مجله شماره هفتاد و دوم  

شنبه 30 مرداد 1389 10 رمضان 1431 21 آگوست 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ 174 إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 175 وَلاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ 176 إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ 177 وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ 178 مَّا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ 179 وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ 180

ترجمه فارسی مکارم

به همين جهت، آنها (از اين ميدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند; در حالى كه هيچ ناراحتى به آنان نرسيد; و از رضاى خدا، پيروى كردند; و خداوند داراى فضل و بخشش بزرگى است 174 اين فقط شيطان است كه پيروان خود را (با سخنان و شايعات بى ‏اساس،) مى ‏ترساند از آنها نترسيد! و تنها از من بترسيد اگر ايمان داريد! 175 كسانى كه در راه كفر، شتاب مي كنند، تو را غمگين نسازند! به يقين، آنها هرگز زيانى به خداوند نمى‏ رسانند (بعلاوه) خدا مى‏ خواهد (آنها را به حال خودشان واگذارد; و در نتيجه،) بهره‏ اى براى آنها در آخرت قرار ندهد و براى آنها مجازات بزرگى است! 176 (آرى،) كسانى كه ايمان را دادند و كفر را خريدارى كردند، هرگز به خدا زيانى نمى ‏رسانند; و براى آنها، مجازات دردناكى است! 177 آنها كه كافر شدند، (و راه طغيان پيش گرفتند،) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى ‏دهيم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مى‏ دهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيفزايند; و براى آنها، عذاب خواركننده‏اى (آماده شده) است! 178 چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همان‏ گونه كه شما هستيد واگذارد; مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد و نيز چنين نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند (تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد; اين بر خلاف سنت الهى است;) ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد برمي گزيند; (و قسمتى از اسرار نهان را كه براى مقام رهبرى او لازم است، در اختيار او مى ‏گذارد) پس (اكنون كه اين جهان، بوته آزمايش پاك و ناپاك است،) به خدا و رسولان او ايمان بياوريد! و اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش بزرگى براى شماست 179 كسانى كه بخل مى ‏ورزند، و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده، انفاق نمى ‏كنند، گمان نكنند اين كار به سود آنها است; بلكه براى آنها شر است; بزودى در روز قيامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، همانند طوقى به گردنشان مى ‏افكنند و ميراث آسمانها و زمين، از آن خداست; و خداوند، از آنچه انجام مى‏ دهيد، آگاه است 180

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

وفات حضرت خدیجه علیه االسلام    دهم  رمضان

شنبه 30/5/89

 

خلاصه کتاب همسر آفتاب

 

اشاره

همسر بزرگوار پیامبر اسلام، حضرت خدیجه علیهاالسلام الگویی تابناک از همراهی، هم دلی و هم داستانی با پیامبراعظم صلی الله علیه و آله است. او از زنان بهشتی است که روایات فراوانی از پیامبر و معصومان درباره فضیلت های اخلاقی اش وارد شده است. متن زیر، خلاصه ای از کتاب همسر آفتاب با این مشخصات کتاب شناسی است:

گروهی از نویسندگان، همسر آفتاب، قم، طه، چاپ اول، 1385، 63 صفحه.

 

خدیجه در دوران جاهلیت

حضرت خدیجه علیهاالسلام در دوران جوانی با تشکیل کاروان های تجاری به کسب درآمد پرداخت. وی با مدیریت و درایتی قوی و به دور از رسم تاجران زمانه که رباخواری را از اصول ثروت اندوزی قرار داده بودند، به تجارت روی آورده بود.

تاریخ نگاران، بارها از او با عنوان هایی همچون بانوی دوراندیش و خردمند یا بانوی عاقلی یاد کرده اند. حضرت خدیجه علیهاالسلام یکی از ثروتمندترین مکه بود، ولی هرگز از یاری فقیران روی برنگرداند و خانه اش همواره کعبه آمال مردم بینوا و پناه گاه نیازمندان بود. کرم، سخاوت، دوراندیشی، درایت، عفت و پاک دامنی، از وی بانویی پرهیزکار و مورد احترام ساخته بود. لقب بانوی بانوان قریش که در آن زمان به وی داده شد، نشان دهنده جایگاه او در میان مردم است.

 

نخستین بانوی مسلمان

حضرت خدیجه علیهاالسلام نخستین زنی بود که به پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد و اولین بانویی بود که همراه امام علی علیه السلام با پیامبر به نماز ایستاد و پیشانی بندگی بر خاک سایید. تاریخ نویسان از یکی از همسران پیامبراعظم صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که می گفت: من همواره از علاقه پیامبر به خدیجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت بسیار از او یاد می کرد و اگر گوسفندی می کشت، به سراغ دوستان خدیجه می رفت و سهمی برای آنها می فرستاد. روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که خانه را ترک می کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او تعریف کرد. کار به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و با کمال جرئت گفتم: وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده است! گفتار من چنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ایشان ظاهر شد. در این هنگام رو به من کرد و فرمود: ابدا چنین نیست!... هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده است. خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می بردند. او ثروت خود را در سخت ترین لحظات در اختیار من گذاشت. خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد.

 

خدمات حضرت خدیجه به اسلام

حضرت خدیجه علیهاالسلام در 24 سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام، خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد. حمایت های مالی، روحی، عاطفی از حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان، گوشه هایی از این خدمات ارزشمند است. حضرت خدیجه علیهاالسلام پس از ازدواج با پیامبر، دارایی اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می خواهد مصرف کند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می فرماید: هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود.

حضرت خدیجه علیهاالسلام ، این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد، بلکه او را در برابر سختی ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت آید. هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله با باری از مصیبت و اندوه به خانه می آمد، خدیجه او را دلداری می داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می زدود.

 

 

ثروت خدیجه در شعب ابی طالب

حضرت خدیجه علیهاالسلام در مدت سه سال که با پیامبر در شعب ابی طالب بود، مانند همیشه با مال خود به یاری پیامبر شتافت. او تمام ثروت خود را در جریان شعب خرج کرد تا جایی که نقل می شود پس از محاصره اقتصادی، دیگر ثروتی نداشت. خدیجه، افزون بر اینکه ثروت خود را در این راه صرف کرد، از خویشان خود نیز می خواست در هر فرصت پیش آمده به مسلمانان کمک کنند. آنان نیمه شب ها مقداری گندم و خرما بر شتری می گذاشتند و تا نزدیکی شعب می بردند، آن گاه افسار شتر را بر گردنش می آویختند و آن را رها می کردند تا به مسلمانان برسد. خدیجه، سه سال رنج و مشقت شعب را تحمل کرد که می توان آن را اوج فداکاری او در خدمت به اسلام به شمار آورد. پیامبر همواره از این فداکاری خدیجه یاد می کرد و او را به دلیل این ایثار و از خودگذشتگی، می ستود.

 

 

سلام جبرئیل بر خدیجه

مقام حضرت خدیجه علیهاالسلام بسیار والاست؛ زیرا خداوند به وسیله امین وحی خویش، جبرئیل بر او سلام می فرستد و او را گرامی می دارد. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از معراج بازگشت، از جبرئیل پرسید: آیا کار دیگری هست؟ جبرئیل فرمود: از طرف خداوند و از سوی من به خدیجه علیهاالسلام سلام برسان. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله خدیجه را ملاقات کرد، فرمود: ای خدیجه! خداوند و فرشتگان بر تو سلام می رسانند و گرامی ات می دارند. خدیجه فرمود: خداوند، خود، سلام است و سلام از اوست و سلام به سوی اوست و نیز سلام بر جبرئیل فرشته حق باد.

 

مقام خدیجه در بهشت

از فضیلت های حضرت خدیجه علیهاالسلام ، مقامی است در بهشت که از سوی خداوند به ایشان وعده داده شده است. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نیز بارها این مسئله را به خدیجه بشارت می داد و می فرمود: در بهشت، خانه ای داری که در آن رنج و سختی نمی بینی. امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه خردسال بی تابی می کرد و گرد پدرش می گشت و سراغ مادر را از او می گرفت. پیامبر از این حالت دخت کوچکش بیشتر محزون می شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه همچنان بی تابی می کرد تا اینکه جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود: به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه ای کنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است. هنگامی که فاطمه این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی تابی نکرد.

 

پدیدآورنده: سرور اسفندیار

گلبرگ :: مرداد 1381، شماره 32 

 

 

 

 

 

روز بزرگداشت ابوعلی سینا روز پزشک

 دوشنبه 1/6/89

 

زندگی ابوعلی سینا

ابو علی حسین بن عبداللّه بن علی، ملقب به شیخ الرئیس و حجة الحق، در قریه ای از دهات بخارا به نام افشنه به دنیا آمد. برخی نوشته اند در قریه خرمشین یا خرمتین به دنیا آمده است. سال ولادت او بنا بر قول مشهور سال 370 ه (979 م) است و در سال 428 ه (1037 م) در همدان درگذشته است. 

پدرش عبداللّه از اهالی بلخ بود که از آن جا به بخارا (پایتخت سامانیان) هجرت کرد و امور مالیات قریه خرمتین را به روزگار نوح بن منصور سامانی بدو محلول کردند. او در آن جا ازدواج نمود و حسین معروف به ابن سینا و دو برادر او، علی و محمود، در این شهر به دنیا آمدند.

 

کودکی و نوجوانی

بوعلی سینا پنج ساله بود که پدرش او را به معلمی سپرد تا قرآن و نحو و ادبیات فرا گیرد. در این زمان استعداد، نبوغ ذاتی و هوش سرشار او بروز نمود. فقه را پیش از دوازده سالگی شروع نمود و در همان دوازده سالگی به سئوالات فقهی مردم جواب می داد. در سنین جوانی به تحصیل فلسفه و پزشکی پرداخت. شانزده ساله بود که فلسفه و طب را به خوبی فرا گرفت و کتاب مشهور قانون را در همین سال به نگارش درآورد. در هفده سالگی توانست نوح بن منصور سامانی را که به بیماری سختی دچار شده بود بهبود بخشد.

 

تجربه و طبابت

بو علی سینا در جوانی به مطالعه کتب و حل معضلات آنها پرداخت و رغبت شدیدی به دانش پزشکی پیدا نمود. نکته بسیار مهم و شایان توجه در مورد شیخ الرییس این است که بسیاری از علوم و معارف را از استاد فرا نگرفت. از آن جمله علوم پزشکی است که در آن نبوغ خاصی داشت و بزرگ ترین دایرة المعارف پزشکی، یعنی کتاب قانون، را نوشت و آن کتاب تا همین اواخر مرجع دانش پژوهان و اهل علم در قرن های متعدد بود و در شرق وغرب جهان تدریس می شد. در این کتاب اکتشافات و نظریات تازه ای را آورده است که تا هم اکنون مورد توجه علمای طب است.

 

دوران پرآشوب و تالیف و نگارش

ابن سینا در دورانی پر آشوب و سرشار از حوادث و اتفاقات ناگوار سیاسی زندگی می کرد و ناچار به مسافرت های بسیار می رفت. او چندماهی را در زندان گذراند و مدتی از عمر خود را از ترس حاکمان ستمگر در حالت فرار بود. گاهی به تدبیر امور کشوری و زمانی به تصنیف و تالیف مشغول شد تا جایی که توانست در حدود 180 کتاب و رساله تالیف کند و هیچ موضوعی از موضوعات فلسفی نبود که در زمینه آن قلم فرسایی نکرده باشد.

ابن سینا در منطق، ریاضیات، هیئت، موسیقی، کیمیا و معارف دیگر استاد بود و در این علوم تالیفات فراوانی دارد.

 

شخصیت ابن سین

شیخ الرئیس در عین حال که فیلسوفی صاحب مکتب و دارای نظریات خاصی بود، در پزشکی نیز نابغه بی بدیلی محسوب می شود که به کشف مطالب مهمی در علم پزشکی نائل آمد. وی از جمله دانشمندان بزرگ در علم منطق به شمار می آرید که پرده از آرای منطقی ارسطو برداشت و به تهذیب آن همت گماشت. وی هم چنین ریاضیدان و اخترشناس ماهری بود و در ریاضیات و طبیعیات و هیئت تألیفات گران قدری از خود به جای گذاشته است. در عین حال وی شاعر زبردستی بود که در اشعار خود مطالب فلسفی را می گنجانید و قصیده عینیه او در نفس و دیگر اشعارش گواه این مطلب است. افزون بر این، او از جمله رجال سیاست است که در دوران سامانیان به مقام وزارت رسید و از این رو به لقب رییس، که لقبی سیاسی است، ملقب گردید.

 

استادان ابن سینا

ابن سینا کمتر نزد کسی درس خوانده است. با این همه نام چند تن از استادان او عبارت است از: محمود مسّاح به وی حساب، هندسه، جبر و مقابله آموخته است، اسماعیل زاهد معلم او در فقه بود و ابو عبداللّه ناتلی منطق ایساغوجی و غیره بدو یاد داده است. ابو منصور حسن بن نوح قهری و ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی جرجانی نیز استادان او در علم پزشکی بوده اند.

 

شاگردان ابن سینا

گروهی از رجال علم و فلسفه که در بلندترین و عالی ترین مقام های علمی و فلسفی بودند از محضر ابن سینا استفاده کرده اند. از این شمارند: ابو الحسن بهمنیار بن مرزبان فیلسوف مشهور، حکیم ابوعبیداللّه عبدالواحد بن محمد جوزجانی، ابوعبداللّه معصومی که ابن سینا در حق او گفته است مقام ابوعبداللّه نسبت به من چون ارسطو به افلاطون است و ابن سینا رسالة العشق خود را به نام او نوشته است، ابو الحسن بن طاهر بن زیلة، ابوالقاسم نیشابوری و شرف الدین ایلاتی.

 

مذهب ابن سینا

هر چند درباره عقیده مذهبی ابن سینا اختلاف شده است، اما در این باره چند نکته شایان ذکر است: 1. نام ابن سینا و خانواده او بر تشیع این خاندان مشعر است؛ 2. ابن سینا در زمانی به دنیا آمد و نشو و نما کرد که تعالیم شیعه شیوع داشت؛ 3. ابن سینا در دربار حکمرانان شیعه مذهب زندگی می کرده است و این رفت و آمد عادتا پیوند و ارتباط مذهبی را می رساند؛ 4. علت فرار ابن سینا این بود که سعایت بدخواهان و تهمت هایی که درباره مذهب او زده بودند سلطان آن عصر را وادار کرد که او را دستگیر کند؛ 5. در تالیفات و تصنیفات او تعبیرات و اسلوب ها و افکاری است که با تعبیرات و افکار شیعه منطبق و هماهنگ است.

 

برخی از آرا و نظریات ابن سینا

ابن سینا در ژرفای هیچ مکتبی از مکاتب فلسفی متوقف نشد و هر مطلبی را که مطابق با حقیقت می دید اخذ می کرد. ابن سینا در حقیقت ترجمان روح عصر خود بود. او از روش فارابی تبعیت نکرد و علم یونان را با حکمت شرق ممزوج ساخت و مانند فارابی و سایر فلاسفه، فلسفه افلاطون و ارسطو را دنبال نکرد و می گفت آنچه بر کتابهای قدما شرح نوشته اند ما را بس است و اینک دقت آن است که ما خود فلسفه خاصی برای خویش به وجود آوریم.

آرای ابن سینا در قرن های بسیار، در افکار فلاسفه و علمای شرق و غرب تاثیر داشته و نقش مهمی را ایفا کرده است. الکساندرهالی انگلیسی و توماس الیورکی، روجر بیکن و البرت بزرگ و جمعی از فلاسفه غربی بودند که خط مشی فلسفی ابن سینا را پذیرفتند و در این مسیر گام برداشتند. در فلسفه ابن سینا به عکس فلسفه فارابی مطالب با تعبیراتی نسبتا واضح و روشن بیان شده است. فلسفه ابن سینا نوعی فلسفه همگانی است و به روح و فهم غالب مردم نزدیک تر تا فلسفه فارابی که به فهم خواص نزدیک است.

 

بقراط اسلام

سیطره علمی و فلسفی ابن سینا بر افکار علمای پیشین و کنونی چنان بود که به او لقب ارسطو و بقراط اسلام داده اند. ابن سینا مطالبی را بر مسائل و مباحث طب افزود که پیش از او شناخته نشده بود و این عبارت در حق او به جاست که: طب ناقص بود و ابن سینا آن را کامل کرد.

او نخستین کسی است که بین فلجِ صورت ناشی از عامل داخلی در مغز، و فلج ناشی از سبب خارجی فرق گذاشت. ابن سینا سکته مغزی را که در نتیجه زیادی خون عارض می شود به خوبی توصیف کرده است. نظریه او در این زمینه بر خلاف عقیده یونانیان بود. وی نخستین کسی بود که معتقد شد برخی بیماری ها از راه آب و خاک منتقل می شوند.

 

قانون

ابوعلی سینا کتاب های بسیاری در طب نوشته است. از جمله این کتاب ها قانون است که آن را قبل از بیست سالگی نوشت و کتاب مشهوری است که دانشگاه های شرق و غرب با آن آشنایی دارند و چهارده مجلد است.

شهرت این کتاب از آن روست که بسیار منظم و با سبکی نیکو نوشته شده و در عین حال هر آنچه مورد احتیاج طبیب است در آن آمده است و به همین علت مهم ترین مرجع طبی در قرون وسطا بوده و در مدارس غرب و شرق تدریس می شده است.

 

تعداد تالیفات ابن سینا

ابن سینا تالیفات بسیاری اعم از کتاب و رساله دارد که تالیف آنها از حد توان یک فرد متجاوز است و نشان از تبحّر او در علوم مزبور دارد. سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه تالیفات او را بالغ بر 180 مورد شمرده است. شاگرد ابن سینا، جوزجانی، می گوید: از شیخ خواستم که کتاب شفا را تمام کند. بس کاغذ و دوات خواست و نخست رئوس کلیه مسائل را یادداشت کرد بدون آن که کتابی در دسترس داشته باشد یا به مدرکی مراجعه کند؛ بلکه هم چنان از حفظ می نوشت. پس از آن که عناوین و رئوس مسائل را نوشت به شرح هر یک از مسائل پرداخت و هر روز پنجاه برگ می نوشت و به همین ترتیب تمام طبیعیات و الهیات را تمام کرد. 

ابن سینا برخی از مولفات خود را در زندان نوشت و بسیاری از کتاب های خود را در سنین جوانی و پیش از بیست سالگی نگاشت.

 

برخی از تألیفات و رسالات ابن سینا

عناوین برخی از آثار ابن سینا چنین است: کتاب شفا در 28 مجلد؛ کتاب نجات که متمم کتاب شفاست و ابن سینا خود آن را مختصر کرده است؛ اشارات که مشتمل بر منطق و طبیعیات و الهیات است و آخرین و بهترین تالیف او در فلسفه به شمار می رود و در بردارنده آرای تهذیب یافته و قعطی اوست.؛ رسائل فی الحکمة و الطبیعیات که نه رساله است؛ الحاصل و المحصول در فلسفه که آن را برای فقیه معروف ابوبکر برقی در اوایل عمر خود نوشته است. الحکمة العرشیه، الحکمة المشرقیه، معراجنامه، رسالة الطیر از جمله کتاب های او درباره فلسفه است.

