فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

مصحف هدایت

 

مدیریت علوی

 

ويژگی‌های مديريت علوی در مقايسه با نظريه‌های مديريتی عصر حاضر

جمله مديريتی 

طنز مديريتی

 

حکايت مديريتی

 

نکات مدیریتی

 

جلوه های فرهنگ چوپانی در مديريت

 

تکنیک های موفقیت

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار خواهد گرفت. در اين شماره سوره دوم از قرآن کريم را تقديم مي کنيم. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

وَإِذْ نَجَّيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ 49وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ 50وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ 51ثُمَّ عَفَوْنَا عَنكُمِ مِّن بَعْدِ ذَلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 52وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ 53وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ 54وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ 55ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 56وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ 57

 

ترجمه فارسي مکارم

و (نيز به ياد آوريد) آن زمان كه شما را از چنگال فرعونيان رهايى بخشيديم; كه همواره شما را به بدترين صورت آزار مى‏دادند: پسران شما را سر مى‏بريدند; و زنان شما را (براى كنيزى) زنده نگه مى‏داشتند و در اينها، آزمايش بزرگى از طرف پروردگارتان براى شما بود 49 و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه دريا را براى شما شكافتيم; و شما را نجات داديم; و فرعونيان را غرق ساختيم; در حالى كه شما تماشا می‏كرديد 50 و (به ياد آوريد) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذارديم; (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به ميعادگاه آمد;) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نموديد; در حالى كه ستمكار بوديد 51 سپس شما را بعد از آن بخشيديم; شايد شكر (اين نعمت را) بجا آوريد 52 و (نيز به خاطر آوريد) هنگامى را كه به موسى، كتاب و وسيله تشخيص (حق از باطل) را داديم; تا هدايت شويد 53 و زمانى را كه موسى به قوم خود گفت: اى قوم من! شما با انتخاب گوساله (براى پرستش) به خود ستم كرديد! پس توبه كنيد; و به سوى خالق خود باز گرديد! و خود را (يكديگر را) به قتل برسانيد! اين كار، براى شما در پيشگاه پروردگارتان بهتر است سپس خداوند توبه شما را پذيرفت; زيرا كه او توبه‏پذير و رحيم است 54 و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه گفتيد: اى موسى! ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد; مگر اينكه خدا را آشكارا (با چشم خود) ببينيم! پس صاعقه شما را گرفت; در حالى كه تماشا مى‏كرديد 55 سپس شما را پس از مرگتان، حيات بخشيديم; شايد شكر (نعمت او را) بجا آوريد 56 و ابر را بر شما سايبان قرار داديم; و من‏ ( شيره مخصوص و لذيذ درختان ) و سلوى‏ ( مرغان مخصوص شبيه كبوتر) را بر شما فرستاديم; (و گفتيم:) از نعمتهاى پاكيزه‏اى كه به شما روزى داده‏ايم بخوريد! (ولى شما كفران كرديد!) آنها به ما ستم نكردند; بلكه به خود ستم مى‏نمودند 57

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت    
علوی    

 

 

سيره عملى امام على (ع) در مشورت

قسمت چهارم

 

آينده نگرى و عاقبت انديشى
دور انديشى و آينده نگرى ، از شرايط لازم و مقدمات اساسى تصميم گيرى معقول و منطقى است . هنگام تصميم گرفتن در خصوص اين مساءله ، بررسى جوانب و زواياى گوناگون و پيش بينى پيامدهاى اجتماعى آن ، امرى ضرورى است ؛ در نتيجه اين بررسى ها تصميمى كه گرفته مى شود سنجيده و همه جانبه خواهد بود. اگر چه عاقبت انديشى و آينده نگرى در مورد همه تصميم گيرندگان ضرورت دارد؛ اما اين اهميت در مورد تصميم گيرى مديران و مسئولان سازمان دو چندان مى شود؛ زيرا تصميماتى كه آنان اتخاذ مى كنند مهم تر از تصميمات فردى است ، و چه بسا برخى از اين تصميمات سرنوشت سازمان و يا كاركنان سازمان را تغيير دهد.
امير مؤ منان على (ع ) دور انديشى و آينده نگرى را نشانه خردمندى دانسته ، و خردمندترين انسان ها را افرادى مى داند كه آينده نگرى و عاقبت انديشى بيش ترى دارند.
آن حضرت مى فرمايد:
اعقل الناس انظرهم فى العواقب ؛ (1) خردمندترين مردم ، عاقبت انديش ترين آن هاست .
مديرانى كه هنگام تصميم گيرى ، با آينده نگرى و عاقبت انديشى ، جوانب مختلف مساءله را بررسى كرده و امكانات و مقدمات لازم را پيش بينى مى كنند، تصميمات استوارترى اتخاذ كرده ؛ و ميزان موفقيت و اثر بخشى خود را افزايش مى دهد.
مولاى متقيان ، على (ع ) در يكى از سخنان گهربار خود در مورد آينده نگرى و دور انديشى مى فرمايد:
من نظر فى العواقب سلم من النوائب ؛ كسى كه در پيامدهاى كار بنگرد، از گرفتارى ها در امان ماند.
بنابراين ، تصميم گيرى صحيح و منطقى آن است كه پيش از اتخاذ هر نوع تصميم ، جوانب گوناگون و پيامدهاى احتمالى آن بررسى و ارزيابى شود، تا تصميم درستى اتخاذ شده و از استعدادها و امكانات سازمان ، به صورت درست و منطقى بهره بردارى گردد. اگر تصميم گيرى بدون بررسى همه جانبه و بدون آينده نگرى و توجه به پيامدهاى احتمالى آن ها انجام شود، تصميم اتخاذ شده از اتقان و استوارى لازم برخوردار نبوده و موجب هدر رفتن استعدادها، امكانات و منابع سازمان خواهد شد؛ و اجراى آن تصميم نيز پيامدهاى مناسبى نخواهد داشت .
هر تصميمى كه مديران و مسئولان سازمان ها اتخاذ مى كنند، عواقب و پيامدهايى دارد و ممكن است ، منافع سازمان را خدشه دار كند. بنابراين ، آنان بايد آينده نگر باشند و آثار و پيامدهاى احتمالى تصميم هاى خود را پيش بينى نمايند، تا بتوانند از عواقب نامطلوب آن در امان باشند.
امير مؤ منان (ع ) مى فرمايد:
اذا هممت باءمر فاجتنب ذميم العواقب فيه (2) آن گاه كه در مورد كارى تصميم گرفتى از عواقب نامطلوب آن اجتناب كن .
بر اين اساس ، مديران ، بدون آينده نگرى نمى توانند تصميمات درستى بگيرند و از پيامدهاى نامطلوب تصميم ها اجتناب نمايند. و تنها آينده نگرى است كه مى تواند سازمان را از آثار و پيامدهاى نامطلوب تصميم ها در امان نگه دارد.
امام على (ع ) در تبيين اين نكته مهم مى فرمايد:
الفكر فى العواقب ينجى من المعاطب ؛ (3) فكر كردن در فرجام كارها مايه نجات يافتن از مهلكه هاست .
برخى از مديران كه بدون توجه به ضرورت مساءله آينده نگرى و دور انديشى ، و بدون بررسى و ارزيابى جوانب و زواياى گوناگون مساءله در مورد آن تصميم گرفته اند (و زمانى كه متوجه مى شوند تصميم آن ها پيامدهايى نامطلوبى براى سازمان دارد، تلاش مى كنند تا با صرف امكانات و هزينه هاى بسيار از اين پيامدها در امان بمانند) با وجود تلاش فراوان و صرف نيروها و هزينه ها و امكانات ، معلوم نيست تا چه اندازه به نتيجه مطلوب دست يابند.

