مجله شماره هفتاد و نهم  

شنبه 17 مهر 1389 1 ذیقعده 1431 9 اکتبر 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

یادداشت هفته

ره آورد

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

«براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد»

 

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً 15 وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّابًا رَّحِيمًا 16 إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَـئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً 17 وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَـئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا 18 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا 19

ترجمه فارسی مکارم

و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را به عنوان شاهد بر آنها بطلبيد! اگر گواهى دادند، آنان  (زنان) را در خانه ها(ى خود) نگاه داريد تا مرگشان فرارسد; يا اينكه خداوند، راهى براى آنها قرار دهد «15» و از ميان شما، آن مردان و زنانى كه (همسر ندارند، و) مرتكب آن كار (زشت) مى‏ شوند، آنها را آزار دهيد (و حد بر آنان جارى نماييد)! و اگر توبه كنند، و (خود را) اصلاح نمايند، (و به جبران گذشته بپردازند،) از آنها درگذريد! زيرا خداوند، توبه‏ پذير و مهربان است «16» پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى ‏دهند، سپس زود توبه مى‏ كنند خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى ‏پذيرد; و خدا دانا و حكيم است «17» براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مى ‏دهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مى ‏رسد مى‏ گويد: «الان توبه كردم!» توبه نيست; و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مى ‏روند; اينها كسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم كرده ‏ايم «18» اينها اينها اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد! و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده ‏ايد (از مهر)، تملك كنيد! مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند و با آنان، بطور شايسته رفتار كنيد! و اگر از آنها، (بجهتى) كراهت داشتيد، (فورا تصميم به جدايى نگيريد!) چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مى‏ دهد! «19»

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

  به مناسبت ولادت حضرت معصومه (س) (1 ذیقعده 1431) و روز دختران 17مهر1389

 

● بانوی والامقام

حضرت معصومه(س)، شيعه‌اي كامل و عارف به مقام ائمه است و صلاحيتش در حفظ اسرار سنگين ولايت، تأييد شده است. اهل‌بيت(ع)، او را نه فقط به عنوان شيعه‌اي كامل، واصل و عارف به شأن و مقام ائمه، بلكه جان خود، شبيه خود و كسي كه شناخت او بر ديگر شيعيان واجب است، معرفي كرده و اين بانو را شفيع همه شيعيان دانسته‌اند.

همين تعابير، حضرت معصومه(س) را هم‌شأن و هم منزلت ائمه(ع) كرده است. در برخي نقل‌ها نيز به مقام عصمت وي اشاره شده و مي‌توان گفت آن حضرت مانند مادرش حضرت زهرا(س)، از گناه و عيب مصون است. ازاين‌رو، بر شناخت حق وي تأكيد فراوان شده است.

حضرت فاطمه معصومه(س) امام نيست، ولي آن حضرت را بايد با معرفت به حقش زيارت كرد. درباره حقي كه حضرت معصومه(س)‌، بر گردن شيعه و زائران خود دارد، چنين گفته‌اند: تفاوت حضرت معصومه(س) با امام رضا(ع)، فقط در امام نبودن اوست، ‌ولي ديگر فضائل ائمه(ع) را كه خاص امامت نيست، در روح حضرت معصومه(س) مي‌توان يافت. (گروهي از نويسندگان، حضرت فاطمه معصومه(س) و مکاتب فرهنگي قم، مجموعه مقالات، ‌ ص122)

نام شريف آن بزرگوار، فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، معصومه است. پدرش امام هفتم شيعيان، حضرت موسي بن جعفر(ع) و مادر گرامي‌اش نجمه خاتون، مادر امام رضا(ع) نيز هست. ( www.masoumeh.Com)

حضرت معصومه(س)، در روز اول ذيقعده سال 173 هجري قمري، در مدينه به دنيا آمد. از آنجا كه حضرت موسي بن جعفر، پدر گرامي آن حضرت در زندان هارون الرشيد، خليفه عباسي محبوس بود، حضرت معصومه(س) از همان كودكي تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش امام رضا(ع) قرار گرفت.

فاطمه معصومه(س)، پس از فاطمه زهرا(س)، دومين زني است كه به نص اهل‌بيت(ع)، به مقام شفاعت نائل مي‌شود. حضرت معصومه(س)، الگوي زن مسلماني است كه عصمت خدادادی ندارد؛ بانوي كرامت و شفاعتي كه امام صادق(ع)، حرمش را حرم خود مي‌داند و امام رضا(ع) به وجودش افتخار مي‌كند. (گروهي از نويسندگان، کنگره بزرگداشت شخصيت حضرت فاطمه معصومه(س) و مکاتب فرهنگي قم، مجموعه مقالات، ص 49)

 

● ولادت حضرت معصومه

با خواندن زيارت كريمه اهل‌بيت، حقيقت كلام امام رضا(ع) درباره آن حضرت آشكار مي‌شود. در اين زيارت از حضرت آدم، نوح، ابراهيم، موسي و عيسي(ع) سخن به ميان مي‌آيد و بنياني محكم براي اعتقاد به رسالت رسولان الهي پي‌ريزي مي‌شود. سپس نسبت اين بانو با نبي اكرم(ص) بيان مي‌شود و فاطمه معصومه(س)، در سلسله‌اي طلايي قرار مي‌گيرد كه آدم، سرسلسله آن و رسول گرامي اسلام(ص)، حلقه نوراني آن و خاتم پيامبران است.

همچنين، در ديگر زيارت‌هاي بزرگان دين، فقط يك بار عبارت «السلام عليك» به كار مي‌رود، ولي در اين زيارت روشي ديگر به چشم مي‌خورد.

چينش جمله‌ها و بيان عبارات، جلوه‌اي ويژه به اين زيارت‌نامه بخشيده است كه با خواندن آن به طور مستقيم به امير مؤمنان، فاطمه زهرا و ديگر معصومين(س) سلام مي‌گوييم.

به اين ترتيب، حرم حضرت معصومه(س) را حرم آنان مي‌دانيم كه در آن حضور دارند و سخن ما را مي‌شنوند. به نظر مي‌رسد سخنان امام هشتم، تفسيري از حديث امام صادق(ع) است كه مكه را حرم الهي، مدينه را حرم پيامبر، كوفه را حرم اميرالمؤمنين و قم را حرم خاندان رسول خدا(ص) برمي‌شمارد.

اعتقاد به رستاخيز، دعا براي سعادتمندي و هم‌نشيني با اهل‌بيت(ع) در بهشت و در پي آن اظهار اميد و علاقه براي رسيدن به حوض كوثر، از ديگر بخش‌هاي اين زيارت‌نامه است.

آرزوی درك دولت حضرت مهدي و درخواست پابرجايي بر عقايد راستين را نيز مي‌توان از ديگر جنبه‌هاي اين زيارت برشمرد.

سپس به آرمان تمامي اولياي الهي توجه مي‌كنيم، تقرب به خدا را همراه با محبت دوستان اهل‌بيت و بيزاري از دشمنان ايشان مي‌طلبيم و خود را مسلماني تسليم در برابر تقدير پروردگار مي‌خواهيم تا با ورود به رضوان الهي، از شفاعت شفيعه عزيز روز جزا، حضرت فاطمه معصومه(س)، بهره‌مند شويم و با پيوند بيشتر با عقايد ناب و اصيل، به عاقبت به خيري و سعادت برسيم!

در پايان نيز برآورده شدن حاجات خود را آرزو مي‌كنيم و با درخواست قبولي زيارت و درود بر محمد و آل محمد، از رحمت بي‌پايان خداوند ياري مي‌جوييم. (احمد لقماني، ياس ياسين؛ زندگاني حضرت معصومه(س)، ص 84)

 

●دختر، خواهر و عمه امام

حضرت فاطمه معصومه(س)، به شرافت فرزندي امام كاظم(ع) نائل شده، افتخار خواهري امام رضا(ع) را دارد و عمه امام جواد(ع) است.

اين نسبت‌های برجسته و نيك، كافي بود تا او را در ميان مردم سربلند كند، ولي در حقيقت، اصل گوهر وجودي اين بانوي گرامي، او را تا مرتبه انسان كامل پيش برد. همين ويژگي، حضرت معصومه(س) را بر ديگر زنان و دختران ائمه برتري داده است، چنان‌كه ائمه(ع) پيش از ولادت او در دوران حيات و پس از وفاتش، در مدح او سخن مي‌گويند و بهشت را زيبنده و پاداش زائران او مي‌شمارند.

حضرت معصومه(س)، از شئون امامت برخوردار است و حرم او، حرم اهل‌بيت(ع) معرفي شده و در ميان بارگاه امامزادگان، اهميتي ويژه دارد. (اسماعيل کرمانشاهي، پرتويي از روی دوست؛ کرامات حضرت فاطمه معصومه در کلام علمای دين، ص 15)

 

● زيارت ‌نامه

برای حضرت معصومه(س)، سه زيارت‌نامه بيان شده كه يكي از آنها مشهور و دو زيارت‌نامه ديگر ناشناخته است. از جمله اسامي و لقب‌هايي كه براي اين بانو در دو زيارت‌نامه ديگر آمده است، عبارتند از: طاهره: پاكيزه؛ حميده: ستوده؛ رشيده: رشد كرده و به كمال رسيده؛ تقيه: پرهيزكار؛ رضيه: خشنود از خدا؛ مرضيه: مورد رضايت خدا؛ سيده صديقه: بانوي بسيار راست‌گو؛ محدثه: روايت‌گر حديث و عابده: زني كه به عبادت خداوند شهره است. با توجه به اين القاب، درمي‌‌يابيم كه حضرت معصومه(س)، شخصيتي ويژه در ميان بانوان خاندان رسول خدا داشته است. او را از راويان حديث شمرده و مقام علمي‌اش را ستوده‌اند و وقار و بزرگ‌منشي‌اش همواره ورد زبان‌ها بوده است. (مجتمع آموزشي فرهنگي عبدالعظيم، نک: www.hekmat school.com)

 

● مقام شفاعت

برای داشتن حق شفاعت و رسيدن به اين مقام، به شايستگي بسياري نياز است؛ چرا كه خداوند شفاعت كساني را مي‌پذيرد كه از سوي او اذن و اجازه داشته باشند و خود مي‌فرمايد: «يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ؛ در روز قيامت، شفاعت هيچ‌كس فايده‌اي ندارد؛‌‌ مگر آن‌كه خداوند به او اجازه شفاعت داده است.» (طه: 109) اين افتخار نصيب كسي مي‌شود كه به مرتبه عالي از قرب الهي و بندگي خالصانه پروردگار رسيده باشد.

 انبياء و ائمه معصومين(ع)، سرآمد شفاعت‌كنندگان هستند. پس از آنها بندگان خالص و اولياي درگاه خداوند، در حد مقام و درجه معنوي خويش حق شفاعت دارند. از جمله كساني كه در روايات و آموزه‌هاي ديني به شفيعه بودنش تصريح شده، حضرت فاطمه معصومه(س) است. امام صادق(ع) دراين‌باره مي‌فرمايد: «با شفاعت او (فاطمه معصومه) همه شيعيانم وارد بهشت خواهند شد.» (سفينة‌البحار، ج 2، ص 376)

در زيارت اين بانو نيز به دستور امام معصوم گفته مي‌شود: «يا فَاطَمَةُ اشْفَعي لي فِي الْجَنَّة؛‌ اي فاطمه! براي من نزد خدا درباره بهشت شفاعت كن!» اين خود نشان‌دهنده شأن و مقام برجسته حضرت معصومه(س) است. (الياس محمد بيگي، فروغي از کوثر؛ زندگي‌نامه حضرت فاطمه معصومه(س)، ص 43)

«برحسب آنچه به ما رسيده، افضل دختران موسي بن جعفر(ع)، سيده جليله معظم، فاطمه، معروف به حضرت معصومه است». (شيخ عباس قمي، tebyan.net)

 

● دختر آفتاب

بانو! چادر عفافت را هرگز باد غفلت نخواهد برد، تا وقتي با دست‌هاي اراده و آگاهي،‌ محكم بر تمام هويتت قابش كني!

بانوي ماه! آنگاه كه خويش را در هاله‌اي از حيا مي‌پوشاني، نقره‌‌اي‌تر از ماه، در آسمان عفاف جلوه مي‌كني!

اوج خواهي گرفت تا عرش فرشتگان؛ اگر با حجاب، زيبايي‌ها و توانايي‌هايت را به جامعه هديه دهي.

نگاه كن! چشم‌هايي هست كه تو را آن‌گونه كه خود مي‌خواهند مي‌بينند، نه آن‌گونه كه هستي. براي اينكه خودت را آن‌گونه كه هستي اثبات كني، ‌بايد گنج‌هايت را از چشمان دزد و حريص دور نگه داري! حجاب و متانت، مطمئن‌ترين محافظانند!

دختر آفتاب! خداوند،‌ اين همه جاذبه را، اين همه زيبايي را، به امانت به تو سپرده است، به امانت پروردگارت خيانت مكن كه او پروردگار غيور من و توست.

خدا خواسته است كه تو دختر آفتاب باشي و بانوي مهتاب، و نخواست سرمايه‌هاي مقدست در بيغوله‌هاي بي‌عفتي و بي‌ايماني هدر رود، تو نيز جز اين مخواه.

فردا، از آنِ آنهاست كه پرهيز مي‌كنند از قدم گذاشتن بر هر خط قرمز! فردا از آنِ توست؛ تويي كه رضوان را به لذت غفلتت و به قيمت خطاي امروز نخواهي فروخت!

تو كه انساني و انسان‌ها را دوست داري، ‌بي‌شك راضي نخواهي شد، با غفلت و خودخواهي‌ات، آرامش يك زندگي به هم بريزد. چه بسا كه حجاب تو، كليد آرامش زندگي‌هاي شيرين باشد.

حضور تو در جامعه، هم مي‌تواند توفان باشد، هم نسيم. اكنون اختيار با توست! كدام را برخواهي گزيد؟

 

● آثار و فوايد حجاب

1. امنيت

امنيت، يكي از طبيعي‌ترين و ضروري‌ترين نيازهاي بشري است. به نظر مزلو، (آبراهام مزلو، انگيزش و هيجان، ترجمه: احمد رضواني) پدر معنوي جنبش انسان‌گرايي در روان‌شناسي، نياز به امنيت، از نيازهاي زيربنايي براي رشد و شكوفايي شخصيت انسان است كه در صورت ارضا نشدن، رشد شخصيت مختل مي‌شود.

بر اين اساس، اگر انسان‌ها در زندگي روزمره خود، در كوچه و خيابان و محل كار و تحصيل و حتي داخل منزل، احساس امنيت نكنند، به تدريج دچار اضطراب مي‌شوند. در اين ميان،‌زنان به دليل ويژگي‌هاي خاص شخصيتي و موقعيت اجتماعي‌شان، آسيب‌پذيرترند و بيشتر احساس نياز به امنيت مي‌كنند؛ زيرا در همه جوامع بشري، همواره مرداني وجود دارند كه به دليل نداشتن تربيت صحيح انساني، دوست دارند فضايي ناامن براي بانوان ايجاد كنند، و با نگاه‌هاي هوس‌آلود و رفتارهاي نابهنجارشان، نعمت امنيت را از زنان بربايند.

البته در اين شرايط، زناني كه در انظار عمومي، اندام خود را به نمايش مي‌گذارند و باعث تحريك مردان مي‌شوند، ناگزير بايد منتظر آزار و اذيت افراد لاابالي و فرصت‌طلب نيز باشند. اين آزارها كه گاه به آدم‌ربايي و قتل نيز مي‌انجامد، زندگي زنان بدحجاب و آرامش و سلامت رواني آنها را به شدت به خطر مي‌اندازد. اين در حالي است كه حجاب و پوشش، گرچه براي زن تا حدی محدوديت مي‌آورد، او را در برابر بسياري از خطرها، مصون مي‌سازد و امنيت جاني و رواني‌اش را تأمين مي‌كند. بهترين شاهد اين مدعا، وضعيت اسف‌بار زنان در جوامع غربي است؛ از يك سو، فرهنگ غربي تا جايي پيش رفته است كه كلمه شرم و حيا را واژه‌هايي قبيح در فرهنگ‌نامه زنان و دختران مي‌داند و مي‌كوشد اين ويژگي فطري را از آنان بزدايد. از سوي ديگر، مي‌بينيم كه برهنگي، وجود روابط آزاد، رعايت نكردن حريم بين زن و مرد، چه مشكلات بزرگي برايشان پديد آورده و چگونه امنيت و آسايش آنها را مختل كرده است.

يكي از نويسندگان معاصر، درباره امنيت زنان جامعه انگليسي، چنين مي‌نويسد:

داشتن روابط آزاد و بي‌حجابي، توأم با آرايش‌هاي هوس‌انگيز زنان در غرب، ميل جنسي مردان را چنان برانگيخته است كه اكثر نسل جوان حاضر، به بيماري‌هاي جنون جنسي مبتلا شده‌اند.

در انگلستان، رسانه‌ها هر روز اخبار وحشتناك حمله‌هاي وحشيانه اين افراد به زنان را منتشر مي‌كنند. آمارها حاكي از آن است كه زنان اين كشورها، به خاطر توصيه راديو و تلويزيون براي حفظ جان خود، از وسايل دفاعي از قبيل اسپري‌هاي بي‌هوش كننده و سلاح‌هاي سرد و غيره استفاده مي‌كنند. اين در حالي است كه معمولاً‌ در حمله وحشيانه مردان به آنها، اين سلاح‌ها عليه خودشان به كار گرفته مي‌شود. حتي مجازات‌هاي شديد براي جنايت‌كاران حملات جنسي، باعث شده تا جانيان، قرباني خود را كه تنها شاهد جنايت است، به قتل برسانند. (احمد صبور اردوباري، آيين بهزيستي، ج 3، ص 298)

بنابراين يكي از ثمرات مهم حجاب، ايجاد امنيت براي زنان است كه در صورت نبود آن، زنان آرامش خود را از دست مي‌دهند و دچار ترس و اضطراب رواني مي‌شوند.

خداوند در قرآن نيز مي‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَي أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا. (احزاب: 59)

اي پيامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «پوشش‌هاي خود را بر خود فروتر گيرند. اين براي آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديك‌تر است، و خدا آمرزنده مهربان است.

 

2. ارزش ‌مندی زن

يكي ديگر از آثار حجاب براي زن، بالا رفتن ارزش او در نزد مرد و در نتيجه، پيدايش عشق است كه از لذت‌بخش‌ترين عواطف انساني است. نياز به دوست داشتن و محبوب ديگران قرار گرفتن، از نيازهاي مهم هر انساني است. ميزان اين نياز در زنان بيش از مردان است. (ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه: عباس زرياب، ص 135)

به گفته شهيد مطهري، «آفرينش، مرد را مظهر طلب و عشق و زن را مظهر محبوبيت و معشوقيت قرار داده است. احساسات مرد، نيا‌زآميز و احساسات زن، نازخيز است. احساسات مرد، طالبانه و احساسات زن، مطلوبانه است.»( مرتضي مطهري، مجموعه آثار (حقوق زن در اسلام)، ص 135) در واقع، نقش مهم حجاب براي زن، حفظ جايگاه معشوقيت اوست. اسلام نيز تأكيد كرده است كه زن هر اندازه متين‌تر، باوقارتر و عفيف‌تر باشد و خود را در معرض ديد مردان قرار ندهد، بر احترامش افزوده مي‌شود.

