مجله شماره هفتاد و هشتم  

شنبه 10 مهر 1389 23 شوال 1431 2 اکتبر 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

«براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد»

 

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّن بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِن كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن كَانُوَاْ أَكْثَرَ مِن ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاء فِي الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ 12 تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ 13 وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ 14

ترجمه فارسی مکارم

و براى شما، نصف ميراث زنانتان است، اگر آنها فرزندى نداشته باشند; و اگر فرزندى داشته باشند، يك چهارم از آن شماست; پس از انجام وصيتى كه كرده ‏اند، و اداى دين (آنها) و براى زنان شما، يك چهارم ميراث شماست، اگر فرزندى نداشته باشيد; و اگر براى شما فرزندى باشد، يك هشتم از آن آنهاست; بعد از انجام وصيتى كه كرده‏ ايد، و اداى دين و اگر مردى بوده باشد كه كلاله ( خواهر يا برادر) از او ارث مى ‏برد، يا زنى كه برادر يا خواهرى دارد، سهم هر كدام، يك ششم است (اگر برادران و خواهران مادرى باشند); و اگر بيش از يك نفر باشند، آنها در يك سوم شريكند; پس از انجام وصيتى كه شده، و اداى دين; بشرط آنكه (از طريق وصيت و اقرار به دين،) به آنها ضرر نزند اين سفارش خداست; و خدا دانا و بردبار است «12» اينها مرزهاى الهى است; و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، (و قوانين او را محترم بشمرد،) خداوند وى را در باغ هايى از بهشت وارد مى‏ كند كه همواره، آب از زير درختانش جارى است; جاودانه در آن مى ‏مانند; و اين، پيروزى بزرگى است! «13» و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مى كند كه جاودانه در آن خواهد ماند; و براى او مجازات خواركننده‏ اى است «14»

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

 

به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) 12 مهر ماه

 

 

سفارش امام جعفر صادق (ع) به فرزندش، امام موسی کاظم (ع)

 

● رضايت به قسمت الهی

كسي كه به هر چه قسمت او شده است، قناعت كند، بي‌نياز گردد و كسي كه به آنچه در دست ديگران است، چشم دوزد، فقير و نيازمند بميرد. كسي كه به آنچه قسمت او گرديده است، راضي نشود، خداي تعالي را درباره مقدراتش متهم ساخته است.

 

● چاه مكن بهر كسی

كسي كه از زندگي داخلي ديگران پرده بردارد، از زندگي داخلي و ناديدني‌هاي او پرده برداشته مي‌شود و كسي كه شمشير ستم به روي مردم بكشد، به همان شمشير كشته مي‌شود و كسي كه چاهي براي برادر خود بكند، خود در آن خواهد افتاد. كسي كه ميان سفيهان و نابخردان درآيد، تحقير مي‌شود و كسي كه با دانشمندان معاشرت كند، احترام و تعظيم مي‌شود و كسي كه در جاي بدنام درآيد، مورد تهمت قرار مي‌گيرد.

 

● پرهيز از عيب‌جويي و سخن‌چينی و...

از اينكه از مردان عيب بگيري، بپرهيز؛ زيرا اين كار سبب خواهد شد كه ديگران عيب تو را بگيرند. از اينكه در كاري داخل شوي كه به كار تو نيايد، بپرهيز؛ چرا كه خوار مي‌شوي.

 

سخن حق بگو

سخن حق را بگوي؛ چه به سود تو باشد و چه بر زيان تو؛ چرا كه سبب مي‌شود مورد مشورت هم‌نشينان خود قرار گيري.

 

امر به خوبی‌ها و نهی از بدی‌ها

كتاب خدا را تلاوت كن! به معروف امر و از منكر نهي كن!

به كسي كه از تو بريد، بپيوند و [هر گاه]‌ كسي در برابر [ديدار و دوستي با] تو سكوت كرد، تو آغاز كن!

و كسي كه از تو چيزي خواست، به او بده!

از سخن‌چيني، سخت بپرهيز؛ چرا كه اين كار، كينه انساني را در دل مردمان مي‌كارد.

از اينكه متعرض عيب‌هاي ديگران بشوي، سخت بپرهيز؛ زيرا كسي كه چنين كند،‌ همچون كسي است كه خود را هدف تيرها قرار داده است.

 

● انجام كار خير براي ديگران و پذيرش عذرخواهي‌ها

كار خير را براي هر كس كه از تو طلب مي‌كند، انجام بده! پس اگر از اهل آن بود، كار تو بجا بوده است، و اگر از اهل آن نبود، تو از اهل خير بوده‌اي.

اگر كسي تو را از جانب راست شماتت و ملامت كرد، سپس از طرف چپ تو آمد و عذرخواهي كرد، عذر او را بپذير. (الکافي، ج 8، ص 152، ح 141)

 

اهميت ديدار خوبان

هر گاه خواستي كسي را ديدار كني، به ديدار نيكان برو و بدكاران را ديدار نكن؛ چرا كه مردمان بدكار، همچون سنگ سختي هستند كه آبي از آن بيرون نيايد و درختي را مانند كه برگي از آ‌ن سبز نشود و زميني شوره‌زار را مانند كه گياهش نرويد.(کشف‌الغمه، ج 2، ص 184)

 

در سوگ صادق آل محمد(ص)

 

مظهر حق

بنمود سپهــر، صبح صــــادق را       بگشــود نظر نفــوس ناطـق را

چرخ از رخ مهر و مه خجل گرديد    چون ديد رخ امام صــــادق را

آن مظهـــر حق، امير ايمـــان را       وجه الله و كاشف حقايــــق را

آن شه كه به كاخ علم زد پرچــم        بگرفت مغــــارب و مشارق را

بگشود به روي عقل هشيــــاران        درهاي لطايف و حقايــــق را

افروخت چراغ شرع عاقـــــل را               آموخت كتاب عشق عاشـق را

يك پرتو آن جمالِ قدوســـــي             پيوست مطالــــع و شوارق را

دل، جلوه حسن ايـــــزدي داند   سلطان صفــــا، امام صادق را

صاحب‌نظر آينـــه خدا بينــــد            آن طلعت بي‌مثـــال شارق را

از پرتو مهـــر ماه سيمـــــايش  دل بگسلد از جهان علايــق را

            (حکيم الهي قمشه‌ای، ديوان اشعار، صص 363 و 364)

 

بي‌مهري روزگار، تو را نيز در صف شهيدان جای داد، تا مهر تأييدي باشد بر بي‌وفايي دنيا، و نشاني باشد بر غربت جانكاه تو. زمين بيش از اين وزنت را برنتابيد، و خاك، جسم تو را در ميان گرفت در حالي‌كه شرمنده عروج زودهنگامت شده بود؛ و هستي، آگاه بود كه تو از فراسوي نور و آن سوي سرور آمده بودي تا چشمه‌سار امامت، همچنان جوشان و جاري باشد؛ و تو ششمينِ آنها باشي.

قلم آفريدگار، پيكره‌ات را آميزه‌اي از جمال ظاهر و زيبايي باطن قرار داد، و دل‌ربايي صورت و شكوه سيرت را يك‌جا در وجود تو گرد آورد. مهر تو چون نور خورشيد، دوست و دشمن را فرا مي‌گرفت و نسيم عطوفتت حتي كينه‌توزان را نوازش مي‌كرد؛ بزرگواري‌ات مخالفان را هم به تعظيم و ستايش در برابر تو وامي‌داشت؛ و عظمت و شكوه‌ خدايي تو دشمنانت را هم به فروتني وامي‌داشت و جلالت، بدخواهان را مرعوب مي‌ساخت. تو از آن سرچشمه دانشي نوشيدي كه پاياني برايش نيست، و از خانداني گوهر «عصمت» به ارث برده‌اي كه كهنگي و افولي ندارد و چه زيبا مي‌گويد عطار نيشابوري:

«آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوي، آن عالم صديق، آن عالِم تحقيق، آن ميوه دل اوليا، آن جگر گوشه انبيا: آن ناقل علي(ع)، آن وارث نبي، آن عارف عاشق، ابومحمد جعفر صادق(ع) كه اگر تنها، صفت او گويند به زبان عبارت من راست نيايد، كه در جمله علوم و اشارات و عبارات بي‌تكلف به كمال، بود و قدوه جمله مشايخ بود. و اعتماد همه بر او بود و مقتداي مطلق بود و همه الهيان را شيخ بود و همه محمديان را امام بود، هم اهل ذوق را پيشرو بود و هم اهل عشق را پيشوا؛ هم عباد را مقدم بود و هم زهاد را مكرم؛ هم در تصنيف اسرار حقايق، خطير بود؛ هم در لطايف اسرار تنزيل و تفسير، بي‌نظير» . (فريدالدين عطار نيشابوري، تذکرة‌الاولياء، تصحيح: دکتر محمد استعلامي، صص 12 و 13)

 

روزشمار زندگی

امام جعفر صادق(ع)، پيشواي ششم، در 17 ربيع‌الاول سال 83 هجري قمري ولادت يافت. نام آن حضرت، ـ چنان‌كه مشهور است ـ جعفر، كنيه‌اش ابوعبدالله و لقب‌هايش «صابر»، «فاضل»، «طاهر» و «صادق» است؛ و از همه مشهورتر «صادق.» مادر ايشان، فاطمه، ملقب به «اَم‌فَروَه» است؛ دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر، كه از شاگردان و اصحاب نزديك امام زين‌العابدين(ع) بود، و يكي از هفت فقيه معروف مدينه.

امام صادق(ع) پس از درگذشت پدرش، امام محمد باقر(ع)، در سال 114 هـ .ق، در 31 سالگي به امامت رسيد. در زمان او، پايه‌هاي حكومت امويان، بر اثر قيام‌هاي هواداران آل علي و آل عباس، در سراسر بلاد اسلامي، سست گرديده بود، و سرانجام، اين حكومت، در سال 132 سقوط كرد و عباسيان بر مسند خلافت نشستند. در اين ميان، زمينه مساعدي براي نشر حقايق اسلامي فراهم آمد و امام صادق توانست بسياري از مسلمانان مستعد را با روح آموزه‌هاي اسلامي آشنا كند، و اطلاعات ديني گسترده‌اي در زمينه‌هاي الهيات، فقه، حقوق، سياست، اخلاق... در اختيار جامعه اسلامي، به ويژه طرفداران آل علي قرار دهد.

آن حضرت، سرانجام پس از عمري تلاش براي اداي تكاليف ديني و معرفي راستين آيين محمدي و حفظ و حراست از آن، و بر جای گذاشتن دريايي از علوم و معارف، و پرورش چند هزار شاگرد، در 65 سالگي بدرود حيات گفت. امام در دوران زندگي پربركت خويش، از سوي خلفاي وقت، آزار بسيار ديد و بارها تبعيد شد. در پايان، در 25 شوال سال 148 هـ‌ .ق، به وسيله زُهري كه منصور دوانيقي به آن حضرت خورانيد، مسموم و شهيد شد. بدن مطهرش را در گورستان بقيع ـ در انتهاي جنوب شرقي شهر مدينه ـ كنار قبر امام حسن مجتبي، و امام زين‌العابدين و پدرش، امام محمد باقر(ع)، به خاك سپردند. (محمد رضا حکيمي، بعثت، غدير، عاشورا، مهدي، صص 128 و 129، 139 و 140)

 

امام صادق(ع)؛ جامع علوم

يكي از ويژگي‌هاي برجسته امام صادق(ع)، جامعيت علمي، و توفيق ايشان در گسترش بسياري از اين علوم در جامعه بشري است. «آن حضرت، نه تنها در علم اديان و علوم ديني، بلكه در علم ابدان نيز مرجعيت داشت. تبحر او در طب و شيمي آن زمان به حدي بود كه جابر بن حيان، كيميادان معروف مسلمان، در رساله‌هاي خويش بارها وي را سَرور و استاد خود خوانده است. به طور كلي امام صادق(ع) در تاريخ علوم اسلامي، عنوان «معلم» دارد؛ زيرا بزرگان و استادان علوم اسلامي در زمان او پس از او ـ بي‌‌واسطه يا باواسطه ـ شاگردان او بوده‌اند؛ و چون نقش علماي اسلام در تكميل و غني ساختن فرهنگ و تمدن بشري معلوم است، مي‌توانيم امام جعفر صادق(ع) را ـ صرف‌نظر از مقام امامت ـ يكي از بزرگ‌ترين چهره‌هاي علمي و فرهنگي تمدن بشري بناميم. بنابراين، تعليمات امام صادق(ع)، منحصر به علوم الهي نبود، و در قلمرو گسترده تعاليم و درس‌هاي او، علوم طبيعي و تجربي نيز سهم بسزا داشت. يكي از محققان عرب به نام دكتر يحيي الهاشمي كتابي نوشت به نام الامام الصادق ملهم الكيميا؛ يعني امام صادق(ع) الهام‌بخش شيمي؛ كه بر اين اساس، امام صادق(ع) را پدر شيمي خوانده‌اند». (محمد رضا حکيمي، بعثت، غدير، عاشورا، مهدي، صص129، 136)

ابن خلكان مي‌نويسد: «فضايل امام جعفر صادق(ع) مشهور است، و اهل كيميا صناعت كيميا بدو نسبت كنند؛ و نيز علم حروف و جفر بدو نسبت كنند. و شاگرد او، ابوموسي جابر بن حيان، كتابي مشتمل بر هزار ورق در رسايل [امام] جعفر صادق، تأليف كرد، و رساله‌هاي امام در آن تأليف پانصد رساله است». (ابن خلکان، وفيات الاعيان، تصحيح و تعليق:‌ دکتر فاطمه مدرسي، ج 1، ص 278)

 

شهيد مطهری نيز در اين ‌باره می‌گويد:

از نظر قرائت و تفسير، يك عده شاگردان امام(ع) هستند، و امام با ديگران درباره قرائت آيات قرآن و تفسيرهاي قرآن مباحثه كرده است. در باب نحله فقهي نيز مكتب امام صادق(ع) قوي‌ترين و نيرومند‌ترين مكتب‌هاي فقهي آن زمان بوده؛ به طوري كه اهل تسنن هم قبول دارند.

تمام امام‌هاي اهل تسنن ـ يا بلاواسطه و يا باواسطه ـ شاگرد امام بوده و نزد امام شاگردي كرده‌اند. در رأس ائمه اهل تسنن، ابوحنيفه است، و نوشته‌اند كه او دو سال شاگرد امام(ع) بوده است. مالك بن انس، شافعي [و] احمد ‌بن حنبل، سه امام ديگر اهل تسنن نيز دانش خويش را مديون امام صادق(ع) هستند. محمد شهرستاني صاحب كتاب‌ الملل و النحل گفته است كه امام صادق(ع) علمي جوشان داشت. جاحظ نيز كه ملا و اديب و جامعه‌شناس و مورخ عصر خويش است،‌ مي‌گويد: «جعفر بن محمد دنيا را از علم و فقاهت پر كرد». (مرتضي مطهري، سيري در سيره ائمه اطهار، صص 147 و 148)

اساساً امام صادق(ع) علم را نامحدود مي‌دانست و عقيده داشت علومي در جهان‌هاي ديگر هست كه آدمي با انديشه و عقلي كه در اين جهان به علوم پي مي‌برد، نمي‌تواند آ‌نها را درك كند. نظريه «نسبيت» انيشتين را، امام صادق(ع) قرن‌ها پيش به درستي مطرح كرده بود. يكي از بزرگان و تاريخ‌نگاران معروف در دوره عباسيان، كه درباره امام جعفر صادق(ع) بسيار مطلب نوشته، ابن ابي الحديد است. اين مورخ مي‌گويد: «تا مدتي پس از رحلت امام صادق(ع) و تقريباً به مدت يك قرن و نيم تا دو قرن بعد از او، هر مدرسي كه در عربستان و بين‌النهرين و عراق و خراسان و فارس تدريس مي‌كرد، به امام جعفر صادق(ع) استناد مي‌جست. در كتاب‌هاي مورخين شيعه، شماره علوم امام صادق(ع) را از يكصد تا پانصد علم نوشته‌اند». (مغز متفکر تشيع، مرکز مطالعات اسلامي استراسبورگ، ترجمه: ذبيح الله منصوري، صص 208 و 209)

 

گلگشتی در خلق و خوی امام صادق(ع)

امام صادق(ع)، از بزرگان اهل‌بيت(ع) و سادات آنان بود كه دانشي سرشار و عبادتي فراوان و اورادي پيوسته و زهدي آشكار داشت، بسيار تلاوت قرآن مي‌كرد و در معاني آن تتبع مي‌فرمود، ‌و گوهرهايش را بيرون مي‌آورد و از عجايب آن بهره مي‌گرفت. او، اوقات خود را بر انواع طاعت‌ها قسمت كرده بود كه در آن حساب نفس خويش مي‌كرد. ديدن او آخرت را به ياد مي‌آورد. (سيد جعفر شهيدی، زندگاني امام صادق(ع)، صص 7 و 8، به نقل از: علي بن عيسي اربلي، کشف‌الغمه، ج 2، ص 154)

 

ابن شهر آشوب به نقل از مالك بن انس ـ از ائمه چهارگانه اهل تسنن ـ مي‌نويسد: «از جعفر بن محمد، در فضل و علم و پارسايي، برتر نديدم. يا روزه بود، يا نماز مي‌خواند، يا ذكر مي‌گفت. از بزرگان و اكابر زاهدها بود و از آنان كه از پروردگار مي‌ترسند. نيكومحضر و پرفايده بود». (ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4، ص 275)