1) غررالحكم و دررالكلم ، حديث 3367.
2)
همان ، حديث 4119.
3)
همان ، حديث 1460.

 

 

 

مقاله      

 

ويژگی‌های مديريت علوی در مقايسه با نظريه‌های مديريتی عصر حاضر

 

 

يكي ديگر از نظريه هاي مديريتي موفق كه مربوط به عصر حاضر مي باشد و تحولات شگرفي را در مديريت ايجاد نموده است نظريه مديريت ژاپني است. آمار رسمي نشان مي دهد كه رشد بهره وري صنايع ژاپن از سال 1960 تا سال 1978 بر مبناي مديريت ژاپني چهاربرابر شده است در حاليكه در همين مدت، آمريكا، انگليس و آلمان كمتر از نصف اين مقدار رشد بهره وري داشته اند و اين نشان دهنده تفوق و برتري مديريت ژاپني بر مديريت غربي بوده است. (1)

در بررسي اصول و مباني مديريت ژاپني به چهار ويژگي و خصوصيات ممتاز در اين مديريت برمي خوريم كه عيناً اين چهار ويژگي در مديريت علوي نيز وجود دارند. آن ويژگيها عبارتند از:

الف- اعطاي امنيت شغلي به كاركنان با استخدام مادام العمر و قدرداني از تلاشهاي آنان.

ب- وجود نظام ارشديت كه بر مبناي آن ملاك ارتقاء كاركنان تجربه و ابتكار افراد است.

ج- مديريت از پايين به بالا، درمقابل مديريت از بالا به پايين.

د- وجود كارگروهها و شوراهاي كاري و اخذ تصميمات سازماني در اين شوراها (2)

بطور كلي مي توان محورهاي اصلي موسسات و سازمانهاي ژاپني را بدين صورت بيان كردازكاركنان بوسيله كاركنان و براي كاركنان.

در مديريت علوي، در انتخاب افراد براي پذيرش مسئوليت نهايت دقت و حسياست صورت مي گيرد و پس از انتخاب فرد از امنيت شغلي برخوردار است اما بيان امنيت شغلي تا زماني است كه فرد در حيطه مسئوليت خويش خطا نكند و از آن چه خدا و فرستگانش فرموده اند تخطي ننمايند كه در اين صورت از مسئوليت ساقط مي شود اما اگر در راستاي فرمان الهي حركت كند نه تنها از امنيت شغلي برخوردار است بلكه از بهترين تشويقها و پاداشها نيز بهره مند است.

چنانچه امام علي عليه‌السلام وقتي كه توصيه هاي لازم را در انتخاب قاضي به مالك اشتر مي نمايد، مي فرمايد: پس از انتخاب قاضي هرچه بيشتر در قضاوتهاي او بينديش و آن قدر به او ببخش كه نيازهايش برطرف گردد و به مردم نيازمند نباشد و از نظر مقام و منزلت، آن قدر او را گرامي دارد كه نزديكان تو، به نفوذ در او طمع نكنند. (3)

چنان چه ملاحظه مي گردد امام علاوه بر تشويق و پاداش مالي به پاداشهاي روحي و معنوي نيز توجه دارد. امام همچنين در انتخاب افراد براي پستهاي بالاتر نظام ارشديت عامل تجربه و سابقه را بسيار مهم مي داند تا انجا كه مي فرمايد: تجربه پيران از آمادگي رزمي جوانان بدتر است.

در جاي ديگر فرموده اند: حفظ و به كارگيري تجربه، رمز پيروزي است. (5)

و در جاهاي ديگر زيان استفاده نكردن از تجربيات ديگران را چنين بيان مي كنند: آن كس كه از آزمايشها و تجربيات ديگران سودي نبرد، از هيچ پند و اندرزي سود نخواهد برد و كوته فكري دامنگير او خواهد شد تا آنجا كه بد را خوب و خوب را بد مي نگرد. (6)

لذا در مديريت علوي نيز عامل تجربه نقش كليدي در گزينش و انتصاب افراد (نظام ارشديت) دارد. ويژگي ديگري كه در مديريت علوي وجود داشته و امروزه به عنوان يكي از رموز موفقيت مديريت ژاپني نيز محسوب مي شود، مديريت از پايين به بالا مي باشد.