حجب براي دختر، همچون وسيله‌اي دفاعي است كه به او امكان مي‌دهد از ميان خواستگارانش، شايسته‌ترين آنان را برگزيند، يا خواستگار خويش را ناچار سازد كه پيش از دست يافتن به وي، به تهذيب خود بپردازد. موانعي كه حجب و عفت زنان در برابر شهوت مردان ايجاد مي‌كند، عاملي است كه عاطفه و عشق شاعرانه را پديد مي‌آورد و ارزش زن را در چشم مرد بالا مي‌برد.( ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه: احمد آرام و همکاران،‌ ج 1، ص 60)

راسل در اين ‌باره مي‌گويد:

تصور من بر اين امر است كه اگر مردي به سهولت به زني دست بيابد، احساس آن مرد نسبت به آن زن، يك نوع احساس عاشقانه عميق نمي‌تواند باشد. (برتراند راسل، زناشويي و اخلاق، ترجمه: مهدي افشار، ص 79)

بنابراين، هر چه زن در روابط خود با مرد آزادتر باشد و حريم حجاب را كمتر رعايت كند، ارزش انساني خود را از دست مي‌دهد و به ابزاري براي اطفاي شهوت‌هاي مرد تبديل مي‌شود؛ بدون اينكه جايگاهي در قلب او به دست آورد. در نتيجه، با دست نيافتن به اين جايگاه و ارضا نشدن نيازش به عشق و محبت، دچار مشكلات و اختلال‌هاي رواني مي‌شود و اندك‌اندك سلامت رواني خود را از دست مي‌دهد.

 

3. تعديل‌‌ غريزه خودنمايی و تبرّج

پوشش و حجاب نقش اساسي در متعادل كردن غريزه خودنمايي و تبرج زن دارد؛ زيرا آزادي در خودآرايي و نمايش جلوه‌هاي زنانه در جامعه، باعث افراط در تجمل و توجه به زيبايي‌هاي ظاهري مي‌شود. كه اين توجه افراطي، بروز اختلال‌هاي رواني را نيز براي زن در پي دارد.

وقتي زن، بي‌حجاب و آراسته در ميان مردان ظاهر مي‌شود، براي عده‌اي خوشايند خواهد بود و او را تحسين و تكريم ظاهري مي‌كنند. به همين دليل، زن همواره مي‌كوشد ظاهر خود را به گونه‌اي بيارايد كه بيشتر مورد پسند آنها قرار گيرد. معمولاً اين‌گونه زنان و دختران، براي اينكه محبوب‌تر شوند، هر روز وقت زيادي را صرف آرايش خود و تقليد از مدهاي جديد مي‌كنند. اين روند، و نگراني از اينكه كارها به دل‌خواه آنها پيش نرود، مشكلات و ناراحتي‌هاي رواني زيادي برايشان ايجاد مي‌كند. در حقيقت اين دغدغه همواره ذهن آنها را به خود مشغول مي‌كند كه با صرف اين همه وقت و هزينه، آيا توانسته‌اند نظر ديگران را به خود جلب كنند و مورد پسند آنان قرار گيرند يا به عكس، مورد تمسخر و تحقير قرار خواهند گرفت. به اين ترتيب به موجوداتي هميشه نگران تبديل مي‌شوند. عامل ديگر نگراني آنها، اين تصور است كه هر لحظه رقيبي زيباتر از راه برسد و شكار آنها را بربايد. دليل ديگري كه به ناراحتي آنها مي‌افزايد، اين است كه مي‌بينند به مرور زمان، از زيبايي‌شان كاسته مي‌شود و زناني جوان‌تر و زيباتر، جاي آنها را مي‌گيرند و دلربايي آنها را، كمتر مي‌كنند. بنابراين براي جبران ضعف خود در اين رقابت، به تنوع‌طلبي بيشتر در لباس، آرايش، جلوه‌گري و خودآرايي رو مي‌آورند كه البته نتيجه چنداني برايشان ندارد.

زني كه در خودآرايي و جلوه‌گري آزادانه عمل مي كند، وقتي به اين نتيجه رسيد كه ديگر توان رقابت با زنان زيباتر و جوان‌تر را ندارد، با گذشت زمان و افزايش سن، ناكامي‌اش بيشتر مي‌شود؛ زيرا مي‌بيند مرداني كه چندي پيش خريدار نازها و كرشمه‌هاي او بودند، ديگر حاضر نيستند با او رفت‌وآمد كنند و ارزش و اهميت چنداني به وي نمي‌دهند. اين‌جاست كه دچار افسردگي و اضطراب مي‌شود و چه بسا خودكشي مي‌كند.

نويسنده كتاب چهره عريان زن عرب مي‌نويسد:

زيبايي، به نمايش اندام و آرايش صورت كه اضطراب دروني و فقدان اعتماد به نفس را پنهان مي‌كند، نيست؛ بلكه پيش از هر چيز، مديون قدرت تفكر، سلامت جسم و كمال نفس است. چه بسيار دختراني كه به سبب شوق دست‌يابي به نشانه‌هاي مقبول زيبايي و زنانگي، به اختلالات رواني و اضطرابات گوناگون دچار گرديده‌اند. گمان و تصور يك دختر، اين است كه زندگي و آينده‌اش، به اندازه بيني يا خميدگي مژه‌هايش بستگي دارد؛ تا آنجا كه حتي يك ميلي‌متر كوتاهي طول مژه نيز مي‌تواند به مسئله‌اي جدي و بحراني واقعي در زندگي او تبديل شود. (نوال اسعداوي، چهره عريان زن عرب، ترجمه: حميد فروتن، ص 167)

آنچه اين مشكل را حادتر مي‌كند، اين است كه زنان بدحجاب، خيلي زودتر از زنان ديگر، زيبايي خود را از دست مي‌دهند؛ زيرا در علم پزشكي اثبات شده است كه برهنگي اعضاي زن در محيط گرم يا سرد، سبب به هم خوردن تعادل چربي‌هاي زير پوست شده، لطافت، ظرافت و صافي عضلات را به ناهمواري و مردانه شدن آنها مبدل مي‌كند. (سيد رضا پاک‌نژاد، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 19، ص 6)

افزون بر اين،‌ وقتي زن تمام زيبايي‌هاي خود را در معرض تماشاي عموم قرار داد، ديگر چيزي براي جلب توجه ندارد و بر اساس قانون عرضه و تقاضا، ارزش خود را از دست خواهد داد. بنابراين، بدحجابي، هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی، به زن آسيب مي‌رساند و عامل تشديد سرخوردگي و ناراحتي وی است.

 

منبع : مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، گلبرگ

 

ره آورد      

 

ره آورد

 

برگزاری اولین کنفرانس بین المللی بیمه الکترونیکی

 

 

 

بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران اولین کنفرانس و نمایشگاه تخصصی بین المللی بیمه الکترونیکی را با حمایت و مشارکت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت بازرگانی در اردیبهشت  ماه سال آینده در تهران برگزار خواهد کرد.

در این کنفرانس آقای دکتر غلامحسین حیدری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن به عنوان نماینده از طرف مجموعه

دانشگاه آزاد اسلامی در این کنفرانس همکاری دارند.

در ذیل، تصویر نامه ارسالی از طرف دبیرخانه اجرایی  و امور بین الملل کنفرانس، به دانشگاه آزاد واحد رودهن به همراه خبر

مرتبط  با کنفرانس وتوضیحات لازم از نظرتان می گذرد.

   

جهت کسب اطلاعات بیشتر و نحوه ارائه مقاله و ثبت نام می توانید به وب سایت کنفرانس به آدرس زیر مراجعه فرمائید:

 

www.eiconference.ir

 

 

 

 

عنوان خبر: اولین کنفرانس بین المللی بیمه الکترونیکی برگزار می شود.

 

اولین کنفرانس بین المللی بیمه الکترونیکی در اردیبهشت  ماه سال آینده در تهران برگزار خواهد شد.

آقای مهندس بابک ولی زاده ، دبیر اجرایی و امور بین الملل کنفرانس، با اعلام این خبر افزود:

با عنایت به تاکید اسناد قانونی چشم انداز بيست ساله، برنامه های چهارم و پنجم توسعه ای، طرح تحول صنعت بیمه و همچنين ضرورت توجه به اجرای سريع و كارآمد تجارت الكترونيك در راستاي عمل به تكاليف ماده 30 برنامه جامع توسعه تجارت الكترونيك، و به منظور ایفاء نقش فعال و سازنده صنعت بيمه و لزوم ارتقای دانش تخصصي مديران و كارشناسان ذیربط،اولين کنفرانس و نمايشگاه تخصصي بيمه الكترونيكی با محوریت و مشارکت بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران و حمایت وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزارت بازرگانی، پژوهشکده بیمه مرکزی، مرکز تحقیقات مخابرات ایران، شرکت بیمه توسعه، دانشگاههای علم و صنعت ایران، شهید بهشتی، تربیت مدرس، علامه طباطبایی، خواجه نصیرالدین طوسی، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشکده بیمه اکو، شرکت های بیمه دولتی وخصوصی، تعدادی از انجمن­ها و تشکل­های علمی معتبر كشور و با حضور اساتيد، پژوهشگران و صاحب ­نظران داخلی و بين­المللي در اردیبهشت ماه سال آینده برگزار خواهد شد.

 

از اعضاء حاضر در کمیته سیاست گزاری کنفرانس می توان به افراد زیر اشاره نمود:

 

۞ آقای دکتر جواد فرشباف ماهریان

·       رئیس کل بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران- رئیس شورای سیاست گزاری کنفرانس

 

۞ آقای دکتر مهدی دیانی

·       عضو هیئت علمی دانشگاه و مشاور مدیریت- رئیس کنفرانس

 

۞  آقای دکتر فرامرز فتح نژاد

·        مشاور رئیس کل در حوزه IT و مدیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بیمه مرکزی ج.ا.ا- دبیر کنفرانس

 

۞  آقای دکتر محمدرضا نوتاش

·       رئیس پژوهشکده بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران- دبیر علمی کنفرانس

 

۞ آقای دکتر مهدی اخوان بهابادی

·       قائم مقام وزیر در فناوری و امور بین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و سرپرست مرکز تحقیقات مخابرات

 

۞  آقای مهندس عبدالمجید ریاضی

·       معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

 

۞  آقای دکتر محمد صادق مفتح

·       معاون فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیک وزارت بازرگانی و عضو شورای عالی بیمه کشور 

 

۞  آقای دکتر محمدرضا خباز

·       نماینده مجلس شورای اسلامی و سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس

 

۞  آقای دکتر یعقوب رشنوادی

·       معاون پژوهشی پژوهشکده بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران

 

۞  آقای دکتر قدرت ا... اسدی

·       مدیر عامل و عضو هیئت مدیره بیمه توسعه

 

۞ خانم دکتر آتوسا گودرزی

·       رئیس موسسه آموزش عالی بیمه اکو و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی)

 

۞  آقای دکتر غدیر مهدوی کلیشمی

·       عضو شورای پژوهشی پژوهشکده بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران

 

۞  آقای دکتر غلامحسین حیدری

·       رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

 

۞  آقای دکتر رضا افقی

·       عضو هیئت علمی موسسه آموزش عالی بیمه اکو و استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

 

۞  آقای دکتر مرتضی اعلاباف صباغی

·       عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر گروه مدیریت بیمه موسسه آموزش عالی بیمه اکو

 

۞  آقای دکتر علیرضا دقیقی اصلی

·       عضو شورای پژوهشی پژوهشکده بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران

 

۞  آقای دکتر محسن بهرامی

 عضو هیئت نمایندگان و رئیس کمیسیون بازرگانی و بیمه اتاق بازرگانی تهران

 

۞  آقای مهندس محمود خسروی

·       مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

 

۞  آقای مهندس سعید مهدیون

·       رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

 

۞  آقای مهندس محمد مهدی راسخ

·       دبیرکل اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران

 

۞  آقای علی افتخاری

·       مدیرکل امور بین الملل و مطالعات راهبردی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

 

۞  آقای مهندس سید قاسم نعمتی

·       معاون مدیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران

 

۞  آقای سید مجید بختیاری

·       مدیر فناوری اطلاعات و آمار بیمه ایران

 

۞  آقای مهندس فرشید پور یوسفی

·       مدیر انفورماتیک بیمه نوین

 

۞  آقای محمد نیساری

·       مدیر فناوری اطلاعات دانشگاه علامه طباطبایی

 

۞  آقای مهندس حمید رنجبران

·       مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرینی دانشگاه شهید بهشتی

 

۞  سرکار خانم مهندس مریم فدایی

·       دبیر کمیسیون های تخصصی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران

 

 

اهداف کنفرانس:

 

1-  توسعه مدیریت و آموزش نيروي انساني متخصص در حوزه فناوري اطلاعات در صنعت بيمه؛

2- فرهنگ­سازی، آموزش و آشنایی متخصصین و عموم مردم با مزایای استفاده از خدمات بیمه الکترونیکی؛

3- تشویق محققان، پژوهشگران و کارشناسان کشور به ارائه طرح­های علمی، کاربردی و پیاده سازی بیمه الکترونیکی؛

4- توسعه كاربرد فناوري اطلاعات در صنعت بيمه و جابه­جایی اطلاعات بر اساس آن؛

5- ایجاد ارتباط بین شرکت های بیمه ای با سیاستگزاران، سازمان ها و شرکت های مرتبط در راستای ارائه خدمات بیمه الکترونیکی؛

6- تبادل دستاوردها و تجربیات شرکت ها و سازمان های برتر بیمه ای در زمینه به کارگیری فناوری اطلاعات.

 

 

محورهای کنفرانس:

 

1_ بیمه الکترونیکی( مفاهیم، زیرساخت ها):

1-1 الکترونیکی سازی بیمه و بیمه الکترونیکی (مفهوم و تعریف جامع بیمه الکترونیکی)؛

1-2 گذار از بیمه سنتی به بیمه الکترونیک، الزامات و راه کارها؛

1-3 بیمه الکترونیکی، فرصت ها و چالش ها؛

1-4 مدل های سنجش بلوغ بیمه الکترونیکی؛

1-5 بررسی زیرساخت­های مورد نیاز پیاده­سازی و توسعه بیمه الکترونیکی (سخت­افزاری و نرم­افزاری)؛

1-6 بیمه الکترونیکی و تاثیر آن بر بیمه­های اموال، اشخاص و مسوولیت.

 

2_ محیط حقوقی و ایجاد فضای مساعد کسب و کار جهت راه­اندازی بیمه الکترونیکی:

2-1 بررسی محیط قانونی و لزوم وضع قوانین، مقررات و نظام حقوقی بیمه­ای در محیط مجازی؛

2-2 ضرورت، توجیه­یابی، امکان­سنجی و راه­کارهای تشویق سرمایه­گذاری در بیمه الکترونیکی؛

2-3 مدل­های کسب و کار در بیمه الکترونیکی؛

2-4 مدیریت منابع انسانی، بازاریابی، ارتباط با مشتری و ریسک در بیمه الکترونیکی؛

2-5 بازنگری در فرآیندهای بیمه گری در بیمه الکترونیکی.

 

3_ نقش و جایگاه IT و ICT در بیمه الکترونیکی:

3-1 شناخت الزامات و بسترهای مخابراتی مطمئن و ایمن در بیمه الکترونیکی؛

3-2 بررسی الزامات و امکانات راه­اندازی شرکت­های بیمه مجازی؛

3-3 نقش فروش الکترونیکی محصولات بیمه ای در افزایش ضریب نفوذ بیمه؛

3-4 بررسی ارتباط بین بیمه الکترونیکی، بانکداری الکترونیکی و مدل های تجارت الکترونیکی؛

3-5 کانال ها و شیوه های ارائه خدمات در بیمه الکترونیکی.

 

4_ وضعیت بیمه الکترونیگی در جهان و بررسی تجربیات و چالشها:

4-1 وارسی یافته­های تجربی موفق پیاده­سازی بیمه الکترونیکی در کشورهای پیشرفته (متناسب با ساختار بیمه­ای ایران)؛

4-2 بازبینی اندوخته­های تجربی و توانمندی­های علمی شرکت­های بیمه­ پیشرو داخلی در استقرار بیمه الکترونیکی؛

4-3  چشم­انداز جایگاه و نحوه عمل شعب، نمایندگی­ها و کارگزاران بیمه در بیمه الکترونیکی.

 

5_ استانداردها وچگونگی ایجاد سیستم مدیریت یکپارچه در  بیمه الکترونیکی:

 5-1 استانداردهای مورد نیاز در پیاده­سازی بیمه الکترونیکی (استانداردهای اطلاعاتی، سخت­افزاری، مدیریتی و...)؛

5-2 بررسی و ارائه راه­کارهای اجرایی جهت راه­اندازی بهینه مرکز داده متمرکز و سیستم جامع پشتیبان بیمه­ای؛

5-3 راه­کارهای ایجاد ارتباط بین پایگاه اطلاعاتی در صنعت بیمه و بانک های اطلاعاتی سایر سازمان­ ها؛

5-4 طراحی و راه اندازی پورتال جامع بیمه کشور، چالش ها و راهکارها؛

 

 

 

پیوند های مرتبط :

● آدرس وب سایت کنفرانس بین المللی بیمه الکترونیکی

● پست الکترونیکی کنفرانس

● تصویر پوستر کنفرانس

 

مديريت    
علوی     

 

تبیین ویژگی‌های مدیران از دیدگاه حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه

(بخش دوم)

   آرش آقاجانی

 

 

آن حضرت در خطبه ۱۵۴ فرمودند: «بینا دل خردمند، پایان خویش می‌بیند و پست و بلند و نشیب و فراز خود را می‌شناسد».

۱-۱۳) بلندی همت

هر چه انسان از همت والاتری برخوردار باشد، فعالیت و کارهای بیشتر و چشمگیرتری انجام می‌دهد و کار‌گزار بلند همت در کارها و مسئولیت‌هایی که بر عهده گرفته است، بسیار موفق تر از دون همتّان می‌باشد و اصولاً ارزش انسان بسته به همت اوست. حضرت علی(ع) در نامه ۵۳ خطاب به مالک اشتر می ‌فرمایند: «با بلند همتان بپیوند» (قوچانی، ۱۳۷۴، ص ۱۳۷).

۱-۱۴) قدرت و توانایی

یکی از ویژگی‌های مدیر شایسته، داشتن قدرت و توانایی است. زیرا مدیر قدرتمند و توانمند می‌تواند در جهت رسیدن به اهداف سازمان حرکت نماید و هر گونه مانع را از جا بردارد. امام علی(ع) در نامه ۶۱ به کارگزار نالائق خود، عدم قدرت و توانایی او را تذکر می‌دهد و مورد ملالت قرار می‌دهد.

۱-۱۵) استقامت در برابر مشکلات

مدیر و مسئول مشاغل کلیدی باید در برابر فشار کار و دشواری‌ها و فراز و نشیب‌های شغلی و تلخی‌ها و سختی‌های آن چون کوه استوار و با استقامت و دارای عزم و ارادهٔ پولادین باشد. حضرت علی(ع) در این مورد در نامه ۵۳ مالک اشتر فرموده‌اند: «پس برای مشاغل کلیدی از سپاهیان و لشگریان خود کسی را انتخاب و مسئول بنما که در برابر دشواری‌ها و پیش‌آمدهای سخت و تلخ استوار باشد و مصیبت‌های بزرگ وی را از پا ننشاند. فردی باشد که هنگام ناتوانی و ضعف دیگران بر او ضعف و ناتوانی غالب نشود و بر اثر بی‌خیالی دیگران بی‌تفاوت نگردد» (قوچانی، ۱۳۷۴، ص ۱۳۶).