قانون مشهورترین کتاب پزشکی ابن سیناست.

الادویة القلبیة، ارجوزة فی تدبیر الصحة فی الفصول الاربعة، القولنج، نقالة فی النبض (به فارسی) از جمله کتاب های او در علم پزشکی است.

کتاب الاجرام المساویه، مختصر اقلیدس در هندسه ،ابطال النجوم، رسالة فی الکیمیا، رسالة فی العشق، رسالة القوی الطبیعی، رسالة فی الزاویه و نیز از جمله تألیفات ابن سیناست.

 

آثاری درباره ابن سینا

گفتنی است کتاب ها و مقالات بسیاری درباره ابن سینا نوشته شده است که برخی از آنها عبارتند از: اصول معالجات ساده با آب و نباتات؛ تاریخ ریاضیات نوشته غلامحسین مصاحب؛ تاریخ پزشکی ایران نوشته الگور، ترجمه محسن جاویدان؛ تاریخ فلسفه اسلام نوشته هانری کوربن؛ ابوعلی سینا و تصوف نوشته بدیع الزمان فروزانفر؛ ابن سینا و گیاه شناسی ایران نوشته پرویز نیلوفری؛ تألیفات فارسی ابن سینا و تاثیر آنها در ادبیات نوشته دکتر محمدمعین.

 

پدیدآورنده: مهدی توکلیان

گلبرگ :: مرداد 1381، شماره 32

 

 

 

 

آغازهفته دولت

سه شنبه 2/6/89

 

 

مقام یا مسئولیت

پاسداری از مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی از وظایف و اهداف بزرگ دولت در نظام جمهوری اسلامی است. رئیس جمهور، در نظام اسلامی در آغاز بر عهده گرفتن این مسؤلیت خطیر، سوگند یاد می کند تا همه استعداد و صلاحیت خود را در راه به ثمر نشاندن مسؤلیت هایی که بر دوش گرفته به کار گیرد. خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق، گسترش عدالت و حراست از استقلال کشور، بزرگ ترین مسؤلیت هایی است که رئیس جمهور خود را متعهد به انجام آنها می شمارد. بنابراین باید گفت ریاست و مقام در نظام اسلامی راهی است برای خدمت به جامعه و انجام وظیفه نسبت به اسلام و رشد و تعالی انسان ها.

 

امانتی مقدس

در یک نظام اسلامی بر خلاف نظام های استکباری و مادّی مسئولان نظام به ریاست، مقام و منصب به عنوان امانتی مقدس نگریسته و خود را پاسدار آن برمی شمرند. امانتی که به کمک آن بتوانند خدمتی و تلاشی در راه پیشبرد اهداف نظام اسلامی و کشور خود انجام دهند.

 

دین داری، حافظ دولت

آنچه مایه بقا و ماندگاری دولت اسلامی است و آن را سرافراز و پیروز و مستحکم می دارد ایمان الهی و پای بندی دولت مردان به دین اسلام است. عامل پیروزی یک دولت اسلامی، اسلامی بودن آن است و تا آن گاه که این پیوند مستحکم در دل دولت مردان پابرجا باشد دولت اسلامی نیز پابرجا خواهد بود. مولای متقیان امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: دینداری را، حِصن و حصار دولت خود بگردان، زیرا هر دولتی که دین داری آن را حفظ نموده است مغلوب نمی شود.

 

اُفول دولت ها

اسلام، جامع ترین آیین زندگی، نه تنها راهنمایِ روشنی برای زندگی فردی افراد بشر است بلکه در بُعد اجتماعی نیز، برای تشکیل و بقای یک حکومت اسلامی نیز طرح و برنامه کاملی دارد. رهنمودهایی که در برخی از روایات ائمه معصومین علیهم السلام بیان شده است، چراغ هدایتی است که در حفظ، تداوم و بالندگی نظام اسلامی به یاری دولت مردان شتافته است. امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام در مورد زوال دولت ها و ناپایداری آنها می فرمایند: چهار چیز موجب زوال و ناپایداری دولت هاست: پایمال نمودن اصول، فریب دادن دیگران، مقدم داشتن و به کار گماشتن فرومایگان و پشت کردن به بزرگان و بلندمرتبگان

 

بدترین غنیمت

نعمت بسیار بزرگِ دولت اسلامی، از ارزش مندترین و پربهاترین نعمت هایی است که خداوند به مردم مسلمان ایران عطا فرموده است. زندگی همراه با ایمان و معنویت در سایه دولتی دین دار و آگاه، نسیمی خوش از رحمت و مهرِ خالق مهربان عالم است. و سپاس و شکر آن یاری رساندن به دولت و همراهی با آن و زنده نگهداشتن اصول و ارزش های اسلامی در جامعه است. امام علی علیه السلام درباره این نعمت بزرگ می فرمایند: دولت بزرگان از برترین غنیمت هاست.

 

هدفی واحد

امام خمینی رحمه الله ، مردی که پایه های دولت ستمشاهی را سرنگون ساخته و دولتی اسلامی بر پایه عدل و دین برای اجرای قوانین اسلام را برپا ساخت، هدف از حکومت اسلامی را حفظ معنویات و ایجاد روحیات معنوی در میان مردم و اقامه عدل در سطح جامعه مردمی بیان می دارند و می فرمایند: اگر مقررات اسلامی به حد اعلای خودش حفظ شود این دو مقصد که مقصد همه انبیاء است تحقق پیدا می کند و چون تحقق این هدف نیاز به یاری مردم با دولت دارد امام عزیز این اهداف را هدف واحد همه نظام دانسته و همه اشخاص ـ از کسی که در رأس نظام است تا مسئولین قوای سه گانه و دیگران را ـ ملزم به تلاش در راه این هدف واحد می دانند.

 

دولت و محرومین

حکومت کوتاه امّا پربار امیرمؤمنان علی علیه السلام جلوه ای روشن و تمام نما از یک حکومت اسلامی در معنای واقعی و کامل آن است. رعایت دقیق و کامل اصول و ارزش های اسلامی، حمایت از محرومین و پایمردی بر عدالت و حدود اسلامی از ویژگی های حکومت آن امام همام بود. امام خمینی رحمه الله که رهرو واقعی امیرمؤمنان و شاگرد مخلص مکتب او بود در دیدار با دولت مردان وقت می فرماید: ما امیدواریم یک جلوه ولو بسیار ناقصی از ولایت علی علیه السلام در کشور ما ایجاد شده باشد. دولت واقعا باید آن طوری که علی علیه السلام برای محرومین دل می سوزاند با تمام قدرت برای محرومین دل بسوزاند.

 

راهی برای خدمت

امام خمینی رحمه الله بارها از دولت مردان و صاحب منصبان کشور با عنوان خدمتگزاران و مسؤلین یاد کرده اند تا همواره این نکته در یادها زنده بماند که هدف پست و مقام نیست، بلکه مقام راهی است برای خدمت به اسلام و کشور و باری است از مسولیتی سنگین بر دوش کسانی که در آن مقام خدمت می کنند. مولای متقیان امام علی علیه السلام با عبارتی روشن هدف از قبول یک پست یا مقام را احیای حق و از بین بردن باطل بر شمرده و می فرمایند: مبادا بهره تو از حکومتت به دست آوردن مالی یا فرو نشاندن خشمی باشد. بلکه باید بهره ات میراندن باطل باشد و زنده کردن حق.

 

دو یار همسنگر

وقتی که انقلاب به سوی حاکم کردن ارزش های مکتب اسلام در جامعه پیش رفت این مسئله برای استکبار جهانی و منافقان داخلی تحمل ناپذیر بود. لذا ناجوان مردانه دست به ترور شخصیت ها زدند که از این جمله، انفجار دفتر ریاست جمهوری بود. این حادثه باعث شهادت رئیس جمهور، رجایی و نخست وزیر، باهنر گردید. اکنون هرساله جهت بزرگداشت ایثار و فداکاری های این شهیدان، سالگرد شهادتشان را هفته دولت نام نهاده اند.

 

ویژگی های شهید رجایی

شهید رجایی هرگز فروتنی خود را از دست نداد. او همیشه خود را از مردم، همراه مردم و برای مردم می دانست و برای رضای خدا خدمت می کرد. او مردی با حوصله، پرکار و خستگی ناپذیر بود. به طوری که در یکی از جلسات، که طولانی و خسته کننده بود، و یکی از دوستان به ایشان گفتند: خسته نباشید، شهید رجایی در جواب گفتند کسی که به خاطر اعتقادش کار می کند خسته نمی شود. ویژگی دیگر صلابت و تعهّدی بود که در راه انقلاب داشت. او هرگز سازش پذیر نبود، چه در دوران زندان با آن همه شکنجه که هرگز حاضر به عقب نشینی از آرمان هایش نشد، و چه در دوران خدمت و مسئولیت که با جدیّت آنها را انجام می داد و خود را متعهد به اجرای این ارزش ها می دانست و حیات انقلاب را به بقای آنها می دانست. چهارمین ویژگی ساده زیستی اوست هرگز زندگی اش از سطح مردم عادی فراتر نرفت و جلوه های کاذب زندگیِ تجمّلاتی نتوانست او را از مردم جدا کند. از زمانی که دست فروش بود تا وقتی که معلم و وزیر و رئیس جمهور شد، همدل و همسان با مردم زیست و هم چنان فرزند انقلاب باقی ماند.

 

رجایی، سرباز ولایت

شهید رجایی در دفاع از ولایت و ارزش های انقلاب اسلامی هرگز مسامحه نمی کرد و با تمام توان در راه اجرای آن آرمان ها تلاش می نمود. شهید رجایی درباره امام خمینی رحمه الله گفته اند: آنچه من تعهد دارم و آنچه وزرا با من تعهد کرده اند، مقلد امام بودن است و در جای دیگر گفتند: ما در جامعه یک حزب هستیم که رهبر آن امام است. و همچنین فرمودند: انقلابی کسی است که تفکر امام را در همه ابعاد قبول داشته باشد.

 

اهتمام به شغل معلمی

آن شهید بزرگوار در هر مقام و منصبی به فکر تربیت صحیح افراد جامعه بود. با مردم گرم و صمیمی باقی مانده بود و ریاست برایش هیچ ارزشی نداشت. خود وی گفته است: اگر مرا مخیّر می کردند و می گفتند: بین ریاست جمهوری، نخست وزیری، آموزش و پرورش و معلمی، یکی را انتخاب کن، من شغل معلمی را انتخاب می کردم. ایشان به قدری به مسایل آموزش و تربیت فرزندان کشور اسلامی علاقه داشت که در جایی گفته اند: برای احیای تربیت معلّم، حاضرم کُتم را بفروشم و خرج تربیت معلّم نمایم.

 

عدالت، بیمه کننده دولت

هر ملتی که بخواهد حکومتی پایدار داشته باشد، باید عدالت اجتماعی را در جامعه خویش به وجود آورد. اسلام هم فریادگر عدالت اجتماعی است و هم مظهر عدالت، امام علی علیه السلام ، در فرمانش به مالک اشتر، نسبت به عدالت و مهربانی با مردم و محترم شمردن شخصیت و حقوق آنها سفارش فراوان می کند. انقلاب اسلامی ایران نیز یکی از بزرگ ترین اهدافش تأمین عدالت اجتماعی است. چراکه برای تحکیم پایه های هر نظامی و همینطور تداوم هر حکومتی، از بین بردن شکاف های طبقاتی و اجحاف در تقسیم ثروت ضروری است. این کارعلاوه بر همه فوایدی که در پی دارد باعث دلگرمی و گرایش بیشتر مردم به حکومت می شود.

 

دانش و تقوا، دو بال پرواز

علم و تقوی دو بال پرواز به سوی پیشرفت و سعادت است. تخصّص همراه با تعهّد سر منشأ تحول دولت و جامعه است. علم روشنایی می دهد و ابزار می سازد و ایمان و تعهّد امید می بخشد و جهت می دهد. علم باارزش در سایه تعهّد به دست می آید و در این صورت برای جامعه مفید خواهد بود. در غیراین صورت دانش آموختن به نااهل، تیغ دادن در کف زنگیِ مست، خواهد بود.

 

ارزش و اهمیت مشورت در دولت اسلامی

از ابتدای به وجود آمدن حکومت اسلامی به دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، آن حضرت در مسائل مهم و حسّاس با اصحاب مشورت می کردند. امام علی علیه السلام نیز در دوران کوتاه حکومت خود بارها و بارها از شورومشورت استفاده نمودند. قرآن کریم نیز دستور صریح به مشورت داده است: وشاوِرْهم فی الامر؛ و امرهم شوری بینهم. مشورت استفاده از تجربه و اطلاعات جمعی است که برای حصول نتیجه بهتر و مناسبت تر به کار گرفته می شود. این امر سبب شده که اساس قوه مقنّنه در حکومت اسلامی ایران برپایه مشورت نهاده شود و نمایندگان مردم با هم فکری در پی اصلاح و ایجاد قوانین باشند.

 

دولت اسلامی و معاهدات

یکی از بنیادی ترین اصولِ اسلام احترام به تعهّدات است. همه پیشوایان اسلامی به وفای به عهد سفارش نموده اند. قرآن کریم هم می فرماید اوفوا بالعقود. بنابراین نه تنها مسلمانان به پیمان هایی که با برادران دینی خود بسته اند، باید پایبند باشند، بلکه با غیرمسلمانان تا وقتی که آنها پیمان خود را نشکسته اند نیز به همین گونه رفتار نمایند.

 

دولت و امت اسلامی، الگوی جهانیان

اسلام خاتم ادیان و کامل ترین آنهاست و نه تنها قوانین بسیار دقیق و وسیعی در مسائل شخصی و جزئی دارد، در زندگی اجتماعی نیز دستوراتی سازنده و اساسی دارد. دین اسلام بر این مطلب تأکید دارد که جامعه اسلامی باید از هر جهت برای دیگران سرمشق باشد. قرآن مجید می فرماید: و بدین گونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.

 

حکومت از منظر امام خمینی رحمه الله

امام امت رحمه الله در توصیف حکومتِ حقّ می فرمایند: حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی همان است که مثل سلیمان بن داود و پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می کردند، از بزرگ ترین واجبات و اقامه آن از والاترین واجبات است.

 

 

پدیدآورنده: منیره زارعان، محمد انور محمّدی    

گلبرگ :: آبان 1381، شماره 35 

 

 

 

 

 

تولد امام حسن مجتبی (ع) روز کارمند 15 رمضان

 

پنجشنبه 4/6/89

 

 

 

طلوع خورشید در خانه وحی

در سال سوم هجرت و در شب نیمه ماه رمضان ـ که بهترین ماه های خداست ـ خانه امیرالمؤمنین و فاطمه علیهماالسلام میزبان قدوم مولود مبارکی شد که شادی را با خود به خانه وحی آورد. در این شب فرخنده، سبط اکبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، حضرت امام حسن علیه السلام چشم به جهان گشود و شهر مدینه را غرق نور کرد.

 

مژده میلاد

هنگامی که امام حسن علیه السلام به دنیا آمد رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سفر بودند و امیرالمؤمنین و فاطمه علیه السلام چشم به راه بازگشت. ایشان پیامبر پس از مراجعت از سفر، طبق معمول ابتدا به خانه فاطمه علیهاالسلام وارد شد. هنگامی که خبر تولد نوزاد را به ایشان دادند، شادمانی وجود حضرت را فرا گرفت.

 

نام گذاری کودک

هنگامی که کودک را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آوردند، حضرت رو به علی علیه السلام کرده، فرمود: آیا او را نام گذاری کرده ای؟ عرض کرد: من در نام گذاری وی بر شما پیشی نمی گیرم. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: من هم در نام گذاری بر خداوند سبقت نمی جویم. در این هنگام جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوی خدای متعال به وی تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خداوند تو را فرمان داده که نام پسر هارون، شبر را بر او بگذاری. حضرت فرمود: زبان من عربی است. جبرئیل عرض کرد: نامش را حسن بگذار و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم او را حسن نامید.

 

شرافت نسب

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام اولین مولودی است که از نظر شرافت نسب هیچ کسی به پای او نمی رسد. جد بزرگوارش پیامبر و خاتم الانبیا، پدر گرامی اش اولین امام و سیدالاوصیا، و مادر مکرمش، صدیقه اطهر سیدة النساست. هیچ کس قبل از امام حسن علیه السلام دارای چنین شرافت نسب و خاندانی نبوده است. او در مکتب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام رشد یافت و در دامان برترین زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، بزرگ شد.

 

کنیه و القاب حضرت

کنیه آن حضرت ابومحمد بوده است. جد بزرگوارش او را ابومحمد خطاب می نمود و کنیه دیگری برای آن حضرت ذکر نشده است.

اما برخی از القاب آن حضرت بدین شرح است: زکیّ، مجتبی، سیّد، تقی، نقی، طیّب، ولی و برّ مشهورترین این القاب، مجتبی و تقی است و نیز سیّد، که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم امام حسن علیه السلام را بدان ملقب فرموده اند.

 

ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم

می توان گفت بهترین و شادترین دوران زندگانی امام حسن علیه السلام همان دورانی است که با رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم گذشت. امام حسن علیه السلام حدود هفت سال و شش ماه از عمر شریفش را در کنار جد بزرگوارش سپری نمود و از محبت های بی دریغ و بسیار ایشان بهره برد. علاقه و محبت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به حسن و حسین علیه السلام به جایی رسیده بود که آن دو کودک را ریحانه می خواند و در جواب یکی از صحابه که عرض کرد: ای رسول خدا، آیا ایشان را دوست داری؟، فرمود: چگونه ایشان را دوست ندارم این دو تن گل های خوش بوی من از دنیا هستند و من آن دو را می بویم، و همین مضمون را درباره امام حسن علیه السلام فرمودند: به راستی که او گل خوش بوی من در دنیاست و به راستی که این پسر من سیّد و آقاست.

 

شأن و مقام امام حسن علیه السلام در کودکی

بزرگی منش و سترگی روح آن امام، چندان بود که پیامبر ارجمند اسلام صلی الله علیه و آله وسلم او را با کمی سن، در برخی از عهدنامه ها گواه می گرفت. آن گاه که پیامبر به امر خدا، با اهل نجران، به مباهله برخاست، امام حسن و امام حسین و حضرت علی و فاطمه علیهاالسلام را نیز به فرمان خدای، همراه خویش برد و آیه تطهیر در پاک دامنی آن گرامیان فرود آمد.

 

شباهت به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم

حضرت امام حسن علیه السلام از نظر صورت و سیرت در بین ائمه اطهار علیه السلام شبیه ترین آنان به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم است. وقتی امام حسن علیه السلام به دنیا آمد شباهت بسیاری به جد بزرگوارش داشت و این شباهت بعدها در چهره، رفتار و گفتار آن حضرت بیشتر نمایان شد. علاوه بر چهره جذاب و نورانی، راه رفتن و صحبت کردن حضرت نیز مانند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود. حُسنِ خلق، کرامت، جوان مردی، یتیم نوازی و دیگر سجایای اخلاقی را نیز آن حضرت از جدّ گرامی اش به ارث برده بود. شیخ مفید در کتاب معروف خود، ارشاد، آورده است: و حسن علیه السلام چنان بود که از نظر خلقت و سیرت و سیادت شبیه ترین مردم به رسول خدا بود.

