مجله شماره نود و نهم  

شنبه 7 اسفند 1389 22 ربیع الاول 1432 26 فوريه 2011  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقَيرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا 135 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا 136 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلاً 137 بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا 138 الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا 139 وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا 140

ترجمه فارسی مکارم

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! كاملا قيام به عدالت كنيد! براى خدا شهادت دهيد، اگر چه (اين گواهى) به زيان خود شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد! (چرا كه) اگر آنها غنى يا فقير باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمايت كند بنابراين، از هوى و هوس پيروى نكنيد; كه از حق، منحرف خواهيد شد! و اگر حق را تحريف كنيد، و يا از اظهار آن، اعراض نماييد، خداوند به آنچه انجام مى ‏دهيد، آگاه است 135 اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! به خدا و پيامبرش، و كتابى كه بر او نازل كرده، و كتب (آسمانى) كه پيش از اين فرستاده است، ايمان (واقعى) بياوريد كسى كه خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز واپسين را انكار كند، در گمراهى دور و درازى افتاده است 136 كسانى كه ايمان آوردند، سپس كافر شدند، باز هم ايمان آوردند، و ديگربار كافر شدند، سپس بر كفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشيد، و آنها را به راه (راست) هدايت نخواهد كرد 137 به منافقان بشارت ده كه مجازات دردناكى در انتظار آنهاست! 138 همان ها كه كافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مى ‏كنند آيا عزت و آبرو نزد آنان مى‏ جويند؟ با اينكه همه عزت ها از آن خداست؟! 139 و خداوند (اين حكم را) در قرآن بر شما نازل كرده كه هرگاه بشنويد افرادى آيات خدا را انكار و استهزا مى ‏كنند، با آنها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهيد بود خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ جمع مى ‏كند 140

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین  

 

 

 

 

روز ملی حمایت از حقوق مصرف کنندگان

 

در جامعه اسلامی، انسان بماهو انسان فارغ از رنگ، نژاد، زبانف قومیت، دین، مذهب و... دارای كرامت شخصیت است. مدال لقد کرمنا بنی آدم بر سینه سترگش می درخشد و صحن و سرای گیتی را سرور و سروری می بخشد.

 آغازین فصل کتاب کرامت انسان ، حقوق شهروندی است. انسانی که بر پایه ویژگی مدنی بالطبع بودن ناگزیر از زیستن در جوامع بشری است باید از حقوق مسلم شهروندی خود برخوردار باشد. چنین شهروندی در ایفای نقش اجتماعی خود باید در دو عرصه نقش آفرینی کند: تولید و مصرف.

هر انسان شهروندی باید در حد توان خود تولید کند ( لا یکلف الله نفسا الا وسعها ) و در حد نیاز خود مصرف کند ( و ان لیس للانسان الا ما سعی ) .

تولید کنندگان و مصرف کنندگان هر یک در قلمرو انجام تکالیف قانونی و برخورداری از حقوق مشروع خود باید دارای حقوقی مشخص و روشن باشند و در استیفای آن حمایت شوند. قانون حمایت از تولید کنندگان و مصرف کنندگان در راستای این هدف تهیه و تدوین می شود.

تولید و توزیع انبوه كالاها، ایجاد و توسعه فروشگاه‌های بزرگ و زنجیره‌ای، توسعه تبلیغات، فراهم آمدن امكان تحصیل اعتبار، برنامه‌ ریزی سرمایه‌ داری برای واداركردن مصرف‌ كنندگان و پیچیدگی نظام تولید و مصرف، جایگاه حقوق مصرف كننده را بیش از پیش آشكار می‌كند. حمایت از حقوق مصرف كننده به منزله حمایت از شأن و منزلت اجتماعی افراد است

بدین مناسبت روز نهم اسفند در كشور جمهوری اسلامی ایران روز ملی حمایت از حقوق مصرف كننده نام نهاده شده است.

حقوق مصرف كننده یعنی مجموعه اختیارات و امتیازاتی كه مصرف كننده در قبال عمل خرید یك كالا یا خدمات از فروشنده دریافت می‌ كند تا در صورت بروز اشكال، معلوم شدن عیب و نقص، احراز ضرر و زیان، عدم كارآیی و ثمر بخشی و یا ایراد خسارت، برای جبران ضرر خود از آن استفاده كند.

 

تاریخچه حقوق مصرف كننده

آنچه در كتب اقتصادی ذكر می‌كنند در سال 1962 حقوقی تحت عنوان حقوق مصرف كننده را با سخنرانی جان اف - كندی به رسمیت می‌شناسند. كندی در آن سخنرانی لزوم قانونگذاری جدید و اقدام هماهنگ را خاطرنشان ساخت و چهار حق را به عنوان حداقل برای مصرف كننده به رسمیت شناخت

1- حق برخورداری از ایمنی 

2- حق برخورداری از اطلاعات كامل 

3- حق برخورداری از حمایت دولت 

4- حق انتخاب

اما پیش از وی حدود ۱۴ قرن قبل پیامبر بزرگوار اسلام با قانونی تحت عنوان ممنوعیت غش در معامله عملاً حقوقی را برای حمایت از مصرف كننده وضع فرمودند.

 

 سیستم‌های اقتصادی حمایت ازحقوق مصرف كننده در كشورهای مختلف:

1- سیستم انگلوساكسون كه در آمریكا در سال 1919 پدید آمده و در انگلستان با تأخیر در سال 195 تشكیل شد. مصرف كنندگان از طریق تبلیغات گسترده‌ای اطلاعات مربوط به تولید و كالا و مرغوبیت جنس مصرفی را از طریق روزنامه، مجله و اعضایی كه مسئول این امر هستند، دریافت می‌كنند.

2- سیستم اسكاندیناوی  كه در كشورهایی مثل دانمارك، نروژ و ... رایج است. در این سیستم انتخاب برخی از اعضا از طریق دولت و برخی دیگر به صورت انتخابات است. در این كشورها انستیتویی وجود دارد كه كار آن بررسی و اجرای طرح برچسب گذاری اطلاعات و صدور گواهی مرغوبیت كالا است.

3- سیستم فدراتیو بازار مشترك اروپا: در این سیستم هم انجمن‌های خصوصی و هم انجمن‌های دولتی فعالیت دارند و سعی می‌كنند از مصرف كننده حمایت كنند. در این سیستم ،با دادن اطلاعات به مصرف كنندگان سعی می‌شود تا مصرف كننده به حقوق واقعی خویش در انتخاب دست یابد و كیفیت و مرغوبیت كالاها را مورد كنترل و ارزش گذاری قرار می‌دهند  و مصرف كننده اطمینان حاصل می‌كند كه تبلیغات فریبنده  نیست.

در ایران نیز لایحه مربوط به حقوق مصرف كننده در معاونت اقتصادی سازمان برنامه و بودجه از سال 1369 مطرح شد؛ ولی تا ابتدای  سال 1371 پیشرفت چندانی نداشت و نهایتاً  در دی ماه سال 1371 آماده اجرا گردید.

 

ضرورت و چگونگی عملكرد حقوق مصرف كننده

نظام حقوقی باید مؤثرترین سلاح برای موفقیت برنامه ‌ریزی دولت باشد، بدون یك سیستم قانون گذاری و اجرایی صحیح و با انضباط، زیباترین شكل برنامه ‌ریزی به زشت ‌ترین آن مبدل شده و فقط كلماتی خواهد بود بر روی كاغذ و فاقد هر نوع عمل.

مصرف از نظر اقتصادی هدف نهایی تولید و توزیع است، چنان كه به تولیدات و چگونگی تخصیص منابع تولید و توزیع شكل می‌دهد و در سیاست گذاری های اقتصادی نقش چشمگیری ایفا می‌كند. در نگاه اقتصادی مصرف ‌آن جا كه همراه تولید، شاخص توان اقتصادی جامعه بوده، شرط بقای واحدهای تولید محسوب می‌شود. اقتصاددانان بر این باورند كه مصرف آخرین مرحله فرایند اقتصادی است و مصرف كننده به عنوان فاعل و عامل مصرف، كسی است كه از محصولات تولیدی انسان كه منبعث از خواسته‌ها و نیازهای اوست و به صورت كالا و خدمات ارائه می‌گردد، بهره ‌برداری می‌كند. بنابراین همه فعالیت های اقتصادی بر مبنای برآورده كردن نیازها و جلب رضایت مصرف كننده شكل می‌گیرد.

امروزه به دلیل تنوع نیازها و تخصصی شدن مشاغل، مصرف از كالای ارائه شده توسط دیگران و بازار، ضرورتی اجتناب ناپذیر است كه اختلال در این امر زیان های بسیاری را متوجه مصرف كننده می‌كند. تنوع محصولات با توجه به نظریه جهانی شدن اقتصاد، خطر ناشی از مصرف كالاهای نامرغوب و ناآشنا را از مرزهای ملی نیز می ‌گذراند.

بی گمان عدالت اجتماعی و حفظ حقوق اولیه شهروندان، ایجاب می‌ كند برای جلوگیری از رخداد چنین حوادث و معضلاتی تدابیر لازم اندیشیده شود. در یك بستر سالم اقتصادی، حمایت از حقوق مصرف كننده، حمایت از تولید كننده را هم در پی خواهد داشت.

حقوقدانان با الهام از تعریفی كه در علم اقتصاد آمده به تبیین مصرف كننده پرداخته ‌اند. اولین تعریفی كه در این زمینه مورد توجه واقع می‌شود توسط كمیسیون بازنگری حقوق مصرف كننده ارائه شده است

مصرف كنندگان، اشخاص حقیقی یا حقوقی‌ هستند كه برای كاربرد غیرحرفه ‌ای اموال یا خدماتی را برای خود تهیه می‌ كنند یا مورد استفاده قرار می ‌دهند.

به موجب اصل سوم قانون اساسی، پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه طبق ضوابط اسلامی یكی از وظایف دولت شمرده شده است. بنابراین دولت با انجام برنامه ‌ریزی درست اقتصادی و لحاظ كردن حقوق تمام عوامل درگیر در فرآیندهای اقتصادی می ‌تواند زمینه لازم برای برقراری عدالت اجتماعی فراهم سازد. یكی از راه كارها برقراری عدالت اجتماعی همانا حمایت از حقوق مصرف كننده است.

تلاش هایی كه در كشور ایران در دو دهه اخیر نسبت به حمایت از حقوق مصرف كننده شده است حول سه محور است:

1- مهم ترین مورد، دادن اطلاعات كامل به مصرف كننده قبل از ورود به بازار و آگاهی از مؤلفه‌های مختلف تولید و عرضه كالا و خدمات است.

2- دومین محور، فراهم كردن امكانات انتخاب و افزایش قدرت انتخاب و دست یابی به كالا و خدمات مورد تقاضای مصرف كننده است.

3- سومین محور، حمایت جدی دولت از مصرف كننده در تحقق دو مرحله قبل و برخورد با تخلفات صاحبان واحدهای صنفی (تولید كننده و عرضه كننده) توسط دولت می‌باشد.

 به طور كلی لایحه حمایت از حقوق مصرف كننده شامل موارد زیر است:

- حق به دست آوردن كالاها و خدمات با كیفیت سالم و استاندارد.

- حق برخورداری از اطلاعات لازم در مورد كالاها و خدمات از قبیل تاریخ تولید و مصرف، كاتالوگ، فهرست بها و...

- حق برخورداری از حمایت دولت در صورت وقوع برخی تخلفات از سوی صاحبان واحدهای صنفی (مثل ارائه كالا به قیمت نامناسب، افت كیفیت، عدم رعایت استاندارد و..)

 - حق دریافت كالا و خدمات بهداشتی سالم

- حق شكایت از متخلفان اقتصادی به مراجع ذی ربط

با تصویب كلیات این لایحه، كلیه عرضه كنندگان كالا و خدمات مطابق ضوابط مندرج در قانون در برابر خسارات وارد شده به مصرف كننده مسئولیت خواهند داشت. طبق لایحه چنانچه عیوبی در كالا وجود داشته و عرضه كننده از آن آگاهی داشته است، علاوه بر جبران خسارت به مصرف كننده، به مجازات نیز محكوم خواهد شد

همچنین با تصویب این لایحه، عرضه كنندگان كالاها و خدمات موظف خواهند شد اطلاعاتی را كه دربردارنده مدت و نوع ضمانت است ، به همراه صورتحساب فروش به مصرف كنندگان ارائه كنند. همچنین در كلیات این لایحه مصوب، ممنوعیت عرضه تمام كالاهای خارجی و داخلی فاقد نمایندگی و خدمات پس از فروش پیش بینی شده است. نیز در این لایحه پیش بینی شده است كه واحدهای تولیدی كه نسبت به پیش فروش كالا در بازار داخلی اقدام می‌كنند، موظف خواهند بود زمان تحویل، مشخصات كامل كالای پیش فروش شده اعم از رنگ، فرم، ظاهری و قطعات به كار رفته  را به مشتری اعلام كنند. امید است با به كار گیری این لایحه و حمایت از مصرف كنندگان بیش از پیش زمینه‌های تحقق عدالت اجتماعی فراهم شود.

ضمن گرامی داشت روز ملی حمایت از مصرف كنندگان ، از همه شهروندان فهیم و فرزانه انتظار داریم تا از رهگذر بزرگداشت این روز ملی، ضمن آشنایی با حقوق مسلم خود،  نقش خود را در ایفای وظایف و استیفای حقوق خود به خوبی بشناسند و به نیكی به اجرا درآورند.

