاصی برای به پیشواز رفتن ماه رمضان در میان مردم نواحی مختلف كشور مشاهده می‌شود و مسلمانان برای انجام فرایض دینی این ماه آماده می‌شوند، از جمله می‌توان به این موارد اشاره داشت:
 


خانه تكانی


قبل از فرارسیدن این ماه، مردم نواحی گوناگون ایران، به زدودن آلودگی از چهره خانه و محله خویش می‌پردازند، درواقع با نظافت و خانه تكانی به پیشواز بهار قرآن می‌روند تا بتوانند با فراغت و آسودگی خیال به انجام تكالیف دینی خویش بپردازند.
پاكیزگی تنها به محیط خانه محدود نگشته و پیر و جوان با طیب خاطر در نظافت اماكن عمومی‌ محله خود مشاركت می‌كنند و مساجد و تكایا را جهت برگزاری مراسم گوناگون ماه رمضان آماده می‌سازند. در شهرستان كازرون نیز، خادمین مساجد، مسجد را آب و جارو كرده و زیلوهای داخل شبستان را می‌تكانند و ظروف و وسایل آبدارخانه را شست و شوی می‌دهند.
در امر نظافت شخصی نیز، همگان اهتمام می‌كنند به طوری كه چند روز قبل از ماه رمضان، حمام‌های عمومی ‌شلوغ تر از هر موقع دیگر می‌گردد و درواقع خود را طاهر می‌ كنند. از دیگر پیرایش‌ها و آرایش‌های این ماه، حنا بستن و خضاب كردن بود.
 


تهیه مایحتاج رمضان


در گذشته، تهیه مایحتاج ماه مبارك رمضان با جدیت تمام انجام می‌گرفت، زیرا در این ماه كسب و كار تقریباً متوقف می‌شود و مردم بیشتر از هر كاری به عبادت می‌پردازند و لازم بود كه مردم مایحتاج خود را قبل از ماه مبارك تهیه كنند تا بتوانند با آسودگی در مجالس ویژه این ماه شركت نمایند.
در قدیم، برای تهیه گوشت مورد نیاز نیز تمهیداتی می‌كردند، از جمله اینكه در فراهان اراك هر سال گوسفند پرواری می‌كشتند و گوشت آن را به طرق مختلف نگهداری می‌كردند. به این شكل كه یا گوشت را قورمه می‌كردند و یا به وسیله طناب و چوب از سقف اتاق و یا انباری می‌آویختند كه به این نوع گوشت
شوشو می‌گفتند.
بریدن رشته برای آش و تهیه نشاسته برنج نیز از طرق تهیه مایحتاج ماه رمضان بود. زنان كازرونی از مقدار زیادی آرد، نان تنك می‌پختند و در ناندان یا
كرچدان (ظرف استوانه ای سرپوش دار كه از شاخه‌های درخت بید یا درخت بادام كوهی بافته می‌شود) نگهداری می ‌كردند.
 


كلوخ اندازان


در گذشته یك روز قبل از ماه رمضان، مراسم كلوخ اندازان انجام می‌گرفت. در این روز مردم هر شهر یا روستا به گردشگاههای اطراف شهر یا روستای خویش می‌رفتند و انواع خوراك‌ها و غذاها به همراه خود می‌بردند و ضمن دور هم نشستن به تفریح و بازی می‌پرداختند و این روز را با خرمی ‌و شادی به پایان می‌رساندند.
در این مناسك به نوعی افراد روح و جسم خود را آماده می‌كردند، زیرا علاوه بر تفریح و شادمانی كه باعث تقویت روحیه افراد می‌شد، غذاهایی هم كه در این روز تناول می‌شد، از انرژی برخوردار بود. از جمله این كه در یزد،
شولی كه نوعی آش است و انواع مختلف دارد، پخته می‌شد. مثل شولی عدس، شولی باقلا، شولی شلغم و از دیگر خوراكی‌های یزدی‌ها در این روز آش رشته و حلوای برنج، شله زرد و پالوده یزدی است.
در قزوین كلوخ اندازان را
گل خندانی و در بردسیر كرمان روز سنگ اندازان می‌گویند و مانند دیگر نقاط ایران به گردش و تفریح می‌روند و روز را با تعریف قصه و سرگذشت و انجام بازی سپری می‌كنند.
 


