مجله شماره نود و سوم  

شنبه 25 دی 1389 10 صفر 1432 15 ژانویه 2011  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُـلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا 95 دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا 96 إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا 97 إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً 98 فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا 99 وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا 100 وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا 101

ترجمه فارسی مکارم

(هرگز) افراد باايمانى كه بدون بيمارى و ناراحتى، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانى كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند، يكسان نيستند! خداوند، مجاهدانى را كه با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان ( ترک‏ كنندگان جهاد) برترى مهمى بخشيده; و به هر يک از اين دو گروه (به نسبت اعمال نيكشان،) خداوند وعده پاداش نيك داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظيمى برترى بخشيده است 95 درجات (مهمى) از ناحيه خداوند، و آمرزش و رحمت (نصيب آنان مى ‏گردد); و (اگر لغزش هايى داشته ‏اند،) خداوند آمرزنده و مهربان است 96 كسانى كه فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: شما در چه حالى بوديد؟ (و چرا با اينكه مسلمان بوديد، در صف كفار جاى داشتيد؟!) گفتند: ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم آنها ( فرشتگان) گفتند: مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟! آنها (عذرى نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند 97 مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه براستى تحت فشار قرار گرفته ‏اند (و حقيقتا مستضعفند); نه چاره‏ اى دارند، و نه راهى (براى نجات از آن محيط آلوده) مى‏ يابند 98 ممكن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد; و خداوند، عفو كننده و آمرزنده است 99 كسى كه در راه خدا هجرت كند، جاهاى امن فراوان و گسترده ‏اى در زمين مى‏ يابد و هر كس بعنوان مهاجرت به سوى خدا و پيامبر او، از خانه خود بيرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست; و خداوند، آمرزنده و مهربان است 100 هنگامى كه سفر مى ‏كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه (و خطر) كافران بترسيد; زيرا كافران، براى شما دشمن آشكارى هستند 101

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین  

 

 

 

 

دیو چو بیرون رود...

 

شاه در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ ناگزیر در برابر خشم و خروش یک ملت به جان آمده از ستم می گریزد.

او می گریزد از عَلَم هایی که مویه های عاشورایی را پژواک می کنند.

او می گریزد از دست هایی که مُزدورانش قلم کرده اند.

او می گریزد از چشم هایی که بر نگاهشان، میلِ داغ کشیده است.

او می گریزد از سرهایی که با امضایش بر دار رفته، از سرانگشتانی که ناخن هایش را کشیده، از خانه هایی که بر سر صاحبانش آوار کرده است.

او می گریزد از گذشته ننگین و می رود به سوی آینده چرکین!

او می گریزد از پیغمبر بهار و از اصحابِ آن بزرگوار.

او می گریزد و تمام پنجره های بسته، بعد از او باز می شود.

او می رود و تمام فانوس هایی که اجازه روشنی نداشتند، روشن می شود.

بعد از او، آیینه ها زلالی شان را پنهان نمی کنند.

سقفِ اندیشه بلند می شود.

بهارِ حقیقی، در باغچه دل ها می روید.

رنگین کمانِ آزادی طلوع می کند.

و دیگر کسی بر مناره های خاموش، سَرِ بریده مرغِ آمین را نخواهد دید.

او می رود و روشنیِ جهان، به میهن باز خواهد گشت.

بعضی از تحلیل گران خارجی سال 1975، یعنی اواخر سال 1353 و 9 ماهه ی اول سال 1354، را نقطه  آغاز افول قدرت شاه در ایران می دانند. وقایعی که در این سال رخ داد، به حسب ظاهر همه از نیرومندتر شدن موقعیت شاه و رژیم سلطنت در ایران حکایت می کرد. درآمد نفت چهار برابر شد و به مرز سالانه 20 میلیارد دلار رسید که با قدرت خرید آن روز دلار، رقم هنگفتی به شمار می آمد.

شاه با اعلام یک سیستم تک حزبی در اسفند 1353، حکومت مطلقه خود را بر کشور تثبیت کرد، آشتی با عراق و امضای قرارداد حل اختلافات دو کشور که براساس بیانیه  الجزایر تنظیم شده بود، به نگرانی های ایران از مرزهای غربی خود خاتمه داد، روابط ایران با همه  کشورها اعم از شرق و غرب توسعه یافت و سیل سران و دولتمردان خارجی، برای بهره گرفتن از خوان نعمتی که بر اثر افزایش ناگهانی درآمد نفت در ایران گسترده شده بود، به ایران سرازیر شد. در این میان درباریان، به فکر راه انداختن جشن های تازه ای افتادند.

این بار پنجاهمین سال سلطنت خاندان پهلوی را در آبان 1354، بهانه ای برای ریخت و پا ش های تازه قرار دادند.

محمدرضا شاه پس ازروی کار آمدن کارتر در سال ۱۹۷۷، برای جلب رضایت  آمریکایی ها  دولت سیزده ساله هویدا  را  تغییر داد ، جمشید آموزگار دولتمرد تحصیل کرده آمریکا را به صدارت گماشت و خود راهی آن کشور شد . تظاهرات انبوه  مخالفان  هنگام  ورود او  به  کاخ سفید که موجب پرتاب گاز اشک آور از طرف پلیس و اشک ریختن کارتر و مهمانانش شد ،  آغاز ناخوشایندی برای این سفر بود . اما شاه در همان دیدار نخستین با رئیس جمهور، متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری کند ،  شاه پس از بازگشت از آمریکا اعتماد به نفس خود را بازیافته و باردیگر با خیال راحت بر اریکه سلطنت تکیه زد .  ولی مشکلات اقتصادی ناشی از ریخت و پاش های گذشته و تشدید مخالفت ها ، با حکومت خود کامه و مفاسد روز افزون رژیم ،  به تدریج روند نهضتی را در جامعه شدت بخشید که مهار آن ،  روز به روز دشوارتر می شد . اقدام شتاب زده رژیم در برقراری حکومت نظامی ،  فاجعه ۱۷ شهریور میدان ژاله را آفرید . انعکاس جهانی این فاجعه ، رژیم را از اجرای مقررات حکومت نظامی بازداشت و تظاهرات و اعتصابات تازه ای رابه دنبال آورد.

تیراندازی به سوی دانشجویان و دانش آموزان در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران و کشته و زخمی شدن تعدادی از آن ها، تظاهرات بی سابقه ۱۴ آبان را در تهران به دنبال داشت. شاه همان روز با چرخبال بر فراز شهر پرواز کرد و پس از مشاهده شعله های آتش که از صدها نقطه شهر زبانه می کشید ، به کاخ نیاوران بازگشت ، سفیران آمریکا و انگلیس را فرا خواند تا تصمیم خود را درمورد تشکیل یک دولت نظامی به آن ها ابلاغ کند . در آن جلسه ، شاه حکم نخست وزیری ارتشبد ازهاری را امضا کرد و فردای آن روز ضمن اعلام تشکیل دولت نظامی ، گفت که صدای انقلاب ملت را شنیده و قول می دهد اشتباهات گذشته جبران شود .

گسترش موج اعتصابات در سراسر کشور، به خصوص صنعت نفت ، مملکت را به حالت کاملا فلج درآورد و درآمد ارزی کشوربه صفر رسید . شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود، به رهبران جبهه ملی روی آورد و قبل از همه ، دکتر صدیقی را برای نخست وزیری در نظرگرفت . دکتر صدیقی پس از یک هفته بررسی ، از قبول پیشنهاد شاه خودداری کرد. شاه نیز از شاپور بختیار برای تشکیل دولت دعوت کرد . بختیاراین پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیارات کامل و خروج شاه از کشور بعد از رای اعتماد مجلسین  به دولت پذیرفت.

سرانجام شاه روز ۲۶ دی ۱۳۵۷، پس ازعدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود ، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت.

مشایعت کنندگان ، نخست وزیر ، رؤسای مجلسین ، وزیر دربار ، رئیس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند که مقارن ساعت یازده و نیم صبح ، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.

مورخان معتقدند شكل‌گیری و گسترش نهضت اسلامی و هماهنگی قیام‌های مردمی به رهبری امام خمینی(ره) و برگزاری مراسم چهلم‌های شهدا در شهرهای مختلف و كشتار 17 شهریور و اعتصاب كاركنان شركت ملی نفت، كنترل امنیت كشور را از دست نیروهای رژیم و حتی حكومت نظامی خارج نموده و موجب شد كه در زمان كوتاهی، پایه‌های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شود. همین تحولات درنهایت منجر به فرار شاه در 26دی 1357 شد.
ساعت نیم بعد ازظهر، شاه و همسرش با هواپیمای اختصاصی تهران را به مقصد مصر ترک کردند. پس از خروج شاه ، مردم  با آمدن به خیابان ها ، اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند و آماده پذیرایی از امام خمینی رهبر بزرگ انقلاب شدند ( دیو چو بیرون رود فرشته در آید ) ،  رژیم سلطنتی کمتر از یک ماه پس از فرار شاه سقوط کرد و طومار عمر رژیم سراسر ظلم و جور ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، در هم پیچیده شد.

سالروز فرار اسطوره ستم و خودكامگی  از سرزمین عدالت و آزادگی بر همه آزاد اندیشان ایران زمین مبارك باد!

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

برنامه ريزی - شرايط و ويژگى هاى هدف


 

يكى از صاحب نظران و نظريه پردازان مديريت در توضيح اهداف و تبيين ويژگى هاى آن مى گويد: سازمان بايد اهداف نهايى داشته باشند، نه اهداف زودگذر. اهداف بايد مشخص بوده و خوب تعريف شوند تا كاركنان تصوير روشنى از آن ها به دست آورند. از جنبه انتزاعى بودن اهداف بايد فاصله گرفت . (1)
 
از آن جا كه هدف ، در سازمان ها نقشى محورى بر عهده داشته و هدايت و راهبرى كليه تلاش هاى فرد و سازمان را بر عهده دارد، بايستى داراى خصوصيات و ويژگى هايى باشد كه بتواند اين نقش مهم را به بهترين شكل در سازمان ايفا كند. برخى از اين ويژگى ها و خصوصيات كه در سخنان ارزشمند امام على (ع ) مورد توجه قرار گرفته عبارتند از:


 
الف ) بزرگ و چالشى بودن
 
اولين ويژگى مهمى كه مى توان براى هدف ، ذكر كرد، عالى و چالشى بودن آن است ؛ چرا كه اهداف بزرگ ، انگيزه افراد را براى تلاش و كوشش بيش تر افزايش داده ، در نتيجه باعث خواهد شد كه سطح عملكرد افزايش پيدا كند.
 
داشتن اهداف عالى از مطالبى است كه در روايات و سخنان معصومان (ع ) مورد تاءكيد و سفارش قرار گرفته ، و شايد دليل اصلى اين همه تاءكيد آن باشد كه داشتن اهداف بزرگ ، باعث افزايش انگيزه افراد براى تلاش و كوشش ‍ بيش تر در جهت دستيابى به آن اهداف مى شود. امير مؤ منان على (ع ) در تبيين اين نكته مى فرمايد:
 
هموم الرجل على قدر همته ؛ (2) تلاش و كوشش آدمى به اندازه هدف اوست .
 
بنابراين ، هر قدر كه اهداف پيش بينى شده ، بزرگ و عالى باشند، افراد انگيزه بيش ترى پيدا كرده ، و تلاشى دو چندان براى رسيدن به آن هدف ها از خود نشان خواهند داد؛ چرا كه دستيابى به اهداف بزرگ و عالى مشكل تر بوده و به تلاش و كوشش بيش ترى نياز دارد، در نتيجه هر مقدار كه هدف ها مشكل تر باشند، عملكردها در سطحى عالى تر خواهند بود، و اگر يكى از كاركنان كار سخت و مشكلى را پذيرفت ، تقريبا آنچه از دستش بر مى آيد انجام خواهد داد تا به هدف مزبور برسد. (3)
 
به عبارت ديگر؛ هر قدر كه هدف ها بزرگ تر و چالشى بوده و دستيابى به آن ها مستلزم تلاش و كوشش بيش ترى باشد، كاركنان سازمان تمام توانايى خود را براى رسيدن به آن به كار خواهند گرفت ، و اين مساءله باعث خواهد شد كه عملكرد افراد در سطح عالى و مورد قبول باشد.
 
امام على (ع ) مى فرمايد:
 
من كبرت همته كبر اهتمامه ؛ (4) هر كس كه هدفش بزرگ باشد، تلاش و كوشش او بسيار خواهد بود.
 
بنابراين ، مى توان گفت كه يكى از راه هاى انگيزه در ميان كاركنان سازمان و در نتيجه ، ارتقاى سطح عملكرد آن ها، اين است كه سازمان اهدافى بزرگ و عالى انتخاب كند، به طورى كه دستيابى به آن ها مشكل بوده و مستلزم تلاش بيش ترى باشد.
 
داشتن هدف هاى عالى و بزرگ در سازمان علاوه بر اين كه موجب افزايش ‍ انگيزش كاركنان سازمان مى شود، علامت رشد و بالندگى فرد و سازمان بوده و مبين آن است كه فرد يا سازمان تصميم گرفته است تا مسير تكامل و توسعه را بپيمايد؛ لذا مى تواند افتخار بزرگى محسوب شود؛ چنان كه حضرت على (ع ) فرمود:
 
ينبغى اءن يكون التفاخر بعلى الهمم ؛ (5) سزاوار است كه تفاخر، در عالى بودن اهداف باشد.
 
همچنين آن حضرت در يكى ديگر از بيانات خود، اين نكته را مورد توجه قرار داده و مى فرمايد:
 
انما سراة الناس اولو الاخلام الرغيبة و الهمم الشريفة ؛ (6) همانا بزرگان مردم ، صاحبان عقل هاى ژرف نگر و گسترده ، و دارندگان اهداف و همت هاى شريف هستند.
 
بيان اين نكته ضرورى است كه توصيه و سفارش امير مؤ منان على (ع ) در مورد داشتن اهداف عالى و بزرگ ، مخصوص و محدود به داشتن هدف هاى بزرگ دنيوى و مادى نيست ؛ بلكه يكى از مصاديق اصلى و قطعى آن ها، اهداف بزرگ و عالى معنوى و اخروى است ؛ چنان كه در برخى از سخنان ايشان ، به اين مهم تصريح شده است . آن حضرت مى فرمايد:
 
اجعل همك لآخرتك ؛ (7) هدف خود را آخرتت قرار بده .


 
ب ) واضح و مشخص بودن
 
هدف يا اهدافى كه براى سازمان مشخص و تعيين مى شود، بايد تصريح و روشن باشد. وضوح و صراحت هدف ، به تعريف دقيق هدف از انجام كار بستگى دارد. به طور معمول ، صراحت به معناى بيان هدف در قالب عبارات روشن ، و در صورت امكان در قالب عبارات كمى مى باشد.
 
برخى از صاحب نظران مديريت ، مشخص و صريح نبودن هدف را يكى از مشكلات اساسى آن ها دانسته و معتقدند: يكى از رايج ترين ضعف هاى اهداف سازمانى ، اين است كه با عبارات خيلى كلى بيان مى شوند. (8) بنابراين ، يكى از صفات و ويژگى هاى مهم هدف خوب و مؤ ثر، آن است كه كاملا روشن و صريح باشد؛ زيرا هدف ، تعيين كننده جهت حركت سازمان و مسير فعاليت هاى آن است ؛ و براى اين كه بتواند اين رسالت را به خوبى انجام دهد بايد به صورت واضح و روشن تبيين شود.
 
دقت در سيره مديريتى امام على ) اين نكته را روشن مى كند كه آن حضرت همواره به اين مطلب توجه داشته است . چنان كه پيش از اين بيان شد، ايشان هر گاه كسى را به عنوان كارگزار منطقه اى انتخاب مى كرد، قبل از اعزام وى به منطقه مورد نظر، اهداف و انتظارات خود را به روشنى و با صراحت نوشته و در اختيار او مى گذاشت .


 
ج ) واقع بينانه بودن
 
يكى ديگر از ويژگى ها و خصوصيات مطلوب در اهداف ، واقع بينانه و قابل حصول بودن آن هاست . اهدافى كه براى سازمان انتخاب مى شوند، بايد به گونه اى باشند كه با امكانات و توانايى هاى سازمان تناسب داشته ، و امكان دستيابى به آن ها براى سازمان وجود داشته باشد.
 
درست است كه در تعيين اهداف بايستى هدف هاى بزرگ و عالى انتخاب شوند؛ ليكن نبايد اين اهداف خيالى و غيرواقعى باشند، به طورى كه دستيابى به آن ها غير ممكن بنمايد. اهداف انتخابى بايد در عين اين كه والا و بزرگ هستند، قابل دسترسى و امكان پذير بوده ، و با تلاش و كوشش - هر چند زياد - بتوان آن ها را به دست آورد.
 
تعيين و انتخاب اهداف غير قابل حصول ، و اهدافى كه دستيابى به آن ها با امكانات و توانايى هاى سازمان تناسب ندارد، علاوه بر اين كه سازمان را در رسيدن به هدف ها ناكام مى كنند، موجب گرفتار شدن سازمان در مشكلات و دشوارى ها شده و خطراتى را نيز براى آن به وجود خواهند آورد.
 
امير مؤمنان على (ع ) در مورد آثار سوء تعيين اهداف غير قابل دسترس ‍ مى فرمايد:
 
عشرة يفتنون اءنفسهم - الى اءن قال : - و الذى يطلب ما لا يدرك ؛ (9) ده گروه خود را به رنج و بلا گرفتار مى سازند؛ تا اين كه فرمود:... و كسى در پى چيزى است كه دست نيافتنى باشد.
 
برخى از صاحب نظران مديريت ، معتقدند: گر چه اهداف بايد دشوار و چالشى باشند؛ ليكن بايد واقع بينانه و مناسب با منابع موجود نيز باشند. اگر اهداف خيلى دشوار بوده يا بدون توجه به محدوديت هاى محيطى ، يا استعدادها و توانمندى هاى مديريتى تعيين شوند، مديران و كاركنان دلسرد و نااميد شده ، و به سمت و سوى عملكرد ضعيف يا نامناسب هدايت مى شوند. (10)
 
بنابراين ، ضرورى است اهدافى كه سازمان براى خود انتخاب مى كند، واقع بينانه باشند؛ و در حقيقت با توجه به توانايى ها و امكانات تعيين گردند؛ زيرا اهدافى كه در تعيين آن ها، امكانات و توانايى هاى سازمان و مديران آن ، مورد توجه جدى قرار نگرفته باشد، نه تنها كمكى به رشد و پيشرفت سازمان نمى كنند، بلكه مى توانند مانعى بزرگ در راه حركت سازمان بوده و تاثيرات منفى بر عملكرد سازمان داشته باشند.
 