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

مديريت    
علوی     

با چه كسى بايد مشورت كرد؟


 

مشاوره بر خلاف همه مزايا و اهميت فراوانى كه دارد، زمانى مى تواند جايگاه مناسب خرد را در سازمان ها پيدا كند، و مديران را در دستيابى به روش ها و راه كارهاى مناسب يارى دهد، كه اصول و ضوابط آن مشخص شود. بدون شك مديران و خط مشى گذاران سازمان زمانى مى توانند بهره بردارى مناسب و بهينه از مشاوره به عمل آورند كه آن اصول و ضوابط را رعايت كنند.
از مسائل مهم و قابل توجه در مشورت اين است كه مشاوره چه كسى باشد؟ آيا مى توان در خصوص هر كارى با هر كسى مشورت كرد؟ يا اين كه مشاور بايد ويژگى ها و خصوصياتى همسو و همخوان با مساءله پيش آمده داشته باشد، تا بتوان مسائل را با او در ميان گذاشت و با او به مشورت نشست ؟
بايد اذعان نمود كه در منابع و متون غنى اسلامى ، به ويژه روايات معصومان (ع ) ويژگى ها و خصوصياتى براى مشاور، مطرح شده است . در اين بخش به ويژگى ها و شرايطى كه امام على (ع ) براى مشاوران مطرح كرده اند، اشاره مى كنيم :

الف ) خدا ترس باشد
خدا ترسى ، و خوف از عصيان و نافرمانى در برابر خداوند متعال ، يكى از فضايل اخلاقى ، و از صفات برجسته مؤ منان وارسته اى است كه جرعه اى از معرفت حق تعالى نوشيده اند. داشتن اين ويژگى در مورد كسى كه قرار است مشاوره كند، امرى لازم و ضرورى است .
امام صادق (ع ) به نقل از امير مؤ منان على (ع ) فرمود:
شاور فى امورك الذين يخشون الله ترشد ؛ (1) در كارهاى خويش با كسانى مشورت كن كه از خدا مى ترسند، تا به راه درست و راست رهنمون شوى .
كسانى كه خوف از خدا داشته ، و او را همواره ناظر بر اعمال و رفتار خويش ‍ بدانند، سعى مى كنند كه هنگام مشاوره حقيقت را بگويند، و روش درست و راه كار مناسب را به مشورت كننده نشان دهند؛ زيرا يقين دارند كه خداوند متعال بر اعمال آن ها ناظر است ، و اظهار نظر آن ها نيز مثل كارهاى ديگرشان ثبت شده و در روز قيامت مورد حساب رسى دقيق تر قرار خواهد گرفت . از اين رو در مشورت خيانت نمى كنند. خداوند متعال به چنين افرادى ، به دليل ايمان قوى آنان ، نورانيتى بخشيده كه افكارشان از امدادهاى الهى برخوردار است .

ب ) خردمند باشد
از ديگر ويژگى هاى لازم براى مشاور خردمندى او است . امام على (ع ) در مواردى چند توصيه كرده است كه با انسان هاى عاقل و خردمند مشورت شود؛ زيرا مشورت با اهل خرد و صاحب انديشه ، راه درست را مى نماياند، و انسان را از لغزش و خطا و پشيمانى مصون مى دارد.
امام على (ع ) مى فرمايد:
من شاور ذوى الالباب ، دل على الصواب ؛ (2) هر كس با صاحبان خرد مشورت نمايد، به راه راست و درست رهنمون مى شود.

ج ) با تجربه باشد
هر قدر تجربه آدمى بيش تر باشد، آگاهى ، توانايى و قدرت وى در شناخت مسائل مختلف و ارائه راه حل هاى متفاوت براى حل مشكلات بيش تر؛ و نيز عقيده و نظر او دقيق تر و پربارتر است .
مشورت با صاحبان تجربه انسان را در توانمندى هاى آنان شريك كرده ، از خطاهاى گذشتگان مصون مى دارد، و به راه درست رهنمون مى شود. امام على (ع ) به مشورت با اهل تجربه سفارش نموده و از ديدگاه آن حضرت بهترين مشاور كسى است كه داراى تجربه باشد:
افضل من شاورت ذو التجارب ؛ (3) برترين كسى كه با وى مشورت مى كنى ، با تجربه ها هستند.
آنان كه تجربه فراوان دارند، از نظراتى پخته و انديشه اى متقن و قوى برخوردارند؛ بنابراين ، مى توانند مشاوران خوبى باشند.

د) بخيل نباشد
از ويژگى هاى لازم براى مشاور از ديدگاه امام على (ع ) اين است كه بخيل نباشد. آن حضرت در اين مورد به مالك اشتر مى فرمايد:
لا تدخلن فى مشورتك بخيلا يعدل بك عن الفضل ويعدك الفقر ؛(4) بخيل را در مشورت خود دخالت مده ؛ زيرا تو را از احسان منصرف كرده ، و از تهيدستى مى ترساند.

ه ) ترسو نباشد
از ديگر شرايط لازم براى مشاور خوب در نظر امام على (ع ) اين است كه ترسو نباشد. آن حضرت در عهدنامه مالك اشتر، بعد از سفارش به پرهيز از مشورت با بخيل ، مى فرمايد:
و لا جبانا يضعفك عن الاءمور؛ (5) و نيز با ترسو مشورت مكن ؛ زيرا در كارها (روحيه ) تو را تضعيف مى كند.

و) حريص نباشد
از ديگر شرايط ضرورى براى مشاور از ديدگاه حضرت على (ع ) اين است كه مشاور حريص نباشد. آن حضرت در ادامه نامه به مالك اشتر مى فرمايد:
و لا حريصا يزين لك الشره بالجور؛ (6) و حريص را به مشورت مگير، كه آزمندى را با ستمگرى در نظرت زينت مى دهد.

ز) دروغگو نباشد
ويژگى ديگرى كه حضرت على (ع ) آن را از شرايط لازم براى مشاور مى داند، اين است كه مشاور دروغگو نباشد؛ آن حضرت در يكى از سفارش هاى خود مى فرمايد:
و لا تستشر الكذاب فانه كالسراب يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القريب ؛ (7) و با دروغگو مشورت نكن ؛ زيرا او مانند سراب است ؛ دور را بر تو نزديك ، و نزديك را بر تو دور مى نماياند


--------------
1) تسترى ، سهل بن عبدالله ، تفسير تسترى ، ص 28.
2) بحار الانوار، ج 77، ص 422.
3) غررالحكم و دررالكلم ، حديث 3279.
4) نهج البلاغه ، نامه 53
5) همان .
6) همان .
7) غررالحكم و دررالكلم ، حديث 10351.

 

جمله      
 مديريتی
    

اندیشیدن و تحقق یافتن


وقتی دائماً بگویید مشغول هستید، هرگز وقت آزاد نخواهید داشت.
 
وقتی دائماً بگویید وقت ندارید، هرگز وقت نخواهید داشت.
 
وقتی دائماً بگویید آن را فردا انجام می دهید، فردا هرگز نخواهد آمد.

When you keep sying you are busy, then you are never free.
 when you keep saying you have no time, then you will never have time.
 when you keep saying that you will do it tomorrow, then your tomorrow will never come.

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

تدبیر قبل از عمل

 

 

 

حضرت على عليه السلام فرمودند :


التدبير قبل العمل يومنک من الندم



برنامه ريزى قبل از كار، تو را از پشيمانى در امان نگه مى دارد.



بحارالانوار، ج 71، ص 338.

 

 

 

طنز       
مديريتی    

چگونه یک مدیر نمونه شوید؟

به کارمندان خود رحم نکنید. کاری کنید که نامتان را در کتاب های تاریخ بنویسند. آنقدر سنگدلی به خرج دهید تا هیتلر، آتیلا و چنگیز در مقابل شما، آدم های مهربان و رئوفی به حساب آیند. مدیر باید کلاهش پشم داشته باشد. سعی کنید همیشه از کلاه های پشمی استفاده کنید  و مواظب باشید حتماً پشم کلاهتان، طبیعی باشد.

اسکوروچ باشید. شخصیت اسکوروچ پیر را حتماً در داستان کریسمس به خاطر دارید. اسکروچ می تواند بهترین الگو برای یک مدیر نمونه باشد. در دادن حقوق و مزایا و وام و مساعده تا می توانید خست به خرج دهید. هر چقدر وابستگی مالی کارمندان به شما بیشتر باشد، حرف شنوتر می شوند.

معاونان خود را از نزدیکان و ترجیحا اقوام درجه یک خود انتخاب کنید. مثلاً معاون مالی شما می تواند برادرتان باشد. معاون اداری، خواهرتان، معاون امور بانوان، همسرتان، معاون جوانان، فرزند دلبندتان و بازرس ویژه باجناقتان باشد.

برای خود چندین منشی انتخاب کنید تا مراجعان برای دیدن شما از چند کانال گزینشی رد شوند و در نهایت هم به دلیل حضور شما در جلسه یا بازدید عذرش را بخواهید. اصولا مدیر یک مجموعه هر چقدر دور از دسترس باشد، معتبر تر می شود.

جلسات مختلف تشکیل دهید. جلسات خود را به بهانه تشکیل جلسه دیگری هم زمان در مکان دیگری نیمه تمام بگذارید. شمار بالای جلسات نشانه اهمیت یک مدیر است. وقتی تنها هستید به منشی خود بگویید جلسه دارید و به رد و بدل کردن اس ام اس و خواندن جوک بپردازید و به ریش همه بخندید و از وقت خود به نحو احسن استفاده کنید. تلفن هایتان را روی پیغام گیر بگذارید و جواب ندهید. مدیری که به تلفن هایش جواب بدهد حتماً خیلی بیکار است. خیلی وقت ها تلفن خود را خاموش کنید.

در خانه به همسر و فرزندان خود بیاموزید که برای دیدن شما حتماً باید وقت قبلی بگیرند و هماهنگی های لازم را انجام دهند. اگر فرزندتان خواست چیزی بخرد، حتماً باید روال قانونی و اداری آن را طی کند. دیسیپلین اداری را ابتدا در خانه و خانواده خود برقرار کنید.

اصل توبیخ برای همه، تشویق برای یک نفر را پیاده کنید. در صورت اشتباه یکی از کارمندان همه را مورد مواخذه قرار دهید مخصوصاً باجناقتان را به شدت تنبیه کنید تا حواسش جمع شود که خود را پیش خانواده همسرتان بیش از حد شیرین نکند. در صورت انجام شدن یک حرکت مثبت برادرتان را مورد تشویق قرار دهید. این طور، همه کارمندان امیدوار و شاداب به وظایفشان عمل می کنند.

 

 منبع : تبیان

 

حکايت     
مديريتی    

تنها همراه

 

متن حكایت
 
روزی، روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت. او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می كرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترینها هدیه می كرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می كرد. اما همیشه می ترسید كه مبادا او را ترك كند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه كه این پادشاه با مشكلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد می كرد و او نیز همسرش را در این مورد كمك می كرد. همسر اول پادشاه، شریكی وفادار و صادق بود كه سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حكومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد.
 
روزی پادشاه احساس بیماری كرد و خیلی زود دریافت كه فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود می گفت: من 4 همسر دارم، اما الان كه در حال مرگ هستم، تنها مانده ام.
 
بنابراین به همسر چهارمش رجوع كرد و به او گفت: من از همه بیشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهای فاخر كرده ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اكنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه می شوی؟ او جواب داد: به هیچ وجه! و در حالی كه چیز دیگری می گفت از كنار او گذشت. جوابش همچون كاردی در قلب پادشاه فرو رفت.
 
پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال كرد و به او گفت: در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟ او جواب داد: نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم كرد. قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد.
 
بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت: من همیشه برای كمك نزد تو می آمدم و تو همیشه كنارم بودی. اكنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می آیی؟ او گفت: متأسفم، در این مورد نمی توانم كمكی به تو بكنم، حداكثر كاری كه بتوانم انجام دهم این است كه تا سر مزار همراهت بیایم" جواب او همچون گلوله ای از آتش پادشاه را ویران كرد.
 
ناگهان صدایی او را خواند: من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی كند به كجا روی، با تو می آیم. پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود. او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: ای كاش زمانی كه فرصت بود به تو بیشتر توجه می كردم.
 
 
شرح حكایت
 در حقیقت، همه ما در زندگی كاری خویش 4 همسر داریم. همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اینكه تا چه حد برایش زمان و امكانات صرف كرده ایم و به او پرداخته ایم، هنگام ترك سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها می گذارد. همسر سوم ما، موقعیت ما است كه بعد از ما به دیگران انتقال می یابد. همسر دوم ما، همكاران هستند. فرقی نمیكند چقدر با هم بوده ایم، بیشترین كاری كه می توانند انجام دهند این است كه ما را تا محل بعدی همراهی كنند. همسر اول ما عملكرد ما است. اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشی از آن غفلت می نماییم. در صورتیكه تنها كسی است كه همه جا همراهمان است.
 
همین حالا احیائش كنید، بهبودش دهید و مراقبتش كنید.

 

تکنيکهای     
موفقيت     

پانزده کمین برای شکار موفقیت

 

 

موفقیت را باید شکاری فرض نموده ودر کمین نشست تا در یک فرصت مناسب که ممکن است اولین و آخرین فرصت زندگیمان هم باشد با توکل، صبر و برنامه ریزی این غزال تیزپا را در بند امید و پشتکار مان اسیر و در راه ایجاد یک زندگی مطلوب و دلخواه قدم بگذاریم:

 

قانون۱) باور کنیم ؛ اوقاتی را با خود صادقانه و بی تکلف خلوت کنیم.

 

قانون۲) باور کنیم ؛ که هر انسانی دارای نقاط ضعف و نقاط قوت است، پس خود را بهترو بیشتر بشناسیم.

 

قانون۳) همواره قدر شناس داشته هایمان باشیم.

 

قانون۴) باور کنیم؛ تا به جای انکار واقعیت ها به آنها توجه کنید.

 

قانون۵) باور کنیم؛ که ما سرنوشت خود را رقم می زنید.

 

قانون۶) باور کنیم و بدانیدکه یا موفق می شوید یا نمی شوید.

 

قانون۷) باور کنیم؛ زندگی به اعمال پاداش می دهد.

 

قانون۸) باور کنیم ؛بزرگ نمائی و کوچک شمردن ، هر دو آفت است،مهم استنباط شماست.

 

قانون ۹) باور داشته باشیم ؛که زندگی همواره با مشکلات عجین بوده و خواهد بود.

 

قانون۱۰) باور کنیم؛ که حرکت را همیشه از خود آغاز کنیم.

 

قانون ۱۱) باور کنیم؛ مائیم که به دیگران می آموزیم تا چگونه با ما رفتارکنند.

 

قانون۱۲) باور کنیم ؛که بخشش نشانه ی قدرت است.

