مجله شماره هفتاد و هفتم  

شنبه 3 مهر 1389 16 شوال 1431 25 سپتامبر 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا 7 وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا 8 وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدًا 9 إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا 10 يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيمًا 11

ترجمه فارسي مکارم

براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بر جاى مى ‏گذارند، سهمى است; و براى زنان نيز، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مى ‏گذارند، سهمى; خواه آن مال، كم باشد يا زياد; اين سهمى است تعيين شده و پرداختنى 7 و اگر بهنگام تقسيم (ارث)، خويشاوندان (و طبقه‏ اى كه ارث نمى‏ برند) و يتيمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چيزى از آن اموال را به آنها بدهيد! و با آنان به طور شايسته سخن بگوييد! 8 كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود به يادگار بگذارند از آينده آنان مى ‏ترسند، بايد (از ستم درباره يتيمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند 9 كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقيقت،) تنها آتش مى‏ خورند; و بزودى در شعله‏هاى آتش (دوزخ) مى‏ سوزند 10 خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏ كند كه سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد; و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بيش از دو دختر باشند، دو سوم ميراث از آن آنهاست; و اگر يكى باشد، نيمى (از ميراث،) از آن اوست و براى هر يك از پدر و مادر او، يك ششم ميراث است، اگر (ميت) فرزندى داشته باشد; و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او يك سوم است (و بقيه از آن پدر است); و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش يك ششم مى‏ برد (و پنج ششم باقيمانده، براى پدر است) (همه اينها،) بعد از انجام وصيتى است كه او كرده، و بعد از اداى دين است -شما نمى ‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان، كداميك براى شما سودمندترند!- اين فريضه الهى است; و خداوند، دانا و حكيم است 11

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

چند نكته درباره علم‌آموزی و تحصيل به مناسبت شروع سال تحصیلی

 

 

بايد عاشق دانستن باشيد

برای دست يافتن به نيروهای روحي و معنوي از راه دانش، ميل و اراده قوی در تحصيل دانش، ضرورت دارد؛ تا نفس شما آمادگي پذيرفتن مسائل علمي و اعتقادی را داشته باشد.

داشتن ميل و اراده، از لوازم ضروری برای پويندگان راه دانش است. برای دانستن، بايد عاشق يادگيری باشيد و با تصميم و اراده محكم به سوی آن حركت كنيد. خداوند در حديث قدسي، به حضرت داوود وحي ‌فرمود: يادگيرنده، به ميل و اراده نياز دارد. (محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 2، ص 32)

 

با نشر دانش، به كمالات معنوي دست مي ‌‌يابيد

فضيلت علمي كه قلب را حيات مي‌بخشد، نه تنها از جهت تحولاتي است كه در نفس عالم ايجاد مي‌شود، بلكه آموختن علم به ديگران و ايجاد تحول در جامعه نيز دارای فضيلت است؛ زيرا لازمه دانش، نشر آن و آموختن به ديگران است. آنان كه تعليم مي‌گيرند، وظيفه دارند علم خود را به ديگران نيز بياموزند. با اين روش، اگرچه علم اندك باشد، در ميان هزاران نفر رواج مي ‌يابد.

 

دانش، راهي براي رسيدن به درجات عالي است

فراگرفتن دانش، نه تنها از نظر علمي، بلكه از لحاظ روحي و معنوي نيز انسان را به مراتب عالي كمال مي‌رساند. خداوند در قرآن كريم، دانش را از راه‌هاي ارتقا به درجات عالي و رسيدن به مراتب بالاي معنوي معرفي مي‌كند: خدا درجات آن كساني از شما را كه ايمان آورده و آنان را كه داراي دانش شده‌اند، بالا مي‌برد.يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ. (مجادله: 11)

تحولي كه علم در نفس ايجاد مي‌كند، او را به سوی درجات كمال سوق مي‌دهد و رسيدن به درجات عالي، دانشمندان را از افراد ناآگاه ممتاز مي‌سازد.

 

ز دانش زنــده مانـــي جاودانــي                ز نادانـــي نيابـــي زندگانـــي

بود پيــدا بر اهل علــم، اســــرار                ولي پوشيده گشت از چشم اغيار

نه بهر خورد و خوابي همچو حيوان             برای حكمت و علمي چو انسـان

 

  

دوری از گناه، شرط مهم موفقيت درتحصيل

يكي از آثار و نتايج تصفيه روح، ترك گناه است كه از شرايط مهم در موفقيت تحصيلي نيز به شمار مي‌رود. انساني كه مرتكب كارهای حرام مي‌شود، قلبش سياه مي‌گردد و ديگر قابليت روشن شدن به نور علم ـ نه دانستن چند اصطلاح خشك ـ را ندارد.

● شهيد ثاني مي‌نويسد: روزي از ضعف حافظه خويش نزد بزرگي گله مي‌كردم. او به من گفت: برای تقويت حافظه خود، از سبك كردن بار گناه و معصيت مدد گير؛ چرا كه علم، رشحه‌ای از تفضل پروردگار است و فضل الهي در اختيار گناه‌كار قرار نمي‌گيرد.

● حضرت موسي(ع) از حضرت خضر(ع) پرسيد: چه كرده‌اي كه من مأمور شده‌ام از تو تعلم كنم و به چه چيز به اين مرتبه رسيدی؟ فرمود: به ترك معصيت!

  

راه‌های تقويت انگيزه تحصيل

افزايش انگيزش تحصيلي، آموختن عادات مطالعه صحيح و مفيد و فراهم آوردن فرصت كسب موفقيت براي خود، ‌در موفقيت تحصيل بسيار اهميت دارد. در اين زمينه، از اين راه‌كارها مي‌توان بهره برد:‌

1. وقتي براي خود، مقرراتي در درس خواندن يا تفريح كردن در نظر مي ‌گيريد،‌ در عملي كردن آنها قاطع و منصف باشيد.

2. براي مطالعه، هدف‌هاي كوتاه‌مدت در نظر بگيريد؛ در صورت رسيدن به آن هدف، به خود پاداش دهيد و در غير اين صورت، خود را تنبيه كنيد، به عنوان مثال با خود اينگونه قرار بگذاريد: اگر فردا برنامه خود را به موقع انجام دادم، نيم ساعت از اينترنت استفاده مي‌كنم. اگر سه روز از برنامه‌ام عقب ماندم، يك هفته از اينترنت استفاده نخواهم كرد.

3. با اعضاي خانواده روابط نزديك و صميمي داشته باشيد، چرا كه هنگام درس خواندن به حمايت و كمك آنها و به آرامش نياز خواهيد داشت. سعي كنيد در كنار آنها، اوقات خوشي را سپري كنيد.

4. بسيار دقيق و منطقي (به دور از نظر و سخن ديگران) به علايق، استعدادها، توانايي‌ها و اهداف خود فكر كنيد؛ تا جايي كه براي خودتان،‌ قانع‌كننده و روشن باشد.

5. وقتي موفقيتي به دست مي‌آوريد، ‌هر چند كوچك، آن را نتيجه تلاش خود بدانيد، نه شانس و اتفاق و... .

6. براي رسيدن به يك هدف (مثل قبولي در كنكور) بايد انگيزه‌اي قوي و انرژي لازم را داشته باشيد؛ انگيزه وقتي قوي خواهد بود كه دروني و خودجوش باشد؛ نه تحت تأثير عوامل بيروني و با زور! يعني در مثال قبولي در كنكور، بايد به ادامه تحصيل و داشتن زمينه شغلي مناسب معتقد باشيد، به مطالعه و افزايش سطح سواد و موقعيت اجتماعي و... احساس نياز كنيد، از خواندن مطالب مورد علاقه خود لذت ببريد و از عملكردتان رضايت داشته باشيد؛ نه اينكه به خاطر حرف همسايه و فاميل يا خواسته پدر و مادر درس بخوانيد. اين دلايل شايد براي ايجاد انگيزه خوب باشند، ولي براي پايدار نگه داشتن آن، به دلايل و عوامل دروني نيازمند است. كساني كه پيوسته مي‌گويند: اين همه ليسانس بيكار؛ پس درس خواندن براي چيست هيچ اعتقادي به نفس ادامه تحصيل ندارند و تنها هدفشان از درس خواندن، رسيدن به شغل دلخواه است كه با ديدن چند تجربه اتفاقي، به سرعت زير سؤال مي‌رود. پس نمي‌توان از اين شخص، انتظار انگيزه بالا براي درس خواندن و قبولي در كنكور داشت، مگر اينكه نگرش خود را به مسائل، تغيير دهد.

 

راه‌كارهايی برای افزايش يادگيری

1. با برنامه درس بخوانيد. اگر برنامه‌ريزي زمان‌بندي‌ شده نداشته باشيد، هر قدر هم كه درس بخوانيد و حتي نمره‌ بالا بگيريد، هيچ‌گاه جايگاه خود را نمي‌شناسيد و متوجه نمي‌شويد در چه اوقاتي، چه درسي را بهتر مي‌فهميد، يا چه زمان‌هايي را بي‌دليل از دست داده‌ايد؛ تشخيص نمي‌دهيد كه برای فلان درس چقدر بايد وقت بگذاريد و درس ديگر را به چه روشي بايد بخوانيد. پس يك برنامه‌ريزي زمان‌بندي شده، هر قدر هم كه ساده باشد، نكته‌هاي زيادي را برای شما مشخص مي ‌كند.

2. سعي كنيد مكاني كه در آن درس مي‌خوانيد، ساده و آرام (نه سكوت محض)، و در صورت امكان در منزل خودتان باشد. در غير اين صورت، مي ‌توانيد از كتابخانه‌ نزديك محل سكونتتان استفاده كنيد.

3. هميشه تكاليف مدرسه و درس خواندن را در اولويت قرار دهيد و بعد از انجام آنها، به فعاليت‌های ديگر ( تماشای تلويزيون، استفاده از كامپيوتر، تفريح، مهماني و...) بپردازيد.

4. برای تفريحات خود هم برنامه زمان‌بندی شده داشته باشيد. حتماً برايتان پيش آمده كه در طول روز هشت ساعت خوابيده‌ايد و مثلاً چهار ساعت درس خوانده‌ايد، ولي هر چقدر فكر مي‌كنيد، نمي‌دانيد دوازده ساعت بقيه را چه كار كرده‌ايد؟! اين همان وقت تلف شده است. شما نمي‌دانيد در اين زمان طولاني، چه كار خاصي انجام داده‌ايد، ولي به نظرتان مي‌آيد كه با اينكه هيچ تفريحي نداشتيد، باز هم نتوانستيد درس بخوانيد و ساعات مطالعه‌تان بسيار كم بوده است، در عين حال خسته‌ايد و نتيجه دلخواه را هم نمي‌گيريد. چرا؟ دليلش آن است كه براي آن دوازده ساعت، برنامه‌اي نداشتيد و اين فرصت، خيلي راحت به هدر رفته است؛ بدون اينكه احساس كنيد كار مفيدي انجام داده‌ايد. اگر براي اين دوازده ساعت برنامه مي‌ريختيد (برای مثال، از ده تا يازده شب، استفاده از اينترنت؛ يك تا سه بعدازظهر، ديدن فيلم سينمايي؛ پنج و نيم تا شش عصر، حرف زدن با تلفن؛ هشت و نيم تا نه شب، كمك به مادر در شستن ظروف شام و...) شب احساس رضايت خاطر داشتيد، نه احساس بطالت.

 

 

نكاتی درباره مشكلات تحصيل

1. درباره مشكل‌ خود مثلاً دوست نداشتن درسي خاص، احساس ضعف در يادگيري درسي خاص، اضطراب امتحان، خوب درس نخواندن و... خوب فكر كنيد و با معلم‌، مشاور و والدين، مشكل را در ميان بگذاريد تا بتوانيد ضعف‌هايتان را شناسايي كنيد و پيش از اينكه مزمن و كهنه شوند، راه‌حلي برايشان بيابيد.

2. هم ‌زمان با رفع ضعف‌ها، بر قوت‌ها و توانايي‌هاي خود نيز تأكيد و براي تقويت آنها هم برنامه‌ريزي كنيد. شناسايي ضعف‌ها نبايد سبب شود كه شما تمام توانايي‌هايتان را زير سؤال ببريد.

3. به تناسب پيشرفت‌ها، پاداش‌هايي براي خود در نظر بگيريد. هر چند وقت يك‌بار به عنوان پاداش، به كارهايي بپردازيد كه برايتان لذت‌بخش است. مثلاً به خودتان قول بدهيد كه اگر يك هفته كامل، برنامه‌تان را به موقع انجام دهيد و از آن عقب نيفتيد، جمعه آن هفته را به كوه برويد.

4. عوامل مختل‌كننده يادگيري را برطرف يا محدود كنيد. زياده‌روي در تماشاي فيلم و تلويزيون و انجام بازي‌هاي كامپيوتري يا استفاده بيش از حد از اينترنت، بيرون رفتن از خانه به منظورهاي مختلف و گفت‌وگوهاي تلفني طولاني و خواب بيش از اندازه، از اين عوامل به شمار مي‌روند.

5. ساعات مطالعه خود را كم‌كم (حتي روزي ده دقيقه) ولي پيوسته افزايش دهيد. مثلاً يك روز هفت ساعت مفيد درس نخوانيد و سه روز بعد، روزي دو ساعت؛ مگر اينكه اتفاق خاصي افتاده باشد؛ زيرا پنجاه درصد كارآيي مدت مطالعه، به عادت مطالعاتي شما بستگي دارد.

6. هدف‌هايي را انتخاب كنيد كه نيازمند تلاش، ولي دست‌يافتني هستند. هدف‌هاي بسيار سطح بالا كه امكان دسترسي به آنها بسيار مشكل يا ناممكن است، در نظر نگيريد.

7. مراقب آثار مخرب رقابت بيش از حد باشيد. به جاي مقايسه خود با ديگران، وضعيت خود را با وضعيت ديروزتان مقايسه كنيد.

8. برای خود علايق و فرصت‌های يادگيری جديد به وجود آوريد؛ زيرا لذت يادگيری‌های قبلي، تشويقي برای يادگيری‌های آتي است.

 

 

  

 

 

 

به مناسبت شهادت سرداران اسلام: شهید فکوری و نامجو 7/7/89

 

شهيد نامجو

نام و ياد شهيد نامجو، مثل عطر روح‌انگيز يك ياس سپيد،‌ هنوز در فضاي خانه و در دل و جان خانواده‌اش جاري است.

همسرِ شهيد، وقتي به بايگاني خاطره‌هايش مراجعه مي‌كند، پرونده‌هايي زنده، مستدل و گويا از زندگي سبز و آسماني همسرش، ـ كه چنين زندگي‌اي، آرزوي هر اهل دلي ـ است ارائه مي‌دهد.

نمي‌دانم اين قلم تا چه حد مي‌تواند زواياي زندگي اين سيد شهيد را ثبت كند، ولي خوب مي‌دانم كه در بيان مقام شامخ اين شهيد، عاجز خواهد بود. فقط اميد آن دارم كه با خواندن زندگي‌نامه سراسر ايثار اين شهيد سرفراز، درس خوب زيستن را به نيكي بياموزيم.

 

ازدواج در سال 1349

آشنايي خانواده من با پدر و مادر موسي، موجب ازدواج ما در سال 1349 شد. در آن زمان، من سال آخر دبيرستان بودم و مدرك ديپلم را پس از ازدواج گرفتم.

از وقتي سعادت همسري اين مرد بزرگ را پيدا كردم، دگرگوني سياسي در زندگي من به وجود آمد و با كمك و ارشاد او، شور و شوق نهفته مذهبي‌ام شكوفا شد. تحت تأثير اعتقادات شهيد نامجو، تلاش مي‌كردم خودم را به او برسانم و معلومات علمي و اجتماعي‌ام را بالا ببرم. سيد موسي در طول زندگي پربركتش، نه تنها همسري نمونه و شايسته براي من بود، بلكه حكم آموزگاري پرحوصله را داشت كه در همه مراحل زندگي‌، مرا راهنمايي مي‌كرد.

زندگي ما با سختي‌هاي فراواني شروع شد؛ گاهي من از رنج‌هاي زندگي به او گله مي‌كردم، اما او با كلام متين و گيرايش به من آرامش مي‌داد. در تمام مسائل زندگي جدي بود و هر وقت لازم مي‌شد، خيلي دوستانه آنها را گوشزد مي‌كرد.

او از اول زندگي ‌مان، به مسائل اجتماعي اهميت مي‌داد و از صحبت‌هايش بوي نارضايتي از حكومت شاه مي‌آمد. ابتدا تعجب مي‌كردم، ولي وقتي رفت‌وآمدهايش را با شهيد آيت و ديگران ديدم، فهميدم كه فعاليت‌هايي دارد.

 

پخش اعلاميه‌های حضرت امام ‌(ره)

از سال پنجاه به بعد، با آنكه فعاليت سياسي، آن‌ هم در ارتش، خيلي خطرناك بود، او بدون ترس و واهمه، اعلاميه‌ها و نوارهاي امام‌(ره) را جابه‌جا مي‌كرد از ابتدا مقلد امام‌(ره) و عاشق ايشان بود و با تمام وجود به پيشوايش عشق مي‌ورزيد.

  

نماز شبی كه لرزه به اتاق مي‌انداخت

ايشان از نظر مذهبي، هيچ كم و كسري نداشت؛ مرتب روزه مي‌گرفت و خيلي وقت‌ها نماز شب مي‌خواند. نماز شبش معمولي نبود؛ طوري گريه مي‌كرد كه اتاق مي‌لرزيد. ما گاهي از صداي گريه او بيدار مي‌شديم.