۱-۱۶) قاطعیت

قاطعیت و پرهیز از شک و تردید از لوازم و شرایط اصلی موفقیت مدیر است و پس از بررسی جوانب مختلف قضیه و مشورت با صاحب‌نظران، قاطعیت در اجرای تصمیم و اجرای آن ضرورت دارد. دو دلی و عدم قاطعیت مدیر باعث می‌شود که تردید و ابهام و سردرگمی در همه بدنه سازمان سرایت کرده و کارها در زمان مناسب به انجام نرسد و سازمان به اهداف مورد نظر نرسد. امام علی (ع)، از شک و تردید بی‌مورد نهی کرده و می‌فرماید: «علم خود را به جهل و یقین خویش را به شک تبدیل نکنید، وقتی دانستید عمل کنید و زمانی که یقین کردید، اقدام نمایید» (نهج‌البلاغه: حکمت ۲۷۴) (خدمتی، ۱۳۸۱، ص ۳۲).

۱-۱۷) شجاعت

شجاعت یکی از صفات مهم برای مدیران می‌باشد تا بتوانند از حق دفاع نمایند و علیه خلاف و ناحقی مبارزه نمایند. حضرت علی(ع) در نامه به مالک اشتر، به او می‌فرماید که به اهل شجاعت بپیوندد و آنها را به عنوان کارگزار انتخاب نماید: &#۶۴۸۳۱;ثُمَّ اَلصِق بِذَوی… الشّجاعَه&#۶۴۸۳۰; (قوچانی، ۱۳۷۴، ص ۱۳۷).

 

۲) خصوصیات و معیارهای ارزشی

۲-۱) سخاوت

گشاده دستی از عوامل محبوبیت انسان در جامعه است و قهراً موجب پیشرفت و موفقیت مدیر در کار می‌باشد. بنابراین امام علی(ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیارهای انتخاب مدیران دانسته است که البته این صفت فقط در مسائل مالی خلاصه نشده و سخاوت در کار اخلاق، همکاری و اندیشه و… را هم در بر می‌گیرد. آن حضرت فرموده‌اند:ثُم الصِق بِذَوی… السَّخا; (نهج‌البلاغه: نامه ۵۳)  (قوچانی، ۱۳۷۴، ص ۱۳۹).

۲-۲) وفاداری

وفاداری یکی از فضائل اخلاقی است که عموم افراد باید این ویژگی را در خود تقویت نمایند. به ویژه لازمست مدیران و کارکنان در مقابل سازمان متعهد شوند و تمام تلاش خود را برای دستیابی به اهداف سازمان به کار گیرند. امام علی (ع) در نامه ۵۳ به مالک اشتر فرموده است: «سپس با فرستادن مأموران مخفی راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر» (خدمتی، ۱۳۸۱، صص ۱۳۳-۱۳۴).

۲-۳) تواضع و فروتنی

مدیر و مسئولی که خود را خدمتگزار مردم می‌داند، در رفتار خود با مردم متواضع و فروتن بود و به هیچ وجه در رفتارش با آنان برتری و سلطه‌گری وجود نخواهد داشت. امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای که به یکی از والیان خود نوشته، چنین فرموده است: « در برابر رعیّت فروتن باش» (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۷، ص ۱۳۴).

۲-۴) تسلط بر خشم

کسانی که دارای مقام و منصب هستند هر لحظه ممکنست که نیروی خشمشان طغیان کند و آنان را از حالت طبیعی و اعتدال خارج نماید و با کارکنان با حالت خشم و غضب برخورد کنند و پیش‌آمدهای ناگواری رخ دهد که هم برای فرد و هم برای سازمان و جامعه مضر باشد. لذا لازمست که صاحبان مقام و منصب و مدیران دارای قدرت تسلط بر خشم و کظم غیظ باشند. امیرالمؤمنین(ع) در نامه به مالک اشتر فرموده‌اند: «آن کس را فرمانده لشگریان نما که از همه در علم و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و به زودی از جای خود بدر نرود».

۲-۵) عدالت و انصاف

امیرالمؤمنین(ع) در جای جای نهج ‌البلاغه مردم و کارگزاران خویش را به اجرای عدالت توصیه می‌کند. در نامه ۵۳ خطاب به مالک اشتر فرموده‌اند: «دوست داشتنی ‌ترین چیزها در نزد تو، در حق میانه ‌ترین، و در عدل فراگیرترین، و در جلب خشنودی مردم گسترده‌ ترین باشد، که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می‌برد، امّا خشم خواص را خشنودی همگان بی‌اثر می‌ کند».

حضرت در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می ‌فرماید: «انصاف برقرار کن میان خدا و مردم، و خویشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعیت که رغبتی به او داری و اگر چنین انصافی را برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته‌ای و کسی که به بندگان خدا ظلم بورزد خصم او خداست از طرف بندگانش و هر کسی که خدا با او خصومتی داشته باشد دلیلش را باطل سازد و او با خدا در حال محاربه است».

حضرت در نامه‌ای به فرمانروای حلوان، اسود بن قطب می‌نویسد: «پس باید کار مردم در حقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید» (احمدخانی، ۱۳۷۹، صص ۱۰۱-۱۰۹).

۲-۶) گشاده‌رویی

گشاده‌رویی از عوامل جلب محبت مردم و مایهٔ ایجاد صلح و دوستی بین افراد می‌باشد و مدیران باید در برخوردها گشاده‌روی باشند تا جو دوستی و همدلی در سازمان برقرار شود. امام(ع) در نامه ۴۶ به یکی از کارگزاران سیاسی خود می‌فرماید: «پر و بالت را برابر رعیت بگستران، با مردم گشاده‌روی و فروتن باش و در نگاه و اشارهٔ چشم، در سلام کردن و اشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مأیوس نگردند».

۲-۷) میانه روی در درشتی و نرمی

امام علی(ع) در تبیین اخلاق مدیریت و شیوه‌های برخورد مدیران با مردم، عالی‌ترین رهنمود را دارند تا مدیران بتوانند مردم را جذب کرده و رابطهٔ صادقانه‌ای با مردم داشته باشند. حضرت در نامه ۱۹ به یکی از مدیران فرمود: «همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند، من دربارهٔ آنها اندیشیدم، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری هستند زیرا که ما با هم‌پیمانیم، پس در رفتار با آنان، نرمی و درشتی را به هم آمیز، رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور نمودن رعایت کن»

۲-۸) امانتداری

هر کس در هر جایگاه و مرتبهٔ مدیریتی، امانتدار مردمان است و باید اموال و حیثیت و شرافت ایشان را پاسداری کند. امام علی(ع) به مالک اشتر در این باره سفارش می‌کند که دربارهٔ اشخاصی که می‌خواهد برگزیند بدین امر توجه نماید و با بررسی سوابق و عملکرد گذشته ‌شان ببیند آیا اهل امانتداری بوده‌اند یا خیر. امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای که به برخی کارگزاران خود نوشته، چنین فرموده‌اند: «کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، درهای خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسواتر خواهد بود. و بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب، تقلب نسبت به پیشوایان مسلمان است» (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۷، ص ۲۷۹).

۲-۹) رفق و مدارا

هیچ عاملی مثل«رفق و مدارا» نمی‌تواند پیوندی عمیق و اصیل میان مدیران و زیردستان ایجاد کند و همراهی آنان را تضمین نماید. مدیران جز با نرمی و ملایمت نمی‌توانند فاصله‌های میان خود و کارکنان را بردارند، در اعماق دل آنها نفوذ کرده، آنان را با خود همراه نمایند. امیرالمؤمنین(ع) به کارگزاران خود توصیه می‌فرمود که در ادراهٔ امور جامعه و تعامل با مردم، اصل رفق و مدارا و مهربانی را ملاک قرار دهند و حتی الامکان از برخورد شدید و تند بپرهیزند. ایشان در نامهٔ ۴۶ به یکی از کارگزاران خود می‌فرماید:

«در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی‌رود. شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را برای مردم بگستر و با چهرهٔ گشاده با آنان رو به رو شو و نرم‌خویی با آنان را نصب العین خود قرار ده».

ضرورت و جایگاه ویژه مدارا و مهربانی در نگاه مدیریتی امام علی(ع) تا آنجاست که آن حضرت توجه به مدارا و رفق را حتی هنگامی که برخوردهای شدید اقتضاء می‌کند ضروری می‌داند و سفارش می‌کند که هنگام شدت و سخت گیری نیز نباید از مهربانی و عطوفت غفلت کرد. ایشان به همان کارگزار این‌گونه سفارش می‌کند:

«شدت و سخت‌گیری را با کمی نرمش و مدارا در هم آمیز» (خدمتی، ۱۳۸۱، صص ۳۴-۳۵).

به کارگیری رفق و مدارا در ادراهٔ امور مایهٔ پیوند درست زمامداران و مردمان است و بدین وسیله درهای توفیق در تحقق برنامه‌ها و سیر به سوی اهداف گشوده می‌شود. از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده است که فرمود: «کسی که در امور خویش رفق در پیش گیرد، به آنچه از مردم می‌خواهد، نایل شود» (نهج‌البلاغه: نامه ۲۶). همچنین وارد شده که: «هرگاه زمامدار شدی باید رفق و ملایمت ورزی» (نهج‌البلاغه: نامه ۵۳) (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۷، صص ۲۰۲-۲۰۴).

۲-۱۰) عنایت به کارکنان

از خصوصیات بارز مدیران و مسئولان این است که از مشکلات و معضلات شخصی و روحی کارکنان خود غافل نمانند. در نامهٔ ۵۳ به مالک اشتر فرموده‌اند: «آنگاه به حد وافی نیازمندی‌های آنان را تأمین کن که این خود امکان می‌دهد که در اصلاح خویش بکوشند و از تصرف در اموالی که در اختیارشان می‌باشد بی‌نیاز گردند، حجت را بر آنان تمام می‌کند که عذری برای مخالفت با امر تو یا خیانت به امانت تو نداشته باشند».

حضرت در جای دیگری از نامه به مالک اشتر می ‌فرماید: «رحمت بر رعیت و محبت و لطف به آنان را به قلبت قابل دریافت ساز و هرگز درنده خون آشام بر آنان مباش که خوردن آنان را غنیمت بشماری» (احمدخانی، ۱۳۷۹، صص ۱۴۸-۱۵۸).

۲-۱۱) صبر و بردباری

یکی از ویژگی‌های بارز افراد موفق، صبر و بردباری می‌باشد. لذا مدیران و مسئولانی که می‌خواهند پیروز و موفق باشند باید به این صفت نیکو متصف شوند.

ادامه دارد ...

 

دانشگاه امام صادق (ع)

 

جمله      
 مديريتی
    

 

ارزش تو!

 

برای دنيا ممکن است تو فقط يک نفر باشی ولی برای يک نفر، تو ممکن است به اندازۀ دنيایی ارزش داشته باشی

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

زبان

 

 

 

اَللِّّّسانُ سَبُعٌ، اِن خُلّیَ عَنهُ عَقَرَ


زبان، حیوانی درنده است، اگر رهایش کنی می گزد.


امام علی (ع)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

زوج خوشبخت

 

روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند، به خاطر اینکه در طول 25 سال از زندگی مشترکشون حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) بفهمن.

سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

مرد روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم. اونجا برای اسب سواری، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.

سر راهمون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت. همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد از چند دقیقه دوباره همون اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت : " این بار دومته "‌و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم.

وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت؛ همسرم  خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شلیک کرد و اون اسب رو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم : " چیکار کردی روانی؟ دیوونه شدی؟ حیوون بیچاره رو چرا کشتی؟ "

همسرم یه نگاهی به من کرد و گفت " این باراولته " !

 

حکايت     
مديريتی    

با خدا باش

 

یکی از مشایخ حکایت می کرد: در بیابانی به گله گوسفندان رسیدم. شبان گله را دیدم به نماز ایستاده و گرگی در میان گله می گردید و گوسفندان از او احتراز نمی کردند و او نیز آسیبی به گوسفندان نمی رسانید. تعجب کردم و توقف نمودم تا شبان از نماز فارغ شد. به او گفتم میان گرگ و گوسفندان از کی صلح برقرار شده است؟ گفت: از وقتی که من با خدای خود صلح کرده ام خدای من گرگ را با گوسفندان من صلح داده است. گفتم مرا وصیتی کن گفت تو با خدا باش تا خدا هم با تو باشد.

 کشکول منتظری

 

تکنيکهای     
موفقيت     

چرا سازمان شما به ERP نیاز ندارد ؟

 

 

سازمان شما نیازی به ERP ندارد! هر کسی که اندکی با ERP آشنایی داشته باشد به خوبی می‌داند که مدیریت منابع سازمان امری حیاتی است و مسلما یک سیستم ERP مناسب می‌تواند کمک شایانی به مدیران در جهت کنترل و مدیریت این منابع باشد. هر مدیری آرزو دارد که بتواند نسبت به وضعیت تمامی منابع و دارایی‌های سازمان را در زمان کوتاه و با دقت بالا آگاهی پیدا کند و نیازمند سیستمی است که برای تصمیم‌گیری در باب این منابع به او کمک کند.

یک سامانه ERP می‌تواند همه این کارها را برای سازمان انجام دهد. با این وجود این سیستم‌ها برای بسیاری از سازمان‌ها چیزی به جز هزینه و آشفتگی به دنبال نخواهد داشت. این قبیل سازمان‌ها بعد از صرف هزینه‌های هنگفت برای خریداری، نصب و خدمات هر سیستم‌ ERP نخواهند توانست از مزایای آن استفاده کنند.

اگر سازمان شما از این گروه باشد، بدون شک نیازی به ERP نخواهد داشت! قبل از ورود به مطلب اشاره به این نکته ضروری است که تمامی مشکلاتی که در ادامه عنوان خواهد شد در مرحله پیاده‌سازی ERP مطرح شده و نسبت به رفع و رجوع آن به هر شکل اقدام می‌شود.

اما اگر زمان و هزینه لازم برای حل واقعی آنان اختصاص نیابد یا سازمان به اندازه کافی منسجم نبوده و قادر به اعمال تغییرات لازم در بازه زمانی محدود این مرحله نباشد نمی‌توان به کارایی ERP بعد از پیاده‌سازی امیدوار بود.

برای درک این مطلب که چرا ERP ممکن است برای سازمان شما کارایی نداشته باشد در قدم اول لازم است کارکرد آن برای سازمان بررسی شود. به ساده‌ترین شکل ممکن می‌توان گفت ERP با تسهیل جمع‌آوری اطلاعات منابع سازمان و ایجاد دسترسی آسان به این اطلاعات به مدیریت جهت تصمیم‌گیری برای کنترل آنها و نیل به اهداف سازمان کمک می کند.از همین تعریف مختصر می‌توان به نکات زیر رسید:

▪ آیا مدیریت منابع مشکل اصلی سازمان شماست؟ پیاده‌سازی سامانه ERP مستلزم بازنگری طرح جمع‌اوری و گردش اطلاعات همه منابع سازمان است و موجب بروز بسیاری از مشکلات آن می‌شود. برخی سازمان‌ها از این فرصت برای رفع این گونه مشکلات و ارتقای ساختار خود می‌کنند و در جریان پیاده‌سازی ERP اقدامات اساسی دیگری نیز در جهت اصلاح انجام می‌دهند. ولی باید توجه داشت که این سازمان‌ها توان، انگیزه و مهم‌تر از همه دید و جهت گیری لازم برای این کار را دارند.

ERP یک ابزار استراتژیک برای مدیریت منابع سازمان است ولی نمی‌تواند جایگزین مدیریت استراتژیک سازمان شود. بررسی و حل مشکلات سازمان نیازمند احساس نیاز به تغییر و تعریف درست بهبود در سازمان دارد و صرف پیاده‌سازی یک سیستم اطلاعاتی نمی‌تواند حلال مشکلات آن باشد.

▪ آیا سازمان شما در مدیریت منابع با دشواری و اشکال روبه‌رو شده است؟ باید توجه کرد که ERP برای مدیریت منابع مورد استفاده قرار می‌گیرد. حجم منابع در بسیاری از کسب و کارهای کوچک کمتر از آن است که نیازی به یک سیستم پیچیده نرم‌افزاری جهت کنترل و هدایت داشته باشد. در چنین کسب و کارهایی (که به طور مثال کمتر از ۵۰ نفر کارمند و یا حجم کمی گردش مالی سالیانه دارند) احتمالا استفاده از نرم افزارهای عمومی اداری بسیار انعطاف پذیرتر، عملیاتی‌تر و مهم‌تر از همه بسیار کم هزینه‌تر از یک ERP پیچیده خواهد بود. به ویژه اینکه نیاز و وابستگی به خدمات بعدی هم ندارد.

در برخی از سیستم‌های ERPکه برای کسب و کارهای کوچک طراحی شده‌اند تعداد کابران «کمتر از ۵۰۰ نفر» و گردش مالی «کمتر از ۵۰ میلیون دلار در سال» در نظر گرفته شده!

بزرگ بودن بیش از اندازه این اعداد نشان دهنده این واقعیت است که سیستم برای یک کسب کار واقعا کوچک بیش از اندازه پیچیدگی خواهد داشت. حتی شاید خریداری نرم‌افزار‌های کوچک و اختصاصی برای مکانیزه کردن رویه‌های جاری سازمان نیز نسبت به پیاده‌سازی چنین سیستم پیچیده‌ای موثرتر باشد. به ویژه آن که ویژگی‌های این نرم‌افزارها دقیقا منطبق با خواسته ای سازمان بوده و رویه‌های فعلی سازمان را صرفا جهت انطباق با خصوصیات خود پیچیده‌تر نخواهد کرد.

▪ آیا سازمان امکان تصمیم‌گیری و اجرای آن را دارد؟ این سوال به هیچ وجه توانایی فردی مدیر و سازمان را در جهت تصمیم‌گیری و تصمیم سازی زیر سوال نمی‌برد. ولی در شرایطی که به دلیل محدودیت‌های بازار، چه از نظر تامین کننده و مشتریان و چه محدودیت‌های قانونی، سازمان گزینه‌های مختلفی جهت انتخاب نداشته باشد و مجبور باشد روند معینی را در پیش بگیرد، اطلاعاتی که انتخاب گزینه ناممکن را تشویق کرده یا ضروری قلمداد کنند چندان کاربردی یا امیدوار کننده نخواهد بود.

▪ آیا مدیریت و کارکنان برای جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات ارزش واقعی قائل است؟ حتی بسیاری از مدیران علاقه‌ای به این قبیل مسائل نشان نمی‌دهند. برای این دسته از مدیران (که یا در سازمان‌های غیرانتفاعی مشغول به کارند و یا معتقداند همین حالا هم کسب و کار موفقی دارند) اطلاعات جمع‌آوری شده کاربرد به جز نمایش انواع نمودارها (اگر قصد بر نشان دادن واقعت سازمان باشد) و ارائه گزارش‌ها وسیع و معمولا نامفهوم در جلسات ندارد.

پیاده‌سازی ERP در این سازمان‌ها صرفا نمایشی از ترقی و روزآمدی خواهد بود و تاثیری بر بهبود عملکرد و بهره‌وری نخواهد گذاشت. اگر اهداف استفاده از ERP برای کارکنان نیز روشن نباشد نتیجه همانندی حاصل می‌شود.

اگر مسئول انبار سفارشات خرید را به جای گزارشات ERP بر مبنای تجربه قبلی و صلاح دید خودش انجام دهد پیاده‌سازی سیستم هیچ توجیهی نخواهد داشت. با اینکه مدیریت و مشکلات سازمان در لایه مدیریت تاثیرگذارترین گلوگاه‌های پیاده‌سازی ERP است، شاید کمترین حجم مشکلات را در جریان کاربرد این سیستم به وجود آورد.