 

قانون۱۳) باور کنیم ؛تا ندانیم چه می خواهیم به اهدافمان نمی رسیم.

 

قانون۱۴) باور کنیم؛ که خوب دیدن و نیکو گفتن هنر است.

 

قانون۱۵) باور کنیم که زمان و آنچه در آن است امانت بزرگ خداوند است که در خدمت ما قرار داده، پس امانتداران خوبی باشیم.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

نکات       
مديريتی    

نکات مدیریتی

 

1- به اندازه كافی استراحت كنید و اجازه ندهید خستگی و استرس به سلامت روحی شما لطمه وارد كند.

2- هر از گاهی جلسه‌ای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان ترتیب دهید تا از صحبت عملكرد و برنامه‌های آنان مطمئن شوید.

3- سرپرستان و مسئولین، پل ارتباطی مدیریت و كارمندان هستند، تا از استحكام این پل مطمئن نشده‌اید بی‌محابا گام برندارید.

4- كارمندان را تشویق كنید تا با ابتكار در انجام كارهایشان راههایی برای صرفه‌جویی و پایین آوردن هزینه‌ها پیدا كنند.

5- به دیگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهید.

6- نقاط ضعف و قوت خود را كشف كنید.

7- با اولین برخورد، در مورد كسی قضاوت نكنید.

8- حس ششم خود را نادیده نگیرید.

9- هر كسی را فقط با خودش مقایسه كنید، نه با دیگران.

10- اعجاز عبارات تأكیدی و مثبت را نادیده نگیرید.

11- از انجام هر جابه‌جایی برای نیروی انسانی در محیط كار، نمی‌توان نتیجه مطلوب گردش شغلی را حاصل نمود. اگر جابه‌جایی كارمندان اصولی و حساب شده نباشد، باعث افت راندمان كاری و دلزدگی آنان از كارشان می‌‌شود.

12- مراقب باشید و اجازه ندهید سرپرستان و مسئولان برای پیاده‌سازی نظرات شخصی و اجرای فرامین خود، خودسرانه دستوری را به اسم شما اعلام كنند، زیرا در این صورت اگر این دستورات صحیح و قابل اجرا نباشد، از حسن شهرت و محبوبیت شما كاسته خواهد شد.

13- با هر نوع بی‌انضباطی مبارزه كنید.

14- روز خود را با خوردن صبحانه‌ ای مقوی آغاز كنید.

15- حتی اگر سن شما از كارمندان كمتر است، آنچنان دلسوزانه با مسائلشان برخورد كنید تا لقب "پدر سازمان" را كسب كنید.

16- در برخی از برنامه‌ریزی‌ها و اخذ تصمیمات از كاركنان نیز نظرخواهی كنید تا با این مشاركت صمیمیت بیشتری بین مدیریت و كاركنان برقرار گردد و حس مسئولیت‌پذیری افراد افزایش یابد.

17- از كاركنان بخواهید اگر با مشكلی روبه‌رو می‌شوند ضمن اعلام آن مشكل چند راه حل مناسب نیز ارائه دهند.

18- گاهی اوقات بدون اطلاع قبلی وارد اتاق كاركنان شوید و شخصاً با آنان به گفت‌وگو بپردازید.

19- با برقراری امنیت شغلی در محیط روحیه كاری افراد را بهبود ببخشید.

20- مشوق و ترویج‌ دهنده كار تیمی باشید تا هماهنگی و همسویی كاركنان جایگزین رقابت‌های ناسالم شود.

 

 

مقاله      
مديريتی    

سازمان مجازی

 

تغییرات‌ گسترده‌ امروز، تجدیدنظر در ساختارهای‌ سازمانی‌ را اجتناب‌ناپذیر كرده‌ است.در سازمانهای‌ مجازی، واگذاری‌ فعالیتها به‌ سازمان های‌ دیگر و تامین‌ خدمات‌ و كالا با همكاری‌ واحدهای‌ خارجی‌ بسیار رایج‌ است. در عصر حاضر، پارامتر بازدارنده‌ فاصله‌ و ملیت‌ میان‌ تولیدكننده‌ و مشتری‌ از میان‌ برداشته‌ شده‌ است. سازمان‌ مجازی، سازمان‌ جدیدی‌ است‌ كه‌ متناسب‌ با شرایط‌ محیطی‌ آینده‌ طراحی‌ شده‌ است. تكنولوژی‌های‌ ارتباطی‌ باعث‌ دگرگونی‌ در بازار و تمایلات‌ مشتریان‌ شده‌ است.

 

● چكیده‌

‌سازمان‌ مجازی نوع‌ جدیدی‌ از سازمانهای‌ آینده‌ را معرفی‌ می‌ كند. ساختار این‌ سازمانها به‌ صورت‌ واحدهای‌ كوچك، خودكفا و منعطف، همراه‌ با سیستم‌های‌ ارتباطی‌ پیش‌رفته‌ است. در سازمانهای‌ مجازی، این‌ واحدهای‌ كوچك‌ و خودكفا به‌ یاری‌ سیستم‌های‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ كه‌ به‌ سرعت‌ اعجاب‌آوری‌ درحال‌ پیشرفت‌ هستند، با یكدیگر پیوند خورده‌ و شبكه‌ای‌ عظیم‌ از سازمانها را به‌ وجود می‌آورند. این‌ مقاله‌ ابتدا به‌ تشریح‌ سازمان‌ مجازی‌ و ویژگیهای‌ آن‌ پرداخته‌ و سپس‌ به‌ بررسی‌ انواع‌ متداول‌ ساختار در این‌ سازمانها و كاركرد آنها در بازارهای‌ آینده‌ می‌پردازد.

 

● مقدمه‌

‌هر سازمان، چیزی‌ بیش‌ از مجموعه‌ فرآورده‌ها و خدمات‌ است. سازمانها، جوامعی‌ انسانی‌ هستند كه‌ مانند هر جامعه‌ دیگری‌ دارای‌ ساختار، فرهنگ، قوانین‌ و روابط‌ خاص‌ خود است. در دهه‌های‌ گذشته‌ به‌ دلیل‌ توجه‌ صاحبان‌ تولید به‌ سود و افزایش‌ تولید، سازمانها بیشتر به‌ صورت‌ مكانیكی‌ و مقررات‌ خشك‌ سازماندهی، اداره‌ می‌شدند و اغلب‌ دارای‌ ساختاری‌ ثابت‌ بوده‌اند.

امروزه‌ تغییرات‌ گسترده‌ و پیشرفتهای‌ به‌دست‌ آمده‌ در عرصه‌ تكنولوژی‌ اطلاعاتی‌ چنددهه‌ گذشته، ضرورت‌ تجدیدنظر در مسائل‌ مختلف‌ ازجمله‌ ساختارهای‌ سازمانی‌ را اجتناب‌ناپذیر كرده‌ است. به‌ كارگیری‌ تكنولوژی‌ اطلاعاتی‌ نظیر اینترنت، پست‌ الكترونیك‌ و همچنین‌ فراگیر شدن‌ استفاده‌ از كامپیوتر و شبكه‌های‌ كامپیوتری‌ و ارتباطات‌ كلامی‌ و تصویری‌ مستقیم‌ بدون‌ درنظر گرفتن‌ فاصله‌ها، باعث‌ شده‌ تا شكلهای‌ سازمانی‌ جدید پا به‌ عرصه‌ وجود بگذارد كه‌ ماهیتی‌ كاملاً‌ متفاوت‌ با سازمانهای‌ سنتی، بزرگ‌ و دیوانسالاری‌ دارند.

از سازمان های‌ مجازی‌ تعاریف‌ متعددی‌ ارائه‌ شده‌ است. انجمن‌ حسابداران‌ مدیریت‌ كانادا معتقد است‌ كه‌ انعطاف‌ تنها ویژگی‌ سازمان‌ مجازی‌ است. چارلز هندی‌ معتقد است‌ كه‌ در سازمانهای‌ مجازی، لازم‌ نیست‌ همه‌ افراد در یك‌ مكان‌ حضور داشته‌ باشند تا بتوانند خدمات‌ خود را عرضه‌ كنند. سازمان‌ وجود دارد ولی‌ شما آن‌ را نمی‌بینید، آن‌ یك‌ شبكه‌ است‌ نه‌ یك‌ دفتر.(چارلز هندی ‌ 1991)

دیونپورت‌ اعتقاد دارد كه: سازمان‌ مجازی‌ بسیاری‌ از فعالیتهای‌ خود را از منابع‌ خارجی‌ تامین‌ می‌كند و ساختاری‌ به ‌وجود می‌آورد كه‌ در آن‌ به‌ جای‌ انجام‌ وظایف‌ سنتی‌ در هر واحد داخلی، واحدهای‌ خارجی‌ عهده‌دار انجام‌ آن‌ وظایف‌ می‌شوند.(FRANK .2001)

‌بحث‌ سازمانهای‌ مجازی‌ برای‌ اولین‌ بار توسط‌ موشیویتز(MOWSHOWITZ) به‌ صورت‌ بحث‌ كاملاً‌ آكادمیك‌ در سال‌ 1986 ارائه‌ شد. بعد از وی، محققان‌ دیگر به‌ بحثهای‌ متنوع‌ از مفهوم‌ سازمانهای‌ مجازی‌ پرداختند كه‌ به‌طور مثال‌ می‌توان‌ به‌ بحثهای‌ شركتهای‌ مجازی‌ توسط‌ فگل‌ و كولدمان، عملكرد مجازی‌ توسط‌ هاردیگر و كارخانجات‌ مجازی‌ توسط‌ مك‌آفی‌ و آبتون‌ نام‌ برد.

(2001FRANK )

‌‌همه‌ این‌ محققان، تكنولوژی‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ پیش‌نیاز و یا حتی‌ مغز الگوی‌ سازمانی‌ مجازی‌ معرفی‌ كرده‌اند. در سال‌ 1997، میوز دو جهت‌ اصلی‌ شرایط‌ بازار درحال‌ تغییر و قابلیت‌ انعطاف‌ برای‌ حركت را برای‌ حركت‌ به‌ سوی‌ سازمانهای‌ مجازی‌ مشخص‌ ساخت. به‌طوركلی، در تحقیقات‌ مختلفی‌ كه‌ توسط‌ دانشمندان‌ در گذشته‌ و حال‌ درمورد سازمانهای‌ مجازی‌ ارائه‌ شده‌ است، همگی‌ بر این‌ اعتقاد هستند كه‌ سازمانهای‌ جدید قابل‌ رؤ‌یت‌ نیستند. از این‌ پس‌ لازم‌ نیست‌ كه‌ همه‌ افراد موردنیاز در یك‌ زمان‌ و یك‌ مكان‌ جمع‌ شوند تا كار معینی‌ انجام‌ شود. امروزه‌ زمان‌ و مكان‌ به‌ همدیگر وابسته‌ نیستند. این‌ سازمانها برای‌ اجرای‌ یك‌ پروژه‌ در ظرف‌ زمانی‌ معین‌ از گروههای‌ مختلف‌ در اقصی‌ نقاط‌ جهان‌ استفاده‌ می‌كنند. روز به‌ روز شمار كسانی‌ كه‌ ازطریق‌ تلفن، دورنویس‌ و شبكه‌های‌ جهانی‌ اینترنتی‌ می‌توانند با هم‌ كار كنند بیشتر و رایج‌تر می‌شود. اگر قرار باشد كه‌ اطلاعات‌ ماده‌ اولیه‌ كار باشد، بنابراین، دلیلی‌ ندارد كه‌ جایگاه‌ معینی‌ برای‌ تجمع‌ افراد ایجاد شود. از این‌ گذشته، سازمانها دیگرر ضرورتی‌ برای‌ استخدام‌ افراد حس‌ نمی‌كنند، زیرا اصل‌ انجام‌ كار مهم‌ است. این‌ سازمانها همواره‌ میل‌ دارند تاحدودی‌ از بند سلسله‌ مراتب‌ سازمانی‌ رها شوند و ساختاری‌ نرمش‌پذیر و كاركنانی‌ مبتكر و نوآور داشته‌ باشند.

 

● ساختار سازمانهای‌ مجازی‌

‌در سازمانهای‌ مجازی‌ عامل‌ مهمی‌ كه‌ مجازی‌ بودن‌ را تعیین‌ می‌كند، واگذاری‌ فعالیتها به‌ سازمانهای‌ دیگر و تامین‌ خدمات‌ و كالا با همكاری‌ واحدهای‌ خارجی‌ و اتحاد با آنهاست. هر قدر این‌ واگذاری‌ گسترده‌تر باشد، سازمان‌ به‌ سوی‌ مجازی‌ شدن‌ بیشتر حركت‌ خواهدكرد. سازمانهایی‌ با ساختار شبكه ‌ای‌(NETWORK STRUCTURE) و سازمانهای‌ بدون‌ مرز(BARRIER-FREE) نمونه‌ای‌ متفاوت‌ از مقوله‌ای‌ واحد به‌ نام‌ سازمان‌ مجازی‌ هستند. (نمودار شماره‌ یك) در سازمانهای‌ شبكه‌ای، ساختار سازمانی‌ حالت‌ دائم‌ نداشته‌ و می‌تواند براساس‌ نیازهای‌ احساس‌ شده، شكلهای‌ مختلفی‌ به‌ خود بگیرد و شركای‌ جدیدی‌ را به‌ كار دعوت‌ كند. در این‌ نوع‌ ساختار، دسترسی‌ به‌ بازارهای‌ بین‌المللی‌ آسان‌ می‌شود و از آنجایی‌ كه‌ هریك‌ از شركا بهترین‌ صلاحیتها و تخصصها را به‌ سازمان‌ شبكه‌ای‌ می‌آورد، مجموعه‌ای‌ از بهترینها ایجاد می‌شود. اما سازمان‌ بدون‌ مرز كه‌ برخی‌ از نویسندگان، آن‌ را سازمانی‌ بدون‌ ساختار نامیده‌اند، به‌ زعم‌ بی‌ساختاری‌ نیاز محیط‌ امروز است. در این‌ شیوه‌ برخورد، سازمان‌ با انعطاف‌ كامل‌ شكلی‌ پیدا می‌كند كه‌ متناسب‌ با شرایط‌ متحول‌ است‌ و امكان‌ عمل‌ در دوره‌های‌ كوتاه‌مدت‌ را نیز دارد. سازمانهای‌ موثر هر روز باید به‌ شكل‌ تازه‌ درآیند و در این‌ فرایند ساختار سازمانی‌ مهم‌ نیست‌ بلكه‌ مدیران‌ باید بتوانند مشتركاً‌ با افراد مستعد و هوشمند به‌كار بپردازند و افرادی‌ را كه‌ از سازمانها و واحدهای‌ مختلف‌ آمده‌اند را با یكدیگر همراه‌ و هماهنگ‌ سازند و سازمانهای‌ موفقی‌ به‌ وجود آورند. (الوانی‌ 1377)


