مجله شماره نود و ششم  

شنبه 16 بهمن 1389 1 ربیع الاول 1432 5 فوريه 2011  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا 114 وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا 115 إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا 116 إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَانًا مَّرِيدًا 117 لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا 118 وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا 119 يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا 120 أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلاَ يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا 121  

ترجمه فارسی مکارم

در بسيارى از سخنان درگوشى (و جلسات محرمانه) آنها، خير و سودى نيست; مگر كسى كه (به اين وسيله،) امر به كمك به ديگران، يا كار نيك، يا اصلاح در ميان مردم كند; و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد 114 كسى كه بعد از آشكار شدن حق، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مى‏ رود مى‏ بريم; و به دوزخ داخل مى‏ كنيم; و جايگاه بدى دارد 115 خداوند، شرك به او را نمى‏ آمرزد; (ولى) كمتر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى ‏آمرزد و هر كس براى خدا همتايى قرار دهد، در گمراهى دورى افتاده است 116 آنچه غير از خدا مى ‏خوانند، فقط بت هايى است (بى‏ روح)، كه هيچ اثرى ندارد; و (يا) شيطان سركش و ويرانگر است 117 خدا او را از رحمت خويش دور ساخته; و او گفته است: از بندگان تو، سهم معينى خواهم گرفت! 118 و آنها را گمراه مى ‏كنم! و به آرزوها سرگرم مى‏ سازم! و به آنان دستور مى ‏دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينش پاك خدايى ‏را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!) و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولى خود برگزيند، زيان آشكارى كرده است 119 شيطان به آنها وعده ‏ها(ى دروغين) مى ‏دهد; و به آرزوها، سرگرم مى‏ سازد; در حالى كه جز فريب و نيرنگ، به آنها وعده نمى ‏دهد 120 آنها ( پيروان شيطان) جايگاهشان جهنم است; و هيچ راه فرارى ندارند 121

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین  

 

 

 

 

آرمان شهر بهمن

 

از زندگی كه نه، از بردگی در تنگنای لانه‌های باریك شقاوت و آشیانه‌های تاریك عداوت خسته شده، در آرزوی زندگی در فراخنای قصرهای مُصادقت و كاخ های مُرافقت بودیم.

از تنفّس در فضای تیره و تار ستم و هوای نكبت‌بار اندوه و غم به ستوه آمده، در جستجوی نسیمِ سحرِ آزادی و شمیم معطر شادی بودیم.

از گام ‌زدن در كوچه‌های ظلمتِ ظلم و ضلال و بن‌بست‌های قیرگون پُر قیل و قال به تنگ آمده و به دنبال یافتن عرصه‌های وسیع سعادت و قله‌های رفیع كرامت بودیم.

از پوسیدن در منجلاب تملّق و چاپلوسی و گنداب ریا و سالوسی دلمُرده و افسرده شده، در پی یافتن چشمه‌ساران زلال عزّت و آبشاران روشن شهامت بودیم.

این گونه بود كه ما قطره‌های تنها و چكه‌های جدا از هم، به هم پیوستیم و بر سر پیمانة عشق، مصادقت را پیمان بستیم. از جویباران بیداری گذشتیم و رود هشیاری را پشت سر گذاشتیم، از پیوستن جویبارها در پهنای رود جوشیدیم و در فراخنای دریا خروشیدیم. از جنبش جمعیت و خیزش خلق، شهر خروشید. از كوچه‌های احساس گذر كردیم. به خیابان های خَرَد رسیدیم. در میدان همایش گرد آمدیم. استقلال و آزادی را فریاد كردیم، تا جمهوری اسلامی را ایجاد كنیم.

با حمیت اسلامی خلق را به حمایت از حق برانگیختیم و با باطل درآویختیم.

با هم نشستیم تا ایستادگی را پیمان ببندیم و ایستادیم، تا گرد ذلّت بر سیمای سرخمان ننشیند.

شهر شقاوت و شرارت و شهوت را در هم كوبیدیم، تا مدینة فاضلة فقاهت و فطانت و فراست را بنا كنیم. كوچه‌های تنگِ ننگ و عار را خراب كردیم، تا خیابان‌های پهن عزّت و افتخار را بسازیم.

تندیس طاغوت را شكستیم تا تقدیس لاهوت را زمزمه كنیم.

كوخ های پستی و پلیدی و پلشتی را ویران كردیم، تا كاخ های پاكی و پارسایی و پایداری را برافرازیم. در رَزم آزادی و بهروزی جنگیدیم، تا در بزم شادی و پیروزی عزم را جزم كنیم، كه بر خرابه‌های شهر طاغوت و طغیان، شهری بسازیم از یاقوت ایمان، شهری پر از غنچه‌های قناعت و شكوفه‌های شرافت. شهری بسازیم كه سنگفرش خیابان های استقلال و آزادی آن با لعلِ محبت و مروارید مودَّت پوشیده شده، در جویبارانش زلال سخاوت و گلاب حلاوت جاری باشد.

در اطراف خیابان هایش نهال‌های مساوات و درختان مؤاخات بكاریم.

مسجدهایی بسازیم كه سنگ‌هایش از زمرّد عرفان و زَبَرجدِ ایمان، و گنبدش از آبگینه عشق باشد. از گلدسته‌هایش دسته گل های محمدی بچینیم، و از مناره‌هایش شكوفه‌های نور ببوییم.

فرش هایی از پَرَندِ معنویت و پرنیان روحانیت در آن بگستریم. از گل های قالی‌های آن رایحة جود و عطر سجود بتراود. از سقف گنبدش چلچراغی بیاویزیم از الماس اخلاص و عقیق تحقیق.

و در محرابش سجاده‌ای بیفكنیم از اطلسِ خضوع و دیبای خشوع، تا بر روی آن تندیس امامت و مجسمة ولایت بر آستان الوهیت سربساید.

در بازارهای شهر ما رایحة انصاف و عطر عفاف بپراكند و بازاریان صداقت بفروشند و قناعت بخرند.

میدان‌هایی بسازیم پر از فوّاره‌های خوش رنگ راستی و چراغ‌های رنگارنگ درستی. در كشتزار مدرسه‌ها بذر تربیت بیفشانیم و شكوفه‌های انسانیت بچینیم. صدف نوباوگان را در مدرسه‌ها بپروریم و گوهر فطرت را در آن بیابیم و صحن و سرای شهرمان را با آن آذین بندیم.

برای اداره شهرمان تصمیم گرفتیم شهد كیاست را با عطر سیاست آمیخته، در غربال دیانت ریخته، با فطانت آن را بیخته، به عنوان خون ‌نامه میثاق ملّی بر فراز شهرمان آویخته، خُرد و كلان در برابرش یكسان باشیم.

بر اساس اِنِ الحُكمُ اِلّا لله، جز حاكمیت الله را نپذیریم و جز حكومت الله را گردن ننهیم. اخیارمان را به امارت برگزینیم و اشرارمان را به حقارت بسپاریم.

شهریاران درهای مِهربانی و عطوفت را به سوی شهروندان گشایند. از سكوی صداقت با مردم سخن گویند و شهروندان شكوفه‌های وفا و غنچه‌های صفا نثار شهریاران كنند.

سالروز پیروزی انقلاب اسلامی مستضعفان زمین و آزادگان زمان را به همه پویندگان راه عدالت و آزادی تبریك و تهنیت می گویم.

به امید تحقق همه اهداف و آرمان های انقلاب !

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

 یادداشت   
هفته      

 

 

یادداشت هفته

 

بنام خدا

 

 

 

پیروزی انقلاب اسلامی

 

جمعه

22 بهمن 1389

7 ربیع الاول 1432

Feb. 11, 2011

 

جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ؛ حق آمد و باطل نابود شد.

این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش نشدنی در تاریخ ملت ایران است؛ روزهای پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی ایران؛ انقلابی كه رساترین فریاد تاریخ؛ امام خمینی(ره) آن را رهبری كرد و به فرجامی خوش رساند. این انقلاب، مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورا بود. در این انقلاب، نیرویی اندك، ولی راسخ و استوار، نیروی باطل شاهنشاهی را در هم شكست؛ انقلابی كه در آن فرزانگان خاك؛ جوانان باایمان، با اعتقادی شگفت‌انگیز در عرصه معنویت و ایثار به شهادت رسیدند و به سوی افلاك پر گشودند.

سال‌ها پیش در چنین روزهایی، انقلابی رخ داد كه پلیدی، تباهی و سیاهی ستم و فساد را از سرزمینمان بیرون راند؛ انقلابی كه عشق و ایمان را به ما هدیه كرد و ایثار را به ما آموخت. این انقلاب، جای همه آن تیرگی‌ها و پلیدی‌ها باغچه‌های گل نشاند و عطر دل‌انگیز گل محمدی را در كوچه‌های ایران عزیزمان پراكند.

روزهای پیروزی فجر انقلاب است و ما در سنگر عشق و ایثار، این پیروزی را جشن می‌گیریم. در این روز بود كه نظام 2500 ساله استبداد پایان یافت و نغمه دل‌انگیز در بهار آزادی، جای شهدا خالی همه جا طنین‌انداز شد. در این روز شادی و سرور به خانه‌ها آمد و استقلال نصیب ایران و ایرانیان شد. 22 بهمن مبارك باد!

 

رسالت نخبگان و مردم در حفظ نظام از دیدگاه امام(ره) (برگرفته از: صحیفه امام، ج 1)

بزرگ‌معمار انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(رسالت مردم از دیدگاه امام خمینی(ره))، از تربیت‌یافتگان ممتاز مكتب وحی قرآنی و از درس‌آموختگان دانشگاه نبوی بود. بی‌شك، برای حفظ نظام و ادامه راه امام(ره)، باید در مسیر او كه اطاعت از سیره وحی و نبوت است گام برداریم.

 

الف) حفظ اصول انقلاب

از دیدگاه امام، بزرگ‌ترین رسالت مردم، مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است. آن چیزی كه همه مردم ما فراتر از آن را فكر می‌كنند، مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است. مردم ایران ثابت كرده‌اند كه تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند، ولی تحمل شكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامی جهان كفر، علیه اصول انقلاب خویش مقاومت كرده است. (سخنرانی امام خمینی، 29/4/1367)

 

ب) حفظ اسلامی بودن نظام

امام خمینی خطاب به مردم می‌فرماید: به تنها چیزی كه باید فكر كنید، استواری پایه‌های اسلام ناب محمدی(ص) است؛ اسلامی كه پرچمداران‌ آن، پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن، ملحدان و كافران و سرمایه‌داران و پول‌پرستانند؛ اسلامی كه طرفداران واقعی آن، همیشه از مال و قدرت بی‌بهره بوده‌اند و دشمنان حقیقی آن، زراندوزان حیله‌گر و قدرت‌مداران بازیگر و مقدس ‌نمایان بی‌هنرند. (همان، 14/9/1367)

امام خمینی(ره) درباره چگونگی انجام رسالت مردم در حفظ انقلاب و نظام می‌فرماید: بی‌تردید، ‌رمز بقاء انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می‌داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند كه دو ركن اصلی آن، انگیزه الهی و مقصد عالی حكومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه برای همان انگیزه و مقصد [است]. این‌جانب به همه نسل‌های حاضر و آینده وصیت می‌كنم كه اگر بخواهید اسلام و حكومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استعمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را از دست ندهید. (همان، 15/3/1368) 

 

2. رسالت مسئولان و نخبگان در قبال مردم

الف) جلب و رضایت مردم

امام موفقیت مسئولان را مرهون زحمات و فداكاری‌های مردم دانسته و تحقق آرمان‌های بلند این ملت انقلابی را از وظایف آنها برشمرده و فرموده است: ما آن مقصدی را كه آنها داشتند، موظفیم كه دنبال كنیم. مقصد آنها در شعارهای آنها از اول انقلاب تا حالا و ان‌شاءالله بعدها هم [در] شعارها محفوظ است، منعكس است. آنها استقلال می‌خواهند، آزادی می‌خواهند و جمهوری اسلامی می‌خواهند. جمهوری‌ای كه باید اساسش بر احكام اسلام باشد. (همان، 11/3/1361)

 

ب) دوری از تجمل

امام در كلامی دیگر خطاب به مسئولان و نخبگان می‌فرماید: هیچ چیزی به زشتی و دنیاگرایی روحانیت نیست و هیچ وسیله‌ای هم نمی‌تواند بدتر از دنیاگرایی، روحانیت را آلوده كند... . در این شرایط حساس و سرنوشت‌سازی كه روحانیت، در مصدر امور كشور است و خطر سوء‌استفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، آن چیزی كه روحانیون هرگز نباید از آن عدول كنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند، حمایت از محرومین و پابرهنه‌هاست؛ چراكه هركسی از آن عدول كند، از عدالت اجتماعی اسلام عدول كرده است... و در تحقق آن اگر كوتاهی بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین كرده‌ایم. (همان، 29/4/1367)

 

ج) توجه به محرومان

توجه به محرومان، همواره سرفصل سخنان امام خمینی(ره) بود. از دیدگاه ایشان، آنها ولی‌نعمت انقلاب و نظام هستند. برای اینهایی كه اولیای ما هستند، این پایین‌شهرها و این پابرهنه‌ها به اصطلاح شما، اینها ولی‌نعمت‌ ماها هستند. اگر اینها نبودند، ما یا در تبعید بودیم یا در حبس یا در انزوا.... (همان، 6/5/1366)

از دیدگاه امام خدمت به مردم، عبادتی بزرگ و فرصتی برای جلب رضای الهی است: گمان نمی‌كنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد. (همان)

 

3. مرزهای امام در حمایت مردم از مسئولان

از دیدگاه امام خمینی(ره)، مرز طرفداری و مدارا، مادامی است كه مسئولان نظام، مجلس و دولت در طریق اسلام باشند. ایشان خطاب به مسئولان می‌فرماید: هر كدامتان بلغزید، مردم دیگر از شما طرفداری نمی‌‌كنند؛ برای اینكه مردم اسلام را می‌خواهند... . امر دائر می‌شود بین شما و اسلام، كدام مسلمان است كه شما را بر اسلام ترجیح بدهد... . كارهای ما هم هر كدام فاسد است، می‌گویند كار تو فاسد است، ولی ما جمهوری اسلامی را می‌خواهیم. (همان، 6/3/1360)

ملت با اسلام است، نه با من است و نه با شما و نه با دیگری. من اگر یك كلمه‌ای برخلاف اسلام بگویم، همین ملت می‌ریزند و من را از بین می‌برند. (همان)

 

خطرهای تهدید كننده نظام

عامل اصلی پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی، پیوند دین و سیاست بود. در تمام حركت‌ها و نهضت‌های اخیر، از فتوای تنباكو تا به امروز به ویژه در انقلاب اسلامی، زیربنای اندیشه و تفكر سیاسی، پیوند دین و سیاست، جدایی‌ناپذیری این دو از هم بوده است. ازاین‌رو، دشمنان نخستین تیر خود را با هدف نابودی نظام، به سوی دین پرتاب می‌كنند تا سیاست را به دست گیرند. با توجه به آیه 72 سوره اسراء: كور این جهان نمی‌تواند بینای آن جهان باشد، می‌توان دریافت كه مسلمانی كه طالب عزت آخرت باشد، نمی‌تواند در دنیا اسیر ذلت‌ها باشد؛ زیرا دنیا مزرعه آخرت است. (بحارالانوار، ج 73، ص 148)

خطرهایی كه نظام دینی را تهدید می‌كند، عبارت است از:

1. تفكر متحجران و مقدس مآبان

بر اساس این تفكر كه با هدف از بین بردن زیربنای انقلاب اسلامی است، در دوران غیبت امام عصر(عج)، وظیفه و رسالتی به نام ایجاد حكومت اسلامی بر دوش هیچ مسلمانی نیست، بلكه این وظیفه امام عصر است كه به دست او در آینده محقق خواهد شد. این شیوه‌ای است كه اصل پیدایش انقلاب را زیر سؤال می‌برد. بر اساس این تفكر، پیش از ظهور حضرت مهدی(عج)، هر قیامی به شكست می‌انجامد. بنابراین، دنیا را باید به دنیاداران واگذار كرد و دینداران باید فقط به فكر آخرت باشند؛ زیرا دنیای سیاست، دنیای حیله و تزویر است و با تقدس و تقوا و صداقت سازگاری ندارد.

 

2. تفكر روشن‌فكران غیر دینی

روشن‌ فكران غیر دینی می‌كوشند به اذهان القاء كنند كه احكام دینی فاقد توان و كارآیی لازم برای اداره جامعه امروز است. حتی بسیاری از روشن‌فكران مقید به دین نیز چنین می‌اندیشند كه دین برای روابط فردی انسان با خداست و تنها به عقاید و عبادات منحصر می‌شود. بنابراین، باید مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قضایی و قانون‌گذاری را به عقل، علم، مشورت و تجربه با كشورهای پیشرفته سپرد، نه دین. در حقیقت، این تفكر نیز با تفكر نخست تفاوت چندانی ندارند.

 

3. تفكر ملی‌گرایان

بسیاری از افرادی كه امروزه با استفاده از این شیوه به تخریب و تضعیف نظام انقلابی ایران می‌كوشند، معتقدند تاریخ ایران، هماره و حتی پیش از ورود اسلام به ایران، از فرهنگی غنی و تمدنی پایدار برخوردار بوده است. بر این اساس، گاه به جای ورود فرهنگ اسلام به ایران، حمله اعراب و تازیان به ایران را مطرح می‌كنند. بی‌شك، ایرانی همواره از استعدادی سرشار و نبوغی والا بهره‌مند بوده و در حقیقت، همین نبوغ و فرهنگ در شكوفایی اسلام در ایران مؤثر بوده است. با این حال، بر اساس تفكر ملی‌گرایان، حكومت‌های سلطنتی و نظام‌های طاغوتی، سیاست‌های همه‌جانبه‌ای را برای رفع مشكلات به كار می‌گیرند و این به معنای ترویج نظام طاغوتی و تضعیف نظام انقلابی ایران است. این تفكر نیز هدفی مشابه دو تفكر پیش داشته است.

 

4. تفكر الحادی و التقاطی

تفكر الحادی، تفكری است كه چپ‌ها و كمونیست‌ها با پوشش علم، گسترش‌دهنده آن بودند. آنها دین را افیون و محكوم به نابودی می‌دانند.

گروهی دیگر كه تفكر التقاطی دارند، با نام دین و تمسك به قرآن و نهج‌البلاغه به مبارزه با اسلام حقیقی می‌پردازند. زیربنای تفكر این گروه نیز همان تفكر ماركسیستی است، ولی برای جذب جوانان از شعار دین استفاده می‌كند.

با وجود افكار متعدد و تلاش‌های استعمارگران و مزدوران در جامعه اسلامی، با هدف تخریب نظام، آنها موفق به تحقق اهدافشان نشده‌اند؛ زیرا مردم ایران با بصیرت و آگاهی، همواره در صحنه دفاع از نظام حضوری مؤثر دارند. (برگرفته از: حجت الاسلام دکتر حسن روحانی، انقلاب اسلامی ریشه‌ها و چالش‌ها، صص 78 ـ 88 (با اندکی اختصار))

 

حفظ انقلاب

از آنجا كه هدف انقلاب اسلامی، مبارزه با حكومتی 2500 ساله بود، از همان روزهای نخست با كارشكنی مخالفان روبه‌رو شد. نظام طاغوت و فسادهای غیر دینی و غیر اخلاقی برای برخی جذابیت داشت. از دیگر سو عمل كردن به آموزه‌های دینی، در جامعه‌ای كه انقلاب قصد ایجاد و برپایی آن را داشت، بسیار دشوار بود. ازاین‌رو، بیگانگانی كه بر ایران سلطه داشتند، مخالفت با انقلاب را در پیش گرفتند و با ترورها و تبعیدها و سركوب‌ها به خنثی كردن هدف انقلاب كوشیدند، ولی اهداف شوم آنها هرگز محقق نشد و انقلاب به پیروزی رسید.

