مجله شماره هفتاد و چهارم  

شنبه 13 شهریور 1389 24 رمضان 1431 4 سپتامبر 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ 187 لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ يَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ 188 وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 189 إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ 190 الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ 191 رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ 192 رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ 193 رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ 194

ترجمه فارسي مکارم

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خدا، از كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده شده، پيمان گرفت كه حتما آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد! ولى آنها، آن را پشت سر افكندند; و به بهاى كمى فروختند; و چه بد متاعى مى‏ خرند؟! 187 گمان مبر آنها كه از اعمال (زشت) خود خوشحال مى ‏شوند، و دوست دارند در برابر كار (نيكى) كه انجام نداده‏ اند مورد ستايش قرار گيرند، از عذاب (الهى) بركنارند! (بلكه) براى آنها، عذاب دردناكى است! 188 و حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست; و خدا بر همه چيز تواناست 189 مسلما در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏ هاى (روشنى) براى خردمندان است 190 همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته، و آنگاه كه بر پهلو خوابيده ‏اند، ياد مى ‏كنند; و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى‏ انديشند; (و مى ‏گويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريده ‏اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار! 191 پروردگارا! هر كه را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افكنى، او را خوار و رسوا ساخته ‏اى! و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست! 192 پروردگارا! ما صداى منادى (تو) را شنيديم كه به ايمان دعوت مى ‏كرد كه: به پروردگار خود، ايمان بياوريد! و ما ايمان آورديم; پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان (و در مسير آنها) بميران! 193 پروردگارا! آنچه را به وسيله پيامبرانت به ما وعده فرمودى، به ما عطا كن! و ما را در روز رستاخيز، رسوا مگردان! زيرا تو هيچ‏گاه از وعده خود، تخلف نمى‏ كنى 194

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

روز تعـاون

 

 

پيشگفتار

نهضت اقتصادی و اجتماعي تعاون كه با فرهنگ غني و ناب اسلام نيز هم سو است، منشأ تحولات اساسي و برجسته‏ ای در فرآيند توسعه‏ جوامع انساني گرديده است. بي‏ ترديد، يكي از دلايل گسترش اين نهضت مردمي، ويژگي ذاتي آن است. اين نهضت مي‏كوشد مشاركت‏ های مردمي‏ را برای اداره‏ امور جامعه ايجاد كند و مردم را در سرنوشت اقتصادي‏شان سهيم سازد. پي‏ آمد چنين راه‏كاری، ترغيب مردم به تلاش و فعاليت بيشتر و گسترش شبكه‏ های كوچك و بزرگ مردمي در سراسر جهان است. با توجه به توان‏مندی‏ های بخش تعاون و آثار مطلوب اقتصادی و اجتماعي آن، همواره سياست گذاران اجتماعي جوامع مي‏ كوشند از اهرم كارآمد تعاون در برنامه ‏های خرد و كلان اقتصادی بهره جويند و در مسير توسعه گام بردارند.

شيوه‏ تعاون در كشورها و فِرَق گوناگون، به عنوان يك روش اقتصادی مطرح است، اما در كشور ما، تعاون افزون بر آن اعتبار اعتقادی و عبادی نيز دارد.

در آيين اسلام، تعاوني به عنوان سالم‏ ترين پايگاه توليد و توزيع برای نيل به اهداف انساني اين نظام، توليد و توزيع را سامان مي‏ دهد.

امروزه بشر در زمينه ‏های گوناگون نسبت به خود، گذشته و محيطش، معرفت بيشتری پيدا كرده و توانايي او در برنامه ‏ريزی مطلوب و ايجاد انگيزه در ديگران، افزايش يافته است. با اين حال، شناخت او بايد آن‏گونه باشد كه به خود سازی فردی و بهسازی اجتماعي بيانجامد. بنابراين، آدمي‏ بايد روابط خود را با ديگران، بر اساس خيرخواهي و هم‏ياری بنا نهد.

فعاليت‏ های بشری از نظر محتوا و انگيزه به سه دسته تقسيم مي‏شوند: خودگرا، ديگر گرا و هم‏گرا. بخش خصوصي، خودگراست. به اين معنا كه آن چه انجام مي‏ دهد با هدف كسب سود افزون‏تر و مطلوبيت و رضايت خاطر بيشتر است. اين بخش نسبت به جهان پيرامون خود، به شكل يك عامل مكنده عمل مي‏كند و مي‏كوشد همه چيز را به خدمت خود درآورد. بي‏ ترديد، تصوّر چنين جهاني، ناخوشايند است. هرچند دانشمنداني نظير آدام اسميت مي‏خواهند با ارايه توجيه ‏هايي مانند عمل دست نامرئي، چهره‏ آن را زيبا جلوه دهند، ولي واقعيت اين است كه اگر آدمي‏ به طور خالص بر پايه‏ اين انگيزه رفتار كند، انسانيت از جهان رخت برخواهد بست. در چنين جهاني، همه‏ ارزش‏های انساني، فداي منافع شخصي مي‏شود و دنيايي نابرابر بر جا خواهد ماند. هم اينك، تجربه‏ ناگوار خودگرايي را در جوامع صنعتي شاهد هستيم.

فعاليت ‏های ديگرگرا با انگيزه‏ي ايجاد مطلوبيت برای ديگران انجام مي شود. گونه‏ ای از اين فعاليت‏ها را در عملكرد رهبران الهي مي‏توان ديد. اين افراد كه ممكن است فعاليت ‏های خود را در قالب يك يا چند شخصيت حقوقي ارايه كنند، هدف شخصي ندارند و تنها با نيت كسب رضای الهي، فعاليت مي ‏كنند. به جز اين جنبه ‏ ويژه، فعاليت‏ های بخش دولتي نيز در شمار فعاليت‏ های ديگرگرا مي‏ گنجد. البته نخستين نظريه پردازان و هواداران ديدگاه اصالت فرد، به خوبي آگاه بوده ‏اند كه انگيزه‏  خودگرايي نمي ‏تواند همه فعاليت ‏های مورد نياز بشری را سامان دهد. بنابراين، عقل سليم اقتضا مي‏كند كه آدمي ‏به ديگرگرايي نيز بيانديشد. شاهد مدعا اين است كه اقتصاددانان كلاسيك، سرمايه‏ داری بخش خاصي از فعاليت ‏های اقتصادی و اجتماعي را به دولت اختصاص مي‏دادند. توجيه آنان اين بود كه بخش خصوصي به دليل مغايرت با اصل پي‏ جويي منافع شخصي، برای انجام دادن آن‏ها، انگيزه كافي ندارد. به طور كلي اين دسته از فعاليت‏ ها را مي‏توان فعاليت ‏های عام المنفعه نام نهاد. ويژگي مشترك اين فعاليت ‏ها آن است كه با وجود دربرداشتن منافع چشم‏گير برای عموم مردم، تمايل بخش خصوصي را برای حضور در اين بخش برنمي انگيزد. مي ‏توانيم جنبه خاص فعاليت‏ های ديگرگرا را با انگيزه‏  خداگرايي و جنبه‏ي عادی آن را با انگيزه‏ مردم‏ گرايي مشخص كنيم.

اكنون به جايي مي‏رسيم كه به راحتي مي‏ توانيم جايگاه فعاليت‏ های تعاوني به معنای متعارف يا همان بخش تعاون را به نيكي دريابيم. همان‏گونه كه در نمودار نشان داده شده است، فعاليت‏ هايي را كه دارای انگيزه‏ي هم‏گرايي هستند، در بخش تعاون جاي مي ‏دهيم. در واقع، جمعي كه برای انجام يك يا چند كار و تحقق هدف يا اهداف معيني در چارچوب تعاوني گرد مي‏ آيند، تحقق منافع شخصي خود را در كنار تحقق منافع ديگران، جست‏جو مي ‏كنند.

با انگيزه‏ مردم‏ گرايي

با انگيزه‏ خدا گرايي

فعاليت ‏های بشری (جهان تعاون‏ گرا)

با انگيزه‏ با انگيزه‏ با انگيزه‏

هم‏گرايي ديگرگرايي خودگرايي

بخش تعاون بخش ‏خصوصي

بخش الهي بخش دولتي


بيشتر كشورهای در حال توسعه در نخستين مراحل اجرای برنامه ‏های توسعه و عمران خود، با مشكل بزرگي روبه ‏رو مي‏ شوند كه آن، خودداری گروه‏ های مختلف اجتماعي از همكاری در اين زمينه است. در اين صورت، ساختار توسعه در محيطي دور از واقعيت ‏های اجتماعي و سياسي و بدون توجه به نيازمندی ‏های عمومي شكل مي‏ گيرد. در نتيجه، با وجود سرمايه‏ گذاری های كلان، افكار عمومي ‏از آن استقبال نمي ‏كند و در انديشه‏ اجتماعي مردم، پيشرفتي حاصل نمي ‏شود. چه بسا ممكن است شرايط زندگي بهبود يابد، ولي مردم از اين بهبود و رفاه، آگاهي لازم را نداشته باشند. بنابراين، از نارضايتي‏ های عمومي كاسته نمي‏شود و انگيزه ‏ نيرومند اجتماعي برای پيشبرد فرآيند توسعه  اقتصادی پديد نمي‏آيد. يكي از راه كارهای مقابله با اين معضل، شبكه ‏های تعاوني است. گسترش شبكه‏ تعاوني، عملاً همه‏ افراد جامعه را در مديريت و بهره برداری واحدهای اقتصادی، شريك مي‏ كند و مي ‏تواند اين دوری و دوگانگي را از ميان بردارد.

 

نگرشي بر ماهيت تعاون

تعاون از تركيب عوامل اقتصادی و اجتماعي پديد مي‏ آيد. اصول اقتصادی تعاون از شيوه‏ های بازرگاني، ايده ‏های اجتماعي و همكاری قشرهاي گوناگون اجتماع با يكديگر، گفت‏گو مي‏كند. تعامل اين عوامل با يكديگر، زمينه‏ های گسترش رفاه بشری را پديد مي ‏آورد.

پروفسور كاسلمن (
Prof.Casselman) چهره‏ حقيقي تعاون را اين‏گونه ترسيم مي‏ كند:

تعاون دارای ويژگي ‏های خاص خود است كه اين ويژگي‏ ها، آن را از ديگر ايده ‏های اجتماعي جاری متمايز مي ‏سازد. سرمايه داری نبرد همه بر ضد همه را اساسي ‏ترين وديعه در وجود انسان مي‏ داند؛ اما هسته و اساس تعاون، از اين تصور ريشه مي‏ گيرد كه نبرد همه بر ضد همه نه تنها اصل حاكم بر بقای نوع بشر نيست، بلكه يك اصل اساسي هم نيست. از آغاز هستي تاكنون، كمتر نظری ه‏ای مانند تعاون، اين‏گونه با قاطعيت بر جامعه ‏ بشری تأثير گذاشته است.

 

معنای لغوی

تعاون از نظر لغوی به معنای با هم كار كردن و همكاری برای تأمين سعادت يا منافع متقابل در هر جامعه‏  سالم است. امروزه تعاون يك عنصر لازم الاجرا است؛ زيرا در تأمين رفاه عموم، قدرتي ورای قدرت فرد و دولت دارد. اتحاد افراد نخستين گام براي دست‏يابي به هدف تعاون است. هدف اتحاد عبارت است از حمايت و كمك متقابل. كمك متقابل در زندگي، حقيقتي كلي است كه در تكامل تدريجي جامعه‏ انساني به ويژه در ترقي ايده‏ های اخلاقي و خصايص انساني، نقش حياتي دارد. منافع مشتركي كه از اين اتحاد به دست مي ‏آيد، بايد بين افراد تقسيم شود. در تعاون، فرد تنها مسؤول خود نيست. بلكه در اين مسؤوليت با ديگران سهيم است. حق او در استفاده از كمك ديگران، به كمك او به ديگران، بستگي دارد. تمايل ديگران در انجام وظيفه، تضميني است كه انسان در قبال حقوق خود به دست مي ‏آورد.

اين تعبير با مفهوم اروپايي
Cooperation نيز شباهت دارد كه مراد از آن، نوعي همكاری فردی و اجتماعي است. واژه‏ تعاون در زبان عربي، در دو معنای همكاری و همكاری متقابل، به كار مي‏رود.

 

 

تعاون و درجات آن

  

1ـ درجه‏ مادی تعاون

در اين سطح از تعاون، اجزا و عناصر يك موجود با پيوستن به يكديگر، موجودی را به مرحله‏  كمال مي‏ رسانند كه در قلمروی عناصر مادی قرار دارد. مانند يك ساختمان كه از تركيب مصالح گوناگون و با ياری گرفتن از نيروی فكر و جسم انسان، صورت وجود مي ‏يابد و به كمال مي‏رسد. ويژگي ديگر اين‏گونه تعاون، نبود شعور و آگاهي در آن است.

 

2ـ درجه‏ واكنشی تعاون

در ميان برخي موجودات زنده، مانند گياهان و جانوران ذره ‏بيني، نوعي تعاون به شكل واكنشي وجود دارد، برای مثال، برخي جانداران ميكروسكوپي با جذب بخش كوچكي از زهر موجود در آب‏های مسموم، آب آلوده را برای همه قابل زيست مي‏ سازند. يك واحد از اين موجودات به تنهايي نمي‏تواند به مقدار كافي، سم را جذب كند و به حيات خود ادامه دهد، ولي با همكاری يكديگر مي ‏توانند زنده بمانند. درجه‏ي واكنشي تعاون بدون شعور، آگاهي و اراده صورت مي‏ گيرد، در واقع، همكاری اين موجودات نيز بر اساس نيروها و استعدادهای طبيعي آنان انجام مي ‏شود، ولي نتيجه‏ فعاليت‏شان در خدمت كمال و ادامه ‏ حيات ديگر موجودات قرار مي ‏گيرد. اين درجه‏ تعاون از درجه‏ مادی بالاتر است؛ زيرا نبات و حيوان از اجسام كامل‏تر هستند.

 

3ـ درجه‏ غريزی تعاون

اين درجه از تعاون در بين آن دسته از حيوانات يا حشراتي رخ مي‏ دهد كه به صورت اجتماعي زندگي مي‏كنند. زنبور عسل و مورچه از درجه‏ غريزی تعاون برخوردارند. تقسيم كار و تلاش گروهي براي گردآوری آذوقه و ساختن خانه، از مراحل اين تعاون است. هرچند تعاون در اين سطح با نوعي ادراك و احساس همراه است، ولي پايين ‏تر از سطح ادراك و شعور انساني قرار دارد. البته نمي‏ توان گفت كه تعاون در ميان همه‏ حيوانات يكسان است؛ زيرا اين امر به درجه‏ تكامل آنان بستگي دارد. تعاون در حيوانات تكامل يافته ‏تر، مبتني بر يادگيری است.

  

4ـ تعاون تكاملی در انسان

درجه‏ تعاون در آدمي، از تعاون در موجودات ديگر بسيار برتر است. كيفيت تعاون در انسان به دليل برخورداری او از نيروی عقل، با ديگر موجودات بسيار تفاوت دارد. خردمندی، آگاهي، آزادی اراده و يادگيری از ويژگي ‏های تعاون تكاملي در انسان است. همكاری آدمي در ابتدا متوجه كمال نوعي بود، اما با توسعه‏ي زندگي اجتماعي، در اهداف زندگي هر يك از انسان‏ها، اختلاف و گوناگوني پديد آمد. به گونه‏ ای كه ممكن است همكاری افراد در مسير كمال بعضي و نقصان بعضي ديگر باشد بنابراين، ديگر نمي‏توان همه‏ آن‏ها را تعاون حقيقي دانست.

تعاون تكاملي در جامعه‏ انساني، قلمرو گسترده‏ دارد. اين تعاون شامل هرگونه فعاليت تعاوني است كه براي زيست و بقای فردی و نوعي انسان، انجام مي‏ شود. هرگاه دست‏يابي به نوعي كمال، به همكاری افراد انساني وابسته باشد، اين مفهوم مصداق مي‏ يابد. تشكيل جامعه‏ انساني، خود، نوعي تعاون تكاملي است؛ زيرا بدون آن، افراد انساني نمي‏ توانستند نيازهای حياتي خود را تأمين كنند.

 

عناصر تعاون

تعاون به دو عنصر اصيل نيازمند است:

1ـ عنصر اجتماعي؛

2ـ عنصر اقتصادی

تعاون تنها طالب سرمايه يا عنصر اقتصادی نيست. تعاون در درجه‏ نخست مي ‏كوشد با نظارت و پشتكار اعضا، رضايت ‏مندی و سلامت اعضا و اجتماع را فراهم كند. اهميت تعاون بيشتر به قوت عنصر اجتماعي آن بستگي دارد، ولي ناگفته پيداست كه مي‏بايست در تقويت هر دو عنصر كوشيد.

 

  

فرق تعاون و اعانه

تعاون بيشتر در مفهوم مشاركت به كار مي‏ رود. مقصود از مشاركت اين است كه شخص الف، برای شخص ب كاری انجام مي‏ دهد. ب نيز متقابلاً برای الف خدمتي انجام مي ‏دهد. هدف تعاون، كمك متقابل است، ولي هدف اعانه تنها كمك يكي به ديگری است. بنابراين، تعاون را همكاری متقابل و اعانه را ياری يك جانبه تفسير مي ‏كنيم.

 

اهميت تعاون

1ـ انسان، موجودی اجتماعي است و برای تأمين نيازهای اجتماعي خود، بايد در جامعه زندگي كند. تعاون، آدمي را در ارضای اين نيازها ياری مي ‏دهد و سبب مي ‏شود انسان افزون بر انجام فعاليت ‏ها و رسيدن به اهداف خود، از آن لذت نيز ببرد.

2ـ تعاون، با نفي از خود بيگانگي در انسان، انسانيت را به او باز مي‏ گرداند و به نوعي، اهداف فردی را با اهداف اجتماعي در هم مي‏ آميزد.