● بازارهای‌ آینده‌

‌‌هر انقلاب‌ تكنولوژیك‌ تغییراتی‌ عمیق‌ در صنعت‌ ایجاد كرده‌ است. موفقیت‌ در عرصه‌ اینترنت‌ با بازنگری‌ در مدلهای‌ رایج‌ كسب‌وكار و تجارت‌ و اعمال‌ تغییرات‌ بنیادی‌ در سازمانها منجر می‌شود. اینترنت‌ به‌ لحاظ‌ سرعت‌ فوق‌العاده‌اش‌ همانند انقلاب‌ صنعتی، اما با سرعتی‌ ده‌ برابر آن‌ درحال‌ رشد است، اینترنت‌ باعث‌ دگرگونی‌ در بازار و تمایلات‌ مشتریان‌ شده‌ است. در این‌ شرایط، مشتریان‌ برای‌ خرید و انتخاب‌ نوع‌ جنس‌ دیگر نیازی‌ به‌ مراجعه‌ به‌ مراكز فروش‌ و صرف‌ وقت‌ طولانی‌ برای‌ به‌دست‌ آوردن‌ اجناس‌ موردعلاقه‌ خود ندارند. درضمن‌ در این‌ نوع‌ بازارها، مشتریان‌ توانایی‌ سفارش‌ اجناس‌ متناسب‌ با نیاز و علاقه‌ خود در زمان‌ و مكان‌ معین‌ را دارا هستند. در عصر حاضر پارامتر بازدارنده‌ فاصله‌ و ملیت‌ میان‌ تولیدكننده‌ و مشتری‌ از میان‌ برداشته‌ شده‌ و علایق‌ و خواست‌ مشتریان، مرزهای‌ بین‌المللی‌ را در نوردیده‌ و به‌ عنوان‌ یك‌ فرصت‌ در اختیار مدیران‌ سازمانها در سرتاسر جهان‌ قرارگرفته‌ است. در این‌ شرایط، سازمانهای‌ مجازی‌ كه‌ موجودیت‌ خود را به‌وسیله‌ سیستم‌های‌ پیشرفته‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ به‌دست‌ آورده، فعالیتهای‌ گروههای‌ مختلف‌ موجود در خود را متناسب‌ با نیازهای‌ ارائه‌ شده‌ ازطرف‌ مشتریان‌ سازماندهی‌ می‌كند. سازمان‌ همواره‌ پذیرای‌ سفارشات‌ خاص‌ مشتریان‌ خود در سرتاسر جهان‌ است‌ كه‌ برای‌ برآورد این‌ سفارشات‌ همواره‌ درحال‌ همكاری‌ با رقبا و همكاران‌ خود است.

 

نتیجه ‌گیری‌

‌سازمان‌ مجازی‌ نوع‌ جدیدی‌ از سازمانهای‌ جدید است‌ كه‌ متناسب‌ با شرایط‌ محیطی‌ آینده‌ طراحی‌ شده‌ است. امروزه‌ به‌ لحاظ‌ گسترش‌ و پیشرفت‌ تكنولوژی‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی، نوع‌ جدیدی‌ از سازمانها با مشخصات‌ جدید و ساختار كاملاً‌ منعطف‌ موردنیاز است. در این‌ نوع‌ سازمانها، نقش‌ نیروی‌ انسانی‌ بیش‌ از پیش‌ نمایان‌ می‌شود. سازمان‌ بسیاری‌ از فعالیتهای‌ خود را به‌ دیگر سازمانها واگذار كرده‌ و خود نقش‌ ناظر و هماهنگ‌كننده‌ را ایفا می‌كند كه‌ در این‌ حالت‌ سازمان‌ نیاز به‌ نیروی‌ انسانی‌ نوآور فعال‌ و باانگیزه‌ بیشتر خود را نمایان‌ می‌سازد. ساختار این‌ سازمانها اغلب‌ به‌ دو صورت‌ شبكه‌ای‌ و بدون‌ مرز است. از خصوصیت‌ مشترك‌ این‌ ساختارها می‌توان‌ به‌ نداشتن‌ شكل‌ دائمی‌ در ساختار و فرد محوری‌ در این‌ سازمانها اشاره‌ كرد.

 به ‌طوركلی‌ برای‌ سازمان های‌ مجازی، صاحب نظران‌ چند خصوصیت‌ مشترك‌ تعریف‌ كرده‌اند كه‌ عبارتند از:

واگذاری‌ بسیاری‌ از امور به‌ واحدهای‌ بیرون‌ از سازمان؛

وجود شبكه‌های‌ ارتباطی‌ كامپیوتری‌ میان‌ بخشها و واحدهای‌ مختلف؛

مرزهای‌ سازمانی‌ نامشخص‌ و منعطف؛

وجود كاركنانی‌ متخصص، نوآور و فعال‌ در سازمان‌ و آموزش‌ مداوم‌ كاركنان؛

استفاده‌ عمده‌ از شبكه‌ اینترنت‌ برای‌ عرضه‌ محصولات‌ و ارتباط‌ مستقیم‌ با مشتریان.

 

منبع : www.bazareiranian.ir

 

کلید      
هدایت     

مشورت

کلام حق

وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ. (آل عمران: 159)

(ای پیامبر) و با آنها درکار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی، به خداوند توکل کن که خدا توکل‌کنندگان (به خویش) را دوست دارد.

... وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ... . (شورا: 38)

(مؤمنان) کارشان رایزنی میان همدیگر است... .

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

هیچ‌گونه تنهایی، وحشتناک‌تر از خودپسندی و هیچ‌گونه همکاری‌، مطمئن‌تر از مشورت نیست. (الحکم الزاهره، ص 502)

(خطاب به امیرمؤمنان علی7): با ترسو مشورت نکن که راه رهایی را به تو تنگ می‌کند و با بخیل مشورت نکن که تو را از هدفت باز می‌دارد و با حریص مشورت نکن که طمع کاری را برای تو زینت می‌دهد. (خصال، ج 1، ص 157)

 

حضرت امیر

خردمند از مشورت بی‌نیاز نیست. (الحکم الزاهره، ص 519)

هیچ پشتیبانی چون مشاوره نیست. (نهج البلاغه، حکمت 54)

 

امام صادق

در کارها مشورت با مؤمنان موجب تحصیل دانش است و عاقل کسی است که به‌وسیله مشورت با مؤمنان، علم و آگاهی جدیدی به‌ دست آورد و از آن علم، راه به مقصود و مراد خود ببرد. (مصباح الشریعه، ص 350)

 

قند پارسی

مشورت ادراک و هوشیاری دهد                    عقل‌ها مر عقل را یاری دهد

    (مثنوی معنوی)

 

زانکه با عقلی چو عقلی جفت شد                 مانع بد فعلی و بد گفت شد

       (مثنوی معنوی)

 

هرکه بی‌مشورت کند تدبیر                        غالبش بر غرض نیاید تیر

       (سعدی)

 

بی ‌مشورت مباش که سرکردگان راه            یک گام بی ‌صلاح توکل نمی ‌زنند

(صائب تبریزی)

 

مشورت با مردم بزدل مکن                      که تو را در کارها سازند سست

کار کوچک را کنند آنها بزرگ                 نقص‌ها آرند بر کار درست

(امین میرهادی)

حدیث دیگران

لقمان حکیم: با بزرگان مشورت کن و (حتی) از مشورت با افراد کوچک نیز شرم نداشته باش.

 

ضرب ‌المثل

Four eyes see more two .

چهار چشم بیش از دو چشم می‌بیند.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

رسول (پس از واقعه‌ جنگ اُحُد و نافرمانی برخی یاران) بر یاران خویش خشم گرفت از آنکه در حرب احد به هزیمت (شکست) شدند و رسول را فرو گذاشتند. او را از آن، رنج کرد و نومید آمد. گفت: من خود نیز با شما (از این به بعد) مشاورت نکنم که آنچه به من رسید، بدان رسید که به قول شما کار کردم و اگر من بر آن چه صواب دیدم، برفتمی و در مدینه ببودمی، به (= بهتر) بودی، مرا از شما و یاری شما.

یاران چون آن بشنیدند، سخت اندوهگین شدند و گفتند مخاطره است که شومی آزار رسول در ما رسد (خطر بلا بر ما به سبب اذیت و ‌آزار رساندن به رسول می ‌رود). خدای تعالی این آیت (وَ شاوِرهُم فی الْامر) بفرستاد و فایده‌ آن اینکه در مشاورت رسول، تسلیت و تألیف دل‌های یاران بود و دلالت امت بر مشاورت که چون رسول را با کمال عقل او و مدد وحی وی را چاره نبود از مشاورت، بدانند که هیچ عاقل را از مشاورت چاره نبود تا امت وی نیز به رسول اقتدا کنند. (ابوبکر عتیق نیشابوری، تفسیر سور آبادی، تهران، فرهنگ و نشر نو، 1380، ج 1، ص 353 (با کمی تغییر و تلخیص)

 

مباحث     
 فرهنگی    

بنیادهای شکل ‌گیری تمدن اسلامی

تمدن، محصول دانش و تعالی فرهنگی است و جامعه‌ای که نظم اجتماعی را پذیرا شود و در یک زندگی جمعی، با بهره‌گیری از علم، به رشد، تعالی و کسب فضایل انسانی بیندیشد، جامعه‌ای متمدن خواهد بود.

تمدن اسلامی با تولد اولین حکومت اسلامی در مدینه پیامبرصلی الله علیه و آله شکل گرفت و با نهضتی علمی و بی‌مانند، به محوریت قرآن و سیره پیامبرصلی الله علیه و آله به اوج شکوفایی رسید. در واقع، دین اسلام، خالق تمدنی عظیم و همه‌جانبه شد و ملت‌های گوناگون را به یکدیگر پیوند داد و این سرمایه را در کمک به علم و تمدن بشری هزینه کرد. با درنگ در تاریخ، به ارزش عظیم و غرورآمیز خدمات اسلام به تمدن بشری و دیون بسیار سنگین اروپای امروز به تمدن اسلامی پی می‌بریم.

مسلمانان با تکیه بر معارف دین، دوران اعجاب‌آوری از اعتلا و شکوفایی را پشت سر گذاشتند و تمدنی بنا کردند که چندین قرن، مشعل‌دار تمدن بشری بود؛ اما دوری از روح و حقیقت اسلام، تمدن اسلام را در سراشیبی سقوط افکند و حکایت غمبار انحطاط آن را، قصه دوست و دشمن قرار داد.

این اعتلا و انحطاط،‌ از دیرباز، همواره در اندیشه متفکران مصلح و دل‌سوز،‌ جاری و مطرح بوده است. استاد شهید مرتضی مطهری، در عصر حاضر، یکی از پیش‌گامان واکاوی و پژوهش در این حوزه مطالعاتی است. با آغاز حرکت علمی استاد، او اصرار داشت که عظمت تمدن اسلامی و خدمات آن را به تمدن بشری، در دست‌نوشته‌های خود نشان دهد و ضمن تأکید بر حیات اسلام، دردمندانه، علل انحطاط آن را تحلیل کند؛ اما این تلاش را کافی نمی ‌دانست.

اگر بنا شود تحقیقی کافی و عالمانه در این مطلب بشود، باید موضوعات فراوانی مورد بحث و تحقیق قرار گیرد و بررسی همه آنها از عهده یک فرد، خارج است ویا لااقل سال‌ها وقت لازم دارد.

استاد همواره در اندیشه خلق یک اثر مستقل در تمدن اسلامی بود که نموداری از عظمت و انحطاط مسلمانان باشد؛ اثری که مطالب ذیل را شامل شود:

1. پایه عظمت و رفعت تمدن اسلامی.

2. علل و موجبات و مایه‌های تمدن اسلامی.

3. تأثیر اسلام در اعتلای مسلمانان.

4. اقتباس و مایه‌گیری تمدن جدید اروپایی از تمدن اسلامی.

5. وضع حاضر جهان اسلامی از نظر مظاهر انحطاط و تأخر.

6. نابودی تمدن اسلامی و حیات اسلام (اسلام به صورت نیرویی زنده و فعال و رو به گسترش، باقی مانده است و با نیرومندترین نیروهای نو اجتماعی و انقلابی رقابت می‌کند).

7. بیداری ملل اسلامی.

او امید داشت که بتواند چنین اثری را تنظیم کند و آن را در دسترس عموم بگذارد؛ اما خود قربانی مروجان انحطاط تمدن اسلامی ‌گردید.

گرچه خلاء عدم تدوین اثر دل‌خواه استاد، محسوس است، اما دغدغه‌ها و دیدگاه‌های او را در لابه‌لای آثار به جای‌مانده از او می‌توان جست و دیروز، امروز و فردای تمدن اسلامی را از نگاه دقیق او به نظاره نشست. چگونگی شکل‌گیری تمدن اسلامی، گوشه ای از نگاه این متفکر بزرگ اسلامی است.

 

شکل گیری تمدن اسلامی

اسلام، دین رشد است و نشان داد که عملاً می‌تواند جامعه را به جلو ببرد. هرگاه انسان‌هایی، با هر نژادی، اسلام را از صمیم جان بپذیرند و به دستورات آن عمل کنند، همین خاصیت رشد، تکامل و روی پای خود ایستادن و دیگران را به حیرت واداشتن، در آن ملت، بروز خواهد کرد.