 

علاقه به ساده ‌زيستی

هيچ‌وقت دوست نداشت مرفه زندگي كنيم و از روز اول زندگي‌مان، در منزل اجاره‌اي ساكن بوديم. در آن زمان، ارتش به پرسنل، خانه سازماني مي‌داد؛ وقتي از او خواستم كه منزل سازماني بگيرد، گفت:‌ بگذار كساني كه نياز دارند،‌ بگيرند.

 

فعاليت سياسي

فاميل خود را با وضع سياسي مملكت آشنا كرده بود و زماني كه امام‌(ره) دستور دادند شب‌ها مردم به پشت‌بام‌ها بروند و تكبير بگويند، او بي‌محابا از ايوان منزل تكبير مي‌گفت.

مرتب در راهپيمايي‌ها شركت داشت و از هيچ كمكي به مردم انقلابي، دريغ نمي‌كرد.

 

رابطه عاطفی با فرزندان

همسرم با فرزندانش رابطه عاطفي بسيار عميقي داشت. بعضي روزها كه خيلي خسته بود، از بچه‌ها مي‌خواستم او را اذيت نكنند تا استراحت بكند، ولي او با كمال خوش‌رويي با آنها بازي مي‌كرد، حرف‌هايشان را مي‌شنيد و با مهرباني جواب مي‌داد.

 

در خدمت انقلاب

با پيروزي انقلاب، تمام وقت خود را وقف انقلاب كرد. اوايل انقلاب كه بچه‌هاي انقلابي‌، پادگان‌ها را مي‌گرفتند، خيلي به آنها كمك مي‌كرد و تا نيمه‌هاي شب بيرون بود. مي‌گفت: بچه‌ها هنوز پخته نشده‌اند و آمادگي نظامي ندارند. من بايد به آنها كمك بكنم.

 

آرزوی شهادت

شهادت، آرزوي ايشان بود. در نيمه‌هاي شب، وقتي به نماز مي‌ايستاد و با خدا راز و نياز مي‌كرد، با اشك و ناله از خدا آرزوي شهادت مي‌كرد. او در مورد شهادتش با بچه‌ها صحبت مي‌كرد، و آنها را آماده شهادت خود كرده بود. البته اين آمادگي را از سال‌ها قبل به من داده بود و از من خواسته بود در صورت شهادت او، اصلاً گريه نكنم.

 

خبر شهادت

صبح، خبر سقوط هواپيماي C-130 حامل فرماندهان ارتش، و بعد هم اسامي شهداي اين حادثه ناگوار را از راديو شنيديم.

با شنيدن اين خبر، عرق سردي بر پيشاني‌ام نشست. از يك طرف، سفارش شهيد مبني بر گريه نكردن در شهادتش، و از طرف ديگر، غم از دست دادن همسرم و پدر فرزندانم، آتشي در دلم روشن كرده بود. نمي‌دانستم چه بايد بكنم و ساعت‌ها مبهوت بودم. سرانجام با خود گفتم: وظيفه دارم از اين پس براي بچه‌هاي شهيد، هم مادر و هم پدر باشم. با توكل به خدا، تا امروز چراغ زندگي يادگارهاي آن شهيد بزرگوار را روشن نگه داشته‌ام و در حال حاضر، دو فرزندم پزشك و مشغول تحصيلند.

چند ماه بعد از اين حادثه، سيد مهدي، پسر سومم، با خصوصيات خاص پدرش با روحيه‌اي به لطافت روحيه او، به دنيا آمد. در زمان شهادت شهيد نامجو، دخترم نه سال و فرزند دومم، ناصر، شش سال داشت.

من امروز افتخار مي‌كنم كه مادر فرزندان شهيد نامجو هستم و بالاترين دل‌خوشي‌ام اين است كه خود را يكي از پيروان ناچيز حضرت فاطمه‌(س) مي‌دانم. امروز يقين دارم كه من و مادر يا همسر ديگر شهدا، اگر به خاطر خدا و مصالح انقلاب، همانند حضرت زهرا‌(س) بردباري را پيشه خود سازيم و تسليم رضاي او گرديم، مطمئناً پاداش اين فداكاري‌ها را در آن دنيا خواهيم گرفت.

 

توصيف فرزند شهيد نامجو از پدرش

پدرم پس از شهادت شبيه جدش شده بود. آن ‌موقع (در زمان شهادت) من پيكر بابا را نديدم، اما چهار، پنج سال پيش كه عكسش را ديدم، شباهت عجيبي بين پيكر بابا و جده‌اش، حضرت زهرا(س)، جدش حضرت حسين‌(ع) و حضرت ابوالفضل‌(ع) بود. سر بابا سوخته بود. پهلويش سوخته بود و دست‌هايش حالتي داشت كه انگار مي‌خواست چيزي به كسي بدهد.

بابا به آرزويش، كه شهادت بود، رسيد. بابا، شهيدي عاشق بود.

سخنان سيد ناصر نامجو، در وصف حال پدرش، آن‌قدر گويا و گيراست كه آدمي با شنيدن آنها، به عمق احساسات لطيف يك عاشق پي مي‌برد.

 

نماز جمعه

با اينكه پنج سال بيشتر نداشتم، بيشتر جاها مرا با خود مي‌برد؛ البته قبل از وزارت. مرا با تفنگ و پرچم بازي آماده مي‌كرد و با هم نماز جمعه مي‌رفتيم و بعد از آن به دانشگاه.

يك بار در نماز جمعه گم شدم. آن روز تشنه بودم؛ بابا منبع آب را نشانم داد و تأكيد كرد كه جايمان را نشان كنم. من همين‌طور كه به سمت منبع آب مي‌رفتم، مرتب پشت سرم را نگاه مي‌كردم تا بابا را گم نكنم، ولي آب كه خوردم، هر چه گشتم، نه جايمان را پيدا كردم نه بابا را. گريه كردم. مرا به ستاد گم‌شده‌ها بردند و در بلندگوها نشاني‌ام را دادند. بابا آمد مرا تحويل گرفت و مثل همه باباها گفت:‌ مرد كه نبايد گريه كند!

 

شهيد فكوری

شهيد سرتيپ جواد فكوري، در سال 1317 در تبريز به دنيا آمد. او پس از تحصيلات متوسطه،‌ وارد دانشكده خلباني شد و اين دوره را با موفقيت به پايان رساند.

دوره‌هاي تكميلي خلباني، مديريت خلباني (اف 4)، فرماندهي گردان هوايي و فرماندهي ستاد را نيز با موفقيت سپري كرد. يكي از كارهاي گران‌قدر ايشان، اعزام 140 هواپيماي جنگنده به سوي خاك عراق، پس از اولين حمله هوايي ناگهاني مزدوران بعث بود.

مسئوليت‌ها و پست‌هاي ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي از اين قرار بود: فرماندهي پشتيباني پايگاه دوم شكاري، فرماندهي پايگاه دوم شكاري، فرماندهي پايگاه يكم شكاري، معاون عملياتي نيروي هوايي، و فرماندهي نيروي هوايي.

همچنين با حفظ سمت، به عنوان وزير دفاع كابينه شهيد رجايي برگزيده شد و پس از اينكه سرهنگ معين‌پور به فرماندهي نيروي هوايي منصوب گرديد، ايشان (شهيد فكوري،) مشاور جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش شد. سرانجام هنگامي كه با سرداران ديگر اسلام از جنوب به تهران برمي‌گشت، در سانحه هوايي، همراه با ديگر عزيزان به خيل شهدا پيوست.

 

اهميت به دين

چهار، پنج سال مطالعات گسترده درباره اديان مختلف، باعث گرايش شديد او به اسلام شده بود. نمازش به موقع بود و قرآن و روزه‌اش ترك نمي‌شد. آن موقع، كسي به اسم تيمسار ربيعي، فرمانده پايگاه شيراز بود. وي در ماه رمضان، ساعت ده صبح، جواد را براي صرف نوشيدني به دفترش دعوت كرده بود؛ مي‌دانست جواد اهل روزه است. جواد هم نرفت. به او گفتم: امسال، سال گرفتن درجه‌ات است. با ربيعي سر ناسازگاري نگذار. اما جواد تأكيد كرد: دينم را به درجه و دوره نمي‌فروشم! تيمسار ربيعي هم وقتي مرا ديد،‌ گفت: شوهر تو شب و روز، من را گذاشته و به دينش مي‌رسد.

 

مبارزه با ظلم

بيشتر اوقات براي ناهار روز جمعه، به باشگاه افسران در پايگاه مي‌رفتيم. پايگاه سه رستوران داشت كه هر كدام مخصوص يك گروه بود؛ باشگاه افسران، باشگاه همافرها و باشگاه درجه‌دارها. آخرين باري كه به باشگاه رفتيم، يك همافر به دليل اينكه غذاي رستوران‌هاي ديگر تمام شده بود، به باشگاه افسران آمد. تيمسار ربيعي قبل از اينكه همافر شروع به خوردن كند، ضمن اينكه از او مي‌پرسيد چرا به اين باشگاه آمده، وي را بلند كرد و سيلي محكمي به صورتش زد. غذاي ما تمام نشده بود كه جواد ما را بلند كرد و به خانه رفتيم. از آن به بعد، ديگر به باشگاه نرفتيم. جواد مي‌گفت: تحمل اين زورگويي‌ها را ندارم. در اين مواقع، به خاطر اينكه خجالت آن فرد را بيشتر نكند، سكوت مي‌كرد.

 

توجه به زيردستان

زيردست‌نواز بود. بعد از شهادتش فهميديم كه سرپرستي پنج، شش خانواده را بر عهده داشت. در پايگاه شيراز، معماري به نام قبادي بود كه موقع نجات يك مقني از چاه، خفه شد. جواد از آشپز رستوران خواسته بود از همان غذايي كه تيمسار و افسران مي‌خورند، به خانواده قبادي هم بدهند و خودش پول آن را حساب مي‌كرد. البته هيچ‌وقت به من نگفت. يك روز خانم قبادي به منزل ما آمد و موضوع را به من گفت و تأكيد كرد:‌ مي‌خواهم شما هم راضي باشيد. گفتم: آنچه سرهنگ فكوری مي‌كند، مورد قبول و رضايت من است.

 

آخرين ديدار

يك‌روز هراسان به خانه آمد و گفت: ساك مرا ببند، مي‌خواهم با تيمسار فلاحي به جبهه بروم. برخلاف هميشه نگران شدم و خواهش كردم كه نرود. به او گفتم: تو مدت‌ها در جبهه بودي، من و بچه‌ها دوري‌ات را زياد تحمل كرديم. به خاطر بچه‌ها نرو. او برخلاف هميشه شماره تلفني داد و گفت: هر وقت كاري بود، تماس بگير، ولي من بايد بروم. سه‌شنبه قرار بود بيايد، ولي دوشنبه زنگ زد و گفت برگشتشان به تأخير افتاده و پنج‌شنبه مي‌آيد. آن شب نگراني و دل‌شوره‌ام بيشتر شده بود و بي‌خوابي هم به سرم زده بود. صبح خواب ماندم و اخبار ساعت هشت را گوش ندادم. هنوز خواب بوديم كه يكي يكي دوستانم به بهانه‌هاي مختلف به خانه ما آمدند، ولي وقتي ديدند من از ماجرا خبر ندارم، چيزي نمي‌گفتند. حتي ظهر وقتي علي را از مدرسه آوردم، متوجه حضور ماشين‌هاي دوستان و آشنايان نشدم كه منتظر بودند بعد از خبردار شدن من از ماجرا، داخل خانه شوند؛ تا اينكه پسر دايي‌ام با من تماس گرفت و خبر را داد. جيغ كشيدم و بي‌هوش شدم. خيلي‌ها به ديدنم آمدند، ولي بيشتر اوقات بي‌هوش بودم.

 

 

 

 

 

 

 

به مناسبت روز جهانی سالمندان 9/7/89

 

 

جوان و بايسته‌های ارتباط با سالمندان

 

سالمندی دوره‌ای از زندگی

سالمندي، يك فرايند عادي و طبيعي در زندگي هر فرد است. در اين دوران، تغييرات بسياري از نظر جسمي، رواني و اجتماعي در افراد سالمند ايجاد مي‌شود كه ممكن است سبب پيدايش رفتارهاي خاصي در آ‌نان گردد و گاه نگرش اعضاي خانواده را نسبت به سالمندش تغيير دهد. جايگاه اصلي سالمندان، در خانه خودشان است؛ جايي كه عمري در آن زندگي كرده و شاهد رشد فرزندان خويش بوده‌اند. ازاين‌رو، همراهان سالمندان، به ويژه نسل جوان كه از نظر جسمي و رواني فرسنگ‌ها با فرد سالمند فاصله دارند، بايد ضمن آشنايي بيشتر با دنياي سالمندان، از تجربه‌ها و جنبه‌هاي مثبت اين گروه سني در جامعه، به ويژه در خانه، بهره گيرند تا بتوانند زندگي‌ سرشار از آرامش براي سالمند و اندوخته‌هاي علمي و معنوي براي خويش رقم زنند.

 

توجه به سالمندان در فرهنگ اسلامی

دين اسلام، درباره تكريم و مراقبت از سالمندان، دستورهاي ويژه‌اي دارد. ‌در كتاب‌هاي اصيل ديني نيز فصل‌هاي مجزايي درباره تشويق به تكريم سالمندان مشاهده مي‌شود و در مباحث اخلاقي هم، اين سيره جايگاهي ويژه دارد. تعدادي از اين سفارش‌ها را از نظر مي‌گذرانيم.

 

سفارش‌هايي از پيامبر اسلام

1. ما أكرَمَ شَابٌّ شَيخاً الّا قَضَي اللهُ له عِند سِنِّهِ مَن يكرِمُهُ؛ هيچ جواني به سالمندي احترام نگذاشت، مگر آنكه خداوند، ‌او را در سالمندي از احترام برخوردار كرد.(بحارالانوار، ‌ج 72، ص 137)

2. مِنْ إجْلالِ اللهِ إجلالُ ذِي الشَّيبه المُسلِمِ؛ از [نمونه‌هاي] احترام و بزرگداشت مقام الهي،‌ نكوداشت مقام ريش‌سفيد مسلمان است.(کافي،‌ ج 2، ص 65)

3. مَن عَرفَ فَضل كَبيرٍ لِسِنِّهِ فَوَقَّره آمَنَهُ اللهُ مِن فَزَعِ يوم القيامة؛ هر كس برتري سالمندي را به‌خاطر سن وي بشناسد و او را محترم شمرد، خداوند، ‌او را از نگراني‌هاي بزرگ روز قيامت در امان مي‌دارد.( همان، ص 658)

4. البَركَة مَعَ أكابِرِكُم؛ بركت و فزوني، با سالمندان شما خواهد بود.(بحارالانوار، ج 72، ص 137)

 

5. الشّيخُ فِي أهلِهِ كَالنَّبي فِي اُمَّتِهِ؛ سالمند در ميان اهل خود،‌ همانند پيامبر در امت خود است (هم احترامش لازم است و هم مي‌تواند راهنماي خوبي براي سعادت باشد).( بحارالانوار، ج 72، ص 137)

 

● توصيه‌اي از امام علي(ع)

اِرْحَمْ مِن أهلِكَ الصَّغيرِ و وَقِّر مِنهُمُ الكَبيرَ؛ به كودكان خانواده‌ات مهرباني كن و بزرگانشان را گرامي دار.( بحارالانوار، ج 72، ص 137)

 

 

●گوهرهايي از درياي دانش امام صادق(ع)

1. لَيسَ مِنّا مَن لَم يُوَقَّرْ كَبيرَنا و يرحَمْ صَغِيرَنا؛ آن‌كه مقام بزرگ‌سال را محترم نشمارد و به خردسال مهر نورزد، از ما نيست. (الکافي، ج 2، ص 165)

 

2. مِن إجلالِ الله عَزَّ و جلَّ إجلالُ المُؤمِنِ ذِي الشَّيبة‌ و مَن أكرَمَ مُؤمناً فَبِكَرامَةِ الله بَدَاً و مَن استَخَفَّ بمؤمِنٍ ذِي شَيبَة‌ٍ أرسَلَ اللهُ إليهِ مَن يستَخِفُّ بِهِ قَبل مَوتِهِ؛ بزرگداشت مقام ريش‌سفيد، از نمونه احترام به خداست. هر كس مؤمني را تكريم كند، ‌خود را در وادي كرامت خداوند قرار داده و هر كس مؤمن ريش‌سفيدي را كوچك پندارد، خداوند، او را با واسطه‌هايي در همين دنيا خوار مي‌گرداند.( شيخ حر عاملي، وسائل‌الشيعه، ج 12، ص 98)

3. إنَّ الله لَيكرِمَ اِبنَ السَّبعِينَ و يستَحيي مِن اِبنِ الثَّمانين؛ خداوند، هفتادساله‌ها را تكريم مي‌كند و از هشتادساله‌ها در آزرم است (كه خواسته‌اي داشته باشند و برآورده نسازد يا آنها را عذاب كند).(بحارالانوار، ج 70، صص 388 ـ 390)

 

توجه به سالمندان در فرهنگ ايراني

با مروري كوتاه بر ادبيات غني اين مرز و بوم، با ارزش‌ و احترام سالمندان در فرهنگ ايران‌زمين آشنا مي‌شويم.