3ـ تعاون، سازمان را از استفاده از سيستم‏های كنترل بيروني بی ي‏نياز میي‏ سازد . در تعاون، آدمي‏ خود را با ارزش مي‏ پندارد. بنابراين، انگيزه‏ های فعاليت در او افزايش مي ‏يابد. در اين صورت، سيستم ‏های خود كنترلي، جاي‏گزين سيستم‏های كنترل بيروني مي ‏شوند.

4ـ تعاون، ارتباط بين انسان‏ها را بهبود مي‏ بخشد.

5ـ تعاون، مردم را به سرمایه ه‏گذاری درتعاوني‏ها تشويق می سازد. در واقع، سرمايه ‏های مردم به سرمايه‏ تعاوني تبديل مي‏ شود و برای تحقق عدالت اقتصادی به كار مي‏رود.


اسفندماه 1379كد: 489

مديريت پژوهشي ، مركز پژوهش‏های اسلامي صدا و سيما

 

 

 

 

 

 

عدالت در خون ( به مناسبت شهادت آیت اللّه قدوسی )

 

 

ولادت

شهید آیت اللّه شیخ علی قدّوسی، در دوازدهم مردادماه 1306 ش، در شهر نهاوند در خانواده ای متدّین و روحانی به دنیا آمد. پدرش آخوند ملا احمد، از مجتهدان و عالمان بزرگ شهر بود که پس از سال ها تحصیل در حوزه علمیّه نجف و استفاده از درس بزرگانی چون آیت اللّه میرزا محمد حسن شیرازی، آیت اللّه میرزا حبیب اللّه رشتی و آیت اللّه آخوند خراسانی، به درجه اجتهاد نایل شده، به زادگاه خویش برگشته بود و به ارشاد مردم و رسیدگی به امور مختلف آن دیار می پرداخت. دوران کودکی و نوجوانی علی، تحت تعلیم و تربیت چنین پدری، عالم و با تقوا، و مادری پرهیز کار سپری شد و سرانجام در صبح شنبه 14 شهریور 1360، با انفجار بمبی که منافقان در دادستانی کار گذاشته بودند، به شهادت رسید. روحش شاد.

 

جدیت در تحصیل

شهید آیت اللّه قدوسی در ابتدای ورود به قم، با مشکلات و سختی های فراوانی رو به رو می شود، اما آن اوضاع هرگز باعث نشد که ایشان از تحصیل علوم دینی و رشد علمی و آموختن دروس اسلامی بازماند. او در حالی که در مسایل اجتماعی و سیاسی آن دوره حضور داشت، تحصیلات علوم دینی را با جدیت و علاقه تمام ادامه می داد. شهید قدوسی دروس مقدماتی حوزه را نزد استادان بزرگی هم چون شهید محراب آیت اللّه صدوقی فراگرفت و شبانه روز به مطالعه و بحث می پرداخت. بعضی شب ها آن قدر مطالعه می کرد که دیگر توان آماده کردن غذا نداشت و گرسنه سر به بالین می نهاد. همین جدیت در درس و تحصیل و حضور و آگاهی در مسایل اجتماعی و سیاسی، شهید قدوسی را به یک روحانی عالم و آگاه تبدیل نمود.

 

الگوی کامل

روح مشتاق و کمال جوی شهید قدوسی، در محضر امام خمینی رحمه الله آن چه را سال ها درپی آن بود، یافت. او هم چون تشنه ای بود که به چشمه زلال علم و معنویت رسیده باشد و با انگیزه و انرژی فراوان، در راه آموختن مسایل علمی و معنوی قدم برمی داشت. امام خمینی رحمه الله شخصیتی بود که در تمام این زمینه ها می توانست بهترین الگو و راهنمای شهید قدوسی باشد؛ منبع نوری که آیت اللّه قدوسی پیوسته در مسیر خود از آن نور، از فقه و اصول و مسایل علمی، سیاسی و اجتماعی گرفته، تا تهذیب و اخلاص و تقوا بهره می گرفت.

 

دریای بی کران

یکی از حوادثی که در سرنوشت شهید قدوسی اثر بسیاری گذاشت، آشنایی با استاد بزرگ حوزه علمیه، مرحوم علامه طباطبایی بود. او در ابتدا مقداری از دروس هیأت و فلسفه را نزد ایشان فراگرفت و این مقدمه ای شد برای ارتباط درازمدت که خود گنجینه ای از علوم و کمالات اخلاقی را برای آن شهید به ارمغان آورد. شهید قدوسی افزون بر استفاده از دریای بی کران علمی علّامه، در زمینه های اخلاقی و عرفانی نیز از روح بلند پرواز ایشان بهره ها برد. این آشنایی، تأثیری عظیم بر مسیر زندگانی آن شهید برجای گذاشت، تا جایی که تا آخر عمر خویش از آن روزها به خوبی یاد می کرد.

 

در میدان مبارزه

شهید قدوسی از آغاز در میدان سیاست حاضر بود و از صحنه سیاسی ـ اجتماعی زمان خود غفلت نمی ورزید. با شروع نهضت و قیام امام خمینی رحمه الله ، آیت اللّه قدوسی به عنوان یکی از شاگردان برجسته امام امت، در صف پیشتازان نهضت اسلامی قرار گرفت. ایشان با تحمل سختی ها و فشارهای فراوان از سوی رژیم شاه، با گام هایی استوار در مسیری که به درستی، حق تشخیص داده بود، قدم برمی داشت و با قاطعیتی کم نظیر که ناشی از تقوا و اخلاص او بود، ایستادگی می کرد و تنها رضایت خداوند متعال را طلب می نمود و همواره می گفت: من برای حفظ اسلام و پیشبرد دین خدا باید عمل کنم و نه برای حفظ شخصیت و آبروی خودم.

 

مرّبی صبور

صبر و تحمل شهید قدوسی در اصلاح و برطرف نمودن ضعف های اخلاقی افراد، از شمار ویژگی های بارز این شهید بزرگوار بود. گاهی به جای این که در یک جمله به کسی بگوید این طور باش، ساعت های طولانی و حتی روزها برای اصلاح او وقت صرف می کرد. ایشان در تمام موارد این گونه بود و خود می گفت: گاهی برای این که یک تذکر اخلاقی به فرزندم بدهم، یک ماه زمینه سازی و برنامه ریزی می کنم. این دقت و صبر، نشان دهنده اهمیت چگونگی تربیت و برخورد با دیگران، به ویژه نوجوانان و جوانان است.

 

اخلاص در عمل

یکی از مهم ترین مسایلی که مورد توجه شهید قدوسی بود، اخلاص در عمل و انجام آن تنها برای خداوند بود. اگر کوچک ترین عمل غیر خدایی از کسی می دید، آن شخص از چشمش می افتاد. او معتقد بود که اعمال انسان هر اندازه هم کوچک، باید خدایی باشد و کاری که اخلاص نداشته باشد، انسان را دچار خودخواهی و دنیاپرستی می نماید و آن کس که این گرفتاری را داشته باشد، در صحنه نبرد حق و باطل، نمی تواند همیشه جانب حق را رعایت کند. آیت اللّه قدوسی تا آن جا که امکان داشت، مستحبات را در خفا و دور از چشم دیگران انجام می داد تا اخلاص بیش تری داشته باشد. ایشان همیشه می کوشید مساعدت ها و کمک مادی به نیازمندان، در پنهانی و بدون اطلاع دیگران انجام شود و با این که فعالیت زیادی در کمک به مستمندان انجام می داد، ولی کسی از آن آگاه و مطّلع نمی شد.

 

گریز از شهرت

شهید آیت اللّه قدوسی زمانی که مدیریت مدرسه حقّانی را در قم به عهده داشت، با این که موفقیت و شهرت مدرسه در بین حوزویان و دانشگاهیان روز به روز افزوده می شد، ولی خود ایشان نه تنها از این شهرت و معروف شدن راضی نبود، بلکه به دوستان خود می گفت: اگر کسی ثابت کند که وظیفه دینی و انقلابی من نیست که در این جا بمانم و مرا از این موقعیت و شهرت نجات دهد، حاضرم جایزه ای بسیار گران به او تقدیم کنم و بسیار خوشحال خواهم شد.

 

استفاده از وقت

فرزند آیت اللّه قدوسی، محمد حسین قدوسی درباره وقت شناسی و استفاده مفید پدر شهید خود از اوقات شبانه روز می گوید: به جرأت می توانم بگویم که ایشان در خانه هرگز بیکار نبودند و تمامی مدتی که در منزل بودند، دیده نشد که حتی یک ربع ساعت بیکار نشسته باشند و یا با حرف زدن وقت بگذرانند. شب و روز، جمعه و غیر جمعه برای ایشان اصلاً فرقی نداشت. ایشان آن قدر در مورد وقتش مقّید بود و به کارش می رسید که گاهی قبل از اذان صبح به مدرسه حقانی ـ که مدیریت آن را بر عهده داشتند ـ می رفت تا ببیند طلبه ها در چه حالی هستند. شهید قدوسی گاهی هیجده ساعت در شبانه روز کار می کرد و لحظه ای خم به ابرو نمی آورد و گویی از ناحیه ای دیگر انرژی می گیرد. البته کار و تلاش در راه خداوند با چنین صداقت و اخلاصی نباید هم خستگی بیاورد.

 

احیای فرهنگ اسلامی

شهید قدوسی برای احیای فرهنگ پر بار اسلامی، همیشه اهمیت ویژه ای قائل بود. به همین دلیل، مهم ترین فعالیت خود را صرف پایه ریزی یک نظام آموزشی نو و پرثمر می نمود و اعتقادش بر این بود که باید به موازات فعالیت سیاسی، زیربنای فرهنگی و مکتبی را نیز تقویت کرد. به دنبال همین اندیشه بود که با همکاری و همفکری شهید مظلوم آیت اللّه بهشتی رحمه الله اقدام به تأسیس مدرسه حقانی در قم نمود تا با اعمال شیوه ای نو و کارساز، به تربیت افرادی متعهد و عالم با بینش صحیح سیاسی بپردازد.

 

مکتب توحید

با توجه به وضع نابسامان جامعه در زمان رژیم شاهنشاهی و وجود فحشا و فساد در بین اقشار مختلف جامعه، به ویژه زنان که قشری آسیب پذیر و مورد استفاده ابزاری از سوی تبلیغ کنندگان فرهنگ غربی بودند، شهید قدوسی بدین فکر افتاد تا محلی برای نشر فرهنگ و علوم اسلامی در میان زنان جامعه تأسیس کند. از این رو، با ایجاد یک روش طلبگی برای خواهران و آشنایی آنان با فرهنگ اصیل اسلامی و دروس پر بار دینی، سدّی مستحکم در برابر این موج فساد ایجاد نمود. ایشان در سال 1352 مکتب توحید را که مدرسه علوم دینی خواهران بود، تأسیس کرد که با استقبال بی نظیر زنان و دختران مسلمان که مایل بودند با مبانی و دروس اسلامی آشنا گردند، رو به رو شد.

 

شهادت فرزند

شهادت محمد حسن فرزند آیت اللّه قدوسی در جبهه های حق علیه باطل، حدود هفت ماه قبل از شهادت خود ایشان اتفاق افتاد. آیت اللّه قدوسی با صبر و استقامت بسیار زیادی با این مسأله برخورد کرد و این در حالی بود که به علت هوش و استعداد و توانایی های خاصی که در فرزندش محمد حسن بود، علاقه فراوانی به او داشت. حتی بعد از شنیدن خبر شهادت فرزند، حالت ایشان بسیار عادی بود، به گونه ای که هر کس آن شهید والا مقام را می دید، فکر می کرد هنوز خبر شهادت فرزندش را نشنیده است. شهید قدوسی در همان زمان به همسر خود می گوید: مبادا برای آن چه در راه خدا داده ای ضجّه و ناله کنی و کنترل خود را از دست بدهی. او نمونه بارز صبر و استقامت و دلدادگی به خدایی بود که سال ها در بند لطف و قهر او قرار داشت.

  

پدیدآورنده: سید محمد حسین کاظمینی 

     گلبرگ :: شهریور 1383، شماره 54

 

 

 

 

 

قیام هفده شهریور

 

 

مقدمه

هفده شهریور 1357، یکى از خونین ترین روزهای مبارزات مردم برای پیروزی انقلاب اسلامى، به رهبری حضرت امام خمینی(ره) است. در این روز، افراد بی گناه فراوانی در راه عقیده و ایمان خود جان باختند تا کوس رسوایی رژیم جنایت کار پهلوی به صدا درآید و البته، مبارزان بر ضد رژیم را در راهی که در پیش گرفته بودند، مصمم تر کند، چنان ‌که روزنامه لوموند، درباره حوادث این روز نوشت: خبر قتل‌عام خیابان ژاله، به‌سرعت در تمام تهران منتشر شد و تظاهرات بیشتری را بر ضد حکومت نظامی‌باعث گردید.

 

گفتار مجری

 

حکومت نظامی‌

بامداد روز جمعه، هفده شهریور 1357، به مدت شش ماه در شهرهای تهران، قم، کرج، قزوین، مشهد، تبریز، اهواز، آبادان، اصفهان، شیراز، کازرون و جهرم، حکومت نظامی‌اعلام شد. مفاد این قانون در شهر تهران و حومه، شامل چند بند می شد:

 1. اجتماع دو نفر به بالا ممنوع است و مأموران با متخلفان برخورد شدید خواهند کرد؛ 2. حمل سلاح، جز برای مأموران انتظامی ‌ممنوع است؛ 3. از ساعت 21 تا 5 بامداد عبور و مرور در شهر جز برای مأموران انتظامی ‌ممنوع بوده، کسانی که در شهر تردد نمایند، دستگیر خواهند شد؛ 4. شرکت های مسافربری زمینی باید طوری مسافران خود را به مقصد برسانند که حداکثر تا ساعت 21، مردم در منزل‌های خود باشند؛ 5. شرکت هواپیمایی ملی ایران نیز در مورد پروازهای داخلی باید همین‌طور عمل کند؛ 6. در مورد هواپیماهایی که در ساعات ممنوع وارد کشور می شوند، هواپیمایی باید ترتیبی دهد که مسافران با اتوبوسی که به وسیله مأموران انتظامی ‌بدرقه می شود، به مقصد خود برسند؛ 7. به‌منظور رفاه حال بیماران، تعدادی آمبولانس و تاکسی در اختیار کلانتری ها خواهد بود و در موارد نیاز، خدمات ارائه خواهد کرد.

 

کشتار بی شمار مردمان

در روز هفده شهریور 1357، مردم بی‌خبر از حکومت نظامى، طبق قرار قبلی که قرار ما، جمعه، هشت صبح، میدان ژاله دسته‌دسته به‌سوی میدان در حرکت بودند، غافل از اینکه دژخیمان پهلوى، هنوز ساعتی از روز نگذشته، فرمان تیراندازی به‌سوی مردم را صادر خواهد کرد. ساعت نه و پانزده دقیقه، به یک‌باره صدای رگبار مسلسل ها مردم را وحشت زده کرد. ساعاتی بعد، خیابانی که تا دقایقی قبل، از انبوه جمعیت، سیاهی می زد، اکنون پر از اجساد، کفش های خونین، پلاکارت های پاره‌شده و زخمی هایی شده بود که کشان کشان خود را به ‌طرف دیگر می رساندند. تعداد کشتگان در این روز، بسیار زیاد بود، طوری که مردم نتوانستند جنازه همه شهیدان را از میدان بیرون برند. هنگام غروب، کامیون های دولتى، جنازه شهیدان را از خیابان ها جمع کردند.

 

 شاعری دراین ‌باره سروده است:

 

در سراسر بیابان خاموش،

حفره

حفره

حفره

کنده است، آماده است

کامیون ها، ناله کنان می رسند

یکى، دوتا؟ نه، بسیار، بسیار

بار آنها، چشمه های نور است، آغشته به خون

بار آنها، خونین‌ کفنانند

 

ایثار مردم

سیمین دانشور، همسر زنده‌یاد جلال آل‌احمد، در مقاله ای با عنوان گل هایی که در نسیم آزادی می شکفند، در مورد لحظات پس از کشتار هفده شهریور و ایثار مردم در آن زمان نوشته است:

 ساعت هشت شب، صف دو نفری برای هدیه خون از راهروی بیمارستان تا کمرکش خیابان باقرخان ادامه دارد؛ ازدحام است و مهربانى. برای زخمی ها یخ لازم بود. نزدیکى های بیمارستان، درِ خانه هم وطنی را زدم؛ خانمی ‌ارمنی بود. هرچه یخ در یخچالش داشت، داد و یخچالش را خالی کرد و از ظرف های آب پر کرد و گفت: یخ که بست، برایتان می آورم.

 این مهربانی ها را کی و کجا دیده، آن‌هم از مردمی‌که تمام عمرشان در لاک خودشان بوده اند...‌.

 

بازتاب حادثه

پس از حادثه جمعه سیاه و کشتار مردم بی گناه، به‌جز موج بازتاب ها و تظاهرات ها و محکوم کردن های داخلى، در خارج از کشور نیز این رفتار ناجوانمردانه دژخیمان پهلوى، از سوی ایرانیان محکوم شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، بعدازظهر جمعه، حدود پنجاه نفر از جوانان که بیشتر آنها ایرانی بودند، در نیویورک بر ضد رژیم شاه و اعلام حکومت نظامی‌در ایران، دست به تظاهرات زدند. همچنین در روز شنبه، هجده شهریور نیز ده ها نفر از دانشجویان ایرانی در واشنگتن و در برابر کاخ سفید بر ضد شاه به تظاهرات پرداختند.

 رادیو لندن نیز از انگلستان خبر داد که: صبح شنبه در اعتراض به کشتار دیروز، در لندن بیش از سیصدوپنجاه دانشجو تظاهرات کردند. آنها فریاد می زدند: مرگ بر شاه و خمینی رهبر ماست.

 

 

متن ادبی به رنگ خون

محمود سوری

 

آسمان جمعه امروز، غمگین تر از جمعه های دیگر است؛ گویا بغضی در حال شکستن دارد. راستی اینجا کجاست و امروز، چه روزی است؟

 هفده شهریور است؛ میدان ژاله، جمعه سیاه، جمعه سرنگونی بساط اهریمن، جمعه فریاد، جمعه تکبیر، جمعه رگبار، جمعه خونین، جمعه شهدا.