 

آقای جوانان اهل بهشت

در روایات بسیاری نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به امام حسن و امام حسین علیه السلام محبت فراوان داشت و می فرمود که آن دو سید جوانان اهل بهشت هستند. هم چنین در روایتی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: هرکس دوست دارد به آقای جوانان اهل بهشت بنگرد، به حسن بنگرد. و این گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز مشهور است که فرمود: اهل بهشت همگی جوان هستند و این تذکر پیامبر به این دلیل است که عده ای فکر نکنند که برای پیران اهل بهشت نیز سیّد و آقایی خواهد بود. چنان که امام جواد علیه السلام فرمود: به خدا سوگند، در بهشت پیری وجود ندارد؛ بلکه همگی جوان هستند.

 

فضایل امام حسن علیه السلام در کلام امام سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام می فرمایند: حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام در زمان خود از همه عابدتر، زاهدتر و با فضیلت تر بود و هرگاه حج می رفت، پیاده، و چه بسا پابرهنه می رفت و هرگاه مرگ را به خاطر می آورد می گریست، و هرگاه رستاخیز و زنده شدن را از نظر می گذراند، اشک از دیده می ریخت و هرگاه گذر از صراط را در اندیشه می آورد، گریان می شد... و هرگاه به نماز بر می خاست، تنش در برابر خداوند عزوجل به لرزه می افتاد و هرگاه بهشت و دوزخ را به یاد می آورد چونان مار گزیده بی تابی می کرد و از خداوند، بهشت را طلب می کرد و از آتش دوزخ به او پناه می برد. او هرگاه عبارت یا ایّهاالذین امنوا را از قرآن می خواند، می گفت: لبیک اللهم لبیک.

 

پرهیزگاری امام حسن علیه السلام

امام حسن علیه السلام توجهی ویژه به خداوند داشت. آثار این توجه را گاه از چهره او به هنگام وضو درمی یافتند: چون وضو می گرفت رنگ می باخت و به لرزه می افتاد. می پرسیدند که چرا چنین می شوی؟ می فرمود: آن را که در پیشگاه خدا می ایستد جز این سزاوار نیست. از امام ششم علیه السلام نقل می کنند که فرمود: امام حسن علیه السلام هم عابدترین مردمان زمان خویش بود و هم با فضیلت ترین. چون به یاد مرگ و... رستاخیز می افتاد. آن قدر می گریست تا بی حال می شد. پیاده و گاه پابرهنه، 25 بار به خانه خدا رفت.

 

شجاعت امام حسن علیه السلام

در بیان شجاعت امام حسن علیه السلام همین بس که او تربیت یافته شیر خدا، علی علیه السلام است که در جنگ ها به دشمن پشت نمی کرد و تا دشمن را به هلاکت نمی رساند، از پای نمی نشست. امام حسن علیه السلام نیز که از کودکی همراه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جنگ ها دیده بود و از پدر جنگاوری آموخته بود، در پیکار بسیار دلاور بود.

 

بردباری امام علیه السلام

امام حسن علیه السلام بسیار بردبار و شکیبا بودند. این صفت حضرت در برخورد با مشکلات و مصائب و نیز در روبه رو شدن با جاهلان و دشمنان بسیار آشکار بود. مردی از اهل شام به تحریک معاویه امام علیه السلام را به باد دشنام گرفت. پس از این که آن مرد ساکت شد، امام علیه السلام او را سلام گفته، فرمودند: به گمانم در این شهر غریب هستی. اگر نیازمند خانه هستی به تو منزل دهیم، و اگر نیاز به مالی داری آن را در اختیارت می کنیم. اگر گرسنه ای سیرت سازیم و اگر نیاز دیگری داری کمکت کنیم. مرد شامی از عمل زشت خود پشیمان شد و در حالی که می گریست گفت: تو و پدرت نزد من مبغوض ترین مردم بودید و اینک محبوب ترین آنها هستید. و این گونه مردی جاهل و فریب خورده با برخورد حلیمانه امام حسن علیه السلام هدایت یافت و در جمع دوستان اهل بیت علیه السلام درآمد.

 

کرامت و بخشندگی امام علیه السلام

کرم و سخاوت امام حسن مجتبی علیه السلام به حدی بود که در روایت آمده است که هیچ گاه سائلی را رد نکرد و در برابر درخواست او نه نگفت. به همین دلیل است که او را کریم آل طه می خوانند.

هنگامی که به ایشان عرض شد: چرا هیچ سائلی را رد نمی کنید؟ فرمود: من سائل درگاه خدا و راغبِ پیشگاه اویم و شرم دارم که خود درخواست کننده باشم و سائلی را رد کنم. و نیز می فرمود: بهترین روزهای جوانمرد روزی است که از او چیزی درخواست شود.

 

فروتنی همراه با سخاوت

روایت شده است که حسن بن علی علیه السلام بر گروهی از فقرا گذشت که تکه نان های بر زمین نهاده و گرد یکدیگر نشسته بودند و از آن برمی داشتند و می خوردند. این جماعت به امام علیه السلام گفتند: ای پسر دختر رسول خدا، بفرمایید. حضرت فرود آمد و فرمود: خداوند مستکبران را دوست ندارد و همراه آنان به خوردن نشست تا از خوردن دست کشیدند. سپس امام علیه السلام آنها را به مهمانی دعوت کرد و اطعامشان نمود و جامه شان بخشید. امام علیه السلام چون از این کار فراغت یافت، فرمود: فضیلت و برتری از آنهاست؛ زیرا آنها جز آنچه ما را بدان اطعام کردند، نداشتند ولی ما بیش از آن چه دادیم، داریم. این مطلب فروتنی فراوان امام علیه السلام را نشان می دهد.

 

امام حسن علیه السلام در کلام مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

اگر امام حسن علیه السلام صلح نمی کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را از بین می بردند و کسی را باقی نمی گذاشتند که حافظ نظام ارزشیِ اصیلِ اسلام باشد. همه چیز به کلی از بین می رفت و ذکر اسلام برمی افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی رسید... امیدواریم خداوند به همه ما بصیرتی عنایت کند، تا بتوانیم این بزرگوار را بشناسیم و نگذاریم پرده جهالت و غبار بد شناختی که تا مدتها بر چهره آن بزرگوار بوده، باقی بماند؛ یعنی حقیقت را همه باید بفهمند و بدانند که صلح امام مجتبی علیه السلام همان قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، امام حسین علیه السلام ارزش داشت و همان قدر که آن شهادت به اسلام خدمت کرد، آن صلح هم همان قدر یا بیشتر به اسلام خدمت کرد.

 

بوی بهشت

 

عجبا کار مسیحا کند این بوی نسیم                      بارالها، زکجا می رسد این لطف عمیم 

 عطر گیسوی پیمبر بود این بویْ مگر                        یا که از باغ بهشت آید و جنات نعیم 

یا رب این معجزه ها از اثر مقدم کیست                  که چنین باد صبا زنده کند عظم رمیم 

مگر از راه رسد شاه جوانان بهشت                      اورد بوی بهشت از همه سو پیک نسیم 

خاکیان غرق سرورند، چو آید به زمین               گوشواری که مزیّن شد از او عرش عظیم 

  تا که نور حسن از منزل زهرا سر زد              طور ثانی شده آن خانه به موسای کلیم 

 میزبان گشته خدا و، پی اتمام کرم                              شد به ماه رمضان جلوه گر آن نور قدیم 

    برتر از معجز شق القمر این جا بنگر                          کامد آن شمس ضحی، ماه خدا گشت دونیم 

    خال رخسار حسن نقطه بسم اللّه است                   لق نیکوش بود معنی رحمان و رحیم 

    بحر حلم و کرمش را نبود پایانی                             چون که او مظهر اسماء حلیم است و کریم 

نار نمرود اگر سرد شد از یمن خلیل                             به خدا مهر حسن سرد کند نار جحیم 

 

بُعد معنوی انسان

همان طور که می دانیم انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است، ولی متأسفانه برخی از مردم می پندارند که فقط باید از بعد مادی و جسمی خویش محافظت کنند و بیشتر اندیشه و همت خود را مشغول امور مادی می کنند. برخی از افراد بدون توجه به اهمیت روان و بعد معنوی وجودشان، افکار آلوده و مسمومی را از طریق کتاب ها و فیلم های مضرّ و طرق دیگر در روان و ذهن خویش وارد می کنند و پرورش می دهند و در نتیجه روح آنها مریض می شود و گناه در نظر آنها زیبا، جلوه می کند و به میزان مسمومیّت روح، از مسائل معنوی، کم تر لذت می برند؛ در حالی که این افراد می توانند به یاری روش های مختلف، غذاهای مفیدی را برای روح خود فراهم کنند. خوش بختانه در دین مبین اسلام به این مسئله اهمیت فراوان داده شده است. امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره می فرمایند: تعجّب می کنم از کسانی که در غذای جسم خود فکر می کنند، ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تعقّل نمی نمایند. شکم را از غذای زیان بار حفظ می کنند ولی باک ندارند که افکار پلیدی در روان آنها وارد شود.

 

زیبادوستی

حس زیبادوستی از نعمات بزرگ الهی است که از جانب خداوند بخشنده در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است. این مسئله باید برای ما مسلمانان در هنگام نماز و حاضر شدن در پیشگاه الهی نمود بیشتری داشته باشد. پیشوایان دینی ما نیز حقیقتا در این زمینه الگوهای بسیار خوبی برای ما می باشند؛ چنانچه در روایتی آمده است که امام حسن مجتبی علیه السلام بهترین لباس های خود را در موقع نماز در بر می کرد. کسانی از آن حضرت سبب این کار را پرسش کردند. ایشان در جواب فرمودند: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. از این رو خود را در پیشگاه الهی زینت می کنم. خداوند امر فرموده که با زینت های خود در مساجد حاضر شوید.

 

استفاده صحیح از لحظات عمر

عمر انسان با سرعت در حال گذر است و انسان عاقل و با ایمان همیشه درصدد است که از لحظات عمر خود به خوبی استفاده کند؛ چرا که استفاده صحیح و بهینه از عمر برای انسان هم می تواند دارای خیر مادّی و هم دارای خیر معنوی و فراهم آوردن توشه آخرت باشد. همان طور که می دانیم یکی از سؤالهایی که در بدو ورود انسان به عالم برزخ از او پرسیده می شود، این است که عمر خود را در دنیا چگونه گذرانده است. کسی که در دنیا از فرصت های زندگی اش برای آبادسازی خانه ابدی استفاده نکرده و فقط به امور دنیوی زودگذر و زرق و برق غفلت زا و لذت های ناپایدار اهمیت داده است ضرر بزرگی را در آخرت متحمّل می شود. دراین باره امام حسن علیه السلام می فرمایند: از فرصت زندگی استفاده کن و از آنچه اکنون در دست داری برای منازلی که در پیش داری بهره بردار که افراد باایمان برای فردای خود از دنیا، زاد و توشه تهیه می کنند و افراد بی ایمان، تنها از آن لذت و کام روایی می خواهند.

 

فراگیری علم

در دنیای امروز اگر کسی نسبت به کسب علم بی توجه باشد، ضرر سنگینی را متحمّل می شود؛ چرا که انسان متعهّد با فراگیری دانش و به کارگیری صحیح آن افزون بر عقب نماندن از کسانی که از دانش خود در مسیر نادرست استفاده می کنند می توانند پادزهر مناسبی در مقابل اعمال غلط و زهرآلود آنها تهیه کند و به این ترتیب با خدمات ارزنده ای که به هم نوعان خود ارائه می دهد، از لحظات عمر خود نیز حداکثر استفاده را برای فراهم آوردن خیر دنیا و آخرت کسب می کند. روزی حضرت مجتبی علیه السلام فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرد و به آنان فرمود: همه شما، کودکانِ اجتماعِ امروزید و امید می رود که بزرگان اجتماع فردا باشید. دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید و هرکدام که حافظه قوی ندارید و نمی توانید در مجلس درس، مطالب استاد را ضبط کنید، آنها را بنویسید و نوشته ها را در منزل نگاه داری نمایید تا در موقع لزوم به آن مراجعه کنید.

 

خیر خالص

امتحانات الهی برای انسان های مختلف متفاوت است. گاهی اراده خداوند موجب می شود که به برخی از انسان ها نعمت های فراوان عطا شود و اگر آنها در این زمان شکر پروردگار را آن طور که شایسته ذات اقدس اوست به جا بیاورند، از امتحان الهی سربلند بیرون می آیند وگرنه نتیجه این امتحان خوشایند نمی باشد. برخی دیگر از انسان ها با انواع مشکلات امتحان می شوند که در این حالت صبر در برابر بلا یا مصائب موجب پیروزی در این امتحان الهی می شود. امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند: خیری که همراهش شر و بدی نیست عبارت است از سپاس برای نعمت و صبر در برابر مصائب است.

 

مشورت از دیدگاه امام حسن علیه السلام

در تعالیم اسلامی به مشورت کردن بسیار اهمیت داده شده است و ما را از خودسرانه تصمیم گرفتن نهی کرده اند؛ چرا که خودسرانه تصمیم گرفتن علاوه بر این که ما را از نظرات سازنده افراد آگاه محروم می کند، عواقب ناخوشایندی را به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر مشورت با افراد آگاه در کارهای مهم علاوه بر موفقیت در آن کار موجب هدایت انسان ها به کمال و رشد می شود و به این طریق راه درست برای افراد نمایان می شود. امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره می فرمایند: ثمره مشاوره، هدایت به کمال و رشد است و در جای دیگر می فرمایند: هیچ قومی مشورت نکردند جز این که راه خود را یافتند.

 

بردباری از دیدگاه امام حسن مجتبی علیه السلام

نفْس انسان مانند اسب سرکشی است که باید با تمام قدرت مهار شود وگرنه خسارات جبران ناپذیری را به انسان وارد می کند. یکی از مصادیق مهار نفس بردباری است که انسان در موقع غضب خشم خود را فرو برد. اگر آدمی از بردباری لازم برخوردار نباشد، نتیجه ناخوشایندی به بار می آید. امام حسن مجتبی علیه السلام بردباری را یکی از ابزارهای مهمّ تملک نفس معرفی کرده در تعریف بردباری می فرمایند: بردباری عبارت است از فرو بردن خشم و تملّک نفس.

 

دوستی و دوست یابی

دوست خوب یکی از نعمات بزرگ الهی است که باید برای به دست آوردن آن حداکثر دقت لازم را به کار برد، به این ترتیب که فرد منتخب برای دوستی را در موقعیّت های مختلف، به خصوص هنگام سختی ها، بیازماییم و تا از خلوص دوستیِ او اطمینان پیدا نکرده ایم به او نباید اعتماد کنیم. امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره به یکی از فرزندان خود می فرمایند: پسر جان! با هیچ کس طرح دوستی نریز، جز این که از رفت و آمدها (و خصوصیات اخلاقی اش آگاه شوی و چون به دقت وارسی کردی با او بر اساس گذشت و برادری رفاقت کن.

 

شرط رسیدن به عظمت و بزرگی از دیدگاه امام حسن مجتبی علیه السلام

چه خوب است که ما انسان ها در زندگی روزمره خود گذشت و فداکاری را پیشه خود سازیم و از کم گذشت بودن و به رخ کشیدنِ لغزش های دیگران بپرهیزیم؛ چرا که این عمل زشت ترین عیوب می باشد. اگر فردی در زندگی دارای گذشت باشد، از نظر امام حسن مجتبی علیه السلام به عظمت و بزرگی می رسد؛ چنانچه در جواب کسی که از ایشان پرسیده بود عظمت و بزرگی در چیست؟ فرموده بودند: عظمت و بزرگی در این است که در هنگام ناداری عطا کند و از جرم و خطا درگذرد.

 

پدیدآورنده: محمدتقی عارفیان

گلبرگ :: شهریور 1386، شماره 90 

 

 

 

 

 

روز کارمند - خلاصه کتاب کارمند صالح

 

 

اشاره

در نظام اسلامی، فلسفه وجودی سازمان ها و نهادها و نیز به کارگیری کارمندان و کارگزاران اجرایی، خدمت رسانی به مردم است. در این نظام، کارمندان از جایگاه ویژه ای برخوردارند و درستی بسیاری از کارها به دست آنان است؛ چنان که امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: کارها به دست کارمندان راست و درست می شود. این مقاله، چکیده ای از این کتاب است:

حسین بافکار، کارمند صالح، قم، انتشارات مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 126صفحه.

 

جایگاه کارمند در اسلام

در اسلام، منزلت اجتماعی به عنوان موهبت و امانت الهی در اختیار کارمندان قرار می گیرد تا برای رفع محرومیت ها و گرفتاری ها از امور جامعه به کار گرفته شود. ازاین رو، امام علی علیه السلام به یکی از کارگزاران خود چنین می گوید: کاری که به عهده توست، طعمه نیست، امانتی است که بر گردنت نهاده اند. بنابراین، اگر کارمندان و کارگزاران نظام اسلامی با انگیزه های الهی، امانت داری و خدمت رسانی به مردم در جایگاه خود قرار گرفته اند، باید شکرگزار پروردگار بزرگ باشند؛ زیرا در جایگاهی هستند که می توانند خاطری را شاد کنند، غمی را بزدایند، بی پناهی را پناه دهند و مظلومی را یاور باشند و به این ترتیب، زمینه رشد و تعالی خود را فراهم سازند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: وقتی خداوند برای بنده ای نیکی خواهد، حاجت مردم را در دست او قرار می دهد.

 

ویژگی های لازم برای گزینش کارمندان

 

تقوا

نظام اسلامی همواره نیازمند کارمندان و کارگزارانی است که در برابر زرق و برق دنیا نلغزند و در دام آلودگی ها گرفتار نشوند. بی شک، تنها قدرتی که چنین نیروی بازدارنده ای را ایجاد می کند، تقواست. به سبب اهمیت بسیار تقوا در اسلام، پیشوایان معصوم علیهم السلام آن را عامل مهمی در گزینش کارمندان دانسته و همواره به این صفت اخلاقی پسندیده سفارش کرده اند. از جمله وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله معاذ بن جبل را به یمن می فرستاد، به او فرمود: وَ اوُصیکَ بِتَقوَی اللّه؛ تو را به پرهیزکاری سفارش می کنم.

 

خیرخواهی درباره مردم

امام علی علیه السلام در نامه ای به مردم مصر، یکی از دلایل انتخاب مالک اشتر را به زمام داری آن دیار، خیرخواهی او می داند و می فرماید:مردم مصر! من شما را بر خود برگزیدم و او را برای شما فرستادم؛ زیرا او را خیرخواه شما دیدم. اهمیت خیرخواهی از آن روست که کارمند خیرخواه، همواره در پی صلاح و عزت افراد جامعه است و ذلت و حقارت آنها را تحمیل نمی کند؛ زیرا نگاه او به هم نوع، به گونه ای است که از سربلندی شان، خرسند و از خواری آنها اندوهگین می شود. به همین سبب، از سر خیرخواهی، از هر نوع فداکاری برای تأمین رفاه و سعادت جامعه دریغ نمی ورزد.