از همان آغاز حكومت اسلامی عوامل داخلی و خارجی به توطئه و تلاش برای براندازی انقلاب و نظام اسلامی ادامه دادند. آنها با كودتاها و حمله‌های نظامی مانند جنگ تحمیلی و ترورها و ایجاد گروهك‌های مخالف، تلاش خود را عملی كردند. این توطئه‌ها در طی این سی سال نیز همچنان ادامه داشته و خواهد داشت.

انقلاب اسلامی در سایه عنایت امام زمان و تدابیر رهبری و علما تاكنون حفظ شده است، ولی به منظور ارائه راهكارهای متفاوت و چند جانبه برای حفظ نظام، باید عمیق‌تر به این موضوع توجه شود؛ زیرا حفظ انقلاب، از ایجاد انقلاب دشوارتر است. برخی از این راهكارها عبارتند از:

 

1. قطع دخالت امریكا در ارتش ایران

امام خمینی(ره)، یكی از اشكالات رژیم پهلوی را این‌گونه بیان می‌كند: ارتش ما را یك ارتش غیر ملی و متكی بر غیر تربیت كردند.

 (معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه، دستاورد انقلاب اسلامی ایران، ج 2، ص 326)

دخالت امریكا در امور نظامی ایران، از نقاط ضعف ارتش شاهنشاهی بود كه به عنوان لكه ننگی در تاریخ كشور به شمار می‌آید. در حقیقت، امریكا از نقش كلیدی ارتش ایران برای حفظ منافع خود در منطقه خلیج فارس باخبر بود و به راحتی، با هر قراردادی به سوءاستفاده و چپاول از ایران می‌پرداخت. امام خمینی(ره) می‌فرماید: امریكا شیطان بزرگ است. بنابراین،‌ یكی از راهكارهای حفظ انقلاب، دوری از امریكا و اهداف شوم آن است.

 

2. تداوم وحدت كلمه

انسجام و وحدت، رمز پیروزی انقلاب بود. بنابراین، برای تداوم انقلاب و حفظ آن باید همچنان وحدت را حفظ كرد. جلوگیری از تفرقه میان گروه‌های مختلف، در فراگیر شدن نهضت تأثیر بسزایی دارد. امام خمینی(ره) در سخنان خود، حفظ وحدت كلمه را ضامن تداوم پیروزی انقلاب دانسته و انسجام و وحدت نظر ملت، با تمسك به حبل‌الله و اتكا به خدای متعال را ضامن حفظ پیكره نظام بیان كرده است. به عقیده ایشان ایجاد ارتباط میان مسلمانان جهان از راه‌های گوناگون مانند سفرهای رسمی و غیر رسمی یا سفر عبادی ـ مذهبی عظیم حج، سبب آشنایی و برادری مسلمانان جهان با یكدیگر و رساندن پیام انقلاب اسلامی ایران به گوش مسلمانان جهان می‌شود. (نک: ‌صحیفه نور، ج 15، ص 190)

 

3. رعایت عدالت و حقوق و آزادی ملت

قدرت یك جانبه، قدرت‌طلبی و نیز نوع حكومت مطلقه شاه موجب شد، رژیم شاهنشاهی آزادی‌ها و حق ملت را نادیده بگیرد. از عوامل بروز قیام، بالا رفتن شعور سیاسی مردم، بیداری ملت، تحول مردم و بالا رفتن فهم سیاسی آنها و نارضایتی عامه مردم از بی‌عدالتی و فقدان ‌آزادی و حقوق مشروع بود.

(محمد رضا دهشیری، درآمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی، ج 2، ص 56)

بنابراین، یكی از آفت‌های انقلاب، سوء‌مدیریت و ضعف فكر و عمل است كه از دخالت‌های نابه‌جای مجموعه‌های دولتی و گروه‌های سازنده در امور دولت و نفوذ عناصر ضد انقلاب در ارگان‌ها سرچشمه می‌گیرد. به تعبیر امام خمینی(ره) اینان غده سرطانی هستند كه برای صحت جامعه، باید بیرون آورده شوند. (صحیفه نور، ج 16، ص 24)

 

4. تقویت اسلام برای جلوگیری از اسلام‌زدگی و انحراف اخلاقی در جامعه

انقلاب اسلامی ایران، انقلابی تك‌بعدی و تك‌محوری نیست، بلكه انقلابی الهی ـ اسلامی و برای خداست. از همان‌ آغاز حركت، راه آینده مشخص بود؛ چراكه معنویت قیام، مانع از تحقق دیگر اهداف سیاسی آن؛ یعنی آزادگی، عدالت و رفع تبعیض‌های اجتماعی نمی‌شد. (درآمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی، ج 2، ص 64) ازاین‌رو، به فرموده امام خمینی(ره) باید این نهضت را ثبت كنیم تا سرمشق جوامع و نسل‌های آینده گردد. (صحیفه نور، ج 2، ص 165)

اثبات توانایی قدرت اسلام برای به دست گرفتن حكومت، اثبات توانایی روحانیت در رهبری و هدایت انقلاب و اداره حكومت، از انزوا درآمدن اسلام و مذهب تشیع و احیای آن در سطح جهانی و ایجاد وحدت میان شیعه و سنی، همه و همه مسلتزم اعتقاد راسخ ملت به اسلام و رهنمودهای دینی است. برای تحقق این اهداف، رسانه، تبلیغات و كنترل امنیتی به كمك دولت و پلیس به منظور جلوگیری از انحراف‌ها به ویژه در نسل جوان، نقش بسزایی دارد. (نود و دو دستاورد انقلاب اسلامی ایران، ج 2، ص 40)

 

5. هویت دادن به جامعه اسلامی

احساس بی‌هویتی در هر جامعه‌ای، به سرگردانی آن جامعه خواهد انجامید و جامعه سرگردان فاقد كرامت و آقایی و به دور از تعالی مادی و معنوی خواهد بود. بر این اساس، انقلاب به مثابه تلاشی برای بازجست هویت و عزت ملی از دست رفته ایران آغاز شد. (انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی، ص 92)

جامعه اسلامی دارای هویت مشخص و كامل، به لبخند فریبكارانه كفار شادمان نمی‌شود و هر فرد در این جامعه، مجاهد است و مؤمنان با آگاهی و بیداری، با امیال نفسانی ناهماهنگ با عقل و شرع در اسلام، مبارزه می‌كنند. (به نقل از: سخنان آیت‌الله نوری همدانی، مجله شمیم یاس، بهمن 87، ش 71، ص 60)

امام خمینی برای تقویت روحیه خودباوری و ایجاد هویت می‌فرماید: اگر ملت این باور را داشته باشد كه ما می‌توانیم در مقابل قدرت‌های بزرگ بایستیم، این باور موجب می‌شود كه توانایی پیدا كنند تا در برابر آنها ایستادگی كنند. اگر كشاورزان ما باورشان این باشد كه ما می‌توانیم در كشاورزی به جایی برسیم كه صادر كنیم و وابسته به غیر نباشیم، بلكه دیگران به ما محتاج باشند، می‌توانند.

 اگر شماهایی كه در صنعت هستید و در پرسنل صنعتی كار می‌كنید، این باور را داشته باشید كه می‌توانید سازنده باشید و كارهای ابتكاری بكنید، خواهید توانست.

 (به نقل از: خودباختگی و خودباوری از دیدگاه امام خمینی، استخراج و تنظیم: معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تدوین: علی‌محمد حاضری و علی‌اکبر علیخانی، صص 95 و 130)

 

6. تقویت روحیه جهاد و خستگی‌ناپذیری

در تاریخ جهاد و فداكاری، افراد زیادی مجاهده و ایثار كرده‌اند، اما یك ضربت بود كه ارزش آن به تعبیر پیامبر از همه اعمال امت افضل و بالاتر بود. چرا ارزش یك ضربت علی(ع) در جنگ خندق، از تمام اعمال امت تا قیامت بالاتر است؟ وقتی علی بن ابی‌طالب(ع) در برابر عمرو قرار گرفت، پیامبر فرمود: تمام اسلام و تمام ایمان، در برابر تمام شرك و كفر قرار گرفته است. (فروغ ابدیت، ج 2، ص 545)

روحیه جهاد را باید از امام خمینی آموخت كه فرمود: انقلاب اسلامی كه ریشه در مكتب انقلابی تشیع و اسلام ناب محمدی دارد، میراث بزرگی است كه ارزش هرگونه ایثار و جان‌فشانی را دارد. (سازمان فرهنگ و ارشاد، صحیفه انقلاب، ص 25)

گاهی در حركتی تاریخی یا اسلامی، همه اراده و توان ملتی در یك میدان، در برابر همه قدرت دشمن صف‌آرایی می‌كند مانند انقلاب اسلامی ایران. رسول خدا(ص) فرمود: یا علی، بر تو بشارت باد! اگر همه عمل امت من در یك كفه و عمل تو در كفه دیگر قرار گیرد، عمل تو برتر است.(بحارالانوار، ج 20، ص 205)

اگر در جامعه اسلامی روحیه جهاد حفظ و تحسین شود، ترس به وجود و پیكره نظام وارد نمی‌شود؛ زیرا هر فرد مسئولی با تمام شجاعت می‌كوشد، ‌با خطاها و آنچه خلاف اهداف امام و انقلاب است، بدون هیچ هراسی به مقابله بپردازد و جهاد كند، همان‌گونه كه امام خمینی با شجاعت تمام اعلام كرد: هرچه مخالف دین و قرآن باشد، ولو قانون اساسی باشد، ولو الزامات بین‌المللی باشد، ما با آن مخالفیم. (سخنرانی 11/9/1341، به نقل از: صحیفه امام، ج 1)

 

7. روشن كردن مسیر برای جوانان

از چالش‌های پیش روی انقلاب، خطر گم شدن انقلاب در میان انبوه ادعاها و آموخته‌های متعارض تاریخی به جوانان است. رجوع به تاریخ بدون سرمایه‌های عقلانی، نه تنها روشنی‌بخش راه پیش رو برای یك انقلابی اصیل نیست، بلكه به سردرگمی می‌انجامد. ازاین‌رو، باید پژوهش و جست‌وجو را به جوانان آموخت و منابع معتبر و كلام امام را رهنمون راه آنان قرار داد تا خط مشیی جز خط مشی امام به نسل بعدی منتقل نشود. هدف دشمنان، انحراف جوانان است؛ زیرا جوانان امروزی، كودكان در گهواره خفته روزهای انقلاب بوده‌اند و برای كسب اطلاعات، از داده‌های مجازی و مانند آن استفاده می‌كنند كه اغلب، تحریف شده و برنامه‌ریزی شده برای هدفی ویژه است. نمونه این القائات، اظهار عقایدی این‌گونه به جوانان است: نظام سیاسی برآمده از انقلاب، در صورتی فرصت بقا می‌یابد كه بكوشد هرچه بیشتر با محیط جهانی همساز شود و سر تسلیم به استانداردهای جهانی حكومت كردن فرود آورد. درحالی‌كه برخلاف عقیده آنان، مسئله اصلی برای یك انقلاب مكتبی و دینی، ماندن نیست، بلكه چگونه ماندن است.

 

دستاوردهای انقلاب

تحولات اقتصادی

حمایت از تولیدات داخلی و صرفه‌جویی اقتصادی

از نمونه‌های وابستگی رژیم پهلوی به غرب به ویژه امریكا، گسترش واردات بی‌رویه از كشورهای خارجی بود. كشورهای غربی و امریكا از وابستگی و اتكای رژیم پهلوی به آنها سوء‌استفاده و انواع كالاهای خود را به رژیم تحمیل می‌كردند، چنان‌كه طی پنج سال، میزان واردات كالا از امریكا، از 22 میلیارد دلار در سال 1350 به 158 میلیارد دلار در سال 1354؛ یعنی بیشتر از هفت برابر رسید.

در سال 1356، تولید متوسط روزانه نفت در حدود 5 میلیون و هشتصد هزار بشكه بود كه آن در بازارهای جهان به فروش می‌رسید و پس از عربستان، ایران دومین صادركننده نفت در جهان به شمار می‌رفت. بخش بیشتر درآمد نفت، صرف واردات مواد غذایی و محصولات كشاورزی می‌شد. حمایت از تولیدات داخلی در طی سال‌های پس از انقلاب، به رشد ابتكارات، خلاقیت‌ها و سازندگی‌های فراوان در زمینه‌های مختلف مانند مخابرات، صنایع نفتی، سدسازی، پتروشیمی و مانند‌ آن انجامید. مواد غذایی در داخل كشور تولید شد و صنعت غذایی در میان كارخانه‌ها و شركت‌ها رشد یافت تا آنجا كه امروزه در تولید گندم خودكفا شده‌ایم و درآمدهای نفتی صرف خرید محصولات خارجی و وارداتی نمی‌شود.

( نود و دو دستاورد انقلاب اسلامی ایران، ج 2، ص 270)

 

تحول در گازرسانی و برق به روستاها

تا پیش از انقلاب اسلامی، تنها پنج شهر كشور از لوله‌كشی گاز بهره‌مند بود كه اغلب این شهرها در مسیر خط لوله سراسری گاز قرار داشت. در دوران پیش از پیروزی انقلاب، هدف عمده از تولید گاز، صادرات آن بود. در سال‌های پس از پیروزی انقلاب و طی سال‌های 1367 تا 1374 این میزان افزایش یافت.

در سال‌های 1379، تعداد شهرهای بهره‌مند از گاز، 379 شهر رسید؛ یعنی 76 برابر.

شبكه گاز كشور تا پایان دوره رژیم پهلوی، دو هزار كیلومتر بود كه در سال 1379 به 59 هزار كیلومتر افزایش یافت؛ یعنی 30 برابر در طی 20 سال رشد داشته است. میزان انشعاب گاز در سال 1357، 879/51 مورد بود كه در سال 1379 به سه میلیون و سیصد هزار مورد افزایش؛ یعنی 62 برابر شد. (همان، ‌ص 276) امروزه به غیر از گاز شهری، به نعمت گاز CNG برای تهیه سوخت وسایل نقلیه نیز دست یافته‌ایم.

از دیگر پیشرفت‌ها پس از پیروزی انقلاب، نعمت برق‌رسانی است. امروزه مردم ایران در تمامی نقاط كشور، از نعمت برق بهره‌مند شده‌اند. همچنین سرویس ارتباطی و رسانه در همه مناطق كشور وجود دارد و حتی روستاها نیز می‌توانند از اینترنت و وسایل ارتباط جمعی استفاده كنند.

 

تحول در سدسازی و تأمین آب

با توجه به نقش و اهمیت آب در بخش شرب، كشاورزی، تولید نیرو و مهار سیلاب‌ها پس از پیروزی انقلاب، تحول اساسی در حوزه فن‌آوری و توان سدسازی كشور و نیز خوداتكایی صورت گرفته است. در دوران پیش از انقلاب، فقط 13 سد ساخته شده بود، ولی پس از پیروزی انقلاب، به همت متخصصان داخلی كشور، 59 سد دیگر نیز ساخته شد؛ یعنی طی سال 1357 تا 1377 تعداد سدهای كشور بیش از 5/5 برابر شد. افزون بر سدهای ساخته شده پس از انقلاب تا سال 1377، ساخت 68 سد دیگر نیز در دست اجراست كه تاكنون بخش بیشتر آن ساخته شده است.

بزرگترین سد مخزنی كشور و خاورمیانه و ششمین سد طویل جهان، سد كرخه است كه سپاه پاسداران آن را احداث كرده و هزینه آن در مقایسه با پیمانكاران خارجی،كاهش یافته است. همچنین، پروژه سدسازی كارون؛ پروژه‌ای عظیم از سدسازی بود كه با موفقیت به پایان رسید. (همان،‌ ص 285)

 

تحول كشاورزی

سهم تولیدات كشاورزی در تولید ملی كه پیش از دهه 1340 بیش از 40 درصد بود، در سال 54 به ده درصد كاهش یافت. وابستگی رژیم پهلوی به امریكا و پیروی از سیاست‌های تحمیلی آن، وضعیت كشاورزی را در شرایط بسیار نابسامانی قرار داد.

پس از انقلاب، سهم تولیدات كشاورزی در تولید ناخالص ملی، از 4/8 درصد در سال 1356 به 5/19 درصد در سال 67 افزایش یافت. امروزه بیش از 80 درصد مواد غذایی در كشور تولید می‌شود. در سال 1377 نیز تولیدات بخش كشاورزی، بیش از سه برابر میزان تولیدات كشاورزی در سال زراعی 1355 بوده است و در سال 1383 نیز ایران در تولید گندم به خودكفایی رسید. (همان، ص 280)

 

تحول در پتروشیمی

صنعت پتروشیمی در ایران، از سال 1337 و با تأسیس واحد كود شیمیایی مرودشت آغاز به كار كرد. در‌حالی‌كه صنعت پتروشیمی در جهان به سرعت در حال رشد بود، ایران به علت نداشتن دانش فنی و وابسته بودن، از این رشد بی‌بهره ماند. پس از پیروزی انقلاب نیز در سال‌های 1358 تا 1368، صنعت پتروشیمی ایران در ركود به سر می‌برد. پس از این سال‌ها با صرف 26/2 میلیارد دلار، توان تولید ایران به 4/5 میلیون تن در سال رسید و تولید مواد پتروشیمی كشور در سال 57 تا مرز 5/10 میلیون تن و در سال 79 به بیش از سیزده میلیون تن رسید.

صادرات پتروشیمی از 29 میلیون دلار در پایان جنگ تحمیلی به هشتصد میلیون دلار در سال 79 رسید. امروزه صنعت پتروشیمی با تولید 24 تن محصول در دقیقه و هشتاد نوع مواد، تأمین‌كننده شش هزار كارخانه در سراسر كشور است.(همان، ص 289) امروزه با بهره‌برداری از پالایشگاه خلیج فارس، روزانه 35 میلیون لیتر به ظرفیت تولید بنزین كشور افزوده شده است. هم‌اكنون نیز پالایشگاه‌های كشور، با حداكثر ظرفیت، روزانه 5/43 تا 44 میلیون لیتر بنزین تولید می‌كنند و بیش از 89 میلیون لیتر گازوئیل در پالایشگاه‌های كشور تولید می‌شود كه ما را در زمره صادركنندگان بنزین قرار داده و این به معنای خودكفایی است.

 

تحولات جنگی و دستاوردهای سپاه پاسداران

از دستاوردهای ارزشمند و مهم انقلاب، تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی(ره) بود. سپاه با در اختیار داشتن نیروهای مردمی به ویژه بسیج، نقش عمده‌ای در پیشرفت انقلاب داشت و به اعتراف دشمنان، با روحیه‌ای بالا و عملیات‌های گسترده و غافل‌گیرانه پشت دشمن را لرزاند.

طراحی و ساخت سكوهای پرتاب موشك، قطعات اصلی بسیاری از بالگردها، انواع قایق‌های سبك تهاجمی، پرنده‌های بدون سرنشین و ناوچه، برخی فن‌آوری‌های دفاعی سپاه به شمار می‌آید. سپاه پاسداران تا سال 1382، بیش از 1300 طرح بزرگ را در كشور اجرا كرد. (همان، ص 349)

می‌توان گفت پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز با وجود تحریم‌ها و تهدید‌های بسیار كشورهای غربی، با به‌كارگیری پیشرفت‌های جدید كه نتیجه تلاش‌های نیروهای داخلی و بومی است، امروزه ایران در زمره معدود كشورهایی است كه در شلیك موشك از شناورهای تندرو سطحی و غیر سطحی، كمترین انحراف در شلیك و بالاترین دقت در هدف‌گیری را دارند. (شمیم یاس، بهمن 1388، ش 83، به نقل از: فروی، جانشین نیروی دریایی سپاه)

 

انقلاب و نسل آینده

1. حسّ‌ خوشایند استقلال و جلوگیری از غرب‌زدگی

وابستگی در تصمیم‌گیری‌ها و دستاوردها بر اثر بیگانه‌گرایی و بیگانه‌پرستی، افزون بر آنكه به كرامت و اقتدار جامعه آسیب جدی وارد می‌كند، جامعه را از توجه و اتكا به درون‌مایه‌های علمی و معنوی و میراث فرهنگی خویش باز می‌دارد. از اهداف والای امام خمینی(ره)، دمیدن روح استقلال در جامعه ایران و رها شدن از غرب‌زدگی بود.

