مجله شماره هشتاد و پنجم  

شنبه 29 آبان 1389 13 ذیحجه 1431 20 نوامبر 2010  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا 45 مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً 46 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً 47 إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا 48 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً 49 انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا 50 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً 51

ترجمه فارسی مکارم

خدا به دشمنان شما آگاهتر است; (ولى آنها زيانى به شما نمى ‏رسانند) و كافى است كه خدا ولى شما باشد; و كافى است كه خدا ياور شما باشد 45 بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مى ‏كنند; و (به جاى اينكه بگويند: شنيديم و اطاعت كرديم‏)، مى‏ گويند: شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز مى ‏گويند:) بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مى‏ گويند:) راعنا ( ما را تحميق كن! ) تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند ولى اگر آنها (به جاى اين همه لجاجت) تند: شنيديم و اطاعت كرديم; و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم) ، براى آنان بهتر،و با واقعيت سازگارتر بود ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است; از اين رو جز عده كمى ايمان نمى ‏آورند 46 اى كسانى كه كتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پيامبر خود) نازل كرديم -و هماهنگ با نشانه‏ هايى است كه با شماست- ايمان بياوريد، پيش از آنكه صورتهايى را محو كنيم، سپس به پشت سر بازگردانيم، يا آنها را از رحمت خود دور سازيم، همان گونه كه اصحاب سبت‏ ( گروهى از تبهكاران بنى اسرائيل) را دور ساختيم; و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنى است! 47 خداوند (هرگز) شرك را نمى ‏بخشد! و پايين‏ تر از آن را براى هر كس (بخواهد و شايسته بداند) مى ‏بخشد و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است 48 آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى‏ كنند؟! (اين خود ستايي ها، بى ‏ارزش است;) بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستايش مى‏ كند; و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد 49 ببين چگونه بر خدا دروغ مى‏ بندند! و همين گناه آشكار، (براى مجازات آنان) كافى است 50 آيا نديدى كسانى را كه بهره ‏اى از كتاب (خدا) به آنان داده شده، (با اين حال)، به جبت‏ و س‏خ‏للّه طاغوت‏ ( بت و بت‏ پرستان) ايمان مى ‏آورند، و درباره كافران مى ‏گويند: آنها، از كسانى كه ايمان آورده ‏اند، هدايت يافته ‏ترند؟! 51

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین  

 

 

قطره های لحظه ها و ثانیه ها به جویبار دقایق می ریزند و جویبار دقایق، رودبار ساعت ها را در بستر روزها جاری می سازند و حجم سپید روزها در قامت رسای هفته ها ، ماه ها و سال ها بر صدر تقویم زمان می نشینند وعبورعریان عمر ما را رقم می زنند.

...و ما اگر با تكیه بر توان مدیریتی خود نتوانیم بر دهان توسن تندتاز زمان لگام بزنیم، هر آینه مقهور زمان و محكوم زمین خواهیم شد. این سرنوشت محتوم ماست ، اگر دیر ایستیم و دور بایستیم!

ما هر هفته این پنجره را می گشاییم و دیده به دیدار دوستان باز می كنیم تا آموزه های مدیریت را به گفت و گو ، و نیل به اهداف را به تكاپو بنشینیم

ما این هفته را در حالی آغاز می كنیم كه حج گزاران عارف در میقات اخلاص لباس وابستگی را از تن كنده و احرام وارستگی را به بر كرده اند. در زمزم شوق وضو ساخته و در آذر آرزو گداخته اند.مروه معرفت را با سعی و همت از جفای جان پیراسته و به صفای جانان آراسته اند. از قصور خود ناخرسندند و به تقصیر خود پای بند. در وقوف ، واقف می شوند و در عرفات، عارف. در مشعر ، شعور را تكریم كرده اند و شعائر را تعظیم. در قربانگاه نیاز ، حرص و آز را سر بریده اند و با طواف همیشگی در حریم یار، كعبه جانان در بر گرفته اند.

در این سفر روحانی با رسول خدا(ص) همسفر می شویم و در كرانه های غدیر  فرود می آییم و پر و بال جان را  در زلال غدیر جانان می شوییم و با گوش دل ، سخن پیام آور فضایل را می نیوشیم.

من كنت مولاه فهذا علی مولاه  (قلب خطبه غدیر)

 هركه من مولای اویم پس علی مولای اوست  

اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه وانصر من نصره ، واخذل من خذله 

روز هجدهم ذی الحجه روزی است که هستی تمامیت خود را به غدیر بخشید.

 

عید سعید قربان و روز اکمال دین و اتمام نعمت  و عید امامت و ولایت بر دلدادگان آسمان هدایت و شیعیان رهرو امامت مبارک باد.

                                   

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

ولادت حضرت امام علی التقی (هادی) (ع)

دوشنبه

1 آذر 1389

15 ذی‌حجه 1431

23.Nov. 2010

 

حدیث

امام هادی(ع) می‌فرماید:

حسرت‌های كوتاهی كردن‌ها را به یادآور تا آیین دوراندیشی را به كار گیری. (تحف‌العقول، ص 362)

 

نیک ‌تر از نیك، انجام‌دهنده كار نیك است و زیباتر از زیبایی، گوینده كلام زیباست و بهتر از دانش، دارنده دانش است و بدتر از بدی، انجام‌دهنده كار بد است. (همان، ص 362) 

بردباری، آن است كه خویشتن ‌دار باشی و با وجود داشتن قدرت، خشمت را فرو خوری. (باقر شریف قرشی، تحلیلی از زندگانی امام هادی(ع)، ص 233) 

بدترین بلایا، بدخلقی است. (همان)

دوراندیشی، آن است كه فرصت را غنیمت شمری و هر چه زودتر، از فرصت استفاده كنی. (همان) 

مسخره كردن دیگران، خوش‌منشی نادانان و وصف بی‌خردان است. (شیخ عباس قمی، مننتهی الآمال، ص 997) 

خودپسندی مانع از كسب دانش است و آدمی را در حال نادانی، به خود بزرگ‌بینی می‌خواند. (منتهی الآمال، ص 994) 

آدم نادان، اسیر زبانش است. (تحلیلی از زندگانی امام هادی(ع))

كفران نعمت‌ها، نشانه ناسپاسی و نارضایتی و باعث از دست رفتن آنهاست. (همان، صص 233 ـ 248)

حكمت، در نهادهای فاسد اثر نمی‌‌كند. (منتهی الآمال، ص 997)

مردم در دنیا با اموال سروكار دارند و در آخرت با اعمال. (الدّر الباهره، ص 41) 

هر كه بذر خوبی بكارد، شادمانی درو می‌كند و هر كه تخم بدی بیفشاند، پشیمانی درو می‌كند. (علامه محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 373) 

مؤمن نیازمند توفیق از جانب خداوند و اندرزدادن به خویش و پذیرش اندرز از كسی است كه پندش می‌دهد. (تحف العقول، ص 457) 

آن‌كس كه از من و پدرم برتر بود (پیامبر خدا(ص))، با بیل زدن در زمین خود روزگار می‌گذراند؛ كشاورزی و كار كردن، از جمله صفات فرستادگان و جانشینان الهی است. (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 216)        

 

در یك نگاه  (نک: عقیقی بخشایشی، زندگی پیشوای دهم امام هادی(ع)، ص 14)

نام: علی

لقب معروف: هادی، نقی.

پدر و مادر: حضرت جواد(ع) و سمانه.

زمان و مكان تولد: 15 ذی‌الحجه 212 هـ . ق در روستای صریا، نزدیك مدینه.

زمان و مكان شهادت: سوم رجب 254 هـ .ق در 41 سالگی در شهر سامرا بر اثر زهری كه با دسیسه معتزّ (سیزدهمین خلیفه عباسی) به وسیله معتمد عباسی به آن حضرت خورانده شد.

مرقد مطهر: شهر سامرا در عراق.

دوران زندگی: در سه بخش:

1. دوران قبل از امامت (8 سال)؛

2. دوران امامت در زمان خلفای قبل از متوكل (دوازده سال) (از سال 220 تا 232 هـ . ق)؛

3. دوران امامت در سخت‌ترین شرایط، در زمان خلافت استبدادی 15 ساله متوكل (دهمین خلیفه عباسی) و سپس خلفای پس از وی كه عبارت بودند از: منتصر، المستعین و المعتزّ.

آن حضرت حدود 33 سال امامت مردم را بر عهده داشت.

 

میلاد فرخنده

امام هادی(ع) سحرگاه روز پانزدهم ذی‌الحجه 212 هـ . ق در محله‌ای به نام صریا در اطراف مدینه، قدم به عرصه گیتی نهاد تا وجود تابناكش روشنی‌بخش تاریكی‌های جهل و بی‌ایمانی شود؛ نوزادی كه در آینده‌ای نه چندان دور مایه سربلندی و افتخار اسلام شد. میلاد با سعادتش بر همگان مبارك باد.

 

مادر امام هادی(ع)

امام هادی(ع) فرزند اول امام جواد(ع) است. مادر عزیز و مهربان او، سمانه نام داشت. وی از شاهزادگان رومی بود كه به اسارت لشكر مسلمانان درآمد و به عنوان ام ولد آزاد شد1 و افتخار همسری امام نهم را پیدا كرد. ایشان از بانوان صالح و درستكار و پاك‌دامن روزگار بود و به سبب آگاهی از مقام ولایت، از پشتیبانان سرسخت امامت و خلافت الهی به شمار می‌رفت. قدر و منزلت این بانوی گرامی بدان پایه بود كه امام هادی(ع) درباره‌اش فرمود:

مادرم عارف به حق من و اهل بهشت است. شیطان سركش به او نزدیك نمی‌شود. خداوند حافظ و نگهبان اوست و او در زمره مادران صدیق و صالحان قرار دارد. (دلائل الامامة، ص 216)

 

فضایل اخلاقی امام هادی(ع)

امام هادی(ع) همچون پدران نیكش، از پیشتازان دانش و تقوا و كمال بود و وجودش مظهر فضایل اخلاقی و كمالات نفسانی و الگوی حق‌جویان و ستم‌ستیزان بود. ابوعبدالله جنیدی در وصف آن حضرت می‌گوید: سوگند به خدا، او بهترینِ مردمِ روی زمین و برترینِ آفریده‌های الهی است. (مآثر الکبراء، ج 3، ص 96.)

 

عبادت امام هادی(ع)

پیشوایان معصوم(ع)، در بالاترین درجه مقام شناخت حق تعالی قرار داشتند و همین درك و بینش، آنان را به ارتباط و انس همیشگی با خدا وا می‌داشت. امام‌هادی(ع) هر شب با خشوع و خضوع، به ركوع و سجود می‌پرداخت و پیوسته تكرار می‌كرد:

بارالها! گنه‌كاری بر تو وارد شده و تهی‌دستی به تو روی آورده است؛ تلاشش را بی‌نتیجه مگردان و او را مورد عنایت و رحمت خویش قرار ده و از لغزش او درگذر. (علی محمد علی دخیل، ائمتنا، ص 257)

 

او آرام زیر لب قرآن زمزمه می‌كرد و با صوتی محزون، آیاتش را می‌خواند. گاه بر ریگ و خاك می‌نشست. نیمه شب‌ها مشغول استغفار می‌شد و شب‌ها را به شب زنده‌داری می‌گذراند. (همان، ص 21)

 

ساده زیستی

از دیگر ویژگی‌های برجسته اخلاقی امام هادی(ع)، ساده زیستی و دوری از دلبستگی به دنیا بود. نقل شده است ایشان از دنیا چیزی در بساط زندگی نداشت. بنده‌ای وارسته از دنیا بود. در آن شبی كه به خانه ایشان هجوم آوردند، امام هادی(ع) با پشمینه‌ای كه همیشه بر تن داشت و خانه‌ای كه در آن هیچ اسباب چشم‌گیری دیده نمی‌شد، تنها بود. كف خانه‌اش خاك‌پوش بود و بر سجاده حصیری خود می‌نشست و كلاهی پشمین بر سر داشت و با پروردگارش مشغول عبادت و نیایش بود. (نک: اصول کافی، ج 1، ص 502؛ بحارالانوار، ج 50، ص 211)

 

مهربانی

امام هادی(ع) بسیار مهربان بود و همواره در رفع مشكلات دیگران تلاش می‌كرد و خود را به مشقت می‌انداخت، آن هم در دورانی كه سخت‌گیری‌های حكومت بر شیعیان به اوج خود رسیده بود. راوی می‌گوید: شبی به سختی بیمار شدم و شبانه پزشكی برای درمان من دارویی تجویز كرد. فردای آن روز، هر چه گشتند، نتوانستند دارو را بیابند. پزشك برای مداوای من آن روز هم آمد و وقتی دید حالم وخیم است و دارو را به دست نیاورده‌ام، نا امیدانه از خانه‌‌ام بیرون رفت. اندكی بعد، فرستاده امام هادی(ع) آمد و گفت: ابوالحسن به تو سلام رساند و این دارو را داد تا برایت بیاورم. من آن را خوردم و خوب شدم. داروی ابوالحسن عین همان دارویی بود كه پزشك تجویز كرده بود. (نک: شیخ مفید، الارشاد، ص 332)

 

سخاوت

امام هادی(ع) كانِ سخاوت و كرم بود و گاهی انفاق وی به حدی می‌رسید كه تعجب مردم را برمی‌انگیخت. از جمله، حضرت در موردی 90 هزار دینار به سه نفر، هر كدام 30 هزار دینار بخشید. ابن شهر آشوب می‌گوید: این مقدار انفاق معجزه‌ای است كه جز پادشاهان، از عهده كسی دیگر ساخته نیست و تاكنون این مقدار انفاق را از كسی نشنیده‌ام. (نک: ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4، ص 409) 

راوی می‌گوید: برای امام، گوسفندان زیادی خریدم؛ مرا به جای وسیعی برد كه آنجا را نمی‌شناختم، سپس تمامی آن گوسفندان را بین كسانی كه آن حضرت دستور می‌داد، توزیع می‌كردم. (نک: اعیان الشیعه، ج 2، ص 37)

 

شكوه و هیبت

از آنجا كه امام معصوم(ع) كانون تجلی قدرت و عظمت پروردگار و پاسبان اسرار الهی و قطب عالم امكان است، قداست معنوی و شكوه و وقار بسیار دارد. در زیارت جامعه كبیره از زبان امام هادی(ع) می‌خوانیم:

هر بزرگ و صاحب شرافتی در برابر بزرگواری شما و شرافتتان سر فرود آورده و هر خودبزرگ‌بینی به اطاعت شما گردن نهاده است. هر زورگویی در برابر برتری شما فروتن شده و همه چیز در برابر شما خوار و ذلیل است. (شیخ عباس قمی، مفاتیح‌الجنان، زیارت جامعه کبیره)

 

اصحاب امام هادی(ع)

1. ایوب بن نوح

از جمله اصحاب امام هادی(ع)، ایوب بن نوح است كه مورد وثوق و اعتماد امام‌هادی و امام حسن عسكری(ع) بود. وی، روایت‌های زیادی از امام دهم نقل كرده است. امام درباره وی فرمود: اگر دوست داری به مردی از اهل بهشت بنگری، به این مرد (ایوب بن نوح) بنگر. (شیخ طوسی، الغیبة، ص 212) او مردی امین و مطمئن بود و در عبادت، رتبه بالایی داشت. ایوب به هنگام درگذشت، تنها 150 دینار از خود به جای گذاشت، درحالی‌كه مردم گمان می‌كردند او پول زیادی دارد. او مردی زاهد و پارسا و از جمله دانشمندان و رجال صالح خدا بود.

2. عبدالعظیم حسنی

از میان دیگر یاران امام هادی(ع)، باید از عبدالعظیم حسنی نام برد. او كه نسب شریفش با چهار واسطه به امام حسن مجتبی(ع) می‌رسد، از یاران امام هادی و عسكری(ع) بوده است.1 عبدالعظیم مردی پارسا، وارسته، دانشمند، فقیه و معتمد امام هادی(ع) بود. امام هادی(ع) به كسی كه نزد وی آمد و درباره مسائل و احكام پرسید، پس از پاسخ به پرسش وی، فرمود: هرگاه در ناحیه‌ای كه زندگی می‌كنی، مسئله دینی برایت پیش آمد، از عبدالعظیم حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان. (نک: رجال طوسی، ص 417)

عبدالعظیم با آنكه خود دانشمند و فقیه بود و به امامان شیعه اعتقاد كامل داشت، برای اطمینان نزد امام هادی(ع) شرفیاب شد و به صورت مفصل عقاید خود را بر آن حضرت عرضه كرد و از او درخواست كرد تا نظرش را درباره اعتقاداتش اعلام كند. امام پس از شنیدن سخنان او فرمود:

ای ابوالقاسم! سوگند به خدا، آنچه گفتی، همانا دین خداست كه بر بندگانش پسندیده است. بر همین عقیده استوار باش. خداوند در دنیا و آخرت تو را به حق پایدار بدارد. (معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 48)

3. حسن بن راشد، مكنی به ابوعلی

وی از اصحاب امام جواد و امام هادی(ع) است. شیخ مفید او را از زمره فقیهان برجسته و شخصیت‌های طراز اول دانسته است كه حلال و حرام از آنها گرفته می‌شد و راهی برای مذمت بر آنها وجود نداشت. (نک: معجم الرجال الحدیث، ج 4، ص 324)  شیخ طوسی نیز او را یار امام هادی(ع) و نیز به عنوان وكیل امام در پاسخ‌گویی به نامه‌های آن حضرت معرفی كرده است. (نک: همان؛ الغیبه، ص 212)

4. عثمان بن سعید

وی در سن نوجوانی، درحالی‌كه 11 سال از عمرش می‌گذشت، افتخار شاگردی امام دهم را پیدا كرد و در اندك زمانی آن‌چنان متعالی گشت كه امام هادی(ع) از او به عنوان ثقه و امین خود یاد كرد. احمد بن اسحاق قمی می‌گوید: به محضر امام رسیدم و عرض كردم سروكارم طوری است كه گاهی در منزل هستم و گاهی نیستم. زمانی هم كه هستم، دسترسی به شما برایم امكان پذیر نیست. در این موقع از چه كسی فرمان برم؟ امام فرمود: ابوعمر ثقه و امین من است؛ هر چه به شما بگوید، از سوی من گفته و هر آنچه به شما القا كند، از ناحیه من بوده است. (دهمین خورشید امامت، ص 141)

5. علی بن جعفر همانی

او مردی دانشمند و نیك كردار بود و از یاران امام هادی و امام حسن عسكری(ع) محسوب می‌شد. در روایتی آمده است: ابوجعفر عمری می‌گوید: ابوطاهر بن بلال در سفر حج دید علی بن جعفر پول‌های زیادی انفاق می‌كند. پس از بازگشت، در نامه‌ای موضوع را به امام عسكری(ع) گزارش داد. امام در پاسخ فرمود: ما خودمان دستور پرداخت 200 هزار دینار را به او دادیم، اما او تنها نیمی از آن را پذیرفت؛ مردم حق ندارند به كار و اموری كه ما اجازه نظر و دخالت نداده‌ایم، دخالت كنند. راوی می‌گوید: علی بن جعفر بر امام وارد شد و امام دستور پرداخت 30 هزار دینار طلا به او داد. (همان، ص 143)

6. فضل بن شاذان نیشابوری

او فقیهی عالی قدر و متكلمی توانا و از اصحاب امام هادی و امام حسن‌عسكری(ع) بود. وی كتاب‌های زیادی نوشت كه مورد توجه علمای بزرگ شیعه است. امام(ع) با دیدن یكی از كتاب‌های او فرمود: من بر اهل خراسان غبطه می‌خورم كه فضل بن شاذان را در میان خود دارند. وقتی امام حسن عسكری(ع) كتاب الیوم و اللیله او را دید، سه بار بر او رحمت فرستاد و فرمود: سزاوار است به آن عمل شود.

فضل در نیشابور می‌زیست. او به جرم شیعه بودن به سبزوار تبعید شد و پس از مدتی بیمار گشت و از دنیا رفت. قبر او در نیشابور قدیم قرار دارد. (نک: پیشوای دهم، مؤسسه در راه حق، صص 65 و 66)

7. حسین بن سعید اهوازی

یكی از یاران امام رضا، امام جواد و امام هادی(ع)، حسین بن سعید اهوازی است. او اهل كوفه بود كه به اهواز و سپس به قم مهاجرت كرد و در قم از دنیا رفت. او سی كتاب در فقه و آداب و اخلاق دارد و مورد وثوق علماست. حسین و برادرش، حسن، از راویانی هستند كه روایت‌های زیادی از ائمه نقل كرده‌اند. (نک: همان، ص 64.)

علم و دانش، یكی از محورهای اساسی و از سترگ‌ترین پشتوانه‌های امامت است كه بر اساس آن، افراد بشر از راه‌های تاریك به سوی روشنایی هدایت می‌شود. اساسی‌ترین ویژگی علوم گسترده ائمه، خدادادی بودن آن است، به‌گونه‌ای كه آنان در هیچ مكتب و نزد هیچ فردی درس نخواندند، بلكه در پرتو شایستگی‌ها و گنجایش‌هایی كه داشتند، خداوند چشمه زلال دانش و معرفت را در قلب پاكشان جاری ساخت و وجود مباركشان را به تعبیر امام هادی(ع)، گنجینه‌های علم و جایگاه معرفت خویش قرار داد.

شخصیت علمی امام هادی(ع)، از همان دوران كودكی و پیش از امامت ایشان شكل گرفته بود. مناظره‌های علمی، پاسخ‌گویی به شبهه‌های اعتقادی و تربیت شاگردان برجسته، نمونه‌های برجسته‌ای از جایگاه والای علمی امام هادی(ع) است. او در همان كودكی، مسائل پیچیده فقهی را كه بسیاری از بزرگان و دانشمندان در حل آن فرو می‌ماندند، حل می‌كرد. آن بزرگوار، گنجینه‌ای پایان‌ناپذیر از دانش بود تا آنجا كه دشمن بر بلندای مقام امام اعتراف می‌كند و سر تسلیم فرود می‌آوَرد؛ زیرا در همه مناظره‌های علمی، جز رسوایی و خواری ثمره‌ای نمی‌بیند.

از آن حضرت درباره تنزیه آفریننده تعالی و یگانگی او و نیز پاسخ‌های وی در مسائل و علوم مختلف، روایات فراوانی نقل شده است. امام هادی(ع) می‌فرماید:

به راستی خداوند وصف نشود، جز بدانچه خودش خود را وصف كرده [است]. كجا وصف شود آن‌كه حواس از دركش عاجزند و اوهام بدو نرسند و تصورات او را تصور نكنند و در دیده نگنجد، در نزدیكی‌اش دور است و در دوری‌اش نزدیك! چگونگی را پدید كرده است بدون آنكه گفته شود. مكان را آفریده [است] بدون آنكه خود مكانی داشته باشد.یگانه و یكتاست. شكوه و ابهتش، بزرگ و نام‌هایش پاك است.  (مناقب ابن‌شهر‌آشوب، به نقل از: سید محسن امین، سیره معصومان، ترجمه: علی حجتی کرمانی، ج 6، ص236)

 

امام هادی(ع) فرمود:

اسم اعظم خدا، 73 حرف است و نزد آصف بن برخیا، یك حرف آن بود كه چون خدا را بدان خواند، حد فاصل بین او و پادشاه سَبَأ برداشته شد، او تخت بلقیس را برداشت و نزد سلیمان برد. تمام اینها در حد یك چشم بر هم زدن صورت گرفت، اما نزد ما، از اسم اعظم الهی، 72 حرف است و یك حرف آن نزد خداست كه آن را در خزانه علم غیب، به خود اختصاص داده است. (مناقب ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص 406؛ الکافی، ج 1، ص 230)

او به تمامی زبان‌های عصر خود از قبیل هندی، تركی و فارسی آگاه بود و حتی نوشته‌اند در جمع فارسی‌زبان‌ها، به زبان خودشان سخن می‌گفت. (نک: بحارالانوار، ج 50، ص 130)

یزداد نصرانی، پزشك مخصوص دربار معتصم بود. چیرگی امام در دانش به اندازه‌ای او را مجذوب خود كرد كه در توصیف مقام علمی امام گفته بود: اگر بنا باشد آفریده‌ای را نام ببریم كه از جهان غیب آگاهی داشته باشد، او (امام هادی(ع)) خواهد بود. این سخن نتیجه تنها، دیدار كوتاه او با امام بود. (نک:‌ دلائل الامامة، ص 221)

 

احترام امام هادی(ع) به اهل دانش

روزی امام هادی(ع) در مجلسی نشسته بود كه دانشمندی از شیعیان وارد شد. امام به احترام ایشان به سویش رفت و او را در نزد خود در بالای مجلس جای داد و مشغول صحبت شد. برخی حاضران ناراحت شدند و اعتراض كردند. امام پاسخ فرمود: با قرآن داوری می‌كنم و سپس قرائت كرد: آیا كسانی كه دانشمند هستند، با آنان كه نیستند، برابرند؟ (زمر: 9)

 

اینجا مدینه...

اینجا مدینه... شادی و سرور از خانه حضرت جواد(ع) مدینه را پر كرده است. اینجا مدینه... و اینك طلوع خورشیدی دیگر از خاندان امامت. اینجا مدینه... و شكفتن دهمین شكوفه باغ ولایت، شكوفه‌ای هدایتگر كه لقبش را هادی می‌نهند.

دهمین شكوفه، در بهار خویش می‌شكفد؛ او كه در اندیشه و عمل از پدران خویش الگو گرفته است و در نیایش و سجود و شجاعت و غیرت، علی‌وار برمی‌خیزد. صلوات بر او كه ولی خدا شد بر روی زمین... او كه وارث علم انبیا و اولیای الهی شد و سیر الی الله را طی كرد، او كه آیینه‌ای از نور شد و در سامرا، صلابت و شرافت را به اثبات رساند. او آمد... از فرش تا عرش الهی همه نور شد و روشنایی... .

مدینه امشب هدیه‌ای نورانی از خدا دریافت كرده است؛ او كه پرچم‌دار علم مكتب جعفری است، به دنیا آمد. او كه اكنون نوزادی مبارك است، آمده تا خورشید هدایت انسان به ملكوت باشد. او كه اكنون نوزادی مبارك است، آمده تا خون را در رگ‌های جهان مرده جاری كند. اینجا مدینه است كه پر از باران و عطر گل و ستاره است. اینجا مدینه است كه از طاقچه‌های آسمانش سبد سبد گل محمدی هدیه می‌كنند. اینجا مدینه است.

 

سلام بر هادی!

سلام بر نور، بر روشنایی و بر دهمین خورشید آسمان عصمت! سلام بر تابناك‌ترین امانت الهی در زمین. سلام بر ادامه‌دهنده فضیلت و پاكی، مرد سخاوت و پاكیزگی... سلام بر نخل هدایتی كه شكوه دستان عبادتگرش، دل عرش را جوان می‌كند. سلام بر چراغ فروزانی كه سراسر راهنما و هدایت است.

سلام بر هادی كه كتاب دانایی و روشنگری است. سلام بر باران رحمت و آگاهی خورشید دهم كه از افق مدینه طلوع كرده است. سلام بر هادی كه در ركوع و سجود، جلوه‌گر نور و زیبایی است. سلام بر او در هر لحظه كه از خدا نفس می‌گیریم. سلام بر او در ذكر و تشهد و سلام، در ركوع و سجود و قنوت.