 هفده شهریور است؛ میدان ژاله. همه جا بوی خون می دهد. مرد و زن و پیر و جوان، هنوز پاییز نیامده، چون برگ خزان بر زمین می ریزند. سربازان شاه، از کشته، پشته می سازند. روز، روز ننگ اهریمن است، روز مصاف حق و باطل، روز حماسه ماندگار، روزی که میدان ژاله، میدان شهدا و مصلای عشق شد و جمعه، رنگ خون به خود گرفت و جاودان شد.

 

شعر جمعه سرخ

مظاهر مصفا (شهریور 1357)

 

بر لاله شنیده ایم ژاله

بر ژاله ندیده ایم لاله

بر ژاله ببین کنون که یک دشت

لاله بدمید و خون‌فشان گشت

در ژاله نگر که یک بیابان

شد لاله پر ز خون نمایان

کشتند زنان و کودکان را

هم پیر شکسته هم جوان را...

 

در جمعه سیاه، چه بسیار جوانانی که صبح از خانه خود بیرون آمدند، ولی شب به منزل برنگشتند و برای همیشه، مادرشان را چشم انتظار گذاشتند. شاعر در شعر پیش رو، زبان حال این مادران را بیان می کند:

 

مویه مادر

 غلامحسین متین (19 شهریور 1357)

 

کجا که سر نزدم!

میان آن‌همه ‌دود،

میان آن‌همه مردم،

درون داغ و درود،

 میان آن‌همه آتش،

کنار خرمن درد،

کنار آن‌همه افتاده مشبک سرد

 از این خیال که شاید تو هم، جوانک من!

تو هم کنار خیابان، کنار یک میدان

به خاک افتادى

به ‌دست یک نامرد

شب از کرانه گذر کرد و باز آمد روز

چرا به خانة خود برنگشته‌ای تو هنوز؟

 

سرباز و افسر

حسن صالحی خمینى

 

روز جمعه، هفده شهریور 1357 است. افسر به سرباز دستور می دهد مردم را به خاک‌وخون بکشد، سرباز گلوله ای شلیک می کند و جوانی بر زمین می افتد. او ناگهان منقلب می شود و به خود می آید و رو به افسر می گوید:

 

رو به افسر نموده، گفت بگیر

این یکى هم نثار سینه تو

با صدای مهیب ژ3 پرید

بار دیگر که ژ3 داد صدا

جسم سرباز قهرمان افتاد

ای که مأمور قتل مرد و زنى

شد یقینم که خائن وطنی

جان یک خائن از حصار تنى

چه صدایى، صدای دل‌شکنى

مثل سروی به سبزه چمنى

 

 

محمود سوری

      اشارات :: شهریور 1388 - شماره 124

 

 

 

 

به مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر

 

 

لطف‌های نهفته در عيد فطر

سيد محمود طاهری

 

عيد آمد و خوش آمد، دلدار دلكش آمد

هر مرده‌ای ز گوري بر جست و پيشش آمد

دل را زبان ببايد تا جان به چنگش آرد

جان پاكشان بيايد كان يار سركش آمد

جان غرق شهد و شكر از منبع نباتش

مه در ميان خرمن زان ترك مه‌وش آمد

خاك از فروغ نفخش قبله فرشته آمد

كآب از جوار آتش، هم طبع آتش آمد

جان و دل فرشته، جفت هواي حق شد

گردون فرشتگان را زان روي مفرش آمد

ای هوشمند گوشي، كاو را كشيد دستش

وی روسپيد رويي كز وی مُخَمَش آمد

 

مفهوم‌شناسی دو واژه عيد و فطر

عيد در لغت، ‌از ماده عود‌ به معناي بازگشت است. بر همين اساس، به روزهايي كه مشكلات، از قوم و جمعيتي برطرف مي‌شود، و در ‌آن روز، به پيروزي‌ها و راحتي‌هاي نخستين بازمي‌گردند، عيد گفته مي‌شود. عيد فطر، به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماهه در ماه مبارك رمضان، صفا و پاكي فطري نخستين، به روح و جان بازمي‌گردد، و آلودگي‌هايي كه برخلاف فطرت بوده، پاك مي‌شود، عيد نام گرفته است. در روايتي از حضرت علي عليه السلام آمده است: كُلُّ يَوْمِ لا يُعْصَي‌اللهَ فيهِ فَهُوَ يَوْمُ عيدٍ؛ هر روز كه در آ‌ن، معصيت خدا نشود، روز عيد است. اين روايت نيز به همين موضوع اشاره دارد؛ زيرا روز ترك گناه، روز پيروزي و پاكي و بازگشت به فطرت نخستين است. آيت‌الله ميرزا ملكي تبريزي دراين‌باره مي‌نويسد: بدان كه عيد، عبارت از وقتي است كه خداوند از بين ايام، برگزيده است تا به بندگان جوايز و انعام بخشد؛ و آنان براي گرفتن خلعت‌ها و عطايا اجتماع كنند. و اجازه داده شد كه در برابر پروردگار حضور يابند و در درگاه او اظهار مسكنت و خواري نمايند و به بندگي اعتراف، و از گناهان استغفار و طلب آمرزش كنند. حاجات خود را عرضه بدارند و آرزوهاي خود را بازگو نمايند. و خداوند اميدوار ساخته است كه بالاتر از آرزويشان و فراتر از آنچه به دل‌هايشان خطور مي‌كند، به آنها عطا فرمايد: ازاين‌رو دوست دارد كه آنها نسبت به پروردگارشان خوش‌گمان بوده، پندار نيك داشته باشند، و اميدواري به قبول او و آ‌مرزش او داشته باشند، و بخشش او را بر عذاب او ترجيح دهند. و نااميد و زيان‌كار، آن‌كس [است] كه در مانند چنين روزي از معناي عيد غافل شود. و از امور مهم اين روز كه طلب عطوفت و رحمت از ساحت قدس حضرت رب‌العالمين است،‌ خود را بازدارد. به‌هرحال، خداوند منان، ماه رمضان را ماه مسابقه در عبادت خود قرار داده، و روز عيد، بندگان خود را براي گرفتن جايزه‌ها و عطيه‌ها دعوت فرموده است. و چون روز عيد در شريعت براي سرور و شادي قرار داده شده است. لذا نام عيد براي هر روزي كه مسرت در آن باشد، به كار مي‌رود. و در حديثي آمده است كه روز فطر، عيد قرار داده شده تا براي مسلمين، مركز اجتماعي باشد كه در آن روز گرد هم آيند، سپس حمد خداي را براي نعمتي كه برايشان ارزاني داشته شده به جاي آورند. و اما درباره مفهوم واژه فطر گفته شده است: فطر در لغت، از جمله به معناي گشودن روزه است كه واژه افطار از همين ريشه گرفته شده است. مردم در آن روز افطار مي‌كنند، و شرعاً‌ روزه گرفتن در روز عيد فطر حرام است. و عيد فطر، يكي از سه عيد بزرگ مسلمانان است كه در سراسر كشورهاي اسلامي و در ميان مسلمانان كشورهاي ديگر جهان، با مراسم خاص ديني و عرفي، هر منطقه برگزار مي‌شود.

 

 

واپسين لحظه‌های ماه مبارك رمضان

... و امروز، آخرين روز ماه مبارك رمضان است و آخرين افطار. صداي بال فرشتگان براي برچيدن سفره ماه مبارك رمضان به گوش مي‌رسد؛ و اوليای الهي، ناخرسند از اين برچيدن؛ و فرشتگان، شرمنده از ناخرسندي دوستان خدا. يك ماه، ‌بخت با روزه‌داران يار بوده و آنان را بر خوان گسترده ضيافت‌الله‌ نشانده و به مهماني نور و لبخند برده است؛ و اكنون گرچه اين سفره را برمي‌چينند و وعده آن را به سال ديگر مي‌دهند، بايد عيد گرفت آن همه مهمان‌نوازي‌هاي يك‌ماهه، و آن همه پذيرايي‌هاي ويژه شبانه‌روزي را، يادش به‌خير! از كيمياگري ماه مبارك رمضان كه لحظه لحظه عمر ما را در اين يك ماه، زرين كرده بود، نفس‌هايمان را به رنگ تسبيح درآورده و خوابمان را هم‌سنگ عبادت ساخته بود. ريزش نعمت بود و سرريز مائده‌هاي آسماني. ميزبان، همانند ماه‌هاي ديگر، سخت‌گيري نمي‌كرد براي اجابت دعاهامان شرط و شروط نمي‌گذاشت. بلكه به كمترين عبادت، بيشترين پاداش را وعده مي‌داد. ميزبانمان، هيچ ماهي همانند اين ماه، به دنبال بهانه نبود تا ما را ببخشد، به ما رو كند و دستمان را بگيرد. حتي خواب خوش بنده روزه‌دار را به بهانه ماه رمضان، عبادت به شمار مي‌آورد، و به مناسبت اين ماه مبارك، هزاران هزار بنده را ـ از زنده و مرده ـ از آتش دوزخ مي‌رهاند. او اشك‌هايمان را در اين ماه، بيش از هر زمان ديگر بها مي‌داد، ‌و ناله‌هايمان را بي‌درنگ پاسخ مي‌گفت. او در اين ماه، به جوان‌ها، بيشتر نگاه مي‌كرد و بيش از بقيه هوايشان را داشت؛ چرا كه قلب آنها پاكيزه‌تر، دل آنها ملكوتي‌تر، و موفقيتشان در خودسازي و تهذيب نفس، در اين سن بيشتر است، به تعبير امام راحل ما رحمه الله :‌ قلب جوان، لطيف و ملكوتي است، ‌و انگيزه‌هاي فساد در آن ضعيف مي‌باشد. شما تا جوان هستيد مي‌توانيد كاري انجام دهيد؛ تا نيرو و اراده جواني داريد مي‌توانيد هواهاي نفساني و خواسته‌هاي حيواني را از خود دور سازيد، ولي اگر در جواني به فكر اصلاح و ساختن خود نباشيد، ديگر در پيری،‌كار از كار گذشته است. تا جوانيد فكري كنيد؛ نگذاريد پير و فرسوده شويد. براي اصلاح نفس، ايام جواني، سزاوارتر است؛ زيرا كه هم اراده‌ قوي‌تر است، و هم كدورت و ظلمت نفس، كمتر است، و به فطرت نزديك‌تريم و هم بار معصيت، زياد نشده كه جبران آن مشكل باشد، ‌جوانان قدر ايام جواني را بدانند و اين نعمت بزرگ را با غفلت نگذرانند، كه در ايام پيري، اصلاح نفس، بسيار مشكل است.

باري؛ پروردگارمان، به جواني كه در اين ماه، چشمانش از شوق و از خوف الهي لبريز از اشك مي‌شد، به فرشتگان فخر مي‌فروخت و به آنان مي‌فرمود: بنده جوان مرا ببينيد كه چگونه به آستان ما روي آورد و...

 

وداع با ماه مبارك رمضان

يكي از آداب ماه مبارك رمضان، وداع با اين ماه عزيز در پايان آن است. آيت‌الله ملكي تبريزي در‌اين‌باره مي‌نويسد:

بدان كه زمان و مكان، گرچه از نگاه ظاهر، بي‌جان هستند، داراي حيات و شعور مي‌باشند، ‌و حتي از حب و بغض برخوردار هستند. و چون زمان، داراي ادراك،‌حيات و شعور مي‌باشد، دستور داده شده است كه با ماه رمضان خداحافظي و وداع نماييد. دراين‌باره چيزي كه اهميت دارد اين است كه شخص وداع‌كننده، در سخناني را كه بر زبان مي‌آورد، صادق باشد و راست بگويد، تا ماه رمضان او با دروغ و نفاق پايان نيابد؛ چرا كه در بخشي از جمله‌هايي كه براي وداع ـ از سوي اهل‌بيت عليهم السلام آمده است مي‌گوييم:

سلام بر تو اي هم‌نشيني كه دوري‌ات ناپسند و ناگوار است و به خداوند مي‌گويي: ما ماه رمضان را وداع مي‌كنيم درحالي‌كه وداع او بر ما گران بوده، ما را غمگين نموده،‌ و رفتن او موجب وحشت ما شده است. و چنين وداعي،‌ شكل راست و درست به خود نمي‌گيرد مگر براي كسي كه ماه رمضان را با شوق و محبت به پايان رسانده باشد، نه با تكلف و كراهت. و همچنين چنين وداعي، براي كسي كه در ماه رمضان، با آنچه اين ماه، اقتضا مي‌كرد، رفتاري مخالف داشت درست نيست؛ زيرا او در حقيقت رفيق و هم‌نشين با ماه مبارك رمضان نبوده، تا اكنون با آن خداحافظي كند. و به‌هرحال، در حقيقت، شرط وداع اين است كه وداع‌كننده، از فراق وداع‌شونده اندوهگين و محزون باشد، و وداع‌كننده، اندوهگين و محزون نخواهد بود، ‌مگر آنكه آن رفيق و هم‌نشين خود را دوست بدارد، و او را دوست نخواهد داشت مگر اينكه با او مخالفت نكند، و مراقب باشد كه در آنچه مورد رضا و محبوب اوست، مطيع و فرمان‌بر باشد. باري اگر تو به حرمت ماه رمضان و به جايگاه آن نزد پروردگار آگاه باشي، و رفتار نيك و كريمانه‌اش با خودت را بشناسي، و بداني كه حضور چنين مهماني شريفي، موجب مي‌شود تا تو گرامي شوي و به سودهاي بي‌پايان دست يابي و به اعلي عليين راه يافته، هم‌نشين پيامبران و رسولان و ملائكه مقربين گردي، با آمدنش بسي خرسند و شادمان خواهي شد، و با رفتنش بسي اندوهگين و افسرده خواهي گشت. در اين موقع است كه وداع تو با ماه مبارك رمضان همانند وداع امام سجاد عليه السلام خواهد شد. و از آن سو نيز ماه رمضان همان‌گونه كه تو با او وداع كردي،‌با تو وداع خواهد كرد، بلكه او در وداع خويش با تو، بيش از آنچه تو در وداع خود از اندوه و غم آشكار كردي، ظاهر خواهد ساخت؛ چرا كه عنايت از جانب مقام عالي، تمام‌تر و كامل‌تر از عنايت از سوي مقام داني و پايين خواهد بود.

 

شب عيد فطر و آمادگی روحی برای روز عيد

اعمال و آداب شب عيد فطر،‌ براي پيدا كردن آمادگي روحي در ورود به روز عيد سعيد فطر است. در حقيقت، آثار معنوي و روحي اعمال اين شب بر جان و دل بنده، بيشترين گنجايش را جهت دريافت هداياي معنوي و موهبت‌هاي ملكوتي در روز عيد فطر، مي‌بخشد. وقت ظهور آثار اعمال ماه رمضان و اعطاي پاداش عبادت آن، روز عيد است. بنابراين، هركس در شب عيد، مراقبت بيشتر و بهتري از خود نمايد، و در جبران كاستي‌هاي خويش بكوشد بهره بيشتري از پاداش‌هاي الهي در روز عيد خواهد داشت. و بايد دانست كه امر عبادت در اين شب، بسي مهم است. تا آنجا كه امام سجاد عليه السلام به فرزندان خويش دراين‌باره سفارش مي‌كرد و مي‌فرمود: اين شب، دست كمي از شب قدر ندارد. پس بر سالك راه، لازم است كه در اين شب، كوشش خود را افزون‌تر كند، ‌و در عبادت و مراقبت تلاش بيشتري كند؛ چرا كه با توجه به شرافتي كه اين شب دارد، وقت پاداش و آخر كار است و خدمت بيشتر و محكم‌‌تري مي‌طلبد. پس در اين شب به ائمه معصومين عليهم السلام ‌توسل جويد، و از آنها بخواهد كه او را در اصلاح اعمالش ياري نمايند. و در اين توسل، سعي كند كاستي‌هاي خود را برطرف كرده، ‌خود را به كمال برساند.

امام باقر عليه السلام مي‌فرمود: پدرم علي بن حسين عليه السلام ، شب عيد فطر را در مسجد مي‌ماند و تا صبح نماز مي‌خواند و مي‌فرمود: پسرم! اين شب، كمتر از شب قدر نيست.

حضرت علي عليه السلام نيز فرموده است: شايسته است كه آدمي در طول سال، چهار شب دست از هر كاري بردارد و به عبادت خدا بپردازد: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه ماه شعبان، و شب اول رجب.

و از اعمال ديگر اين شب، زيارت امام حسين عليه السلام ‌براي هركس و در هر كجا كه باشد. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه هركس قبر امام حسين عليه السلام را در شب عيد فطر و شب عيد قربان زيارت كند،‌ خدا گناهان گذشته‌اش را بيامرزد.
نكته‌اي كه درباره توصيه به زيارت امام حسين عليه السلام در شب عيد فطر، وجود دارد اين است كه در اين عمل، از جمله، آنچه مهم است، ‌توجه به تربت خونين شهيد، و الفاظ و مضاميني است كه در اين زيارت به كار رفته است؛ الفاظ و مضاميني كه همه حاكي است از فلسفه عاشورا، و به طور كلي، فلسفه تحرك داشتن و با حماسه بودن و قيام در برابر ستم، در هر جا و در هر وقت، ‌بدين گونه مي‌بينيم كه اسلام، عبادت را، عيد را، زيارت شهيدان را، و خلاصه همه عوامل پديد آمدن يك جامعه انساني و درست را، در هم آميخته، و در احكام خود رعايت نموده است. اين است كه در اسلام، همواره، فرد با جامعه، و جامعه با فرد، و همه با خدا در حال ارتباطند.