آموزش و توجیه مدیران شاید به دلیل محدود بودن تعداد آنان و نوع کاربری آنها از ERP کاری ساده و ممکن به نظر برسد، ولی باید توجه داشت که حجم عمده کاربران را کارکنان سازمان در سطوح مختلف تشکیل می‌دهند.

▪ آیا کارکنان شرکت تمایلی به استفاده از ERP دارند؟ ERP قرار است جریان اطلاعات را در سطح سازمان تسهیل کند. اگر حجم، فشار کاری و بهره‌وری افراد شرکت در اثر استفاده از ERP کاهش نیابد و یا افراد چنین احساسی در قبال سیستم نداشته باشند، در نهایت هیچ گونه تسهیلی در کار صورت نپذیرفته و اطلاعات و گزارشات مانند گذشته ناقص و بدون دقت خواهد بود.

این مسئله غالبا به دلیل طراحی نادرست ERP و عدم انطباق آن با سازمان به وجود می‌آید. ولی ممکن است دلایل دیگری نظیر عدم اطمینان به سیستم‌ جدید یا برآورده نشدن کامل خواسته‌های واحد به دلیل جامع نبودن عملیات اجرایی (مثلا کامل نبودن سیستم حسابداری) یا گزارشات در سیستم جدید و صرفا اضافه شدن موازی آن به سیستم قبلی نیز داشته باشد.

▪ آیا کارکنان شرکت توانایی استفاده از ERP را دارند؟ شاید پاسخ این سوال در تمامی از شرکت‌ها و سازمان‌هایی که قبلا در سطح واحدها از سیستم‌های مکانیزه استفاده نمی کرده‌اند در ابتدا منفی باشد. به طور قطع برای استفاده از یک سیستم جدید (از جنس و مرتبه‌ای) در سازمان نیازمند آموزش است. از این رو بهتر است سوالاتی مانند «آیا آموزش‌های ارائه شده در بسته خدمات سیستم برای کاربران کافی است؟»، «آیا مهارت‌های پایه به کاربران آموزش داده می‌شود یا کارکنان مهارت‌های پایه لازم را دارند؟» و مهم‌تر از همه «آیا کاربران انگیزه و توانایی یادگیری مطالب ارائه شده را دارند؟» را جایگزین آن کنیم.

معمولا سازمان‌هایی که با شرایط دشوار استخدامی مواجه‌اند و توانایی اعمال فشار و یا تعدیل و تغییر بر کارکنان ندارند نمی‌توانند طرح آموزشی موثری برای آنان پیاده کنند.

▪ سازمان تا چه حد به خدمات پشتیبانی وابسته است؟ وقتی توانایی و مهارت کارکنان در نگهداری و رفع مشکلات کاربردی سیستم ERP محدود باشد (که معمولا و اصولا این گونه است) وجود خدمات پشتیبانی برای تضمین قابلیت اطمینان سیستم حیاتی است. این قضیه به خودی خود و در صورتی که خدمات درست و به موقغ ارائه شوند مشکلی برای سیستم به وجود نمی‌آورد. ولی در موارد بسیاری سازمان‌ها به منظور کاهش هزینه‌های سرسام آور خدمات از سطح کیفیت آنها می‌کاهند.

این کاهش شاید با توجه به توان مالی سازمان ظاهرا توجیه داشته باشد، ولی باعث تبدیل ERP به عنوان سیستمی برای تسریع و تسهیل جریان داده‌ها به عامل اصلی توقف، تاخیر و ناکارآمدی این جریان در صورت بروز مشکلات گاه و بیگاه خواهد شد.

مسلما بسیاری ملاحظات دیگر از لحاظ ساختار و فرهنگ سازمانی، مدیت تکنولوژی و موارد دیگر وجود دارد که در روند انتخاب و پیاده‌سازی سیستم ERP موثر خواهد بود و در این نوشته به هیچ وجه قصد و توان آن را نداریم که به همه این ابعاد بپردازیم.

مطالب عنوان شده مثال‌های کوچکی هستند از مواردی که در نهایت مانع کارکرد صحیح سیستم ERP در کسب و کار می‌شوند و نشان می‌دهند که چگونه ممکن است یک سیستم که با هدف افزایش بهره‌وری و شناسایی و استفاه از فرصت‌ها در سازمان پیاده‌سازی می‌شود منجر به افزایش هزینه و کاهش کارایی آن گردد. مسلما اگر ERP متناسب با ساختار و اندازه‌های سازمان با نگرش صحیح و به روش مناسب پیاده‌سازی شود برای هر کسب و کاری مفید و حتی در شرایط رقابتی حیاتی باشد. ولی شناخت صحیح از سازمان و نیازهای آن و همچنین آگاهی از توانایی‌ها و ضعف‌های سیستم ERP برای برطرف سازی نیازها قبل از اقدام به پیاده‌سازی آن نقطه کلیدی تعیین کننده کارایی این سیستم خواهد بود.

 

منبع : www.bazareiranian.ir

 

نکات       
مديريتی    

 160 نکته مدیریتی

 

 

 21- با وسواس بيهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان برای شما متوقف نمي‌شود.
 22- با بي ‌توجهي، تلاش و زحمات زيردستان را بي ‌ارزش نكنيد.
 23-
انتقاد پذير باشيد.
 24-
براي حل مشكلات احتمالي، دورانديش باشيد و مطمئن باشيد با در نظر داشتن چند راهكار تخصصي، هرگز در موارد

 اضطراری غافلگير نخواهيد شد.
 25-
نقش تبليغات را در سودآوري سازمان ناديده نگيريد.
 26-
خواسته‌های خود را واضح و روشن بيان كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه كارمندان به خوبي از جزئيات وظيفه‌ای كه به عهده

 آنان است، مطلع هستند.
 27-
از هر كس، مطابق دانش و تجربه‌اش توقع داشته باشيد تا بهترين نتيجه را بدست آوريد.
 28-
وظايف كارمندان را متناسب با توانايي‌های فيزيكي و حرفه‌ای آنان تعيين كنيد.
 29-
اگر از موضوعي علمي اطلاعي نداريد، يا احتياج به توضيحات بيشتری داريد، بدون هيچ ترديدی سؤال كنيد.
 30-
در موارد بحراني، خونسردي خود را حفظ كنيد و چند استراتژی بحران ‌زدايي مناسب با فعاليت سازماني خود را پيش‌بيني  و طراحي كنيد تا در موارد لزوم از آنها استفاده كنيد.
 31-
از رفتارهايي كه شما را در سازمان عصبي معرفي مي ‌كند، پرهيز كنيد.
 32-
انتقامجو نباشيد.
 33-
زمان پياده‌سازی تصميم‌گيری‌ها، به اندازه اخذ تصميمات، مهم است. چون ممكن است اجرای يك نقشه خوب تجاری در

 زمان نامناسب با شكست روبه‌رو شود.
 34-
در مورد چيزی كه نمي ‌دانيد، به كسي اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نمي ‌دانم، هراسي نداشته باشيد.
 35-
با محول كردن مسئوليت به كارمندان مستعد و خلاق، زمينه رشد و خلاقيت آنان را فراهم كنيد.
 36-
بدون تفكر و درنگ پاسخ ندهيد.
 37-
نحوه چيدمان ميز كارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب كنيد كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و

 نبايد بيش از حد مجاز با هم به گفت‌و‌گو بپردازند.
 38-
حرفه‌ای ‌ترين و بهترين حسابدار و مشاور حقوقي را استخدام كنيد.
 39-
به مشكلات مالي افراد توجه كنيد و درخواست های موجه اخذ وام آنان را به تعويق نيندازيد.
 40-
هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكوه شما مي‌افزايد.

ادامه دارد ...

 

مقاله      
مديريتی    

 

مديريت استراتژيک منابع انسانی با کمک سيستم اطلاعات مدیریت

نویسنده : مهدی محمودی

 

چكيده
در محيط پر چالش هزاره جديد و در عرصه رقابت ميان سازمانها و شركتها، يكي از مولفه هاي افزايش دهنده موفقيت برای سازمانها ، متمركز شدن بر وظيفه مديريت استراتژيك منابع انساني (SHRM) است . كنترل منابع (مانند: منابع فيزيكي ، سازماني ، اطلاعاتي و انساني)، مزيت رقابتي را نصيب سازمان مي كند . در اين ميان منابع انساني به دليل محدوديت آن و منابع اطلاعاتي به دليل اهميت آن در تصميم گيري درست، از اهميت بيشتری برخوردار هستند. هدف اصلي اين مقاله ، معرفي ابزاري است كه فرايند تصميم گيري درباره منابع انساني را مورد حمايت قرار مي‌دهد. سازمان مقاله از سه بخش تشكيل شده است: در بخش نخست مفاهيم مربوط به مديريت استراتژيك منابع انساني ، در بخش دوم مفاهيم مربوط به سيستم اطلاعات مديريت (MIS) و در بخش سوم كاربردهاي سيستم اطلاعات مديريت در مديريت استراتژيك منابع انساني بيان خواهد شد.

 

 

مقدمه
به تجربه ثابت شده كه موفقيت يا عدم توفيق سازمانها به طور مستقيم وابسته به كيفيت واثربخشي كار كاركنان آنها است. سازمانهاي موفق امروزي تشخيص داده‌اند كه براي رقابت در بازارهاي جهاني، بايد مديران منابع انساني در كلاس (سطح بالاي‌) جهاني داشته باشند. نقطه اثر مديران (در سه سطح عملياتي ، مياني و راهبردي‌) در سازمان ، مجموعه تصميمهايي است كه توسط آنها در سازمان اتخاذ مي شود. بنابراين تاكيد مي شود كه مديران بايد افرادي فعال در تصميم‌گيريهاي مختلف سازمان باشند. در اين ميان مديران منابع انساني از نقش مؤثري در سازمان برخوردارند . مهمتر اينكه با انقلاب تكنولوژيك ( فني) كه در چند دهه اخير اتفاق افتاده، بويژه افزايش اهميت نقش اطلاعات در جهت‌دهي به فرايندهاي سازماني، كار مديريت منابع انساني به عنوان اداره كننده سرمايه انساني سازمان، دچار تغييرات اساسي شده است‌.

نمونه هايي از نقش هاي جديد و در حال تغيير مديريت منابع انساني را مي‌توان شامل اين موارد دانست (عباسپور، 1382‌‌:17 )

1. نقش مهم مديريت منابع انساني در كاهش هزينه هاي نيروي كار، در دنياي پر رقابت كنوني و افزايش بهره وري؛

2. واكنش هاي مديريت منابع انساني در برابر نيازهاي ذي نفعان و گرايش به مشتري مداري .

3. تلاش براي رويارويي هوشمندانه با چالشهاي محيطي و اعمال معيارهاي زبده گزيني در زمينه شناخت رقباي اصلي حوزه فعاليت سازمان ، براي تعديل فشارها و تلاش براي پيشي گرفتن از بهترينها.


مفاهيم پايه

- مديريت استراتژيك منابع انساني، عبارت است از الگوي برنامه ريزي شده روشهاي بهسازي منابع انساني و فعاليتهاي مورد انتظار كه سازمان را قادر به دستيابي به هدفهايش مي سازد. مورد اشاره ما، الگويي است كه شانس موفقيت در رقابت را ايجاد مي كند.

-سيستــم اطــلاعات مديريت، يك سيستم كامپيوتري است كه معمولاً بر پايه يك پردازنده مركزي كه به منظور فراهم كردن امكان مديريت بر روي كاركنان و روي عملكرد سازمان بوسيله اطلاعات روزآمد، طراحي شده است، قرار دارد. محصول اين سيستم‌ها، اطلاعات، آن هم به گونه اي است كه قابل استفاده مديران در همه سطوح سازمان (راهبردي، راهكاري، عملياتي) است.

- بانك داده : يا پايگاه داده، مجموعه‌اي از داده هاست که با ترتيبي ويژه نظم‌ يافته‌اند‌، به گونه‌اي که بتوان آن را به شكلهاي مختلف ديگر دوباره مرتب کرد و در يک سازمان مورد استفاده قرار داد. ( بازرگان ، 1381 : 227 )


بخش اول : مديريت استراتژيك منابع انساني

1. تنظيم استراتژي بر پايه پنج مؤلفه اصلي :

- ماموريت ؛

- اهداف :

- تحليل محيط خارجي؛

- تحليل محيط دروني ؛

- انتخاب استراتژي ؛ (Mazen & Kayaly, 2004:2)


2. پياده سازي ( اجراي ) استراتژي :

اجراي استراتژي بايستي منطبق بر نيازهاي روشن و قطعي منابع انساني صورت گيرد. كاركرد هاي شش گانه مديريت منابع انساني كه عبارتند از:

1. برنامه ريزي ، انتخاب و استخدام منابع انساني؛

2. آموزش منابع انساني؛

3. پاداش و مزايا؛

4. ايمني و سلامت؛

5. روابط كار و كاركنان؛

6. جستجوي منابع انساني، گزينه هاي مناسبي هستند كه تنظيم و اجراي استراتژي مي تواند با توجه به آنها صورت گيرد. در عين حال ، اگر چه همه انواع استراتژيها براي اجرا، نيازمند افراد شايسته اي هستند كه به آن جنبه عملياتي دهند، ولي هريك از استراتژيها نيازمند انواع متفاوتي از كاركنان با انواعي از رفتارها و گرايشها هستند . نمودار (1) مدل فرايند مديريت استراتژيك منابع انساني را توضيح مي دهد .


3. كاركرد هاي مديريت استراتژيك منابع انساني:

كاركردهاي مديريت منابع انساني، به آن گروه از وظايف و تكاليفي اشاره داردكه هم در سازمانهاي كوچك وهم در سازمانهاي بزرگ، به منظور فراهم كردن منابع انساني مناسب و هماهنگ براي تحقق هدفهاي سازمان اجرا مي شود . مازن و كايالي(Mazen & Kayaly,2004:5 ) شش كاركرد زير را براي مديريت استراتژيك منابع انساني نام مي برند:

1 . برنامه ريزي، انتخاب و استخدام منابع انساني؛

2 . آموزش و بهسازي منابع انساني ؛

3 . پاداش و مزايا ؛

4 . ايمني و سلامت؛

5 . روابط کار و کارکنان؛

6 . جستجوي منابع انساني .


3-1. فعاليت های مربوط به کارکرد برنامه‌ريزي، انتخاب و استخدام منابع انساني عبارتند از:

- تحليل شغل که عبارتست از : فرآيند تعيين و گزارش گيري درباره اطلاعات مناسب مرتبط با ماهيت يک شغل خاص‌.

- طراحي شغل :گام بعدي، طراحي شغل است که عبارت است از: فرآيند ساختار‌بندي کار و تعيين فعاليت هاي کاري خاص (مربوط به) يک شخص يا يک گروه براي دست يافتن به هدفهاي سازماني ويژه.

- برنامه ريزي منابع انساني که عبارت است از: فرآيند تعيين نيازهاي منابع انساني يک سازمان و اطمينان يافتن از اينکه سازمان تعداد مناسبي از افراد شايسته را در مشاغل مناسب و در زمان مناسب به کار گرفته است.


3-2. فعاليت هاي مربوط به کارکرد آموزش و بهسازي منابع انساني عبارتند از:

- راهنمايي و آموزش کارکنان. راهنمايي (هدايت ) کارکنان عبارت است از آشنا کردن کارمندان جديد با سازمان، واحد کاري و شغلي . آموزش كاركنان شامل فراگيري مهارتهاي جديد، مفاهيم و نگرشهايي مي شود که عملکرد آنان را اصلاح مي کند.

- طراحي و اجراي برنامه هاي مديريتي و برنامه هاي توسعه سازماني که تجربه‌ها، نگرشها و مهارتهاي واقعي مديران را توسعه مي دهد.

- ايجاد تيم هاي اثربخش در درون سازمان؛ براي روبه رو شدن با هرگونه شرايط فوق العاده که ممکن است رخ دهد.

- کمک به کارکنان در زمينه توسعه برنامه‌هاي شغلي؛ توسعه شغل عبارت از تلاش مداوم سازمان براي غني سازي منابع سازماني اش براي تحقق نيازهاي سازمان و نيازهاي شغل است.

- طراحي سيستم هاي ارزيابي عملکرد براي کارکنان؛ که عبارتست از: فرآيند تعيين و برقراري رابطه با يـــک کارمند درباره شغلش و شروع يک برنامه بهســــازي با او. ارزيابي عملکرد مي تواند بر فرد يا فرايند متمرکز باشد. سه رويکرد متفاوت براي ارزيابي وجود دارد. بدين معنا که: کارکنان مي‌توانند بر اساس: استانداردهاي مطلق، استانداردهاي نسبي يا هدفهاي شغلي ارزيابي شوند. هيچ يک از اين سه رويکرد براي هميشه بهترين نيست و بنابر موقعيت بايد از آنها استفاده کرد.


3- 3 . فعاليت هاي مربوط به کارکرد پاداش و مزايا عبارتند از:

- طراحي و اجراي سيستم پاداش و مزايا . از جمله وظايف مديران منابع انساني ، طراحي و اداره سيستمي است كه پاداش هاي تبعيض آميز را به كمترين ميزان رسانده و به سازمان كمك مي كند تا همواره كاركناني در وضعيت خوب انگيزشي داشته باشد.

- تهيه منحني حقوق و دستمزد ، اين منحني رابطه بين ارزش نسبي مشاغل و نرخهاي حقوق و دستمزد را نشان مي دهد و امكان مقايسه ارزش نسبي يك شغل را در سازمانهاي مشابه ممكن مي سازد.

- اطمينان دادن به کارکنان درباره اينکه پاداش و مزايا منصفانه و بدون هيچ تناقض است.


3-4. فعاليت هاي مربوط به کارکرد ايمني و سلامت عبارتند از:

- طراحي و اجراي برنامه هاي تأمين سلامت و ايمني .

* طراحي راهها و روش هاي پيش گير.

* بازرسي، گزارش دهي و کاوش اتفاقي‌‌.

- کمک به کارکنان به منظور رفع مشکلات مربوط به عملکرد کاري آنها در محيط سازمان.


3-5. فعاليت هاي مربوط به کارکرد روابط کار و کارمند، عبارتند از:

- به کارگيري ميانجي هايي بين سازمان و اتحاديه ها.اگر چه اتحاديه ها ، رسمي ترين نماينده طبقه كارگران و كارمندان در دفاع از حقوق آنان مي باشند، ولي به منظور دستيابي به تفاهمي پايدار همواره نياز به ميانجي هايي بين اتحاديه ها و كارفرمايان احساس مي‌شود.


3-6. فعاليت هاي مربوط به کارکرد جستجوي منابع انساني، عبارتند از:

- فراهم ساختن يک بانک اطلاعات منابع انساني.بانك اطلاعات منابع انساني‌، مجموعه اي يكپارچه ، جامع و هماهنگ از داده هاي (اطلاعاتي ) مربوط به منابع انساني شاغل در سازمان و كساني است كه داوطلب كار در سازمان مي باشند. اين سيستم كامپيوتري به گونه اي سازماندهي شده است كه امكان بازيابي اطلاعات مربوط به منابع انساني را تسهيل مي‌سازد.

- طراحي و اجراي سيستم ارتباطات کارکنان. ارتباط فرايندي دو طرفه است. در يك سيستم ارتباطي مناسب ، دو طرف پيام، به نقطه مشتركي از مفهوم پيام دست مي‌يابند. در صورتي كه اين سيستم به خوبي طراحي و اجرا نشود، شكستهاي ارتباطي بين كاركنان و بخشهاي سازماني باعث سردرگمي آنها شده، اجراي فرايندهاي سازماني با صرف انرژي زياد همراه مي شود.