سلام بر او در توسل و كمیل، در عطر لحظه‌های عاشقانه دعا... سلام بر هادی در گام به گام خاك مدینه كه بر آن پا نهاده است. سلام بر هادی كه در لحظه‌ لحظه‌های تربت سامرا جریان دارد... سلام بر خورشیدی كه دیگربار مبعوث می‌شود و در آستان قرب الهی، ما شرمندگان را شفاعت می‌كند. گلاب و اسپند و عود، عطر امشب است كه در میان سلام‌های من، وجودم را معطر می‌كند. سلام بر هدایتگر بشر... مولا جان! هدایتمان كن.

 

داستان

خبر از باران

آیت‌الله مجلسی از كتاب عتیق غروی نقل می‌كند:

راوی می‌گوید: باید برای دیدار خلیفه به سامرا می‌رفتم. آن روز از جمله روزهایی بود كه خلیفه برای دیدن مردم می‌رفت. مردم سواره به صحرا می‌رفتند تا خلیفه را ملاقات كنند. در آن روز، مردم با لباس‌های نازك بر تن و بادبزن در دست، بیرون آمده بودند، اما امام هادی(ع) با لباس زمستانی و كلاه بیرون آمد، درحالی‌كه دم اسبش را هم گره زده بود. مردم حضرت را مسخره می‌كردند و ایشان می‌فرمود: نزدیك صبح دلیلش را می‌فهمید. چون به وسط صحرا رسیدند و از میان دو باغ گذشتند، ناگهان ابری برخاست و آسمان به شدت باریدن گرفت، آن‌قدر كه اسب‌ها تا زانو به گل فرو رفتند و دم‌های آن‌ها آلوده شد. همه با بدترین حالت و خیس برگشتند و امام هادی(ع) در بهترین هیبت... . او حجت خدا بود. (بحارالانوار، ج 50، ص 187، ح 65.)

  

آگاهی امام هادی(ع) از زبان‌های گوناگون

طبرسی از ابوهاشم جعفری نقل می‌كند:

من در روزگار واثق خلیفه، در مدینه بودم كه بُغا در جست‌وجوی اعراب به آنجا آمد. امام هادی(ع) فرمود: با ما به بیرون مدینه بیایید تا بسیج و سپاه این ترك را بنگریم. ما هم بیرون رفتیم و ایستادیم تا سپاه او از برابر ما گذشت. چون فرمانده ترك به ما رسید، امام با او به تركی سخن گفت. او از اسب پیاده شد و سم اسب حضرت را بوسید. من به آن فرمانده ترك گفتم: این مرد با تو چه گفت؟ او گفت: آیا این پیامبر است؟ گفتم: نه. گفت: مرا با اسمی كه در كودكی در سرزمین ترك داشتم، صدا كرد؛ تاكنون هیچ‌كس آن را نمی‌دانست. (اعلام الوری، ج 2، ص 117)

 

15 ذی‌الحجه، سالروز ولادت اُسوه طهارت و پیشوای هدایت، حضرت امام علی‌بن محمد الهادی(ع) را به همه مسلمانان جهان تبریك می‌گوییم.

 

كتابستان

آیت‌اللهی، سید مهدی، حضرت امام علی نقی(ع)، تهران، انتشارات جهان‌آرا، 1368.

ترابی، جواد، خورشید هدایت، سیری در زندگی امام هادی(ع)، قم، بیت‌الاحزان، چاپ اول، 1386.

دریایی، محمد رسول، امام هادی و نهضت علویان، نشر رسالت قلم، 1361.

ربانی خلخالی، علی، چهره‌های درخشان سامرا، نشر مكتب الحسین، 1386.

سحاب، ابوالقاسم، زندگانی حضرت امام علی النقی(ع)، تهران، انتشارات اسلامیه، 1375.

شریف قرشی، باقر، تحلیلی از زندگانی امام هادی(ع)، ترجمه: محمدرضا عطایی، مؤسسه چاپ آستان قدس رضوی، 1371.

فاضل، جواد، معصوم دوازدهم، امام هادی(ع)، تهران، انتشارات علمی، 1338.

قیومی اصفهانی، جواد، صحیفه امام هادی(ع)، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی جامعه مدرسین قم، 1381.

گروه حدیث پژوهشكده باقرالعلوم(ع)، فرهنگ جامع سخنان امام هادی(ع)، مترجم: علی مؤیدی،

مركز تحقیقات اسلامی سپاه، تحلیلی از تاریخ دوران (دهمین خورشید امامت)، نشر دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1373.

نجفی، محمدجواد، ستارگان درخشان، انتشارات اسلامیه تهران، جلد دوازدهم، 1361.

هادی‌منش، ابوالفضل، مشكات هدایت (پژوهشی در زندگانی امام هادی(ع))، قم، چاپ و نشر مركز پژوهش‌های صدا و سیما، چاپ اول، 1383.

 

 

 

 

 

عید سعید غدیرخم

پنج ‌شنبه

4 آذر 1389

18 ذی‌حجه 1431

25.Nov.2010

 

زلال وحی

الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا. (مائده:3)

امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما برگزیدم.

كلمه اكمال و اتمام، معنایی نزدیك به هم دارند. كمال هر چیز عبارت است از اینكه غرض از آن چیز حاصل بشود و تمام بودن هر چیز منتهی شدن آن به حدی است كه دیگر به چیزی خارج از خود نیاز نباشد، به خلاف ناقص كه به چیزی خارج از ذات خودش محتاج است تا او را تمام كند.

الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتی، می‌فهماند كه مراد از دین، مجموع معارف و احكام تشریع شده و البته امروز مطلبی بر آن معارف و احكام اضافه شده است. مراد از نعمت، هرچه باشد، امری معنوی و واحد است كه ناقص بوده و اثری كه باید، نداشته و امروز آن نعمت ناقص تمام شد و در نتیجه، امروز آن معارف و احكام اثری كه باید داشته باشند، دارا شده است.

 كلمه نعمت بر وزن فعله، دلالت دارد بر نوع چیزی و نعمت برای هر چیز عبارت است از: نوع چیزهایی كه با طبع آن چیز بسازد و طبع او آن چیز را پس نزند و موجودات جهان هرچند از حیث اینكه در داخل نظام تدبیر قرار گرفته‌اند، همه به هم مربوط و متصلند و بعضی كه سازگار با بعض دیگرند، نعمت آن بعض به شمار می‌روند.

آیه شریفه ناظر است بر كمال یافتن دین خدا در تشریع و تمامیت یافتن ولایت نعمت، با نصب اولی‌الامر.

پس حاصل معنای آیه اكمال دین، این است: امروز همان روزی است كه كفار از دین شما مأیوس شدند، مجموع معارف دینی را كه به شما نازل كردیم با حكم ولایت كامل كردیم و نعمت خود را كه همان نعمت ولایت یعنی اداره امور دین و تدبیر الهی آن است، بر شما تمام نمودیم؛ چون این تدبیر تا قبل از امروز، با ولایت خدا و رسول صورت می‌گرفت و معلوم است كه ولایت خدا و رسول تا روزی می‌تواند ادامه داشته باشد كه رسول در قید حیات باشد و وحی خدا همچنان بر وی نازل شود، ولی با درگذشت رسول و انقطاع وحی، دیگر رسولی در بین مردم نیست تا از دین خدا حمایت نموده و دشمنان را از آن دفع كند. پس بر خدا واجب است كه برای ادامه تدبیر خودش، كسی را نصب كند و آن كس، همان ولی امر بعد از رسول و قیم بر امور دین و امت او است.

امروز با نصب ولی امر، بعد از رسول، نعمت بر شما تمام شد و وقتی دین خدا در تشریع به حد كمال رسید و نعمت ولایت تمام شد، من اسلام را بدان جهت كه دینی از ادیان توحیدی است برای شما پسندیدم. (آیت الله ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، صص263و264)

 

حدیث

1. رسول خدا(ص)

روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است كه خداوند بزرگ دستور داد برادرم علی بن ابی‌طالب را به‌عنوان پرچم‌دار امتم منصوب كنم تا بعد از من، مردم توسط او هدایت شوند و آن روزی است كه خداوند در آن روز دین را تكمیل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به‌عنوان دین برای آنان پسندید. (شیخ صدوق، الامالی، ص125، ح 8.)

كسی كه می‌خواهد زندگی و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه‌ای كه پروردگارم به من وعده كرده [است]، ساكن شود، ولایت علی بن ابی‌طالب(ع) را انتخاب كند؛ زیرا او هرگز شما را از راه هدایت بیرون نبرده، به گمراهی نمی‌كشاند. (علامه امینی، الغدیر، ج10، ص278)

 

2. حضرت علی(ع)

(عید غدیر) روز بس بزرگی است. در این روز، گشایش رسید و منزلت [كسانی كه شایسته آن بودند] بلندی گرفت و برهان‌های خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت سخن گفته شد و امروز، روز كامل شدن دین و روز عهد و پیمان است. (بحارالانوار، ج97، ص116)

 

3. امام محمدباقر(ع)

شیطان، دشمن خدا، چهار بار ناله كرد: روزی كه مورد لعن خدا واقع شد و روزی كه به زمین هبوط كرد و روزی كه پیامبر اكرم(ص) مبعوث شد و روز عید غدیر. (حمیری، قرب الاسناد، ص 10)

 

4. امام جعفر صادق(ع)

روز غدیر خم، عید بزرگ خداست. خدا پیامبری مبعوث نكرده، مگر اینكه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محكم و حضور همگانی است. (وسائل الشیعه، ج5، ص224، ح 1)

... روز غدیر خم در میان روزهای عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است. (سید بن طاووس، الاقبال، ص 466)

آیا مؤمنان، غیر از عید فطر و قربان و جمعه، عید دیگری دارند؟ فرمود: آری، آنان عید بزرگ‌تر از اینها هم دارند و آن، روزی است كه [دست] امیرالمؤمنین(ع) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا(ص) مسئله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد. (وسائل الشیعه، ج7، ص 325، ح 5)

عید غدیر، روزی است كه رسول خدا(ص)، علی(ع) را به‌عنوان پرچم‌دار برای مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشكار و جانشین خود را معرفی‌ كرد، بعد به‌عنوان سپاس‌گزاری از خدای بزرگ، آن روز را روزه گرفت و آن روز، روز روزه‌داری و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینی رفتن است. آن روز، روز كسب خشنودی خدای مهربان و به خاك مالیدن بینی شیطان است. (همان، ص328، ح13)

عید غدیر، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست و روز سرور و شادی است به خاطر ولایت ما خاندان كه خدا بر شما منت گذارد و من دوست دارم كه شما آن روز را روزه بگیرید. (همان، ح 13)

عید غدیر، روز عید و خوشی و شادی است و روز روزه‌داری به‌عنوان سپاس نعمت الهی است. (همان، ص326، ح10)

در روز عید غدیر، خدا را با روزه و عبادت و یاد پیامبر و خاندان او یادآوری كنید؛ زیرا رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین سفارش كرد كه آن روز را عید بگیرد. همچنین پیامبران هم به جانشینان خود سفارش می‌كردند كه آن روز را عید بگیرند، آنان نیز چنین می‌كردند. (همان، ص327، ح1)

یك درهم به برادران باایمان و معرفت دادن در روز عید غدیر، برابر هزار درهم است. بنابراین، در این روز به برادرانت انفاق كن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان. (شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص737)

 

5. امام رضا(ع)

پدرم به نقل از پدرش، امام صادق(ع)، نقل كرد كه فرمود:روز غدیر، در آسمان مشهورتر از زمین است. (الاقبال، ص464)

عید غدیر، روز تبریك و تهنیت است؛ هریك به دیگری تبریك بگوید؛ هر وقت مؤمنی برادرش را ملاقات كرد، چنین بگوید: حمد و ستایش خدایی را كه به ما توفیق چنگ زدن به ولایت امیرمؤمنان و پیشوایان عطا كرد. آری، عید غدیر، روز لبخند زدن به چهره مردم باایمان است... (همان)

 

سفر سرنوشت

پیامبر گرامی در سال دهم هجرت برای ادای فریضه و تعلیم مراسم حج به مكه عزیمت كرد. این بار ادای این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر مصادف شد و از این جهت آن را حجة‌الوداع نامیدند. افرادی كه به شوق همسفری و یا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند، تا صد و بیست هزار تخمین زده شده‌اند.

مراسم حج به پایان رسید و پیامبر اكرم(ص) راه مدینه را درحالی‌كه گروهی انبوه او را بدرقه می‌كردند، در پیش گرفت. چون كاروان به غدیر خم در سه میلی جحفه رسید، پیك وحی فرود آمد و به پیامبر فرمان توقف داد. پیامبر نیز دستور داد كه همه از حركت باز ایستند و بازماندگان فرا رسند. كاروانیان از توقف ناگهانی و به‌ظاهر بی‌موقع پیامبر در این منطقه بی‌آب، آن هم در نیم‌روزی گرم كه حرارت آفتاب بسیار سوزنده و زمین تفتیده بود، درشگفت ماندند. انتخاب منطقه غدیر به امر خاص الهی از چند جهت درخور ملاحظه بود:

یكی اینكه در راه بازگشت از مكه، كمی قبل محل افتراق كاروان‌ها و تقاطع مسیرها در جحفه است، دوم اینكه در آینده‌های اسلام كه كاروان‌های حج در راه رفت و برگشت از این مسیر عبور می‌كنند، با رسیدن به وادی غدیر و نماز در مسجد پیامبر، تجدید خاطره و بیعتی با این زیربنای اعتقادی خود می‌نمایند و یاد آن در دل‌ها احیا می‌گردد، سوم اینكه غدیر محلی بسیار مناسب برای برنامه سه روزه پیامبروایراد خطبه برای آن جمعیت انبوه بود. (محمد باقر انصاری، گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر، ص17)

مردم با خود می‌گفتند: فرمان بزرگی از جانب خدا رسیده است و در اهمیت فرمان همین بس كه به پیامبر مأموریت داده است كه در این موقع نامساعد همه را از حركت باز دارد و فرمان خدا را ابلاغ كند. سرانجام این فرمان كه در آن از پیامبر خواسته شده بود تا با ابلاغ آن، رسالت خود را تكمیل كند، به مردم رسانده شد. در حقیقت، این سفر تنها، سفر معنوی حج نبود، بلكه این سفر، سرنوشت آینده تاریخ و انسان را تعیین می‌كرد؛ یعنی مسئله خلافت و ولایت و جانشینی پس از پیامبر را.

 

غدیر، یعنی امامت و ولایت

امامت و جانشینی پس از پیامبر، جان‌مایه و محور مسئله غدیر، موضوعی بس خطیر و پراهمیت بود كه جا داشت ابلاغ آن مكمل رسالت باشد. خودداری از بیان آن، مایه نقص در امر رسالت شمرده می‌شد. در پی فرمان الهی، پیامبر در خلال خطبه‌ای تاریخی كه گویاترین گواه جاودانگی حقیقت و سند درخشان امامت و منشور زندگی بشر است، علی(ع) را در نزد صدها شاهد و گواه، جانشین و امام پس از خود معرفی كرد. این‌گونه بود كه غدیر متولد شد و خطبه آن بر تارك وجدان‌های بیدار درخشید و راه فردا را فرا راه رهروان حقیقت و سعادت قرار داد.

خطبه غدیر به‌عنوان آینه تمام‌نمای ولایت، در میان تمام خطابه‌های اسلام، ویژگی‌هایی دارد و این اهمیت به سبب محتوا و متن خطبه و نیز فضا و موقعیت خاصی است كه این خطبه در آن ایراد شده است. می‌توان مهم‌ترین موضوع‌ها و محورهای خطبه تاریخی غدیر را در این موارد خلاصه كرد:

حمد وثنای الهی؛ فرمان الهی برای اعلام ولایت؛ اعلام رسمی ولایت و امامت دوازده امام(ع)؛

معرفی و بلند كردن دست امیرمؤمنان، علی(ع) به وسیله رسول خدا(ص)؛ تأكید بر توجه امت به مسئله امامت؛ اشاره به كارشكنی‌های منافقان؛ پیروان اهل‌بیت(ع) و دشمنان ایشان؛ حضرت مهدی(عج)؛ مطرح كردن بیعت؛ حلال و حرام و واجبات و محرمات؛ بیعت گرفتن رسمی.

 

شعر غدیر

از زیباترین برنامه‌های غدیر، جلوه فرهنگی آن بود كه در قالب ادبیات شعری، خود را نشان داد. حضور حسان بن ثابت، شاعر بزرگ عرب، در مراسم پر شور غدیر، از عنایت‌های خداوند بود؛ زیرا درخواست این شاعر زبردست توجه همگان را جلب كرد، بدین‌گونه كه او به پیامبر گفت: یا رسول الله! اجازه می‌فرمایید شعری را كه به مناسبت این واقعه عظیم درباره علی بن ابی‌طالب(ع) سروده‌ام، بخوانم؟ حضرت فرمود: بخوان به نام خداوند و بركت او.

حسان بر جای بلندی قرار گرفت و مردم برای شنیدن كلامش ازدحام كردند و گردن كشیدند. او گفت: ای بزرگان قریش! سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش كنید. سپس اشعاری را كه همان جا سروده بود، خواند تا به‌عنوان سند غدیر بماند. پیامبر پس از اشعار حسان، فرمود: ای حسان! مادامی كه با زبانت از ما دفاع می‌كنی، از سوی روح القدس مؤید خواهی بود.(همان، ص41و43)

 

اعمال عید غدیر

هر عید و روز فرخنده‌ای دارای آیین و آدابی است. برای عید غدیر نیز كه سرآمد عیدهای بزرگ اسلامی است، در روایت‌های امامان معصوم(ع)، آداب و اعمال نیك و مستحبی بیان شده است كه برخی از آنها عبارتند از:

زیارت امام علی(ع)، مانند زیارت امین الله؛ پوشیدن لباس نو و پاكیزه؛ تبریك و تهنیت گفتن به یكدیگر؛ توسعه زندگی؛ حمد و دعا كردن؛ جشن گرفتن؛ دید و بازدید؛ صلوات فرستادن؛ ابراز شادمانی و شادمان ساختن دیگران؛ طعام دادن؛ غسل كردن؛ نماز و روزه عید غدیر؛ افطاری دادن؛ احسان كردن؛ هدیه دادن؛ ابراز بیزاری از دشمنان خداوند. (اکبر محمدی، خطبه غدیر، سند جاودانگی اسلام، ص11)

 

جرعه‌ای از اقیانوس غدیر

من در میان شما دو چیز گران‌بها به یادگار می‌گذارم... ثقل اكبر، كتاب خداست كه یك طرف آن در دست خدا و طرف دیگرش در دست شماست. به كتاب او چنگ بزنید تا گمراه نشوید و ثقل اصغر، عترت و اهل بیت من است. خدایم به من خبر داده كه دو یادگار من تا روز رستاخیر از هم جدا نمی‌شوند. ‌هان ای مردم! بر كتاب خدا و عترت من پیشی نگیرید و از آن دو عقب نمانید تا نابود نشوید... .

پروردگارا! دوست بدار كسی را كه علی را دوست بدارد و دشمن بدار كسی را كه علی را دشمن بدارد. خدایا! یاران علی را یاری كن و دشمنان او را خوار گردان. پروردگارا! علی را محور حق قرار ده... .

لازم است حاضران به غایبان خبر دهند و دیگران را از این امر مطلع كنند.

خداوند در قرآن كریم گاهی نعمت‌های مادی و گاهی نعمت‌های معنوی و باطنی را یادآوری كرده است. نعمت‌های معنوی، مراتب و درجاتی دارد و در میان آنها، برترین نعمت، رسالت و امامت است. ازاین‌رو، در قرآن كریم از هر دو نعمت، به منت، یعنی نعمت سنگین و توان‌فرسا تعبیر می‏كند. در قرآن كریم، خداوند، تنها درباره رسالت و امامت در جریان غدیر خم و ولایت امیرمؤمنان(ع)، تعبیر منحصر به فردِ اتمام نعمت كرده و فرموده است: أتممت علیكم نعمتی؛ نعمتم را بر شما تمام كردم؛ یعنی همان‌گونه كه نبوت و رسالت پیامبر اكرم(ص)، كامل‌ترین نبوت و رسالت است و پس از آن نبوتی نیست، ولایت و امامت علی و اولاد علی(ع) نیز كامل‌ترین ولایت و امامت است و پس از آن امامتی نخواهد بود.

از منظر قرآن كریم، در غدیرخم كه عید بزرگ ولایت است، نعمت‌های معنوی الهی به برترین حد و بالاترین نصاب خود رسید و چون نعمتی برتر از ولایت علی و اولاد او نیست، عید غدیر، برترین عید امت اسلامی است و اعتقاد به ولایت تكوینی و تشریعی امامان معصوم(ع)، و باور داشتن وساطت و شفاعت و وسیله بودن آنان، از مهم‌ترین بركاتی است كه نصیب امت اسلامی شده است. (آیت الله جوادی آملی، عید ولایت در قرآن، موعود، بهمن و اسفند 1379، ش24، ص7)

 

سخن بزرگان

 

امام خمینی(ره)

مسئله غدیر، مسئله‌ای نیست كه بنفسه برای حضرت امیر یك مسئله‌ای پیش بیاورد... غدیر برای ایشان ارزش ندارد. آنچه ارزش دارد، خود حضرت است كه دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارك و تعالی ملاحظه فرموده است كه در بشر بعد از رسول الله، كسی نیست تا بتواند عدالت را آن‌گونه كه باید انجام بدهد، آن طوری كه دلخواه است، انجام بدهد. بنابراین، مأمور می‌كند رسول الله را تا این شخص را كه قدرت این معنا را دارد كه عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد كند و یك حكومت الهی داشته باشد، او را نصب كند.

نصب حضرت امیر به خلافت، این طور نیست كه از مقامات معنوی حضرت باشد. مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او، این است كه غدیر پیدا بشود. اینكه روایات ما از آن زمان تاكنون، از غدیر آن‌قدر تجلیل كرده‌اند، نه از باب این است كه حكومت یك مسئله‌ای است، بلكه حكومت آن است كه حضرت امیر به ابن‌عباس می‌گوید كه به قدر این كفش بی‌قیمت هم پیش من نیست، آنچه هست، اقامه عدل است. آن چیزی كه حضرت امیر(ع) [و] اولاد او می‌توانستند در صورتی كه فرصت به آنها بدهند، اقامه عدل را به آن‌طوری‌كه خدای تبارك و تعالی رضا دارد، انجام بدهند؛ اینها هستند، لكن فرصت نیافتند.

زنده نگه داشتن این عید نه برای این است كه چراغانی بشود و قصیده‌خوانی بشود و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مسئله این نیست. مسئله این است كه به ما یاد بدهند كه چطور باید تبعیت كنیم، به ما یاد بدهند كه غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی كه حضرت امیر در این حكومت پیش گرفته، این باید روش ملت‌ها و دست‌اندركاران باشد. (صحیفه نور، ج 20، صص 27 ـ‌30)

 

مقام معظم رهبری

مسئله غدیر را ما‌ به‌عنوان یك اصلی از اصول اساسی اعتقاد اسلامی خودمان می‌شناسیم... ما معتقدیم شیعه و سنی با هم اتحاد داشته باشند؛ دست در دست یكدیگر بدهند؛ نیروهایشان را روی هم بریزند برای مقابله با دشمنان... این به معنای آن نیست كه شیعیان عقاید خودشان را ندانند و یا رها كنند و یا به آنها بی‌اعتنایی كنند؛ به هیچ‌وجه این طور نیست. (روزنامه جمهوری اسلامی، 24 شهریور 1363، ش 1533، ص 8)

 

شهید مطهری

آیه الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ... نشان می‏دهد كه در آن روز، جریانی رخ داده كه آن‌قدر با اهمیت است كه آن را مكمل دین و متمم نعمت ‏خدا بر بشر شمرده است و با بودن آن، اسلام، اسلام است و خدا این اسلام را همان می‏بیند كه می‏خواسته و با نبودن آن، اسلام، اسلام نیست. شیعه به لحن این آیه كه تا این درجه برای این موضوع اهمیت قائل است، استدلال می‏كند و می‏گوید: آن موضوعی كه بتواند نامش مكمل دین و متمم نعمت و آن چیزی باشد كه با نبودنش، اسلام، اسلام نیست، چه بوده است؟ می‏گوید ما می‏توانیم موضوعی را نشان بدهیم كه در آن درجه از اهمیت‏ باشد، ولی شما نمی‏توانید. به‌علاوه روایاتی هست كه تأیید می‏كند این آیه هم در همین موضوع (غدیر خم) وارد شده است. (مرتضی مطهری، امامت و رهبری، صص 62 و 63)

 

اقیانوس زندگی

غدیر، تنها، بركه‌ای میان مكه و مدینه نبود، بلكه هفت دریا به وسعت تاریخ ‏بود كه موجش ازل‏ تا ابد را پیوند داد. گرچه شماری از خاكیان، این ‏موج ابدی را ندیدند، افلاكیان به تكریم آن، به یكدیگر تهنیت ‏گفتند.

غدیر یك روز نیست، یك تاریخ است؛ آرمان بشر است كه در غبار زمان گم شده است. غدیر، ادامه خط رسالت در مسیر امامت است. غدیر تجلی اراده خداوند و نقطه درنگ در تاریخ است. غدیر، یك زمان محدود نیست؛ غدیر بی‌منتها و جاودانه است. غدیر، روح جهان و انسان است. غدیر، زنجیره تداوم ایمان و شكوه تاریخ است. غدیر روز اكمال دین و اتمام نعمت است. غدیر، صراط گمگشتگان و چشمه‌سار زلال تشنگان حیات است. باید در آن تن را شست و جان را نورانی كرد.

 

واپسین وصیت

پروانه‌هایی كه روی صدای شادمانی مردم نشسته‌اند، گلزار بزمی مشعوف را به جهان تبریك می‌گویند و مردمی كه همه دهان شادباش و لبخند یكریز رضایت‌اند، چشم به حادثه‌ای دوخته‌اند كه تكلیف تا قیامتشان را برای عشق و بندگی بی‌واهمه روشن كرده. قله‌ای سترگ، قله‌ای امین و امن كه تكیه‌گاه تمام بی‌كسی‌های انسان بوده، اینك كوهی دیگر را شانه به شانه خویش ایستانده و به مردم، به تاریخ نامش را می‌گوید و مردم كه امروز خیال عاشقی‌هایشان برای ابد آسوده شده، این نام مؤمنانه را پی‌درپی زمزمه می‌كنند تا فراموش دغدغه‌هایشان نشود. این نام، اسم اعظم انگشتر زنهار عالم است. این نام، پر از حوادث خجسته در راه است. این نام سبز، زمین را به معجزه‌ای زیبا، بدل به بهشت آسمان‌ها خواهد كرد.