 در اصل 152 قانون اساسی می‌خوانیم:

 سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بر اساس نفی هرگونه سلطه ‌جویی و سلطه‌ پذیری و حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی كشور... استوار است.

امام(ره) بارها به غرب‌زدگی هشدار داده و در كلامی فرموده است: تا این ملت از این غرب‌زدگی بیرون نیاید، استقلال پیدا نمی‌كند. اگر بخواهید مستقل باشید، اگر بخواهید شما را به اینكه یك ملتی هستید، بشناسند و بشوید یك ملت، از این تقلید غرب دست برداید. تا در این تقلید هستید، آرزوی استقلال را نكنید. اسلام وابستگی شما و ما را به دیگران قبول ندارد. نباید صنعت ما وابسته باشد. نباید زراعت ما وابسته باشد. نباید ادارات ما وابسته باشد. نباید اقتصاد و فرهنگ ما وابسته باشد. نباید مستشارها بیایند ما را اداره كنند، خودمان باید خودمان را اداره كنیم. (خودباختگی و خودباوری از دیدگاه امام خمینی، ص 101)

امام خمینی(ره) در كلامی دیگر می‌فرماید: ما نه حمایت امریكا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم. آن چیزی كه شما می‌خواستید، جمهوری اسلامی بود. آن چیزی كه شما می‌خواستید، نه شرقی، نه غربی بود و این حاصل است، این را حفظش كنید! (صحیفه نور، ج 17، صص 62 و 63)

 

2. حفظ معنویت و آموزه‌های قرآنی در روح جامعه

رسول خدا(ص) می‌فرماید: جهاد اصغر پایان یافت، جهاد اكبر باقی است.(وسائل الشیعه، ج 11، ص 122) در اصل 3 قانون اساسی آمده است: دولت وظیفه دارد محیطی مساعد برای رشد فضیلت‌های اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با كلیه مظاهر فساد و تباهی ایجاد كند.(اصل 3، بند 4)

اهمیت معنویت به اندازه‌ای است كه شهید مطهری می‌فرماید: از جمله خصوصیات انقلاب، یكی دین است كه چون بر پایه ایدئولوژی اسلامی قرار گرفته، به معنویت واقعی متكی است.

(پیرامون جمهوری اسلامی، ص 172) امام خمینی(ره) نیز پیش از آنكه مردم را به انقلاب بر ضد طاغوت وادارد، در درون دل‌های آنان انقلابی بر پا كرد و معنویت را در روح و جان آنان زنده كرد.

انقلاب اسلامی، حركتی انقلابی در روش‌ها، منش‌ها و سنت‌ها بود، به‌گونه‌ای كه معنویت، جای آرایش ظاهری و شهوت‌رانی را در جامعه گرفت و ندای هیهات مِنّا الذله امام، ارزش‌های طاغوتی را در هم شكست.( مجله پاسدار اسلام، ش 194، ص 25)  امام خمینی(ره) در این باره می‌فرماید: ایران اسلامی، متكی به معارف قرآن است و نظام اسلامی در تلاش است كه معارف قرآنی، در سطح عموم مردم گسترش یابد؛ زیرا در این صورت، ایران اسلامی شكست‌ناپذیر خواهد بود.(مجله بصائر، ش 16، ص 17)

ایشان در كلامی دیگر می‌فرماید: آن روزی كه زرق و برق دنیا پیدا بشود و شیطان در بین ما راه پیدا كند و راهنمای ما شیطان بشود، آن روز است كه ابرقدرت‌ها می‌توانند در ما تأثیر كنند و كشور ما را به تباهی بكشند.(صحیفه نور، ج 7، ص 218) شهید مطهری نیز در این باره فرموده است: از نظر قرآن، معنویت پایه تكامل است. اصلاً بدون معنویت، عدالت امكان‌پذیر نیست. اگر معنویت را فراموش كنیم، انقلاب خودمان را از یك عامل پیش‌برنده محروم كرده‌ایم.(پیرامون انقلاب اسلامی، ص 173)

 

3. توجه به علم و دانش

تعلیم و تربیت انسان‌ها، از اهداف آشكار انقلاب اسلامی به شمار می‌آید. تعلیم به معنای آموزش و تبلیغ احكام اسلامی، نشر آن در جامعه و آشنا ساختن انسان‌ها به وظایف و مسئولیت‌های شرعی و اخلاقی است. تربیت نیز به معنای آن است كه انسان‌ها از نظر فكری و اخلاقی پرورش یابند و استعدادهایشان شكوفا گردد. دو هدف تعلیم و تربیت، از اهداف والای بعثت پیامبر اكرم(ص) بوده است.(نک: جمعه: 2)

امام خمینی(ره) در این باره می‌فرماید: تمام گرفتاری‌هایی كه ما در طول تاریخ داشتیم، بهره‌برداری از جهالت مردم بوده جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و برخلاف مصالح خودشان تجهیز كردند. اگر [مردم] علم داشتند، علم جهت‌دار داشتند، ممكن نبود كه منحرفین بتوانند آنها را به یك جهتی كه برخلاف این مسیری است كه مسیر خود ملت است، تجهیز كنند.(بلاغ، ص 195)

بالا بردن سطح آگاهی مردم، بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی بود. انقلاب با گسترش مراكز آموزشی و تربیتی، افزایش و گسترش كتاب‌ها و نشریه‌ها، تأسیس كتاب‌خانه‌ها و ایجاد انگیزه برای مطالعه و كتاب‌خوانی و برگزاری نمایشگاه‌های بین‌المللی كتاب، توانست در زمینه سیاسی، نظامی و صنعتی به نسل جوان انقلابی جهت‌ بخشد و با رشد در زمینه‌های علمی در سراسر جهان، استقلال را در روح جوانان پرورش دهد. (مجله پاسدار اسلام، بهمن 1378، ص 42)

 

4. دوری از انزوا و در صحنه بودن

احیای بعد سیاسی حج، از دستاوردهای بسیار مهم انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی، از حج به عنوان كنگره عظیم اسلامی یاد كرد و از این راه توانست مسلمانان جهان را به سطح بالایی از آگاهی و خودباوری برساند.(محمدباقر حشمت‌زاده، چارچوبی برای شناخت و تحلیل انقلاب اسلامی در ایران، ص 365)

در این كنگره عظیم اسلامی، مسلمانان با یكدیگر در یك همبستگی و برادری پیمان می‌بندند و پیوند دوستی برقرار می‌كنند. اتحاد كشورهای اسلامی با یكدیگر، اسلام را از انزوا دور می‌كند و كشوری كه همیشه در صحنه است، برای نسل آینده انقلاب، غرورآفرین است.

برخلاف تصور دیگران درباره انقلاب و رعایت احكام اسلامی و این اعتقاد كه انقلاب، زنان را در حجاب و حصار محصور می‌سازد؛ نظام انقلابی اسلامی ایران با حضور فعال زنان در صحنه‌های اجرایی و بین‌الملل ثابت كرده است ایران، كشوری منزوی نیست و از تحجر به دور است.(مجله پاسدار اسلام، بهمن 1378، ص 42)

امام خمینی(ره) می‌فرماید: باید همه زن‌ها و همه مردها در مسائل اجتماعی، در مسائل سیاسی وارد باشند و ناظر باشند؛ هم به مجلس ناظر باشند، هم به كارهای دولت ناظر باشند. اظهار نظر بكنند.(صحیفه نور، ج 13، ص 70) زنان با وقار و مسلمان ایرانی، همواره در كمیسیون زن سازمان ملل، برای دفاع از حقوق حقیقی زن كوشیده‌اند پیشرفت‌های علمی و دستاورهای جهانی ایران در زمینه علم و دانش داروسازی، فن‌آوری هسته‌ای، اكتشافات و اختراعات نیز همواره ایران را در صحنه قرار داده است. با این پیشرفت‌های روزافزون، بی‌شك، نسل‌های بعدی انقلاب نیز به نظام افتخار خواهند كرد.

 

5. رسوایی تبلیغات غرب

گسترش اسلام و ارزش‌های مذهبی، رویكرد آزادگان جهان را به اسلام و قرآن، احیای ارزش‌ها و آموزه‌های دینی در میان جوانان كشورهای اسلامی، اشتیاق مردم جهان به درك حقایق و آشكار شدن ماهیت پلید طرفداران دروغین حقوق بشر، دموكراسی و عدالت، از دستاوردهای انقلاب است. رهبر كبیر انقلاب در این باره می‌فرماید: بحمدالله، از بركت انقلاب اسلامی ایران، دریچه‌های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شده است و می‌رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودی را بر سر همه مستكبران فرو ریزد.

(همان، ج 20، ص 237)

انقلاب اسلامی همواره با روشنگری ویژه خود، پوچی تبلیغات فریبنده غرب را نشان داده و ثابت كرده است فرهنگ غرب، با ترویج مادی‌گرایی و لذت‌پرستی، به قصد تضعیف دیگر ملت‌ها می‌كوشد. فرهنگ غرب، با نفوذ عوامل دست‌نشانده، همواره كوشیده است با ملی‌گرایی و عوض كردن قبله فرهنگی، اسلام ناب محمدی و تشیع سرخ علوی را كم‌رنگ كند. انقلاب اسلامی همواره در حال روشنگری است، ولی دشمن انقلاب، اهداف دیگر دارد، چنان‌كه مقام معظم رهبری می‌فرماید: آنان می‌خواستند با تهاجمات متوالی سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی و با نشانه گرفتن اصیل‌ترین پایه‌های نظام اسلامی، انقلاب را از مهم‌ترین وظایف بلندمدت خود؛ یعنی سازندگی مادی و معنوی جامعه و كشور باز دارند و دین و انقلاب و حكومت اسلامی را در اداره كشور ناتوان نشان دهند و به این ترتیب، از الگو شدن جمهوری اسلامی در دنیای اسلام جلوگیری كنند.

 (ویژگی‌های انقلاب اسلامی در آینه نگاه مقام معظم رهبری، ص 181)

 

6. وحدت حوزه و دانشگاه

انقلاب ایران، بر پایه ایمان به خدا و اجرای احكام اسلامی در جامعه‌ای اسلامی شكل گرفت و بی‌شك، طرفداران آن افرادی دیندار و عدالت‌خواه بودند، به‌ ویژه رهبر این انقلاب كه خود در حوزه معارف اسلامی و دینی تحصیل كرده بود. بنابراین، پس از انقلاب فاصله میان حوزه‌ها و دیگر علوم و انحصار آنها به علوم اسلامی باید كنار گذاشته شود؛ چراكه اساس هر عملی در جامعه اسلامی، موازین الهی است و اجرای این موازین، پیوند محكمی با فراگیری علوم دینی دارد. ازاین‌رو، همواره تأكید شده است كه حوزه و دانشگاه باید پیوند محكمی برقرار كنند و وحدت داشته باشند. (انقلاب اسلامی، ریشه و چالش‌ها، ص 489)

رژیم پهلوی، در راستای سیاست دین‌‌ستیزی خود،‌ برای ایجاد جدایی و شكاف میان حوزه و دانشگاه بسیار كوشید و حتی در پی ایجاد اختلاف و دشمنی متقابل میان آن دو، با آگاهی از خطر وحدت این دو قشر برای پایه‌های سلطنت، كوشید این دو به هم نزدیك نشوند. امروزه با توجه به شناخت این آسیب، لازم است برای وحدت حوزه و دانشگاه بكوشیم؛ زیرا جدایی این دو نهاد اساسی از یكدیگر، نفی هدف اصلی انقلاب به شمار می‌رود و انحرافی خطرناك است. دانشگاه، مركز پرورش‌دهنده مدیران آینده جامعه، و حوزه، مركز تربیت‌كننده اندیشمندان دینی است. پیوند این دو به معنای داشتن مدیرانی اندیشمند، با تفكر مذهبی است كه همواره به درستكاری و رضای خدا می‌اندیشند.(همان، ص 495)

 

تحلیلی از چگونگی پیروزی انقلاب اسلامی

سابقه تاریخی مبارزات مردم ایران نشان می‌دهد ایرانیان همواره حق طلب و عدالت‌خواه بوده‌‌اند. در پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز حضور هم‌زمان، هماهنگ و در حد كمال مطلوب سه ركن اصلی و مهم انقلاب؛ ایدئولوژی، رهبری و مردم نقش اساسی داشته است. (نک: منوچهری محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، صص 97 ـ 133)

رمز موفقیت رهبر مبارزات در این بود كه مبارزه را در قالب مفاهیم اسلامی پیش برد. ایشان با ظلم مبارزه كرد، ولی مبارزه با ظلم را با معیارهای اسلامی مطرح كرد.

(مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 40)

واقعیت این امر این است كه روحانیت در میان مردم زندگی كرد، مسجد جزء لاینفك زندگی مردم بود و روحانیت، احساسات توده‌ها را بیشتر در دست گرفت. وقتی روحانیت با سیاست دولت مخالفت كند، نظرات او آن‌چنان مشروعیتی دارد كه در سخت‌ترین شرایط استبدادی هم مورد توجه مردم است؛ زیرا مسجد، قدرت تماس با اقشار مردم را برای روحانیت فراهم می‌كرد.(ویژگی‌های انقلاب اسلامی و راه‌های تداوم آن در آینه نگاه مقام معظم رهبری، ص 123)

در این میان، امام خمینی به این علت رهبر بلامنازع نهضت شد كه علاوه بر دارا بودن شرایط رهبری، در مسیر فكری و روحی و نیازهای مردم ایران قرار داشت.(به نقل از:‌ شهید مطهری؛ منوچهر محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ص 107)

او، هم عاقل بود، هم دوراندیش. هم محتاط بود، هم دشمن‌شناس. هم به دوست اعتماد می‌كرد، هم ضربه‌ای را كه به دشمن وارد می‌كرد، ضربه‌ای قاطع وارد می‌كرد. همه آن چیزهایی كه برای یك انسان لازم است تا بتواند در جایگاه حساس و خطیر انجام وظیفه كند و خدا و وجدان خود را راضی كند، در این مرد جمع بود. (ویژگی‌های انقلاب اسلامی و راه‌های تداوم آن در آینه نگاه مقام معظم رهبری، ص 123)

در یك جمع ‌بندی می ‌توان گفت: عوامل پیروزی حركت عظیم اسلامی در ایران، عبارتند از: رهبری قاطع، وحدت جامع و ایدئولوژی عالی اسلام كه در حقیقت، اركان انقلاب اسلامی را تشكیل می ‌دهد.

پس از فرار شاه معدوم، ملت ایران با بازگشت امام خمینی به میهن و سقوط كامل رژیم منحوس پهلوی، به پیروزی رسید نخست پرواز رهبر انقلاب در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و ده روز بعد در پایان روز 22 بهمن 1357، رژیم 2500 ساله پادشاهی و طاغوت سرنگون شد. پیروزی حق و نابودی باطل، سنتی الهی است كه در قرآن به آن اشاره شده است. خداوند در آیه 81 سوره اسرا، می‌فرماید: و بگو حق آمد و باطل نابود شد. آری باطل همواره نابود شدنی است. و همچنین، در سوره نور آیه 55 آمده است: خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته كرده‌اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در این سرزمین، جانشین خودم قرار دهد؛ همان‌گونه كه كسانی را كه پیش از آنان بودند، جانشین [خود] قرار داد و آن دینی را كه برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر كرد و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چیزی را با من شریك نگردانند و هركس پس از آن به كفر گراید، نافرمان است.(نک: آل عمران: 111؛ حج 52؛ شعرا: 10 ـ 68)

 

عوامل پیروزی انقلاب

1. اطاعت از حق

و هركس خدا و پیامبر او و كسانی را كه ایمان آورده‌اند، ولی خود بداند، [پیروز است؛ چرا كه] حزب خدا همان پیروزمندانند. (مائده: 56)

مهم‌ترین و اساسی‌ترین عامل پیروزی انقلاب، قیام مردم برای خدا بود. امام خمینی(ره) در این باره چنین می‌فرماید: رمز پیروزی ما در این بود كه نهضت ما تنها سیاسی نبود، فقط برای نفت نبود، [دارای] جنبه معنوی و اسلامی محض بود. رمز پیروزی، اتكال به قرآن و شیوه مقدس شهادت است. [مردم] در عین حال كه با تانك‌ها و مسلسل‌ها روبه‌رو بودند، با دست خالی پیروز شدند. مشت بر تانك غلبه كرد. شما رمز پیروزی را حفظ كنید!.(محمدجواد مهری، ای وارثان انقلاب راز پیروزی را نگهدارید!، پاسدار اسلام، ش 194، ص 25)

 

2. توكل بر خدا

اگر خدا شما را یاری كند، هیچ ‌كس بر شما چیره نخواهد شد و اگر دست از یاری شما بردارد، چه كس پس از او شما را یاری خواهد كرد؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توكل كنند!

 (آل عمران: 160)

امام خمینی(ره) در این باره می‌فرماید: دو جهت در این پیروزی بود: یكی اینكه برای خدا [بود]، فریاد به اینكه الله اكبر و ما برای خدا می‌خواهیم این كار را بكنیم [و] جمهوری اسلامی می‌خواهیم. یكی هم اینكه با هم مجتمع بودند، یك صدا بودند.بچه كوچولو و پیرمرد 80 ساله یك‌جور حرف می‌زدند و دشمن‌های ما این دو سنگر را هدف كردند.

(صحیفه امام، ج 11، ص 438)

 

3. ایمان

ای پیامبر، مؤمنان را به جهاد برانگیز! اگر از [میان] شما بیست تن شكیبا باشند، بر دویست تن چیره می‌شوند و اگر از شما یكصد تن باشند، به هزار تن از كافران پیروز می‌گردند؛ چرا كه آنان قومی هستند كه نمی‌فهمند. اكنون خدا بر شما تخفیف داد و آشكار كرد كه در شما ضعفی است. پس اگر از [میان] شما یكصد تن شكیبا باشند، بر دویست تن پیروز گردند و اگر از شما هزار تن باشند، به توفیق الهی، بر دو هزار تن غلبه كنند و خدا با شكیبایان است.(یونس: 62 ـ 64)

 

4. شكیبایی و نماز

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، از شكیبایی و نماز یاری جویید؛ زیرا خدا با شكیبایان است. (بقره: 153)(همچنین نک:‌ بقره: 294 ـ 251؛ آل عمران: 146 و 147؛ اعراف: 128 ـ 137)

با توجه به این آیه، گروهی اندك از كسانی كه شكیبا هستند و به دیدار خداوند یقین دارند، بر گروهی بسیار به اذن خداوند پیروز می‌شوند. ملت قهرمان ایران نیز با شكیبایی و با رهبری امام خمینی(ره)، پس از 15 سال سرانجام پیروز شد. امام خمینی(ره) پس از ورود به ایران، در بهشت زهرا سخنرانی كرد و پس از آن به نماز ایستاد و این‌گونه زیر بنای انقلاب اسلامی را تعریف كرد.