از نظامي گنجه‌اي چنين مي‌شنويم:

 

جوان گر به دانش بُوَد بي‌نظير          نياز آيدش هم به گفتار پير

 

و حافظ مي‌سرايد:

 

نصيحت گوش كن جانا كه از جان دوست‌تر دارند          جوانان سعادتمنـــد، پند پيـــر دانا را

 

در ضرب‌المثل‌هاي فارسي نيز از سالخوردگان، با ارزش و احترام ياد شده است:

 

آنچه در آيينه جوان بيند                   پير در خشت خام آن بيند

پيرايه ملك، پيران باشند                  پيرِ رعنا بهتر از جوان نارعنا

 

دانستنی‌ هايی از دنيای سالمندان

سالمندی، دوران بي‌اطميناني است. سالمندان به دلايل مختلف، از نظر عاطفي، وضعيت چندان مناسبي ندارند. آنان بر اثر ضعف و كاهش قوا، منابع احساس امنيت و رضايت‌ خاطر خويش را زودتر از دست مي‌دهند و در شرايط دشواري قرار مي‌گيرند. در اين تغيير وضعيت عاطفي، عواملي چند دخالت دارد؛ از جمله: مرگ عزيزان،‌به ويژه همسر يا اعضاي خانواده و دوستان؛ كاهش روابط اجتماعي به علت بي‌حوصلگي سالمند يا بي ‌حوصلگي ديگران؛ افت سلامت جسمي و تحليل قواي بدني كه عاملي مهم در احساس نااميدي و سرخوردگي آنهاست و شادابي و نشاط را از آنان مي‌گيرد؛ تغييرِ محيطي، مانند انتقال از محيط كار به محيط خانه و از دست دادن پست و مقام و شرايط عادی اشتغال.

اين مسائل و بسياري از مسائل ديگر، اسباب ناراحتي روحي و صدمات عاطفي آنان را فراهم مي‌آورد. يكي ديگر از مشكلات آنان، حساسيت و زودرنجي است. بسياري از سالمندان در اين سنين، حساس و زودرنج مي‌شوند و ممكن است توقعي درباره خود داشته باشند كه معمولاً آن ‌را به زبان نمي‌آورند، ولي خواستار آن هستند كه اطرافيان، آن را بفهمند و انتظار ايشان را برآورده سازند.

روابط اجتماعي سالمندان، به ويژه در بعد عاطفي، كاملاً عوض مي‌شود. در بيشتر آنان حالت انزوا پديد مي‌آيد و ديگر دوست ندارند با افراد نزديك، رابطه عاطفي داشته باشند. گاهي برخي سالمندان به علت غلبه اختلالات رواني و عاطفي، دچار نوعي بازگشت به دوران كودكي مي‌شوند و حالت‌هايي از لج‌بازي و مقاومت همراه با اصرار، بي‌نظمي در رفتار، خودمداري و خودخواهي در آنان پديد مي‌آيد. در هر صورت، بايد دانست كه بسياري از اين حالت‌ها، به علت تغييرات طبيعي سالمندي است.

 

سفارش ويژه خداوند درباره والدين سالمند

با نگاهي به ويژگي‌هاي دوران سالمندي ‌به ويژه بالا رفتن سطح انتظار و كاهش سطح تحمل آنان، به حكمت دستور ويژه خداوند درباره والدين سالمند، بيشتر پي مي‌بريم. خداوند، همه را به رعايت احترام پدر و مادر موظف كرده است، ولي در دستوري خاص، از ما خواسته است كه در دوران پيري والدين، نسبت به آنها فروتني و احترام و توجه بيشتري از خود نشان دهيم:

وَ قَضي‏ رَبُّكَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِيّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانًا إِمّا يَبْلُغَنّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريمًا؛ وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ‏ِ مِنَ الرّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ‏ِ ارْحَمْهُما كَما رَبّياني صَغيراً. (اسراء: 23 و 24)

پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر خود احسان كنيد. اگر يكي از آن‌ دو يا هر دو، در كنار تو به سال‌خوردگي رسيدند، به آنها [حتي] اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با ايشان سخني شايسته بگو و از سر مهرباني، بال فروتني بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن‌دو را رحمت كن؛ چنان‌كه مرا در خردي پروردند.

 

علامه طباطبايي در تفسير اين آيه مي ‌نويسد:

اگر خداوند، حكم را اختصاص به دوران پيري پدر و مادر داده، از اين جهت بوده كه پدر و مادر در آن دوران، سخت‌ترين حالات را دارند و بيشتر احساس احتياج به كمك فرزند مي‌نمايند؛ زيرا از بسياري از واجبات زندگي خود ناتوانند، و همين معنا يكي از آمال پدر و مادر است كه همواره از فرزندان خود آرزو مي‌كنند. آري، روزگاري كه پرستاري از فرزند را مي‌كردند و روزگار ديگري كه مشقات آنان را تحمل مي‌نمودند و باز در روزگاري كه زحمت تربيت آنها را به دوش مي‌كشيدند، در همه اين ادوار كه فرزند از تأمين واجبات خود عاجز بود، آنها اين آرزو را در سر مي‌پروراندند كه در روزگار پيري از دستگيري فرزند برخوردار شوند.(محمدحسين طباطبايي، تفسير‌الميزان، ج 13، ص 110)

 

خانه،‌ پناهگاه سالمندان

بيشتر سالمندان علاقه‌مند هستند كه در جمع بستگان، فرزندان و نوه‌هاي خويش باشند، آنان در اين‌ شرايط احساس شادماني و رضايت بيشتري از زندگي خويش خواهند داشت. در جوامع سنتي با خانواده‌هاي گسترده، حضور سالمندان در خانواده، معمول‌تر و امكان‌پذيرتر است. در مناطق روستايي و عشايري ايران، سالمندان تا آخرين لحظه عمر، در كمال ارزش‌مندي و احترام، در جمع خانواده زندگي مي‌كنند و متناسب با پيشينه خانوادگي و نيروي ذهني‌شان، در موقعيت‌هاي مناسبي مثل كدخدايي، بزرگ فاميل و... ايفاي نقش دارند.

در پي تغيير و تحولات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، خانوادگي و نگرش‌ها، در جهت حمايت خانوادگي، مراقبت از سالمند، از محيط خانواده به آسايشگاه‌هاي مخصوص سالمندان انتقال يافت و تنهايي سالمندان آغاز ‌شد. بيشتر آنان به اين‌گونه آسايشگاه‌ها نگاه مثبتي ندارند و اين مكان‌ها را نماد انزوا و گوياي طرد شدن خويش از جامعه مي‌دانند. حتي برخي از آ‌نها با وجود سال‌ها زندگي در چنين محيط‌هايي، به آن خو نگرفته‌ و منتظرند تحولي پديد آيد تا از آنجا بيرون آيند.

 

بركات اجتماعي توجه به سالمندان

رفتار پسنديده با سالمندان، آرامش روحي و سلامت جسمي اين گروه را تأمين مي‌سازد. اين شيوه موجب آرامش خانواده و جامعه نيز خواهد شد؛ زيرا افراد خانواده كه جزئي از جامعه‌اند، اطمينان خواهند يافت كه هنگام سالمندي، با آنان نيز به شايستگي برخورد خواهد شد. نكته مهم‌تر اين است كه كودكان در خانواده‌ها احترام به سالمندان را مي‌آموزند. بنابراين، با داشتن نگرش مثبت به سالمندان و رفتار مناسب با آنان،‌ مي‌توان امنيت و آرامش‌خاطرِ فرد سالمند، خانواده و اجتماع را فراهم كرد.

 

 

 

وظايف خانواده و اطرافيان فرد سالمند

با توجه به پيدايش تغييرات عاطفي در سالمندان ‌و نياز آنها به احترام ديگران، خانواده، به ويژه جواناني كه با سالمندان در خانه زندگي مي‌كنند، بايد به اين نكته‌ها توجه داشته باشند:

1. وجود حالات ويژه دوران سالمندي نبايد سبب بي‌اعتنايي به سالمندان يا تحقير آنها شود.

2. سالمندان امروز، همان پدران و مادران سخت‌كوش سال‌هاي قبل هستند كه عمري را با عزت زندگي كرده و به زندگي اجتماعي فرزندان خود سر و سامان داده‌اند. ازاين‌رو، شايسته خالصانه‌ترين محبت‌ها و بيشترين احترام هستند.

3. بسياري از تغييرات دوران سالمندي، با افزايش سن به وجود مي‌آيد. در اين زمينه، سازش و مدارا ضروري است و بايد آنان را در هر حالتي پذيرا بود.

 

پيشنهادهايي براي زندگي بهتر در دوره سالمندی

خوب سپري كردن دوره سالمندي، نيازمند فراگيري مهارت‌ها و راه‌كارهاي ويژه اين دوره است؛ راه‌كارهايي كه به كمك خانواده، به‌ويژه همراهان جوان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، بهتر اجرايي مي‌شود و بزرگان فاميل را در عبور از اين مقطع ياري مي‌كند. برخي از راه‌كارهاي بهتر زيستن و بهره‌مندي از اين دوره زندگي، از اين قرار است:

 

1. پرداختن به فرايض ديني

اگر فرد در پي سلامت روحي است، بايد معتقد باشد منابعي وجود دارند كه در رسيدن به اين منظور، به وي كمك خواهند كرد. ثابت شده است افرادي كه اعتقادات مذهبي دارند، از سلامت روحي ـ رواني و جسمي بيشتري بهره‌مندند و در مقايسه با كساني كه باورهاي مذهبي ضعيف‌تري دارند يا اعتقادات مذهبي ندارند، در مقابله با فشارهاي روحي ـ رواني، ‌مانند مرگ عزيزان، توان‌‌مندترند. اين افراد، سريع‌تر مي‌توانند به وضعيت روحي و جسمي پيش از وقوع تنش بازگردند و حتي كمتر دچار افزايش فشار خون مي‌شوند. در حقيقت، مراسم مذهبي، سازگاري آنها را افزايش مي‌دهد. باور داشتن زندگي پس از مرگ، به ويژه اين اعتقاد كه دنياي ديگر مي‌تواند بهتر از زندگي كنوني باشد، به فرد سالمند آرامش مي‌بخشد و اين مطلب كه در آينده و در جهان ديگر، باز هم افراد خواهند توانست عزيزان خود را ببينند، اضطراب وي را كاهش مي‌دهد. انجام‌دادن فرايض ديني، خيرات، تفحص در امور مذهبي، رفتن به مسجد و زيارت اماكن مذهبي، و تقويت اعتقادات مذهبي نيز شرايط آرامش دل و تسلاي روح را فراهم مي‌كند.

 

2. ورزش

ورزش، سبب احساس سلامتي و نشاط، و بهبود وضعيت جسمي و روحي سالمند مي‌شود.

 

3. خوردن مواد غذايي سالم

تغذيه مناسب در دوران سالمندي، در وضعيت روحي و جسمي فرد تأثير بسزايي دارد و با تغذيه صحيح مي‌توان افسردگي را كاهش داد. مصرف غذاهايي كه پروتئين بالا، قند پايين و چربي كمتري دارند، و استفاده از وعده‌هاي غذايي بيشتر با حجم كمتر، جهت تنظيم قند خون و همچنين استفاده بيشتر از موادي مثل ماهي،‌ براي تمام افراد،‌ به ويژه سالمندان توصيه مي‌شود. آموزش تهيه غذاي سالم و سريع كه با توجه به مشكلات جويدن، بلع و هضم غذا، براي سالمند مناسب باشد و كمترين تداخل دارويي و غذايي را نيز سبب شود، براي ارتقاي سلامت آنان، لازم است. پرهيز از الكل، سيگار و مواد مخدر، از توصيه‌هاي ديگري است كه سالمندان بايد به آن توجه داشته باشند.

 

4. دادن تعطيلي به افكار

رفتن به طبيعت و نقاط خوش‌ آب و هوا و ديدن مناظر زيبا، به سالمندان كمك مي‌كند از فكر گذشته خارج شوند و فقط به زمان حال بينديشند. انتخاب صحيح مكان تفريح، اهميت زيادي دارد؛ چرا كه در سنين بالا بايد از تغييرات شديد آب و هوايي پرهيز كرد.

 

5. فعاليت‌هاي اجتماعي

اصولاً فردي كه اشتغال ذهني و فعاليت بدني دارد، از پيري غافل‌گير نمي‌شود. سرگرمي و فعاليت، اعتماد به نفس سالمندان را تقويت مي‌كند. فرد سالمند، با جاي‌گزين كردن فعاليت‌هاي جديد متناسب با سن، به ‌جاي فعاليت‌هاي گذشته، مي‌تواند خلأ بازنشستگي را پر سازد. پرداختن سالمندان به كارهايي كه در دوران جواني با آن سر و كار داشته‌اند و مورد علاقه آنها بوده است، مانند پرورش گل و گياه، نويسندگي، نقاشي،‌ خطاطي، صنايع دستي و كارهاي هنري، تدريس، و حتي نگه‌داري از نوه‌ها، احساس پوچي و بيهودگي را از آ‌نان دور و احساس مفيد بودن را در آنها تقويت مي‌كند. مشاركت در فعاليت‌هاي انسان‌دوستانه، ارتباط با انجمن‌ها، حضور در گروه‌ها و داشتن دوستان هم‌ سن نيز در حفظ شادابي و سازگاری، تأثير چشم‌گيری دارد.

 

6. نداشتن خواسته‌های غيرمنطقی از خود

فرد سالمند، نبايد از خود، خواسته‌هاي غيرمنطقي و فراتر از توان داشته باشد و بايد به خاطر اشتباه‌هايي كه در گذشته يا حال مرتكب شده‌ است، خود را ببخشد. بدين ترتيب، قادر به بخشيدن اشتباه‌هاي ديگران نيز خواهد بود.

 

7. يافتن دوست و هم ‌صحبت

سالمند، بايد فردی را برای درد دل و تبادل افكار بيابد و با وی صحبت كند.

 

 

 

  

 

 

 

به مناسبت روز همبستگی و همدردی با کودکان و نوجوانان فلسطینی 9/7/89

 

● امت واحده

نهم مهر در ايران، به عنوان روز هم‌بستگي با كودكان و نوجوانان فلسطيني نام‌گذاري شده است. در سال 2000 ميلادي، در چنين روزي محمد الدوره نوجوان 12 ساله فلسطيني به گونه‌اي فجيع به دست نظاميان رژيم صهيونيستي به شهادت رسيد.

رسانه‌هاي گوناگون خبري، خبر شهادت اين نوجوان را منعكس كردند. تصوير شهادت او، درحالي‌كه پشت پدر خود پنهان شده بود تا از شر حمله نظاميان صهيونيست در امان باشد، بارها از شبكه‌هاي تلويزيوني جهان پخش شد و رسوايي رژيم اشغالگر قدس و حاميان اين رژيم را در دنيا، به دنبال داشت. شهادت محمد الدوره، هم‌سالانش را به مبارزه‌اي بي‌امان‌تر و آگاهانه‌تر با اشغالگران متجاوز و زورگو تشويق كرد و صدها الدوره پا به ميدان جهاد بي‌امان گذاشتند.

رژيم صهيونيستي پس از شهادت الدوره، نه تنها پشيمان نشد، بلكه دست به كشتار گروهيِ كودكان و زنان فلسطيني در غزه و كرانه باختري زد.

نمايش شهادت خانواده هفت نفره هدي غاليه در اواخر خرداد سال 1385 در شبكه‌ های تلويزيوني جهان، از جمله اين جنايت‌ها بود. پس از آن، كشتار كودكان روستای قانا در جنگ اخير لبنان نيز برگ سياه ديگری را از تاريخ پرجنايت صهيونيست‌ها رقم زد.

نام‌گذاري اين روز به روز هم‌بستگي با كودكان و نوجوانان فلسطيني كه به پيشنهاد جمعيت دفاع از ملت فلسطين صورت گرفت، نمادی از دادخواهي دانش‌آموزان ايراني از مستكبران جهان و اعلام همدردی و هم‌بستگي ميان دانش‌آموزان ايراني و كودكان و نوجوانان مبارز فلسطيني است.

امروز، بزرگ‌ترين جرم نوجوانان فلسطين، زاده شدن در سرزمين مادري‌شان است. برخورد نظاميان اشغالگر با اين كودكان، زننده و غيرانساني است. براي نمونه، مي‌توان به بازداشت هزاران نوجوان فلسطيني 13 تا 18 ساله اشاره كرد كه از آغاز و در هنگام بازداشت، تحت انواع اهانت، شكنجه و رفتار خشونت‌آميز و غيراخلاقي در زندان‌ها و مراكز بازجويي قرار گرفتند. رژيم صهيونيستي با شكنجه، بازداشت و سركوب كودكان فلسطيني، به جهانيان نشان مي‌دهد هرگز به قوانين بين‌المللي و دلايل منطقي پاي‌بند نيست و به خواسته‌هاي جامعه بين‌الملل اهميت نمي‌دهد. رژيم اشغالگر دريافته است هر نسل فلسطيني، از نسل پيش، بيدارتر، متحدتر و ظلم‌ستيزتر است. بنابراين، اين نسل آينده‌ساز را هدف قرار داده است. يورش غافل‌گيرانه در نيمه‌هاي شب و ربودن كودكان و جوانان فلسطيني، استفاده از گازهاي سمي و اشك‌آور، ضرب و جرح و تيراندازي با گلوله‌هاي پلاستيكي، استفاده از سگ‌هاي درنده كه اغلب، كودكان و نوجوانان را زخمي مي‌كنند، شكنجه‌هاي دوران بازداشت مانند وارد كردن ضربه به نقاط مختلف به ويژه به سر نوجوانان، استفاده از دستگاه‌هاي مخصوص شكنجه كودكان، محروم كردن آنان از خواب و غذا و اعمال انواع شكنجه‌های روحي و رواني از جمله جنايت‌هاي رژيمي است كه به هيچ‌يك از اصول انساني و بين‌المللي پاي‌بند نيست. در برابر اين همه شكنجه و انواع آن، كودكان و نوجوانان فلسطيني، تنها براي دفاع از خودشان، به طرف نيروهاي اسرائيلي سنگ پرتاب مي‌كنند. وضعيت دانش‌آموزان فلسطيني نيز بسيار بحراني است و تاكنون بسياری از دانش‌آموزان پشت نيمكت‌هاي مدرسه به شهادت رسيده‌اند. مدارس اين كشور نيز در طول سال بسيار تعطيل مي‌شود و اين مسئله موجب ضعيف شدن پايه علمي و كم بودن معلومات دانش‌آموزان فلسطيني مي‌شود.