بگذارید تمام درها و پنجره‌های دنیا به روی این صدای آبرومند باز شوند. صدای واپسین اندرزهای رسول كه تمام سال‌های رسالتش را اینك در خلاصه‌ای عاشقانه به شما هدیه می‌دهد: مردم! من تمام ذخایر مهر خویش را برای شما در سینه مردی ریختم كه سزاوارتر از شما به شماست. من نام تك‌تك آرزوهایتان را به او آموختم تا فردای پس از من، مهربان و بی‌دریغ، اشتیاق شما را به سر منزل مقصود برساند. او صراط مستقیم است. چكیده تمام خواسته‌های خداوند برای شما... میزان شایسته‌ای برای آنكه ساعت قلب‌هایتان را با زمان ایمان او یكی كنید و الفبای خوبی برای آنكه سخن گفتن و دعا كردن و بودنتان را با حروف تطهیر شده نام او هم‌صدا سازید.

مردم! روزگار و عمرتان آن‌قدر برایم عزیز بوده كه ادامه خویش را در این هیئت معصوم به نگاهبانی شب و روزتان می‌گمارم. تمام نفس كشیدن‌هایتان در سایه سار عنایت این نور نمازهای مقرر باد و خواب و بیداریتان پشت سر اقتدا به آگاهی او صعود به قله‌های یقین! من دل‌های شما را فتح كردم تا بذر عشق را با دستان او در سینه‌تان بیفشانم. اینك سخنی دیگر نمانده جز آنچه همه را از دهان او می‌شنوید. كلام او حدیث خداوند است و تصمیم و اراده‌اش، مشیت حكیمانه حق. با او باشید، نه قدمی عقب‌تر و نه گامی پیشتر؛ چرا كه هر كس پشت سر آفتاب بماند، تاریك می‌شود و هر كه از او جلوتر باشد، در سایه خویش غرقه می‌ماند.

از خاك به افلاك، گرد شادمانه بال و پر شاپرك می‌بارد. پرندگان، پروازهای سماع‌گونشان را با سرور همچون طوقی از شوق به گردن آویخته‌اند و درختان با شاخه‌های مفتخر، یكدیگر را در آغوش گرفته‌اند و شادی می‌كنند. رودخانه‌های هر كجای جهان، راهشان را كج كرده‌اند به سمت بركه‌ای در غدیر... ماهیان عاشق، دریاها را به دوش گرفته و دوان دوان به خبررسانی عید می‌روند. سنگ‌ها خود را از سر راه جویباران كنار می‌كشند تا آب سراسیمه، پیغام شاد باش این جشن را زودتر به گوش گیاهان تشنه و منتظر برساند. دریا، سینه خود را صیقل داده تا هر كه در آینه دلش می‌نگرد، تصویر مهربانی خدا را زیباتر ببیند. نفس‌های به شماره افتاده عشق، در سینه حبس شده تا در لحظه بزنگاه، فریاد بلند شكرانه برآورد. ساعت‌ها، عقربه‌های سركش خود را خوابانده‌اند تا در این موسم ماندگار، با شتاب زمان را به نابودی نكشانند.

و سرانجام، توپدیدار می‌شوی، همچون روزی آفتابی از پس شب‌های پر رعد... همچون وعده‌ای دیر و دور كه نومیدشدگان از آمدنت رفته بودند تا در خلوت خویش سر به گریه‌ای مأیوس بگذارند. تو می‌آیی، از پیش‌روی تك‌تك غنچه‌های دمیده عبور می‌كنی و می‌گذاری تمام كائنات، دل سیر تماشایت كنند و تمام زیر و بم حضورت را دریابند. می‌گذاری پیروان ازین پس تولای تو، نامت را صریح و ملیح تلفظ كنند و از روی چشمانت، سیاه مشقی مفصل بنویسند تا تو را به درستی بیاموزند و تو آموزگارانه غلط‌هایشان را پیش چشمانت نمایان می‌كنی، دست‌های لرزانشان را می‌گیری تا به یاری گرمای سرانگشتانت، مشق خود را بی‌اشتباه، بی‌گمراهی بنویسند.

تو آمده‌ای تا دفترهای پر از خطای‌مان، بعد ازین كارنامه رو سپیدی هدایت باشد. تو آمده‌ای تا رشد كودك ایمان سر بر آسمان‌ها بساید، تو ای شأن نزول لَعَلَّهُمْ یرْشُدُون (بقره: 186) ... ای معنای یهْدُونَ بِأَمْرِنا (سجده: 24)... .

 

ای قلم...

... و حالا نوبت توست ای قلم!

بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیكَ مِنْ رَبِّكَ.

ای قلم!

بنویس آنچه را بر گردن تو نهاده شده.

به گونه‌ای بنویس كه سپید و سیاه عالم از حكم حضرت حق آگاهی یابند، اما یادت باشد برای اجرای این حكم الهی باید طوری بنویسی كه نوشته‌ات تا قیام قیامت باقی بماند و گواه كران و كورانی باشد كه غدیر را از یاد برده‌اند...

بنویس رسول اكرم(ص) در غدیر فرمود: علی بن ابی‌طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است كه نسبتش به من، همان نسبت است كه هارون به موسی داشت، با این تفاوت كه رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولی و صاحب اختیار شماست.

بنویس خداوند متعال درباره شناساندن ولایت حضرت علی(ع) بر همه انسان‌ها در قرآن كریم می‌فرماید: إِنّما وَلِیكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الّذینَ آمَنُوا الّذینَ یقیمُونَ الصّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ. (مائده: 55)

علی بن ابی‌طالب(ع)، همان كسی است كه نماز به پای داشته و در حال ركوع، به نیازمند صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را می‌جست.

آری، این‌چنین است قلم!

ولایت امیرمؤمنان، علی(ع) نه‌تنها بر همه شیعیان و مسلمانان است، بلكه وسعت این ولایت بزرگ الهی همه انسان‌های موحد را دربرمی‌گیرد.

آنجا كه پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید: ای مردم! بدانید كه خداوند، علی بن‌ابی‌طالب را ولی و صاحب اختیار شما معین فرموده و او را امام و پیشوای واجب‌الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزادی و بر هر بزرگ و كوچكی و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موحدی، واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه كس نافذ و لازم‌الاجرا مقرر فرموده است، خود گواه روشنی بر این امر است...

اما

آن امت ناجوانمرد كه دین را مانند پوستینی بر دوش می‌انداختند، با غدیر و علی(ع) چه كردند!

حالا قلم!

از نوشتن دست بردار و با چشمانی غرق خون و سینه‌ای آكنده از درد، همه خاطرات قبل و بعد غدیر را با من به نظاره بنشین؛

چون قامت نحیف و ظریف تو، طاقت نوشتن این خاطرات آمیخته با مصیبت را ندارد.

و می‌ترسم زیر بار این غم كوه‌شكن، خدای نكرده كمر تو هم مثل من...

حالا خوب گوش كن!

یادت هست؟

نبی اكرم، حضرت محمد(ص)، در غدیر به خاطر مصلحت دین و امت درباره این افراد فرمود: من هم‌اكنون می‌توانم یك‌یك از این گروه را به نام و نشان معرفی كنم، اما به خدا سوگند كه من درباره این افراد، بزرگوارانه رفتار كرده و می‌كنم.

ای قلم!

سیاه‌روزی بیشتر از این نیست؛

با اینكه حضرت خاتم(ص) بارها درباره ولایت امیرمؤمنان، علی(ع) هشدار داد و فرمود: ای مردم! مبادا كه در برابر او راه ضلالت و گمراهی را پیش گیرید و از او روی برتابید و مبادا كه از ولایت و سرپرستی او، از اوامر و فرمان‌هایش به تكبر سر باز زنید. اوست كه راهنما به حق و نابودكننده باطل است و از ناپسندی‌ها شما را باز می‌دارد. اوست كه در راه خدا از سرزنش هیچ‌كس پروا نمی‌كند و اوست نخستین كسی كه به خدا و پیامبرش ایمان آورد. جان خویش را فدای رسول‌الله(ص) كرد، در آن روزها كه هیچ‌كس كنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت می‌كرد، او را تنها نمی‌گذاشت و در آن روزگار كه در سر هیچ‌كس اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، او بود كه در كنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می‌كرد، اما آن امت جفاكار باز راه ضلالت را پیمودند و از پذیرش ولایت علی(ع) سر باز زدند، درحالی‌كه می‌دانستند و آگاه بودند كه خداوند توبه منكران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش قرار نخواهد داد و خداوند بر خود واجب فرموده با آن كسانی كه از فرمان علی(ع) سربپیچند، چنین رفتار كند و پیوسته تا جهان، باقی است و چرخ روزگار می‌چرخد، ایشان را در شكنجه و عذابی سخت و طاقت‌فرسا گرفتار كند.

در مقابل، آنان با رویی‌گشاده و آغوشی باز خواستار آتش قهر خدا شدند و صحبت‌های رسول الله(ص) را كه می‌فرمود: مبادا كه از فرمانش معصیت كنید كه به آتشی گرفتار خواهید شد كه آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای كافران فراهم شده است، نادیده گرفتند.

... و هزاران خاطره تلخ دیگر كه بیان آنها از توان من و تو بیرون است... .

اما ای قلم

روزی كسی خواهد آمد و تمامی این تلخی‌ها، جای خود را به شیرینی خواهند داد. پس باید تا می‌توانیم برای ظهور آن منجی بزرگ كه نجات‌دهنده مردم از نافرمانی خداست و پیامبر اكرم(ص) آمدن او را بشارت داده و فرموده است:

آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است كه بتوانم یك به یك شمارش كنم و معرفی نمایم؛ چون چنین است، در یك كلام می‌گویم كه به حلال‌ها امر می‌كنم و از حرام‌ها نهی می‌نمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شده‌ام كه از شما بیعت بگیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم كه آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(ع) و امامانی كه از نسل من و علی(ع) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود، دعا و خود را برای خدمت به درگاه او آماده كنیم.

به امید آن روز... (برگرفته از: خطبه غدیر)

 

شعر

غدیر

جلوه‌‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر             ریخت از خمّ ولایت می به مینا در غدیر

رودها با یكدگر پیوست، كم‏كم سیل شد                 موج می‏زد سیلِ مردم مثل دریا در غدیر

بر سر دست نبی هركس علی را دید گفت‏             آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گل واژه من كنت مولا تا نشست‏           گلبُن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

بركه خورشید در تاریخ نامی آشناست‏                 شیعه جوشیده‌‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

گرچه در آن لحظه شیرین كسی باور نداشت‏         می ‏توان انكار دریا كرد حتی در غدیر

باغبان وحی می‏دانست از روز نخست‏                 عمر كوتاهی‌ست در لبخند گل‌ها در غدیر

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند        این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

 

گُل ولایت

فراز دست پیمبر علی چو پیدا شد                       قرین مهر، تو گویی قمر هویدا شد

گمان نداشت عدو اینكه سرّ حق آن روز              عیان شود به زمین و زمانه، اما شد

به شاخسار نبوت ز ریشه توحید                        گل ولایت و حب علی شكوفا شد

چو حق نهاد به دوش علی امانت را                    ولی، امین امانت به حق تعالی شد

خم غدیر بجوشید و چشمه‌های زلال                   به كام تشنه لبان این‌چنین گوارا شد

اساسنامه اكملت دینكم آن روز                     به دست ختم رسل بر ولایت امضا شد

 

جان غدیر

گفت برخیز كه از یار سفیر آمده است‏                به چراغانی صحرای غدیر آمده است

موج یك حادثه در جان غدیر است امروز           وعلی چهره تابان غدیر است امروز

بیعت شیشه ‏ای و آهن پیمان‌شكنی‏                      داد از بیعت آبستن پیمان‌شكنی!

پس از آن بیعت پر شور، علی تنها ماند              و وصایای نبی در دل صحرا جا ماند

موج آن حادثه در جان غدیر است هنوز             و علی چهره تابان غدیر است هنوز

 

یاد علی

عید است، لب از غدیر خم تر سازید          با یاد علی، نفس معطر سازید

اكسیر مراد نیست جز ناد علی                  با آن، مس قلب خویش را زر سازید

 

مست می ‌عشق علی

امروز شد آشكار سرّ ازلی               گردید عیان، خدای را كیست ولی

برداشته شد خشت سر خمّ غدیر شد مست، خلایق ز می‌عشق علی

 

نكته‌ها

شب عید غدیر، از شب‌های بسیار بافضیلت سال است و اعمالی ویژه دارد. سید بن‌طاووس در كتاب گران‌قدر خود با نام اقبال، برای شب عید غدیر، نمازی را با آدابی خاص آورده است. همچنین برای این شب، دعایی وارد شده [است] كه خواندنش پاداشی بسیار دارد. در بخش‌هایی از این دعا می‌خوانیم:

پروردگارا! ما را آن‌گونه قرار ده كه برای ولی تو، با هركسی كه با او علم دشمنی برافرازد، دشمن باشیم و هركه او را دوست دارد، دوست بداریم و با این شیوه، ما اطاعت و فرمان‌برداری تو را آرزومندیم، ای مهربان‌ترین مهربانان! خدایا! عذاب و خشمت را بر كسی قرار ده كه با ولی تو بستیزد، امامت او را آگاهانه نپذیرد [و] سرپرستی، ولایت و سبقت او را گردن ننهد.

دانشمندان شیعه درباره این واقعه بزرگ كتاب‌های ارزنده‌ای نوشته‌اند كه جامع‌تر از همه، كتاب تاریخی الغدیر است كه به خامه توانای نویسنده نامی، علامه مجاهد، مرحوم آیت‌الله امینی نگارش یافته است.

خطبه غدیر، تنها خطبه‌ای است كه پیامبر، آگاهی یافتن از آن را بر هر مسلمانی لازم دانسته است و ابلاغ و رساندن پیام غدیر را به دیگران و نسل‌های آینده تكلیف كرده است.

یكی از علل جاودانی بودن این حدیث، نزول دو آیه از آیات قرآن كریم درباره این واقعه است و تا روزی كه قرآن باقی است، این واقعه تاریخی نیز باقی خواهد بود و از خاطرها محو نخواهد شد.

در روایات، پنجاه نام یا صفت برای روز غدیر ذكر شده است كه عبارتند از:

1.‌ بزرگترین عید خدا عیدالله الاكبر؛

2.‌ روز گشایش یوم وقوع الفرج؛

3. روز خشنودی پروردگار یوم مرضاة الرحمن؛

4.‌ روز زبونی شیطان یوم مرغمة الشیطان؛

5.‌ روز مشعل فروزان دین یوم منار الدین؛

6.‌ روز به‌پا خاستن یوم القیام؛

7.‌ روز شادمانی یوم السرور؛

8. روز لبخند یوم التبسم؛

9.‌ روز راهنمایی یوم الارشاد؛

10.‌ روز بلندی گرفتن منزلت شایستگان یوم رفع الدرج؛

11. روز روشن شدن دلایل خدا یوم وضوح الحجج؛

12.‌ روز آزمایش بندگان یوم محنة العباد؛

13.‌ روز راندن شیطان یوم دحر الشیطان؛

14.‌ روز آشكار كردن حقیقت یوم الایضاح؛

15. روز بیان كردن حقایق ایمان یوم البیان عن حقایق الایمان؛

16.‌ روز ولایت یوم الولایة؛

17. روز كرامت یوم الكرامة؛

18. روز كمال دین یوم كمال الدین؛

19. روز جداسازی حق از باطل یوم الفصل؛

20. روز برهان یوم البرهان؛

21. روز منصوب شدن امیرمؤمنان یوم نصب امیرالمؤمنین(ع)؛

22. روز گواهی و گواهان یوم الشاهد و المشهود؛

23. روز پیمان یوم العهد المعهود؛

24. روز میثاق یوم المیثاق المأخوذ؛

25. روز آراستن یوم الزینة؛

26. روز قبولی اعمال شیعیان یوم قبول اعمال الشیعة؛

27. روز رهنمونی به رهنمایان یوم الدلیل علی الرواد؛

28. روز امن و امان یوم الامن المأمون؛

29. روز آشكار كردن امور پنهان یوم ابلاء السرائر؛

30. عید اهل بیت(ع) عید اهل‌البیت(ع)؛

31. عید شیعیان عید الشیعة؛

32. روز عبادت یوم العبادة؛

33. روز اتمام نعمت یوم تمام النعمة؛

34. روز اظهار گوهر مصون یوم اظهار المصون من المكنون؛

35. روز بر ملا كردن مقاصد پوشیده یوم ابلاء خفایا الصدور؛

36. روز تصریح برگزیدگان یوم النصوص علی اهل الخصوص؛

37. روز محمد(ص) و آل محمد(ص) یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)؛

38. روز نماز یوم الصلاة؛

39. روز شكرگزاری‌ یوم الشكر؛

40. روز دوح (درختان پر شاخ و برگ) یوم الدوح؛

41. روز غدیر یوم الغدیر؛

42. روز روزه‏‌داری یوم الصیام؛

43. روز اطعام یوم اطعام الطعام؛

44. روز جشن یوم العید؛

45. روز عالم بالا یوم الملأ الاعلی؛

46. روز كامل كردن دین یوم اكمال الدین؛

47. روز شادابی یوم الفرح؛

48. روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب یوم الافصاح عن المقام الصراح؛

49. روز افشای پیوند میان كفر و نفاق یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود؛

50. روز گردهمایی و تعهد حاضران یوم الجمع المسئول. (زهرا حبیبیان، ماهنامه كوثر، اردیبهشت1376، ش 2، ص32)

 

در خاتمه فرا رسیدن عید سعید غدیرخم را به تمامی مسلمانان عالم تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

 

كتابستان

1. ام‍ور ف‍ره‍ن‍گی م‍ج‍م‍ع‌ ع‍اش‍ق‍ان‌ ب‍قی‍ع، غ‍دی‍ر زلال‌ وحی: خ‍طب‍ه‌ غرا و ج‍اودان‍ه‌ ح‍ض‍رت‌ رس‍ول‌ اك‍رم‌(ص)،‌ در غ‍دی‍ر خ‍م‌، ق‍م‌، م‍ح‍دث‌، ۱۳۸۳،‏۱۱۵ صفحه.

‏2. ش‍ج‍اعی، م‍ه‍دی‌، غ‍دی‍ر، ك‍می آن‌ س‍وت‍ر...، ت‍ه‍ران‌، ت‍اس‍وع‍ا، ۱۳۷۹، ۳۸ صفحه.

‏3. خ‍زع‍لی‌، اب‍وال‍ق‍اس‍م‌، غ‍دی‍ر اقی‍انوس‌ ولای‍ت‌، ق‍م، مؤس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گی ان‍ت‍ش‍ارات‌ ح‍رم‌، ۱۳۷۹، ۴۸ صفحه.

‏4. ف‍رج‌‌ال‍ل‍ه‌، مح‍م‍درض‍ا، غ‍دی‍ر در اس‍لام‌، ت‍رج‍م‍ه: ‌م‍ح‍م‍ود م‍ه‍دوی ‌‌دام‍غ‍انی‌، ت‍ه‍ران‌، ت‍اس‍وع‍ا‏‫، ۱۳۸۰،‏‫ ۲۸۸ صفحه.

‏5. رض‍وانی‌، ع‍لی‌اص‍غ‍ر، آیات غدیر، قم، مسجد مقدس جمكران‏‫، ۱۳۸۹،‏‫۷۰ صفحه.

‏6. ـــــــــــــ ، مفهوم غدیر، قم، مسجد مقدس جمكران ، ۱۳۸۷، ۱۰۴ صفحه.

‏7. ـــــــــــــ ، غدیر محور وحدت اسلامی، قم، مسجد مقدس جمكران‏‫، ۱۳۸۸، ‏‫۶۴ صفحه.

‏‌ 8. س‍ت‍اد ف‍ره‍ن‍گی ت‍ب‍لی‍غی ب‍نی‍اد بی‍ن‌ال‍م‍ل‍لی غ‍دی‍ر، غ‍دی‍ر، خ‍ورشی‍د ولای‍ت‌، ت‍ه‍ران، دف‍ت‍ر ن‍ش‍ر ف‍ره‍ن‍گ‌ اس‍لامی‌، ۱۳۷۹،‏ ۷۲ صفحه.

9. صحاف، حاجی‌ابراهیم، جشن غدیر در قلب كویر، تهران، انتشارات تك‏‫، ۱۳۸۴،۳۱ صفحه.

‏10. مجیدی‌ نظامی، محمد، پرتوی از غدیر در كلام امیرالمؤمنین(ع)‌، تهران، انتشارات تك، ۱۳۸۵، ‫‏‏۱۲۰ صفحه.

11. دش‍تی‌، م‍ح‍م‍د، غ‍دی‍ر خ‍م‌: ت‍ح‍قی‍قی م‍س‍ت‍ن‍د پی‍رام‍ون‌ ح‍ادث‍ه‌ ب‍زرگ‌ غ‍دی‍ر، ق‍م، مؤس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گی‌ ت‍ح‍قی‍ق‍اتی امی‍رال‍م‍وم‍نی‍ن‌(ع)‌، ۱۳۸۲، ۱۶۰ صفحه.

‏12. م‍جی‍دزاده ‌ه‍روی‌، غ‍لام‍رض‍ا، م‍ه‍ر غ‍دی‍ر، ت‍ه‍ران، م‍ه‍رآوران‌‏‫، ۱۳۸۴،‫‏۳۲ صفحه.

‏13. م‍ه‍دوی‌ ی‍گ‍ان‍ه‌، م‍رت‍ضی، زلالی از ك‍وث‍ر غ‍دی‍ر، ت‍ه‍ران‌، ان‍ق‍لاب‌ اس‍لامی، م‍دی‍ری‍ت‌ ام‍ور ك‍ت‍اب م‍رك‍ز ف‍ره‍ن‍گی س‍پ‍اه‌ پ‍اس‍داران‌ ‌‌، ۱۳۷۵،‌ ۶۱ صفحه.

14. ان‍ص‍اری‌، م‍ح‍م‍دب‍اق‍ر، غدیر در قرآن، قرآن در غدیر (3 جلدی)، قم، دلیل ما، ‏‫‏‏۱۳۸۷.

‏‏‏15. م‍وس‍وی‌ گ‍رم‍ارودی‌، م‍ص‍طفی، روش‍ن‌ت‍ری‍ن‌ روز خ‍دا...، ت‍ه‍ران‌، ت‍اس‍وع‍ا، ۱۳۷۹، 53 صفحه.

‏16. ع‍ام‍لی، ج‍ع‍ف‍رم‍رت‍ضی، س‍تی‍ز ب‍ا آف‍ت‍اب‌: ت‍رج‍م‍ه‌ ال‍غ‍دی‍ر و ال‍م‍ع‍ارض‍ون، ت‍رج‍مه‌: ح‍سی‍ن‌ ش‍ان‍ه‌چی، ت‍ه‍ران، ت‍اس‍وع‍ا، ۱۳۸۰، ۱۱۸ صفحه.

‏17. س‍ل‍م‍انی كی‍اس‍ری‌، م‍ح‍م‍د، گستره ‌غدیر، قم، مسجد مقدس جمكران‫، ۱۳۸۸ ، ۳۲ صفحه.

18. ن‍ج‍فی، م‍ح‍م‍دص‍ادق، واق‍ع‍ه‌ غ‍دی‍رخ‍م‌ و پ‍اس‍خی ب‍ه‌ چ‍ن‍د سؤال‌ ع‍قی‍دتی، ق‍م، ت‍پ‍ش‌، 1382، 24 صفحه.

‏‏19. م‍ح‍م‍دی‍ان‌، م‍ح‍م‍د، روای‍ت‌ دری‍ا: ح‍دی‍ث‌ غ‍دی‍ر از زب‍ان‌ امی‍رال‍م‍وم‍نی‍ن(ع)، ت‍ه‍ران‌، م‍وس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گی دان‍ش‌ و ان‍دی‍ش‍ه‌ م‍ع‍اص‍ر، ۱۳۷۹، ۲۴۷ صفحه.

‏20. ی‍ث‍ربی ك‍اش‍انی، م‍ح‍م‍د، اكمال دین در غدیر، حقیقتی انكارنا‌پذیر، قم، مركز تحقیق و نشر آثار فقهای امامیه، ‏‫‏۱۳۸۸، ‏‫‏۶۴ صفحه.

‏21. ‏به‍دارون‍د، م‍ح‍م‍د م‍ه‍دی‌، گ‍ل‍ب‍ان‍گ‌ غ‍دی‍ر، ت‍ه‍ران، پی‍ام‌ آزادی‌، ۱۳۷۵، ۱۴۸ صفحه.

22. اسحاقی، سید حسین، غدیر، اكمال دین، قم، دفتر عقل، 1389، 190صفحه.

 

 

 

 

 

به مناسبت روز بسیج مستضعفان ( تشکیل بسیج مستضعفان به فرمان حضرت امام خمینی (ره) -1358 ه. ش )

 

جمعه

5 آذر 1389

19 ذی‌حجه 1431

26Nov. 2010

 

مقدمه

بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامی است كه پیروانش بر گلدسته‏ های آن اذان شهادت و رشادت سروده‏ اند.  

                                                                                                                                          امام خمینی

در آستانه برگزاری هفته بسیج و به منظور پاسداشت قهرمانی های بسیجیان سلحشور و بزرگداشت فرهنگ بسیج، گروه جامعه ‏شناسی مركز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، ویژه نامه حاضر را تحت عنوان مدرسه عشق تهیه كرده است و امید دارد این مجموعه مورد توجه و استفاده مسئولان و برنامه ریزان محترم رسانه قرار گیرد.

این مجموعه با هدف تبیین نقش شایسته و بایسته بسیج، ضرورت ترویج تفكر بسیجی در جامعه و عنایت ویژه به رابطه میان بسیج و جوانان تهیه و تنظیم شده است.

پیشنهادها و نظرات اصلاحی بهره‏گیران محترم این مجموعه، در بهبود كیفیت ویژه‏نامه‏های بعدی، یاری دهنده تهیه كنندگان مجموعه خواهد بود.

 

فرهنگ بسیجی

زمانی كه حضرت امام(ره) ضرورت تشكیل ارتش بیست میلیونی را گوشزد كردند و بسیج همگانی را بیمه كننده انقلاب نوپای اسلامی در برابر خطرات و دشمنی‏ها دانستند، هیچ كس تصور نمی‏كرد كه این نهاد مقدس مردمی، گسترده‏ای اینچنین بیابد. اما با وقوع جنگ تحمیلی و شركت گسترده بسیجیان در جبهه‏های نبرد، ارزشها و استعدادهای بسیج یكی پس از دیگری ظهور كرد و نشان داد كه بسیج یك نیروی نظامی صرف نیست. ویژگی بسیار مهم بسیج كه آن را از سایر نهادهای مشابه ممتاز می‏كند، این است كه بسیج مجموعه‏ای از عناصر ارزشی را در خود جمع كرده و آنها را در قالب شخصیت بسیجی به شكل زیبایی تجسم بخشیده است، و اینگونه است كه بسیج توانسته است به یك فرهنگ تبدیل شود. در ادامه به برخی از عناصر فرهنگ بسیج و بسیجی اشاره‏ای كوتاه خواهیم داشت؛

 

مردمی بودن؛

ویژگی شاخص فرهنگ بسیجی، عدم وابستگی به گروه‏ها و دسته‏ها است. بسیج یك نهاد مردمی است و همكاری با آن مشروط به هیچ شرطی نیست.

