مجله شماره هفتاد و پنجم  

شنبه 20 شهریور 1389 2 شوال 1431 11 سپتامبر 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: سورة ال عمران آيات: 200 محل نزول: مدينه

فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ 195 لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ 196 مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ 197 لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ 198 وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلّهِ لاَ يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ 199 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 200

ترجمه فارسي مکارم

خداوند، درخواست آنها را پذيرفت; (و فرمود:) من عمل هيچ عمل‏ كننده ‏اى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد; شما هم نوعيد، و از جنس يكديگر! آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‏ هاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار ديدند، و جنگ كردند و كشته شدند، به يقين گناهانشان را مى‏ بخشم; و آنها را در باغ هاى بهشتى، كه از زير درختانش نهرها جارى است، وارد مى ‏كنم اين پاداشى است از طرف خداوند; و بهترين پاداش ها نزد پروردگار است 195 رفت و آمد (پيروزمندانه) كافران در شهرها، تو را نفريبد! 196 اين متاع ناچيزى است; و سپس جايگاهشان دوزخ، و چه بد جايگاهى است! 197 ولى كسانى (كه ايمان دارند، و) از پروردگارشان مى‏ پرهيزند، براى آنها باغ هايى از بهشت است، كه از زير درختانش نهرها جارى است; هميشه در آن خواهند بود اين، نخستين پذيرايى است كه از سوى خداوند به آنها مى ‏رسد; و آنچه در نزد خداست، براى نيكان بهتر است! 198 و از اهل كتاب، كسانى هستند كه به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گرديده، ايمان دارند; در برابر (فرمان) خدا خاضعند; و آيات خدا را به بهاى ناچيزى نمى ‏فروشند پاداش آنها، نزد پروردگارشان است خداوند، سريع الحساب است (تمام اعمال نيك آنها را به سرعت حساب مى‏ كند، و پاداش مى‏ دهد) 199 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! (در برابر مشكلات و هوسها،) استقامت كنيد! و در برابر دشمنان (نيز)، پايدار باشيد و از مرزهاى خود، مراقبت كنيد و از خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد! 200

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

مديريت    
علوی     

 

الگوی رفتاری علوی

 

 

 

 

جمله      
 مديريتی
    

 

گفتن و شنيدن

 

 

سخن گفتن يك نوع احتياج است ولی گوش دادن هنر است.

گوته

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

حضرت امیرالمومنین (ع) فرمودند :

 

فَبادِروُا العِلمَ مِن قَبلِ تَصويحِ نَبتِهِ وَ مِن قبلِ اَن تُشغَلوُا بِاَنفُسِکُم عَن مُستَثَارِ العِلم مِن عِندِ اَهلِهِ وَ اَنهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ تَنَاهَوا عَنهُ ، فَاِنَّما اُمِرتُم بِالنَّهی بَعدَ التَّناهِی.

 

پس در فراگیری علم و دانش ، پیش از آنکه درختش بخشکد ، تلاش کنید و پیش از آنکه به خود مشغول گردید ، از معدن علوم (اهل بیت علیهم السلام) دانش استخراج کنید . مردم را از حرام و منکرات باز دارید و خود هم مرتکب نشوید ، زیرا دستور داده شده که ابتدا خود محرّمات را ترک کنید ، سپس مردم را باز دارید.

 

 نهج الفصاحه

 

طنز       
مديريتی    

 

معانی متفاوت چند اصطلاح

 

 

1- توافق : هنر تقسیم یک کیک ، به نحوی که هر کس فکر کند بهترین قسمت آن نصیبش شده است.

2- لبخند : انحنایی که خیلی از کارها را راست و ریس می کند ( خیلی از پیچیدگی ها را برطرف می کند.)

3- همایش : آشفتگی و سر در گمی یک نفر ضربدر تعداد حاضران.

4- سالن همایش : مکانی که همه حرف می زنند ، هیچ کس گوش نمی دهد ... و بعداً همه مخالفت می ورزند.

5- اداره : پس از انجام دادن کارهای طاقت فرسای خانه ، مکانی است برای استراحت!

6- و غیره (...) : علامتی برای دیگران تا باور کنند از آنان بیشتر می دانیم.

 

 

حکايت     
مديريتی    

 

مزد تلاش

 

 

حكايتي از بزرگان نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است. حكايت اين است:
مردی بود بسيار متمكن و پولدار، روزي به تعدادی كارگر برای انجام كارهای باغش نياز داشت. بنابراين، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را برای كار اجير كند. پيشكار رفت و همه  كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند. كارگراني كه صبح زود در ميدان نبودند، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند. همچنين تعدادی ديگر، به جمع كارگران اضافه مي شدند. حتي بعضي غروب بود كه رسيدند، اما مرد ثروتمند آنها را نيز پذيرفت.
شبانگاه هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود، او همه  كارگران را گرد آورد و به همه  آنها دستمزدی يكسان داد. همانگونه كه انتظار مي رفت، آناني كه از صبح به كار مشغول بودند، آزرده شدند و گفتند : اين بي انصافي است ؛ چه مي كنيد آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند. بعضي ديگر هم كه همين چند دقيقه ي پيش به ما ملحق شدند. آن ها كه اصلا كاری نكرده اند !.
مرد ثروتمند خنديد و گفت : به ديگران كاری نداشته باشيد، ٱيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ كارگران يكصدا گفتند : نه ؛ آنچه كه شما به ما پرداخته ايد، حتي بيش از دستمزد معمولي ما نيز بوده است ؛ با وجود اين، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيده اند و كاری نكرده اند، همان دستمزدی را بگيرند كه ما گرفته ايم.
مرد دارا گفت : من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم..... من اگر چند برابر اين نيز بپردازم، چيزی از دارايي من كم نمي شو د. من از استغنای خويش مي بخشم. شما نگران اين موضوع نباشيد. شما بيش از انتظارتان مزد گرفته ايد، پس مقايسه نكنيد. من در ازای كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم، بلكه مي بخشم زيرا برای بخشيدن، بسيار دارم. من از سر بي نيازی است كه مي بخشم.

تحليل معنوی:
بعضي برای رسيدن به خدا سخت مي كوشند. بعضي ها درست در هنگام غروب از راه مي رسند. بعضي ديگر هم وقتي كار تمام شده است پيدايشان مي شود. خداوند نيز به استحقاق بنده نمي نگرد، بلكه دارايي خويش را برای بخشش مي نگرد. او به غنای خود نگاه مي كند، نه به كار ما.

تحليل رفتاری:
سعي كنيم از سود بردن ديگران به اندازه خود، حتي اگر از ما كمتر هم كار كرده اند نا خرسند نشويم و حس حسادت را از ذات خويش محو نماييم.
بخشش را به هر بهانه ای كه مي شود، انجام دهيم و آن را تقويت نماييم.

تحليل مديريتي:
در هنگام دادن مزد به كارمندان بسيار دقيق و سنجيده عمل نماييد. عدالت را بايد به درستي برقرار نمود، زيرا طبق نظريه برابری بيشتر كارمندان خود را با همكاران ديگر مقايسه مي كنند و اگر احساس كنند كه از ديگران بيشتر كار مي كنند و دستمزد كمتر يا برابری دريافت مي كنند، خود تصميم به ايجاد عدالت مي گيرند، و اين عدالت را با كم كاری خود ايجاد مي كنند.
به كارمندان بايد آموخت كه هركس در هر جايگاهي كه قرار دارد، كار خويش را به درستي انجام دهد و مستقيماً در كار ديگران دخالت نكنند. نظارت بر كار ساير كاركنان وظيفه  مدير مي باشد.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

 ساختار شکست سطوح WBS

 

 

 

یکی از بهترین راه های تهیه ی فهرست فعالیت ها، استفاده از ساختارهای شکست پروژه است. WBS نوعی ساختار برای سازماندهی اجزاء پروژه است. در ساختار شکست، پروژه به بخش های کوچکتر افراز می شود و این عمل خردکردن تا زمان دستیابی به کوچکترین بسته ی کاری قابل کنترل ادامه می یابد.
 