ابو‌نعيم اصفهاني درباره آن حضرت مي‌نويسد: «امام ناطق، زمامدار پيشي‌گيرنده، ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق، بر عبادت و خضوع، روي آورد و عزلت و خشوع را برگزيد، و از مهتري و رياست، دوري گزيد». (ابونعيم اصفهاني، حلية الاولياء، ج 3، ص 176)

و مالك بن انس مي گويد: «من به خدمت جعفر بن محمد مي رفتم، و از فيض حضور او بهره‌مند مي‌شدم، او خيلي زياد، تبسم داشت و شخصي خوش‌رو و متبسم بود ‌و وقتي كه اسم پيغمبر را در حضورش مي‌برديم از شدت هيجان، رنگش تغيير مي‌كرد. او مردي عابد و متقي بود، و با فضيلت‌تر از او، نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده و نه به قلب بشري خطور كرده است». (سيري در سيره ائمه اطهار، صص 148 و 149)

همچنين محمد شهرستاني، صاحب كتاب‌ الملل و النحل مي‌نويسد: «جعفر بن محمد صادق(ع) فوق‌العاده مردي زاهد و باتقوا بود و از شهوات پرهيز داشت،‌ و با احدي در مسئله رياست و خلافت به نزاع برنخاست». (سيري در سيره ائمه اطهار، صص 149 و 150)

 

هيبت در دل‌ ستمگران

انسان‌های بزرگ و خداترس،‌ در دل ستمگران هيبت ايجاد مي ‌كنند. آنها چون آينه‌دار پروردگار مي‌شوند و عظمت و جلال او را بازتاب مي‌دهند، به اين مقام مي‌رسند. نمونه‌اي از هيبت الهي شخصيت امام صادق(ع)، را در اين حكايت مي ‌خوانيم:

منصور خليفه، شبي وزير را گفت: «برو [امام] صادق را بياور، تا بكشيم.» وزير گفت: «او در گوشه‌اي نشسته و عزلت گرفته و به عبادت مشغول شده و دست از ملك دنيا كوتاه كرده است، و شما را از وي رنجي نه. در آزار وي چه فايده بود.» وزير هر چند گفت سودی نداشت. وزير برفت. منصور، غلامان را گفت:‌ «برويد و جعفر بن محمد را بياوريد و هر گاه اشاره كردم، او را بكشيد.» چون جعفر بن محمد به قصر منصور درآمد، منصور، در حال، برجست و پيش صادق باز دويد و در صدرش بنشاند، و به دو زانو پيش او بنشست. غلامان را عجب آمد. پس منصور گفت: «چه حاجت داري»؟‌ گفت: «آنكه مرا پيش خود نخواني و به طاعت خدای عزوجل باز گذاري.» پس منصور دستور داد تا به اعزازي تمام، او را روانه كنند و در حال، لرزه بر منصور افتاد و بي‌هوش شد تا سه روز. چون به هوش آمد، وزير از او پرسيد، اين چه حال بود؟ گفت: چون [امام صادق] از در درآمد، هيبتي عجيب از او مرا فرا گرفت، و لرزه بر اندامم انداخت، و مرا در پيش خود به خضوع و تسليم واداشت. (تذکرة‌الاولياء، صص 13 و 14)

 

جوانمردی

اهل‌بيت پيامبر(ع)، جوان‌مردان روزگار بودند، و رفتارهاي زيباي آنها برآمده از طبع بلند و بزرگواري ايشان بود. اوج جوان‌مردی آنان، در رفتار بزرگوارانه‌شان با كساني آشكار مي‌شد كه در حق ايشان جفا كرده و بدي روا داشته‌ بودند. نمونه‌اي از اين رفتارهاي جوان‌مردانه با انساني‌ بي‌ادب و جفاكار را، در سلوك اخلاقي امام صادق‌(ع) مي‌بينيم. دراين‌باره مي‌خوانيم:

نقل است كه همياني زر از كسي برده بودند. آن كس در [امام] صادق در آويخت كه: «تو برده‌اي» ـ و او را نشناخت ـ امام صادق گفت: «چند بود؟» گفت:‌ «هزار دينار.» او را به خانه برد و هزار دينار به وي داد. طولي نكشيد كه آن مرد،‌ هميان زر خود را بازيافت، و آنچه از [امام] صادق ستانده بود، بازپس آورده و گفت: «غلط كردم.» امام صادق گفت: «ما هر چه داديم، بازنگيريم.» آن مرد از حضور او مرخص شد. بعد از آن، از كسي پرسيد كه: «او كيست؟» گفتند: «جعفر صادق». آن مرد، خجل، بازگرديد. (تذکرة‌الاولياء، صص 15و 16)

 

همه چيز را از خدا دانستن

از نگاه لطيف و دقيق توحيدی، هر خيري كه از ديگران به ما مي‌رسد، در حقيقت از جانب خدا است؛ و اين نكته‌ای است كه تنها انسان‌هاي الهي و بامعرفت بدان آگاهي مي‌يابند، و شكر و تشكر اصلي را در برابر احسان و خير ديگران، از خداوندگار آنان دارند. به اين داستان دراين‌باره دقت كنيم:

«مردمي كه به حج رفته بودند،‌ در سرزمين مني جمع بودند. امام صادق(ع) و گروهي از ياران، لحظه‌اي در نقطه‌اي نشسته، از انگوری كه در جلوشان بود مي‌خوردند. سائلي پيدا شد و كمك خواست. امام مقداري انگور برداشت و خواست به سائل بدهد. سائل قبول نكرد و گفت: «به من پول بدهيد.» امام گفت: «خير است، پولي ندارم.» سائل مأيوس شد و رفت. سائل بعد از چند قدم كه رفت پشيمان شد و گفت: «پس همان انگور را بدهيد.» امام فرمود: «خير است.» و آن انگور را هم به او نداد. طولي نكشيد سائل ديگري پيدا شد و كمك خواست. امام براي او هم يك خوشه انگور برداشت و [به وي] داد. سائل انگور را گرفت و گفت: «سپاس خداوند عالميان را كه به من روزي رساند.» امام با شنيدن اين جمله او را امر به توقف داد، و سپس هر دو مشت را پر از انگور كرد و به او داد. سائل براي بار دوم خدا را شكر كرد. امام باز هم به او گفت: «بايست و مرو.» سپس به يكي از كسانش كه آنجا بود رو كرد و فرمود: «چقدر پول همراهت هست؟» او جست‌وجو كرد، در حدود بيست درهم بود؛‌به امر امام به سائل داده سائل براي سومين بار زبان به شكر پروردگار گشود و گفت:‌ »سپاس منحصراً براي خداست. خدايا منعم تويي و شريكي براي تو نيست.» امام بعد از شنيدن اين جمله، جامه خويش را از تن كند و به سائل داد. در اينجا سائل لحن خود را عوض كرد و جمله‌اي تشكرآميز به خود امام گفت. امام بعد از آن، ديگر چيزي به او نداد و او رفت. ياران و اصحاب كه در آنجا نشسته بودند گفتند: «ما چنين استنباط كرديم كه اگر سائل همچنان به شكر و سپاس خداوند ادامه مي‌داد، باز هم امام به او كمك مي‌كرد، ولي چون لحن خود را تغيير داد و از خود امام تمجيد و سپاس‌گزاري كرد، ديگر كمك ادامه نيافت». (مرتضي مطهري، داستان راستان، صص 91 و 92)

 

امام صادق(ع) و هم ‌دردی با جامعه

ويژگي برجسته انسان‌های متعالي، هم‌دردی با مردم است. هيچ پيامبر و امام، و هيچ عارف راستيني را نمي‌توان يافت كه نسبت به گرفتاری‌های جامعه،‌بي‌اعتنا، و در برابر مشكلات مردم، بي‌دغدغه و خونسرد باشد. آنها بر اين باورند كه: «بني‌آدم اعضای يكديگرند.»؛ پس:

چو عضوی به درد آورد روزگار              دگر عضوها را نماند قرار

 

از نگاه آنان، آدمي آن‌گاه طعم شيرين خوشبختي و آرامش را مي‌چشد كه همنوعانش نيز خوشبخت باشند. آنها در حقيقت، هر دل دردمند و روح افسرده را مانعي بر سر راه خوشبختي عموم مردم مي‌دانند. افلاطون مي‌ نويسد:

شهر منظم، از اين حيث شباهت تام به فرد دارد؛ مثلاً موقعي كه آ‌سيبي به انگشت كسي برسد، مجموع دستگاه جسم و روح، كه به فرمان حكم واحد اداره مي‌شود، احساس همدردي كامل با عضو مصدوم مي‌نمايد؛ و از اينجاست كه مي‌گوييم انگشت آن كس درد مي‌كند. پس اگر براي يكي از مردم شهر، واقعه‌اي رخ دهد، اعم از خوب و بد، يك چنين شهري بيش از همه خود را شريك در احساسات وي نشان خواهد داد و به شادي او شاد و از اندوه او متألم خواهد شد... . (افلاطون، جمهور، ترجمه: فؤاد روحاني، صص 293 ـ 296)

آری:

تار و پود عالم امكان به هم پيوسته است            عالمي را شاد كرد آن كس كه يك دل شاد كرد

پيوسته است سلسله موج‌ها به هم               خود را شكسته هر كه دل ما شكسته است

(ديوان صائب، به اهتمام جهانگير منصور، ج 2، ص 721)

 

«در زمان امام صادق(ع)، سالي در مدينه قحطي پيش آمد و اوضاع خيلي سخت شد. امام صادق(ع) از پيشكارشان پرسيدند كه آيا ما ذخيره‌ای در خانه داريم يا نه؟ گفت: بله، ما به اندازه يك‌سال، ذخيره داريم. پيشكار پيش خودش خيال كرد كه آقا مي‌خواهد دستور بدهد چون سال سختي است برو مقداري ديگر هم ذخيره كن. برخلاف انتظار او آقا دستور دادند هر چه گندم داريم همه را ببر بازار و بفروش. گفت:‌ مگر شما خبر نداريد كه اگر بفروشيم، دو مرتبه نمي‌توانيم بخريم؟ فرمود: توده مردم چه مي‌كنند؟ عرض كرد: روزانه نان خودشان را از بازار مي‌خرند، و در بازار جو و گندم را مخلوط مي‌كنند، و از آ‌ن، و يا از جو به تنهايي، نان درست مي ‌كنند. حضرت فرمود: گندم‌ها را مي‌فروشي و از فردا براي ما از بازار نان مي‌خری؛ براي اينكه در شرايطي هستيم كه مردم ديگر، ندارند، و ما نمي‌توانيم كاری كنيم كه مردم ديگر مثل ما نان گندم بخورند؛ زيرا شرايطش فراهم نيست؛ ولي برای ما مقدور است كه خودمان را در سطح آنها وارد كنيم و لااقل با آنها هم‌درد باشيم، تا همسايه ما بگويد اگر من نان جو مي‌خورم، امام جعفر صادق(ع) هم كه امكان مادي‌اش اجازه مي‌دهد نان گندم بخورد، نان جو مي‌خورد». (مرتضي مطهري، احياي تفکر اسلامي، ص 89)

 

استفاده بهينه از فرصت‌ها

در زمان امام صادق(ع) نشاط علمي فوق‌العاده‌اي پيدا شد، و آن حضرت از اين فرصت طلايي، بيشترين بهره را براي توليد انديشه و گسترش دانش برد. شهيد مطهري، عوامل مؤثر در ايجاد اين نشاط علمي را اين‌گونه برمي‌شمارد:

عامل اول اين بود كه محيط آن روز اسلامي، يك محيط صد در صد مذهبي بود و مردم تحت تأثير انگيزه‌هاي مذهبي بودند. تشويق‌هاي پيغمبر اكرم به علم، و تشويق‌ها و دعوت‌هاي قرآن به علم و تعلم و تفكر و تعقل، عامل اساسي اين نهضت و شور و نشاط بود. عامل دوم اين بود كه نژادهاي مختلف وارد دنياي اسلامي شده بودند كه اينها سابقه فكري و علمي داشتند. عامل سوم كه زمينه را مساعد مي‌كرد جهان وطني اسلامي بود، يعني اينكه اسلام با وطن‌هاي آب و خاكي مبارزه كرده بود و وطن را وطن اسلامي تعبير مي‌كرد، كه هر جا اسلام هست آنجا وطن است؛ و در نتيجه تعصبات نژادي تا حدود بسيار زيادي از ميان رفته بود؛ به طوری‌كه نژادهاي مختلف با يكديگر همزيستي داشتند و احساس اخوت و برادری مي‌كردند؛ مثلاً شاگرد، خراساني بود و استاد، مصري، يا شاگرد، مصري بود و استاد، خراساني. حوزه درس تشكيل داده مي‌شد، آن‌كه به عنوان استاد نشسته بود مثلاً يك غلام بربر بود، مثل نافع يا عكرمه، غلام عبدالله بن عباس.يك غلام بربري مي‌آمد مي‌نشست، بعد مي‌ديديد عراقي، سوريه‌اي، حجازي، مصری، ايراني و هندي پاي درس او شركت كرده‌اند. اين يك عامل بسيار بزرگي بوده براي اينكه زمينه اين جهش و جنبش را فراهم كند. و شايد از اين بالاتر، آن چيزي است كه امروز اسمش را «تسامح و تساهل ديني» اصطلاح كرده‌اند، و مقصود همزيستي با غيرمسلمانان است؛ مخصوصاً همزيستي با اهل كتاب؛ يعني مسلمانان، اهل كتاب را براي اينكه با آنها همزيستي كنند تحمل مي‌كردند، و اين را برخلاف اصول ديني خودشان نمي‌دانستند. در آن زمان اهل كتاب، اهل علم بودند. اينها وارد جامعه اسلامي ‌شدند و مسلمين مقدم اينها را گرامي شمردند و در همان عصر اول، معلومات اينها را از ايشان گرفتند، و در عصر دوم ديگر، در رأس جامعه علمي، خود مسلمين قرار گرفتند. مسئله تسامح و تساهل با اهل كتاب نيز يك عامل فوق‌العاده مهمي بوده است. البته خود اين هم ريشه حديثي دارد ما حديث داريم كه: «حكمت را فراگيريد حتي از مشرك.»

و اينها عواملي بود كه به نشاط علمي عصر امام صادق(ع) منجر شد و امام صادق(ع) نيز بيشترين بهره را از اين فرصت بردند. (سيري در سيره ائمه اطهار، صص 159 و 160)

 

صداقت ناب

همه شيعيان با شنيدن نامش، احساس غرور و عزت مي‌كنند؛ نامي كه يادآور شاگردان و مريدان فراوان است، و جلسه‌هاي بحث و مناظره‌هاي علمي؛ جلسه‌هايي كه آوازه جهاني داشت و شاگرداني كه هر كدام براي خود استادي بودند و همچون نگين‌هايي درخشان در ظلمت ناداني جوامع خودنمايي مي‌كردند.

چنان‌كه هشام بن سالم از حضرت صادق(ع) روايت كرده است: هنگامي كه رحلت پدر بزرگوارم فرا رسيد، فرمود: ای جعفر به تو وصيت مي‌ كنم با ياران من به نيكي معامله كني. عرض كردم: خدا مرا فدای شما گرداند؛ سوگند به حضرت كردگار به قدری دانش در ميان اصحاب پراكنده بسازم كه به هيچ فاضل و دانشمندی نيازمند نشوند. (شيخ مفيد، ‌الارشاد، باب 12، احوالات امام صادق(ع)، ح 3)

منصور به ربيع دستور داد امام صادق(ع) را حاضر كند؛ چون حضور يافت و چشم منصور به آن جناب افتاد گفت: خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم. امروز كار تو به جايي رسيده كه با سلطنت من بازي مي‌كني و از همه طرف، اسباب شورش را فراهم مي‌سازي!

حضرت فرمود: سوگند به خدا آنچه را به من نسبت دادي من انجام نداده و آهنگ آنها را هم نداشته‌ام و هرگاه خبري در اين خصوص شنيده‌اي دروغ بوده و بر فرض كه آنچه مي‌گويي راست بوده درگذر؛ زيرا حضرت يوسف ستم ديد و بخشيد، و ايّوب به بلا مبتلا شد و صبر كرد، و به سليمان نعمت بي‌سابقه اعطا گرديد، سپاس‌گزاري كرد. اينان همه پيمبران خدايند و نسب تو هم كه بديشان مي‌پيوندد!

منصور شرمنده شد و تصديق كرد. سپس آن حضرت را روي تخت خود كه مقام الهي آن حضرت بود و آن روز غاصب بي‌باكي بر فراز آن نشسته بود، فرا خواند.

منصور دستور داد فردی را كه از حضرت نزد او شكايت كرده بود، حاضر كنند. چون او را حاضر كردند، وي نخست از سوگند خوردن امتناع كرد، ولي اندكي بعد به همان صورتي كه حضرت فرموده بود سوگند خورد. فاصله ‌ای نشدكه همان‌جا جان به مالك دوزخ سپرد. (شيخ مفيد ، فضائل و مناقب حضرت صادق(ع)، روايت 1)

امشب همه دوستدارانت زانوي غم به بغل گرفته‌اند تا با قطره قطره اشك‌هايشان جای خالي ‌ات را شست‌وشو دهند، اما صد افسوس كه قرن‌ها هم كه بگذرد، محال است زمين، كسي چون تو را به خود ببيند.