 

مسئولیت پذیری

در نظام توحیدی اسلام، مسئولیت پذیری، اصلی است که در زمینه اخلاق اداری به فرد کارمند و فعالیت هایش سمت و سو می دهد و او را از فرو غلتیدن در مسیر کژی ها و نادرستی ها باز می دارد. در واقع، کمال آدمی در مسئولیت پذیری اوست. بی شک، هر اندازه در این زمینه سستی ورزد، تباهی در کارش بیشتر خواهد بود و هر اندازه مسئولیت پذیری بهتری داشته باشد، به کمال بیشتری خواهد رسید. ازاین رو، بهتر است در گزینش کارمندان، به افرادی مسئولیت داده شود که از هر نظر آماده پاسخ گویی به تصمیم ها و عملکردهای خود هستند و در پی توجیه و فرافکنی تصمیم ها و عملکردهای نادرست خود نیستند یا مسئولیت خود را به دیگران نمی سپارند.

 

 

راه کارهای اصلاحی

 

 

آزمون پیش از گزینش

در هر مسئله، علاج واقعه را پیش از وقوع باید کرد. بی شک، اگر پیش از به کارگیری کارمندان، بکوشیم آنها را با معیارهایی اسلامی انتخاب کنیم، مشکلات اخلاقی یا تخلفات اداری کمتر پدید می آید. یکی از این معیارها، آزمون پیش از انتخاب است که امام علی علیه السلام آن را به مالک اشتر چنین یادآور می شود: در امور کارمندانت بیندیش و پس از آزمایش، به کارشان بگمار و با میل شخصی و بدون مشورت با دیگران، آنان را به کارهای مختلف وادار مکن؛ زیرا نوعی ستمگری و خیانت است.

 

تأمین نیازهای اساسی کارمندان

در اسلام، برآورده کردن نیازهای اساسی کارمندان، به ویژه نیازهای مالی و اقتصادی، از وظایف اصلی حکومت است، چنان که امیرمؤمنان علی علیه السلام این وظیفه را پس از ویژگی هایی که برای انتخاب کارمند برمی شمرد، از وظایف حکومت می داند و می فرماید: روزی فراوان بر آنان ارزانی دار که با گرفتن حقوق کافی در اصلاح خود بیشتر می کوشند و با بی نیازی، به اموال بیت المال دست نمی زنند و اتمام حجتی است بر آنان اگر فرمانت را نپذیرفتند یا در امانت خیانت کنند. احساس رضایت در کارمند زمانی به وجود خواهد آمد که افزون بر نیازهای اقتصادی، به نیازهای روحی و روانی او توجه شود. این دسته از نیازها می تواند شامل نیاز به قدردانی، برخورد عادلانه، امنیت شغلی، دست مزد خوب، امکان ترفیع، وفاداری از طرف سرپرست و مانند آن باشد. تا زمانی که نیازهای روحی ـ روانی کارمندان برآورده نشود، هرگز به طور کامل درباره سازمان مربوط، احساس تعهد نخواهند کرد و شور و شوق لازم را برای این فعالیت نخواهند داشت.

 

نظارت

نظارت در اسلام، یکی از روش هایی است که برای تربیت کارمندان و کارگزاران به کار گرفته می شود؛ زیرا قدرت، همواره میل به اقتدارطلبی و تمامیت خواهی را تقویت می کند و هر انسانی جز معصوم، همواره در معرض وسوسه های قدرت قرار می گیرد. از سوی دیگر، در تربیت، همیشه نمی توان به پند و اندرز بسنده کرد. ازاین رو، برای تربیت از شیوه نظارت با انواع گوناگون آن می توان بهره گرفت. امام علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر، لزوم نظارت بر امور کارمندان را چنین یادآور می شود: رفتار کارمندانت را بررسی کن. ناظرانی راست گو و وفاپیشه بر آنان بگمار که مراقبت و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب امانت داری و مهربانی آنها با رعیت خواهد بود.

 

 

منشور اخلاقی امام علی علیه السلام برای کارمندان و کارگزاران

 

1. نگهبان نفس خویش باش؛

2. از سلام و تعارف و مهربانی به مردم کوتاهی مکن؛

3. پر و بالت را برای مردم بگستران و با مردم گشاده روی و مهربان باش؛

4. کاری که بر دوش توست طعمه نیست، امانتی است که بر دوشت نهاده اند؛

5. بالاتر از خود را فرمان ببر، تا پایین تر از تو فرمانبردارت باشد؛

6. کار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زیرا هر روز، کاری مخصوص به خود دارد؛

7. بکوش تا هر کاری را در جای خود و زمان مخصوص به خود انجام دهی؛

8. با خدا، مردم و خویشاوندان انصاف را رعایت کن؛

9. هرگز به خدمت هایی که انجام دادی، بر مردم منت مگذار؛

10. در وعده ای که به مردم دادی، خلف وعده مکن؛

11. هرگز نیکوکار و بدکار را در نظرت یکسان قرار مده؛

12. از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن؛

13. از حوادث گذشته تاریخ، برای آینده عبرت بگیر.

 

 

کارمند از دیدگاه امام خمینی رحمه الله

 

کارمندان و کسانی که در کارخانه ها زحمت می کشند، مایه افتخار و پیروزی یک ملتند.

 

دولت باید فکر کارمندان باشد. باید برای آنها مسکن بسازد، برای آنها زندگی صحیح بسازد.

 

من از مشکلات دولت، از مشکلات کارمندان دولت، مشکلات همه قشرهایی که در بین دولت کار می کنند، آگاهم. در عین حالی که از محروم ترین قشرها هستند، بااخلاص ترین قشرها هستند و در عین حال که با یک زندگی درویشانه می گذرانند، بحمدالله قدرت معنوی دارند.

 

آن کارمند جزئی که یک کار جزئی انجام می دهد، آن کار جزئی، آزمایش اوست.

 

پدیدآورنده: فائزه سادات طاهر

 

 

مديريت    
علوی     

 

 

ويژگی های مديريت علوی در مقايسه با نظريه‌های مديريتی عصر حاضر

 

سيدنورالله موسوی ‌نيا

 

يكي ديگر از نظريه های مديريتي موفق كه مربوط به عصر حاضر مي باشد و تحولات شگرفي را در مديريت ايجاد نموده است نظريه مديريت ژاپني است. آمار رسمي نشان مي دهد كه رشد بهره وري صنايع ژاپن از سال 1960 تا سال 1978 بر مبناي مديريت ژاپني چهاربرابر شده است در حاليكه در همين مدت، آمريكا، انگليس و آلمان كمتر از نصف اين مقدار رشد بهره وري داشته اند و اين نشان دهنده تفوق و برتري مديريت ژاپني بر مديريت غربي بوده است. (1)

در بررسي اصول و مباني مديريت ژاپني به چهار ويژگي و خصوصيات ممتاز در اين مديريت برمي خوريم كه عيناً اين چهار ويژگي در مديريت علوي نيز وجود دارند. آن ويژگيها عبارتند از:

الف- اعطاي امنيت شغلي به كاركنان با استخدام مادام العمر و قدرداني از تلاشهاي آنان.

ب- وجود نظام ارشديت كه بر مبناي آن ملاك ارتقاء كاركنان تجربه و ابتكار افراد است.

ج- مديريت از پايين به بالا، درمقابل مديريت از بالا به پايين.

د- وجود كارگروهها و شوراهاي كاري و اخذ تصميمات سازماني در اين شوراها (2)

بطور كلي مي توان محورهاي اصلي موسسات و سازمانهاي ژاپني را بدين صورت بيان كردازكاركنان بوسيله كاركنان و براي كاركنان.

در مديريت علوي، در انتخاب افراد براي پذيرش مسئوليت نهايت دقت و حسياست صورت مي گيرد و پس از انتخاب فرد از امنيت شغلي برخوردار است اما بيان امنيت شغلي تا زماني است كه فرد در حيطه مسئوليت خويش خطا نكند و از آن چه خدا و فرستگانش فرموده اند تخطي ننمايند كه در اين صورت از مسئوليت ساقط مي شود اما اگر در راستاي فرمان الهي حركت كند نه تنها از امنيت شغلي برخوردار است بلكه از بهترين تشويقها و پاداشها نيز بهره مند است.

چنانچه امام علي عليه‌السلام وقتي كه توصيه هاي لازم را در انتخاب قاضي به مالك اشتر مي نمايد، مي فرمايد: پس از انتخاب قاضي هرچه بيشتر در قضاوتهاي او بينديش و آن قدر به او ببخش كه نيازهايش برطرف گردد و به مردم نيازمند نباشد و از نظر مقام و منزلت، آن قدر او را گرامي دارد كه نزديكان تو، به نفوذ در او طمع نكنند. (3)

چنان چه ملاحظه مي گردد امام علاوه بر تشويق و پاداش مالي به پاداشهاي روحي و معنوي نيز توجه دارد. امام همچنين در انتخاب افراد براي پستهاي بالاتر نظام ارشديت عامل تجربه و سابقه را بسيار مهم مي داند تا انجا كه مي فرمايد: تجربه پيران از آمادگي رزمي جوانان بدتر است.

در جاي ديگر فرموده اند: حفظ و به كارگيري تجربه، رمز پيروزی است. (5)

و در جاهاي ديگر زيان استفاده نكردن از تجربيات ديگران را چنين بيان مي كنند: آن كس كه از آزمايشها و تجربيات ديگران سودي نبرد، از هيچ پند و اندرزي سود نخواهد برد و كوته فكري دامنگير او خواهد شد تا آنجا كه بد را خوب و خوب را بد مي نگرد. (6)

لذا در مديريت علوي نيز عامل تجربه نقش كليدي در گزينش و انتصاب افراد (نظام ارشديت) دارد. ويژگي ديگري كه در مديريت علوي وجود داشته و امروزه به عنوان يكي از رموز موفقيت مديريت ژاپني نيز محسوب مي شود، مديريت از پايين به بالا مي باشد.

در مديريت علوي مردم نسبت به حاكم بي تفاوت نيستند و حاكم، مستبد و خودراي نيست لذا حضرت علي عليه‌السلام به مالك توصيه مي نمايد: نبايد بگويي من مامورم و معذور، دستور مي دهم پس بايد اطاعت كنيد، اين شيوه مغرورانه دل را فاسد، دين را بي حرمت و نعمت را زايل مي سازد. (7)

از سوي ديگر حاكم (مدير) وظيفه دارد كه در كليه امور با اهل خرد و مردم دانا به گفتگو و مشورت بنشيند و بهترين راي و نظر رابرگزيند امام در سخن زيبايي مي فرمايد: هيچ پشتيباني همچون مشورت نيست (8)

و در جای ديگر فرموده اند: هركس خودراي شد به هلاكت رسيد و هركس با ديگران مشورت كرد، در عقلهای آنان شريك شد. (9)

لذا عاليترين شكل مديريت مشاركتي را مي توان در مديريت علوي يافت و شوراهاي كاري و كميته هاي كاري در مديريت ژاپني، امروزه با بهر گيري از اين اصل به توفيقات شگرفي نايل آمده اند.

از مقايسه تطبيقي نظريه هاي مذكور با مديريت علوی به خوبي استنباط مي شود آن چه پايه و مايه موفقيت و كاميابي مديريت امروز محسوب مي شود، به كاملترين شكل در سيزده قرن پيش در مديريت اسلامي و علوي آمده است و حال اينكه چرا با وجود داشتن چنين گوهرهاي گرانبهايي جامعه اسلامي ما از رشد و پيشرفت و ترقي آن چنان كه شايسته آن است، محروم مانده سوالي است كه بايد پاسخ آن را در وجود خود بيابيم، چرا كه؛

 

اسلام به ذات خود ندارد عيبی              هر عيب كه هست از مسلمانی ماست

 

پي نوشت:

1- مديريت ژاپني ، نوشته درداري، تهران

2- مديريت ژاپني ، نوشته درداري، تهران

3- نهج البلاغه، نامه 53

4- نهج البلاغه، حكمت 86

5- نهج البلاغه،حكمت 211

6- نهج البلاغه، خطبه 176

7- نهج البلاغه، نامه 53

8- نهج البلاغه، حكمت 54

 

منبع : www.ido.ir

 

جمله      
 مديريتی
    

 

درس شكست

 

 

پيروزی از آن كسانی است كه از شكست های خود درس می گيرند.


كتاب 365 جمله الهام بخش
 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

لزوم پاسخگويی و ارتباط مستقيم با مافوق و

 حضور مستمردر موقعيت هايی که برآوردن نيازهای کارکنان در آن ميسر است

 

 

ثم امور من امورک لابد لک من مباشرتها منها اجابه عمالک بما يعيا عنه کتابک و منها اصدار حاجات الناس يوم ورودها عليک بما تحرج به صدور اعوانک

بدان قسمتی از کارهاست که بايد شخصا آنها را انجام دهی، ازجمله، پاسخ دادن به کارگزاران دولت می باشد.

  در آن جا که منشيان و دفتر داران از پاسخ عاجزند و ديگری برآوردن نيازهای مردم است.

 درهمان روز که احتياجات گزارش می شود و پاسخ آن ها برای همکارانت مشکل و دردسر آفرينند.

 

 (نهج البلاغه/نامه 53)

 

طنز       
مديريتی    

 

چند توصیه مهم برای سفر با هواپیما !
 

 

اگر قصد دارید هواپیما  را به عنوان وسیله نقلیه خود جهت رسیدن به مقصد انتخاب کنید ، باید به نام شركت سازنده هواپیما دقت كرده و در صورتی كه قسمت پایانی عنوان آن با چیزهایی مانند... اوف، ...اوفسكی یا...  ویچ تمام شود، حتما موارد زیر را رعایت كنید:
در اولین اقدام، نام شركت هواپیمایی و شماره پرواز خود را با استفاده از تماس تلفنی یا  پیامک، به اطلاع دوستان و آشنایان و سایر وابستگان برسانید.
سعی كنید در آخرین دیدارهای قبل از پرواز  در برخورد با آشنایانتان از مهربانی وعطوفت بیشتری استفاده نمایید و دیدن چند فیلم دراماتیک یا حتی تراژیک را نیز مد نظر قرار دهید.
تا می‌توانید عكس‌های دسته جمعی بگیرید که برای بازماندگان تسلی خواهد بود  .
اگر انسان عاقبت‌اندیشی بوده‌اید و در اماكنی همچون بهشت زهرا املاكی را خریداری نموده‌اید، فروش آن را در دستور كار قرار دهید. چون معمولا در موارد مشابه نیازی به آن املاك نبوده است.
نذورات گذشته را ادا كرده و از نذر دوباره نیز غافل نباشید.
همراه داشتن كتب ادعیه در طول پرواز توصیه می‌شود.
 
روی دست و پایتان، موارد زیر را بنویسید:
 
نام، نام خانوادگی، شماره شناسنامه، نام پدر و در صورت امكان تلفن تماس آشنایان نزدیك.  
اگر با دیدن پرنده آهنی متوجه شدید كه با یك هواپیمای تُپُل مُپُلو روبه ‌رو هستید، آب دهان خویش را به شدت قورت دهید.  
سعی كنید قبل از بالا رفتن از پله‌های هواپیما، همچون قهرمانان سرافراز ورزشی بوسه ای بر زمین زده و سپس سوار شوید.
مدت کوتاهی پس از پرواز اگر احساس کردید که  با سرعت به یك ساختمان بلند نزدیك می‌شوید، به جای دلهره و نگرانی بهتر است از پنجره بیرون را نگاه كرده و برای دوربین‌های تلویزیونی دست تكان دهید.

 

 

حکايت     
مديريتی    

 

شيفته خدمتگزاری

 


 

آيا وقتي که بحث خدمتگزاری به ميان مي آيد، تصور مي کنيد کار آدم های دون پايه است؟

اگر اينطور باشد، تصورتان غلط است .خدمتگزاری ربطي به مقام يا مهارت انساني ندارد، بلکه از طرز فکر و نگرش انسان برمي آيد.
 
مرحوم باغچه بان ، دريکي از کتاب هايش نوشته است :

حضرت عيسي (ع) ، در پاسخ به سوال یکی از يارانش که پرسيد :

" کدام يک از ما 12 تن ، پس از شما رهبری را در دست گيرد؟ "  فرمودند :
" من نمي توانم برای شما رهبر و رئيس تعيين کنم؛ اما بعد از من هر کس که خدمتگزار 11 نفر ديگر باشد، او رئيس است ".
اگر خدمتگزاری بزرگ ترين هدفي است که شما برای خود انتخاب کرده ايد، بايد بدانيد که نخستين نشانه  خدمتگزاری، فکر کردن به عافيت ديگران و راههای تحقق آن است.
به راستي شما چه اندازه به کارکنان تان در رسيدن به اهداف شان خدمت گزارانه ياری مي رسانيد؟

اگر پاسخ شما در حد رضايت بخش است نبايد دشواری های پيمودن راه، برایتان سنگين باشد، زيرا واقف ايد در پس اين سختي، و در دل آن ، آسايشي نهفته است، (فان مع العسر يسرا) .