ساختار شکست برای اموری نظیر تعیین مسوولیت ها، تهیه بودجه و تعیین پیمانکاران اجرایی ابزار مناسبی است. با استفاده از WBS، برنامه ریز می تواند برنامه ی کلان پروژه را برمبنای اقلام کلان و سطح بالای پروژه تعیین کند، به این برنامه Bar Chart Plan گویند.
 
ایده ی اصلی سیستم ساختارشکست پروژه برمبنای شکستن اقلام درشت پروژه به اجزای تشکیل دهنده ی آن است. برای پروژه های بسیار بزرگ و پیچیده، اولین سطر WBS فعالیت های بزرگی هستند که خود به دید یک پروژه نگریسته می شوند. بسته به بزرگی و کوچکی پروژه، تعداد سطوح WBS برای پروژه ها متفاوت است. قدم هایی که معمولاً در آن پروژه به اقلام ریزتر شکسته می شوند عبارتنداز:
 
سطح اول) کل پروژه، Total Project
 
سطح دوم) زیر پروژه ها، Subprojects
 
سطح سوم) فعالیت های عمده و اصلی، Major tasks
 
سطح چهارم) بسته های کاری، Subtasks or Work Packages
 
سطح پنجم) فعالیت ها، Activities or Work elements
 
دقت داشته باشید که کوچکترین سطحی که در WBS وجوددارد، فعالیت هایی است که قراراست توسط مدیر پروژه و اعضای تیمش در پروژه کنترل شوند. هریک از سطوح WBS، قابلیت های کنترلی و هدایتی خاصی به مدیر پروژه برای کنترل می دهد؛ مسایلی که در هر سطح طرح می شوند با مسایل سطح دیگر متفاوتند و توسط افرادی متفاوت از دیگری حل می شوند. مثلاً در سطح دوم، سوالات در مورد انتخاب پیمانکار و حل مسایل اوست اما در سطح پنجم، مسایل از جنس هماهنگی برای اجرای فعالیت هایی نظیر نصب تجهیزات یا ساخت قطعات است و مشکلات چیزهایی از قبیل نرسیدن مواد و ابزار یا دسترسی ها در سطح سایت هستند. WBS کمک می کند تا مدیر بتواند مشکلات هر سطح را به درستی ادراک کند و با روشی صحیح و استفاده از منابع درست آنها را حل کند.
 
برنامه ریزی کاری زمان بر و هزینه براست. برای دستیابی به اطلاعات صحیح و دقیق سطوح پایینی WBS و رهگیری آنها، تیم برنامه ریزی با تعداد نفراتی مناسب لازم است و این تیم باید زمان کافی برای برنامه ریزی داشته باشد.


منبع : آفتاب

 

نکات       
مديريتی    

 

 اگر می خواهيد مدير موفقی باشيد ...


1- در مصاحبه استخدامي افراد به سوابق کاری آنان توجه کنيد و به خاطر داشته باشيد کارمند موفق کارنامه اي پربار به همراه دارد.
2- انعطاف پذير باشيد.
3- بدون توهين به عقايد ديگران، با آنها مخالفت کنيد.
4- سر قول خود بمانيد.
5- در موقعيت هاي بحراني برخود مسلط باشيد و نگذاريد زيردستان از اضطراب شما آگاه شوند.
6- براي حرف زدن، زيباترين و خوش آهنگ ترين الفاظ را انتخاب کنيد.
7- خطر پذير باشيد.
8- نحوه استفاده از نرم افزارهاي مرتبط با کار خود را بياموزيد.
9- براي ثبت ايده هاي درخشاني که ناگهان به ذهن مي رسند، هميشه يک قلم و کاغذ به همراه داشته باشيد.
10- کتابخانه اداره يا سازمان خود را به روز کنيد و اسامي کتاب هايي را که اضافه مي شود به صورت فهرست چاپي شده در اختيار کارمندان قرار دهيد.
11- مطمئن شويد ابراز رضايت شغلي افراد به سبب ترس از توبيخ مسئولين و سرپرستان نيست.
12- به واسطه مدير بودن خود، از ديگران توقع بيجا نداشته باشيد.
13- در اولين فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و کدورت هايي که بين کارمندان پيش مي آيد، حکميت کنيد و برقرار کننده صلح و آشتي باشيد.
14- نکات جالب و پندآموز کتاب هايي را که مي خوانيد، در دفتري يادداشت کنيد و در موارد مناسب آنها را به کار ببنديد.
15- از انحصاري کردن خدمات رفاهي سازمان پرهيز کنيد و اجازه دهيد همه سطوح از اين خدمات بهره مند شوند. 

 

مقاله      
مديريتی    

 

آفتی به نام جلسه در مزرعه مدیریت زمان

 مهدی یاراحمدی خراسانی

 

 

هدف از نگارش این مقاله مروری دوباره بر مبحث مدیریت زمان و آموزههایی است که میتوانند ما را در مدیریت بهتر زمان یاری نمایند. از این که زمانی را صرف نگارش این مجموعه کردم، خوشحالم زیرا وقت اندکی از فرصت خود را صرف کاری کردهام که ممکن است سبب صرفه جویی در وقت برخی از افراد شود که برای عمر خویش ارزش زیادی قائلند.
 
افراد بسیار ارزنده و گرانقدری را در میان دوستان و همکاران خود میشناسم که متاسفانه در اغلب موارد ناخواسته به گذشت زمان ارزشمندی که در اختیار آنان است و میتوانند آن را صرف کارهای مفید کنند، توجهی ندارند. اگر چه اغلب این افراد اشخاصی دانشمند، ادیب و اهل علم و فرهنگ هستند، اما متاسفانه به دیگران اجازه میدهند به آسانی فرصت آنان را هدر دهند.
 
آنها گاهی اوقات همکاران، دوستان یا میهمانانی را به حضور خود میپذیرند که هیچ کاری جز به هم بافتن سخنان بی سر و ته کار دیگری بلد نیستند و با شرح رویدادها و وقایع بی ارزش و بی اهمیت، تنها وقت خود و دیگران را تلف میکنند. این دوستان به علت برخی از ملاحظات شخصی که مهمترین آنها اجتناب از رنجیده خاطر ساختن دیگران است، از پایان دادن به گفتگوی خود با این گونه افراد اجتناب میکنند. طبیعی است که تداوم چنین روندی در دراز مدت میتواند سرمایه زمانی بسیار زیادی را از آنان تلف نماید.
 
آفتی که این روزها به شکل یک سرطان حاد و پیشرفته و با عنوان جلسه در شرکتها، سازمانها و ادارات خودنمایی میکند، مصداق بارز اتلاف وقت در سطوح سازمانی است. به جرأت میتوان گفت تاکنون هیچکاری با این جلسات یا به عبارت صحیحتر نشستها انجام نشده است و تنها چای، میوه، شیرینی و البته وقت گرانبهای کارشناسان سازمانها به هدر رفته است. هیچ عقل سلیمی مخالف ایجاد هماهنگی برای انجام بهتر امور در یک سازمان نیست، اما تشکیل جلسههای پی در پی به هر بهانه و عذری تنها یک آفت یا یک بیماری است.
 
متاسفانه کم نیستند اشخاصی که از این نشستها استقبال میکنند چون تنها کاری که میتوانند در سازمانهای خود انجام دهند، نشستن در این گردهماییهای بی ثمر (و شاید هم پر ثمر از نظر میوه و شیرینی است). این گونه افراد که خود از مهمترین عوامل اتلاف زمان کارشناسان و خبرگان در عرصههای دانشی هستند، در واقع با شرکت در این جلسات و به دست گرفتن نمادین قلم و کاغذ و گاهی نیز مطرح ساختن پرسشهای بی ربط و بی مورد، میخواهند این گونه وانمود کنند که در حال کار انجام کار بسیار حساس و مهمی هستند و اگر آنان در این جلسه حاضر نبودند، آینده سازمان به خطر می افتاد!
 