در مديريت علوي مردم نسبت به حاكم بي تفاوت نيستند و حاكم، مستبد و خودراي نيست لذا حضرت علي عليه‌السلام به مالك توصيه مي نمايد: نبايد بگويي من مامورم و معذور، دستور مي دهم پس بايد اطاعت كنيد، اين شيوه مغرورانه دل را فاسد، دين را بي حرمت و نعمت را زايل مي سازد. (7)

از سوي ديگر حاكم (مدير) وظيفه دارد كه در كليه امور با اهل خرد و مردم دانا به گفتگو و مشورت بنشيند و بهترين راي و نظر رابرگزيند امام در سخن زيبايي مي فرمايد: هيچ پشتيباني همچون مشورت نيست (8)

و در جاي ديگر فرموده اند: هركس خودراي شد به هلاكت رسيد و هركس با ديگران مشورت كرد، در عقلهاي آنان شريك شد. (9)

لذا عاليترين شكل مديريت مشاركتي را مي توان در مديريت علوي يافت و شوراهاي كاري و كميته هاي كاري در مديريت ژاپني، امروزه با بهر گيري از اين اصل به توفيقات شگرفي نايل آمده اند.

از مقايسه تطبيقي نظريه هاي مذكور با مديريت علوي به خوبي استنباط مي شود آن چه پايه و مايه موفقيت و كاميابي مديريت امروز محسوب مي شود، به كاملترين شكل در سيزده قرن پيش در مديريت اسلامي و علوي آمده است و حال اينكه چرا با وجود داشتن چنين گوهرهاي گرانبهايي جامعه اسلامي ما از رشد و پيشرفت و ترقي آن چنان كه شايسته آن است، محروم مانده سوالي است كه بايد پاسخ آن را در وجود خود بيابيم، چرا كه؛

اسلام به ذات خود ندارد عيبي هر عيب كه هست از مسلماني ماست

پي نوشت:

1- مديريت ژاپني ، نوشته درداري، تهران

2- مديريت ژاپني ، نوشته درداري، تهران

3- نهج البلاغه، نامه 53

4- نهج البلاغه، حكمت 86

5- نهج البلاغه،حكمت 211

6- نهج البلاغه، خطبه 176

7- نهج البلاغه، نامه 53

8- نهج البلاغه، حكمت 54

 

جمله    
 مديريتی    

 

اعتراف به اشتباه

 

 

با روي خوش به اشتباه خود اعتراف كنيد. حتي مداد مدير عامل هم در انتهايش مداد پاك كني دارد.
 

پرمودبترا

 

طنز       
مديريتی    

 

انواع مدير

 

مديران بر چند گونه‌اند:
1- برخي مديران مانند خوشبختي اند؛ هر چه به آنها نزديك‌تر شويم، بهتر است.
2- برخي مديران مانند آتش هستند؛ بايد فاصله مناسب را با آنها حفظ كنيم تا نه بسوزيم و نه يخ بزنيم.
3- برخي مديران مانند بدبختي اند؛ هر چه از آنها دورتر شويم، بهتر است.
شرح: يك گونه چهارم نيز وجود دارد:
4- برخي مديران رنگارنگ اند؛ يك زمان مانند خوشبختي اند؛ زمان ديگر مانند آتش هستند؛ وقت ديگر نيز مانند بدبختي اند

 

حکايت     
مديريتی    

 

كيفيت پس از فروش



 

يكي از مديران آمريكايي كه مدتي براي يك دوره آموزشي به ژاپن رفته بود، تعريف كرده است كه:
كه روزي از خياباني كه چند ماشين در دو طرف آن پارك شده بود مي گذشتم. رفتار جوانكي نظرم را جلب كرد. او با جديت و حرارتي خاص مشغول تميز كردن يك ماشين بود. بي اختيار ايستادم. مشاهده فردي كه اين چنين در حفظ و تميزي ماشين خود مي كوشد مرا مجذوب كرده بود. مرد جوان پس از تميز كردن ماشين و تنظيم آيينه هاي بغل، راهش را گرفت و رفت چند متر آن طرفتر، در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد. رفتار وي گيجم كرد.
به او نزديك شدم و پرسيدم: مگر آن ماشيني را كه تميز كرديد متعلق به شما نبود؟
نگاهي به من انداخت و با لبخندي گفت: من كارگر كارخانه اي هستم كه آن ماشين از توليدات آن است. دلم نمي خواهد اتومبيلي را كه ما ساخته ايم كثيف و نامرتب جلوه كند.

 

 

نکات       
مديريتی    

 

۱۰ راه موثر افزایش قدرت تمرکز مدیران در تصمیم گیری

 

 

اصول فراوانی وجود دارند که باعث شوند ذهن خود را همانند بدنتان متناسب سازید همان طور که برای تناسب اندام خود وقت و هزینه می گذارید تا اندامهایتان متناسب گردد، ذهن شما نیز با یک سری عملکردها می تواند تناسب یابد وبهتر عمل نماید .
مهمترین مسئله که بنا به نظربعضی از تئورسین های مدیریتی که :
تصمیم گیری ، مترادف مدیریت و رهبری است.
ما نیز برآنیم تا بعضی از عملکردهای ساده اما کاربردی را در این مقاله برایتان معرفی کنیم تا به عنوان یک مدیر موفق در مرحله تصمیم گیری به شما کمک نماید .


مقدمه :
عوامل متفاوت و گوناگونی وجود دارند تا قوه تصمیم گیری شما را بهبود بخشند به عنوان مثال اگر قبل از خواب جدول حل کنید یا پازل درست کنید یا اینکه به جای استراحتهای اضافی ورزش کنید ورزشهای فکری اینها قوه تمرکز تان را افزایش خواهند داد اما باید سیستمی و هماهنگ عمل کنید.
به همین دلیل به شما توصیه می کنیم از ۱۰روشی که در اینجا آمده است، با تمرین و تکرار انجام دهید تا موجب افزایش قوه تمرکز شما گردد.
۱۰ عملکرد مهم درتصمیم گیری.