این شاخصه مهم، بسیج را به نیرویی خدمتگزار و مردمی تبدیل كرده است و تصور اینكه به خدمت گروه و دسته‏ای خاص درآید، تأمین كننده منافع جناحی خاص باشد و یا وجهه مردمی بودن خود را از دست بدهد تصوری نادرست و مردود است.

 

حضور در تمام صحنه‏ ها؛

مردمی بودن بسیج، سبب می‏شود یك بسیجی نیازها و ضرورتهای كشور را، نیازها و ضرورتهای خود بداند. دفاع همه جانبه از انقلاب و قطع ریشه‏های وابستگی، كه از نظر حضرت امام(ره) از مهمترین وظایف بسیج است، تنها با بهره‏گیری از همین اندیشه ممكن خواهد شد. بنابراین هر اقدامی كه تأمین كننده یكی از نیازهای كشور، یا رفع كننده مشكلی از مشكلات باشد، جزو فعالیتهای بسیج خواهد بود و در این زمینه، هیچ تفاوتی بین عرصه‏های گوناگون اجتماعی وجود نخواهد داشت؛ موضوعی كه بسیج بارها در عمل آن را ثابت كرده است.

 

مأمور به انجام وظیفه؛

اگر چه اهداف بسیج، اهداف بلندی است و برای تحقق آنها جانفشانی مقدمه و فرض هر فرد بسیجی است، پیروی از اندیشه حضرت امام خمینی(ره)، آنچه برای بسیج اهمیت دارد، عمل به وظیفه است. در قاموس بسیج، عمل به وظیفه مانند رسیدن به هدف است؛ زیرا بسیجی هدفی جز انجام تكالیفی كه عهده‏دار شده است، ندارد. البته باید توجه داشت كه وظایف بسیج، همگی در چارچوب پیشبرد آرمانهای اسلام و حفظ و اداره نظام اسلامی است و رنگ و بویی الهی دارد و پاداش دهنده آن نیز كسی جز خداوند نیست.

بسیج در خدمت اهداف مادی و یا مجری سیاستها و برنامه‏های گروه و یا اشخاص معینی نیست كه تنها مأمور انجام وظیفه باشد؛ چرا كه در این صورت تنها یك نیروی ناآگاه و بی‏اراده خواهد بود كه توسط دیگران به خدمت گرفته می‏شود. اهداف بسیج، اهدافی الهی است. و این مسئله، تا اندازه‏ای مهم است كه نهایت هوشیاری، آگاهی و آمادگی بسیج را طلب می‏كند. این نكته نیز قابل دقت است كه انجام تكلیف، به معنای عدم برنامه‏ریزی و تفكر در كار و آینده‏نگری و... نیست؛ زیرا نظم و برنامه‏ریزی نیز از جمله تكالیفی است كه بزرگان دین بر آن تأكید بسیار داشته‏اند.

 

كم توقعی و پركاری؛

وقتی بسیجی تنها به منظور انجام وظیفه و كسب رضای خداوند تلاش می‏كنند، هیچ چشمداشتی نیز به دریافت پاداش مادی یا تقدیر و تشكر دیگران ندارد. اهمیت وظایف و آرمانهای بسیج، به اندازه‏ای است كه نمی‏توان در این جهان برای آن پاداش مناسبی در نظر گرفت. بسیجی با آگاهی نسبت به اهمیت كار خود، پرتلاش و خستگی‏ناپذیر است و رضایت خاطر او، زمانی حاصل می‏شود كه احساس كند گام مؤثری در راه تحقق اهداف مورد نظر برداشته است.

 

ساده زیستی؛

ساده زیستی عنصر دیگری از فرهنگ بسیج است. در فرهنگ بسیج، تجمل و تكلف در زندگی، نه تنها معنا و ارزش ندارد، بلكه اساسا با انجام تعهدات دشوار یك بسیجی ناسازگاری دارد.

بی‏شك برای یك بسیجی، امكان فراهم كردن یك زندگی تجملی، كمتر پیش می‏آید و اگر هم چنین امكانی باشد، هرگز به صورت ظاهری مصداق نخواهد یافت؛ بلكه دارایی و امكانات او، در راه تحقق اهداف بلند بسیج هزینه خواهد شد.

 

اخلاص و گمنامی؛

اگر اخلاص و گمنامی را، ارزنده‏ترین و زیباترین عنصر فرهنگ بسیجی بنامیم، سخن نادرستی نگفته‏ایم. اگرچه اوج شكوفایی این ویژگی، در دوران دفاع مقدس بوده است، اما بسیج همچنان از این عنصر به زیباترین شكل بهره می‏برد. در دوره هشت ساله جنگ تحمیلی، حماسه‏های پرشكوه و بزرگی به وقوع پیوست كه آفرینندگان آن هیچگاه درصدد بازگو كردنش برنیامدند. آن مقدار هم كه به گوش ما رسیده است، بیشتر از زبان همرزمان حماسه آفرینان بوده است و دریای پرتلاطم خاطره این حماسه‏ها و قهرمانیها، در سینه بسیجیان آرام شده است؛ اگر به همراه روح آفرینندگانش در عمیق آسمانها گم نشده باشد. حماسه آفرینی‏های خالصانه بسیجیان در دوران دفاع مقدس، اخلاص و گمنامی را برای همیشه به عنوان عنصر و مشخصه‏ای ارزشمند، در فرهنگ بسیجی ثبت و ضبط كرده است.

 

توجه به معنویات؛

فضای بسیج، فضای معنویت است و این از دستاوردهای دوران دفاع مقدس است. اگرچه عقول دنیوی و مادی نمی‏توانند این حقیقت را درك كنند، امّا شك نیست كه سلاح معنویات، مؤثرترین سلاح بسیج در مقابله با تهاجم دشمن بوده است. هنوز هم یاد و خاطره دعاها، نمازهای عارفانه، خضوع و خشوع در برابر ذات مقدس الهی و توسّل آنها در ذهنها جاری است. بسیج همچنان به این عنصر نیازمند است و باید برای مقابله با تهاجمات جدید دشمن و تحقق اهدافی كه دارد، بیش از پیش به آن مجهّز شود.

 

توسل و تأسی به اهل بیت(ع)؛

اگرچه توسل به ائمه اطهار (ع) در بخش توجه به معنویات نیز قابل طرح است، اما به لحاظ برجستگی موضوع ذكر جداگانه آن لازم می‏نماید. در واقع نام بسیج و بسیجی با توسل به ائمه(ع) و بویژه سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله حسین(ع) عجین شده است. نیروی پشتیبان بسیج و عامل جانفشانیها و قهرمانیهای آن در صحنه دفاع مقدس، تأسی و پیروی از خط سرخ شهادت و حماسه عاشورا بوده است. یاد و نام امام حسین(ع) همواره بسیج را برای فداكاری آماده نگه داشته و قوای معنوی را در او تقویت كرده است و شاید خستگی ناپذیری بسیجی نیز در همین اندیشه ریشه داشته باشد.

 

شهادت ‏طلبی و ایثار؛

در فرهنگ بسیجی، شهادت نهایت سعادت است و هیچ چیزی نمی‏تواند همسنگ آن باشد؛ به همین دلیل بسیجی همواره مهیای شهادت است و خود را برای رسیدن به این سعادت بزرگ، آماده می‏سازد. بسیجی آرزوی شهادت دارد و می‏داند كه برای رسیدن به این مقام، شرایط و ویژگیهایی خاصی لازم است؛ بنابراین در خود سازی و تربیت معنوی خود نیز، لحظه‏ای فروگذار نمی‏كند.

 

منطق و تفكر؛

در فرهنگ بسیج تأكید و تكیه بر معنویات، حالات درونی و ارزشهای والایی چون: عبودیت، ایثار، شهادت‏طلبی، دعا و توسل و... هرگز خارج از چارچوب منطق و تعقل نیست. و هر گونه افراط و تفریط در این مسایل، خروج از دایره این فرهنگ محسوب می‏شود. اهمیت تفكر و اندیشه در فرهنگ بسیج و نقش آن در تحقق وظایف و اهدافی كه بر عهده دارد به اندازه‏ای است كه امام(ره)، بسیج را یك تفكر قلمداد می‏كنند و بر تقویت مبانی علمی و فكری بسیجیان اصرار می‏ورزند.

 

مخالفت با تحجّرگرایی و مقدس نمایی؛

از دیگر عناصر فرهنگ بسیج كه مشخصّا در بیانات امام(ره) مورد توجه قرار گرفته است، مخالفت با تحجرگرایی و مقدس نمایی است. اهمیت این عنصر در چارچوب فرهنگ بسیج، از این جهت است كه بسیج نهادی مقدس و متكی بر ارزشها و معیارهای الهی است و برداشتهای ناصواب و افراطی از مقوله معنویات و مقدسات، می‏تواند بسیج را به ورطه تحجر و تقدس مآبی بكشد؛ چیزی كه گاهی در جامعه ما به چشم می‏خورد و حضرت امام(ره) نیز در زمان حیاتشان بارها خطر نفوذ این افراد و طرز تفكرشان را گوشزد كرده بودند.

 

دشمنی با استكبار و دنیا پرستی؛

دشمنی با استكبار از اصول اساسی و قوام دهنده فرهنگ بسیج است؛ زیرا تشكیل بسیج به زمانی باز می‏گردد كه نظام نوپای اسلامی، به طور جدی در معرض حمله استكبار بود و سازماندهی نیروهای مردمی به منظور مقابله با این حمله احتمالی در دستور كار قرار داشت.

صرفنظر از این مسئله، دشمنی با استكبار و دنیاپرستی، خود نوعی تفكر متعالی است و كه در فرهنگ بسیج نیز به عنوان اصلی اساسی وجود داشته است؛ چرا كه بسیج به دنبال عبودیت، آزادی و سعادت است و دو عنصر فوق می‏توانند رسیدن به چنین مقامی را دچار اشكال نمایند.

بحث از فرهنگ بسیج را با تذكر این نكته به پایان می‏بریم كه این نوشتار تنها به برخی از مهمترین عناصر این فرهنگ اشاره كرده است و قطعا عناصر دیگری را هم در این رابطه می‏توان شناسایی و بررسی نمود كه تحلیل و تجزیه آنها انشاءاللّه در فرصت‏های دیگر به انجام قرین خواهد شد.

 

بسیج در كلام امام(ره)

باید ما همه قوای‏مان را مجتمع كنیم برای نجات دادن یك كشور؛ باید اگر مسایلی برای ما پیش بیاید، هرچه هم سخت باشد تحمل كنیم... مملكت اسلامی باید همه‏اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد. (بخشی از بیانات حضرت امام(ره) در خصوص ضرورت تشكیل بسیج؛ صحیفه نور؛ ج 10، ص239)

من از آنچه تاكنون به همت مردان و زنان باشرف و رزمنده شده است، امید آن دارم كه در بسیج همه جانبه آموزش نظامی و عقیدتی و اخلاقی و فرهنگی، با تأیید خداوند متعال موفق شوند. (همان)

بكوشید تا هرچه بیشتر نیرومند شوید در علم و عمل و با اتكال به خدای قادر، مجهز شوید به سلاح و صلاح؛ كه خدای بزرگ با شماست.( همان)

من امید دارم كه این بسیج عمومی اسلامی، الگو برای تمام مستضعفین جهان و ملتهای مسلمان عالم باشد.( همان)

رحمت و بركات خداوند بزرگ بر بسیج مستضعفان كه به حق پشتوانه انقلاب اسلامی است. (همان)

شما عزیزان و جوانان بزرگوار باید بدانید كه حفظ و حراست اسلام و كشور اسلامی و دین حق، از بزرگترین طاعاتی است كه از صدر عالم تاكنون انبیاء معظم و اولیاء بزرگ صلوات الله علیهم اجمعین در راه آن كوشش جانفرسا نموده و از هیچ فداكاری دریغ ننموده ‏اند. (همان)

بسیج مستضعفان كه سالروز آن را به ملت ایران و جوانان متعهد و مؤمن تبریك می‏گویم، در تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان، مساعی جمیله خود را روزافزون كند. (همان)

با تشكر و تقدیر از اقدامات خداپسندانه بسیج مستضعفین، در راه هدف مقدس اسلام و استقلال كشور و آزادی ملتهای دربند و با تشكر از كوششهای آنان در كوتاه كردن دست چپاولگران. امید است با تحصیل اخلاص در همه امور، چه تعلیم و تعلّم و تقویت فرهنگ اسلامی و آموزش كافی فنون مختلف نظامی و چه در راه بسیج توده‏های مظلوم و مستضعف جهان بر ضد استكبار جهانخوار، تا قطع طمع آنان نه تنها از كشورهای اسلامی، كه از همه ممالك تحت ستم جهان و چه در راه تقویت هرچه بیشتر بسیج برای حراست از اسلام بزرگ و ایران عزیز و با صبر و شكیبای در این مقاصد بزرگ، این خدمت گرانقدر را رنگ الهی داده و از عبادت بزرگ قرار دهند. از خداوند تعالی توفیق شما عزیزان را در این مقصد بزرگ خواستارم. خدا پشت و پناهتان باد. (همان)

اگر خمینی یكّه و تنها هم بماند، به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت‏پرستی است ادامه می‏دهد و به یاری خدا، در كنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‏های مغضوب دیكتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی كه به ستم و ظلم خویش اصرار می‏نمایند، سلب خواهد كرد. (همان)

تشكیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از بركات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود كه بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد. (همان)

در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصا جنگ، بودند نهادها و گروههای فراوانی كه با ایثار و خلوص و فداكاری و شهادت‏طلبی، كشور و انقلاب را بیمه كردند. ولی حقیقتا اگر بخواهیم مصداق كاملی از ایثار و خلوص و فداكاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه كسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود. (همان)

بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است كه شكوفه‏های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین حدیث عشق می ‏دهد. (همان)

بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامی است كه پیروانش بر گلدسته‏ های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سرداده ‏اند. (همان)

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاك اسلامی است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی ‏نشانی گرفته ‏اند. (همان)

بسیج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‏ اند. (همان)

من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‏خورم و از خدا می‏خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا كه در این دنیا افتخارم این است كه خود بسیجی‏ام. (همان)

ملتی كه در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استكبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس‏نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا كه در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است كه اكثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد. (همان)

اگر بر كشوری ندای دلنشین تفكر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الاّ هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم. (همان)

بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به كار خود ادامه دهد. (همان)

امروز یكی از ضروری‏ترین تشكل‏ها، بسیج دانشجو و طلبه است... فرزندان بسیجی‏ام در این مراكز، پاسدار اصول تغییرناپذیر نه شرقی و نه غربی باشند. (همان)

باید بسیجیان جهان اسلام در فكر ایجاد حكومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا كه بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست. (همان)

من دست یكایك شما پیشگامان رهایی را می‏بوسم و می‏دانم كه اگر مسؤولین نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. (همان)

 

بسیج در كلام مقام معظم رهبری

بسیج در جبهه‏ های جنگ و در داخل شهرها نشان داد كه بهترین موانع انقلاب و اسلام است و حتی دشمنان ما به ناتوانی خود در مقابله با حركت بسیجیان به هنگام نبرد اعتراف كرده‏اند. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

امروز نیز پایگاه های مقاومت بسیج و نیروهای جوان پرشور و باایمان ما كه در پی احساس تكلیف، خدمت به خلق و تحقق آرمانهای اسلامی را وجهه همت خویش قرار داده‏اند از عوامل دفاع جانانه از انقلاب و اسلام به شمار می‏روند. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

مسؤلان كشور موظف به تجهیز، آماده سازی و ایجاد تسهیلات لازم برای بسیج هستند و من از بسیج كه در حال خدمت به اسلام، كشور و انقلاب است دفاع خواهم كرد. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج به معنای حقیقی آن، یك پدیده انقلابی است كه ملت و مسؤولین باید همواره آن را جدی گرفته و قدر آن را بدانند. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج باید اساس كار خود را بر پایه‏های محكمی استوار سازد زیرا بسیج تنها سازمان نظامی است كه میدان كار آن به طور مستمر روبه گسترش می‏باشد. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج با سرنوشت انقلاب سر و كار دارد و با فراگیر شدن آن انقلاب بیمه خواهد شد. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

با گسترش، استحكام، كارآیی و قدرت یافتن بسیج می‏توان اطمینان یافت كه هیچ قدرتی در دنیا قادر به وارد ساختن كمترین چشم زخمی به كشور و انقلاب نخواهد بود. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج به عنوان یك نیروی مردمی، محور و اساس دفاع مسلحانه از انقلاب محسوب می‏شود و تقویت هرچه بیشتر آن ضروری است. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بهترین الگوی بسیجیان در همه عالم حضرت علی(ع) است، امیرالمؤمنین علی(ع) انسان پاك باخته‏ای در راه خدا بود كه همه همت و تلاشش در راه خدا و برای پیشرفت اسلام بود و من از بسیجیان این كشور علوی و فاطمی می‏خواهم كه علی(ع) را الگوی خود قرار دهند. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیجی علی(ع) است كه تمام وجودش وقف اسلام بود. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج یك حركت بی‏ریشه و سطحی و صرفا از روی احساسات نیست، بسیج یك حركت منطقی و عمیق و اسلامی و منطبق بر نیازهای امروز دنیای اسلام و به طریق اولی جامعه اسلامی است. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج یك سازمان شخصی رزمی، مثل دیگر سازمانها نیست، بسیج یعنی متن ملت و همه آحاد مؤمن و یك حقیقت گسترده در تمام زوایای جامعه. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج متن حركت نظام است. همه باید بسیجی باشند، دولت و مسؤولان هم باید بسیجی باشند. در حقیقت بسیج یك فرهنگ و یك حركت فرهنگی است. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیجی كسی است كه برای ارزشهای اسلام، اهمیت قایل است و معتقد به خدا و خاضع و خاشع در مقابل پروردگار عالمیان است. در دل مشتاق صلاح است و می‏خواهد صالح و پاك باشد و از رذایل اخلاقی دور بماند. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیجی بلند همت است، خواسته‏های او بزرگ و در حد اعتلای كشور می‏باشد. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369) 

امروز هم بسیجی برای كشور دل می‏سوزاند، برای آبادانی كشور تلاش می‏كند. برای حفظ استقلال ملی، هرچه بتواند كار می‏كند و از جان خود هم می‏گذرد. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج یك امر منطقی و فكری و ریشه‏دار و عمیق است و كسانی كه در كار این حقیقت بزرگ شركت دارند، همه آحاد ملتند. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

هركس كه بسیجی است باید به بسیجی بودن خود افتخار كند. بسیجی بودن، مایه سرافرازی و سربلندی پیش پروردگار است. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر نشدن است.

(روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

حقیقت بسیج، زنده است و یاد و بزرگداشت او، تمام نشدنی است. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

حركت بسیج، یك حركت خردمندانه و منطقی و استوار كاملاً حكیمانه است. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369) 

بسیج یكی از بركات انقلاب و از پدیده‏های بسیار شگفت‏آور و مخصوص این انقلاب است.

(روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

بسیج در حقیقت، مظهر یك وحدت مقدس میان افراد ملت است. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369) 

بسیج در واقع، مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی كامل، برای سربلند كردن كشور و ملت است.

(روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

آری، بسیج مدرسه عشق است و در همه میدانهای دشوار، فقط حضور عاشقانه و مخلصانه است كه می‏تواند پرچم حق و عدل و راستی و ایمان را به اهتزار درآورد و جنود شیطان را منهزم سازد. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369) 

دانشجوی بسیجی، آن عنصر نورانی و پاك نهادی است كه در حال حاضر فراگرفتن دانش و آماده سازی علمی و فكری خود برای شركت در پیشرفت مادی ملت و كشورش، چراغ ایمان و هدایت را نیز در دل خود و در محیط دانشگاه فروزان می‏كند و فضا را با صلاح و صفا و نورانیت خود، نورانی می‏سازد. (روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

سازمان بسیج در دوران حاضر باید كانون رشد و اشاعه تفكر بسیجی باشد و تفكر بسیجی تركیبی است از ایمان عمیق، تلاش مخلصانه، هشیاری در شناخت دشمن، گذشت و ایثار در برابر دوست و ایستادگی و مقاومت شجاعانه و خستگی‏ ناپذیر و... و این است آن حقیقت والایی كه امام بزرگوار ما به خاطر آن، بسیجی بودن را افتخار خود می‏ دانست.(روزنامه جمهوری اسلامی؛ 6/9/1369)

 

راهكارهای جذب جوانان به بسیج

آنگونه كه می‏دانیم اكثریت قاطع اعضای بسیج را جوانان تشكیل می‏دهند؛ زیرا در مجموع جوانان نسبت به سایر گروههای سنی شرایط مناسب‏تری برای مشاركت در فعالیتهای بسیج را دارند. امّا این سخن به این معنا نیست كه همه جوانان و یا اكثر آنها به خودی خود جذب بسیج شوند؛ بلكه برای تحقق این امر باید تلاشهایی صورت گیرد و تمهیداتی اندیشیده شود. بخش عمده این مسئولیت را باید متوجه متولیان و مسئولان سازمان بسیج دانست. رسانه‏های جمعی نیز در این رابطه می‏توانند به صورت مؤثری اقدام كنند. در این نوشتار تلاش شده است برخی از راهكارهای جذب بیشتر جوانان به بسیج، به صورت مختصر بیان شود. در این رابطه ابتدا به تشریح وظایفی كه متوجه مسئولان بسیج است می‏پردازیم و سپس برخی از راهكارها و ضرورتهای پیش روی سازمان صدا و سیما را مطرح می‏سازیم.

 

الف: وظایف مسئولان و متولیان بسیج

1ـ توجه به نیازهای نسل جوان؛

جوانان نیازهای فراوانی دارند كه تنها معدودی از آنها برایشان شناخته شده است. جوان، در مجموع احساس می‏كند كه گمشده‏ای دارد و تا به آن نرسد، به آرامش نخواهید رسید. ویژگی دوم نیازهای جوان، این است كه تأمین این نیازها، در بیشتر موارد همراهی و مساعدت عوامل خارجی را طلب می‏كند؛ یعنی جوان صرفا با اتكاء بر توان و اراده خود نمی‏تواند آنها را تأمین كند. این وضعیت كه تقریبا مخصوص دوره جوانی است، نوعی حالت بیقراری و ناآرامی در خود بوجود می‏آورد و موجب می‏شود كه او اشتیاق و تلاش فراوانی برای رسیدن به آرامش پیدا كند. در این شرایط هر عاملی كه بتواند نیازهای گوناگون جوان را برطرف نماید و او را به آرامش هر چند موقت برساند برای او مغتنم خواهد بود. ریشه و اساس بروز انحرافات یا برطرف كردن نادرست نیازهای دوران جوانی را باید در همین موضوع جستجو كرد. با وجود این شرایط، یكی از راهكارهای مؤثر جذب جوانان به بسیج، قدرت و قابلیت آن در پاسخگویی به نیازها و احتیاجات آنهاست. بسیج به هر میزان كه بتواند نیازهای واقعی جوانان را به آنها بنمایاند و برای تأمین صحیح آنها شیوه‏های مناسب و جذابی طراحی كند، در جذب جوانان توفیق بیشتری بدست خواهد آورد.

 

2ـ توجه به روحیه تنوع‏طلبی و زیباپسندی جوان؛

جوان روحیه‏ای تنوع طلب و زیباپسند دارد. هیچ چیز به اندازه محیطی نازیبا و فعالیتی یكنواخت برای او كسالت آور و خسته كننده نیست. بنابراین نمی‏توان انتظار داشت كه جوان به چنین محیطها و فعالیتهایی گرایش پیدا كند و یا در آنها دوام آورد. تنها عاملِ اجبار، تعهد و عواملی از این دست ممكن است حضور جوان را در چنین شرایطی تضمین و توجیه نماید. البته در جایی كه صحبت از اجبار، ناچاری، تعهدات قانونی و حتی اخلاقی هم مطرح باشد، می‏توان از عنصر تنوع و زیبایی بهره جست و شرایط مساعدتری را برای انجام وظایفی كه متوجه جوانان است فراهم آورد.

بسیج و یا هر مجموعه دیگری نیز كه طالب جذب بیشتر جوانان باشد، باید بهره‏گیری از این عوامل را به طور جدی مورد توجه قرار دهد. فعالیتهای بسیج و موقعیت آن، قابلیت و ظرفیت خوبی در این زمینه دارند. بسیج می‏تواند فعالیتهای ورزشی، هنری و تبلیغی فراوانی را به مجموعه فعالیت‏های خود بیفزاید و سایر فعالیتهای خود را نیز در قالبهای جذاب و متنوع ارائه كند. محیط پایگاهها نیز، ضمن اینكه باید كاملاً آراسته و تمیز باشد، باید با روشهای مختلف و انواع آثار فرهنگی و هنری، تزیین شود و مكان مطلوبی را در اختیار اعضاء قرار دهد. اگر این قبیل اقدامات و ظرافتها در دستور كار پایگاههای بسیج قرار گیرد، قطعا تأثیر بسزایی در جذب و حفظ جوانان خواهد داشت.

 

3ـ عدم اخلال فعالیتهای بسیج در برنامه روزانه؛

مشاركت در فعالیتهای بسیج، یك فعالیت فوق برنامه تلقی می‏شود؛ یعنی جزو برنامه روزانه، موظف و قطعی افراد به حساب نمی‏آید. در حالی كه همه افراد و از جمله جوانان، باید كارهای مشخصی را در طول شبانه‏روز به انجام برسانند. مثلاً برای جوانان و نوجوانان، رسیدگی به تكالیف درسی، انجام برخی از كارهای خانه، صله ارحام و برخی روابط انسانی و... از جمله وظایفی هستند كه معمولاً همیشه مطرح است و نمی‏توان از آن سرباز زد. بسیج برای اینكه بتواند جوانان را به خود جذب كند، باید فعالیتهای خود را به گونه‏ای سازمان دهد كه مغایرتی با تعهدات و وظایف روزمره افراد نداشته باشد؛ چرا كه نباید از فرد انتظار داشت كه یك فعالیت فوق برنامه را بر برنامه موظف خود ترجیح دهد. البته فرصت یافتن برای انجام امور فوق برنامه، تا حد زیادی بستگی به وجود نظم در فعالیت‏های روزانه و موظف فرد دارد. چرا كه در صورت بی‏نظمی و نبودن وجود برنامه درست، اوقات مفید، برای انجام فعالیتهای روزمره هم كافی نخواهد بود. یكی از اقدامات مؤثر بسیج برای جذب جوانان، در كنار تنظیم و سازماندهی دقیق برنامه‏های خود، می‏تواند كمك به اعضاء در رسیدن به یك برنامه مناسب روزانه باشد تا ضمن انجام بسیج فعالیت‏های روزمره، فرصت بیشتری برای پرداختن به فعالیتهای فوق برنامه و از جمله حضور در پایگاههای بسیج پیدا كنند.