بخش دوم: سيستم اطلاعات مديريت منابع انساني

در دنياي كنوني كه به سمت وسوي پيچيدگي بيشتر حركت مي‌كند، يكي از هيجان‌ انگيزترين و اثرگذارترين چالشها، چالش تصميم‌گيري توسط مديران سازمانها در سطح كلان، و جوامع است. اين پيچيدگي سبب شده است كه اطلاعات مورد نياز براي تصميم‌گيري بعنوان اساسي‌ترين نياز مديران مطرح شود.

«از سويي، حجم و سرعت توليد اطلاعات رو به فزوني است، به گونه اي كه، ايجاد نوعي سيستم كه تمامي اين اطلاعات را پالايش، فشرده، ذخيره و منتقل كند، ضروري به نظر مي‌رسد و به همين سبب است كه سيستم‌هاي اطلاعاتي، براي استفاده مديران در سازمان ايجاد شده‌ است. نگاهي گذرا به تاريخچه سيستمها و نظامهاي اطلاعاتي نشان مي‌دهد كه نخستين سيستم‌هاي اطلاعاتي در دهه 1950 ميلادي به وجود آمدند كه بيشتر جنبه عملياتي داشته، كارهاي ساده دفتري را به صورت خودكار در مي آوردند. پس از آن در دهه 1970 نظامهاي رده مديريت و در دهه 1980 نظامهاي اطلاعات در رده راهبردي و مديريت ارشد پا به ميدان گذاشتند» (علي پناهي، 3:1379).

 سازمانها براي حفظ و ماندگاري خود بايد با استفاده از كامپيوتر، اطلاعات را مديريت كنند و اين همان عنوان جديد سيستم هاي اطلاعات مديريت است كه هدف اساسي از طراحي و اجراي آن در سازمانها افزايش بهره وري است زيرا با ارائه جديدترين اطلاعات به مديران‌، زمينه اتخاذ مهمترين تصميمها را در كمترين زمان ممكن فراهم مي‌كند.


1. تعريف سيستم اطلاعات مديريت

براي اينكه فعاليت‌هاي سازماني اثربخش باشند، مديريت و كاركنان سازمان نيازمند اطلاعات روزآمد و مرتبط و دقيق هستند، زيرا اطلاعات مبناي تصميم‌گيريهاي مؤثر در زمينه امور راهبردي ، امور جاري و عمليات آينده سازمان است. در سالهاي اخير، مديران سازمانهاي موفق،تمايل زيادي به جمع‌آوري اطلاعات و حتي متمركز كردن داده‌هاي خام داشته‌اند، چرا كه اين اطلاعات در حكم يكي از منابع مهم موثر در آينده سازمان محسوب مي‌شوند. و ارزشي همتراز و چه بسا بالاتر نسبت به ساير منابع سازمان از، قبيل: منابع فيزيكي، تجهيزاتي و منابع مالي دارند. با اين همه، بسياري از مديران، در زمينه كسب اطلاعات درست در زمان و مكان مناسب مشكلاتي دارند كه ايجاد و برقراري نظامهاي درست اطلاعات مديريتي، مي‌تواند به حل اين مشكل كمك فراواني بكند.

نظام اطلاعات مديريت، در مديريت پيشرفته امروزي، نظام كلاني است كه بر اساس فراهم آوردن داده‌ها و پردازش آنها و تهيه اطلاعات و به منظور تنظيم گزارشهاي مورد نياز مديريت عمل مي‌كند. (مؤمني، 1380 : 47 ) .

دليل وجودي هر سيستم ، هدف آن سيستم است. سيستم اطلاعات مديريت را بايد به گونه‌اي تعريف و سپس طراحي كرد كه گونه درست اطلاعات را در اختيار مديران سطوح مختلف سازمان قرار دهد. به عبارت ديگر ، اطلاعات مي‌بايستي نياز مديران را برآورده سازد. به همين دليل، ويژگيها و ابعاد سيستم بايد با نيازهاي کاربران از آن، متناسب باشد. يكي از مشكلات عمده‌اي كه در زمينه به كارگيري سيستم‌هاي اطلاعات مديريت وجود دارد، اين است كه اغلب به جاي اطلاعات، داده‌ها در اختيار مديران قرار مي‌گيرد و به همين دليل در تعريف سيستم‌هاي اطلاعات مديريت بايد دقت شود كه هدف از طراحي اين سيستم كاملاً مشخص باشد.


2. نقش سيستم اطلاعات مديريت در سازمان

سيستمهای اطلاعات مديريت ، با برخورداري از يك نقش استراتژيك در زندگي سازمانها مي‌توانند به طور مستقيم اثرگذار باشند، بر:

- چگونگي تصميم‌گيري توسط مديران،

- چگونگي برنامه ريزي توسط مديران ارشد،

- كنترل و اعتباربخشي به فرآورده‌ها و خدماتي كه توليد شده‌اند.

نقش اين سيستم در سازمان را مي‌توان به گونه كار قلب در بدن انسان دانست. اطلاعات، خون و سيستم اطلاعاتي، قلب است.
سيستم هاي اطلاعات مديريت تضمين مي‌كنند كه داده‌هاي مناسب از منابع مختلف جمع‌آوري و پردازش شده، و به تمام مقاصدي كه به آن داده‌ها نياز است، ارسال شوند. انتظار مي‌‌رود اين سيستم‌ها، نيازهاي اطلاعاتي فرد، گروهي از افراد، كاركردهاي مديريتي، مديران و مديريت ارشد يك سازمان را برآورده سازند.

سيستم اطلاعات مديريت ، به مديران رده مياني در برنامه ريزي كوتاه مدت كمك مي‌كند و به پرسشهاي آنها دربارة داده‌هاي مربوط به كارها، وضعيت اطلاعات ويژه ثبت شده و ارجاع به اسناد متعدد پاسخ مي‌دهد. همچنين به مديران رده پايين با ارائه داده‌هاي عملياتي در برنامه ريزي، زمانبندي و كنترل داده‌ها – هر چند در محيط كاري محدودشان – ياري مي‌دهد و در زمان تصميم‌گيری در سطح عملياتي و در اصلاح وضعيت خارج از كنترل نيز به آنها كمك مي‌كند.


بخش سوم: كاربردهاي سيستم اطلاعات مديريت در مديريت استراتژيك منابع انساني

در حال حاضر شرکتها و سازمانهاي بزرگ به دنبال تأمين سيستم هاي منابع انساني تخصصي مانند: سيستم اطلاعات منابع انساني ( HRIS ) هستند. يک سيستم اطلاعات منابع انساني مـي تواند به عنوان اشتراکي از اجزاي وابسته به هم تعريف شود که به منظور جمع آوري، پردازش، ذخيره سازي، انتشار اطلاعات و براي حمايت از تصميم گيري، ايجاد هماهنگي، کنترل و تحليل فعاليت هاي مديريت منابع انساني سازمان، به وجود آمده است.


دلايل زيادی برای به کارگيري چنين سيستمي وجود دارد:

1. رقابت‌پذيري: سيستم اطلاعات منابع انساني مي تواند به طور مشخص، اثربخشي فعاليتهاي منابع انساني را افزايش دهد و در حالت كلي، سازمان را از مزيت رقابتي برخوردار سازد.

2 . بهبود پردازش تراكنشي( تبادلي ) : سيستم اطلاعات منابع انساني امكان تبادل حجم وسيعي از اطلاعات را ميان افراد و سازمانها برقرار كرده، موجب مي شود كه پردازشهاي کامپيوتري با دامنه وسيع تري از تبادلات منابع انساني سازمان ممکن شود.

3 . پردازش مداوم : که به طور اساسي، کارکنان سازمان را بخشي از سيستم اطلاعات منابع انساني در نظر مي گيرد و پردازش مستمر اطلاعات مربوط به آنها و نيازهاي آنان را ممكن مي سازد.

4 . بهبود توانايي گزارش دهي . سيستم اطلاعات منابع انساني مي تواند توانايي سازمان را از لحاظ تعداد و تنوع گزارشها تا حد چشمگيري افزايش دهد.

5 . يكپارچگي سيستم منابع انساني: به علت ويژگي نرم افزاري سيستم اطلاعات منابع انساني، اين سيستم مديران را قادر مي سازد تا تمامي کارکردهاي منابع انساني را از راه به کارگيري سيستم اطلاعات و تلفيق وظايفي که از سوي کارکنان نيروي انساني، به طور رسمي اجرا مي‌شود، دوباره مهندسي کند.


1. كاربردهاي سيستم اطلاعات در مديريت منابع انساني :

سيستم اطلاعات مديريت مي تواند اين گونه بر مديريت استراتژيك منابع انساني اثر گذار باشد:

1. كار اتوماتيك ( خودكار ) براي حفظ زمان و تلاش براي دوري از به كارگيري كارمندان سنتي را ممكن مي سازد .

2. امكان ذخيره سازي داده هاي اطلاعاتي درباره متقاضيان كار را ممكن مي سازد . در اينجا فرايند جستجو وانتخاب افراد براي استخدام آنان به سهولت انجام مي‌شود.

3. اجراي مديريت ريسك ( خطر پذيري) از راه مجوزهاي نظارت آموزش ايمني‌، بررسي يا آزمونهاي فيزيكي و گزارش انحرافهاي احتمالي را فراهم مي سازد.

4. زمينه نيازسنجي آموزشي به منظور تعيين نيازهاي آموزشي در سازمان را فراهم مي‌سازد .

5. از طريق بهبود آموزش ، زمينه ارتقاي تخصص ها ومهارتها را فراهم مي آورد.

6. برنامه ريزي و شبيه سازي اثر اقتصادي و تغييرات مربوط به راهبرد توصيه شده را ممكن مي سازد.

7. امكان تحليل عوامل بر ترك خدمت يا جابه‌جايي را فراهم مي سازد.

8. با تشريح فرايندهاي برنامه ريزي تكراري فيك، مسير منطقي را براي آن تعيين كرده، مراحل نظارت بر آن را مشخص مي كند .

9. مديريت منعطف بر مزايا را كه محافظ دارايي (پول) سازمان است ممكن مي‌سازد‌.

10. گزارشهاي خدمت ( حضور كاركنان در محل كار ) را تحليل كرده، آنرا پيگيري مي كند.

11. قابليتهاي سيستم اطلاعات مديريت در طرح‌ريزيها، برنامه‌ريزيهاي مربوط به منابع انساني را مورد حمايت قرار مي‌دهد.
12. امكان تحليل گزارشهاي مربوط به وقايع و پيشگيری از وقوع دوبارة آنها را فراهم مي سازد .

13. تامين‌كننده تمامي محاسبه‌ها و گزارشهاي منظم آماري است كه به مديران درانجام كارهايشان ياري مي رساند.

14. حمايت استراتژيك، تاكتيكي و عملياتي در استفاده از منابع انساني براي يك سازمان را ممكن مي سازد. .

منبع( Mazen & Kayaly,2004 : 5 )


2. سيستم اطلاعات مديريت منابع انساني و فناوري اينترنت / اينترانت

مديريت اثربخش دانش سازماني و به كارگيري آن در بازار كار ،‌هدف نهايي كساني است كه به دنبال مزيت رقابتي در بازار هستند. استفاده از دانش فردي كاركنان، بسيار آسانتر ازبهره برداري از تمامي دانشي است كه در افكار همه كاركنان سازمان جاي گرفته است . بر اساس نتايج پژوهشي كه در آمريكا انجام شد، شركتها فقط از 20 درصد دانشي كه در كاركنانشان وجود دارد ، استفاده مي كنند .( Baloh & Trkman , 2003:9 )

فناوري اطلاعات و ارتباطات، فرصتهاي بي‌شماري را براي اصلاح مديريت اطلاعات در سازمانها پيشنهاد مي كند‌. با بهره گيري از اين فرصتها ، امكان استفاده بهتر از دانش كاركنان فراهم مي‌شود.


2-1. استفاده از اينترنت براي كارمنديابي

پژوهشهايي كه در آمريكا (بر روي 500 وب سايت مربوط به شركت‌هاي بين‌المللي كه در سال2000 جزو‌ سودآورترين شركتها بوده اند) ‌صورت گرفته ، نشان مي دهد كه 79 درصد اين شركتها ، به طور گسترده‌اي از اينترنت براي جستجوي كاركنان جديد استفاده مي كنند. همچنين مقايسه داده هاي آماري موجودبراي سالهاي 1998تا 2000 ‌نشان مي دهد كه در سال 1998، 29 درصد آن، شركت ها به منظور كارمند يابي از اينترنت استفاده مي كرده اند. مزاياي اصلي استفاده از اينترنت در استخدام كاركنان جديد، عبارتند از:

صرف هزينه كمتر براي استخدام كاركنان جديد (در مواردي مانند: ذخيره كــردن درخواست نامه‌ها، هزينه‌هاي پستي‌، ‌هزينه‌هاي مربوط به پردازش داده‌ها و ...‌)‌.

تدوين فرآيند سريعتر براي استخدام‌: براساس پژوهشها، اين دوره از زماني كه نياز به كارمند جديد حس مي شود تا زماني كه كارمند جديد كارش را در سازمان شروع مي كند، ‌به كمتر از دوازده روز تقليل مي يابد .

امكان جذب بهتر و بيشتر داوطلبان‌: ‌ابتكار انتشار درخواست نامه روي وب سايت ، مي‌واند حتي كساني را كه به طور فعال در جستجوي يك استخدام جديد نيستند به سوي شغل جذب كند.( Baloh & Trkman , 2003:3 )


2-2. كار مجازي

تعريفهاي زيادي از كار مجازي ‌وجود دارد . اين اصطلاح مترادف با اصطلاحات گوناگوني به كار رفته است . براي مثال : ‌انجام كار از راه دور،‌ ارتباط مجازي، انعطاف مكاني، كلبه هاي الكترونيكي و ... از آنجا كه هدف اين مقاله بررسي كار مجازي به تنهايي نيست ، بنابراين به نظر مي رسد كه ارائه يك تعريف مختصر براي آن كافي باشد . كار مجازي داراي مفهوم وسيعي است كه عنصر مشترك همه تعريفهاي آن استفاده از كامپيوتر و ارتباطات مجازي براي ايجاد تغيير جغرافيايي در انجام كاري كه پذيرفته شده است مي باشد. كار مجازي، به اين معني است كه با كمك فناوريهاي اطلاعات ،‌سعي داريم تا به جاي اينكه كاركنان را به سوي كار بكشانيم كار را به سوي كاركنان هدايت كنيم .

كار مجازي مزاياي زيادي به همراه دارد كه مي توان آنها را از سه منظر خلاصه و طبقه بندي كرد: فردي ،سازماني و كلان - اجتماعي. از نظر سازماني ارتباط مجازي فوايدي مانند: بهره‌وري بالا (‌انجام كار بيشتر نسبت به آنچه پيشتر صورت مي‌گرفته ) و كاهش غيبت را به همراه دارد. از آنجا كه كاركنان رضايت بيشتري دارند و روحيه كاري آنها افزايش يافته است ، احتمال كمتري وجود دارد كه آنها در جستجوي شغل ديگري باشند و سازمانها ، نرخ پايين تري از برگشت را تجربه مي كنند.

مديران، سيستم اينترنت دروني سازمان يعني «اينترانت» را به عنوان بخشي از سيستم اطلاعات مديريت منابع انساني شان ايجاد مي کنند. در زير به فهرستي از روشهاي مرتبط با منابع انساني که مديران در آنها اينترانت را به کار مي‌گيرند، اشاره شده است:

- ايجاد يک کتاب راهنماي الکترونيکي برای کارکنان؛

- تعيين محل مأموريت و پيگيری آن توسط خود داوطلب؛

- ثبت نام برای آموزش؛

- چاپ کتاب راهنماي الکترونيکي براي کارکنان؛

- برقراری رابطه اي جذاب وارائه اخبار جالب توجه به کارکنان؛

- به کارکنان اجازه مي دهد که به منافع شخصي شان، مانند: حسابهای بانکي دسترسي مداوم داشته باشند؛

- فراهم ساختن امکان عضويت براي همه در برنامه های عام المنفعه سازمان؛

- ايجاد گروه های مباحثه اينترنتي؛

- اداره برنامه ريزی موفقيت؛

- فراهم ساختن امکان هدايت عملکرد و تجديد نظر همزمان در آن. منبع( Mazen & Kayaly,2004 : 11 )


نتيجه گيری

مديريت استراتژيك منابع انساني، تلاش مي كند با جذب و به كارگيري منابع انساني متخصص در سازمان، بهسازي، ايجاد انگيزش و درنهايت نگهداري آنها ، سازمان را از مزيت رقابتي برخوردار سازد. در تمامي اين مراحل اطلاعات به عنوان عامل حمايت كننده اي است كه مديران منابع انساني را در تصميم گيريها ياري كرده، باعث كاهش ميزان خطر پذيري در تصميمها مي شود. يكي از وظايف مهم سيستم هاي اطلاعات مديريت اين است كه اطلاعات را تصفيه و تلخيص كرده، متناسب با موقعيت مديران ، آنرا در اختيار مديران قرار دهد؛ به گونه اي كه مديران از اضافه بار اطلاعات رهايي يافته و مناسب‌ترين اطلاعات براي اتخاذ تصميمهايشان در اختيار آنها قرار گيرد.

 

 

منابع:
1. بازرگان ، عباس.(1381).ارزشيابي آموزشي. تهران:انتشارات سمت.

2. عباسپور ، عباس: مديريت منابع انساني پيشرفته، تهران؛ انتشارات سمت (1382).

3. علي پناهي، علي: سيستم هاي اطلاعات مديريت.تهران : آذرخش ( 1379).

4. مومني، هوشنگ: مديريت فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات ،تهران :مرکز نشر دانشگاهي (1380).

5. Baloh,Peter and Trkman, Peter,» Influence of Internet and IT on work and Human Resources Management”,informing science, June 2003.

Available on:http://proceedings.informingscience.org/IS2003Proceedings/docs/07/


6. Mazen,Sherif A and Kayaly,Dina I EL,"Conceptual Design for a Strategic Human Resources Quality Management System”.2004.

Available on:http://unpan1.un.org/intradoc/groups/public/documents/ARADO/UNPAN

 

منبع: ماهنامه تدبیر، شماره  194

 

کلید      
هدایت     

ادب [ تربیت ]  

 

کلام حق

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ). (حجرات: 2)

ای مؤمنان! صدایتان را از صدای پیامبر، فراتر نبرید و در گفتار با او بلند سخن نگویید، چنانکه با یکدیگر سخن می‌گویید. مبادا کردارهایتان بی‌آنکه خود دریابید، تباه شود.

 

( فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَکَةً طَیِّبَةً. (نور: 61)

پس چون به هر خانه‌ای در آمدید، به همدیگر سلام کنید؛ درودی که نزد خدا مبارک و پاکیزه است.

 

اختران عصمت و ولایت

 

حضرت رسول

(هیچ پدری برای فرزندش، میراثی بهتر از ادب بر جای نمی‌گذارد.)

(خطاب به امیرالمؤمنین): ای علی! حق فرزند بر پدر آن است که برایش نام نیکو برگزیند و او را به خوبی ادب بیاموزد و در موقعیت مناسبی قرار دهد.

 

حضرت امیر

(فرزندم! در راه ادب‌آموزی تو از فرصت استفاده کردم و پیش از آنکه دل کودکانه‌ات سخت شود و عقلت به اندیشه‌های دیگر مشغول گردد، به تربیتت پرداختم و وظیفه پدری خود را انجام دادم.

(ادب، جامه‌ای کهنه ناشدنی است.)