۱) گیم بازی کنید .
گیم ها یکی از شگفت آورترین ابزارهای چالش ذهن هستند . گیم ها و جدولها ی متقاطع همگی قوه حافظه و سرعت تصمیم گیری شما را افزایش می دهند . این گیمها طوری طراحی شده اند که باعث می شوند با اصول منطق ، توان واژه ها و قوه تطابق آشنایی بیشتری پیدا کنید و باعث می شود ذهن شما به منطق های ریاضی گرایش پیدا کند . و در عین حال خوشایند و جالب و گاها خنده آورند و باعث شادی شما نیز می شوند.
اگر شما ۱۵ دقیقه- نه بیشتر زیرا اگر ساعتهای زیادی روی گیم وقت صرف کنید هم مضر است و هم باعث می شود وقت خود را هدر دهید- برای گیم اختصاص دهید تمام فواید گفته شده در این بخش را کسب خواهید کرد .


۲) Meditation کنید .
Meditation روزانه یکی از بهترین روشهای افزایش سلامت ذهن است وقوه ی تحلیل شما را برروی حل مسائل می گشاید ویکی از چندین گامهای محکم موفقیت در افزایش تمرکز ذهنی است. البته فواید دیگری نیز دارد.
Meditation نه تنها باعث می شود که شما احساس راحتی کنید. همچنین باعث می شود که حالت های ذهنی مختلفی را نیز در حل مسایل پیچیده گوناگون پیدا کنید ، و همچنین باعث می شود که روشهای جدید دیگری برای حل مسائل که درآنها در گیر هستید پیدا کنید و راه حل بهتر را پیدا کنید .


۳) غذاهای مفید برای ذهن خود بخورید .
رژیم غذایی خود را طوری تنظیم کنید که از روغن ماهی و روغن زیتون و پسته و بادام و فندق و کلا حبوبات و غذاهایی که تقویت کننده ذهن هستند استفاده کنید .
همان طور که برای سایر اندامهای بدن خود رژیم لازم دارید برای تقویت ذهن نیز نیازمند رژیم های خاصی هستید . توجه داشته باشید اگر بخواهید از چیزی نتیجه بگیرید باید انرژی و وقت در آن صرف کنید. والا با تنبلی و کم کاری نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد .


۴) داستانهای خوب بگویید .
داستانها یکی از راههایی هستند که ما، لحظات و تجربیات گذشته را به هم ربط می دهیم و قوه تخیل خود را به کار می بریم و ذهن را به فعالیت وا می داریم . سعی کنید داستانهای خوب ، جالب و خنده دار بگویید تا ذهن به آرامی با این کار ورزش کند .
بعضی از داستانها باعث می شود دیگران برای اینکه بقیه آن را از شما بشنوند با شما ارتباط صمیمانه بر قرار کنند که این نیزیک گام موثردیگر در مدیریت است. پس دقت لازم را در گفتن داستانها نیز نمایید.


۵) تلویزیون را خاموش کنید .
برای اینکه فرصت بیشتری داشته باشید برای تمرکز و تقویت تمرکز ، تلویزیون را خاموش کنید . متوسط زمانی که صرف تماشای تلویزیون می شود روزانه حد اقل ۴ ساعت است ، تماشای تلویزیون جایگزین روابط اجتماعی ، خانوادگی و اجتماعی شده است .
پس تلویزیونهایتان را خاموش کنید . و به حل مسائل مدیریتی خود بپردازید .


۶) ورزش جسمی و بدنی کنید .
ورزش جسمی و بدنی کنید تا ذهنتان نیز ورزش کند . ورزش جسمی و ورزش ذهنی هر دو به هم وابستگی جدی دارند. با انجام ورزشهای مختلف، ذهن شما یاد می گیرد که چگونه تواناییهای ماهیچه ای را افزایش دهد یا مسافت را حدس بزندو تعادل را تمرین کند . ورزشهای جسمی متنوع کنید تا ذهنتان ورزیده تر گردد.


۷) چیزهای متفاوت انجام دهید .
از خواندن چیزهای هم عنوان و هم متن بپرهیزید ، چیزهای متفاوت و گوناگون بخوانید . اگر شما مدت زیادی است کتابهای داستان می خوانید اکنون دیگر کتابهای معاصر بخوانید . ، کتابهای نویسندگان دیگر خارجی را بخوانید ، کتابهای متنوع بخوانید . ذهن شما با خواندن مطالب فرهنگها و گفته ها و کردارهای مختلف کشورها ،گسترده تر خواهد شد . وهمچنین خواندن متون مختلف باعث می شود که شما داستانهای جالب و زیادی را یاد بگیرید که در محیط کار به همکارانتان بگویید و همچنین به شما به عنوان یک مدیر کمک خواهد کرد که مسائل گذشته را با روزگار مدرن امروزی ربط و پیوند دهید و نتیجه گیری کنید .
۸)توانایی و مهارت جدیدی یاد بگیرید .
تواناییهای ومهارت جدید یاد بگیرید . این کار باعث میشود قسمتهای مختلف و بخشهای مختلف دیگر ذهن شما نیز تقویت گردد. و راه حلهای مختلف و متنوع دیگری برای حل بحرانهای و مسائل موجود در سازمان بیابید . وباعث می شود، مسائل را از ابعاد مختلف و گوناگون دیگری ببینید و به عبارت دیگر پیشنهادی مختلف به حل مسائل بیابید.


۹)تغییرات را کند اعمال کنید .
ما به کارهایی که کردیم علاقه مندیم . ما کارهای عادتی زیادی داریم باز هم می توانستیم ادامه دهیم . اگر می خواهید ذهنتان جوان بماند آن را به چالش وادارید. سعی کنید مثلاتا کنون اگر با دست چپ غذا می خوردید از امروز تصمیم بگیرید که با دست راست غذا بخورید اگر تا به حال ساندویچ می خوردید آن را به پیتزا تغییر دهید . این مسائل شاید به نظر ساده برسد اما کاملا موثر است و تجربه آن را ثابت کرده است پس از امروز آن را امتحان کنید .


۱۰) ذهن خود را پرورش دهید .
ذهن خود را پرورش دهید ، یک سری دوره های رسمی و یک سری نکته هایی در وب سایتهای وبا برنامه هایی وجود دارند که باعث می شوند که ذهن شما کارها را سریعتر و بهتر و دقیق تر انجام دهد، تحقیقات زیادی در این مورد انجام شده اما در همه موارد محققان براین ۳ نکته اتفاق نظر دارند.
۱) حافظه
۲) نگرش
۳) منطق
اگر این ۳را تقویت کنید ذهن تان آمادگی تحلیل هر نوع مسئله را خواهد داشت .


نتیجه گیری :
تمامی روانشناسان و محققان و پزشکان دست به دست هم داده اند تا روشها و ایده هایی را ابداع کنند تا مدیران محترم بتوانند در بخش تصمیم گیری بهتر و راحتتر فعالیت نمایند که به مهمترین آنها که چکیده ای از منابع مختلف بود اشاره گردید، مدیران محترم باید با درایت و کاردانی خود این روشها ی ساده را تمرین کنند تا خود را هر چه بیشتر و بهتر برای تصمیم گیری در مسائل مختلف مجهز نمایند.

 

 

 مقاله    
مديريتي   

 

جلوه های فرهنگ چوپانی در مديريت

دکتر ناصري

 

يكي از سنتهاي الهي درجهت پرورش و آماده سازي پيامبران، براي رهبري و هدايت مردم همانا امر چوپاني بوده است.
درواقع سنت حسنه چوپاني پيامبران، نقطه عطفي در جغـــرافياي رسالت آنان محسوب مي شود چرا كه در آن راز و رمزها و حكمتهاي فراواني وجود داشته و با خود سازندگي، تدبير، كياست، و صدها نكته آموزنده و راهگشا را به دنبال دارد.
پيامبر عاليقدر اسلام نيز همچون انبياء پيشين، مدتها چوپاني مي كرد تا آنكه زمينه هاي لازم براي بعثت ايشان آماده و مهيا شد. به راستي چه نكاتي در چوپاني نهفته است؟
وقتي شما در صحرا هستيد بيشتر به افق پيش روي خود مي نگريد و اين امر مي تواند برنامه ريزي بلندمدت و بلندنظري را در انسان القا كند.
انسان در تنهايي صحرا و دشت و بيابان ياد مي گيرد كه با مشكلات و سختي ها چگونه مقابله كند بدين سان قدرت خلاقيت درانسان افزايش مي يابد و روحيه و شجاعت فرد در آن فضاي وسيع وضعيت ديگري پيدا مي كند و درحقيقت، طبيعت، معلم گرانقدري است كه درسهاي فراواني به ما مي آموزد. مثلاً انسانها بسياري از امور روزمره و مرتبط با زندگي خويش نظيـــر: شكار، پرواز، دفن مردگان، خانه سازي و... را از طبيعت و حيوانات اطراف آموخته و يا تقليد كرده اند.
شهرنشيني و گسترش صنايع و ماشيني شدن زندگي، ما را تا حد زيادي با برخي مباحث نظير چوپاني بيگانه كرده است. در صورتي كـــــه در حوزه مديريت و رهبري مي تواند به نحو مفيد و موثري از چوپاني بهره جست. امروزه در حوزه مسايل سازماني و مديريتي بسيار برمي خوريم به مديران و سرپرستاني كه ويژگيهـــاي مديريت و سرپرستي و اصول را نمي داننــد يا نمي توانند آنها را پياده كنند. ديده ايم كه مديراني به واسطه روابط و خارج از نظام شايسته سالاري و شأن و مرتبه مديريت، به پستهاي مديريتي گمارده مي شوند و پس از مدتي آثار سوءمديريتي شان بر همگان معلوم مي گردد.
متاسفانه، ما نظام آموزش حساب شده، مدون و عقلايي با قابليت اجرايي مطلوب در ميان نظام اداري نداريم و بعضاً به بخشنامه ها و پاره اي امر و نهي ها توسل جسته ايم كه خيلي موفقيت دربرنداشته است.
در اين نوشتار سعي شده تاحد امكان به نكات مديريتي كه در مقوله چوپاني و كار يك چوپان وجود دارند به اختصار پرداخته شود. باشد كه به عنوان يك نگرش نو و ديدگاه برگـــــرفته از تعاليم اسلامي دريچه اي را پيش روي محققان، مديران و كارشناسان باز كــــــرده باشيم كه به واسطه آن ايجاد انگيزه اي كرده باشيم در اين خصوص كه بيشتر از پيش از لابلاي منابع ديني و فقهي نكات ارزشمند مديريتي را استخراج كنيم و آنها را به كار بنديم.


اصول مديريت برمبناي چوپاني
هر دانش و علمي، داراي يكسري اصول و مباني است كه آن دانش برپايه آنها بنا شده است. از آنجايي كه چوپان براي به حداكثر رساندن كارايي و اثربخشي خويش درمورد وظايف و ماموريتهاي محوله ناگزير به رعايت اصول و مبناي موردنظر است، لذا اصول مديريت برمبناي چوپاني عبارتند از:
1 - مديريت زمان؛
2 - سازماندهي، هدايت و رهبري؛
3 - امانت داري و رضايت مشتري؛
4 - مديريت بحران؛
5 - تعليم و تربيت و كنترل و نظارت.


1 - مديريت زمان
در محيط كارو زندگي روزمره خويش، بسيار اتفاق مي افتد كه زمان و وقت از دستمان خارج شده و در دام آن گرفتار مي شويم و غالباًَ به يكديگر با حالتي گلايه آميز و از سر افسوس و نارضايتي مي گوييم: وقت ندارم - نمي رسم - فرصت كم است - باشه يه وقت ديگه - كو فرصت - فرصت سر خاراندن را ندارم و...
اما حقيقت آن است كه با مديريت كردن بر زمان مي توان بسياري از ناموفقيتها را به موفقيت و پيروزي تبديل كرد. يك چوپان، دقيقاً يك نكته را مي داند كه اگر بيرون بردن دام (گله) در يك فاصله زماني مشخص صورت نگيرد او به بسياري از اهداف و برنامه هاي خود نمي تواند جامه عمل بپوشاند.
مثلاً شير دوشيدن گله بايد در ساعت مشخصي انجام شده و در صبح زود قبل از طلوع آفتاب، حيوانات براي به صحرا رفتن آماده شوند. فرض كنيد كه يك روز، ماجراي دوشيدن و يا گله را با تأخير بيرون بردن، با وقفه روبـــرو شود. به راستي آن وقت چه اتفاقي مي افتد؟ بد نيست به مواردي از اين نوع اتفاقات اشاره كنيم:
حيواني كه شير آن دوشيده نشده:
الف) قادر به طي كردن مسافتهاي طولاني نيست؛
ب) تمايل به خوردن غذا (چريدن) نداشته و كارگروه را مختل مي سازد؛
ج) اقتصاد خانواده را دچار تزلزل كرده و آشفتگي ايجاد مي كند؛
د) فرصتها را به تهديدها تبديل كرده و هزينه ها را بالا مي برد.
حال در امر برگرداندن گله به سمت روستا و محل نگهداري حيوانات، باز اگر دقيق شويم ملاحظه مي شود كه خيلي زود آوردن و يا خيلي دير آوردن گله به سوي روستا و محل نگهداري، مي تواند عواقب ناخوشايند و آفاتي را به همراه داشته باشد.
در اين ميان بي مناسبت نيست كه جهت تكميل مطالب اين بخش مهمترين عوامل هدردهنده زمان را به طور خلاصه به شرح ذيل بيان كنيم:

1 - اداره كردن امور همراه با بحران؛
2 - تماسها و مكالمات تلفني؛
3 - فقدان برنامه ريزي مناسب در محيط كار؛
4 - قبول و يا تحميل مسئوليت بيش از حد؛
5 - ملاقاتهاي بدون برنامه و ميهمانان ناخوانده؛
6 - واگذاري ناموثر و ناقص كار به ديگران؛
7 - بي نظمي فردي؛
8 - ضعف شخصيتي؛
9 - عدم جسارت و توانايي لازم در گفتن نه به ديگران؛
10 - كار امروز را به فرداافكندن؛
11 - وجود جلسات بسيار در محيط كار؛
12 - بوروكراسي و نامه نگاريهاي زائد؛
13 - كارها را ناتمام رها كردن؛
14 - نداشتن كاركنان شايسته؛
15 - ارتباطات و روابط غيررسمي؛
16 - مشخص نبودن حيطه اختيار و مسئوليت؛
17 - وجود ارتباطات ضعيف؛
18 - عدم توانايي لازم در كنترل اوضاع و احوال؛
19 - داشتن اطلاعات ناقص؛
20 - مسافرتها و ماموريتهاي متعدد.
بنابراين، گشت و گذاري (در قالب يك كارگاه آموزشي) درميان چوپانان مي تواند در ارتباط با مديريت زمان، مديران ما را در انجام هرچه بهتر وظايف و تنظيم وقت و برنامه ريزي زماني ياري رساند.


2 - سازماندهي، هدايت و رهبري
يك چوپان، گله خود را طوري سازماندهي مي كند كه حداقل ضايعات و مرگ و ميرها و اتلاف منابع را درپي داشته باشد. او سگ گله را گاهگاهي هدايت مي كند كه در عقب گله حركت كرده و گاهي در جلو و اطراف وظيفه خود را انجام دهد. چوپان حيوانات كم سن و سال را در بغل مي گيرد و يا درميان بزرگترها قرار داده تا راه و رسم حركت و زندگي جمعي را فراگرفته و به قول معروف، حيوان بتواند روي پاي خود بايستد. او از رفتن حيوانات به كناره هاي جاده و يا رفتن روي صخره ها و نقاط آسيب رسان جلوگيري مي كند و تمام تلاشش معطوف به آن است كه همه در يك راستا حركت كنند و در يك چتر امنيتي خاص و محدوده مشخصي قرار داشته باشند. اين گونه است كه سازماندهي حيوانات و هدايت و رهبري آنان بر چوپان آسان مي گردد. چوپان با سازماندهي صحيح گله، امر تعليم و تربيت حيوانات و آموزشي آنان را با موفقيت سپري مي كند و بدين گونه است كه نظام تعليم و تربيتي مناسبي داشته و از اين طـــريق نقاط قوت و ضعف كار و گله را مي تواند موردشناسايي قرار دهد.


3 - امانت داري و رضايت مشتري
چوپان، اگر پنج ويژگي مطلوب و مهم داشته باشد يكي از آنها حتماً صفت امانتداري و رضايت مشتري (صاحبان گله) است. او تلاش مي كند تا امانتهايي كه به او سپرده شده در كمال صحت و سلامت باشند. به راستي شما به عنوان مدير چقدر امانت دار نيروهايي هستيد كه به شما سپرده شده اند؟ تاكنون كمتر به اين موضوع پرداخته ايم كه منابع انساني (نيروي انساني) برايمان چقدر ارزش داشته و دارند، هرچند كه در شعار و نگاه آرماني و آماري و مصاحبه اي خيلي از آن دفاع مي كنيم؟.
كارمند و كارگر امانت خانواده ها و امانت جامعه در دست مدير هستند و مدير است كه بايد رضايت مشتري (خانواده و مشتري) را جلب كرده و صبح كه امانتها (كاركنان) را تحويل مي گيرد، شب با كمال صحت و سلامت آنها را تحويل صاحبان (خانواده ها) خود دهد. آيا به راستي اين گونه است؟
لذا امانت داري و رضايت مشتري را بايد از چوپان فرابگيريم و رازها و رمزها و تفكرات كاري و حرفهاي او را سرمشق قرار دهيم تا در مديريت خويش توفيق داشته باشيم.


4 - مديريت بحران و تصميم گيري
اگر روزي يك گرگ يا حيواني درنده به گله چوپان حمله كند، وظيفه و ماموريت و چاره كار او چيست؟ او چه تدبيري بايد بينديشد، گوسفندان را به كجا ببرد؟ با گرگ چگونه بايد مقابله كند؟ بله، چوپان در اينجا با مديريت بحران سروكار دارد. بحران پيش آمده، حمله حيوان درنده و گرسنه است و وظيفه چوپان مديريت اين بحران است و تصميمات او در اين شرايط مي تواند نتايج ذيل را به دنبال داشته باشد:
الف) دفع حمله حيوان درنده؛
ب) سلامت و امنيت گله؛
ج) سلامت و امنيت چوپان؛
د) رفع نابساماني و اضطراب و هرج و مرج.
اگر در حوزه تحت مسئوليت شما ناگهان كارمندي سر به شورش و اعتراض گذارد چه مي كنيد؟ اگر در يك جلسه مهم و حساس، برق قطع شود چه تدبيري مي انديشيد؟ اگر غذاي روزانه كاركنان دچار مسموميت شده باشد يا به عبارتي فاسد باشد چه خواهيد كرد؟ اگر مقام مافوق با يك گروه بازرسي سر زده به حوزه كاري شما مراجعه كند درحالي كه حوزه شما دچار اشكالات است چه مي كنيد؟ اگر شرايط سياسي، حوزه كاري شما را تحت تاثير قرار دهد چه اقدامي خواهيدكرد؟ اگر ناگهان سيل و طوفان بر عملكرد كاري شما تاثير گذارد چه اقدامي خواهيد داشت؟ اين قبيل سوالها و هزاران سوال ديگر نمونه هايي از مواجهه با بحران هستند.
يك چوپان بايستي از آن سطح از تجربه، خويشتن داري، شجاعت و قدرت تجزيه و تحليل بــرخوردار باشد تا در لحظاتي كوتاه چاره انديشي كرده و رفع بحران كند. مدير نيز در زماني كوتاه مي بايست مصالح فردي و جمعي و سازماني را درنظر گرفته و با محاسباتي دقيق بهترين راه حل را براي خروج از بحران انتخاب كند. اينجاست كه مي گويند وظيفه مدير انجام كارهايي است كه از ديگران برنمي آيد. درواقع بروز بحران نقطه عطف محك زدن مديران است. در بحرانها مي توان قدرت، شجاعت، جسارت، و هوشياري و سنجيده عمل كردن مديران را ارزيابي كرد و شناخت.
درحقيقت در مديريت بحران، بحث بر سر اين است كه مدير، وقايع و پيشامدها و اوضاع و احوال را در آن هنگامي كه نظام برنامه ريزي، كنترل و نظارت، سازماندهي و تصميم گيري از حالت طبيعي خود خارج مي شود، چگونه اداره و هدايت كند تا مـــاحصل كار، كاستن از هزينه ها، كاهش خطرات و تلفات و كنترل مطلوب شرايط حاكم باشد.
در مديريت بحران، ما با برنامه ريزي و يا تصميم گيري مدون و سازماندهي شده اي كه مبتني بر يكسري قواعد و دستورالعمل باشد به طور كامل سروكار نداريم. يعني در مديريت بحران نظام تصميم گري مبتني بر تصميم گيري برنامه ريزي نشده است. پيداست كه اين حالت چه استرس و اضطراب و فشار رواني را بر مدير وارد مي كند.
چوپان در امر گله داري، با تهديدها و بحرانهايي نظير رعدوبرق، حمله حيوانات وحشي، سيل، راهزنان، بيماري و... روبـــرو مي شود و ناگفته پيداست كه او براي مقابله با اين مسايل از هيچ جزوه آموزشي بهـــــره نمي گيرد بلكه بايد تمام هنر، تجربه، خلاقيت، و ابتكار خود را به كار بندد تا از مهلكه پيش آمده، خود و گله اش جان سالم بدر برد و سربلند بيرون آيند. پس بروز بحران در كار چوپاني، درس خوبي براي مديران است تا از آن بهره لازم و كافي را ببرند.


5 - تعليم و تربيت و كنترل و نظارت
مديران به تعبيري والدين كاركنان هستند و آشكار است كه رفتار، منش، شخصيت و عملكرد مدير، تاثيرات زيادي بر روي كاركنان خواهد داشت. تعليم و تربيت و آموزش و پرورش حلقه مهمي از زنجيره عملكرد مديريت است كه نبايد موردغفلت قرار گيرد.
چوپان در كار خويش ملزم به تعليم و تـــربيت است. او با ارتباطي كه با گله برقرار مي كند هركدام را به نوعي كنتـــرل و نظارت مي كند. چوپان نحوه حركت و هماهنگي را به گله مي آموزد و نظاره گرو كنترل كننده هر تخلف است. گوسفنداني را شايد در كنار جاده هــا ديده ايد كه به صف و پشت سر هم حــركت مي كنند تا در موقعي مناسب از عرض جاده گذر كنند.
چوپان با اعمال نظارت و كنترل، آنها را در راه اصلي حـــــــــركت مي دهد. او با به كارگيري يك سري الفاظ، اصوات و حركات و استفاده از چوب دستي خود، حس مشاركت، همكاري و كار تيمي را در بين گله، تعليم و گسترش مي دهد و آنها را مدام گرد يكديگر جمع مي كند تا متفرق نشوند. چوپان مي داند كه تفرقه در گله، آشفتگي و شكست و ناتواني او را به دنبال خواهد داشت.
چوپان حيوانات كم توان و ضعيف و يا احياناً لنگ (چلاغ) را تيمارداري مي كند تا همراه گــروه باشند. گاهي آنها را در آغوش مي گيرد تا از قافله سالار عقب نمانند.
مديرنيز بايد بتواند آغوش خود را براي كاركنان كم توان و ضعيف باز نگه دارد و از آنان تيمارداري كند تا آنها خود را دريابند و بتوانند با ساير كاركنان گروه همگام شوند.
مدير همچنين بايستي بداند كه هرچه تفرقه و جدايي در ميان كاركنان او بيشتر باشد صندلي او نيز سست تر خواهد شد.
مدير كنترل و نظارت مطلوبي را بر محيط خود و سيستم تحت امر بايد داشته باشد تا فرد ضعيف و ناتوان از فرد كارآمد و پرتوان شناخته شود. كنترل و نظارت مطلوب به مدير امكان مانور بيشتــري در مديريت ارائه مي دهد و او خواهد توانست با تعليم و تربيت بجا و شايسته، پرسنلي سرشار از انرژي، پويايي و انگيزه داشته باشد.
چوپان، گله را رشد مي دهد. كوچكترها را بزرگ مي كند. راه و رسم ها را مي آموزاند. خطرات و تهديدها را به آنها گوشزد مي كند.
مدير نيز بايستي كاركنان جوان را تعليم دهد. تهديدها و عوامل شكست و عدم موفقيت را براي گروه تشريح كند و افراد را به حدي به كمال برساند كه آنان نيز بتوانند مدير شوند و مديريت كنند.
به راستي اگر مديريت خود را با چوپاني، آن هم چند صباحي در دل صحرا و جنگل در ميان انبوه نعمتهاي الهي وگله آغاز كنيم هم موفقتر خواهيم بود و هم يك سنت سازنده الهي را پيداه كرده ايم. 1

-------------------------------
منابع و ماخذ:
1 - جزايري، سيدنعمت اله - قصص الانبياء- ترجمه يوسف عزيزي. انتشارات هاد - چاپ دوم 1376 ص 33
2 - قرآن كريم - سوره قصص آيه 23 و 24
3 - قرآن كريم - سوره طه آيه 18 و 17
4 - خسروي، حسن مديريت زمان، روزنامه همشهري شماره 1901

 

  تکنيکهای    
موفقيت    

 

 

شش مهارت مهم مدیریتی برای رهبری موفق

 

 

از نشانه های یک رهبر خوب فراهم کردن انگیزه قوی و دائم برای تیم خود است تا به کیفیت و محصول برتر دست یابد. یک رهبر خوب همیشه بدنبال راههایی برای ارتقائ محصول و استانداردهاست. در این مقاله شش مهارت کاری که می توانید آنها را تقویت کنید ذکر شده است که با استفاده از آنها می توانید کیفیت کار تیمی را بهبود بخشید.

۱) بازدید و مشاهده
این یک جنبه مهم کار است که اغلب به علت وقت کم و برنامه های مختلف کاری نادیده گرفته می شود. بازدید از محیط کار باید در برنامه روزانه شما جای خود را باز کند. مشاهده نحوه کار کارمندان و جریان کار برای ایجاد تغییراتی که منجر به ارتقائ محصول می شوند‏‏، یک کار اساسی است. و همچنین برای داشتن اعتبار به عنوان رهبر یک تیم، رهبر باید دیده شود و شناخته شود و از هر چه در محل کار می گذرد با خبر باشد یا به اصطلاح نسبت به محل کار Up to date شود.

۲) آگاهی مداوم از کارایی کارمندان
مدیر باید وضعیت کارایی کارمندان را بوسیله راههایی که برای دو طرف ( کارمند و مدیر ) پذیرفته و تعیین شده است، مشخص کند. سیاستها و روش ها باید شفاف باشند. همایش ها باید مرتباً و نه فقط زمانیکه مشکلی پیش می آید، برگذار شوند. به ارزیابی ها نباید به چشم یک کار فرمالیته یا کاغذ بازی که باید انجام شود نگریست. به صورت شخصی یا گروهی باید با کارمندان گفتگو کرد. البته در همان حال باید از آنها انتظار پیشرفت حرفه ای داشت. باید تشویق مداوم و یک الگوی مشخص و شفاف (برای یک هدف مشخص) برای اشخاص و برای کل گروه وجود داشته باشد.

۳) اجرای برنامه های پیشرفت شغلی
یک رهبر خوب ضعفها را شناسایی می کند و استراتژی توسعه و آموزشهای لازم را فراهم می کند تا ضعفهای مهارتی را به یک قدرت در تیم تبدیل کند.

۴) اثبات تخصص و دانش
رهبری خوب از دانش بالا و تجربه ناشی می شود که در نهایت اثر آن را می توان در محصول و پروسه تولید دید. اگر رهبر دانش و تخصص لازم را در یک رشته از قسمتهای تحت کنترل خود نداشته باشد آنگاه باید به طور منظم با افراد متخصص در آن رشته مشورت کند. این کار برای پیدا کردن یک شناخت دقیق و سرتاسری لازم است.

۵) گرفتن تصمیم درست
رهبر خوب با توانایی صحیح تصمیم گرفتن توصیف می شود. یک رهبر همه عوامل مختلف را قبل از گرفتن تصمیم در نظر می گیرد و البته این باعث نمی شود شجاعت و قاطعیت خود را از دست بدهد. یک تصمیم شفاف سبب خلق اطمینان و عزت مدیر می شود.

۶) توانایی اداره کردن و ارزیابی پژوهش
برای موفقیت در هر حرفه ای بازبینی مداوم و پژوهش ضروری است. یک مدیر خوب اکنون که در حال مدیریت است برای اطمینان از ادامه موفقیت و کیفیت محصول باید توانایی دیدن آینده را داشته باشد. راه اندازی پژوهش و ارزیابی آن یک کار ضروری برای تصمیم گیری و آماده شدن برای آینده است.
رهبری خوب همیشه یک عمل کنشی است تا واکنشی. با افزایش توانایی خود در این شش مهارت از یک مدیر خوب به سمت تبدیل شدن به یک مدیر بزرگ گام بر می دارید.