 

عيد فطر؛ عيد محبت دو سويه

پي بردن به مهر پروردگار نسبت به خويش، كار دشواري نيست؛ كافي است سري به دلمان بزنيم تا آن را سراي محبت خدا ببينيم، و بدانيم كه اين خود اوست كه ما را به انجام دادن كارهاي نيك و شايسته توفيق داد. اينجاست كه مطمئن مي‌شويم او به ما مهر مي‌ورزد و دوستمان دارد. به تعبير زيباي مولوي:

 

چون در اين دل برق مهر دوست جست

اندر آن دل دوستي مي‌دان كه هست

هيچ عاشق، خود نباشد وصل جو

كه نه معشوقش بود جوياي او

در دل تو مهر حق چون گشته نو

هست حق را بي‌گمان مهری به تو

 

از اين رهگذر عيد سعيد فطر، يادآور مهر خداوند به بنده خويش است. نشانه‌‌اش نيز آن است كه در دل بنده‌اش، شور و شوق پديد آورد، او را به مهماني خويش راه داد، و با مائده‌هاي آسماني از او پذيرايي كرد. اكنون نيز بر آن است تا پاداش‌هاي بزرگ، ارزاني‌اش دارد. اين ابراز دوستيِ خاموش و بي‌زبان، چندان لطيف و نازك است كه راه فهميدن آن برگشت به قلب خويش است، و اينكه چه اندازه از اين ماه عزيز استقبال كرديم، و عبادتمان چقدر با عشق به ميزبان اين ماه آميخته بود. بي‌گمان آن‌كه در اين ضيافت گسترده، عاشق‌تر و شيداتر بود، ‌دل محبوب را نسبت به خويش، مهربان‌تر و پرمهرتر مي‌يابد؛ به‌ويژه اگر اين عاشق، جواني پاك‌نهاد و باصفا باشد، كه اقتضاي جواني، شيدايي بيشتر است و عشق افزون‌تر؛ زيرا قلب جوان، پاك‌تر است و به ملكوت نزديك‌تر. چه پرشور است اين محبت دو سويه و عشق دو جانبه! آنجا كه هم عاشق، دلش براي معشوق مي‌تپد و هم معشوق، خاطرخواه عاشق مي‌شود. آري:

 

سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود

 
حافظ

 

عيد فطر و بلوغ روحی

عيد فطر، روز بلوغ روحي روزه‌داران است؛ چرا كه روزه‌داران، زماني را عيد مي‌گيرند كه توفيق يافته باشند غرايز خود را كنترل، و خواسته‌هاي نفس را ‌تعديل كنند. اگر تا پيش از ماه مبارك، معيار سرور و خوش‌حالي، پاسخ‌گويي به غرايز و خوردن و آشاميدن به دل‌خواه بود، اكنون معيار خوش‌حالي، بازداشتن غرايز از زياده‌خواهي‌هاست؛ يك‌ ماه، شكم از آب و نان، ‌تهي داشتند و گوهرهاي اجلالي جایگزين آن ساختند:

 

گر تو اين انبان ز نان خالي كني

پر ز گوهرهاي اجلالي كني

 

و سي روز، جان را از شر شيطان بازداشتن، انباز گشتن و شريك شدن با ملائكه است:

 

طفل جان از شير شيطان باز دار

بعد از آنش با مَلَك، انباز دار


باری، خداوند، بي‌آنكه لذت‌هاي مادي را براي بندگانش ناديده گيرد و بندگانش را از دست‌يابي به لذت‌ها و خوشي‌ها، در اندازه معقول و مشروع آ‌ن بازدارد به مناسبت‌هاي گوناگون، ذهن بندگانش را به لذت‌هاي فراتر از لذت‌هايي زودگذر و ناچيز مادي و حسي متوجه مي‌سازد، و لذت حقيقي و خوشي راستين را به آنان مي‌نماياند. عيد فطر، يكي از آن بهانه‌هاي خدايي است براي چشاندن طعم لذت معنوي به بندگان روزه‌دار، و اينكه عيد حقيقي و لذت متعالي، در بلوغ روحيِ برآمده از كنترل خواهش‌ها و مهار غريزه‌ها نهفته است. و جشن واقعي را بايد براي دست‌يابي به چنين مقامي برپا نمود. به اين حديث دل‌نشين از حضرت علي عليه السلام توجه كنيم: اِنَّما هُوَ عيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللهُ صِيامَهُ و شَكَرَ قِيامَهُ، وَ كُلُّ يَوْمٍ لا يُعْصَي اللهُ فيهِ فَهُوَ عيدٌ؛ اين عيد كسي است كه خدا روزه‌اش را پذيرفته، و نماز وي را سپاس گفته است، و هر روز كه خدا در آن نافرماني نشود، ‌روز عيد است.

گر چه لذت‌هاي مادي،‌ در جاي خود، مايه آرامش روحي و اسباب تعالي معنوي است، از ياد نبريم كه جايگاه اين دست از لذت‌ها،‌ همواره در حد يك وسيله است، نه هدف. هدف، همان، دست‌يابي به لذت‌هاي معنوي است كه فراتر از لذت‌هاي حسي است و رسيدن به آن نيز نشانه بلوغ روحي انسان است. به تعبير جبران خليل جبران: لذت حسي، سرود آزادي است، اما نفس آزادي نيست، شكوفه‌هاي آرزوست اما ميوه آ‌ن نيست. لذت حسي، ژرفايي است كه ما را به بلندا مي‌خواند، اما خود، بلند نيست. لذت، قفسي است كه در فضا بال گرفته، اما بي‌حجاب، با فضاي بي‌كران پيوند ندارد. لذت‌هاي متعالي را در فراتر از اين گونه لذت‌ها بجوييد.

بنابراين، عيد فطر، بلوغ حقيقي عارفان و روزه‌داران اهل دل است، بدان نشان كه نمونه‌اي از يك لذت معنوي و فرا حسي را مي‌چشند، و از اين راه به سوي لذت‌هايي والا هدايت مي‌شوند.

 

عيد فطر و اذن عام رحمت پروردگار

عيد فطر، روز جوشش رحمت الهي است. در حقيقت، ‌يكي از حكمت‌هاي مهم تشريع عيد فطر و بيرون آمدن براي نماز در اين روز، اظهار رأفت و رحمت و بسط جود و كرم و احسان پروردگار نسبت به بندگان خويش است. و اين اذن عمومي در اين روز، اقتضاي برچيدن بساط قهر و غضب و گسترش پرچم‌هاي الطاف پروردگار است؛ و بيم و هراس، با آن تناسبي ندارد، هر چند بنده را گناهان همه عالَم باشد. و در اين مقام مي‌سزد كه بنده را نسبت به خداي بزرگ، حسن ظن يعني گمان نيك و اميد بسيار به رحمت و كرم و عطاياي پروردگار باشد. پس به اندازه گمان نيك به خدا، دريافت موهبت و عطايا از سوي او افزايش مي‌يابد. بي‌گمان در چنين روزي، خوف و ترس، جز براي كسي كه سوءظن به آفريدگار دارد نيست. پس به حكم عقل و ادب و ايمان، واجب است كه اميد بنده به بخشش و عفو و فضل و رسيدن به آرزوها قوي‌تر و بيشتر باشد و بايستي كه خويشتن را با بندگان صالح و شايسته خدا هم‌نشين نمايد، هر چند از آنها نباشد؛ و با توسل به اولياي الهي، به سوي خداوند رو كند، هر چند تاريكي گناه از چهره او پيدا باشد؛ و بداند كه خداوند در چنين روزي در مقام سخت‌گيري و مناقشه نيست،‌ و در مقام آن است كه هيچ بند‌ه‌اي را تهي‌دست از آستان قدس خويش برنگرداند.

 

پرهيز از كارهای لغو و بيهوده در روز عيدفطر

از نگاه قرآني،‌ يكي از ويژگي‌هاي مؤمنان، پرهيز از كارهاي لغو و بيهوده است. خداوند درباره مؤمنان مي‌فرمايد: وَ الّذينَ هُمْ عَنِ اللّغْوِ مُعْرِضُونَ؛ و آنها كه از لغو و بيهودگي رو‌ي گردانند. ( مؤمنون: 3) همچنين مي‌فرمايد: وَ إِذا سَمِعُوا اللّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ؛ هر گاه سخن لغو و بيهوده‌اي بشنوند، از آن روي مي‌گردانند. (قصص: 55)

مقصود از كارهاي لغو،‌ همان‌گونه كه بعضي از مفسران بزرگ گفته‌اند، هر گفتار و عملي است كه فايده قابل ملاحظه‌اي نداشته باشد. و از آنجا كه همه حركات و خطوط زندگي مؤمنان، هدفي مفيد و سازنده را دنبال مي‌‌كند، به همين دليل، آنها از كارهاي لغوي كه بي‌هدف و بدون نتيجه است دوري مي‌كنند. گفتني است كه كارهاي لغو، تنها شامل سخنان و افعال بيهوده نمي‌شود، بلكه افكار بيهوده و بي‌پايه‌اي كه انسان را از ياد خدا غافل و از انديشه در آنچه مفيد و سازنده است باز مي‌دارد، همه در دايره لغو قرار مي‌گيرند. دوري از كارهاي بيهوده در زمان‌هاي ويژه و مهم، چون روز عيد فطر،‌ اهميت بيشتري مي‌يابد. بندگان مؤمن و صالح خداوند، در طول سال از اين كارها پرهيز مي‌كنند و در روزهايي چون عيد سعيد فطر، مراقبت و كوشش بيشتري در اين باره خواهند داشت. امام حسن عليه السلام ‌در روز عيد فطر، برخي را ديد كه به لهو و لعب و خوش‌‌گذراني سرگرم‌اند. حضرت با ديدن اين منظره، به اصحاب خود فرمود: همانا خداي عزّوجلّ، ماه رمضان را ميدان مسابقه براي بندگان خود قرار داد،‌كه در آن، به فرمان‌بري و جلب خشنودي او، از يكديگر پيشي گيرند. پس گروهي پيشي گرفتند و برنده شده و رستگار گشتند،‌ و گروهي نيز نافرماني كرده، از مسابقه باز ماندند. و بسيار جاي شگفتي است از كساني كه در روزي كه نيكوكاران در آن پاداش و هديه دريافت مي‌كنند، و تقصيركاران در آن زيان مي‌برند، به بازي و كارهاي بيهوده مشغول باشند.

 

پرهيز از كارهای لغو و بيهوده در روز عيدفطر

از نگاه قرآني،‌ يكي از ويژگي‌هاي مؤمنان، پرهيز از كارهاي لغو و بيهوده است. خداوند درباره مؤمنان مي‌فرمايد: وَ الّذينَ هُمْ عَنِ اللّغْوِ مُعْرِضُونَ؛ و آنها كه از لغو و بيهودگي رو‌ي گردانند. ( مؤمنون: 3) همچنين مي‌فرمايد: وَ إِذا سَمِعُوا اللّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ؛ هر گاه سخن لغو و بيهوده‌اي بشنوند، از آن روي مي‌گردانند. (قصص: 55)

مقصود از كارهاي لغو،‌ همان‌گونه كه بعضي از مفسران بزرگ گفته‌اند، هر گفتار و عملي است كه فايده قابل ملاحظه‌اي نداشته باشد. و از آنجا كه همه حركات و خطوط زندگي مؤمنان، هدفي مفيد و سازنده را دنبال مي‌‌كند، به همين دليل، آنها از كارهاي لغوي كه بي‌هدف و بدون نتيجه است دوري مي‌كنند. گفتني است كه كارهاي لغو، تنها شامل سخنان و افعال بيهوده نمي‌شود، بلكه افكار بيهوده و بي‌پايه‌اي كه انسان را از ياد خدا غافل و از انديشه در آنچه مفيد و سازنده است باز مي‌دارد، همه در دايره لغو قرار مي‌گيرند. دوري از كارهاي بيهوده در زمان‌هاي ويژه و مهم، چون روز عيد فطر،‌ اهميت بيشتري مي‌يابد. بندگان مؤمن و صالح خداوند، در طول سال از اين كارها پرهيز مي‌كنند و در روزهايي چون عيد سعيد فطر، مراقبت و كوشش بيشتري در اين باره خواهند داشت. امام حسن عليه السلام ‌در روز عيد فطر، برخي را ديد كه به لهو و لعب و خوش‌‌گذراني سرگرم‌اند. حضرت با ديدن اين منظره، به اصحاب خود فرمود: همانا خداي عزّوجلّ، ماه رمضان را ميدان مسابقه براي بندگان خود قرار داد،‌كه در آن، به فرمان‌بري و جلب خشنودي او، از يكديگر پيشي گيرند. پس گروهي پيشي گرفتند و برنده شده و رستگار گشتند،‌ و گروهي نيز نافرماني كرده، از مسابقه باز ماندند. و بسيار جاي شگفتي است از كساني كه در روزي كه نيكوكاران در آن پاداش و هديه دريافت مي‌كنند، و تقصيركاران در آن زيان مي‌برند، به بازي و كارهاي بيهوده مشغول باشند.

 

عيد فطر و موهبت‌هايی همسو با درجه‌های روزه ‌داران

گر چه روز عيد فطر، روز بارش رحمت پروردگار و لبريز شدن موهبت‌هاي اوست، همه از اين عطاهاي الهي بهره يكسان ندارند، بلكه هر كس به فراخور گنجايش روحي خويش و تلاشي كه در اين يك‌ ماه انجام داده است، از عنايت‌هاي آفريدگار بهره‌مند مي‌شود. آيت‌الله ملكي تبريزي، مرتبه‌هاي روزه‌داران و دريافت پاداش‌هاي متفاوت الهي در روز عيد فطر را اين گونه بازگو كرده است:

گروهي، تنها از سر تكليف روزه گرفته‌اند، و از روی تكلف و سختي خود را از خوردن و آشاميدن و هر آنچه هنگام روزه بر آنان حرام است بازداشتند. و اين را خدمتي دانسته و طاعتي پنداشته، و بر خدا بر چنين روزه‌اي منت نهادند، در حالي كه از گناهان اجتناب نكرده، هنگام روزه از دروغ و غيبت و تهمت و دشنام و آزار به ديگران دوري نكرده‌اند. اين گروه گر چه روزه‌داران گنهكارند، اگر در روز عيد فطر گمان نيك به خداوند داشته باشند، خداوند به همان اندازه كه از روي تكلف روزه‌ گرفته‌اند پاداششان مي‌دهد، و آنها را به پاره‌اي از ثواب‌ها مي‌رساند.

و اما گروه ديگر، كساني هستند كه به هنگام روزه، مراقب جوارح خويش بودند تا گناهي مرتكب نشوند، و به غيبت و دشنام و آزار، دچار نگردند. ولي در اين امر، توفيق كامل نيافته، گاهي نيز به گناه دست يازيدند؛ اما توبه و استغفار را از كف ننهادند. آنها به اندازه نشاط خود گاهي اعمال مستحب را نيز انجام داده و در حد توان، از مكروهات پرهيز مي‌كردند. اين گروه آنهايي هستند كه پروردگارشان آنها را به تبديل بدي‌هايشان به خوبي‌ها، وعده داده، جزاي عبادت‌هايشان را برتر از آرزوهاشان عطا خواهد فرمود.

گروهي هم، نداي خداوند را اجابت كرده، با تمام توان، از دل و جان خويش مراقبت كرده، سعي كردند به هيچ خيري بدون خير ديگر راضي نشوند، بلكه همه خيرات را در اين ماه به دست آورند. آنها آنچه لازم بود، انجام دادند، و خود را در اداي شكر اين نعمت، ناتوان مي‌دانند. خداوند، حُسن خدمت اين گروه را مي‌پذيرد، و با افزايش هدايت خويش درباره آنان، آنها را كامياب مي‌سازد، و از انوار قرب خود آنها را مي‌پوشاند، و آنان را به بندگان خاص خود مي‌رساند.

و اما گروه آخر كساني هستند كه لذت نداي حق، رنج گرسنگي و شب‌زنده‌داري را از ياد آنها برده، و با شوق و شكر، بلكه با وجد و سرمستي، اين ماه را به پايان رساندند. آنها خطاب رب‌العالمين را با گوش جان شنيده و لبيك گفتند، و در انجام كارهاي خير در اين ماه شتاب ورزيدند. پروردگار آنها را به مقام قرب خويش فرا مي‌خواند، و در پيشگاه خود، با اولياي الهي هم‌نشين مي‌كند،‌و به آنها چندان از بها ‌و نور و بهجت و سرور عطا مي‌فرمايد كه نه چشمي ديده و نه به قلب بشري خطور كرده است.

 

عيد فطر و موهبت‌هايی همسو با درجه‌های روزه ‌داران

گر چه روز عيد فطر، روز بارش رحمت پروردگار و لبريز شدن موهبت‌هاي اوست، همه از اين عطاهاي الهي بهره يكسان ندارند، بلكه هر كس به فراخور گنجايش روحي خويش و تلاشي كه در اين يك‌ ماه انجام داده است، از عنايت‌هاي آفريدگار بهره‌مند مي‌شود. آيت‌الله ملكي تبريزي، مرتبه‌هاي روزه‌داران و دريافت پاداش‌هاي متفاوت الهي در روز عيد فطر را اين گونه بازگو كرده است:

گروهي، تنها از سر تكليف روزه گرفته‌اند، و از روي تكلف و سختي خود را از خوردن و آشاميدن و هر آنچه هنگام روزه بر آنان حرام است بازداشتند. و اين را خدمتي دانسته و طاعتي پنداشته، و بر خدا بر چنين روزه‌اي منت نهادند، در حالي كه از گناهان اجتناب نكرده، هنگام روزه از دروغ و غيبت و تهمت و دشنام و آزار به ديگران دوري نكرده‌اند. اين گروه گر چه روزه‌داران گنهكارند، اگر در روز عيد فطر گمان نيك به خداوند داشته باشند، خداوند به همان اندازه كه از روي تكلف روزه‌ گرفته‌اند پاداششان مي‌دهد، و آنها را به پاره‌اي از ثواب‌ها مي‌رساند.