 

4ـ توجه به روحیه استقلال‏طلبی جوانان؛

اقتضای دوران نوجوانی و نوجوانی، استقلال‏طلبی و تلاش برای خود اتكایی است. در این دوران فرد به فعالیتهایی روی می‏آورد كه در هماهنگی كامل با این احساس و نیازمند باشد و مشاركت در این قبیل فعالیتها است كه زمینه‏های رشد و كسب تجارب مفید و ضروری را برای او فراهم می‏آورد. اگر بسیج درصدد جذب و ایجاد انگیزه بیشتری در میان جوانان باشد، باید حداقل بخشی از فعالیتهایش به گونه‏ای طراحی شود كه نوعی رابطه دو سویه با اعضا داشته باشد و حق مشاركت آنها محترم شمرده شود. البته بسیج حتی این ظرفیت را دارد كه حتی موارد متعددی از فعالیتهای فرهنگی، هنری، علمی و ورزشی خود را به اعضاء واگذار كند و ایده و ابتكار آنها را مبنای سازماندهی و برنامه‏ریزی قرار دهد. با این روش، علاوه بر ارضای حق استقلال‏طلبی جوان، زمینه مناسبی برای بروز در رشد استعدادها و از جمله قدرت برنامه‏ریزی و مدیریت فراهم می‏شود و یك جوان، به تمام معنا حضور در بسیج و مشاركت در فعالیتهای آن را برای خود مفید و مؤثر احساس می‏كند.

 

5ـ توجه به مسائل تحصیلی جوانان؛

یكی از مسائل مهم جوانان مسئله تحصیل و بویژه تحصیلات تكمیلی است. برای بسیج نیز بسیار مهم است كه سطح علمی اعضایش بالا باشد؛ چرا كه تحقق اهداف چه به لحاظ كمیت و تنوع و چه به لحاظ كیفیت و اهمیت، جز در سایه مجهز شدن به علم و آگاهی در بخشهای مختلف ممكن نیست.

چنانچه بسیج برای بررسی و شناسایی راهكارهایی برای جذب افراد تحصیلكرده و فراهم آمدن شرایط مناسب برای تحقق پیشرفت علمی و تحصیل اعضا تلاش كند بدون تردید گام مؤثری در جهت جذب جوانان برداشته است. این اقدام علاوه بر اینكه انگیزه اعضای فعال بسیج را تقویت و یكی از نگرانیهای عمده آنها و خانواده‏هایشان را مرتفع می‏سازد، قطعا در جذب نیروهای جدید و علاقمند به تحصیل نیز مؤثر خواهد بود.

 

6ـ فراهم آوردن زمینه رشد و پیشرفت جوانان؛

در راستای مسئولیتی كه بسیج برای فراهم آوردن امكانات پیشرفت علمی و تحصیلی اعضا دارد، برنامه‏ریزی و سامان بخشی به فعالیتهایی كه امكان رشد و ترقی اعضا را در زمینه‏های گوناگون فراهم آورد، نیز، یكی از مسئولیتهای مهم بسیج است. این قبیل فعالیتها راهكاری مؤثر برای جذب جوانان به حساب می‏آید؛ زیرا بر خلاف آنچه تصور می‏شود، جوانان علاقه‏ای به اتلاف وقت و بیهوده هدر دادن آن ندارند. اكثر كارهایی هم كه از آنها سر می‏زند و ممكن است مصداق بیهودگی تلقی شود، از نظر خود آنها چنین نیست. در سایر موارد نیز، عاملی غیر از اراده و علاقه، فرد را به بیهودگی كشانده است. جوانان همانند دیگران، هركاری را به انگیزه رسیدن به هدفی مشخص و ارضای یكی از نیازهای اساسی خود انجام می‏دهند و بعید نیست كه در مرحله شناسایی نیاز یا اتخاذ راه و روش تأمین و ارضای آن، دچار اشتباه و خطا هم بشوند. اگر این موضوع را بپذیریم، باید قبول كنیم كه برای یك جوان، رسیدن به اهدافی كه دارد و طی كردن مدارج رشد و ترقی بسیار با اهمیت است و به هر محركّی كه ـ ولو به ظاهر ـ متضمن رسیدن به این مقاصد باشد، پاسخ مثبت می‏دهد. اگر بسیج زمینه این مسئله، یعنی رشد و پیشرفت جوانان را در ابعاد مختلف فراهم آورد، جز اقدام مهمی كه در جذب آنان به انجام رسانده، از گمراهی و گرایش یافتن آنها به راههای خطا نیز جلوگیری به عمل آورده است.

 

7ـ معرفی برنامه‏ها و فعالیتهای بسیج؛

برای بسیاری از جوانان بسیج تداعی كننده جنگ و یك نیروی صرفا نظامی است كه سنخیت كمتری با روحیه آنها دارد. در حالی كه واقعا چنین نیست؛ بسیج یك نیروی خودجوش و مردمی است كه فعالیتهای زیادی را در زمینه‏های گوناگون علمی، اعتقادی، فرهنگی، ورزشی، هنری و... انجام می‏دهد و می‏تواند پذیرای طیف وسیعی از جوانان و نوجوانان، با نیازها و علاقه‏های متفاوت باشد.

پایگاههای مقاومت بسیج، برای جذب بیشتر جوانان، صرفنظر از اینكه باید فعالیتهای خود را تا حد امكان توسعه دهند، لازم است این فعالیتها را با همه شیوه‏های رایج و ممكن، معرفی و تبلیغ كنند و بسیج را با همه ظرفیتها و قابلیتهایش به جامعه بشناسانند.

 

8ـ ضرورت حفظ قداست بسیج؛

مسئله دیگری كه در زمینه جذب جوانان به بسیج مؤثر است، و شاید مؤثرترین عامل در این زمینه باشد، این است كه بسیج باید قداست و مطلوبیت دوران دفاع مقدس را همچنان حفظ كند؛ آنگونه كه همانند آن روزها، بسیجی بودن یك ارزش و عامل تقویت و منزلت اجتماعی فرد باشد. اگر بسیج به هر دلیلی نتواند این ویژگی را حفظ كند و یا عناصر منفی در آن راه یابند و موجبات بدبینی را فراهم آورند، طبعا انتظار گرایش افراد به بسیج، انتظاری عبث و بیهوده خواهد بود. بر این اساس برای سازمان بسیج لازم است ضمن پالایش مداوم خود، هر گونه افراط و تفریط در انجام وظایف را از بین ببرد و با تكیه بر معیاری اسلامی و موازین اخلاقی، چهره‏ای نیك و دوست داشتنی از خود به نمایش گذارد.

 

ب: ضرورتها و راهكارهای پیش روی برنامه ‏سازان و مدیران صدا و سیما

1ـ بسیج، چكیده اندیشه نابی است كه حضرت امام(ره) طنین افكن شدن ندای آن را بر فضای كشور، موجب بیمه شدن انقلاب در برابر خطرات و توطئه‏های جهانخواران دانسته‏اند. مراجعه به بیانات و دیدگاههای امام راحل(ره) در مورد بسیج، نشان می‏دهد كه ایشان بسیج را یك نیروی نظامی صرف نمی‏دانند. ویژگیها، وظایف و اهدافی كه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری برای بسیج در نظر می‏گیرند، این نهاد خودجوش مردمی را به یكی از ارزشمندترین و مؤثرترین نهادهای نظام جمهوری اسلامی معرفی می‏كند. فضیلت و ارزش اركان و عناصر تشكیل دهنده بسیج و تفكر بسیجی، به حدی است كه به نظر می‏رسد صرف آشنایی دقیق و كامل با این خصایص كافی است تا فرد علاقمند عضویت در این نهاد مقدس شود.

بنابراین می‏توان گفت یكی از مهمترین راهكارهای جذب جوانان به بسیج، كه پیش روی صدا و سیما قرار دارد، تلاش جهت ارائه تصویر واقعی بسیج و بسیجی است. در این رابطه، موضوع بسیج باید به طور جدی در دستور كار گروههای مختلف رسانه قرار گیرد و معیارها، شاخصه‏ها، و به طور كلی مجموعه ارزشهای بسیج با روشهای مختلف و در قالب گفتگو، میزگرد، گزارش، فیلم، نمایش و... به جوانان معرفی شود.

 

2ـ امروزه اساس تبلیغ یك كالا و ایجاد انگیزه برای خرید آن، این است كه كالای مورد نظر به بهترین و زیباترین شكل در معرض دید مصرف كنندگان قرار گیرد. این موضوعی است كه در مورد ترویج یك فعالیت اجتماعی، با یك ارزش فرهنگی و حتی تبلیغ یك فكر و اندیشه هم صادق است. ایجاد انگیزه و گرایش نسبت به بسیج نیز از این قاعده مستثنی نیست و رسانه‏های جمعی كه اصلی‏ترین عوامل تبلیغات هستند، هر یك باید به فراخور ابزار و امكاناتی كه در اختیار دارند، به ارائه تصویری مناسب و جذاب از بسیج و بسیجی بپردازند. در این میان، صدا و سیما كه مهمترین و فراگیرترین رسانه كشور محسوب می‏شود. نقش حساس‏تری بر عهده دارد، صدا و سیما این امكان را دارد كه برای نمایش جذاب یك بسیجی و شخصیت و اندیشه او، برنامه‏های متنوعی را ترتیب دهد. اگر تمام خصایص و آرمانهایی كه توسط حضرت امام خمینی(ره) و سایر مسئولان نظام برای بسیج در نظر گرفته شده است، به صورتی جذاب و واقعی و با روشهای صحیح كارآمد تبلیغی، معرفی شود، بی‏تردید جاذبه فراوانی ایجاد خواهد كرد و حتی به صورت ناخودآگاه علاقه افراد را نسبت به بسیج برخواهد انگیخت.

صرفنظر از تهیه و پخش برنامه‏های ویژه بسیج، مطلوبیت و خصایص ارزشمند بسیج و فرهنگ بسیجی، باید مورد توجه همه برنامه‏ سازان و تهیه‏كنندگان باشد. در این صورت می‏توان امیدوار بود كه حتی برنامه‏هایی كه شخصا به موضوع بسیج نمی‏پردازند، امّا به نحوی از انحاء، نام و یادی از بسیج و بسیجی در آنها به میان می‏آید، تصویری ارزنده و نیك از بسیج و بسیجی ارائه شود. اهمیت این موضوع نیز در این است كه متأسفانه گاهی به دلیل كم توجهی تعدادی از برنامه‏سازان و تهیه كنندگان محترم ارزشها و باورهای دینی و ملی، برنامه‏ها مورد غفلت واقع می‏شود و نوعی حالت ضد تبلیغی به خود می‏گیرد. مواردی مانند حجاب اسلامی و چادر، ساده‏زیستی و دوری از تجمل‏گرایی، صرفه جویی و قناعت و... از این موارد هستند. این در حالی است كه رعایت مسائلی از این دست، باید در همه برنامه‏های صدا و سیما به عنوان یك مسئله عادی مورد توجه قرار باشد.

امّا متأسفانه تبلیغ‏های یكسویه و گاه ناآگاهانه و افراط و تفریطی كه در بیان و ارائه ارزشهای اسلامی و ملی در برخی برنامه‏ها صورت می‏گیرد، چهره نادرستی از ارزشها ارائه می‏كند كه شایسته است صدا و سیما این مسئله مهم را مورد توجه قرار دهد و ارزشهای اساسی و اساسا تفكر بسیجی را زیر ساخت برنامه‏های خود كند تا این مشكلات بوجود نیاید.

 

3ـ موضوع دیگری كه در ادامه مطلب قبل باید گفت، ضرورت پرهیز از افراط و تفریط در ترسیم چهره بسیج و بسیجی است. بسیجی یك انسان است، با نیازها و ضعفهایی كه همه انسانها دارند. اگر قرار باشد همه خوبیها و زیباییها و كمالات را در وجود بسیجی خلاصه كنیم و آن را به معرض نمایش بگذاریم، در واقع یك كار ضد تبلیغی صورت داده‏ایم. البته شك نیست كه تفكر و فرهنگ بسیجی، پدیده‏ای ناب و بسیار ارزشمند است و عناصر ارزشی فراوانی را در خود جمع كرده است، امّا اینكه یك نفر بتواند تجسم همه این خوبیها باشد، اگرچه غیر ممكن نیست، امّا دور از انتظار و شگفت‏انگیز است. برنامه‏های تبلیغی صدا و سیما در مورد بسیج، اگر به تبیین تفكر و فرهنگ بسیجی می‏پردازد، باید به طرح همه خوبیها و ویژگیها بپردازد و اگر شخصیت یك بسیجی را به تصویر می‏كشد، باید از افراط و تفریط بپرهیزد و بیشتر به معرفی ظرفیتها و موقعیتهای مطلوب و بالقوه‏ای كه در اختیار اوست بپردازد. در این صورت جوان یا نوجوانی كه شخصیت یك بسیجی را ـ از طریق برنامه‏های صدا و سیما ـ برای خود ترسیم می‏كند، آن را هرگز یك شخصیت و موقعیت غیر قابل دسترس احساس نمی‏كند؛ بلكه او را انسانی مانند خود می‏یابد كه تجسم بسیاری از نیكیها و خوبیهاست و از موقعیتهای مناسب‏تری برای تأمین اهداف انسانی، اخلاقی و اجتماعی خود برخوردار است.

 

4ـ یكی از اقدامات مؤثری كه صدا و سیما می‏تواند جهت جذب جوانان به بسیج انجام دهد، تهیه گزارش از برنامه‏های گوناگون بسیج و به عبارت دیگر معرفی فعالیتهای متنوع و متعدد پایگاههای بسیج است. این اقدام بر افرادی كه فعالیت بسیج را صرفا محدود در امور نظامی و انتظامی می‏دانند، تأثیر زیادی خواهد داشت و زمینه‏های فراوانی را برای مشاركت در فعالیتهای بسیج به آنان معرفی خواهد كرد. طبعا تنوع و جذابیت این گزارشها نیز، هدف مورد انتظار را سریعتر و آسان‏تر تحقق خواهد بخشید.

 

5ـ معرفی پایگاههای نمونه و بسیجیان موفق نیز می‏تواند یكی از راهكارهای جذب جوانان به بسیج باشد. اگرچه تحلیل روانشناختی و جامعه شناختی این موضوع اهمیت زیادی دارد، اما فعلاً از بیان آن صرفنظر می‏كنیم و با توجه به اینكه، موضوع كم و بیش برای همگان امری مسلم و تجربه شده می‏باشد. تنها به گوشزد نمودن یك نكته مهم در این رابطه اكتفا می‏كنیم.

شیوه و نحوه معرفی پایگاهها و بسیجیان هرگز نباید این تلقی را به وجود آورد كه بسیج بدون اینكه واقعا ویژگی خاصی داشته باشد، مورد توجه قرار گرفته است! به عبارت دیگر صرفا باید به معرفی و تقدیر از پایگاهها و بسیجیانی پرداخت كه واقعا نمونه و موفق هستند و ملاك تشخیص این امر هم باید همان شاخصه‏هایی باشد كه توسط رهبر انقلاب و بنیانگذار بسیج مستضعفان مطرح شده است. به علاوه در این رابطه باید به طور جدی از افراط و اغراق در بیان ویژگیهای مثبت افراد و یا پایگاهها خودداری كرد. البته بدیهی است كه صدا و سیما اگر بخواهد چنین اقدامی انجام دهد، نیازمند همكاری و مساعدت نیروی مقاومت بسیج خواهد بود و طبعا نكات ذكر شده در مرحله نخست باید مورد توجه متولیان و مسئولان بسیج قرار گیرد، اما به هر حال صدا و سیما نیز از توجه به مطالب مذكور بی‏نیاز نخواهد بود.

 

بسیج و جوانان

در خصوص رابطه‏ای كه دو مقوله بسیج و جوانان با یكدیگر دارند، از جهات گوناگونی می‏توان به بحث پرداخت؛ چرا كه این دو، مانند بسیاری از مقولات و پدیده‏های مهم اجتماعی و فرهنگی، نسبتها و وضعیتهای متعددی در برابر یكدیگر می‏یابند كه بررسی هر كدام، نیازمند بحثی مستقل است. در این نوشتار یكی از این نسبتها یعنی: برخی نیازهای اساسی جوانان و نقش بسیج در تأمین آنها را به طور مختصر مورد بررسی قرار می‏دهیم.

 

آشنایی با اسلام و انقلاب اسلامی

اسلام دینی الهی است كه با آموزه‏های خاص خود، می‏خواهد انسان را به كمال مطلوب و آنچه به راستی سزاوار آن است برساند؛ امّا بدون شك بهره‏گیری از تعالیم و آموزه‏های دین، قبل از هر چیز در گرو آشنایی و درك عمیق آنهاست. درك عمیق را از آن جهت ذكر كردیم كه شناخت سطحی و ظاهری هرگز قادر نیست مارا به هدفی كه گفتیم نایل كند وچه بسا خطرات و مشكلات دیگری نیز بوجود آورد. پیداست كه این معرفت و شناخت، برای جوانان ازاهمیت بیشتر برخوردار است؛ زیرا ازیك سو، پیش ازاین آمادگی كافی برای درك واقعیتها و لایه‏های زیرین اندیشه‏ها واحكام دینی رانداشته‏اند و از سوی دیگر،باگذر از دوران‏جوانی، زمینه و فرصت‏كمتری برای نیل به‏این معارف‏وبكارگیری‏آنهاخواهندداشت.

آشنایی با انقلاب اسلامی نیز در همین چارچوب و در راستای ضرورت آشنایی با اسلام برای جوانان معنا و مفهوم می‏یابد. انقلاب اسلامی، در واقع پایه‏گذار نظامی است كه در دوران معاصر لایحه پیاده كردن احكام اسلام را دارد. در عین حال تاریخ انقلاب اسلامی، از آغاز شكل‏گیری تا پیروزی و از آن زمان تاكنون، ظرافتها و پیچیدگیهای خاصی دارد كه بدون وقوف كامل بر آنها، نمی‏توان مسیر اصیل و آرمانهای ارزشمند آن را به خوبی باز شناخت.

جوانانی كه منظور ما در این نوشتار هستند، حداكثر در سنین پایانی دبیرستان و یا سالهای نخست تحصیلات دانشگاهی؛ بسر می‏برند و تقریبا هیچ یك از فرازهای حساس تاریخ انقلاب را درك نكرده‏اند و آنچه بر انقلاب و انقلابیون رفته است، برای آنها نامفهوم و غیر قابل درك است.

نباید فراموش كنیم كه جوانان و نوجوانان، آینده‏سازان این كشور هستند و سیر سازندگی هم نمی‏تواند و نباید جز بر پایه اسلام و آرمانهای انقلاب اسلامی ترسیم شود. بنابراین تردیدی نیست كه آشنا كردن جوانان با اسلام و انقلاب اسلامی یكی از ضرورتهای بسیار مهم است.

امّا نقش بسیج در این رابطه بسیار مهم و مؤثر است؛ زیرا بسیج یك نهاد فرهنگی و اعتقادی است كه ابتغای آن بر فكر و اندیشه، به تصریح در بیانات حضرت امام(ره) مورد تأكید قرار گرفته است. بر این اساس، بسیج قطعا این ظرفیت را دارد كه پاسخگوی نیازهای علمی و فكری نسل جوان باشد و بر همین مبناست كه حضرت امام(ره)، یكی از ضروری‏ترین مسایل را تشكیل بسیج طلبه و دانشجو معرفی می‏كنند و می‏فرمایند:

امروز یكی از ضروری‏ترین تشكلها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاهها، باید با تمام توان خود، در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند. فرزندان بسیجی‏ام در این مراكز، پاسدار اصول تغییرناپذیر نه شرقی و نه غربی باشند ... و مسایل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پاسگاه علمی است. حوزه علمیه و دانشگاه باید چارچوبهای اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضاء بسیج قرار دهند.(1)

 

تربیت دینی

آشنایی با آموزه‏های دینی، موضوعی غیر از تربیت دینی است و در واقع پیش نیاز و یكی از مقدمات اساسی آن به حساب می‏آید. در عین حال آنچه نهایتا مورد توجه تعالیم دین است و در زندگی دنیوی و اخروی مفید واقع می‏شود، همین تربیت الهی و دینی است. به عبارت دیگر، اهمیت و ارزش آشنایی با تعالیم دینی، بیشتر از این جهت است كه زمینه رشد و تربیت بر مبنای این تعالیم را فراهم می‏آورد. البته باید توجه داشت كه راه رسیدن به این هدف، یعنی آشنایی با آموزه‏های دینی و تربیت دینی نیز با یكدیگر متفاوت است.

در زمینه فرا گرفتن تعالیم اسلام روشهای معمول برای یادگیری موضوعات دیگر، از قبیل استفاده از جلسات علمی، كتابهای آموزشی، پرسش و پاسخ و... كارآمد و مفید است؛ امّا در زمینه تربیت دینی به ابزار و زمینه‏های دیگری احتیاج است. در این رابطه، حضور در محیطهای سالم، شركت در مجامع و گروههای اسلامی، دوستی و ارتباط با افرادی كه آداب دینی، عبادات و اعمال شرعی و مسایلی از این دست را رعایت می‏كنند، بسیار مؤثر خواهد بود.

بسیج از معدود تجمعاتی است كه مجموعه‏ای از شرایط مذكور را در خود جمع كرده است و علاوه بر این با بهره‏گیری از ظرفیتها و قابلیتهای متعدد خود، می‏تواند جذابیت زیادی نیز برای جوانان داشته باشد و پس از جذب آنها، در تربیت دینی‏شان بكوشد. البته اقدامات بسیج در این رابطه، باید مبتنی بر معارف اصیل اسلامی، شیوه‏ای منطقی و به دور از افراط و تفریط باشد.

 

كسب آگاهی های اجتماعی

كسب آگاهیهای اجتماعی را باید یكی از مهمترین نیازهای نسل جوان دانست. منظور ما از آگاهیهای اجتماعی، تمام چیزهایی است كه فرد را برای زندگی موفق‏تر و سعادتمندانه‏تر آماده می‏سازد. مجموعه وسیعی از دانستنیها و اطلاعات را می‏توان در این بخش جای داد كه از جمله آنها باید به اطلاعات مربوط به فرهنگ ملی و دینی، مبانی حكومت، اصول انقلاب اسلامی، اصول سیاست خارجی و داخلی، تاریخ كشور، تاریخ انقلاب اسلامی، جریانات فكری موجود، معضلات و مشكلات اجتماعی، قواعد و قوانین جاری، اصول تبلیغات، شیوه‏های مقابله با مشكلات و نارساییها و... اشاره كرد.

همانطور كه ملاحظه می‏شود موارد مذكور و مواردی از این قبیل، مسائلی هستند كه خواه ناخواه پیش روی همه افراد جامعه و از جمله جوانان قرار دارند و طبعا آگاهی یافتن نسبت به آنها، به افراد كمك می‏كند تا با آمادگی و دوراندیشی بیشتری در عرصه حیات اجتماعی به ایفای نقش بپردازند و مصونیت بیشتری در برابر خطرات احتمالی پیدا كرده و فرد مؤثرتری برای جامعه باشند.

چون بسیج بیشتر با جوانان سروكار دارد، از معدود نهادهایی است كه می‏تواند جوانان را در موقعیت كسب این آگاهیها قرار دهد. برتری بسیج بر سایر نهادها و محیطهایی كه قادرند این آگاهیها و اطلاعات را در اختیار جوانان قرار دهند، این است كه اولاً، هیچ محدودیتی در زمینه كمیت و كیفیت موضوعات مورد نظر، متوجه بسیج نیست و بسیج می‏تواند با بهره‏گیری از امكانات خود در همه زمینه‏های مورد نیاز اقدام به تشكیل كلاس و انجام سایر فعالیتهای آموزشی نماید. و ثانیا، در خصوص نحوه ارائه این آموزشها و انتقال آگاهیهای مورد نیاز، شیوه‏های متنوعی در سازمان بسیج مطرح است كه می‏تواند كیفیت و میزان تأثیرگذاری را به نحو چشمگیری افزایش دهد.

  

مشاركت فعال در جامعه

مشاركت فعال و مؤثر در مسائل گوناگون اجتماعی، از جمله موضوعاتی است كه از جهات مختلف برای جوانان اهمیت دارد. مشاركت و حضور مفید در جامعه، علاوه بر اینكه اعتماد به نفس جوانان را تقویت می‏كند و شخصیت اجتماعی آنها را رشد می‏دهد، تأثیر قابل توجهی نیز بر سلامت فكری و اخلاقی آنها دارد؛ زیرا اندیشه وتلاش جوان را عملاً در مسیر صحیحی قرار می‏دهد و از انحراف آن جلوگیری می‏كند.

یكی از مشكلات جوانان در زمینه مشاركت فعال در جامعه، آشنا نبودن یا نیافتن راههای مشاركت است، كه البته علت عمده بروز این مشكل، ناكافی بودن مجاری مشاركت در شرایط موجود است. در عین حال با عنایت به اهمیت موضوع و تبعات منفی عدم مشاركت جوانان لازم است تدابیری اندیشیده شود و راهكارهای مناسبی در این خصوص ارائه گردد.

در این خصوص بسیج را باید یكی از مجاری مناسب ایجاد این مشاركت دانست. به عبارت دیگر به لحاظ گستردگی فعالیتهای اجتماعی بسیج، عضویت در بسیج در واقع حضور فعال و تأثیرگذار در جامعه خواهد بود. البته باید توجه داشت كه اگر ظرفیتها و استعدادهای بسیج را با عنایت به مسئله مذكور مورد توجه قرار دهیم، قطعا زمینه‏های دیگری نیز برای تحقق مشاركت اجتماعی جوانان در قالب فعالیتهای بسیج، قابل طرح خواهد بود.

 

علم آموزی و كسب دانش

ضرورت كسب علم برای جوانان، به اندازه‏ای روشن است كه نیازی به آوردن دلیل ندارد. جوانان و نوجوانان، آینده‏سازان كشور هستند و یكی از مقدمات اصلی موفقیت آنها در ساختن آینده‏ای بهتر، بهره‏مندی از دانش و تخصص در عالی‏ترین سطوح است.

در این رابطه نیز، سازمان بسیج می‏تواند نقش قابل توجهی ایفا كند.این نقش از دو جهت قابل طرح است:

1ـ تبیین و تشریح ضرورت مسئله برای جوانان و ترغیب و تشویق آنها به تلاش و جدیت؛

2ـ فراهم آوردن شرایط مطلوب علم آموزی و مطالعه برای اعضا و حتی دیگران.

برای تشریح اهمیت و ضرورت علم‏آموزی، راههای زیادی وجود دارد و بسیج هم می‏تواند به فراخور امكانات خود، از طریق برگزاری جلسات سخنرانی، توزیع جزوه و كتاب و حتی انجام برخی فعالیتهای هنری و تبلیغی و روشهای غیر مستقیم، این مهم را به انجام رساند. امّا برای فراهم آوردن شرایط مطالعه و كسب دانش، بسیج قابلیتهای ویژه‏ای دارد. پایگاههای بسیج می‏توانند با تهیه تعداد قابل توجهی از كتابهای علمی و كمك آموزشی، كتابخانه‏های كوچك علمی تشكیل دهند و در پیشبرد این هدف تلاش نمایند. در این رابطه حتی می‏توان از نوارهای ویدیویی و كاست نیز استفاده كرد. پایگاهها حتی این امكان را دارند كه با بهره‏گیری از افراد تحصیلكرده بسیجی، اقدام به برگزاری كلاسهای آموزشی و تقویتی نمایند و زمینه رشد علمی اعضا را فراهم آورند. همچنین علاوه بر تشكیل كلاسهای معمول و متداول آموزشی، می‏توان به آموزش سایر تخصصها و حتی فنون و حِرَف اجتماعی نیز پرداخت.