 

امام سجاد

( بارخدایا! مرا در تربیت و ادب و نیکوکاری فرزندانم یاری فرما.) (صحیفه سجادیه، ترجمه: عبدالحمید آیتی، تهران، سروش، 1375، ص40)

 

امام صادق

( اگر از عمرت فقط دو روز باقی مانده باشد، یک روزش را به فرا گرفتن ادب و تربیت اختصاص بده تا روز مرگت، از سرمایه‌های اخلاقی روز قبل، یاری بخواهی.) (الحدیث، ج 1، ص53)

 

 

قند پارسی

(لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت: از بی‌ادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از آن پرهیز کردم.)(گلستان سعدی)

 

 

ادب نه کسب عبادت،‌ نه سعی حق‌طلبی است                به غیر خاک شدن، هر چه هست، بی‌ادبی است

                                           (بیدل دهلوی)

 

پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است                   تربیت، نا اهل را چون گردکان بر گنبد است

                                   (سعدی)

 

حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه                          هر که را نیست ادب، لایق صحبت نبود

                                                         (حافظ)

 

از خدا جوییم توفیق ادب                          بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

                                        (مثنوی معنوی)

 

خوی نیکو گیرد آن کز نیک یابد تربیت                       شیر حکمت نوشد آنک اُمّ الکتابش مادر است

                                                     (نورالدین جامی)

 

حدیث دیگران

اسکار وایلد: ادب خرجی ندارد، ولی همه چیز را می‌تواند بخرد.

کنفوسیوس: اگر می‌خواهی کاری بکنی که در یک سال ثمر دهد، گندم بکار و اگر می‌خواهی کاری کنی که در طول سال ثمر دهد، درخت بکار و اگر می‌خواهی کاری بکنی که در صد سال ثمر دهد، مردم را تربیت کن.

  

ضرب‌المثل

Manners make the man.

انسان، با ادب و رفتارش شناخته می‌شود.

 

Wise man learns by others faults.

مرد عاقل از خطاهای دیگران، پند می‌آموزد.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

پادشاهی، پسری را به ادیبی داد و گفت: این فرزند توست، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش. ادیب خدمت کرد و متقبل شد و سالی چند برو سعی کرد و به جایی نرسید و پسران ادیب در فضل و بلاغت منتهی شدند. ملک، دانشمند را مؤاخذت کرد و معاتبت فرمود که وعده خلاف کردی و وفا به جا نیاوردی. گفت: بر رأی خداوند روی زمین پوشیده نماند که تربیت، یکسان است و طبایع مختلف:

 

گرچه سیم و زر ز سنگ آید همی               در همه سنگی نباشد زرّ و سیم

بر همه عالـم همی تابد سهیـــل                   جایی انبان می‌کند، جایی ادیم

                                     (گلستان سعدی)

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

حجاب و پيامدها و راهكارهای ترويج آن در جامعه

 طيبه محسنی

 

فلسفۀ حجاب:

كلمۀ حجاب هم به معنی حجاب و پوشش است و هم پرده و حاجب، از آن جهت معناي پوشش دارد كه پرده وسيلۀ پوشش است و شايد بتوان گفت بنابر اصل لغت، هر پوشش، حجاب نيست، قرآن کريم در داستان سليمان، غروب خورشيد را اين طور توصيف كرده "...حَتّي تَوارَت بِالحِجاب"[1] يعني تا آن وقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد.

در دستوري كه اميرالمؤمنين علي(ع) به مالك اشتر نوشته­اند، مي­فرمايند: «فَلاتُطَوِّلَنَّ احتِجابَكَ عَن رَعِيَّتِكَ...» يعني هيچ­گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار که پنهان بودن رهبران، نمونه­اي از تنگ­نظري و کم­اطلاعي در امور جامعه مي­باشد.[2]

استعمال کلمۀ حجاب در مورد پوشش زن يک اصطلاح نسبتاً جديد است، اگر حجاب در مورد پوشش بکار برده مي­شود به اعتبار پشت پرده نشيني زن است و همين امر موجب شده که عدۀ زيادي گمان کنند که اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده­نشين و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود.

وظيفۀ پوشش که اسلام براي زن مقرر کرده به معناي خانه­نشيني و زنداني و حبس نيست، در فرهنگ قديم برخي کشورها مثل هند و ايران چنين چيزهايي وجود داشته است ولي در اسلام نه، پوشش زن در اسلام اين است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه­گري و خودنمايي نپردازد، از آيات و روايات نيز همين معنا استخراج مي­شود. در آيات به کلمۀ حجاب اشاره نشده اما حدود آن بيان شده. در سوره­هاي مبارکۀ احزاب و نور حدود پوشش و تماس­هاي زن و مرد ذکر شده، آيه­اي که در آن کلمۀ حجاب به کار رفته است مربوط به زنان پيامبر(ص) است که به آيۀ حجاب معروف است: "...وَ اِذا سَأَلتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسئَلوُهُنَّ مِن وَراءِ حِجابٍ..."(...و چون از زنان [پيامبر] چيزي خواستيد، از پشت پرده بخواهيد...).[3]

 
سيمای حقيقی حجاب:

حقيقت امر اين است که در مسئلۀ پوشش و به اصطلاح عصر حاضر، حجاب سخن در اين نيست که آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ اسلام به روح مسائل مي­نگرد؛ مردان فقط در محيط خانوادگي و در چارچوب قانون ازدواج و همراه با يک سلسه مراتب و تعهدات سنگين مي­توانند از زنان به عنوان همسران قانوني کام­جويي کنند. اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است و نيز زنان از اينکه مردان را در خارج از کانون خانوادگي به هر صورت و به هر شکل کام­ياب سازند، منع شده­اند.

محدوديت کاميابي­های جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع، از جنبۀ رواني به بهداشت رواني اجتماع کمک مي­کند، و از جنبۀ خانوادگي سبب تحکيم روابط افراد خانواده و برقراري صميميت کامل بين زوجين مي­گردد. از جنبۀ اجتماعي موجب حفظ استيفاي نيروي کار و فعاليت اجتماع مي­گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب مي­گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا مي­رود.

پوشش از يک سو انسان را از سرما و گرما، برف و باران و آسيب­هاي ناشي از آن حفظ مي­کند و از سوی ديگر پوشش، جسم او را از انظار پنهان مي­دارد و در جهت حفظ عفّت و شرم به آدمي کمک مي­کند و از سوي ديگر به انسان آراستگي و زيبايي و وقار مي­بخشد.

قرآن کريم به اين امر اشاره دارد: "يا بَني آدَمَ قَد اَنزَلنا عَلَيکُم لِباساً يُواري سَوءاتِکُم وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقوي ذلِکَ خَيرٌ ذالِکَ مِن ءاياتِ اللهِ لَعَلَّهُم يَذَّکَّرُونَ"«اي فرزندان آدم! براستي ما براي شما لباسي فرو فرستاديم که هم زشتي­هاي شما را مي­پوشاند و هم زينت شماست ولي جامۀ تقوا همان بهتر است، اين از آيات خداوند است، باشد که پند گيرند».[4]

فلسفۀ پوشش اسلامي چند چيز است. بعضي از آن­ها جنبۀ رواني دارد و بعضي جنبۀ خانه و خانوادگي و بعضي ديگر جنبۀ اجتماعي و بعضي مربوط است و به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او.

 
آرامش روانی:

پوشش به بهداشت رواني زنان و مردان کمک مي­کند، زيرا اگر ميان زن و مرد حريمي وجود نداشته باشد، زنان همۀ زيبايي­هاي خود را در منظر مردان قرار مي­دهند. اين کار، از سويي آرامش روحي و رواني مردان را به هم مي­ريزد و مردان همواره در انديشۀ اشباع اين عطش روحي و رواني­اي هستند که با مشاهدۀ زنان برهنه و بي­حجاب و بدحجاب پديد مي­آيد، از سوي ديگر مردان براي ارضاي تقاضاهاي جنسي تحريک­شدۀ خود، دست به هر کاري خواهند زد و آرامش و امنيت را از زنان خواهند گرفت.

 
استحکام پيوند خانوادگی:

پوشش، روابط خانوادگي را استوار مي­کند و از فروپاشي نظام خانواده جلوگيري مي­نمايد، آزادي جنسي و بي­حجابي و بدحجابي زنان در جامعه، موجب سست شدن پايه­هاي روابط خانوادگي خواهد شد. در آن صورت زن و مرد به جاي آنکه موجب آرامش و آسايش يکديگر شوند، بيشتر به مثابۀ دشمن و رقيب در برابر ارضاي آزادانۀ غريزۀ جنسي جلوه مي­کنند.

 
بالابردن احترام زن:

پوشش شخصيت و کرامت زن را تأمين مي­کند و او را از يک شخصيت ابزاري به شخصيتي مستقل تبديل مي­نمايد. زنان بي­حجاب و بدحجاب در حقيقت خود را به عنوان ابزاري براي تأمين نگاه­هاي آلوده قرار مي­دهند. زنان بي­حجاب و بدحجاب براي خود به عنوان يک انسان، ارزشي قائل نيستند، بلکه نهايت ارزش خود را جلب توجه جنسي ديگران مي­دانند.

 
حفظ حريم اجتماع:

پوشش، حريم اجتماع را از بي­عفّتي و آلودگي­هاي جنسي دور نگه مي­دارد. اگر حريم اجتماع از نگاه­ها و روابط آلودۀ جنسي حفظ گردد، در آن صورت بهتر مي­تواند به هدف خود نائل شود. بي­حجابي و بدحجابي موجب مي­شود محيط اجتماع که محيط کار و تلاش است، به محيطي براي ارضاي خواسته­هاي جنسي و اميال شهواني تبديل شود.

 
پيامدهای شوم بي حجابی و بدحجابی:

از ديرباز فساد به عنوان يکي از عوامل تباهي اجتماعات بشري شناخته شده است. بشر در طول تاريخ عوارض نامطلوب آن را به طور مکرر تجربه کرده است، در قرن نوزدهم به دلايل بسياري، فصل نويني در اين باب گشوده و به طور کلّي ارزش­هاي گذشته را تحت تأثير موج مُدگرايي، لذّت­پرستي و هوس­محوري دگرگون ساخت و به تدريج تبديل به فرهنگي فراگير گرديد و بشريت موجود در اوج شکوفايي علم و صنعت به دروۀ وحشتناک بي­حجابي و فساد سقوط نمود و براي راضي نمودن وجدان و قانع ساختن انديشۀ انسان، فلسفه­ها بافته شد و مکاتب فکري جديدي بنا گرديد. عمق فاجعه به قدري وحشت­انگيز بود که کندي رئيس جمهور سابق آمريکا و تئورسين معروف آمريکايي مي­گويد: «نسل جوان اروپايي و آمريکايي، هوسبازند. من براي نسل آيندۀ آمريکا بيمناکم از اين رو دانشمندان و روشنفکران و معلمين اجتماع را دعوت مي­کنيم که دربارۀ اين خطر بزرگ که دنياي بشريت را تهديد مي­کند، فکري کرده و راه علاجي پيدا نمايند».

پيامدهای شوم بي­حجابي و بدحجابي زنان که با آگاهي کامل و نه از روي تقليد و بي­خبري اين مسير را انتخاب کرده­اند، نه تنها فرد را دچار انحطاط کرده بلکه جامعه را نيز تحت تأثير قرار داده است. پيآمدهاي بي­حجابي و بدحجابي را به دو بخش تقسيم مي­نماييم: 1. فردی؛ 2. اجتماعی.

 

فردی:

 1) سقوط شخصيت انساني زن:

حجاب، صدفي است که گوهر گران­بهاي هستي، زن را در بر مي­گيرد. متأسفانه امروزه خصوصاً در مغرب­زمين با رواج بي­حجابي و بدحجابي، شخصيت انساني زن به فراموشي سپرده شده و تنها به زيبايي­هاي جسمي او توجه مي­شود. بنابراين زن وسيله­اي شده است برای کامیابی و موجوديست با هويت صرفاً جسمي و نه دارای يک شخصيت مورد احترام انساني.

 

2) افزايش التهاب و بيماری رواني:

بي­ترديد، اگر زنان با حجاب و پوشش مناسب در جامعه حضور يابند، خود و خانواده و ديگر افراد جامعه از آرامش رواني برخوردار خواهند بود، اما اگر زنان به صورت تحريک­آميز در اجتماع ظاهر شوند، التهاب و هيجان روحي بينندگان هر لحظه با ديدن صحنه­اي تازه افزايش مي­يابد و از آن جا که ارضاي غريزۀ جنسي در تمامي موارد دلخواه، ممکن نيست، باعث برهم خوردن تعادل روحي بينندگان مي­گردد.

همچنين بي­حجابي و بدحجابي و پيروي از مُد و آرايش، موجب مي­شود که زنان ديگري که قادر به تهيۀ آن نوع پوشش و کفش نيستند نيز دچار فشارهاي رواني گردند و تعادل روحي خود را از دست دهند. اين التهابات و تهييجات، بيماري­ها و اختلالات روحي و جسمي فراواني را به دنبال خواهد داشت.

 

3) کاهش سلامت جسماني:

حجاب زمينۀ هيجانات روحي را که منشأ برخي از بيماري­هاي جسمي است و همچنين زمينۀ فساد را که عامل اصلي بيماري­هاي مقاربتي است، از بين مي­برد و بدين صورت نقش خود را در سلامت جسماني افراد جامعه ايفا مي­نمايد. دکتر الکسيس کارل مي­گويد: «فکر و هيجان مي­تواند سبب ضايعات عضوي و احشايي شود. عدم تعادل دستگاه­هاي عصبي و نقص دستگاه هاضمه در اثر هيجان، عامل بيماري­هاي معده و روده است».

بي­حجابي و آزادي جنسي، افزايش بيماري­هاي مقاربتي از جمله ايذر، هپاتيت و غيره را در پي دارد.

 

4) کاهش جذابيت:

همان ­طور که پوشش زن، جذابيت او را در نظر جنس مخالف بيشتر کرده و تلاش و پي­گيری جنس مخالف را براي وصالش فزوني خواهد بخشيد، بدحجابي و خودنمايي نيز از جذابيت زن کاسته، کشش و جاذبۀ او را کاهش خواهد داد. آلفرد هيچکاک هنرمند معروف مي ­گويد: «زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روبندي که به کار مي­بردند، خود به خود جذاب مي­نمودند و همين مسئله جاذبۀ نيرومندي بدان­ها مي­داد. اما به تدريج با تلاشي که زنان اين کشورها براي برابري با زنان غربي از خود نشان مي­دهند، حجاب و پوششي که ديروز بر زن شرقي کشيده شده بود، از ميان مي­رود و همراه آن، از جاذبۀ جنسي او هم کاسته مي­شود».

 

5) بر هم خوردن امنيت زنان:

بي­ حجابي و بدحجابي و آرايش، غريزۀ جنسي را تحريک و طوفاني مي­سازد. اين تحريک و تهييج نه تنها کنترل و هدايت غريزۀ آتشين جنسي را مشکل مي­سازد، بلکه مردان را به کانون خطر جدّی براي زناني که با خودنمايي آن­ها را تحريک نموده­اند، تبديل مي­کند.

  

اجتماعي:

 

1) تضعيف ارزش­هاي متعالي:

با رعايت حجاب، امتيازات ظاهری محو ارزش­های معنوی شده و جامعه در تحصيل آن کوشا مي ­گردد. جهان معاصر به جاي توجه به ارزش­های واقعي و معنوی، به زيباهاي جسمي زن توجه مي­ کند و به جای انتخاب ملکۀ علمي و اخلاقي يا ملکۀ عاطفي و هنری زنان، با تبليغات و هياهوی فراوان به انتخاب ملکۀ زيبايي زنان مي­پردازد.

 

2) انحطاط اخلاقي و تضعيف معنويت:

تضعيف معنويت در ميان افراد جامعه، زمينۀ تسلّط همه­جانبۀ دشمنان و غارتگران جهاني را فراهم مي­آورد. بي­حس کردن اجتماعات انساني و تضعيف ارادۀ افراد جامعه براي جلوگيری از هر گونه مبارزه عليه منافع و سلطۀ فرهنگي و سياسي، از پيآمدهاي شوم بي­حجابي و بدحجابي است، در پروتکل انديشمندان يهود آمده است: «ما بايد کاري کنيم که اخلاق در همه جا ويران شود تا راه سيطرۀ ما را بگشايد، فرويد از ماست و به زودي روابط جنسي زن و مرد چنان آشکارا و برملا انجام مي­شود که در نظر جوان ديگر هيچ چيز مقدّسي مفهوم نداشته باشد و پيوسته همّت او، اشباع غرايز شهوانيش گردد، در آن صورت اخلاق فرو مي­ريزد».

 

3) فروپاشي نظام خانواده:

خانواده اولين و مهم­ترين نهاد اجتماعي يک جامعه به شمار مي­آيد. ثبات خانواده که مرکز عشق و اميد و تحقق آرزوهاي شيرين جوانان مي­باشد، توانايي­هاي فردي را افزايش و جامعه را استوارتر مي­کند. اگر در جامعه­اي حجاب به صورت کامل رعايت گردد و تمتعات جنسي به محيط خانواده محدود گردد، جوانان به ازدواج روي مي­آورند و خانواده­هاي تشکيل شده نيز ثبات بيشتري خواهد يافت.

اگر خودآرايي و تهييج جنسي در جامعه رواج يافته و بهره­برداري­هاي جنسي در خارج از محيط خانواده ميسّر گردد، افزايش طلاق و پيآمدهاي خطرناک آن نظير افزايش جرايم، بزه­کاري فرزنداني که در چنين خانواده­هايي زندگي مي­کنند و... از آثار خطير اين امر خواهد بود که وضعيت نابسامان خانواده در غرب بهترين شاهد اين مدعاست.

 

4) رکود فعاليت­ها و در نتيجه سُستي جامعۀ بشری:

بدون شک، کشانيدن تمتعات جنسي و بصری از محيط خانه به اجتماع، نيروي کار و فعاليت اجتماع را ضعيف، بلکه فلج مي­کند و در آن صورت، آموزش، پژوهش، کار و تلاش جاي خود را به آرايش و خودنمايي، چشم­چراني و لذّت­جويي خواهد داد که سقوط جامعه را به دنبال خواهد داشت.

 

5) ترويج فرهنگ غلط مصرف و زيان اقتصادی ناشي از آن:

اشتغال زنان به آراستن خويش و عرضۀ زيبايي­های جسمي، فرهنگ غلط مصرف را ترويج مي­نمايد. افزايش مصرف همان­طور که سود بيشتری را به جيب کارخانه­داران توليد لوازم آرايش سرازير خواهد ساخت، توان بازسازي و سرمايه ­گذاری و رشد و تعادل اقتصادی را در جهان سوم کاهش مي­دهد و زيان­های ناشي از آن را غير قابل جبران خواهد ساخت.

ليست واردات کالاهاي تزئيني و لوازم آرايش و سهم عمدۀ آن در هزينه­های ارزی جهان سوم، عُمق فاجعۀ اقتصادیی­ است که اين کشورها را تهديد مي­ کند و زنگ خطری برای جوامع و کشورهای مختلف است.