پی نوشت:

 (1) 55:P ؛Theory Organization :Stephen ,Robbins
 (2)
غررالحكم و دررالكلم ، حديث 10059
 (3) .222:P
؛Behavior Organization :Stephen ,Robbins
 (4)
غررالحكم و دررالكلم ، حديث 7850.
 (5)
همان ، حديث 10953.
 (6)
همان ، حديث 3914.
 (7)
همان ، حديث 2453.
 (8) .155:P
؛Managenent :David ,Kurtz ,Louis ,Boone
 (9)
بحار الانوار، ج 73، ص 159.
 (10) .209:P
؛Management ؛Others ,Cortland ,Bovee

 

جمله      
 مديريتی
    

به خاطر تو ...

The most beautiful thing is to see a person smiling,

And even more beautiful, is to know that you are.

 

زیبا است که ببینیم کسی میخندد،

و زیباتر اینکه بدانی، خودت باعث خنده اش شده ای.

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

ریشه های کفر

 

 

امام صادق (ع) فرمودند:


اصولُ الکُفرِ ثَلاثَهٌ الحِرصُ وَ الاِستِکبارُ وَ الحَسَدُ

ریشه های کفر سه چیز است: حرص، بزرگ منشی نمودن و حسد ورزیدن

(جهاد النفس ح 550)

 

 

طنز       
مديريتی    

سوال نابجا!

 

از گورخری پرسیدم: تو سفیدی، و راه راه سیاه داری، یا اینكه سیاهی و راه راه سفید داری؟

گورخر به جای جواب دادن پرسید:

تو خوبی،  فقط عادت‌های بد داری، یا بدی و چندتا عادت خوب داری؟

ساكتی، بعضی وقت‌ها شلوغ می‌كنی، یا شیطونی و بعضی وقتها ساكت می‌شی؟

ذاتا خوشحالی، بعضی روزها ناراحتی، یا ذاتا افسرده‌ای و بعضی روزها خوشحالی؟

لباس‌هات تمیزن،  فقط پیرهنت كثیفه، یا كثیفن و شلوارت تمیزه؟

و گورخر پرسید و پرسید و پرسید و پرسید و پرسید، و بعد رفت!

نتیجه اخلاقی: دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره راه ‌راه‌هاشون چیزی نمی ‌پرسم!

 

حکايت     
مديريتی    

سرمای انتظار

 

 پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز  پیری را دید كه با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.

از او پرسید : آیا سردت نیست؟

نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا  برایت بیاورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصروعده اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که درکنارش با خطی ناخوانا نوشته بود :

ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کنم اما وعده لباس گرم تومرا از پای درآورد.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

۷ تاکتیک موفقیت

 

بیان مهم ترین تاکتیک‌های یک زندگی موفق که می‌تواند تحولی شگرف در زندگی ایجاد نماید، در قالب ۷ تاکتیک راهبردی.

انسان‌های هدفمند و موفق همواره دنبال راهکارهایی می‌گردند تا با سرعت و کیفیت بیشتری اهدافشان را محقق و زندگی زیبایی را برای خود و اطرافیانشان مهیا نمایند.هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی لازمه یک زندگی موفق و با نشاط است و افرادی که به دنبال خوشبختی و سعادت می‌گردند قطعاً باید برای رسیدن به این نعمت بیکران، هدفمند و باانگیزه حرکت کنند.

آرامش و نشاط از اهداف متعالی یک زندگی موفق است که برای رسیدن به آن می‌بایست تاکتیک‌ها و راهکارهای معینی را تدوین و براساس آن یک زندگی آرام و با نشاط را ایجاد نمود. در این مقاله مهم‌ترین تاکتیک‌های یک زندگی موفق که می‌تواند تحولی شگرف در زندگی شما ایجاد نماید را در قالب ۷ تاکتیک راهبردی بیان خواهیم کرد.

آنچه را که ذهن بتواند تصور و باور کند قابل دستیابی است به شرطی که با ذهنیتی همواره مثبت توأم باشد و افکار منفی آن را مخدوش نکند، پس بیاییم مسیر زندگی خود را بر مبنای باورهای مثبت و یک روحیه عالی طراحی کرده و با امید زیباتر شدن زندگی خود و اطرافیانمان از فرصت‌های طلایی زندگی نهایت استفاده را نماییم.

عفوکردن دیگران در واقع لذت بردن از زمان حال و خلق آینده‌ای زیباست. وقتی که ما با دیگران مهربان باشیم و به راحتی آنها را ببخشیم، آنها نیز تغییر کرده و رفتار خود را تصحیح می‌نمایند؛ پس انتخاب همیشه با ماست که مهار زندگی خود را به دست بگیریم و در حال زندگی کنیم و یا اینکه خود را در لجاجت‌‌ها و پریشانی‌های گذشته زنجیر کنیم.

اگر اندیشه ما لذت بردن از کمک به دیگران باشد، دیگر به دنبال لذت تشکر و قدردانی نمی‌رویم و بدانیم که در این عالم چیزی محو و نابود نمی‌شود چرا که اگر امروز شما خدمتی به دیگران انجام دهید، در زمانی دیگر این محبت به بهترین شکل به شما برمی‌گردد.

شکرگزاری به درگاه خدای مهربان نه تنها از دیدگاه اعتقادی قابل تحسین است بلکه از نظر علمی نیز اثبات گردیده که انسان‌های شاکر زندگی آرام و موفقی دارند چرا که انسان جذب کننده بیشترین و شایع‌ترین افکار خویش می‌باشد و اگر به زیبایی‌ها و نعمت‌های اطرافش بیندیشد،‌ نعمت‌های بیشتری را جذب خود می‌نماید؛ پس با شکرگزاری‌ به درگاه خدای مهربان و تفکر درباره داشته‌های خود، موجی از نعمت‌ها و برکات را به زندگی خود هدیه نماییم.

زمانی‌ که ما مشکل فردی را حل کنیم در واقع آرامش و نشاط را به خود هدیه می‌دهیم و لذت خدمت به دیگران بیشترین نشاط را در ما ایجاد خواهد کرد. آنچه در روایات دینی ما نیز آمده است مؤید آن است که ما بایستی همواره با چهره‌ای گشاده و خندان در جامعه حاضر شویم و با شاد کردن دل دیگران، زیبایی و مهربانی را در زندگی خویش جاری نماییم.

 

۱ ) ذهن را سرشار از موفقیت و پیروزی نماییم .

انسان‌هایی در صحنه زندگی و کار موفق و پیروز خواهند شد که در ابتدا این موفقیت و پیروزی را در ذهن خود ترسیم کرده و با تصویری کاملاً روشن و شفاف به سمت تحقق اهدافشان حرکت نمایند و اطمینان داشته باشند که پیروز خواهند شد.

 

۲) دیگران را ببخشیم و با آنها مهربان باشیم .

 بخشش و مهربانی از صفات زیبای خدای متعال است و انسان‌هایی که با چنین خصوصیتی در صحنه زندگی حضور دارند، در واقع آرامش عمیقی را برای خود مهیا می‌سازند؛ چرا که وقتی انسانی از بخشش دیگران امتناع کند در واقع ترجیح می‌دهد در غم و غصه‌های گذشته باقی بماند و همواره کینه دیگران را در دل داشته باشد.

 

۳ ) انتظار قدردانی و سپاسگزاری نداشته باشیم .

 در یک زندگی موفق می‌بایست همواره اندیشه از خود گذشتن و ایثار کردن جاری باشد ولی در قبال کارهایمان نباید انتظار قدردانی و سپاسگزاری از دیگران را داشته باشیم. یادمان باشد که حضرت مسیح علیه‌السلام در یک روز ۱۰مریض را شفا دادند ولی فقط یک مریض از ایشان تشکر کرد.

 

۴) همیشه شکرگزار باشیم .

انسان‌هایی که به داشته‌هایشان فکر می‌کنند، آرامش و نشاطی نصیب‌شان خواهد شد که پیوسته باعث افزایش این نعمت‌ها در زندگی‌شان می‌شود. اما در مقابل افرادی که همواره به نداشته‌هایشان می‌اندیشند آنچنان اضطراب و استرسی به همراه دارند که هر روز وضعیت‌شان نسبت به روز قبل بدتر خواهد شد.

 

۵) از مشکلات استقبال کنیم .

 مشکلات، سازه‌های یک زندگی موفق هستند به شرطی که نحوه رویکرد ما به آن نگرش حل مسئله باشد و در مقابل مسائل و مشکلاتی که در زندگی ما پیش می‌آید همواره این سؤال را مطرح نماییم که این رویداد برای ما چه پیام مثبتی داشته است؟ با چنین نگرشی، زندگی با مسائل و مشکلاتش معنای زیبایی پیدا می‌کند و در واقع موفقیت و پیروزی ما در صحنه زندگی، حل مشکلات اطرافمان می‌گردد.بعضی از انسان‌ها در هر فرصتی به دنبال مشکل می‌گردند، ولی انسان‌های موفق در هر مشکلی به دنبال فرصت می‌گردند و به قول دیل کارنگی اگر تقدیر زندگی در مسیر آنها یک لیموترش هم قرارداد از آن شیرین‌ترین شربت زندگی را تهیه می‌کنند و با عشق می‌نوشند. یادمان باشد که مشکلات دامنه ذهن ما را وسعت می‌بخشد و توانایی‌های ما را برای رسیدن به پیروزی‌های بزرگتر افزایش می‌دهد.

 

۶) دیگران را شاد کنیم .

شادی و نشاط لازمه یک زندگی موفق و پویا است و اگر انسانی دارای روحیه مثبت نباشد نمی‌تواند در مواجهه با مسائل مختلف زندگی با تدبیر و اقتدار عمل کند. یکی از راه‌های کسب روحیه مثبت، ایجاد نشاط و شادی در دیگران است.

 

۷ ) کسب دانش و تکنیک‌‌های مهارت‌های زندگی .

زمانی زندگی زیباست که زیبا زندگی کردن را آموخته و به آنها عمل کرده باشیم. دانش و مهارت‌های زندگی از جمله ابزارهای اساسی برای خلق یک زندگی موفق و زیبا می‌باشند. تا زمانی که ما ندانیم که با خود و اطرافیانمان چگونه رفتار کنیم، چطور انتظار داریم زندگی زیبایی داشته باشیم.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

نکات       
مديريتی    

بیست فرمان مدیریتی

 

 

 

1) در انجام كارها روی شیوه‌ای خاص تاكید نكنید. شاید كسی بتواند از مسیر كوتاهتر و بهتری شما را به مقصد برساند.

2) توجه داشته باشید دانش و تجربه هیچكدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اكسیژن و هیدروژن كه از تركیب معینی ازآنها هوای تنفس ما تامین می‌شود، می‌توان با آمیختن دانش و تجربه ، راهكارهای حیاتی و استثنایی خلق كرد.

3) از هر فرصتی برای استخدام و به كار گیری افراد برجسته استفاده كنید.

4) به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط كار در كارایی كارمندان مؤثر است.

5) از مشورت و نظرخواهی با نیروهای جوان ابایی نداشته باشید.

6) با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نكنید.

7) در بوجود آوردن فضای رقابتی سالم، كوشا باشید.

8) دقت كنید كه توبیخ كارمندان خطاكار، باید متناسب با اشتباهاتشان تعیین شود.

9) در صورت لزوم با قاطعیت "نه" بگویید.

10) سعی كنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.

11) هرگز در حضور كارمندان با دیگر معاشر ین خود پشت سر افراد بدگویی نكنید.

12) رعایت سلسله‌مراتب كاری را به مسئولین و سرپرستان گوشزد كنید.

13) برای آزمودن كارمندانتان با آزمایش‌های فاقد ارزش و بی‌اساس، شخصیت آنان را زیر سوال نبرید.

14) با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسی را عملا به حاضرین بیاموزید.

15) برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت كلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و در موقع لزوم آنها را به كار ببرید.

16) در انجام كارها به سه نكته بیش از بقیه نكات توجه كنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.

17) انتقاد پذیر باشید.

18) با بی توجهی، تلاش و زحمات زیردستان را بی ارزش نكنید.

19) با وسواس بیهوده در انتخاب، زمان را هدر ندهید و به خاطر داشته باشید زمان برای شما متوقف نمی‌شود.

20) برای حل مشكلات احتمالی، دوراندیش باشید و مطمئن باشید با در نظر داشتن چند راهكار تخصصی، هرگز در موارد اضطراری غافلگیر نخواهید شد.

 

مقاله      
مديريتی    

  هوش سازمانی ( Business Intelligence ) چیست؟  

 

 

مقدمه

امروزه با اطمینان کامل می ‌توان ادعا کرد که استفاده از راه‌حل BI می‌تواند قدرت رقابت ‌پذیری یک سازمان را افزایش دهد و از دیگر سازمان‌ها متمایز نماید. این راه‌حل این امکان را به سازمان‌ها می ‌دهد تا با بکارگیری اطلاعات موجود از مزایای رقابتی و پیشرو بودن بهره‌برداری نمایند. این راه امکان درک بهتر تقاضاها و نیازمندی‌های مشتریان و مدیریت ارتباط با آنان را میسر می ‌سازد.

Business Intelligence یا BI چیست؟

هوش سازمانی (BI) یعنی داشتن دانشی فراگیر از همه عواملی که بر سازمان موثر است. داشتن دانشی عمیق نسبت به همه عوامل مثل مشتریان (جامعه و مخاطبین، ارباب‌رجوع و ...) رقبا، محیط اقتصادی، عملیات و فرآیندهای سازمانی (مالی، فروش، تولید، منابع انسانی و...) که تاثیر زیادی بر کیفیت تصمیمات مدیریتی در سازمان می‌گذارد هوش سازمانی است. هوش سازمانی شما را برای تصمیم‌گیری در همه عوامل موثر بر سازمان و شرکت‌ها توانمند می‌سازد.

 

هوش سازمانی - مسیری که باید شرکت‌ها و سازمان‌ها طی کنند

از یک مثال ساده شروع می‌کنم. هر کس در یک شرکت تنها می‌تواند کارش را به بهترین نحو انجام دهد. اگر تصمیم‌گیری‌ها در سازمان‌ها بر مبنای اطلاعات واقعی باشد تا بر مبنای بهترین حدسیات و یا اینکه چگونه در گذشته آن کار را انجام می‌داده‌اند، کارها به درستی پیش نخواهد رفت. در این باره نیاز به مستندات است، مستندات از همه عوامل یک سازمان، مجموع این مستندات و آمارها است که مانع از سعی و خطا می‌گردد. چه اتفاقی رخ می‌داد اگر هر چه که فروشندگان ERP و CRM و اکنون BI به شما وعده می‌دهند را، می‌داشتید؟ یعنی وعده دسترسی فوری به همه دادهای موجود در شرکت و سازمان شما با داشبوردهای دیجیتالی و شاخص‌های عملکرد موردنیاز تا سازمان خود را اداره کنید.

چه اتفاقی رخ می‌داد اگر می‌توانستید بی‌نهایت کاوش در اجزا در داده‌های موجود و از منظرهای متفاوت (Slice & Dice به عمل تجزیه اطلاعات به بخش‌های کوچک‌تر و نمایش آن از منظرهای متفاوت برای درک بهتر در تصمیم‌گیری‌ها گفته می‌شود.) می‌نمودید بدون اینکه لازم باشد بدانید از چه سیستمی تا سطح Transaction (تراکنش‌ها)، این داده‌ها می‌آیند کارتان را بهتر انجام می‌دادید؟

هوش سازمانی به همه شرکت‌ها کمک می‌کند تا از طریق گزارش‌گیری و تحلیل داده‌ها، عملکرد اثربخش و مطمئن بدون دردسر اضافی و هزینه‌های اجرائی زیاد و سعی و خطا بدست آورند. ERP و CRM و سایر سیستم‌ها و نرم‌افزارها، عوامل حیاتی برای اداره سازمان‌ها و شرکت‌ها هستند. متاسفانه هنگامی که این سیستم‌ها، تراکنش‌ها و تعاملات داده‌ها را خوب اجرا می‌کنند، در برابر گزارش‌گیری تحلیل و دسترسی به داده‌ها کم می‌آورند، بهبود و قابلیت‌های تحلیل و گزارش‌گیری شرکت‌ها جزء اولویت‌های مدیران ارشد مالی Chief Financial Officer (CFO) در سال 2005 قرار گرفت.

 

BI وعده بزرگ و عجیبی را به رهبران شرکت‌ها می‌دهد

دسترسی فوری به همه اطلاعات، که در فرمت قابل استفاده به آن نیاز دارید. نه تنها افراد و کارمندان سازمان IT بلکه همه مدیران و تصمیم‌گیران، می‌توانند از آن استفاده کنند. اغلب بسیاری از افراد فکر می‌کنند که این وعده عملی نخواهد شد آیا واقعا اینطور است؟

 

BI بطور عام، ساختار و معماری

ابزارهایی که برای راه‌حل‌های هوش سازمانی به روش سنتی در جهان وجود دارد، بر اساس تکنولوژی به نام OLAP یا همان (On-Line Analytical Processing) ساخته شده است. اما OLAP رویکردی ضعیف به تحلیل‌های چند بعدی است. بطور کل OLAP از مکعب‌هایی در مجموعه‌ای با ابعاد کوچک که در داخل آن داده‌هایی انتخاب شده‌اند استفاده می‌کند، ارتباطات بین ابعاد از قبل تعریف شده و همه ابعاد ممکن (یا جواب‌ها) از قبل محاسبه و پیش‌بینی شده است. هنگامی که یک مکعب ایجاد می‌شود، یک واسط کاربر نهایی (User Interface) برای یک فرد واقعی پیاده‌سازی شده که تعامل با جواب‌های داخل مکعب داشته باشد.