 

ویل دورانت در تاریخ تمدن خود می‌نویسد:

تمدنی شگفت‌انگیزتر از تمدن اسلامی وجود ندارد. اگر اسلام طرفدار ثبات، جمود و یک‌نواختی می بود، باید جامعه را در همان حد اول جامعه عرب نگه بدارد؛ در حالی که [در طی کمتر از یک قرن] تمدن‌های وسیع مجاور را در خودش جمع کرد و از مجموع آنها، تمدن عظیم‌تری را به وجود آورد.

اسلام، وابستگی های بیهوده را از بین برد و وابستگی‌هایی پولادین به وجود آورد. غلبه اسلام، غلبه اندیشه نو بر اندیشه کهنه بود؛ نه غلبه قومی بر قوم دیگر. غلبه اسلام، غلبه عدالت‌خواهی و پرهیزکاری بر ستم‌گری و تبهکاری بود. اسلام به شکل‌های زندگی توجه ندارد - به این که شکلی از شکل‌های زندگی را تثبیت کند - بلکه همیشه به روح زندگی توجه کرده است و به همین جهت از تصادم با پیشرفت‌های زندگی، پرهیز دارد؛ زیرا آن چه علم و صنعت و تکنیک آن را پیش می‌برد، صورت زندگی و ابزار زندگی است.

آن چه رشد علمی و پیشرفت‌های مادی را برای مسلمانان میسر ساخت، در حقیقت، همان اسلام بود که با تشویق مسلمین به علم و ترویج نشاط در زندگی، راه اعتدال و روح همکاری، توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی را تسهیل کرد. اسلام در دنیایی دعوت خود را آغاز کرد که در حال رکود و جمود بود. اسلام با تعلیماتی مبتنی بر جست جوی علم و ترک تعصبات قومی و مذهبی و اعلام امکان همزیستی با اهل کتاب، به تعبیر قرآن، غل‌ها و زنجیرهایی را که به دست و پا و گردن مردم بسته شده بودند، پاره کرد و زمینه رشد یک تمدن عظیم و وسیع را فراهم ساخت.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به علم و سواد تشویق می کرد و حتی به برخی از یارانش فرمان داد که زبان سریانی بیاموزند. به این سخنان رسول اکرم (ص) بنگرید:

1. طلب العلم فریضه علی کل مسلم؛ جست‌وجو و طلب علم، بر هر مسلمان واجب است. مطابق این حدیث، فریضه علم، یک فریضه عمومی است و اختصاص به طبقه ای یا صنفی یا جنسی خاص ندارد.

2. اطلبوا العلم من المهد الی اللحد؛ از گهواره تا گور، در جست‌‌وجو و طلب علم باشید؛ یعنی علم، فصل و زمان معینی ندارد و در هر زمانی، باید از این فرصت استفاده کرد.

3. اطلبوا العلم ولو بالصین؛ علم را به دست آوردید؛ اگر چه در چین باشد. ظاهراً نام چین به این دلیل ذکر شده که در آن ‌روز از چین به عنوان دورترین نقاط جهان، نام برده می‌شد و یا این که در آن‌ زمان، چین به عنوان یک مهد علمی و صنعتی، معروف بوده است؛ یعنی در فریضه علم، هیچ نقطه معینی در نظر گرفته نشده است و هر جا که علم هست، آن جا جای تحصیل و به دست آوردن است.4. الحکمه ضاله المؤمن یأخذها اینما وجدها، یا کلمه الحکمه ضاله المؤمن فحیث وجدها فهو احق بها؛ حکمت، گم شده مؤمن است و هر کس که چیزی گم کرده، آن را در هر نقطه که بیابد، معطل نمی‌شود و برمی‌دارد.

حکمت، یعنی سخن محکم، متقن و منطقی و دریافت حقیقت. هر قانون و قاعده ای که با حقیقت وفق دهد و ساخته وهم و تخیل نباشد، حکمت است. بنابراین، در فرا گرفتن علم، یگانه شرط، این است که آن علم، درست و صحیح و مطابق با واقع و حقیقت باشد. شما به آن کسی که علم و حکمت را از او فرامی‌گیرید، کار نداشته باشید؛ البته آنان که اهل تشخیص نیستند، نباید به سخن هرکس گوش کنند و باید دقت کنند که تحت تأثیر و تلقین چه کسی هستند. اگر در این جهت دقت نکنند، ممکن است که گمراه شوند. ولی گاهی معلوم است که حرف درست است؛ مثل یک کشف علمی که قطعاً درست است.

این تأکیدها و تشویق‌ها، سبب شد تا مسلمین با همت و سرعتی بی نظیر، به جست‌وجوی علم در همه جهان بپردازند و آثار علمی را هر کجا یافتند، ترجمه کنند و خود به تحقیق پرداخته از این راه، علاوه بر این که حلقه ارتباطی میان تمدن‌های قدیم و تمدن جدید اروپایی شدند، خود یکی از شکوهمندترین تمدن‌ها و فرهنگ‌های تاریخ بشریت را آفریدند.

مسلمین در اقتباس علوم، تنگ‌ نظری نشان ندادند و به قول احمد امین، همان شور و نشاطی را که در فتح سرزمین‌ها به خرج دادند، در اقتباس علوم نیز به خرج دادند و باید دانست که این، مولود وسعت نظر خود اسلام است.

مسلمین براساس آن چه از پیشوای عظیم الشأن خود آموخته بودند، خود را صاحب و وارث اصلی حکمت‌های جهان می‌دانستند و آن را نزد دیگران امری عاریه‌ای تصور می‌کردند.

مسلمین، دورانی از عظمت و افتخار را پشت سر گذاشته اند که اعجاب‌آور است. آنان تمدنی عظیم و با شکوه بنا کردند که چندین قرن ادامه یافت و مشعل‌دار بشریت بود. اکنون نیز این تمدن، یکی از حلقات درخشان تمدن بشر به شمار می‌رود و تاریخ تمدن، به داشتن آن می‌بالد. مسلمین، چندین قرن در علوم، صنایع، فلسفه، هنر، اخلاق و نظامات عالی اجتماعی، بر همه جهانیان برتری داشتند و دیگران از خرمن فیض آنها توشه برمی‌گرفتند. بی ‌شک با احیای بنیادهای شکل‌گیری تمدن اسلامی، می‌توان بر قله تمدن بشری صعود کرد و مشعل ‌دار نهضت علمی جهان شد.

 

منبع : javanemrooz.com

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

آیا شما افسرده هستید؟

 

پرسش نامه دكتر بک یكی از بهترین معیار های روان پزشكی برای تعیین سطح افسردگی است . این پرسش نامه را به دقت بخوانید و به سوال های آن یک به یک پاسخ دهید.

 

1

0 ) من غمگین نیستم
1) من غمگینم
2) غم و غصه از زندگی من دست بر نمی دارد
3) دیگر تحمل این زندگی را ندارم


2
0) من به آینده خوشبینم
1) امیدی به آینده ندارم
2) احساس می كنم كه آینده خوبی در انتظارم نیست
3)هیچ روزنه امیدی در زندگی ام نیست

 

3
0) من ناكام نیستم
1) من از دیگران ناكام ترم
2) وقتی به گذشته نگاه می كنم می بینم تمام زندگی ام شكست و ناكامی بوده است
3) من یك شكست خورده تمام عیارم

 

4
0) مثل گذشته از زندگی ام رضایت دارم
1) مثل گذشته از زندگی لذت نمی برم
2) از زندگی ام رضایت واقعی ندارم
3) از همه چیز و همه كس ناراضی ام

 

5
0) احساس گناه و تقصیر نمی كنم
1) گاهی اوقات احساس گناه می كنم
2) اغلب اوقات احساس گناه و تقصیر دارم
3) همیشه احساس گناه و تقصیر در من است

 

6
0) انتظار مجازات ندارم
1) احساس می كنم ممكن است مجازات شوم
2) انتظار مجازات دارم
3) مطمئنم مجازات می شوم

 

7
0) من از خودم رضایت دارم
1) من از خودم ناراضی ام
2) از خودم بدم می آید
3) من از خودم متنفرم

 

8
0) من بدتر از دیگران نیستم
1) گاهی از خودم به خاطر خطاهایم انتقاد می كنم
2) همیشه به خاطر خطاهایم خودم را سرزنش می كنم
3) برای هر اتفاق و حادثه ای خودم را سرزنش می كنم

 

9
0) هیچ وقت به خودكشی فكر نمی كنم
1) فكر خودكشی به سرم زده ولی هیچ وقت اقدام به خود كشی نكرده ام
2) به فكر خودكشی هستم
3) اگر بتوانم خودكشی می كنم

 

10
0) بیش از حد معمول گریه نمی كنم
1) بیشتر از گذشته گریه می كنم
2) همیشه در حال گریه كردنم
3) قبلا زیاد گریه می كردم اما حال با آن كه دلم می خواهد نمی توانم گریه كنم.

 

11
0) كم حوصله تر از گذشته ام
1) از گذشته كم حوصله ترم
2) اغلب اوقات كم حوصله ام
3) همیشه كم حوصله ام

 

12
0) مثل همیشه مردم را دوست دارم
1) كمتر از گذشته به مردم علاقمندم
2) تا حدود زیادی علاقه ام را به مردم از دست داده ام
3) از همه مردم سیر شده ام و دیگر به هیچ كس علاقه ای ندارم

 

13
0) مثل گذشته تصمیم می گیرم
1) كمتر از گذشته تصمیم می گیرم
2) نسبت به گذشته تصمیم گیری برایم سخت تر شده است
3) قدرت تصمیم گیری ام را كاملا از دست داده ام

 

14
0) جذابیت گذشته را دارم
1) نگرانم كه جذابیتم را از دست بدهم
2) احساس می كنم كه جذابینم را روز به روز بیشتر از دست می دهم
3) من زشت هستم

 

15
0) به خوبی گذشته كار می كنم
1) به خوبی گذشته كار نمی كنم
2) برای هر كاری مجبورم به خودم فشار بیاورم
3) دستم به هیچ كاری نمیرود

 

16
0) مثل گذشته خوب می خوابم
1) مثل گذشته خوابم نمیبرد
2) یكی دو ساعت زودتر از معمول از خواب می پرم و دوباره خوابیدن برایم سخت می شود
3) چند ساعت زودتر از معمول از خواب می پرم و دیگر خوابم نمی برد

 

17
0) بیشتر از گذشته خسته نمی شوم
1) بیشتر از گذشته خسته می شوم
2) از انجام هر كاری خسته می شوم
3) از شدت خستگی هیچ كاری نمی توانم انجام دهم



18
0) اشتهایم هیچ تغیری نكرده است
1) اشتهایم به خوبی گذشته نیست
2) اشتهایم خیلی كم شده است
3) تازگی ها هیچ اشتهایی به غذا ندارم

 

19
0) اخیرا وزن كم نكرده ام
1) تازگی بیش از دو و نیم كیلو وزن كم كرده ام
2) تازگی بیش از پنج كیلو وزن كم كرده ام
3) تازگی بیش ازهفت كیلو وزن كم كرده ام

 

20
0) بیش از گذشته بیمار نمی شوم
1) سردرد و دل درد و یبوست دارد اذیتم می كند
2) به شدت نگران سلامتم هسنم
3) آنقدر نگران سلامت خود هستم كه دست و دلم به هیچ كاری نمی رود

 

21
0) میل جتسی ام هیچ تغییری نكرده است
1) میل جتسی ام تازگی كمتر شده است
2) میل جنسی  ام خیلی كم شده است3
3) اصلا هیچ میل جنسی در من باقی نمانده است

 

 

تفسیر تست


ابتدا باید نمره ها را با هم جمع كنید

10-1شما افسرده نیستید

16-11خطرناك و شدید است حتما با روانپزشك یا روانشناس مشورت كنید افسردگی شما خفیف است

30-17 بهتر است هر چه زودتر با روانشناس مشورت كنید

40-31 افسردگی شما شدید است مشورت با روانشناس را فراموش نكنید

بیشتر از 40 افسردگی شما بسیار است حتما با روان پزشك مشورت نمایید

متبع : Takbarg.ir 

 

  عبادت      
و بندگی    

جایگاه نماز در سیره معصومین (علیهم السلام)

نویسنده : خدابخش قیصری
 



 

چکیده
هدف مقاله حاضر آن است که به بررسی جایگاه نماز این رکن مهم وستون اسلام درزندگی معصومین علیهم السلام بپردازد.
در میان فروع دین اسلام شاید با فضیلت تر از این عمل كه متأسّفانه توسط برخی از انسانهامورد غفلت وسهل انگاری واقع شده نتوان یافت ،آنچنان اهمیتی که معصومین علیهم السلام که قله های بلند انسانیت وحلقه های اتصال به عالم ملکوتند نیز خود رابه آن آراسته ودر مراحل کمال از آن مدد جسته اند برخلاف عرفانهای نوظهور وخودروی که بعداز طی مراحلی این تکلیف عظمای الهی رااز دوش خود ساقط می دانند.روش جمع آوری مطالب،كتابخانه ای بوده كه بر این مبنا از اسناد ومدارك دینی بهره برده وبه نقل وتوصیف موارد مذكور پرداخته ایم و سعی نموده ایم درحد توان ازمنابع دست اول روایی بهره گیری نماییم و در پایان می توان گفت وقتی معصومین علیهم السلام به این ریسمان محکم الهی چنگ زده اند چرا مااز ایشان تاسی نگرفته وخودرا به آن متصل نسازیم؟