 

پيشوای صادق

 روز 25 شوال سال 148 هـ .ق، روز اندوه مدينة‌النبي در فراق قطب دانش جهان و رئيس مذهب جعفري بود.

جاسوس‌ها و مزدوران منصور دوانقي، مدت‌ها خانه امام را تحت نظر داشتند. سرانجام منصور موفق شد با به كارگيري دسيسه‌اي، سمي قوي را به دست يكي از خدمه‌هايش به امام(ع) بنوشاند.

امام جعفر صادق(ع) در هنگام شهادت 65 سال داشت و اين در حالي بود كه پس از امام باقر(ع)، 34 سال امامت كرد. حكومت امويان در زمان امام صادق(ع)، از سال 105 هـ .ق درگير مسائل سياسي و مبارزه با حركت‌هاي ضدحكومتي بود تا اينكه در سال 132 هـ .ق، بني‌عباس توانستند بني‌اميه را از تخت حكومت جائرانه خود پايين بكشند و خود بر كرسي حكومت تكيه زنند.

در آغاز، بني‌عباس شعارهايي مبني بر پيروی از ائمه اطهار(ع) مي‌دادند، با اين هدف كه بتوانند افكار عمومي را به سوی خود جلب و از محبوبيت امامان معصوم(ع) نزد مردم، به سود خود بهره ‌برداری كنند.

امام صادق(ع) به خوبي مي‌دانست كه با آمدن بني‌عباس، فقط نام حكومت عوض خواهد شد و حتي جنايت‌هاي آنان براي محكم كردن پايه‌هاي حكومت خويش، بيشتر از امويان خواهد بود. ازاين‌رو، هيچ‌گاه حركت‌های بني‌عباس را تأييد نكرد و اصحاب و شاگردان را از همراهي با آنها بازداشت. امام از درگيری‌های پيش آمده ميان دو حكومت ستمگر بني‌عباس و بني‌اميه استفاده كرد و كرسي درس‌های ديني و تجربي امام باقر(ع) را ادامه داد.

در زمان امام صادق(ع) شرايط ويژه فرهنگي بر جامعه حاكم شده بود. دانش‌هاي گوناگون اعم از اسلامي و تجربي پديد آمده بود، و هركس نظريه‌ای جديد بيان مي‌كرد و مردم از اين‌همه پيشرفت علم شگفت‌زده بودند.

در كنار دانش‌های گوناگون، فرقه‌هايي چون معتزله، جبريه، مرجئه، غلات، زنادقه، مشبهه، متصوفه و مانند آن پديد آمده بود كه هريك عقايدی برای خود داشتند. امام صادق(ع)، در چنين شرايطي زمام امور را به دست گرفته و دانشگاه علمي و فرهنگي پدر بزرگوارش را رونق درخور توجهي بخشيده بود تا آنجا كه تعداد شاگردان ايشان، حدود چهار هزار نفر بيان شده است. از جمله شاگردان ايشان مي‌توان به هشام‌ ابن حكم، محمد ابن مسلم، ابان ابن تغلب، هشام ابن سالم، مؤمن طاق و مفضل ابن عمرو اشاره كرد.

جابر بن حيان كه كتاب‌هاي وي در زمان قرون وسطي به زبان‌هاي گوناگون اروپايي ترجمه و پدر علم شيمي ناميده شده، از ديگر شاگردان معروف امام صادق(ع) است. امام صادق(ع) درهاي جديدي از علوم را چه در زمينه خداشناسي و چه در حيطه تجربي به روی انسان‌هاي جويای علم گشود.

امام صادق(ع) هم‌زمان با كار علمي، به كار تبليغي و اجتماعي مي‌پرداخت و در همه جا نمايندگاني داشت.

آن حضرت، با وجود تمام مشكلات و خفقان‌هاي حكومتي، همواره حامي شيعيان و مسلمانان بود و خود، به اوضاع يتيمان و آسيب‌ديدگان رسيدگي مي‌كرد. امام صادق(ع) تقيه را براي در امان ماندن از ستم حاكمان جور، ترويج داد؛ هرچند هيچ‌يك از حاكمان عصر، با وجود آن حضرت، آسوده‌خاطر حكومت نكردند.

روز شهادت امام صادق(ع)، روز پايان مبارزات علمي، اجتماعي و سياسي نبود، بلكه شيعيان با بصيرتي كه ايشان تربيت كرده بود، عزم خود را بر مبارزه عليه طاغوت بيشتر كردند. پس از شهادت امام صادق(ع)، امام كاظم(ع) ايشان را با دو پارچه‌اي كه با آن احرام مي‌بستند، كفن كرد و عمامه و لباس‌هايي از امام سجاد(ع) را با ايشان قرار داد. تابوت امام صادق(ع) بر روي هزاران دست، غريبانه به سوي بقيع تشييع شد و درحالي‌كه آثار غم و اندوه در چهره همه به ويژه امام كاظم(ع) نمايان بود، صادق آل محمد را در كنار پدران بزرگوارش در بقيع به خاك سپردند.

 

امام صادق(ع) و انقلاب فرهنگی

براي هيچ‌ يک از امامان معصوم(ع)، مانند امام صادق(ع) فرصت و شرايط مساعدي پيش نيامد تا بتواند در سطح گسترده، انقلابي فرهنگي برپا كند و با تشريح فرهنگ غني و پرمايه اسلام و تأسيس دانشگاه‌ها و مدارس، اسلام را گسترش دهد. كشمكش‌ها و اختلاف‌هاي ميان بني‌اميه و بني‌عباس و اشتغال آنها به خود، چنين فرصتي را برای امام صادق(ع) به وجود آورد. آن بزرگ‌مرد علم و عمل، از اين فرصت بهره برد و اسلام و فقه آن را از ديدگاه ائمه اهل‌بيت(ع)؛ جانشينان حقيقي رسول خدا(ص) به همگان معرفي كرد. همچنين، با تربيت شاگردان بسيار و برجسته، حيات تازه‌اي به اسلام و مسلمانان بخشيد و فرهنگ ناب تشيع را كه از اسلام ناب محمدي سرچشمه گرفته بود، به جهانيان عرضه كرد. خداوند در حديث لوح، درباره امام صادق(ع) چنين مي‌فرمايد:

شك‌كنندگان در صداقت و حقانيت جعفر(ع)، هلاك مي‌شوند. آن‌كه سخن و مكتب او را رد كند، سخن و مكتب مرا رد كرده و اين سخن و وعده قطعي من است كه مقام جعفر(ع)را گرامي دارم و او را از پيروان و ياران و دوستانش شادمان سازم. (محمد محمدي اشتهاردي، سيره چهارده معصوم، ص 525)

 

زندگي امام صادق(ع)، فراز و نشيب بسياری دارد. «از نخستين روز برانگيختگي تا لحظه بدرود زندگي پرتلاش و پرثمرش، 33 سال طول كشيد. در اين مدت، فراز و نشيب‌ها و تحولات سياسي و اجتماعي، شرايط زندگي امام و شيعيان را بارها تغيير داد. شاهين ترازوی پيكار، به سود و به زيان جبهه تشيع نوسان‌ها ديد. گاه چنان شد كه خوش‌بين‌ترها پيروزي شيعه را بسي نزديك و در دسترس ديدند و حتي در آمادگي اوضاع براي قدرت‌نمايي نظامي، مبالغه كردند و گاه چنان شد كه اختناق و فشار، مجال تنفس نيز به امام و ياران نزديكش نمي‌داد و همه آرزوها را بر باد رفته وانمود مي‌كرد... . امام صادق در همه اين احوال، همان رهرو و راهبر مصمم و آگاه و نستوهي بود كه در ميان صدها آيت يأس و آهنگ اميد، تنها و تنها به رفتن و راه دراز را هرچه بيشتر طي كردن و مرحله‌هاي ناگزير را پشت سر نهادن، مي‌انديشيد و پس‌مايه‌هاي عشق و اخلاص و ايمانش را در همه حال و هر زمان و با شيوه متناسب، بي‌دريغ مبذول مي‌داشت و بار سنگين تكليف الهي را به سرمنزل، نزديك مي‌ساخت». (سيد علي خامنه‌اي، پيشواي صادق، ص 62)

 

تأييد قيام‌های اسلامی

در عصر امامت امام صادق(ع) و پيش از آن، قيام‌ها و نهضت‌هايي بر ضد طاغوتيان وقت بر پا شد. امام صادق(ع) به دلايلي به طور مستقيم وارد آن نشد، ولي قيام‌هايي را كه اساس و هدف اسلامي داشت، تأييد مي‌كرد. تأييد امام صادق(ع)، نقش مهمي در پيشرفت و به ثمر رسيدن معنوي آن قيام‌ها داشت، به عنوان نمونه زيد، فرزند امام سجاد(ع) و عموي امام صادق(ع)، از بزرگ‌مردان انقلابي قرن دوم هجري بود كه با ياران خود بر ضد حكومت هشام بن عبدالملك قيام كرد و سرانجام به شهادت رسيد. قيام و شهادت او در عصر امامت امام صادق(ع) رخ داد. هنگامي كه امام صادق از شهادت زيد باخبر شد، فرمود: «خداوند، عمويم زيد را رحمت كند! او مردم را به سوي خشنودي آل محمد(ص) دعوت مي‌كرد. اگر پيروز مي‌شد، بي‌شك، به اين دعوت وفا مي‌كرد».

از ديگر بزرگ‌مرداني كه با ياران اندك خود، قهرمانانه با حكومت طاغوتي عباسي جنگيد و در سرزمين فخ به شهادت رسيد، حسين‌ بن علي‌ بن حسن مثلّث است. امام صادق(ع)، اگرچه در عصر قيام او نبود، قيامش را پيشگويي و آن را بسيار تأييد كرد.

نضر بن قرواش مي‌گويد: «شتران خود را براي سفر از مدينه به مكه، به امام صادق(ع) كرايه داده بودم. به سوي مكه حركت كرديم، در ميانه حركت، آن حضرت به من فرمود: «هرگاه به سرزمين فخ رسيديم، به من يادآوري كن!» وقتي به سرزمين فخ رسيديم، نزديك مَحمِل آن حضرت رفتم و وي را آگاه ساختم. آن حضرت از محمل پياده شد، در آن مكان نماز خواند، دعا كرد و سپس سوار شد. پرسيدم: آيا اين نماز از اعمال حج بود؟ امام صادق(ع) فرمود: نه، ولي در اين سرزمين، مردي از اهل‌بيت من به همراهي گروهي كشته مي‌شوند كه روح‌هايشان، پيش از جسدهايشان به سوي بهشت پيشي مي‌گيرند».

 

قيام‌های اسلامی و درست

امام صادق(ع)، هرگز راضي نبود، ستم و طغيان خلفاي اموي ادامه يابد. ازاين‌رو، چنانكه گفتيم، قيام‌هاي اسلامي و درست بر ضد خلفاي اموي را تأييد و قيام‌هاي غيراسلامي را رد مي‌كرد. امام صادق(ع)، قيام عباسيان را كه بر ضد حكومت امويان بود، هرگز تأييد نكرد؛ زيرا عباسيان نيز ادامه‌دهنده حكومت امويان بودند و فقط نامشان تغيير كرد.

ابومسلم خراساني، مردم را بر ضد خلفای اموی، ولي به سود عباسيان تحريك مي‌كرد. او با شعارهاي اسلامي و خون‌خواهي از خون حسين(ع) و دفاع از حريم خاندان رسالت، وانمود كرد اگر پيروز شود، زمام حكومت را به دست امامان اهل‌بيت(ع) خواهد سپرد، تا آنجا كه او را امير آل‌محمد مي‌خواندند. امام صادق(ع) كه مي‌دانست ابومسلم خراساني براي تحكيم حكومت عباسيان مي‌كوشد، هرگز وي را تأييد نكرد و فريب لباس سياهش را نخورد؛ لباسي كه به بهانه و نشانه خون‌خواهي از خون حسين(ع) به تن كرده بود. ابومسلم، در نامه‌اي به امام صادق(ع) چنين نوشت: «من مردم را به دوستي خاندان رسالت دعوت مي‌كنم. اگر مايل باشي، كسي براي خلافت بهتر از شما نيست.» امام صادق(ع) در پاسخ نامه وي نوشت: «تو از ياران من نيستي و زمانه، زمانه من نيست». (محمد محمدي اشتهاردي، سيره پيشوايان، صص 542 ـ 547)

 

مبارزه علمی

از مهم‌ترين كارهای امام صادق(ع) در دوران حيات پربركتش و با هدف پيشبرد مذهب جعفري، مبارزه علمي بود. آن امام همام، اين مبارزه را به شيوه‌های گوناگون، با تمام توان و با هر فردي كه در برابر اسلام ناب محمدي قد علم مي‌كرد، آغاز و با موفقيت كامل به سرانجام رساند.

مهم‌ ترين بخش اين مبارزه، مناظره‌هاي امام صادق(ع)، با بسياري از مدعيان دين و دانش بود. نقل است روزي امام صادق(ع) در مجلس منصور دوانقي حضور داشت. دانشمندي هندي، كتاب‌هاي طب را مي‌خواند و امام صادق(ع) گوش مي‌داد. دانشمند هندي، پس از پايان كتاب به آن حضرت عرض كرد: «آيا مي‌خواهي از آنچه از علم طب نزد من است، به تو بياموزم؟» امام صادق(ع) فرمود: «نه، زيرا آنچه از علم طب نزد من وجود دارد، بهتر است از آنچه نزد توست.» مرد هندي پرسيد: «نزد تو چيست؟» امام (ع) فرمود: «گرمي را با سردي و سردي را با گرمي و خشكي را با تري و تري را با خشكي، با توكل به خداوند درمان مي‌كنم و سخن پيامبر اسلام(ص) را انجام مي‌دهم كه فرمود: «معده، خانه درد است و مراقبت و پرهيز در غذا خوردن، همان دواست» و با بدن، بر اساس عادتش رفتار مي‌كنم».

دانشمند هندي پرسيد: «آيا علم طب، غير از اين است؟!» سپس امام صادق(ع) پرسش‌هايي طبي و تشريحي از او كرد و او از پاسخ آن پرسش‌ها درماند و نتوانست پاسخي بدهد. امام صادق(ع) فرمود: «ولي من مي‌دانم.» آنگاه به تمام پرسش‌هاي مطرح شده، پاسخ داد.

دانشمند هندي كه تحت تأثير دانش طبي امام(ع) قرار گرفته بود، عرض كرد: «اين علم را از كجا فراگرفته‌اي؟» امام صادق(ع) فرمود: «من از پدرانم فراگرفته‌ام و آنها از رسول خدا(ص) و رسول خدا از جبرئيل و جبرئيل از ذات پاك خدا آموخته‌اند».

دانشمند هندی، به حقانيت اسلام پي برد و به يكتايي خدا و رسالت پيامبر اسلام شهادت داد و سپس به امام صادق(ع) عرض كرد: «همانا تو، آگاه‌ترينِ مردم زمانت هستي». (سيره چهارده معصوم، ص 585)

 

منبع : مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، گلبرگ 123 ، مهر ماه 1389                                                     

 

مديريت    
علوی     

 

تبیین ویژگی‌های مدیران از دیدگاه حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه

(بخش اول)

   آرش آقاجانی

 

 

 

● مقدمه

آنچه در سعادت جامعه نقش اساسی دارد، شایستگی و جامع الشرایط بودن مدیران و کارگزاران آن جامعه است. در سازمان‌ها نیز موفقیت سازمان در رسیدن به اهداف و مأموریت‌های سازمانی منوط به مدیرانی کاردان و لایق می‌باشد. بنابراین انتخاب کارگزاران و مدیران اصلح سزاوار توجه و بررسی فراوان است و باید معیارهایی برای سنجش افراد و انتخاب ایشان در نظر گرفته شود. مسلماً معیارهای سنجش در هر جامعه باید متناسب با ارزش‌ها و جهان‌بینی آن جامعه تعریف شود. جهان‌بینی مادی منحصر به جهان ماده می‌باشد ولی در جهان‌بینی اسلامی، هم این جهان و هم آخرت مورد توجه است. در جهان‌بینی اسلامی هدف صرفاً تولید بیشتر نیست بلکه هدف نهایی تعالی انسان و رسیدن او به جایگاه خلیفه خدا بر روی زمین می‌باشد. این تفاوت در جهان‌بینی از تمایزات مدیریت اسلامی با مدیریت غربی می‌باشد که هر یک از این دو دیدگاه معیارهای سنجش خاص خود را دارند.

در مدیریت اسلامی، بهترین مرجع برای یافتن معیارهای مناسب سنجش افراد، قطعاً سخن معصومین(ع) می‌باشد. سخنان امیرالمومنین(ع)، منبع ارزشمندی برای این منظور است زیرا سخن آن حضرت به دلیل معصوم بودن ایشان خالی از خطا و لغزش است. همچنین آن حضرت خود تجارب گرانقدری در زمینه خلافت مسلمین و همچنین فرماندهی در جنگ‌ها داشته‌اند و بر سرزمین گسترده اسلامی آن زمان حکومت نموده‌اند. اما آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است علم لدنی آن حضرت می‌باشد که از امتیازهای خاص ائمه معصومین(ع) می‌باشد. در این مقاله سعی شده است معیارهای مدیران جامعه اسلامی از نظر حضرت علی(ع) که از کتاب شریف نهج‌البلاغه استخراج شده است ارائه گردد. معیارهای به دست آمده، در سه دستهٔ معیارهای تخصصی، ارزشی و مکتبی دسته ‌بندی شده است. گرچه این تلاش ناچیز، قطره‌ای از اقیانوس بی‌انتهای معارف اهل بیت(ع) می‌باشد.