فرض کنید در یک مکعب برای تحلیل فروش در یک سازمان مقدار فروش را بر اساس مناطق فروش، فروشنده (بازاریاب)، مشتری و ماه باشد. زمانی که این مکعب فرضی ساخته می‌شود، نرم‌افزار مبتنی بر OLAP کلیه ترکیبات عناصر داده‌ها را محاسبه و ذخیره می‌کند، کاربر نهایی به این داده‌ها از طریق یک سری فرم‌ها مثلا Pivot Table ها تا انواع دیگر فرم‌ها دسترسی خواهد داشت. در این مثال فرضی کاربر نهایی محدود به تحلیل در محدوده ابعاد از قبل تعریف شده مثل مناطق، نمایندگی‌ها، مشتری‌ها و ماه می‌باشد.

اگر کاربر بخواهد درباره فروش هفتگی، روزهای هفته یا محصولات فروخته شده (و یا صدها ترکیب دیگر از داده‌ها) اطلاعاتی کسب کند دیگر شانسی برای بدست آوردن آن ندارد، باید صبر کند که مکعب دیگری از اطلاعات مورد نیاز او ایجاد شود که این یعنی محدودسازی و کاهش بهره‌وری و اثربخشی برای تصمیم‌گیران آن سازمان. OLAP برخی از قابلیت‌های تحلیل را فراهم می‌کند، اما یک رویکرد قدیمی است. در حال حاضر انواع مختلف OLAP در بازار وجود دارد، مثل: Multi dimensional OLAP یا همان (MOLAP) و Relational OLAP یا همان (ROLAP) و غیره. اما همه آنها همان نقاط ضعف را در پیچیدگی و عدم انعطاف‌پذیری دارند.

پیچیدگی، زمان توسعه و استقرار را افزایش می‌دهد و محدودیت‌هایی برای تطبیق با نیازهای کاربر ایجاد می‌کند. و افزایش هزینه تغییرات در نیازمندی‌ها را در پی‌دارد. عدم انعطاف‌پذیری قابلیت پاسخگویی به نیاز کاربر را در زمانی که کاربر به جواب نیاز دارد را کاهش می‌دهد. بنابراین از دیگر معایب محصولات مبتنی بر OLAP، زمان و هزینه بر بودن آن را در بر دارد و استقرار آن در هیچ سازمان کوچک و بزرگی توصیه نمی‌شود، آنها برای استفاده بسیار پیچیده‌اند و نهایتا این رویکرد از نظر دانش‌اندوختگان مردود است.

 

چرا هوش سازمانی؟

چرا هوشمندی کسب‌وکار(Business Intelligence

امروزه با اطمینان کامل می‌توان ادعا کرد که استفاده از راه‌حل BI می‌تواند قدرت رقابت‌پذیری یک سازمان را افزایش دهد و از دیگر سازمان‌ها متمایز نماید. این راه‌حل این امکان را به سازمان‌ها می‌دهد تا با بکارگیری اطلاعات موجود از مزایای رقابتی و پیشرو بودن بهره‌برداری نمایند. این راه امکان درک بهتر تقاضاها و نیازمندی‌های مشتریان و مدیریت ارتباط با آنان را میسر می‌سازد. این راه‌حل این امکان را به سازمان می‌دهد تا بتواند تغییرات مثبت یا منفی را مانیتور کنند. امروزه سازمان‌های پیشتاز صحبت از ERP و CRM و.... نمی‌کنند، رویکرد سازمان‌ها به سمت BI است. آنها به دنبال بهینه‌سازی فرآیندها از طریق ارزیابی و بهبود عملکرد خود و زیرمجموعه‌های وابسته به خود می‌باشند. امروزه افزایش کارایی عملکرد آنچه که سرمایه‌گذاری شده، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در یک دهه گذشته بسیاری از سازمان‌ها سرمایه‌گذاری‌های بسیاری را روی تکنولوژی اطلاعات اعم از نرم‌افزار و سخت‌افزار کرده‌اند. در اقتصاد امروزه که هزینه‌ها باید کاهش یابد، سازمان‌ها و شرکت‌ها از خود می‌پرسند: چه مقدار تا کنون برای تکنولوژی سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؟ و اینکه از این سرمایه‌گذاری چه سودی برده‌ایم؟ امروزه در کشورهای پیشرو و توسعه یافته سرمایه‌گذاری در BI در حال افزایش است. تحقیقات فارستر در سال 2003 از 877 سازمان (کوچک و بزرگ) و تصمیم‌گیرندگان در حوزه IT نشان می‌دهد که از رشد سرمایه‌گذاری 9/1% در زمینه IT برخوردارند ولی 45% آنها نیاز به خرید ابزارهای BI را دریافته‌اند و برای آن اقدام می‌کنند. چرا؟ دو دلیل عمده وجود دارد که چرا صنایع و سازمان‌ها به BI علاقه‌مند شده‌اند. اول عصر اطلاعات، دوم مسائل اقتصادی.

در عصر اطلاعات، کسی که اطلاعات دارد، دارای قدرت است. هر سازمان و شرکتی که از این قدرت برخوردار باشد در صنعت و حرفه خود در مقایسه با رقبای خود متمایز و ممتاز می‌شود. سازمان‌ها و شرکت‌ها، امروزه با سرعت حرکت و تغییر می‌کنند. اخذ اطلاعات صحیح در زمان صحیح اساس و پایه این سازمان‌ها است. دلیل دیگر استفاده از BI اقتصاد است. بقای سازمان‌ها و شرکت‌ها در توفان اقتصاد رقابتی امروز بر دو محدوده متمرکز شده است.

 

کاهش هزینه‌ها - افزایش درآمدها

در سازمانی که BI در آن بکار گرفته می‌شود، مدیران می‌توانند اطلاعات هزینه‌ها را از داخل سازمان استخراج نمایند و بدانند که هزینه‌ها چه هستند و تصمیم‌هایی برای کاهش و حذف آنها بگیرند. تغییرات آینده را پیش‌بینی کنند و برای مسائل خود راه‌حلی مناسب داشته باشند. بمنظور افزایش درآمد، شرکت‌ها باید علاوه بر افزایش فروش خود، مثلا مشتریان فعلی خود را حفظ کنند. حفظ مشتریان اغلب کاری بسیار پسندیده است.

اما باید بدانیم اغلب کدام مشتری سود بیشتری عاید می‌کند. معمولا 20% از مشتریان 80% سود شرکت را تامین می‌کنند. شرکت‌ها باید ابتدا مشتریانی که سود بیشتری را عاید می‌سازند، حفظ نمایند. باید بدانید BI کاربرد بسیاری در این بخش نیز دارد. گام بعدی تجزیه و تحلیل رفتار بازار، فروش و مشتریان پرسودده هستند. این دانش به مدیران کمک می‌کند تا چگونه مشتریان خود را مدیریت نمایند. برای جلب نظر مشتریان ممکن است پارامترهای کانال‌های هزینه‌ای، فروش عمده به مشتریان و یا تغییر در حاشیه سود و.... مدنظر قرار گیرد. نکته مهم اینست که رفتارها با مشتریان یکسان نیست و هر مشتری یا گروهی از مشتریان روابط خاص خود را خواهند داشت.

سرانجام، اینکه علاوه بر مشخصه‌های اطلاعاتی فوق سایر اطلاعات مدیریتی برای تصمیم‌گیری در سازمان‌ها نیز وجود دارد که نیاز به تحیلی برای تصمیم‌گیری دارد، مثل اطلاعاتی در حوزه ماموریت اصلی سازمان و یا شرکت، اطلاعات منابع انسانی، اطلاعات تولید و ساخت، اطلاعات خدمات ارائه شده و ... تکنولوژی BI راه‌حلی برای بکارگیری این اطلاعات و ایجاد هوشمندی در مدیران می‌باشد که آگاهانه تصمیم‌گیری نمایند و تصمیم آنان مبنی بر واقعیات و درک آگاهانه آنان از تغییرات فعلی و آتی و استفاده از سوابق در سازمان باشد.

 

فرآیند BI در سازمان‌ها و شرکت‌ها

فرآیند BI در سازمان‌ها و شرکت‌ها یک فرآیند پویا و تعاملی است. این فرآیند با یک سوال شروع می‌گردد و پاسخ‌های سئوالات در یک حلقه تکرار فراهم می‌شود. این پاسخ‌ها امکان تصمیم‌گیری برای مدیران را فراهم می‌ کند.


برنامه ‌ریزی و هدایت

مرحله برنامه‌ریزی و هدایت در ابتدا و انتهای فرآیند BI عمل می‌کند. در شروع متعاقب درخواست‌های مدیران تصمیم‌گیر و سئوالات از سیستم با فرمول کردن سئوالات، برنامه‌ریزی برای پاسخ به سئوالات شروع خواهد شد.


مرحله اخذ اطلاعات از پایگاه اطلاعاتی

در این مرحله اطلاعات از کلیه پایگاه‌های اطلاعاتی ( منابع اطلاعاتی) جمع‌آوری خواهند شد. داده‌های جمع‌آوری شده از داده‌های خام هستند و آگاهی یا دانشی را به استفاده‌کننده اضافه نخواهند کرد. این داده‌ها می‌بایست پردازش و پالایش شوند در غیر اینصورت هیچ نقطه روشنی در آنها دیده نمی‌شود.


پردازش اطلاعات

در این مرحله داده‌های جمع‌آوری شده مجتمع خواهند شد، روابط بین آنها شناسایی و آنالیز شده و در نهایت قابل استفاده خواهند گردید. این مرحله شامل مراحل استخراج اطلاعات، تبدیل اطلاعات و بارگذاری اطلاعات (Load) می‌شود.

 

آنالیز و تولید اطلاعات

در این مرحله با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته از داده‌های مجتمع شده، هوشمندی ایجاد می‌گردد. سیستم در انتهای این مرحله پاسخ هوشمندانه‌ای به سئوالات مدیران خواهد داد. این پاسخ در قالب ارائه گزارشات، جداول و نمودارها منتشر می‌گردد و امکان تغییر سئوال و یا بررسی موضوع از زوایای دیگر منجر به تکرار چرخه فرآیند فوق خواهد شد.

 

خلاصه و جمع بندی

در شرایط فعلی در پاسخ به نیاز مدیران شرکت‌ها و سازمان‌ها، ضرورت ایجاد یک پلات‌ فرم هوش سازمانی وجود دارد.

این سازمان‌ها و شرکت‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای طراحی شده بر پایه BI می‌توانند اثربخشی استفاده از ساختارهای اطلاعاتی موجود را در راستای اهداف خود افزایش دهند و اطلاعات از حالت عملیاتی و محدود شدن به استفاده در لایه‌های اجرایی سازمان برای استفاده مدیران سازمان توسعه یابند. این ابزارها می‌توانند برای همه اطلاعات و داده‌های تولید شده در سازمان مورد بهره‌برداری قرار گیرند.

این موضوع را باید بدانید که ابزارهای گزارش‌گیری از کارآیی لازم برای مدیران برخوردار نیستند. این ابزارها معمولا در محدوده سیستم‌های عملیاتی بکار گرفته می‌شوند و مدیران استفاده مؤثری از آن نخواهند کرد. استقرار پلات ‌فرم هوش سازمانی (BI) در شرکت‌ها و سازمان‌ها و استفاده از یک ابزار قوی راه ‌حل ضروری برای آنها است. در شماره‌های بعدی با اینگونه ابزارها بیشتر آشنا خواهید شد.

منبع : ماهنامه دنیای کامپیوتر و ارتباطات

 

کلید      
هدایت     

پند ( نصیحت )

کلام حق

أُبَلِّغُکُمْ رِسَالاَتِ رَبِّی وَأَنصَحُ لَکُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ. (اعراف: 62)

(نوح خطاب به قومش): پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و برای شما خیرخواهی (و نصیحت) می‌کنم.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

برترین مردمان به نزد خداوند در روز قیامت، کسی است که بیشتر برای خیرخواهی بندگانش تلاش می‌کند. (پیام پیامبر، ص 659)

هرکس باید در حق برادر مسلمانش چنان خیرخواه باشد که در حق خود خیرخواهی می‌کند. (پیام پیامبر، ص 659)

 

حضرت امیر

فرزند عزیز! من هیچ وقت در انجام وظیفه نصیحت به تو کوتاهی نکردم و در اندرز گفتنت مسامحه نورزیدم... که من از روی مهر پدری در اندیشه‌ نیک‌بختی و رستگاری تو هستم. (الحدیث، ج 1، ص 302)

 

امام صادق

بر مؤمن واجب است که ناصح و خیرخواه مؤمن باشد. (اصول کافی، ج 3، ص 296)

 

امام حسن عسکری

آن کس که برادر خود را در خفا اندرز گوید، به وی جمال و زیبایی بخشیده است و کسی که به برادرش آشکارا نصیحت کند، وی را ناآراسته ساخته است. (الحدیث، ج 1، ص 304)

 

قند پارسی

نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست، ولی شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که عین صواب است.    (گلستان سعدی)

هرکه نصیحت نشنود، سر ملامت شنیدن دارد.

چون نیاید نصیحتت در گوش            اگرت سرزنش کنم، خاموش

        (گلستان)

 

نصیحت گوش کن جانا که ازجان دوست‌تر دارند           جوانان سعادتمند، پند پیر دانا را

                    (حافظ شیرازی)

 

نـصـیـحـتـی کـنـمــت، بـشــنو و بـهــانه مـگیـر            هر آنچه ناصح مشفق بگویدت، بپذیر

                         (حافظ)

 

گفت الدّینُ نَصیحَه آن رسول                 آن نصیحت در لغت، ضد غلول

    (مثنوی معنوی)

 

در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.

(خواجه عبدالله انصاری)

 

ضرب‌المثل

A fool may give a wise man counsel.

یک دیوانه نیز می ‌تواند به یک مرد عاقل پند دهد.

 

تنها نصیحتی کردم، به آن عمل می ‌کنند و بابتش پول می‌پردازند. [این] سخنی است که پزشک یا وکیل مدافع می‌گوید. (مثل ایرلندی)

 

گر نکته‌ دان عشقی بشنو تو این حکایت

کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمت بی‌قیاس بردند. بازرگانان گریه و زاری کردند و خدا و پیغمبر شفیع آوردند؛ فایده نبود.

چو پیروز شد دزد تیره ‌روان            چه غم دارد از گریه‌ کاروان

لقمان حکیم اندر آن کاروان بود. یکی گفتش از کاروانیان مگر اینان را نصیحت کنی و موعظه‌ای گویی تا طرفی از مال ما دست بدارند که دریغ باشد چندین نعمت که ضایع شود. گفت: دریغ کلمه‌ حکمت باشد با ایشان گفتن.

آهنــی را که موریــــانه بخورد         نتوان برد از او به صیقل، زنگ               

با سیه ‌دل چه سود، گفتن وعظ           نرود مـیـخ آهـنـیـــن در سـنـگ

 (گلستان سعدی، ص 48)

 

مباحث     
 فرهنگی    

هويت و فرهنگ ايرانی

 

یکی از مباحث اصلی مطالعات فرهنگی ، هویت ملی است. در این مطالعات ملی گرایی وهویت ملی با توجه به نمایه های مکانی ، جغرافیایی و رسانه ای و سلیقه ای مورد بررسی قرار می گیرد . هویت تعریفی است که ما از خود در ذهن پرورانده ایم.

"هویت " و "خود" در فرهنگ شناسی به معنای "مشابه با آن چه قبلا بوده است" تعریف می شود. اصولا هویت چه ملی و چه فرهنگی (این دو اصطلاح به دو گرایش کاملا متفاوت در مطالعات فرهنگی تعلق دارند) به رفتار،اعمال و چگونگی بازیگری فرد در مناسبات روزمره اطلاق می گردد . (میرفخرایی 208-209)

در طول تاریخ چند هزار سال گذشته، ایران به مثابه ابژه شناخت  همواره در کانون توجه محققان ایرانی و غیر ایرانی بوده است. این توجه به ویژه در دهه های اخیر بسیار بیشتر نیز شده است.  ایرانی کیست، چگونه زندگی می کند و چه می خواهد؟ اینها پرسش هایی هستند که نه تنها مردم ایران را بلکه بسیاری از مردم دنیایی که ما را نظاره می کنند، به خود مشغول داشته است.  ایرانی کیست؟ این پرسش نه تنها برای ایرانیان بلکه برای بسیاری از مردم جهان از جمله مردم شناسان غربی، پرسشی مهیج، مهم و در عین حال بسیار دشوار بوده است. سنت مطالعات ایرانی در غرب با هرودت آغاز می شود.  هرودوت (84--432 BC)   پدر علم تاریخ و مولف تاریخ هرودوت در کتابش به شرح جنگ های ایرانیان و یونانیان و توصیف و تحلیل شخصیت و زندگی ایرانی می پردازد.او به ستایش ایرانیان می پردازد و آنها را به نیکی یاد می کندو نگرش منفی یونانیان از مردم ایران را نقد کرده و می نویسد: پشینیان مردم ایران زمین با چشم بیگانه دیده اند و آنها را کمترین شمرده اند. آنها شیوه زندگی ایرانیان را درک نکرده اند و اغلب خصمانه به آنها نگریسته اند.(فاضلی۱۳۷۸)

اما یش از نگاه به هویت و فرهنگ ایرانی نخست باید دانست که هویت چیست و چه تعریفی دارد.

 

1- هویت چیست؟

تعریف هویت همچون "گفتمان"کاری بسیار دشوار است. استوارت هال در مقدمه ی کتاب بازنمایی هویت را با همان درک روزمره و عامیانه ی" من کجاهستم، درکجا قرار دارم تعریف می کند اما فورا آن را دررابطه ای تنگاتنگ با مفهوم فرهنگ به مثابه معانی مشترک و گفتمان به مثابه  "ابراز" این معانی قرار می دهد.

از نظر فلسفی، هویت،رابطه ی یک شیء یا شخص با "خود" است. ثبات این رابطه ، اساس محسوب می شود :" من همانم که دیروز بودم.". اما از نظر مفهومی، هویت یک تعریف است، گزاره ای است که اطلاعات معینی را در مورد شخصی یا چیزی ارائه می دهد .گزاره ی "او شهردار است" مجموعه ای از اطلاعات ناگفته را در خود دارد که فرهنگ در ذهن افراد شکل داده و اشاره به یک هویت اجتماعی دارد. هویت را تنها در "تمایز و "تشابه" می توان درک کرد؛ تشابه یک چیز یا فرد با گذشته ی خود و تفاوت او با دیگران : " من آنم که بودم و با دیگران فرق دارم.