کلید واژه:
نماز، سیره معصومین علیهم السلام، اهمیت نماز


مقدمه
اطاعت و پیروی از پیامبر اكرم علیه السلام و جانشینان بر حق او یعنی امامان معصوم - علیهم السلام - طبق آیه شریفه وأَطیعُوا اللهَ و أطیعوا الرسول و اُولی الأمْرِ منكم ... (1) بر تمامی مسلمین واجب شناخته شده لكن ... قدر و منزلت امام جلیل
‌تر و شأن او بزرگتر و مكان او رفیعتر ... از آن است كه عقلهای مردم به آن معرفت یابد و رأهای ایشان به آن نایل شود ...
در شرافت و عظمت این موهبت‌های الهی آمده است كه، آنها كسانی هستند كه از بدو خلقت و به بیان دقیق‌تر هزاران سال قبل از خلقت مادی، در عالم مجردات نورشان آفریده شده و زینت عرش الهی بوده و در آن حال به تسبیح و تهلیل و ذكر حق مشغول و از عنایات الهی بهره‌مند بوده‌اند(3) و آنگاه كه عالم امكان و خلقت به واسطه وجود آنها آفریده شد(4) و این منت با تشرف و تولد ایشان به دنیا كامل گردید نیز امین خدا در میان خلق و حجت الهی در میان بندگان و جانشینان خدا در زمین و داعیان مردم به سوی خدا بوده و همچون آفتاب تابانی نور خویش را به كرانه‌های عالم تابانده و مانند ستارگان هدایت كننده در شبهای تاریك در بیابان دنیا بوده‌اند لذا ایشان همچون آب خوشگواری برای تشنگان طریقت و دلیل‌های استواری برای جویندگان هدایت(5) و در یك كلام با توجه به كمال صفاتشان الگوی كامل برای تمامی خلقت می‌باشند.
شكی نیست كه عبادت و نیایش هر فرد در حدود معرفت و شناسایی پروردگار عالم اندازه‌گیری می گردد و چون ایشان با توضیح مختصری كه ارائه گردید در بالاترین سطح شناخت و معرفت حق قرار دارند و بررسی احوال ایشان هنگام نماز و عبادت به اهمیت این فریضه الهی نزد ایشان و عظمت این حضور اشاره داشته و به همگان راه و رسم صحیح اقامه نماز و بندگی حق را می‌آموزد لذا در این پژوهش به آن می‌پردازیم:

 

1- پیامبر اكرم صلی اله علیه و آله

شكی نیست كه اخلاق نیك رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - و روش خداپسندانه و وجدان پسند و مهر و محبت فراوان به مردم و دوری از رذایل اخلاقی همچون؛ كینه، حسد و خونریزی و ... یكی از عوامل گسترش و حفظ دین مبین اسلام در طول قرنها، چه در زمان حیات ایشان و چه بعد از آن، بوده است و این اخلاق عظیم و كامل برای ایشان به دست نیامده مگر در پرتو عبادت و بندگی خدا و نماز،‌ چنانچه در احادیث آمده است كه:
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله- ، ‌منتظر وقت نماز بود و با اشتیاق فراوانی مراقب دخول این موضوع بود و هنگامی كه وقت نماز داخل می‌شد می‌فرمود:‌ أرِحْنا یا بلال ای بلال ما را خوشحال كن. (6) و آنگاه كه به نماز می‌ایستاد، از خوف خدا رنگ از چهره مباركش می‌پرید(7) و از سینه ایشان یا از درونشان صدای سوزناكی همچون جوشش دیگ شنیده می‌شد(8) و
آنقدر نماز خوانده بود كه از شدت عبادت، دو پایش ورم كرده بود(9) و در هنگام نماز مانند لباسی بود كه به زمین افتاده بود. (10)
و از عایشه روایت شده كه: كان رسول الله صلی الله علیه و آله یحَدِّثُنا و نُحَدِّثُهُ، فإذا حَضَرَتِ الصلاةُ فَكَانَّهُ لَمْ یعْرِفْنا و لَمْ نَعْرِفْهُ إشْتِغالاً‌ بِعَظَمَةِ الله(11)
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - كه با ما صحبت می‌كرد و ما با ایشان صحبت می‌كردیم ولی همین كه هنگام نماز می‌رسید دیگر گویی نه او ما را می‌شناخت و نه ما او را می‌شناختیم به خاطر توجه ایشان به عظمت الهی.(12)
و از صحابی پیامبر- صلی الله علیه و آله عبدالله بن مسعود (ره) روایت شده كه: ذاكرانی نبودند مگر آنكه پیامبر صلی الله علیه و آله هم با آنها بود و نمازگزارانی نبودند، مگر آنكه پیامبر در میان ایشان بیش از همه نماز می‌گزارد. (13) و در عین حال نماز او كاملترین و مختصرترین نمازها بود. (14)

 

2- حضرت علی علیه السلام

مقتدای انبیاء صلوات الله علیهم و رهبر اولیا و سرور اوصیا، حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام كه زبانها از گفتن و قلم‌ها از نوشتن فضایل ایشان قاصر و ناقص است نیز در مقام بندگی خداوند به سر حد كمال بوده‌اند و در مورد ایشان گفته شده است كه:
كانَ علی بن ابیطالب اذا حَضَرَ وقتُ الصلاةِ تَلَوَّنَ و تزلزلَ فَقیلَ لَهُ: ما لَكَ یا امیر المؤمنین؟ فیقولُ: جاءَ وقتُ أمانةٍ عَرَضَها اللهُ تعالی علی السماواتِ و الأرضِ و الجبالِ فَأَبَینَ أن یحْمِلْنَها و حَمَلَها الانسانُ فی ضَعْفِی فَلا أدری اُحْسِنُ اذا ما حَمَلتُ أم لا؟(15)
حضرت علی - علیه السلام چون وقت نماز می‌شد، رنگش تغییر می‌كرد و به خود می‌لرزید، به آن حضرت عرض شد: شما را چه شده است؟ فرمود: هنگام امانتی رسیده كه خدای تعالی آن را بر آسمانها و زمین وكوهها عرضه كرد اما آنها از پذیرفتن آن خودداری كردند و انسان به عهده گرفت و من با این ضعف و ناتوانیم نمی‌دانم آیا از عهده برداشتن این بار به خوبی برمی‌آیم یا نه؟(16)
و آنگاه كه شروع به وضو گرفتن می‌كرد رنگ رخسارش تغییر می‌كرد(17) و هنگامی كه به نماز می‌ایستاد مانند بنایی استوار و یا ستونی راست، تكان نمی‌خورد و گاهی اوقات در حال ركوع یا سجده [آنقدر آرام بود كه] پرنده بر پشت آن حضرت فرود می‌آمد و هچ كس طاقت تقلید از نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله را نداشت مگر علی بن ابیطالب و علی بن الحسین علیهما سلام (18) و در نماز آنقدر به ركوع خود ادامه می‌داد كه عرقش روان می‌شد تا جایی كه در عرق خود گام می‌نهاد(19) و ایشان در شبانه روز هزار ركعت نماز می خواند(20) و بزرگترین حادثه زندگی ایشان و اوج مظلومیتشان كه از آن به رستگاری تعبیركرده‌اند شهادت ایشان به هنگام نماز و در محراب نماز،(21) به دست شقی‌ترین انسانها می باشد .

 

3- حضرت زهرا سلام اله علیها

بانوی عالمیان حضرت فاطمة زهرا سلام الله علیها در زندگی كوتاه و با بركت خویش الگوی یك زن نمونه در تمام ابعاد فردی و اجتماعی بود و در بعد عبادی به مقامی رسیده بود كه خداوند به عبادت ایشان مباهات می‌ورزید چنانچه در حدیث مفصلی از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله كه در مورد تظلمات فاطمه - سلام الله علیها - است چنین آمده است: ... و امّا دخترم فاطمه، سرور زنان سراسر عالم است ... هرگاه در محراب خود در برابر پروردگارش جل جلاله بایستد خدای عزّ و جل به فرشتگانش می فرماید : ای فرشتگان من!‌به بندة من فاطمه بنگرید، بانوی بندگان در برابر من ایستاده و عضلاتش از ترس من می‌لرزد. او با دل خویش به عبادت من روی آورده است ... (22)
و آنقدر در عبادت خداوند سختكوش بودند كه فرزندشان امام حسن علیه السلام در مورد ایشان می فرماید : ما كان فی الدنیا أعْبُدُ من فاطمه - علیها سلام - كانت تقوم حتی تتورم قدماها(23) در دنیا عابدتر از فاطمه نمی باشد آنقدر عبادت كرد كه پاهایش متورم گردید و از خوف خدا در هنگام نماز، نفس نفس می‌زد. (24)
و هنگامی كه در محراب عبادت می‌ایستاد نورش بر اهل آسمانها می‌تابید آنچنان كه نور اختران آسمان بر زمین می‌تابد(25)
و تقید ایشان به امور عبادی و دعا حتی جزئیات و آداب مستحبی نمازها همچون پوشیدن لباس پاكیزه برای نماز و استعمال عطر زیاد بود چنانچه حتی در لحظات آخر عمر پیش از شهادتش كه بستری شده بود به اسماء بنت عمیس فرمود: عطر من و لباس مخصوص نمازم را بیاور می‌خواهم نماز بخوانم. (26)

 

4- امام حسن مجتبی علیه السلام: 

در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است كه: امام حسن-علیه السلام در عصر خود، از عابدترین و پارساترین و بدترین انسانها بود...(27)
او در هنگام نماز، زیباترین لباسهای خود را می‌پوشید و هنگامی كه شخصی از ایشان علت را پرسید فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و در قرآن می فرماید : زینت خود را هنگام رفتن به مسجد برگیرید. (28) از این رو دوست دارم زیباترین لباسم را هنگام نماز بپوشم.(29)
و هرگاه وضو می‌گرفت رنگ چهره‌اش تغییر می‌كرد و بندهای بدنش به لرزه می‌افتاد علت را جویا شدند فرمود: كسی كه در برابر خداوندگار عرش نشین ایستاده است باید رنگش زرد شود و بندبند بدنش به لرزه افتد.(30) و آنگاه كه به نماز برمی‌خاست، بندهای بدنش در پیشگاه خدا می‌لرزید ... (31)

 

5- امام حسین علیه السلام  

امام سوم شیعیان و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام - . همچون پدر و مادر و جد و برادر بزرگوارشان هنگامی كه وضو می‌گرفت رنگش تغییر می‌كرد و بندهای بدنش به لرزه می‌افتاد و وقتی سبب را جویا شدند می‌فرمود: حق است بركسی كه ‌دربرابرخداوند جبارمی‌‌ایستد،رنگش زرد شود و بندهایش به لرزه افتد(32)
و وقتی از امام سجاد - علیه السلام پرسیدند: چرا فرزندان پدر شما اندك‌اند؟ فرمود: شگفتا كه خودم هم به دنیا آمده‌ام زیرا كسی كه در شبانه روز هزار ركعت نماز می خواند فرصتی برای هم نشینی با زنان ندارد. (33) و لذا در مورد حسین - علیه السلام - گفته شده: كانَتْ سَجّیتَهُ الحسین- علیه السلام - فی كثرة َصلاتِهِ و كمال صفاتِهِ(34)
ایشان در سخت‌ترین شرایط نیز نماز را ترك نفرمود حتی در شب و روز عاشورا نیز به نماز و عبادت خدا مشغول شد چنانچه به ذكر آن می‌پردازیم:

 

الف مهلت خواستن امام حسین- علیه السلام -وتأخیر در جنگ برای اقامه نماز
در روز نهم محرم كه شب عاشورای حسینی می باشد لشكر عمر سعد برای قتال و رزم به سوی خیمه‌گاه حسینی یورش آورد.
جناب عباس علیه السلام به خدمت آن حضرت - علیه السلام - آمده و عرض كرد: برادر، لشكر روی به شما آورده است حضرت حسین - علیه السلام برخاست و فرمود: ای برادر!‌ عباس!‌ سوار شو جانم فدای تو باد برو ایشان را ملاقات كن و بپرس كه چه شده كه ایشان رو به من آورده‌اند؟ جناب عباس با بیست سوار، كه از آن جمله زهیر و حبیب بودند، به سوی ایشان شتافت و از ایشان پرسید: غرض شما از این حركت و غوغا چیست؟ گفتند: از امیر حكم آمده كه به شما عرض كنیم كه تحت فرمان او درآئید و اطاعت او را لازم دانید و گرنه با شمال قتال و مبارزه كنیم. جناب عباس فرمود: پس تعجیل مكنید تا من برگردم و كلام شما را به برادرم عرضه دارم ایشان توقف نموده و جناب عباس به سرعت تمام به سوی آن امام شتافت و خبر یورش لشكر را بر آن جناب عرضه داشت.(35)
امام حسین علیه السلام- فرمود: إرْجَعْ اِلَیهِم، فإن اسْتَطَعْتَ أن تُؤَخِّرَهُمْ ألی غَدْوةٍ و تَدْفَعُهُم عنّا العَشّیةِ لَعَلَّنا نُصلّی لِرَبّنا اللیلةِ وَ نَدْعُوهُ و نَسْتَغْفِرُهُ(36) فإنّه یعْلَمُ أنّی أُحِبُّ الصلوة لَهُ و تَلاوةَ كتابِهِ و كثرةَ الدّعا و الاستغفار. (37)
امام حسین - علیه السلام - فرمود: به نزد ایشان برگرد و اگر می‌توانی تا فردا از ایشان مهلت بگیرو امشب ایشان را از ما باز گردان ‍‍‍]كه كار زار به فردا بیفكند] شاید كه ما امشب برای پروردگار خود نماز خوانده، دعا كنیم و از او آمرزش خواهی نمائیم، زیرا خداوند، خود می‌داند همانا من نماز (خواندن) برای او و تلاوت كتابش قرآن و كثرت دعا و استغفار را دوست دارم. (38)
و این نشان دهنده درجه بالای اهمیت نماز است كه حضرت امام حسین- علیه السلام - شهادت كه بالاترین بزرگی در راه خداست را با نیكی دیگری، برای چند ساعت به تأخیر انداخته و خود و یارانش به ذكر و نماز و دعا می‌پردازند.