 

منبع : پیک مدیران

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

مدیریت حوزه مدیریت

 

 

نقش دفاتر مدیران به مثابه یکی از حساسترین حوزه‌های ارتباطی موثر در یک سازمان، نقشی انکار ناشدنی است به طوریکه در پاره‌ای از اوقات تاثیر گذاری این بخش تا جایی است که بعنوان یک اهرم در تعیین استراتژی مجموعه عمل می‌کند.
کتب و مقالات بسیاری در این خصوص تألیف و نگاشته شده است اما اینکه این کمیت تا چه اندازه توانسته است کاربری لازم را برای مخاطب علاقمند به امور دفتری فراهم آورد، جای تامل دارد. نویسنده این سطور قصد دارد تا با نگاهی تازه و از منظر یک مسئول دفتر، به طور تجربی مقوله مدیریت دفتر یک مدیر را به چالش علمی کشانده و تصویری تازه ازجزئیات پنهان و پیدای آن ارائه کند.
به طور کلی گام نخست ورود به هر صنف، مسلک ،گروه و رسته اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ...، انگیزه و علاقمندی فرد و به بیان شیواتر عشق‌ورزی نسبت به کار است. یک مسئول دفتر نیز از این قاعده مستثنی نیست و در گام نخست می‌بایست با علاقمندی پای در این حوزه بگذارد.
گام بعدی پذیرش مسئولیت مزبور با در نظر گرفتن همه جوانب است، منتهی قبل از آن نیاز به توجیه شرح وظایف حوزه می‌باشد که سازمان متبوع می‌بایست مسئول دفتر را نسبت به آنها مجاب و راهنمایی کند.
مسئول دفتر همانگونه که از نام آن پیدا است، پاسخگوی سئوالات مراجعین، مدیر ارشد، سازمان خود و در نهایت جامعه است. همین نکته کافی است تا شرحی از وظایف را برای این واحد در نظر بگیریم. پاسخگویی به سئوالات یعنی حضور دائم مسئول دفتر و همیشه در دسترس بودن وی چه برای سازمان متبوع خود و چه برای دیگر سازمانها و شرکتها، چرا که نقطه ارتباط با مدیریت، شخص مسئول دفتر است. تنها شخص مسئول دفتر می‌بایست پاسخگوی تلفن باشد چرا که او فرد شناخته شدۀ دفتر مدیریت است. حتی در نبود وی استفاده و داشتن تلفن همراه برای مسئول دفتر الزامی است. البته نوع این پاسخگویی بستگی به سیاست مدیر و حدود کاری دفتر دارد. اما به طور کلی حضور دائم مسئول دفتر، جزئی لاینفک از وظایف او محسوب می‌شود.
شناخت مسئول دفترنسبت به مدیر ارشد خود طی‌کردن نیمی از راه موفقیت است. شناخت حرکات، رفتار، روحیات، خلقیات و سلایق و به طور کلی جزئیات شخصیتی فرد مدیر، مسئول دفتر را در تعیین استراتژی خود برای مدیریت دفتر کمک می‌کند. تشکیل جلسات مشترک، بین مسئول دفتر و مدیر ارشد در تحقق بخش عمده‌ای از این مهم راهگشا‌ست. شناخت اولویتهای سازمان و شرکتهای طرف ارتباط نیز از اهمیت شایانی برخوردار است.
نوع مدیریت دفتر بستگی بسیاری به دیدگاه مدیریت ارشد دارد، چرا که در حقیقت او سیاست مناسبات دفتر خود را تعریف و تعیین می‌کند. البته بحث کارآفرینی و نوآوری نیز در پی این خط مشی‌ها نمایان می‌شود.
این نکته که دفتر آئینه تقریباً تمام‌نمای مدیر ارشد وحتی به نوعی جلوه‌ای از سازمان متبوع خود است نه تنها گزاف نیست بلکه حقیقتی عینی است. به عبارت دیگر، نظم و انظباط، وقت‌شناسی، برخورد مناسب در روابط تلفنی و یا حضوری، و به طور کل رفتارهای سازمانی یک مسئول دفتر، همگی نشان‌دهندۀ شخصیت مدیر است. به اعتقاد من با وجود اینکه همیشه واحد روابط عمومی بعنوان ویترین هر سازمان تلقی می‌گردد، اما این دفاتر مدیران ارشد هستند که هم در نقش ویترین سازمان و هم در واقع در نقش روابط عمومی حقیقی ظاهر می‌شوند. فرض كنید مدیری بسیار کارآمد و پی‌گیر است ولی بر عکس مسئول دفــتر این مدیر بـسیار بی‌مبالات و بی‌قید؛ در چنین شرایطی تصویر مدیر دچار خدشه می‌شود و در صورتیکه سریعا اقدام نشود ضعف و اضمحلال در روابط مدیر با مخاطبان درونی و برونی پدیدار خواهد شد.
اولویت‌‌بندی کلیه امور دفتر تأثیر به‌سزایی در حرکت کلی شرکت و سازمان دارد. به‌عنوان مثال توجه به اولویت برقراری ارتباطات تلفنی یا حضوری، موارد امضاء، رسیدگی به معضلات لاینحل مدیران میانی و ... به حرکت سازمان کمک می‌کند.
توجه به زمان‌بندی و انتظام در نحوه رسیدگی به امور جاری نیز در بالا بردن سرعت، دقت و رضایت مراجعین بسیار مهم و اساسی است.
هوشمندی و درایت در امر هدایت دفتر و ارتقاء راندمان كاری به طرز محسوسی به حركت اقتدارآمیز مجموعه كمك می‌كند. یك مسئول دفتر بایستی با هوشمندی به امور دفتر بپردازد، به گونه‌ای كه هیچ خدشه‌ای به نظام دفتر و مدیریت آن وارد نشود. هیچ نكته و حركتی نبایستی ازدید تیزبین مسئول دفتر پنهان بماند. آگاهی مسئول دفتر از اوضاع حوزه‌های كاری مختلف یك سازمان، یعنی آگاهی مدیر ارشد كه در صورت وجود نقصان احتمالی، ترمیم و اصلاح آنرا در پی خواهد داشت.
توجه و دقت نظر نسبت به امكانات دفتر و پیشنهادات نو با هدف تسهیل اموری كه مدیر را در طراحی، مدیریت، تصمیم‌گیری و ... یاری كند، از جمله مسئولیتهای این حوزه می‌باشد. درایت در به‌كارگیری نیروها و امكانات موجود در دفتر، ارائه مدیریت منسجم و هماهنگ در تقسیم كار و توزیع عادلانه مسئولیتها از شاخصه‌های مدیریت دفتری است.
برقراری ارتباطات، تنظیم قرار ملاقاتها و نشستها بر طبق سیاست كلی دفتر و مدیریت، تعـیین و تـنظیم می‌شوند. برخی از مدیران مایلند پذیرای مدیران ارشد سازمانها و شركتهای دیگر باشند و برخی دیگر معمولاً سعی می‌كنند تا خود برای مذاكرات مختلف، به دیدار افراد بروند. دسته دیگری نیز هستند كه چندان اعتقادی به دیدارها و نشستهای حضوری نداشته و اكثر مذاكرات را از طریق مكالمات تلفنی انجام می‌دهند. نظر مدیر ارشد هر كدام از این موارد باشد، مسئول دفتر موظف است در اجرای شایسته هر كدام اقدام نماید. همانطور كه پیشتر نیز گفته شد، اولویت‌بندی در اثر بخشی به موقع، كارآمدترین روش در تحقق این امر است.
هر دفتری بنابر جایگاه مدیر ارشد خود چه در سازمان وچه در فضای بیرونی، هر روز مراجعات مختلفی اعم از تلفنی، مكاتبه‌ای و یا حضوری دارد. به اعتقاد نویسنده، اصلی‌ترین و مهم‌ترین بخش مسئولیت یك مسئول دفتر، انجام دادن دقیق این بخش است.
هر كدام از این مراجعات خود به چندین دسته تقسیم می‌شوند:

● مراجعات تلفنی
۱. عرایض مستقیم با مدیر ارشد ۲.پیغام‌های تلفنی برای مدیر ارشد ۳. درخواستهای تلفنی درون سازمانی ۴. درخواستهای تلفنی برون سازمانی ۵. درخواست‌های تلفنی از مسئول دفتر

● مراجعات مكاتبه‌ای
۱. مكاتبات محرمانه با مدیر ارشد ۲. مكاتبات اداری درون سازمانی ۳. مكاتبات اداری برون سازمانی ۴. درخواستهای درون سازمانی كاركنان ۵. درخواستهای برون سازمانی ۶. موارد امضاء

● مراجعات حضوری
۱. درخواست برای ملاقات حضوری با مدیر ارشد ۲. رساندن پیام‌های حضوری به مسئول دفتر ۳. عرایض شخصی
نوع مدیریت و سازماندهی آنچه كه در بالا آمده است، بستگی به توانایی مسئول دفتر در نظام بخشی آنها دارد. به گونه‌ای كه ضمن انجام دادن و پاسخگویی به كل ورودی‌های فوق، در عین حال از حجم كار مدیر ارشد كاسته شود و افزایش توان حوزه را به همراه آورد.
حتماً سابقه ارسال نامه به سازمان یا شركتی را داشته‌اید كه یا بی‌جواب مانده و یا متصدی مربوطه از ورود نامه شما به مجموعه‌‌اش ابراز بی‌اطلاعی كرده و یا بدتر اینكه، خبر مفقود شدن نامه را به شما می‌دهد. این نوع از نحوه پاسخگویی یك مسئول دفتر، عدم علاقمندی وی به شغل خود، بی مسئولیتی و لاقیدی نسبت به امور محوله و نیز عدم توانایی فرد در اداره حوزه تحت اختیارش را نشان می‌دهد.
هیچ مراجعه تلفنی نمی‌بایست بدون پاسخ باقی بماند حتی اگر پاسخ، منفی، یا دلخواه مراجعه كننده نباشد. بلاتكلیف گذاردن فرد و ندادن پاسخ از ضعفهای مدیریت دفتری است. پی‌گیری مسئول دفتر در مقابل مراجعات یاد شده، اطمینان قلبی را برای مراجعه‌كننده و طراوت را برای حوزه تحت اختیار و در نهایت برای كل مجموعه به ارمغان می‌آورد.
یكی دیگر از خصوصیتهای مورد نیاز برای احراز مسئولیت دفتر یك مدیر ارشد، داشتن ظرفیت بالا در مواجهه با افراد، شخصیتها، رفتارهای مختلف، معضلات، كمبودها، نقایص احتمالی و... است، در قالب سعه صدر علوی. در اوج خستگی و حجم تراكم كارهای مختلف، مسئول دفتر بایستی با رویی گشاده و پرتوان در برخوردهای خود ظاهر شود. ممكن است مراجعه‌كننده‌ای به هر دلیل با پرخاشگری با مسئول دفتر برخورد كند در چنین شرایطی مسئول مربوطه بایستی با آرامش كامل فرد را با مدیریت كلامی و حسی به آرامش دعوت كرده و از ایجاد تشنج و تشویش جلوگیری كند.
شناخت و كسب اطلاعات در مورد سازمانها، وزارتخانه‌ها، شركتها، بنگاههای مختلف اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ... بنابر جایگاه مدیر ارشد و نوع ارتباطات وی از جمله موارد ضروری است كه مسئول دفتر برای انجام دادن آن، موظف به تهیه یك بانك اطلاعاتی در این خصوص است.

 

 

نکات       
مديريتی    

 

ده ویژگی برتر مدیران موفق IT

 سهیلا سلطانی

 

 

هر مدیر موفق IT که می خواهد مدیریت موفقی داشته باشد، بایستی دارای یک سری ویژگی هایی باشد.بهترین مدیران و آنانی که حرفه های موفقی دارند این مهارت ها را دارا هستند و با استفاده از قابلیت هایشان می توانند تشکیلات تخصصی و شرکت هایی را که برای آنها کار می کنند را بالا ببرند.  گر چه بر سر تعداد و ماهیت این ویژگی ها اختلاف نظرهایی وجود دارد اما تعدادی از آنها بسیار مهم بوده و یکی از ضروریات مدیران IT هستند.

 

1- توانایی ارزیابی نیازها:  همه مدیران IT نیازمندند بدانند که چطور نیازهای شرکتشان را که به وظایف تکنولوژی آنها مربوط می شود ، ارزیابی کنند. این مهم نیست که در چه سطحی از مدیریت می باشند بلکه بایستی بدانند که نیازهای واقعی و اعمال صورت گرفته چیست تا بتوانند بر روی فعالیت های صحیح کار کنند. بسیاری از مدیران تنها در صدد ایجاد  و توسعه برنامه های IT هستند و برای رسیدن به اهداف و  کشف موضوعات و اعمال ملموس شرکت هیچ تلاشی نمی کنند. پروش توانایی ارزیابی سریع تکنولوژی مورد نیاز حیطه تخصصی یک مدیر IT توانایی او در پاسخگویی و مسئولیت پذیری بیشتر را افزایش می دهد. ارزیابی تکنولوژی مورد نیاز در کمک به مدیران IT در جهت توسعه حرفه آنان نقش بسیار مهمی را بازی می کند.

 

2- توانایی خلق یک دیدگاه: یک مدیر موفق IT  برای اینکه رهبری مطلوبی داشته باشد بایستی هدف های سازمان را بشناسد و دیدگاهی را برای کارکنان خود خلق کند که نشانده این باشند که می خواهد سازمان و کارکنان در کجا قرار گیرند . این مدیران بایستی مسئولیت پذیر بوده و تیم خود را به مقصد مطلوب هدایت کنند. مدیرانی که توانایی خلق یک دیدگاه و توضیح و تفصیل ماهرانه آن به کارکنان خود را دارا هستند می توانند کارهای بسیار خوبی را به انجام رسانند چرا که کارکنانشان ار آنان پیروی می کنند. انتقال این دیدگاه نشان دهنده وجود کانونی است که کارکنان را متعهد به رساندن سازمان به مقصد مشخص شده می کند.

 

3- توانایی ایجاد یک برنامه:زمانی که کارکنان دانستند که کجا می خواهند باشند، مدیران موفق می دانند که چگونه با ایجاد یک برنامه آنان را به آنجا برسانند و این به معنی انتخاب اولویت های صحیح برای موقعیتی که در آن قرار دارند و سپس ایجاد برنامه ای پر تکاپو اما دست یافتنی است. برنامه ریزی یک عنصر ضروری برای مدیرانی است که می خواهند به اهداف عالی برسند، اما بسیاری از مدیران در برنامه ریزی شکست می خورند. در عوض آنان سعی می کنند بیشتر کار انجام دهند بدون اینکه ببینند سازمانشان قادر به انجام چه کارهایی است. داشتن توانایی ایجاد برنامه ای که سازمان را به اهدافش می رساند، مدیران را در موقعیت بهتری از پاسخگویی و مسئولیت پذیری قرار می دهد.

 

4- توانایی ساختن یک تیم: مدیران موفق اهمیت ساختن تیمی را که به خوبی مهارت در زمینه های مهم و حیاتی را دارد ، به خوبی می دانند. یک مدیر موفق بایستی بداند که تیمی را که در حال حاضر وجود دارد، چگونه اصلاح کرده و بهبود بخشد و البته این کار را بایستی به خوبی ایجاد یک تیم جدید انجام دهد. هر مدیر خوبی توانایی ایجاد تیمی صحیح برای انجام اموری که در حال حاضر وجود دارد و پیش بینی نیازهای آینده را دارد ، بنابراین یک چنین تیمی آماده برای تلاشها و مبارزات جدید است. مدیران قوی حرفه ای سازندگان موثر افراد حرفه ای هستند. آنها اهمیت مشاغل و سازمان های حرفه ای به عنوان ابزاری برای ایجاد تیمی قوی با توانایی اداره کردن مستقلانه را  به خوبی فهمیده اند.

 

5- توانایی تمرکز بر منابع:متمرکز کردن کارکنان IT ، پول و منابع تکنولوژی بر اولویت های کلیدی شرکت برای دستیابی به موفقیت ضروری است. منابع تکنولوژی بایستی بر ابتکاراتی متمرکز باشد که همگام با نیازها و اهداف شرکت است و بایستی در یک راه پربار و هزینه های قابل اجرا به کار روند. انسان های حرفه ای متفکر در هر سطحی نیازهای تمرکز قوی را تشخیص می دهند.

 

6- توانایی مدیریت پروژه ها:اساس شغل یک مدیر IT این است که سازمان می تواند اولویت های پروژه را با یک شیوه قابل پیش بینی انجام دهد. هماهنگی مدیریت پروژه های قابل اجرا بایستی بخش کلیدی هر مدیری باشد که انتظار موفقیت را دارد. صرفنظر از مسیر حرفه ای یک مدیر، مهارتهای مدیریتی پروژه های قوی فرصت ها و شانس های مدیر را بالا می برد.

 

7- توانایی اجرای فرایند مدیریت تغییر:تکنولوژی به دلیل طبیعتی که دارد ، نیازمند تغییرات سریع است. هر مدیر IT لازم است که بتواند چگونگی اجرای موثر تغییرات را درک کند، چه این تغییر تعویض یک کامپیوتر شخصی یا بهبود یک شبکه یکپارچه و یا ایجاد و نصب یک نرم افزار جدید باشد. شکست در مدیریت موثر تغییرات هر مدیری را فلج خواهد کرد.

 

8- توانایی رهبری و ایجاد انگیزه:سازمانهای IT به مقاصد خود دست نمی یابند مگر اینکه در آنان ایجاد انگیزه شود. مدیران IT که می توانند سرعت حرکت قابل توجهی مبتنی بر رهبری قوی و تکنیک های انگیزشی ایجاد کنند ، همیشه موفقیت های بیشتری نسبت به آنانی که نمی توانند این کار را انجام دهند بدست می آورند . انجام کارها توسط دیگران یکی از مهارتهای کلیدی مورد نیاز هر مدیر موفقی است.

 

9- توانایی برقراری ارتباطات موثر:مدیران موفق می توانند در بسیاری از سطوح متفاوت و با همه نوع افراد ارتباط برقرار کنند. موفقیت حرفه ای بستگی بسیار زیادی به مهارت های برقراری ارتباطات موثر دارد. رساندن پیام در میان کارکنان فنی به خوبی مشتریان غیر فنی ، مدیران را قادر به مدیریت انتظارات قابل اجرا می گرداند. آن دسته از مدیران IT  که به موفقیت های حرفه ای بزرگی دست می یابند، کسانی هستند که می توانند با تمامی سطوح افراد مانند کارمندان، همتا ها، مشتریان داخلی و خارجی ، فروشندگان و مدیران ارشد به خوبی ارتباط برقرار کنند.

 

10- توانایی بررسی و سنجش عملکرد:تنظیم و قراردادن اهداف و توانایی سنجش پیشرفت کار برای یک مدیر IT بسیار مهم است. مدیران موفق اندازه گیری های مخصوصی دارند که به آنها و دیگران می گویند که سازمان تا چه اندازه خوب کار می کند و همچنین بازخوردهایی را تهیه می کنند که به مدیران در امر هدایت کارهایی که عملکرد سازمان را بهبود می بخشد، کمک شایانی می کند.

 

منبع : اعتماد ملی

 

مقاله      
مديريتی    

 

تاثير هوش عاطفی بر اثربخشی مدیران

 

 

مقدمه
 هر مدير بايد بتواند از طريق افراد به اهداف سازماني برسد. سالهاست به مديران مي آموزند كه توانايي آنها براي دستيابي به اهداف، رابطه مستقيم با توانايي آنها با برانگيختن افراد اطراف خود دارد. اين امر امروزه اهميت بيشتري يافته است زيرا مسائل انساني، ارتباطات و روابط بين مدير و کارکنان افزايش يافته است. 

به ويژه آنكه کارهای فردی روبه کاهش و اهميت کارهاي تيمي و گروهي روبه افزايش است. اين مهم شکل دهنده رويکرد مديريت جديد است که اهميت آن روز به روز آشکارتر مي شود (ميلر، 1999، ص1).
در رويکرد جديد مديريت فرهنگ سازماني، كارتيمي و نحوه همكاري مدير با ديگران اهميت خاصي دارد. در واقع تمرکز اصلي بر رشد و پرورش افراد است تا از اين رو بهره وري سازمان نيز افزايش يابد (همان منبع، ص1). از اين رو، مديراني مدنظر سازمانها هستند که از توانمنديهاي اجتماعي و مهارتهاي ارتباطات برخوردار باشند، شنونده و سخنگوي خوبي باشند و با درك احساسات خود و ديگران و در بيان و انتقال احساسات به خوبي عمل كنند و در يک جمله آنها بتوانند محيطي با نشاط ايجاد كنند که در آن افراد رشد يابند. رويکرد مديريتي جــديد اين مديران را مديراني اثربخش و موفق مي داند.
پيام اين مقاله آن است که مديران اثربخش و موفق به قابليتهاي عاطفي توجه فراوان دارند و در ارتباطات خود به خوبي مي توانند عواطف و احساسات ديگران را درک کنند و متناسب با آن عکس العمل نشان دهند و در يک کلام از هوش عاطفي بالايي برخوردارند.
در اين مقاله مبــاحث به دو قسمت تقسيم مي شوند. نخست مباحث مربوط به هوش عاطفي و سپس تفاوت آن با هوش عقلي عنوان مي شود و بعداً رابطه اثربخشي و موفقيت مديران باهوش عاطفي بررسي مي شود.