افسوس که در کشور ما سامانه ای وجود ندارد که به وسیله آن بتوان مدت زمانی را که تا کنون بر اثر برگزاری جلسات بیهوده از وقت کارمندان و مراجعان ادارات تلف شده است، سنجید. اگر چنین چیزی وجود داشت، پی به عمق فاجعه میبردیم. غیر ممکن است که فردی کاری در ادارهای یا سازمانی داشته باشد و تا کنون با چهره کریه طاعون جلسه رو به رو نشده باشد. بیایید این بیماری را که به کشور و منابع ملی ما هر روز میلیونها ریال آسیب وارد میکند، درمان کنیم. بیایید جمله کلیشهای و مصیبت بار لطفاً بدون هماهنگی وارد نشوید! را از روی درهای اتاقهای مدیران شایسته و فهیم پاک کنیم.
 
یکی از مهمترین دغدغهها و نگرانیهای انسانهای معاصر مدیریت وقت و فرصتی است که در اختیار آنها قرار دارد. از آنجایی که عادت کرده ایم به تمامی چیزهایی که پیرامون ما قرار دارند به عنوان پدیدههایی طبیعی نگاه کنیم و کارکرد آنها را در تعامل با وضعیت معیشتی یا کاری خودمان در نظر بگیریم، ناخواسته در عنصر زمان غوطه ور شدهایم؛ بدون آن که به عنوان یک ناظر به آن نگاه کنیم و متوجه گذشتن شبانه روزی آن باشیم. از این رو، ساعتها در طول شبانه روز را صرف میکنیم بدون آنکه توجهی به گذشت این زمان داشته باشیم و باز ناخواسته یکی از گران قیمت ترین سرمایههای خود یعنی عمر گرانبها را به بهایی ناچیز از دست می دهیم.
 
معمولاً بحث مدیریت زمان با مباحثی مانند: خود ـ ارزیابی، تسلط بر مکاتبات اداری، برنامه ریزی، مدیریت جلسات، مدیریت پروژه ها، مهار کردن تماس های تلفنی، و نکات دیگری آغاز میشود. اما به نظر من مقدم بر همه اینها انگیزه و خواست شخصی برای کنترل زمان است.
 
منظور از خود ارزیابی در وهله نخست تحلیل نحوه کنونی صرف زمان است. اگر قدری به کارهای روزمره خود توجه کنیم، در می یابیم بسیاری از کارهایی که به انجام دادن آنها عادت کردهایم چندان ضرورتی ندارند و اگر نگوییم که باید از انجتم آنها خودداری کرد، حداقل میتوانیم بگوییم بهتر است انجام آنها را به وقت دیگری موکول کنیم. شناخت عوامل اتلاف زمان برای ما مهم است. با نگاهی مجدد به ضرورتهای کاری متوجه می شویم بعضی از کارها نه تنها شایستگی اطلاق واژه کار را ندارد، بلکه عوامل و عناصر ضد کار محسوب میشوند و در حقیقت تلف کننده فرصتهای ما هستند. بنابراین باید با تغییر عادات و روشهای پیشین این عوامل را به تدریج از میان برد.
 
مهمترین کار در این مقطع تحلیل نحوه کنونی صرف زمان است. برای آن که تحلیل درست و واقع بینانهای از چگونگی صرف زمان خود داشته باشیم، باید پرسشنامهای را تنظیم کنیم. این پرسشنامه که گاهی به صورت یک چک لیست نیز میتواند طراحی شود، نگاهی تعیین کننده در اختیار ما خواهد گذاشت. تکمیل پرسشنامه ی خود ـ ارزیابی می تواند به همراه ایجاد جدول زمان بندی کارها همراه باشد تا بدین طریق حتا در ارزیابی خودمان نیز تا حدی صرفه جویی زمانی کرده باشیم.
 
پس از تکمیل پرسش نامه و جدول زمان بندی کارها خواهیم دانست که: اولاً چه درصدی از کارهای ما از پیش برنامه ریزی شده است؟ ثانیاً آیا روز کاری ما ساختاردرستی دارد یا خیر؟ و در نهایت آیا کارهای برنامه ریزی شده بیش از حد انتظار به طول میانجامند؟ ممکن است در حین پاسخگویی به این پرسشها پرسشهای دیگری نیز در ذهن ما مطرح شود که از جمله آنها میتوان به این موارد اشاره نمود:
 
 ▪
چرا زمانی طولانی صرف کارهای بی حاصل شد؟
 ▪
چند مورد وقفه در کارهای ما ایجاد شده است؟
 ▪
آیا بهره وری واقعی داشتهایم؟
 ▪
چه زمانی از روز بیشترین بهره وری را داشتهایم؟
 ▪
چگونه می توانیم کنترل بیشتری بر وقت خود داشته باشیم؟
 ▪
برای چند درصد از وقت خود می توانستیم برنامه ریزی درستی به عمل آوریم؟
 ▪
میزان کارآیی ما را بر اساس امتیاز های ۱ تا ۱۰ چگونه برآورد می شود؟


 
اگر تنها یکی از این پرسشها را برای ترتیب دهندگان جلسات مکرر در ادارات مطرح کنیم، کافی است که به اشتباه جبران ناپذیر خود پی ببرند.

 در مرحله بعد باید عوامل اتلاف زمان را بشناسیم. در یک دسته بندی عمومی میتوان این عوامل را بدین ترتیب طبقهبندی کرد:


 ▪
گم کردن چیز های مورد نیاز
 ▪
جلسات
 ▪
تماس های تلفنی
 ▪
وقفه ها
 ▪
تعلل ها
 ▪
کاغذ بازی های بی حاصل
 ▪
مشکلات کاری
 ▪
واگذاری کار به صورت معکوس
 ▪
خود بزرگ بینی
 ▪
آشفتگی و عدم تمرکز

 
 
حال که با برخی از عوامل اتلاف وقت آشنا شدیم، باید تلاش کنیم برخی از عادتها را تغییر دهیم. برای ایجاد تغییر باید فرآیند چهار مرحله ای زیر را در مورد هر یک از عوامل اتلاف زمان به کار ببریم تا بتوانیم به تدریج آنها را از میان برداریم:


 ▪
یاد داشت کردن عامل اتلاف زمان
 ▪
تهیه فهرست مشکلات حاصل از عادت های اتلاف وقت
 ▪
تجسم ذهنی عادت صرفه جویی در زمان
 ▪
پرورش عادت صرفه جویی در زمان
 
 
برای کسانی که در شرکتها یا سازمانها به کار اشتغال دارند، این کار قدری گستردهتر است و ابعاد دیگری را نیز در بر میگیرد، از جمله: تسلط بر مکاتبات اداری، مبارزه برای کاهش مکاتبات، رسیدگی مؤثر به نامههای کاری، بایگانی مؤثر و صحیح مکاتبات.

 

 اگر بخواهیم به شیوهای اصولی مکاتبات را کاهش دهیم، باید این اصول را حتماً به یاد داشته باشیم:
 
 ▪
حذف برخی اسامی از فهرست نامه های صادره به خارج ازشرکت
 ▪
حذف برخی اسامی از فهرست توزیع نامه ها در داخل شرکت
 ▪
درخواست از همکاران که فقط موارد خاص را گزارش کنند
 ▪
درخواست از همکاران مبنی بر مختصر و فشرده کردن گزارش کار
 ▪
تغییر مسیر نامه ها در صورت لزوم
 ▪
صحبت کردن را جانشین نوشتن کردن
 ▪
کاستن از حجم کاغذهای ارسالی
 ▪
بازگرداندن کاغذ های کاری غیر ضروری به فرستنده آن ها

 
 
باشد که با به کارگیری این توصیه ها یا حداقل پیادهسازی برخی از آنها بتوانیم آفت جلسه را از مزرعه مدیریت زمان ریشه کن کنیم. با پدید آمدن انضباط فردی در هر انسان عاقل و تنظیم دقیق اوقات و امور کاری دیگر نیازی به برگزاری جلسات مکرر نخواهد بود. امیدوارم در آینده بتوانم باز هم در مورد بیماری یا طاعون جلسه بیشتر بنویسم.