در مجموع باید گفت بسیج در رابطه با نیازمندی جوانان به علم آموزی و كسب دانش، از قابلیتهای ویژه‏ای برخوردار است كه به فعلیت رساندن این قابلیت‏ها، می‏تواند خدمت بزرگی به كشور و تأمین احتیاجات علمی و تخصصی آن بنماید.

 

راهنمایی و مشاوره

جوان به لحاظ اینكه رفته رفته نقشها و مسئولیت‏های جدید و متنوعی پیدا می‏كند و به طور جدی وارد صحنه اجتماع می‏شود و در عین حال از تجربه كافی نیز برخوردار نیست، در خلال نقش آفرینها و انجام وظایف خویش با سؤالها و مشكلاتی مواجه می‏شود كه به تنهایی از حل آنها ناتوان است. برخی از این مشكلات به مرور زمان و با كسب تجارب بیشتر رفع می‏شود، اما وضعیت همه مشكلات و ابهامات اینگونه نیست و گاهی خسارات زیادی در اثر بی‏تجربگی متوجه فرد می‏شود. بنابراین لازم است همواره افرادی، جوان را در چنین مواردی یاری كنند و جوان نیز نباید هیچگاه خودش را از راهنماییهای دیگران و مشورت با آنها بی‏نیاز احساس كند.

بسیج در این زمینه هم می‏تواند نقش تعیین كننده‏ای به عهده بگیرد و از همه مهمتر همین می‏تواند ضرورت رجوع به مشاور و عدم اتكاء به دانسته‏های محدود خود را برای جوانان تبیین و تشریح نماید. بسیج می‏تواند راههای متعددی را فراروی جوانان قرار دهد تا بتوانند به راحتی پاسخ سؤالات متنوع خود در موضوعات گوناگون بیابند و بدون نگرانی از كشف اسرار خویش، به طرح مشكلات خود بپردازند و راه حل مناسب آن را پیدا كنند. موضوعاتی از قبیل مشاوره تحصیلی، مشاوره شغلی، ازدواج و همسریابی، حل مشكلات خانوادگی، روابط با والدین و... برای هر جوانی مطرح است و برخورد غیر منطقی و غیر اصولی با آنها، مشكلات و تنگناهای جدیدی به وجود می‏آورد. در این زمینه بسیج می‏تواند حداقل جوانان تحت پوشش خود را در برابر بسیاری از این لطمات و صدمات بیمه نماید.

ناگفته پیداست كه برای جوانان نیازمندیها و ضرورتهای متعدد دیگری نیز مطرح است كه بسیج می‏تواند نقش مهمی در تأمین آنها ایفا كند. در این نوشتار تلاش این بود كه برخی از مهمترین نیازهای جوانان، كه رنگ و بویی اجتماعی نیز دارد، مورد بررسی قرار گیرد.

  

كوتاه از بسیج

بسیج، با اتكاء به خاستگاه مردمی خویش، یكی از بهترین و كارآمدترین نهادهایی است كه در خدمت مردم و رفع نیازهای گوناگون جامعه قرار دارد.

بسیج، یك اندیشه ناب و مترقی است كه در صورت همه‏گیر شدن در سطح جامعه، كشور را در برابر حوادث گوناگون بیمه خواهد كرد.

بسیج، از یادگارهای اندیشمند امام خمینی(ره) است كه باید همچنان توفنده و مؤثر در عرصه‏های گوناگون اجتماعی و سیاسی حضور داشته باشد.

بسیج، در طول عمر كوتاه خویش، خدمات ارزشمندی به جامعه ارائه نموده است و بخش قابل توجهی از افتخارات كشور در طول دوران دفاع مقدس، مرهون فداكاریها و قهرمانیهای بسیجیان است.

بسیج، این افتخار بزرگ را نصیب خود كرده است كه امام خمینی(ره)، به بسیجی بودن خود مباهات می‏كند و محشور شدن با بسیجیان را آرزو دارد.

بسیج، پشتوانه نظام و انقلاب است و برای حضور در هر صحنه‏ای و انجام هر وظیفه‏ای آماده و مهیاست.

بسیجی، خدمت به اسلام، انقلاب و مردم را وظیفه اصلی خویش بداند و در این راه از هیچ تلاش و كوششی فروگذار نكند.

بسیجی، با اعمال و رفتار خود، موجب مباهات حضرت امام(ره) است و با رفتار خویش دیگران را به سوی نیكی‏ها و خوبی‏ها دعوت می‏كند.

بسیجی همیشه آماده خدمت است و در كوتاهترین فرصت، در هر زمینه‏ای كه لازم باشد به ایفای نقش می‏پردازد.

بسیجی برای خدمات و زحماتی كه انجام می‏دهد، پاداشی طلب نمی‏كند و به انجام صحیح وظیفه‏ای كه بر عهده دارد راضی و خشنود است.

بسیجی كارهایش را از روی اخلاص و برای رضای خدا انجام می‏دهد؛ اینكه دیگران از كارهای او باخبر باشند و از او قدردانی كنند، در كار او هیچ تأثیری ندارد.

بسیجی برای تحقق اهداف متعالی و ارزشمند اسلام و نیل به آرمانهای انقلاب اسلامی، حاضر به جانفشانی و ایثار جان و مال خویش است.

بسیجی خدا را در همه احوال در نظر دارد و یاد او را همدم خود و مایه آرامش خویش قرار داده است.

بسیجی به سالار شهیدان اقتدا كرده و توسل به ائمه اطهار(ع) را وسیله تهذیب و تقرب خویش قرار داده است.

بسیجی در سنگر سازندگی پیشقدم و پرتلاش است و سربلندی و اقتدار كشور را آرزو می‏كند.

بسیجی به سلاح علم و تخصص مجهز است و با درك صحیح از موقعیتها و شرایط گوناگون، به انجام وظیفه‏ای كه دارد می‏پردازد.

بسیجی با اعمال و رفتارش الگوی دیگران و مایه مباهات و افتخار خانواده خویش است.

بسیجی از آگاهی لازم در زمینه مسائل گوناگون اجتماعی و فرهنگی برخوردار است و با بینش كافی، در صحنه‏های گوناگون مشاركت می‏كند.

 

بسیج و مسئولیت ‏های جدید

تشكیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران، یقینا از بركات الطاف جلیه خداوند تعالی بود كه بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد. در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب، خصوصا جنگ بودند نهادها و گروههای فراوانی كه با ایثار و خلوص و فداكاری و شهادت‏طلبی، كشور و انقلاب را بیمه كردند؛ ولی حقیقتا اگر بخواهیم مصداق كاملی از ایثار و خلوص و فداكاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه كسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود.

(صحیفه نور، ج 21، صص 52 و 53)

جملات فوق، گوشه‏ای از دیدگاههای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) در مورد بسیج و مقام و موقعیت بسیجیان است. در دیدگاه ایشان:

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاك اسلامی است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی‏نشانی گرفته‏اند. بسیج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده ‏اند. (صحیفه نور، ج 21، صص 52 و 53)

حضرت امام(ره) با توجه به تصویری كه از بسیج ارائه می‏نمایند، آن را یك نهاد انقلابی صرف نمی‏دانند، بلكه اندیشه و تفكری مؤثر قلمداد كنند و بر این باورند كه:

اگر بر كشوری ندای دلنشین تفكر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد شد.

(صحیفه نور، ج 21، صص 52 و 53)

امام(ره) با تأكید بر ضرورت تشكیل بسیج طلبه و دانشجو (صحیفه نور، ج 21، صص 52 و 53)، در واقع اعلام می‏كنند كه فعالیت بسیج تنها محدود به رزم و دفاع نظامی نیست؛ بلكه می‏تواند و باید تمام ابعاد و زمینه‏های مورد نیاز كشور و نظام اسلامی را شامل شود. از همین رو بسیجیان را مورد خطاب قرار داده، می‏فرمایند:

حضور شما در صحنه ‏ها موجب می‏شود كه ریشه ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.

(صحیفه نور، ج 21، صص 52 و 53)

بدین قرار، بسیج را باید نهادی انقلابی دانست كه با تكیه بر تفكری ناب، تعهدآور و حركت‏زا، و برخورداری از ویژگی‏هایی چون ایثار، اخلاص، عشق به اسلام، مجاهدت و... ظرفیت بسیار بالای برای تأمین نیازها، در همه ابعاد دارد. به تعبیر حضرت امام(ره):

باید بسیجیان جهانِ اسلام در فكر ایجاد حكومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است. (صحیفه نور، ج 21، صص 52 و 53)

البته پیداست كه بهره‏گیری از این نیروی عظیم و شكوفا شدن تمام قابلیتها و استعدادهای آن، مستلزم برنامه‏ریزی و مدیریت مسئولان و متولیان امر است و در غیر این صورت باید اذعان كرد كه انقلاب و اسلام، یكی از قوی‏ترین بازوان خود را از دست خواهد داد؛ و شاید به همین جهت باشد كه حضرت امام(ره)، غفلت مسئولان از بسیج را مستوجب عذاب و عقاب می‏دانند. (صحیفه نور، ج 21، صص 52 و 53)

 

بسیج در دوران دفاع مقدس

انقلاب اسلامی با درهم شكستن حكومت ستمگر پهلوی و پایه‏گذاری نظام جمهوری اسلامی ایران در سال 1357، در واقع در صف اوّل مبارزه با استكبار جهانی قرار گرفت. پس از تسخیر لانه جاسوسی امریكا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره)، رودررویی انقلاب اسلامی با استكبار ابعاد تازه‏ای یافت و این حركت به نوعی، اعلام جنگ به همه زورمداران و در رأس آنها آمریكا بود.

حضرت امام(ره) كه به خوبی با ماهیت ددمنشانه استكبار آشنا بودند و به عظمت و بزرگی انقلاب اسلامی و تعارض جدی آن با استكبار بیش از هركس دیگری آگاهی داشتند، اندیشه تشكیل ارتش 20 میلیونی را مطرح فرمودند. در اندیشه حضرت امام(ره) تشكیل بسیج و آمادگی نظامی همه افراد جامعه یكی از مؤثرترین راهبردهای دفاع همه جانبه از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بود. ایشان در قسمتی از بیانات خویش در آذرماه 1358، كه منجر به شكل‏گیری نیروی بسیج شد، فرمودند:

باید ما همه قوایمان را مجتمع كنیم برای نجات دادن كشور، باید اگر مسایلی برای ما پیش بیاید، هرچه هم سخت باشد، تحمل كنیم. مملكت اسلامی باید همه‏اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد. (صحیفه نور، ج 21، صص 52 و 53)

با آغاز جنگ تحمیلی، اهمیت و ضرورت این روشن‏بینی و تدبیر حكیمانه آشكارتر شد و با سازماندهی و اعزام نیروهای مردمی به جبهه‏های جنگ، روند پیشروی‏های دشمن دگرگون شد و فصل جدیدی از پیروزی، حماسه و ایثار در تاریخ انقلاب اسلامی آغاز شد. بسیجیان، در كنار سایر قوای مسلح به پاسداری از دین و میهن پرداختند و صحنه‏هایی را خلق كردند كه زبان و قلم از بیان و ترسیم آن عاجز است و همواره در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند. اما نقش آفرینی بسیجیان در همین حدّ باقی نماند. در همان دوران، یكی دیگر از مهمترین فعالیتهای بسیج، تأمین امنیت شهرها و كشف و خنثی‏سازی توطئه‏های داخلی بود و بسیج در این راه نیز نقش مؤثری داشت و شهدای بسیاری تقدیم انقلاب كرد. با این همه شاید حساس‏ترین و ارزنده‏ترین نقش بسیج، تعمیق باورهای دینی و ترویج ارزشهای انقلاب اسلامی در جامعه باشد. فرهنگ بسیجی در پرتو بهره‏مندی از عناصر ارزشی و منحصر به فرد خود، به صورت كارآمدترین ابزار برای تحقق این هدف مهم درآمد و بخش وسیعی از جامعه را تحت پوشش خود قرار داد.

در یك كلام باید گفت بسیج، نقش تعیین كننده‏ای در تأمین سه نیاز اصلی جامعه اسلامی یعنی: حفظ، تعمیق و توسعه انقلاب و ارزشهای آن در دوران دفاع مقدس داشته است.

 

بسیج؛ دوران سازندگی و مسئولیت‏های جدید

با پایان یافتن دوران دفاع مقدس، این موضوع كه دیگر به بسیج و بسیجیان نیازی نیست، به صورت جدی ذهن بسیاری از مردم، مسئولان و از همه مهمتر خودِ بسیجیان را مشغول كرد. اما حضرت امام(ره) با تأكید بر ادامه روند تشكیل ارتش 20 میلیونی، همچنان بر ضرورت وجود بسیج پای فشردند. حضرت امام(ره) ضمن برشمردن ویژگیهای بسیج، آن را یك فرهنگ و ارزش بزرگ معرفی كردند و خود را نیز یك بسیجی نامیدند و محشور شدن با بسیجیان را از خداوند تعالی مسئلت نمودند. نكته حائز اهمیت در دیدگاه حضرت امام(ره) پیرامون بسیجِ پس از جنگ، توجه به جنبه‏های علمی و فرهنگی و گوشزد كردن این جنبه‏ها به نسل جوان حوزه و دانشگاه است. در حقیقت حضرت امام(ره) پایان جنگ را نه تنها پایان كار بسیج نمی‏دانستند، بلكه افقهای جدیدی را در گستره مسئولیت‏های بسیج جستجو می‏كردند. به تعبیر دیگر، حضرت امام(ره) خواستار مشاركتِ بسیجیان در تمام عرصه‏های مهم اجتماعی بودند و این امر را زمینه‏ساز قطع همه وابستگی‏ها و مصونیت در برابر تهدیدها می‏دانستند.

با این نگرش و با توجه به ویژگیهای منحصر به فردی كه می‏توان در بسیج یافت، به بررسی مسئولیت‏های جدید بسیج در سه حوزه فرد، جامعه و خانواده می‏پردازیم.

 

مسئولیت‏های بسیج در حوزه فرد؛

بسیج اندیشه‏ای است كه در طول دفاع مقدس، دستاوردهای فكری و فرهنگی فراوانی كسب كرده است. اگر به دیده انصاف بنگریم، سهمی شایسته از سربلندی و اقتدار كشور و انقلاب را، نتیجه حاكمیت فرهنگی بسیجی و فداكاریهای بسیجیان خواهیم یافت. این فرهنگ در دوران سازندگی و تثبیت نظام هم می‏تواند راهگشا و تعیین كننده باشد و غفلت از آن نیز به همین نسبت خطرساز و مشكل‏آفرین بوده و اطمینان از حركت اصولی و ضابطه‏مند توسعه را كم خواهد كرد. منظور از اصول و ضوابط هم، نه جنبه‏های علمی و تخصصی، كه جنبه‏های انسانی و ارزشها و معیارهای اسلام و انقلاب اسلامی است؛ زیرا رسیدن به توسعه، فارغ از این جنبه ‏ها و تنها با بهره‏ گیری از مدلهای توسعه و سازندگی، هرگز نمی‏تواند متناسب با شأن و اهداف نظام جمهوری اسلامی باشد. روند بازسازی و طرح توسعه كشور، باید در بستر اهداف و ارزشهای اسلامی نضج بگیرد و مردم و به ویژه جوانان، به عنوان عوامل اصلی این حركت، هرچه بیشتر این اهداف را دریافته و ارزشها و معیارها را در باور خود جای دهند. برای دستیابی به این ضرورت، بسیج ابزار كارآمدی خواهد بود؛ چرا كه در زمان جنگ نیز به خوبی از عهده انجام این وظیفه برآمده است.

بسیج درصد بالایی از افراد جامعه را از همه قشرها، صنفها و گروهها در خود جای داده و یا حداقل زمینه بالقوه این كار را دارد. بسیج می‏تواند با فراهم آوردن زمینه رشد و تربیت اعضا بر مبنای فرهنگ و اخلاق بسیجی، در معنای واقعی خود، بسط دهنده ارزشها در جامعه باشد. پیداست كه تبلور زیبایی‏ها و نیكی‏ها در نیروهای بسیج، عامل جذب سایرین نیز خواهد بود و بسیج خواهد توانست افراد بیشتری را تحت پوشش قرار داده و در تربیت آنها بكوشد. از این رو یكی از مهمترین مسئولیت‏های بسیج در دوران پس از جنگ، گسترش و تعمیق تفكر بسیجی و مسلح شدن به سلاح منطق و اندیشه است.

   

مسئولیت‏ های بسیج در حوزه جامعه؛

مروری كوتاه بر وضعیت كنونی كشور، نشان می‏دهد كه به رغم همه پیشرفت‏ها، مشكلات قابل توجهی در بخشهای گوناگون جامعه ما وجود دارد و مرتفع نمودن آنها محتاج عزم ملی و همدلی و همراهی همه نیروهای علاقمند به سربلندی میهن اسلامی است. در این میان، نیروی مقاومت بسیج به حكم مسئولیتی كه در زمینه دفاع همه جانبه از انقلاب و حفظ و اداره نظام اسلامی دارد، سهم عمده‏ای در مسئله مزبور دارد.

بسیج با بهره‏گیری از امكانات بالفعل و بالقوه خود، قادر است در تمام عرصه‏های حیات جمعی شركت نماید و در راه تأمین نیازهای اساسی كشور، گامهای مؤثری بردارد. برخی از زمینه‏های مشاركت و مسئولیت بسیجیان، به تفكیك چنین است:

 

1 ـ بُعد سیاسی

از جمله ویژگیهای مهم بسیج، قابلیت و آمادگی بالا برای حضور سریع در صحنه‏های مختلف است و همین امر سبب می‏شود كه حجم زیادی از توطئه‏های دشمنان داخلی و خارجی ناكام بماند. به عبارت دیگر، حضور فعال و پرقدرت بسیج در صحنه، عامل مهمی در ثبات و امنیت كشور به حساب می‏آید و زمینه مساعد را برای حركت جامعه در مسیر رشد و توسعه مهیا می‏سازد.

یكی از مسئولیتهای مهم بسیج در همین راستا، تلاش برای حفظ و تداوم روحیه دفاع از حق و ستیز با باطل است؛ چرا كه ضعف یا نبود این روحیه انگیزه حضور فعال در جامعه را به تدریج كاهش می‏دهد و نوعی بی‏تفاوتی را بر اندیشه و اعمال افراد حاكم می‏سازد. در پرتو همین روحیه و تفكر بود كه بسیج هزاران شهید را در راه دفاع از حیثیت و كیان میهن اسلامی تقدیم نمود و نام خود را در تاریخ انقلاب اسلامی پرآوازه كرد. البته باید توجه داشت كه مبارزه با دشمن، همیشه مبارزه نظامی نیست؛ جبهه كفر راههای متعددی برای یورش به جبهه اسلام دارد و ركن اصلی كفر ستیزی، تشخیص حق و باطل و آشنایی با ترفندهای جبهه كفر است. برای توفیق در شناخت حق و باطل، بسیج باید بهره‏گیری از عنصر آگاهی را به طور جدی دنبال كند؛ چرا كه تنها آگاهی عمیق و آشنایی كامل با موازین و معیارهاست كه می‏تواند در این زمینه راهگشا و هدایتگر باشد و ظرافتهایی را كه در این رابطه وجود دارد، مشخص نماید.

موضوع دیگری كه در همین خصوص مطرح است و در حقیقت ركن دیگر انجام مسئولیت سیاسی و اجتماعی بسیج است، مسئله آگاهی به شیوه‏ های گوناگون مشاركت و اتخاذ مناسب‏ترین آنها، به فراخور شرایط و موقعیتهای مختلف است. برای رسیدن به هر مقصودی، راهها و شیوه‏های گوناگونی وجود دارد كه برخی كارآمدتر و بهترند. گاهی به خاطر اینكه در انتخاب شیوه و ابزار مناسب برای نیل به یك هدف، دقت كافی نمی‏شود، مشكلات و تنگناهایی رخ می‏دهد و حتی ممكن است نتیجه‏ای منفی و كاملاً خلاف هدف مورد نظر بدست آید. به عنوان نمونه برای بسیج كه بخشی از مسئولیت تأمین امنیت جامعه و مقابله با دشمنان را برعهده دارد، آگاهی كافی در اتخاذ شیوه دفاع و حفظ امنیت بسیار مهم است؛ اگر در مواجهه با دشمن مسلح خارجی، بكارگیری سلاح و مبارزه مسلحانه ضروری و كارساز است، این روش در برخورد با مخالفین داخلی بی‏تردید آثار منفی فراوانی در پی دارد. یا در جایی كه برخورد ملاطفت‏آمیز و آگاهی دهنده موجب هدایت و راهیابی فردی گمراه است، و به او تحرك، حرارت و انگیزه می‏بخشد، اتخاذ روش قهرآمیز و خشن، او را به یك معارض و مخالف جدی تبدیل خواهد كرد. بنابراین، می‏توان مهمترین مسئولیت بسیج و بسیجیان را در بُعد سیاسی، حضور فعال، آگاهانه و متناسب با شرایط و ضوابط در تمام عرصه‏ها و صحنه‏های مورد نیاز دانست؛ البته در این تقسیم‏بندی، تمام مسئولیت‏های كلان اجتماعی نیز در حوزه مسائل سیاسی جای می‏گیرد. به تعبیر دیگر، مسئولیت اقامه عدل و حدود الهی، فراهم آوردن مقدمات ضروری این مهم، نظارت بر كیفیت و مطلوبیت اوضاع جامعه، امر به معروف و نهی از منكر در معنای وسیع آن و دفاع از حق، اسلام و جامعه اسلامی نیز در زمره مسئولیت‏های سیاسی بسیج و از جمله مهمترین آنهاست و بسیج باید متناسب با شرایط موجود، شیوه كارآمدی را برای تحقق این ابعاد اتخاذ كرده، با تلاش و جدیت تمام به انجام وظیفه بپردازد.

 

2 ـ بُعد فرهنگی

انقلاب اسلامی ایران پایه‏گذار نظام نوین و متفاوت در جهان معاصر است. نوپابودن این نظام كه در عین حال مدعی كارآمد بودن اصول و معیارهای خود برای تمام جهان است، باعث می‏شود كه تحكیم مبانی فكری و فرهنگی آن، از اهمیت فوق‏العاده‏ای برخوردار باشد. از سوی دیگر، به حكم رودررویی و تأثیر و تأثر متقابل فرهنگها، محافظت از فرهنگ خودی در برابر عناصر منفی فرهنگهای مهاجم نیز، از ضرورتهای غیرقابل انكار به شمار می‏آید.

این موارد بیانگر این است كه عرصه فرهنگ، با اهمیت‏ترین عرصه حیات جمعی است و تأمین نیازمندیها و تحقق اهداف آن، مشاركت جدی و جمعی وسیعی را طلب می‏كند، در این رابطه سه وظیفه عمده قابل ذكر است:

الف: تقویت مبانی فرهنگ خودی و كارآمد كردن آن به منظور پیشبرد اهداف انقلاب و نشر اندیشه و فرهنگ آن؛

ب: نقد فرهنگ بیگانه به منظور نفی عناصر نامطلوب و بهره‏گیری از عناصر مطلوب آن؛

ج: دفع و رفع آسیبهای وارده ازسوی فرهنگ بیگانه، بمنظور مصون‏ماندن افراد جامعه، به ویژه جوانان از تبعات آن.

نیروی مقاومت بسیج از یك سو با توجه به ظرفیتها و استعدادهای ویژه و منحصر به فرد خود و از دیگر سو با نظر به وظیفه خطیر دفاع همه جانبه از انقلاب، در عرصه فرهنگ نیز موقعیت ویژه‏ای یافته و قادر است در همه زمینه‏های ذكر شده، مشاركتی فعال و نقشی تعیین كننده داشته باشد.

در محور نخست، یعنی تقویت و ترویج مبانی فرهنگ خودی، بسیج با برگزاری جلسات علمی و انجام سایر فعالیتهای فرهنگی برای اعضا، ضمن ارتقای سطح فكری آنها، گام مؤثری در این جهت برمی‏دارد. بدین طریق بخشی از افراد جامعه كه همان اعضاء تحت پوشش بسیج هستند، به صورت مستقیم با شیوه‏های علمی، با مبانی فرهنگ خودی آشنا می‏شوند و باورهای فرهنگی در آنها تقویت می‏گردد. به علاوه، بسیج می‏تواند با سازماندهی اعضای خود در گروههای مختلف فرهنگی و هنری، ارزشها و معیارهای انقلاب را در معرض دید دیگران قرار داده و آنها را به این اصول و معیارها علاقمند سازد. اجرای سرود، نمایش تئاتر، برگزاری مسابقات فرهنگی، ارائه مقاله، سخنرانی، انتشار نشریات محلی و... از جمله اقداماتی است كه سازماندهی و انجام آنها برای نیروی مقاومت بسیج به راحتی ممكن است و بی‏تردید تأثیر فراوانی هم بر جای می‏گذارد.

همین شیوه‏های تقویت و ترویج مبانی فرهنگ خودی، در محور دوم كه نقد فرهنگ بیگانه است، نیز مؤثراند. تنها باید توجه داشت كه در اینجا، حساسیت امر بیش از محور نخست است؛ زیرا در مورد فرهنگ بیگانه، ابعاد ناپیدا و مجهول فراوانی وجود دارد و تشخیص عناصر مطلوب و نامطلوب آن، كاری دشوار و متوقف بر آگاهی، دقت، عزت نفس و انصاف است.

درباره محور سوم، یعنی دفع و رفع آسیبهای وارده از سوی فرهنگ بیگانه و به تعبیری مقابله با تهاجم فرهنگی، انتظاری كه در نگاه اول از بسیج می‏رود، مقابله با مظاهر فرهنگ غرب و مشخصا كشف و امحاء ابزار و كالاهای مربوطه است. البته تحقق این مسئله نیز در جای خود ضروری و مفید خواهد بود؛ اما محدود كردن نقش بسیج به همین مقدار، در واقع معطّل گذاردن قابلیتها و امكانات بسیج خواهد بود؛ زیرا با توجه به اینكه مخاطبین و مصرف كنندگان اصلی كالاهای فرهنگی، نوجوانان و جوانان هستند و میزان آسیب‏پذیری آنها به مراتب بیشتر از سایرین است، بسیج نقشهای مهم دیگری هم می‏تواند در رابطه با مقابله با فرهنگ منحط بیگانه داشته باشد. بسیج می‏تواند با افزایش فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، ایجاد انگیزه در جوانان و نوجوانان و هدایت آنها به سوی این فعالیتها، عملاً زمینه توجه و گرایش به سمت كالاهای فرهنگی غرب را به میزان قابل توجهی كاهش داده و در قالب فعالیتهای مذكور، آنها را با خطرات و تبعات زیانبار تمسك و تظاهر به فرهنگ غرب آشنا سازد. در عین حال انجام اقداماتی كه قبلاً در زمینه تقویت و ترویج مبانی فرهنگ خودی و نقد فرهنگ بیگانه مطرح شد نیز، در خصوص مقابله با عناصر نامطلوب فرهنگ بیگانه بسیار مفید خواهد بود.