 
عقوبت اخروی بی حجابان و بدحجابان:

حضرت علي(ع) فرمودند: «روزی به اتفاق فاطمه(س) به خدمت پيامبر(ص) شرفياب شدم، رسول خدا را ديدم که به شدّت مي­گريست، عرض کردم: پدر و مادرم فدايت باد، چرا گريه مي­کنيد؟ پيامبر فرمودند: علي­جان شبي که به معراج رفتم، زناني از امّتم را ديدم که به شدّت عذاب مي­شوند. به خاطر شدّت عذاب آنان مي­گيرم... سپس کيفيت عذاب هر يک را برای ما تشريح فرمود، آن­گاه حضرت فاطمه(س) فرمود: ای محبوب و نور چشمانم! مرا از گناه اين زنان آگاه گردان. پيامبر در پاسخ چنين فرمودند: آن زني را که با موی سر آويزان کرده بودند، زني بود که مويش را از نامحرم نمي­ پوشاند... و آن زني که گوشت بدن خود را مي­خورد، زني بود که بدنش را براي ديگران آرايش کرده بود... و آن زني که گوشت بدنش را با انبُر جراحي کردند، زني بود که خويش را به ديگران عرضه مي­کرد، در پايان فرمودند: خوشا به حال زني که شوهرش از او راضي باشد!»[5]

 
تاريخ بی حجابی:

تاريخ ­نگاران تمدّن بشری از وجود برخي اقوام بدوی که در آن­ها مرد و زن هيچ ­گونه پوششي نداشتند، سخن به ميان آورده­اند اما نمي ­توان آن را مبدأ تاريخ بي ­حجابي زنان قرار داد. زيرا اين موارد بسيار نادر و کمیاب بوده، و در همان ايام نيز برهنگي زنان، نشانۀ عقب ­افتادگي و بدوي بودن شمرده مي­ شد و پوشش آنان علامت تمدّن تلقّي مي­ گشت. بدين ­سان اکثريت قريب به اتفاق زنان کشورها و مذاهب مختلف تا قبل از رنسانس دارای حجاب بوده­اند.

پس از رنسانس و انقلاب علمي و صنعتي و نيز جنگ جهاني دوم به تدريج زمينۀ لازم در اروپا فراهم گرديد و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادی زنان، کنار گذاشتن حجاب مورد تشويق و تکريم قرار گرفت. واقعيت اين بود که کارخانه ­داران بزرگ برای استفاده از نيروی کار ارزان ­قيمت زنان و امکان حضور آنان در محيط کار، تبليغات وسيعي را آغاز کردند و زنان نيز که از حقيقت امر ناآگاه بودند، براي دست يافتن به حقوق از دست­رفتۀ خويش،تلاش فراواني نموده، موج جديدی را به وجود آوردند که «نهضت زنان براي آزادی» ناميده شد و دربارۀ ضرورت آن، تبليغات وسيعي در جرايد و مطبوعات انجام گرفت.

بر اين اساس، از نظر تاريخي، موج جديد و شکل نوين بي­حجابي از قرن نوزدهم آغاز شده است. دامنۀ اين اقدامات، کم­کم کشورهاي اسلامي را نيز فرا گرفت. نخستين کشور اسلامي که به صورت رسمي اقدام به کشف حجاب بانوان نمود، افغانستان بود.

دومين کشور ترکيه بود که پس از سقوط دولت عثماني، کمال آتاتورک در سال 1313 فرمان منع حجاب را صادر نمود. در ايران نيز رضاخان در هفدهم دی ­ماه 1314 به صورت اسمي کشف حجاب را اجرا نمود.

پوشش و تغييرات تکاملي يا کم و کوتاه شدن و به تعبير ديگر تخفيف يافتن­هاي ناشي از تغييرات نگرشي يا برخاسته از هوس­گرايي، تنها يک پديدۀ مؤثر در حيات فردي انسان نيست که از اهميت چنداني برخوردار نباشد بلکه آثار و پيآمدهاي بس گسترده­تري در حوزۀ فرهنگي، اجتماعي دارد.

نبايد در برابر اين واقعيت چشم فرو ببنديم و با غفلت از کنار اين حقيقت بگذريم که انتخاب نوع، رنگ، کيفيت و چگونگي لباس، اگر چه نتيجه و برآيند انديشۀ آدمي است ولي بدون شک بر انديشه و تمايلات رواني و جهت­گيري­هاي فردي آدمي بلکه بر رشد، تعالي، تهذيب، پيشرفت و تکامل اجتماعي انسان از يک سو، يا انحطاط، سقوط و تباهي اجتماعي بشر از سوي ديگر تأثير مي­گذارد.

 
زنان ممتاز و نمونه:

از ديدگاه مکتب آسماني، جايگاه زن در مقايسه با مرد از نظر فضيلت و کرامت انساني (علم و تقوا) برابر است و در بعضي موارد از صلاحيت مضاعف و شايستگي بيشتری برخوردار است.

ـ خديجه کبری (سلام الله عليها) دختر خويلد ابن اسد و همسر پيامبر اسلام(ص):

خديجه زني پاکدامن و عفيف بودند، نخستين کسي که از زنان به پيامبر ايمان آورد، خديجه(س) بودند. از عايشه نقل شده که هر زمان رسول خدا(ص) مي ­خواستند از خانه بيرون بروند، نام خديجه را با عظمت مي­بردند و بر او ثنا و دعا مي ­نمودند.

ـ فاطمۀ زهرا(س) دختر محمد ابن عبدالله و خديجه کبری:

دربارۀ حضرت زهرا گفته­اند: فاطمه(س) «راز آفرينش زن» فاطمه(س) بزرگ­بانوي اسلام و سيدة النساء­العالمين است.

از ديدگاه فاطمۀ زهرا(س) زن در پوشش حجاب، چون گوهري در پوشش صدف است. او گوهري است گران­ بها و ارزشمند که نمي ­توان بر آن قيمتي نهاد.

زهرای اطهر(س) پاسخي براي چگونه زيستن، الگوی فضيلت و عفّت و جهاد، الگوی بانوی خداگونه، سرور زنان جهان و دخترشان زينب کبري(س) بانوي با فضيلت اسلام و تداوم­بخش نهضت عاشورا و پيامبر رسالت کربلا چون مادر اسوۀ صفات نمونه و الگوی صبر مقاومت و شکيبايي در راه خدا بودند.

ـ مريم دختر عمران مظهر ملکۀ عفاف:

مريم(س) پاک و خويشتن­دار و مظهر عفاف بودند در برابر غريزۀ جنسي و ملکۀ تقوا و پاکدامن بودند خدا از پاکي و صيانت نفس ايشان خبر داده است: "وَ مَريَمَ بِنتَ عِمرانَ الَّّتي اَحصََنَت فَرجَها..."[6] مريم(س) دختر عمران آنچنان دختر با ايماني بودند که خود را از گناه زنا محکم داشت و آزمايش خوبي داد، بر اثر تقوي و ايمان خالص، خداوند او را به مقام والايي رساند، چرا که از آلودگي به گناه خود را پاک نگاه داشت و در صفت پاکان و برگزيدگان قرار گرفت.

آسيه همسر فرعون، مادر موسي(ع)، ساره همسر ابراهيم خليل(ع)، هاجر، سوده همداني، دختر حرث ابن عبدالمطلب، سيده ماجده همسر فخرالدوله ديلمي و بسياري زنان ديگر از جمله زنان الگويي هستند که تا پاي جان از عقيدۀ خويش دفاع کردند.

 
منابع

ـ قرآن مجيد؛ ترجمۀ مهدي الهي قمشه­اي.

ـ نهج­البلاغه؛ فارسي و عربي ترجمۀ محمد دشتي؛ انتشارات اسوه؛ 1382ش.

ـ ثقة الاسلام کليني؛  اصول کافي؛ ترجمۀ سيدهاشم رسولي؛ دفتر نشر فرهنگ اهل بيت(ع).

ـ مطهري. مرتضي؛ مسئلۀ حجاب؛ انتشارات صدرا؛ 1386ش.

ـ قرائتي. محسن؛ تفسير سورۀ نور؛ مرکز فرهنگي درس­هايي از قرآن؛ 1375ش.

ـ محسني گرکاني. احمد؛ زيباترين الگوي پوشش در اسلام؛ دفتر نمايندۀ مقام معظّم رهبري در استان مرکزي و امام جمعۀ اراک؛ 1380ش.

ـ جوادي آملي. عبدالله؛ زن در آيينۀ جلال و جمال؛ مرکز نشر إسرا.

ـ شريفي. احمد حسين؛ آيين زندگي؛ نهاد نمايندگي مقام معظّم رهبري در دانشگاه­ها، مرکز برنامه­ريزي و تدوين متون درسي؛ 1386ش.

ـ محمدي آشتياني. علي؛ حجاب در اديان الهي، نشر ياقوت، 1378ش.

ـ کريمي­نيا. محمدعلي؛ حجاب دختران؛ انتشارات کوثر ادب؛ 1387ش.

ـ پورسيد آقايي. مسعود؛ حجاب ميوۀ شناخت؛ مؤسسۀ فرهنگي انتشارات حضور؛ 1380ش.

ـ مهدوي مهريزي؛ حجاب؛ مؤسسۀ فرهنگي دانش و انديشۀ معاصر؛ 1379ش.

ـ فرهنگ حجاب: بيم­ها و اميدها (نشست علمي)؛ دفتر مطالعاتي ديني زنان؛ مديريت پژوهش جامعة الزهرا(س)؛ 1379ش.

ـ محمدي­نيا؛ فلسفۀ چادر حجاب برتر؛ مقالۀ «پوشش برتر در اسلام کدام است؟ چرا؟»؛ مؤسسۀ فرهنگي پژوهشي حجاب و عفاف؛ 1386ش.

ـ حجاب؛ دانشگاه آزاد اسلامي واحد آشتيان؛ 1386ش.

پی ­نوشت 

 

1ـ سورۀ مبارکۀ ص؛ آيۀ شريفۀ 32.

2ـ نهج­البلاغه، نامۀ 53.

3ـ سورۀ مبارکۀ احزاب؛ آيۀ شريفۀ 53.

4ـ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 26.

حديث معراج، نقل از کتاب وسائل الشيعه، حرّ عاملي، ج14، ص156.

6ـ سورۀ مبارکۀ تحريم؛ آيۀ شريفۀ 12.

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست خود شناسی برای زندگی مشترک

 

با پاسخ دادن به اين پرسش ها، درخواهيد يافت كه اعتقادات و باورهای بنيادی تان در رابطه با يك ارتباط عميق و ريشه دار چيست. هنگام پاسخ دادن به اين پرسش ها، اولين فكری كه به ذهنتان می رسد، در نظر بگيريد و براساس آن به اين سؤالات پاسخ دهید :

1
ـ به نظر شما، بهترين شيوه براي اين كه اطمينان يابيد كه طرف مقابل تان كاملاً برازنده و مناسب حال شما است. چيست؟
الف ـ اين كه خواسته ها و سلايق تان در زندگي، عيناً مثل هم هستند.
ب ـ اين كه شما در اين ارتباط، هميشه شاد و راضي هستيد و هيچ اختلاف نظر و مشكلي بين تان وجود ندارد.
ج ـ اين كه به اتفاق هم با مشكلات مواجه مي شويد و مبارزه مي كنيد و روز به روز بيشتر به يكديگر نزديك مي شويد.
د ـ اين كه والدين و خانواده تان، او را تأييد مي كنند.
2
ـ به نظر شما. زوج ها از چه طريق قادرند به بهترين نحو، مشكلات و مسايل مهم زندگي مشتركشان را حل و برطرف كنند؟
الف ـ اين كه ابتدا مشخص كنند كه چه كسي در اشتباه است و حق با كدام يك است.
ب ـ حتي درصورتي ناراحتي و نارضايتي شديد، بايستي مدام و همواره در مورد آنها با يكديگر صحبت و تبادل نظر كنند.
ج ـ آنها را به حال خود رها كنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود يابد.
د ـ تمام حواس و توجه خود را روي آنها متمركز كنند و گوش دل و جان به حرف ها و پيشنهادهاي يكديگر بدهند.
3
ـ واژه ماه عسل دوره و مرحله اي از زندگي مشترك زوج ها محسوب مي شود كه:
الف ـ باعث مي شود اطمينان پيدا كنيم كه همسرمان كاملاً برازنده و مناسب حال ما است.
ب ـ فرصتي در اختيارمان قرار مي دهد تا دريابيم كه آينده زندگي مشتركمان به چه شكلي پيش خواهد رفت.
ج ـ تا حدي مسخره و بچه گانه است و نمي توانيم طي آن دوره زندگي طبيعي خودمان را ادامه دهيم.
د ـ اگر واقعاً همسرمان نيمه گمشده و برازنده ما باشد، اين دوره مي تواند تا ابد به همان شكل ادامه داشته باشد.
4
ـ درزندگي مشترك زوجها، ممكن است تفاوت ها، اختلاف نظرها و مشكلاتي قد علم كنند. اين ها:
الف ـ نمايانگر و علامتي دال بر اين حقيقت هستند كه لازم است تغيير و تحولاتي در همسرتان به وجود آوريد.
ب ـ دلايل و عللي هستند كه باعث مي شوند گذشت و سازش خود را به يكديگر نشان دهيد و در جهت بهبود ارتباطتان بيشتر بكوشيد.
ج ـ به منزله علايم هشدار دهنده ای هستند كه ثابت مي كنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نيست و به دردتان نمي خورد.
د ـ به منزله علايم و نشانه هايي هستند كه به ما مي گويند زمان آن فرا رسيده است كه چيزهايي جديدی ياد بگيريم و به مرحله رشد و شكوفايي دست پيدا كنيم.
5
ـ زوج هايی كه هميشه رضايت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادماني شان را با يكديگر تقسيم مي كنند با زوجهايی متفاوت هستند كه دائماً ابراز نارضايتي و ناراحتي مي كنند و دلشان با يكديگر نيست. به نظر شما، تفاوت اصلي آنها در چيست؟
الف ـ زوجهای گروه اول، هرگز عصباني نمي شوند، جروبحث به راه نمي اندازند و دعوا مرافعه نمي كنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ مي كنند و خويشتن دار هستند.
ب ـ زوجهای گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمي زنند و در واقع در زندگي شان، موش نمي دوانند.
ج ـ زوجهای گروه اول مسايل و مشكلات، تفاوت ها و اختلاف نظرهاي كمتری دارند، در نتيجه بيشتر فرصت پيدا مي كنند كه به يكديگر برسند و از زندگي شان لذت واقعي ببرند.
دـ زوج های گروه اول، براي حل و رفع مسايل و مشكلات موجود در زندگي مشتركشان، از ابزار، تجهيزات، شگرد ها، راهكارها و تدابير زيركانه تر و بهتری برخوردارند.

 

 

*****

 

 

نتيجه آزمون
سؤال 1: الف 3 امتياز، ب 2 امتياز، ج 4 امتياز و د 1 امتياز
سؤال 2: الف 3 امتياز، ب 2 امتياز، ج 1 امتياز و د 4 امتياز
سؤال 3: الف 2 امتياز، ب 4 امتياز، ج 1 امتياز و د 3 امتياز
سؤال 4: الف 2 امتياز، ب 3 امتياز، ج 1 امتياز و د 4 امتياز
سؤال 5: الف 2امتياز، ب 3 امتياز، ج 1 امتياز و د 4 امتياز

اگر امتيازتان بين 17 تا 20 است: به شما تبريك مي گوييم! شما به خوبي از نقاط ضعف و قوت شخصيت خودتان آگاهيد و معنا و مفهم واقعي زندگي مشترك و همسرداري را كاملاً و به خوبي درك كرده ايد. شما مي دانيد كه هر ارتباط مشتركي، از فراز و نشيب های خاصي برخوردار است و قادريد خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار كنيد و مشكلات و موانع را از سر راه برداريد. در هنگام مواجهه با يك اختلاف نظر يا اختلاف سليقه با همسرتان، ابتدا خود را به جاي او مي گذاريد و از دريچه ديد او به مسايل مي نگريد، اشتباهات خود را به راحتي مي پذيريد و در صورت لزوم حاضريد مصالحه و گذشت كنيد. قطعاً با اين روحيه ايثار و همدلي كه شما داريد، حتي قادريد كوه را از جاي خود بلند كنيد و از يك زندگي مشترك پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشيد.

اگر امتيازتان بين 13 تا 16 است: شما از روحيه اي فداكار و ايثارگر برخورداريد، ولي مايليد همسرتان نيز، به موقع، شما را درك كند و از خودگذشتگي نشان دهد. ممكن است، در هنگام مواجهه با مشكلات، ابتدا، كمي خودتان را ببازيد و دچار حالت سردرگمي و بلاتكليفي شويد، ولي خيلي زود به خودتان مي آييد و اوضاع را به بهترين نحو، سروسامان مي دهيد. متأسفانه، در هنگام پذيرفتن اشتباهات و خطاهايتان، كمي سرسخت و لجوجانه عمل مي كنيد، ولي با كمي تأمل و سبك و سنگين كردن جوانب امر، قادريد به راهكارهايي مناسب دست يابيد و بر موانع و مشكلات فايق آييد.

اگر امتيازتان بين 9 تا 12 است: شما فردي سرسخت و خود رأي هستيد و بر اعتقادات و باورهاي ريشه دار و عميق تان به شدت اصرار مي ورزيد و مايليد آنها را در زندگي مشتركتان اعمال كنيد. اين به شرطي خوب است كه ابتدا، بتوانيد به تفاهمي با همسرتان در اين زمينه، دست يابيد و بعد از گذشت چند سال از زندگي مشتركتان و شناخت هر چه بيشتر با يكديگر، با هم فكري همسرتان آنها را با در نظر گرفتن وضعيت ارتباطتتان، به كار گيريد. متأسفانه در هنگام مواجهه با مشكلات و موانع، به سرعت دست و پايتان را گم مي كنيد و قادر نيستيد بدون گرفتن كمك فكري از اطرافيانتان به رفع و حل آنها بپردازيد.
بهتر است در اين طور مواقع، ابتدا به غور و بررسي پيرامون مشكل پيش آمده بپردازيد و با گرفتن كمك فكري و معنوي از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافيان، مشكلات را حل كنيد.

اگر امتيازتان بين 5 تا 8 است: ابتدا بايد به اين سؤال پاسخ دهيد: آيا معنا و مفهوم واقعي زندگي مشترك و ارتباط دوجانبه را به درستي درك كرده ايد؟ اگر پاسخ تان به اين سؤال منفي است (كه حتماً همين طور است، چون امتيازات شما نمايانگر آن است) قبل از تصميم گيري براي ازدواج، بايستي به زندگي مشترك آرام و پر از تفاهم زوج هاي اطرافتان دقيق شويد و راهكارهاي مدبرانه آنها را فرا بگيريد. متأسفانه، از قدرت تصميم گيري بالايي برخوردار نيستيد و حرفهاي ديگران به سرعت و به سهولت رويتان اثر مي كنند، بدون اين كه پيرامون آنها بينديشيد و بعد از كمي جرح و تعديل در آنها، اقدام كنيد. زندگي مشترك به سان خياباني دو طرفه است كه بايد حق و حقوق طرفين در آن، به طور يكسان و مساوي رعايت شود، وگرنه مشكلات و موانعي بر سر راهتان قد علم مي كنند كه حل و رفع آنها غير ممكن است.

 

 متبع : Takbarg.ir

 

 

  عبادت      
و بندگی    

 

نمـاز و نيـاز (1)

 

 

معنای صلوة

 

نماز چیست و چه نیازی آنرا پدید می آورد؟ این نجوای نهان و آشکار که از نهاد دل آدمی در عالم سرمیزند، این ندائی که صبح و شام از عبادتگاههای گسترده در پهنه زمین شنیده میشود از کجا سرچشمه میگیرد و چه مقصد و مقصودی را می پوید؟ این که گفته اند؛ نماز معراج مومن است (۱)، ستون نگهدارنده دین است (۲)، وسیله تقرب هر پرهیزکاری به خداست (۳)، شرط قبولی بقیه کارهاست (۴) و ... آیا همین نمازهای یومیه پنجگانه ماست؟ آیا همین ۱۷ رکعت هاست؟! با همین دولا راست شدن ها؟! این که علی (ع) فرمود: جز رسول خدا کسی بر من در نماز پیشی نگرفت (۵) آیا مقصودش سبقت در تعداد رکعات و طول ساعات صلات بود، یا کلام او جان و جوهر دیگری داشت؟! 