اهمیت تبیین صفات و خصوصیات مدیران از دیدگاه حضرت علی(ع) را می‌توان به این صورت توضیح داد که در اندیشه حضرت علی(ع) هیچ خطری برای جامعهٔ اسلامی، همچون خطر بر سر کار آمدن افراد فاقد اهلیت یا کم‌صلاحیت نیست. آن حضرت در نامه‌ای به مصریان که با مالک اشتر فرستاد، هنگامی که او را حکومت آن سرزمین گمارد، چنین هشدار داده است: «من بیم آن دارم که نابخردان و نابکاران زمام امور این ملت را به دست آرند و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را بردگان خود گیرند و با صالحان به دشمنی برخیزند و فاسقان را حزب خود قرار دهند» (نهج‌ البلاغه: نامه ۶۲).

اگر حساسیت مردم نسبت به صفات و شروط لازم برای زمامداران کاسته شود یا بی‌رنگ گردد، آنگاه هر بی‌ صلاحیت و فاقد اهلیتی می‌تواند در رده‌های مدیریتی قرار گیرد و تباهی‌ها به بار آورد. امام علی(ع) چنین هشدار داده‌اند: «بی‌گمان مردمان هلاک شدند آن‌گاه که پیشوایان هدایت و پیشوایان کفر را یکسان شمردند و گفتند: هر که به جای پیامبر(ص) نشست، چه نیکوکار باشد و چه بدکار اطاعت او واجب است پس بدین سبب هلاک شدند» (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۷، صص ۹۹-۱۰۰).

 

خصوصیات و معیارهای مدیران در نهج ‌البلاغه را می‌توان به سه دسته زیر تقسیم کرد:

الف) معیارهای تخصصی: این دسته از معیارها، برای انجام موفقیت‌آمیز شغل لازم است. این معیارها معمولاً بین مدیریت اسلامی و مدیریت غربی مشترک است. معیارهایی نظیر تحصیلات، تجربه، سابقه کاری،...

ب) معیارهای ارزشی: این دسته از معیارها شامل مجموعه‌ای از رفتارهای قابل قبول جوامع انسانی می‌باشد که در اکثر جوامع ممکن است قابل قبول باشد و به نام ارزش‌های جهانی نیز شناخته می‌شوند. مانند رعایت حقوق دیگران، گشاده‌رویی و ....

ج) معیارهای مکتبی: معیارهای مکتبی ریشه در مکتب اسلام و مدیریت اسلامی دارد. جایگاه و مفهوم انسان در دو مکتب الهی و مادی، معیارها و ملاک‌های انتخاب افراد در مناصب و مدیریت‌ها را نیز شکل می‌دهد به طوری که در مکتب تیلوریسم به انسان به عنوان (گوریل باهوش) و در مکتب اسلامی به عنوان (خلیفه الله) نگریسته می‌شود. در مدیریت اسلامی هدف صرف تولید نیست و غایت، تعالی انسان می‌باشد. همان تفاوت‌هایی که بین مدیریت اسلامی و مدیریت علمی وجود دارد، به تفاوت‌هایی در معیارهای انتخاب و انتصاب افراد منجر می‌شود لذا در اسلام معیارهای ارزشی و مکتبی اهمیت و گستردگی فراوانی پیدا می‌کند.

 

۱) خصوصیات و معیارهای تخصصی

۱-۱) علم و دانش

در احادیث اسلامی همواره تأکید شده است که در انتخاب افراد به صلاحیت علمی و توانایی آنها دقت و توجه بیشتری شود و هرگز کسانی را که از نظر علمی ضعیفند و آگاهیهای لازم را ندارند بر کاری نگمارند زیرا که چنین کاری بزرگترین خیانت به جامعه اسلامی است. حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۲ می‌فرمایند: «ای مردم همانا سزاوارترین مردم به این امر (خلافت و زمامداری) کسی است که تواناترین آنها بر اجرای امور و داناترین به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد» (خسروی، ۱۳۷۸، صص ۳۹-۴۰).

۱-۲) تجربه کاری

یکی از مؤثرترین عوامل موفقیت کارگزار و مدیر در تشکیلات و سازمان، تجربه و سابقه کاری وی می‌باشد. مدیر و مسئول باتجربه، بسیاری از نابسامانی‌های سازمان خود را سامان می‌دهد و بالعکس مدیر و مسئول بی‌تجربه و بدون سابقه، تشکیلات سازمان یافته را متلاشی و پراکنده خواهد نمود. امام علی(ع) در نامه به مالک اشتر می‌فرماید: «افراد با تجربه را به عنوان کارگزار انتخاب نما» (قوچانی، ۱۳۷۴، ص۸۲).

۱-۳) حسن تدبیر

حسن تدبیر معیاری ضروری برای زمامداران و مدیران می‌باشد. هیچ مدیریتی نمی‌تواند بدون تدبیر درست راه به جایی ببرد و هر جا که نابسامانی و تباهی مشاهده می‌شود باید در جستجوی نوعی بی‌تدبیری در آنجا برآمد و اساساً از مهمترین عوامل فروپاشی سازمان‌ها و دولت‌ها سوءتدبیر است. به بیان امیرالمومنین(ع): «چهار چیز دلیل برگشت (روزگار و اوضاع و احوال دولت‌ها و حکومت‌هاست)، بدی تدبیر و زشتی تبذیر و کمی عبرت گرفتن و بسیاری مغرور شدن» (غررالحکم).

همچنین آن حضرت فرموده‌اند: «صلاح و سازمان زندگی تدبیر است» (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۷، صص ۲۵۵-۲۵۶).

۱-۴) سعه صدر

از ویژگی‌های مهم مسئولان و مدیران سعهٔ‌صدر است، ‌کسی دارای سعه صدر است که از گشادگی روح و همتی عالی و اندیشه‌ای بلند برخوردار باشد. سعهٔ صدر موجب دوراندیشی و واقع‌نگری مسئولان و مدیران می‌شود و اگر دولتمردان فاقد این خصلت باشند از عهدهٔ بسیاری از مشکلات و نارسایی‌ها برنخواهند آمد. یک مدیر اسلامی باید بداند که در مصدر امور با فراز و نشیب‌های گوناگونی مواجه بوده و برای دستیابی به اهداف تشکیلات، سختی‌های فراوان در پیش دارد و اگر حوصله، بردباری و بلندهمتی را سلاح خود نسازد در اثر فشارهای جانبی و پیشامدهای ناگوار حرکات غیرمترقبه‌ای از خود نشان می‌دهد که بعضاً اعتبار مدیریت و مسئولیت او را زیر سئوال می‌برد. سعهٔ‌صدر آنقدر مهم است که حضرت علی(ع) آن را ابزار حکومت می‌دانند: &#۶۴۸۳۱;آله الرئاسه سِعَهُ الصَدر&#۶۴۸۳۰; (احمدخانی، ۱۳۷۹، صص ۱۲۷-۱۳۲).

۱-۵) شایستگی و کفایت

در آئین اسلام مسند مدیریت شایسته کسی است که قدرت استفاده از ایمان و تخصص را در مقام اجرا داشته باشد. امیرالمؤمنین در نامه به مالک اشتر، یکی از شرایط واگذاری مسئولیت‌ها را «کفایت» می‌داند و می‌فرماید:

«ای مالک در به کارگیری کارمندان و کارگزارانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچ‌گونه واسطه و شفاعتی را نپذیر مگر شفاعت «کفایت» و امانت را» (خسروی، ۱۳۷۸، صص ۴۱-۴۲).

۱-۶) نظم و انضباط

نظم،‌ برنامه‌ریزی و زمان‌بندی یکی از عوامل مؤثر در موفقیت مدیر است، چرا که مدیر سازمان از سویی کارها و وظایف متعددی برعهده دارد و از سوی دیگر وقت او محدود است. امام علی(ع) در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می‌فرماید: «کار هر روز را همان روز انجام بده، زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد» (خدمتی، ۱۳۸۱، ص ۳۳).

همچنین آن حضرت در وصیت خود قبل از شهادتشان می‌فرمایند: «سفارش می‌کنم شما را به تقوی و نظم در امور».

۱-۷) حسن سابقه

امام علی(ع) سوابق کاری افراد را در گزینش مدیران دقیقاً مورد توجه قرار می‌داد. همچنین آن حضرت، کسانی را که قبلاً در حکومت ظلم و طاغوت دارای منصبی بوده‌اند و در گناهکاری شریک بوده‌اند، جهت تصدی جایگاه‌های مدیریتی شایسته نمی‌دانند و در نامه ۵۳ به مالک اشتر فرموده‌اند:

«بدترین وزیران تو کسانی‌اند که وزیران والیان بدکار پیش از تو بوده‌اند و با آنان در گناهان همکاری کرده‌اند مبادا اینان صاحبان اسرار تو باشند زیرا که یاران گنهکاران و برادران ستمکارانند،‌ تو می‌توانی به جای آنان بهتر از آنها را بیابی، کسانی که نظریات و نفوذ آنها را دارند ولی وزر و وبال آنها را ندارند و با ستمکاران و گنهکاران همکاری نکرده‌اند. این مردان پاکدامن هزینه کمتری بر تو تحمیل می‌کنند و نسبت به تو مهربان‌ترند و با بیگانه کم الفت‌ترند، آنها را مخصوصان جلسه‌های سری و انجمن‌های علنی خود قرار ده».

۱-۸) داشتن پشتکار و دوری از تنبلی

سستی در انجام دادن امور موجب زیر پا گذاشتن حق و عدم اجرای به موقع کارها و تضییع حقوق مردمان است. کندی در کارها فرصت‌های خیر و غیر قابل بازگشت را از بین می‌برد و به هیچ وجه نباید در گردش امور سستی و کندی و کاهلی راه یابد و این امر باید با دقت‌های لازم عجین و همراه شود. امیرالمومنین علی(ع) چنین سفارش کرده‌اند: «در کارهای خود بر افراد سست و تنبل تکیه مکن» (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۷، ص ۳۷۲-۳۷۵).

۱-۹) تند ذهنی و داشتن حافظه قوی

مدیر و مسئول باید دارای حافظه قوی و ذهنی توانمند باشد تا پرداختن به یک مسئله او را از سایر مسائل غافل نکند و پیچیدگی و حجم کارها، او را به فراموشی و اشتباه نیاندازد. حضرت علی ( ع) در نامه به مالک اشتر چنین فرموده است: «کسی را برگزین که در رساندن نامه کارگزارانت به تو یا رساندن پاسخ‌های تو به آنان کوتاهی نکند و در آنچه برای تو می‌ستاند یا از طرف تو به آنان تحویل می‌دهد، فراموشکار نباشد».

۱-۱۰) پاکی و صلاحیت خانوادگی

پاکی و اصالت و صلاحیت خانوادگی از جمله امور کلی است که حضرت علی(ع) در گزینش و انتخاب بر آن تأکید فرموده و آن را به عنوان میزانی در کنار سایر موازین مطرح نموده است. آن حضرت به مالک اشتر توصیه می‌نماید: «و از آنان که گوهری نیک دارند و از خاندانی پارسا و صالحند و از سابقه‌ای نیکو برخوردارند، فرماندهان را برگزین» (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۷، ص ۲۹۴-۲۹۵).

۱-۱۱) داشتن قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل

امام علی(ع) در انتخاب مدیران کشور، به مهارت ادراکی و تشخیص و تجزیه و تحلیل مسائل آنان توجه کامل داشت و مدیرانی را بر می‌گزید که در بحران‌های پیش آمده خود راه حل مناسب را بیابند. لذا در معرفی مالک اشتر به دیگر فرماندهان نظامی به مهارت ادراکی و تشخیص و تجربه و تحلیل مسائل توسط مالک اشتر، اشاره می‌فرماید: «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانی که تحت امر شما هستند فرماندهی دادم، گفته او را بشنوید و از فرمان او اطاعت کنید او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که مالک نه سستی به خرج داده و نه دچار لغزش می‌شود، نه در آنجایی که شتاب لازم است کندی دارد و نه آنجا که کندی پسندیده است، شتاب می‌گیرد» (نهج‌البلاغه: نامه ۵۳) (خسروی، ۱۳۷۸، ص ۱۰۸).

۱-۱۲) آینده نگری

«آینده نگری» و «دور اندیشی» یکی از شرایط مدیریت خردمندانه و منطقی است و مدیریت بدون توجه به این نکته مهم نمی‌تواند سازمان را به سر منزل مقصود برساند. قبل از اقدام به هر کار باید جوانب و زوایای مختلف آن مورد بررسی قرار گرفته و پیامدهای احتمالی آن پیش‌بینی شود. مدیرانی که قبل از اقدام‌های عملی، با آینده‌نگری زوایای مختلف مسئله را بررسی کرده و امکانات و مقدمات لازم را پیش‌بینی می‌کنند، تصمیم‌های استوارتری می‌گیرند و میزان موفقیت و اثر‌بخشی خود را افزایش می‌دهند (خدمتی، ۱۳۸۱، ص ۳۰).

 

دانشگاه امام صادق (ع)

 

جمله      
 مديريتی
    

به تعويق انداختن کارها

 

Procrastination is the art of keeping up with yesterday.

تعويق انداختن كارها، يعنی هنر همراهی با گذشته!


 دون ماركويس

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

پیروزی

 

 

 

لا یَعدَمُ الصَبورُ الظَّفَرَ و اِن طالَ بِهِ الزَّمان

 
شخص صبور پیروزی را از دست نمی دهد و عاقبت به پیروزی می رسد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد.

 


امام علی (ع)

 

 

طنز       
مديريتی    

مدیر و مهندس

 

 

مردی که در بالن هوای گرم پرواز می کرد مسیرش را گم کرد. او ارتفاعش را کم کرد و مردی را روی زمین در نظر گرفت و به او نزدیک شد و فریاد کشید :

« معذرت می خواهم ، می توانید به من کمک کنید . من به دوستم قول داده بودم که نیم ساعت پیش او را ملاقات کنم ولی نمی دانم الآن کجا هستم ؟ »

مردی که روی زمین بود جواب داد :

بله ! شما در بالن هوای گرم هستید و ارتفاع شما 30 پا از سطح زمین است .

 شما بین 40 تا 42 درجة طول شمالی و 58 تا 60 درجه عرض غربی هستید.

مردی که در بالن بود گفت :

شما باید مهندس باشید.

و مردی که روی زمین بود جواب داد :

-   درست حدس زدید من مهندسم ولی چطوری این نکته را فهمیدید ؟

مرد داخل بالن گفت :

-  هر چه که تو گفتی از نظر فنی درست بود ولی واقعاً نمی دانم از اطلاعاتی که داده ای چگونه استفاده کنم و واقعیت این است که من هنوز یک گمشده ام.

مردی که روی زمین بود بلافاصله پرسید :

- آیا شما مدیر هستید ؟

مردی که در بالن بود پاسخ داد :

-  بله ، من مدیرم ولی تو از کجا فهمیدی ؟

آقای مهندس از زمین جواب داد :

به این دلیل شما مدیر هستید که :

1- نمی دانید کجایید .

2- نمی دانید کجا می روید.

3- به کسی قول داده اید اما نمی دانید چطور آن را برآورده سازید.

4- از من انتظار دارید که مشکل شما را حل کنم.

ولی به هر حال من طوری شما را راهنمایی خواهم کرد که دوستتان را ملاقات کنید.

 

 

حکايت     
مديريتی    

تله موش

 


موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سر و صدا برای چیست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته‌ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود .موش لب‌هایش را لیسید و با خود گفت :«کاش یک غذای حسابی باشد. اما همین که بسته را باز کردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود.

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه حیوانات بدهد. او به هرکسی که می‌رسید، می گفت: «توی مزرعه یک تله موش آورد‌ه‌اند، صاحب مزرعه یک تله موش خریده است . . .». مرغ با شنیدن این خبر بال هایش را تکان داد و گفت:

« آقای موش، برایت متأسفم. از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی، به هر حال من کاری به تله موش ندارم، تله موش هم ربطی به من ندارد».

میش وقتی خبر تله موش را شنید ، صدای بلند سر داد و گفت: «آقای موش من فقط می‌توانم دعایت کنم که توی تله نیفتی، چون خودت خوب می ‌دانی که تله موش به من ربطی ندارد. مطمئن باش که دعای من پشت و پناه تو خواهد بود. موش که از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنیدن خبر، سری تکان داد و گفت: « من که تا حالا ندیده‌ام یک گاوی توی تله موش بیفتد!» او این را گفت و زیر لب خنده‌ای کرد و دوباره مشغول چریدن شد.

سرانجام، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فکر بود که اگر روزی در تله موش بیفتد، چه می شود؟

در نیمه‌های همان شب، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را که در تله افتاده بود، ببیند. او در تاریکی متوجه نشد که آنچه در تله موش تقلا می کرده، موش نبود بلکه مار خطرناکی بود که دمش در تله گیر کرده بود. همین که زن به تله موش نزدیک شد، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت. وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وی بهتر شد. اما روزی که به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسایه که به عیادت بیمار آمده بود، گفت: برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست.