لارنس گراسبرگ در بحث خود درباره هویت همچون فوکو بر"فاعلیت" تاکید دارد و نه بر"فردیت" و آن را حاصل گفتمان های رایج در جامعه می داند. در حقیقت او بر عنصر اجتماعی و فرهنگی هویت تاکید دارد ، فاعل را نه تولید کننده بلکه تنها انتقال دهنده ی گفتمان به شمار می آورد.(میرفخرایی209)

بروور و گاردنر با استفاده از سطوح سه گانه ی تحلیل یعنی سطح فرد ، سطح بین شخصی و سطح گروه به ترتیب سه گونه هویت شخصی ، رابطه ای و جمعی را برمی شمارند.(دوران114)

 هویت ابتدا به معنای یكی‌شدن و در روانشناسی به معنای یكی‌شدن خود مطرح گردیده است و در مردم‌شناسی هویت متجلی در هویت نژادی بوده است (سوكفلد، 1999:417به نقل از عاملی۱۳۸۵). هویت از نقطه‌نظر جامعه‌شناسی صرفاً یكی‌شدن خود نیست بلكه یكی‌شدن با خود و دیگران محسوب می‌شود كه توضیح‌دهندة هویت فردی و اجتماعی است. اریكسون (109:1980) این دو مفهوم را با یكدیگر جمع كرده و معتقد است هویت دارای دو جزء است: اول یكی‌شدن خود و دیگری مشاركت با دیگران در بعضی از اجزاء ذاتی. براساس نظریة هویت، فرایند هویت، یك سیستم كنترل است كه مجموعه از هنجاری و ضدهنجارها را در فرد و جامعه بوجود می‌آورد. هویت مجموعه معانی است كه چگونه بودن را در خصوص نقش‌های اجتماعی به فرد القاء می‌كند و یا وضعیتی است كه به فرد می‌ گوید او كیست و مجموعه معانی را برای فرد تولید می‌كند كه مرجع كیستی و چیستی او را تشكیل می‌دهد (بورك، 1991:837به نقل از عاملی ۱۳۸۵) نكتة مهم این است كه هویت مفهومی است مرتبط با حوزة معنا، منتهی لزوماً معنا خصیصة ذاتی فرد و یا جامعه نیست بلكه محصول توافق‌ها و عدم توافق‌ها است (جینكینز، 1381به نقل از عاملی ۱۳۸۵)
اگر چه دسته ای هویت و فرهنگ مدرن را پاره پاره دانسته اند به طوری که نمی توان از هویت ملی یکپارچه سخن گفت ، آن چنان که بابک احمدی در کتاب معمای مدرنیته بارویکردی انتقادی، بحث از هویت انسان رامسئله ی دوران مدرن دانسته و معتقد است در جوامع سنتی و پیشا مدرن هویت مسئله ای نبود چرا که هویت فردمحصول کارکرد یک نظام مقتدرو از پیش تعیین شده ی باورهای دینی و آئینی و اسطوره ای بوده است، اما انسان مدرن از لحاظ هویتی،انسانی خود اندیش است چرا که نمی تواندهویت خود را همان هویت گذشته بپندارد و همواره باید درباره ی آن خود اندیشه کند. از نظر وی هویت جامعه و هویت فرد مدرن بی مرکز،چندگانه،ناروشن و ناپایدار است و هیچ هویتی مسلط و تعیین کننده نیست(احمدی 1377)

اما با این وجود با توجه به عناصر سه گانه ی هویت بخشی می توان به بررسی و تحلیل هویت و فرهنگ ایرانی پرداخت .

 

2-عناصر هویتی و فرهنگی ایرانیان

به طور کلی عناصر سه گانه ی هویت بخشی که با آن ها می توان به تحلیل فرهنگ  پرداخت عبارتند از :

الف- تمایز

ب- استمرار

ج- تعلق

پس از معرفی کوتاه هر یک از این مولفه ها به تطبیق آن با فرهنگ ایرانی می پردلزیم:

 

1-2- تمایز

هویت را تنها در "تمایز" و "تشابه" می توان درک کرد ؛ تشابه یک چیز یا فرد با گذشته ی خود و تفاوت او با دیگران : "من آنم که بودم و با دیگران فرق دارم "(میرفخرایی209)

 بنابر این می توان نتیجه گرفت كه هیچ هویتی نمی‌تواند بدون تمایز وجود داشته باشد. تمایز مقوله درونی شده و جزء لاینفك هویت است.هم هویت های فردی و هم هویت های جمعی از این عنصر تمایز برخوردارند. درواقع حد فاصل هایی كه بین من و ما و دیگری و دیگران كشیده می شود مبنای هویتی ما را شكل می دهند.هر انسانی تا رسیدن به مرز جامعه می تواند خطوط متفاوتی را ترسیم كند.این خطوط بر اساس جریان عواملی است كه فرد بر اساس جامعه پذیری تربیت می شود..

در همین تمایز است كه مقولاتی چون "جذب و دفع معنا می‌یابند.در واقع ایدیولوژی‌های فرهنگ‌گرا با تمایز میان "خود" و "دیگر" هر آن چه را كه "بیگانه" و "دیگر" می‌شناسند، دفع و قلع و قمع می‌كنند. ، خاصیت جذب و دفع. خاصیت مشترک درونی هرگونه هویت است، یعنی تصورات و ساخته‌های هویتیی كه بر اساس خون مشترك (بیولوژیكی)، زبان مشترك و سرنوشت مشترك شكل گیرند، خصیصهء سرشت‌گرایانه دارند كه هیچ هویتِ بدون تمایز از آن "دیگر" نمیتواند وجود داشته باشد. هویت‌های جمعی به طور عموم پدیده‌های ساخته شده اند كه با تمایز خویش از آن "دیگر" جمع همگون می‌آفرینند و از تفاوتهای اجتماعی و جنسی، یعنی روابط قدرت، در جامعه چشم می‌پوشند.(رجایی،54)

رجایی(,1383:14) دو میراث سنت در حوزه ی تمدن ایرانی را اعتدال و میانه روی و " جوانمردی و فتوت" می داند. وی برای اثبات مدعای خود و برای خصلت اعتدال از پوشاک و غذای ایرانی مثال می آورد. وی برای خصلت جوانمردی و فتوت از اشعار و ادبیات ایرانیو نیز خصلت های پهلوانی و عیاران و مصادیق تاریخی و الگوهای مانگار ایرانی را شاهد می آورد.

ثلاثی "یکتاپرستی" و "رفتار دوستانه و ضد خصمانه" را از تمایزات فرهنگ ایرانی بر می شمارد(ثلاثی106). وی برای خصیصه ی یکتاپرستی به ذکر شواهد تاریخی گسترده می پردازد و در مورد خصلت مدارا از گزارش های جهانگردان و اسامی ایرانی و مراودات و تغییرات فرهنگی در ایران مثال می آورد .

 

2-2- استمرار

استمرار یكی از عناصر مهم هویت بخشی است.به طوری كه بدون آن هویت بی معناست.بنا براین ما فقط بر زمینی می‌توانیم هویت بسازیم و هویت تولید كنیم كه از پیشینیان به ارث برده‌ایم و آن چه را كه از پیشینیان به ارث می‌بریم نه‌تنها در برگیرنده ی ارزشها، هنجارها و سنتهای فرهنگی است، بلكه ابزار تولید و شیوۀ تولید را نیز در بر می‌گیرد. حس تعلق به یک فرهنگ معین و حس یگانگی با جماعت تنها هنگامی می‌تواند بارور شود كه بر عناصر فرهنگی مشترك و خویشاوند، به طور نمونه قصه‌های قومی، داستان‌ها، نقاشی و یا موسیقی، استوار باشد. عناصر مشتركی كه "ما" خود را در آن بازمی‌یابد و گذشته، حال و آیندۀ خویش را در آن تداعی می‌كند. بنابراین هویت جمعی پدید نمی‌آید، مگر آن كه در "حافظه تاریخی" یك جماعت "چیزهای" حك گردند و "چیزهای" به فراموشی سپرده شوند.

البته یکی از ویژگی های یک فرهنگ بارورو زاینده عبارتست از قدرت برقراری ارتباط آن با دیگر فرهنگ ها و داد و ستد کردن آگاهانه ی آن اما همواره می بایست وجهه استمرار در عناصر آن دیده شود.(ورجاوند65) ورجاوند معتقد است همه آفریده های فرهنگ ایران پیش از اسلام و دوران اسلامی ، در تمامی زمینه ها به روشنی و به گونه ای خیره کننده هویت ایرانی خود را بیان می دارند. در حالی که ایران پیش از اسلام و ایران دوران اسلامی با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی خود ، برکنار از جریان های فرهنگی و دادو ستد اقتصادی نمی زیسته وبا دو دنیای شرق و غرب خود ارتباطی وسیع و چشم گیر داشته است ، هنر برخورد آگاهانه با فرهنگ های دیگر و بهره جستن از آن ها به دور از غرق شدن و از دست دادن استمرار هویتی از ویژگی های فرهنگ ایرانی است (ورجاوند68) اما او معتقد است که این ویژگی در دوران معاصر در فرهنگ و هویت ایرانی وجود نداشته و فرهنگ تقلید و تسلیم این استمرار هویتی را به چالش کشانده است.

 

3-2- تعلق

هویت یك تعلق می خواهد.در واقع تعلق افراد به یك چیز باعث می شوند تا آنها خود را به واسطه ی این احساس تعلق جمعی بشناسند و از دیگران متمایز بشمارند. . داشتن زبان مشترك، یكی از عواملی است كه مردمی را كه زمانی طولانی با هم زندگی كرده اند دارای تجربیاتی یكسان، جهان بینی و آرمانهای - تقریباً - مشترك می كند.  به طور معمول، این مردم با هم زندگی كرده اند، با هم احساس خوشبختی و شادمانی داشته اند و با هم رنج برده اند. به نظر می رسد در طول تاریخ زبان فارسی یكی از عناصر مهم هویتی ایرانیان است كه نسبت به آن احساس تعلق ویژه ای وجود دارد. . آنان توسط زبان فارسی با یكدیگر مراوده دارند و بر آن به عنوان وجه مشتركی میان اقوامی كه به زبان‌های مختلف مادری تكلم می‌كنند ارج می‌گذارند. این اقوام زبان فارسی را به عنوان وسیله ی مراوده و ارتباط برای بیان افكار، حالات و احساسات خود به كار می‌برند.این زبان مشترك در واقع پیوندی بین شخصیت و فرهنگ ایرانی افراد ایجاد می كند .این شخصیت ثابت است و باعث تداوم فرهنگ ایرانی تا به امروز شده است.در مورد زبان در ایران کافی است گفته شود که زبان فارسی نه تنها زبان اقوام و قبیله های مختلف تمدن ایران زمین و هویت بخش همه ی آنها است؛ بلکه ما می بینیم که شاهنامه فردوسی ویژگی های جهانگرایانه دارد.

 

3- مسئله ایرانی

به نظر من و همانطور که در بحث استمرار به آن اشاره شد بیش ازهمه ، مولفه ی استمرار در هویت ایرانی در معرض خطر است که این خود  می تواند نه تنها مربوط به جامعه ی ایرانی بلکه مربوط به ویژگی های هویت مدرن باشد . آن چنان که برگردر کتاب ذهن بی خانمان از ویژگی های هویت مدرن به بازبودن ، تفکیک شدگی ، باز اندیشانه بودن و فردیت یافتگی اشاره می نماید (به نقل از ذکایی 175-176) ذكایی باتوجه به خصیصه ی باز بودگی مدرن اشاره می كند كه افراد در جامعه ی مدرن همواره در معرض جهان های متعددند كه گاه باعث گسستگی آن ها از جریان مستمر فرهنگی و هویتی جامعه می گردد.

منتظرقائم معتقد است از آن جا که هویت ها متکثر شده اند باید همه ی آن ها امکان مشارکت در مذاکرات معطوف به هویت سازی جمعی را داشته باشند. چرا که اجتناب از تعارض های شناختی و رفتاری در جامعه تنها با تکیه برمشارکت فعالانه ی همه ی افراد و گروه های هویتی در فرایند مستمر و چند وجهی گفتگو و مذاکره ی معطوف به هویت سازی جمعی عملی خواهد بود. وی همچنین درباره ی نقش رسانه ها در این باره اشاره می کند که از آن جا که رسانه ها نقش مهمی در پنج مرحله ی هویت سازی دارند ، کنترل آنها نباید فقط در دست گروه هویتی خاصی باشد (منتظرقائم67-68)

 

فهرست منابع :

۱- احمدی،بابک(1377)،مدرنیته و اندیشه ی انتقادی،تهران:مرکز

۲- ثلاثی,محسن(1379)جهان ايرانی و ايران جهانی,تهران:نشر مرکز

۳-دوران، بهزاد(1385) ، تاثیر اینترنت بر هویت همالان ، فصلنامه ی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، ش5، بهار و تابستان85

۴-ذکایی ، محمد سعید(1385) اینترنت و تغییرات هویتی پژوهشی در میان کاربران جوان حرفه ای ، فصلنامه ی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، ش7 ،زمستان85

۵-رجايی,فرهنگ(1383)مشکله هويت ايرانيان امروز,تهران:نشر نی

۶-میرفخرایی ، تژا(1384) ، روایت رسانه ای و توسعه ی اجتماعی ، فصلنامه یمطالعاتی و تحقیقاتی وسایل ارتباط جمعی رسانه ، سال شانزدهم،ش4 ،زمستان 84

۷-منتظرقائم ، مهدی(1382) سنخ شناسی رادیو در دوران معاصر:با تکیه بر دو مفهوم مالکیت سازمانی و هویت مخاطبان ، فصلنامه ی ارتباطات و فرهنک ، ش1، زمستان 82

۸-ورجاوند ؛ پرویز (1368) پیشرفت و توسعه بر بنیاد هویت فرهنگی :انتشار

۹-جزوه درس ارتباطات بين فرهنگي،دكتر عاملي ،دوره فوق ليسانس،دانشگاه تهران

۱۰-فاضلی ، نعمت الله ، وبلاگ فرهنگ شناسی

http://www.farhangshenasi.com/persian/node?page=4

۱۱.عاملی . سعیدرضا .(۱۳۸۵) دو جهانی شدن ها و آینده ی هویت های همزمان. قابل دسترسی در

http://www.iranwsis.ir/Default.asp?C=IRAR&R=&I=213#BN213

 

منبع : iccalikhani.blogfa.com

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست مغز

 

 

برای لحظاتی به تصویر زیر به دقت نگاه کنید ...

به نظر شما قطار در حال حرکت به سمت راست می باشد، یا در حال حرکت به سمت چپ ؟

لطفاً پس از مشاهده تصویر، جهت ملاحظه نتیجه، به توضیحات درج شده، در ادامه تصویر توجه فرمائید.

 

 

  

 

اگر قطار به سمت راست حرکت می کند نیمکره چپ مغز شما فعال و توسعه یافته است.
این بخش از ذهن توانایی های زبانی شما را بعهده دارد. این نیمه از مغز گفتار و توانایی خواندن و نوشتن شما را کنترل می کند. همچنین حقایق، نام ها، تاریخ و نوشته ها را به یاد شما می آورد. سمت چپ مغز مسئول منطق و تجزیه و تحلیل است. به این معنی که تمام واقعیات را بررسی می کند اعداد و سمبل های ریاضی توسط این بخش شناخته می شوند. اطلاعات از طریق نیمکره چپ مغز بترتیب پردازش می شوند.

 

نمودار گویا برای مغز

 

اگر قطار به سمت چپ حرکت می کند نیمکره راست مغز شما فعال است.
نیم کره راست متخصص پردازش اطلاعات تصویری و نمادهاست اما نه اطلاعات کلمه ای. این نیمه از مغز به ما  فرصت خواب دیدن و خیالبافی را می دهد. با کمک نیمکره راست، ما می توانیم داستان های مختلف را با هم ترکیب کنیم همچنین این نیمکره مسئول توانایی های موسیقی و هنر های تجسمی است. نیمکره راست به طور همزمان می تواند بسیاری از اطلاعات مختلف را پردازش کند. این بخش می تواند مشکلات را بعنوان یک کل حل کند و نه با استفاده از تجزیه و تحلیل.

 منبع : www.persianlords.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

راهكار‌های تقویت كاركرد مساجد دانشگاهی

 

عبدالرضا باقی

عضو هیئت علمی‌ دانشگاه آزاد اسلامی ‌شهرضا

 

مقدمه

 به نظر می‌رسد همجنان لازم است در تاثیر مسجد بر دانشگاه تامل و تعمق بیشتری شود. آیا صرف بودن یك مكان فیزیكی به نام مسجد در دانشگاه می‌تواند دانشگاه را به سوی مسجدی شدن  سوق دهد ؟ آیا به صرف برگزاری نمازهای یومیه در مسجد دانشگاه، نقش و رسالت مسجد انجام شده است ؟ آیا با خواندن نمازها یومیه در مسجد می توان مدعی شد كه در دانشگاه به سمت اسلامیت پیش می رود ؟ شكی نیست همانگونه كه رویكرد حاكم بر دانشگاه با غیر آن متفاوت است رویكرد رسالتی مسجدی كه در دانشگاه است با غیر آن یكسان نمی باشد زبان، مطلب، روش، موضوع و رسالت یك مسجد غیر دانشگاهی چیز دیگری است و زبان،‌مطلب، روش، موضوع و رسالت یك مسجد دانشگاهی نیز چیز دیگری است.

همانگونه كه انسان بلیغ در سخن گفتن باید مقتضای حال و مقام را در نظر بگیرد، مساجد دانشگاهی هم هنگامی در ایفای رسالت خود موفق خواهند بود كه تمام فعالیت‌هایی كه از بستر مسجد انجام می گیرد متناسب با شرایط و موقعیت و مخاطب و مراتب علمی ایشان باشد. اینكه امام جماعت مسجد دانشگاه كیست و رتبه علمی او چیست و آیا واجد شرایط و صلاحیت‌های لازم جهت هدایت و تربیت دینی در مسجد دانشگاه هست یا نه؟ آیا امام جماعت در فضای دانشگاه زیسته است در این فضا تحصیل نموده است، از نزدیك با استاد و دانشجود دار ارتباط بوده است یا نه ؟ موضوع بسیار مهمی است كه در ادامه به طور خاص به آن پرداخته می شود.