 

 

کلید      
هدایت     

 

ادای امانت

 

 

 

حضرت امیر المومنین (ع) می فرمایند :

ثُمَّ اَداءَ الامانَهِ، فَقَد خَابَ مَن لَيسَ مِن اَهلِهَا ، اِنَّهَا عُرِضَت عَلَی السَّمواتِ المَبنيَّه ، وّالاَرَضينَ المّدحُوَّه وَالجَبالِ ذَاتِ الطُّولِ المَنصوّبَه ، فَلا اَطوَلَ والاَعرَضَ وَ لا اَعلَی وَ لا اَعظَمَ مِنها. وَ لَوامتَنَعِ شَیَءُ بِطولٍ اَو عَرضَ اَو قُوَّه اَو عِزَّ لا مَتنَعنَ؛ وَلکن اَشفَقنَ مِنَ العُقُوبَهِ. وَ عَقَلنَ ما جَهَلَ مَن هُوَ ضَعفُ مِنهُنَّ وَ هُوَ الاِنسانُ اِنَّهُ کانَ ظَلوماً جَهولاً .

 

یکی دیگر از وظایف الهی ، ادای امانت است . آن کس که امانت ها را نپردازد زیانکار است. امانت الهی را بر آسمان های برافراشته و زمین های گسترده و کوه های به پا داشته ، عرضه کردند، که از آنها بلند تر ، بزرگتر ، وسیع تر یافت نمی شد، اما نپذیرفتند. اگر بنا بود که چیزی به خاطر طول و عرض و توانمندی و سربلندی از پذیرفتن امانت سرباز نزند آنان بودند اما از کیفر الهی ترسیدند و از عواقب تحمل امانت آگاهی داشتند. و انسان از آنها آگاهی نداشت. آن انسان است که انَّهُ کانَ ظَلوماً جهولاً .

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

مسايل فرهنگ عمومی

 

نويسنده : طاهره شالچيان موضوع
 

 

مقدمه

 
فرهنگ مبداء همه خوشبختي‌هاي ملت است اگر فرهنگ ، فرهنگ شالح باشد جوانهاي ما صحيح‌بار مي‌آيند امام خميني
اساساً اركان هر جامعه‌اي بر فرهنگ آن جامعه استوار است و مباني فرهنگي ، منبعث از نحوه تعليم و تربيت، عقايد ، سنن، رسوم ملي و مذهبي مي‌باشد ،‌كه پايه فرهنگ عمومي را بنا مي‌نهد .
به عبارت ديگر فرهنگ عمومي مجموعه‌اي از عملكردها و نحوه رفتار افراد در برابر گرايش‌هاي عقيدتي ، سياسي ، اجتماعي ، هنري و اقتصادي است كه به نوع تربيت با توجه به جنيه هاي فردي و اجتماعي آن بستگي دارد در جنبه‌هاي فردي، فرهنگ عاملي براي رشد و هدايت شخص جهت برقراري تفاهم‌بين ساير افراد جامعه است و از طريق آن استعدادهاي نهفته براي زندگي هدفدار متجلي مي‌شود. در بعد اجتماعي ، فرهنگ ، نقش هماهنگ‌ساري براي تفاهم با محيط درتمام زمينه‌هاي اجتماعي، اقتصادي ، عقيدتي و ... داشته و در سايه قوانين و مقررات، آداب و سنن و حقوق و وظايف، چارچوب‌هاي مشخصي قرار دادي عمل مي‌نمايد. در حقيقت، فرهنگ عمومي، كمال مطلوب فرهنگي است كه، همه نيازهاي انسان با محيط سازگار وبا مقتضيات زمان وفاق مي‌يابد .
براي شناخت فرهنگ عمومي جامعه، بايد به موازات نقش تعليم و تربيت در پيدايش فرهنگ به سنتها، اعتقادات مذهبي و ميزان رشد اقتصادي و اجتماعي و ... پرداخته شود.
فرهنگ عمومي جامعه در نوع تكوين شخصيت افراد آن جامعه تاثير به سزايي دارد. فريس مي‌گويد: ساختمان بدن آدمي هر چه كه باشد، محكوم به قدرت نفوذ نامحدود جامعه و فرهنگ حاكم برآن است .
فرهنگ جامعه نادرست از افراد ناتوان به لحاظ جسمي ، قهرمان توانمند تاريخي مي‌سازد. و نيز شخصيتهاي قدرتمند زورمدار را ، بي ‌بها وميان تهي مي‌نمايد تعلقات فرهنگي يك جامعه از ماهيت انساني، شخصيت ديگري معرفي مي‌كند كه با حقيقت وجود او مغاير است به نظر جامعه‌شناسان ترقي، خوشبختي و سعادت حقيقي زماني حاصل مي‌شود كه تمام افراد دنيا بدون توجه به نژاد و اقليم و ديگر خصوصيات قومي و منطقه‌اي، از مزاياي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي واحدي بهره‌مند شوند،‌ واختلا فات مادي و مانع اقتصادي، مانع رشد و تكامل فرهنگي طبقات محروم نشود. اما خوشبختي‌اي كه مادي گرايان در تفسير فرهنگ ترسيم مي‌كنند. امري نيست كه ضرورت اصلي زندگي به شمار رود . زيرا از زندگي به غير از تمتعات جسماني و رشد بدني انتظار ديگري هم وجود دارد. مانند فرد تحصيل كرده‌اي كه تمامل فكري يافته است، براي سعادت ديگران جان خود را نثار مي‌كند و گاه مرگ را برخود پرستي و فراهم ساختن لذات آني ترجيح مي دهد و اين يك فرهنگ الهي است كه در قاموس ماديون، محلي از اعراب نداشته و قابل تفسير و معنا نيست .
بنابراين فرهنگ عمومي جامعه نقش تعيين كننده در معرفي كنش‌ها و واكنش‌ها، نگرش‌ها و گرايشها، منشها و رفتارها و شخصيت عمومي جامعه دارد. چنانچه در روند آن كوچكترين خلل و انحرافي پديد آيد، بزودي بخش وسعي از رفتارهاي عمومي افراد را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
در اين مقاله تلاش برمعرفي فرهنگ عمومي جامعه اسلامي است . ابتدا ضمن آشنايي با واژه فرهنگ و مفاهيم آن، فرهنگ اسلامي و غير اسلامي ، مقايسه و ارشها و ضد ارزشها در جامعه اسلامي معرفي مي‌شود. سپس يك آمار تخريبي از ضد ارزش‌ها، تحت عنوان بحران هويت فرهنگي و چگونگي پيدايش آن و شيوه‌هاي استكبار در تهاجم فرهنگي تشريح شده و توصيه‌ها و پيشنهاداتي را به عنوان راه كارها تقديم فرهنگ دوستان، دانش پژوهان، مربيان و مجريان تعليم و تربيت در نظام مقدس جمهوری اسلامي مي ‌نمايد .
اميد است اين مجموعه هر چند مختصر قادر به تفسير وتبيين اهداف فوق باشد و با انتقاد انديشمندان و صاحبنظران توفيق اصلاح يافته و فتح ‌بابي براي پژوهشهاي بعدي گردد . شايد كه اين مجمل زمينه اي براي تحول و اصلاح عميقتر فرهنگ كشور اسلامي ما باشد .
همان گونه كه حضرت امام خميني (ره) فرمودند:
فرهنگ ما بايد متحول شود، بزرگترين تحول كه بايد بشود در فرهنگ است . زيرا فرهنگ بزرگترين موسسه‌ای است كه ملت را به تباهي و يا به اوج عظمت و قدرت مي ‌كشد. برنامه‌های فرهنگي هم تحول لازم دارد.
 