 

بخش اول: هوش عاطفی
صاحب نظران، هوش عاطفي را با توجه به ويژگيها و کارکردهاي آن به صورت زير تعريف کرده اند:
! دانيل گولمن: هوش عاطفي مهارتي است که دارنده آن مي‌تواند از طريق خودآگاهي، روحيات خود را کنترل کند، از طريق خود مديريتي آن را بهبود بخشد، از طريق همدلي، تاثير آنها را درک کند و از طريق مديريت روابط، به شيوه‌اي رفتار کند که روحيه خود و ديگران را بالا ببرد (دوستار ، 1382، ص54).
! جان ماير و پيتر سالوي: هوش عاطفي توانايي ارزيابي، بيان و تنظيم عاطفه خود و ديگران و استفاده کارآمد از آن است (دوستار، 1382، ص54).
! بار- آن : هوش عاطفي تواناييهاي يك شخص در مواجهه با چالشهاي محيطي است و موفقيتهاي فرد را در زندگي پيش بيني مي كند (وثوقي کيا ،1383، ص2).
بنابراين، هوش عاطفي را مي توان به كارگيري قابليتهاي عاطفي خود و ديگران، در رفتار فردي و گروهي براي کسب حداکثر نتايج، تعريف كرد.


تاريخچه:

 مبحث هوش عاطفي به سال 1985 بر مي گردد كه يك دانشجوي مقطع دكتري رشته هنر در يکي از دانشگاههاي آمريکا پايان نامه اي را به اتمام رسانيد که در آن هوش عاطفي ( هوش هيجاني) را مطالعه کرده بود. سپس در سال 1990 دو استاد دانشگاه در آمريكا جان ماير و پيتر سالوي دو مقاله در مورد هوش عاطفي نوشتند و پژوهشهاي خود را در اين رابطه آغاز كردند. اين دو استاد دريافتند كه برخي از افراد در شناخت احساسات خود و ديگران و حل مشكلات احساسي و عاطفي توانمند تر هستند (هين ، 2004، ص2). آنان نقل مي كنند كه نظريه آنها در مورد هوش عاطفي، عامل انگيزه گولمن براي نوشتن كتاب پر فروش خود به نام هوش عاطفي در سال 1995 گرديد (هين، 2004، ص2).
گولمن در كتاب خود به نام كار با هوش عاطفي ( 1998) بر نياز به هوش عاطفي در محيط كار - محيطي كه اغلب به عقل توجه مي شود تا قلب و احساسات- تمركز مي كند. او معتقد است نه تنها مديران و رؤساي شركتها نيازمند هوش عاطفي هستند، بلكه هر كسي كه در سازمان كار مي كند نيازمند هوش عاطفي است(مُرِي، 1998، ص2). اما هر چه در سازمان به سمت سطوح بالاتر مي رويم، اهميت هوش عاطفي در مقايسه با هوش عقلي افزايش مي يابد. به همين علت هوش عاطفي از اهميت زيادي براي يك رهبر برخوردار است (گولمن و همکاران، 2001، ص 47).
ابعاد هوش عاطفي: ماير و سالوي و ديويد كارسو، دانيل گولمن و بار- آن به تحقيق در مورد هوش عاطفي پرداخته اند. اين نظريه پردازان چند طبقه بندي ابعاد هوش عاطفي را معرفي كرده اند:
! ماير و سالوي و همكار جديد آنها ديويد كارسو، هوش عاطفي (هيجاني) را به چهار عامل تقسيم مي كنند.
1- برداشت و اظهار هيجاني: بازشناسي و وارد كردن اطلاعات كلامي و غير كلامي از سيستم هيجاني؛
2- تسهيل تفكر به وسيله هيجان (استفاده از هوش هيجاني): به كار گيري هيجانها به عنوان قسمتي از جريان شناختي مانند خلاقيت و حل مسئله؛
3- فهم يا درك هيجاني: پردازش شناختي هيجان كه شامل بصيرت و معلومات به دست آمده در مورد احساسات خود يا احساسات ديگران است؛
4- مديريت يا تنظيم هيجاني: مديريت هيجانها در خود و افراد ديگر (اکبرزاده، 1383، ص 15).
از نظر آنان مهمترين جزء تشكيل دهنده هوش هيجاني عبارت است از: توانايي ارزيابي و بيان صحيح هيجانها، توانايي تشخيص هيجانها در خود و توانايي اظهار و بيان احساسات خود (همان منبع، ص 108).
! دانيل گولمن هوش عاطفي را در قالب چهار عنصر زير تعريف مي كند:
1- خود آگاهي: آيا مدير مي تواند به طور صحيح احساسات خود را هر زمان که بروز مي کند تشخيص دهد؟ مثل خود آگاهي عاطفي، خود آگاهي صحيح از خود، اعتماد به خود.
2- خود مديريتي: آيا مدير مي تواند احساسات خود را به سمت نتايج مثبت مديريت كرد؟ همانند:خود كنترلي عاطفي، وظيفه شناسي يا وجدان كاري، سازگاري، انگيزه توفيق طلبي، ابتكار عمل.
3- آگاهي اجتماعي: آيا مدير مي تواند به طور صحيح احساسات ديگران را هنگام رودررويي با آنها يا در حين کار با آنها تشخيص دهد؟ عينيت آن به صورت همدلي، خدمت محوري و آگاهي سازماني است.
4- مديريت روابط (مهارتهاي اجتماعي): آيا مدير مي تواند رابطه خود با ديگران را به طور موثر و سازنده اي مديريت كند و به سمت نتايج مثبت هدايت کند؟ همانند: پرورش ديگران، نفوذ، ارتباطات، مديريت تعارض، تصوير سازي، تحليل تغيير، همكاري و كار تيمي (گريوز و بردبري ، 2003 ، ص2). اين ابعاد در شكل شماره يك نشان داده مي شود (شكل 1).
! بار- آن هوش عاطفي را در قالب رفتار هوشمندانه و اجتماعي به پنج مؤلفه زير تقسيم مي كند:
1- خوش بيني: توانايي مثبت ديدن مسائل زندگي و توجه به آنها؛
2- خود دستيابي: توانمندي دستيابي و توفيق به اهداف و استعدادهاي نهفته؛
3- خرسندی: توانايي احساس خرسندي از خود، ديگران و زندگي؛
4- استقلال: توانايي مستقل بودن و عدم وابستگي احساسي به ديگران؛
5- مسئوليت پذيري اجتماعي: توانايي احساس يکي شدن با گروه اجتماعي (کياروچي، فورگاس و ماير، 2001، ص 88 ).
تا كنون بيش از 60 نوع تست هوش عاطفي ارائه شده است، اما 3 پرسشنامه زير مفيدتر هستند که محققان مربوط معرفي كرده اند:

   

1- پرسشنامه سنجش هوش عاطفي (بار- آن)؛
2- تست هوش عاطفي ( ماير، سالوي و كارسو)؛
3- پرسشنامه قابليتهای عاطفي (گولمن).
گولمن و همکاران وی در مؤسسه تحقيقاتي هي گروپ پرسشنامه قابليتهاي عاطفي را به منظور بررسي
هوش عاطفي کارکنان ومخصوصاً مديران در سازمانها تهيه كرده اند. اکنون اين پرسشنامه يکي از سه پرسشنامه برتر سنجش هوش عاطفي در سطح محافل علمي و بين المللي است.

 

هوش عاطفي و هوش عقلی
هوش عاطفي و بهره هوشي ضد يکديگر نيستند، بلکه با هم تفاوت دارند. علي رغم عقيده رايج، افرادي که داراي بهره هوشي بالا و هشياري عاطفي بسيار ضعيف (يا برعکس) باشند، نسبتاً نادرند. جک بلوک، روان شناس دانشگاه کاليفرنيا در دانشگاه برکلي، با استفاده از معياري که کاملاً شبيه بهره هوشي و شامل قابليتهاي اساسي عاطفي و اجتماعي است، به مقايسه افرادي که بهره هوشي بالايي دارند و افرادي که داراي استعدادهاي عاطفي قوي هستند، پرداخته و تفاوتهاي آنان را مورد بررسي قرار داده است ( گولمن، به نقل از دوستار،1382، ص54). فردي که فقط از نظر بهره هوشي (IQ) در سطح بالا، ولي فاقد هشياري عاطفي است، تقريباً کاريکاتوري از يک آدم خردمند است، در قلمرو ذهن چيره دست است، ولي در دنياي شخصي خويش ضعيف. افرادي که از هوش عاطفي قوي برخوردارند، از نظر اجتماعي متعادل، شاد و سر زنده‌اند و هيچ گرايشي به ترس يا نگراني ندارند و احساسات خود را به طور مستقيم بيان کرده و راجع به خود مثبت فکر مي‌کنند. آنان ظرفيت چشمگيري براي تعهد، پذيرش مسئوليت و قبول چارچوب اخلاقي دارند و در رابطه خود با ديگران بسيار دلسوز و با ملاحظه‌اند و از زندگي عاطفي غني، سرشار و مناسبي برخوردارند. آنان همچنين با خود، بسيار راحت برخورد مي‌کنند (دوستار، 1382، ص54).
ثرندايک روان شناسي که به خاطر ترويج مفهوم بهره هوشي در دهه هاي 1920 و 1930 معروف است، معتقد است، هوشياري اجتماعي يا توانايي درک ديگران و رفتار معقولانه در روابط انساني (به عنوان يکي از ابعاد
هوش عاطفي) خود يکي از جنبه‌هاي بهره هوشي افراد محسوب مي‌شود (گولمن، به نقل از دوستار، 1382، ص55).
گولمن در كتاب موفق خود با عنوان
هوش عاطفي (1995) از كشفيات جديدي سخن مي گويد كه هوش عاطفي بسيار موثرتر از هوش عقلي است؛ او در كتابش از تستي سخن مي گويد كه حدود 30 سال پيش انجام شده است. در اين تحقيق كودكان 4 ساله را جداگانه به دانشگاه استانفورد به اتاقي مي آوردند؛ در آنجا فرد مهرباني بود كه به آنها شكلات مي داد و مي گفت كه آنها مي توانند شكلات را همان لحظه بخورند يا اينكه صبر كنند تا او بر گردد و در آن صورت دو برابر شكلات بخورند. در فيلمي كه از كودكان گرفته شد آنها را مدتي كه تنها بودند نشان مي داد. برخي از آنها براي اينكه شكلات خوشمزه را نخورند خود را سرگرم كارهاي ديگر مثل آواز خواندن و بستن چشمهايشان مي كردند. حدود يك سوم بچه ها لحظه اي كه مرد اتاق را ترك مي كند سريع شكلات را مي خورند. دو دهه ديگر دوباره همان كودكان كه حالا ديگر بزرگ شده اند دوباره جمع مي شوند و از آنها مجددا تست گرفته مي شود. تفاوتهاي اجتماعي و احساسي دو گروهي كه سريع شكلات را خوردند و گروهي كه براي دومين شكلات صــبر كردند بسيار تعجب آور بود. گروه دوم قابليت اجتماعي بيشتري نسبت به گروه اول داشتند، آنها بسيار كمتر دچار خشم، ترس و استرس مي شدند و هنگام فشار بر آنها دچار بي نظمي و اغتشاش ذهني نمي شدند. به استقبال چالشها و مشكلات مي رفتند و اعتماد به نفس داشتند، قابل اعتماد بودند، اما آنهايي كه شكلات را سريع خوردند از مشكلات زندگي دوري مي‌كردند، در برابر حوادث به راحتي متاثر و ناراحت مي شدند، خود را كم ارزش مي دانستند. بنا به اعتقاد گولمن تمام اين وقايع به دليل تصميم گيري در بخش احساسي مغز افراد است. در واقع، گولمن از اين تست، قدرت تشخيص را عنوان مي كند.
بنابراين، فردي که قابليتهاي عاطفي بالايي دارد از بخش احساسي مغز خود به خوبي بهــره مي گيرد در مقايسه با فردي که
هوش عقلي در سطح مشابه او دارد اما فاقد هوشياري لازم عاطفي است در زندگي و ارتباطات خود موفق تر عمل مي كند، در مقابل استرس و مشکلات مقاوم است و ذهني پويا در برابر چالشها دارد. اين امر اهميت هوش عاطفي را در مقايسه با هوش عقلي نشان مي دهد.

 

مقايسه هوش عاطفی و عقلی
بهترين حوزه مناسب براي مقايسه
هوش عاطفي و هوش عقلي محيط کار است زيرا فرد در محيط کار خود علاوه بر توانمندي هاي علمي( كه از هوش عقلي نتيجه مي شود) از قابليت هاي عاطفي خود نيز استفاده مي كند. از اين رو، در حوزه توسعه منابع انساني در سازمانها مفهوم هوش عاطفي به كار گرفته شده است تا به مهارتهاي عاطفي، علاوه بر قابليتهاي تخصصي، توجه شود.
بر اساس تحقيقات،
هوش عقلي حداكثر 10 درصد بر عملكرد و موفقيت تأثيردارد (مخصوصاً در حوزه مديريت)؛ البته تحقيقات رابرت امرلينگ و دانيل گولمن (2003) بيان مي كنند كه هوش عقلي نسبت به هوش عاطفي پيشگوي بهتري براي كار و عملكرد علمي فرد است. اما زماني كه اين سوال مطرح مي شود آيا فرد مي تواند در كار خود بهترين باشد و يا مديري لايق باشد؟ در اينجا هوش عاطفي معيار بهتري است، هوش عقلي احتمالاً براي به دست آوردن اين جواب كارايي كمتري دارد. گولمن نيز در كتاب جديد خود به نام (كار با هوش عاطفي ، 1998) بر نياز به هوش عاطفي در محيط كار، يعني محيطي كه اغلب به عقل توجه مي شود تا قلب و احساسات، تمركز مي كند. او معتقد است نه تنها مديران و رؤساي شركتها نيازمند هوش عاطفي هستند، بلكه هر كسي كه در سازمان كار مي كند نيازمند هوش عاطفي است(مْرِي، 1998، ص2).
اما هر چه در سازمان به سمت سطوح بالاتر مي رويم اهميت
هوش عاطفي در مقايسه با هوش عقلي افزايش مي‌يابد. در اين زمينه گولمن و همکاران او معتقدند که هوش عاطفي در تمامي رده هاي سازماني کاربرد زيادي دارد، اما در رده هاي مديريتي اهميتي حياتي مي يابد. آنان مدعي هستند هوش عاطفي تا حدود 58 درصد بهترينها را در موقعيت رهبري ارشد از ضعيف ترين ها جدا مي سازد و مشخص مي كند. زيرا شرايطي كه در رأس سلسله مراتب سازماني به وجود مي آيند، سريعتر گسترش مي يابند، چرا كه هر كسي به مدير و فرد بالا دست خود نگاه مي كند. افراد زير دست رفتارهاي عاطفي خود را از مديران مي آموزند. حتي هنگامي كه مدير را نمي توان زياد رويت كرد (مثل مديري كه در پشت درهاي بسته در طبقات بالاتر كار مي كند) نگرش او بر حالات زير دستانش تاثير مي گذارد. به همين علت است كه هوش عاطفي از اهميت زيادي براي يك رهبر برخوردار است (گولمن و همکاران، 2001، ص 47).
بنابراين، اين مهم بايد مدنظر قرارگيرد که در سازمانها
هوش عقلي تنها ابزار مقايسه افراد نيست، چرا که در محيطهايي که انسانها فعاليت دارند قابليتهاي عاطفي، درک افراد از احساسات خود و ديگران و توانمنديهاي آنان در ارتباطات عوامل مهمي هستند که بايد مدنظر قرار گيرد. دراين بين ارتباطات از اهميت ويژه اي برخورداراست زيرا توانمنديهاي اجتماعي بخش مهم هوش عاطفي و در واقع عينيت بخش هوش عاطفي است.
رابطه
هوش عاطفي و اثربخشي مديران: برخي از مديران به خاطر رابطه ضعيف خود با ديگران قادر نيستند بازخورد دريافت كنند و به بازخوردها پاسخ درست بدهند.
مديران اثربخش و موفق تقريباً در تمام جنبه ها با اين مديران متفاوت هستند. آنان نقش رهبر را ايفا مي كنند، بنا به نظر گولمن رهبر قوي و موثر، كسي است كه الهام بخش است، انگيزه ايجاد مي كند و تعهد به وجود مي‌آورد، قابليتهاي
هوش عاطفي خود را به طور پيوسته تقويت مي كند و با توجه به نياز، سبكهاي رهبري خود را تغيير مي دهد (ديربورن، 2002، ص1). مديران موفق برانگيزاننده هاي خوبي هستند. در يك كلام، مديران موفق تأكيد بر ارتقاي هوش عاطفي و پرورش قابليتهاي عاطفي دارند (ميلر، 1999، ص2).

 

نتيجه گيری
در واقع، تفاوت مدير اثربخش و ناموفق در ارتباطات آنها تجلي مي يابد. مديران اثربخش با
هوش عاطفي بالاي خود در ارتباطات بسيار موفق تر از ديگر مديران عمل مي كنند و اين امر را به خوبي به اثبات مي‌رسانند که مديري که هوش عقلي (IQ) بالايي دارد، نمي تواند تنها با اتکا بر هوش عقلي خوب خود رهبري كند؛ بلکه مديري اثربخش است که شنونده و سخنگوي خوبي باشد، رابطه پايدار و مثبت با ديگران برقرار سازد (گولمن، به نقل از وثوقي کيا ، 1383، ص2). احساسات خود و ديگران را به خوبي درک كند و در ارتباطات خود به درستي عکس العمل نشان دهد.
بنابراين، مي توان اين مهم را اين چنين بيان كرد که مدير اثربخش قابليت عاطفي بالايي دارد و در تصميم‌گيري بر عناصر عاطفي تاكيد مي كند. او به خوبي مي داند زماني رهبري اثربخش است که به کارکنان خود به عنوان يک انسان توجه كند و همواره با برقراري رابطه اثربخش و سازنده، در صدد رشد و پرورش كاركنان خود برآيد

 

منبع : www.mmicinternational.com

 

کلید      
هدایت     

 

مرگ انسان را فرا می گیرد

 

 

 

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ

سوره انبیاء ، 35

هر کسی طعم مرگ را خواهد چشید و شما را با بدی و خوبی ( مرض و صحت و فقر و ثروت ) می آزماییم و به سوی ما بازگردانده می شوید.

 

 

 

قرآن مرگ را مرحله ای از مراحل تدبیر الهی و حرکت انتقالی انسان به سوی کمال و قانونی عمومی و همگانی می داند که هیچ راه گریزی از آن نیست.

ترس از مرگ یا نتیجه کرده های خود انسان است یا به سبب برداشت نادرستی است که از مرگ دارد.