مرد مزرعه دار که زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید. هرچه صبر کردند، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد می‌کردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد، میش را هم قربانی کند تا با گوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد .روزها می‌گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد تا این که یک روز صبح، در حالی که از درد به خود می پیچید از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. بنابراین، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببیند .حالا، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانان زبان بسته‌ای فکر می کرد که کاری به کار تله موش نداشتند!

 

شرح حكايت
به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، مي‌تواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

مدیریت افکار و ضمیر ناخودآگاه

 

 

چگونه فکر و افکارمان را مدیریت کنیم؟

 

افکار ما یکی از مهمترین منابع و سرمایه های ماست. همانطور که به دنبال کنترل و مدیریت پول، زمان و امکانات خود هستیم ، باید افکارمان را نیز مدیریت کنیم. اما هر فکری که در ذهن ما می گذرد ارزشمند نیست و زمان گذاشتن برای آن نیز ممکن است بی فایده باشد. آنچه که مهم و قابل اهمیت است ، پرسش ها و ایده هایی است که در ذهنمان شکل می گیرد. چه بسا پرسش به ظاهر بی اهمیتی که در ذهن ایجاد شود و بتواند مسیر زندگی را تغییر دهد و البته برخی از پرسش ها نیز چندان قابلیت و اهیمتی ندارند.

 

برای مدیریت پرسش ها و ایده ها لازم است که در ابتدا یادداشت شوند. در این زمینه اصلاً نباید به حافظه اطمینان داشت به خصوص حافظه کوتاه مدت که حتی شاید نتواند موضوع را برای 2 دقیقه نیز نگه دارد. وقتی ایده ها و پرسش ها یادداشت می شود دیگر فراموش نمی شود و قابلیت نگهداری را پیدا می کند.پرسش ها و ایده ها در هر زمانی ممکن است به ذهن برسد و نمی توان شکل گیری آنها را پیش بینی کرد. چه بسا در وضعیتی باشیم که اصلاً آمادگی نوشتن آن را نداشته باشیم مثلا وقتی در حال استراحت، استحمام و یا در حال ورزش هستیم. معمولاً پرسش ها و ایده ها در حالت عدم تعادل به ذهن متبادر می شود. مثلاً وقتی فردی تازه از خواب بیدار می شود ممکن است ایده نابی به ذهنش برسد. پس یکی از بسترهای لازم برای تحقق مدیریت افکار، همراه داشتن یک دفترچه یادداشت کوچک است تا هیچ پرسش و ایده ای از قلم نیفتد.

 

گام دوم مدیریت افکار، اولویت بندی است. طبیعتاً همه پرسش ها و ایده ها دارای ارزش یکسان نیستند. اولویت آنها نیز به ترتیب تداعی آنها نیست. الزاماً اولین پرسش مهم ترین پرسش نیست. هم چنین الزاماً نمی توان به دنبال پاسخ همه پرسش ها بود و همه ایده ها را نیز عملی کرد. مهم ترین پرسش ها آنهایی هستند که بیشتر به پاسخ آنها نیاز داریم و یا اینکه تا پاسخ آنها را ندانیم نمی توانیم به بخشی از مسئولیت ها و یا اهداف خود برسیم. و همچنین با جریان های ذهنی ما بیشترین انسجام و هماهنگی را دارد. ممکن است صنعت گری در بازدید از یک گالری نقاشی ، یک سری پرسش های در ارتباط با هنر نقاشی به ذهنش برسد اما این پرسش ها با جریان های ذهنی اش که فعالیت صنعتی اش است، چندان هماهنگی ندارد و طبیعتاً زود نیز فراموش می شود. حتی اگر به پاسخ نیز برسد آن پاسخ را هم زود فراموش می کند.

 

در گام سوم باید تعداد محدودی از مهمترین پرسش ها پاسخ گفت. تعداد پرسش ها بستگی دارد به میزان توانمندی ذهن و زمانی که می توانیم صرف پاسخ آن سازیم. همانطور که تعداد برنامه هایی که می توان در یک رایانه به طور همزمان اجرا کرد بستگی دارد به ظرفیت RAM و سرعت مطلوب ما در اجرا.

 

پیشنهاد می شود که حداکثر پرسش هایی که در یک مقطع زمانی می خواهیم بدان پاسخ دهیم، بیشتر از 5 نباشد اما به طور معمول و متداول جستجو برای یافتن 3 پرسش در یک مقطع زمانی کار معقول و میانه ای است. برای اینکه ذهنمان را با این پرسش ها به طور زیادی درگیر سازیم لازم است پرسش ها را در طول روز در معرض دید خود قرار دهیم. مثلاً آن را روی میزی که رویش کار می کنیم بگذاریم و یا بالای مانیتور بچسبانیم. هر روز زمانی را صرف تمرکز و تفکر در مورد این پرسش ها کرده و پاسخ ها را نیز مکتوب کنیم. این فرایند را تا زمانی که با پاسخ مورد نظر رسیدیم ادامه می دهیم. سپس پرسش های دیگری را انتخاب و آنها را مورد دید قرار داده و برای یافتن پاسخ آنها تلاش می کنیم.

 

این روش تکیه بر دو موضوع دارد:

اول تمرکز محدود و دوم استفاده از ضمیر ناخودآگاه .

 

تمرکز محدود:

چنانچه بخواهیم فکر ما بتواند به مسئله ای نفوذ کند و پاسخ آن را بیابد ، لازم است مانند لیزر متمرکز شود. همانطور که برای رسیدن به آب لازم است زمین را به صورت منسجم تا عمق معینی بکنیم، برای یافتن پاسخ نیز لازم است به اندازه معینی بر موضوع تمرکز کنیم. البته هر چقدر تمرکز از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، زمان یافتن پاسخ کوتاه تر خواهد بود. همانطور که برای رسیدن به آب اگر یک میلیون چاله یک وجبی هم بکنیم به نتیجه نمی رسیم برای رسیدن به جواب هم با افکار غیر متمرکز و پراکنده راه به جایی نمی بریم.

 

استفاده از ضمیر ناخودآگاه :

ضمیر ناخودآگاه بخشی از ذهن ماست که تمامی اطلاعات و تجربیات ما در زندگی در آن وجود دارد. میزان استفاده از این اطلاعات بستگی به توانمندی حافظه دارد. وقتی که به پرسشی متمرکز می شویم و تلاش منسجمی برای یافتن آن می کنیم، موضوع در ضمیر ناخودآگاه امتداد می یابد. شاید شما هم تجربه داشته باشید که جواب پرسشی، بعد از مدتی تفکر، ناگهان به ذهنتان رسیده باشد. معمولاً وقتی جواب به ذهن می رسد که انتظارش را نداریم. این موضوع بیان گر این است که ضمیر ناخودآگاه همچون یک جستجوگر قوی اینترنتی به دنبال پاسخ بوده و به محض دریافت در اولین فرصت آن را به ضمیر خودآگاه ارسال کرده است.

 

منبع : www.public-management.tk

 

نکات       
مديريتی    

 160 نکته مدیریتی

۱- در انجام كارها روي شيوه‌اي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسی بتواند از مسير كوتاهتر و بهتری شما را به مقصد برساند.
2- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هوای تنفس ما تأمين مي‌شود، مي ‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهای حياتي و استثنايی خلق كرد.
3- از هر فرصتي براي استخدام و به كارگيري افراد برجسته استفاده كنيد.
4- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.
5- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاری آنها را از بين نبريد.
6- از مشورت و نظرخواهي با نيروی جوان ابايي نداشته باشيد.
7- با رفتارهاي ضد و نقيض، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.
8- در به وجود آوردن فضاي رقابتي سالم، كوشا باشيد.
9- برای ارتقای سطح دانش كارمندان وافزايش بهره ‌وری آنان، كلاس های آموزشی ترتيب دهيد و از لوازم كمك آموزشی بهره گيريد.
10- دقت كنيد كه توبيخ كارمند خطاكار، بايد متناسب با اشتباهاتش تعيين شود.
11- مطمئن شويد مأمور خريدی كه برای سازمان در نظر گرفته ‌ايد، علاوه بر كارداني و رعايت اصول درست بازاريابي، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌ سليقه نيز هست و همان‌گونه كه بر قيمت كالاها توجه دارد، بر زيبايي و كيفيت آنها نيز اهميت می ‌دهد.
12- در صورت لزوم با قاطعيت نه بگوييد.
13- سعي كنيد با اصول ساده روانشناسي آشنا شويد.
14- طوری رفتار كنيد كه ديگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آينده كاری دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم كنند.
15- هرگز در حضور كارمندان با ديگر معاشرين خود، پشت سر افراد بدگويی نكنيد.
16- رعايت سلسله مراتب كاری را به مسئولين و سرپرستان گوشزد كنيد.
17- برای آزمودن كارمندانتان با آزمايشهاي فاقد ارزش و بي‌اساس، شخصيت آنان را زير سؤال نبريد.
18- با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسي را عملاً به حاضرين بياموزيد.
19- برای گيرا تر شدن سخنان خود، هميشه چند عبارت كليدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشيد و در موقع لزوم آنها را به كار ببريد.
20- در انجام كارها به سه نكته بيش از بقيه نكات توجه كنيد: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.

 

مقاله      
مديريتی    

 

استانداردی برای مديريت امنيت اطلاعات

علی پورمند

  

نياز روزافزون به استفاده از فناوريهاي نوين در عرصه اطلاعات و ارتباطات، ضرورت استقرار يك نظام مديريت امنيت اطلاعات را بيش از پيش آشكار مي‌نمايد . در اين مقاله ضمن اشاره به برخي از ويژگيهاي اين نظام مديريتي به معرفي استاندارد بين‌المللي موجود در اين زمينه و نحوه رويكرد مناسب به آن اشاره شده است . در خاتمه نيز برخي از مزاياي استقرار يك نظام مديريت امنيت اطلاعات را برشمرده‌ايم .

 

مقدمه

امروزه شاهد بكارگيری تجهيزات الكترونيك و روشهای مجازی در بخش عمده‌ای از فعاليت های روزمره همچون ارائه خدمات مديريت و نظارت و اطلاع ‌رساني هستيم . فضايي كه چنين فعاليت هايي در آن صورت مي ‌پذيرد با عنوان فضای تبادل اطلاعات شناخته مي‌شود. فضای مذكور همواره در معرض تهديدهای الكترونيك يا آسيب های فيزيكي از قبيل جرايم سازمان يافته به‌منظور ايجاد تغيير در محتوا يا جريان انتقال اطلاعات ، تخريب بانكهای اطلاعاتي، اختلال در ارائه خدمات اطلاع‌ رساني يا نظارتي و نقض حقوق مالكيت معنوی است.

از طرف ديگر با رشد و توسعه فزاينده فناوری اطلاعات و گسترش شبكه‌های ارتباطي، آسيب‌پذيری فضای تبادل اطلاعات افزايش يافته است و روش های اعمال تهديدهای يادشده گسترده‌ تر و پيچيده‌تر مي‌شود . از اين‌رو حفظ ايمني فضای تبادل اطلاعات از جمله مهم ترين اهداف توسعه فناوری اطلاعاتي و ارتباطي محسوب مي‌شود‌. به‌ موازات تمهيدات فني اعمال شده لازم است در قوانين و سياستهای جاری متناسب با جايگاه نوين فضای تبادل اطلاعات در امور مديريتي و اطلاع‌ رساني تجديد نظر شده و فرهنگ صحيح بكارگيری امكانات يادشده نيز در سطح جامعه ترويج شود .

بديهي است كه توجه نكردن به تامين امنيت فضای تبادل اطلاعات و برخورد نادرست با اين مقوله مانع از گسترش فضای مذكور در ميان آحاد جامعه و جلب اعتماد مديران در بكارگيری روشهای نوين نظارتي و اطلاع ‌رساني خواهد شد .

ايجاد يك نظام منسجم در سطح ملي با لحاظ كردن ويژگي های خاص فضای تبادل اطلاعات و مقوله امنيت در اين فضا يك ضرورت است.

 

برخی از اين ويژگي ها به ‌قرار زير است:

 

- امنيت فضای تبادل اطلاعات مفهومي كلان و مبتني بر حوزه‌های مختلف دانش است .

- امنيت با توجه به هزينه و كارايي تعريف مي‌شود و مقوله‌ ای نسبي است .

- امنيت متأثر از مجموعه آداب، سنن و اخلاقيات حاكم بر جامعه است .

- امنيت در فضای تبادل اطلاعات از روند تغييرات سريع فناوري های مرتبط تأثيرپذير است .

خوشبختانه در برنامه چهارم توسعه به اين مهم توجه خاصي شده است، به ‌نحوی كه ارائه سند راهبرد ملي امنيت فضای تبادل اطلاعات كشور تا پايان سال اول برنامه الزام شده است . همچنين در پيش‌نويس اين سند پيشنهاد شده است كه دستگاه های مجری طرح های خود در انطباق با سند مذكور ارائه كنند .

 

استاندارد BS7799/ISO17799

با توجه به اهميت موضوع، آحاد جامعه بخصوص مديران سازمانها بايد همراستا با نظام ملي امنيت فضاي تبادل اطلاعات به تدوين سياست امنيتي متناسب با حوزه فعاليت خويش بپردازند. در حقيقت امروزه مديران، مسئوليتي بيش از حفاظت دارند. آنها بايد سيستم‌هاي آسيب‌پذير خود را بشناسند و روشهاي استفاده نابجا از آنها را در سازمان خود تشخيص دهند. علاوه‌برآن بايد قادر به طرح‌ريزي برنامه‌هاي بازيابي و جبران خسارت هم باشند. ايجاد يك نظام مديريت امنيت اطلاعات در سازمانها باعث افزايش اعتماد مديران در بكارگيري دستاورد‌هاي نوين فناوري اطلاعات و برخورداري از مزايای انكارناپذير آن در چنين سازمانهايي مي‌شود.

خوشبختانه قريب به يك دهه از ارائه يك ساختار امنيت اطلاعات، توسط مؤسسه استاندارد انگليس مي‌گذرد. در اين مدت استاندارد فوق‌الذكر(BS7799) مورد بازنگري قرار گرفته و در سال 2000 ميلادي نيز موسسه بين‌المللي ISO اولين بخش آن را در قالب استاندارد ISO17799 ارائه كرده است. در سال 2002 نيز يك بازنگري در بخش دوم استانداردBS7799 به‌منظور ايجاد سازگاري با ساير استانداردهاي مديريتي نظير ISO9001-2000 و ISO14001-1996 صورت پذيرفت. در حال حاضر نيز بازنگري به منظور انجام بهبود در بخشهاي مربوط به پرسنل و خدمات تامين‌كنندگان و راحتي كاربري و مفاهيم مرتبط با امنيت برنامه‌های موبايل بر روي اين استاندارد در حال انجام است كه پيش‌بيني مي‌شود در سال جاري ميلادي ارائه شود.

پيش از توضيح راجع‌به استاندارد مذكور، لازم است شرايط تحقق امنيت اطلاعات تشريح شود.

 

 امنيت اطلاعات اصولاً در صورت رعايت سه خصيصه زير تامين می ‌شود :

 

- محرمانه بودن اطلاعات: يعني اطمينان از اينكه اطلاعات مي‌توانند تنها در دسترس كساني باشند كه مجوز دارند.

- صحت اطلاعات: يعني حفاظت از دقت و صحت اطلاعات و راههاي مناسب پردازش آن اطلاعات.

- در دسترس بودن اطلاعات: اطمينان از اينكه كاربران مجاز در هر زمان كه نياز داشته باشند، امكان دسترسي به اطلاعات و تجهيزات وابسته به آنها را دارند.

 

در اين راستا امنيت اطلاعات از طريق اجرای مجموعه‌ای از كنترلها كه شامل سياست ها ، عمليات ، رويه‌ها ، ساختارهای سازماني و فعاليت های نرم‌افزاری است، حاصل مي‌ شود. اين كنترل‌ها بايد به ‌منظور اطمينان از تحقق اهداف امنيتي مشخص هر سازمان برقرار شوند.

 

استانداردBS7799/ISO17799  در دو قسمت منتشر شده است :

 

- ((ISO/IEC17799 part1) يك نظام‌نامه عملي مديريت امنيت اطلاعات است مبتني بر نظام پيشنهادها و به منظور ارائه و ارزيابي زيرساخت‌هاي امنيت اطلاعات.

- (BS7799 part 2) مشخصات و راهنماي استفاده مديريت امنيت اطلاعات است كه در حقيقت يك راهنمای مميزی است كه بر مبنای نيازمنديها استوار است.

 

بخش اول مشخص كننده مفاهيم امنيت اطلاعاتي است كه يك سازمان بايستي بکار گيرد، در حالي‌كه بخش دوم در برگيرنده مشخصه هاي راهبردي براي سازمان است.

 

بخش اول شامل رهنمودها و توصيه‌هايی است كه  هدف امنيتي و  كنترل را در قالب حوزه مديريتي از سطوح مديريتي تا اجرايي به ‌قرار زير ارائه نموده است :

 

-1 سياست امنيتي: دربرگيرنده راهنماييها و توصيه‌هاي مديريتي به‌منظور افزايش امنيت اطلاعات است. اين بخش در قالب يك سند سياست امنيتي شامل مجموعه‌اي از عبارات اجرايي در جهت پيشبرد اهداف امنيتي سازمان تنظيم مي‌شود.