ب نماز خونین عاشورا جلوه‌ای از عظمت نماز:
روز عاشورا، اصحاب امام حسین علیه السلام یكی پس از دیگری كشته می‌شدند و چون یك یا دو نفر از آنان به شهادت می‌رسیدند جای خالی او پیدا بود ولی از لشكر انبوه ابن سعد، هرچه كشته می‌شدند، از كثرت نفرات، نمودار نبود.
ابو ثمامه صیداوی كه نام شریفش عمر و بن عبدالله است چون دید وقت زوال است، به خدمت امام شتافت و عرض كرد: ای ابا عبدالله جانم فدای تو باد می‌بینم كه این لشكر به تو نزدیك شده‌اند. به خدا سوگند، تو كشته نشوی تا من به خواست خدا، پیش از تو كشته شوم و به خون خویش غلطان باشم. دوست دارم پروردگار خود را در حالی ملاقات كنم كه این نمازی را كه وقتش رسیده، خوانده باشم. امام علیه السلام سر به سوی آسمان برداشت و فرمود: نماز را یاد كردی خدا تو را از نمازگزارانی كه در یاد اویند قرار دهد. آری اینك اول وقت نماز است سپس فرمود: از این قوم بخواهید از ما دست بردارند تا نمازگزاریم.
حٌصین بن تمیم چون این شنید گفت: نماز شما، پذیرفته نیست!!
حبیب بن مظاهر (ره) گفت: آیا می‌پنداری كه نماز پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله - قبول نمی شود و از تو قبول خواهد شد؟!(39)
آنگاه امام حسین علیه السلام به زهیر بن قَین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد كه مقابلش بایستد تا آن حضرت - علیه السلام - بتواند با بقیه اصحاب نماز را به صورت نماز خوف به جای آورد. ثم صلّی بهم صلاةَ الخوفِ(40)
و در مقاتل آمده است كه سعید بن عبدالله كه تیرها را به جان می‌خرید در حالی كه سیزده پیكان تیر و زخم‌های فراوان نیزه و شمشیر در بدنش دیده می‌شد، به شهادت رسید.(41)
نكته قابل توجه در این بحث این است كه حضرت - علیه السلام - می‌توانستند این نماز را در خیمه‌ها و به صورت جداگانه و فرادا بخوانند ولی ایشان بنا داشتند كه نماز را در معركه اقامه كرده و نماز را آشكارا به جای آورند و این دلیل اهمیت و ارزش به صحنه كشاندن این فریضه واجب می باشد .

 

6- امام علی بن الحسین - علیه السلام - زَینُ العابِدین 

امام سجاد - علیه السلام - در عبادت و نیایش، به قدری پیش رفت كه بزرگترین سالكان طریق و رهروان شیفته حق و عابدان خاكسار درگاه ربوبی را یارای شاگردی آن حضرت نبود و ایشان را به این جهت سجاد گفتند كه آثار سجده زیاد بر مواضع هفتگانه سجده او نمودار بود چون در هر شبانه روز هزار ركعت نماز می‌گزارد. (42) ایشان پانصد نخل داشت كه پای هر نخل دو ركعت نماز می‌گزارد.(43) هرگاه شروع به طهارت گرفتن برای نمازها می كرد، رنگش زرد می‌شد و ترس وجودش را فرا می‌گرفت(44)
چون به نماز می‌ایستاد رنگش دگرگون می‌شد همانند بنده‌ فرو جایگاهی كه در پیشگاه پادشاهی جلیل ایستاده باشد، در نماز می‌ایستاد و اندامش از بیم خدای عزتمند و شكوهمند می‌لرزید. نمازش آنسان بود كه گویا با نماز وداع می كند و دیگر هرگز نماز نخواهد گزارد. (45)
... آنگاه كه به سجده می‌رفت آنقدر سر بر نمی‌داشت كه عرق از او می‌ریخت. (46) و مانند تنه درختی بود كه هیچ چیزی او را تكان نمی داد مگر آن چیزهایی كه به وسیله وزش باد به حركت درمی‌آمد.(47)
روزی در نماز یك طرف عبایش از دوش مباركشان افتاد، آن را به جای خود ننهاد تا از نماز فارغ شد بعضی از حاضران پرسیدند: چرا در نماز، عبای خود را بر شانه ات نیفكندی؟ در پاسخ فرمود: وای بر تو آیا نمی‌دانی در پیشگاه چه كسی هستم، نماز بنده قبول نمی شود مگر آنچه را كه با قلبش در نماز توجه نموده است ، سؤال كننده گفت: پس ما با این نمازهای خود به هلاكت افتاده‌ایم؟ فرمود: نه خداوند متعال نمازها را به وسیله انجام نمازهای نافله تكمیل خواهد كرد. (48)
كثرت عبادت ایشان به حدی بود كه در پیشانی و سر زانوها بر اثر سجده‌های فراوان پینه بسته بود و لذا لقب ایشان را ذوالثفنات نهاده بودند.

 

7- امام باقر علیه السلام

دانشمند بزرگ جهان شیعه كه از كثرت علم به شكافندة علوم ملقب گشته حضرت محمد باقر علی- علیه السلام بنده خالص و خاشع خداوند بوده و همواره در یاد و پرستش حضرت حق جل جلاله به سر می‌بردند و چیزی ایشان را از عبادت خالص و بی‌شائبه خدا باز نمی داشت چنانچه هرگاه به نماز می‌ایستادند رنگ رخسارشان تغییر می‌كرد گاهی سرخ و گاهی زرد می‌شد گویی با چیزی راز و نیاز می‌كنند كه او را می‌بینند. (49)
روزی امام باقر علیه السلام به نماز ایستادند، در همان حال چیزی روی سر آن حضرت افتاد اما آن را از سر خود دور نكرد تا آنكه امام صادق - علیه السلام - آن را از روی سر ایشان برداشت و این عمل حضرت ناشی از تعظیم خدا و توجه ایشان به نماز بود. (50)

 

8- امام صادق علیه السلام  

رئیس دانشگاه بزرگ جعفری، صادق آل محمد- علیه السلام هموكه شیعه، مكتب و مذهب خود را از سرچشمه زلال سخنان گهربار و احادیث فراوان حضرتش به میراث برده و دوست و دشمن، پیشانی به درگاهش ساییده و در محضرش زانوی شاگردی بغل نموده‌اند نیز نماز خاشعانه را سرلوحه برنامه‌های خویش قرار داده بود به طوری كه حتی درس خداشناسی را به خاطر رسیدن وقت نماز رها می‌فرمود. چنانچه وارد شده است كه ایشان به مدت چهار روز از بامداد تا نیمروز، درس ویژه‌ای برای مفضل بن عمر(51) یكی از شاگردان خود بیان می‌فرمود و هر روز چون وقت نماز می‌رسید درس را قطع نموده و برای نماز برمی‌خاست.(52)
مالك بن انس رئیس فرقه مالكی درباره ایشان می گوید: من امام صادق - علیه السلام را ندیدم مگر آنكه در یك از سه حالت بود یا نماز می خواند یا روزه می‌داشت و یا قرآن تلاوت می‌كرد. (53)
ایشان در مقام خوف خدا همانند پدر بزرگوارشان هنگامی كه به نماز می‌ایستادند رنگ رخسارشان تغییر می‌كرد ... (54)
همچنین در مورد ایشان آمده است كه روزی امام صادق علیه السلام با حالت ملكوتی مشغول نماز بودند و در نماز، آیات قرآن را تلاوت می‌فرمود كه ناگهان از هوش رفت، وقتی به هوش آمد سؤال كردند چه شد كه به این حال افتادید؟ حضرت پاسخی به این مضمون داد: آیات قرآن را پیوسته تكرار می‌كردم تا جایی كه این حالت به من دست داد كه گویی آن را از زبان نازل كننده‌اش می‌شنوم. (55)


9- امام كاظم علیه السلام
هفتمین اختر آسمان ولایت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به علت كثرت عبادات به عبد صالح معروف شده‌اند و عابدترین و فقیه‌ترین و سخی‌ترین و گرامی‌ترین افراد اهل زمان بودند روایت شده كه ایشان، شبها برای نافله‌های شب برمی‌خاست و پیوسته نماز می خواند تا هنگام نماز صبح و چون فریضه صبح را ادا می‌كرد تا طلوع آفتاب تعقیب می خواند سپس برای خدا سجده می‌كرد و پیوسته در سجود بود و سر بر نمی‌داشت تا نزدیك زوال(56) و (57) و این سطح عالی عبودیت ایشان، حال هر بیننده و شنونده را دگرگون می كرد چنانچه كنیز هارون را در زندان، آنچنان دگرگون كرد كه در حالت عبادت و مناجات جان سپرد. (58)
و نیز در شرح حال آن حضرت آمده است: وقتی به نماز می‌ایستاد اشك از دیدگان فرو می‌بارید، او عابد مقدس و یكتا پرستی بود كه شوق به خدا، قلب وی را پر كرده بود و محبت خدا بر جانش سیطره داشت و محبوبترین چیزها در دنیا برای او ذكر خدا و عبادت بود(59) به طوری كه گویند: هارون الرشید كه بر زندان امام اشراف داشت، چون همواره حضرت در سجده‌های طولانی به سر می‌بردند از زندانبان امام به نام ربیع پرسید: این جامه‌ای كه هر روز آن را در این مكان می‌بینم چیست؟ و او پاسخ داد: آنچه می‌بینی لباس نیست، موسی بن جعفر است كه هر روز سجده‌ای طولانی از طلوع خورشید تا هنگام ظهر دارد. (60)

 

10- امام رضا علیه السلام
امام رئوف، حضرت رضا علیه السلام - نیز همچون اجداد بزرگوارشان در بالاترین قله عبودیت و خضوع در برابر حق جل جلاله به سر می‌برد به طوری كه سجده‌های طولانی و نمازهای ایشان(61) مورد روایت دوستان و دشمنان آن حضرت می باشد .
از بعضی از روایات استفاده می شود كه ایشان مدتی در سَرَخْس(62) ، زندانی و تحت نظر بوده‌اند از آن جمله:
ابا صلت هروی(63) می گوید: در سرخس به كنار خانه‌ای كه امام هشتم علیه السلام در آن زندانی بود رفتم و از زندانبان اجازه خواستم تا با امام - علیه السلام - ملاقات كنم آنها گفتند: نمی‌توانی با امام - علیه السلام - ملاقات كنی! گفتم چرا؟ گفتند: امام رضا - علیه السلام - شبانه روز مشغول نماز است و در یك شبانه روز هزار ركعت نماز می خواند فقط ساعتی در آغاز روز و قبل از ظهر و ساعتی هنگام غروب نماز نمی خواند ولی در این ساعات نیز در محل نماز خود به مناجات و راز و نیاز با خداوند اشتغال دارد ... (64)
و نیز روایت شده است كه فردی در خراسان در مسجد رضا - علیه السلام - از ایشان بسیار سؤال نمود سپس آن حضرت به جهت استقبال از آل ابوطالب كه به آنجا می‌آمدند بیرون رفت، پس وقت نماز شد و حضرت به سمت قصری كه در آن نزدیكی بود رفت سپس از آن فرد خواست كه اذان بگوید ولی او از امام درخواست كرد كه منتظر بمانند تا اصحاب ایشان برسند حضرت فرمود: خدا تو را بیامرزد لا تُؤخّرَنَّ الصلوة عَنْ أوّلِ وَقْتِها مِنْ غَیرِ عِلَّةٍ علیكَ إبَدأ بِأول الوقت یعنی: به تأخیر مینداز نماز را از اول وقتش به آخر آن بدون علت و ابتدا كن به اول وقت(65) و این فرمایش در سیره عملی ایشان برای تربیت مؤمین و توجه داد نشان به عظمت این فریضه وجود داشته است.

 

11- امام جواد علیه السلام

عبادت خدا و راز و نیاز به درگاه الهی، برنامه همیشگی حضرت جواد الائمه علیه السلام در زندگی بسیار كوتاه و پر بركتشان بود ، به طوری كه اخلاص در عبادت و عمل را به نحو شایسته رعایت می‌فرمود و از اعمالی كه بوی شرك می‌داد پرهیز می‌نمود در مورد ایشان وارد شده كه فردی، مترصد فرصتی برای بهره‌گیری از خاك زیر پای امام - علیه السلام - به جهت تبرك و تیمن بوده و امام به علم امامت چنین فرصتی را در اختیار او قرار نداده ، وی در ابتدای روایت آورده است كه: در مدینه امام جواد - علیه السلام - را می‌دیدم كه هر روز به مسجد النّبی می‌آمد و در صحن مسجد به نزد قبر پیامبر صلی الله علیه و آله می‌رفت و بعد از سلام بر پیامبر- صلی الله علیه و آله- به طرف خانه حضرت زهرا- سلام الله علیها - رفته و نعلینش را از پا در آورده و در آنجا نماز می خواند و این روش هر روزه آن حضرت بود ...(66)
و در روایت دیگری است كه بر بركت وجود امام و نماز ایشان درخت خشكیده‌ای در صحن مسجدی در كوفه و در محلی به نام دار مسیب به میوه نشسته بوده و مردم همگی این كرامت را از ایشان مشاهده نمودند. (67).