و اما گروه ديگر، كساني هستند كه به هنگام روزه، مراقب جوارح خويش بودند تا گناهي مرتكب نشوند، و به غيبت و دشنام و آزار، دچار نگردند. ولي در اين امر، توفيق كامل نيافته، گاهي نيز به گناه دست يازيدند؛ اما توبه و استغفار را از كف ننهادند. آنها به اندازه نشاط خود گاهي اعمال مستحب را نيز انجام داده و در حد توان، از مكروهات پرهيز مي‌كردند. اين گروه آنهايي هستند كه پروردگارشان آنها را به تبديل بدي‌هايشان به خوبي‌ها، وعده داده، جزاي عبادت‌هايشان را برتر از آرزوهاشان عطا خواهد فرمود.

گروهي هم، نداي خداوند را اجابت كرده، با تمام توان، از دل و جان خويش مراقبت كرده، سعي كردند به هيچ خيري بدون خير ديگر راضي نشوند، بلكه همه خيرات را در اين ماه به دست آورند. آنها آنچه لازم بود، انجام دادند، و خود را در اداي شكر اين نعمت، ناتوان مي‌دانند. خداوند، حُسن خدمت اين گروه را مي‌پذيرد، و با افزايش هدايت خويش درباره آنان، آنها را كامياب مي‌سازد، و از انوار قرب خود آنها را مي‌پوشاند، و آنان را به بندگان خاص خود مي‌رساند.

و اما گروه آخر كساني هستند كه لذت نداي حق، رنج گرسنگي و شب‌زنده‌داري را از ياد آنها برده، و با شوق و شكر، بلكه با وجد و سرمستي، اين ماه را به پايان رساندند. آنها خطاب رب‌العالمين را با گوش جان شنيده و لبيك گفتند، و در انجام كارهاي خير در اين ماه شتاب ورزيدند. پروردگار آنها را به مقام قرب خويش فرا مي‌خواند، و در پيشگاه خود، با اولياي الهي هم‌نشين مي‌كند،‌و به آنها چندان از بها ‌و نور و بهجت و سرور عطا مي‌فرمايد كه نه چشمي ديده و نه به قلب بشري خطور كرده است.

  

 

زكات عيد فطر، بازتاب دگرگرايی و مهرورزی

 

مرا بستگي‌هاست با نوع خويش

كه از رنج نوعم، بوَد رنج بيش

پي راحت نوع، رنج آورم

كه از سعي ايشان به راحت درم

 
يكي از كارهای واجب در روز عيد فطر، پرداخت زكات فطره است. پيام بزرگ اين دستور ديني، مهرورزي و دگرگرايي، و از حكمت‌هاي آن، سامان بخشيدن و رونق دادن به حيات مادي جامعه اسلامي است. زكات فطره، يعني تقسيم شادي‌هاي خود با ديگر مسلمانان،‌و كوشش براي ريشه‌كن ساختن فقر در جامعه اسلامي؛ يعني دغدغه هم‌كيشان در سر، و مهر مسكينان و از پاي‌افتادگان در دل داشتن؛ يعني خوشبختي را تنها براي خود نخواستن، و بينوايان را نيز در آن سهيم كردن.

خداوند، زكات فطره را در عيد فطر بر روزه‌داران واجب كرد تا به آنان بياموزد كه هيچ‌گاه از احوال تهي‌دستان و فقيران بي‌خبر نمانند، حتي در شادترين لحظه‌ها. باري، اگر امروز عيد است،‌ بايد براي همه عيد باشد؛ چه آنان‌كه ثروتمندند و چه آنها كه تهي‌دست‌اند. اگر عيد فطر، زمان خوشي و طرب است بايد براي همگان باشد؛ چه آنها كه توان پرداخت زكات فطره را دارند، و چه آنان‌كه از ـ بَد حادثه ـ از اين امر ناتوان شده‌اند. يكي از انديشمندان معاصر در اين باره مي‌نويسد:

در عيد فطر، به جز كارهاي نيك و ديدار دانشمندان و نيكان و ارحام و خويشان، مسئله ديگري نيز مطرح است، و آن پرداختن زكات فطره است. با در نظر گرفتن شماره مسلمين جهان، ‌زكات فطره مبلغ قابل توجهي مي‌شود. و البته در يك نظام اجتماعي ديني، مي‌توان مصرف اين‌گونه وجوهات كلان را از حالت فردي، به صورت جمعي تبديل كرد، و در راه مبارزه با فقر، و ايجاد كارخانه‌ها و مؤسسات علمي و فرهنگي و پژوهشي و طبي و بيمارستان و كودكستان و دانشگاه و آزمايشگاه، و سرمايه‌گذاري براي كشف‌هاي علمي و دارويي، و تقويت مرزهاي اسلامي، و گسترش اسلام در جهان، با وسايل زمان، و ده‌ها مسئله اجتماعي و انساني ديگر به كار برد. در دين اسلام و فهميدن احكام آ‌ن، بايد همواره يك مسئله بسيار مهم را در نظر داشته باشيم. و آن مسئله اين است كه در اسلام، به احكام، نه‌تنها جنبه اخروي و اخلاقي داده شده است، بلكه اسلام هر دستوري را با مايه دنيوي و اجتماعي نيز آميخته، و به زندگي روزانه و حركات اجتماعي و روابط انساني، پيوند داده است.

 

 

عيد فطر و استغاثه به پيشگاه امام زمان(عج)  و درخواست ظهور او از خداوند

آيت‌الله ملكي تبريزي مي‌نويسد:

چون خواستي براي نماز عيد بيرون روي، بر توست كه از مصيبتي كه براي غيبت امام زمانت بر تو وارد شده است ياد كني، و به آنچه از بركات و انوار زمان حضور او از نشر عدالت و محو جور و ضلالت، و افراشته شدن پرچم عزت اسلام و حرمت قرآن، و رواج ايمان و كامل شدن عقل‌ها كه بهره انسان‌ها مي‌شود نظر كني، و به صداي بلند او را ندا داده و بگويي‌:

ای زاده احمد آيا راهي به سوي تو هست كه ملاقات شوي؟ كِي باشد كه تو ما را ببيني و ما تو را ببينيم كه به ديدارت ديدگانمان روشن شود و به راهنمايي‌ات هدايت شويم؟ و تو ما را از حقايق اموري كه بر ما دشوار است آگاه سازي و گره مشكلات را بگشايي. آيا چشم‌هاي من به نور جمال تو روشن خواهد شد؟‌ و آيا از شربت گواراي وصال تو سيراب خواهم گشت؟ آقاي من! چون در وصال تو و لذت ديدار تو انديشه مي‌كنم، و در احوال نزديكان و هم‌جواران تو تأمل مي‌‌نمايم، و به آنها كه به زيارت جمال تو شرفياب شدند مي‌نگرم، دلم لبريز از حسرت مي‌شود.

آقای من! حال جويندگان تو و مشتاقان جمال تو همانند حال ديگر مشتاقان نيست؛ چرا كه جمال تو را با هيچ جمال ديگر مقايسه نتوان كرد، و بزرگي تو را با هيچ بزرگ ديگر برابر نتوان دانست. و هجران تو نيز مانند هجران ديگر معشوق‌ها نيست. آقاي من! اين استغاثه ماست به آستان تو، و دعاهاي ماست برای تعجيل در ظهور تو.

 

رواق منظر چشم من آشيانه توست

كرم نما و فرود آ كه خانه خانه توست

به تن مقصّرم از دولت ملازمتت

ولي خلاصه جان، خاك آستانه توست

 

 

       گلبرگ جوان / كد: 1622 / شهريور 1389

گلبرگ 122 / مدير مسئول: داود رجبي‌نيا

 

مديريت    
علوی     

 

 مدیریت علوی

 

 

 

مقدمه

از دیدگاه اسلام به طور عام، و در نگاه امام على (علیه السلام) به طور خاص، مدیریت و مسئولیت در حکم امانتى است که به مدیر سپرده مى شود تا براى مدتى معین به عنوان مجرى یا امانتدارى در آن جایگاه انجام وظیفه کند.

مدیریت و مسئولیت، امانت گران‌سنگى است که باید به اهلش سپرده شود، زیرا آنچه موجب گردش درست امور و سلامت و صلابت کارها مى‌شود، آن است که مشاغل مدیریتى از یک سو امانت تلقى شود، و از سویى دیگر به افراد شایسته و توانمند واگذار گردد. این نوع نگاه به مسئولیت باعث مى‌شود که در انتخاب افراد براى مدیریت و یا هر شغل دیگر، شایسته‌سالارى مراعات گردد، و افرادى شایسته براى به دست گرفتن آنها انتخاب شوند. امام على (علیه السلام) در نامه‌اى به یکى از کارگزاران خویش، امانت بودن مسئولیت و مدیریت را متذکر شده و مى فرماید:

و ان عملک لیس لک بطعمة و لکنه فى عنقک امانه1 : (کارى که در دست توست ، طعمه نیست ، بلکه امانتى است بر گردن تو.) کسانى که بدون توجه به اصل امانت بودن مدیریت، و بدون برخوردارى از شایستگى‌ها و توانایى‌هاى لازم، مدیریت و مسئولیتى را مى پذیرند، و نیز کسانى که چنین افرادى را انتخاب مى‌کنند، مرتکب خیانت شده‌اند اما علی (علیه السلام) به رفاعه، یکى دیگر از کارگزاران خویش مى‌فرماید:

و اعلم یا رفاعه ان هذه الامارة امانة فمن خانه فعلیه لعنة الله الى یوم القیامه2 (اى رفاعه! بدان که این امارت و مدیریت، امانتى است که هر کس به آن خیانت کند، لعنت خدا تا روز قیامت بر او باشد.

 

برنامه ‌ریزى

برنامه‌ریزى از ارکان مدیریت و از جمله وظایف اصلى مدیران است، و نقشى اساسى در موفقیت و پیشرفت سازمان‌ها دارد. ضرورت برنامه‌ریزى قبل از هر گونه اقدام و اهمیت ویژه آن مسئله‌اى عقلى است، و تبیین و استدلال چندانى نیاز ندارد. روشن است که اقدام به هر کاری، بدون بررسى جوانب مختلف آن و قبل از برنامه‌ریزى لازم، بیانگر نقصان عقل و یا عدم بهره‌گیرى مناسب از این نعمت بزرگ الهى است و پیروزى و موفقیت در کار را ارزانى انسان نخواهد کرد.

حضرت على (علیه السلام) عقلى بودن مسئله برنامه‌ریزى را مورد تاکید قرار داده و مى فرماید: ادل شى ء على غزاره العقل حسن التدبیر3 (بهترین دلیل بر کمال عقل ، خوب برنامه ریزى کردن است.)

در برخى روایات نقل شده از امام على (علیه السلام) به بعضى از آثار مثبت برنامه‌ریزى اشاره شده است، مانند جلوگیرى از اشتباه، افزایش بهره ‌ورى، مقابله با تهدیدات، کمک به تصمیم‌گیرى اثر بخش، ایجاد آرامش درونى، کمک به حل مشکلات سازمان و مصونیت از پشیمانى.

البته باید توجه داشت که صرف برنامه ‌ریزى، موجب موفقیت سازمان نمى شود، بلکه برنامه‌اى مى‌تواند مقدمات موفقیت و پیشرفت سازمان را فراهم کند که اصولى، منطقى و متناسب با امکانات و شرایط سازمان طراحى شده باشد. برنامه‌ریزى غیر اصولى و نامتناسب، نه تنها کمکى به پیشرفت سازمان نمى‌کند، چه بسا باعث شکست، ناکامى و حتى فروپاشى سازمان شود.

امیر مؤمنان على (علیه السلام) مى فرماید:

سوء التدبیر، سبب التدمیر4 (بدی برنامه ریزى کردن، موجب هلاک و فرو پاشى است.)

 

تصمیم گیرى

تصمیم‌گیرى از اهمیت بسیار و جایگاهى ویژه در مدیریت برخوردار است، تا جایى که برخى پژوهشگران و صاحب نظران، تصمیم‌گیرى و مدیریت را هم‌معنا و مترادف دانسته و معتقدند که مدیریت چیزى جز تصمیم‌گیرى نیست. تصمیم‌گیرى کانون اصلى مدیریت را تشکیل مى‌دهد.

مدیران، تصمیمات متعددى را در موضوعات مختلفى که براى سازمان پیش مى‌آید، اتخاذ مى کنند. برخى از این موضوعات بسیار مهم و حیاتى‌اند، و اگر تصمیمات خوب و به موقع گرفته نشود، ممکن است خسارت‌ها و شکست‌هاى بزرگ و غیرقابل جبرانى به وجود آورد. در چنین مواردى ضرورت اتخاذ تصمیمات عاقلانه و منطقى بیشترنمایان مى‌شود. تنها این گونه تصمیم‌گیرى‌هاست که سازمان را از مشکلات نجات مى‌ دهد و موجب پیمودن راه تکامل مى شود؛ همان گونه که امام على علیه السلام فرمود:

راى العاقل ینجى5 تصمیم‌گیرى منطقى و تصمیم‌هاى صحیح و خردمنداند، تأثیر عمیق بر امور مختلف سازمان دارد، و مى‌تواند سازمان را در دستیابى به اهداف سازمانى یارى دهد. تصمیم ‌گیرى آن ‌گاه که با دقت، دوراندیشى و ژرف ‌نگرى همراه باشد، دستیابى به اهداف سازمانى و موفقیت و اثر بخشى سازمان را تا حد زیادى تضمین مى‌کند.

حضرت على علیه السلام فرمود:

اذا اقترب العزم بالحزم کملت السعادة 6 (هنگامى که تصمیم با دور اندیشى همراه شود، سعادت کامل گردد.)7

 

پی‌نوشت‌ها :

 1. نهج البلاغه، نامه 5

2. نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج5، ص 36

3. غررالحکم ودرر الکلم، حدیث 3151

4. همان، ح 5571

5. همان، ح 5424

6. همان، ح 4067

7. اقتباس از کتاب مدیریت علوى،نوشته آقایان ابوطالب خدمتى، علی آقاپیروزی و عباس شفیعى.

 

منبع : http://www.hawzah.net

 

جمله      
 مديريتی
    

 

موفقیت

 

 

موفقيت پيش رفتن است، نه به نقطه  پايان رسيدن.
 

رابينز

شرح:

 قدم برداشتن در جهت رسيدن به هدف، نشاني از حضور پويايي است. ولي رسيدن به آن، ايستايي و عدم تحرك را ايجاد مي كند. پس چه بهتر كه اگر به هدف يا اهداف خود رسيديم، هدفي بزرگتر برگزينيم، تا در يک نقطه درجا نزنيم. سعي كنيم پيوسته هدفهای بزرگتری را انتخاب كنيم، تا زندگي مردابي را به زندگي رودخانه ای تبديل نماييم.

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

اعمال روزه دار

 

 

امام صادق(ع) فرمودند :


خواب روزه دار عبادت، خاموشی او تسبیح،
عمل وی پذیرفته شده و دعای او مستجاب است.

 

طنز       
مديريتی    

 

 حکایت باغ  و شغال

 

روزی روزگاری ، شغالی از کنار باغی مي‌گذشت.وسوسه شد که وارد آنجا شود ، اما هیچ راه نفوذی نیافت.مگر سوراخی کوچک که جثه شغال از آن بزرگتر بود.او تصمیم گرفت ریاضت بکشد و لاغر شود.روزها گرسنگی را تحمل کرد و خودش را لاغر کرد تا آنکه توانست وارد باغ شود.پس از ورود به باغ ، در آنجا خوش گذراند.از میوه‌ها و خوردنی‌های باغ بسیار خورد و استراحت کرد.چند وقتی گذشت و حوصله اش سر رفت.دیگر نمی خواست بیش از آن در فضای محصور باغ بماند.مي‌خواست از باغ خارج شود که دید در این مدت چاق شده و باز هم نمی تواند از سوراخ عبور کند.روزها گرسنگی را تحمل کرد و خودش را لاغر کرد تا آنکه توانست با زحمت خود را از سوراخ بیرون بکشد.برای آخرین بار نگاهی به باغ کرد و گفت :

 ‌ای باغ، عجب جایی هستی ، گرسنه و لاغر داخل شدم و گرسنه و لاغر هم بیرون شدم !

 

منبع : جوکستان

 

حکايت     
مديريتی    

 

شکارچیان روباه

 

 

پیرمرد شکارچی روباه، که بهترین شکارچی منطقه بود، سرانجام تصمیم گرفت بازنشسته شود. جوانی به دیدنش آمد.

جوان گفت: می خواهم شکارچی روباره شود. آمده ام تا تمام فوت و فن شما را یاد بگیرم و بهای آموزش تمام فنون شکار را هم می پردازم.

پیرمرد پذیرفت و تمام فنون و اسرار شکار روباه را به او آموخت. مدتی گذشت، پیرمرد جوان را دید . از او پرسید: خوب، شکار چطور است؟

جوان گفت: حتی یک روباه هم شکار نکرده ام.

پیرمرد تعجب کرد و پرسید: تمام نصیحت های مرا انجام دادی؟

جوان چشم هایش را به زمین دوخت و پاسخ داد : خوب، راستش را بخواهید نه. به نظرم رسید که روش شما خیلی قدیمی است و خودم روش جدیدی برای شکار روباه پیدا کردم.

 

شرح:

1- اگر یک روش یا فن، کارایی و اثربخشی خود را در عمل به اثبات رسانده است، صرف قدیمی بودن، نباید آن را با روش جدیدی که برتری آن اثبات نشده است جایگزین کنیم. متأسفانه امروزه در حوزه مدیریت ، این اتفاق زیاد به چشم می خورد که در اصطلاح علمی و حرفه ای به آن موج های مدیریتی می گویند. هر روز روش جدیدی مطرح می شود ، سمنیارها، همایش ها و مسابقات مختلفی برگزاری می شود و جوایز و گواهینامه های متعددی اعطاء می شود اما به واسطه تلاش های صورت گرفته ، روباهی شکار نمی شود.