 

5. پرهیز از اختلاف و درگیری

و از خدا و پیامبرش اطاعت كنید و با هم جنگ نكنید كه سست شوید و مهابت شما از بین برود و صبر كنید كه خدا با شكیبایان است. (انفال: 46)

امام(ره) در این باره می‌فرماید: این هدیه غیبی بود كه [خداوند] به ما داد. این استقلالی كه خدای تبارك و تعالی به ما داده و دست اجانب را كوتاه كرده، برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت كلمه بود.(در جست‌وجوی راه از کلام امام، دفتر دهم، صص 89، 129 و 138)

 

6. یاری‌خواهی از خداوند

موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری جویید و پایداری ورزید كه زمین از آن خداست. آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، می‌دهد و فرجام [نیك] برای پرهیزكاران است. (اعراف: 128)امام خمینی(ره) در این باره فرمود: خدایا! تو بر ما منت نهادی و ما را در 22 بهمن بر دشمنان خود پیروز كردی و دست این ملت مظلوم را گرفتی و از سراشیبی سقوط و جهنم هر دو عالم به قله بلند عنایات خود رساندی و این امت مستضعف در طول [حكومت] ستمشاهی را به عزت جاودان كشاندی و جوانان برومند این امت را عاشق خود و شهادت فرمودی و دعای خیر شب زنده‌داران را در حق ما قاصران اجابت فرمودی. بارالها! عنایت خود را از ما دریغ مدار و ناموس دهر و ولی عصر(اروحنا فداه) را از ما راضی فرما و ما را از نور هدایت خود همیشه بهره‌مند نما؛ انك مجیب قریب.(صحیفه امام، ج 17، ص 327)

 

7. پایداری

پس همان‌گونه كه دستور یافته‌ای، ایستادگی كن و هر كه با تو توبه كرده است، [نیز چنین كند] و طغیان نكنید كه او به آنچه انجام می‌دهید، ‌بیناست. (هود: 112)

نشان ایستادگی و پایداری ملت ایران همین بس كه از سال 42 قیام را آغاز و بر هدف خود پافشاری و اصرار كردند. زندان‌ها و شكنجه‌ها و شهادت‌ها را به جان خریدند تا بتوانند به هدف والا و برتر خود كه پیروزی بود، دست یابند.

 

8. هجرت

و كسانی كه پس از ستم‌دیدگی، در راه خدا هجرت كرده‌اند، در این دنیا جای نیكویی به آنان می‌دهیم و اگر بدانند، بی‌شك، پاداش آخرت بزرگ‌تر خواهد بود. (نحل: 41)

چه بسیار یاران امام و حتی خود ایشان كه برای رسیدن به هدف تبعید شدند و چه بسیار شهدایی كه به دور از وطن و در مسیر هجرت در كشوری دیگر به بیان و تشریح هدف خود پرداختند تا راه اسلام و آزادی معنوی برای این ملت شریف باز شود؛ شهیدانی چون رجایی، باهنر، بهشتی، چمران، طالقانی و... .

 

مردمی بودن انقلاب اسلامی از دیدگاه امام

مهم این است كه انقلاب اسلامی ما، انقلابی است كه به دست مردم صورت گرفته. مردم انقلاب كرده‌اند و مردم باید آن را به آخر برسانند. مردم قیام كرده‌اند؛ شاه را بیرون كرده و رژیم او را سرنگون نموده و نظام اسلامی را كه به نفع مستضعفین است، جای‌گزین آن كرده‌اند. پس مردم باید پای كاری كه كرده‌اند، بایستند. هر چه عمل بزرگ باشد، دشمنش بیشتر و بزرگ‌تر است.(همان،‌ ص 439)

 

انقلاب اسلامی و استقامت از دیدگاه امام

امروز كه بوق‌های تبلیغاتی بر ضد اسلام و ایران است، بدین خاطر است كه ایران را به سازش و تسلیم بكشند. انقلاب ما عظیم است و متكی به هیچ قدرتی نیست، نه قدرت شرق و نه قدرت غرب. انقلاب‌هایی كه در دنیا می‌شود، به یكی از این دو ابرقدرت متكی است، ولی انقلاب مردم ما انقلابی است متكی به خود مردم. پس مردم باید از پی‌آمدهای انقلابشان گله نداشته باشند. امروز كشور ایران روی پای خودش ایستاده است. لذا زحمت‌ها و توطئه‌ها را هم باید تحمل كند.(تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی، ص 284)

 

قرآن و انقلاب در كلام رهبر(مدظله)

مردم ایران، عاشق قرآن هستند و انقلاب اسلامی راه را برای پیوستن جوانان و نوجوانان به كاروان عاشقان قرآن كریم گشوده است و امروز روح قرآنی حاكم بر كشور است و جاذبه قرآن كریم، جوانان و نوجوانان را مجذوب محافل قرآنی كرده است. ایران اسلامی، متكی به معارف قرآن است و نظام اسلامی، در تلاش است كه معارف قرآنی در سطح عموم مردم گسترش یابد؛ زیرا در این صورت، ایران اسلامی شكست‌ناپذیر خواهد بود. (بصائر، ش 4، صص16 و 17)

 

حامیان انقلاب از دیدگاه رهبر

حامیان اصلی انقلاب اسلامی، طبقه محرومند كه باید مورد توجه خاص برای خدمت قرار بگیرند؛ به دو دلیل: اولاً چون احتیاجاتشان بیشتر است و عدل این را اقتضا می‌كند و ثانیاً چون آنها پشتیبانی‌شان از نظام، جدی‌تر و همیشگی‌تر است و از اول این‌گونه بوده است. در این جبهه‌ها چه كسانی بودند؟ نسبت‌ها را ملاحظه كنید! خیلی از این پولدارها، از این مرفهین جامعه، از این بی‌دردها و بی‌احساس‌ها، هشت سال جنگ آمد و رفت و اینها جنگ را حس نكردند. همان غذا، همان راحتی، همان آرامش و چهار روز هم اگر شهر مورد تهاجمی بود، سوار ماشینشان می‌شدند و می‌رفتند یك جای دیگر و راحت استراحت می‌كردند و نفهمیدند بر سر این مملكت چه گذشت. (سخنان رهبری، 23/5/1370، به نقل از: مجله بصائر)

 

حفظ انقلاب از دیدگاه امام خمینی(ره)

در دیدگاه امام، انقلاب اسلامی كه دستاورد میلیون‌ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید و مایه امید مسلمان‌ها و مستضعفان و سرآغاز انقلاب انسان‌ساز جهانی است، فراتر از آن است كه به بیان و زبان آید. به اعتقاد بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، انقلاب، ماهیتی جز آنچه اهل‌بیت در اندیشه تحقق آن بوده‌‌اند، ندارد؛ یعنی ریشه در سخنان ائمه اطهار دارد و در راستای حماسه تاریخی عاشوراست. بدین ترتیب، انقلاب از اسلامی راستین و راه سرخ شهادت و ایثار و فرهنگ سیاسی اهل‌بیت جدا شدنی نیست.(صحیفه انقلاب، ص 5)

دیدگاه امام(ره)، انقلاب اسلامی كه ریشه در مكتب انقلاب تشیع و اسلام ناب محمدی دارد، میراث بزرگی است كه ارزش هرگونه ایثار و جان‌فشانی را دارد.(همان، ص 25)

 

متن ادبی

یاد آن روزها

این روزها به یاد آن روزهاییم. یاد آن روزهای آشنایی و شكوفایی عشق به خیر! یاد روزهای سپیدی كه خورشید آزادی، از كوه استقلال طلوع كرد؛ یاد روزهایی كه فریادهای الله اكبرمان سبز بود و در سرمای شب جوانه زد؛ یاد روزهایی كه به میهمانی ایمان و تقوا رفتیم و در زمستان به دیدار بهار شتافیتم؛ به خیر!

یاد روزهایی كه از میان لوله تفنگ ارتشیان به جای گلوله داغ، گل‌های سرخ و خوشبو شكفته شد؛ یاد روزهایی كه قلب‌های سنگی را به زلال آیینه پیوند داد.

یاد روزهایی كه آهنگ خوش قهرمان در باغ آزادی شنیده شد، به خیر! یاد آن روزها كه با شمشیر عاشورایمان، هیهات‌گویان، ریشه ستم و استبداد را خشكاندیم؛ یاد روزهایی كه در كوچه‌هایش تظاهرات می‌كردیم و با مشتی گره كرده، مرگ بر شاه می‌گفتیم؛ یاد آن روزهایی كه در كنار ما جاده‌ای از شهادت، برای مسافرت ابدی و ملكوتی دوست شهیدمان گشوده می‌شد؛ یاد روزهایی كه روح خدا آمد و فجر پیروزی طلوع كرد، به خیر!

یاد روزهایی كه با یار سفر كرده در شهر شهیدان خدا نماز عشق بستیم و الله‌اكبر گفتم؛ یاد روزهایی كه فرزندان نورانی كربلا؛ درخت انقلاب را آبیاری كردند، به خیر!

اكنون ماییم و یاد آن روزها كه به بلندای نور، دری به خانه خورشید گشودیم.

 

اینجا ایران است

اینجا سرنوشت قومی تغییر كرده است. اینجا مردمی پاكدل با اراده‌ای الهی، در شفافیت اعتقادی خود، حماسه‌ای پرشكوه آفریدند. اینجا شكوهی جاودان، بر تاریخ و سرنوشت یك قوم رقم خورده است. اینجا دست‌های خالی و سفره‌های ساده مردمی از جنس آب، استبداد را زمین‌گیر كرده‌اند.

اینجا مردمی از جنس آفتاب و آیینه، پدرانه و بزرگورانه، سفره پیروزی را در خانه‌های مردم گسترده است. اینجا ملت مقتدر جهان سومی، حكومتی صالحانه تشكیل داده‌اند و ترانه فتح و پیروزی را در 22 بهمن می‌سرایند. اینجا در كوچه‌های زمستانی شهر، بوی شكوفه‌های بهاری پیچیده است و تبسمی كه سال‌ها در اختناق بود، از لبانشان می‌شكفد.

اینجا دشت دل‌ها گلباران است و پهنه آفتاب، سطر سطر وجود پر شعر مردم را نورانی كرده است. اینجا تصویر نهایی از رستگاری به تصویر كشیده می‌شود و ناامیدی شیطان از دیوارهای شهر پیداست؛ مرگ بر شاه، درود بر خمینی! اینجا مردمش ایستاده‌اند و اكنون اسطوره شده‌اند؛ مردان و زنانی كه با مشتی گره كرده، بر توپ و تانك و دود و آتش پیروز می‌شوند و با رهبر محبوب خود دیدار می‌كنند. اینجا دست‌ها خالیست و تنها شاخه گلی بر خیابان آذین بسته است، ولی گلباران ایمان مردم، عطر گلستان می‌دهد. اینجا ایران است.

 

قطره‌ها جمعند

قطره‌ها پر از زلالی و پاكیزگی، به سویی در حركتند. دیروز قطره‌ای بر زمین جاری شد تا قطره‌ا‌ی دیگر، در مسیر در حركت باشد. اینجا خیابان‌های شهر است. قطره‌ها اینجا چه می‌خواهند؟ قطره‌ها بر روی تقویم زمان جاری‌ شده‌اند. قطره‌ها جمعند و در یك نقطه تاریخ، تا رسیدن به باران نور، در یك جهت قدم برمی‌دارند. قطره‌ها جمعند، اینجا چقدر آب است؟!

اتحاد قطره‌ها برای چیست؟! قطره‌ها دریا شدند انگار! قطره‌ها، دریایی پر امید، قطره‌ها؛ دریای پرموجند. قطره‌ها را ببین! انگار دارند می‌خروشند. وحدت از رخسارشان پیداست.

قطر‌ه‌ها! انگار آنجا نور پیداست. نور آمد تا دست یك‌یك ما را بگیرد. نور آمد تا ما را تا بهشت نورها هدایت كند. او كه نور است، با صدای بلال اذان در گوش ما می‌خواند و انگار هر چه كاخ فساد و ستم، می‌خواهد فرو ریزد! سوز و سرما را ببین، انگار ما را از گرمای نور گرما داده است! شانه‌های شاخه‌های بی‌برگ این درختان را ببین، ما را تا بهار می‌برند انگار! دست این نورانی پر نور، ما را تا كجا برده است؟ نقل شادی را كه می‌پاشد بر روی قطره‌ها اینجا؟! در فلات آزادی، چه دریایی عظیم و پر خروش بر پاست. اینجا برگ تقویم، بر 22 بهمن برجاست.

 

داستان

روسری‌های نامرئی

این كار هر روزمان بود، وقتی صبح‌ها به مدرسه می‌ رفتیم، آماده بودیم كه خانم فرشاد، مدیر مدرسه، به جرم بستن روسری از صف جدایمان كند و با خط‌كش بلند او، به سوی دفتر مدرسه راهی ‌شویم. هر بار خط‌ كش بر روی دستان كوچكمان كوبیده می‌شد، چهره خانم فرشاد كریه ‌تر می‌شد؛ با آن لبخندی كه هیچگاه آرامشی در آن نبود.

با آنكه درس خواندن را دوست داشتیم، ولی از مدرسه رفتن می‌ترسیدیم. از سویی هم نمی ‌خواستیم روسری ‌مان را از سرمان برداریم. به خانواده‌مان هم چیزی نمی ‌گفتیم؛ زیرا خانم فرشاد می‌گفت: اگر به خانواده‌تان بگویید، شما را به ساواك لو می‌دهم! اغلب، تعداد مشخصی راهی دفتر می‌شدیم. روز اول، پانزده نفر از ما را به دفتر فرستدند تا وقتی بچه‌ها به كلاس‌ها رفتند، خانم فرشاد به سراغ ما بیاید. یكی از بچه‌ها كه خیلی ترسیده بود و اشك‌هایش امانش نمی‌داد، ‌از هر راهی برای فرار استفاده كرد. وقتی از در و پنجره ناامید شد، پشت یكی از فایل‌ها پنهان شد. من كه در گوشه این جمعیت 14 نفره بودم، او را از كنار فایل می‌دیدم. دوستم در پشت فایل، متوجه دری به حیاط پشتی مدرسه شد و از آنجا فرار كرد. خانم فرشاد هم كه شكارش خیلی زیاد بود، متوجه نشد یكی از ما كم شده است. كتك‌هایش را زد و روسری‌ها را گرو نگه داشت تا ظهر، موقع برگشتن به خانه، به ما برگرداند. او زن كم‌ حافظه‌ای بود و ما از این موقعیت استفاده كردیم. از آن روز به بعد، هر چند از تعدادمان كم شد، ولی هر روز یكی از ما نوبتی از در پشتی فرار می‌كرد تا در هفته به جای 6 روز، پنج روز كتك بخورد. معلم‌های ما اغلب مرد بودند و پس از كتك خوردن، باید بدون روسری به كلاس درس می‌رفتیم، ولی خانم فرشاد به این فكر نكرده بود كه ما دوركمرهایمان به تعداد زنگ‌های تفریحی كه ممكن بود روسری‌هایمان را از سرمان درآورند، روسری بسته بودیم، روسری‌هایی نامرئی كه خانم فرشاد را عصبی ‌تر می ‌كرد.

 

زیرنویس

آب زنید راه را اینكه نگار می‌رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد

22 بهمن ماه؛ روز برتری قدرت اراده الهی بر مكر شیاطین، مبارك باد!

سرزمین بهمن ماه، تو را می‌خواند. اتحاد و انسجام، رمز ورود به سرزمین بهمن است. یا علی گویان، بر سرزمین عشق قدم نه كه اینجا ایران است!

اماما! آمدنت بشارت فتحی بزرگ بود كه امروز در 22 بهمن آن را جشن می‌گیریم. یادت گرامی باد!

دست‌های دلبسته به خاك سرد ظلمت، اكنون با گرمای نور الهی انس گرفته‌اند؛ 22 بهمن فرا رسیده است.

روز پیروزی انقلاب؛ روز خاموش شدن آتشكده‌های هوس و ستم مبارك‌ باد!

پیروزی عشق، در زمستانی كه قصد بهار كرده است، با شادی وصال یار شیرین است ـ امت شهید پرور! روز پیروزی عشق بر شما مبارك باد!

سال‌روز پیروزی سرزمین شجاعت و همت در بهمن 57 گرامی باد!

تجسمی از حقیقت یك رویا؛ حقیقت شكوفا شده تاریخ، پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارك باد!

نور فجر انقلاب، در قاب‌های تنهایی و خفقان طاغوت منعكس می‌شود تا دشت دل‌ها پر از گل و 22 بهمن در عطر و نور غرق شود.

امروز پاییزهای ستم را به تاریخ می‌سپریم و بال در بال كبوتران آزادی، نغمه پیروزی سر می‌دهیم. 22 بهمن ماه مبارك باد!

 

كتابستان

امیدوار، احمد و دیگران، امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، روایتی جهانی، تهران، سازمان عقیدتی سیاسی ناجا، چاپ اول، 1379.

دهشیری، محمدرضا، درآمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی(ره)، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1379.

ذوعلم، علی، جرعه جاری، سی مقاله پژوهشی پیرامون انقلاب، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1377.

فارسی، جلال‌الدین، فرهنگ واژه‌های انقلاب اسلامی، تهران، بنیاد فرهنگی امام رضا(ع)، چاپ اول، 1374.

معاونت فرهنگی ستاد مشترك سپاه، نود و دو دستاورد انقلاب اسلامی، تهران، چاپ دوم، 1382.

 

 

منبع: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما - اشارات 141

 

مديريت    
علوی     

مباحث مهم در تصميم گيرى و عناصر كليدى آن

 

جمع آورى اطلاعات
يكى از مباحث مهم در تصميم گيرى ، اطلاعات و ضرورت جمع آورى آن ها مى باشد.
زمانى مى توان تصميمى را مؤ ثر و مفيد دانست كه تصميم گيرنده ، هنگام اخذ تصميم ، اطلاعات لازم و مناسب در مورد مساله مورد نظر را در اختيار داشته و به صورت بهينه از آن ها استفاده نمايد. اطلاعات ، حلقه اتصالى است كه همه عناصر تشكيل دهنده سازمان را به هم متصل مى كند تا فعاليت هاى سازمان با هماهنگى و انسجام بيش ترى انجام شوند؛ در نتيجه موفقيت و بقاى سازمان تضمين شود. امروزه نياز به اطلاعات از گذشته به مراتب بيش تر و ضرورى تر است ؛ چرا كه علل و عوامل تاثير گذار بر مسائل بيش تر از گذشته مى باشد.
از عوامل مهم و تاثير گذار بر مسائل مختلف ، محيط و پديده هاى محيطى است .
هنگام تصميم گيرى در مورد يك مساله ، شناخت و بررسى پديده هاى محيطى تاثير گذار بر آن ، و نيز بررسى تاثيرات احتمالى، آن ها از ضرورت هاى اوليه بوده ، و اثر بخش بودن و موفقيت تصميم گيرى در صورتى تامين خواهد شد كه محيط و پديده هاى محيطى آن مساله به خوبى مورد بررسى قرار گرفته و تصميم مورد نظر با توجه به تاثيرات محيط و پديده هاى مختلف محيطى اتخاذ شده باشد.
بنابراين ، تصميم گيرى ، به ويژه تصميم گيرى در سازمان بايد با توجه به محيط و بررسى عوامل و پديده هاى اثر گذار محيطى انجام شود. بديهى است كه شناخت محيط و بررسى عوامل محيطى نياز به در اختيار داشتن اطلاعات وسيع در اين زمينه دارد. به عنوان مثال ، عوامل محيطى كه ممكن است بر تصميم گيرى در مورد مسائل مختلف سازمان تاثير گذار باشند عبارتند از: قوانين و مقررات دولت ، نگرش كاركنان ، برداشت ها و نظرات مختلف مشتريان يا مراجعه كنندگان ؛ همچنين فرهنگ ، باورها و انتظارات زيردستان و نيازهاى اجتماعى آنان ؛ و نيز عوامل و پديده هاى ديگرى كه برخى از آن ها ممكن است غير قابل پيش بينى باشند.
اطلاعات ، يكى از منابع اصلى و با ارزش سازمان بوده و از اهميت و جايگاه ويژه اى در سازمان به ويژه براى تصميم گيرى هاى سازمان برخوردار است . ضرورت در اختيار داشتن اطلاعات و ارزش ويژه آن در شرايط عدم اطمينان ، بيش تر نمايان شده ، و اين شرايط باعث مى شود تا مديران براى اتخاذ تصميمات مناسب ، و هدايت كردن سازمان در مسير مطلوب و مناسب ، تمام تلاش خود را در سمت و سوى دستيابى به اطلاعات لازم به كار گيرند.
همان گونه كه اشاره كرديم ، محيط و عوامل مختلف محيطى يكى از عناصر مهم و تاثير گذار بر سازمان و تصميم گيرى هاى آن مى باشد. از طرف ديگر مى دانيم كه محيط و عوامل آن به سرعت در حال تغيير و تحول هستند و همچنين سازمان ها روز به روز توسعه پيدا كرده و پيچيده تر مى شوند. وجود اين مسائل باعث مى شود كه نياز مديران و تصميم گيرندگان در سازمان ها به اطلاعات افزايش يابد.
بر اين اساس ، ميزان موفقيت و اثر بخشى سازمان ها و مديران و مسئولان آن ها در فعاليت هاى مختلف از جمله تصميم گيرى و تعيين خط مشى ، به توانايى و خلاقيت آن ها در جمع آورى ، سازماندهى ، توزيع و كنترل اطلاعات بستگى فراوانى دارد تا آنان بتوانند در برابر محيطى بسيار پيچيده و در حال تغيير، و نيز عوامل تاثير گذار محيطى ، واكنش مناسب نشان داده و تصميم هاى مؤ ثر و كارآمدى براى مسائل مختلف سازمان اتخاذ كنند.
سازمان ها و شركت هاى مختلف ، براى اين كه بتوانند فعاليت هاى مختلف خود به ويژه تصميم گيرى هاى خويش را به روز، كار آمد و اثر بخش نمايند، همواره تلاش مى كنند تا اطلاعات مورد نياز خود را به دست آورده و در اختيار مديران و مسئولان بخش هاى مختلف قرار دهند. بدين منظور در سازمان ها، سيستم دقيق و كارآمد اطلاعات طراحى و ايجاد مى شود . در گذشته كه سازمان ها ساده تر بود، و از پيچيدگى و تغيير و تحولات محيطى كم ترى برخوردار بودند، سيستم اطلاعاتى سازمان ها نيز ساده و بسيط بود؛ ليكن در سازمان هاى بزرگ و پيچيده امروزى ايجاد سيستم هاى دقيق ترى براى اين منظور ضرورى است . بدين منظور، تلاش هاى زيادى صورت گرفت و پيشرفت فراوانى نيز به دست آمد.