 

فرهنگ و مفاهيم آن
 

فرهنگ معادل در لغتنامه‌هاي فارسي، به معناي مجموعه آداب، رسوم متداول ، بين يك قوم يا منطقه، و يا شهر و كشوراست .
در فهنگ ويستر فرهنگ يك الگوي پيچيده از عادات و رفتارهاي ويژه يك گروه اجتماعي، قومي ، نژادي و يا مذهبي است . همچنين توسعه و پيشرفت انسان در زمينه‌هايفكري هيجاني و علايق و منشها كه منتهي به راه وروش خاص بياني و عقيدتي مي‌شود، معني گرديده‌است . و يا در تعبي ديگر ، مجموعه ايده ها ، رسوم مهارتها و هنرها و... كه در دوره مشخصي جزء روش زندگي مردم مي‌شود.
فرهنگ از ديدگاه تايلر دانشمند انسان شناس انگليسي قرن 19، عبارت است از : فرايندي از دين و دانش ، هنر ، اخلاق و قانون، يا هر نوع توانايي كه انسان از جمله كسب مي‌نمايد
فرهنگ داراي ابعاد مادی و معنوی است . بعد مادي فرهنگ مشتمل بر اشياء و پديده‌هايي است كه فرد بنا به تمايلات خود آنها رابر مي‌گزيند، و در انتخاب آنها معمولاً توجه به عرف و عادت رايج درجامعه دارد . مانند انتخاب لباس ، رنگ، تزئينات و غيره . اما فرهنگ در بعد معنوي : شامل افكار و عقايدي است كه از آن شيوه‌هاي رفتاري عكس‌العمل‌ها و برخوردهاي عاطفي، اخلاقي و اجتماعي و ... منبعث مي‌شود . قوانين ، ادبيات ، علوم . چگونگي انتخاب روش زندگي عموماً برخاسته از فرهنگ غير مادي است. اگر در فرهنگ غير مادي، ملاكهاي عقيدتي و مذهبي مطرح شود، در اين صورت فرهنگ به اسلامي و غير اسلامي قابل تفكيك است.

 


فرهنگ اسلامی

 
با توجه به ملاكهاي عقيدتي و مكتبي، درمعارف واعتقادات مذهبي كه ريشه در آيات قرآني و احكام الهي دارد، تعيينمي شود. و از سوي ائمه اطار سلام ا... عليهم اجمعين وانديشمندان اسلامي تعبير و تفسير مي‌گردد. اين گونه فرهنگ مبتني برجهان بيني اسلامي پايدار بوده و اصول آن لايتغير است .

 


فرهنگ غير اسلامي

 
فرهنگ غير اسلامي بپايه تحريف اصولي مكتبي و نفي اعتقادات مذهبي بنيان نهاده شده است. چنين فرهنگي براي نيل به هدفهاي مادي و انتفاعي و ناديده گرفتن ارزشهاي والاي انساني تا كمترين مرحله انساني نزو كرده ودر نتيجه ناپايدار است. در اين فرهنگ آداب و رسوم، باورهاي اجتماعي، خط مشي‌ها، براساس تمايلات و اراده صاحبان قدرت وزورمندان، دستخوش تغيير و تحول مي‌گردد. و هر از چندگاهي ، جديدترين مدها، رسوم و افكار عموم جامعه را تحت تاثير قرار داده و مبتلا به تغييرات سبب انحطاط و سقوط عقايد بشريوخلاف منطق و اصول انساني باشد .

 

 
ويژگيهای عمومي فرهنگ

 
فرهنگ اعم از اينكه پايدار، يا ناپايدار، سنتي و يا مدرن ، اصيل يا اقتباسي باشد. امري غريزي و فطري نيست، بلكه فراگير آن، تقليدی و اكتباسي مي‌باشد، و اغلب تامين تامين كننده نيازهاي انسان است . بخشي از اهم خصايص و ويژگيهای عمومي فرهنگ در نوشته آقای مكارم شيرازي چنين آمده است.
1ـ فرهنگ قابل انتقال از نسلي به نسل ديگر است .
2ـ فرهنگ موضوعي اجتماعي است و جنبه انفرادي ندارد.
3ـ فرهنگ از نوع مقررات و ايده‌آلهاي اجتماعي است .
4ـ فرهنگ باوضعيت محيط سازگاري وهماهنگي مي‌يابد .
5ـ هر فرهنگي، برروي مفاهيمي تكيه مي‌كند كه در جامعه با ارزش تلقي شود.
فرهنگي هر جامعه مي تواند سبب رشد .و بالندگي افراد آن و نيز موجب پيشرفت و كمال جامعه شود و يا آنكه، فرهنگ و تبعيت از مرام آن، جامعه‌اي را به سقوط وانحطاط كشانده و عقب‌ماندگي، وابستگي و نابودي ملت را همراه آورد .
بطور كلي فرهنگ يك نظام، بر ارزشهاي حاكم بر جامعه تكيه دارد. ارزشها زمني تحكيم مي‌يابد ، كه مورد باور عموم قرار گرفته و امري دروني شوند . به عبارت ديگر فرهنگ به عنوان الگوهاي ذهني افراد مطرح هستند، كه نمود آن در رفتار متجلي مي‌شود. اما از آنجا كه فرهنگ امري اكتسابي است بنابراين افراد مستعد آنرا از محيط داخل و خارج نظام خود دريافت مي‌كنند و ارزشهاي اصيل خود را به فراموشي مي‌سپارند.
چون فرهنگ جنبه انفرادي ندارد، لذا ارزشهاي جديد به سرعت در بين افراد جامعه تسري يافته جايگزين فرهنگ اصلي آن عده از افرادي مي‌شود كه در مباني عقيدتي خود ثبات ندارند، حتي اگر امر جديد، ضد ارزش به معناي واقعي آن باشد. امروزه اغلب موازين و معيارهاي اخلاقي، ارضاء كننده تمايلات اوليه و نفساني مردم جامعه نيست . و انتخاب ارزشها كمتر تابع قواي عقلاني و همسو با سجاياي اخلاقي است .
در بعد ديگر وجهه سازگاري فرهنگ با محيط از آن جهت مطرح است كه هنگام نفوذ فرهنگ مبتذل به جامعه‌اي كه فاقد اركان قوي و پايدار فرهنگي است ، ملاكهاي جديد، منشهاي اصيل مردم آن اجتماع را منسوخ و جامعه به معيارهاي وارداتي خو مي‌كند و با آن سازش مي‌نمايد. از مصاديق اين بحث، تزوير شياطين و مستكبران است كه به انواع حيل متوسل مي‌شوند تا در ميان جوامع اسلامي بويژه آنجا كه حاكميت و قدرت اسلام ناب محمدي (ص) مطرح است نفوذ يافته و پيكر چنين جامه‌اي را از پشتوانه‌هاي حمايتي بين‌المللي تهي نمايند. تا از طريق آن و با انواع تحريمها وايجاد چالشهاي اقتصادي عزم راسخ و عقايد و سنن مردم را تحت فشار قرار داده و ارزشهاي ولاي انساني و اسلامي آنرا به انحطاط كشانند. استكبار جهاني ،هر روز با تبليغات مسموم ومنحرف خود، در صدد به اضمحلال كشاندن محيط سرشار از تقوي و عواطف و فرهنگ چنين جوامعي است و با ارسال تصاوير مستهجن، فيلم‌ها و مدلهاي ناباب، روح سالم و اتحاد و يگانگي عقيدتي مردم را از مسير اصلي خارج و غفلت ونابساماني را جايگزين آن مي‌نمايد.
اساساً واقعيتهاي هر جامعه‌اي به امور سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي طبقه‌بندي مي‌شود. هر يك از امور فوق با توجه به راهكارهاي فكري و نيازهاي مادي و معنوي مردم هر جامعه، بويژه مسئولين و صاحبان انديشه منتهي به اصولي مي‌شود كه بايد آن اصول مورد تكرار و تاييد عموم افراد قرار گيرد.
در جامعه اسلامي اصول تدوين يافته ، تكيه بر احكام الهي دارد. و اهداف آرماني آن عبارت است از هدايت انسان به سوي صفات الهي و تعالي و كمال، پس براي سير در طريق آن ناگزير به معرفي و شناسايي، موازين و معيارهاي مورد نظر چنين فرهنگي مي‌باشيم.
 