چون مرگ و عوالم بعد از آن جزا و محصول اعمال خود ماست ، پس سزاست به جای ترس از مرگ از خود بترسیم ؛

زیرا به اندازه ذره ای ظلم نمی شود و پاداش یا کیفر دقیقاً منطبق با کرده های ماست و هر کسی در گرو کرده های خویش است.

 

حضرت علی (ع)

و بدانید که هیچ چیزی در این دنیا وجود ندارد مگر اینکه صاحبش از آن سیر می شود. مگر از زندگی ، زیرا شخص زنده راحتی را در مرگ نمی بیند.

 

و جز این نیست که بیم از مرگ به منزله حکمت است که حیات قلب مرده است.

 

مرگ هر یک ای پسر همرنگ اوست         پیش دشمن دشمن و بر دوست دوست

آنک می ترسی ز مـرگ اندر فـــرار          آن ز خود ترسانی ای جـــان هوش دار

روی زشت توست نه رخسار مــرگ          جان تو همچون درخت و مرگ بــرگ

ازتو رسته است ار نگوی است ار بداست    ناخوش و خوش هر ضمیرت از خود است

گر به خاری خسته ایخود کشته ای             ور حریر و قز دری خود رشته ای 

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

رمضان در فرهنگ عامه

 گردآوری : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

 

 

   

تشخیص زمان افطار


برای آگاهی از وقت شرعی غروب و فرا رسیدن افطار مانند سحر از روشهای گوناگونی استفاده می‌شود از جمله بانگ خروس، دیدن" ستاره ناهید" تشخیص ندادن رنگ كاهگل، نواختن نقاره، توپ در كردن، اذان مغرب، ساعت و تقویم و اعلام وقت توسط رادیو، اما علاوه بر موارد فوق در بعضی از شهرها و روستاها از روشهای دیگری هم برای آگاهی از وقت افطار استفاده  می‌كنند از جمله:
در تهران طالقان مردم می‌گویند: غروب آفتاب هنگامی‌كه " چوچك " ها ( گنجشك ها) به پرواز در می‌آیند و از شاخه ای به شاخه دیگر می‌پرند و جیك جیك می‌كنند تقریباً یك ساعت به افطار مانده است.
در فرنق خمین وقتی آفتاب غروب می‌كند از سمت مشرق آسمان خطهای سرخی نمایان می‌شود كه اهالی فرنق به آن خطهای سرخ" حمرا" می‌گویند. این حمراها یا خطهای سرخ به تدریج بالا می‌آیند تا زمانی كه كاملاً محو و ناپدید می‌شوند. در این هنگام می‌گویند غروب شده و الان است كه صدای اذان بلند شود.
در مشهد هم می‌گویند هنگام غروب هوا سرخ می‌شود و این سرخی از سمت مشرق به طرف مغرب حركت می‌كند، وقتی انتهای سرخی از بالای سر بگذرد موقع اذان است و وقت افطار.
حال چنانچه هوا ابری باشد و خطوط سرخ دیده نشود آنقدر صبر می‌كنند تا هوا تاریك شود و مطمئن شوند غروب شده و وقت افطار رسیده است.
درباره سرخیها یا حمراهای كناره آسمان هم مردم فرنق خمین قصه و عقیده ای دارند كه شنیدنی است (و می‌گویند: دورتادور زمین را كوه قاف فراگرفته و كوه قاف یكپارچه یاقوت سرخ است. )
همچنین اهالی فرنق گویند اسكندر ذوالقرنین كه ( بنا به روایتی ) یكی از پیامبران بوده است در كشورگشایی از سمت آفتاب( مشرق)، با طایفه ای بزرگ به نام " یأجوج و مأجوج"  كه مردمانی وحشی و آدمخوار بودند روبرو شد. این مردم وحشی سالی دوبار بر مردمان متمدن آن عصر و زمان هجوم می‌بردند و هرچه بر سر راهشان قرار داشت نابود می‌كردند. اسكندر هم برای جلوگیری از هجوم این قوم وحشی سدی بزرگ از مس میان آنان و آدمیان متمدن بنا كرد. بنا به اعتقاد اهالی خمین از آن به بعد هنگام طلوع و غروب آفتاب در اثر برخورد شعاع خورشید با این سد حمراها نمایان می‌شوند.

 

 

نقاره آفتاب زرد:


یكی دیگر از روشهایی كه در قدیم در اغلب شهرها ازجمله در شهرستان یزد مردم توسط آن از نزدیك شدن وقت افطار باخبر می‌شدند صدای " نقاره آفتاب زرد" بود. هنگامی‌كه خورشید آخرین اشعه خود را از روی دیوارها و ساختمانهای شهربر می‌گرفت نقاره چی نقاره اش را به صدا درمی‌آورد و این نقاره به " نقاره آفتاب زرد" مشهور بود. با شنیدن صدای نقاره مردم دست از كار می‌كشیدند و برای خواندن نماز و افطار كردن به مساجد و خانه هایشان رهسپار می‌شدند. بعضیها قبل از رفتن به خانه و مسجد به نیت غسل كردن به حمامهای عمومی‌كه خزینه داشت می‌رفتند.
شبهای نوزدهم ، بیست و یكم، بیست و سوم و بیست وهفتم حمامها شلوغتر می‌شد و اكثر مردم علاقه داشتند قبل از افطار غسل مستحب به جا آورند.عده ای برای آن كه زودتر موفق به غسل شوند و اول افطار نزد خانواده خود باشند قبل از غروب درون آب خزینه می‌رفتند و منتظر فرارسیدن وقت افطار می‌ماندند. به محض شنیدن صدای توپ و اذان سرشان را زیر آب می‌كردند و غسل به جا می‌آوردند. حمامی‌هم ظرف بزرگی از شلغم درشت و آبدار كه به شلغم گاوی مشهور است سربینه حمام می‌گذاشت و به مشتریانی كه برای غسل به حمام می‌رفتند تعارف می‌كرد و روزه را با شلغم افطار می‌كردند.
تا چهل پنجاه سال پیش هم در تهران هر روز به هنگام غروب افتاب طبل و شیپور" ورچین ورچین" می‌زدند؛ بدان معنا كه كسبه و بازاریان اجناس و لوازم دكان خود را جمع و تعطیل كنند.
در ماه رمضان به جای طبل و شیپور" ورچین ورچین" برای آگاهی مردم از نزدیك شدن وقت افطار، طبل و شیپور خاصی می‌زدند.

 

 

افطار كردن


روزه داران برای ادای نماز مغرب و عشا به مسجد می‌روند و نذر می‌كنند. هر شب از طرف كسانی كه نذر دارند و یا از درآمد موقوفه هایی كه برای افطار معین شده است خرما، حلوا، شیرینی یا نان جو بین نمازگزاران تقسیم می‌شود و روزه داران گاه افطار مفصلی هم در خانه صرف می‌كنند.
آنهایی كه در خانه نماز می‌خوانند اكثراً مقارن غروب وضو می‌گیرند و به نماز می‌ایستند. پس از نماز دعاهای مخصوص افطار را می‌خوانند. دعاهای افطار عبارت است از دعاهای :" اَللّهُمَّ لَكَ صُمتُ وَ عَلی رِزقِكَ اَفطَرتُ وَ عَلیكَ تَوكَلتُ"، "اَللّهُمَّ رَبّ النوُر العَظیم"، " بِسمِ الله اللّهُمَّ لَكَ صُمنا وَ عَلی رِزقِكَ اَفطَرنا فَتَقَبَلَ مِِنّا اِنَّكَ اَنتَ السَمیعُ العَلیم"، " بِسم الله الرحمن الرحیم یا واسِعَ المَغفِرةِ اِغفِرلی" و سوره مباركه " قدر" كه بیش از دعاهای دیگر خوانده می‌شود.
پس از خواندن نماز و دعاهای افطار روزه خود را با لقمه ای نان جو یا دانه ای خرما باز می‌كنند. مردم معتقدند گشودن روزه با خرما و نان جو ثواب بسیار دارد زیرا خرما و نان جو خوراك حضرت علی (ع) و ائمه اطهار بوده است. بعضی ها هم برای بازشدن گلو و سینه با نوشیدن یك استكان قنداب ، چای یا نبات داغ روزه را می‌گشایند.
غذاهای افطار اغلب سبك و ساده است و روزه داران معمولاً از خوردن غذاهای سنگین پرهیز می‌كنند.
مردم جهرم هم افطار را با چند دانه خرما آغاز می‌كنند وعقیده دارند حضرت علی (ع) با خرما افطار می‌كردند و خوردن خرما را ثواب می‌دانند. شب دهم ماه رمضان هم عدس پلو می‌خورند. شب نوزدهم با نان خشك و گل آبشن افطار می‌كنند و معتقدند نان خشك و گل آبشن افطار حضرت فاطمه (ع) بوده است. همچنین شب بیست و سوم گل آبشن و نان جو و پیاز می‌خورند وبرای همسایگان هم می‌فرستند و می‌گویند این سه چیز خوراك حضرت علی(ع) بوده و حضرت غذای خود را به مستمندان می‌دادند و خود به نان جو كفایت می‌كردند.
در جهرم سر سفره افطار نان روغنی، نان فطیر خانگی و نان بازاری می‌گذارند و خرما و پنیر و یكی دو نوع مربا و حلوا هم به وفور دیده می‌شود. غذای افطار هم بیشتر كباب، شیربرنج، آش رشته و " مسدووه" و به ندرت پلو می‌باشد.

 

 

افطاری دادن


افطاری دادن یكی از رسوم پسندیده است و آنهایی كه توانایی دارند چند روز از ماه رمضان را افطاری می‌دهند و از روزه داران دعوت به عمل می‌آورند. افطاری دادن ثواب بسیار دارد و بسیاری معتقدند كسی كه افطاری می‌دهد با ثواب روزه مهمانانش شریك می‌شود و خداوند اجر و مزد بسیار به او می‌دهد. بنا به همین عقیده یزدیها معتقدند هنگام افطار بهتر است هر كس سر سفره خودش باشد زیرا اگر بر سر سفره دیگران بنشینند ثواب روزه آن روز به میزبان می‌رسد. از طرف دیگر بسیاری از مردم یزد آرزو می‌كنند برای افطار مهمان داشته باشند تا اجر بیشتری ببرند.
آنان كه توانایی چندانی ندارند و نمی‌توانند از روزه داران پذیرایی كنند اما معتقد و علاقه مند به افطاری دادن هستند خرما یا شربت یا نوعی شیرینی مثل زولبیا، گوش فیل یا نان و پنیر به مسجد می‌برند و بین دو نماز مغرب و عشا از روزه داران پذیرایی می‌كنند.
در مشهد هم رسم پسندیده افطاری دادن بسیار مورد توجه است و اغلب خانواده ها هم چند روز از ماه رمضان را افطاری می‌دهند. البته سعی می‌كنند افطاری دادن مصادف با شبهای احیا نشود تا به دعا و شب زنده داری آنها لطمه ای وارد نگردد. از ساعتی به غروب مانده مهمانان به خانه میزبان می‌آیند و در اتاقی كه معین شده است می‌نشینند. به محض اینكه توپ افطار را انداختند و صدای نقاره از نقاره خانه حضرت رضا(ع) بلند شد جلو هر كدام از مهمانان یك سینی پیش افطاری كه عبارت است از یك استكان آب جوش، چای شیرین، نان روغنی یا نان" قاق" و پنیر و مربا می‌گذارند. مهمانان پس از خواندن دعای افطار و سوره انا انزلنا با خوردن آب جوش و یكی دو لقمه نان و پنیر روزه را می‌گشایند و سپس به نماز مغرب و عشا می‌ایستند.
در اتاق دیگر سفره پهن می‌كنند و غذاهای افطار را در سفره می‌چینند. غذاها اغلب عبارت است از كته با خورش بادمجان یا قیمه، هویج پلو، آلبالوپلو، آبگوشت، حلوای آرد گندم، شله زرد، " یخ در بهشت"، شیربرنج و فرنی. اگر تابستان باشد بعد از افطار با میوه و فالوده نشاسته یا فالوده انار یا فالوده سیب از مهمانان پذیرایی می‌كنند. وجود شیرینی و زولبیا هم سر سفره افطار از واجبات است.
در بجنورد هم شبهای ماه رمضان آنهایی كه توانایی مالی دارند یا نذر كرده اند افطاری می‌دهند. معمولاً هركس چند شب افطاری می‌دهد و هر شب دسته ای و صنفی را دعوت می‌كنند. مثلاً یك شب روحانیان، شب دیگر كارمندان و شبی هم تجار و بازاریها را دعوت می‌كنند. وقتی مهمانان سر سفره افطار نشستند جلوی هرنفر یك قوری چای كم رنگ قرار دارد و  قدری از چای قوری بزرگی كه روی سماور در گوشه اطاق است روی قوری می‌ریزند و همیشه دو سه نفر مراقبند تا احتیاجات مهمانان را برآورند.
در روستای سرچاه تازیان بیرجند در اولین روز ماه رمضان، بسیاری از افراد معتقد و نذر دار موقع افطار مقداری خرما می‌برند توی كوچه های آبادی می‌گردانند و بین روزه داران تقسیم می‌كنند تا روزه شان را با آن خرما بگشایند.
اهالی سرچاه تازیان معتقدند نصف ثواب هر روزه داری كه روزه اش را با این خرما باز كند از آن كسی است كه خرما را تقسیم می‌كند. در خرانق یزد دو مسجد وجود دارد یكی مسجد "سرچشمه" و یكی مسجد" توده" یا مسجد " جامع" كه شبهای ماه رمضان از درآمد موقوفات در هر دو مسجد افطاری می‌دهند.
در خرانق، موقوفات زیادی از قدیم باقی مانده است از جمله موقوفه برای مواجب و خرج سال مؤذن، موقوفه روشنایی آبادی، موقوفه مسجد و روضه خوان، موقوفه خرج و پاپوش زوار امام رضا(ع) ، موقوفه عزاداری امام حسین(ع) و موقوفه افطار ماه رمضان و نمازعید فطر. این موقوفات بیشتر آب و ملك است و كسی كه موقوفه ای در دستش می‌باشد موظف است در راهی كه معین شده است از درآمد آن خرج كند.
از درآمد موقوفه برای افطار هر شب مقداری نقل یا خرما خریداری می‌شود و هنگام افطار بین نمازگزاران تقسیم می‌كنند. همچنین از این موقوفات شیرینی و گردو برای عید فطر می‌خرند و به مردم می‌دهند. اگر چیزی هم زیاد بیاید از آن خرجی پیشنمازی را كه برای ماه رمضان دعوت می ‌كنند می ‌پردازند.

 

منبع : تبیان

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

در زندگی چقدر استرس دارید ؟

 
دراین تست می خواهیم میزان استرس افراد مختلف را درزندگیشان بسنجیم . پس مواردی راکه در زیر آمده است بخوانید
و ببینید آیا در یکسال اخیر چنین اتفاقاتی برایتان پیش آمده است یا نه ؟
اگر مواردی هست که با زندگی شما مطابقت دارد دور آن امتیاز را دایره بکشید یا علامت بزنید درپایان امتیازات را که شامل حالتان شده جمع بزنید سپس جواب تست را بخوانید.

تغییر فعالیت های اجتماعی 15 امتیاز
تغییر عادات خواب 15 امتیاز
تغییر مکان زندگی 20 امتیاز
تغییر ساعات کاری20 امتیاز
تغییر فعالیت های مذهبی 20 امتیاز
وجود استرس در محیط کار 25 امتیاز
وجود فرزند خردسال درخانه 25 امتیاز
موفقیت بارز فردی درهر زمینه ای 30 امتیاز
وجود نوجوانان مشکل دار درخانه 30 امتیاز
مشکل باگروه همسن وسالان 30 امتیاز
دختر یا پسری که بهر دلیل خانه را ترک کرده باشد 30 امتیاز
تغییر درمسئولیت های شغلی30 امتیاز
مسئولیت در کنترل امور مالی عمده 30 امتیاز
سلب مالکیت ار ملک رهنی یاقرض یا وام 30 امتیاز
تغییر در روابط باهمسر 35 امتیاز
ورود به خط شغلی متفاوت 35 امتیاز
ازدست دادن یک از دوستان صمیمی35 امتیاز
ورود یک عضو جدید به خانواده 40 امتیاز
مشکلات جنسی40 امتیاز
بارداری40 امتیاز
بیماری یکی ار اعضای خانواده45 امتیاز
بازنشستگی45 امتیاز
ازدست دادن شغل مثل اخراج 50 امتیاز
تغییر در اعتقادات مذهبی چه مثبت چه منفی50 امتیاز
ازدواج 50 امتیاز
آسیب دیدگی یا بیماری فردی 50 امتیاز
ازدست دادن اعتماد به نفس 60 امتیاز
خدشه دارشدن خوشنامی و آبرو 60 امتیاز
مشکلات قانونی 65 امتیار
جدایی ازن یا شوهر 65 امتیاز
طلاق 75 امتیاز
فوت همسر 100 امتیاز

 

 *****

 

کل امتیازاتی که کسب کرده اید نشان دهنده میزان استرسی است که شمادرمعرض آن قراردارید
150 امتیاز و کمتر ازآن در شرایط طبیعی هستید .
151 تا 250 امتیاز یک سوم افرادی که تااین حد استرس را تجربه میکنند دراینده دچار بیماری میشوند .
251 تا300 امتیاز نیمی از افرادی که این میزان استرس دارند دچار حادثه یا بیماری روحی و روانی میشوند .
بیش از350 امتیاز با این میزان استرس 75درصد افراد این گروه درماههای اینده دچار مشکل جسمی وروحی وروانی می شوند .

 

راه حل : چه باید کرد؟
برای کاهش هرچه بیشتر میزان استرس جسمی وروحی میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید آیروبیک ورزش مثل والیبال
بسکتبال دوچرخه سواری اگر امکان باشد گلف وگاهی گریه کردن و یک تخلیه کامل روانی شدن حضوردر مراسمهای
شاد حفظ و نگرش مثبت به امور زندگی انجام کارهای خوب برای دیگران حتی کمک به بیماران و سالخوردگان در
بیمارستانها و آسایشگاهها تغدیه مناسب استراحت کافی باغبانی یادگیری مهارتهای ذوقی و تفننی و هرآنچه که نگرش
مثبت درشما ایجاد کند

 

 متبع : Takbarg.ir

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

نگرشی علمی به نماز و آرامش روانی

 

 

بررسی اثر بخشی نماز در ارتقای بهداشت روان خانواده ها:


 طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت، حالت تندرستی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و نه صرفاً فقدان ضعف یا بیماری. از دیدگاه الگوی زیستی، روانی و اجتماعی سلامت چیزی است که فرد از طریق توجه به نیازهای زیست شناختی، روحی، روانی و اجتماعی آن را به دست می آورد. امروزه بر همگان روشن است که تأمین نیازهای روانی و عاطفی در گرو معنویت و دین نهفته است. 
انسان ها به آرامش و سلامت روانی نیاز دارند، زیرا در سایه آرامش می توانند به رشد و کمال، اهداف عالی و سجایای اخلاقی برسند. از سویی دیگر، سلامت روانی در گرو جلوگیری از علل و عوامل شرایط تنش زا نهفته است. به یقین می توان گفت آرامش روانی و عاطفی مهم ترین نیاز روزافزون همه انسان ها در گستره جهان است. زیرا غالب افراد در دنیای امروز به ویژه در غرب از ناامنی روانی، اضطراب و افسردگی رنج می برند و اگر انسان در پی درمان واقعی خویش است باید خودفریبی نکرده و در پی راه حل های بیهوده نباشد. اگر به ریشه های بیماری های روانی جامعه دقت کنیم، به یکی از علل آن یعنی ضعیف بودن ارتباط انسان ها با خدا می رسیم.    
اکنون دیدگاه زیستی، روانی و اجتماعی دیدگاه نظری برجسته ای است که فرض اساسی آن تأثیر متقابل عوامل زیست شناختی، روان شناختی، معنوی و اجتماعی در تعیین سلامت و بیماری است. این الگو، محور زمینه روبه رشد روان شناسی سلامت و دین است که بر مراقبت از سلامت با تأکید بر انجام فرایض دینی نظیر نماز و ارتقای آن تمرکز کرده است.