با پيدايش رايانه - ابزارى كه مى تواند انبوهى از اطلاعات را جمع آورى و پردازش كند - طراحى سيستم اطلاعات مديريت به صورت فرايندى رسمى و يك رشته علمى و تحقيقاتى در آمد، و در نتيجه تحول اساسى و بنيادين در اين زمينه پديد آمد.
در بيانات و عملكرد امام على (ع ) جمع آورى اطلاعات و كسب اخبار در مورد مسائل مختلف ، از اهميت و جايگاهى ويژه برخوردار بوده است . آن حضرت در صورت نياز و ضرورت حكومت اسلامى براى كسب اخبار و جمع آورى اطلاعات ، نيروها و ماموران ويژه اطلاعاتى را، به صورت ناشناس ، به نقاط مختلف مى فرستاد تا اطلاعات و اخبار لازم را در مورد افراد و گروه هاى گوناگون ، و نيز مسائل مربوط به آنان جمع آورى كرده و براى آن حضرت ارسال كنند، تا ايشان تصميمات لازم و مناسب را در مورد آن ها اتخاذ نمايد.
به عنوان نمونه مى توان از فردى به نام حصين بن مالك نام برد كه همراه معاويه بود و با امام على (ع ) مكاتبه مى كرد و اخبار و اطلاعات مربوط به معاويه را در اختيار آن حضرت قرار مى داد. (1)
البته ماموران اطلاعاتى آن حضرت در شام ، منحصر به اين فرد نبود، و افراد متعددى اطلاعات و اخبار مربوط به معاويه را در اختيار امام على (ع ) قرار مى دادند. همچنين ماموران اطلاعاتى آن حضرت تنها در شام نبودند، بلكه در همه مناطق پراكنده بودند، حتى در مناطق تحت كنترل خود آن حضرت نيز مامورانى از طرف ايشان اطلاعات و اخبار مربوط به آن منطقه ، خصوصا اخبار مربوط به كارگزاران آن حضرت در آن نواحى را جمع آورى و براى ايشان ارسال مى كردند.
از دلايل روشن اين نكته ، نامه هايى است كه آن حضرت به برخى از كارگزاران خويش نوشته است . دقت در اين نامه ها، بيانگر اين حقيقت است كه ايشان همواره عده اى را به عنوان مامور اطلاعاتى در نقاط مختلف معين مى نمود تا اطلاعات لازم را جمع آورى كرده و در اختيار آن حضرت قرار دهند.

از جمله اين نامه ها، نامه اى است كه ايشان به مصقلة بن هبيرهى شيبانى ، كه از طرف ايشان فرماندار يكى از شهرهاى فارس بود، نوشته است .
قسمتى از نامه ، چنين است :
بلغنى عنك امر ان كنت فعلته فقد استخطت الهك و عصيت امامك ... ؛ (2) در مورد تو گزارشى به من رسيده است كه اگر تو اين كار را انجام داده باشى ، پروردگارت را به خشم آورده و از امام خود نافرمانى كرده اى !....
همچنين آن حضرت به يكى ديگر از كارگزاران خويش مى نويسد:
فاذا انت فيما الى عنك لا تدع لهواك انقيادا و لا تبقى لآخرتك عتادا... ؛ (3) حال به من خبر دادند كه تو در پيروى از هوا و هوس فرو گذار نمى كنى ، و براى آخرت خود چيزى باقى نمى گذارى !....
اين دو مورد - كه به عنوان نمونه بيان شد - بيانگر اين واقعيت است كه آن حضرت در مناطق مختلف ، ماموران اطلاعاتى و افراد بسيارى داشت كه اطلاعات و اخبار مربوط به آن مناطق ، به ويژه اطلاعات مربوط به كارگزاران و حاكمان آن نقاط، را جمع آورى كرده و براى ايشان ارسال مى كردند، تا آن حضرت تصميمات لازم و مناسب را در مورد آنان اتخاذ نمايد.
 --------------------
 1)
موسوعة الامام على بن ابى طالب (ع)، ج 4، ص 269.
 2)
نهج البلاغه ، نامه 43.
 3)
همان ، نامه 71.

 

جمله      
 مديريتی
    

آموخته‌ام که...

 

 

آموخته ام که با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه،

رختخواب خرید ولی خواب نه،

 ساعت خرید ولی زمان نه،

می توان مقام خرید ولی احترام نه،

 می توان کتاب خرید ولی دانش نه،

دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه

و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق را نه...

 

چارلی چاپلین

 

حدیث      
مديريتی    

 

اهمیت حفظ آبرو

 

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ
 
هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

 

طنز       
مديريتی    

راز پیشرفت

لابد شما هم از نقش خانم ها در موفقیت مدیران و رئیس ها مطالبی شنیده اید .        

می گویند ، روزی آقای رئیس و همسرش به یک پمپ بنزین می روند. رئیس هنگام پر کردن باک اتومبیل متوجه می شود که همسرش با متصدی پمپ بنزین به گرمی سلام و احوال پرسی می کند. پس از خارج شدن از پمپ بنزین ، رئیس می پرسد :

- آیا با متصدی پمپ بنزین آشنایی قبلی داشتی؟

- بله ، من و او در دوران دانشجویی در ترم یک و دو همکلاس بودیم. راستی می دانی که قبل از آشنا شدن با تو قرار بود نامزد او شوم ؟

- رئیس، پس از سکوتی نسبتاً طولانی، مغرورانه می گوید :

- فکرش را بکن، اگر با من آشنا نشده بودی، الآن چه موقعیتی داشتی؟

- خُب در آن صورت، او الآن رئیس شرکت بود و تو متصدی پمپ بنزین !

 

حکايت     
مديريتی    

راههای رسیدن به مقام رضای خدا

 دیدار حضرت موسی با مرد کشاورز

 

روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد: دلم می خواهد یکی از آن بندگان خوبت را ببینم.
خطاب آمد: به صحرا برو. آنجا مردی کشاورزی می کند. او از خوبان درگاه ماست.
حضرت به صحرا آمد و مردی را مشغول به کشاورزی دید. حضرت تعجب کرد که او چگونه به درجه ای رسیده است که خداوند می فرماید از خوبان ماست.
از جبرئیل پرسش کرد. جبرئیل عرض کرد: در همین لحظه خداوند او را امتحان می کند، عکس العمل او را مشاهده کن.
بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش را از دست داد.
نشست و بیلش را در مقابلش قرار داد و گفت: مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم. حال که تو مرا نابینا می پسندی من نابینایی را بیش از بینایی دوست می دارم.
حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده است. رو کرد به آن مرد و فرمود: ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه. میخواهی دعا کنم خداوند چشمانت را شفا دهد؟
مرد گفت: خیر. حضرت فرمود: چرا؟ گفت: آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست می دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم.


پندها:
از مراحل بالای عرفان و توحید، رضا است. رضا هم نشان دهنده اوج محبت و دلدادگی به خداوند است و هم نشانه اخلاص کمال و نداشتن هیچ انگیزه‌ای جز پسند و خواست پروردگار. آنان که به مقام رضای خداوندی می رسند در مقابل خواست خدا و تقدیر او کاملا راضی هستند و این را برای خود، کمال می‌دانند و با پشتوانه رضا، هر مشکل و بلا و مصیبتی را صبورانه و عاشقانه تحمل می‌کنند.
سالکان کوی حق، وقتی به مقام رضا دست می یابند، به جایی می رسند که نه تنها تلاش می کنند خداوند بزرگ از آنها راضی باشد، بلکه می کوشند خود از قضا و قدر الهی راضی باشند.
رضا بر دو قسم و هر دو قسم نیز از منازل سیر و سلوک است؛
قسم اول: آن است که انسان بکوشد خدا از او راضی باشد؛ یعنی، با انجام واجب و ترک حرام به جایی برسد که خدا از او راضی و خشنود باشد که در این صورت گرفتار قهر خدا نخواهد شد.
قسم دوم: آن است که انسان بکوشد از قضا و قدر الهی راضی باشد؛ یعنی هر چه خدا انجام می‏دهد او بپسندد و به آن رضا بدهد و این مقام، مهم است. البته مرحله اول برای هر انسانی لازم است؛ اما کسب مرحله و مقام دوم مقدور همه نیست. )
رضای خداوند در این است بندگان همیشه در مقام تقرّب به او باشند.
برای [به جهت] حاجت بندگان به تقرّب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرّب به درگاه الهی، محبت به یاد او و ادامه یاد او دارد.
پس می‌دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرّب به او خواهد بود و در طاعت و خدمت او هر قدر کوشا باشیم به همان درجه مقرّب و منتفع و به قرب خواهیم بود.
باید بدانیم که هدف باید این باشد که تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت او و عبادت باشد تا به آخرین درجه قرب مستعدّ خودمان برسیم. )
بیایید برای رضای خدا کار کنیم چرا که کار برای رضای خدا و داشتن مرتبه رضا، سرمایه عظیمی است که هم وجدان انسان‌ها را همواره آرام و خرسند می‌سازد، هم امیدآفرین و حرکت‌زا است و هم ایجاد انگیزه قوی می‌کند.


یکـی درد و یکی درمـان پسـندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد


من از درمان و درد و وصل و هجران
پسـندم آنچه را جانان پسندد

پاورقی:
۱) آیت الله جوادی آملی
۲) آیت الله محمد تقی بهجت

 منبع : www.tajerian.ir

 

تکنيکهای     
موفقيت     

اعتقاد + تلاش = پیروزی

 

 

 

گروهی از روانشناسان براین باورند که برای رسیدن به آنچه می‌خواهیم باید قبل از هرچیز، اعتقاد به پیروزی در دسترسی به هدف داشته ‌باشیم

اما آیا به واقع، این نگاه واقع‌گرایانه و دقیق است؟

آنان می ‌گویند خواستن، اعتقاد داشتن، رسیدن و دریافت‌ کردن، سه مرحله ساده اما اساسی برای ایجاد آن چیزی است که خواسته‌اید؛ اگرچه مرحله دوم، یعنی اعتقاد داشتن به آن اتفاق مورد نظر، می‌تواند سخت‌  ترین و مهمترین مرحله باشد.

چرا که وقتی شما موفق می‌شوید معتقدات خود را مدیریت کنید، درواقع زندگی‌ تان را مدیریت کرده‌اید. این نوع نگاه اهمیت و نقش ذهنیت‌های مثبت را دردست‌یابی به هدف مطرح می‌کند (نقش تصویرهای ذهنی در زندگی)

به عبارتی ما باید با مدیریت اعتقادات خود، همه افکار، اظهارات، واژه‌هایی که بکار می‌بریم و عمل‌مان را  - که قبلا با نوعی بی‌‌اعتقادی و عدم اطمینان همراه بود-  به سوی اعتماد و اعتقاد به قدرت‌مان برای دستیابی به آنچه می‌خواهیم سوق دهیم.

و دراین مسیرهرچه بیشتر راسخ و پایدارباشیم و اجازه ندهیم این بی‌اعتقادی‌ها و ذهنیت‌های منفی، آنچه می‌خواهیم را درهاله‌ای از ابهام و تاریکی فرو برده و پنهان سازد؛ قطعا درچارچوب شفاف ‌سازی‌ها و روشن‌ بینی‌ها، می‌توانیم مرحله عمده‌ای را برای رسیدن به هدف، پشت سرگذاریم.

اگر توجه کنید ارتباط قابل توجهی بین اساس بیشتر افکار، اظهارات و اعمال شما با میزان اعتقاد‌ پذیری و قانون جاذبه وجود دارد که در نهایت جهت ‌گیری آنها را سمت و سو می ‌بخشد.

این اعتقاد‌ پذیری به گونه‌ای است که هیچ شک و تردیدی را در بر ندارد و همچنین به مفهوم چشم ‌پوشی از واقعیات جاری و ساری نیست. به عبارت دقیق ‌تر، اعتقاد و ایمان به پیروزی، به طور قطعی و غیرمشروط است.

اعتقاد مقوله‌ای است که به دوراز تاثیرپذیری از سایرمسایل، بخصوص آنچه دردنیای خارج اتفاق می‌افتد ثابت و استوار در ذهن‌ها باقی می‌ماند و در عمل نمود می ‌یابد.

اما به نظرمی ‌رسد یک نکته مهم دراین دیدگاه مورد تاکید قرارنگرفته است؛ اینکه هر اعتقادی بنا به ماهیت، کیفیت و کمیتی که دارد، تلاش خاص خود را می ‌طلبد تا به واقع، به ثمرنشیند. و هراعتقادی هراندازه هم که راسخ و جدی باشد اگربا تلاش لازم همراه نباشد به بارنخواهد نشست.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

نکات       
مديريتی    

نکات مدیریتی

 

 

1- در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شركت كنید.

2- با درایت و زیركی همیشه در كمین شكار فرصتهای طلایی باشید.

3- صبر و حوصله را از مهمترین اركان موفقیت تلقی كنید.

4- مسئولیت‌پذیر باشید.

5- به منظور اطلاع حاصل كردن از مطالب جدید علمی، در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.

6- چند تكه كلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب كنید.

7- تفكر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت‌تر از پیدا كردن چاره‌ای برای تغییر آنچه عنوان شده می‌باشد.

8- با بی‌اهمیت جلوه دادن كارهای كارمندان، زحمات آنان را بی‌ارزش نكنید.

9- به هر كس فراخور فعالیت و بازده كاری‌اش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی، حركت افراد شایسته گروه را كند نكنید.

10- اجازه ندهیدبارمسئولیت كارمندان بی‌كفایت بر دوش كارمندان ساعی تحمیل شود زیرا افراد ساعی انگیزه خود را از دست می‌دهند.

11- دانش حرفه‌ای خود را تا حدی بالا ببرید كه در موارد لزوم در مقابل كلیه سؤالات حرفه ‌ای حاضر جواب باشید.

12- هنگام دست دادن، دست افراد را محكم و صمیمانه بفشارید.

13- وقتی عصبانی هستید، درباره دیگران تصمیم‌ گیری نكنید.

14- هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید، زیرا به طور یقین، انگیزه آنها برای تلاش از بین می‌ رود.

15- سعی كنید در صورت لزوم در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید.

16- به كارمندان ساعی و متعهد بگویید كه چقدر برای سازمان مفید هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید.

17- هیچگاه اجازه ندهید كسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببیند.

18- به شایعات بی‌اساس بی‌توجه باشید و در مورد زیردستان از روی دهن ‌بینی قضاوت نكنید.

19- خشكی جلسات طولانی را با شوخ‌طبعی قابل تحمل كنید.

20- از سرزنش كردن دیگران در جمع خودداری كنید.

 

 

مقاله      
مديريتی    

 

بـررسی میـزان اثـربخشـی جلسـات اداری


 

 در دنیای امروز بخشی از زندگی و ساعات گرانبهای عمر همه ما در جلسات سپری می‌شود. برگزاری جلسات جزء جدائی ناپذیر دنیای سازمانی ما است. برگزاری این گونه جلسات با هزینه‌های سنگین همراه هستند كه مهمترین بخش این هزینه‌ها، وقت گرانبهای مدیران و اعضای شركت كننده در جلسات است. اگر چه گاهی در نظام اداری ما برگزاری تعداد جلسات به عنوان یكی از شاخص‌های موفقیت در ارزیابی عملكرد تبیین شده است، ولی از نظر اصولی تا حد امكان از تشكیل جلسات باید خودداری گردد و سعی گردد مسائل از راه‌های كم هزینه‌تری حل و فصل شود. بر پایی یك جلسه هم می‌تواند به یاری مدیران بشتابد و راهگشا باشد و هم می‌تواند بهترین ساعات كاری آنها را هدر دهد. اصولاً جلسه به چه منظوری برگزارمی شود؟ پاسخ باید گویا و هدفمند باشد.

اگر در فكر تشكیل جلسه ‌ای هستید،اول از خودتان بپرسید :
2-1- آیا مقصود روشن و مهمی برای تشكیل جلسه وجود دارد؟ (هیچ وقت به دلیل اینكه چون هر صبح شنبه جلسه داشته‌اید یا اگر موری برای بحث ندارید جلسه تشكیل ندهید).
2-2. جلسه شما ممكن است برای كدامیك از منظورهای زیر تشكیل شود ؟
اشتراك تجربه
كسب اطلاعات از دیگران
دادن اطلاعات به سایر افراد
آموزش
تحرك ذهنی برای نظریه‌های جدید
حل مشكلات
ارزیابی پیشنهادات
تصمیم ‌گیری
طرح شكایات
پند گرفتن
به دیگران پند دادن
بالا بردن روحیه گروه
تعیین هدف / تاریخ اتمام كار
مشورت برای نحوه استفاده از سود حاصله
سایر موارد (ذكر كنید)
2-3- آیا می‌دانم كدامیك از منظورهای فوق از همه مهمتر است؟

 
در موارد ذیل جلسه تشكیل ندهید :
- اگر نمی‌دانید از نظرات دیگران چه می‌خواهید
- مطلب به خصوصی برای گفتگو ندارید
- به نظرات دیگران احتیاجی ندارید
- ازجلسه به عنوان جایگزین كار استفاده شود
- اگر كاری كه می‌خواهید انجام دهید تصمیم خود را گرفته‌اید
- اگر دخالت دیگران برنامه شما را پیچیده‌تر كند
- برای تصدیق كوركورانه نباشد
درهریك ازمواردفوق بهترین راه حل برای شما همان لغو جلسه است، زیرا انجام ندادن بسیاری از فعالیت‌هایی كه انجام می‌دهید خود نوعی بهره وری است.