سازمان ملل، در گزارشي اعلام كرد: كودكان فلسطيني، بيش از پيش، در جريان حملات اسرائيل كشته مي‌شوند و شمار كودكان قرباني در اين درگيری‌ها، دو برابر شده است.

 

منبع : مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، گلبرگ 123 ، مهر ماه 1389 

                                                      

مديريت    
علوی     

تقویت ایمان ، راهی برای ایجاد خود كنترلى

 

ایمان ، باورهاى دینى ، همراه با پایبندى به نظام ارزشى اسلام . عامل بسیار مهمى در ایجاد خود كنترلى است . براى اثبات این نكته ، ابتدا لازم است ماهیت هر یك از باورهاى دینى و نظام ارزشى دانسته شود؛ زیرا با تبیین باورها و ارزش هاى اسلامى ، آشكار مى گردد كه خود كنترلى برخاسته و غیر قابل انفكاك از آن هاست ؛ و مراقبت درونى ، در واقع زاییده آن ها و خود یكى از ارزش هاى اسلامى است ؛ و به هر میزان كه ایمان به حقایق دینى و باورهاى اسلامى قوى باشد پایبندى به نظام ارزشى نیز بیش تر، و در نتیجه خود كنترلى شدیدتر مى گردد.
ایمان در واقع همان باور قلبى است . ایمان حالتى است قلبى و روانى كه بر اثر دانستن یك مفهوم و گرایش به آن حاصل مى شود، و با شدت و ضعف هر یك از این دو عامل ، كمال و نقص مى پذیرد. (1) از آن جا كه ایمان دو عنصر معرفت و گرایش را در درون خود دارد، موجب مى شود تا ارتباط تنگاتنگى با مقوله عمل برقرار ساخته و ایمان بدون عمل را غیر ممكن سازد؛ زیرا از لوازم ایمان آن است كه شخص با ایمان ، تصمیم اجمالى بر عمل كردن به لوازم چیزى كه به آن ایمان دارد بگیرد (2) و این دقیقا همان عمل به یك سلسله بایدها و نبایدها است كه از آن تعبیر به ارزشها و یا نظام ارزشى مى شود.
در میان باورها، ایمان به معاد، عاملى بسیار قوى در پایبندى به ارزشها و در نتیجه خود كنترلى است . باور به اینكه فرداى قیامت از همه عوامل سؤ ال خواهد شد و انسان مسئول اعمال و رفتارهاى خویش است و باور به حسابرسى و پاداش و كیفر الهى ، تاءثیر شگرفى بر روى انسان گذاشته و او را خود كنترل مى سازد.
در جامعه اى كه چنین اعتقادى زنده و حاكم باشد و در تمام شریان هاى آن جریان داشته باشد و همگان بدان پایبند باشند؛ بى هیچ تردید براى اجراى قوانین و مقررات عاقلانه و جلوگیرى از ظلم و تجاوز به دیگران ، كمتر نیاز به اعمال زور و فشار خواهد بود و بى شك مشكلات ناشى از كم كارى و مسامحه كارى به صورت چشمگیر كاهش خواهد یافت و فرد مراقب صحت كارهاى خویش خواهد شد.
اهمیت اعتقاد به معاد در جهت دادن به رفتارهاى فردى و اجتماعى ، و اصلاح امور به حدى است كه بخش عمده اى از سخنان پیامبران و بحث هاى ایشان با مردم را به خود اختصاص داده است ؛ و حتى مى توان گفت كه تلاش آن ها براى اثبات اصل معاد، بیش از تلاشى بوده كه براى اثبات توحید كرده اند؛ زیرا اكثر مردم سرسختى بیش ترى براى عدم پذیرش ‍ این اصل ، نشان مى دهند. دلیل این سرسختى را مى توان در میل به بى بند و بارى و گریز از مسئولیت دانست . اعتقاد به معاد، مسئولیت آفرین است ، تقوا و خود كنترلى را در افراد پرورش مى دهد، و از آلوده شدن آن ها به حرام و معصیت الهى جلوگیرى مى كند.
آن ها كه اعتقاد واقعى به معاد و حسابرسى اعمال دارند، در مقابل دستمزدى كه دریافت مى كنند خود را ملزم مى دانند كه وظیفه خویش را به لحاظ كمى و كیفى به نحو مطلوبى به انجام برسانند؛ زیرا در غیر این صورت اجرتى كه در مقابل كار ناقص و غیر مطلوب دریافت مى شود، غیر مجاز و به لحاظ فقهى حرام محسوب مى گردد، و تصرف در آن ، كیفر اخروى به دنبال دارد.
در این باره امیر مؤ منان (ع ) مى فرماید:
فى حلالها حساب و فى حرامها عقاب ؛ (3) در (نعمت هاى ) حلال دنیا حساب است و در آنچه از طریق حرام به دست آمده ، كیفر.
امام على (ع ) در تبیین اهمیت یاد معاد در خویشتن دارى و پرهیز از رفتارهاى سوء، در نامه خود خطاب به مالك اشتر، پس از برحذر داشتن وى از صفاتى كه عامل تعدى و تجاوزند، فرمود:
ولن تحكم ذلك من نفسك حتى تكثر همومك بذكر المعاد الى ربك ؛ (4) و هرگز حاكم بر خویشتن نخواهى بود جز این كه فراوان به یاد قیامت و بازگشت به سوى پروردگار باشى !.

منابع :
1) مصباح ، محمد تقى ، آموزش عقائد، ج 3، ص 127 
2)
همان ، ص 137
3)
نهج البلاغه ، خطبه 82.
4)
همان ، نامه 53.

 

منبع : مدیرستان

 

جمله      
 مديريتی
    

مديران خردمند

 

If you command wisely, you'll be obeyed cheerfully.

اگر خردمندانه فرمان دهی، با خوشرويی از تو اطاعت خواهد شد.

 

توماس فولر -  (Thomas Fuller)

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

امام رضا علیه السلام فرمودند:

 

 لا یسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَكُونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسْنُ التَّقْدیرِ فِى الْمَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.


هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را كامل نمى ‏كند مگر این كه در او سه خصلت باشد:

دین‏ شناسى، تدبر نیكو در زندگى، و شكیبایى در  مصیبت‏ها و بلاها.

 

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

 

 

طنز       
مديريتی    

آفرین !

مدیری با چند تن از کارمندانش به شکار مرغابی وحشی رفته بود.

 او یک مرغابی وحشی را هدف قرار داد و تیرش به خطا رفت و مرغابی پرواز کرد. یکی از کارمندان که همیشه ثناگویی مدیر

 را می کرد ، ناخودآگاه و به اشتباه گفت : آفرین !

کارمند برای اینکه کم نیاورد و چیزی گفته باشد گفت : خیر ، آفرین من به آن مرغابی است که به موقع پرزد و رفت !!

 

 

حکايت     
مديريتی    

تصمیم گیری لوبیایی

 

آقای مدیر با تصمیم گیری های سریع به خوبی شرکت را اداره می کرد. هر وقت که کارمندی نزد او می آمد و مشکلی را مطرح می کرد. مدیر یک دستش را در جیب می برد و در حالی که دست دیگرش زیر چانه قرار می گرفت ، به سقف خیره می شد و پس از کمی فکر کردن ، با سرعت و اعتماد به نفس کامل پاسخ و راه حل خود را ارائه می داد . کارمندان همیشه از این سرعت عمل و قاطعیت شگفت زده می شدند.

چندین سال به همین منوال سپری شد و طی این مدت اوضاع شرکت در سایة تصمیمات و تدابیر سریع و قاطعانة مدیر رونق فراوان یافت. دربارة قدرت تصمیم گیری سریع و مرموزانة مدیر نظریات متفاوتی وجود داشت و حتی بعضی ها آن را مربوط به استفاده از نیروهای فوق طبیعی می دانستند.

بالاخره زمان بازنشستگی مدیر فرا رسید و مدیر جانشین که از مشتاقان فراگیری راه و روش تصمیم گیری سریع و قاطعانه بود از او خواهش کرد در این مورد راهنمایی اش کند و اگر رازی دارد آن را فاش سازد.

مدیر قدیمی گفت : راز تصمیم گیری های من در یک مشت لوبیا خلاصه می شود ! مدیر جانشین با ناباوری خواهش کرد که موضوع را بیشتر توضیح دهد.

مدیر قدیمی گفت : سال ها پیش پی بردم که اگر تصمیم گیری در مورد مسائل و مشکلات را به تاخیر بیندازیم حل آنها دشوارتر می شود. به این سبب روش تصمیم گیری با لوبیا را ابداع کردم. بدین ترتیب که مقداری لوبیا در جیبم قرار دادم و هر بار که باید به سوالی پاسخ مثبت یا منفی می دادم مقداری از آن لوبیا ها را در مشتم می گرفتم و آنها را می شمردم. اگر تعدادشان زوج بود پاسخ مثبت وگرنه پاسخ منفی می دادم. البته باید بگویم که فرقی نمی کرد جواب چه باشد ،مهم این بود که تصمیم گیری به تعویق نیفتد . در واقع گاهی هم تصمیمات من اشتباه از آب در می آمد . اما تصمیم گیری باید سریع انجام می شد تا بتوان انرژی را صرف انجام امور با اهمیت کرد.

 

شرح حكايت

در اين حكايت در مورد اهميت تصميم گيري سريع و بموقع صحبت شده است. به نظر نويسنده علاوه بر درستي هر تصميم، اتخاذ تصميم بموقع نيز اهميت زيادي دارد بطوری كه با درستي تصميم برابري دارد. عدم تصميم بموقع بعضي اوقات از تصميمات صحيح ديرهنگام نيز بدتر است.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

 

 

مديريت از نقطه صفر

  نويسنده: مرتضی - شيرودی

روش و نظام فكری مديريت از نقطه صفر، تنها يكی از راه‌كارها و ابزارها برای تعالي بخشيدن به سازمان از طريق مديريت است. مديريت از نقطه صفر، در هر موقعيتي، تعريف خاص خود را داراست، ليكن با توجه به محتوای كلي موقعيت‌ها، مديريت از نقطه صفر، محملي است كه مدير با علم به نتيجه عمل‌ كردهای گذشته، روش‌ها و پيش‌فرض‌های غلط قبلي را زير پا مي‌گذارد، با بهره ‌گيری از ويژگي‌های ياری‌ دهنده مديريت از نقطه صفر، كه در ذيل به آن مي‌ پردازيم، با تعاريفي نو و صحيح‌ تر از دو مؤلفه موفقيت و شكست، از نقطه صفر شروع مي‌كند، اما نقطه صفر كجاست؟ نقطه صفر، محدوده مشخصي ندارد. در واقع، حركت از نقطه صفر، يعني: شروعي دوباره با انديشه‌ای نو. ابزارهای مديريت از نقطه صفر كدامند؟ تحليل موقعيت، اصلاح تعاريف علمي موفقيت و شكست موقعيت و ويژگي‌های ياری ‌دهنده مديريت از نقطه صفر، از جمله اين ابزارها هستند. تحليل موقعيت يعني : بررسي و تحليل يك موقعيت خاص، با توجه به پيچيدگي‌های هر موقعيت خاص، ليكن انتخاب ديدگاه‌ مناسب براي تحليل صحيح و سريع هر موقعيت شرط اوليه و لازم است. اصلاح تعاريف علمي موفقيت و شكست موقعيت، يعني: پس از تحليل موقعيت در نقطه صفر، كنكاش در هدف‌ها، برنامه‌ها، راهبردها، عملكرد ها و عوامل مؤثر در موفقيت و شكست، به شناختي عيني تر و تعريفی دقيق ‌تر از موفقيت و شكست مي ‌رسيم.

 

ويژگی‌های ياری ‌دهنده مديريت از نقطه صفر عبارت است:

1ـ تعيين نقطه شروع و پايان: به نقل از بزرگي، اگر ندانيم نقطه شروع كجاست و از هر كجا، شروع كنيم، به هيچ جا نمي ‌رسيم، اگر ندانيم مقصدمان كجاست به هر نقطه نامطلوبي كه برسيم، مطلوب ما خواهد بود.

2ـ ايستادن در نقطه شروع: فراموش نكنيم، از نقطه صفر بايد شروع كنيم. پس ضروری است زمينه‌های لازم برای شروع از نقطه صفر، از جمله: تعاريف اصلاح شده از موقعيت و نيازهای آن را مهيا كنيم.

3ـ رك و صريح بودن: ابهام‌ گرايي و رك نبودن كه ريشه‌های مختلفي مثل ترس و عدم اعتماد به ديگران دارد، مانعي است بلند كه بايد برای رسيدن به اهداف و زمينه‌های جديد موفقيت، از آن عبور كرد.

4ـ خوب و نيك بودن: اگر مي ‌خواهيم تيم خوبي داشته باشيم، بايد خود هم، خوب باشيم، به زبان ساده، اگر در موقعيت مدير، راستي و درستي جاری باشد، به تبع آن، اعتماد و هم دوستي هم نيز، هست، هم‌افزايی هست و هم پاياني هست.

5ـ پرهيز از حرافي: زياد حرف نزنيم والا چشم‌ هایمان هم بايد گوش بدهند، لذا حرف‌ هایمان بايد در متن عمل ‌كردنمان قرار گيرد.

6ـ فراموشي ‌گرايش‌ها و منطق ‌گرايي‌: تنها اولويت ما كار ماست، بقيه مسائل فرع آن است. در اين خصوص، استفاده از مشاوران خارجي، در موقعيت‌های بحراني، نوع نقص برمديريت از نقطه صفر است.

7ـ نقد پذيری و نقادی منصفانه: جدا كردن خود از تعاريف و شعارگويی و رسيدن به پله نقد موقعيت خويش بسيار لازم است كه حاصل آن، فراهم كردن فضای هم‌افزايی و هم ‌گرايی انديشه‌هاست.

8ـ اعتقاد عملي به كلمه نمي‌ دانم در جايي كه نمي ‌دانيم: انسان‌های آگاه، ارزش اين كلمه را مي ‌دانند. يقيناً نمي ‌دانم پله اول برای حركت به سوی سكوی پرتاب دانستن است، اين اعتقاد بايد به عنوان يك فرهنگ به ويژه در بين مديراني كه دارای اختيارت وسيع هستند، كلمه نمي‌دانم در لای اختيارات پنهان مي ‌شود، بايد جاری شود.

9ـ رسيدن به شهامت و صداقت: اين صفت، شروعي دوباره است با اين تفاوت كه اين بار، تصورات و پيش‌بيني‌ها‌یمان به واقعيت‌هاي جاری نزديك مي‌شود و شانس موفقيت افزايش مي‌يابد.

10ـ آگاه باشيم كه به زودی واقعيت‌های موجود، از تصورات و پيش‌بيني‌های ما پيشي خواهند گرفت: دقت كنيم كه قبل از سبقت، مركب خود را عوض كنيم، تصورات و پيش‌بينی‌هايمان را بر واقعيت منطبق سازيم.

11ـ جناب مدير، هدف خردگرايی ابزاری است يا ارزشي؟ مراقب باشيم به كدام سو قدم برمی ‌داريم. اگرچه، به هدف‌ها دست نيافتيم، به چه ميزاني خود را مسوول مي‌دانيم؟ اگر وضعيت فعلی به دليل عدم كفايت در مديريت است، بهترين خردگرای، ترك مديريت به نحو مقتضي است.

12ـ به ياد داشته باشيم اتفاقات معلول شرايط بد است: شرايط بد چيست؟ و راه‌های جلوگيری و مدارا با شرايط بد در هر موقعيت، كدام است؟ مراقب محيط باشيم، بر آن سوار باشيم، نه بالعكس.

13ـ هر نقطه پاياني نقطه آغاز ديگری است: بايد به اين باور برسيم كه موفقيت يكی امر نسبی است، پس از رسيدن به يك موفقيت كوچك، تازه در نقطه شروع قرار گرفته‌ ايم.

 -14در هر فعاليتي اصل آن چيزی است كه ما را به موفقيت مي ‌رساند: نه آن چيزی كه موفقيت را تعريف مي ‌كند. مقصود اين است كه مراقب باشيم، اصلي كه موفقيت را تعريف مي ‌كند، دايره‌اش را محدود نكنيم، بلكه اصل آن، بسان سرچشمه‌ای باشد، برای رسيدن به موفقيت‌های بعدی.