 

3 ـ بُعد اجتماعی

با عنایت به این كه بسیج نهادی خودجوش و مردمی است، از بسیج و خمهای متداول اداری مصون است و هماهنگی بالایی هم در میان اعضای آن مشاهده می‏شود، باید ادعا كرد بسیجیان، زمینه مناسب و استعداد بالقوه فراوانی برای مشاركت در عرصه‏های اجتماعی دارند. نمونه ارزشمند و مثال‏زدنی این مشاركت، در سالهای دفاع مقدس به ظهور رسید. نیروهای بسیج، گذشته از حضور مستقیم در صحنه جنگ، عاملِ اصلی آكنده شدن فضای كشور از عطر معنویت و فرهنگ جبهه و جهاد بودند. قسمت اعظم پشتیبانی و تدارك جبهه‏ها، جذب نیرو برای جنگ، رسیدگی به خانواده‏های شهدا و رزمندگان و به طور كلی تمام فعالیتهای مربوط به دفاع مقدس، مرهون حضور فعال بسیج در بخشهای مختلف جامعه بود.

این استعداد بالقوه، در شرایط كنونی یعنی دوران سازندگی و تثبیت نظام، همچنان برجاست و در صورت سازماندهی و بهره‏برداری مناسب، قطعا ثمرات ارزشمندی به همراه خواهد داشت. اجرای موفقیت‏آمیز طرحِ واكسیناسیون فلج اطفال دلیل خوبی بر این مدعاست. این طرح ثابت كرد كه بسیج می‏تواند به عنوان بهترین وسیله برای اجرای طرحهای خدماتی، عمرانی و پژوهشی و تحقیقاتی در خدمت كشور باشد و بسیجیان همانگونه كه در دفاع نظامی از اسلام و انقلاب نقش اول را داشتند، در شناسایی و رفع نیازهای بنیادی جامعه اسلامی نیز پیشقدم، خط شكن و مؤثر واقع باشند. یكی از زمینه‏های مهم مشاركت اجتماعی بسیج، مشاركت در حوزه مسائل خانواده است كه در آینده، به تفصیل به آن خواهیم پرداخت.

 

4 ـ بُعد اقتصادی

بسیج در عرصه اقتصاد هم می‏تواند تأثیرگذار باشد. یكی از جنبه‏های مهم این تأثیر، از طریق نقش غیر مستقیمی است كه نیروهای بسیج می‏توانند در اقتصاد خانواده و جامعه داشته باشند. این نقش با ارائه الگوی مصرف و شناساندن موازین اقتصاد پویا و سالم، به خانواده‏ها تحقق می‏یابد. جنبه دیگر این تأثیر، از طریق سازماندهی نیروهای جوان و واجد شرایط بسیج، در فعالیتهای تولیدی است. بسیج می‏تواند با ارائه برخی آموزشهای حرفه‏ای، فنی، علمی، تحقیقاتی و یا هر نوع آموزش دیگری، اقدام به تشكیل مراكز كوچك خود اشتغالی بنماید و نیروهای بسیج را به صورت سازماندهی شده و منظم و در ساعات محدودی از شبانه‏روز به كار دعوت كند. بدون شك اجرای چنین طرحهای آثار اقتصادی فراوانی در پی خواهد داشت؛ چرا كه اولاً بخشی از نیاز اقتصادی كشور به توسعه فعالیتهای تولیدی را مرتفع خواهد ساخت؛ ثانیا، نظام اقتصادی كشور در آینده حضور نیروی متخصص و ماهر بیشتری را در بازار كار شاهد خواهد بود و ثالثا، درآمد حاصله از این قبیل فعالیتها برای هر فرد ـ ولو اندك باشد ـ تأثیر زیادی بر وضعیت معیشت او خواهد داشت و حتی تمام و یا بخشی از آن می‏تواند در فعالیتهای تولیدی دیگر سرمایه‏گذاری شده و برخی مشكلات اقتصادی موجود بر سر راه تشكیل زندگی و تأمین حداقل امكانات را برطرف سازد.

البته صرفنظر از تشكیل مراكز كوچك اشتغال و خود اتكایی، بسیج حتی این ظرفیت را دارد كه در طرحهای بزرگ عمرانی و اقتصادی نیز مشاركت داشته باشد و تلاش مؤثرتری را در این عرصه‏ها انجام دهد؛ البته شك نیست كه تحقق این مهم مستلزم برنامه‏ریزی حساب شده و سازماندهی دقیق است.

 

مسئولیتهای بسیجی در حوزه خانواده؛

بسیج به لحاظ اینكه مجموعه‏ای از عوامل و عناصر مهم اعتقادی و اجتماعی را در خود جمع كرده است، ظرفیت‏ها و قابلیتهای خاصی یافته و به یك نهاد منحصر به فرد تبدیل شده است. از سوی دیگر نیز بر اساس اندیشه حضرت امام خمینی(ره) و دیدگاههای مقام معظم رهبری، وظیفه سنگین دفاع همه‏جانبه از اسلام و انقلاب را بر عهده گرفته و متولی انجام آن است. با توجه به این ویژگیها و مسئولیتها، یك بسیجی باید این قابلیت را داشته باشد كه ارزشهای نظام اسلامی را تبیین و در جامعه ترویج كند و با تجسم عینی آنها در خود، زمینه‏ساز گسترش هرچه بیشتر آنها در جامعه باشد. بی‏تردید تأثیرگذاری بر خانواده را می‏توان اولین گام در این زمینه به حساب آورد. موضوع الگو بودن برای خانواده و عرضه و انتقال ارزشها به افراد آن، گذشته از اینكه به طور طبیعی طیف وسیعی از افراد جامعه را تحت تأثیر ارزشها قرار می‏دهد، می‏تواند به عنوان یك آزمون جدی برای بسیج و بسیجیان حساب شود و كارآیی و نقاط قوت و ضعف آنها را در مسئولیت خطیر ترویج و تعمیق فرهنگ انقلاب و اسلام روشن كند. بر این اساس، یكی از وظایف مهم بسیج، آشنا كردن اعضا خود با اصول تأثیرگذاری و بكارگیری صحیح و مناسب این اصول و رعایت موازین همزیستی و روابط انسانی است. با بهره‏گیری از این اصول و موازین است كه یك بسیجی، با افراد دیگری كه خصوصیات، افكار و عقاید متفاوتی دارند، رابطه مناسبی برقرار می‏كند و برای تبلیغ و تبیین مواضع خود، در مواجهه با افراد مختلف، موضع و روش مناسب را اتخاذ می‏كند.

در پرتو این ویژگی، بسیجی فردی آگاه، منطقی و با اخلاق است كه با متجلی كردن ارزشها در وجود خود، به الگویی تمام عیار از یك انسان مسئول و مؤثر تبدیل می‏شود. واضح است كه بسیجی با الگو بودن در میان بستگان خود، علاوه بر ابلاغ عملی پیام خویش، موجب جذب و گرایش افراد بیشتری به بسیج خواهد شد.

اما صرفنظر از این مسئله كه تا حدودی جنبه فرهنگی دارد، بسیج از نقطه نظر مسایل اجتماعی نیز قادر است خدمات مؤثر تعیین كننده‏ای به خانواده ارائه نماید. با توجه به اینكه نهاد خانواده جایگاه و نقش مهمی در تعیین سرنوشت جامعه دارد، ظرفیتها و وظایف بسیج در این رابطه را، باید از مهمترین مسئولیت‏های این نهاد مردمی گسترده تلقی كرد.

در نگرش كلان رابطه با خانواده نیز، می‏توان دو ظرفیت و كارآیی عمده را برای بسیج منظور كرد:

اوّل؛ پیگیری و اجرای سیاستهای كلان نظام در مورد خانواده؛

دوم؛ اجرای طرحهای آسیب‏شناسی خانواده و تحكیم مبانی آن.

 

بسیج؛ پیگیر سیاست‏های كلان نظام در مورد خانواده

خانواده، یكی از اركان مهم اجتماع و اصلی‏ترین نهاد جامعه است. این موقعیت ویژه، برنامه‏ریزان سیاستهای كلان جامعه را ملزم می‏سازد كه در برنامه‏ریزیهای خود، همواره خانواده و مسائل آن را در نظر داشته باشند و برای اجرای برنامه‏ها و تحقق سیاستهای كلان در مورد خانواده، تدابیری مؤثر و كارآمد بیاندیشند. اما این كار چندان آسان نیست؛ زیرا نهاد خانواده، غالبا در مقابل تغییر معیارها و جریان عادی و سیاستهای برنامه‏ریزی شده خود، سرسختی و مقاومت نشان می‏دهد. به همین خاطر انجام هر برنامه‏ای كه خانواده عامل و مجری نهایی آن است، نیازمند تبلیغات فراوان و پیگیر و ارائه رایگان خدمات و اطلاعات است و معمولاً هزینه سنگینی را بر دولت و ارگانهای ذیربط تحمیل می‏كند. در این راستا، پایگاههای بسیج به دلیل ارتباط تنگاتنگی كه با خانواده‏ها و متن زندگی مردم در گوشه و كنار شهرها و روستاها دارند، به عنوان یكی از بهترین عوامل اجرایی این قبیل سیاستها به شمار می‏روند؛ به ویژه اینكه بسیج، همواره عنصر تعهد و خدمت به كشور و مردم را در بالاترین حد خود داراست و می‏تواند با انگیزه و كیفیت بالاتری، اجرای طرحهای مختلف اجتماعی را به عهده بگیرد.

 

بسیج؛ مركز آسیب شناسی و تحكیم مبانی خانواده؛

قابلیت ویژه دیگری كه بسیج دارد، امكان مشاركت فعال در اجرای طرحهای پژوهشی و تحقیقاتی است. این مشاركت به خصوص در پژوهشهای بنیادی و تحقیقاتی كه متكفل توصیف و تبیین وضعیت اجتماعی در محورهای گوناگون است، از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چرا كه یكی از دلایل مهم عدم توفیق اینگونه پژوهشها، بخصوص در كشورهای در حال توسعه، عدمِ دسترسی به اطلاعات گسترده، كافی و صحیح است. دلیل این مسئله هم این است كه چنین تحقیقات گسترده و پردامنه‏ای، هزینه‏های فراوانی را می‏طلبد و در پاره‏ای موارد هم نمی‏توان به صحت و دقت پاسخها اطمینان كافی داشت. اما بسیج به واسطه اینكه از متن مردم برخاسته و هر بسیجی خود عضوی از یك خانواده است، می‏تواند در زمینه آسیب‏شناسی خانواده، كه از حساس‏ترین و بنیادی‏ترین و در عین حال مشكل‏ترین پژوهشهای اجتماعی محسوب می‏شود، نقش عمده‏ای ایفا كند و اطلاعات مورد نیاز را در بهترین شكل و بالاترین ضریب اطمینان بدست آورد. افزون بر این، نتایج تجزیه و تحلیل این اطلاعات و راه‏حلهای ارائه شده نیز، می‏تواند از طریق بسیج و به شكلی گسترده، خانواده‏ها را تحت پوشش قرار دهد كه طبعا گام مؤثری جهت تحكیم خانواده خواهد بود.

در كنار وظایف و مسئولیت‏هایی كه برای بسیج در سطح كلان حوزه خانواده مطرح است، دسته‏ای دیگر از نیازمندی‏های خانواده را هم می‏توان برشمرد كه بسیج در تأمین آنها نیز قابلیت‏های قابل توجهی دارد. برای مثال می‏توان از ارائه خدمات مشاوره‏ای و حل اختلافات خانوادگی، ترتیب دادن فعالیتهای علمی، آموزشی و تربیتی برای فرزندان اعضاء، مساعدت اعضا در زمینه كاریابی و حل مشكلات اقتصادی، فراهم آوردن زمینه ازدواج و همسریابی و... نام برد.

آنگونه كه دیدیم بسیج تقریبا در تمام عرصه‏ها و جنبه‏های حیات فردی و اجتماعی قادر به نقش آفرینی و تأمین نیازها و اهداف است و در برخی عرصه، بهترین و مؤثرترین عامل به حساب می‏آید. البته شاید به نظر برسد كه مسئولیت بسیج همه این ابعاد را در بر نمی‏گیرد، اما چنانكه پیشتر نیز اشاره شد، به لحاظ ضرورت عزم ملی در برطرف شدن این نیازها و سهمی كه این بی‏نیازی و ثبات، در حفظ و اداره انقلاب و نهادینه شدن ارزشها دارد، هر فعالیتی كه از عهده بسیج برآید، در واقع در زمره مسئولیت‏های آن خواهد بود.

 

بسیج و ضرورت تقویت بنیه علمی

موضوع تقویت بنیه علمی بسیجیان، یكی از اساسی‏ترین و راهبردی‏ترین مسئولیت‏های سازمان بسیج است كه نقش به سزایی در شكل‏گیری هویت شایسته و بایسته بسیج دارد و عنصر تعیین كننده‏ای در دستیابی به اهداف مورد نظر آن است. به منظور روشن شدن اهمیت موضوع، قبل از هرچیز ارزش و منزلت ذاتی علم را به اختصار مورد اشاره قرار می‏دهیم و سپس به تبیین جنبه‏هایی از نیاز بسیج به عنصر علم و آگاهی می‏پردازیم.

  

ارزش واقع نمایی علم؛

علم، شناخت جهان را مطابق با آنچه كه واقعا هست، برای انسان فراهم می‏آورد و او را از ظلمت جهل نجات می‏بخشد. در پرتو خصوصیت واقع‏نمایی علم، انسان به درك محیط اطراف خود نایل می‏شود و به مقام و موقعیت خویش، بیشتر وقوف می‏یابد. در واقع، علم ابزار و راه رسیدن به واقعیات و كشف حقایق است.

 

ارزش راهیابی علم؛

علم، علاوه بر تبیین واقعیتها، قادر به ارائه راه حل برای مشكلات و ترسیم راههای رسیدن به مطلوب‏های انسان است. به عبارت دیگر، علم می‏تواند راه خروج انسان را از بن‏بستها و تنگناها به او بنمایاند و خط سیر زندگی فردی و جمعی بشر را به سوی اهدافش تعیین نماید.

 

ارزش ابرازسازی علم؛

ابزارسازی، جنبه مهم دیگری از خصوصیات علم است. علم علاوه بر اینكه وسیله شناخت هستی و درك چیستی اركان و عناصر جهان است، توان ابزار سازی را نیز برای بشر به وجود می‏آورد. در پرتو بهره‏گیری از همین خاصیت علم است كه انسان قادر به استخدام طبیعت و رفع حوایج خود شده است.

اگرچه تبیین كامل ماهیت، ویژگیها و آثار علم، هرگز در چند سطر ممكن نیست، اما همین اندازه برای ما روشن می‏كند كه علم جایگاه و منزلت خاصی در زندگی انسان و حیات جامعه انسانی دارد و می‏توان از آن به عنوان ملاك تعیین میزان پیشرفت، سربلندی و اقتدار هر فرد و جامعه‏ای استفاده كرد.

 

ضرورت مجهز شدن بسیج به علم و دانش؛

وجود علم و علم آموزی برای هر مجموعه انسانی لازم و ضروری است و رشد و بالندگی هر جامعه‏ای، در گرو وجود هرچه بیشتر افراد عالم و آگاه در آن است. این مسئله به ویژه برای متولیان پیاده‏كردن اهداف معنوی و فرهنگی، اهمیت فوق‏العاده‏ای دارد؛ زیرا علم همان طور كه در جهات مادی، توان ابزار سازی را در اختیار انسان می‏گذارد، در ابعاد معنوی نیز این قابلیت را دارد و منطق و استدلال را به عنوان وسیله رسیدن به دریافتهای عمیق و دقیق فكری در اختیار افراد قرار می‏دهد. از این منظر، علم ضامن صحت و سلامت فكر و اندیشه و پشتوانه اقناع فكری دیگران در برابر خود است و شاید به همین جهت است كه به علم و منطق، حجت نیز گفته می‏شود. با این مقدمه كوتاه، ضرورت مجهز شدن بسیج به سلاح علم و اندیشه را از سه زاویه مورد بحث قرار می‏دهیم:

الف؛ بسیج نیز مانند هرجامعه كوچك و بزرگ دیگری، برای ادامه حیات سالم و پویای خود، محتاج بهره‏گرفتن از خصایص ذاتی و منحصر به فرد علم است. بی‏بهره ماندن از علم و آگاهی، در جهانی كه تمام اركان و عناصر آن به سرعت در حال نوشدن و تحول علمی است، به معنای ركود، فساد و مرگ خواهد بود.

ب؛ بسیج، پیش از آنكه یك نیروی نظامی باشد، یك تفكر است كه دفاع همه جانبه از اسلام و آرمانهای انقلاب و حضرت امام(ره) را سرلوحه كار خود قرار داده است. وقتی یك مجموعه مدافع از ارزشهای اسلام و انقلاب، یك تفكر قلمداد می‏شود، بی‏شك ابزار دفاعی او در گام نخست، فكر و اندیشه خواهد بود. مجهز شدن بسیج به علم، آگاهی و اندیشه، زمانی كه مبارزه و مقابله با اسلام و انقلاب به عرصه فكر و نظر كشیده شده است، در حقیقت مسلح شدن به سلاح مناسب این عرصه است. باید این مسئله مهم را در نظر داشت كه فكر و عقیده، ابزارهای خاص خود را دارند و از قانونمندی و روشی غیر از روشهای مادی پیروی می‏كند. راه اصلاح یا مقابله با یك اندیشه ناصواب، تنها بهره‏گیری از همین ابزار است و بهره‏بردن از ابزارهای دیگر، تنها تقویت شبهه و اعلام ناتوانی در پاسخگویی علمی به آن را در پی خواهد داشت. با این وصف، در حالی كه مبنای نظام و انقلاب اصول مترقی و خدشه‏ناپذیر اسلام است و حجم وسیعی از توطئه‏ها و دشمنی‏ها، در قالب افكار و اندیشه‏های ناصواب صورت می‏گیرد، بسیج به عنوان مدافع خط اوّل آرمانهای انقلاب، باید بیش از هر زمان دیگر به سلاح علم و معرفت مجهز شود و با اطمینان به حقانیت و قدرت تفكر اسلام ناب، برای پاسخگویی علمی و منطقی به شبهات تلاش نماید. البته این سخن به معنای نفی روشهای قهرآمیز در مواقع ضروری نیست؛ اما می‏توان امیدوار بود كه بكارگیری روشهای علمی و نظری در برابر تفكرات نادرست، علاوه بر خنثی نمودن توطئه‏ها، شیوه مناسبی نیز برای جذب افراد و گسترش فرهنگ نابِ اسلامی باشد.

ج: وظیفه خطیر دفاع از اسلام و انقلاب ایجاب می‏كند كه بسیج، از رویكرد سطحی و مقطعی به نیازهای انقلاب و كشور دور بماند و با دوراندیشی بیشتری به مسایل جامعه نظر افكند. یك جنبه این نگرش عمیق، مجهزشدن به سلاح منطق و استدلال در دفاع از انقلاب و تبیین و تبلیغ ارزشهای اسلامی است كه پیشتر به آن اشاره شد. جنبه دیگر این نگرش گام نهادن در مسیر كسب دانشها و تخصص‏های گوناگون، برای رفع نیازهای علمی و فنی حال و آینده كشور است. غفلت از این مسئله، بسیج را دچار روزمرگی كرده و تا حد یك نیروی نظامی و انتظامی منفعل، كه تنها قدرت تأمین برخی نیازهای گذرا را دارد تنزل می‏دهد. در حالی كه بسیج در نظام نظری ارائه شده از سوی حضرت امام(ره) و تأكیدهای فراوان رهبر معظم انقلاب، باید تأمین كننده نیازهای كشور در همه ابعاد باشد تا بتواند وظیفه دفاعی خود را به نحو كامل به انجام رسانده، زمینه‏ساز تحقق حكومت بزرگ اسلامی در جهان شود.

 

چگونگی تجهیز بسیج به سلاح علم و آگاهی؛

تجهیز بسیج به سلاح علم و آگاهی، نه تنها یك ضرورت مهم، بلكه مهمترین ضرورت و نیاز بسیج است و باید به صورت سازماندهی شده و با برنامه‏ریزی مناسب، به عنوان راهبردی‏ترین فعالیت بسیج، تعقیب شود. برای تحقق این مهم، بسیج باید آموزش علمی و معرفتی اعضا را به طور جدی در دستور كار قرار دهد و زمینه جذب و عضویت افراد آگاه و عالم را نیز فراهم آورد.

 

آموزش و تعلیم اعضا

تعلیم و آموزش اعضای بسیج و رساندن آنها به سطح علمی و معرفتی مطلوب طبعا یكی از راههای تجهیز بسیج به‏سلاح علم وآگاهی است. دراین‏رابطه توجه به‏چندموضوع وبكار بستن‏آنها ضروری است:

الف: ایجاد انگیزه: مهمترین و مقدم‏ترین اقدامی كه باید در راه تجهیز علمی بسیج صورت گیرد. ایجادانگیزه برای اعضا و ترغیب و تشویق آنها به علم آموزی و كسب آگاهی است. برای توفیق در این كار، باید ابتدا به تبیین و تشریح منطقی ابعاد وظایف و مسئولیت‏های بسیج برای اعضا پرداخت و سپس نقش آگاهی و علم را در انجام صحیح و كامل این مسئولیت‏ها روشن نمود. در این صورت فردی كه داوطلبانه با اشتیاق و اعتقاد، برای خدمتگزاری به جامعه و دفاع از انقلاب، در بسیج حضور یافته است، با انگیزه بیشتری تأمین مقدمات انجام این وظیفه را خواهد پذیرفت.

ب: فراهم آوردن امكانات: اقدام دیگری كه باید برای پرورش و تعلیم اعضای بسیج صورت گیرد، این است كه حداقل شرایط و امكانات مورد نیاز برای پیشرفت علمی اعضا فراهم شود. در این راستا، علاوه بر اینكه می‏توان بخشی از بودجه بسیج را به این امر اختصاص داد، می‏توان از مزایا و امكانات مردمی در اختیار بسیج نیز استفاده كرد، برگزاری كلاسهای درسی و تقویتی، دوره‏های فنی و حرفه‏ای، تشكیل جلسات علمی و فرهنگی و... از جمله مواردی است كه می‏تواند با اتكاء به خاستگاه مردمی بسیج و كمترین هزینه و بیشترین بازدهی، در دستور كار بسیج قرار بگیرد.

 

جذب افراد آگاه و تحصیل كرده

بسیج به عنوان یك سازمان، به نیروهایی كه از انواع آگاهی‏ها و تخصص‏ها بهره‏مند باشند و بتوانند علاوه بر تقویت تشكیلات داخلی بسیج، نیازهای متنوع جامعه را سازماندهی كنند نیازمند است. توفیق بسیج در رسیدن به این هدف، در گرو توجه به چند مسئله است:

الف: اصل سنخیت عنصر اصلی جذب: همان طور كه می‏دانیم، معمولاً افراد بر اساس تناسب و هم آهنگی كه با هم دارند، جذب یكدیگر می‏شوند و نسبت به یكدیگر احساس گرایش و نیاز می‏كنند. این قاعده را در خصوص جذب افراد به گروهها و دسته‏های مختلف هم می‏توان معتبر دانست. در واقع رمز گرایش و علاقه یك فرد به هر گروهی، ریشه در همخوانی و هماهنگی برنامه‏ها، اهداف و آرمانهای آن مجموعه با برنامه‏ها، اهداف و آرمانهای او دارد. بنابراین در صورتی كه یك مجموعه، خواهان همراهی و مشاركت افرادی با ویژگیهای خاص در برنامه‏های خود باشد، باید فعالیتهای خود را به گونه‏ای سامان دهد كه سنخیت لازم را با افراد مورد نظر داشته باشد. این موضوع برای مجموعه‏هایی كه سود مادی و دستاوردهای ظاهری برای اعضا ندارند، اهمیت بیشتری دارد و باید آن را تنها راه توفیق چنین مجموعه‏هایی در جذب داوطلبانه نیروهای مورد نظر دانست. با این وصف، نخستین اقدام بسیج در زمینه‏سازی جذب افراد عالم و تحصیل‏كرده، فراهم آوردن شرایط لازم برای تحقق فضای علمی هماهنگ با دانش روز و جویندگان علم و آگاهی است.

ب: احترام به علم و عالمان: مجموعه‏ای كه درصدد جذب افراد تحصیلكرده و آگاه و بهره‏گیری از علم و اندیشه آنان است، باید ارزش و اعتبار زیادی را برای علم و عالمان قائل باشد و حرمت آنها را در همه حال در نظر داشته باشد. یك جنبه مهم این احترام، استفاده مناسب از اندوخته‏های علمی افراد و مشاركت دادن آنها در تصمیم‏گیری‏ها و برنامه‏هاست. در مجموعه بسیج هم لازم است مسئولیت‏ها، متناسب با مرتبه علمی افراد به آنها واگذار شود و ارزش و احترام افراد آگاه، عالم و تحصیلكرده كاملاً مورد توجه قرار گیرد.

ج: نقش مدیریت و رهبری: مسئله مدیریت و رهبری، از اساسی‏ترین عوامل شكل‏گیری هویت یك جامعه است. هرگونه تغییر و تحول در ماهیت جامعه و جهت‏گیری‏های آن نسبت به مسائل مختلف، ارتباطی نزدیك و تنگاتنگ با مسئولان و مدیران جامعه و نوع مدیریت آنها دارد. بنابراین یكی از بنیادی‏ترین و مؤثرترین راههای توفیق بسیج در ترویج علم و آگاهی در پایگاهها و جذب افراد تحصیلكرده، به كارگیری افراد عالم و صاحب فكر و اندیشه در سطوح بالا و به ویژه فرماندهی پایگاههای مقاومت است. این كار باعث می‏شود تمام فعالیتها و برنامه‏های بسیج، رنگ و بوی علمی بگیرد و دانش آموختگان مجال مشاركت و عرضه كالای خود را بیابند.

د: ضرورت وجود برنامه‏ها و فعالیتهای هماهنگ با سطح علمی افراد تحصیلكرده: مسئله دیگری كه در رابطه با جذب افراد تحصیلكرده، باید مورد توجه قرار گیرد، ضرورت وجود فعالیتهای هم‏سطح و هم شأن با این قبیل افراد، در میان مجموعه فعالیتهای بسیج است؛ زیرا طبیعی است كه در صورت محدود شدن مسئولیت‏ها و فعالیتهای بسیج به كارهای سطحی و ظاهری كه كمتر نیازمند دانش و مهارت است. افرادی كه سطوح علمی بالایی دارند و می‏توانند با روشهای مناسب‏تری فعالیت كنند، هرگز راضی به صرف وقت خود در این مجموعه نخواهند شد؛ البته آنچه كه در مورد مجموعه بسیج امیدوار كننده است، چارچوب نظری قوی و اهداف و مقاصدی متعالی و بلندی است كه برای آن منظور شده است. این موضوع نشان می‏دهد كه در صورت برخورد علمی و كارشناسانه با مسئله و طراحی مدل نظری و تعیین راهبردها و راهكارهای مناسب، فعالیت بسیج سطح بالایی پیدا كرده و نیازمند حضور كارشناسان انواع علوم و معارف در سطوح عالی خواهد بود.