 

-2 امنيت سازماني: اين بعد اجرايي كردن مديريت امنيت اطلاعات در سازمان از طريق ايجاد و مديريت زيرساختهاي امنيتي شامل:

 

- كميته مديريت امنيت اطلاعات

- متصدي امنيت سيستم اطلاعاتي

- صدور مجوزهاي لازم براي سيستم‌هاي پردازش اطلاعات

- بازنگري مستقل تاثيرات سيستم‌هاي امنيتي

- هدايت دسترسي تامين‌كنندگان به اطلاعات درون سازمان را دربرمي گيرد.

 

-3 طبقه‌بندي و كنترل داراييها: طبقه‌بندي داراييها و سرمايه‌هاي اطلاعاتي و پيشبرد انبارگرداني و محافظت مؤثر از اين سرمايه‌هاي سازمان، حوزه سوم اين بحث است.

 

-4 امنيت پرسنلي: تقليل مخاطرات ناشي از خطای انساني ، دستبرد ، حيله و استفاده نادرست از تجهيزات كه به بخشهاي زير قابل تقسيم است :

 

- كنترل پرسنل توسط يك سياست سازماني كه با توجه به قوانين و فرهنگ حاكم براي ارزيابي برخورد پرسنل با داراييهاي سازمان اتخاذ مي‌شود.

- مسئوليت پرسنل كه بايد براي ايشان بخوبي تشريح شود.

- شرايط استخدام كه در آن پرسنل بايد به‌وضوح از مسئوليتهاي امنيتي خويش آگاه شوند.

- تعليمات كه شامل آموزشهاي پرسنل جديد و قديمي سازمان در اين زمينه مي‌شود.

 

-5 امنيت فيزيكي و محيطي: محافظت در برابر تجاوز ، زوال يا از هم گسيختگي داده‌ها و تسهيلات مربوط كه شامل بخشهاي امنيت فيزيكي محيط ، كنترل دسترسيها ، امنيت مكان ، تجهيزات و نقل و انتقال داراييهاي اطلاعاتي مي‌شود .

 

-6 مديريت ارتباطات و عمليات: كسب اطمينان از عملكرد مناسب و معتبر تجهيزات پردازش اطلاعات كه شامل روشهاي اجرايي‌، كنترل تغييرات ، مديريت وقايع و حوادث‌، تفكيك وظايف و برنامه‌ريزي ظرفيت های سازماني مي‌شود.

 

-7 كنترل دسترسي: كنترل نحوه و سطوح دسترسي به اطلاعات كه در شامل مديريت كاربران ، مسئوليت های كاربران، كنترل دسترسي به شبكه، كنترل دسترسي از راه دور و نمايش دسترسي هاست.

 

-8 توسعه و نگهداري سيستم‌ها: اطمينان از اينكه امنيت جزء جدانشدني سيستم‌هاي اطلاعاتي شده است. اين بخش شامل تعيين نيازمنديهاي امنيت سيستم‌ها و امنيت كاربردی‌، استانداردها و سياستهاي رمزنگاری،‌ انسجام سيستم‌ها و امنيت توسعه است.

 

-9 تداوم و انسجام كسب و كار: تقليل تاثيرات وقفه‌هاي كسب و كار و محافظت فرايند‌هاي اساسي سازمان از حوادث عمده و شكست.

 

-10 همراهي و التزام: اجتناب از هرگونه پيمان‌شكني مجرمانه از قوانين مدني ، قواعد و ضوابط قراردادي و ساير مسائل امنيتي

بخش دوم استاندارد فراهم كننده شرايط مديريت امنيت اطلاعات است. اين بخش به قدمهاي توسعه ، اجرا و نگهداري نظام مديريت امنيت اطلاعات مي‌پردازد. ارزيابي سازمانهاي متقاضي اخذ گواهينامه از طريق اين سند انجام مي‌پذيرد.

 

 

نظام مديريت امنيت اطلاعات

 

نظام مديريت امنيت اطلاعات ISMS ، در مجموع يك رويكرد نظام‌مند به مديريت اطلاعات حساس بمنظور محافظت از آنهاست. امنيت اطلاعات چيزي فراتر از نصب يك ديواره آتش ساده يا عقد قرارداد با يك شركت امنيتي است . در چنين رويكردي بسيار مهم است كه فعاليتهاي گوناگون امنيتي را با راهبردي مشترك به‌منظور تدارك يك سطح بهينه از حفاظت همراستا كنيم . نظام مديريتي مذكور بايد شامل روشهاي ارزيابي، محافظت، مستند‌سازي و بازنگري باشد ، كه اين مراحل در قالب يك چرخه PDCA(PLAN-DO-CHECK-ACT) تحقق پذير است. (چرخه يادشده نقش محوری در تشريح و تحقق استاندارد ISO9001 دارد‌. )

 

 

برنامه ريزی Plan :

- تعريف چشم‌انداز نظام مديريتي و سياستهاي امنيتي سازمان.

- تعيين و ارزيابي مخاطرات.

- انتخاب اهداف كنترل و آنچه سازمان را در مديريت اين مخاطرات ياري مي‌كند.

- آماده‌سازي شرايط اجرايي.

- انجام Do:

- تدوين و اجراي يك طرح براي تقليل مخاطرات.

- اجراي طرحهاي كنترلي انتخابي براي تحقق اهداف كنترلي.

- ارزيابي Check :

- استقرار روشهاي نظارت و پايش.

- هدايت بازنگريهاي ادواري به‌منظور ارزيابي اثربخشي ISMS.

- بازنگري درحد قابل قبول مخاطرات.

- پيشبرد و هدايت مميزيهاي داخلي به‌منظور ارزيابي تحقق ISMS.

- بازانجام Act:

- اجراي توصيه‌هاي ارائه شده براي بهبود.

- نظام مديريتي مذكور.

- انجام اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه.

- ارزيابي اقدامات صورت پذيرفته در راستای بهبود.

 

همانند نظام های مديريت كيفيت نظام مديريت امنيت اطلاعات نيز در دو بخش فرايندها و محصولات مطرح است. بخش فرايندها بر طراحي و اجراي دستورالعملهاي مديريتي به‌منظور برقراري و حفظ امنيت اطلاعات استوار است و بخش محصولات يك نظام مديريتي است كه سازمان به‌منظور بكارگيري محصولات نرم‌افزاري معتبر در زيرساختهاي فناوري اطلاعات خود براي برقراري و حفظ امنيت اطلاعات خويش از آن بهره مي‌ گيرد .

 

چيزی كه اين دو بخش را به هم پيوند می ‌دهد ميزان انطباق با بخش های استاندارد است كه در يكی از چهار رده زير قرار می‌گيرد :

 

* كلاس اول : حفاظت ناكافي

* كلاس دوم : حفاظت حداقل

* كلاس سوم : حفاظت قابل قبول

* كلاس چهارم : حفاظت كافي

 

 

مراحل اجرای نظام مديريت امنيت اطلاعات

 

پياده‌سازی ISMS در يك سازمان اين مراحل را شامل مي ‌شود:

 

- آماده سازی اوليه : در اين مرحله بايد از همراهي مديريت ارشد سازمان اطمينان حاصل شده، اعضاي تيم راه‌انداز انتخاب شوند و آموزش ببينند . بايد توجه شود كه امنيت اطلاعات يك برنامه نيست بلكه يك فرايند است .

- تعريف نظام مديريت امنيت اطلاعات‌: اين مرحله شامل تعريف چشم‌انداز و چهارچوب نظام در سازمان است. لازم به ذكر است كه چگونگي اين تعريف از مهمترين عوامل موفقيت پروژه محسوب مي‌شود .

- ايجاد سند سياست امنيت اطلاعات : كه پيشتر ‌به آن اشاره شد .

- ارزيابي مخاطرات : بايد به بررسي سرمايه‌هايي كه نياز به محافظت دارند پرداخته و تهديدهاي موجود را شناخته و ارزيابي شود. در اين مرحله بايد ميزان آسيب‌پذيري اطلاعات و سرمايه‌هاي فيزيكي مرتبط نيز مشخص شود .

- آموزش و آگاهي‌بخشي‌: به‌ دليل آسيب‌پذيري بسيار زياد پرسنل در حلقه امنيت اطلاعات آموزش آنها از اهميت بالايي برخوردار است .

- آمادگي براي مميزي : بايد از نحوه ارزيابي چهارچوب مديريتي سازمان آگاه شد و آمادگي لازم براي انجام مميزي را فراهم كرد.

- مميزی : بايد شرايط لازم براي اخذ گواهينامه در سازمان شناسايي شود .

- كنترل و بهبود مداوم : اثر‌بخشي نظام مديريتي پياده شده بايد مطابق مدل به‌رسميت شناخته شده كنترل و ارتقا يابد.

در كليه مراحل استقرار نظام مديريت امنيت اطلاعات مستند‌سازي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. مستندات از يك طرف به تشريح سياست ، اهداف و ارزيابي مخاطرات مي‌پردازند و از طرف ديگر كنترل و بررسي و نظارت بر روند اجراي ISMS را بر عهده دارند .

 

در كل مي ‌توان مستندات را به چهار دسته تقسيم كرد:

 

-1 سياست ، چشم‌انداز ، ارزيابي مخاطرات و قابليت اجراي نظام مذكور كه در مجموع به‌عنوان نظام‌نامه امنيتي شناخته مي‌شود .

 

-2 توصيف فرايندها كه پاسخ سؤالات چه كسي ؟ چه چيزي ؟ چه موقع ؟ و در چه مكاني را مي دهد و به‌عنوان روشهای اجرايي

 شناخته مي‌شوند .

 

-3 توصيف چگونگی اجرای وظايف و فعاليت های مشخص شده كه شامل دستورالعمل های كاری ، چك ليست‌ها ، فرم‌ها و نظاير آن مي‌شود .

 

-4 مدارك و شواهد انطباق فعاليتها با الزامات ISMS كه از آنها به‌عنوان سوابق ياد مي‌شود .

 

نتيجه گيری

هر چند بكارگيري نظام مديريت امنيت اطلاعات و اخذ گواهينامه ISO17799 بتنهايي نشاندهنده برقراري امنيت كامل در يك سازمان نيست، اما استقرار اين نظام مزايايي دارد كه مهمترين آنها چنين است:

- در سطح سازماني استقرار نظام يادشده تضميني براي التزام به اثربخشي تلاشهاي امنيتي در همه سطوح و نمايشي از تلاشهاي مديران و كاركنان سازمان در اين زمينه است‌.

- در سطح قانوني، اخذ گواهينامه به اولياي امور ثابت مي‌كند كه سازمان تمامي قوانين و قواعد اجرايي در اين زمينه را رعايت مي‌كند‌.

- در سطح اجرايي، استقرار اين نظام باعث اطلاع دقيقتر از سيستمهاي اطلاعاتي و ضعف و قوت آنها مي‌شود . علاوه‌بر اين چنين نظامي استفاده مطمئن‌تر از سخت‌افزار و نرم‌افزار را تضمين مي‌كند .

- در سطح تجاري تلاشهاي مؤثر سازمان به منظور حفاظت از اطلاعات در شركا و مشتريان اطمينان خاطر بيشتري را فراهم مي‌آورد.

- در سطح مالي اين اقدام باعث كاهش هزينه‌هاي مرتبط با مسائل امنيتي و كاهش احتمالي حق بيمه‌هاي مرتبط مي‌شود .

- در سطح پرسنلي، افزايش آگاهي ايشان از نتايج برقراري امنيت اطلاعات و مسئوليتهاي آنها در مقابل سازمان از مزاياي بكارگيری چنين نظامي است.

 

منابع

1 - سند راهبرد امنيت فضاي تبادل اطلاعات كشور «پيش‌نويس» ، دبير خانه شوراي امنيت فضاي تبادل اطلاعات

2 - پروژه استاندارد‌سازي حفاظت اطلاعات «گزارش بررسي و شناخت»، پروژه  شوراي پژوهشهاي علمي كشور

3 - Jan Eloff, Mariki Eloff, “Information security Management – A new Paradigm , proceedings of SAICSIT 2003 , pages 130 – 136

4 - Tom Carlson, “Information security management : Understanding ISO17799” , Lucent Technologies World Wide Services , September 2001

5 - Angelika Plate, “ Revision of ISO/IEC17799” , ISMS Journal , IUG , Issue 3 , April 2004

6 - Jacquelin Bisson, Cissp, Rene Saint-Germain, “The BS7799/ISO17799 standard for a better approach to information security, Callio Technologies, Canada, www.callio.com

 

کلید      
هدایت     

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

 

 سؤال اول : دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.

پاسخ قرآن کریم:

1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان علیه السلام است.

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

 

سؤال دوم : چگونه زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

1- خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید: «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون ». اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان علیه السلام نیز برای او امری ممکن است.

2- اصحاب کهف سیصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا ».

 

سؤال سوم : وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟ 

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.

 

سؤال چهارم : آیا امام زمان علیه السلام از ما خبر دارد؟

پاسخ قرآن کریم :

بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را می بیند. خداوند می فرماید: «و قل إعملوا فسیری الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون ».

سؤال پنجم: چگونه می توان یار امام زمان شد؟

پاسخ قرآن کریم : 

با تقوی، چون بهترین و بالاترین معیار که به انسان ارزش می دهد و انسان لیاقت یاوری امام زمان علیه السلام را پیدا می کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقیکم ». تقوا سبب بزرگی انسان شده و امکان می دهد که انسان تکیه بر جای بزرگان زند.

 

سؤال ششم : چند نمونه از نیازهای یاران امام زمان علیه السلام را بیان کرده و چگونه باید کسب کرد؟

پاسخ قرآن کریم:

الف- دانش و بینش: یار امام زمان علیه السلام باید دانش و بینش الهی داشته باشد تا در تصمیم گیریها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخیص دهد. و این را با تقوی بدست خواهد آورد، زیرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش درونی و باطنی نگاه می کند. خداوند می فرماید:«إتقوا الله و یعلمکم الله ».

ب) بصیرت و بینش: بصیرتی که با چشم باطن ببیند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهی در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکری و اخلاقی و روحی نشود. و این بصیرت نیز با تقوا بدست می آید. خداوند می فرماید:«إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ». فرقان یعنی نیرو و توانی که با آن حق را از باطل جدا کنید. به برکت این تقوا انسان، شیطان شناس نیز می شود. دشمن را هم می شناسد.

ج) بیداری: هوشیاری و بیداری؛ تا هروقت شیاطین برای گول زدن آمدند، بیدار شود، دام ابلیس را بشناسد و از شیطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سریع در چاه می افتد. و این هم با تقوا ممکن است. «إن الذین التقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».

 

سؤال هفتم : چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوی برکات زیاد می شود، محصولات رونق می یابد، مشکلات مردم حل می شود و...؟

پاسخ قرآن کریم:

چون حکومت امام زمان علیه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوی هم ظاهر می شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهای برکت از زمین و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزی فراوان نیز بدنبال آن است «ولو أن أهل القری آمنوا و التقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض » «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » «و من یتق الله یجعل له من أمره یسرا ».

 

سؤال هشتم : ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یعنی زمین را بندگان صالح من به ارث می برند. پس وارثان زمین که امام زمان علیه السلام و یاران ایشان هستند دو ویژگی دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحین اند. حال به ویژگیهای بندگان صالح خدا اشاره می کنیم: 

1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا »

2- دارای بینش صحیح هستند، زیرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما » 

4- اهل طاعت و سجده و قیامند، «و الذین یبیتون ربهم سجدا و قیاما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم می شود نمی کنند، «والذین یقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم » 

6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم یقتروا » 

7- موحدند و غیر خدا را نمی خوانند، «لا یدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام می گذارند، «ولایقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولایزنون »

10- دنبال پاکسازی روان خویش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگیها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا » 

12- حتی مرتکب مقدمات گناه هم نمی شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمی کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما » 

13- کلامشان صحیح است، «و الذین لا یشهدون الزو »

14- اهل لغو نیستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما » 

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفیدند، «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین »

16- امام دیگرانند، «و جعلنا للمتقین إماما »

17- به گزین اند. کلام را گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می نمایند، «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه » 

18- ایمان دارند، «قل یا عباد الذین آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خدای متعال هستند و امور خود را واگذار به خدای متعال می نمایند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنیا نیستند، «ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله »

20- شیطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوینهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین » 

21- ویژگیهای صالحین را دارند یعنی صددرصد اعمالشان صالح است، «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فی الصالحین »

22- امر ازدواج برای جوانان را تسهیل می کنند، «و أنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خیر از همدیگر سبقت می گیرند، «و یسارعون فی الخیرات و أولئک من الصالحین »

 

سؤال نهم : ازدواج در حکومت مهدوی چگونه است؟

پاسخ قرآن کریم:

همانگونه که بیان شد، امام زمان علیه السلام و یارانش دو ویژگی دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحین هستند «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یک نمونه از ازدواج صالحین را خداوند در قرآن ذکر می کند که ازدواج دختر شعیب با حضرت موسی است، «قال إنی أرید أن أنکحک أحدی إبنتی ها تین » (اول شعیب موسی را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از این آیه می توان فهمید که:

1- تا داماد را نشناختید اجازه خواستگاری ندهید. اول شناخت بعد اقدام

2- ویژگیهای داماد در آیه دو چیز ذکر شده است: 1- قوی 2- امین. این دو مهم است

3- اگر پیشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد

4- بعضی خانواده ها چند دختر دارند، اگر برای دختر دوم یا سوم خواستگاری آمد و دختر اولی ازدواج نکرده بود مانع نشوید

5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همدیگر را ببینند 

6- مهریه باید چند ویژگی داشته باشد. الف) سودآوری اقتصادی داشته باشد. لذا حضرت شعیب علیه السلام هشت سال چوپانی را مطرح نمود ب) مهریه معنوی باشد. حضرت شعیب فرمودند هشت حج ج) مهریه را کم مطرح کنند، تا داماد زیاد کند. این در زیاد شدن محبت بین دختر و پسر مؤثر است د) مهریه نقد به عروس داده شود

7- پدر دختر سختگیری نکند

8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند

 

سؤال دهم : ویژگیهای امام زمان علیه السلام در قرآن چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

1- معصوم است، «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

2- اولی الامر است، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»

3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». از جمع دو آیه معلوم می شود «سبیل رب» همان « موده فی القربی» است. 