15ـ ايجاد سيستم بهره ‌وری فكری و تصميم‌گيری در موقعيت: از طريق ايجاد فرهنگ مشورت، فناوری اطلاعات، بهبود ارتباطات و نخبه ‌پذيری در موقعيت و

16ـ چيزهای كه به ذهن ما نرسيد: هميشه بايد اعتقاد داشته باشيم چيزی كه ما به دنبال آن هستيم، فراتر از آن چيزی است كه در تصور ما مي ‌گنجد، آنچه كه به ذهن و فكر ما مي ‌رسد، بخش كوچكي است از آنچه كه به فكر ما نرسيده است.

17ـ روح و فضای هر موقعيتي دارای شبكه‌ای است از روابط همكاری بين افراد: روابط حسي و اخلاقي، روابط بين افراد بيرون از موقعيت با افراد درون موقعيت، رابطه هر فرد با كارش و رابطه مجموعه با وظايف ‌شان، رابطه موقعيت مورد نظر با موقعيت‌های ديگر و البته، توجه داشته باشيم كه در اين شبكه پيچيده، يك نظام علت و معلول حاكم است، لذا، بايد پيوسته با شناسايي و تحليل اين شبكه، به تنظيم و تعديل آن پرداخت. همچنين، با توجه به گستردگي اين شبكه، استفاده از نظرات مشاوران مي ‌تواند ياری ‌گر ما باشد، پس ضروری است در نقطه صفر، يك بار ديگر به تجزيه و تحليل اين شبكه بپردازيم.

18ـ هر مديری (در هر موقعيت و جايگاه) دارای شرح وظايفي است: اما لازمه موفقيت يك مدير، پيش از آن كه انجام وظايف باشد، رسيدن به يك هدف موفقيت است. بايد حواسمان باشد كه در بند دموكراسی ) كاغذ بازی) نيفتيم، تمركز فكری و فعاليت‌های عملی را، در مسير رسيدن به هدف قرار دهيم.

 

منبع:

STEPHEN LINSTEAD. VNDERSATANDING MANAGEMENT. 1995 -1
2
ـ فردآر، ديويد، مديريت استراتژيك، 1381.
3
ـ دكتر سيد مهدي الواني، مديريت عمومي، 1380.

 

نکات       
مديريتی    

 تا چه اندازه برای وقت خود ارزش قائليد؟

 


آيا از برنامه زمانی مـشخصی برای به انجام رسانيدن كارهای خود پيروی می كنيد؟

يك عامل بسيار مهم درهرموفقيتي برنامه ريزی صحيح و پيروی از يک برنامه زماني مشخص برای نيل بـه اهداف مطلوب می باشد.

اكنون برای آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهای زير را در زندگی خود بكار بنديد:


1-
فعاليت های روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزی كنيد و روی كاغذ يادداشت كنيد.
2-
كارهای خود را اولويتبندی كنيد.
3- 
كارهايي دشوار را زودتر از بقيه انجام دهيد.
4- 
امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد.
5- 
كارها رابدون وقفه به پايان رسانيد.
6-
مابين فعاليت ها برای خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.
7-
مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزی كنيد: سخناني كه مي خواهيد بيان كنيد را روی كاغذ يادداشت كنيد.
8- 
خود انگيخته باشيد و مقهور موانع نگرديد.
9-
هرگاه تصور كرديد كاری بي فايده مي باشد، دست از آن بكشيد.
10-
در صورت لزوم يكسری تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.
11- 
در زندگي فردی منظم باشيد تا وقت خود را صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.
12-
برای وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.
13-
استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نيست بلكه بيشتر از افسوس كارهايي است كه ميتوانستيد انجام

 دهيد اما انجامشان نداده ايد.
14- به هيچ فردی اجازه ندهيد وقت شما را تلف كند . بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت " نه " بگوييد.
15-
سعي كنيد فرد خوشبيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهای خوشايند در زندگي خود باشيد.
16-
هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.
17- "
وقت كشها" و يا هدر دهنده های وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:
 *
تلفنهای طولاني، بي هدف و غير ضروری.
 *
بازديد كننده ها و ميهمانان ناخوانده.
 *
پشت گوش اندازی ها.
 *
گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.
 *
دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
 *
فقدان اهداف و اولويت بندی ها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.
 *
فقدان برنامه ريزی.
 *
خستگي و استرس.
 *
ناتواني در " نه " گفتن.
 *
بي نظمي و نابسامانيهای فردی.
 *
تماشای تلويزيون. تماشای بيش از 2 ساعت در روز برنامه های تلويزيونی معقول نمي باشد.

 

مقاله      
مديريتی    

مدیریت بحران

 

 

گرچه اصطلاح مدیریت بحران به درستی تعریف نشده، اما در این جا سعی می‌شود این اصطلاح تعریف گردد. در زندگی هر فرد یا هر سازمان شرایطی به وجود می‌آید که در آن باید تصمیمات به موقع و به شکل محتاطانه و مناسب گرفته شود. ممکن است این شرایط، شرایط بحرانی تلقی شوند. بنابراین می‌توان مدیریت بحران را تصمیم‌گیری یا یافتن راه‌حل برای شرایط بحرانی تعریف کرد، بنابراين مدیریت بحران تکنیک مدیریت کردن شرایط بحرانی است.


اکثر سازمان‌ها نسبت به آماده‌سازی خود و کارکنان خود در مقابل روزهای بد بی‌میل هستند. مدیریت حتی زمانی که فرضیات و شرایط زمینه ساز امکان تغییر سریع برنامه‌ها را می‌داند، خود را در مقابل شرایط بدتر آماده نمی‌سازد. در چنین شرایطی سازمان نمی‌داند که در مواقع بحرانی چه عکس‌العملی را از خود نشان دهد و به شدت دچار زیان مواد و پرسنل خواهد شد و مدیریت که دلیل بحران را نمی‌داند موفقیت کمی در رسیدگی به آن را خواهد داشت. زمانی که اعضای هيات‌مدیره دچار بحران می‌شوند، بدون دانش مناسب نسبت به بحران و گام‌های جلوگیری کننده، از مدیریت عالی ساقط می‌شوند. تیم قدیمی اخراج شده و تیم جدید و چالاک گماشته می‌شوند که تشنه موفقیت هستند. در واقع کل این با رفتن به عمق دلایل مشکلات صورت می‌گیرد. زمانی که به علل مشکلات رسیدگی نشود، احتمال تکرار آن به‌وجود می‌آید و در نتیجه گروه جدیدی انتخاب می‌شود تا گروه فعلی را به وسیله نیروهای مشابهی که باعث سقوط گروه‌های قبلی شده بود، کنار بزند.


بنابراین مدیریت باید به وضوح و مستقیما به موضوع بحران رسیدگی کند. باید شرایطی که باعث وقوع بحران شدند به دقت مطالعه شوند تا اشتباه دوباره تکرار نشود و مدیریت باید با چشمان باز به دنبال استفاده از فرصت‌های به‌وجود آمده در بحران باشد؛ زیرا در طول بحران می‌توان کارهای بسیاری انجام داد که در دوران تجاری عادی بسیار مشکل یا غیر‌ممکن خواهد بود.


انواع بحران

همه بحران‌ها مثل هم نیستند. با وجود این بحران‌ها دارای عناصر مشترکی هستند که این به معنی وجود ابزارهایی است که می‌توان با استفاده از آنان بحران‌ها را شناخته و با آنها کنار آمد. در ذیل هفت نوع مختلف بحران تجاری ارائه می‌شود:
1 - تغییر ناگهانی در بازار
2 - شکست محصول
3 - جانشینی مدیریت ارشد
4 - کمبود نقدینگی
5 - تنش در روابط صنعتی
6 - مشکل در اعمال کنترل
7 - وقایع ناگوار بین‌المللی و قانون‌گذاری و قانون‌زدایی


تغییر ناگهانی در بازار

معمولا عموم مردم مسوول این نوع بحران هستند. افزایش یا کاهش ناگهانی هر محصول به خاطر تغییر در عادات خرید یا ترجیحات عموم مردم معمولا منتهی به چنین بحرانی می‌شود. صنایع بسته به تغییر در ترجیحات عمومی معمولا با چنین بحرانی مواجه می‌شوند.


شکست محصول

دلایل مختلفی برای شکست محصول وجود دارد، اما معمولا محصولی که تهدید جدی برای سلامتی استفاده‌کنندگان دارد، احتمالا دچار بحران می‌شود. در چنین شرایطی، چنانچه در مرحله اولیه احتمال بحران بررسی شده باشد، مدیریت می‌تواند تاثیر اینگونه شکست‌ها را حداقل کند. چنانچه اینگونه عمل نشود یک شرایط بد می‌تواند به شرایط بدتر تبدیل شود.


جانشینی مدیریت

معمولا مدیران/مدیران عامل ارشد از ارائه راهکار به جانشین‌ها خودداری می‌کنند که این خود باعث ایجاد بحران جانشینی مدیریت ارشد می‌شود. جانشینی حوزه‌ای است که در آن هيات‌مدیره کنترل کامل داشته و می‌توانند به نحوی عمل کنند که از بحران، قبل از توسعه آن جلوگیری کنند.


کمبود نقدینگی

موقعیت‌های بسیاری وجود دارد که در آن موسسه بازرگانی خود را در موقعیتی می‌یابد که نقدینگی کمیاب است، منابع خارجی وجود ندارد و به نظر می‌رسد منابع داخلی برای پوشش نیازهای فعلی کافی نباشد.
در چنین شرایطی باید گام‌های مناسبی برای مواجه شدن با بحران برداشته شود و از آن میزان نقدینگی که باقی مانده محافظت شود.
فارغ از این، باید تلاش‌هایی جهت رسیدگی به منابع بهره‌برداری نشده نقدینگی صورت گیرد. مدت پرداخت به مشتریان باید کوتاه تر شود. مدت پرداخت به عرضه‌کنندگان باید طولانی‌تر شود، یعنی باید تا حد امکان به تاخیر بیافتد. دارایی‌های غیر‌ضروری باید به فروش برسد. باید برنامه‌های برداشت نقد متوقف شده و سایر منابع نقد جایگزین شوند.


روابط صنعتی

باید روابط مناسب با اعضای سازمان‌ها حفظ شود. نتایج عدم برآورد رفتار با افراد سازماندهی شده یا سازماندهی نشده، می‌تواند بسیار مخرب باشد.


مشکل در اعمال کنترل

در زمان‌هایی به دلیل عملکرد نامناسب و از دست رفتن اعتبار مدیر، اعمال کنترل‌های معمول برای مدیر سختی می‌شود، در این شرایط مدیریت عالی یا باید جابه‌جایی انجام دهد یا با سیاست‌های تدریجی مناسبی، اعتبار از دست رفته را باز گرداند.


وقایع ناگوار بین‌المللی و قانون‌گذاری و قانون‌زدایی

وقایع پیش‌بینی‌ناپذیری که با موج جهانی شدن به داخل کشورها نفوذ می‌کند، به همراه قانون‌گذاری‌ها یا قانون‌زدایی‌های مجلس و قوه‌قضائیه می‌تواند به مثابه یک بحران برای شرکت محسوب شود، از آنجایی که این گونه از بحران در اختیار مدیر نیست، هدایت صحیح شرکت در این زمان‌ها و توجه بیشتر بر مزیت‌های نسبی و رقابتی و انعطاف‌پذیری می‌تواند شرکت را از بحران نجات دهد.

 

منبع : www.bazareiranian.ir

 

کلید      
هدایت     

درس های زندگى از سيره حضرت محمد ( ص )

1- آداب جنگ

هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم مى گرفت لشگرى را به جنگى بفرستد، آنها را مى طلبيد و در مقابل خود نشانده و مى فرمود: به نام خدا و در راه خدا و بر روش پيامبر او حركت كنيد. به دشمنان خويش خيانت نكنيد، آنها را مثله ننمائيد و با آنها مكر نورزيد. پيرمرد ضعيف و زن و كودك را نكشيد. درختان را قطع ننمائيد، مگر اينكه ناچار شويد. هر كس از مسلمين از كوچك و بزرگ توجهى به يكى از مشركين داشته باشد و او را پناه بدهد، او در امان است تا كلام خدا را بشنود، اگر از شما متابعت كرد از برادران دينى شما محسوب مى شود، و اگر امتناع كرد، او را به منزلگاه خود برسانيد و از خدا استعانت جوئيد.

 

2 - آداب ديدار

مردى به خانه رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و درخواست ديدار نمود، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله خواست از خانه خارج شود و به ديدار آن مرد برود، جلو آينه يا ظرف بزرگى از آب داخل اتاق ايستاد و سر و صورت خود را مرتب كرد.

عايشه از ديدن اين كار تعجب كرد. پس از بازگشت آن حضرت پرسيد:

رسول الله ، چرا هنگام رفتن در برابر ظرف آب ايستادى و موها و سر و صورت خود را مرتب كردى ؟

فرمود: اى عايشه ، خداوند دوست دارد، هنگامى كه مسلمانى براى ديدار برادرش مى رود، خود را براى ديدار او بيارايد!!

 

3 - آداب غذا خوردن

حضرت در كنار سفره همانند بنده متواضع مى نشست ، و سنگينى خود را بر روى ران چپ مى افكند. هرگاه در حال صرف غذا بود، تكيه نمى داد. با نام و ياد خدا شروع مى كرد، بين دو لقمه خدا را ياد مى كرد و سپاس ‍ مى گفت . وقتى غذا تناول مى فرمود، نام خدا را مى برد و حمد و سپاس خدا را بين دو لقمه به جا مى آورد. اين نكات حاكى از توجه به ولى نعمت و يا و نام خداى سبحان مى باشد. او هيچ گاه زياده روى در تناول غذا نداشت . وقتى بر طعامى دست مى نهاد، مى فرمود: به نام خدا، خدايا؛ بر ما مبارك قرار ده . او هيچ غذايى را بد نمى شمرد، اگر ميل داشت ، تناول مى كرد و اگر به طعامى تمايل نداشت ، آن را ترك مى كرد. حضرت تنها غذا نمى خورد، دوست داشت دسته جمعى باشد: بهترين طعام براى او طعام دسته جمعى بود. در هنگام غذا از همه زودتر شروع مى كرد و آخر از همه دست مى كشيد، تا ديگران در غذا خوردن شرم نكنند و گرسنه برنخيزند. از جلو خودش غذا مى خورد، غذاى داغ نمى خورد، و غذاى او بسيار ساده ، مانند نان جو بود، هرگز نان گندم نخورد، و به غذاى ساده پرانرژى مانند رطب علاقه داشت.

 

4 - آداب نشستن

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جاى خاصى براى نشستن در نظر نمى گرفت و سعى مى كرد در پايين مجلس بنشيند. دوست نداشت در هنگام نشست و برخاست ، كسى به احترام او برخيزد. و در اين رابطه فرمودند: كسى كه دوست دارد ديگران به احترام وى از جا برخيزد، جايگاهش آتش است .

 

5- مردى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و به آن حضرت از آزار همسايه اش شكايت كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: صبر كن . دوباره آمد و شكايت كرد. فرمود: صبر كن . سپس بار سوم باز آمد و شكايت كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله به مرد شاكى فرمودند: روز جمعه كه مردم به نماز جمعه روند، اثاث منزل خود را بر سر راه بنه تا هر كس به نماز جمعه مى رود آن را ببيند و چون از تو سؤال كردند، موضوع را به آنها گزارش كن . آن مرد: چنين كرد و همسايه آزاردهنده اش آمد و گفت : اثاث خانه ات را برگردان ، براى تو با خدا عهد كنم كه به آزارت برنگردم.

 

6- مردى از انصار به محضر رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله ! اگر جنازه اى حاضر باشد و مجلس ‍ عالمى ، كداميك را دوست تر دارى كه من حضور يابم ؟ رسول الله صلى الله عليه و آله فرمودند: اگر براى تشييع و دفن ، كسانى باشند كه عهده دار انجام آن شوند، حضور يافتن در مجلس دانشمند، از حاضر شدن در تشييع هزار جنازه و عيادت هزار بيمار و از نماز شب و روزه هزار روز و از هزار صدقه به مستمندان دادن و از هزار حج مستحب و از هزار جنگ مستحب در راه خدا با مال و جان برتر است ، كجا اينها با فضيلت حضور در محضر عالم برابرى مى كند؟! آيا ندانسته اى كه اطاعت و عبادت خدا وابسته به علم و دانش ‍ است و خير دنيا و آخرت با علم مى باشد و بدى دنيا و آخرت با نادانى است ؟!

  

7- احترام به كودكان

روزى پيامبر نشسته بود، امام حسن و امام حسين عليه السلام وارد شدند. حضرت به احترام آنان از جاى برخاست و به انتظار ايستاد. چون كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتى چند طول كشيد. بدين جهت پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى آنان رفت و استقبال كرد. آغوش خود را گشود و هر دو را بر دوش خويش سوار كرد و به راه افتاد و مى فرمود: فرزندان عزيز، مركب شما چه خوب مركبى است و شما چه سواران خوبى هستيد.

 

8 - احترام پدر و مادر

مردى به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و پرسيد، اى رسول خدا! من سوگند خورده ام كه آستانه در بهشت و پيشانى حورالعين را ببوسم . اكنون چه كنم ؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پاى مادر و پيشانى پدر را ببوس . (يعنى اگر چنين كنى ، به آرزوى خود در مورد بوسيدن پيشانى حورالعين و آستانه در بهشت مى رسى .)