اجمالاً ارزشهای فرهنگي در جامعه توحيدی برمبنای مشروحه ذيل استوار است:
 

1ـ قرآن ، كتاب انسان ساز الهي براي هدايت بشر به منزلگاه كمال و سعادت .
2ـ سنت، شيوه‌هاي رفتاري وسيره انبياء الهي و ائمه اطهار عليه‌السلام .
3ـ عقل، استعداد و توانايي ويژه انسان براي درك و فهم كليات و قوانين كه در اسلام با شرع برابري يافته است كل ماحكم به العقل حكم به الشرع
4ـ اجماع، نظر جمعي از علماي وو فقاي پيرامون احكام .
از هر يك از مباني فوق درسها، اندرزها، راه‌ها و روش‌هاي سعادت . اقبال و ادبار نسيت به نيكي‌ها و پليدي‌ها و اصلاح فكر و انديشه ، تاكيد بردانش اندوزي و مطرود شمردن جهل و جهالت ، رعايت عفت .و پاكدامني، مهار نمودن هواهاي نفساني، استقلال پيشگي و استقامت ، استماع اقوال و گزينش برترين آنها ، محدود و فاني شمردن زندگي دنيا، باقي دانستن دنياي بي‌انتهاي آخرت، لزوم سيادت و قيادت مسلمين برهمه جهان و ظهور عدالت گستر زمان به امر ايزدمنان و ديگر اوامر ونواحي براي سالم زيستن از نظر مادي و معنوي مطرح شده است. و در طي طريق زندگي همواره دعوت برايمان و عمل صالحامن ذكر اوانثي و هومؤمن، فلنجينيه حيوه طيبه .
هر زن و مردي كه عمل نيك و صالحي انجام دهد، نتيجه ايمانش است و او مومن بوده، به وي زندگاني طيب و پاكيزه‌اي خواهيم بخشيد . زن و مرد در جامعه اسلامي داراي الگوهاي رفتاري و معيارهاي ارزشي به لحاظ مادي و معنوي مي‌باشند، اين الگوها افراد وارسته‌اي هستند كه با اعمال و رفتار منطبق با موازين قرآني خود ، بقا و دوام فرهنگ غني اسلامي را تأمين مي‌نمايند.
در بينش توحيدي ارزشهاي والادر جامعه، همان صفاتي هستند كه سبب تقوا و كرامت انساني مي‌شوند . وملاك برتري افراد نسبت به يكديگر چيزی جز تقواي الهي نيست كه ان اكرمكم عندالله اتقاكم محققا گراميترين شما نزد پروردگار، با تقواترين شماست .
پرهيز از اگناه و آلودگي ها كه ناشي از اراده قوي و ايماني استوار است، تمام محاسن فطري درون انسان را متجلي مي‌نمايد. بديهي است كه خروج از محدوده تقوا سبب از دست رفتن عزت و سقوط به حضيض ذلت خواهد شد. و فرد به جايي مي‌رسد كه قدرت درك حقايق را نداشته و مرتكب اعمالي مي‌شود كه با ارزشهاي انساني مغايرت دارد.
قرآن منبع نور و هدايت مشتمل بر دستوراتي است كه اطاعت از آن همه رفتارهاي انساني ، تمايلات و نيازهاي او را در مسير صلاح و صواب و حكمت بالغه قرار مي‌دهد. و هيچ چيزي در دنيا وجود ندارد مگر آنكه در قرآن معرفي شده باشد. و لارطب ولايابس الا في كتاب مبين 6 و هيچ ترو خشكي وجود ندارد مگر در كتاب آشكار قرآن .
امروزه دنيا نيز دريافته است كعه بر هر رفتاري بايد اصول و آدابي مترتب باشد و بي‌اعتنايي از آن اصول را نوعي بي‌فرهنگي تلقي مي‌كند از جمله براي راه رفتم ، خواندن ، نوشتن، كاركردن عبور و مرور از خيابان ، دوستي‌ها، مبارزه و غيره، حال آنكه قرآن كريم در 1400 سال گذسته آداب چگونه زيستن بشر را براي تمام زمان و مكان معرفي نموده است . وجامع همه دستوراتي است كه عمل به آن وحدت رفتار و آئين را كه قابل تعريف براي عموم جهانيان باشد متذكر شده ، مضافاً اينكه اوامر و نواحي قرآ نه تنها تامين كننده سعادت دنياست بلكه خير آخرت را نيز تضمين مي‌كند.