 

سؤال یازدهم : الگوهایی را معرفی نمائید.

پاسخ قرآن کریم:

تمام انبیاء عبادالصالحین اند.

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

 

نقش رسانه ها در شکل دهی فرهنگ عمومی

نويسنده : دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی

 

 

رسانه ها با تحولاتي که در جنبه های مختلف از بعد فن آوری تجهيزاتي و حجم و روش داشته اند به عنوان حاملان و منتقل کنندگان پيام مي توانند در ساخت فرهنگ عمومي باورها و افکار عمومي موثر باشند. آنها بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافيايي عقيدتي و فرهنگي امکان حضور را در همه نقاط جغرافيايي پيدا کرده اند. اين بحث مورد قبول و پذيرش همه دست اندرکاران امر فرهنگ است . اما اينکه در فضا و شرايطي که ما در آن هستيم چگونه از اين امر مي توانيم در جهت فرهنگ عمومي مورد قبول و منطبق با اهداف و سياست هاي تعيين شده يک حکومت با جهان بيني و ايدئولوژي خاص موثر واقع شيوم و از آن بتوانيم بهره برداري خوبي داشته باشيم موضوعي است که مقاله حاضر به آن مي پردازد. يعني به صورت خاص بحث صدا و سيما و نحوه عمل آن در فرهنگ عمومي را مورد بررسي قرار مي دهد. تلقي ما اين است که فرهنگ عمومي يک پديده پويا است و سکون در آن معنا ندارد و هر روز با اخترعات اکتشافات نظريه پردازي و رفتارهايي که دردنيا در ابعاد مختلف شکل مي گيرد فرهنگ عمومي پذيراي اين رفتارها و پذيرای اين تحولات و دگرگوني ها هست .

بنابراين کساني که اثر و تأثيرگذاري بالاتری در اين فرهنگ داشته باشند مي توانند در شکل دهي فرهنگ عمومي موفق تر باشند. اثر در فرهنگ عمومي با استفاده از ابزارهايي است که آن ابزارها امکان اين تأثيرگذاري را معين مي کند، مطبوعات به عنوان يکي از ابزارها و صدا و سيما به عنوان يک ابزار ديگر در اين راستا مطرح است . و چون نفوذ حضور، نحوه بيان و شکل انتقال پيام در رسانه صدا و سيما به طرز ويژه اي است که مخاطب را مي تواند با انواع و اقسام شگردها و روش هايي که در آن هست به خود جلب کند اين رسانه مي تواند در نحوه تغيير دگرگوني در فرهنگ عمومي پرنفوذترين و موثرترين عامل باشد . ما الان در شرايطي واقع شده ايم که فرهنگ عمومي بدون در نظر گرفتن مرزهاي جغرافيايي و عقيدتي دستخوش تغيير و دگرگوني است يعني عرصه فرهنگ عمومي امروز يک عرصه کاملاً رقابتي است و کساني مي توانند در عرصه هاي رقابت حضور پيدا کنند که بتوانند از قانون مندي هاي عرصه رقابت استفاده کنند و آن قانون مندي هاي را خوب بشناسند و منطبق با عملکرد آن قانونمندي ها حرکت کنند. اين عرصه در تمام امور سياسي اقصادی و حتي در امور روزمره و جاري صادق است. در شناخت اين عرصه آنچه اثر را بيشتر مي کند اين است که از طرفي پيام نگرش و ارزشي به گونه ای به عنوان فرهنگ و آن هم فرهنگ عمومي به مخاطبين ارايه شود که منطبق با نيازهاي عموم جامعه باشد . يعني جامعه نسبت به آن پيام فرهنگ و ارزش احساس نياز بکند. از طرفي وقتي مي توانيم موفق باشيم که بتوانيم آن پيام ارزش را به نحوه مطمئن و به نحوي که در مخاطب اثر بگذارد منتقل بکنيم . براي اين که همه اين امور به نحو احسن شکل بگيرد مي بايست در عرصه ملي و در عرصه رقابتي فرهنگ عمومي داراي اهداف معين و مشخص بوده و منطبق با آن اهداف که اهداف کلان نظام است پيام را انتخاب و به نحو احسن منتقل شود. در رسانه منطبق با اين امر يعني با توجه به وابستگي رسانه با کليت نظام و به عنوان ابزاري در جهت محقق کردن اهداف نظام تعيين هدف مي شود.

اهدافي را که ما به عنوان اهداف اصلي در رسانه به عهده داريم و منطبق با آن برنامه سازی و انتقال پيام مي کنيم عبارتند از

 

تبيين و تعميق باورهای دينی

يعني حکومت جمهوری اسلامي به عنوان يک حکومت ديني و ارزشي در جهت پياده کردن احکام الهي در امور جاری اجتماعي و فردی يکي از وظايفش اين است که در تبيين و تعميق باورهای ديني مردم گام های بلندی بردارد .

 

بينش سياسی عمومی جامعه

هدف ديگر اين است که بينش سياسي عمومي جامعه که هر روز در معرض قضاوت هاي سياسي و انتخاب هاي مختلف است تعميق و گسترش يابد . اين انتخاب ها و قضاوت ها در حالي صورت مي گيرد که با حجم انبوه اطلاع رساني چه در داخل با گسترش فضای باز سياسي و چه در خارج با گسترش راديوها تلويزيون ها و رايانه در ارتباطا ت اينترنتي روبرو است . صدا و سيما به عنوان يکي از اهداف مهم خود بايد بتواند طوری بينش سياسي جامعه را تعميق ببخشد که نهايتاً تمام افراد جامعه بتوانند به مرحله قضاوت تشخيص و انتخاب برسند . اين به عوان يکي ديگر از اهدافي است که رسانه در جهت محقق ساختن آن تلاش مي کند.

 

وحدت ملی

بحث بعدي به عنوان يکي از محورهاي مهم رسانه اي بحث وحدت ملي در چارچوب جغرافياي سياسي کشور است . در کشورهايي که مرکب از اجزاي به هم پيوسته اي متفاوت از نظر منطقه اي نژادي و دين و اعتقادي است اگر در جهت تثبيت همگرايي و تقويت محورها و مولفه هايي که مي توانند نهايتاً منجر به همگرايي بشوند تلاش نشود يقيناً به طرف واگرايي و گريز از مرکز به وسيله مناطق خواهد رفت . اين قوانين و قانونمندی هم در زمان مشروطيت و هم در مسير تاريخ معاصر و هم بعد از انقلاب تجزيه شده است . هر وقت در حاکميت مرکزي مولفه ها و محورهای وحدت دچار اشکال بشوند مناطق به طرف واگرايي پيش خواهند رفت . پس به عنوان يک اصل و هدف اين موضوع در رسانه مورد توجه بوده و هست .

 

 

توسعه کلی

يکي ديگر از اهداف مهم رسانه توسعه کلي است . توسعه از ابعاد مختلف مورد نظر است . برای اين که امر توسعه به صورت يک باور و رفتار عمومي قلمداد شود به عنوان يکي از اهداف اصلي سازمان مد نظر است . ما در اين شرايط هميشه با اين يقين و علم به قضايا نگاه مي کنيم که در مسير و در کوران رقابت های بسيار زيادی هستيم و مي بايست به اين رقابت ها پاسخ مناسب بدهيم . برای اين که اهداف ذکر شده در رسانه با شرايط و نيازهای مختلف هماهنگ شود در چارچوب اهداف رسانه ای از نظر قالب و برنامه تقسيم بندي انجام گرفته است . در رسانه چهار روش و يا چهار رويکرد برای ارايه برنامه ها وجود دارد که موضوعات را در قالب آن اهداف در داخل اين چهار رويکرد به مردم ارايه مي کند. يکي از روش ها بحث اطلاع رساني است که مجموعه ای از مطالب علمي و آموزشي و مسايل ارشادی و تربيتي در قالب اطلاع رساني عرصه و برخي از پيام ها به عنوان اوقات فراغت و سرگرمي ارايه مي شود. يعني هر چهار جنبه موضوع از اين جهت که مخاطبين نيازمند اين موضوعات و مطالب هستند، مورد توجه بوده است . در چارچوبي که عنوان شد با موضوعات متفاوتي روبرو هستيم که از اين بعد تفاوتي بين رسانه صدا و سيما در جمهوري اسلامي با رسانه هايي که در دنيا هست وجود دارد

در جمهوری اسلامي رسانه يک ابزار نظام و حکومت و انحصاری تعريف شده است . در پرداختن به موضوعات رسانه های دنيا عمدتاً به دو موضوع و يا مقوله وارد مي شوند مقوله اطلاع رساني و مقوله اوقات فراغت و سرگرمي . اگر مباحث اقتصادی سياسي اجتماعي و فرهنگي مطرح مي شود در دل همين دو موضوع مطرح مي شود که بيش از 80 موضوع را نظام به عهده اين رسانه گذاشته است .

رسانه صدا و سيما علاوه بر آن دو رويکرد با چهار رويکرد اصلي و بيش از 80 موضوع مختلف روبرو است يعني علاوه بر اين که بايد اوقات فراغت را پر کند بايد بحث آموزش و ارشاد را به عهده داشته باشد. ضمن عمل اطلاع رساني بهداشت مردم حفاظت ا ز جنگل ها و مراتع رفتار جمعي جامعه و اعتياد روابط ايران و آمريکا < ايران و اروپا را هم به عنوان يک موضوع مورد توجه قرار دهد حالا همه اينها در شرايطي اتفاق مي افتد که رسانه از لحاظ رقابتي در جامعه امکان رقابت ندارد زيرا يک رسانه انحصاري تعريف شده است آن هم با حجم عظيمي از مسووليت ها ووظايفي که به عهده اش گذاشته شده است و اين بر خلاف مطبوعات و ساير رسانه هايي است مکه اين امکان براي آنها به وجود آمده است . اين حجم انبوه فعاليت حداقل در بعد پخش در انحصار کامل در بعد توليد به خاطر عدم اتکاء به نيروهای بيرون از رسانه از سال هاي 1330 به بعد اين فرصت براي عموم جامعه به عنوان هنرمندان و کساني که مي توانند در رسانه موثر باشند فراهم نشده است . يعني تقويت حرفه اي در بيرون صورت نگرفته است . اگر مشکل تهيه کننده کارگردان و سناريو نويسي وجود دارد به اين علت است که واقعاً در جامعه در بيرون از صدا و سيما اين تقويت حرفه اي صورت نگرفته است . به اين حرفه در 5 و 6 سال اخير هم به صورت ضعيفي توجه شده است . بنابراين بايد بخش توليد سناريو و تهيه کنندگاني در بيرون از جامعه تقويي شود و اين در شرايطي اتفاق مي افتد که ما با مخاطباتي تنوع و متفاوت از نظر سن جنس و سطح تحصيلات روبرو هستيم .

هم چنين آنها از نظر پراکندگي جغرافيايي و فرهنگ هاي بومي و منطقه اي هم متفاوتند يعني رسانه اي با حجم انبوهي از وظايف در قالب اهدافي که در چارچوب اهداف نظام تهيه شده بدون امکان رقابت در بيرون و بدون تقويت حرفه و کمک گرفتن از اکثر جامعه در مسير تحول و تکاملي خودش با طيف متفاوتي از مخاطبين مواجه است که ناگزير براي برقراري ارتباط با مخاطب با استفاده از شيوه هاي رسانه طوري عمل مي کند که ابتدا اعتماد مخاطب را جلب کند. در اين رابطه صدا و سيما آنچه را که تواسنته اجرا بکند اين است که تعدا شبکه ها را متناسب با وضعيت مخاطبيت آرايش بدهد. مثلاً در شبکه هاي تلويزيوني شبکه 1 را به عنوان هويت مخاطب عام شبکه 2 را به عنوان يک هويت آموزش و علمي با مخاطبين خاص شبکه 3 را با توجه به حجم انبوه جوانان و طبقه سني جوان به عنوان يک شبکه جوان و شبکه 4 را به عنوان شبکه خاص و مسايل آموزشي و علمي و تقريباً نخبه گرايي تعريف کرده است و در درايو هم همين تقسيم بندي ها صورت گرفته است . راديوی 1 سراسر به عنوان مخاطبين صورت گرفته است . راديوی 1 سراسر به عنوان مخاطبين عام راديوی 2 اتاني راديوي قرآن راديوي معارف که به زودي افتتاخ خواهد شد و راديوهاي استان ها باز با توجه به تفاوت هاي منطقه اي به لحاظ تفاوت در فرهنگ ها نگرش ها و باورها شبکه هاي ملي زده مي شود. در شبکه هاي منطقه اي همان حرف را منتها به زبان هاي محلي و منطقه اي براي مردم داشته باشند. اين طيف گسترده مخاطب و تفاوت در سليقه مخاطبين سازمان را هر روز با توجه به وضعيتي که دارد و با توجه به سلائقي که مخاطبين دارند در معرض قضاوت هاي مستمر مردم قرار داده است . اين رسانه با حجم عظيمي از ساخت و توليد برنامه معادل 160 هزار ساعت در طي سال و 5 شبکه تلويزيوني ، 5 شبکه راديويي به اضافه شبکه جام جم که به عنوان شبکه بين الملل عمل مي کند به اضافه 27 راديو به زبان هاي خارجي که در برون مرزي پاسخ نيازهاي خارج از مرز را مي دهد و چهار شبکه تلويزيوني منطقه اي که براي مناطق خارج از ايران با توجه به دگرگوني مخاطبان تخصيص داده است قادر نيست به تمام نيازهای مخاطبين پاسخ بدهد چرا ؟ چون حجم نياز مخاطبين در طيف های مختلفي واقع شده اند که اين طيف ها در بعضي از موارد به خاطر ارزش هاي حاکم و نظارت ها و دقت هايي که در رعايت مسايل در بعد شرعي و در بعد عرفي دارد از آن حريم ها بيرون مي روند. مثلاً بحث موسيقي . به عنوان يک موضوع وقتي به موسيقي در رسانه نگاه مي کنيم. از طيف صفر تا 100 اگر در نظر بگيريم . حدود 5 و 6 درصد تا 10درصدي در طيف پايين واقع مي شوند که موسيقي هايي که در صدا و سيما مطرح مي شود را موسيقي هايي مي دانند که گوش دادن به آن حداقل دچار شبهه است . در طيف بالاتر از آن حدود 10 درصد از جوانان يا کساني واقع هستند که باز موسيقي صدا و سيما را مطابق با خواست ونياز خودشان تلقي نمي کنند. چرا که اين موسيقي را در حد موسيقي که آنها را اقناع بکند نمي دانند. بنابراين صدا و سيما مجبور است حدي را که منطبق با عرف و ارزش مقتضيات شرعي ما هست در نظر بگيرد. شما اين طيف را درهمه برنامه هاي صدا و سيما داريد . يعني در برنامه های کودک و نوحوان سريالها در برنامه هاي ديگر هميشه با اين طيف به عنوان کساني که اقناع نمي شوند مواجه است . البته صدا و سيما با روشهاي مختلف نظرسنجي ها با برقراري ارتباطات تحليل محتوا درصدد است که بتوانند نهايتاً در يک طيفي حرکت بکند که به نيازهاي مختلف پاسخ مثبت بدهد. اما واقعاً قادر به پاسخ گويي نيست يعني هر کس ادعا بکند که مي تواند در صدا و سيما بنشيند و برنامه ريزي رسانه ای بکند و نهايتاً تمام جامعه را جلب بکند امري است بسيار محال مگر اين که صدا و سيما از نظر ساختار و از نظر مجوزهای قانوني شکل بگيرد که بتواند به همه جامعه در همه شرايط به وسيله ايجاد رقابت و خارج شده از انحصار جواب بدهد . که البته آن زمان هم در حريم هاي شرغي و عرفي محدود مي شود. شما نگاه کنيد وقتي يک سريال ساخته مي شود و يا يک بحث طنز راديو و تلويزيوني هست از نظر شرعي شايد اشکال نداشته باشد که اين طنز به يک مقوله منطقه اي بپردازد، اما همين که در اين طنز يک کمي لهجه را به سمت يکي از مناطق حالا هر منطقه اي که باشد ببرين بلافاصله با حجم اعتراضات بسياری زيادی از آن منطقه روبرو مي شيوم . محدوديت وجود دارد. يا در بعد موسيقي هايي که مشکل شرعي از نظر پخش آن نيست . اما پخش آن موسيقي در آن منطقه از زمان های قبل در ذهن مردم متبادر با بحث لاابالی گری و لهو و لعب شده است .