او پرسيد: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه كنم ؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: قبر آنها را ببوس

 

9 - احترام مؤمن

رسول خدا صلى الله عليه و آله به خانه خدا نگاهى كردند و فرمودند: خوشا به حال تو خانه اى كه چقدر بزرگت داشته و احترامت را برافراشته است ! به خدا قسم كه مؤ من نزد خداوند از تو محترم تر است ، زيرا خداوند بزرگ بر تو يك چيز را حرام كرده و آن قتل و كشتار پيرامون تست ، ولى از براى مؤ من سه چيز را حرام و ناروا فرموده است ؛ خون ، مالش و گمان بد به او بردن .

 

10- حضرت على عليه السلام فرمود:

رسول اكرم صلى الله عليه و آله هرگز با احدى دست نداد كه دست خود را از دست او جدا كند، تا اينكه طرف دست خود را جدا مى ساخت و احدى كارى به او نمى سپرد كه آن را رها كند، تا زمانى كه طرف از حاجت خود صرف نظر مى كرد. و با احدى به گفتگو نپرداخت كه سكوت كند، تا وقتى كه طرف ساكت مى شد، و بالاخره هرگز ديده نشد كه آن حضرت پا مبارك را در برابر همنشينى دراز نمايد.

 

منبع : iranpardis.com

 

مباحث     
 فرهنگی    

مطالعات فرهنگی چیست؟

تهیه و تنظیم: محمد خو جم لی

 

 

رشتۀ مطالعات فرهنگی به عنوان یک حوزه ی بین رشته ای در دهه ۱۹۶۰ در مرکز مطالعات فرهنگی معاصر در دانشگاه بیرمنگام ( انگلستان ) شکل گرفته و از آن زمان تا به حال ، بنیان های فکری و قلمرو جغرافیایی اش را نیز گسترش داده است .

رشتۀ مطالعات فرهنگی به عنوان یک حوزه  بین رشته ای در دهه ۱۹۶۰ در مرکز مطالعات فرهنگی معاصر در دانشگاه بیرمنگام ( انگلستان ) شکل گرفته و از آن زمان تا به حال ، بنیان های فکری و قلمرو جغرافیایی اش را نیز گسترش داده است . و به عنوان یک رشته بین المللی شناخته شده حضور فکری جدی آن از اروپا ، استرالیا و امریکا ، فراتر رفته و تا هند و تایوان ، کره جنوبی و ایران نیز گسترش یافته است .

در ابتدا لازم به ذکر است که مطالعات فرهنگی با جامعه شناسی فرهنگ یا مطالعات فرهنگ تفاوت دارد . مطالعۀ فرهنگ در رشته های گوناگون دانشگاهی از قبیل

جامعه شناسی ، انسان شناسی ، ادبیات و ... انجام می شود . ریموند ویلیامز می گوید : جامعه شناسی فرهنگی به مطالعۀ فرآیندهای اجتماعی مرتبط با کل تولید فرهنگی ، از جمله صورت هایی از تولید که به عنوان ایدئولوژی به خود می گیرند ، می پردازد . وی می گوید : جامعه شناسی فرهنگ ، از هر نوع با هر گرایشی ، ضرورتاً باید به مطالعۀ نهادها و سازمان های تولید فرهنگی بپردازد . و جامعه شناسی فرهنگ بایستی مناسبات اجتماعی و شیوه تولید تولید خاص برخاسته از این مناسبات را مورد مطالعه قرار دهد . ( ارغنون ، ۱۳۸۰ ، ۲۶۹ - ۲۶۸ )

در حالی که بنت Bennett مطالعات فرهنگی را :

۱) عرصه ای بین رشته ای می داند که در آن روابط بین قدرت و فرهنگ می تواند از چشم اندازهای رشته های علمی مختلف مورد بررسی قرار گیرد .

۲) مطالعات فرهنگی با مطالعه و بررسی تمام اعمال و نهادها و نظام های طبقه بندی که از طریق آنها، ارزش ها و اعتقادات ویژه ، هنجارها ، جریانات عادی زندگی و اشکال همیشگی و عادی رفتار و کردار به افراد یک جامعه القاء و در آنها نهادینه می شود ، مرتبط است .

۳) اشکال قدرت که در مطالعات فرهنگی مورد کاوش قرار می گیرند گوناگون هستند و جنسیت ، نژاد ، طبقه ، استعمار و ... را شامل می شود . مطالعات فرهنگی به دنبال کشف پیوندها و وابستگی های بین این اشکال قدرت و بسط شیوه هایی از تفکر دربارۀ فرهنگ و قدرت است که می تواند توسط عاملان فردی که به دنبال تغییر هستند مورد استفاده قرار بگیرد . ( بارکر ، ۸۵ ، ۱۰ )

 

● تاریخچه ظهور مطالعات فرهنگی

شکل گیری مطالعات فرهنگی به دهه ۱۹۶۰ دانشگاه بیرمنگام انگلستان به مرکز مطالعات فرهنگی معاصر ، برمی گردد . این مرکز ابتدا توسط هوگارت در دهه ۱۹۶۰ تأسیس شده است . که ظهور این مرکز متاثراز ۲ جریان فکری بوده است .

الف ) مطالعات فرهنگی ریشه در نقد ادبی یا سنت منتقدان فرهنگ به ویژه جریان لیو سیسم دارد .

ب) مطالعات فرهنگی از دل پروبلماتیک یا مسئله عمده مارکسیسم غربی یعنی تلاش برای تعدیل استعاره ساختمانی زیربنا روبنای مارکسی . تحت عنوان کلمات چپ نو دارد . اهمیت این جریان تا بدان جاست که استوارت هال ( مدیر مرکز مطالعات فرهنگی معاصر بیرمنگام بعد از هوگارت ) پروژه مطالعات فرهنگی را محصول نقد تقلیل گرایی بویژه از نوع اقتصادگرایی آن می داند . (رضایی)

از ریچارد هوگات با کتاب کاربردهای سواد آغازگر مطالعات فرهنگی یاد می شود . وی در این کتاب تغییراتی را که در بریتانیای پس از جنگ در زندگی طبقه کارگر پدید آمده بود ، از حلال تجربیات شخصی اش تبیین می کند . وی قصد داشت نشان بدهد که آن تغییرات چگونه کلیت شیوۀ زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد . ریموند ویلیامز با کتاب فرهنگ و جامعه پایه گذار دیگر مطالعات فرهنگی به شمار می آید . وی در این کتاب عواقب جدا کردن فرهنگ از جامعه ، و فرهنگ والا از فرهنگ به منزله کلیت شیوۀ زندگی را به نقد می گیرد .

آقای دکتر رضایی ( مدیر گروه و استاد دانشگاه علم فرهنگ ) در یادداشتی تحت عنوان ویلیامز مانند دورکیم این نکته مهم و قابل توجه را یادآوری می کنند که سهم ویلیامز در تاسیس مطالعات فرهنگی قابل توجه مانند سهم امیل دورکیم در تاسیس جامعه شناسی است . آثار استوارت هال نیز به عنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد در مطالعات فرهنگی اهمیت بسزایی دارد . وی در جامائیکا متولد شده و برای تحصیل به آکسفورد می رود . در آکسفورد با سیاست در هند غربی و به طور کلی با استعمارگری و نیز با رشد تحول چپ جدید در بریتانیا آشنا می شود .

استوارت هال در دانشگاه بیرمنگام جایی که راهنمای مرکز مطالعات فرهنگی بود ، مشغول بکار می شود . استوارت هال به ای . پی . تامپسون ، و ریموند ویلیامز و دیگران جهت آغاز به کار ۲ نشریه سوسیالیست رادیکال خرِد نو و بررسی چپ جدید ملحق می شود . وی بعدها در مقام مرکز مطالعات فرهنگی معاصر در بیرمنگام جانشین هوگارت می شود .

استوارت هال یکی از مهم ترین توضیح دهندگان نظریه دریافت است . دریافت کنندگان پیام چه متن و چه فیلم دریافت کنندگان منفعلی نیستند . نظریه های انتقادی از رهگذر مفهوم صنعت فرهنگ بر مدل تک خطی رابطه میان فرستنده و گیرندگان یکسان ایدئولوژی تلویزیون تاکید می کردند . اما استوارت هال اعتقاد دارد که در مدل رمز گذاری ، رمز گشایی و گفتمان تلویزیونی مخاطبین پیام را یکسویه دریافت نمی کنند . استوارت هال و تونی جفرسون ، در کتاب مقاومت از طریق مناسک : خرده فرهنگ های جوانان در بریتانیای کبیر پس از جنگ به مسأله فروپاشی فرهنگ سنتی طبقه کارگر پرداخته و تصدیق و تایید می کنند که طبقه کارگر دچار شکاف شده است ؛ یک بخش به شغل های تخصصی و مهارتی کشانده شده و نظیر قشر خاصی از طبقه متوسط زندگی می کنند ، و بخش دیگر به شغل های غیرتخصصی ، با منزلت و پایگاه اجتماعی پایین رو می آوردند . این گروه دوم را جوانان فقیر و آسیب پذیر تشکیل می دهند و از اصول جاری در زندگی خانوادگی، نه حس و معنای شدیدی از هویت جمعی به ارث برده بودند و نه چیز زیادی از آن ارزش ها . همین ها بودند که طبقه خرده فرهنگ را گسترش می دادند . به هر حال استوارت هال و جفرسون با نوشتن مقاومت از طریق مناسک به گروه های خرده فرهنگ و زندگی روزمره آنان توجه نشان دادند .

برای استوارت هال چیزی که مطالعات فرهنگی است ، جست و جوی پیوند و ارتباطی است که مطالعات فرهنگی سعی می کند بین موضوعات و مسایل مرتبط با قدرت و سیاست های فرهنگی بسازد . مطالعات فرهنگی کاوش برای شناسایی بازنماهایی از و برای گروه هایی به حاشیه رانده شده و نیاز به تغییر فرهنگی است

گرام ترنر ( Graeme Turner ) پژوهش هایی را که در مکتب بیرمنگام انجام شده را در ۳ مضمون طبقه بندی می کند :

۱) مطالعات متنی رسانه های جمعی و شیوه هایی که در باز تولید هژمونی و ایدئولوژی عمل می کنند .

۲) بررسی های قوم نگارانۀ زندگی روزمره بویژه خرده فرهنگ ها .

۳) مطالعات ایدئولوژی های سیاسی ، نظیر آنچه در تاچریسم و ملیت گرایی نژاد پرستانه وجود داشته است . ( اسمیت ، ۸۳ . ۲۴۷ ۲۴۶ )

آندرو میلنر و جف براویت معانی گوناگون مطالعات فرهنگی را ذیل چهار معنای اصلی خلاصه می کنند :

۱) مطالعات بین رشته ای یا فرا رشته ای : هوگارت در طرح اولیه تاسیس مرکز ، مطالعات فرهنگی را دارای کیفیت اساساً بین رشته ای آشکاری در نظر گرفت ، اما در عین حال مطالعات ادبی را مهم ترین رکن آن تلقی کرد .

۲) نوعی مداخلۀ سیاسی در سایر رشته های دانشگاهی : تلقی مطالعات فرهنگی به عنوان نوعی مداخله سیاسی به استوارت هال برمی گردد . اهمیت مطالعات فرهنگی از نظر استوارت هال در سویۀ سیاسی آن است .

۳) رشته ای کاملاً جدید که بر مبنای موضوعی کاملاً جدید تعریف می شود : یعنی مطالعۀ فرهنگ عام . منازعات فرهنگی امریکا در اصل بر سر نژاد ، قومیت ، جنسیت و تمایلات جنسی بود . هوگارت ، تامپسون و ویلیامز هر ۳ به عنوان بنیان گذاران بریتانیایی مطالعات فرهنگی تعهد آشکاری به مطالعۀ فرهنگ عام و فرهنگ طبقه کارگر داشتند .

۴) رشته ای جدید که بر مبنای پارادایم نظری جدید تعریف می شود : درتعبیر چهارم از مطالعات فرهنگی چیزی تلقی شده است که تعمداً درصدد پیوند زدن مطالعه امر عامه پسند به مطالعه امر ادبی بوده است . این تعبیر تغییر در پارادایم نظری ، و نه در موضوع تجربی مورد مطالعه این رشته است . (میلنر ، ۸۵ ، ۱۷ ، ۱۴)

آندرو میلنر مطالعات فرهنگی را علوم اجتماعی مطالعۀ تولید ، توزیع ، مبادله و دریافت معنای درون متنی می داند . منظور وی از علوم اجتماعی رشته ای که هدف آن نه قضاوت یا قداست بخشی ، بلکه توصیف و تبیین است . و معنای درون متنی هم اشاره به کل فعالیت های معنادار است نه صرفاً ادبیات و هنر و رسانه های جمعی و منظور وی از عبارت تولید ، توزیع و مبادله و دریافت علاقه نشان دادن به بررسی این نکته است که متون گوناگون در بافت های اجتماعی معین تولید و توزیع و مبادله و دریافت می شوند ، می باشد . ( میلنر ، ۸۵ ، ۱۹ ۱۸ )

به هر حال متخصصان در انگلستان و در ایالت متحده صورت های بعضاً متفاوتی را پس از پیدایش این حوزه در دهه ۱۹۷۰ ، بسط دادند . گونه انگلیسی مطالعات فرهنگی در دهه ۱۹۶۰ بیشتر تحت تاثیر ریچارد هوگارت و استوارت هال در مرکز مطالعات فرهنگی معاصر در دانشگاه بیرمنگام ، بسط یافته . گونۀ انگلیسی ، دیدگاه های چپ گرایانه و سیاسی آشکاری را شامل می شود .

در مقابل ، گونۀ امریکایی مطالعات فرهنگی از آغاز بیشتر درگیر کارکردها و فهم اختصاصی و سوژگانی عکس العمل های مخاطب به فرهنگ توده ای شد . طرفداران مطالعات فرهنگی امریکایی، دربارۀ جنبه های آزادی بخشی هواداران و فرهنگ توده ای می نویسند .

 

● مطالعات فرهنگی ایرانی

عمر مطالعات فرهنگی در ایران به یک دهه نمی رسد اما در همین فاصله کوتاه به نحو عجیبی توسعه یافته و طرفداران زیادی پیدا کرده است . تنها به فاصله چند سال در ۳ دانشگاه علامه ، علم و فرهنگ جهاد دانشگاهی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران این رشته دایر شده است .

رضایی ( مدیر گروه و استاد دانشگاه علم و فرهنگ ) می گوید : مطالعات فرهنگی قلمروی است از دانش که امکان های لازم برای مطالعات انتقادی را می گشاید . اما این که چه چیزی هدف اصلی انتقادهای مطالعات فرهنگی ایرانی می تواند باشد به عرصه ای فکر می کند که امکان نقد مناسبات قدرت را د ر جامعه فراهم سازد . وی هدف اصلی و بنیادی مطالعات فرهنگی را

انسانی تر شدن زندگی روزمره می داند . شاید عده ای فکر کنند که جامعه شناسی نیز هدفی غیر از انسانی تر شدن زندگی اجتماعی مردم ندارد اما مطالعات فرهنگی مسیر دیگری را برای انسانی تر کردن زندگی روزمره پیشنهاد می کند . یکی از مهم ترین ویژگی های این مسیر تاکید بر صداهای خاموش است و کم این امر مهم از طریق تقویت شهروندان است برای گذر از جامعه سرکوب گر و عقل گریز با کمک ۲ مفهوم دموکراسی و ارتباط تحریف نشده امکان پذیر است . دکتر رضایی پرسش محوری مطالعات فرهنگی را حول این محور عمده سامان می دهد که مطالعات فرهنگی چه ساز و کار رهایی بخش را برای مردم عرضه می کند ؟ وی با تکیه بر جمله ای از امیل دور کیم اشاره می کند که اگر مطالعات فرهنگی ، نتواند کمکی به اصلاح دو وضعیت پیش گفته ، سرکوب گری و عقل گریزی در جامعه بکند ، ارزش یک ساعت وقت گذراندن را ندارد .

دکتر عباس کاظمی ( استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران ) ضمن این که بر اهمیت و نقش مطالعات فرهنگی تاکید می کند و این پرسش که برنامه پژوهشی مطالعات فرهنگی ایران حول کدام محور عمده و یا موضوعات شکل بگیرد ؟ به زندگی روزمره و فاصله گرفتن از نوعی جامعه شناسی غیرتاریخی انتزاعی و آمارگرایانه توجه نشان می دهد و اعتقاد دارد که جامعه شناسی متعارف تاکنون از درک تجربه های موجود در زندگی روزمره ناتوان بوده است .

 

● خلاصه :

ـ مطالعات فرهنگی می خواهد صداهای خاموش و گروه های به حاشیه رانده شده را نمایندگی کند.

ـ مطالعات فرهنگی می خواهد رویه های فرهنگی و نسبت شان را با قدرت بررسی کند و به عبارتی دیگر قدرت را نقد بکند . ( نقد قدرت )

ـ مطالعات فرهنگی می خواهد زندگی روزمره افراد را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد .

ـ مطالعات فرهنگی می خواهد به انسانی تر شدن زندگی روزمره کمک کند . چگونه ؟ با تأکید بر دو مفهوم دموکراسی و ارتباط تحریف نشده .