اگر در همه جا می توان كهنه و تكراری سخن گفت اما مساجد دانشگاه جای درسهای كهنه و تكراری و ملال انگیز و آمیخته به دروغ یا  خرافه نیست  از این رو اگر بر برنامه‌های مساجد دانشگاهی نظارت و هدایت صحیح و جامع و متعادل و متناسب با عصر و نسل حاكم نباشد تدریجا به تعطیلی كشیده می شود. اگر این مساجد زمان و زبان و سطح دانش و شرایط روحی و روانی مخاطب خود را لحاظ نكند باركود و بی نشاطی مواجه می گردد . در این جا قبل است پرداختن به نحوه و نوع مدیریت مساجد، لازم است سخن را با یاد نماز شروع كنیم چه اینكه این فریضه ، صورت و ستون دین است و نور دیده ی رسول پایبندی به بدان موجب نزول رحمت است و مزید قرب به حقیقت ، عبادتی كه برترین و محبوب ترین نزد دوست است و كوبه ی در خانه ی اوست، سبب مغفرت و پاك كننده‌ی از معصیت است، اخلاص می‌زاید و كبر می‌زداید و طمع ابلیس را ناكام می‌سازد.

 

عبادت جاوید

تنها عنوانی كه در اسلام سبك تشریع آن همیشه و همه جا یكسان است عبادات است. شكل عبادت با وجود پیشرفت و تحولات دامنه‌دار و نو ظهوری كه در جوانب مختلف زندگی بشر صورت می گیرد، پایدار و ثابت و جاوید است و هرگز رنگ زمان و ترقیات آن را به خود نمی گیرد اگر چه ممكن است چگونگی تحصیل مقدمات در عبادت به تناسب پیشرفتهای مدنی تغییر كند مثلاً نحوه رفتن به حج یا نحوه بافته شدن لباس اما شكل عبادت ثابت است؛ چه اینكه عبادات در حقیقت پاسخ مثبت و درمان بخش به نیاز و خواسته‌های ثابت و لایتعیر در زندگی انسان است . این عبادات با نهاد و سرشت انسان پیوند دارد. از انسان جدا نمی شوند . جزء خواستهای ثابت انسانند و هیچ پیشرفت یا پسرفت ظاهری لطمه ای به اصل آنها نمی زند . تحولات و پیشرفتهای اجتماعی و تكنولوژیكی به طور كلی، نحوه ارتباط انسان را با جهان طبیعت تغییر می دهد و هر چیزی كه نمایان گر علاقه و ارتباط انسان با طبیعت است به تبع تحولات و شیوه‌های نو تغییر و تحول می یابد اما عبادات پیوند دهنده و رابط بین انسان و خداست كه نتایج معنوی این پیوند آنست كه پیوند انسان با سایر انسانها را نیز به طور صحیح تنظیم و رهبری كند . 

نكته اساسی و بنیادین این است كه :

در اسلام عبادات دارای عنصر شمول هستند یعنی تمام جوانب متنوع و مختلف زندگی را پوشش می دهند . عبادات دیباچه ای است برای تمرین و تثبیت و تحكیم این نكته كه :

روح عبادت در همه كارها و تلاشها نیك انسان راه یابد ( صدر :‌110 )

جریان و سریان روح عبادت در همه كارهای یك انسان یعنی شمول . عبادت در زندگی تنها همان عبادات ظاهری آنچنانكه برخی زهاد و راهبان و برخی از صوفیان انجام می دهند نیست .

در اسلام عبادت هم ابراز بندگی است و هم ابزار زندگی است اما زندگی معنوی، زندگی فراتر از روزمره گی، زندگی كه رنگ بوی حیات طیب بدهد نمی توان به خاطر عبادت زندگی را رها كرد در عین حال در اسلام تاكید می شود كه هر فرد مسلمانی روح عبادت و همان احساس مسئولیت درونی را در تمام كارها و نشاطهای زندگی فروریزد. این بدان معنی نیست كه انسان از نشاطهای متعدد زندگی خود داری كند . و خود را بین چهار دیوار معبد قرار دهند بلكه به این معناست كه :

به این نشاط ها لباس عبادت بپوشانند و فلسفه وجودی مسجد این است كه این روح را به تمام تار و پود زندگی منتقل كند.

از این رو فرق بین مسجدی كه خانه خداست با خانه انسان به خاطر نوع ساختمان و شعار نیست: مسجد از این رو شایسته آن شده كه به آن خانه خدا گفته شود چون میدانی است كه انسان عملاً در آن تمرین می‌كند از منافع شخصی خود پا فراتر نهد،‌هدف بزرگتری را دنبال كند،‌انسان در پرتو مسجد یاد می گیرد كه در هر كجا روح مسجد را با خود حمل كند اگر روح مسجد با انسان همراه شود انسان در تمام میادین كه عملی انجام می دهد از فضای محدود مادی شخصی بیرون می رود بر همین اساس است كه گفته می شود اگر مساجد دانشگاهی نتواند روح مسجد را به دانشگاه بدهد و دانشگاه مسجدی نشود این مساجد یه آنچه مورد انتظار است نرسیده است . از همین روست كه باید بر این نكته اصرار و تاكید نمود كه ما باید به سمتی حركت كنیم كه اگر كسی توفیق دسترسی به مسجد نداشت دانشگاه برای او مسجد و معبد شود و چنین دانشگاهی همان دانشگاه مسجدی است.

دانشگاهی‌كه مسجدی بیندیشد و مسجدی‌عمل كند به‌طور قطع مسئولیت گریزی، بی‌نظمی، حق‌كشی و حق‌شكنی، تبعیض، تحقیر، خود محوری، غرور، برتری طلبی، سطحی نگری، اغفال و نیرنگ، بی‌ایمانی، بداخلاقی، پوچ‌گرایی، بی‌هدفی، بی‌معنایی، احساس تنهایی و ... به آن راه ندارد و قطعاً چنین دانشگاهی می‌تواند جامعه خط مشی و جهت بدهد و اگر جامعه به صلاح آید باز می‌تواند در چند و چون صلاح و سداد خانواده تاثیر گذارد.

 

آبادانی مسجد

در این جا این پرسش قابل طرح است كه، برای تحقق بخشیدن به عنصر شمول در عبادات اسلامی‌و  انتقال روح عبادت به تمام تار و پود زندگی چه باید كرد؟ برای دریافت پاسخ می‌توان از قرآن و سخنان اولیاء دین مدد گرفت .

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

‌بر شما باد به رفتن به مساجد. زیرا مساجد خانه‌های خدا بر زمینند. هر كه پاك و پاكیزه وارد آنها شود خداوند او را از گناهانش پاك می‌گرداند و در زمره زائران خود قلمدادش می‌كند پس در مساجد نماز و دعا بسیار بگذارید‌( ری شهری:482 به نقل از امالی الصدوق 293/8 )‌

انسان مسجدی زایركوی اوست زایر كوی او باید در مسجد همه چیزش از جنس مسجد باشد . مسجد جای دنیازدگان و دل به نفسانیات دادگان نیست زیرا عمران و آبادی مسجد چنین اقتضا می‌كند در ذیل آیه :

إِنَّما یعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ یخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسى‏ أُولئِكَ أَنْ یكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدین (توبه /18)

ابوذر از پیامبر در مورد چگونگی آباد كردن مساجد می پرسد و پیامبر (ص) در پاسخ وی می فرمایند:

( آبادی مساجد در گرو آنست كه )‌در آنها صداها بلند نشود. به سخنان و كارهای نادرست و بیهوده پرداخته نشود، در آنها خرید و فروش صورت نگیرد و تا زمانی كه در مسجد هستی از كارهای لغو و بیهوده دست بكش اگر چنین نكنی در روز قیامت نباید كسی جز خودت را ملامت كنی ( ری شهری، ص 482، به نقل از مكارم الاخلاق : 2/374/2661 )‌

بر اساس آیه و حدیث فوق عمران مسجد در گرو امور زیر است :

1- مسجد جای مومنان به خدا و جهان آخرت است پس عمران مسجد در گرو حضور مومنان است. 

2- مسجد جایگاه ادای حق الله و حق الناس است و نیز شناخت این حقوق مسجدی كه حقوق شناخته و ادا شود عمران است .

3- مسجد جایگاه آنست كه انسانها یاد بگیرند از احدی غیر از الله نباید ترسید زیرا ترس از غیر خدا یعنی غیر خدا را استقلالا منشأ اثر دانستن و این با توحید منافات دارد . پس در مسجد عمران است كه فرد می آموزد آنكه از خدا ترسد از هیچ كس و هیچ چیز نهراسد و آنكه از خدا نترسد از همه چیز و همه كس در هراس دائمی باشد .

4- مسجد جای منازعه و اختلاف و بالا بردن صدا نیست . حریم و حرمت خانه خدا باید پاس داشته شود و انسانها بدانند برای رفع مشكل، راه حل، در گرو آرامش و با منطق سخن گفتن است نه بلند كردن صدا و فریاد كشیدن . مسجد جای گفتن و شنیدن است مسجد جای تأدیب نفس است، نفس تأدیب و تهذیب شده به خود اجازه نمی دهد كارها را با سروصدا و جنجال حل كند . این نكته بسیار درس آموزی است برای تمام ابعاد زندگی اعم از فردی و اجتماعی . هر چه صدا بلند شود منطق در گفتار و اندیشه و رفتار افت می‌كند و چه بسا برخی از مرز و حریمهای اخلاقی نیز شكسته شود . بدنبال برخی از همین صداهای بلند است كه مشت‌ها و زورآزمایی‌ها و به رخ كشیدن قدرتهای غیر اخلاقی و غیر انسانی ظاهر می شود و انسان را وارد فضای مخاصمه و منازعه می‌كند چه اینكه  بسیاری از نزاعها و جنگ‌ها نیز با بالا رفتن صداها آغاز شده است .

5- مسجد بیت خداست و خدا حق است و در خانه او جز حقیقت نباید عرض اندام كند. در مسجد باید حق گفت و حق شنید و به حق عمل كرد. در مسجد نباید اندیشه و كردار و گفتار لغو و بیهوده و فاقد هدف شایسته و بایسته و خردمندانه رد و بدل شود . مسجد بحر حق است و باید به حق در این بحر شنا كرد و بر متولیان مسجد است كه آموزش دهند.

5-1 راه حق كدام است؟ وقتی راه از چاه شناخته شد دیگر نباید غصه دیر به مقصد رسیدن را خورد.

دست از طلب مدار كه دارد طریق عشق      از پافتادنی كه به منزل رسیدن است

5-2 باید مسجد آموزش دهد كه حقیقت را باید در پرتو شریعت تحصیل نمود نه از جای دیگر.

5-3 اگر راه حق شناسانده نشود و حقیقت از راهی غیر از شریعت طلب شود،دست در دست نا اهلان گذاشته شود . نا اهلانی كه انسان صورتند و ابلیس سیرت از این رو لازم است راهنمای راه را شناخت كه :

ترك این مرحله بی همرهی خضر مكن         ظلمات است بترس از خطر تنهایی

6- مسجد بنگاه معاملات و جایگاه خرید و فروش نیست، مسجد متجرو تجارت خانه هست اما تجارت خانه اولیاء خدا و مورد معامله فقط باید كالای اخروی باشد. تمام سخن اینست كه، تا هنگامی كه انسان در مسجد است حداقل از حجاب غفلت بدر آید. لباس دنیا و دنیازدگی را بدور افكند. تا غفلت است خدانگری و خدا خواهی نیست و جایی كه خدانگری نیست خود خواهی و خود مداری است. جایی كه خود مداری و خود محوری حاكم است انسان از هر گونه تعالی و ترقی معنوی محروم است. خود محوری یعنی پای بندی به تمایلات و شهوات و شهوات مانع طیران آدمیت است انسان در هنگامه عبادت و ورود به مسجد باید از ما سوی الله رها شود تا رها نشود نمی‌تواند پرواز كند.

7- انسانی كه حریم و ادب و آداب مسجد را پاس می‌دارد  مایه عمران و آبادی مسجد است چنین انسانی موقعیت در مسجد بودن را از دست نمی‌دهد و از هر لغو و بیهوده‌ای دست می كشد.

8- در انتهای آیه ای كه ذكر شد آمده است كه امید است كه اینان از رهیافتگان باشند انسان رهیافته خود را یافته است و انسان خود یافته و خود باور و خود بارور در دام انسانها گمراه و گمگشته واقع نمی شود .

 انسان راه یافته قوی تر و غنی تر از آنست كه از انسان گمراه ضرر و آسیب ببیند . قرآن در این زمینه می فرماید

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا یضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُم‏ ( مائده / 105 )‌

پس مسجد می‌تواند راه را به انسان‌ها بنمایاند و انسان‌ها را از آسیب‌های مختلف مصونتی بخشد و البته این خاصت دین است كه به‌فرموده امام علی علیه السلام الدین یعصم یعنی دین انسان را مصون می‌دارد (‌ری شهری، ص 380) و حتی نیرومندترین تكیه‌گاه است كه والدین اقوی عماد (همان) دین و ایمان نیازی به ما ندارد این مائیم كه در عرصه زندگی و پیمودن مسیر زندگی به دین و ایمان نیازمندیم پس مسجد عمران می‌تواند انسان را از آسیب‌های گوناگون حفظ كند. هنگامی كه مساجد پابه پای عصر و نسل و متناسب با بالا رفتن سطح آگاهی عمومی تمهید و تجهیز نشود به تدریج رابطه آن با جامعه اعم از جامعه دانشگاهی یا جامعه عمومی ضعیف خواهد شد و به‌تدریج با ركود و بی‌رونقی مواجه می‌شوند.

آری مساجد آباد از هر جهت ضامن بقای جامعه بشرند، پناهگاه جامعه‌اند، خانه امن انسانها هستند، جایگاهی هستند كه انسانها نه تنها با وظائف و مسئولیت‌های خود در قبال خدا و خودشان و مردم و طبیعت آشنا می‌شوند بلكه با حقوق نیز آشنا می شوند اعم از حقوق خداوندی، حقوق فردی، حقوق اجتماعی و ...

مساجد عمران مایه قوت دین و نشانه نشاط و سرزندگی اسلامند، مساجد عمران نابود كننده فقر معنوی و بازدارنده انسانها از گناهند بر انسانی كه روح و روان او به آبشخور تفكر اصیل و صحیح مسجد وصل است انسانهای كافر و راه گم كرده تسلط ندارند.

مسجد مركز آموزش توحید عقیده و توحید در عمل است. مركز اتحاد افكار و ائتلاف قلوب است. چنین اتحاد و ائتلافی است كه جمعیت‌های فشرده و خاموش را متراكم می‌كند و از آنها نیرویی شكننده و قهار می‌آفریند كه كوهها را از جا می كنند و كوبنده ترین قدرت‌های مخالف و همانند را از پا در می آورند و هر نقشه خائنانه را نقش بر آب می سازند.

غـرض ز انجمن و اجتماع جمع قواست        چـرا كه قطره چـو شـد متصل به هم، دریـاست

ز قطره هیچ نیاید ولـــی چو دریا گشت        محیط گـردد و از وی نهنـگ خواهـد خـاســت

زفـــرد فــرد محال است كارهای بزرگ        ولی زجمع توان خواست هر‌چه ‌خواهی خواست

تردیدی نیست كه بهترین راه حل مشكلات زندگی، تعاون اجتماعی است و تنها راه برای ایجاد تعاون، حسن تفاهم میان اقوام و افراد است و عالیترین عامل حسن تفاهم، تعالیم حقه دینی است كه تمام فاصله‌ها را از بین می برد و دلها را به هم نزدیك می‌كند و شرق و غرب را به هم می پیوندد و سیاه و سفید و عرب و عجم، ترك و هند و همه را با هم برادر و همدرد و شریك غم می گرداند همانگونه كه پیامبر بزرگوار اسلام می فرماید :

أَیهَا النَّاسُ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ وَ لَیسَ لِعَرَبِی عَلَى عَجَمِی فَضْلٌ إِلَّا بِالتَّقْوَى (تحف، ص 29،‌بخشی از خطبه پیامبر در حجه‌الوداع در عرفات)

و در جای دیگری می فرماید :

الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ وَ هُمْ یدٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ یسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُم (‌ سفینه البحار، ج1،‌ص 392 : خطبه پیامبر در حجه الوداع )‌

اهل ایمان با هم برادرند،‌خونهای آنها ارزش مساوی دارد . هم با هم در حكم یكدست و قدرت واحدی در مقابل بیگانه‌اند پیمان كوچكترین فردشان از نظر ارزش و احترام در حكم پیمان عموم اهل ایمان است و وفای به آن پیمان بر همگی لازم است

(ضیاء آبادی، 1379)

راستی جایگاه نقل و تحلیل و فهم این آموزه‌های اصیل اسلامی و انسانی و عقلانی كجاست؟ آیا غیر از خانه خدا و خانه توحید جای دیگری است؟ آیا انسانها نباید درس مبارزه با تبعیض و تبختر را در مسجد بیاموزند؟ آیا نباید از این پایگاه ارزشمند و رفیع به اسباب شرف و كرامت انسانی پی ببرند؟ آیا نباید از جایگاه رفیع خانه خدا انسانها با حقوق و حدود خود و اسباب اتحاد و ائتلاف خود آشنا شوند ؟

مبادا روزی را ببینیم كه مساجد از جهت بنا و ساختمان و تزئینات آباد و عمران باشد اما از جهت هدایت خراب و از كار افتاده باشد (نهج،  قصار، 369)  در این جا با این پرسش اندیشه سوز، روبرو می‌شویم كه برای تحقق و رسیدن به مساجد آباد و سازنده ی انسان در این عصر و زمان چه باید كرد؟ به نظر می‌رسد برای پاسخ این پرسش در نحوه و نوع مدیریت مساجد باید دست به تاملی دوباره  زد و  ویژگی‌ها و شرایط گردانندگان مساجد دانشگاهی را  مورد بازخوانی و بازشناسی قرار داد.