ه : ضرورت تداوم قداست و حرمت بسیج: همراهی و همكاری با یك مجموعه، هویت و منزلتی متناسب با آن را برای افراد به وجود می‏آورد. به عبارت دیگر اینكه فرد، با چه افراد، گروهها و جریاناتی ارتباط دارد، تأثیر زیادی در قضاوت سایرین در مورد او دارد. بر همین اساس، یكی از مسائل مهمی كه به صورت جدی بر گرایش افراد به گروهها و جریانات موجود در جامعه تأثیر می‏گذارد، هویت و منزلتی است كه از ناحیه این گرایش نصیب آنها می‏شود. البته این موضوع، در محدوده گسترده‏تر به همان اصل سنخیت بر می‏گردد؛ یعنی افراد بر اساس هویت انسانی و موقعیت اجتماعی خود، به گروههایی گرایش پیدا می‏كنند كه تأیید كننده و تقویت كننده هویت فردی و جمعی آنها باشد. دوستی و همدلی انسانهای پاك و ارزشمند با تمام جریانات مثبت، صرفنظر از مشاركت یا عدم مشاركت در آنها، و دشمنی و بیزاری از همه جریانات منفی، در همین چارچوب تحلیل و توجیه می‏شود.

بسیج از جمله نهادهایی است كه هم به لحاظ خاستگاه و هم به لحاظ سابقه درخشانی كه در دفاع مقدس به دست آورده است، همواره در هاله ‏ای از تقدس، معنویت و اخلاص قرار داشته است. تأكیدها و رهنمودهای رهبران نظام و در رأس آن دیدگاههای حضرت امام(ره) نیز بیانگر این معناست كه عناصر معنوی، پایه و اساس بسیج را تشكیل داده است و تداوم بالنده و مؤثر بسیج نیز در گروِ حفظ این قداست و معنویت است. با این وصف، می‏توان نتیجه گرفت كه بسیج هویتی ارزشمند و مورد احترام برای اعضای خود به ارمغان می‏آورد و كسانی جذب این مجموعه می‏ شوند كه كسب چنین هویتی را برای خود مغتنم شمارند. در واقع، این امر به منزله فراهم آوردن زمینه مساعد برای جذب تمام انسان هایی است كه در پی كسب ارزش و هویت والای اجتماعی هستند. این مسئله، به خصوص برای افراد تحصیل كرده‏ ای كه به واسطه علمشان مورد احترام هستند، از اهمیت به سزایی برخورار است و كمترین خدشه ‏ای در هویت مثبت بسیج، رغبت و انگیزه هركسی را كه پایگاه محترمی در جامعه دارد، برای همراهی با بسیج از بین می‏ برد. بنابراین یكی از ضرورت های پیش روی سازمان بسیج، پالایش پی‏ درپی خود از ضعف های احتمالی و تقویت روزافزون ارزشها در میان اعضا است. از سوی دیگر، سازمان بسیج باید با جدیت تمام، كیفیت و چگونگی رفتار و برخورد بسیجیان با مردم و مسایل مختلف جامعه را تحت مراقبت و هدایت قرار داده و ضمن به نمایش گذاشتن چهره ‏ای سرشار از معنویت، آگاهی و منطق، كاملاً خود را از جریاناتی كه موجب بدبینی مردم نسبت به ارزش های انقلاب و انقلابیون می‏ شود، دور كند.

 

خاتمه

آنچه لازم است در پایان این مجموعه و به عنوان خاتمه كلام مورد تأكید قرار گیرد، این است كه بسیج در واقع یك اندیشه است كه در صورت تحقق كامل و همه جانبه‏اش در جامعه و با توجه به عناصر و ویژگی‏های منحصر به فردی كه دارد، می‏تواند كانون تجمع تمام ارزش‏ها و زیبایی‏ها مطرح باشد و نقش تعیین كننده‏ای در رفع كاستی‏ها و ضعف‏های جامعه و تأمین نیازهای آن در ابعاد گوناگون ایفا كند. بنابراین گام نخست در شكل‏گیری هویت شایسته و بایسته بسیج، رسیدگی به دركی صحیح و جامع از آن و تلاش جهت به فعلیت رساندن تمام استعدادها و ظرفیتهای آن، با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه است. از این میان، تشكیل بسیج طلبه و دانشجو و تقویت بنیه علمی و فكری بسیج و بسیجیان، از جمله مسائلی است كه به صورت جدی مورد تأكید رهبران نظام قرار گرفته است و در موقعیت فعلی باید بیش از سایر مسئولیت ‏های بسیج مورد توجه قرار گیرد.انشاءا...

 

پنجم آذر ماه ، سالروز تشکیل بسیج مستضعفان گرامی باد.

 

منبع: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما- اشارات 139

 

مديريت    
علوی     

 

اصلاح ساختار اداری در حکومت علوی

(بخش دوم)

پدیدآورنده : علی اکبر ذاکری

 

زمینه های اصلاح اداری در زمان امام علی(ع)

در هر زمان و دورانی, جامعه نیاز به سازمان اداری ویژه ای دارد که امور راسامان دهد. از این روی, اسلام, روی سازمان اداری ویژه,انگشت نگذارده و تاکید نورزیده است. بلکه روی اصول تاکید دارد. این اصول, باید در تمامی زوایای سازمان اداری جامعه مورد نظر آن, حاکم باشد.

در زمان خلیفگان چهارگانه نخست, استانداران, قاضیان, خراج گزاران و مسؤولان مالی, از سوی خلیفه گمارده می شدند, در مرکز و یا در دیگر شهرها, به کار می پرداختند. و برکناری آنان هم به دست خلیفه بود و خلیفه در گماردن و برکنار کردن, اختیار تام داشت وهیچ کس نمی توانست او را به کاری وادارد, یا از کاری باز دارد. خلیفه جدید, حق بر کنار کردن گمارده شدگان از سوی خلیفه پیشین را از پُستها , یا ماندگار ساختن آنان را در پُستها, داشت.پس از مرگ ابوبکر, عمر, جانشین وی, ابوعبیده را به فرماندهی سپاه اسلام, که علیه روم می جنگید, برگمارد و خالدبن ولید را بر کنار کرد.

ابوعبیده, با حضور در بین سپاه, خبر مرگ خلیفه و گمارده شدن خود را از سوی خلیفه به فرماندهی سپاه اسلام, اعلام کرد.8 این روش, در دوران عثمان و امام علی(ع) نیز ادامه داشت.

در زمان امام علی(ع), به خاطر این که در زمان خلیفه پیشین, بسیاری از کارگزاران حکومتی, در باتلاق فساد فرو افتاده بودند و کارها از جاده اعتدال خارج شده بود, امام به گونه گسترده, دست به برکناری کارگزاران زد و به مصلحت اندیشیهای خلاف ترازها و معیارهای اسلامی, گوش فرا نداد و تمام نیروهای اداری فاسد و خائن را از کار برکنار کرد و صالحان و شایستگان را بر جای گذاشت.9

در هر حال, بسیاری از ناهنجاریها بود که امام با آنها از آغازین روزهای حکومت, رودررو بود. برتریهای ناروا, بیت المال تاراج شده و تاراج گران حاکم, بخششهای بی شمار و10 مردمی که علیه این نابسامانیها شوریده بودند و یا طعم تلخ تبعید و شکنجه را چشیده بودند و اکنون از علی(ع) انتظارهایی داشتند.این, افزون بر آن انگیزه قوی و ژرفی که خود حضرت درباره اصلاح امور داشت.حضرت از تاراج بیت المال, از برتری دادن ناشایستگان بر دیگران و گماردن آنان بر پُستهای کلیدی و تبعید و شکنجه مخالفان این رویه نادرست, مانند عبدالله بن مسعود, عمار یاسر, ابوذر غفاری و زیدبن ارقم,11 به خوبی خبر داشت و این زخم کهنه و آزار دهنده را بر چهره نظام اسلامی می دید; از این روی, از آغازین روزها, آهنگ زیر و زبَر کردن ساختار اداری را در دستور کار قرار داد که اکنون برای روشن تر شدن موضوع, به چند نمونه از خلاف کاریها و ناهنجاریهای اداری, که سبب شد حضرت پیش از هر حرکتی, به اصلاح ساختار اداری بپردازد, اشاره می کنیم:

 

1. استفاده های ناروا از بیت المال: بذل و بخشش و استفاده های ناروا از بیت المال و بی قاعدگی و بی قانونی در برداشت از بیت المال, در دوران خلیفه پیشین, کم و بیش, به صورت فرهنگ درآمده بود. هیچ قانون و تراز و قاعده ای از دستبرد و غارت بیت المال, باز نمی داشت.در این دوره, اشعث بن قیس, کارگزار آذربایجان, هر ساله صدهزار درهم از خلیفه به عنوان هدیه دریافت می کرد.12 از این روی, حضرت پس از به دست گیری خلافت, پیش از برکنارکردن اشعث, در نامه ای تهدیدآمیز به وی, اعلام کرد: کارگزار حکومت بودن, طعمه نیست, بلکه امانتی است بر عهده تو.13

کارگزاران حکومت, از این که در هرگونه استفاده از بیت المال, آزاد بودند و دست شان باز, خوشحالی می کردند.

ابن ابی الحدید می نویسد:

(سعیدبن عاص, فرمانروای کوفه, در مجلسی که سران و اشراف کوفه در آن گرد آمده بودند, گفت: عراق بوستان اختصاصی قریش و بنی امیه است.مالک اشتر نخعی, از این سخن برآشفت و گفت: تو می پنداری, سرزمین عراق که خداوند آن را با شمشیرهای ماگشوده و بر مسلمانان ارزانی فرموده است, بوستان اختصاصی برای تو و خویشاوندان توست.

سالار نگهبانان سعید, به اشتر گفت: تو سخن امیر را رد می کنی؟ به اشتر درشتی کرد و گستاخانه با وی سخن گفت. اشتر, به کسان قبیله نخع و اشراف نگریست و گفت: مگر نمی شنوید. آنان, در حضور سعید برجستند و سالار نگهبانان وی را با زور و تندی به زمین افکندند و پایش را گرفتند و از مجلس بیرون کشاندند.اینان در مجلسهای خود, در ابتدا علیه سعید و کم کم علیه عثمان زبان به خرده گیری گشودند و مردم بر گرد آنان جمع شدند و کارشان بالا گرفت.

سعید, به دستور خلیفه این گروه را به شام تبعید کرد. در آن جا, علیه معاویه به تکاپو پرداختند و مناظره ها و گفت و گوهای تندی بین آنان و معاویه رخ داد.معاویه وقتی چنین دید, به خلیفه نامه نوشت و این گروه را برای حوزه و قلمرو فرمانروایی خود, زیان آور خواند و از خلیفه خواست, تا با بیرون راندن آنان از شام موافقت کند. خلیفه پیشنهاد معاویه را پذیرفت و آنان به منطقه دیگری تبعید شدند.)14

ییعلی بن منیه, کارگزار دیگر خلیفه در منطقه جَنَد, دست به غارت بیت المال زد و با ششصدهزار درهم و ششصد شتر, به مکه وارد شد. وقتی دید مخالفان, پرچم خونخواهی عثمان را علیه علی(ع) برافراشتند, اعلام کرد:

(هرکس به قصد خونخواهی عثمان بیرون رود, فراهم ساختن وسائل او با من است.)

واقدی, از سالم بن عبداللّه, از جدش, روایت می کند که گفته است:

(من خودم یعلی بن منیه را دیدم که کیسه ای همراه داشت و در آن, ده هزار دینار بود و می گفت: این گزیده دارایی من است و با آن, به هرکس که به خونخواهی عثمان برخیزد, کمک می کنم. و شروع به بخشیدن آن بخش از دارایی خود, به مردم کرد و چهارصدشتر خرید و آنها را در منطقه بطحا, خواباند و مردان را بر آنها سوار می کرد و اعزام می داشت.)15

عبداللّه بن ابی ربیعه, کارگزار دیگر خلیفه در ولایت یمن بود. وی نیز, با دستبرد به بیت المال, ثروت انبوهی انباشت و با خود به مکه آورد. وقتی دید عایشه مردم را به خونخواهی عثمان فرا می خواند, به یاری وی برخاست. عبداللّه سائب می گوید:

(عبداللّه بن ابی ربیعه را روی تختی در مسجد الحرام دیدم که مردم را به خونخواهی عثمان برمی انگیخت و هرکس که می آمد, وسائل حرکت او را فراهم می ساخت.)16

چون خبر یعلی بن منیه و عبداللّه بن ابی ربیعه, به امام(ع) رسید, فرمود:

(به خدا سوگند! اگر به آن دو دست یابم, آنچه گرد آورده اند, باز پس گیرم و در راه خدا به مصرف رسانم.)

سپس فرمود:

(به من خبر رسیده: یعلی, ده هزار دینار برای جنگ با من پرداخته است. از کجا ده هزار دینار داشته است؟ از بیت المال یمن, به ناروا برداشته و آورده که اگر او را بیابم, نسبت به آنچه اقرار کرده است, او را بازخواست کنم.)17

علی(ع) پس از رسیدن به خلافت, بر این سیره و سیرت بود که هرگاه به مالی غارت شده از بیت المال, دسترسی می یافت, بی درنگ به بیت المال, باز پس می گرداند. از جمله با دارایی خلیفه پیش از خود, چنین کرد.18

2. گماردن خویشاوندان ناشایست, بر پُستها: خویشاوند سالاری, از جمله آفتهایی است که نظام اداری را به باتلاق فساد و تباهی فرو می برد و از هم فرو می پوشاند.هرگاه نظام اداری به این آفت گرفتار آید, بی گمان بر مردم ستم بسیار خواهد رفت; زیرا نزدیکان و خویشان حاکم, خود را از هرگونه بازخواستی به دور می دانند و این گونه وانمود می کنند که صدای هیچ اعتراضی به جایی نمی رسد, بلکه گرفتاریهایی را برای خرده گیران پدید خواهند آورد.

حال اگر افزون بر این نگرشی که خود نزدیکان حاکم دارند و بر مردم برابر همین پندار جفا روا می دارند, حاکم از آنان پشتیبانی کند و بر خرده گیران روی خوش نشان ندهد و آنان را از خود براند, روشن است که چه فاجعه بزرگی رخ خواهد داد و بر مردم چه ستمها خواهد رفت.

خلیفه پیش از امام, چنین شیوه ای را پیشه خویش ساخته بود. خویشان دور و نزدیک خود را بدون این که از شایستگیهای لازم برخوردار باشند, بر پُستهای کلیدی گمارده بود:

ولیدبن عقبه, برادر مادری خلیفه, به ولایت کوفه گمارده شد.19

عبداللّه بن سعد, همو که آیات قرآن را اشتباه می نگاشت و پیامبر(ص) به خاطر این خباثت, خون او را هدر اعلام کرده بود, والی مصر شد و پس از فتح آفریقا, یک پنجم غنیمتهای جنگ نخست را خلیفه بدو بخشید.20

عبداللّه بن عامر, پسر دایی خلیفه, که بیش از بیست و پنج سال, سن نداشت, به فرمانروایی بصره گمارده شد و دست به غارت بیت المال یازید و بخشی از آن را در یاری به ناکثان به کار گرفت.21

حکم بن عاص,تبعیدی رسول خدا, به مدینه بازگردانده شد و فرزندان وی, که داماد خلیفه نیز بودند, به پُست مشاورت خلیفه گمارده شدند. به حارث بن حکم, از سوی خلیفه سیصدهزار درهم بخشیده شد. افزون بر این, شترهای زکات و زمینی را که پیامبر(ص) وقف مسلمانان کرده بود, به وی بخشید.

به مروان, یک بار صدهزار درهم بخشید, افزون بر این, دست او را در بسیاری از کارها باز گذاشته بود.22

امام(ع) پس از این که روی کار آمد, در نخستین گام اصلاحی خود, به برکناری و زدودن این زالوها پرداخت و به خویشاوند سالاری پایان داد و شایسته سالاری را باب کرد.ناشایستگان را بر کار گماردن و کارها را به آنان سپردن, همان ریاست طلبی است و مورد نکوهش اسلام.

امام صادق(ع) در پاسخ کسی که می پنداشت ریاست طلبی, به معنای ریاست خواهی قلبی است و در نتیجه, بسیاری به آن آلوده اند, فرمود:

(لیس حیث تذهب الیه. انّما ذلک أن تنصب رجلاً دون الحجّة فتصدّقه فی کلّ ما قال و تدعو الناس الی قوله.)23

آن گونه که تو می اندیشی نیست. ریاست خواهی, یعنی گماردن فرد ناشایسته, بدون دلیل و برهان, بر پُستی و تصدیق آنچه که می گوید و فراخواندن مردم به شنیدن سخن او.

3. آزادی بی قید و شرط کارگزاران: بررسی کار کارگزاران, دقت و درنگ در کارکرد و زیر نظر داشتن رفتار عمومی و شخصی آنان, جلو بسیاری از فسادها, ناهنجاریها و برتری داشتن شماری بر شمار دیگر را می گیرد و نمی گذارد, زمام امور از دست در رود و ناهنجاری و فساد, دامن گسترد.

این برنامه, باید در تمام زوایای جامعه رخ بنماید و پیاده شود, هم حاکم باید در کار کارگزاران گمارده شده از سوی خود, دقیق و همه سویه بنگرد و هم کارگزاران, در کار نیروهایی که فرمان آنان را می برند و زیر مجموعه آنان به شمار می آیند.

رهبر معظم انقلاب, برای نظارت بر کار کارگزاران, کارمندان و جایگاه ویژه باور دارد و در باب اهمیت نظارت مدیر بر کار کارمندان می گوید:

(یک مدیر خوب, کسی است که اگر وقت خودش را تقسیم کند, نیمی از آن را در امر نظارت و بقیه را در امور دیگر صرف کند.)24

از جمله کاستی هایی که حکومت حاکمِ پیش از امام(ع) داشت, آزادی کارگزاران و نبود نظارت بر کار آنان بود. کارگزاران این دوره,با همه پَستیها و پیشینه های بد, آزادِ آزاد و چیره بر مال و جان مسلمانان و اموال عمومی بودند; از این روی, به زودی فساد دامن گیر جامعه شد و بسیاری را به خاک مذلت نشاند, سنتهای جاهلی زنده شد, کارهای ناشایست, رایج گردید, حقوق افراد به هیچ انگاشته شد و.

ولیدبن عقبه, حاکم کوفه, به خاطر میگساری, نماز صبح را چهاررکعت گزارد و در پاسخ مردم که گفتند: چرا نماز صبح را چهار رکعت گزاردی؟ گفت: اگر می خواهید, بیش تر بخوانم!

وقتی از عیاشیها, میگساریها و نماز این گونه وی, به خلیفه خبر رسید و بَزَه وی ثابت شد و قرار شد بر وی حدّ جاری گردد, کسی حاضر نبود اجرای حدّ کند; زیرا همگان, از فرجام کار در هراس بودند. تا این که با تلاش امام و به دستور آن بزرگوار, عبداللّه بن جعفر, بر وی حدّ جاری ساخت.25

این فسادِ عملی را که از آزاد بودن کارگزاران و پاسخ گو نبودن آنان و نبود چشمان تیزنگری که رفتار و کردار آنان را بنگرد و به خلیفه گزارش دهند, سرچشمه می گرفت, می توان از گفت وگوهایی که بین امام و خلیفه در گاهِ حضور انقلابیان وناخرسندان از رفتار خلیفه و کارگزاران وی در مدینه و محاصره خانه وی رخ داده, به خوبی فهمید.

امام, در یکی از این گفت وگوها, به نمایندگی از انقلابیان و ناخرسندان به خلیفه گفت:

(خدای را خدای را درباره خودت; زیرا نه از کوری است که تورا بینا می سازم. و نه از خواب نادانی است که تو را برمی انگیزانم. راه, روشن و هموار است و نمودارهای دین پایدارند.

ای عثمان, بدان که برترین بندگان خدا, رهبری دادگر است که او را به راه راست, رهنمون گردند و او راه یابد و شیوه درستی را بر پای دارد و کار ناشایست رها شده ای را بمیراند. به خدا که همه اینها روشن و آشکار است. شیوه های پیامبر(ص) زنده است و آن را نشانه هاست. کارهای ناشایست نیز, نمایان است ونمودارهای خود را دارد. بدترین مردمان در نزد خدا, رهبری بیدادگر است که گمراه گردد و گمراه گرداند و شیوه درستی را بمیراند و کار ناشایست رها شده ای را زنده سازد.

من تورا از فروگرفتنها و خشم و کینه کشیدنهای خدا بیم همی دهم که شکنجه او, بسی دردناک است. به تو هشدار می دهم که آن رهبر برای دین مردم باشی که تو را بکشند و تا روز رستاخیز کشت و کشتار در میان ایشان پایدار گردد و کارهایشان از ایشان پوشیده بماند و پیروانی کور از کار درآیند که از گزند چیره شدن کژی و کاستی, به راستی و درستی, ره نیابند و در تاریکی, سرگشته بر گرد خود چرخند و آسیمه سر, با یکدیگر, گلاویز گردند.

عثمان گفت: به خدا سوگند! می دانم که این مردم نیز, همین را می گویند که تو می گویی.به خدا اگر به جای من بودی, من, به درشتی با تو سخن نمی گفتم و تو را به خود وا نمی گذاشتم و این را بر تو کاستی نمی گرفتم و بهانه زشتی نمی شمردم که پیوند خویشاوندی را استوار بداری و رخنه ای را ببندی و پایمال شده ای را پناه دهی و کسانی مانند آن کسان را بر سر کار آوری که عمر بر سر کار آورد.

ای علی! تو را به خدا سوگند می دهم, آیا می دانی که مغیرة بن شعبه در این جا نیست؟

علی گفت: آری.

عثمان گفت: می دانی که عمر او را به فرمانروایی برگماشت:

علی گفت: آری

عثمان گفت: پس چرا این را مایه کاستی من می شماری که عبداللّه بن عامر را به انگیزه خویشاوندی و بستگی بر خود, به فرمانداری رساندم؟

علی گفت: اگر گزارش به گوش عمرمی رسید که یکی از کارگزارانش, به کژراهه گام نهاده است, گونه او را با پای بر خاک می سود و آن گاه او را به دشوارترین گونه, کیفر می کرد. ولی تو چنین نمی کنی, سستی پیشه کردی و در برابر کسان و بستگان و خویشاوندانت, زبونی و نرمی نشان دادی.

عثمان گفت: اینان, خویشاوندان تو نیز هستند.

علی گفت: آری, ولی خوبی در بهره وری از کسان جز ایشان است, گرچه اینان, پیوند نزدیک تری با من داشته باشند.

عثمان گفت: آیا می دانی که عمرمعاویه را بر سر کار آورد؟ من نیز همو را بر سر کار آوردم.

علی گفت: تو را به خدا سوگند می دهم, آیا نمی دانی که معاویه, بیش از یَرْفَأ (برده عمر) از عمر می ترسید.

عثمان گفت: آری.

علی گفت: ولی معاویه, بی پرسش از تو, کارها را خودکامانه می چرخاند و می گوید که این فرموده عثمان است. تو این را می دانی و بر او پرخاش نمی گیری.)26

4. پیرامونیان تبهکار: در پیرامون و دستگاه خلیفه و در مرکز خلافت و در عالی ترین جای برنامه ریزی و تصمیم گیری, ناشایستگان راه یافته بودند و گستاخانه و بی پروا عمل می کردند و از خلافکاری, دغلکاری, ترفند و حیله, دروغ پراکنی و شایعه گستری و هر حرکت ناهنجار و اهریمنانه دیگر, ابایی نداشتند. به جای خلیفه مسلمانان, دستور صادر می کردند و به جای خلیفه حکم می دادند 27 و به جای خلیفه تصمیم می گرفتند. از جمله در هنگام حرکت و خیزش مردم علیه خلیفه و اعتراض خشماگین علیه رفتار خلیفه و پیرامونیان وی, چندین بار,امام بین شورشیان و عثمان میانجی گری کرد و عثمان قولهایی و وعده هایی داد وامام ضمانت داد آن وعده ها عملی شود; از این روی آشوب و غوغا فرو خوابید, امّا چون بارایزنان و مشاوران تبهکارخود به مشاوره می نشست رأی او را برمی گرداندند و از عمل به وعده ای که داده بود, سرباز می زد. تا این که علی(ع) در بین مردم فریاد زد:

(ای بندگان خدا, ای مسلمانان به دادم رسید. اگر در خانه ام بنشینم, گوید: من و خویشاوندی و حق مرا فرو هشتی. اگر سخن گویم و در او آنچه بایسته است انجام دهد, مروان فراز آید و او را به بازی می گیرد و او جانوری دست آموز برای وی گردد که او را به هر جا بخواهد براند و این همه, پس از زندگی دراز و همراهی با پیامبر(ص) است.)

امام, پس از سخن با مردم, به نزد عثمان می آید و به وی می گوید:

(آیا از مروان دست برنداشتی؟ و او از تو دست برنداشت چندان که تو را از دینت برگرداند و از فرزانگی ات, به کژ راهه کشاند و مانند شتری بارکش کرد که هر جا خواهدت, بکشاند؟ به خدا که مروان نه در دین خوداندیشه ای دارد, نه به خود می اندیشد. به خدا سوگند, او را چنان می بینم که تو را به آبشخور برد و هیچ گاه باز نگرداند.

پس از این, دیگر من به نزد تو باز نخواهم گشت. شرف خود را پایمال کردی و آنان بر سراسر هستی تو چیره شدند.)

ابن اثیر می افزاید:

(چون علی بیرون رفت, زنش نایله, دختر فرافصه, به درون آمد و گفت:من گفتار علی را با تو شنیدم, دیگر او به نزد تو باز نخواهد گشت و تو دست افزار مروانی که به هرجا بخواهدت, می کشاند.

عثمان گفت: چه کنم؟

زن گفت: از خدا بترس و از شیوه دو دوستت ابوبکر و عمر, پیروی کن که اگر فرمانبر مروان گردی, تو را بکشد. مروان را در نزد مردم, نه ارزشی است, نه هراسی و نه مهری. مردم, از گزند او از گرد تو پراکنده شده اند.)28

در نتیجه, نظام اداری فاسد, کارگزاران بدپیشینه و ناشایسته و غارتگر بیت المال و پیرامونیان تبهکار, کار را به جایی رساندند که خلیفه پس از چهل روز محاصره, به قتل رسید.

ادامه دارد ...

منبع : حوزه

 

جمله      
 مديريتی
    

موفقیت به سوی چه کسی می رود؟

Success usually comes to those who are too busy to be looking for it.

موفقيت به سراغ كسانی می ‌آيد كه آنقدر در تلاشند كه وقت نمی كنند دنبال آن بروند.


هنري ديويد تورو  (Henry David Thoreau)

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 
تواضع و فروتنی

 

 
امام هادی علیه السلام فرمودند:

 

التواضع أن تعطی الناس ما تحب أن تعطاه.


فروتنی در آن است كه با مردم چنان كنی كه دوست داری با تو چنان باشند .

 

(المحجة البیضاء ، ج 5 ، ص 225 )

 

طنز       
مديريتی    

تفاوت های من و رئيسم

 

وقتی من یک كاری را دیر تمام مي كنم، من كند ھستم.
وقتی رئیسم كار را طول دھد، او دقیق و كامل است.
وقتی من كاری را انجام ندھم، من تنبل ھستم.
وقتی رئیسم كاری را انجام ندھد، او مشغول است.
وقتی كاری را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دھم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دھم.
وقتی رئیسم این كار را بكند، او ابتكار عمل بخرج داده است.