همين که آن موسيقي در آن منطقه پخش مي شود يا اختلاف نظر و با اعتراضات مردم و روحانيت و علماي ديني آن منطقه روبرو مي شود. يکي ديگر تلقي بعضي از افراد جامعه در رابطه با رسانه است که واقعاً تلقي درستي نيست . چون شناخت کاملي از رسانه ندارند و در اعتراضاتي که دارند مي گويند مثلاً فلان فيلم و يا فلان سريال و فلان برنامه يا براي فلان تاريخ آماده شود و سريع هم برنامه مي نويسد اما اين دوستان چون با اصل رسانه و کار در رسانه مواجه نشدند توقعشان بالاتر از حد رسانه است چرا؟ براي توليد يک سريال در داخل رسانه با فاکتورها و مولفه ها و عوامل بسيار پيچيده اي اعم از لوکيشن به عنوان يک موضوع و سناريو به عنوان يک موضوع ديگر مواجه است . شما سريال ها را نگاه کنيد سريال ها کوتاه و 7 و 8 و 9 قسمتي است ما هيچ وقت سريال 30 ، 40 قسمتي و يا 50 قسمتي نتوانستيم بعد از سريال گرگ ها و يا بعد از سريال سربداران بسازيم چون مواجه هستيم با بخشي به نام سناريونويسي که اين بخش را جامعه بايد به ما کمک بدهد. وقتي سناريو درست شد تازه با موضوعي به نام بازيگر، تجهيزات و عوامل ساخت روبو است که وقتي همه اين عوامل تلفيق مي شوند اگر به صورت خيلي درست و بدون خطر و بدون مسأله مسير را طي کند ، ساخت يک سريال 7 و 8 قسمتي 1 سال زمان لازم دارد و ساخت سريالي مثل امام علي (ع) بيش از 5 سال زمان لازم دارد. ساخت يک سريال تلفيقي از مشاغل مختلف در داخل يک برنامه است .

چون مردم تصور درستي از ارتباط و شناخت رسانه ندارند توقعشان، توقعي است که نمي شود در زمان کوتاهي جواب داد. يکي ديگر از اشکالاتي که هست فرهنگ استفاده از اين رسانه است . حجم بزرگي از ايرادهايي که در رسانه است واقعاً وقتي بررسي مي شود اصلاً وارد نيست. مثلاً افراد 40 و 50 ساله داريم که به برنامه های کودک اعتراض دارند و مي گويند خوب نيست . در حالي که اين برنامه برای سنين بين 5 تا 14 و 15 ساله است . يا مثلاً کساني هستند که مي گويند چرا در شب های امتحان برنامه پخش کنند. نمي شود 30 ميليون نفر ناديده گرفته شود و برنامه قطع شود اين به عنوان يک اعتراض در روزنامه ها و مطبوعات مطرح مي شود و همه جا گفته مي شود. حداقل آن اين است که اگر فرزند شما اين برنامه را دوست دارد شما مي توانيد اين برنامه را ضبط کنيد تا وقتي که از سر جلسه امتحان آمد اين برنامه را نگاه کنيد.

به هر حال اين رسانه به عنوان يک رسانه بسيار مهم و به عنوان يکي از ابزارهاي مهم تأثيرگذاري بر فرهنگ عمومي ، وقتي موثر است که بتواند با مخاطبينش منطبق با نيازهاي آنها و با روش هاي درست و مورد قبول برنامه را ارايه کند. صدا و سيما براي اين که بتواند مخاطب را خوب بشناسد و بتواند مسايل را خوب به مخاطبين منتقل کند با کمبود امکانات در عرصه تخصص مطالب و تحقيق روبرو است . از اين رو مي بايست با قسمت هاي علمي تخصصي جامعه ارتباط داشته باشد و صدا و سيما براي اين که اين ارتباط را برقرار بکند در مراکز استان ها در تهران و در شبکه ها علي رغم انجام حجم عظيمي از تحقيقات نيازمند به محقق و نيازمند به اهل مطالعه و نيازمند به اهل تخصص است . در بعد فرهنگي ، سياسی و اقتصادی رسانه صدا و سيما به عنوان يک ابزار می تواند اين تضادها را در درون توسعه به تعادل برساند.

 

منبع : www.iranpress.ir

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

با ذهنتان شوخی کنید

 

 

آیا دوست دارید با ذهنتان شوخی کنید؟ اگر موافق هستید به سوالات زیر پاسخ دهید .

این کار نه تنها برای روحتان مناسب است، بلکه خستگی تان را نیز بر طرف می کند .

از جواب دادن به این سوالات لذت ببرید و پاسخ هایتان را با جواب های داده شده مقایسه کنید.


1. یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می کند . بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می کنند؟

1- کانادا   2-  آمریکا    3- هیچ کدام

2.  خروسی در بام یک خانه که شیب 2 طرفه دارد تخم می گذارد .این تخم از کدام طرف می افتد ؟

1- شمال    2- جنوب    3- هیچ کدام
 
 

3. خانمی عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایلس به رنگ قرمز می باشد . او در یک آپارتمان یک طبقه که قرمز رنگ است زندگی میکند. صندلی و میز او قرمز رنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمز رنگ هستند .کفپوش آپارتمان و فرشها نیز قرمز رنگ هستند .تلویزیون هم قرمز رنگ هستند .سریع پاسخ دهید که پله های آپارتمان چه رنگی هستند؟


1- قرمز    2- آبی     3- هیچ کدام


4. پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند ، به بیمارستان می برند .پدر در راه بیمارستان فوت می کند ولی پسر را به اتاق عمل می برند .بعد از مدتی دکتر می گوید من نمی تانم این شخص را عمل کنم ، بخاطر اینکه او پسر من است .آیا به نظر شما این داستان صحت می تواند صحت داشته باشد؟

1- آری    2- خیر    3- هیچ کدام

5. اگر چهار تخم مرغ ، آرد ، وانیل ، شکر ، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید آیا کیک خواهید داشت؟

1- آری    2- خیر    3- هیچ کدام

6. آیا می توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید ؟

1- آری    2- خیر    3- هیچ کدام

7. در یک مجلس عقد مادر داماد داماد را می بوسد ، چه موقع مادر داماد شخصی را که حلقه گل می آورد، می بوسد ؟

1- قبل ازعقد     2- بعد ازعقد    3- هیچ کدام

8. یک کیلو گرم آهن چند گرم سنگین تر ا ز یک کیلو گرم پنبه می باشد؟

1
- یک گرم      2- 100 گرم    3- هیچ کدام

9. مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود می رود و التماس می کند که پلیس جریمه نکند ، ولی آقای پلیس قبول نمی کند . به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می کند .جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

1- 8 بار      2- 9 بار       3- هیچ کدام

10. اگر تمام رنگها را با هم مخلوط کنید ، آیا رنگین کمان خواهیم داشت ؟

1- آری  2- خیر  3- هیچ کدام

11. گرگی به بالای کوه می رود تا غرش شبانه اش را آغاز کند .چه مدت طول می کشد تا به بالای کوه برسد؟

1- دو شب   2- پنج شب   3- هیچ کدام

12. اگر به طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکیتان شوید ، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود ؟

1- آری   2- خیر   3- هیچ کدام

13. آیا امکان دارد یک نفر سریعتر از رودخانه می سی سی پی شنا کند ؟

1- آری   2- خیر   3- هیچ کدام

14. آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می گیرند .بعد از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می گیرد .با این حال ، بعد از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است ، دوباره خانم ژانت اسمیت می شود. آیا این قضیه امکان پذیر است؟

1- آری   2- خیر   3- هیچ کدام

15. آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می کند که در موقع قتل کجا بوده است ، آقای جیم می گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه ام بوده ام .حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می دهد .آیا این موضوع ثابت می کند که آقای جیم  گناه کار است ؟

1- آری   2- خیر   3- هیچ کدام

16. یک شتر مرغ تصمیم می گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع باری پرواز او به جنوب مناسب است ؟

1- بهار   2- پاییز   3- هیچ کدام

17. جمله ی بعدی صحت دارد .جمله قبلی غلط است .آیا این قضیه منطقی است؟


1- آری   2- خیر   3- هیچ کدام

18. آیا امکان دراد که یک اختراع قدیمی قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

1- آری   2- خیر   3- هیچ کدام

19. اگر بخواهید یک نامه به معشوقتان بنویسید ترجیح می دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید ؟


1- پر   2- خالی   3- هیچ کدام

 

 

 

 

*****

 

 

 

نتیجه
حال نتایج تست را مورد بررسی قرار دهید و تعداد جوابها ی صحیح را جمع بزنید .
اگر تعداد جوابهای صحیح بین 5-0 بود اشکالی ندارد.شاید اینگونه تستها نظر شما را جلب نمی کنند ، ولی به شما تبریک می گوییم که با حوصله این تست را انجام دادید قبل از اینکه جوابهای تست را بخوانید! اگر تعداد جوابهای درست بین 10-6 بود ، نسبتاً بد نیست .اگر چه که این نشان می دهد که به ندرت به جزئیات توجه می کنید ولی با این حال به مسائلی توجه می کنید که بقیه به آنها توجه نمی کنند .اگر تعداد جوابهای درست شما ین 15-11 بود، بسیار خوب است.شما به جزییات توجه می کنید و در عین حال منطق به شما اجازه می دهد که به تصویر بزرگتری نگاه کنید .اگر تعداد جوابهای صحیح بین 19-16 بود شما جزء مردمان نادری هستید که بیشتر اوقات به جزییات توجه می کنید و به طور منطقی فکر می کنید.شما به طور حتم یک شرلوک هولمز هستید.(شرلوک هولمز یک شخصیت داستانی است که به طور منطقی فکر می کند و معروف است که به جزییات هر حادثه ای خیلی توجه دارد.)

 

 

پاسخ سوالات

1. هیچ کدام .اجساد تمام بازماندگان متلاشی شده است و جسدی برای دفن کردن باقی نمانده است!

2. هیچ کدام.خروس که تخم نمی گذارد!

3. هیچ کدام .آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!

4. آری . اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید وای بر شما .دکتر یک خانم جراح است.یعنی این شخص مادر پسرمی باشد!

5. خیر ، شما قبل از اینکه کیک داشته باشید باید آنرا بپزید !

6. آری .بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می پرد!

7. هیچ کدام .مرسوم نیست که مادر داماد شخصی را که حلقه را می آورد ببوسد.

8. هیچ کدام .1کیلو گرم آهن با 1کیلوگرم پنبه دقیقاً برابر هستند.

9. هیچ کدام .اتومبیل به آن مرد تعلق ندارد.

10. خیر .رنگ خاکستری خواهید داشت.

11. هیچ کدام .گرگ قبلاً بالای کوه است.

12. آری ، شما فقط از کودکستان دیدن می کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شد ه اید!

13. آری ، چونکه رودخانه ها که قادر به شنا کردن نیستند!

14. آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیلش اسمیت بوده است ازدواج کرده است.

15. خیر .چونکه ممکن است این سریال تکراری باشد و او قبلاً این سریال را دیده است.

16. هیچ کدام .شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.

17. هیچ کدام .چونکه جملات متضاد هم هستند .

18. آری .پنجره یک اختراع قدیمی است که بوسیله آن می توان پشت دیوار را مشاهده نمود!

19. هیچ کدام .بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی توان نامه نوشت!

منبع : فارسی بوک

 

  عبادت      
و بندگی    

 

اثر دعا بر نماز!!

از بیانات آیت ‌الله آقا مجتبی تهرانی

 

 

در یک روایت داریم که پیغمبر اکرم (ص) فرمود: اگر کسی حاجتی دارد، چه دنیوی و چه اخروی، آن را در نماز عشای آخر یعنی همین نماز عشایی که ما داریم، از خداوند بخواهد که این نماز عشا را امت‏ های گذشته نداشته ‏اند.

روایتی دیگر از امام صادق (ع) است که حضرت فرمود: همانا خداوند نمازها را در دوست‌ داشتنی ‏ترین ساعات بر شما واجب گردانیده است؛ پس بعد از نمازهای واجب، حاجاتتان را از خدا بخواهید. در اینجا بحث دعای بعد از نماز و تعقیب را مطرح فرموده است.  

باز از امام صادق (ع) منقول است: هر کس نماز واجبی را به‏جا آورد، در پی آن دعای مستجابی دارد. در یک روایت دیگر از حضرت سؤال کردند کدام دعا زودتر به اجابت می‏رسد؟ مراد از «أسمع» شاید این باشد که کدام دعا زودتر مستجاب می‌شود. حضرت در پاسخ فرمودند که از نظر زمانی، دعا در آخر شب و از نظر عملی، دعا بعد از نمازهای واجب .

 مطالبی که تا اینجا گفتیم همه نسبت به اثرگذاری نماز روی دعا بود. حالا می‏ خواهم یک چیز تازه عرض کنم و آن عکس این مطلبی است که مطرح کردم؛ اثر‌گذاری دعا روی نماز . می ‏خواهم اهمیت دعا را عرض کنم. همه این مطالب تا اینجا این بود که انسان وقتی نماز می خواند، قبل و وسط و بعد از نماز، این روی دعای او تأثیر می‏ گذارد و کاربرد دعا را زیاد می‌کند. امّا از این طرف هم داریم که دعا روی نماز اثر می‏ گذارد. این یعنی چه؟ یعنی روی قبولی نماز تأثیر دارد. 

در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که «قَالَ کَانَ أَبِی یَقُولُ»؛ حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر (ع) نقل می‏ فرمایند که ایشان در ذیل آیه «فِی قَوْلِ‌الله تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلی‏ رَبِّکَ فَارْغَبْ‏»1 ؛ چون از کار فارغ شوی ، به عبادت کوش و با اشتیاق، به سوى پروردگارت روى آور.

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: اگر کسی حاجتی دارد، چه دنیوی و چه اخروی، آن را در نماز عشای آخر یعنی همین نماز عشایی که ما داریم، از خداوند بخواهد که این نماز عشا را امت‏ های گذشته نداشته ‏اند می ‏فرمود: «إِذَا قَضَیْتَ الصَّلَاة بَعْدَ أَنْ تُسَلِّمَ (بعد از اینکه نمازت را خواندی و سلام دادی) وَ أَنْتَ جَالِسٌ (در حالی که نشسته ‏ای و هنوز بلند نشده ای) فَانْصَبْ فِی الدُّعَاءِ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه (در دعا کردن برای امور دنیا و آخرتت بکوش) فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ الدُّعَاءِ فَارْغَبْ إِلَی‌الله عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَتَقَبَّلَهَا مِنْک» (و وقتی که از دعا فارغ شدی، مُلتمسانه از خدا بخواه که نمازت را از تو بپذیرد!) عَجَب! پس این دعای بعد از نماز، باعث می‌شود که خدا نمازت را قبول کند. توجه داشته باشید که ضمیرِ «هَا» در «أَنْ یَتَقَبَّلَهَا» به «الصَّلَاة» برمی‏ گردد؛ یعنی اثر دعا بر نماز را مطرح فرموده ‏اند. 

حالا این روایت لحن نرمی داشت؛ امّا روایتی داریم که نسبت به کسانی که نماز می‏ خوانند، ولی بعد از آن دعا نمی‏ کنند، لحن تندی دارد؛ «رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ أَنَّهُ قَالَ إِذَا فَرَغَ الْعَبْدُ مِنَ الصَّلَاة وَ لَمْ یَسْأَلِ‌الله تَعَالَی حَاجَه یَقُولُ‌الله تَعَالَی لِمَلَائِکَتِهِ (پیغمبر اکرم (ص) فرمود آنگاه که بنده از نماز فارغ می‌شود و حاجتی از خدا نمی‏ خواهد، خدا به فرشته‌هایش می‏گوید) اُنْظُرُوا إِلَی عَبْدِی (به این بنده من نگاه کنید!) فَقَدْ أَدَّی فَرِیضَتِی (نماز واجبش را خواند) وَ لَمْ یَسْأَلْ حَاجَتَهُ مِنِّی (امّا از من درخواستی نکرد) کَأَنَّهُ قَدِ اسْتَغْنَی عَنِّی (مثل اینکه او خودش را از من بی‏نیاز می‏داند) که چیزی از من نمی‏ خواهد چون اگر خودش را نیازمند می ‏دیدید، الآن که به حسب ظاهر، بالاترین عملی را که عبودیت و بندگی در آن جلوه می‌کند - ‏یعنی نماز را- به جا آورده است، از من درخواست می‏ کرد. خُذُوا صَلَاتَهُ، (نمازش را بگیرید) فَاضْرِبُوا بِهَا وَجْهَهُ (نمازش را به‌ صورتش بزنید)! این کنایه از عدم ‌قبولی نماز است.

خدا می‏ گوید این نمازخواندنت را من نمی ‏پذیرم.»

توجه داشته باشیم که نماز خواندن برای نزدیکی به خداست نه کاری از سر عادت و این بنده سراپا نیاز، هنگامی که خود را به آن یگانه بی نیاز حس کند صد البته که اظهار نیاز می کند . خوب ما که نماز را بجا آوردیم چرا از یگانه معبودمان چیزی نخواهیم باید بدانیم الان وقتی است که منتظر است از ما بشنود و نیازمان را به او عرضه کنیم که البته او غنی و بخشنده است .

 

منبع : رهنما- گروه دین و اندیشه تبیان

 

لينکهای    
 هفته      

 

ویژه نامه شهادت امام صادق عليه السلام

 

ماهنامه صنعت خودرو

 

کتابخانه بین المللی دیجیتال کودکان

 

ويژه نامه سريال های پاييزی سیما

 

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

 

پايگاه اطلاع رسانی بنياد حکمت اسلامی صدرا