 

ویژگی و شرایط مدیران مساجد دانشگاهی ‌

همانگونه كه در  ابتدا  اشاره شد امروز در انتخاب امام جماعت یك مسجد خصوصاً دانشگاه بیش از گذشته باید دقت نمود انسانها از نظر علمی و عاطفی و روانی و اجتماعی و فرهنگی دستخوش تحولات چشم‌گیر شده اند. امروز با تزاید و تصاعد دائمی آگاهی و اطلاعات مواجهیم فعالیت در مساجد كنونی روش، دانش و اخلاق و برنامه و ابزارهای خاص خود را می طلبد . بخش زیادی از چگونگی فضای فكری و فرهنگی واجتماعی و رفتاری و اخلاقی حاكم بر دانشگاه می‌تواند متاثر از تفكر و اخلاق و فرهنگ حاكم بر مسجد دانشگاه باشد اگر امام جماعت دانشگاه واجد صلاحیت های لازم و متناسب دانشگاه نباشد چه بسا آثار سوئی داشته باشد كه به سهولت و سرعت قابل بر طرف كردن نباشد .اگر در انتخاب  امام جماعت دانشگاه در ابعادی كه ذیلاً بیان می شود شاخص‌ها و صلاحیت‌های لازم لحاظ شود كاركرد‌های مساجد به ویژه‌دانشگاهی دوچندان‌می‌شود و برشادابی و عمران‌مسجد  به‌طور‌واقعی‌افزوده می‌شود.

 

1- علمی و دینی

1-1- احاطه علمی به تمام جوانب دین پیامبر اكرم فرمودند

لا یقومُ بِدِینِ اللّه ِ إلاّ مَن حاطَهُ مِن جَمیعِ جَوانِبِهِ( ری شهری :‌ 146 )

كسی كه داعیه نصرت و ترویج و شناساندن دین را دارد ابتدا خود باید به جوانب مختلف دین به طور خاص و كارشناسانه معرفت لازم را داشته باشد و از دو بعد علمی‌و دینی، دست پر باشد  جهت علمی‌اش می‌تواند افراد را به خضوع وا دارد و جهت دینی اش می‌تواند فضا را نورانی و عناد‌ها و اختلاف‌ها را از بین ببرد . از این رو با توجه به اینكه  انجام هر گونه فعالیت آگاهی بخش درعرصه دین ومعنویت بهترین وكارسازترین كار است و دراشاعه و ترویج معنویت دینی به دو ركن بسیار برجسته باید توجه نمود:

 

الف) تقوا

تقوا سر برانجام دستورات خدا نهادن و دوری گزیدن از آنچه او نهی كرده است می باشد . بر این اساس تقوا همه نیكها را در بردارد . از امام صادق پرسیدند : تقوا چیست ؟‌ ایشان فرمودند : أَنْ لَا یفْقِدَكَ اللَّهُ حَیثُ أَمَرَكَ وَ لَا یرَاكَ حَیثُ نَهَاك ( محمدی : 208 به نقل از بحارالانوار،‌ج 67، ص 285 )

یعنی هر جا خداوند تو را فرمان داده حضور داشته باشی و در جایی كه نهیت كرده دیده نشوی .

 

ب) معرفت و عقلانیت

از رهگذر عقلانیت است كه مرز خرافه و حقیقت آشكار می شود و كذب مدعیان كاذب بر ملا می‌شود. از نظر اسلام دینداری باید همراه با عقلانیت باشد ؛‌حیات انسان باید حیات معقول باشد. انسان باید در انتخاب مسیر زندگی، در انتخاب آئین و در انجام شعائر دینی و اتخاد سلوك معنوی خویش دم به دم انیس و مونس عقل باشد . هر چه فضای دانشگاهها در پرتو امام جماعت حاذق و عالم ومتفكر عقلانی شود و دینداری در آن همراه با خردمندی شود و افراد فرهیخته وصاحب نظر مجال و میدان بیشتری برای فعالیت داشته باشند و سطح درك و آگاهی و قدرت تجربه و تحلیل بالاتر رود مدعیان دروغگو نمی توانند به نام عرفان یا معنویت یا هر عنوان دیگر هر روز و ساعت دین و آیینی جعل كنند . براساس بررسی‌های انجام شده ما در جامعه علمی و عمومی خود با موارد انحرافی زیر مواجهیم.

1- ادعای ربوبیت 2- ادعای نبوت 3- ادعای امامت 4- ادعای مهدویت 5- بابیت 6- عرفان در وصال حق 7- بت سازی 8- استجابت دعا 9- ارتباط با اجنه 10- كهانت و آگاهی از اسرار 11- ادعای داشتن شعور كیهانی و علوم باطنی 12- ادعای طالع بینی 13 - ادعای داشتن موكل و همزاد 14- ادعای داشتن علم لدنی 15- ادعای ضمیر خوانی 16- ادعای آینده نگری 17- ادعای شفا از راه گفتار و لمس و انرژی درمانی 18- ادعای خبر داشتن از ذخایر زیر زمینی مانند گنجهای پنهان و طلا 19- ادعای در اختیار داشتن روشهای تربیتی و اخلاقی 20- ادعای آشنایی با خواص مواد و اشیاء 21- ادعای داشتن خواص حروف و اعداد 22- ادعای رفع حاجات و مشكلات با دادن طلسم و ...  (‌مجله سراب، 1386 : ص 9 و 53 )

گرفتار آمدن آدمی به دام خرافات و موهومات و در دام شیادان و مدعیان كاذب افتادن ناشی از جهل و عدم استمداد از عقل است

تا عالمان وارد عرصه‌های تبلیغ نشوند، شبهات و خرافات از جامعه رخت بر نمی بندد . هر چقدر علم و آگاهی مردم نسبت به جریانات باطل بیشتر شود و شناختشان نسبت به معارف اصیل دینی افزونتر گردد مصونیت آنها از انحراف و خرافه بیشتر می شود . این مسجد است كه باید به مخاطب خود بیاموزد نباید بی دلیل و برهان سخن گفت یا بی دلیل واستدلال سخنی را پذیرفت . هدف و محور در مساجد نباید گریاندن و تحریك احساسات باشد معرفت دینی با شور گرفتن و تهبیج و تحریك احساسات حاصل نمی شود. مهمترین عامل برای كسب معرفت صحیح و متین دینی حضور قوی و موثر روحانیون فكور و فرهیخته و محقق در مساجد دانشگاه است. خصوصاً روحانیونی كه خود تحصیلات دانشگاهی دارند و در یكی از حوزه‌های علمی دانشگاهی فارغ التحصیل شده اند . اینان هستند كه می توانند با گسترش آگاهی موجب كم رونق شدن بازار شیادان و مدعیان دروغگو شوند. حضور روحانیون محقق و دانشمند و قلم‌بدست و اهل مطالعه و به‌روز و زمان شناس ثمرات دیگری نیز دارد از جمله:

1- امكان معرفی منظومه وار و نظام مند اسلام به گونه‌ای كه عقل و دل،‌ برهان و عرفان هر كدام در جایگاه شایسته خود قرار گیرد.

2- رونق گرفتن بازار و فضای نقادی كه موجب می شود گفتار، كردار و ادعاهای افراد و گروههای مدعی عرفان و امور اسرار گونه و سلوك معنوی در بوته نقد نهاده شود و سره از نا سره جدا گردد.

3- هوشیار شدن غافلان

4- كسادی بازار شیادان و جمع كردن بساط و سفره خود

5- شناخته شدن مرزها در گفتار و اندیشه و عمل، حقیقت و خرافه

6- فراهم شدن امكان آسیب شناسی عملكردها وخرافه‌ها و بدعتها و نقد آنها و بسته شدن راه تكرار آنها

7- جرأت ادعاهای گزاف از مدعیان گرفته می شود ( رحمتی، 1386 : 52-51 )‌ 

2-1- آموزش دین با استناد به قرآن و سیره معصومین و نه باستناد اشخاص.

امام جماعت باید زمینه و بستر آموزش دین را به گونه ای تمهید و مهیا كند كه افراد از طریق كتاب و سنت علاقمند به دین شوند نه از طریق اشخاص كه در معرض زوال و تغییرند امام صادق علیه السلام فرمودند:

هر كه از طریق (مجذوب شدن به شخصیت ‌اشخاص به این دین درآید همان اشخاص همچنان‌كه او را به آن در آورده اند، ‌از آن خارجش كنند و كسی كه از طریق كتاب و سنت به این دین وارد شود كوهها بجنبد ولی او نجنبد (و در عقیده و دینش متزلزل نشود) (ری شهری: 382 به نقل از بحار 2/105 /67)‌

حضرت علی علیه‌السلام نیز فرمودند : حق به شخصیت‌ها شناخته نمی‌شود. خود حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی (همان : ص 284 به نقل از مجمع البیان 1/211)

راستی چرا اكثریت مردم به شخصیت‌ها بیشتر از حق و حقیقت گرایش نشان می دهند؟ علل متعددی می‌تواند در وقوع این پدیده دخیل باشد برخی از این علل عبارتند از :

علت یكم : ناتوانی از تكاپور برای شناخت حق و تمییز آن از باطل و امور مبهم و مشتبه

علت دوم : مسامحه و سهل انگاری در تشخیص حق با امكان دستیاریی به آن

علت سوم : جاذبیت شدید خود شخصیت در تحت تاثیر قرار دادن دیگران

علت چهارم : امتیاز واقعی یك شخصیت وقتی در یك یا چند موضوع به اثبات رسید مردم آنرا به سایر جوانب او تعمیم می دهند .

علت پنجم : اصل گرایش به محسوسات عینی و كوتاهی نمودن از تلاش برای درك حقایق والا .

علت ششم : كوشش و فعالیت برای بر نهادن شخصیت در برابر شخصیت‌ها؛ به بیان دیگر بالیدن و مطرح كردن خویشتن در برابر دیگران به وسیله ارائه شخصیت .

علت هفتم : جهل به ارزیابی آن دو ( شخصیت و حق و حقیقت )

علت هشتم: عظمت شخصیت به‌ گونه‌ای است كه می‌تواند ملاك حق و حقیقت قرار گیرد مانند انبیای عظام و اوصیای حقیقی آنان و ائمه ‌معصومین علیهم‌السلام (جعفری، ‌1385: 449)

شخصیت‌های ذكر شده در مورد هشتم به دلیل وابستگی و ارتباط مستقیم با خدا ملاك تشخیص حق و حقیقتند . اینها به دلیل ارتباطی كه با واقعیت دارند حاضر نیستند بپذیرند انسانی كه حركت خود را از انّالله شروع كرده به الیه راجعون ختم نماید از همین روست كه امیر مومنان علی علیه السلام در خطبه 216 می فرماید :

گفتگویتان با من مانند گفتگو با جباران روزگار نباشد. در برابر من از تسلیم و خودداری كه در مقابل اقویای پرخاشگر دارید بپرهیزید. باقیافه ساختگی و ظاهر سازی با من آمیزش نكنید . گمان مبرید هنگامی كه سخن حق به من گفته شود، برای من سنگینی خواهد كرد یا خودم را از آن حق بالاتر قرار خواهیم داد . زیرا كسی كه شنیدن حق یا نشان دادن عدالت برای او سنگینی كند، عمل به حق و عدالت برای او سنگین تر خواهد بود در برابر من از گفتن حق و مشورت برای تحقق بخشیدن به عدالت خودداری نكنید . اگر عنایت خداوندی كه مالك تر از من به من است كفایتم نكند من دارای شخصیتی فوق خطا نیستم.

در این سخن حكیمانه و ارزشمند حضرت :

مردم را از تعظیم و ستایش و پرستش خود باز می دارد .

با مردم به گونه ای سخن می گوید كه به خود سانسوری و پنهان كاری نیفتند .

به مردم توصیه می‌كند با چهره واقعی خود ظاهر شوند نه با خود خیالی و ساختگی.

خود را عین حق یا فوق حق نمی ‌داند

میدان و مجال ابراز اندیشه و مشورت جهت تحقق عدالت به مخاطب می دهد .

خود را از خطا مصون نمی‌داند و اگرخطا نمی‌كند خود را وام عنایت حضرت حق می‌داند.

انسان كمال یافته كرامت انسانها را به بازی نمی‌گیرد از آنها مدح و ثنا و ستایش و خضوع نمی ‌طلبد.

چنین انسانهایی اگر امتیازی در مسیر رشد و تعالی بدست آورده‌اند آن را حاصل عنایت وامانت الهی می دانند و در راه به احقاق و اقامه حق از هیچ كوششی دریغ نمی كنند اینان امنای خدا در زمینند و راستی به شخصیت حقیقی انسانی رسیده اند .

اگر باز به اندیشه و كلام حضرت استناد بجوئیم كه فرمودند:

هَلَكَ فِی رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَال‏ درباره من دو صنف از مردم به هلاكت رسیدند دوستداری  كه غلو می‌كند و عداوت پیشه ای كه تحقیر می‌كند ‌ (نهج‏البلاغه حكمت 117)

بر اساس این اندیشه می توان گفت: بهره برداری از شخصیت‌ها بلی امام پرستش آنان نه، هرگز اگر یك پیشوای دینی در مساجد، خود را عین دین بداند؛ خود را تجسم عینی دین معرفی كند، خود را فوق خطا و گناه و قانون و عدالت تلقی كند این پیشوای دینی بیش از اینكه جذب كند دفع می‌كند و فعالیت او آن دوام و بقاء و تاثیر لازم را نخواهد داشت .

 

3-1- ارایه تصویری دلپذیر و محبوب از خداوند

رسول خدا(ص) فرمودند: حَبِّبُوا اللّهَ إلی عِبادِهِ یحِبَّكُمُ اللّه (ری شهری، 146 به نقل از المعجم الكبیر).

خدا را برای مردم محبوب سازید تا خدا شما را دوست داشته باشد . معرفی چهره رحمانی خداوند به نحو صحیح و ضابطه مند در جذب افراد به دین بسیار كارساز و موثر است، اگر دین چیزی جز حب نیست آیا در راس این حب نباید خدا قرار داشته باشد چه اینكه أَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُه (نهج البلاغه، خطبه اول)‌ معرفی خدای محبوب و جلوه‌های حب خدا را برای انسانها بیان كردن تولید عشق می‌كند زیرا جلوه‌های حب جز كمالات خداوندی نخواهد بود و كمالات خداوندی عین زیبایی و خیر و حقیقت است آیا ممكن است كسی با زیبایی‌ها و كمالات خداوندی  آشنا شود و شیفته و دلبرده او نشود اگر چهره رحمانی و محبوب خدا معرفی و تبیین شود انسانها از سر ترس یا طمع به عبادت خدا روی نمی آورند تا عبادتشان خالص نباشد بلكه از سر عشق به عبادت خدا روی می آورند و حاضر نیستند شیرینی و حلاوت عبادت و مناجات و خلوتهای سبز و عارفانه خود را با هیچ چیز عوض كنند .

جستجوی خدا از راه عشق عارفانه و آگاهانه رجوع انسان به فطرت اصیل و خدا آشنای اوست. بسیار دلپذیر است كه در مساجد دانشگاهی با توجه به روان مخاطب بار دیگر بر تقدم رحمت بر غضب پروردگار تأكید و تصریح شود .

 

4-1- ترویج زیبائیهای گفتار اهل بیت

عبدالسلام بین صالح هروی از قول امام رضا (ع) نقل می‌كند كه فرمودند :‌ خدا رحمت كند آن بنده‌ای كه امر ما را زنده كند از حضرت می‌پرسد: چگونه امر شما را زنده كند؟‌ حضرت می فرمایند : علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد كه اگر مردم زیبایی‌های گفتار ما را می دانستند از ما پیروی می كردند (‌ری شهری : 146 به نقل از معانی الاخبار 180/1 ) راستی جایگاه واقعی و به حق  نهج البلاغه و صحیفه سجادیه كجاست ؟‌از این حكمت‌های ناب و سخنان گوهر بار به صورت نظری و عملی چه میزان جامعه خصوصاً جامعه دانشگاهی آگاه است ؟ كلام زیبا حاكی از روح زیبا است حكایت از كمالات صاحب سخن دارد با انعكاس صحیح سخنان زیبای اهل بیت می توان روح تعالی یافته و شخصیت كمال یافته ایشان را بهتر معرفی كرد .

 

5-1- مستند و مستدل سخن گفتن

 در مساجد دانشگاه به ویژه باید عالمانه و محققانه سخن گفت . ادعای بدون استدلال و سخن نامستند راه خود را به ذهن و ضمیر مخاطبان باز نمی‌ كند در ذهن و جان او نمی نشیند تا عالمان وارد عرصه تبلیغ نشوند . سوالات اساسی و خرافات از جامعه رخت بر نمی بندد . هر چقدر دانشجویان در مجامع دانشگاهی، جریان باطل شناسی و حق شناسی را عالمانه تر و كارشناسانه تر و اجتهادی‌تر یاد بگیرند شناختشان نسبت به دین واقعی و واقعیت‌های دینی افزون‌تر می گردد و در نتیجه مصونیت آنها از انحراف و خرافه بیشتر می‌شود.

اگر در مساجد دانشگاهی (به‌ویژه) به دانشجو كه علم و فن و فرهنگ را باید بدوش كند، آموخته شود كه می توان و باید مستند و معقول و منطقی سخن گفت، سخن شنید، نقد كرد، قضایا را تجزیه و تحلیل نمود در این صورت قشر تحصیل كرده حداقل می‌تواند خود را در برابر انواع آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی و دینی و عرفانی حفظ كند. داشتن مواضع صریح و عالمانه و خردمندانه و هوشیارانه و مستدل و قوی در مسائل دینی و اجتماعی توسط ائمه ی جماعت دانشگاهی بسیار مهم و اثر  بخش است.  آری :

دلایل قوی باید و منطقی  نه رگهای گردن به حجت قوی

 

6-1- آگاهی به‌مرزهای علم و دین

یكی از امور فوتی و فوری و ضروری در محیط‌های دانشگاهی این است كه محدوده و نحوه حضور دین در عرصه‌های مختلف مشخص شود جایگاه و رسالت و ربط و تعامل این دو موهبت الهی تبیین شود.امروز بیش از پیش لازم است كه به نحو شفاف تر معیارها و مرزها مربوط به قلمرو دین و علم روشن گردد.گاه عدم شناخت معیار‌ها و مرزها در قلمرو دین باعث می شود فرد به نام دین وارد عرصه‌هایی شود كه پاسخ مشبع و مكفی ندارد . از این رو تشخیص صحیح معیارها و مرزهای معارف اسلامی، در گرو شناخت و تسلط كافی بر مبانی و منابع اصیل اسلامی است . لازم است از تحقیقات دانشمندان برجسته بهره گرفت و گرنه جهل به حقیقت امر ما را در دام افراط یا تفریط می اندازد . تحجر و تجدد محصول بد معرفی كردن اسلام است .این دو میوه افراط و تفریطند و افراط و تفریط میوه جهل به جوانب مختلف دین است.