فرهنگ عمومي جامعه


با تعريفي كه گذشت، فرهنگ عمومي عبارت است از رفتار عمومي جامعه كه جلوه‌هاي عيني آن قابل رؤيت باشد. و براساس اين نظريه، هر يك از رفتارهاي انساني در ارتباط با خود و ساير افراد جامعه و نيز در برخوردبا پديده‌ها و اشياء محيطي به فرهنگ آن رفتار نامگذاري مي‌شود . بنابراين، پذيرش اين اصل كه هر رفتاري تحت عنوان فرهنگ آن رفتار الزامي بوده و انسان در برابر آن عمل كه منبعث از آداب و رسوم، ويا سنن واعتقادات خاص است مسئول و متعهد مي‌باشد .درواقع حكم اين مسئوليت، رعايت و اجراي يك سلسه قوانين و مقررات قراردادي است كه در عملها و عكس‌العمهاي آدمي تجلي مي‌يابد. و جامعه زمينه‌هاي فرهنگي را بري امكان ظهور و رشد جريانات سالم با معيارها و موازين خاص جهت سنجش رفتارها فراهم مي‌آورد.
جامعه از طريق وسايل ارتباط جمعي بايد نسبت به اصلاح فرهنگ خرافي و غلط اقدام جدي به عمل آوردو فرهنگ اصيل منطبق با عقايد و آداب ديني و سنتي را جايگزين فرهنگ وارداتي و ناهنجار نمايد .
برخي از فرهنگ‌هاي رايج در جامعه عبارتند از :
1ـ فرهنگ رعايت حقوق ديگران
2ـ فرهنگ كار و كارگري
3ـ فرهنگ تقواي كار و تعهد
4ـ فرهنگ مسئوليت‌پذيري
5ـ فرهنگ مشاغل و حسن انجام كار
6ـ فرهنگ بروز خلاقيت و نوآوري
7ـ فرهنگ امانتداري
8ـ فرهنگ رازداري
9ـ فرهنگ ملاقات با مسئولين
10ـ فرهنگ برخورد با مراجعين
11ـ فرهنگ وقت‌شناسي
12ـ فرهنگ معاشرت با ديگران
13ـ فرهنگ شناخت محارم ازغير
14ـ فرهنگ شهرنشيني
15ـ فرهنگ شهروندي
16ـ فرهنگ روستايي
17ـ فرهنگ بهره‌وري
18ـ فرهنگ عبادت و دينداري
19ـ فرهنگ شركت در جماعات
20ـ فرهنگ زيارت
21ـ فرهنگ سيرو سفر وسياحت
22ـ‌ فرهنگ پرهيزگاري و ورع
23ـ فرهنگ پوشش وحجاب در منزل و غير آن
24ـ فرهنگ راستگويي و صداقت
25ـ فرهنگ قضاوت
26ـ فرهنگ صرفه‌جويي و قناعت
27ـ فرهنگ پرهيز از افراط و تفريط
28ـ فرهنگ همسايگي و مراعات حال آنان
29ـ فرهنگ فقرزدايي
30ـ فرهنگ خانواده
31ـ فرهنگ مادري و پدري
32ـ فرهنگ تربيت فرزند
33ـ فرهنگ تدريس و تعليم و تعلم
34ـ فرهنگ رانندگي
35ـ فرهنگ چگونگي بهره‌وري از منابع
36ـ فرهنگ بهره‌وري از امكانات تفريحي
37ـ فرهنگ رعايت بهداشت و نظافت خانه و شهر واماكن عمومي
38ـ فرهنگ استفاده از مواهب هستي
39ـ فرهنگ شكرگزاري از نعم الهي
40ـ فرهنگ رعايت حق تقدم‌ها و صفوف
41ـ فرهنگ عبور از خيابان
42ـ فرهنگ نگارش و نويسندگي
43ـ فرهنگ گفتار و مكالمه
44ـ فرهنگ آپارتمان نشيني
45ـ فرهنگ استفاده از خودروها
46ـ فرهنگ از پارك‌ها
47ـ فرهنگ از سينما و تئاتر
48ـ فرهنگ آبريزگاهها
49ـ فرهنگ مهمانسراو هتلها
50ـ فرهنگ برگزاري مراسم شادي و عزا
51ـ فرهنگ گريستن و خنديدن
52ـ فرهنگ نوشيدن و خوردن غذا
53ـ فرهنگ مطالعه و كتابخواني
54ـ فرهنگ تحصيل علم و دانش
55ـ فرهنگ راهپيمايي
56ـ فرهنگ نماز جماعت
57ـ فرهنگ مهرورزي
58ـ فرهنگ ادب و احترام به ديگران
59ـ فرهنگ نگهداري حيوانات
60ـ فرهنگ كشت و كار و كشاورزي
61ـ فرهنگ خانه‌داري
62ـ فرهنگ تفريحات
63ـ فرهنگ تربيت بدني
64ـ فرهنگ استفاده از ماهواره و تلويزيون و پارك
65ـ فرهنگ حضور در رستوران و اغذيه فروشيها
66ـ فرهنگ معاملات
67ـ فرهنگ حيا و پاكدامني
68ـ فرهنگ ازدواج ونكاح
69ـ فرهنگ امر و به معروف و نهي از منكر
70ـ فرهنگ تلاوت قرآن
71ـ فرهنگ استفاده از زمان و سازماندهي
72ـ فرهنگ برنامه‌ريزي در كارها
مجموعه فرهنگ‌هاي متعدد ذكر شده نه بر اساس الويت‌ها و نه به منظور اهميت تقدم و تأخر مطرح شده است، بلكه اين عناوين بخشي از رفتارهاي عمومي جامعه را متذكر مي‌شود .
ضد ارزشها در فرهنگ اسلامي
يكي از خصوصيات فطري انسان، گرايش به ارزشهاي والاي انساني و نفي ضد ارزشها است و زماني تحقق مي‌يابد كه غرايز پست را تحت مراقبت قرار دهد لذا انسان به حكم آفرينش، همواره كمال‌گرا و روبه سوي خير و نيكي دارد. و از شر و بدي ، بري و گريزان است . مگر آنكه قداست سرنوشت وي به غبار پليدي و انحراف مستور شود.
تجلي ويژگيهاي فطري و تقديس آرمان هاي اخلاقي، رماني تحقق مي‌يابد كه غرايز پست را تحت كنترل اراده قرار دهد . و اين امر تنها در اين فرهنگ اسلامي كه بر شالوده وحي بنيان نهاده شده ميسر است و كمال روح آدمي را متضمن مي‌شود. اما اگر فرهنگ جامعه، اساس خود را بر ماديات و نفي اصول بنيادين اخلاقي بنا نهد ، از قله رفيع آگاهي به بسترحركتهاي موهوم و پوچ نزول يافته و محيطي آسيب‌پذير از تغييرات و يا رشد پديده‌هاي جديد تحت عنوان مد و مدلها مي‌گردد.

 

منبع : راسخون

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست آی کیو (مشكل و خیلی جالب)

 

 

شما باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه  به آن جواب  بدهید . در پایان تعداد پاسخ های درست شما ضرب در

 

10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان می دهد.

 



1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز

 چند ماه 29 روز دارد؟



2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر

 نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد

 تا تمام قرصها خورده شود؟



3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم

را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای

زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده

 بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل

 آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟


5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام

گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده

برایش باقی مانده است؟



6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق

سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ

نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟



7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت

 جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک

میشود این خرس چه رنگی است؟



8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟



9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟



10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت

 تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید

 و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده

 و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران

 برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

 

 

 

 

*****
 

 

 

 


پاسخ تست ها



1. تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.


2.یک ساعت( شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری

 را درساعت 1/5و بعدی را در ساعت 2 می خورید).


3. ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد

 پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که

 ساعت 9 شب است.


4 .  70(تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).


5 .   9 گوسفند.


6. کبریت.


7. سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت

 جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد.


8 .   2سیب.


9 . هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی).


10 . خوب خودتونید دیگه (نام خودتان).

 

 

 

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست:

 

سطح هوش:

7 پاسخ نادرست و بیشتر: در حد دانش آموز دبستان.

6 تا : دانش آموز دبیرستان.

5 تا: دانشجو.

2-3 : استاد دانشگاه.

1 : مدیران ارشد و نخبه.
 

 

 منبع : akshayman.blogfa.com

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

آثار و برکات نماز جماعت در قرآن و احاديث ( قسمت سوم و پايانی )

 

نويسنده: رسول معتمدی

 

 

 

نماز ابرار
 

رسول خدا (ص) فرمود هر کس نماز را به جماعت بخواند اميد خير و نيکي به او مي رود و گواهي او پذيرفته مي شود (1)
 

نماز برتر
 

امام صادق (ع) مي فرمايد : نماز جماعت بر نماز فرادا از 24 نماز برتر است . (2)
 

سنت
 

از امام محمد باقر (ع) پرسيده شد آيا نماز جماعت واجب است؟
فرمود : نماز واجب است و جماعت واجب نيست ولي سنت است و هر کس از روي اعراض و رويگرداني آن را ترک کند بدون اين که عذر و علتي داشته باشد نمازي براي او نيست(3)
 

نماز جماعت صبح
 

علي (ع) فرمود : هر کس نماز صبح را به جماعت بخواند نمازش به پايه نماز ابرار و نيکان مي رسد تو در آن روز در گروه متقيان محسوب مي شود.(4)
 

جماعت صبح بهتر از احيای يک شب
 

امام محمد باقر (ع) فرمود : علي (ع) تمام شب را شب زنده داري و عبادت نمود تا اين که فجر دميد و نماز صبح را به جا آورد سپس چرتي زد هنگامي که رسول خدا(ص) نماز صبح به جا آورد علي (ع) را نديد سپس نزد فاطمه (س) آمد و فرمود : دخترم چرا پسر عمويت (علي ) با ما درنماز صبح حضور نداشت ؟ حضرت زهرا (س) جريان را گفت پيامبر (ص) فرمود: آنچه در جماعت نماز صبح از دست او رفت برتر از شب زنده داري تمام شب است .(5)
 