در موارد ذیل برگزاری جلسات توصیه می‌شود :
- می ‌خواهید اطلاعاتی را در اختیار عده زیادی قرار دهید،
- به آرای دیگران در مورد ایده خود نیازمندید،
- به موافقت یكپارچه اعضاء احتیاج دارید،
- اگر در رابطه با ایده‌ای می‌خواهید به اعضاء انگیزه و نیرو بدهید.
برگزاری جلسات در نظام اداری اجتناب‌ناپذیر است اما چه كنیم كه كمتر جلسه برگزار شده و جلسات تشكیل شده نیز در زمان كم و اثربخش باشد .

اداره جلسه :
از برگزاری جلسات در سازمانها زیاد انتقاد می‌شود.جلسات متعددی تشكیل می‌شود كه باعث اتلاف وقت با ارزش می‌شود و با در نظر گرفتن حقوق افراد شركت كننده در آنها ،گران تمام می‌شود. جلسه فرصت زیادی برای افراد ورّاج ایجاد می‌كند. جلسه باعث كند شدن سرعت تصمیم‌گیری و كم شدن شهامت افراد برای توكل و تهور می‌شود. در آنها روی چیزهای پیش پا افتاده بحث می‌شود و موارد حقیقی نادیده گرفته می‌شود و غیره.
در عین حال بسیاری از كارهای سازمان نمی‌تواند بدون طرح در جلسات انجام شود. جلسات ما را قادر به همفكری و كسب اطلاعات از یكدیگر می‌كنند. جلسه می‌تواند اطمینان دهد افرادی كه نقطه نظرات مخالفی دارند از طرح آنها در جمع احساس رضایت می‌كنند. آنها می‌توانند منتج به ساخته شدن گروهها و هماهنگ شدن بهتر فعالیتها شوند. آنها می‌توانند نظرات و راه‌حل‌های بهتری نسبت به راه‌حل‌های افراد وقتی به طور جداگانه كار می‌كنند ارائه دهند و غیره.
دلایل زیادی برای بی‌فایده شدن جلسات وجود دارد. برای مثال ممكن است تشكیل جلسه لازم نباشد یا در وقت مناسبی تشكیل نشود یا كنترل ضعیفی داشته باشد. اما واقعیت اصلی این است كه جلسات اجتناب‌ناپذیرند. پس چگونه می‌توانیم بدون گرفتار شدن در دام، تمام فواید را درو كنیم. پاسخ این است كه باید جلسات را خوب ترتیب دهیم، اعم از اینكه رئیس جلسه یا فقط شركت كننده آن هستیم. باید به چهار جنبه اصلی جلسات توجه كنیم :
1. ارزیابی جلسه
2. تشكیل جلسه
3. ریاست بر جلسه
4. شركت در جلسه
به همین منظور آسیب‌شناسی از چگونگی برگزاری جلسات، مدیریت جلسات و اقدامات بعد از برگزاری جلسات لازم و ضروری است و باید به دنبال یافتن پاسخ سئوالات ذیل باشیم ؟
1. آیا جلساتی كه برگزار می‌شوند ضرورت دارند ؟
2. آیا جلسات بر اساس اهداف مشخص تشكیل می‌شوند ؟
3. آیا زمان شروع و پایان جلسات در دعوت نامه‌ها قید می‌شوند ؟
4. آیا زمان برگزاری جلسات مناسب است ؟
5. آیا زمان مشخص بر هر یك از دستورات كار جلسات مشخص می‌شود ؟
6. آیا مستندات لازم و انتظارات به مدعوین اطلاع‌رسانی می‌شود ؟
7. آیا دستور كار جلسات بر اساس اهمیت تنظیم می‌شوند ؟
8. مدت زمان ارسال دعوت به جلسات چند روز است ؟
9. فاصله زمانی بین ارسال و دریافت صورت‌جلسات توسط مدعوین چقدر است ؟
10. آیا جلسات در زمان مشخص شده برگزار می‌شوند ؟
11. آیا جلسات در زمان مقرر به اتمام می‌رسند ؟
12. آیا همه دستور كارها بررسی می‌شوند ؟
13. میزان تأخیر در شروع جلسات چقدر است ؟
14. چند درصد شركت كنندگان خودشان شخصاً شركت نكرده‌اند ؟
15. آیا جلسات بر اساس دستورالعمل‌ها پیش می‌روند ؟
16. میزان مشاركت اعضاء چقدر است ؟
17. چقدر وقت جلسه رارئیس جلسه می‌گیرد ؟
18. چقدر وقت جلسه رادبیر جلسه می‌گیرد ؟
19. فاصله زمانی برای ارسال صورت جلسات چقدر است ؟
20. میزان رضایت اعضاء جلسه چقدر است ؟
21. چرا تعدادی از اعضاء به صورت فعالانه در دستور كار جلسات مشاركت نمی‌كنند ؟

 

کلید      
هدایت     

عهد (پیمان)

 

 

کلام حق

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ. (مائده: 1)

ای مؤمنان! به پیمان‌ها وفا کنید.

 

بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ. (آل عمران: 76)

بله، آن‌کس که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری ورزد، (بداند) بی‌گمان، خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

مسلمان نیست آن‌که به عهد و پیمان خود وفادار نباشد. (الحدیث، ج 2، ص 56)

چون به کودکان خود وعده‌ای دادید، وفا کنید و تخلف نکنید؛ زیرا کودکان گمان می‌کنند شما رزاق آنها هستید.

(همان، ج 1، ص 101)

 

حضرت امیر

وفای به عهد و پیمان، آراستن جوانمردی است. (همان، ص 92)

ای مالک! اگر مشکلی رخ داد و ناچار شدی با دشمن صلحی برقرار کنی یا عهد و میثاقی ببندی، باید به پیمان خود وفادار باشی و قرارداد را با کمال درستی محترم بشماری و جان خود را سپر پیمان سازی. هیچ یک از دستورهای خداوند همانند پیمان نیست. تمام ملت‌ها با همه‌ اختلافاتی که در آرا و عقاید و ادیان دارند، به قول و قرار خویش پای ‌بندند.

(تحف العقول، ص 219)

 

امام موسی کاظم

( سه چیز است که در آن به اجازه و (دستور) خدا نیازی نیست. نیکی به پدر و مادر، چه خوب باشند و چه بد؛ وفای به عهد برای هر خوب و بدی و پس دادن سپردنی به گذارنده، چه خوب و چه بد باشد. (خصال، ج 1، ص 103)

  

قند پارسی

بسوخت حافظ و در شرط عشق‌بازی او            هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است

                  (حافظ شیرازی)

 

اگر رفیق شفیقی، درست‌پیمان باش                     حریف خانه و گرمابه و گلستان باش

                     (حافظ)

 

وفای عهد نگه دار و از جفا بگذر                       به حق آن‌که نِیَم یار بی ‌فا ای دوست

                   (سعدی)

شرط است وفا به عهد کردن                             در پاس عهود جهد کردن

    (هفت ) اورنگ

 

 

حدیث دیگران

افلاطون: به آنچه وعده کرده‌ای، وفا کن تا به فضیلت جود و صدق آراسته شوی.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

آورده‌اند که سلمان فارسی در شهری از شهرهای شام امیر بود و عادت و سیرت او در ایام امارت و موسم ولایت، هیچ تفاوتی نکرده بود، بلکه پیوسته گلیم پوشیدی و پیاده رفتی و اسباب خانه‌ خود را تکفل کردی.

یک روز در میان بازار می‌رفت. مردی دید که اسبست (یونجه) خریده بود و در راه نهاده و کسی می‌طلبید تا او را به بیگار بگیرد و آن را به خانه برد. ناگاه سلمان به آنجا رسید. مرد، وی را نشناخت و به بیگار گرفت و آن اسبست در پشت او نهاد و سلمان هیچ امتناع نکرد و همچنان می‌رفت تا او را مردی در راه پیش آمد. (به سلمان) گفت: ای ایرانی! بار به کجا می‌بری؟ آن مرد (صاحب بار) چون دانست که او، سلمان است، در پایش افتاد و دست او بوسیدن گرفت و گفت: ای امیر! مرا در حل کن (مرا حلال کن) که تو را نشناختم و ندانستم. اکنون بار از سر مبارک بردار تا من خاک تو توتیای دیده سازم.

سلمان گفت: نه، چون قبول کرده‌ام که این بار به خانه‌ تو رسانم، مرا از عهده‌ عهد خود بیرون باید آمد. پس سلمان آن بار را به خانه‌ آن مرد برسانید و گفت: من عهد خود وفا کردم. اکنون تو عهد کن تا هیچ کس را به بیگاری نگیری. (جوامع الحکایات، ص 323)

 

مباحث     
 فرهنگی    

بازخوانی مقاله جهانی شدن

 دکتر نجاتی حسینی

توانایی و قدرت سیاسی - فرهنگی با هدف نامیدن ومشروعیت بخشی به امور، چیزها ، رویدادها وانسانها وهمچنین صورت بندی نسخه های رسمی از زیست جهانی سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی وحقوقی برای تعیین کنشها و باورها .

 

سیاست گذاری فرهنگی:

روال قاعده  مندی ومدیریت سیاست فرهنگی در سراسر جامعه و فرهنگ و سطوح کلان ، میانه و خرد از سوی حاکمیتهای رسمی وغیر رسمی .

 

امپریالیسم فرهنگی :

آن دسته از ساز وکارهای جانعه شناختی است که منجر به انتقال ، تولید وباز تولید ایده ها و رویه های مدر نیته غربی وجهانی شدن از سمت شبکه امپریالیسم فرهنگی غربی به سوی جوامع غیر غربی به ویژه جهان اسلام می شود وباز فئودالی شدن وتوسعه پسا امپریالیستی را استمرار می بخشد . منحصر به سایبر( ماهواره، اینترنت، بلوتوث و...

  

مشخصه های مدر نیته غربی از منظر جامعه شناختی که به استقبال امر جهانی و جهانی شدن عزیمت کرد:

1- کنترل مشروع دولت ملتها بر فضای ژئوپولوتیک .

2- تبدیل اجتماع سنتی و جامعه مدنی به یک جامعه سیاسی پیوند خورده با دولت ومشروعیت سیاسی .

3- استاندارد شدن ایده ها وکردارهای جمعی غیر دینی و عرفی .

4- تحول خود آگاهی و آگاهی اجتماعی در جامعه سیاسی پیوند خورده بادولت و مشروعیت سیاسی .

 

سیاست فرهنگی امپریالیست متاخر:

نوعی سیاست فرهنگی هژمونی و باز نمایی است ، ناظر بر قدرت نامگذاری مولفه های ذهنی وعینی ، رویدادها مشروعیت بخشی به پدیده ها ومفاهیم ، زندگی روزمره رسمیت دادن به روالهای زیست سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی مردم وجامعه ، ودر نهایت توجیه موثر کردارهای سیاسی در سطوح رسمی اعم از محلی ،منطقه ای  و جهانی است .

 

مضمون اصلی گفمان شرق شناسی ادوارد سعید :

 

 در خصوص ماهیت امپریالیستی فرهنگ غرب وغربی فرهنگ به ویژه با جهان اسلام :

1- شرق به عنوان قطب مخالف غرب تعریف شده است .

2- شرق شناسی شکل هایی از معرفت به یک موضوع واحد را با ادبیات غربی تعریف می کند از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

3- شرق از ترکیب قدرت دانش تفسیر شده است .

4- شرق از طریق تاریخ امپریالیسم و تهاجم استعماری تعریف شده است .

5- شرق محصول امپریالیستی قدرت دانش غربی است و مستقل ازآن قابل درک نیست .

6- شرق بخشی از نقشه سیاسی است که با آن غرب خود را مثبت جلوه می دهد و شرق را حاشیه جهان متمدن می داند .

 

در شرق اسلامی حاشیه عقب مانده تمدن جهانی مدرن به دلایل زیر است :

1- رکود تاریخی

2- طبقه متوسط مفقوده

3-عدم تثبیت مفهوم شهروندی

4- فقدان شهرهای مستقل

5- فقدان عقلانیت نهادی ، علمی ، ساختاری ، سازمانی در جامعه

6- فقدان جامعه مدنی     

7- فقدان رژیم های لیبرال و دموکراتیک .

 

نسبت امپریالیسم سایبر و منا شامل موارد زیر است :

1- اهمیت راهبردی منا از منظر غرب .

2- تشدید چالشهای اخیر ، سیاست بین المللی اتحادیه اروپا .

3- چالشهای سیاست فرهنگی اسلام سیاسی منا با جهانی شدن مدرنیته سکولار غربی .

    

اهمیت راهبردی منا از منظرغرب ژئوپلوتیک / ژئو کاچر

1- پایگیری هم زمان رژیم های قوی ودولتهای ضعیف در منا .

2- انگیزشهای عقیدتی دو قطبی وراهبردی کلان رقیب در منا .( بزرگترین چالش اسلام بنیاد گرا) .

3- شکنندگی محدوده ای سرزمینی، جغرافیایی .( در پایان جنگ سرد ، آمریکایی شدن منا ) .

4- جریان رسانه ای نفوذ متقابل منا در غرب.

 

غرب وسیاست فرهنگی  سیاسی در منا :  

1- سیاست فرهنگی میلنه رو و نو مدرنیته عربی

2- سیاست فرهنگی پیوندی و مدرنیته شیعی در ایرانی.

3- سیاست فرهنگی دینی سکولار و مدرنیته التقاطی ترکیب .

 

عامل نظام اقتصاد سیاسی جهانی :

معطوف به نوعی تقسیم کار امپریالیستی در دل نظام جهانی است . برمبنای این نظریه ، جهانی شدن غربی بخش مرکز و هدایت کننده نظام است و جهان غیر غربی بخشهای تحت  امپریالستی ( نیمه پیرامون وپیرامون ) را شکل می دهند ، که وظیفه تاریخی آن تامین مواد خام رایگان ، نیروی کار ارزان وبازار کانلا گشوده کالاهای مصرفی مازاد غربی .

  

عامل شکل گیری پسا بین المللی :

1- شکل گیری سازمانهای بین المللی جهانی( بانک جهانی و...)

2- بروز مسایل فرا ملی ( مواد مخدر ....)

3- ظهور رخدادهای فرا ملی ( جام جهانی ....)

4- پیدایی اجتماعیات فراملی ( اجتماعات دینی ....)

5- ساختارهای آن سوی ملی ( رسانه ها و شرکتها...)

 

عامل توسعه گرایی حکم روایی جهانی :

به طور عمده ناظر به شکل دادن هم زمان یک نوع رژیم سیاسی جهانی گرا با هدف تقویت نظم نوین جهانی که دارای مفاهیم زیراست:

1- قدرت مداری مبتنی بر نهادگرایی قوی بین الملل .

2- سیستمی کردن حاکمیت های برمبنای الگوهای خود تنظیمی .

3- شبه حکومتهای جهانی گرای تنظیم کننده روابط جهانی .

4- حتما باید جهانی اندیشید و جهانی عمل کرد .

 

منظور از اسلام سیاسی :

بیشتر به ظهور جنبشهای فکری عقیدتی اسلامی اشاره دارد که با ارجاع واستناد به اسلام نستی از یک دستورکار دینی مشخص برای طرح ریزی مقابله با غرب  نیز به صحنه در آوردن اسلام در زندگی اجتماعی مسلمین استفاده کرده اند.

 

فضای شناختی تعیین کننده ماهیت شناخت از جهانی شدن و سیاست جهانی و تنوعات عملکردی تمدنها وفرهنگها :

1- فضای اتنولوژیکی : (قومی نژادی ) به واسطه علاقه های قومی نژادی و تاریخی

2- فضای ژئوپلوتیکی : ( سیاست فضایی ) ماهیت امپریالیستی و امپریالیست زدگی .

3- فضای فنومنو لوژیکی :(پدیدار شناختی ) به معنای فلسفه وجودی جمع گرایی / فرد گرایی است .

4- فضای انتلکتوئلی: ( روشن اندیشی ) به معنی ترجیح دادن گزینه های عملی گرایی/ جهانی گرایی/ جهانی محلی گرایی است .

5- فضای هرمونوتیکی : ( معنا شناختی ) ناظر به اهمیت تعیین کننده نوع خوانش و تغییر از جهانی شدن وسیاست جهانی .

 

منبع : www.shahramsirous.blogfa.com

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

یک تست شخصیت سنجی مفصل

 

ابتدا مطمئن شوید به اندازه کافی وقت دارید و می توانید فکرتان را متمرکز نمائید.

برای انجام این آزمون باید تصویر موقعیتهای گفته شده را به ذهن بیاورید و خود را در آن موقعیت قرار دهید. ابتدا با جنگل شروع می ‌کنیم.

 

- جنگل

خود را دریک جنگل مجسّم کنید و به سوالات زیر پاسخ دهید:

آیا جنگلی که در آن هستید تاریک است یا روشن؟

   الف) من خود را در جنگلی در روشنایی روز می ‌بینم.

   ب) من خود را در جنگلی در شب می ‌بینم.

   پ) من خود را در جنگلی در هنگام غروب،یا طلوع خورشید می ‌بینم. نه کاملاً تاریک و نه کاملاً روشن.

 

آیا راهی در میان جنگل وجود دارد؟

   الف) بله

   ب) نه

 

- فنجان

حال از شما می ‌خواهیم که به میان جنگل بروید.

فنجانی را می ‌بینید. چه شکلی است؟

   الف) فنجان به نظر من با ارزش می ‌آید.

   ب) فنجان به نظر من ارزش چندانی ندارد.

 

با آن چکار می ‌کنید؟

   الف) رهایش می ‌کنم و از کنارش می ‌گذرم.

    ب) ار زمین برمی ‌دارمش و سپس دوباره به زمین می ‌اندازمش.

    پ)  از آن استفاده می ‌کنم و سپس آن را همانجا رها می ‌کنم.

    ت) بر می ‌دارمش و با خودم می ‌برم.

 

- آب

به راهپیمایی در جنگل ادامه می ‌دهید تا به آبی می ‌رسید.

آبی که می ‌بینید چه شکلی است؟

   الف) گودالی است که آب باران در آن جمع شده است.

    ب) برکه

    پ) رود کوچک

    ت) رودخانه

    ث) دریاچه

    ج) اقیانوس

 

آیا آبی که می ‌بینید جریان دارد؟

    الف) بله (تند)

    ب) بله (کند)

    پ) نه (آرام و بی‌جنب‌وجوش)

    ت) نه (کاملاً راکد)

 

آب چه عمقی دارد؟

    الف) خیلی کم

    ب) می ‌توانم در آن بایستم

    پ) از قد من بیشتر است.

    ت) خیلی عمیق است.

 

باید از آب عبور کنید. چگونه این کار را می ‌کنید؟

   الف) پیاده به آب می ‌زنم یا شنا می ‌کنم.

    ب) آن را دور می ‌زنم.

    پ) از روی پل رد می ‌شوم.

    ت) از قایق یا کشتی استفاده می ‌کنم.

 

- خرس

به راهتان در جنگل ادامه می ‌دهید که ناگهان با خرسی مواجه می ‌شوید.

 

چه نوع خرسی است؟

   الف) یک خرس کوچولوی خوشگل

    پ) یک خرس بزرگ و واقعی

 

آن خرس چکار می ‌کند؟ (نزدیکترین گزینه را انتخاب کنید.)

    الف) خرس متوجه من نشده است.

    ب) خرس متوجه من شده و دارد با خودش بازیهای قشنگی می ‌کند.

    پ) خرس متوجه من شده ولی با من کاری ندارد و سرگرم کار خودش است.

    ت) خرس متوجه من شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناکی به من نگاه می ‌کند.

    ث) هیچکدام ... صاف دارد به طرف من می ‌آید.