 

2- اخلاقی و عملی

1-2- نگاه غیر انتفاعی به دین

یكی از تعابیری كه قرآن در این راستا آورده است چنین است : اتَّبِعُوا مَنْ لا یسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُون‏ (یس/21)

از تأمل در این آیه به دو ویژگی معلمان و مربیان و مبلغان و راهنمایان دینی پی می بریم :

الف- و هم مهتدون ؛ خبرویت و راهیافتگی در تعلیم و تربیت دینی را نشان می‌دهد یعنی: خودشان راه یافته باشند بفهمند چه می‌گویند چه می‌خواهند به چه می‌خواهند برسند (این نكته در بعد علمی توضیح داده شد).

ب- لا یسألكم اجرا : یعنی از راه تعلیم و تربیت سودی طلب نشود . به این جهت كه هدایت می‌كنند اجری از افراد نخواهند  اگر كسی با دغدغه سود شخصی به امر هدایت دینی انسانها بپردازد  مخاطب می پندارد این دین است كه به ما محتاج است در حالیكه در امر هدایت دینی نیاز است كه برای مخاطب این تلقی واقعاً ایجاد شود آنكه محتاج به دین است مائیم زیرا دین عامل مصونیت است (نه محدودیت) (ری شهری:380) وحقیقتاً دین می‌تواند برای‌انسان دیندار نیرومند‌ترین تكیه‌گاه باشد (همان)

حضرت علی (ع) می فرمایند :

دین خود را با دنیایت حفظ كن تا هر دو را ببری و دینت را وسیله حفظ دنیایت قرار نده كه هر دو را می بازی ( همان : 382 به نقل از غرر: 5861 )

یا همان حضرت باز می فرمایند :

مردم برای سود و آبادانی دنیای خود امری از امور دین را فرد نگذارند مگر آنكه خداوند كاری برای آنها پیش می آورد كه زیانش از آن سود بیشتر است ( همان )‌

یا در جایی دیگر می فرمایند :

كسی كه دین رادكان خود قرار دهد بهره او از دینش همان است كه می‌خورد ( تحف /223 ) و باز می فرمایند :

كسی كه با كاری آخرتی در طلب دنیا برآید از مطلوب خود دورتر می شود ( ری شهری : 166 به نقل از غرر:8901 )

پس لازمه آگاهی و بصیرت بخشی دینی، اهتدا و خبرویت است و لازمه خیر خواهی آنست كه از رهگذر ایمان فرد به دنبال نان و نام و دنیا نباشد . این تلقی می‌تواند و باید در مخاطب ایجاد شود كه لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ (توبه/128) برای مبلغ و مربی واقعاً رنج كشیدن انسانها سخت است و همین گران آمدن رنج و سخنی بر دیگران است كه او را طبیب دوار نموده است ( نهج البلاغه، خطبه 108) اگر حقیقتاً این تلقی برای مخاطب ایجاد شد در می یابد كه واقعاً مبلغ در جد و جهد برای رسیدن به سود و مننفعت شخصی و دنیوی نیست . چنین مربی و مبلغی به ویژه در محیط دانشگاه، ارتباطش با دانشجو از سر علاقه و محبت است . بر خوردش همراه با مهربانی و صمیمیت است ؛ با دانشجو علاوه بر آگاهی بخشی و هدایت او، همدلی و همدردی دارد ؛ در برخورد دانشجو با آسیب‌ها  پناهگاه امید و تسلای اوست و همین شیوه می‌تواند تاثیر پیام هدایت بخش را دو چندان كند.

 

2-2- یكسانی دل و زبان

یكی دیگر از ویژگی‌های مرتبط با ویژگی قبلی حصول هماهنگی میان دل و زبان است چه اینكه هر گاه سخنی از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و هرگاه از زبان بیرون آید از مرز گوشها فراتر نرود (‌ری شهری، ج 1، ص 148 به نقل از شرح ابن ابی الحدید )‌

زبان و گفتار مترجم و ترجمان دل است . باور مندی، سوز و حرارت، پایبندی،‌تفقه دینی، عشق و ... در زبان گفتار عیان می گردد . سخنی كه چسبیده به جان است نه لعقه و لقلقه لسان ( نهج:خ/ 113) از تمام وجود تراوش می‌كند . تمام لایه‌های وجودی فرد ( ذهن، دل ) در آن نمایان است زبان پرده از تمام اسرار خانه وجود انسان بر می دارد .

دل آگاه و بینا و باورمند به فرد زبان گشاده و آزاد می بخشد ( نهج : خ /234) علم و آگاهی كه صرفاً زبانی است این كمترین درجه و مرتبه علم است ( نهج، قصار /92 ) دین زبانی به تعبیر حضرت علی لعقه علی لسان است ( نهج، خ /113) با ابلاغ زبانی دین به تنهایی نه كار به پایان آمده است و نه خشنودی خدا حاصل شده است ( همان )

 

3-2- عملگرایی اخلاق مدارانه

هنگامی كه دل و زبان یكی شود بیش و پیش از آنكه زبان بجنبد و سر صاحب خانه را بر ملا كند فرد با عمل خود از باور قبلی خود خبر می دهد .

امام صادق (ع) فرمودند :

مردم را به غیر زبانتان به خوبی فرا خوانید تا در شما كوشش و راستی و پرهیزكاری را ببینند ( ری شهری، ج1،ص148 به نقل الكافی 2/105/10 )

یا در جایی دیگر فرمودند :

خداوند آن جمعیت را رحمت كند كه چراغ و مناره ( هدایت ) اند و مردم را با اعمال و نهایت توانشان به سوی ما فرا می خوانند ( همان به نقل از تحف :‌301 )

برخی از جلوه‌های عمل گرایی عبارتند از :

1- شجاعت در حق گویی و عدم هراس از سرزنش ملامت گران ( همان : 148 )

2- آسان گیری و عدم سخت گیری : پیامبر خدا فرمود آسان بگیرید و سخت گیری نكنید و آرامش دهید و بیزاری ایجاد نكنید (همان )

خداوند در مقام ربوبیت اساس تكالیف را بر سهولت و قابلیت نیل نهاده است ( بقره / 186 ) به سبب اساس بودن آسان گیری ( نه سهل انگاری ) در تكالیف عنوان جامعی كه بر آئین پیامبر اطلاق شده آئین سهله و سمحه است از این رو حتی در مواردی كه طبیعت یك تكلیف، شاق و دشوار است، خداوند بنا را بر مسامحت می گذارد كه یكی از جلوه‌های اصل مسامحت، تجدید نظر در تكالیف است ( بقره / 187) پس در طریق تربیت از تجدید نظر نباید ابا و شرم نمود و آن را خلاف شأن دانست (باقری، 1380 : 155-152) .

3- مدارا : پیامبر اكرم فرمودند همانگونه كه به تبلیغ رسالت مأموریت یافته ام به مدارا با مردم فرمان دارم ( ری شهری، ج1، ص 148 ) یا در سخنی امام صادق ( خطاب به عمربن حنظله )‌فرمودند :

ای عمر بار ( سنگین ) بر دوش شیعیان ما مگذارید و با آنان مدارا كنید كه مردم آنچه را بر دوش آنان می گذارید به دوش نمی گیرند ( همان،‌به نقل از الكافی، 8/334/522) .

 

4-2- صداقت در كلام و اخلاص در عمل

 در متون دینی توصیه شده قبل از سخن گفتن راستگویی را بیاموزید (همان)‌ و بالاترین اندرزها آنست كه سخن از مرز راستگویی و عمل از مرز اخلاص فراتر نرود (همان، به نقل از مصباح الشریعه : 395 )

از امام ششم روایت شده است كه : همانا خدای عزوجل هیچ پیامبری را نفرستاد مگر به راستگویی و برگرداندن امانت به امانت گذاران چه نیك و چه بد (محمدی : 238، به نقل از كافی، ج 2، ص 104) در متون دینی دروغگویی از شرابخواری هم بدتر معرفی شده است، دروغ ویران كننده ایمان است (همان) .

 

5-2- نرم‌گفتاری و نرم‌رفتاری

‌تند خویی از جمله ویژگی‌هایی است كه افراد را دفع می‌كند، نفرت می آورد،تنهایی به بار می‌آورد پیوندها را می گسلد . تاثیر گذاری را از بین می برد از این رو اگر كمترین خشونت در رفتار یا گفتار یا نگاه از مبلغ دینی سرزند آثار سوء خود را خواهد گذاشت تا مبلغی نتواند ارتباط و پیوند معقول وعاطفی مناسب بامخاطب خود برقرار كند نخواهد توانست چیزی را به مخاطب آموزش دهد و روندی صحیحی را در تربیت وی در پیش گیرد و این خود از توصیه‌های گرانقدر قرآنی است كه :

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَوَكِّلین ( آل عمران / 159 )

 در این آیه نرمخویی كه حاصل آن نرم رفتاری و نرم گفتاری و پرهیز از تند خویی است به پیامبر توصیه شده است و از اوصاف ایشان شمرده شده است . همچنین بخشش عملی و آمرزش خواهی و مشورت مورد توصیه قرار گرفته است . در آخرآیه به پیامبر می فرماید پس ازعزم وتصمیم،برخدا توكل كن عزم مسبوق به اختیار است و عزم تجلی اختیار است و اختیار مبتنی بر آگاهی و بینش و تعقل است از این رو غیر مستقیم گوشزد می‌كند قبل از توكل بر خداوند باید مقدمات و بسترهای آن از قبل مهیا شده باشد

یكی از آسیب‌های دینداری در محیطهای دانشجویی این است كه گاه توجه و توكل و توسل و تمسك به خدا هست اما بسترهای قبلی آن تمهید و مهیا نشده است. دانشجو تصور می‌كند با توكل هر گونه كاستی و تنبلی و كوتاهی كه از او سرزده است قابل جبران است و توكل و توسل یكجا و یك باره مشكل او را حل می‌كند و چون به نتیجه نمی رسد در نگرش غلط خود تجدید نظر نمی‌كند بلكه سعی می‌كند فاصله خود را با دیانت و ایمان بیشتر كند درس نمی خواند برنامه ریزی ندارد وقت را هدر می دهد هر چه به پایان ترم نزدیك می شود به جای جبران كاستی‌ها و آنگاه توكل به خدا و دست به آستان او دراز كردن، فقط دعا می‌كند و با نتیجه نگرفتن از دعای خود به حقانیت دعا شك می‌كند در حالیكه سزاوار است در شیوه و روش خود تجدید نظر نماید .از این رو بسیار به جا و سزا است كه مفاد سخن زیر  به نقل از امام جعفر صادق (علیه السلام) به خوبی برای این قشر تبیین و تفهیم شود این سخن كه: أَبَى اللَّهُ أَنْ یجْرِی الْأَشْیاءَ إِلَّا بِأَسْبَاب (الكافی ج1 ص183)

 از دیگر ویژگی‌‌های اخلاقی كه مبلغ و مربی باشد عملاً نشان دهد :

خود فراموشی : فراموش نكند كه یكی از مخاطبان پیامی كه ارایه می‌كند خودش

می باشد و بیش و پیش از دیگران باید تقید و تعهد عملی خود را به پیامی كه ارائه می‌كند نشان داده باشد

عرف اجتماعی را به جای عرف شرع ننشاند : اموری كه جنبه عرفی و عمومی دارد و نفیاً یا اثباتاً حكمی درباره آن وجود ندارد به نام دین اثبات یا نفی نكند .

خود محوری و تعصب : باید سخن مخالف را شنید خود را طالب حقیقت معرفی كرد نه مالك حقیقت . اگر سخن یا ادعایی مطرح شود و پس از آن معلوم شود سخن پایه و اساسی نداشته است باید با شهامت سخن راپس گرفت خود را مقیاس و محور حق ندانست و هر كه به این محور خود مدارانه نزدیك است او را تأئید نمائیم و هر كه از این محور دور است با او سرناسازگاری پیشه كنیم . این نوعی تعصب است و تعصب مانع وصول و ایصال به حقیقت است . 

پرهیز از خود ستایی : زشت ترین سخن راست خودستایی است . عطر آنست كه خوب ببوید نه آنكه عطار بگوید . اگر بزرگی و فضیلت وكمالی در جایی یا كسی هست حاجت به بیان ندارد آن فضیلت یا كمال اگر واقعی باشد آنقدر قوت دارد كه خود را نشان دهد .

پرهیز از التقاط : از عرضه معارف اسلامی بالعاب اسلامی بشدت باید پرهیز نمود . یعنی محتوای غیر دینی را با رنگ و لعاب دینی قالب بزنیم . 

مبارزه با اوهام و خرافات و اموری بی اساس : مبارزه ای دقیق و تحلیلی و محققانه و علمی

پرهیز از پرگویی : بهترین سخن آنست كه نه كم باشد و نه ملال آور. پیامبر هرگاه خطبه نماز ایراد می نمود سخنان كوتاه ایراد می كرد (نهج،حكمت، 315 ) یا فرماندهی را به جنگ می فرستاد توصیه می نمود خطابه و سخن را كوتاه كنید (همان)

پرهیز از اختلاف برانگیزی : مبلغ و مربی دینی محور وحدت است . رفتار یا گفتار نباید به گونه ای باشد كه منجر به پراكندگی و تفرقه شود . آنچه را در این به آن توصیه شده تقویت روحیه اخوت است . حضرت علی(ع) درنهج البلاغه می فرمایند:

 شما برادر دینی یكدیگرید و آنچه میان شما جدایی اندخته درون پلید و نهاد بد است . به این سبب بار دیگر را بر نمی دارید و برای هم خیر خواهی نمی كنید و به هم بذل و بخشش نمی كنید و با هم دوستی نمی ورزید. ( نهج، خ 113 )

مشأ اختلاف انگیزی جهل است كه اگر نادان خاموشی گزیند اختلاف از میان مردم رخت بر می بندد ( ری شهری، 322 به نقل از بحار 78/81/75 ) و از دیگر سرچشمه‌های تولید اختلاف درون پلید و قلب مریض است كه نتیجه آن ضعیف شدن روحیه تعاون اجتماعی، ضعف روحیه خیر خواهی، و ضعف روحیه بذل و بخشش و عدم محبت ورزیدن به یكدیگر و ‌در دام شیطان افتادن است ( نهج / خ 127 ) و غلبه جبهه باطل ( ری شهری، 332 به نقل از كنز العمال : 929 ) و سرانجام حقارت و رفتن آبرو و از دست دادن كرامت و شرافت و جایگاه خود است از این روست كه قرآن می فرماید : دست از پراكندگی بدارید كه سست می شوید و آبرویتان می رود

 

3-4- روشی

1-3- بلاغت و فصاحت

رسایی و شیوایی در گفتار و بیان . حضرت علی (ع) فرودند : بلاغت آنست كه گفتار روان و فهم آن آسان باشد ( ری شهری : 144 )‌ باز فرمودند : بلاغت آنست كه در جواب دادن كندی نكنی و مقصودت را برسانی و تیر سخنت به خطا نرود ( همان )

امام صادق(ع) نیز فرمودند: بلاغت در سه چیز است الف) ‌نزدیك شدن به معنای مورد نظر ب) دوری كردن از گفتار حشو و زاید ج) رساندن معنای زیاد با عبارت كم و كوتاه (همان)

باز حضرت علی (ع) در مورد اینكه بلیغ ترین سخن كدام است فرمودند :‌ بهترین گفتار آن است كه به حسن ترتیب و نظم آراسته باشد و عالم و عامی آن را بفهمد ( همان ) از سخنان فوق نكات ذیل بدست می آید :

انسان بلیغ : روان گو، آسان‌گو،‌ محكم‌گو، حاضر جواب، منظم گو و منسجم گو، مستدل گو، كم گو و گزیده گو است . كسی كه در محیط دانشگاهی چند صباحی تنفس نموده است به راحتی می‌تواند به ضرورت این ویژگیها در این محیط‌ها پی ببرد و حقیقتاً شناسایی و گزینش چنین افرادی و تشخیص صلاحیت ایشان از هر جهت كاری است مهم و حساس كه این مهم را باید شورایی انجام داد و این شورا مداوماً و مستمراً فعالیت‌ها را زیر نظر داشته باشد و مانند پرسنل سایر ارگانها و نهادها متناسب با عصر و نسل آموزشها و كارگاههایی را برای ایشان تدارك ببیند و در این راستا باید هیچ گونه رو در بایستی وجود نداشته باشد.

 

2-3- مخاطب شناسی

بلاغت در كلام اقتضا می‌كند گوینده مخاطب خود را بشناسد و بداند او در چه سطح و جایگاه و مرتبه علمی قرار دارد وضعیت روانی و عاطفی او چگونه است نیاز او چیست؟  او در چه زمانه ای به سر می برد ؟ روحیه نوجوان وجوان بسیار حساس و لطیف و شكننده است برقراری ارتباط با او اقتضائات خاص خود را دارد . جوان به دلیل موقعیت خویش واجد پاره ای از ویژگیهاست كه به هیچ عنوان آن ویژگیها به طور ذاتی مطرود و مقبول نیست بلكه طبیعت دور ان جوانی چنین ویژگیهایی را اقتضا می‌كند، آن چه مهم است تهذیب، آراستگی و اصلاح و پالایش آن ویژگیهاست و به تعبیر دیگر مهم جهت دادن به آن ویژگیهاست .

جوان استقلال طلب است از تعلق و وابستگی در اندیشه و تصمیم و عمل گریزان است می‌خواهد برپای خویش بایستد از این رو باید زمینه و بستر خود اندیشی او را فراهم كرد تا بتواند در زندگی مواضعی روشن و واضح و معقول اتخاذ كند.

جوان پرخاشگر است . كاركرد سیستم زیستی جوان و التهابات و غرایز مختلف وی به نوعی او را در فشار قرار می دهد و نتیجه طبیعی این در فشار بودن بروز رفتارهای پرخاشگرایانه است .