2- اگر نمی توانیم روش های کلاسیک مدیریتی را به خوبی اجرا کنیم (دانش آن را نداریم، به شکل مناسب آن را بومی نمی کنیم، از افراد با تجربه و مشاوران حرفه ای استفاده نمی کنیم)، دلیل بر ناکارآمدی این روش ها نیست. با این رویکرد، روش های جدید را نیز به شکل درست به کار نمی گیریم و بعد از مدتی، آن روش ها نیز قدیمی می شوند و باید به دنبال روش های جدید دیگری باشیم.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

سلامت سازمانی

 

 

آموزشهای غیر مستقیم بهترین نوع آموزش و تاثیر گذار ترین آنها هستند . اگر آنچه را می گوییم خودمان عمل نکنیم یا رفتار غلط داشته باشیم و در کلام هم غلط را ترویج کنیم پرسنل دقیقا خودشان را با ما مدیران تطبیق می دهند . خیلی از خصلتها و رفتارهای مدیران به زیر مجموعه شان منتقل می شود . یک مدیر که رفتار تهاجمی دارد و در مقابل هر حرفی و انتقادی و پیشنهادی موضع می گیرد همین رفتار را به تیم کاری اش منتقل می کند . مدیری که تعقل و برخورد منطقی وبا گذشت را در پیش می گیرد در نهایت همکارانی را دارد که هم با او و هم با پرسنل دیگر بخشها همین برخورد را خواهند داشت . آنچه شخصیت یک سازمان نام دارد همین رفتارهایی است که توسط مدیران ارشد هر سازمان به کالبد سازمان روح می دمد . مدیر ارشد هر سازمان وظیفه هماهنگی رشد در بخشهای مختلف سازمان را بر مبنای اصول مورد اعتقادش را بعهده دارد . آنچه دو سازمان را که از نظر ماشین آلات و تکنولوژی و نیروهای متخصص در یک رده قرار دارند از هم متمایز می کند همین روح و شخصیت سازمانی است . سلامت این روح و تقویت ان از هر چیزی در یک سازمان مهمتر است . این سلامت می تواند تضمین کننده موفقیت یک سازمان باشد . یک سازمان سالم نیروهایی دارد که در عین متفاوت بودن از لحاظ تخصص و اخلاق فردی در جهت منافع سازمان عمل می کنند . در عین جدل و بحث کاری پس از رسیدن به نتیجه و تصمیم گیری در جهت اجرای تصمیم گرفته شده تلاش می کنند هر چند با صد در صد آن نیز موافق نباشند. در یک سازمان سالم در گفتگوها شفافیت وجود دارد .یک واحد صنعتی حزب سیاسی نیست . در واحد صنعتی ایجاد فراکسیون و دسته و گروه و تصمیم گیری مصلحتی سازمان را بیمار می کند . یک واحد صنعتی یک بنگاه اقتصادی است و هدفش سود آوری است . سهامدار می تواند هر کار عام المنفعه ای را انجام دهد ولی آن مسئله ای جدا است . روز چهارشنبه در همایش معرفی سیستم جدید ارزیابی جایزه ملی کیفیت با بنیانگذار شرکت تولید کننده یک بستنی معروف که جدیدا وارد بازار شده است گفتگو می کرد م می گفت یک بیمارستان تخصصی کلیه در شیراز ساخته است که خدمات رایگان به مردم ارائه می کند و بزودی افتتاح می شود . در دانشگاه یک استاد داشتم که ۱۶ واحد درسی ام را با او گذراندم و در سال ۷۳ هم استاد نمونه شد برای دریافت حق التدریسش تا می توانست چانه میزد و بالا ترین نرخ را تقاضا می کرد و بعد هنگام دریافت همه را به حساب انجمن حمایت از بیماران جذامی می ریخت .یک سازمان می تواند مسئولیت اجتماعی خود را عمل کند ولی این دلیل نمی شود که اقتصادی کار نکند و در تصمیم گیریها بدون توجه به اصل سود آوری مسائل حاشیه ای دیگر را اصل کند . سازمان زنده سازمان سود آور است . هر چیزی که به این اصل خدشه وارد کند سازمان را بیمار می کند . جذب نیرو در سازمان می بایست با توجه به این اصل باشد .اگر متخصص برق لازم داریم ولی بنابه سفارش مهندس کشاورزی جذب کنیم به این اصل خدشه وارد کرده ایم و با خدمت به یکفرد به یک سازمان خیانت کرده ایم . صاحب بنگاهی که اصل را در بکارگیری افراد رابطه فامیلی می داند در نهایت به سازمان خودش لطمه می زند . اگر بنگاه اقتصادیش را به پسرش می سپارد که تنها تخصص او پول خرج کردن است سازمان را به زمین می کوبد . سازمان سالم می تواند هر گونه تنشی را با آرامش پشت سر بگذارد .و سازمان بیمار هر روزش در تنش می گذرد . و اینها همه به رفتارهای تک تک کارکنان بستگی دارد . اگر مدیر بتواند رفتارها و خصلتهای متفاوت افراد را در خدمت سازمان قرار دهد و فرهنگی را حاکم کند که چون نور خورشید هر کور سویی را تحت الشعاع قرار دهد می تواند مطمئن باشد که سازمانش با سلامت تمام سیاستهای او را پیاده می کند.

 

نکات       
مديريتی    

 

20 نکته مدیریتی برای مدیران، سرپرستان
و همه آنانی که با نیروی انسانی سرو کار دارند

.:  سید حمزه نژاد حسین :.

 

1. در انجام کارها روی شیوه ای خاص تأکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاه تر و بهتری شما را به مقصد برساند.
 
 2. در صورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.
 
 
3. در انجام کارها به سه نکته بیش از بقیه نکات توجه کنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.
 
 
4. با وسواس بیهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهید و به خاطر داشته باشید زمان براي شما متوقف نمی شود.
 
 
5. خواسته هاي خود را واضح و روشن بیان کنید و اطمینان حاصل کنید که کارمندان به خوبی از جزئیات وظیفه ای که به عهده

 آنان است، مطلع هستند.
 
 
6. اگر از موضوعی علمی اطلاعی ندارید، یا احتیاج به توضیحات بیشتری دارید، بدون هیچ تردیدی سؤال کنید.
 
 
7. زمان پیاده سازي تصمیم گیري ها، به اندازه اخذ تصمیمات، مهم است. چون ممکن است اجراي یک نقشه خوب تجاری در

 زمان نامناسب با شکست روبه رو شود.
 
 
8. با محول کردن مسئولیت به کارمندان مستعد و خلاق، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم کنید.
 
 
9. نحوه چیدمان میز کارمندان و محل استقرار آنها را طوري انتخاب کنید که افراد فراموش نکنند در محل کارشان هستند و نباید

 بیش از حد مجاز باز هم به گفت و گو بپردازند.
 
 
10. اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توأم باشد، تأثیر شگفت انگیزي بر اطرافیان خواهد داشت و فرمانبري با ترس جاي خود را به

 انجام وظیفه با حس مسئولیت پذیري می دهد.
 
 
11. مطمئن شوید که حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت می شود.
 
 
12. چند ساعت از یک روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفت وگوی رودررو با کارمندان

 اختصاص دهید.
 
 
13. چند تکيه کلام اختصاصی و جالب براي خود انتخاب کنید.
 
 
14. تفکر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت تر از پیدا کردن چاره اي براي تغییر آنچه عنوان شده می باشد.
 
 
15. وقتی می خواهید کاري را به کسی محول کنید، روشی را براي عنوان کردنش انتخاب کنید تا حس مسئولیت افراد برانگیخته

 شود.
 
 
16. علت شکست هاي سازمانی را تجزیه و تحلیل کنید تا ضمن تشخیص مسیر نادرست، از تکرار آن جلوگیري کنید.
 
 
17. با بی اهمیت جلوه دادن کارهاي کارمندان، زحمات آنان را بی ارزش نکنید.
 
 
18. اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بی کفایت و کند بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحمیل شود زیرا افراد با درك این بی

 عدالتی انگیزه خود را از دست می دهند.
 
 
19. وقتی عصبانی هستید، درباره دیگران تصمیم گیري نکنید.
 
 
20. هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید، زیرا به طور یقین، انگیزه آنها براي تلاش از بین می رود.

 

منبع: گروه اخلاق سازمانی وزارت بهداشت، در مان وآموزش پزشکی

 

مقاله      
مديريتی    

 

كلاس های مجازی در آموزش الکترونيکی

شهروز تاروردی زاده
کارشناس ارشد مديريت آموزشی

 

 

امروزه استفاده از رايانه، زندگي بشر را در تمامي وجوه دگرگون ساخته است. مطالعات انجام شده در ارتباط با برنامه های توسعه اغلب كشورها، نشاندهنده محوري بودن نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در اين گونه برنامه هاست. فناوری اطلاعات و ارتباطات را مي توان به عنوان ابزاري نيرومند براي ارتقاي كيفيت و كارايي آموزش مورد استفاده قرار داد به گونه ای كه شيوه سنتي آموزش را دستخوش تغيير قرار داده و ديگر نيازي به حضور فيزيكي در كلاسهاي درس نباشد.
انفورماتيك، تله ماتيك ارتباط راه دور به كمك رايانه و مخابرات، مجموعه اي را پديد آورده كه منشا انقلاب سوم بر پايه صنعت اطلاع رساني شده است انقلابي كه محور آن دسترسي به اطلاعات، جستوجو و بازيابي اطلاعات در مدت زمان محدود و هزينه معقول است و نهايتا  موجبات تحقق دهكده جهاني و جامعه اطلاعاتي را پديد مي آورد. تعاريف متعددي از جامعه اطلاعاتي ارائه شده است ولي محوريت چنين جامعه اي، اطلاعات وتوليد ارزشهاي اطلاعاتي است نه توليد ارزشهاي مادي.

 

فناوری اطلاعات و ارتباطات و نقش آن در آموزش
فناوري اطلاعات، زيست شناسي و ژنتيك ملكولي و فناوري نانو، امروزه به عنوان موِلفه هاي انقلاب علمي صنعتي سوم محسوب ميشوند. فناوري اطلاعات شاخه اي از فناوري است كه با استفاده ازسخت افزار، نرم افزار و شبكه افزار، مطالعه وكاربرد داده و پردازش آن درزمينه هاي ذخيره، ويرايش، انتقال، مديريت، جابه جايي، مبادله، كنترل، سوييچينگ و غيره را امكان پذير ميسازد. فناوری اطلاعات وارتباطات خود به تنهايي نقش مهمي را درتوسعه جوامع ايفا مي كند.
آموزش، تجربه اي است مبتني بر يادگيري كه به منظور ايجاد تغييرات نسبتا _ماندگار در فرد صورت مي گيرد. يادگيري، به عنوان يكي از نيازمنديهاي اساسي انسان، تحت تاثير روشهاي نوين ناشي از كاربرد فناوري اطلاعات قرار گرفته است. كلاس مجازي يكي از محصولات فناوري اطلاعات و ارتباطات در زمينه آموزش است. در اين روش، آموزشهای مورد نظر درمكاني مشخص ارائه و سپس با بهره برداري از روشهاي انتقال همزمان يا ناهمزمان به مكان ديگر منتقل ميشود. برخي از دلايل توجه به كلاس مجازي دراجراي سياستهاي آموزشي عبارتند از:
ـ عدم نياز به جابه جايي استادان، معلمان ومربيان از يك منطقه به منطقه ديگر و امكان بهره گيري از اساتيد به نام بدون توجه به موقعيت مكاني
ـ كاهش هزينه لجستيكي ،ـ حذف تاثير منفي عواملي همچون دوري، وضعيت بد جغرافيايي و امنيت كم ،ـ افزايش كيفيت آموزش ازطريق بهره مندي از اساتيد، معلمان و مربيان با سابقه ومجرب مناطق ديگر.
تاكنون براي استفاده از اين فناوري در آموزش، گامهاي مختلفي برداشته شده كه نتايج آن به صورت نرم افزار، برنامه هاي تحت وب و غيره دراختيار كاربران قرار گرفته است. از نرم افزار های ارايه شده مي توان به نرم افزار
Autherware از شركت Macro media اشاره كرد.


نيازمندی‌های كلاس مجازی

۱ـ سيستمهاي آموزش
سيستمهای آموزش از راه دور به دو دسته آموزش همزمان و غيرهمزمان تقسيم مي شود.

الف: سيستمهاي آموزش همزمان
اين روش شامل يكي از حالتهاي ذيل است:
ـ كنفرانس ويديويي دوطرفه
دراين روش، استاد ودانشجو همديگر را مي بينند و مي توانند با همديگر به گفتوگو بپردازند. در چنين حالتي، به پهناي باند زيادي براي انتقال صوت و تصوير نياز است. هر چند با استفاده از فنون فشرده سازي صوت و تصوير، همچون
MPEG4، مي توان پهنای باند را تا حدود 256 كيلو بيت بر ثانيه كاهش داد. اين نوع آموزش، همان ديدگاه سنتي آموزش است كه معلم در سر كلاس حضور دارد. تنها تفاوت اين سيستم با سيستم قديمي آموزش، عدم نياز به حضور فيزيكي استاد در كلاس درس است.
ـ كنفرانس صوتي دوطرفه
برخلاف كنفرانس ويديويي، استفاده از صوت به همراه تصاوير جانبي براي آموزش از راه دور، كارايي بيشتر دارد. چراكه توجه دانشجو بيش از آنكه به معلم جلب شود، محتواي درس را تحتالشعاع قرار ميدهد. دراين سيستم، استاد و دانشجويان تصوير را نمي بيند، آنها فقط اسلايدها را ديده و صداي همديگر را مي شنوند. دراين سيستم، به پهناي باند كمي حدود 33 كيلو بيت برثانيه ازهرطرف مورد نياز است كه با دوخط تلفن نيزدردسترس قرار مي گيرد. لذا هزينه اين روش از حالت قبل كمتر است.
ـ روش ديداري ـ شنيداري
دراين شيوه از تركيب دو روش قبل استفاده مي شود: هرگاه استاد اسلايد ندارد، تصوير او نمايش داده مي شود وهرگاه مطلبي با اسلايد بيان مي شود، فقط اسلايد و صداي او ديده و شنيده مي شود. صدا و تصوير دانشجويان نيز با نظر استاد نمايش داده مي شوند. اين روش بسيار مناسب است و از قابليتهاي دو شيوه قبل به نحو احسن بهره مي گيرد. هر چند از پهناي باند به صورت مناسب استفاده نمي شود.


ب: سيستمهای آموزشی ناهمزمان
دراين شيوه، دروس آموزشي از قبل تهيه و به گونه اي ذخيره مي شود و دانشجويان مي توانند به آن گوش دهند. اين حالت از يادگيري نيز با روشهای گوناگون قابل اجراست:
ـ استفاده ازضبط ويديويي
از روشهاي قديمي آموزش از راه دور محسوب ميشود. دراين حالت، كلاس درس استاد با استفاده از نوارهاي ويديويي يا
CDهاي صوتي ـ تصويري ضبط شده ودراختيار آنان قرار مي گيرد. هزينه |اين روش بسياركم است و به تدريس وتكثير محدود مي شود.
ـ استفاده از
CDهاي آموزشي
در اين روش، ازبرنامه هاي كامپيوتري براي فهم درس و شبيهسازي محيط آزمايشگاهي استفاده مي شود. هزينه اين روش نيز كم است اما به نسبت ضبط ويديويي هزينه بيشتري دارد.
ـ استفاده ازپخش وبي(
webCasting)
استفاده از وب در آموزش از راه دور، يكي از ابزارهاي موِثر آموزشي به شمار ميآيد كه قادر است تمام محيطهاي متني، صوتي و ويديويي را تركيب كند. روشهاي مختلفي براي توسعه برنامه هاي كاربردي تحت وب وجود دارد از جمله ميتوان به
ASP،JSP،CGI،ISAPI و ActiveX اشاره كرد. دراين شيوه، درس با روشهاي مختلف برنامه نويسي، روي يك سايت قرار ميگيرد و دانشجويان با استفاده از خطوط اينترنت، درس مورد نظرشان را ياد ميگيرند. با توجه به روش مورد استفاده، پهناي باند مورد نياز نيز متفاوت خواهد بود. در اين روش، به نحواحسن از فناوري اطلاعات استفاده ميشود و امكان استفاده از استاد در همه زمانها، وابستگي زماني و مكاني استفاده از كلاس را از بين ميبرد. هزينه اين روش بيش ازدو روش گذشته است، اما حسن آن اين است كه دانشجويان هرجا و هرزمان مي توانند از آن استفاده كنند.


۲ـ بستر ارتباطی
بستر ارتباطي، محيطي است كه درآن داده ها بين دونقطه منتقل مي شوند كه در حالت كلي به سه دسته
Circuit Switch و Packet Switch و Leased line تقسيم مي شود. براي انتقال صوت و تصوير مي توان از هر سه نوع خط ارتباطي استفاده كرد. در انتخاب خطوط بايد پارامترها و مشخصات آن خط را در نظر گرفت. بستر ارتباطي بر اساس حداقل نياز انتخاب مي شود. اين بستر مي تواند خطوط اجاره اي مخابرات، اتصال ماهواره به اينترنت شكل1، استفاده از VSAT و حتي خطوط تلفن باشد.


۳ـ اتاق تدريس
تقريبا  درتمام روشهاي مجازي، اتاقي براي تدريس با امكانات زير مورد نياز است:
ـ عايقهاي صوتي
ـ دوربين فيلم برداري
ـ وايت برد الكترونيكي يا معمولي
ـ ميكروفون
ـ ادوات ضبط ديجيتالي درس


۴ـ كلاس اتاق دانشجويان
براي پخش وبي، وجود يك رايانه متصل به اينترنت كافي است تا دانشجويان در هر زمان يا مكاني از آموزش استفاده كنند اما در روشهای همزمان، اتاق دانشجويان بايد به امكانات زير مجهز| باشد:
ـ ميكروفون حداقل يك عدد و حداكثر به تعداد دانشجويان
ـ بلندگو حداقل يك عدد
ـ يك
PC Projector يا يك كامپيوتر به ازاي هردانشجو
ـ يك كامپيوتر
ـ يك دوربين فيلمبرداري
ـ وايت برد الكترونيكي يا معمولي


۵ـ امنيت
شبكه های رايانه ای به سرعت در حال گسترش هستند به گونهاي كه اگر در سال 1986 فقط تعداد معدودي از رايانه ها در يك مركز كوچك به يكديگر متصل مي شدند، در سال 1997 بيش از 16 ميليون رايانه در 85 كشور جهان به شبكه اينترنت متصل شده و هر ده ماه اين رقم دو برابر مي شود. اين گونه شبكه ها علاوه بر مزايا، معايبي نيز دارند. به عبارت بهتر، چون اطلاعات در شبكه هاي كامپيوتري درمحيط انتقال به اشتراك گذاشته مي شود و امكان استفاده القوه آن براي ديگران نيز مهيا خواهد شد، اين موضوع درسيستمهاي امنيتي ـ تجاري خطر بزرگي است اما درآموزش الكترونيكي خطرهای ديگری نيز وجود دارد و آن اينكه يك اخلالگر ميتواند اقدامات ذيل را انجام دهد:
ـ تغيير محتوا
ـ ازكار انداختن سرويس
براي اجتناب از موارد ياد شده، بايد تمهيداتي درنظر گرفته شود كه از مهمترين راهكارهاي آن مي توان به روش رمزنگاري داده ها و احراز هويت و استفاده از خطوط اختصاصي اشاره كرد.