 

12- امام هادی علیه السلام  

امام هادی علیه السلام نیز بیش از همه معاصران خویش به عبادت و تهجد می‌پرداخت و تمام نمازهای نافله را به جا می‌آورد(68) ، ایشان همواره نیمه‌های شب از بستر برمی‌خاست و در حالی كه لباس مویین پوشیده بود ، رو به قبله ، بر روی حصیر نشسته و به عبادت و سجده و نماز مشغول می‌شد.(69)
13- امام حسن عسگری علیه السلام
ابا المهدی علیهما سلام نیز همانند سایر معصومین نماز را بر هر چیزی مقدم می‌داشت و هنگام نماز دست از هر كاری می‌كشید، ابوهاشم جعفری(70) می گوید: خدمت امام شرفیاب شدم، امام مشغول نوشتن چیزی بود، وقت نماز فرا رسید حضرت نوشته را كنار گذاشته و به نماز ایستاد. (71)
و هنگامی كه در عصر خلافت معتمد عباسی، مدتی در زندان ، علی بن جرین ، بود معتمد همواره از زندانبان، درباره احوال ایشان در زندان می‌پرسید و او پاسخ می‌داد كه: انُّه یصُومُ النَّهارَ و یصَلِّی اللَیلَ.(72) یعنی او همواره روزها را روزه می گیرد و شبها را در نماز به سر می‌برد. (73)
عبادت خالصانه و قنوت‌های طولانی و بلند معنای ایشان به قدری ملكوتی و پرجاذبه بود كه موجب هدایت سخت‌ترین دشمنان ایشان می‌گردید.(74)
14- حضرت حجه بن الحسن العسكری علیه السلام
در روایات آمده است كه‌: او اهل عبادت و شب زنده‌داری، زهد و ساده زیستی، صبر و بردباری و عدالت و نیكوكاری است (75). چنانچه امام موسی كاظم - علیه السلام - در مورد ایشان فرموده: پدرم فدای آنكه شبش را با مراقبت ستارگان در حال ركوع و سجود می‌گذارند(76) به طوری كه به رنگ گندم گونش از بیداری شبها، زردی عارض می شود .(77)
و زمانی كه ایشان ظهور كند حضرت عیسی - علیه السلام - نزد آن حضرت حاضر می شود و چون وقت نماز برسد حضرت - علیه السلام - می فرماید : پیش بایست ‍[برای نماز جماعت] و حضرت عیسی - علیه السلام - می فرماید : توبه نماز شایسته‌تری آنگاه حضرت عیسی - علیه السلام - پشت سر آن حضرت به نماز می‌ایستد.(78)
و روایات متعدد آمده است كه ایشان در نماز به شیعیان دعا می‌كنند و شیعیان و محبین آن حضرت نیز در آن حال ملكوتی به حضرت سلام می‌دهند كه:
السلام علیكَ حین تُصَّلی و تَقْنُت(79) سلام بر تو هنگامی كه به نماز می‌ایستی و قنوت می‌گیری

 

پی نوشت ها :
 

- سوره نساء (4) ، آیه 59.
2- اِنَّ الامامَة َ اَجَلُّ قدماً و أعظمُ شأناً و أعلی مكاناً و اَمْنَعَ جانباً ... من أن یبْلُغَهَا النّاس بِعُقُولهم ... سید حسن میر جهانی طباطبایی، ولایت كلیه، ص 153، حدیث امام رضا علیه السلام و شیخ صدوق ، معانی الاخبار، ج 1، ص 96.
3- قال الصادق علیه السلام -: انّ الله خَلَقْنا نوراً ‌و احداً قبلَ أنْ یخْلُقَ دُنیا و آخِرَة ًو جَنَّة ً و ناراً بِأربعه الاف سَنَةٍ نُسَّبِحُ اللهَ و نُهَلِّلُهُ و نكبّره و نمجّده. سید حسن میر جهانی طباطبایی، همان، ص 215.
4- با توجه به روایات زیاد از جمله: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : لو لا أنا و أنت یا علی ما خَلَقَ اللهُ الخلق، محمد باقر مجلسی، بحار، ج 40، ص 96.
5- ابومحمد حرانی، تحف العقول، ص 797 - 796 حدیث مفصل از امام رضا علیه السلام- .
6- سید محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ترجمه لطیف راشدی، ص 322 .
7- محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج 7، ص 3108، ح 10598.
8- سید محمد حسین طباطبایی، همان، ص 308، ح 281.
9- عبدالحسین احمد امینی، الغدیر، ج 5، ص 26 .
10- محمد حسین طباطبایی، همان، ص 309.
11- محسن فیض كاشانی، مَحَجَة ُالبیضاء، ج 1، ص 351.
12- محمد محمدی ری شهری، اهل بیت در قرآن و حدیث، ترجمه حمید رضا شیخی و حمید رضا آژیر، ج 1، ص 409.
13- محمد محمدی ری شهری، همان
14- محمد حسین طباطبایی، همان، ص 313.
15- محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 86، ص 238
16- محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج 7، ص 3108، حدیث 10602.
17- همان، ح 10603.
18- همان، ح 10604.
19- محمد محمدی ری شهری، اهل بیت در قرآن و حدیث، ص 410 ، ص 626.
20- شیخ صدوق، خصال، ج 2، ص 776، ح 1127.
21- البته اختلاف روایاتی كه در مورد مكان شهادت حضرت علی علیه السلام وجود دارد: روایات متعددی حكایت از آن دارد كه امام در مدحل ورودی مسجد (در درون مسجد) مورد حمله ابن ملجم واقع شد، در نقل‌های دیگری امام در حال بیدار كردن مردم برای نماز بود. و روایات دیگر زمان حمله را وقتی می‌داند كه امام مشغول نماز بود و در نقلی از میثم تمار امام نماز صبح را آغاز كرده و 11 آیه از سوره انبیاء خوانده بود و روایت دیگر زمانی كه امام سرش را از سجده برداشت مورد ضربه قرار گرفت رسول جعفریان، تاریخ و سیره‌ سیاسی امیر مؤمنان علی بن ابیطالب، ص 123.
22- محمد باقر كجوری مازندرانی، خصایص فاطمیه، ص 747 .
23- محمد باقر مجلسی، همان، ج 43، ص 76.
24- همان، ج 70، ص 400، ح 72، و محمد محمدی ری شهری،‌میزان الحكمه، ص 3108، ح 10605.
25- شیخ صدوق، معانی الاخبار، ترجمه عبدالعلی محمدی شاهرودی، ج 1، ص 147.
26- محمد محمدی اشتهاردی، سیره چهارده معصوم، ص 193 به نقل از كشف الغمه، ج 2، ص 62 .
27- محمد باقر مجلسی، همان، ج 43، ص 331.
28- سوره اعراف (7) آیه 31.
29- فتح الله كاشانی، منهج الصادقین، ج 4، ص 22 .
30- كان الحَسن اذا تَوَضَّاَ تَغَیرَ لَونُهُ و ار تَعَدت مفاصله محمد باقر مجسی، همان، ج 43، ص 339 و محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، همان، ح 10609.
31- ... كانَ اذا قامَ فی صلاتِهِ ترتعِدُ فرائِضُهُ بین یدی رَبِّه عَزّوجَلَّ، محمد باقر مجلسی،همان،ج 43،‌ ص 331.
32- محمد محمدی ری شهری، اهل بیت در قرآن و حدیث، ص 412، ح 632 .
33- سید بن طاووس، لهوف، عباس عزیزی، ص 132 .
34- همان، یعنی روش حسین - علیه السلام - زیاد نماز خواندن و كمال صفات اخلاقی بود.
35- شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ص 525 - 524 .
36- شیخ مفید، الارشاد، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج 2، ص 93.
37- سید بن طاووس، همان، ص 126.
38- شیخ مفید، همان.
39- شیخ عباس قمی، همان، ص 556.
40- همان، ص 559 و سید بن طاووس، همان، ص 152.
41- سید بن طاووس، همان.
42- شیخ صدوق، معانی الاخبار، ج 1، ص 149.
43- شیخ صدوق، خصال، ترجمه صادق حسن زاده، ج 2، ص 776.
44- محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج 7، ص 3110، ح 10610.
45- شیخ صدوق، خصال، همان.
46- محمد محمدی ری شهری ،همان، ح 10612، روایت از امام صادق علیه السلام- .
47- همان، ح 10614، روایت امام باقر علیه السلام و محمد باقر مجلسی، همان، ج 84، ص 238.
48- شیخ صدوق، خصال، همان.
49- محمد باقر مجلسی، همان، ج 84، ص 248، ح 39 و محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه،‌ ج 7، ص 3112، ح 10618.
50- محمد باقر مجلسی، همان، ج 84، ص 252، ح 48.
51- مفضل بن عمر كه كنیه‌اش ابومحمد یا ابوعبدالله است در اواخر قرن اول یا آغاز قرن دوم هجری در شهر كوفه به دنیا آمده است و از اصحاب جلیل القدر امام صادق و امام كاظم - علیهما السلام بوده است.
52- نجفعلی میرزایی ،شگفتیهای آفرینش از زبان امام صادق علیه السلام یا توحید تفضیلی ص 85 .
53- مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص 351، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق علیه السلام ، 1376.
54- محمد باقر مجلسی، همان، ج 84، ص 248، ح 39.
55- محمد محمدی ری شهری، همان، ح 10617.
56- شیخ عباس قمی، منتهی الآمال،‌ ص 997.
57- یسْجُدُ بَعْدَ ما یصَلّی فلا یرفَعُ رأسَهُ حتی یتعالَی النَّهار محسن كاشانی، محجه البیضاء، ج 1، ص 345.
58- رك: محمد محمدی اشتهاردی، سیره چهارده معصوم، ص 657.
59- حسین دیلمی، هزار و یك نكته درباره نماز، ص 195، حرم، 1381.
60- شیخ عباس قمی، همان، ص 1042.
61- رك به شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا ، ج 2، ص 416، اخلاق و اعمال عبادی آن حضرت.
62- یكی از نواحی خراسان.
63- خادم خاص حضرت كه نام وی عبدالسلام بن صالح بوده در حدود 160 ه‍.ق در مدینه متولد و در سال 236ه‍.ق در خراسان وفات نمود .
64- محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 49، ص 1700، حدیث 7.
65- شیخ عباس قمی، همان، ص 1126.
66- محمد محمدی اشتهاردی، همان، ص 809.
67- شیخ مفید، همان، ج 2، باب 25، ص 27.
68- حسین دیلمی، همان، ص 133.
69- محمد محمدی اشتهاردی، همان، ص 789 .
70- ابوهاشم جعفری یكی از یاران امام حسن عسگری علیه السلام كه در سال 258 به جرم دوستی با امام حسن عسگری - علیه السلام - دستگیر و زندانی شد.
71- حسین دیلمی، همان، ص 138.
72- محمد باقر مجلسی، همان، ج 50، ص 314، ح 11 و شیخ عباس قمی، همان، ص 1304.
73- محمد محمدی اشتهاردی، همان، ص 960.
74- رك: شیخ مفید، الارشاد، ص 344 و محمد باقر مجلسی، همان، ج 50، ص 308.
75- محمد امین بالادستیان، محمد مهدی حائری‌پور و مهدی یوسفیان، نگین آفرینش، ص 39.
76- محمد باقر مجلسی، همان، ج 86، ص 81، بأَبی من لَیلَهُ یرْعی النجوم ساجداً و راكعاً.
77- محمد باقر مجلسی، همان و سید محمد تقی موسوی اصفهانی، مكیان المكارم،‌ سید مهدی حائری قزوینی، ج 1، ص 193.
78- حسین دیلمی، همان، ص 55.
79- زیارت آل یاسین.

 

فهرست منابع
قرآن مجید ترجمه مهدی الهی قمشه ای .
1. شیخ مفید، محمد بن نعمان : الارشاد، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران بازار شیرازی، انتشارات علمیه اسلامیه، بی تا.
2. مجلسی، محمد باقر : بحارالانوار،110 جلدی، تهران، المکتبه الاسلامیه،بی تا.
3. جعفریان، رسول : تاریخ و سیره سیاسی امیرمومنان علی بن ابیطالب علیه السلام - قم، دلیل ما، 1380.
4. حرانی، ابو محمد :تحف العقول، ترجمه صادق حسن زاده، قم، آل علی، چاپ ششم، 1385.
5. شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه : خصال المحموده و المذمومه، 2 جلدی، صادق حسن زاده،قم و تهران و شیراز و مشهد، فکر آوران، 1384.
6. طباطبایی، سید محمد حسین: سنن النبی، آداب زندگی پیامبر، لطیف راشدی، قم، تهذیب، چاپ ششم، 1385
7. پیشوایی، مهدی: سیره پیشوایان،قم، موسسه تحقیقاتی و تعلمیاتی امام صادق علیه السلام چاپ پنجم، 1376 .
8. محمدی اشتهاردی، محمد: سیره چهارده معصوم،تهران، نشر مطهر، چاپ پنجم،1384 .
9. میرزایی، نجفعلی: شگفتیهای آفرینش از زبان امام صادق- علیه السلام- یا توحید مفضل، قم، هجرت، چاپ چهارم،1376.
10. شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه: عیون اخبارالرضا- علیه السلام- ،2جلدی،حمیدرضا مستفیدو علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1380.
11. امینی نجفی، عبدالحسین احمد: الغدیر،11جلدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم،
12. کجوری مازندرانی،محمدباقر:فاطمة زهرا-سلام الله علیها-اینگونه بودخصایص فاطمیه، تحقیق صادق حسن زاده، قم، آل علی، 1384.
13. سیدبن طاووس، علی بن موسی بن جعفربن محمدبن طاووس: لهوف فی قتلی الطفوف، ترجمه عباس عزیزی، قم و تهران، صلاة، چاپ دوم،1381 .
14. کاشانی، محسن: مَحَجَّه البیضاء،6جلدی به تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، مکتبها لصدوق، 1339
15. شیخ صدوق، محمدبن علی بابویه: معانی الأخبار،2جلدی،ترجمه عبدالعلی محمدی شاهرودی، تهران، دارالکتب الاسلامیه،چاپ دوم،1377
16. موسوی اصفهانی، سید محمد تقی: مکیال المکارم:2جلدی،ترجمه سیدمهدی حائری قزوینی، اصفهان، مهرقائم، 1383
17. خراسانی، محمدهاشم: منتخب التواریخ، تهران، بازار شیرازی، انتشارات علمیه اسلامی، بی‌تا‌.
18. قمی،شیخ عباس:منتهی الآمال، به تصحیح فریدفتحی و سعید خراطها، تهران، صائب، ،1380 .
19. کاشانی، فتح الله: منهج الصادقین،تهران، چاپخانه محمدحسن علمی،1333.
20. محمدی ری شهری، محمد: میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، چاپ سوم،1381 .
21. بالادستیان، محمد امین و محمد مهدی حائری پورو مهدی یوسفیان: نگین آفرینش، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود، چاپ چهارم،1385 .
22. میرجهانی طباطبایی، محمدحسن: ولایت کلیه، تحقیق و تصحیح مهدی لولاکی، قم الهادی، 1382
23. دیلمی، حسین: هزار و یک نکته درباره نماز، قم، خرم، چاپ دوم،1381 .
 

منبع : راسخون 

 

لينکهای    
 هفته      

بهنویس
برگردان کننده جملات فارسی نگارش شده با فونت انگلیسی به فارسی روان

 

خاطرات یک مدیر

 

مجله علم الكترونیک و كامپيوتر

 

پایگاه تخصصی فرهنگ و اندیشه اسلامی

 

آدرس و تلفن واحدها و مراکز دانشگاه آزاد اسلامی

 

NSTA :National Science Teachers Association-free journal Article

بزرگترين كتابخانه دانشگاهی در جهان با دارابودن متن كامل كتب و مقالات مجلات و نشريات بطور رايگان