ما صلات (نماز) را بعنوان عملی که آدمیان انجام میدهند می شناسیم، اما در قران آمده است که همه موجودات آسمانها و زمین و از جمله پرندگان بال گسترده در سینه آسمان صلات و تسبیح خود را میدانند!!(۶)

به راستی صلات چگونه کاری است که همه موجودات با آن آشنایند؟

معنای صلات در قرآن "رویکرد" است، یعنی روی آوردن و توجه کردن به چیزی یا به کسی که به آن علاقه وعقیده پیدا کرده ایم. واژه مخالف آن "تولی" است که معنای رویگرداندن، پشت کردن و بی اعتنایی نشان دادن دارد (۷).

با این توجیه، "صلات ِ" همه موجودات، همان خودآگاهی آنان در پیروی از قوانین حاکم بر هستی و هدایت غریزی شان بسوی کاری است که برای آن آفریده شده اند و "تسبیح " آنان، کار مفیدی است که در مدار سازنده و مثبت خود بجای می آورند.

اما صلات ِ (نماز) آگاهانه و با اختیار و علاقه آدمی، اقبال و روی آوردنی است به آفریدگار جهان با پشت کردن به هوای نفس و تحریکات شیطانی و جاذبه های فریبنده دنیائی، برای ایفای نقشی که در این جهان به عهده او گذاشته شده است.

ما (فارسی زبانها) می پنداریم نماز خواندنی است! می پرسیم آیا نمازت را خوانده ای؟! اما "صلات" خواندنی نیست و هرگز، حتی یکبار هم، در قرآن گفته نشده است: "نماز بخوانید"! ...(۸) بلکه "نماز را بپا دارید"، بپاداشتن، یعنی جدی گرفتن و اهمیت دادن ، شما اگر چیز با ارزشی را روی زمین افتاده ببینید، آنرا برمیدارید و در بلندی قرار میدهید تا ضایع و خراب نشود. ارتباط با آفریدگار را نیز باید بلند کرد و بپاداشت. اگر به این ارتباط اهمیت میدهیم چگونه میتوانیم آنرا سرسری بگیریم و سهل انگاری کنیم؟ 

بپاداشتن نماز، در اصطلاح قرآنی "اقامه صلوة" است که ۴۷ بار این ترکیب تکرار شده است. بپاداشتن (اقامه) فقط برای نماز نیست، این اصطلاح برای امور دیگری نیز بکار رفته است، مثل: "اقامه قسط" (عدالت اقتصادی)، "اقامه شهادت" (گواهی دادن بنفع صاحبان حق)، "اقامه وزن" (میزان و انصاف را در معاملات رعایت کردن) و "اقامه وجوه" (جدی گرفتن توجه به آرمانهای بزرگ) و ... بطور خلاصه بها قائل شدن، جدی تلقی کردن و تلاش مسئولانه در هر کار را "اقامه" آن کار میگویند.

حضرت ابراهیم (ع) خانه کعبه را بنا میکند تا بندگان "رویکرد به خدا" (نه خودخواهی) را بپادارند (ربنا لیقیموا الصلوة)، آنگاه دعا میکند: "پروردگارا مرا و فرزندانم را از بپای دارندگان صلات (رویکرد به خالق) قرار ده" (۹).

حال که معلوم شد معنای ریشه ای صلات، "رویکرد" است؛ می توانیم بگوئیم رویکرد دوگونه است، یا دوجهت دارد؛ رویکرد از پائین به بالا، و رویکرد از بالا به پائین. رویکرد از پائین به بالا همان نمازها و دعاهای ماست که عروج آدمی محسوب میشود، اما رویکرد از بالا به پائین، عنایت و عطف توجه ربوبی بشکل مغفرت و رحمت است. پس خدا هم اهل صلات است و بما رویکرد دارد، یعنی رخ نشان میدهد، جلوه می کند و دلربائی مینماید. خدا همچون معشوقی است که با نظر انداختن بسوی عاشق، او را شیفته و بیقرار میکند. اما بیقراری که بر خلاف عشق های دنیائی، آدمی را از تاریکی های خودشیفتگی، به نور خداپرستی و غرقه شدن در صفات نورانی او رهنمون میگردد. نگاه کنید:

" او کسی است که بر شما توجه و عنایت (صلات) دارد- و فرشتگان او نیز- تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنی برآورد.

و خدا نسبت به باورمندان همواره مهربان است " (۱۰)

این دوگانگی رویکرد، که هم از بالا به پائین یکسره در جریان است و هم از پائین به بالا، گهگاهی و از کسانی سر میزند، حالت سومی هم دارد که رویکرد هر دو طرف به شخصی در میانه و وسط است؟! شاید تعجب کنید، اما خداوند در قرآن حکیم اش دقیقا همین حالت را بیان کرده است!

 

"بی گمان خدا و فرشتگانش به پیامبر روی می آورند، ای کسانیکه ایمان آورده اید شما نیز به او روی آورید و تسلیم کامل باشید" (۱۱)

 

جمله فوق ترجمه همان آیه بسیار معروفی است که معمولا مسلمانها پس از شنیدن نام پیامبر به عنوان صلوات ادا میکنند:

ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما

رویکرد خدا و فرشتگان به رسول، همان مکانیسم مغفرت و رحمت است، و رویکرد مومنین، الگو گرفتن از او و پیروی سنت اش میباشد. در واقع اگر خدا را مدیر مدرسه هستی، فرشتگان را معلمین و پیامبر را شاگرد اول مدرسه فرض کنیم، مفهوم آیه فوق این است که وقتی آفریدگار عالم و نیروهای کارگزار جهان چنان انسانی را به عنوان اسوه و الگو پسندیده و پاک گردانیده اند، مسلمانان نیز شایسته است به او روی آورند و از او سر مشق و الهام بگیرند. اما متاسفانه به دلیل بی خبری غالب مردم از معنا و مفهوم آیه فوق، بمحض آنکه نام پیامبر برده میشود، مومنین میگویند:

" اللهم صل علی محمد و آل محمد "  یعنی خدایا بر محمد و آل محمد درود بفرست! در حالیکه آیه مذکور می گوید :

" خدا و فرشتگان صلوات میفرستند، شما ای مومنین نیز چنین کنید "!! ... یعنی به او روی آورید و از او پیروی کنید

( نه آنکه لفظی را تکرار نمائید و از خدا بخواهید بر او روی آورد ). 

و بلاخره چهارمین حالتِ صلوة، رویکردِ شخصی میانه (یعنی پیامبر) به بالاتر یا پائین تر از خود (خدا یا مردم) است. رویکرد پیامبر به پروردگار، با توجه به نمازهای طولانی آن حضرت بدیهی است، اما رویکرد (توجه) او را به مومنین،

آیه ١٠٣ سوره توبه نشان داده است، رویکرد و توجهی که توام با تشویق و تائید و تقویت روحیه است:

خذ من اموالهم صدقةً تطهرهم و تزکیهم بها و صلّ علیهم ِانّ َصلاََََََََََتک سکنٌ لهم و الله سمیع علیم. 

ازاموالشان صدقه ای که بدان وسیله آنان را پاک می سازی، بگیر و به آنها توجه کن، که توجه تو مایه آرامش آنهاست و خدا شنوائی داناست

با توضیحات فوق به نظر میرسد روشن شده باشد که واژهای صلاة، صلوات و مصلی که همگی همریشه اند، نوعی رویکرد و عطف توجه را بیان میکنند. رویکردی که باید آنرا "اقامه" کرد، برپاداشت و برافراشته کرد. "اقامه صلوة" یک بعد مسئله را نشان میدهد که همان اهمیت دادن به ارتباط با خدا و جدی تلقی کردن آن است. اما مسئله با موضوع "اقامه" تمام نمیشود. ارتباط انسان با خدا ابعاد دیگری نیز دارد که باید آنها را هم شناخت.

 

 

موسی و ماموریت "صلوة"!؟

 

می دانیم هر عملی را عکس العملی و هر کنشی را واکنشی است، در اینصورت بازتاب دل آدمی در برابر تابش نور حقیقت چگونه است؟

تنها پروانه نیست که به دور شمع می گردد؛ هر آنکه در سرما و تاریکی باشد، هر گاه ناری و نوری احساس کند، پروانه وار بسوی آن پناه می برد، هر چند همه ما چنین حساسیتی را در برابر سرما و تاریکی های طبیعت ِ مادی داریم، اما کم اند کسانیکه در برابر تاریکی های معنوی و سردی و انجماد دل نیز حساس و هوشمنداند. 

حضرت موسی (ع) در شبی سخت سرد و تاریک، همراه همسرش در صحرای سینا سرگردان بود، به هر سو روان می شدند، راهی نمی یافتند، سوز و سرما امان نمی داد و ظلمت شب همه جا را پوشانده بود، عبور از بیابانی چنین هولناک برای یک مرد ِ تنها بیم آور است، اینک او باید همسر و فرزندانش (۱۲) را نیز از چنین مهلکه ای بگذراند! حمایت همسرانه و حفاظت پدرانه، پریشانی او را پراکنده تر کرده بود ... 

صحنه فوق، تصویری است که سوره "طه" از گام های موسی بسوی گرما و نور برای ما به نمایش گذاشته است (۱۳) تا در قالب تمثیل و تشبیه، به گرما و نور دیگری ورای این ظواهر پی ببریم. در واقع این تصویر و تجسیم ها، ابزاری برای درک حقایق غیر محسوس و غیر ملموس هستند.

"ناگهان در تاریکی صحرا، موسی آتشی را می بیند! به خانواده اش می گوید: اندکی مکث کنید که من آتشی را احساس کردم! شاید (بتوانم) شعله ای از آن (برای گرم شدن) برایتان بیاورم یا در پرتو آتش راهی بیابم" (۱۴)

از آیه فوق چنین فهمیده می شود که چنان نور و حرارتی را فقط موسی دید و گرمای آنرا احساس کرد و اگر وضعیتی عادی داشت، دیگران نیز آنرا احساس میکردند! (۱۵) دیگر اینکه موسی دو خواسته داشت؛ گرم کردن اهلش و راه یافتن

(به مقصد).

آیات بعدی، فرا خوانده شدن موسی را به وادی مقدس "طـُوی" و گزینش او را برای رسالتی سترگ نشان می دهد، اما آنچه مورد نظر ما از طرح این قصه است، سخنی است که خداوند در معرفی خود و انتظاری که از موسی دارد بیان می کند:

 اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری

(این) منم، من، (همان) خدائی که جز من خدائی نیست، پس مرا عبادت کن (وجودت را هموار و پذیرای حق کن) و نماز را به یاد من بپادار! 

همانطور که ملاحظه می کنید، اولین نتیجه ای که از شناخت خدا حاصل می شود و اولین واکنش و عکس العمل آگاهانه دلی که در پرتو انوار حق قرار می گیرد، عبادت خدا، یعنی طالب و تشنه نور و گیرنده گرمای حق بودن، و برپایی "صلوة" یعنی رو آوردن به منبع نور و گرماست. اولی علامتِ "ایمان" است، یعنی باور کردن منبع نور و انرژی و عشق و انگیزهِ نزدیک شدن به آن، و دومی، "صلوة" است، یعنی "روی آوردن" به آن، روی دل را متوجه او ساختن و رفتن پروانه وار بر گردِ شمع عالم هستی. 

اگر معنای "صلوة"، آنطور که به مردم گفته شده، همین نماز، با آداب و تشریفاتش باشد، آیا فراخواندن حضرت موسی در کوه طور، با آنهمه زمینه سازی و مقدمات، قول و قراری برای انجام این "قالب" عبادی بوده است؟ که بعید بنظر می رسد، موسی با آن سوابق درخشانش ناآشنا به نماز بوده باشد!... پس چه تکلیفی به آنحضرت توصیه شده است و معنی عمیق تر صلوة چیست؟

همانطور که ذکر شد، جان ِ کلام و جوهر معنائی "صلوة" "روی آوردن و توجه کردن بخدا" است، در روزگاری که همه رویکردها بسوی فرعون بود، همه پیرو منویات ملوکانه او بودند و یاد و نام او در هر کوی و برزنی برده می شد، آیا معرفی خداوند خودش را به صفت یکتائی (توحید) و توصیه موسی (ع) به برپائی صلوة برای (احیای) یاد خدا، همان ماموریت اصلی او برای نجات بنی اسرائیل از ننگ و نکبت اسارت ِ در نظام فرعونی نبوده است؟! و در اینصورت "صلوة" مفهمومی فراگیر بر همه حق طلبی ها، عدالت خواهی ها و خداجوئیهای خالص دارد!... بار دیگر به سروش خداوند به حضرت موسی که پیامی به همه انسانهاست، نگاه کنید:

اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری

اقامه "صلوة" برای (احیاء) "ذکر" خدا، ابعادی گسترده تر از عبادت فردی دارد، این ماموریتی عظیم و اجتماعی است که

با زدودن ذکر ِ ظالمان ِ زور مدار، زرپرستان دنیاطلب و تزویر گران زهد فروش، یعنی همان تثلیث تاریخی ِ هامان،

قارون و فرعون تحقق می یابد! و بهمین دلیل است که حضرت موسی، همکاری برادرش هارون را برای چنین مقابله ای که در فرهنگ قرآن "تسبیح و ذکر" نامیده شده است، از خداوند طلب می کند:

... واجعل لی وزیراً من اهلی، هارون اخی، اشدد به ازری، واشرکه فی امری، کی نسبحک کثیراً و نذکرک کثیراً

(طه ٢٩ تا ٣٣)

"خداوندا، یاوری از کسانم برای من قرار ده، برادرم هارون را؛ پشتم را به (کمک) او استوار دار، و او را در امر (رسالت) شریک گردان تا تو را فراوان "تسبیح" کنیم و "ذکر" بسیار نمائیم."

شگفت اینکه موضوع "صلوة" در رسالت حضرت عیسی هم نقشی کلیدی ایفا کرده است. آیا هرگز به این نکته توجه کرده اید که اولین سخن حضرت عیسی در گهواره، پس از معرفی خود و اعلام نبوتش ابلاغ این پیام پروردگار بود که:

... و اوصانی بالصلوة و الزکوة ما دمت حیاً (مریم ۳١)

"مرا مادام العمر به صلوة و زکوة توصیه کرده است"

 موضوع پی آمدن "صلوة" بعد از ایمان وناشی شدن نماز از مشاهده نور حق را در آیات فراوانی میتوان دید که تجربه موسی (ع) و عیسی (ع) یکی از آنها بود. به تعبیر قرآن کسی رستگار می شود که:

١- رب خویش یاد کند

۲- در نتیجه آن یاد کردن، صلوة را بجا آورد

قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی

 

--------------------------------------------------------------------------------

١- الصلوة معراج المومن (حدیث نبوی)

۲- الله الله فی الصلوة فانها عمود دینکم (وصایای حضرت علی در نامه ۴۷نهج البلاغه)

۳- نهچ البلاغه حکمت ۱۳۶ – الصلوة قربان کل تقی.

٤- حدیث معروف (...ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها)

۵- نهج البلاغه خطبه ١٣١

۶- سوره نور آیه ۴۱ "آیا توجه نکرده ای هر آنکه در آسمانها و زمین است و (از جمله) پرندگان بال گشوده

(در سینه آسمان، با تبعیت گریز ناپذیر خود از قوانین عمومی جهان) خدای را تقدیس میکنند؟

هر یک صلات و تسبیح خود را میدانند و خدا به آنچه میکنند داناست" 

۷- نگاه کنید به آیه ٣١ سوره قیامة که این دو واژه را در مقابل هم قرار داده است: فلا صدق و لاصلی ولکن کذب و تولی

۸- از۶۷ باری که کلمه "صلوة" در قرآن به کار رفته است ۴۷ بار آن کلمه صلوة با کلمه "اقامه" (برپاداشتن) آمده است.

۹- ابراهیم ۴۰ – رب اجعل لی مقیم الصلوة و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء

۱۰- احزاب ۴۳ – هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان بالمومنین رحیما  

۱۱- سوره احزاب آیه ۵۶

۱۲- قرآن در این سیر شبانه از "اهل" موسی نام برده است و اهل به همسر و فرزندان گفته می شود، هر چند همفکران را هم در مواردی شامل می شود. بنظر می رسد تعداد اهل موسی بیش از دو نفر بوده است. چرا که اگر دو نفر (همسر و یک فرزند) بود ضمیر تثنیه بکار می برد نه جمع (امکثا به جای امکثوا)

۱۳- آیات ٩ تا ۷

۱۴- آیه ١٠– اذا رءَ ا نارا ً فقال لاهله امکثوا انی انست ُ نارا ً لعلی اتیکم منها بقبس ٍ او اجد علی النار هدی

 

۱۵- این نکته قابل توجهی است که چگونه فقط حضرت موسی آن نور و نار را دید و احساس کرد؟ از اشارات آیه ۵۲ سوره مریم می فهمیم که حضرت موسی در آن شب تیره و تار، چشم بصیرتش نور دیگری می جست و در آن سرمای جانسوز، دلش گرمای دیگری طلب می کرد.

نگاه کنید: "ما او را از کناره خجسته کوه طور فراخواندیم و در حال نجوا، نزدیک اش کردیم (ونادیناه من جانب الطور الایمن و قربناه نجیا)"

نجوای نهان موسی و خدا جوئیهای خالصانه او در بیابان برهوت زندگی و نداهای نجات طلبی او از شر شیطان و هواهای نفس بود که اجابت رب را برانگیخت و اعجابی آفرید، هر چند این حقایق در قالب قصه سیری شبانه سروده شده است.

به قول مولوی (دفتر ششم ابیات ۲۳۲۰ به بعد):

 

موسی آن را نار دید و نور بود                زنگییی دیدیم شب را، حور بود

 بعد از این ما دیده خواهیم از تو بس            تا نپوشد بحر را خاشاک و خس

  

در حقیقت میان حواس ظاهری ما و حواس باطنی، پرده ای است که اگر آنرا کنار بزنیم، در ورای آن واقعیت های بسیاری پنهان است. مولوی در فراز دیگری چشمِِ حس را به اسبی تشبیه می کند که نورِ حق باید بر آن سوار باشد وگرنه ره بجائی نمی برد.

می گوید؛ اسبِ جان را باید از خوی بد ادب کرد وگرنه همواره هوس گیاه و چرا خواهد داشت ولی اگر نورِ حق بر نورِ حس سوار شد، سوی حق اش می برد.

 

سوی حسی رو که نورش راکب است             حس را آن نور نیکو صاحب است

نورِ حس را نورِ حق تزئین ُبود                           معنی نورٌ علی نور این ُبود

نور ِحسی می کشد سوی َثری                           نور حقش می برد سوی ُعلی

زآنکه محسوسات دونتر عالمی است             نور ِ حق دریا و حس چون شبنمی

لیــک پیدا نیست آن راکب بر او                        جز به آثار و به گفتـــار نکو

 

منبع : www.eholyquran.com

 

لينکهای    
 هفته      

 

ویژه نامه ولادت حضرت معصومه ( س )

 

دیوان خواجه حافظ شیرازی

 

تالار گفتگوی ایرانیان گیاهخوار

 

فصلنامه مديريت دانش سازمانی

 

وب سایت کانون اسلامی انصار

 

آموزش رایگان مکالمه زبان انگلیسی