اگر این خصلت مورد توجه قرار نگیرد و صرفاً به پیش زمینه‌های تعلیمی و تربیتی ارجاع داده شود و نادیده گرفته شود و یا سركوب شود نه  تنها جوان رام و مطیع نمی شود بلكه ممكن است به صورت موقتی نیروهای سركوب شده پنهان براند و در موقعیتی دیگر و به صورت ضایعه و فاجعه بروز و ظهور كند از این رو این ویژگی، رفتاری سنجیده و ظریف و روان شناسانه را طلب می‌كند تا به بحران منجر شود .

جوان برتری جوست : لازمه حسن استقلال طلبی، حس برتری طلبی و استعلاست.

جوان احساس خلا می‌كند : جوان مثل كودك نیست كه توجه همگان را به خود جلب كند لذا خود را تنها می یابد اطراف خویش را خالی می یابد از سویی استقلال طلب است و می خواهد خود بیندیشد خود تصمیم بگیرد، خود اقدام كند و وابسته نباشد و ازآن رو كه احساس می‌كند تنهاست همین احساس تنهایی و خلأ باعث می شود كه :

الف - خواهان جلب توجه باشد ب - به همدلی و همراهی میل پیدا نماید ج- رفتارهای توجه برانگیز از خود نشان دهد.

 پوششهای متفاوت، الگو برداری از مدلهای غیر بومی و عجیب، فعالیت‌ها و حركت‌های احساسی نمونه‌هایی است كه نشان می‌دهد رفتار جوان توجه برانگیز است.

جوان با بحران روبروست : بحران شخصیت و هویت (من كیستم) بحران روابط اجتماعی ( من در قبال دیگران چه باید بكنم )‌ بحران خانواده (تعارض بین خواست جوان و خانواده، ‌آرزوی زندگی در خانواده متفاوت و ...) ‌بحران جنسی، بحران شغل و كار ( عدم هماهنگی دانش و صنعت،‌ ناهمگوی نهاد آموزش و نهاد كار )‌با توجه به ویژگیهای فوق است كه بر قراری ارتباط با این قشر،بصیرت و شناخت خود را طلب می‌كند و می طلبد كه :

اولاً موقعیت او به خوبی درك شود ثانیاً نیازهای او شناخته شود و برای بر آوردن آنها تلاش شود . ثالثاً سخن گفتن با جوان ( سخن گفتی نه آمرانه وخشن بلكه اخلاق گرایانه، نه سخن گفتن از موضع همه چیز دانی، نه سخن گفتن انتقاد گرایانه ) رابعاً سخن او شنیده شود ( شنیدنی با تأمل و بدور از شتاب زدگی در قضاوت،‌توجه صحیح به او هنگام شنیدن، توجه به پیام‌های غیر كلامی او ) خامساً ابراز احساس با جوان برخورد محترمانه و مؤدبانه، توجه بیشتر به رفتارهای مثبت جوان، عدم توجه به رفتارهای منفی و جزئی او استفاده از اصل تغافل،‌اقدام به تغییر تدریجی رفتار ناهنجار در عین امیدواری، خوب سخن گفتن با او، سخن خوب گفتن به او، خوب شنیدن، ابراز احساس خوب،‌ واقع بینانه نه آرمان گرایانه عمل كردن، از زاویه دید او به دنیای او نگاه كردن از لوازم ارتباط با مخاطبان جوان است . در پایان به برخی دیگر از عوامل كه می‌تواند در ارتقاء سطح كاركرد و عمل كرد مساجد وبهره برداری بیشتر از ظرفیت آن‌ها مفید و موثر واقع شود اشاره می‌شود.

 

5- برخی دیگر ازعوامل موثر در ارتقاء كاركرد مساجد دانشگاه

عوامل موثر بر كاركرد و ظرفیت و رسالت دانشگاه را می‌توان در چهار عامل زیر فهرست نمود :

 

1-5- عامل فیزیكی

توجه به امكانات بهداشتی و سرمایشی و گرمایشی و ...

 

2-5- عامل آموزشی و فرهنگی

یكی از مهمترین عوامل اثر گذار در امر عبادت به طور عام و نماز به طور خاص عامل شناختی و معرفتی است میزان شناخت در اقبال یا ادبار بسیار موثر است در یكی از نامه‌های عارفانه حضرت آیه الله بهجت آمده است كه : خدا كند قوال نباشیم فعال باشیم حركت عملیه بدون علم نكنیم توقف با علم بكنیم آنچه می دانیم بكنیم در آنچه نمی دانیم توقف واحتیاط كنیم تا بدانیم . قطعاً این راه پشیمانی ندارد ( محمدی، 97)

همین مطلب به نحوی بسیار زیبا نیز در سخنان حضرت علی (ع) آمده است :

آنكه با چشم دل نگرد و دیده درون كار كند آغاز كارش آنست كه بداند آنچه كند به سود اوست یا بر او زیان است ؛ اگر به سود اوست پی آن رود و اگر به زیان اوست باز ایستد چه آنكه نادانسته كاری كند مانند كسی است كه به بیراهه می رود هر چه در آن راه پیش راند از مقصود خود دروتر ماند و آن كه از روی دانش كننده كار  است همچون رونده در راه آشكار است . پس نگرنده باید بیاید كه پیش می رود  یا پس می آید ( نهج/ خ154)

بر اساس این فرمایش انسان تا از سود و زیان چیزی آگاه نشود نباید حركت كند واگر حركت كند او قدم در بیراهه نهادن است پس قبل از انجام یك عمل باید آگاهی لازم را كسب كرد و حتی حضرت از مرز علم و آگاهی پا فراتر گذاشته و معتقدند انسان باید با بصیرت عمل كند و باچشم دل بنگرد تا جوانب و عواقب و درون و برون كار را به خوبی ببیند، بسنجد، تصمیم بگیرد و حركت كند .

از منظر حضرت هرگاه دیده بصیرت كور باشد نگاه چشم سود نمی دهد (ری شهری، غرر132) و انسان اهل بصیرت كسی است كه : بشنود و بیندیشد، نگاه كند و ببیند، از عبرتها بهره گیرد آنگاه راههای روشنی را بپیماید و بدین ترتیب از افتادن در پرتگاهها دوری كند (همان به نقل از ابن ابی الحدید 9/158) دانشجویی كه  از جذابیت‌های نهفته در نماز و ارزش عبادت در جوانی آگاه گردد و الگوهای موفق نماز به او معرفی شود و آثار نماز در تمام جوانب زندگی نمایانده شود و از فضائل و آثار نماز جماعت پرده برداشته شود به طور قطع در رغبت و علاقه دانشجو به نماز و مسجد اثر بخش است . در این راستا می‌توان برای رسیدن به وضعیت مطلوب تر  از شیوه‌های پیشنهادی ذیل استفاده نمود. 

1- برگزاری همایش‌های دینی و عرفانی و فلسفی و ادبی در نماز .

2- برگزاری كنگره نماز با حضور شعرا، هنرمندان و نویسندگان با اجرای دانشجویان در مسجد .

3- مجهز كردن مسجد به امكانات مورد نیاز از جمله دیتاشو و ارایه برخی آموزشها به صورت دیداری و حتی ایجاد سایت برای مسجد و ارائه ی برنامه‌ها و فعالیت‌ها به كسانی كه نمی‌توانند در مسجد حاضر شوند .   

4- برگزاری جشنواره‌های فیلم و عكس در ارتباط با فعالیت‌های نماز .

5- برگزاری میزگردهای فرهنگی متشكل از اساتید و روحانیون پیرامون موضوعات دینی و فرهنگی و اجتماعی و ... در مسجد .

6- تشكیل جلسات توجیهی بیشتر برای مدیران معاونان و كاركنان در ارتباط با اهداف نماز در دانشگاه .

7- برگزاری مسابقات فرهنگی و هنری برای دانشجویان و كاركنان با محوریت مسجد دانشگاه و برقراری نوعی ارتباط میان دانشگاه و مسجد با خانواده‌ها .

8- باز كردن پای خانواده دانشجویان هرازگاه و در صورت امكان به نماز جماعت دانشگاه .

9- برگزاری برخی از كلاسهای معارف دانشگاه در مسجد .

10- برگزاری جلسات پرسش و پاسخ در زمینه‌های گوناگون مثلاً ازدواج‌های دانشجویی و حتی ازدواجهای دانشجویی با محوریت مسجد و در مسجد انجام شود.

پیامبر اكرم(ص) فرمودند : ازدواجها را آشكار كنید و آنها را در مسجد برگزار كنید (همان، 462 به نقل از الفغیه، ج 3، ص 390، حدیث 37 )

11- انجام برخی از سخنرانی كوتاه و عمیق و اثر بخش و مناسب با مخاطب توسط اساتید داوطلب دانشگاه در مسجد .

12- اطلاع  رسانی در زمینه‌های آسیب‌های دینی و اخلاقی عصر و نسل معاصر بصورت بروشور و توزیع میان دانشجویان مسجدی و در سطح دانشگاه .

13- فعال نمودن حلقه‌های تحقیق و پژوهش در ابعاد مختلف جهت پاسخ گویی به

 نیازها و سوالات .

14- مشاوره پیرامون موضوعات قابل ارایه در مسجد بااساتید دانشگاه كه می توانند جز هیات امنای مسجد نیز باشد .

15- برنامه ریزی ترمی یا سالانه برای مسجد و ریز برنامه را در معرض دید افراد گذاشتن .

16- تشویق دانشجویان به انجام تحقیق‌های میدانی در مورد راههای جذب كیفی و كمی دانشجویان به مسجد و نماز و ارایه حاصل و نتیجه تحقیق در مسجد .

17- جذب دانشجو به مسجد از طریق دانشجویان مسجدی به شیوه خوشه ای هر فردی تلاش كند فرد یا افراد دیگری را به مسجد جذب كند و حتی برنامه‌هایی برای سخنرانی دانشجویی به صورت كوتاه و برنامه ریزی شده تدارك دیدن  .

تذكر در انجام همه این برنامه‌ها اقتدار علمی امام جماعت و روحیه اخلاقی وی بسیار موثر ومفید است.

 

3-5- عوامل انسانی

1- حضور اساتید و مدیران، معاونان و كارمندان دانشگاه در صفوف نماز بسیار اثر گذار است حتی مدیران گروه می توانند برخی از جلسات پرسش و پاسخهای آزاد دانشجویی را تدارك ببینند و در آستانه نماز و وصل به نماز آن را مسجد اجرا نمایند .

2- برخورد و ارتباط افراد مقید و مسجدی دانشگاه، در تعاملات روزانه با دانشجویان و ...  در جذب و دفع به نماز  بسیار موثر است . متاسفانه یكی از ضعفهای آشكار در دانشگاه مشكل در ارتباط‌ها  و برخورد‌ها است هنوز به این حقیقت نرسیده ایم كه الانسان عبید الاحسان (بحارالأنوار ج71 ص117)

پیامبر(ص) فرمودند : بهترین شما خوش خوترین شماست آنان كه الفت می گیرند و الفت می پذیرند و باز می فرمایند : بهترین مومنان كسی است كه مومنان بدو الفت گیرند و در كسی كه با دیگران الفت نگیرد و دیگران نیز با او الفت نیابند خیری نیست .

شوخ طبعی مومن، اجتماعی بودن او، با روان و عواطف دیگران بازی نكردن، پرهیز از منت گذاری - اهل سخاوت بودن در محیط كار، پرهیز از تحقیر و توهین و ... همه این موارد از نكاتی است كه باید در ارتباطات انسانی خصوصاً در مجامع دانشگاهی مراعات شود و جایگاه آموزش این نكات مسجد است هر چه این نكات از منظر روان شناسانه و انسان شناسانه مورد بحث و فحص قرار گیرد می‌تواند آن دانشگاه مسجدی و انسانی و الهی به تدریج تحقق یابد یكی از جلوه‌های مهم اسلامیت و انسانیت و مسجدی بودن دانشگاه وجود یكسری روابط سالم انسانی و اخلاقی است .

انسان اخلاق گرا زینت اسلام و اهل بیت است . سخنان اهل بیت فقط برای شنیدن و برای یكدیگر نقل كردن نیست بلكه باید این سخنان را به گوش جان شنید و خود را باورمندانه به آنها آراست . اگر احسانی را كه در زبان و بیان دین آمده است مساجد دانشگاه بتواند احیا كند یك انقلاب اخلاقی و روانی و انسانی در دانشگاهها ایجاد كرده است دریغم آمد كه از چند عبارت ناب و زیبای اهل بیت در گذرم .

پیامبر خدا: دلها بر محبت كسی است كه به آنها خوبی كند سرشته شده است و نیز دشمنی و نفرت از كسی كه به آنها بدی روا دارد.

امام علی (ع) : برتو باد به نیكو كاری كه بهترین كشت و سود آور ترین كالاست ‌

امام علی (ع): زكات پیروزی نیكی كردن است ‌كسی در تحصیل پیروز شده است كسی كه در بدست آوردن شغل پیروز شده است، كسی كه خواسته مشروع و عقلانی و قانونی او بر آورده شده است به شكرانه این پیروزی باید به احسان روی آورد و جلوه برجسته احسان در روابط حسنه اجتماعی ظاهر می شود .

امام علی آنكه احسانش زیاد باشد دوستان و برادرانش او را دوست بدارند

امام علی (ع)‌ : با نیكی كردن دلها را تصرف كنید ( ری شهری، ج 1 :278 )

امام علی (ع) : خوبی كردن توبه دشمنان و بدخواهانت از بدی كردنت به آنها در ایشان موثر تر است و موجب اصلاح آنان می شود ( همان )

از پیامبر در مورد تفسر احسان سؤال شد حضرت فرمودند :

احسان این است كه خدا را چنان پرستی كه گویی او را می بینی زیرا اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند ( همان )

آری بر این اساس انسانی كه خود را همیشه و همه جا در محضر خدا می بیند و خدا را بر خود شاهد و حاضر می داند از احسان به بندگان او كه عیال الله محسوب می شوند دریغ نمی‌كند.

 

4-5- عوامل اجرایی

1- حضور منظم و به موقع امام جماعت با ویژگی‌ها و شرایطی كه قبلاً بیان شد .

2- وجود نظم و انضباط در اقامه و اجرای نماز

3- مناسب بودن طول زمان مراسم اقامه نماز

4- متعادل و تنوع بودن برنامه‌های بین الصلوتین

5- اجرای برخی مناسبتها و جشنها و سوگواری‌ها در بین نماز یا بعد از نماز متناسب با شأن یك فضای علمی و دانشگاهی .

6- تأمل دائمی در برنامه‌های اجرائی مسجد و حفظ تازگی و تنوع برنامه‌ها .

7- اخبار و اطلاع رسانی برنامه‌های مسجد به صورت بروشور یا نشریه یا روزنامه دیواری.

8- اخذ نظرات و پیشنهادات به صورت مستمر از طریق صندوق یا حضوری یا شفاهی و ... و استفاده از نظرات سازنده جهت اصلاح و بهبود برنامه‌ها از حیث كمی و كیفی.

9- رعایت اولویت در ارایه برنامه‌ها و موضوعات و توجه به اصل مهم و اهم .

10- سپردن امور مسجد به دست خود دانشجویان و نظارت امام جماعت و اساتید بر برنامه‌ها و موضوعات.

 

6- كلام آخر

بر حیات روانی انسان قوانینی حاكم است كه یكی از این قوانین این اصل است : هرگاه رفتاری را با یك محرك مطلوب و خوشایند همراه كنیم احتمال بروز مجدد آن افزایش می یابد و تقویت می شود،‌این قانون در همه جنبه‌های روانی و ذهنی انسان حاكم است . اقامه نماز عالیترین و اصیل ترین و موثر ترین رفتار معنوی و مذهبی است برای اینكه بروز مجدد این رفتار افزایش یابد باید از این اصل سود جست هرگاه نماز را با محركهای خوشایند و مطبوع و مطلوب همراه شود دو اثر پر فایده دارد :

الف)كودك یانوجوان یا جوان از نماز تداعی مطلوبی دارد و حتی یادنماز می‌تواند حالتهای مطبوع رایاد آوری وبازشناسی كند. ب )‌بروز پاسخی به نام اقامه نماز در شخص مورد نظر افزایش می یابد البته محركها بایستی با روحیه، سن، بافت شخصیتی فرد و مرتبه او و ... كمال تناسب و هماهنگی را داشته باشد .

 

منابع

1- قرآن مجید، ترجمه دكتر مهدی فولادوند .

2- نهج البلاغه، ترجمه دكتر جعفر شهیدی .

3-باقری، خسرو، 1380: نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، انتشارات مدرسه، تهران،‌چاپ هفتم.

4- جعفری، محمد تقی، 1385 : حكمت اصول سیاسی اسلام، ناشر موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، تهران، چاپ اول .

5- رحمتی، حسینعلی، 1386 : عرفان نمایی‌ها، درد و درمانها در تاملی در ویژه نامه جام جم، تهران، چاپ اول .

6- صدر، سید محمد باقر، 1379 : نقش عبادت درسازندگی انسان، ترجمه محمدی اشتهاردی، سازمان چاپ، قم .

7- ضیا آبادی، سید محمد، 1379 : حج برنامه تكامل، ناشر دار الكتب الاسلامیه،‌تهران،چاپ پنجم .

8- مجمدی،‌علی،‌ 1386 : نامه‌های عرفانی، ناشر دفتر نشر معارف، قم، چاپ دوم .

9- محمدی ری شهری، محمد،‌1386 :  منتخب میزان الحكمه، ج 1 تلخیص، سید حمید حسینی،‌ترجمه حمیدرضا شیخی، ناشر سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم، چاپ ششم .

10- ویژه نامه جام جم، 1386 : تاملی در عرفانها و شبه عرفانهای دروغین، نشر جام جم، چاپ اول .

 

منبع : center.namaz.ir

 

لينکهای    
 هفته      

 

گنجینه
پايگاه اطلاع رسانی علمی، آموزشی، فرهنگی، ورزشی، سرگرمی و...

 

وب سایت مدیریتی ایران

 

مرجع مشاوره و روانشناسی خانواده

 

سازمان گسترش و نوسازی صنايع ايران

 

كتابخانه دانشگاه سیدنی استرالیا

 

مرکز نشر اعتقادات