ـ مطالعات فرهنگی می خواهد رهایی بخش باشد و رهایی از چی ؟ رهایی از سلطه ، استبداد زر و زور و تزویر ، رهایی از استعمار .

ـ مطالعات فرهنگی می خواهد آگاهی بخش باشد و توده ها را از فریب برهاند . فریب ایدئولوژیکی و فریب رسانه ها .

ـ مطالعات فرهنگی می خواهد به ارزیابی اخلاقی جامعه مدرن و فرهنگ توده ها توجه نشان بدهد .

 

 
منابع :
۱- اسمیت ، فلیپ . درآمدی بر نظریه فرهنگی ، حسن پویان . پژوهش های فرهنگی ، ۸۳
۲- استونز ، راب . متفکران بزرگ جامعه شناسی ( فصل استوارت هال ) ، مهرداد میردامادی ، مرکز ، ۸۳
۳- بارکر ، کریس . مطالعات فرهنگی چیست ؟ محمود ارغوان ، روزنامه آینده نو
( شماره های ۷۰ ۸۲ ۸۸ ۱۱۰ ) سال ۱۳۸۵ .
۴- دورنیگ ، سایمون . مطالعات فرهنگی ، نیما ملک محمدی و شهریار وقفی پور ، تلخون ، ۸۲
۵- کاظمی . عباس . پروبلماتیک زندگی روزمره در مطالعات فرهنگی ، فصل نامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات دانشگاه تهران . شماره ۴ ۱۳۸۴
۶- میلنر ، آندرو و براویت ، جف درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر ، جمال محمدی ، ققنوس ، ۱۳۸۵
۷- WWW . velashedi .blogfa . com
و بلاک دکتر محمد رضایی یادداشت های :
- نگاهی کلی به تاریخچه ظهور مطالعات فرهنگی
- ملاحظاتی در باب مطالعات فرهنگی ایرانی
- ویلیامز مانند دورکیم
- مطالعات فرهنگی در دانشگاه علم و فرهنگ
۸- و یکی پدیا ، مطالعات فرهنگی
۹-ویلیامز ریموند. به سوی جامعه شناسی فرهنگ .علی مرتضویان. ارغنون. ۱۸- ۱۳۸۰

 

منبع : آفتاب

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

آزمونی برای تعیین تیپ شخصیت شما

 

انواع و اقسام پرسشنامه‌های شخصیتی معتبر وجود دارند که می‌توانند ته‌وتوی شخصیت شما را بریزند روی کاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان یاری دهند. اما جالبی پرسشنامه‌ زیر به این است که علاوه بر رو کردن برخی ویژگی‌های شخصیتی‌ شما، می‌تواند پیش‌بینی کند که آیا شما مستعد بیماری‌های قلبی هستید یا نه! چرا؟ اول تست را بزنید؛ تا بعد!

کافی است در مقابل هر یک از 25 عبارتی که در زیر می‌خوانید، موافقت یا مخالفت خودتان را با بله/خیر مشخص کنید. تا جایی که می‌توانید، از نمی ‌دانم اجتناب کنید. ناسلامتی شما می‌خواهید شخصیت خودتان را بشناسید!

1. آیا در مکالمات روزمره‌ی خود روی برخی کلمات تاکید می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی ‌دانم

2. آیا سریع غذا می‌خورید و سریع حرف می‌زنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

3. به نظر شما باید به کودکان آموزش داد تا همیشه بهترین باشند؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

4. آیا وقتی کسی کند و آهسته کار می‌ کند، بی‌حوصلگی نشان می‌دهید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

5. آیا وقتی دیگران حرف می‌زنند، آنها را وادار به تند حرف زدن می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

6.آیا وقتی احساس می‌کنید محدود شده‌اید یا باید در رستوران، منتظر خالی‌شدن میز باشید، از فرط عصبانیت دیوانه می‌شوید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

7. آیا وقتی کسی برای شما حرف می‌زند، همچنان افکار شخصی خودتان را دنبال می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

8. آیا سعی می‌کنید در حال اصلاح صورت یا آرایش، صبحانه هم بخورید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

9. آیا اتفاق می‌افتد که در تعطیلات نوروزی یا تابستانی کار کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

10. آیا همیشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقه‌ خودتان را دنبال می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

11. آیا اگر وقت‌گذرانی کنید، خودتان را گنهکار می‌دانید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

12. آیا آن قدر مشغول کار هستید که متوجه اطراف خودتان یا مثلا متوجه تغییر دکوراسیون خانه نمی‌شوید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

13. آیا با مادیات بیشتر از مسایل اجتماعی درگیر هستید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

14. آیا سعی می‌کنید فعالیت‌های خود را در کمترین زمان برنامه‌ریزی کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

15. آیا همیشه به‌موقع سر قرار حاضر می‌شوید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

16. آیا اتفاق افتاده است که برای بیان نظر خودتان مشت گره کنید یا مشت بزنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

17. آیا موفقیت‌های خود را به توانایی سریع کار کردنتان نسبت می‌دهید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

18. آیا احساس می‌کنید کارها باید همین حالا و خیلی سریع انجام گیرد؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

19. آیا برای انجام‌دادن کارهای خود، همیشه سعی می‌کنید ابزارهایی را به کار ببرید که بیشترین بازده را دارند؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

20. آیا هنگام بازی، آن‌چه برایتان بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد، این است که برنده بازی باشید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

21. آیا معمولا حرف دیگران را قطع می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

22. آیا وقتی دیگران تاخیر می‌کنند، عصبانی می‌شوید؟

 بلی           خیر              نمی‌دانم

23. آیا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر میز یا از سر سفره بلند می‌شوید؟

 بلی           خیر              نمی‌دانم

24. آیا همیشه احساس می‌کنید عجله دارید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

25. آیا از عملکرد فعلی خود ناراضی هستید؟

 بلی           خیر              نمی‌دانم

 

 

 

*****
 

 

 

تفسیر آزمون

حالا با توجه به جدول ذیل نوع شخصیت خود را پیدا کنید.

تعداد بله = بيشتر از 20

تیپ شخصیتی=A

ويژگي‌هاي اخلاقي=خيلي مبارزه‌جو، رقابت‌طلب، بي‌حوصله، پرخاشگر، خصومت‌جو، تحمل نداريد ديگري کار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نيستيد

مستعد بيماري قلبي و عروقي

کمتر از 5

 B

 آرام، آسان‌گير، کيفيت زندگي براي شما مهم‌تر از کميت آن است

 در معرض بيماري قلبي نيستيد

 20-13

متمايل به تيپ A

 13-5

 متمايل به تيپ B

 

این را هم درگوشی از ما داشته باشید که اگر شما مثل آدم‌های تیپ A فکر می‌کنید اما مثل افراد تیپ B رفتار می‌کنید، روان‌شناسان به شما می‌گویند تیپC. یعنی این‌که شما دوست دارید مثل تیپ A رفتار کنید اما حرص می‌خورید و به قول معروف، می‌ریزید توی خودتان. شما مستعد بیماری سرطانید. پس بهتر است شما هم سری به یک روان‌شناس بزنید.

 

 متبع : www.mums.ac.ir

 

 

  عبادت      
و بندگی    

نماز و آثار آن (2)

 


  

نماز شناسی
 

نماز ستون دین بوده ، آدمی در پرتو آن به معراج می رود . نماز انسان را از زشتیها باز می دارد ، بهتر آن است که نماز ها را در اوقات خود به جای آریم ،زیرا نماز در اول وقت رضایت خدا را جلب می کند . امام صادق علیه السلام فرمود هر که در انجام نماز سستی و کاهلی نماید ، به شفاعت ما نائل نخواهد شد باید توجه داشته باشیم که نماز دارای ظاهر و باطن است . ظاهر آن انجام اعمال نماز است و باطن و روح آن توجه و اعتقاد به خدا و سخن گفتن با اوست . چنین نمازی مورد قبول پروردگار قرار می گیرد . رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمود : خدا را آن چنان عبادت کنید که او را می بینید . بدیهی است چنین درک و بینشی وقتی بدست می اید که آدمی خود را از انجام گناهان باز دارد . چون گناه ارتباط بنده با خدا را سست و لرزان می سازد . باید در حال نماز به چپ و راست توجه نکرده ، از کشیدن آه و بازی کردن با انگشتان خودداری شود . [5]
 

نماز و آرامش
 

تنها مشکلی که دنیای علم و صنعت امروز آن را حل نکرده مشکل آرامش روحیاست.هر روز امار بیماری های روانی و مصرف قرص اعصاب زیاد می شود. هیچ چیز به انسانآرامش نمی دهد جز یاد
خدا و ایمان و انس و عشق و توکل به اوآری نماز یاد خداستو فقط با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
افرادی را می شناسیم که دارای قدرت مال وعلم هستند اما آرامش لازم را ندارند. در مقابل افرادی تهیدست هستند که به خاطرایمان به سرچشمه هستی دارای قلبی آرامند, دید و بینش و اعتقاد خاصی دارند کهحوادث تلخ و شیرین را می پذیرند و برای آنها تحلیل منطقی دارند.
آری با یادخداوند دلها آرام می گیرد و بهترین یاد خدا همان نماز است کمبود امروز بشر علم وتخصص نیست بلکه دل آرام است نه فرعون ها و ابر قدرت ها دل آرام دارند نه قارون ها, و نه ابولهب ها .
رهبر ما حضرت اما خمینی قدس سره که روز 12 بهمن 57 در هواپیمانشست تا به ایران بیاید, خبرنگار از او پرسید چه احساسی دارید؟ فرمود: هیچ.
بااینکه هنوز نظام شاهنشاهی سر پا بود و احتمال سرنگونی هواپیما داده می شد.در وصیتنامه خود نیز نوشت من با قلبی آرام به سوی خدا می روم این دل آرام از زور و پول ومقام نیست, از پیوند با خداست که بهترین نوع آن نماز است.
يكي‌ از بهترين‌ و اساسي‌ترين‌ راه‌ وروش‌ ارتباط با پروردگار بزرگ‌، نمازاست‌. در آن‌ زمان‌ كه‌ انسان‌ خود رانيازمند به‌ يك‌ نيروي‌ فراتر از ماده‌مي‌يابد رو به‌ سوي‌ پروردگار دانا، تواناو مهربان‌ مي‌آورد، با او به‌ راز و نيازمي‌پردازد و او را به‌ ياري‌ مي‌طلبد.نماز موجب‌ ارتباط قلبي‌ انسان‌ باخداست‌ و نقش‌ بسيارسازنده‌اي‌ در تربيت‌ روح‌ واخلاق‌ انسان‌ دارد. نماز روح‌ وروان‌ انسان‌ را در برابر عوامل‌ شرك‌ زاو آلوده‌ كننده‌اي‌ كه‌ در زندگي‌ روزانه‌ باآنها مواجه‌ است‌ پاك‌ و منزه‌ نگاه‌مي‌دارد. همان‌ گونه‌ كه‌ وقتي‌ دست‌،لباس‌، صورت‌، سر و پا و گاهي‌ تمام‌جسم‌ انسان‌ در هنگام‌ كاركردن‌ آلوده‌مي‌شود او به‌ شست‌ شو و پاكيزه‌ كردن‌آنها اقدام‌ مي‌كند،روح‌ و روان‌ انسان‌نيز ممكن‌ است‌ آلوده‌ به‌ هوسهاي‌تحريك‌ شده‌ و افسارگسيخته‌،خودخواهيها ،غرور ،عقده‌ناشي‌ از شكست‌ و ناكامي‌ ،حسد ،كينه‌،انتقام‌ و صدها موارد ديگر شود كه‌انسان‌ رااز راه‌ راست‌ زندگي‌ و پاكي‌، به‌راه‌ فساد مي‌كشاند و از ياد خدا غافل‌مي‌كند. براي‌ رها شدن‌ از اين‌ آلودگي‌ها همانطور كه‌ فرد لباس‌ و تن‌ خود رامي‌شويد دل‌ و جان‌ خود را نيز باخواندن‌ نماز پاكيزه‌ و خود رابه‌ خدانزديك‌ و روح‌ آلوده‌ خود را شست‌ وشو مي‌دهد.
 

آرامش‌ روحی‌ و روانی‌ دراثر خواندن‌ نماز
 

مقتي‌ انسان‌ خاضعانه‌ در برابر خداوندمتعال‌ به‌ نماز مي‌ايستد در او نيرويي‌معنوي‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌ سبب‌آرامش‌ و امنيت‌ روحي‌ ،رواني‌ و قلبي‌او مي‌شود. اگر انسان‌ نماز را به‌ طورصحيح‌ ،شايسته‌ و با توجه‌ به‌ معني‌ ومفهوم‌ آن‌ به‌ جاي‌ آورد،با تمام‌ حواس‌خود ،متوجه‌ خدا مي‌شود و از همه‌مشكلات‌ دنيا و دلمشغوليها روي‌گردان‌ ميشود و به‌ هيچ‌ چيز خدا وآيات‌ قرآن‌ - كه‌ در نماز بر زبان‌ جاري‌ميكند - نمي‌انديشد،همين‌ روي‌گرداني‌ از مشكلات‌ و مسايل‌ و فكرنكردن‌ در مورد آنهادر هنگام‌ خواندن‌نماز باعث‌ آرامش‌ روحي‌ و رواني‌ درانسان‌ و حتي‌ كاهش‌ فشارهاي‌ رواني‌ واضطراب‌ ناشي‌ از مشكلات‌ روزمره‌ وزندگي‌ مي‌گردد. خواندن‌ پنچ‌ بار نمازدر روز ،خود بهترين‌ تمرين‌ براي‌آرامش‌ روح‌ و روان‌ است‌ و انسان‌مي‌تواند از فشارهاي‌ رواني‌ ناشي‌ ازگرفتاريهاي‌ روزمره‌ زندگي‌ رها شود. ويليام‌ جيمز فيلسوف‌ و روان‌شناسي‌معتقد است‌: مؤثرترين‌ داروي‌شفابخش‌ نگرانيهاي‌ انسان‌ همان‌ اعتقادو ايمان‌ مذهبي‌ انسان‌ به‌ خداست‌،نيرويي‌ كه‌ از اين‌ طريق‌ ايجاد مي‌شوداثر سازنده‌اي‌ از خود به‌ جاي‌مي‌گذارد.
سيرل‌ برت‌ يكي‌ از ديگر ازروان‌شناسان‌ گفته‌ است‌: ما به‌ واسطه‌نماز قادر خواهيم‌ بود وارد انبار بزرگي‌از نشاط عقلاني‌ شويم‌ كه‌ در شرايطعادي‌ ياراي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ را نداريم‌.
آلكسيس‌ كارل‌ نيز ثابت‌ كرده‌ است‌كه‌ نماز باعث‌ به‌ وجود آمدن‌ شور ونشاط مشخصي‌ در انسان‌ مي‌شود وهمين‌ حالت‌ است‌ كه‌ احتمالا منجربه‌شفاي‌ سريع‌ بعضي‌ از بيماريها درزيارتگاهها و معابد مي‌شود.
درخواست‌ راهنمايي‌ وهدايت‌ از خداوند هنگام‌ قرائت‌ سوره‌ حمد، فرد نمازگزاراز خداوند مي‌خواهد او را به‌ راه‌ راست‌هدايت‌ و ارشاد كند، اين‌ اساسي‌ترين‌درخواست‌ هر مسلمان‌ در نماز و راز ونياز روزانه‌اش‌ با خداست‌; مي‌توان‌فرض‌ كرد فرد سوار بر قايقي‌ است‌ كه‌در مسير رودخانه‌ به‌ جلو مي‌رود،كناره‌هاي‌ رودخانه‌ باعث‌ مي‌شود قايق‌از مسير خود منحرف‌ نشود و به‌ راه‌راست‌ خود ادامه‌ دهد تا سالم‌ به‌ مقصدبرسد. پس‌ مي‌توان‌ گفت‌ اين‌درخواست‌ راهنمايي‌ از خداوندچارچوب‌ مشخصي‌ را در انسان‌ به‌وجود مي‌آورد كه‌ از راه‌ راست‌ منحرف‌نشود و از خداوند مي‌خواهد كه‌ همواره‌راه‌ راست‌ را در زندگي‌ به‌ او نشان‌ دهدو پيش‌ پاي‌ او بگذارد، راهي‌ كه‌ او رابراي‌ استفاده‌ از نعمتهاي‌ خداداي‌، تواناكند و از محدوديتهاي‌ نا به‌ جايي‌ كه‌ناشي‌ از تنبلي‌ و بيراهه‌ رفتن‌ انسان‌ ونشانه‌اي‌ از خشم‌ خداست‌ نجات‌ دهد.
خداوند در سوره‌ بقره‌ آيات‌ 2 تا 5مي‌فرمايند:
قرآن‌ اين‌ كتاب‌ آسماني‌ بي‌هيچ‌ شك‌و ترديدي‌ راهنماي‌ پرهيزكاران‌ است‌.آن‌ كساني‌ كه‌ به‌ جهان‌ غيب‌ ايمان‌آورند و نماز را به‌ پا دارند و از هر چه‌روزيشان‌ داديم‌ به‌ فقيران‌ انفاق‌مي‌كنند و همچنين‌ آنان‌ كه‌ ايمان‌ آورندبه‌ آنچه‌ خداي‌ به‌ تو و بر پيغمبران‌ توفرستاد و آنها خود به‌ عالم‌ آخرت‌ يقين‌كامل‌ دارند، اينها از جانب‌پروردگارشان‌ از هدايتي‌ برخوردارند واينها به‌ حقيقت‌ رستگاران‌ عالم‌هستند.
 