جماعت عشا و صبح
 

علي (ع) روزي صبح ابو دردا را خواب يافت او را صدا زد و فرمود : تو را چه مي شود ؟ گفت مقداري از شب را بيدار بودم لذا خوابيدم علي عليه السلام فرمود : آيا نماز جماعت صبح را ترک کردي ؟
گفت آري علي (ع) فرمود : اي ابو درداء نماز جماعت عشا و صبح نزد من محبوب تر از اين است که ما بين او دو نماز بيدار باشم ، شنيدم رسول خدا(ص) فرمود اگر مي دانستند در جماعت عشا و صبح چقدر فضيلت است در آن حضور مي يافتند اگر چه چهار دست و پا باشد زيرا اين دو جماعت بيدار ماندن ما بين آن دو را جبران مي کند .(6)
امام محمد باقر عليه السلام فرمود : مردي از باديه (صحرا) نزد رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد : اي رسول خدا من با همسر و فرزندان و غلامانم در باديه هستم پس آيا با آنها نماز جماعت بخوانم ؟ فرمود : آري عرض کرد : گاهي غلامان دنبال شتر رفته اند و من با همسر و فرزندانم هستم آيا اجازه دارم نماز را به جماعت اقامه کنم ؟
فرمود : آري عرض کرد چه بسا فرزندانم به دنبال آب رفته اند من با همسرم هستم آيا اجازه جماعت دارم ؟
فرمود : آري
عرض کرد : گاهي همسرم نير براي ديده باني رفته و من تنها مي ماندم آيا نمازي که به جا مي آورم جماعت است .
رسول خدا (ص) فرمود : مومن به تنهايي جماعت و يک ملت است .
(علامه مجلسي در اين جا به نقل از شيخ صدوق مي گويد : اگر مومن اذان و اقامه بگويد و نماز بگذارد پشت سرش دو صف از فرشتگان نماز مي خوانند و اگر فقط اقامه بگويد ونماز بخواند پشت سرش يک صف از فرشتگان نماز مي خوانند و به نقل از پدرش مي گويد : اگر مومن درنماز حضور داشته باشد حواس ظاهري و باطني او ماموم هستند .(7)
 

محو گناهان
 

امام علي (ع) فرمود : درزير سايه عرش الهي روزي وجود دارد که هيچ سايه اي نيست به جز سايه خداوند ، مردي که از خانه اش خارج شود و نيکو وضو گيرد سپس به خانه اي از خانه هاي خداوند برود تا واجبي از واجبات خداون (نماز جماعت) به جا آورد پس آنچه گناه داشته است محو گردد و مردي که در دل شب پس از اينکه چشمها آرام گرفت و به خواب رفت او با پا خيزد و نيکو وضو بگيرد سپس به خانه اي از خانه هاي خداوند برود آنچه گناه داشته است از ميان مي رود .(8)
 

شستن گناهان
 

رسول خدا (ص) فرمود : نيکو وضو گرفتن با سختي (مثلا در سرما) و گام برداشتن به سوي مساجد و انتظار نماز پس از نماز ديگر ، گناهان را به خوبي مي شويد .(9)
 

بهترين مکان
 

رسول خدا (ص) فرمود :
بهترين مکان در نماز جماعت : صف اول است و بهترين مکان در تشيع جنازه ، صف آخر است گفته شد اي رسول خدا چگونه چنين است؟
فرمود : براي اين که صف جلو که مردان بايستند پوششي براي زنان است و بهترين جا براي مردان صف اول جماعت و بهتر مکان برای زنان صف آخر جماعت است و اگر مردم مي دانستند در صف اول چه فضلي وجود دارد کسي به آن نمي رسيد مگر با قرعه کشي تا قرعه به نام او در آيد و بتواند در صف اول بايستد .(10)
 

بهترين مکان در جماعت
 

حضرت علي (ع) فرمود : بهترين مکان در جماعت ، صفهاي اول آن است زيرا صف فرشتگان است و بهترين جاي صف اول ، سمت راست امام است .
فاصله بين صفها را پر کنيد هرکس بتواند صف اول را تکميل کند و کسي که بتواند پهلوي او بايستد اين کار را بکند زيرا اين کار نزد پيامبرتان محبوب است . صفهاي جماعت را تکميل کنيد زيرا خدا و فرشتگان درود مي فرستند بر کساني که صفهاي جماعت را تکميل مي کنند .(11)
 

پر کردن صفوف
 

امام صادق (ع) فرمود: صفوف نماز جماعت را پر کنيد ولي اگر يکي از شما دير آمد و صف اول را پر يافت صف بعد را پر کند .(12)
 

امام جماعت دانشمند
 

جماعت در نمازهاي يوميه مستحب موکد است. تا جايي که يک نمازجماعت، معادل 25 يا 27 نماز است که امام غير عالم باشد و اگر امام جماعت عالم و دانشمند باشد هزار برابر و اگر درمسجد جماعت بر پا شود اين عدد به توان مي رسد و ضرب در همان عدد مي گردد پس در مسجد جامع با غير عالم 2700 برابر و با عالم و دانشمندان صد هزار برابر ثواب دارد و روايت شده است که در آن صورتي است که ماموم يک نفر باشد پس اگر بيشتر باشند به هر نفر به همان اندازه زياد مي شود (13)
 

صاف کردن صفوف
 

رسول خدا (ص) فرمود : صف هاي نماز را درست وصاف کنيد زيرا درست و صاف و پر کردن صفوف نماز موجب کامل شدن نماز است .(14)
 

صف اول وصف آخر
 

پيامبر اکرم (ص) فرمود : در نماز، صف اول برتر است و در تشييع جنازه صف آخر
و فرمود : اگر مردم مي دانستند در جماعت و صف اول آن چه فضلي وجود دارد بر آن قرعه کشي مي کردند .(15)
 

نتيجه
 

حافظوا علي الصلوات ... (بقره 238)
نماز در اسلام ، همان عبادت بزرگي است که در رأس عبادات قرار دارد و تارک آن در رديف کافر است و پرداختن به آن و به روح و حقيقت آن رسيدن ، ارتباط با خداوند را در ژرفاي وجود انسان نفوذ مي دهد و تبلور مي بخشد نماز زبان عملي گرايش به خداوند و باعث رشد معنوي انسان و طرد خدايان دروغين است به ويژه آن که در اصل در برگزاري نماز، به صورت جماعت است و تاثير آن در تربيت انسان در پيروي از پيامبر (ص) و ائمه هدي(ع) و رهبران شايسته بسيار زياد است انساني که پنج مرتبه در شبانه روز از همه چيز دست مي کشد و روح خود را به سوي قطب حقيقي و خداي جهان قرار مي دهد پيوند اعجاز گر بي نهايت کوچک (انسان) با بي نهايت عظمت وبزرگي ، پيوند قطره اي ناچيز با اقيانوس بي کران و نامحدود است هنگام برگزاري جماعت قلب و روح انسان را به سوي معشوق و معبود هستي بخش سوق مي دهد .
به همين جهت است که در اسلام ، ضمن جواز نماز فرادا، تکيه و تاکيد بر برپايي نماز جماعت شده است و ثواب عظيم و خير کثير در جماعت است و از آنجا که برپاداشتن و اقامه نماز، سفارش شده است و بي شک يکي از راه هاي اقامه و برپاداشتن نماز، به جماعت برگزار کردن اين فريضه الهي است و بي توجهي به نماز جماعت از مصاديق سهو در نماز است که خداوند فرمود : فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون (ماعون 5)
 

پي نوشت :
 

1 تا 5. دعائم الاسلام ج 1 ص 153 - بحار ج 85، ص 442
6 تا 8. دعائم الاسلام ج 1 ص 154 - بحار ، همان
9 تا 12. دعائم الاسلام ، همان - بحار ج 85 ، ص 443
13- الروضه البهيه في شرح اللمعه الرمشقيه ج 1 ص 116 -بحار، همان
14تا 15. بحار ، همان .

 

لينکهای    
 هفته      

 

سیمرغ

 

وبلاگ مدیریت

 

مجله الکترونیکی اسراء

 

رايزنی فرهنگی ایران - اتريش

 

کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران

 

مرکز اطلاعات علمی تخصصی حمل و نقل و ترافیک