نتيجه گيری
فناوری اطلاعات و ارتباطات و حركت از جوامع سنتي به جوامع اطلاعاتي، تمامي ابعاد نيازمنديهاي بشري را تحت تاثير قرار داده است. روش های آموزشي نيز تابع چنين تغيير و تحولاتي بوده اند. مسلما  بهره گيري از آموزش مجازی با استفاده از روشهاي جديد، موجبات كارايي و اثربخشي بيش از پيش نظامهای آموزشي در جوامع بشري را فراهم مي نمايد. در كشور ما نيز برنامه ريزي به منظور بهره گيري از چنين روشهايي در اجرای آموزشها، اعم از آموزشهای مدرسه اي، حرفهای و تخصصي ضروري است. استفاده از چنين فنوني، امكان افزايش كيفيت و بهره وری آموزشي در كليه سازمانها را پديد مي آورد.

 

 

کلید      
هدایت     

 

نیایش ، در وداع ماه مبارک رمضان

 

 

از ما خشنود شو ، و ما را بر آن ثابت بدار

خدایا ، بر محمد و آل او رحمت فرست ، و مصیبت رفتن ماه ما را جبران کن و روز عید و روزه گشودنمان را بر ما مبارک ساز و آن را از بهترین روزهائی قرار ده که بر ما گذشته است؛ جالب ترین روزها برای عفو و پاک کننده ترین روزها برای گناه و گناهان پنهان و آشکار ما را بیامرز.

خدایا ، با بیرون رفتن این ماه ، ما را از گناهانمان بیرون آور ، و همراه خارج شدنش ما را از بدی هایمان خارج ساز. ما را از خوشبخت ترین اهل این ماه به وسیله این ماه ، و از پر نصیب ترین ایشان در این ماه و از بهره مندترین ایشان در این ماه قرار ده.

خدایا ، هر کس که این ماه را چنانکه شایسته رعایت است رعایت کرده و حرمتش را چنانکه شرط نگهداری است نگاه داشته و به حدودش چنانکه شایسته قیام است بپا خاسته و از گناهان خود ، چنانکه حق پرهیزکاری است ، پرهیز کرده ، یا به وسیله تقربی به تو نزدیکی جسته ؛ که تو را از خود راضی  و رحمتت را به او معطوف ساخته ، پس مانند آنچه به او بخشیده ای از توانگری خود به ما ببخش و چندین بابر آن را از فضل خود به ما عطا کن : زیرا که فضل تو کاستی نمی گیرد و خزانه هایت نقصان نمی پذیرد ، بلکه افزون می شود و کان های احسان تو ، فانی نمی شود و همانا که بخشش گوارا ، بخشش تو است.

خدایا بر محمد و آل او رحمت فرست و مانند ثواب های آن کس را برای ما بنویس که تا روز رستاخیز در آن ماه روزه داشته ، یا در عبادت تو کوشیده است.

خدایا ، در این روز که آن را برای مومنان عید و شادی  و برای اهل ملت خود روز اجتماع و تعاون قرار دادی ، پیش تو توبه می کنیم؛ از هر گناهی که مرتکب شده ایم ، یا هر کار بدی که از پیش فرستاده ایم ، یا اندیشه بدی که در دل داشته ایم ، توبه کسی که خیال بازگشت به گناه در دل ندارد و پس از توبه به خطا باز نمی گردد: توبه خالصی که از شک و ریب پیراسته باشد . پس آن را از ما بپذیر و از ما خشنود شو ، و ما را بر آن ثابت بدار.

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

رمضان در فرهنگ مردم ایران

 

پدیدآورنده :  سید احمد وکیلیان

 

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

هلال عید به دور قدح اشارت کرد

به روی پاک نظر کن ز دیده منت دار

که کاردیده، نظر از سر بصارت کرد

ثواب روزه و حج قبول، آن کس کرد

که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد

(حافظ)

ماه مبارک رمضان تنها یک ماه عبادی نیست، یک فرهنگ است. رمضان ماه قرب به پروردگار، ماه نزول قرآن، ماه رحمت و ماه بریدن از تعلقات دست و پاگیر است. ماه رمضان، ماه ضیافت پروردگار و ماه جشن و سرور است. زادروز دومین اختر امامت، نواده ی پیامبر(ص)، امام حسن مجتبی(ع) است و بزرگ عید مسلمانان؛ عید فطر.

ماه رمضان، ماه تعاون، همیارى، صله ی رحم، دستگیری از بینوایان، زدودن کینهها، دوری از کبر و خودخواهی و ماه عمل به صفات حسنه و بریدن از ناپسندیهاست. ماه رمضان، گریان و داغدار از بزرگترین مصیبتی است که عالم انسانی به خود دیده است، ماه شهادت و عزای مولای متقیان، علی(ع) است.

این همه ویژگی که ماه رمضان در خود جای داده، سبب شده است که این ماه مبارک در فرهنگ دینی و ادب رسمی و فرهنگ شفاهی مسلمانان به ویژه ایرانیان جایگاه ممتازی داشته باشد. تنها توجه به غزلیات حافظ و تعبیرات نغز و دلکشی که از ماه رمضان دارد کافی است که اهمیت این ماه عزیز در گستره ی فرهنگ و ادب مکتوب را دریابیم. این پیر خراباتی رمضان را مهمانی عزیز میپندارد و عبادت و همنفسی با این ماه را موهبتی بزرگ میداند و مستی از می عشق را از برکات رمضان میشمارد:

زان می عشق کزو پخته شود هر خامى

گرچه ماه رمضان است بیاور جامى

روزها رفت که دست من مسکین نگرفت

زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامى

روزه هر چند که مهمان عزیزست ای دل

صحبتش موهبتی دان و شدن انعامى

اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، دلبستگی مردم به ماه مبارک رمضان است. هر لحظه از این ماه با فرهنگ و زندگی مردم گره خورده است و در فرهنگ مردم، ماه رمضان نمود ویژهای دارد. یادآوری گوشههایی از آداب و رسوم ماه مبارک رمضان در گذشته و حال، چنان جذبه ای پدید میآورد که به قول شیخ اجل سعدی علیهالرحمه:

آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد

نه دل من که دل خلق جهانی دارد

 

استقبال از ماه مبارک رمضان

بسیاری از شیفتگان ماه رمضان از ماه رجب به پیشواز ماه مبارک رمضان میشتابند و روزه میگیرند و معتقدند روزه ی ماه رجب و ماه شعبان نزد پروردگار ثواب بسیار دارد. از نیمه ی ماه شعبان هم غبار روبی و آراستن مساجد و خانه تکانی آغاز میشود، از جمله در قمصر کاشان و روستاهای طالقان که اوّلی با عطر و گلابش معروف و دوّمی با هوای روح پرورش مشهور. خادم مسجد به گلدسته یا بام مسجد میرود و بانگ برمیدارد: مؤمنان برای نظافت مسجد بشتابید. از هر خانه ای زن یا دختر جوانی داوطلب میشود و به آب و جارو و شستوشوی فرش و ظروف مسجد می پردازند. در قمصر کاشان، در و دیوار مسجد به ویژه محراب آن را به یاد فرق شکافته ی مولا علی(ع) با گلاب میشویند و عطرآگین میکنند.در برخی از روستاها از جمله شوقان جاجرم بجنورد و روستای فرنق خمین، جوانان از تپه ی مشرف به آبادی که خاک مخصوصی دارد، چند بار خاک می آورند و بانوان، دوغاب تهیه کرده و دیوارهای مسجد را گل کاری و سفید میکنند. این همکاری تا بدانجاست که از خانه های روستا، مجمع های غذا بر سر جوانان، برای ناهار یاریگران حمل میشود. به این ترتیب مساجد که میعادگاه روزهداران با پروردگار است، آماده  پذیرایی ماه مبارک رمضان میشوند.

همزمان با غبار روبی مساجد، زن ها و دختران جوان به خانهتکانی و شستوشوی رخت و لباس میپردازند و عقیده دارند، نباید لباس ناشستهای تا ماه رمضان باقی بماند. در گذشته، لباسها را با شویندههای گیاهی از جمله اشخار یا اشنون و کنگر زر که خاصیت قلیایی و پاک کننده دارند، میشستند. ناگفته نماند که مردم به ویژه یزدیها عقیده دارند بهتر است خانه تکانى، به وسیله ی دختران دم بخت انجام گیرد تا بختشان باز شود.

در آستانه ی ماه رمضان، مسئولان شهر و روستا و صاحبان کسب و کار، کوی و برزن و حجرهها و مغازهها را تمیز میکنند و حمامی ها هم از یک هفته به ماه رمضان به تعمیر و نظافت حمام میپردازند. در برخی از روستاها از جمله روستاهای رودخانه  سبزوار و فرنق خمین، دو روز پیش از ماه رمضان کدخدا به بام حمام میرود و جار میکشد مؤمنان حمام باز شد اهل آبادی هم به سوی حمام می شتابند و سر و تن را میشویند و غسل بجا می آورند. غسلی به نیت رها شدن از تعلقات دنیوی و آمادگی اطاعت پروردگار.

 

مراسم آشتیکنان، عیادت بیماران و از عزا در آوردن عزاداران

یکی از رسوم پسندیده در آستانه ی ماه رمضان، آشتی دادن افرادی است که کدورتی از همدیگر دارند. مردم معتقدند، اگر کسی روزه بگیرد در حالی که از برادر دینی خود کدورتی به دل داشته باشد، روزهاش مال شیطان است و مقبول درگاه الهی نمیباشد. چنانچه دو نفر از یکدیگر ناراحت باشند، یا خودشان بدون مقدمه دست در گردن هم میاندازند و صورت هم را میبوسند یا یک ریش سفید یا گیس سفیدی پادرمیانی میکند و آنان را آشتی میدهد.

از دیگر رسوم پسندیده در آستانه ی ماه مبارک رمضان، عیادت از بیماران است. برای این کار خیر، دوستان و آشنایان بیمار با بردن هدیه ای برای بیمار، خداوند را به این ماه عزیز قسم میدهند و شفای بیمار را طلب میکنند.

همچنین در آستانه ی ماه رمضان، دوستان و آشنایان خانوادههای عزادار با بردن لباس یا روسری و چارقد نو برای زنان عزادار و پیراهن برای مردان صاحب عزا، سعی میکنند آنان را از عزا در آورند تا بتوانند به وظایفشان در ماه رمضان عمل کنند.

ناگفته نماند که در گذشته در هر محلهای مردم از حال همدیگر آگاه بودند و چنانچه خانوادهای استطاعت مالی نداشت، وسایل رفاهش را آماده میکردند تا با فراغت خاطر به عبادت بپردازد. امروزه هم این رسم پسندیده با عنوان جشن نیکوکاری مقبولیت عام یافته است.

 

رؤیت هلال ماه رمضان

در غروب آخرین روز ماه شعبان، مردم شهرها و روستاها برای دیدن هلال رمضان، با چشمان جستوجوگر به آسمان مینگرند. در گذشته ای نه چندان دور که وسایل ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود، دیدن هلال ماه رمضان از ضروریات بود. برای این کار، مردم به بالای منارهها، گلدستهها، پیش طاق مساجد، بام خانه و تپههای مشرف به آبادی میرفتند و سعی میکردند ماه نو را ببینند.چنانچه دیدن ماه نو بر اعلم بلد ثابت میشد، پس از نماز مغرب و عشا به منبر میرفت و ضمن خواندن خطبه، آغاز ماه رمضان را اعلام میکرد. در این هنگام مؤذن به گلدسته ی مسجد میرفت و اذان میگفت. با شنیدن اذان مؤذن؛ در محلههای شهر صدای اذان بلند میشد و به این ترتیب همگان از رؤیت ماه آگاه میشدند.اگر ماه، پس از نیمهشب دیده میشد با نواختن نقاره رؤیت ماه اعلام می شد و چنانچه تا سحر دیدن ماه ثابت نمیشد، مردم سحری میخوردند و روزه میگرفتند. اگر تا قبل از ظهر از دیدن ماه اطلاع مییافتند روزه ی واجب را ادامه میدادند. در غیر این صورت روزه را میشکستند یا روزه ی مستحبی میگرفتند و به پیشواز ماه رمضان میرفتند. چنانچه ماه شعبان، سیپر بود؛ یعنی ماه شعبان،30 روز تمام بود؛ دیدن و ندیدن هلال رمضان فرقی نداشت و روزه ی واجب گرفته میشد.

رسم است پس از دیدن ماه، چشم را روی قرآن، آب، سبزه، روی کودک، صورت سادات، کف دست، تیغه ی شمشیر، آینه، انگشتر فیروزه و سکه بگشایند و از خداوند حاجت طلبند و صلوات بفرستند.

 

کودکان دیار کریمان در رمضان

حامد شجاعی باغینی - کرمان

فرهنگ مذهبی ایرانیان، فرهنگی سنتی و کهن است. معمولا هر قشر از اقشار جامعه، آداب و رسوم و سنت های خاص خود را در این فرهنگ دارا می باشند. از آن جمله، کودکان جامعه اسلامى، از دیر باز در مراسم ها و مناسبت های مختلف جایگاه خاصی داشته اند. خصوصاً اگر مناسبت ها مذهبی باشد، کودکان نیز سعی دارند که همچون بزرگترها به آداب مذهبی بپردازند. از بین مناسبت های مختلف مذهبی که در دین و فرهنگ مذهبی ما معمول است، مراسم بزرگداشت ایام محرم، به ویژه روز تاسوعا و عاشورا و همچنین، ماه مبارک رمضان می باشد. لذا در این مختصر، به نشست های کودکانه ی فرزندان دیار کریمان در ماه مبارک اشاره می کنیم. شاید در یکی از شب های ماه مبارک، درب منزل شما را کوبیده باشند و به دنبال آن صدای تعدادی از بچه های محل به گوش برسد که به صورت دسته جمعی پشت درب تجمع کرده اند و یک صدا و با لحن خاصی به صاحب خانه سلام کرده، چنین می خوانند: سلامی کردم که سلامت باشى، زیر دامن پاک محمد (ص) باشی و پس از اطلاع صاحب خانه از حضور ایشان به اشعار خود ادامه می دهند و می خوانند: ما از آن بالای بالا آمدیم، ما از آن صندوق اعلا آمدیم و... و اشعار را ادامه می دهند تا صاحب خانه هدیه ای در حد توان مانند (شیرینى، نان، خرما و...) و بعضاً مقداری پول به ایشان تقدیم کند. لذا پس از دریافت هدیه از صاحب خانه تشکّر می کنند و با مراجعه به منازل دیگر، ساعاتی از شب را سپری می کنند. سپس هدایا را تقسیم می کنند و با خوشحالی به منازل خود می روند و این خاطره در ذهن کودکانه شان نقش می بندد و در بزرگسالی با خاطره ای شیرین آن را یاد می کنند. لذا اگر چه شاید نفس این عمل کودکانه در پندار بعضی صحیح نباشد، اما از آنجا که این سنت، یک نوعی پیوستگی بین کودکان و ماه رمضان ایجاد می کند، بهتر آن است که کودکان را در جهت صحیح تر هدایت کنیم، ولی به احساسات و برداشت های کودکانه ی آنها از ماه رمضان آسیب نرسانیم.

 

منبع : حوزه

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

سوال و جواب های جالب

 

می توانید این بازی را دو به دو انجام دهید و یکی سوال کند و دیگری پاسخ گوید. اما شما که اول این مقاله را می خوانید توجه کنید که پایین سوالات را نگاه نکنید تا بازیتان خراب نشود و سوالات را در کمال دقت و صداقت پاسخ دهید.



سوالات

1.  فکر کنید خوابیده اید و خواب می بینید. در خواب خود را در خانه ای ایده آل مییابید. این خانه چه شکلی دارد؟ آن را توصیف کنید.

 

 2.  حال کنار جاده ای باریک در حال قدم زدن هستید. ناگهان یک فنجان/لیوان/کوزه ی آب را روی زمین در مقابلتان می یابید. چه شکل دارد؟ چه چیز در آن است؟

 

 3.  راه تمام می شود و شما وارد جنگلی می شوید. تقریباً راهی دراز را می پیمایید تا به زمینی مسطح می رسید. در وسط این زمین ساختمانی وجود دارد. این ساختمان چه نوع ساختمانی است؟

 

 4.  اطراف ساختمان را باغی پوشانده است. این باغ را توصیف کنید.

 

 5.  از این باغ بیرون آمده و دوباره راه جنگل را پیش می گیرید. در کنار جنگل دیواری وجود دارد. این دیوار آنقدر بلند است که نمی توان از آن بالا رفت و آنقدر طولانی است که نمی توان آن را دور زد. ناگهان متوجه در کوچکی در دیوار می شوید. همینطور که به آن نگاه می کنید، در به آرامی باز می شود. شما چه می کنید؟ آیا از آن رد می شوید؟

 

6.  در طرف دیگر دیوار، آب است. این آب به چه صورتی است؟ آیا می خواهید در آن شنا کنید؟

 

 

*****

 

 

تفسیر

حال ببینید که این تصورات و مناظر نمایانگر چه بوده اند و سعی کنید پاسخ هایتان را تحلیل کنید.