تشخیص وقت سحر


از قدیم  الایام، برای بیدار شدن در سحرهای ماه مبارك رمضان و تشخیص وقت دقیق سحر و انجام اعمال مخصوص از وسایل و روش‌های گوناگونی استفاده می‌كردند. بعضی از این روش‌ها امروزه نیز متداول و برخی منسوخ شده اند. از جمله شناختن ستارگان و محل و جای آنها در آسمان، بانگ خروس، روشن كردن چراغ‌هایی در نقاط مرتفع شهر و گلدسته مساجد، صدای نقاره و طبل و شیپور، صدای مناجات از گلدسته‌های مساجد، جار كشیدن در كوچه‌ها، صدای بوق حمامها، كوبیدن دیوار همسایه و غیره از روش‌های پیشین بوده و امروزه مردم به وسیله زنگ تلفن و ساعت شماطه دار و رادیو و تلویزیون متوجه زمان دقیق سحر می‌شوند.
 


سحری


روزه گیران برای به جا آوردن اعمال سحر و خوردن سحری معمولاً ساعت یا ساعاتی قبل از اذان و با شنیدن صدای مناجات، توپ سحر و یا زنگ ساعت بیدار می‌شوند و بعد از وضو گرفتن و خواندن دعاهای سحر نیت می‌كنند برای وضوگرفتن و خواندن دعاهای سحر و سپس شروع به خوردن سحری می‌كنند كه معمولاً غذاهای گرم و پختنی است كه در اغلب موارد همراه با برنج است. در سحرها، خانواده‌های كازرونی بچه‌های پنج و شش ساله خود را نیز بیدار می‌كنند تا به بیدار شدن در سحرها و سحرخیزی و روزه گرفتن عادت كنند. روزه گیران بعد از صرف سحری و چای و قلیان كشیدن، نیت روزه می‌كنند. تا چند دقیقه قبل از اذان صبح هر چه می‌خواهند تناول می‌كنند و پیش از اذان دهان و دست خود را پاك و تمیز می‌شویند، تا نماز صبح را به جای آورند.
 


مراسم ویژه ماه رمضان


از جمله مراسمی ‌كه به ویژه در ماه رمضان انجام می‌گیرد می‌توان به مجلس زنانه ختم قرآن كه برای شادی روح اموات است و مجلس مردانه ختم قرآن كه اغلب در مساجد بعد از نماز صبح یا ظهر و یا عشاء است، اشاره داشت.
 


شب نشینی


یكی از مراسمی ‌كه در گذشته رونق بیشتری داشت و امروزه كم و بیش اجرا می‌شود، دیدار از دوستان و آشنایان بعد از افطار است.
در این مجالس افراد فامیل و یا دوستان دور هم جمع می‌شوند و ضمن تناول شب چره با خواندن ابیاتی از دیوان سعدی یا حافظ و یا داستان گویی و اجرای بازی به شب نشینی می‌پردازند. از جمله در روستای لهران طالقان صاحبخانه با تنقلات یا شب چروز از مهمانان پذیرایی می‌كند و با بازی شبیه گل یا پوچ آنها را سرگرم می‌كند و اگر فصل زمستان باشد، همگی دور كرسی می‌نشینند و از گرمای مطبوع آن لذت می‌برند.
 


افطار


همچون زمان سحر، موقع افطار به شیوه‌های گوناگون تعیین می‌شود كه تقریباً مشابه شیوه‌های تعیین سحر است. زنها پیش از افطار، مشغول آماده كردن افطاری می‌شوند و وسایل آب گرم و چای و قلیان را هم آماده می‌كنند. بر سر سفره افطار دعاهای مخصوص افطار خوانده می‌شود و با نوشیدن مقداری آب داغ و یا خرما و نان جو روزه خود را می‌گشایند. بعضی ‌ها هم با قنداغ یا نبات داغ افطار می‌كنند.
افطاری معمولاً خوراكی‌های حاضری مثل نان و پنیر و سبزی یا هندوانه و خربزه و امثال اینها كه پختنی نیست می‌باشد و سحرها بیشتر پختنی و غذای گرم مثل چلو و خورش یا پلو و خورش و غیره است. زنان در هر عصر ماه رمضان، چند قرص نان می‌پختند و در تابستان نیز خوردن شربت، هندوانه و خربزه هنگام افطار در اغلب خانواده‌های ایرانی انجام می‌گرفت.
 


سرگرمی‌های ماه رمضان


از جمله رسوم جالب كه در اكثر نقاط با كمی ‌اختلاف در نام و شیوه اجرا انجام می‌شود، این است كه عده‌ای از جوانان رهبری برای خود برمی‌گزینند و در محل معینی جمع می‌شوند و به سراغ تك تك  خانه‌های محل می‌روند و از خانه‌ها پول و خوراكی جمع آوری می‌كنند و آن را به فردی كه صندوق‌دار گروه است می‌دهند. این رسم با رفتن به در خانه افراد و خواندن شعر انجام می‌گیرد، از جمله رسوم
هومبابایی در كاشان است كه بچه‌ها و جوانان می‌خوانند:
میدان دار:


امشب شب نیمه است كه ما میهمانیم
از ما حرجی نیست كه ما طفلانیم
بشقاب را پر از كلوچه و حلوا كن
بردار و بیار به دامن ماها كن


جواب بچه‌ها:


هومبابا، هومبابا
هومبابا، هومبابا
هومبابا، هومبابا
هومبابا، هومبابا

 

این اشعار را میدان دار می‌خواند و بچه‌ها جواب می‌دهند. اگر در این موقع صاحبخانه چیز دندان گیری به بچه‌ها بدهد كه او را دعا می‌كنند وگرنه شعر دیگری می‌خوانند و آن قدر ادامه می‌دهند تا صاحبخانه چیزی بدهد وگرنه با شعر گونه ای دیگر او را خدمت می‌كنند و به سراغ خانه دیگری می‌روند. رسمی‌مشابه این به نام الم ترانی در ساوه و الله رمضانی در خراسان و یزد انجام می‌گیرد. بچه‌ها و جوانان بعد از جمع آوری خوراكی و پول، آنچه را به دست آورده اند، بین خود تقسیم می‌كنند و به خانه‌هایشان بازمی‌گردند. اجرای این رسم تقریباً تا نیمه‌های شب طول می‌كشد. علاوه بر اینها، انواع بازی‌ها در نقاط مختلف اجرا می‌شود و در قهوه خانه‌ها، مرشدها به سخنوری می‌پردازند و مردم را سرگرم می‌سازند.
آنچه می‌توان در مجموع از این آداب و رسوم نتیجه گرفت و از آن به عنوان كاركردهای اجتماعی ماه رمضان نام برد، این موارد است:


* نظم بخشی به رفتار افراد
* تقویت روحیه همكاری و ایجاد زمینه‌های وحدت بخش
* رفع كدورت از میان افراد از طریق مراسم آشتی كنان كه توسط ریش سفیدان انجام می‌گیرد و به تحكیم اتحاد جمعی مدد می ‌رساند.

 

منبع: hamshahrionline.ir

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

چقدر خرافاتی هستید؟

 

منظور از خرافات در این تست  باور به چیزهایی است که ممکن است باعث خوش شانسی یا بد شانسی بشود. به عنوان مثال در بریتانیا عدد 7 و گربه سیاه نشانه خوش شانسی هستند.در حالیکه عدد 13 و رد شدن از زیر نردبان باعث بد شانسی پنداشته می شود. (از بعضی جهات خرافات در کشور ما با بریتانیا نزدیکی هایی دارد)

 

سوالات

1- اگر شما به هتلی وارد شوید و اتاق شماره 13 را به شما بدهند عکس العمل شما چه خواهد بود؟

الف- به این موضوع فکر نمی کنم (صفر امتیاز)

ب- ازشان می خواهم که اتاق مرا عوض کنند(3 امتیاز)

ج- کار خاصی انجام نمی دهم ولی در مدت اقامتم دچار نگرانی هستم( یک امتیاز)

 

2- اگر طالع بینی روزانه شما، امروز را  روز بد شانسی شما برای رانندگی دانسته  باشد شما چه خواهید کرد؟ 

الف- من هیچوقت طالع بینی  نمی خوانم ، بنابراین اطلاعی هم از این امر نخواهم داشت (صفر امتیاز)

ب- تمام روز عصبی خواهم بود(یک امتیاز)

ج- رانندگی نمی کنم(3 امتیاز)

 

3- اگر شما در هتلی اقامت داشته باشید و کسی به شما بگوید که ارواح در این هتل تردد می کنند شما چه خواهید کرد؟ 

الف- فقط می خندم چون من اعتقادی به ارواح ندارم(صفر امتیاز)

ب- نگران می شوم(یک امتیاز)

ج- آنجا نخواهم خوابید(3 امتیاز)

 

4- اگر در خیابان یک نردبان در مقابل شما قرار داشته باشد شما چه خواهید کرد؟

 الف- از کنار آن رد می شوم حتی اگر مجبور باشم مسیرم را تغییر دهم

ب- اگر رد شدن از کنار آن آسان باشد ممکن است از کنارش عبور کنم

ج- مستقیم از زیر آن عبور می کنم

 

5-اگر شما ببینید که عده ای از مردم به داخل حوض آبی سکه پرتاب می کنند شما چه خواهید کرد

الف- یک آرزو می کنم و سه تا سکه هم من به داخل  حوض آب سه تا سکه می اندازم

ب- ممکن است به فرزندم سکه ای بدهم تا او آن را به داخل حوض پرتاب کند

ج- مسلما من پولم را دور نمی اندازم

 

پس از پاسخ به سوالات به صورت زیر به خودتان امتیاز بدهید

1- الف صفر                      ب-3                  ج- یک

2- الف صفر                      ب-1                  ج- یک

3- الف صفر                      ب- یک                ج-3

4- الف 3                         ب- یک                ج- صفر  

5- الف3                           ب- یک                ج- صفر

 

امتیازاتتان را جمع بزنید و نتیجه را همین پایین ملاحظه بفرمائید

 

*****

 

اگر امتیاز شما بین 12 تا 15 شده است شما کاملا خرافاتی هستید

اگر امتیاز شما بین 6 تا 11 شده است خیلی خرافاتی نیستید اما بعضی مواقع یه خورده خرافاتی می شوید

اگر امتیاز شما بین 0 تا 5 است شما به هیچ عنوان خرافاتی نیستید

اگر امتیاز شما 13 شده است ، آیا این امتیاز باعث نگرانی شما شد؟

 

 متبع : Takbarg.ir

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

نماز، در محضر دوست

 

 

 

 

مي خواهيم عبادتش کنيم، چگونه؟ چه خوب است چگونگي عبادت را از کلام دلنشين دوست يا از آنان که او را دريافته اند در يابيم.

"اَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکري؛ نماز را براي ياد من بپا داريد ( طه :14).

الصَّلاةُ حِصنُ الرَحمن؛ نماز قلعه خداوند است.

الصّلاةُ تَستَنزِلُ الرحمَةَ؛ نماز رحمت خدا را نازل مي کند.

انَّ الصّلاةَ تَنهي عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر؛ نماز باز دارنده زشتي و پليدي است ( عنکبوت :45).

الصّلاةُ مِفتاحُ الجَنَّةِ؛ نماز کليد بهشت است.

الصّلاةُ قربانُ کُلِ تَقي؛ نماز سبب نزديکي هر انسان با تقوا به پيشگاه خداوند خويش است.

الصّلاةُ تَنزيها عَن الکِبرِ؛ نماز پاکي از کبر است.

 


روزه، عطش ديدار

و درباره روزه گفته اند:

1- اِستَعينُوا بِالصَّبرِ وَ الصّلاةِ ( بقره : 45)؛ از نماز و روزه کمک بگيريد.

2- روزه، حکمت را به ارمغان مي آورد

3- روزه، قلب را از وسواس حفظ مي کند

4- روزه، تقرب به خداست.

5- روزه، نياز به مردم را کم مي کند.

6- روزه، نور، برهان، شفا و رحمت را در پي دارد.

7- به واسطه روزه مي فهميد آنچه را تا حال نمي فهميديد، مي بينيد آنچه را تا حال نمي ديديد.

8- روزه، سبب شناخت عيوب نفساني است.

9- روزه، مانع تأثير شيطان بر آدمي است.

 

 

دعا، سخنی با يار

1-اُدعوُني اَستَجِب لَکُم (غافر :60) ؛ بخوانيد مرا تا اجابت کنم شما را.

2-اَفضَلُ العِبادَةِ الدُّعا؛ بالاترين عبادت دعاست.

3-مَن لَم يسألِ اللهَ عَزَوَّجَل مِن فَضلِه افتَقَر؛ هر کس از خدا نخواهد فقير گردد.

4-عَلَيکُم بِالدُّعاءِ فَإنَکُّم لاتَقرِبوُن بِمِثلِه؛ بر شما باد دعا زيرا چيزي همانند او، شما را به خدا نزديک نمي کند.

5-اَحبَُّ الاَعمالَ اِلي اللهِ عَزَّوَجّل فِي اَلارضِ الدعاء؛ محبوبترين اعمال در پيشگاه خدا در روي زمين دعاست.

6-الدّعاء سِلاحُ المُؤمِن وَ عَموُدُ الدّينِ وَ نورُ السَمواتِ وَ الارضِ؛ دعا اسلحه مؤمن ستون دين و نور آسمانها و زمين است.

7-عَليکَ بِالدعاء فَانّهُ شَفاء مِن کُلِ داءٍ؛ بر تو باد دعا زيرا دعا شفاي هر دردي است.

8-الدّعاء ترسُ المُؤمِن؛ دعا سپر مؤمن است.

9-الدّعاء هُوَ العِبادَة؛ دعا عبادت است.

 


اعتکاف، خلوتي با معبود

1- کُلُّ مُحِبّ يحِبُّ خَلوَةَ حَبيبَه؛ هر محبي دوست دارد که با محبوب خويش خلوت کند.

2- المُعتَکِفُ يعکُفُ الذُنّوبَ؛ معتکف با اعتکافش گناهان را حبس مي کند.

3- الاِنفَراد راحَةُ المُتَعَبِّدين؛ خلوت گزيدن آسايش عبادت گران است.

4- فِي الاِنفَرادِ لِعِبادَةِ الله کُنوُزُ الاَرباح؛ در خلوت گزيدن براي عبادت خدا گنجينه هاي سودمند است.

5- فَقالَ يا رَبّ، کَيفَ اَدوَم عَلي ذِکرِکَ فَقالَ بِالخَلوَةِ عَنِ النّاسِ در حديث قدسي گفت: پروردگارا چگونه دايم به ياد تو باشم؟ گفت: با خلوت از مردم.

 


آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

چه عبادت عجيبي، هم خود عبادت است و هم عبادات ديگر را در خود دارد. نماز دارد، آن هم چه نمازي؛ در اول وقت، به جماعت، با حضور قلب، به دور از ريا، با تضرع و خشوع،
روزه هم دارد و آن هم چه روزه اي، در بهترين ايام، در حالي که همه اعضاي وجود انسان روزه دار است. زبان، چشم و قلب، همه در روزه اند. دعا نيز دارد، آن هم چه دعايي، در خلوت، با وضو، در حال روزه، در بهترين اوقات شبانه روز و در بهترين زمان سال.
توبه آن هم چه توبه اي، همچون توبه نصوح، با بهترين حالت و در بهترين روز خدا.پس چه خوب است براي تقرب بيشتر به درگاه خداوند، اعتکاف را تجربه کنيم.

 

منبع : رهپویان

 

لينکهای    
 هفته      

 

ماه وصال

 

تفکر مدیریتی

 

مجله اینترنتی زن روز

 

پایگاه اطلاع رسانی اقامه نماز

 

مشاهیر

 

همت برتر