 

شما باید به راهتان ادامه دهید. با آن خرس چکار می ‌کنید؟

    الف) کار خاصی نمی ‌کنم. خیلی کوچولو وخوشگل است و به فکر این هستم که آن را بغل کنم و همراه خود ببرم.

    ب) به آن توجهی نمی ‌کنم و راهم را ادامه می ‌دهم.

    پ) قبل از آن که مرا ببیند از آنجا دور می ‌شوم.

    ت) بالای درخت می ‌روم یا پنهان می ‌شوم.

    ث) می ‌ایستم و با آن مقابله می ‌کنم. من پیروز خواهم شد.

    ج) می ‌ایستم و مقابله می ‌کنم. کمی زخمی می ‌شوم.

    چ) هیچکدام از این گزینه‌ها به انتخاب من نزدیک نیست.

 

- ساحل

به راهتان ادامه می ‌دهید تا به ساحلی می ‌رسید.

 

چند نفر آدم در آنجا می ‌بینید؟

    الف) صدها و شاید هزاران نفر.

    ب) 20 تا 100 نفر

    پ) یکیا دو نفر

    ت) هیچکس

 

فاصله  شما از آنها چقدر است؟

    الف) آنقدر نزدیکند که می ‌توان با آنها صحبت کرد.

    ب) آنقدر نزدیک نیستند که بتوان با آنها صحبت کرد.

    پ) یا خیلی دورند ویا هیچکس در ساحل نیست.

 

جنگل و مسیر

جنگل نماد زندگی شماست و این که شما چگونه به آن نگاه می ‌کنید. اگر شما گزینه جنگل در روشنایی روز را انتخاب کرده‌اید، این قویاً نشانگر این است که به طور کلی آدم شادی هستید. هر چه نور بیشتری در جنگل ببینید به معنی این است که زندگی شما از محتوای بیشتری برخوردار است. چنانچه شما گزینه جنگل در شب را انتخاب کرده‌اید، بدین معنی است که چیز عمده‌ای در زندگی شما وجود دارد که می ‌خواهید آن را تغییر دهید یا از آن ناراضی هستید. این انتخاب همچنین بیانگر این است که شما به دلایلی تحت فشار استرس قرار دارید. اگر گزینه جنگل نه کاملاً تاریک و نه کاملاً روشن را انتخاب کرده‌اید، نشانگر چیزی بین دو حالت فوق است. یعنی این که یکی دو چیز در زندگی شما وجود دارد که مایلید آن را تغییر دهید.

اگر راهی در جنگل دیده‌اید بدین معنی است که هنوز در زندگی خود به طور کامل جا نیافتاده‌اید. جوانترها معمولاً چنین راهی را می ‌بینند. چرا چنین است؟ راه، نماد جایی است که به سوی آن در حرکتید. کسانی که هنوز راه مشخصی را در زندگی خود پیدا نکرده‌اند به احتمال زیاد راهی را در جنگل می ‌بینند. و از طرف دیگر، کسانی که راه زندگی خود را یافته‌اند(معمولاً افراد مسن‌تر) احتمال کمتری دارد که راهی در بین جنگل ببینند.

 

 فنجان = ثروت

فنجان نماد ثروت و رهیافت شما به آن است. این سوال به شما این شانس را می ‌دهد که هر نوع فنجانی را ببینید. در واقع، این سوال به شما فرصت می ‌دهد تا به خودتان پاداش بدهید. اگر فنجان باارزشی را دیده‌اید در این صورت چیزی که برایتان باارزش است را به خودتان پاداش داده‌اید. و اگر فنجانی که دیده‌اید ارزش چندانی نداشته، یعنی هنگامی که فرصتی پیش آمده به خودتان پاداش نداده‌اید.

اگر فنجان را رها کرده‌اید، یعنی به شما شانس داده شده که پاداشی بگیرید ولی شما آن را پشت سر گذاشته‌اید. این بدان معنی است که یا ثروت برای شما ارزش محسوب نمی ‌شود و یا اینکه فکر می ‌کنید ثروت، چیزی است که باید برای به دست آوردنش کار و تلاش کنید.

اگر فنجان را از زمین برداشته ودوباره به زمین انداخته‌اید، بدان معنی است که شانس پاداش گرفتن به شما داده شده است، شما هم به قدر کافی کنجکاو بوده‌اید که فنجان را از زمین برداشته‌اید، ولی آن را پشتeسرگذاشته‌اید. یا ثروت برای شما ارزش eواقعی محسوب نمی ‌شود و یا فکر می ‌کنید ثروت چیزی است که باید برای بهe دست آوردنش کار و تلاش کرد.

اگر از فنجان استفاده کرده و سپس آن را همانجا رها کرده‌اید، بدین معنی است که شانس پاداش گرفتن به شما داده شده و شما یک استفاده فوری برای آن پیدا کرده‌اید و فوراً آن را به کار بسته‌اید. بسیاری از مردم یک فنجان چای یا قهوه می ‌بینند و آن را می ‌نوشند. شما هم چنین بوده‌اید؟ شما شانس پاداش گرفتن را پشت سر گذاشت‌اید و یک استفاده عملی برای فنجان یافته‌اید. رهیافت شما به سوی پاداش، اینجا و اکنون بوده است.

اگر فنجان را برداشته و با خود برده‌اید، احتمالاً فنجانی را دیده‌اید که به نوعی برایتان باارزش بوده است. یعنی شما شانس پاداش دادن سریع به خودتان را پیدا کرده‌اید و از آن استفاده نموده‌اید.

 

 آب = رابطه جنسی

آب، برای همه و به ویژه برای خانمها، نماد رابطه جنسی است. عمق و سرعت جریان آبی که دیده‌اید نشانگر طرز فکر و تمایل شما در این زمینه است. 

سرعت جریان آبی که دیده‌اید بیانگر میزان میل جنسی در شماست. هر چند که این میزان لزوماً آنچه مورد نیاز شماست نیست. هر چه سرعت جریان آب کمتر باشد نشانگر میل جنسی کمتر و هر چه بیشتر باشد نشانگر میل جنسی بیشتر است. عمق آب نیز بیانگر نحوه نگرش شما به رابطه جنسی و آنچه از آن می ‌خواهید است.

سهولت رد شدن از آب، نشانگر طرز تفکر و رهیافت شما به مسائل جنسی است. هر چه راحتتر از آب رد شوید، یعنی رهیافت و رویکرد شما به روابط جنسی، راحتتر و آزادانه‌تر است.

 

 خرس= استرس

خرس، نماد مشکلات و چگونگی برخورد شما با آنهاست. اگر خرس کوچولوی خوشگلی را دیده‌ باشید نشانگر این است که زندگی شما خالی از استرس است و شما به راحتی از کنار مشکلات می ‌گذرید. همچنین نشانگر این است که شما از زندگی‌تان لذت می ‌برد.

امّا چنانچه خرس واقعی و بزرگی را دیده باشید، حال امکان مواجه شدن با یک مشکل واقعی برایتان فراهم شده است. کسانی که به طور دائم تحت فشارهای استرس قرار دارند، خرسهای بزرگتر و خطرناکتری را می ‌بینند.

چه شما خرس را نادیده بگیرید و چه خرس شما را، هر دو نشانگر این است که چگونه به استرس و مشکلات هنگامی که برایتان پیش می ‌آید، می ‌نگرید.

اگر خرس شما را ندیده است و یا آن که دیده ولی سرگرم بازیهای قشنگ با خودش است، بدین معنی است که شما مشکلات واقعی چندانی در زندگی ندارید. شما تحت استرس و نگرانیهای روزمره نیستید. به شما فرصت داده شد تا مشکلی را ببینید ولی این فرصت را از دست دادید! اصلاً چیز بدی نیست.

اگر خرس شما را دیده ولی با شما کاری نداشته و سرگرم کار خودش بوده است، این بدان معنی است که با وجودی که مشکلات متداول در زندگی شما وجود دارد، ولی شما از نظر سطح استرس یا نگرانی، در شرایط ناسالمی قرار ندارید.

و بالاخره اگر خرس متوجه شما شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناکی به شما نگاه می ‌کرده است، یعنی شما نیاز به مرخصی دارید! شما تحت  فشارهای شدید استرس و نگرانی هستید و این می ‌تواند شرایط ناسالمی را برای شماe به وجود آورد.

نحوه عبور از خرس و ادامه دادن راه، نشانگر این است که شما با مشکلات چگونه برخورد می ‌کنید و چگونه به حل آنها می ‌پردازید. اگر پاسخ شما این بوده که به فکر بغل کردن خرس و همراه بردن آن بوده‌اید، در این صورت رویکرد شما با سایر مردم بسیار متفاوت است. اغلب مردم تحت استرس بسیار بیشتری از شما قرار دارند.

 

 ساحل = ارتباط با مردم

ساحل، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی که پیرامونتان قرار دارند است. تعداد افرادی که در ساحل دیده‌اید، مستقیماً به تعداد افرادی که مایلند دوروبرتان باشند ارتباط دارد. افراد اجتماعی و معاشرتی در کنار عدّه زیادی از مردم احساس راحتی می ‌کنند. این گونه افراد، ساحل را مملو از جمعیت می ‌بینند. در طرف مقابل، کسانی که هیچکس را در ساحل ندیده‌اند آنهایی هستند که از تنها بودن با خودشان احساس آرامش و راحتی می ‌کنند. احساس تنهایی برای آنها مفهومی ندارد و می ‌توانند مدّت زمانی طولانی با خودشان به سر برند.

اگر شما صدها نفر را در ساحل دیده باشید یعنی از بودن در مکانهای شلوغ و پرجمعیت احساس ناراحتی نمی ‌کنید. در حالی که اگر یک یا دو نفر را در ساحل دیده باشید، بدان معنی است که شما فردی هستید که نمی ‌خواهد زمان زیادی را در مکانهای شلوغ بگذراند و ترجیح می ‌دهد با یک نفر یا دونفر صحبت کند.

البته این به معنی آن نیست که شما آدمی اجتماعی نیستید. بلکه نشانگر این است که بیشتر تمایل به محیطهای آرام و کم جمعیت دارید. اغلب مردم، ساحل را با یک یا دو نفر می ‌بینند.

فاصله مردمی که در ساحل هستند با شما، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی است که پیرامونتان قرار دارند. اگر مردم آنقدر نزدیک بوده‌اند که امکان صحبت کردن با آنها فراهم بود، یعنی شما در بیشتر مواقع مایل به ارتباط برقرار کردن با دیگران هستید.

اگر مردم آنقدر دور بوده‌اند که امکان صحبت با آنها نبوده، بدان معنی است که شما در اکثر اوقات نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید، اما دلتان می ‌خواهد کسانی را پیرامون خود داشته باشید.

و بالاخره اگر مردم خیلی دور بوده‌اند یعنی شما در اکثر مواقع نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید و از تنها بودن با خودتان راضی هستید.

منبع : takbarg.ir

 

  عبادت      
و بندگی    

تغيير بينش و حضور قلب در نماز


 

یکی از عوامل روانی مؤثر بر حضور قلب، نوع بینش و نگرش نمازگزار نسبت به نماز است. هر فردی تعریف خاصی از نماز دارد و با دید ویژه ای به عبادت می نگرد. نوع این دیدگاه در حضور قلب تأثیر زیادی دارد که در ادامه چند قسم آن را برمی شماریم:
 

هدیه انسان به خدا

هدیه کلمه ای است که بار عاطفی ویژه ای دارد و انسان ها برای نشان دادن محبتشان به یکدیگر هدیه می دهند. در عین حال، انتخاب هدیه بسیار مهم است.به همین دلیل، همه می کوشند هدیه شان ماندگار و خاطره آفرین باشد. هدیه گیرنده یا هدیه دهنده نیز خیلی مهم است و بر حساسیت این امر می افزاید. گاهی حساسیت هدیه دادن از هدیه گرفتن بیشتر است، آن هم در شرایطی که گیرنده هدیه دارای جایگاه مهمی باشد. در این شرایط انتخاب هدیه، خیلی مشکل است. اگر هدیه گیرنده هدیه را بپذیرد، هدیه دهنده احساس غرور می کند.
حال به این پرسش فکر کنید: آیا دوست دارید به خداوند هدیه بدهید؟ اگر پاسخ به این پرسش دشوار است، پرسش دیگری را با شما مطرح می کنیم، آیا دوست دارید به امام زمان هدیه بدهید. (توجه: در انتخاب هدیه بسیار دقت کنید.)
اگر انسان با این دید به نماز بایستد که در حال دادن هدیه به خداوند است، به یقین چگونگی نمازگزاردن برای او اهمیت می یابد و می کوشد تا هدیه درخوری را به محضر حضرت حق تقدیم کند.
 

هدیه خدا به انسان

برخی با این دید به نماز می نگرند که نماز تکلیفی از ناحیه خداوند است و رابطه بین انسان و خداوند را چون رابطه عبد و مولی بسیار خشک و رسمی تلقی می کنند؛ در حالی که می توان با محبت و انبساط روحی بیشتری به این رابطه نگاه کرد و نماز را هدیه خداوند و ره آورد معراج حضرت محمد صلی الله علیه و آله دانست. در این فضا، نمازگزاردن سلوک در وادی عشق است که هر قدم هدیه ای از سوی خداوند شمرده می شود. نه آن چنان که قشریان گمان می برند نماز، تنها تحمل تکلیف شاق و دشوار است. و چنین است که اگر تنها با دید انجام تکلیف به نماز بنگریم، جان خود را در حصاری از محدودیت خواهیم دید و از لطافت و زیبایی چنین رابطه ای بی بهره خواهیم ماند.
 

روح و کالبد نماز
نماز به وجود انسان می ماند که حقیقتی مرکب از جسم و روح است. هر یک از اعضای بدن انسان که برخی در ظاهر و برخی در درون هستند، نقش خاصی در حیات او دارند. برخی مانند قلب نقش کلیدی دارند که بدون آن انسان زنده نمی ماند و برخی اعضا مانند چشم و دست و پا گرچه بدون آنها می توان زنده ماند، ولی با نبودن آنها نقصانی جدی در تمامیت وجودی انسان پدید می آید و برخی دیگر از اعضا مانند رنگ و حالت چشم و مو و ابرو به کالبد انسانی جلوه می دهند. به نماز نیز چون با همین دید بنگریم، حضور قلب را روح نماز خواهیم دید و ارکان نماز چون نیت، تکبیره الاحرام، رکوع و سجود و قیام متصل به رکوع را اعضای حیاتی نماز و دیگر واجبات نماز مثل قرائت و تشهد و سلام را به منزله دست و پا و مستحباتی مانند قنوت را به منزله رنگ چشم و ابرو، زینت و جلوه نماز خواهیم دید.
 

نماز، راحت ترین ارتباط با خداوند
با وجود این که انسان اکنون در عصر ارتباطات قرار دارد، اما هنوز هم برقراری ارتباط او با افراد مشهور و کسانی که از موقعیت خاص سیاسی و اجتماعی برخوردارند بسیار دشوار است، تا جایی که اگر موفق به دیدار با چنین اشخاصی شود، احساس می کند کار بزرگی انجام داده است.
با این نگاه، اگر کسی از ملاقات با خالق هستی، سخن بگوید، قطعاً از برقراری ارتباط و دیدار خصوصی با چنین مقامی احساس غیر قابل وصفی خواهد یافت.نماز راحت ترین و سریع ترین وسیله ارتباط بین انسان و خداوند است. ارتباطی که در یک سوی آن انسان با تمامی محدودیت های ذاتی اش قرار دارد و در سوی دیگر، خالق جهان با تمامی شکوه و عظمت اش جلوه گری می کند. کسی که با این دید به نماز می نگرد احساس عزت و عظمت می کند و نماز او از روی عشق و نه از باب تکلیف است؛ زیرا احساس می کند آن چنان در سپهر آفرینش اوج گرفته است که شایسته ملاقات با آفریدگار هستی شده است.
 

نماز در فضای بندگی
بندگی رکن اصلی و گوهر تمامی عبادت ها است و هدف از خلقت انسان چنین تبیین می شود. بندگی رنگ دیگری به عبادت می بخشد و بینش انسان را نسبت به عبادت تغییر می دهد. بندگی یعنی احساس و اظهار بندگی، خدا را مالک همه چیز دانستن، راضی به رضای خدا بودن، خدامحوری، خودفراموشی و پسندیدن آنچه خدا می پسندد. قرار گرفتن در فضای بندگی سبب می شود عبادت انسان از سنخ عبادت آزادگان باشد، نه عبادت بازرگانان و بردگان! و به همین دلیل این عبادت بدون هیچ سختی و اکراه و با میل و اشتیاق انجام می شود. نمازگزاردن در فضای بندگی یعنی این که خود را فراموش می کنم و تنها او را در نظر می آورم.
نماز خواندن برای رضای خدا و فراموش کردن منیت، بینشی است که در فضای بندگی معنا پیدا می کند.
نماز از این منظر علاوه بر بار عاطفی ویژه خود که به ایجاد ارتباطی عمیق بین انسان و خدا می انجامد، از دیدگاه عرفانی نیز تفسیر زیبا و متفاوتی از رابطه خداوند و انسان به دست می دهد.
 

دورکاملی از یک زندگی معنوی
نماز یعنی زندگی! وقتی انسان مسلمان چشم به دنیا می گشاید، مستحب است که در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گویند.(1) همان گونه که نماز با اذان و اقامه شروع می شود، تولد مسلمان نیز چون نماز با یاد خدا آغاز می شود. انسان مسلمان در آخرین لحظات نیز هم چون نماز، با گفتن شهادتین دفتر زندگی اش در این دنیا بسته می شود و رهسپار جهان دیگر می شود. و او در پایان زندگی دنیایی خود هم چون نماز در جوار قرب الهی آرام می گیرد. پس هر نماز دور کاملی از یک زندگی معنوی است و نمازگزار هر روز 5 بار متولد می شود و در پایان به ملاقات خداوند می رود.
گویا اذان، نسخه اول است آن هنگام که همه جهانیان می میرند و اقامه، نسخه دوم است که قیامت برپا می شود، آن هنگام که دست ها برای گفتن تکبیر بالا می رود، به یاد روزی باید بود که دست انسان برای گرفتن نامه عملش بالا می رود. و چون حمد را می خواند، خواندن نامه اعمال را تداعی می کند.
 

ب) شرایط لازم در تمام مراحل برپایی نماز
برای ایجاد حضور قلب شرایطی لازم است که می بایست در تمام مراحل نماز به آن توجه شود. از جمله تصمیم و عزم، که از لوازم ضروری انجام یا ترک هر عملی است. کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، نخست باید تصمیم قطعی بگیرد و با اراده ای قوی پا در این مسیر بگذارد و بدون چنین عزمی کار به جایی نمی رسد. در این باره، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می گوید: سبب پیدایش حضور قلب، همت آدمی است؛ زیرا قلب تابع همت و اراده [است]...(2)
البته صرف تصمیم گرفتن کافی نیست، بلکه می بایست بر این خواسته مداومت کرد تا جنبه موقت پیدا نکند. توجه به مقدمات و احکام قبل از نماز، هم چنین رعایت مستحبات در طول نماز نیز از شرایط تحصیل حضور قلب است.
 