 

خانه
خانه نمایانگر دیدگاه شما نسبت به خودتان است. اگر خانه تان قدیمی باشد، احتمالاً شما فردی هستید که از تغییر و دگرگونی خوشتان نمی آید و به چیزهای سنتی علاقمندید. اگر خانه تان بزرگ باشد، نشانگر اطمینان و اعتماد به نفستان است. اگر پر نور و روشن باشد، فردی خوشبین هستید و اگر تاریک و کم نور باشد فردی بدبین هستید. تعداد اتاقهای خانه نمایانگر تعداد افرادی است که دوست دارید در زندگی شما باشند.

 

لیوان

لیوان نمایانگر دیدگاه شما به عشق است. هر چه این لیوان زیباتر و گرانبهاتر باشد، همانقدر عشق در زندگی شما اهمیت بیشتری دارد و شما فرد رمانتیکی هستید. محتویات لیوان نشان می دهد که تجربیات شما تا به حال در عشق چگونه بوده است.

 

ساختمان

ساختمان نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مذهب و خدا است. یک ساختمان محکم و استوار نمایانگر باوری قوی و استوار است. اما اگر ساختمان خرابه و متروک باشد، شما باوری ضعیف به مذهب دارید.

 

باغ

باغ نمایانگر دیدگاه شما نسبت به دنیای اطرافتان است، کشورتان و یا سراسر جهان. اگر درخت ها و گل های باغ شما رو به خشک شدن باشند، این به آن معناست که شما نگران دنیای اطراف یا آلودگی محیط زیست هستید.

 

دیوار

دیوار نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مرگ است. اینکه آیا مرگ برای شما پایان همه چیز است و یا چیزی پسِ آن می بینید. آیا مستقیم به سمت در می روید یا قبل از رفتن اطراف را بررسی می کنید؟ یا شاید هم اصلاً وارد آن نمی شوید!؟

 

آب

آب نمایانگر دیدگاه شما نسبت به آینده تان است. اگر آب را به صورت دریایی پر موج می بینید، نسبت به آینده تان احساس خوبی دارید و مثبت فکر میکنید. اگر بخواهید که در آن آب شنا کنید، اعتماد به نفس دارید و در زندگی ریسک می کنید. اگر آب را به صورت حوضی راکد ببینید، احتمالاً از آینده ی خود و آینده ی جهان ترس دارید.

 

 متبع : Takbarg.ir

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

آثار وبرکات نماز جماعت در پرتو قرآن و حديث ( قسمت دوم )

 

نويسنده : رسول معتمدی
 

 

 نماز جماعت = صف فرشتگان در آسمان
 

پيامبر اکرم (ص) فرمود: نماز جماعت امت من در زمين مانند صفهاي فرشتگان در آسمان است و يک رکعت نماز جماعت معادل 24 رکعت است که هر رکعت نزد خداوند عزيز و جليل از عبادت 40 ساله بهتر است و اما در روز قيامت که خداوند اولين و آخرين را براي حسابرسي گرد مي آورد هيچ مومني نيست که به جماعت رفته باشد مگر اينکه خداوند ، ترس روز قيامت را بر او تخفيف مي دهد و سپس به او دستور مي دهد(1) به بهشت برود .
 

جبران خطاها
 

رسول خدا (ص) فرمود : آيا شما را به چيزي راهنمايي نکنم که خداوند به واسطه آن خطاها را مي پوشاند و اعمال نيک رامي افزايد ؟
گفته شد : آري اي رسول خدا
فرمود: خوب و کامل وضو گرفتن با وجود سختي زياد به مسجد رفتن ، انتظار نماز تا نماز بعدي ، هر يک از شما از خانه اش با وضو خارج شود و همراه مسلمانان نماز را به جماعت بخواند سپس منتظر نماز بعدي بنشيند فرشتگان مي گويند : خدايا او را ببخش و او را رحمت فرما!
پس هنگامي که براي نماز بپا خاستيد صف ها را مرتب کنيد فاصله ها را پر کنيد و چون امام تکبيره الاحرام گفت شما هم بگوييد و هنگامي که به رکوع رفت شما هم به رکوع برويد و چون گفت : سمع الله لمن حمده ( خداوند مي شوند حمد کسي که او را مي ستايد ) شما بگوييد الهم ربنا لک الحمد (خدايا اي پروردگار ما ، حمد و ستايش مخصوص توست)
همانا بهترين صفها، صف جلو است و بدترين آنها عقب تر است (زيرا دير مي آيند و ثواب کمتري مي برند ) (2)
 

اتاقهای بهشت
 

رسول خدا (ص) فرمود : در بهشت اتاقهايي وجود دارد که پشت آن پيدا است و از امت من در آن سکونت مي کند کسي که خوش گفتار باشد و به ديگران طعام بدهد و به همه سلام کند شب به نماز بپردازد در حالي که مردم خواب هستند .
علي (ع) عرض کرد : اي رسول خدا چه کسي از امت شما طاقت آن را دارند؟
فرمود : اي علي آيا مي داني خوش گفتاري چيست؟ کسي که تسبيحات اربعه را صبح و شب ده بار بگويد و به خانواده اش نفقه وخرجي بدهد و نماز در شب به اين است که نمازهاي مغرب وعشا و صبح را به جماعت بخواند آنگاه مانند اين است که تمام شب را احيا کرده است و سلام اين است که بر هيچ کسي از مسلمانان در سلام کردن بخل نورزد و به همه سلام کند (3)
آتش زدن خانه کساني که به نماز جماعت نمي آيند.
امام صادق عليه السلام فرمود : هر کس نمازهاي پنجگانه را به جماعت خواند اميد خير به او هست گواهي دادنش جايز است .
و فرمود : آگاه باشيد هر کس به منظور نماز جماعت به سوي مسجد برود در هر قدم 70 هزار حسنه دارد و همين مقدار درجه او زياد مي شود و اگر بر اين کار بميرد خداوند 70 هزار فرشته در قبر به ديدار او مي فرستد و مونس تنهايي او مي شود و براي او تا روز قيامت استغفار مي طلبند .
و فرمود : رسول خدا(ص) بر همسايگان مسجد ، حضور در مسجد را شرط نمود و فرمود کساني که در نماز جماعت حاضر نمي شوند از اين کار دست بردارند و گرنه دستور مي دهم موذن اذان بگويد و به مردي از اهل بيتم که علي است فرمان مي دهم خانه هاي آنان را آتش بزند براي اين کار به نماز جماعت نمي آيند .(4)
 

سخت ترين نمازها
 

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا(ص) نماز صبح را خواندند و پس از نماز رو به اصحاب کرد و پرسيد آيا فلان مردم در نماز حاضرند؟ گفتند : خير اي رسول خدا ، فرمود : آيا در مدينه نيستند؟ گفتند خير فرمود : هيچ نماز مانند نماز صبح و نماز عشا بر منافقان سخت تر نيست .(5)
 

محبوب ترين گام ها
 

رسول خدا (ص) فرمود : هر کس در مسجد باشد و هنگام نماز بدون علت از آن خارج شود منافق است مگر اين که قصد بازگشت داشته باشد .
امام سجاد (ع) فرمود : هيچ گامي نزد خداوند محبوب تر از اين دو گام نيست . يکي گامي که با آن مومن يک صف در راه خدا تشکيل بدهد ( صف جماعت و جهاد و...)
و گام ديگر قدم برداشتن به سوي صله رحمي که قطع شده بود .(6)
 

جوانمردی و انصاف
 

اميرالمومنان علي (ع) فرمود :
هنگام حضور در وطن جوانمردي و انصاف عبارت است از قرائت قرآن و همنشيني با دانشمندان و يادگيري احکام و مواظبت بر نماز جماعت (7)
 

کفاره گناهان
 

امام باقر(ع) فرمود : سه چيز کفاره گناهان است . خوب وضو ساختن ودر سحرگاهان و شب و روز به نماز رفتن و مواظبت و دوام بر جماعت (8)
 

درجه
 

از سفارشات پيامبر اکرم (ص) به علي (ع) : اي علي سه چيز درجه است نيکو وضو ساختن در سحر گاهان و انتظار براي نماز بعد از نماز ديگر و شب و روز به جماعت رفتن .
رسول خدا (ص) فرمود: نماز جماعت 25 درجه از نماز فرادا برتر است .
امام صادق (ع) فرمود : نماز جماعت بر فرادا 24 درجه بالاتر است(در روايت اخير منظور درجات بهشت است .) (9)
 

نماز مهمترين کار
 

از نامه اميرمومنان علي عليه السلام به محمد بن ابي بکر (والي مصر از جانب آن حضرت) به نمازت بنگر که چگونه است؟ زيرا تو مقتداي قوم خود هستي که نماز را کامل به جاي آوري و از آن چيزي نکاهي .(10)
 

نماز جماعت نشان شايستگي
 

امام صادق (ع) فرمود :
جماعت و اجتماع در نماز براي شناخت کسي است که نماز مي خواند از آن کس که نماز (به جماعت) نمي خواند و شناختن کسي به بر اوقات نماز مواظبت نمي کند از کسي که نماز را ضايع مي گرداند و اگر نماز جماعت نبود کسي نمي توانست به شايستگي کسي گواهي بدهد . زيرا کسي که نماز به جماعت نخواند نمازي براي او نيست مگر اين که به دليلي به جماعت نرود .(11)
 

ترک نماز جماعت
 

امام محمد باقر(ع) فرمود : هر کس نماز جماعت و اجتماع مسلمانان را بي دليل ترک نمايد براي او نمازي نيست . (12)
 

علت نماز جماعت
 

امام رضا عليه السلام فرمود : اگر گفته شود چرا جماعت مقرر شده است؟ گفته مي شود براي اينکه اخلاص و توحيد و اسلام و عبادت خداوند ، ظاهر و مشکوف و هويداست . زيرا ظاهر کردن آن دليل و حجتي است بر اهل شرق و غرب و جماعت موجب تشويق بر نيکوکاري و تقوا و دوري از گناهان بسياري است .(13)
 

اجر نماز جماعت
 

امام صادق (ع) فرمود: نماز جماعت بر نماز فرادي 23 درجه دارد و يک نماز جماعت معادل 25 نماز فرادا است .(14)
 

نماز جماعت امان خداوند
 

رسول خدا (ص) فرمود : هر کس نماز صبح و عشا را به جماعت بخواند در امان خداوند قرار دارد و هر کس به نماز ظلم نموده است و هر کس نماز را کوچک شمارد خدا را کوچک شمرده است .(15)
 

رشته ايمان
 

امام صادق (ع) فرمود : هر کس به اندازه يک وجب از جماعت مسلمانان دور شد رشته ايمان را از گردن خود بازنموده است .(16)
 

همسايه مسجد
 

امام محمد باقر (ع) فرمود : هر کس همسايه مسجد بود و صداي (اذان) را شنيد و پاسخ نداد و به جماعت نرفت نمازي برايش نيست . (17)
 

جزای تارکين نماز جماعت
 

زريق گويد شنيدم امام صادق (ع) مي فرمايد : به اميرمومنان علي (ع) خبر رسيد که در کوفه گروهي از همسايگان مسجد در نماز جماعت شرکت نمي کنند فرمود : يا در نماز جماعت با ما شرکت کنند و يا از ما جدا شوند و همسايه ما نباشد و همسايه آنها نمي شويم .
باز زريق گويد شنيدم امام صادق (ع) مي فرمايد : نماز مرد (انسان) در منزلش معادل 24 نماز است در حالي که نماز جماعت در مسجد 48 برابر بيشتر است . يک رکعت نماز در مسجد الحرام مساوي هزار رکعت نماز در ساير مساجد است. نماز در مسجد فرادا 24 نماز محسوب مي شود در حالي که نماز فرادا در منزل بي فايده است (به نسبت نماز در مسجد) و به سوي خدا بالا نمي رود . کسي که از مسجد رويگردان باشد ودر خانه نماز جماعت بخواند نمازي براي او و مامومين او نيست مگر اين که علتي مانع نرفتن به مسجد باشد .
و باز زريق گويد از امام جعفر صادق (ع) شنيدم که مي فرمايد : به اميرمومنان علي (ع) خبر رسيد که گروهي به مسجد نمي آيند او خطبه خواند و فرمود : گروهي با ما در مسجد حضور نمي يابند پس با ما نخورند و نياشامند و ازدواج ننمايند و مالي از ما نگيرند مگر اين که در نماز جماعت شرکت کنند و نزديک است که دستور دهم خانه هايشان را بر سرشان آتش بزنند مگر اين که دست بردارند .
و فرمود (با تارکين نماز جماعت) مسلمانان نخورند و نياشامند و ازدواج نکنند تا موقعي که به جماعت مسلمان حضور يابند .
 

پي نوشت :
 

1- خصال شيخ صدوق ،ج 2، ص 9 - بحار، همان
2. امالي شيخ صدوق ، ص 194، بحار ، همان
3. امالي شيخ صدوق ، ص 198، بحار ج 85، ص 437.
4. امالي شيخ صدوق ، ص 204 و 258 و 259 و 290 - بحار، همان - ثواب الاعمال ، ص 208 و 209
5. امالي شيخ صدوق ، ص 291، بحار ، همان
6. امالي شيخ صدوق ، ص 300، - خصال شيخ صدوق ، ج 1، ص 26- بحار، ج 85، ص 438.
7. خصال شيخ صدوق ، ج 1، ص 28، بحار ، همان
8. معاني الاخبار ص 314- خصال ج1 ص 41- امالي شيخ صدوق ، ص 329 - بحار ، همان
9. خصال ج 2 ص 102 و 151- بحار ، همان
10- امالي شيخ طوسي ج 1 ص 29 - بحار ، ج 85، ص 439.
11. علل الشرايع ج 2 ص 15- بحار، همان
12. امالي شيخ صدوق ص 290 -بحار ، همان
13. علل الشرايع ج 1 ص 249 - عيون الاخبار ج 2 ص 109 -بحار، همان
14. ثواب الاعمال ص 34- بحار، همان
15. محاسن ص 84- بحار، همان
16و 17.محاسن ص 85 - بحار ، ج 85 و ص 440.

 

 

پیامک      

پیامک های عید فطر

 تهیه کننده : مرضیه عاقبت بخیر

 

  

عيد واقعي آن وقتي است که انسان رضای خدا را به دست بياورد، پس درون خودمان را اصلاح کنيم.

 

عيد واقعي آن روزی است که در آن معصيت خدا نکنيم.

 هرچند که من گناهکارم يا رب

بر رحمت تو اميدوارم يا رب

بر وسعت عفوت چه نگاه اندازم

بر کرده خود نظر ندارم يا رب

(ماه عشق، ماه صفا، ماه نور و ماه نزول برکت تمام شد، خدايا ما را درياب)

 

  عيد اولياءالله مبارک.

عيد سعيد فطر بر عاشقان  مبارک باد.

عيد فطر روز پاداش گرفتن و رويت رحمت الهي بعد از ماه رمضان است. (مقام معظم رهبری)

 

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...

یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

 

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان.

 

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک ماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

کم کم غروب ماه خدا ديده مي شود

صد حيف ازين بساط که برچيده مي شود

در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسي ست که بخشيده مي شود

عيد شما مبارک

 

فرازهايي از دعای وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:

بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و ای عيد اوليای خدا...

بدرود ای ماه دست يافتن به آرزوها...

بدرود ای ياريگر ما که در برابر شيطان ياريمان دادی...

بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم

و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.

* التماس دعا*

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت

خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

خداحافظ ای ماه نزديکي بر آرزوها

خداحافظ ای ماه مهماني حق تعالي

خداحافظ ای دوريت سخت و جانکاه

خداحافظ ای بهترين ماه الله

 

خديا! خروج از ماه مبارک را براي ما مقارن با خروج از تمامي گناهان قرار بده.*آمين*

 

حلول ماه عيد و شادی مسلمين است

پايان ماه روزه، برای صائمين است

نشاط و افتخار و شادی و سربلندی

از محک الهي برای مؤمنين است

عيد سعيد فطر و پايان ماه صيام

بخواهيم از خدای ذو الجلال و الکرام

که تا سال آينده، صفا و پاکي دل

حفظ بشه و نباشيم از انسانهای غافل

 

  همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...

 

رمضان آمد و روان بگذشت

بود ماهي به يک زمان بگذشت

شب قدري به عارفان بنمود

اين معاني از آن بيان بگذشت

 

مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو

يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو

آيا چيزی قابل درو در اين رمضان کاشته ايم؟

 

  عید فطر.. روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نماییم

 

کسان که در رمضان چنگ مي شکستند

نسيم گل بشنيدند و توبه بشکستند

 

رمضان شد چو غریبان به سفر بار دیگر

اینست فرخ شدن و اینست به هنگام سفر

 

خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمين

خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر

خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت

خداحافظ ماه شب های نوراني قدر

ز مردم دل بكن ياد خدا كن

خدا را وقت تنهايي صدا كن

در آن حالت كه اشكت مي چكد گرم

غنيمت دان و ما را هم دعا كن

صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است.. از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.

 

 عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نوبا جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرهاوافطارهایش.. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم.. اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما نیست.

 خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان واین اجازه رابما دادی تاسحرها عاشقانه با تو سخن بگوئیم ودرد دلمان را با تو بگوئیم واکنون روز اول شوال را بر ما عیدگرداندی عید برعاشقان مبارکباد.

 

 تا ز رويت گرفته ام روزه

جز به يادت نکرده ام افطار

چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 منابع:

 www.hawzah.net

www.askquran.ir

http://gerashvar.bloghaa.com

http://sms4u.parsiblog.com

www.tebyan-zanjan.ir

 

لينکهای    
 هفته      

 

ويژه نامه عيد سعيد فطر

 

قالب ساز آنلاین، فارسی، رایگان
جهت استفاده وب لاگ نویسان

 

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

 

مرکز اطلاعات علمی تخصصی مدیریت شهری

 

کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی