مجله شماره نود و یکم  

شنبه 11 دی 1389 26 محرم 1432 1 ژانویه 2011  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا 87 فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً 88 وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا 89 إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَآؤُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُونَكُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً 90 سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِيِهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوَاْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَـئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا 91

ترجمه فارسي مکارم

خداوند، معبودى جز او نيست! و به يقين، همه شما را در روز رستاخيز -كه شكى در آن نيست- جمع مى ‏كند! و كيست كه از خداوند، راستگوتر باشد؟ 87 چرا درباره منافقين دو دسته شده ‏ايد؟! (بعضى جنگ با آنها را ممنوع، و بعضى مجاز مى‏ دانيد) در حالى كه خداوند بخاطر اعمالشان، (افكار) آنها را كاملا وارونه كرده است! آيا شما مى‏ خواهيد كسانى را كه خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت 88 آنان آرزو مى ‏كنند كه شما هم مانند ايشان كافر شويد، و مساوى يكديگر باشيد بنابر اين، از آنها دوستانى انتخاب نكنيد، مگر اينكه (توبه كنند، و) در راه خدا هجرت نمايند هرگاه از اين كار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند،) هر جا آنها را يافتيد، اسير كنيد! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانيد! و از ميان آنها، دوست و يار و ياورى اختيار نكنيد! 89 مگر آنها كه با همپيمانان شما، پيمان بسته ‏اند;يا آنها كه به سوى شما مى ‏آيند، و از پيكار با شما، يا پيكار با قوم خود ناتوان شده‏ اند; (نه سر جنگ با شما دارند، و نه توانايى مبارزه با قوم خود) و اگر خداوند بخواهد، آنان را بر شما مسلط مى‏ كند تا با شما پيكار كنند پس اگر از شما كناره ‏گيرى كرده و با شما پيكار ننمودند، (بلكه) پيشنهاد صلح كردند، خداوند به شما اجازه نمى ‏دهد كه متعرض آنان شويد 90 بزودى جمعيت ديگرى را مى‏ يابيد كه مى‏ خواهند هم از ناحيه شما در امان باشند، و هم از ناحيه قوم خودشان (كه مشركند لذا نزد شما ادعاى ايمان مى‏ كنند; ولى) هر زمان آنان را به سوى فتنه (و بت پرستى) بازگردانند، با سر در آن فرو مى ‏روند! اگر از درگيرى با شما كنار نرفتند و پيشنهاد صلح نكردند و دست از شما نكشيدند، آنها را هر جا يافتيد اسير كنيد و (يا) به قتل برسانيد! آنها كسانى هستند كه ما براى شما، تسلط آشكارى نسبت به آنان قرار داده‏ ايم 91 

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین  

 

 

 

 

عیسی، اصلاح ‌گر بنی ‌اسراییل

 

قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِی الْكِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیا (قرآن کریم ، مریم، ۳۰)

(مسیح نوزاد در گهواره به سخن درآمد ) وگفت : من بنده خداوندم که به من کتاب آسمانی داده و مرا پیامبر گردانیده است.

چیزهای بسیاری هست که باید به شما بگویم، ولی شما فعلاً طاقت شنیدن آن ها را ندارید. در هر حال، وقتی او که روح راستی است، بیاید، شما را به تمام حقیقت رهبری خواهد کرد؛ زیرا او از خود سخنی نخواهد گفت؛ بلکه فقط به آنچه شنیده است سخن می‌گوید.

( عهد جدید، انجیل یوحنا، باب16، شماره 12و13) 

در آن پگاه كه تو دیده به جهان گشودی ، جهان همه نگاه بود. تو می گریستی و جهانی می نگریستند. مردم چشم به راه رهایی بودند و احبار یهود در اندیشه خدایی.

سازمان یهود تا پگاه پاك پیدایش تو زمانی بس دراز را با نابود ساختن انبیای مصلح سپری ساختند و به امید رسیدن به حاکمیت جهانی تلاش‌های شیطنت‌آمیز خود را ادامه دادند تا سرانجام نوبت به آخرین پیامبر از بنی‌اسراییل رسید که برای اصلاح آن ها و دیگران ظهور کرد. 

تو  واپسین پیامبر از بنی‌اسرائیل بودی که برای اصلاح،  به پیامبری برگزیده شدی. تمام سخن تو این بود که دست از خواسته‌ها و ادعاهای پوچ و دروغین خویش بردارید و به سوی خدا باز گردید و به احکام خداوند در تورات عمل کنید.

( التبیان، ج9، ص212)

ولما جاء عیسی بالبینات قال قد جئتکم بالحکمه و لأبین لکم بعض الذی تختلفون فیه فاتقوا الله وأطیعونی. إن الله هو ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم؛  ( الزخرف. آیات 63و 64)

و چون عیسی با دلیل‌های روشن خود آمد، گفت: برایتان حکمت آورده‌ام و آمده‌ام تا چیزهایی را که در آن اختلاف می‌کنید، بیان کنم. پس از خدا بترسید و از من اطاعت کنید. همانا خدایی یکتا پروردگار من و شماست، او را بپرستید. راه راست این است.

عیسی(ع) با شرک بنی‌اسراییل نمی‌جنگید. احبار و خاخام‌های یهود، بت‌پرست نبودند، بلکه آنان مادی گرایان منحرفی بودند که دین را در مسیر اهداف خود می‌خواستند. و چون عیسی(ع) خلاف این خواسته‌شان عمل می‌کرد، با او به ستیز افتادند. یهودیان از فرقه‌ها و عقاید گوناگونی تشکیل می‌شدند.  بیشتر عالمان یهود از این فرقه بودند. قشری‌گری و پایبندی به ظواهر، چنان آنان را در خود غرق کرده بود، که دل و دیده‌شان را کور ساخته بود. همینان در دربار روم نفوذ فراوان داشتند.

مسیح(ع) از دستشان رنج بی حساب کشید و همواره آنان را مدعیان دینداری،مارهای خوش خط و خال، ریاکاران و دنیا طلبان زاهد نما! خطاب می‌کرد.

( عهد جدید، انجیل متی، باب23؛ انجیل لوقا، باب 11، شماره 37 و باب20، شماره 45؛ انجیل مرقس، باب12، شماره38)

در روایات اسلامی نیز عباراتی این چنین از عیسی (ع) نقل شده است. 

( ر.ک: الامالی شیخ طوسی، ص208؛ الکافی، ج2، ص319)

اینان ظاهری دینی داشته‌اند، اما در باطن ایمان نیاورده بودند و به فرمان‌های خداوند در تورات عمل نمی‌کردند. شبکه یهود، شبکه‌ای است مدعی دیانت؛ اما دین را وارونه کرده و در خدمت اهداف خود گرفته است. عیسی(ع) در پی مبارزه با این شبکه انحراف است. 

( عهد جدید، انجیل متی، باب23؛ انجیل لوقا، باب 11)

یهود با اطلاعات رسیده به آن ها، عیسی(ع) و چگونگی میلاد او را می‌دانستند، اما همه آن ها را نادیده انگاشته ، از همان آغاز به مقابله با این پدیده بزرگ پرداختند. نخست مادر او را به فحشا متهم ساختند و می‌رفت که مادر و فرزند را برای سنگسار در برابر دیدگان مردم قرار دهند، اما با سخن گفتن عیسی در گهواره مادر و فرزند نجات یافتند. ( مریم، آیات 26-33)

عیسی(ع) پس از دعوت یهودیان، دریافت که آنان اصرار در مخالفت و دشمنی دارند و از هرگونه انکار و کج ‌روی دست نخواهد کشید. فرمود: 

کیست که از آیین خدا پشتیبانی و از من دفاع کند. دوازده‌ تن از خاصان روزگار، پاسخ مثبت به عیسی(ع) دادند که قرآن از آنان،‌ با نام حواریان یاد می‌کند:

فلما أحس عیسی منهم الکفر قال من أنصاری إلی الله قال الحواریون نحن أنصار الله آمنا باالله واشهد بأنا مسلمون؛ 

( آل عمران، آیه 52؛ ر.ک: الصف، آیه14)

چون عیسی دریافت که به او ایمان نمی‌آورند، گفت: چه کسانی در راه خدا یاران من‌اند؟ حواریان گفتند: ما یاران خداییم. به خدا ایمان آوردیم، شهادت ده که ما تسلیم هستیم.  

حواریان همواره در پی مسیح(ع) بودند و زندگی زاهدانه و ریاضتمندانه ‌ای داشتند. در طول مدت رسالت عیسی(ع) نزدیک به هفتاد تن دیگر نیز همواره با او بودند که آنان را شاگردان عیسی خوانده‌اند. ( ایضاح التعلیم المسیحی، ص11)

کسانی که به عیسی(ع) گرویده بودند، به تحریک یهودیان، به شدت از جانب حکومت‌های مرکزی تحت تعقیب قرار گرفتند.

سیستم یهود می‌خواست این حرکت را سرکوب کند؛ چرا که این حرکت مخالف خواسته‌ آنان بود. اگر این حرکت گسترش بیابد و بین مردم منتشر شود، یهود دیگر نمی‌تواند به حاکمیت مورد ادعایش دست یابد. تنها مانع در زمینه دسترسی به حاکمیت جهانی مؤمنان و معتقدان به راه خدا ، یهودیان و صهیونیست ها هستند؛‌  پس شرک همیشه ابزاری در دست یهود و صهیونیسم است .

عیسی(ع) همراه با دوازده تن از حواریان در یهودیه و جلیل سفر می‌کرد. اقدامات یهود علیه عیسی(ع) تا به آنجا ادامه یافت که او را به پیامبر مفقودالاثر تاریخ مبدل ساخت.

بنا به روایات اناجیل، مسیح به دست سربازان رومی دستگیر شد و پس از محاکمه و شکنجه فراوان، او را به صلیب کشیدند و به گور سپردند. عیسی پس از سه روز زنده شد و از گور برخاست و حواریان نیز او را دیدند و با وی گفت و گو کردند. 

( عهد جدید، انجیل متی، باب 28؛ انجیل مرقس، باب 16؛ انجیل لوقاء باب 24؛ انجیل بو حناء باب 20)

اما قرآن و احادیث اسلامی، روایتی دیگر گونه ارائه کرده‌اند. قرآن به صراحت به صلیب كشیده شدن مسیح و کشته شدن او را نفی می‌ کند و می‌ فرماید:

و ما قتلوه وما صلبوه ولکن شبه لهم وإن الذین اختلفوا فیه لفی شک منه ما لهم به من علم إلا اتباع الظن وما قتلوه یقینا؛

(2. النساء آیه 157)

آنان مسیح را نکشتند و بر دار نکردند، بلکه امر بر ایشان مشتبه شد. هر آینه آنان که درباره او اختلاف می‌کردند، خود در تردید بودند و به آن یقین نداشتند و تنها پیرو گمان خود بودند و عیسی را به یقین نکشته بودند.

میلاد مسیح (ع) پیامبر صلح و سعادت و مبشر مهر و معرفت مبدا تاریخ مسیحیان جهان شد. امروز سال ۲۰۱۱ میلادی را در حالی آغاز می كنیم كه علی رغم ادعای پیروی بخش وسیعی از جهان از آموزه های رهایی بخش این پیامبر بزرگ ، هنوز جهان بشریت به خاطر عدم درك یا عدم اجرای آموزه های تعالی بخش ایشان و پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) در آتش فقر و تبعیض و ستم می سوزد.

بار دیگر فرخنده زادروز خجسته حضرت عیسی مسیح(ع) و آغاز سال ۲۰۱۱میلادی را به همه دین باوران و موحدان جهان از جمله مسیحیان محترم هم میهن و همه مسیحیان جهان تبریک و تهنیت می گویم. سلامت و موفقیت روزافزون همگان را از درگاه ایزد منان مسئلت دارم.

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

مدیریت زمان و مدیریت علوی

 

لحظه‌های گرانبهای زندگی كه مجموعاً عمر آدمی را تشكیل می‌دهند ، دارای ارزشهای فراوانی می‌باشند كه توجه و آگاهی و بهره‌ برداری صحیح و مناسب از آنها ، موجبات رشد و تعالی را فراهم می‌سازد و غفلت از آنها ، خسرانی عظیم دربردارد و بنابر فرمایش مولای متقیان علی(ع) ، از دست دادن فرصتها ، مایه غم و اندوه است [1] .

و چه زیبا سروده است شاعره بزرگ ایرانی ، پروین اعتصامی كه :

 

گوهر وقت بدین خیرگی از دست مده                               آخر این عمر گرانمایه ، بهایی دارد [2]

 

هیچ انسانی از وقت و زمان ، بی‌نیاز نیست و چه بسیارند انسانهایی كه از كمبود وقت می‌نالند و دلیل بی‌توجهی به بخشی از امورات زندگی را كمبود وقت می‌دانند. هر چه سطح مسئولیت فرد وسیعتر باشد به همان نسبت نیاز او به وقت بیشتر است زیرا مدت شبانه‌روز برای همه یكسان است و طبیعی است یك مدیر كه با اقسام گوناگون كارها و انواع سلیقه‌ها و توقعات روبروست ، برای پاسخگویی در حیطه مسئولیتش ، بیشترین نیاز را به وقت و زمان دارد لذا آشنایی با فنون مدیریت زمان كه در واقع روشهای بهره ‌گیری و استفاده از زمان به بهترین وجه را تعلیم می‌دهد ، برای كلیه مدیران لازم و ضروریست . اساس مدیریت زمان ، استفاده مؤثر و بهینه از وقت است و این امر مبتنی بر فرآیند برنامه ریزی می‌باشد كه شامل مراحل زیر است[3]:

1-   تعیین دقیق كارهایی كه باید در مدت زمانی مشخص (مثلاً یك روز) انجام شود .

2-   اولویت بندی كارها به ترتیب اهمیت لزوم و انجام زودتر آنها .

3- مشخص نمودن اقدامات لازم برای انجام هر كار و تعیین زمانی كه صرف انجام آن كار می‌شود . 

4-   زمان بندی وقت خویش برای انجام هر كار با توجه به اولویت تعیین شده .

5-   انجام هر كار در موعد مشخص خویش به ترتیب اولویت .

با انجام مراحل مذكور، می‌توانیم از زمان خویش بیشترین استفاده را بنماییم و آنگاه باور می‌كنیم كه برای انجام تمام كارها وقت داریم.

 در مدیریت اسلامی به ویژه در مدیریت علوی ، تأكیدات فراوانی درباره استفاده بهینه از فرصتها و وقتها شده است كه احادیث و بیانات زیر تنها مشتی از خروار است :

ـ فرصتها زود از دست می‌روند و دیر بازمی‌گردند امام علی (ع)[4] .

ـ فرصتها همچون ابر می‌گذرند پس هنگامی كه فرصت نیكویی یافتید ، از آن استفاده كنید امام علی (ع)[5].

ـ لحظه‌ها ، عمر را درمی‌نوردند امام علی (ع)[6].

ـ شب و روز از تو چیزی می‌گیرند (عمر) پس تو نیز از آنها بهره ببر امام علی (ع)[7].

ـ كسی كه فرصتها را غنیمت شمارد ، از غصه‌ها ایمن گردد امام علی (ع)[8].

ـ از دست دادن فرصتها در وقت امكان ، حماقت است امام علی (ع)[9].

ـ فرصتها ربودنی است ، باید آنها را غنیمت شمرد امام علی (ع)[10].

مطالعه در سیره رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار سلام ا علیهم اجمعین نیز به خوبی بیانگر این حقیقت است كه آن بزرگواران در تمامی امور خویش منظم بوده و هر كار را دقیقاً به وقت خودش انجام می‌داده‌اند و از واگذاری امور به فردا به شدت پرهیز می‌كرده‌اند. چنانچه امام علی (ع) در عهدنامه خود به مالك می‌فرمایند : كار هر روز را در همان روز به انجام برسان كه هر روز را كاری است . بهترین وقت هر روز و بزرگترین بخش آن را مخصوص آن كن كه به خدا بپردازی ، هر چند كه اگر در اوقات دیگر نیز نیت پاك كنی و توده مردم از آن نیت پاك در آرامش و آسایش باشند ، همه آن اوقات در راه خدا به كار رفته است[11].

چنانچه ملاحظه می‌گردد در این بیان ارزشمند ضمن اینكه به انجام هر كار در وقت خویش توصیه شده ، عبادت خداوند در درجه‌بندی فعالیتها از دیدگاه امام ، در اولویت قرار دارد و امام توصیه می‌كند كه بهترین و بیشترین وقت را بدان اختصاص ده . سپس با توضیحی كه در مورد نیت انجام كار می‌فرماید ، خاطر نشان می‌كند كه كار روزانه نیز می‌تواند نوعی طاعت و عبادت باشد ،‌اگر با نیت پاك و در جهت رضای الهی باشد .

امام همچنین در مورد انجام هر كار به وقت خود ،به مالك می‌فرماید : مبادا هرگز در كاری كه وقت آن نرسیده ، شتاب كنی، یا در كاری كه وقت آن رسیده ، سستی ورزی تلاش كن تا هر كاری را در جای خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهی[12].

چنانچه گفته شد یكی از عناصرمهم مدیریت زمان كه نقش بسیار مهمی در بهره‌وری از زمان دارد برنامه ریزی است . بنابه تعریف ، برنامه ریزی عبارتست از اتنخاب راه و روش مناسب برای بهتر رسیدن به هدف و یا تدوین و تعیین فعالیت هایی كه باید در محدوده راهها و در چارچوب روش های مشخص شده انجام پذیرد تا نیل به هدف را میسور سازد[13].

از آنجا كه اسلام ، دینی جامع و كامل است و سعادت انسان را در دنیا و آخرت مدّنظر دارد ، به شدّت به برنامه ریزی معتقد است و اگر بگوییم دین اسلام جز برنامه‌ای برای تكامل و رستگاری نیست ، سخن گزافی نگفته ‌ایم . لذا می‌بینیم كه در اسلام برای تمام امورات زندگی (از گهواره تا گور) دستور و برنامه تدوین شده است و در هیچ امری، مسلمانان را حیران و سردرگم نگذاشته است .

امام علی(ع) ، خود در آغاز حكومت خویش ، طی خطبه‌ای قرّاء[14] ، برنامه حكومت خویش را به مردم اعلام نمود و آنگاه كه مالك اشتر را به عنوان والی سرزمین مصر ، انتخاب نمود نیز برنامه‌های مهم حكومتی او را چنین بیان می‌دارد : جمع‌آوری خراج و مالیات ، نبرد با دشمنان ،‌ اصلاح امور مردم و آبادانی شهرها و روستاها[15].

لذا می‌بینیم كه در مدیریت علوی نیز برنامه ریزی نقش بسیار مهم و اساسی دارد وپایه و مبنای مدیریت زمان و تخصیص وقت ، منابع و امكانات می‌باشد .

امام ، حتی به تمامی مؤمنان توصیه می‌نماید كه برنامه روزانه برای خود داشته باشند و آن را چنین پیشنهاد می‌نماید : مؤمن بایدشبانه‌روز خود را به سه قسم تقسیم نماید :

 زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، زمانی برای تأمین هزینه زندگی و زمانی برای واداشتن نفس به لذتهایی كه حلال و مایه زیبایی است[16].

لازم به ذكـر است زمانـی یك فرد می‌تـواند به چنیـن برنامه متعـادل و متكاملی عمل نماید كه به مدیریت وقت خویش بپردازد و در

پرداختن به امور ،‌ افراط و تفریط نكند و همچنین پرداختن به امور جزیی وبی‌اهمیت، او را از امور اصلی و مهم بازندارد . امام علی (ع) در این مورد می‌فرماید : كسی كه به امور زاید بپردازد ، امور مهم و مورد آرزوی خود را از دست می‌دهد[17].

در جای دیگر فرموده‌اند : آنچه كه به تو مربوط نیست، رها كن و به امور مهمی كه مایه نجات توست بپرداز[18].

لذا رعایت قاعده اهّم و مهم و پرداختن به امور اهّم پیش از امور مهم از تكنیكها و روشهای مدیریت زمان می‌باشد و در بهره‌وری از وقت بسیار مؤثر و كارساز است . همچنین یكی دیگر از تكنیكهای مدیریت زمان، حسابرسی از وقت می‌باشد . هر شخصی مكلّف است كه در پایان هر روز بیندیشد كه امروز ، وقتش را چگونه و در چه امری صرف كرده است ؟ و آیا به برنامه‌ای كه از پیش طراحی نموده بود عمل كرده است یا خیر ؟ چنین رویكردی سبب كشف علل اتلاف وقت و تصمیم‌گیری برای مدیریت بهتر بر وقت و زمان می‌گردد و سرانجام به بهینه ‌سازی اوقات برای انجام امور مهم و ضروری منجر خواهد شد .

 

مراجع :

۱) غرر الحكم ج 1 ص 272 .

۲) دیوان اشعار پروین اعتصامی .

۳) نگرشی بر مدیریت اسلامی ص 80 .

۴) غرر الحكم ج 2  - ص 113 .

۵)همان منبع ج 2 ص 573 .

۶) همان منبع ج 1 ص 94 .

۷) غرر الحكم  ج 2 ص 667 .

۸) همان منبع ج 2 ص 275 .

۹) همان منبع ج 2 ص 276 .

۱۰) همان منبع ج 2  - ص 273 .

۱۱) نهج البلاغه نامه 53 ترجمه محمد دشتی .

۱۲)نهج البلاغه نامه 53 ترجمه محمد دشتی .

۱۳) نگرشی بر مدیریت اسلامی ص 80 .

۱۴) نهج البلاغه خطبه 16 .

۱۵) نهج البلاغه نامه 53 .

۱۶)نهج البلاغه حكمت 390 .

۱۷) غرر الحكم ج 2 ص 336 .

۱۸) غرر الحكم ج 4 ص 18 .

 

منبع : مدیرستان

 

 

جمله      
 مديريتی
    

راز پیشرفت

راز پيشرفت، در آغاز كردن است.

راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده خود را به وظايف كوچكی كه قابل مديريت كردن باشند، بشكنيد و سپس از اولين آنها آغاز كنيد.

 

حدیث      
مديريتی    

 

مسئولیت

پیامبر (صلَّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند:

مَنْ وَلی عَلی عَشْرَةِ كانَ لَهُ عَقْلُ اَرْبَعِینَ وَ مَنْ وَلی اَرْبَعِینَ كانَ لَهُ عَقْلُ اَرْبَعَمِأة

كسی كه متولی امور ده نفر بشود، باید اندیشه چهل نفر را داشته باشد و كسی كه مسئولیت اداره چهل نفر را برعهده گیرد، باید عقل و اندیشه چهارصد نفر را دارا باشد.

نهج ‏الفصاحه، ص 573

 

طنز       
مديريتی    

تحلیل و ترجمه چند سخن مدیریتی!

 

سخن مدیریتی : اون خیلی جالب توجهه!

ترجمه: من باهاش مخالفم!" حضور منو تحت شعاع قرار می‌ده٬ اگه نباشه خیلی خوبه"!!!...

سخن مدیریتی: من مخالف نیستم!

ترجمه: من مخالفم! " والا می‌گفتم من موافقم"!!!

سخن مدیریتی: من به طور کامل با شما مخالف نیستم!

ترجمه: ممکن است حق با شما باشد٬ اما برای من اهمیتی ندارد!

سخن مدیریتی: شما لازم است از خودتان انعطاف نشان بدین!

ترجمه: شما باید اون کار رو انجام بدین چه بخواین و چه نخواین!

سخن مدیریتی: ما الان یک فرصت داریم!

ترجمه: شما مشکل داری!" باید خودتو درست کنی"!!!

سخن مدیریتی : واضح است که شما برای این موضوع خیلی کار کرده‌ای!

ترجمه: این "چیز" ترسناک است!

سخن مدیریتی: به من کمک کن که درک کنم "چه می‌گویی"!

ترجمه: من نمی‌دانم شما در مورد چی صحبت می‌کنی‌ و فکر نمی‌کنم شما هم بفهمی "من چه می‌گویم"!!!..

سخن مدیریتی: شما فقط کسب و کار ما رو درک نمی‌کنی!

ترجمه: ما "همه" کسب و کار خودمان را درک نمی‌کنیم!!!...

سخن مدیریتی: من نتونستم از "ای- میلی" که برام فرستاده بودی چیزی بفهمم. ممکنه خلاصه‌ی اونو بهم بگی؟

ترجمه: "رئیس دفترم برای من یه صندوق پست الکترونیک باز کرده"٬ اما من هنوز نمی‌دونم چه جوری با "ای ـ میل" شروع به کار کنم!...

سخن مدیریتی: ما مجبوریم منابع خود را به کار بگیریم!

ترجمه: شما مجبورید تعطیلات آخر هفته را هم مشغول کار باشید!!!...

سخن مدیریتی: جواب‌تون غلطه!

ترجمه:‌ شما به من جوابی ندادی که دوست داشتم آن را بشنوم! "من جواب درست نمی‌خوام٬ من می‌خوام چیزی را که دوست دارم بشنوم"!!!...

 

حکايت     
مديريتی    

عاقبت فخر فروشی

عمربن شیبة گوید: در مكه بین صفا و مروه بودم، مردی را دیدم كه بر استری سوار و گرد او غلامانند و مردم را می ‏رانند، قدری بعد به بغداد آمدم مردی را با موهای دراز و پای برهنه دیدم، بدقت در وی نظر كردم.

گفت: چرا بر من می ‏نگری؟

گفتم: ترا به مردی كه در مكه دیدم شبیه می‏ بینم و صفات او را بیان كردم.

گفت: من همان مرد هستم.

گفتم: خداوند به تو چرا چنین كرد؟

گفت: من در جائی كه مردم فروتنی می ‏كردند بلندی گزیدم خدا در جائی كه مردم را بلند می‏ نمود مرا به پستی دچار كرد.

 اخلاق محتشمی، ص 110

 

تکنيکهای     
موفقيت     

۱۰ کلید طلایی برای رسیدن به آرزوهای درونی

 

هر روز، به هر منوال، ما در حال آشکار ساختن حقایقی از زندگی که در اطرافمان وجود دارند، هستیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه در مورد آن اطلاعی داشته باشیم و یا نداشته باشیم، تمام چیزهایی که در زندگی ما هستند به وسیله افکار، گفتار و رفتارمان در نظر دیگران آشکار می شوند.

در طی سالهای زیادی که با افراد و گروه های خاص به منظور کمک برای محقق شدن آرزوهایشان آن هم در آرامش کامل، ارتباط داشتم به این نتیجه رسیدم که برای رسیدن به یک زندگی سرشار از شادی و موفقیت ۱۰ کلید طلایی وجود دارد که در این مقاله قصد دارم شما را نیز با آنها آشنا کنم.

اگر بخواهید خواسته هایتان را عینیت ببخشید، پیش از هر چیز باید بدانید که همه چیز از درونتان شروع می شود. این افکار شما هستند که احساساتتان را خلق می کنند، احساسات باعث ایجاد رفتار متفاوت در شما می شوند و همین رفتار ها هستند که بر روی اموری که شما در زندگی از خود در مقابل دیگران آشکار می سازید، تاثیر گذار واقع می شوند.

از جمله موارد حیاتی دیگر که همواره باید به خاطر داشته باشید این است که بطور کامل دریابید که لازم نیست حتماً تمام این مراحل را به تنهایی طی کنید. زندگی ما طوری پایه ریزی شده که برای رسیدن به موفقیت باید مانند یک ارکستر سمفونی در کنار یکدیگر و در نهایت هماهنگی و هارمونی کار کنیم و در عین حال از نیروهای طبیعی که برای خوشبختی و سعادت ما آماده به کار هستند کمک بگیریم. زمانیکه متوجه شدید باید دقیقاً چه چیزی را آشکار سازید، آنوقت باید اهداف و نیات خود را مشخص کرده، توجه خود را متمرکز کنید، تصویری از آرزوهایتان را مجسم کنید، درست مثل اینکه در حال حاضر برایتان رخ داده اند، متشکر و قدردان باشید، برای انتخاب های مناسب بعدی به جلو گام بردارید، تصور کنید که برای همیشه هیچ گونه نگرانی، شک و تردید، و ترسی وجود نداشته و آزاد و رها هستید.

زمانی که برای پشتیبانی و حمایت خود را با کائنات همسو بسازید، چیزی نخواهد گذشت که شاهد اسرار و معجزات زندگی و زندگی کردن خواهید شد.

و حالا ۱۰ کلید طلائی برای خلق زندگی ایی که آرزویش را دارید و نحوه آشکار ساختن سرمایه های درونی

اجازه ندهید افکاری نظیر کمبود، محدودیت، و یا چشم و هم چشمی به ذهنتان وارد شوند. فقط با این حقیقت روبرو شوید که فراوانی بی حد و حصری در کائنات وجود دارد که برای همه افراد از جمله شما کفایت خواهد کرد.

همچنانکه از این ۱۰ کلید استفاده می کنید، درهای موفقیت بزرگ شما گشوده میشوند تا سرمایه های بی پایان شخصی شما را به منسه ظهور بگذارند.

هر روز که از خواب بلند می شوید با خود عهد ببندید که سرمایه های درونی و موفقیت خود را بیش از پیش آشکار خواهید ساخت و طوری زندگی می کنید که زندگیتان سرشار از ثروت، فوق العادگی، دوست داشتن، جذابیت، سلامت و پر از تجربه های جدید باشد!

لذت ببرید و بدانید که شما استحقاقش را دارید .

۱) قدرت برتری را انتخاب کنید که حقیقتاً و کاملاً شما را دوست می دارد و به شما عشق می ورزد. کسیکه قلباً به شما علاقه دارد و می خواهد تا شما از تمام خوشی ها و ثروت های جهان بهرمند گردید.

۲) هنگام طراحی نقشه رسیدن به موفیت، بهتر است از خوش بینی و توانمندی کمک بگیرید. یک تصویر ذهنی کاملاً روشن از آرزوهایتان مجسم کنید و سعی کنید در این راه دقیق، روشن و منحصر بفرد عمل کنید.

۳) هر زمان و هر لحظه حس کامیابی خود را زنده نگه دارید.

۴) در افکار، گفتار و رفتار خود عقاید نیرومند، مثبت، و پشتوانه دهنده را به کار بندید.

۵) طبق چیزی که اعتقاد دارید درست است، عمل کنید. مطمئن باشید به هر چیزی که فکر می کنید، گسترش پیدا خواهد کرد؛ جایی که توجهتان را به آن معطوف میکنید، باید درست همان جایی باشد که آرزوهایتان در آن قرار گرفته اند.

۶) زمانیکه در مورد مسائل مالی صحبت می کنید همیشه از "حداقل" و " یا بیشتر" نیز استفاده کنید. به عنوان مثال: "من هر ماه می توانم حداقل ۱۰۰هزار تومان و یا بیشتر پس انداز کنم." به حقایق مالی خود "و یا بهتر" اضافه کنید. برای مثال: "من در حال حاضر یک مرسدس بنز ۵۰۰SL قرمز آلبالویی دارم که داخل آن کرم رنگ است یا بهتر." سعی نکنید انرژی هایی که از سوی کائنات به سمت شما روانه هستند را محدود کنید.

۷) سعی کنید در همه موارد زندگی، گیرنده خوبی باشید. از هدایا، اسرار، و معجزات با روی باز استقبال کنید؛ و خیلی باز تر با مسائلی نظیر شادی، عشق و نعمت های فراوان برخورد کنید.

۸) قدردان نعمات زندگی خود باشید. هر تجربه، هر رابطه، و هر سکه ۱ ریالی که کسب می کنید، همه و همه هدایایی هستند که به آن شکل بخصوص خودشان را آشکار ساخته اند. می بایست نسبت به هدایایی که مانند سیلی پرخروش به سمت شما سرازیر می شوند، آگاهی داشته باشید و از تک تک آنها قدردانی نمایید.

۹) نسبت به خود و دیگران سخاوتمند باشید. هر چیزی که ببخشید دو مرتبه چند برابر شده و به خودتان باز می گردد و این نمودی از کائنات است که شما برای دریافت آن باید آماده و خواهان بوده و توانایی اش را داشته باشید.

۱۰) برای زمان حال خودتان را آماده کنید. اگر در گذشته باشید، احساس گناه و پشیمانی به شما دست خواهد داد. اگر زندگی خود را از آینده پر کنید، با ترس مواجه می شوید. شما حالا در زمان حال هستید و توانایی این امر را دارید که ثروتی بی حد و اندازه و نعماتی فراوانی را خلق کنید.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

نکات       
مديريتی    

چند نکته مدیریتی

 

1- قاطع، اما مهربان باشید.

2- جدی ،اما لطیف باشید.

3- در انجام كارها روی شیوه‌ای خاص تأكید نكنید. شاید كسی بتواند از مسیر كوتاه تر و بهتری شما را به مقصد برساند.

4- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ كدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اكسیژن و هیدروژن كه از تركیب معینی از آنها هوای تنفس ما تأمین می ‌شود، می ‌توان با آمیختن دانش و تجربه، راهكارهای حیاتی و استثنایی خلق كرد.

5- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط كار در كارایی كارمندان مؤثر است.

6- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه كاری آنها را از بین نبرید.

7- از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.

8- با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نكنید.

9- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، كوشا باشید.

10- برای ارتقای سطح دانش كارمندان و افزایش بهره‌وری آنان، كلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم كمك آموزشی بهره گیرید.

11- دقت كنید كه توبیخ كارمند خطاكار، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود.

12- در صورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.

13- سعی كنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.

14- طوری رفتار كنید كه دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آینده كاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم كنند.

15- هرگز در حضور كارمندان با دیگر معاشرین خود، پشت سر افراد بدگویی نكنید.

16- همواره معلم باشید و یادتان باشد که همکاران شما از رفتار شما بیشترازگفتارشمامی آموزند.

17- شما یا نماینده شما باید درهمه صحنه های شادی وغم همکارانتان حضور داشته باشد.

18- با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسی را عملاً به حاضرین بیاموزید.

19- در انجام كارها به سه نكته بیش از بقیه نكات توجه كنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.

20- انتقاد پذیر باشید.

 

مقاله      
مديريتی    

فرا نوگرایی در مدیریت

 

 از جمله پارادایم‌های جدید که در پاسخ به کاستی های پارادایم‌های سنتی و نوگرای مدیریت در پاسخگویی به نیازهای فزاینده و در حال تغییر سازمان و جامعه مطرح شده است پارادایم‌ مدیریت فرا نوگرا  پست مدرن است. فرانوگرایی، بیانگر یک نظریه سیستماتیک و جامع نیست و به دریافتها ،تشخیص ها و شناخت‌های متفاوت و به کثرت‌گرایی باور دارد. فرا نوگرایی، محیط سازمان را متلاطم و متغیر می‌داند و در نتیجه با طرح هر گونه نظریه جامع در مورد مدیریت مخالف است و در برابر: برنامه ریزی،سازماندهی،فرماندهی،هماهنگی و کنترل، به ترتیب: به نوآوری، سازماندهی فعال، ترغیب، هم آفرینی و خود-کنترلی، باور دارد.

دنیای اطراف ما دایم در حال تغییر و دگرگونی است و اصطلاحاتی، مانند فرا صنعتی، جامعه دانش و عصر تکنولوژی در جهت توصیف این تغییرات، استفاده شده اند. تکنولوژی فرا صنعتی و دنیای دانش محور، نیازمند این است که افراد همواره در تصمیم گیری های مهم درگیر شوند. وقتی تکنولوژی تغییر می کند ،روابط مربوط به همکاری و کنترل فرایند کار هم تغییر می کند و هیچ فرد دیگری، نه وابسته به نظم و ترتیب ماشین و نه وابسته به قوانین اداری در جهت نگهداری کنترل است، به علاوه اجرای موثر کارهای دانش محور، نیازمند آن است که هر فردی قادر به فهم هدف های غیر معمول و اعمالی باشد که برگرفته از فرایند پیچیده کار است . با این ضروریات، نظریات سازمان و مدیریت پا به دوره جدیدی باعنوان: فرا نوگرایی می‌گذارند. این نظریات پیوستاری را از پیش نوگرایی، نوگرایی و فرا نوگرایی طی کرده اند. اگرچه نمی توان مرز هر دوره را با دوره دیگر به روشنی تمیز داد؛ اما می توان ویژگی این سه دوره را به ترتیب، سکون، ثبات و تلاطم دانست. با توجه به ویژگیهای هر دوره، نظریه هایی، مانند: نظریه های کلاسیک، نظریه های نئوکلاسیک و نظریه‌های رفتارگرایی، زیر عنوان نظریه های پیش نوگرا مطرح می‌شوند. رویکرد سیستمی و مدیریت اقتضایی از جمله نظریه های نوگرا محسوب می شوند ونظریه های فرانوگرای مدیریت نیز، شامل مدیریت کیفیت جامع، سازمان مجازی، سازمان شبکه ای، مدیریت دانش، سازمان یادگیرنده و سازمان یاددهنده هستند.

 

مفهوم فرانوگرایی

در مورد تاریخچه و مفهوم فرا نوگرایی نظریات متفاوتی مطرح شده است. واژه پست مدرنیسم در فارسی به صورت‌های مختلفی، مانند: پسا نوین گرایی، پسا مدرنیسم، پسا تجددگرایی، فرامدرنیسم، پسا مدرنیته و فرا نوگرایی ترجمه شده است. این مفهوم بیانگر یک جریان فلسفی، سیاسی، فرهنگی و روشنفکری بوده، در سالهای اخیر در ادبیات مدیریت نیز مورد توجه قرار گرفته است، اما هنوز درباره تاریخ شروع آن و حتی معنی آن در بین نویسندگان و صاحبنظران اختلاف نظر فراوانی وجود دارد. دیدگاه فرانوگرایی یا پست مدرنیسم همچنان که در قلمروهای مختلف مانند: فلسفه، سیاست، هنر، فرهنگ و علوم اجتماعی مسائل تازه‌ای را مطرح ساخته است، در حوزه مدیریت نیز دیدگاههای جدیدی را مطرح کرده است. بعضی، این مفهوم را جریانی علیه نوگرایی، بعضی، به عنوان تداوم و تکمیل نوگرایی و گروهی آن را مرحله‌ای بعد از نوگرایی می‌دانند که برای حل بحرانهای ناشی از نوگرایی سر برآورده است.

پیترز (1989) بر این باور است که: مفهوم علمی و اجتماعی فرانوگرایی در دهه 1965، با پرسش و تردید در مورد مرجعیت عقل و وضع هر گونه نظریه جامع و مطلق پا به عرصه گذاشت و با دو مورد در ارتباط بود:

1. تغییر ساختار اقتصادی؛

2. مبارزه با اصول بنیادی نظریه پردازان نوگرا.

تغییر ساختار اقتصادی ( صنعت‌زدایی اقتصادی ) : از سال 1960 تا سال 1985 تعداد مشاغل صنعتی رو به کاهش نهاد و شمار مشاغل خدماتی افزایش یافت. علاوه بر آن، ماهیت کارها نیز تغییر کرد عبارتهایی مانند: فراصنعتی، جامعه دانش و عصر تکنولوژی در جهت توصیف این تغییرات استفاده شده اند ( پیترز، 1989‌) .

روشهای مدیریتی، روی مفاهیمی، مانند: آرمان و دیدگاه مشترک ، تصمیم‌گیری مشارکتی ، مدیریت مبتنی بر مکان (Site-Based Management) و چرخه‌های کیفیت تاکید می کند که تمام آنها بر مبنای تشخیص اهمیت مشارکت ادراکی و فکری کارمند در فرایند کار است. نیاز آموزشی که به وسیله جامعه تجاری و دانشی بیان می شود، برای تمام نیروی کار لازم است تا مهارتهای شناختی نظم بالاتر را فرا گیرند ( لوین، 1990 ) .

مبارزه با اصول نظریه پردازان نوگرا و نقد آنها : نوگرایی به عنوان یک پدیده فرهنگی در آمریکا مربوط به اواخر سده نوزدهم است. عناصر زیربنایی و ساختاری نوگرایی ، شامل: تسلط بر طبیعت ، پیشرفت و تغییر ، عقلانیت، کارایی و روابط غیر شخصی است. شکل اصیل سازمان نوگرا ، بوروکراسی است. نوگرایان بر این باورند که تسلط بر طبیعت و جامعه از راه توسعه تکنولوژیکی و مدیریت عقلانی به دست می آید و اصولی، مانند: برابری ، عقلانیت‌، غیر شخصی بودن و خرد گرایی جزء نگر را معرفی می کنند.

نتیجه توسعه نوگرایی اعتقاد به قدرت علم تجربی _ منطقی در جهت کنترل جهان اجتماعی و طبیعی بود. نوگرا به واقعیت عینی که بوسیله استدلال و تعقل تعریف شده، باور دارد و آموزش مدیریت را هم در جهت به کار بردن عقلانیت تکنیکی در سازمانها به کار می برد. اما فرانوگرایی نسبی گراست و از کثرت واقعیات ذهنی که به وسیله تجربه تعریف شده است تجلیل می‌کند و در برابر از بین رفتن اقتدار مطلق شادمان می شود. تفاوت مهم بین نوگرایی و فرا نوگرایی در تغییر فرا روایت است. در حقیقت ، فرانوگرا، فرضیه مرگ فرا روایت را مطرح می سازد. در روایت نوگرا ، مدیریت علمی و روابط انسانی هدفهای مدیر را تشکیل می دادند. فرد، یک ابزار مکانیکی بود که به گونه علمی قابل کنترل بود . مشاغل باید رسمی سازی ، استاندارد سازی ، متمرکز سازی و تخصصی می شد. روایت فرانوگرا بر سازمان شبکه ای ، با خطوط مسطح ، هماهنگی افقی و روابط موقتی بین فروشنده ، مصرف کننده و کارکنان، تاکید دارد؛ یک شبکه پاسخگو‌، موقتی و بخش بخش که همه مرزهای سازمانی را محو می کند. ( بوج و دنهی، 2000 ) .

در ایدئولوژی نوگرا، به یک فرد استدلال کننده یک موقعیت و پست داده می شد و به ساختار استدلال، بیشتر از خود فرد اهمیت می دادند. انتقاد از تسلط گرایی و خرد گرایی تکنیکی (عقل ابزاری)، مقاومت و مخالفت با معناهای مرسوم و تلاش در جهت ایجاد ساختار‌های گفتمانی، از ویژگیهای مهم فرانوگرایی است.

فرانوگرایی یک حرکت و جنبش تاریخی است، همان‌گونه که مدیریت علمی و روابط انسانی جنبشهای تاریخی هستند. جنبش فرانوگرا این موارد را شناسایی و مطرح کرد:

1. نقش آزاد شده زنان واقلیت ها در محل کار؛

2. نیاز به مهارت آموزی مجدد همه کارکنان؛

3. نیازهای اساسی آموزش و پرورش؛

4. تاکید هم بر فرد، هم بر گروه و هم بر جامعه(بوج و دنهی، 2000 ).

مضمون اصلی فرانوگرایی در مفاهیمی، همچون: اختیار، توانایی شکار موقعیت، نسبیت گرایی، زمان شتابنده، درونگرایی، فرد گرایی، فوریت، ارتباطات و تعامل نهفته است و به عنوان یک پدیده فرهنگی، آمیزه‌ای از سبکهاست که ابهام را تحمل می کند، بر تنوع تاکید دارد، نوآوری را ارج می نهد و بر ساختارزدایی از واقعیت اصرار دارد.

 

مدیریت فرانوگرا

پیش از انقلاب صنعتی، مردم از راه کارآموزی و شاگردی در پیشه ها و صنایع به آن اندازه ماهر می شدند که دیگر نیازی نداشتند که کسی به آنان چگونگی طرحریزی، سازماندهی و کنترل را آموزش دهد. آنان آنچه را که انجام می دادند دقیقا آموخته بودند. از سویی دیگر، بسیاری نیز به عنوان غلام و برده در خدمت و استثمار اربابان بودند. افراد چرخ دنده های ماشین بودند. پیشگامان پیش نوگرایی آدام اسمیت، ماکس وبر، فردریک تیلور و التون مایو بودند.

در پیش نوگرایی و حاکمیت تیلوریسم، مباحث بوروکراتیک در راس قرار داشت و فرض می شد که مدیریت علمی، مدیریت تعلیمی است. حتی با ظهور نهضت روابط انسانی این فرض تغییر چندانی نکرد و همچنان مدیران مغز بودند و کارکنان دست. نظارت و کنترل، سلسله مراتبی ادامه داشت و با وجود اینکه مفاهیم تمرکز‌زدایی و توانمندسازی مطرح می شد، اما همچنان سخن و تصمیم رهبر ارجح بود. در حالی که تلاطم، عدم اطمینان و هرج و مرج طلبی، نظم و ثبات را تهدید می کردند، کنترل روابط، پاسخی بود به این تهدیدها. مدیریت برمبنای هدف، استراتژی‌های مدیریت و سیستم‌های اطلاعات مدیریت نیز در رابطه با کنترل و یافتن روشهایی برای بازرسی و کنترل به کار گرفته می شدند. با ظهور بوروکراسی نیز انسان مدرن، به ماشینی بی روح، و مشغول به کاری تکراری، خسته کننده و بسیار تخصصی تبدیل شد. این روند ادامه داشت تا اینکه پیشگامان جدید، سازمانها را به صورت یک کل در نظر گرفتند که بخشهایش از هم جدا نیستند و مهارتها بالا و چند بعدی، انعطاف پذیری بالا و شامل شبکه های خود-طرحریز است. در این وضعیت، طرح اولیه فرانوگرایی عبارت بود از، آزادی هر گروه زیر فشار و کنترل، به گونه ای که از هر گونه اجبار، ترس و تهدید آزاد شود (بوج و دنهی،1999).

پیتر دراکر در سال(1992) با طرح پرسشهایی مانند: آیا ما فراتر از عصر ماشین هستیم؟ فراتر از زمانی که افراد در کار هیچ مهارتی نداشتند؟ آیا کار کردن در تیم های خود گردان، در یک شبکه جهانی و مسطح و روابط باز، افراد را توانمندتر و خود کنترل تر می سازد و کمتر استثمار می کند؟ او برای نخستین بار از مدیریت فرا نوگرا سخن به میان آورد. وی در ادامه می گوید: در انقلاب فرانوگرا بخشهای مختلف دریافته اند که واژه‌هایی شبیه: مدیریت کیفیت جامع، سیستم های فنی-اجتماعی، توانمندسازیو سیستم های تولید منعطف، جانشین واژه‌های‌ کنترل و فرماندهی نوگرا و یا حتی تحکم و اجبار پیش نوگرا هستند. بوج و دنهی بر این باورند که: پیش مدرن، مدیریت مهارت مدار، مدرن، مدیریت هرم مدار و فرانوگرا‌، مدیریت شبکه مدار است. اما فرانوگرا فقط یک سیستم اداره و یک سازمان شبکه ای مسطح نیست، بلکه یک روش برای کشف و مورد چالش قرار دادن اشکال استثمار است (بوج و دنهی،2000).

تفاوت مهم بین پیش نوگرا، نوگرا و فرانوگرا در تغییر روایت است. در حقیقت، فرانوگرا فرضیه مرگ فرا روایت را مطرح کرده، آنرا با تعدادی از روایتهای رقیب جایگزین می سازد. در روایت مدرن، مدیریت علمی و مدیریت روابط انسانی، هدف قرار گرفتند. فرد یک ابزار مکانیکی بود که به گونه علمی قابل کنترل بود. در نظریه وبر نیز مشاغل بزرگ، همانند حکومت کردن و نظارت گسترده، باید رسمی سازی، استاندارد سازی، متمرکز سازی، عادی سازی و تخصصی می شد. در روایت فرانوگرا، فرد که قربانی سیستمی از مقوله های علمی موجود است، باید از حبس بودن در دنیای مادی و هدفهای سازمانی آزاد شود. روایت فرانوگرا بر سازمان شبکه ای، با خطوط مسطح، هماهنگی افقی و روابط موقتی بین فروشنده، مصرف کننده و کارکنان تاکید دارد؛ یک شبکه پاسخگو، موقتی و بخش بخش که همه مرزهای سازمانی را محو می سازد. در این حالت، فرانوگرا با محیط گرایی مرتبط می شود. در نتیجه این محیط گرایی، توجه به تنوع و گوناگونی افزایش یافت که این با ارزشهای نوگرایی مخالف بود.

مدیریت فرانوگرا، مؤلفه های مدیریت را به گونه ای دیگر مطرح و تعریف می کند. مؤلفه های: برنامه ریزی، سازمان دهی، فرماندهی، هماهنگی و کنترل، در مدیریت فرانوگرا به ترتیب، به صورت: نوآوری و ابتکار، سازمان دهی فعال، ترغیب، هم آفرینی و خودکنترلی مطرح می شوند (میرسپاسی،1383). در ادامه به طور خلاصه هریک از مفاهیم مطرح در مدیریت فرانوگرا را شرح می دهیم:

نوآوری: سازمانها برای موثر بودن باید عدم قطعیت و هر احتمالی را در محیط اداره کنند. عدم قطعیت به این معنا که تصمیم‌گیران اطلاعات زیادی در مورد محیط ندارند و برای پیش بینی تغییرات دچار مشکل هستند، بنابر این برای ماندگاری خود باید به طور مستمر ایده‌های نو ارائه دهند. علاوه بر آن، ارزشهای افراد و سازمانها همراه با واقعیات تغییر می کند و این تغییرات به نوبه خود تعدیل در برنامه ها و تجدید نظر در هدفها و راههای رسیدن نیل به هدفها را ضروری می سازد (ایکاف، 1375). در نتیجه دیگر نمی توان از برنامه ریزی به مفهوم کلاسیک آن سخن گفت و مفاهیم نوآوری و اختراع و ابداع مطرح می شوند.

بنابراین به علت اعتقاد فرانوگرایی نسبی گرایی و عدم ثبات، در مدیریت فرانوگرا نوآوری در برابر برنامه ریزی مطرح می شود و کارکنان به عنوان سرمایه‌های اصلی سازمان مورد تشویق و تقدیر قرار می گیرند. رهبر فرانوگرا باید خود خلاق، مخترع و نوآور باشد و کارکنان را نیز به سمت خلاقیت و نوآوری هدایت کند.

سازمان دهی فعال: فرا نوگرایی، به دلیل اهمیتی که برای تمرکز زدایی قایل است، مفهوم سازماندهی فعال را در تقابل با سازماندهی مطرح می‌کند، که عبارت است از الگویی که بر مبنای اطلاعات حاصل از شناسایی شرایط محیط، هدفها و وظایف، اطلاعات و فناوری و موقعیت فنی و راهبردی سازمان انتخاب می‌شود و اتکای کمتری به ساختهای رسمی ‌و روابط از پیش تعیین شده دارند . سازماندهی پهن، غیر متمرکز، با لایه ها و طبقات کم ، منعطف و مسطح برای تیمهای خود مختار مورد تأکید است (بوج و دنهی،1999). در این نوع سازمان دهی، سیستم های تولید منعطف، مدیریت کیفیت جامع، تفویض اختیار و توانمندسازی به منظور جایگزینی سلسله مراتب کلی سازمان نوگرا، پیشنهاد شده اند. کارکنان به‌وسیله نمودارهای کنترل کیفیت آماری و فناوری اطلاعات، کارشان را سرعت می‌بخشند. سازمانهای هرمی ‌شکل از بین می‌روند و اصول طراحی سازمانهای افقی، مسطح و فرا سلسله مراتبی (Post -Hierarchical) جایگزین آنها می‌شوند.

ترغیب: ترغیب که در فرا نوگرایی در تقابل با فرماندهی مطرح می‌شود، به این اشاره دارد که مدیریت هنر و توانایی پی گیری آرزوهای جدید و ایجاد تعهد به پی جویی آنها است. در دوران جدید،کارکنان فرهیخته هستند و در نتیجه مشارکت و همکاری در گروه ها به یک آرمان مشترک دست می‌یابند و از این راه به هدفها متعهد می‌شوند و برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنند (کئو و تابین،2000). بنابراین دیگر نیازی به فرماندهی مستقیم ندارند. مدیر سعی می‌کند از راه نفوذ و تاثیر گذاری به هدایت آنان بپردازد. از راه ترغیب، افراد توانمند می‌شوند. توانمندسازی کارکنان یعنی فراهم کردن زمینه برای شنیدن صدای آنها و شریک شدن در معادله دانش قدرت. در تفکر فرانوگرا هم صدایی،تصمیم گیری مشترک و هم فکری، نتیجه مشارکت در سازمان است(جانسون،1994).مدیر فرانوگرا از راه برقراری روابط غیر رسمی و دوستانه و احترام همراه با اعتماد، رفتارها و واکنشهایی را از خود به نمایش می گذارد که کارکنان ترغیب می شوند، راهنماییهای او را می‌پذیرند و برای دستیابی به هدفها تلاش می کنند.

هم آفرینی: در مدیریت فرا نوگرا در تقابل با هماهنگی ، هم آفرینی مطرح می‌شود. هنگامی‌که هماهنگی داوطلبانه، غیر رسمی، بدون تشریفات سازمانی، توسط افراد و واحدهای سازمانی ایجاد شود، هم آفرینی صورت می‌پذیرد. در این مورد کارمند باید هدفهای خود و واحد خود را بشناسد، تصویر روشنی از آنچه نیاز دارد، در نظر داشته باشد و خود را با سازمان و هدفهای آن وفق دهد. در هم آفرینی از ساز وکارهای غیر رسمی‌و هماهنگی گروه های کاری توسط خود آن گروه ها استفاده می‌شود. بدین منظور مدیریت فرا نوگرا با ایجاد گروه های کاری مختلف، گفتمان را در بین افراد تسهیل می‌کند و این گفتمان به قصد ساختن و مبادله اطلاعات انجام می‌گیرد و راه را برای مشارکت بیشتر و بهبود فعالیتهای سازمانی می‌گشاید (کئو و تابین،2000). گفتمان از آن جهت مورد تأکید فرا نوگرا هاست که وسیله ای برای تقویت و گسترش تعامل های اجتماعی به شمار می‌آید و ارمغانهایی همچون: ارتقای گرایش به همکاری و اقدام جمعی، افزایش تحمل و بردباری در برابر دیدگاه‌های مخالف، بالندگی اندیشه جمعی و رشد راه‌های نو برای حل مسائل را در پی خواهد داشت(آهنچیان،1382).

در هم آفرینی، فرد به گونه ذهنی و عاطفی، در یک وضعیت گروهی، درگیر می‌شود و این درگیری وی را وادار می‌کند تا به هدفهای گروه کمک کند و خود را در مسئولیت های آن گروه سهیم بداند و برای به انجام رساندن آنها تفکر و تلاش کند.

خود کنترلی: مفهوم کنترل و قدرت در فرا‌نوگرایی از تعریف وبر که فقط به کنترل اجتماعی و کارایی فردی تأکید دارد، فاصله می‌گیرد و به صورت خودکنترلی مطرح می‌شود. کنترل از راه مصاحبت اعمال می‌شود و ساختار مصاحبت ممکن است باعث تشویق زیردستان در یک سازمان شود و در نتیجه کنترل، برابر است با درگیر شدن در یک گفتگوی دانش محور. خود کنترلی از راه پذیرش مسؤلیت فردی برای کارهای خود صورت می‌پذیرد. از آنجا که سازمان فرا نوگرا، اساس رابطه و حضور را به ارزشها و گرایشهای مشترک می‌گذارد، انتظار می‌رود که به دلیل کشش های درونی کارکنان و جاذبه های بیرونی و موضوع های سازمانی، مشکلات انضباطی به کمترین میزان در آن پدیدار شود (بوج و دنهی،2000).

 

سازمان فرانوگرا

سازمان فرانوگرا، شبکه ای از تنوع، خود رهبری و تیمهای خود کنترل با چندین مرکز است که رفتارهای سازمانی خود را به اقتضای شرایط هماهنگ می‌کند. این سازمان خواهان تغییر است و از آن استقبال می کند و مشارکت و تعاون به معنای واقعی کلمه و با حضور کارکنان رده های مختلف سازمان محقق می شود. فرانوگرا توصیه می کند که سازمان ها ویژگیهایی همچون خود مختاری، استقلال داخلی، کار تیمی، رهبری مشارکتی و تنوع فرهنگی را توسعه دهند. سلسله مراتب مسطح، مدیریت ماتریسی، یادگیری مشارکتی و مدیریت پروژه بعضی از رویکردهای معمول در این زمینه هستند. تافلر سازمان متناسب با عصر فرانوگرایی و فراصنعتی را سازمان موج سوم می نامد و سه ویژگی: قابلیت انعطاف، خلاقیت و نوآوری را برای آن بر می شمارد. در نهایت می توان گفت که تفکر سازمانی فرانوگرا، دیدگاه های مردم‌سالار و تکثرگرا را به عنوان روشهایی برای اداره موقعیت های غیر قابل کنترل تشویق می کند.

 

نتیجه گیری

تفاوت مهم بین پیش نوگرایی، نوگرایی و فرانوگرایی، در تغییر روایت است. در حقیقت، فرانوگرا فرضیه خاتمه فرا روایت را مطرح کرده، آن را با تعدادی از روایتهای رقیب جایگزین می‌سازد. در روایت پیش نوگرا، فرد یک ابزار مکانیکی بود که به گونه علمی‌قابل کنترل بود. در نظریه وبر نیز مشــاغل بزرگ، همانند: حکومت کردن و نظارت گسترده، باید رسمی‌سازی، استاندارد‌سازی، متمرکز سازی، عادی‌سازی و تخصصی می‌شـدند. در روایت فرانوگرا، فرد که قربانی سیستمی‌از مقوله‌های علمی‌موجود است، باید از حبس بودن در دنیای مادی و هدفهای سازمانی آزاد شود. روایت فرانوگرا بر سازمان شبکه‌ای، با خطوط مسطح، هماهنگی افقی و روابط موقتی بین فروشنده، مصرف کننده و کارکنان تاکید دارد؛ یک شبکه پاسخگو، موقتی و بخش بخش که همه مرزهای سازمانی را محو می‌سازد. در این حالت فرانوگرا با محیط‌گرایی مرتبط می‌شود. در نتیجه این محیط گرایی، توجه به تنوع و گوناگونی افزایش یافت که این مخالف با ارزشهای نوگرایی بود. نظریات فرانوگرا اکثر اصول مدیریت کلاسیک را به چالش می‌کشند و تفکر سازمانی دموکراتیک و تکثرگرا را تشویق می‌کنند. وعده مدیریت فرانوگرا رهایی از مدیریت است. قدرت و اختیار به تعداد گسترده ای از افراد، که به‌وسیله طرح ریزی متمرکز، سازماندهی متمرکز و رهبری و اقدامات کنترلی متمرکز، در حاشیه نگه داشته شده بودند، اعطا می‌شود. در این نوع مدیریت، کوچک زیباست و ائتلاف موقتی گروه ها، قدرتمند و زیباست. در نهایت باید گفت که در فرانوگرا، واژه مدیریت به معنای اداره کردن امور و دیگران، یکسره فرو می ریزد و رهبری، واژه مناسب تری از مدیریت است و درجه رهبری را میزان نفوذ در دیگران تعیین می کند.

منابع

1. آهنچیان، محمد رضا: آموزش و پرورش در شرایط پست مدرن، تهران: طهوری، (1382).

2. ایکاف، راسل: برنامه ریزی تعاملی (مدیریت هماهنگ با تحول برای ساختن آینده سازمان )، ترجمه: تهران: نشر ماد، 1375.

3. میرسپاسی،ناصر: مدیریت منابع انسانی و روابط کار، تهران: انتشارات میر،(1383) .

4. Boje , D & Dennehy, R . (2000). The Story of Post Modern Management . Sage Publication.

5. Boje , D & Dennehy ,R . (1999) . Organizing Stories : Managing in the Post Modern World, Sage Publication.

6. Keough ,T & Tobin , B. (2000). Post Modern Leadership and the Policy Lexion: from Theory Proxy , to Practice . Quebec . Level University.

7. Jahnson , B. (1994) . Educational Administration in the Post Modern Age: London : Westpord Connectitut

8. Levin , H . M (1990), Economic Trends Shaping the Future of Teacher Education, pp 7-15

9.Peters, M. (1989), Techo-science: Rationality and the University: Lyotard on the Postmodern Condition. Educational Theory. Vol,39. No,2. PP 93-105.

  

منبع : bazargostaran.net

 

کلید      
هدایت     

پرهیزگاری ( تقوا )

 

کلام حق

الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَیْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ. (انبیا: 49)

(پرهیزگاران) آنان که از پرورگارشان در نهان می‌هراسند و از رستاخیز می‌ترسند.

 

إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَواْ وَّالَّذِینَ هُم مُّحْسِنُونَ. (نحل: 128)

بی‌گمان، خدا با کسانی است که پرهیزگاری می‌ورزند و [با] کسانی است که نیکوکارند.

 

ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ أُوْلَـئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (بقره: 2 ـ 5)

این است کتابی که در [حقانیّت] آن هیچ تردیدی نیست و مایه هدایت تقواپیشگان است. کسانی که غیب را باور دارند و نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، می‌بخشند و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین یقین دارند. آنهایند که از هدایتی از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

گرامی‌ترین مردم، پرهیزگارترین آنها هستند. (پیام پیامبر، ص 393)

مسلمانی که از یک گناه بپرهیزد، پاداش هفتاد حج مقبول در پیشگاه خدا را دارد.( الحدیث، ج 1، ص 95)

 

حضرت امیر

سرکرده‌ تمام خوی‌های نیک، تقوا و ترس از خداست. (گنج حکمت، ص 17)

پرهیز از گناه و تقوای الهی در راه سعادت، بهتر از نیکوکاری است. (الحدیث، ج 1، ص 97)

 

امام باقر7

سخت‌ترین عبادت‌ها، پرهیزکاری است. (اصول کافی، ج 3، ص 122)

 

امام صادق

گریه‌ ظاهرفریبان، شما را نفریبد؛ چون تقوا، امری قلبی و باطنی است. (مشکاه الانوار، ص 39)

 

قند پارسی

و پسندیده ‌تر افعـــال و اخـــلاق مـردمـان، تـقـواست.

(کلیله و دمنه)

 

عارفی بر گروهی بگذشت. وی را گفتند اینان زاهدانند. عارف گفت: دنیا خود چه ارزد تا کسی که از آن پرهیزد، در خور سپاس بود؟

                                                                                                                       (کشکول شیخ بهایی)

 

به آب دیده بشوییم خرقه‌هــا از می                              که موسم ورع و روزگار پرهیز است

                                                                                            (خواجه حافظ شیرازی)

 

گر شما را طاعت است و زهد و تقوا و ورع                باک نیست چون دوست اندر عهد و پیمان شماست

                                                                                                                  (عطار نیشابوری)

 

هر که او با عقل باشد، متقــی است               این شقاوت بی‌شکی از احمقـــی است

                                                                                                (عطار)

 

راه تــقـــوا و ورع گــر سـپـــری                          پندگیـــری تو ز قرآن چه شـــود

                                                                                                                        (ملامحسن فیض کاشانی)

حدیث دیگران

سلیمان نبی: پرهیزگار باش و امر خدا را اطاعت کن تا به کمال انسانیت برسی.

افلاطون: به پرهیزگاری عادت کنید؛ که توشه‌ آخرت و نجات دنیاست.

بتهوون: همواره تقوا را به کودکان خود توصیه کنید. تنها تقوا عامل خوشبختی است، نه ثروت.

 

ضرب‌المثل

Virtue is its own reward

تقوا، خود پاداش خود است.

 

گر نکته‌ دان عشقی، بشنو تو این حکایت

یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری ‌رفت و همت خواست که روز و شب به خدمت سلطان مشغولم و به خیرش امیدوارم و از عقوبتش ترسان. ذوالنون گریست و گفت: اگر من از خدای عزّوجلّ چنان ترسیدمی که تو از سلطان، از جمله‌ صدیقان بودمی. (گلستان سعدی ، ص 34)

 

مباحث     
 فرهنگی    

جهانی شدن، فرصت‌‏ها و تهدیدهای فرهنگی

 

روند جهانی سازی و یا غربی‏كردن، در راستای منافع سلطه و سرمایه داری و بی‏ توجه به منافع و مصالح و ارزش های فرهنگی و دینی در حال اجراست و امكانات سخت ‏افزاری و نرم ‏افزاری را برای پیشبرد آن به كار می‏ گیرند. جهانی شدن ابعاد متعددی دارد كه از جمله آنها فرصت‏ها و تهدیدهای فرهنگی آن است كه برای همه ملتها به ویژه مسلمانان بحث‏ انگیز و تا حدودی نگران كننده می‏باشد. جهانی شدن یك روند (پروسه) عادی و جهانی سازی یك طرح (پروژه) و جهانی بودن یك واقعیت است و غالبا بدون توجه به صورت مترادف و با برداشت های ناصحیح مطرح می‏شود. روند جهانی سازی و یا غربی ‏كردن. در راستای منافع سلطه و سرمایه داری و بی ‏توجه به منافع و مصالح و ارزش های فرهنگی و دینی در حال اجراست و امكانات سخت ‏افزاری و نرم‏ افزاری را برای پیشبرد آن به كار می‏ گیرند. طبعا روند تحولات به گونه ‏ای است كه مشكلات و بحرانهای متعددی را شكل می‏دهد كه در عین حال می‏ تواند برای جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی فرصت هایی را نیز تدارك كند. مهمترین تهدیدات و دغدغه ‏های ناشی از

جهانی سازی عبارتند از:
۱ـ فساد فرهنگی و اخلاقی.
۲ـ توسعه و سلطه بیشتر نظام سرمایه داری و تشدید بحران‏ها و بی‏ ثباتی بین ‏المللی.
۳ـ تشدید فاصله طبقاتی و گسترش فقر و تبعات آن.
۴ـ سلطه دولتهای ضد مردمی در جهان سوم.
۵ـ جهانی شدن اندیشه ‏های معارض با اسلام.
و همچنین موارد زیر فرصت هایی است كه می‏توان با درایت و هوشمندی به آنها دست یافت.
۱ـ امكان برقراری ارتباط با افراد آگاه و علاقمند به فهم و شناخت اسلام در سراسر جهان.
۲ـ پاسخگویی به شبهات و نقد آراء و نظرات در سطح جهانی و دفاع از اسلام.
۳ـ تحت تأثیر قراردادن جریانهای معارض و حمایت از جنبشهای اسلامی و ضد سلطه.
۴ـ زمینه‏ سازی برای مطرح كردن بحث های مربوط به حكومت جهانی حضرت مهدی(عج).
۵ـ استفاده گسترده از امكانات علمی و ارتباطی و جبران بخشی از عقب ماندگی ها.

 
امید است كه با تداوم این جریان، گام های بلندی در جهت تحقق صدور انقلاب اسلامی برداشته و موج گرایش به اسلام و مقابله با كفر و شرك و طاغوت گسترش و شدت بیشتری داشته و زمینه ساز حكومت جهانی حضرت مهدی (عج) باشد. استعمار سرمایه داری پس از سه قرن سلطه مستقیم و غیر مستقیم بر بخش بزرگی از جهان، پذیرفت كه ادامه شیوه موجود، با مشكلات و چالش ‏های زیادی روبرو می ‏باشد. زیرا با گسترش آگاهی و حضور قشرهای متعدد مردم در صحنه‏ های سیاسی و اجتماعی، امكان سلطه آشكار به سادگی وجود ندارد، به علاوه هزینه اداره سرزمین‏ های تحت سلطه نیز، روز به روز روبه افزایش می‏ باشد. از اینرو سلطه فكری و مشابه سازی فرهنگی و یكپارچه كردن بازار كالا، با عنوان جهانی شدن، استراتژی دراز مدت نظام سرمایه داری برای تداوم سلطه انتخاب گردید. گفتمان جهانی شدن و به دنبال آن، جهانی كردن یا جهانی سازی ـ كه ارتباط مستقیمی با آینده بشریت دارد ـ جدی‏ترین و مهمترین رویكرد جوامع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مختلف، و از جمله چالش‏های جریان ‏های فكری و ایدئولوژیك، در دو دهه اخیر بوده است. لذا قبل از طرح موضوع، توضیح مختصری پیرامون سه مقوله فوق ارائه و در ادامه آن، فرصت‏ها و تهدیدهای اعتقادی و فرهنگی جهانی شدن، بررسی می‏شود.
 انسان به لحاظ فطری موجودی جهانی است و هر یك از محدودیت‏ها و مرزبندی‏های نژادی، زبانی، قومی و جغرافیایی در واقع قراردادی و ساخته انسان ضعیف و خصلت‏های منفی و جهالت‏های او می‏باشد. قرآن كریم در این زمینه می‏گوید: یا اَیها الناسُ اِنا خَلقناكُم مِن ذَكر و اُنثی و جَعلناكُم شُعوبا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ اَكرَمَكُم عِندَاللّهِ أتقاكم إنّ اللّه عَلیمٌ خَبیرٌ. ای مردم! ما شما را از مرد و زن خلق كردیم و شما را در شكل اقوام و قبایل برای شناخت یكدیگر ساماندهی كردیم (كه ملاك ارزش و برتری نیست، زیرا قطعا ملاك برتری از نظر خداوند، تقوای شماست. مسلما خداوند به امور كلی و جزیی عالم می‏باشد.(۲) توحید واقعی، انسان را چند بعدی و زمین و آسمان را برای او و در اختیار او قرار داده است. اسلام نیز به دلیل فطری بودن و هماهنگی با جهان آفرینش طبعا چند بعدی و جهانی می‏باشد، از اینرو بیش از تمامی ادیان ـ حتی ادیان آسمانی دیگر ـ جهانی فكر می‏كند و جهانی عمل می‏كند. در حالی كه غالب ادیان، منطقه‏ای و یا مقطعی بوده‏اند و عملاً قابلیت جهانی شدن و همیشگی بودن را ندارند.

 
آیات متعددی تبیین كننده این واقعیت می‏باشند كه از جمله آنها عبارتند از:
۱ـ وَ ما أرْسَلناكَ اِلاّ رَحمَهً لِلعالَمینَ. ای پیامبر! ما تو را به عنوان رسول نفرستادیم، مگر اینكه برای تمامی مردم جهان رحمت باشی.
۲ـ وَ ما اَرسَلناكَ اِلاّ كافَهًٔ لِلنّاسِ بَشیرا وَ نَذیرا(۳). ای پیامبر! ما تو را به عنوان رسول نفرستادیم، مگر اینكه برای تمام مردم مأموریت بشارت و انذار و تنبه داری.
۳ـ وَ كَذلِكَ جَعَلناكُم اُمَّهًٔ وَسطا لِتَكُونُوا شهداء علی الناس وَ یَكُون الرَسُول عَلَیكُم شَهیدا.(۴) و به این ترتیب شما (مسلمانان) را امت وسط (به دور از افراط و تفریط) قرار دادیم، تا شاهد و الگوی تمامی مردم باشید و پیامبر اسوه و شاهد بر شما باشد.
از جمع بندی چنین آیاتی نتیجه‏گیری می‏شود كه جهانی شدن روندی است كه بشر به اقتضای طبع و فطرت خود به سوی آن میل می‏كند. رویكرد به توسعه ارتباطات و مواصلات، رسانه‏ها و سازمان‏های بین‏المللی، بخشی از آثار جهانی شدن است كه به دلیل جهانی بودن انسان به تدریج شكل گرفته است.
جهان شمولی اسلام (انترناسیونالیسم) در واقع تحقق شرایط و شكل‏گیری مطلوب جامعه انسانی، در ارتباط با انسان‏های دیگر و نیز تجلی خصلت‏های فطری برای برداشتن موانع تكامل و حركت به سمت كمال و ارتقای وضعیت زندگی ـ نه صرفا توسعه كمّی و مادی می‏باشد، زیرا همه انسانها به لحاظ فطری و عقل سلیم خواهان عدالت، صلح و ارتقای وضعیت و موقعیت خود در جامعه می‏باشند. آنچه باعث تداوم جنگ‏ها، بی‏عدالتی‏ها، تخریب‏ها، ظلم‏ها، واگرایی‏ها می‏شود، وجود خصلت‏های منفی، هوی و هوس‏ها، زیاده‏طلبی‏ها و وجود جهالت و تعصبات كوركورانه و مهار نشده و نبود یا ضعف تقوای الهی است. از این‏رو اسلام با تأكید بر جهانی بودن، الهی بودن و تقوی ـ به عنوان ممیزه انسان با سایر حیوانات ـ زمینه‏های همزیستی، همیاری (تعاون)، وحدت (اعتصام به حبل اللّه) را فراهم می‏كند. آنچه كه در ادبیات سیاسی به نام جهانی شدن گفته می‏شود، در واقع جهانی كردن(۵)، جهانی سازی(۶) و یا غربی‏ كردن(۷) جهان و در واقع پروژه نظام سرمایه داری می‏باشد. جهانی شدن پروسه و روندی است كه از ابتدای زندگی اجتماعی انسان آغاز و همچنان ادامه دارد. در چند قرن اخیر، با پیشرفت‏های مادی و صنعتی و گسترش اهداف توسعه طلبانه و تشدید زیاده‏طلبی، شدت و سرعت گرفت.
 بنابراین دولت‏های بزرگ سرمایه داری بر موج جهانی شدن طبیعی و تدریجی مسلط شدند و ضمن تسریع در جهت بهره‏گیری حداكثر برای سلطه جویی و استثمار بیشتر، آن را از مسیر عادی خود خارج كردند. رویكرد مخالفین جهانی سازی در ارتباط با جنبه‏های مادی و منافع جریان‏های خاصی می‏باشد و ربطی به ابعاد انسانی و ارزشی ندارد. آنان نگران سلطه جهانی سرمایه و تكنولوژی برتر و از دست دادن موقعیت و جایگاه نسبی خود می‏باشند. اگر چه در ظاهر شعارهایی در حمایت از محیط زیست، سوءاستفاده از قدرت، تضعیف بیش از پیش اقتصاد كشورهای عقب مانده و در واقع عقب نگهداشته شده مطرح می‏كنند.لذا امكان همكاری با جریان مخالف جهانی سازی ضعیف و محدود است. زیرا مواضع آنان معطوف به حفاظت از منافع خودشان می‏باشد. اگر چه آمادگی دارند كه دیگران را به صورت نیروی همفكر و همراه در صحنه بین‏المللی به نمایش بگذارند، ولی در عمل اعتنایی به منافع و اهداف جریان‏های خارج از مجموعه خودشان ندارند.
به ویژه آنكه جریان ضد جهانی سازی، ضد سلطه و دینی باشد! كشورهای جهان سوم ـ به استثنای بعضی از آنها ـ نیز عملاً به دلایل متعدد و از جمله وابستگیهای سیاسی قادر به مقاومت در مقابل جریان جهانی سازی نیستند و مخالفت‏های آنها برای اقناع افكار عمومی مردمشان و سرپوش گذاشتن بر ماهیت واقعی آنها می‏باشد جریان ضعیفی از مخالفین جهانی سازی نگران تشدید فاصله غنی و فقیر، از بین رفتن منابع و منافع كشورهای ضعیف و به اصطلاح توسعه نیافته و از بین رفتن هویت فرهنگی و ملی است. مؤلفه‏های جهانی سازی وجود سازمان‏های بین‏المللی، كه غالبا تحت سلطه قدرت‏های استكباری قرار دارند، رسانه‏های متعدد و متنوع بین ‏المللی با امكانات و تجهیزات مدرن، دولت‏های ضعیفی كه در جهت تحقق اهداف جریان مزبور بستر سازی می‏كنند.گروه‏ها و تشكل‏ های ضد ملی و وابسته، در واقع زمینه ساز حضور، سلطه فكری، فرهنگی، اقتصادی و خلاصه جهانی سازی سلطه نظام استكباری می ‏باشند.
آینده جهانی سازی
انسان به دنبال فطرت الهی خود به شكل ناخودآگاه حركت می‏كند و بسیاری از ایده‏ها و رویكردها برای تحقق آرمان‏ها و كمال مطلوب او می‏باشد. تشكیل سازمان‏های بین‏المللی طرح و پی‏گیری جهانی شدن، برقراری نظام بین‏الملل، دادگاه‏ها و پلیس بین‏الملل، بخشی از این حركت می‏باشد. بشریت دیر یا زود مجبور است كه نوعی حاكمیت جهانی و حتی دخالت‏های آن در امور داخلی كشورها را بپذیرد. زیرا در عمل امكان حركت و ایفای نقش در صحنه جهانی بدون قوانین و مقررات و سازمان‏های بین‏المللی بسیار دشوار و در مواردی غیر ممكن می‏شود. از این‏رو در چند دهه گذشته، دهها سازمان بین‏المللی شكل گرفت و دولت‏ها بدون توجه به گرایشها و شرایط خاص خود، عضویت در آنها را به خاطر منافع و مصالح ملی پذیرفته‏اند. روند رو به گسترش گرایش به جهانی شدن، انقلاب اطلاعات و افزایش ارتباطات و مبادلات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، به تدریج زمینه پذیرش حكومت جهانی اسلام را از لحاظ ذهنی و عینی شكل می‏دهد، به گونه‏ای كه سازمان‏های بین‏المللی می‏توانند در آینده، مبلغ و مدافع حكومت جهانی و در دراز مدت خواستار ارزش‏های مشترك ادیان و فطرت الهی انسان باشند.
همچنانكه در پنجاه سال گذشته تحول عمیقی در عملكرد سازمان‏های بین‏المللی، حتی در امور فرهنگی و دینی به وجود آورد، در حالی كه این سازمان‏ها، دوران ابتدایی و تجربه اندوزی خود را می‏گذرانند. برگزاری دو كنفرانس بزرگ بین‏المللی توسط سازمان ملل ـ در نیویورك و بانكوك ـ با شركت نمایندگان ادیان مختلف و تبادل نظر پیرامون مشتركات آنها و چگونگی ایفای نقش در راستای رسالت خود و كمك به بهبود وضع فكری، فرهنگی و اخلاقی جوامع انسانی ـ كه دچار معضلات و بن بست‏های پیچیده‏ای شده است ـ رویكرد جدیدی است كه در ادامه آن، نزدیكی و هماهنگی بیشتر ادیان را به دنبال خواهد داشت، كه نمودی از گرایش به جهانی بودن فطری و حركت به سمت جهانی شدن طبیعی می‏باشد. انقلاب اسلامی، تأثیر شگرفی در فعال كردن و نقش دادن به ادیان؛ خصوصا ادیان توحیدی داشت. از این‏رو جمهوری اسلامی با درك شرایط و موقعیت باید در جهت تحرك و انسجام و گسترش ارتباطات و همكاری‏های بین الادیان، ساز و كار مناسبی تدارك و با تبیین ابعاد جهانی اسلام و با بهره‏گیری از فطری بودن آن، نقش بیشتری در جهت مقابله با جریان جهانی كردن یا غربی‏سازی و تهدیدات آن ایفا نماید.
تهدیدات جهانی سازی
روند جهانی سازی برای جامعه بشریت و اسلام، همراه با تهدیدات متعددی است كه مهمترین آنها عبارتند از:
۱. فساد فرهنگی و اخلاقی كه عملاً امنیت فردی و عمومی را روز به روز تضعیف می‏نماید. جهانی سازی توأم با یكسان سازی یا همانند سازی فرهنگ‏ها، قداست زادیی یا به تعبیر عرفی‏تر افسون زدایی از فرهنگ‏ها، سطحی سازی فرهنگ‏های دیگر به منظور رمز گشایی، تهی سازی و در هم شكستن مقاومت ارزشی و عقیدتی ملت‏های دیگر است. جهانی شدن رد این مفهوم به عنوان پروژه تهاجم فرهنگی از سوی تمدنی به تمدن‏های دیگر قلمداد می‏شود... یعنی جهانی شدن معادل غربی‏سازی و غربی‏شدن جهان. غرب در تمامیت و كلیت ذهنی و عینی و با تمام وجوه خوب و بد آن، با ویژگی‏هایی (شعارهایی) چون؛ انسان ـ خدایی، اصالت فرد، سكولاریسم، لائیسم، برابری، آزادی، حقوق بشر، جامعه مدنی، سرمایه داری، سود پرستی، تجارت آزاد، تكثرگرایی (پلورالیسم)، خصوصی بودن ایمان، تسامح و تساهل،... در حقیقت جهانی سازی را به معنای فراگیر شدن همه این ویژگی‏ها می‏داند و می‏خواهد.
 به همین دلیل است كه امروزه جهانی شدن در افكار عمومی جامعه بین‏المللی، بیشتر به معنای جهانی سازی اقتصاد، سیاست و فرهنگ غربی‏است.(۸) گسترش و تجهیز رسانه‏ها اعم از ماهواره‏ها، شبكه‏های تلویزیونی و اینترنتی، پیوند فرهنگ و فناوری، گسترش و نفوذ قلمرو فرهنگ در تمامی امور زندگی اجتماعی و سیاسی، به گونه‏ای است كه در هر حال انسان‏ها در معرض پیام و ایده‏ای از طرف آن قرار دارند.انسان آینده تا حدود زیادی ساخته پروژه جهانی سازی نظام استكباری می‏باشد. در چنین شرایطی است كه فطرت انسانی به معارضه و تعارض می‏پردازد و مبارزه برای انسان ماندن شروع می‏شود.(۹) فطری بودن اسلام زمینه مناسبی برای انسان‏هایی است كه می‏خواهند در چارچوب اصول و ارزش‏های آن، زندگی خود را شكل دهند. به همین دلیل در هر جامعه كه اسلام به شكل مطلوبی‏ارائه شده، مورد استقبال مخاطبین قرار گرفته است. بیش از ۹۰ درصد تازه مسلمانان جهان، اسلام خود را به دنبال برخوردهای سنجیده، آگاهانه، انسانی و علمی به دست آورده‏اند.۲. توسعه‏طلبی، سلطه جویی و زیاده خواهی، امنیت بین‏المللی را در معرض تهدید قرار داده است.
پروژه جهانی سازی آنچنان جذابیت و مقبولیتی برای دولتهای استكباری دارد كه خود را برای تسلط كامل بر جهان در قرن بیست و یكم آماده می‏سازند. در اوایل سال ۱۹۹۲، كالین پاول (وزیر امور خارجه امریكا) اصل تازه‏ای را به كمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان كنگره امریكا ارائه داد؛ مبنی بر اینكه ارتش امریكا نیاز به چنان قدرتی دارد، كه بتواند هر كشور دیگری را كه حتی رؤیای به چالش گرفتن ایالات متحده را در صحنه گیتی در سر بپروراند، از این فكر باز دارد. پاول آشكارا اعلام داشت كه ما باید گردن كلفت محله باشیم و به دشمنان بالقوه (خودمان) بفهمانیم كه كوشش در به چالش گرفتن نیروهای مسلح امریكا هیچ آینده و شانسی ندارد.
در حالی كه دیك چنی (معاون رئیس جمهور) و پاول، دست اندركار قبولاندن نظرات خود به كنگره بودند، پل ولفوویتز (معاون وزیر دفاع) مشغول تكمیل و گسترش طرح خود و ادغام آن در سیاست‏های دولت امریكا بود. در اوایل سال ۱۹۹۲ او ناظر بر تهیه بیانیه درونی سیاست‏های داخلی پنتاگون و رهنمود به رؤسای بخش‏های مختلف در مورد تخصیص نیروها، تهیه بودجه و استراتژی‏های علمیاتی آنان بود. این سند طبقه بندی شده معروف به برنامه ریزی سیاست دفاعی كه محصول كار پل ولفووتیز و كاركنان زیردست او در پنتاگون بود، جهانی را ترسیم می‏كرد كه امریكا بر آن تسلط كامل دارد و نظام خود را به عنوان تنها ابرقدرت جهان، با پشتوانه قدرت نظامی توان كاه حفظ می‏كند. تصویر پادگانی تا دندان مسلح بر بالای تپه و مسلط بر شهر... این سند كه با احتمال زیاد آگاهانه به روزنامه نیویورك تایمز داده شد و بخش‏های مهمی از آن در شماره ۸ مارس ۱۹۹۲، این روزنامه به چاپ رسید، به قول نیویورك تایمز چنین برنامه نظامی به طور ضمنی بیانگر آن است كه، امریكا چنان ترتیبات امنیتی در جهان برقرار خواهد كرد كه از قدرت‏گیری نظامی ژاپن و آلمان به ویژه اتمی شدن آنها جلوگیری كند.(۱۰)
۳. فاصله طبقاتی و گسترش فقر، تراكم جمعیت، نابودی محیط زیست و مسابقه تسلیحاتی، از جمله عوامل عدم امنیت ملی، منطقه‏ای و بین‏المللی ناشی از جریان جهانی سازی در شرایط فعلی می‏باشند. امروز ارزش گذاری‏های تاریخی و سنتی، از مبانی قدرت و اقتدار ملی به تنهایی ـ یعنی گستردگی سرزمین و منابع طبیعی، ارتش و سلاح‏های پیشرفته ـ از اطمینان و اعتبار نسبتا كمتری برخوردارند. در حال حاضر، تكنولوژی‏های اطلاعاتی و ارتباطی در كنار رسانه‏های گروهی جهانی، نقش بسیار مهمی را در شكل دادن به دیدگاه‏ها و تفكرات عمومی دولت و حاكمیت ملی ایفا می‏كند و عدم توجه به قدرت چنین تكنولوژی‏هایی، می‏تواند سبب تضعیف حاكمیت دولت ـ ملت در برابر نیروها و عوامل خارج گردد.
۴. دولت‏های ضد مردمی و فاسد و اغلب وابسته نیز، زمینه ساز ناامنی‏های مزمن و انفجارهای اجتماعی ـ سیاسی و جنگ‏های منطقه‏ای می‏باشند.
۵ . جهانی شدن اندیشه‏های معارض با اسلام؛
یكی از نتایج جهانی سازی، جهانی شدن اندیشه‏های رقیب دین و حاكمیت اسلام است. زیرا اسلام با ویژگی توسعه گرا و جهانی، طبعا در صدد افزایش پیروان خود و محدود كردن نفوذ و حیطه قدرت دیگران، و نسبت به وقایع محیطی خود حساس می‏باشد. به نظر می‏آید كه جهانی شدن، امكانات بسیار وسیعی را در اختیار رقبای دین اسلام قرار می‏دهد، این رقبا به سه دسته كلی تقسیم می‏شوند.
۱. رقبای دینی؛ به ویژه مسیحیت و یهودیت كه بزرگترین رقیب و تهدید اسلام است؛
۲. فرقه‏های منحرف به ویژه فرقه بهائیت كه یك فرقه قدرتمند و متحد صهیونیستی و رقیب تشیع به یك معنا و اسلام به طور كلی است.
۳. سكولاریسم كه از آن به عنوان جریان نیرومند دین گریزی و حتی دین ستیزی می‏توان یاد كرد. این سه رقیب امكانات بسیار وسیعی پیدا كرده‏اند و عمده چالش ما در آینده در جریان جهانی شدن با اینهاست... پیشاپیش رقبای ما مسیحیت قرار دارد كه از تكنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی استفاده می‏كنند.(۱۱) بنابراین گسترش موج گرایش به اسلام و شكست لیبرالیسم و افشای ماهیت نظام سرمایه‏داری، به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و آثار و پیامدهای آن در جهان اسلام، از جمله چالشها و تهدیدات جدی جهان اسلام و غرب به ویژه امریكا می‏باشد. اعلام شروع جنگ صلیبی و به كار گرفتن تمامی امكانات برای تسلط بر خاورمیانه و پیاده كردن فرهنگ و ارزش‏های امریكایی و به اصطلاح دموكراتیزه كردن خاورمیانه! دقیقتا و عمیقا تهدیدی مستقیم و جدی بر ضد اسلام، مسلمانان و جمهوری اسلامی است.
فرصت ‏های جهانی سازی
جهانی سازی در دو دهه اخیر با رویكرد تسلط هر چه بیشتر بر جهان و مشابه سازی فرهنگ‏ها و یكپارچه سازی بازار كالاهای سرمایه داری و سوار شدن بر موج و روند عادی جهانی شدن، با استفاده از تكنولوژی‏های پیشرفته و سلطه سیاسی و اقتصادی، آثار و پی آمدهای گوناگونی داشته است.
در چنین شرایطی و با وجود امكانات گسترده هژمونی سلطه و ثروت و تكنولوژی، فرصت‏ها و زمینه‏های مناسبی در اختیار اسلام و مسلمانان قرار گرفته كه در صورت بهره‏گیری می‏تواند نقش مؤثری در آینده بشریت و جوامع اسلامی داشته باشد. مهمترین فرصت‏ها برای آینده بشریت عبارتست از:
۱. فطری بودن اسلام و قابلیت‏های جهانی شدن زمینه مناسبی برای انسان‏هایی است كه می‏خواهند حقیقت را دریابند و در چارچوب آن زندگی خود را شكل دهند. فناوری اطلاعاتی و ارتباطی، فرصت ارزنده‏ای برای مسلمانان فراهم كرده است. پایگاه‏های فعال اینترنتی، شكبه‏های ماهواره‏ای، موجب گسترش موج اسلام گرایی به ویژه در امریكا و اروپا گردید، به گونه‏ای كه در موقعیت برتری نسبت به دیگر ادیان قرار گرفته است.
۲. به كارگیری و تسلط بر رسانه‏ها و شیوه‏های پیام رسانی و ارتباطات، پاسخگویی به شبهات و ابهامات و ارائه الگوی مناسبی از انسان و جامعه ایده آل و همچنین نقد علمی و عالمانه و دقیق مكاتب، ادیان و فلسفه‏های موجود، تعبیین ماهیت سیاست‏ها و عملكرد نظام استكباری و به خصوص تبیین اهداف جهانی سازی قطعا جاذبه زیادی برای جلب نظرات و عقاید دارد. در عصر جهانی شدن ارتباطات، دسترسی به تكنولوژی اطلاعاتی، اصلی‏ترین ابزار برخورداری از قدرت نرم و آرام یا قدرت نفوذ فرهنگی و معنوی در مقابل قدرت مادی و ثروت می‏باشد.
۳. ایمان به خداوند، اعتماد به نفس و آگاهی و رهبری مدبرانه، می‏تواند بسیاری از جریان‏ها از جمله جهانی سازی را به نفع مسلمانان كند. آنچه در انقلاب اسلامی ملت ایران، مقاومت و ادامه مبارزه و حفظ نظام جمهوری اسلامی، مقاومت پنجاه ساله ملت مسلمان فلسطین در مقابله با سلطه جهانی در قالب دولت غاصب اسرائیل، شكست دولتهای مهاجم و در رأس آنها امریكا در تهاجم به افغانستان و عراق واقع شد، نمونه و نشانه‏هایی از امكان مقاومت و حتی پیروزی بر روند جهانی سازی است.
۴. طرح گفتمان مربوط به فلسفه سیاسی اسلام و موضوع امامت و رهبری جهانی، تبیین فلسفه و دیدگاه پیرامون حكومت جهانی و غیبت و انتظار، و بسیاری موضوعات مهم و اساسی در شرایط فعلی و با بهره‏گیری از فناوری موجود، جذابیت و مقبولیت بیشتری نسبت به گذشته دارد، این فرصت برای اسلام و مخاطبین آن می‏تواند زمینه ساز تحولات زیادی در آینده بشریت باشد. به این ترتیب مسئولیت و رسالت دستگاههای تبلیغاتی، فرهنگی و رسانه‏ای جمهوری اسلامی بسیار سنگین و در صورت ایجاد یك حركت علمی و با برنامه قطعا می‏توان منشاء تحولات مهمی در دراز مدت بود. شكست‏های اخیر امریكا در خاورمیانه، نه تنها پیامدهای سیاسی و اقتصادی دارد، بلكه مهمتر و مؤثرتر از آن پیامدهای فكری و فرهنگی خواهد داشت كه هم اكنون می‏بایست برای بهره‏گیری از آن تلاش كرد.
۵ . با گسترش دسترسی به اطلاعات و آگاهی از تحولات، می‏توانیم بسیاری از عقب ماندگیهای علمی، فنی و ارتباطی خود را به سرعت جبران نمائیم، بدون اینكه استقلال و منافع خود را در معرض تهدید وابستگی‏ها قرار دهیم.انقلاب اطلاعتی ـ ارتباطی كه مهمترین ابزار جهانی شدن و جهانی سازی است، قدرت فردی انسان را بیش از گذشته افزایش داده است و سلسله مراتب قدیمی قدرت و حكومت را تا حدودی تضعیف نموده است. آنچه درباره ویژگیهای حكومت جهانی حضرت مهدی بیان می‏شود، در واقع بازسازی و باز تعریفی از انسان فطری، جامعه توحیدی و حكومت الهی می‏باشد كه تاكنون به دلیل ضعف، جهل و نقص انسانها امكان تحقق نداشته است. اما سرانجام پس از شكست مكاتب و فلسفه‏های اجتماعی و سیاسی، آمادگی پذیرش چنین حكومتی را پیدا می‏كنند. بنابراین از جمله مهمترین اقداماتی كه بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) می‏شود رشد عقل، تفكر و بینش انسانهاست، زیرا با محدودیت عقلانیت و فقدان تفكر و ضعف بینش، امكان تحقق جامعه متعالی و زندگی مشترك و توأم با صلح و عدالت، محال و غیر ممكن است. زیرا گرایشها، تمایلات و اقدامات غلط و غیر واقع بینانه و مبتنی بر جهالت و خودمحوری، مانع اصلی همگرایی، همراهی، همكاری و همدردی است، كه در واقع شرط اولیه و اساسی تحقق حكومت جهانی می‏باشد.مهمترین محورهای دعوت جهانی و مؤثر در آینده بشریت توسط مؤمنین و متعقدین به این مكتب در سطح جهانی و از جمله دستگاهها و رسانه‏های جمهوری اسلامی ایران، با توجه به واقعیت‏های موجود عبارتند از:
۱. دعوت به وحدانیت و توحید و حاكمیت ارزش‏های الهی؛
۲. دعوت به عدالت و اجتناب از ظلم و تبعیض؛
۳. دعوت به برابری انسانها و آزادی و آزادگی (نفی سلطه و سلطه پذیری)؛
۴. دعوت به اخلاق و ارزشهای الهی و نفی ارزشهای غیر خدایی.
پذیرش اخلاق وارزش‏های الهی و گرایش به كمال و ارتقا و تعالی در شرایطی فراهم می‏شود كه بشریت از حكومت‏های مادی و خود ساخته و هوی و هوسها به ستوه آمده و خواستار یك تحول عمومی در وضعیت جهانی باشد. شرایطی كه در واقع زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (عج) و برقراری حكوت جهانی مبتنی بر عدل خواهد شد. همچنانكه در روایات متعددی این معنا كه همگان به نوعی در انتظار منجی، قائم، حاكم، پیامبر و عادل می‏باشند وجود دارد. و هر كس و هر فرقه و مذهبی گمشده خود را در وجود امام عصر و (صاحب الزمان) جستجو كرده و از او پیروی و تبعیت می‏كند. بنابراین راهبرد اصلاح و تكامل جامعه بشریت از منظر اسلام و انقلاب اسلامی و هدف نهایی از صدور انقلاب براساس بینش ودیدگاه امام خمینی(ره)، تحقق حكومت جهانی، ایمان به خداوند، اجرای فرامین و فرائض با هدف تقرب به خداوند، حذف تفكرات شركت آلود نژادی، قومی، زبانی و ملی؛ به معنای تعصب و تأكید براصالت ملت و ملیت، خدمت به مردم، احترام و رعایت حقوق مردم و دعوت آنان به پرستش خداوند، دین واحد، كتاب واحد و سرانجام اجرای عدالت، محور خواسته‏ها می‏باشد. چنین شرایط و اوضاع و احوالی فقط در یك حكومت الهی، به رهبری امامی معصوم و مهدی از طرف خداوند و قائم بالقسط محقق می‏شود. و بالاخره سرنوشت محتوم بشریت و تحقق فلسفه وجودی انسان در حكومت جهانی حضرت مهدی (عج) با ویژگیهای بیان شده آن خواهد بود. براساس این دیدگاه و اعتقاد است كه در دعای افتتاح در بخش خواسته‏های آرمانی و الهی آینده بشریت می‏خوانیم و می‏خواهیم كه: الهُمَ اِنّا نَرغَبُ اِلیكَ فی دولهٍٔ كَریمَهٍٔ تُعزُّبِهَا اِلاسلام وَ اَهلَه وَ تُذَّلَ بِهَا النِّفاق وَاَهلَه وَتَجعَلنا فیها من الدّعاهِٔ اِلی طاعَتك وَالقادهِٔ اَلی سَبیِلك وَتَرزَقنا بِها كِرامَهَٔ اِلدنیا وَالاخِرهِٔ (خدایا زندگی در حكومت و حاكمیت با كرامتی را می‏خواهیم و می‏طلبیم، كه اسلام و پیروانش در آن عزیز، و نفاق و پیروانش ر آن خوار و ذلیل گردند، و در چنین شرایطی از دعوت كنندگان و مبلغان و علاقمندان به اطلاعت از تو و از پیشتازان راه تو باشیم و بزرگواری، عزت و كرامت دنیا و آخرت را بما ارزانی داری!)

 

منبع: خبرگزاری فارس  

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

 

با انتخاب میوه مورد علاقه تان به چگونگی شخصیت خود پی می برید

 

 

فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلو شما است. میوه مورد علاقه تان را از بین سیب، پرتقال، هلو، گلابی، گیلاس، موز، نارگیل، انگور سیاه و آناناس بردارید ولی دقت کنید، ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود

در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است.

● سیب

اگر سیب میوه مورد علاقه شما است فردی افراطی هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید. رک گو هستید و از مسافرت لذت می برید.

می توانید خیلی خوب رهبری یک گروه را به عهده بگیرید و کارها را پیش ببرید. اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید که این انگیزه شما از نظر اطرافیان تان بی همتا است.

● پرتقال

فردی صبور و پرطاقت هستید که اراده تان بسیار قوی است. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و نزد اطرافیان تان قابل اعتمادید. شریک زندگی خود را با دقت و تمام احساس قلبی تان انتخاب می کنید و از هر گونه مشاجره و ناسازگاری اجتناب می کنید.

● هلو

رفتار دوستانه یی دارید. رک گو و پرحرف هستید که به جذابیت شما می افزاید. رفتار ناشایست دیگران را خیلی سریع می بخشید و فراموش می کنید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید و رگه هایی از استقلال طلبی و بلندپروازی در شخصیت شما دیده می شود که باعث شده شخصی زرنگ و فعال جلوه کنید. کمال طلب، احساساتی، صادق و باوفا هستید. به هر حال دوست ندارید همه امیال خود را در مقابل دیگران نشان دهید.

● گلابی

اگر تمام توجه تان را به کاری معطوف کنید می توانید آن را با موفقیت انجام دهید. گاهی در انجام کارهایتان بی ثبات و متغیر هستید و مایلید که از نتایج سعی و تلاش خود خیلی سریع مطلع شوید.

از شرکت در بحث های خوب و مفید لذت می برید. بی طاقت هستید و زود هیجان زده می شوید. با توجه به اینکه به سرعت دوستی های خود را بر هم می زنید نگهداری رفقا برای شما چندان ساده به نظر نمی رسد.

● گیلاس

اگر گیلاس میوه مورد علاقه شما است زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و اغلب با فراز و نشیب های زندگی مواجه می شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به شیوه یی برای دریافت مقدار زیادی پول فکر می کنید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت های خلاقانه هستید.

یک شریک زندگی صادق و باوفا محسوب می شوید ولی ابراز احساسات برایتان کار ساده یی نیست. خانه شما در حکم پناهگاهتان است و از هیچ چیز به اندازه اینکه در کنار فامیل های نزدیک و افراد موردعلاقه تان باشید، لذت نمی برید.

● موز

فردی با محبت، ملایم، خونگرم و دلسوز هستید. اغلب اوقات از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی احساس ترس در شما دیده می شود.

برخی مواقع مردم از اخلاق خوب شما سوءاستفاده می کنند. شریک زندگی خود را تحت هر شرایطی که از نظر روحی و جسمی داشته باشید، می پرستید و ارتباطات شما با دیگران در وضعیت متعادلی قرار دارد.

● نارگیل

جدی، متفکر و اندیشمند هستید. اگرچه از روابط اجتماعی تان لذت می برید ولی در انتخاب شریک زندگی بسیار سخت گیر هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید ولی لزوماً بی پروا نیستید.

زیرکی، تیزهوشی و گوش به زنگ بودن از دیگر خصوصیات شخصیتی شما است. باید مطمئن شوید که در هر زمینه یی و به ویژه از لحاظ شغلی در رأس امور قرار دارید. شریک زندگی شما باید فرد باهوشی باشد. احساسات در زندگی برای شما مهم است اما به طور حتم همه چیز نیست،

● انگور سیاه

به طور کلی فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه بازمی گردید. از زیبایی در هر نوع آن لذت می برید. فرد محبوبی هستید شما سرشت خونگرم و سخاوتمندی دارید.

میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری لذت می برید. شریک زندگی تان باید در هیجانات شما سهیم شود و از پیشنهادات تان لذت ببرد.

● آناناس

به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شما است.

توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید و از حجم زیاد وظایف اطرافتان نمی هراسید. سعی دارید در روابط خود با دیگران متکی به نفس، صادق و درستکار باشید.

منبع : www.persianlords.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

راهبرد و راهكارهای جذب جوانان به مسجد

  مرتضی شهوه

 

 

مقدمه

جوانی نقطه عطف زندگی هر انسانی است كه در طول زندگی خواه ناخواه باید آنرا پشت سر نهد. این دوران از سه منظر قابل تأمل است؛ یكی دوران قبل از جوانی كه حاصل تربیت و رشد چندین ساله محیط‌های خانواده، تحصیل، اجتماعی و گروه‌های مردم نهاد از كوچه، خیابان، دوستان، اقوام و... است كه از لحظه تولد تا كنون بر وی سپری شده و دوران دوم خود جوانی كه از سن حدود 18 سالگی آغاز و تا پایان 25 سالگی ادامه دارد كه فرد در اوج نیروهای جسمانی و روحانی است تمام توان، انرژی و قدرت زندگی هر شخص در جوانی  او متمركز است؛ قرآن كریم در آیه 54 سوره روم خدای سبحان را اینگونه معرفی می‌كند.

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَیبَةً یخْلُقُ مَا یشَاء وَهُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ (1)

خدا آن چنانه ایست كه شما در ابتدا از جسم ضعیف(نطفه) بیافرید آنگاه پس از ضعف و ناتوانی (كودكی) توانا كرد و باز از توانایی (و قوای جوانی) به ضعف و سستی و پیری برگردانید هر چه بخواهد مى‏آفریند و هموست داناى توانا.

این آیات جوانی را مابین كودكی و پیری، ما بین دو نا توانی می‌داند و از آن با نام قوه، توان و نیرو یاد می‌كند كه در آن تمام قواهای انسانی  در حد اعلی خود قرار دارند.

و دوران سوم پیری كه حاصل تجارب و آموخته‌ها پستی‌ها و بلندی‌ها و نتیجه عمل‌های شخصی فرد در جوانی است.

كه اگر از هر یك از سه منظر زندگی انسان مورد توجه قرار بگیرد چه به عنوان هدف در زندگی كودكی چه برای موثر بودن در خلقت چه برای رشد كردن چه برای راه و مسیر زندگی خود، جوانی، و چه برای ثمره دیدن و پاداشت و عقاب، جوانی در جایگاه خاص قرار دارد كه چشم پوشی از آن غیر قابل انكار است.

اسلام عزیز در باب تربیت آدمی‌برنامه ریزی بسیار دقیقی دارد كه این برنامه از اوان كودكی بلكه عقب تر و قبل از تشكیل نطفه و انتخاب محل نطفه و انتخاب همسر برنامه‌هایی دقیق و منظم ارائه می‌دهد كه در جایگاه خود قابل تدبیر است.

امیر المومنین امام علی (ع) در بیان حساسیت جوانی می ‌فرماید:

قلب جوان مانند زمین خالی و مساعد است كه هرچه در آن  بكاری همان درو می‌كنی.(2)

و در باب توجه به این ایام می‌فرماید:

دریابید جوانی را قبل از پیری و سلامتی را قبل از بیماری (3)

توجه به بذرهایی كه بخصوص در ایام جوانی در دل فرد كاشته می ‌شود بدلیل تاثیر گذاری آن و تداوم این تدبیرات و القائات تا ایام پیری آنچنان اهمیت دارد كه در كنار سلامتی روح و جسم قرار می ‌گیرد.

اگر بذر بدرستی كاشته و فرایند داشت آن با دقت و وسواس انجام پذیرد در صورتی كه زمین مساعد باشد آنگونه خواهد شد كه از هر دانه ای یكصد دانه برداشت می‌شود.

من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها و من جاء بالسیئة فلا یجزی الا مثلها و هم لا یظلمون (4).

هر كس كار نیكی بیاورد، ده برابر آن خواهد داشت و هر كس كار بدی بیاورد جز برابر آن، كیفرش ندهند و هرگز به آنان ظلم و ستم نشود.

و اگر به حال خود رها شود در آن علفزار و بیابانی بوجود می‌آید كه محل چرای حیوانات خواهد شد(5)؛ هر چند زمین در ابتدای امر مناسب باشد.

بنابراین باید بذرهایی سالم با روشی صحیح در زمینهای مساعد كاشته شود و از آن با دقت مراقبت نمود، تا به بهترین محصول دست یابیم در این صورت است كه نه زمین تلف می‌شود و نه حیوانات جرات می‌یابند در آن وارد شوند.

 

مقاله

خانواده ابتدایی‌ترین كانون پرورش فرد و محل نهادینه شدن ارزشهای فكری و اخلاقی است. حضور در مدارس ودانشگاهها محل تحصیل مدارج علمی‌واخلاقی و بروز شخصیت ساخته شده در مراحل بعدی رشد قرار دارد. در این بین حضور درمساجد از ابتدایی ترین مراحل رشد اثر بخش تر خواهد بود كه باید توسط والدین صورت گیرد.

قرآن كریم می‌فرماید:

الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا... (7)

اموال و فرزندان زینت‌های زندگی دنیا هستند....

یا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ...(8)

ای فرزندان آدم زیور‌های خود را در ( نزد مساجد ) مقام هر عبادت به خود برگیرد....

از جمع این دو آیه مى فهمیم كه هم فرزندان خود را با مسجد آشنا كنیم و هم مقدارى پول همراه خود ببریم تا اگر فقیرى تقاضا كرد، كمكش ‍ كنیم.

این دوران در واقع كاشت نهال حب مساجد درخانه دل است، چرا كه فرزندان ما آنگونه می‌ شوند كه ما هستیم نه آنگونه كه می‌خواهیم باشند. (9)

انبیاء مرسل و اولیاء الهی تنها تئوری و فرضیه ندارند بلكه عمل هم دارند آنچه می‌گویند اول عمل می‌كنند حتی این طور نیست كه اول بگویند بعد عمل كنند بلكه  اول عمل می‌كنند بعد می‌گویند وقتی بعد از آنكه خودش عمل كرد و گفت آن گفته اش چندین برابر است.(10)

حضور والدین در این مكانهای نورانی نه تنها به نورانیت خانه خود می‌افزایند بلكه نور را به نسلهای بعد نیز منتقل می‌كنند.

تاریخ بسیار نشان داده است كه وارد شدن در مسجد غیر از حضور مداوم و مستمر است. این تداوم و تعامل منوط است به ویژگی‌های مسجد، عوامل جذب و ماندگاری دل در مسجد است. در واقع باید مرحله داشت این نهال با دقت بیشتری از ورود اولیه انجام پذیرد تا وقتی كه به مرحله شكوفایی رسید ثمره ی آن این است كه فرد خود به خود به این سمت كشیده می‌شود.

 

عوامل جذب

عوامل جذب را باید آنچنان طرح ریزی كرد كه سه هدف اساسی را دنبال كند.

1. راغب كردن افراد خارج از مساجد به حضور حداقلی در این اماكن

2. جذب كسانی كه برای اولین بار پا به مساجد می‌گذارند

3. استحكام بیشتر فعالان مساجد

عموماً عوامل رسیدن به هر سه هدف مشترك است كه به ذكر تعدادی از آنها می‌پردازیم.

این عوامل را به دو دسته تقسیم می‌كنیم:

 

خود مسجد

در قرآن كلمه مسجد 28 بار بصورت مفرد و جمع آمده است. در این تكرار‌ها گاه به مساجد خاص اشاره دارد و گاه عموم مساجد را مخاطب قرار می‌دهد.

 

سازندگان مساجد:

از نكات قابل توجه در خصوص مساجد ساخت ابتدایی و سپس تعمیر مساجد ساخته شده است.

إِنَّمَا یعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ یخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَئِكَ أَن یكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ (11)

منحصراً تعمیر مساجد خدا به دست كسانی است كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز به پا دارند و زكات مال خود را بدهند و از غیر خدا نترسند....

هر كسی لایق خدمت به مسجد نیست، سازندگان و تعمیركاران مسجد منحصراً باید افرادی باشند كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته، از اهالی مسجد باشد و نماز را بپا دارد، زكات اموال خود را بپردازند، و از غیر خدا نترسد.

بعد از سازندگان هدف از ساختن مسجد در جایگاه اهمیت است.

هر مسجدی لایق میزبانی مومنان نیست.

قرآن كریم دو مسجد را با هم مقایسه می‌كند یكی سفارش به حضور در آن و آباد كردنش و دیگری سفارش به تخریب می‌كند. و ابتدا به تخریب مسجد كفر سفارش می‌دهد بعد در مسجد تقوی به عبادت بپردازید.

وَالَّذِینَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَینَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَیحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ یشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (12)

و ( گروهی دیگر از منافقانند ) آنانكه مسجدی برای زیان به اسلام بر پا كردند و مقصودشان كفر و عناد و تفرقه كلمه بین مسلمین و ساختن كمینگاهی برای دشمنان دیرینه خدا و رسول بود و....

اشاره به مسجد ضرار در زمان پیامبر دارد كه كفار بعد از تاسیس مسجد قبا تصمیم گرفتند پایگاهی برای شرارت خود تاسیس كنند و مسجدی ساختند  و از پیامبر(ص) دعوت كردند كه اولین نماز را در مسجد ایشان اقامه كند. این در حالی بود كه پیغمبر اكرم (ص) در حال آماده شدن برای جنگ تبوك بودند بعد از برگشت از جنگ با نازل شدن این آیه دستور خرابی مسجد را داد و این مسجد را آتش زدند و ویران كردند.

در مقابل آیه نازل شد:

لاَ تَقُمْ فِیهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ یوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجَالٌ یحِبُّونَ أَن یتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ یحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ(13)

تو (ای رسول ما) هرگز در مسجد آنها (به نماز) مایست كه همان مسجد(قبا) كه بنیانش از اول برپایه تقوای محكم بنا گردیده سزاوارتر است به اینكه در آن اقامه نماز كنی....

و دستور به پیامبر است كه در مساجدی مانند قبا كه بر پایه تقوای الهی است اقامه نماز كن و پیش از این دستور تخریب مساجد كفر را اعلام می‌دارند.

 

ظاهر مساجد:

توجه به ظاهر مسجد نیز ازنكات قابل توجه است.

در تاریخ آماده گاهی ظاهر سازی‌هایی توسط كفر سبب گمراهی اقشار مختلف مردم شده است. سامری دشمت موسی (ع) با زو و زیور و جواهرات گوساله ای زیبا ساخت كه صدایی شگفت داشت و آنرا خدای موسی معرفی كرد و به این طریق پیروان موسی را به انحراف كشاند

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِی  (14)

پس براى آنان پیكر گوساله‏اى كه صدایى داشت بیرون آورد و [او و پیروانش] گفتند این خداى شما و خداى موسى است و [پیمان خدا را] فراموش كرد.

بعضی از دانش آموزان بوی بد فضای تنگ نمازخانه، فرشها وموكتهای آلوده را باعث بی رغبتی به مساجد و نماز جماعت می‌دانند.

آراسته كردن مسجد از همان سردر تا درون مسجد، فضای مسجد، درون محراب و... بگونه ای كه هر ذوق و سلیقه ای را تحریك و جذب خود نماید كه نمونه‌های این مساجد در همین ایران اسلامی‌آمیخته با هنر ناب اسلامی‌كم نیست و باید به آنها اهتمام بیشتری نمود. مانند مسجد امام خمینی (ره)، مسجد لطفعلی خان در اصفهان و... نمونه‌هایی بی نظیر  از آنند كه خود اشتیاق عموم مردم حتی مذاهب دیگر را به حضور در این مساجد دو چندان می‌كند.

 

برخوردهای اهالی مسجد:

هیچ مسجدی ساخته نمی‌شود، برپا نمی‌شود و رونق نمی‌گیرد مگر به ساجدین آن، به كسانی كه به آن رجوع می‌كنند. حاضرین در این مساجد و اهل مسجد در جذب افراد بسیار موثرند.

 

درک جوان

دوران جوانی اقتضائات خاص خود را دارد. جوانان به دلیل ناپختگی، كم تجربگی، احساسات شدید و مشكلات خاص بلوغ خطا ناپذیرند. از طرفی روحیه استقلال طلبی و ستیزه جویی از آنها با قدرت آمیخته شده و آنان همچون نیروی عظیمی‌در لفافه گل مبدل كرده است.

چه بسا یك یا دو عمل تند، نا سنجیده و ناصواب برای همیشه جوانان را از مسجد و عرضه تربیت دینی دور می‌گرداند.

شخصی به مسجد می‌آمد و نماز جماعتش ترك نمی‌شد. توسط یكی از مقدسین مورد عتاب قرار می‌گیرد كه اگر مسلمانی چرا ریشت را این طور كرده ای ؟ او از همانجا سجاده را بر می‌دارد و می‌گوید این مسجد و این نماز جماعت و این دین و این مذهب مال خودتان و رفت كه رفت.(15)

امام علی (ع) بزرگترین الگوی انسان كامل در خصوص درك جوان و برخورد با جانان بزرگترین درس را به ما تعلم می‌دهد.

وقتی امام المومنین علی (ع) با خدمتكارش قنبر برای خرید لباس به بازار رفتند و دو پیراهن یكی دو درهم و دیگری سه درهم خریداری نمودند اما (ع) پیراهن سه درهمی‌را به قنبر دادند. قنبر گفت: شما به این سزاوارتری چون شما بالای منبر می‌روی وخطبه می‌خوانید؛ امام (ع) در پاسخ فرمودند: تو جوانی و میل جوانی داری. (16)

 

خوشرویی و شرح صدر:

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ.

پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراكنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توكل كن زیرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‏دارد(17).

در این حدیث قدسی تنها عامل جذب مردم را به مركزیت پیامبر مكرم (ص) اخلاق بی نظیر و بسیار پر عطوفت ایشان ذكر می‌كنند تاثیر این برخورد در جوانان بسی بیشتر است پیران و كهنسالان است.

پیامبر خطاب به والدین و مربیان در برخورد با جوانان فرمودند: جوانان به دلیل دلی رقیق و قلبی فضیلت پذیر تر، سخنان مرا پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند ولی پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم پرداختند(18)

 

با فطرت جوانان تبلیغ كردن:

استفاده از موذنان، قاریان و مبلغین خوش صدا جذابیت و كششی فوق العاده دارد.

موذنی بد صدا، در شهری زندگی می‌كرد او هر روز با صدای بد و ناهنجار اذان می‌گفت؛ یك وقت دید: یك یهودی برایش هدیه آورد و گفت:

- این هدیه ناقابل را قبول می ‌كنی؟

- برای چی؟

- یك خدمت بزرگ به من كردی

- چه خدمتی؟ من كه خدمتی به شما نكردم.

- من دختری دارم كه مدتی بود تمایل به اسلام داشت از وقتی كه شما اذان می‌گویید و الله اكبر را از تو می‌شنود دگر از اسلام بیزار شد. حال این هدیه را آورده ام برای اینكه تو خدمتی به من كردی و نگذاشتی این دختر مسلمان شود.

در متن فقه اسلامی‌آمده است كه مستحب است موذن صیت خوش صدا باشد. زیرا طبع آدمی‌اینطور است كه وقتی اذان خوش صدا می‌شود جملات آن جور دیگری بر قلبش اثر می‌كند همین طور است قرآن خواندن تبلیغ كرد و... كه اگر با لحن خوش باشد زودتر بر شنونده اثر می‌كند.(19)

در تحقیقاتی كه در آموزش و پرورش انجام شده یكی از دلایل گریز دانش آموزان از مساجد و نماز جماعت، سخنرانی‌های طولانی و تكراری مطرح شده است. (20)

جوان ذاتاً عجول، كم حوصله، پرتوان، پر عاطفه و تیز هوش است. می‌باید كلمات و بیانات جهت تبلیغ قصار و پر معنا باشد. استفاده از تمثیلات روایات و تجربیات عینی، نقل قول‌های معصومین، مخترعین، سرشناسان و... به جذابیت سخنرانی می‌افزاید.

 

نوگرایی و بروز بودن:

نوگرایی از دیگر ویژگی‌های جوان است كه كمتر در مساجد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 بكار بردن تكنولوژی روز، استفاده از جلوه‌های تصویری جهت القاء مفاهیم، یافتن تمثبلات در علوم جدید، ارتباط قرآن و دین با فناوری‌های پیشرفه قابل درك عموم، بیان اكتشافات قرآنی جدید، زیبا سازی ظواهر وسایل اطلاع رسانی در مساجد، ارتباطی مستمرتر و از راهكارهای قطعی و جذاب نسل امروز است.

داستان سامری در زمان حضرت موسی (ع) از نمود‌های بارز این بیان است.

 

ارشاد عملی:

قبلاً هم ذكر شد كه ابزار تبلیغ اولیاء الهی پیش از قول، عمل بود است. تا در رفتار فضایل رشد نكند هیچ سخنی تاثیر گزار نخواهد بود.

امام صادق (ع): هرگاه شخص عالم به مقتضیات علم خویش عمل نكند اثر موعظه اش همچون آب باران بر روی سنگ صاف از قلب مومن محو خواهد شد.(21)

كسی كه خود را پیشوای مردم قرار می‌دهد پیش از آنكه به آموزش دیگران بپردازد باید خود را آموزش دهد و نیز باید تربیت كردار او بر تربیت گفتارش پیشی داشته باشد.(22)

قولوا قولاً سدیاً (23)

قطعا كسانی كه به مسجد رجوع می‌كنند با خود كوله باری از پرسشها و ابهامات به فراخور تحصیلات و موقعیت اجتماعی همراه دارند. ابتدایی ترین  نیاز رفع شبهات ذهنی است كه با ایجاد زمینه اطمینان بخش برای طرح پرسش‌ها و نظرات سپس ارائه پاسخ‌هایی محكم و استوار سبب خواهد شد معاشرت این افراد با اینچنین مكان قابل اعتمادی فزونی یافته و لذت بخش باشد.

 

رفع كاستی‌های اساسی در رشد و توسعه

اما مهمترین و شاید حساس ترین روش برای جذب جوانان امروز بخصوص در كشور اسلامی‌و جمهوری مسلك ایران تامین آرامش روانی و برطرف كردن دغدغه‌های آینده نگر ایشان است.

جذب به دین در ادوار مختلف متفاوت بوده است همانطور كه معجزات انبیاء الهی نیز كمتر شبیه به هم بوده و با مقتضیات زمان همخوانی ویژه ای داشته است.

در زمانی كه شعبده بازی و طردستی در جامعه رواج داشت حضرت موسی (ع) به خواست خداوند عصا اژدها كرد و دست نورانی نمایش داد ؛ و آن زمانی كه بیماریهای گوناگون شیوع داشت و متخصصین از درمان آنها عاجز بودند عیسی (ع) بیماران را شفا می‌داد و مردگان را زنده می‌كرد؛ و در دوران جاهلیت كه شعر و سراینده گی در بین مردم گسترش داشت نبی مكرم اسلام كتابی آورد جاودانه كه باعث حیرت عالمیان تا آخرین ساعات زندگی بشریت است.

بزرگترین مبلغین دین با رفع نیاز جامعه و عطش و خواست آنها دلایلی بر حقانیت خود ارائه كرده و اقشار مختلف را به خود جذب نموده اند.

آنچه نا گفته پیداست از بارزترین دغدغه‌های امروز خانواده‌ها و درباره نسل جوان امر اشتغال و ازدواج است.

 

سخن معصومین در باب ازدواج:

قالَ النَّبِی(صلى الله علیه وآله وسلم): تَزَوَّجُوا وَ زَوِّجُوا الاَْیمَ فَمِنْ حَظِّ امْرِء مُسْلِم إِنْفاقُ قیمَةِ أَیمِهِ وَ ما مِنْ شَىْء أَحَبَّ إِلَى اللّهِ مِنْ بَیت یعْمَرُ فِى الاِْسلامِ بِالنِّكاحِ.(24)

رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: ازدواج كنید، و پسران و دختران مجرّد را همسر دهید، نشانه نیك بختى مسلمان این است كه مخارج شوهر كردن زنى را به عهده بگیرد. چیزى نزد حضرت حق محبوبتر از خانه اى كه در اسلام به سبب نكاح آباد شود نیست.

قالَ النَّبِی(صلى الله علیه وآله وسلم):

 مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دینِهِ، فَلْیتَّقِ اللّهَ فِی النِّصْفِ الْباقی.(25)

رسول حق(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: هر كس ازدواج كند، نیمى از دینش را بازیافته نسبت به نیم دیگر تقواى الهى را رعایت كند.

قالَ النَّبِی(صلى الله علیه وآله وسلم): زَوِّجُوا أَیاماكُمْ فَإِنَّ اللّهَ یحْسِنُ لَهُمْ فى أَخْلاقِهِمْ وَ یوسِعُ لَهُمْ فى أَرْزاقِهِمْ وَ یزیدُهُمْ فى مُرُوّاتِهِمْ.(26)

نبى اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: مردان مجرد و عزب خود را زن دهید، تا حضرت حق اخلاقشان را نیكو، و روزیشان را فراخ و گشاده، و جوانمردیشان رازیاد كند.

 

سخن معصومین در باب كار كردن و اشتغال زایی:

خداوند بنده پرخواب و انسان بیكار را دشمن دارد.(27)

امام باقر علیه السلام فرمود: كسى كه در كار دنیایش تنبل باشد، در كار آخرتش تنبل‏تر است.(28)

شخصى از دوستان رسول اكرم نزد ایشان شرفیاب شد و از حضرت درخواست چیزى كرد؛ رسول اكرم از او پرسید: چه دارى؟ جواب داد: از مال دنیا فقط ظرفى براى آب خوردن و یك قطعه پارچه كه قسمتى از آن را روى زمین و قسمت دیگر را به حالت روانداز استفاده مى كنم، پیغمبر اسلام فرستاد ظرف و پارچه را آوردند آنگاه پرسید: آیا كسى هست این دو چیز را بخرد؟

شخصى آن دو اثاث را به دو درهم خرید، پیغمبر فرمود: یك درهم آن را خوراكى بخر و درهم دیگر را طنابى تهیه كن و در بیابان هیزم جمع كن و در بازار بفروش.

آن مرد مشغول كار شد، بعد از دو هفته نزد پیغمبر (صلى الله علیه وآله) آمد عرض كرد: از روزى كه كار كرده ام تا امروز پانزده درهم پس انداز نموده ام، سپس از آن مبلغ مقدارى غله و جامه خرید.

رسول اكرم به او فرمود: ببین از این دو عمل كه انجام داده‌اى كدامیك بهتر یا بدتر است، آیا كوشش نیكوتر است یا گدایى؟(29)

 پر واضح است كه خود كار كردن در شرع مقدس اسلام جایگاه والا و اشتغال‌زایی در جایگاه بالاتری قرار دارد.

 

پیشنهادات

یكی از مشكلات اساسی تشكیل خانواده در میان قشر جوان بالا بودن هزینه‌های مسكن و حتی اجاره كه همراه با پیش قسط‌های چند ملیونی و اجاره‌های چند صد هزار تومانی برای خانه‌های نه چندان عالی است كه با توجه به نبود امنیت شغلی، فشار روانی بسیار بالا و... از موانع بسیار مهم به شمار می‌رود.

از آنجایی كه كثیر نماز گزاران افرادی صاحب خانه و یا معتمدین می‌باشند قادرند سرپناهی موقت با پیش قسط و اجاره‌هایی نازل و در حد توان مالی زوج جوانی كه تازه پا به عرصه زندگی زناشویی گذاشته اند، كمك بسیار عظیمی‌در تسریع امر ازدواج آنان داشته باشند و مطمئن باشند كه اجر وثواب آن نزد حضرت احدیت پوشیده نخواهد ماند.

   فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ (30)

پس هر كه هم وزن ذره‏اى نیكى كند [نتیجه] آن را خواهد دید.

وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ (31)

و هر كه هم وزن ذره‏اى بدى كند [نتیجه] آن را خواهد دید

- در اكثر مساجد افرادی دارای نفوذ و یا صاحب شركت و كارخانه در مساجد حضور می‌یابند. با شناسایی افراد بیكار، مستعد، اهل علم و فن و مورد تایید معتمدین و ائمه محترم جماعت با نظارت كامل آنان هدایت و جهت اشتغال ایشان قدمی‌بردارند. و اینچنین هم مشكل بیكاری جامعه حل با تمام عواقب آن رفع می‌شود هم اجر بینهایت اخروی نصیب مسبب و كارفرما خواهد داشت.

به واجبات بپردازید و بجای مستحبات به امور مردم برسید اگر از شما سوال شد بگویید فاضل گفته است. آیت الله العظمی‌فاضل لنكرانی(ره)(32)

رسیدگی به كار مردم و برطرف كردن مشكلات آنان در بطن اسلام با نمونه‌هایی مانند خمس، زكات، امر به معروف  و نهی از منكر و... نا گفته هویداست.

و از حضرت ابى جعفر روایت شده كسى كه براى برآوردن حاجت مؤمن قدمى بردارد خداوند دستور فرماید كه هفتاد و پنج هزار فرشته او را روز قیامت سایه كنند و هر قدمى كه برمیدارد برایش حسنه‏اى نوشته مى‏شود و گناهى از نامه عملش برداشته شود و بآن قدم درجه‏ اى باو در بهشت داده شود هر گاه از حاجت آن مؤمن فارغ شد خداوند پاداش حج و عمره در نامه عملش مى ‏نویسد.

اگر مساجد مجری و پیشتاز تسهیل امر ازدواج وكار قرار گیرد نه تنها سبب جذب جوانان به مساجد خواهد شد بلكه با ایجاد یك احساس دِین در جوانان این قشر غیرت مند و عفیف سبب رشد بی نظیر و چشم گیر مساجد و همچنین گرایش فراحد تصور ادیان دیگر به دین مبین اسلام خواهد بود.

 وَأَنكِحُوا الْأَیامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن یكُونُوا فُقَرَاء یغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (34)

بى‏ همسران خود و غلامان و كنیزان درستكارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بى‏ نیاز خواهد كرد و خدا گشایشگر داناست.

و هر كس در ازدواج زن و مردى تلاش كند، خداوند به تعداد هر مویى از بدنش شهرى در بهشت به او كرامت مى‏فرماید و پاداشش مانند كسى است كه پیغمبرى را خریده و در راه خدا آزاد كرده و اگر موقع رفتن به خانه خود از دنیا برود، در قیامت جزء شهیدان خواهد بود. (35)

وعده خدا حق است ؛ اگر اسباب تسهیل ازدواج جوانان را فراهم كنیم خدا از فضل خویش همه را از تمام فقر بی نیاز می‌كند و اگر از هر فقری بی نیاز شوند تمام مشكلات برطرف و جامعه به سمت تعالی خواهد رفت.

 

نتیجه گیری

آنچه قابل تامل است تغییر دیدگاه جوانان نسبت به مساجد بعنوان یك پناهگاه و یك دست خداوند متعال كه به سوی آنها دراز شده و آنها را به رستگاری می‌خوانند. آیا با این سلوك دیگر كسی از خدا و خانه اش گریزان می‌شود... !؟

 

منابع

1. سوره روم آیه 54

2. غرر الحكم ج 3 ص 90

3. غررالحكم , ص 340

4. سوره انعام آیه 160

5. استاد مطهری،انسان كامل

6. نهج الفصاحه، حدیث 2050

7. سوره كهف آیه 46

8. سوره اعراف آیه 31

9. پیوند ش 24 ص32

10. استاد مطهری حماسه حسینی ج2 ص106

11. سوره توبه آیه 18

12. سوره توبه آیه 107

13. سوره توبه آیه 108

14. سوره طه آیه 88

15. استاد مطهری، حماسه حسینی ج2 ص101

16. بحار الانوار ج3 ص 367

17. سوره آل عمران آیه 159

18. سفینه-البحار ج1 ص176

19. استاد مطهری، حماسه حسینی ج1 صص192،193

20. پیوند ش243 ص32

21. اصول كافی ج 1 ص 44

22. نهج البلاغه قصار 70

23. سوره احزاب آیه 70

24. همان مدرك/7

25. بحار، ج 103، ص 219

26. همان مدرك/8

27. وسائل، ج 12، ص 37

28. وسائل، ج 12، ص 37

29. بحار الانوار: 100/10، باب 1، حدیث 44

30. سوره الزلزلة آیه 7

31. سوره الزلزلة آیه 8

32. به تائید دفتر معظم له (ره)

33. ارشاد القلوب-ترجمه رضایى، ج‏1، ص: 352

34. سوره نور آیه 32

35. ارشاد القلوب-ترجمه سلگى، ج‏1، ص: 457

 

منبع : center.namaz.ir

 

لينکهای    
 هفته      

 

دانلودانه
مرکز ارایه کتاب و نرم افزارهای رایگان کامپیوتری

 

مرکز اطلاعات علمی تخصصی مدیریت

 

Scientific Information Database
پايگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی

 

مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی

 

پايگاه نشريات الكترونيكی دانشگاه تهران

 

تصویر جالب ماهواره ای از کل زمین