انس‌ گرفتن‌ با خدا
 

انسان‌ زماني‌ كه‌ از صميم‌ قلب‌ خدا رادرك‌ كرده‌ متوجه‌ مي‌شود كه‌ خداوندنسبت‌ به‌ او رحيم‌ است‌ و با او به‌ طوررحمت‌ و شفقت‌ رفتار مي‌كند چنان‌ بااو انس‌ مي‌گيرد كه‌ مي‌تواند با خداصحبت‌ كند و در اين‌ حالت‌ است‌ كه‌همه‌ چيز را به‌ كلي‌ فراموش‌ مي‌كند،يعني‌ هر اندازه‌ شناخت‌ به‌ رحمت‌پروردگار بيشتر شود در هنگام‌ خواندن‌نماز مكالمه‌ زيادتر و توجه‌ و انس‌ به‌خدا بيشتر مي‌شود و اين‌ انس‌ و الفتي‌كه‌ انسان‌ با پروردگار خويش‌ پيدامي‌كند نتيجه‌ اعتمادي‌ است‌ كه‌ به‌رحيم‌بودن‌ خدا دارد و خداوند نسبت‌به‌ بنده‌اش‌ عطوفت‌ و رحمت‌ دارد، ازاين‌ رو يأس‌ و نااميدي‌ انسان‌ نيزبرطرف‌ و اميد و انس‌ به‌ خدا بيشترمي‌شود و يك‌ قدم‌ جلوتر مي‌گذارد، زيرا با توجه‌ به‌ اين‌ رحمت‌، انسان‌ به‌خدا قرب‌ پيدا مي‌كند.
 

دعای‌ پس‌ از نماز
 

انسان‌ پس‌ از خواندن‌ نماز به‌ ذكر دعا وتسبيح‌ مي‌پردازد و اين‌ خود به‌ ادامه‌حالت‌ آرامش‌ رواني‌ براي‌ مدتي‌ پس‌ ازنماز كمك‌ مي‌كند، انسان‌ در دعا باخداي‌ خود به‌ راز و نياز مي‌پردازد و ازمشكلاتي‌ كه‌ در زندگي‌ او را ناراحت‌ ومضطرب‌ كرده‌ است‌ به‌ درگاه‌ او پناه‌مي‌برد و با بازگو كردن‌ رنج‌ و اندوه‌خود از خدا مي‌خواهد كه‌ در حل‌مشكلات‌ و برآوردن‌ حاجت‌ به‌ اوكمك‌ كند و همين‌ بازگو كردن‌مشكلات‌ و مسايل‌ اضطراب‌انگيز درحين‌ حالتي‌ از آرامش‌ رواني‌، منجر به‌رهايي‌ از اضطراب‌ مي‌شود. آشكاركردن‌ مشكلات‌ و مسايل‌ و بيان‌ آنهابراي‌ فرد ديگري‌ سبب‌ آرامش‌ رواني‌انسان‌ مي‌شود، در اين‌ حالت‌ اگر انسان‌مشكلات‌ و ناراحتي‌هاي‌ خود را براي‌خدا بازگو كند و پس‌ از هر نماز به‌ راز ونياز با پروردگار بپردازد و از او ياري‌ وكمك‌ بخواهد به‌ يك‌ نوع‌ پالايش‌ رواني‌و تخليه‌ هيجاني‌ دست‌ پيدا مي‌كند. (به‌ويژه‌ اينكه‌ انسان‌ مي‌داند كه‌ خداوندهيچگاه‌ بر بنده‌اش‌ منت‌ نمگذارد و يا اورا به‌ خاطر رازي‌ كه‌ براي‌ وي‌ گفته‌است‌ سرزنش‌ نمي‌كند) دعا به‌ درگاه‌خداوند از شدت‌ اضطراب‌ مي‌كاهد،چون‌ انسان‌ اميدوار است‌ كه‌ خداونددعايش‌ را مستجاب‌ مي‌كند، مشكلاتش‌را حل‌ و حاجتش‌ را برآورده‌ و اندوه‌ واضطراب‌ او را رفع‌ مي‌كند.
خداوند در سوره‌ مؤمن‌ آيه‌ 60مي‌فرمايد: و خداي‌ شما فرمود كه‌ مرابا (خلوص‌ دل‌) بخوانيد تا دعاي‌ شما رامستجاب‌ كنم‌...
توكل‌ داشتن‌ به‌ خدا و ياري‌ گرفتن‌ از اوزندگي‌ را براي‌ انسان‌ آسوده‌ مي‌كند.خداوند در سوره‌ اسرار آيه‌ 80 مي‌فرمايد:
و اي‌ رسول‌ ما! دايم‌ دعا كن‌ كه‌بارالها مرا (هميشه‌ به‌ هر جا روم‌ به‌مكه‌ يا مدينه‌ يا عالم
قبر و محشر)به‌ قدم‌ صدق‌، داخل‌ و به‌ قدم‌صدق‌، خارج‌ گردان‌ و به‌ من‌ ازجانب‌ خود بصيرت‌ و حجت‌روشني‌ كه‌ دايم‌ يار و مددكار من‌باشد عطا فرما.
 

حضور دايمی‌ خدا در قلب‌
 

خداوند به‌ انسانها امر فرموده‌ است‌ كه‌شب‌ و روز، صبح‌ و شام‌ و همواره‌ به‌ ياداو باشيم‌.
خداوند در سوره‌ احزاب‌ آيات‌ 41 تا43 مي‌فرمايند:
اي‌ كساني‌ كه‌ به‌ خدا ايمان‌ آورده‌ايدذكر حق‌ و ياد خدا (به‌ دل‌ و زبان‌)بسيار كنيد و دايم‌ صبح‌ و شام‌ به‌تسبيح‌ و تنزيه‌ ذات‌ پاكش‌ بپردازيداوست‌ خدايي‌ كه‌ هم‌ او و هم‌فرشتگانش‌ بر شما بندگان‌ رحمت‌مي‌فرستند تا شما را از ظلمتها (جهل‌ وگمراهي‌) بيرون‌ آورد و به‌ عالم‌ (علم‌ وايمان‌ )رساند و او بر اهل‌ ايمان‌ بسياررؤوف‌ و مهربان‌ است‌. ذكر خدا سبب‌حضور دايمي‌ خداوند در دل‌ مي‌شود به‌طوري‌ كه‌ انسان‌ حتي‌ يك‌ لحظه‌ هم‌ ازياد خدا غافل‌ نمي‌ماند.
نماز عامل‌ پيشگيري‌ ازانحرافات‌ خداوند در سوره‌ عنكبوت‌ آيه‌ 45مي‌فرمايند:
آنچه‌ را از كتاب‌ آسماني‌ قرآن‌ بر تووحي‌ شد بر خلق‌ تلاوت‌ كن‌ و نماز را(كه‌ بزرگترين‌ عبادت‌ خداوند است‌) به‌جاي‌ آر كه‌ همانا نماز است‌ كه‌ اهل‌ نمازرا از هر كار زشت‌ و منكر باز مي‌دارد وهمانا ذكر خدا بزرگتر (و برتر از انديشه‌خلق‌ )است‌ و خدا بر هر چه‌ كنيد آگاه‌است‌.
نماز به‌ انسان‌ شناخت‌ و قرب‌ مي‌دهد واين‌ نزديكي‌ سبب‌ مي‌شود تا معرفت‌فرد به‌ زشت‌ بودن‌ گناه‌ شديد شود وانسان‌ را از گناهان‌ باز دارد و به‌ اوجهت‌ دهد تا در صراط مستقيم‌ گام‌بردارد و هرگز از اين‌ راه‌ به‌ گمراهي‌كشيده‌ نشود.
يك‌ فرد معتقد و مذهبي‌ كه‌ نماز را به‌جاي‌ مي‌آورد كمتر در معرض‌فشارهاي‌ رواني‌، افسردگي‌ و اضطراب‌قرار مي‌گيرد و هرگز به‌ بزهكاري‌،اعتياد و ديگر انحرافات‌ اجتماعي‌ روي‌نمي‌آورد. فرد معتقد مي‌داند كه‌ با توكل‌به‌ خداوند از طريق‌ نماز، دعا، نيايش‌ وطلب‌ حاجت‌ از خداوند احساس‌ بهتري‌پيدا خواهد كرد. او احساس‌ مي‌كند درانجام‌ كارها موفقتر ،با نشاطتر اميدوارتر، پرانرژي‌تر و آرام‌ بوده‌ وحركات‌ سنجيده‌ و مطابق‌ با واقعيتهاخواهد داشت‌.
 

نماز، عامل‌ صبر و بردباری ‌در برابر مشكلات‌
 

اعتقاد به‌ قدرت‌ لايزال‌ الهي‌ و نيايش‌ وراز و نياز با خدا به‌ انسان‌ در برابرمشكلات‌ قدرت‌ تحمل‌ مي‌دهد.
خداوند در سوره‌ بقره‌ آيه‌ 154مي‌فرمايد: اي‌ اهل‌ ايمان‌ درپيشرفت‌ كار خود صبر و مقاومت‌پيشه‌ كنيد و به‌ ذكر خدا و نمازتوسل‌ جوييد كه‌ خدا ياور صابران‌است‌.
خداوند در سوره‌ بقره‌ آيه‌هاي‌ 17 و 18مي‌فرمايند: آنان‌ كه‌ چون‌ به‌حادثه‌ سخت‌ و ناگواري‌ دچارشوند صبوري‌ پيشه‌ كنند و گويندما به‌ فرمان‌ خدا آمده‌ و به‌ سوي‌ اورجوع‌ خواهيم‌ كرد، آن‌ گروهند كه‌به‌ ايشان‌ درودهاست‌ از جانب‌پروردگار و رحمت‌ خاص‌; و آنهاخود هدايت‌ يافتگانند.
خداوند در سوره‌ بقره‌ آيه‌ 45مي‌فرمايند: از خدا ياري‌ بخواهيد ودر كارها صبر و تحمل‌ كنيد و نمازبجاي‌ آوريد، چرا كه‌ امر نماز در دين‌سخت‌ مهم‌ و بزرگ‌ خواهد بود و كاري‌دشوار مگر بر خدا پرستان‌.
بهتر است‌ در هر كاري‌ از خدا طلب‌ياري‌ كرد و كمك‌ گرفت‌ و از اومددخواست‌. عطار نيشابوري‌ در اين‌باره‌ گفته‌ است‌:
به‌ هر كاري‌ خدا را ياد مي‌دار
خدا را تا تويي‌ از ياد مگذار
به‌ كاري‌ گر مددخواهي‌ از اوخواه
كه‌ به‌ زين‌ درنيابي‌ هيچ‌درگاه‌
 

نماز و انفاق
 

در سوره بقره از جمله صفات پرهيزكاران را اقامه نماز و انفاق بر مي شمارد... و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون"... و نماز به پاي دارند و از هر چه روزي شان كرديم ( به فقيران) انفاق كنند."
 

نماز و زكات
 

در آيات زيادي از قرآن، نماز همراه با زكات مطرح شده است. زيرا نماز رابطه با خالق را محكم مي كند و زكات به استحكام رابطه هاي بين خلق كمك مي كند: " واقيمواالصلوة و اتواالزكوة..."و نماز به پا داريد و زكات بدهيد... ."
 

نماز و روزه
 

" واستعينوا بالصبر و الصلوة..."و از صبر و نماز ياري جوييد... .
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.
 

نماز و حج
 

" واذ جعلناالبيت مثابة للناس و امناً واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي ..."( و به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم ( و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم نمازگاهي براي خود انتخاب كنيد... ."
 

نماز و عدالت
 

" قل امر ربي بالقسط و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد..."بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خويش را در هر مسجد به سوي او كنيد..." خداوند به پيامبر فرمان داده است كه هر چيز را در مورد صحيح خود به كار برده و به جاي خود بنهيد و فقط به سوي او و براي او و خالصانه عبادت كنيد.
 

نماز و جهاد
 

در آيه40 سوره حج، يكي از فلسفه هاي جهاد را جلوگيري از تخريب نمازخانه ها و عبادتگاهها بيان مي كند. " الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربناالله و لولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيراً..." همانا كه به ناحق از خانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اين كه مي گفتند پروردگار ما الله است و اگر خداوند بعضي از آنها را به وسيله بعضي ديگر دفع نكند، ديرها، صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي را كه نام خدا در آن بسيار برده مي شود، ويرانمي گردد... ." به اين ترتيب حتي به قيمت خون دادن، بايد از مكان نماز و عبادات حفاظت و حراست كرد.
 

نماز و امر به معروف و نهي از منكر
 

لقمان ضمن بيان سفارشاتي به پسرش، به او توصيه مي كند كه : " يا بني اقم الصلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر..." اي فرزند عزيزم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن..."
با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.
 

نماز و تلاوت قرآن
 

" ان الذين يتلون كتاب الله و اقامواالصلوة..."؛ آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا مي دارند...
 

نماز و مشورت
 

"والذين استجابوا لربهم و اقامواالصلوة و امرهم شوري بينهم..."و آنان كه امر خدا را اجابت كردند و نماز را به پا داشتند و كارشان را به مشورت يكديگر انجام دهند... . مؤمنان به وسيله نماز ارتباط خود را با خدا محكم تر كرده و با مشورت با يكديگر، موجبات دلگرمي ديگران را فراهم آورده و وحدت بيشتري را در جامعه اسلام سبب مي شوند.
 

نماز و اعطای وام
 

"... و اقيمواالصلوة و اتواالزكوة و اقرضواالله قرضاً حسناً..."؛ ... و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض نيكو دهيد و براي خدا به محتاجان قرض الحسنه دهيد... . هرگاه انسان نماز را با نيت خالص و با حفظ تمام اركان آن و با مداومت اقامه كرد آنگاه همه چيز را از خدا و به سوي او مي داند و لذا مي تواند زكات مال خود را بپردازد و چون به مالكيت روز جزاي خداوند معتقد است و پاداش آن روز را باور دارد، مال خود را انفاق مي كند و به نيازمندان قرض الحسنه مي دهد. حال چون از همه بدي ها پيراسته شده، در جهت آراسته شدن جامعه به صفات انساني، تلاش و كوشش مي كند و حتي از بذل جان خود نيز دريغ نمي ورزد. نيز هرگاه از او در امري نظر بخواهند، بدون سوء نيت، تمام اطلاعات و دانسته هاي خود را بدون كم و كاست در اختيار آنها قرار مي دهد و به اين ترتيب در برقراري عدالت در تمام شئونات آن كمك مي كند.
 

اقامه نماز مؤلفه چه کساني است؟
 

خدای منان از روي لطف بي پايان بر آدميان منّت نهاده، به آنها اجازه معراج به عالم ملک و ملکوت عطا فرموده و نماز را نردبان ترقي و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است.
انسان خاکي که همواره اسير اميال نفساني و غرايز حيواني است، به هنگام نماز پرده هاي ظلماني جهان ماده را کنار مي زند، جاذبه دست و پاگير کره خاکي را مي شکند، موانع نيرومند عالم شغلي را از جلوي پايش بر مي دارد و به جهان بالا راه مي يابد، با خداي خود بي واسطه سخن مي گويد، و درد دل مي نمايد و خود را از چنگال نفس و شيطان مي رهاند.
نماز اوج معراج انسان، راز و نياز با خداي سبحان، موجب نزول رحمت يزدان، سنگر مبارزه با نفس و شيطان، بازدارنده انسان از خطا و عصيان، وسيله ي تقرب پارسايان و رمز بندگي مخلصان است.
 

منابع و ماخذ

نماز اول وقت ، محمد حسین رجائی خراسانی ، موسسه انتشارات فدک ، چاپ دوم سال 1380 ، ص 192 .
نماز شناسی ( جلد اول ) ، حسن راشدی ، ستاد اقامه نماز ، چاپ هشتم زمستان 1380 ، ص 312 .
آموزش نماز ، بهزاد یزدانی ، انتشارات امیری ، چاپ سوم پاییز 1371 ، ص 36 .
نماز در آیینه تمثیل ، محمد رضا سوقندی ، انصار ، چاپ دوم سال 1380 ، ص 72 .
پرتوی از اسرار نماز ، محسن قرائتی ، ستاد اقامه نماز ، چاپ پانزدهم زمستان 74 ، ص 252 .
قرآن‌ كريم‌، ترجمه‌ مهدي‌ الهي‌ قمشه‌اي‌،سازمان‌ چاپ‌ و انتشارات‌ جاويدان‌
نماز چيست‌؟ دكتر حسين‌ بهشتي‌،1354، انتشارات‌ دفترنشرفرهنگ‌اسلامي‌
نماز، محي‌ الدين‌ حائري‌ شيرازي‌،1376، دفتر انتشارات‌ وابسته‌ به‌ جامعه‌مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ .
قرآن‌ و روان‌شناسي‌، دكتر محمدعثمان‌ نجاتي‌، ترجمه‌ عباس‌ عرب‌، 1377،انتشارات‌ آستان‌ قدس‌ رضوي‌ .

پي نوشت :

[5]. آموزش نماز . بهزاد یزدانی . ص 24 .

 

لينکهای    
 هفته      

 

نسیم هراز
ماهنامه اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و ورزشی

 

مرکز اطلاعات مدیریت منابع انسانی

 

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

 

همدردی - وب سایت مشاوره خانواده

 

پایگاه كتابخانه دیجیتال نور

 

Emerald