ج) رعایت آداب نماز
هر کاری آداب خاصی دارد که رعایت آنها برای انجام درست کار لازم است. برای رسیدن به معنای حقیقی نماز نیز رعایت آداب نماز لازم است. آداب نماز برخی ظاهری و برخی باطنی هستند. آداب ظاهری که شکل اعمال نماز را مشخص می کند و موجب زینت نماز می شود عبارت اند از: طمأنینه، صوت و لحن، مسواک زدن، استعمال عطر، پوشیدن لباس سفید و پاکیزه، بدن نظیف، مکان مناسب، سجاده، تسبیح ، عبا به دوش انداختن، نگاه کردن به موضع سجده و نشستن و ایستادن متواضعانه، زینت کردن، انگشتر به دست داشتن، رعایت اول وقت، خواندن نماز واجب در مسجد، دعا کردن در آغاز نماز، بلند گفتن بسم الله، گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بعد ازکبیره الاحرام و بینی به خاک مالیدن.(3)
آداب باطنی، مربوط به معانی و مفاهیم باطنی و اسرار نماز است. نمازگزار باید علاوه بر رعایت آداب ظاهری به آداب باطنی نماز نیز توجه کند که حضور قلب واقعی در اثر توجه به این آداب است. رعایت آداب ظاهری نیز مقدمه ای برای رسیدن به این مرحله است. آداب باطنی نماز عبارت اند از: نشاط، اخلاص، گریه از خوف خدا و خشوع.
رعایت آداب نماز از دو جهت بر حضور قلب در نماز تأثیرگذارند:
 

1. تأثیر عام (اثر مستقیم)
برخی از نمازها بدون حضور قلب اقامه می شوند و چون نمازگزار اهمیتی برای نماز قایل نیست، نماز را به شایستگی برپا نمی دارد. در حالی که حضور قلب، محور اصلی نماز است و نماز بدون آن فایده ای جز رفع تکلیف ندارد. حضور قلب، نوعی تمرکز ذهن و قلب در یاد خداست و ناشی از اهمیتی است که نمازگزار برای نماز و مناجات با حضرت حق قایل می شود.
رعایت آداب نماز، به طور عمومی، این روند را تقویت می کند و سبب می شود انسان برای نماز اهمیت بیشتری قایل شود؛ همان طور که احترام به آداب هر کاری و انجام آن طبق آن آداب نشانگر اهمیت دادن به آن کار است.
رعایت آداب نماز سبب می شود اهتمام قلبی انسان به نماز افزایش یابد و انسان در حالتی خاص قرار گیرد که حضور قلب تجلی آن است. حتی در برخی موارد رعایت آداب نماز برای ایجاد حضور قلب کافی است.
 

2. تأثیر خاص آداب نماز
برخی از آداب نماز، علاوه بر اثر عمومی که گفته شد به طور خاص، در حضور قلب نمازگزار مؤثرند.
 

طمأنینه
طمأنینه اگر به معنای آرامش درونی باشد همان حضور قلب است؛ چون اگر فکر و قلب آرام باشد، حضور قلب به خودی خود حاصل می شود. ولی اگر به معنای آرامش رفتاری نمازگزار باشد، از آداب ظاهری نماز است. طمأنینه یا آرامش خاص نمازگزار در انجام افعال و اذکار نماز سبب می شود نماز با وقار خاصی اقامه شود.
حضور قلب با اعمال پرشتاب و سریع چندان تناسبی ندارد. تمرکز ذهن و قلب و یاد خدا به آرامش و زمان احتیاج دارد. از این رو، وقتی می خواهیم کاری را با دقت و تمرکز پیش ببریم، باید آن را به آرامی انجام دهیم. حضور قلب در نماز نیز از همین ضرورت تبعیت می کند. کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، به آرامشی نیاز دارد که طمأنینه در نمازگزاردن آن را تأمین می کند.
همان طور که نماز بدون حضور قلب پذیرفته نیست، کسی که بدون طمأنینه قرائت، رکوع و سجودش را شتاب زده به جا می آورد، نمازش پذیرفته نیست(4) و دزدترین مردم کسی است که از نمازش می دزدد.(5) او نزد خداوند هم چون کلاغی است که با سرعت از زمین دانه برمی چیند و اگر بمیرد بر دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله نمرده است.(6) رکوع و سجده طولانی، فریاد ابلیس را بلند می کند(7) و قنوت و سجده طولانی نمازگزار را از عذاب آتش نجات می دهد.(8)
 

نشاط نمازگزار:
نشاط یکی از آداب باطنی نماز است و نمازگزار باید از روی نشاط نماز بخواند؛ زیرا از نمازی که به عمد با بی میلی خوانده شود، نهی شده(9)و از ویژگی منافقان دانسته شده است.(10) قرآن از منافقان چنین یاد می کند: واذا قاموا الی الصلاه قاموا کسالی؛ آن ها با کسالت نماز می خوانند. (نساء: 142). هم چنین در آیه 54 سوره توبه از انفاق بدون عشق به شدت انتقاد شده است. چون تنها اشتیاق در عبادت است که رشد معنوی را به دنبال دارد. البته نباید این نکته را نادیده گرفت که کسالت ناشی از نفاق با کسالتی که از شرایط نامناسب روحی ما در برخی مواقع پدید می آید، فرق دارد و چنین نیست که حالت های به ظاهر مشابه حکم نفاق را داشته باشند؛ زیرا گاه ما در اوج غم و ناراحتی به نماز می پردازیم و طبیعی است که از همان آغاز نمی توان حس نشاط را برخود حاکم کنیم، بلکه کم کم به این حالت می رسیم.
حضور قلب یکی از ویژگی های باطنی نماز است که حاصل تمرکز فکر و قلب در یاد خداست. برای دست یابی به این ویژگی لازم است نمازگزار در برپایی نماز نشاط داشته باشد؛ زیرا کسی که سرحال و بانشاط نیست، نمی تواند کاری را که به تمرکز نیاز دارد، انجام دهد. از این رو، در مسیر استقبال از نماز، گذر از وادی نشاط ضروری است و نباید در محضر حضرت حق بی رمق به نماز ایستاد.
 

صوت نمازگزار
یکی دیگر از آداب ظاهری نماز صوت است. نمازی که با صوت زیبا و نیایش گونه برپا می شود، زمینه بیشتری را برای رسیدن به حضور قلب فراهم می کند. صوت آهنگین، یکی از جلوه های هنری نماز است و بر زیبایی های نماز می افزاید. این صوت، باید افزون بر صحت قرائت از لحن خاصی برخوردار باشد که با فضای معنوی نماز و مناجات و نیایش متناسب باشد. صوت زیبا علاوه بر ایجاد فضای معنوی در نماز، سبب زیباتر شدن نماز و در نتیجه افزایش علاقه و اشتیاق نمازگزار به نماز می شود. افزایش علاقه به نماز سبب می شود نمازگزار با دقت و تمرکز بیشتری نماز بخواند و در نماز حضور قلب داشته باشد.
با توجه به تأثیر موسیقی بر روح و روان، نمازی که با ضرباهنگی دلپذیر ادا شود، روح آدمی را بیشتر متأثر می کند. به واقع، صوت آهنگین منعکس کننده زیبایی درونی واژه هایی است که بر زبان جاری می شود و به همین دلیل هر کلامی که با آهنگ نماز طنین می افکند، روح و جان نمازگزار را به عمق معنا می برد. علاوه بر این، لحن نیایشگرانه نمازگزار جنبه های روحی و عاطفی نیز دارد که بر آرام بخش بودن نماز می افزاید.
صوت نماز با آداب باطنی نماز مثل تواضع نیز در یک هماهنگی باطنی قرار دارد و به همین دلیل، صرفاً از آداب ظاهری محسوب نمی شود.
برای رفع بی میلی و کسالت در نماز دقت در مقدمات نماز، گزینش وقت (اول وقت) و مکان مناسب، خواندن نماز به جماعت در مسجد و مطالعه درباره ی کیفیت نماز و عبادت اهل بیت علیهم السلام توصیه می شود.
 

د) فراغت وقت نماز
یکی از عوامل حضور قلب در نماز فراغت وقت است. امام خمینی رحمه الله فراغت وقت را چنین معنا می کند: فراغت آن است که انسان در شبانه روز برای عبادت خود، وقتی را معین کند تا در آن زمان، اشتغال دیگری به غیر از عبادت نداشته باشد.(11)
انسان همان طور که برای امور دنیوی وقتی را تعیین می کند، برای عبادت هم می بایست زمانی را اختصاص دهد تا نمازگزاری شتاب زده و اضطراری صورت نپذیرد. البته همان گونه که توصیه شده، نماز را باید در وقت فضیلت، یعنی همان اول وقت برپا کرد. این که برخی برای نماز وقت معینی ندارند و فرصت نماز را می سوزانند دلیل آشکاری بر بی توجهی آن ها نسبت به نماز است. گویا نماز یک عامل مزاحم است که خارج از برنامه زندگی قرار دارد و چون از کارهای دیگر فارغ می شوند، ابتدا با کراهت به سوی آن می روند و سپس شتاب زده آن را ادا می کنند. وقت نماز برای این گروه به زمانی اطلاق می شود که مجالی برای انجام کارهای دیگر نیست. و روشن است که چنین نمازی با افکار پریشان، خاطری آشفته و بدون حضور قلب تنها در خم و راست شدن خلاصه می شود. این تجربه ها به خوبی نشان می دهد که چرا وقت نماز در روایات بسیار مهم تلقی شده است.(12)
 

و) فراغت قلب
فراغت قلب مهمتر از فراغت وقت است که به واقع، مقدمه ای برای رسیدن به فراغت قلب است. فراغت قلب یعنی این که انسان نمازگزار در حین عبادت، ذهن و قلب خود را از مشغله ها وهم و غم دنیایی فارغ کند و توجه قلب را از امور پراکنده و پریشانی خاطر منصرف نماید و تمامیت دل را معطوف به عبادت حق تعالی و مناجات با او کند. بدین جهت سزاوار است انسان پیش از نماز مدتی بر سجاده خود بنشیند و اندیشه خود را برای مناجات با خداوند خلوت کند، تا قلبش برای ملاقات با حضرت حق مهیا شود.
 

ز) ذکر دایمی خدا
افعال و اعمالی که ما در طول شبانه روز انجام می دهیم، بر قلب و روح ما تأثیر دارد. به همین دلیل، میزان اعمال صالح هر کس در طول شبانه روز نوع ورود او به فضای بندگی را تعیین می کند و بر حضور قلب نمازگزار تأثیر مستقیم دارد. یکی از راه های ایجاد حضور قلب، ذکر همیشگی خداوند است؛ یعنی نمازگزار در طول روز در خارج از نماز نیز به یاد خدا باشد و این ممکن نخواهد بود، مگر آن که نمازگزار با یاد خدا اعمال صالح را فراروی خود قرار دهد. چطور ممکن است قلبی که در طول شبانه روز از یاد خدا غافل بوده، به یکباره در هنگام نماز تغییر جهت داده و از گرایش های دنیوی جدا شود. چنین قلبی هرگز به مرحله حضور نخواهد رسید و مصداق نمازگزاری می شود که با غفلت از روح نماز، صلوه ساهون را به جا می آورد و از ستم نیز ابایی نخواهد داشت، ولی قلبی که همواره به یاد خداست، با تمام وجود در هنگام نماز، محضر خداوند را درک می کند. نمازگزار واقعی، در طول شبانه روز حضور قلب را تمرین می کند. در غیر این صورت، قلب نااهل فراری، خود به هنگام نماز، رمیده از عبادت حق در اندیشه غیر خواهد بود.
 

ح) یاد مرگ
از اموری که حضور قلب ایجاد می کند، یاد مرگ است. اگر انسان به یاد مردن باشد و باور کند که هر لحظه امکان وقوع مرگ او هست و شاید این نماز، نماز وداع باشد، نماز را به بهترین وجه به جا می آورد؛ زیرا زمانی برای جبران نمی بیند و خود را عازم جهانی می بیند که نه تنها فرصتی برای عمل کرد به او نمی دهد، بلکه از او حساب پس می کشد. امام صادق علیه السلام می فرماید:
اذا صلیت صلاه فریضه فصل لوقتها صلاه مودع یخاف ان لا یعود الیها أبداً.(13)
هنگامی که نماز واجب را می خوانی، در وقتش بخوان، مانند کسی که نماز وداع می خواند و می ترسد که بعد از این، توفیق نماز خواندن نیابد.
 

ط) دعا و توسل
یکی از راه های ایجاد حضور قلب، دعا و درخواست حضور قلب از حق تعالی است. نمازگزار پیش از نماز، می بایست از خداوند بخواهد که به او توفیق حضور قلب در عبادت بدهد. این دعا علاوه بر آماده کردن روح نمازگزار برای حضور قلب، سبب جبران کاستی هایی می شود که در طول شبانه روز از او سرزده است.
برخی از عرفا در توصیه های اخلاقی خود در مورد حضور قلب در نماز می گویند: قبل از نماز به محضر مقدس حضرت ولی عصر متوسل شوید و از ایشان حضور قلب در نماز را درخواست کنید.
 

ی) توجه در مفهوم اعمال نماز
هر یک از اعمال نماز مفهوم و معنای خاصی دارد و تنها یک رشته آداب ظاهری نیست. توجه به این معانی پنهان که به عنوان اسرار عبادت از آن ها یاد می شود، در حضور قلب نمازگزار نقش خاصی را ایفا می کند که در بخش زیباشناسی نماز، به آن خواهیم پرداخت. در اینجا به این پرسش می پردازیم که اعمال و حرکات نماز چه تأثیری در ایجاد روحیه عبادت و درک محضر حضرت حق دارد و چگونه معرفت نمازگزار را به باطن و حقیقت نماز افزایش می دهد؟ در پاسخ به این پرسش علی علیه السلام می فرماید:
هنگامی که رکوع می کنی با خویشتن بگو به تو ایمان دارم، هر چند گردنم زده شود و هنگامی که سرت را از رکوع بلند می کنی با خودت بگو تو مرا از عدم به وجود آوردی. در سجده اول در دل، این معنا را به یاد آور که تو مرا از خاک آفریدی و وقتی سر از سجده برمی داری، بگو تو از خاک مرا بیرون آوردی و هنگامی که برای سجده دوم می روی، بگو دوباره به خاک باز می گردم. و وقتی سر از سجده برمی داری، در دلت بگو خداوندا دوباره مرا از خاک زنده می کنی نا نتیجه کارهایم را ببینم.(14)
 

ک) توجه و تفکر در وضو و دعاهای آن
وضو گرفتن علاوه بر بعد ظاهری آن که نظافت جسم است، از نظر باطنی و معنوی نیز مؤثر است و روح را تقویت می کند. دعاهایی که در حال وضو خوانده می شود، مقدمه مناسبی برای قراردادن انسان در فضای بندگی است و به خوبی نظام معرفتی انسان را برای دیدار حضرت حق و صحبت با او آماده می کند. خواندن این دعاها در صورت توجه به مفهوم آن شناخت های لازم جهت توجه به نماز و احساس نیاز نسبت به نماز را در نمازگزار ایجاد می کند و با ایجاد حال و هوایی معنوی در انسان، او را در درک عظمت حضرت حق یاری می کند. به این ترتیب، وضو مقدمه ای در ایجاد فراغت قلب است و زمینه را برای ورود از بعد ظاهری به بعد باطنی نماز مهیا می کند. با این تعبیر، وضو فقط جسم را پاک نمی کند، بلکه از کدورت قلب می کاهد و آن را آماده حضور در محضر خداوند می گرداند تا در جهش نهایی به چشمه های صاف و زلال مبدل شود.
کسی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسید: می خواهم در نماز حضور قلب داشته باشم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: هنگام وضو دقت کن یعنی با توجه وضو بگیر و به معانی کارها دقت کن و دعاهایی(15) که در موقع وضوگرفتن توصیه شده بخوان، برای مثال در هنگام دیدن آب بگو سپاس خدای را که آب را پاک قرار داد. یا هنگامی که آب را به دست راست می ریزی، بگو خدایا! نامه اعمالم را به دست راستم بده، و هنگام مسح پا بگو خدایا پای مرا بر روی صراط محکم بدار، روزی که پاها می لغزد.(16)
 

ل) نوافل:
همراه هر یک از نمازهای واجب پنج گانه برخی نمازهای مستحبی تعیین شده که پیش یا پس از آن به عنوان نوافل خوانده می شود. اقامه نوافل از اموری است که سبب حضور قلب در نمازهای واجب می گردد و نمازگزار بر اثر انجام این اعمال مستحبی، روح خود را برای عبادت ورزیده می کند.
هدف از عبادت و نماز تقرب به خداست. وقتی انسان همواره به یاد خدا باشد و قلبش را در محضر او حاضر ببیند، به خدا نزدیک شده است. در صورتی قلب انسان در محضر خدا حاضر می شود که حصار شرک و ریا را در هم فرو بریزد و خداوند را از نزدیک حس کند. امام صادق علیه السلام به نقل از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می گوید: خداوند فرمود: ... وانه لیتقرب الی بالنافله حتی احبه؛ بنده به واسطه نوافل آنقدر به خدا نزدیک می شود که خدا او را دوست می دارد.(17)
شاید علت نزدیکی انسان به خدا بر اثر خواندن نافله این باشد که خداوند از ورای این عمل اختیاری و مازاد بر تکلیف، شوق و شور بنده خود را مشاهده می کند و بدین جهت او را دوست می دارد و سزاوار مقام قرب می بیند. حاصل این نزدیکی و دوستی رابطه ای از روی معرفت و پایدار است و عابد مشتاق محبت خداوند را به خود جلب می کند. نزدیکی به ساحت قدسی خداوند آثاری دارد که ظهور و نمود آن ها در نماز، حضور قلب و ذکر آدمی منعکس می شود. وقتی انسان آن قدر به خدا نزدیک شود که خداوند او را دوست بدارد در هنگام سخن گفتن با خداوند ذهن و قلبش به غیر خدا منحرف نمی شود.
افزون بر این، نوافل سبب می شود کاستی های باطنی نماز جبران شود و قسمت هایی از نماز که بدون حضور قلب خوانده شده، مورد پذیرش خداوند واقع شود. امام صادق علیه السلام می فرماید: نافله برای جبران مقداری از نماز است که فاسد شده است.(18) و در روایت دیگری می فرماید: نوافل برای جبران نواقص نماز قرار داده شده است.(19)


 

پي نوشت :

1- روضه المتقين، ج2، ص260.
2- ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي، اسرار الصلوه، ترجمه رضا رجب زاده، ص301.
3- نک: محمد محمدي ري شهري، الصلاه في الکتاب و السنه، فصل سيزدهم، آداب نماز.
4- بحارالانوار، ج 84، ص253.
5- همان، ج82، ص222؛ ميزان الحکمه، ج5، ص406.
6- وسايل الشيعه، ج3، ص24.
7- نماز در آيينه حديث، عباس عزيزي، به نقل از مواعظ العديه، ص 243.
8- نماز در آيينه حديث، ص36 به نقل از تصنيف غررالحکم، ص175، حديث 3353.
9- قال علي عليه السلام: لا يقومن احدکم في الصلاه متکاسلاً و لا ناعساً در حالت کسالت و چرت هرگز نماز نخوانيد (خصال، شيخ صدوق، ص 613، باب الواحد الي المأه، حديث 10، وسايل الشيعه، ج4، کتاب الصلاه، باب 13، افعال الصلاه، حديث 4).
10- ميزان الحکمه، ج5، ص398، بحارالانوار، ج84، ص231.
11- امام خميني، اربعين حديث، ص 476.
12- بحارالانوار، ج3، ص82؛ همان، ج83، ص 20.
13- همان، ج84، ص233.
14- ميزان الحکمه، ج5، ص395؛ وسايل الشيعه، ج6، ص331.
15- دعاهاي وضو در رساله هاي عملي، بخش وضو ذکر شده است.
16- چگونه حضور قلب در نماز پيدا کنيم؟ ع- حيدري- ص17، انتشارات ارم، قم.
17- اصول کافي، ج2، ص352.
18- علل الشرائع ، ج 2 ، ص 23.
19- همان.

 

منبع : از نمازگزاری تا انس با نماز

 

لينکهای    
 هفته      

 

ویژه نامه دهه فجر

 

مـقــالات دهـه فجـر

 

گـالری تصاویـر دهه فجـر

 

ويژه نامه بانک صوت و فيلم دهه فجر

 

مقالـه دات نـت - پـایگاه مـقالات ایرانیـان

 

مرکـز اطلاعـات علمـی تخصصی مـدیـریـت

 

مـوسسـه مطالعـات و پژوهش هـای بازرگـانی