 

اجرای عوامل و فرایض دینی از جمله نماز علاوه بر این که احساسات معنوی انسان را تحریک می کند موجب کاهش ناملایمات و ناراحتی های روزمره می شود. به طور کلی زمانی سطح سلامت در یک خانواده بالاو بهینه است که همه ابعاد سلامت یکپارچه اند و با هم کار می کنند. بدین ترتیب محیط شخصی (کار، خانواده و اجتماع) و ابعاد معنوی، جسمانی، هوشی و اجتماعی برای ایجاد تعادل، با یکدیگر هماهنگ می شوند.
نماز یک روش زندگی و سیره فراگیری است که اخلاق، ارزش ها و فضایل رفتاری را دربرمی گیرد. از این طریق است که فرد مؤمن به نماز با برون ریزی هیجانی خود و با تخلیه از همه ناپاکی ها و افکار منفی گام به سوی پالایش روانی خود برمی دارد. پالایش روانی یک نتیجه مشخص دارد و آن سلامت روحی و روانی فرد است. این جهت گیری معنوی می تواند آثار گسترده ای در وحدت دادن به شاکله خانواده داشته باشد.
نتایج تحقیقات فراوان نشان می دهد که انجام اعمال و فرایض دینی در کاهش تنش ها و تأملات روزمره و تأمین سلامت و بهداشت روانی افراد مؤثر است.

 

می دانیم هر انسانی با هر مسلکی در هنگام بروز مشکلات روزمره رابطه خود و خدا را تقویت می کند در مطالعه که از سوی پارگامنت انجام شد، نتایج نشان داد دین نقش مهمی در رویارویی با مشکلات روزمره دارد و می تواند اثرات بحران های شدید زندگی را تعدیل کند.  از نظر وی افراد متدین برای مقابله با مشکلات به خوبی از دین و فرایض دینی استفاده می کنند. پس مهمترین تأثیری که دین برای مقابله با مشکلات دارد، نقش آن در کاهش فشار روانی و تأمین سلامت روانی خانواده ها است.    امروزه بسیاری از روان شناسان دریافته اند که دعا، نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین، اضطراب، افسردگی، نگرانی، تشویق و ترس را که زمینه ساز بسیاری از بیماری هاست برطرف می کند: الابذکر الله تطمئن القلوب.
کلمه نماز نشان می دهد که رابطه ای میان انسان و پروردگارش وجوددارد. وقوف خاشعانه و خاضعانه انسان در نماز، در برابر خداوند متعال به او نیرویی معنوی می بخشد که حس صفای روحی و آرامش قلبی، امنیت روانی وسلامت روانی را در او پدید می آورد.
از آن جا که انسان در نماز با همه اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی گرداند. به هیچ چیز جز خدا و آیات قرآن که در نماز به زبان می آورد فکر نمی کند.
همین حالت روی گردانی کامل از مشکلات زندگی و نیندیشیدن به آن در میان نماز موجب آرامش روان و سلامت روانی می شود.
توماس هاسلیوپ  پزشک معروف هلندی در این باره می گوید: مهم ترین جواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم در مسائل روانی به آن پی بردم، همین نماز است.
من به عنوان یک پزشک می گویم مهم ترین وسیله در آرامش روان که ضامن از بین بردن تنش ها و اضطراب ها و افسردگی های روزمره است و من تا کنون شناخته ام نماز است.
حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی ناشی از نماز انسان را از اضطراب و افسردگی که بیماران روانی همواره از آن رنج می برند رها می کند. زیرا چنین حالت هایی عموماً تا مدتی پس ازنماز در انسان باقی می ماند و ادامه می یابد.
تأثیر مهم نماز در کاهش اضطراب، افسردگی بیماران روانی و ایجاد سلامت روانی، شبیه تأثیر روان درمانی برخی از روان درمان گران معاصر برای درمان اضطراب و افسردگی بیماران روانی است. روان درمانگران معاصر از جمله ژوزف و لپه برای درمان اضطراب و افسردگی از روشی استفاده می کنند که به (منع متقابل) معروف است و به نام درمان از طریق آرام سازی مشهور است.
در این روش درمان گر می کوشد میان موارد اضطراب انگیز و واکنش مخالف اضطراب یعنی همان حالت آرامش روان، رابطه ایجاد کند.


تحقیقات متعدد روان شناسان نشان می دهد که حالت روانی انسان با آشکار کردن مشکلات در حضور یک دوست صمیمی یا درمان گر رو به بهبود می رود.


حال تصور کنید که همین انسان اگر مشکلات خود را با خدا بازگو کند و پس از نماز به مناجات با پروردگار و دعا به درگاه او طلب یاری بپردازد، حالت روانی او تا چه اندازه بهبود پیدا می کند. ملاحظه می شود که همان نتیجه ای که در یک روان درمانی مؤثر و موفق حاصل می شود، از نماز نیز به دست می آید، زیرا آن احساس امنیت و رهایی از اضطراب را که نماز در انسان ایجاد می کند، موجب آزاد شدن نیروی روانی او می شود که این آزادی ضامن ایجاد سلامت روان است. نیرویی که قبلاً در زنجیرهای اضطراب، نگرانی و افسردگی، مقید و زندانی بود.
در نتیجه انسان حالت نشاط و طراوت را در همه وجودش احساس می کند. همین رابطه معنوی انسان با پروردگار در طول نماز و دریافت نوعی فیض الهی یا بارقه روانی از خداوند متعال، موجب رهایی نیروهای معنوی مستقر در انسان می شود و عزمش را جزم، اراده اش را قوی و همتش را بلند می کند.و برای پذیرش علم و معرفت آماده تر و برای انجام کارهای بزرگ تواناتر می شود.
پزشک فرانسوی، الکسیس کارل ثابت کرد نماز موجب سلامت و نشاط روانی و معنوی مشخصی در خانواده ها می شود و همین حالت است که احتمالاً منجر به شفای سریع برخی از بیماران در زیارتگاه ها و معابد می شود. سیرل بوت نظریه ویلیام جیمز را درباره تأثیر نماز مورد تأکید قرار داده و گفته است: (ما به واسطه نماز وارد انبار بزرگی از نشاط عقلانی و سلامت روانی می شویم که در شرایط عادی یارای وصول به آن نیست).

منابع و ماخذ:

برگرفته از مقاله دکتر افروز و همکاران با تغییر و تصرف


1- قرآن مجید 

2- افروز، غلامعلی .. روش های پرورش احساس مذهبی نماز. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
3- افروز، غلامعلی. خانبانی، مهدی و چیتی. پریسا .. رابطه راهبردهای مقابله ای مذهبی با تنیدگی. مجموعه مقالات نخستین همایش انسان معاصر، دین و کارکردهای آن. انتشارات دانشگاه مازندران.
4- افروز، غلامعلی.نقش الگوها در پیشگیری از تعارض های روانی در کودکان و نوجوانان. نشریه پیوند. انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
5- افروز، غلامعلی . ضرورت ارزیابی مستمر از تأمین نیازهای اساسی و بهداشت روانی دانش آموزان. تهران. نشریه پیوند. انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
6- خانبانی، مهدی . بررسی رشد اجتماعی و سلامت روانی در دانش آموزان دارای پدر و فاقد پدر شهر اصفهان، مجموعه مقالات نخستین همایش منطقه ای نقش پدر در خانواده. دانشگاه آزاد اسلامی واحد میمه، انتشارات دانشگاه آزاد.
7
- خیاطی، نسرین. نماز در سیمای خانواده. تهران: انتشارات سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان.
8- کلانتری، مهرداد.عوامل مؤثر در رشد گرایش های مذهبی در کودکان و نوجوانان. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
9- نجفی، مصطفی، صولتی، کمال و نوری قاسم آبادی، ربابه . بررسی رابطه میان نگرش های مذهبی، مهارت های مقابله ای و سلامت روانی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد.


پی نوشت :

colden Time

 

منبع : vaghefi.parsiblog.com

 

پیامک      

 

پیامک ولادت حضرت امام حسن مجتبی (ع)

  

تهیه کننده: مرضیه عاقبت بخیر

 

 

 

 

سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه ‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان کوثر و ابوتراب برخاست.

 

 

 

تا خدا هست و خدايي مي کند، مجتبي مشکل گشايي مي کند.

 

 

 

مهماني حق چه باصفا شد

ميلاد امام مجتبي شد

(اين عيد بر عاشقان مبارک)

 

 

 

ماه رحمت، سفره اش گسترده شد

زنده از فيضش جهان مرده شد

آسمان پرگشته از شادی و شور

آمده از لطف حق ميلاد نور

 

 

 

ميلاد حسن(ع) خسرو دين است امشب

شادی و سرور مؤمنين است امشب

از يمن قدوم مجتبي(ع) طاعت ما

مقبول خداوند مبين است امشب

 

 

 

ميلاد نور، در نيمه  ماه نور، بر عاشقان نور مبارک باد.

 

 

 

شمس عفت زگريبان، قمر آورده برون

نخله ی فاطمه، اول ثمر آورده برون

بوالحسن را حسني داده خداوند و حسن

از افق، رخ پي اهل نظر آورده برون

آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نيم

چون نبي معجز شق القمر آورده برون

 

 

 

ولادت باسعادت کريم اهل بيت، امام حسن مجتبي(علیه السلام) مبارک

 

 

 

دوش بر گوشم رسيد اين مژده از جان آفرينم

کايد از ره آن نگار دلنواز و نازنينم

گفتم اي مه از کدامين آسمان باشي؟ بگفتا

شمس ايوان ولايت، عُروَة الوثقای دينم

من همان ماه تمامم، جلوه ي ماه صيامم

شاهد صلح و قيامم، وجه رب العالمينم

طاعات قبول*عيدتون مبارک

 

 

 

آمده نوگل ولا / روح و روان مصطفي / نور دو چشم مرتضي

فروغ چشم من رسد / زينت انجمن رسد / حسن رسد، حسن رسد

شاه جوانان جهان/ امام جمله انس و جان / قدم گذارد به جهان

ز مقدم او، زمين چو گلشن، بگو به زهرا، چشم تو روشن

 

 

 

ولادت مظهر جود و کرم و بخشش، مبارک ... التماس دعا

 

 

 

دل خواسته هایتان را آرزو كنید ؛‌ میلاد كریم اهل بیت فرا رسیده است

 

 

 

میلاد اولین گل بوستان علی و زهرا مبارک باد

 

 

 

میلاد کریم سبزپوش آل فاطمه، تنها ترین سردار لشکر حیدر و غریب شهر پیامبر تهنیت باد.

  

 

 

روزه داران به رهش جان و دل ایثار کنید

امشب از جام تولای وی افطار کنید

میلاد کریم اهل بیت مبارک

 

 

 

مهمانی حق چه باصفا شد

میلاد امام مجتبی شد

 

 

 

امام حسن :(ع) بهترین نیکویی، اخلاق نیکو است. میلادش مبارك

 

 

 

بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را

با بوسه از لب پسر افطار می کند

 

 

 

امشب خوان ماه رمضان به یمن قدوم کریم اهل بیت گسترده تر است. هوشیار باشید که بی نصیب از کنارش نگذرید.

 

 

 

با عشق حسن(ع) من به جهان ناز کنم

افطارمو با نام حسن باز کنم

صد شکر که درک شب قدر رمضان

با جشن ولادتش آغاز کنم

 

 

 

در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع)

دست همه را وقت عطا بست حسن(ع)

نومید نگردد کسی از درگه او

زیرا که کریم اهل بیت است حسن(ع)

 

 

 

پیامبر: به حسن(ع) شکوه و جذبه و وقار و به حسین(ع) بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم.

 

 

 

پیامبر : فرزند صالح گلی است که خدا به بندگانش می‌دهد. دو گل من در دنیا حسن و حسین اند.

 

 

 

بر خوان رحمت خداوند، امروز دست کریم تو ساقی سعادت است و ما نه تشنه طهور که جرعه نوش ظهور رُخت به صف ایستاده ایم.

 

 

بر ما بتاب ای جریان زلال کرامت. میلاد امام حسن(ع) مبارك

 

 

 

در ضیافت الهی چهره زیبایت نقاب خلقت را گسست یعنی که خداوند به وجود کریمت بندگانش را خواهد نواخت.

 

 

 

تو مگو ما را بدان شه بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست

میلاد امام حسن(ع) مبارك

 

 

 

جان به جانان عرض کردن عاشقان را عار نیست

مفلسان را با کریمان کارها دشوار نیست

میلاد امام حسن(ع) مبارك

 

 

 

نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب

چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب

جشن میلاد حسن(ع) در عرش اعلا گشته بر پا

زین سبب بر لیلة الاسرا شباهت دارد امشب

 

 

  

ماه دل آرای نیمه رمضان را، پانزده روز است به انتظار نشسته ایم و به کرامت و مهربانی‌اش محتاجیم.

 

 

 

می خواست تا چشم و چراغ دین، شما باشی

بعد از علی میراث دار مصطفی باشی

مثل نسیمی مهربان و مثل باران، سبز

آمیزه ای از رحمت و جود و سخا باشی ميلاد کريم اهل بيت(ع) مبارک.

 

 

 

هر طرف می گذرم بانگ طرب می شنوم

زآنکه میلاد حسن، نور دل بوالحسن است

 

 

 

از حریم فاطمه در نیمه ماه صیام

چهره ماه حسن تابید با وجه حسن

 

 

  

حَسَن، آینه حُسن خداوندی است؛ تصویر زیبایی خداوند است که در صورت خاکی نقش بسته است.

 

 

 

مجتبی، در آغوش پاک‏ترین مادران عالم چشم به جهان گشود و میوه قلب رسول اللّه‏ شد.

 

 

 

آمد و کرامت را از پدر آسمانی‏اش آموخت و چراغ کرامتش را برای اهل زمین برافروخت.

 

 

 

ثمره زندگی علی و فاطمه، پا به جهان خاکی گذاشت. خاک تا افلاک غرق نور و سرور شود.

 

 

 

نیمه ماه است؛ ماهی که درهای رحمت بر روی جهانیان گشوده شده است.

خدایا! به کریم اهل بیت سوگند، سایه کرامت خویش را از ما دریغ مدار!

 

 

 

از بزرگواری کریم اهل بیت علیه‏السلام به دور است که هنگام نیاز و حاجت کسی، کرامت خویش بپوشاند و در انعام و اکرام به او بخل ورزد.

پس دست التماس ما و دامان کریمانه او!

 

 

 

پانزده روز ریاضت را در این ماه طاعت، یک نفس دویده ‏ایم تا در بشارت ولادت او، مژده عشق بشنویم و مژدگانی مهر بگیریم.

او که از اشراق مهربانی ‏ها طلوع کرده و در بستر بخشندگی، دامن گسترده است.

او که در اولین تصویر زمینی ‏اش، تبسمی شیرین به آینه نگاه پدر و مادر هدیه داده است.

او که اولین نواده نبوت است و نخستین زاده امامت.

از نسل نور است و زاده خورشید، از تبار هدایت است و قافله ‏سالار مهر و امید.

ماه دل‏آرای نیمه رمضان را، پانزده روز است به انتظار نشسته ‏ایم و به کرامت و مهربانی ‏اش محتاجیم!

چقدر این دستان زخم‏ خورده، به دستگیری کریم اهل‏بیت محتاج است!

 

 

 

می‏خواست تا چشم و چراغ دین، شما باشی

بعد از علی میراث‏دار مصطفی باشی

مثل نسیمی مهربان و مثل باران، سبز

آمیزه‏ای از رحمت و جود و سخا باشی

 

 

حضرت رسول(ص) فرمودند:

هر که حسن(ع) و حسین(ع) را دوست بدارد، مرا دوست داشته، و هرکه ایشان را دشمن بدارد، مرا دشمن دانسته است.

 

 

 

حسن ای لعل لبت آب حیات

حسن ای مظهر حُسن و بَرکات

حسن ای جلوه نور اَزَلی

شه دارین، ولیّ بن ولی

حسن ای مظهر اسماء خدا

حسن ای زیب ده عرش علا

دین و قرآن زتو پاینده شده

از تو احکام خدا زنده شده

 

 

 

مظهر نور و صفات کبریایی ای حسن

علت پیدایش ارض و سمائی ای حسن

قدسیان را سیّد و سالار و یار و سروری

خاکیان را مُلتجا و رهنمایی ای حسن

تو گل مینویی و ریحانه باغ بهشت

از جلالت عرش را، زینت فزایی ای حسن

خو حَسن، طینت حسن، ظاهر حسن، باطن حسن

در حقیقت رحمت بی‏منتهایی ای حسن

قد حسن، قامت حسن، صورت حسن، سیرت حسن

حَبَّذا آینه ایزد نمایی ای حسن

 

 

 

نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب

چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب

آسمان سطح زمین را عطر و عنبر بیز کرده

لاجرم با روضه رضوان شباهت دارد امشب

رحمت بی ‏منتهای دوست می ‏بارد به عالم

بس که خیر و برکت و فیض و سعادت دارد امشب

این شب قدر است یا روز وصال قرب یزدان

بر شب قدر از شرف آری فضیلت دارد امشب

جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته برپا

زین سبب بر لیلة‏الاسرا شباهت دارد امشب

سیّد خیل جوانان بهشت آمد به دنیا

مرحبا بر سایر شبها سیادت دارد امشب

حق عطا کرده زکوثر گوهری مر بندگان را

زین عطا بر بندگان خویش منت دارد امشب

 

منابع:

http://www.hawzah.net

http://sms4u.parsiblog.com

http:// www.askquran.ir

http://bani-adam.blogspot.com

 

لينکهای    
 هفته      

 

ويژه نامه ماه مبارک رمضان 1389

 

مرکز اطلاعات علمی تخصصی مدیریت

 

ماهنامه دنيای کامپيوتر و ارتباطات

 

بانک اطلاعاتی مقالات بنیاد اندیشه اسلامی

 

گالری آثار استاد فرشچيان

 

همت مضاعف پارسيان